| بازخوانی مواضع گذشته میرحسین موسوی: |
| ساعت ٥:٢٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی |
|
چون رهبر ما شاگرد حضرت امام است، منحرف نمیشویم / همه باید از حزب الله دفاع کنند
آن روزها انگار نقطه نظراتش در مورد حزب الله و رهبری انقلاب با امروز تفاوت داشت. میرحسین
موسوی در مصاحبه با نشریه"حوزه" سخنانی را بر زبان آورد که بازخوانی آن در شرایط کنونی خالی از لطف نیست.به گزارش رجانیوز، حکایت میرحسین نظیر حکایت انقلابیونی است که سرآغاز انقلاب را در صف خواص سپری کرده اند، اما به مرور زمان راه را به بیراهه سپرده اند. میرحسین موسوی آن روزها از رهبر انقلاب تجلیل می کرد و معتقد بود تا زمانی که او هست، انحرافی وجود نخواهد داشت. او همچنین معتقد بود که همه باید از حزب الله دفاع کنند و نگذارند که دستاوردِ بها دادن به حزب الله از بین برود. اکنون اما از پس این همه سال جای این پرسش باقی است که بسیجیان و حزب اللهی های میرحسین کجایند؟ آیا او عملا علیه اندیشه های سابق خود که روزی مدعی پایبندی به آنها بود، قیام نکرده است؟ موسوی در مصاحبه با "حوزه" ضمن تاکید بر اینکه مسئولین باید از حزب الله دفاع کنند، گفت:«نباید بگذاریم این دستاورد بزرگ یعنى بها دادن به حزب الله از بین برود. اگر حزب الله کنار زده شود ارزشهاى اسلامى انقلاب از پیکره نظام و مدیریت کشور رخت برخواهد بست. حضرت امام روى حاکمیت حزب الله والهى کردن انگیزه ها در نظام ادارى و اجرایى کشور حساسیت فوق العاده اى داشتند. اگر امام اسوه حسنه ماست که هست باید در حراست این مهم تلاش کنیم تبلیغ کنیم و از نیروهاى متدین و مومن به هیچ وجه نباید صرف نظر کنیم.» او با اشاره به تصویر غلطی که ممکن است برای برخی پیش بیاید و در نتیجه آن مشى حزب الله را مرتجعانه لقب دهند، گفت:«مشى و سیره مملکت دارى و رهبرى امام براین اوهام خط بطلان کشید. اعتقادات امام هیچ تنافرى بااداره صحیح و مدرن جامعه نداشت. مى بینیم که: جناب ایشان بین سیستم علمى ادارى و ارزشهاى عمیق مذهبى پیوند ناگسستنى به وجود آورد و با این عمل خود تشکیلات و نظام نوى را به جهان عرضه کرد. در صدراسلام هم چنین بود. با وجود تمدن رم و ایران قدیم پیامبر اسلام آمد و طرحى نو را در شکل زندگى جوامع پى ریخت.» نخست وزیر دهه شصت همچنین در پاسخ به سوالی در مورد احتمال کنار زده شدن حزب الله در آینده، به نقش رهبری اشاره کرده و گفت:«چون رهبر ما روحانى و شاگرد حضرت امام است و روحانیت در راس امور مى باشد به راحتى مى توان با این انحراف مقابله کرد. بى تردید حفظ روحانیت و آرمانهاى اسلامى بدون حفظ حزب الله امکان پذیر نمى باشد. ما اگر کارشناسان مذهبى خودمان را کنار گذاشته و به سراغ کارشناسان با عنوان اما بیگانه با ارزشهاى راستین مذهب برویم روحانیت به دست همین عناصر دوراز مذهب کنار زده خواهد شد و در نتیجه ارزشهاى اسلامى و الهى در جامعه رنگ خود را از دست خواهد داد.» او معتقد بود بین حفظ نظام الهى و نیروى حزب الهى یک ارتباط ناگسستنى منطقى و عقلانى است. میرحسین می گفت:«ارزشهاى یک انقلاب را ارزشمداران حراست و حفاظت مى کنند. این یک مساله مبنایى و اساسى است که باید در زمینه آن کتابها نوشته شود. اگر این مساله درست براى مردم و مسئوولین ما روشن نشود ممکن است جمهورى اسلامى آهسته آهسته به سمت آمریکایى و ارزشهاى منبعث از آن که مورد تنفر و انزجار حضرت امام و ملت ماست برود.» سوالی که وجود دارد این است که مواضع مدافع سابق حزب الله چه نسبتی با اکنون دارد؟ آیا او اکنون خارج نشینان و سلطنت طلب ها و آشوبگران را مصداق حزب الله می داند؟! یا اینکه در سیر روشنفکری اش مرزبندی های گذشته و سخن گفتن از حزب خدا و حزب شیطان را نادرست می داند؟ این همه هر چه باشد چه به واسطه تکثر طلبی نوین و چه به واسطه مصلحت سنجی های میدان سیاست، یقین با مواضع گذشته او سر ناسازگاری دارد. میرحسین آن روزها از لزوم در صحنه بودن حزب الله سخن می گفت:«یکى از ارکان و اصول وصیت نامه شان توصیه و سفارش به حفظ نیروهاى مومن است. ایشان به خوبى رابطه حفظ نظام و در صحنه بود حزب الله را لمس کرده بودند و در زمان حیات خود دائما روى این مساله تکیه و بر همان اساس مشى مى کردند.» او مطابق معمول پای خاطره ای از امام را پیش کشید:«در رابطه با یک وزارتخانه مشکل قانونى پیدا کردیم . عده اى از افراد متخصص غربگرا کارشکنى مى کردند و نیروهاى حزب الله و متدین را مورد اذیت و آزار قرار مى دادند. ایشان حکم دادند که ما خارج از حوزه قانونى و ادارى آنان را بر کنار کنیم. فرمودند: اینجا حیثیت اسلام در میان است و حرام است اینان در این وزارتخانه باشند. بعد دراجراى این حکم مشکلات و موانعى پیدا شد و اینان درصدد انکار این حکم و دستور از جانب امام برآمدند. حضرت امام به برادر گرامى آیه الله موسوى اردبیلى مطلب را فرمودند. ایشان به صدور این حکم از سوى حضرت امام شهادت دادند و کار به انجام رسید و مساله حل شد.» سوال اینجاست که حزب اللهی های میرحسین اکنون کجایند و او چرا اکنون نگران هم جبهه شدن با کسانی که نه اینکه اندیشه های غربی دارند، بلکه وابستگی خود به استعمار را هم فریاد می کنند، نمی شود؟ آیا همنوایی با بی بی سی، voa، سلطنت طلب ها، بهایی ها و کمونیست ها جای نگرانی ندارد؟ چه کسانی حامی اویند و در صف مقابل او چه کسانی قرار دارند؟ چگونه است که او با سطنت طلب ها هم مرزبندی ندارد، اما با حزب اللهی هایی که پیشتر مدافعشان بود، مرزبندی دارد؟! آیا اکبر گنجی به حساب او یک حزب اللهی است؟! نخست وزیر امام در مصاحبه اخیر خود به مناسبت 22 بهمن و در پاسخ به سوالی در مورد تجمعات و راهپیمایی ها می گوید:«جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.» و این یعنی تداوم همان عدم مرزبندی هایی که روزی گریبان گیر بنی صدر هم شد تا در نهایت او را در کام منافقین فرو برد. |
|
| مهر تایید گروهک منافقین بر مواضع سران فتنه |
| ساعت ٥:٢٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی |
|
چگونه حرف مسعود رجوی و موسوی یکی شد/ شعارسازی منافقین، سردادن حامیان موسوی
«گزارش کمیته صیانت از آرای آقای موسوی که دیروز 13 تیرماه منتشر شد، با ذکر جزئیات موارد جدیدی از... و تقلبات نجومی در انتخابات رژیم... را برملا کرده و بهدرستی آن را «یک دسیسه نظامیافته برای تقلب» خوانده است.» این جملات در عین حال که مهر تأیید سرکرده گروهک منافقین بر ادعای واهی تقلب از سوی میرحسین موسوی است، حکایت از راه ورودی دارد که مدعیان تقلب برای احیا و به میدان کشیدن گروهک مرده منافقین باز کردند.
حمایت صریح از عالیجنابان آشوب مسعود رجوی که در بیانیهها عنوان «رهبر انقلاب دموکراتیک ایران» را برای خود انتخاب کرده، یک روز پس از انتشار گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای موسوی به ریاست علیاکبر محتشمیپور، طی پیامی هرگونه تعرض و تهدیدهای ولیفقیه به محاکمه و مجازات موسوی را محکوم کرده و نسبت به امنیت موسوی ابراز نگرانی کرده است. سرکرده این گروهک تروریستی در بیانیه خود نوشته است: ولی فقیه... در ارگان خود موسوی را به ارتکاب «جنایت» انجام «مأموریت دیکته شده بیرونی» و ایفای نقش «ستون پنجم» دشمن کرد که یا باید «توبه» کند و «عذر تقصیر» بخواهد و یا «مجازات قطعی به جرم قتل انسانهای بیگناه، برپایی آشوب و بلوا و اجیر کردن اراذل و اوباش برای تعرض به جان و مال و ناموس مردم، همکاری آشکار با بیگانگان و ایفای نقش ستون پنجم امریکا» را بپذیرد. سرکرده منافقین که دستش به خون هزاران ایرانی آلوده است در یکی از اولین پیامهای حمایتی خود از موسوی پرده از سناریویی برداشت که در روز عاشورا با ترور خواهرزاده موسوی به اجرا درآمد. در پیام مسعود رجوی که پی درپی از رسانه های بیگانه پخش می شد نسبت به تعرض به موسوی و خانواده وی ابراز نگرانی شده بود. رجوی در پیام خود نوشته بود: «محکوم کردن هرگونه تعرض و ستمی که بر موسوی و خانواده و اطرافیان او در چارچوب همین رژیم جریان دارد. همچنین اخطار به رژیم درمورد محاکمه و مجازات وی با تأکید بر اینکه مسئولیت هرگونه تعرض، دستگیری یا اقدام تروریستی بر عهده شخص... است.» آنها حتی پا را فراتر گذاشته از شورای امنیت سازمان ملل هم خواستهاند تا برای حفظ امنیت موسوی هیأت نظارتی را به تهران بفرستند. حمایت از موسوی به عنوان یکی از کلیدیترین سران آشوبهای پس از انتخابات در بیانیهها و پیامهای بعدی این گروهک تروریست نیز دیده میشود. در پیام دیگری که مسعود رجوی در 10 تیر صادر کرد نیز این عبارات اینگونه بیان شد: «موسوی به روشنی اذعان کرد که در ابتدا هدفش از شرکت در انتخابات این بوده است که «عقلانیت دینی» را به «فضای مدیریت» همین رژیم بازگرداند. اما در میانه راه «به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شده و اکنون میخواهد به ارکان نظام یادآوری کند که در هر رأی تمامی آنان و مافوقشان میزانی به نام رأی و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. بله، جان کلام که در قیام شعلهور سراسری از چشم آقای موسوی دور نمانده در همین جاست. در رأی و عزم جزم و حاکمیت مردم که مافوق و در ورای همه دست و پا زدنها برای حفظ دیکتاتوری دینی و رژیم نامشروع ولایت فقیه است که اکنون باید همچون دیکتاتوری سلطنتی به زبالهدان تاریخ انداخته شود.» استناد به مواضع ساختارشکنانه و رادیکال موسوی در شرایط پس از انتخابات در جای دیگری اینگونه حلول مییابد: «آقای موسوی هم خوشبختانه اکنون بر سر سختی دشمنان این رژیم یعنی دشمنان فاشیسم پلید مذهبی که همان اکثریت مردم ایران و فرزندان آزادیستان آن هستند، گواهی میدهد.» منافقین حمایت از عالیجنابان آشوبها را وظیفه خود میدانستند چرا که تحرکات و اقدامات آنان پس از انتخابات توانسته بود جسارتی دوباره به آنها بدهد و به همین دلیل بود که آنها در هر اظهارنظر و موضعی نام و یادی از موسوی و کروبی به میان آوردهاند. در 8 دیماه همزمان با حرمتشکنی عدهای در روز عاشورا بار دیگر سرکرده منافقین دست به نوشتن برد و از موسوی به خاطر بازگشت در همراهیاش با نظام اسلامی تقدیر و تصریح کرد: «بهرغم هر آنچه موسوی یا دیگران علیه مجاهدین و مقاومت ایران [منافقین] گفته باشند یا بگویند هرگونه تعرض به آنها و خانواده و اطرافیانشان را قویاً محکوم میکنیم و به ولی فقیه ارتجاع اخطار میکنیم که مسئولیت دستگیری و محاکمه و مجازات موسوی و هر گونه اقدام تروریستی مشخصاً و مستقیماً به عهده شخص... است.» رونویسی از ادعای تقلب در داخل آنچه بیش از همه موجب شد تا گروهک تروریست منافقین پای از گلیم خود بیرون نهاده و سراب ناآرامی و ناامنی در جمهوری اسلامی ایران را نزدیک به خود ببیند ادعاهای دروغی بود که موسوی و کروبی تحت عنوان تقلب مطرح ساخته بودند. مستنداتی که «گرگها» با تکیه بر آن زوزه شبانه کشیدند، در واقع تکرار همان مواضعی بود که موسوی و کروبی در بیانیههای متعدد بیان داشتند و همچنین کمیته غیرقانونی صیانت از آرای موسوی در قالب گزارش تقلب ارائه کرد. یک روز پس از انتشار گزارش کمیته صیانت از آرای موسوی به ریاست علیاکبر محتشمیپور، منافقین گزارش یاد شده را در 10 بند خلاصه کرده و برای اثبات ادعای تقلب در انتخاباتی که آنها از اساس با آن مشکل دارند در قالب بیانیهای منتشر کردند . « دستور ولی فقیه به سپاه پاسداران برای رأی به کاندیدای پیروز» اولین ادعای تقلبی بود که منافقان مستمسک قرار دادند. این موضوع در گزارش کمیته صیانت از آرای موسوی در فصلی با عنوان مداخله نظامیان در انتخابات مطرح شد و همکاران موسوی مدعی شدهاند که نماینده ولی فقیه در سپاه با استناد به نظر رهبر انقلاب، رأی به احمدینژاد به فرماندهان نیروی زمینی سپاه و توجیه پرسنل در این زمینه را واجب دانسته است، «مهره چینی استانداران، فرمانداران و بخشداران» دیگر ادعای منافقین است که نسخه ایرانی با عناوینی همچون تبلیغات غیرقانونی با استفاده از منابع و امکانات دولتی و عمومی، سازماندهی یکپارچه و بسته وزارت کشور، ستاد انتخاباتی و هیأتهای اجرایی و ... از آن یاد شده است. منافقین که سالیان درازی است با سازمان های جاسوسی همکاری نزدیک دارند همچنین مدعی شدند که 22 تا 32 میلیون برگ رأی مازاد بر نیاز در اختیار مجریان قرار گرفته است. موسوی و همفکرانش نیز در فصلی با عنوان «تقلب و تزویر در تعرفهها و آرا» ادعای مشابهی را مطرح ساختند و در عین حال در تمامی بیانیهها و اظهارنظرها این ادعا را علیرغم پاسخهای صریح و دقیق مجریان و ناظران انتخابات تکرار کردند. «پرداخت 80 هزار تومان به عنوان سود سهام عدالت» دیگر اتهامی بود که گروهک منافقین با توسل به آن ادعای تقلب را تکرار میکرد. این مورد نیز رونویسی از نسخه داخلی ادعای تقلب بود. کمیته غیرقانونی یاد شده این مورد را شاهدی بر ادعای تطمیع و خرید رأی در گزارش خود معرفی میکرد. «یکدستی تمام عیار مدیران سیاسی و انتخاباتی در سلسله مراتب وزارت کشور، حذف تمامی مدیران با سابقه، یکدستی کامل اعضای هیأت اجرایی و حتی یکدستی اعضای شعبههای اخذ رأی برای حذف افراد «نامحرم»، همراه با تغییر یکباره تمامی کارکنان و کارشناسان دفتر انتخابات وزارت کشور، تغییر عوامل سایت شمارش آرا در وزارت کشور.» نیز دقیقاً جملات مشترکی است که بیانیههای منافقین در خارج و آشوبگران در داخل به آنها مزین گشته است! گویا ادله واهی تقلب در انتخابات که نتوانسته بود در داخل به خود جایگاه قابل قبولی اختصاص دهد، پس از سالها، ابزاری بود که به دستان همیشه خالی منافقین افتاد و امید بستند تا در حرکت در این مسیر جایی برای خود در فضای سیاسی ایران بیابند. علاوه بر ادله مدعیان تقلب که حکم تقلای جان بر پیکر مرده منافقین را داشت برخی مواضع و اظهارنظرها نیز آنچنان با خواستههای آنان همخوانی داشت که بدون هیچ دخل و تصرفی در بیانیههای آنها تکرار میشد. در بیانیه مسعود رجوی در 14 مرداد 84 نامه کروبی به وزیر اطلاعات مورد اشاره قرار گرفته و آمده است: «کروبی نوشته بود: «من از شما میپرسم آیا زندان در جمهوری اسلامی تعریف مشخصی دارد یا این که میتوان مردم را در مسجد، مدرسه، زیرزمین ادارات و وزارتخانهها ... روزها نگه داشت و شکنجه روحی کرد؟» این هم از موارد مصرف مسجد و مدرسه و زیرزمین ادارات و وزارتخانهها در «مردمسالاری» ولایت فقیه است که از مسجد و مدرسه و دانشگاه تا دین خدا و کتاب خدا، شکنجه و شکنجهگاه میسازد. و در جای دیگری به هاشمی رفسنجانی استناد میکنند و مینویسند: «وحشیگری و خشونت با زنان دلیر و مقاوم برای خارج کردن آنان از میدان نبرد اثر معکوس داشته است، آنقدر که رفسنجانی با اشاره به حضور چشمگیر زنان در دانشگاهها گفت: «در تجمعها و تظاهرات نمیشود با خشونت با زنان برخورد کرد و ترس من این است که این تجمعها به جمع خانمها هم سرایت کند.» در عین حال در پیام دیگری که رجوی به مناسبت نماز جمعه 26 تیرماه به امامت هاشمی رفسنجانی اشاره داشته، و نوشته است: «رفسنجانی امروز با صراحت به بحران و وخامت اوضاع رژیم و به ضرر و زیان تمامیت رژیم در جریان انتخابات اذعان و تأکید کرد.» اما با این همه اشتراکات مواضع و همپوشانی بیانیهها، منافقین در بیانیه دیگری تأکید میکنند: «متهم کردن آقای موسوی به این که راه مجاهدین را میرود، کذب محض و زمینهسازی برای ارعاب و اسکات و یا دستگیری است.» شعارسازی منافقین، سردادن حامیان موسوی از جمله اتفاقاتی که برای آشوبگران حامی موسوی طی حرکتهای ساختارشکنانهشان در هفت ماه گذشته رخ داد، رادیکال شدن روز به روز شعارها بود تا آنجا که مدعیان اعتراض به نتیجه انتخابات به شعارنویسی و عربدهکشی علیه مردم و اصل نظام جمهوری اسلامی روی آوردند و در نهایت پس از آنکه شعارهایی همچون «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و حرمت شکنی عاشورا را در کارنامه خود ثبت کردند، از سوی میرحسین موسوی لقب «مردم خداجو» را گرفتند. واکاوی بیانیهها و پیامهایی که امضای دو عنصر معلومالحال منافقین یعنی مریم و مسعود رجوی با عنوان مضحکی همچون رهبر و رئیس جمهور برگزیده مقاومت پای آنهاست نشان میدهد برخلاف آنچه سران آشوب در تهران تصور میکنند چندان هم سرنخ آشوبها دیگر دستشان نیست و پلاکاردها و شعارها و عربدهها با خودکار سبز منافقین نگاشته میشود. تحریک به سردادن شعار علیه رهبر معظم انقلاب به دلیل عناد بارز این گروهک تروریست با اصل ولایت فقیه از همان ابتدا در بیانیههای آنان پیگیری میشد. مریم رجوی در بیانیه 18 تیرماه خود سرنخ این شعار را به حامیان موسوی داد و این گروهک در مقاطع دیگر از جمله 26 تیرماه شعارهای تند دیگری را با محوریت رهبری و ولایت فقیه به آشوبگران در داخل القا کردند. آنها برای روز قدس شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را برای مقابله با ابتکار تاریخی امام خمینی (ره) درباره حمایت از فلسطین ساختند و برای 13 آبان روز جهانی مبارزه با استکبار جهانی، شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «میجنگیم، میمیریم ایرانو پس میگیریم». «تجاوز، جنایت – مرگ بر این ولایت» را تدارک دیدند و به درستی در بیانیهها از آنها به عنوان شعارهای «اشرف نشان» یاد کردند. «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «... لعنتی، تو دشمن ملتی»، «بسیجیبرو گمشو، امروز غذا نمیدن»، «بسیجی دروغگو، کارت دانشجوئیت کو؟»، «چی شده چی شده، بسیجی وحشی شده»، «ما همه هستیم، دانشجوی نترسیم» و ... را در بیانیههایشان سر دادند و در تهران نیز حامیان موسوی پشتگرم حمایتهای او و کروبی در قالب بیانیه و مواضع ساختار شکنانه در جریان اغتشاشات سر دادند. این مورد نیز در بیانیه مسعود رجوی در 16 آذرماه اینگونه مورد تأیید قرار گرفت: «در آستانه محرم و عاشورای حسینی، یکبار دیگر میخواهم به آنها که شبانه بر فراز بامها علیه آخوندهای حاکم بانگ «اللهاکبر» سر میدهند، تهنیت بگویم.» اما حوادث روز عاشورا که در میانه بهت و ناباوری مردم مسلمان ایران رخ داد، پرده دیگر از سناریوی نفاقآلودی بود که با همکاری مشترک سران آشوبها در داخل و منافقین در خارج از کشور رقم خورد. سردادن شعارهایی همچون: «میکشم، میکشم، آنکه برادرم کشت» «بسیجی یزیدی، خشم ما رو ندیدی»، تجاوز توی زندان، این هم بود توی قرآن»، «ابوالفضل علمدار، ... رو بردار.»، «پول نفت چی شده، خرج بسیجی شده»، «یا حجتابن الحسن، ریشه ظلمو بکن» و ... آرزوی منافقین بود که در بیانیه خود به همین مناسبت مورد تأکید قرار دادند و از زبان کسانی جاری شد که موسوی آنها را «خداجو» نامید. دعوت به شورش دستور کار مشترک نفاق و سران آشوب به موازات 17 بیانیهای که موسوی بعد از انتخابات برای اردوکشی خیابانی صادر کرد و همچنین تقلای کروبی برای سهیم شدن در آشوبها، بیانیهها و پیامهای سران گروهک منافقین بود که دعوت به آشوب و اغتشاش در آنها به وضوح دیده میشد. مریم رجوی در بیانیهای به مناسبت 18 تیر با دعوت به تداوم آشوبها تأکید کرد: فریاد امروز جوانان ایرانی از میدان آزادی تا میدان انقلاب از شمال تا جنوب تهران این واقعیت را باز هم اثبات کرد که پایان حکومت منحوس ولایت فقیه آغاز شده است. او درخصوص حوادث دانشگاهها نیز گفته است: «تدابیر امنیتی رژیم برای کنترل دانشگاهها که در سراسر تابستان گذشته در کار بود، به جایی نرسید و آنچه مایه وحشت بزرگ بود، یعنی روشن شدن موتور اعتراضها در دانشگاهها و مدارس محقق شد.» او خطاب به دانشجویان و دانشآموزان گفت: در برابر توطئهها و سرکوبگریهای این رژیم به بنبست رسیده برای ارعاب جامعه، بر همبستگی خود بیفزایید و به خواهران و برادران خود در( اردوگاه )اشرف بنگرید که در برابر وحشیانهترین و سختترین حملهها و دسیسههای این رژیم الگوی درخشانی از پایداری خلق کردهاند. مسعود رجوی هم در پیام مشابهی در 18 تیر گفته است: «درس بزرگ برای آینده این است که وقتی دشمن میخواهد با... سرکوبگر لباس شخصی یا قلادهوار هیچ امکانی برای تجمع و تظاهرات بزرگ باقی نگذارد و سایرین هم عدم صدور مجوز قانونی را بهانه میکنند اصلاً در فکر کثرت و کمیت نباشید.» او در جای دیگر میگوید: «حتی در شرایطی که هیچ گونه امکان تجمع نیست هستههای 9 نفره، مسعود رجوی در پیامی به مناسبت 16 آذر مقابله با نظام با سنگ و چوب را توصیه کرده است. مریم رجوی هم در پیامی موازی، «مردم را به همبستگی و همراهی با قیامآفرینان و تداوم خیزشها و اعتراضهای ضدحکومتی» فرا خوانده است. هدف نفاق، فقط ولایت فقیه سوق دادن حوادث پس از انتخابات به سمت ضدیت با ولایت فقیه، از دیگر خواستهای منافقین است که هیچ تلاشی هم برای انکار و اختفای آن در مواضع صورت نمیدهند و جالب آن که بازیگران داخلی آشوبها خواسته یا ناخواسته در مسیر دشمنی جریان نفاق با اصل ولایت فقیه که از دشمنی با امام خمینی(ره) آغاز شده و اینک مقام معظم رهبری را هدف قرار دادهاند، قرار گرفتند و به همین دلیل خشنودی منافقین زمانی صدچندان میشود که موفق میشوند شعارهای خود در این زمینه را بر موج یاران موسوی سوار کنند. مسعود رجوی در 18 تیرماه میگوید: «شیوه و چراغ راهنما، تظاهرات برقآسا، با شعار کلیدی «مرگ بر... ولی فقیه... است» چنین رویکردی موجب شده تا از موضعگیریهای علنی و گستاخانه علیه ولایت فقیه بشدت حمایت کنند. در 19 تیرماه مسعود رجوی در بیانیهای میگوید:سلطنت مطلقه... روی ساواک شاه را در شکنجه و کشتار و جرم و جنایت سفید کرده است، محکوم به فنا و نابودی و لعنت ابدیست. در عین حال برداشت آنها از نماز جمعه 26 تیرماه به امامت هاشمی رفسنجانی نیز مشابه همین است و میگویند: «نخستین درس قیام امروز 26 تیر 1388، شدت یافتن تضاد بین مردم با تمامیت حاکمیت... و رژیم ولایت فقیه است.» اهانت به امام خمینی(ره) و حضرت آیتالله خامنهای نه تنها در این موارد بلکه اولین چیزی است که به ذهن بیمار منافقین خطور میکند و به زبان میآورند و در جایی میگویند: «واقعیت همچنان که در 30 سال گذشته بارها تکرار کردهایم، این بود که خمینی در همان سال اول، حق حاکمیت مردم را بالا کشید. خبرگان ارتجاع را به جای مجلس مؤسسان تحمیل کرد و از طریق آن ولایت فقیه را رسمیت داد و لباس قانون پوشاند.» و اوج عصبانیت خود را در 8 دیماه با این جملات بیان میکند: «درد... و گماشته در محاق رفته او (احمدینژاد) و سه رأس لاریجانی که اکنون شقه دیگری را در باند... نمایندگی میکنند، یک چیز بیشتر نیست. 20 سال حاکمیت بادآورده انحصاری بعد از... در سایه جنگ کویت و...» آنها برای خالی کردن عقدههای خود به شعارسرایی علیه سران نظام نیز روی آورده و برای مثال علیه رئیس قوه قضائیه در بیانیه خود نوشتهاند: «حامی هر چی جانیه... صادق لاریجانیه.» به نظر میرسد برخلاف موسوی و کروبی و برخی از کسانی که اقداماتشان مورد تأیید منافقین و مستمسکی برای سر از گور برداشتن آنها میشود، آنها خود قائل به ایجاد مرزبندی هستند و حمایتهای آنها از سران آشوب، نشان و حکایت از همین دارد. آنها در بیانیههای خود در هفت ماه گذشته نشان دادهاند که هر جا روزنهای برای رد پا برجای گذاشتن یافتهاند، چنین کردهاند. |
|
| عرببیگی در گفتگوی تفصیلی با خبرگزاری فارس خبر داد: |
| ساعت ٢:٥٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: خبر ، نظامی |
|
ساخت سلاح ویژه مقابله با بالگردهای آپاچی و تانکهای پیشرفته
خبرگزاری فارس: رییس سازمان جهاد خودکفایی نیروی زمینی سپاه با اعلام جدیدترین دستاوردهای این نیرو گفت: دشمن خیال نکند که اگر هلیکوپترهای آپاچی آنها در عراق و افغانستان عملکرد مطلوبی داشتند، در صورت تجاوز به ایران هم میتوانند چنین اقتداری داشته باشند. یقینا ما با اقدامات خود به اقتدار آپاچی پایان خواهیم داد.
سرهنگ ناصر عرببیگی رییس سازمان جهاد خودکفایی نیروی زمینی سپاه پاسداران در آستانه دهه فجر پیروزی انقلاب اسلامی به تشریح جدیدترین دستاوردهای این نیرو جهت خودکفایی نیروهای مسلح و افزایش توان علمی و دفاعی کشورمان پرداخت. |
|
| بازداشت هادی غفاری بهدنبال کشف اسلحه و مهمات در مؤسسه وی+عکس |
| ساعت ٢:٥٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، عکس |
|
بهدنبال کشف اسلحه و مهمات در انبار مؤسسه تحت مدیریت هادی غفاری، وی روز گذشته بازداشت شد.
![]() به گزارش رجانیوز، کشف این اسلحه و مهمات پس از آن رخ داد که روز پنجشنبه گذشته مأموران وزارت بازرگانی پس از دریافت گزارشهای مردمی از احتکار برنج در مؤسسه الهادی به این محل واقع در تهراننو مراجعه کردند و در تحقیقات مشخص شد این برنجها توسط غفاری احتکار شده است. با این حال، مأموران در ادامه بازرسیهای خود به یک انبار دیگر نیز مشکوک شدند که پس از اصرار و پیگیریهای بعمل آمده و باز کردن قفل ورودی، تعداد 57 قبضه سلاح کمری، 98 قبضه کلاشینکف و مقدار زیادی فشنگ در آنجا کشف شد. در ادامه و با مجوز محاکم قضایی در مورخ 9/11/88 از منزل خادم مسجد مذکور نیز بازرسی بعمل آمده و اقلام تسلیحاتی ذیل کشف گردید: یک قبضه سلاح یوزی، دو قبضه سلاح کمری، یک قبضه کلاشینکف ، یک قبضه ژ3 و یک قبضه قناسه و 7 عدد خشاب. غفاری روز گذشته در اظهارنظری ادعای تحت اجاره بودن این انبار را برای رهایی از اتهام سنگین انبارکردن حجم زیادی از اسلحه و مهمات کشف شده از مؤسسهاش مطرح کرد.
گفته میشود بخشی از تسلیحات انبار شده در مؤسسه هادی غفاری به دوره اول انقلاب باز میگردد. تصاویر موجود از هادی غفاری در آن دوره معمولاً در حالی است که وی اسلحه در دست دارد. هادی غفاری بعد از ظهر روز گذشته و پس از کشف این انبار سلاح، توسط دستگاه های قضایی امنیتی بازداشت شده است.
|
|
| پرونده مهدی و فائزه هاشمی رفسنجانی به دادسرا رفت |
| ساعت ٢:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی |
|
آزمونی تاریخی در اثبات جدیت دستگاه قضایی
پرونده مهدی و فائزه هاشمی رفسنجانی به دادسرا رفت
سرانجام با گذشت نزدیک به 8 ماه از پایان انتخابات ریاست جمهوری و در حالی که در روزهای آغازین اغتشاشات پس از انتخابات تعداد قابل توجهی از عاملین اصلی و حتی عوامل درجه دو و سه موثر در ناآرامیهای توسط قوه قضاییه به پای میز محاکمه کشانده شدند، قوه قضاییه تصمیم گرفت تا فرزندان هاشمی رفسنجانی را نیز به محکمه بکشاند. این در حالی است که تا کنون با وجود مدارک غیر قابل انکار همچون فیلم حضور فرزندان هاشمی در ناآرامیهای پس از انتخابات و برخی اعترافات متهمین دستگیر شده، مهدی هاشمی در خارج از کشور به سر می برد و فائزه هاشمی آزاده مشغول ادامه تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی است.به گزارش رجانیوز، سید ابراهیم رئیسی معاون اول قوه قضاییه دوشنبه شب در نشستی سیاسی در قم با اشاره به اراده قوه قضاییه برای برخورد با متخلفین گفته است: "اراده دستگاه قضایی امروز بر این امر استوار شده است که به هیچ عنوان رسیدگی به اتهامات کسانی که منتسب به خواص هستند را کنار نخواهد گذاشت و پرونده فرزندان هاشمی نیز به دادسرای تهران ارجاع شده و در موعد مقرر در جریان قرار خواهد گرفت." وی در خصوص شکایت تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از کروبی و موسوی و اقدامات دستگاه قضا در این خصوص نیز گفته است: "ما در رسیدگی به جرم این اقایان منتظر شکایت دیگران نیستیم و الا تمام ملت مسلمان و حزب الله ایران از این ها شاکی هستند البته نمایندگان مجلس وظیفه خود را انجام داده اند اما دادستانی به عنوان مدعی العموم وظیفه قانونی دارد و منتظر شکایات فردی نیست." این درحالی است که تا کنون فیلم های متعددی از حضور فائزه هاشمی در تجمعات و اغتشاشات غیر قانونی پس از انتخابات همچون اغتشاشات روز عاشورا در رسانه ها منتشر شده است. در یکی از جنجالی ترین تصاویر موجود از فائزه هاشمی وی در تجمعی غیر قانونی در مقابل صدا وسیما، مشغول هدایت تجمع کنندگان است. پخش این تصاویر از سیمای جمهوری اسلامی نیز واکنش های شدید مردمی را به دنبال داشت.
هر چند هاشمی رفسنجانی در همین سخنان از برگزاری دادگاه برای بررسی اتهامات فرزندانش استقبال کرده است، اما واکنش وی پس از مناظره احمدینژاد و موسوی از حقیقت دیگری حکایت دارد. وی پس از مناظره تاریخی محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی که در آن از ارتباط فرزند وی با یکی از پرونده های نفتی سخن به میان آمد، در نامه ای بدون سلام و والسلام و تهدید گونه به رهبر انقلاب، از آتشفشانهایی یاد کرده بود "که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند" و پیش بینی کرده بود که این آتشفشانها، "در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم." وی در پایان این نامه نیز نوشته بود: سر چشمه شاید گرفتن به بیل ، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
با این حال به نظر می رسد، میزان جدیت قوه قضاییه در حوادث پس از انتخابات، با به پای میز محاکمه کشاندن فرزندان هاشمی رفسنجانی که تا کنون به دلیل برخی فشارها از بازخواست این قوه مصون بودهاند، محک خواهد خورد، امری که معاون اول قوه قضاییه مدعی است زمینه های آن فراهم شده است. |
|
| دهنمکی در برنامه تلویزیونی |
| ساعت ٢:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، گفتگو و مصاحبه |
|
آفتابهدزد را در شهر میچرخانند ولی آقازاده و مفسد اقتصادی را نه
کسی که در کاخ شیشهای نشسته نمیتواند شعار انقلابی بدهد
کارگردان و نویسنده متعهد کشورمان بهرغم تشکر از قوه قضائیه که امنیت را در جامعه برقرار می کند، گفت: سیستم قضایی ما یک آفتابه دزد را در خیابان ها می چرخاند که در جای خود کار خوبی است اما با مسئولانی که دچار انحراف مادی شدید شده اند، مال مردم و بیت المال را دزدیده و خورده اند، اینگونه نیست. به گزارش رجانیوز، دهنمکی شب گذشته در برنامه زنده تلویزیونی "دیروز امروز فردا" در پاسخ به سوال مجری برنامه درباره جایگاه هنر در انقلاب اسلامی افزود: هنر متعهد بیانگر جنگ فقر و غنا و مدافع مظلوم در برابر ظالم است. دهنمکی در پاسخ به این سوال که آیا با گذشت 30 سال از انقلاب و برگزاری 28 جشنواره فیلم فجر می توان از مفاهیم ناب و عناصر زمینه ای انقلاب اسلامی راجع به اشرافیت دولتمردان مفهومی که برای امام خمینی بسیار بزرگ و حساس بود و غلظت آن در فرمایشات مقام معظم رهبری هم بسیار زیاد آمده است، فیلمی را سراغ گرفت، گفت: در حال حاضر توقع ما و مردم در زمینه نقد مسئولان اشرافی گری و نقد قدرتمندان یک مطالبه آرمانی به شمار می رود. وی افزود: اینکه در عمل این کار انجام نشده، دلایل متعددی دارد که مهمترین آن این است که این کار هزینه دارد، یعنی شما اگر در مضمونی اجتماعی یا انتقادی فیلم بسازید، قرار نیست کسی برای شما فرش قرمز پهن کند، کف بزند و شما را تشویق کند. دهنمکی اضافه کرد: البته وقتی دیگران برای جشنواره خارجی و خوشامد دشمنان انقلاب چنین فیلم هایی را می سازند، می روند آن طرف جایزه می گیرند و به عنوان چهره هنری منتقد اپوزیسیون مطرح می شوند و برایشان فرش قرمز پهن می کنند. این نویسنده و کارگردان کشورمان گفت: اما وقتی کسی بخواهد از درون نقد کند، یعنی به آسیب شناسی مسائل کشور نه برای خوشایند دیگران نه به عنوان سیاه نمایی بلکه به شکل واقع نمایی بپردازد، متاسفانه می بینیم که باید هزینه های زیادی را متحمل شود. دهنمکی افزود: مصداق این موضوع فیلم خان گزیده های شهید آوینی و بعد از آن، مستندهایی که پس از روایت فتح ساخته می شود، چون در خصوص بحث فقر بود و وارد مسائل اجتماعی شده بود، تازه دعوا شروع می شود. وی گفت: تا وقتی که درباره کلیات حرف می زنیم، خطبه های حضرت علی، سخنان امام و رهبری را در خصوص عدالت اشرافی گری و فاصله طبقاتی مطرح می کنیم، همه لذت می برند اما وقتی وارد مصداق می شویم، دعواها شروع می شود. دهنمکی اضافه کرد: سال ها درباره اشرافی گری در این مملکت از تریبون ها، منبرها و خطبه های نماز جمعه حرف زده شده است ولی وقتی یک مستندساز درباره این فاصله طبقاتی و اشرافی گری و تبعات آن در جامعه دست به کار می شود، مثل مستند فقر و فحشا، اینجانب که خود شما امروز وعده داده بودید، در همین برنامه پلیبکهایی از آن فیلم را پخش کنید و جرأت پخش آن را ندارید، در واقع باید چه کار کرد. وی گفت: شما حاضر هستید در این برنامه درباره بسیاری از مسائل ملتهب سیاسی کشور سخن بگویید ولی حاضر نیستید یک مستند اجتماعی که نگاه انتقادی به فاصله طبقاتی و تبعات آن در جامعه دارد، از آنتن رسانه پخش شود. دهنمکی اضافه کرد: البته پخش نمی کنند، از آن طرف هم به خاطر ساخت آن اثر، آن هم به دست نیرویی که انقلابی است، هزینه و خون داده و برادری خودش را ثابت کرده و میخواهد نقد بکند، یکی دو سال سر و کارش به دادگاه می افتد، فیلمش در یک دولت توقیف می شود و کتابش در دولت فعلی برای چه یعنی حرف هایی که در حوزه سیاسی می شود، گفت با زبان هنر نمی توان نقل کرد. دهنمکی اضافه کرد: اگر این جرأت و جسارت را از هنرمند بگیرید، چه توقعی دارید که هنرمند وارد حوزه انتقادی شود. در این لحظه مجری برنامه سوال کرد شما چه کاری در سینما در این زمینه انجام دادید؟ دهنمکی پاسخ داد: اولین کار من همین مستند فقر و فحشا بود که بر اساس بسیاری از اطلاعات و آماری که در بولتن ها، کتاب و تحقیقات پژوهش های اجتماعی چاپ می شد، آن را ساختم. فاصله طبقاتی و تبعات فقر گسترده اجتماعی را در جامعه مطرح می کند ولی زمانی که گفتند این سیاه نمایی است، آمارهای مختلف از جمله علت طلاق های متعدد در جامعه مشخص شد. دهنمکی افزود: اپوزیسیون یا کسانی که منتقد انقلاب هستند از این ناراحتند که چرا یک نیروی انقلاب، خودش برای نقد آسیب های اجتماعی کشورش مستند می سازد. وی گفت: مستند خانه خدا قبل از انقلاب پر مخاطب ترین مستند تاریخ سینمای ایران است که اشرافیت به مفهوم مصداق یابی در آن به صورت نشان دادن خانه یا کاخ این و آن نیست بلکه خوی اشرافی گری را نشان می دهد. دهنمکی افزود: در مستند "کدام استقلال کدام پیروزی" که ساخته شد و بیش از سه میلیون بار در اینترنت دانلود شد و خیلی از مردم و دانشگاهیان آن را دیدند، من این حرف را که جناح های سیاسی خودشان زمانی در زمین خاکی بازی می کردند اما وقتی لژیونر یا گلادیاتورها می شوند، تغییر می کنند با زبان هنر و در قالب کدام استقلال کدام پیروزی در واقع جناح های چپ و راست و دعوای زرگری آن ها را که موجب گم شدن عدالت در جامعه می شود، مطرح می کنم . دهنمکی گفت: در این مستند به خاطر بازی ایران و ژاپن به اصطلاح آبی ها و قرمزها که طرفداران دو تیم استقلال و پیروزی هستند، یکی می شوند و تیم ملی را تشویق می کنند. درست مثل جنگ ایران و عراق که همه مردم با هم یکی شدند و در برابر دشمن جنگیدند اما پس از اتمام بازی، عده ای زیر دست و پا ماندند و له شدند و دیدیم که ماشین ها و خودروها بین برنده ها تقسیم شد و کسی سراغ قربانیان حادثه را نگرفت و در حالی که همه مرم با شادی های خیابانی آنها را فراموش کردند. وی گفت: این مسائل همه با زبان استعاره و کنایه مطرح می شود یعنی اصلاً قرار نیست که مستقیم مطرح شود. دهنمکی با اشاره به سخن امام راحل گفت: امام فرمودند نگذارید پیشکسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند که اگر این طور شود، شما مسئولان در آتش دوزخ الهی خواهید سوخت. وی افزود: در مستند من، قرمز و آبی بازی می کنند و مردم بازی آنها را دعوا فرض می کنند ولی نمی دانند اینها در رختکن با هم نوشابه می خورند. مردم در روی سکوها همدیگر را می زنند و عده ای هم ممکن است در این میان کشته بشوند. دهنمکی اضافه کرد: در کنار این بازی من خواستم در مستند کدام استقلال کدام پیروزی به جای 90 دقیقه در آن زمین چمن خودمان را ببینیم نود دقیقه آدم هایی از طبقات پایین شهری و بالا شهری همدیگر را به خاطر عده ای که آن وسط بازی می کنند، می کشند. وی گفت: در بازی های گلادیاتوری یونان یا جنگ برده ها دو برده فقیر ناچار بودند با هم بجنگند، تا اشراف لذت ببرند حالا اشراف با هم می جنگند تا فقرا لذت ببرند یا فقرا سرگرم باشند به همین دلیل جامعه شناسان غربی می گویند فوتبال افیون توده هاست البته زمانی می گفتند دین افیون توده هاست ولی الان می گویند وقتی فوتبال 3 یا 4 میلیارد نفر را پای تلویزیون به دلیل پخش یک بازی می نشاند و در کنار آن، میلیاردها پول جابجا می شود، غفلتی فراگیر ایجاد می شود. مسعود دهنمکی در ادامه برنامه زنده دیروز امروز فردا گفت: دیپلماسی فوتبال یا ورزش ها در ملتهب ترین شرایط سیاسی یا نظامی جهان پیاده می شود. وی به فیلم مستند کدام استقلال کدام پیروزی خود اشاره کرد و گفت: هواداران را می بینید که با کفش های پاره کنار ماشین های چند ده میلیونی بازیکن ها حرکت می کنند البته بازیکن هم می گوید حق من است، چون زمانی هم من کفش پاره می پوشیدم اما الآن که لژیونر شده گذشته را از یاد برده است و اینجا اشاره به همان مسئولان جناح ها و آدمهای سیاسی است که زمانی خودشان در زمین خاکی بازی می کردند. یعنی در جبهه بودند آرمانگرا بودند ولی وقتی به قدرت رسیدند، می گویند ما واقعگرا شده ایم، این کارگردان کشور با بیان اینکه قدرت برای هر کس فسادآور است، افزود: اگر نظارت اجتماعی بر قدرت نباشد فساد انگیز می شود. در این لحظه مجری برنامه خطاب به آقای دهنمکی گفت: حرفهای روشنفکری می زنید. دهنمکی پاسخ داد: نه حرف های من حرف های روشنفکری نیست ولی زمانی ضرر می کنیم که این حرف ها را روشنفکرها مصادره می کنند. وی افزود: دین اگر می گوید نماز واجب است، چطور ما نماز را واجب فرض می کنیم ولی وقتی به امر به معروف و نهی از منکر می رسد، به خیابان ولیعصر برای امر به معروف و نهی از منکر می رویم اما همین موضوع را اگر به سمت مسئولان نشانه بگیری، پدرت را در می آورند، نشریهات را می بندند، فیلمت را اکران نمی کنند. دهنمکی خطاب به مجری برنامه گفت: آقای یامین پور برای من خیلی مسئله است در دوره ای که رهبری بحث انحراف خواص را مطرح می کنند و وقتی خوی اشرافی گری بین مسئولان جاری و ساری شده است، شما نتوانی شعار انقلابی سر بدهی. این نویسنده و کارگردان کشورمان افزود: البته شعار هم بدهیم، مردم باور نمی کنند چرا که خوی اشرافی گری در موضع قدرت به صورت نفاق وار مشخص می شود و شما لازم است آثار آن را در سه دهه انقلاب اسلامی مرور کنید. وی گفت: عکس برخی از انقلابی ها را در روزنامه نگاه کنید، چقدر ریش دارند، در دهه دوم کمتر می شود و در دهه سوم 60 تیغه کرده اند و جالب اینکه این آدم ها مدافعان سر سخت ارزش ها آزادی و انقلابند، حال آنکه در هر شرایطی تغییر فاز می دهند. دهنمکی افزود: نسل هم که در حال جابجایی است، بدون رجوع به گذشته آنها حرفهایشان را باور می کنند، حال آنکه این آقایی که امروز دم از حقوق مردم می زند، زمانی حقوق مردم را پایمال می کرد. وی با اشاره به فسادآور بودن قدرت اضافه کرد: در همین بحث امر به معروف و نهی از منکر مشخص می شود که تا زمانی امر به معروف و نهی از منکر به معلول ها مربوط است، مسئولان در همین کشور در برابر معترضان سکوت می کنند اما وقتی به سمت علت ها و مفاسد سوق داده شود، کوتاهی مسئولان تمام می شود و با شما برخورد می کنند. این نویسنده و کارگردان کشورمان گفت: اگر بعد از 30 سال، وضعیت جوان مملکت این است، این جوان را امریکا تربیت نکرده، او 30 سال در کشوری بوده که هشت سال چپ، هشت سال راست و یا چند سال حزب کارگزار حاکم بوده است، بعد می گویید این جوان دین گریز است. دهنمکی افزود: کجا جوان دین گریز است، جوان دین را از شما باور نمی کند، جوان چگونه بپذیرد که فرزندان شما در آنتالیا، کانادا و لندن تحصیل کنند، آن وقت شما در خیابان بگویید حجاب را رعایت کن، معلوم است که از شما نمی پذیرد. یامین پور مجری برنامه گفت: مقام معظم رهبری در سخنرانی سال 75 خود می گویند آغاز یک انحراف خطرناک اینجا است که سابقه دارهای نظام بگویند نمی شود ما و مردم یکی باشیم. باید امتیازاتی نسبت به مردم داشته باشیم که رهبری می گویند این خشت اول انحراف است. دهنمکی در ادامه صحبت مجری گفت: اشرافی گری یعنی همین ایجاد فاصله که فقط در بعد اقتصادی نیست بلکه اشرافیت در بعدهای فرهنگی و سیاسی هم وجود دارد. کسانی که از خود متشکر هستند و دیگران را پایین تر از خود می دانند. وی افزود: در ورودی آنها به نماز جمعه جدای از ورودی مردم عادی است و جایگاهشان در نماز جمعه با نرده و جدا از مردم مشخص شده است. دهنمکی گفت: طبق آمار موجود، درصد زیادی مسئولان ما اول انقلاب در نازی آباد، خانی آباد و خیابان ایران می نشستند و در حال حاضر همانهایی که در خیابان انقلاب بودند، کجا هستند. وی اضافه کرد: اتفاقاً بزرگترین آفت این است که شما عدالت خواهی، مبارزه با اشرافی گری را جناحی بدانی و مربوط به یک دولت یا جریان خاصی کنی. در این صورت، عدالت خواهی را قربانی کرده ایم و مظلومیت آزادی و عدالت در این شرایط مشاهده می شود. دهنمکی گفت: سبز و چپ و راست و قرمز و آبی ندارد. همه دنبال این هستند که در این مملکت عدالت اجرا شود. وی با بیان اینکه برای اجرای عدالت با دستمال کثیف نمی شود شیشه را پاک کرد، گفت: این حساسیت هاست که باید بتوان آن را با ظرافت به عنوان یک مطالبه مشترک مردم مطرح کرد. دهنمکی افزود: هر جا مردم صادقانه باور کنند که دنبال عدالت، آزادی و ارزش های اخلاقی هستیم، همه با هم پشت این شعار قرار می گیرند ولی وقتی سلیقه ای در خصوص عدالت عمل کنیم و به دیگران خرده بگیریم اما وقتی در قدرت قرار گرفتیم، همان گونه عمل کنیم. آن وقت مردم از شما باور نخواهند کرد که به دنبال اجرای عدالت در جامعه هستید. دهنمکی با اشاره به اینکه روزنامه لسآنجلس تایمز امریکا در یکی از تیترهای اولش به رغم چرت و پرت های بعضی ها که می گویند فیلم اخراجی ها سطحی است، می نویسد: این فیلم دید ما را نسبت به جوانان ایران عوض کرد.
|
|
| اعتراف فتنه گران به آخر خط رسیده ایم |
| ساعت ٢:۱٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، گزارش ، تحلیل ، روزنامه کیهان |
|
گزارش خبری تحلیلی کیهان از آخرین وضعیت کانون توطئه در آستانه 22 بهمن |
|
| جزئیاتفعالیتهای دو تروریست که اعدامشان موسویوکروبی را ناراحت کرد |
| ساعت ٢:۱۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی |
|
در پی اجرای حکم اعدام دو تن از متهمین به جرم محاربه که از سوی دادگاه به اعدام محکوم شده بودند، پایگاه
اطلاع رسانی دادسرای عمومی وانقلاب تهران، گزارشی از اتهامات محکومین یاد شده و مراحل رسیدگی به پرونده های آنان را به منظور تنویر افکار عمومی منتشر کرد.به گزارش رجانیوز، این اطلاعیه، پس از آن منتشر میشود که روز شنبه میرحسین موسوی و مهدی کروبی در دیداری ضمن اعتراض به آنچه که آن را تداوم وضعیت موجود نسبت به احکامی که بدون رعایت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده و اجرای عجولانه آن میخواندند، نسبت به اعدام دو تروریست در روز پنجشنبه که از آنان بهعنوان دو شهروند یاد کردند، اظهار تأسف نموده و خواستار رسیدگی قانونی به وضعیت بازداشت شدگان اخیر شدند. بر اساس این اطلاعیه، آرش رحمانی پور فرزند داوود، درسالجاری به اتهام عضویت در گروهک ضد انقلابی انجمن پادشاهی دستگیر شده بود. وی در بازجویی اولیه، عضویت در گروهکی ضد انقلابی موسوم به تندر و برنامه ریزی برای آتش زدن مراکز عمومی مانند امامزاده زید در منطقه بازارتهران و امامزاده علی اکبر (ع) و همچنین تهیه مواد منفجره را پذیرفته و اظهارداشت به علت شلوغی امامزاده و حضور نیروهای بسیجی و انتظامی موفق به اجرای طرح بمب گذاری خود نشده بود. وی هم چنین اقرار نمود که به همراه یکی از دوستان خود به نام پیمان، خود را به انجمن پادشاهی معرفی نموده و ضمن عضویت در این انجمن ، با اعضای آن که بعضاً دارای کد و نام رمز بودهاند، از طریق ایمیل و چت در مورد ساخت مواد شیمیایی و بمب ارتباط برقرار نموده است و برخی از مواد منفجره ساخت خود را نیز در بیابانهای اطراف تهران، پارک جنگلی و جادههای شمال کشور آزمایش کرده بود. آرش رحمانی پور همچنین اعتراف کرد که با فردی ضد انقلاب به نام "فرود فولادوند " که دارای شبکه ضد انقلابی در خارج از ایران است،ارتباط سازمانی داشته است و به این باور رسیده بود حکومت اسلامی باید از بین برود و حکومت پادشاهی به جای آن حاکم شود، به همین جهت مواد شیمیایی برای ساخت بمب خریداری و بیش از یکصد کیلوگرم مواد منفجره در محل سکونت خود نگهداری میکرد. تلاش برای انفجار بمب در حسینه ارشاد و مسجد النبی منطقه نارمک تهران نیز از جمله اقدامات نامبرده میباشد که البته با هوشیاری مامورین موفق به انجام آن نشد. از دیگر اتهامات محکوم یاد شده اقدام تبلیغی علیه نظام و دین بود و در همین رابطه، مقالات و متن سخنرانیهای فولادوند را بین بستگان و دوستان خود توزیع می کرد. متعاقبا در پی تکمیل تحقیقات ، دادسرای عمومی و انقلاب تهران برای متهم یاد شده به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروهک تروریستی انجمن پادشاهی ایران و همکاری مؤثر با آن و نیز اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرایم علیه امنیت، مستند به گزارش مامورین ، اقاریر متهم و سایر دلایل موجود در پرونده ، کیفرخواست صادر نمود. با ارجاع پرونده به یکی از شعب دادگاه انقلاب اسلامی تهران، جلسه محاکمه با حضور متهم و وکیل وی تشکیل و دادگاه مستنداً به مواد 186، 187، 190 و 610 قانون مجازات اسلامی حکم به اعدام متهم به اتهام محاربه صادر نمود که با اعتراض وکیل محکوم علیه به رأی، پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع و مرجع یاد شده نیز حکم صادره را عینا تایید کرد. "محمدرضا علی زمانی"، فرزند اسماعیل، با نام مستعار بردیا، در سال جاری به اتهام عضویت در گروهک ضد انقلابی انجمن پادشاهی دستگیر شده بود. حسب اظهارات اولیه وی قبلاً از طریق غیرقانونی از مرز ایران خارج شده و به کردستان عراق رفته و درخواست پناهندگی سیاسی کرده بود. وی در مدت اقامت در عراق با فرود فولادوند ارتباط برقرار و با رابط ضد انقلاب خود به نام جمشید نیز آشنا می شود. نامبرده با ادعای این که گروهکی ضد انقلابی به نام سیمرغ آریایی در ایران تشکیل داده، به جمشید پیشنهاد بهرهگیری از گروهک مذکور در راستای مقابله با نظام را ارایه می دهد. وی همچنین در مدت اقامت در عراق، با نیروهای آمریکایی مستقر در سلیمانیه نیز مرتبط شده و به اشغالگران آمریکایی پیشنهاد تشکیل یک شبکه ماهوارهای برای تبلیغ علیه جمهوری اسلامی ایران را در صورت تأمین مالی از ناحیه آنان ارایه می کند و نهایتا نیز در مصاحبه با شبکههای ماهوارهای ضدانقلاب به ترویج تفکرات ضد دینی و انحرافی خود پرداخته و آنها را نیز در یک لوح فشرده جمع آوری و تکثیر نموده بود. این گزارش افزود: زمانی همچنین در مصاحبه با شبکههای تلویزیونی بیگانه از جمله یور.تی. وی مطالبی در رابطه با قتلهای زنجیرهای، تحریف آیات قرآن، تهدید افراد فعال اسلامی و امثال آن را به انجام رسانده و افرادی را جهت انجام عملیات تروریستی به رابط ضد انقلاب خود معرفی میکند. علی زمانی همچنین با عوامل فعال در گروهک ضد انقلابی انجمن پادشاهی در زمینه تامین منابع مالی و نیز کسب آموزش شیوه راه اندازی هستههای تروریستی، ساخت بمبهای دستی و انفجاری مرتبط میشود. نامبرده همچنین طریقه ساخت بطریهای انفجاری را از طریق پست الکترونیک به مرتبطین خود در ایران آموزش داده بود تا در زمان اعلام از سوی گروهک انجمن پادشاهی، برای انفجار در مراکز دولتی از آن استفاده شود. وی همچنین اسامی و محل سکونت تعدادی از نیروهای بسیجی ساکن اسلامشهر را هم از طریق رابطین خود در ایران، به انجمن پادشاهی و رابط ضد انقلاب خود ارایه کرده بود. زمانی پس از بازگشت به ایران با فردی با نام مستعار سام آشنا شده و در خصوص انجام عملیات تروریستی در نماز عیدفطر مصلای تهران نیز گفت و گو میکند و تا زمان دستگیری نیز، ارتباطهای خود با گروهک انجمن پادشاهی ایران و رابط ضد انقلابی خود ازطریق ایمیل و تلفن را هم حفظ کرده بود. این گزارش می افزاید: متهم به تمامی موارد فوق اقرار نموده و براین اساس کیفرخواستی به اتهامات محاربه، توهین به مقدسات، فعالیت تبلیغی علیه نظام، تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت و خروج غیرقانونی از کشور علیه نامبرده صادر و پرونده جهت رسیدگی به یکی از شعب دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارسال می گردد. متعاقبا در پی رسیدگی به اتهامات نامبرده، دادگاه انقلاب اسلامی نیز وی را به اتهام محاربه به اعدام و از باب توهین به مقدسات به پنج سال حبس محکوم نمود که حکم یاد شده پس از اعتراض محکوم ، در یکی از شعب دادگاه تجدید نظر استان تهران رسیدگی و عینا تایید می گردد. |
|
| چرا خیابانی شدی؟ پدر جای خود، بیانیه نویسان هم بی تاثیر نبودند |
| ساعت ٢:٠٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
به دنبال محاکمه یکی از عناصر محارب و آشوبگر روز عاشورا، تیره و تبار واقعی او از سوی رسانه های ضد انقلاب آشکارتر شد. |
|
| یک راهپیمایی و چند تا جنایت که این حرف ها را ندارد! |
| ساعت ٢:٠٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
یک عضو گروهک موسوم به کانون مدافعان حقوق بشر به مغالطه درباره تحرکات عناصر محارب پرداخت و گفت شرکت در راهپیمایی تحت هیچ عنوانی محاربه نیست. |
|
| طراحان آزمون با اتاق های جنگ نرم مرتبطند؟ |
| ساعت ٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
ترویج افکار ضد انقلابی برخی عناصر اخراجی یا گروهکی و مسئله دار به بهانه آزمون کارشناسی ارشد در رشته های علوم سیاسی و روابط بین الملل، اعتراض دانشجویان و اساتید متعهد را برانگیخته است. |
|
| روزنامه آمریکایی نشنال: احمق تشریف داشتیم |
| ساعت ٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
یک روزنامه آمریکایی تاکید کرد فکر براندازی و تغییر نظام سیاسی ایران حماقت محض است. |
|
| چریک سایبری 21ساله سایت ضدانقلاب را از کار انداخت |
| ساعت ٢:٠٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان ، کامپیوتر |
|
سایت رادیو زمانه وابسته به عناصر ضدانقلاب مقیم هلند چند روز است که از کار افتاده است. گردانندگان این سایت می گویند مورد حمله گروهی موسوم به ارتش سایبری ایران قرار گرفته اند. |
|
| مواجب می گیرم و بیانیه می نویسم، پس هستم! |
| ساعت ٢:٠٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
شماری از عناصر لائیک و ضدانقلاب مقیم آمریکا و اروپا با صدور بیانیه ای، از موضع اخیر موسوی و کروبی در تشکیک نسبت به اعدام دو تروریست و بمبگذار سلطنت طلب حمایت کردند. آنها همچنین به تأسی از موسوی و کروبی خواستار ایجاد تنش و تشنج در راهپیمایی روز 22 بهمن شدند. |
|
| ساعت ۱:٥٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
هر ملتی هویت و شناسنامه ای دارد، همچنان که هر کس صاحب اصل و نسبی است. اگر از هر یک از ما بپرسند اصل و نسب و شناسنامه ات چیست، احتمالا شناسنامه سه جلدی خود را رو می کنیم و از زادگاه و تبار و قومیت و احیانا دارایی های مادی خود می گوییم. اما آیا فراتر از این شناسنامه شخصی می توانیم از «شناسنامه ایرانی» برای ملت ایران سراغ بگیریم؟ شناسنامه ایران جدید چگونه شناسنامه ای است؟ |
|
| جدیدترین اخبار از انبار تسلیحات هادی غفاری |
| ساعت ۱:٥٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر |
|
شنیدیم که جزئیات بیشتری از انبار سلاح و مهمات در مؤسسه الهادی وابسته به هادی غفاری منتشر شده است. یک منبع آگاه در این خصوص با بیان این که وجود این انبار اسلحه در چندین نوبت توسط مردم گزارش شده بود، گفته: پس از کشف این اسلحهها، روز بعد طی یک بازرسی که از داخل مسجد انجام شد، زیر فرشهای صحن دریچههایی قفل شده تعبیه شده بود که با بازکردن آنها، تعداد زیادی سلاح «یوزی» همراه با هزاران فشنگ کشف شد. وی ضمن تکذیب ادعای هادی غفاری که اسلحهها را متعلق به بسیج دانسته، اظهار داشته به دلیل مدیریت آقای غفاری و فحاشیهای وی به مسئولان نظام و مقابله با فعالیت بسیجیان، بسیج از سال 73 هیچ گونه فعالیتی در این مسجد نداشته و ادعای وی دروغ محض است. وی همچنین با بیان این که بسیج هیچ گاه در سازمان خود اسلحه یوزی نداشته، گفته: علاوه براین، دلیل دروغ دیگر آقای غفاری این است که اصولاً هیچ «پایگاه» بسیجی این تعداد اسلحه در انبار خود نداشته و ندارد و وجود این حجم اسلحه (بیش از 150 قبضه سلاح و تعداد زیادی فشنگ) در مؤسسه الهادی، به منزله ایجاد یک «پادگان» توسط غفاری است. |
|
| ترکمانچای ایدئولوژیک نظریه سازان اصلاح طلب |
| ساعت ۱:٥٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
به نقل از سایت الف
اصلاحگری کلمه ای زیباست که در بطن خود دانش و مسئولیت را به همراه دارد. انسان مصلح دارای دانشی است که او را قادر می سازد نظریاتی برای بهبود وضع موجود ارائه دهد. مسئولیت نیز لازمه اصلاح گری است چون بدون مسئولیت و تعهد امر اصلاح در چنبره عافیت طلبی گرفتار شده و حتی گاهی کار را به سمت ضد اصلاح پیش می برد.
