مجوز حمله برای سقوط دیکتاتور تاریخ‌مصرف‌گذشته لیبی
ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸  کلمات کلیدی: لیبی ، معمر قزافی ، دیکتاتور ، شورای امنیت سازمان ملل
مجوز حمله برای سقوط دیکتاتور تاریخ‌مصرف‌گذشته لیبی بخاطر تحت‌الشعاع قرار دادن کشتار بی‌رحمانه شیعیان بحرین

شورای امنیت سازمان ملل در جلسه شب گذشته خود در حالی با 10 رأی موافق و پنج رأی ممتنع بدون مخالف، قطعنامه مربوط به طرح "منطقه پرواز ممنوع بر فراز آسمان لیبی علیه رژیم قذافی را صادر کرد که علی‌رغم کشتار بی‌رحمانه شیعیان بحرین، این شورا و دولت‌های غربی همچنان سکوت کرده و هیچ واکنشی به جنایت‌های آل‌خلیفه و آل‌سعود نشان نمی‌دهند.

به گزارش رجانیوز، بر اساس این قطعنامه از هرگونه پرواز در حریم هوایی لیبی به منظور حفاظت از جان غیرنظامیان ممانعت می‌شود.

علاوه بر آن به کشورهای عضو سازمان ملل اجازه می‌دهد تا همه تدابیر ضروری را به منظور حفاظت از جان غیرنظامیان و نواحی پر جمعیت در لیبی که در معرض خطر حمله از سوی رژیم قذافی قرار دارند از جمله شهر بنغازی به کار گرفته و در عین حال هرگونه اشغالگری از سوی نیروهای خارجی را منع می‌کند.

قطعنامه مذکور همچنین تاکید بر آتش بس فوری در سراسر لیبی دارد. چین، روسیه، برزیل، هند و آلمان پنج کشوری بودند که به قطعنامه مذکور رای ممتنع دادند.

پس از تصویب این قطعنامه، آلمان اعلام کرد که در حمله نظامی به لیبی مشارکت نخواهد کرد اما انگلیس، فرانسه، نروژ و امریکا برای مشارکت در این حمله اعلام آمادگی کردند. به‌طوری که صبح امروز "فرانکو بارون" سخنگوی دولت فرانسه رسماً اعلام کرد که ظرف مدت چند ساعت آینده به لیبی حمله خواهد شد و فرانسه نیز در این حملات شرکت خواهد کرد.

موضع دیکتاتور لیبی و فرزندش در قبال قطعنامه

اما پس از تصویب قطعنامه، سیف‌الاسلام قذافی پسر دیکتاتور لیبی که یک روز قبل به یورونیوز گفته بود اوضاع تا دو روز دیگر در لیبی کاملاً عادی خواهد شد و نظامیان نزدیک بنغازی هستند که این شهر را تصرف کنند، اعلام کرد که ارتش لیبی بنا به دلایل انسانی هرگز به شهر بنغازی حمله نمی‌کند.

"نیک روبرتسون " گزارشگر سی ان ان در طرابلس گزارش داد که سیف الاسلام در تماس تلفنی با وی گفته است که ارتش هرگز به شهر بنغازی وارد نخواهد شد و در اطراف آن متمرکز خواهد شد.

از سوی دیگر سرهنگ قذافی شب گذشته گفت در صورتی‌که کشورهای خارجی حملات هوایی علیه لیبی انجام دهند دست به حملات تلافی جویانه خواهد زد و هواپیماهای مسافربری بر فراز مدیترانه را هدف قرار خواهد داد.

منابع آگاه: یکشنبه یا دوشنبه حمله به لیبی

با این حال، منابع آگاه در کاخ سفید اعلام کردند، آمریکا عملیات نظامی خود علیه لیبی را با توجه به تصویب قطعنامه منطقه ممنوع پرواز و اجازه شورای امنیت سازمان ملل متحد روز یک شنبه یا دوشنبه هفته آینده آغاز خواهند نمود.

یک منبع آگاه در کاخ سفید نیز در گفتگو با خبرگزاری "آسوشتیدپرس " گفت که این عملیات با جنگنده‌ها و بمب افکن‌ها و هواپیماهای جاسوسی آمریکایی انجام خواهد شد.

اخبار رسیده حکایت از آن دارد که برخی از کشورهای عربی مانند اردن و قطر و امارات متحده عربی نیز اعلام کرده‌اند، در این عملیات مشارکت خواهند داشت.

"گریت واریمو" وزیر جنگ نروژ از آمادگی کشور جهت حضور در این عملیات خبر داد، اما وزیر خارجه دانمارک اعلام کرده منتظر اجازه پارلمان است.

"اناتسیو لاروسا " وزیر جنگ ایتالیا نیز اعلام کرد که کشورش پایگاه احتمالی هر اقدام نظامی غربی علیه لیبی است و در این باره ایتالیا به وظایف خود عمل خواهد کرد.

هم چنین رسانه‌های کانادایی امروز اعلام کردند که دولت این کشور 6 جنگنده از تراز (سی أف – 18) را جهت مشارکت در عملیات اعمال منطقه ممنوع پرواز به نیروهای آمریکایی و انگلیسی ملحق خواهد کرد.

قربانی کردن دیکتاتور تاریخ مصرف گذشته به قیمت حفط دیکتاتور بحرین

اما انتشار پرحجم اخبار در مورد لیبی و مصوبه شورای امنیت در حالی است که کشتار بی‌رحمانه مردم بحرین در خیابان‌های منامه با چراغ سبز کاخ سفید و لشگرکشی سعودی ادامه دارد و به‌نظر می‌رسد قطعنامه شورای امنیت نیز پس از چند هفته تنها به همین دلیل صادر شده است که با حذف یک دیکتاتور تاریخ مصرف گذشته یعنی قذافی، دیکتاتور بحرین را نجات دهند که کشورش برای امریکایی‌ها از هر جهت حائز اهمیت بیشتری است و در ضمن با سقوط او و روی کارآمدن شیعیان قطعا منافع کاخ سفید نیز در این کشور سقوط خواهد کرد.

کشتار بی‌رحمانه مردم بحرین پس از آن صورت گرفت که رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا در سفر کوتاه و محرمانه‌ای به منامه رفت و با پادشاه بحرین دیدار کرد.

علت اهمیت ویژه بحرین برای امریکایی‌ها

منابع غنی نفت بحرین و از آن مهم‌تر استقرار سرفرماندهی ناوگان پنجم دریایی امریکا در منطقه در این کشور که بیش از سه هزار نظامی امریکایی در آن حضور دارند، شرایطی را ایجاد کرده که امریکایی‌ها به هیچ‌وجه حاضر نیستند، در بحرین مانند برخی دیگر از کشورها ژست انسان‌دوستانه بگیرند و چاره‌ای جز سرکوب و کشتار وحشیانه مردم از طریق کارگزاران سعودی خود ندارند.

این در حالی است که با توجه به اکثریت 75 درصدی شیعیان این کشور، در صورت سقوط آل‌خلیفه، امریکایی‌ها باید به سرعت از این کشور خارج شوند ودر حالی که پس از انفجارهای عربستان به این منطقه آمده‌اند، بازگشت آن‌ها به مناطقی به مانند عمان نیز با دشواری همراه خواهد بود و عملاً تنگه هرمز را از دست داده‌اند.

هراس دیکتاتور عربستان، وعده‌های بی‌سابقه رنگارنگ

در عین حال، عبدالله دیکتاتور عربستان نیز که از ترس سرایت موج قیام‌های مردمی به کشورش در سن بالای 90 سالگی آشفته به‌نظر می‌رسد و افزون بر این قیام‌ها، نگران جنگ قدرت داخلی در میان شاهزاده‌های آل‌سعود نیز هست، علاوه بر مشارکت در کشتار شیعیان بحرین و اقداماتی مانند اعزام مبلغان وهابی به کشورهای همسایه برای سربازگیری از میان اهل سنت به‌منظور شعله‌ور کردن فتنه مذهبی و قتل عام شیعیان با القائات شیطانی در پوشش مذهب، وعده‌های رفاهی بی‌سابقه به مردم عربستان داده است.

وی در سخنرانی عمومی خود برای مردم خشمگین عربستان متعهد شد تا به شهروندان عربستان پول نقد و تعداد زیادی واحد مسکونی اعطا کند.

او پیش از این نیز برای کنترل خشم مردم کشورش امتیازاتی به آنها داده بود، اما این اقدامات نتوانست اعتراض‌ها علیه رژیم سعودی را کم کند. تلویزیون رسمی عربستان چندی پیش نیز اعلام کرد که ملک عبدالله بن عبدالعزیز در آستانه بازگشت به کشور از اختصاص بیشتر کمک هزینه‌های مسکن و دیگر مزایا برای شهروندان خبر داد.

بر اساس این گزارش، عبدالله پس از نماز جمعه امروز برای مردم خود سخنرانی کرد و از شهروندان و نیروهای امنیتی عربستان برای آنکه دستان ثبات عربستان هستند، تشکر کرد.

وی در این سخنرانی خود به شهروندان عربستان وعده داد تا دستمزد آنها را افزایش دهد، پول نقد به آنها اعطا کند و همچنین اقداماتی را در جهت مبارزه با فساد انجام دهد.

او همچنین هشدار داد که نیروهای امنیتی با هر آن کس را امنیت و ثبات عربستان را تخریب کند، برخورد خواهند کرد. عبدالله خطاب به نیروهای امنیتی خود گفت: شما کوتاه کننده دستانی هستید که به دنبال تخریب امنیت و ثبات عربستان هستند. خداوند می‌داند که همه شما در قلب من جای دارید و من همواره به یاد شما هستم . من اول به خداوند و سپس به شما دل بسته ام.

وی به مردم عربستان وعده داد تا پرداختی‌های بیکاران را افزایش دهد، خدمات بهداشتی و درمانی را افزایش دهد و وضع مسکن را نیز ارتقا دهد و 60 هزار فرصت شغلی نظامی و امنیتی ایجاد کند و کمیته‌ای برای مبارزه با فساد ایجاد کند.

عبدالله همچنین خطاب به مفتی های سعودی نیز گفت: هر امتی که به دنبال حق و حقیقت است، هراسی در دل خود راه نمی دهد و شما در قلب امت، پاسدار دین و امنیت و ثبات کشور هستید.

سانسور جنایت‌ها و بایکوت اعتراض‌ها در بحرین/ اذعان نویسنده سعودی به کارآمدی العالم

در عین حال، علی‌رغم کشتار بی‌رحمانه شیعیان مظلوم بحرین، رسانه‌ها و شبکه‌های خبری منطقه و غرب در اقدام کاملاً‌ هماهنگ، این جنایت‌ها را سانسور و اعتراض‌های مردم را بایکوت می‌کنند، به‌طوری که اکنون دو شبکه العالم و پرس‌تی‌وی متعلق به ایران، عملاً به رسانه انقلابیون بحرین تبدیل شده‌اند.

"سلطان عبدالعزیز العنقری" نویسنده سعودی در مقاله‌ای در روزنامه «المدینه» عربستان، با اشاره به تاثیر رسانه‌ها در جوامع امروز و با انتقاد از تاثیرگذاری شبکه تلویزیونی العالم و شکست رسانه‌های سعودی در این عرصه، نوشت:«رسانه‌های ما در مقابله با شبکه تلویزیونی العالم شکست خورده اند. لازم بود ما بدون هیچ تعارفی به رسانه‌ها و شبکه های تلویزیونی خود که مبالغ سرسام آوری برای آنها هزینه می‌شود، مجال فعالیت بیشتری در این خصوص می‌دادیم.»

این نویسنده سعودی با اعتراف به کارآمدی شبکه تلویزیونی العالم در عرصه اطلاع رسانی و خبر نوشت: «شبکه العالم از شخصیت های مختلف سعودی برای گفتگو دعوت می‌کند، لازم است شبکه های سعودی نیز در این خصوص از شخصیت‌های ضد نظام ایرانی به هر دو زبان عربی و فارسی برای گفتگو علیه دولت ایران دعوت کند.»

دستورالعمل وزارت‌خارجه قطر به الجزیره برای بایکوت جنایات علیه شیعیان بحرین

وزارتخارجه قطر با ارسال دستور العملی به شبکه الجزیره به این شبکه خبری دستور داده در خبرهای خود رویدادها و جنایاتی که رژیم آل خلیفه علیه مردم بحرین مرتکب می‌شود را پوشش ندهد.

به گزارش فارس، یک روزنامه‌نگار انگلیسی مشغول بکار در بخش انگلیسی شبکه الجزیره برملا کرد که هئیت مدیره شبکه الجزیره دستور العملی از وزارتخارجه قطر دریافت نموده که بر اساس آن شبکه الجزیره باید حین پوشش خبری قیام‌ها و انقلاب‌های مردمی جهان عرب بطور عام و کشورهای حوزه خلیج فارس بطور خاص کمال دقت و تامل را بنماید.

این روزنامه‌نگار انگلیسی مشغول در بخش الجزیره انگلیسی گفت: بر اساس دستور العمل وزارتخارجه قطر شبکه الجزیره در پوشش خبری قیام‌ها و انقلاب‌های مردمی در هریک از کشورهای حوزه خلیج فارس باید به بعد اختلافات سیاسی این کشورها با جمهوری اسلامی ایران بپردازد و با اخبار مربوطه بر اساس این پیشینه تعامل نماید.

این روزنامه‌نگار افزود: این نگرش که شبکه الجزیره "بوجودآورنده و سازنده انقلاب‌ها " در جهان عرب است، نگرش نادرست و دروغینی است که ساخته و پرداخته خود شبکه بوده که پس از پوشش خبری کاملا تصادفی و موفقیت آمیز دو انقلاب تونس و مصر توسط این شبکه، گردانندگان آن این ادعای دروغین را به افکار عمومی جهان عرب القا کردند.

این روزنامه‌نگار انگلیسی در ادامه گفت: اگر غیر از این بود و شبکه الجزیره واقعا شکل دهنده و بوجود آورنده انقلاب‌های عربی بود، هیچ‌گاه با حوادث جاری در بحرین اینگونه تعامل و با آنها به راحتی و بسان این که اتفاقی در این کشور رخ نداده، برخورد نمی‌کرد.

وی افزود: در تمام طول این مدت که شاهد بروز اعتراضات و قیام مردمی در بحرین بودیم و با وجود سرکوب شدید این قیام توسط رژیم آل خلیفه که در اثر آن صدها شهروند بحرینی کشته و مجروح شدند، شبکه الجزیره حاضر نشد، حتی خبر کوتاهی از این حوادث منتشر یا تحلیلی از آن ارائه دهد، بلکه بالعکس تا جای ممکن تلاش نمود، اوضاع را در بحرین عادی جلوه دهد.

همین منبع تاکید نمود: وزارتخارجه قطر از شبکه الجزیره خواسته هنگام برگزاری همایش‌های خود در تحلیل و برسی حوادث منطقه‌ای و بویژه خلیج فارس تا جای ممکن پذیرای روزنامه‌نگاران و خبرنگاران و شخصیت‌هایی باشد که از روحیه‌ای ستیزه‌جویانه و دیدگاه‌هایی خصمانه با ایران برخوردارند و تا جای ممکن از پذیرش شخصیت‌ها و رهبران جریان‌های معارض جهان عرب از جمله کشور بحرین که اکنون کانون حوادث منطقه است، امتناع نماید.

این روزنامه‌نگار انگلیسی مشغول بکار در بخش انگلیسی الجزیره گفت: هم اکنون شبکه الجزیره به نسخه مشابهی از شبکه "العربیه " در پوشش‌های خبری منطقه خلیج فارس تبدیل شده و این بار دیگر ثابت می‌کند، این شبکه بیش از آن که رسالت و وظیفه اطلاع رسانی را برعهده داشته باشد، رسانه‌ای سیاسی است.


تجدیدبیعت کومله با موسوی و کروبی
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

۹ سازمان ضد انقلاب و گروهک تروریستی در بیانیه‌ای به حمایت از سران و جریان آشوب در ایران پرداختند.
به گزارش شبکه ایران، در این بیانیه که اسم گروهک های تروریستی و ضدانقلابی چون کومله، اتحاد جمهوریخواهان، فدائیان خلق، سوسیالیست‏های چپ و جمهوریخواهان لائیک ایران به چشم می خورد، به بهانه فرارسیدن نوروز سال 90 به حمایت از سران و جریان آشوب پرداخته شده است.
 
آنان از دستگیری موسوی و کروبی ابراز نگرانی کرده و مدعی شده اند که این دو نفر با خانواده خود ارتباطی نداشته و ندارند. این در حالی است که دیدار موسوی با فرزندانش در چند روز اخیر بسیار پر سر و صدا بوده است.
 
این گروهک هایی تروریستی و ضدانقلاب با حمایت از جریان آشوب و تکرار ادعای صهیونیست ها درباره فعالیت های هسته ایران عنوان کرده اند که "جمهوری اسلامی ایران باز هم با ادامه سیاست خارجی تنش زای خود در عرصه بین المللی، بی اعتنا به درخواست های جامعه جهانی و قطعنامه های سازمان ملل، هر گونه تلاشی برای پایان دادن به بحران اتمی را عقیم گذاشت."
 
این گروهک ها که در کارنامه برخی از آن ها ده ها ترور و بمبگذاری به چشم می خورد، در پایان خود را "مدافع حقوق بشر و طرفدار آزادی" نامیده اند.
 
علت حمایت گروهک های تروریستی از سران و جریان آشوب
 
گروهک تروریستی کومله در شهریور ماه امسال هم در اعلامیه‌ای از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع و مخالفان آنان را "اوباش" نامیده بود.
 
همچنین گروهک تروریستی منافقین که سابقه ترور بیش از 12 هزار نفر از شخصیت ها و مردم عادی کشورمان را در کارنامه اش ثبت کرده، در هفته های اخیر چندین بار از موسوی و کروبی و آشوبگران حمایت ویژه کرده است.
 
ناظران سیاسی معتقدند علت حمایت گروهک های تروریستی از سران و جریان آشوب، دست یافتن به فضایی است که آشوبگران با اقدامات خود برای اجرای برنامه های تروریستی آنان ایجاد کرده اند.


عکس::دختر قربانی هوسرانی برلوسکونی
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: سیلویو برلوسکونی

انتشار جزئیاتی جدید از پرونده فساد اخلاقی نخست وزیر ایتالیا موجب شده تا وضعیت حقوقی وی در آستانه محاکمه پیچیده تر از قبل شود.

به گزارش مهر؛ انتشار سندی هفت صفحه ای از زندگی برلوسکنی نشان می دهد که وی دست کم 13 بار با دختر نوجوان مراکشی رابطه نامشروع داشته و برای این 13 بار مبالغ هنگفتی به وی پرداخت کرده است.

هر چند داشتن ارتباط نامشروع و پرداخت پول برای آن در ایتالیا جرم نیست اما برلوسکنی متهم است که پیش از رسیدن این دختر به سن قانونی اقدام به برقراری ارتباط با او کرده است.

نخست وزیر ایتالیا و این دختر داشتن هرگونه ارتباط نامشروع با یکدیگر را رد کرده اند.

اما این دختر که "کریمه المحروق" نام دارد در مصاحبه با نشریات ایتالیایی گفته است : به همراه 10 زن دیگر برای شرکت در میهمانی که به مناسبت روز ولنتاین ترتیب داده شده بود به خانه مجلل برلوسکنی در نزدیکی میلان رفتیم و شخص وی در این مراسم به من پول و جواهرات داد.
این دختر نوجوان که اصالتی مغربی دارد در رسانه های ایتالیا با نام "کریمه کییک" معرفی شده در اظهارات خود گفته است: در مراسم میهمانی برلوسکنی به من گفت که قصد کمک کردن به مرا دارد و از همین رو یک پاکت پول به من داد.


 
 
بر اساس این سند هفت صفحه ای مکان انجام کارهای خیر اخلاقی برلوسکنی ویلای شخصی وی در نزدیکی میلان بوده و نخست وزیر ایتالیا در انجام این اعمال سه همدست داشته که آنها امور مربوط به ترتیب دادن میهمانیها و دعوت میهمانان را که همگی دختر بودند را بر عهده داشتند.
 
در این سند هفت صفحه ای آمده است : میهمانیهای برلوسکنی با صرف شام آغاز می شد و پس از آن میهمانان با پوششهایی نامناسب در مراسم رقص به همراه برلسوکنی شرکت می کردند و پس از آن پدرخوانده اقدام به انتخاب فرد مورد نظر خود می کرد.
 
این سند در حالی افشا می شود که برلوسکنی قرار است در ماه آوریل برای پاسخگویی به اتهامات خود در دادگاه میلان حاضر شود.
 
هر چند برلوسکنی داشتن ارتباط نامشروع با این دختر را رد می کند اما در همین رابطه نوار ضبط شده از مکالمات وی با کریمه نیز منتشر شده که در این مکالمات دختر مغربی به برلوسکنی می گوید اگر می خواهد ارتباط نامشروع آنها فاش نشود باید شش میلیون و 700 هزار دلار به عنوان حق السکوت پرداخت کند.

 

برلوسکونی و کریمه المحروق

 
پس از افشای این نوار برلوسکنی بار دیگر داشتن ارتباط نامشروع با زنان را رد کرد اما اعتراف یک زن 25 ساله موجب شد تا وضعیت برلوسکنی پیچیده تر از قبل شود.
 
این زن که "گارسیا پولانکو" نام دارد به داشتن رابطه نامشروع با نخست وزیر ایتالیا اعتراف کرده اما عنوان داشته که این کار را در قبال پول انجام نداده است.
 
این زن جوان عضو یک گروه 14 نفره به نام "بونگا بونگا" است که گفته می شود این 14 نفر با برلوسکنی رابطه نامشروع داشته اند.
 
پولانکو در اعترافات خود گفته است که به دلیل آنکه برلوسکنی مخارج درمان دختر پنج ساله او را پرداخت کرده و همچنین به وی کمک کرده تا به عنوان یک مجری تلویزیونی صاحب کار شود اقدام به برقراری رابطه با نخست وزیر ایتالیا کرده است.


حمله پلیس بحرین به تظاهرکنندگان بی‌دفاع
ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، بحرین ، دیکتاتور

پلیس بحرین تظاهرات معترضان در این کشور را به خاک و خون کشید.

واحد مرکزی خبر: نیروهای پلیس بحرین با سلاح گرم به سرکوب تظاهرکنندگان پرداختند که در این میان یکی از معترضان هدف گلوله پلیس قرار گرفته است.

نیروهای پلیس و امنیتی رژیم بحرین همچنان با تیر مستقیم، تظاهرکنندگان را هدف قرار می دهند.

به گزارش شبکه خبری العالم ؛ مزدوران رژیم بحرین از فاصله بسیار نزدیک به سر تظاهرکنندگان که در میان آنان نوجوانان نیز دیده می شوند، شلیک می کنند.

به گفته منابع پزشکی؛ نیروهای پلیس و امنیتی بحرین علاوه بر استفاده از سلاح و شلیک گلوله، از ماشین های آب پاش، گازهای اشک آور، گازهای مخرب اعصاب و باتوم برای سرکوب تظاهرکنندگان استفاده می کنند و تاکنون صدها نفراز آنان زخمی و کشته شده اند.

بیمارستان السلمانیه بحرین از مردم این کشور درخواست کرده تا برای اهدای خون به تظاهرکنندگانی که بدست نیروهای وابسته به رژیم بحرین زخمی شده اند، اقدام کنند.


استفاده از گازهای اعصاب علیه مردم بحرین
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، بحرین ، دیکتاتور

نیروهای امنیتی طی امروز با پرتاب بمب های صوتی و گاز اشک آور به سوی تظاهرکنندگان در میدان اللؤلؤه صدها نفر را مجروح کردند که بسیاری از آنها دچار خفگی شدند.

فارس: نماینده مستعفی فراکسیون الوفاق در پارلمان بحرین با اشاره به شهید و مجروح شدن صدها نفر در تظاهرات امروز درباره استفاده احتمالی نیروهای رژیم بحرین از گازهای مخرب اعصاب علیه مردم و تظاهرکنندگان ابراز نگرانی کرد.

"مطر ابراهیم مطر " در گفت‌و‌گو با شبکه خبری "العالم " اظهار داشت: نیروهای امنیتی طی امروز با پرتاب بمب های صوتی و گاز اشک آور به سوی تظاهرکنندگان در میدان اللؤلؤه صدها نفر را مجروح کردند که بسیاری از آنها دچار خفگی شدند.

وی افزود: این نگرانی وجود دارد که نیروهای امنیتی از گازهای ممنوع که بر دستگاه عصبی اثرات مخربی دارد؛ استفاده کرده باشند.

نماینده مستعفی فراکسیون الوفاق در پارلمان بحرین افزود:نیروهای امنیتی با توسل به خشونت تلاش کردند تظاهرکنندگان و تحصن کنندگان در بندر المالی و همچنین میدان اللؤلؤة را پراکنده کنند به گونه ای که براثر استفاده زیاد از گازهای اشک آور تعدادی از تظاهرکنندگان شهید شدند این در حالی است که وزارت کشور اعلام کرده بود که آنها را هدف قرار نخواهد داد.

نماینده سابق بحرین از مردم همه جهان خواست تا از خواسته‌های مشروع و قانونی مردم این کشور حمایت کنند.

مطر از مقامات بحرین خواست به دعوت‌های مبهم و غیرشفاف خود برای مذاکره با مردم و انقلابیون پایان دهند و به خواسته های مردم عمل کنند.

وی از کشورهای جهان خواست از مطالبات مردم بحرین مبنی بر اصلاحات سیاسی، احترام به حقوق شهروندی و حق تعیین سرنوشت حمایت کنند.

مطر گفت: روابط رژیم بحرین با دیگر کشورها نباید به مانعی برای تحقق خواست مردم در زمینه تحولات سیاسی و دموکراتیک تبدیل شود.

وی با اشاره به سخنان ولی‌عهد بحرین افزود: سخنان وی در باره اصلاحات و مذاکره با معترضان مبهم است و خواسته مردم را محقق نمی کند.

ملک عبدالله دوم شاه اردن کیست؟
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: اردن ، ملک عبدالله دوم ، دیکتاتور ، سیاسی

شایعه سفر شاه اردن به ایران واکنش های زیادی به دنبال داشته و اکنون این سئوال برای بسیاری از مخاطبان وجود دارد که ملک عبدالله دوم کیست؟

ملک عبدالله دوم کیست؟
به گزارش جوان آنلاین ، ملک عبدالله، در تاریخ 30 ژانویه سال 1962 میلادی به دنیا آمد. عبدالله دوم فرزند ملک حسین پادشاه اردن و آنتونیت آوریل گاردنر می باشد. مادر ملک عبدالله که نام اصلی آن آنتونیت گاردنر می باشد، در کشور اردن با نام مستعار شاهزاده مونا الحسین شناخته می شود.

خانم گاردنر دختر یک افسر انگلیسی بود که در جریان فیلمبرداری فیلم « لورنس عربستان » که بخش هایی از آن در کشور اردن فیلمبرداری شده بود، با ملک حسین آشنا شد که این آشنایی منجر به ازدواج وی با ملک حسین گشت.

به نوشته وعده صادق ، نحوه ی تولد عبدالله و اینکه مادر او زنی انگلیسی است، همواره یکی از نکات بحث برانگیز درباره ی پادشاهی وی بوده است؛ چرا که به نظر تعدادی از صاحب نظران و حتی افراد عادی، ملک عبدالله به دلیل ن‍ژاد دورگه ی عربی – انگلیسی، حافظ منافع بریتانیا و سایر دول غربی در منطقه می باشد. عبدالله دوم پس از گذراندن دوران ابتدائی در اردن، برای تحصیل به انگلستان رفت و پس از آن دوران دبیرستان خود را در آمریکا گذارند و در نهایت تحصیلات خود را در دانشکده ی پمبورک آکسفورد به پایان رساند.

وی در سال 1980 به عوان دانشجوی دانشگاه افسری سلطنتی سند هرست وارد این دانشکده شد؛ عبدالله سپس به درجه ی ستوان دوم سواره نظام سلطنتی انگلیس نایل گشت و پس از آن، درجات نظامی خود را در ارتش انگلستان ارتقاء داد؛ این امر تا آنجا رسید که وی در نهایت به مقام سرهنگی و جانشین فرمانده ی سواره نظام سلطنتی انگلستان که یک هنگ زرهی است، رسید. در عرصه ی تحصیلات سیاسی نیز وی در دانشکده ی روابط بین الملل ادموند ای. والش دانشگاه جرج تون انگلستان تحصیل کرده و با درجه ی کارشناسی ارشد از آنجا فارغ التحصیل شده است.

عبدالله با رانی الیاسین متولد کویت و شهروند فلسطین که اصلیت اردنی دارد و اکنون ملکه رانی عبدالله نامیده می شود، ازدواج کرده و از او صاحب 4 فرزند می باشد.(42) نحوه ی به حکومت رسیدن عبدالله نیز بسیار جالب و بحث برانگیز بوده است. زیرا در آخرین سالهای زندگی ملک حسین پادشاه سابق اردن و در هنگامی که ملک حسین آخرین روزهای زندگی اش را سپری می کرد و با سرطان دست و پنجه نرم می نمود، یک خبر جهان عرب را شگفت زده کرد. این خبر چنین بود: شاهزاده حسن برادر ملک حسین که سالهای زیادی مقام ولیعهدی اردن را در اختیار داشت، در تاریخ 24 ژانویه سال 1999 میلادی از سمتش برکنار شد و شاهزاده عبدالله بن حسین (عبدالله دوم) به جای وی منصوب گشت.عجیب اینکه دو هفته بعد ملک حسین فوت کرد و عبدالله به پادشاهی رسید.

این تغییر و تحول ناگهانی در صحنه ی سیاسی کشور اردن، به مذاق اردنی ها خوش نیامد. چرا که این تغییر ساختار سیاسی در اردن به وضوح حکایت از دسیسه های پنهانی انگلستان و آمریکا در به قدرت رساندن عبدالله دوم داشت. زیرا عبدالله مادری انگلیسی داشت و به حکومت رسیدن وی در اردن، از دید آنان به مثابه نمایندگی وی ازطرف دولت انگلستان در منطقه بود. البته این دیدگاه مردم اردن کاملاً صحیح بوده و ملک عبدالله نیز عملاً به جدی ترین متحد غرب در سرزمین های عربی تبدیل گشته است. در مورد جانشین ملک عبدالله نیز باید بگوییم که وی تا قبل از سال 2004 میلادی، برادر ناتنی خود شاهزاده حمزه را به این امر گماشته بود، اما از آن سال به بعد، اردن فاقد ولیعهد می باشد که البته بسیاری از صاحبنظران معتقدند عبدالله قصد دارد پسرش شاهزاده حسین را در آینده ای نزدیک به این مقام منسوب کند.

متحد غرب ،هم پیمان اسرائیل
عبدالله در حال حاضر نزدیک ترین متحد کشورهای غربی در منطقه بوده و سازشکارترین دولت عربی در مواجه با اسراییل می باشد. فضاحت اعمال او تا بدانجا است که حتی بسیاری از اعراب ساکن سایر کشورها نیز او را به عنوان عامل انگلیس و آمریکا می شناسند و برای او ارزشی قایل نمی شوند.

ملک عبدالله پادشاه اردن طی اظهارات خود از اینکه دولت شیعی در عراق به روی کارآمده است، اظهار نگرانی کرده و آن را در راستای تشکیل هلالی از سرزمینهای شیعه اعم از ایران، بخش اعظم عراق، بخشهایی از سوریه، لبنان و مناطق نفت خیز عربستان دانست. این سخنان ملک عبدالله نشان از کینه ی وی نسبت به شیعیان داشته و در حالی که هر روزه شیعیان بسیاری در عراق و نقاط دیگر جهان توسط گروههای تکفیری به شهادت می رسند، سخن او تلاشی در جهت آسیب بیشتر به شیعیان می باشد.

عبدالله دوم و تز شیعه هراسی
بعد از بیان عبارت « هلال شیعی » توسط ملک عبدالله اردن، بسیاری از رهبران منطقه نیز از سخنان وی استقبال کرده و بیش از پیش به ایراد اتهام علیه شیعیان مبادرت ورزیدند. دامنه ی این سخنان حتی از منطقه فراتر رفته و عبارت مذکور مورد پسند آمریکاییها و اروپاییها نیز قرار گرفت و آنها از این مسئله به عنوان ابزاری در جهت آزار شیعیان استفاده کردند.

متأسفانه رسانه های کشور ما گوینده ی اصلی این سخن را فراموش کردند و امروزه نیز اردن در سکوت خبری به سر می برد؛ حال آنکه این کشور مرکز بسیاری از فتنه های منطقه می باشد. ترور « شهید مغنیه » نیز که با همکاری عوامل اطلاعاتی اردن، عربستان، موساد و سیا شکل گرفت، خبر از اعمال شیطانی دولتمردان اردن علیه شیعیان می دهد. همچینین اردن هر از چند گاهی به عنوان کشور حد واسط برای فرستادن گروههای مخالف حزب الله لبنان به اسرائیل عمل کرده و احتمالاً نقش واسطه را بین اسراییل و گروههای مخالف حزب الله بازی می کند.

کشور اردن از دیرباز دشمنی آشکاری با کشور عزیزمان ایران نیز داشته است. هموطنان عزیزمان فراموش نمی کنند که پدر ملک عبدالله یعنی ملک حسین در روزهای آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دست در دست صدام ملعون، گلوله ی توپی رابه سمت کشورمان شلیک کردند. در آن زمان اردن به عنوان اولین کشور عربی و به نمایندگی از سایر اعراب حمایت خود را از کشتار مردم مظلوم و بی دفاع کشورمان توسط ارتش بعثی اعلام کرد.

از زمان روی کار آمدن ملک عبدالله نیز هر از چندگاهی خبرهایی از دسیسه ی این پادشاه علیه جمهوری اسلامی ایران به گوش می رسد. حمایت عبدالله دوم از منافقین، پناه دادن و حمایت از خانواده ی صدام،استفاده از عبارت « هلال شیعی » و متهم کردن ایران به استفاده از این هلال برای قدرت طلبی، از جمله مهمترین اقداماتی است که عبدالله دوم علیه ایران عزیز انجام داده است.


بخش دوم گفت‌وگوی تفصیلی رجانیوز با دکتر فؤاد ایزدی:
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، آمریکا ، دکتر فؤاد ایزدی
پشت‌پرده رسانه‌ها و تینک‌تنک‌های‌امریکا و نقش چند ضدانقلاب فراری/دولت امریکا مخالفانش را ستاره‌دار نمی‌کند، می‌کشد!

رجانیوز روز گذشته بخش اول گفت‌وگو با دکتر فؤاد ایزدی کارشناس مسائل بین‌الملل و دکترای ارتباطات از امریکا را که حدود 24 سال در این کشور زندگی کرده، منتشر کرد. در بخش دوم این گفت‌وگوی خواندنی به پشت پرده رسانه‌ها و تینک‌تینک‌های ایالات متحده و نحوه برخورد با معترضان پرداخته شده و وضعیت کنونی برای رابطه با امریکا نیز بررسی شده است.

بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو در ادامه آمده است:

** به نقش رسانه در کانون فرهنگی و اجتماعی جامعه آمریکا اشاره کردید، این رسانه ها نقش موثری در جهت دهی افکار عمومی در سراسر دنیا دارند که آمریکا نیز از آن مستثنی نیست؛ نکته ای که وجود دارد، حساسیت هایی است که روی رسانه های آمریکا وجود دارد. اکثر رسانه های آمریکایی جریان خبری سراسر دنیا را در دست دارند و به دلیل گستردگی و فراگیری‌شان منشأ اخبار هستند؛ بر این اساس، نیاز به نوعی جریان شناسی رسانه ای امریکا وجود دارد. آیا مدیریت‌های متکثر این رسانه ها را اداره می‌کنند یا چند مدیریت واحد؟

رسانه های آمریکایی از نظر کمیت بسیار بالا است، اما وقتی که به چارت و نمودار مالکیت آنها نگاه می کنیم، می بینیم که همه اینها به چهار یا پنج شرکت بزرگ که به آنها "conglomerate ،کانگلامرت" گفته می شود که شرکت‌هایی غول پیکر هستند؛ می‌رسند که به صورت خصوصی اداره می شوند. به‌عنوان نمونه، شرکت جنرال الکتریک شبکه NBC آمریکا را در اختیار دارد و در عین حال، همین شرکت برای دولت آمریکا قطعات هواپیما می سازد و بودجه زیادی برای پروژه های نظامی دریافت می کند؛ شبکه فاکس و فاکس نیوز متعلق به شخصی به نام "Rupert Murdoch، روپرت مرداک" است و در عین حال روزنامه وال استریت ژورنال نیز برای همین شخص است، استودیوی سینمایی Century Fox نیز به همین گونه؛ شبکه ماهواره ای DirecTV باز هم برای این شخص است، همچنین این شخص یک سیستمی را ایجاد کرده که فیلم می سازد، بعد همین فیلم ها را در شبکه فاکس نمایش می دهد؛ دو شبکه وجود دارد یکی فاکس و یکی فاکس نیوز که هر دو متعلق به همین فرد است ولی فاکس نیوز 24 ساعته اخبار پخش می کند و شبکه فاکس بیشتر تفریحی است. شبکه فاکس هم از طریق DirecTV به منازل مردم می رسد که بازهم متعلق به مرداک است.

فاکس نیوز شامل برنامه های خبری و میزگرد است؛ در این میزگردها از سردبیر روزنامه وال استریت ژورنال دعوت می کنند تا صحبت کند، در واقع سردبیر روزنامه ای که صاحب آن مرداک است، به میزگرد شبکه فاکس نیوزی دعوت می شود که باز هم صاحب آن مرداک است. همین سردبیر روزنامه وال استریت ژورنال به عنوان یک چهره سیاسی و تحلیل گر شناخته می شود و یک کتابی می نویسد؛ کتاب را چه کسی منتشر می کند؟ انتشارات "HarperCollins"؛ که این انتشارات هم برای آقای مرداک است. بعد از بیرون که نگاه می کنیم می بینیم، می گوییم به به که چه جامعه چند صدایی ای وجود دارد، ولی وقتی به جزئیات توجه می کنیم می بینیم چند نفر بیشتر نیستند.

در علوم ارتباطات این تئوری وجود دارد که در غرب با عنوان "agenda setting" مطرح است که در ایران به معنای "برجسته سازی" ترجمه می شود -برجسته‌سازی؛ یعنی این که رسانه‌های خبری با ارائه خبرها، موضوع‌هایی را که مردم درباره آنها می‌اندیشند، تعیین می‌کنند- استادان علوم ارتباطات معتقدند که در غرب، رسانه ها به مردم نمی گویند چه عقیده ای داشته باشند ولی می گویند به چه موضوعی فکر بکنید. در آمریکا رسانه زیاد است اما در مجموع به چند نفر متعلق است، ولی وقتی نگاه می کنیم، می بینیم که مطالب سندیکیت (syndicate) شده است، یعنی در یک روزنامه مشهور یک سرمقاله ای نوشته می شود، بعد همان مقاله در 500 روزنامه به چاپ می رسد. درآمریکا شما سه روزنامه دارید که اینها هر روز صبح به روزنامه فروشی های تمام آمریکا می آید؛ "نیویورک تایمز"، "وال استریت ژورنال" و "یو اس ای تودی" این سه روزنامه به‌علاوه روزنامه های محلی در دکه های روزنامه فروشی ارائه می شود، مثلا در هر منطقه شما به بیش از چهار روزنامه دسترسی ندارید، همین سه روزنامه به‌علاوه روزنامه های محلی، حالا این را مقایسه کنید با روزنامه فروشی های ما که در آن‌ها، حداقل بین 20 تا 30 روزنامه وجود دارد.

برخی از این افرادی که آمریکا را خوب نمی شناسند، وقتی صحبت می کنند آمریکا را "بهشت" می دانند که مهد آزادی و تمدن است، در صورتی که اینگونه نیست و اگرچه ممکن است هزار روزنامه در آمریکا وجود داشته باشد، اما در هر ایالت و منطقه ای به بیش از چهار روزنامه دسترسی ندارید، و دید سیاسی همه برگرفته از همین سه یا چهار روزنامه است.

در آمریکا، دو حزب جمهوری خواه و دموکرات وجود دارد، اگر نخبگان این دو حزب روی یک مساله ای اتفاق نظر داشته باشند، روزنامه ها همان اتفاق نظر را پوشش می دهند، مثلا وقتی بوش می خواست به عراق حمله کند، نخبگان دموکرات هم موافق بودند، با این وضع شما نمونه ای نمی توانید پیدا کنید که روزنامه های اصلی آمریکا چند ماه قبل از جنگ، انتقادی نسبت به این موضوع بکنند. سرمقاله ها و خبرها همه جنگ را تایید کردند، مثلا نیویورک تایمز که متمایل به حزب دموکرات است، خبرنگاری به نام "جودیت میلر، Judith Miller" داشت که اخباری از منابع آگاه با این عنوان که در عراق سلاح کشتار جمعی وجود دارد، منتشر می کرد. بعد از جنگ مشخص شد این منبع آگاه خود او بوده! تنها بعد از آنکه جنگ طولانی شد و کشته ها افزایش یافت، اختلاف‌هایی بین نخبگان پدید آمد که بستر را برای انتقادات رسانه ای فراهم کرد که همین روزنامه نیویورک تایمز هم منتقد جنگ شد.

 

** روزنامه USA today به کدام حزب متمایل است؟

این روزنامه به دموکرات‌ها متمایل است که بیشتر جنبه اجتماعی دارد، روزنامه جدی خبری نیست، بیشتر به رنگ آمیزی، عکس و تصویر اهمیت می دهد.

پیرو بحث قبلی عرض کردم که اگر اتفاق نظر بین نخبگان دو حزب وجود داشته باشد وضع در رسانه ها به چه شکل است اما اگر اختلاف نظر وجود داشته باشد، مثلا مثل بحث بیمه، در این حالت هر یک از این روزنامه ها سرمقاله های جداگانه ای را منتشر می کنند. به این مسئله در علم ارتباطات "Indexing" یا شاخص سازی نظرات نخبگان گفته می شود. این رویه در سیاست خارجی بیشتر مشهود است.

** روزنامه واشنگتن پست که بسیار هم معروف است جزو این روزنامه های اصلی نیست؟

خیر این روزنامه، محلی است، یعنی شما در شهرهای آمریکا به این روزنامه دسترسی ندارید، البته این روزنامه بین نخبگان نفوذ دارد ولی در کل واشنگتن پست محلی است.

بنابراین ما در آمریکا روزنامه چندانی در شهرها نداریم و مطالب بیشتر سندیکیت است، به این معنی که روزنامه های محلی بیشتر آگهی محلی می گیرند که این آگهی را در کنار مطالبی که سندیکیت کرده می گذارد و این می شود روزنامه. بنابراین، مطالبی که یک آمریکایی می تواند بخواند، بسیار کنترل شده است؛ یا باید همان سه روزنامه را بخواند یا روزنامه محلی را که یک کپی است. البته در این روزنامه های محلی، اگر یک آتش سوزی هم در آن منطقه رخ داده باشد، منتشر می‌شود ولی اخبار برجسته و اخباری که مربوط به سیاست خارجی باشد توسط همان سه روزنامه انعکاس پیدا می کند.

من یک جمله ای را به جرات به عنوان فردی که در علوم ارتباطات دکترا دارد و سال‌ها در آمریکا حضور داشته عرض می کنم، که اگر از من سوال شود که آیا آزادی روزنامه ها در آمریکا بیشتر است یا در ایران، پاسخ خواهم داد در ایران آزادی بیشتر است.

شما در آمریکا روزنامه ای نداشته و ندارید که بیاید و یکی از اصول سیستم سرمایه داری را زیر سوال ببرد، یا یکی از بندهای قانون اساسی آمریکا را زیر سوال ببرد اما در ایران، روزنامه هایی را می توان مشاهده کرد که اگر هم زمانی به همه اصول قانون اساسی ما معتقد بودند، الان نظر متفاوتی دارند یا معتقد به اصول انقلاب و آرمان‌های امام بودند و امروز دیگر آن نظر را ندارند ولی جمهوری اسلامی ایران اجازه می دهد که در کشور روزنامه هایی چاپ شود که اصل ولایت مطلقه فقیه را زیر سوال می برند. در آمریکا چنین چیزی وجود ندارد و نداشته است، دولت آمریکا این اجازه را به رسانه ها نمی دهد. الان برخی روزنامه های ما رسما سکولاریسم را ترویج می کنند، با تمام این تنش های موجود، جرات جمهوری اسلامی ایران در دادن آزادی به مطبوعات بیشتر از جرات دولت آمریکا است.

** موردی در آمریکا بوده که رسانه ای این خط قرمز را رد کرده باشد و برخورد صورت گرفته باشد؟

بسیار زیاد؛ در رسانه های آمریکا مقدار بسیار زیادی خود سانسوری وجود دارد، وقتی شما در یک روزنامه ای کار می کنید، می دانید که خطوط قرمز در آنجا چیست، مثلا زیر سوال بردن حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی؛ شما روزنامه ای در آمریکا نمی توانید پیدا کنید که این خطوط را رد کند، هیچ روزنامه ای انتقاد نمی کند که چرا دولت امریکا سالانه چهار میلیارد دلار به اسرائیل کمک می کند.

** در آمریکا وزارت ارشاد نداریم، پس این کنترل از کجا انجام می شود؟

روش اینگونه است که افرادی که مالک این روزنامه ها هستند، خود جزو سیستم سرمایه داری هستند، وقتی شما در این سیستم رشد کرده باشید، شیرازه سرمایه داری را هدف نمی گیرید، پس اولین فیلتر کنترلی همین مالکان هستند. اگر خبرنگار یک روزنامه آمریکایی بداند که رئیس آن روزنامه یک یهودی صهیونیست است، به سراغ نقد اسرائیل نمی رود و اگر این کار را بکند، به سرعت اخراج می شود که نمونه های آن زیاد است.

آقای ادوارد هرمن (Edward Herman) و آقای نوام چامسکی (Noam Chomsky) کتابی نوشته اند به نام "Manufacturing Consent" به معنی تولید رضایت که خوب به این مسئله پرداخته است. در این کتاب به پنج فیلتر اشاره شده که عبارتند از فیلتر سایز رسانه ها و تمرکز مالکیت این رسانه های عظیم در دست چند شرکت غول پیکر (conglomerates) و ماهیت سود دهی رسانه ها، فیلتر تبلیغات به عنوان منبع اصلی مالی رسانه ها، فیلتر استفاده از منابع (sources) محدود خبری دولتی- سرمایه داری و کارشناسان مورد تأیید این دو، فیلتر flak یا بازتاب‌های منفی و تنبیهی سازمان یافته به‌ویژه از طریق لابی ها علیه فعالیت‌های رسانه ای مورد انتقاد سیستم، و فیلتر ایدئولوژی ضد کمونیستی که امروزه بیشتر به سوی اسلام هراسی پیش می رود. این پنج فیلتر در واقع یک سیستم رسانه ای کنترل شده، ایجاد کرده است.

کتابی هم به نام " Censored" توسط موسسه ای در آمریکا چاپ می شود که البته به صورت خیلی محدود پخش می شود  که به معنی سانسور شده و هر ساله منتشر می شود. مثلا Censored 2010؛ این کتاب یک سری اخباری که در هیچ یک از روزنامه ها و رسانه ها منتشر نشده و جرات چاپش را نداشته اند، چاپ می کند که همانطور که عرض کردم خیلی محدود و کنترل شده منتشر می شود. البته باید اضافه کنم که در زمان جنگ سرد با رسانه ها و شخصیت هایی که از خط قرمزها عبور می کردند، بسیار سرسختانه برخورد می شد که به زمان ترس سرخ یا (Red Scare) مشهور است که بانی آن سناتور مک آرتی (McCarthy) بود. الان هم لابی های قدرتمند توانایی سازماندهی گسترده‌ی ایجاد flak را دارند.

** این سیستم کنترلی فقط روی مطبوعات است یا نه در مورد سینما و تلویزیون هم کاربرد دارد؟

همانطور که عرض کردم این چند شرکت فقط روزنامه ندارند، بلکه استودیو فیلم و موسیقی و... هم دارند، بنابراین، اولین فاکتور کنترلی یعنی صاحبان این  ابزارها نمی گذارند حرکتی خلاف سیاست‌های آمریکا رخ دهد. رسانه ها یک نوع کاسبی هستند، این افرادی که وارد این عرصه شده اند، از طریق سیستم سود می کنند و به نوعی همان سیستم سرمایه داری بازاری وجود دارد، این سود هم از طریق دریافت آگهی بازرگانی به دست می آید که مبلغ بالایی است.

کسانی هم که آگهی می دهند، معتقد به این سیستم هستند چرا که آگهی دادن هم پول زیادی لازم دارد که همان سرمایه داران به سیستم تبلیغ معتقدند. پس سیستم را به این صورت کنترل می کنند، بعضا افرادی که می خواهند خلاف این رویه حرکت کنند، سردبیر اجازه نمی دهد، اگر سردبیر اجازه بدهد، مقام بالاتر مجوز نمی‌دهد.

آنجا یک اصطلاحی وجود دارد به نام " pink slip" به معنای تکه کاغذ صورتی، یعنی وقتی می خواهند شما را اخراج کنند، چند کپی از آن وجود دارد که این پینک اسلیپ را به فرد اخراج شده می دهند و این فرد اخراج می شود و هیچ مرجع رسیدگی هم وجود ندارد.

** چرا این مرجع وجود ندارد؟

قانون را چه کسی می نویسد؟ نماینده کنگره این قانون را می نویسد، این نماینده هم با پول سرمایه دار نماینده شده است، بنابراین، قانونی را هم که می نویسد، در راستای منافع همین سرمایه داران است.

** جایگاه تینک‌تنک‌ها یا اتاق فکرها در جهت دهی به سیاست‌های آمریکا اعم از سیاست‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی به چه شکل است؟

این اتاق فکرها تاثیرگذار هستند ولی باید توجه کرد که این ها یک پکیج یا مجموعه هستند، مثلا مساله حمایت آمریکا از اسرائیل را در نظر بگیرید؛ در مورد این مساله در کاخ سفید و کنگره تصمیم گیری می شود و مبالغی برای حمایت از رژیم صهیونیستی تصویب می شود، همان‌طور که اشاره کردم، نماینده ها نیز با پول سرمایه داران یهودی وارد کنگره می شوند، یا اگر این سرمایه داران، مسیحی هم باشند، یک اصطلاحی وجود دارد به نام مسیحیان صهیونیست (Christian Zionists) به این معنی که معتقدند که بر اساس پیش گویی‌های کتاب مقدس‌شان، یهودیان باید به سرزمین فلسطین بازگردند و در آنجا مستقر شوند تا حضرت مسیح بیاید، یا ممکن است نه صهیونیست و نه یهودی باشند ولی معتقد هستند دولت آمریکا باید جلوی هر مجموعه ای را که مخالف آمریکا است، بگیرد.

معمولا وقتی لایحه ای در حمایت از اسرائیل به کنگره می آید، رای نمایندگان صد به صفر است، وقتی می خواهند لایحه ای علیه ایران تصویب کنند، معمولا 99 درصد نمایندگان موافقت می کنند و شاید تنها یکی دو نفر، آن هم رای ممتنع بدهند. این نشان دهنده یک اداره گزینشی است که باعث این یک‌دستی می شود و به همان سرمایه و سرمایه دار باز می گردد، اوباما با عنوان تغییر وارد شد ولی آیا تغییری درسیاست‌هایش با ایران داده است، اینها در گفتارشان تفاوت وجود دارد مثلا بوش در قضیه هسته ای اظهار می کرد که با ایران مذاکره نمی کنیم تا ایران غنی سازی را تعلیق کند، اما اوباما می گوید با ایران مذاکره می کنیم اما نتیجه مذاکره باید این باشد که غنی سازی متوقف شود؛ نتیجه یکی است، تفاوت در شعارها است. نکته ای که مقام معظم رهبری هم به آن اشاره کردند.

این فردی هم که با شعار تغییر روی کار می آید، هیچ تغییر مثبتی تاکنون ایجاد نکرده بلکه رویه تقابلی را تشدید کرده و  در صدد افزایش پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای مختلف است. بوش خود را مشغول عراق و افغانستان کرد و از آمریکای جنوبی غافل شد، به صورتی که الان هر کسی که شعار مخالفت با آمریکا در آن منطقه را سر دهد، رای می آورد. ونزوئلا، بولیوی، اکوادور، نیکاراگوئه نمونه این کشورهاست، اما اوباما الان به سمت این کشورها رفته و به نوعی به آنها چنگ و دندان نشان می دهد، اکنون اوباما در حال تاسیس پایگاه نظامی در کلمبیا است یا در هندوراس کودتا کردند. بمباران‌های افغانستان و پاکستان در دوره اوباما افزایش پیدا کرده است.

بنابراین، شعار اوباما ظاهر فریب بود، پس ورود افراد به مناصب سیاسی در آمریکا بسیار کنترل شده است. یکی از دوستان ما که مسلمان و وکیل بود، به من می گفت که به دیدن یکی از دوستانش رفته بود، اتفاقا همزمان گروه اسرائیلی آیپک یا لابی صهیونیست‌ها هم آنجا بودند، این دوست ما از رفیق خود نقل قول می کرد که از پرچم اسرائیل و آمریکا که به صورت تلفیقی روی پیراهن هایشان وجود دارد، آنها را شناخت و می گفت آنها هفته ای یک‌بار در این ایالت حضور دارند. چون همانطور که مستحضر هستند در آمریکا هر ایالتی هم برای خود مجلس دارد چون سیستم فدرالی است، یعنی این لابی صهیونیستی هفته ای یک‌بار در مجالس ایالتی -کنگره و سنا که جای خود دارد- حضور می یابند. همان فرد نقل می کرد که من ندیدم فردی وارد مجلس ایالتی شود و مخالف این گروه باشد یا از طریق این گروه ها راه پیدا نکرده باشد. بنابراین این لابی، سیستم را طوری ساخته که فرد را از همان ابتدا کنترل می کنند.

اما در مورد مساله تینک‌‌تنک‌ها (think tank) موضوع به این صورت است که وقتی دولت بخواهد کاری کند، باید یک توجیهی پیدا کند، بنابراین، در این تینک‌‌تنک‌ها از افرادی که همسو هستند، در این اتاق فکر می آیند و به نوعی چهره سازی می شود و این فرد برای شما تحلیل یا کتابی می نویسد. آن لابی صهیونیست که هزینه آن تینک تنک را هم می دهد، این تحلیل یا کتاب را به کنگره می برد و می گوید این فرد متخصص امور خاورمیانه است و به این بهانه و با توسل به همان تحلیل، به کنگره اعلام می کند که وضعیت خاورمیانه خطرناک شده و باید کمک ها به اسرائیل افزایش پیدا کند یا باید ایران تحریم شود.

این علیرضا جعفرزاده که عضو منافقین هست، عضو یکی از همین تینک‌‌تنک‌ها است، یک مرکزی با عنوان (Strategic Policy Consulting مشاوره سیاسی استراتژیک) تاسیس کرده و خود را متخصص امور ایران معرفی می کند و با شبکه فاکس نیوز مصاحبه می کند. تینک‌‌تنک‌ها وظیفه چهره سازی و توجیه سیاست‌های از پیش تعیین شده را دارند، در واقع تولید چهره های کارشناس برای رسانه ها هم می کنند. مهدی خلجی فردی که سابقه حضور در حوزه علمیه را دارد، کسی است که با روزنامه های دوم خرداد مرتبط می شود، بعد به خارج از کشور رفته با بی بی سی کار می کند، بعد از آن برای تلویزیون صدای آمریکا مشغول به کار می شود، الان هم در (Washington Institute for Near East Policy) فعالیت می کند، لوموند دیپلماتیک مرکز تینک‌تنک لیکود و نه اسرائیل می‌داند -یعنی اینها آنقدر تندرو هستند که حزب کارگر اسرائیل را هم قبول ندارند- تحلیل می نویسد، این فرد زمانی ملبس به لباس روحانیت هم بوده است که امروز به این وضع افتاده است.

محسن سازگارا که بانی خیلی از روزنامه های زنجیره ای است، او هم در Washington Institute for Near East Policy فعالیت می کرد که حتی آنجا هم نتوانستند تحملش کنند و الان هم در تلویزیون صدای آمریکا است. بنیادها نیز منابع کمک به تینک‌‌تنک‌ها هستند که بعضی خصوصی و بعضی دولتی‌اند اما در ظاهر خصوصی هستند. مثلا موسسه (Woodrow Wilson Center) که هاله اسفندیاری در آن مشغول به کار است، ظاهر خصوصی دارد اما وقتی به سایت آن مراجعه کنید، نوشته بودجه این مرکز را کنگره آمریکا می دهد، بعد این خانم خود را محقق بی طرف معرفی می کند در حالی که حقوق خود را از کنگره دریافت می کند.

شاید نام موسسه (National Endowment for Democracy) یا موقوفه ملی برای دموکراسی را که با حروف اختصاری (NED) در ایران معروف است، شنیده باشید که حسین بشیریه در آن فعال بود، این موسسه خود را خیریه معرفی می کند. خیلی جالب است که در سایت این به اصطلاح خیریه در قسمت "درباره ما" نوشته است که در دهه 60کاری را که ما انجام می  دهیم، "سیا" انجام می داد! در زمان جنگ سرد سیا مبالغی را به افراد فرهنگی می داد تا فعالیت فرهنگی بر ضد شوروی کنند، تعدادی از اینها لو رفتند، دولت آمریکا تصمیم گرفت به‌جای آنکه از طریق سیا به اینها پول بدهد، یک مرکزی را به همان نامی که عرض کردم راه بیاندازد و از این طریق مبالغ را تزریق کند.

از طرفی آن تاریخچه را در سایت این مرکز می خوانیم و از طرفی نام چند شرکت به عنوان بانی این مرکز به ثبت رسیده، این ظاهر خصوصی وجود دارد ولی در نهایت مشخص می شود که همه اینها دولتی هستند.

یک نهادی در آمریکا وجود دارد که کارش فرم های مالیاتی است که تمام مراکز آمریکایی این فرم ها را باید پر کنند و تمام منابع خود را اعلام کنند، اگر این فرم ها را در مورد NED نگاه کنید، متوجه می شوید که 99.8% منابع مالی این مرکز از کنگره است و دو دهم درصد از منابع غیر دولتی است.

**‌ آقای دکتر آیا در آمریکا این سیاستمدارها هستند که به رسانه ها خط می دهند یا اینکه رسانه ها به سیاستمداران خط دهی می کنند؟

باب دال(Bob Dole) که سناتور و رقیب بیل کلینتون در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری بود، در زمانی که بازنشست شده بود، انتقادی را از لابی صهیونیسم مطرح کرد، (توجه به این نکته مهم است که در زمان بازنشستگی انتقاد کرد)، و گفت که این لابی ها در کنگره نفوذ زیادی دارند در حالی که نباید اینگونه باشد، زمانی که این انتقاد مطرح شد، به جرأت می توانم بگویم که رسانه ها، این فرد را بیچاره کردند، در مورد مسائلی همچون اسرائیل، خود رسانه ها ابزاری برای برخورد هستند، لذا نه تنها چند صدایی وجود ندارد و نه تنها انتقادی نیست بلکه خود این رسانه عامل و اهرم فشاراند و این ساختار رسانه ای آمریکا است.

** اگر در آمریکا یک برخورد یا تنش، مانند آنچه پس ازانتخابات ریاست جمهوری در ایران اتفاق افتاد و عده ای اغتشاش کردند، به وجود بیاید، برخورد حکومت آمریکا با این قضیه چه خواهد بود؟ مثلا برخی می گویند در آمریکا معترضان به راحتی مقابل کاخ سفید تجمع می کنند، آیا چنین چیزی صحت دارد؟

در آمریکا اگر عده ای بخواهند تجمع یا تظاهراتی داشته باشند باید از دولت مجوز بگیرند، مثلا برای تظاهرات روز قدس، به مسلمانان آمریکا برای تجمع مقابل سفارت اسرائیل در واشنگتن دی سی مجوز داده نمی شود، به یک معنای دیگر، کسانی که می خواهند مجوز تظاهرات بگیرند، باید شناخته شده باشند، سیستم امنیتی آمریکا به این صورت است که در تمام ارگان‌های غیر دولتی کاملا نفوذ کرده مثلا در همین گروه ضد جنگ، این ها نفوذ دارند و بخش امنیتی قوی دارد، حتی در مساجد آمریکا هم مامورین امنیتی وجود دارند، اگر به گروهی اجازه می دهند که تظاهراتی بکند، دولت و متصدیان امر مطمئن هستند که تظاهرکنندگان بعد از پایان تظاهرات به خانه خود باز می گردند و هیچ تنشی ایجاد نمی کنند، ممکن است یک گروهی هم اغتشاش کنند ولی اولا بسیار محدود هستند و ثانیا به سرعت دستگیر شده و تحویل مقامات قضایی می شوند.

اگر کتاب‌های مربوط به جنگ سرد را مطالعه کنید، می بینید که افرادی در گروه‌های چپ آمریکا وجود داشته اند که حقوق بگیر سازمان سیا بوده اند. ظاهر این بود که انتقاد می کردند ولی در باطن از خود دولت بودند. اگر دولت آمریکا برخی اوقات کار از دستش در برود، مثل جنگ ویتنام که اعتراض ها زیاد شد و این اعتراض ها از گروه‌های شناسنامه دار به سمت گروه‌های مختلف ناشناخته گسترش یافت و یک سری تظاهرات شکل گرفت، تاریخ نشان داده که دولت چه برخوردی با معترضان خواهد کرد، تازه این برخورد با کسانی بود که به جنگ اعتراض داشتند، نه اینکه به هر بهانه بی مبنایی اعتراض داشته باشند یا اینکه کل سیستم را زیر سوال ببرند.

اگر در فضای مجازی یک جستجوی کوتاه در خصوص این جمله (Kent State University) انجام دهید، متوجه می شوید که این برخورد چگونه است، این نام دانشگاه ایالتی کنت در ایالت اوهایو است، دولت آمریکا دانشجویان معترض این دانشگاه را به گلوله بست، هم عکس‌ها و هم اسناد آن وجود دارد.

بعضا از ما می پرسند چرا ما در ایران دانشجوی ستاره دار داریم و چرا چنین چیزی در سایر کشورها از جمله در آمریکا وجود ندارد، در یک جلسه ای خانمی از بنده پرسید شما که در آمریکا بوده اید، دانشجوی ستاره دار آنجا دیدید، بنده عرض کردم که در آمریکا وقتی دولت احساس کند که فردی برای سیستم مشکل زا است به او ستاره نمی دهد بلکه او را می کشد و نمونه های بسیاری در این زمینه وجود دارد، تظاهرات در فاصله حداقل پنج مایل از رئیس جمهور در آمریکا غیرقانونی است و این جزو قوانین این کشور است.

زمانی که بحث جنگ عراق بود، یک خبرنگار از بوش نپرسید که به چه دلیل در عراق کشتار می کنید، در ایران اما حکایت چیز دیگری است، رئیس جمهور ما به دانشگاهی می رود و در همان سالن عکس او را آتش می زنند، شعار می دهند و فحاشی می کنند، دولت کنونی جمهوری اسلامی ایران خیلی مظلوم است، این همه اتهام علیه یک فرد به ناحق زده می شود، بعد آن را با آمریکایی مقایسه می کنند که در آن، اینگونه همه چیز کنترل شده است.

** یک بحث دیگر، موضوع روابط ایران و آمریکا است، سال گذشته ریچارد هاوس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا مباحثی را مطرح کرد و به این رابطه اشاره کرد که باید نوع رفتار با ایران تفاوت کند به این معنی که نمی شود هم از ایران بخواهیم مذاکره کند و هم تهدید به تعلیق یا جنگ کنیم، آیا اکنون این شرایط برای ارتباط وجود دارد یا خیر، در واقع از منظر مولفه های قدرت اگر بخواهیم بحث کنیم آیا امکان چنین چیزی در حال حاضر وجود دارد؟

به مورد خوبی در خصوص آقای ریچارد هاوس (Richard Haass)اشاره کردید، وی در دوران بوش پسر رئیس معاونت سیاست گذاری وزارت خارجه آمریکا بود، وی در مصاحبه ای که با نیویورکر داشت، یک کد جالب داد، در واقع داستان حضور خودش در کابینه بوش را توضیح داد، اشاره می کند که ما دو گروه بودیم، یک گروه معتقد به تعامل با ایران و یک گروه معتقد به سرنگونی ایران بودیم، بعد می گوید که در رابطه با ایران نمی توانیم از یک طرف سیاست‌هایی داشته باشیم که خواستار سرنگونی حکومت ایران است، به این معنی که در مورد مسایل هسته ای پای مذاکره برویم ولی در نهایت خواستار سرنگونی ایران باشیم، بنابراین، ایران به این دلایل سر میز مذاکره نمی آید. الان اوباما می گوید ما همه گزینه ها را روی میز داریم، یعنی گزینه نظامی را حذف نکرده است. ریچارد هاوس الان رئیس شورای روابط خارجی آمریکا است، این صحبت هاوس که می گوید نباید طرف ایرانی را ساده فرض کرد، خیلی درست است، خوب این طرف هیچ‌گاه پای میز مذاکره نمی آید. الان دولت اوباما تمام فعالیت‌هایی را که بوش در مورد ایران پیگیری می کرد، با شدت بیشتری انجام می دهد، بودجه مقابله با ایران را هم تصویب می کنند و جالب است که این بودجه برای تصویب نهایی باید به امضای رئیس جمهور برسد، قطعنامه تصویب می‌کنند، بنزین تحریم می‌کنند، بنابراین، اوباما نمی تواند انکار کند، وی پای سند مقابله با ایران را امضا کرده است.

اینکه مقام معظم رهبری می فرمایند ما تغییری در سیاست‎های آمریکا ندیده ایم به همین معنا است، تغییر یعنی چیزی که ریچارد هاوس می گوید. البته افرادی در آمریکا هستند که در جایگاه های مهم هم بودند و الان معتقدند باید با ایران کنار آمد اما امروز در قدرت نیستند. اگر آمریکا بخواهد رابطه با ایران را بهتر کند، باید به نصیحت پیشکسوتان خود گوش کند. امثال آلبرایت، برژینسکی و غیره از جمله این افراد هستند. زمانی برای منافع ملی ایران مفید خواهد بود که با امریکا به تفاهم برسد که این رابطه گرگ و میش نباشد، اینکه از یک طرف گزینه نظامی و تحریم را مهیا می کنند و از طرفی پیشنهاد مذاکره می دهند باید حل شود.

آقای دنیس راس (Dennis Ross) که در شورای امنیت ملی آمریکا دستیار ویژه ی اوباما و مسئول میز ایران است، قبل از اینکه وی این مسئولیت را بگیرد، مدیرعامل یک تینک تنک در اسرائیل به نام (Jewish People Policy Institute) یعنی انستیوی سیاست مردم یهود بود، بعد همین فرد رئیس میز ایران در شورای امنیت ملی آمریکا است. وی تحلیلی داد و گفت که تا به حال دولت آمریکا به عنوان پلیس بد عمل می کرد و دولت‌های اروپایی به عنوان پلیس خوب عمل می کردند، این سیاست جواب نداده، بنابراین، اکنون آمریکا باید پلیس خوب باشد و دولت‌های اروپایی باید پلیس بد باشند؛ البته بعد از جریان‌های پس از انتخابات ایران و به خصوص پس از مشاهده‌ی ایستادگی خیل عظیم ملت ایران در دفاع از ارزش‌های انقلاب، نتوانستند طاقت بیاورند و همان نقش همیشگی و به تعبیر رهبر انقلاب،‌دست چدنی خود را رو کردند.

بحث رابطه ایران و آمریکا خیلی حساس است و باید مراقب بود، لازم نیست تنها به فاکتورهای ایدئولوژیکی برای احتیاط در برخورد با آمریکا نگاه کرد، بلکه در نگاهی به سطوح پایین تر هم این موضوع تایید می شود که آمریکا قابل اعتماد نیست.


در گفت‌وگوی تفصیلی با دکتر فؤاد ایزدی کارشناس مسائل امریکا مطرح شد/1
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، آمریکا ، دکتر فؤاد ایزدی
ناگفته‌های‌فاجعه‌فرهنگی‌در امریکا و شگردهای‌اوباما برای روی کارآمدن/ تصور تفاوت عمیق میان مردم و دولت امریکا خودفریبی است

دکتر فؤاد ایزدی از جمله ایرانیانی است که 24 سال در آمریکا زندگی کرده و از نزدیک با مسایل مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آمریکا آشنایی دارد، علاوه بر این وی دارای دکترای ارتباطات جمعی از دانشگاه ایالتی لوییزیانای آمریکا است، متن زیر حاصل مصاحبه دو ساعته رجانیوز با وی است که به بحث در مورد مسایلی مانند چگونگی روی کارآمدن اوباما، بررسی وضعیت فرهنگی آمریکا، بررسی رسانه های آمریکا و امکان رابطه ایران و امریکا اختصاص دارد. 

 
بخش اول این گفت‌وگوی خواندنی به نحوه روی کارآمدن اوباما و وضعیت فرهنگی جامعه امریکا اختصاص دارد. 
 
** در ابتدا بد نیست که بعد از دو سال از روی کار آمدن اوباما در این مورد صحبت کنیم که چه شد وی به‌عنوان فردی با خاستگاه دموکرات‌ها به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد و این انتخاب به چه شکلی است، آیا اوباما انتخاب نخبگان جامعه آمریکا بود یا انتخاب توده ها؟ 
 
اوباما انتخاب نخبگان آمریکا بود، همان طوری که سایر رئیسان جمهور آمریکا انتخاب نخبگان بوده اند. در سالی که اوباما ورودش را به مبازرات انتخاباتی ریاست جمهوری اعلام کرد، پیش از آن، حدود دو سال سناتور بود و چهره شناخته شده ای نبود و سابقه سیاسی برجسته ای نداشت. معمولا رسم در آمریکا این است که افرادی که برای ریاست جمهوری کاندیدا می شوند، افراد شناخته شده‌ای هستند. بعضا یا فرماندار ایالتی بوده اند یا سال‌ها سناتور بوده اند یا هر دو؛ ولی اوباما این خصوصیت را نداشت. این سوال پیش می آید که چطور فردی دو رگه با این پیشینه می تواند رشد کند و ابتدا به مدت محدودی سناتور و بعد رئیس جمهور شود. موضوع سناتور شدن اوباما در گنجایش این بحث نیست ولی می توان در مورد رئیس جمهور شدن او بحث کرد. 
 
در سال 2007 که اوباما وارد مبارزات انتخاباتی شد، با چند شعار کار خود را شروع کرد؛ شعار معروف "تغییر" شعار اصلی اوباما بود و مخالفت با جنگ عراق دومین شعاری بود که برای خود برگزید. او یکی از دو کاندیدایی بود که از ابتدا مخالف جنگ عراق بود، حتی هیلاری کلینتون از جمله دموکرات‌هایی بود که ابتدا موافق جنگ عراق بود ولی بعدا راه خود را جدا کرده و منتقد شد. اما اوباما از ابتدا مخالف جنگ بود، اوباما از طرفی دورگه بود. به دلیل اینکه ساختار خانواده در آمریکا دچار مشکل است، سفید پوستان فرزند کمتری نسبت به نژادهای دیگر دارند، از این جهت سرعت درصد رشد نژاد سفید در این کشور، نسبت به سایر نژادها کمتر است، به طوری که پیش بینی شده تا سال 2050 یعنی حدود 40 سال دیگر، درصد سفید پوستان جامعه امریکا به زیر 50 درصد می رسد، الان هم این روند ادامه دارد، یعنی درصد اسپانیایی تبارها در آمریکا به شدت در حال رشد است و این نتیجه اش را در انتخابات هم می گذارد، و افرادی از نژادهای دیگر وارد عرصه رقابت‌های سیاسی می شوند. 
 
** آیا این قبلا هم سابقه داشته که از رنگین پوستان کسی وارد عرصه رقابت‌های سیاسی شود حتی در انتخابات‌هایی پایین‌تر از سطح انتخابات ریاست جمهوری؟ 
 
بله در عرصه رقابت‌های کنگره و رقابت‌های ایالتی این مساله عادی شده. اما در عرصه ریاست جمهوری خیر. در گذشته چنین چیزی سابقه نداشته است. این مسیر شروع شده و به تدریج سایر نژادها وارد می شوند، بنابراین، این دونکته که اوباما چهره ای ضد جنگ و تغییرمدار از خود ارائه کرد، به وی کمک کرد. جنگ عراق موجب نارضایتی مردم شده بود، همان‌طور که مستحضر هستید آمریکا در سال 2003 به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی وارد عراق شد و یک سال گشتند ولی چیزی پیدا نشد. مردم آمریکا با توجه به دروغ رئیس جمهورشان (جرج دبلیو بوش) در خصوص حمله به عراق بازهم به وی رأی دادند، در تاریخ آمریکا همیشه سابقه داشته است که مردم آمریکا نسبت به رئیس جمهوری که قصد حمله به کشوری را دارد، در مواقع بحران علاقه نشان می دهند و آن رئیس جمهور محبوبیت پیدا می کند، در ابتدای جنگ افغانستان و عراق نیز محبوبیت بوش بالا رفت. 
 