دین نقش کلیدی در زندگی انسانها دارد. دین و ایمان مهمترین دغدغه مومنین است. دین صحیح بهشت را تضمین می کند و دین انحرافی سر از شقاوت در این دنیا و جهنم در آخرت در می آورد. لذا انسان باید شخصا به دنبال منابع اصیل دین باشد و خود را از سرچشمه زلال حکمت دینی سیراب نماید. متاسفانه دین از اموری است که در معرض بیشترین آلودگی قرار داشته است. شیاطین انس و جن بدنبال انحراف دین از مسیر الهی آن بوده اند. جالب آنکه گاهی انحراف بنام اصلاح طلبی به دین وارد می شود. قرآن کریم می فرماید: وقتی به آنها گفته می شود در زمین فساد نکنید، می گویند ما اصلاح طلب هستیم (1). اولیای خدا نیز با هزینه کردن مال و جان و آبروی خود سعی وافر در اصلاح دین از از انحرافات و آلودگیها داشته اند. حضرت سید الشهدا هدف از قیام خود را اصلاح دین جد بزرگوار خود می داند(2). در حوزه سیاسی اصلاح عموما به معنای رفرم در مقابل انقلاب است. در این تعبیر اصلاح به معنای ایجاد تغییرات تدریجی و جزئی بدون از بین بردن ساختار و بنیان چیزی است. لذا تغییرات عمدتا بدون خشونت انجام شده و دارای سرعت کم است. گاهی تغییرات آنقدر کند و پنهانی است که حتی درک آن برای نه فقط برای مردم عادی بلکه برای نخبگان هم مشکل است. نوع دیگر اصلاح طلبی؛ ظاهری رفرمیستی داشته ولی باطنا تجدیدنظر طلبی است. در این نوع اصلاحات مقصود غایی تغییر ساختاری است. اما بدلیل محدودیتهای اجرایی و عدم همراهی جامعه، عمل تغییر بنیادین بصورت انقلابی و سریع امکان پذیر نیست. در این صورت تجدیدنظر طلبان مجبور هستند در یک پروسه دراز مدت چند مرحله ای و با ایجاد پذیرش تدریجی در افکار عمومی، آنها را برای برداشتن قدم بزرگ که همانا شکستن اصول است، آماده سازند. گروهی بنام اصلاح طلب در ایران داعیه اصلاح دارند. باید دید که استفاده از کلمه اصلاح در قاموس اصلاح طلبان به کدامیک از تعاریف فوق نزدیک تر است. اصلاح طلبان ایران گروهی هستند که سابقا به عنوان گروه چپ شناخته می شدند. این گروه در زمان امام خمینی قد سره در ساختار قدرت شریک بودند. امام خمینی همواره سعی در برقراری توازن قدرت گروهای چپ و راست داشتند. به عقیده ایشان هر یک از این دو جناح، بخش عظیمی از جامعه انقلابی ایران را نمایندگی می کردند. ایشان توانستند با شخصیت کاریزمای خود آنها را در آغوش پدرانه خود گرد آورده و از پتانسیل هر دو گروه برای تقویت انفلاب بهره ببرند. گروه راست عمدتا از طیف سنتی حوزه و دانشگاه و مردم بودند. در سوی دیگر طیف چپ با اعتقاد به اسلام انقلابی، سعی وافر در صدور انقلاب به جهان داشتند. کلمه ذوب در ولایت، به معنای اطاعت محض از ولی فقیه، از جملات کلیدی جناح چپ است که از آن دوران در خاطره ها مانده است. در مقابل، جناح راست بهای بیشتری به اسلام فقاهتی داده و حتی اختیارات ولایت فقیه را نیز در چارچوب احکام اولیه و ثانویه محدود می دانستند. حضور امام خمینی و شروع جنگ تحمیلی باعث شد تا این دو گروه سیاسی با شرکت در جنگ اختلافات خود را آنچنان بروز ندهند. پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان ولی فقیه؛ جناح چپ دچار تناقض فکری شدیدی شد. از طرفی این جناح خود را طرفدار تام و تمام ولایت مطلقه فقیه می دانست. در زمان حیات امام هر گونه اظهار نظر جناح راست با اتهام ضد ولایت و مخالفت با امام مورد شدیدترین تهاجمات قرار می گرفت. آنها خود را تنها مدافع انحصاری امام و ولایت فقیه می دانستند و حاضر نبودند در این در مسیر کسی را شریک سازند. از طرف دیگر، آنها بایستی با آن شعارهای دو آتشه خط امامی، هم اکنون باید پیرو کسی باشند که تا مدتی قبل او را قبول نداشتند. متاسفانه این تناقض فکری آنها را به پذیرش راه درست که همانا بیعت با رهبری جدید بود؛ هدایت نکرد. شهوت قدرت باعث گردید تا برای رسیدن مجدد به قدرت، بجای تمکین در برابر رهبری، بنیانهای فکری خود را قربانی کنند و اصل ولایت فقیه و حتی بعضی اصول مسلم دینی را منکر شوند. نظریه سازان این جناح به دنبال اندیشه ای بودند که بتواند آلترناتیو خوبی برای نظام مبتنی بر ولایت فقیه باشد. حضور تحصیلکردگان علوم انسانی و جامعه شناسی بخصوص از کشور انگلیس در این جناح و پیدایش نظریات جدید پلورالیسم دینی منشاء گرفته از تئوری قبض و بسط دکتر سروش، آنها را بتدریج از لحاظ فکری به سوی پذیرش و تسلیم در برابر تفکر جهانی سازی شده لیبرال دمکراسی سوق داد. در سال 1992 فرانسیس فوکویاما از نئومحافظه کاران آمریکایی، با ارائه نظریه پایان تاریخ و ایدئولوژی (3) ، اعلام کرد که بشریت، پس از غلبه لیبرال دمکراسی، به انتهای تاریخ رسیده است. او با استناد به حوادث تاریخی مدعی شد که پس از انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 تاکنون؛ کلیه رقبای لیبرال دمکراسی صحنه مبارزه را به سود آن خالی کرده اند. حکومتهای خودکامه یکی پس از دیگری از بین رفته اند. کشورهای مبتنی بر دین نیز ؛ یا مانند امپراطوری عثمانی منقرض شده و یا اصول و بنیان های فکری خود را عملا رها کرده اند و در عمل بصورت حکومتهای سکولار اداره می شوند. آخرین سنگر اصولگرایی کمونیستی نیز پس از فروپاشی شوروی فتح گردید. نظامهای مبتنی بر لیبرالیسم از 3 مورد در اوایل قرن 19 به 76 کشور در دهه 90 میلادی رسیده است. نظامهایی هم که تاکنون به این مسیر نپیوسته اند؛ یا مانند کره شمالی تحت اختناق فرهنگی و سیاسی شدید هستند و یا در داخل آبستن حوادثی هستند که بزودی آنها را از درون متلاشی خواهد کرد. او حتی عملیات گروههای اسلامی مانند القاعده را نیز فقط یک سری تحرکات سیاسی می داند که پشتوانه عقیدتی و همراهی اجتماعی لازم را ندارد و بزودی توسط خود مسلمانان سرکوب خواهد گردید. Francis Fukuyama فوکویاما لیبرال دمکراسی را منتهای رشد ایدئولوژیک بشر می داند. و معتقد است غلیه این تفکر بر جهان اجتناب ناپذیر یوده و بهتر است کشورهایی که در این مسیر مقاومت می کنند، دست از لجاجت بردارند و به آن بپیوندند. لازم به ذکر است که او پس از 16 سال دچار تردیدهای جدی در نظریه خود شد. ساموئل هانتینگتون که بنوعی معلم فوکویاما نیز هست، با پذیرش ضمنی نظریه پایان تاریخ، طی مقاله ای در سال 1993، نظریه جنگ فرهنگها و تمدنها (4) را اعلام کرد. بنا به نظر او غلبه لیبرال دمکراسی بر جهان امری محتوم است و بزودی این تفکر شاکله کلیه سیستمهای سیاسی دنیا را تشکیل خواهد داد. حتی کشورهای سابقا کمونسیتی مانند چین و کشورهای اسلامی ناچار به تسلیم در برابر آن خواهند بود. ولی آنچه در آینده رخ خواهد داد تقابل فرهنگها به عنوان روبنا و فرم محلی تفکر لیبرال دمکراسی در هر کشور است. فرهنگ در این تعبیر یک امر بنیادین نیست که خطری را برای تفکر لیبرال دمکراسی ایجاد نماید. بلکه فرهنگ در واقع لباسی است که هر کشور به مقتضیات عرف جامعه خود به تن نظام لیبرالیستی خواهد پوشاند. لذا در خاور دور لیبرالیسم بودایی و در کشورهای اسلامی، لیبرالسیم اسلامی حاکم خواهد شد. Samuel Phillips Huntington هانتینگتون تقابل و جنگ فرهنگ اسلامی و چینی را در مقابل فرهنگ آمریکایی پیش بینی می کند. بر این اساس او پیشنهاد می کند قبل از آنکه دیر شود فرهنگ آمریکایی با استفاده از کلیه امکانات خود به جنگ با این فرهنگها برود و هم زمان با غلبه جهانی لیبرالیسم، فرهنگ آمریکایی را نیز در جهان بگستراند. باید دید چه عواملی باعث رشد تفکر لیبرال دمکراسی در جهان شده است. رشد و گسترش لیبرال دمکراسی مدیون سخت افزارها و نرم افزارهای خاص خود است. دوران استعمار کشورهای اروپایی با کمک ابزار جنگی، وابسته سازی حکومتهای محلی و تزریق فرهنگ وارداتی غرب به کمک عوامل خودفروخته سیاسی و فرهنگی، استفاده از وسایل ارتباط جمعی که عمدتا تحت کنترل آنها قرار داشته و دارد، تقلید و کپی کاری دانشگاههای کشورهای مستعمره از علوم دست چندم غربی و تمایل به سازگاری با نظم جهانی از سوی بعضی کشورها از عوامل سخت افزاری بسط و گسترش لیبرال دمکراسی در جهان هستند. عوامل نرم افزاری لیبرال دمکراسی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. عوامل نرم افزاری به ویژگیها و چارچوب این تفکر باز می گردد. لیبرال دمکراسی دارای دو ویژگی مهم زیر است: تامین آزادی های فردی (لیبرالیسم) تضمین برابری اجتماعی (دمکراسی) لیبرال دمکراسی بر اساس باور انسان محوری خود (Humanism)، معتقد است که این انسان است که فارغ از هر قدرت ماورایی، می بایستی برای سرنوشت خود برنامه ریزی و تصمیم گیری نماید. فقط با تامین حداکثری آزادی فردی برای افراد جامعه است که می توان او را برای تصمیم گیری برای زندگی خود مختار کرد. لذا باید اجازه داد هر فرد بتواند "هر طور" که می خواهد زندگی کند. می بایستی عقاید دینی و روش زندگی هر کس محترم شمرده شود. در این میان هیچ تفاوتی میان دین یکتاپرست و عقاید شیطان پرستی و بی دینی نیست. هیج فرد، مذهب و یا تفکر فلسفی و سیاسی حق ندارد سیستم تمام شمولی را در جامعه بنا کند که مخل آزادیهای فردی باشد. ولی از آنجا که آزادی مطلق فردی بدلیل تضاد منافع و محدودیت منابع امکان پذیر نیست لذا می بایستی دستورالعملی که مورد توافق افراد جامعه باشد به نام قانون موارد اختلاف را حل و فصل نماید. البته در صورتی که مردم و نخبگان جامعه موردی از "هر مذهب" را مفید برای جامعه تشخیص دهند، بدون آنکه بطور پیش فرض به درستی آن اطمینان داشته باشند، آنرا مانند هر چیز دیگری کاملا بررسی کرده و اگر مورد پسند عامه قرار گرفت به عنوان قانون اجرا می کنند. هیچ تضمینی هم ندارد که همین قوانین بعدها دستخوش تغییر نشوند. برابری افراد در مقابل قانون، اصل دیگر تفکر لیبرال دمکراسی است. برابری در مقابل قانون صرف نظر از عقاید و طبقه اجتماعی، جنسیت، ملیت و نژاد از افتخارات نظامات مبتنی بر لیبرال دمکراسی شمرده می شود. لذا دمکراسی به اعمال حاکمیت مردم با روش هر فرد یک رای معنا شده است. برابری در این نظامات فقط در مقابل قانون نیست بلکه وارد فرهنگ عمومی جامعه نیز می شود. مردم می آموزند که با حقوق و عقاید دیگران کنار بیایند. این همان لیبرالیسم فرهنگی این جوامع است. لازمه تامین آزادی های فردی و تضمین برابری انسانها آن است که قدرت حاکمه از لحاظ دینی خنثی باشد تا در وضع قوانین به نفع دینی معین رای ندهد. در عرف سیاسی ، به خنثی بودن دولت نسبت به دین و مذهب سکولاریسم می گویند. بر خلاف آنچه تصور می شود سکولاریسم به معنای ضد دین بودن نیست. بلکه به معنای عدم دخالت دین در قانون گذاری و اداره جامعه است. به همین دلیل است که جوامع سکولار دارای تعدد مذاهب هستند. این مذاهب عمدتا در حد اخلاقیات فردی محدود مانده و اجازه سرایت به قوانین اجتماعی و سیاسی را ندارند. بشر تازمانی که دچار تبعیض اجتماعی است، بدنبال ایجاد برابری است. ولی هنگامی که به برابری دست یافت به دنبال تبعیض به نفع خود است. این همان دور باطل نظام لیبرال دمکراسی است. لذا برابری و آزادی فردی همیشه با یکدیگر سازگار نیستند. افزایش آزادی ، گرایش انسان را به نابرابری به نفع خود را بالا می برد. برای ایجاد توازن میان برابری و آزادی می بایستی قدرت حاکمه بسیار قوی و سیستماتیک وجود داشته باشد. علت تفاوت نظامهای لیبرالی فقط در میزان اهمیت دادن به آزادی فردی در مقابل برابری اشخاص است. نظامهای سوسیالیستی به برابری اجتماعی اهمیت بیشتری می دهند و در مقابل، نظامهای سرمایه داری و بازار آزاد به سمت گسترش آزادیهای فردی گرایش دارند. همین امر باعث بوجود آمدن سرمایه داران کلان در این کشورها شده که با وجود تعداد اندک، بخش عظیمی از سرمایه ها و اعتبارات را در اختیار دارند. علت این نابرابری در این جوامع آن است که آزادی باعث قدرت بعضی افراد شده و این قدرت مضاعف؛ قوانین تبعیض آمیز به نفع آنها را بوجود آورده است. در کشورهای سوسیالیستی هم با محدود کردن آزادی عمل فردی، انگیزه مردم برای تلاش بیشتر کاهش می یابد. این کاهش انگیزه باعث عقب ماندگی اقتصادی و تکنولوژیکی این کشورها می شود... بدنبال نظریات فوکویاما تئوریسین های جناح اصلاح طلب به این نتیجه رسیدند که هیچ قدرتی یارای مقابله با هجوم لیبرال دمکراسی را در دنیا ندارد. اصرار بیش از حد روی نظریات عدالت محور امام خمینی در مخالفت با جهان غرب بی فایده و به مثابه آب در هاون کوبیدن است. در دید آنها شکست نهایی اهداف انقلاب اسلامی دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد. در نتیجه آنها با ابراز تردید در نظریات امام مبنی بر تشکیل حکومت عدل الهی در زمان غیبت، شروع به زمینه سازی برای اعلام شکست یکجانبه در برابر لیبرال دمکراسی کردند. آنها در این جنگ بدون آنکه تیری رها کرده باشند تسلیم شدند. تاسفبارتر آنکه خودباختگی خود در مقابل تفکر لیبرالیستی را شکست انقلاب و فروپاشی از درون تعبیر می کردند. ولی هنوز روح امام در جامعه زنده بود آنها نمی توانستند علنا نیت درونی خود را آشکار سازند. آنها با حفظ برچسب خط امامی حرکت منافقانه خود را برای استحاله اندیشه های امام ادامه دادند. این افراد تصمیم گرفتتند در حوزه عقیدتی، بطور یکطرفه و خودسرانه، شکست و تسلیم بی قید و شرط خود را به نظم جهانی اعلام کرده و پس از تئوری سازی این شکست خفت بار؛ تمام عزت ملت ایران را برباد دهند. این نظریه بافان خودباخته خود را برای یک ترکمانچای دیگر آماده می کردند. ترکمانچای قبلی در باره خاک ایران به ما تحمیل شد (5). ولی این ترکمانچای به مراتب ننگین تر، برای بباد دادن فرهنگ و دین 1500 ساله ایران بود. نظام جهانی خواسته هایی داشت که اصلاح طلبان چاره ای جز پذیرش و اجرای آنها نداشتند. قرارداد و یا به عبارت دیگر تسلیم نامه، از قبل نوشته شده بود. آنها برای پیوستن به نظم جهانی می بایستی موارد زیر را قبول کرده و خود نیز متعهد به نظریه پردازی برای اقناع مردم ایران باشند: دولت و حکومت ایران باید سکولار باشد. از این پس دین یک تجربه فردی است و حق دخالت در سیاست ندارد. هر گونه مبارزه برای عقیده مخل آزادی فردی است و خشونت تلقی شده و می بایستی از هر تبلیغی برای شهادت طلبی و قیام امام حسین خودداری شود. دولت حق اجرای احکام شریعت را در جامعه ندارد. این موارد آزادی فردی را محدود می کند. در اسلام هیچ هدف غایی که باید برای رسیدن به آن تلاش کرد وجود ندارد. لذا انتظار برای مهدی موعود بیهوده است. اصلا باید وجود مهدی را انکار کرد. هیچ اصل ثابتی در دین وجود ندارد. قرآن که تاکنون کلام خداوند تلقی می شد و حجیت داشت، با این عنوان که در واقع تجربه فردی محمد است از قطعیت برخوردار نیست و از آن برای استخراج احکام شرعی نمی باید استفاده کرد. عصمت ائمه از آن جهت که احادیث و روایات رسیده از آنها را برای مردم لازم الاتباع می کند، صحیح نیست و باید منتهای تلاش برای رد عصمت امامان انجام شود. دین راه مشخصی را برای سعادت اجتماعی بشر مشخص نمی کند. دین صرفا یکسری دستورات اخلاقی است که فقط برای زندگی خصوصی انسان آمده است. برداشت از دین فردی است و نیاز به گروهی که دین را تبیین کند وجود ندارد. روحانیت شیعه گروهی هستند که فقط نان دین را می خورند و موعظه آنها از سر دینداری نیست لذا این گروه باید از جامعه حذف شوند. مردم ایران با انجام یک اشتباه استراتژیک (امام) خمینی را برای تشکیل حکومتی بر اساس ولایت فقیه یاری کردند. برای جبران این اشتباه، حکومت ولایی بایستی به عنوان دیکتاتوری تلقی شده و از صفحه روزگار محو شود. از عدالت محوری جهانی انقلاب اسلامی جلوگیری شود. به ایران هیچ ربطی ندارد که در فلسطین چه می گذرد. اینها خواسته های ترکمانچای ایدئولوژیک دشمن بود که توسط تئوریسینهای اصلاح طلب با دل و جان پذیرفته شده و تبلیغ گردید. آیا در صورت موفقیت کامل این موارد اثری از دین و تشیع باقی می ماند؟ در نتیجه این خدمت بزرگ به استکبار جهانی، تعداد زیادی از این نظریه بافان رسما و علنا به خدمت آمریکا و اروپا در آمده و مانند اپوزیسیون تمام عیار همه روزه از تلویزیونهای آمریکا و انگلیس بر علیه ایران و آرمانهای انقلاب سخن می گویند. سازگارا رسما با جرج بوش در بنیاد آزادی آمریکا همکاری می کند. مخمل باف برای متقاعد کردن اروپا برای تحریم ملت ایران دست و پا می زند. مهاجرانی اعدام ستون پنجم صدام را جوان کشی می داند. اکبر گنجی امام زمان و عصمت ائمه را نفی و با بدترین القاب از امام خمینی یاد می کند (6). دکتر سروش قرآن را زاییده تخیلات شخصی یک انسان دانسته (7) و 200 سال امامت شیعه را مایه عقب ماندگی تعقل مسلمانان می داند(8). آقای خاتمی آبراهام لینکلن را شهید قلمداد می کند. آغاجری تقلید کردن شیعیان از مراجع را به کار میمونها تشبیه می کند (9). روزی نیست که ابراهیم نبوی هجویات خود را بر علیه مذهب تشیع بیرون ندهد. اینها همه نمونه ای از خروارهاست که همه روزه از این جماعت صادر می شود. در عوض انجام خواسته های فوق چه چیزی نصیب اصلاح طلبان گردید؟ چندی نگذشت که جرج بوش رئیس جمهور آمریکا در سال گفتگوی تمدنها (2001)، مزد این خوش خدمتی را با قرار دادن نام ایران در محور شرارت به آنها پرداخت کرد! آیا این خفت بارتر از عهدنامه ترکمانچای 180 سال پیش روس ها علیه ایران نیست؟ آنچه گفته شد همگی نشانگر ذلت پذیری پدرخواندگان جریان اصلاح طلب بود. ولی انصاف نیست که حساب بخش مردمی جریان اصلاحات را با این گروه یکی بدانیم. وجود همین طیف سالم در جریان اصلاح طلبی است که گروه نظریه پرداز تجدیدنظر طلب؛ نتوانستند عقاید خود را آشکارا بیان کنند و همواره آنها را منافقانه و با رونما و پوسته ای از پیرو خط امام بودن دنبال می کردند. حوادث بعد از انتخابات خساراتی را به ملت ما وارد ساخت، ولی در عوض به افشای چهره ضدانقلابی و ضد اسلامی نظریه بافان جریان اصلاح طلب منجر شد. این فتح ایدئولوژیکی بهترین و شیرین ترین پاکسازی فکری نظام برای زنده کردن افکار اصیل اسلام و امام به حساب خواهد آمد. دشمن با احساس شکست در جریانات پس از انتخابات چاره ای جز برداشتن نقاب نفاق از چهره نداشت. لذا اخیرا این عناصر علنا و رسما ولایت فقیه، تشیع، عصمت ائمه معصومین، وجود امام مهدی و حقانیت قران را در سخنرانیها و نوشته و گفتگوها منکر می شوند. در پایان به چند سوال کلیدی می پردازیم که با وجود ظاهر فریبنده، آیا لیبرال دمکراسی غالب توانسته است خوشبختی واقعی را برای مردم خود و برای جهان به ارمغان بیاورد؟ آیا غلبه اقتصادی، سیاسی و رسانه ای اقلیت صهیونیست در کشورهای غربی نشانگر عدم کارآیی این تفکر نیست؟ بیش از 60 سال آپارتاید نژادی در فلسطین اشغالی و حمایت بی قید و شرط استکبار جهانی از آن چگونه توجیه می شود؟ آیا علیرغم ظاهر مسالمت جوی لیبرالیسم، وقوع دو جنگ خانمانسوز جهانی در حوزه کشورهای دمکراتیک لیبرال، ناکارامدی این تفکر را برای اداره جهان ثابت نمی کند؟ دیکتاتوری جهانی آمریکا بر علیه کشورهای مستقل و باجگیری بین المللی آن چه وجهی از اعراب دارد؟ اگر لیبرال دمکراسی داعیه تحمل عقاید فردی همه آحاد ملت را دارد، چرا مسلمانان کشورهای غربی که از نسلهای گذشته در آن کشورها ساکن بوده اند، تحت شدیدترین تبعیضها، محدودیتها و اتهامات قرار می گیرند؟ چرا سازمانهای بین المللی که برای دفاع از برابری و حقوق مردم جهان بنا شده اند، یکپارچه به ابزار قدرت استکبار جهانی بر علیه ملل مستضعف مبدل شده اند؟ و... به جرآت باید گفت لیبرال دمکراسی با اینکه ظاهرا بر جهان مسلط شده است ولی کارآیی طبیعی و انسانی خود را برای اداره متعالی جهان از دست داده است. بر خلاف نظر فوکویاما، این جهان نیست که به آخر خط رسیده است بلکه صدای شکستن استخوانهای نظم جهانی است که از گوشه و کنار دنیا به گوش می رسد. نظم جهانی دیگر قادر به حفظ خود در قلوب مردم دنیا نیست و فقط با اعمال دیکتاتوری جهانی به سرکردگی آمریکا غلبه ظاهری خود را حفظ کرده است. پس باید طرحی نو در انداخت. سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد بنا به آموزه های اسلام، دین حق یکی است. قرآن می فراید: ان الدین عند الله الاسلام. فقط دین اسلام مورد قبول خداوند است. این دین حق توسط رسول گرامی اسلام و ائمه معصومین به دست ما رسیده است. ولی بواسطه بعضی حوادث تاریخ اسلام، این دین تاکنون نتوانسته است فرصت تشکیل حکومت داشته باشد. بنابر این آنچه در مقابل تفکر لیبرال دمکراسی صف آرایی کرده و شکست خورده است همانا نظامات، ادیان و عقایدی است که مورد تایید خداوند نبوده و لذا شکست آنها هم غیر قابل انتظار نیست. فوکویاما در بررسی های خود بیشتر با تکیه بر آمارگیری از حوادث تاریخی به این نتیجه رسیده است که دیگر حریفی برای لیبرال دمکراسی وجود ندارد. حتی او بدون مطالعه عمیق در ساختار، اسلام را در قالب القاعده و بعضی جریانات افراطی تحلیل می کند که مورد قبول جوامع خود هم نیستند. اسلام دو رکن لیبرال دمکراسی یعنی آزادی فردی و برابری را بصورت مشروط می پذیرد. ولی معتقد است، تفکر لیبرال دمکراسی با حذف هر گونه عقیده جهان شمول، انسانها را در تاریکیها و ظلمات رها می کند تا خود راهشان را پیدا کنند. در این شرایط انسانها مجبور هستند در تاریکی راهی را برای خود پیدا کرده و پس از مدتی آنرا تغییر داده و به راهی دیگر بروند. خداوند در آیه الکرسی قول می دهد مومنین را از تاریکیها (به صورت جمع) به نور (به صورت فرد) هدایت کند (10). ولی طاغوت، در مقابل، انسانها را از نور به ظلمات داخل می کند. دخول در ظلمات یعنی به انسان گفته شود تو آزاد هستی هر تصمیمی را برای خود بگیری بدون آنکه راهنمایی داشته باشی. این همان لیبرالیسم است. طبیعتا در ظلمات لیبرالیستی فقط شیطان حکمرانی خواهد کرد. اسلام شیعی بعد از انقلاب، گفتمان اصولگرا و عدالت محور را به جهان عرضه کرده است. همین گفتمان عدالت محور است که تاکنون ملت مارا در دفاع از ملت فلسطین ثابت قدم نگاه داشته است. ما معقدیم "عدالت" گمشده لیبرال دمکراسی است. فقدان عدالت الهی است که سرگشتگیها و نابرابری اجتماعی انسانها را حتی در جوامع آزاد غربی باعث شده است. لذا اسلام رکن سوم یعنی عدالت را به دو رکن آزادی و برابری لیبرال دمکراسی اضافه می کند تا ترکیب سعادت بشر تکمیل شود. اگرچه عدالت در قاموس الهی در بطن خود آزادی و برابری را نیز دارد. عدالت الهی همان هدایتی است که چراغ راه انسان در ظلمات است. تفکر مبتنی برای عدالت، تاکنون توانسته است؛ سربلند و با افتخار نظریه جدیدی را برای مدیریت جهان ارائه دهد. این تفکر مارا را به سمت عدالت حداکثری مهدی موعود رهنمون می شود که آزادی و برابری واقعی انسانها در آن تضمین می شود. دین تشیع با غنای فرهنگی و عقیدتی این ظرفیت را برای ارائه مدلی برتر برای اداره جهان دارد. از آنجا که دین ما منطبق بر فطرت انسانی بنا نهاده شده است، این پیش بینی دور از انتظار نیست که اگر این اندیشه بطور خالص در دسترس مردم دنیا قرار بگیرد به سرعت در جهان فراگیر شده و موجبات جذب مردم تشنه عدالت به سوی آن را فراهم کند. تا آنجا که ما در آینده بجای جنگ فرهنگها؛ جنگ عدالت را با لیبرال دمکراسی شاهد خواهیم بود. سعید معصومی، کالج اسلامی لندن پینوشتها:
1. واذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون (آیه 11 سوره بقره)
2. امام حسین علیه السلام: انی لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما. و انما خرجت لطلب الاصلاح فی أمه جدی صلی الله علیه و آله (بحارالانوار، ج 44، ص 329، باب 37، روایت 3. End of History, F. Fukuyama 4. The Clash of Civilizations?, Samuel P. Huntington 5. برای دیدن متن کامل عهدنامه ترکمانچای به صفحه http://forum.shahrood.net/showthread.php?t=649 مراجعه کنید. 6. نگاهی دیگر: آیتالله خمینی در چند پرده، اکبر گنجی 7. کلام محمد، دکتر عبدالکریم سروش 8. مناظره مکتوب دکتر سروش و حجت الاسلام سعید بهمن پور 9. جسارت آغاجری به امام راحل و مراجع تقلید 10. الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الى النور والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الى الظلمات اولـئک اصحاب النار هم فیها خالدون (آیه 257 سوره بقره) |
|
| نشانه های زوال |
| ساعت ۱:٥٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
پس از حدود 8 ماه، نشانه های واضحی وجود دارد که فتنه پس ازانتخابات مرده است. تنها چیزی که باقی مانده این است که طراحان و مجریان آن سخت در تلاش و تکاپو هستند تا خود راهی و مجالی برای ادامه حیات بیابند. مسئله اکنون «بقا»ست نه «نتیجه»، در شرایطی که موضوع مرگ و زندگی مطرح باشد، بقا بهترین و احتمالا تنها نتیجه ای است که ارزش سعی و تلاش دارد. |
|
| تعیین تکلیف اسرائیل برای فتنه سبز |
| ساعت ۱:٥٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در واکنش به موضع اخیر مهدی کروبی مبنی بر به رسمیت شناختن دولت و پایبندی به ولایت فقیه و جمهوری اسلامی اعلام کرد: با عقب نشینی کروبی و موسوی، جنبش سبز فرو نخواهد نشست. |
|
| پدر عشق بسوزه ! |
| ساعت ۱:٥٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
افشای ارتباط دو دیپلمات عضو سفارت آلمان با ستاد میرحسین موسوی در جریان آشوب های خیابانی، محافل سیاسی و دیپلماتیک در آن کشور را به دست و پا انداخته است. مجله اشپیگل اعلام کرد «دو نفر یاد شده در گزارش وزارت اطلاعات با نام های یوگی و اینگو، بلافاصله توسط دولت آلمان از ایران خارج و به برلین بازگردانده شده اند.» شتابزدگی دولت آلمان در فراری دادن دو دیپلمات مذکور ، احتمال دخالت آنها در اغتشاشگری را تقویت می کند. |
|
| دیروز دنبال بمباران امروز امید به سران فتنه |
| ساعت ۱:٤٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
جان مک کین سناتور ضدایرانی برای چندمین بار از سران فتنه و عناصر آشوبگر حمایت کرد. |
|
| اشتباه مامور ناشی MI 6 یا...! |
| ساعت ۱:۳۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان ، مهدی کروبی |
|
واحدی سردبیر روزنامه زنجیره ای آفتاب یزد و مشاور کروبی که از چند ماه قبل به انگلیس رفته و با رایزنی و مشورت دولت انگلیس خط روزنامه آفتاب یزد را دیکته می کرد، دیروز دست به یک اشتباه فاحش زد و یا عمداً اشتباه کرد که ما در هر دو صورت آن را لطف خدای سبحان و اراده حضرت حق برای مقابله با کید دشمنان می دانیم. و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین... |
|
| سخنرانی شهید دیالمه یکهفته قبل از شهادت |
| ساعت ٤:٠۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، زهرا رهنورد |
|
شهید دکتر عبدالحمید دیالمه.متولد سال1333،جوان ترین نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی بود.وی در عین جوان بودن،علی رغم مسن ترین هایی که سوابق درخشان مبارزاتی نداشتند،شاه کلید مبارزات جوانان مشهدی به شمار می رفت .
متن زیر بخشی از آخرین سخنرانی شهید دیالمه است که حدود یک هفته پیش از شهادت ایراد نموده بود: همین الان هم هزاران نفر داد می زنند ولی به دلیل اینکه معروف نیستند کسی حرفشان را گوش نمی کند،زمان بنی صدر هم ما می گفتیم ولی کسی حرفمان را گوش نمی کرد. الان هم من صلاح نمیدانم طرح کردن افرادی را که معتقدم این سیستم فکری را در جامعه پیاده میکنند و الا اگر صلاح بدانم هیچوقت تابع جو نمی شوم. همانطور که آن زمان افرادی با شیوه فکری ما مخالف بودند و همه می گفتند که این مطالب را نباید بگویی،معتقد بودم که درست است و گفتم و مراحل بعدش را هم ادامه دادم. همین الان افرادی برای بعضی وزراتخانه ها کاندیدا هستند که به اعتقاد من خط فکریشان درست نیست. ولی متاسفانه نمی توانم کاری کنم.فقط می توانم به اندازه یک رای مخالف به آنها بدهم.کار دیگری نمی توانم بکنم. یکی از نمونه هایش را که می توانم به شما می گویم و آن هم آقای موسوی است. سر دبیر روزنامه جمهوری اسلامی،اعتقادم بر این است که خط فکری او،خط فکری جنبش مسلمانان مبارز و پیمان است. البته نمی خواهم بگویم عضو آن سازمان است ولی خط فکریش همان است و اگر رجوع بکنید به روزنامه میبینید که در خیلی از جاها این خط مشی را طی میکند. اینها را من از دید حزب نمیبینم.بلکه من اینها را فقط از پایگاه ایشان میبینم.والا هیچکدام از اینها را نه به حساب حزب می گذارم و نه به حساب سران حزب می گذارم و نه به عنوان نیروی مخلص و معتقد و مومنی که درون حزب هستند .بلکه شخصا به حساب خود ایشان می گذارم و اگر در اینجا می گویم به این دلیل است که مکرر در جلسات حزب گفتم و ضبط هم شده و اگر نوارش را از بین نبرده باشند،دارند. موضع گیری های وزنامه در بعضی از موارد،کم و بیش موضع گیری روزنامه امت است. به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ میکند،اما حتی یک خط،خوب دقت کنید،حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.بروید روزنامه های آن زمان را ببینید. اگر شما یک خط در روزنامه،قبل از سالگرد آیت الله کاشانی و بعد از سالگرد آیت الله کاشانی آوردید من اسمم را عوض میکنم.بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد،مقاله علیه آقای فلسفی را کدام روزنامه نوشت؟سرمقاله ای نوشت به اسم خیابان مصدق و شدیدا آن را کوبید به این بهانه که اختلاف انگیز است. یک شب که من در حزب صحبت کردم و این موارد را گفتم،بعد از من آقای موسوی آمد و از خودش دفاع کند. گفت:ما اینها را نمی پذیریم به دلیل اینکه ما نمیخواهیم شیوه های آناکرونیستیکی را در ایران دوباره ایجاد کنیم. البته لفظ را اشتباه به کار می برد،ولی من آن برداشتی را که او از این لغت داشت حالا می گویم و الا معنایش این نیست. برداشتش این بود که شیوه های آناکرونیستیکی یعنی اینکه ما یک چیزی را که در تاریخ اتفاق افتاده مجددا بیایم تطبیق کنیم بر تاریخ فعلی. مثلا اگر یک کاشانی و مصدق آن زمان بوده،حالا بیایم الان هم یک مصدق و کاشانی طراحی کنیم.برداشتش از این لغت این بود. اخیرا که امام در مورد مصدق این صحبت ها را کرد و گفت که او هم مُسلِم نبود و اینها تفاله های او هستند و حتی امام در صحبت دیروزش می گوید اینها مثل مصدق می خواهند رفراندوم انجام دهند و این اندازه مصدق را می کوبد و آن تجلیل را از آت الله کاشانی می کند،برای آقای موسوی پیغام فرستادم که بر خلاف آن دیدی که شما داشتید،امام هم مثل اینکه آناکرونیستیکی فکر میکند. البته ایشان سابقه های قبلی هم در گروهای منفی داشته است.از جمله بودنش در روه نخشب به همراه پیمان.پیمان،سامی و او هم در باند نخشب بودند. پیمان گروه جنبش مسلمانان مبارز را درست کرد.سامی گروه جاما را درست کرد و ایشان هم به ظاهر می گوید من مستقل هستم،ولی در واقع همان شیوه فکری را دارد و به اعتقاد من دقیقا در داخل روزنامه هم همین شیوه فکری را اِعمال کرده است. علاوه بر موضع گیری ایشان من موضع گیری خانمش را هم نمی پسندم،نظر من نیست،نظر اسلام است.یک مشت مزخرفاتی را به هم بافته به اسم اسلام.زهرا رهنورد همان کسی که کتابهایی مثل طلوع زن مسلمان،همگام با یوسف،قیام موسی و هرچه از اینها توانسته به هم بافته است.او هم زیاد سابقه مسلمانی ندارد اماحالا چطور شد که مفسر قرآن شد معلوم نیست.یعنی دنیا معلوم نیست دست کیست؟ هرکسی در عرض یکسال مفسر قرآن می شود و کسی هم نیست تا جلوی ما را بگیرد که اینها را از کجا می گویی؟ در همین کتاب«طلوع زن مسلمان»(ر.ک:طلوع زن مسلمان،ص20و25،زهرا رهنورد،نشر محبوبه)جملاتی که مربوط به نهج البلاغه علی(ع) است را به فارسی نوشته،بعد به عنوان تبلیغات ارتجاعیون بر علیه زن،آن ها را کوبیده است. هر کسی هم می خواند متوجه نمی شود که اینها عین متن نهج البلاغه است،می گوید این مرتجعین عجب چیزهای مزخرفی گفتند...خیلی از شماها اینها را میبینید و می گویید وقتی یک زن اینها را نوشته،حتما خیلی خوب نوشته است. مخصوصا اینکه در جاهای مختلف هم به عنوان متفکر اسلامی با او مصاحبه می کنند.در تلویزیون می آید در مسائل زن بحث می کند... اما با این شخصیت ها چه می شود کرد؟ وقتی برنامه الان اینطور است که آقای موسوی بشود وزیر امور خارجه، من چه بگویم؟ هرچه هم که داد بزنم صدایم به جایی نمی رسد. مجبورم فقط یک رای مخالف بدهم.
|
|
| شهید دیالمه 30 سال پیش گفت موس |
| ساعت ٤:٠٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی |
|
از شهید دیالمه برایمان بگویید و اینکه چطور آن شهید بزرگوار از آینده میرحسین میگفت.
در رابطه با شهید دیالمه باید بگویم که او جوانی بود بسیار فعال، خوشفکر، مخلص، کژیشناس و انحرافشناس. در عین جوانی مردی خوشبیان و فعال بود. هنگامی که میرسید به اینکه چیزی خلاف اسلام نابمحمدی و اصل ولایتفقیه است در برابرش موضع میگرفت و حساسیت نشان میداد، اما نکته مهم این بود که او در خط امام حرکت میکرد یعنی از ولیفقیه زمان خود جلو نمیافتاد و عقب هم نمیماند و رمز اینکه او هم در کنار شهید بهشتی به فیض شهادت رسید، همین اخلاق و ولایتپذیریاش بود. شهید دیالمه در برخورد با منافقان، کمونیستها، گروههای التقاطی و لیبرالهایی مثل احمدزاده و نهضت آزادیها بسیار فعال بود، با گروهک پیمان که آن زمان نشریه هفتگی امت را منتشر میکرد، بسیار مخالف بود و گروه پیمان را گروهی التقاطی از نظر مبانی و از نظر سیاسی میدانست که در نهایت کارش به انحراف میکشد. آن روزها آقای موسوی در روزنامه جمهوری اسلامی سردبیر بود و شهید دیالمه متوجه میشد که موسوی خط آقای بهشتی و آیتالله العظمی خامنهای را در روزنامه دنبال نمیکند. دیالمه میدید که آقای موسوی روزنامه جمهوری اسلامی را ارگان حزب جمهوری اسلامی نمیبیند بلکه ارگان افکار خودش میداند منتها چون روزنامه برای حزب است و مدیرمسؤول آن هم مقام معظم رهبری بودند، بنابراین شهید دیالمه میدید میرحسین موسوی مسیر دیگری را طی میکند به همین علت با آقای موسوی به عنوان کسی که از نظر عقیدتی دچار التقاط و از نظر سیاسی دچار انحراف است و از نظر امانتداری، امین نیست مخالف بود؛ همانطور که شهید دکتر سیدحسن آیت مخالف بود. دکتر آیت چه نظراتی درباره موسوی داشت؟ آقای مهاجری آن زمان چه مناسباتی با میرحسین داشت؟ یک نکته دیگری هم بود و آن مسأله افکار آقای موسوی و خانم رهنورد بود. شما در همین روزنامه جمهوریاسلامی در آبانماه 58 بعد از انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی مصاحبهای از رهنورد میبینید که به صراحت میگوید، در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی تقلب شده و میگوید، من این مجلس را قبول ندارم و ادامه میدهد که در این مجلس روحانیون سنتی آمدهاند و این افرد قانون اساسی ما را سنتی مینویسند و به همین علت مجلس خبرگان قانون اساسی را قبول ندارم. حالا هم انتخابات خبرگان انجام شده است و هم امام تأیید کرده و جالب است که انتخابات در دوران دولت موقت انجام شده و ریاست مجلس خبرگان را هم حسینعلی منتظری برعهده دارد و نایبرئیس او، آیتالله شهید بهشتی بود و اصلا ادارهکننده اصلی مجلس آقای بهشتی بود چون ایشان روی قانون اساسی اشراف داشت و اعضای دیگر مجلس از بزرگان و علما بودند. آنوقت در چنین موقعیتی خانم رهنورد میگوید، در این انتخابات تقلب شده و آقایان بهشتی و دیگر بزرگان چون سنتی هستند، قانون اساسی را سنتی مینویسند(!) مقاله «ما و حزب» هم در اوج مسأله بنیصدر در روزنامه جمهوریاسلامی به چاپ رسید؛ وقتی بنیصدر علیه حزب و شهید آیت، شایعه کودتای آیت را راه انداخت که دروغ، جعل و فریب بود و فضاسازی کردند و گفتند، آیت کودتاچی است. اصل قضیه چگونه بود؟ وقتی نوار کاملا پیاده شد، برخی از اعضای حزب گفتند آقای آیت باید از بنیصدر شکایت کند و اگر شکایت میکرد، بنیصدر کاملا محکوم بود چون خودش در نوار دست برده بود و مطالب تحریف شده نوار را خودش در نشریه «انقلاب اسلامی» چاپ کرده بود، بنابراین هیچ حرف و حدیثی در این قضیه نبود؛ بعد هم علیه شهید آیت در کشور جوسازی کرده بود. موضوع در جلسه شورای مرکزی حزب، مورد بحث قرار گرفت و شهید بهشتی فرمودند، چون رئیسجمهور (بنیصدر) متهم اصلی است، باید با حضرت امام مشورت شود. برخی گفتند این حق شخص آقای آیت است و نیازی به طرح با حضرت امام ندارد، اما شهید آیت گفت، اصلی به نام ولایت فقیه داریم که در اینگونه مسائل حساس مملکتی نظر ولی فقیه شرط است و ما باید به آن عمل کنیم. اینجاست که معلوم میشود چه کسی ولایی است و چه کسی تحت تأثیر فضاهای سیاسی قرار نمیگیرد. شهید بهشتی خدمت امام رفتند و مطلب را با ایشان در میان گذاشته و مطالب را گفتند. پیاده شده نوار را هم برده بودند. امام اعلام فرموده بودند که اگر شما میثاق وحدت با بنیصدر ببندید، خوب است. آقای بهشتی دوباره گفته بودند، مساله ما میثاق وحدت نیست بلکه دکتر آیت مورد تهاجم بنیصدر قرار گرفته، حالا معلوم شده که خلاف واقع است،آقای دکتر آیت حق قانونی و شرعی دارد که شکایت کند. امام دوباره فرمودند: اگر شما میثاق وحدت با بنیصدر ببندید خوب است. بعد که شهید بهشتی نظر امام را در شورای مرکزی مطرح کرد برخی از دوستان گفتند امام که تکلیف نکردهاند بنابراین باید شکایت کنیم. آقای بهشتی در آن جلسه از دکتر آیت خواستند که خودش تصمیم بگیرد، آقای آیت گفت: ما در این کشور معتقد به ولایت فقیه هستیم، معلوم است که امام تمایلی به شکایت ندارد، بنابراین ما نظر ایشان را انجام میدهیم و با بنیصدر میثاق وحدت میبندیم. واقعا انسان تعجب میکند از این رفتار شهید آیت؛ این فرد کاملا مورد ظلم قرار گرفته اما ولی فقیه را فصلالخطاب میداند. حالا در اوج این جریانات آقای موسوی مقالهای نوشت و گفت که ما اصلا با حزب جمهوری اسلامی فاصله داریم و نظراتمان فرق میکند که البته معلوم بود این حرفها نظرات دیگر دوستان ایشان که خطدهی میکردند، بود؛ بنابراین شهید آیت گفت: درست است که این آقا[موسوی] عضو حزب است اما در عین حال افکارش، افکاری که در خط ولایت باشد، نیست بلکه به عملگرایی فردی تمایل دارد و هوادار مصدق و جزو حلقه حبیبالله پیمان است و در چنین مواردی خودش و همسرش مقابل مجلس خبرگان قانون اساسی میایستند بنابراین، این دو نفر به احتمال قوی در مسیری خواهند رفت که در آینده اگر خودشان را اصلاح نکنند، جلوی نظام هم میایستند. مناسبات پیمان و موسوی با حزب چگونه بود و اصلا چطور به حزب وصل شدند؟ حزب برای این بود که همه کسانیکه میگویند، ما امام را قبول داریم، در آن دور هم جمع شوند و همه اینها زیر نظر پنج روحانی مورد وثوق امام قرار بگیرند و در واقع حزبسازی و حزببازی مهار شود و الا در کشور اختلاف و دعواهای زیادی پیش میآید به همین علت همهجور آدمی در حزب دیده میشد، حتی ما بنیصدر و قطبزاده را هم دعوت کردیم، بنیصدر گفت، قطبزاده آنجاست من نمیآیم، آقای داریوش فروهر را هم دعوت کردیم که آمد ولی نماند. پیمان را هم دعوت کردیم، ولی حبیبالله پیمان در روزنامهاش نوشت: این حزب ورشکسته سیاسی (؟!) میخواهد از آبروی رهبر جنبش مسلمانان مبارز (!) برای خودش آبرو دست و پا کند! من به موسوی گفتم مقاله پیمان را خواندی؟ گفت: بله خواندم، گفتم باز هم او را یک متفکر اسلامی میدانی؟ گفت: یک متفکر مسلمان است ولی در خط شیطان قرار دارد. موسوی هم سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی را برعهده گرفت اما هنگامی که در روزنامه جمهوری اسلامی بود پنج نفر برای نظارت بر مقالات روزنامه که با مبانی و اساسنامه حزب همراهی داشته باشند، انتخاب شدند؛ شهید اسلامی، مرحوم زوارهای، شهید آیت و دو نفر دیگر. آقای موسوی زیر بار نرفت؛ شهید اسلامی موقعی که نشریه مطالبی را نوشت که نسبت به سازمان مجاهدین خلق یعنی گروهک نفاق همراهی داشت، با موسوی برخورد جدی کرد و گفت، به نظر من این فرد افکار منافقین را دارد، آقای موسوی هم نامهای به من که دبیر اجرایی حزب جمهوری اسلامی بودم نوشت، با این مضمون بود که برادر آقای بادامچیان، کار ما به جایی رسیده است که میگویند ما در خط نفاق هستیم و... . البته بعد از هفتم تیر در روزنامه جمهوری اسلامی مطالب زیادی علیه منافقین دیده میشود ولی تمایلات عقیدتیای که دیده میشد، شهید اسلامی را به این اظهارنظر واداشته بود. کتاب تفسیری از دو آیه قرآن که با نام مستعار «حسین رهجو»، یعنی همان میرحسین موسوی نوشته شده است، آن موقع چاپ شد؛ در این کتاب کاملا افکار التقاطی دیده میشود یعنی یک تفسیر چپ از آیات قرآنی است. باز هم چاپ شد؟ مثلا او در تمایلات خود تاکید بر تکهمسری داشت و دلیل فقهی آن را هم این آورده بود که خداوند به آدم میفرماید: «یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه» و نمیفرماید: و «ازواجک» در حالی که قرآن میفرماید: «من النساء مثنی و ثلاثه و رباعا»، متن صریح آیه قرآن است و من روزی در یک سخنرانی که سال 59 بود با این خانم بحث کردم، او میگفت، اینکه میگویند میشود دو تا چهار زن گرفت ساخته و پرداخته اسلام فئودالی است (!) من به او گفتم، خانم! شما این را از کجا پیدا کردی؟ گفت: من روی قرآن کار کردم، گفتم: شما سواد عربی نداری؛ چه برسد به سواد فقهی! گفت: از روی ترجمه کار کردم، گفتم: از روی ترجمه این استنباط را کردی؛ آن وقت تمام فقها و علمای مسلط بر فقه و زبان عربی مخالف تو فکر میکنند و ضمنا اجتهاد در مقابل نص نمیشود؛ مگر با شرط عدالت اما اینکه شما بخواهی بگویی اسلام، دوران فئودالی یا صنعتی و... دارد، حرفی دور از علم و منطق است، زیرا حلال محمد (ص) حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه. افکار زهرا رهنورد با افکار خانم شیرین عبادی یکی است به همین علت وقتی عبادی از طرف استکبار بهعنوان بانوی صلح انتخاب شد و جایزه نوبل گرفت، دار و دسته التقاطی در ایران برایش سوت و کف زدند. خانم رهنورد که آن زمان رئیس دانشگاه الزهرا(س) بود او را به این دانشگاه دعوت کرد ولی دانشجویان علیه شیرین عبادی تظاهرات کردند که رهنورد با عبادی هر دو در زیرزمین دانشگاه از ترسشان مخفی شدند تا اینکه نیروی انتظامی آمد و آنها را بیرون کشید. با توجه به اینکه استکبار جایزه صلح نوبل را به شایستهها نمیدهد بلکه برای مقاصد سیاسی خود میدهد بنابراین شما هیچ وقت نمیبینید به آقای بهشتی، باهنر و دیگر شهدا و علمای ما جایزه داده باشند. اینبار خانم رهنورد میتواند خود را برای گرفتن این جایزه آماده کند؛ پای خودش را روی خون شهدای اغتشاشات اخیر بگذارد و جایزهاش را بگیرد. ریشه عدم ولایتپذیری میرحسین و دارو دستهاش در زمان امام هم دیده میشود؟ اکثریت مجلس دست نیروهای به اصطلاح خط امام بود؟ |
|
| مروری بر زندگی شهید دکتر عبدالحمید دیالمه |
| ساعت ۳:٥٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: بیوگرافی ، سیاسی |
|
تولد: 4 اردیبهشت 1333 در تهران در خانوادهای مذهبی. - مرحوم دکتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید فرزندش عبدالحمید (که وحید صدایش میکردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصههای سیاسی و انقلابی آشنا شود. در آن جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته میشد؛ افرادی همچون شهید دکتر بهشتی و مهندس بازرگان. - پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشکیل سازمان پزشکی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه را مدیریت مینمود که این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت. تحصیلات: - پس از طی دوره دبستان ، آغاز دوره متوسطه در دبیرستان هدف شماره 3 / اخذ دیپلم طبیعی و شروع تحصیل علوم حوزوی. - سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت. - سال 1352 به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد. - اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ 14 اسفند 1358. فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب: - ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی. - از سال 1352 تا اواخر سال 1356 شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود. - در سال 1354 به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند. - تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال 54 که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد. - در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد. - برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت. - تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی. - چندین بار دستگیری توسط ساواک . - نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه . - رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای 54-55 در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر. - انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال 1354 در دانشگاه مشهد . فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب: - در سال 1357، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی. - عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه. - عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان. - عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و... . - تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی. - ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. - سخنرانیهای متعدد اعتقادی - سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود 400 ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. - نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر. این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند. - تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب. - شکلدهی تحصن اعتراضآمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. - شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. - عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. - ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. - تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر. - شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . |
|
| نشریه صهیونیستی هاآرتص،فاش کرد: |
| ساعت ۳:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، زهرا رهنورد |
|
مدال نقره دونده صهیونیست بر گردن زهرا رهنورد دونده استقامت صهیونیستی مدال نقره بازیهای المپیک 1992 خویش را به به زهرا رهنورد تقدیم کرده است. به گزارش باشگاه خبرنگاران،آهوآ آمیت دونده صهیونیست در این مصاحبه گفت: «از هنگامی که با شخصیت برجسته، اندیشمند، هنرمند و شجاع خانم رهنورد آشنا شدم و از همان هنگام که وی را در کمیپن های تبلیغاتی دست در دست همسرش چون واله و شیدای اساطیری ایران مشاهده کردم، با خود عهد بستم که تا پایان کار با او باشم. من وقتی سخنان ایشان را در بی بی سی درست بعد از انتخابات شنیدم بر عزم خود از حمایت از جنبش آزادی خواهی ایران افزودم.» |
|
| کشف انبار سلاح و مهمات در مسجد الهادی تهران |
| ساعت ۳:٤٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر |
|
یک سایت اینترنتی نوشت: یک انبار سلاح و مهمات در مسجد الهادی تهران وابسته به هادی غفاری کشف شد.
سایت جنبش سرخ علوی در این باره نوشت؛ در روز پنج شنبه 8 بهمن ماه با اعلام خبری مبنی بر احتکار برخی اقلام قماش از جمله برنج و … در مسجد الهادی(ع) (خیابان دماوند) در تحقیق و تفحص تیم بازرسی وزارت بازرگانی مشخص گردید برنج کشف شده مربوط به آقای هادی غفاری می باشد که امام جماعت مسجد مذکور می باشد. مأمورین در حین بازرسی از مسجد مذکور، به یک باب انبار مشکوک شده که پس از اصرار و پیگیریهای بعمل آمده و باز نمودن قفل ورودی، تعداد 57 قبضه سلاح کمری، 98 قبضه کلاشینکف و مقدار زیادی فشنگ در آنجا کشف شد. جنبش سرخ علوی در این باره نوشت؛ در ادامه و با مجوز محاکم قضائی در مورخ 9/11/88 از منزل خادم مسجد مذکور نیز بازرسی بعمل آمده و اقلام تسلیحاتی ذیل کشف گردید: یک قبضه سلاح یوزی، دو قبضه سلاح کمری، یک قبضه کلاشینکف ، یک قبضه ژ3 و یک قبضه قناسه و 7 عدد خشاب. |
|
| لزوم تفکیک "منگلان سیاسی" از نخبگان سیاسی |
| ساعت ۳:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، حسن رحیم پور ازغدی |
|
"نخبه کسی است که سطح شعورش از مردم عادی بالاتر باشد، نه پایینتر از سطح جامعه".
به گزارش شبکه ایران، حسن رحیم پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: کسانی که از انتخابات کشور خشونت درآوردند، نه تنها نخبگان سیاسی نیستند، بلکه منگولان سیاسیاند. وی که در نشستی با موضوع بصیرت انقلابی سخن می گفت با بیان این مطلب اظهار داشت: "نخبه کسی است که سطح شعورش از مردم عادی بالاتر باشد، نه پایینتر از سطح جامعه؛ نخبگان ما در برابر مردم عوام محسوب میشوند که این از برکات انقلاب است." *اگر ولیفقیه نبود، کار جمهوریت تمام میشد این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به برخی خواستها در جریان پس از انتخابات مبنی بر ابطال انتخابات توسط رهبری بدون دلیل و تحت تاثیر فشار را باعث خدشهدار شدن مقام ولایت فقیه عنوان و اظهار کرد: اگر این اتفاق رخ میداد رهبر در مقابل خواست مردم قرار میگرفت، در حالی که رهبر باید از رای مردم دفاع کند و بدانید اگر در قضایای انتخابات ولیفقیه نبود، جمهوری تمام میشد. بر اساس گزارش ایسنا، آقای رحیم پور ازغدی در بخش دیگری از سخنانش، حکومت جمهوری اسلامی را تلفیقی از دموکراسی و تئوکراسی با حذف زوائد و مضرات آن دانست و گفت که هیچ کشوری قانون اساسی خود را حتی یک بار هم به رای نگذاشت در حالی که در ایران، امام(ره) خواست از مردم که نمایندگان خود را جهت وضع قانون اساسی انتخاب کنند؛ او همچنین گفت که اگر هماکنون قانون اساسی را دوباره به رای بگذاریم، بیشتر از گذشته رای میآورد. |
|
| دلسوزی کروبی برای نظام! |
| ساعت ۳:٤٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی |
|
قائم مقام آقای کروبی، رئیس خود را فردی خواند که سابقه طولانی در حمایت از انقلاب دارد و اظهارات اخیر او هم ناشی از دلسوزی برای نظام بوده است!
به گزارش شبکه ایران، قائم مقام حزب اعتماد ملی تغییر رویکرد دبیرکل این حزب را ناشی از "دلسوزی برای نظام" خواند. رسول منتجب نیا در یادداشتی که در روزنامه اصلاح طلب اعتماد منتشر کرده است، منکر هرگونه اختلاف کروبی با اصل نظام و قانون اساسی شد و حتی اعلام کرد که حوادث اخیر، نوعی انتقاد نسبت به عملکرد اقتصادی و فرهنگی دولت بوده است. وی، رئیس حزب متبوعش را فردی خواند که سابقه طولانی در حمایت از انقلاب دارد و اظهارات اخیر او هم ناشی از دلسوزی برای نظام بوده است! اظهارات آقای منتخب نیا درباره دلسوزی آقای کروبی برای جمهوری اسلامی در حالی است که به گفته حامیان انقلاب اسلامی، رفتار و بیانیه های تند آقای کروبی در ماه های اخیر موجب اعلام حمایت سران و رسانه های کشورهای آمریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی و ایتالیا و گروهک های ضد انقلاب از او شده است. فعالان سیاسی هم که عقب نشینی آقای کروبی را در راستای نامه های محمد خاتمی و علی اکبر محتشمی پور، اعضای مجمع روحانیون مبارز، مبنی بر اعلام پشیمانی می دانند، بر این اعتقادند آنان باید از اقدامات خود علیه نظام جمهوری اسلامی توبه کنند. اخیر آقای باهنر، نایب رئیس مجلس اعلام کرد که "موسوی و کروبی سران فتنه و مجرمند" و برای بازگشت به صحنه سیاسی جمهوری اسلامی باید توبه کنند. آقا توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس هم، چنین موضعی درباره کروبی اتخاذ کرد. شیخ اصلاحات اخیرا اعلام کرد که "دولت را به رسمیت می شناسد". پس از گفته او، برخی منابع مطلع اعلام کردند که آقای کروبی درصدد است تا با اتخاذ مواضعی نرم و تغییر رویکرد خود، زمینه را برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور هموار کند و در همان مسیری که آقای خاتمی و آقای محتشمی پور در پیش گرفته اند، گام بگذارد. |
|
| ورود موسوی و کروبی به فاز مسلحانه با حمایت صریح از دو تروریست؟ |
| ساعت ۳:٤٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی |
|
مهدی کروبی و میرحسین موسوی در دیداری ضمن اعتراض به آنچه که آن را تداوم وضعیت موجود نسبت به احکامی که بدون رعایت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده و اجرای عجولانه آن میخواندند، با ابراز تاسف نسبت به اعدام برخی از شهروندان خواستار رسیدگی قانونی به وضعیت بازداشت شدگان اخیر شدند. این اظهار تأسف در حالی است که دو اعدامشده اغتشاشات اخیر، محمدرضا زمانی و آرش رحمانیپور به اتهام فعالیت در گروهک تروریستی انجمن پادشاهی و اقدام به اخلال در امنیت ملی از طریق اقدام به بمبگذاری و ترور مسئولان نظام محاکمه و به اعدام محکوم شدند. موسوی و کروبی در دیدار صبح امروز خود با اشاره به اعدام این دو نفر ادعا کردند، به نظر می رسد کسانی که اقدام به اعدام آنها شد ماهها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است. به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است. این در حالیاست که مقایسه کیفرخواست این دو اعدامشده با اظهار تأسف از اعدام آنان توسط موسوی و کروبی، حقایق دیگری را آشکار می کند. در جلسه 17 مردادماه سال جاری، نماینده دادستان کیفرخواست آرش رحمانی پور از متهمان اغتشاشات اخیر را که دادستان عمومی و انقلاب تهران آن را تهیه کرده است، در جلسه امروز دادگاه قرائت کرد. در این متن آمده بود: با سلام همانگونه که مستحضرید انتخابات پرافتخار ریاست جمهوری دهم با چهل میلیون شرکت کننده برگ زرینی بر تاریخ ایران اسلامی بوده و دنیای خصم و معاندین را وحشت زده و سردرگم نموده است. دشمنان نظام با پیش بینی این امر از مدتها قبل از انتخابات درصدد انجام اقداماتی علیه امنیت کشور بوده تا بتوانند با یک سلسله اقدامات تروریستی و تاثیرات منفی در انتخابات، عمدتاً از حضور مردم جلوگیری نمایند که با عنایات خداوند متعال و توجهات حضرت ولی عصر (عج) نه تنها در این خصوص توفیقی به دست نیاورده بلکه ملت قهرمان ایران با حضور 40 میلیونی در پای صندوقهای رأی مشت محکمی بر دهان دشمنان نظام و ولایت مطلقه فقیه زدند و دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی را منکوب و مقهور ساخت. در این راستا یکی از بارزترین اقداماتی که از سوی دشمنان و معاندین نظام صورت گرفته، اقدامات متهم آرش رحمانی پور فرزند داود است که با کمک دشمنان خارجی و گروهک ملحد انجمن پادشاهی قصد داشته با عملیات خشن و انفجارهای متعدد در مراکز حساس و مذهبی و نیز حوزه های رای گیری به اربابان ددمنش خود خوش خدمتی نماید که با توجهات امام عصر (عج) و تلاش های بی وقفه سربازان گمنام امام زمان (عج) و همکاری دادسرای عمومی و انقلاب تهران این اقدامات غیرانسانی بموقع خنثی شد و لذا با عنایت به مطالب معنونه و اتهامات موجود در پرونده و قرار مجرمیت صادره و نیز با عنایت به اعمال ددمنشانه و غیرانسانی گروهک تروریستی و ملحد انجمن پادشاهی و اقدامات مجرمانه متهم پرونده به شرح آتی مبادرت به صدور کیفرخواست می نماید. در این پرونده آرش رحمانی پور فرزند داود با نام مستعار سورنا 50150 اهل تهران متولد 1368 بازداشت با قرار بازداشت موقت و فاقد پیشینه محکومیت کیفری، متهم است به: 1- محاربه از طریق عضویت در گروهک تروریستی و ملحد انجمن پادشاهی و تهیه مواد منفجره جهت ترور مسؤلین و خادمان نظام و انفجار مراکز عمومی از قبیل امامزاده ها و حرم مطهر حضرت امام (ره) و نیز قصد انفجار در مراکز رأی گیری انتخابات ریاست جمهوری از جمله حسینیه ارشاد تهران و مسجدالنبی نارمک و انجام انفجارهای متعدد آزمایشی جهت انجام جنایت در مکان های یاد شده با ارتباط با فردی به نام جمشید (که عامل و آمر تمامی انفجارهای صورت گرفته توسط این گروهک ملحد می باشد از جمله انفجار حسینیه سیدالشهداء شیراز که باعث شهادت 14 نفر و مجروح شدن صدها نفر گردید) که متهم پرونده از طریق ایمیل کلیه دستورات لازم را از نامبرده اخذ و با تهیه مواد منفجره قصد عملیات خرابکارانه فوق الذکر را داشته است که توسط سربازان گمنام امام زمان (عج ) شناسایی و دستگیر گردید که در این راستا از متهم مقداری مواد منفجره و چاشنی های انفجاری آماده انفجار کشف می گردد. 2- اجتماع و تبانی به منظور انجام اقداماتی علیه امنیت کشور. لذا با توجه به دلایل و مستندات از جمله : 1) تهیه بیش از یکصد کیلوگرم مواد مورد نیاز جهت ساخت بمب و چاشنی متعلقه و آماده نمودن بمب به منظور استفاده در مکان های اعلام شده 2) انجام حداقل پنج مورد عملیات انفجاری آزمایشی و تصویربرداری از مراحل انفجار و ارسال آن به پست الکترونیکی انجمن که دو مورد از این انفجار در اتوبان شهید بابایی و سه مورد آن در بزرگراه بسیج بوده است 3) قصد انفجار و بمب در حسینیه ای واقع در شهرک ولی عصر که بمب مذکور عمل نکرده است 4) قصد انفجار در امامزاده علی اکبر چیذر و امامزاده زید بازار تهران و پمپ بنزین بهارستان به منظور انتقام از معدومین حادثه انفجار حسینیه سیدالشهداء شیراز و تأثیر منفی در انتخابات ریاست جمهوری دهم 5) انجام اقدامات جهت تهیه مواد منفجره و ساخت بمب به منظور انفجار بعضی از حوزه های رای گیری انتخابات ریاست جمهوری دهم از جمله حسینیه ارشاد و مسجدالنبی نارمک به لحاظ پخش مستقیم جریان برگزاری انتخابات از تلویزیون و استفاده بیشتر تبلیغاتی از این انفجارها به جهت پخش مستقیم مراسم رأی گیری 6) اعتراف به آشنایی با انجمن پادشاهی از طریق ایمیل و تماس تلفنی با جمشید و عضویت در این گروهک و اخذ کلیه دستورهای لازم جهت انجام عملیات خرابکارانه. با توجه به موارد مشروحه فوق و مستندا به مواد 186 و 187 و 190 و 610 و با رعایت مواد 46 و 47 قانون مجازات اسلامی از دادگاه محترم تقاضای اشد مجازات را برای متهم حاضر دارم همچنین نماینده دادستان کیفرخواست محمد رضا علی زمانی از متهمان حوادث اخیر را در این جلسه دادگاه قرائت کرد. متن کیفرخواست به این شرح بود: در این پرونده آقای محمدرضا علی زمانی فرزند اسماعیل 37 ساله اهل و ساکن اسلام شهر متهم است به1- محاربه از طریق عضویت و فعالیت مؤثر در راستای پیشبرد اهداف گروهک تروریستی انجمن پادشاهی ایران؛ 2- توهین به مقدسات؛ 3- فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران؛ 4- تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور و 5- خروج غیرقانونی از کشور. بدین شرح که متهم مزبور از طریق شبکه ماهواره ای یور تی وی با گروهک انجمن پادشاهی ایران آشنا شده و ضمن برقراری ارتباط با عناصر این شبکه از جمله دردانه فولادوند و فرود فولادوند دچار گرایشات ضد دینی شده. نامبرده که دارای سوابق کیفری در خصوص جعل مهرهای سپاه و قوه قضائیه است به همراهی متهمان حامد روحی نژاد و احمد کریمی اقدام به تهیه یک CD حاوی مطالب تبلیغی علیه نظام و توهین آمیز نسبت به مقدسات نموده و با تکثیر انبوه این CD اقدام به توزیع آن در سطح شهر تهران می نمایند. سپس متهم با خروج غیرقانونی از کشور به عراق عزیمت می نماید و در منطقه عنکاوه شهر اربیل عراق به مقر نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه مراجعه و با برگزاری جلسه با یکی از نیروهای امریکایی به نام فرانک اطلاعاتی در قالب عکس و گزارش در خصوص اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران به نیروهای مزبور ارائه و مبالغی دریافت می کند. در ادامه با برقراری ارتباط با جمشید در امریکا و ازعوامل انجمن پادشاهی ایران و اخذ 2000 دلار از وی طرح ساخت بمبهای شیمیایی را از نامبرده دریافت و به یکی از مرتبطین خود در ایران ارسال می نماید و در چندین مصاحبه رادیویی با جمشید که از رادیو تندر پخش شده است اقدام به توهین به ائمه معصومین (س) و مقدسات می نماید. متهم مزبور سپس در جلسه ای در دهوک عراق با واسطه داوود باغستانی با دو افسر نظامی امریکا به نام مایکل و روبرت ملاقات و اطلاعاتی در خصوص اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران و مشخصات بعضی از مسئولین حکومتی به آنها ارائه با هدف ترور می کند. مشارالیه با مشارکت در طرح سلمان که طی آن مشخصات نیروهای بسیجی شناسایی و به انجمن پادشاهی ایران تحویل داده می شود اقدام به مبادله اطلاعات با گروهک انجمن پادشاهی ایران می کند و با بازگشت به ایران با هدف اخلال و اغتشاش در انتخابات و ایام پس از انتخابات از طریق خط دهی نیروهای امریکایی و گروهک انجمن پادشاهی ایران اقدام به برقراری ارتباطات گسترده و فعالیت هایی نموده که قبل از هر گونه اقدامی توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) دستگیر شده است. علیهذا با عنایت به اقرار صریح متهم طی تحقیقات قضایی انجام شده در دادسرای امنیت و اطلاعات و مستندات موجود مجرمیت متهم محرز و با انطباق عمل متهم با مواد،513،500،190،189،187،186 610 قانون مجازات اسلامی و ماده 34 قانون گذرنامه با رعایت مواد 42- 46- 47 محاکمه و اشد مجازات متهم مورد تقاضا می باشد. |
|
| عضو جامعه روحانیت مبارز در برنامه "دیروز، امروز، فردا" |
| ساعت ۳:٢۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، گفتگو و مصاحبه |
|
رفتار بعضی آقایان موجب اتحاد کومله، منافقین، بهاییها و رخداد فجایع عاشورا شد
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران گفت معاندان نظام در مقابل سیل بسیجی ها سپاهی ها و خانواده های شهدا عددی نیستند و اینها با رفتارشان تیشه به ریشه خود می زنند. به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام و المسلمین شجونی شب گذشته در برنامه تلویزیونی "دیروز، امروز، فردا" با اشاره به وقایع پس از انتخابات افزود: رفتار بعضی از آقایان باعث شد کوملهها، فدائیان خلق، منافقان کوردل، سلطنتطلبها و بهاییها با هم متحد شوند و آن فجایع را در روز عاشورا به بار آوردند و ما شاهد بودیم که در روز عاشورا 80 نفر از دستگیرشدگان از فرقه بهایی بودند. عضو جامعه روحانیت مبارز تهران ادامه داد: آنهایی که زمینه ساز این فجایع شدند، باید توبه کنند و به دامن مردم و رهبری برگردند.
وی به دوره ریاست جمهوری بنی صدر اشاره کرد و گفت: بنی صدر رهبر خود را مصدق می دانست نه امام اما به علت اینکه با قطب زاده همراه امام در پاریس در نوفل لوشاتو بود، سعی می کرد خود را دوستدار امام جلوه دهد. شجونی گفت: آن زمان غریبانه و صریح حرفمان را می زدیم و نطق شدید من در مجلس علیه بنی صدر شاهد این مدعاست. وی افزود: در زمان انقلاب هم خیلی ها بصیرت نداشتند و شجاع و قاطع و در مبارزه با منکرات جدی نبودند. عضو جامعه روحانیت مبارز تهران گفت: کسانی که ایمان و تقوا ندارند و از نظر خودشان می خواهند هم این طرف و هم آن طرف را نگه دارند، عاقبت منافق می شوند. شجونی با اشاره به رفتار منافقانه بنی صدر گفت: در حالی که بنی صدر رئیس جمهور این مملکت بود، دستور می داد که سران انقلاب را ترور کنند. وی ادامه داد: منافقان احکام قرآن را تحریف کردند و حتی محکمات مربوط به ازدواج را به راحتی منکر شدند و باز خود را مسلمان می دانستند. عضو جامعه روحانیت مبارز تهران تأکید کرد: بهترین مردم کسانی هستند که در برف و یخبندان به راهپیمایی می آیند و در جبهه 36 هزار شهید دانش آموز و 300 هزار جوان تقدیم مملکت کردند. وی گفت: آنهایی که از شرکت در راهپیمایی 9 دی امتناع کردند، کسانی بودند که سال ها از امام استفاده ابزاری کردند و با این کار مردم را فریب دادند. شجونی در ادامه برنامه افزود: عده ای با راه اندازی سایت جماران قصد فریب مردم را دارند، در حالی که این سایت، سایت امام نیست. وی با تقدیر از تلاش قوه قضائیه در جهت برخورد با اغتشاشگران ادامه داد: قوه قضائیه را به علت برخورد با آشوبگران می ستایم و دیگر علیه این قوه بحثی نیست و باید انصاف را رعایت کنیم. عضو جامعه روحانیت مبارز تهران گفت: رفتار بعضی از آقایان باعث پررویی جنایتکارانی شد که قبلاً فرار کرده بودند و در اتاق صدام نگهبانی می دادند و در دنیا مخفیانه زندگی می کردند اما در روز عاشورا جنایت کردند. وی ادامه داد: این در حالی است که بعضی از روحانیون بی بصیرت منکر این جنایت عظیم شدند.
شجونی افزود: عده ای از سهم امام(ع) و ائمه اطهار(ع) در این مملکت استفاده اما شدیدترین اهانت ها را به اسلام انقلاب و نظام می کنند. عضو جامعه روحانیت مبارز تهران با اشاره به اکبر گنجی و سایر کسانی که در لندن بر علیه اسلام و انقلاب سخن می رانند، گفت: امثال آغاجری، سروش و اکبر گنجی تا اندازه ای در اهانت به اسلام پیش رفتند که امروز آیه های قران را سخن غیرخدا می دانند. وی اضافه کرد: کسانی با بیبیسی مصاحبه می کنند که کلمات خدا را حرف غیرخدا می دانند و از اهل بیت(ع) و عاشورا عبور کردند، در حالی که اصلاح طلبان عکس العملی نشان نمی دهند. شجونی با اشاره به توهین کسروی به اسلام در زمان انقلاب گفت: کسروی یک هزارم اکبر گنجی به اسلام توهین نکرد، در حالی که امام فرمودند کسی که به حضرت زهرا(س) اهانت کرده، باید اعدام شود. وی با اشاره به مقاله فوکویاما در سرزمین های اشغالی که شیعیان را مانند کبوتری می داند که یک بالشان به عاشورا و بال دیگر به مهدویت و امام زمان(عج) وصل است، افزود: فوکویاما عقیده دارد اگر می خواهید نظام ایران را نابود کنید، باید ریشه ولایت فقیه را بزنید. شجونی گفت: بعضی از آقایان روحانی که از نان امام و انقلاب خوردند، الآن در کنار جماران می گویند که ما در زمان امام به ولایت اعتقادی نداشتیم. وی با انتقاد از کسانی که حرف منطقی را در دفاع از امام و انقلاب تندروی می نامند، گفت: چگونه کسانی امام و شهدا را می فروشند و ما ساکت بنشینیم؟ آیا اگر دل آدم برای دین بسوزد، این تندروی است؟ عضو جامعه روحانیت مبارز تهران گفت: امروز با گذشت 62 سال از قطعنامه سازمان ملل مبنی بر تقسیم فلسطین و اسرائیل، هنوز رژیم صهیونیستی برای خودش مستقر است اما با وضعیت اسفبار فلسطین، عده ای هنوز از حقوق بشر حرف می زنند. وی افزود: در مصر به عنوان کشوری اسلامی نماز می خوانند، رأس الحسین(ع) دارند، در حالی که حکومت دست اسرائیل است. شجونی ادامه داد: با کندن 400 چاه از سمت مصر دور ملت فلسطین می خواهند باتلاقی درست کنند و 30 متر دیوار می سازند و این طور به رنج های این ملت مظلوم می افزایند. عضو جامعه روحانیت مبارز در خصوص آلام مردم فلسطین گفت: این چه دنیایی است که برای سگ و گربه بیمارستان دارند اما برای انسان ندارند. وی در پایان گفت: جمهوری اسلامی قدرت دارد و حواسش جمع است و دشمنان هیچ غلطی نمی توانند بکنند. |
|
| ناگفتههای کچوییان از پشت پرده جریان اصلاح طلب: |
| ساعت ۳:۱۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، گفتگو و مصاحبه |
|
من تا سال 76 جزو جناح چپ بودم اما از آنها جدا شدم
رهبری خیلی تلاش کردند تا جریان چپ در سیستم باقی بماند دکتر حسین کچوئیان مدیر گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی در گفتوگویی ضمن اشاره به وقایع اخیر پس از انتخابات و تحلیل دلایل و زمینههای بهوقوع پیوستن آن، به ارائه پیشنهاداتی در رابطه با چگونگی ایجاد وحدت و لوازم آن در جامعه پرداخت. به گزارش رجانیوز، کچوییان در گفتگویی با روزنامه ایران، با بیان اینکه اختلاف نظر بین جریانهای مختلف سیاسی کشور از زمان تعیین نماینده در مجاهدین انقلاب اسلامی توسط امام و نزاعهای مربوط بهبند «ج»، اصلاحات ارضی و... وجود داشته و مخصوص امروز نیست، گفت: از سال 60-61 که کشور به یک ثبات سیاسی رسید، این اختلافات تدریجاً حادتر شد. به نحوی که به صدور منشور برادری منجر گشت. بستر کلی بحث از یک فرض یا حقیقت کلی ناشی میشد، با توجه به این نگاه دینی که در هر زمینهای یک حق بیشتر وجود ندارد و نمیشود حقایق متعدد و متکثر وجود داشته باشد، ممکن است که زمینه به تکثر آرا و جریانهای سیاسی مختلف داده نشود. در آن دوران این طرز نگاه منشأ این میشد که طرفین قضیه یکدیگر را به امور مختلفی متهم کنند. یک طرف به دیگری میگفت اسلام ارتجاعی و امریکایی و طرف مقابل هم میگفت شما مارکسیست هستید، مسلمان درست و حسابی نیستید و با اتهاماتی از این قبیل یکدیگر را رد میکردند. حضرت امام در این شرایط، به این موضوع اجازه میدهند که دو جریان سیاسی در درون روحانیت ایجاد شود و در نقطه اوج قضیه منشور برادری را صادر کردند که در آن، ضمن ابراز دلایل خودشان چارچوبی را طرح کردند که اختلافات و تعارضها در عین حال که جنبه درون سیستمی داشته باشد، نزاع کفر وایمان محسوب نشود و دو جریان بتوانند، درون نظام اسلامی با یکدیگر رقابت کنند. وی با بیان نکتهای که امام در آن نامه متذکر میشوند، ادامه داد: قضیه تفاوت نظر و تفاوت مشرب همیشه در بین مراجع اسلام وجود داشته است. بر این اساس ایشان یک چارچوبی را تعیین میکنند و وحدت را در این چارچوب میدانند. در صورتی که این حالت وجود داشته باشد، میتوان گفت وحدت وجود دارد و اختلافات مضر نیست. در واقع اختلافات را به اختلافات سیاسی تقلیل میدهند و همه این جریانهای مختلف را معتقد به اصول کلی میدانند و کلیاتی را برمی شمارند که در صورت اعتقاد به این کلیات است که وحدت محقق میشود و مابقی اختلافات را در جزئیات میدانند. کچوییان در ادامه افزود: اگر مبنا را این بیان حضرت امام بدانیم، در جایی که طرفین این چارچوبهای اصلی سیستم و نظام را بپذیرند ما هم با وحدت مواجه میشویم و اختلافات موجود مضر نخواهد بود. اگر گروههای سیاسی که در جامعه هستند، این عناصر اصلی یعنی قانون اساسی، ولایت فقیه و اسلام که سیستم را تعریف میکند، قبول داشته باشند و اختلافات در روش اداره کشور در چارچوب این اصول باشد، میتوان گفت که با وحدت روبهرو هستیم. امام با بیان کلی تری بیان میکنند که همه به کشور و نظام علاقه دارند و طرفدار نظام اسلامی هستند و.... اینها همه جنبههای مختلفی است که در آن پیام بر آن تأکید میشود. وی تصریح کرد: طبق بیان امام در این پیام، تا وقتی که اختلافات در محدوده مسائل فقهی باشد، مشکلی ایجاد نمیشود و اختلافات موجود را اختلافات سیاسی میدانند که اختلاف عقیدتی نیست. بدین ترتیب آنجایی که اختلافات عقیدتی میشود، مرز میان اختلافات مورد قبول و اختلافاتی است که منجر به تفرق میشود. یعنی اگر به لحاظ اعتقادی با گروهی اختلاف داریم، نمیتوان با آن به وحدت رسید. فراتر از اختلافات عقیدتی هر اختلافی که سیاسی باشد، اختلافی نیست که مضر باشد. امام در دنباله فرامینشان از اصولی نام میبرند، که اینها را به عنوان اصول درون نظام و وحدت میتوان نام برد. یکی این که نسبت به اسلام و انقلاب و قرآن وفادار باشند و دلشان برای کشور و مردم بسوزد. یعنی اگر جریانها بر سر اینها اتفاق کنند، میتوانند به وحدت برسند و اختلاف بر سر نحوه اداره کشور است، مشکلی ایجاد نمیکند. این استاد دانشگاه تهران با بیان این که وجود این اختلافات، اختصاص به سیستم ما ندارد، اظهار داشت: یک برداشتهای غلطی در کشور ایجاد شده که ناشی از بازخوانیهای غلط نظریات رهبری است که منشأ برخی ابهامات شده. اولاً که یک سیستم (حتی بیهویت ترین آنها مثل نظام لیبرال) نمیتواند همه افکار و اندیشهها را در خود جای بدهد. اصولاً هر سیستمی یک محدودیتهای مرزی دارد و ما باید فرض را بر این بگذاریم که به طور کلی یک جریانها و نیروهایی را نمیتواند درون خود جای دهد. به این معنا نمیتوان با آن جریانهای بیرون سیستم وحدت کرد و رابطه کاری با آن داشت و شاید حتی استفاده تاکتیکی هم از آنها مجاز نباشد. چون نیروهای بیرون سیستمی، نیروهایی هستند که خواهان تخریب سیستم هستند و میخواهند که سیستم را از بین ببرند. بنابراین اگر با آنها همکاری کنید، حتی به صورت کوتاه مدت و موردی هم خلاف اصول سیستم عمل کردید. اما چیزی که بین سیستمها تفاوت ایجاد میکند، مرز سیستم هاست. باید دید که در یک سیستم اسلامی مرزها کجاست؟ این مرزها را برای این میخواهیم که ببینیم جریانهای مختلفی که درون این سیستم میتوانند قرار بگیرند کدامند و جریانهای خارج از این سیستم را هم بشناسیم. اگر جریانهای درون سیستم را شناختیم، این جریانات علیالاصل تا زمانی که درون این چارچوب سیستمی عمل میکنند، میتوانند با هم وحدت داشته باشند. یعنی تضادها و نزاع هایشان به سمتی سوق نمیکند که سیستم را تخریب کند. اختلافاتی مخل وحدت هستند که منجر به تخریب سیستم میشود. کچوییان در ادامه گفت: به نظر من امام در این نامه شاید در مقام بیان تفصیلی مسئله نبودند چون بحثی را در بالا مطرح میکنند که موارد کثیری را در برمیگیرد و میگویند که این اختلافاتی است که در گذشته بوده و اکنون هم هست که یکی از آنها برخورد با کفر و شرک است. از نظر امام در اینجا حدود مسائلی که باب اجتهاد در مورد آن باز است و میتواند محل اختلاف باشد، ذکر میشود. وی افزود: اگر مبنا این فهرستی باشد که امام مطرح میکنند، در یک معنای خیلی کلی اسلام مرز وحدت است. یعنی هر کسی که به اسلام معتقد است، درون سیستم قرار دارد و میشود با آنها وحدت کرد. با این وصف در مورد همه موارد ذکر شده میشود اختلاف کرد. در مورد حدود ولایت و نحوه تعامل با بلاد شرک و کفر هم میتوان اختلاف کرد. به این ترتیب دایره وحدت خیلی وسیع میشود. اگر مطلب را این طور در نظر بگیریم که ظاهر پیام امام هم این طور است که نفس اعتقاد به اسلام، زمینه میدهد که جریانهای مختلف بتوانند درون سیستم فعالیت کنند. ولی ما میدانیم که مثلاً در مورد نهضت آزادی، حضرت امام بیان بسیار روشنی دارند و آنها را از حضور درون حکومت منع میکنند. چون آنها میخواهند کشور را به امریکا تسلیم کنند و در واقع در مقولاتی آنها را مورد شماتت قرار میدهند که بر اساس گفته خود امام در این منشور میتواند جزو امور اختلافی باشد. به این ترتیب باید گفت با وجود اینکه از نظر امام مرز وحدت بسیار باز است اما در عمل موارد متفاوتی را از ایشان دیدهایم که باید تعبیر و تفسیر شود. همه بحث امام را نمیتوان بر اساس این منشور بنا کرد لذا من خیلی سر این منشور نمیمانم. وی با بررسی این که جریانهای اجتماعی مختلف تا چه حد درون سیستمی هستند و در خط نظام و کشور و جامعه قرار دارند و چقدر از این حدود بیرون میروند و در نتیجه جریانهای درون سیستمی نمیتوانند با آنها کار کنند، گفت: به نظر من سه عنصری که اول ذکر کردم، یکی که به طور طبیعی اسلام است. ولی نه در معنای موسعش. مثلاً قطعاً میدانم که مجاهدین خلق را که ادعای اسلام دارند، امام درون سیستم نمیپذیرند. خیلی از جریانها هم ادعای اسلام دارند. آیا حضرت امام رویه و شیوه شان این بود که آنها را هم جزو مسلمین و نظام اسلامی بدانند و اجازه دهند که با آنها هم وحدت و تعامل شود؟ ما میدانیم که این طور نیست. بنابراین اسلام مرز بسیار کلی است، که بین کسانی که اصلاً معتقد نیستند و کسانی که معتقدند مرز میگذارد. یک عدهای هستند که سکولار و ضد دین هستند. در عین حال بین سکولارها هم یک عده ای، به شکلهای دیگری اسلام را به طور شخصی میپذیرند. در هر صورت ما میدانیم که این فهم از اسلام، فهمی نبوده که مد نظر قرآن، حضرت رسول، ائمه، و امام باشد. من نیز معتقدم اسلامی که به طور مشخص انقلاب را پایهریزی کرد و این نظام را تأسیس کرد، اسلامی است که تفسیرش را حضرت امام و علمای حوزوی میدهند. یکی از موارد اختلاف جدی بین جریانهای مختلف اجتماعی از اول انقلاب بر سر همین بوده که کدام اسلام؟ اسلامی که هر کسی بتواند ادعای آن را بکند و مدعی تفسیرش باشد و احکامش را بیان کند یا اسلامی که یک سنت مشخصی آن را به پیامبر اسلام وصل میکند. اسلامی که علمای حوزوی آن را آوردهاند و در این دوره اخیر به طور مشخص حضرت امام. پس یکی از شاخصهای مهم دیگر، خود حضرت امام هستند و آنچه که بیان کردهاند. البته در کلیات چراکه در جزئیات اختلاف زیادی وجود دارد ولی در این که یکی از منابع تفسیری یا فهم و تصمیمگیری ما امام است شکی نیست. وی در ادامه افزود: کما این که وقتی اسلام را مرز قرار میدهیم، اسلام شیعی مد نظر است. پس اول اسلام با آن تفسیر فقهی- شیعی و بعد خود حضرت امام، و بعد قانون اساسی و بعد رهبری موجود است. در واقع اینها بنیادها و اصولی هستند که مبنای فعالیت درون سیستم و بیرون سیستمی ما را مشخص میکنند و همه جریانهایی که درون سیستم فعالیت میکنند باید این اصول را بپذیرند. البته ممکن است کسانی که درون سیستم هستند و این چارچوبها را قبول میکنند، تفسیرهای متفاوتی از این موارد داشته باشند اما نظراً این چهار اصل، مبنایی است که لازم است تا تمام گروههای اجتماعی درون نظام بر سر آن اتفاق کنند و به عنوان حدود فعالیتهای خودشان تعیین کنند. وی در تعریف وحدت گفت: وحدت به این معنا که همه با هم یک جور حرکت کنند، موضوعیت ندارد. در واقع ما در اینجا حدودی را تعریف میکنیم که درون این محدوده عملاً همه با هم وحدت دارند. هر چند که اختلافاتی وجود داشته باشد. در عمل به بیان حضرت امام همه اینها به دنبال اعتلای اسلام و نظام و کشور و پیشرفت جامعه هستند، حالا هر گروهی بر اساس سلیقه خود، این کار را دنبال میکند. امام هم بیان میکند که اینها اختلافشان بر سر این است که چگونه به این اهداف برسند و اختلاف بر سر شیوه است. مثلاً یکی میگوید طرح یارانهها را اجرا کنیم یا نه، دیگری بر سر خصوصیسازی اختلاف دارد و... اینها تا زمانی که با آن چهار اصل تزاحم پیدا نکند، قابل قبول است. مثلاً در بحث اقتصاد، اصولی مثل اصل مالکیت هست که جزو اصول متفق علیه است. بر سر این اصول نمیتوان اختلاف کرد. یا اینکه بگویند اسلام را قبول داریم ولی در مسائل فرعی بر سر چنین اصلی اختلاف کنند، قابل قبول نیست. به طور مثال حجاب که به نوعی یک موضوع فرعی در اسلام است. اما از آنجا که این مسئلهای است که جزو ضروریات اسلام است شما به عنوان یک جریان سیاسی نمیتوانید آن را نفی کنید. ممکن است در مورد نحوه اجرا و شیوههای تحقق آن در جامعه اختلافاتی داشته باشید ولی در مورد اصل آن نمیتوانید اختلاف کنید چراکه ناظر به اصل اسلام است. بنابراین به نظر من این چارچوبهای کلی است که میتوان بر سر آنها به وحدت رسید. کچوییان در ادامه افزود: در سالهای 76 تا 84 دقیقاً بر سر همین موارد اصلی نزاع بودهاست. عدهای امروز به صراحت اظهار میکنند (با اینکه در آن روزها صراحتاً نمیگفتند) که معتقد به سکولاریسم هستند. کسی نمیتواند به سکولاریسم معتقد باشد و درون سیستم باشد. این جزو همان اصولی است که در رابطه با آن صحبت کردیم. یک موقع کسی در مورد رابطه با امریکا اختلاف میکند، خب این جزو مسائل سیاسی قابل بحث است. اما در مورد اسرائیل که یک خط قرمز سیاسی است یا بر سر ولایت فقیه و... نمیتوان اختلاف کرد. در این سالها عمده اختلاف بر سر همین اصول بوده که اصول سیستمی است. در آن دوره، رهبری همه این جریانها را خواستند و به آنها یک نکته بیشتر نگفتند. گفتند خط و مرز خود را با جریانهای بیرون سیستم مشخص کنید که آنها تا همین الآن هم این را مشخص نکردند. این موضوع مورد درخواست درباره جریانات بعد از انتخابات هم هست. اگر با جریانات بیرون سیستمی که به هیچ چیز معتقد نیستند و علناً و آشکارا از معترضین انتخابات حمایت میکنند، آن نامهها را به اوباما مینویسند و آن حرفها را میزنند، تعیین مرز نکنند، در واقع بر سر همان چهار اصل دعوا دارند. یکی از خصوصیات اعتقاد به قانون اساسی این است. آدمی که فعالیت سیستمی میکند و به قانون اساسی اعتقاد دارد، کاری ندارد که شورای نگهبان کیست. من هستم یا شما، حسن است یا حسین! شورای نگهبان مطابق قانون اساسی مرجعیت دارد. آن آدمی که بر سر این که چون فلانی هست در شورای نگهبان، دعوا میکند، یا بر سر این که چه کسی ولیفقیه است دعوا میکند و در نتیجه حکم ولی فقیه و شورای نگهبان را نمیپذیرد، در واقع آن چهار اصل را قبول نکرده است. قبول قانون اساسی یعنی قبول نهادها نه قبول افراد و آدم ها. البته این به معنای منع تلاش سیاسی قانونی برای مثلاً تغییر اعضای شورای نگهبان نیست که در زمان امام(ره) هم انجام میشد الآن هم ممکن است. وی گفت: فرق آدمهای درون سیستمی با بیرون سیستمی چیست؟ آدمی که درون سیستمی است، در مقابل حکم قوه قضائیه که یک عدهای را محکوم میکند، حداقل به طور علنی نمیرود به کسانی که حکم گرفته اند، جایزه بدهد و برایشان مراسم بگذارد و.... این قوه مرجعیت دارد. همین الآن در فرانسه، شارل پاسکوآ یا پسر میتران را به دلیل فساد گرفتهاند. اگر شما دیدید که در کل این سیستمها، یک کسی از آدمهای سیستم، مهمترین و نزدیکترین افراد یکی از این جریانهای سیاسی را محکوم کنند و آنها یک کلمه حرف بزنند! این اعتراضها فعالیتهای ضد سیستمی است. شما وقتی یک سیستم را قبول میکنید، یعنی نهادهای آن سیستم را قبول میکنید نه افراد را. فردا ممکن است شما در این نهادها باشید. افرادی که سیستمها را به اعتبار آدمها قبول میکنند نمیتوانند با یکدیگر کار کنند چون این دقیقاً محل نزاع میشود. چرا؟ چون اگر من در آن نهاد باشم شما میگویید که فلانی آنجاست و من شورای نگهبان را قبول ندارم و اگر فردا شما در آنجا باشید من میگویم که فلانی آنجاست و من شورای نگهبان را قبول ندارم! در واقع دیگر سیستمی وجود ندارد و این افراد هستند که وجود دارند. به بیان دیگر این نزاع در نهایت به نزاع ضد سیستمی میکشد. کچوییان ادامه داد: همین جریانهایی که میگویید دارند حذفشان میکنند، از سال 76 تا 84 با اصول سیستمی مخالفت کردند. یعنی میخواستند نظام را سکولار کنند، ولایت فقیه را قبول نداشتند. کارهای عجیب و غریبی کردند. به جریانهای ضد سیستمی بها دادند و بعد با آنها همکاری کردند. اینها اصلاً آن اصول را قبول نداشتند. دعوا بر سر اصول است والا اگر بر سر این اصول نبود امروز با این چیزی که مواجهیم، مواجه نمیشدیم. کسی نخواسته کسانی را که اصول را زیر پا نمیگذارند، حذف کند. یک موقع کسی را بر سر اختلاف نظر درباره رابطه با امریکا حذف میکنند، بله این غلط است چرا که این یک نزاع سیاسی است و میتوان در آن اختلاف نظر داشت اما این نوع دعواها بر سر اصول است. من از افرادی بودم که تا سال 76 جزو جناح چپ بودم. وقتی در سال 76 اعمال و رفتار این مجموعه را دیدم از آنها جدا شدم. برای این که آنها را ضد سیستمی دیدم. برای اینکه دیدم همه سیستم را دارند زیر سؤال میبرند. معنا ندارد که شما از پلههای یک سیستم بالا بروید و آخرش که رئیس جمهور شدی بگویید که قدرتم کم است. مگر قبلش نمیدانستید. حالا که رئیس جمهور شدید متوجه شدید که قدرت رئیسجمهور کم است؟ میخواستید نیایید. الآن هم راه دارد. اگر اعتراضی دارید، باید به صورت سیستمی پیگیری کنید. حتی اگر بخواهید مصداق رهبری کشور را عوض کنید باز هم راه دارد. هر چند کاری است که معمولاً خیلی دشوار است ولی ممکن است. اما با روش فشار از پائین، چانه زنی از بالا قطعاً کاری ضد سیستمی است. وی افزود: به دلیل همین برخوردهای ضد سیستمی بود که قضایا به اینجا رسید. رهبری خیلی تلاش کردند که بین جریانهای مختلف، آن جریان را در سیستم نگه دارند، ولی آن جریان، خیلی ضد سیستمی بود. ببینید جریان چقدر ضد سیستمی بود که وارد مجلس میشود میرود بعد تحصن میکند. این کجا اعتقاد به قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی است؟ مگر در وظایف مجلس تعریف شده که نمایندگان مجلس برای انجام وظایفشان تحصن کنند؟ تحصن در اینجا عملی بیرون سیستمی است. کسانی که بخواهند سیستمی را عوض کنند مدام از این کارها میکنند. آن سالها همهاش همین طور بود والا کسی نمیخواهد و نمیخواسته که کسی را کنار بگذارد، شما نمیتوانید با ابزارهای یک سیستمی به قدرت برسید و بگویید یا تقلب یا پیروزی! اینها اعمال ضد سیستمی است. در این سالها همیشه دعوا بر سر همین چند اصل اساسی و سیستمی بوده است. کچوئیان با بیان اینکه از 76 به بعد دقیقاً نزاع بر سر اصول بوده است، گفت: یعنی کسانی که در آن جریان به قدرت رسیدند، نزاع داشتند. این افراد نمیتوانند درون سیستم کار کنند. مثلاً آقای مهندس موسوی که ما بسیار ارادت داشتهایم به ایشان، کاری که کردند ضد سیستمی است. شما نمیتوانید بگویید قانون را قبول دارم ولی شورای نگهبان را قبول ندارم. مطابق قانون اساسی شورای نگهبان مرجع است. شما اگر اشکال دارید باید وسط انتخابات یا قبل از انتخابات میرفتید بیرون. شما میگویید ماده 17 قانون اساسی میگوید راهپیمایی! باید ببینیم راهپیمایی را برای چه گذاشتهاند. راهپیمایی در مورد انتخابات گذاشتهاند؟! اصلاً به قول رهبری انتخابات گذاشتیم که راهپیمایی نباشد. وی در پاسخ به این سؤال که آیا این شورشها در پی نارضایتی از سیستم اتفاق افتاد؟ گفت: همیشه ممکن است عدهای فکر کنند یک چیزهایی غلط است. مثل همه شورشهای غلطی که در دنیا اتفاق افتاده است. مجاهدین خلق در سال 60 برای چه شورش کردند؟ آنها هم ناراضی بودند چون به سهم خود راضی نبودند. بحث بر نارضایتی نیست. من نمیگویم مطالبی که مهندس در ذهن داشتند یا مطرح کردند مثل تخلفات قبل از انتخابات همه غلط بوده و نارضایتی نبوده یا مبنای صحیحی نداشته است. اما شکل بروز شورشهای اخیر نشان میدهد این شلوغیهای اخیر را یک گروه از طریق اینترنت سازماندهی کرده و مردم را بیرون آورده است. ما از افغانها هم کمتریم که وقتی عبدالله عبدالله با کرزای اختلاف دارد، به طرفدارانش میگوید که بیرون نیایید. در هر انتخاباتی یک عده کم هستند یک عده زیادند. کسانی که شکست خوردهاند بیرون بیایند که چه بشود؟ تفاوت درون سیستمی با بیرون سیستمی همین است. یعنی الگور وقتی احتمال دخالت بوش در انتخابات را داد و هنوز هم این تشکیک وجود دارد، حتی یک کلمه هم علنی نمیگوید که تقلب شدهاست بلکه قانوناً آن را پیگیری میکند. اینجا هر چه شورای نگهبان، راه آمد با آنها، نپذیرفتند. ضد سیستمی این است که ساختار را نمیپذیرد. اگر اصول را بپذیرد دیگر کاری ندارد که آیتالله خامنهای رهبر است یا امام. چون قبول ولیفقیه در کل و انتخاب قانونی و درست آن اصل است. این مبنایی است که تا همین الآن هم بر سر آن نزاع داریم. در سالهای 76 تا 84 داشتند اسلام را حذف میکردند. ولایت فقیه را حذف میکردند. یک عدهای این کار را میکردند. دست خودشان بود، شعار میدادند و امروز هم در راهپیمایی هایشان شعار میدهند. اینها شعارهای ضد سیستمی است. البته آقایان میگویند که ما مخالفیم اما وقتی در راهپیماییهایی که شعارهای ضدسیستمی میدهند شرکت میکنند در واقع در عمل تأیید میکنند و مسئول همه اینها هستند. قبل از این که از وزارت کشور اجازه بگیرید اعلام کردید که ساعت 2 راهپیمایی داریم. ساعت 2 هم مردم میآیند. بعد شما اعلام میکنید نه نداریم. دیگر عملاً مردم آمدهاند. طبیعی است، من هم به عنوان طرفدار یک نامزد اگر میدیدم که نامزدم فعالیت میکند، من هم فعال میشدم. از مردم توقع نیست همه اینها را دقیقاً بفهمند ولی از آدمهای سیاست متوقعیم که وقتی میگویند این چهار اصل را قبول داریم، قبول کنند. برای برون رفت از وضعیت باید طرفهای مختلف هر کدام سهم خطای خود را بپذیرند. نه در دیدارهای غیرعلنی، بلکه در صحنه عمومی. من به نظرم میرسد که این طرفیها تا حدی سهم خطای خود را پذیرفتهاند. آنها در برابر دستورات رهبری در مورد خطاهایشان تمکین کردهاند. مثلاً راجع به بعضی افرادی که جان باختهاند، قبول خطا کردند و یا دستور تعطیل کردن کهریزک و محاکمه افراد مسئول را پذیرفتند... آن طرف هم باید از رهبری اطاعت کند و سهم خطای خود را بپذیرد و مرزبندی خود را با اصول اساسی روشن کند تا زمینه فعالیتهای بعدی و وحدت فراهم شود. |
|
| نُسخه ای برای اصلاح طلبان |
| ساعت ۳:٠۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
اتفاقات پس از انتخابات موجب دگرگونی فضای سیاسی کشور و پیدایش چالش های جدی برای سیاستمداران در حوزه کاستی های فرهنگ سیاسی شده است. نگارنده بر آن است تا پس از آسیب شناسی وضعیت پیش آمده و با توجه به تهدید دراز مدت عدم اصلاح فرهنگ مراودات سیاسی، برای بازگشت اصلاح طلبان به صحنه سیاسی کشور به عنوان نیروهای مقبول و در مدار نظام، راهکارهایی ارائه دهد. لذا در اهتمام به واکاوی چالشها و برای رسیدن به راهکاری مدوّن، کاربردی و واقع گرا، نکات مربوطه در هفت سر فصل ارائه می گردد: |
|
| واکنش چین به تهدید اینترنتی کلینتون علیه ایران |
| ساعت ۳:٠٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر |
|
||||||||
|
| رسانه ملی؛ آنچه هست و آنچه باید باشد |
| ساعت ٢:٥۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
اگر پای چاپلوسی نگذارید آقای ضرغامی برای من از اون جور آدم ها هست که با اینکه هزاران فریاد از عملکردش دارم ولی چهره اش به دلم می نشیند. بعضی موقع ها یک آدمی را قبول هم نداری ولی برایت موج مثبت دارد. برای من مهندس ضرغامی اینطوری است با این حال نه اینکه خود را کارشناس این کار بدانم نه اینکه صاحب نظر ولی بعنوان یک مخاطب یکسری حرف ها دارم با رئیس رسانه ملی که شاید بوی توصیه بگیرد شاید انتقاد که می گویم: |
|
| راست آزماییِ انتخابات دهم بر اساس اطلاعات اقتصادی خانوارها |
| ساعت ٢:٤٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
توجه: این یادداشت در شمارة اخیر هفته نامه «پنجره» به چاپ رسیده است |
|
| مقایسه واکنش موسوی و الگور به اعلام پیروزی رقیب |
| ساعت ٢:٤٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات ، میر حسین موسوی |
|
در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ایران، کاندیدای شکست خورده علیرغم اختلاف آراء ده میلیونی، حاضر به پذیرش نتیجه انتخابات نشد. وی که پیش از پایان یافتن رسمی رأی گیری خود را برنده اعلام کرده بود، مدعی"شعبده بازی" و "تقلب گسترده" در انتخابات شد. ایشان ضمن خودداری از شکایت به نتیجه انتخابات در مسیر قانونی، با فراخواندن هواداران خود به سطح خیابانها در صدد مقابله با نتایج اعلام شده برآمد.
طی این مدت زیان های عظیم مادی و معنوی بر کشور و هموطنان ما تحمیل و فرصتی بی نظیر برای پیشرفت کشور به تهدیدی جدی تبدیل شد. آسیب های بزرگی از جمله در جری شدن غرب در مذاکرات هسته ای، تهدیدات امنیتی، ایجاد انشقاق در صفوف جامعه، مشغول شدن بخشی از توان و نیروی کشور به این مسایل پس از انتخابات بجای تمرکز بر حل مشکلات اصلی مردم و... انتخاباتی که در سال2000 در آمریکا برگزار شد نیز بازنده انتخابات ابتدا نتیجه را نپذیرفت اما پس از طی مسیر قانونی رفتاری کرد که یک تهدید جدی برای نظام سیاسی آمریکا به فرصتی بزرگ برای آن کشور تبدیل شد. مطالعه تجربیات رقیب و نقاط قوت وی علامت هوشمندی است. در هفتم نوامبر سال 2000 جرج بوش از حزب جمهوری خواه برنده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اعلام شد. در این رقابت نفس گیر، کاندیدای حزب دموکرات آل گور علی رغم وجود شبهات مهم، نزدیکی بسیار زیاد آراء و دارا بودن بیش از 500 هزار رأی، پس از مشخص شدن نظر دیوانعالی آمریکا به نتیجه این انتخابات تن داد. نکته جالب توجه این است که قضات دیوانعالی آمریکا از طرف رئیس جمهور به صورت مادام العمر انتخاب می شوند و در انتخابات مزبور، هفت نفر از نه قاضی این دیوان منتسب به حزب جمهوری خواه بودند. جالب تر اینکه در این انتخابات در ایالت تعیین کننده و سرنوشت ساز فلوریدا که رئیس جمهور بعدی را مشخص می کرد، با اختلاف 537 (بله، پانصد و سی و هفت!) رأی، جورج بوش برنده اعلام شد. و این در حالی بود که درخواست باز شماری آراء، علیرغم اجازه دادگاه عالی ایالتی فلوریدا از طرف دیوانعالی آمریکا نقض شد. جالب تر از همه این که فرماندار این ایالت، آقای جب بوش (Jeb Bush) برادر آقای جورج بوش بود و تعداد زیادی از آراء (حدودا 70 هزار رأی!) که بخش قابل توجهی از آنها از مناطق دموکرات نشین بود باطله اعلام شده بود. به هر حال نتایج رسمی این انتخابات علیرغم اختلاف کمتر از یک درصدر بین آراء دو کاندیدا و مطرح بودن شبهات اساسی به شرح زیر اعلام شد: در ابتدای امر پس از مشخص شدن وضعیت فلوریدا با اختلاف بسیار اندک 537 رأی و باطل اعلام کردن 70 هزار رأی، آل گور نتیجه را نپذیرفت و شرایط سیاسی آمریکا به سمت بحرانی ملی پیش رفت. انشقاق حاصل در جامعه آمریکا (دارا بودن حدود نصف آراء از هر دو طرف)، مبارزات داغ و پرشور پیش از انتخابات بین دو کاندیدا و شبهات جدی مطرح در رأی گیری، وضعیت را به جهتی می برد که هر لحظه احتمال گسترده تر شدن اعتراضات و درگیری طرفداران نامزدها و همچنین آبرو ریزی برای نظام آمریکا بیشتر می شد. پیش بینی بسیاری از تحلیلگران داخل و خارج آمریکا، بحرانی ملی و تهدیدی جدی برای جامعه و مشروعیت نظام سیاسی آن کشور بود. اعلام نظر دیوانعالی آمریکا (با شرحی که رفت!) نیز نمی توانست (و نتوانست!) رأی دهندگان به آل گور را قانع کند. اما آل گور در یک بیانیه غیر منتظره که در تلویزیون خطاب به مردم آمریکا بیان کرد، نتایج این انتخابات غیر عادی را پذیرفت و سخنانی تاریخی با شهروندان و هوادارانش درمیان گذاشت. و ناگهان تهدیدی جدی و چالشی اساسی، تغییر ماهیت داد و به فرصت تبدیل شد. بیانیه تاریخی ال گور
پس از رای دیوان عالی آمریکا برای توقف بازشماری آرای فلوریدا و انتخاب ناعادلانه جورج بوش 7نوامبر 2000 شب بخیر! چند لحظه پیش من با جورج دبلیو بوش صحبت کردم و به وی به مناسبت برگزیده شدن به عنوان چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده تبریک گفتم، و به وی قول دادم که اینبار دوباره به وی تلفن نمی زنم {اشاره به مرحله اول که پس از اعلام نتایج ابتدایی آل گور یکبار به بوش زنگ زده و انتخابش را تبریک گفته بود و پس از مشخص شدن تقلب برادر بوش در آرای فلوریدا، دوباره به وی زنگ زده بود و تبریکش را پس گرفته بود}. من به وی گفتم که در اسرع وقت همدیگر را ملاقات کنیم، تا جدایی های حاصل از این مبارزه انتخاباتی را که پشت سر گذاشتیم، التیام بخشیم. حدود یک قرن و نیم پیش، سناتور استیون داگلاس به آبراهام لینکن که او را در انتخابات ریاست جمهوری شکست داده بود گفت: "عشق به حزب باید در مقابل وطن پرستی سرفرود آورد. من با شما هستم آقای رئیس جمهور، و خداوند شما را مورد برکت قرار دهد" بسیار خوب، با حفظ همان روحیه، من به رئیس جمهور منتخب بوش می گویم آنچه که از کینه ی ناشی از تعلقات حزبی باقی مانده الان بایستی کنار گذاشته شود، و خداوند تصدی سرپرستی کشور توسط وی را مورد برکت قرار دهد. نه من و نه بوش این مسیر طولانی و سخت را پیش بینی نمی کردیم. قطعا هیچکدام از ما دو نفر نمی خواست اینگونه شرایطی پیش بیاید. ولی به هر حال پیش آمد، و الان به پایان رسید، و حل شد، همانگونه که باید حل می شد، از طریق نهادهای محترمِ دموکراسی ما. در بالای کتابخانه ی یکی از دانشکده های بزرگ حقوق ما این شعار حک شده: "نه تحت انسان بلکه تحت خداوند و قانون". این اصل حکمرانی آزادی آمریکایی است، سر چشمه ی آزادیهای دموکراتیک ما. من سعی کرده ام که این را راهنمای خودم در این مبارزه قرار دهم، همانگونه که این شعار، آمریکا را در بررسی همه ی مسائل پیچیده ی پنج هفته ی گذشته راهنمایی کرد. اکنون که دیوانعالی آمریکا صحبت کرده است، بگذارید هیچ گونه شکّی نباشد، در حالی که من قویا با نظر دیوانعالی مخالفم، ولی آن را می پذیرم. من قطعیت نتیجه ای را که دوشنبه ی آتی در کالج الکترال به تصویب می رسد می پذیرم. من همچنین مسئولیت خود را، که بی قید و شرط واگذار خواهم کرد، می پذیرم تا به رئیس جمهور منتخب احترام گذاشته باشم و آنچه که ممکن باشد انجام خواهم داد تا به او کمک کنم که آمریکا را دور هم آورد برای تحقق بخشیدن به رؤیای بزرگی که بیانیه استقلال ما تعریف می کند و قانون اساسی ما به آن تصریح و از آن دفاع می کند. بگذارید بگویم که من چقدر قدردان کسانی هستم که از من و از هدفم که برای آن مبارزه کردیم حمایت کردند. من و تیپر {نام همسر وی} احساس سپاسگزاری عمیقی نسبت به جو و هاداسا لیبرمن {معاون اول اعلام شده الگور} داریم که شور و هدف والایی را برای همکاریمان به ارمغان آوردند و درهای جدیدی گشودند، نه فقط برای مبارزه ی انتخاباتی ما بلکه برای کشورمان. این یک انتخابات غیرعادی بوده است. ولی در یکی از راههای غیر منتظره ی خداوند، این بن بستِ با تأخیر شکسته شده، می تواند همه ی ما را به مفهومی مشترک اشاره دهد. نزدیک بودن زیاد آن، می تواند به ما یادآور شود که ما مردمی یکپارچه ایم با تاریخی مشترک و سرنوشتی مشترک. دیگر منازعات هفته ها به طول انجامیدند تا حل شدند. و هر بار، هم طرف پیروز و هم طرف شکست خورده، نتیجه را با صلح و آرامش پذیرفتند و با حفظ روحیه آشتی و مصالحه. پس بگذارید برای ما نیز همینطور باشد. من می دانم که بسیاری از هواداران من اندوهگین شده اند. من هم همینطور. ولی اندوه ما بایستی با عشق ما به میهن از بین برود. و من به کشورهای جهان می گویم، هیچ کس این مبارزه را نشانی از ضعف آمریکا نبیند. اقتدار دموکراسی آمریکا از طریق مشکلاتی که پشت سرگذاشته نمایان شده است. برخی گفته اند که ماهیت غیر عادی این انتخابات ممکن است رئیس جمهور بعدی را در اداره دولت دچار مشکل کند. من این سخن را باور ندارم. رئیس جمهور بوش، وارث ملتی است که شهروندانش آماده اند تا به او در انجام وظایف بزرگش یاری رسانند. من شخصا در خدمت وی خواهم بود. من از همه ی آمریکاییها، خصوصا از همه ی کسانی که با ما بودند، می خواهم تا پشت سر رئیس جمهور بعدیمان متحد شوند. در حالی که زمان کافی برای بحث در مورد اختلافات جاریمان خواهد بود، اکنون زمان آن است که بدانیم آنچه ما را متحد می کند بزرگتر است از آنچه ما را جدا می کند. در حالی که ما هنوز به باورهای متضادمان از هم پایبندیم، ولی وظیفه ای داریم بالاتر از وظیفه ای که نسبت به حزب داریم. اینجا آمریکاست و ما کشور را قبل از حزب در نظر می گیریم. ما با هم پشت سر رئیس جمهور جدیدمان می ایستیم. در مورد آنچه که من پس از این انجام خواهم داد، هنوز نمی دانم. مثل بسیاری از شما من منتظر گذراندن تعطیلاتم با خانواده ام و دوستان قدیمیم هستم. من می دانم مدتی در تنسی بسر خواهم برد و به تقویت ارتباطاتم خواهم پرداخت. برخی از من پرسیده اند آیا نسبت به چیزی افسوس می خورم، بله من نسبت به یک چیز افسوس می خورم و آن این است که این فرصت را نداشتم تا بمانم و برای مردم آمریکا در چهار سال آتی مبارزه کنم، مخصوصا برای آنها که نیاز دارند باری از دوششان برداشته شود و مانعی از جلویشان جابجا شود، بطور خاص برای آنها که صدایشان شنیده نشده است. من صدایتان را شنیدم و هرگز فراموشش نمی کنم. من آمریکا را در این مبارزه ی انتخاباتی دیده ام و آنچه را که دیدم دوست دارم. ارزش آن را دارد که برایش مبارزه کنم و آن مبارزه ایست که هیچگاه متوقفش نخواهم کرد. و در مورد مبارزه ای که امشب به پایان می رسد، من باور دارم، همانند پدرم که یکبار گفت، شکست هر چقدر هم سخت باشد، به خوبی پیروزی می تواند روح را شکل دهد و شکوه را بروز دهد. این مبارزه همانطور که شروع شد، به پایان رسید: با محبت به تیپر و خانواده مان، و با ایمان به خدا و ایمان به کشوری که خدمتش افتخارم است، از ویتنام تا معاونت رئیس جمهوری، و با قدردانی از اعضاء و داوطلبان خستگی ناپذیر پویش انتخاباتی ما، از جمله افرادی که با سختی و جدیت طی 36 روز گذشته در فلوریدا کار کردند. اکنون مبارزه ی سیاسی به پایان رسیده، ما همگی بر می گردیم به تلاش انتها ناپذیر برای منفعت مشترک همه ی آمریکاییها و جمعیت کثیری در دنیا که به ما برای رهبری راه آزادی نگاه می کنند. مطابق سرود بزرگ ما: "آمریکا، آمریکا"، "بگذار خوبی تو را بپوشانیم با برادری از دریا تا دریا" و اکنون، دوستان من، در عباراتی که یکبار من خطاب به دیگران {رقبا} گفتم، الان زمان برای رفتن من است. متشکرم و شب بخیر . خدا آمریکا را مورد برکت قرار دهد. یکبار دیگر پاراگراف ابتدایی و متن فوق را با دقّت بخوانید ... و برای یک لحظه تصور بفرمایید که زمان به عقب برگشته، و ما اینک در 5 تیر ماه سال 1388 هستیم و جناب آقای موسوی پس از مطرح کردن رسمی شکایات خود با مستندات قانونی، مواجه با تایید نهایی انتخابات توسط شورای نگهبان شده اند و ایشان علیرغم اینکه قلبا این نتایج را نمی پذیرند و تعداد زیادی از طرفدارانشان اعتراض دارند، اما در اولین بیانیه رسمی شان پس از تأیید نتایج توسط نهاد قانونی مسئول اینگونه سخن گفته اند: "اگر چه قویاً مخالف حکم <شورای نگهبان> هستم، اما به خاطر اقتدار نظام و اتحاد ملّت < ایران> آن را می پذیرم. این مناقشه دشوار < چند > هفته به طول انجامید و اکنون توسط نهادهای محترم قانونی حکومت ما به اتمام رسید. لذا وظیفه خود می دانم با احترام و تبریک به رئیس جمهور جدید، با او همکاری نموده و در مسیر ایجاد اتحاد و همبستگی میان ملت < ایران > قدم بردارم. می دانم که بسیاری از هواداران من مانند خودم اندوهگین شده اند، اما عشق ما به وطن باید بر این اندوه غلبه کند. فرصت را مغتنم می شمارم تا به جهانیان بگویم که به هیچ وجه تصور نکنند که این رقابت نشانگر ضعف < ایران > است، بلکه اقتدار < ایران > در غلبه کردن بر مشکلات خود را نمایان کرده است. برخی ابراز نگرانی کرده اند که به خاطر ماهیت غیر عادی این انتخابات رئیس جمهور بعدی ممکن است در اداره کشور دچار مشکلاتی شود. من این سخن را نمی پذیرم، و اعلام می دارم که شخصا در خدمت او خواهم بود. از همه ی < ایرانیها >، خصوصا از همه ی کسانی که با ما بودند، می خواهم تا پشت سر رئیس جمهور بعدیمان متحد شوند. در حالی که زمان کافی برای بحث در مورد اختلافات جاریمان خواهد بود، اکنون زمان آن است که بدانیم آنچه ما را متحد می کند بزرگتر است از آنچه ما را جدا می کند. در حالی که ما هنوز به باورهای متضادمان از هم پایبندیم، ولی وظیفه ای داریم بالاتر از وظیفه ای که نسبت به حزب داریم. اینجا < ایران > است و ما کشور را قبل از حزب در نظر می گیریم. ما با هم پشت سر رئیس جمهور جدیدمان می ایستیم. برخی از من پرسیده اند آیا نسبت به چیزی افسوس می خورم، بله من نسبت به یک چیز افسوس می خورم و آن این است که این فرصت را نداشتم تا بمانم و برای مردم < ایران > در چهار سال آتی مبارزه کنم، مخصوصا برای آنها که نیاز دارند باری از دوششان برداشته شود و مانعی از جلویشان جابجا شود، بطور خاص برای آنها که صدایشان شنیده نشده است. من صدایتان را شنیدم و هرگز فراموشش نمی کنم. من < ایران > را در این مبارزه ی انتخاباتی دیده ام و آنچه را که دیدم دوست دارم. ارزش آن را دارد که برایش مبارزه کنم و آن مبارزه ایست که هیچگاه متوقفش نخواهم کرد. اکنون مبارزه ی سیاسی به پایان رسیده، ما همگی بر می گردیم به تلاش انتها ناپذیر برای منفعت مشترک همه ی < ایرانیها > و جمعیت کثیری در دنیا که به ما برای رهبری راه < امام > نگاه می کنند. متشکرم و شب بخیر، و خدا < ایران > را مورد برکت قرار دهد." اگر ملت ما و طرفداران پرشور دوطرف بیانیه فوق را می شنیدند، در آن موقع فکر می کنید وضعیت آقای موسوی نزد افکار ملت شریف و اخلاق محور کشورمان چه صورتی می یافت؟ وضعیت کشورمان از نظر اقتدار سیاسی، ثبات سیستم، رشد و شکوفایی مادی و معنوی چگونه می شد؟ همبستگی مردم، وحدت ملی و صمیمیت بین آحاد جامعه پس از یک رقابت نفس گیر انتخاباتی چطور؟ نگاه متحدان ما و بسیاری دیگر از ملت ها که به ما به عنوان الگو نگاه می کنند چطور؟ ... حال تصور بفرمایید، اگر آقای آل گور پس از اعلام رأی دیوانعالی نتیجه را نمی پذیرفت و «تیپر گور» همسر ایشان طی مصاحبه ای با بخش انگلیسی تلویزیون برون مرزی کوبا (دشمن قدیمی آمریکا) اعلام می داشت که: "یک سری نقاطی هستند که اصلا مشخص است که خودش ملاک تشخیص نادرست بودن نتایجی است که <دیوانعالی> اعلام کرده است. مثلا <پام بیچ> و <میامی- دید> هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند که به کس دیگری رأی بدهند. خود من <کالیفرنیایی> هستم و <آل> هم بارها گفته من داماد <کالیفرنیا> هستم. بنابراین اهالی <کالیفرنیا>، <آل> را نمی گذارند به آقای < بوش > رأی بدهند. این دو تا ملاک است و باقی موارد هم شبیه همین است". وی همچنین در ادامه در پاسخ به سؤال خبرنگار شبکه انگلیسی زبان کوبا مبنی بر ارائه مستندات اظهار داشته بود: "در < ایالتها > و < واشنگتن > در واقع تجمع مردم حاکی از این بود که آرای < آل گور > بسیار بالاتر از آنکه اصلا قابل تصور باشد. هروقت طرفداران دو طرف حاضر می شدند طرفداران < جورج > درمقابل طرفداران < آل > در حد یک صدم بودند" اما «تیپر گور» چنین مصاحبه ای نکرد. او بخاطر عشق به کشورش و همبستگی ملی در آمریکا در برابر اقدامات کاملا مشکوک فرماندار ایالت فلوریدا (برادر جورج بوش) و رای غیر منصفانه قضات دیوان عالی آمریکا (که به حزب جمهوری خواه تمایل داشتند)، سکوت کرد و برای آرام ساختن هواداران متعصب حزب دموکرات، به یاری همسرش شتافت. اعتراض و کنایه های تندروهای حزب را شنید اما هیچ حرکتی نکرد تا اتحاد ملی آمریکایی ها اندک صدمه ای ببیند. امروز آل و تیپر گور، یکی از محترم ترین زوج ها در ایالات متحده محسوب می شوند و در تاریخ آمریکا از آنها به نیکی یاد خواهد شد. |
|
| نقش موساد در بمب گذاری هواپیمای مسافربری آمریکا |
| ساعت ٢:٤٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
یک هفته نامه آمریکایی فاش کرد تبعه نیجریه ای متهم به بمب گذاری در هواپیمای مسافربری آمریکا از سوی موساد هدایت و پشتیبانی می شده است. |
|
| رونویسی از آمریکا و اسرائیل با تاخیر 48 ساعته! |
| ساعت ٢:٤۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
به دنبال 48 ساعت بمباران گسترده از سوی محافل ضدانقلاب و رسانه های دولتی آمریکا، مهدی کروبی و میرحسین موسوی مجبور شدند اعدام 2تروریست سلطنت طلب را زیر سؤال ببرند. |
|
| پیش بینی کیهان درست بود ستاد سیاسی ترور فعال شد |
| ساعت ٢:٤٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
سازمان رادیکال و ورشکسته مجاهدین (انقلاب) وارد فاز انگاره سازی و اتهام پراکنی در ترور استاد شهید مسعود علی محمدی شد. |
|
| حرّ یا حرمله ؟ ! |
| ساعت ٢:۳۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات ، حسین شریعتمداری |
|
1-اواخر هفته گذشته- چهارشنبه 7 بهمن ماه- در ستون اخبار ویژه کیهان، خبری داشتیم با عنوان «این خبر را به خاطر بسپارید». در آن خبر با استناد به فرمول سه ضلعی «جرج سوروس، جین شارپ و رابرت هلوی» که فتنه اخیر با پیروی بی کم وکاست سران فتنه از آن صورت گرفته است، پیش بینی کرده بودیم «وقت آن است که سران فتنه عقب نشینی گام به گام خود را آغاز کنند» و نوشته بودیم «این روزها در آستانه 22بهمن باید منتظر صدور بیانیه ای از سوی موسوی یا خاتمی و یا هر دو نفر آنها بود» و بر پایه همان فرمول به 5 محور اصلی که سران فتنه باید روی آن تاکید کنند، اشاره کرده بودیم... دوباره خوانی آن خبر ویژه می تواند برداشت دقیق تری از ترفند بعدی مدیریت بیرونی فتنه که برای نجات ستون پنجم خود از محاکمه و مجازات تدارک دیده است، ارائه کند. |
|
| انجیر را با روغن زیتون بخورید |
| ساعت ٥:۱٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، اطلاعات عمومی |
|
انجیر از میوههایی با قند بالاست که مانع از افت قند شده همچنین دانههای این میوه مانع از بروز یبوست میشود. این میوه حاوی مقادیر بالای آهن بوده، لذا بهتر است همراه با زیتون مصرف شود.
![]() دکتر اعظم معتمدنیا، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران با بیان این مطلب افزود: انجیر حاوی مقادیر زیادی آهن است که به هنگام جذب در روده به علت ترکیب آهن با اکسیژن موجود در خون احتمال اسید شدن آهن و بروز شکنندگی عروق و آسیب رساندن به جدار روده را به وجود میآورد.
وی با اشاره به این که اسید لینولئیک مانع از این فعل و انفعالات در روده میشود، افزود: روغن موجود در زیتون حاوی این نوع اسیدچرب بوده در نتیجه از بروز سکتهها و شکنندگی عروق جلوگیری میکند.
|
|
| روغن زیتون و آفتابگردان؛ مناسب برای پختو پز |
| ساعت ٥:٠۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، اطلاعات عمومی |
|
رئیس بیمارستان قلب و عروق شهید رجایی با اشاره به ارتباط میان افزایش کلسترول خون با بیماریهای قلبی عروقی و تاثیر مصرف روغنهای خوراکی در میزان بروز این بیماریها، درعین حال روغنهای مصرفی در کشور را فاقد استانداردهای جهانی عنوان کرد و با تاکید بر مصرف روغنهای مایع به جای انواع جامد آن، گفت: روغن زیتون و روغن گل آفتابگردان از بهترین روغنهای گیاهی هستند. دکتر فریدون نوحی، رئیس انجمن قلب و عروق ایران در گفتگو با ایسنا، با اشاره به تاثیر مصرف روغنهای خوراکی در بروز بیماریهای قلبی عروقی، گفت: ارتباط میان افزایش کلسترول بد خون با بیماریهای عروق کرونر و سکتههای قلبی امری کاملا شناخته شده است. این امر در کشور ما به دلیل شرایط روغنهای خوراکی نسبتا بیشتر است. وی با بیان اینکه مقدار بسیاری از روغنهای خوراکی مورد مصرف ایران از خارج کشور وارد میشوند، ادامه داد: این روغنهای وارداتی برای مصرف در کشور باید به فرآورده قابل مصرف تبدیل شوند. به این ترتیب روغنهایی که وارد کشور میشوند باید ابتدا در کارخانهها به صورت مایع یا جامد فرآوری شده و سپس به مصرف برسد. وی، روغن زیتون و روغن گل آفتابگردان را از بهترین روغنهای گیاهی عنوان کرد و با تاکید بر جایگزین کردن روغنهای خوراکی مایع به جای انواع جامد، گفت: این در حالی است که هر روغن مایعی نیز دلیلی بر مرغوب بودن نیست؛ به عنوان نمونه روغن نارگیل با آن که روغن مایع است، اما از مضرترین روغنها محسوب میشود. وی با بیان این که روغنهای خوراکی نباید بهصورت خیلی داغ مورد استفاده قرار گیرند، گفت: هرچه روغن داغ تر شود مضرات استفاده از آن بیشتر میشود. همچنین لازم است که از مصرف مجدد روغنهای سرخ شده پرهیز شود. |
|
| روغن زیتون ضد سنگهای صفراوی |
| ساعت ٤:٥٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، اطلاعات عمومی |
|
بررسیها نشان میدهد ؛ مصرف روغن زیتون موجب تخلیه کیسه صفرا شده و از ایجاد سنگهای صفراوی جلوگیری میکند. روغن زیتون با داشتن استرولها مانع جذب کلسترول در روده کوچک شده و جذب عناصر معدنی چون کلسیم ، منیزیم و آهن را افزایش میدهد. ![]() گفتنی است، روغن زیتون با جلوگیری از یبوست، ایجاد هموروئیدهای دردناک را کاهش داده و تا حد زیادی مشکلات ناشی از دستگاه گوارشی را نیز از بین میبرد.
|
|
| روغن زیتون خالص ، مفید برای مقابله با سرطان سینه |
| ساعت ٤:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، سرطان ، اطلاعات عمومی |
|
متخصصان علوم پزشکی اعلام کردند روغن زیتون کاملا خالص و طبیعی برای مقابله با سرطان سینه مفید است.
![]() به گزارش ایسنا ، تحقیقات جدید نشان داده است روغن زیتون طبیعی و خالص حاوی مواد شیمیایی شفابخش موسوم به «فیتوکمیکال» است. به گفته محققان این ماده میتواند سلولهای سرطانی را مورد هدف قرار داده و حتی قابلیت آن را دارد که این سلولهای بیماری زا و مخرب را نابود کند. در این تحقیق که در مجله سرطان بی.ام.سی به چاپ رسیده ، ارتباط بین رژیمهای غذایی مدیترانهای غنی از روغن زیتون و کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه بیشتر مورد تایید قرار گرفت. این محققان تاکید کردند یافتههای ما برای اولین بار نشان میدهد که تمام فنولهای اصلی موجود در روغن زیتون کاملا خالص، به میزان قابل توجهی فعالیت ژن عامل بروز سرطان سینه در انسان را متوقف میکند. |
|
| مصرف روغن زیتون و ماهی مفید برای سلامت چشم |
| ساعت ٤:٤٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، اطلاعات عمومی |
|
پژوهشگران استرالیایی اعلام کردند: مصرف ماهی ، خشکبار و روغن زیتون برای حفظ سلامت چشمها و بهبود قدرت بینایی مفید است.
![]() به گزارش ایسنا، به گفته محققان در افرادی که از این مواد غذایی در رژیم غذایی خود استفاده میکنند خطر ابتلا به نابینایی ناشی از افزایش سن به میزان قابل ملاحظهای کاهش پیدا میکند.
نتایج دو تحقیق مجزا که در این زمینه انجام گرفته در نشریه آرشیو «اوپتالمولوژی» منتشر شده است. براساس این پژوهشها، با مصرف اسیدهای چرب اشباع نشده امگا 3 و مصرف منظم ماهی یا خشکبار دررژیم غذایی خطر ابتلا به عارضه تحلیل ناحیه ماکولار چشم که ناشی از بالا رفتن سن و بیماری دوران سالمندی است، کاهش مییابد. دکتر «جنیفر تان» محقق بیمارستان وست مید در دانشگاه سیدنی و دستیاران وی در این تحقیق روی 2454شرکتکننده آزمایش و مطالعه کردهاند. این مطالعات از سال 1992 روی نوع رژیم غذایی این افراد آغاز شده است. 5 تا 10 سال بعد وضعیت سلامت چشمی این افراد به لحاظ عارضه تحلیل ماکولار چشم بررسی شد. محققان دریافتند: اشخاصی که به طور منظم از این مواد غذایی مصرف میکردهاند، 31 درصد کمتر به این عارضه چشمی مبتلاشدند. |
|
| روغن زیتون اشتها را کاهش میدهد |
| ساعت ٤:٤٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، اطلاعات عمومی |
|
دکتر حمیدرضا حقیقی متخصص تغذیه اظهار کرد: برخی چربیهای مواد غذایی میتوانند باعث افزایش اشتها در افراد شوند.
![]() این متخصص تغذیه در گفتگو با ایسنا گفت: برخی چربیها میتوانند بر مغز اثر گذاشته و مانع از صدور فرمان چاقی شوند از جمله این نوع چربیها میتوان به اسیدهای پالمیتیک که در کره و پنیر موجود هستند، اشاره کرد. این متخصص تغذیه تصریح کرد: اسیدهای پالمتیک سبب افزایش اشتها و اسیدهای اولئیک که در روغن زیتون وجود دارند، سبب کاهش اشتها میشوند. |
|
| فشارخونیها روغن زیتون مصرف کنند |
| ساعت ٤:٢٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، فشارخون |
|
مرتضی صفوی متخصص تغذیه گفت: روغن زیتون باعث پایین آمدن فشار خون و کلسترول خون میشود و از بروز بیماریهای قلبی پیشگیری میکند.
![]() این متخصص تغذیه در گفتگو با فارس افزود: زیتون رسیده از نظر طب قدیم گرم است و روغن زیتون گرم و خشک است. این متخصص تغذیه اضافه کرد: روغن زیتون حاوی میزان زیادی آنتیاکسیدان است و از سرطان سینه و سرطان کولون جلوگیری میکند. صفوی افزود: روغن زیتون برای مصرف در سالاد و بسیاری از غذاهای آماده بهصورت خام قابل مصرف و بسیار مفید است. برای طبخ انواع مختلف غذاها میتوان از روغن زیتون و با استفاده از حرارت کم و با صرف وقت و مدت زمان بیشتر (برای حفظ خواص مفید آن) استفاده کرد. صفوی گفت: زیتون مسهل ضعیف و نرمکننده مسیر گوارشی است و برای یبوست مفید است. ضدچسبندگی پلاکتها و محافظ قلب است. |
|
| باز خوانی فرمایشات رهبری پس از انتخابات 22 خرداد |
| ساعت ۳:٥٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی |
|
رهبر فرزانهی انقلاب اسلامی هنگامهی انتخابات ریاست جمهوری دورهی دهم به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری و با توجه به حال و هوای انتخاباتی و مسائلی که از ابتدا در این باره روی داد سخنان کلیدی و توصیههای کاربردی را بیان کردند. ایشان در مقاطع گوناگون بسیاری از فتنههای ایجاد شده را خنثی کردند. بازخوانی سخنان و توصیههای ایشان به همهی جریانهای سیاسی و به ویژه مردم در جریان انتخابات میتواند روشنگری دوبارهای باشد تا بتوان با مطالعه این بیانات سره از ناسره جدا شود. ![]() بیانات حضرت آیتالله خامنهای از روز انتخابات در 22 خرداد تا دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن را مورد بازخوانی قرار داد. آنچه در ذیل میآید گزیدهای از فرمایشات ایشان در خصوص انتخابات و حوادث پس از آن است. انتخابات مظهر حضور فعال مردم در عرصهی سیاسی کشور است حضرت آیتالله خامنهای مقام معظم رهبری در روز انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و پس از رای دادن فرمودند:...انتخابات مظهر حضور فعال و پرشور و زندهی مردم در عرصهی سیاسی کشور است. آنطوری که من مشاهده میکنم و میشنوم، بحمدالله در این انتخابات شور و شوق و تحرک مردم بسیار بالاست؛ این را ما از حضور نامزدهای مختلف و از آگاهی و بیداری مردم ناشی میدانیم و خدا را سپاسگزاری میکنیم. و انتظار داریم خدای متعال توفیق بدهد مردم بتوانند با حضور متراکم خود در پای صندوقهای رأی، یک امتحان بزرگ دیگر را بخوبی پس بدهند. و انشاءالله از سوی پروردگار عالم مقدر باشد که بهترین و شایستهترین فرد، برای مدت چهار سال به ریاست قوهی اجرائیه منصوب بشود. مطمئناً وقتی مردم با ایمان و شور و شوق در صحنه هستند، خدای متعال هم تفضل خواهد کرد. انتخابات همواره سی سال گذشته با امنیت همراه بوده است باید از این حضور پر شوری که در روزهای اخیر و حتی شبها آنطور که مطلع شدم مردم در خیابانها داشتند، تشکر کنم. هر گروهی طبق میل خودشان و به نظر خودشان شعار میدادند، اما رشد و آگاهی مردم نگذاشت که یک حادثهی تلخی به وجود بیاید؛ در صحنه هستند، شعارهاشان را هم میدهند، شور و شوق خودشان را هم ابراز میکنند، لکن در عین حال رشد و کمال و بلوغ عقلانی خودشان را هم نشان میدهند. امنیت انتخابات خیلی مهم است. ما سی سال است انتخابات داریم و بحمدالله همیشه در انتخاباتها، امنیت برقرار بوده است. این خیلی نعمت بزرگی است؛ این ناشی از تفضل الهی و ناشی از شعور و درک مردم ماست. امروز هم من امیدوارم و از مردم خواهش میکنم که توجه کنند، همین امنیت، همین آرامش و همین متانت و سکینهی روحی لازم، در آنها وجود داشته باشد. ممکن است بدخواهانی بخواهند در مراکز رأی تشنج ایجاد کنند؛ هرگونه تشنجی به ضرر صندوقهای رأی تمام خواهد شد؛ یعنی به ضرر آراء مردم و به ضرر مردم است؛ اگر کسانی خواستند چنین تشنجی ایجاد کنند، خود مردم نگذارند و با متانت، با صبر و با حلم و وقار خودشان، مانع بشوند از اینکه خواستهی بدخواهان این ملت عملی بشود. عدم توجه به شایعات به شایعات هم خیلی گوش نکنند. من دیدم دیروز و دیشب در این پیامکهای فراوانی که دست مردم هست شایعاتی را از قول من نقل میکردند که دروغ محض بود و واقعیت نداشت. آدمهای خوشنیت و سالم این کارها را نمیکنند؛ آدمهای ناسالم از این کارها میکنند؛ توی همهی بخشها و همهی گروهها هم کم و بیش ممکن است آدم ناسالم که سوءنیت داشته باشند و حسننیت نداشته باشند پیدا بشود. به این شایعات هم توجه نکنند. امروز هم ممکن است باز شایعاتی نسبت به بخشهای مختلف انتخابات بین مردم وجود داشته باشد؛ ما اعتمادمان در درجهی اول در اول و آخر به لطف خدا و به کمک الهی است و از خدای متعال استعانت میکنیم و کمک میخواهیم، و در درجهی بعد به آگاهی و رشد و هوشیاری مردم است. بیانات در نشست دوستانه نمایندگان مسئولان اجرائی، نظارتی و کمیسیون تبلیغات انتخابات در 26 خرداد انتخابات مظهر وحدت ملت و نمایشگر عزت ملى انتخابات در کشور ما برخلاف بعضى از کشورهاى دیگر، همیشه مظهر وحدت ملت و نمایشگر عزت ملى بوده؛ چون هرکسى که پاى صندوق رأى مىآید و رأى به صندوق مىاندازد، در واقع رأى به جمهورى اسلامى و نظام اسلامى را دارد تکرار میکند. لذا همیشه دیدهاید مسئولین کشور و خود بنده اصرار داشتیم بر افزایش آحاد شرکت کنندهى در رأى دادن؛ مردم را تشویق میکردیم، ترغیب میکردیم، مردم هم هوشیارانه و در مواقع حساس وارد قضایا میشدند؛ در مواقعى که کشور احتیاج داشته به اینکه یک فریاد رسا و بلندى را در مقابل مخالفان خود و بدخواهان خود در دنیا مطرح بکند، آمدهاند پاى صندوقهاى رأى و رأى دادهاند. بنده در چند تا از پیامهاى تبریک انتخابات، این جمله را تکرار کردم: «مردم هوشمند و زمان شناس». این دفعه هم این تعبیر را من آوردم، هم بعضى از دفعات قبل این را ذکر کردم. علت این است که حضور مردم پاى صندوقهاى رأى همیشه نشانهى حضور مردم در صحنه و آگاهى آنها و رأى آنها به نظام جمهورى اسلامى تلقى میشده. لذا انتخابات ما از این جهت همیشه مظهر وحدت ملى و عزت ملى بوده. انتخابات نباید مایه انشقاق شود ما باید سعى کنیم، دقت کنیم که انتخابات مایهى انشقاق نشود؛ این حرف اصلى من است. اینکه ما تصور کنیم که یک گروه مثلاً بیست و چهار میلیونى یک طرفند، یک گروه چهارده میلیونى یک طرفند، این به نظر من یک خطاى بسیار بزرگى است؛ قضیه اینجور نیست. همه در یک طرف قرار دارند. آن کسانى که به رئیس جمهور منتخب این دورهى از انتخابات رأى دادند، همانقدر وابستهى به انقلاب و کشور و نظامند، که آن کسانى که رأى ندادند. مجموعههاى مردمى، فرزندان این کشورند؛ فرزندان این ملتند. این خطاست که ما این دو مجموعهى رأى دهنده را که یک عدهاى رأى به یک نامزدى دادند، یک عدهاى رأى به آن نامزد ندادند، اینها را ما متخاصم و متقابل فرض کنیم؛ نه، در یک مسئلهاى، در یک گزینشى، اینها سلیقهشان یک جور نبوده، لکن در اصل قضیه، در اعتقاد به نظام، در پشتیبانى از جمهورى اسلامى، همهى اینها با هم یکى هستند. ما نگاه کنیم به رأى قریب چهل میلیونى مردم در این دوره؛ این مهم است. پاسداری از اتحاد ملی من معتقدم همهى ما وظیفه داریم این را پاسدارى کنیم. یعنى این اتحاد ملى را در گفتن و اعلام صریحِ حمایت از نظام اسلامى را، دستکم نگیریم؛ این چیز بسیار مهمى است. امروز نظام اسلامى نشان دارد میدهد که مردمسالارىِ واقعى در او حکمفرماست. مردم مىآیند مىنشینند پاى صحبت نامزدهاى مختلف، گوش میکنند، بعد در حدود شاید ده روز، پانزده روز در خیابانها حضور فعال دارند. این به نظر من خیلى مسئلهى مهمى است. ما باید به این شبهاى گوناگون و متعددى که در خیابانهاى تهران و بعضى از شهرستانهاى دیگر مردم جمع میشدند و بعضى از این نامزد، بعضى از آن نامزد حمایت میکردند، شعار میدادند و هیچگونه درگیرى بین اینها وجود نداشت، افتخار بکنیم؛ این خیلى چیز مهمى است. مردم ما اینند؛ اختلاف سلیقه هم دارند، نظرات مختلفى هم نسبت به نامزدهاى مختلف دارند، اما با همدیگر هم کار میکنند. آقاى مهندس موسوى براى من نقل میکردند که توى یک خیابانى که ایشان میرفته، ماشینى با ماشین ایشان همراه میشوند. آنها شروع میکنند حرفى و شعارى را که علیه آقاى موسوى بوده، با خنده گفتن، آقاى موسوى گفت من هم خندیدم و به آنها دست تکان دادم اینجورى و عبور کردم. خوب، این فضا خیلى فضاى خوبى است. این فضا بعد از انتخابات نباید تبدیل بشود به فضاى خصومت و تقابل؛ عدهاى این را میخواهند در جامعه تحقق ببخشند. این خلاف واقع است. لزوم مقابله با ایجاد دشمنی آن کسانى که اجتماع میکنند براى حمایت از یک نامزد، با آن کسانى که اجتماع میکنند براى حمایت از نامزد دیگر، هر دو ملت ایرانند، گروههائى از مردمند؛ ما باید با این دید نگاه کنیم. آرائى هم دارند؛ یک جمعى رأى به این دادند، یک جمعى رأى به آن دادند. البته قاعدهى مردمسالارى این است که اکثریت بر اقلیت در مقام عمل تقدم پیدا میکند؛ یعنى آن کسى که اکثریت به او رأى دادند، او مسئولیت را به عهده میگیرد؛ این قاعدهى مردمسالارى است. اما این به معناى ایجاد تزاحم و ایجاد تعارض و دشمنى نیست. با ایجاد دشمنى همهتان مقابله کنید. این مخصوص یک نامزد یا یک ستاد یا یک مجموعه نیست؛ همه وظیفه دارند که با ایجاد نقار و دشمنى و کدورت مقابله کنند. پیگیری اعتراضات از طریق راه های قانونی و بازشماری صندوقها ممکن است کسانى همانطور که حالا آقایان هم ذکر کردید، اشکالات و اعتراضاتى را بر مجارى گوناگون امور در انتخابات ثبت کرده باشند و اعتراض داشته باشند، که البته، راههاى قانونى وجود دارد. رسیدگى به اینها حتماً باید انجام بگیرد. مواردى را آقایان ذکر کردید. من درخواست میکنم از آقایان مسئول در وزارت کشور و همچنین در شوراى نگهبان که به این موارد دقیقاً رسیدگى کنند. اگر چنانچه بعضى از اشکالات مقتضىِ این هست که پارهاى از صندوقها بازشمارى بشود، اشکالى ندارد. حالا مثلاً یک مورد را آقایان ذکر کردند که آن شخص گفته که رأى فلان نامزد این تعداد است، بعد در شمارش تعداد دیگرى معرفى شده؛ خیلى خوب، کارى ندارد؛ صندوقهاى مورد اشکال را، یا به طور تصادفى تعدادى از صندوقها را بازشمارى کنند؛ خودِ نمایندگان ستادها هم حضور داشته باشند و ببینند، تا اطمینان کامل براى همه حاصل بشود. سهیم بودن همه مردم در حماسه 22 خرداد همین رأىدهندگان از دو طرف، هم طرف آن کسانى که رأى دادند به نامزد منتخب، هم آن کسانى که رأى ندادند به نامزد منتخب و به دیگرى رأى دادند - که مجموعاً مثلاً حدود چهارده میلیون میشوند - همهشان در ایجاد این حماسهى بزرگ سهیم بودند. ما این وحدت را، این نگاه کلان را، نگاه یکسان را فراموش نکنیم و این را از دست ملت نگیریم. همه سهیمند؛ آن کسى که به آقاى دکتر احمدىنژاد رأى داده، او هم سهیم است؛ آن کسى که به آقاى مهندس موسوى رأى داده، یا به آقاى کروبى رأى داده، یا به آقاى رضائى رأى داده، آنها هم همه در ایجاد این حماسهى بزرگ سهیمند و کشور مدیون آنهاست و نظام حقیقتاً مدیون این حضور حماسى مردم است که آمدند از نظام خودشان که متعلق به خودشان هست، از انقلابى که متعلق به خودشان هست، دفاع کردند و این اقدام را کردند؛ نگاه اصلى باید این باشد. همه در مقابل خراب کاریها بیاستند کسانى نمیخواهند این موفقیتهاى شما را ببینند. در این قضایا همه موفق شدید، همه پیروز شدید؛ در این جهت که توانستید نظام مورد علاقهتان را تحکیم ببخشید. مردم همه پیروزند؛ به خاطر اینکه توانستند یک عظمتى و عزتى را از خودشان بروز بدهند. عدهاى این را نمیخواهند و طبعاً خرابکارى میکنند، ایجاد اختلال میکنند، از این به آن حرف میبرند، از آن به این حرف مىآورند؛ غالباً هم خلاف. بنده چون از اطراف مختلف، حرفها به گوش من میرسد، مىبینم این چیزهائى که این طرف از آن طرف میگوید، بعضاً خلاف واقع است؛ هم آن چیزهائى که آن طرف از این طرف بیان میکند، بعضاً خلاف واقع است. پیداست کسانى در وسط نمیخواهند این اتحاد و اتفاق در کشور شکل بگیرد. این حالا آسانترینش است، بدترش هم همین کارهاى خرابکارىاى است که شما مىبینید انجام میدهند، که البته همه باید در مقابل این خرابکارىها بایستند، اعلام موضع کنند. همه بایستى بگویند. این تخریبهائى که انجام میگیرد، این کارهاى زشتى که انجام میگیرد، بعضاً جنایاتى که واقع میشود، مربوط به هیچکدام از این اطراف قضیه نیست؛ این مربوط به مردم نیست، مربوط به نامزدها نیست؛ مربوط به خرابکارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. مبادا کسى توهم کند و تصور بکند که این مربوط به این است که اینها طرفدار فلان نامزدند؛ نه، اینها مثل همان کسانى هستند که اختلافات مذهبى را بین مسلمانها راه مىاندازند که ما مکرر گفتهایم اینها نه سنىاند، نه شیعه؛ شیعه را علیه سنى، سنى را علیه شیعه تحریک میکنند، و در وضع اتحاد جامعهى عظیم ما هم همین جور است. کسانى که یک طرف را علیه یک طرف تحریک میکنند، کارهائى میکنند به عنوان طرفدارى از یک جهت، در حالى که حقیقتاً طرفدارى از او نیست؛ اینها نه از این طرفند، نه از آن طرف. اینها کسانى هستند که با اصل نظام مخالفند، با آرامش کشور مخالفند، طرفدار تشنجند، طرفدار اغتشاشند، میخواهند آرامش نباشد. موضعگیری صریح علیه اغتشاش آفرینی هر کس سرِ کار باشد، اگر نتائج انتخابات غیر از این هم میشد، بنده به طور اطمینان میتوانم عرض بکنم که باز اینجور حوادثى دیده میشد، باز این حوادث پیش مىآمد، براى اینکه اصلاً آرامش در کشور نباشد. آنها امنیت کشور را و آرامش کشور را هدف گرفتهاند و میخواهند این را از بین ببرند. هیچکس نباید به این تشنجآفرینى و اغتشاشآفرینى کمک کند و همه باید در مقابل او صریح موضع بگیرند. کما اینکه مواضع حقیقى شماها هم جز این نیست. صریح موضع بگیرند، روشن کنند که این خواستِ آنها نیست. و هر کارى که تشنجآفرین باشد، واقعاً نکنند؛ یعنى همدیگر را عصبانى نکنند. این را هم من بد نیست در اینجا خطاب به مردمى که خارج از این مجموعهى شما برادران عزیز هستند، توصیه بکنم، که اگر این صحبتها پخش شد، خطاب به مردم هم باشد. توصیه به مردم من به مردم عزیزمان هم عرض میکنم: دو جناح و دو گروه، همدیگر را عصبانى نکنند؛ نه آن کسانى که نامزد مورد علاقهشان پیروز شده، جورى حرف بزنند، جورى رفتار کنند که آن طرف مقابل را عصبانى کند، جریحهدار کند؛ نه آن کسانى که نامزد مورد علاقهشان رأى نیاورده، جورى حرف بزنند، جورى اقدام کنند که آن طرف را عصبانى کند؛ نه، همه یک جهت مشترک دارید که آن عبارت است از حضور در این صحنهى انتخابات و دفاع از نظام اسلامى؛ این اساس قضیه است، این آن چیزى است که دل ولىعصر (ارواحنا فداه) را راضى میکند و خشنود میکند. این آن چیزى است که انشاءاللَّه موجب رحمت الهى و جریان رحمت الهى در این کشور میشود. این به نظر من درست است.