اما جنگ عراق به دلیل طولانی بودن، نامطلوب شد، جمهوری خواهانی که از جنگ افروزی بوش حمایت می کردند، شانسی برای انتخاب شدن نداشتند، لذا رقابت اصلی بین دموکراتها بود، در بین دموکرات‌ها دو نفر کاندید بودند که هر دو از ابتدا مخالف جنگ بودند که در یکی از آنها این جنگ گریزی شدت بیشتری داشت به گونه ای که در خود حزب دموکرات نیز با مشکل مواجه شد، این فرد دنیس کوسنج (Dennis Kucinich) بود که سران حزب دموکرات هیچ علاقه ای به وی نداشتند، بنابراین، فردی که باقی ماند اوباما بود، نخبگان حزب دموکرات دو دسته شدند، یک دسته با توجه به سابقه مخالفت اوباما با جنگ و همچنین دو رگه بودن وی به این نتیجه رسیدند که او شانس بیشتری برای پیروزی دارد، گروه دیگر افرادی بودند که هیلاری کلینتون را دارای شانس می دانستند، که شوهرش بیل کلینتون بود. 
 
از این رو، انتخاب، انتخاب نخبگانی بود که باراک اوباما را کاندیدا کردند، اوباما هم شانس بیشتری داشت و هم انتخاب یک فرد دو رگه در عرصه بین المللی، وجهه از دست رفته آمریکا را می توانست بازگرداند.  به هر حال سیستم سیاسی آمریکا به صورتی است که اگر از منابع مالی بالایی برخوردار نباشید، شانس رقابت هم نخواهید داشت. بنابر آمارها در پایان انتخابات سال 2008، بیش از یک میلیار دلار خرج انتخابات شد، حقوق سالانه رئیس جمهور آمریکا حدود 300 هزار دلار است و برای اینکه فردی به مقام‌های بالا برسد حدود یک میلیارد دلار خرج می شود، چون سیستم سیاسی آمریکا به صورتی است که پول و سرمایه حرف اول را می زند، فردی نمی تواند وارد سیستم شود، به جز اینکه پشتوانه مالی بالایی داشته باشد؛ این پشتوانه مالی را هم مردم معمولی تامین نمی کنند بلکه سرمایه داران بانفوذ هستند که این مبالغ را هزینه می کنند. 
 
** این سرمایه داران چه منافعی دارند که این مبالغ بالا را هزینه می کنند، در حقیقت با شکست یک کاندیدا این سرمایه دارانی هم که هزینه های بالای انتخاباتی را پرداخت کرده اند، ضرر می کنند ولی چه می شود که اینها این ریسک را می کنند و برای یک کاندیدا هزینه های سنگین انتخاباتی می کنند؟ 
 
این سرمایه داران با دقت وارد عرصه می شوند به این صورت که برآوردها نسبت به شانس پیروزی کاندیدای مورد نظر را در دستور کار قرار می دهند، معمولا سرمایه داران بزرگ، سیستم کاری‌شان این‌طور است که به همه کاندیداها کمک مالی می کنند، چون می خواهند اطمینانی برای خود حاصل کنند، اما بنا بر اعتقادات سیاسی خود به یک کاندیدا بیشتر کمک می کنند، این سرمایه داران هم متوجه این موضوع بودند که در انتخابات سال 2008 چهره ی جدیدی باید روی کار بیاید و اوباما هم ویژگی های این چهره جدید را داشت، چرا که هم سابقه مخالفت با جنگ را داشت و هم ظاهر جدیدی داشت، لذا این دو رگه توانست از جمعیت 13 درصدی سیاه پوستان آمریکا 95 درصد آرای آنها را کسب کند، این یعنی اوباما تمام رای سیاه پوستان را به خود اختصاص داد. 
 
البته همه نخبگان نیز اوباما را انتخاب نکردند، بلکه برخی از کلینتون حمایت کردند، اما کسانی که احتمال پیروزی اوباما را بیشتر می دانستند بازی را بردند، چون اوباما چهره ای جدید بود که ویژگی های تحول را داشت، هم سخنور خوبی بود و هم قلم خوبی داشت، بر خلاف بوش که انگلیسی را به سختی صحبت می کرد اوباما خصوصیات شخصیتی قوی داشت و این به وی کمک کرد. 
 
** چرا مردمی که به جنگ علاقه نشان می دهند، اوبامایی را که شعار ضد جنگ می داد، انتخاب کردند؟ 
 
دولت آمریکا بنا به هر دلیلی تصمیم گرفت به کشوری حمله کند، معمولا هر چند وقت یک بار هم این کار را می کنند، نظر سنجی ها در تاریخ حمله نشان می دهد که درصد محبوبیت رئیس جمهور بالا می آید، اگر جنگ کوتاه مدت باشد و کشته زیادی ندهد، این محبوبیت باقی خواهد ماند، در غیر این صورت نتیجه معکوس خواهد داشت، جنگ عراق هم همین گونه بود، اوباما نیز شعار ضد جنگ خود را زمانی مطرح کرد که جنگ محبوبیت نداشت و اکثر مردم به وی متمایل شدند. ولی همین مردم در سال 2004 در حالی که متوجه دروغ بوش شده بودند، با این حال به همان فرد دوباره رای دادند، چون هم مدت زیادی از جنگ نگذشته بود و در حالی که کشته های عراقی زیاد بود اما کشته های سربازان آمریکایی هنوز افزایش پیدا نکرده بود. اقبال مردم آمریکا به جنگ در صورتی است که موافقان جنگ بتوانند فضای امنیتی شدیدی ایجاد کنند و با تبلیغات، عنصر ترس و وحشت را در مردم تقویت کنند. وقتی همین جنگ کشته‌شدگان زیادی به بار آورد و توجیهات اولیه دیگر کارایی نداشت، عنصر ترس هم کارایی خود را از دست می دهد و مردم کم کم از پشتیبانی این جنگ خسته می شوند. 
 
علی‌رغم اینکه گفتید اوباما از ابتدا با جنگ عراق مخالف بود، آیا این امکان با توجه به همان علاقه مردم آمریکا به جنگ که شما اشاره کردید وجود دارد که روزی اوباما هم برای افزایش محبوبیت در شرایط دشوار به سمت ایجاد جنگی کوتاه مدت برود یا اینکه عقیده وی بر مخالفت با جنگ استوار خواهد ماند؟ 
 
معمولا خیلی وقت‌ها که رئیس جمهور مشکل سیاسی یا حتی شخصیتی پیدا می کند، در تاریخ آمریکا اتفاق افتاده که جایی را بمباران می کند، نمونه آن هم بیل کلینتون است که بعد از ماجرای مونیکا لوئینسکی - لوئینسکی منشی زن بیل کلینتون بود که با او رابطه‌ی جنسی داشت، و پس از برملا شدن این رابطه، کلینتون برای رهایی از فشار افکار عمومی مبادرت به بمباران سودان کرد- سودان را به بهانه حضور نیروهای ضد آمریکایی بمباران کرد. این درست در زمانی رخ داد که قرار بود به دلیل همین ماجرای لوئینسکی، کلینتون به کنگره احضار شود اما با این کار، همه قضایای مربوط به آن ماجرا به دست فراموشی سپرده شد، الان هم بعید نیست که در صورت بالا گرفتن مشکلات سیاسی، اوباما هم دست به چنین کاری بزند. 
 
یک موضوعی در کشور ما معمولا متدوال است؛ اینکه که می گویند مردم آمریکا به طور کلی خوب هستند یا مشکل ما با دولت این کشور است، اگر این تصور ساده را از کل مردم آمریکا داشته باشیم، خودمان را گول زده ایم، چراکه این خصوصیاتی که در دولت این کشور مشاهده می شود، از جمله ویژگی های استکباری و به رسمیت نشناختن حقوق سایر ملت‌ها، تند گویی، پررویی و بلند پروازی های ناصحیح، این خصوصیات را خیلی از مردم آمریکا دارند، مردم این کشور تاریخ خیلی شفافی ندارند، در ابتدای ورود خود به آمریکا که ده‌ها میلیون سرخ پوست را قتل عام کردند، ده‌ها میلیون برده را به آمریکا آوردند که بسیاری از آنها را کشتند و این نژاد پرستی در آمریکایی‌ها بسیار غلیظ است، سفید پوستان به همین دلیل به اوباما رای بالایی ندادند، اکثر سفید پوستان به مک کین رای دادند، ولی به همان دلایلی که گفته شد اوباما رای آورد، اگر قرار بود درصد سفید پوستان کمی بیشتر باشد اوباما رای نمی آورد. جالب است که اوباما در هر سخنرانی، ابتدا سخنانش را با تاریخچه خانوادگی‌اش آغاز می کرد اما  نه با اشاره به پدر کنیایی و سیاه پوستش، بلکه به پدر بزرگ و مادر بزرگ سفید پوست خود و می گفت که پدر بزرگش در جنگ جهانی دوم شرکت داشته و مادر بزرگش نیز در کارخانه اسلحه سازی فعالیت داشته است. همیشه ابتدای صحبت‌های وی اشاره به سفید پوست بودن مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگش بود. می دانست که اگر به دو رگه بودن خود اشاره نکند، سفید پوستان اصلا به وی رای نخواهند داد با این حال نژاد سفید پوست آمریکا رای بالایی به اوباما نداد. 
 
بنابراین این خصوصیت برتری نژادی در آمریکا همواره وجود دارد و خود را بروز می دهد، همین الان که رئیس جمهور دو رگه وجود دارد، این جدایی نژادی به وضوح قابل مشاهده است، به عنوان نمونه بنده در اوایل دوران تحصیلات دکترایم که بودم به خاطر ملاحظات مالی، فرزندم را که در دوره کودکستان تحصیل می کرد، به یک مدرسه دولتی فرستادم که تنها دانش آموز غیر سیاه پوست آن کلاس دختر بنده بود. در آمریکا تا اوایل دهه 60 میلادی قانون بود که مدارس سیاه پوستان از سفید پوستان باید جدا باشد، اوایل دهه 60 به خاطر فعالیت افراد و گروه‌هایی، این قوانین با مبارزه لغو شد اما بعد از آن، با گذشت حدود 50 سال در عمل می بینیم که این مساله هنوز وجود دارد. در حال حاضر به خصوص در ایالت‌های جنوبی که برده داری در آنها بیشتر ظهور و بروز داشته، سیاه پوستان در مدارس دولتی رایگان تحصیل می کنند، در حالی که مدارس خصوصی را سفید پوستان تشکیل می دهند. 
 
در این زمینه کتاب‌هایی هم نوشته شده است از جمله کتاب "نامساواتی‌های وحشیانه" (Savage Inequalities) نوشته آقای جاناتان کوزول (Jonathon Kozol).  در این کتاب انتقادهای جدی به سیستم آموزشی آمریکا شده. به عنوان نمونه هزینه مدارس دولتی از مالیاتی که ایالت‌ها بر خانه ها و ادارات و مراکز تجاری هر منطقه به دست می آورند، تأمین می شود.  بنابراین مناطق محروم که در بسیاری از موارد درصد بیشتری از آنها از سیاه پوستان هستند، منابع مالی کمتری برای مدارس خود دارند، در نتیجه تضاد قابل ملاحظه ای بین مدارس محرومین جامعه و ثروتمندان دیده می شود. در عمل این جدایی نژادی و طبقاتی خودش را در صحنه آموزش و پرورش نشان می دهد. 
 
جامعه آرای اوباما همان‌طور که عرض کردم بیشتراز بین سیاه پوستان یا رنگین پوستان بود، نژادی هست به نام هسپانیک ها که مکزیکی هستند و از آمریکای جنوبی آمده اند که اکثر اینها به اوباما رای داده اند. اوباما برای اینکه دوباره پیروز شود، باید این جامعه رای خود را حفظ کند. یک نکته دیگر هم وجود دارد و آن اینکه علی‌رغم محبوبیت بالایی که اوباما در ابتدا داشت، الان این محبوبیت کاهش پیدا کرده و مجبور است که به‌خاطر حفظ جامعه آرای خود یک سری قوانین، همچون همین بیمه درمانی را که به قشر کم درآمد کمک می کند، پیگیری کند. 
 
** آیا این نژاد سفید پوستان آمریکا که از وضعیت مالی بهتری برخوردارند، فعالیتی هم علیه اوباما درحال حاضر انجام می دهند؟ 
 
این مدتی که اوباما رئیس جمهور شده باعث آزرده خاطر شدن بسیاری از سفید پوست‌ها شده است، سفید پوستان آمریکا عادت ندارند که فردی را که دو رگه است، در مسند ریاست جمهوری ببینند، سفید پوستان وضعیت مالی بهتری دارند و امکان تبلیغ بیشتری دارند، لذا از این جهت آنهایی که به مسایل نژای اهمیت می دهند، این فعالیت ها را پیگری می کنند، همانطور که عرض کردم اوباما انتخاب نخبگان آمریکا است چون می دانستند که در سال 2008 به خاطر فجایع بوش، مردم آمریکا باید تغییر را می‌خواهند اما به خاطر مباحث انتخاباتی اینها مجبورند که به دلیل بعضی از مسایل داخلی آمریکا یک چهره مردمی به اوباما دهند. 
 
همچنین باید توجه داشت که مردم آمریکا به طور کلی زیاد در سیاست فعال نیستند.  در انتخابات ریاست جمهوری که این مشارکت به حد اکثر خود می رسد، حدود 50 درصد رأی می دهند.  این عدد در انتخابات اخیر به حداکثر خود در طی 40 سال گذشته یعنی 61 درصد رسید. در انتخابات گذشته آقای رالف نیدر (Ralph Nader) که آمریکایی- لبنانی است برای بار سوم به عنوان کاندیدای حزب سبز وارد انتخابات شد. اما همه مردم نمی توانستند به او رأی بدهند، چون نامش فقط در ایالت‌هایی که چند میلیون امضا جمع شده بود، می توانست بر روی برگه رأی باشد. در رسانه ها به او و برنامه هایش توجهی نمی شد.  سرمایه داران هم که مشخص است به او کمک مالی نمی کردند. رسانه ها در مناظره ها او را شرکت ندادند. بنابراین شانسی هم برای رئیس جمهور شدن نداشت. این درصد کم از همین مردم آمریکا هستند، منتها اکثرا مخالف سیاست‌های خارجی آمریکا، مخالف ساختارهای تبعیض آلود آمریکا و خواستار تغییرات بنیادی. این ها هستند که واقعا تغییر را می خواهند نه آقای اوباما که نماینده سیستم حاضر و نخبگان آمریکا است. 
 
** یک بحثی مطرح است که می گویند اوباما تلاش زیادی کرد تا مانند احمدی نژاد چهره ای مردمی به خود بگیرد، از شعارها گرفته تا نوع گفتار و تیپ و ژست ها سعی داشت، نوعی شبیه سازی با احمدی نژاد داشته باشد، مثلا برای مسلمانان پیام می دهد، یا در سازمان ملل همان چیزی رامطرح می کند که احمدی نژاد طرح کرده بود، حتی لایحه اصلاحات درمانی که تصویب شد در جهت کمک به قشر کم در آمد جامعه آمریکا بود که منتقدان، این لایحه را نوعی چپ گرایی و خروج از سیاست‎های لیبرالی توصیف می کردند، آیا چنین چیزی را قبول دارید که اوباما تلاش زیادی برای شبیه سازی خود با احمدی نژاد کرده است؟ 
 
مردم جهان به تدریج آگاه می شوند و این اتفاق افتاده است، به عده ای محدود که در خیابان‌های تهران حضور پیدا می کنند و به یک سری اعمالی دست می زنند نگاه نکنید، اینها مردم جهان را نمایندگی نمی کنند، مردم جهان به تدریج خوب را از بد تشخیص می دهند و وضعیت دنیا را متوجه می شوند، اوباما هم فرد هوشمندی است و افرادی که پشت سر او قرار دارند نیز هوشمند هستند و فهمیده اند که اگر بخواهند در سیستم سیاسی حضور بیابند که با رای مردم است، باید با این تغییر مسیری که در تمام دنیا اتفاق می افتد، هماهنگ  شوند، کاری که امثال بوش ها و مک کین ها نکردند و شکست خوردند. 
 
الان در بین مردم آمریکا درصدی هستند که واقعا گرسنه می خوابند، این افراد به گونه ای نیازمند هستند که بین قرص و نان یکی را برای خوردن انتخاب کنند، به این معنی که اگر یک شب نان بخورند، دیگر پولی برای خریدن قرص‌شان ندارند و شب بعد قرص را می خورند، یک جمعیت بالایی در آمریکا هستند که بسیار فقیرند و یک جمعیت غنی هم وجود دارد. این واقعیت هایی است که مردم آمریکا می دانند، بنابراین، کسانی که به این مباحث توجه کنند، پیروز خواهند بود از این رو، حرف حق همیشه طرفدار دارد، در محافل سیاسی آمریکا به شدت به تجربه ایران در زمینه های مختلف توجه می شود. 
 
عده ای تصور می کردند که اصلاح طلبان تا سال‌ها پیروز انتخابات‎های ایران هستند، این دید در داخل آمریکا هم وجود داشت، اما چه شد که در ایران یک‌باره فردی پیروز شد که شعارهای اوایل انقلاب را می داد و شعارهای توده مردم را سر می داد و به آنها نیز عمل کرد، به این مسایل در آمریکا توجه می شود، اگر روزنامه های آمریکا را ببینید، کمتر روزی را می یابید که خبری از ایران نداشته باشند. بسیاری از کشورها، آزادی هایی را که ما در ایران داریم، ندارند، در خاورمیانه ایران جزو معدود کشورهایی است که مردم می توانند به راحتی و آزادانه رای بدهند و نمونه خوبی برای نخبگان سیاسی امریکا است، از این رو با این نکته ای که گفتید، موافقم که نخبگان آمریکا مسایل ایران را پیگیری کردند و با بهره گیری از آن، فردی را آوردند که تا حدودی همان پرستیژ احمدی نژاد را برگزید. 
 
** به وضعیت فرهنگی آمریکا بپردازیم؛ اشاره کردید که در این کشور جمعیت بسیار بالایی فقیر وجود دارد و در مقابل نیز افراد بسیار غنی هم کم نیستند، از طرفی در این کشور افراد مختلفی از سایر کشورها حضور دارند و به نوعی فرهنگی چهل تکه در این کشور وجود دارد. به عنوان فردی که در جامعه آمریکا زندگی کردید و از نزدیک با مسایل و مشکلات فرهنگی این کشور مواجه بوده اید، وضعیت فرهنگی آمریکا را چگونه ارزیابی می کنید؟ 
 
آمریکا جامعه ای است که همه نوع انسان در آن یافت می شود، جمعیتی 310 میلیونی در این کشور وجود دارد که از کشورهای مختلف توسط دولت آمریکا به عنوان مهاجر جذب شده است، نمی شود یک فرمول واحدی را داد که مردم آمریکا اینگونه هستند، چون آمریکا جامعه ای با طبقات گوناگون است. مردم به شدت مشغول تامین معاش هستند، یعنی فردی که صبح از خواب بلند می شود، اگر بخواهد زندگی متعادلی داشته باشد، باید به شدت کار کند، چون سیستم سرمایه داری است، افراد باید به شدت کار کنند وگرنه سیستم، آنها را نمی پذیرد، از این جهت مردم آمریکا مجبور هستند بسیار پرکارباشند، بنابراین، فشار کار بالا است، برای آنکه این امر ملموس تر باشد من زندگی یک فرد آمریکایی از موقع بیدار شدن تا خوابیدن را تشریح می کنم. 
 
فرد صبح زود بلند می شود و به سر کار خود می رود، بین ساعات پنج تا هفت بعد از ظهر به خانه باز می گردد، این در حالی است که این افراد به شدت کار کرده و خسته است، به غیر از چهار تا پنج درصد قشر مسلمان آمریکا و قشر کوچک دیگری که افراد مذهبی از سایر ادیان هستند، بسیاری از دیگران به هنگام بازگشت از شغل خود برای کاهش این فشار مقداری الکل مصرف می کنند، و این افراد با حالت‌های نیمه مستی در مقابل تلویزیون می نشینند، شبکه های گسترده تلویزیونی در آمریکا وجود دارد اما به گونه ای که عموم تصور می کنند این‌طور نیست، کسی که در آمریکا حضور دارد اگر تلویزیون را به برق بزند نمی تواند چند شبکه را بیشتر دریافت کند، مثلا شبکه هایی مثل فاکس نیوز یا سی ان ان دارای آبونمان هستند و فرد باید مبلغی را بپردازد تا این شبکه ها را دریافت کند، بیش از چهار تا پنج کانال تلویزیونی رایگان وجود ندارد، این شبکه های رایگان هم بیشتر برنامه های تفریحی دارند که موازین اخلاقی نیز در آنها رعایت نمی شود. کل بخش خبری این شبکه ها در شب نیز حدود نیم ساعت است که حدود 10 دقیقه آن آگهی بازرگانی است، حدود پنج دقیقه اخبار ورزشی است، حدود پنج دقیقه اخبار هواشناسی است، پنج دقیقه هم مربوط به چهره های سینمایی و هنری است، تنها پنج دقیقه اخبار سیاسی داخلی و خارجی گفته می شود، این فرد خسته مواجه می شود با برنامه های تفریحی غیر اخلاقی که اخباری هم در آن وجود ندارد و شام مختصری هم می خورد و می خوابد. 
 
نتیجه اول این وضعیت این است که خانواده در آمریکا از بین رفته است، چرا که به دلیل هزینه های سنگین اقتصادی هم زن و هم مرد کار می کنند، بچه ها هم زمانی که از مدرسه به خانه می آیند، اکثرا با خانه هایی بدون پدر و مادر مواجه می شوند یا حداکثر در مکان‌های مخصوص نگه داری می شوند، مونس این بچه ها هم تلویزیون است. در صورتی که شبکه های آبونمانی نیز دریافت شود، تعداد شبکه های غیر اخلاقی بیشتر می شود، این در حالی است که بینندگان شبکه های خبری مثل سی‌ان‌ان در آمریکا بسیار پایین است و هر چه از لحاظ اخلاقی این شبکه‌ها لجام گسیخته تر باشند، بیننده بیشتری دارند. وضعیت فرهنگی در این سطح است که عرض کردم، مردم باید تنها کار کنند و تفریح ناسالم داشته باشند و این نتیجه اش مشکلات خانوادگی است. 
 
به دلیل نوع فرهنگی که در جامعه آمریکا توسط شبکه های این کشور ترویج داده می شود، مسایل زناشویی تحت تاثیر قرار می گیرد. طبق آماری که دولت آمریکا داده، از هر ازدواج بعد از پنج سال بیش از نیمی منجر به طلاق می شود. درصد ارتباط های خارج از حوزه زناشویی نیز بسیار بالا است و باز هم طبق آماری که دولت آمریکا داده، بیش از 80 درصد افراد متاهل جدای از افراد مجرد، بیش از یک بار یک رابطه نامشروع داشته اند. بنابراین، سیستم فرهنگی از هم پاشیده است و مشکلات زیادی در آن وجود دارد. امروز سقط جنین در آمریکا درصد بالایی دارد و دختران جوان و نوجوانی که خارج از محدوده ازدواج باردار می شوند، زیاد هستند. همچنین تجاوزهای جنسی به کودکان و غیر کودکان بسیار بالاست. در کل، سیستم خانواده از هم پاشیده است و افراد معدودی هم که خارج از این محدوده رشد پیدا کرده اند، معمولا مسلمانان هستند که اینها خود را حفظ می کنند.

سبزیجات و فشار خون
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، تغذیه ، خواص میوه ها و سبزی ها ، فشارخون

 

نزدیک به 58 میلیون نفر از مردم ایالات متحده از این بیماری رنج می ‌برند و در ایران نیز شمار زیادی از افراد نه تنها در سنین بالا، بلکه در سنین میانسالی و حتی جوانی با این مشکل دست به گریبان هستند.
در واقع فشار خون بالا، به صورت افزایش فشار خون در شریان‌ها تعریف می‌ شود و به طور کلی فشار خون 7/11(11 روی 7 میلی ‌متر جیوه) طبیعی تلقی می گردد و مقدار بالاتر از آن (چیزی حدود 9/14 و بالاتر) در بزرگسالان، بالا محسوب شده و باید کنترل شود.
این مشکل از دسته تهدید کننده‌های سلامتی است که در صورت بالا بودن، احتیاج به یک فرآیند طولانی مدت دارد که باید در طول سال های عمر ادامه داده شود.
این فرآیند شامل تغییراتی در رژیم غذایی، ورزش کردن و کنترل وزن است. وجود رابطه ی بین رژیم غذایی و فشار خون، دارای مفاهیم مهمی برای پیشگیری و درمان پُر فشاری خون است که حتی در صورت نیاز به درمان دارویی نیز باید رعایت شود.البته رعایت رژیم غذایی و مصرف داروها، تنها در صورتی مؤثر است که بیمار به دقت به توصیه‌های پزشک خود عمل کند.
در این زمینه مراقبین بهداشتی باید آگاه باشند که در بسیاری موارد، به ‌ویژه در بیماران مبتلا به پرفشاری خون خفیف، اصلاح رژیم غذایی و شیوه ی زندگی، نیاز به دارو را برطرف می کند یا دوز دارو را کاهش می‌ دهد.
عوامل تغذیه ‌ای که در ایجاد این مشکل مؤثرند، عبارتند از: چاقی، دریافت زیاد سدیم(نمک)، مصرف کم پتاسیم و کلسیم و منیزیوم .
لازم به ذکر است که در برخی موارد، بیماری‌های کلیوی یا مشکل غدد درون ریز و... می ‌توانند منجر به پرفشاری خون شوند، ولی در بیش از 90 درصد موارد، علتی برای فشار خون بالا یافت نمی ‌شود که به آن "فشار خون بدون علت" می‌ گویند.
در واقع جنبش رو ‌آوردن به مواد خوراکی برای پیشگیری و درمان بیماری‌ها، چند سالی است که مورد توجه مجدد قرار گرفته است، اما یافته‌‌های نوین در تأیید آن موجب شده است که دامنه و سرعت این گرایش به طرز شگفت‌‌انگیزی افزایش یابد.
اکنون این رویکرد در بسیاری از نقاط جهان طرفداران بی‌ شماری دارد و تنظیم رژیم غذایی، در جهت کاهش فشار خون بالا، جزئی تفکیک ‌ناپذیر از زندگی افراد مبتلا به این اختلال را تشکیل می ‌دهد.
اگر از مشکلاتی نظیر فشار خون بالا، اختلال در چربی‌های خون، بالا بودن قند خون، چاقی و... رنج می ‌برید و تا به حال به ترکیب مواد غذایی که استفاده کرده‌اید، توجه نداشته‌ اید، علت را در همین امر جست ‌‌وجو کنید و به عنوان یک اصل، ابتدا به تهیه ی جدولی بپردازید که نشانگر مواد غذایی باشد که در روز قبل مصرف کرده‌اید (یادآمد 24 ساعته).
سپس با نگاهی به الگوی تغذیه ای سالمی که در پایان به آن خواهیم پرداخت، مشخص کنید که کدام موارد، موارد تخطی شما از یک رژیم غذایی سالم و مناسب بوده است (امیدوارم در این امتحان تجدید نشوید.)

اهداف تغذیه‌ای برای بهبود افراد مبتلا به فشار خون بالا:
1 - کاهش دریافت سدیم و چربی‌ها
2 - افزایش دریافت پتاسیم و سایر مواد معدنی مفید
3 - کاهش مصرف دخانیات
4 - تشویق به رعایت عادات بهداشتی در خوردن غذا و تبعیت از رژیم غذایی متعادل
در واقع ویتامین‌های متعددی نیز وجود دارند که وجود آنها، برای تنظیم فشار خون و پیشگیری از بیماری‌های قلب و عروق بسیار کارآمد است. علاوه بر ویتامین‌ها، مواد معدنی و‌ آنتی‌اکسیدان‌ها و همچنین بیوفلاوونوئیدها نیز در این زمینه نقش دارند که عبارتند از:
ویتامین E ، کولین، منیزیم، سلنیم، بتاکاروتن، ویتامین C و ... .
بعد از بحث ویتامین‌ها و مواد معدنی، پرداخت جزیی ‌تر به برخی مواد غذایی که از اهمیت ویژه‌‌ای در تعدیل چربی‌ها و فشار خون دارند، خالی از فایده نخواهد بود، زیرا اغلب داروهای فشارخون از طریق غیرمستقیم اثر کرده و غالباً ممکن است عوارض جانبی ناراحت ‌کننده‌ای نظیر سرگیجه، ناتوانی جنسی، ضعف و خستگی مفرط و بی ‌نظمی ضربان قلب و... ایجاد کنند. در عوض برخی مواد غذایی وجود دارند که می‌‌ توانند بدون ایجاد عوارض جانبی، باعث کاهش فشار خون بالا شوند.

کرفس:
دکتر الیوت در جریان پژوهش‌هایی دریافته است که در کرفس، ترکیب شیمیایی با نام " فتالید " وجود دارد که روی عضلات نرم رگ‌های خونی اثر کرده و آن را گشاد می ‌کند و از این طریق به شکل مستقیم و ساده در کاهش فشار خون، تأثیر دارد.

پیاز:
پیاز حاوی ماده‌ای به نام آدنوزین است. در ضمن دارای ترکیبات آنتی اکسیدانی بوده که در انواع تیره ی آن مقدار بیشتری موجود است.
در اصل پیاز را عامل مؤثری در پایین آوردن کلسترول و فشار خون و کاهش لخته شدن خون در سرخرگ‌های قلب می ‌دانند که از این لحاظ، تأثیری شبیه به آسپرین دارد.

سیر:
حداقل در هفده آزمایش بالینی نشان داده شده است که سیر قادر به تعدیل فشار خون است و در اغلب آزمایش‌ها، با خوردن 600 میلی ‌گرم سیر، میزان کاهش فشار خون از 5 تا 10 درجه است.

شنبلیله:
تحقیقات نشان داده است که گرد تخم شنبلیله ی آسیاب شده، کلسترول خون را پایین می‌ آورد و به دنبال آن، منجر به کاهش فشار خون خواهد شد.
ماده ی ژله ‌ای به نام " گالاکتومان" که از انواع فیبر محلول در آب است، در تخم شنبلیله وجود دارد. این ماده به اسیدهای صفراوی متصل شده و موجب کاهش کلسترول خون، حتی در حد تأثیر داروهای شیمیایی می ‌شود.

تره فرنگی:
تره ‌فرنگی، پیازچه، ترب و... به دلیل دارا بودن فیبرهای غذایی و ویتامین‌های گوناگون نظیر ویتامین‌های گروه B و C ، همچنین گوگرد و موادی نظیر سلولز و ازت خواص ضد عفونی‌ کنندگی داشته و در کنار آن قادر به کاهش فشار و چربی‌های خون هستند.

گوجه فرنگی:
گوجه فرنگی دارای ویتامین‌های اساسی مانند ویتامین C، ویتامین A و... است. لازم است که تمام گوجه فرنگی خورده شود(یعنی پوست، تخم و گوشت آن) تا اثرات مفید آن نمایان شود. در واقع آب گوجه فرنگی "خون گیاهی" نامیده می ‌شود و برای پایین آوردن فشار خون (البته بدون افزودن نمک) از آن استفاده می ‌کنند.

چای سبز:
چای سبز سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی بسیاری از جمله: پتاسیم، فسفر، منیزیم، کلسیم و... است.
هر فنجان چای حدود 2/0 میلی‌ گرم فلوئور دارد که در چای سبز از دیگر گونه‌های چای بیشتر است. وجود این مواد مغذی در چای سبز، آن را ماده ی مناسبی برای تعدیل فشار خون کرده است. علاوه بر آن به حفظ سلامت اعصاب و عروق نیز کمک می‌ کند

سبزیجات و فشار خون


با فشارخون چه کنیم؟
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، فشارخون

برخی‌ از افراد نمی‌ دانند که‌ دچار فشارخون‌ بالا هستند. آنها تنها زمانی‌ که‌ با مشکل‌ مواجه‌ می ‌شوند و به‌ پزشک‌ مراجعه‌ می کنند، به‌ این‌ موضوع‌ پی‌ می ‌برند. ناآگاهی‌ شخص‌ از ابتلا به‌ بیماری‌ فشارخون‌ بسیار خطرناک‌ است، بنابراین‌ اطلاع‌ از این‌ بیماری‌ و مسائل‌ مرتبط‌ با آن‌ ضرورت دارد.

فشارخون‌ بالا چیست؟

خونِ جاری‌ در بدن، به‌ دیواره‌ رگ ها به ویژه‌ سرخرگ ها نیرویی‌ وارد می ‌کند که‌ به‌ آن‌ فشارخون‌ گویند. در معاینه‌ فشارخون‌ دو نوع‌ اندازه ‌گیری‌ صورت‌ می ‌گیرد، یکی‌ فشاری‌ که‌ قلب‌ به‌ هنگام‌ انقباض‌ دارد و دیگری‌ فشاری‌ که‌ قلب‌ به‌ هنگام‌ انبساط‌ (وقفه‌ میان‌ دو ضربان‌ قلب) دارد. اندازه‌ فشارخون‌ به‌ طور معمول‌ 12 روی‌ 8 است. فشارخون‌ بیش‌ از 14 روی‌ 9 فشارخون‌ بالا محسوب‌ می ‌شود. حداقل‌ هر شش ماه یک‌ بار باید توسط‌ پزشک، پرستار یا فرد متخصص، فشارخون‌ خود را اندازه‌ گیری‌ کنید. اضطراب و تنش‌ می ‌تواند میزان‌ فشارخون‌ شخص‌ را افزایش‌ دهد. بنابراین‌ چنانچه‌ دستگاه، فشارخون‌ را بالا نشان‌ دهد، باید چند دقیقه‌ای‌ صبر کرد و سپس‌ با حفظ‌ آرامش‌ و خونسردی‌ دوباره‌ فشارخون‌ را اندازه‌ گیری‌ نمود.

اندازه‌ فشارخون‌ به‌ طور معمول‌ 12 روی‌ 8 است. فشارخون‌ بیش‌ از 14 روی‌ 9 ، فشارخون‌ بالا محسوب‌ می ‌شود.

چرا فشارخون‌ بالا خطرناک‌ است؟

پیش‌ از این که‌ فشارخون‌ بالا، خود را به‌ صورت‌ بیماری‌ و ناراحتی‌ آشکار نشان‌ دهد، می ‌تواند به‌ دیواره‌ سرخرگ ها آسیب‌ برساند و آنها را سخت‌ نماید. تنگ ‌شدن‌ و گرفتگی‌ سرخرگ ها ممکن‌ است‌ موجب‌ سکته‌ قلبی، آسیب‌ دیدگی‌ کلیه‌ها، درد قفسه‌ سینه‌ یا حمله‌ قلبی‌ شود. به‌ همین‌ علت‌ قلب رفته‌ رفته‌ گشاد می ‌شود تا بتواند خود را با وضعیت‌ جدید سازگار کند. کار شدید و زیاد می ‌تواند نارسایی‌ قلبی‌ را افزایش‌ دهد. در چنین‌ وضعیتی‌ قلب‌ نمی ‌تواند خون‌ کافی‌ و مورد نیاز را به‌ قسمت های‌ مختلف‌ بدن‌ برساند.

"فشارخون"‌ چه‌ کسانی‌ را تهدید می ‌کند؟

اغلب‌ اوقات مردان‌ جوان‌ زودتر از زن های‌ جوان‌ به‌ فشارخون‌ مبتلا می‌ شوند، اما پس‌ از یائسگی‌ زن ها بیشتر در معرض‌ خطر ابتلا به‌ فشارخون‌ بالا هستند. اگر به‌ فشارخون‌ مبتلا شوید، باید روش‌ و برنامه‌ زندگی‌ خود را تغییر دهید و حتی‌ در مواردی‌ دارو مصرف‌ کنید.

درمان‌ بدون‌ دارو

بسیاری‌ از افراد مایلند بدون‌ استفاده‌ از دارو، فشارخون‌ خود را کاهش‌ دهند. اغلب‌ اوقات‌ تغییر رژیم‌ غذایی، فعالیت‌ بدنی، کاهش‌ استرس‌ و... در رفع‌ مشکل‌ مؤثر است. فعالیت های‌ بدنی‌ همچون‌ پیاده‌روی ‌و دوچرخه ‌سواری‌ می ‌تواند فشارخون‌ را کاهش‌ دهد و استرس‌ و تنش‌ شخص‌ را نیز کم‌ کند. اما پیش‌ از انجام‌ هر نوع‌ ورزش‌ حتماً با پزشک‌ مشورت‌ کنید.

چاقی‌ خطر ابتلا به‌ فشارخون‌ بالا را حتی‌ در جوان‌ ها افزایش‌ می ‌دهد. برای‌ تنظیم‌ وزن‌ از پزشک‌ کمک‌ بخواهید تا بتوانید وزن‌ خود را در حد متعادل‌ نگاه‌ دارید. چنانچه‌ فشارخونتان‌ بالاست، مقدار نمک‌ مصرفی‌ خود را کاهش‌ دهید و تا حد امکان‌ به‌ غذایتان‌ نمک‌ نزنید. در عوض می‌ توانید با استفاده‌ از آبلیمو و ادویه‌ غذای‌ خود را مزه‌ دار کنید.

چه‌ زمانی‌ به‌ دارو نیاز دارید؟

بسیاری‌ از افرادی‌ که‌ فشارخون‌ بالایی‌ دارند، برای‌ درمان، علاوه‌ بر تغییر روند زندگی، به‌ دارو هم‌ نیاز دارند. چنانچه‌ پزشک‌ برای‌ شما دارو تجویز کرد، از او در مورد عوارض‌ جانبی‌ آن‌ سؤال‌ کنید. مصرف‌ برخی‌ از داروهای‌ فشارخون‌ با احساس‌ تشنگی، سرفه‌ خشک‌ و حتی‌ سردرد همراه‌ است. اما زمانی‌ که‌ احساس‌ کردید دارویی‌ شما را ناراحت‌ می ‌کند، مصرف‌ آن‌ را خودسرانه‌ قطع‌ نکنید، بلکه‌ به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ کنید تا در صورت‌ نیاز نوع‌ دارویتان‌ را تغییر دهد.


چگونه رژیم غذایی DASH، فشار خون بالا را کاهش میدهد
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، تغذیه ، فشارخون ، خواص میوه ها و سبزی ها

پژوهشگران انستیتوی ملی بهداشت ثابت کردند که چگونه رژیمDASH، فشار خون را در بیش از 80 درصد افراد دچار فشار خون بالا، به حد طبیعی می رساند.

رژیم غذایی *DASH ( روش های غذایی برای جلوگیری از فشار خون بالا ) حاوی مقادیر زیادی مواد گیاهی ولبنیات مانند میوه ، سبزی ، غلات کامل ، حبوبات ، آجیل و سایر دانه های خوراکی و لبنیات کم چرب می باشد که حتی بدون کم کردن وزن ، فشار خون بالا را کاهش می دهد.

رعایت این رژیم غذایی حداقل برای مدت 10 سال توصیه می شود تا بتواند مؤثر واقع شود.

همانطور که گفته شد، در این رژیم غذایی سبزیجات برگی شکل به مقدار زیاد مصرف می شوند که منبع غنی نیتریت هستند. نیتریت نمکی است که در جریان خون وجود دارد و با تبدیل شدن به اکسید نیتریک می تواند رگهای خونی را باز کند. در حقیقت نیتریت ها، یک شیوه جدید برای درمان فشار خون بالا، حملات قلبی، بیماری سلولهای داسی شکل و رگهای مسدود شده قلب و مغز و پاها می باشد.

هموگلوبین که رنگدانه قرمز موجود در گلبول های قرمز است، اکسیژن را با خود در جریان خون حمل می کند و وقتی اکسیژن را رها کرد، نیتریت را به اکسید نیتریک تبدیل کرده و باعث گشاد شدن رگ های خونی می شود. در افراد دچار فشار خون بالا، سطح خونی نیتریت پایین است.

اما غلظت بالای نیتریت خون هم، مسمومیت زاست، در نتیجه بایستی به میزان معین و محدود آن را مصرف کرد. سبزیجات برگی شکل مثل کلم، کاهو و... منابع خوبی از نیتریت هستند که به بدن انسان آسیبی نمی رسانند. نیتریت موجود در جریان خون وقتی در معرض اکسیژن قرار بگیرد، تبدیل به اکسید نیتریک شده و اکسید نیتریک باعث گشاد شدن رگ ها و کاهش فشار خون بالا می شود.

افرادی که دچار فشار خون بالا هستند، بایستی سبزیجات و سالاد و غذاهای گیاهی را به مقدار زیاد مصرف کنند، ولی مصرف گوشت قرمز و مرغ را کاهش دهند، زیرا گوشت ها حاوی سدیم بالایی هستند و فشار خون را افزایش می دهند.


فشارخون بالا عارضه ای که باید از آن ترسید!
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، فشارخون

فشارخون فشاری است که خون ، موقع عبور از رگ های خونی به دیواره آنها وارد می کند.

نوسانات فشار خون طبیعی اند. مثلاً فشار خون وقتی استراحت می کنید یا خوابیده اید افت می کند، وقتی فعالیت یا ورزش می کنید بالا می رود؛ اما اگر فشارخون بالا باقی بماند طبیعی نیست.

فشارخون بالا یک بیماری طبی وخیم است که "هیپرتانسیون" نیز نامیده می شود. این بیماری باعث می شود قلب شما فشار کاری بیشتری تحمل کند.

فشارخون را بشناسید؛زیرا فشار خون شما برای سلامت عمومی شما حائز اهمیت است! اگر بدانید که فشارخون طبیعی دارید، خیالتان راحت می شود. به علاوه می توانید با اطمینان ، برنامه های خود را برای یک زندگی طولانی تر و سالم تر دنبال کنید.ابتلا به فشارخون بالاخطری برای سلامتی محسوب می شود. این بیماری می تواند باعث آسیب به اعضای زیر شود: شریان ها، قلب، مغز ، کلیه ها ، چشمها

اما می توانید اقداماتی برای کنترل فشار خون بالا انجام دهید.

آگاهی شما نسبت به فشار خونتان می تواند زندگی شما را نجات دهد! پس سعی کنید بیشتر بدانید...

اندازه گیری  فشارخونکار ساده و بدون درد است.یک وسیله خاص برای اندازه گیری فشارخون استفاده می شود. این وسیله شامل دوچیز است:

بازوبندی که باد می شود و یک درجه ی فشار . بازوبند دور بازو پیچیده می شود و باد می شود. این کار باعث می شود برای مدت کوتاهی جریان خون در رگ اصلی دست متوقف شود. باد بازوبند به آرامی تخلیه می شود.

پزشک یا پرستار به کمک گوشی به صدای بازگشت جریان خون گوش می کند.

درجه فشار را می خواند.

از فشارسنج الکترونیکی نیز برای اندازه گیری فشارخون استفاده می کنند.

معنای رقم فشار خون :فشار خون با دو رقم گفته می شود مثلاً 8/12.

رقم بالا، فشار سیستولیک( زمان انقباضی) را نشان می دهد. یعنی فشاری که ضربان قلب برای جلو راندن خون در رگ ها ایجاد می کند.

رقم پایین فشار دیاستولیک ( زمان شل شدن) را نشان می دهد. یعنی فشاری که خون بین دو ضربان دارد. فشار خون طبیعی برای هر انسانی متفاوت است.

به طور کلی:

فشار کمتر از 8/14سالم تلقی می شود.

فشار 8/14 یا بالاتر، فشار بالا تلقی می شود.

در افراد مبتلا به دیابت، بیماری قلبی عروقی یا سایر بیماری ها، ممکن است رقم های دیگری را طبیعی قلمداد کنیم. قبل از تشخیص فشار خون بالا باید فشارخون را چندین نوبت اندازه گیری نمود. آزمایش های دیگری هم ممکن است لازم شوند.

علل فشارخون بالا

در اغلب موارد، علت دقیق نامشخص است. اما برخی عوامل ممکن است شما را در معرض خطر قرار دهند.

عوامل خطر زایی که می توانید کنترل کنید عبارت اند از :

وزن

به طور کلی افرادی که اضافه وزن دارند در معرض خطرند.

رژیم غذایی

رژیم پرسدیم ( جزء اصلی نمک است) ممکن است خطر را زیاد کند. غذاهای پر چربی می توانند باعث افزایش وزن شوند.

الکل

مصرف الکل می تواند باعث افزایش فشار خون شود.

نداشتن فعالیت جسمی می تواند منجر به افزایش فشار خون و افزایش وزن شود.

استرس ( فشار روانی )

استرس بیش از حد ممکن است باعث فشار خون شود.

عوامل خطرزایی که شما نمی توانید کنترل کنید عبارت اند از :

سن

با افزایش سن، شریان ها کم کم خاصیت ارتجاعی ( انعطاف پذیری) خود را از دست می دهند، که ممکن است باعث افزایش فشارخون شود.

توارث

افزایش فشارخون اغلب از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. این بیماری در سیاهپوستان نیز شایع تر از سایر گروههای نژادی است ( علل آن نامعلوم است).

جنس

فشارخون بالا در مردان شایع تر از زنان است.

زنان ممکن است در هنگام حاملگی یا موقع مصرف قرص های ضدبارداری دچار فشار خون شوند.

فشار خون بالا ممکن است ناشی از یک بیماری مانند دیابت یا بیماری کلیوی باشد.

اغلب به فشارخون بالا، " قاتل خاموش"، می گویند زیرا اکثر افراد مبتلا به فشار خون بالا ظاهراً هیچ علامتی ندارند.

اثرات فشارخون بالا

اکثرافراد مبتلا به فشار خون بالا ، علائمی ندارند ، به همین دلیل معاینات منظم بسیار مهم هستند. علائم احتمالی عبارت اند از:

- تنگی نفس

- خون دماغ ( بدون علت مشخص)

- سردرد

- سرگیجه

این علائم فقط ناشی از فشار خون بالا نیستند.

فشار خون بالا اگر درمان نشود می تواند منجر به مسائل زیر شود:

- سخت شدن و آسیب دیدن شریان ها

- سکته قلبی یا نارسایی قلبی

- سکته مغزی

- نارسایی کلیه

- فشار یا تورم در چشمها که ممکن است منجر به کوری شود.

- برای مبتلایان به فشار خون بالا راه نجات وجود دارد.

چگونه فشار خون بالا تشخیص داده می شود؟

بررسی های منظم کلید قضیه است! برای آنکه تشخیص فشار خون بالا تأیید شود، پزشک باید اقدامات زیر را انجام دهد.

- او ممکن است پرسش های زیر را بپرسد:

فشارخون های قبلی؛

داروهایی که مصرف می کنید؛

عادت های بهداشتی و سبک زندگی ؛

سابقه بیماری ها در والدین و بستگان شما؛

- معاینه فیزیکی انجام دهد؛

او ممکن است قلب، شکم، چشمها، پاها، ساقها و رفلکسهای شما را از نظر علائم فشارخون بالا بررسی کند. چندین بار فشارخون را اندازه گیری کند . این کار ممکن است ظرف چند روز انجام شود.

- دستور آزمایش بدهد.

این آزمایش ها عبارت ند از:

- آزمایش های  خون و ادرار؛

- نوارقلب؛

- آزمایشی که به تشخیص مشکلات قلبی کمک می کند.

درمان

تغییر در عادت های بهداشتی می تواند به کنترل یا کاهش  فشارخون شما کمک کند. پزشک شما ممکن است توصیه های زیر را داشته باشد:

تغذیه سالم

ممکن است به شما توصیه شود که :

مصرف غذاهای پرنمک مثل کنسروها و غذاهای آماده را قطع کنید، برچسب غذا را از نظر میزان سدیم ( نمک) وارسی کنید.

از ادویه و چاشنی ها و آب لیمو به جای نمک استفاده کنید.

گوشت های چرب ( مثل گوشت قرمز) و فرآورده های شیر کامل ( مثل بستنی و کره ) را کمتر مصرف کنید.

میوه، سبزیجات، غلات سبوس دار و فرآوردهای شیر کم چرب را بیشتر مصرف کنید.

کاهش وزن

اگر اضافه وزن دارید، کم کم وزن خود را کم کنید. از رژیمهای غذایی سخت پرهیز کنید. برنامه کاهش وزن معمولاً شامل یک رژیم غذایی سالم همراه با فعالیت جسمی می باشد.

ورزش

فعالیت منظم فیزیکی می تواند به کاهش فشارخون کمک کند. این کار می تواند سلامت عمومی شما را نیز بهبود بخشد.

سعی کنید اکثر روزهای هفته- ترجیحاً تمام روزها- 30 دقیقه ورزش ملایم انجام دهید.

فعالیت هایی انتخاب کنید که لذت بخش باشند مثل پیاده روی، شنا، دوچرخه سواری، یا باغبانی.

اگر سن بالای 40 سال یا نگرانی هایی راجع به سلامت خود دارید، پیش از شروع برنامه ورزش با پزشک خود مشورت کنید.

دارو

دارو به شما کمک می کند که:

آب و سدیم زیادی از بدن دفع شود.

قلب راحت شود، به طوری که با نیروی کمتر و دفعات کمتری کار کند.

رگ های خونی کوچک باز شوند تا مقاومت در برابر جریان خون کم شود.

با پزشک یا پرستار خود همکاری نزدیکی داشته باشید. شما نقش مهمی در درمان موفق خود بازی می کنید.

چند نکته دیگر راجع به سلامتی

الکل مصرف نکنید.

مصرف الکل نه تنها حرام است بلکه زیانبار است ؛ زیرا باعث افزایش فشارخون می شود.

سیگار نکشید.

دود کشیدن، خطر حمله قلبی، سکته مغزی و سایر بیماری ها را زیاد می کند. خطراتی که اگر فشارخون بالا داشته باشید اثری مضاعف دارند. اگر سیگار می کشید سعی کنید برای قطع آن یاری بجویید.

تمام دستورات دارویی را رعایت کنید.

هیچگاه مصرف داروهای ضد فشار خود را قطع یا تعدیل نکنید مگرآن که به توصیه پزشکتان باشد. هر عارضه ای را فوراً گزارش کنید.

استرس را کم کنید.

از پزشک یا پرستارتان درباره فنون آرامسازی سؤال کنید، مانند تنفس عمیق و تمرکز.

چند پرسش و پاسخ

هر چند وقت یکبار باید فشارخون خود را بررسی کنیم؟

به طور کلی، بستگی به فشار خونتان دارد. در ابتدا ممکن است لازم باشد به طور هفتگی بررسی کنید. سپس ممکن است لازم شود هر چند ماه یکبار بررسی کنید. جزئیات را از پزشک خود بپرسید.

حاملگی چه اثری بر فشار خون دارد؟

بعضی زنان در انتهای حاملگی دچار فشارخون بالا می شوند. درمان ممکن است شامل استراحت در بستر و بازنگری فشارخون در خانه باشد. در اکثرموارد پس از زایمان، فشارخون به سطح طبیعی باز می گردد.

آیا فشار خون بالا قابل ریشه کنی است؟

در اکثر موارد، نه. اما بسیاری از افراد با درمان می توانند فشارخون بالا را تحت کنترل در آورند. فشارخون بالا که ثانویه به بیماری های دیگر باشد( مثل بیماری کلیه ) ممکن است با درمان بیماری اولیه ریشه کن شود.

عوارض جانبی داروهای ضد فشار خون بالا چیست؟

ممکن است شامل اختلالات خواب، ضعف عضلانی، خستگی و سرگیجه باشد. اگر دچار عوارض جانبی شدید  به پزشک خود اطلاع دهید. ممکن است او بتواند مقدار مصرف را تعدیل کند یا داروها را تغییر دهد. به یاد داشته باشید که نباید داروی خود را قطع کنید مگر آن که با تأیید پزشک باشد.

اطلاعات بیشتر را از کجا کسب کنیم؟

با پزشک خود در درمانگاه یا بیمارستان محله خود مشورت کنید. یا درصورت امکان با پزشک محل کار خود صحبت کنید. در پایان تأکید می کنیم که فشارخون شما کلید سلامتی شماست و شیوه زندگی سالم ، فشار خون شما را تحت کنترل نگه می دارد!


چگونه فشار خون را کنترل کنیم؟
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، فشارخون

افزایش فشار خون از بزرگترین عوامل تهدید کننده سلامت در کشورهای صنعتی به شمار می رود.

این بیماری نقش عمده ای در بروز بیماریهای عروق کرونر، سکته مغزی، نارسایی قلبی، نارسایی کلیوی و مرگ ناشی از این بیماریها در پی دارد. تغییر رژیم غذایی نیز ممکن است بتواند جایگزین درمان دارویی شود و یا در صورت نیاز به درمان، باعث شود که درمان با داروهای کمتر و دوزهای پایین تری انجام شود.

رگهای خونی موسوم به سرخرگها ، خون را از قلب به اندام های گوناگون بدن می رساند. هر بار که قلب منقبض می شود ، خون را با فشار وارد سرخرگها می کند بنابراین فشار خون، حاصل مقاومت عروق در برابر ضربانهای قلب است.

فشاری که در عروق خونی در پی ضربان قلب پدید می آید فشار خون " سیستولیک" نام دارد و فشاری که به هنگام استراحت قلب یعنی بین دو ضربان پدیدار می شود فشار خون "دیاستولیک" است.

در بزرگسالان میزان طبیعی فشار خون "سیستولیک" 120 میلی لیتر جیوه و فشار خون " دیاستولیک" 80 میلی لیتر جیوه است که اغلب 120 روی 80 خوانده می شود.

فشار خون طبیعی در کودکان کمتر از ده سال 90 روی 60 و در بزرگسالان 120 روی 80 و در میانسالان 130 روی 85 میلی متر جیوه است.

بنا به تعریب در صورتی که یک شخص بالغ فشار خون سیستولیک برابر یا بیشتر از 140 میلی لیتر جیوه یا فشار خون دیاستولیک برابر با 90 میلی متر جیوه داشته باشد ، به پرفشاری خون مبتلا است.

در 90 تا 94 درصد از بیماران علت مشخصی برای افزایش فشار خون یافت نمی شود و این افراد به عنوان مبتلایان به فشار خون اولیه شناخته می شوند.

الگوی فامیلی در افزایش فشار خون اولیه شایع است و مطرح کننده اهمیت عوامل ژنتیک است. هر چند که عوامل چاقی، زندگی کم تحرک و مصرف نمک در افزایش فشار خون موثرند.

در 5 درصد بیماران، علت ثانویه ای برای افزایش فشار خون وجود دارد . در این اشخاص بررسی های بالینی ضروری است. شایعترین علل افزایش فشار خون ثانویه، بیماری کلیوی و تیروئیدی، تومورهای مغزی و حاملگی به شمار می روند.

مصرف نمک، استفاده از کربوهیدراتهای ساده و خوردن غذاهای چرب از عوامل موثر در افزایش فشار خون هستند.

توصیه پزشکان برای جلوگیری و درمان فشار خون عبارتند از:

1- کاهش انرژی دریافتی برای رسیدن به وزن مطلوب و نگهداری آن.

2- کاهش مصرف نمک به چهار تا شش گرم در روز.

3- استفاده از کربوهیدراتهای کمپلکس به جای غذاهایی که دارای روغنهای اشباع و کلسترول بالا هستند.

4- افزایش نسبی در پتاسیم دریافتی با استفاده متعادل از میوه های تازه و سبزی.

5- مصرف کلسیم کافی روزانه.

6- فعالیت فیزیکی منظم مانند پیاده روی سریع 20 تا 40 دقیقه در روز، سه تا پنج بار در هفته.

7- ترک سیگار.


مصرف مواد غذایی گیاهی و لبنیات ، فشار خون بالا را کاهش میدهد
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، تغذیه ، فشارخون ، خواص میوه ها و سبزی ها

مطالعات دانشگاه هاروارد نشان می دهد، رژیم غذایی که حاوی مقادیر زیادی مواد گیاهی ولبنیات باشد، حتی بدون کم کردن وزن ، فشار خون بالا را کاهش می دهد. این رژیم غذایی *DASH ( روش های غذایی برای جلوگیری از فشار خون بالا ) نام دارد.

این رژیم طی مدت دو هفته ، اثر می گذارد. بعد از هشت  هفته، 70 در صد افرادیکه رژیمDASH را دریافت کردند، دارای فشار خون عادی شدند، درحالیکه تنها 45 درصد افراد با مصرف رژیم میوه و سبزی و 23 درصد افراد با مصرف رژیم معمولی ، فشارخون نرمال پیدا کردند.

محققین دریافتند افزایش دریافت املاحی مثل پتاسیم ، منیزیم و کلسیم ، باعث کاهش فشار خون می شود. شاید این کاهش به دلیل جلوگیری ازجریان هورمون های کلسیمی که باعث مسدود شدن رگ ها می شوند، باشد.

به نظر می رسد اثر این رژیم همانند داروهای مُدِر است که بیشترین داروی تجویز شده جهت کنترل فشار خون می باشند و با آزاد سازی سدیم اضافی و دفع آن عمل می کنند.

در بیشتر افراد با محدود کردن مصرف نمک ، فشار خون کاهش می یابد. این مطالعات نشان داد که برای کاهش فشار خون بالا باید  مقادیر زیادی میوه ، سبزی ، غلات سبوس دار ، حبوبات ، آجیل و سایر دانه های خوراکی و لبنیات کم چرب مصرف کرد و دریافت مواد غذایی دیگر را محدود کرد.

رژیمDASH در یک روز حاوی مواد زیر است:

* 8 واحد غلات کامل

* 5 واحد سبزیجات

* 5 واحد میوه

* 3-2 واحد شیر، ماست وپنیر کم چرب یا بدون چربی

* 2-1 واحد گوشت قرمز، مرغ یا ماهی

* 5 واحد درهفته ، آجیل ، حبوبات ودانه های خوراکی

* مصرف شیرینی جات وچربی ها محدود شود.

( یک واحد ازاین مواد شامل : نصف لیوان غذاهای پخته شده ، 1 لیوان میوه و سبزیجات خام ، 2 قاشق غذا خوری آجیل و دانه هاست یعنی منظور از 5 واحد سبزیجات، 5 لیوان سبزیجات خام یا 5/2 لیوان سبزیجات پخته است.)

* تذکر:

رعایت این رژیم غذایی حداقل برای مدت 10 سال توصیه می شود تا بتواند مؤثر واقع شود.


اثر شیر و فراورده های آن در پیشگیری از سرطان
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، تغذیه ، سرطان

متاسفانه امروزه سرطان یکی از بیماریهای شایع می باشد.سرطان روده ی بزرگ سومین سرطان پرشیوع در جهان است که همه ساله قربانیان زیادی بر جای می گذارد. میزان شیوع ابتلا به این بیماری در زنان و مردان یکسان است. در ابتلا به انواع سرطان، عوامل گوناگونی از جمله عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی نقش عمده ای ایفا می کنند.

 تحقیقات، ثابت کرده است که، دریافت500 کیلو کالری انرژی بیش از نیاز در طول روز، میزان ابتلا به سرطان روده بزرگ را در مردان 15درصد و در زنان 11درصد افزایش می دهد.

در بین عوامل محیطی، رژیم غذایی ارتباط تنگاتنگی در ابتلا به سرطان دارد. به طوریکه علت 60- 30درصد از انواع سرطان ها، رژیم غذایی نادرست است. در بین انواع مواد غذایی اگر چه مواد غذایی سرطان زا وجود دارد، اما مواد غذایی ضد سرطان نیز شناخته شده اند. 

شیر  و فراورده های آن از جمله مواد غذایی ضد سرطان هستند.

وجود موادی مانند کلسیم، ویتامین D، نوعی اسید چرب به نام اسید لینولئیک، اسید بوتیریک ، کازئین، اسفنگولیپیدها و وجود برخی باکتری ها مانند لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس در شیر و فراورده های آن، این مواد غذایی را به مواد غذایی ضد سرطان معروف کرده است.

رژیم های غذایی که غنی از چربی، و فقیر از 

فیبر هستند، در بروز سرطان روده های بزرگ نقش بسیاری دارند. افزایش دریافت انرژی در طول روز نیز در ابتلا به بیماری سرطان روده بزرگ تاثیر بسزائی دارد. تحقیقات، ثابت کرده است که، دریافت500 کیلو کالری انرژی بیش از نیاز در طول روز، میزان ابتلا به سرطان روده بزرگ را در مردان 15درصد و در زنان 11درصد افزایش می دهد.

 مواد موجود در مواد دفعی مانند اسیدهای صفراوی و سموم باکتری ها اگر به طور مستقیم و دائم با مخاط روده بزرگ تماس داشته باشند، می توانند به سلول ها آسیب رسانده و رشد تکثیر سلولی را از حالت طبیعی خارج کنند.

کلسیم

موجود در شیر و فراورده های آن، رشد و تقسیم سلول های پوششی و همچنین پرزهای موجود درلوله ی گوارش را تنظیم کرده و از تکثیر بیش از حد سلول ها پیشگیری می کند. مواد موجود در مواد دفعی مانند اسیدهای صفراوی و سموم باکتری ها اگر به طور مستقیم و دائم با مخاط روده بزرگ تماس داشته باشند، می توانند به سلول ها آسیب رسانده و رشد تکثیر سلولی را از حالت طبیعی خارج کنند. کلسیم موجود در شیر و فراورده های آن اسیدیته مدفوع را افزایش می دهد. بعلاوه دفع فسفات، چربی، اسیدهای چرب آزاد و همچنین اسیدهای صفراوی را افزایش می دهند. همچنین، کلسیم  از غلظت اسیدهای چرب بلند زنجیره، اسیدهای صفراوی ثانویه، و فسفولیپیدهای مدفوع می کاهد.

 

ماست  به ماده غذایی ضد سرطان معروف شده است. علاوه بروجود مقادیرمناسبی از کلسیم در ماست، عوامل دیگری نیز در این فراورده ی شیری وجود دارند که به آن خواص ضد سرطانی بخشیده است. باکترهای اسید لاکتیکی موجود در ماست از جمله عواملی هستند که از لوله ی گوارش در برابر سرطان محافظت می کنند. مصرف فراورده های حاوی باکتری لاکتوباسیلوس،هم بطورمستقیم وهم بطورغیرمستقیم از لوله ی گوارش محافظت می کند. باکتری های اسید لاکتیکی، مانع از افزایش تکثیر سلول های سرطانی در افراد مبتلا به سرطان روده ی بزرگ می شوند.

در طول تخمیر شیر برای تولید ماست موادی تولید می شوند که،خاصیت ضدسرطانی دارند.

اسید لینولئیک کنژوگه

ایزومزی از اسید لینولئیک بوده، که مقدار آن در شیر  و فرآورده های شیری بسیار بالاست. این اسید چرب مانع از ایجاد سلول های سرطانی می شود. شیر، کره، ماست و پنیر منبع خوبی از اسید لینولئیک کنژوگه هستند. برخی از تحقیقات ثابت کرده اند که، این اسید چرب سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

اسفنگوزین موجود در شیر، فعالیت آنزیم پروتئین کنیاز را مهار می کند. فعالیت این آنزیم شکل گیری و رشد سلول های سرطانی را تحریک می نماید. به علاوه اسفنگوزین رشد سلول های سرطانی را متوقف کرده و ازهجوم سلول های سرطانی به دیگر بافت های بدن پیشگیری می کند.

اسفنگولیپیدها

از دیگر ترکیبات ضدسرطان در شیر و فرآورده های آن بوده که از ابتلا به سرطان روده ی بزرگ پیشگیری می کنند. اسفنگولیپیدها نقش عمده ای در رشد و تمایز سلولی دارند. . اسفنگومیلین یکی از فراوان ترین اسفنگولیپیدها در شیر و فراورده های آن است، که حدود یک سوم از اسفنگولیپیدهای شیر را به خود اختصاص می دهد، که نقش عمده ای در رشد و تمایز سلولی دارد. میزان اسفنگومیلین موجود در شیر با تغییرات فصلی تغییر خواهد کرد. از آنجا که اسفنگولیپیدها درغشای سلول ها قرار گرفته اند و در ذرات چربی متمرکز نشده اند، تمام انواع شیر از جمله شیر بدون چربی، شیر کم چربی و شیر پرچرب همگی منابع خوبی از این ماده ی شیمیایی هستند. اسفنگوزین موجود در شیر، فعالیت آنزیم پروتئین کنیاز را مهار می کند. فعالیت این آنزیم شکل گیری و رشد سلول های سرطانی را تحریک می نماید. به علاوه اسفنگوزین رشد سلول های سرطانی را متوقف کرده و ازهجوم سلول های سرطانی به دیگر بافت های بدن پیش گیری می کند.

محققان معتقدند اسفنگولیپیدهای موجود در شیر، سلول هایی را که در مرزسرطانی شدن هستند را ، به سلول های طبیعی تبدیل می کنند.

 اسید بوتیریک تکثیر بیش از حد سلول های روده ی بزرگ را مهارمی کند. اسیدبوتیریک علاوه بر اینکه در شیر وجود دارد، به دنبال تخمیر فیبر، توسط باکتری های لوله گوارش نیز تولید می شود.

ترکیب ضدسرطانی دیگری که در شیر و فراورده های آن وجود دارد،اسید بوتیریک است. این اسید، نوعی اسید چرب کوتاه زنجیره است، که به مقدار مناسبی در شیر وجود دارد. اسید بوتیریک تکثیر بیش از حد سلول های روده ی بزرگ را مهار،و در نتیجه چرخه ی سلولی را تنظیم می کند. تحقیقات ثابت کرده اند که این اسید چرب از تهاجم سلول های سرطانی جلوگیری می نمایند. اسیدبوتیریک علاوه بر اینکه در شیر وجود دارد، به دنبال تخمیر فیبر، توسط باکتری های لوله گوارش نیز تولید می شود.

پروتئین های موجود در شیر به خصوص کازئین، که حدود 80 درصد از پروتئین های شیر گاو را به خود اختصاص داده است، خاصیت ضدسرطانی به شیر بخشیده است. بعلاوه این نوع پروتئین، سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

پروتئین

WHEY نوعی دیگر از پروتئین های موجود در شیر است که این نوع پروتئین نیز خاصیت ضدسرطانی دارد. چرا که این پروتئین غنی از اسیدهای آمینه ی گوگرددار مانند سیستئین و متیونین است. این اسیدهای آمینه پیش ساز گلوتاتیونین در بدن می باشند. گلوتا تیونین خاصیت آنتی اکسیدانی داشته که سلول های بدن را از تهاجم رادیکال های آزاد مصون می دارد.

 تمام افراد به ویژه آن هایی که سابقه ی خانوادگی ابتلا به این نوع سرطان را دارند، باید حتماً در طی روز به مقدار کافی از شیر و فراورده های آن مصرف کنند.

به طور کلی دریافت1200 میلی گرم کلسیم از منابع غذایی به خصوص شیر، 15-10 میکروگرم 

ویتامین D  در طول روز، از ابتلا به سرطان روده ی بزرگ جلوگیری می کند. تمام افراد به ویژه آن هایی که سابقه ی خانوادگی ابتلا به این نوع سرطان را دارند، باید حتماً در طی روز به مقدار کافی از شیر و فراورده های آن مصرف کنند.


نقش تغذیه در پیشگیری و درمان پرفشاری خون
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، فشارخون ، تغذیه ، خواص میوه ها و سبزی ها

با توجه به خطراتی که پرفشاری خون در بعضی از مهمترین اعضای بدن به خصوص مغز، قلب، چشم ها، کلیه ها و ... به وجود می آورد، لزوم پیشگیری و تشخیص به موقع این بیماری موضو عی کاملاً محرز می باشد. فشارخون برمبنای عوامل ایجاد کننده ی آن به دو گروه تقسیم می شود: پرفشاری خون اولیه( که فا قد هرگونه تغییرات ارگانیک قابل اثبات می باشد) و پرفشاری خون ثا نویه( که تحت تأثیربیماری های کلیوی ،اختلالات غدد درون ریز و تغییرات بیمار گونه ی رگ های بدن و ... ایجاد می گردد)

گسترده ترین علایم بالینی در پر فشاری خون عبارتند از: احساس فشار و سردرد، خستگی و احساس افت قدرت و توانایی وسرگیجه. در صورتی که پر فشاری خون به مدت طولانی و بدون تشخیص و درمان ادامه یابد، احساس درد در نواحی قلب، تنگی نفس در مواقع پیاده روی سریع به خصوص در سربالایی ها و یا بالا رفتن از پله ها و یا حمل اشیای سنگین ایجاد می گردد.

عوامل غیرقابل کنترل ایجاد کننده ی پرفشاری خون

1- وراثت: وجود پرفشاری خون در پدر و مادر و یا هر دوی آنها و یا سایر خویشاوندان نزدیک

2- سن: به موازات افزایش سن خطر بروز و وقوع پرفشاری خون بالا می رود.

3- جنس: مردها معمولاً بیشتر از خانم های غیر یائسه در معرض ابتلا به پرفشاری خون قرار دارند. ولی بعد از یائسگی خطر ابتلا به پرفشاری خون در هر دو جنس یکسان می باشد.

4- نژاد: سفید پوستان در مقایسه با سیاه پوستان کمتر به پرفشاری خون مبتلا می گردند.

لازم به یادآوری است داشتن یک یا دو مورد از عوامل نام برده شده در بالا، دلیل ابتلای حتمی شما به پرفشاری خون نبوده و تنها هشداری است برای این گونه افراد، که در صورت بی احتیاطی در قبا ل عوامل قابل کنترل ایجاد کننده ی پرفشاری خون، از شانس بیشتری برای ابتلا به این بیماری برخوردار هستند.

عوامل قابل کنترل ایجاد کننده ی پرفشاری خون:

1- چاقی: به موازات افزایش وزن، خطر ابتلا به پرفشاری خون نیز به طور چشمگیری افزایش می یابد به خصوص اگر چربی ناشی از زیاده روی در مصرف خوراکی ها، در ناحیه شکم  انباشته شود.

2- ترشح بیشتر انسولین:تحت تأثیر پرخوری و ریزه خواری و به موازات بالا رفتن وزن، گیرنده های انسولین حساسیت خود را از دست داده و مرتباً به مقدار ترشح و انباشتگی انسولین در جریان خون افزوده می شود و به علت انباشتگی مایعات و عدم دفع سدیم، موجبات پرفشاری خون فراهم می شود.

3- سدیم:

در حالی که نیاز به سدیم ضروری برای بدن محسوب می گردد، با مصرف 3-2 گرم نمک، این نیاز تأمین می گردد. ولی متأسفا نه به علت عادات غلط و تغذیه ی نامناسب، ذائقه ی اغلب ما نمک بیشتری را طلب می نماید و با استفاده از نمکدان سرسفره، با پاشیدن نمک در غذاهای خود، مقدار مصرف خود را باز هم بالاتر می بریم. بعلاوه مصرف تنقلات حاوی نمک مثل چیپس  ، بادام شور، چوب شور، پفک، بادام زمینی ، انواع تخمه ها ،سس، خیارشور، کلم شور، ترشی ها ، رب ها، سوسیس و کالباس، گوشت ها و ماهی های دودی، انواع پنیرها، کنسروها، ترد کننده های گوشت، ادویه های مرکب، ( کاری، سویا سس) چاشنی های آماده برای درست کردن سالاد،منجر به دریافت سدیم بیشتر می شود. که این مصرف بالای سدیم خود در ایجاد پر فشاری مو ثر است.

به این نکته باید توجه کرد که، سدیم در ترکیب طبیعی اغلب مواد غذایی مصرفی وجود دارد و به مواد غذایی فرآوری شده نیز برای طعم دادن و یا به منظور نگهداری بیشتر و افزودن به زمان ماندگاری آنها نمک اضافه می شود.

4- کشیدن سیگار: از ابعاد مختلفی بر افزایش پرفشاری خون تأثیرگذار می باشد.

5- عصبانیت: هر نوع عصبانیتی، تغییراتی را در سطح هورمون های مختلف بدن ایجاد می نماید که باعث پرفشاری خون می گردد و این موضوع در افرادی که عصبانیت ، ناامیدی و سرخوردگی ها را در درون خود سرکوب و نگهداری می نمایند، اثرات مخرب و مضاعفی در بالا بردن سطح فشار خون از خود باقی می گذارد.

6- شیوه ی زندگی:عدم تحرک و ورزش، عامل تحلیل عضلات و موجب پرفشاری خون تلقی می گردد.

افرادی که نمی توانند نمک به مقدار زیادمصرف کنند می توانند با استفاده از سبزی جات معطر و ادویه جا ت گوناگون، طعم و مزه ی دلخواه خود را تأمین و میزان نمک مصرفی را کاهش دهند. بدین منظور می توان از موادی مانند: سیر، ریحان، پیاز، فلفل قرمز، جعفری ، شوید، زنجبیل، فلفل سیاه، خردل، برگ بو، آب لیمو،  نارنج، ماست  کم چربی، زعفران  ،آویشن، پودرجوزهندی ،ترخون، آویشن،اکلیل کوهی و زیره استفاده نمود.

تو صیه های غذایی جهت پیشگیری و درمان پر فشاری خون:

1- کاهش مصرف چربی ها به حداقل ممکن و استفاده ی بیشتر از روغن های حاوی اسیدهای چرب غیراشباع با یک باند دوگانه (مثل روغن زیتون ) و یا چند باند دوگانه (مثل روغن های نباتی مایع ذرت، بادام زمینی، هسته ی انگور،  آفتاب گردان).