انتخابات برای دشمنان یک زلزله سیاسی بود این انتخابات، عزیزان من! براى دشمنان شما یک زلزلهى سیاسى بود؛ براى دوستان شما در اکناف عالم یک جشن واقعى بود؛ یک جشن تاریخى بود. در سى سالگى انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى کنند! این یک جنبش عمومى و مردمى بود براى تجدید پیمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى یک نَفَس تازه کردن، یک حرکت از نو، یک فرصت بزرگ. این انتخابات، مردمسالارى دینى را به رخ همهى مردم عالم کشید. ادعای تقلب در انتخابات با هدف گرفتن اعتماد از مردم من اول فروردین در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها میخوانند، تکرار میکنند که بناست در انتخابات تقلب بشود. میخواستند زمینه را آماده کنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفى را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سى سال است که نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملکردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند. دشمن میخواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلزل کند. رقابتها در انتخابات آزاد و شفاف بود این رقابتها کاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بین نامزدهاى مختلف بود؛ همه دیدند. به قدرى این رقابتها و این گفتگوها و این مناظرهها شفاف و صریح بود، که عدهاى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم کرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد که الان هم هنوز آثارش را داریم مشاهده میکنیم. من به شما عرض بکنم، فرض ما این بود و هست که این رقابتى که وجود دارد بین چهار نامزد انتخابات، این رقابت میان افراد و جریانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اینى که دشمنان سعى میکنند در رسانههاى گوناگون - که غالباً هم این رسانهها مال این صهیونیستهاى خبیث و رذل است - اینجور وانمود کنند که دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جورى نبود؛ آنها غلط میکنند این حرف را میزنند؛ این واقعیت ندارد. چهار نامزد متعلق به نظام بودند این چهار نفرى که وارد عرصهى این انتخابات جدى شدند، همهشان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. یکى از اینها رئیس جمهور کشور ماست؛ رئیس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش، مورد اعتماد. یکى از آنها نخستوزیرِ هشت سال در دوران ریاست جمهورى خود بنده است. یکى از آنها فرماندهى سپاه در سالهاى متمادى و یکى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. یکى از آنها دو دوره رئیس قوهى مقننهى کشور بوده است؛ رئیس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اینها عناصر نظامند؛ اینها همهشان متعلق به نظامند. البته اختلافنظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیرىهاى گوناگون سیاسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همهشان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. این رقابت درون نظام تعریف شد؛ نه رقابت بین درون نظام و بیرون نظام، که رادیوى صهیونیستى و رادیوى آمریکا و رادیوى انگلیسِ خبیث و دیگران هى میخواهند این را دامن بزنند. نخیر، رقابتى بود در درون نظام و بین عناصر وابستهى به نظام؛ متعلق به نظام، و همهشان هم با این سوابق. همهشان را من از نزدیک میشناسم، افکارشان را میدانم، سلائقشان را میدانم، خصوصیات رفتاریشان را میدانم، با همهشان از نزدیک من کار کردم. البته بنده همهى دیدگاههاى این آقایان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهایشان و عملکردهایشان از نظر من بدون شک قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به کشور مناسبتر از بعضى دیگر میدانم؛ اما انتخاب به عهدهى مردم بوده و هست. مردم انتخاب کردند. خواست من به کسی گفته نشد خواست من، تشخیص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات کنند. مردم خودشان طبق معیارهاى خودشان تشخیص دادند، حرکت کردند، عمل کردند؛ میلیونها این طرف، میلیونها آن طرف. بنابراین، مسئله، مسئلهى درونى نظام است. اینى که بخواهند صورت مسئله را تغییر بدهند، این صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضد انقلاب نیست؛ اختلاف بین عناصرى در درون چهار چوب نظام است. آن مردمى هم که به این چهار نفر رأى دادند، اینها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخیص دادند این براى کشور بهتر است، به نظام پابندىاش بیشتر است، به او رأى دادند. آن کسى را که صالحتر براى خدمت به نظام میدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل کردند. مناظرات ابتکار جالبی بود اما این رقابتها و مناظرات، که ابتکار مهمى بود؛ ابتکار جالبى بود؛ خیلى صریح بود، خیلى شفاف بود، خیلى جدى بود. این مناظرهها تو دهن آن کسانى زد که از بیرون تبلیغ میکردند که این رقابتها نمایشى است، واقعیت ندارد. دیدند نخیر، واقعیت دارد؛ جدى در مقابل هم ایستادهاند، با هم بحث میکنند، با هم استدلال میکنند. بنابراین مناظرهها و گفتگوها بسیار از این جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عیوبى هم داشت، که حالا هر دو را من عرض خواهم کرد. فواید مناظرهها آن جهت مثبت، این بود که در این مناظرهها و در این گفتگوها و در این گفتارهاى تلویزیونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، یک سیلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى کنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع کردند. مواضع افراد و مواضع گروهها بدون ابهام، بدون پیچیدهگوئى، عریان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سیاستهایشان چیست، برنامههایشان چیست، پابندىهایشان کدام است، تا چه حد است؛ اینها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت کنند. مردم احساس کردند که در نظام اسلامى بیگانه به حساب نمىآیند، نظام کشور اندرونى و بیرونى ندارد. همه چیز در مقابل مردم آشکار، همهى نظرات در مقابل مردم بیان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همین دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زینتى نیست. حق انتخاب حقیقتاً متعلق به مردم است، مردم میخواهند آگاهانه، هشیارانه انتخاب کنند. این مناظرهها این را نشان داد. یقیناً یکى از علل افزایش ده میلیونى آراء نسبت به آخرین حد نصابِ دورههاى قبل همین بود که ذهن مردم، فکر مردم مشارکت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخیص دادند، وارد میدان شدند. این مناظرهها به سطح خیابانها هم کشیده شد، داخل خانهها هم رفت، که اینها قدرت انتخاب مردم را بالا میبرد. اینجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش میدهد، قدرت انتخاب را بالا میبرد. این از نظر جمهورى اسلامى چیز مطلوبى است. مناظرهها ادامه پیدا کند البته همین جا من عرض بکنم که این گفتگوها نباید به جائى برسد که تبدیل بشود به کدورت و کینه. اگر این شد، آنوقت اثر عکس خواهد داشت. اگر به همان شکلى که آن روز بود و در همان حد باقى بود، این خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همین طور کش پیدا کند، ادامه پیدا کند، هى بگومگو بشود، این تدریجاً تبدیل خواهد شد به کینه. البته خیلى خوب است که اینجور مناظرههائى در سطوح مدیریتى ادامه پیدا کند - البته با حذف آن عیوبى که بعد به آن اشاره خواهم کرد - و افراد، مسئولین، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبیین کنند. خیلى از اوقات اگر چنانچه یک انتقادى به کسى بشود، این فرصتى است براى او که بتواند ذهنها را روشن کند، تبیین کنند، حقیقت را بیان کنند؛ خیلى چیز خوبى است؛ البته با حذف آن عیوبى که عرض خواهم کرد. اگر این جور مناظرهها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتى در هنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجارى پیدا نمیکند؛ همهى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسنات این مناظرات بود که خیلى خوب بود؛ عیوب مناظرهها اما عیوبى هم داشت که این عیوب را باید برطرف کرد. در مواردى انسان میدید که در این مناظرهها جنبهى منطقى مناظره ضعیف میشد؛ جنبهى احساساتى و عصبى پیدا میکرد؛ جنبهى تخریبى غلبه پیدا میکرد؛ سیاهنمائى وضع موجود به شکل افراطى در این مناظرهها دیده شد؛ سیاهنمائى دورههاى گذشته هم در این مناظرهها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد که در جائى اثبات نشده است؛ به شایعات تکیه شد، بىانصافیهائى احیاناً دیده شد؛ هم بىانصافى نسبت به این دولت با این همه حجم خدمت، و هم بىانصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقایان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم که خوب نبود، گفته شد. بنده هم مثل بقیهى آحاد ملت نشستم پاى تلویزیون و این مناظرهها را تماشا کردم و از آزادى بیان لذت بردم؛ از اینکه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به کمک مردم بیاید تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما این بخش معیوب قضیه، بنده را ناخرسند کرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معیوب، آن تعریضها، آن تصریحها، التهابآور و نگرانکننده بود، که البته از هر دو طرف هم بود. هر دو طرف در عیب مناظره مشترک بودند هر دو طرف در این عیب متأسفانه مشترک بودند. از یک طرف صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونى کشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم این سخنرانىها را براى من مىآوردند و من میدیدم یا گاهى مىشنیدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به کى؟ به کسى که رئیس جمهور قانونى کشور است، متکى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغگوئى متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامههاى جعلى براى دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، مىبینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبتهاى خجالتآور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند. این از آن طرف. از این طرف هم همین جور؛ از این طرف هم شبیه همین کارها به نحو دیگرى انجام گرفت. کارنامهى درخشان سى سالهى انقلاب کمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد که اینها شخصیتهاى این نظامند؛ اینهاکسانى هستند که عمرشان را در راه این نظام صرف کردند. بنده در نماز جمعه هیچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسى متهم به فساد مالى نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائى دارد، بایستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمیشود اینها را رسانهاى کرد. اگر چیزى اثبات بشود، فرقى بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمیشود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتى اینجور حرفها مطرح میشود، تلقىهاى نادرست در جامعه به وجود مىآید، جوانها چیز دیگرى خیال میکنند، چیز دیگرى میفهمند. هاشمی در خدمت انقلاب و نظام بود آقاى هاشمى را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهاى بعد از انقلاب نیست؛ من از سال 1336 - یعنى 52 سال قبل - ایشان را از نزدیک میشناسم. آقاى هاشمى از اصلىترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدى و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزى انقلاب از مؤثرترین شخصیتهاى جمهورى اسلامى در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبرى تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهاى زیادى داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهاى دیگرى داشت. در طول این مدت هیچ موردى را سراغ نداریم که ایشان براى خودش از انقلاب یک اندوختهاى درست کرده باشد. اینها یک حقایقى است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده. من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلافنظر داریم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینهى مسائل خارجى اختلافنظر دارند، هم در زمینهى نحوهى اجراى عدالت اجتماعى اختلافنظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلافنظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است. ناطق نوری از شخصیتهای خدوم انقلاب است در مورد آقاى ناطق نورى هم همین جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصیتهاى خدوم انقلاب است؛ ایشان هم خدمات زیادى کرده و در دلبستگى ایشان به این نظام و انقلاب هیچ شکى نیست. تذکر به رئیس جمهور مناظرههاى زندهى تلویزیونى خوب است؛ اما این آسیبها باید برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئیس جمهور هم تذکر دادم؛ چون میدانستم ایشان ترتیب اثر میدهند. پیگیری شبهات از طریق مجاری قانونی ساز و کارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازهى تقلب نمیدهد این را هر کسى که دستاندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت! یک وقت اختلافِ بین دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، یک میلیون است، حالا ممکن است آدم بگوید یک جورى تقلب کردند، جابه جا کردند؛ اما یازده میلیون را چه جور میشود تقلب کرد! در عین حال بنده این را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسیدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زیر بار بدعتهاى غیرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتى دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برندهاند، بعضى برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتى دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبههاى هست، از راههاى قانونى پیگیرى بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالى در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم که اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند. بنابراین، هیچ مشکلى در این جهت وجود ندارد. نخبگان سیاسى که قانون را زیر پا بگذارند، مسئول خونها و خشونتها هستند آن کسانى که به یک نحوى یک نوع مرجعیتى در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤساى احزاب و کارگردانان جریانات سیاسى، و یک عدهاى از اینها حرفشنوى دارند، اینها خیلى باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلى باید مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها کمى افراطىگرى کنند، دامنهى این افراطىگرى در بدنهى مردم به جاهاى بسیار حساس و خطرناکى خواهد رسید که گاهى خود آنها دیگر نمیتوانند آن را جمع کنند، که ما نمونههایش را دیدهایم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطى به افراطىگرى دیگران دامن میزند. اگر نخبگان سیاسى بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا براى اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهایند. من به همهى این آقایان، این دوستان قدیمى، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعهى صدر داشته باشید؛ دستهاى دشمن را ببینید؛ گرگهاى گرسنهى کمینکرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسى را یواش یواش دارند از چهرههایشان برمیدارند و چهرهى حقیقى خودشان را نشان میدهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید.
فصلالخطاب بودن قانون قانون، فصلالخطاب است؛ قانون را فصلالخطاب بدانید. انتخابات اصلاً براى چیست؟ انتخابات براى این است که همهى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. باید در صندوقهاى رأى معلوم بشود که مردم چى میخواهند، چى نمیخواهند؛ نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى که رأى نیاوردند، اردوکشى خیابانى بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آنهائى که رأى آوردهاند هم، در جواب آنها، اردوکشى کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟ این مردمى که خیابان، محل کسب و کار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اینها چه گناهى کردند؟ که ما میخواهیم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بکشیم؛ آن طرف یک جور، این طرف یک جور. براى نفوذىِ تروریست - آن کسى که میخواهد ضربهى تروریستى بزند - مسئلهى او مسئلهى سیاسى نیست؛ براى او چه چیزى بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمى که میخواهند راهپیمائى کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششى براى او درست کند، آنوقت مسئولیتش با کیست؟ الان همین چند نفرى که در این قضایا کشته شدند؛ از مردم عادى، از بسیج، جواب اینها را کى بناست بدهد؟ واکنشهائى که به اینها نشان داده خواهد شد - تو خیابان از شلوغى استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروى انتظامى را ترور کنند - که بالاخره واکنشى به وجود خواهد آورد، واکنش احساسى خواهد بود. محاسبهى این واکنشها با کیست؟ انسان دلش خون میشود از بعضى از این قضایا؛ بروند توى کوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزباللهى را، نه آن شلوغکنها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون میشود از این حوادث. زورآزمائى خیابانى بعد از انتخابات کار درستى نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردمسالارى است. تن دادن به مطالبات غیر قانونی شروع دیکتاتوری است این تصور هم غلط است که بعضى خیال کنند با حرکات خیابانى، یک اهرم فشارى علیه نظام درست میکنند و مسئولین نظام را مجبور میکنند، وادار میکنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غیر قانونى، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتورى است. این اشتباه محاسبه است؛ این محاسبهى غلطى است. عواقبى هم اگر پیدا کند، عواقبش مستقیماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت. فرمایشات حضرت آیتالله خامنهای در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه در هفتم تیر نباید ملت را دوشقه کرد در همین قضایاى اخیر هم ما عرض کردیم، بنده مخالفم که مردم کشورمان را، مردم عزیزمان را به دو بخش تقسیم کنیم؛ یک عدهاى را مقابل یک عدهى دیگر قرار بدهیم. قضیه اینجورى نیست. در خیلى از مسائل، مردم سلیقههایشان، نگاههایشان، نظرهایشان یکى نیست، اما این به معناى اصطکاک و تزاحم و تعارض و دست به یقه شدن نیست. ما نباید مردممان را وادار کنیم که با هم دست به یقه بشوند. من به هر دو طرف نصحیت میکنم: احساسات جوانها را تحریک نکنند، مردم را مقابل هم قرار ندهند. ملت یکپارچهاى است، ایمان واحدى دارد، قلباً هم با نظام خود روابط حسنهاى دارد؛ نشانهى این روابط حسنه، همین حضور در پاى صندوقهاست. اگر امیدوار نبودند، اگر حسن ظن نداشتند، اگر اعتماد نداشتند، نمىآمدند پاى صندوقها. پس این ملت با نظام خود هیچ مشکلى ندارد. نباید این ملت یکپارچه را دو شقه کرد، تقسیم کرد، یک گروه را بر علیه آن گروه دیگر، آن گروه را بر علیه این گروه دیگر تحریک کرد. خواص سیاسی باید مراقب کار خود باشند مردم ما به توفیق الهى، به هدایت الهى، به دستگیرى الهى، مردم مؤمنى هستند؛ هم آگاهند، هم مؤمنند، هم حاضر در صحنهاند، پا به رکابند در هر جائى که لازم باشد. ماها باید خودمان را اصلاح کنیم. نخبگان و خواص سیاسى بایستى مراقب کار خودشان، حرف زدن خودشان باشند؛ این خطاب به همهى نخبگان است، خطاب به یک طرفِ خاصى، جناح خاصى نیست. همه باید مراقب باشند. همه بدانند این ملت، یک ملت یکپارچه است. احساسات این طرف را علیه آن طرف تحریک کنند، آن یکى بیاید احساسات این طرف را علیه آن طرف تحریک کند، اینها راه به جائى نمیبرد. وقتى شما متحد بودید، وقتى شما همدل بودید، وقتى شما احساس و ابراز اعتماد به کشورتان و نظامتان کردید، آن وقت این وسوسههاى خناسان بینالمللى، این سیاستمداران ظالم، مداخلهگر، دور از انسانیت، دیگر اثرى نخواهد کرد. جانبداری کشورهای اروپایی و آمریکایی نتیجه عکس میدهد مىبینید بعضى از سردمداران دنیا - از آمریکائى گرفته تا بعضى از کشورهاى اروپائى - همهى مشکلاتشان تمام شده، مشکل ایران براى اینها باقى مانده است! در یک مسئلهى داخلىِ مردمىِ صددرصد مرتبط به ملت ایران، چانه تکان میدهند و اظهارنظرهاى سخیف میکنند؛ غافل از اینکه هر جا آنها پا گذاشتند از مواضع سیاسى، از نظر ملت ایران آنجا نجس خواهد شد. جانبدارىهاى آنها درست بعکس نتیجه میدهد. مردم از خودشان میپرسند چه چیزى موجب شده است که این دشمنانى که سى سال است علیه انقلاب اسلامى دارند تلاش میکنند و از همهى ابزارها و امکاناتشان علیه این کشور و علیه این ملت استفاده کردند، حالا شدهاند دلسوز؟! مردم توطئه را میفهمند؛ مردم ما خباثت را درک میکنند. مشکل آنها هم همین است. اگر با یک ملت بیهوش بىحواسى مواجه بودند، مشکلى نداشتند؛ اما با یک ملت هوشیار مواجهاند، با یک ملت مجرب مواجهاند.
حضور 85 درصدی در انتخابات برای ملت آبرو ایجاد کرد در همین قضایاى انتخابات پرشور 22 خرداد که یک حرکت عظیمى از ملت ایران بود، کار بزرگى انجام گرفت. این حضور چهل میلیونى تقریباً در پاى صندوقهاى رأى، یعنى نسبت هشتاد و پنج درصدى کسانى که میتوانستند شرکت کنند، در دنیا جزو رقمهاى بىنظیر است. این خیلى براى ملت ایران آبرو ایجاد کرد، خیلى اقتدار براى این ملت بزرگ آفرید؛ براى انقلاب آبرو شد؛ نشان داد که انقلاب بعد از گذشت سى سال، اینجور قدرت و توانائى به صحنه آوردن مردم را دارد. دشمنان دست به کار شدند، بین مردم اختلاف بیندازند، تا حدودى هم موفق شدند. لیکن ملت باید حرکت دشمن را خنثى کند.
نیت بیگانگان ایجاد اختلاف بود رقابت در بین نامزدهاى ریاست جمهورى به نگاه ما، به عقیدهى ما، یک رقابت درونخانوادگى است، گاهى به عصبانیت هم میکشد. دو برادر هم ممکن است داخل خانواده در مقابل هم قرار بگیرند؛ به دشمن چه ربطى دارد؛ به بیگانه چه ربطى دارد. بیگانگانى که در این قضیه در سطوح مختلف سیاسى و تبلیغاتى وارد این میدان شدند، نیتشان ایجاد شقاق و اختلاف بود؛ ایجاد شکاف بود. بعضى از سران کشورهاى غربى در سطح رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیر خارجه و مسئولان گوناگون، صریحاً در مسئلهى داخلى ملت ایران دخالت کردند. به شما چه؟ چرا در ماجرائى که مربوط به ملت ایران است، دخالت میکنید؟ دخالت میکنند، بعد هم میگویند ما دخالت نمیکنیم؛ پس دخالت معنایش چیست؟ تشویق اغتشاشگرى دخالت نیست؟ مردم ایران را اغتشاشگر معرفى کردن، دخالت نیست؟ اهانت نیست؟ اغتشاشگر یک عده معدودی هستند دو دسته، یک دسته به یک نامزد، یک دسته به یک نامزد دیگر رأى دادند، اکثریت و اقلیتى هست، قواعدى هست، آن کسانى که نامزدشان رأى نیاورده، طبیعى است افسرده باشند، اوقاتشان تلخ باشد؛ اما این معنایش اغتشاش نیست؛ اینها اغتشاشگر نیستند. اغتشاشگر یک عدهى معدودى هستند؛ همانهائى که بودجهى تصویب شدهى بعضى از دولتهاى غربى را براى ایجاد اختلاف در داخل ایران مصرف میکنند، آنها اغتشاشگرند. در رسانههاى آمریکائى و اروپائى - که غالباً تحت سلطهى صهیونیستهایند و از بن دندان دشمن ملت ایران و دشمن اسلام و دشمن نظام جمهورى اسلامىاند - اینجور وانمود میکنند که جمعى از ملت ایران اغتشاشگرند. اتحاد ملت ایران در مقابل دشمنان ملت ایران به سران بعضى از کشورها که سعى میکنند از یک مسئلهى داخلىِ کشورمان علیه ملت ایران استفاده کنند، اخطار میکند: حواستان جمع باشد، ملت ایران عکسالعمل نشان میدهد. اولاً این را همه بدانند، سران کشورهاى استکبارى بدانند، مداخلهگرانِ فضولِ در مسائل جمهورى اسلامى بدانند: ملت ایران بین خودشان اگر اختلاف هم داشته باشند، وقتى پاى شما دشمنان ملت ایران به میان بیاید، همه با هم متحد میشوند؛ یک دست واحد، یک مشت محکم علیه شما میشوند. اینجور نیست که شما خیال کنید وقتى از یک جریانى به خیال خودتان دفاع کردید، حمایت کردید، این جریان به شما متمایل خواهد شد؛ ابداً. ما این اظهارات خصمانه را، این رفتارهاى خصمانه را از این دولتها محاسبه خواهیم کرد، اینها را در حسابشان خواهیم نوشت؛ این را بدانند. در آیندهى روابط و تعامل جمهورى اسلامى با این مداخلهگرها، این رفتار تأثیر منفى خواهد داشت؛ بلاشک؛ این را بدانند، بفهمند. ملت ایران ملتى نیست که زور را تحمل بکند. برخورد با اخلالگران امنیت مردم نظام اسلامى با اخلالگران در امنیت مردم طبعاً برخورد میکند. این، وظیفهى نظام است. نظام اسلامى اجازه نمیدهد که کسانى دستخوش فریب و توطئهى دشمن بشوند، زندگى مردم را خراب کنند، آسایش مردم را به هم بزنند، جوانهاى مردم را تهدید کنند. فرزندان این کشور عزیزند؛ همه عزیزند. نظام این اجازه را نخواهد داد؛ اما این را هم باید همه توجه داشته باشند: مبادا دشمن را با دوست اشتباه بکنیم. دوست را به خاطر یک خطا به جاى دشمن بگیریم و از آن طرف یک عدهاى هم دشمن خونى و معاند را دوست فرض کنند، به حرف او گوش کنند، توجه بدهند. این فتنههائى که دشمن بر پا کرده بود، امید بسته بود که شاید بتواند از این آب گلآلود ماهى بگیرد. بحمداللَّه این فتنهها تمام شد. هر فتنهاى در مقابل حق، در مقابل ملت هوشیار از بین خواهد رفت؛ گرد و غبار فرو خواهد نشست. همیشه همین جور است. گرد و غبار انتخابات تمام خواهد شد حواشىِ ایجاد شدهى به وسیلهى یک عده دشمن، یک عده غافل، از بین میروند، متن قضیه باقى میماند. متن قضیه این است که در یک انتخابات پرشکوه، تقریباً چهل میلیون نفر از ملت ایران شرکت کردهاند. این، متن قضیه است؛ این، حقیقت قضیه است. چهل میلیون، بعد از گذشت سى سال از انقلاب، اعتماد خود را به نظام، امیدوارى خود را به آینده با این حضورشان نشان دادند. این، میماند. متن قضیه این است که رئیس جمهورى با بیش از بیست و چهار میلیون رأى مردم انتخاب شده است؛ اینها متن قضیه است. حواشى، گرد و غبارها، پیرایهها، کارها و حرفهاى دشمنشادکن تمام خواهد شد؛ اما این حقیقت میماند. بیانات مقام معظم رهبری در سالروز عید سعید مبعث در 29 تیر نقش رسانهها در به آشوب کشیدن ملتها همه گفتند یک انتخابات چهل میلیونى، یک عظمت بىنظیر از اول انقلاب تا حالا، حضور مردم در صحنه بعد از سى سال، قدرت جذب مردم و به صحنه آوردن مردم براى نظام؛ این یک عظمت بود؛ نباید غفلت کنند؛ همه فهمیدند که در چنین وضعیتى نباید غفلت کنند که دشمن کمین گرفته است؛ مراقب است. حالا تا گفته میشود دشمن خارجى، فوراً خارجىها با چهرهى حقبهجانب مىآیند که نه، نه، ما دخالتى نداریم، ما کارى نکردیم. این بىحیائى است؛ همه مىبینند. حالا آن کارى که دستگاههاى اطلاعاتى و دیگران کشف میکنند و دخالتها را میدانند، آن به کنار؛ آن چیزى که همه دارند مشاهده میکنند، نقش رسانههاست که مهمترین نقش را در این چند ده سال اخیر، رسانهها در تحولات ملتها داشتهاند. من یک وقتى، چند سال قبل از این به عنوان هشدار، اینجا گفتم که رسانهها و دستگاههاى تبلیغاتى و اطلاعاتىِ وابستهى به استکبار، میداندارترین عناصر دشمنان استقلال ملتها براى به آشوب کشیدن ملتها هستند؛ براى اینکه اینها را از مسیرى که دارند حرکت میکنند، منصرف کنند. و چند تا کشور را مثال زدم. خوب، امروز نسبت به آن چند سال قبل که ما این حرف را زدیم، وسائل ارتباطاتى خیلى گستردهتر، وسیعتر، همگانىتر و متنوعتر شده است. دشمنان دارند کار میکنند، آن وقت میگویند ما هیچ کارى نمیکنیم! ما هیچ اقدامى نمیکنیم! دستورالعملهایشان براى گروههاى غافل و نادانِ اغتشاشگر توى رسانههاى خودشان به طور علنى دارد پخش میشود: اینجورى با پلیس درگیر بشوید؛ اینجورى علیه بسیج حرف بزنید؛ اینجورى توى خیابان اغتشاش ایجاد کنید؛ اینجورى تخریب کنید؛ اینجورى آتش بزنید؛ اینها دخالت نیست؟ از این دخالت واضحتر؟ علنىتر؟ این را مردم ما به چشم دیدند. اینها براى ملت ما تجربه است. اشتباه است اگر کسى خیال کند که یک گروه معدود، آن هم در تهران، فرض بفرمائید به ظرف زبالهى شهردارى تعرض میکند - زورش به او میرسد - یا فرض کنید به اموال مردم - به موتورسیکلتشان، به ماشینشان، به بانکشان، به دکانشان - تعرض میکند، این مردمند؛ نه، مردم نیستند. بله، بلندگوى استکبارى وقتى میخواهد از اینها حمایت کند، میگوید مردم. اینها مردمند؟! مردم آن میلیونهائى هستند که تا این اغتشاشگران را، این مفسدین را در صحنه مىبینند، کنار میکشند و آنها را با نفرت نگاه میکنند؛ برهمزنندگان امنیت عمومى را، آرامش اجتماعى را با انزجار نگاه میکنند. امتحان نخبگان نخبگان بدانند هر حرفى، هر اقدامى، هر تحلیلى که به آنها کمک بکند، این حرکت در مسیر خلاف ملت است. همهى ما خیلى باید مراقب باشیم؛ خیلى باید مراقب باشیم: مراقب حرف زدن، مراقب موضعگیرى کردن، مراقب گفتنها، مراقب نگفتنها. یک چیزهائى را باید گفت؛ اگر نگفتیم، به آن وظیفه عمل نکردهایم. یک چیزهائى را باید بر زبان نیاورد، باید نگفت؛ اگر گفتیم، برخلاف وظیفه عمل کردهایم. نخبگان سر جلسهى امتحانند؛ امتحان عظیمى است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است. اگر بخواهیم به این معنا دچار نشویم، راهش این است که خرد را، که انسان را به عبودیت دعوت میکند، معیار و ملاک قرار بدهیم؛ شاخص قرار بدهیم. سیاسی کاریها خلاف عقل است عقل، این سیاسیبازىها و سیاسىکارىهاى متعارف نیست؛ اینها خلاف عقل است. «العقل ما عبد به الرّحمن و اکتسب به الجنان»؛(10) عقل این است که انسان را به راه راست هدایت میکند. اشتباه میکنند آن کسانى که خیال میکنند با سیاسىکارى، عقلائى عمل میکنند؛ نه، عقل آن چیزى است که راه عبادت خدا را هموار میکند. شاخصش هم براى ما، بین خودمان و خدا، این است که نگاه کنیم ببینیم در بیان این حرف اخلاص داریم یا نه؟ به فکر خدائیم یا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف میزنم یا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف میزنم؟ براى خاطر خداست یا براى خاطر دل مستمع و غیر مستمع است؟ معیارش این است. به خودمان مراجعه کنیم؛ اقضى القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فریب ندهیم؛ بفهمیم چه کار میکنیم؛ بفهمیم چه میگوئیم؛ چه حرکتى میکنیم.
بی عدالتی و بی انصافی را کنار بگذارید من مىبینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضىها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همهى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛(7) اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بىانصافى کنید، بىعدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بىعدالتىها را همه کنار بگذارند؛ بىانصافىها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى که این اختلاف سلیقهها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوىهاى نفسانى ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایرهى تکلیف آنطرفتر نباید گذاشت؛ زیادهروى نباید کرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى که تا امروز به فضل الهى، به حول و قوهى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم انشاءاللَّه خواهد بود. بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفیذ حکم دهمین دوره ریاست جمهورى در 12 مرداد پیامهای انتخابات ریاست جمهوری اولین پیام این انتخابات این بود که جمهورى اسلامى با گذشت سى سال، قدرت به صحنه آوردن و بسیج ملى را در حدى دارد که نصابهاى متعارف جهانى را رد کرده است و از همهى اینها عبور کرده است. بعضىها در طول این سالها انتظار داشتند که نظام اسلامى با گذشت زمان کهنه بشود، از چشم مردم بیفتد و قدرت بسیج تودهاى خود را از دست بدهد، این انتخابات نشان داد که نظام اسلامى هر روز که گذشته است، قدرت بسیج تودهاى آن افزایش یافته؛ در جلب اعتماد آحاد ملت موفقتر شده است. این خیلى حقیقت مهمى است. بعضى از قضایاى حاشیهاى، این متنهاى مهم را از نظر دور نگه میدارد. متن حقیقت در این انتخابات این است که انقلاب اسلامى، نظام اسلامى، آنچنان زنده و جذاب و رو به رشد است که با گذشت سه دهه، قدرت به صحنه آوردن مردم را در این حد دارد. یک نصاب هشتاد و پنج درصدى که یک نصاب بىنظیر یا لااقل کمنظیرى است در همهى سطح جهان. یک پیام دیگر این انتخابات و این حضور عظیم مردمى، وجود اعتماد متقابل میان نظام اسلامى و مردم است. اینکه در این انتخابات، عرصه براى گفتگو کردن، براى ورود افراد با گرایشهاى مختلف، براى به صحنه آوردن و روى دایره ریختن نظرات گوناگون، باز شد. این، نشانهى اعتماد به نفس نظام است و نشانهى این است که نظام اسلامى به مردم خود اعتماد دارد؛ به مردم اعتماد میکند. متقابلاً مردم هم به نظام اعتماد کردند، آمدند آراء خودشان را در صندوقها ریختند. اگر اعتماد به نظام نباشد، این توجه مردمى، این اقبال مردمى، وجود نخواهد داشت. این کسانى که دم از بىاعتمادى مردم میزنند - اگر این سخن از روى غرض نباشد، از روى غفلت است - کدام اعتماد از این بالاتر که مردم مىآیند در عرصهى انتخابات وارد میشوند، به نظامشان، به دولتشان اعتماد میکنند، رأى خود را به آنها میسپارند و منتظر میمانند که نتیجهى این رأىگیرى را از آنها بشنوند؟ این اعتماد بالاى مردم است. این اعتماد به توفیق الهى، به فضل الهى همچنان هست و ما انتظار داریم از مسئولان کشور، از دستاندرکاران بخشهاى مختلف که با رفتار خود همچنان این اعتماد را افزایش بدهند. این سرمایهى اصلى نظام اسلامى است. یک پیام دیگر هم در این انتخابات بود و آن وجود نشاط و امید در مردم است. این البته در کشور ما و جامعهى ما یک چیز طبیعى است؛ چون اکثریت کشور ما جوان هستند و جوان، مظهر نشاط است؛ مظهر امید است. با امید وارد میدان شدند - امید به آینده اگر نباشد، دل ناامید و افسرده وارد میدان انتخاب نمیشود - حضور مردم، حضور جوانها، نشانهى امیدوارى آنهاست. *تجربههای انتخابات ریاست جمهوری یک تجربه براى ملت ما و مسئولان ما بود که من اصرار دارم بر اینکه این تجربه را همهمان جدى بگیریم؛ هم مسئولان جدى بگیرند، هم آحاد مردم جدى بگیرند. و آن تجربه این است که باور کنیم که همیشه امکان ضربه زدن از سوى دشمنان انقلاب و دشمنان ایران اسلامى هست؛ حتّى در بهترین شرائط. همیشه کمین دشمن را در نظر داشته باشیم. غفلت از اینکه ممکن است به حرکت عمومى ملت ایران ضربهاى وارد شود، چیز خطرناکى است. هشیار باشید. این همان توصیهى امیر مؤمنان (سلام اللَّه علیه) است که فرمود: «و من نام لمینم عنه».(1) در عرصهى زندگى سیاسى دچار خوابآلودگى نشویم؛ در پشت سنگرها خوابمان نبرد. اگر تو خوابت برد، باید بدانى که دشمن ممکن است بیدار باشد. این تحلیل نیست که ما میگوئیم، اطلاع است. دشمنان نظام جمهورى اسلامى سعى کردند، تلاش کردند، شاید بتوانند در فضاى آزادىاى که نظام اسلامى به مردم داده است، براى مردم دغدغه و دردسر درست کنند. سعى کردند، پول خرج کردند، رسانههاى زیادى را به کار انداختند، عوامل بسیارى را بسیج کردند، شاید بتوانند از این وضعیتى که براى ملت ایران یک عید به حساب مىآمد، یک جشن بزرگ ملى به حساب مىآمد، وضعیتى علیه ملت ایران درست کنند؛ تلاش شد. این تجربه بایستى براى ما - همهى ما، همهى آحاد مردم - تجربهى هشداردهندهاى باشد. اگر ما در صحنهى زندگى سیاسى و اجتماعى به همدیگر بدبین باشیم، به چشم دشمن به یکدیگر نگاه کنیم، این فرصت براى دشمنان حقیقى ما پیش خواهد آمد. اگر فکر نکنیم، اگر بصیرت نداشته باشیم، اگر فراموش کنیم که دشمنانى در کمین انقلابند، ضربه خواهیم خورد؛ این براى ما تجربه شد.
ما از اول انقلاب در هیچ انتخاباتى حضور چهل میلیونى، هشتاد و پنج درصدى، نداشتیم. در این انتخابات، اولین بار چنین فرصت بزرگى پیش آمد؛ اما در همین فرصت بزرگ، در همین شادى بزرگ، دستهائى به کار افتادند براى اینکه ضربهاى به ملت ایران بزنند. باید بیدار بود. این بیدارى فقط در زبان نیست؛ آحاد ملت، گرایشهاى مختلف سیاسى، دلبستگان به کشور، دلبستگان به نظام اسلامى، همه، همه، بایستى به معناى واقعى کلمه بیدار باشند؛ فریب نخورند. دستهائى از مدتها پیش در کار بودند، مقدماتى فراهم میکردند که بتوانند از مقطع انتخابات علیه ملت ایران استفادهاى بکنند. خوشبختانه ملت ایران هوشیار بود و هوشیار است. فضا را غبارآلود کردند، دهانها را قدرى تلخ کردند؛ اما نتوانستند آن کارى را که میخواهند، انجام بدهند. این هوشیارى شما ملت بود. این تجربهى ما بود که بدانیم دشمن ما کمین کرده است. دشمنان ما هم از این انتخابات به نظر من یک تجربهاى اندوختهاند، و اگر نیندوختند، باید بیندوزند. و آن این است که: دشمن بداند با چه حقیقتى روبهرو است؛ در فهم نظام اسلامى و انقلاب اسلامى دچار اشتباه نشوند؛ خیال نکنند انقلاب اسلامى و نظام اسلامى را با اینجور کارهاى پیش پا افتاده میتوان به زانو درآورد. نظام اسلامى زنده است. خیال نکنند با یک تقلید مغلوط از حضور عظیم مردمى در انقلاب سال 1357، یک کاریکاتور از آن انقلاب، میتوانند به عظمت انقلاب و نظام اسلامى ضربه بزنند. این تجربه براى دشمن باید پیش آمده باشد. اشتباه نکنند؛ نظام اسلامى با این حرفها شکست نخواهد خورد. عظمت این انقلاب و عظمت این نظام و ریشهدارى نظام جمهورى اسلامى در حوادث این یکى دو ماه اخیر، بیشتر براى دشمنان جمهورى اسلامى آشکار شد. این ملت، ملت با ایمانى است؛ ملت هوشیارى است؛ ملت بااستعدادى است. با مسجد ضرار نمیشود این ملت را شکست داد. ما در تاریخ خودمان نمونههائى را از این داریم: «و الّذین اتّخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و تفریقا بین المؤمنین و ارصادا لمن حارب اللَّه و رسوله».(2) با تقلید از رهبر عزیز و عظیمالشأن انقلاب، امام بزرگوار ما، که از دل، از جان، با همهى وجود غرق در قرآن بود، نمیشود این مردم را فریب داد. این مردم دلشان به ایمان روشن است؛ این مردم آگاهند؛ جوانهاى ما آگاهند. این تجربهاى است براى دشمن. امتحانهای انتخابات ریاست جمهوری امتحانهائى هم در این انتخابات پیش آمد. یک امتحان، امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در این امتحان برنده شدند؛ نمرهى قبولى گرفتند. حضور عظیم مردم، یک امتحان عظیمى بود که آنها را سرافراز کرد. بسیارى از آحاد مردم، از جریانهاى سیاسى، طبق وظیفهشان عمل کردند. بعضى از خواص هم البته مردود شدند. این انتخابات بعضىها را مردود کرد. برخى از جوانان ما که با صداقت، با سلامت وارد میدان وظیفه میشوند، به رغم هوشیارىهایشان، در مواردى اشتباه کردند. بسیارى از جوانان این کشور هم با همان ایمان، با همان صداقت، حرکت درستى کردند. به کسى اعتقاد پیدا کردند، به او رأى دادند؛ یا آن کس رأى آورد یا نیاورد. ملاک این نیست. ملاک این است که انسان عقیدهاى پیدا کند، هوشیارانه، از روى احساس وظیفه، احساس تکلیف، وارد میدان این عمل سیاسى و حرکت سیاسى بشود. بعد هم همه تسلیم قانون باشند. اکثر قاطع ملت ما - از جوانها، از نخبگان، از تودهى عظیم مردم - در این ردیف قرار گرفتهاند و در این امتحان مقبول شدهاند. یک عده هم البته فریب خوردند. یک امتحان هم براى مسئولان کشور است. قدر این نعمت را بدانند. رئیس جمهور محترم و منتخب ما که با آراء بالا، با یک نصاب بىنظیر به این مسئولیت بزرگ از سوى مردم گذاشته شدند و گماشته شدند، قدر این نعمت را بدانند؛ شکر بگزارند. همکاران ایشان در دولت آینده قدر بدانند؛ قدر اسلام را، قدر ایمان را، قدر این فروغى که دلهاى این مردم را روشن کرده است و آنها را به این صحنه کشانده است. قدردانى از عظمت این انقلاب اقتضاء میکند که مسئولان کشور همهى توان خود را، همهى تلاش خود را براى خدمت به مردم و براى پیشرفت به سمت اهداف انقلاب به کار بگیرند. بیانات حضرت آیتالله خامنهای در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی در چهارم شهریور هیچگونه اغماضى از جرم و جنایت وجود نخواهد داشت یک بخش مهمى توى بیانات چند نفر از دوستانمان بود که اشاره داشت به مجرمانى که پشت پردهى حوادث اخیر حضور داشتند، و اینکه چرا اینها محاکمه نمیشوند، چرا مجازات نمیشوند، چرا با اینها برخورد نمیشود. من به شما عرض بکنم؛ در قضایائى به این اهمیت، با حدس و گمان و شایعه و این چیزها نمیشود حرکت کرد. ما این انقلاب و این نظام عظیم را محصول مجاهدت یک ملت بزرگ و فداکارىهاى عظیم جوانانى میدانیم که چه در دورهى انقلاب، چه در دورهى دفاع مقدس، چه بعد از آن تا امروز فداکارى کردند؛ مثل خود شماها، که در صحنههاى مختلف حضور دارید و گاهى کارهاى بزرگى انجام میگیرد. نمیتوانیم تداوم این نظام را و حرکت کلى این نظام را در سطحى که تصمیمگیرى کلان رهبرى در او لازم است، به حدس و گمان و این چیزها مبتنى کنیم. این را شما بدانید، هیچگونه اغماضى از جرم و جنایت وجود نخواهد داشت؛ منتها ما - یا من یا شما، فرق نمیکند؛ چه شما که دانشجو هستید و زبانتان باز است و راحت حرف میزنید، چه من که یک مجموعهاى از تجربه و سالهاى متمادى کارکرد در میدان را با خودم همراه دارم؛ در این جهت با هم فرقى نداریم - نمیتوانیم حکم کنیم که باید دستگاه قضا اینجور قضاوت کند؛ نه، دستگاه قضا باید نگاه کند، اگر دلائلى براى مجرمیت کسى، چه در زمینهى سیاسى، چه در زمینهى اقتصادى، چه در زمینهى مفاسد گوناگون پیدا کرد، بر طبق او حکم کند. این شایعاتى که شما شنیدهاید، بنده هم خیلى از این شایعات را میشنوم؛ ممکن است بسیارى از این شایعات مطابق واقع هم باشد و انسان شواهد و قرائنى هم برایش داشته باشد؛ اما قرینه و شاهد متفرق نمیتواند جرمى را علیه کسى اثبات کند؛ به این نکته توجه داشته باشید. لذا اینجور نیست که فرض کنیم یک مجرم قطعىِ پشت پردهاى وجود دارد که دستگاه بنا دارد از جرم او به یک دلیلى بگذرد. با قضایای کوی دانشگاه و کهریزک برخورد میشود موضوع دیگرى که در بیانات دوستان مطرح شد، تخلفات یا حتّى جنایاتى است که در خلال این حوادث از سوى نیروهاى ناشناس انجام گرفته. شما اشاره کردید به مسائل کوى دانشگاه یا از این قبیل مسائل - حالا کوى دانشگاه را چند نفر از دانشجویان عزیز تکرار کردند؛ شبیه کوى دانشگاه، مسائل دیگرى هم در این مدت اتفاق افتاده - یا مثلاً قضیهى کهریزک را گفتند. این قضایا واقعاً یکى از آن مشکلات و معضلات کار دستگاههاى اجرائى است. اولاً این را به طور قاطع بدانید که با اینها برخورد خواهد شد. حالا نمیخواهیم جنجال بکنیم که دستور بدهیم، این دستور توى رسانهها پخش بشود، باز یک پیوست زده بشود، باز یک پیرو زده بشود؛ من دوست ندارم کار تبلیغاتى انجام بگیرد؛ اما از اولین روزها دستور داده شده و کسانى دنبال هستند؛ منتها کارها باید درست با دقت و با مراقبت پیش برود. در کوى دانشگاه، در آن شب معین، قطعاً تخلفات بزرگى انجام گرفته، کارهاى بدى انجام گرفته. ما گفتهایم پروندهى ویژهاى براى این کار تهیه شود و به طور دقیق دنبال بگردند و مجرمان را پیدا کنند و وقتى پیدا کردند، به وابستگىهاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند؛ این را من به طور قاطع گفتم. مساله اصلی انتخابات شرکت 85 درصدی در انتخابات است یک عدهاى آنچه را که بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمى که به مردم شد، آن ظلمى که به نظام اسلامى شد، آن هتکى که از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسیلهى بعضى انجام گرفت، اینها همه را ندیده میگیرند، فرضاً مسئلهى فلان حادثه را، زندان کهریزک را، یا قضیهى کوى را قضیهى اصلى دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد میکنند؛ این خودش یک ظلم دیگر است. مسئلهى اصلى، مسئلهى دیگرى است. مسئلهى اصلى این است که مردم در یک حرکت عظیمى، در یک انتخابات پرشورِ خوبِ کمنظیرى حضور پیدا کردند و این رأى بالا را توى صندوقها ریختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ این انتخابات، نظام را که در این یکى دو سال اخیر همین طور پىدرپى پیشرفتهاى اقتصادى و علمى و سیاسى و امنیتى و بینالمللى براى خودش کسب کرده بود، در یک مرحلهى عالى از امتیاز و آبرو قرار میدهد، بعد ناگهان مشاهده میکنیم یک حرکتى صورت میگیرد براى نابود کردن این حادثهى افتخارآمیز! مسئلهى اصلى این است. مساله بعد از انتخابات طراحی شده بود البته اینى که عرض میکنم، تحلیل است؛ خبر نیست. به اعتقاد من، با تحلیل من، این مسئله از بعد از انتخابات یا از روزهاى حول و حوش انتخابات شروع نشده؛ این از قبل شروع شده، این از قبل طراحى شده، برنامهریزى شده. من متهم نمیکنم افرادى را که دستاندرکار بودند، که اینها دستنشاندهى بیگانههایند یا انگلیسند یا آمریکایند - این را من ادعا نمیکنم، چون براى من این قضیه ثابت نیست؛ چیزى که ثابت نیست، نمیتوانم بگویم - اما آنى که میتوانم بگویم، این است که این جریان، چه پیشقراولانش دانسته باشند، چه ندانسته باشند، یک جریانى بود طراحىشده؛ تصادفى نبود. همهى نشانهها نشان میدهد که این جریان طراحىشده بود، حسابشده بود. البته آنهائى که طراحى کرده بودند، یقین نداشتند که خواهد گرفت. بعد از انتخابات که تحرکاتى از طرف بعضىها شروع شد، یک تجاوب نسبى هم از سوى جمعى از مردم تهران صورت گرفت، آنها امیدوار شدند؛ فکر کردند آنچه که تصور میکردند، انجام شد و گرفت و امیدوار شدند. لذا دیدید که این دستگاهها و وسائل رسانهاى و صوتى و الکترونیکى و ماهوارهاى و غیره حضورشان در صحنه را چطور تشدید کردند؛ صریح وارد میدان شدند. قبلاً امیدوار نبودند که این کار بگیرد؛ بعد دیدند نه، گرفت؛ لذا سریع وارد میدان شدند؛ منتها خوشبختانه مثل همیشه که مسائل ایران را بد میفهمند و ملت ایران را نمیشناسند، این دفعه هم نشناختند. اینها تودهنى خوردند، سیلى خوردند، ولى هنوز ناامید نیستند. من به شما عرض کنم دانشجوهاى عزیز! اینها ناامید نیستند؛ دارند قضایا را دنبال میکنند؛ به این زودى هم زمین نمیگذارند. اینها صحنهگردانهائى دارند، صحنهگردانهائى هم پیدا خواهند کرد. دانشجویان هوشیار باشند دانشگاه باید بهوش باشد. دانشجوى مؤمن و مسلمان و دانشجوئى که به کشورش علاقهمند است و دانشجوئى که به آیندهى کشور و آیندهى نسل خودش دلبسته است، باید هوشیار باشد. بدانید اینها دارند طراحى میکنند؛ البته شکست میخورند. من الان به شما عرض میکنم، اینها در نهایت شکست میخورند؛ اما درجهى بیدارى و هوشیارى من و شما میتواند در میزان خسارت و ضررى که وارد میکنند، تأثیر بگذارد. اگر هوشیار باشیم، نمیتوانند صدمه و ضررى بزنند. اگر غفلت کنیم، احساساتى بشویم، بىتدبیر عمل کنیم، یا خواب بمانیم و اینجور عوارض به سراغمان بیاید، ضرر و زیان و هزینه بالا خواهد بود؛ ولو در نهایت موفق نخواهند شد. از نقاط قوت دولت حمایت کردم یکى دیگر از موضوعاتى که مطرح شد، مسئلهى حمایتهاى رهبرى است از دولت یا از رئیس جمهور. خوب، این مطلب روشنى است. اتفاقاً یکى دو تا از خود دوستان هم بیان کردند. دولت کنونى و رئیس جمهور محترم مثل همهى انسانهاى عالم، یک نقاط قوّتى دارد، یک نقاط ضعفى. من که حمایت کردم، از نقاط قوّت حمایت کردم. یک نقاط قوّتى وجود دارد، من از آن حمایت میکنم؛ در هر کى باشد، حمایت میکنم. کى هست که این گرایش، این جهتگیرى، این تحرک، این جدیت را از خودش نشان بدهد و بنده در حد مسئولیتم از او حمایت نکنم؟ از شما دانشجوها که دنبال عدالتید، من حمایت نمیکنم؟ خوب، چرا. آیا اگر از دانشجوئى که عدالتخواه است و دنبال عدالت است، رهبرى حمایت بکند، این معنایش این است که از نقاط ضعفى هم که احیاناً توى آن دانشجو هست، انسان حمایت میکند؟ مسلّماً نه. قضیه این است. یک نقاط ضعفى وجود دارد، آن نقاط ضعف را بنده حمایت نمیکنم. موضع نگرفتن علنى، ناشى از این علل منطقى و معقول است حالا یکى از سؤالها این بود که چرا علنى موضع نمیگیرید؟ چون لازم نیست علنى موضع گرفتن؛ چه لزومى دارد؟ علنى موضع گرفتن نسبت به یک نقطهى ضعف در یک مسئول، شما خیال میکنید که چقدر کمک میکند به حل آن مشکل؟ هیچى. گاهى اوقات هست که انسان اگر یک چیزى را بدون علنى کردن دنبال علاجش باشد، بهتر علاج خواهد شد، تا اینکه یک چیزى را انسان جنجالى کند. بله، یک وقت هست که هیچ چارهاى جز علنى شدن نیست؛ آنجا بله، انسان علنى میکند؛ لیکن اینجور نیست که تصور بشود اگر چنانچه یک ایرادى، اشکالى در مجموعهى مسئولین اجرائى کشور وجود دارد و رهبرى با آنها مخالف است، حتماً بایستى این را در بلندگوها بیان کند؛ نه، گاهى اوقات مصلحت قطعى در این است که انسان یک چیزى را علنى نکند. حالا اینجا نگوئید آقا حقیقت و مصلحت. این تقابل حقیقت و مصلحت جزو آن حرفهاى محکم نیست. خود مصلحت هم یکى از حقائق است. اینجور نیست که هرچه اسم مصلحت رویش بود، این یک چیز منفىاى باشد. بعضى اینجور خیال میکنند: آقا مصلحتاندیشى میکنید؟ خوب، بله، گاهى انسان مصلحتاندیشى میکند. خود مصلحتاندیشى یکى از حقائقى است که باید به آن توجه داشت؛ این جزو مسلّمات و واضحات اسلام است. البته این مسئله حالا جاى بحث و شکافتنش نیست، اما جزو مسلّمات است. صلاح نیست گاهى اوقات انسان یک چیزى را علنى کند. فرض کنید یک نقطهى اشکال کوچکى هست، این را ده برابر بزرگش کنند، مایهى ناامیدى و مایهى سیاهنمائى و اینها قرار بدهند؛ چه لزومى دارد؟ خوب، انسان این را به شکل دیگرى حل میکند. بنابراین موضع نگرفتن علنى، ناشى از این علل منطقى و معقول است.
بلواهای انتخابات برای ضربه زدن به پشتوانه مردمی نظام بود همهى این بلواهائى که شما مشاهده کردید در دورهى بعد از انتخابات پیش آمد و پیش آوردند و آنها حمایت کردند، براى همین بود که شاید بتوانند پشتوانهى مردمى انقلاب را ضربه بزنند و از انقلاب بگیرند. بنده عرض کردم نشانهى اعتماد مردم به این نظام، حضور چهل میلیونى در انتخابات بود. حالا در رادیوهاى بیگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تکرار که بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! این، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتیم اینى که هشتاد و پنج درصد مردم مىآیند رأى میدهند، چهل میلیون پاى صندوقها مىآیند، به هر کسى که رأى میدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانهى اعتماد مردم به نظام است - که حقیقت قضیه هم همین است - اینها براى اینکه این حرف را دروغ از آب در بیاورند، مکرر در مکرر تبلیغات کردند که اعتماد مردم از دست رفته؛ چه کار کنیم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه کار کنیم که اعتماد برگردد! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. انشاءاللَّه خواهید دید در انتخابات آینده - که حالا دو سه سال دیگر است - همین مردم با وجود همین بازیگرىاى که مخالفان و دشمنان و غافلان و بىخبران داخلى کردند، یک حضور مستحکمِ قوىاى در انتخابات خواهند داشت. پس نکته این است که باید همه مراقب باشیم که نظام جمهورى اسلامى - که نظام اسلامى است، نظام دینى است، مفتخر به این است که در قالب احکام دین و اسلام و قرآن میخواهد حرکت کند - تبدیل نشود به یک نظام بىاعتقاد به دین؛ به قول آقایان، یک نظام سکولار؛ باطن سکولار، ظاهر دینى؛ باطن مجذوب به فرهنگ غربى و قدرتهاى مسلط بر آن فرهنگ، و ظاهر شعائر دینى و مسائل دینىِ دمدستى؛ اینجورى نشود. نظام اسلامى باید به معناى واقعى کلمه، اسلامى باشد و روزبهروز به مبانى اسلام نزدیکتر شود؛ این است که گرههاى فروبسته را باز میکند، این است که مشکلات را حل میکند، این است که به جامعه عزت و اقتدار میدهد، این است که طرفداران نظام جمهورى اسلامى را در همه جاى دنیا بیشتر خواهد کرد. مخالفین و موافقین جمهوری اسلامی ایران عدهاى نگاه میکنند به دشمنیها، دلشان را از دست میدهند؛ زهرهشان آب میشود از اینکه مىبینند دهانهاى از خشم گشوده، علیه جمهورى اسلامى بدگوئى میکنند، حرف میزنند. خوب، همهى نظامهاى عالم، همهى حکومتهاى عالم دشمنانى دارند و دوستانى؛ امروز هم اینجور است، در طول تاریخ هم اینجور بوده. هیچ حکومتى را شما پیدا نمیکنید که همهى مردم در داخل آن حکومت و خارج آن حکومت با او خوب باشند یا همه با او بد باشند؛ نه، یک عدهاى موافق دارند، یک عدهاى مخالف. حکومت پیغمبر هم همین جور بود، حکومت امیرالمؤمنین هم همین جور بود، حکومت معاویه و یزید هم همین جور بود؛ یک عدهاى موافق، یک عدهاى مخالف. جمهورى اسلامى هم همین جور است؛ یک عدهاى موافقش هستند، یک عده مخالفش هستند؛ منتها مسئله این است که ببینیم موافقین یک حکومت کىهایند، مخالفین این حکومت کىهایند؛ این شاخص است. یک حکومتى هست که هرچه غارتگر بینالمللى است، با او مخالف است؛ هرچه زورگوى بینالمللى است، با او مخالف است؛ هر دولت داراى سابقهى سیاه استعمارگرى با او مخالف است؛ هر سرمایهدار صهیونیست خبیثى با او مخالف است. خوب، این مخالفتها مایهى افتخار است؛ اینها که نباید کسى را بترساند. موافقینش کىهایند؟ ملتهاى مؤمن در سرتاسر دنیا موافق با او هستند؛ ملتهاى مسلمان، غیر ایرانى؛ در آفریقا، در کشورهاى آفریقاى شمالى، در نقاط مسلماننشین آفریقا، در آسیا، تا اندونزى، تا مالزى، در کشورهاى عربى، غیر عربى، در اروپا، جماعتهاى مسلمان، ملتهاى مسلمان، دوستدار او هستند، هوادار او هستند. در بلواهاى بعد از انتخابات، مسلمانان کشورهاى مختلف اسلامى نگران بودند؛ پیغام میدادند به آشنایان خودشان در اینجا، که در ایران چه خبر است؟ اینها میگفتند ناراحت نباشید، نترسید، جمهورى اسلامى قوىتر از این حرفهاست. یک حکومتِ اینجورى است؛ دشمنانش آنهایند، دوستانش اینهایند. همهى بدها و شمرهاى عالم با او دشمنند، همهى مظلومان با او موافقند؛ ملت فلسطین طرفدار اوست، ملتهاى عربىِ مقاوم طرفدار او هستند. بله، دولت آمریکا هم مخالفش است، دولت انگلیس هم که خباثت دویست ساله در ایران دارد - سابقهى خباثت انگلیسىها در ایران، دویست ساله است - با او مخالف است. این مخالفتها کسى را به وحشت نمىاندازد. اما یک دولتى بعکس است؛ طرفدارش عبارتند از دزدها و غارتگرها و مستکبرین و زورگویان عالم، مخالفینش عبارتند از ملت خودش یا ملتهاى مؤمن و ملتهاى مظلوم؛ این مایهى ننگ است. جمهورى اسلامى تا امروز مخالفینى داشته است از آن قبیل مخالفین؛ دزدهاى عالم، غارتگرهاى عالم، مستکبرین عالم؛ اینهایند که با جمهورى اسلامى مخالفند؛ اینهایند که در مجامع جهانى سعى میکنند با جمهورى اسلامى مقابله و مخالفت کنند؛ اما آحاد مردم، تودههاى مردم، دولتهاى مستقل، سیاستمداران منفک از آن قدرتها، ملتهاى مظلوم، اینها موافق با جمهورى اسلامىاند. به خاطر ترس از اینگونه مخالفتها، نباید چهرهى تسلیم به دشمن نشان داد. به هر حال نسل جوان ما بایستى هشیار باشد. فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبههاى نماز عید سعید فطر در 29 شهریور سران غرب فریب رسانههاى خود را خوردند سران و سیاسیون غرب در این چند ماه فریب رسانههاى خودشان را خوردند، فریب تحلیلگران حرفهاى مطبوعات و رادیو تلویزیونهاى خودشان را خوردند، خیال کردند که میتوانند روى ملت ایران اثر بگذارند. روز قدس شما نشان دادید که آنها در پى سراب بودند. حقیقت این است. حقیقت ملت ایران همان چیزى است که در روز جمعهى آخر ماه مبارک رمضان - روز قدس - نشانداده شد و نشانداده شد که امتداد این عظمت، این حرکت در دنیاى اسلام گسترده است و مخصوص ایران نیست؛ در نقاط مختلف عالم مسلمانها هر جائى که امکان پیدا کردند، روز قدس را با فریاد خود علیه ظلم آمیختند. روز قدس روز بسیار عظیمى است. این کار را شما به بهترین وجهى انجام دادید. یک بار دیگر ملت ایران نشان داد که در مواقع حساس، سخن خود را با رساترین فریاد به گوش مردم دنیا میرساند بیانات حضرت آیتالله خامنهای در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری در 2 مهر نشانههای وحدت یکی از خطوط کاری اصلی دشمن، همین مسئلهی تفرقه است... مسئلهی اتحاد ملت و کاری که برای ایجاد تفرقه دارد انجام میگیرد، بسیار مسئلهی مهمی است. ما نشانههای وحدت عمومی مردم را داریم میبینیم. شما نماز جمعهها را در ماه رمضان دیدید، روز قدس را دیدید، نمازهای عید فطر را دیدید؛ چه عظمتی! انسان وقتی نگاه میکند نه فقط در تهران، در مشهد، در اصفهان، در کرمان، در تبریز، در مناطق مختلف منظره، منظرههای بینظیری است؛ اصلاً شاید در طول تاریخ اسلام، هرگز نماز عید فطر با این عظمت، با این و شُکوههای عجیب در نقاط مختلف یک کشور، نه فقط در یک شهر دیده نشده! ما امروز اینها را داریم؛ اینها همه نشانهی وحدت است؛ نشانهی همدلی مردم است؛ نشانهی این است که یک مرکز مشترکی وجود دارد که مردم علیرغم اختلافات جزئی و فرعیای که با هم دارند، در گرایش و انتماء به این اصل، متفقاند؛ دلشان متوجه این مرکز است؛ که این مرکز هم دین است، اصول اسلامی است، ارزشهای والاست، دین خداست. یکی از خطوط دشمن، ایجاد تفرقه است ... همه باید در مقابل این وحدت سر فرود بیاورند، وقتی این وحدت را میبینند. میبینید که متأسفانه بعکس، بعضی دم از تفرق میزنند، از روی جهالت، غفلت؛ واقعاً محمول بر غفلت است این چیزها، بیش از آنچه که بر چیزهای دیگری انسان بخواهد اینها را حمل کند. این، مسئلهی مهمی است. مسئلهی ایجاد وحدت؛ وحدت مذهبی، وحدت قومی، وحدت سلائق سیاسی، اینها مهم است؛ باید سعی کرد. یکی از خطوط دشمن، ایجاد تفرقه است؛ هر چه بتوانند، در هر جا بتوانند، در هر سطحی که بتوانند؛ در سطوح مختلف؛ از مسئولین، غیرمسئولین، آحاد مردم، بین خودِ گروههای روحانی، بین خودِ گروههای دانشگاهی، بین خودِ جمعها و جمعیتهای واحدهای دیگر اجتماعی، و بین اینها با یکدیگر ایجاد اختلاف کنند، و بین مذاهب. نمونههای فراوانش را دارید مشاهده میکنید که در جامعه هست. این یک مسئله است که در جامعه هست. خط دشمن خط ایجاد تفرقه است.
دشمن با سلاح رسانه لحظه به لحظه قضایای ما را دنبال میکرد امروز مؤثرترین سلاح بین المللی علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات است؛ سلاح ارتباطات رسانهای است. امروز این قویترینِ سلاح است و از بمب اتم هم بدتر و خطرناکتر است. این سلاح دشمن را شما در بلواهای بعد از انتخابات ندیدید؟ دشمن با همین سلاح، لحظه به لحظه، قضایای ما را دنبال میکرد و به کسانی که اهل شیطنت بودند، رهنمود میداد. «و انّ الشّیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم»؛ دائم به اولیاء خودشان ایحاء میکردند. خوب، این حضور دشمن است دیگر؛ حضور دشمن را از این واضحتر و روشنتر میشود فرض کرد؟ آماج دشمن خواص است دشمن انواع و اقسام کار را میکند؛ انواع و اقسام فعالیت را میکند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئههای دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مینشینند طراحی میکنند تا ذهن خواص را عوض کنند؛ برای اینکه بتوانند مردم را بکشانند؛ چون خواص تأثیر میگذارند و در عموم مردم نفوذ کلمه دارند. به نظر من یکی از وظائف اصلی امروز ما و شما، همین است: ما بصیرت خودمان را در مسائل گوناگون تقویت کنیم و بتوانیم انشاءالله بصیرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زیاد بکنیم. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار عمومى مردم چالوس و نوشهر در 15 مهر نباید بگذاریم حق و باطل مشتبه شود مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ همهى مردم کشورند، بخصوص این مناطق حساس. جوانان عزیز! هر چه میتوانید در افزایش بصیرت خود، در عمق بخشیدن به بصیرت خود، تلاش کنید و نگذارید، نگذارید دشمنان از بىبصیرتى ما استفاده کنند؛ دشمن به شکل دوست جلوه کند، حقیقت به شکل باطل و باطل در لباس حقیقت. امیرالمؤمنین در یک خطبهاى از جملهى مهمترین مشکلات جامعه همین را میشمارد: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احکام تبتدع یخالف فیها کتاب اللَّه».(4) در همین خطبه، امیرالمؤمنین میفرماید: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشکار و ظاهر بشود، کسى نمیتواند زبان علیه حق باز کند. اگر باطل هم خودش را به طور آشکار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان». آن کسانى که مردم را میخواهند گمراه بکنند، باطل را به صورت خالص نمىآورند؛ باطل و حق را آمیخته میکنند، ممزوج میکنند، آن وقت نتیجه این میشود که «فهنالک یستولى الشّیطان على اولیائه»؛ حق، براى طرفداران حق هم مشتبه میشود. این است که بصیرت میشود اولین وظیفهى ما. نگذاریم حق و باطل مشتبه بشود. آن چیزى که دشمن را مشعوف میکند همان خط کج است امروز در مقابل نظام جمهورى اسلامى که فعلاً قلهى اسلامطلبى در دنیاى اسلام است، صفوفى قرار گرفتهاند؛ استکبار جهانى در قلب آن صفوف است؛ صهیونیست در قلب آن صفوف است. اینها به طور صریح، دشمنان خونى اسلامند، پس دشمنان خونى جمهورى اسلامىاند. این شد یک معیار. اگر حرکتى کردیم، کارى کردیم که به نفع این دشمن انجام گرفت، باید بدانیم اگر غافلیم، هوشیار بشویم، بدانیم که داریم راه غلط میرویم. اگر حرکتى کردیم که دیدیم این دشمن را خشمگین میکند، بدانیم که راهمان راهِ درست است. دشمن از پیشرفت ملت ایران خشمگین میشود، از موفقیتهاى شما خشمگین میشود، از استحکام نظام اسلامى خشمگین میشود. شما ببینید از کدامیک از کارهاى ما دشمن خشمگین میشود؛ آن چیزى که دشمن را خشمگین میکند، این همان خط درست است. آن چیزى که دشمن را مشعوف میکند، ذوقزده میکند، سعى میکند بر روى او هى تکیه کند؛ در تبلیغات، در سیاستورزى، این آن خط کج است؛ این همان زاویهدارى است. این معیارها را در نظر داشته باشید. این معیارها حقایق را روشن خواهد کرد. در بسیارى از موارد آن جائى که اشتباهى پیش مىآید، با این معیارها میشود آن اشتباه را برطرف کرد. فرمایشات حضرت آیتالله خامنهای در دیدار جمعى از نخبگان علمى کشور در 6 آبان توطئه علیه ایران یک واقعیت است ...اینجور نیست که شما خیال کنید توطئه نسبت به این کشور، یک توهم است؛ نه، یک واقعیت است؛ از همه طرف دارد توطئه میشود. ممکن است آن کسى که در جهت آن توطئهها در داخل کشور محور حرکت قرار میگیرد، خودش اصلاً نفهمد. فهمیدنِ این هم ذکاوت میخواهد. بعضىها این ذکاوت را ندارند. ما آدمها را تجربه کردیم؛ نمیفهمند دارند به ساز کى میرقصند. ولى، این واقعیت را عوض نمیکند که آنها بفهمند یا نفهمند؛ بدانند یا ندانند. این توطئهها وجود دارد. زیرسؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمى بود که انجام گرفت مسئلهى اصلى در این قضایاى اخیر، اصل انتخابات بود؛ زیر سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمى بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشمتان را میبندید؟! این همه زحمت کشیده بشود، مردم بیایند، یک شرکتِ به این عظمت، یک نصابشکنى، یک رکودشکنى در دنیا در مردمسالارى، در دمکراسىاى که اینقدر ادعایش را میکنند، انجام بگیرد، بعد یک عده مفت و مسلّم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فرداى انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است! این کار کوچکى است؟! این جرم کمى است؟! یک قدرى باید منصف بود. سوء استفاده دشمن از قضایای انتخابات توى این قضایا. دشمن هم حداکثر استفاده را از این کرد. یک عده هم هستند در داخل کشور، از اول با نظام جمهورى اسلامى موافق نبودند - مال امروز و دیروز نیست، سى سال است که موافق نیستند - از این فرصت استفاده کردند، دیدند عناصرى وابستهى به خودِ نظام، از خودِ نظام، دارند این جور میداندارى میکنند، اینها هم وقت را مغتنم شمردند، آمدند داخل میدان؛ و دیدید. من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتى که صحنهگردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصى دادم. من اگر یک وقتى توى نماز جمعه یک حرفى میزنم، این ابتدا به ساکن نیست؛ حرف خصوصى، پیغام خصوصى، نصیحتِ لازم انجام میگیرد، وقتى انسان ناچار میشود، یک حرفى را مىآورد در علن بیان میکند. من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میکنید، اما نمیتوانید تا آخر کنترل کنید؛ مىآیند دیگران سوءاستفاده میکنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریکا را خط زدند! معناى این کار چیست؟ آنى که وارد عرصهى سیاست میشود، باید مثل یک شطرنجباز ماهر هر حرکتى را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیشبینى کند. شما این حرکت را میکنى، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر دیدى در آن حرکت دوم، تو درمیمانى، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى - حالا تعبیر بهترش این است - توى این کار، توى این بازى، توى این حرکت، ناشى هستى، ناواردى. اینها نمیفهمند چه کار میکنند؛ یک حرکتى را شروع میکنند، ملتفت نیستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میکردند. مطلب اصلى این بود. زیر سؤال رفتن انتخابات، مواجه کردنِ مجموعهاى از مردم - آنها هیچ نیت سوئى هم ندارند؛ وارد میدان انتخابات شدند، طبق عقیدهشان عمل کردند؛ خیلى هم خوب - با نظام، با کشور، با حرکت عمومى کشور، اینها کارهاى کوچکى نیست. اگر شما منصفید، آن حرکتهاى جانبى را، آن قضایاى جانبى را ببینید، اهمیتش را هم در نظر داشته باشید؛ اما مهمتر بودنِ این را هم در نظر داشته باشید. بیانات حضرت آیت الله خامنهای در دیدار دانشآموزان در آستانه سیزدهم آبان در 12 آبان ملت ایران ایستاده است آن روزى که آمریکا دست از استکبار بردارد، آن روزى که از دخالتهاى بیجا در امور ملتها دست بردارد، یک دولتى مثل بقیهى دولتهاست، براى ما هم دولتى مثل بقیهى دولتها خواهد بود؛ اما تا روزى که آمریکائىها هنوز به طمعِ برگشتن به ایران و تجدید روزگارِ گذشته و عوض کردن تاریخ و به عقب بردن زمان باشند و بخواهند بر کشور ما مسلط بشوند، با هیچ وسیلهاى نخواهند توانست ملت ما را به عقبنشینى وادار کنند؛ این را بدانند. و به این غائلههائى هم که بعد از انتخابات پیش آمد، دل خوش نکنند؛ جمهورى اسلامى قوىتر از این حرفهاست، عمیقتر از این حرفهاست، ریشهدارتر از این حرفهاست. جمهورى اسلامى با حوادث بسیار سختترى هم مواجه شده، که بر همهى اینها فائق آمده؛ حالا چهار نفر آدمهائى که یا سادهلوح - حالا هرچه و با هر انگیزهاى؛ قضاوت نکنیم - هستند، یا با نیت بد و خباثتآلود، یا با نیت نه آنچنان بد، اما همراه با سادهلوحى و بد فهمیدن قضایا، با جمهورى اسلامى مواجه شدهاند، اینها نمیتوانند براى آمریکا در کشور ما فرش قرمز پهن کنند؛ این را بدانند: ملت ایران ایستاده است. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمع کثیرى از بسیجیان کشور در چهارم آذر مردم با بصیرتند یکى از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند، بددل کنند، اختلاف ایجاد کنند؛ یک بهانهاى پیدا کنند، با این بهانه بین مردم ایجاد اختلاف کنند؛ مثل همین قضایاى بعد از انتخابات امسال که دیدید یک بهانهاى درست کردند، بین مردم ایجاد اختلافى کردند. خوشبختانه مردم ما بابصیرتند. اینجور کارى در کشورهاى دیگر اوضاع کشور را بکلى عوض کرد؛ در جاهاى دیگر، تردیدافکنى در دلهاى مردم نسبت به یکدیگر؛ یک بهانهاى مثل بهانهى انتخابات را پیش بکشند، ایجاد تردید کنند، دلها را نسبت به یکدیگر چرکین کنند، مردم را در مقابل هم قرار بدهند؛ بعد در میانه، عناصر دستآموزِ مغرضِ معاند را به کارهاى خلاف وادار کنند و مسئولین کشور نتوانند تشخیص بدهند کى بود، چى بود، چه شد. این جزو طرحهاى اساسى است. اینجور کارى را دنبال میکنند. متن ملت را باید از آن عناصر معدود خودفروخته جدا کرد مردم بدانند چه اتفاقى دارد مىافتد؛ ببینند آن دستى را که دارد صحنهگردانى میکند، صحنه را شلوغ میکند تا در خلال شلوغىهاى مردم، یک عنصر خائنى، یک عنصر دستنشانده و دستآموزى بیاید کارى را که آنها میخواهند، انجام بدهد و نشود او را توى مردم پیدا کرد؛ این کارى است که دشمن میخواهد انجام بدهد. هر اقدامى که به بصیرت منتهى بشود، بتواند عنصر خائن را، عنصر بدخواه را از آحاد مردم و تودهى مردم جدا کند، او را مشخص کند، این خوب است. هر اقدامى که فضا را مغشوش کند، مشوش کند، انسانها را نسبت به یکدیگر مردد کند، فضاى تهمتآلود باشد، مجرم و غیر مجرم در آن مخلوط بشوند، این فضا مضر است، مخالف است. اصرار بنده بر این است که آحاد مردم، ملت ایران، جریانات مختلف سیاسى، همه در مقابل آن افراد معدودى که با اصل این انقلاب مخالفند، با اصل استقلال کشور مخالفند، هدفشان دودستى تقدیم کردن کشور به آمریکا و به استکبار است، با یکدیگر یکى باشند. دشمن از اینگونه عناصر در داخل ملتها دارد؛ در داخل ملت ما هم اینجور کسانى هستند، معدودى از این قبیل پیدا میشوند. متن ملت، آحاد مردم، این تودهى عظیم مردمى - از خواص تا عامهى مردم - اینها را باید از آن عناصر معدود خودفروخته جدا کرد؛ نباید اشتباه اتفاق بیفتد. من مىبینم در بعضى از اظهارات، در بعضى از حرفها، فضا آنچنان مغشوش میشود که افراد سردرگم میشوند؛ مردم نسبت به همدیگر، نسبت به نخبگانشان، نسبت به مسئولانشان بدبین میشوند؛ این درست نیست. پرهیز از شایعه پراکنی
شایعهسازى و شایعهپراکنى درست نیست. انسان مىبیند صریحاً و علناً به مسئولین کشور - کسانى که بارهاى کشور را بر دوش دارند - تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعهسازى میکنند؛ فرق هم نمیکند، چه رئیس جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوهى قضائیه باشد؛ اینها مسئولین کشورند. مسئولین کشور کسانى هستند که زمام یک کارى به اینها سپرده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعهپراکنى کرد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد شایعهپراکنى کند؛ میخواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسئولین بدبین کند. تردید افکنی مضر است دیدید شما در اوائل همین حوادث بعد از انتخابات - این فتنهى بعد از انتخابات - اولین کارى که شد، تردیدافکنى در کار مسئولین رسمى کشور بود؛ در کار شوراى نگهبان، در کار وزارت کشور. این تردیدافکنىها خیلى مضر است؛ دشمن این را میخواهد. جوانان بسیجى باید ایمان را، بصیرت را، انگیزه را، رعایت موازین و معیارها را، اینها همه را با هم ملاحظه کنند. نمیشود به هر کسى بگوئیم این ضد ولایت فقیه است کسانى هم که با اشارهى دشمن، با تشویق دشمن، با لبخند دشمن، با کف زدن دشمن برایشان، میخواهند با این نظام، با این قانون اساسى، با این حرکت عظیم مردمى مواجه کنند، سرشان را دارند به سنگ میزنند؛ سر به دیوار میکوبند، کار بیهوده میکنند. مراقب باشید، مواظب باشید، نمیشود هر کسى را بمجرد یک خطائى یا اشتباهى گفت منافق؛ نمیشود هر کسى را بمجرد اینکه یک کلمه حرفى برخلاف آنچه که من و شما فکر میکنیم، زد، بگوئیم آقا این ضد ولایت فقیه است. در تشخیصها خیلى باید مراقبت کنید. من تأکیدم به شما جوانان عزیز، فرزندان عزیز خود من، جوانان پرشور این کشور در سرتاسر میهن عزیز، همین است. انگیزهها با شدت، با قوّت، با ایمان کامل، با امید کامل به آینده حفظ بشود؛ اما در تشخیصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بىدقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد. فرمایشات حضرت آیتالله خامنهای در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون در 22 آذر عدهای با قانون شکنی باعث جان گرفتن دشمن شدند در عرصهى داخلى هم همین جور. شما ملاحظه کنید یک عدهاى قانونشکنى کردند، ایجاد اغتشاش کردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجائى که میتوانستند، تشویق کردند - حالا تیغشان نبرید؛ آن کارى که میخواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را کردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز کردند، جرأت به آنها دادند؛ کارى کردند که دشمنان امام - آن کسانى که بغض امام را در دل داشتند - جرأت پیدا کنند بیایند توى دانشگاه، به عکس امام اهانت بکنند؛ کارى کردند که دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد، تشویق بشود بیاید در مقابل چشم انبوه دانشجویانى که مطمئناً اینها علاقهمند به امامند، علاقهمند به انقلابند، عاشق کار براى کشور و میهنشان و جمهورى اسلامى هستند، یک چنین اهانتى، یک چنین کار بزرگى انجام بدهند. آن قانونشکنىشان، آن اغتشاشجوئىشان - تشویقشان به اغتشاش و کشاندن مردم به عرصهى اغتشاشگرى - این هم نتائجش. این خطاها اتفاق مىافتد، عمل خلاف انجام میگیرد، کار غلط انجام میگیرد، بعد براى اینکه این کار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست میشود! فلسفه میبافند؛ استدلال برایش درست میکنند! از ابتلائات بزرگ انسانها این است؛ همهمان در معرض خطریم، باید مراقب باشیم. کار خطا را میکنیم، بعد براى اینکه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانیم از کار خودمان دفاع کنیم، یک فلسفهاى برایش درست میکنیم؛ یک استدلالى برایش میتراشیم! شعار طرفدارى از امام میدهند، بعد کارى میکنند که به امام اهانت بشود چرا متنبه نمیشوند؟ آن کسى که براى انقلاب، براى امام، براى اسلام کار میکند، بمجردى که ببیند حرف او، حرکت او موجب شده است که یک جهتگیرىاى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه میشود. چرا متنبه نمیشوند؟ وقتى شنفتند که از اصلىترین شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف میشود، باید به خود بیایند؛ باید بفهمند که دارند راه را غلط میروند، اشتباه میکنند؛ باید تبرى کنند. وقتى مىبینند در روز قدس که براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده میشود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بکشند کنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم. وقتى مىبینند سران ظلم و استکبار عالم از اینها حمایت میکنند، رؤساى آمریکا و فرانسه و انگلیس و اینهائى که مظهر ظلمند - هم در زمان کنونى، هم در دورهى تاریخىِ صد سال و دویست سالهى تا حالا - دارند از اینها حمایت میکنند، باید بفهمند یک جاى کارشان عیب دارد؛ باید متنبه بشوند. وقتى مىبینند همهى آدمهاى فاسد، سلطنتطلب، از اینها حمایت میکند، تودهاى از اینها حمایت میکند، رقاص و مطرب فرارى از کشور از اینها حمایت میکند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند که کارشان یک عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمیخواهیم حمایت شما را. چرا رودربایستى میکنند؟ آیا میشود با بهانهى عقلانیت، این حقایق روشن را ندیده گرفت، که ما عقلانیت بخرج میدهیم! این عقلانیت است که دشمنان این ملت و دشمنان این کشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما کف و سوت بزنند، شما هم همین طور خوشتان بیاید، دل خوش کنید؛ این عقلانیت است؟! این نقطهى مقابل عقل است. عقل این است که بمجردى که دیدید برخلاف آن مبانىاى که شما ادعایش را میکنید، چیزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بکشید کنار، بگوئید نه نه نه، ما نیستیم؛ بمجردى که دیدید به عکس امام اهانت شد، به جاى اینکه اصل قضیه را انکار کنید، کار را محکوم کنید؛ بالاتر از محکوم کردنِ کار، حقیقت کار را بفهمید، عمق کار را بفهمید؛ بفهمید که دشمن چه جورى دارد برنامهریزى میکند، چه میخواهد، دنبال چیست؛ این را باید این آقایان بفهمند. من تعجب میکنم! کسانى که اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از این آقایان یک سیلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به برکت انقلاب اسم و رسمى پیدا کردند و همه چیزشان از انقلاب است، مىبینید که دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف کشیدند، خوشحالند، میخندند؛ اینها را که مىبینید؟ به خود بیائید، متوجه بشوید. اشکالى هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت کنند شما برادران سابق ما هستید. اینها کسانى هستند که بعضى از اینها، یک وقتى به خاطر طرفدارى از امام مورد اهانت هم قرار میگرفتند. حالا ببینند که کسانى که به نام اینها شعار میدهند، عکس اینها را روى دستشان میگیرند، اسم اینها را با تجلیل مىآورند، درست نقطهى مقابل، علیه امام و علیه انقلاب و علیه اسلام شعار میدهند و روزهخورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، میکنند؛ اینها را مىبینید، خب، بکشید کنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشکالى هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت کنند؛ حالا هى ادعا کردند، فرصت هم داده شد؛ گفتیم بیائید، نشان بدهید، ثابت کنید؛ نتوانستند، نیامدند؛ تمام شد. پابندى به قانون اقتضاء میکند که انسان ولو این رئیس جمهورى را که انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بایستى در مقابل قانون، خضوع کند. حسن و قبح 2 طرف معلوم است هیچ کسى نمیتواند بگوید این کسى که انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى که انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ این طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاک است، معیار است. چرا اینجورى میشود؟ چرا؟ این، هواى نفس است. بعضى از یاران امام با امام مقابله کردند اینها مال امروز هم نیست. کسانى که از اوائل انقلاب یادشان هست، میدانند؛ بعضى بودند از یاران امام، از نزدیکان امام در دههى اول انقلاب و در حال حیات امام، که کارشان به مقابلهى با امام کشید؛ کارشان به معارضهى با امام کشید؛ ایستادند پاى اینکه امام را به زانو در بیاورند و خطاى حرکت امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات کنند؛ اما بعد زاویه پیدا کردند. خب، انقلاب اینها را مطرود کرد. کسانى که از نزدیکان امام بودند، از یاران امام بودند، کارشان کشید به یا پناه بردن به دشمن، یا مواجه شدن با انقلاب، یا ضربه زدن به انقلاب. اینها باید عبرت باشد براى همهى ما؛ باید عبرت باشد؛ باید بفهمیم. به دفع اعتقادی ندارم من هیچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداکثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى کأنه خودشان اصرار دارند بر اینکه از نظام فاصله بگیرند. یک اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - که مبارزات انتخاباتى بود - یک عدهاى تبدیل کردند به مبارزهى با نظام - البته اینها اقلیتند، کوچکند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند، لکن به نام اینها شعار میدهند، اینها هم دل خوش میکنند به این - این باید مایهى عبرت باشد. تبلیغ باید بتواند این حقایق را براى مردم و براى خود آنها روشن بکند که بفهمند دارند خطا میکنند و اشتباه میکنند. دانشگاه آزمایش خوبی پس داد توى همین قضایا هم بارها دیده شده؛ دانشگاه بسیار آزمایش خوبى داد. در همین قضایا نشان داد که توى صحنه است، آگاه است، بیدار است. هرچه هم این ارتباط حوزه و دانشگاه، این پیوند حوزه و دانشگاه بیشتر بشود، این معنویت، این روحیات، بیشتر خواهد شد. مردم آرامش خود را حفظ کنند ما البته درخواستمان از مردم این است؛ در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت کردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لکن آرامششان را حفظ کنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ کنید. این کسانى که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانى نیستند که ریشهاى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه. با آرامش؛ همه کار با آرامش. اگر یک وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه که وظیفهشان باشد، انجام میدهند. البته شناسائى کنند؛ خود دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادى را که منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه کنند. این خودش یک تبلیغ درست و صحیحى است. آگاه کنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیرى اینها را؛ لکن همه کار با آرامش باید انجام بگیرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگیرى مصلحت نیست؛ این چیزى است که دشمن میخواهد. دشمن میخواهد جامعه آرام نباشد. امنیت، مهم است. دشمنان امنیتِ مردم دوست دارند که مردم در ناامنى زندگى کنند، ناراحت بشوند، کلافه بشوند، عصبانى بشوند؛ ما این را نمیخواهیم. ما میخواهیم مردم زندگىشان، زندگى آرامى باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقیق خودش را بکند؛ صنعتگر، کشاورز، بازرگان، بتوانند همه کارشان را انجام بدهند. محیط دانشگاه هم باید محیط امنى باشد؛ جوانهاى مردم توى این مجموعهى دانشگاه جمعند، مردم میخواهند جوانهاشان در محیط امنى باشند. این کسانى که محیط دانشگاه را با این اغتشاشگرى ناامن میکنند، با مردم مواجهاند، با مردم طرفند. البته دستگاههاى قانونى هم وظائفى دارند؛ باید به این وظائف عمل کنند. بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام 19 دى نهم دی در تاریخ ماند مطمئن باشید که روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یک روز متمایزى شد. شاید به یک معنا بشود گفت که در شرائط کنونى - که شرائط غبارآلودگىِ فضاست - این حرکت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ کار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام) را مىبیند. این کارها کارهائى نیست که با ارادهى امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور که امام در یک موقعیت حساسى - که من بارها این را نقل کردهام - به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.
*توصیه به جوانان جوانان از اطراف و اکناف کشور، از آنچه که تهتّک بیگانگان از ایمان دینى به گوششان میخورد یا با چشمشان مىبینند، عصبانى هستند؛ وقتى مى بینند روز عاشورا چگونه یک عدهاى حرمت عاشورا را هتک میکنند، حرمت امام حسین را هتک میکنند، حرمت عزاداران حسینى را هتک میکنند، دلهاشان به درد مىآید، سینههاشان پر میشود از خشم؛ البته خوب، طبیعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى میخواهم عرض بکنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بى رویهاى، کمک به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میکنند - میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه میکنند، هر روز مى آورند، من نگاه میکنم - مى بینم همین طور جوانها گلهمند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله میکنند که چرا فلانى صبر میکند؟ چرا فلانى ملاحظه میکند؟ من عرض میکنم؛ در شرائطى که دشمن با همهى وجود، با همهى امکاناتِ خود درصدد طراحى یک فتنه است و میخواهد یک بازى خطرناکى را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازى کمک نکرد. خیلى باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاههاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادى که شأن قانونى و سمت قانونى و وظیفه ى قانونى و مسئولیت قانونى ندارند، قضایا را خراب میکند. *دستگاهها باید وظائفشان را در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر انجام بدهند دشمن میخواهد با این حوادث، چرخهاى کشور از کار بیفتد مسائل کشور که فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نیست؛ کشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سیاسى دارد، مسائل بینالمللى دارد، مسائل امنیتى دارد؛ صدها مسئلهی مهم پیش روى مسئولان کشور هست؛ باید اینها را انجام بدهند؛ باید کشور را مدیریت کنند؛ باید کشور را جلو ببرند. دشمن میخواهد با این حوادث، چرخهاى کشور از کار بیفتد؛ نباید به دشمن کمک کرد. دشمن میخواهد با اینگونه حوادث، چرخ پیشرفت اقتصادى متوقف بشود؛ دشمن میخواهد چرخ پیشرفت علمى که بحمداللَّه دور برداشته است و حرکت علمى خوبى آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن میخواهد حضور سیاسى قدرتمندانه ى جمهورى اسلامى در عرصه هاى بینالمللى را که امروز از گذشته بسیار بارزتر و پرجلوهتر است، مخدوش کند، خراب کند با این مسائل اینجورى؛ نباید به دشمن کمک کرد. بنابراین مسئولان باید کارهاى خود را در زمینههاى اقتصادى، در زمینههاى علمى، در زمینههاى سیاسى، در زمینههاى اجتماعى، در همهى زمینه هائى که مسئولیتى دارند، وظیفهاى دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همکارى هاى با دولت و مسئولین کشور هم باید ادامه پیدا کند. مردم هم که حضور خودشان را در صحنه نشان داده اند. گفتند راهپیمائى حکومتى! بى عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف میکنند بزرگترین ثروت براى یک نظام همین است که مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند این حرکت مردمى را خراب کنند؛ گفتند راهپیمائى حکومتى! بى عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف میکنند؛ دارند از حکومت تمجید میکنند. این چه حکومتى است که در ظرف دو روز - روز عاشورا (یکشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حرکت عظیم راه افتاد - میتواند یک چنین بسیج عظیم ملى را در سرتاسر کشور بکند؟ امروز کدام کشور دیگر، کدام حکومت دیگر چنین قدرتى دارد؟ قوىترین حکومتهاى دنیا و ثروتمندترینشان - که ولخرجىهاى زیادى هم براى جاسوس پرورى و خرابکارى و تروریست پرورى دارند - اگر همه ى تلاششان را هم بکنند، نمیتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توى خیابانهاى شهرشان یا کشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر کشور بیایند! اگر به دستور حکومت آمده باشند، این خیلى حکومت مقتدرى است؛ پس خیلى حکومت قوىاى است که اینجور امکان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است که در کشور ما حکومت و مردمى وجود ندارد - همه یکى اند - مسئولین حکومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هر کدام قطرههائى هستیم در اقیانوس عظیم این ملت. فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى در 29 دی دشمن از حضور خالصِ مردمى وحشت دارد روز قدس که براى ضدیت با اسرائیل است، شما مىبینید یک گروه معدودى، یک گروه فریبخوردهاى پیدا میشوند، علیه مسئلهى فلسطین و به نفع اسرائیل شعار میدهند؛ روز سیزده آبان که روز معارضهى ملت ایران و برائت و نفرت ملت ایران از استکبار آمریکائى است، مىآیند علیه این حرکت، علیه نظام جمهورى اسلامى، علیه اسلامیت شعار میدهند! این معنایش چیست؟ این معنایش این است که دشمن نظام جمهورى اسلامى از این حضور خالصِ پرانگیزهى مردمى وحشت دارد؛ این حضورى که مشتمل است بر تمام گرایشهاى موجود در میان مردم، سلائق سیاسى گوناگون. ملت ایران متحدند، ملت ایران جهتگیرىشان روشن است؛ میخواهند این جهتگیرى متحد را، این حرکت منسجم را در تبلیغاتِ خودشان متفرق نشان بدهند؛ ملت ایران را گروه گروه شده و دسته دسته شده و در مقابل هم در مسائل اصولى و اساسى معرفى کنند. هدف، این است؛ با این باید مقابله کرد. دشمن میخواهد 22 بهمن را متزلزل کند بیست و دوى بهمن متعلق به ملت ایران است، متعلق به امام بزرگوار است، متعلق به شهداست، متعلق به آن روح و معناى حقیقى انقلاب اسلامى است، مال ملت است؛ دشمن میخواهد این ثروت عظیم و ذخیرهى عظیم ملى را متزلزل کند، ضعیف کند. شما با تمام قوا انشاءالله باید در صحنه باشید و عاقلانه و مدبرانه حرکت کنید. ملت هم - بدانید - دلبند و دلبستهى به همین شعارهاى اساسى انقلاب است. امروز در دنیا عزت ملت ایران، عظمت ملت ایران - که دشمن هم به آن اقرار میکند - به برکت همین انقلاب و این حضور مردمى است؛ و ملت ایران این را از دست نخواهند داد. فضاى غبارآلود، همان فتنه است دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحتند؛ فضاى شفاف را برنمیتابند؛ فضاى غبارآلود را میخواهند. در فضاى غبارآلود است که میتوانند به مقاصد خودشان نزدیک شوند و به حرکت ملت ایران ضربه بزنند. فضاى غبارآلود، همان فتنه است. فتنه معنایش این است که یک عدهاى بیایند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان شوند، فضا را غبارآلود کنند؛ در این فضاى غبارآلود، دشمنِ صریح بتواند چهرهى خودش را پنهان کند، وارد میدان شود و ضربه بزند. حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نیست خوب، حالا در مقابل یک چنین پدیدهاى، علاج چیست؟ عقل سالم حکم میکند و شرع هم همین را قاطعاً بیان میکند: علاج عبارت است از صراحت در تبیین حق، صراحت در بیان حق. وقتى شما مىبینید یک حرکتى به بهانهى انتخابات شروع میشود، بعد یک عامل «دشمن»ى در این فضاى غبارآلوده وارد میدان شد، وقتى مىبینید عامل دشمن - که حرف او، شعار او حاکى از مافىالضمیر اوست - آمد توى میدان، اینجا باید خط را مشخص کنید، اینجا باید مرز را روشن کنید. همه وظیفه دارند؛ بیشتر از همه، خواص؛ و در میان خواص، بیشتر از همه، آن کسانى که مستمعین بیشترى دارند، شنوندگان بیشترى دارند. این وظیفه است دیگر: مرزها روشن بشود و معلوم بشود که کى چى میگوید. اینجور نباشد که باطل، خودش را در لابهلاى گرد و غبارِ برخاستهى در میدان مخفى کند، ضربه بزند و جبههى حق نداند از کجا دارد ضربه میخورد. این است که حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نیست. خواص باید حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بیان کنند. این، مخصوص یک گرایش سیاسى خاص هم نیست. در داخل نظام اسلامى، همهى گرایشهائى که در مجموعهى نظام قرار دارند، اینها باید صریح مشخص کنند که بالاخره آن حمایتى که مستکبرین عالم میکنند، مورد قبول است یا مورد قبول نیست. وقتى که سران استکبار، سران ظلم، اشغالگران کشورهاى اسلامى، کُشندگان انسانهاى مظلوم در فلسطین و در عراق و افغانستان و خیلى جاهاى دیگر، مىآیند وارد میدان میشوند، حرف میزنند، موضع میگیرند، خوب، باید معلوم بشود این کسى که در نظام جمهورى اسلامى است، در مقابل این چه موضعى دارد؛ حاضر است تبرّى بجوید، بگوید من دشمن شمایم؟ من مخالف شمایم؟ وقتى در داخل محیط فتنه، کسانى با زبانشان صریحاً اسلام و شعارهاى نظام جمهورى اسلامى را نفى میکنند، با عملشان هم جمهوریت و یک انتخابات را زیر سؤال میبرند، وقتى این پدیده در جامعه ظاهر شد، انتظار از خواص این است که مرزشان را مشخص کنند، موضعشان را مشخص کنند. دوپهلو حرف زدن، کمک کردن به غبارآلودگى فضاست؛ این کمک به رفع فتنه نیست، این کمک به شفافسازى نیست. شفافسازى، دشمنِ دشمن است؛ مانع دشمن است. غبارآلودگى، کمک دشمن است. این، خودش شد یک شاخص. این یک شاخص است: کى به شفافسازى کمک میکند و کى به غبارآلودگى کمک میکند. همه این را در نظر بگیرند، این را معیار قرار بدهند. فتنهگر و دشمن همیشه هست ...حضرت آقاى جنتى فرمودند که ملت ایران خیالشان از فتنهگران راحت بشود. من به ایشان عرض میکنم که فتنهگر و دشمن همیشه هست؛ امروز یک دشمن است، فردا یک دشمن دیگر است، پسفردا یک کس دیگر است، یک جور دیگر است. یک ملت وقتى بیدار بود، آگاه بود، عازم بود، ایمان خودش را حفظ کرد، زنده بود، رویش داشت، با همهى این معارضهها با آسانى - که روزبهروز آسانتر هم خواهد شد - ایستادگى میکند، دست و پنجه نرم میکند، بر همهى این معارضهها هم فائق مىآید. بیانات حضرت آیت الله خامنهای در دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن ...من نمیدانم چقدر نشستند طراحى کردند، کار کردند تا بتوانند در تهران به یک بهانهاى آشوب راه بیندازند؛ خدا میداند که از چه مدت قبل اینها نشستند طراحى کردند؛ خوب، چه شد؟ غیر از این شد که مردم از آنچه که بودند، بیدارتر شدند؟ اگر کسى خیال میکرد که لازم نیست دیگر بیاید توى میدان، از نظام جمهورى اسلامى دفاع کند، با این حوادث، همه احساس کردند که باید همیشه براى دفاع از جمهورى اسلامى حاضر باشند. |
|
| مرصاد نخبگان |
| ساعت ۳:٥٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
مقام معظم رهبری در دیدار مردم مازندران با ایشان به دو آسیب مهم و اساسی نخبگان اشاره کردند. اگرچه این دو آسیب برای همه زمانها قابل تحقق است اما مصداق عینی آن در حوادث پس از انتخابات بیشتر از دیگر مواقع دیگر ظهور یافت. |
|
| بدون باجخواهی دست از توهم بردارید |
| ساعت ۳:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
آنچه بعد از فتنه اخیر همواره در دل طرفداران حق و راستی موج زده است، یافتن راه برونرفت از وضع موجود و جلوگیری از عواقب تلخ حوادث و آشوبها بوده است؛ خواستهای بسیار مهم که تمام دوستداران انقلاب اسلامی را برای تحقق آن به تکاپو انداخته است. |
|
| کجای راه را اشتباه آمدیم؟ |
| ساعت ۳:٤٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
نمی دانم در محضر خداوند تبارک و تعالی چه معصیتی مرتکب شده ایم که پس از گذشت30 سال از جانفشانی های امام(ره)، جانبازان و ایثارگران و آزادگان عده ای جرات کردند بستری فراهم سازند تا دانش آموخته های پادگان اشرف و فارغ التحصیلان سرویس های سیا در شمال عراق، در خیابان های تهران آتش افروزی کنند و چهره ام القرای جهان اسلام را پس از سه دهه مجاهده در راه خدا زشت و آشوب زده نشان دهند. نمی دانم به کدامین عهد از تعهداتمان به شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و خانواده های بزرگوارشان عمل نکردیم که دست های کفر و نفاق و الحاد در دستان یکدیگر و متحد، موفق شدند در روز عاشورای حسینی امسال نوامیس فکری و اعتقادی مار ا به سخره بگیرند و صحنه هایی بیافریند که هنوز صدا و سیمای جمهوری اسلامی قادر به پخش تصاویر و صداهای خائنانه آنها نیست. نمی دانم در محضر خداوند تبارک و تعالی چه معصیتی مرتکب شده ایم که پس از گذشت30 سال از جانفشانی های امام(ره)، جانبازان و ایثارگران و آزادگان عده ای جرات کردند بستری فراهم سازند تا دانش آموخته های پادگان اشرف و فارغ التحصیلان سرویس های سیا در شمال عراق، در خیابان های تهران آتش افروزی کنند و چهره ام القرای جهان اسلام را پس از سه دهه مجاهده در راه خدا زشت و آشوب زده نشان دهند. |
|
| درحاشیه اعتراف یکی از مشاوران موسوی |
| ساعت ۳:٤٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی |
![]() سخنان روز چهارشنبه گذشته معاون وزیر اطلاعات در جمع خبرنگاران مبنی بر اعتراف یکی از مشاورین اصلی میرحسین موسوی در ایام انتخابات به جاسوسی از آنجا که یک مقام رسمی و با توجه به مستندات متقن و غیرقابل خدشه مطرح کرد همچون یک بمب در فضای رسانهای جامعه صدا کرد. معاون وزیر به صراحت میگوید: یکی از عوامل اطلاعاتی غربی، یکی از لایههای تصمیمگیری خاص موسوی و از مشاورین اصلی و نزدیک وی بود، که دستگیر شده است. وی به یکی از سرویسهای اطلاعاتی وصل بوده که با توجه به وسایل جاسوسی کشف شده از وی این اطلاعات را به خارج از کشور منتقل میکرده است و بنا بر تحقیقات به عمل آمده کار وی تأثیرگذاری در ستاد موسوی بوده است.
هسته خیلی سالم و وارستهای داریم! افشاگری تکاندهنده معاون وزیر اطلاعات درحالی است که دقیقاً 9 روز قبل از انتخابات و در شبانگاه سیزدهم خرداد طی مناظره جنجالی موسوی و احمدینژاد هنگامی که محمود احمدینژاد عملکرد برخی حامیان اصلی موسوی را زیر سؤال برد و از آنان انتقاد کرد وی در پاسخ گفت: «هسته خیلی سالمی داریم که یک نفر راجع به آن هسته نمیتواند حرف بزند، افراد بسیار وارسته و بسیار معتقد و مؤمن در آنجا هستند.» نقطه آغاز ورود نفوذیها به ستاد موسوی اینکه چگونه میتوان باور کرد یکی از مشاوران اصلی نخستوزیر دوران جنگ و زمان حیات امام رسماً برای بیگانگان جاسوسی کند نیاز به واکاوی و ژرفنگری بیشتری دارد. برای اثبات اینکه جاسوسی این آقای مشاور اشتباه سیاسی و استثنا است یا نتیجه یک فرآیند برنامهریزی شده، باید به مواضع دیگر میرحسین در همان مناظره دقت کرد. آنجا که میگوید «هرکه از ما حمایت کند استقبال میکنیم و هیچ دلیلی ندارد که استقبال نکنیم» با این رویکرد کاملاً لیبرالی میرحسین، به مثابه «هدف وسیله را توجیه میکند» سرنخ بسیاری از رویدادها کشف میشود. با این نوع نگاه دیگر مهم نیست فرد بهایی باشد یا عضو فرقه منافقین، عضو انجمن پادشاهی ایران باشد یا تودهای، جاسوس باشد یا عضو گروهکهای تجزیهطلب، بلکه فقط باید دنبال تغییر(بخوانید ساقطکردن دولت حاکم) باشد تا میرحسین موسوی از آنها با آغوش گرم استقبال کند. شکستن مرز غیرخودیها! شاید بسیاری بر این باور باشند که تغییر مواضع نخستوزیر زمان جنگ پس از شکست در انتخابات و واکنش منفعلانه او به این باخت بزرگ سیاسی بود اما وقتی که به آرا و نظرات او در قبل از انتخابات دقت میکنیم رگههای اصلی دگردیسی قابل مشاهده است. از اولین نشست خبری که وی شعار زیست مسلمانی را مطرح کرد و دیگر کمتر کسی این شعار را از زبان وی شنید، به تدریج شعارها با معیارهای ساختارشکنان داخل و خارج نزدیکتر شد. «با نهضت آزادی (فقط) اختلاف سلیقه داریم»، «فلسطین در اولویت ما نیست» دو نمونه از مواضعی است که فاصله گرفتن میرحسین را به واسطه مشاورههای غلط از خط امام و انقلاب نشان میدهد. پیوند با مخالفان خارجنشین از دیگر رویکردهایی که میتوان این فرآیند التقاطی را تحلیل کرد، کم کردن فاصله میان نیروهای داخل و خارج از کشور توسط موسوی و ستاد وی بود. سخنان امثال گنجی، مهاجرانی، کدیور و سروش که خود را ابوذرهای موسوی در خارج از کشور میدانند و محسن مخملباف که مدعی نمایندگی رسمی میرحسین در خارج از کشور است و آن مواضع ضد نظام، ضد اسلام و ضد دین با کوچکترین واکنش موسوی نیز مواجه نشد را باید اینگونه ارزیابی کرد که هرچند ممکن است مواضع موسوی با مواضع این افراد کاملاً هماهنگ نباشد اما عدم طرد آنها و برائت نجستن از سخنانشان برای استفاده از پتانسیل نیروهای زاویهدار با نظام اشتباه دیگری بود که موسوی مرتکب شد. چرخش 180 درجهای مواضع شکست سنگین در انتخابات باعث شد، موسوی که تا قبل از انتخابات حتی برخی از اعضای جبهه اصولگرایان را برای حمایت از خود یا احمدینژاد به تردید بیندازد، مواضعی اتخاذ کند که تندترین نیروهای اصلاحطلب نیز جسارت چنین مواضعی را نداشته باشند. انتشار بیانیههای هدفمند و سریالی در تخطئه نظام، استفاده از پتانسیلهای اقشار مختلف مانند دانشجویان، کارگران، زنان و ... برای مقابله با نظام، سر دادن شعارهای مخالف آرمانهای نظام در مناسبتهایی که نماد این نظام محسوب میشود، دهنکجی به مقدسترین اعتقادات ایران در روز عاشورا و تأیید حرکت آنان توسط میرحسین، علم کردن مطرود امام در مقابل اندیشههای راستین ایشان و دهها مورد دیگر تنها نمونههایی است که دگردیسی در مواضع میرحسین موسوی را عیان میکند. جاسوسی جناب مشاور با تبیین مؤلفههای فوق و سیر تغییر مواضع موسوی طی چند ماه گذشته که برخلاف تمامی تهمتهایش و ... به نظام اسلامی حتی یک مورد را نمیتوان یافت که علیه کشورهای غربی مداخلهکننده در امور ایران سخنی بر زبان آورده باشد و هنگامی که رؤسای کشورهای آمریکا و اسراییل بر ضرورت حمایت از جنبش ساخته دست همراهان موسوی اشاره میکنند هیچ واکنشی نمیبینیم حال اگر یک نفر از مشاوران موسوی به عنوان جاسوس آن کشورها لو برود جای تعجب نیست چرا که هیچ فاصلهای میان ستاد و همراهان وی با مواضع کشورهای غربی مشاهده نمیشود. |
|
| عکس یادگاری با زنان بی لباس ، شگرد جدید اماراتی ها برای فریب مردان ایرانی! |
| ساعت ۳:۳۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر |
|
در بدو ورود توسط برخی افراد به مسابقهای دعوت میشوند. سپس در همان برنامه به شکل صوری آنها را برنده اعلام می کنند که هنگام دریافت جوایز در یک اقدام از پیش طراحی شده آنها را در موقعیتی قرار می دهند که به بهانه عکس یادگاری درکنار برخی زنان عریان قرار گیرند. روزنامه اصولگرای جوان در ستون اخبار فوری خود به نقل از یک منبع آگاه از یک پروژه جدید جاسوسی از ایرانیان مقیم امارات خبر داد. |
|
| کشف جدید روزنامه جوان درباره ابطحی |
| ساعت ۳:۳٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، محمدعلی ابطحی |
|
بزرگان اصلاح طلب قصد داشتند عده ای را به جلو زندان اوین بفرستند که شعار اعدام ابطحی را سر بدهند. جوان دلیل این موضوع را ترس اصلاح طلبان از افشاگری های ... روزنامه جوان در آخرین مورد از کشفیات خود درباره بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، نوشت که برخی از بزرگان اصلاح طلب قصد داشتند عده ای را به جلو زندان اوین بفرستند که شعار اعدام ابطحی را سر بدهند. جوان دلیل این موضوع را ترس اصلاح طلبان از افشاگری های محمد علی ابطحی دانسته است. |
|
| فشار صانعی و حلقهنفوذی اطرافکروبی برای تکذیب برسمیتشناختن دولت |
| ساعت ۳:٢۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، شیخ یوسف صانعی ، مهدی کروبی |
|
مهدی کروبی کاندیدای شکستخورده انتخابات ریاست جمهوری دهم- که آرای وی حتی از آرای باطله نیز کمتر شد- که با گذشت 7 ماه از استقرار دولت و پس از حماسه مردمی 9 دی در عقبنشینی آشکار، اذعان به رسمیت داشتن دولت کنونی کرده است، این روزها به دلیل اتخاذ چنین مواضعی، مورد سؤال رسانههای ضد انقلاب، عناصر مخالف نظام اسلامی و حلقه افراطیون نزدیک به وی قرار گرفته است.
به گزارش رجانیوز، عناصر ضد انقلاب و حلقه افراطیون نفوذ کرده در اطراف وی، در محافل خصوصی و آشکار خود بر این نکته تاکید دارند که از همان ابتدا نباید بر روی کروبی حساب باز میکردند چراکه وی هیچگاه بر مواضع خود پایدار نیست، از همین رودر شرایط کنونی باید از وی عبور کرده و شعارها و مطالبات رادیکال جنبش سبزعلیه حاکمیت را در خارج از کشوردنبال کنیم. بر این اساس، حلقه نفوذی در اطراف کروبی که از همان ابتدای شکست وی در انتخابات ریاست جمهوری دهم، نقش مهمی در راهبری بیانیهها و مواضع ساختارشکن وی علیه نظام اسلامی داشتند، در روزهای گذشته طی دیدارهای مکرری با وی، او را تحت فشار گذاشتهاند تا مواضع اخیرش مبنی بر رسمیت داشتن دولت را تکذیب یا حداقل تعدیل کند، همچنین قرار است این جلسات در هفته آینده نیز افزایش یابد. این طیف که به شدت از عقبنشینی کروبی خشمگین هستند، به وی اعلام کردند که نباید از واژه رسمیت در برابر دولت کنونی استفاده میکرده به همین دلیل باید وی با صدورتکذیبیه یا بیانیهای جدید از واژه "دولت مستقر" استفاده کند. در همین حال شنیدهها حاکی است، شیخ یوسف صانعی که طی سالهای گذشته به ویژه دولت اصلاحات تلاش این مدعی مرجعیت نیز با تکرار پیشنهاد حلقه نفوذی در اطراف کروبی، از وی خواسته است تا به جای واژه رسمیت داشتن دولت کنونی از کلمه "دولت مستقر" استفاده کند. وی با بیان اینکه پس از شنیدن موضع اخیر کروبی در به رسمیت شناختن دولت تا صبح خوابم نبرد، خطاب به اعضای دفترش گفته است کروبی اخیرا در نامهای از من خواسته تا در مسائل سیاسی وارد نشوم و به مسائل دینی بپردازم اما دیگر نمیشود او را با چنین افتضاحاتی تحمل کرد و باید او را متقاعد کنیم تا سخنانش را تکذیب کند. گفتنی است، پس از به رسمیت شناختن تلویحی دولت دهم از سوی موسوی در بیانیه 17 خود، مهدی کروبی نیز در گفتگو با رسانهها اعلام کرد رئیس جمهور منتخب ملت ایران را به رسمیت میشناسد و پسر وی نیز در مصاحبههای جداگانه با رسانههای بیگانه گفتههای پدر خود را در این زمینه تائید کرد. |
|
| قاسمی از 2 سال اسارتش و توحش آمریکاییها میگوید؛ |
| ساعت ۱:٥۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر |
می شود قیافه حق به جانب گرفت و شعار حقوق بشر داد، می شود از دموکراسی و آزادی و حقوق شهروندی و... سخن گفت اما از آن سو توحشی مدرن به نمایش گذاشت. سر دادن شعار حقوق بشر وقتی خوب است که منافع زیادهخواهانه ایالات تازه به دوران رسیده آمریکا را تامین کند در غیر این صورت، پاسخت را با گوانتانامو و ابوغریب یا گلولههای اورانیومی و بمب های 10 تنی و قتل عام و نسلکشی خواهند داد. اگر حقوق بشر دردی از کابوهای بیتمدن دوا نکند، میلیاردها دلار اموال یک ملت بلوکه می شود، هواپیمای مسافربری به قعر دریا فرستاده می شود، صدامها متولد می شوند، مراسم عروسی افغان ها به عزا تبدیل میشود، میدانهای بغداد تبدیل به صحنه جنگ می شود، فروش قطعات هواپیمای مسافربری -به کشوری که می خواهد مستقل باشد- ممنوع می شود و شهروندانش به جرم نجات جان انسان های بیگناه به وحشیانهترین صورت مورد شکنجه و تعقیب قرار می گیرند. داستان واقعی جمشید قاسمی تنها یکی از اسناد وحشیگری یانکیها، نقض حقوق اولیه بشر توسط آنها و رسوایی آنها در ادعای دروغین حقوق انسانی است. قاسمی از پروندهسازیهای آمریکاییهای حامی دمکراسی بر علیه کشورمان پرده برمی دارد، هضم بودن رسانه های بزرگ امریکا در دستگاه جاسوسی این کشور را ثابت می کند و مقایسه ای ساده میان دوران زندان خود و دادگاه کلوتید ریس جاسوس و اغتشاشگر فرانسوی در ایران می کند. او تاجری عادی بوده که به جرم خرید قطعه هواپیمای مسافربری از سوی آمریکایی ها در تایلند دستگیر و شکنجه شده و البته حاضر نشده است آبروی میهنش را در قبال پیشنهاد 50 میلیون دلاری آمریکا معامله کند.
جمشید قاسمی در گفت و گو با خبرنگاران ایرنا در بیان علل بازداشت و اسارت دو ساله خود در تایلند با اتهام زنی از سوی دولت آمریکا اظهار داشت: در رابطه با اسارت و نقض حقوق بشری که در دوران بازداشت من توسط آمریکایی ها و انگلیسی ها صورت گرفت، مجامع بین المللی نیز باید پاسخگو باشند. وی خود را یک بسیجی و خادم مردم معرفی کرد و افزود: فرا فکنی های فراوانی در این رابطه صورت گرفته است و دولت ایران علیرغم تلاش فراوانی که در این رابطه صورت داد، بیشتر علاقمند بود تا دولت های آمریکا و انگلیس بر سر عقل بیایند. من در رابطه با هواپیماها و اورهال (Overhaul)-تعمیر کامل و معاینه کامل- آنها مسئولیت های مختلفی در پروژه های دولتی و هواپیماهای مسافربری داشتم. وی که در فرودگاه بانکوک توسط نیروهای آمریکایی بازداشت و زندانی شد اضافه کرد: تامین قطعات باعث مشکلاتی برای هواپیماهای مسافربری شده بود. ما 50 سال قبل بوئینگ هایی را از آمریکا خریداری کرده بودیم که در اختیار سازمان هواپیمایی کشوری قرار دارد. براساس قراردادهای بین المللی و قوانین یاتا کشور فروشنده هواپیما باید قطعات آنها را برای کشور خریدار تامین نماید. وی افزود: سازمان یاتا به دلیل حمایت از جان افراد و مسافران هواپیماها کشورهای فروشنده هواپیماهای مسافربری را موظف کرده است که قطعات آنها را برای کشور خریدار حال چه ایران باشد و چه کشور دیگری تامین کند. علاوه بر ایران و آمریکا قرارداد دوجانبه ای برای فروش هواپیماهای بوئینگ با هم دارند که براساس آن آمریکا موظف به تامین قطعات این هواپیماهاست. قاسمی با اشاره به اینکه بعد از انقلاب اسلامی آمریکایی ها فروش قطعات این هواپیماها را به ما ممنوع کردند، گفت: سوال من این است که آیا آمریکا هواپیماها را مورد تحریم قرار داده است یا جان انسان ها را؟ وی تاکید کرد: مجلس سنای آمریکا به دلیل فشاری که از سوی سازمان یاتا بر روی آن است، مجبور شد اعلام کند کشورهای اروپایی و شرکت هایی که گواهینامه Overhaul- تعمیر کامل – معاینه کامل - هواپیماهای مسافربری را دارند، می توانند با دولت ایران قرارداد بسته و قطعات این هواپیماها را برای آن تامین نمایند. بدین صورت که قطعات هواپیماها از آمریکا در اختیار این شرکت ها قرار می گرفت و سپس در هواپیماهای ایرانی مورد استفاده قرار می گرفت. ** دادگاه آمریکایی مرا به 45 سال حبس در گوانتانامو محکوم کرد این شهروند ایرانی گفت: دادگاه سانتیاگوی واشنگتن آمریکا من را به 45 سال حبس در زندان گوانتانامو محکوم کرده است. 5 سال از آن به اتهام به خطر انداختن امنیت ملی آمریکا و خروج غیرقانونی سلاح به همراه 250 هزار دلار جریمه، 20 سال دیگر را به اتهام پولشویی و وارد کردن 500 هزاردلارخسارت به این کشور و 20 سال دیگر نیز تلاش برای پولشویی در آینده و نوشته اند، این 20 سال دوم ممکن است به 5 سال تقلیل پیدا کند. این در حالی است که من اصلا تا به حال به آمریکا سفر نکرده ام. قاسمی افزود: بعد از بازداشت من در تایلند آمریکایی ها با توسل به قانون استرداد مجرمان بین خودشان و دولت تایلند استدلال می کردند که من باید به آمریکا منتقل شده و در دادگاه های این کشور مورد محاکمه قرار بگیرم. وی تصریح کرد: مسائل ما روشن است. ما بحث تامین قطعات هواپیماهای مسافربری و اورهال (Overhaul) آنها را داشتیم و با شرکت های مختلف رابطه داشتم. وی افزود: من برای خرید قطعات هواپیماهای مسافربری و Overhaul آنها به تایلند رفته بودم که به اتهام خرید و فروش سلاح و تلاش برای برهم زدن امنیت آمریکا بازداشت شدم و به بدترین وضع ممکن با من رفتار شد که مغایر با تمامی اصول حقوق بشر و حقوق انسان ها بود. ** آمریکایی ها برایم دام پهن کرده بودند/ جاسوس آمریکایی سالها مرا تحت نظر داشت قاسمی با بیان اینکه بیش از 20 سال شغل وی خرید قطعات مورد نیاز هواپیماهای مسافربری بوده، اظهار داشت: آمریکایی ها به خوبی مرا می شناختند و از مدت ها قبل برای من دام پهن کرده بودند. در این رابطه یک جاسوس صهیونیست به نام دیوید طالبی از سال های پیش مرا تحت نظر داشت. این جاسوس 38 ساله ایرانی الاصل است و از 5 سالگی ایران را ترک کرده و با والدین خود در آمریکا زندگی می کرد. وی گفت: دو سازمان پرونده مرا تحت نظر داشتند که اولی آنها FBI بود که زیر نظر سازمان سیا فعالیت می کند و دیگری سازمان MI-6 انگلیس بود که به محض ورود من به تایلند، مرا دستگیر کردند. وی اضافه کرد: طبق گفته های مقامات آمریکایی و براساس گزارش های آسوشیتدپرس، اداره مهاجرت و گمرکات آمریکا اعلام کرده است که یک رابط اطلاعاتی که همان دیوید طالبی است بیش از 5 بار در تهران با جمشید قاسمی دیدار کرده است. باید بگویم که طالبی رابط صهیونیست ها با FBI بوده و 3 سال پیش بعد از 30 سال به ایران آمد و دیدارهایی با من برای تامین قطعات هواپیماهای مسافربری بوئینگ که با مشکل روبه رو بودند، داشت. قاسمی ادامه داد: ماموریت اصلی این جاسوس صهیونیست دام پهن کردن برای ما بود. در ابتدا حتی در چند مرحله برای ما قطعه هواپیما برای اورهال، فرستادند. در داگاه های آمریکا که اسناد آن هم موجود است، دیوید طالبی را با نام مستعار C.S معرفی می کردند و در اسناد آمریکایی ها آمده است که ما فردی را به این نام به تهران فرستاده ایم. قاسمی اظهار داشت: وکیل من در دادگاه تایلند سئوال کرد که این C.S که شما نوشته اید یک فرد است، شرکت است، انسان است، حقوقی است یا حقیقی؟ در دادگاه اعلام کردند که FBI این نام را اعلام کرده است. این ایرانی رها شده از اسارت آمریکاییها در شرح وقایع پیش آمده گفت: ما قبل از خرید قطعات از شرکتی که دیوید طالبی به نمایندگی از آن آمده بود، در رابطه با آن شرکت در آمریکا تحقیق کردیم و متوجه شدیم که شرکت بزرگ و معتبری به نام AIR HARBOR Services دارند و برای هواپیماهای مسافربری کار اورهال انجام می دهند. قاسمی تشریح کرد: بعد از ورود طالبی به ایران و مذاکره، وی از من اطلاعاتی در مورد هواپیما خواست که به وی نشان دادم و گفتم بهترین مسئله این است که شما فروشنده قطعات هواپیماهای مسافربری به ما باشید چون اجازه صدور گواهینامه برای آن دارید، زیرا برخی از قطعات موتوری های بوئینگ و C130 یکی هستند. این شهروند ایرانی ادامه داد: هشت ماه بعد از بازگشت وی به آمریکا، عکس های قطعات سفارش شده به همراه شماره سریال -به روز ساخته شده- آنها برای ما ارسال شد و ما تصور کردیم که مساله ای دیگر پیش نخواهد آمد. ما مشکلی نداشتیم و تخلفی را مرتکب نشده بودیم. وی افزود: ابتدا به دیوید طالبی پیشنهاد دادم که قرارمذاکره در سوئیس بگذاریم، اما دریافت ویزای این کشور یک ماه برای من زمان می برد. بعد از آن قرار شد که آنها به دبی بیایند که به ما گفتند این کشور عربی می باشد و این مساله برای ما مشکل خواهد بود. سپس من پیشنهاد دادم که قراری در مالزی داشته باشیم ولی آنها گفتند که بهتر است این ملاقات در تایلند صورت بگیرد. من 1 یا 2 ساعت بعد از آن تاییدیه حضور خودم را در تایلند دادم. قاسمی به خبرنگاران ایرنا گفت: در طول 17 سال گذشته که من خرید قطعات هواپیماها را برعهده داشتم، تمامی خریدهایم از شرکت های اروپایی و خاورمیانه صورت می گرفت و من خرید مستقیمی از شرکت های آمریکایی نداشتم و در حکم بازداشت بین المللی من هم رئیس شرکت رومانی به نام APS اروپایی که قرار بود تا خریدها از طریق وی صورت بگیرد، آمده است و این خود دلیلی است که ما با آمریکا قراردادی برای خرید قطعات هواپیماهای مسافربری نداشته ایم و از اروپا خرید کرده ایم. وی ادامه داد: در عین حال در حکم بازداشت بین المللی ادعا شده است که من بدنبال خرید قطعات موشکی بوده ام و نه قطعات هواپیماهای مسافربری. این محکوم به زندان در گوانتانامو اظهار داشت: در حکم دادگاه سانتیاگو واشنگتن آمده است که من بدنبال خرید شتاب سنج برای موشک های ایرانی بوده ام اما اعلام نکرده است که ما بدنبال خرید کدام نوع از شتاب سنج ها بوده ام. وی با تکذیب ادهای آمریکایی ها اضافه کرد: باید بگویم بسیاری از قطعات هواپیماهای مسافربری در هواپیماهای نظامی هم کاربرد دارد. **"نیش" رمز عملیات آمریکایی ها برای دستگیری من بود این شهروند ایرانی تاکید کرد: دیوید طالبی (جاسوس صهیونیست) با برنامه چند ساله مرا به همراه دو تن از همکارانم که یکی از آنها مترجم ما بود در تاریخ 18 آبان 1385 به بانکوک تایلند کشاند. بعدها متوجه شدیم که بیست تا از اتاق های هتل محل اقامت ما را FBI اجاره کرده بود و این مسئله را بعدها یکی از مستخدمین مسلمان هتل به ما گفت. قاسمی توضیح داد: قرار بود یک روز بعد از ورود ما به تایلند، نمایندگان شرکت آمریکایی به همراه نمایندگان Overhaul هواپیماها وارد فرودگاه بانکوک شوند اما بعد از اینکه یک ساعت از زمان ورود آنها گذشت ناگهان 38 مامور مسلح فدرال آمریکایی و تعدادی پلیس تایلند به همراه دوربین های تلویزیونی ما را محاصره کردند و من شوکه شدم که چرا این افراد ما را محاصره کردند. بعدها متوجه شدم که رمز عملیات دستگیری من به نام عملیات "نیـش" بود. قاسمی ادامه داد: دو تن از افراد FBI جلو آمدند و خود را معرفی کردند و باقی افراد کنار ایستاده بودند. من به پلیس مهاجرت تایلند اعلام کردم که من با این افراد به هیچ کجا نمی روم و با شما به اتاق پلیس مهاجرت (امگریشن) تایلند می آیم و هیچ سخنی را بدون حضور وکیل و نماینده سفارت جمهوری اسلامی ایران نخواهم زد. وی خاطرنشان ساخت: بعدها در دادگاه اعلام شد که چرا اساسا پلیس FBI باید در فرودگاه تایلند حضور یابد که برای توجیه اعلام شد که چون مامورین فدرال آمریکا قاسمی را فرد بسیار خطرناکی می دانستند از پلیس آمریکا درخواست کمک شده است. بعد از آن به ماموران پلیس تایلند گفتم که من ایرانی هستم و برای خرید قطعات Overhaul هواپیما آمده ام و تخلفی هم مرتکب نشده ام. به گفته قاسمی ، پلیس تایلند از وی خواسته است تا با مامورانFBI سخنی نگفته و با آنها جایی نرود در حالی که ماموران آمریکایی با هواپیما در باند منتظر این شهروند ایرانی بودند. وی افزود: اما در دادگاه تایلند به من اعلام شد براساس قرارداد استردادی که 80 سال قبل میان دولت تایلند و آمریکا امضا شده، دادگاه سانتیاگوی واشنگتن شما را متهم کرده است و بابت پاسخگویی هم باید به آنجا بروید و جرم شما به ما ارتباطی ندارد. قاسمی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا مابقی واقعه را چنین تشریح کرد: من اعلام کردم که به هیچ عنوان به آمریکا نخواهم رفت و به همین دلیل برای من پرونده در تایلند تشکیل شد. این ایرانی اسارت کشیده در تایلند تصریح کرد: 5 نماینده از سوی جمهوری اسلامی برای حضور در دادگاه های من حضور پیدا می کردند. از دفتر مقام معظم رهبری و دفتر ریاست جمهوری و همین طور سفارت جمهوری اسلامی در بانکوک نمایندگانی حضور پیدا می کردند. به گفته وی وزیر امور خارجه در این مدت بسیار به وی توجه داشته و کنسول های سفارت نیز موضوع را با جدیت پیگری می کردند. ** رفتار آمریکایی ها نقض صریح کنوانسیون ژنو بود این شهروند ایرانی در شرح اسارت خود اظهار داشت: غل و زنجیر هایی که به پایم بسته بودند قفل و کلید نداشت ، میلگرد 12 به همراه زنجیر 8 را به هم جوش داده بودند تا با آن مرا به دادگاه ببرند و این مساله نقض صریح کنوانسیون ژنــو در مورد مصونیت نظامی بودن من بود. قاسمی اضافه کرد: در دادگاه نیز در طرف مقابل ما کنسول های آمریکایی، نمایندگان دولت آنها، ماموران FBI و CIA و وکلای آنها همچنین منافقین کور دل به عنوان مترجم آنان حضور داشتند و در طرف دیگر نمایندگان دولت و وزارت کشور، وزارت امور خارجه و نماینده پادشاهی تایلند به همراه قضـات دادگاه بودند و از سوی دولت ایران نیز نمایندگان دفاتر مقام معظم رهبری و ریاست جمهوری به همراه نمایندگان وزارت خارجه و سفارت جمهوری اسلامی بودند. ** آمریکا هواپیماها را تحریم کرده است یا جان انسانها را؟ وی اظهار داشت: هفت ماه من را با غل و زنجیر و یک وضع بسیار فجیع غیرانسانی جلوی مردم و خبرنگاران به دادگاه می بردند. غل و زنجیرها کلید نداشت و برای باز کردن آن باید دستگاه می آوردند. تمام خیابان ها را با ماموران مسلح می بستند تا مرا به دادگاه ببرند. اتهام من چه بود؟ تامین قطعات هواپیماهای مسافربری جهت نجات جان مسافران که در خطر نباشد. سوال من این است که آیا آمریکا هواپیماها را تحریم کرده است یا جان انسان ها را؟ جمشید قاسمی در ادامه اظهار داشت: بعد از هفت ماه معلوم شد ، قانون استرداد مجرمان شامل حال من نمی شود براساس بند 3 قرارداد استرداد مجرمان که آمریکاییها باکشورها انعقاد نموده، نظامیان و سیاسیون شامل حال این قانون نمی شدند. وی تصریح کرد: می خواهم بگویم که علت اصلی که آمریکا این قرارداد را با دیگر کشورها امضا کرده است این است که نظامیان خود را در صورت انجام هرگونه جرمی به کشورش بازگرداند مانند آنچه که با ژاپن انجام داده است و نظامیان آن هر جرمی را که در این کشورها از تجاوز به زنان و دختران گرفته تا کشتن افراد به آمریکا بازگرداند و در دادگاه های خود محاکمه کند. زمانی که ناو وینسنس هواپیمای مسافربری ایران را زد، چون آمریکا با کشورهای عربی قرارداد استرداد داشت، نظامیان آن به آمریکا بازگشتند و به جای محاکمه مورد تقدیر قرار گرفتند. ** دادگاه تایلند می خواست مرا آزاد کند اما اعمال نفوذ آمریکایی مانع شد وی خاطرنشان ساخت: در دادگاه مطرح شد از آنجایی که اقدامات قاسمی با قوانین تایلند و قوانین استرداد مجرمان منافات ندارد، آیا دادگاه می تواند وی را مورد محاکمه قرار دهد که پاسخ خیر اعلام شد. طبق توافقنامه ای که بین دولت تایلند و آمریکا امضا شده بود، قرارداد استرداد شامل حال من نشد و باید به کشور خودم باز می گشتم. وی اضافه کرد: در تایلند به من اعلام شد که ظرف 48 ساعت می توانم به کشورم بازگردم اما به علت پول هایی که آمریکایی ها می پرداختند این 48 ساعت بیش از دو سال به طول انجامید. **سفر رایس و بوش به تایلند/ تلاش دستیاران بوش برای انتقال قاسمی به آمریکا این ایرانی اسارت کشیده اضافه کرد: نکته دیگر که بعد از این شروع شد، این بود که چرا خانم رایس که در آن زمان وزیر امور خارجه آمریکا بود، بدنبال من بود و چرا هنوز هم دست از سر ما بر نمی دارد؟ در زمان ریاست جمهوری بوش، وی شخصا به تایلند سفر کرد و بعد از آن نیز خانم رایس به تایلند آمد. بوش قبل از شرکت در مراسم افتتاحیه بازی های المپیک در چین به تایلند آمد و همزمان وکلای من به من می گفتند که بسیار مراقب باش و درزندان عکس العملی بروز نده زیرا ممکن است توسط دستیاران بوش به آمریکا برده شوی. قاسمی گفت:به من اعلام شد که رایس نامه نوشته است و تقاضای استرداد تو را ازطریق وزارت خارجه تایلند به آمریکا کرده است. ** اعمال نفوذ، تطمیع و تهدید، راهکارهایی بود که در من اثر نکرد این شهروند ایرانی گفت: آمریکا در مورد من سه گزینه بیشتر در پیش روی خود نداشت. اول اینکه طبق قانون استرداد عمل کند و من را به آمریکا ببرد - دوم اینکه من را تطمیع مالی می کرد و با خود می برد - و سوم اینکه مرا با زور با خود می برد. زمانی که آمریکا در روزهای دادگاه احساس خطر کرد که در حال شکست در دادگاه است، شروع به دادن پیشنهادهای مالی به من کرد. ملاقات هایی از طریق دولت تایلند با من ترتیب دادند، ضمن اینکه عوامل منافقین به عنوان مترجمین آمریکایی ها کار می کردند. **پیشنهاد 50 میلیون دلاری برای پروندهسازی علیه ایران قاسمی افزود: ابتدا از 4 یا 5 میلیون دلار آغاز کردند ولی تا 40 و 50 میلیون دلار رساندند. اعلام کردند ما این مبالغ را به حساب همسرت واریز می کنیم و بعد از تایید ایشان شما همراه ما بیا و بگو چون سرتیپ های ارتش ایران هستم و از حکومت جمهوری اسلامی ناراضی هستم، می خواهم که به آمریکا بروم و هیچ چیز دیگری را هم لازم نیست که اعلام کنی. وی افزود: چند نفر را با خود به ملاقات من آوردند که کتاب های دینی همراه خود داشتند. این افراد می گفتند مسیح (ع) گفته است که من خود را فدای پیروانم می کنم و شما هم طبق فرموده علی (ع) گذشت کن و ما شما را حداکثر ظرف 48 ساعت آزاد می کنیم. وی خاطرنشان کرد: به آمریکایی ها اعلام کردم که شما در ازای این مبلغ چه از من می خواهید، آنها اعلام کردند که تو 6 قطعه مختلف برای هواپیماهای مسافربری از ما خریده ای و 3 قطعه هسته ای هم ما به آن اضافه می کنیم و تو باید در مصاحبه ای که با "لری کینگ" مجری معروف شبکه سی ان ان برای تو می گذاریم آن را اعلام کنی. در حالی که من اصلا قطعه هسته ای نه به آنها سفارش داده ام و نه از آنها خرید کرده ام و این مساله تنها برای پرونده سازی علیه جمهوری اسلامی بود. ** به دلیل سرسختی به "حاجی مقاوت " مشهور شده بودم این ایرانی محکوم به زندان در گوانتانامو ادامه داد: تمام این مسائل در مدت هفت ماهی که دادگاه من در تایلند در جریان بود صورت گرفت. من می دانستم که حکم دادگاه به نفع من خواهد بود و محکم ایستادگی کردم. تمامی این مسائل را در ملاقات هایی که با نمایندگان سفارت جمهوری اسلامی داشتم مطرح می کردم. در این مدت و به دلیل مقاومت و سرسختی در مقابل شکنجه ها به "حاجی مقاومت" معروف شده بودم. قاسمی افزود: عده ای به من می گفتند که الان اختیار با شماست که یا به کشورخودت پشت کنی و یا اینکه مقاومت خود را ادامه دهی و این در حالی بود که امثال خانم رایس دنبال پرونده من بودند و می خواستند تا من به آمریکا بروم. این ایرانی شکنجه شده توسط عوامل آمریکایی تصریح کرد: به آمریکایی ها اعلام کردم که من به هیچ عنوان به مملکت خودم پشت نمی کنم. آمریکایی ها اعلام کردند که این احتمال وجود دارد تا مرا با جاسوس هایشان معاوضه کنند. به دنبال این آقای متکی شخصا نامه ای برای من فرستاد که در آن از تلاش های دولت برای آزادسازی من گفته بود. **به من چوب حراج زدند تا با لری کینگ در تلویزیون آمریکا مصاحبه کنم ایرانی اسیر در تایلند ادامه داد: من برای رییس جمهوری نوشتم که به من چوب حراج زده اند و برایم وقت مصاحبه با لری کینگ گذاشته اند اما من وطن خودم را نمی فروشم. بعد از این، گزینه سوم آنها که استفاده از زور بود شروع شد. جاسوس هایی در زندان می فرستادند و دعواهای ساختگی به راه می انداختند. چندین دندانم را در زندان با این دعواهای ساختگی شکستند تا من از ترس و از روی فشار فکری و روحی تسلیم آنها شوم. صهیونست ها را به زندان می فرستادند تا مرا شکنجه روحی دهند. قاسمی با اشاره به اینکه در آن زمان در کشور تایلند کودتا شده و اوضاع آن کشور مناسب نبود اضافه کرد: هیچ کسی در تایلند معلوم نبود که فردا بر سر پست های خود بماند اما به رییس کل زندان های تایلند گفته شده بود که یک مو نباید از سر قاسمی کم شود و ما به او احتیاج داریم اما از سوی دیگر کماندوهای خود را برای شکنجه روحی و به راه انداختن دعواهای ساختگی به زندان می فرستادند. وی ادامه داد:اف بی آی دست بردار نبود و عوامل خود را هر روز به زندان می فرستاد که من یکی از این عوامل را شناسایی کردم و توانستم یکی از نامه هایی را که به بیرون می فرستاد کشف کنم و بعد از آن بود که آن فرد ظرف کمتر از 48 ساعت از زندان با حکم عفو آزاد شد. قاسمی اضافه کرد: قاچاقچیان باندهای بزرگ تایلندی را به بند من می فرستادند که تمامی بدن های آنها خالکوبی شده بود که به گروه "باندیداس ها" مشهور بودند. این (گنگ ها) از گروه های تبهکاری بین المللی بودند. صهیونیست ها روزنامه های دانمارکی را برای من می فرستادند تا کاریکاتور پیامبر اسلام را ببینم. یک به یک جاسوس ها را شناسایی می کردم. 2 سال مراقب تمام اطراف خود بودم حتی نمی توانستم به راحتی آب بخورم. بعد از هفت ماه که دادگاه رای به نفع من صادر کرد ، به علت اعتراض آمریکا و درخواست آن برای برگزاری دادگاه تجدید نظر، مرا در تایلند نگه داشتند که این مساله تا 2 سال ادامه داشت. **اعتصاب غذا برای زنده کردن روح بابی ساندز قاسمی تاکید کرد: من تروریست نبودم و دولت ایران هم پشت سر من بود و آمریکایی ها مدرکی علیه من نداشتند. این ایرانی شکنجه شده توسط عوامل آمریکایی خاطرنشان کرد: من نمی توانم بگویم که در این مدت چه کشیده ام. زبانم قاصر است از بیان جفاهایی که بر من در این مدت گذشت. آمریکایی ها گمان می کردند با دادن وعده های مالی من فریب خورده و مملکت خود را می فروشم و تصور نمی کردند که تا این حد مقاومت کنم. در زندان تمامی مطالبی را که بر من می گذشت در سررسیدی که به همراه داشتم می نوشتم. بعد از دو سال در یک روز در ماه مبارک رمضان به من اعلام شد که تبرئه شدم. وی تصریح کرد: این در حالی بود که من بیست روز قبل از اعلام این حکم اعتصاب غذا کرده بودم و به وزیر کشور تایلند و دفتر پادشاهی و وزیر دادگستری تایلند کتبا" از طریق رئیس زندان نامه نوشته بودم که می خواهم روح بابی سانـدز که در زندان انگلیس اعتصاب غذا کرد و کشته شد را در زندان تایلند زنده نمایم. وی ادامه داد: هشت روز از اعتصاب من می گذشت وحال من وخیم می شد. درهمان حال ضعف وبی هوشی نسبی خواب دیدم در حرم امام رضا (ع) هستم و ایشان درخواب به من گفتند؛ نگران نباش تا نیمه رمضان آزادیت را باز پس میگیری. وی افزود: 15 روز بعد از اینکه من اعتصاب غذایم را شکستم، دادگاه تشکیل شد و من تبرئه شدم. در دادگاهی که بعد از دوسال زندانی حکم آزادی مرا خواندند. در لایحه دفاعی خودم گفتم که من باید اکنون جواب 70 میلیون ایرانی را چه بدهم؟ قاسمی درخصوص پرداخت غرامت به وی از سوی آمریکایی ها تشریح کرد: به من گفته شد هر مبلغی را که دولت شما توسط وکلا تعیین کنند، پرداخت خواهیم کرد. گفتم بابت موی سفید شده من، بابت از بین رفتن دندان هایم ؛ ناقص شدن زانوهایم وعذاب روحی و روانی که در این مدت کشیده ام چه غرامتی را می خواهید به من پرداخت کنید؟ کدام یک از کارشناسان شما می تواند مبالغی را برای این مسائل برآورد نمایـد؟ **عذرخواهی قاضی تایلندی این شهروند ایرانی که دو سال در تایلند از سوی آمریکایی ها زندانی شده بود به خبرنگار ایرنا گفت: 48 ساعت بازداشت من دو سال طول کشید و در آخر قاضی دادگاه در همان جلسه از من عذرخواهی کرد. وزارت خارجه ایران به دلیل پرونده من، سفیر تایلند را در این دو سال 25 بارفراخوانده بود و به همان میزان هم سفیر تایلند در آمریکا به وزارت خارجه آنها فراخوانده شده بود و همزمان با فشار روحی عوامل آمریکا بر من، فشار سیاسی به دولت تایلند می آورد تا مرا به آمریکا ببرد.هفت قاضی تایلندی حکم به بازگشت من به ایران داده بودند. **آمریکایی ها می خواستند سه گزینه هسته ای را در رایانه من سند سازی کنند جمشید قاسمی گفت: زمانی که من آزاد شدم، لپ تاپ همراه من پلمپ و در اختیار پلیس مهاجرت تایلند بود و نیروهای آمریکایی روز آزادی آمده بودند و میگفتند که ما باید از این لپ تاپ کپی برداری کنیم. حتی برای این مساله به پلیس مهاجرت تایلند پیشنهاد رشوه داده بودند. به کنسول سفارت گفتم که فوری این لپ تاپ باید به سفارت ایران برده شود و بعد از اینکه من سوار بر هواپیما شدم آن را در اختیار من قرار دهید. وی افزود: همچنین نمایندگان سفارت مجبور شدند تا لباس جدید برای من بخرند زیرا همچنان لباس های زندان بر تن من بود. وی تاکید کرد: در اخباری که آمریکایی ها در این رابطه منتشر کردند، آمده است که این لپ تاپ می توانست حاوی اطلاعات دقیق و ارزشمندی برای آژانس های اطلاعاتی آمریکا باشد. پس اینجا باید متوجه باشیم که آنها می خواستند همان سه گزینه هسته ای راکه به من پیشنهاد می دادند تا اعلام کنم که قصد خرید آنها را داشته ام در این لپ تاپ اضافه کنند و از این راه علیه جمهوری اسلامی سندسازی کنند. این ایرانی محکوم به زندان در گوانتانامو خاطرنشان کرد: در روز جمعه 29 شهریور وارد فرودگاه تهران شده و به میهنم بازگشتم. وی ادامه داد: در ایران به دستور آقای متکی تعدادی از مقامات وزارت خارجه برای دیدارمن آمدند و آقای احمدی نژاد هم که در آمریکا بود با آقای متکی صحبت کردند. به محض آزادی من آمریکا در حال فرافکنی در رابطه با من شد و هر روز ادعای تازه ای را علیه من در رسانه های زیر پوشش خود شبیه -نیوزویک - یونایتدپرس – آسوشیتدپرس- مطرح می نماید و می گوید قاسمی را در هر جا که بگیریم به آمریکا می بریم او یک قاچاقچی تسلیحات است! ** دولتمردان ایرانی فرصت قانونی مقابله به مثل با آمریکا را از دست ندهند وی تصریح کرد: بعد از25 سال پرونده من اولین پرونده محکومیت دولتمردان آمریکا می باشد که از طرف دادگاه کشور دیگرى برعلیه آنان و به نفع دولت ایران صادر گردیده و با این حکم در تمامى کشورها و مجامع بین المللی قانوانا میتوان ادعاى خسارات میلیاردى از اموال آمریکا در کلیه کشورها را کرد. مسئولین محترم دولت این امتیاز مهم راهم از دست ندهنــد. **دستگیری من برای آمریکا به یک مساله حیثیتی تبدیل شده است وی گفت: با ارائه این پرونده در مجامع بین المللی ادعای ایران مبنی بر محکومیـت سران آمریکا در بازداشت نمودن وگروگان گیری غیرقانونی مسئولان نظامی ، دیپلماتهای ایرانی، مامورین دولتی ، شهروندان و تجار ایرانی، توریستهای اعزامی جهت مناسک اسلامی وزیارتی - شبیه پرونده های نصرت الله تاجیک (انگلیس) – آقای اردبیلی(گرجستان) - دیپلماتهای آزاد شده در اربیل (عراق) و آقای شهرام امیری (عربستان)، دستگیری من برای آمریکا به یک مساله حیثیتی تبدیل شده است. این ایرانی شکنجه شده توسط عوامل آمریکایی اظهار داشت: نهادهای حقوق بشری که بابت دستگیری یک جاسوس آمریکایی در ایران بارها هیاهو می کنند در آن زمان همگی سکوت کرده بودند.سازمان هایی مثل عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر در سکوت بسر می بردند. جمشید قاسمی افزود: بعد از بازگشت از تایلند متوجه شدم که زندگی خانوادگی ام به علت این مسائلی که آمریکا برای من بوجود آورده است کاملا نابود شده است. همسرم از من جدا شده می خواهم با فرزندانم در ارتباط باشم اما بدلیل مسائلی که آمریکایی ها در تایلند برای من بوجود آورده اند ارتباطم با آنها قطع شده و بشدت برای آنها احساس دلتنگی می کنم. در برابر این همه نقض حقوق انسانی، چه کسی پاسخگو است؟ وی اضافه کرد: بابـت شکنجه هاى روحى و فیزیکى ؛ ازبیـن بردن دندانهایم ناقــص نمـودن زانـو و پاهایـم و مشکلات روحی وروانی و مالی که برای خود و خانواده ام پیش آورده اند آیا مبلغى برآورد میکنیـد؟ آیـا این مسائل با پـول قابـل حـل می باشـد؟ زندگی خانوادگی ام نابود شد. **مصادره اموال توسط آمریکایی ها وی به مصادره 600 هزاردلار اموال شخصی وی به دستور دادگاهی در واشنگتن اشاره کرد و از ممنـوعالورود بـودنش به تمـام کشـورهاى جهان و تحـت تعقیـب بـودن توسـط ماموریــن FBI و پلیس بین الملل در سراسر جهان؛ همچنین محکومیـت به 45 ســال حبس در گوانتانامـو سخن گفت. وی تصریح کرد: دولت ایستادگی کرد و مرا از دست آمریکایی ها نجات داد. باید بگویم که قانون استرداد تایلند شامل حال من نشده است ولی آمریکائی ها هنوز به دنبالم هستند و می گویند می بایستی به دادگاه سانتیاگو رفته و جوابگوی اتهامات واهی آنان باشم. **از کلوتید ریس تا جمشید قاسمی! وی افزود: خانم جاسوسی در لباس استادی دانشگاه اصفهان دراغتشاشات تهران با پاسپورت فرانسوی دستگیر می گردد. مسئولین اتحادیه اروپا - وکیل مدافع تمام اروپائیان – دستگیری وی را اهانت به اتحادیه اروپا عنوان می کند، من از اعضای اتحادیه اروپایی چند سوال دارم: آیا این خانم هم شبیه بنده با غل و زنجیر به دادگاه می رفت؟ آیا شبیه بنده کاری عادی و قانونی داشته؟ آیا در دادگاه وضع ظاهری او شبیه بنده و بابلوز وشلوار نارنجی مخصوص زندان گوانتانامو بوده؟ آیا شکنجه شده بود و دندانهایش شبیه دندانهای من در زندان از بین برده شده و زانوهایش را هم ناقص کرده بودند؟. قاسمی افزود: حال اگر بنده دراین 2 سال مقاومت نمی کردم و گردن به خواسته های عوامل آمریکا وMI6 انگلیس می گذاشتم چه عکس العمل هائی درمجامع بین المللی علیه ایران راه می انداختند؟ و حال که طبق رایِ دادگاه و قضات خودشان تبرئه شدم؛ چه جوابی به مسئولین حقوق بشر خودشان می خواهند بدهند؟ می خواهند بگویند ...اشتباه کردیم که او را دستگیر و به او اهانت کردیم و خسارت وارد نمودیم؟ همین و بس؟ این ایرانی اسارت کشیده در پایان تاکید کرد: حق قانونی خود می دانم که از طریق دادگاه های بین المللی درخواست پیگیری کنم و در این رابطه از مسوولان نظام نیز کمک می خواهم. |
|
| همکاری وسیع مردم در بازداشت هتاکان روز عاشورا |
| ساعت ۱:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه |
|
تعداد قابل توجهی از هتاکان به مقدسات در روز عاشورا توسط مردم شناسایی و به مراکز مسئول معرفی شده اند. |
|
| واژگان واژگونه برای تبرئه تروریست های آدم کش |
| ساعت ۱:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه |
|
رسانه های ضدانقلاب واکنش های جالبی به اعدام دو تروریست محارب و آشوب طلب نشان دادند. |
|
| عملیات روانی پیشکش! خیلی هنر داری خودتو جمع کن! |
| ساعت ۱:٤٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه |
|
یک عضو مرکزیت حزب مشارکت، ضمن توهین به کسانی که آنها را «اصولگرایان میانه رو» می خواند، مدعی شد: جنبش سبز، ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رواست. |
|
| نوچه های موساد: کیهان نخوانید گمراه می شوید! |
| ساعت ۱:٤۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه |
|
یک سایت راه اندازی شده از سوی حامیان خارجی فتنه سبز، برای عقده گشایی علیه وزارت اطلاعات و سربازان گمنام امام زمان(عج)، شیوه تظاهر به دلسوزی و روش نخ نما شده القای اختلاف در درون نظام را برگزید. وزارت اطلاعات به ویژه طی ماه های اخیر، نقش ماندگاری در شناسایی و انهدام شبکه نفاق هماهنگ کننده آشوب ایفا کرد و به همین دلیل مانند دوران مبارزه با باند مهدی هاشمی معدوم در کانون کینه دشمنان قرار گرفته است. |
|
| مثلث قدرت در قرن 21 |
| ساعت ۱:۳۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
از بهمن 57 که جمهوری اسلامی بر خلاف عرف معمول-و البته تحمیلی زمانه- مدل های حکومتی لیبرالیستی یا سوسیالیستی را برنتافت و با یک «نه بزرگ» هر دو اردوگاه شرق و غرب را نفی کرد؛ داستان دشمنی نظام سلطه به سرکردگی «شیطان بزرگ» با نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز گشت. |
|
| مافیای ثروت به دنبال تخریب رئیس دفتر رئیس جمهور |
| ساعت ٢:۳٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر |
|
این فرد که اکنون مدیر عامل یکی از شرکت های تابعه وزارت صنایع است پیش تر با اختلاف افکنی و شانتاژ رسانه ای قصد درگیری میان قلعه بانی و محرابیان را داشت که با جابه جایی قلعه بانی نتوانست به مقاصد خود دست یازد و در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند. آقای "م.الف" که پیشتر یکی از مدیران ارشد شرکت خودروسازی سایپا بود، اکنون برای اختلاف افکنی، دست به تخریب رئیس دفتر رئیس جمهور زده است. |
|
| ناگفتههای رهبر انقلاب از آغاز تا انجام نهضت |
| ساعت ٢:۳۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سیاسی ، مطالب خواندنی |
|
امام از من خواستند که به مشهد بروم و یک پیام برای آقای میلانی و آقای قمی و پیام دیگری برای علمای مشهد ببرم. پیام به علمای مشهد این بود که آماده باشید برای مبارزه، صهیونیسم دارد بر اوضاع کشور مسلط میشود، اسرائیل بر همه امور سلطه پیدا کرده است، امور اقتصادی کشور دست او است و سیاست ایران را در مشت خود دارد. با نزدیک شدن به دهه مبارک فجر در هر سال معمولاً خاطرات و ناگفتههایی به نقل از شخصیتهای دخیل در پیروزی انقلاب اسلامی مطرح میشود. با این حال، بهدلیل بیان ثابت بسیاری از این مسایل توسط چهرههای ثابت، نوعی انحصارگرایی، دامان روایت تاریخ انقلاب را گرفته است. |
|
| خاطراتی شنیدنی از زبان رهبر انقلاب |
| ساعت ٢:٢٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، مطالب خواندنی |
|
من خودم شخصاً جوانىِ بسیار پُرهیجانى داشتم. هم قبل از شروع انقلاب، به خاطر فعّالیتهاى ادبى و هنرى و امثال اینها، هیجانى در زندگى من بود و هم بعد که مبارزات در سال 1341 شروع شد؛ که من در آن سال، بیست و سه سالم بود. طبعاً دیگر ما در قلب هیجانهاى اساسى کشور قرار گرفتیم و من در سال چهل و دو، دو مرتبه به زندان افتادم؛
تور نامریی
بازداشت، زندان، بازجویى. مىدانید که اینها به انسان هیجان مىدهد. بعد که انسان بیرون مىآمد و خیل عظیم مردمى را که به این ارزشها علاقهمند بودند و رهبرى مثل امام رضواناللَّه علیه را که به هدایت مردم مىپرداخت و کارها و فکرها و راهها را تصحیح مىکرد مشاهده مىنمود، هیجانش بیشتر مىشد. این بود که زندگى براى امثال من که در این مقولهها زندگى و فکر مىکردند، خیلى پرُهیجان بود؛ اما همه اینطور نبودند...