2- استفاده از کپسول های حاوی روغن امگا 3  به میزان 3-1 گرم در روز.

3-کاهش مصرف گوشت قرمز و گوشت مرغ ودر عوض ماهی  به جای آنها مصرف شود ( به صورت کباب شده، فرپز یا بخارپز. توجه داشته باشید سرخ کردن ماهی از ارزش درمانی آن می کاهد.)

 مصرف 3-2 حبه سیر، در کاهش پرفشاری خون بسیار مؤثر است

4- افزایش مصرف سیر و پیاز  درتهیه مواد خوراکی و یا به صورت خام مثلاً نصف پیاز در روز و یک حبه سیررنده شده درهروعده ی غذایی

5- همه ی سبزی جات و میوه ها بسیار ارزشمند می باشند ولی در میان میوه ها، سیب ، پرتقال ، گریپ فروت،  آلو،  انگور و موز  و در بین انواع سبزی جات، مصرف  کرفس، هویج ، و گوجه فرنگی  در کاهش شدت پرفشاری خون بسیار مؤثر می باشد. سبزی جات دیگر نیز با دارا بودن  فیبر  و موادی نظیر پتاسیم ، منیزیم ، ویتامین C  و کلسیم  در کاهش فشار خون از ارزش خاصی برخوردار می باشند.


رژیم غذایی برای کاهش فشار خون بالا
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، فشارخون ، تغذیه

چاقی و اضافه وزن مسلماً با فشارخون بالا ارتباط دارد. شیوع فشار خون بالا در افراد جوان و چاق دو برابر و در افراد مسن و چاق 50 درصد بیشتر از افراد دارای وزن طبیعی است. در مردان به ازای هر 10 درصد افزایش وزن، فشار خون 6/6 میلیمترجیوه بالاتر می‌رود.

اکثر افراد مبتلا به پُرفشاری علایمی ‌ندارند، اما این مشکل می‌تواند سبب آسیب حاد یا مزمن به بخش‌های مختلف بدن شود. در مغز این مشکل به مویرگ‌های خونی آسیب می‌رساند، در نتیجه سکته مغزی  بروز می‌کند. در چشم‌ها، پرفشاری سبب آسیب به مویرگ‌های خونی و بروز اختلال بینایی  و در کلیه‌ها نیز سبب نارسایی کلیه  می‌شود. ممکن است علایمی‌‌ از قبیل سردرد، دردهای قفسه سینه و تنگی نفس نیز بروز کند.

مواردی از پُرفشاری که در حد مرزی هستند، اغلب بدون درمان باقی می‌مانند. درمان غیردارویی شامل: ‌کاهش نمک  در رژیم غذایی، ترک سیگار،  انجام ورزش منظم و استفاده از روش‌های شل‌کردن عضلات است. داروهای ضد فشارخون نیز ممکن است تجویز شوند.

چه غذاهایی مفید هستند ؟

مصرف مواد غذایی حاوی پتاسیم، منیزیم و کلسیم  در بهبود فشار خون بسیار موثر است و مصرف کم مواد غذایی حاوی سدیم  و چربی های اشباع موجب کاهش فشار خون خواهد شد.

ـ موز ، زردآلو ، پرتقال ، انجیر ، گریپ‌فروت، هلو، انگور  و  آلو  میوه‌هایی سرشار از پتاسیم هستند و سیب‌زمینی، سیر، کلم بروکلی  ، کدو سبز، قارچ  و گوجه‌فرنگی و سبزی‌ها سرشار از پتاسیم هستند. حبوبات نیز از این نظر غنی‌اند. منابع منیزیم شامل جوانه گندم  برشته ، بادام زمینی، سیب زمینی،  اسفناج، شیر، نان سبوس دار و مرغ است. منابع غذایی کلسیم شامل شیر و لبنیات  و ماهی  است.

میوه‌ها و سبزی‌ها دارای مقدار کم ‌سدیم هستند و باید به وفور مصرف شوند. در مطالعات مقایسه‌ای میان گیاه‌خواران  با افراد غیرگیاهخوار، مشاهده شده است که متوسط فشارخون گیاهخواران کمتر است. یکی از علل این تفاوت را دریافت بیشتر پتاسیم در گیاهخواران دانسته‌اند.

 مصرف مواد غذایی حاوی پتاسیم، منیزیم و کلسیم در بهبود فشار خون بسیار موثر است و مصرف کم مواد غذایی حاوی سدیم و چربی های اشباع موجب کاهش فشار خون خواهد شد.

ـ مرکبات، توت‌ها و سبزی‌های دارای برگ سبز، ‌منابع غنی ویتامین C  هستند . دریافت کم این ویتامین باعث پرفشاری می شود. مصرف مکمل ویتامین C درافراد دچار پُرفشاری و همچنین افراد سالم سبب کاهش فشارخون می‌شود.

ـ گوشت و مرغ طبخ شده بدون نمک برای افراد دچار پُرفشاری توصیه می‌شود. برای معطرکردن گوشت می‌توان از سبزی های معطر،  ادویه‌ها  و میوه‌ها استفاده کرد. به عنوان مثال برای گوشت گوسفند از مرزنگوش و مریم گلی، برای مرغ از شوید و ترخون و برای جگر از پرتقال می‌توان استفاده کرد.

ـ ماهی تازه، ‌منجمد یا کنسروشده ی بدون آب نمک ، خوب هستند. می‌توان ماهی را با برگ‌بو، شوید، فلفل قرمز و سیاه، ادویه‌ها، مرکبات،  سس‌های خانگی بدون نمک و سایر سبزی‌ها معطر کرد. ماهی‌های حاوی اسیدهای چرب مفید از قبیل حلوا، قزل‌آلا و قباد چندین بار در هفته توصیه می‌شوند.

ـ‌ سبزی‌های ریشه‌ای از قبیل سیب‌زمینی، همچنین برنج، ماکارونی، رشته‌ها و حلیم‌ بدون نمک و همچنین مواد نشاسته‌ای دارای سدیم کم هستند و می‌توان به عنوان پایه‌ای برای وعده غذایی از آنها استفاده کرد.

ـ دانه کنجد  و سبزی‌های برگ سبز، منابع کم سدیم و تامین کننده کلسیم هستند.

ـ  سیر  نیز به کاهش فشارخون کمک می‌کند.

از چه غذاهایی باید پرهیز کرد؟

ـ از سوسیس، کالباس، کنسرو گوشت، برگرها و سایر فرآورده‌های گوشتی به علت دارا بودن مقادیر بالای سدیم باید پرهیز کرد. سبزی‌های کنسروشده در آب نمک، زیتون شور، چیپس و سایر تنقلات شور نیز نباید مصرف شوند.

ـ ماهی دودی یا کنسروشده و تن ماهی سرشار از سدیم هستند.

ـ سس‌ها، ‌سوپ‌ها، قرص‌های گوشت، کنسرو لوبیا و سایر غذاهای آماده مصرف می‌تواند سبب تشدید بیماری شود.

افراد دچار فشار خون بالا سوسیس، کالباس، کنسرو گوشت، برگرها ، سبزی‌های کنسروشده در آب نمک، زیتون شور، چیپس و سایر تنقلات شور را نباید مصرف کنند.

ـ مصرف الکل با فشار خون بالا ارتباط داشته و می‌تواند سبب تشدید بیماری شود.

ـ در طبخ به جای کره و روغن نباتی جامد بهتر است از روغن زیتون، ذرت،  سویا و کانولا استفاده کرد.

ـ مواد حاوی کافئین از قبیل قهوه ، چای ، نوشابه‌های کولا  و شکلات، سبب افزایش فشارخون می‌شوند و باید در حد اعتدال مصرف شوند.

چند نکته :

ـ کاهش وزن و حفظ وزن طبیعی از ارکان اساسی هر برنامه طراحی شده جهت مقابله با پرفشاری هستند.

ـ نیاز روزانه یک فرد بزرگسال به نمک یک دهم قاشق چایخوری است. مقادیر بیشتر نمک فقط در شرایط آب و هوایی گرم و یا در طول شیردهی  لازم است. در این موارد یک قاشق چای خوری نمک کافی خواهد بود.

ـ برای کاهش فشارخون پیاده روی سریع 30 تا 45 دقیقه در روز و 3 تا 5 بار در هفته توصیه می شود.

ـ مصرف سیگار  سبب تشدید پرفشاری می شود، بنابراین توصیه به ترک سیگار می‌شود.


تاثیر میوه ها، حبوبات و... بر فشار خون بالا
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، فشارخون ، تغذیه

در مطلب قبلی در مورد تاثیر برخی سبزی ها بر کاهش فشار خون بالا برای شما صحبت کردیم. در این مقاله در مورد اثر برخی میوه ها، حبوبات، لبنیات و گوشت ها بر فشار خون برای شما مطالبی را بیان می کنیم.

گریپ فروت و لیمو ترش:

 گریپ فروت  و لیمو ترش  مفید به عنوان سردسته‌ ای برای مرکبات معرفی شده‌اند. در حقیقت بالا بودن میزان ویتامین C  و املاح معدنی در آنها موجب شده تا از دیرباز برای کاهش فشار خون مورد استفاده قرار گیرند. استفاده از این میوه‌ها در میان وعده‌ها می ‌تواند به سایر عوامل، در پایین‌ نگه داشتن سطح فشار خون کمک کند.

خرما:

جداول علمی تعیین کرده است که نیاز روزانه بدن انسان به ماده ی معدنی منیزیم در حدود 250 میلی ‌گرم است، در حالی‌ که هر صد گرم خرما  63 میلی‌ گرم از این ماده‌ ی معدنی مفید را داراست.

بنابراین این میوه با دارا بودن طیف وسیعی از مواد‌ معدنی که خاصیت کاهش فشار خون را دارند، به راحتی می‌ تواند به عنوان جایگزین شیرین کننده‌های تصفیه شده مثل قند و شکر قرار گیرد.

گلابی:

این میوه ی مفید و خوش ‌طعم دارای ویتامین‌های A، B1، B2 و PP یا B3 و مقداری پروتئین می باشد. همچنین حاوی چربی، قند طبیعی، منگنز، کلسیم و آهن است. تانن و املاح پتاسیمی که در گلابی  وجود دارد، برای مبتلایان به فشار خون بالا مفید است.

زیتون و برگ زیتون:

 زیتون  حاوی ویتامین‌های A و C و پیش ساز ویتامین A  (بتا کاروتن) است. روغن زیتون در به تعادل رساندن چربی‌های خون، اثر فوق‌العاده‌ای دارد.

دم کردن برگ زیتون نیز به مقدار یک قاشق غذاخوری در یک فنجان آب، یکی از بهترین داروهای معالج فشار خون بالا و انسداد مجاری صفراوی به شمار می ‌آید. بدین طریق که روزانه 3 الی 4 فنجان از این دم کرده را به فواصل بنوشند.

با صحبت در رابطه با میوه‌ها و سبزی‌ها به این نتیجه رسیدیم که هر نوع سبزی و میوه ی تازه، سرشار از مواد معدنی و ویتامین‌های مورد نیاز و ضروری برای سلامت دستگاه‌های بدن است و استفاده ی روزانه 7-6 وعده از آنها می ‌تواند از بروز بیماری‌های قلبی- عروقی (فشار خون بالا- چربی خون بالا) و انواع سرطان‌ها جلوگیری کند.

علاوه بر این می توان آنها را بدون پختن و حرارت دادن مصرف کرد. بنابراین مصرف میوه و سبزیجات خام (حتی الامکان) و پخته را در برنامه ی غذایی خود داشته باشید.

حبوبات:

 حبوبات  منابع بسیار خوب و غنی‌ فیبرهای  محلول در آب هستند و استفاده از آنها برای کاهش دادن فشار خون بالا نافع است. همچنین برخی از حبوبات از جمله عدس و لوبیا و نخود، منابع خوبی برای به دست آوردن پروتئین(به جز منابع حیوانی) به شمار می ‌آیند و در عین حال از آنها سوپ‌ و آش‌ مقوی تهیه می ‌شود که می‌ تواند جایگزین غذای اصلی شود.

همچنین افزودن موادی مثل رب انار، آب نارنج، آب غوره و ما‌ست‌های کم چرب به عنوان چاشنی برای سوپ‌ها و آش‌ها دارای اثرات مفید تغذیه ‌ای خواهد بود.

سویا:

اسید آمینه های موجود در پروتئین‌ سویا ، عاملی برای تنظیم فشار خون است. مقادیر کم گوگرد و پروتئین‌های سولفوره ی موجود در پروتئین‌های سویا، باعث افزایش دفع نمک از کلیه و کاهش دفع کلسیم می ‌شود.

کلسیم ماده‌ای است که علاوه بر ساخت، نگهداری و سلامت استخوان‌ها و دندان‌ها، در تنظیم فشار خون نیز نقش مهمی را ایفا می‌ کند. افزودن حداقل 25-20 گرم محصولات پروتئینی دانه ی کامل سویا(مثل آجیل سویا) فشار خون را تا حد زیادی پایین می ‌آورد.

مواد لبنی:

همان طور که بارها گفته شده است شیر، ماست، پنیر و کلاً محصولات لبنی با دارا بودن مقدار زیادی  کلسیم  و به همراه ویتامین‌ها از منابع غذایی سرشار از مواد مغذی به شمار می ‌آیند، اما شرط بهره بردن از آنها در یک رژیم سالم استفاده از انواع کم چرب آنهاست، بنابراین مصرف 3-2 وعده شیر یا ماست کم چربی یا 3-2 قوطی کبریت پنیر کم نمک و کم ‌چربی را به شما توصیه می ‌کنیم.

گوشت:

مصرف گوشت‌های قرمز به دلیل وجود چربی در لابلای بافت و همچنین به دلیل افزایش دادن میزان اوره، چندان توصیه نمی‌ شود، ولی از آنجایی که منابع خوب آهن  و روی و ویتامین B12  به شمار می ‌آیند، استفاده از انواع بی ‌چربی آنها را حداکثر 2 بار در هفته و هر بار حداکثر 180 گرم توصیه می ‌کنیم. اما در رابطه با مرغ و ماکیان در صورتی که پوست آنها گرفته شده باشد، تا 250 گرم در هر بار هم قابل قبول است.

 ماهی بهترین گزینه در رابطه با گوشت‌ها به حساب می ‌آید و جالب است بدانید که چربی موجود در بافت‌های ماهی، نه تنها موجب افزایش کلسترول و سایر چربی‌های نامطلوب خون و عوارض قلبی- عروقی نمی ‌شود، بلکه کلسترول خون را کاهش داده و به سلامت قلب و عروق کمک می ‌کند. ماهی علاوه بر اسیدهای چرب امگا 3 (که تأثیرات شگرفی در کاهش فشار خون، به دلیل جلوگیری از گرفتگی عروق دارد)، دارای مواد مغذی بسیار مفیدی است که این مواد در حفظ سلامتی عروق خونی، تأثیر قابل توجهی دارند.

این روزها برخی از افراد از کپسول‌های امگا 3 برای تعدیل چربی‌های خون استفاده می‌ کنند، این کپسول‌ها غالباً در دوزهای 300میلی ‌گرمی در بازار موجود است و همچنان مصرف آنها جای بحث دارد.

توصیه اکید وجود دارد که امگا 3 مورد نیاز خود را به جای کپسول از ماهی تأمین کنید، زیرا عناصر سودمندی در ماهی وجود دارد که در مکمل‌های دارویی موجود نیست. به علاوه مصرف این قرص‌ها هرگز به مبتلایان به فشار خون و قند خون بالا توصیه نمی ‌شود، زیرا خطرات زیادی را برای این افراد به همراه دارد.

همچنین در بعضی متون به نقش افزایش دهنده ی فشار خون در سفیده ی تخم ‌مرغ اشاره گردیده است، اما از آنجایی که تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه صورت نگرفته است و همچنین سفیده ی تخم‌ مرغ از منابع عالی پروتئینی به شمار می ‌آید نمی ‌توان منع مصرف آن را توصیه کرد، اما احتیاط در مصرف آن می ‌تواند عاقلانه باشد.


مواظب رگ‌هایتان باشید!
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، فشارخون ، تغذیه ، خواص میوه ها و سبزی ها

تاثیر سبزی ها بر کاهش فشار خون بالا

فشار خون بالا مسأله ‌ای است که جمعیت بشری گسترده‌ای را درگیر کرده است. نزدیک به 58 میلیون نفر از مردم ایالات متحده از این بیماری رنج می ‌برند و در ایران نیز شمار زیادی از افراد نه تنها در سنین بالا، بلکه در سنین میانسالی و حتی جوانی با این مشکل دست به گریبان هستند.

در واقع فشار خون بالا، به صورت افزایش فشار خون در شریان‌ها تعریف می‌ شود و به طور کلی فشار خون 7/11(11 روی 7 میلی ‌متر جیوه) طبیعی تلقی می گردد و مقدار بالاتر از آن (چیزی حدود 9/14 و بالاتر) در بزرگسالان، بالا محسوب شده و باید کنترل شود.

این مشکل از دسته تهدید کننده‌های سلامتی است که در صورت بالا بودن، احتیاج به یک فرآیند طولانی مدت دارد که باید در طول سال های عمر ادامه داده شود.

این فرآیند شامل تغییراتی در رژیم غذایی، ورزش کردن  و کنترل وزن است. وجود رابطه ی بین رژیم غذایی و فشار خون، دارای مفاهیم مهمی برای پیشگیری و درمان پُر فشاری خون است که حتی در صورت نیاز به درمان دارویی نیز باید رعایت شود.البته رعایت رژیم غذایی و مصرف داروها، تنها در صورتی مؤثر است که بیمار به دقت به توصیه‌های پزشک خود عمل کند.

در این زمینه مراقبین بهداشتی باید آگاه باشند که در بسیاری موارد، به ‌ویژه در بیماران مبتلا به پرفشاری خون خفیف، اصلاح رژیم غذایی و شیوه ی زندگی، نیاز به دارو را برطرف می کند یا دوز دارو را کاهش می‌ دهد.

عوامل تغذیه ‌ای که در ایجاد این مشکل مؤثرند، عبارتند از: چاقی، دریافت زیاد سدیم(نمک)، مصرف کم پتاسیم و کلسیم  و منیزیوم .

لازم به ذکر است که در برخی موارد، بیماری‌های کلیوی  یا مشکل غدد درون ریز و... می ‌توانند منجر به پرفشاری خون شوند، ولی در بیش از 90 درصد موارد، علتی برای فشار خون بالا یافت نمی ‌شود که به آن "فشار خون بدون علت" می‌ گویند.

در واقع جنبش رو ‌آوردن به مواد خوراکی برای پیشگیری و درمان بیماری‌ها، چند سالی است که مورد توجه مجدد قرار گرفته است، اما یافته‌‌های نوین در تأیید آن موجب شده است که دامنه و سرعت این گرایش به طرز شگفت‌‌انگیزی افزایش یابد.

اکنون این رویکرد در بسیاری از نقاط جهان طرفداران بی‌ شماری دارد و تنظیم رژیم غذایی، در جهت کاهش فشار خون بالا، جزئی تفکیک ‌ناپذیر از زندگی افراد مبتلا به این اختلال را تشکیل می ‌دهد.

اگر از مشکلاتی نظیر فشار خون بالا، اختلال در چربی‌های خون، بالا بودن قند  خون، چاقی  و... رنج می ‌برید و تا به حال به ترکیب مواد غذایی که استفاده کرده‌اید، توجه نداشته‌ اید، علت را در همین امر جست ‌‌وجو کنید و به عنوان یک اصل، ابتدا به تهیه ی جدولی بپردازید که نشانگر مواد غذایی باشد که در روز قبل مصرف کرده‌اید (یادآمد 24 ساعته).

سپس با نگاهی به الگوی تغذیه ای سالمی که در پایان به آن خواهیم پرداخت، مشخص کنید که کدام موارد، موارد تخطی شما از یک رژیم غذایی سالم و مناسب بوده است (امیدوارم در این امتحان تجدید نشوید.)

اهداف تغذیه‌ای برای بهبود افراد مبتلا به فشار خون بالا:

1 - کاهش دریافت سدیم  و چربی‌ها

2 - افزایش دریافت پتاسیم و سایر مواد معدنی مفید

3 - کاهش مصرف دخانیات 

4 - تشویق به رعایت عادات بهداشتی در خوردن غذا و تبعیت از رژیم غذایی متعادل

در واقع ویتامین‌های متعددی نیز وجود دارند که وجود آنها، برای تنظیم فشار خون و پیشگیری از بیماری‌های قلب و عروق  بسیار کارآمد است. علاوه بر ویتامین‌ها، مواد معدنی و‌  آنتی‌اکسیدان‌ها  و همچنین بیوفلاوونوئیدها نیز در این زمینه نقش دارند که عبارتند از:

ویتامین E ، کولین، منیزیم، سلنیم، بتاکاروتن، ویتامین C  و ... .

بعد از بحث ویتامین‌ها و مواد معدنی، پرداخت جزیی ‌تر به برخی مواد غذایی که از اهمیت ویژه‌‌ای در تعدیل چربی‌ها و فشار خون دارند، خالی از فایده نخواهد بود، زیرا اغلب داروهای فشارخون از طریق غیرمستقیم اثر کرده و غالباً ممکن است عوارض جانبی ناراحت ‌کننده‌ای نظیر سرگیجه،  ناتوانی جنسی، ضعف و خستگی مفرط و بی ‌نظمی ضربان قلب و... ایجاد کنند. در عوض برخی مواد غذایی وجود دارند که می‌‌ توانند بدون ایجاد عوارض جانبی، باعث کاهش فشار خون بالا شوند.

کرفس:

دکتر الیوت در جریان پژوهش‌هایی دریافته است که در  کرفس،  ترکیب شیمیایی با نام " فتالید " وجود دارد که روی عضلات نرم رگ‌های خونی اثر کرده و آن را گشاد می ‌کند و از این طریق به شکل مستقیم و ساده در کاهش فشار خون، تأثیر دارد.

 

پیاز:

 پیاز حاوی ماده‌ای به نام آدنوزین است. در ضمن دارای ترکیبات آنتی اکسیدانی بوده که در انواع تیره ی آن مقدار بیشتری موجود است.

در اصل پیاز را عامل مؤثری در پایین آوردن کلسترول و فشار خون و کاهش لخته شدن خون  در سرخرگ‌های قلب می ‌دانند که از این لحاظ، تأثیری شبیه به آسپرین دارد.

 

سیر:

حداقل در هفده آزمایش بالینی نشان داده شده است که سیر  قادر به تعدیل فشار خون است و در اغلب آزمایش‌ها، با خوردن 600 میلی ‌گرم سیر، میزان کاهش فشار خون از 5 تا 10 درجه است.

 

شنبلیله:

تحقیقات نشان داده است که گرد تخم شنبلیله ی آسیاب شده، کلسترول خون  را پایین می‌ آورد و به دنبال آن، منجر به کاهش فشار خون خواهد شد.

ماده ی ژله ‌ای به نام " گالاکتومان" که از انواع فیبر محلول در آب است، در تخم شنبلیله وجود دارد. این ماده به اسیدهای صفراوی متصل شده و موجب کاهش کلسترول خون، حتی در حد تأثیر داروهای شیمیایی می ‌شود.

 

تره فرنگی:

تره ‌فرنگی، پیازچه، ترب و... به دلیل دارا بودن فیبرهای غذایی و ویتامین‌های گوناگون نظیر ویتامین‌های گروه B و C ، همچنین گوگرد و موادی نظیر سلولز و ازت خواص ضد عفونی‌ کنندگی داشته و در کنار آن قادر به کاهش فشار و چربی‌های خون هستند.

 

گوجه فرنگی:

 گوجه فرنگی  دارای ویتامین‌های اساسی مانند ویتامین C، ویتامین A  و... است. لازم است که تمام گوجه فرنگی خورده شود(یعنی پوست، تخم و گوشت آن) تا اثرات مفید آن نمایان شود. در واقع آب گوجه فرنگی "خون گیاهی" نامیده می ‌شود و برای پایین آوردن فشار خون (البته بدون افزودن نمک) از آن استفاده می ‌کنند.

 

چای سبز:

 چای سبز  سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی بسیاری از جمله: پتاسیم، فسفر، منیزیم، کلسیم و... است.

هر فنجان چای حدود 2/0 میلی‌ گرم فلوئور دارد که در چای سبز از دیگر گونه‌های چای بیشتر است. وجود این مواد مغذی در چای سبز، آن را ماده ی مناسبی برای تعدیل فشار خون کرده است. علاوه بر آن به حفظ سلامت اعصاب و عروق نیز کمک می‌ کند.


توصیه های مهم برای کاهش فشار خون
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: پزشکی ، فشارخون ، تغذیه

از آنجایی که بسیاری از افراد مبتلا به فشارخون، از بیماری خود آگاه نیستند، توصیه بر کنترل منظم آن وجود دارد، زیرا این بیماری مانند بالا بودن چربی‌های خون، می ‌تواند برای سال ها بی‌ سر و صدا وجود داشته باشد، بدون آن که هیچ گونه علائمی را در شخص مبتلا بروز دهد. از این رو مواردی به شکل توصیه ‌وار در زیر مطرح می ‌گردد و امید است با به کاربندی این موارد، به حل مشکل بالا بودن فشارخون بپردازید:

1 - مصرف  آب  سالم و گوارا را به میزان قابل توجهی در روز توصیه می ‌کنم. یک لیوان آب میوه ی رقیق شده با اندکی پودر ویتامین C ، موجب بهبود عملکرد دستگاه ایمنی و ترمیم سرخرگ‌ها می ‌شود.

2 - مصرف نان‌ها و مواد کربوهیدراتی تهیه شده از آردهای سفید و بدون سبوس (تصفیه شده) را به حداقل برسانید و از نان‌های سبوس‌دار  به خصوص حاوی سبوس جو دو سر استفاده کنید.

3 - مصرف قند و شکر و سایر فرآورده‌های تهیه شده از آنها مثل نوشابه‌ها، مربا، ژله، شکلات، کیک‌ها و شیرینی‌ها را محدود یا حذف کنید.

4 - تحقیقات ثابت کرده است که کودکان پیش دبستانی که هر روز 4 وعده میوه و سبزی و دو وعده لبنیات مصرف می ‌کنند، در نوجوانی فشار خون پایین‌ تری نسبت به سایر افراد دارند و در اصل احتمال ابتلا به حمله ی قلبی، سکته و سایر بیماری های ناتوان ‌کننده در افرادی که زودتر به فشار خون مبتلا می ‌شوند، بیشتر است.

5 – سعی کنید غذا را کامل بجوید و حتماً غذای خود را در محیطی آرام و به دور از استرس و تشنج میل فرمایید.

6 - با اجتناب از مصرف غذاهای خیلی گرم یا خیلی سرد، اعمال هضمی را بهبود بخشید.

7 - نوشیدن هر نوع نوشیدنی را با غذا و در کنار غذای اصلی به دلیل تداخل در هضم محدود کنید.

8 - از مصرف غذاهای سرخ کرده یا غذاهایی که در درجه ی حرارت‌های بسیار بالا و یا با مدت زمان طولانی تهیه می ‌شوند، خودداری کنید و به خاطر داشته باشید، استفاده ی چند باره از روغن‌های آشپزی عاملی در بالا بردن فشار خون است.

9-از مصرف مواد حاوی افزودنی‌ها و غذاهای فرایند شده که حاوی مقدار زیادی نمک و ادویه‌ها هستند، مثل انواع سوسیس و کالباس، غذاهای کنسروی، شورها، ترشی‌ها و چاشنی‌های کارخانه ‌ای جداً خودداری کنید.

10 - چای، قهوه  و شکلات را بسیار محدود کنید و تا 1 ساعت پس از صرف غذا چای  ننوشید و به جای آنها از چای‌ها و دم‌کردنی‌های گیاهی (مثل گل گاو زبان) استفاده کنید.

11 - از مصرف نمک و غذاهای پُر نمک و ادویه بپرهیزید. به جای نمک می ‌توانید از سبزیجات تازه یا خشک، ادویه‌‌جات مفید (زردچوبه- دارچین و...)، پودر سیر  و پیاز و آب لیموی تازه استفاده کنید.

12 - موادی مثل کره، خامه، مارگارین، دنبه، سس‌ها و روغن‌های جامد را از برنامه ی غذایی حذف کرده و به جای آنها از روغن زیتون- روغن‌های گیاهی مایع و روغن‌ ماهی استفاده کنید.

13 - مغز‌ها  و دانه‌های گیاهی مثل گردو حاوی موادمغذی بی ‌شماری هستند. می ‌توانید از آنها در رژیم غذایی روزانه بهره ببرید. استفاده از آنها در سالادها به خوش طعم و مقوی کردن آنها کمک شایانی می ‌کند.

14 - حداقل 3 بار در هفته ماهی بخورید و به جای گوشت‌های قرمز سعی کنید از گوشت سفید استفاده کنید.

15 - از استرس  بپرهیزید، زیرا یکی از عوامل بالا بردن فشار خون که بسیار سریع هم عمل می‌ کند، استرس و عصبانیت است.

16 - هر روز زمانی را برای استراحت در نظر بگیرید و به خاطر داشته باشید، کار کردن بی ‌وقفه بیشترین فشار را بر سلامتی شما وارد خواهد آورد. حتی اگر عادت به خوابیدن در میانه ی روز ندارید، برای دقایقی چشم‌ها را روی هم گذاشته و به استراحت بپردازید.

17 - ورزش‌هایی مثل: پیاده ‌روی، شنا، دوچرخه?سواری ورزش‌های مناسبی برای پایین آوردن فشار خون به شمار می ‌آیند. بنابراین حداقل 3 بار در هفته و هر بار حداقل 30 دقیقه ورزش کنید.

18 - از گلپر، آویشن، نعناع خشک، کنجد  و... به جای نمک استفاده کنید.

19 - سیگار را به طور کامل از برنامه ی‌ زندگی خود حذف کنید.

امید است با راهکارهای تغذیه ‌ای ارائه شده گامی مؤثر در جهت کاهش فشار خون و از بین علل ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی بردارید و جاده ی زندگی را با همواری بیشتری طی کنید.

 

عواملی که باعث بالا رفتن فشار خون می‌ شوند:

* استرس:

هنگامی که در وضعیتی فوق ‌العاده، اعم از تغییر موقعیت، اضطراب، عصبانیت و... قرار می ‌گیریم، بدن ما فعالیت خود را با یک سری تغییرات سریع داخلی تنظیم می‌ کند که یکی از مهم‌ترین آنها، آزاد شدن هورمون آدرنالین از غدد فوق کلیوی است که با افزایش تعداد ضربان قلب و تنگ کردن عروق به کمک یک سری ترشحات دیگر، منجر به بالا رفتن فشار خون و رسیدن خون اکسیژنه به عضلات و مغز می ‌شود.

 

* نمک:

ثابت شده است که شیوع فشار خون بالا در مناطقی از جهان که مصرف نمک  بالاست، بیشتر است. مصرف نمک زیاد از دوران شیرخوارگی پایه‌ ای برای بالا رفتن فشار خون در سنین بالاتر خواهد شد. محدود کردن نمک در سال های بعدی برای بازگرداندن فشار خون به سطح مناسب کافی نیست و کمی منجر به بهبودی می ‌شود.

یک قاشق چای خوری نمک حاوی 2300 میلی گرم سدیم است که این مقدار معادل کل مقدار مصرفی توصیه شده ی روزانه را تشکیل می ‌دهد.

 

* سیگار:

با اولین پک به سیگار یا پیپ، فشار خون سیستولیک تا 25 میلی ‌متر جیوه افزایش می ‌یابد و علت آن نیز، آزاد شدن آدرنالین است.

 

* تصلب شرایین (سخت ‌شدن دیواره رگ‌ها):

تصلب شرایین علت اصلی پرفشاری مزمن خون است که عامل شروع آن، آسیب به جدار داخلی عروق است و به دنبال رسوب کلسیم، کلسترول و فیبرین و... در جدار عروق رخ می ‌دهد.

 

* چاقی:

فشار خون بالا در افراد چاق،  دو برابر افرادی که اضافه وزن ندارند و در محدوده وزن طبیعی هستند، شایع ‌تر است. در این موارد، کاهش اندک وزن نیز به پایین آوردن فشار خون شما کمک می‌ کند.


قصه‏ ی جدایی مردم از هاشمی
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

خبرنامه دانشجویان ایران: پس از فراز و فرودهایی که هاشمی رفسنجانی با آن مواجه بود مسیر حرکت وی به جهتی منتهی شد که بوی جدایی وی از مردم وبه تبع جدایی مردم از وی انجامید.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 شاید آغاز علنی جدایی هاشمی از مردم بود که خطبه های وی در نماز جمعه 26 تیرماه و حمایت وی از سران فتنه، همچنین تأکید داشتن بر بودن در این مسیر کاتالیزوری بود در جدایی وی از مردم.

قاسم روحانی تحلیلگر سیاسی در سایت برهان نوشته است: «امام(ره) به ما طلبه‌ها می‌فرمودند شماها رسالت‌تان این است که بر منبرهای مساجد، حسینیه‌ها و روستاها آن‌چه را که می‌خواهید توضیح دهید و مردم اگر همراه ما باشند، همه چیز داریم.» این‌ها سخنان آقای «هاشمی رفسنجانی» در نماز جمعه‌ی 26 تیر 88 است. همان نماز جمعه‌ای که عده‌ای به طرف‌داری از سران فتنه و شخص آقای هاشمی، قداست آن را شکستند. هرچند قداست این جایگاه در گذشته هم به خاطر برخی سخنان ایشان شکسته شده بود، ماجرای تئوریزه کردن اختلاس در طرح‌های سدسازی از تریبون نماز جمعه هنوز از یادها نرفته است.
 
آقای هاشمی در این نماز جمعه به خواست مردم و همراهی مردم خیلی تأکید کردند و از مردم روستاها سخن گفتند. روزگاری در روستاهای این کشور اگر کسی نام هاشمی رفسنجانی را بدون «حجت‌الاسلام و المسلمین» یا «جناب آقای» و ... یا «یار دیرین امام(ره)» مطرح می‌کرد، رگ‌های گردن کشاورزان متورم می‌شد و آن فرد یا افراد را ضدانقلاب می‌دانستند، اما چند سالی است که حتی بردن نام خالی ایشان در روستاها چنین واکنشی را موجب نمی‌شود. به راستی چرا هاشمی، سرمایه‌ی اجتماعی را که زیاد مورد تأکید یاران نزدیک او هم قرار می‌گیرد، از دست داده تا آن‌جا که سال 84 به طور تلویحی از تقلب سخن می‌گوید و سال 88 از مدعیان تقلب حمایت می‌کند. از دست دادن سرمایه‌ی اجتماعی سخت است اما انگار برخی به جای پذیرفتن این واقعیت، قصد فرافکنی دارند و به بهانه‌ی تقلب می‌خواهند از آن بگریزند. این طوری جهان همیشه به کام خواهد بود، چرا که هرگاه مردم به ما اقبال نشان ندادند ادعا می‌کنیم، تقلب شده است.
 
اما چرا هاشمی رفسنجانی سرمایه‌ی اجتماعی خود را از دست داده و اکنون به عده‌ای کلان سرمایه‌دار که منافع‌شان در چنگال کشیدن بر صورت نظام است، تکیه کرده است. البته تکیه بر کلان سرمایه‌دار را فقط عنوان می‌کنیم چون ایشان از ضدانقلاب معاند (سلطنت طلبان، بهایی‌ها، منافقین، جاسوسان بیگانه و از این قبیل) تلویحاً تبری جسته‌اند.
 
1-هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نمازجمعه‌ی سال‌های 68 تا 70 از فقر و بی‌عدالتی حاصل از دولت «موسوی» انتقاد‌های شدیدی کرد که با شدت و ضعف در مواضع، درست به نظر می‌رسید. وقتی کسی از رویه‌ای ایراد می‌گیرد خود باید به گونه‌ای دیگری عمل کند اما شاهد بودیم که رفتار دولت و شخص آقای هاشمی در سال‌های 68 تا 76 مردم را فقیرتر کرد و کشور را بیش‌تر در کام بی‌عدالتی فرو برد و هم‌چنین اشرافی‌گری را که در زمان امام(ره) از کشور رخت بربسته بود و ضدارزش محسوب می‌شد به زندگی مدیران خود بازگرداند و با تبلیغات صداوسیما به زندگی مردم وارد کرد و فاصله‌ی طبقاتی را افزایش داد که خود بسترساز بسیاری از معضلات اجتماعی و فرهنگی شد که تاکنون هم ادامه دارد. به برخی از سخنان آقای هاشمی در نمازجمعه‌های 68 تا 70 اشاره می‌کنیم:
 
«ما چند مسأله‌ی عمده داریم که من در این‌جا به آن‌ها اشاره خواهم کرد. اولین مسأله، سوءِ توزیع و گرانی است. یکی مسأله‌ی سوءِ اخلاق بخشی از انسان‌هاست، بدحجاب‌ها و آن افرادی که اخلاق اسلامی را مراعات نمی‌کنند ... مسأله‌ی دیگر، فساد اداری است ... چنان‌چه این مسایل را حل نکنیم باز نمی‌توانیم به جایی برسیم.»   (بد نبود تاریخ ایراد سخنرانی‌ها ذکر می‌گردید.)
«شیوه‌ی توزیع درست نیست، همین که هست هم درست توزیع نمی‌شود یعنی مردم یک عده‌ای به هر دلیلی به آسانی به این‌ها می‌رسند و یک عده‌ای هم نمی‌رسند ... این واقعیت وجود دارد که این شکل توزیع [کوپنی] که الان هست و یک نوع بی‌عدالتی از این راه به مردم تحمیل می‌شود.»
 
به راستی چرا هاشمی، سرمایه‌ی اجتماعی را که زیاد مورد تأکید یاران نزدیک او هم قرار می‌گیرد، از دست داده تا آن‌جا که سال 84 به طور تلویحی از تقلب سخن می‌گوید و سال 88 از مدعیان تقلب حمایت می‌کند.
 
«نقدینگی بسیار زیادی الان در دست مردم است، این مقدار پولی که ما در دست مردم داریم، خود خطری جدی است ...»
 
هاشمی در آن سال‌ها از این‌که هشت برابر بودجه‌ی یک سال کشور، طرح تعریف شده بود و تورم ایجاد می‌کرد، گله داشت. از نبود عدالت اجتماعی شکایت می‌کرد. دلالی و واسطه‌گری بدل از تولید را مضر می‌دانست. اعتقاد داشت جامعه فقیرتر شده و نرخ تورم بالاست. خریدهای نسیه از خارج، گذاشتن تمامی مشکلات به حساب جنگ و بالا بودن محرومیت‌های مردم که حاصل از سیاست‌های دولت موسوی بود، غلط است اما آیا دولت هاشمی در سال‌های 68 تا 76 بهتر عمل کرد؟!
 
سیستم کوپنی در زمان او هم ادامه یافت اما با قیمت‌هایی گزاف و برخی اقلام مورد نیاز مردم هم به نرخ آزاد عرضه می‌شد که گرانی افسارگسیخته‌ای را به وجود آورد. رکورد تورم 5/49 درصدی سال 71 که در تاریخ ایران بی‌سابقه است، آلام مردم را چند برابر کرد و گرانی انباشته‌ی قدرت خرید مردم به ویژه در شهرهای محروم و روستاها را کاهش داد. سیل مهاجرت از روستاها به شهر با شدت بیش‌تری ادامه یافت و اشرافی‌گری مسؤولان، ظهور کرد. فساد اداری، رشوه خواری، رانت خواری و ایجاد روحیه‌ی رقابتی ناسالم در مردم، عقده‌های «نداری» را در بسیاری از مردم ایجاد کرد که تا همین اکنون نیز آثار آن باقی است.
 
تولید وارداتی برخی صنایع با کیفیت نازل آغاز شد و ارزاق و سرپناه مردم به وسیله‌ای برای بورس بازی بدل گشت تا ویژه خواران و برخورداران از رانت نزدیکی به دولت، به انحصارگرایی بی‌رقیب بدل شوند. کسانی که در زمان جنگ، کنج عافیت را در اروپا و آمریکا برگزیده بودند با سلام و صلوات به کشور آورده و پیشکسوتان جهاد و شهادت به کناری گذاشته شدند مگر آنانی که سوابق رزمندگی خود را، به میزی و نانی فروختند.
 
سیاست تطمیع یا حذف در دستور کار قرار گرفت و توده‌های مردم از یاد مسؤولان رفتند مگر در نزدیکی انتخابات یا سفرهای گاه گاه شخص رییس دولت به شهرستان‌ها که در بسیاری اوقات از مرکز استان فراتر نمی‌رفت یا به اندازه‌ی یک سخنرانی 20 دقیقه‌ای به شهرهای محروم سری زده می‌شد.
 
دولت‌مردان هاشمی می‌گفتند اگر در فرآیند توسعه، 15 درصد مردم هم زیر چرخ‌های توسعه له شوند، اشکالی ندارد اما حاصل، برخورداری 20 درصد و له شدن 80 درصد مردم بود. بی‌عدالتی بزرگ‌ترین شاخصه‌ی سیاست‌های تعدیل در دولت سازندگی شد تا آن‌جا که رهبر معظم انقلاب بارها تذکر دادند و مسؤولان را از گرایش به چرب و شیرین‌ها برحذر داشتند. سیاست‌های غلط فرهنگی جای خود را باز کرد و آرام آرام اوضاع به سوی مشغول کردن مردم به مشکلات اقتصادی پیش رفت. وقتی در سال 76 هاشمی سکان مسؤولیت را به خاتمی سپرد و رفت، 30 هزار طرح نیمه کاره در کشور وجود داشت و برخی از طرح‌هایی که افتتاح شده بود به دلیل عجله در بهره‌برداری از آن، نیازمند تعمیر و ترمیم شد. مشکل بیکاری حل که نشد هیچ، وخیم‌تر نیز شد و واردات افسارگسیخته‌ی کالاهای مصرفی افزایش یافت. رقابت در مصرف به این بهانه که تا مصرف نباشد تولید نخواهد بود به فرهنگ مردم تبدیل شد و به دلیل توزیع ناعادلانه‌ی ثروت، عده‌ای از قطار مصرف جاماندند و تنها تورم حاصل از نقدینگی بالای برخورداران، نصیب محرومان شد. در چنین شرایطی، مردم به دنبال فرار از سیاست‌های هاشمی به کاندیدایی که می‌خواست راه او را برود «نه» گفتند تا خاتمی که با شعار اصلاحات اقتصادی به میدان آمده بود، پیروز شود و نجات بخش باشد، اما تیم اقتصادی آقای هاشمی باز هم سکاندار شد و سیاست‌های 8 ساله‌ی سازندگی ادامه یافت. این موارد از دست رفتن سرمایه‌ی اجتماعی آقای هاشمی را، رقم زد.
 
2-اولین نمود از دست رفتن سرمایه‌ی اجتماعی هاشمی، رأی پایین او در انتخابات ریاست جمهوری سال 72 بود. ایشان فقط 10 میلیون رأی آورد و رقیب‌ او احمد توکلی، 4 میلیون؛ ضمن این‌که در این سال، مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در بین تمامی انتخابات‌های برگزار شده در طول 32 سال انقلاب در پایین‌ترین حد خود یعنی حدود 50 درصد، قرار گرفت. آیا تقلبی در انتخاباتی که دولت هاشمی برگزار کرد، رخ داده بود که رأی ایشان را تا بدین حد کاهش داد. آیا مردم فقط 4 سال پس از رحلت امام(ره) از انقلاب بریده بودند یا امیدهای‌شان به دلیل برخی سیاست‌ها، کم رنگ شده بود.
 
دومین نمود از دست رفتن سرمایه‌ی اجتماعی آقای هاشمی، انتخابات دوره‌ی ششم مجلس شورای اسلامی بود. در این دوره اگرچه تبلیغات سنگینی علیه شخص هاشمی صورت گرفت اما طبقات پایین جامعه که همواره به دلیل تمایلات انقلابی، طرف‌دار او بودند هم رأی چندانی به او ندادند تا ایشان نفر بیست و نهم شود و با توجه به این‌که احتمال ترجیح کروبی بر او به عنوان رییس مجلس وجود داشت از نمایندگی انصراف داد.
 
اولین نمود از دست رفتن سرمایه‌ی اجتماعی هاشمی، رأی پایین او در انتخابات ریاست جمهوری سال 72 بود.
 
این عمل نوعی اهانت به کسانی بود که او را انتخاب کرده و امید داشتند در مجلس ششم مدافع انقلاب و آرمان‌های امام باشد اما نه تنها این‌گونه نشد بلکه از نمایندگی انصراف داد و بعدها در برابر ضدیت این مجلس و دولت خاتمی در برابر اسلام، انقلاب و امام(ره) آن چنان واکنشی نشان نداد تا حزب اللهی‌ها هم از او کاملاً قطع امید کنند. مجلس ششمی که جام زهر به رهبر معظم انقلاب پیشکش کرد.
 
در انتخابات سال 84 فضا تغییر کرد. کسانی که در سال 78 به هاشمی فحش می‌دادند و آن مسایل را در مجلس ششم بر سرش آوردند به مریدان او تبدیل شدند. وقتی «احمدی نژاد» با وجود تبلیغات سنگین ضد خود، به دور دوم راه یافت، جماعت بریده از انقلاب، ویژه خواران، کلان سرمایه‌داران و آن‌هایی که با هاشمی رودربایستی داشتند به صف طرف‌داران هاشمی پیوستند. در یک هفته بین دور اول و دوم انتخابات هر آن چه از تمسخر، توهین و فحاشی که توانستند علیه رقیب هاشمی ابراز داشتند و آقای «نوبخت» در مناظره با «خوش چهره» به جای بحث درباره‌ی سیاست‌های مسکن، به توهین علیه باورهای ارزشی احمدی نژاد روی آورد. این گونه بود که مردم یک بار دیگر به هاشمی «نه» گفتند. با این حال هاشمی این مسأله را نپذیرفت و به منتخب ملت تبریک نگفت و تریبون مقدس نمازجمعه را به گله و شکایت از کسانی که موجب رأی نیاوردنش شدند تبدیل کرد و تلویحاً صحت انتخابات را زیر سؤال برد.
 
آخرین نمود ریزش سرمایه‌ی اجتماعی آقای هاشمی در انتخابات 88 بود. او که می‌دانست حضورش رأیی ندارد، روی سبد رأی موسوی حساب کرد. نوستالژی موسوی دهه‌ی 60 به علاوه افتادن سران فتنه در دامن ضدانقلاب هم نتوانست بیش‌تر از 13 میلیون نفر را همراه کند و این را مدتی قبل از انتخابات همه‌ی آن‌هایی که دستی بر آتش داشتند، فهمیدند. حتی خاتمی (مسأله‌ای که به علی احمدی گفته بود) با این حال نخواستند این واقعیت را که مردم آن‌ها را نمی‌خواهند، بپذیرند.
 
تمامی نظرسنجی‌های معتبر نشان می‌داد که پس از مناظره‌ی احمدی نژاد ـ موسوی، اقبال عمومی به احمدی نژاد افزایش یافته چرا که او به هاشمی تاخته بود و مردمی که سال‌ها در تاکسی، اتوبوس و محافل خانوادگی از مظالم دولت و خانواده‌ی هاشمی گفته بودند اکنون بازتاب سوز دل خود را در سخنان احمدی نژادی که «به روستاها می‌رفت و برای مردم توضیح می‌داد و مردم همراهش بودند.»
 
هاشمی با نامه‌ی 19 خرداد خود به رهبر معظم انقلاب و تهدید به آتشفشانی شدن شرایط، پایه‌های کمیته‌ی صیانت از آرا را محکم کرد که نوعی موازی کاری با قانون بود. هرچند بعدها در نمازجمعه‌ی 26 تیر، خواستار التزام همگان به قانون شد. این مسأله بیش از پیش توده‌ی مردم را از هاشمی دور کرد. انتشار خبر کذب پاسخ رهبری به نامه‌ی هاشمی آن هم چند ساعت مانده به آغاز انتخابات که با تکذیب دفتر رهبری مواجه شد، ضربه‌ی دیگری بود که به رابطه‌ی بین مردم و هاشمی خورد.
 
آخرین نمود ریزش سرمایه‌ی اجتماعی آقای هاشمی در انتخابات 88 بود. او که می‌دانست حضورش رأیی ندارد، روی سبد رأی موسوی حساب کرد.
 
اظهارنظر همسر او درباره‌ی این‌که اگر موسوی پیروز نشود، تقلب شده و سکوت هاشمی در قبال این اظهارنظر و تلاش‌های آشکار فرزندان او در جریان فتنه‌ی پس از انتخابات، ضربات بعدی را وارد کرد.
 
نمازجمعه‌ی 26 تیر ماه که عده‌ای با کفش به نماز ایستادند و شعارهای انحرافی دادند و قداست این جایگاه باز هم با محوریت هاشمی شکسته شد، مردم را از هاشمی مأیوس کرد. سکوت او در قبال اهانت به عکس امام(ره)، اهانت به نظام، اصل ولایت فقیه و بالاخره فاجعه‌ی عاشورا دیگر برای مردم یک پیام داشت؛ «هاشمی از آن‌ها حمایت می‌کند».
بعید می‌دانم آقای هاشمی از بیش‌ترین شعاری که در حماسه‌ی 9 دی سر داده شد، خبر نداشته باشد؛ حال آن که «موسوی، کروبی و خاتمی» را سران فتنه نامیدند. حتماً نزدیکان وی شعار مرگ بر ... که دیوارهای خیابان‌های انقلاب، آزادی، کارگرجنوبی و شمالی و حتی خیابان قزوین (تلویزیون فقط حضور مردم در خیابان انقلاب را نشان داد) را پر کرده بود را به اطلاع او رسانده‌اند. هاشمی در 19 دی که برای اولین بار پس از 33 سال بیانیه صادر کرد به محکومیت سران فتنه نپرداخت و بدون این‌که از اهانت کنندگان به امام(ره) و مراجع تقلید در سال‌های 76 تا 84 و فتنه‌ی 88 چیزی بگوید، دیگران را به اهانت به مراجع متهم کرد.
 
قصه‌ی فاصله گرفتن هاشمی از مردم و به تبع آن جدایی مردم از هاشمی، از قصه‌های تلخ انقلاب ماست اما واقعیت دارد هرچند هاشمی با معاند خواندن غایله آفرینان 25 بهمن، روزنه‌ای از بازگشت نشان داد و خیلی‌ها را خوشحال کرد. البته او باز هم به مسببان فتنه‌ی 88 تا بهمن 89 نپرداخت و یاران همان معاندان نظام را محکوم نکرد. شاید در گام‌های بعدی این اتفاق بیفتد تا بازگشت هاشمی به سوی ملت، موجب آشتی مردم با او شود. مادامی که رسانه‌های بیگانه او را ستایش می‌کنند و هاشمی با آن‌ها مرزبندی شفاف ندارد و محکوم‌شان نمی‌کند توده‌ی مردم او را نخواهند پذیرفت و تنها چاکران بند کیف پول و قدرت در برابر او زانو خواهند زد، البته تا زمانی که تاریخ مصرف دارد.
 
هاشمی، روزی همان هاشمی دهه‌ی 60 که دل‌ها برایش تنگ شده، خواهد شد که آه شیطان از حلقوم «بی.بی.سی» و «VOA» به وضوح شنیده شود از این‌که یک انقلابی پرسابقه به اصل خود بازگشت.*


عبرت های انتخابات ریاست خبرگان برای آقای هاشمی؛
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی
پـــــاداش ســکــوت

خبرنامه دانشجویان ایران: آیت‌الله مهدوی کنی با 63 رأی موافق وکلای ملت، رئیس مجلس خبرگان رهبری شد رای ای که به نظر می‌رسد پاسخی به عملکردهای چندین و چند ساله هاشمی رفسنجانی باشد.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، پس از گذشت یک سال و نیم از انتخابات ریاست جمهوری دهم و فتنه انگیزی سران فتنه که اکنون لفظ ضدانقلاب شایسته تر به آنان است، هاشمی رفسنجانی امروز نتیجه طبیعی عملکرد خود در این مدت را از سوی نمایندگان خبرگان دریافت کرد.
 
عدم اقبال خبرگان رهبری به هاشمی در حالی است که پس از دوران سازندگی نیز مردم اعتراض های فراوانی به عملکرد وی داشته اند و این رای "نه" پیش از این در انتخابات نهم و دهم تکرار شده بود و کاندیداهای منتسب به هاشمی نتوانسته بودند اکثریت را با خود همراه سازند.
 
اگر از مواضع هاشمی در نامه بدون سلام هاشمی خطاب به رهبر انقلاب در ایام انتخابات و تهدید به انفجار آتشفشان ها و خطابه وی در نماز جمعه 26تیر و مفسده فرزندان و همسر وی را به آقای هاشمی ارفاق دهیم، عدم اقبال اعضای خبرگان با هاشمی را می توان نتیجه طبیعی سکوت هاشمی در یک سال نیم فتنه انگیزی ضدانقلاب دانست.
 
عدم موضع گیری شفاف هاشمی رفسنجانی در قبال اتفاقات ناگوار روز قدس88، 13آبان 88، 16آذر 88 و اهانت به امام و رهبری و هتاکی های روز عاشورا، استیصال و کوتاهی در برابر عملکردهای فتنه گون مهدی و فائزه از هاشمی پدر در نظر مردم یک خواص بی بصیرت ساخت تا جائیکه مردم در راهپیمایی های مختلف از جمله 9دی، 22بهمن، و تشییع جنازه شهید ژاله در شعارهای خود خواستار موضع گیری وی علیه فتنه گران و ضدانقلاب بودند.
 
اینها در حالی است که سایت ها و رسانه های وابسته به هاشمی به خصوص سایت آقازاده فراری سعی دارند با اسطوره سازی از هاشمی عدم اقبال اعضای خبرگان با وی را نوعی از خودگذشتگی هاشمی نشان دهند!
 
عدم ورود هاشمی برای ریاست خبرگان درحالی است که وی با ارزیابی نظر اعضا به خوبی دریافته بود که در این دوره هیچ شانسی برای کسب آرای نمایندگان برای ریاست خبرگان نداشته است.


پروژه مظلوم نمایی برای هاشمی، دستور کار جدید فتنه گران
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی
خبرنامه دانشجویان ایران: پس از انتخابات روز گذشته هیئت رئیسه خبرگان، اطرافیان هاشمی رفسنجانی قصد دارند پروژه مظلوم نمایی وی را به شدت دنبال کنند.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در این راستا روز گذشته سایت آقازاده فراری جریان رسانه ای این پروژه را کلید زد.
 
سایت ها و رسانه های وابسته به هاشمی به خصوص سایت آقازاده فراری سعی دارند با اسطوره سازی از هاشمی عدم اقبال اعضای خبرگان با وی را نوعی از خودگذشتگی هاشمی نشان دهند!
 
عدم ورود هاشمی برای ریاست خبرگان درحالی است که وی با ارزیابی نظر اعضا به خوبی دریافته بود که در این دوره هیچ شانسی برای کسب آرای نمایندگان برای ریاست خبرگان نداشته است.
 
امروز نیز در اقدامی مشکوک با حمله هکرها به سایت دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری اعلامیه تسلیتی با مضمون پیام تسلیت اعضای مجلس خبرگان رهبری بمناسبت رحلت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر گردید.
 
در این اطلاعیه آمده است: هیئت رئیسه و اعضای مجلس خبرگان رهبری در کمال بهت و اندوه رحلت حضرت آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی (رحمه الله علیه) را به پیشگاه مقام معظم رهبری، ملت شریف ایران و بیت ایشان تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم علو درجات را مسئلت می نماید.
 
پیش از این نیز همین جریان با انتشار فیلمی مشکوک از اهانت به فائزه هاشمی قصد مظلوم نمایی برای وی را داشتند.

هاشمی رفسنجانی خبر دفترش را تکذیب کرد
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی
خبرنامه دانشجویان ایران: هاشمی رفسنجانی در سخنان ابتدایی امروز در مجلس خبرگان، دروغ پراکنی دفتر خود را تکذیب کرد.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در پی درج خبری تحت عنوان «دو پیام آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به آیت‌الله مهدوی‌کنی درباره ریاست خبرگان» دفتر هاشمی رفسنجانی با واکنش به این خبر چنین پیامی را از اساس دروغ و کذب خواند اما امروز این خبر توسط هاشمی رفسنجانی تایید شد.
 
 
در خبری که هشتم اسفند منتشر شده بود آمده بود: "آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـت‌الله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند."
 
در این خبر همچنین آمده بود: این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیت‌الله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ".
 
در این خبر تاکید شده بود نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا می‌شدم، نزد مقام معظم رهبری می‌رفتم و ایشان تاکید می‌کردند که شما بیائید اما این‌بار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
 
با انتشار این خبر دفتر هاشمی ضمن تکذیب آن نوشت:
 
"درج اخباری به نقل از منابع آگاه، به گفته یکی از ائمه جمعه موقت تهران یا به نقل از یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری از جمله شیوه‌های منسوخ شده‌ای است که برخی رسانه‌ها با هدف قابل باور کردن شایعات خود ساخته و در جهت تشویش افکار عمومی به کار می‌برند."
 
دفتر هاشمی در تکذیبیه خود نوشته بود: "درج این‌گونه مطالب و شانتاژهای خبری در آستانه برگزاری اجلاس خبرگان آن هم توسط رسانه‌های معلوم‌الحال دور از انتظار نبوده و مجدداً تأکید می‌گردد که هیچ نماینده یا امام جمعه‌ای از طرف آیت‌الله هاشمی رفسنجانی مأمور ارسال یا دریافت هیچ‌گونه پیامی نبوده است و این ادعا به شدت تکذیب می‌گردد."
 
این در حالی است که صبح امروز هاشمی رفسنجانی اظهار داشت:‌ در ماه‌های اخیر کارهایی صورت گرفت که احساس خطر کردم و به آقای امامی کاشانی گفتم که با آقای مهدوی کنی صحبت و پیشنهاد مرا با ایشان مطرح کند و گفتم که از آیت‌الله مهدوی کنی حمایت می‌کنم و قصدم هم این بود که مسئله را از این طریق حل و از تفرقه در خبرگان جلوگیری کنم.
 
هاشمی رفسنجانی ادامه داد: آیت‌الله مهدوی کنی بحث کسالت و کهولت سن را مطرح کردند اما نظر من این بود که هیئت رئیسه هم در مدیریت مجلس به ایشان کمک می‌کند و در زمان آیت‌الله مشکینی هم این‏گونه بود اما جواب روشنی از آیت‌الله مهدوی کنی نرسید و ایشان مراعات کرده بودند.
 
همچنین تکذیب این خبر توسط محسن هاشمی رفسنجانی نیز از جمله اتفاقات جالب پیرامون این خبر است چه آنکه محسن هاشمی رفسنجانی که هیچ سمتی در دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نداشته و تنها به ریاست مترو تهران مفتخر است، این خبر را طی مصاحبه‌ای تکذیب کرده است! این در حالی است که این پیام را آیت‌الله امامی کاشانی به آیت‌الله مهدوی کنی منتقل کرده و مشخص نیست نقش محسن هاشمی رفسنجانی و دفتر هاشمی در این بین چه بوده است؟

راز مواضع دوگانه خاتمی/ از محکومیت25 بهمن تا تماس با خانواده موسوی
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، جنبش سبز

پس از انتشار این اظهارات خاتمی علیه عملکرد موسوی و کروبی در 25 بهمن ، مشاوران او نسبت به خدشه دار شدن پایگاهش در بین حامیان این دو هشدار دادند.

در شرایطی که سید محمد خاتمی اخیرا" در تماس یا خانواده های میرحسین موسوی و مهدی کروبی از حصر آنها ابراز ناراحتی کرده ،اخباربدست آمده از یک واقعیت پنهان دراین زمینه حکایت دارد.
چندی پیش سید محمد خاتمی در جلسه ای ضمن انتقاد از دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای راهپیمایی 25 بهمن گفته بود که این اقدام «بدون در نظر گرفتن کمترین تعقل» صورت گرفته است.
وی همچنین ضمن محکوم کردن رفتاری که در روز 25 بهمن توسط فتنه گران صورت گرفت،تصریح کرده بود که با اقدام «عجولانه» و«بی منطق» موسوی و کروبی آنان جمعیتی را خیابان ها آوردند که خود مدیریتی روی آنها نداشتند و تنها زمینه ای را فراهم کردند تا یک عده ضد انقلاب که نه به امام اعتقاد دارند و نه به نظام  به خیابان بیایند و آب به آسیاب دشمن بریزند.
خاتمی همچنین با بیان اینکه دعوت به راهپیمایی 25 بهمن و اول اسفند اقدامی در راستای اهداف ضد انقلاب بوده ،اظهار گلایه کرده بود که چرا موسوی و کروبی چنین اقدامی را انجام داده اند.
گفته می شود بعد از این اظهارات خاتمی بوده که مشاوران وی نسبت به بیان عمومی این قبیل اظهارات خاتمی به وی هشدار داده و با تاکید بر اینکه وی در صورت عدم انتقاد از حصر موسوی و کروبی پایگاه اجتماعی خود را در حامیان این جریان از دست خواهد داد،وی را مجاب به تماس تلفنی با دختران موسوی وانتشار خبر آن کردند.
در همین زمینه شنیده شده که فرآیندی که برای این سناریو فراهم شده بود حاصل پی گیری های یک هفته ای مشاوران خاتمی بوده به شکلی قسمت اعظم این تلاش مصروف هماهنگی با خانواده میرحسین موسوی بوده است.


پیام طوطی سبز لندن به رفقا
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، عطاءالله مهاجرانی ، جنبش سبز

سخنان اخیر مهاجرانی در اردوگاه داخلی و خارجی فتنه، غوغایی به پا کرده است. تئوری‌پرداز اسب‌تروا توانست با این نظریه حداقل در فضای مجازی جایی برای جولان فتنه‌گران پس از راهپیمایی پرشور مردم در 22 بهمن سال 88 فراهم آورد.

عطاء‌الله مهاجرانی (وزیر فراری دولت خاتمی) اخیراً در جلسه‌ای که در کتابخانه «کنزینگتون» لندن برگزارشد، در خصوص تحولات اخیر برخی کشورهای اسلامی نظراتی را ارائه داده و در پاسخ به پرسشی در‌خصوص تناسب ایران با مصر و حوادث اخیر این دوکشور، این دو را از یک جنس نمی‌داند، بلکه به اعتقاد وی ایران کشوری مستقل است و در مقایسه رئیس‌جمهور فراری مصر با رهبری معظم انقلاب اسلامی(قیاسی بی‌ربط)، کارنامه اقتصادی و زندگی رهبر ایران را خالی از هر نقطه سیاه و حتی «نقطه خاکستری» می‌داند.

سخنان اخیر مهاجرانی در اردوگاه داخلی و خارجی فتنه، غوغایی به پا کرده است. تئوری‌پرداز اسب‌تروا توانست با این نظریه حداقل در فضای مجازی جایی برای جولان فتنه‌گران پس از راهپیمایی پرشور مردم در 22 بهمن سال 88 فراهم آورد.

آن روزها مدعیان شعار «ما ‌بیشماریم» ادعا می‌کردند، جمعیت حاضر در خیابان‌های منتهی به میدان آزادی طرفداران آنها بوده‌اند، اما با تئوری مهاجرانی بدون هیاهو وارد خیابان‌ها شده‌ و یکدیگر را نمی‌شناخته‌اند، بنابراین موفق به عرض‌اندام نشده‌اند؟!

در مورد این ادعا بعد از یک سال باید پرسید در 22 بهمن سال جاری که شما بیانیه‌ای برای حضور‌ هوادارانتان به خیابان‌ها نداده‌بودید، مردمی که در شهرهای مختلف این روز بزرگ را پاس‌داشتند چه کسانی بودند؟! این بار که دیگر پای اسبی در میان نبود! که بتوانید مردم را هوادار خود جلوه دهید.

اکنون بعد از افتضاح سال گذشته، پس از گذشت یکسال دوباره شاهد بزرگنمایی از تصویر مخدوش وزیر خائن دوران اصلاحات هستیم، آن هم با اخباری که گویا مهاجرانی طرفدار دوآتشه نظام اسلامی و رهبری آن است!

گفته‌های اخیر مهاجرانی در اردوگاه خارجی فتنه سبز چند هدف اصلی و مهم را می‌تواند در پی داشته باشد که برخی از آنها عبارتند از : ‌

1-تلاش مهاجرانی برای زمینه‌سازی یک عذرخواهی به ملت ایران، به منظور تعمیر پل‌های تخریبی پشت سر خود و توجیه اقدامات گذشته برای بازگشت دوباره به ایران. لازم به ذکر است این مورد در صورتی درست است که واقعاً جریان سبز از او و تئوری‌اش ناراضی بوده و تئوری «اسب تروا» ساخته عناصر اصلی صحنه‌گردان فتنه نباشد.

2-برخی افراد که از عدم همراهی مردمی با فتنه سبز مطمئن شده‌اند، تلاش می‌کنند با «مهره‌سوزی» علت شکست‌های گذشته را برخی افراد مثل مهاجرانی جلوه داده و علت ریزش نفرات در اردوگاهشان را توجیه نمایند.
3- مهاجرانی همان کسی است که در روزهای اول فرارش از ایران، بی‌پروا به همه مقامات نظام اسلامی هتاکی می‌نمود، اکنون تعریف و تمجید او از نظام و مسئولان آن، نشانه‌ای از شکست مبارزه مستقیم با نظام اسلامی‌ است؛ نشانه‌ای از ناممکن بودن موفقیت برای فتنه‌گران در برخورد شارپ با انقلاب اسلامی. بنابراین تئوری‌پرداز نظریه اسب‌تروا احتمالاً می‌خواهد با تئاتر جدیدی تلاش ‌کند با یک مرگ ظاهری به سبک طوطی داستان‌ مولوی، به همپالکی‌های خود در درون نظام اسلامی بفهماند، آنها نیز باید سیاست نفوذ و استحاله را در پیش بگیرند تا بتوانند در حمایت ظاهری از نظام اسلامی، پس از نفوذ در دستگاه‌ مختلف(همان تئوری اسب‌تروا) در وقت مقتضی ضربه‌های اساسی را بر پیکر تنومند انقلاب وارد نمایند.


نظام‌سلطه با راه‌اندازی 874 سایت اینترنتی از فتنه‌گران حمایت کرد
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، امنیت ملی

جریانی تلاش داشت موفقیت اندیشه دینی در مدیریت کارآی نظام اسلامی را ناکارآمد جلوه داده و به چالش بکشد.

دبیر شورای‌عالی امنیت ملی گفت: کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا با حمایت از سران فتنه خواستار آزادی عمل جریان فتنه در ایران شدند و در همان وهله با تصویب 55 میلیون دلار و سرمایه‌گذاری در فضای مجازی و راه اندازی قریب 874 سایت با فتنه‌گران همراهی کردند.
به گزارش خبرگزاری فارس، سعید جلیلی که امروز چهارشنبه به عنوان میهمان ویژه دومین روز نهمین اجلاسیه رسمی دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری در محل سابق مجلس شورای اسلامی سخن می‌گفت، با اشاره به فتنه سال 88 اظهار داشت: در ابتدای پیدایش فتنه 88 در مرحله‌ای بود که در اوج پیشرفت خود به سر می برد و سردمداران غرب در مکاتبه با مسئولان عالی ایران مجبور شدند به این امر اذعان کنند.
وی با یادآوری موفقیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران در آن برهه، ظرفیت‌های اقتدار کشورمان در منطقه و در تعامل با سایر کشورهای جهان را بر شمرد.
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی با استناد به شواهد موجود، اظهار داشت: کشورهای غربی متقاعد شده بودند که این اقتدار و عظمت ایران به ویژه مشارکت مردم در سرنوشت خود در انتخابات بیشترین خطر برای آینده آنهاست.
جلیلی با اشاره به ظهور و بروز برجسته جمهوریت نظام در جریان انتخابات سال گذشته ریاست جمهورس گفت: ظلم بزرگ به نظام این بود که جریانی تلاش داشت موفقیت اندیشه دینی در مدیریت کارآی نظام اسلامی را ناکارآمد جلوه داده و به چالش بکشد.
وی ادامه داد: اقدامات جریان فتنه با تهمت زدن به سلامت انتخابات و سپس اردوکشی خیابانی، غرب و استکبار جهانی را امیدوار کرد و ظلم بزرگ به نظام شکل گرفت؛ در این فتنه غربی ها با یک چرخش کامل پس از انتخابات تلاش کردند قواعد دموکراسی در ایران را انکار کرده و خود را پشت سر جریان فتنه قرار دادند.
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی کشورمان با اشاره به برنامه ریزی فتنه‌گران پس از انتخابات، اظهار داشت: فتنه‌گران از تقلب در انتخابات شروع کردند و کار را با انکار حمایت نظام از فلسطین و در 13 آبان با زیر سئوال بردن ستیز ایران با آمریکا و جسارت به تصویر امام (ره) و زیر سئوال بردن اصل ولایت فقیه پیش بردند و نهایتاً نیز اقدامات آنها به توهین در روز عاشورا کشیده شد.
جلیلی افزود: کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا با حمایت از سران فتنه خواستار آزادی عمل جریان فتنه در ایران شدند و در همان وهله با تصویب 55 میلیون دلار برای از بین بردن سانسور در ایران و قراردادن ضرب‌الاجل 90 روزه برای اجرای آن و سرمایه‌گذاری در فضای مجازی که راه اندازی قریب 874 سایت علیه حکومت را در برداشت، سعی در همراهی با فتنه‌گران داخلی داشتند.
وی با اشاره به اتهام شکنجه زندانیان جریان فتنه توسط بعضی از سران فتنه، توجه خبرگان ملت را به پروژه کشته‌سازی و ادعای واهی جریان فتنه درباره تعداد کشته‌شدگان در حوادث پس از انتخابات جلب کرد.
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی گفت: سران کشورهای غربی پس از مأیوس شدن از اغتشاشات خیابانی و قدرت عملی فتنه‌گران، سعی در تحمیل فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ملت ایران داشتند که منجر به تصویب قطعنامه 1929 شد.
جلیلی با اشاره به مدیریت حکیمانه رهبر معظم انقلاب برای از بین بردن جریان فتنه و هوشیاری مردم در برخورد با عناصر فتنه‌گر، تصریح کرد که در جریان این تحولات نه تنها موفقیت دیپلماسی منطقه‌ای ایران و نیز پیشرفت‌های هسته‌ای کشورمان کم نشده بلکه با سرعت بیشتری به راه خود ادامه داد و ما در آستانه 25 بهمن و به خصوص با الگوگیری کشورهای منطقه از الگوی جمهوری اسلامی بار دیگر در اوج اقتدار قرار گرفتیم.
وی اضافه کرد: موفقیت ایران در نشست‌های ژنو و استانبول بسیار چشمگیر بود و در ادامه میتوان به بالندگی ایران و نقش مقام معظم رهبری در جنبش‌های اخیر به خصوص مصر افتخار کرد.
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی کشورمان گفت: دشمنان جمهوری اسلامی تلاش داشتند با تشبیه ایران به مصر و تونس اجازه ندهند که ایران اسلامی الگویی جهت کشورهای منطقه قرار گیرد و لذا با برنامه ریزی برای اغتشاش در 25 بهمن بار دیگر سران فتنه را مجبور کردند با توسعه ظرفیت دنیای مجازی و فراخوان مردم به خیابان‌ها، به کشورهای منطقه نشان دهند نظام اسلامی هم مانند مصر و تونس با مردم خود دچار چالش است اما تحرکات آنها با هوشیاری مردم در نطفه خاموش شد.
جلیلی خاطر نشان کرد: باید توجه داشت محور جریان بعد از 25 بهمن آمریکا، اسرائیل و انگلیس است که طراحی آن را آمریکا انجام می دهد و ضدانقلاب داخلی مجری برنامه‌های آنهاست.
وی در پایان سخنان خود، مهم‌ترین عامل پیروزی جمهوری اسلامی را در برهه‌های اخیر، پیوند ایمان و عدالت و تدبیر مقام معظم رهبری و وجود اصل ولایت فقیه دانست.
این گزارش می‌افزاید؛ پس از سخنان جلیلی برخی نمایندگان ملت در مجلس خبرگان رهبری سئوالاتی از دبیر شورای‌عالی امنیت ملی مطرح کردند که وی به پرسش‌های آنان پاسخ گفت.


حاج سعید قاسمی در در مراسم افتتاح مرکز فرهنگی رسانه بیداری خوزستان:
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، حاج سعید قاسمی ، جنبش سبز
سرباز باید در خط نظامی جلوی فرمانده باشد در خط فکری عقب/ اگر خط فتنه را رها کنید دشمن دوباره آن را می‌گیرد

حاج سعید قاسمی پنج‌شنبه هفته گذشته در مراسم افتتاحیه مرکز فرهنگی رسانه بیداری در استان خوزستان به تبیین شرایط گذشته و حال انقلاب، نقاط آسیب‌پذیری و تهدیدهای احتمالی در آینده پرداخت. متن کامل این سخنرانی خواندنی در ادامه آمده است:
 این ایام و پیروزی‌های پی در پی شما را در طول این سه دهه و خاصه شنیدن پژواک حرکت بزرگ شما در اقصی نقاط بلاد مسلمین و همچنین پیروزی شما را در هشت ماه نبرد مصرانه با فتنه داخلی تبریک می‌گویم؛ از خداوند منان حضور و ظهور آقا صاحب‌الزمان را بخواهیم تا این پرچم را با صحت و سلامت به دست صاحب اصلی‌اش برسانیم.
 
کوتاه سخن اینکه دوستان در شرایط بسیار حساس و خاصی زندگی می‌کنیم؛ بهتراست این جمله را بگویم؛ در عاشورا مهم این بود که هرکس صدا و ندا را شنید، خودش را به صحنه برساند. بله! ممکن است که در روز واقعه عاشورا خیلی‌ها برای رضای خدا خیلی جاها کار می‌کردند، نماز اول وقت‌شان ترک نمی‌شد و... ولی در آن زمان و مکان قرار نگرفتند. بعد از آن هم ایستادند تا یک مختاری قیام کرد، خدا به آنها هم توفیق داد تا در صف مختار ایستادند و به شهادت رسیدند، ولی فایده نکرد. چرا؟ چون آن موقعی که می‌گفتند أین عمار باید سینه سپر می‌کردند والا باید سر امام بالای نیزه برود و اهل بیت را به اسارت ببرند، بعد بخواهی تصمیم بگیری برای انقلاب از دست رفته چه بکنی که این نمی شود.
 
اما در رأس انقلاب اسلامی ایران، یک رهبر فقیه و آگاه و انقلابی که تجربه فراز و نشیب‌های انقلاب‌های یک سده اخیر را در کارنامه‌اش دارد و انقلاب‌‌ها را بررسی کرده بود و براساس فرمول خاصی این کشتی را هدایت می‌کرد، وجود داشت. یک حلقه پایین‌تر از رهبری، کادری بود که خود امام آن را ساخته بود و آن کادر قادر بود که حرکت را هدایت کند و نگذارد که به جریان‌های انحرافی بیفتد. همچنین این حرکت یک ایدئولوژی و اعتقاد فکری داشت که بر همان اساس، در مورد مکتب اسلام اعتقاد داشت که "الاسلام یعلو و لا یعلی علیه" باز از آن بالاتر در خود پذیرش اسلام، به مکتب شیعه اعتقاد داشت که در این مکتب اعتقاد بر این است که هرجا که ظلم است، باید با آن دست و پنجه نرم کنیم، تفکر و استراتژی "خون بر شمشیر پیروز است" در سرلوحه شعارهایش است و برای رسیدن به این ایدئولوژی، تاکتیک و شگردهایی مشروعی داشت.
 
علی‌رغم اینکه نهضت روح الله فیس‌بوک و توئیتر و اینترنت و ماهواره نداشت اما یک بستر اجتماعی داشت که آن بستر، هیئت‌ها و مساجد بودند که شبکه ارتباطی این حرکت بزرگ را هدایت می‌کردند. نفس گرم انقلاب سینه به سینه توسط علمدارهایش به مخاطبین می‌رسید و آن هیئت‌ها یا به تعبیر امروزی‌ها NGOها خود را موظف می‌دانستند که اگر حضرت آقا در نوفل لوشاتو یا نجف پیامی داد، به سرعت تکثیر شود و به دست مخاطبین برسد. مهم‌تر از این‌ها، قیام، بستر مردمی داشت و مردم این آمادگی را داشتند که برای رسیدن به افق تفکرات رهبر خود، زیر بار تحمل آن فشارها بروند. این انقلاب در نوع خودش کامل بود. این را امروز خیلی‌خوب می‌توانیم درک کنیم. نمونه آن را بخواهید در کشورهای دیگر ببینید، به‌طور ناقص است یعنی اولا اینکه رهبری درستی ندارد و یکی نیست که همه به حرف او گوش بدهند، دوم اینکه در زمینه پذیرفتن یک ایدئولوژی هر کدام یک حرفی می‌زنند "الثورة الدموکراتیه"، "الثوره اللیبرالیه" و هر کدام سازی می‌زنند. چهارم اینکه غربی‌ها می‌آیند تا عنان حرکت‌ها را دست بگیرند؛ چون نسخه‌های مقابله با انقلاب‌ها از قبل پیچیده شده است که چگونه یک انقلاب را منحرف کنند. امام روح‌الله با تجربیاتی که از یک سده گذشته دارد و خیلی مجرب است، حتی حاضر نیست که یک عکس نامربوط با یک چهره ضد انقلاب بگیرد که در جنبش، جریان انحرافی ایجاد کند. معروف است که می‌گویند در جریان نهضت ملی شدن نفت از آیت‌الله کاشانی عکسی منتشر شد که با سپهبد زاهدی به عنوان عامل سیستم ستم‌شاهی گرفته بود که این عکس حکایت از این داشت که این دو روی کاناپه آقای کاشانی در منزل‌شان نشسته‌اند و خنده‌ای بین این ها رد و بدل شد. این عکس در کوران انقلاب در بین مردم منتشر شد و مردم احساس کردند که در پشت روحانیت با این‌ها بده و بستان‌هایی وجود دارد.
 
امام در آن زمان طلبه جوانی بود، خدمت آیت‌الله کاشانی آمد و جلوی درب نشست، آقای کاشانی گفت که بفرمایید داخل ولی امام قبول نکردند و بعد از چند دفعه اصرار، به کنایه فرمودند حضرت آیت‌آلله، فکر می‌کنم که آنجا نجس شده است، آقای کاشانی موضوع را فهمید و گفت که شما می دانید که بین ما چیزی نیست و این مسئله دروغ است. امام گفتند که این مباحث تأثیری ندارد، کاری که نباید می‌شد، شد و در سطح جامعه پیچید که روحانیت با این‌ها همکاری دارند و دستمان در یک کاسه است. فردای آن روز، آقای کاشانی رفت میدان گلوبندک و روی سقف ماشینی ایستاد و موضوع را به صراحت تکذیب کرد.
 
 
حواس امام جمع بود، وقتی در نوفل لوشاتو بودند، وزیر آموزش و پرورش رژیم نزد ایشان رفت و خواست با ایشان ملاقات کند، امام روح الله نپذیرفتند و گفتند که بیرون به آقای آموزگار بگویید که برائت خودشان را در مقابل دوربین‌ها از رژیم اعلام کند، بعد در خدمت ایشان هستیم. این هوش و ذکاوت را داشت که یک موقع از ایشان سوء استفاده نکنند و بالاتر از آن، مجاهدین خلق که در آن زمان مکتبی، مسلح و حافظ قرآن هم بودند و هنوز چکمه‌لیس صدام نشده بودند، خدمت امام در نجف رفتند، گفتند مگر نمی‌‌خواهید انقلاب کنید، شما که در حال حاضر در تبعید به سر می‌برید، یک مجوز و تأییدیه بدهید تا قیام مسلحانه کنیم، هر جایی را که بخواهید بگیریم، حتی اگر بخواهید خود شاه را ترور می‌کنیم، از این بهتر می‌خواهید؟ انقلاب ما مثل انقلاب‌های دیگر نیست که برای رسیدن به هدف از هر وسیله و نیروی نامشروعی استفاده کنیم.
 
یک خبرنگار از امام پرسید که شما از چه زمانی تصمیم به انقلاب گرفتید؟ گفت: هیچ وقت. به تعبیر ما خبرنگار گفت: یعنی چه هیچ وقت، یعنی شما برنامه‌ای ندارید، آقا فرمودند از هر وقت که رسیدیم هر تکلیف و وظیفه‌ای که هست باید انجام دهیم.
 
در یک جای دیگر از ایشان سوال کردند که "آقا این اتفاقی که در 22 بهمن افتاد، قرار بود در خرداد 15 سال قبل یعنی در سال 42 اتفاق بیفتد چرا عقب افتاد؟" فرمودند یک خطایی کردیم، و به حسب آن خطا، 15 سال تبعید شدیم. پایین منبر دوباره از ایشان سوال کردند که موضوع چیست؟ فرمودند که در آن زمان باورمان این شد که از این به بعد، ما مرجع عالی‌قدر هستیم و خدا هم به خاطر این حرف من را تبعید کرد تا بفهمم که همه چیز در ید قدرت الهی است، برای همین یک جمله؛ به نجف تبعید شد تا در آنجا پنجه در پنجره فولادی ضریح حضرت علی علیه‌السلام بیندازد تا بعد که از پله هواپیما در فرودگاه تهران پیاده می‌شود، بگوید که همه چیز در ید قدرت الهی است. تا آخر هم دیدید که بر سر این موضوع ماند و معتقد بود که همه ما مکلف به انجام تکلیف هستیم و این را فهماند که با گرم و سرد شدن شما به عنوان اصحاب، من مسیرم را تغییر نمی‌دهم.
 
این مطلب عجیب است اولین کشوری که از انقلاب ما حمایت کرد و آن را به رسمیت شناخت، آمریکا بود؛ چرا آمریکا؟ چون می‌دانستند که سریع باید سوار موج شوند، مانند همین اتفاقاتی که در لیبی و مصر در حال رخ‌دادن است. برخی معتقدند که امام روح‌الله با ذکاوت خاصی امثال بازرگان را جلو فرستاد و در خط حمله یک رینگ امنیتی ایجاد کرد تا در پناهش وقت داشته باشد ضریب اطمینانی ایجاد کند و آمریکایی‌ها فکر کنند که کار دست آن‌هاست. برخی نیز بر این عقیده‌اند که چون مبنای کار امام الهی بود، خداوند شرایط را به این ترتیب شکل داد و همه چیز را او ساماندهی می‌کند.
 
 
بعد هم که اولین دیدار بازرگان با برژینسکی مشاور امنیتی کاخ سفید رخ داد، دال بر این بود که برای زدن ما، مثل حال و روز الآن قذافی عجله نکنید، بلکه در ایران هم یک رهبر مانند ژان پل چندم که یک سری فرامینی را می‌دهد، هست اما کار اجرایی در دست کس دیگری است و در فرصتی دیگر در یک عملیات نظامی بمبی می‌گذاریم زیر صندلی‌اش و او را ترور می‌کنیم.
 
این موضوعات را از خودم نمی‌گویم. کنت الکساندر دمورانت وزیر اطلاعات فرانسه است که چهار طرح سرنگونی امام را داده است. یکی در همین مرحله ای است که از فرانسه به ایران عزیمت می‌کنند. می‌گوید اگر اجازه می‌دادند داستان را مانند امام موسی صدر تمام می کردم، تا امروز جهان این قدر مصیبت نمی‌دید. می‌گوید که آمریکایی‌ها و شاه با این طرح مخالفت کردند. دوباره طرح ترور امام در قم را دارد و طرحی دیگر برای ترور امام در تهران داشت. خلاصه هرکاری را که احساس می‌کردند باید انجام دهند، مضایقه نمی‌کردند.
 
مشکلی که داریم، این است که هم قدیمی‌ها و هم فرزندانمان، اصلا از این تاریخی که بر ما گذشت و جغرافیایی که بر ما حادث شد، چیزی نمی‌دانیم. همین قدری هم که جبرا در این دو سال اخیر درگیرش شدند به برکت همین فتنه‌ای است که اتفاق افتاد، چون مصیبت‌هایی داشت ولی برکاتی هم داشت؛ دوست و دشمن را شناختیم.
 
خب هر کدام از این موضوعات را که بخواهیم بررسی کنیم باید یک مثنوی چندصدمن کاغذ راجع به آن صحبت کنیم. اینکه چطور می‌شود بازرگان کنار برود، چطور می‌شود که صاحب همین بیت که به نام شهید بزرگوار علم الهدی است، و افرادی مانند محسن وزوایی و ورامینی سفارت آمریکا را تصرف می‌کنند. این قدر این حرکت بزرگ است که آقا روح‌الله از آن به عنوان انقلاب دوم یاد می‌کنند.
 
بازرگان می‌گوید: در این مملکت چند دولت وجود دارد، اینکه یک سری بچه بلند شوند و بیایند سفارت‌خانه را بگیرند که نمی‌شود، من وزیر و سفیر دارم، این می‌شود که بازرگان استعفا می‌دهد و آقا روح‌الله هم قبول می‌کنند.
 
تصمیم گرفته می‌شود که انتخابات برگزار شود، در آن انتخابات، همین بنی‌صدر خائن که در جنگ با ایران خیانت کرد، مردم او را انتخاب کردند. می‌توانید از پدر و مادرهایتان سوال کنید، ممکن است شرمنده شوند و بگویند که ما رای ندادیم. هر کس گفت که من رأی ندادم، سؤال کنید که پس این 11 میلیون رای بنی صدر از کجا آمد؟ ولی ممکن است پدر و مادرتان بگویند که ما رای دادیم چون دلیل داشتیم: یکی اینکه سید بود؛ همین سیادتی که تا الان هم بعضی افراد از این عنوان سوءاستفاده می‌کنند، دوم اینکه آیت‌الله‌زاده بود، پدرش حضرت آیت‌الله بنی صدر بود و سوم اینکه دکترای اقتصاد داشت، کتاب اقتصاد اسلامی نوشته بود؛ پنجم حامی اصلی ولایت فقیه بود لذا بنی صدر صد‌در‌صد آنچه خوبان همه دارند را تنها داشت، اشتباه نکردیم رای دادیم در بین رقبا نیز کسی از وی قدرتر نیست، فرمانده کل قوا بود، رییس شورای عالی انقلاب بود، رییس جمهور بود؛ حداقل این سه مسئولیت را داشت تا اینکه افرادی مثل حسین علم‌الهدی اسناد لانه جاسوسی را به‌هم چسبانیدند، یک موردش این بود که این فرد زمانی که دانشجو بود به عضویت شبکه جاسوسی درآمده است، ماهیانه حقوقی نیز داشت. اسناد به دست آمده را به امام خمینی نشان دادند و گفتند که این آقا که الان گرما‌گرم جنگ است و در کل مقطعی که فرمانده کل قوا بود، یک عملیات انجام داده است و به خاطر این عملیات هویزه از دست رفت و حسین و اصحابش که به تعداد شهدای کربلا قریب به 72 نفر بودند، همه به شهادت رسیدند، خائن است. آقا روح‌الله امشب باید اعلام کنید! یک هفته بعد هم نخواند و تا یک ماه بعد هم نخواند و در نهایت اختلاف بین دانشجویان پیرو خط امام افتاد که آقا چرا اعلام نمی‌کنید. آقا روح‌الله نکند، خدای نکرده شما هم پشت پرده با آن‌ها توافق کرده‌اید. آقا خیانت است اگر اعلام نکنید. ما هر روز در جنگ داریم کشته می‌دهیم، عامل مصیبت این آدم است.
 
آقا روح‌الله نامه را گذاشت و گفت بگذارید تا وقتش برسد. وقت‌اش کی است؟ وقتش زمانی است که تو به این موضوع برسی. قرار نیست آقا روح‌الله برای تو تصمیم بگیرد، این بچه تازه متولد شده باید حرکت کند و زمین بخورد تا راه رفتن را یاد بگیرد. این‌ها باید به بلوغ سیاسی برسند. مردمی که آمریکایی‌ها برایشان تصمیم می‌گرفتند و حتی وکیل نمی‌توانستند انتخاب کنند، یک حزب به نام رستاخیز بوده که به کسی اجازه نفس کشیدن نمی‌داد، مستشار هم که در همین شرکت توتال می‌آمده به خاطر همین نفسی که تو می‌کشیدی و به او می‌خورده، حق توحش می‌گرفته، یعنی حقوق خودش را می‌گرفت و یک حق توحش به خاطر اینکه در بین یک جماعت وحشی زندگی می‌کنم. این شأن ما بوده است. باید هر سال هزاران بار خدا را شکر کرد. به خاطر اینکه امام ما را از این کثافت بیرون آورد و این چنین به ما حریت و آزادگی بخشید.
 
امام گفت: باشد تا وقتش برسد. آقا کی وقتش می‌رسد؟ در آن زمان در سپاه دو قشر ایجاد شده بود. بنی صدریون و بهشتیون. تشخیص نمی‌دادند که سره و ناسره کدام است. یک‌جا بنی‌صدر گفت که آقای بهشتی ممنوع المنبر هستند و حق صحبت کردن ندارند. این موضوع یک طرف و داستان مسعود رجوی با جماعتش طرف دیگر، آن هم نه مسعودی که الان او را می شناسیم. انسان‌هایی زندان رفته و شکنجه شده و هر دخترشان، شصت‌تای این دخترهای امروزی که از خاتمی و کروبی و موسوی حمایت می‌کنند، بود. نیروهای مسعود و مریم را ندیده بودی عزیزم. هر کدامشان یک کشوری را به هم می‌ریختند و به صراحت می‌گویم که خواباندن فتنه مسعود رجوی و دار و دسته‌اش و خنثی کردن آن‌ها، کار آقا روح‌الله و امثال علم‌الهدی و محسن وزوایی به تنهایی نبود، پشتوانه مردمی لازم داشت. خیال‌تان را راحت کنم. برای اینکه بفهمی که جماعت مسعود رجوی و قد و قواره شان در چه حدی بود، اینگونه می‌گویم که بفهمید.
 
تا اینکه شبی که سرخاب و سفیداب مالیده بود تا با مریم و مسعود فرار کنند، جماعت بیرون ریختند و شعار مرگ بر فلانی و درود بر فلانی می‌دادند. یک سال است که رهبر دارد کد می‌دهد، ملت باید این را زودتر از این‌ها می فهمیدند. حواس‌مان باید جمع باشد، چه خواص و چه عوام.
 
فتنه‌های بعدی مانند فتنه شریعتمداری در آذربایجان که خودش برای کل انقلاب کفایت می‌کند، خودش یک داستان است. خلق عرب، دار و دسته دارد، آیت الله دارد، سید دارد، پیروان دارد و خودشان برای همه جریانات کفایت می‌کنند. بمب‌گذاری در اماکن عمومی و خطوط انتقال نفت و تهیه سلاح و مهمات و قاچاق و... خود خلق عرب برای جدا کردن خوزستان کفایت می‌کرد. خلق ترک و مسلمان از طرف دیگر. شمال یک داستان، خلق کرد یک داستان. فتنه‌ها پشت سر هم. از طرف دیگر ترور خواص، امثال مطهری و بهشتی و 72 تن از یارانش و بعد ترور نخست وزیر و رییس جمهور، چهار نفر از ائمه جمعه را به شهادت رسیدند. مثل همین ریگی و طالبان و وهابیون و...که هنوز تشکیل نشده بودند، امثال گروه مسعود رجوی کارهایی می‌کردند. این ها یک طرف و جنگ هشت ساله یک طرف دیگر.
 
در آخر جنگ هم داستان دیگری داشتیم که قرار نبود این گونه تمام شود. قرار بود شما پرچم را در بغداد بزنید. یک شبه پذیرش قطعنامه توسط آقا روح‌الله اعلام شد. آقا شما تا 15 روز پیش اعلام کرده بودید که حسینیان آماده باشید، کمربندها را سفت ببنیدید هیچ کس حق ندارد کوچکترین مسامحه ای کند، چطور این قطعنامه را پذیرفتید! آقا چرا این زهرنامه را امضا کردید؟ گفت باشد تا وقتش برسد و در آینده برای شما مشخص خواهد شد. همه کسانی که داغ آن زخم را داشتند، در همین دوران فتنه دوباره این زخم چرکین سرباز کرد و بوی این زخم که بیرون زد، مجبور شدیم که ببینیم که خدایا داستان چه بود و بخشی از جواب سوال ها را گرفتیم.
 
در مجلس ششم به رهبر انقلاب نامه نوشتند که اگر بخواهید برای زهرنامه نوشتن، مثل حضرت امام دیر اقدام کنید، انرژی و سرمایه را هدر داد‌ه‌اید! همین جماعت حسن روحانی‌ها و امثال این‌ها، به اضافه نماینده های آمریکایی تبار فشار گذاشتند که آقا امضا کنید و این امضای شما موجب امتنان ملت خواهد شد. قشنگ گفت که: خدایا اگر دستبند تجمل نمی بست دست کمانگیر ما را، کسی تا قیامت پیدا نمی کرد از آن گوشه کهکشان تیر ما را، ولی خسته بودیم و یاران همدل به نانی گرفتند شمشیر ما را، ولی خسته بودیم و می برد طوفان تمام شکوه اساطیر ما را، طلا را که مس کرد دیگر ندانم چه خاصیتی بود اکسیر ما را.
 
قطعنامه امضا شد و بعد از آن خیال این جماعت راحت شد. قبل از آن هم می گفتند، جنگ جنگ تا یک پیروزی. امام فرمودند: بس کنید و دیگر این حرف ها را نزنید، جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان. در هر جایی که ندای مظلوم و مسلمانی که فریاد یاللمسلمین بلند شد، آنجا خاک و اقلیم ماست. این شعارهای ایران و... که دو مرتبه باب شده است و از کیسه پوسیده ها در آوردند و شیپور می زنند، یکی نیست به این ها بگوید که در این تابوت جنازه ای نیست که ای احمق ها سینه می زنید.
 
موقعی که کوران جنگ بود، احمد متوسلیان از اینجا هزارتا آدم و یک لشگر را در قلب فلسطین و لبنان برد تا بجنگد. دراین تفکر، بین شلمچه و لبنان فرقی قایل نبود. در این مدل تفکر، چمران در همین سوسنگرد در حالی که می جنگد، شب در مناجات هایش می گوید که ای خدا می دانی که چقدر دوست دارم در کنار آفریقایی ها و برای مبارزه با محرومیت های آن ها می جنگیدم.
 
تا قبل از اینکه آقا روح الله رحلت کنند، یک اتفاق بزرگ دیگر افتاد، و آن این بود: در هر منزل حزب اللهی دو تا عکس و دو تا آقا بود. یکی عکس امام و دیگری آیت الله منتظری به عنوان نایب ایشان که خدای نکرده، اگر برای آقا اتفاقی افتاد پرچم به دست ایشان بیفتد. یک شب گفتند که آقا روح الله پیام داد: با دلی خون بار شما را که از همان اول هم واجد صلاحیت این قصه نمی دانسستم از این مسئولیت خلع می کنم، شما را که تجربه نشان داد، شیخ ساده لوحی هستید، برای این منصب مناسب نیستید.1- منزل خودتان را از لیبرال ها تخلیه کنید. 2- خمس و زکات این ها را نگیرید و کاری به این ها نداشته باشید. 3- در مسایل سیاسی دخالت نکنید و اگر خواستید در حوزه تدریس کنید. نه منتظری‌ای که الان او را می شناسید، بلکه کسی که آقا روح‌الله چندین بار گفتند که من در او خلاصه شده‌ام، یعنی اگر می‌خواهی خامه من را ببینی، در منتظری ببین.
 
پسرم که الان می گویی، آقا چندین سال پیش گفت، هیچ کس برای من فلانی نمی‌شود. این داستان (خلع منتظری) را اگر برای تو تعریف کنند، چه می‌گویی؟ منتظری‌ای که پدر شهید بود و مدرس حوزه بود. امام قسم خورده است، برای این اسلام که به اینجا رسیده است، این اسلام خیلی بالاتر از این هست و باید زن و بچه و رفقا را فدا کرد.
 
مادر ما همان شب که این پیام پخش شد، گفت، بچه قاب عکس را پایین بیاور. گفتم: مادر صبر کن شاید اشتباهی شده است و تلویزیون یک چیزی را خوانده، گفت: می‌گویم، پایین بیاور. بالاخره عصا را زد زیر قاب عکس و ده تیکه شد. ما آمدیم مسجد و گفتیم که چرا این جوری شد. یک عده گفتند که آقا کهولت سن پیدا کرده است و یک عده گفتند که به آقا خط داده اند که این گونه شده است و... ده روز طول کشید تا من قاب عکس را پایین بیاورم و خیلی از دوستانم تا همین الان قاب عکس را پایین نیاورده‌اند.
 
آقا هم رحلت کردند، انتظار فرج از نیمه خرداد کشم، خودش همه چیز را پیش بینی کرده بود. کی و کجا چه اتفاقاتی خواهد افتاد. ترسم از آن است که سلمان رشدی را بزنید و نمی زنید و ده سال دیگر بیایید بگویید که مخالف موازین دیپلماسی بوده است. ده سال دیگر وزیر امور خارجه ای در راس کار آمد که گفت این حکمی که آقا روح الله داده است مخالف دیپلماسی است. زمانی که رحلت کردند خدا بازهم عنایت کرد و به برکت این همه خون، خدا پرچم را به دست فرزند و سیدی از تبار اولیاء و انبیاء، خلف صالح و فقیه سپرد. حسادت ها از این جا شروع شد، فتنه ها دوباره شروع شد، گفتند در زمان آقا روح الله که نتوانستیم (چون جرأت نداشتند) دو مرتبه سر درآوردند گفتند آقا برای خودش، آقا باشد، کار اجرایی دست ماست. طی 16 سال که مسیر ضد ولایت و ضد تفکر آقا روح الله با شیب نرمی به سمت از بین بردن کل تفکر آقا روح الله در وزارت خارجه و کشور و فرهنگ و ارشاد پیش رفت و محصول همه آن قصه ها را در فتنه دیدید. ما هم به این باور رسیدیم که دیگر تمام است، چون این تبلیغ می شد که مردم دیگر تفکر روح الله را نمی خواهند. یک وقت خوب بود ولی دیگر نمی شود ادامه داد. تا کی باید بجنگیم. با همه دنیا که نمی توانیم بجنگیم به قول خاتمی باید یک جا بنشینیم و دیوارهای یخ بی اعتمادی بین ما و آمریکا باید شکسته شود.
 
باز هم این را تو نمی دانی پسرم، تو همین دیروز داشتی دیپلم می گرفتی و همین که افتادی در دانشگاه، گفتند که بدو وقت انتخابات است و به یکی از این دو نفر رای بده. اما یک دفعه در چهار طیف در سال 84 شما مردم تصمیم عجیبی گرفتید که چرای آن را من نمی دانم. سه تیر به نماینده های زر و زور و تزویر زدید و دوباره جریانی را بر سر کار آوردید که در مقابل آن سه جریانی بود که هرکدام به آمریکا چراغ سبز نشان می دادند. همه‌شان هم با امام فالوده خورده بودند. عکس‌هایشان هم هست، عینک دودی، چشم های آبی و چهره ها در زوایای مختلف. شما به کسی رای دادید که اصلا او را نمی شناختید، قیافه چروکیده، قد کوتاه، صورت روستایی و خانواده سالم، دخترها و پسرها در کثافت کاری های اقتصادی به هیچ وجه دست نداشتند و خودش هم پرونده روشنی داشت و شعارهایی که می داد، فتوکپی آقا روح الله بود. تغییر واقعی اینجا اتفاق افتاد. هر کس دیگری که به غیر از احمدی نژاد در مقابل آن جریان های ناصواب قرار می گرفت، سالم بود و این ویژگی ها را می داشت و شعار شفاف می داد، به جای احمدی نژاد رای می آورد. چون رای شما، رای به او نبود، چون او را نمی شناختید، احمدی نژاد نهایتا شهردار تهران بود، به بهبهان و اهواز چه کار دارد. آن جریان خاص ناراحت شد که چرا این کار را کردید، این بیاید، دومرتبه باید مصیبت بکشید، بجنگید و زیر بار فشار اقتصادی بروید. آن دختر شیخ گفت که این مردم، مردم ناصوابی هستند، این ها هر از چندگاه قدر ناشناس هستند، بابای من، آقا را آقا کرد. آیا موقعی که به تو رای دادند تا نماینده زن اول مجلس شوی، اشتباه نبود. مردم از آن موقعی که گفتی، دخترها ایرادی ندارد که با شلوار لی بگردند و دوچرخه سواری کنند، رسیدند به اینکه باید حذف شوی، آنجا مردم قدر ناشناس هستند.
 
در طول این چهارسال هم دیدید که درست تشخیص دادید. مستقیما آمده سینه به سینه در استان ها و جریان‌های آمریکایی را نیز قطع کرده است، مثل برنامه و بودجه امریکایی که پول می گرفت و خاتمی دو سال یک بار استان خوزستان می آمد و مدام در این دانشگاه و آن دانشگاه، در حال ایجاد یک فتنه بود.
 
در این چهارسال به این رسیدند که پول را مستقیم به استاندار بدهند و بگویند این پول در اختیار تو، آن را برای این مردم خرمشهر و آبادان و دیلم که سیلی خورده ها هستند، هزینه و فکری برای این ها کن نه فکر خصوصی سازی و نه فکر بچه های خودت. نه اینکه هر دفعه سراغ شما را گرفتند یا فرانسه ای یا ایتالیا یا دنبال سارکوزی هستید و کاخ الیزه که کلاه بوقی سرت بگذارند، به تو دکترای دروغین بدهند، خود تو اولین آدم درغگویی که دکترای دروغین به تو دادند. دکتر! اگر قدر خودت را می دانستی همان سیاست برای تو کفایت می کرد دکترا نمی خواست، تو سیادت همه ما را در نامه 2003 که به آمریکایی ها دادی، فروختی. نوشتی ما آماده ایم برای منکوب کردن حزب الله و حماس و سپاه پاسداران و برای همه اینها آماده ایم که مذاکره کنیم. موسوی هم از محمود عباس پول گرفت.
 
این سری چه کسانی را که در صحنه ندیدیم. این ها که تا دیروز علمدار جنگ و فرمانده سپاه بودند. این چرا جلودار این هاست؟ برای چه در تلویزیون که با او مصاحبه کردند و پرسیدند که شما چرا جلو رفتید؟ گفت: به دلیل اینکه چون دیدیم که این ها دارند مناقشات را به کف خیابان می کشند، خودم به عنوان اولین نفر رفتم وزارت کشور اعتراض کردم تا در کانال قانونی مسیر اعتراض طی شود و بقیه هم یاد بگیرند و پشت سر ما بیایند.
آقای دانش جعفری را به عنوان نماینده گذاشتند، که دو تا صندلی این طرف‌تر از آقا، با ایشان محاجه کند که آقا قبول کن که در انتخابات تقلب شده است. بی ادبی را هم او شروع کرد تا اینکه بقیه بیایند. بارک الله به تو فرمانده سپاه که تو دهن نماینده ات نزدی! ما متأثریم به خاطر این اتفاق‌ها!
 
ولی اگر می خواهی تو سقوط کنی کسی نمی تواند تو را نجات دهد. معاونش در صدا و سیما در برنامه دیروز و امروز و فردا آمد گفت که امداد الهی در جنگ نبوده و این حرف‌ها خزعبلات است. گفت: جریان بنی صدر جاسوسی نبوده و تنها تلقی اش از ریاست جمهوری اینگونه بوده است. جنگ چرا این گونه تمام شد؟ ما روزهای آخر بند پوتین هم نداشتیم. احمد متوسلیان داستانش به گونه ای دیگر. آیا فتنه را قبول دارید؟ نه فتنه را قبول ندارم. مناقشات سیاسی است بین دو جناح، خود آقا گفته...
 
هشت ماه طول کشید، چرا؟ مردم اول رفتند قم، علما و بزرگان تکلیف ما را مشخص کنید. چه کسی راست می گوید. برخلاف دوره های قبل نشد. یک سری دارند هم نوایی می کنند و یک سری هم دارند... مردم در یک گیجی و کلافگی هستند، تا الان فکر می کنند که داستان، سر یک تقلب است. همه خارجی ها دارند در یک شیپور می دمند و آن قدر این موج رسانه ای قوی است که به همه دارد اثر می کند. بالاخره آیا تقلبی صورت گرفته؟ کمتر کسی هست که در اداره و منزل با این فتنه اذیت نشود.
 
برحسب نسخه ای که آقای جورج سورس برای خاتمی و دار و دسته اش پیچیده بودند، گفت اشتباه کردید در اینکه عجله کردید و فکر کردید که با چند تظاهرات کار تمام می شود. در صورتی که ویژگی انقلاب مخملی این است که صبر و تحمل داشته باشید. یک دفعه نباید از نیروهای مسعود رجوی استفاده کنید. وقتی در جبهه ات از گوگوش تا سروش از مسعود رجوی تا بهایی ها همه را می آوری، دیگر نمی توانی غائله را جمع کنی. بعد همه هم سهم خودشان را می خواهند. هر چند اگر عجله هم نمی کردند باز هم نمی توانستند. شتر در خواب بیند پنبه دانه، فکر می کردند اگر بخواهند مخملی و با صبر و حوصله جلو بیایند، می توانند این جریانی را که سی سال بلوغ سیاسی پیدا کرده، زمین بزنند. اگر هم در مواردی در تشخیص مشکل دارد، برای این است که خواصش بصیرت نداشتند و در همگرایی با فتنه کلافه شده اند.
 
این جریان، تابلوی خط امام را هم ابزار کرد. امام خمینی را برای انتخابات می خواستند، میزان رای ملت است البته اگر ما را بخواهند و اگر به ما رای ندادند، تقلب شده است. با امام تا اینجا کار داشتند. چه پول‌هایی که در کارهای هنری و در این راه‌های ناصواب نگرفتند، دو میلیارد تومان به بهروز افخمی دادند فیلم فرزند صبح را ساخت که هدیه تهرانی با شلوار لی نقش مادر حضرت امام را بازی کند! پشتیبانی کننده کیست؟ دفتر امام. همه اسم هایی که شنیدیم و در گوش‌مان پیچیده. پول‌هایی که تا همین الان هم در شرکت های نفتی و گاز سر راست تبدیل به دلار می شود و بدبخت آن بچه مسجد سلیمانی که در کپر زندگی می کند. پول های ناصواب دانشگاه آزاد که کسی زورش نمی رسد جلوی این رانت‌خواری‌ها و زمین‌خواری‌ها بایستد.
 
اما به هر حال، همه معادلات‌شان اشتباه از آب درآمد، با خارج و داخل هماهنگ شده بودند ولی خدا نخواست. همین شعار معروف اخراجی ها که هر چه خدا خواست همان می شود نه این و نه آن فقط همان می شود. اینجوری نیست که شما بروید با سوروس و عبدالله و محمود عباس و هیلاری و مسعود رجوی ببندید. حداقل به هیلاری می گفتید که یک شب صبر می کرد و در شیپور شما فوت نمی‌کرد. به مسعود رجوی می‌گفتید ساکت شو، تا حداقل بچه های ما فکر کنند که مستقل هستید و به برکت زور بازوی خودتان در صحنه آمدید. اینقدر شما احمق بودید و احمق تر کسانی هستند که حاضر نیستند مرز خودشان را به تعبیر حضرت آقا روشن کنند. به زور بعد از 25 بهمن امسال، اعلام برائت کردند. فایده ندارد، حتی اگر اعلام برائت کردید شما دیگر خواص نیستید... شما مگر نمی گویید سرباز هستید، بیایید در یک خط، مانند همه این هایی که سرباز هستند. حق ندارید دوباره بیایید در اتاق فکر بنشینید و بگویید که ما استراتژیست‌من اتاق فکر هستیم و ما هر چه گفتیم ملت و مردم باید عمل کنند. نه خیر، شما سقوط کردید و کارتان تمام شده است. از این به بعد مردم بنا ندارند آن احترامی که خودتان برای خودتان قایل هستید، به شما بگذارند. شما سقوط کرده اید. یکی از برکات این فتنه این بود که جای خواص و مردم عوض شد. مردم عادت کرده بودند که بپرسند، حاج آقا چه کار کنیم و به چه کسی رای بدهیم و به چه کسی رای ندهیم. هشت ماه طول کشید تا اینکه رسید به شب عاشورا و روز عاشورا که ریختند بیرون و فریاد زدند، مرگ بر اصل ولایت فقیه و روز عاشورا کف زدند و سوت زدند، همین موسوی و دارودسته اش گفتند که این ها اصحاب ما هستند. امت شهید پرور همین ها هستند. مردم در 9 دی به خیابان ها آمدند تا دست تجلی الهی را یک بار دیگر نشان دهند. کسانی در 9 دی آمدند (من نفهمیدم که در اهواز چه گذشت و شما چه کار کردید) ولی در تهران کسانی دست آقا بالای سرشان بود که اگر این ها روز عادی به خیابان می آمدند من اگر مأمور امر به معروف و نهی از منکر بودم، می گفتم این ها را بگیرید. این گونه افراد دست حضرت آقا را گرفته بودند و در جهت ولایت و نظام شعار می دادند. این ها فهمیدند. حالا یک بچه ای به بنی صدر رای داده است، فهمیده که اشتباه کرده و حالا از آن مسیر برگشته است.
 
از اینجا به بعد جای خواص و عوام عوض شده است، مردم دیدند که دیگر نمی شود به خواص اعتماد کرد، تا به حال بچه هایمان را فرستادیم به جبهه و شهید داده ایم، از این به بعد هم پرچم را خودمان نگه می داریم. برکت فتنه این است که شما بار دیگر جمع شدید و دومرتبه احساس خطر می کنید. گوش‌های همه تیز شده است، همین الان علی‌رغم اینکه به احمدی نژاد ارادت داریم، همه کارهایش درست، اما یک جاهایی اشتباهاتی دارد، یک حرف ناصوابی توسط معاون دست چندمش زده می شود، همه حواس‌شان جمع است. ولی حواس‌مان باید جمع باشد و بی خودی فشنگ ها را هدر ندهیم. یک فشنگ خواستید بزنید به یک جریان ناصواب، یک دانه بزنید و بقیه را نگه دارید. موسوی خویینی ها یادت نرود. همان قدر که در مورد مشایی حساسیت داری، این فرد هم یادت نرود. اتاق فکر فتنه یادت نرود. اگر با این قصه به صورت ریشه ای برخورد نکنی، این فتنه را ریشه ای برخورد نکردی، تو دنبال مشایی بودی، دوباره از پشت، همان جریان فتنه در 25 بهمن به تو زدند. در مجموع از 100 نمره بده. چرا خودت را اذیت می کنی. از نظر تو سقوط کرده است رییس جمهور از نظر شرع سقوط کرده است، خب ایرادی ندارد از نظر ما که سقوط نکرده است. دو جا حرف آقا را گوش نکرده است، دو نمره نده. از بیست بده 18 و یا 16 و انشاء الله تا پایان خدمتش بر راستای تفکرات حضرت آقا بماند. انشاء الله تا امروز که سربلند بوده است، بعد از این هم سربلند باشد. حواست باید جمع باشد، با ماسک و امثال این ها نمی شود جریان شیمیایی را گذر کرد. خب، اتفاق خوبی پیش آمد، ریزش و رویش مجدد.
 
اما وظیفه ما؟
 
اول باید دقت کنیم که در این هجمه آتش، چه در آتش کربلای 5 که در این هشت ماه به مراتب سنگین تر از آن بود، وقتی احساس تکلیف می کنی، در منزل وقتی آتش به وجود می آید، جواب نمی توانی بدهی، مثل این عزیزان قاطی می کنی و بدتر از من چیزی می گویی. باید پایت روی پدال ترمز باشد، نه اینه بدتر از من یک دفعه یک چیزی بگویی، صد تا دوربین دارند فیلم می گیرند. باید آستانه صبر و تحمل را بالا ببری، باید حداقل پنج سال کار فرهنگی کنید. نباید دوباره جریان فتنه بیاید معاذالله. اگر این سری بیایند همه را شخم می زنند. سری قبل اولین کسی را که سر کار آوردند، وزیر ارشاد بود که الان در VOA و BBC است و تا قبل از فتنه می آمد تهران یک زن را طلاق می داد و دوباره می رفت. دومرتبه بگذاریم بیایند، سرکارنمی شود.
 
بعد از این هم باید بدانیم که اگر دو مرتبه خواستیم رای بدهیم، باز ملاک و معیارها برای ما مهم است و همه یاد گرفته اند. چون مردم به تفکر رای می دهند نه به قیافه، والا اگر می خواستند به قیافه رای بدهند به این رای نمی دادند، نه هیکل درست و حسابی دارد و نه قیافه لپ گلی مانند بنی صدر داشت که یک مقنعه بر سرش بیندازد و فرار کند. الحمدالله قیافه ندارد، به قول شما ماهی یک بار حمام می رود، همه این ها را گفتید ولی باز هم رای آورد. باز هم دوره بعد به شما می گوییم که چه کسی رای می آورد، بروید یک نفر چروک تر از این پیدا کنید، نروید دنبال خوشگل و خوش قد و قواره و عینک فنسی و چشم آبی، نروید دنبال این آدم ها. مردم دیگر گول نمی خورند. مردم تفکر برایشان مهم است، جهت گیری ها برایشان مهم است.
 
به برکت همین فتنه این هیئت‌هایی که متفرق شده بودند، دومرتبه جمع شدند، در فتنه قبل یک نقطه قوت هیئت‌ها بودند چون هیئت‌ها همه یک دست یک حرف می زدند، در مقابل، پایگاه آنها در بیرون در اداره ها و سازمان ها و دانشگاه ها، حوزه استحفاظی‌شان بود و ما هم در هیئت ها بودیم. هیئت ها در تهران خط را می دادند و هیئت‌هایی که پشتوانه مردمی قوی داشت توانست این آرای متحد و با تفکر رهبری را بیاورد و رای قاطع بیش از 24 میلیون نفر را و تو دهنی بزرگی زد، این قدر اختلاف فاحش بود.
 
هیئت ها و NGOها در دانشگاه‌ها و بسیج در دانشگاه‌ها، باید فعالیت کنند. هنوز خیلی با تفکرات آقا روح الله فاصله داریم. هنوز تفکر روی زمین مانده است. اصلا این بچه نمی داند که موضوع چیست، جالب است هرجا که می رویم این مطالب را می خوانیم، می گوید: این کتاب و این تفکرات چیست که تو هر جا می روی آن را می خوانی. دو میلیارد و خورده ای در دست شما هست و شما فیلم درست می کنید اما قرار نیست این مطالب را تکثیر کنند و قرار نیست که پیام قطعنامه و منشور روحانیت را یک بار دیگر برای بچه من بخوانند. با این گونه تفکرات بیگانه اند. اصل آقا روح الله را دوست دارند اما فرامین اساسی ایشان نسبت به این اتفاقات خوانده نمی شود. بنا نیست اصلا خوانده شود:
 
«آن قدر که اسلام از این روحانیت مقدس نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگری نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمومنین است که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم از این موضوع و ذایقه ها را بیش از این تلخ نکنم، ولی طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مآبی و دین فروشی عوض شده است. شکست خوردگان دیروز سیاست بازان امروز شده اند و قس علیهذا.
 
مردم عزیز ایران باید مواظب باشید که دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفین از به اصطلاح روحانیون سوء استفاده نکنند و با موج آفرینی و تبلیغات از آن نسبت به روحانیون متعهد، بدبین ننمایند و این را دلیل عدالت نظام بدانند که امتیازی برای هیچ کس قائل نیست و خدا می داند که شخصا برای خود مصونیت قایل نیستم اگر تخلفی از من هم سر زند مهیای مواخذه هستم.»
 
یاد داد به مردم که چگونه باشند و برای همین است که این گونه بزرگ منش هستند. پسرم و دخترم لایه های پنهان این فتنه را برای ما بازگو نکردند. پیرهایمان مانند من فراموش کار شده اند و جوانان ما نیز با همین جریانی که در این سه دهه گذشت، اصلاً آشنا نیستند. به برکت همین فتنه است که جوان ما تا عکس بنی صدر و رجوی را می بیند، می شناسد والا...
 
اگر می خواهید از دست ندهید دو مرتبه باید خط را گرم نگه دارید. گرفتن خط کربلای 5 به مراتب راحت‌تر از نگه داشتنش بود. قطعنامه را امضا کردید و به آن طرف هم اعلام کردید که دیگر ادامه نمی دهید، سلاح زمین، بیایید بررسی کنید ببینید که چه کسی متجاوز بوده است و غرامت دهید. آیا انجام دادند؟ سه روز بعد از اینکه امضا کردید و قرار شد که دیگر ادامه ندهند؟ چه اتفاقی افتاد. دوباره برگشتند. مریم رجوی تا اهواز برگشت. سر دوراهی دارخوین تا نرسیده به کیلومتر 15 تانک ها روی جاده آسفالته اهواز- خرمشهر که شش سال پیش گرفته بودیم، رژه رفتند، تا پل فلزی کرخه آمدند، سه راهی دشت عباس، مهران و سومار و گیلان غرب آمدند و تا اسلام آباد آمدند و...
 
همین الان اگر اراده کنند باز هم بزنند امشب بفهمند که این جمعیت را به عنوان پشتوانه نداریم، امشب را به فردا صبح نمی گذارند. علاف نیسیتم که بیاییم بنشینیم اینجا این جماعت همه کار دارند. حضور در اینجا یعنی اینکه ما هستیم.
 
پای کار هستیم. نه پشت سر آقا، بلکه پیشاپیش ایشان. سرباز باید جلوی فرمانده باشد. در خطوط فکری باید پشت سرآقا باشید نه در مسایل نظامی و الا در جبهه جنگ اولین تیری که بیاید به پیشانی فرمانده می خورد. در زمان جنگ همت و حسین خرازی و... را همین گونه از دست دادیم. باید پیشانی جبهه باشیم.
 
حواس ها باید جمع باشد عزیزان. خط را که گرفتید، نگه دارید. بروید مرخصی می زنند دوباره فاو را می گیرند. انتخابات مجلس بود رادیوی ما، یا کد می داد یا اشتباه بود یا خیانت بود، مثل اتفاقات دیگر، می گفت که امروز در فاو 400 نفر از رزمندگان ما رای دادند به فلانی. این یعنی چه؟ 400 رای نه اینکه 400 نفر رای دادند، یعنی اینکه 400 نفر در خط و پای کار هستند. یعنی اینکه 400 نفر بیشتر نیستند، بزنید و داخل کشور بیایید.
 
این نه بزرگ را شما گفتید، به همه این جریان‌ها. اما این "نه" انشاء الله باید از خبرگان به خواص شنیده شود. می خواهید مختار باشید که در خیابان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه بدهند و سرآقا را بالای نیزه ببرند و بعد بیاییم ادای مختار را در بیاوریم. مختار به چه کار می آید؟ برویم قصاص بگیریم که چه شود. آن موقع که گفتند این عمار؟ باید حواستان جمع باشد که کف خیابان باشید. داستان عاشورا یک صبح تا ظهر است. هر کس نرسید چه بشود که بخواهد با مختار همراه شود و قیام کند تا اجرش با سیدالشهدا باشد. معلوم هم نیست که با مختار باشید. جنگ را غنیمت بشمارید و پای کار باشید و خط را رها نکنید. می خواستند کل دانشگاه آزاد را وقف کنند، گفتند یک جوری بنویسید که به ولایت فقیه ارتباطی نداشته باشد. این نظام ممکن است در آینده ولایت فقیه نداشته باشد. ولایت فقیه تمام شد!
 
امشب در جایی نشسته ایم که حسین علم الهدی که رحمت خدا بر او باشد، می گویند، زمانی که می خواستند ولایت فقیه را در قانون اساسی نیاورند، آمد همین جا و متن اینکه چگونه باید این اصل در قانون اساسی گنجانده شود، را نوشت و برد داد به شهید بهشتی و گفت: شنیدیم که می خواهید این اصل را حذف کنید. بچه دانشجویی که تو افتخارت علمداری مکتب حسین علی الهدی است. کاری مهم تر از آنچه که در هویزه انجام داد، کاری که باید نهادینه می شد، کاری که حضرت آقا روح الله گفت: پشتیبان ولایت فقیه باشید... نگفت پشتیبان جبهه و هویزه باشید که در نوع خودش مهم بود.
 
امید و انتظار اینکه انشاءالله در این داستان حضرت آیت الله مهدوی کنی که موید حضرت امام و آقا هستند، انتخاب شوند، خواص ما حواس‌شان جمع باشد که جریان با بصیرتی را بر سر کار بیاورند که بتواند مستقل و انقلابی، ریشه جریان فتنه را بخشکاند تا این امنیت به جامعه سیاسی ما برگردد و بتوانیم نقش‌مان را در صحنه سیاسی بازی کنیم. ما بسیار تأسف می خوریم، که در مصر و لیبی و بحرین و عمان و قطر حضور نداریم. همه می گویند که این زلزله انقلاب شماست، اما اگر این جریان خائن نبودند، دو دهه این انقلاب ها زودتر رخ می داد. ما افسوس می خوریم که در این بحبوحه انقلاب ها باید خط خودمان را نگه داریم. خط ما در دو دهه قبل بوسنی و لبنان و تربیت افرادی مانند عماد مغنیه و سید عباس موسوی بود، این خط می‎توانست جلوتر هم برود، منتهی فتنه نگذاشت. پنج سال نبرد امیرالمومنین و سه نبرد داخلی با خواص و اصحاب فتنه. با خامنه ای کسی نگردد گمراه او در شب فتنه می درخشد چون ماه، در هر نفسم برای او می خوانم لاحول و لا قوه الا بالله.

پاسخ استاد پناهیان به پرسشی پیرامون مستند"ظهور بسیار نزدیک است؟"
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: حجت الاسلام پناهیان ، امام زمان (عج)
پخش گسترده مستندی با عنوان "ظهور بسیار نزدیک است؟"  واکنش‌های متفاوتی را در جامعه به دنبال داشته است، به‌ویژه اینکه در بخش‌هایی از این مستند، تلاش شده است تا برخی اشخاص که در احادیث ظهور به آنها اشاره شده است، با برخی مسئولین فعلی نظام تطابق داده شوند، این درحالی است که تولید و انتشار این مستند به یک جریان نوظهور انحرافی نسبت داده شده است. در همین حال حجت الاسلام پناهیان در جمع دانشجویان دانشگاه تهران به پرسش‏هایی درباره مستند "ظهور بسیار نزدیک است؟" پاسخ گفت.

به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام پناهیان در جلسه ای با موضوع مهدویت و رسانه که در دانشکده‌ی علوم دانشگاه تهران برگزار شده بود در پاسخ به سوالی پیرامون این مستند، و با تمرکز بر کلیت موضوع و بدون اشاره به جزئیات تطابق و مصداق‌سازی‌ها گفت:

«اخیرا دوستان خیلی از بنده درباره‌ی سی دی "ظهور بسیار نزدیک است" سوال می‌کنند. بنده دخالتی در تولید سی دی نداشته‌ام و نمی‌دانم از کدام سخنرانی بنده استفاده شده است. این سی دی را هنوز ندیده‌ام؛ لذا اظهار نظر سخت است. ولی همیشه سفارشم به افرادی که در این زمینه‌ها کار می‌کنند، این بوده است که در مقام تطبیق مصادیق محتاط باشند. اولا اگر دلایل محکمی ندارند، به سمت بیان احتمالات نروند و اگر دلایل محکمی برای تطبیق دارند، با احتمال بیان کنند. هر چند اساساً بنده زیاد با پرداختن به "حوادث ظهور" موافق نیستم و تصور می‌کنم بیش از آن باید به "قواعد ظهور" پرداخت. یعنی ببینیم حضرت در چه شرایطی قیام خواهند کرد، آن شرایط را بشناسیم و حتی تا آنجا که می‌توانیم آن شرایط را ایجاد نماییم.

البته این به آن معنا نیست که اخبار مربوط به حوادث در آستانه‌ی ظهور را کنار بگذاریم. باید اخبار مربوط به حوادث آخرالزمان را جدی بگیریم. معنا ندارد ائمه‌ی هدی علیهم السلام اخباری را درباره‌ی ظهور بیان فرموده باشند، ولی غرض‌شان این باشد که آنها را مورد مطالعه و بررسی قرار ندهیم و چشم‌مان را به واقعیت‌ها ببندیم، و هر اتفاقی افتاد، بگوییم: "نه معلوم نیست این همان اتفاق باشد." البته اگر تطبیق دادیم ولی تطبیق‌مان صحیح از آب درنیاید، هم فاجعه‌ای رخ نداده است. بالاخره معلوم است که این تطبیق‌ها احتمالی است. نباید به دلیل احتمال صحت نداشتن، بررسی را کنار بگذاریم. اینکه اینگونه حرف‌ها بازار پیدا می‌کند، به این دلیل است که اوضاع عالم و وضع منطقه کشش اینگونه بررسی‌ها را دارد و باید کسانی که اهل فن هستند، بیایند و نتیجه‌ی مطالعات خود را بیان کنند.

بالاخره اخباری درباره‌ی منطقه در روایات آمده است. حتی محل دقیق ظهور سفیانی بیان شده است و الان هم در این التهابات، همه حساسیت پیدا کرده‌اند. خب، طبیعی است هر حرکتی مورد دقت قرار بگیرد که نکند این حرکت همان باشد که در روایت آمده است. البته برخی از روایات هم ضعیف‌السند هستند. یعنی به دلیل مجهول یا موثق نبودن برخی از روایان آن، نمی‌توانیم به صحت آن مطمئن باشیم، ولی در برخی از همین روایات هم حوادثی بیان شده است که عیناً رخ می‌دهد. بعد معلوم می‌شود روایت صحیح بوده است اما سند نداشته و ما راویان آن را نمی‌شناخته‌ایم. لذا از کنار این روایات هم نمی‌توان به راحتی گذشت. الان اتفاقاتی در مصر و لیبی دارد می‌افتد. خب ما در اخبار ظهور داریم که در آنجاها حرکت‌هایی صورت می‌گیرد.

با اینکه احتمال سوءاستفاده از علائم آخرالزمان از طرف هر جریانی وجود دارد، ولی ائمه‌ی هدی(ع) از گفتن این علائم صرف نظر نکرده‌اند. حتماً برای این بوده که کسانی که در ایام آن وقایع قرار می‌گیرند، حساس بشوند. جلوی سوءاستفاده‌ها را راحت می‌توان گرفت.»

به گزارش رجانیوز،‌ در متون دینی روایات قابل توجهی در مورد حوادث مصر آمده است که از آن جمله می‌توان به دو روایت در کتاب معتبر غیبت شیخ طوسی اشاره کرد:

یَخْرُجُ قَبْلَ السُّفْیَانِیِّ مِصْرِیٌّ وَ یَمَانِی (غیبت شیخ طوسی/ص477)

وَ یَخْرُجُ أَهْلُ الْغَرْبِ إِلَى مِصْرَ فَإِذَا دَخَلُوا فَتِلْکَ أَمَارَةُ السُّفْیَانِیِّ (همان/463)


امریکا در قبال قیام‌های مردمی غافلگیر شد به این پنج‌دلیل
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، آمریکا

ماهیت تحولات ماه‌های اخیر که از لبنان و سقوط دولت سعد حریری و روی کار آمدن دولت مقاومت آغاز شد و آشوب‌های خیابانی طرفداران حریری نیز با واکنش منفی مردم و جریان‌های سیاسی در لبنان ناکام ماند و سپس تحولات مهم در تونس و مصر که منجر به سقوط بن‌علی و مبارک، دیکتاتورهای حاکم شد و سپس تسری این قیام‌ها به لیبی، بحرین، یمن و عربستان، در برخی محافل سیاسی محل بحث و گفت‌وگو است.

به گزارش رجانیوز،‌ در حالی که قرائن و شواهد موجود نشان می‌دهد که تحلیل رهبر انقلاب تنها پس از گذشت 10 روز از انقلاب مردم مصر در مورد خاستگاه اسلامی و احساس حقارت مردم این کشورها از تحقیر ناشی از حقارت سران آن‌ها بیش از همه تحلیل‌ها به واقعیت نزدیک است، برخی مدعی هستند که ماهیت این تحولات امریکایی است و دولت امریکا با همکاری برخی کشورهای دیگر غربی جرقه این انقلاب‌ها را زده است تا از تحولات بزرگ‌تری در آینده جلوگیری کند.

این در حالی است که اساسا نه تنها قرینه دقیقی برای این تحلیل وجود ندارد بلکه بنا بر شواهد و دلایل روشن، امریکایی‌ها ضمن ناتوانی از پیش‌بینی این تحولات در مدیریت آن‌ها نیز دچار تناقض‌ها و اختلاف‌نظرهای حاد هستند.

در عین حال، در اثر این خیزش‌های مردمی، معادلات امریکا و غرب مشخصا در پنج حوزه به‌هم ریخته است که این موارد عبارت از نفت،‌ حضور نظامی در منطقه، موجودیت و امنیت رژیم صهیونیستی،‌ ثبات در منطقه و جلوگیری از نفوذ الگوی اسلام انقلابی است که این منافع تماما برای آن‌ها به خطر افتاده است.

توقف صادرات روزانه یک میلیون و 200 هزار بشکه نفت لیبی، شرایط را به نحوی تغییر داده که علاوه بر افزایش فیمت جهانی، عربستان مجبور شده برای جلوگیری از نوسان‌های بیشتر بازار، به مخازن نفتی خود برای تولید بیشتر نفت تا 9 میلیون بشکه در روز فشار بیاورد اما چون تولید نفت صیانتی ندارد، بنابراین در آینده با افت شدید تولید مواجه خواهد شد.

همچنین بحرین، ستاد فرماندهی ناوگان پنجم امریکا در منطقه به‌عنوان قرارگاه دریایی با پنج هزار نیرو است، این در حالی است که قیام مردم بحرین شرایط را برای این نظامیان به‌کلی تغییر داده و حتی چنانچه این قیام منجر به سقوط حکومت فعلی نشود، پادشاه همان‌طور که اعلام کرده باید امتیازهای اساسی به شیعیان بدهد که در این صورت ادامه حضور امریکایی‌ها در بحرین تقریبا غیرممکن می‌شود. این در حالی است که این نظامیان بعد از انفجار 2003 عربستان به بحرین آمده و کشورهایی مانند عمان نیز حاضر نیستند حضور آن‌ها را بپذیرند، بنابراین، باید از تنگه هرمز باز هم فاصله بگیرند که این به معنی تسلط کامل ایران بر خلیج فارس است. همچنین حق پرواز آزاد (Free) امریکایی‌ها در منطقه نیز مختل شده و در واقع بنیادهای حضور نظامی امریکا در منطقه سست شده است.

دلیل سوم برای غافل‌گیری امریکایی‌ها در قبال این تحولات،‌ دستپاچگی رژیم صهیونیستی و ایجاد تهدید جدی برای موجودیت و به‌ویژه امنیت آن است. در شرایط فعلی، هر فرآیند جدیدی در اثر تحولات منطقه و شمال افریقا، رخ بدهد، کمپ دیوید و پایبندی به صلح ابدی با اسرائیل ادامه نمی‌یابد. این در حالی است که 40 درصد گاز رژیم صهیونیستی از طریق مصر تأمین می‌شود و اکنون ساکنان سرزمین‌های اشغالی با مشکلات عمده‌ای در این زمینه مواجه شده‌اند که ادامه این مسائل می‌تواند به فروپاشی عمیق جامعه اسرائیل که بخشی از آن نیز ناشی از بی‌تدبیری‌های نتانیاهو در اداره امور اجرایی است، منجر شود. همچنین گذرگاه رفح باز شده و ارتش مصر حضور جدی در این منطقه ندارد. حزب‌الله و حماس نیز توانسته‌اند زندانیان سرشناس خود را آزاد کنند. حجم قابل توجهی از اسناد نیز در روزهای گذشته از برخی مراکز امنیتی مصر به‌دست انقلابیون افتاده است.

امریکایی‌ها همچنین از اینکه الگوی ثبات آن‌ها در منطقه به‌هم خورده به‌شدت نگران هستند. بر خلاف این نظر که برخی وابستگان داخلی ضدانقلاب تلاش داشتند میان تحولات اخیر با فتنه 88 مشابه‌سازی کنند، ماجرا اساسا شکل دیگری دارد،‌ چرا که فتنه 88 در پارادایم موسوم به دموکراسی‌سازی امریکایی بود که ساز و کار آن به این شکل است که این فرآیند متکی به یک گروه (الیت) است که با بهره‌برداری از شرایط عمدتا انتخاباتی، این الیت غرب‌گرا کودتای مخملی را سامان می‌دهد که در اثر آن نظام سیاسی زاویه‌دار با امریکا سرنگون یا تعدیل می‌شود.

این در حالی است که در جریان خیزش‌های مردمی اخیر صورت مسئله به این شکل است که آن الیت غرب‌گرا همان حاکمان وابسته هستند و مردم (توده‌ها) برای براندازی حاکمان امریکایی تلاش می‌کنند.

امریکایی‌ها همچنین از توسعه الگوی اسلام انقلابی به‌شدت نگران هستند که انتشار گسترده تحلیل‌ها و اظهارنظرهای مقام‌های غربی در مورد افزایش عمق نفوذ ایران در کشورهای دستخوش انقلاب‌های مردمی، به‌عنوان پنجمین دلیل برای غافل‌گیری امریکایی‌ها قابل طرح است.

همچنین مجلسین امریکا با جدیت به‌دنبال مؤاخذه دستگاه‌های امنیتی خود هستند، به‌طوری که در جلسه اخیر سنا، رئیسان سیا و شورای امنیت ملی امریکا در مورد ناتوانی در پیش‌بینی این تحولات مورد انتقاد گسترده قرار گرفتند.

موضع‌گیری‌های متناقض مقام‌های امریکایی در قبال تحولات نیز آن‌قدر واضح بود که سه بار تغییر موضع هیلاری کلینتون ظرف دو روز در مورد مصر و حسنی مبارک در روزهای اول قیام مردم مصر تا چند روز سوژه مطبوعات عربی بود که این نیز نشانه دیگری در مورد دستپاچگی امریکا در قبال تحولات است؛ با این حال، اگرچه ممکن است امریکایی‌ها بخواهند بر موج قیام‌های مردمی سوار شوند و فرآیندهای انتقال را به نفع خود مصادره و مدیریت کنند که رهبر انقلاب نیز در این زمینه هشدار جدی دادند اما به‌نظر می‌رسد ادعای ماهیت امریکایی قیام‌ها بی‌اساس است.


8 مارس روز کشف حجاب است!
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، جنبش سبز

عقده‌گشایی مجازی آشوبگران علیه اسلام به بهانه روز جهانی زن

 

برنامه‌ریزان جریان ضدانقلاب داخلی نیز به دنبال آن هستند تا از این روز سوءاستفاده کنند و با فراخوان، خواستار حضور هواداران خود در خیابان‎های تهران و احیای آشوب‌های خیابانی شده‌اند؛ فراخوانی که از سوی برخی حامیان این جریان مانند «شیرین عبادی» به عنوان روز کشف حجاب نامگذاری شده است.

شبکه ایران: «قوانین اسلام واپسگرایانه است»، «زن در اسلام جنس دوم است»، «حکم دیه در اسلام غیرانسانی است»، «تعدد زوجات ضدبشر است» و... این عبارات تنها بخشی از اظهارنظرهای افرادی است که در پوشش «تلاش برای احقاق حقوق زنان»، اندیشه‌های فمینیستی درباره زنان را تبلیغ می‌کنند؛ اندیشه‌هایی که قله و فتح‌الفتوح حقوق زنان را در «مرد شدن» خلاصه کرده است. در این تفکر، مرد جایگاه ارزشمندی دارد که زن در صورت عدم احراز اینجایگاه، به شایستگی خود نمی‌رسد. در واقع برای زن ایده‌آل بودن باید به یک مرد تبدیل شد.

این اندیشه‌ها درحالی در زرورق «احقاق حقوق زن» و «پاسداری از جایگاه اجتماعی زن» به دختران جهان پیشکش می‌شود که حامیان این جریان، دین مبین اسلام را که ملاک ارتقای جایگاه افراد را منحصر به دانش، تفکر و ارزش‌های انسانی می‌داند، به «تحجر» و صدور احکام «ضد زن» متهم می‌کنند. جریان موسوم به «فمینیسم ایرانی» نیز که توسط افرادی مثل شیرین عبادی، شادی صدر و شیوا نظرآهاری هدایت می‌شود، در سال‌های اخیر ارتباط گسترده‌ای را با نهادهای به اصطلاح حقوق‌زنان در آمریکا و اروپا برقرار کرده‌اند و با دریافت کمک‌های گسترده مالی از این سازمان‌ها، درصدد هستند تا با ارائه الگوی غربی برای زنان و دختران ایرانی،‌‌ همان تصویری که از «زن برگزیده» در غرب ارائه می‌شود را نقطه کمال دختران معرفی کنند.

با این حال و درحالی که کارنامه سیاه اقدامات این تشکیلات برای زیر سوال بردن احکام اسلامی و ناعادلانه خواندن آن‌ها در زمینه حقوق زنان، زبانزد عام و خاص است، برخی افراد که کباده «روشنفکری دینی» می‌کشند نیز نوای همراهی با این افراد سرداده‌اند و از «غیرانسانی بودن» احکام اسلامی صحبت می‌کنند؛ موضوعی که جریان موسوم به سبز سابقه درخشانی در آن دارد.

فائزه هاشمی: احکام اسلامی، انسانی نیستند!

چندی پیش، فائزه هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با یک سایت الحادی مدعی شد که نص صریح قرآن کریم مبنی بر «تعدد زوجات» و همچنین بحث مربوط به مهریه زنان، «غیرانسانی» است و هیچ انسانی حاضر به پذیرش آن نیست.

این اظهارات توهین‌آمیز فائزه هاشمی دقیقا نشات گرفته از تفکرات همین گروه‌های ضددین است که قبلا هم در روزنامه زن که توسط وی منتشر می‌شد، پوشش داده شده است. وی همچنین چندی پیش اصالت نماد رسمی عفاف و پاکدامنی دختران ایرانی را زیر سوال برد و از اینکه بعد از انقلاب شکوه‌مند اسلامی، پوشش «چادر» به عنوان یک ارزش مطرح شده، ابراز تاسف کرد!

البته توهین به ارزش‌های اسلامی و احکام دینی و «کهنه» و «قدیمی» خواندن آن‌ها منحصر به فائزه هاشمی رفسنجانی نیست؛ پیش از او هم کسی که خود را «روشنفکر‌ترین زن ایران» و «روشنفکر قرآن‌پژوه» نامیده، برخی قوانین دین مبین اسلام را «واپسگرایانه» خوانده بود.

خدمات متقابل جریان آشوب و فمینیسم

زهرا رهنورد چندی پیش رسما از حکم صریح اسلام درباره دیه انتقاد کرد و با «واپسگریانه» خواندن این حکم، گفت: «در قوانین واپس‌گرا زن به عنوان جنس دست چندم تلقی شده، در کدام قلمرو است که تبعیض وبی عدالتی در قوانین ما لحاظ نشده... دیه نامساوی زن و مرد، قوانین تبعیض آمیز مربوط به طلاق و تابعیت و غیره».

رهنورد به این هم اکتفا نکرده و در طی ۶ ماه گذشته، دفعات متعدد به دیدار سران تشکیلات فمینیستی ایران رفته و با سخنرانی‌های آتشی، تلاش مضاعفی را برای جلب توجه و نظر این افراد صورت داده است.

تمام پروژه‌های جریان آشوب علیه حجاب

در همین راستا و به تازگی برخی گروه‌های مخالف نظام در صدد سوءاستفاده از شبکه‌های اجتماعی برای توهین و هتاکی علیه مقدسات دینی و اسلامی ایرانیان هستند؛ موضوعی که به ویژه در زمینه حجاب رنگ و بوی تندتری به خود گرفته است.

در این میان شبکه فمینیستی زنان ضدانقلاب که در خارج از کشور فعالیت می‌کنند، تلاش گسترده‌ای را برای تبدیل هشتم مارس (۱۷اسفند) روز جهانی زن به یک روز مخالفت با احکام اسلامی صورت داده‌اند.

بر همین اساس برنامه‌ریزان جریان ضدانقلاب داخلی نیز به دنبال آن هستند تا از این مساله سوءاستفاده کنند و با فراخوان، خواستار حضور هواداران خود در خیابان‎های تهران و احیای آشوب‌های خیابانی شده‌اند؛ فراخوانی که از سوی برخی حامیان این جریان مانند «شیرین عبادی» به عنوان روز کشف حجاب نامگذاری شده است.


جنایت تکان دهنده پسر دیکتاتور مصر
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، حسنی مبارک ، ترور

مدارک فوق محرمانه جدیدی کشف شده است که نشان می دهد انفجار های سال ۲۰۰۵ در منطقه توریستی شرم الشیخ مصر که موجب مرگ ۸۸نفر از جهانگردان مصری و خارجی شد به دستور جمال مبارک پسر دیکتاتور مخلوع مصر و برای تصفیه حساب با یک رقیب صورت گرفته است.

به گزارش ایرنا،روزنامه کویتی الجریده روز دوشنبه مدارک فوق محرمانه و تکان دهنده ای را فاش کرد که نشان می دهد جمال پسر مبارک و حبیب العادلی وزیر کشور رژیم مبارک دستور انفجارهای شرم الشیخ در ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۵ را صادر کرده اند تا از یک تاجر مصری که حق کمیسیون جمال از قرارداد صادرات گاز را کاهش داده بود انتقام جویی کنند.

براساس این خبر، مبارک و العادلی دستور انفجار را به تشکیلات سیاسی محرمانه وزارت کشور ابلاغ کردند و این تشکیلات با اجیر کردن یک گروه مسلح، سه مجتمع گردشگری در شرم الشیخ متعلق به 'حسین سالم' تاجر مصری را منفجر کرد تا از وی که با نیرنگ،کمیسیون پسر مبارک از معامله صادرات گاز را از ۱۰ درصد به ۵ درصد کاهش داده بود، انتقام بگیرند.

گروه مسلح مذکور با هماهنگی کامل وزارت کشور مواد منفجره و خودروهای بمب گذاری شده را به شرم الشیخ منتقل کردند تا در ساعت صفر یعنی نیمه شب ۲۳ ژوئیه آن را منفجر کنند.

اما شگفتی بزرگ این بود که گروه مسلح وزارت کشور مصر را فریب داد وانفجارها را در مکانهایی غیر از جاهای معین شده و با شیوه کنترل از راه دور انجام داد در حالی که قرار بود انفجارها برای رد گم کردن به صورت انتحاری صورت گیرد.

این انفجارها که بر اثر آن ۸۸ نفر کشته وصدها نفر زخمی شدند در آن زمان به افراد بدوی و فلسطینیها نسبت داده شد.


ترور یکی از سران فتنه در دستور قرار گرفت
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: ترور ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی

مقام مسئول CIA در منطقه طی پیامی به گروهک تروریستی منافقین، از آنها ‌خواست تا 'ترور' موسوی، کروبی و یا خاتمی را در دستورکار خود قرار دهند.

به گزارش جهان به نقل از کلمه ، این مقام سازمان جاسوسی آمریکا با نام کد "ویلیام" طی این پیام با ابلاغ "سلام گرم" هیلاری کلینتون به گروه های معارض ایرانی، تاکید کرده است: در صورت ترور یکی از رهبران جنبش اعتراضی در ایران، مسئولیت آن به عهده نظام اسلامی افتاده و آتش اختلاف در بین مردم ایران شعله‌ورتر خواهد شد. 
وی همچنین با تاکید بر این موضوع که وزارت خارجه آمریکا یک صفحه ویژه تویتر به منظور ارتباط ایرانیان با کاخ سفید ایجاد کرده است خواستار فعال تر شدن ارتباط این افراد از طریق این صفحه شده است.


اباحه گری در کنسرت ها و سکوت مسئولین فرهنگی+عکس
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: عکس ، خبر

یکی از مصادیقی که به تازگی رواج پیدا کرده برگزاری کنسرتهایی است که نوع حضور افراد در این محافل ترویج اباحه گری در جامعه است.

سایت خبری تحلیلی ندای انقلاب در نظر دارد از این به بعد مروری داشته باشد به برخی حواشی غیر اخلاقی که در محیطهای به ظاهر فرهنگی رخ می دهد. مکانهایی نظیر کنسرتهای موسیقی ،تئاترها و سینماها و.... که در اصل قرار است محیطی برای ترویج فرهنگ و آرامش روانی خانواده ها باشد ولی تبدیل به مکانی برای ترویج فرهنگ منحط غرب شده است. در زیر مروری داریم بر برخی حواشی کنسرت احسان خواجه امیری در برج میلاد که چندی پیش برگزار شد.



رازگشایی از تهاجم فرهنگی در فضاهای فرهنگی

یکی از عمده ترین مسائلی که در سالهای اخیر مورد بحث محافل اجتماعی و فرهنگی جامعه بوده است مسئله ((تهاجم فرهنگی)) یا به تعبیر حکیمانه مقام معظم رهبری موضوع ((شبیخون فرهنگی)) می باشد که پس از پایان جنگ تحمیلی، به صورت جدی و رسمی ترین آغاز شده و هر ساله از سوی استکبار جهانی میلیاردها دلار هزینه برای اجرای طرح های مرتبط با این مقصود، صرف می گردد.

یکی از مصادیقی که به تازگی رواج پیدا کرده برگزاری کنسرتهایی است که نوع حضور افراد در این محافل ترویج اباحه گری در جامعه است و متاسفانه مسئولین فرهنگی نیز هیچ گونه نظارتی بر این امور ندارند.

صد البته نفس برگزاری کنسرت محل مناقشه نیست آنچه که فعالین عرصه فرهنگ را نگران می نماید حاشیه هایی می باشد که اصل را مورد مناقشه قرار می دهد.

چرا فرهنگ مهم است

امام خمینی (ره) در اهمیت فرهنگ فرمودند:

"بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت ان جامعه را تشکیل می دهد. و با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعد اقتصادی و سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و میان تهی است.....



۱



استقلال و موجودیت وهر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشات می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکان پذیر است."