آنوقتها گاهى بزرگترهاى ما- کسانى که در سنین حالاى من بودند- چیزهایى مىگفتند که ما تعجّب مىکردیم چطور اینها اینگونه فکر مىکنند؟ حالا مىبینیم نخیر؛ آن بیچارهها خیلى هم بىراه نمىگفتند. البته من خودم را بهکلّى از جوانى منقطع نکردهام. هنوز هم در خودم چیزى از جوانى احساس مىکنم و نمىگذارم که به آن حالت بیفتم. الحمدللَّه تا بهحال نگذاشتهام و بعد از این هم نمىگذارم؛ اما آنها که خودشان را در دست پیرى رها کرده بودند، قهراً التذادى که جوان از همهى شؤون زندگى خودش دارد، احساس نمىکردند. آنوقت این حالت بود. نمىگویم که فضاى غم حاکم بود- این را ادّعا نمىکنم- اما فضاى غفلت و بىخبرى و بىهویّتى حاکم بود. اینهم بود که آنوقت من و امثال من که در زمینهى مسائل مبارزه، بهطور جدّى و عمیق فکر مىکردیم، همّتمان را بر این گذاشتیم که تا آنجایى که مىتوانیم، جوانان را از دایرهى نفوذ فرهنگى رژیم بیرون بکشیم. من خودم مثلاً مسجد مىرفتم، درس تفسیر مىگفتم، سخنرانىِ بعد از نماز مىکردم، گاهى به شهرستانها مىرفتم سخنرانى مىکردم. نقطهى اصلى توجّه من این بود که جوانان را از کمند فرهنگى رژیم بیرون بکشم. خود من آنوقتها این را به "تور نامریى " تعبیر مىکردم. مىگفتم یک تور نامریى وجود دارد که همه را به سمتى مىکشد! من مىخواهم این تور نامریى را تا آنجا که بشود، پاره کنم و هر مقدار که مىتوانم، جوانان را از کمند و دام این تور بیرون بکشم. هر کس از آن کمند فکرى خارج مىشد- که خصوصیّتش هم این بود که اوّلاً به تدیّن و ثانیاً به تفکرات امام گرایش پیدا مىکرد- یک نوع مصونیتى مىیافت. آن روز اینگونه بود. همان نسل هم، بعدها پایههاى اصلى انقلاب شدند. الان هم که من در همین زمان به جامعهى خودمان نگاه مىکنم، خیلى از افراد آن نسل را- چه کسانى که با من مرتبط بودند، چه کسانى که حتّى مرتبط نبودند- مىتوانم شناسایى کنم. گفت و شنود در دیدار جمعى از جوانان به مناسبت هفتهى جوان 07/02/1377 سجدهی شکر
در آن روزها ما در یک حالت بُهت بودیم. در حالى که در همهى فعالیتهاى آن روزها ما طبعاً داخل بودیم. همانطور که مىدانید ما عضو شوراى انقلاب بودیم و یک حضور دائمى تقریباً وجود داشت. لکن یک حالت ناباورى و بهت بر همهى ما حاکم بود. من یک چیزى بگویم که شاید شما تعجب بکنید. 1 من تا مدتى بعد از 22 بهمن هم که گذشته بود بارها به این فکر مىافتادم که ما خوابیم یا بیدار. و تلاش مىکردم که از خواب بیدار شوم. یعنى اگر خواب هستم، این رؤیاى طلائى که بعدش لابد اگر آدم بیدار شود هر چه قدر خواهد بود خیلى ادامه پیدا نکند، اینقدر براى ما شگفتآور بود مسأله. سجدهی شکر... آن ساعتى که رادیو براى اول بار گفت صداى انقلاب اسلامى، یک همچى تعبیرى. من تو ماشین داشتم از یک کارخانهاى مىآمدم طرف مقرّ امام. یک کارخانهاى بود که عوامل اخلالگرِ فرصتطلب آنجا جمع شده بودند و شلوغى راه انداخته بودند و در بحبوحهى انقلاب که هنوز شاید بختیار هم بود، آن روزهاى مثلاً شاید هفدهم، هجدهم و مشکلات هنوز در نهایت شدت وجود داشت و هنوز هیچ کار انجام نشده بود اینها به فکر باجخواهى و باجگیرى بودند. توى یک کارخانهاى راه افتاده بودند، تحریکات درست کرده بودند و اینها، ما رفتیم آنجا که یک مقدارى سروسامان بدهیم. در مراجعت بود که رادیو اعلان کرد که صداى انقلاب اسلامى. من ماشین را نگه داشتم آمدم پائین روى زمین افتادم و سجده کردم. یعنى اینقدر براى ما غیر قابل تصور و غیر قابل باور بود. هر لحظهاى از آن لحظات یک مسأله داشت، به طورى که اگر من بخواهم خاطرات ذهنى خودم را در آن مثلاً بیست روزِ حول و حوش انقلاب بیان کنم یقیناً نمىتوانم همهى آن چه را که در ذهن و زندگى آن روزِ ما مىگذشت را بیان کنم. ورود امام! روز ورود امام البته آن روزِ ورود ایشان که ما از دانشگاه، مىدانید که متحصن بودیم در دانشگاه دیگر، مىرفتیم خدمت امام، توى ماشین من یک وقتى خدمت خود امام هم گفتم همین را. همه خوشحال بودند، مىخندیدند، بنده از نگرانىِ بر آنچه که براى امام ممکن است پیش بیاید بىاختیار اشک مىریختم و نمىدانستم که براى امام چى ممکن است پیش بیاید. چون یک تهدیدهایى هم وجود داشت. بعد رفتیم وارد فرودگاه شدیم، با آن تفاصیل امام وارد شدند. به مجرد اینکه آرامش امام ظاهر شد نگرانیها و اضطراب ما به کلى برطرف شد. یعنى امام با آرامش خودشان به بنده و شاید به خیلىهاى دیگر که نگران بودند، آرامش بخشیدند. وقتى که بعد از سالهاى متمادى امام را من زیارت مىکردم آنجا، ناگهان خستگى این چند ساله مثل اینکه از تن آدم خارج مىشد. احساس مىشد که همهى آن آرزوها مجسم شده در وجود امام و با کمال صلابت و با یک تحقق واقعى و پیروزمندانه اینجا در مقابل انسان تبلور پیدا کرده. وقتى که آمدیم وارد شهر شدیم از فرودگاه و با آن تفاصیلى که خب همهى شماها شاهد بودید و بحمداللَّه هنوز در ذهن همهى مردم شاید آن قضایا زنده است، همانطور که مىدانید امام عصرى از بهشت زهرا رفتند به یک نقطهى نامعلومى و برادرانمان حالا به طور مشخص، آقاى ناطق نورى امام را در حقیقت ربودند و به یک مأمنى بردند که از احساسات مردم که مىخواستند همه ابراز احساسات بکنند و امام از شب قبلش که از پاریس حرکت کرده بودند تا دم غروب، تقریباً دمادم غروب دائماً در حال فشار کار و حضور بودند و هیچ یک لحظه استراحت نکرده بودند یک مقدارى استراحت بدهند به امام. امام در مدرسهی رفاه ما هم پائین بودیم یعنى ما در آن حال، ما رفته بودیم رفاه. مدرسهى رفاه کارهایمان را انجام مىدادیم. قبل از آنى که امام وارد بشوند ما نشسته بودیم با برادرانمان و روى برنامهى اقامتگاه امام و ترتیباتى که بعد از ورود امام باید انجام بگیرد یک مقدارى مذاکره کرده بودیم، یک برنامهریزیهایى شده بود. آن روزها یک نشریهاى ما درمىآوردیم که بعضى از اخبار و مثلاً اینها در آن نشریه چاپ مىشد، از همان رفاه این نشریه بیرون مىآمد. یک چند شمارهاى منتشر شد. البته در دوران تحصن هم یک نشریهى دیگرى آنجا راه انداختیم یک دو سه شماره هم آن درآمد. - عرض کنم که - من برگشتم آنجا و منتظر بودیم لحظه به لحظه که ببینیم چه خواهد شد. اطلاع پیدا کردیم که امام رفتند به یک نقطهاى که یک مقدارى آنجا استراحت کنند، نماز ظهر و عصرشان را ظاهراً نخوانده بودند نزدیک غروب شده بود، نماز ظهر و عصرشان را بخوانند و اینها. آخر شب بود، من داشتم خبرهاى آن روز را تنظیم مىکردم که توى همان نشریهاى که گفتیم چاپ بشود و بیاید بیرون. ساعت حدود ده شب بود تقریباً، یک وقت دیدیم که از در حیاط داخلى [مدرسهى]رفاه - که از آن کوچهِ باز مىشد یک در کوچکى بود - یک صداى همهمهاى احساس کردم من و یک چند نفرى آنجا سر و صدا کردند و {پیدا شد} معلوم شد که یک حادثهاى واقع شده. من رفتم از دم پنجره نگاه کردم دیدم بله امام، تنها از در وارد شدند. هیچکس با ایشان نبود. و این برادرهاى پاسدار، - پاسدار که یعنى همان کسانى که آنجا بودند - که ناگهان امام را در مقابل خودشان دیده بودند سر از پا نشناخته مانده بودند که چه بکنند و دور امام را گرفته بودند، امام هم علىرغم آن خستگى که آن روز گذرانده بودند با کمال خوشروئى با اینها صحبت مىکردند. اینها هم دست امام را مىبوسیدند، البته شاید یک ده پانزده نفر مثلاً مجموعاً بودند، همینطور طول حیات را طى کردند رسیدند به پلههایى که به حال طبقهى اول منتهى مىشد و آن پلهها پهلوى همان اتاقى هم بود که من توى آن اتاق بودم. من از پنجره آمدم دم در اتاق وارد هال شدم که امام را از نزدیک ببینم. امام وارد شدند. تو هال هم عدهاى از بچهها بودند اینها هم رفتند طرف امام، دور امام را گرفتند که دست ایشان را ببوسند. من هر چى کردم نزدیک بشوم دست امام را ببوسم دیدم که به قدر یک نفر مزاحمت براى امام ایجاد خواهد شد و علىرغم میل شدیدى که داشتم بروم خدمت امام دست ایشان را ببوسم، کنار ایستادم و امام از دو مترى من عبور کردند. من نزدیک نرفتم چون دیدم شلوغ است دور و ور ایشان و رفتنِ من هم به این شلوغى کمک خواهد کرد. عین این احساس را من توى فرودگاه هم داشتم. توى فرودگاه همه مىرفتند طرف امام من هم خیلى دلم مىخواست بروم، اما خودم را مانع شدم، بعضى دیگر هم مانع مىشدم که بروند طرف امام که ایشان را خسته نکنند. امام آمدند از پلهها رفتند بالا و در این حین پاى پلهها در حدود شاید یک سى چهل نفرى، چهل پنجاه نفرى آدم جمع شده بود. رفتند دم پاگرد پلهها که رسیدند که مىخواستند بروند بالا. یکهو برگشتند طرف این جمعیت و نشستند روى زمین و همه نشستند، یعنى خواستند که رها نکرده باشند این علاقهمندان و دوستداران خودشان را. یکى از برادران آنجا یک مقدارى صحبت کرد و یک خیر مقدم حساب نشدهى پرهیجانى - چون هیچکس انتظار این دیدار را نداشت - گفت. بعد هم امام یک چند کلمهاى صحبت کردند و رفتند بالا در اتاقى که برایشان معین شده بود راهنمائى شدند به آنجا. و همینطور دیگر خاطرات لحظه به لحظه... در پاسخ به سوال خبرنگار اطلاعات هفتگیمصاحبه مطبوعاتى درباره دهه فجر 24/10/1362 تحصن در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد "مسجد کرامت " بعد از گذشت چند سال در سال 57 مجدداً مرکز تلاش و فعالیت شد و آن هنگامى بود که من از تبعید- جیرفت- برگشته بودم مشهد. گمانم اواخر مهر یا ماه آبان بود. وقتى بود که تظاهرات مشهد و جاهاى دیگر آغاز شده بود بود و یواش یواش اوج هم گرفته بود. ما آمدیم؛ یک ستادى در مسجد کرامت تشکیل شد براى هدایت کارهاى مشهد و مبارزات که مرحوم شهید هاشمىنژاد و برادرمان جناب آقاى طبسى و من و یک عده از برادران طلبه جوانى که همیشه با ما همراه بودند که دو نفرشان الان شهید شدهاند- یکى شهید موسوى قوچانى یکى هم شهید کامیاب؛ این دو نفر جزو آن طلبههایى بودند که دائماً در کارهاى ما با ما همراه بودند- آنجا جمع مىشدیم و مردم هم در رفت و آمد دائمى بودند. آنجا شد ستاد کارهاى مشهد؛ و عجیب این است که نظامیها و پلیس از چهارراه نادرى که مسجد هم سر چهارراه بود جرأت نمىکردند این طرفتر بیایند؛ از هیجان مردم. ما توى این مسجد روز را با امنیت مىگذراندیم و هیچ واهمهاى که بریزند این مسجد را تصرف کنند یا ماها را بگیرند نداشتیم، ولیکن شب که مىشد آهسته از تاریکى شب استفاده مىکردیم و مىآمدیم بیرون و در یک منزلى غیر از منازل خودمان شب را چند نفرى مىماندیم. شب و روزهاى پرهیجان و پرشورى بود؛ تا اینکه مسائل آذرماه مشهد پیش آمد که مسائل بسیار سختى بود؛ یعنى اولش حمله به بیمارستان بود که ما رفتیم در بیمارستان متحصن شدیم، در روزى که حمله شد در همان روز ما حرکت کردیم. رفتن به بیمارستان هم ماجراى جالبى است؛ اینها چیزهایى هست که هیچکس هم متعرضش نشده؛ چون کسى نمىدانسته. در همهی شهرها جریانات پرهیجان و تعیینکنندهاى وجود داشته از جمله در مشهد؛ و متأسفانه کسى اینها را به زبان نیاورده. اینها تکه تکه، سازندهی تاریخ روزهاى انقلاب است. وقتى که خبر به ما رسید، ما در مجلس روضه بودیم. من را پاى تلفن خواستند، رفتم تلفن را جواب دادم؛ دیدم از بیمارستان است و چند نفر از دوست و آشنا و غیرآشنا از آن طرف خط دارند با کمال دستپاچگى و سراسیمگى مىگویند حمله کردند، زدند، کشتند؛ به داد برسید... بچههاى شیرخوار را زده بودند، من آمدم آقاى طبسى را صدا زدم؛ آمدیم این اطاق، عدهاى از علما در آن اطاق جمع بودند. چند نفر از معاریف مشهد هم بودند و روضه هم در منزل یکى از معاریف علماى مشهد بود. من رو کردم به این آقایان گفتم که وضع در بیمارستان اینجورى است و رفتن ما به این صحنه احتمال زیاد دارد که مانع از ادامهی تهاجم و حمله به بیماران و اطباء و پرستارها و... بشود؛ و من قطعاً خواهم رفت. آقاى طبسى هم قطعاً خواهند آمد. ما با ایشان قرار هم نگذاشته بودیم اما خب مىدانستم که آقاى طبسى میآیند؛ پهلوى هم نشسته بودیم. گفتم ما قطعاً خواهیم رفت؛ اگر آقایان هم بیایید خیلى بهتر خواهد شد و اگر هم نیایند، ما به هر حال مىرویم. لحن توأم با عزم و تصمیمى که ما داشتیم موجب شد که چند نفر از علماى معروف و محترم مشهد گفتند که ما هم مىآییم از جمله آقاى حاج میرزاجواد آقاى تهرانى و آقاى مروارید و بعضى دیگر. ما گفتیم پس حرکت کنیم. حرکت کردیم و راه افتادیم به طرف بیمارستان. گفتیم پیاده هم مىرویم. وقتى که ما از آن منزل آمدیم بیرون، جمعیت زیادى هم در کوچه و خیابان و بازار و اینها جمع بودند، دیدند که ما داریم مىرویم. گفتیم به افراد که به مردم اطلاع بدهند ما مىرویم بیمارستان و همین کار را کردند؛ گفتند. مردم افتادند پشت سر این عده و ما از حدود بازار تا بیمارستان را- شاید حدود سه ربع تا یک ساعت راه بود- پیاده طى کردیم. هرچه مىرفتیم جمعیت بیشتر با ما مىآمد و هیچ تظاهر- یعنى شعار و کارهاى هیجانانگیز- هم نبود؛ فقط حرکت مىکردیم به طرف یک مقصدى؛ تا اینکه رسیدیم نزدیک بیمارستان. بیمارستان امام رضاى مشهد یک فلکهاى جلویش هست، یک میدانى هست جلویش که حالا اسمش فلکهی امام رضاست و یک خیابانى است که منتهى مىشود به آن فلکه؛ سه تا خیابان به آن فلکه منتهى مىشود. ما از خیابانى که آنوقت اسمش جهانبانى بود- نمىدانم حالا اسمش چیست- داشتیم مىآمدیم به طرف آن خیابان که از دور دیدیم سربازها راه را سد کردند. یعنى یک صف کامل و تفنگها هم دستشان، ایستادهاند و ممکن نیست از اینها عبور کنیم. من دیدم که جمعیت یک مقدارى احساس اضطراب کردند. آهسته به برادرهاى اهل علمى که بودند گفتم که ما باید در همین صف مقدم با متانت و بدون هیچگونه تغییرى در وضعمان پیش برویم تا مردم پشت سرمان بیایند؛ و همین کار را کردیم. سرها را انداختیم پایین، بدون این که به رو بیاوریم که اصلاً سربازى و مسلحى وجود دارد در مقابل ما، رفتیم نزدیک. به مجرد این که مثلاً به یک مترى این سربازها رسیدیم، من ناگهان دیدم مثل اینکه بىاختیار این سربازها از جلو پس رفتند و یک راهى به قدر عبور سه چهار نفر باز شد، ما رفتیم. فکر آنها این بود که ما برویم، بعد راه را ببندند اما نتوانستند این کار را بکنند. به مجرد این که ما از این خط عبور کردیم، جمعیت ریختند و اینها نتوانستند کنترل بکنند. شاید در حدود مثلاً چند صد نفر آدم با ما تا دم در بیمارستان آمدند؛ بعد هم گفتیم که در را باز کنند. طفلکها بچههاى دانشجو و پرستار و طبیب و اینها که توى بیمارستان بودند، با دیدن ما جان گرفتند. گفتیم در بیمارستان را باز کردند و وارد شدیم. رفتیم به طرف جایگاه وسط بیمارستان؛ یک جایگاهى بود آنجا و یک مجسمهاى چیزى هم به نظرم بود که بعدها آن مجسمه را هم فرود آوردند و شکستند. لکن آن وقت به نظرم مجسمه هنوز بود... به مجرد این که رسیدیم آنجا، ناگهان جای رگبار گلولهها را دیدیم. بعد که پوکههایش را پیدا کردیم، دیدیم کالیبر 50 بوده؛ چقدر واقعاً اینها گستاخى در مقابل مردم به خرج مىدادند. در حالى که براى متفرق کردن مردم یا کشتن یک عده مردم، کالیبرهاى کوچک مثلاً ژ 3 یا این چیزها هم کافى بود؛ اما با کالیبر 50 که یک سلاح بسیار خطرناکى است و براى کارهاى دیگرى به درد مىخورد، اینها به کار بردند روى مردم. بعدها که در آن بیمارستان متحصن شدیم، من آن پوکهها را جمع کرده بودم از زمین، خبرنگارهاى خارجى که آمده بودند، من این پوکهها را نشان مىدادم؛ مىگفتم که این یادگارىهاى ماست؛ ببرید به دنیا نشان بدهید که با ما چگونه رفتار مىکنند. به هر حال رفتیم آنجا، یک ساعتى آنجا بودیم. خب معلوم نبود که چهکار مىخواهیم بکنیم. رفتیم توى یک اطاقى- ما چند نفر از معممین و چند نفر از افراد بیمارستان- که ببینیم حالا چه باید کرد؟ چون هیچ معلوم نبود، معلوم شد تهاجم ادامه دارد. حتى ماها را و مردم را و همه را گلولهباران کردند. من آنجا پیشنهاد کردم که ما اینجا متحصن بشویم؛ یعنى اعلام کنیم که همینجا خواهیم ماند تا خواستههایى برآورده بشود و خواستهها را مشخص کنیم. توى جلسه 8، 9 نفر یا شاید 10 نفر از اهل علم مشهد حضور داشتند. من براى این که مطلب هیچگونه تزلزلى، خدشهاى پیدا نکند، بلافاصله یک کاغذ آوردم و نوشتم که ما مثلاً جمع امضاءکنندگان زیر اعلان مىکنیم که در اینجا خواهیم بود تا این کارها انجام بگیرد. یادم نیست حالا همهی این کارها چه بود؟ یکى دو تایش را یادم است. یکى این که فرماندار نظامى مشهد عوض بشود؛ یکى این که عامل گلولهباران بیمارستان امام رضا محاکمه بشود یا دستگیر بشود؛ یک چنین چیزهایى را نوشتیم و اعلان تحصن کردیم. این تحصن، عجیب اثر مهمى بخشید؛ هم در مشهد و هم در خارج از مشهد؛ یعنى بعد معلوم شد که آوازهی او جاهاى دیگر هم گشته و این یکى از مسائل، یا یکى از آن نقطه عطفهاى مبارزات مشهد بود. آنوقت آن هیجانهاى بسیار شدید و تظاهرات پرشور مردم مشهد، به دنبال این بود و کشتار عمومىاى که بعد از آن در مشهد نمىدانم یازدهم یا دوازدهم دى، اتفاق افتاد جلوى استاندارى که مردم را زدند و بعد هم توى خیابانها راه افتادند و صفهاى نفت و صفهاى نان و اینها را گلولهباران کردند... با تانک و ماشین مىرفتند. مصاحبه با شبکه دو تلویزیون درباره خاطرات 22 بهمن 11/11/1363 خاطرات زندان قزلقلعه شماها واقعاً یادتان نیست، چون در آن زمان نبودید؛ اما افرادى که بودند، مىدانند اختناق چه بود؛ اصلاً قابل تصویر نیست. سال 42 بنده را به زندان قزلقلعه بردند. در همان زمان، چند جوان تهرانى را هم آوردند. من از پشت درِ سلول شنیدم که دارند حرف مىزنند؛ فهمیدم اینها را تازه دستگیر کردهاند. قدرى خوشحال شدم؛ گفتم چند روزى که بگذرد و بازجویىها تمام شود، داخل زندانِ انفرادى هم گشایشى پیش مىآید؛ با اینها تماس مىگیریم و حرفى مىزنیم و بالاخره یک همصحبتى پیدا مىکنیم. شب شد؛ دیدیم یکىیکى آنها را صدا کردند و بردند. یکساعت بعد من در همان سلول مشغول نماز مغرب و عشا شدم. بعد از نماز دیدم یک نفر دریچهى روى درِ سلول را کنار زد و گفت: "حاج آقا! ما برگشتیم. " دیدم یکى از همان تهرانىهاست. گفتم در را باز کن، بیا تو. در را باز کرد و آمد داخل سلول. گفتم چرا زود برگشتى؟ معلوم شد آنها را پاى منبر مرحوم شهید باهنر گرفته بودند. شهید باهنر ماه رمضان سال 42 در شبستان مسجد جامع تهران منبر رفته بود؛ ساواکىها هجوم مىآورند و عدهاى را همینطورى مىگیرند؛ این پنج شش نفر هم جزو آنها بودند. خود شهید باهنر را هم همان وقت گرفتند و به زندان قزلقلعه بردند. از این افراد بازجویى مىکنند، مىبینند نه، اینها کارهاى نیستند و فعالیت مهمى ندارند؛ لذا آنها را رها مىکنند. وقتى وسایل جیب آنها را مىگردند، تقویمى از این شخصى که او را بازگردانده بودند، پیدا مىکنند که در یکى از صفحات آن با خط بدى یک بیت شعر غلطِ عوامانه نوشته شده بود: جمله بگویید از برنا و پیر لعنتاللَّه رضا شاه کبیر او نه شعار داده بود، نه این شعر را چاپ کرده بود، نه جایى آن را نقل کرده بود؛ فقط در تقویم جیبىاش این شعر عوامانه را نوشته بود. به همین جرم، او را شش ماه به زندان محکوم کردند! سخنرانی در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاههاى استان کرمان 19/02/1384 سرتان میشکند! در دوران مبارزات طولانى در آن سالهاى اختناق- که شماها در دنیاى مخصوص آخوندى و طلبگى ماها نبودید- یکى از کارهایى که معمول بود، این بود که روحانیون مبارز را به بىسوادى رمى کنند؛ در صورتى که اینها از خیلى از آنها با سوادتر بودند! ما در مشهد مسجدى به نام مسجد کرامت داشتیم که اجتماع عظیمى از جوانان و نوجوانان در آنجا گرد مىآمدند. من یکوقت در آنجا در خلال صحبت، به یکى از این حرفهایى که دربارهى ما گفته شده بود، اشاره مىکردم، این شعر- که ظاهراً متعلق به میرزا حبیب است- به زبانم آمد: زین علم که رسمى است پى بحث و جدل نیز افزون ز تو چندین ورق باطله داریم بعد گفتم اگر نوشتههاى علمى و نوشتههاى فقه و اصولیام را به سر هر کدامتان بزنم، سرتان مىشکند؛ اینقدر زیاد است! دیدار با جمعی از هنرمندان 4/9/1370 تفسیر سورهی بنیاسراییل! بنده سال 50 در مشهد براى دانشجوها درس تفسیر مىگفتم و اوایل سورهى بقره- ماجراهاى بنىاسرائیل- را تفسیر مىکردم. بنده را به ساواک خواستند و گفتند چرا شما راجع به بنىاسرائیل حرف مىزنید؟ گفتم آیهى قرآن است؛ من دارم آیهى قرآن را معنا و تفسیر مىکنم. گفتند نه، این اهانت به اسرائیل است! درس تفسیر بنده را به خاطر تفسیر آیات بنىاسرائیل- چون اسم اسرائیل در آن بود- تعطیل کردند. اختناق در آن زمان عجیب بود؛ اما نه از طرف دولت امریکا، نه از سوى دولت فرانسه و نه از طرف دولتهاى دیگر مطلقاً رژیم طاغوت به مخالفت با آزادى و دمکراسى متهم نشد. آن زمان انتخابات برگزار مىشد اما مردم اصلاً نمىفهمیدند کى آمد، کى رفت و چه کسى انتخاب شد. به آن صورت رأىگیرى وجود نداشت؛ صندوق رأیى درست مىکردند و اسم نمایندهاى را که خودشان مىخواستند و از دربار تأیید شده بود، از صندوق بیرون مىآوردند. با این کار، صورت مسخرهاى از یک رأىگیرى را به نمایش مىگذاشتند. دیدار با دانشجویان و اساتید دانشگاههاى استان کرمان 19/02/1384 منبع: www.khamenei.ir |
|
| واکنش کروبی به شعارهای ساختارشکن: |
| ساعت ٢:٢۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، مهدی کروبی |
|
این شعارها 100 درصد اشتباه است این اظهارات مهدی کروبی و اظهارات چند روز پیش وی در حالی منتشر میشود که انتظار میرفت این گروه پیش از این به شفاف کردن مواضع خود بپردازند و جای این سئوال باقی است که چرا تاکنون به توصیههای مقام معظم رهبری گوش فرا ندادهاند؟ یکی از نامزدهای معترض انتخابات ریاست جمهوری دهم تصریح کرد که در صورت لزوم نیروهای نظام، برای «انقلاب، نظام و جمهوری اسلامی» با همه متحد خواهند شد. |
|
| نگاهی تاریخی به سیلی های سیاسی در ایران |
| ساعت ٢:۱۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، مطالب خواندنی |
|
روز گذشته در مجلس مدیر عامل سازمان هواپیمایی کشوری و معاون وزیر راه طی مشاجره با رئیس هواپیمایی تابان به صورت وی سیلی زد. |
|
| به بهانه اظهارات اخیر مهدی کروبی; |
| ساعت ٢:۱٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، تحلیل ، مهدی کروبی |
|
دو ملاحظه پیرامون تغییر موضع افراطیون اصلاح طلب مهدی کروبی که در هفت ماه گذشته نظام را به بدترین تهمت ها متهم کرده بود روز گذشته اعلام نمود که دولت احمدی نژاد را قانونی می داند و آنرا به رسمیت می شناسد. |
|
| رحیم مشایی کیست؟ |
| ساعت ۱:٤٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، بیوگرافی ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
| قانون گرایی یا قانون گریزی! |
| ساعت ۱:۳۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات ، تحلیل |
|
آنچه در روزهای اخیر و در مواضع برخی خواص و سیاسیون اصلاح طلب و یا اصول گرای به اصطلاح متعادل قابل ردیابی بوده ، به به و چه چه های فراوان و به شکل کلی گویی - بدون تبیین روشن و مبیّن – از « طرح آشتی ملی » است؛ ولی مناظره کواکبیان و شریعتمداری را می توان قاچ زدن بی موقع و زودهنگام یکی از خواص این طیف به این هندوانه ی در ظاهر سبز و زیبا و نمود پیداکردن ناخواسته محتوای ناسازگار آن باقوانین مشروعه ی نظام اسلامی نامید!
البته محتوای ناسالم و بی نتیجه ی این طرح از قبل نیز روشن بود؛ لکن مناظره ی دیشب حقیقت آن را روی پرده ی فهم ملت فهیم ایران اسلامی اکران نمود و یکبار دیگر، پیش بینی دلسوزان نظام از در دستور کار بودن یک استراتژی اصلاحی نرم برای برون رفت از تبعات اتفاقات اخیر به نفع سران فتنه درست از آب در آمد! آنچه درپی می آید، برخی از ثمرات هدف گیری شده ی این خیز گروهی - بخوانید فرار دست جمعی - رو به جلوی این طیف است که در صورت توفیق اجرا یافتن قابل دست یابی است : • نجات سران فتنه از مورد تعقیب قرار گرفتن دیر یا زود ایشان توسط قانون و مراجع ذی صلاح به جرم مخالفت صریح با نظام و تحریک احساسات عمومی جهت اغتشاش و هرج و مرج در کشور • تحت پوشش قرار گرفتن خواص درگیر در اغتشاشات و مورد محاکمه واقع نشدن ایشان با وجود مدارک قطعی و احیانا صوتی و تصویری علیه آنان- باتوجه به اینکه برخی از ایشان حتی پرونده های قطور دیگری نیز در مسایل سیاسی و اقتصادی دارند ( طبعا با لغو شدن دستور محاکمه ی سران، به پای میز محاکمه کشاندن مراتب بعدی پارادوکسیکال خواهد بود ) • پایان عذاب وجدان برای خواص غیرمغرضی که مع الأسف بر انتخاب اشتباه خود اصرار ورزیده، حاضر به قبول اشتباه و جدا نمودن صف خود از مغرضان و کینه ورزان نشدند ( که در صورت سر نگرفتن طرح مذکور و اجرا شدن مرّ قانون - به امر مقام معظم رهبری ایده الله - و محاکمه ی اخلال گران، سپس نوک پیکان دلخوری و ناراحتی ملت شهیدپرور، رنجدیده و انقلابی ایران اسلامی به سوی آنها خواهد بود ! )اما واقعیت چیز دیگری است ! یعنی هرچند که این جریان و حامیان آن در صورت موفقیت، به اهداف فوق الذکر دست پیدا خواهند کرد، لکن عواقب شوم آن نیز قابل اغماض و جلوگیری نخواهد بود : – برکرسی نشستن نظر تحمیلی عده ای خواص بر خلاف قانون روشن و رسمی جمهوری اسلامی ایران و نظر رهبری معظم انقلاب اسلامی – بدعتی رسمی و بشارت آینده ای خوش گوار برای همه ی قانون گریزان و قانون شکنان در برابر قانون اساسی و لوازم آن – سر در گمی مردم و روشن نشدن سره از ناسره ، ظالم از مظلوم و گنهکار از بی گناه در فتنه ی اخیر برایشان و اینکه بالأخره سران فتنه و ایادی استکبار که در بیانات مقام معظم رهبری با اشارات و ملاکهای مختلف مورد تاکید بودند ، چه کسانی بودند و چه شدند و کجا رفتند !! و ... و اینجاست که نقش خواص با بصیرت و آگاهان دلسوز و ضرورت شکستن سکوت و یا فریادهای بیشتر و بالاتر ایشان و دفاع از نظام ، قانون اساسی و جایگاه مقام عظمای ولایت فقیه به خوبی درک می شود . به امید رسیدن روزی که همگان در برابر قانون اساسی و شرع مقدس سر تعظیم و تسلیم فرود آوریم انشاءالله . |
|
| مبارزه با آلزایمر با نوشیدن آب سیب |
| ساعت ۱٢:٤٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، آلزایمر |
![]() گروه سلامت: پژوهشگران اعلام کردند: نوشیدن آب سیب احتمال ابتلا به بیماری آلزایمر را به تاخیر میاندازد.
پژوهشگران در آمریکا دریافتهاند موشهای آزمایشگاهی که آب سیب میخورند در آزمایشات ذهنی و مفهومی بهتر عمل میکنند و از افت بازده و کارآیی ذهنی در این موشها حتی با بالا رفتن سن در صورتی که از آب سیب در رژیم غذایی روزانه آنها استفاده شود، جلوگیری میشود. این پژوهش به سرپرستی توماس بیشی، محقق دانشگاه ماساچوست در آمریکا صورت گرفته است. نتایج تعدادی از مطالعات آزمایشگاهی نشان داد: عملکرد موشها زمانی که آب سیب مصرف میکنند بسیار بهتر از حد طبیعی است. نتایج این پژوهش در مجله بیماری آلزایمر منتشر شده است. در این تحقیق به موشها دو لیوان آب سیب هر روز به مدت یک ماه خورانده شد. پس از انجام آزمایشات لازم معلوم شد: در موشهایی که آب سیب خورده بودند مقدار تولید یک ذره پروتئینی کوچک کاهش پیدا کرد. این ذره پروتئینی بتا آمیلوئید نام دارد و گفته میشود که در شکلگیری پلاکهای بیماری زا نقش دارد. |
|
| چند اشتباه رایج درباره آلزایمر |
| ساعت ۱٢:٤۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: پزشکی ، آلزایمر ، اطلاعات عمومی |
|
1- فلانی خیلی حواسپرت است؛ حتما آلزایمر دارد!
نه، خیلیها حواسشان پرت است، ولی آلزایمر ندارند. آلزایمر با حواسپرتی فرق دارد. در آلزایمر، اختلالحافظه و تفکر آنقدر شدید است که کار و زندگی فرد مختل میشود و حتی سادهترین ارتباطات روزمرهاش به هم میریزد. 2- خب، فلانی پیر شده؛ باید آلزایمر بگیرد دیگر! خیلیها به 80 سالگی و 90 سالگی میرسند، ولی آلزایمر نمیگیرند. قبلا خیال میکردند اختلالحافظه، یک بخش طبیعی از زندگی سالمندان است ولی امروزه دیگر کسی این حرف را قبول ندارد. ضمن اینکه حواسپرتی یک چیز است و آلزایمر یک چیز دیگر. حساب ایندو از هم جداست. 3- محال است من آلزایمر بگیرم؛ من همه جزییات ماجراهای 10 سال پیش را یادم هست! در شروع آلزایمر، فقط حافظه اخیر پاک میشود و حافظه دور دستنخورده میماند؛ یعنی ممکن است جزییات یک اتفاق مربوط به 10 سال پیش یادمان باشد اما آلزایمرمان کلید خورده باشد. در شروع بیماری، هیچکس اسم و رسم و کار و زندگیاش را فراموش نمیکند. ضمن اینکه آلزایمریها هم مثل خیلی از بیماران دیگر، روز خوب و روز بد دارند؛ یعنی ممکن است یک روز، حافظهشان بهتر کار کند و یک روز، بدتر. 4- من و تو که آلزایمر نمیگیریم؛ آلزایمر مال سالمندان است نه! گاهی جوانها هم آلزایمر میگیرند. اگر مرز سالمندی را 65 سال بگیریم، آنوقت باید بگوییم که مثلا در کشوری مانند آمریکا، از میان 5 میلیون بیمار مبتلا به آلزایمر، دستکم 10 درصدشان هنوز سالمند نشدهاند. البته این، حرف درستی است که احتمال بروز این بیماری با افزایش سن افزایش مییابد، ولی نوع نادری از این بیماری (با شیوع 5 تا 10 درصد) هست که شروعش زودهنگام است و گاهی در حوالی 30 سالگی بروز میکند. 5- در ایران که نه؛ ولی در فلان کشور آلزایمر را درمان میکنند متاسفانه این بیماری در هیچ جای جهان درمان ندارد یا لااقل هنوز دارویی برای مداوای قطعیاش شناخته نشده. البته داروهایی هستند که گفته میشود سرعت پیشرفت آلزایمر را کم میکنند و کیفیت زندگی بیماران را ارتقا میدهند ولی این به معنای درمان قطعی نیست. 6- من پدرم آلزایمر داشته؛ پس حتما خودم هم میگیرم! البته اینکه یکی از بستگان درجه اولتان آلزایمری باشد، احتمال آلزایمر گرفتنتان را بیشتر میکند ولی این احتمال، لااقل در بیماری آلزایمر، بسیار اندک است (بین 5 تا 10 درصد) و فقط در نوع بسیار نادری از این بیماری که شروع زودرس دارد (کمتر از 10درصد موارد آلزایمر)، نقش ژنتیک پررنگ میشود. 7- فلانی آلزایمر گرفته؛ کارش تمام است نه، آلزایمر پایان زندگی نیست. خیلی از آلزایمریها زندگی هدفمند، بامعنا و خوبی دارند. ضمن اینکه تشخیص زودرس این بیماری واقعا کمککننده است و حمایت اعضای خانواده و مشارکت دادن بیمار در زندگی اجتماعی نیز به حفظ روحیه بیمار و ارتقای کیفیت زندگی او کمک میکند. |
|
| مصرف میوه و ماهی ، آلزایمر را به تاخیر میاندازد |
| ساعت ۱٢:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، آلزایمر |
|
دکتر سید مسعود نبوی ، عضو انجمن علوم اعصاب ایران با اشاره به شیوع رو به افزایش آلزایمر و با بیان این که هر پنج سال خطر بروز این بیماری دو برابر میشود، گفت: مصرف منظم و طولانیمدت میوه و سبزیجات تازه، ماهی و روغن زیتون پیشرفت آلزایمر را کاهش میدهد.
![]() دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شاهد و فلوشیپ ام.اس و نوروایمونولوژی در گفتگو با ایسنا، بروز بیماری آلزایمر را رو به افزایش عنوان کرد و گفت: آلزایمر بیماری افراد مسن است ؛ به این ترتیب شیوع آلزایمر به مرور زمان با بالا رفتن سن افزایش مییابد ؛ به طوری که هر پنج سال شیوع این بیماری دو برابر میشود. آمارها در برخی جوامع حاکی از آن است که آلزایمر در50 درصد 90 سالهها وجود دارد. وی ادامه داد: بنابراین در تمام دنیا با افزایش امید به زندگی و پیشروی جمعیت مسن، طبیعتا تعداد آلزایمریها نیز بیشتر میشود. در ایران هم که امید به زندگی از 64 سال به 74 سال رسیده، طبیعتا هر سال با افزایش جمعیت مسن، تعداد مبتلایان به آلزایمر نیز افزایش مییابد. دکتر نبوی با بیان این که بروز آلزایمر میان زنان و مردان در آمارهای مختلف، متفاوت است اما تقریبا برابر گزارش میشود ، ادامه داد: اختلال حافظه از علایم بارز آلزایمر است که معمولا در آغاز بیماری ابتدا حافظه نزدیک را درگیر کرده و به تدریج پیشرفت میکند؛ به طوری که حافظه دور فرد هم تخریب میشود. این در حالی است که ممکن است تا حدی اختلال حافظه را در افراد مسن داشته باشیم اما همه آنها آلزایمر ندارند. وی با بیان این که علاوه بر اختلال حافظه باید اختلالات دیگری هم وجود داشته باشد تا بتوان گفت که فرد مبتلا به آلزایمر است، ادامه داد: اختلالات در دیگر دامنههای شناختی مانند تکلم، قوه قضاوت، استدلال و شناخت از دیگر علایم بروز آلزایمر هستند. در اختلالات شناختی، بیمار بتدریج خصوصیات ذاتی خود را از دست داده و در شناخت افراد و اشیاء دچار اشکال میشود. همچنین به تدریج کارهایی که در طول سالیان گذشته آموخته را نیز از دست میدهد. |
|
| ضربان قلب نامنظم، احتمال آلزایمر را افزایش میدهد |
| ساعت ۱٢:٤٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: پزشکی ، قلب ، آلزایمر |
![]() گروه سلامت: مطالعه جدید نشان میدهد، ضربان قلب غیرطبیعی که فیبریلاسیون دهلیزی خوانده میشود با بروز آلزایمر در سنین بالاتر همراه است.
به گزارش ایسنا، این مطالعه روی 37 هزار بیماری که به علت بیماری فیبریلاسیون دهلیزی تحت درمان قرار گرفتهاند، صورت گرفته است. بر اساس نتایج این مطالعه، مبتلایان به این بیماری قلبی در طول 5 سال این مطالعه 44 درصد بیشتر از سایرین در خطر ابتلا به زوال عقلی بودند. |
|
| عصاره زعفران موثر در درمان آلزایمر |
| ساعت ۱٢:٤۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، آلزایمر |
|
پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران طی تحقیقی برای نخستین بار تاثیر مثبت عصاره گیاه زعفران را در درمان آلزایمر اثبات کردند. ![]() دکتر شاهین آخوندزاده ، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و همکارانش در این تحقیق، طی مطالعهای 22 هفتهای با بررسی 54 بیمار مبتلا به آلزایمر خفیف تا متوسط، تاثیر زعفران را بر روی بیماران مشاهده کردند.
در این مطالعه افراد را به 2 گروه تقسیم کردیم و در شرایط یکسان به یک گروه از بیماران عصاره زعفران به صورت کپسول و گروه دیگر داروی Donepezil داده شد که نتیجه روند درمان در هر دو گروه یکسان بود. استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران با ارائه نتایج این تحقیق در همایش بینالمللی «زعفران، داروی گیاهی هزاره سوم» خاطرنشان کرد: نتیجه این مطالعه نشان داد که عصاره زعفران میتواند داروی بیماری آلزایمر باشد. وی با اشاره به این که قدمت زعفران به قدمت تاریخ ایران است، اظهار کرد: 85 درصد زعفران دنیا در استان خراسان تولید میشود و به همین نسبت 85 درصد تحقیقات دنیا درخصوص زعفران نیز در دانشگاههای ما صورت گرفته است. |
|
| آسپرین مانع آلزایمر میشود |
| ساعت ۱٢:٤٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: پزشکی ، آلزایمر ، اطلاعات عمومی |
|
محققان اعلام کرده اند مصرف منظم آسپرین می تواند در مقابل برخی از بیماریها از بدن محافظت کند که یکی از آنها آلزایمر است. ![]() به گزارش مهر ، مطالعات نشان داده است داروی آسپرین که بیش از 100 سال پیش ساخته شده می تواند بیماری آلزایمر را به تأخیر انداخته یا حتی از بروز آن جلوگیری کند. محققان با بررسی بیش از 5000 نفر بالای سن 65 سال این مطلب را اعلام کردند. به این افراد به طور منظم آسپرین و در مواردی نیز داروهای ضد التهاب غیر کورتونی داده شد و مشخص شد که بیمارانی که بیش از 2 سال به طور منظم از آسپرین استفاده کرده بودند 50 درصد کمتر در معرض ابتلا به آلزایمر قرار گرفتند. از آنجا که آسپرین با رقیق کردن خون از تجمع و ایجاد لخته نیز جلوگیری می کند در بسیاری از بیماریهای قلبی نیز به بیماران توصیه می شود اما افرادی که بیماریهایی نظیر زخم معده یا خونریزی دارند باید از مصرف آن خودداری کنند زیرا در غیر این صورت ممکن است با خونریزیهای داخلی روبرو شوند. مصرف آسپرین در صورتی می تواند مانع ابتلا به آلزایمر شود یا آن را به تاخیر اندازد که قبل از بروز و ایجاد بیماری به طور منظم استفاده شده باشد و گرنه در مدت بیماری تاثیر خاصی بر بیماری نخواهد داشت. توصیه می شود که افراد بدون تجویز و تشخیص پزشک به طور خودسرانه از این دارو استفاده نکنند تا از بروز عوارض بعدی جلوگیری شود. |
|
| زردچوبه از بروز دیابت پیشگیری میکند |
| ساعت ۱٢:٤۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، دیابت |
![]() گروه سلامت: دانشمندان هندی اعلام کردند: زردچوبه میتواند از بروز دیابت پیشگیری کند و به همین خاطر باید در رژیم غذایی روزانه گنجانده شود.
به گزارش ایسنا، مطالعات آزمایشگاهی در گذشته نشان داده است که «کورکیومین» ماده زردرنگ در چاشنی زردچوبه قادر است با سلولهای تومورهای پوستی، سینه و سایر تومورها مبارزه کرده و همچنین احتمال بروز آلزایمر و سکته مغزی را کاهش دهد. هماکنون گروهی از پژوهشگران هندی در موسسه تحقیقات دیابت مادراس درچنای در گزارشی اعلام کردند که کورکیومین همچنین یک مسیر بیولوژیکی اصلی را که برای پیشرفت شبکیه ناشی از دیابت ضروری است، مسدود میکند.
این بیماری شبکیه، نوعی مشکل چشمی شایع بین مبتلایان به دیابت است که اگر درمان نشود، منجر به نابینایی خواهد شد. به گفته محققان، این نخستین مدرک علمی مهم در مورد عملکرد مولکولی زردچوبه علیه بیماری شبکیه چشمی ناشی از دیابت است. این پژوهشگران تایید کردند؛ آزمایشات ما مزایای فوق را در مورد زردچوبه تایید میکند و بنابراین مصرف روزانه آن در رژیم غذایی توصیه میشود. |
|
| ثاتیر مثبت زردچوبه در پیشگیری از آلزایمر |
| ساعت ۱٢:۳٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی ، آلزایمر |
|
محققان آمریکایی با آزمایش زردچوبه موجود در ادویه کاری دریافتند که این ادویه تاثیر مثبتی در پیشگیری از آلزایمر دارد.
![]() به گزارش مهر، محققان دانشگاه کارولینای شمالی با آزمایش زردچوبه موجود در ادویه کاری بر روی مدل حیوانی نشان دادند که این ماده تاثیر مبثتی بر هوشیاری ذهن می گذارد. همچنین با نگاهی به آرشیوهای پزشکی می توان دریافت که مردم هند که به طور روزانه عادت به مصرف این ادویه غذایی دارند نسبت به مردم غرب بسیار کمتر به بیماری آلزایمر دچار می شوند. در این خصوص این دانشمندان در اجلاس سالانه کالج رویال روانپزشکی انگلیس اظهار داشتند: "با آزمایش دوز بالای زردچوبه روی موشهای آزمایشگاهی کشف کردیم که این ماده یک مانع مهم در تشکیل پلاکهای "بتا آمیلوئید" است. این پلاکها به عملکردهای مغز آسیب می رسانند و منجر به بروز بیماری آلزایمر می شوند." براساس گزارش تلگراف، این محققان در آزمایشگاه موشهای اصلاح ژنتیکی شده ای ایجاد کردند که مغز آنها پر از این پلاکها بود اما با مصرف زردچوبه به تدریج این پلاکها از بین رفتند. به اعتقاد این محققان ادویه کاری می تواند در ساخت داروهای ضد آلزایمر آینده مورد استفاده قرار گیرد. |
|
| زنان باردار کمتر زردچوبه مصرف کنند |
| ساعت ۱٢:۳٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: پزشکی ، تغذیه ، اطلاعات عمومی |
|
مریم مرادف متخصص تغذیه گفت: زنان حامله و افرادی که به انسداد کیسه صفرا مبتلا هستند کمتر از زردچوبه استفاده کنند.
![]() مرادف در گفتگو با فارس افزود: زردچوبه سرشار از نیاسین، کلسیم، آهن، روی، مس، پتاسیم و منیزیم است و دارای مادهای به نام کورکومین است که عامل رنگ زردچوبه و آنتی اکسیدانی قوی است که باعث سمزدایی در بدن میشود. این متخصص تغذیه اضافه کرد: از سایر خواص زردچوبه میتوان به صفرابر، تحریککننده ترشحات پانکراس، هضمکننده غذا، خاصیت حل کننده و دفع کننده سنگ مثانه نام برد و برای درمان التهابات لثه میتوان جوشانده زردچوبه را قرقره کرد. مراداف گفت: زردچوبه یک اسید چرب بلند و شاخهدار که ضد آلزایمر است. کورکومین موجود در زردچوبه باعث کاهش چربیهای بد خون میشود و ضد گرفتگی عروق است.زنان حامله و افرادی که به انسداد کیسه صفرا مبتلا هستند کمتر از زردچوبه استفاده کنند. |
|
| زنان باردار قبل از خواب قرص آهن بخورند |
| ساعت ۱٢:٢۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: پزشکی ، بارداری ، اطلاعات عمومی |
|
پریسا ترابی مدیر اداره بهبود تغذیه وزارت بهداشت گفت:
مصرف قرص آهن ممکن است عوارضی مانند تهوع ، درد معده، اسهال و یبوست داشته باشد و مصرف قرص آهن شب قبل از خواب عوارض آن را میکاهد.
![]() مدیر اداره بهبود تغذیه وزارت بهداشت در گفتگو با فارس افزود: نیاز زنان به آهن در دوران بارداری تا 2 برابر قبل از بارداری افزایش پیدا میکند. این افزایش نیاز به آهن برای رشد جفت و جنین به حدی است که به هیچوجه از طریق مصرف مواد غذایی تأمین نمیشود. مدیر اداره بهبود تغذیه وزارت بهداشت گفت: مصرف قرص آهن ممکن است عوارضی مانند تهوع، درد معده، اسهال و یبوست داشته باشد به همین دلیل توصیه میشود که قرص آهن بعد از غذا مصرف شود و عوارض مصرف آن کمتر میشود. ترابی اضافه کرد: بهترین زمان برای مصرف مکمل آهن شب قبل از خواب است. زنان باردار نباید مصرف قرص آهن را قطع کنند، زیرا بعد از گذشت چند روز معمولا این عوارض قابل تحمل شده یا کلا برطرف خواهند شد. وی افزود: از مصرف همزمان شیر، فرآوردههای لبنی و قرص آهن خودداری شود، زیرا کلسیم موجود در لبنیات در جذب آهن بدن اختلال ایجاد میکند. مدیر اداره بهبود تغذیه وزارت بهداشت گفت: نیاز به اسید فولیک در دوران بارداری افزایش مییابد. به دلیل نقش اسید فولیک در پیشگیری از نقص مادرزادی لوله عصبی، بهتر است مصرف این مکمل از 3 ماه یا حداقل یک ماه قبل از بارداری شروع شود |
|
| خودکشی سیاسی یا حذف جریانی؟ |
| ساعت ۱٢:٢٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات ، تحلیل |
|
گزارش تحلیلی از جاذبه و دافعه نظام پس از انتخابات
اگر برخی جریانات امروز در گوشه عزلت خزیده و خود را در آستانه حذف میبینند، مسیری است که خود برگزیدهاند.
موضوعی که بیانگر ظرفیت بالای نظام برای پذیرش منتقدان و دگراندیشان سیاسی است. بدون شک اگر قرار و طرحی برای حذف جریان خاص سیاسی در کشور وجود داشت، هرگز اجازه حضور آنها در انتخابات دهم ریاست جمهوری داده نمیشد چراکه سخنان ساختار شکنانه مهدی کروبی پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری در سال 84 و طرح ادعای تقلب در انتخاباتی که همفکران وی برگزارکنندگان آن بودند، میتوانست زمینه رد صلاحیت وی در انتخابات دهم را فراهم کند اما وی بار دیگر در انتخابات سال 88 مورد تائید شورای نگهبان قرار گرفت تا همان 300هزار نفری نیز که در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به وی رای دادند در سیستم مردمسالاری دینی مورد تکریم قرار بگیرند.
اما توهم «حذف جریانی» در آنجا پر رنگ شد که برخی از شکستخوردگان انتخابات دهم، با ایجاد ناآرامیها و همچنین وارد کردن اتهامات گسترده به نظام پس از یک انتخابات بینظیر - که بیش از 85 درصد مردم در آن حضور داشتند - تلاش کردند، از این طریق بر شکست خود سرپوش بگذارند. آنها که خود به خوبی میدانستند با این رفتارهای ساختارشکنانه و هتک حیثیت نظام، رو در روی سیستم سیاسی قرار گرفتهاند، اکنون که به بن بست کامل رسیدهاند با دامن زدن به حذف جریانات سیاسی، ضمن مظلومنمایی قصد دارند بر افتضاحاتی که خواسته یا ناخواسته به دست خود به وجود آوردند، سرپوش گذاشته و از طرف دیگر با طرح این موضوع، در راستای توجیه اعمال و رفتارهای بعدی در تحقق اهداف براندازانه خود گام بردارند. این درحالی است که با وجود تمامی رفتارهای ساختارشکنانه سران فتنه، رهبر انقلاب سخاوتمندانه درهای بازگشت این جریانات به آغوش انقلاب را بازگذاشتند و بارها سخن از جذب حداکثری و دفع حداقلی به میان آوردند. موضعی که به روشنی در رفتار سیاسی نظام نیز قابل مشاهده است. رهبر انقلاب در همان روزهای آغازین این بلوای انتخاباتی، از آقای موسوی در دفتر خود پذیرایی کردند و به وی توصیه کردند آرامش و خونسردی خود را حفظ کند تا بر اساس قانون به ادعاهای وی رسیدگی شود اما او که توهم پیروزی را با تمام وجود باور کرده بود به این سخنان توجهی نکرد.
موضوعی که در دوران رهبری امام خمینی(ره) در خصوص ماجرای منافقین(مجاهدین خلق) تکرار شد و امام خمینی(ره) پس از تذکرات متعدد به این جریان در خصوص اصلاح عملکرد خود، عاقبت حضور آنها را برنتافتند و با برکناری بنی صدر از مقام ریاست جمهوری، عملاً منافقین را از کلیه معادلات سیاسی کنار زدند.
در کنار تمامی این وقایع، نظام همچنان شاهد حضور حامیان جریانهای مختلف سیاسی در دستگاههای مختلف کشور است که همین افراد در زمان انتخابات کلیه امکانات خود را برای پیروزی یک کاندیدای خاص بسیج کرده بودند. از آن جمله میتوانیم به حجتالاسلام سید محمود دعایی مدیر موسسه مطبوعاتی اطلاعات و همچنین حجتالاسلام مسیح مهاجری مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی اشاره کنیم که بهرغم مواضع صریحشان در انتخابات و حوادث بعد از آن در مسؤولیت خود باقی مانده و گرایش و حمایت آنها از کاندیدایی که بسترساز فتنه شده موجب حذف آنها و امثال ایشان نشد. هرچند باید براین نکته تأکید کرد که حمایت امثال آقایان دعایی و مهاجری از میرحسین موسوی در انتخابات، به معنای تأیید حرکتهای بعدی او نبوده و آنها به رغم تمایل سیاسی، تعهد به نظام و انقلاب را بر حمایت از یک شخص خاص ترجیح میدهند. بنابراین با بررسی عملکرد کلی نظام در خصوص وقایع اخیر میتوان به روشنی دریافت که مسؤولان عالی رتبه کشور نه تنها هیچ تلاشی را برای حذف جریانات سیاسی آغاز نکردهاند بلکه به عناوین مختلف برای جذب تمامی این جریانات همت میکنند که نمونه آن را میتوان در سانسور شعارهای صریح مردم علیه برخی سران جریان فتنه، توسط صدا وسیما در راهپیمایی 9دی مشاهده کرد. بدون شک ظرفیت بالای سیاسی و مردمسالاری دینی نظام اسلامی که حتی به اقلیتهای مذهبی اجازه حضور در دستگاه قانونگذاری کشور را داده است، هرگز به دنبال حذف برادران سابق خود نیست و اگر برخی جریانات امروز در گوشه عزلت خزیده و خود را در آستانه حذف میبینند، مسیری است که خود در مقابل مردم برگزیدهاند.
|
|
| دموکراسیخواهان دموکراسیستیز |
| ساعت ۱٢:٢٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات ، تحلیل |
|
دموکراسی چیست؟ برای فهم صحیح و عمیق مفاهیم، نهادها و اصول دموکراسی باید آن را به مثابه فرآیندهای عمومی تجربه زندگی افراد در رابطه با حکومت و بهعنوان یک نوع شیوه زندگی در نظر گرفت و این مهم را در ایران اسلامی همراه با گسترش تجربه مشارکت و رقابت سیاسی در سطح عموم مردم در قالبهای گوناگون از جمله انتخابات میتوان مشاهده کرد.
دموکراسی امروزه در قرن بیست و یکم بهعنوان رایجترین و مقبولترین نوع شیوه حکومت در قالب نظام سیاسی در کشورهای گوناگون بومی شده است. فرآیند بومیسازی دموکراسی روندی بسیار پیچیده است که فراخور فرهنگ هر کشور با حفظ اصول و قواعد بنیادین دموکراسی صورت میپذیرد. بهعنوان مثال با اینکه دموکراسی مدرن در ابتدا پدیدهای اروپایی و غربی بوده اما حتی در کشورهای اروپایی که از لحاظ فرهنگی قرابت و نزدیکی خاصی با یکدیگر دارند این پدیده بهعنوان یک نوع شیوه زندگی با هم متفاوت است. بهعنوان مثال دموکراسی در قالب شیوه حکومت در کشور انگلستان با دموکراسی در کشور فرانسه یکسان نیست حال اینکه بعضا در کشورهای در حال توسعه این مبحث مهم بسیار مناقشهبرانگیز بوده است حتی در جامعه کنونی ما نیز بعضی از مخالفان بومیسازی دموکراسی معتقد به وارد کردن دموکراسی آنطور که در غرب وجود دارد هستند در حالی که دموکراسی مدرن غرب که در حال حاضر موجود است حاصل عبور از یک فرآیند تاریخی پرفراز و نشیب فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، مذهبی، هنری، اقتصادی و... تقریبا 8 قرنی بوده است. طرح بحث مناقشه طرفداران لیبرال دموکراسی و دموکراسی بومی شده در کشور، خارج از این مقاله بوده و مجال بررسی آن را شاید در مطالب بعدی پی بگیریم اما طرح بحث اصلی در این مجال کوتاه بحث اصول لایتغیر دموکراسی در قالب شیوه رقابت و مشارکت سیاسی در حکومت است. به عبارت دیگر میخواهیم عمل انتخاباتی و واکنش بعد از اتمام انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در ایران که از سوی طرفداران دموکراسی به شیوه غربی صورت گرفته را با اصول بنیادین و مبانی فکری دموکراسی غربی مقایسه کنیم و ببینیم طرفداران دموکراسی به شیوه غربی چقدر به اصول بنیادی و اعتقادی خود در رعایت مبانی فکری دموکراسی متعهد و پایبند بودهاند. البته در مقالهای که روز سهشنبه مورخ 12 خردادماه سال جاری به نام خشونت نقابدار در قالب جستاری کوتاه درباره کمیته صیانت از آرا از نویسنده این سطور به چاپ رسید، بنیادهای فکری چهره قدرت مخالفان رئیسجمهور وقت تبارشناسی شده بود و گذشت زمان درستی سطر سطر آن را ثابت کرد اما این مقاله از زاویهای دیگر پارادوکسهای درونی فکری – اعتقادی طرفداران لیبرال – دموکراسی در ایران را به قلم میآورد. واژه « دموکراسی» جزو یکی از پرمناقشهترین مفاهیم سیاسی محسوب میشود که هرگز نمیتوانیم بر سر تعریفی واحد از آن توافق کنیم. حتی برخی از نویسندگان انواع مختلفی از دموکراسی را جهت توضیح بعضی از حکومتهای نظامی و شبهنظامی نیز به کار بردند، مثلا سامی فاینر (s.e.finer) در کتاب «انسان بر پشت اسب» برای حکومتهای جمال عبدالناصر (دومین رئیسجمهور مصر از 1956 تا 1970)، محمد ایوبخان (رئیسجمهور پاکستان از 1958 تا 1969)، سوکارنو (نخستین رئیسجمهور اندونزی از 1945 تا 1967)، فرانسیسکو فرانکو (دیکتاتور اسپانیا از 1936 تا 1975)، آلفردو استروسنر ماتیودا (رئیسجمهور پاراگوئه از 1954 تا 1989) و رافائل تروخیلو (دیکتاتور جمهوری دومینیکن از 1930 تا زمان ترورش در سال 1961) به ترتیب اشکال دموکراسی ریاستی، دموکراسی بنیادی، دموکراسی هدایت شده، دموکراسی ارگانیک، دموکراسی انتخابی و نو دموکراسی نامگذاری کردهاند اما در یک تقسیمبندی میتوان 4 کاربرد تاریخی مفهوم دموکراسی را از هم بازشناسی کرد؛ نخستین کاربرد مفهوم دموکراسی به دوره یونان باستان برمیگردد، جایی که معنای اولیه دموکراسی (دموس به معنای توده و خیل مردم و کراتوس به معنای حکومت) پا به عرصه حیات سیاسی – اجتماعی گذاشت و به صورت مستقیم در جامعه آن زمان یونان باستان پیاده شد و البته مخالفان خاص خود را نیز داشت. افلاطون بهعنوان مهمترین مخالف دموکراسی، آن را حکومت دوکسا (Doxa) بر فیلوسوفیا (Philisophia) میدید به عبارت دیگر وی دموکراسی را برتری «باور عمومی» بر «دانایی» محسوب میکرد و بدین ترتیب از آن بیزار بود. دموکراسی ابتدایی در اندیشه ارسطو تعدیل شد و دموکراسی در نگاه وی حکومت گروهی اندک با رضایت افراد بسیار تعریف شد. دومین کاربرد مفهوم دموکراسی نیز از جمهوری رم آغاز میشود، در «گفتارهای» ماکیاول اوج میگیرد و در سنت جمهوریخواهی انگلیس در سده هفدهم نهادینه میشود. در مرحله دوم فعالیت سیاسی شهروندان در کانون توجه قرار میگیرد و فرض بر این میشود که برای محافظت از شهروندان تنها قوانین خوب و تفویض اختیار به حاکمان کافی نبوده بلکه تنظیم قوانین توسط شهروند فعال سیاسی جای شهروند مطیع صرف قانون که مودبانه پذیرا و فرمانبر نظم سنتی است را میگیرد. مشخصه بارز دومین کاربرد مفهوم دموکراسی زندگی سیاسی پرنشاط شهروندان و مشارکت فعال آنان در عرصه تصمیمگیریهای سیاسی است. سومین کاربرد مفهوم دموکراسی به ادبیات و رویدادهای انقلاب فرانسه (1789) و مشخصا در نوشتههای ژان ژاک روسو متبلور میشود؛ جایی که این تفکر غلبه یافت که هر کس فارغ از میزان تحصیلات یا داراییاش، حق دارد تا خواستهاش را به آگاهی عموم برساند و نیز نزدیکتر بودن شخص به طبیعت و وضع طبیعی در مقایسه با پیشرفت او در ساختارها و نهادهای زندگی مدرن برای فهم صحیحتر اراده عمومی یا خیر همگانی مفیدتر و کارآتر است، به عبارت دیگر یک فرد ساده و فداکار که هنوز در طبیعت زندگی میکند و از قیل و قال زندگی ماشینی شهری به دور است بهتر میتواند خیر همگانی را تشخیص دهد تا فردی که دارای تحصیلات عالیه در شهر با نظام و ساختار تربیتی- ماشینی مدرن و زندگی تصنعی طبقات بالای جامعه تربیت یافته است. چهارمین کاربرد دموکراسی را میتوان در نوشتههای جان استوارت میل و آلکسی دوتوکویل یافت. نگرشی که در قانون اساسی آمریکا و قوانین اساسی کشورهای اروپایی سده نوزدهم و همچنین آلمانغربی و ژاپن بعد از جنگ دوم جهانی متبلور شد. در این نگاه همگان میتوانند در حیات سیاسی – اجتماعی مشارکت کنند، به شرطی که متقابلا به حقوق برابر دیگر شهروندان در چارچوب نظم قانونی سامانبخشی که آن حقوق را تعریف، محافظت و تحدید میکند، احترام بگذارند و امروزه این نگاه چهارم، دیدگاه غالب درباره مفهوم دموکراسی در جهان است. حال با تبارشناسی مفهوم دموکراسی و بیان رایجترین کاربرد آن در جهان امروز به پارادوکس معتقدان دموکراسی در ایران در گفتار و رفتار مشارکت انتخاباتی رقابت سیاسی آنها در انتخابات اخیر ریاستجمهوری میپردازیم. با عنایت به چهارمین کاربرد دموکراسی میتوان جوهر، اصول و مبانی دموکراسی را در اصالت برابری انسانها، اصالت فرد، اصالت قانون، اصالت حاکمیت مردم، اصالت قرارداد و تاکید بر حقوق طبیعی، مدنی و سیاسی انسانها یا همان اصل شهروندی یافت. اگر بخواهیم توضیحی مختصر و مفید از این اصول ارائه کنیم در باب اصالت برابری باید گفت که اصالت برابری به این معناست که همه انسانها ارزش یکسانی دارند و باید با همه به شیوهای برابر رفتار کرد این اصل جزو اصول دموکراسی محسوب میشود. بنابر این دموکراسی با نابرابری حقوقی و سیاسی سازش ندارد. آنچه بهعنوان یکی از مبانی حکومت دموکراتیک در بحث ما اهمیت دارد برخورداری از برابری در حقوق مدنی مثل حق رای و حق برابری آرای عموم مردم است که به معنای برابری انسانها به حکم انسانیت آنها در جامعه سیاسی است. اصل اصالت فرد نیز به این معنا اشاره دارد که انسان اصولا موجودی خردمند به شمار میرود و از این رو باید در تشخیص مصلحت فردی خود در حدود نظام اجتماعی، آزاد و خودمختار باشد. اصالت قانون نیز به این نکته اشاره دارد که در دموکراسی آزادی با پیروی از قانون معنا مییابد و این 2 از هم جدا نیستند. اصل حاکمیت مردم نیز اراده مردم را بهعنوان تنها منبع مشروعیت قدرت حاکم معرفی میکند. براساس این اصل مردم، رضایت یا عدم رضایت خود را از عملکرد حکومت از مجاری قانونی اعلام میدارند. این بحث در رویکرد چهارم دموکراسی پیشتر بر اساس رضایت اکثریت مردم استوار است تا حاکمیت اکثریت که معنای اولیه دموکراسی بود. در اصالت قرارداد با یکی از مفاهیم بنیادین دموکراسی یعنی نظریه قرارداد اجتماعی روبهرو میشویم. اصحاب قرارداد اجتماعی (توماس هابز، جان لاک وژان ژاک روسو) به همراه بندیکت دو اسپینوزا و امانوئل کانت و دیگران در ابتدا به آن پرداختند. در این نظریه اعتقاد بر این است که نخست انسان در «وضع طبیعی» یعنی وضع ماقبل پیدایش حکومت میزیسته است و سپس مردم از طریق قرارداد و توافق عمومی خود را با تشکیل حکومت از وضع طبیعی به وضع مدنی میرسانند. در این نظریه قرارداد اساس التزام و اطاعت سیاسی محسوب میشود زیرا فرد باید آنچه را که خود طبق عهد و میثاق پذیرفته، انجام دهد. اصل شهروندی نیز به این معناست که شهروندان از حیث حقوق و تکالیف با هم برابرند و از دیدگاه لیبرالها، شهروندی عبارت است از توانایی افراد در تشکیل و تعقیب برداشت خودشان از مفهوم خیر و مصلحت با رعایت احترام برای برداشت دیگران از آن مفهوم. حال با تعریفی موجز از مفاهیم اساسی و بنادین «دموکراسی» به تطبیق رفتار انتخاباتی مدافعان دموکراسی غربی در ایران با این اصول میپردازیم. مبارزات انتخاباتی فرآیندی است عقلانی که 3 ضلع مثلث آن را نامزدهای انتخاباتی، رسانهها و رایدهندگان تشکیل میدهند. دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در ایران نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. امروز با اعترافات و همچنین رسوایی عوامل فکری و اجرایی این پروژه منحوس، دیگر لزومی به اثبات این قضایا نبوده و این مقاله فقط به تشریح پارادوکسهای فکری- رفتاری طرفداران یا طرفدارنماهای لیبرال – دموکراسی در ایران خواهد پرداخت. در فرآیند این پروژه ضدحکومتی، اصالت قانون از سوی مدعیان دموکراسیخواه کاملا زیر سوال رفت، اولا پیروی از قانون در دموکراسی شرط محقق شدن آزادی در جامعه است اما آشوبگران نهتنها آزادی فراتر از قانون بلکه آزادی ضدقانونی را طلب میکردند. در صورتی که تمام ارگانهای قانونی مربوطه جهت رسیدگی به ادعاهای مخالفان در باب انجام تخلفات و تقلب انتخاباتی مثل همیشه آماده اجرای قانون و حتی برخورد با تخلف احتمالی را داشتند اما مدعیان وجود تقلب انتخاباتی از این مجاری قانونی هیچ استفاده موثری در راستای اثبات ادعاهای خود نکرده و حتی بعضا این ارگانها و نهادهای قانونی را نیز غیرقانونی قلمداد میکردند و به تجمعات غیرقانونی و بعضا تخریبها و نافرمانیهای مدنی گرایش بیشتری نشان دادند تا قانونگرایی. ثانیا شرکت در انتخابات به معنای بالا بردن نهادینگی مدنی و انجام فرآیند عقلانی گزینش سیاسی است در صورتی که ایجاد فضای وانمودهای که مجاز و حقیقت از هم قابل تشخیص نیست در زمان پیش از انتخابات، همچنین ترویج شایعاتی مبنی بر انجام تقلب انتخاباتی که بیشتر نشان از یک «غیبگویی» و «شعبدهبازی» بود تا یک پیشبینی سیاسی، شور بیشعوری را بین بعضی از اقشار و تودههای جامعه تقویت کرد که مصادیق آن را در اطراف میدان ولیعصر(عج) و مناطق مختلف تهران و ایران در شبهای قبل از انتخابات میشد مشاهده کرد. در اصل حاکمیت مردم که امروزه به سمت رضایت اکثریت مردم گرایش پیدا کرده تا مفهوم حاکمیت اکثریت مردم، اصل، رضایت اکثریت مردم از روی کارآمدن کاندیدا یا ابقای کاندیدای مورد نظرشان در چارچوب گزینش سیاسی است که از طریق مجاری قانونی یعنی مشارکت مردمی در انتخابات صورت میپذیرد. با اعلام رای مردم و مشخص شدن واهی بودن ادعاهای وجود تخلف و تقلب در شمارش آرا آن هم از زبان سناریونویسان این پروژه، دموکراسیخواهان نهتنها «اصل حاکمیت مردم» را نفی کردند بلکه اصالت برابری (برابری مدنی) و نیز اصل شهروندی را نیز زیر سوال بردند. حال اینکه بعضی از تحلیلگران مخالف دولت این بحث را که عملکرد دولت به گونهای بوده که اقشار پایین جامعه به خاطر توزیع ثروت ملی بین آنها به او رای داده و این بحث قبل از انتخابات برایشان مشخص و مبرهن بود نیز جای تامل دارد چرا که مخالفان با علم به این موضوع که بازنده سیاسی این رقابت که به دست مردم گزینش خواهد شد، خواهند بود، با مخالفت خود با رای مردم هم «اصل حاکمیت مردم» و هم «اصل اصالت فرد» را زیر سوال بردند چرا که تبلور رضایت اکثریت مردم در گزینش سیاسی انتخاباتی بسیار مشخص و گویا بود. گویی با پیشبینی انتخاباتی مخالفان دولت مبنی بر پیروزی دکتر احمدینژاد به خاطر هزینه کردن ثروت ملی در اقشار پایین جامعه؟! به عقل و قدرت تشخیص مصلحت فردی افراد رایدهنده به احمدینژاد شک کرده و اینگونه اصالت فرد که یکی از اصول لاینفک دموکراسی است را نادیده انگاشتند. با نگاهی عمیقتر به عملکرد دموکراسیخواهان مذکور میبینیم که آنها «اصالت قرارداد» که یکی از اولیهترین اصول شکلی مدل حکومتی دموکراسی است را نیز نقض کردند. همانگونه که رفت، در این نظریه، قرارداد اساس التزام و اطاعت سیاسی است و شهروند باید آنچه را که خود بر طبق عهد و میثاق پذیرفته، انجام دهد. بر این اساس چه کاندیداهای ریاست جمهوری و چه انتخابکنندگان حاضر در پای صندوقهای رای با قبول میثاقی به نام قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که براساس جمهوریت و اسلامیت نظام در 12 فروردین 1358 با 2/98 درصد به آن رای بله دادند باید التزام و اطاعت سیاسی خود را به اصول مندرج در قانون اساسی ج.ا.ایران رعایت کرده و پایبند به آن باشند. همانگونه که مردم شریف ایران مشاهده کردند در تهران و برخی شهرهای کشور «اصل قرارداد» با صدور بیانیهها و دعوت برخی از کاندیداهای ریاست جمهوری از فردای انتخابات به تشکیل تجمعات و راهپیماییهای غیرقانونی و تظاهرات که بعضا به ایجاد آشوبها و درگیریهای خیابانی انجامید، ختم شد و این نوع اعتراض سیاسی و نافرمانی مدنی خشونتبار مشخصا اصالت قرارداد که یکی از اصول و جوهره دموکراسی است را زیر سوال برد. حتی فراتر از آن اینکه کاندیداها بر اساس چارچوب قانون اساسی در بزرگترین «رقابت سیاسی» کشور شرکت کردهاند اما نیمی از این کاندیداها «مبارزه در نظام» را به «مبارزه علیه نظام» تبدیل کردند و این قانونستیزی و چارچوبگریزی جزو مشخصترین مصادیق نظمستیزی در تمام اشکال حکومتی محسوب میشود و شکل حکومت دموکراسی نیز از این قاعده مستثنا نیست. البته باید متذکر شد که حضور گروهها، احزاب و جناحهای مختلف و رقیب در رقابتهای انتخاباتی نهتنها لازم بلکه ضروری است چرا که این رقابت سرمنشأ تعامل اندیشهها در حوزه گفتار، رفتار و مباحث اجرایی و اداره کردن کشور میشود و در نتیجه وجود نقد و انتقاد در فضای کشور، موجبات رشد و توسعه کماشتباهتر فراهم میآید اما نداشتن ظرفیت سیاسی در راستای قبول باخت سیاسی که یک روی هر رقابتی محسوب میشود در هیچ شکل و رویکردی از دموکراسی پذیرفته شده نیست. اصل شهروندی در مراتب بالاتر خود نیز جزو اصول پذیرفته شده نخبگان سیاسی رقیب که در رقابت انتخاباتی شرکت کردهاند نیز میشود. بدین معنا که این کاندیداها باید بدانند شهروندان از حیث حقوق و تکالیف با هم برابرند و رعایت کردن حق شهروندی از سوی کاندیداتوری ریاستجمهوری مفروض گرفته میشود. همانگونه که رفت، شهروندی عبارت است از توانایی افراد در تشکیل و تعقیب برداشت خودشان از مفهوم خیر و مصلحت با رعایت احترام برای برداشت دیگران از آن مفهوم. پس چطور میشود که حق شهروندی بیش از 60 درصد از مشارکتکنندگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری توسط بعضی از کاندیداتورهای شکست خورده نادیده گرفته شود؟ و جالبتر اینکه هنوز هم بعضیها مصرانه بر موضع غلط و اشتباه خود، بر طبل توخالی شایعه تاریخ مصرف گذشتهای که تئوریسینهای این سناریو به قاچاق بودن این «نیشدارو»ی خارجی اعتراف کردهاند، میکوبند و مبحث نخنما شده «تقلب انتخاباتی» را دستاویزی برای برهم زدن نظم سیاسی- اجتماعی که اولیهترین فلسفه وجودی حکومتها را تشکیل میدهد قرار میدهند. آیا این رفتار سیاسی با هیچکدام از اصول دموکراسی قرابت یا سنخیت دارد؟ دموکراسی چه به معنای نظریه دولت و چه به معنای روش زندگی یا به مثابه ترتیبات نهادی یا دستگاههای قانونی لحاظ شود یکی از دستاوردهای بشری محسوب میشود که برخورد درست با آن وظیفه هر انسان شعورمندی است. این مقاله نیز درصدد رد کردن پدیده دموکراسی در ایران نبوده و نیست بلکه با تبارشناسی مبانی و اصول دموکراسی درصدد نمایش پارادوکسهای رفتار و گفتار دموکراسیخواهان ایران در فرآیند رقابت سیاسی در جریان حوادث و اتفاقات قبل و بعد از دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری بود. حال با عنایت به تعریفی که از رایجترین مفهوم دموکراسی در چهارمین کاربرد آن شد، آیا میتوان دموکراسیخواهان ایران را دموکراسیستیز نامید؟ یادآور میشوم که در نگاه چهارم دموکراسی که رایجترین مفهوم دموکراسی در جهان است همگان میتوانند در حیات سیاسی- اجتماعی مشارکت کنند، به شرطی که متقابلا به حقوق برابر دیگر شهروندان در چارچوب نظم قانونی سامانبخشی که حقوق را تعریف، محافظت و تحدید میکند، احترام بگذارند و آیا بعضی از رقبای شکستخورده احترام گذاشتند؟ قضاوت با شما. امید است که با عنایت خداوند متعال حق مطلب را آنگونه که بوده بیان داشته و تکلیف و وظیفه شرعی و ملی خود را ادا کرده باشیم. |
|
| پشت صحنه سناریوی حکمیت چیست؟ |
| ساعت ۱٢:٢٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات ، تحلیل |
|
گزارش از تلاش فتنهگران برای ایجاد دالان فرار و خرید زمان
ماجرای «آشتی ملی»این روزها در حالی از سوی برخی گروههای سیاسی طرح و پیگیری میشود که اصل و اساسش برآب است. ماجرای «آشتی ملی» و «حکمیت» این روزها در حالی از سوی برخی گروههای سیاسی طرح و پیگیری میشود که اصل و اساسش برآب است.
|
|
| اشتباهات استراتژیکی و تاکتیکی موسوی |
| ساعت ۱٢:۱٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات ، تحلیل |
|
اشاره: این تحلیل در پی تحلیل رفتار سیاسی (و نه تحقیر سیاسی) مهندس میرحسین موسوی به عنوان سیاستمداری است که اخیرا در کانون وقایع مهمی در کشور قرار گرفته بود. تحلیل رفتار یک سیاستمدار با شاخص های سیاست عرفی ؛ بدیهی است که به معنای پذیرش ارزش این شاخص ها نیست.