تهاجم

کلمه تهاجم از مصدر هجوم می باشد و هجوم یعنی "حمله ناگهانی"، "یورش" و "تاخت و تاز" این لغت (تهاجم) بر وزن تفاعل و به معنی به یکدیگر حمله ورشدن و به یکدیگر هجوم بردن می باشد و بر این اساس تهاجم هجومی دو طرفه است.

۲

تهاجم فرهنگی

یعنی تلاش دو قوم یا دو ملت برای هجوم به فرهنگ و ارزش های مورد قبول یکدیگر به این مقصود که آثار و نشانه های فرهنگی طرف مقابل از بین رفته یا دگرگون شود. رهبر انقلاب نیز تعریف زیبایی دز این رابطه دارند٬ ایشان فرمودند: ((تهاجم فرهنگی به این معنی است که یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خاص خود و اسیر کردن یک ملت به بنیان های فرهنگی آن ملت هجوم می برند. آنها هم چیزهای تازه ای را وارد این کشور و ملت می کند اما به زور و به قصد جایگزین کردن آنها با فرهنگ و باورهای ملی آن ملت که این ((تهاجم فرهنگی)) است.

۳

تهاجم،توهم نیست، واقعیت است

یکی از آفات بزرگی که ما را تهدید می کند تصور((مرهوم بودن تهاجم است ))در حقیقت آنانی که عدم وجود تهاجم را در جامعه القا می کند عمدا یا سهوا میزان اثر بخشی آنرا بالا برده و به دشمن در جهت رسیدن به اهداف و برنامه ها و مقاصد شومش کمک می کنند. امروزه که سالها از تهاجم همه جانبه غرب علیه جامعه و فرهنگمان می می گذرد و هر از چندی نکات و اسرار تازه ای از این تهاجم افشا می شود دیگر نمی توان با خیالی آسوده از کنار آن گذشت، لذا بسی ساده انگاری است اگر آن را جدی نگیریم و در پی مقابله با آن نباشیم. تهاج، توهم نیست، یک واقعیت انکار نا پذیر و عرصه یک مقابله تمام عیار برای دفاع از حریم پاک فرهنگ و آداب اسلامی این مرز و بوم است که البته در صورتی می توان از این میدان سربلند بیرون آمد که بتوان با درک کامل شرایط ، ابزار و شیوه های بیداری و هشیاری در برابر این تهدید خطرناک را شناسایی کرد.

۴

اهداف تهاجم فرهنگی علیه ملت ایران

۱- کم رنگ کردن باور مردم به افتخارات فرهنگی و تمدنی خود و در نتیجه اثبات ادعای برتری تمدن غرب بر سایر تمدن ها.

۲- دستیابی به منافع دراز مدت اقتصادی و سیاسی

۳- انحلال نظام حکومتی اسلام

۵



ابزار و مصادیق تهاجم فرهنگی

۱- رایانه وشبکه جهانی اینترنت: با راه اندازی سایت های مبتذل و غیر اخلاقی و تکثیر و توزیع cd های مستهجن.

۲- گسترش شبکه ماهواره ای به گونه ای که طبق نظر کارشناسان و متخصصان امر، حد اکثر تا دو سال دیگر برای دریافت برنامه های ماهواره ای غرب نیاز به دیش و سیستم های گیرنده امواج ماهواره ای نمی باشد.

۳- ساخت وتهیه برنامه های مبتذل و نیز خشونت بار ویدویی و ارسال به کشورمان از طریق شبکه جهانی قاچاق.

۴- تهیه و توزیع انواع مواد مخدر و پشتیبانی همه جانبه شبکه های توزیع مواد مخدر در کشور

۵- انواع کفش، لباسهای و مدلهای پوششی که به صورت غیر قانونی به بازارهای مصرف داخلی راه پیدا می کنند تا جایی که خیلی از دختران و پسرانما با تازه ترین مدلهای لباس که از طریف شبکه های ماهواره ای تبلیغ میشود در خیابانها حضور پیدا می کنند.

۶- تغییر الگو حجاب و زندگی اصیل دینی مذهبی با پوشش های مختلف


خاطره رئیس دفتر هاشمی از نامه ای سری به خاتمی
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی

دکتر محمد حسن قدیری ابیانه با انتشار نامه ای به بیان مطالبی درباره محتوای نامه ای سری به محمد خاتمی وزیر وقت اشاره کرده است.

به گزارش جهان متن نامه بدین شرح است:

باسمه تعالی

من در سه سال پایانی دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی معاون دفتر ایشان در امور ارتباطات و تبلیغات دولت بودم. وقتی خاتمی به ریاست جمهوری رسید نیز تا زمانی که ابطحی به ریاست دفتر برگزیده شود کماکان در این سمت باقی ماندم و با آمدن وی اولین معاونی که جایگزین گردید من بودم.

برای خداحافظی با رئیس جمهور جدید با ایشان ملاقات کردم و در این ملاقات بر ضرورت حذف یارانه ها و اختصاص این مبالغ کلان به توسعه و عمران و آبادانی کشور تاکید نمودم.

وی گفت سلسله مقالات مرا که در روزنامه اطلاعات تحت عنوان نقدی بر محو فقر نوشته بودم (طی ۳۰ شماره) همه را خوانده است و آن را قبول دارد و به خاطر همین هم در تبلیغات انتخاباتی اصلا بر موضوعات اقتصادی تاکید نکرده است.

به او گفتم اگر یارانه ها را هدفمند نسازد طی ۴ سال دوره ریاست جمهوری وی یا هشت سال در دوره بعدی کشور را فقیرتر تحویل رئیس جمهور بعدی خواهد داد و آمادگی خویش را برای کمک به وی در این راستا اعلام کردم.

با توجه اظهار علاقه وی به عمل به حذف یارانه های سوخت که بعدا نام هدفمند سازی یارانه ها بر آن نهاده شد، اینجانب به عنوان شخصیت حقیقی اقدام به تهیه طرحی نمودم که در آن زمان، طبقه بندی سری را برای آن انتخاب کرده و برای ایشان ارسال نمودم.

از آنجا که طبقه بندی نامه مذکور توسط شخص اینجانب به عنوان شخصیت حقیقی سری تعیین شده بود و اینک انتشار آن اشکالی ندارد، آن را منتشر می نمایم و اینکار از نظر حقوقی انتشار اسناد محرمانه دولتی محسوب نمی گردد.

خاتمی در دوران ریاست جمهوری خود هدفمند سازی یارانه ها را به اجرا در نیاورد، هر چند به دلیل اینکه مجلس ششم عملا در دست وی بود انجام آن امکانپذیر بود.

خاتمی در پایان دوره ریاست جمهوری خویش از اینکه نتوانسته است یارانه ها را هدفمند کند اظهار تاسف کرد. اقدامی که خوشبختانه در دلت دکتر احمدی نژاد عملیاتی شد.


ادامه انشقاق گسترده در لیدرهای فرقه سبز؛
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن کدیور ، جنبش سبز

پس از فحاشی به مهاجرانی نوبت به کدیور رسید

هنوز بحث اختلاف گسترده فرقه سبز و رسانه های ضد انقلاب با عطاءالله مهاجرانی در مورد اظهارات اخیرش داغ بود که امروز یکی از این رسانه ها از عمق اختلافش با محسن کدیور نیز پرده برداشت.

به گزارش جهان، خبرنامه ضد انقلاب و صهیونیستی گویا، امروز در مقاله ای توسط محمد امینی از چهره های ضد انقلاب و سلطنت طلب، به اظهارت اخیر محسن کدیور با شبکه خبری "تهران ریویو" اشاره کرد. 

گویا کدیور در اظهارات خود گفته است: "مدل حکومتی (که) در شرایط فعلی ممکن و شدنی است، یک «جمهوری اسلامی» برپایۀ جا انداختن قرائت دموکراتیک از «همین قانون اساسی جمهوری اسلامی» است." 

نکته ای که رسانه صهیونیستی گویا و ضد انقلابی همچون محمد امینی را شگفت زده و البته عصبانی کرده است، تأکید محسن کدیور بر قبول قانون اساسی فعلی ایران و در ادامه ایجاد یک جمهوری «اسلامی» به عنوان تنها حکومت ممکن است. 

امینی سلطنت طلب که صحبت های کدیور را "پریشان گویی" عنوان کرده است همچنین اشاراتی هم به اظهارات کدیور در زمان حضورش در ایران داشته و صحبت های کدیور پیرامون نقد سکولارزیم و نقد کسانی که به سکولاریزه کردن ایران فکر می کنند را به او یادآوری می کند. 

این ضد انقلاب ایرانی الاصل همچنین به بخش دیگری از صحبت های کدیور نیز اشاره می کند و می گوید: "گفتگوی ایشان با «تهران ریویو» در بهترین تفسیر، پریشان گویی کسی است که هنوز در سودای ماندگاری جمهوری اسلامی با چهره ای رحمانی است." 

سایت سلطنت طلب گویا در ادامه به نقل از امینی به بیان نقدهای دیگری نیز با لحنی کاملا غیر مودبانه که روش و منش همیشگی رسانه های ضد انقلاب است به تفسیر! صحبت های کدیور می پردازد و صحبت های طرح شده را اینگونه به پایان می برد: "به گفته سعدی خرموسی به کعبه بردن؛ که چون از کعبه بازگردد، هنوز خر باشد."!!!


نام او محمود است نه شعیب
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد

پشت پرده شبیه سازی مسائل روز با حوادث اخرالزمان

ماجرای سوء استفاده کنندگان از مسئله ظهور و تلاش عمدی برای ارتباط دادن برخی مسائل کشور با جریانات افراطی مهدویت، به مدت ها قبل باز می گردد. 

به گزارش جهان، از ابتدای روی کار آمدن رئیس جمهور احمدی نژاد و یارانش بر مسند دولت، جریانی افراطی که به نظر می رسد در برخی نزدیکان رئیس جمهور نیز نفوذ کرده اند، اقدام به سوء استفاده از مواضع مکتبی و اسلامی دولت کرده و فضایی غبارآلود اما محدود را ایجاد کردند.فضایی که البته در سایه بی تفاوتی رسانه ها و چهره های سیاسی و فرهنگی کشور نیز مغفول ماند و نضج گرفت.

این اقدامات بزن و در رو و طرح مسائلی افراطی با استفاده سوء از مواضع مکتبی دولت در ابتدا به صورت چراغ خاموش صورت می گرفت اما از حدود یک سال قبل، با تولد چند سایت خبری شکل رسمی تری به خود گرفت.می توان گفت اولین باری که بحث انطباق شعیب بن صالح با احمدی نژاد به رسانه ها کشیده شد، یک سایت خبری نزدیک به یکی از چهره های دولتی بود که در حدود یک سال قبل آن را مطرح کرد.

این سایت خبری با بیان برخی از روایات پیرامون آخرالزمان و نام بردن از شخصی به نام شعیب بن صالح که در این روایات نه چندان متقن نام او آمده بود، سعی کردند به صورتی کاملا تلویحی اما آشکار، این مطلب را بیان کنند که "احمدی نژاد همان شعیب بن صالح است".ماجرا گذشت اما همچنان بحث ارتباط دادن سایر مقولات رخ داده در جهان با احادیث آخرالزمانی ادامه یافت. نکته ای که البته بسیاری از فعالان مذهبی و سیاسی کشور، از حرکت زیر پوستی آن غافل بودند.

این جریان وقتی مشکوک تر می شود که نام شخصی به نام "کاظم کیاپاشا" به میان می آید. او که همواره به عنوان یکی از چهره های نزدیک به چهره جنجالی دولت از وی یاد می شود طی تمام سالهایی که مشایی در کنار احمدی نژاد بوده، در نزدیکی مشایی حضور داشته است.کیاپاشا همچنین به طور رسمی از اسفندیار رحیم مشایی برای سرپرستی هسته گزینش نهاد ریاست جمهوری نیز حکم گرفته است.او همان فردی است که در جنجال اخیر انطباق دادن احمدی نژاد با شعیب بن صالح، نام او بیشتر به میان آمد زیرا هم او بود که در جلسه تشکل غیر قانونی جامعه وعاظ ولایی که به نوعی تشکل رادیکال مجموعه اصولگرای جامعه وعاظ تهران محسوب می شود، طی سخنانی احمدی نژاد را با شعیب بن صالح مقایسه کرد.و این در حالی بود که روز پس از انتشار فیلم صحبت های مشکوک کیاپاشا، یک سایت اصولگرا به نقل از منابعی نوشت که نزدیکان رئیس جمهور می گویند که احمدی نژاد از این مقایسه ها ناراحت است.

در اینجا باید گفت که رسانه های مشکوکی که پیش از این از آنها نام بردیم، گویا در این کار تعمداتی هم دارند، به طوریکه دو روز قبل نیز یکی از این رسانه ها در گزارشی به تطبیق وقایع مصر با برخی روایات آخرالزمانی پرداخت در حالیکه نوشته بود این مطالب را از سایت ظهور نزدیک است، منتشر می کند.

در مورد سایت ظهور نزدیک است نیز گفته می شود این سایت احتمالا متعلق به گروهی با عنوان "مبشران ظهور" است که در این زمینه فعالیت هایی را انجام می دهند و از سوی برخی محافل نیز حمایت می شوند.آنچه که از برآیند تمام این مسائل به ذهن خطور می کند این است که این جریانات به صورت هدفدار عمل می کنند و راهبرد اصلی آنان نیز سوء استفاده است.



افشای جزئیاتی از نقش فرانسه در سرکوب انقلاب‌های عربی
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، معمر قزافی ، لیبی ، دیکتاتور

 

یک فعال سیاسی و نویسنده صاحب‌نام فرانسوی، در گزارشی به افشای جزئیاتی از اقدامات دولت فرانسه برای سرکوب انقلابیون عرب منطقه پرداخت.

به گزارش سرویس بین الملل شبکه ایران، "تیری میسان"، فعال فرانسوی و سردبیر پایگاه خبری - تحلیلی "ولترنت" در گزارشی تاکید کرد که فرانسه در سرکوب انقلابیون عرب در سراسر منطقه نقش فعالی داشته است.
میسان در این‌باره گفت: در همان روزی که بن‌علی از تونس گریخت، "آلن باوئر"، از مشاورین کاخ الیزه در مذاکره با نیروهای امنیتی تونس برای تحویل برخی تجهیزات نظامی به آنها بود.
همچنین شرکت "دی‌سی‌آی"، شرکتی که زیر چتر وزارت دفاع فرانسه قرار دارد، بر عملکرد خلبانان قذافی به منظور بمباران مردم لیبی اشتغال دارند نظارت می‌کند.
میسان تصریح کرد که این بمب‌باران‌ها با هدف ایجاد جنگ داخلی و در نتیجه توجیه دخالت نظامی ناتو در لیبی انجام می‌شود.
در همین حال به گفته میسان، شرکت دی‌سی‌آی بر عملکرد پلیس بحرین و امارات عربی متحده نیز نظارت دارد. و باوئر هم ماهانه دست‌کم یک‌بار از بحرین دیدار می‌کند.


رهنورد در کنار هیلاری و لورا بوش قرار گرفت + سند
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، زهرا رهنورد ، جنبش سبز
موسسه آمریکایی نجات زنان، زهرا رهنورد را "هنرمند و فعال اجتماعی ایرانی و رئیس سابق دانشگاه الزهرا" معرفی کرده و او را به دلیل دفاع از حقوق زنان در جریان جنبش سبز شایسته انتخاب دانسته است.
 
به گزارش پایگاه 598 به نقل از سایت women deliver موسسه آمریکایی نجات زنان، به مناسبت صدمین سالگرد روز جهانی زن، این موسسه فهرستی صدنفره از زنان و مردانی را منتشر کرده که طی سال‌های گذشته برای بیداری زنان سراسر جهان و همچنین آگاهی دادن به آن‌ها برای احقاق حقوق خود تلاش کرده‌اند!
 
بر اساس گزارش موسسه نجات زنان، هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه امریکا، لورا بوش همسر رئیس‌جمهور سابق امریکا، کریستین امان‌پور خبرنگار از آمریکا، نبیل اسپانیولی رئیس بخش مرکزی زنان اسرائیل و چهره هایی دیگر از کشور های اروپایی به ویژه انگلیس در این  فهرست 100 نفره معرفی شده اند.
 
این موسسه آمریکایی، زهرا رهنورد را "هنرمند و فعال اجتماعی ایرانی و رئیس سابق دانشگاه الزهرا" معرفی کرده و او را به دلیل دفاع از حقوق زنان در جریان جنبش سبز شایسته انتخاب دانسته است.
 
همچنین این موسسه، شیرین عبادی، ضد انقلاب و فمینیست معروف را چهره‌ای جهانی، وکیل و فعال حقوق بشر معرفی کرده که چندین دهه را به مبارزه برای احقاق حقوق زنان، کودکان و زندانیان سیاسی در ایران صرف کرده است.
 
 
شایان ذکر است، زهرا رهنورد، در فیلم تبلیغاتی میرحسین موسوی به صراحت آیه قرآن را انکار کرده و پرده از چهره ضد اسلامی خود که در زیر چادر مخفی کرده بود برداشت. به نظر می رسد این هدیه آمریکایی ها برای اتخاذ چنین مواضع ضد اسلامی کمترین چیزیست که سردمداران استکبار جهانی می توانند به وی اهدا کنند.
 
گفتنی است، حضور برخی افراد در این لیست از جمله، کلینتون، بوش و شیرین عبادی نشانگر وابستگی این موسسه است  و احتمال صهیونیست بودن آن را بسیار بالا می برد.

با اکثریت آراء خبرگان ملت
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری

آیت الله مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان شد

آیت الله مهدوی کنی با 63 رأی به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی برنا، اعضای مجلس خبرگان رهبری در انتخابات هیأت رییسه این مجلس با 63 رأی آیت الله مهدوی کنی را به عنوان رییس انتخاب کردند.

بر اساس این گزارش هاشمی رفسنجانی، کاندیدای ریاست مجلس خبرگان رهبری نشده است.

نهمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری در دوره چهارم صبح امروز با حضور اعضای خبرگان ملت در محل ساختمان قدیم مجلس شورای اسلامی آغاز به کار کرد.


اجماع خبرگان رهبری بر ریاست آیت الله مهدوی کنی
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری ، میر حسین موسوی
 مهدوی کنی:کاش مرده بودم و حرف‏های موسوی را نمی‏شنیدم

 همانطور که پیش از این نیز رجانیوز از درخواست بیش از 50 نفری خبرگان ملت از آیت الله مهدوی کنی خبر داده بود، در آغازین ساعات جلسه امروز خبرگان رهبری، و پس از سخنرانی هاشمی رفسنجانی رئیس پیشین این مجلس و تاکید وی بر عدم کاندیداتوری برای ریاست خبرگان به احترام آیت الله مهدوی کنی، آیت الله مهدوی کنی با کسب64  رای موافق و نزدیک به اجماع خبرگان ملت، به ریاست این مجلس انتخاب شد. هاشمی رفسنجانی نیز در دوره گذشته با رایی نزدیک به رای مهدوی کنی و با 51 رای رئیس مجلس خبرگان رهبری شده بود.

به گزارش رجانیوز، در حالی که رسانه‎های نزدیک به هاشمی رفسنجانی، در ماه‎های گذشته با انتشار حجم بالایی از اخبار و طراحی‎های رسانه‎ای تلاش داشتند تا ریاست خبرگان را تا دوسال دیگر برای هاشمی رفسنجانی تمدید کنند خلاء وجود شخصیتی اخلاقی، فقهی و بی توجه به مقام دنیا در جایگاه ریاست خبرگان پس از ارتحال آیت الله مشکینی از یک سو و اصرار بر مواضع غیر شفاف و ناصحیح هاشمی در جریان فتنه 88 از سوی دیگر سبب شد تا خبرگان رهبری از آیت الله مهدوی درخواست کنند این مسئولیت را بر عهده بگیرد.
 
 
این درحالی است که مقام گریزی آیت الله مهدوی کنی که از اول انقلاب و با وجود جایگاه بالای ایشان در میان مبارزین انقلاب اسلامی همواره یکی از محسنات وی محسوب می‎شد، اینبار نیز سبب شد تا درخواست خبرگان مردم ماه‎ها با جواب منفی آیت الله مهدوی کنی مواجه شود. با این وجود سرانجام آیت الله مهدوی کنی هفته گذشته و پس از انتشار تکذیبیه دفتر هاشمی رفسنجانی مبنی بر ارسال دو پیغام از سوی هاشمی به مهدوی کنی، از تصمیم خود برای پذیرش خواست خبرگان ملت خبر داد.
 
به نظر می‎رسد در کنار جایگاه بالای فقهی آیت الله مهدوی کنی که لازمه رئیس مجلس فقها و مجتهدین نظام اسلامی است و همچنین زهد سیاسی و ویژگی‎های اخلاقی ایشان که دروس اخلاق وی را از سالیان دراز گذشته به یکی از پربارترین دروس اخلاق تبدیل کرده است، مواضع سیاسی شفاف و محکم ایشان در دفاع از حریم ولایت نیز، از مهمترین ویژگی‎هایی است که ایشان را به عنوان مناسبترین گزینه برای تصدی ریاست خبرگان پس از ارتحال آیت الله مشکینی تبدیل کرده است.
 
در ادامه بخشی از نظرات و مواضع صریح و شفاف سیاسی ایشان در دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی و مواجهه با جریان فتنه را باز خوانی می‎کنیم.
 
 
 

کاش مرده بودم و حرف‏های موسوی را نمی‏شنیدم

نباید قدرت به دست کسانی بیفتد که با ولایت فقیه مشکل دارند
 
انقلاب ماهها معطل برخی خواص شد تا بفهمند فتنه‏ای هست. جدال آیت الله با فتنه اما نه از بعد انتخابات که از همان زمانی آغاز شد که در سال‏های سازندگی و اصلاحات باب حمله به روحانیت و ولایت فقیه و بعد هم قرائت‏های متکثر در فضای سیاسی کشور گشوده شد. هشدارهای آیت الله در طول این سال‏ها ادامه یافت و البته در جریانات بعد از انتخابات 88 نمودی دیگر پیدا کرد.
 
به گزارش رجانیوز او آن روزها با اعلامیه‏ها و سخنرانی‏هایش صراحتا خواص را نسبت به جریان انحرافی‏ای که آغاز شده بود، انذار می‏داد و در آستانه انتخابات نیز بار دیگر وارد صحنه شد. آیت الله در خصوص یکی از اعلامیه‏هایش و با اشاره به سخنان رئیس جمهور وقت می‏گوید:«در آن اعلامیه این نکته را اضافه کردم که متاسفانه آن مسئول محترم ناخود آگاه به مخالفین نظام و انقلاب چراغ سبز نشان می‌دهد و آنها از بیانات ایشان سوء استفاده می‌کنند. البته اعتراف دارم که مقاله قدری تند بود...»
 
سال‏ها گذشت و نوبت به انتخابات دهم رسید تا همان جریان منحرف با تابلوی نخست وزیر امام بار دیگر وارد صحنه شود. اگر چه آن روزها میرحسین موسوی می‏کوشید گونه‏ای رفتار کند که آرای اصولگرایان را نیز در سبد خود داشته باشد، آیت الله اما می‏دانست در پسِ پرده چه خبر است و کدام جریان در حال صف‏آرایی مقابل نظام اسلامی است و همگان را به پذیرش رأی ولایت سوق می‏داد. 
 
او در این خصوص می‏گوید:«برخی آقایان گرفتار این فتنه شدند و گروهی را نیز آلوده کردند. معنای فتنه همین است که گاهی سران فتنه خود غافل از آن هستند. بنده همان روزهای اول تأکید داشتم راه حل رفع فتنه یافتن نقطه اتکایی است که این نقطه در همه مکتب‏ها و حکومت‏ها وجود دارد و به آن اعتماد می‌کنند. مگر کسانی که بخواهند آشوب و اغتشاش بر پا کنند. مصلحت هر کشور و نظامی اقتضاء می‌کند در هنگام آشوب به سمت آن فصل الخطاب بروند اگر چه آن فصل الخطاب مطابق میل ما نباشد.»
 
آیت الله مهدوی‏کنی در این خصوص ادامه می‏دهد:«در این حوادث اخیر برخی آقایان نظرات رهبری را قبول نکردند که با این عمل هم به خود و هم به انقلاب ضربه زدند. اگر آنان نظرات رهبری را قبول می‌کردند ما این مشکلات بعدی را نداشتیم.»
 
او از همان آغاز انگار احساس خطر کرده بود. از همین رو صراحتا وارد عرصه شد و حمایت خود از کاندیدای جبهه انقلاب را علنی کرد. آیت الله در خصوص ورود خود به فضای انتخابات 88 می‏گوید:«با اینکه بنده بالذات آدم فرهنگی، علمی و تربیتی هستم اما مواقعی که احساس وظیفه کرده‌ام وارد گود سیاست شده‌ام. در همین جریان انتخابات دهم، هم دعوت به حضور در انتخابات کردم هم به نفع آقای دکتر احمدی نژاد موضع‌گیری کردم و هم در روز تنفیذ با آنکه حالم خوب نبود، حضور پیدا کردم.»
 
وقتی مناظره‏های تلویزیونی آغاز شد و آنچه رفت که رفت، آیت الله لب به سخن گشود تا با صراحتی بی‏بدیل در همان روزها بگوید:«کاش مرده بودم و حرف‏های موسوی را نمی‏شنیدم.» 
 
آیت الله در درس اخلاق خود به سخنان میرحسین اشاره کرد و گفت:«آن برادرمان در سخنشان این طور فرموده‏اند که من آمده‏ام اقتصاد خراب ایران را در40 سال گذشته درست کنم. برادر! شما 10 سال قبل از انقلاب را هم چسباندی به 30 سال بعد ازانقلاب؟! یعنی از دوران نظام شاهنشاهی تا بعد از انقلاب، همه اینها یک پرونده با هم است و خراب است که می‏خواهیم درست کنیم؟!... در این صورت، مخالفین ما می‏گویند خودشان دارند می گویند 40 سال است که خرابی است و این کم لطفی است و باید از این جور برخورد استغفار کرد.»
 
آیت الله همان روزها برخی بی‏انصافی‏ها در خصوص دولت را برنتافت و گفت:«با همه اشکالاتی که به دوره آقای احمدی‏نژاد وارد می‏کنید، آیا ایشان هیچ کاری نکرده است؟!! شاید بعضی ها از روی حس مخالفت بگویند خوب کوبیدی ولی آیا در یک جامعه اسلامی، انسان مؤمن مطیع قرآن و ولایت خوبی هارا نمی‏بیند؟ یک وقت است که انسان می‏گوید کارهایی شده که بعضی‏ها نیمه کاره است بعضی‏ها خوب بود از طریق دیگری وارد می‏شدیم و بعضی‏ها هم تمام شده است ولی آیا پس از 30 سال شهادت و فداکاری هیچ آثاری وجود ندارد؟!»
 
آیت الله مهدوی کنی دلسوزانه تذکر می‏داد:«کسانی که قصد نقد دارند، خوبی‏ها و بدی‏ها را بگویند. شما در مقابل اشکالات بگویید چه راهی برای رفع آنها دارید. مردم این را می‏خواهند. شما می‏گویید بیکاری در کشور هست یا نباید بیت المال را اینطوری خرج کرد، راهش را نشان دهید که چگونه باید بیکاری را رفع کرد یا بیت‏المال را به درستی مصرف کرد.» 
 
انذارهای دلسوزانه آیت الله اما از همان روزهای نخست شنیده نشد و فضا رفت به همان سمتی که نباید می‏رفت. برخی منابع خبری از نصیحت‏ها و پیام‏های آیت الله که خطاب به میرحسین صادر می‏شد خبر می‏دادند؛ اما چه سود؟! آیت الله دلسوزانه به آنها می‏گفت حتی اگر شما خود را بر حق می‏دانید، مصالح جامعه اسلامی را بپذیرید؛ مرز خود را با دشمن مشخص کنید؛ به رأی ولایت تن بدهید؛ حداقل این است که تمکین شما در مقابل نظام مصداق صلح امام حسن(ع) را پیدا خواهد کرد. این همه سخنان دلسوزانه اما شنیده نشد و اتمام حجت‏ها نیز راه به جایی نبرد.
 
چندی بعد سایت خبری ثانیه‏نیوز خبری را منتشر کرد که حکایت از درخواست میرحسین موسوی برای دیدار با آیت الله داشت. آیت الله اما برخلاف برخی دیگر که با وجود روزافزون شدن لشگرکشی‏های خیابانی هم‏پیمانه فتنه‏گران می‏شدند، این ملاقات را نپذیرفت. او در پاسخ به این درخواست پایان دادن به اغتشاشات و پذیرش قانون را متذکر شد و تاکید کرد:«آقای موسوی باید ابتدا تکلیفش را با نظام و قانون مشخص کند که اینها را قبول دارد یا نه؟»
 
آیت الله نگران میدان‏داری کسانی بود که بالواقع کوچکترین اعتقادی به ولایت فقیه نداشتند. او به هر مناسبتی در این خصوص سخن می‏گفت. آیت الله در آّبان ماه 88، حتی دیدار مسئولان فرهنگی وزارت علوم را هم غنیمت شمرد تا ضمن اشاره به حوادث بعد از انتخابات اعلام خطر کند و بگوید:«نباید قدرت به دست کسانی بیفتد که با ولایت فقیه مشکل دارند.»
 
دبیر کل جامعه روحانیت مبارز پیام خود برای 22 بهمن را با این آیه شریفه آغاز کرد که:«جاءالحق و زهق‌الباطل ان الباطل کان زهوقاً.» و پیش‏بینی کرد:«مردم مؤمن و غیور ایران با هوشیاری تمام در برابر همه فتنه‌ها می‌ایستند و مانند همیشه پشت سر رهبری از انقلاب اسلامی دفاع خواهند کرد و دست خائنین و متجاوزین را از دامان پاک نظام مقدس جمهوری اسلامی کوتاه خواهند نمود و در بیست و دوی بهمن، جهان شاهد نمایش وحدت آحاد ملت بزرگوار ایران خواهد بود.»
 
او در بیانیه خود تصریح کرد:«چنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند لما رای الله صدقنا اَنزَل علینا النَصر و عَلی عَدوِنا الکبت. چون در حوادث پس از هجرت خداوند متعال صدق و صفای ما را دید یاری‌اش را بر ما فرو فرستاد و دشمنان ما را سرکوب نمود.»
 
برخی فتنه‏گران تلاش کردند تا راهی به سوی آیت الله بگشایند، اما مواضع آیت الله راسخ بود و روشن. تلاش‏های کروبی هم در این راستا ناکام ماند. او بر خلاف هاشمی که همواره با سکوت و مواضع حمایتی خود جریان فتنه را امید می‏داد، حتی به صراحت در اسفند ماه خبر میانجی‏گری خود را نیز تکذیب کرد و گفت:«کجا قرار بود من این بحث را دنبال کنم؟ طبعا خود من کسی هستم که خواهان وحدت هستم، ولی بحث میانجیگری من در میان نبوده است. دلم می‌خواست وحدت شکل بگیرد ولی بعضی از آقایان نخواستند.»
 
او افزود:«همه باید به مصالح ملی و مذهبی بیاندیشند و همان‌طور که رهبری فرموده‌اند؛ اگر کسی در کشتی نظام سوار نشود از غافله عقب خواهد ماند. ما در کشورمان بر اساس یک سری اصول انقلاب کردیم که این اصول باید حفظ شود، وگرنه عقب می‌مانیم.»
 
آیت الله معتقد بود برخی که در دام جریان انحرافی افتاده‏اند، نیروهای انقلاب بوده‏اند اما در مسائل سیاسی سوء نیت و حسن نیت حتی برای آنها نیز دیگر ملاک نیست. او در خرداد ماه 89 در جمع اعضای حزب موتلفه اسلامی تصریح کرد:«برخی اشتباه‏کاران پس از انتخابات را نمی‏توان دشمن نامید زیرا نیت همه آنها دشمنی نبود، آنهایی که سوابق خوبی در انقلاب داشتند نمی‏توان در مورد نیت‏شان در مسائل اخیر صحبت کرد اما عمل این افراد عمل بدی بوده است. ما ماموریم با بدی‏ها و ناهنجاری‏ها مبارزه کنیم، سوء نیت و حسن نیت در مسائل سیاسی ملاک صحت عمل نمی‏باشد.»
 
آیت الله با صراحت بیشتر ادامه داد:«با کسانی که کفر می‏ورزند نباید رفاقت کنیم، با کافر معاند رفاقت نکنیم، این جزو وظایف ما است، اشتباهاتی که برخی‏ها انجام دادند موجب خوشحالی دشمن شد، در جریان انتخابات دشمن را شاد کردند و دشمنان برایشان کف زدند.»
 
آیت الله مهدوی‏کنی تأویل نکردن اصول را از دیگر وظایف دانست و اظهار داشت:«ما در انقلاب اسلامی اصول ثابت داریم که قابل تأویل نیست، در جریانات پس از انتخابات برخی این اصول را تاویل کردند و از مواضع خود جا به جا نمودند، یحرفوا الکلم عن مواضعه، لذا اصل ولایت فقیه را نباید تأویل کرد... برای حفظ نظام باید پیرو ولایت بود، متاسفانه کسانی در مقام عمل پس از انتخابات کارهایی کردند که نادرست بود و به نظام ضربه زدند.»
 
آیت الله در خرداد ماه سال جاری طی مصاحبه‏ای تفصیلی با خبرگزاری فارس به تشریح فتنه و جایگاه رهبری در مواجهه با جریان فتنه پرداخت. دبیر جامعه روحانیت مبارز تهران با اشاره به شناختی که بیش از چهار دهه از ویژگی‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی دارد، تاکید کرد:«ایشان بهترین فرد برای رهبری این انقلاب پس از دوران حیات امام بودند و امروز هم شایسته‏ترین فرد هستند.»
 
آیت الله ویژگی‏هایی را از امام برشمرد و ویژگی‏های مقام معظم رهبری را مطابق همان مشی امام راحل دانست. او گفت:«یکی از مهمترین ویژگی‌های امام ایستادگی در برابر فشارهای دشمنان اسلام و انقلاب بود. همین ویژگی را در مقام معظم رهبری مشاهده می کنیم که در مواقع حساس یک قدم به عقب بر نداشته‌اند و ما درسی که از امام آموختیم آن بود که به جای تکیه بر غرب یا شرق، باید روی پای خود بایستیم تا به مقصد نهایی این انقلاب و نظام اسلامی دست یابیم.»
 
آیت الله حوادث بعد از انتخابات را مصداق فتنه دانست و با اشاره به مواضع رهبر انقلاب در حوادث بعد از انتخابات گفت:«به نظر من اگر مواضع ایشان در این دوران فتنه نبود نمی‌توانستیم این انقلاب را حفظ کنیم.» او به وضعیت فتنه‏گران اشاره کرد و افزود:«افراد معترض موضع‌گیریها و برنامه‌هایی را در روزهای پس از انتخابات اجرا کردند که در آن مقطع دشمن به این جریان امیدوار شد و وقتی دشمن به یک جریانی امیدوار می‌شود، معلوم است که آنها در مسیر انحراف افتاده‌اند. باید این قضایا زودتر جمع می‌شد و این اتهامات علیه نظام مطرح نمی‌شد تا دشمنان بیش از این شاد نمی‌شدند.»
 
این مواضع انقلابی را اگر کنار تاکیدات هزار باره هاشمی رفسنجانی بر همان مواضع نماز جمعه‏اش بگذاریم، آن گاه قیاس بین این دو عضو خبرگان دیگر سخت نیست. مواضع نماز جمعه هاشمی در برگیرنده همان مطالبات خاتمی بود و مواضع مهدوی همان دیدگاه رهبر انقلاب.
 
مهدوی کنی با یادآوری تلاش دولت هم برای خدمت به مردم تأکید کرد:«علیرغم برخی اشکالاتی که در دولت دهم وجود دارد اما همه کسانی که علاقمند به انقلاب و نظام اسلامی و ایران هستند باید با حفظ انتقادهایی که دارند، دولت را تأیید کنند نه تخریب. انتقاد دلسوزانه یعنی به گونه‌ای برخورد شود که جنبه‌های مثبت زیرسوال نرود و همه چیز را تخریب نکنند. آنها که خدمات دولت را به طور کلی نادیده می‌گیرند بر مبنای احساس عمل می‌کنند نه عقل و منطق.»
 
آیت الله مهدوی و آیت الله یزدی چندی بعد بیانیه مشترکی را صادر کردند که تعریفی جامع از اصولگرایی ارائه می‏داد. آیت الله چنی بعد در تحلیل حماسه نهم دی ماه نیز طی مصاحبه‏ای تصریح کرد:«ملت بیدار و انقلابی ایران پس از گذشت 30 سال از انقلاب شکوهمند خود در روز عاشورای حسینی سال 88 با حادثه غیرمنتظره‏ای روبرو شد و ناگهان مشاهده کرد که گروهی به بهانه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری با شعارهای ضدانقلابی و ضدعاشورایی به صحنه آمدند و با توهین به مقدسات و رفتار و گفتار نابهنجار، عاشورای حسینی را به سخره گرفته و عملا اثبات کردند که مسئله انتخابات بهانه ای بیش نبوده و اینها با اساس انقلاب و دستاوردهای آن مخالفند.»
 
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری گفت:«اقدامات اینان در این روز بزرگ قلوب تمام شیعیان و عزاداران حسینی را جریحه دار کرد و معلوم شد که علت اصلی این جار و جنجال، موضوع انتخابات نیست و هدف اصلی براندازی و مقابله با نظام و رهبری است.»
 
رئیس دانشگاه امام صادق افزود:«از این رو ملت با یک احساس دینی و ملی، یکپارچه به میدان آمد و با حرکتی خودجوش در سراسر کشور و بلکه در خارج ایران عکس العمل نشان داد. عزاداران حسینی که در روز عاشورا برای امام حسین علیه السلام و حادثه عاشورا عزاداری می کردند و با مشاهده این جریان ضدعاشورایی با تمام وجود و حتی با فرزندان خردسال خود به صحنه آمدند و اثبات کردند که در پای اسلام و عاشورا از هیچگونه فداکاری دریغ نداشتند و تا پای جان ایستادند.»
 
این استاد اخلاق در ادامه با اشاره به رفتار فتنه گران گفت:«اما آشوبگران و فتنه جویان از این نکته غفلت داشتند که ملت بصیر ایران به مقدسات دینی و ملی خود پایبندند و آن را فدای حوادث مقطعی و سیاسی و گروهی نمی کنند. از این رو همه آمدند. حتی آنان که به نامزد رقیب رای داده یا متمایل بودند احساس خطر کردند و به ملت پیوستند و رای واقعی خود را با تظاهرات میلیونی و عمومی ابراز داشتند.»
 
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی همچنین درباره ویژگی‏ها و ابعاد حماسه 9 دی گفت:«در این روز مردم وفاداری خود را به اسلام و قانون اساسی و نظام اسلامی اعلام داشته و با رهبری معظم انقلاب تجدید بیعت کردند و مشت محکمی به دهان بدخواهان زدند ولی با کمال تاسف سران فتنه به خود نیامدند و از حرکات آشوبگران اعلام برائت نکردند و خدا را فراموش کردند و در بیانیه‏ای آنها را مردمان خداجو نامیدند(!) و از این نکته غفلت کردند که تشویق و تحریک مردم در روز عاشورا علیه نظام اسلامی و رهبری نتیجه ای جز خذلان و شکست نخواهد داشت و تبعات آن قطعا دامنگیر آنها خواهد شد و ملت آنها را به عنوان شریک جرم بلکه علت آن شناخته و نام آنها در تاریخ انقلاب به عنوان حرمت شکنان عاشورا ثبت خواهد شد.»
 
آیت الله مهدوی‏کنی چنانکه خود نیز تاکید می‏کند، چهره‏ای فرهنگی، علمی و تربیتی است؛ کسی که بعد از انفجار دفتر نخست وزیری عهده‏دار اداره مسائل کشور بود و اکنون انگار بار دیگر رسالتی خطیر متوجه او شده است. او را اگر به خود وامی‏گذاردند بنای ورود در بسیاری حوزه‏ها را نداشت، اما هیچ‏گاه نخواست باری از انقلاب بر زمین بماند یا جریاناتی داعیه‏دار میدان شوند که حرف رهبری را در ظاهر ارج می‏نهند و در عمل پشت گوش می‏اندازند.

جریان فمنیستی در دوران خاتمی چگونه دنبال می شد؟
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، فیمینیست

خبرنامه دانشجویان ایران: شاید بتوان گفت زهرماری که برای شیرین کردن شکلات تلخِ افکار اومانیستی و نیل به اهداف جهانی سازی و بردگی روح انسان در دست جهان خواران، در نظر گرفتند واژه‌ای شد که قرن‌ها سراب آزادی را برای تمدن بشری از وحی بریده،مجسم کرده است:  نهضت آزادی خواهی زنان یا فمینیسم.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به این جملات دقت کنید: "زن جنس سر به راه، مهربان، انعطاف پذیر، فروتن و نجیبی است. چنین تصویری در ذهن تمام بانوان وجود دارد؛ سر به راه بودن باید راهی به سوی کامیابی باشد اما در واقع چنین نیست."


"امروزه زنان نمی خواهند فقط سر به راه باشند. آگاهی زنان از خویشتن افزایش یافته است.با این حال تناقض ها ی فراوانی در ذهن زن امروزی نهفته است. زن می تواند کار کند، اما باید کار کند، همچون مادرانی سر به راه، فقط به نظافت خانه می پردازد و صبح ها هنگامی که شوهرشان سرکار می رود، برایشان دست تکان می دهند."

"استقلال و داشتن شغل برای آن ها به صورت چیزهایی فرعی و حاشیه در آمده است."

اینها قسمت از مقدمه و فصل اول کتاب "زن های خوب به آسمان می روند، زن های بد به همه جا می رسند" نوشته "اوته ارهارت" است. کتابی که در ویترین کتاب فروشی‌های شهر ما جای خود را پیدا کرده و به تیترا‍‍ژ بالایی دست یافته است. اما سؤال اینجاست که این تفکرات از کجا و کی به بدنه جامعه ما نفوذ کرده‌است که برای رهیابی و پاسخ به پرسش‌های آن باید کتبی مانند این در آن سوی مرزها تدوین شود تا دروازه‌ای به سوی بهشت ندیده، ساخته افکار بشری برای جنسی که از او به ریحانه در وحی تعبیر می شود، باشد.

شاید بتوان گفت زهرماری که برای شیرین کردن شکلات تلخِ افکار اومانیستی و نیل به اهداف جهانی سازی و بردگی روح انسان در دست جهان خواران، در نظر گرفتند واژه‌ای شد که قرن‌ها سراب آزادی را برای تمدن بشری از وحی بریده،مجسم کرده است:  نهضت آزادی خواهی زنان یا فمینیسم.

این نهضت از یکسو ریشه در مفاهیم جدید عصر روشنگری در حوزه فلسفه و علوم اجتماعی ،از جمله اومانیسم ،سکولاریسم، تساوی ،حقوق بشر و آزادی های اجتماعی ،که با پیروزی انقلاب فرانسه و تدوین حقوق بشر در این کشور رسمیت یافت و از سویی وامدار موج تحول گرایی اجتماعی و سیاسی ،حقوق محوری و فضای باز پس از انقلاب فرانسه و بالاخره از سوی دیگر متأثر از موج صنعتی شدن غرب و شکل گیری طبقه ای به نام سرمایه داران و کارفرمایان است.

اما این زرورق به دور زهر کشیده شده چگونه در جامعه‌ای راه یافت که افکار دینی و وحیانی آن، زن را همچو ریحانه‌‌ای می دید که باید از آن پاسبانی کرد تا به دام فی قلوبهم مرضً نیفتد.

جریان تخریب باورهای دینی،فرهنگی و سیاسی مردم با استفاده از مطبوعات اولین بار در سال 1358و1359هـ ش با پشتیبانی دشمنان انقلاب و به وسیله عوامل و مزدوران داخلی آن‌ها صورت گرفت اما از همان ابتدا این توطئه با هوشیاری امام امت (ره) و قاطعیت دستگاه قضا در نطفه خاموش شد و نتوانست راه به جایی ببرد.

پس از پایان جنگ و آغاز دهه دوم انقلاب و دوران سازندگی به ویژه پس از دوم خرداد1376این جریان خزنده در دولتی نفس گرفت که سه شعار اصلی آن «آزادی در بیان، منطق در گفت‌و‌گو و قانون در عمل» بود. دولتی که سر ‌رشته افکارات آن از عقلانیت دینی نشأت گرفته، که عبدالکریم سروش در حلقه کیان برای آن‌ها نسخه پیچی می کرد.

مطبوعات رکن اساسی توسعه سیاسی و جامعه مدنی بوده و از آن‌ها با عنوان رکن چهارم دموکراسی نام برده می شود. اطلاع رسانی، بیان صادقانه خواسته ها و مطالبات مردمی، نقدهای سازنده و راهکارهای مفید از کارکردهای مثبت یک جامعه مطبوعاتی توسعه یافته است و بی تردید اگر مطبوعات خود فاقد شاخص های توسعه یافتگی باشد، اگرچه در کوتاه مدت می توانند منشا اثر باشند اما در نهایت خود به ابزار رکود، عقب ماندگی و اغتشاش و اختلاف تبدیل می شوند و نه تنها کمکی به توسعه اجتماعی نمی کنند بلکه مانع پیشرفت آن هم می شوند.
با تشکیل حزب مشارکت و حلقه فکری کیان، آنها به این نتیجه رسیده بودند که هدایت جریان اصلاح طلبی را با ابزار مطبوعاتی خود به عهده بگیرند. اساسی ترین نکته در اهداف و انگیزه آن بود که عمدتاً توسط چهره های مطبوعاتی حلقه کیان و ملی_مذهبی ها و لیبرال ها هدایت می شد و از دیوار سیاسی جامعه بالا رفتند و درصدد قرار گرفتن در رأس هرم های قدرت برآمدند و برای پیروزی انقلاب سفید هرچه بیشتر تلاش می کردند.

اعضای حلقه کیان که ترکیبی از لیبرال ها و چپگرایان بودند، غرب پژوهی را استراتژی مطالعاتی خود قرار داده بودند و به این نتیجه رسیده بودند که تلفیقی از تجربیات تمدن غالب بشری(غرب) و درونی کردن آن‌ها با ارزش های بومی و محلی، بهترین راهکار است و در همین راستا به تلفیق سه شکاف ملی، اسلامی و غربی تاکید کردند و با شعار توسعه سیاسی و پیوستن به نظام جهانی به سوی تمدن و تفکر غرب و لیبرالی حرکت کردند.

در این میان برای نشان دادن ناکارآمدی نظام اسلامی و حمله به باورهای دینی مردم، جامعه هدفی انتخاب شد که شکننده ترین و تاثیر پذیرترین قشر به حساب می آمدند.قشر زنان.

این طبقه که به دلیل ویژگی های خاص ساختاری و روحی جزو آسیب پذیرترین اقشار به حساب می آمد و به دلیل نقش کلیدی خود در سلامت روحی  و ساخت آینده جامعه طعمه دلچسبی برای نیل به اهداف قرار گرفت.

از این میان می توان به انتشار مجله "زن روز" به سردبیری و  مدیر مسئولی "شهلا شرکت" اشاره کرد. وی روزنامه‌نگاری را با مجله اطلاعات بانوان آغاز کرد و سپس به روزنامه کیهان رفت و سردبیری هفته نامه زن روز را به عهده گرفت.

وی که از اعضای اصلی و تنها عضو خانم حلقه کیان بود ۱۰ سال سردبیر و مدیر مسئول مجله زن روز را برعهده داشت. با تعطیلی این مجله وی  بلافاصله در بهمن سال ۱۳۷۰شروع به انتشار ماهنامه زنان کرد. به گفته خود وی، مجله زن روز گروه مخاطب وسیعی داشت ولی ماهنامه زنان برای مخاطبان خاص‌تری بود. این گونه بود که وی همراه با هیت تحریره خود شامل "مهره انگیزه کار" به طرح مباحث فمینیستی در ایران پرداخت و آن را دریچه ای برای رهایی از خفقان اسلامی دانست. این مجله بیشترین هجم انتقادات آکادمیک را بر روی اقدامات انتظاماتی که در خصوص اراذل و اوباش و روابط دختر و پسر انجام داده است.

در این مجله با شیفتگی خاصی تمام مجله را به مسئله طرح خانه های عفاف اختصاص داده اند. نه از منظر یک پدیده اجتماعی بلکه از منظر تبیین جنبش فمینیستی. پیام این مجله این بود که "در حکومت دینی به این نتیجه رسیده اند که (خود فروشی)،مهم نیست که حرام است یا حلال باید جلوی رشد ایدز را بگیریم" یعنی به مسئله خود فروشی که حرام است یا حلال کار نداشته باشیم به آن رسمیت بدهیم، کارت بهداشت به اینها بدهیم، کنترل بهداشتی کنیم و اینکه هر کسی حق نداشته باشد که برخورد کند.

در کنگره 1999 فمینیسم در آلمان با شعار "انسان زن به دنیا نمی آید، زن می شود"، از ایران خانم "مینا احدی" در این کنفراس شرکت داشت. محور بحث مینا احدی به عنوان یک زن فعال ایرانی در این کنگره در زمینه وضعیت پوشش اجباری –چادر- و نقش و اثرات آن در زندگی شخصی و اجتماعی زنان ایران بود. این در حالی است که دیگر شرکت کنندگان مانند "کاتلین باری" از مخالفان جنبش پرونو بر عفاف هر چه بیش تر خانم ها تأکید می کند.

اما این نهله اکنون با چهره دیگری خود را جلو می برد.

این بار استفاده از 8مارس است.

چیستی 8مارس:
نخستین فعالیت سازمان یافته زنان کارگر جهان در 8مارس 1857 در شهر نیویورک به وقوع پیوست. در این اعتصاب صدها کارگر زن،کارگاه های نساجی در اعتراض به دستمزد اندک،ساعات کاری طولانی و شرایط غیر انسانی کار و نداشتن حق رای شرکت داشتند.با تجدید حیات موج سوم فمنیسم سازمان ملل در سال 1975،8مارس را به عنوان روز جهانی زن نام گذاری کرد.

در ایران ژس از انقلاب اسلامی در تاریخ 17/12/78 به مناسبت روز جهانی زن بزرگداشتی برگزار شد و ژس از آن هر ساله عده ای با شعار های فمنیستی با صدور قطنامعه های تجمعاتی پرداختند.

مواد قطعنامه انجمن دفاع از زنان در 8مارس1384:

جداسازی زن و مرد را در ایران محکوم می کنیم
خواهان لغو آپارتید جنسی هستیم
هر نوع پوشش اجباری را محکوم می کنیم
آزادی سقط جنینی (حق کنترل زنان بر بدن خویش)

اما با نگاهی عمیق تر به روند عملکرد این نهله در غرب روشن می گردد که این نهضت و پیشروان آن راه را به خطا رفته و بحران های جدید تری را متوجه جامعه زنان می نماید چرا که در تمام این جریانات نه تنها زنان به آزادی توام با آرامش دست نیافته اند بلکه به اعتراف خودشان خود را موجودی بی هویت و بدبخت یافته اند که روح لطیف زنانه شان نیز خدشه دار شده است و به بهای آزادی برابر آرامشی را فروخته اند که هرگز بازپس گیری نیست.


سبزها پس از گنجی،مهاجرانی را هم دراز کردند!
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، عطاءالله مهاجرانی ، جنبش سبز

چاقو کش های اینترنتی سایت بالاترین، همانگونه که اکبر گنجی را پس از تاکید بر عدم تقلب در انتخابات 88 مورد هجوم قرار دادند،مهاجرانی را با رکیک ترین الفاظ مورد عنایت قرار دادند

پس از آن که عطاء الله مهاجرانی عضو اتاق فکر حلقه لندن پس از قریب دو سال هجمه به نظام و مسئولان کشور در رسانه های خارجی ، دو جمله راست درباره نظام و رهبر انقلاب بیان کرد ، حامیان سابق وی در سایت های ضدانقلاب و فتنه سبز، با شدیدترین ادبیات و رکیک ترین الفاظ وی را مورد حمله قرار داده و او را نفوذی جمهوری اسلامی در جریان اپوزیسیون و جنبش سبز معرفی کردند.

مهاجرانی طی اظهاراتی در جمع دانشجویان یکی از دانشگاه های انگلیس  ضمن تاکید بر مطالب قبلی خود علیه نظام جمهوری اسلامی در عین حال خاطرنشان کرد:« نمی‌شود شرایط ایران را مصری کرد چون وابستگی تام و تمام حسنی مبارک به غرب یکی از تفاوت‌های بنیادین این کشور با ایران است. جمهوری اسلامی ایران استقلال بی‌نظیری در عدم هرگونه وابستگی به غرب و شرق دارد.»

مهاجرانی همچنین با مقایسه وضعیت مسئولان ارشد ایران با مصر، درباره وضعیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی رهبر معظم انقلاب اذعان کرد:«"من آیت‌الله خامنه‌ای را خوب می‌شناسم و می‌دانم که در تمام کارنامه‌ اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمی‌توان یافت.»

 این دو اعتراف مهاجرانی که البته کشف جدیدی از جانب او محسوب نمی شود بلکه همه دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی بدان اعتراف و اذعان دارند ، موجب شد تا سایت های ضدانقلاب به شدت مهاجرانی را مورد حمله قرار دهند و با یادآوری مناصب او در جمهوری اسلامی ، لو را عامل نفوذی نظام در جریان اپوزیسیون معرفی کنند.
در همین راستا ، سایت بالاترین که که به «چاله میدان چاقوکش های اینترنتی فتنه سبز» معروف است اکثر لینک های داغ خود را به حمله و فحاشی به مهاجرانی اختصاص داده و نویسندگان و کامنت گذاران این سایت با کلماتی رکیک وتوهین آمیز وی و خانواده اش را مورد اعتراض قرار دادند. در میان مطالب سایت بالاترین علیه مهاجرانی ، مطلب« ن. ک» کاریکاتوریست حامی موسوی از همه تندتر است به گونه ای که وی صراحتا" با ادبیات جنسی مهاجرانی را مورد خطاب قرار داده و با یادآوری موضوع زنان چندگانه وزیر ارشاد دولت خاتمی و عضو اتاق فکر حلقه لندن ،به وی حمله کرده است.

گفتنی است ماهیت جریان فتنه سبز که بر اساس دروغ بنا شده ، به گونه ای است که هیچ کس حتی برجسته ترین چهره های این جریان نیز جرات نمی کنند حرف راستی بر زبان بیاورند و به محض آن که یک کلمه راست از جانب هر کس بیان شود ، چاقو کش های جریان دروغ سبز با بدترین و بی ادبانه ترین مجه ممکن ، او را از پای درآؤرده و به مسیر اصلی حریان هدایت می کنند.

چندی پیش اکبر گنجی که روزگاری قهرمان افسانه ای ضدانقلاب محسوب می شد ، طی مقاله ای موضوع تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری را به عنوان یک ادعای بی پایه مورد بررسی قرار داد و با استناد به حرف های حامیان موسوی و نظرسنجی موسسات خارجی نتیجه گرفت که در انتخابات سال 88 تقلب نشده است. بعد از درج این مقاله ، همان کسانی که در سال های گذشته اکبر گنجی را به اسطوره تبدیل کرده بودند موجی سهمیگن از اعتراض و انتقاد توهین آمیز علیه او به راه انداختند و او را عامل و نفوذی دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی نامیدند. این هجمه چنان سنگین بود که اکبر گنجی طی مقالاتی به شدت از بداخلاقی و بی اخلاقی حاکم بر سبزها و اپوزیسیون انتقاد کرد هر چند فریادهای او دیگر به جایی نرسید.


عکس:رونمایی از نخستین توپ هویتزر 155 م.م
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: عکس ، نظامی

با حضور سردار "احمد وحیدی "وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نخستین توپ هویتزر 155 م.م. خودکششی چرخدار در سازمان صنایع دفاع رونمایی شد.


خاطراتی خواندنی از حاج حیدر رحیم پور
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، خاطرات
آیت‌الله طالقانی:فقط با آقای خامنه‏ای کار کنید/ منافقین ریاکارانه طالقانی را پدر خطاب می‏کردند

حاج حیدر رحیم پور ازغدی از مبارزین کهنه کار خراسان و از شخصیت‎های انقلابی این خطه در بخشی از خاطرات خود با اشاره به وقایع روزهای انقلاب و ماجرای سفر برخی از انقلابیون مشهد به تهران برای استقبال از زندانیان برجسته سیاسی، به دیدار خصوصی خود با مرحوم طالقانی اشاره کرده و از سفارش اکید ایشان برای تبعیت کامل جریانات انقلابی خراسان از خامنه‎ای جوان در مشهد سخن گفته است.

به گزارش رجانیوز، حاج حیدر در بخش دیگری از خاطرات خود با اشاره به رابطه مجاهدین خلق با مرحوم طالقانی، وی را تنها قدرتی برشمرده است که توانست منافقین را کنترل کند و منافقین هم جرأت افشای عقاید پنهانی خود را به حضرتش نداشتند و ریاکارانه او را پدر می‌خواندند و او نیز رندانه هرلحظه، گروهی از بی‌خبران را که منافقان، جادو کرده بودند به شکلی  جذب انقلاب اسلامی امام می‌کردند.

در ادامه و به مناسبت سپری شدن سالگرد رحلت مرحوم طالقانی، بخش‎هایی از این خاطرات را که برگرفته از کتاب"از انجمن پیروان قرآن تا انجمن حجتیّه" است می‎خوانیم:

 فقط با آقای خامنه‏ای کار کنید

علّت سفر ما به تهران این بود که مدّتی پس از فاجعه میدان ژاله، امواج انقلاب اسلامی برخلاف تصوّر دشمن، گسترش یافت و رژیم مجبور به عقب‌نشینی گشته و به آزادی تدریجی زندانیان سیاسی تن داد. ما در مشهد به دستور آقای خامنه‌ای مأمور شدیم که زندانیان سیاسی را از هر گروهی که باشند از درب زندان مشهد استقبال کرده و پس از پذیرایی موقّتی آنان را به شهرهایشان برگردانیم. و هرچه بخواهید از آنان، که برخی به ویژه مجاهدین و فدائیان، ناجوانمرد از کاردرآمدند پذیرایی کردیم و پس از آن چند نفری  به نمایندگی از مشهد، برای تعظیم آزادشدگان زندان‌های تهران به ویژه، استقبال از زندانیان خراسانی به تهران برویم. شبی پس از ملاقات چند زندانی آزاد شده ناگهان از رادیو شنیدیم که آقای طالقانی و آقای منتظری امشب آزاد می‌شوند.  

گروه شش نفرة ما خدادادی، حسینی، غنیان، سررشته دار، احمدزاده و من، همه ذوق زده، قصد حرکت به طرف زندان قصر و اوین را کردند لیکن شانه‌چی که میزبان ما بود دل شکسته گفت که من باید برای تهیه لوازم پذیرایی میهمانان به خانه برگردم زیرا بسیاری از سیاست مردان  متفاوت وارد منزل ایشان می‌شدند. و به شانه‌چی گفتم من هم با شما به منزل می‌آیم. دوستان شگفت زده پرسیدند: چرا؟!  گفتم زیرا حکومت هنوز به آن احمقی نیست که با بوق خودش هزاران نفر را برای استقبال از دو شخصیت ممتاز انقلاب به درب زندان بکشاند و تظاهرات میلیونی خطرناکی را، راه بیاندازد پس یقین بدانید تا آن دو به خانه نرسیده باشند چنین خبری را پخش نمی‌کند لیکن دوستان سخنم را نشنیدند و رفتند. 

 من وشانه چی به منزل رفتیم. شانه‌چی لحظه‌ای بعد از اندرون برگشت و با لبخندی گفت: حق با تو بود، آقای طالقانی منزلشان تشریف دارند و زنگ زده‌اند که من هرچه زودتر به آنجا بروم و وسایل پذیرایی ملاقات کنندگان را فراهم کنم و مابه طرف خانه آقای طالقانی راه افتادیم و ایشان از مشاهده من و شانه‌چی در کنار یکدیگر که از دو گرایش متفاوت مبارزه بودیم یکه خورده و شاید تصور کرده بودند که من هم متمایل به مجاهدین شده‌ام و با زیرکی به شانه‌چی گفتند بروید ببینید خانم چه چیزهایی لازم دارند و تهیه کنید و چون ایشان از خانه خارج شد مرحوم طالقانی آهسته، دری را که بین پذیرایی و اندرونی بود، بسته و با اشاره از من خواستند جلوتر بروم، هنگامی که نزدیک شدم فرمودند: در مشهد چه خبر است؟ و با چه کسانی کار می‌کنید؟

 گویا تصور کرده بودند من هم چون برخی دوستان، به هوای دهة 20 و 30 همچنان با جبهه ملّی بی‌ملّت، کار می‌کنم و یا در هوای دهة 40 نهضت آزادی می باشم زیرا مدیریت نهضت آزادی درخراسان با خود ما بود ایشان نگران بود که نکند من جدا از صفّ امام، حرکت کنم و یا به اعتبار سوابق مبارزاتی، من هم، عَلَم و کوتلی برداشته و افرادی را دور خود، جمع کرده و بر انشعاب‌های بچه‌گانة دشمن‌پسند افزوده باشم.

عرض کردم آقا، مشهدی‌ها یکپارچه‌اند. ولی گوئی سخنم قانع کننده نبود. نظری به پشت شیشه افکنده و با سفارشی التماس گونه فرمودند: «فلانی، فقط با آقای خامنه‌ای کار کنید، دیگران در مشهد، اعتبار و شایستگی رهبری این مبارزه را ندارند.» 

گفتم: چه می‌فرمایید؟ انقلاب خراسان، شش‌دانگش از آن آقای خامنه‌ای است و من هم نه تنها امروز بلکه سال‌هاست با این که خود از چند مرجع، اجازه اخذ و مصرف وجوهات دارم حتّی وجوهات شخصی خود را به آقای خامنه‌ای می‌پردازم و با ایشان در ارتباط نزدیک بوده و هستم.  و چنین گزارشی، کمال ارادت یک مرید به مراد و خطّ اصلی انقلاب اسلامی را می‌رساند. ایشان دعا فرمودند و دوباره گفتند. فقط با آقای خامنه‌ای باشید و این حمایت آقای طالقانی از آقای خامنه‌ای در روزهایی بود که قطعاً شخصیت طالقانی کهنه‌کار از خامنه‌ای جوان، بیشتر بود، زیرا امام ایشان را اولین امام جمعه تهران منصوب فرمودند به این معنی که طالقانی، هنگامی این سفارشات را می‌کرد که خود، دوّمین شخص انقلاب بود و نزد روشنفکران، هرگز شأنی کمتر از امام نداشت.

آیت‌الله طالقانی و نفاق مجاهدین

معذلک باز هم جناح ارتجاعی که ریشه‌اش از روحانیت متحجّر و متدینین دین‌نشناس، که با الفبای سیاست هم آشنا نبوده و نیستند به آقای طالقانی به همان چشمی می‌نگریستند که مجاهدین خلق را می‌دیدند، زیرا شعور نداشتند تا بدانند این طالقانی است که افسار گسیختة مجاهدین خلق را با رودربایستی در دست نگاه داشته تا مهارشان کند و مانع لگدپرانی‌ آشکار آنان گردد و او تنها قدرتی است که می‌تواند منافقین را کنترل کند و منافقین هم جرأت افشای عقاید پنهانی خود را به حضرتش نداشتند و ریاکارانه او را پدر می‌خواندند و او نیز رندانه هرلحظه، گروهی از بی‌خبران را که منافقان، جادو کرده بودند به شکلی  جذب انقلاب اسلامی امام می‌کردند.

ولی متأسفانه منافقین، این حقیقت را زودتر از مؤمنان درک کردند و از این رو هرلحظه از آقای طالقانی می‌خواستند که نزد امام رفته و سهم آنان را از انقلاب بگیرد و این گستاخی به جایی رسید که روزی به امام نامه نوشته و برای تعیین تکلیف!! اجازة ملاقات خواستند و پاسخ امام به آنان در سخنرانی تلویزیونی این گونه اعلام شد: نمی‌خواهد شما خدمت من بیایید، شما سلاح‌ها را تحویل دهید و ارزش‌های اسلام را بپذیرید من خدمت شما می‌رسم!!

ولی آنان قانع نشده و آقای طالقانی را برای کسب تکلیف خدمت امام فرستادند و امام به ایشان فرمود شما بسیار برای ارشاد اینان زحمت کشیده‌اید لیکن یقین بدانید هدایتشان  میسّر نیست و آقای طالقانی در نماز جمعه پاسخ منافقان را این‌چنین داده و فریاد برآوردند: که این جوجه کمونیست‌ها از من می‌خواهند به امام، درس بدهم و مطالبات آقایان را از انقلاب بگیرم غافل از این که من آنجا می‌روم تا به نور امام، منوّر گردم. وقتی این سخنرانی آقای طالقانی پخش می‌شد، برادرم محسن رحیم پور ازغدی که از بچه‌های حزب ملل اسلامی و زندانیان سیاسی دهة 40 بود پریشان گشته و به من گفت: به خدا قسم، مجاهدین خلق به همین زودی آقای طالقانی را از سر راهشان برمی‌دارند زیرا از این به بعد، ماندن پدر!! برایشان خطرناک است.


بازخوانی مواضع صریح و شفاف آیت الله مهدوی‏کنی در مواجهه با انحراف‌ها؛
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری
گفتم تا پای شهادت ایستاده‌ایم و در مساله ولایت کوتاه نمی‌آییم

وقتی اکبر گنجی می‏خواست بر منتقدان اصلاحات بتازد و آنان را بانی قرائت فاشیستی و سلطانی لقب دهد، بر سه نفر تنگ می‏گرفت و این سه آیت الله مصباح یزدی، آیت الله خزعلی و آیت الله مهدوی کنی بودند. او بیانات آیت الله مصباح یزدی را اطلاعیه جناحی جامعه روحانیت مبارز می‏خواند و سخنان آیت الله خزعلی را حاکی از دغدغه هایی قابل درک که از راه همدلی می توان انگیزه و علل آن را فهمید!

هشدارهای جریان ارزشگرا نسبت به انحرافاتی که از دوران سازندگی کلید خورد و کم‏کم در کشور ریشه دواند، با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نیز در طول دوره دولت‌های هفتم و هشتم جدی‏تر شد. این در حالی بود که هاشمی رفسنجانی و کروبی این حجم از انتقاد و احساس خطر را به جا نمی‏دانستند.

آیت الله مهدوی‏کنی در این خصوص می‏گوید: «آقای هاشمی هم گفتند این حرف‌ها چیست که آقای مهدوی می‌گوید؟ آقای کروبی هم مخالفت کردند. دیگران هم اعتراض کردند ولی من چنین احساس خطری را داشتم و روز به روز هم این احساس بیشتر می‌شد و بعد هم معلوم شد که حق با من بود حتی بعضی از دوستان که این تعبیر مرا آن وقت مورد اشکال و انتقاد قرار می‌دادند، گاهی مشابه این تعبیر را به زبان آوردند و خود آقای کروبی در این اواخر در بعضی از سخنرانی‌هایشان در مجلس داشتند، بیان کردند که مشروطه دارد برمی‌گردد.»

آیت الله از همان نخست نگران روندی بود که ذیل حکمرانی دولت سازندگی آغاز می‏شد. او خود در این خصوص می‏گوید: «بنده قبل از انتخابات دوره ششم احساس خطر می‌کردم و گفتم احساس می‌کنم که مشروطه دارد تکرار می‌شود. چون می‌دیدم برخی از مدیران و مسولان که در متن نظام و در دولت هستند و بودند، مطالبی را اظهار می‌دارند.»

او به کسانی اشاره می‏کند که به طرافداری از دولت سازندگی و رییس جمهور به رهبری حمله می‏کردند. آیت الله مهدوی‏کنی تصریح می‏کند: «گویا بعضی از اصول قانون اساسی برایشان قابل قبول نبود{؟} اگر محترمانه بگویم این اصول برایشان هضم نشده بود و گاهی به طرفداری از دولت آقای هاشمی، رهبری را زیر سوال می‌بردند و رهبری را مزاحم می‌دیدند. به خصوص بعد از اینکه جریان کارگزاران و این حرف‌ها پیش ‌آمد و گروه دوم خردادی‌ها نیز به آنها پیوستند و جبهه‌ واحدی تشکیل دادند. من در این جریان که روز به روز پیش می‌رفت احساس می‌کردم که جریان، جریانی معمولی نیست از این رو در بعضی از سخنرانی‌هایم گفتم که من واقعا احساس خطر می‌کنم همان احساس خطری که در مشروعیت می‌شد بنابراین با صراحت گفتم که مشروطیت دارد برمی‌گردد.»

ظهور جریان کارگزاران سازندگی در آستانه انتخابات مجلس پنجم شاید سرآغاز کشمکش‏ها و سامان‏یابی جریانی نوظهور بود. ناطق نوری در این مورد می‏گوید: «از جانب آقای هاشمی مطرح شد که جریان های دیگری هم هستند و می خواهند لیست بدهند. استنباط من این است که ظاهرا با ایشان صحبت کرده بودند و تصمیم داشتند که یک تشکیلاتی راه بیاندازند و فقط به دنبال بهانه بودند که توجیهی برای تشکیلاتشان بیابند. آقای هاشمی گفتند:"یک عده‌ای هستند که خواست‌هایی دارند و اگر شما به خواسته‌هایشان عمل کنید، آنها لیست نخواهند داد. در غیر این صورت، آن ها اقدام به تهیه‌ی لیست می‌کنند." خواسته‌ آن‌ها این بود که حداقل پنج نفر از افرادی را که معرفی می‌کنند ما در لیست خودمان قرار دهیم. واقعیت این است که از قبل برنامه‌ها ردیف بود و آن‌ها هم کسانی را پیشنهاد داده بودند که ما نمی‌توانستیم همه را به راحتی قبول کنیم. آقای هاشمی ادامه دادند: آقایان امام جمارانی، توسلی، انصاری، محجوب و یک نفر دیگر که بعدا گفتند عبدالله نوری.»

ناطق نوری ادامه می‏دهد:«به دنبال این رفتیم که ببینیم جریان چیست؟ خودم به آقای امام جمارانی تلفن کردم. ایشان گفت: من اصلا کاندیدا نیستم و نمی خواهم به مجلس بیایم. آقای توسلی و آقای انصاری هم همین طور. آقای محجوب قرار گرفتن در لیست جامعه را می پذیرفت. بنابراین معلوم شد که اصلا موضوع چیز دیگری بوده و آن بحث کارگزاران بود که آقای هاشمی آن ها را مطرح کرده بود. آقای عبدالله نوری را هم آقای هاشمی –در مجلس ختم مادرشان- گفت که در لیست بگذارید. در شورای جامعه روحانیت این مسئله مطرح شد و تاکید گردید که این افراد را آقای هاشمی معرفی کرده اند. پس از رای گیری در شورا، آقای محجوب رای آورد، اما آقای عبدالله نوری رای نیاورد که در لیست قرار بگیرد و آقایان دیگر هم در جامعه روحانیت اصلا آن را نپذیرفته بودند.»

رای نیاوردن عبدالله نوری بهانه ای بود برای اعلام موجودیت حزب کارگزاران سازندگی. ناطق نوری در این زمینه می‏گوید: «یقینا در مورد این جریان، قبلا برنامه‏ریزی و مطالعه شده بود زیرا یک حزب به این زودی تشکیل نمی شود و نمی تواند به این سرعت آنچنان سریع وارد میدان شود و تبلیغات گسترده ای راه بیندازد. آقای هاشمی در یک مقطعی، به من گفتند: فائزه دختر ایشان را هم در لیست بگذارید. من گفتم اصلا جامعه روحانیت با این تفکر نمی سازد، بالاخره جریان اصولگرایی و تفکر مذهبی جامعه بسیاری از شعارهای این آقایان را قبول ندارند. در واقع هر چه از این ماجرا گذشت بیشتر روشن شد که طرح این نامزدها اصولا بهانه ای برای اعلام موجودیت کارگزاران بود.»

ناطق نوری همچنین ادامه می‏دهد: «وقتی کارگزاران سازندگی اعلام موجودیت کرد، مقام معظم رهبری یک برخوردی با آن‌ها کرد و فرمود: آن‌هایی که وزیر هستند و مسؤولیت دارند نمی‌‌توانند در این تشکیلات باشند. لذا چند وزیر که در لیست کارگزاران بودند، کنار رفتند.»

آن روزها هم البته بحث تقلب پیش کشیده شد. ناطق می‏گوید: «در مجلس پنجم رأی اول تهران از من بود، اما بعضی‌ها قائل به آن بودند که رأی اول برای خانم فائزه هاشمی بوده است. و در همین راستا انگشت اتهام تقلب را به سمت وزارت کشور نشانه رفتند به گونه‏ای که حتی بعضی از فرزندان آقای هاشمی برای یقین از صحت شمارش آراء در ستاد انتخابات مستقر شدند که فشار روحی زیادی را برای مسئولین اجرایی فراهم کردند و به نظرم با آنها جفا شد چون واقعا عمل کرده بودند.»

ناطق نوری همچنین می‏گوید:«گاهی خود آقای هاشمی پی‌گیری می‌کرد و گاهی فرزندان او می‌رفتند در وزارت کشور و پای دستگاه کامپیوتر می‌خوابیدند و می‌خواستند ببینند این رأی‌ها چه شده است. در این جریان به آقای بشارتی و تابش که مسئولیت انتخابات را داشتند، خیلی جفا شد، آن ها واقعا سالم عمل کرده بودند.»

این سرآغاز مواجهه با جامعه روحانیت مبارز تهران بود که به سود مجمع روحانیون مبارز رقم می‏خورد. کمی بعد با ظهور دولت هفتم، سر و کله جریان‏های دیگری که در بدنه دولت سازندگی و در نهادهایی مانند مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری سامان یافته بودند، پیدا شد و حلقه نشینان کیان و آئین پایشان به عرصه سیاست بیش از پیش باز شد. اینجا بود که آیت الله مهدوی‏کنی به صراحت به میدان آمد و نسبت به بازگشت مشروطیت هشدار داد.

او خود در این خصوص می‏گوید: «من مقصودم این بود که حوادث ناگواری که بعد از مشروطه واقع شد، دارد تکرار می‌شود... من احساس خطر می‌کردم و می‌گفتم مشروطه دارد برمی‌گردد یعنی افرادی یا احزابی خودآگاه یا ناخودآگاه به نام انقلاب، علیه انقلاب فعالیت می‌کنند چنان که عده‌ای به نام مشروطیت علیه آن اقدام کردند و استبداد رضاخانی را به ارمغان آوردند. هشدار من در آغاز برای بسیاری قابل قبول نبود و غریب می‌نمود و احیاناً مورداعتراض قرار می‌گرفت.»

آن روزها کروبی در کنار هاشمی به انتقاد از آیت الله برخواست و در مسجد اعظم قم پرسید آقای مهدوی کیست که این حرف‏ها را می‏زند؟ مهدوی حق ندارد که اینگونه بلندپروازی کند! مگر مهدوی مرجع تقلید است که از موضع بالا سخن می‌گوید؟! و... بانیان آزادی اندیشه نمی‏توانستند انتقادات آیت الله را تحمل کنند.

کم‏کم باب قرائت‏های مختلف از دین باز شد و اینجا باز نوبت نقد جریان ولایت‌مدار بود. جامعه روحانیت مبارز تهران به پشتیبانی از آیت الله مصباح‏یزدی و انتقاد از آغاز انحرافات برخواست. در بیانیه این تشکل روحانی آمده بود: «هنگامی که جناب آقای استاد مصباح در نماز جمعه ناصحانه تقاضا می کند نباید در مورد مسلمات و قطعیات دین و نظام قرائت ها را موقوف کنیم و اجازه بدهیم مقدسات و مسلمات در گردونه قرائت ها بازیچه دست این و آن قرار گیرد، متاسفانه برخی از مسئولین محترم به جای آن که این نصیحت مشفقانه را بپذیرند و آن را تایید کنند و راه قیل و قال و مجادله را در این مورد مسدود سازند، بلافاصله فردای آن روز مسئول محترم با موضع‏گیری تند و واکنش سریع علیه ایشان می‏گویند ما در اسلام هیچ اصل مسلمی که قرائت بردار نباشد نداریم و همه چیز حتی اصل توحید نیز قرائت های گوناگون دارد.»(خرداد 5/7/1378)

در واکنش به چنین اظهارات و مواضعی بود که اکبر گنجی در روزنامه‏های زنجیره‏ای اصلاح‎طلبان در قامت یک دین‏شناس دست به قلم برد و نوشت: «دین شناسی آنان حدود سی تا چهل سال از دین شناسی آن که به قول حضرت امام تمام آثارش بلااستثناء خوب است و پاره تن امام بودف فاصله دارد! گویی ابتدا آقایان محترم باید بنشینند یک بار به دقت آثار گرانسنگ مطهری را بخوانند و مبادی معرفت شناختی و کلامی خویش را تصحیح کنند!»

آیت الله تنها در پایتخت ننشست بلکه شهر به شهر و استان به استان گشت تا نسبت به انحرافات نوظهور هشدار دهد. او خود در این خصوص می‏گوید: «حتی من راه افتادم به بعضی از شهرها رفتم. چون واقعا احساس خطر می‌کردم به بعضی از استان‌ها مانند مشهد و مازندران رفتم. در خود تهران در جلساتی سخنرانی کردم. در جلسه‌ای که برای ائمه جمعه تشکیل شده بود، رفتم و صحبت کردم چون احساس خطر می‌کردم و الا من زیاد در جریانات سیاسی وارد نمی‌شدم چون در اینجا احساس خطر می‌کردم رفتم و آنچه که به نظرم درست آمد، بیان کردم.»

در این دوره، باب هجمه به ولایت فقیه آغاز شد و درصدد عرفی کردن تمام قدسیات جامعه اسلامی بر آمدند. آیت الله، ماجرای آن روزها را این گونه تعریف می‏کند: «شب نوزدهم ماه رمضان همان سال مطالبی از نشریه "عصر ما" خواندم که در آن بحث ولایت را پیش کشیده بود و گفته بود که اصلاً مشروعیت ولایت- نه تنها ولایت فقیه- بلکه ولایت امیرالمومنین و معصومین هم منوط به قبول و رای مردم است. آرام آرام در روزنامه سلام، نوشتند که ولایت الهی نیز منوط به رای مردم است زیرا خداوند خود در قرآن کریم فرموده‌:"انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا" ما انسان را هدایت کردیم و آنها مختارند می‌توانند قبول کنند می‌توانند قبول نکنند. اگر قبول کردند هدایت خدا و ولایت او را پذیرفته و به سعادت می رسند و اگر قبول نکردند از آثار هدایت الهی خود را محروم کرده‌اند پس مردم مختارند بپذیرند یا نپذیرند. اختیار در دست مردم است. متاسفانه اینها ولایت تکوینی را با تشریعی خلط کردند و ندانستند که مقصود از اختیار در آیه شریفه اختیار درحوزه تکوین و آفرینش است نه اختیار در مقام تشریع و تکلیف. زیرا مردم در حوزه تشریع و قانون مکلف و موظف به ادای تکلیفند. به دلیل آیه بعدی در همین سوره "انا اعتدنا للکافرین سلاسل و اغلالاً وسعیراً" اگر الزام و تکلیف نبود مخالفت و نافرمانی مردم موجب عذاب و غل و زنجیر نمی‌شد.»

آیت الله در مقابل انحرافات کوتاه نمی‏آمد و برخلاف کسانی که به خیالشان میانه‏رو بودند(!)، به صراحت لب به انتقاد می‏گشود:«من در سخنرانی شب احیا گفتم ما از روزی که به دنیا آمدیم سقمان را با تربت امام حسین (ع) و آب زمزم گرفتند و ما را به نام امیرالمومنین (ع) و ولایت او بزرگ کردند... من در آن شب گفتم که ما در این راه تا پای شهادت ایستاده‌ایم و در مساله ولایت کوتاه نمی‌آییم. شما برای اینکه ولایت فقیه را زیر سوال ببرید چرا ولایت علی را زیر سوال می‌برید؟ چرا ولایت خدا را زیر سوال می‌برید؟ آخر حیا هم خوب چیزی است و بی‌حیایی هم اندازه دارد. هر چیزی حدی دارد رحم‌الله امرءً ‌عرف‌ قدره و لم یتعد طوره.»

آیت الله از استدلال‌های خود و محاجه‏هایش نیز سخن می‏گوید: «گفتم آیا شما در زمان امام جرات می‌کردید این حرف‌ها را بزنید؟ چرا شما نان را به نرخ روز می‌خورید در آن زمان در خط امام بودید، این امام همان امامی است که ولایت فقیه را به صورت مطلق و عام قبول داشت. نظریه امام در سخنان وی درصحیفه نور مکرر آمده است. ولی امروز احساس امنیت می‌کنید و جانشین او را زیر سوال می‌برید؛ البته مساله ولایت فقیه به معنی نفی مقررات عمومی و نادیده‌گرفتن مراتب مدیریت در ساختار حکومت و نظام اسلامی نیست. ولایت در مقام اجرا روح حکومت و موجب قوام آن در برابر انحرافات است و در واقع ولایت، عمود نظام اسلامی و انقلاب دینی ما است و اعمال آن بدون حفظ ساختار قانونی، نامعقول و ناممکن است و در حقیقت این ساختار مورد تایید والی است و نظام ولایی بدون این ناممکن است ودر حقیقت این ساختار مورد تایید والی است و نظام ولایی بدون این ساختار عملاً غیر میسر و اصولاً ولایت بدون آن مفهوم و معنا دارد زیرا ولایت دینی مبتنی بر اعتقاد، مردم است و اعتقاد امری قلبی است و با زور و تحمیل به دست نمی‌آید. از این رو بر فرض تکثر و تعدد والی و بر فرض رقابت وتزاحم به طور قطع رای اکثریت مردم در چارچوب ضوابط دینی تعیین کننده خواهد بود.»

سخنان آیت الله واکنش‏های جریان تجدیدنظر طلب را به دنبال داشت. حتی بهزاد نبوی نیز دست به قلم برد تا بلکه پاسخ آیت الله را بدهد و او را خاموش کند؛ اما آیت الله همچنان سخن می‏گفت. او معتقد بود این افراد در زمان امام که بحث ولایت مطلقه مطرح می‏شد، جرأت پیدا نمی‏کرده‏اند حرفی بزنند و اکنون که روی کار آمده‌اند، تازه زبان‏هایشان باز شده و غرض‏های اصلی‏شان برملا شده است.

آیت الله در توصیف آنان می‏گوید: «آنها که در زمان حضرت امام خود را درخط امام می‌دانستند و شعارشان پیروی ازامام بود،ناگهان کارشان به جایی رسید که حتی ولایت امیر المومنین(ع) را به اراده مردم منوط کردند و علی را در ردیف خلفا و روسا جمهوری قرار دادند و امامت شیعه را با امامت اهل سنت برابر شمردند.»

آیت الله مهدوی‏کنی در همان سال‏ها به تفصیل مصاحبه‏هایی انجام داد و در باب تبیین اصل و جایگاه ولایت فقیه سخن راند. او مشروعیت ولایت فقیه را ناشی از انتصاب ولی به پروردگار و امام معصوم قلمداد می‏کرد و با تبیین مواضع امام راحل در این خصوص توضیح می‏داد کسانی که به دروغ خود را منتصب به امام می‏کنند، نسبتی با مواضع او ندارند.
ماجرای آن روزها اما انگار در همان روزها خلاصه نشد و جدال آیت الله با کسانی که با خط امام زاویه‏‎های اساسی داشتند، ادامه پیدا کرد و در جریان‎های فتنه نیز تبلور یافت. گویا اکنون نیز علی‌رغم کسالت، به میدان آمدن برای کور کردن خط فتنه را برای خود تکلیف دیده و برای حفظ شأن و جایگاه مجلس خبرگان حاضر شده بنا بر مشی همیشگی خود صریح‌تر در مقابل جریان ضد انقلاب داخلی و خارجی بایستد.


کنترل ذهن / پروژه مونارش/بخش دوم
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: عرفانهای کاذب ، دجال ، فراماسونری

مراحل برنامه ریزی MONARCH (منبع12)

 آلفا. به عنوان برنامه ریزی کلی یا معمولی درون شخصیت، مبنای کنترل تلقی می شود؛ با حفظ حافظه خیلی مسلم، به اضافه افزایش قدرت جسمی و توان بینایی، قابل ملاحظه توصیف می شود. برنامه ریزی آلفا از طریق قسمت قسمت کردن روشمند شخصیت وجودی قربانیان انجام می شود، که اساسا با استفاده از پیوند برنامه ریزی شده چپ و راست مغز از طریق تحریک رشته های عصبی، به تقسیم مغز به قسمت چپ و قسمت راست منجر میشود.
 
بتا. به برنامه ریزی "جنسی" مربوط می شود. این برنامه ریزی همه آموخته های اعتقادی اخلاقی را حذف می کند و غریزه جنسی بدوی انسان را، بدون هیچ منعی، تحریک می کند. دگرگون شده های "گربه ای" (که درواقع محرک شهوت و شهوانیت هستند) ممکن است در این مرحله پدید آیند.
 

 

دلتا. این مرحله به عنوان برنامه ریزی "قاتل" مشهور است، در اصل برای تمرین و آموزش دادن مامور های ویژه یا سربازهای ممتاز (مانند Delta Force، First Earth Battalion، موساد و غیره) در عملیات های مخفی ایجاد شد. اشخاص عاری از هرگونه ترس می شوند؛ خیلی سیستماتیک وظیفه شان را انجام می دهند. دستورالعملهای خود ویرانگری یا خودکشی در این مرحله لایه ریزی می شود.

 

 تتا. به عنوان برنامه ریزی روحی شمرده می شود. کسانی که از نسبهای شیطان پرست هستند میل باطنی بیشتری برای داشتن توانائیهای تله پاتیکی نسبت به آنهایی که از نسبهای شیطان پرست نیستند نشان میدهند و اینگونه از هم تمییز داده می شوند. به علت محدودیتهای آشکارشان، شکلهای دیگری از سیستمهای الکتریکی کنترل ذهن ابداع و معرفی شد، مثلا لیزرهای انرژی مستقیم که از میکروویو ها و یا امواج الکترو مغناطیس بهره می برند. گزارش شده که این وسایل در کامپیوترهای فوق پیشرفته و سیستمهای پیچیده ردیابی ماهواره ها بکار می روند.
 امگا. یک شکل "خود ویرانگری" از برنامه ریزی برای است، که به "کد سبز" نیز معروف است. رفتارهای متناظر با تمایل به خودکشی و یا خود زنی را شامل می شود. این برنامه معمولا وقتی فعال می شود که قربانی یا بازمانده شروع به درمان یا بازجویی کند و شروع به بازیابی قسمتهای زیادی از حافظه کند.
 گاما. شکل دیگری از سیستم حفاظت از طریق برنامه ریزی "فریب" است، به طوری که اطلاعات و راهنماییهای نادرست بیرون کشیده می شود. این مرحله با جن شناسی در هم پیچیده شده و اگر بطور غیر مقتضی غیر فعال شود تمایل دارد خود را در زمان بعدی احیا کند.
  روشها و مولفه ها
 نخستین فرآیند با ایجاد گسستگی در فرد آغاز می شود، معمولا از زمان تولد تا حدود شش سالگی درحال روی دادن است. این به طور عمده از طریق استفاده از شوک الکتریکی (ECT) حاصل می شود و گهگاه حتی وقتی که طفل در رحم مادرش است نیز انجام می شود. به علت آسیب روحی شدید ناشی از ECT، رفتارهای پست جنسی (مثل تجاوز به محارم، تجاوز به کودکان و غیره) و شیوه های دیگر، ذهن به شخصیتهای متناوب تقسیم میشود. قبلا به عنوان اختلال شخصیت چند گانه معرفی شد، درحال حاضر به عنوان اختلال تجزیه هویت شناخته میشود و پایه و اساس برنامه ریزی MONARCH است. بیشتر مهیا ساختن ذهن قربانی از طریق هیپنوتیزم، برگشت لذت درد، غذا، آب، خواب و محرومیت حسی{11}، همراه با داروهای گوناگون که برخی از عملکردهای مغزی را دگرگون میکنند، انجام می شود.
 

مرحله بعدی جاسازی و متراکم کردن مفصل دستورها و پیامها درون فرد دگرگون شده است. این از طریق استفاده از هدفونهای با تکنولوژی پیشرفته ای حاصل میشود که امواج صوتی غیر قابل شنیدن پخش می کنند و روی پوشش RNA مسیر رشته های عصبی بسوی ضمیر ناخود آگاه و نیمه آگاه ذهن اثر می گذارند. ابزارهای "واقعیت مجازی" (یک محیط سه‌بعدی شبیه‌سازی شده که کاربر می‌تواند به گونه‌ای با آن کار کند که گویی یک محیط فیزیکی است. کاربر، محیط را در صفحه‌های نمایشی می‌بیند که احتمالاً برروی یک جفت عینک‌های ویژه سوار شده است. وسایل ورودی ویژه همچون دستکش‌ها یا لباس‌های مجهز به سنسورهای حرکت‌یاب، عملیات کاربر را تشخیص می دهد) گاهی اوقات به طور همزمان با مولدهای هارمونیک تصویر ساز چراغ های رنگی ضربان دار، نیمه خودآگاه و تصاویر مرکب بصری به کار میروند. سپس شوک الکتریکی ولتاژ بالا برای از هم پاشیدن حافظه به کار میرود.

 

 

برنامه ریزی به صورت دوره ای به روز می شود و از طریق رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری تقویت و پشتیبانی می شود. برخی از نخستین عناوین برنامه ریزی شامل فیلم جادوی OZ (ساخت  1938آمریکا) و آلیس در سرزمین عجایب بود، که هر دو به شدت از نمادهای رازآلود اشباع شده هستند. بسیاری از فیلمها و کارتونهای اخیر کمپانی دیزنی در حالتی دو پهلو به کار می روند: بی حس کردن (نسبت به اعمال خشونت آمیز و از این قبیل) اکثریت مردم با استفاده از برنامه ریزی عصبی ‌کلامی{12} (nlp) و نیمه خود آگاه، و ساخت هدفمند محرکها و کلیدهای خاص برای برنامه ریزی بنیادین کودکان بسیار تاثیر پذیر زاده MONARCH.

 یک نمونه اولیه چگونگی عملیات برنامه ریزی نیمه خود آگاه، مشاهده انیمیشن سینمایی احساسی دیزنی "Pocahontas" است. در فیلم "مادر بزرگ ویلو" یک درخت 400 ساله مرموز است که او Pocahontas که مادر ندارد را نصیحت میکند که به قلبش گوش فرا دهد و به او کمک می کند که جواب همه سوالهای درونش را بفهمد.
 

 مادر بزرگ ویلو دائما "دو پهلو" صحبت می کند. در سیستمهای دارای ساختار اختلال شخصیت چندگانه (MPD) ایلومیناتی، درخت ویلو (درخت بیدWillow=) نیروهای رازآلود درویدیسم (فرقه باستانی نژاد سلت که پیش از ظهور مسیحیت در ایرلند و بریتانیا وجود داشت) را نشان میدهد. تصویر سازی بی واسطه شاخه ها، برگها و مجموعه ریشه های درخت بسیار با معنی هستند، به عنوان مثال برخی از روابط صحیح تاریک روحانی مربوط به برنامه ریزی درخت ویلو عبارتند از:
 

1- شاخه ها در مناسک به منظور تازیانه زدن قربانیان به قصد "تطهیر" استفاده می شد.

 

2- یک درخت بید میتواند آشفتگیهای شدید آب و هوایی (مثل طوفانها) را تحمل کند و به خاطر انعطاف پذیریش مشهور است. قربانیان برنامه ریزی شاخه های بید را که دور آنها تابیده شده و هیچ امیدی به رهایی ندارند توصیف میکنند.

 

3- مجموعه عمیق ریشه های درخت بید باعث میشود که قربانیان، هنگامیکه در یک خلسه هیپنوتیزم هستند، حس کنند که گویی در حال سقوط درون یک پرتگاه عمیق بی پایان هستند.

 

پخش موزیک، از طریق ترکیب صداها، ریتمها و واژگان مختلف، در برنامه ریزی نقشی سودمند ایفا میکند. توسط منابع معتبر ادعا می شود که رمانهای ترسناک بیشمار Stephen King و فیلمهای متعاقب‌ آن، برای چنین اهداف شومی به کار می روند. یکی از کتابهای او، بی خوابی (Insomnia)، تصویری از Stephen با عبارت کلیدی "WE NEVER SLEEP"، زیر چشم جهان بین نمایان می کند.

 

 
 

یک لیست جزئی از دیگر موارد رسانه ای مورد استفاده جهت تقویت بنیاد برنامه ریزی عبارتند از:

 پینوکیو، زیبای خفته، سفید برفی، دیو و دلبر، علاء الدین، پری دریایی کوچولو، شیر شاه، ئی تی: موجودات فرا زمینی، جنگهای ستاره ای، روح گیرها، Trancers II، بتمن، bewitched، Fantasy Island، Reboot، Tiny Toons، Duck Tails، The Dead Sea Scrolls و Tall Book of Make Believe. تعداد کمی از فیلمهایی که برخی جنبه های برنامه ریزی MONARCH را به تصویر می کشند عبارتند از: Hellraiser III: Hell on Earth (تاریخ اکران این فیلم 11 سپتامبر سال 1992 بود!)، Raising Cain، Labyrinth، Telefon، Johnny Mneumonic، Point of No Return، The Lawnmower Man (نویسنده این فیلم استفن کینگ است!) و Closet Land. (همه این فیلمها تا پیش از سال 1995 ساخته شده اند)
 

 


 
 برنامه ریزها و مکان ها
 

کشف کردن اینکه چه کسی برنامه ریز اصلی این پروژه شیطانی بوده مشکل است، به علت اینکه توسط گروههایی که قدرتشان را روی این نهاد خاص گذاشته اند مقادیر قابل توجهی اطلاعات گمراه کننده منتشر شده. دو نفری که با کد-اسم رنگی دکتر سبز (Dr. Green) رفت آمد میکردند عبارتند از یک دکتر یهودی به نام دکتر Gruenbaum که ظاهرا در طول جنگ جهانی دوم با نازیها همدست بود، و دکتر Josef Mengele که نام مستعارش بیرحم (وحشی) بود و آثار وحشیگری او روی تعداد بیشمار قربانیان در سرتاسر جهان وجود دارد. مشارکت مستقیم Mengele در اردوگاه ننگین آشویتس به طور مشکوک و مبهمی در جریان محاکمه نورمبرگ (دادگاهی برای محاکمه برخی جنایتکاران نازی) کم اهمیت جلوه داده شد و در نتیجه آن هیچ تلاش سخت کوشانه توسط ایالات متحده و اعضای ایالات متحده در ناتو در جهت آزادی او نبود (منبع13).  

 
 
 به منظور گیج کردن جستجوگران جدی درباره محل نگهداری او، مقامات رسمی ایالات متحده گزارش می دادند که Mengele، بدون تهدید در پاراگوئه یا برزیل گوشه نشین شده یا اینکه او واقعا مرده ("فرشته مرگ" بط‌ور شگفت‌آوری باید حداقل برای 5 بار به زندگی برگردد).
 

پژوهش بی سابقه او، به هزینه جان هزاران نفر، قطعا پاداش مهمی جهت علائق ایالات متحده بود. در کنار استفاده از اسم مستعار Dr. Green، بازماندگان او را به اسم پدر یا ددی چن (Vaterchen)، Schoner Josef (جوزف زیبا)، David و بچه خوشگل میشناختند. Mengele مردی خوش تیپ با قد و قامت نحیف، با رفتار لطیفش با مردم دوستی می کرد، در صورتیکه در مواقع دیگر، از شدت خشم میخواست منفجر شود (منبع14). خصوصیات دیگری که بازماندگان به یاد می آوردند هماهنگی چکمه های سیاه براقش به هنگام عقب و جلو رفتن و بازی با گل مروارید با گفتن دوست دارم و دوست ندارم بودند. وقتی او آخرین گلبرگ گل مرواریدی را بیرون میکشید، بچه ای که میخواست او را برنامه ریزی کند را جلوی چشم بقیه بچه ها به طرز کینه جویانه ای شکنجه میکرد. بازماندگان پریشان احوال همچنین به یاد می آوردند که لخت در قفسهای میمون انداخته می شدند، میمونهایی که برای آزار و اذیت تعلیم دیده بودند. بدیهی است که Mengele از این که مردم را هم سطح حیوانها کند لذت میبرد. او همچنین قربانیانش را عمدا از هرگونه گریه کردن، فریاد زدن، یا نشان دادن احساسات بیش از حد باز میداشت.

 

دکتر D. Ewen Cameron، همچنین معروف به Dr. White، رئیس قبلی سازمانهای کانادایی، آمریکایی و جهانی روانپزشکی بود. به دلیل آزمایشها و استوارنامه های گسترده او، Allen Dulles رئیس CIA میلیونها دلار را در تمام سازمانهایی نظیر انجمنی برای بررسی اکولوژی انسان، که  Cameron بیرحمانه بر آنها ریاست میکرد، متمرکز کرد. آزمایشها در چندین محل در مونترال کانادا، اکثرا در دانشگاه McGill، بیمارستان St Mary و موسسه Allan Memorial انجام می شدند.

 

 

در کنار شیوه های متداول روانپزشکی ستمگرانه، از جمله داروهای تزریقی شوک الکتریکی و lobotomy (برش قسمتی از مغز)، Cameron به تکنیک "کوبش روانی" دست یافت، که در آن بیماران بی گناه برای چند هفته تحت تاثیر داروهای ایجاد کننده کما و یک رژیم منظم شوک الکتریکی قرار می گرفتند، تا زمانی که کلاهکهای الکتریکی روی سرشان بسته بود و پیامهای مکرر شنیداری با سرعتهای متغیر ارسال میشد(منبع15).

 

 
 بسیاری از کسانی که استثمار می شدند از کودکان مورد سوء استفاده قرار گرفته بودند که از مجموعه یتیم خانه های کاتولیک آورده میشدند. جای تعجب نیست که دکتر Cameron براحتی از بیشتر مجله های روانپزشکی دست کشیده بود. در حقیقت این مسئله به طور عمده از طریق پرونده دادخواهی توسط بازماندگان کانادایی و خانواده هایشان به دلیل پروژه MKULTRA، بطور فراگیر در سال 1970در نظر عموم آشکار شد.
 

Michael Aquino سرهنگ دوم سابق ارتش در بخش عملیات جنگ روانی DIA (سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا)، به اصطلاح آخرین بند از رشته خطوط آزارگران مورد حمایت مالی دولت است. او یک نابغه غیر عادی بود، بنیانگذار معبد ست، شعبه ای از کلیسای شیطان آنتون لاوی بود{13}. علاقمندی وافر و بیش از اندازه Aquino به آیینهای کفرآمیز و دستکاری هیپنوتیزمی مردم توسط او، او را یکی از کاندیداهای ایده آل مقام "استاد برنامه ریز" ساخت. Aquino در رسوایی کودکستان پایگاه پادگان ارتش در ارتباط بود، که در آن او متهم به کودک آزاری بود. Aquino (با کد اسم Malcolm) نوارهای تعلیم درباره چگونگی ایجاد یک برده با استفاده از MONARCH را کامل کرد و به عنوان یک رابط بین دولت یا سازمانهای اطلاعاتی نظامی و سازمانهای گوناگون جنایی و گروههای رازآلود مخفی در گسترش برده های مونارچی، مشغول به کار بود (منبع16).

 
 
 
 Heinrich Mueller برنامه ریز مهم دیگری بود که تحت کد اسم "Dr. Blue" یا "Gog" فعالیت می کرد. او ظاهرا دو پسر داشت که آنها به تجارت مشغول بودند. اصل عنوان "Dr. Black " ظاهرا مال Leo Wheeler بود، پسر خواهر ژنرال متوفی Ear1e G. Wheeler، کسی که فرمانده ستاد مشترک در طول جنگ ویتنام بود. نوچه Wheeler، E. Hummel، همراه با W. Bowers (از خاندان راتچیلد یا روچیلد) در شمال غربی مشغول هستند.
 

دیگر اساتید ناگفته دستکاری کننده ذهن در گذشته و حال عبارتند از: دکتر Sydney Gottleib، سرهنگ دوم John Alexander، Richard Dabney Anderson، دکتر James Monroe، دکتر John Lilly، دریابان Thomas Narut، دکتر William Jennings Bryan، دکتر Bernard L. Diamond، دکتر Martin T. Orne، دکتر Louis J. West، دکتر Robert J. Lifton، دکتر Harris Isbel و غیره. Wilson Green به منظور حفظ پروژه MKULTRA از اینکه به سادگی افشا نشود، پروژه های زیر مجموعه MKULTRA را به بخشهایی در زمینه های تخصصی تحقیق و توسعه در دانشگاهها، زندانها، آزمایشگاهها و البته بیمارستانهای خصوصی، که پاداش سخاوتمندانه ای از طرف دولت دریافت کرده بودند، تقسیم کرد.

 اسامی و مکانهای برخی از نهادهای اصلی درگیر آزمایش برنامه ریزی MONARCH در گذشته و حال به شرح ذیل است:
 

دانشگاههای Cornell، Duke، Princeton، UCLA، دانشگاه راچستر، MIT، بیمارستان دانشگاه Georgetown، مرکز درمانی Maimonides، بیمارستان St. Elizabeth در واشنگتن دی. سی.، آزمایشگاههای Bell، موسسه پژوهشی Stanford، آزمایشگاههای Westinghouse Friendship، General Electric، شرکت پتروشیمی ARCO و شرکت Mankind Research Unlimited، محصول نهایی معمولا در پایگاههای نظامی ایجاد شده یا می شود، جایی که نیاز به امنیت زیادی است.

 مراکز برنامه ریزی یا برنامه ریزی مجدد نظامی که خیلی شناخته شده هستند عبارتند از:
 مرکز تسلیحات نیروی دریایی China Lake، دژ نظامی Detrick، دژ نظامی Campbell، دژ نظامی  Lewis، دژ نظامی Hood، انبار مهمات جنگی Redstone، پایگاه نیروی هوایی Offutt، پایگاه نیروی هوایی Patrick، پایگاه نیروی هوایی McClellan، پایگاه نیروی هوایی MacGill، پایگاه نیروی هوایی Kirkland ، پایگاه نیروی هوایی Nellis، پایگاه نیروی هوایی Homestead، پایگاه نیروی هوایی Grissom ، پایگاه نیروی هوایی Maxwell  و پایگاه نیروی هوایی Tinker .
 

مکانهای دیگر شناخته شده به عنوان پایگاههای اصلی برنامه ریزی عبارتند از: مرکز پژوهشی Langley، آزمایشگاههای ملی Los Alamos، موسسه Tavistock و مکانهایی در و یا نزدیک به Mount Shasta ، کالیفرنیا، لاس وگاس و نوادا.

 
 نام اشخاص برجسته
 

یکی از اولین موارد ثبت شده یک مامور مخفی MONARCH، مدل شهوت انگیز آمریکایی، Candy Jones بود. کتاب "The Control of Candy Jones"، 12 سال فریبکاری و تحریک جنسی (در نشریات PlayBoy) او را به عنوان جاسوس CIA به تصویر می کشد. Jones که نام اصلیش Jessica Wilcox میباشد، از قرار معلوم از لحاظ شکل فیزیولوژیکى به عنوان یکی از نخستین موشهای آزمایشگاهی پروژه MKULTRA مناسب بود.

 
 

اطلاع رسانی شده رین مورد دیوانگی ویژه MONARCH در کتاب "TRANCE Formation of America" نمایان شد.


 

داستان واقعی زندگی یک برده CIA نوشته Cathy O’Brien. روی پشت جلد آن به طور موکد شرح می دهد، "Cathy O’Brien تنها بازمانده گویا و بهبود یافته عملیات کنترل ذهن MONARCH پروژه MKULTRA زیر نظر CIA است". این شرح زندگی مستند شامل گزارشهای متقاعد کننده ای از سالهای بی امان زنای با محارم O’Brien است که مقدمه ای احتمالی برای انجام پروژه MONARCH روی او توسط پدر منحرفش است. Cathy به همراه دستیار و محافظش و کسی که آثار برنامه ریزی را از بین می برد، Mark PhiIlips، تقریبا جنایت توطئه آمیز غیر قابل باوری را وصف می کند: تن فروشی اجباری (بردگی جنسی) با اشخاص رده بالای جهان سیاست، ماموریت مخفی به عنوان یک "قاچاقچی مواد مخدر"، و صنعت موسیقی غربی وابسته به فعالیتهای غیر قانونی CIA.

 

Paul Bonacci یک بازمانده با جرات که تقریبا دو دهه از هم پاشیدگی تحت پروژه MONARCH را تحمل کرد، شواهد محکمی از مقیاس وسیع جنایات و فساد از مقامهای شهری و ایالتی تا مقامهای کاخ سفید را افشا کرده است(منبع17). او درباره مردان تحت سواستفاده جنسی قرار گرفته ای که از پسرهای شهر در ایالت نبراسکا انتخاب و به پایگاه نیروی هوایی Offutt آورده می شدند گواهی داده است، محلی که او می گوید آنها در معرض برنامه ریزی شدید MONARCH بودند، و اساسا توسط فرمانده Bill Plemmons و سرهنگ دوم بازنشسته Michael Aquino هدایت میشدند (منبع18). بعد از شکنجه و آزار سرتاسری پسرهای جوان و ایجاد بیفکری و فراموشی، آنها (همراه با دختران) برای فیلمها و تصاویر مستهجن و فحشا با قدرتهای کارگزار اقتصادی و سیاسی کشور استفاده می شدند.

 

Bonnaci به یاد می آورد که از پایگاه نیروی هوایی بوسیله هواپیماهای باربری به پایگاه نیروی هوایی McClelland در کالیفرنیا منتقل شد. همراه با دیگر نوجوانان و جوانان بیچاره، او به Bohemian Grove آورده شد. طبقه ممتاز از این قربانیان به طور کامل استفاده می کردند و به منظور ارضا کردن هوسهای پلیدشان مرتکب اعمال بسیار پست جنسی غیر قابل باوری می شدند. برخی قربانیان ظاهرا به قتل می رسیدند.

 

 زن بازیگر ناباب برنامه marginal talent، تلویزیون غیر اخلاقی اوانجلیست و خواننده موزیک سنتی غربی تعدادی از کسانی هستند که احتمالا در مقابل جنون ناشی از MONARCH سر فرود آورده اند. Lee Harvey Oswald (متهم به ترور جان اف. کندی در سال 1963)، Sirhan-Sirhan (متهم به ترور رابرت اف. کندی- سناتور آمریکایی و برادر کوچکتر جان اف کندی در سال 1968)، Charlie Manson، John Hinckley Jr. (متهم به تلاش برای ترور رونالد ریگان در سال 1981)، Mark Chapman (زندانی آمریکایی، قاتل جان لنون از اعضای گروه بیتلز در سال 1980David Koresh (ورنن وین هوول (Vernon Wayne Howell) رهبر فرقه داوودیه که بعدها نام خود را به David Koresh تغییر داد Tim McVeigh (تیموتی مک‌وی، شهروند آمریکایی و عامل بمب گذاری در شهر اوکلاهما در سال ۱۹۹۵) و John Salvi (تروریست آمریکایی) برخی از اسامی بدنامی هستند که قویا شک این می رود که از تولید شده های MKULTRA باشند.


 
 
 بازپرورنده ها و افشا کننده ها
 

دکتر Corydon Hammond، روانشناسی از دانشگاه Utah، یک سخنرانی بسیار خوب تحت عنوان  "Hypnosis in MPD: Ritual Abuse" در چهارمین کنفرانس سالانه منطقه شرق درسال 1992 در ویرجینا درباره تجاوز و چندگانگی شخصیت اجرا کرد. او اساسا سوء ظنهای متخصصین هوشیار بهداشت روانی، که در آن درصد معینی از بیمارانشان در معرض برنامه ریزی کنترل ذهن در یک حالت منظم شدید قرار گرفته اند را تایید کرد،. Hammond به ارتباط پژوهش کنترل ذهن نازی، ارتش و CIA، حروف یونانی و برنامه ریزی رنگ اشاره کرد و صریحا متذکر پروژه MONARCH شد.

 مدت کمی بعد از آغاز سخنرانی، او تهدید به مرگ شد. دکتر Hammond چون نمیخواست امنیت خانواده اش را به خطر اندازد، انتشار این اخبار را متوقف کرد. Mark Phillips، برقکار بازنشسته سازمان دفاع، دزدکی از برخی فعالیتهای فوق محرمانه کنترل ذهن انجام شده توسط دولت ایالات متحده با خبر شد. رفتار کنجکاوانه، وجدان قوی و حس قلبی اش نسبت به Cathy O’Brien، او را وادار کرد عملکردهای داخلی این فریب بزرگ که از سال 1991 شروع شده بود را فاش کند. آنگونه که گفته می شود، او به خانم O’Brien کمک کرد از این حالت اسیری رهایی یابد و توانست او را در طی چند سال در آلاسکا باز پروری کند. او با منتقدینی که به صحت ادعاهایش مشکوک بودند بحث و جدل می کرد. Valerie Wolf درمانگر اهل نیو اورلئان، قبل از هیئت بررسی تحت نظر رئیس جمهور در مورد آزمایشهای انسانی پرتو افشانی در 15 مارس 1995 در واشینگتون دی سی دو تا از بیمارانش معرفی کرد. گواهی حیرت انگیز این دو زن شجاع شامل گزارشهای دکترهای آلمانی، شکنجه ها، داروها، شوک الکتریکی، هیپنوتیزم و تجاوز جنسى، به علاوه قرار گرفتن در معرض مقادیر نامعلوم تشعشع بود. Wolf و بیمارانش گفتند که آنها خاطرات این برنامه CIA را بدون تکنیکهای بازگشت به گذشته و هیپنوتیزم بازیابی کردند (منبع19). Wolf در حال حاضر قسمت زیادی از وقتش را صرف مشاوره دادن به چنین بازماندگانی می کند.
 

David E.  Rosenbaum، وکیل نیروی کار کمپانی Atlantic Richfield (ARCO)، پژوهشی نه ساله در مورد ادعاهای شکنجه جسمی و به زور آماده سازی تعداد زیادی از کارکنان واحد صنعتی ARCO در موناکو انجام داد (منبع20). موکلان او Jerry L. Dotey و Ann White، قربانیان مسلم تحت تاثیر پرتو افشانی بودند؛ ولی از آنجا که آقای Rosenbaum در جلسات بعدی مصاحبه کاوش عمیق تری کرد، "جعبه پاندورا" آشکار شد. حیرت انگیز ترین نتیجه گیری او این بود که Jerry L. Dotey و Ann White احتمالا فرزند آدولف هیتلر بودند، بر اساس شباهتهای غیر طبیعی مطابق با عکس ها (مشخصات صورت؛ استخوان بندی و اندازه استخوانها که بسیار قابل ملاحظه بودند). Rosenbaum همچنین بیان می کند: "هر دوی آنها احساسات و تجربه هایی بروز می دهند که نشان می دهد آنها دوقلو هستند". Dotey و White مادامی که تحت تاثیر داروهای القای هیپنوتیزمی بودند به طور بدیهی در معرض انواع مختلف شکنجه ها قرار می گرفتند، هریک از آنها حداقل تحت سه تکنیک آموزشی توسط پزشکان قرار گرفتند. هر قربانی آموخته بود به محض وقوع یک محرک خاص به حالت هیپنوتیزمی وارد شود، که معمولا یک لغت یا اصطلاح "راهنما" است و آموخته بودند "به یاد آورند که فراموش کنند" آنچه را که در حالت هیپنوتیزم رخ می دهد. برای ایجاد عکس العملهای تقریبی به حالات ویژه، آنها مکررا در معرض مراحل یکسان محرک و پاسخ بودند. به عقیده Rosenbaum، کهنه کاران MKULTRA، دکتر Bernard Diamond، دکتر Martin Orne و دکتر Josef Mengele، به طور مرتب از تاسیسات ARCO دیدن می کردند. آماده سازی خاص Dotey و White  برای ایجاد مصنوعی شخصیتهای دوگانه آلمانی در نظر گرفته شده بود. Rosenbaum، که یهودی است، با وجود شرایط به ظاهر پر مخاطره دوستیش با آن دو را ادامه داده است.

 دیگر درمانگران مشهور درگیر در بازپروری Cynthia Byrtus، Pamela Monday، Steve Ogilvie، Bennett Braun، Jerry Mungadze و Colin Ross هستند. برخی مشاوران مسیحی قادر بوده اند با موفقیت محدودی بخشی از برنامه ریزی را رفع کنند.
 

مقصر قلمداد کننده ترین حکم تا به امروز درباره امکان پذیر بودن وجود پروژه MONARCH توسط یک مامور دولتی صورت گرفت که توسط Anton Chaitkin، یک نویسنده نشریه The New Federalist نوشته شد.

 

وقتی از سرپرست سابق CIA، William Colby، پرسیده شد "نظرتان درباره MONARCH چیست؟" او با عصبانیت و بطور مبهم جواب داد "ما آن را بین اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 متوقف کردیم".

 

روزنامه نگارانی که درمورد این موضوع به تفصیل توضیح داده اند عبارتند از Walter Bowart نویسنده کتاب Operation Mind Control، Jon Rappoport نویسنده کتاب

U.S. Government Mind-Control Experiments on Children و Alex Constantine نویسنده کتاب Psychic Dictatorship In The USA.
پروژه جنایتکارانه ی مونارچ در زمان حال نیز ادامه دارد. برای مشاهده و ملموس شدن این پروژه سیل فیلمها، سریالها، بازیها و... وجود دارد که به این پروژه در آزمایشگاههای داروینیستی اشاره دارد. در این بین سریال فرینج که اکنون فصل سوم آن در حال پخش است، به این موضوع می پردازد. جالب است بدانید که بخش عظیمی از بودجه ی این سریال توسط وزارت دفاع آمریکا برای پیشبرد اهداف صهیونیست ها در آینده نزدیک، پرداخت شده و جالبتر از آن اینکه این سریال از شبکه ای پخش می گردد که رئیس آن رابرت مرداک (روپرت مردوخ) صهیونیست است.
 

برای فهم بهتر این پروژه توجه شما را به تحلیل و بررسی رئیس مرکز تحقیقات و بررسی "دکترینال امنیت بدون مرز" جلب می نمایم. ضمنا دراین تحلیل و بررسی (مخصوصا قسمت دوم) بخشهایی از سریال فرینج به همراه سومین فیلم تاریخ سینمای هالییوود یعنی فیلم سینمایی Inception نیز قابل مشاهده است.
 
انقلاب اسلامی و جهان های موازی (قسمت اول) با حضور دکتر حسن عباسی
17/11/1389
دانلود با کیفیت بالا :

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

دانلود با کیفیت خوب

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم


دانلود فایل صوتی برنامه :
دانلود فایل صوتی

انقلاب اسلامی و جهان های موازی (قسمت دوم) با حضور دکتر حسن عباسی
89/11/18
لینک دانلود سایت MediaFire با قابلیت resume : کیفیت خوب و حجم کم (350 مگ)

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

کاری از واحد ترجمه وب
"هکران قلبها و مغزها"

THIS PAPER WAS TRANSLATED BY ANTI-FBI WEB TRANSLATION UNIT

پاورقیها {...} :

11- اگر کسی برای مدتی از احساس محروم شود یا میزان تحریک‌های محیط به حداقل برسد، به محرومیت حسی گرفتار خواهد شد. مثلا اگر چشمهای فردی را به مدت نسبتا طولانی بسته نگه دارند یا در جایی زندگی کند که برای مدتی هیچ صدایی نشنود، به محرومیت بینایی یا شنوایی دچار خواهد شد. افرادی که برای مدت مدیدی تنها به سر می‌برند، مثل جنگلبانان، در نتیجه میزان تحریک‌های اجتماعی آنها به حداقل می‌رسد، به اوهام و تخیلات گرفتار می‌شوند و حرکات دیوانگان را بروز می‌دهند.

یا رانندگانی که در جاده‌های خلوت ، مستقیم و طولانی رانندگی می‌کنند. گزارش می‌دهند که شبها اجسام عجیبی در مقابل اتومبیل یا روی شیشه جلو می‌بینند. افرادی که به حبس انفرادی محکوم می‌شوند و مدتی از دیدن و شنیدن محروم می‌مانند، حالتی از خود نشان می‌دهند که حکایت از دگرگونی شخصیت آنها می‌کند. آنچه تحت عنوان شستشوی مغزی نام برده می‌شود، در واقع همان آثار محرومیت حسی است.

شیوه عمل به این صورت است که فرد را در محیطی ناراحت کننده ، در شرایطی دشوار و به حالت انزوا نگه می‌دارند، بطوری که امکان ارتباط با دیگران را پیدا نمی‌کند. در اثر تنهایی ، محرومیت از تماس‌های اجتماعی ، گرفتار شدن به غصه و هیجان به تدریج عنان اختیار را به دست توهمات و تخیلات می‌دهد. در این حالت است که فرد سخت تلقین پذیر می‌شود و هر چه به او بگویند بی‌چون و چرا می‌پذیرد..

12- برنامه ریزی عصبی - کلامی» ترجمهNeuro – Linguistic Programming یا به اختصار (NLP) است. این علم به چگونگی تأثیر کلام و افکار بر سیستم عصبی ما می پردازد. هر گاه عملی به صورت عادت و تکرار درآید،‌ کنترل عصبی آن از قسمتهای بالایی مغز به پایین آن منتقل می شود. به عنوان مثال یک ماشین نویس در روزهای اول کار، برای تایپ صحیح کلمات نیاز به تمرکز کامل دارد ولی پس از تمرین فراوان،‌ این توانایی را پیدا می کند که در حال تایپ کردن، با شما صحبت هم کند. نکته جالب اینجا است که هرگاه پیامی به صورت عادت و تکرار درآید،‌ کنترل عصبی آن نیز از قسمتهای بالایی مغز به پایین آن منتقل می شود. این پیام می تواند به صورت تصویر یا کلامی مثبت یا منفی باشد. تک تک واژه هایی که به زبان می آوریم یا افکاری که در ذهن می پروریم، سبب ایجاد یک ارتعاش عصبی خاص در مغز می شود که این ارتعاش در اثر تکرار به لایه های عمیق تر مغز نفوذ می کند،‌ در ناخودآگاه می نشیند،‌ آن را برنامه ریزی می کند و به صورت یک فایل به اجرا در می آید

13- معبد سِت (Temple of Set) یکی از مخوف ترین، مشهورترین و مخفی ترین سازمان‌های شیطان پرستی است. معبد سِت اولین جامعه مخفی است که ادعای رهبری جهانی «طریقت دست چپ» در جهان را دارد. تعالیم آن شامل فلسفه شیطان و تمرینات سحر است.

معبد ست در سال ۱۹۷۵ توسط مایکل آکینو (Michael Aquino) در سانفرانسیسکو بنیان گذاری شد. او و گروهی دیگر ار کشیشان کلیسای شیطان به خاطر اختلافات فلسفی و مدیریتی، همچنین به خاطر فساد موجود در کلیسای شیطان، از آن جدا شده و سازمان معبد ست را تشکیل دادند. در همان سال، معبد سِت به عنوان یک کلیسای بی فایده در کالیفرنیا به ثبت رسید.

بارز ترین تفاوت میان کلیسای شیطان (Church of Satan) و معبد ست مربوط به مفهوم شیطان است.

معتقدین به کلیسای شیطان (C.o.S)، که سِیتنیست (سیطنیست Saitanist) نامیده می‌شوند بر این باورند که شیطان موجودی نمادین است، و وجود خارجی ندارد. آنها از شیطان برای نشان دادن توجهات خود و به استهزاء گرفتن مسیحیت بهره می‌گیرند.

در حالی که پیروان معبد سِت که سِتیانس (Setians) نامیده می‌شوند معتقدند که شیطان واقعی وجود دارد که به آن «پادشاه تاریکی (The Prince of Darkness)» می‌گویند.

آنها او را «سِت، پادشاه حقیقی تاریکی» ("Set" the TRUE Prince of Darkness) می‌نامند. سِیتِن (Satan) نامی است مأخوز از انجیل به عنوان پادشاه تاریکی؛ ولی سِت (Set) نام خداوند مرگ و عالم اموات در مصر باستان است.

 

14- تبهکار و جانی آمریکایی، به عنوان رهبر جماعتی که با نام «خانواده منسن» در دهه ۱۹۶۰ میلادی در کالیفرنیا فعال بودند، شهرت دارد. افراد خانواده منسن از نظریه او با عنوان «درهم و برهمی» پیروی می‌کردند. چارلز منسن در «درهم و برهمی» وقوع جنگی را مابین نژاد سیاه و سفید پیش‌بینی کرده که بر اثر تنش‌های نژادی در دوره آخرالزمان رخ می‌دهد. منسن پیش‌بینی کرده بود که طی دوران جنگ موعود ایالات متحده ویران خواهد شد و پس از پایان جنگ «خانواده منسن» قدرت را در دست می‌گیرند. پس از آنکه منسن در یکی از جلسه‌های دادگاه‌اش به این مطلب اشاره کرد که نام نظریه‌اش را از یکی از ترانه‌های بیتلز به عاریت گرفته، این رابطه او با موسیقی راک از همان دوره نام‌اش در فرهنگ عامه را با عناوین جنون، خشونت و وحشت همراه کرد.



منابع (...) :

 

12. Dr. Corydon Hammond, The Greenbaum Speech, 1992; Mark Phillips and Cathy O’Brien, Project Monarch Programming Definitions, 1993

 

13. Gerald L. Posner, Mengele: The Complete Story, McGraw-Hill, 1986

 

14. Lucette Matalon Lagnado, Dr. Josef Mengele and the Untold Story of the Twins of Auschwitz, Morrow, 1991

 

15. Gordon Thomas, Journey into Madness: The True Story of Secret CIA Mind Control and Medical Abuse, Bantam Books, 1989

 

16. Cathy O’Brien and Mark Phillips, Trance Formation of America, 1995

 

17. John DeCamp, The Franklin Cover-Up, Child Abuse, Satanism and Murder in Nebraska, AWT Inc, 1992

 

 

18. Anton Chaitkin, “Franklin Witnesses Implicate FBI and U.S. Elites in Torture and Murder of Children”, The New Federalist, 1993

 

19. Jon Rappoport, “CIA Experiments with Mind Control on Children”, Perceptions Mag', September/October 1995, p. 56

 

20. David E. Rosenbaum, Esq., First Draft Overview of Investigation of the Group, 1983-1993


فخرالسادات محتشمی‌پور :"من رسالت زینبی ام را انجام می دهم"
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصطفی تاج زاده ، جنبش سبز

نگاهی به هتاکی‌های همسر تاج‌زاده

فخرالسادات محتشمی‌پور که سه‌شنبه گذشته در حال تشجیع چند اغتشاشگر در تهران دستگیر شد، طی چند ماه گذشته با انتشار نامه‌های سرگشاده فراوان که به بهانه دفاع از تاج‌زاده منتشر شدند، اقدام به هتاکی علی نظام جمهوری اسلامی می‌کرد.

به گزارش جهان، آنچه که در ادامه می‌خوانید، نگاهیست کوتاه به برخی هتاکی‌های صورت گرفته از سوی فخرالسادات محتشمی‌پور که طی چند ماه گذشته به بهانه دفاع از تاج‌زاده در نامه‌های سرگشاده وی منعکس شده است.

خانم محتشمی‌پور در تمام این نامه‌ها که از سوی رسانه‌های ضدانقلاب منتشر شد، هتاکی‌ها و توهین‌هایی را علیه نظام اسلامی و نهادهای آن مطرح کرده است، که بازخوانی دوباره آنها ضمن تنویر افکار عمومی، سبب می‌شود تا اذهان فعالان سیاسی و قاطبه مردم نسبت به جریان نفاق و فتنه‌های جدید که عموما در قالب افرادی با سوابق بعضا انقلابی رخ می‌نماید؛ آگاهی‌های بیشتری کسب نمایند.

نوشته‌های کوتاهی که در ادامه می‌آید، بخشی از مواضع توهین‌آمیز و فتنه‌انگیز همسر تاج‌زاده است که از لابه‌لای نامه‌های سرگشاده وی که به بهانه دفاع از مصطفی تاج‌زاده در رسانه‌های ضد انقلاب انتشار یافتند، استخراج شده است:

۱_ همسرم از فردای کودتای انتخاباتی!!! دستگیر شد...
۲_ تاج‌زاده در دادگاه‌های فرمایشی!!! شرکت داده شد...
۳_ .... (یک مقام امنیتی) و همکارنش کودتاگرند...
۴_ رژیم ستمشاهی! شرایط بهتری برای زندانیون سیاسی داشت...
۵_ جرم خانواده تاج‌زاده فریاد زدن بر سر ظالم است...
۶_ ... پرونده سازان طالبانی...
۷_ به زندانیان حکم‌های فله‌ای! داده شده...
۸_ دانشجویان را فله‌ای می‌گیرند و می‌بندند...
۹_ حکومت ما حکومت حزب پادگانیست...
۱۰_ "انقلاب مخملی" بازی و ساخته کیهان است...
11_ مقامات قوه قضائیه مدعی هستند
12_ قوه قضائیه به حرف دشمنان تاج‌زاده گوش می‌دهد...
خانم تاج‌زاده در حالی که تمام این نامه‌های توهین‌آمیز و اتهامات غیراخلاقی و غیر عقلی را متوجه مملکتی کرده است که به گفته خودش، شوهر او سالها در همین نظام سمت داشته است؛ مدعیست: "من رسالت زینبی ام را انجام می‌دهم."

و این رسالت زینبی!!! در حالی انجام می‌شود که "مصطفی تاج‌زاده" همواره در پرونده‌هایی همچون اغتشاشات تیرماه ۷۸، طرح کودتا علیه نظام اسلامی، طرح مغالطات سیاسی علیه نظام و ایجاد رادیکالیزم در درون نظام و به ویژه راهبری اغتشاشات در فتنه اخیر، به گواه شهادت همقطارانش،‌ متهم ردیف اول بوده است.


مشاهده عکس امام موسی صدر در زندان
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، امام موسی صدر ، لیبی

یک منبع آگاه به نقل از یک لیبیایی­ ساکن ژنو اعلام کرد: یک نظامی لیبیایی پارسال فاش کرد که عکسی را از امام موسی صدر درون زندان دیده است.

به گزارش  وبگاه کمیته اطلاع رسانی ستاد آزادی امام موسی صدر، "شعبان احمد" از لیبیایی های ساکن سوئیس به ایرانیان مقیم این کشور گفته است که یکی از بستگانش که بتازگی از ارتش لیبی به مردم پیوسته، پارسال به اقوام خود گفته بود عکسی از پیرمردی در داخل زندان دیده است که باید امام موسی صدر باشد.

نکته مهم این خبر این است که این افشاگری، پیش از تحولات اخیر لیبی بیان شده و این احتمال را که "شعبان احمد" قصد سوءاستفاده از نام امام موسی صدر و حمله به قذافی، دیکتاتور رباینده امام را داشته باشد، کاهش می دهد.


دو اعتراف جالب مهاجرانی درباره جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، عطاءالله مهاجرانی ، مقام معظم رهبری

مسئول اتاق فکر جریان ضدانقلاب داخلی در لندن که مدیریت چند سایت اینترنتی مخالف جمهوری اسلامی ایران را نیز برعهده دارد، در یک جلسه پرسش و پاسخ به دو مساله جالب اعتراف کرده است.

طاءالله مهاجرانی» در این جلسه که در یکی از دانشگاه‌های انگلیس برگزار شد، تمامی تحلیل‌های رسانه‌های ضدانقلاب مبنی بر شباهت وضعیت ایران و مصر را رد کرد و آن را نشانه توهم این افراد دانست.

به گزارش جهان به نقل از شبکه ایران مهاجرانی برای اثبات سخنان خود، به ارائه تفاوت‌های نظام جمهوری اسلامی ایران و رژیم دیکتاتوری مصر پرداخت که در حین آن به دو موضوع جالب هم اذعان کرد.

استقلال بی‌نظیر جمهوری اسلامی در کنار پاکدستی رهبر آن

وزیر ارشاد دولت اصلاحات با بیان اینکه «نمی‌شود شرایط ایران را مصری کرد»، وابستگی تام و تمام حسنی مبارک به غرب را یکی از تفاوت‌های بنیادین این کشور با ایران ارزیابی و تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران استقلال بی‌نظیری در عدم هرگونه وابستگی به غرب و شرق دارد.

رئیس حلقه لندن هم در جریان حوادث سال گذشته به همراه افرادی مانند محسن کدیور، عبدالکریم سروش و اکبر گنجی، خود را یاران وفادار میرحسین موسوی در ادامه حرکت آشوب‌های خیابانی نامیده بود، در دومین اعتراف خود به بررسی وضعیت فساد اقتصادی در خاندان مبارک در مصر پرداخت و آن را یک تفاوت آشکار میان ایران و مصر عنوان کرد.

مهاجرانی با مقایسه وضعیت مسئولان ارشد ایران با مصر، درباره وضعیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی رهبر معظم انقلاب اذعان کرده است که «من آیت‌الله خامنه‌ای را خوب می‌شناسم و می‌دانم که در تمام کارنامه‌ اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمی‌توان یافت.»


انقلاب حنین و بسیج نیروهای امنیتی در عربستان
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، عربستان سعودی ، ملک عبدالله ، دیکتاتور

مقامات سعودی روز گذشته (۴ مارس) از ترس برگزاری «روز خشم»در هفته آینده، ده هزار نفر از نیروهای امنیتی خود را به مناطق شرقی عربستان- محل سکومت شیعیان این کشور- انتقال دادند./ هفته آینده حداقل بیست هزار نفر از مخالفین دولت آل سعود در ریاض و دیگر شهرهای به تجمع بپردازند. آنها خواستار پایان دادن به فساد خاندان آل سعود و در صورت لزوم پایان بخشیدن به حکومت آل سعود هستند.

 

مقامات سعودی روز گذشته (۴ مارس) از ترس برگزاری «روز خشم» یا به قول مردم این کشور «انقلاب حنین» در هفته آینده، ده هزار نفر از نیروهای امنیتی خود را به مناطق شرقی عربستان- محل سکومت شیعیان این کشور- انتقال دادند. به موجب این امر بزرگراه های منتهی به «دمام» آکنده از خوردوهای نظامی و پلیس ضد شورش بود. 

به گزارش سرویس بین الملل «فردا» به نقل از وب سایت روزنامه ایندیپندنت، کابوس مقامات سعودی- بیداری مردم اعراب منطقه – در حال به واقعیت پیوستن است. بیداری شیعیان بحرین که اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند و از قدرت سیاسی چندانی برخوردار نیستند همچنین عزم راسخ آنها در برکناری خانواده آل خلیفه، شعیان عربستان را نیز تحت تاثیر قرار داده است.

از سوی دیگر خبرهای شنیده شده حاکی از این است که ملک عبدلله بار‌ها به مقامات بحرین گفته است که اگر آن‌ها قادر به سرکوبی شیعیان بحرین نیستند، دولت آل سعود این کار را برای آن‌ها انجام خواهد داد. 

بر این اساس برنامه اعلام شده، قرار است جمعه هفته آینده حداقل بیست هزار نفر از مخالفین دولت آل سعود در ریاض و دیگر شهرهای شرقی این کشور به مدت شش  روز در خیابان‌ها به تجمع بپردازند. آنها خواستار پایان دادن به فساد خاندان آل سعود و در صورت لزوم پایان بخشیدن به حکومت آل سعود هستند. 

نیروهای امنیتی سعودی نیز نیروهای ارتش و پلیس خود را در منطقه قطیف- محل سکونت شیعیان عربستان- مستقر کرده‌اند. 

به رغم اینکه سعودی‌ها قادر نبودند از گسترش اخبار ناآرامی‌ها در کشورهای دیگر در داخل عربستان جلوگیری کنند، مقامات امنیتی سعود از یک ماه پیش آگاه بودند که اعتراضات شیعیان در خاک بحرین به داخل این کشور نیز کشیده خواهد شد. پراکنده شدن هزاران ایمیل و پیامهایی که از طریق شبک فیس بوک در داخل عربستان، بسیاری از مسلمانان سنی را نیزمصمم به پیوستن در این اعتراضات کرده است. مردمی که از مقامات بسیار محافظه کار و فساد درباری آنها به ستوه آمده‌اند. اعتراض کنندگان حتی پیشنهاد داده‌اند که در تظاهراتی که در جمعه آینده برگزار خواهند کرد، زنان در صف اول قرار گیرند تا با این اقدام مقامات امنیتی را از تیراندازی منصرف کنند. 

اگر در این رویارویی مقامات سعودی خشونت بسیاری از خود به نمایش گذارند، باراک اوباما مجبور است سرنوشت ساز‌ترین تصمیم در دوران ریاست جمهوری خود را اتخاذ کند. در جریان اعتراضات مردمی در مصر او جانب مردم را گرفت، آیا در مورد عربستان- یکی از کلیدی‌ترین متحدان امریکا در خاورمیانه و همچنین بزرگ‌ترین تولید کننده نفت خام در جهان – اوباما چنین جسارتی به خرج خواهد داد؟ 

تا به امروز مقامات سعودی تلاش کرده‌اند تا با فرافکنی و متهم کردن دیگران در برگزاری «روز خشم»، مردم این کشور را از شرکت در این تظاهرات باز دارند. این درست‌‌ همان سناریویی است که بن علی در تونس و  مبارک در مصر انجام دادند و این روز‌ها قذافی در لیبی، بوتفلیقه در الجزایر و علی عبدلله صالح در یمن به اجرای آن مشغولند و همه آنها «دست خارجیان» را عامل جریانات اخیر در این کشور‌ها می‌دانند. 

اوباما و کلینتون مصمم و امیدوار هستند تا در روز۱۱ مارس تظاهرات کنندگان کمی در خیابان‌ها حضور یابند و یا اینکه نیروهای امنیتی سعودی بتوانند کنترل اوضاع را در دست گیرند. اما تاریخ چیز دیگری را بیان می‌کند. در گذشته زمانی که تحصل کردگان سعودی خواستار اصلاحات در درون این کشور بودند، آنها یا دستگیر می‌شدند یا مورد اذیت و آزار قرار می‌گرفتند. ملک عبدلله اجازه اصلاحات در این کشور را نداد، اما جوانان در این کشور آگاه شدند. حتی در نتیجه اصلاحاتی که در نظام آموزش این کشور بوجود آمد، این آگاهی سرعت بیشتری یافت و به مانند چاقویی دسته خود را نیز برید. 

وجه تمسیه «حنین» نیز برای «روز خشم» مردم عربستان به غزوه پیامبر باز می‌گردد. در حالیکه سپاهیان پیامبر در آن جنگ از کثرت بیشتری برخوردار بودند، اما به دلیل مغرور شدن سپاهیان به تعداد، سپاهیان پیامبر به سختی در آن جنگ فاتح شدند. در پی این واقعه خداوند به پیامبر در آیه یا این مهم را عنوان کرد.این درسی برای مقامات آل سعود نیز می‌باشد، اگر شما از نظر کثرت و تسلیحات برتری دارید، اما پیروزی بر اساس مشیت الهی رقم خواهد خورد. 

عربستان نیز به مانند دیگر کشورهای عربی تحت تاثیر فضای انقلاب‌ها در کشورهای عربی دیگر قرار گرفته است. ملک عبدلله پس از بازگشتش به مردم قول پرداخت پول و انجام اصلاحات را داده است، اما زمان برای انجام اصلاحات از بین رفته است. آیا می‌شود از طریق تطمیع مردم عربستان آنها را از مخالفت بازداشت؟ مطمئنا می توان مقامات عرب را به آسانی از راه تطمیع خرسند کرد،‌‌ همان طورکه واشنگتن و رژیم اسرائیل در برابر مصر دست به این گونه اقدامات می‌زدند. اما زمانی که این پول‌ها به دست جوانان و مردم این کشور نرسد، تمامی تمهیدات از بین می‌روند. 

در حالی که این روز‌ها قیمت نفت به ۱۲۰ دلار می‌رسد، سوال اینجاست که جوامع متمدن تا چه زمانی می‌توانند از حکومت‌هایی به دفاع برخیزند که موافق خواست مردمان آنها نیستند. تظاهرات هفته آینده جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد، اما نه به اندازه حکومت ریاکار و فاسد آل سعود.

درباره حمله مشکوک به فائزه هاشمی
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی

انتشار فیلم حمله و توهین به خانم فائزه هاشمی، در روزهای اخیر توجه محافل سیاسی را به خود مشغول کرده است. درباره این موضوع تذکر چند نکته لازم است:

1- در زشت و ناپسند بودن این کار تردیدی وجود ندارد. هرچند برخی اقدامات خانم فائزه هاشمی در سال‌های دور و نزدیک، بسیار زشت و مشمئزکننده است، اما همة آن کارها دلیل نمی‌شود عده‌ای به خود اجازه دهند که به او فحاشی کنند و فیلم‌اش را هم روی اینترنت بگذارند...

ضد انقلاب و منافقان سنتی و جدید هر چقدر هتاک، بی‌ادب و دریده باشد، ما مثل آنها نیستیم هرچند فحاشی به مقدسات ما برای آنها عادت و متعارف شده باشد یک مدعی حزب اللهی و ولایتمداری نباید دهانش را به دشنام آلوده کند. ما پیرو مولایی هستیم که وقتی در جنگ صفین دید اصحابش جواب توهین‌های سپاه شام را با فحاشی می‌دهند، به آنها فرمود: «...خوش‌ندارم دشنام‌گو باشید. همین که کارهای آنها را بازگو کنید، به صواب نزدیکتر و عذر پذیرنده تر بود...» (خطبه 199 نهج البلاغه)

2- در پی انتشار فیلم هتاکی به فائزه هاشمی، عده زیادی از چهره‌های اصولگرا به تقبیح این کار پرداختند و ضرورت رعایت اصول شرعی در برخورد با منافقان و مفسدان را یادآوری کردند. این حساسیت نسبت به حقوق شهروندی یک عضو خطاکار جامعه اسلامی، باعث افتخار است. در جامعه اسلامی، حکومت حافظ و ضامن جان و مال و ناموس و آبروی همه شهروندان است. چه اکثریت و چه اقلیت. چه موافق و چه مخالف حکومت. در جامعه اسلامی حقوق شهروندی متهمان و مجرمان هم باید در چارچوب قانون و شرع محترم شمرده شود. در روزهای اخیر، دفاع «اکثریت در قدرت» از حقوق شهروندی یک خانم خطاکار، آن هم پس از شکست وی در اجرای یک کودتای ناجوانمردانه و خوش خدمتی اش به دشمنان خونی میهن؛ تصویر زیبایی از جامعه اسلامی به نمایش گذاشت. واقعیتی که باید قدرش را بیشتر بدانیم و تلاش کنیم حقوق شهروندی همه مردم از جمله مخالفان، با کیفیت قابل قبول، ادا شود.

3- صرفنظر از زشت بودن حمله و فحاشی به خانم فائزه هاشمی، این حمله و انتشار سریع فیلم آن در اینترنت، مایه تأمل و بسیار مشکوک است. در روزهای اوج‌گیری بحران‌های چند ماه اخیر، چنین حملاتی توسط عده‌ای که آنها را خودسر، افراطی و ... می‌نامند زیاد دیده شده است.

یک نمونه: روز 24خرداد 88 و در شرایطی که دانشگاه و محیط‌های دانشجویی در کانون بحران و اعتراض‌ها قرار نداشت و دانشجویان از تحولات سریع پس از انتخابات و آشوبگری‌های روز 23خرداد88 غافلگیر و بهت زده بود، عده‌ای از همین افراد خودسر شبانه وارد کوی دانشگاه تهران شدند و با رفتاری وحشیانه، آتش التهاب را به محیط‌های دانشجویی گسترش دادند. حمله به کوی دانشگاه در شب 24خرداد88 به نفع چه جریانی تمام شد؟ حمله به کوی دانشگاه در سال 1378 به نفع چه جریانی بود ...؟

امروز که پس از سالها مواضع دوپهلو و تعلل آقای هاشمی در محکوم کردن صریح ضد انقلاب و مهره‌های فاسد غرب، عده‌ای از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری صلاحیت آقای هاشمی برای ادامه ریاست این مجلس را مورد تردید جدی قرار داده برای جایگزینی ایشان مصمم شده‌اند؛ حمله و هتاکی به دختر آقای هاشمی و انتشار فیلم مظلوم واقع شدن آن خانم به نفع چه جریانی است؟

آیا وقت آن نرسیده که آن مدعیان بصیرت که با رفتار خود خون به دل رهبری می‌کنند و مایه شرم ولایتمداران می شوند، چشم بازکنند و ببینند در پازل چه کسی نقش ایفا می­کنند؟

آیا حق داریم به ماهیت و انگیزه حمله اخیر به فائزه هاشمی مشکوک باشیم؟


در راستای حمایت از قیام مردم صورت گرفت؛
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، یمن ، علی عبدالله صالح ، دیکتاتور
استعفای مقامات یمنی برای پیوستن به صفوف مردم

خبرگزاری فارس: با ادامه اعتراضات مردمی و با وجود اصرار رئیس‌جمهور یمن بر باقی ماندن در قدرت، استعفای مقامات دولتی این کشور همچنان ادامه دارد.

به گزارش فارس به نقل از الجزیره، ادامه انقلاب مردمی در یمن تغییرات گسترده در دولت این کشور و حزب حاکم آن را به همراه داشته است.

در همین راستا "حاشد الاحمر " وزیر جوانان و ورزش یمن از سمت وزارت خود و همچنین حزب حاکم استعفا داد و با پیوستن به صفوف معارضان دولت یمن، سقوط رژیم دیکتاتور علی عبدالله صالح را خواستار شد.

"سام بن یحیی الاحمر " جانشین وزارت فرهنگ یمن نیز از دیگر کسانی بود که از سمت خود و همچنین حرب حاکم استعفا داده و علت استعفای خود را نیز در محکومیت قلع و قمع تظاهرات آزادی‎خواهانه مردمی عنوان کرد.

پیش از این نیز "فتحی عبدالرحیم " بازرگان و رئیس کمیسیون مالی پارلمان و همچنین "نبیل الخامری " بازرگان معروف یمنی از سمت خود در پارلمان استعفا داده بود.

این در حالی است که بیش از 60 نفر از اعضای حزب حاکم در پارلمان به صورت تلویحی از قصد خود برای استعفا در صورت ادامه کشتار و قلع و قمع تظاهرات کنندگان از سوی نیروهای امنیتی خبر داده‌اند.

علی احمد العمرانی رئیس یکی از قبایل استان جنوبی البیضاء و یکی از مهم‌ترین هم‎پیمانان صالح از دیگر افرادی بود که روز جمعه استعفای خود را به عنوان یک ضربه سیاسی مهلک به رژیم صالح ارائه کرده است.

هفته گذشته نیز 11 نفر از اعضای پارلمان ضمن استعفا از سمت خود کمیته‌ای را با نام کمیته آزادگان برای نجات ملی کشور تشکیل دادند.

این در حالی است که علی عبدالله صالح همچنان اصرار بر باقی ماندن در منصب خود تا زمان انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 2013 دارد.

مردم یمن از تقریبا یک ماه پیش با الهام‎گیری از انقلاب های تونس، مصر و لیبی با برگزاری تظاهرات‌های گسترده خواهان سرنگونی رژیم عبدالله صالح دیکتاتور یمن شده‌اند که از 23 سال پیش بر مردم حکمرانی می‌کند.

در همین راستا دیروز نیز ده‌ها هزار نفر از مردم این کشور در شهرهای اصلی به تظاهرات پرداخته کناره‌گیری صالح از قدرت و خروج وی از کشور را خواستار شدند.


موج بازداشت خانواده‌های زندانیان سیاسی در عربستان
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، عربستان سعودی ، دیکتاتور

خبرگزاری فارس: نیروهای امنیتی عربستان دیروز شماری از زنان اعضای خانواده‌های 9 زندانی سیاسی را که در برابر فرمانداری منطقه الشرقیه خواستار آزادی فرزندان خود بودند بازداشت کردند.

به گزارش فارس، جمعی از زنان و اعضای خانواده‌های 9 زندانی سیاسی شیعه که از سال 1996 به اتهام دست داشتن در انفجار پادگان آمریکایی بدون محاکمه در زندان به سر می‌برند دیروز بار دیگر در برابر فرمانداری شهر الدمام تجمع کردند و خواستار دیدار با امیر منطقه الشرقیه شدند.

این در حالی است که "محمد بن فهد "، امیر منطقه الشرقیه نیروهای امنیتی ضدشورش را فراخواند تا با حمله به زنان تظاهرات کننده آنها را از محل فرمانداری دور کند.

بنا بر تاکید شاهدان عینی نیروهای پلیس با باتوم‌هایی که در دست داشتند زنان را مورد ضرب و جرح قرار دادند و برخی از آنها را نیز دستگیر کردند.

یکی از شرکت کنندگان در تظاهرات گفت: محمد بن فهد شروع به فریاد زدن بر سر ما کرد و هنگامی که آزادی فرزندان خود را خواستار شدیم با صدای بلند فریاد زد: " خدا رو شکر کنید که فرزندانتان را اعدام نکردیم. "

همسر یکی از این 9 زندانی نیز با چشمان گریان گفت: محمد بن فهد به نیروهای امنیتی دستور داد که ما را بزنند و از محل دور کنند.
نیروهای نظامی نیز ما را محاصره کردند و ما را با باتوم کتک زدند و با نهایت بی‌احترامی بر سر ما فریاد می‌زدند و ما را به خارج از مقر فرمانداری راندند ولی ما همچنان فریاد می‌زدیم: " آزادی آزادی ".

امیر منطقه الشرقیه هفته گذشته در دیدار با جمعی از شخصیت‌های شهر القطیف خواستار مقابله با هرگونه تظاهرات مردمی در این شهر و دیگر شهرهای الشرقیه برای آزادی زندانیان سیاسی شده بود.

شهرهای القطیف و العوامیه و مناطق الاحساء‌ برای سومین هفته متوالی شاهد تظاهرات مردمی بود که خواستار آزادی این 9 زندانی بودند.