تحلیل علمی و سیاسی ابعاد مختلف یک پدیده پرچالش در محیط توفان زا ممکن نیست یا حداقل به عنوان یک حرکت بدون غرض دیده نخواهد شد . حال که تا حدودی طبل توفان از نوا افتاده است شاید این تحلیل ها با چشمان بازتری خوانده شود. یک سیاستمدار یا در مدل آرمانگرایانه عمل می کند یا در محیط عملگرایانه محض البته حد وسط نیز ممکن است . فرض کنیم مهندس موسوی در وقایعی که اتفاق افتاد به دلیل دور افتادن از شعارها و تصویری که از او به عنوان یک چهره چ‘ اسلامی عدالتگرای ارزشی خط امامی حامی اصل ولایت فقیه مستضف گرای ضد لیبرال در اذهان بود و به دلیل اقتضائاتی که دور از فهم نیست به سمت مدل بازی سیاستمداران عرفی عملگرا که با کارتهای موجود و نه لزوما مطلوب بازی می کنند؛ رفته است. سنجش اقدامات او با مدل آرمانگرایانه، خردمندانه نخواهد بود؛ لذا پرسش این است که با همین مدل عرفی اشتباهات استراتژیک و تاکتیکی مهندس موسوی در بازی سیاسی جریان سبز چه بوده است؟ الف- اشتباهات استراتژیک 2. توقع غلط از طبقه متوسط: طبقه متوسط در تاریخ ایران محرک انقلابات هست ولی بدون توان طبقات پایین (فقیر) جامعه حداکثر کار آن غرغر دائم و حضور انتخاباتی برای اصلاحات است . ذات طبقه متوسط محافظه کاری است . ت وقع حرکت های تند انقلابی از آنها عدم شناخت ماهیت این طبقه و خصلت طبقاتی آنها ست . آنکه چیزی برای باختن دارد در حیطه محافظه کاران است به دستهای پرش باید نگریست نه به شعارهای خالی اش! طبقات فقیر به هر دلیلی هنوز دل در گرو نظام اسلامی دارند. پس موتور محرک طبقه متوسط فعلا با موتور بزرگ و قدرتمند فقرا درگیر نیست . موسوی می توانست به قهرمان طبقات فقیر و مذهبی در این دوره تبدیل شود ؛ اما در میدان طبقاتی، به نفع آنها نبرد کرد که عمری آنها را مورد انتقاد قرار داده بود و به طبقاتی پشت کرد که همیشه صادق ترین حامیان عدالتگرایان آرمان خواه هستند. 3. با هویت خود نمی توان مبارزه کرد و پیروز بود؛ موسوی در بستر انقلاب اسلامی (و تند ترین جریانات آن) بالید و هویت یافت ؛ مبارزه موسوی با باورهای این نظام، مبارزه موسوی با هویت خود بود لذا سریعا برای طیفی از مخالفان حامی از رهبری آشوب ها به سطح بهانه تنزل کرد. فرزندی که برصورت مادر خود - به هر دلیلی- سیلی می زند محبوب هیچ کس نخواهد بود. 4. عدم توانایی در تبدیل ضعف به قدرت: در آنجایی که یک سیاستمدار عرفی ( ونه آرمانگرا) به هر دلیلی امکان ایستادگی در خود نمی بیند؛ می کوشد در صورت لزوم تسلیم شود تا ضعف را به قدرت تبدیل کند؛ برای سیاستمداری که فقط برای قدرت سیاسی مبارزه می کند؛ تسلیم می تواند تبدیل به ابزار قدرت شود.موسوی بر روی نقطه شکست ایستادگی می کند . البته اگر براساس مدل آرمانگرایانه مبارزه می کرد این عمل توجیه پذیر بود ولی در راس سپاه مبارزان بی آرمان ( نه لزوما بی هدف) نمی توان اهداف آرمان خواهانه راتسخیر کرد. ب: اشتباهات تاکتیکی: زیرا اگر رقیب نداند که نیت نهایی شما چیست نمی تواند دفاع یا حمله دقیقی علیه شما را تدارک بیند. به نظر می رسد افشای نا به هنگام نیات سیاسی از اشتباهات موسوی در بازی مذکور بود و به رقبا امکان طراحی حملات بعدی را داد. 2. بازی بر حسب سناریوی رقیب: مناظره ها میدانی بود که هر کسی می باید بازی را به رقیب تحمیل می کرد. در مناظره ها موسوی علی رغم داشتن بعضی کارت های برنده درون تله احمدی نژاد افتاد. او باید انتخاب ها را کنترل می کرد و احمدی نژاد را وادار می کرد با کارت های او بازی کند در حالی که دقیقا احمدی نژاد با او همین بازی را کرد. موسوی در تله حملات انحرافی افتاد که او را به سنگر دفاع، آن هم دفاع شخصی راند. موسوی بر روی توان خود برای مناظره با احمدی نژاد دچار برآورد غلط شده بود او باید می دانست که سرعت انتقال پایین تر که برای او طبیعی و از تبعات کهولت سن است و نیز پاره ای قیودات او را در برابر احمدی نژاد در موضع دفاعی قرار خواهد داد ؛ لذا یا باید وارد این مناظره ها نمی شد یا با استراتژی دفاعی گیج کننده و سکوت های انتخابی بازی را تحت کنترل می گرفت. 3.تصویرسازی موسوی توسط دیگران: اصلی در سیاست عرفی وجود دارد که توصیه می کند ؛ شما خودتان به بازآفرینی تصویر خود دست بزنید و اجازه ندهید دیگران برای شما هویت بسازند . در انتخابات اخیر دو گروه برای موسوی تصویر سازی کردند. اول هواداران آقای خاتمی ومعین که سعی کردند از موسوی با تصویر خاتمی غیرروحانی و یا معین دیگری بسازند و دیگری که احمدی نژاد و هواداران او بودند ؛ اینان چهره ای «پیر ، در هم ریخته و ناتوان » از موسوی ارائه دادند. هیچ کدام از این دو تصویر، به واقع تصویر موسوی نبود اما اگر شما خود تصویر خود را نسازید برایتان تصویرسازی خواهند نمود. 4- ناتوانی در بکارگیری «آینه جادو:» تلویزیون آینه جادوست؛ واقعیت را منعکس می کند ولی ابزار فریب نیز هست . مردم عادت کرده اند هر آنچه را که می بینند واقعیت تصور کنند. موسوی نه در مناظرات و نه در فیلمهای تبلیغاتی اش نتوانست از توانمندی های آینه جادو بهره گیرد و این یعنی از دست دادن بزرگترین فرصتی که در اختیار یک سیاستمدار قرار می گیرد. 5- تصلب تاکتیک ها: یک سیاستمدار حرفه ای عرفی باید چون آب سیال و بی شکل باشد تا به هدف ثابت مخالفانش تبدیل نگردد. تاکتیک ها باید برحسب شرایط با قدرت چرخش عالی و سریع طراحی شود. اسیر تصویر ثابت و تاکتیک متصلب شدن ؛ یعنی مرگ سیاستمدار در نبرد با رقیبی متحرک. موسوی نتوانست تاکتیک هایی جدیدی جز آنچه که خاتمی و معین آزموده بودند به کار گیرد؛ البته بی گمان بهره گیری از متدهای تبلیغی به او نوعی برتری داد ولی نتوانست این روشها را با تاکتیک های گیج کننده رقیب و انعطاف بالا در سطح بازی سازی همراه کند . موسوی قابل پیش بینی شده بود و رقیب توانست به خوبی بازیهای او را شناخته و او را درون سناریوی خود به عامل تحت کنترل تبدیل کند. 6 -به باد دادن هاله اسرارآمیز سکوت: بخش زیادی از شهرت موسوی نه به خاطر سخنان او بلکه به خاطر سکوت بیست ساله او بود؛ اساسا سکوت همواره رازآمیز است و مردم موقعیت افراد ساکت را بیش از آنچه باید ارزیابی می کنند و حول آنها هاله ای از اسرارآمیز بودن پدید می آورند. افراد ساکت چون به دام سخن گفتن می افتند هر چه بیشتر سخن بگویند و بخواهند بر مردم تاثیر گذارند ؛ عوام تر به نظر می رسند. موسوی هنر ساکت بودن را داشت ولی هنر بهره مندی از ثمرات آن را نداشت . طبعا موسوی می گوید نمی توان هم کاندیدای ریاست جمهوری بود و هم سکوت کرد. آری می توان با سکوت بسیار سخن گفت . مثلا وی می توانست با اعمالش پیروز شود نه اینکه با مباحثاتش شکست بخورد. او این قانون را زیرپا گذاشت که «عمل کنید ؛ توضیح ندهید.» اگر یک سیاستمدار حرفه ای عرفی به او مشورت می داد شاید به او می گفت که او باید « از کلمات ساده ولی مبهم و نیز واژه های پرطنین ولی دو پهلو استفاده می کرد.» 7 - تکیه بر شفقت مردم به جای سخن گفتن از منافع مردم. در سیاست عرفی گفته اند هنگامی که یاری می خواهید بر منافع مردم تاکید کنید نه بر شفقت آنها. موسوی به جای آنکه به مردم بگوید در صورت پیروزی او چه منافعی در انتظار مردم خواهد بود کوشید به آنها بگوید من مرد خوبی هستم که احمدی نژاد به من حمله می کند. پس به من رای دهید. احمدی نژاد درست خلاف این عمل کرد و پیامش دریافت شد. |
|
| سکوت خواص به نفع چهکسانی است؟ |
| ساعت ۱٢:۱٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
قُلْ هـذِهِ سبِیلِی أدْعُو إِلى الله على بصِیره أناْ و منِ اتّبعنِی و سُبْحان الله و ما أناْ مِن الْمُشْرِکِین (سوره یوسف، آیه 108)
ظلم پیروان پیچیدگی جامعه اسلامی پیدایش فتنه گسترش فتنه دوم اینکه سامری انسانی عادی نبوده است. فردی عارف بود که تواناییهای فوقالعادهای داشته و صاحب کرامت بوده است. حداقل اینکه او توانسته جبرئیل را ببیند و ردپای او را دریابد: «قال بصُرْتُ بِما لمْ یبْصُرُوا بِهِ فقبضْتُ قبْضه مِّنْ أثرِ الرّسُولِ» و با این کار، اقدامی شبیه معجزه انجام دهد؛ اینکه گوساله طلایی و بیجان صدایش درمیآید. حالا چرا باید از هارون تبعیت کرد؟ برای همین مساله بسیار پیچیده است و اگر کسی درباره کلمه رحمان در قرآن خوب تفکر کرده باشد، میتواند دریابد چگونه استدلال هارون، استدلال عمیقی است. خدای رحمان خدایی است که انسانها را در فتنه رها نمیکند. اگر واقعاً خدا بخواهد صدایش را همه بشنوند، با آنها حرف میزند؛ نه اینکه صدای نامفهوم «عِجْلاً جسداً لهُ خُوارٌ» (طه، 88) داشته باشد، لذا قرآن وقتی آنها را مذمت میکند، میفرماید: آنها دیدند که این گوساله واقعاً با آنها صحبت نمیکند: «أفلا یروْن ألّا یرْجِعُ إِلیهِمْ قوْلاً ولا یمْلِکُ لهُمْ ضرّاً ولا نفْعاً» (طه، آیه 89). این است که تحلیل هارون، نوعی بصیرتبخشی بر اساس سطح درک و اطلاعاتی است که آنها دارند. یعنی اگر خدا با موسی از طریق درختی سخن گفت، مساله اصلی این بود که هدایت کرد. اما این گوساله درست است که صدا دارد، ولی سخن نمیگوید و هدایت نمیکند. پس او خدای رحمان- یعنی خدای رحمانی که بهدلیل رحمانیتش انسانها را در گمراهی و حیرت رها نمیکند- نیست و اگر رحمانیت او را قبول دارید، باید هدایتگری او را هم قبول کنید؛ و آنگاه میفهمید جانشینی موسی یک اصل هدایتی بود که خدای رحمان مقرر داشته بود. پس، از من تبعیت کنید که قبلاً به خلافت موسی منصوب شدهام. اما واقعاً چند نفر اهل بصیرت پیدا میشود که این را بفهمد. اگر عدهای از اهل بصیرت در بنیاسرائیل بودند که این مطلب را تحلیل میکردند و به مردم میفهماندند، آیا امیدی نبود تا مردم گوسالهپرست نشوند؟ اینجاست که نقش خواص جامعه جدی میشود و یادمان باشد کسی که ادعای نخبه بودن دارد، با چنین وظیفه سنگینی روبهرو است. نمونه دوم: جنگ جمل ادعای اصلی که موجب جنگ شد، این است که خلیفه مسلمین (عثمان) به ناحق کشته شده است. البته دادگاهی برگزار نشده که او را محکوم و اعدام کند بلکه در یک شورش کشته شده و خود علی(ع) هم مخالف قتل او بوده است. در این جریان، انگشتان دست همسر عثمان بریده شده (یعنی شکنجهای رخ داده) است. فضای تبلیغاتی جامعه هم بهگونهای رقم خورده که قاتلان عثمان ظاهراً در لشکر علی (ع) هستند زیرا قاتلان، همان افراد حاضر در مدینهاند که بعد از کشتن عثمان، برای بیعت با علی اصرار داشتند. اگرچه دقیقاً معلوم نیست که قاتلان چه کسانی هستند ولی انگشت اتهام افکار عمومی، بهسمت یاران علی است. در نهایتا اینکه تبلیغات معاویه این سوال را در ذهنها تقویت میکند که علی که اکنون خلیفه است، چرا قاتلان را محاکمه نمیکند؟ چه دلیلی وجود دارد که حرف معاویه (تعلل علی در برگزاری این دادگاه دلیل آن است که خود او هم نقش داشته است!) پذیرفته نشود؟ فضای جنگ جمل است و هنوز دستان معاویه آشکار نیست بلکه طلحهالخیر و زبیرِ سیفالاسلام و عایشه امالمؤمنین هستند که علیه ظلمِ علی قیام کردهاند! اصلاً چه کسی باور میکند کسانی که مدعی خون عثمانند، خودشان در قتل عثمان نقش داشته باشند؟ در مقابل اعتراضاتی هم که به این 3 نفر میشود- که شما بودید آتش فتنه علیه عثمان را برپا کردید- میگویند: «ما به عثمان اعتراض داشتیم، ولی عدهای شورشی او را کشتند و ما هم مخالف بودیم و الان هم از همان مقدار اعتراضمان پشیمانیم و جبران این پشیمانی را در این میبینیم که هرچه سریعتر، دادگاه قاتلان عثمان را برگزار و حدود الهی (قصاص) را اجرا کنیم؛ ولی علی نمیخواهد دادگاه را برگزار و قاتلان را محاکمه کند. پس معلوم است او به حدود الهی بیاعتناست و احتمالاً خود او در این ظلم شریک است!» یعنی عایشه، زبیر و طلحه همه میگویند علی ظالم است. این همان فتنه است؛ شک در صلاحیت و عدالت علی بر اساس شواهد و قرائن اولیه! توجه کنید که هنوز دست معاویه در صحنه آشکار نیست بلکه طلحه، زبیر و عایشه یعنی نزدیکان پیامبر در صحنهاند. در این شرایط است که برخی یاران حضرت رسول، خطاب به علی (ع) میگفتند: «یا علی! مگر ممکن است همسر و یاران صدّیق رسولالله در برابر حق بایستند؟ چرا دست از جنگ با یاران پیامبر برنمیدارید؟» در این شرایط اگر علی(ع) دادگاه قاتلان عثمان را برگزار میکرد- شفافسازی میکرد- بهتر نبود؟! کدام قاتلان؟ منظور آنها کسی مثل مالک اشتر بود و فضا بهنحوی طراحی میشود که گویا او در این ماجرا بیتقصیر نیست. حتی در مقطعی از تاریخ داریم که معاویه نامه داد که مالک را تسلیم کن؛ ما خودمان محاکمهاش میکنیم و دیگر جنگی بین مسلمانان درنمیگیرد! اما مطلب از این هم پیچیدهتر است؛ لشکر عایشه وارد بصره میشود، با عثمان بن حنیف قرارداد صلح امضا میکنند تا وی به علی نامه بنویسد و از او بپرسد آیا واقعاً طلحه و زبیر بهزور بیعت کردهاند که بیعتشکنی آنها توجیه داشته باشد؟ بعد طرفین میپذیرند تا زمانی که پاسخ نامه بیاید، ابنحنیف نماز جماعت را بخواند. اما یک شب قبل از اینکه ابنحنیف بیاید، یکی از افراد خود را به امام جماعت میگذارد و چون با اعتراضات شدید عدهای از مخالفان مواجه میشوند، دست به شمشیر میبرند و آنها را میکشند، ابنحنیف را هم دستگیر و شکنجه میکنند. فردای آن روز، حکیم بن جبله که از اصحاب حضرت امیر است و از دستگیری ابنحنیف مطلع میشود، افرادی را جمع میکند و حمله میبرد. وی با اینکه از اصحاب برجسته علی است- و ما فکر میکنیم کسی که از اصحاب علی باشد، حتماً هیچ خطایی نمیکند- اما در مسیر حرکتش دائماً به عایشه اهانت میکند و وقتی زنی در مقابل به او اعتراض میکند که چرا حرمت زن پیامبر را نگه نمیداری، به او حملهور میشود و آن زن را با شمشیر مجروح میکند و فردای آنروز، این واقعه تکرار میشود و این بار زنی را میکشد. چه بهانهای بهتر از این؟! فضای تبلیغات چنین است. ظاهر این است که اصحاب علی، زنان بیگناه را میکشند و حتماً علی دستور کشتن آنها را داده است! اینگونه است که فتنه گسترش مییابد، یعنی اشتباهات افسران علی به نام حضرت علی (ع) ثبت میشود؛ ولو روح ایشان هم بیخبر است. در چنین فضایی است که جنگ برپا میشود. مقصر و برپاکننده جنگ هم علی(ع) تلقی میشود! چرا که آنها مدعیاند، خلیفه مظلوم کشته شده و انگشتان همسرش را بریدهاند. علی هم که قاتلان را تسلیم یا محاکمه نمیکند، پس ما طرفدار مظلومیم! پیش از جنگ جمل هم اخطار میدادند: کشته شدن مسلمانها از هر دو طرف، تقصیر علی است چرا که اگر دادگاه را برگزار میکرد یا مالک را تحویل میداد یا لااقل بخشی از حاکمیت را به طلحه و زبیر میداد، دیگر خونریزی اتفاق نمیافتاد، بنابراین خونهای هر دو طرف، گردن علی است! در اینجاست که آن صحابی دچار شک میشود و میگوید: «یا علی! من چگونه بین تو و طلحه و زبیر و عایشه انتخاب کنم؟» یک لحظه درنگ کنید. واقعاً چگونه باید تصمیم گرفت؟ آیا بگوییم چون علی در این طرف است، پس حق همین طرف است؟ اما خود علی (ع) این پاسخ را نمیپسندد. او میفرماید: مشکل شما این است که حق را با افراد میسنجید. اشخاص، شما را به اشتباه انداختهاند. باید حق را بشناسید تا بفهمید چه کسی برحق است: «ان دین الله لایعرف بالرجال، إعرف الحق تعرف اهله» یعنی حتی روی اینکه من علی هستم هم حساب نکن. بلکه خود حق را بشناس و آنگاه سراغ افراد برو. حال سوال این است: حقی که باید بشناسیم، چیست؟ آیا این است که بدانیم قاتل عثمان چه کسی است؟ و علی چه نسبتی با این قاتلان دارد؟ و اینکه چرا دادگاه را برگزار نمیکند؟ اگر اینطور باشد که حق با مخالفان علی است! زیرا واقعاً عثمان کشته شده و واقعاً انگشت زنش قطع شده و واقعاً علی دادگاه عثمان را برگزار نمیکند. منظور علی (ع) از اینکه میفرماید: «اعرف الحق» این است که جریان کلی حق و جریان کلی باطل را بشناس. ببین افراد در چه جریانی قرار گرفتهاند. روی کشته شدن عثمان (خرده شواهد جنجالی) متمرکز نشوید بلکه ببینید این شعار چه پیامدی دارد؟ به نفع کدام جریان تمام میشود؟ جالب است وقتی که آنها در بصره غوغا به راه انداختند، عدهای از مردم از این پیمانشکنان سؤال میکنند که خود شما با علی بیعت کردید؛ حالا چرا معترضید؟ میگویند اولاً ما بهزور بیعت کردهایم- البته تاریخ نشان میدهد دروغ میگویند- و ثانیاً آن بیعت قبول نبود، چون همه مسلمانان در آنجا حضور نداشتند و بیشتر مدینه را در آن روز، افراد بیسر و پا که برای اعتراض به عثمان جمع شده بودند، پر کرده بودند. پس ابتدا باید علی از حکومت کنار رود و کار را به مردم واگذار کند و اگر همه مردم از همهجای جهان اسلام دوباره با علی بیعت کردند، آنگاه حق با علی است؛ وگرنه باید کس دیگری را برگزید. آیا این یک پیشنهاد کاملاً مردمسالارانه و دموکراتیک نیست؟ چرا علی زیر بار نمیرود؟ حالا که بیعت با او محل تردید واقع شده، بهتر نیست او کنار بکشد و یکبار دیگر، مردم اظهارنظر کنند؟ اما شرط و شروط پیرامون این واقعه، بهخوبی نشان میدهد رأی مردم مهم نیست بلکه به هم ریختن اوضاع مهم است و واضح است که این پیشنهادها که از زبان طلحه و زبیر صادر میشود، در واقع توسط معاویه طراحی شده؛ گرچه خود طلحه و زبیر چنان مست قدرتطلبی شده باشند که نفهمند. سکوت در برابر فتنه برونرفت از فتنه 2- امام حق را پیدا کن: 6 خطبه از خطبههای نهجالبلاغه (خطبههای 2،5، 93، 121، 154و 187) که مشخصاً به بحث راهکار خروج از فتنه پرداخته، تأکید میکند بر اینکه نخستین کارتان باید یافتن امام حق (گاه تعبیر به اهلبیت میکند) باشد. این، درست نقطه مقابل روش معاویه است. معاویه اصرار دارد که مساله ظلمهای واقع شده را به نحو جنجالی مطرح کند و اگر کسی سوال کند که بهفرض علی ظالم است و باید کنار رود، خب چه کسی جانشین او شود؟ بگوید: «فعلاً مساله اصلی این نیست، مساله اصلی این است که چرا علیِ ظالم حکومت کند!» اما علی میگوید: «اول ببین طرفدار چه کسی هستی و در مجموع تلاش تو، به نفع جریان حق و امام حق تمام میشود یا نه» اول امام و کسی که میخواهی زیر پرچم او سینه بزنی را پیدا کن، بعد به تبع او، در این جریان اتخاذ موضع کن. حواست باشد که خلاصه باید حکومتی باشد و حاکمی: «لابد للناس من امیرٍ، بِرٍّ او فاجر»؛ حال اگر مرا کنار بزنی، امام تو کیست که حکومت را به دست خواهد گرفت؟ و آیا واقعاً طلحه و زبیر حکومت را به دست میگیرند یا صرفاً جادهصافکن معاویه هستند؟ در حکمت 147 نهج البلاغه، حضرت کل مردم را به 3 دسته تقسیم میکند: «الناس ثلاثه: عالم ربانی، متعلم فی سبیل النجاه و الباقی همج رعاع... یمیلون مع کل ریح!» درباره کسی که عالم ربانی نیست، سؤال میکنیم: اینها اگر نمیخواهند همج رعاع و حزب باد باشند، باید بگویند چه کسی را بهعنوان عالم ربانی خود قبول دارند؟ پس قدم اول، پیدا کردن امام حق است که ما به او، ولیفقیه میگوییم. اگر امام حق پیدا شد، با اتّباع از او، «متعلم فی سبیل النجاه» میشویم. الان سوال این است که علمای قم روی چه شخصی اجماع دارند؟ اگر به ولایت فقیه متمسک نباشیم، مثل همج رعاع با هر بادی و هر جوسازی به سمتی خواهیم رفت. هرکس ولایت فقیه را قبول دارد ولی مصداق آن را قبول ندارد، باید در نخستین مرحله و قبل از هرگونه تصمیم سیاسی (خواه سکوت باشد یا حمایت یا نقد یا حمله) برای خود یک ولیفقیه بیابد. برای همین است که حضرت در خطبه 5 نهجالبلاغه میفرماید: «در دریای توفانی، تنها به آب نزنید که غرق میشوید. بلکه کشتی نجاتی پیدا کنید و با آن وارد دریا شوید: شقوا امواج الفتن بسفن النجاه». 3- دشمنشناس باش: اگر کسی در این آشفتهبازار، نتوانست عالم ربانی خود را بیابد، علی (ع) راه دیگری پیش پای او میگذارد: «إنکم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه.» یعنی اگر نمیدانی علی، طلحه و زبیر که همگی سوابق درخشانی دارند، کدامشان حق است، به سراغ کسانی برو که به باطل بودنشان یقین داری و آنها را شاخص باطل قرار بده و از این راه، حق را پیدا کن. یعنی اگر میخواهی در مسیر درست قدم برداری، آنهایی که قطعاً در مسیر درست قدم برنمیدارند را بشناس. این همان مفهوم عمیق است که امام راحل میفرمود: «هرگاه دیدید آمریکا و دشمنانی که در دشمنی آنها تردیدی نیست از کسی دفاع کردند، بدانید که او دچار انحراف شده است.» بهقول حضرت امام(ره)، ببینید آمریکا از کدام رفتارتان تعریف و تمجید میکند. او دوست دارد ولیفقیه شما چه کسی باشد. ولایت و بصیرت «او فتنه کورکننده (فتنه عمیاء) است.» خوارج ظاهراً خوب بودند ولی عامل فتنه قرار گرفتند. بهخاطر مشاهده برخی وقایع که از نظر آنها خطای حاکم بود، ضرورت حاکم و امام (ولایت فقیه) در جامعه را انکار کردند؛ گفتند: لا حکم إلا لله و خواستند خیلی خدامحور شوند! اما تیرهای شیطان شدند که با آنها اولیائش را هلاک کند. امروز هم برخی بهخاطر مشاهده برخی مشکلات، اصل حکومت دینی را نفی میکنند. بسیاری از مدعیان تشیع، تا زمانی امام علی را قبول دارند که در خانه نشسته باشد، اما به محض اینکه حکومت را به دست بگیرد با او مشکل پیدا میکنند. تا زمانی امام حسین را قبول دارند و حتی برایش نامه مینویسند که وارد عرصه نشده باشد. همین که بیاید، یا رهایش میکنند یا با او میجنگند. خیلی تلخ است که در 5 سال حکومت بهترین انسان بعد از نبی، 3 جنگ داخلی در میان مسلمانان- 2 جنگ بین سابقهداران اسلام- رخ میدهد که در 2 تای اولی، جنگ بهخاطر ظالم دانستن علی(ع) است و در سومی بهخاطر گناهکار و کافر دانستن او؛ و فضای جامعه آنچنان میشود که علی به دروغگویی متهم میشود! چرا ما عبرت نمیگیریم؟ چرا سطح تحلیل خود را بالا نمیبریم؟ چرا بصیرت پیدا نمیکنیم؟ یادمان باشد که پیامبر اکرم فرمود: «بین یدی الساعه فِتن کقِطع اللیل المُظلم.» (نهجالفصاحه، حدیث 1101) به تعبیر حضرت امیر در خطبه 121، شیطان برای همه ما برنامه دارد و تصمیم دارد گام به گام دین ما را از ما بگیرد: «ان الشیطان یسنی لکم طرُقه و یرید آن یحلّ دینکم عقده عقده» چرا ما او را واقعاً دشمن خود به حساب نمیآوریم؟ «ان الشّیطان لکُمْ عدُوٌّ فاتّخِذُوهُ عدُوّاً إِنّما یدْعُو حِزْبهُ لِیکُونُوا مِنْ أصْحابِ السّعِیرِ» (سوره فاطر، آیه 6) البته فتنهها در مجموع به نفع اسلام تمام خواهد شد چرا که در همین فتنهها، انسانهایی توان تحلیل و رشد پیدا میکنند و کسانی که در انتهای فتنه به سلامت میمانند، زمینهساز ظهورند. |
|
| فرار به محیط مجازی |
| ساعت ۱۱:٥٩ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، تحلیل ، مقالات |
|
فرار به محیط مجازی
سخنان اخیر هیلاری رادهام کلینتون وزیر خارجه امریکا درباره سرمایه گذاری امریکا برای آنچه او «آزادی در اینترنت» خواند، هسته مرکزی سیاست امریکا درباره ایران در آینده را توصیف می کند. کلینتون همان کسی است که چند هفته پس از آغاز ناآرامی های مربوط به انتخابات گذشته در ایران، وقتی خبرنگاران امریکایی او را تحت فشار قرار دادند که چرا ایالات متحده در حمایت از «معترضان» ایرانی به طور «جدی» موضع نمی گیرد، در یک اظهارنظر نادر گفت که امریکا پشت پرده کارهای مهم زیادی در حمایت از این افراد انجام داده ولی اظهار نظر علنی درمورد آنها را مجاز نمی داند. اگرچه کلینتون و مجموعه هیئت حاکمه امریکا نتوانستند بیش از چند هفته خویشتنداری کنند و به دلایلی که خواهیم گفت خیلی زود به حمایت صریح و بی پرده از «سران فتنه» در ایران پرداختند ولی زمان بیشتری طول کشید تا اصطلاح «کارهای پشت پرده» امریکا برای تشدید ناآرامی ها در ایران، معنای حقیقی خود را آشکار کند. کلینتون در سخنرانی اخیر خود با عنوان «آزادی در اینترنت» که پایگاه اینترنتی وزارت خارجه امریکا متن کامل آن را در بیش از 20 صفحه منتشر کرده، به توصیف بخش هایی از همان «پشت پرده ها» پرداخته که زمانی سخن گفتن درباره آن را جایز نمی دانست. سوال ساده ای که کمی درباره آن بحث خواهیم کرد این است: کارکرد محیط های مجازی بویژه اینترنت در پروژه امریکایی براندازی چیست؟
به جای یک بحث تفصیلی، که طبعا در اینجا مجال آن نیست، بهترین راه برای ارائه یک تصویر خلاصه ولی دقیق از مسئله این است که از رجوع مجدد به بحث ساختن یک «اپوزیسیون حرفه ای» شروع کنیم، بحثی که چند سال قبل توسط برخی از منابع مرتبط با سرویس های امنیتی غرب آغاز شد و بعدها چنان بسط یافت که عملا همه دیگر بحث های غربی ها در مورد جنبش غربگرا در ایران به حاشیه هایی بر آن بدل شد. پس از سال 84، و در یک ارزیابی کلی، نگاه کشورهای غربی -که دوستانشان در حال واگذار کردن دولت در ایران به جریان معارض با غرب بودند- این بود که مهم ترین مانع پیش روی آنها برای ایجاد یک چالش جدی برای جمهوری اسلامی پدیده آماتوریسم در میان اپوزیسیون است. تعریف آماتوریسم دراینجا تعریف دقیقی است: «اپوزیسیون آماتور کسی است که عموما به موقع عمل نمی کند، وقتی گاهی به موقع عمل می کند، عملش موثر نیست و وقتی در موارد بسیار نادر، موثر عمل می کند حاضر به هزینه کردن برای آن تا حصول نتیجه نهایی نیست». از دید غربی ها 18 تیر 78، نمایشگاه عملی ناکامی های این جریان و هادیان آن در ایران بود چرا که بوضوح نشان داد انسجام درونی، توان عملیاتی و روحیه اپوزیسیونی دوستان امریکا در ایران در مقابل سلحشوری ملت و توانایی های بی نظیر جمهوری اسلامی در مدیریت بحران، چیزی بیش از یک شوخی بی مزه نیست. اگر به آن ایام مراجعه کنیم، می توان ردپاهای کمرنگ ولی مهمی از پروژه ایجاد اپوزیسیون حرفه ای را -که اول از همه گروهک ملی مذهبی به عنوان پل داخل و خارج در میان اصلاح طلبان آن را مطرح کرد- یافت. ساخت میلیشیا از درون شاخه های جوانان و دانشجویی احزاب اصلاح طلب آغاز شد. اصلاح طلبان خودشان هم نمی دانستند این کار را برای چه زمانی انجام می دهند اما در هر حال ماموریتی بود که باید انجام می شد. کار به جایی رسید که مثلا در گروهی چون سازمان مجاهدین شاخه های جوانان و دانشجویی تبدیل به پاتوق هایی شدند که هر کسی از هر فرقه و گروهی که فقط به دنبال جایی برای اقدام علیه نظام می گشت، وارد آنها شد و به تدریج -پس از یک دوره 3-2 ساله جذب بی حساب وکتاب- سران سازمان دریافتند که میان شاخه های تهران و شهرستان ها شکافی عجیب و غریب بوجود آمده و بدتر از آن شاخه های دانشجویی و جوانان آنها پر است از آدم هایی که نه امام و انقلاب بلکه حتی اسلام را هم قبول ندارند و فقط چون جای بهتری برای فعالیت علیه نظام نیافته اند به عضویت این گروه درآمده اند. همان ایام یکی از اعضای مرکزیت سازمان در توصیف این وضعیت گفته بود «من از حضور در جلسات شاخه های جوانان، دانشجویی و شهرستان ها می ترسم، اینها که هستند که آقای... جذبشان کرده...». عین همین وضعیت در حزب مشارکت هم وجود داشت، جایی که تلاش برای ساختن اپوزیسیون حرفه ای از یک مدل شبکه ای بهره می برد و سازمان های غیردولتی نقشی اساسی در پیشبرد آن داشتند. سربرآوردن گروه هایی مانند ستاد 88، گروه یاری و پویش دعوت از خاتمی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 88 که قبل از انتخابات نقش سازمان رای و بعد از انتخابات نقش سازمان آشوب را بر عهده داشتند، نتایج همین پروژه چند ساله بود. در این مرحله بود که اینترنت کارکردهای واقعی خود را در پیشبرد پروژه اپوزیسیون حرفه ای نشان داد. پس از مراحل شناسایی، جذب، آموزش و سازماندهی به عنوان مراحل مقدماتی این پروژه، گام آخر -و مهم ترین گام- این بود که همه این گروه های خرده اپوزیسیون با کنار گذاشتن مرزهای عقیدتی و حزبی به هم پیوندند و یک «شبکه» ایجاد شود. شبکه سازی از «خرده اپوزیسیون ها» طبعا نمی توانست در محیط واقعی انجام شود چرا که نظام می توانست به آسانی تلاش های صورت گرفته در این راستا را رصد کرده و آن را خنثی کند، بنابراین طراحان خارجی پروژه سعی کردند کل فرایند شبکه سازی را به محیط مجازی منتقل کنند تا امکان هیچ پی گیری یا برخورد موثری با آن وجود نداشته باشد و ضمنا خود بتوانند از بیرون ایران فرایند را مدیریت کنند. ناآرامی های پس از انتخابات 22 خرداد یک درک بسیار دقیق از جزئیات این پروژه، دستور العمل های آن و بازیگران اصلی اش ایجاد کرده است. غربی ها چون دریافته اند در ایران به دلیل پیوند ویژه بین مردم و نظام، امکان یک بسیج توده ای گسترده وجود ندارد تصمیم گرفته اند انرژی خود را روی ایجاد یک هسته خشن و رادیکال متمرکز کنند که عنداللزوم می تواند مجموعه ای از فعالیت ها از خرابکاری در حاشیه تجمعات عمومی گرفته تا ترور را انجام دهد. به طور مشخص حوادث روز عاشورا نشان داد که سرمایه گذاری امریکا روی این موضوع خصوصا پس از قطعی شدن این نکته که ناآرامی ها درایران دیگر بدنه اجتماعی ندارد، جدی تر خواهد شد. برخی مقام های مسئول پس از حادثه روز عاشورا گفته اند که تقریبا همه آنها که در آن روز به خیابان آمدند در فضای مجازی با یکدیگر هماهنگ شده بودند و از ابزارهایی مانند توئیتر و فیس بوک استفاده می کرده اند. استفاده از فضای مجازی برای تکامل بخشیدن به آنچه غربی ها حرفه ای کردن اپوزیسیون در ایران می خوانند دو عیب عمده دارد. اول اینکه غوطه ور شدن در امکانات اینترنت به طور کاملا واضح به این معناست که «شبکه های واقعی» کارکردهای خود را از دست داده اند و مردم عادی دیگر با هیچ اقدام رادیکالی همراهی نشان نمی دهند بلکه برعکس با فهم حقیقت آنچه در انتخابات و پس از آن رخ داده همانطور که در حماسه 9 دی نشان دادند تصمیم به دفاع قاطع از کشور و آرمان های خود در مقابل هتاکان و خرابکاران گرفته اند. به همین دلیل، اگر خانم کلینتون درمورد استراتژی آینده امریکا درباره ایران صادق باشد- که ظاهرا غیر از این نیست چرا که امریکا چاره دیگری جز فرار به محیط مجازی ندارد- از این پس روز به روز شاهد شکاف بیشتری میان دنیای واقعی و دنیای مجازی خواهیم بود که امریکا و دوستانش در آن دائما برای همدیگر قصه می گویند و رویاهای هم را تایید و تمجید می کنند. عیب دوم هم این است که رواج هویت های مجازی در اینترنت باعث می شود امکان شناساندن اجزای شبکه به یکدیگر و در نتیجه ایجاد هماهنگی و تقسیم کار میان آنها بالاتر از یک سطح حداقلی امکان پذیر نباشد و در نتیجه شبکه ای که روی محیط مجازی بسیار قدرتمند جلوه می کند، عملا چیزی بیش از تفریح ناسالم برای عده ای بیکار از آب درنیاید. |
|
| آب از سرچشمه گلآلود است ! |
| ساعت ۱۱:٥٦ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، دکتر حسن عباسی |
|
دکترحسن عباسی در نامه ای خطاب به 4 فرهنگستان هنر، علوم، زبان فارسی و پزشکی نوشت:
هوالحکیم آب از سرچشمه گلآلود است! در خبرها آمده بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی، تنی چند از اصحاب هنر را به عضویت فرهنگستان هنر درآورده و رئیس آن را نیز جایگزین نموده است. الف- فرهنگستانها؛ که بنیادیترین سطح را در حوزهی تخصصی خود عهدهدار هستند. سطح بنیادی هر حوزهی تخصصی، سطح مبانی فلسفی آن حوزه است. اکنون با تجربهی بشری، صدها حوزهی فلسفهی موضوعی مانند فلسفهی علم، فلسفهی اخلاق، فلسفهی دین، فلسفهی هنر، اقتصاد، سیاست، و ... وجود دارد. بالاخره یک مرجع در سطح کشوری، در هر جامعه باید تکلیف آن جامعه را با مبانی فلسفی حوزهی مربوطه روشن نماید: اگر فرهنگستان علم، تکلیف فلسفهی علمی را در کشور روشن نکند، یا فرهنگستان هنر، وضعیت و نسبت جامعه را در حوزهی مبانی با فلسفهی هنر مشخص نکند، و ... کدام مرجع عهدهدار چنین مسئولیت سنگینی است؟! ب- مراکز مطالعات استراتژیک؛ که عهدهدار تصمیمسازی و طرحریزی استراتژیک در حوزهی تخصصی خود هستند. تفکر در سطح انتزاعی و فلسفی، در این مراکز تبدیل به تدبیر و تصمیم و در نهایت «طرح» عملیاتی میشود. البته متاسفانه در حال حاضر اینگونه نیست و مراکز مطالعات استراتژیک کشور، صرف یک نام و ساختمان و فصلنامهاند، و توانایی طرحریزی استراتژیک ندارند. جوهرهی مراکز تحقیقات استراتژیک را روشهای متنوع طرحریزی استراتژیک در بر میگیرد، حال آنکه اکنون همهی این مراکز در کشور با توسل به SWOT در مکتب امنیتی اصالت فرصت، با شعار «تبدیل تهدید به فرصت»، در همهی حوزهها و همهی لایهها و سطوح، از روش امنیتی استفاده میکنند. این سخن به این معناست که مراکز تحقیقات استراژیک کشور، جوهرهای ندارند، و آنچه در روش SWOT یا در انطباق چشمانداز Vision با مأموریت Mission مورد بهرهبرداری قرار میدهند، به دلیل ضعفهای اساسی این مکتب، در میان دهها مکتب (در رویکردهای گوناگون طرحریزی)، به هیچ وجه قابل اعتنا نیست. ج- پژوهشگاهها؛ که عهدهدار تحقیقات تاکتیکی و تکنیکی در حوزهی تخصصی خود هستند. تفکر در سطح انتزاعی و فلسفی، وقتی در فرهنگستانها شکل گرفت و در مراکز مطالعات استراتژیک تبدیل به طرح استراتژیکی و عملیاتی شد، آنگاه هر یک از اجزاء طرح مزبور، در یک پژوهشگاه، در سطح تاکتیکی و تکنیکی، در قالب پروژههای اجرایی، تولید میشود. فرهنگستان علوم فرهنگستان پزشکی فرهنگستان زبان فارسی فرهنگستان هنر |
|
| درگیری لفظی باهنر و رسایی در مجلس |
| ساعت ۱۱:٥٥ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر |
|
نایب رییس دوم مجلس شورای اسلامی با بی اعتنایی به پافشاری حمید رسایی نماینده تهران در بیان اخطار قانون اساسی و در واکنش به اصرار و اعتراض وی گفت: فکر می کنید هر چه بیشتر فریاد بزنید، من بیشتر حرف شما را گوش می کنم.
به گزارش رجانیوز، رسایی عضو شورای مرکزی فراکسیون انقلاب اسلامی پیش از پایان جلسه علنی روز چهارشنبه یکی از درخواست کنندگان تذکر و اخطار قانون اساسی بود. شش نفر از نمایندگان مجلس تذکر خود را مطرح کردند اما نوبت به رسایی نرسید. با اعلام پایان جلسه امروز مجلس توسط باهنر که ریاست جلسه علنی امروز را برعهده داشت؛ این نماینده تهران به اعتراض پرداخت. باهنر نیز پاسخ داد: طبق آیین نامه، زمان جلسه در روزهای عادی حداکثر چهار ساعت و در زمان بررسی لایحه بودجه حداقل چهار ساعت است. وی افزود: بنابراین در روز عادی جلسه علنی از یک ساعت تا چهار ساعت می تواند برگزار شود. در این هنگام، باهنر زنگ پایان جلسه علنی را نواخت و پخش مستقیم جلسه علنی از رادیو فرهنگ قطع شد. اما این نماینده مجلس همچنان به اعتراض خود ادامه می داد. بنابراین باهنر گفت: چون میکروفن قطع شده این مطلب را می گویم؛ شما فکر می کنید هرچه بیشتر فریاد بزنید، چون صدای شما بلند تر است، من بیشتر حرف شما را گوش می کنم. وی تاکید کرد: شما فکر می کنید چون داد می زنید، من می ترسم. در این هنگام رسایی گفت که شما قانون را رعایت نمی کنید و هر کاری را که دوست دارید انجام می دهید. درگیری لفظی بین رییس جلسه و نماینده تهران به حدی بالا گرفت که باهنر خطاب به رسایی گفت: تو هم رییس شدی این کار را بکن. جهانبخش محبی نیا از اعضای هیات رییسه مجلس نیز که تلاش داشت به این درگیری لفظی پایان دهد، به شوخی گفت: اتاق فرمان یک سرود انقلابی پخش کند تا مشکل حل شود. رسایی به جلوی پله های جایگاه هیات رییسه رفته بود و اعتراض می کرد و باهنر نیز در حال ترک جلسه بود که این نماینده تهران گفت: بنده از یک ساعت قبل درخواست بیان اخطار قانون اساسی کردم؛ اینجا که دیکتاتوری نیست. |
|
| حجتالاسلام علیرضا پناهیان در برنامه دیروز، امروز، فردا |
| ساعت ۱۱:٤۳ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر |
|
متفرعنانه نمیتوانند تحمل کنند مردم به آنها رأی ندهند/ به چه حقی بخود اجازه تحمیل موضوعاتی به امام را میدادید؟
استاد حوزه و دانشگاه گفت: برخی در خاطرات خود این گونه ادعا می کنند که هرچه سعی و اصرار می کردیم موضوعی را بر امام راحل تحمیل کنیم، نمی شد، در حالی که سوال ما این است که شما به چه حقی به خود اجازه می دادید موضوعاتی را به امام تحمیل کنید؟
به گزارش رجانیوز، حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان در برنامه "دیروز، امروز، فردا" که شب گذشته از شبکه سوم سیما پخش شد، افزود: مردم در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نشان دادند که از راست و چپ خسته شده اند و اگرچه منتخبشان به راست نزدیک تر بود اما نه چپ بود و نه راست. پناهیان در بخش دیگری از سخنانش ادامه داد: انقلاب ما در سال 1357 ضد استبداد بود و سپس ضداستکبار شد و اتفاقاتی که هم اکنون رخ می دهد، ضداستعلاء و ضدخودبزرگ طلبی های موهوم برخی خواص است. وی افزود: اکنون برخی متفرعنانه وارد عرصه سیاسی شده اند و نمی توانند تحمل کنند که مردم به آنها رأی ندهند و به جوان ترها اقبال کنند، البته همین جوان ها هم اگر متفرعنانه عمل کنند، به زمین می خورند. پناهیان گفت: استکبار هم اکنون به زمین خورده است و از استعلاء طلبها استفاده می کند که برگردد. وی استعلاء طلبها را افرادی خواند که حب جاه و مقام و منفعت دارند و اضافه کرد: حضور حماسی مردم در 9 دی امسال بر ضد استعلاء طلبها بود و اتفاقی که در عاشورای امسال افتاد، نتیجه خودبزرگ طلبی برخیها بود. استاد حوزه و دانشگاه گفت: همه باید متواضعانه برخورد کنند و هیچ کس نمی تواند بگوید من زنبیل گذاشته ام و جلوترم. پناهیان افزود: مقام معظم رهبری در سخنانی فرمودند همانطور که انقلاب مال جوان های 57 بود، به جوان های کنونی هم اختصاص دارد اما ظاهرا عده ای انقلاب را از آن خود می دانند. وی گفت: یک روز، دوره دفاع مقدس از جسم انقلاب بود و اکنون دوره دفاع مقدس از روح انقلاب است. پناهیان در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه صداوسیما باید از دو سال پیش جلسات مناظره را برگزار می کرد، ادامه داد: اگر این اقدام صورت می گرفت، هم شفاف سازی و هم هزینه ها کم می شد. وی افزود: از ابتدای انقلاب تاکنون حرکاتی از مصلحت به حقیقت داشتیم، عزل منتظری و افول بنی صدر و موضوع نهضت آزادی نمونه این حقیقت گراییهاست اما متاسفانه برخیها هم اکنون می خواهند موتور حقیقت گرایی انقلاب متوقف شود. این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه بسیاری از ریزشهای امروز انقلاب مسئله تازه ای نیست، اضافه کرد: مواضع سیاسی گذشته این افراد موضوع را روشن می کند و نشان می دهد که هیچ کس خطش تغییر نکرده است. پناهیان با اشاره تلویحی به استعفای موسوی از نخستوزیری گفت: همان هایی که در زمان کنونی ریزش کردند، کسانی بودند که 3 روز مخفی شدند و استعفا کردند. وی افزود: این آقا، همان آقاست اما آن زمان مصلحت نبود، راز از پرده برون افتد اما اکنون حقیقت برملا شده است. پناهیان، نظام جمهوری اسلامی را نظامی ولایی خواند و اضافه کرد: جمهوری بدون ولایت معنا ندارد و نظام ولایی معنای دقیقی است برای حقیقت جمهوری اسلامی. پناهیان در ادامه سخنان خود گفت: قصد ندارم به مظلومیت های اصل ولایت فقیه بپردازم اما برخی که در آن زمان موضوعاتی را به امام تحمیل می کردند، اکنون نیز قصد دارند تحمیل گری خود را به ولایت ادامه دهند. استاد حوزه و دانشگاه گفت: برخی در خاطرات خود این گونه ادعا می کنند که هرچه سعی و اصرار می کردیم موضوعی را بر امام راحل تحمیل کنیم، نمی شد، در حالی که سوال ما این است که شما به چه حقی به خود اجازه می دادید موضوعاتی را به امام تحمیل کنید؟ وی با اشاره به اینکه بر حضرت علی(ع) نیز برخی تحمیل گری می کردند، گفت: مردم ما از تحمیل بر ولایت خوششان نمی آید و اینکه برخی به مقام معظم رهبری نامه می نویسند و آن را علنی می کنند، از این اقدام بوی تحمیل به مشام می رسد. در هر حال، جریان تحمیل گری به ولایت رو به کاهش است پناهیان در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه از آغاز انقلاب تاکنون روند جدایی ما از تمدن غرب آغاز شده است، افزود: هم اکنون غربگرا به معنای واقعی کلمه نداریم اما در مناظره های انتخاباتی برخی می گفتند این خرافات است که برخی می گویند تمدن غرب رو به فروپاشی است. پناهیان ادامه داد: اگر به تمدن غرب کاری هم نداشته باشیم، این تمدن رو به افول است. در ادامه، گزارشگر این برنامه با موضوع مقایسه جوانان امروز و دیروز با مردم مصاحبه هایی داشت که پناهیان پس از این مصاحبه ها گفت: شما فکر می کنید همه جوانان گذشته ما به جبهه ها می رفتند؟ خیلیها بودند یک بار رفتند و از ترسشان دیگر نرفتند اما آنهایی که رفتند، الگو شدند. پناهیان گفت: یادم نمی رود وقتی که عده ای در حال اعزام به جبهه بودند، برخی فوتبال بازی می کردند. استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: آن زمان در لشکر 27 روحانی گردان بودم و سخنرانی می کردم و اکنون هم در جمع دانشگاهیان هستم و به طور قطع می توانم بگویم که جوانان امروز هزاران برابر بهتر و عمیق ترند. وی گفت: این جوانان در فضایی تربیت شده اند که متاسفانه ما خوب عمل نکردیم و یک سریال خوب درباره حجاب و یک سریال سیاسی خوب و یک سریال که اصل ولایت فقیه را جا بیاندازد، تولید نکردیم و برخی هنرمندان اصلاً جرأت نمی کنند وارد این عرصه شوند. وی ادامه داد: اگرچه اندکی کارهای تبلیغاتی هم کرده ایم اما اگر این همه دانشجوی محجبه در دانشگاه ها وجود دارد، به سبب فطرت پاک آنهاست. پناهیان در ادامه در پاسخ به سوال مجری مبنی بر اینکه مردم باید با نخبه ها چه کنند، گفت: مردم خودشان می دانند و در 9 دی نشان دادند اما صداوسیما فقط بخش هایی از خشم مردم و کیفیت فریادهای آنها را پخش کرد. وی گفت: در روز 9 دی، دانشجویانی حضور یافتند که به افراد مختلفی رأی داده بودند اما در آن روز فریادهایی داشتند که رسانه ملی جزئیات آن را پخش نکرد و نباید مسائل ر ا جسته گریخته بیان می کردیم. در همان روز 9 دی، برخی نخبگان هم در تظاهرات شرکت کردند اما سپس نامه ای ضعیف نوشتند و به قول عوام ماست مالی کردند. استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه برخی نخبگان مردم را درک نمی کنند و هنوز در حال و هوای 25 سال پیش هستند، گفت: سرعت جامعه فوق العاده بالاست. پناهیان جوانان را پربصیرت خواند و گفت: گروهی از این جوانان به من می گفتند اگر برخی امسال در روز عاشورا امدند و پرچم امام حسین(ع) را آتش زدند، سال اینده دیگر اشتباه نمی کنند و پرچم امام حسین(ع) را بر می دارند و در قالب عزاداری حرف های خود را می زنند. این دانشجویان تاکید می کردند که باید از اکنون آماده باشیم. وی گفت: جوانان ما بسیار هوشیارند و به نخبگان پیام می دهند اما آنها به روی خود نمی آورند. استاد حوزه و دانشگاه گفت: در شرایط کنونی، رسانه ها باید نخبگانی را که در میان مردم می جوشند، برجسته کنند. وی در ادامه به ارادت خود به شهید دیالمه و سخنرانی های جذاب این شهید اشاره کرد و گفت: اکنون امثال شهید دیالمه کم نداریم و رسانه ها باید آنها را مطرح کنند. وی گفت: رسانه باید در ارتقای فرهنگ سیاسی جامعه تلاش کند تا بازار نقد و گفتوگو رونق پیدا کند. این استاد حوزه و دانشگاه، طرح موضوعات موهومی چون چپ و راست و محافظه کار را مربوط به عصر حجر خواند و گفت: محیط های مذهبی ما باید با شفافیت موضوعات سیاسی را تحلیل کند و بیشترین انحرافات سیاسی در جمع هایی رخ می دهد که مدعی می شوند باید از سیاست فاصله گرفت. پناهیان ادامه داد: امروز هیچ کس نباید ساکت باشد و محیط غیرسیاسی نداریم اما متاسفانه برخی ها مانند ابوموسی اشعری ژست می گیرند که دخالت ما در مسائل سیاسی اختلافات را بیشتر می کند. استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ویژگی های دوران فتنه گفت: یکی از ویژگی های این دوران دوپهلو و مبهم صحبت کردن برخی نخبگان است. |
|
| گفتوگوی حبیبی، کواکبیان، توکلی، نصیرپور |
| ساعت ۱۱:٠۱ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، مناظره ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی |
|
توکلی: کروبیوموسوی خطاها را جبرانکنند تا توبهاشان پذیرفته شود/ عضواعتمادملی: کروبی باید زودتر اینحرفها را میگفت
محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی، مصطفی کواکبیان عضو فراکسیون اقلیت مجلس، احمد توکلی رادیو گفتوگو: حجت الاسلام مهدی کروبی در مورد قانونی بودن ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد اظهار داشته: "رئیسجمهور را به رسمیت می شناسم." در این باب با چندی از شخصیت های سیاسی گفتوگو می کنیم. نخست از جناب آقای محمد نبی حبیبی، دبیر کل حزب موتلفه اسلامی پرسش می کنیم: جناب آقای حبیبی سلام، شب شما بهخیر باشد. حبیبی: سلام علیکم شب شما هم بهخیر باشد. رادیو گفتوگو: آقای حبیبی شما چه برداشتی از موضع گیری جدید آقای کروبی در مورد به رسمیت شناختن ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد دارید؟ حبیبی: بنده خبر را مطالعه کردم و معتقدم اظهارات آقای کروبی دو بعد دارد. ابتدا با تنفیذ حکم ریاست جمهوری، علی القاعده، رئیسجمهور، رئیسجمهور رسمی و قانونی کشور است. این نکته مثبتی است که انتظار داشتیم آقای کروبی خیلی قبل تر این مطلب را اظهار می کردند. در ماه مبارک رمضان یعنی زمانی که کشور در اوج پیچیدگی و نگرانی به علت برخی اظهارات آقایان کروبی و موسوی قرار داشت، با ایشان ملاقاتی داشتم و این سوال را مطرح کردم که آیا واقعا در ذهنتان در مورد ولایت فقیه عدولی اتفاق افتاده است؟ آقای کروبی به بنده گفتند: اگر از موضوع ولایت فقیه عدول کنم، در واقع خود را تبدیل به انسانی بی محتوا کرده ام که پس از یک عمر اعتقاد به ولایت فقیه حالا در حال نفی سابقه خود هستم. بنابراین در پاسخ به سئوال بنده ایشان راجع به اعتقاد به ولایت فقیه این جواب را مطرح کردند. نکته ای که امروز به آن اشاره داشتند را نیزمی توان در همان چارچوب اظهارات متعدد ایشان در دوره های مختلف مورد ارزیابی قرار داد. البته بنده این موضوع را مثبت ارزیابی می کنم؛ اما قسمتی که راجع به اظهارات ایشان و آقای موسوی در مورد انتخابات و دیگر مطالب داشتند، بنده معتقدم "بیننا و بین الله" استدلال و دلیل قانع کننده ای برای این اظهارات نادرست وجود نداشته و ندارد. انتظار داشتیم که اگر آقای کروبی و بهخصوص آقای موسوی که هنوز هم بر طبل تقلب در انتخابات می کوبند و حاضربه دست کشیدن ازاین حرف نادرست نیستند، در همان زمان (قانونی) حاضر به بازشماری آرا می شدند. در قانون مطرح شده است که اگر نامزدی به نتیجه انتخابات معترض است (چه در مرحله شمارش یا هر مرحله دیگری) می تواند این اعتراض را اعلام و با نام بردن تعداد صندوقهایی که او نسبت به آنها اعتراض دارد، با حضور وی و نماینده مورد اعتمادش پلمپ صندوقها شکسته شود ومجددا مورد بازشماری قرار گیرد. سوال اصلی بنده از آقایان من جمله آقای کروبی این است که گزارشاتی درمورد مشکلات در انتخابات به دست شما رسیده بود، چرا حاضر به بازشماری آرا نشدید؟ آقای محسن رضایی حاضر به بازشماری شدند، بنده مطلع هستم که به درخواست ایشان در 3 استان این بازشماری از تعدادی صندوقها انجام شد و چیز جدیدی به دست نیامد. بنابراین صحبت اخیر آقای کروبی را، دارای دو بعد می دانیم: ابتدا مسئله و صحت انتخابات، که اصلاً صحبتهای ایشان را قبول ندارم و معتقدم که نگاهی کاملاً منفی است. اما نگاه دوم ایشان به مسئله تنفیذ مقام معظم رهبری مربوط می شود که به نظر بنده آن را باید مثبت تلقی کرد. رادیو گفتوگو: آقای حبیبی اجازه بدهید از آقای کواکبیان هم سوالاتی داشته باشیم؛ آقای کواکبیان سلام شب شما بهخیر باشد. کواکبیان: سلام و رحمه الله! رادیو گفتوگو: آقای محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه در باب اظهارات اخیر آقای کروبی سخن می گفتند؛ آقای کواکبیان نظر شما در مورد صحبت های آقای حبیبی چیست؟ کواکبیان: قسمت آخر که ایشان فرمودند به علت تنفیذ مقام معظم رهبری این بحث پذیرفته شده و این مسئله را مثبت تلقی می کنند؛ بنده نیز با ایشان موافق و معتقدم که ای کاش این مباحث ها زودتر مطرح می شد و مشکلات پس از انتخابات هر چه زودتر به اتمام می رسید. امروز نیز کاری بود که حزب مردم سالاری انجام داد و در حاشیه کنگره هشتم این حزب دوستان از جناح های مختلف مانند حضرت حجت الاسلام آقای ابوترابی نایب رئیس محترم مجلس صحبت کردند و دوستان دیگر نیز تشریف آورده بودند. به نظر من چنین اظهارنظری در حاشیه این کنگره را باید به فال نیک گرفت. در مجموع بنده معتقدم با گفتوگو، همدلی، نشست و برخاست زیر سقف مشترک، ان شاالله این مسائل تمام می شود. رادیو گفتوگو: آقای کواکبیان به نظر شما آقای کروبی چرا تغییر رویکرد دادند؟ از بحث تقلب در انتخابات و با موضوعاتی که در قوه قضائیه مطرح شد و مدعی موضوعاتی شدند که حتی آقای محسنی اژه ای نیز دراین خصوص توضیحاتی را ارائه کردند. درمورد سوالاتی که آقای کروبی مطرح کردند، تحقیقات و بررسی هایی نیزصورت گرفته است. برداشت شما از آن موضع گیری قبلی واین تغییر رویکرد چیست؟ کواکبیان: ما که نمی توانیم تا 4 سال آینده هنوز بحث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را ادامه بدهیم. رادیو گفتوگو: یعنی فکر می کنید آقای کروبی هنوز همان اعتقاد را دارد اما کوتاه آمده؟ یعنی آقای کروبی هنوز می گوید تقلب شده؟ کواکبیان: ما موشکافی این کار را نباید کنیم، باید برون داد این بحث را بگوییم و تصور می کنم که این بحث به فضای وحدت و همدلی مجموعه عناصر نظام کمک می کند و از این جهت ما باید این اظهارنظر به فال نیک بگیریم و اینکه حالا چرا قبلاً نگفته اند و چرا حالا می گویند و پس چه شده و این ها را من می گویم خوب است که درباره آنها بحث بکنیم اما ما را به جایی جز اینکه باز کدورتها را اضافه نمی رساند. رادیو گفتوگو: آقای توکلی در همین همایشی که شما هم اشاره کردید (کنگره مردم سالاری)، گفتند که راه توبه و بازگشت همیشه بر روی آقای کروبی باز است؟ نظر شما درباره سخنان آقای دکتر توکلی چیست؟ کواکبیان: البته آقای دکتر توکلی هم تشریف آورده بودند ولی زود رفتند و این صحبتها را احتمالاً در حاشیه کنفرانس با خبرنگاران داشتند؛ من دقیقاً آنها نخواندم، ولی من معتقدم که مبنای این نشست و برخاستها باید همان میثاق ملی، یعنی اصول قانون اساسی باشد که هم بحث ولایت فقیه و هم اصول مربوط به حقوق ملت به خوبی در آنجا تدوین شده و ما با این راهکار معتقدیم همه می توانند در نظام موثر باشند؛ ان شاالله. من فکر می کنم باید دوستان اصولگرا البته مثل آقای حبیبی که ارادت داریم و گلایه داریم که چرا به کنگره ما هم نیامدند، اینها از قبل قبول داشتند. منتها یک سری عناصر تندرو هستند که آنها متاسفانه نمی خواهند به این حرفها قانع شوند و معتقد به مباحث دیگری هستند که ان شاالله آنها هم سازوکاری داشته باشند و بحث ها به اتمام برسد. رادیو گفتوگو: آقای حبیبی برداشت شما چیست؟ یعنی پیش بینی می کنید با توجه به این تغییر رویکردی که در این اظهارنظر آقای کروبی است، یعنی اینکه گفتند تنفیذ را قبول دارند، با توضیحی هم که شما فرمودید در ماه مبارک رمضان دیداری با ایشان داشتید و آقای کروبی بحث ولایت فقیه را مطرح کردند، با توجه به اینکه تنفیذ را قبول دارند و از موضع خود در خصوص تقلب پایین آمدند، پیش بینی شما چیست؟ آیا فکر می کنید که این موضع موجب وحدت بین احزاب و جناح ها و افکار مختلف در جامعه بشود؟ حبیبی: ببینید! تا آنجا که بنده اطلاع دارم این موضوعی که عرض می کنم چند ماه پیش رسانه ای هم شد، آقای کروبی به عنوان دبیرکل حزب اعتمادملی یک مرزی قائل شدند بین مبانی فکری حزب اعتمادملی با مبانی برخی از احزاب مثل مشارکت و مجاهدین انقلاب که به هر صورت در طیف دوم خرداد، خودشان را در یک طیف می بینند. اما آقای کروبی یک مرزبندی کردند بین خودشان و حزب مشارکت و حزب مجاهدین انقلاب و این مرزبندی هم سر موضوع ولایت فقیه بود که در ذهن آقای کروبی آمده بود و رسماً هم این مطلب را بیان کردند. ما معتقدیم واقعآً کسانی که ولایت فقیه و ولی فقیه را قبول دارند، اصولاً زیر یک خیمه هستند و بنابراین ممکن است اختلاف سلیقه های گوناگونی داشته باشند. بنده برای اختلاف سلیقه ها هیچ نگرانی ندارم، قرار هم نیست که همه مردم یک جور فکر کنند. در خانه ای که پدر یکی است، مادر یکی است و محیط تربیتی هم یکی است، اگر سه یا چهار فرزند باشند چه بسا سه، چهار سلیقه گوناگون در مسائل مختلف داشته باشند. ما نمی توانیم توقع داشته باشیم که همه فرزندان یک خانواده سلیقه های یک شکل داشته باشند. اما یک موضوع حفظ کیان خانواده پیش می آید، آیا ما حق داریم با سلیقه های مختلف به کیان خانواده لطمه بزنیم؟ رادیو گفتوگو: آیا به نظر شما این موضوع از سوی آقای کروبی قبلاً برداشت نشده بود، که ما باید زودتر به این فکر بیفتیم که کیان خانواده را حفظ کنیم؟ حبیبی: به نظر من سوالات جنابعالی را خود ایشان باید پاسخ دهند. رادیو گفتوگو: آقایان حبیبی و کواکبیان متشکر می شوم که اجازه بدهید سخنان مهمان دیگرمان آقای احمد توکلی را هم بشنویم آقای دکتر سلام شب شما بهخیر. توکلی: سلام بر شما و شنوندگان عزیز. رادیو گفتوگو: نظر شما درباره مواضع حجت الاسلام مهدی کروبی در مورد قانونی بودن ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد چیست؟ توکلی: من فکر می کنم هر چه از این گونه موارد که حاکی از پذیرش قانون است، از طرف ایشان یا آقای موسوی اتخاذ شود، مسئولیت سنگینی که در این واقعه به دوش اینها قرار گرفت، سبکتر می شود. ما هم باید خوشحال شویم و کسانی که سابقه ای در انقلاب داشتند از این زحمتهایی که کشیده اند و در این حادثه خیلی از آن را هدر دادند، می توانند بازگردند و در سایه قانون، زندگی محترمانه ای داشته باشند؛ البته باید به خدا و مردم پاسخگو باشند. رادیو گفتوگو: البته این پاسخی که به خدا می دهند که به خودشان برمی گردد اما پاسخی که به مردم می دهند به نظر شما چگونه باید باشد؟ توکلی: وقتی آقای کروبی قانونیت و مشروعیت دولت را تأیید می کند، در واقع بهترین خدمت را به خود می کند. کسی توبه کرد هر وقت توبه کند خدا می پذیرد، من فکر می کنم مردم هم بزرگوار هستند، می پذیرند. ولی آقای کروبی و آقای موسوی در اثر یک خطای بسیار فاحشی که مرتکب شدند که وقتی هم که پای خارجی در عرصه نمایان شد، باز به مواضع خود ادامه دادند فرصت را از خود در آینده برای خدمت به مردم در عرصه سیاست سلب کردند. حتی همفکرانشان هم در فشار قرار گرفتند حتی منتقدان دولت هم بیخود در فشار قرار می گیرند. اینها شرایط را سخت کردند و هر چه زودتر و بیشتر برگردند بهتر است و ما خوشحال می شویم و من فکر می کنم با این کاری که کردند خودشان را از خدمتگزاری در آینده در عرصه سیاست محروم کردند. رادیو گفتوگو: آقای کواکبیان شما نظر آقای دکتر توکلی را شنیدید؟ آیا شما هم همینطور فکر می کنید؟ کواکبیان: بنده خدمت آقای دکتر ارادت دارم ولی این را هم انتظار ندارم که بگویید که کلاً این آقایان از خدمت محروم شوند. اگر واقعاً می توانند منشأ اثری باشند، از خدمات آنها نظام بهره مند می شود، خب بهره مند شود؛ و ظرفیتهای نظام همه بحمدالله زیاد است. اعتقاد من این است که دل ما برای کشور می سوزد و تمام تلاشهای ما در این جهت است که واقعاً به اصول قانون اساسی بازگردیم و من معتقدم که نه آقای دکتر توکلی نه آقای مهندس حبیبی و نه اَمثال بنده هیچ یک طرفدار بد اخلاقی هایی که بعضی از دوستان افراطی انجام می دهند، نیستیم. چون بی حرمتی ها و شعارهای تند برخی دوستان آن طرف هم باید بپذیریم، بی تأثیر نیست. در برخی از این مسائل، در کنگره ما هم دوستان کنار هم قرار گرفتند، من معتقدم که اگر این کنگره هیچ ثمره ای نداشته باشد، جز همین جمله ای که گفته شده، البته در خود کنگره گفته نشده بلکه در حاشیه با خبرنگاران گفته شده است؛ من معتقدم که کار مثبتی است. رادیو گفتوگو: آقای دکتر توکلی نظر شما را می شنویم. توکلی: من از آقای دکتر کواکبیان می خواستم سوال کنم که مگر از جمله بدترین بد اخلاقی ها و لطمات جبران ناپذیر و ظلم بزرگی که در این حادثه به نظام شد، به وسیله آقای کروبی انجام نشد؟ وقتی که اتهام تجاوز جنسی در زندانها را مطرح کردند، بعد نتوانستند حتی یک مورد از آن را اثبات کنند و تحقیقات مجلس به شدت این موضوع را رد کرد. می دانید که گزارشات مجلس حتی علیه دادستان وقت تهران، با صراحت تنظیم شده، ولی این موضع را با شجاعت و دقتی که کردند، فهمیدند غلط است و رد کردند و از این (اتهام) دفاع نکردند. من این حرف را می زنم برای اینکه ثابت کنم کسانی که در عرصه های پر تلاطم سیاسی به مرحله ای می رسند، در آزمایشهای بسیار حساس مردود شوند. ما اول دلمان می خواست مردودشدگان در مدرسه باقی بمانند، اما آنها خودشان را از مدرسه می کشند بیرون و هر چه تلاش می شود، باز هم آنها خودشان را بیرو ن می کشند؛ حالا که دوباره به مدرسه می آیند، نمی توانند در کلاس بالاتر بنشینند، بلکه همان جا که هستند به نظر من برایشان کافی است، چون آزمایش خود را بد پس دادند. آقای مهندس موسوی دقیق ترین و روشن ترین انتقادی که از آقای احمدی نژاد کرد، آنجایی بود که: ایشان را متهم کرد به استبداد و قانون گریزی؛ و صراحتاً ایراد گرفت به آقای احمدی نژاد که اگر قانون هم اشکال دارد، شما نمی توانید از طریق غیرقانونی با قانون مبارزه کنید، بلکه باید از طریق قانونی مبازره کنید. اما بلافاصله ظرف کمتر از 24 ساعت پس از رأی گیری ایشان در مقابل آزمایش سختی قرار گرفت. همان زمان با مقام معظم رهبری ملاقات کرد و آقا توصیه هایی به وی کردند؛ آنجا جواب نداشت، بعد ایشان رفتند بیرون و کار دیگری کردند و درست جلوی قانون ایستادند. به نظر من، ایشان به همان ادعایی که کردند، آزمایش سخت شدند و متأسفانه مردود شدند و بعد هم در این حوادث ادامه دادند. البته یک نکته ظریفی در حرفهای آقای کواکبیان بود که من با صراحت بیشتری می گویم: بنده معتقدم که زمینه سازی های غلط رقبای اینها و برخوردهای رقیب آقای موسوی زمینه سازی کرد؛ ولی اگر همان شب، یعنی شب بیست و دوم آقای موسوی تحت تأثیر القائات شیطانی برخی از اطرافیانش قرار نمی گرفت و موضع علیه قانون نمی گرفت و با صراحت می گفت من شکایت دارم، اعتراض دارم، اما به قانون تمکین می کنم و از رهبری هم خواهش می کنم دستور دهند مراقبت بیشتری انجام شود، اگر این علت موجده پیدا نمی شد، آن علل معده هم از کار می افتاد. من متأسفم این فاجعه اتفاق افتاد و خون عده ای به ناحق به زمین ریخت؛ بدترین اتهامات متوجه نظام شد و از نظر سیاست خارجی و بیشترین ضرر را ما از نظر اقتصادی متحمل. ناهماهنگی هایی که اتفاق افتاد، بی ثباتی درست کرد و مردم چوب آن را می خوردند. رادیو گفتوگو: آقای دکتر توکلی ما همچنان به این موضع خواهیم پرداخت. اجازه بدهید خدمت آقای نصیرپور سلام عرض کنیم. نصیرپور: علیکم السلام. رادیو گفتوگو: شب شما بهخیر باشد انشاءالله. نصیرپور: عاقبت شما بهخیر باشد. شب شما و شنوندگان عزیز هم بهخیر باشد. رادیو گفتوگو: آقای نصیرپور صحبتهای آقای دکتر توکلی را شنیدید؛ نظر آقای توکلی این است که آقای کروبی پشیمان هستند و تعبیر توبه را به کار بردند و اینکه راه بازگشت همیشه برروی آقای کروبی باز است. آقای نصیرپور صدای ما را می شنوید؟ ظاهراً ارتباط ما با آقای نصیرپور قطع شد. آقای دکتر توکلی ارتباط ما با آقای نصیرپور متأسفانه قطع شد.همکاران تلاش می کنند دوباره ارتباط را برقرار کنند.اگر از صحبتهای قبلی شما نا گفته ای باقی مانده بفرمایید؟ توکلی: اکنون که این برادران دارند بر می گردند، من قصد ندارم از در حمله و ملامت وارد شوم و جلوی این دگردیسی مثبت را بگیرم؛ ولی بهخاطر اینکه دوستان دچار توهم نشوند، توضیح می دهم که اگر کسی در عرصه زندگی؛ چه زندگی شخصی و چه زندگی اجتماعی، دچار اشتباهی شد و اگر این خطای او لطماتی به دیگران زد، باید جبران کند تا توبه او پذیرفته شود و البته جبران این امر برای این دوستان خیلی سخت است. البته بنده شخصاً معتقدم وجود احزاب مختلف که مبانی مشترک اسلام و انقلاب اسلامی را قبول دارند، با سلایق و عقاید مختلف برای کشوری که بر مردم سالاری استوار است و به رأی گیری اعتقاد دارد و نهادهای او با رأی مردم انتخاب می شوند، یک ضرورت است. در نتیجه همیشه جدای از اختلاف نظر (در موارد مشترک با آنها همراهی می کنیم)، حتی اعتمادملی هم که کنگره داشت، من شرکت کردم. به نظرم مواضع آقای کروبی در مقاطع مختلف خیلی با هم تفاوت داشت. آرزو می کنم این برادران عاقبت بهخیر شوند و خود من هم عاقبت بهخیر شوم؛ ولی این گونه نیست که ما فکر کنیم که اگر اینها مواضع خود را اصلاح می کنند، منتی بر سر کسی دارند؛ خدا بر سر آنها منت دارد که توفیق داد به راه صحیح نزدیک شوند؛ خدا بر سر همه ما منت دارد که ما را به وسیله همدیگر آزمایش می کند. رادیو گفتوگو: آقای توکلی متشکرم؛ ارتباط با آقای نصیرپور بر قرار شده. آقای نصیرپور سلام. نصیرپور: علیک سلام. رادیو گفتوگو: آقای توکلی امروز گفته بودند که آقای کروبی با تغییر مواضعشان و پذیرش تنفیذ ریاست جمهوری و اینکه ادعای تقلب در انتخابات را قبول ندارند و می شود گفت به نوعی توبه کردند و این علامت مثبتی است و در عین حال می گویند ایشان بزرگترین خطا را در حق نظام کردند. بحث تجاوز را مطرح کردند و اشاره هم کردند مواضع ایشان بعد از انتخابات فرق می کرد تا زمانی که قبل از انتخابات در حزب اعتماد ملی اعلام موضع می کردند، این دو، سه محور را آقای توکلی اشاره کردند. نظر شما در خصوص اظهارنظر آقای کروبی چیست؟ نصیرپور: بله. من از آقای دکتر توکلی خواهش می کنم که با توجه به سابقه فعالیتهای سیاسی اجتماعی ایشان و همچنین دانش ایشان از روابط اجتماعی برخی رفتارهای اجتماعی را با ملاکهای ارزشی و الفاظی مثل توبه و اینها منظور نکنند. رادیو گفتوگو: منظورتان این است که از اخلاق به سیاست پل نزنند؟ نصیرپور: نه خیر. عرض می کنم، ما در دایره روابط اجتماعی وقتی به توسعه سیاسی اعتقاد داریم و وقتی به مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی اعتقاد داریم طبیعتاً اعتراضات را هم می شود در همان دایره محاسبه کرد. البته هیچ کس تأیید نمی کند که اعتراضات از قاعده و قانون خارج شود و از چارچوب های پذیرفته شده عبور کند؛ اما اگر کسی یک موضع اجتماعی خود را اصلاح کرد و دیگران عنوان توبه روی آن گذاشتند، در واقع بار معنوی ویژه ای روی آن اتلاق می شود که این در جای دیگری ما را با تضاد و با پارادوکس دیگری مواجه خواهد کرد. لذا من از همه کارشناسانی که در این گونه برنامه ها مشارکت می کنند، خواهشم این است که این رفتارها را در دایره روابط انسانها ببیند و طبیعتاً انسانها در تحلیلشان ممکن است، اشتباه کنند. دوم اینکه از آقای دکتر توکلی خواهش می کنم با توجه به اعتمادی که به هوش و حافظه ایشان دارم، همچنین دسترسی ایشان به اسناد تاریخ انقلاب، چه آن بخشی را که مشارکت داشتند، قبل از انقلاب و بعد از انقلاب و چه آنهایی که ثبت شده، یک بازخوانی مجددی بکنند. حتماً خاطرشان است که تعداد افرادی که صریحاً در مقابل امام مقاومت می کردند، موضع می گرفتند و در مجلس شورای اسلامی عناوین مختلفی را به خودشان اختصاص داده بودند. بعداً دوباره به جریان نظام اسلامی بازگشتند و خیلی راحت و دوباره مسئولیت دارند و از خدمتگزاران صدیق نظام اسلامی هستند و هیچ مشکلی هم وجود ندارد. اساساً اعتقاد من این است که به قدری ظرفیت نظام جمهوری اسلامی بزرگ است که این گونه مسائل همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند به نظام خدشه ای نمی زند، لذا سرنوشت اینها را با یک تصمیم به سرنوشت نظام گره نزنیم و اجازه دهیم که همه نیروهای درون انقلاب همواره این فرصت را برای فعالیت مجدد داشته باشند؛ خصوصاً افرادی مثل آقای کروبی که به هرحال سابقه و دیرینه او را هیچ کس نمی تواند انکار کند. الحمدالله ایشان با تحلیل جدیدی که از شرایط کشور داشتند و توصیه هایی که مقام معظم رهبری داشتند، امروز موضعی را اعلام کردند که خیلی ازخیر خواهان نظام توقع از وی داشتند. البته می توانست این اتفاق زودتر بیفتد اما به هر حال آقای کروبی با توجه به بینش خود و تحلیل خود یک مسیری را انتخاب کرده بود و امروز با توصیه های رهبری معظم انقلاب و تحلیل خودشان دوباره چیزی را بیان کردند و ما همین قدر فکر می کنیم حرکت بزرگی است و باید تلاش کنیم که سرمایه های خود را با یک عناوین سخت و محدود کننده از دست ندهیم. رادیو گفتوگو: متشکرم آقای نصیرپوراجازه دهید صحبتهای آقای توکلی را هم بشنویم. توکلی: من خدمت آقای نصیرپور سلام عرض می کنم و دو، سه نکته را توضیح می دهم: اینکه ما رفتارهای اجتماعی و مواضع اجتماعی را با ارزشهای دینی نگاه نکنیم، این یک نگاه اصلی است و از آقای نصیرپور که فردی روشن هستند، بعید است چنین نگاهی داشته باشند. اینکه ما جامعه شناسی و سیاست وارد نکنیم و انتظار داشته باشیم که ارزشها در حوزه دیگر باشد و این حرفها در حوزه دیگر عجیب است. من این نظر را از امام قرض کردم و خودم هم همان موقع گفتم امام بعدها وقتی که نهضت آزادی در برابر انقلاب مقاومت می کرد، صریحاً فرمودند من اشتباه کردم و توبه می کنم. این لفظی است که امام به کار بردند؛ یکبار دیگر هم این اتفاق افتاد؛ در مورد کردستان امام فرمودند که: من اشتباه کردم و توبه می کنم. بنابراین اشتباهات سیاسی هم توبه می خواهد درست مثل اشتباهات فردی. مسئله کاملاً هم ارزشی است؛ یعنی آقای کروبی و آقای موسوی و آقای خاتمی و امثال اینها را من چنین تصوری ندارم که آنها اراده کردند که علیه اسلام و انقلاب اسلامی فعالیت کنند؛ ولی به شدت، مخصوصاً آقای کروبی و آقای موسوی، بازی حسابی خوردند و در زمین دشمن بازی کردند و تحریک شدند. اینها نباید تحریک می شدند؛ اینها آدمهای باسابقه ای بودند و باید خود را از زمینه های مستعد عصبانی شدن حفظ می کردند. داستانی هم که ایشان اشاره کردند که در مجالس گذشته 99 نفر خلاف امام رفتار کردند، باید بگویم خود امام از آن 99 نفر دفاع کرد. یعنی در دوره دوم نخست وزیری آقای مهندس موسوی، رهبری فعلی که آن دوره رئیسجمهور بود، نمی خواستند آقای موسوی را معرفی کنند، امام اظهارنظر فرمودند و ایشان خودشان حرمت امام را حفظ نمودند و آقای موسوی را معرفی کردند. 99 نفر به آقای موسوی رأی ندادند. همین آقایانی که اکنون می گویند همه چیز باید آزاد باشد، همه چیز باید باشد، متأسفانه آن موقع گفتند اینها ضد امام هستند که امام در دفاع از این 99 نفر در حضور همه مجلس سخن گفت و فرمودند که اینها وظیفه خود را انجام دادند و حالا که دولت مستقر شد، همه باید کمک کنند. بنده عرض می کنم بین آن که یک نماینده ای که اولین رأی منفی به نخست وزیر داده، زمین تا آسمان فرق است با جایی که یک عده صراحتاً علیه قانون بایستند و ولی فقیه به آنها بگوید: این کار شما غلط است، غیرقانونی است و حق ندارید این کار را بکنید، نصیحت دهد، پیغام دهد، سخنرانی عمومی کند و باز هم اینها بایستند و ابزاری شوند ناخواسته برای تسویه حساب تمام کینه ورزان نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی که از 30 سال پیش تاکنون با نظام دشمنی داشته اند و به این ترتیب، عده زیادی از معترضین جوان که در اثر این غفلت و این خطا و این رفتار غیرقابل قبول آقایان گول بخورند و به زحمت بیفتند و دیگران را هم به زحمت بیندازند. و هزاران شبهه در جامعه و حل شبهات هم مشکل بوجود بیاید. این رفتار آقایان اتفاقا اجازه داد فرصت انتقادهای بهجا کم شود و گرفته شود از مردم. البته اینکه آقای موسوی و آقای کروبی ان شاء الله بازگردند کاملاً تسلیم قانون شوند و پاسخ اعمال خود را بدهند و پاسخ هم بخواهند عیبی ندارد، اما عقیده شخصی من است کسانی که در این حد رفوزه می شوند، قدرت فعالیت سیاسی رسمی را از خود سلب می کنند. البته اینکه نهادهای قانونی چه رفتاری را نسبت به اینها داشته باشند، به من مربوط نیست. من سیاستمدارم و نظر شخصی خودم را می گویم، ولی اینکه چه فرصتی در آینده برای این افراد تا چه سطحی فراهم می شود، بستگی به رفتارشان دارد. رادیو گفتوگو: آقای نصیرپور نظر شما را می شنویم. نصیرپور: بنده از آقای توکلی تشکر می کنم که نسبت به بنده لطف دارند. اما نکته ای که من راجع به آن واقعه تاریخی عرض کردم، رأی عدم اعتماد دوستان به نخست وزیر وقت کشور نبود، بلکه آن عبارتی بود که در پیامی به امام منعکس کرده بودند؛ چون آن عبارت عبارت خوبی نیست من نمی خواهم آن را تکرار کنم. آقای دکتر اجازه بدهید این مطلب را بگویم؛ من فقط از ذکر این واقعه تاریخی خواستم این برداشت را کنم که نظام جمهوری اسلامی ظرفیتش بیش از تصورات ما است. همانطوری که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب بود. دوم اینکه آنچه که راجع به عدم دخالت ملاکهای ارزشی در رفتارهای اجتماعی من عرض کردم، این مربوط به تحلیلگران و سیاسیون است و به نظرم سیاسیون از عبارات توبه و اینها استفاده نکنند و اگر کسی خودش مرتکب خطایی شده و خودش راجع به عملکرد خودش یک بازگشتی دارد و خطایی را می پذیرد و احیاناً عبارتی را استفاده می کند، آن مربوط به حوزه های شخصی است. ما اتفاقاً باید پرهیز کنیم از اینکه رفتارهای اجتماعی را رنگ و لعاب قدسی و الهی دهیم و بعد هم نتوانیم نزدیکش شویم. آقای کروبی بر اساس یک تحلیلی، یک موضعی گرفتند، اگر ما امروز صحبت ایشان را برگشت از آن صحبتشان بدانیم؛ یک تحلیلگر سیاسی ممکن است امروز یک تحلیلی داشته باشد فردای آن روز به اشتباهش پی برده باشد و اشتباه را بپذیرد. اتفاقاً این از شهامت حاج آقای کروبی است و شجاعت آقای کروبی یکی از ویژگی های بارز ایشان است. استدعای من از دوستان این است که ما راجع به دیگران از الفاظی اینگونه استفاده نکنیم. افراد راجع به خود می توانند از هر لفظی استفاده کنند. فرصتی که فراهم شده، فرصت بسیار مناسبی است، البته همانگونه که آقای دکتر توکلی فرمودند افراط گری برخی مانع ذکر و انتقاد افراد خیرخواه شد، این یک واقعیت است. حالا که به شرایط عادی باز می گردیم و شرایط مناسبی پیش می آید، من از آقای توکلی و سایر دوستانی که در جریان سیاسی مقابل جریان اصلاحات و در واقع در طیف دیگر حاکمیت حضور دارند، خواهشم این است که نیروهای افراطی خود را کنترل کنند. ما همواره از دوستان می شنیدیم و خود ما هم نگران بودیم. من خاطرم است خود حاج آقا کروبی هم در مجلس ششم از افراط گری برخی از افراد همیشه اظهار دلخوری می کردند. متأسفانه امروز هم در مجلس هشتم یا برخی جاهای دیگر متوجه می شویم که این افراط گرایان هستند که شرایط را بر هم می زنند و ما ناخواسته در موقعیتی قرار می گیریم که حتماً منافع دشمن را تأمین می کنیم. کنترل افراط گرایان یک امر ضروری است. رادیو گفتوگو: قبل از اینکه اظهارنظرهای آقای توکلی را بشنویم، صحبتهای آقای حبیبی را می شنویم. آقای حبیبی اظهارنظر جنابعالی را در مورد بیانات آقای نصیرپور بشنویم و بعد در خدمت آقای توکلی هستیم. حبیبی: آقای کروبی چندین ماه است مطالبی را گفتند که اظهار این مطالب از طرف ایشان، یک خوراک قابل توجهی را برای تمام رسانه های ضد انقلاب فراهم کرده است: یعنی راجع به تجاوز در زندانها، تقلب در انتخابات و اینکه یک فردی با آن سابقه خوب قبل از انتخابات مثل آقای کروبی بروند در راهپیمایی روز قدس همراه کسانی راهپیمایی کنند که می گویند: "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران"، که آن آخری را هم دروغ می گویند. این اتفاقات در چند ماهه اخیر رخ داده. اینکه ما بیاییم امشب، بعد از چند ساعت که آقای کروبی اظهار مختصری در مقابل آن همه اظهارات قبلی خود کرده اند، تکلیف سمت های آینده آقای کروبی را هم مشخص کنیم، به نظر من اکنون موقع این صحبتها نیست. آقای کروبی به عقیده بنده بعد از اینکه یک استارتی زدند، امروز راجع به یک موضوعی، که به هر حال بنده هم عرض کردم، از این اظهارنظر آقای کروبی استقبال می کنم، باید ببینیم روزهای بعد، آقای کروبی برای جبران آن مطالبی که گفتند و واقعاً بعضی از آنها قطعاً برای نظام هم مضر بود، چه اقداماتی انجام می دهند؟ اگرانشاءالله ایشان به دنبال مطالب امروزشان قدمهای دیگر را هم برداشتند و بعد ثابت شد که ایشان جداً از آن مطالبی که هیچ کدام از آنها هم ثابت نشده، برگشته اند؛ تقلب در انتخابات را ایشان گفتند اما ایشان این مسئله را کجا ثابت کردند؟ من خجالت کشیدم که ایشان به عنوان یک روحانی بین کسانی که "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" را فریاد زدند و روز قدس اینها روزه خواری کردند، رفتند. این مسائل را به چشم خودمان دیدیم، اخیرا هم یک مطلب مختصری گفتند. ما باید منتظر باشیم و ببینم که آقای کروبی به دنبال آن مطلب بسیار مختصر امروزی که متفاوت با مواضع چند ماهه ایشان است، چه اقداماتی انجام می دهند؟ ببینیم چه کارهایی انجام می دهند. اگر ایشان ادامه دادند، این مطالب را و جبران کردند ضربه هایی که با صحبتهای ایشان و آقای موسوی (بیشتر ایشان) به انقلاب وارد شد. آن هنگام می توانیم بحث کنیم که راجع به آقای کروبی چه تصمیمی اتخاذ کرد. رادیو گفتوگو: آقای توکلی من قبل از اینکه از شما بخواهم اظهارنظر کنید در خصوص صحبتهای آقای نصیرپور و آقای حبیبی، ارجاع می دهم به سخنان مقام معظم رهبری در چندین روز گذشته که در خصوص خواص نظام ایشان صحبت فرمودند که خواص نظام مواضع خود را شفاف بیان کنند. فکر می کنید این اظهارنظر آقای کروبی مقدمه ای خواهد شد و کمک می کند به اینکه خواص نظام بروند به سمت شفاف سازی مواضعشان؟ توکلی: من آرزو می کنم که همین طور باشد. برای اینکه در این شرایط که ما احتیاج داریم، توجه مردم را به جوانب مختلف یک حادثه جلب کنیم، تا از چنبره رسانه های بیگانه نجات پیدا کنند، موظفیم که هم شفاف سخن بگوییم و هم صادقانه سخن بگوییم. رادیو تلویزیون یک دوره ای مشی خوبی نداشت. بیشتر یک طرفه قضاوت می کرد. رادیو گفتوگو: سپاسگذارم از نقد شما. توکلی: هنوز کجایش را دیده اید؟ رادیو گفتوگو: هر چقدر که از شما می شنویم، ما موظف به تشکر هستیم! توکلی: الحمدلله اکنون فضا را مقتضی می کند، برای اینکه سخنان مختلف منعکس شود. رادیو گفتوگو در جریان یک استثنا است. من متشکرم از شما ولی اینکه شفافیت کمک کند به اینکه آقای کروبی یا آقای موسوی یا منتقدین آنها یا معترضین حرفهای خود را شفاف بزنند تا روشن شود؛ من هم برای همین صریح حرف زدم و هم اشاره کردم به هم افراط گری هایی که زمینه ساز این حادثه ها بود و هم به سهم ایجاد کننده حادثه که خود این دوستان بودند. من یک نکته را به برادرمان آقای نصیری عرض می کنم که اگر این حرفشان درست باشد، پس ما باید از قرآن نخوانیم که می فرماید توبوا الی الله توبتا نصوحا، اگر فکر کنیم گناه فقط حوزه های فردی است و اگر ما حوزه های اجتماعی گناهی کنیم، هزاران گناه فردی با آن قابل قیاس نیست و حتماً توبه آن هم جدی تر است و در نهج البلاغه و در قرآن پر از خطاب توبه به کسانی است که کار بد کردند و کار اجتماعی بد کردند. مثل اینکه در جنگ شرکت نکردند و در انفاق کوتاهی کردند. ما اعتقاد داریم هر که خطا می کند، باید از مردم عذر خواهی کند. باید جبران خطا کند، از خدا هم در خواست مغفرت کند. البته من بهشخصه آرزومندم که همه این برادران عاقبت بهخیر شوند؛ بهشتی شوند، در بهشت کسی جای دیگری را تنگ نمی کند ولی همه باید شرط آن را رعایت کنیم. یعنی اگر حقوقی را ضایع کردیم، باید جبران کنیم، اگر دلی را آزردیم، باید جبران کنیم. همه هر کس که این کارها کرده است. فعلا بحث این آقایان است و همین کورسویی که از پشت تاریکی که آنها خود را در آن قرار داده اند غنیمت است... آروز می کنم بیشتر شود و همه به روشنایی و نور برسیم. اجازه بدهید بنده خداحافظی کنم. رادیو گفتوگو: بله! متشکر از شما که در این گفتوگو شرکت کردید. خداحافظ شما. ارتباط ما با آقای نصیرپور قطع شده و از آقای توکلی هم خداحافظی کردیم. جناب آقای حبیبی بنده این سوال را از حضرت عالی هم می کنم. حبیبی: من اظهارات آقای کروبی را، آن بعدی را که راجع به (تقلب در) انتخابات گفتند را معتقدم هیچ دلیلی برای آن ندارند. اما این بعدی که چون تنفیذ شده، من به رسمیت می شناسم حرف مثبتی است که ممکن است همانگونه که شما هم در سوال مطرح می فرمایید، زمینه ای باشد برای اینکه دیگران هم به خود بیایند و راجع به موضوعات اصلی که به کل انقلاب باز می گردد با شفافیتی خیلی خیلی بیشتر از گذشته و به نفع نظام صحبت کنند. رادیو گفتوگو: یعنی شما پیش بینی می کنید که در چند روز آینده خواص نظام اظهارنظرهای شفافی کنند با توجه به اینکه در آستانه فرارسیدن سی و یکمین پیروزی انقلاب اسلامی هستیم؟ حبیبی: برخی خواص خیلی خاص هستند همه کارهایشان را نمی شود پیش بینی کرد، اما من امیدوارم این طور شود؛ به خصوص با توجه به اینکه دشمن هم برای 22 بهمن سال جاری طراحی های بسیار شیطنت آمیزی کرده است؛ البته با عنایات الهی بنده مطمئن هستم که مردم با حضور خود تمام آن شیطنت ها را خنثی خواهند کرد. اما خواص لااقل کاری کنند که از مردم عادی، که هر وقت احساس خطر می کنند برای کل نظام،واقعاً شجاعانه و با خطر پذیری به میدان می آیند، آنها هم حداقل آن کاری که مردم می کنند را انجام دهند. رادیو گفتوگو: خیلی متشکرم از آقای حبیبی و از آقای کواکبیان و آقای توکلی و آقای نصیرپور؛شب شما بهخیر خدا نگهدار. |
|
| توضیحات سید احمد خاتمی درباره برخی اخبار منتسب به وی |
| ساعت ۱٠:٥٩ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آیت الله یزدی |
|
"برخی سایتها مطالب نادرستی را از جانب من نقل کردند. مثلا اینکه من آیت الله یزدی را تخطئه کردهام یا ایشان اعتراف به اشتباه کرده باشند."
به گزارش شبکه ایران، آیت الله سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران و عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری به ارائه توضیحاتی درباره اخبار منتسب به وی در برخی رسانهها پرداخت. بر اساس این خبر که در یک سایت اینترنتی و به دنبال آن در برخی دیگر از سایتها منتشر شد، آمده بود که آقای خاتمی در تماسی با آقای هاشمی رفسنجانی از وی خواسته تا از انتشار نامهای که اخیراً وعده داده بود طی آن به بیان مطالبی درباره آیت الله یزدی خواهد پرداخت خودداری کند که با مخالفت تلویحی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همراه شده است. در این خبر همچنین آمده بود که آیت الله یزدی "اشتباه" خود را پذیرفته است و گفته که دیگر این موارد را تکرار نمیکند. به دنبال انتشار این خبر، آیت الله سید احمد خاتمی در گفتگو با شبکه ایران، با اشاره به ضرورت وحدت و همدلی افراد به ویژه مسئولان عالی نظام، گفت: "پس از اظهارات آیت الله یزدی و آیت الله هاشمی رفسنجانی، من از هر دو بزرگوار خواستم که در شرایط فعلی به این نزاع رسانهای خاتمه دهند و در فضایی آرام و صمیمی با هم در زمینه موارد اختلافی گفتگو کنند". عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری درباره انتشار اخباری مبنی بر عذرخواهی آیت الله یزدی و رد پیشنهاد آشتی از سوی آقای هاشمی رفسنجانی در برخی سایت ها، این اخبار را تکذیب کرد و گفت: "برخی سایتها مطالب نادرستی را از جانب من نقل کردند. مثلا اینکه من آیت الله یزدی را تخطئه کردهام یا ایشان اعتراف به اشتباه کرده باشند." آیت الله خاتمی، همچنین رد پذیرش آشتی از سوی آقای هاشمی را هم دروغ و خلاف واقع خواند و اعلام کرد که "ایشان به من قول دادهاند نامه را منتشر نمیکنند." |
|
| علاقه نوجوانان به فستفودها ، چرا؟ |
| ساعت ۳:۳۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی |
|
چرا با اینکه خیلی از والدین دوست ندارند فرزندانشان به خاطر عوارض جبرانناپذیر فستفودها از این گونه مواد غذایی استفاده کنند، ولی فرزندانشان فقط این گونه غذاها را دوست دارند؟ مطالعات اخیر نشان میدهد، دلیل اصلی این که نوجوانان بیشتر انواع برگر یا سیبزمینی سرخ کرده را به غذاهای سالم که حاوی سبزیجات و میوه جات فراوان است ترجیح میدهند، والدینشان هستند.
![]() متاسفانه شیوع چاقی بین کودکان و نوجوانان طی سالیان اخیر افزایش چشمگیری یافته است. مطالعات اخیر در کشور حاکی است مصرف سرانه نوشابههای گازدار 42لیتر در سال میباشد، علاوه بر این که مصرف بیرویه فستفودها باعث مصرف 40 در صد بیش از نیاز معمول از مواد قندی ساده و 30 درصد بیش از نیاز چربی شده است. در طی سالهای اخیر دانش تغذیهای نوجوانان ما افزایش قابل توجهی یافته است.
بر طبق مطالعه اخیر در تهران حدود 80 درصد نوجوانان دارای دانش مناسب تغذیهای هستند، ولی تنها 20 درصد از آنان عادات غذایی صحیح را دنبال میکنند. جالب آن که اگرچه 85 در صد از نوجوانان میدانستند که نوشابههای گازدار باعث چاقی میشود، ولی فقط کمتر از 5 درصد آنان از این نوع نوشابهها استفاده نمیکنند! با اینکه نزدیک به 90 درصد آنان میدانستند که چیپس باعث افزایش وزن آنان میشود، ولی نزدیک به نیمی از آنان از همین تنقلات در ساعات تفریح خود استفاده میکنند. چرا با اینکه دانش مطلوبی در این رابطه وجود دارد، رفتار مناسب تغذیهای در نوجوانان مشاهده نمیشود؟ نقش والدین در این زمینه اساسی میباشد. نتایج مطالعات اخیر در آمریکا حاکی است که نوجوانان 4 تا 5 سهم میوه و سبزیجات را در روز دریافت میکنند، به شرطی که والدینشان نیز از این گونه مواد غذایی بخورند. در نقطه مقابل فرزندانی که والدینشان مصرف فست فود و انواع نوشابههای گازدار را ترجیح میدهند، احتمال بیشتری دارد که از این گونه مواد به طور معمول استفاده کنند. این مطالعه نشان داده است، کودکان والدینی که روزانه نوشابههای گازدار استفاده میکنند 40درصد بیشتر از کودکانی که خانواده آنان به طور معمول از این نوشیدنیها استفاده نمیکنند احتمال استفاده از این نوشیدنیها را دارند. در نقطه مقابل والدینی که روزانه 4 تا 5 سهم میوه و سبزیجات را مصرف میکنند باعث میشوند که استفاده از این گونه مواد غذایی به اندازه لازم در نوجوانانشان 16 درصد افزایش یابد. نکته جالب در این بررسی آن است که عادات نادرست غذایی والدین جاذبه بیشتری در نوجوانان داشته است که این میتواند ناشی از آثار تشویقی محیط، اعم از رسانهها و نیز دسترسی فراوان به این نوع غذاها در فروشگاهها باشد. نکته عملی: برای تغییر رفتارهای تغذیهای که تامینکننده سلامتی نسل آینده ما باشد، لزوم آموزشهای رفتاری و نیز تغییر رویه زندگی والدین به همراه دسترسی مناسب به تنقلات سالم ضروری میباشد. |
|
| 5 اشتباه رایج خانوادهها در رستورانهای فستفود |
| ساعت ۳:۱٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: تغذیه ، پزشکی |
|
1ــ هر روز، فستفود!
بعضی خانوادهها عادت دارند هر روز فستفود بخورند اما اولین عارضه این عادت وحشتناک، افزایش بروز چاقی است و چاقی هم یـعـنــی افــزایــش احـتـمــال بـیـمــاریهــای قـلـبــیعــروقــی، دیـابـت، سرطان روده، سرطان معده، سرطان سینه، آرتروز، فشار خون بالا، نازایی و غیره. اگر نمیتوانید دور این غذاها خط بکشید، توصیه میشود حداکثر هفتهای یکبار (و تـــرجــیـحــا هــر 2هـفـتــه یــکبــار) از ایــنجــور غــذاهــا بخورید. |
|
| غذاهای فستفود سرطانزا هستند |
| ساعت ۳:٠٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: پزشکی ، تغذیه ، سرطان |
|
کارشناس تغذیه دانشگاه علومپزشکی شیراز گفت: برخی افراد میزان کالری و چربی فراوان غذاهای فستفود را در بدن خود جای میدهند و در معرض بیماریهای سرطانی و عروقی قرار میگیرند.
![]() به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مرضیه وکیلی گفت: تحقیقات نشان داده است که در پژوهش سلامت کودکان کالیفرنیا از بین 500 هزار دانشآموز 55 درصد از آنهایی که مدرسهاشان در نزدیکی رستورانهای فستفود قرار دارند، 28 درصد آنان دچار اضافه وزن و 12 درصد دچار چاقی مفرط هستند. وی با بیان اینکه به جوانانی که مشتریان دائمی این مراکز هستند، توصیه میشود که بهجای سوسیس و کالباس یا همبرگرهایی که در روغنهای جامد سرخ میشود، از مصرف آن بپرهیزند و پیتزاهای گیاهی مصرف کنند. کارشناس تغذیه دانشگاه علومپزشکی شیراز افزود: وقتی که بیرون از خانه غذا مصرف میکنید، سعی کنید بهترین انتخاب را در رژیم غذایی انجام دهید و همچنین اعضای خانواده را تشویق به خوردن غذای سالم کنید. مربی بهداشت آموزش و پرورش فارس نیز گفت: رسانه ملی نقش مهمی در اشاعه فرهنگ استفاده از مواد غذایی دارد، اما متاسفانه با پخش تبلیغات جذاب مواد غذایی مضر زحمات مربیان بهداشت را بههدر میدهند. مقصود زارع افزود: در مدارس، برنامههای آموزشی در جلسات مختلف با همکاری کارشناسان مراکز بهداشت برای دانشآموزان و اولیا آنان ترتیب داده میشود. وکیلی با بیان اینکه بسیاری از مربیان بهداشت نیاز به تخصصهای ویژهای دارند، گفت: هر آموزشگاه باید یک مربی تماموقت در اختیار داشته باشد، اما متاسفانه برای هر 750 دانشآموز یک مربی در نظر گرفته شده است. کارشناس سلامت آموزش و پرورش فارس نیز گفت: در طول سال مربی بهداشت با وقت اندک خود تنها میتواند دانشآموزان را معاینه کند و دیگر زمانی برای آموزش و برنامههای خاص در طول سال باقی نمیماند. زارع شیبانی افزود: سازمان آموزش و پرورش با ابتکاری که انجام داده مربیان قراردادی را در ساعات معین در این امر بهکار گرفته است تا این مشکل به زودی حل شود. حسن جولایی افزود: روی آوردن نوجوانان و جوانان به سیری شکمی از گروههای نان و غلات و روغن بهدلیل سوبسیددار بودن این دو گروه، منجر به کمبود پروتئین و سوتغذیه در کشور شده است. وی با بیان اینکه این امر باعث شده است که در نوجوانان 11 درصد کوتاهی قد را شاهد باشیم، گفت: در سالهای گذشته با اعتباری که برای این امر در اختیار داشتیم، قرص آهن در مدارس مقاطع مختلف توزیع شد. معاون بهداشت و سلامت دانشگاه علومپزشکی شیراز گفت: در سال 87 بهدلیل کمبود در بعضی از مقاطع تحصیلی توزیع قرصهای آهن را کم کردیم. مهرنا کریمی افزود: شاغل بودن پدر و مادرها باعث شده است که اهمیت خوردن صبحانه در بین دانشآموزان از بین برود و غذای سریع جای خود را در مدارس باز کند. کریمی اضافه کرد: اولیای دانشآموزان نسبت به محل زندگی خود، فرزندانشان را ثبتنام نمیکنند و این یکی از عمدهترین مشکلات بهشمار میرود و به این ترتیب فرزندانشان را از تغذیه سالم و کامل منزل دور میکنند. وی در ادامه گفت: این امر باعث میشود که فرزندان، ساعات بیشتری در رفتوآمد مسیر مدرسه تا محل زندگی قرار گیرند. کریمی با اشاره به آموزشهای مناسب در بحث تغذیه دانشآموزان گفت: به دانشآموزان آموزش داده میشود که از غذاهای پرچرب و تنقلات استفاده نکنند و آنان را به غذای سنتی تشویق میکنیم. |
|
| خوبوبدهای فستفود |
| ساعت ۳:٠٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: پزشکی ، تغذیه |
|
خوبوبدهای فستفود
![]() معمولا پیشنهاد خوردن فست فود و به عبارتی غذای آماده از طرف بچهها در خانواده مطرح میشود مگر زمانی که مادر خانواده وقت و زمان لازم برای تهیه غذا نداشته باشد. اتفاقا خوردن فست فودها پیشنهاد بدی نیست اگر مروری کنید و مطمئن باشید که آخرین باری که از این نوع غذا مصرف کردهاید، ناهار همان روز یا مثلا شام شب قبل نباشد.
مطالعات نشان داده که در جوامعی که دارای رژیم غذایی با کلسترول و چربی جامد کمتری هستند، میزان چربی خون آنها نیز کمتر میشود. البته خودداری از مصرف غذاهای سرخ شده و روغنهای جامد، حیوانی و نباتی یکی از توصیههای مهم در پیشگیری از بروز بیماریهای قلبی عروقی است. نیاز به سرخ کردن اکثرفست فودها، استفاده بیش از حد سسهای چرب و استفاده کمتر از سبزیجات منجر به چاقی، کمبود برخی از ویتامینها و املاح، ناراحتیهای گوارشی و در نهایت بیماریهای قلبی عروقی در افراد میشود. مصرف طولانی مدت فست فودها مجموعهای از مشکلات را به دستگاه گوارش و سیستم ایمنی بدن وارد میکند و برنامه غذایی نامناسب یکی ازعوامل مهم در بروز بیماریهای قلبی و عروقی است که سبب تغییرات در چربی خون میشود و در ابتلا به تصلب شرائین و بیماریهای قلبی عروقی نقش بسیار مهمی ایفا میکند. بیماریهای قلبی عروقی از مهمترین عوامل مرگ و میر و از عمدهترین مشکلات بهداشتی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه است. در ایران نیز سالانه حدود 40 درصد مرگ و میرها به علت بیماریهای قلبی عروقی رخ میدهد و این بیماری همچنان در صدرعوامل مرگ و میر در کشور محسوب میشود. دکتر ربابه شیخ الاسلام، متخصص تغذیه، میگوید: به این علت که ذائقه ایرانیها شور بوده احتمال استفاده از مصرف مواد شور هم در کنار فست فودها وجود دارد که میتواند باعث بروز فشار خون در مصرفکنندگان شود. بنابراین در کل مصرف طولانی مدت فست فودها مجموعهای از مشکلات را به دستگاه گوارش و سیستم ایمنی بدن وارد میکند. علاوه بر آن، بین الگوی غذایی و بروز بیماریهای مزمن و غیر واگیر مانند بیماریهای قلبی عروقی، سکته مغزی، سرطانها و بیماریهای دیابت ارتباط قوی وجود دارد. سفارش فست فود بهتر در جامعه کنونی، گریزی از مصرف فست فودها نیست و خانوادهها را نمیتوان از مصرف فست فودها بازداشت؛ زیرا به علت مشکلات در زندگی صنعتی امروز، خانوادهها از تهیه و پخت غذا در منزل بازمانده و زنان نیز به علت کارکردن همپای مردان فرصت آشپزی ندارند. اما حداقل باید از فست فودهای معتبر استفاده و با کنترل بهداشت محیط تولید و عرضه فست فود از سلامت مواد غذایی، آشپزان و... اطمینان کامل حاصل کرد. همچنین با توجه به این که نگرانی مردم از این نوع مواد غذایی، افزایش میزان چربی در آنهاست، میتوان فست فودهایی با سسهای کم چرب سفارش داد. بر همین اساس استفاده از سبزیهای تازه و کاهو و انواع سالادها بهترین جایگزین سسهای چرب بهشمار میرود اما در حال حاضر مراکز اغذیه فروشی و فست فودها فاقد این ویژگی هستند. به عنوان مثال هنگام سفارش پیتزا میتوان درخواست استفاده بیشتری از سبزیجات، قارچ و پیاز در آن کرد. همچنین میتوان از انواع و اقسام سبزیجات مانند ذرت، اسفناج و گوجه استفاده کرد تا عوارض فست فودها به خصوص پیتزا را به حداقل رساند. دکتر شیخالاسلام تهیه فست فودها را در منزل قابل اعتمادتر میداند و میگوید: تهیه فست فود در منزل امکان استفاده بیشتر از سبزیجات را به خانوادهها میدهد و حتی میتوان از روغن در کنار آن استفاده کرد زیرا معمولا در فست فودها روغن تهیه فست فود به دفعات متعدد مورد استفاده قرار میگیرد و صاحبان محلهای فروش فست فودها تعویض آن را مقرون به صرفه نمیدانند. او با بیان اینکه استفاده مکرر از روغن در درجه بالای حرارتی موجب سوختن آن شده که در نهایت عامل بسیاری از سرطانها خواهد بود، ادامه میدهد: روغنها بستگی به انواع آنها درجه حرارت مشخصی را تحمل میکنند. معمولا بیماریهای قلبی، سکتههای مغزی و قلبی و سایر بیماریها مانند چاقی و دیابت در سنین میانسالی بروز میکنند اما عوامل بروز آنها از دوران جنینی، کودکی، نوجوانی و جوانی تکامل یافته تا نهایتا در سنین بالا عوارض مذکورخود را نشان میدهد. به طوری که بدن عوارض تمامیمواد غذایی و تغذیه غلط را انباشته کرده و ناگهان در سنین میانسالی که ایمنی بدن نیز کاهش مییابد، بروز پیدا میکند. البته کاهش سن بروز بیماریها از حدود 50 سالگی به 25 سالگی را نباید فراموش کرد. او میگوید: متاسفانه در مدارس، اولیای مدارس به دانشآموزان برنامه غذایی هفتهای داده که در آن پیتزا، همبرگر و کباب کوبیده قرار دارد که نشان از عدم کنترل نسبت به مواد غذایی مورد مصرف دانشآموزان را میدهد و نباید تصور شود که فست فودها در کودکان عارضهای ندارد. عوارض فست فود برای کودکان در اثر مصرف فست فودها عروق کودک با انسدادهای ریز مواجه شده و چربیها باعث افزایش کلسترول خون آنها میشود. همچنین در حال حاضر کارشناسان تاکید زیادی بر تغذیه دوران بارداری دارند و توصیه به مصرف کم چربیهای اشباع شده و ایزومرترانس در مواد غذایی مادران دارند زیرا چربیها در بدن زن باردار ذخیره شده و تبدیل به شیر خواهند شد و چنانچه ذخیره شیرمادر، مطلوب نباشد، کودک در معرض خطر قرار میگیرد. در دوران کودکی ذائقه فرد ساخته میشود و اگر در هفته یک دانشآموز را به غذاهای چرب و سرخ شده عادت دهیم، به طور قطع بدن در آینده قدرت ترک آن را نخواهد داشت. به همین دلیل به مصرف ماهی، روغنهای غیراشباع مانند مایع و از انواع سبزیجات تازه در دوران بارداری توصیه میشود. ازسوی دیگر انسان برای دستیابی به سلامت کامل به تمام گروههای غذایی نیاز دارد. بنابراین مصرف یک ترکیب غذایی سالم موجب سلامت جسم و روان میشود. بین تغذیه، فعالیتهای بدنی و بیماریهای چاقی، قلبی و عروقی رابطه مستقیمی وجود دارد، بنابراین تمامی کارشناسان توصیه به تغذیه مناسب از دوران جنینی، ذائقهسازی در دوران کودکی و انجام فعالیتهای بدنی دارند. وزن مناسب، رمز سلامتی پیشگیری و جلوگیری از اضافه وزن خیلی سخت است؛ لذا در صورت امکان برخورد با این مشکل، پیشنهادهای ارائه شده به شما کمک میکند تا فرزندتان را در وزن سالمی نگاه دارید. برای فرزندتان رژیم غذایی تهیه نمایید. مشخص کنید که فرزندتان در روز چقدر کالری باید مصرف کند. هنگام استفاده از بسته بندیهای غذایی به برچسب غذایی آن توجه کنید. معمولاً میزان زیادی از میوهجات، سبزیجات و حبوبات کامل از نیازهای اولیه غذایی فرزندتان است. در مورد جزئیات استفاده از رژیم غذایی مناسب میتوانید با یک متخصص مشورت کنید. کل اعضای خانواده نیز باید ملزم به داشتن رژیم غذایی سالم تری باشند، بدان دلیل که فرزندتان در این فرآیند احساس تنهایی نکند و در خانواده الگوهایی جهت دلگرمی داشته باشد. وعدههای اصلی یا فرعی غذا را در سر سفره بخورید، نه جلوی تلویزیون تا بتوانید احتمال پرخوری را کاهش دهید. نباید زمانی که فرزندتان گرسنه نیست او را مجبور به غذا خوردن کنید. مطلوب آن است که فرزندتان در هر وعده غذایی تمام محتویات بشقابش را نخورد. سعی کنید از غذا بهعنوان پاداش یا تفریح و استراحت برای فرزندتان استفاده نکنید. سعی کنید به هیچ عنوان بعد از اتمام غذا از دسرها به عنوان پاداش استفاده نکنید. انجام این کار منجر میشود که فرزندتان برای دسرهای غذایی بیش از خود غذاها ارزش قائل باشد. معمولاً فست فودها از کالری بسیار بالایی برخوردارند که منجر به چاقی بیش از حد میشوند، پس سعی داشته باشید که رفتن به رستورانهای فست فود را به هفته ای یکبار محدود کنید. تماشای تلویزیون را محدود کنید و در عوض فرزندتان را به انجام فعالیتهای بدنی همچون دوچرخهسواری و شرکت در ورزشها و بازیهایی که از آن لذت میبرد، ترغیب نمایید. زمانی را برای فعالیتهای بدنی مشترک با فرزندتان اختصاص دهید. مثلاً به همراه هم به پیادهروی بروید و هر زمانی که میتوانید در خارج از خانه با هم به بازی بپردازید. خودتان یک الگوی خوب باشید؛ مطمئن شوید که انتخابهای غذایی سالمی دارید و ورزش را با زندگیتان تلفیق کردهاید. |
|
| مصرف مکرر فستفودها ذائقه کودکان را تغییر میدهد |
| ساعت ٢:٥٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: پزشکی ، تغذیه |
|
مصرف مکرر فستفودها ذائقه کودکان را تغییر میدهد
یوسف نقیایی کارشناس تغذیه گفت: مصرف مکرر غذاهای آماده و فستفودها میتواند زمینه را برای بیماریهای قلبی و عروقی فراهم کرده و کودکان را نیز با عادات غذایی ناسالم هرچه بیشتر به سمت مصرف اینگونه غذاها سوق دهد.
![]() این کارشناس تغذیه در گفتگو با ایسنا اظهار کرد: فستفودها یا غذاهای آماده غذاهایی نظیر پیتزا، ساندویچهای سرد و گرم، سوسیس، کالباس و... هستند که بیشتر این غذاها از نظر محتوای کالری، چربی، قند و نمک بسیار بالاتر از حد استاندارد قرار دارند. کارشناس مسؤول تغذیه مرکز بهداشت استان یزد در خصوص مصرف فستفودها برای کودکان، اظهار کرد: استفاده از این غذاها در کودکان، عادات ناسالم غذایی را به دنبال دارد و به دلیل استفاده زیاد از طعمدهندهها یا مواد قندی و نمکهای طعام ذائقه کودکان را تغییر داده و آنها را به سمت مصرف هرچه بیشتر غذاهای آماده سوق میدهد. نقیایی تصریح کرد: وجود مشکلات بهداشتی در تهیه مواد اولیه فستفودها از بحثهای دیگری است که میتواند سبب بیماری در افراد شود و این مشکلات بهداشتی خصوصا در ایام گرمتر سال با شیوع بیشتری موجب بروز بیماریهای گوارشی در فرد مصرفکننده میشود. |
|
| بررسی یک بیماری زنانه |
| ساعت ٢:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: پزشکی ، اطلاعات عمومی |
|
تخمدانهای تنبل
تنبلی تخمدان اصطلاحی عامیانه است و بسیاری از زنان با این مشکل مواجه هستند. این عارضه شامل تخمدانهایی میشود که به دلایل مختلفی از کار افتادهاند.«یائسگی زودرس ، توقف رشد تخمدانها و قاعدگی 2 الی 3 ماه یکبار از جمله موارد تنبلی تخمدان است.»
![]() دکتر ابوطالب صارمی، فوق تخصص نازایی در گفتگو با «جامجم» میگوید: گاهی دختران به دلیل تولید نشدن محرکهای برای رشد تخمدان از سوی مغز، عادت ماهیانه نمیشوند که به آن آمنوره میگویند و عدهای دیگر با این که تخمدان دارند، ولی سلولهای تولیدمثل در آنها شکل نیافته و در نتیجه اوایل بلوغ یا پس از چند سال با قطع ناگهانی قاعدگی مواجه میشوند که به آن یائسگی زودرس گفته میشود که میتواند بهدلیل ژنتیک، جراحی یا اشعهدرمانی باشد. به گفته وی اگر به تخمدان افرادی که تحت درمان اشعهدرمانی هستند اهمیت داده نشود، آنها رو به تنبلی میروند و بعدها قطع عملکرد (تولید تخمک) در آنها رخ میدهد. دکتر صارمی درخصوص تخمدانهای پلیکیستیک خاطرنشان میکند: تنبلی تخمدان به 2بخش تخمدانهای پلی کیستیک و تخمدانهای مولتیکیستیک تقسیم میشود که در تخمدانهای پلیکیستیک قاعدگیها نامنظم و به صورت هر 2الی 3 ماه یکبار رخ میدهد که چاقی و رویش موهای زائد نیز از علائم آن محسوب میشود. در این بیماری کیستهای متعدد ریز یک سانتیمتری همچون گردنبند مرواریدی اطراف تخمدان را احاطه کردهاند. طبق تحقیقات صورت گرفته در جوامع شرقی بخصوص در رنگین پوستها (مثل ایرانی، هندی و آریایینژادها) زمینه این بیماری بیشتر از سفیدپوستهاست، پس شانس این افراد نیز در ابتلا به نازایی، سرطان رحم و پستان بالاست. به گفته این پزشک، دختران نیز دچار تخمدانهای پلی کیستیک میشوند و هرازگاهی خونریزیهای غیرطبیعی آنها باعث میشود با لختههای شدید خون مواجه شوند که به پزشک مراجعه میکنند و در این مواقع پزشک خونریزی را قطع و تنبلی را بظاهر تا پس از ازدواج مخفی نگهمیدارد و وقتی بیمار خواهان فرزند باشد، متخصص با تدابیر در نظر گرفته شده از تولید کیستهای ریز توسط تخمدان ممانعت به عمل میآورد و شرایط بزرگ شدن یک کیست کوچک در اطراف تخمدان (تاول) را مهیا میکند تا بیمار شرایطی همانند زن بالغ و سالمی که در روزهای 12 الی 14 قاعدگی یکی از این تاولهای بزرگش (کیست) میترکد و تخمک آزاد کرده و قاعده میشود، داشته باشد تا شانس حاملگی بالا برود. علل تخمدانهای پلی کیستیک دکتر صارمی درخصوص اینکه چرا تخمدانهای پلیکیستیک به وجود میآیند، میگوید: در این باره تئوریهای فراوانی وجود دارد، ولی دلیل صددرصدی وجود ندارد، اما میتوان ژنتیک، تغذیه و تاثیر محیط را از دلایل آن برشمرد. شرایط متفاوت دختران طبق بررسیهای صورتگرفته، سن بلوغ در دختران متفاوت است و دختران مناطق حاره سریعتر از دیگر دختران در 10 تا 11 سالگی به بلوغ میرسند، ولی در کشورهای اسکاندیناوی سن بلوغ دختران 16 تا 20 سال است. دکتر صارمی در این خصوص، گرما و آفتاب را یکی از دلایل زودهنگام بلوغ ذکر میکند و میافزاید: این سن در ایران در حد وسط قرار دارد، ولی اگر در کشوری همچون ایران دختر تا 16 سالگی به بلوغ نرسید باید به پزشک متخصص مراجعه کند. دیر یا زود قاعده شدن دختران میتواند یکی از علائم تنبلی تخمدان محسوب شود. این پزشک فوقتخصص اذعان میکند: اگر دختران هنگام قاعدگی اختلال خونریزی نداشته باشند، ولی دائم در حال چاق شدن باشند مراجعه به پزشک غدد یا متخصص زنان ضرورت دارد، چون یکی از دلایلی که باعث ایجاد تخمدانهای پلیکیستیک میشود بیماریای به نام مقاومت به انسولین است. در برخی به علت این که انسولین آنها فعال نیست، قند سوخته نمیشود و در نتیجه به چربی تبدیل میشود و چون قندی در خونشان نیست همیشه گرسنهاند.وی تصریح میکند: این چاقیها مقاومت نسبت به انسولین خود را با تنبلی تخمدان نشان میدهند. پس انجام آزمایش هورمون و تست قند خون ضرورت دارد. دکتر صارمی با اذعان این که لکهبینی نیز میتواند از علائم تنبلی تخمدان باشد، میافزاید: گاهی لکهبینیها میتواند به دلیل نقص تولید پروژسترون یا جسم زرد باشد که پیش از قاعدگی رخ میدهد و از مشکلات هورمونی محسوب میشود، ولی لکهبینیهای پس از قاعدگی میتواند بر اثر کمبود هورمون استروژن باشد که پولیپ داخل رحم یا فیبروم را به همراه خواهد داشت. توصیههای پزشکی بهتر است دختران و زنان پس از مشاهده عدم نظم در سیکل ماهانه خود یا هنگام مشاهده رویش موهای زائد و درد پستان هنگام قاعدگی به پزشک مراجعه کنند و وضعیت خود را کنترل کنند، چرا که تنبلی تخمدان درمان قطعی ندارد و بیمار تا وقتی از دارو استفاده کند قاعدگی منظم خواهد داشت و گاهی با قطع درمان، خونریزی تا حدی میرسد که خطر مرگ را برای فرد به همراه خواهد داشت. دکتر صارمی میگوید: قرصهای ضدبارداری میتواند بهترین درمان این بیماری محسوب شود و این افراد باید تا زمان یائسگی از این قرصها استفاده کنند. |
|
| انتقاد یزدی به هاشمی وارد نیست |
| ساعت ٢:۳۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، گفتگو و مصاحبه ، علی مطهری |
|
علی مطهری:
عضو ارشد فراکسیون اصولگرایان مجلس بخشی از انتقادات اخیر یزدی به هاشمی رفسنجانی را وارد ندانست و با تاکید بر اینکه«مقبولیت نظام و اتمام حجت در این زمینه تنها بدست مردم است» در خصوص انتصابات اخیر دولت گفت: بر اساس فرمایش رهبری همراه دولت خواهیم بود اما از خطاهایی چون انتصاب مشایی نخواهیم گذشت.
![]() علی مطهری در گفتگو با خبرگزاری مهر، سخنان رئیس مجلس خبرگان رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران را مثبت ارزیابی و خاطرنشان کرد: خطبه های هاشمی رفسنجانی در جهت ایجاد آرامش ومکمل بیانات رهبری بود. وی با تاکید بر لزوم دوستانه صحبت کردن یکی از مقامات کشوری با معترضان وتوجه به خواستههای آنها ، اظهار داشت: در حقیقت هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه تهران به این مهم جامه عمل پوشاند. نماینده مردم تهران درمجلس شورای اسلامی با اشاره به پیشنهادات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، عنوان کرد: پیشنهادات هاشمی رفسنجانی برای عبور از وضعیت فعلی مانند تسریع در آزادی بازداشت شدگان و رسیدگی به خانواده های آسیب دیدگان وهمچنین بازسازی فضای گفتگو در صدا وسیما برای طرفین ماجرا بسیار راهگشا خواهد بود. وی با انتقاد از سخنان رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در واکنش به هاشمی رفسنجانی مطرح کرده بود، تصریح کرد: هر کسی به عنوان یک شهروند ایرانی می تواند چنین پیشنهاداتی را برای بهبود اوضاع مطرح نماید چه رسد به خطیب نماز جمعه تهران، آن هم زمانی که خبری مبنی بر بدرفتاری با بازداشت شدگان را می شنویم ، بنابراین انتقاد یزدی به هاشمی رفسنجانی وارد نیست. عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در عین حال یادآور شد: البته سخنان یزدی مبنی بر اینکه مشروعیت نظام جمهوری اسلامی از ناحیه پروردگار و پیامبر و مقبولیت آن در گرو رضایت مردم است، حرف صحیحی است. وی تصریح کرد: اما بایستی به این موضوع نیز توجه نماییم که سخنان هاشمی نافی این مسئله نبود، چراکه هاشمی هیچگاه نگفت که مشروعیت نظام از ناحیه مردم است، بلکه وی تحقق وادامه حکومت را در صورت عدم رضایت مردم میسر ندانست و به بیانی دیگر، مقبولیت نظام واتمام حجت تنها بدست مردم است. نماینده مجلس با اشاره به بخشی از سخنان هاشمی مبنی بر اینکه عده ای در اواخر دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دهم در بین مردم تردید ایجاد کردند، اظهار داشت: ظاهرا سخن وی ناظر به روش مناظره احمدی نژاد و ندادن فرصت به هاشمی برای دفاع از خود در رسانه ملی بود که البته موسوی ودوستانش نیز دردامن زدن به این تردید بی تاثیر نبودند که بایستی به تخلفات دو طرف در این خصوص رسیدگی شود نه اینکه مانند رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تنها به نزد قاضی برویم. فرزند شهید مرتضی مطهری با اشاره به سخنان یزدی زمانی که عنوان کرده بود، کتاب "تجرید"خواجه نصیر را نزد شهید علامه مطهری خوانده بود، متذکر شد: خوب است وی همان حق گویی، صراحت وانصاف شهید مطهری را داشته باشد، به گونه ای که اگر دوستان ما نیز تخلفی نمودند با صراحت به آنان اعتراض کنیم. وی با اظهار تاسف از بدرفتاری ماموران با بازداشت شدگان حوادث اخیر طبق اخبار متواتر، عنوان کرد: بدرفتاری ماموران با بازداشت شدگان یک رفتار اسلامی نیست. نماینده مردم تهران با تاکید براینکه باید از مظلوم دفاع کرد هرچند که مخالف ما باشد، گفت: در حقیقت کار هاشمی دفاع از مظلوم است. وی در عین حال تصریح کرد: البته قبول داریم که عده قلیلی در صدد براندازی نظام هستند اما در حال حاضر موضوع این است که برخی از مردم عادی مسئله دار و دچار شبهه شده اند ،چراکه با کمال تاسف با این مردم خوب رفتار نکرده ایم بلکه بعضا بی تدبیری هم نمودهایم ، ولی با این وجود این مشکل هنوز قابل جبران است. نماینده مجلس در بخش دیگری از سخنانش به معاون اولی مشایی در کابینه دهم اشاره کرد و گفت: انتصاب مشایی از سوی رئیس جمهور به سمت معاون اولی نشان داد که احمدی نژاد به نظرات دیگران حتی مراجع تقلید ونخبگان جامعه اهمیتی نداده وبرای افکار عمومی هم ارزشی قائل نیست. وی با اظهار تاسف از اینکه به نظر می رسد رئیس جمهور در انتخاب اعضای دیگر کابینه اش نیزچنین روشی را در پیش بگیرد، خاطرنشان کرد: حتی استفاده از کردان در کابینه دهم نیز آنچنان دور از ذهن نیست چراکه اساسا روحیه رئیس دولت دهم اینگونه است. نماینده مردم تهران درخانه ملت با اشاره به اینکه طبعا درپیش گرفتن چنین رویه ای به کشور آسیب وارد خواهد کرد ، گفت: البته مجلس هم در هر شرایطی باید به وظیفه قانونی خود عمل نماید. به گفته وی اکثر قریب به اتفاق نمایندگان مردم درمجلس شورای اسلامی انسانهایی منطقی ، معقول وخالی از هرگونه تعصب گروهی هستند به گونه ای که نگاه کاملا کارشناسانه به مسائل دارند. عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی اعلام کرد؛ بر این اساس وکلای ملت در دادن رای اعتماد به وزیران پیشنهادی وقت کافی خواهند داشت که فارغ از گرایش سیاسی بهترینها را برگزینند ،یعنی همانطوری که رهبر انقلاب فرمودند با دولت همراهی خواهند کرد اما در عین حال نیز از خطاهای آن نیز نخواهند گذشت. |
|
| هاشمی و یزدی بر پایان یافتن مشاجرات توافق کردند |
| ساعت ٢:٢٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آیت الله یزدی |
|
آیت الله سید احمد خاتمی گفت : عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری گفت:آیتالله یزدی و آیتالله هاشمی رفسنجانی پذیرفتند تا مشاجرات پایان یافته و دیگر ادامه نیابد. ![]() آیت الله سید احمد خاتمی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار جامجم آنلاین با اشاره به درج اخباری در سایتها گفت:در راستای تلاش در جهت همدلی بین مسئولین نظام اینجانب از آیتالله یزدی و آیتالله هاشمی رفسنجانی درخواست کردم که با توجه به شرایط حساس کنونی پرونده این مشاجرات را ببندند که هر دو بزرگوار با بزرگواری خود پیشنهاد اینجانب را پذیرفتند. وی با اشاره به نقلقولهایی از وی در سایتها با بیان این که آیتالله یزدی در مورد اشتباه کردن حرفی به اینجانب نزد، تصریح کرد:این که گفتهاند خاتمی گفته است که آقای یزدی اشتباه کرده و آقای یزدی هم به اشتباه خود اعتراف کرده،یک دروغ بزرگ است. همچنین این که در ذیل خبر آوردهاند که آقای هاشمی رفسنجانی پیشنهاد اینجانب را نپذیرفتهاند، این هم دروغ بزرگ دیگری است. خاتمی افزود: آیتالله هاشمی به صراحت پیشنهاد اینجانب را پذیرفتهاند و قرار شد تا مشاجرات دیگر ادامه نیابد. وی افزود: تاسف میخورم از این که چرا کسانی همچنان دوست دارند دعوا و نزاع در کشور باشد و امیدوارم که خداوند دلهای همگان را به یکدیگر نزدیک کند. |
|
| طراح تشکیل کمیته صیانت از آرا هاشمی بود |
| ساعت ٢:۱۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، اکبر هاشمی رفسنجانی |
|
یک عضو حقوقدان شورای نگهبان بااشاره به حمایت حزب کارگزاران ازخاتمی در دوم خرداد گفت: هاشمی رفسنجانی آن موقع هم اعلام کرد که از تقلب در انتخابات نگران است و به جامعه القا کرد که اگر شخص دیگری رأی بیاورد در انتخابات تقلب شده است. غلامحسین الهام که در مسجد اهل بیت(ع) قم سخن میگفت، تصریح کرد: به ظاهر جریان دوم خرداد برای نفی کارکردهای هاشمی بر سر کار آمده بود ولی در حقیقت مدیریت این جریان هم در دست خاندان هاشمی بود. وی با بیان اینکه امروز هاشمی رفسنجانی از بسیاری از ارزشها عبور کرده است، خاطرنشان کرد: او پس از دوم خرداد به دنبال تبدیل و تغییر مفاهیم برای انتقال فکری جامعه و نیز تغییر ساختارها برای انتقال قدرت و به چالش کشیدن نظام اسلامی بود. |
|
| انکار مردم و همراهی با دشمن |
| ساعت ٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات |
|
«معارضین جمهوری اسلامی غالبا خود را از مردم بالاتر دانسته اند. خطای دوم- آنان- این است که به دشمنان این مردم امید بستند، دل بستند. این دو تا اشتباه بزرگ است. وقتی از مردم خودشان را بالاتر دانستند، لازمه اش این می شود که اگر مردم در یک حرکت قانونی یک اقدامی کردند، یک چیزی را خواستند، یک چیزی را نخواستند، این ها بگویند نه! مردم عوام بودند؛ این عوام گرایی است؛ پوپولیزم است ما این را قبول نداریم خود را از مردم بالاتر دانستن اینجا ظاهر می شود. ادعا ملاک نیست که بگویند ما مردمی هستیم، در عمل باید مردمی بود. اشکال دوم این است که به دشمنان این مردم- که دشمنی آنها واضح است- دل می بندند... حالا اگر آن کسی که در مقابل مردم می ایستد، به این ها دل بست این آن خطای دوم است که اتفاق می افتد؛ دل بستن به دشمن؟!» |
|
| این120 میلیون تومان ناقابل! |
| ساعت ٢:٠۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کمک مالی پرداخت شده به ه- ت بازیگر سینما(به خاطر نمایشگاه عکس های وی) را 120 میلیون تومان اعلام کرد. |
|
| گل به دروازه ضدانقلاب یا شکاف در جبهه فتنه سبز؟! |
| ساعت ۱:٤٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
یک سایت وابسته به سازمان «سیا» موضع اخیر مهدی کروبی مبنی بر اینکه احمدی نژاد را رئیس جمهور می داند، گل زدن به دروازه خودی خواند! |
|
| اختلاف روی گزینه آخر |
| ساعت ۱:۳٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
در پی جلسه روز دوشنبه وزرای خارجه اتحادیه اروپا، منابع خبری از اختلاف میان اعضای این اتحادیه برای تحریم ایران خبر می دهند. |
|
| وزارت خارجه آمریکا که نیست، سنگ پاست |
| ساعت ۱:۳٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان |
|
وزارت خارجه آمریکا نسبت به وضعیت رفاهی سه تبعه بازداشت شده خود که به خاطر ورود غیرقانونی به ایران در کردستان بازداشت شده اند، ابراز نگرانی کرد. کراولی سخنگوی این وزارت گفت: ما از وضعیت رفاهی این 3 کوهنورد]!

غفاری که از حامیان سرسخت موسوی در انتخابات بود، در مراسم سالگرد 7 تیر در مسجد قبا و در حضور کروبی اظهارات تند و بیادبانهاینسبت به رهبر انقلاب مطرح کرده بود که بعدا در اثر فشار افکار عمومی مجبور به پس گرفتن حرفهایش شد.
سرانجام با گذشت نزدیک به 8 ماه از پایان انتخابات ریاست جمهوری و در حالی که در روزهای آغازین اغتشاشات پس از انتخابات تعداد قابل توجهی از عاملین اصلی و حتی عوامل درجه دو و سه موثر در ناآرامیهای توسط قوه قضاییه به پای میز محاکمه کشانده شدند، قوه قضاییه تصمیم گرفت تا فرزندان هاشمی رفسنجانی را نیز به محکمه بکشاند. این در حالی است که تا کنون با وجود مدارک غیر قابل انکار همچون فیلم حضور فرزندان هاشمی در ناآرامیهای پس از انتخابات و برخی اعترافات متهمین دستگیر شده، مهدی هاشمی در خارج از کشور به سر می برد و فائزه هاشمی آزاده مشغول ادامه تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی است.
در همین حال مهدی هاشمی رفسنجانی که نقش فعالی در انتخابات ریاست جمهوری دهم و ساماندهی برخی امکانات برای ستاد میرحسین موسوی داشته نیز پس از انتخابات و به بهانه سرکشی به برخی واحدهای دانشگاه آزاد به لندن رفته و همچنان نیز در خارج از کشور به سرمی برد. هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوال دانشجویانی که در مشهد مقدس از وی در مورد مهدی سوال کرده بودند، گفته بود به مهدی گفته ام تا پایان دوره دکتری خود در خارج بماند.
ظاهرا برخی فشارها تاکنون مانع انجام وظیفه قوه قضاییه در بازخواست از فرزندان هاشمی رفسنجانی شده است چنانکه حتی آنزمان که دادستان تهران در گفتگویی از مهدی هاشمی خواست تا برای بررسی اتهاماتش به کشور بازگردد، مهدی هاشمی با لحنی حق به جانب و طلبکارانه، دادستان تهران را از آنسوی مرزها مورد خطاب قرار داده بود که چرا نام او را در رسانه ها بیان کرده است!
اطلاع رسانی دادسرای عمومی وانقلاب تهران، گزارشی از اتهامات محکومین یاد شده و مراحل رسیدگی به پرونده های آنان را به منظور تنویر افکار عمومی منتشر کرد.











زیادی برای معرفی خود به عنوان مرجع در افکارعمومی کرده و به تازگی از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم فاقد ملاکهای مرجعیت اعلام شد، در جلسهای با اعضای ارشد دفتر خود، با انتقاد شدید از موضع جدید کروبی در به رسمیت شناختن دولت با الفاظی رکیک به وی حمله کرده است.















نماینده مجلس شورای اسلامی، مجید نصیرپور نماینده مجلس و عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی، با شرکت در برنامه بدون خط خوردگی از شبکه رادیویی گفت و گو در باره به رسمیت شناختن دولت از سوی آقای کروبی دیدگاه های خود را بیان کردند.






سهشنبه هنگامی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با جمعی از استادان علوم سیاسی دانشگاههای قم دیدار کرد و یزدی را تهدید به افشاگری درخصوص بیان ناگفتههایی از جلسه انتخاب رهبری کرد.
رویای صادق پیامبرش (صلی الله علیه و آله) سخن به میان آورده است و در تفاسیر مختلف شیعه و اهل سنت (از جمله تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 172) این شجره ملعونه را با بنی امیه منطبق دانسته و با اشاره و تطبیق با آیات دیگر قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام این رویا را اینگونه بیان می دارند که پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) در خواب دید که میمون هایی از منبر او بالا و پایین می روند آن حضرت چنان از آن خواب ناراحت شد که بعد از آن کمتر می خندند. در تفاسیر تعبیر این خواب به بنی امیه نسبت داده شده که یکی بعد از دیگری برجای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشستند، در حالی که از یکدیگر تقلید می کردند و افرادی بدون شخصیت بودند و حکومت اسلامی و خلافت رسول خدا را به فساد کشیدند.