مقامات سعودی هفته گذشته بیش از 20 نفر را در تظاهرات مردمی شهر قطیف بازداشت کردند.
سازمان عفو بین‌الملل و فعالان حقوقی مقامات سعودی را متهم کردند که هزاران فعال سیاسی و اصلاح‌طلب را سال‌های بدون محاکمه در بازداشت نگاه داشته‌اند.


هشدار انقلابیون لیبی درباره دخالت خارجی در این کشور
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، لیبی ، دیکتاتور ، معمر قزافی

خبرگزاری فارس: یکی از فعالان سیاسی لیبی تاکید کرد، ملت لیبی و شورای ملی انقلابیون نسبت به هرگونه دخالت یا کمک خارجی نظامی یا آموزش نیروهای خارجی در لیبی هشدار می‌دهند.

به گزارش فارس به نقل از شبکه تلویزیونی العالم، "فرج ابو لعشا " تاکید کرد، ملت لیبی و شورای ملی انقلابیون نسبت به هرگونه دخالت یا کمک خارجی نظامی یا آموزش نیروهای خارجی هشدار داده و آن را توهین به انقلابیون لیبی و انقلاب این کشور تلقی می‌کنند.

وی افزود: انقلاب لیبی انقلابی اسلامی و عربی است که به مقابله با طاغوت و سرکشان پرداخته و ما هرگونه دخالت خارجی در این راه را حتی اگر دشمن ما بسیار سرسخت و خونریز باشد، رد می‌کنیم.

وی در ادامه تاکید کرد: ما نمی‌توانیم دخالت غرب در لیبی را بپذیریم چون معتقدیم، غربی‌ها در لیبی به دنبال منافع خود هستند و شورای ملی انقلابیون به خوبی به این امر واقف و آگاه است.

ابو لعشا گفت: با این حال شورای ملی با تحریم هوایی و ممنوعیت هوایی لیبی مخالف نیست، چون معتقد است این امر رژیم قذافی و مزدورانش را تحت فشار خواهد گذاشت.

رهبران جنبش انقلابی لیبی شورای ملی انتقالی را که 30 عضو دارد، در شهرهای شرق کشور تشکیل دادند که کنترل آنها در اختیار انقلابیون این کشور است.

این شورا اولین نشست خود را روز گذشته جهت بررسی اوضاع امنیتی لیبی و ادامه کشتار مردم این کشور توسط رژیم قذافی برگزار کرد.


آتش زدن مراکز امنیتی برای از بین بردن اسناد جنایات رژیم مبارک
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، حسنی مبارک ، دیکتاتور
درپی تلاش برخی افسران دستگاه امنیت کشور مصر برای از بین بردن اسناد جنایات خودشان و رژیم "حسنی مبارک " دیکتاتور پیشین این کشور، هزاران نفر از مردم با حمله به مقرهای این دستگاه جلوی از بین رفتن یا سوخته شدن اسناد را گرفته و از ارتش خواستند تا از آنها حفاظت کند.

به گزارش فارس به نقل از شبکه تلویزیونی "الجزیره " قطر، هزاران نفر از تظاهرات کنندگان مصری برای جلوگیری از معدوم شدن اسناد موجود در مراکز دستگاه امنیت کشور توسط افسران وابسته به این دستگاه یا سوخته شدن این اسناد، به این مراکز حمله کردند که درپی آن "عصام شرف " نخست وزیر دولت پیشبرد امور مصر از تظاهرات‌کنندگان خواست تا اسنادی را که در اختیار دارند به ارتش مصر تحویل دهند.

وی همچنین از جوانان مصری خواست تا این اسناد را در شبکه اینترنت منتشر نکنند زیرا اسرار کشور به شمار می‌رود و انتشار آن مجاز نیست.

در همین راستا، سرلشکر "سامی عنان " عضو شورای نظامی مصر خود شخصا به مقر دستگاه امنیت کشور در شهر "نصر " برای آگاهی نزدیک از اوضاع و اطمینان دادن به تظاهرات‌کنندگان مبنی بر اینکه اسناد در اختیار ارتش خواهد بود، رفت.

شبکه الجزیره اعلام کرد که یک مجموعه اسنادی را که جوانان انقلاب مصر جلوی از بین رفتن یا سوخته شدن آنها را گرفته اند، در اختیار دارد و برخی از این اسناد مربوط به دیپلمات‌ها و شخصیتهای عرب مقیم قاهره و رویکردهای سیاسی آنها بویژه اسلامگرایان است و تعدادی دیگری از اسناد هم درباره خانواده فعالان و نزدیکان آنها و تحرکات و تماس‌های آنها است و بخشی هم مربوط به روابط با حزب ملی است که ریاست آن را "حسنی مبارک " دیکتاتور پیشین مصر برعهده داشت.

تظاهرات کنندگان مصری شنبه شب با حمله به مرکز دستگاه امنیت کشور در شهر "نصر " در شمال قاهره، محتویات این مرکز را مصادره کردند.

این حمله ساعاتی بعد از حمله گروه دیگری از تظاهرات کنندگان به مرکز دستگاه امنیت کشور در شهر "ششم اکتبر " در نواحی پایتخت روی داد که خواهان حفاظت از اسناد و مدارک این مرکز شدند که بخشی از آنها سوخته است.

ارتش مصر نیز پیش از این تعدادی از افسران مرکز دستگاه امنیت کشور در منطقه "الفراعنه " در شهر اسکندریه را بعد از یورش به این مرکز دستگیر کردند.

صدها تظاهرات کننده موفق شدند که وارد مرکز دستگاه امنیت کشور در شهر نصر شوند که مرکز اصلی این دستگاه به شمار می‌رود تا از پرونده‌ها در مقابل آتش سوزی یا از بین رفتن آنگونه که در برخی از مراکز روی داده است، جلوگیری کنند.

یکی از جوانان که وارد مرکز دستگاه امنیت کشور در شهر نصر شده بود، گفت که آنها همه پرونده‌ها، رایانه‌ها و لوح‌های فشرده را جمع آوری کرده اند و از قضات مستقل مانند "زکریا عبدالعزیز " و "محمود الخضیری " ‌می‌خواهند تا این پرونده‌ها را که بیانگر ظلم و سرکوبگری علیه مردم است، تحویل بگیرند.

"طارق زیدان " یکی از جوانان مصری هم گفت: تظاهرات کنندگان هم‌اکنون به دنبال یافتن محل‌های سری هستند که بازداشت شدگان در آنها نگهداری می‌شوند.

شمار زیادی از مصری‌ها با تظاهرات در برابر مراکز دستگاه امنیت کشور خواهان انحلال این دستگاه و دعوت از شورای نظامی برای تامین امنیت مراکز متعلق به این دستگاه به منظور جلوگیری از معدوم شدن اسناد توسط افسران آن شدند.

ارتش پیش از این مرکز دستگاه امنیت کشور در شهر ششم اکتبر را بعد از حضور گسترده تظاهرات کنندگان محاصره کرد و از بیم بیرون رفتن اسناد از این مرکز از افسران آن خواست تا محل را با خودرو ترک نکنند.

شاهدان عینی گفتند که برخی افسران شاغل در مرکز دستگاه امنیت کشور آن را آتش زدند و ورود خودروهای آتش نشانی به این مرکز جلوگیری کردند.

یک منبع امنیتی بلندپایه مصر روز شنبه گفت که وزارت کشور کار بررسی ساختارسازی دوباره دستگاه امنیت کشور را که معترضان خواهان انحلال آن هستند، آغاز کرده است.


تصاویر مخالفان در بند رژیم سعودی
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، عکس ، عربستان سعودی
 تحولات اخیر در عربستان سعودی پرونده آزادی زندانیان سیاسی در این کشور به ویژه شیعیان را زنده کرده است، مسئله ای که در تظاهرات روز خشم به خواسته اصلی مخالفان در ریاض، الاحساء و قطیف تبدیل شد.
 
به گزارش مهر، رژیم آل سعود در دهه های اخیر تنگ ترین دایره اختناق را علیه شیعیان اعمال کرده است. به واقع شیعیان در این سالها از آزادیهای مدنی محروم بوده و حق ابراز عقیده و نظر خود را نداشته اند.

البته مقامات آل سعود از هر گونه درز اخبار سرکوب شیعیان به خارج از این کشور در سالهای اخیر ممانعت به عمل آورده و به شدت با رسانه ها و نویسندگان آگاه و مستقل برخورد می کنند.

در این سالها شیعیان ساکنان منطقه شرقیه عربستان که بیشترین منابع نفتی شبه جزیره را در خود جای داده است، به شدت سرکوب شده و به زندان انداخته می شوند.

مقامات سعودی در بازداشت و زندانی کردن شیعیان نیز به هیچ کدام از قوانین حقوق بشری پایبند نبوده و بدون هیچ ابایی سرکوب خاموش و بی صدای شیعیان را ادامه می دهند.


شیخ توفیق العامر

البته این مسئله تنها منحصر به شیعیان عربستان سعودی نمی شود. در سالهای اخیر رژیم آل سعود هر گونه صدای مخالفی را که حتی از زبان اقشار اهل سنت مطرح شده است در نطفه خفه کرده و اجازه شکل گیری هر گونه جریان اعتراضی را نداده اند.

بر این اساس، مشاهده می شود که در تظاهرات روز جمعه خشم در عربستان علاوه بر شیعیان ساکن شرق شبه جزیره، اقشار اهل سنت ساکن ریاض (مقر حکومت آل سعود) پس از نماز جمعه به خیابان ها آمده و مخالفت خود را با این رژیم دیکتاتوری که تحت نظر وهابیت فعالیت می کند، ابراز می دارند.

اما مسئله زندانیان شیعه که برخی از آنان قریب به 20 سال بدون هر گونه محاکمه ای در زندان به سر می برند، موضوعی بسیار مهم است.

رسانه های خبری مستقل اخیرا تصاویری منتشر کرده اند که در آن زندانیان شیعه در منطقه الاحساء معرفی شده اند. برخی از این زندانیان مدت محکومیت خود را گذرانده اند اما همچنان در بازداشت هستند.

در این گزارش تصویری که از سوی شبکه الراصد با عنوان "الاحساء در بند" منتشر شده است، تصاویر جوانانی حضور دارد که شاید سن آنان از 18 سال نیز فرا تر نرود.

بر این اساس، خانواده های زندانیان شیعه در این سالها همواره در پی خبری از فرزندان در بند خود بوده و برخی پرونده این شیعیان را "زندانیان فراموش شده" می خوانند.


شیعیان در مسجدی در شهر الاحساء عربستان

آخرین مورد از بازداشت شیعیان در الاحساء نیز به چند روز پیش باز می گردد که رژیم آل سعود، "شیخ توفیق العامر" عالم دینی برجسته این منطقه را به علت اظهاراتش بازداشت و به زندان افکند.

 
نمایی از الاحساء

شیخ عامر اخیر خواستار بر چیدن تبعیض قومیتی و تغییر ساختار حکومتی در عربستان سعودی شده بود که رژیم آل سعود این اظهارات را بر نتافت و بلافاصله این عالم دینی را بازداشت کرد.

اما شیعیان منطقه شرقیه عربستان در برابر این اقدام سکوت نکرده و تظاهراتی گسترده در شهرهای مختلف این منطقه نفت خیز در راستای آزادی زندانیان سیاسی ترتیب دادند. نکته مهم دیگر اینکه مخالفان تاکید کرده اند که این تظاهرات را تا رسیدن به مطالبات خود ادامه خواهند داد و جمعه آتی نیز به تظاهرات اعتراضی خود را دامه می دهند.

خاطرنشان می شود الاحساء از شهرهای مهم شیعه نشین در شرق عربستان سعودی و در کرانه های جنوبی خلیج فارس است. در سالهای اخیر صدها شهروند شیعه به اتهامات واهی تفرقه افکنی مذهبی و قومیتی بازداشت شده و دهها مسجد و حسینیه نیز به دستور آل سعود تعطیل شده است.


12سناریوی جریان‌خاص برای‌بداخلاقی‌سیاسی‌در آستانه‌اجلاس‌خبرگان
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: مجلس ، خبرگان رهبری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیاسی

اعلام قطعی کاندیداتوری آیت‌الله مهدوی‌کنی برای ریاست خبرگان و اجماع قریب به اتفاق اعضا بر وی، یک جریان خاص را به تکاپو انداخته تا با دست زدن به برخی بداخلاقی‌های سیاسی از این اتفاق جلوگیری و آقای هاشمی رفسنجانی را در رأس این مجلس ابقا کند.

به گزارش رجانیوز، اما در حالی که اغلب متعلقین به جریان فتنه با طمع نسبت به موضع‌گیری‌های آقای هاشمی تمایل دارند که وی بار دیگر در رأس خبرگان قرار بگیرد تا اثبات شود که بر خلاف افرادی که آن‌ها را "تندروها" می‌خوانند، هاشمی و مواضعش مورد تأیید خبرگان ملت است و از سوی دیگر وی کماکان می‌تواند در حاکمیت نقش یک اهرم فشار به نفع آنان را ایفا کند، سایت معروف به وکیل مدافع خاندان آقای هاشمی با فرار به جلو مدعی شد که کنار رفتن آقای هاشمی، خواست مشترک اپوزیسیون و افراطیون حامی دولت است.

در عین حال، اگرچه مرجع ضمیر سخنان هفته گذشته آقای هاشمی مبنی بر اینکه هیچ تمایلی به ریاست ندارد و برخی از رسانه‌ها می‌خواهند این موضوع را القا کنند، با خبر سایت وکیل مدافع روشن شده است اما برخی اخبار دیگر نیز حاکی است ماجرای با دست رد کردن و با پا پس کشیدن بر اساس یک سناریو با مصوبات دوازده‌گانه طراحی شده است.

برخی عناصر وابسته به جریان‌های سیاسی سنتی و تکنوکرات‌های دوره موسوم به سازندگی با راه اندازی یک اتاق فکر به اتخاذ تصمیماتی برای تأثیرگذاری در جلوگیری از شکل گیری تغییر در حوزه ریاست مجلس خبرگان مبادرت کرده‌اند.

مهم‌ترین مصوبات این جلسه به شرح زیر است:

1- تلاش برای بازگشت مهدی هاشمی به کشور و بررسی مدیریت شده پرونده وی و انتساب این اقدام (اصطلاحاً عدالت طلبانه) به پدرش؛

چند تن از افراد اتاق فکر با این تحلیل که از جمله دلایل اعتراض نمایندگان خبرگان به ریاست آن، اقدامات سوء مهدی هاشمی است، اظهار عقید کرده‌اند که اگر بتوان مهدی هاشمی را به طور مدیریت شده به کشور بازگرداند و فواید این اقدام را به نفع پدرش مصادره کرد، آنگاه می توان به شبهه جدی که افکار عمومی و خبرگان وجود دارد، پاسخ داد.

آنان معتقد بودند که این اقدام هیچ هزینه ای برای خانواده مهدی هاشمی نخواهد داشت چرا که به زعم اعضای اتاق فکر مذکور تفکری در بخش هایی از نظام وجود دارد که به دنبال حل بی سر و صدای موضوع مهدی هاشمی است تا پای دیگر مسئولین به میان نیامده و آن مجموعه را با چالش روبرو نکند؛ حتی در جلسه مذکور ادعا شده که سناریویی توسط برخی افراد برای بازگشت مهدی هاشمی به صورت زیر پی گیری می شود:

- صدور حکم قضایی دستگیری مهدی هاشمی و ابلاغ حکم به نیروی انتظامی به عنوان ضابط پرونده
- ممانعت از دسترسی نهادهای مسئول و پیگیر پرونده با نفوذ و تغییر در روند انتقال متهم از فرودگاه تا تحویل وی به دستگاه قضایی
- بازداشت تشریفاتی کوتاه مدت مهدی هاشمی
- ارجاع پرونده به یکی از مجتمع های دادگستری و ممانعت از ورود دادگاه انقلاب در این زمینه
- تلاش برای تعیین بازپرس­های خاص برای رسیدگی به پرونده
- ممانعت از مطرح شدن سایر اتهامات (سیاسی، مالی و... ) و بسنده نمودن به چند پرونده موجود در دادگستری
- صدور حکم سبک که برای همیشه به موضوع خاتمه دهد.

2- ایجاد تردید در مورد حضور آیت‌الله مهدوی‌کنی با طرح شایعاتی نظیر اعلام انصراف آنها از کاندیداتوری در رسانه ها.

3- پیگیری خط تخریبی در مورد آیت‌الله مهدوی به منظور وادار کردن او به کناره‌گیری در شبکه های اجتماعی مجازی نظیر فیس بوک، توئیتر و...

4- انتشار وسیع شایعاتی در فضای عمومی جامعه مبنی بر حمایت مسئولین عالی نظام از ریاست فعلی.

5- پیگیری و پر رنگ کردن هر چه بیشتر اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت در مورد آنچه که به زعم وی "فتنه مهدویت" و "اسلام ایرانی" خوانده می شود.

6- برنامه ریزی برای تکثیر و ارسال فیلم اعتراض به فائزه هاشمی برای نمایندگان محترم مجلس خبرگان و انحراف افکار عمومی از سایر اقدامات وی نظیر شرکت در تجمع‌ها و اغتشاش‌های غیرقانونی 25 بهمن.

7- پررنگ کردن لزوم وحدت در جامعه به‌ویژه نخبگان سیاسی به‌منظور تأثیرگذاری بر احزاب و گروه­های سیاسی.

8- توجیه و تبیین ضرورت حضور آقای هاشمی در انتخابات هیأت رئیسه مجلس خبرگان با دلایلی مانند "عمل به تکلیف شرعی" و این که "تنها با حضور وی در این پست انقلاب اسلامی حفظ خواهد شد."

9- برنامه ریزی برای اعلام نظر و طرح برخی مواضع به ظاهر تند ­علیه جریان فتنه از سوی آقای هاشمی، به منظور زدودن آثار منفی مواضع و سکوت قبلی او در بین اعضای مجلس خبرگان.

10- برنامه ریزی برای تنظیم محتوای مناسب سخنرانی پیش از آغاز دستور اجلاسیه نهم خبرگان به منظور تاثیرگذاری در نمایندگان محترم خبرگان.

11- اعزام عناصر موجه به قم به منظور رایزنی با مراجع معظم تقلید و علما و جلب حمایت آنان از آقای هاشمی.

12- پیگیری و پر رنگ کردن خط مظلوم نمایی و متهم کردن برخی از ارگان‌ها به پیگیری مغرضانه امور در مورد اعضای خانواده آقای هاشمی.


پشت پرده دلسوزی علی مطهری برای فائزه هاشمی چیست؟
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری ، فائزه هاشمی

خبرنامه دانشجویان ایران: بعد از غائله 25 بهمن ماه بود که نمایندگان مجلس واکنش‌هایی نشان دادند و قرار شد تا کمیته ویژه‌ای متشکل از رؤسای پنج کمیسیون تخصصی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، کمیسیون فرهنگی، کمیسیون قضایی، کمیسیون اصل 90 و کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس تشکیل شود تا به بررسی ابعاد فتنه و حادثه 25 بهمن بپردازد.

گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، صبح امروز محمدابراهیم نکونام رئیس کمیسیون اصل نود و رئیس این کمیته گزارش نهایی را در صحن مجلس قرائت کرد.

کمیته بررسی فتنه اخیر در این گزارش در 15 بند راهکارهای برخورد با فتنه را تشریح کردند که "عدم سکوت خواص در مقابل فتنه‌گران" و "برخورد با دخالت برخی سفارتخانه‌ها در حادثه 25 بهمن و حوادث سال 88" از جمله این راهکارها است.

این گزارش موسوی و کروبی را "خائنان به ملت" و "مستوجب برخورد قاطعانه و قانونی" دانسته است. همچنین در مورد غائله و آشوب 25 بهمن آمده است که یک طرح و نقشه کاملا اسرائیلی - آمریکایی و انگلیسی و ضدانقلابی و خائنانه علیه ملت ایران بوده است.

بعد از اتمام قرائت این گزارش بود که علی مطهری بدون توجه به حساسیت موضوع و عوامل پشت پرده این حادثه از زود به نتیجه رسیدن این پرونده ناراحت بود!

علی مطهری که پس از انتخابات به موضع گیری‌های شاذ و بی ربط معروف شده و توانایی تشخیص مسائل اصلی از فرعی را ندارد این بار هم موضوع حوادث 25 بهمن ماه را با قضیه کوی دانشگاه به هم ربط داد و گفت که پرونده کوی دانشگاه در مجلس قرائت نشده که با واکنش لاریجانی و کوثری و کوچک زاده مواجه شد که این موضوع را تکذیب کردند.

حتی اسماعیل کوثری اظهار تاسف کرد که علی مطهری فرزند شهید بزرگوار مرتضی مطهری است.

علاوه بر این امروز هم علی مطهری در نامه ای به آیت الله لاریجانی هتاکی به فائزه هاشمی را ناشی از مناظره انتخاباتی رئیس جمهور دانست.

البته آقای مطهری فراموش کرده‌اند که پیش از مناظره 13خرداد موسوی و احمدی نژاد این خانم فائزه هاشمی بود که در مراسم 2 خرداد با حمله به رئیس جمهور تمام اهانت های موجود را نثار منتخب مردم کرد.


افشاگری درباره رسوایی های قذافی توسط رسانه‌های بین‌المللی؛
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی ، دیکتاتور

ناگفته‌هایی درباره معمر قذافی و خانواده او

«معمر القذافی»، برخلاف نام خود هیچ‌گاه اعمار و آبادانی را برای کشورش به همراه نیاورد بلکه امروزه با بمباران‌های هوایی، شهرهای لیبی را به مقبره‌های دسته‌جمعی تبدیل کرده است. القذافی پس از 42 سال حکومت، امروزه که بر لبه سقوط قرار گرفته، در رسانه‌های بین‌المللی آن روی نادیده او برملا شده و اکنون متهم به ارتکاب جرایم بسیار بزرگی شده که اگر در دادگاه اثبات شوند، وجدان بشریت را تکان خواهند داد.

به گزارش سرویس بین‌المللی «فردا» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی کویتی دنیاالرأی، شیخ «طارق محمد الطواری»، استاد الهیات در دانشکده الهیات و پژوهش‌های اسلامی در دانشگاه کویت، با انتشار مقاله‌ای با عنوان «آنچه درباره قذافی باید بدانید»، نوشت: قذافی در پرونده خود تخریب ضریح «عمر مختار»، - مجاهد آزادی‌خواه معروف لیبی که در مقابل استعمارگران ایتالیایی ایستاد و برای سالهای طولانی با آنان جنگید- را دارد، وی ضریح و قبر آن مجاهد بزرگ را از شهر «بنغازی»، به شهر کوچک و دورافتاده‌ای به‌نام «سلوق»، انتقال داد؛ تا شاید مردم لیبی عزت نفس، جهاد، تاریخ آزادی‌‌خواهی و افتخارات تاریخی خود را فراموش و یا حداقل آنها را از نام عمر مختار جدا کنند.

وی در ادامه افزود: همچنین القذافی به انفجار یک فروند هواپیمای مسافربری بر روی آسمان شهر بنغازی، در سال 1992 میلادی که بر اثر این انفجار 157 نفر از شهروندان اهل لیبی کشته شدند، نیز متهم است و تنها دلیل آن را دشمنی قذافی با تعدادی از مسافران می‌دانند.

به گفته الطواری از دیگر اتهامات قذافی که امروزه تیتر رسانه‌های بین‌المللی شده‌اند، تزریق ویروس بیماری «ایدز»، به 400 کودک در سال 1997 میلادی در شهر بنغازی، معرفی کتاب «الاخضر» (سبز) که تالیف خود او است به عنوان منبع دینی به‌جای مراجعه به کتب آسمانی تا جایی که آن را انجیل دوران معاصر نامید، اهانت به دین مبین اسلام و قرار دادن آن در کنار قوانین وضعی ناپلوئن و قوانین یونان باستان، اهانت به پیامبراسلام (ص)، حذف کلمه «قل» (ای پیامبر بگو) از قرآن کریم زیرا به نظر او این مسئله بدیهی است که قرآن بر پیامبر نازل شده و مخاطب آن شخص پیامبر است و نیازی به گفتن قل نیست و ... هستند.

این اتهامات تا به حال اثبات نشده‌اند ولی از شخصی که هموطنان خود را اینگونه وحشیانه می‌کشد، بعید نیست که قبلا به شیوه‌های دیگر این کار را کرده باشد.

به گزارش سرویس بین‌المللی «فردا» به نقل پایگاه اطلاع‌رسانی الجوار، القذافی از دو همسرش، هشت فرزند دارد که از زن اول خود یک پسر به‌نام «محمد» و از زن دوم «سیف الاسلام»،‌ «الساعدی»،‌ «المتصم بالله»، «سیف العرب»،‌ «هانیبال»، «الخمیس» و «عایشه» تنها دختر خانواده، را دارد.

القذافی در جوانی با همسر اول خود «فتحیه خالد»، ازدواج کرده ‌بود و پس از مدت کوتاهی او را طلاق داد و با همسر دوم و کنونی خود «صفیه فرکاش»، ازدواج کرد.

صفیه فرکاش: زن دوم القذافی و مادر هفت فرزند اوست. وی به اسراف و زندگی شاهانه معروف است. تمام سفرهای داخلی و خارجی را با هواپیماهای شخصی خود انجام می‌دهد و همیشه برای استقبال او در فرودگاه‌ها، تعداد زیادی ماشین‌های مرسدس بنز منتظر رسیدن هستند. وی اصالتا از اهالی شهر بنغازی است.

محمد: فرزند بزرگ القذافی و از زن اول او زاده شده است. وی مالک بیش از 40 درصد از شرکت‌های مشروب‌سازی در لیبی است و تنها امتیاز شرکت کوکا کولا در لیبی نیز به او تعلق دارد.
همچنین اداره پست در کشور لیبی و تمام شرکت‌های ارتباطات زمینی و وایرلس زیر نظر او فعالیت می‌کنند.

سیف‌الاسلام القذافی: دومین فرزند القذافی و بزرگترین فرزند فرکاش می‌باشد. او همواره خود را برای جانشینی پدر آماده می‌کرد و اخیرا که اعتراضات ضد نظام مردم لیبی شدت گرفت، در تلویزیون ملی لیبی به سخنرانی پرداخت و مردم معترض را به جنگ داخلی تهدید کرد.

الساعدی: سومین فرزند القذافی است که به‌ رفتار بدش معروف است . وی چندین بار با ماموران پلیس در کشورهای اروپایی درگیر شده و به مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی و حضور دائم در مجالس عیاشی معروف است. همچنین نقل شده که وی بر خلاف اراده پدرش همیشه به کشورهای اروپایی سفر می‌کرد.

معتصم: فرزند دیگر القذافی است که با برادر بزرگ خود، سیف الاسلام اختلافات بسیار شدیدی دارد. وی مشاور پدر در مسائل امنیتی و ملی است و به خاطر هوش کم همیشه در رقابت‌های تجاری با برادران خود می‌بازد.

هانیبال: کلاهبردار است و سابقه درگیری با پلیس اروپا را در پرونده خود دارد. اخیرا در سوئیس به‌خاطر ضرب وشتم یک خدمتکار بازداشت شد که بر اثر این اتفاق مشکلات و مسائلی در روابط بین دو کشور به وجود آمد.

خمیس: به عنوان یک فرمانده ارتش در لیبی مورد احترام است وی در کشور روسیه آموزش نظامی دیده‌بود و پس از بازگشت به کشورش همواره در راه دفاع از حکومت پدر و سرکوب مخالفان، فعال بوده است.

عایشه: تنها دختر خانواده است که همیشه به عنوان واسطه برای حل و فصل مسائل خانوادگی نقش ایفا می‌کرد. وی اداره سازمان‌های غیر دولتی را برعهده دارد و همواره با هنرمندان و خواننده‌های معروف در ارتباط است.

سیف العرب: کوچکترین پسر القذافی است که شهرت خاصی در لیبی ندارد ظاهرا وی در آلمان زندگی می‌کند.


"کتاب سبز" قذافی کتابی به تقلید از "کتاب سرخ" مائو
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی ، دیکتاتور

قذافی با تلفیق کردن اندیشه‌های سوسیالیستی، عربی و اسلامی، کشکولی را به رشته تحریر در آورد که به قول معروف در دکان هیچ عطاری پیدا نمی‌شد./قذافی معتقد است «آموزش اجباری به سرکوبی آزادی‌های فردی منتهی می‌شود. اجبار افراد به مطالعه دروس خاص، عمل دیکتاتور مآبانه‌ای است».و...

 سرویس بین الملل «فردا»:

از سال ۱۹۷۵ به این سو در لیبی همواره از «کتاب سبز» قذافی نام برده شده است. کتابی که به مانند کتاب مقدس ستایش می‌شد و همگان به اجرای رهنمودهای آن تشویق می‌شدند. کتابی که پس ازمستحکم شدن پایه‌های حکومت قذافی بعد از کودتا (کودتایی که در سال ۱۹۶۹ صورت گرفت) نوشته شد. هدف از نوشتن این کتاب نیز که به تقلید از «کتاب سرخ» مائو نوشته شد آگاه کردن مردم لیبی با بنیان‌های اندیشه قذافی بود. 

قذافی که پس از کودتا با توجه به فضای سیاسی آن دوران که متاثر از اندیشه پان عربیسم «جمال عبدالناصر» بود، پدر معنوی خود را اتحاد جماهیر شوروی- که در آن سوی مرزهای لیبی قرار داشت- و کمونیست روسی قرارداد. قذافی با تلفیق کردن اندیشه‌های سوسیالیستی، عربی و اسلامی، کشکولی را به رشته تحریر در آورد که به قول معروف در دکان هیچ عطاری پیدا نمی‌شد. 

«کتاب سبز» در سال ۱۹۷۵ به رشته تحریر در آمد، به فاصله یک سال به انگلیسی ترجمه شد. این کتاب از سه بخش: راه حلی برای مشکل دموکراسی؛ حاکمیت مردم، راه حلی برای مشکل اقتصادی؛ سوسیالیسم و مبانی اجتماعی «نظریه بین الملل سوم» تشکیل شده است. این کتاب در راه انتقاد از نظام لیبرال دموکراسی، تلاش می‌کند تا دموکراسی مستقیم را که روزگاری روسو مبلغ آن بود دوباره زنده کند. 

سطور اول این کتاب ۳۳ صفحه‌ای که ملغمه‌ای است از عقاید ضد و نقیض شبه روشنفکرانه قذافی این طور آغاز می‌شود «مشکل عمده سیاسی که این روز‌ها مردم با آن مواجه هستند، مفهوم دولت (government) است. در دوران مدرن جوامع از نظر سیاسی چگونه باید خود را سازمان دهند؟» مقدمه این چنینی، انسان را ناخودآگاه به یاد کتاب‌هایی که در زمینه فلسفه سیاسی به رشته تحریر درآمده‌اند می‌اندازد و خواننده‌ای که نویسنده آن را نشناسد به این فکر فرو می‌برد که شاید او یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان سیاسی قرن بیستم بوده است که تا به حال کشف نشده است و ر فضای پر از رویداد قرن بیستم دیده نشده است. با مطالعه قسمت‌های دیگر کتاب به دلایلی که نویسنده را از به شهرت رسیدن بازداشته است، پی می‌بریم. 

سرهنگ قذافی خود را محدود به سیاست نکرده و در بخشی از کتاب خود به اظهار فضل در مورد زنان می‌پردازد و اشاره می‌کند «زنان به مانند مردان هستند. این واقعیتی غیر قابل انکار است. زنان فقط از نظر ظاهری با مردان تفاوت دارند‌‌ همان طور که تمامی گیاهان و حیوانات جنس ماده از جنس مذکر متمایز می‌شوند». او همچنین اشاره می‌کند «تفاوت زنان با مردان در این است که آن‌ها ماهی یک بار دچار قاعدگی می‌شوند در حالی که مردان چنین عاداتی را ندارند. از دیگر تمایزات زنان با مردان این است که زنان به مدت دو سال به کوکان تازه متولد شده خود شیر می‌دهند.» این اشارات نابهنگام آن هم در کتابی که قرار است نقشه راه کشوری باشد، ما را به یاد مثل معروف «از کرامات شیخ ما این است که شیره را می‌خورد و می‌گوید شیرین است» می‌اندازد. 

گویا سرهنگ قذافی در آن روزگار خود از داروهای توهم زا استفاده می‌کرده است که این روز‌ها اعتراضات مردمی در لیبی را به این دارو‌ها تشبیه می‌کند. به قول مثل معروف «گدا هرچه در توبره خود دارد خیال می‌کند در توبره رفیقش هم هست». این گونه می‌شود که سرهنگ مدعی است، جوانان لیبیایی با خوردن دارویی که القاعده در نوشیدنی‌های آن‌ها ریخته است دچار توهم کرده شده‌اند و موجبات ناراحتی او را فراهم ساخته‌اند. گویا خود سرهنگ نیز به هنگام نوشتن این کتاب دچار توهم بوده، یا اینکه چیزی خورده بوده که چندان حال خود را درک نمی‌کرده است. 

در بخش دیگری از این کتاب کذا قذافی به سیر تاریخ اجتماعی جهان و نظریه‌پردازی در مورد انسان‌ها پرداخته و عنوان می‌کند «زمانی که‌نژاد زرد از آسیا حرکت می‌کند تسلط خود را بر روی کل کره زمین گسترش می‌دهد. در ادامه این‌نژاد سفید است که به تمامی قاره‌ها نفوذ می‌کند. در این دوران نیز‌ نژاد سیاه است که بایستی به تمامی جهان تسلط یابد». 

قذافی که در تمامی حوزه‌ها دستی بر آتش دارد به مسئله آموزش نیز پرداخته است. قذافی معتقد است «آموزش اجباری به سرکوبی آزادی‌های فردی منتهی می‌شود. اجبار افراد به مطالعه دروس خاص، عمل دیکتاتور مآبانه‌ای است». اگر اجبار به مطالعه دروسی خاص دیکتاتوری است، پس اجبار مردم به «پذیرش حکومت من»، آتش گشودن به روی مردم بی‌دفاع، نپذیرفتن خواسته‌های مردم، ۴۲ سال بر سر قدرت بودن و... به چه معنایی است؟ 

قذافی حتی از این هم فرا‌تر می‌رود و به حقوق کودکان نیز در کتاب خود اشاره می‌کند «نگهداری کودکان در مراکز پرستاری کودک را نیز نوعی دیکتاتوری و عدول از آزادی‌های طبیعی آن‌ها می‌داند». حال سوال اینجاست، او که تا این اندازه نگران آموزش و پرورش مردمان لیبی است و جدایی مادر از کودک را بر نمی‌تابد و نگرانی خود را در این زمینه آشکارا بیان می‌کند، چگونه با استخدام مزدوران به قتل و غارت مردم لیبی می‌پردازد؟ 

نظریات بدیع قذافی به این مسائل محدود نمی‌شود و به حق و حقوق کارگران نیز کشیده می‌شود. او عنوان می‌کند «کار در ازای مزد دقیقا به مانند بردگی کردن برای دیگران است» حال با این شرایط فروش نفت و عیاشی کردن با پول آن و استخدام پرستار زیبا روی اکراینی (که حتی در فرهنگ لغت انگلیسی با توجه به ویژگی‌های این پرستار برای او مدخلی مشخص شد) چه معنایی می‌تواند داشته باشد. در این مورد هزینه یک میلیون دلاری برای زن خواننده‌ای توسط پسر او چه معنایی دارد؟ 

این‌ها صرفا نمونه‌هایی از خروار رطب و یابسی است که قذافی در کتاب به آن‌ها اشاره کرده است. اقدامات ابلهانه این رئیس جمهور در طی دوران ریاست جمهوری ۴ دهه خود به انداره‌ای بوده است که هزاران ورق می‌توان درباره ان به رشته تحریر درآورد. مردی که از شدت دیوانگی اعتراضات مردم خود را به قرص‌های روان گردان نسبت می‌دهد و در حالی که مردم دیگر مناطق سر از چنبره اطاعت او خارج کرده‌اند، همچنان مدعی است که در لیبی اتفاقی رخ نداده است.

  
                                                   مرکز «کتاب سز» قذافی که توسط مردم تخریب شده است

مردم لیبی نیز جواب خیره سری‌های او را به خوبی دادند. مردم خشمگین لیبی در اقدامی مرکز «کتاب سبز» را که بر چاپ و نشر این کتاب نظارت داشت، به آتش کشیدند. قذافی در حال حاضر به خوبی به سرنوشت خود آگاه است و می‌داند که او آینده بن علی و مبارک در انتظار اوست. او فقط این روز‌ها دنده پهنی می‌کند (نسبت به خفت و خواری خود بی‌اعتنا باشد) و تلاش دارد تا از زیر سایه سنگی سرنوشت خود بگریزد.


محسن هاشمی از مدیریت مترو تهران استعفا کرد
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: محسن هاشمی ، مترو

متاسفانه علی رغم حمایت مجلس شورای اسلامی ، شورای اسلامی شهر و شهرداری تهران برای تامین نقدینگی از طرق مختلف برنامه های مهم مترو در امر توسعه خطوط با عدم همکاری دولت دچار تاخیر در تجهیز می شود. مردمی که خدمت رسانی عزت مدارانه به آن ها آرزوی نظام اسلامی و بالاترین عبادت برای مسئولان است از فشار و ازدحام که ناشی از کم لطفی مسئولان دولتی در تامین خواسته های قانونی مترو است رنج می برند.

محسن هاشمی مدیرعامل شرکت راه آهن شهری تهران و حومه (مترو) با ارسال نامه ای به دکتر محمدباقر قالیباف ضمن تشریح عملکرد خود و قدردانی از حمایت های شهردار تهران ، محدودیت هایی را که مانع توسعه خدمات مطلوبتر به شهروندان تهرانی است را برشمرد و از سمت خود استعفا کرد .

به گزارش «فردا» به نقل از "تهران سما" محسن هاشمی در نامه ای به دکتر محمدباقر قالیباف شهردار تهران ، استعفای خود را از سمت مدیرعاملی مترو تهران اعلام کرد .

دربخشی از نامه استعفای محسن هاشمی خطاب به شهردار تهران آمده است : عطف به استعفاهای مکرر گذشته و پیرو مصوبه اخیر در مورد ابقای این جانب برای یک دوره جدید ، ضمن قدردانی از عنایات و اطمینان مجدد آن بزرگواران ، همانگونه که مستحضر می باشید ، 17 سالی است که به عنوان عضو ، رییس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت مترو تهران انجام وظیفه می کنم . خوشبختانه با حمایت اعضای محترم مجمع ، هیئت مدیره و همکاری و تلاش کارگران ، کارکنان ، مشاوران ، پیمانکاران و صنعت گران موفق به راه اندازی حدود 125 کیلومتر از خطوط مترو در 4 خط با 75 ایستگاه شده ایم . اخیرا هم انجام 3 میلیارد سفر با حدود 800 واگن در شهر تهران را جشن گرفتیم . در طول این سال ها هم سیستم حمل و نقل ریلی تهران توانست کارایی خود را نشان داده و مورد استقبال همشهریان قرار گیرد .

در بخش دیگری از این نامه آمده است : هم اکنون نیز 15 کیلومتر از تونل و ایستگاه های مترو آماده ریل گذاری و نصب تجهیزات بوده و در صورت حمایت ، راه اندازی حدود 15 کیلومتر مترو در سال به راحتی امکان پذیر خواهد بود و سرعت ساخت تونل با 4 دستگاه حفار اتوماتیک به بیش از 20 کیلومتر در سال خواهد رسید.

در ادامه این نامه آمده است : متاسفانه علی رغم حمایت مجلس شورای اسلامی ، شورای اسلامی شهر و شهرداری تهران برای تامین نقدینگی از طرق مختلف از جمله بودجه سالیانه ، فاینانس بین المللی ، حساب ذخیره ارزی و اوراق مشارکت ، به دلایل مختلف از جمله تحریم خارجی ومشکلات داخلی امکان استفاده از اعتبارات قانونی فراهم نمی گردد و با وجود درآمد ارزی در سال های اخیر ، برنامه های مهم مترو در امر توسعه خطوط با عدم همکاری دولت دچار تاخیر در تجهیز می شود .

وی در این نامه با اشاره به مشکلات نقدینگی برای خدمت رسانی به مردم آورده است : متاسفانه هم اکنون به دلیل کمبود و تجهیز ناقص واگن از نصف ظرفیت خطوط استفاده می شود ، این در حالی است که واگن ها و تجهیزات آن در گمرک در حال خاک خوردن هستند.

در این نامه تاکید شده است : اکنون مردمی که خدمت رسانی عزت مدارانه به آن ها آرزوی نظام اسلامی و بالاترین عبادت برای مسئولان است و زنان ، کودکان و سالخوردگان که از آلودگی هوا و ترافیک به ایستگاه های مترو پناه آورده اند از فشار و ازدحام که ناشی از کم لطفی مسئولان دولتی در تامین خواسته های قانونی مترو است ، رنج می برند و تمام پیگیری ها از وزارت کشور ، ستاد مدیریت حمل و نقل و مصرف سوخت ، شورای اسلامی شهر ، مجلس و دولت به نتیجه مناسبی که در شان پروژه حیاتی چون مترو باشد نرسیده است.( گزارش دقیق تر مشکلات و پیگیری ها به پیوست این نامه تقدیم می شود)

هاشمی در ادامه این نامه ضمن عرض پوزش ، با بیان اینکه قطعا قبول مسئولیت مجدد در این وضعیت به نفع توسعه و بهره برداری از خطوط مترو نخواهد بود و با اشاره به اینکه برخی مشکلات به وجود آمده و عدم حمایت ها از مترو ممکن است به دلیل حضور وی در مدیریت این شرکت باشد آورده است : برای این که بیشتر از این مردم ، مسافران و توسعه مترو در فشار قرار نگیرند ، علی رغم اعتقاد به خدمت و اعتماد به توان جناب عالی و همکارانم خواهشمند است موافقت فرمایید فرد دیگری که امکان ایجاد هماهنگی بیشتر خواهد داشت در راس مدیریت این شرکت قرار گیرد . بدیهی است اینجانب از ادامه هرگونه همکاری با شهرداری و شرکت مترو دریغ نخواهم کرد.

گفتنی است شهردار تهران با استعفای هاشمی موافقت کرده است.


چهره نفاق از 14 اسفند تا 25 بهمن
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: جنبش سبز ، سیدابوالحسن بنی صدر ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

14 اسفند هر سال یادآور غائله‌ای است که منافقین به همراه حامیان بنی‌صدر در دانشگاه تهران و اطراف آن خلق کردند.

14 اسفند هر سال یادآور غائله‌ای است که منافقین

به همراه حامیان بنی‌صدر در دانشگاه تهران و اطراف آن خلق کردند. در این روز و در مراسمی که به مناسبت سالروز درگذشت مصدق در دانشگاه تهران برگزار شده بود، بنی‏صدر در سخنرانی خود، به شخصیت‏های انقلاب و نهادهای انقلابی توهین نمود و در راستای اهداف استکبار جهانی سخن راند که با اعتراض امت حزب‏الله مواجه گردید. پس از آن گارد شخصی بنی‏صدر و منافقان مسلح طی یک برنامه از پیش تنظیم شده، به دستور بنی‏صدر، به مردم انقلابی حمله کرده و گروه بی‏شماری را زخمی و دستگیر نمودند. این حادثه در نهایت شکست ضد انقلاب و حذف آنها از صحنه سیاسی کشور را به دنبال داشت. امروز دقیقا 30 سال از آن روز گذشته اما مشاهده مشابهت‌های فراوان در رفتارها، شعارها و مواضع آن روز بنی‌صدر و حامیانش با سران و حامیان فتنه اسرائیلی امروز، ما را بر آن می‌دارد تا این حادثه را مورد بازخوانی مجدد قرار دهیم و آن را با شرایط حال حاضر فتنه‌گران تطبیق دهیم.
    فقدان تربیت دینی و داشتن مواضع التقاطی
بنی‌صدر یک نیروی بی‌ریشه و بدون اصل و نسب فکری بود، با آنکه روحانی‌زاده بود، اما تربیت عمیق دینی نداشت. وی درکتاب خاطراتش که در فرانسه به چاپ رسید، اعتراف می‌کند که فعالیت‌های دانشجویی‌اش بیشتر تحت تأثیر نیروهای ملی بود تا مکتبی و نگرش‌های ملی‌گرایی عمیق‌تری نسبت به نگرش‌های اعتقادی و دینی داشت. کسانی که خانواده بنی‌صدر در قبل از انقلاب را دیده بودند، مشاهده کرده بودند که رفتار و پوشش غربی داشته و به بدیهیات شرعی نیز معتقد نبودند. اما اینکه چطور چنین فردی به گروه یاران امام پیوست، باید گفت از آنجا که اکثر همراهان امام زبان خارجی نمی‌دانستند تحصیل در فرانسه و آشنایی با زبان این کشور، امتیازی برای بنی‌صدر بود تا بتواند خود را وارد صف یاران امام قرار داده و در پرواز انقلاب با امام همراه شود.  با آنکه اکثر مسئولان اول انقلاب سال‌ها در زندان ساواک بسر برده و زجر کشیده بودند اما آقای میرحسین موسوی حتی یک سیلی نیز نخورده بود. وی در سال‌های 55 تا 57 برای تحصیل در امریکا تشریف داشتند. شهید دیالمه همان روزها متوجه انحراف فکری وی و همسرش شده و تفکرات وی را تأثیر پذیرفته از«جنبش مسلمانان مبارز» به رهبری حبیب‌الله پیمان دانسته بود. این شهید بزرگوار با اشاره به روزنامه جمهوری اسلامی که موسوی سردبیرآن بود، می‌گوید:«موضع‌گیری‌های روزنامه در بعضی از موارد، کم و بیش موضع‌گیری‌های روزنامه امت (منظور روزنامه دکتر پیمان) است. به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ می‌کند اما حتی یک خط، خوب دقت کنید، حتی یک خط در مورد آیت‌‌الله کاشانی نمی‌نویسد.»
  نقاب خط امامی
بنی‌صدر برای نشان دادن میزان ولایت پذیری‌اش کاندیداتوری خود برای ریاست جمهوری را بعد از ملاقات با امام و هنگام خروج از بیت امام(ره) اعلام می‌نماید و روز تنفیذ برخلاف تصور بسیاری از افراد وی ابتدا بر دست امام(ره) بوسه می‌زند. موسوی نیز در بدو ورود به انتخابات احیای آرمان‌های زمان امام و حمایت از مستضعفان را اولویت خود معرفی می‌کند اما به‌تدریج این افکار رنگ باخته و «فلسطین در اولویت ما نیست» و «حمله به نهاد‌های انقلابی» جایگزین آن می‌شوند.
   غرور کاذب و توهم مقبولیت عامه
بنی‌صدر توانست در اولین انتخابات ریاست جمهوری در 5 بهمن و سه ماه پس از تسخیر لانه جاسوسی با نقاب انقلابی‌گری و خط امامی بودن 14 میلیون رأی از مجموع 21 میلیون یعنی 67 درصد را به خود اختصاص دهد. این آرای میلیونی چنان بنی‌صدر را دچار غرور ساخت که فکر می‌کرد می‌تواند از این پس افکار واقعی خود را رو کرده و در مقابل امام و انقلاب بایستد. اما او فراموش کرده بود که رأی مردم به وی در حمایت از امام و انقلاب و به‌دلیل حمایت انقلابیون بود. آقای موسوی نیز همانند بنی‌صدر و به‌رغم آنکه حتی مانند وی موفق به کسب اکثریت آرا نشد اما آرای 13 میلیونی وی را دچار توهم محبوبیت ساخت و فکر می‌کرد می‌تواند با حمایت این آرا به راحتی مقابل نظام بایستد.
   تغییر رفتار بعد از انتخابات
بنی‌صدر بعد از انتخابات با تغییر رفتار 180 درجه‌ای به تقابل با مجلس خط امام می‌پردازد. حزب جمهوری اسلامی را که غالباً از اصحاب امام بودند   متهم به تلاش برای ایجاد دیکتاتوری می‌نماید، نهادهای انقلابی را متهم به چماقداری می‌کند. صدا و سیما را انحصاری و در دست عده‌ای خاص معرفی می‌کند، به نصایح و فرامین امام که در زمینه‌های مختلف صادر می‌شود کمترین توجهی نمی‌کند و سرانجام جمهوری اسلامی را متهم به شکنجه زندانیان می‌نماید و می‌گوید این جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی‌ای نیست که من به آن افتخار کنم.
موسوی نیز روز بعد از انتخابات هویت واقعی خود را نشان داده و همان رفتارهای بنی‌صدر را تکرار می‌کند. مقابله با اوامر ولایت فقیه، حمله به نهادهایی مانند شورای نگهبان و سپاه و بسیج، دیکتاتور خطاب کردن نظام، اتهامات فراوان به نظام، کشته‌سازی ساختگی و متهم کردن نظام به قتل آنان و ده‌ها مورد دیگر از جمله این شباهت‌های رفتاری است.
   انتخاباتی صحیح است  که ‌ پیروز آن باشم!
بنی‌صدر پس از عزل از فرماندهی کل قوا مردم را به استقامت در مقابل جمهوری اسلامی و تجمع و تظاهرات دعوت کرد که یک نمونه آن را در غائله 14 اسفند شاهد بودیم. بنی‌صدر مدعی شد نظام با صندوق‌سازی قصد تقلب در انتخابات را دارد و پس از انتخاب شهید رجایی به عنوان رئیس جمهور نیز ادعای تقلب را مطرح کرد و تنها انتخاباتی‌ که خود در آن پیروز شد را صحیح می‌دانست. موسوی نیز پس از اعلام نتایج آرا و مشاهده شکست سنگین خود حامیانش به حضور در خیابان‌ها و تجمع دعوت کرد و در اولین بیانیه خود آورد که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهد شد. وی حتی به درخواست بازشماری آرا پاسخ مثبت نداد. موسوی تنها بر طبل انتخابات می‌کوبید و انتخاباتی را می‌خواست که نتیجه‌اش پیروزی او باشد.
  ساختارشکنی و ریزش آرا
رفتارهای ساختارشکنانه بنی‌صدر طی یک سال مسئولیت پست ریاست جمهوری باعث شد دلسوزان نظام از حمایت او دست برداشته و منتقد او گردند و نهایتاً در غائله 14 اسفند تنها سازمان منافقین و زاویه‌داران با انقلاب در حمایت از وی به خیابان‌ها بریزند. موسوی نیز که تجمع 25 خرداد 88 وی را دچار توهم و غرور کاذب کرده بود با بیانیه‌ها و رفتارهای ساختارشکنانه روز به روز حامیان خود را از دست داد به گونه‌ای که در ظهر عاشورای 88 تنها عده‌ای عضو رسمی منافقین، سلطنت‌طلب و بهایی در حمایت از این افراد شعار سر می‌دادند.
  دفاع بنی‌صدر  از منافقین
پس از غائله 14 اسفند در دانشگاه تهران، بنی‌صدر در نامه خود که 6 روز بعد خطاب به دادستان کل کشور، آیت‌‌الله موسوی اردبیلی نوشت، علت اصلی بروز واقعه 14 اسفند را نه سخنان تحریک‌کننده‌اش در این روز و شعارها و توهین هوادارانش به امام(ره)، که حضور چماقداران می‌داند و عملاً تمامی نقشه‌های گروهک‌های حامی خود از جمله مجاهدین خلق و... را در حمله به مخالفین خود منکر می‌شود:«آقای دادستان محترم! هیچ کس نمی‌پذیرد که گروهک‌ها چنین و چنان کردند، چرا که اگر چماقداران نمی‌آمدند هیچ کس هیچ کار نمی‌کرد!» میرحسین نیز پس از افتضاح روز عاشورا مقصر را نه شعارهای ضددینی حامیانش که برخورد نظام با این خداجویان می‌دانست.


چاقوی اینترنتی آقازاده آشوبگر، دسته لندنی اش را برید!
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی هاشمی

سایت آقازاده لندنی ضمن اهانت به مراجع تقلید، تغییر رئیس مجلس خبرگان را خواست مشترک حامیان دولت و سایت جرس خواند!

سایت آقازاده آشوبگر(آینده نیوز) ، ضمن اهانت به مراجع تقلید و روحانیت مبارز ، تغییر رئیس مجلس خبرگان را خواست مشترک حامیان افراطی دولت و اپوزیسیون از جمله سایت جرس خواند!

سایت آقازاده آشوبگر که در جریان اغتشاشات سال88 یکی از اصلی ترین پایگاه های رسانه ای جریان فتنه بود و اکنون نیز مطالبش دقیقا" تکرار پاستوریزه مطالب سایت های جرس و بالاترین در داخل کشور است، طی روزهای اخیر شانتاژ گسترده ای را برای عدم تغییر ریاست مجلس خبرگان - که خواست بسیاری از اعضای این مجلس است- در دستورکار قرار داده است.این سایت در آخرین پرده از شانتاژهای خود ، طی مطلبی با ارائه کدهایی از سایت «جرس»(ارگان اینترنتی حلقه فکر موسوی در لندن و قلوی خارجی سایت آقازاده آشوبگر) مدعی شد که تغییر ریاست خبرگان خواست اپوزیسیون است!

سایت آقازاده آشوبگر در این مطلب نوشته است: «در حالی که کمتر از چهار روز تا انتخاب رییس مجلس خبرگان رهبری برای دو سال آینده باقی مانده است، رسانه‌های اپوزیسیون و چهره های افراطی حامی دولت با تمام توان قصد دارند زمینه را برای تغییر رییس مجلس خبرگان و حذف آیت الله هاشمی از کرسی ریاست این مجلس فراهم کنند.»

بنا به ادعای سایت آقازاده لندنی، از نگاه مسوولان رسانه های اپوزیسیون(نظیر جرس) تغییر رییس مجلس خبرگان و حذف آیت الله هاشمی، آخرین پل برای حل مسالمت آمیز چالش حوادث پس از انتخابات را از بین می برد و از این رو برای تضعیف نظام و رهبری کارساز خواهد بود.

سایت آقازاده آشوبگردر ادامه مطلب خود با تحلیلی توهین آمیزنسبت به چند تن از مراجع عظام ، نوشته است: «در نگاه اصلاح طلبان تندرو و اپوزیسیون، حضور هاشمی که تنها عضو باقیمانده شورای نخست انقلاب در ساختار رسمی جمهوری اسلامی است، راه مخالفت صریح با اصل ولایت فقیه و تجدیدنظرطلبی را دشوار می کند و از این رو جدا کردن آیت الله هاشمی از ساختار نظام، مقدمه ریزش بسیاری از نیروهای میانه رو از همراهی با نظام و افزایش فاصله علما و مراجع شاخصی نظیر آیت الله جوادی آملی، آیت الله مجتبی تهرانی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله صافی گلپایگانی و ... با نظام می باشد.»

این جمله اخیر سایت آقازاده آشوبگر ، نقل قول از هیچ سایت خارج کشور نیست و دقیقا" تحلیل شانتاژگونه خود این سایت برای تهدید نظام محسوب می شود. چنین تحلیلی ، توهین به مراجع بزرگواری چون حضرات آیات مکارم شیرازی ،صافی گلپایگانی ، جوادی آملی و مجتبی تهرانی نیز هست چون نتیجه چنین تحلیلی این است که این مراجع عالیقدرکه از انقلابیون باسابقه و شاگردان مبرز حضرت امام(ره) محسوب می شوند ، صرفا" به واسطه حضور آقای هاشمی رفسنجانی ، از جمهوری اسلامی حمایت می کنند و اگر وی رئیس مجلس خبرگان نباشد ، ارتباط آنان با نظام قطع می شود!

نکته انحرافی در تحلیل سایت آقازاده آشوبگر این است که در آن تلاش شده تا تغییر رئیس مجلس خبرگان را به دولت و حامیان آن نسبت دهد در حالی که انتخابات هیات رئیسه مجلس خبرگان یک موضوع داخلی است و هیچ نهاد و دستگاهی قدرت ورود به مناسبات این مجلس عالی روحانی را ندارد. موضوع تغییر رئیس مجلس خبرگان در اجلاس اسفندماه امسال نیز مسئله ای بود که ابتدا از جانب گروهی از اعضای همین مجلس مطرح و در رسانه ها انعکاس یافت. زمینه و بستر اصلی طرح چنین موضوعی نیز عدم مرزبندی شفاف آیت الله هاشمی رفسنجانی با جریان فتنه است. بعد از آشوب اسرائیلی 25 بهمن همه نیروهای جبهه انقلاب - حتی کسانی که در فتنه88 صراحت کافی در محکومیت سران فتنه نداشتند - یکپارچه به محکومیت اقدامات آشوبگران و سران آن ها پرداختند اما آقای هاشمی رفسنجانی باز هم موضع قاطع و صریحی در این خصوص اتخاذ نکرد و به همین دلیل زمزمه تغییر رئیس مجلس خبرگان به مطالبه ای گسترده در میان خود اعضای این مجلس تبدیل شد.

طی هفته گذشته بسیاری از اعضای مجلس خبرگان -بین 50 تا 60 نفر- بر لزوم تغییر آقای هاشمی و انتخاب آیت الله مهدوی کنی به جای وی تاکید کرده اند و شخص آیت الله مهدوی کنی نیز برای حضور اعلام آمادگی کرده است.جامعه روحانیت مبارز نیز در نشستی با آیت الله مهدوی کنی بر حضور ایشان تاکید ورزیده و قطعا" سایت آقازاده لندنی نمی تواند ادعا کند که آیت الله مهدوی کنی و جامعه روحانیت مبارز حامیان افراطی دولت(!) هستند بلکه ایشان همان بزرگوارانی هستند که همین سایت در گذشته برای حمله به دولت از آن ها به عنوان عناصر میانه یاد می کرد. البته به تجربه ثابت شده که رسانه های حامی فتنه نظیر سایت آقازاده آشوبگر ، نسبت به همه افراد خصوصا" علما و روحانیون نگاه ابزاری دارند و هرگاه منافع صحنه گردانان ایجاب کند تعابیری چون میانه رو ، معتدل یا بالعکس تندرو و رادیکال در قبال آن ها به کار می گیرند.

نهایتا" اینکه برخلاف ادعای سایت آقازاده آشوبگر ، جریان فتنه سبز از ابتدا بر ضرورت بهره گیری کامل از ظرفیت های درون نظام تاکید داشته است. در جزوه معروف تاجیک(مشاور موسوی) تصریح شده بود که جنبش سبز باید کت پوزیسیونی و شلوار اپوزیسیونی داشته باشد و ضمن اتخاذ مواضع اتخاذی نسبت به حاکمیت ، از عناصر همسو با جنبش که در درون نظام حضور دارند برای پیشبرد اهداف استفاده کند.فلذا آن ها به هیچ وجه دوست ندارند هیچ جایگاهی را در نظام که به نوعی می تواند به آنها بهره برساند از دست بدهند.


سخنان آیت‌الله واعظ طبسی عضو مجلس خبرگان در جمع روحانیون مشهد مقدس:
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبرگان رهبری
برخی می‌خواهند هم حق را داشته باشند هم باطل را/ اگر طلحه و زبیر نبودند، معاویه جرأت نفس‌کشیدن در مقابل امیرالمؤمنین(ع) را هم نداشت

آیت‌الله واعظ طبسی نماینده ولی‌فقیه در استان خراسان رضوی چندی پیش در دیدار با جمعی از علما و ائمه‌یجماعات مشهد مقدس سخنان مهمی، با یادآوری شرایط سخت دوران رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای،‌ از ایمان، اقتدار، صراحت و اخلاص ایشان به‌عنوان خنثی کننده توطئه‌ها نام برد و به برخی افراد که با مواضع چند پهلوی خود به‌دنبال این هستند که حق و باطل را با هم داشته باشند، تصریح کرد که این کار امکان‌پذیر نیست.

رجانیوز بخش‌هایی از این سخنان و فیلم آن را به‌دلیل اهمیت در شرایط کنونی منتشر می‌کند:

آقایان مدرسین! اساتید محترم! ائمه‌ی محترم جماعات! این پذیرفتنی نیست که ما خودمان را وابسته‌ی به جمهوری اسلامی و نظام اسلامی بدانیم، اما در برابر دشمنان نظام و دوستان نظام بی‌تفاوت باشیم. این قابل قبول نیست که ما در حوزه باشیم، یک چهره‌ی علمی باشیم، یک اسلام‌شناس باشیم، سخن ما، پیام برای جامعه‌ی بشری باشد و خودمان را در زمره‌ی اهل فکر در جهان اسلام بدانیم، اما در مسایل سیاسی و اجتماعی بی‌تفاوت باشیم و موضع‌گیری نکنیم.

چگونه ممکن است ما بپذیریم یک فردی با نظام است، پیوند فکری و عاطفی او با نظام براساس ایمان و اعتقاد و باورهای دینی‌اش قوی است، اما پیام رهبری را بی جواب بگذارد، رهبری را تنها بگذارد. در مشکلات کشور او را کمک و همراهی نکند.

بنده به شما آقایان عرض می‌کنم در حد تجربه‌ای که داریم از قبل از انقلاب تا امروز، این 22 سالی که بر رهبری معظم انقلاب بعد از ارتحال حضرت امام گذشت، دوران بسیار سختی بود، دوران بسیار پیچیده‌ای بود. ایمان و اقتدار و صراحت و اخلاص و پایداری او موجب شد که قدرت‌های بزرگ احساس کنند امام هنوز ادامه دهنده این مدیریت انقلابی است.

در چنین شرایطی رهبری را نباید تنها گذاشت. به چه کسی می خواهیم بها بدهیم؟ به چه کسی می خواهیم امتیاز دهیم؟ مگر می‌شود دو جریان را با هم داشت؟ امکان ندارد یا حق است یا باطل. انسان‌هایی که علاقه‌مند به نظام هستند و خود را وابسته به نظام می دانند، حتماً باید اعلام موضع کنند، راه و روش و منش آن‌ها مشخص باشد و آن را باید بدانیم.

از حوزه‌های علمیه و عالمان دینی انتظار این است که از کنار مسایل سیاسی و اجتماعی بی‌تفاوت نگذرند. بحمد الله شما اهل مطالعه‌اید، اهل اظهار نظرید، خوب توجه داریم به خدا قسم اگر ناکثین نبودند، اگر طلحه و زبیر -بیعت‌شکنان- نبودند، هرگز قاسطین ـمعاویه و عمروعاص- جرأت نفس کشیدن در مقابل علی [علیه السلام] را نداشتند. چرا باید امیرالمؤمنین [علیه السلام] در یک دوره‌ی طولانی صبر بکند و تحمل بکند؟ چرا باید دنیایی از علم و تقوا و فضیلت و دانش و معنویت در زاویه قرار بگیرد و چپاولگران، پول‌پرستان و قدرت‌طلبان سرکار بیایند؟ علت همین بود.

یک عده‌ای بیعت شکستند، یک عده‌ای با برداشت غلط از اسلام که مارقین بودند، متحجران آن روز بودند، انسان‌هایی که دارای جمود فکری بودند، انسان‌هایی که با هر نوآوری و طرح اندیشه‌ی نو مخالفت می‌کردند، انسان‌هایی که کاملاً افکارشان در یک چارچوب خاصی محاصره شده بود و محدود بود، آن‌ها نمی‌توانستند علی [علیه السلام] را تحمل بکنند. تمام این‌ها من حیث المجموع موجب شد که حق، حقیقت، آن‌که محور حق است، محور عدالت است و حق را باید با آن سنجید که آن روز علی [علیه السلام] بود، نتواند به عنوان یک حاکم و یک ولی اسلامی، حکومت اسلامی را دنبال بکند و ادامه بدهد.

مردم بحمد الله مردمی بسیار هوشمند، آشنا با مسایل سیاسی و اجتماعی [هستند]. واقعاً این هم یکی از برکات این انقلاب و رهبری این انقلاب بود که امروز کوچک‌ترین سخنی اگر یک رجل سیاسی بزرگ غرب یا داخل بر زبان جاری بکند، مردم ما می‌توانند درباره‌ی او تحلیل بدهند، تفسیر بکنند، یعنی تا آخر بخوانند که چه خطی دارد دنبال می‌‌شود. با اتکای به چنین مردمی، به اتکای به خداوند، با پیوند با خاندان عصمت و طهارت [علیهم السلام] تردید نکنید که این انقلاب جهانی خواهد شد و همه‌ی زمینه‌های او هم بحمد الله فراهم است.


دست و پا زدن یک مجرم امنیتی در نقش وکیل مدافع خاندان هاشمی
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

سایت اینترنتی که تحت نظر یک مجرم امنیتی حوادث سال گذشته اداره می‌شود و در برخی رسانه‌ها به شعبه فیلتر نشده جرس معروف است، دو روز پس از انتشار گزارش "چه کسی مسئول فحاشی به فائزه هاشمی رفسنجانی است؟"، در راستای ایفای مسئولیت وکیل مدافعی اعضای خاندان آقای هاشمی رفسنجانی به میدان آمد و این بار دادستان تهران را به دست قطع‌شده‌اش قسم داد که از این موضوع نگذرد.

مجرم امنیتی گرداننده این سایت و عوامل جویای نام آن -که مقالات برخی از آن‌ها عینا هم در این سایت و هم در سایت‌های ضد انقلاب مانند جرس و کلمه منتشر می‌شود-، در شکوائیه خود در نقش وکیل مدافع مهدی هاشمی به دادستان تهران که تیتر "دادستان! به حرمت دست قطع شده‌تان سکوت نکنید!" برای آن انتخاب شده، با حمله به رجانیوز نوشتند:

«این سایت (رجانیوز) در جملاتی سرشار از اتهام، نوشت: "قوه قضائیه باید در این زمینه پاسخ گو باشد که چرا با نبود تساوی قضایی بین فتنه گران، منجر به چنین رفتارهایی در جامعه می‌شود." و در واقع در شرایطی که تمامی جریان های اخلاق گرای کشور، این حرکت را محکوم کرده و حتی مخالفان جدی هاشمی نیز نهایتاً در قبال این اتفاقات که حد شرعی دارد، سکوت کردند، این رسانه که خبرسازی اش در حمایت از این فحاشی ها، با عوارض بدی همراه شده، دست به محاکمه قوه قضاییه به عنوان متهم وقوع این اتفاق زد که در نوع خود حرکت شرم آوری است. اکنون که دادستان تهران که از جانبازان دفاع مقدس بوده و افتخار دارد یکی از دستان خود را برای دفاع از ناموس مردم ایران تقدیم کرده است، با اعلام موضع رییس قوه قضاییه در آزمونی خطیر قرار دارد.»

صفحه این سایت که سال گذشته فیلتر و گرداننده اصلی آن در چنین روزهایی بازداشت شد، در روزهای اخیر شکل جالبی به خود گرفته، به‌طوری که عوامل آن که در دور جدید فعالیت خود پس از رفع فیلتر تلاش می‌کردند انگ وابستگی به خاندان هاشمی را حتی‌الامکان از خود دور کنند و از حجم اخبار تأیید کننده این ارتباط به‌طور محسوسی بکاهند، ظرف روزهای گذشته صفحه خود را به هاشمی‌نامه تبدیل کرده و از میان حدود 30 خبر اصلی آن، حداقل هشت خبر به‌طور مستقیم در تأیید هاشمی، حمله به منتقدان او و ماجرای فائزه هاشمی در شهرری است.

اما اگرچه وظیفه سازمانی! گرداننده این سایت ایجاب می‌کند که در نقش وکیل مدافع خانم فائزه شکوائیه بنویسد و برای تحریک خواننده، مخاطب و اثبات انجام وظیفه به مافوق سازمانی! از به میان کشیدن ارزش‌هایی مانند قسم دادن دادستان جانباز تهران نیز که از لحاظ رسانه‌ای کاملا غیرحرفه‌ای است، ابایی ندارد اما همچنانکه در همان گزارش قبلی یادآوری شده بود، رجانیوز تأکید می‌کند که در عین مذموم، غیرقانونی و غیر شرعی بودن رفتار کسانی که با هر انگیزه‌ای الفاظ رکیکی خارج از یک اعتراض منطقی را ابراز کرده‌اند، چنانچه قوه قضائیه با فائزه هاشمی نیز مانند سایر متهمان برخورد قانونی و صحیح در مواجهه با اتهاماتش انجام می‌داد، زمینه برای برخوردهای نادرست و غیرقانونی از این دست ایجاد نمی‌شد.

در عین حال،‌ رئیس قوه قضائیه نیز روز گذشته تأکید کرد که افرادی که چنین برخوردهایی کردند، مستحق حد شرعی هستند. این در حالی است که توهین به فائزه هاشمی که قبیح و مستوجب برخورد نیز هست و با اینکه یک واکنش طبیعی و نه البته درست است، جواز شرعی و قانونی ندارد، در نهایت توهین به یک شخص است، اما در مقابل فائزه هاشمی در اغلب تجمع‌های غیرقانونی از فردای انتخابات تا روز یکم اسفند حضور داشته و شعارها و توهین‌هایی علیه نظام اسلامی بیان کرده، آیا قوه قضائیه خود را در این زمینه ملزم به پیگیری و صدور رأی نمی‌داند؟

به‌عنوان یک نمونه، با توجه به اینکه اظهارات موهن فائزه هاشمی علیه رهبر انقلاب، رئیس‌جمهور و نهادهای قانونی کشور است، به حاشیه تجمع غیرقانونی 25 خرداد 88 باز می‌گردد، متن پیاده شده این اظهارات جهت یادآوری و بررسی دستگاه قضایی در مورد اینکه آیا چنین اظهاراتی مستوجب پیگیری و حد هست یا نه، بازخوانی می‌شود. بخش‌هایی از اظهارات توهین‌آمیز فائزه در ادامه حذف شده است که در صورت اراده قوه قضائیه برای رسیدگی به موضوع، رجانیوز می‌تواند فایل صوتی آن را در اختیار مقام‌های این قوه قرار دهد.

فائزه هاشمی: این تظاهرات آرام باید ادامه پیدا کنه.(صدای همهمه جمعیت)

ناشناس: خیلیا سؤال می کنن حالا واقعا تو انتخابات تقلب شده یانه؟

فائزه هاشمی: آره... نه ببینین مدرکی که ...

ناشناس: چون همین دیروز آقای احمدی‌نژاد گفتش که حتی یه دونه از نماینده های کاندیداها شکایت نداشته...

فائزه هاشمی: چرا امروز شورای نگهبان اعلام کرد دو تا از کاندیداها شکایت کردن...

ناشناس: نه نه نه آقای محسن رضایی و آقای کروبی رو که می دونم. نماینده کاندیداها سر صندوق‌ها...

فائزه هاشمی: نه. چرا. ببینید قضیه اینه. اینا همه ناظرین رو بیرون کردن سر شمارش آراء سر تجمیع آراء. اینها از سیزده خرداد باید تو هیات‌های اجرایی می بودن اما راهشون ندادن. یعنی تو تمام مراحلی که قانون گفته ناظرین باید حضور داشته باشن راهشون ندادن. دوم، خود کارت ناظرین رو بخش عمده‌ایش رو ندادن همه رو اعلام کردن بیاین سر صندوقا بگیرین . اینا همه خلافه. بعد مثلا من ایشون رو معرفی کردم برای این صندوق فرستادنش اون ور شهر. خب اسم آدما رو صندوقاس. کل سیستم رو به هم ریختن بخاطر این که افراد تازه بیان جاهاشونو پیدا کنن که کجا باید برن. بعد پیامکا قطع شد. ناظرین تمام برنامه‌ریزی‌شون رو این پیامک‌ها بود. یعنی کلی نشسته بودن سیستم داده بودن و اینها که هر کدوم رو یک کد داده بودن از طریق این با هم ارتباط برقرار کنن. اصلا رابطه بین ناظرین قطع شد. این خلافایی که در مورد ناظرین بود. بعد الان صندوقا پر از احمدی نژاده یعنی اگر برن بازشماری کنن، چیزی گیر کسی نمیاد. چون اینا پر کردن یعنی سندسازی‌شون کامله. مطلب بعدی تعرفه‌هاست. تعرفه‌ها نبود. یعنی از ساعت ۱۲ظهر به بعد بسیاری از شهرستان‌ها تعرفه تموم کردن. بعد تعرفه هم نمی‌رسوندن.. یک دو جا مثلا تعرفه رسوندن. دیگه نرسوندن. بعد ده شب به بعد محصولی تو تلویزیون اعلام کرد که گفتیم تا آخرین نفر رای بگیرن. کسی نمونه.[درحالی که] ده شب تمام صندوقا بسته شد. بعضی جاها هم تازه نه شب بسته شد. مردم تو صف‌های طولانی پشت درها موندن. بعد سایت‌های خبری رو بستن. پیامک‌ها قطع شد. ستادای اطلاع‌رسانی ستادا رو مختل کردن. خوب اگر تقلب نبوده پس این کارا برای چی شده؟ چرا این کارا رو کردن؟ اینا همه خودش... پایه انتخابات مخدوشه. چون پایه انتخابات مخدوشه اینا نمی‌گن برین بازشماری کنین رأیا رو. یعنی اینا هرچی رأی داشتن...ببینین ۵۷ میلیون تعرفه چاپ شده یعنی ۱۷ میلیون بیشتر از جمعیت رأی‌دهنده. اینا کجاست؟ اینها رو پر کردن ریختن تو صندوقا، صندوقا کامله همون آرایی که اعلام می‌‌کنن توش هست. اینا اصلا دنبال بازشماری آرا نیستن. ناظرین بیچاره ‌ها اصلا گزارش ندارن چون بیرون‌شون کردن. صورت جلسه‌هایی که باید امضا می‌شد بعد از شمارش آرا، اصلا همونایی هم که بودن سر صندوقا، صورت جلسه امضا نشده. سندی اصلا اینا ندارن که بتونن بر اساس اون سند... آقای کروبی اومد؟ (دو ثانیه نامفهوم)

ناشناس: با اون همه تخلف!

فائزه هاشمی: (پنج ثانیه نامفهوم) [آیت الله] خامنه‌ای احمدی‌نژاد رو می‌خواست. [آیت الله] خامنه‌ای تو این همه دوره کی رهبر بوده؟ تنها دوره‌ای که رهبر بوده الانه. چرا نخواد؟ احمدی‌نژاد با پشتوانه اون این کارا رو می‌کنه؟

(۲۲ ثانیه صدا محیط و گفتگوهای نامفهوم)

ناشناس: دوره پیش آقا خودش نگفت هیچکس برای من هاشمی نمیشه؟ همچین چیزی رو گفت آقا دیگه؟ چی شده الآن. این اختلافات چیه؟ چرا اینجوری شد؟

فائزه هاشمی: نه ببینید. آقا حالا اون حرفو زد ولی شما تاریخ رو که نگاه کنید...

ناشناس: این کروبی نیست...

فائزه هاشمی: نه نیست تاریخو که نگاه بکنید آقا در زمانی که رئیس‌جمهور بود نخست‌وزیرش، میرحسین تحمیلی بود. آقای خمینی گفت باشه. زمانی که بابا رئیس جمهور شد باز رئیس جمهور رئیس جمهور آقا نبود. خاتمی که رئیس جمهور شد، باز اون نبود. تنها دوره‌ای که رهبر واقعیه‌ الانه. این یکی. دوم، کسانی که از آقا حمایت می‌کنن بسیجیا و پاسدارا و انصار حزب‌‌الله و تو این مایه‌ها هستن که اونا هم منافع‌شون تو همین کارای احمدی‌نژاده بنابراین آقا باید منافع این بسیجیا رو حفظ کنه. اگه نکنه نگهش‌ نمی‌دارن. در واقع آقا داره برای خودش این کار رو می‌کنه. سوم،... یعنی منافع رو که نگاه بکنید... آهان! آقا از سال (یک ثانیه نامفهوم) همینه دیگه تو کشورای جهان سوم همیشه باید دچار رهبرای (یک کلمه نامفهوم) ببینید مردم خودمون هم مقصرن. رأیا رو ببینید. یه آدم یه جریان یه فکر ادامه پیدا نمی‌کنه نمی‌تونه بسازه بره. ما یک دموکراسی نیم‌بندی داریم همین دموکراسی، رای‌های مردم گاهی دردسرساز‌ میشه. مثلا یه دوره من میشم نفر اول تهران، یه دوره اصلا رأی نمیارم. این یعنی چی؟ یعنی آدمها... می دونین چیه... تاریخ ما اینجوریه. ما قهرمان‌ساز و اسطوره‌کشیم. آدم‌هامونو میبریم بالا بعد از اون بالا پرتشون می‌کنیم پایین. میکشیم شون. مثلا کی ‌می‌خواد بسازه؟ کی می‌خواد بمونه بسازه؟ ما مشکل روانشناسی جامعه‌خودمون هم هست. یعنی اگر ما سیستم داشتیم، ثبات داشتیم، دموکراسی معنی واقعی پیدا می‌کرد این طور نمی‌شد. (دو ثانیه نامفهوم) یه خط رو می‌گرفتیم ادامه می دادیم (۱۶ ثانیه نامفهوم)

اصلا ببینید یکی از مشکلات اساسی هم مال خاتمی بود. کاره ای نبود یعنی در واقع عرضه کار نداشت. من در واقع عامل اصلی این دیکتاتوری‌ها رو خاتمی می دونم. به این دلیل که سر هیجده تیر اون اومد مسیر رو برد به سمت تندی که همه چهره‌ها رو، رو کرد، لو داد. دست همه اصلاح‌طلبان رو شد بعد رسید به هیجده تیر. از اونجا دیکتاتوریا شروع شد. ببینید انتخابات بعدی دیگه اصلاح‌طلبا دیگه اصلا قدرت نگرفتن. الان هم که می تونستن قدرت بگیرن اینجوری شد، سر بابا اونطوری شد. (سه ثانیه نامفهوم) الان فعلا این اعتراضات باید ادامه پیدا کنه، نظر منه. اینا بفهمند که تقلب به این وحشتناکی به این آسونی نمی‌تونن از کنارش بگذرن، مردم کوتاه‌بیا نیستن.

ناشناس: بله خانم هاشمی یعنی هشت سال حاج‌آقا بودن هشت سال هم اقای خاتمی یعنی ما توسیستم اداری کشورمون جلوی این تفکر رو بگیرن؟

فائزه هاشمی: (دوثانیه نامفهوم) حالا الان که دست اینه. وزارت کشور با اینا بود. ولی دوره آقای هاشمی [خاتمی] از بس بی‌عرضه بود نتونست یه انتخابات برگزار بکنه. اون همه تقلب شد که (وقتی هاشمی رای نیاورد) اون همه تقلب شد آخرش هم اقای خاتمی آمد اعلام کرد انتخابات سالم و بی‌عیب بود چون خودش برگزار کرده بود. چون به نام خودش نوشته می‌شد. نمی‌تونست بگه اینو هم من برگزار کردم.

ناشناس: ولی خاتمی خیلی خیانت کرد...

فائزه هاشمی: خیلی خیلی. یعنی مایه اصلی اینا رو من خاتمی می‌دونم.

ناشناس: حالا شما برای ما چه تدابیری اتخاذ می‌کنین؟ چه کار میشه کرد؟

فائزه هاشمی: ببینید. من که میگم الان به نظر من این اعتراضات باید ادامه پیدا کنه

ناشناس: فقط سالم درگیری نشه...

فائزه هاشمی : درگیری نشه... اعتراضات آروم و (یک کلمه نامفهوم) این بالاخره خسته‌شون می کنه. یعنی این تاثیر میذاره تو روابط خارجی. ببینید الان کشورهای (یک کلمه نامفهوم) تبریک به احمدی‌نژاد نگفتن. غیر از چهار پنج تا کشور بی پول. تبریک نگفتن...

ناشناس: اونا هم همشون کشورهای همسایه هستن...

فائزه: غیر از قطر هیچ کس نگفته...

ناشناس: (ده ثانیه نامفهوم)

فائزه هاشمی: یعنی چیزه. این جوریا. بعد همین کارا ادامه پیدا کنه تا ببینیم چی میشه.

ناشناس: بعد خانم هاشمی صدا وسیما هم با اینا یه دسته...

فائزه هاشمی: بله بله. آخه صدا و سیما زیر نظر [آیت الله] خامنه‌ایه دیگه.

ناشناس: بعد خاتمی( سه ثانیه نامفهوم)

فائزه: تاریخ رو پیچوند. مردم رو پیچوند.

ناشناس: نه نه

فائزه هاشمی: بخدا پیچوند. بلاهایی که احمدی‌نژاد( دو ثانیه نامفهوم) ولی به هر حال همینه دیگه متاسفانه.

ناشناس: (پنج ثانیه نامفهوم)

فائزه هاشمی: ضربه‌شو ملت خورد.

ناشناس: وجهه شما رو خراب کرد.

فائزه: متاسفانه. یعنی ما اصلاح طلبا هرجا فرصتی بوده سوزوندیم. مثل همون دوره دوم خرداد. کلی این همه شیر تو شیر... بعد چنان تفرقه افتاد و ...

ناشناس: اصلا بی‌عرضگی خود خاتمی...

فائزه هاشمی: متاسفانه همین بوده. یا دوره قبل اون پنج تا کاندیدای اصلاح طلب اگه یکی می شدن پشت سر هاشمی، همون مرحله اول تموم شده بود. که چی مثلا؟ خاتمی چه کرده بود که معین می‌خواست بکنه؟! اون مهرعلیزاده چیکار می‌خواست بکنه؟ اون یکی دیگه چیکار می‌خواست بکنه؟ ولی ما می‌سوزونیم. همیشه دیگه فرصت‌ها رو سوزوندیم. تازه این دفعه ملت خوب اومدن...

ناشناس: الان نمیشه تو این چهار سال قوی شد برای چهار سال بعد؟

فائزه هاشمی: چرا اگر برنامه ریزی باشه چرا...

ناشناس: الان با این برنامه‌ای که اینا درست کردن، ما سه تا ریاست جمهوری رو در یک زمان داریم. اگه می‌خواستن آقای میرحسین رو بیارن چهار سال سوپاپ بین مردم و روحانیت می‌شد. سلسله روحانیت هم باقی بود مردم هم متعادل. سوپاپ بین مردم وروحانیت...

فائزه هاشمی: ولی روی قضیه کار می‌‌کرد...

ناشناس: نه نه سوپاپ بین مردم و روحانیت می شد ولی الان نه. الان راحت راحت فهمیدیم قدرت دست کیه و افکارش چیه.

فائزه هاشمی: بله این هست.

ناشناس: خانم هاشمی جمعیتو می بینین...

فائزه هاشمی: بله دارن راه میفتن.

ناشناس: حالا با این تفاسیر یک سوال دیگه.

فائزه هاشمی: آخریه...

ناشناس: آخریه. اگر میرحسین می‌کشید کنار... خاتمی فن بیان بالاتری داره، می شد کاری کرد؟

یعنی خاتمی می ا‌ومد؟

ناشناس: بله.

فائزه هاشمی: نه. ببینید خاتمی مشکلاتش خیلی زیاد بود. بعدش هم اگر میومد کاری نمی‌تونست بکنه. مگه دوره قبل چیکار کرد؟ ممکن بود فقط رای رو (یک کلمه نامفهوم) اینجا موسوی رای رو آورد. خاتمی دشمنانش هم زیادتر بودن. موسوی چون نبوده بیست سال دشمنی هم نداشته اصولگراها هم حامیش بودن. خاتمی نبود. موسوی خیلی چهره بهتری بود.

ناشناس: خاتمی خراب کرد.

ناشناس: چهره بهتری نداشتیم؟

فائزه هاشمی: نیامدن دیگه. مثلا حسن روحانی می‌تونست میومد. لاریجانی میتونست میومد. اونا چون راست هم محسوب می شدن این اتفاق شاید نمی‌افتاد. ولی باز بهتر از احمدی‌نژاد بودن. نیومدن. جرات نکردن بیان.

ناشناس: اون حرفایی رو که آقای احمدی نژاد زد نسبت به خونواده شما چه برنامه ای گذاشتین؟

فائزه هاشمی: ما شکایتشون رو کردیم. ما اعلام کردیم به صدا و سیما که می‌‌خوایم جواب بدیم؛ صدا و سیما نذاشت. بعد الان شکایتامون... یعنی من خیلی از شکایتامو دادم احتمالا اول هفته مطرح بشه. آقای هاشمی هم که بیانیه داد.

ناشناس: اگه بپیچونن شما چه تدابیری دارین؟

فائزه هاشمی: نمی تونن بپیچونن چون مدرکی ندارن. ما خیلی مطمئنیم که (سه ثانیه نامفهوم) ببینین چون بخش عمده‌ای از مردم ما عوامن خوششون اومد از این حرف...

ناشناس: خیلی

ناشناس: ولی خیلی غریبید ها. خیلی کار می کنید. نه خداوکیلی جلوتون نمیگم‌ها...

فائزه هاشمی: نه همینه واقعا.

ناشناس: یعنی این همه توهین و این همه چیز... انصاری... اینا همه خیلی...

فائزه هاشمی: کی اومد؟

ناشناس: مجید انصاری.

فائزه هاشمی: اِ!

ناشناس: آره

ناشناس: نامه پدرتون چی بود؟

فائزه هاشمی: نامه دادن دیگه... سر اون حرفای احمدی‌نژاد. روزنامه‌ها هم همه نوشتن.

ناشناس: تو حرم امام چی گفت حاج‌آقا به احمدی‌نژاد؟

فائزه هاشمی: بهش گفت تو دروغ گفتی در مورد من، بچه‌هام و دیگران. یا خودت اصلاح کن یا آقای شاهرودی پیگیری می‌کنن و ما ول نمی‌کنیم.

ناشناس: ولی هیچکی شما رو نمی‌شناسه خداوکیلی

فائزه هاشمی: عیب نداره. خداحافظ.

ناشناس: خداحافظ

ناشناس: خداحافظ. مراقب باشید خانم هاشمی.


شکایت کوچک زاده از علی مطهری
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کوچک زاده ، علی مطهری
مطهری برای فائزه نامه نوشت، کوچک‌زاده با یادآوری فحاشی او در صحن علنی مجلس از رئیس قوه قضائیه درخواست مجازات کرد

پس از انتشار نوشته‌ای از علی مطهری خطاب به رئیس قوه قضائیه در مورد رسیدگی فوری به موضوع فحاشی علیه فائزه هاشمی و استفاده از تعابیری مانند اینکه "اگر امروز کوتاهی شود، این پدیده شوم (منظور فحاشی) دامن همه را خواهد گرفت و این لکه ننگ بر دامان انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند"، "اگر مسلمان از غم این حادثه دق کند و بمیرد مورد ملامت نیست بلکه سزاوار است" و مصدل حد قذف یعنی 80 ضربه شلاق دانستن عمل فرد توهین کننده،‌ دکتر مهدی کوچک‌زاده که مطهری در تیر ماه سال جاری از میکروفون مجلس الفاظ رکیکی علیه او به‌کار برده بود، در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه با بیان استنادهای قانونی خواستار رسیدگی و مجازات مطهری شد.

به گزارش رجانیوز، کوچک‌زاده در این نامه با یادآوری یکی دیگر از توهین‌های مطهری به خود با کنایه درخواست کرده است که علی‌رغم ارادت قلبی‌اش به بزرگان و بزرگ‌زادگان واقعی به شکایت او نیز رسیدگی شود تا بی طرفی دستگاه قضا بر همگان اثبات شود و نتوانند ادعا کنند که در این کشور برخی بزرگ‌زادگان از همه قید و قانونی آزادند و این فقط ضعفا و غیر مرتبطین با بزرگ‌زادگانند که به خطاهایشان رسیدگی می شود.

متن کامل این شکوائیه در ادامه آمده است:

ریاست محترم قوه قضائیه

آیت‌الله صادق لاریجانی دامت برکاته

با اهدای سلام و آرزوی توفیق، حادثه هتاکی و دشنام‌ آقای علی مطهری به اینجانب "مهدی کوچک زاده" نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، چیزی است که می خواستم به حرمت حاصل عمر امام(ره) آیت الله شهید مرتضی مطهری، از کنار آن بگذرم چرا که  به تعبیر قرآن کریم "و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما" ولی با توجه به تذکر آقای مطهری در فراز آخر شکایتی که برای شما ارسال کرده، و در ادامه همین شکایت آورده شده است، مبنی بر اینکه "اگر امروز کوتاهی شود، این پدیده شوم (منظور فحاشی) دامن همه را خواهد گرفت و این لکه ننگ بر دامان انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند" و فقط به منظور حفظ حرمت انقلاب اسلامی و مجلس شورای اسلامی که باید در رأس امور باشد! این شکایت را تنظیم و به محضرتان تقدیم می دارم.

امید است به موازات دستوری که برای رسیدگی به شکایت ایشان صادر می فرمایید، امر فرمایید تا به شکایت اینجانب "مهدی کوچک زاده" که علی‌رغم ارادت قلبی به بزرگان و بزرگ‌زادگان واقعی هیچ نسبتی اعم از سببی و نسبی با هیچ بزرگ و بزرگ‌زاده ای ندارم، نیز رسیدگی نمایند تا بی طرفی دستگاه قضا بر همگان اثبات شود و نتوانند ادعا کنند که در این کشور برخی بزرگ‌زادگان از همه قید و قانونی آزادند و این فقط ضعفا و غیر مرتبطین با بزرگ‌زادگانند که به خطاهایشان رسیدگی می شود.

لازم به یاد آوری است با اصرار نایب رئیس محترم مجلس و تحت اشراف ریاست مجلس (اخوی گرامی جنابعالی) فحاشی آقای مطهری بر خلاف قوانین از متن چاپ شده مذاکرات آن روز مجلس حذف گردیده است! ولی فیلم و نوار صدای ایشان در آرشیو مجلس موجود است.

حادثه از این قرار است  که آقای علی مطهری در حین نطق خود در مجلس که از رادیوی مجلس برای عموم به طور زنده پخش می شد توهین و فحاشی هایی به اینجانب کردند که بر اساس مواد 608 و 609 قانون مجازات اسلامی که اشعار می دارد:

«ماده 608 – توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک چنانچه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا (74) ضربه و یا پنجاه هزار ریال تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.

ماده 609 – هر کس با توجه به سمت، یکی از روسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه ها و موسسات و شرکت های دولتی و شهرداریها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به 3 تا 6 ماه حبس و یا تا (74) ضربه شلاق و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شود.»

قطعا مستحق مجازات می باشند.

البته پیش از آن نیز ایشان با اظهار مطالبی توهین آمیز نسبت به نام خانوادگی من، به پدر و خانواده من اهانت کرده اند که از برنامه زنده رادیو گفت‌وگو پخش و ملت ایران آن را شنیده اند و نوار صدای آن نیز در آرشیو صداوسیما موجود است و این نشان می دهد ایشان بر تکرار عمل زشت و مجرمانه خود اصرار دارند و احتمال تکرار آن نیز بسیار زیاد است.

گذشته از اینکه باید بررسی شود که چرا برخی فرزندان بزرگان انقلاب  ما به این انحطاط کشیده شده اند و بنده از ریشه‌یابی آن در اینجا پرهیز می کنم، نظر به اینکه فیلم و صدای فحاشی آقای مطهری هم در مجلس و هم در برنامه رادیو گفت‌وگو موجود و نیازی به تحقیقات پیچیده برای شناسایی مجرم و جرم نمی باشد، مستدعی است دستور اقدام عاجل درخصوص اجرای حکم در ملاعام پس از اثبات جرم در دادگاه صالح، صادر فرمایید.

اگر امروز کوتاهی شود، این پدیده شوم دامن همه را خواهد گرفت و این لکه ننگ بر دامان بزرگ‌زادگان در انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند. قبلا از حسن توجه جناب عالی سپاسگزارم.


طفره‌رفتن اداره‌قوانین از ثبت توهین علی‌مطهری در مشروح مذاکرات مجلس
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مجلس ، علی مطهری ، مهدی کوچک زاده

اداره قوانین مجلس بر طبق آیین نامه داخلی موظف به ثبت و انتشار مشروح مذاکرات جلسات علنی مجلس و در اختیار عموم قرار دادن این مذاکرات در کمتر از 48 ساعت پس از جلسه مجلس است، اما با گذشت بیش از یک هفته، این اداره از انتشار مشروح مذاکرات جلسه روز چهارشنبه گذشته که در آن علی مطهری با الفاظی موهن مهدی کوچک زاده را مورد خطاب قرار داد، طفره می رود.

به گزارش رجانیوز، اداره کل قوانین مجلس موظف است تا ظرف 48 ساعت مشروح مذاکرات مجلس را در اختیار عموم قرار دهد، با گذشت نزدیک به یک هفته از جلسه جنجالی مجلس این اداره از ثبت و انتشار مطالب منتشر شده در آن که متضمن توهین‌های مطهری به کوچک زاده بوده است، طفره می رود.

در همین حال شنیده‌های رجانیوز حاکی از آن است که این تاخیر با هدف مشمول مرور زمان شدن این جلسه وسپس حذف الفاظ توهین آمیز مطهری از مشروح مذاکرات و در نهایت انتشار آن بدون سخنان مطهری و با هدف تطهیر وی است.

مشروح مذاکرات جلسات قبل و بعد از این جلسه به صورت منظم در اختیار نمایندگان و عموم مردم قرار گرفته بوده است.

در جلسه هفته گذشته مجلس مطهری در سخنانی ضمن توهین به برخی نمایندگان از جمله روح الله حسینیان، مهدی کوچک زاده را با الفاظ نامناسبی از تریبون مجلس مورد خطاب قرار داد که این اقدام وی با واکنش گسترده‌ای روبرو شد، به نحوی که صدای مطهری در مجلس به سرعت در شبکه مجازی منتشر شد.


ترفند عجیب نیروهای قذافی برای کشتار انقلابیون
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، معمر قزافی ، لیبی ، دیکتاتور

رییس انجمن حقوق بشر التضامن (همبستگی) کشتار وحشیانه مردم انقلابی و معترضان لیبی به دست نیروهای معمر قذافی را به شدت محکوم کرد، و از ترفند عجیب آنها برای کشتار انقلابیون زخمی شده در درگیری ها خبر داد.

 خالد صالح روز شنبه در مصاحبه با شبکه خبری العالم با بیان این که رژیم دیکتاتور لیبی به بمباران هوایی مردم و انقلابیون اکتفا نکرده است؛ اظهار داشت: نیروهای قذافی به بهانه کمک رسانی به زخمی ها خودروهای امداد به مناطق درگیری میان انقلابیون و نیروهای طرفدار قذافی اعزام می کنند اما انقلابیون زخمی شده را بعد از خارج کردن از محل درگیری ، به شهادت می رسانند.

 رییس انجمن حقوق بشر التضامن (همبستگی) در لیبی گفت: رژیم معمر قذافی در کشتار مردم انقلابی و تظاهرکنندگان به شیوه های پلید و وحشیانه متوسل شده است.

 وی افزود: نیروهای طرفدار قذافی همچنین از سلاح های ویرانگر و سلاح هایی که از نظر بین المللی ممنوع است برای کشتار انقلابیون و تظاهرکنندگان بی دفاع استفاده می کنند.

 صالح از جامعه بین المللی خواست برای جلوگیری از ادامه جنایات رژیم قذافی و مزدوران وی در زمینه قتل عام شهروندان، این رژیم را تحت فشار قرار دهد.

 رییس انجمن حقوق بشر التضامن (همبستگی) در لیبی همچنین از جامعه بین المللی خواست منطقه پرواز ممنوع برای هواپیماهای جنگی لیبی که رژیم قذافی از آنها برای هدف قرار دادن مناطق مسکونی در شهرهای آزاد شده توسط انقلابیون استفاده می کند ، اعمال کند.

 وی افزود: تاکنون در حملات هوایی رژیم قذافی به مناطق مسکونی بسیاری از ساکنان این مناطق شهید و زخمی شده اند.

 صالح از جامعه بین المللی خواست شورای ملی را که انقلابیون در شهر آزاد شده بنغازی برای اداره امور کشور تشکیل داده اند به رسمیت بشناسد تا جایگزین حکومت قذافی شود که مشروعیت خود را در داخل و خارج از دست داده است.


علی مطهری:برای فائزه اگر دق کنیم سزاوار است!
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری ، فائزه هاشمی

علی مطهری در نامه​اش به آیت​الله صادق آملی لاریجانی از اهانت به دختر و نوه هاشمی انتقاد کرده و خواستار برخورد از سوی مراجع صالحه قضایی شد.

متن کامل این نامه به قرار زیر است:

ریاست محترم قوه قضائیه

آیت الله صادق لاریجانی دامت برکاته

با اهداء سلام و آرزوی توفیق، حادثه هتاکی و دشنامهای ناموسی به خانم فائزه هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی چیزی نیست که بتوان از کنار آن گذشت. به تعبیر امیرالمومنین علی علیه السلام اگر مسلمان از غم این حادثه دق کند و بمیرد مورد ملامت نیست بلکه سزاوار است.

حادثه از این قرار است که در حالی که خانم فائزه هاشمی و پسر خواهرشان پس از تشییع جنازه یکی از اقوام نزدیک خود در شهر ری به سوی خودروی خود در حال حرکت بودند، چند تن از اراذل سیاسی بی بصیرت به وی نزدیک شده و دشنام​هایی به ایشان و پدر بزرگوارشان می​دهند که قابل ذکر نیست و بی تردید مصداق حد قذف یعنی هشتاد ضربه شلاق است.

گذشته از اینکه باید بررسی شود که چرا انقلاب اسلامی ما به این انحطاط کشیده شده است و بنده ریشه این پرده دری​ها را در مناظرات انتخاباتی می​دانم، با توجه به اینکه فیلم این حادثه منتشر شده و افراد هتاک شناسایی شده​اند، مستدعی است دستور اقدام عاجل در خصوص اجرای حکم در ملا عام پس از اثبات جرم در دادگاه صالح، صادر فرمایید.

اگر امروز کوتاهی شود، این پدیده شوم دامن همه را خواهد گرفت و این لکه ننگ بر دامان انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند. قبلا از حسن توجه جناب عالی سپاسگزارم.

با تقدیم احترام

علی مطهری


متن فحاشی علی مطهری در مجلس شورای اسلامی
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری

رفتارهای پرخاشگرانه علی مطهری و استفاده از ادبیات کوچه بازاری در صحن علنی مجلس شورای اسلامی در طی روزهای اخیر باعث نگرانی و خشم مردم انقلابی از وی شده است. 
 
به گزارش رجانیوز، روز چهارشنبه گذشته بود که این نماینده مردم تهران در خانه ملت هنگامی‌که سخنان خود را در مخالفت با فوریت طرح معتبر بودن مصوبه شورای عالی فرهنگی در خصوص دانشگاه آزاد اسلامی ایراد می‌کرد با بیان اینکه اصولگرایان هیچ مشکلی غیر از آقای حسینیان و دوستانش ندارند با روسی دانستن ریشه خانوادگی کوچک زاده و خطاب قرار دادن وی به "کوچک‌اف" این نماینده مجلس را از جمله آقایانی دانست که اصولگرایی را در مجلس دچار مشکل نموده است.
 
این نماینده که پیش از این نیز در یک برنامه رادیویی مناظره با مهدی کوچک‌‌زاده دیگر نماینده مجلس خود را بزرگ‌زاده خوانده بود بعد از عصبانیت و اعتراض کوچک زاده وی را با لفظ "خفه‌شو، بتمرگ، بتمرگ، ..." مورد خطاب قرار داد.
 
در جلسه روز سه‌شنبه هفته گذشته کمیسیون فرهنگی نیز پس از ناکامی در متقاعد کردن اعضا در کنار زدن غلامعلی حدادعادل از ریاست کمیسیون فرهنگی، ادبیات کوچه بازاری خود را همراه با فحاشی به‌کار برده است.
 
در این جلسه وی با اشاره به یحیی زاده گفت:‌ برخی از همین آقایانی که الآن از آقای حدادعادل دفاع می‌کنند، وقتی من با آن‌ها جلسه خصوصی گذاشتم و از عملکرد کمسیسیون فرهنگی انتقاد کردم، اظهارات من را تأیید کردند.
 
در ادامه جلسه، ‌رسایی بعد از تکذیب یحیی زاده خطاب به مطهری گفت آقای یحیی‌زاده می‌خواسته شما را امتحان کند که علی مطهری در واکنش به این جمله رسایی، با لحن بی‌ادبانه‌ای گفت: "خفه‌شو مرتیکه"
 
متن و صوتی که در پی می‌آید سخنان علی مطهری در روز چهارشنبه 2 تیر در صحن علنی مجلس است که در مخالفت با فوریت طرح معتبر بودن مصوبه شورای عالی فرهنگی در خصوص دانشگاه آزاد اسلامی ایراد شده است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
من چند نکته رو عرض می‌کنم درباره طرح یک فوریتی؛ نکته اول این است که عنوان طرح این است، طرح معتبر بودن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص دانشگاه آزاد اسلامی
ببینید اگر ما قبول داریم مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در حکم قانون در این مورد هم در حکم قانون است و اگر مجلس قانون را تصویب کرده است طبیعی است ما باید صبر کنیم شورای نگهبان نظر خود را اعلام کند اگر ایرادی بود ان شاءالله حذف خواهد شد اگر اینطور باشد باید در مورد همه موضوعات ما یک چنین طرحی را ارائه کنیم بعد درباره طرح یک فوریتی در ماده 160 آئین نامه داخلی است که توجیه یک فوریت عبارت است از نیاز فوری جامعه و اولویت طرح و یا لایحه مورد نظر نسبت به سایر موارد مطروحه؛ این چه نیاز فوری الآن وجود دارد  قانونی تصویب شده رفته شورای نگهبان چند روز دیگر به مجلس می‌آید این کار انجام می‌شود واقعاً جز این جنجال‌های سیاسی چه چیزی توجیه‌گر این فوریت می‌تواند باشد اگر خودمان شلوغ نکنیم واقعاً چه فوریتی برای این طرح وجود دارد
مطلب بعدی استفاده ابزاری از سخنان رهبری است. ببینید نظر رهبری درباره یک موضوع را باید از مجموع سخنان ایشان درباره آن موضوع بدست آورد نه اینکه بخشی از آن را که مورد قبول ماست مطرح کنیم و بخشی دیگر را نادیده بگیریم.
رهبر انقلاب در دیدار با اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم فرمودند: "وظیفه شورای عالی انقلاب فرهنگی سیاست‌گذاری است وظیفه مجلس قانون گذاری و وظیفه دولت اجرا است".

لذا خود رهبر انقلاب هم مثلاً آماده کردن نتیجه شورای عالی انقلاب فرهنگی را به عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی گذاشتند و ارائه الگوی توسعه اسلامی ایرانی را به عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی گذاشتند و کار شورای عالی انقلاب فرهنگی از این قبیل و از این سنخ است. اگر هم گاهی قانون‌گذاری کرده است شاید استنادی بوده چیزی بوده است حالا ایشان و امام فرمودند در حکم قانون، عرض کنم که ما این را قبول می‌کنیم حالا مجلس وارد مسئله ای شده است قانونی را تصویب کرده است، اگر اشکالی داشته باشد شورای نگهبان این اشکال را مطرح خواهد کرد و بعد هم جناب آقای حسینیان فرمودند که برای اینکه مشکل اصولگرایان حل بشود، اصولگرایان هیچ مشکلی غیر از افرادی مثل جنابعالی و دوستانتان که برنامه دیروز را ارائه کردید ندارند هیچ مشکلی غیر از امثال شما ندارند مثل آقای کوچک‌اف که ریشه روسی دارد قبلاً اسمشان کوچک‌اف بوده، بعداً تبدیل به کوچک زاده کردند و باید این را روشن کنند (اعتراض کوچک‌زاده) مطهری: "خفه شو بتمرگ، بتمرگ ...(رجانیوز از انتشار این لفظ رکیک معذور است اما در فایل صوتی آن موجود است)" (اعتراض نمایندگان)
 
ابوترابی: 261 را باز کنید
 
وظیفه اصلی شورای عالی انقلاب فرهنگی همین در مسائل کلان کشور و بسیاری از پاسخهای رهبری درباره شورای عالی انقلاب فرهنگی در دوره مجلس ششم بوده است در آن دوره‌ای بوده است که مجلس ششم شورای عالی انقلاب فرهنگی را زیر سئوال می‌برده و می گفته اساساً چنین نهادی قانونی نیست، رهبر انقلاب صحه می‌گذاشتند که نخیر این نهاد قانونی است در غیر حال ما نمی‌گوییم که مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی قانون نیست، نخیر قانون است ولی من عرض می‌کنم آن سخن رهبری را در کنارش بگذاریم که وظیفه شورای عالی انقلاب فرهنگی سیاست‌گذاری است، وظیفه مجلس قانونگذاری و وظیفه دولت اجراست. اینها را با هم ببینیم به هرحال ما صبر می‌کنیم شورای نگهبان نظر خودش را ارائه کند و ما ان‌شاءالله همکاری خواهیم کرد اگر مشکلی باشد مجلس رفع می‌کند و هیچ نیازی به طرح یک فوریتی نیست که مجلس بیاید بعد از سه روز که یک قانونی را تصویب کرده است باز بگوید من غلط کردم تحت تأثیر برخی آقایان و تحت فشار دولت این کار بسیار بدی است  موجب وهن مجلس است. مجلس از شخصیت خودش دفاع کند و نگذارد یک عده قلیلی مجلس را زیر سئوال ببرند متشکر.


آشفتگی محاسباتی غرب بدنبال اجرای شگفت‌انگیز بزرگ‌ترین طرح اقتصادی کشور
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: هدفمندی یارانه ها

اجرای شگفت‌انگیز بزرگ‌ترین طرح اقتصادی تاریخ ایران، اخلال و آشفتگی در محاسبات غرب را به‌دنبال داشته، به‌طوری که طرف‌های مقابل ایران در برنامه هسته‌ای که امیدوار بودند در اثر شکست اجرای این طرح در مذاکرات هسته‌ای با آچمز شدن مقامات کشورمان به‌دلیل مؤثر بودن تحریم‌ها و ناآرامی‌های ناشی از اجرای ناموفق هدفمندی یارانه‌ها،‌ بتوانند توقف برنامه هسته‌ای کشورمان را تحمیل کنند.

به گزارش رجانیوز، دکتر سعید جلیلی مذاکره‌کننده ارشد ایران در مذاکرات خود با گروه 1+5 به‌ویژه در ژنو3 و استانبول، توضیح مفصلی در مورد اطلاعات غلط غرب در مورد وضعیت ایران و برخی کشورهای دیگر مطرح و بر این مبنا بیان کرده بود که اشتباه‌های محاسباتی و در نتیجه آن، تصمیم‌های نادرست غرب در اثر این داده‌های غلط است.

اشتباه محاسباتی بزرگ غرب در زمینه تأثیر قابل توجه تحریم‌ها و دل بستن به تحریم بنزین برای ایجاد ناآرامی داخلی و وادار کردن دولت ایران به عقب‌نشینی یکی از موارد اصلی اشتباه‌های محاسباتی غرب بود که در اثر دریافت داده‌های غلط از سوی ایرانی‌های فراری که با بدنه اجتماعی ایران ارتباطی ندارند و یا افرادی که به‌دلیل موضع علیه دولت، به‌طور غیرواقع‌بیناننه‌ای سیاه‌نمایی می‌کنند، شکل گرفته بود.

این در حالی است که موسسه تحقیقاتی بروکینگز آمریکا گزارش داده است که هم‌زمان با ناآرامی‌ها در منطقه خاورمیانه، جمهوری اسلامی ایران در مسیر بهبود وضعیت یکی از مهم‌ترین ابعاد پاشنه آشیل اقتصادی خودگام برمی دارد.

دولت ایران در اواخر سال 2010، اجرای بزرگ‌ترین طرح اصلاح اقتصادی را با حذف یارانه‌های کالاهای اساسی آغاز کرد. طرح اصلاح نظام یارانه‌ها هنوز در اولین مراحل خود به‌سر می‌برد اما آغاز آرام آن که تعجب همگان را برانگیخت که این می‌تواند ایران را در برابر نگرانی‌های اقتصادی حفظ کند که به بروز انقلاب تونس در دسامبر گذشته کمک کرد.

این گزارش با بر شمردن برخی از مزایای اجرای صحیح طرح اصلاح یارانه‌ها افزود: از بعد سیاسی طرح اخیر هم‌چنین می‌تواند از طریق مصون نگه داشتن رژیم در مقابل آثارمخرب تحریم‌های جامع بین‌المللی و نیز کاستن از نگرانی‌های فقیرترین اقشارجامعه به تداوم قدرت آن کمک کند. مادامی که شهروندان ایرانی بر روی واریز وجوه نقد به حساب‌شان در هر دو ماه یک‌بارحساب می‌کنند، آسیب‌پذیری دولت ایران کمتر می‌شود.

بروکینگز توانایی تهران برای اتخاذ تصمیم‌های منطقی به لحاظ اقتصادی اما مخاطره‌انگیز از نظرسیاسی را آن هم در شرایطی که فشارهای بین‌المللی شدیدی علیه برنامه هسته‌ای این کشور اعمال می‌شود، شگفت‌انگیز خواند و نوشت قابلیت این کشور در اجرای برنامه‌ای ملی و پیچیده بدون هیچ‌گونه تحول مهم اجتماعی این موضوع را گوشزد می‌کند که ناظران سیاسی اغلب توان جمهوری اسلامی ایران را برای افزایش بهره‌بری ازگزینه‌های سیاسی خود نادیده می‌گیرند.

همچنین خبرگزاری غیرمتعهدها نیز در گزارشی از رشد سریع اقتصادی در ایران خبر داد و نوشت که ایران در بین کشور 17 کشوری است که از رشد سریع اقتصادی برخوردار است.

مقامات بازرگانی ایران اعلام کردند که این کشور با رشد 20 درصدی صادرات در 11 ماه گذشته توانسته است جزء 17 کشوری باشد که دارای رشد سریع اقتصادی است.

این خبرگزاری در ادامه با یادآوری اجرای سیاست های اصل 44 قانون اساسی، آورده است: عمل به سیاست های اصل 44 قانون اساسی این کشور در مورد خصوصی سازی یکی دیگر از عوامل رشد و دستیابی به اهداف اقتصادی این کشور عنوان شده است.

این خبرگزاری در ادامه با اشاره به بی تاثیر بودن تحریم های اعمال شده از سوی غرب، می نویسد: از آنجایی که آمریکا و کشورهای غربی خواهان این موضوع هستند که ایران از نظر اقتصادی در سطح پایینی باقی بماند، تحریم های اعمال شده علیه ایران را به کار گرفته اند اما علی رغم این تحریم ها نیز مقامات ایرانی اعلام کرده اند که این کشور از رشد اقتصادی سریعی برخوردار است.

خبرگزاری غیرمتعهدها در ادامه می افزاید: دولت با طرح برنامه هدفمند کردن یارانه ها قصد دارد وابستگی خود به نفت را کاهش دهد تا بتواند تا سال 2025 میلادی به یک قدرت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در منطقه تبدیل شود.

در ادامه گزارش این خبرگزاری آمده است: مقامات ایران همچنین اظهار داشته اند که حجم تجارت خارجی این کشور در یازده ماه گذشته بالغ بر 82 میلیارد دلار شده که این رقم شامل بخش صادرات و واردات بوده است. در بخش صادرات، محصولات غیرنفتی این کشور به بیش از 120 کشور جهان از جمله چین، عراق، عمارات متحده عربی، هند، افغانستان، ترکیه، پاکستان، تایوان، جمهوری کره و بلژیک صادر شده است.


پر شدن خلأ آیت‌الله مشکینی با مقام‌گریزی و جایگاه اخلاقی ـ علمی مهدوی‎کنی
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله مشکینی ، خبرگان رهبری

مطرح شدن نام آیت الله مهدوی کنی به عنوان اصلی‎ترین گزینه ریاست خبرگان و نحوه برخورد وی با درخواست اکثریت خبرگان بار دیگر خاطره پرهیز وی از پذیرش مسئولیت‎های حکومتی و زهد سیاسی‌اش را در سال‎های ابتدای پیروزی انقلاب زنده کرده است.

به گزارش رجانیوز، این در حالی است که بارزترین ویژگی شخصیتی مرحوم آیت الله مشکینی رئیس پر سابقه و فقید خبرگان رهبری نیز علاوه بر شأنیت بالای فقهی، ویژگی‎های بارز اخلاقی و به‌ویژه زهد سیاسی وی بود، به نظر می‎رسد ویژگی‎های شخصیتی آیت الله مهدوی کنی بتواند خلاهای بوجود آمده در اثر فقدان مرحوم آیت‌الله میرزا علی مشکینی طی سال‎های گذشته در جایگاه ریاست خبرگان را پر کند.
 
در شرایطی که از ماه‎ها قبل برخی گزینه‎های مطرح برای ریاست خبرگان رهبری با انواع و اقسام ترفندهای تبلیغاتی، فضاسازی رسانه‎ای و برخی اظهارنظرها تلاش کرده‎اند فضای خبرگان را بر خلاف نظر صریح رهبر انقلاب به میدان رقابت‌های سیاسی تبدیل کنند و در استفاده از تعابیر سخیفی مانند "رقابت آیت‌الله‌ها" نیز ابایی ندارند، امتناع آیت‌الله مهدوی‌کنی در پاسخ مثبت به درخواست چند ماهه اکثریت خبرگان برای تصدی این منصب، بر خلاف معادلات و روش‌های سیاست‌زده فعلی برگ جدیدی از زهد سیاسی را رو کرد.
 
در عین حال، روحیه دوری گزینی از مناصب از سوی آیت‌الله مهدوی‌کنی منحصر به مورد اخیر نبوده و وی در طول دوره پس از انقلاب اسلامی علی‌رغم سوابق مبارزاتی برجسته و اعتماد ویژه امام راحل و رهبر انقلاب به او، بارها سابقه داشته است.
 
در یکی از مشهورترین این اتفاقات، در سال‎های اولیه انقلاب اسلامی درحالی که مهدوی کنی مسئولیت وزارت کشور را بر عهده داشت، پس از پیشنهاد امام راحل(ره) به وی مبنی بر حضور در جمع شش فقیه شورای نگهبان، او در نامه‎ای به امام(ره) با اشاره به سنگین بودن دو مسئولیت عضویت در شورای نگهبان و وزارت کشور، خواستار راهنمایی امام برای پذیرش یکی از این دو پست مهم می‎شود. وی در نامه خود می‎نویسد:
 
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
 
محضر اقدس حضرت آیت اللَّه العظمى امام خمینى- دامت برکاته
 
چنانکه خاطر شریف مستحضر است در کابینه جدید، مسئولیت وزارت کشور به اینجانب پیشنهاد شده است، با توجه به اینکه به امر حضرتعالى قبلًا به عضویت فقهاى شوراى نگهبان قانون اساسى منصوب و مشغول به کار شده‏ام، و نیز با توجه به اینکه جمع میان این دو مسئولیت خطیر عملًا امکانپذیر نیست.
 
استدعا دارم اوامر شریف و راهنماییهاى لازم را در این مورد صادر فرمایید. ادام اللَّه ظلکم العالى.
8/6/59 محمدرضا مهدوى کنى‏
 
امام (ره) نیز با توجه به شان فقهی و علمی مهدوی‎کنی و خطیر بودن موضوع شواری نگهبان در پاسخ به ایشان می‎نویسند:
 
بسمه تعالى
 
من بهتر مى‏دانم جنابعالى در شوراى نگهبان باشید؛ مگر اینکه براى وزارت کشور کسى که شرایط را دارا باشد پیدا نکنید.
 
 ان شاء اللَّه تعالى موفق باشید.
- روح اللَّه الموسوى الخمینی
 
در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوره چهارم نیز مهدوی کنی برای حفظ وحدت میان نیروهای انقلابی از کاندیداتوری در این انتخابات امتناع و همه را به رأی دادن به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای توصیه کرد.
 
به نظر می‎رسد روحیه زهد سیاسی و مقام گریزی آیت‌الله مهدوی‌کنی در کنار شانیت بالای علمی و فقهی و نیز ویژگی‎های بارز اخلاقی وی که او را به یکی از اساتید اخلاق مطرح تهران تبدیل کرده است، بتواند جای خالی ویژگی‎های اخلاقی، علمی و زهد سیاسی مرحوم مشکینی در مقام ریاست مجلس خبرگان رهبری پر کند که در سال‎های گذشته با خلأ جدی مواجه شده است. در عین حال، وجود داشتن چنین روحیاتی در اکثر اعضای خبرگان نیز موجب شده با ورود مهدوی‌کنی، اجماع قابل توجهی در حمایت از او شکل گرفته که این اجماع نیز یادآور اتفاق نظر اعضای خبرگان در مورد آیت‌الله مشکینی است.

خروج ساختگی امام موسی صدر از لیبی
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: امام موسی صدر

خواهرزاده یک وزیر لیبیایی که از دولت قذافی ماموریت یافت با شبیه‌سازی خود به چهره امام موسی صدر به «رم» برود تاکید کرد که آخرین اطلاع وی از امام موسی این است که وی در پادگانی در غرب لیبی دیده شده است.

به گزارش فارس، روزنامه الاخبار به نقل از «نجیب محمد اغریبیل» خواهرزاده یک وزیر لیبیایی اعلام کرد که خروج امام موسی صدر از لیبی و سفر وی به «رم» ساختگی بوده است.

الاخبار نوشت: با انقلاب مردمی لیبی علیه معمر القذافی و رژیم وی، روایات لیبیایی‌هایی که روزی از ارکان نظام لیبی در طرابلس بوده‌اند درباره امام موسی صدر و دو همراه وی محمد یعقوب و عباس بدرالدین روزنامه‌نگار و نقش قذافی در ناپدید شدن آنان مختلف شده است.

الاخبار نوشت: نجیب محمد اغریبیل خواهرزاده "صالح زاید عبدالکریم " وزیر لیبیایی که خود را شبیه امام موسی صدر کرد و به رم ایتالیا سفر کرد تاکید کرد که دایی او با این کار به ایتالیا سفر کرد تا [رژیم لیبی] شواهدی خلق کند که نشان بدهد امام موسی لیبی را ترک کرده و به رم رفته است.

نجیب محمد اغریبیل با بیان اینکه او یکی از نزدیک‌ترین افراد به دایی خود بوده است، تصریح کرد که صالح زاید عبدالکریم، دایی او پس از سفر به رم به دست همراه شخصی خود ترور شد.

اغریبیل با بیان اینکه «مرحوم صالح مرا خیلی دوست داشت و مرا دوست و نزدیک‌ترین فرد به خود حتی از نزدیک‌ترین فرزندانش به خود می‌دانست» گفت: وی آن زمان که وزیر [نماینده] تام‌الاختیار در لبنان بود، در اوایل جنگ داخلی لبنان، مرا در جلسات ویژه خود به همراه می‌برد. وی از شخصیت‌های لبنانی مانند کمال جنبلاط و سید موسی صدر که خیلی از شخصیت وی خوشش می‌آمد، با احترام یاد می‌کرد».

وی افزود که دایی او اسامی امنیتی بسیاری داشت که در آن زمان اسم او صابر عبدالکریم صالح بود. چهار سال پس از ناپدید شدن امام موسی صدر، دقیقا در تابستان سال ۱۹۸۲، یعنی آغاز جنگ دوم اسرائیل با لبنان «دفتر امنیتی قذافی وی را مامور کرد با شبیه‌سازی خود به صدر، به رم سفر کند».

اغریبیل افزود، در جلسه‌ای با یک افسر امنیتی که (او نیز حضور داشته است)، دایی او به دوست امنیتی خود اعلام کرده است که دفتر امنیتی به وی ماموریت ساده‌ای در رم داده است ولی مایل نیست که این ماموریت را بر خلاف ساده بودنش، انجام دهد ولی به هر حال مجبور است. ولی پس از چند روز جسد صالح برای خانواده‌اش برگشت که در منطقه غرغور در طرابلس ساکن بودند جایی که سران بلندپایه نظام در آنجا ساکنند؛ منطقه‌ای مانند منطقه الخضراء در عراق.

نجیب محمد اغریبیل افزود، قبل از اینکه جسد صالح برسد، نماینده دفتر امنیتی قذافی با خانواده دایی او تماس گرفت و اعلام کرد که صالح در رم درگذشته است. «زمانیکه خبر مرگ وی را دادند قذافی و «صفیه» همسر او، مرگ وی را تسلیت گفتند ولی پس از دو ساعت "حسن "یکی از پسران صالح وارد خانه شد و گفت که اطلاعاتی به دست آورده است که نشان می‌دهد پدرش ترور شده و به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است. آنان در اتاقش در هتل ریش مصنوعی، عینک و لباس‌های مذهبی پیدا کرده‌اند».

اغریبیل به نقل از حسن فرزند صالح افزود: ما تلاش کردیم در تابوت را باز کنیم ولی تابوت، صندوقی آهنی با در قفل شده بود. زمانیکه تلاش کردیم با زور در آن را باز کنیم، ماموران امنیتی از صدای آن متوجه و داخل اتاق شدند و مانع باز کردن در تابوت شدند و ما را مجبور کردند تا آن را همانطور دفن کینم.

بنا بر این گزارش، خانواده صالح پس از این، گزارشی رسمی از مرگ صالح دریافت کردند که دو همراه وی شهادت دادند که صالح به هنگام پوشیدن کفش‌های خود در هتل دچار حمله قلبی شده است.

نجیب محمد اغریبیل در ادامه می‌افزاید که خانواده صالح در ادامه اطلاعاتی دریافت کردند مبنی بر اینکه صالح به هنگام ماموریت خود در رم «ترور شده است» و از اینجا بود که خانواده صالح با توجه به اینکه از باز کردن در تابوت منع شدند، اطمینان بیشتری پیدا کرد که صالح ترور شده است.

در ادامه گزارش آمده است که اغریبیل برای امام موسی صدر احترام قائل بوده و وی را شخصیتی بزرگ می‌دانست که تلاش می‌کرد با اسرائیل مبارزه کند و شیعه و سنی را یکپارچه کند.

اغریبیل همچنین اشاره کرد که این حقیقت را «که دایی من خود را شبیه صدر کرده است به دلایل معلوم ذکر نکرده‌ام و این نخستین بار است که این حقیقت را فاش می‌کند زیرا می‌دانم که نظام [لیبی] امروز رو به فروپاشی است هر چند که هیچ چیز قطعی نیست».

وی در ادامه تاکید کرد که رژیم لیبی تلاش می‌کند شواهدی ساختگی برای این درست کند که نشان بدهد امام موسی صدر لیبی را ترک کرده است. رژیم لیبی پیش از این به تصویرهای صدر در خروج از لیبی استناد می‌کرد. رژیم لیبی شیوه‌هایی دارد که به ذهن هیچ کس خطور نمی‌کند ولی «روشن بود که رژیم در خصوص صدر با نگرانی شدیدی رفتار می‌کرد».

وی با بیان اینکه انسان باید با خود صادق باشد، اعلام کرد «این حق خانواده صدر است که از سرنوشت او آگاه باشند. ما با صدر اختلافی نداریم. برای همین باید در کنار خانواده او باشیم تا آنچه رخ داده است، روشن شود».

اغریبیل در پایان در خصوص آخرین اطلاعات از امام موسی صدر گفت، نمی‌داند برای او چه اتفاق افتاده است ولی «آخرین اطلاعاتی که از افراد پرنفوذ شنیده است، نشان می‌دهد که وی آخرین بار با دو افسر کم‌سن و سال دیده شده است و آخرین جایی که رؤیت شده است، پادگانی در منطقه غرب بوده است».

به گفته اغریبیل نقشی که دایی او در این قضیه داشته است، فقط «شبیه‌سازی خود به چهره صدر بوده است و در ربودن وی هیچ نقشی نداشته است».

در روزهای گذشته (۴ اسفند) محمد علی مهتدی کارشناس مسائل خاورمیانه در نشست خبری بررسی آخرین وضعیت امام موسی صدر به نقل از مرحوم آیت‌الله بهجت اعلام کرد که امام موسی صدر زنده است و بازخواهد گشت.

مهتدی گفت: در دیداری که چند سال پیش با آیت‌الله بهجت داشتم، از وی در خصوص سرنوشت امام صدر سؤال کردم که وی پاسخ داد او زنده است.

مهتدی افزود: آیت‌الله بهجت تأکید کرد، حوادثی در آینده رخ می‌دهد که امام موسی صدر بازخواهد گشت و یادآور شد که وی ذخیره الهی است و خداوند خواسته که زمانی بازگردد و نقش مهمی در منطقه ایفا کند.


افشاگری رئیس اطلاعات سپاه درباره فتنه90
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: جنبش سبز

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران گفت: آمریکا شبکه‌سازی‌‌هایی را از سالها قبل در ایران در نظر داشت و برای ورود به جریان فتنه و استفاده از بستر انتخابات، زیرساخت‌های خود را آماده کرده و برای سازماندهی اغتشاشات برنامه‌ریزی کردند.

ه گزارش فارس، حجت‌الاسلام حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران عصر امروز در همایش سراسری دادستان‌های کل کشور با اعلام این مطلب افزود: آمریکایی‌ها برای استراتژی‌های قرن ۲۱ خود مطرح کردند که باید آمریکا از رهبری غرب به رهبری کل جهان سوق داده شود و در قرن ۲۱ رهبری جهان به دست آمریکا باشد و برای این امر در اواخر قرن ۲۰ دو پروژه طراحی کردند که پروژه اول در حوزه دهکده جهانی بود و پروژه دوم استراتژی امنیت ملی آمریکا.

وی ادامه داد: پروژه اول در سال ۱۹۹۷ تنظیم شد و پروژه دوم پس از ۳ سال فعالیت در سال ۲۰۰۲ به اتمام رسید و در اختیار مسئولان آمریکایی گذاشته شد. آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیدند که عمده چالش‌هایی که برای تحقق این ۲ پروژه مطرح می‌شود در منطقه خاورمیانه، اروپا، شرق آسیا و آسیای میانه است.

حجت‌الاسلام طائب با اشاره به این مطلب که عمده رفع موانع چالش‌ها بر سر موضوع خاورمیانه مطرح می‌شود، گفت: آنها به این نتیجه رسیدند که اگر خاورمیانه قدیم را با برخی کشورها پیوند بزنند می‌توانند خاورمیانه جدید را بسازند و بدین ترتیب قدرت برتر را تحقق بخشیدند.

وی با اشاره به این مطلب که آنها به این نتیجه رسیدند که برای آنکه بتوانند به اهداف خود برسند باید آمریکا را به عنوان مغز جهان مطرح کنند و بر این باورند که مغز برای تداوم حیات خود باید قلب داشته باشد، گفت: آنها معتقدند قلب جدید خلیج فارس است و تا زمانی که قلب را در اختیار نگیرند نمی‌توانند ادامه حیات دهند و مستلزم این امر ساختن ایرانی جدید است و باید مسئله ایران را حل کنند.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران با اشاره به این مطلب که آنها برای رسیدن به این موضوع ۳ محور طراحی کردند که عبارت بود از بی‌ثبات سازی کشورهای محور ایران، بی‌ثباتی محیط ایران و سوم بی‌ثباتی نظام حاکم بر ایران گفت: بر این اساس یک تیم ۶نفره از استراتژیست‌های آمریکایی با بکارگیری مرکز مطالعات خود طرحی را برای اوباما علیه ایران تدوین کردند.

وی ادامه داد: اطلاعات ما می‌گوید که این طرح توسط دولت آمریکا در متن کار قرار گرفته و با این طرح عناد و دشمنی را دنبال می‌کنند.

طائب با اشاره به این مطلب که آمریکایی‌ها ۹ گزینه با نام راهی به سوی ایران تدوین کردند، گفت: ۲ گزینه دیپلماتیک، ۳ گزینه نظامی، ۳ گزینه داخلی و یک گزینه هم محدودسازی و مهار بوده است.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران با اعلام این مطلب که در گزینه دیپلماتیک که دولت آمریکا از ابتدای سال ۸۸ این گزینه را با ۲ رویکرد تعامل و اغناء مورد بررسی قرار داد، گفت: در سیاست تعامل چکش و چماق وجود دارد اما در گزینه اغناء خبری از این دو گزینه نیست که دولت اوباما گزینه تعامل را پیش روی خود قرار داد.

طائب افزود: در ابتدای سال ۸۸ که اوباما پیامی به ملت ایران داد امید داشت تا در بستر انتخابات سال ۸۸ به حاکمیت برسد اما رهبر انقلاب این موضوع را افشا کرد و نسبت به آن موضع‌گیری کرد.

وی در تشریح ۳ گزینه نظام آمریکا خاطر نشان کرد: ابتدا جنگ تمام عیار آمریکایی مد نظر بود و ۲ گزینه دیگر جنگ محدود رژیم صهیونیستی و آمریکا بود اما آنها سیاست جنگ را رد کرده زیرا به این نتیجه رسیدند که اگر به این سمت بروند نیاز دارند که حداقل ۲ درصد جمعیت ایران نیرو داشته باشند یعنی یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در صورتی که نمی‌توانستند این تعداد را سازماندهی کنند.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به گزینه‌های محدودسازی اشاره کرد و گفت: آنها بر روی مسئله کودتای مخملی و شورش‌های قومی و جریانی تمرکز کردند اما در کودتای مخملی که هدف اصلی آن براندازی نظام جمهوری اسلامی بود خوشبختانه موفق نشده‌اند.

وی با اشاره به این مطلب که آنها به دنبال ایجاد حکومتی بودند که بیشترین همکاری را با منافع آمریکا داشته باشد، افزود: اینها امیدوار بودند با حرکتی که در انتخابات ۸۸ انجام می‌دهند رفتار جمهوری اسلامی عوض شود.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به حوزه اطلاعات اشاره کرد و گفت: آنها معتقدند نیازمند اطلاعات دقیقی هستند و آمریکا باید از رهبرانی حمایت کند که توسط افراد امنیتی خریداری نشده باشند. بر این اساس آمریکایی‌ها شبکه‌سازی‌های خود را از سالها قبل در ایران انجام داده‌اند و برای ورود به جریان فتنه و استفاده از بستر انتخابات زیرساخت‌های خود را آماده کردند و برای سازماندهی اغتشاشات برنامه‌ریزی کردند.

طائب به تشکیل شبکه‌ای با عنوان مدافعان حقوق بشر در سال ۸۴ اشاره کرد و ادامه داد: موفق شدیم در ابتدای سال ۸۹ با آنها برخورد کنیم و دریافتیم که طرح آنها اینگونه بوده که سازمان منافقین پس از قرارگیری در لیست گروهک‌های منافق به سفارش آمریکا این شبکه را ایجاد کنند.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران همچنین با اشاره به این مطلب که آمریکایی‌ها در عین حال برای آنکه جریان شورش‌گری خود را ادامه دهند شبکه‌هایی را راه‌اندازی کردند که به برخی از آنها اشراف پیدا کردیم و به زودی با آنها برخورد خواهیم کرد، بیان داشت: آمریکایی‌ها فکر می‌کردند می‌توانند این مسیر را ادامه دهند اما آنچه را که شاهد آن هستیم این است که ریزش‌هایی ایجاد شد و دیگر شبکه‌های سازماندهی داخلی با آنها همراه نشدند.

طائب افزود: امروز آمریکایی‌ها اگر بخواهند فراخوانی بزنند آن فراخوان را توسط رسانه‌های خود می‌زنند و از شبکه‌های داخلی حمایت می‌کنند.
آمریکا پس از شکست در کودتای مخملی سال گذشته به این سمت رفت که با نگاهی قومی و مذهبی در شمال غرب و جنوب شرق کشور وارد شود و امسال نیز استفاده از اسلحه را آغاز کرد و شاهد آن هستیم که سازماندهی خود را در ترورهای هدفمند قرار داده که در این بین هم دانشمندان هسته‌ای را مورد هدف قرار داده و هم سوژه‌هایی را برای اختلافات قومی ایجاد کرده است.

وی ادامه داد: در مسئله نظامی آمریکا اول سال ۸۹ اقدام به برگزاری مانورهایی کرد و به این ترتیب می‌خواست قدرت نظامی خود را به رخ بکشد که در این امر موفق نشد و نمونه آن برخورد ایران با زیردریایی بود که قصد عبور از تنگه هرمز داشت.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران با اشاره به اینکه پیش‌بینی مقام معظم رهبری مبنی بر ایجاد خاورمیانه جدید در حال تحقق است، گفت: متأسفانه دشمنان بالاخص آمریکا قصد دارند با ورود خود به اینگونه انقلاب‌ها بر روی این موج‌های به وجود آمده سوار شوند و این انقلاب‌ها را به نفع خود مصادره کنند.

وی در خاتمه سخنان خود به استراتژی سال ۹۰ آمریکا برای ایجاد مشکل در کشورمان اشاره کرد و گفت: آنها در پی آن هستند تا در فصل اول سال ۹۰ با گره زدن تحریم‌ها به موج جدید هدفمندی یارانه‌ها مردم را ناراضی جلوه دهند و سپس در فصل چهارم به کودتای مخملی دست بزنند.


آخرین دست‌نوشته‌ امام موسی‌صدر +عکس
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: امام موسی صدر

تصویر و متن آخرین دست‌نوشته امام موسی صدر که از طرابلس ـ پایتخت لیبی ـ برای خانواده خود نوشته است در پایگاه مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر منتشر شد.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر اعلام کرد: بنا بر اطلاعات تاریخی، امام موسی صدر و نزار علی (یکی از اتباع فرانسه که اصالتاً لبنانی است) در ۳۰ اوت ۱۹۷۸ (هشتم شهریور ۱۳۵۷) در هتل الشاطی طرابلس دیدار می‌کنند. پس از آن‌که امام موسی صدر مطلع می‌شود نزار علی روز بعد، یعنی ۳۱ اوت (نهم شهریور) با هواپیما به پاریس خواهد رفت، نامه‌ای کوتاه برای خانواده‌ی خود در پاریس می‌نویسد تا نزار علی به آن‌ها بدهد.

متن این نامه به‌خوبی روشن می‌کند که امام به هیچ وجه قصد نداشته است ۳۱ اوت (نهم شهریور) لیبی را ترک کند. (چنان که لیبی ادعا کرده بود که امام موسی صدر و همراهانش عصر روز ۳۱ اوت لیبی را به مقصد رم ترک گفته اند!!) بلکه می‌خواست شنبه یا یک‌شنبه‌ی بعد، دوم یا سوم سپتامبر (یازده یا دوازده شهریور) طرابلس را به مقصد پاریس ترک کند.

امام در این نامه به خانواده‌ی خود خبر می‌دهد که روز شنبه یا یک‌شنبه یعنی دوم یا سوم سپتامبر به پاریس سفر خواهد کرد.





متن این نامه به این شرح است:

« صدری ـ حمید فرزندانم ـ ما خوبیم. ان‌شاء الله شنبه یا یک‌شنبه به پاریس می‌رسم. امیدوارم بتوانم عصر جمعه یا بعدازظهر شنبه برای مشخص کردن زمان رسیدن با شما تلفنی تماس بگیرم. به ام صدری هم این مطلب را اطلاع دهید. با بیروت با منزل حسینی به شماره‌ی ۴۷۰۸۸۶ تماس بگیرید و به آن‌ها هم اطلاع دهید.

به دکتر صادق و دکتر عصام هم اطلاع دهید تا منتظر رسیدن ما به پاریس باشند... ام صدری... او را از سلامت و زمان رسیدن به پاریس مطلع کنید.»

تصویر و متن این نامه در پایگاه مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر به آدرس www.imamsadr.ir در بخش «دست‌نوشته‌ها» در دسترس علاقه‌مندان است.


جزئیاتی از غائله امریکایی- اسرائیلی و انگلیسی 25 بهمن افشا شد
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، مجلس ، جنبش سبز
تماس سرویس‌های جاسوسی با عوامل اتاق فکر خارج‌نشین و سران فتنه/ نمایندگان با تذکرات پیاپی به حاشیه‌سازی مطهری واکنش نشان دادند

حجت‌الاسلام نکونام رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس در جلسه علنی امروز مجلس گزارش کمیته مرکب از روسای کمیسیون‌های پنج‌گانه‌ی اصل ‌90، فرهنگی، سیاست داخلی و شوراها، امنیت ملی و سیاست خارجی و حقوقی و قضایی در مورد بررسی حوادث روز ‌25 بهمن امروز را قرائت کرد.

به گزارش رجانیوز، در این گزارش، غائله 25 بهمن، اسراییلی، امریکایی و انگلیسی خوانده شده و جزئیات مهمی در مورد آن فاش شده است.

متن کامل این گزارش به شرح ذیل است:

«پیرو ابلاغیه حضرتعالی (رئیس مجلس) مبنی بر بررسی آشوب مورخ ‌25 بهمن 89 تهران و تعیین هیات ویژه‌ای متشکل از روسای کمیسیون‌های امنیت ملی و سیاست خارجی، شوراها و امور داخلی، قضایی و حقوقی، فرهنگی و اصل نودم (‌90) قانون اساسی، کارگروهی با جمع آوری اطلاعات لازم و برگزاری نشست‌هایی با مسئولین دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی، انتظامی، قضایی و سیاست خارجی موضوع را بررسی و گزارش آن را به هیات ویژه منعکس نمود.

این هیات پس از بحث و بررسی، گزارش‌ نهایی خود را تحت عنوان "گزارش بررسی غائله اسراییلی - آمریکایی ‌25 بهمن ‌1389" به پیوست تقدیم می‌دارد.

بر اساس این گزارش:

1- اعمال مجرمانه و منحرفانه‌ای توسط خائنین به نظام جمهوری اسلامی ایران (بر اساس منابع و مستندات دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی) صورت پذیرفته که از آن جمله می‌توان به: حضور فعالانه سازمان تروریستی منافقین با انتشار اطلاعیه‌ها، مصاحبه‌ها و اعزام نیرو، صدور بیانیه‌های مختلف توسط عناصر جریان فتنه، مصاحبه‌های حمایت‌آمیز عوامل جریان فتنه و معاندین برای تهییج افکار عمومی، استفاده از شیوه‌های جنگ روانی، شایعه‌سازی و دروغ پردازی در سایت‌های داخلی، استفاده از سلاح گرم برای پروژه کشته سازی، تعرض به اموال عمومی، ایجاد رعب و وحشت و ناامنی و... اشاره نمود.

2- در جریان فتنه، رییس جمهور و وزیر امور خارجه آمریکا و مقامات انگلیسی و اسراییلی بی‌پروا در رسانه‌های دیداری و شنیداری خود علیه نظام جمهوری اسلامی و اهداف آن مصاحبه‌ها و موضع‌گیری‌های متعددی داشته‌اند که گوشه‌هایی از حمایت‌های پنهان و آشکار آنان در غائله ضدانقلابی ‌25 بهمن دیده می شود.

3- سوء استفاده از مناسبت‌های بعدی می‌تواند خاستگاه توطئه‌ها و برنامه‌های آینده نظام سلطه، غرب و جریان ضد انقلاب علیه جمهوری اسلامی ایران باشد که بایسته و ضروری است تا با تدبیر و درایت نیروهای انقلاب از فتنه‌انگیزی آنان جلوگیری کرد.

جمع‌بندی و پیشنهاد هیات ویژه رسیدگی به شرح ذیل اعلام گردید:

1- بی‌تفاوتی اصحاب سکوت موجب طمع دشمنان گردیده و اتخاذ مواضع مبهم توسط اصحاب تردید به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. امروز حجت بر همگان تمام گشته و انتظار این است که به صورت قاطع و شفاف صف‌بندی خود را مشخص و نظام سلطه را از خود مایوس نمایند. طبیعی است که این انتظار از خواص جامعه بیشتر از دیگران است.

2- غائله و آشوب ‌25 بهمن یک نقشه و طرح کاملا اسراییلی - آمریکایی - انگلیسی و ضدانقلابی و خائنانه علیه ملت بزرگ ایران بوده است. دعوت کنندگان و زمینه‌سازان و مشوقان ناامنی کشور در آن روز همچون میرحسین موسوی و کروبی و دیگران خائن به ملت، ضدانقلاب و مستوجب تعقیب قضایی و برخورد قاطعانه می‌باشند.

3- هیات منتخب با تکیه بر منابع و شواهد و اسناد و مدارک موجود و متقن، رسیدگی قضایی و تعقیب آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و وابستگان و همراهان آنها را که در غائله اخیر نقش داشته‌اند، ضروری می‌داند و صراحتا اعلام می‌دارد توجیهی در عدم برخورد را مجاز نمی‌داند.

در ختام گزارش نیز از مقام معظم رهبری (به جهت درایت و تدبیر بی‌نظیر خود)، مردم عزیز ایران اسلامی و نیروهای نظامی، امنیتی و انتظامی و جان بر کف بسیجی نیز تشکر گردیده است.

مراتب جهت استحضار و صدور دستورات لازم تقدیم می‌گردد.

محمدابراهیم نکونام

رییس کمیسیون اصول نودم (‌90) قانون اساسی و رییس کمیته تحقیق از غائله ‌25 بهمن ‌1389

بسم‌الله الرحمن الرحیم

گزارش بررسی غائله اسراییلی - آمریکایی - انگلیسی ‌25 بهمن ‌1389

همکاران گرامی، نمایندگان محترم ملت شریف ایران

به دنبال حادثه تلخ ‌25 بهمن ماه سال جاری و خروش یکپارچه نمایندگان مجلس شورای اسلامی در محکوم نمودن غائله مزبور و درخواست پیگیری این واقعه توسط هیات ویژه‌ای که ریاست محترم مجلس شورای اسلامی تعیین نمودند، هیات فوق از روسای کمیسیون‌های امنیت ملی و سیاست خارجی، شوراها و امور داخلی، قضایی و حقوقی، فرهنگی و اصل نودم (‌90) قانون اساسی مجلس شورای اسلامی تشکیل گردید و کارگروهی را مسئول جمع‌آوری اطلاعات لازم نمود.

کارگروه فوق با جمع‌آوری اطلاعات و برگزاری نشستی با حضور مسئولین دستگاه‌های امنیتی، اطلاعاتی، انتظامی، قضایی و سیاست خارجی موضوع را بررسی و گزارش خود را به هیات ویژه منعکس نمود که پس از بحث و بررسی، گزارش نهایی هیات به شرح زیر به اطلاع نمایندگان محترم و ملت ایران می‌رسد:

جریان علنی فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ‌88 زمانی شروع شد که جمهوری اسلامی در اوج قدرت در عرصه‌ی بین‌المللی بوده و دست برتر در اکثر معادلات جهانی را داشت به گونه‌ای که غرب را به کرنش در برابر ایران واداشته و اتحادیه‌ی اروپا اصرار به مذاکره و ملاقات با ایران داشت.

شکست پیاپی آمریکا در عرصه‌های سیاسی عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و...، حضور بیش از هشتاد درصد واجدین شرایط رای در انتخابات دهم (بیش از 40 میلیون نفر) و برگزیده شدن رییس جمهور با ‌24 میلیون رای، همگی یک قدرت نرم ملی برای جمهوری اسلامی تولید کرده بود. راهبرد جذب حداکثری و دفع حداقلی، رهبری مقام عظمای ولایت، حضور هوشیارانه مردم در تمام صحنه‌ها و حمایت علما و مراجع عظام این چالش بزرگ و فتنه عمیق را خفه نموده و راهپیمایی‌های ‌9 دی و ‌22 بهمن سال ‌88 فتنه فوق را خاموش کرد و مردم در کنار رهبری، پیروز این میدان بودند.

جنبش‌های مردمی در تونس، مصر، یمن، اردن و بحرین که شعار محوری همه‌ی آنها اسلام‌خواهی بود، آمریکا را در صحنه بین‌الملل به چالش جدی کشید که با فروپاشی حکومت‌های مصر و تونس، ماهیت رژیم اشغال‌گر قدس و منافع استراتژیک استکبار جهانی در منطقه دچار وخیم‌ترین بحران‌ها خواهد شد.

برنامه آمریکا برای مهار جنبش‌های مردمی در کشورهای اسلامی این است که اولا خود را به ظاهر طرفدار مردم این کشورها نشان دهد، ثانیا با ایجاد یک رفرم، انقلاب آنها را تبدیل به اصلاحات شکلی و جزیی نماید. برای اجرای این نقشه، آمریکا تلاش می‌کند نشان دهد الگوی جمهوری اسلامی الگوی موفقی نیست، لذا درصدد برآمده تا با ایجاد اغتشاش در کشور، تئوری خود را به اثبات برساند. به همین جهت آقایان موسوی و کروبی مهره‌های مناسبی برای صحنه‌گردانان این ماموریت در داخل کشور تشخیص داده شدند.

اسناد اطلاعاتی حاکی از آن است که سرویس‌های آمریکا، انگلیس و اسراییل برای رسیدن به یک راهپیمایی به اصطلاح خروشان مردمی با اتاق فکر خارج نشینان جریان فتنه در انگلیس و آمریکا به توافق رسیدند و آنها طی تماس‌هایی با سران فتنه در داخل، آنها را تحریک نمودند که برای قضیه مصر و تونس اطلاعیه بدهند، و مردم را دعوت به حضور در خیابان‌ها به صورت غیرقانونی کنند.

اسناد اطلاعاتی نشان می‌دهد که آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی جهت پشتیبانی از اطلاعیه میرحسین موسوی و کروبی همه گروهک‌های ضد انقلاب اعم از منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، بهائیان و قوم گرایان را در ‌25 بهمن به صحنه آوردند. دستگیری تعدادی از عناصر منافقین در روز ‌25 بهمن نشانگر این واقعیت است. برای انجام این ماموریت دهها شبکه‌ی اینترنتی، دهها هزار ایمیل و بیش از یک میلیون و دویست هزار پیامک به داخل کشور ارسال شد.

سردمداران هیات حاکمه آمریکا و رژیم اشغالگر قدس و انگلیس با هماهنگی منافقین و سلطنت‌طلبان و... از فراخوان موسوی و کروبی حمایت کردند.

سران فتنه داخلی علیرغم اطلاع از این حمایت‌های وسیع خارجی و جریانات ضدانقلاب نه تنها درخواست راهپیمایی خود را لغو نکردند و از آمریکا و ضد انقلاب اعلام برائت ننمودند بلکه بر راهپیمایی غیرقانونی اصرار ورزیدند.

در صبح روز ‌25 بهمن ابتدائا جوانی را (با سابقه دو بار دستگیری) برای الگوسازی به سبک انقلاب تونس به بالای جرثقیل فرستادند تا با شعار وی به نفع فتنه سبز، عده‌ای را برای راهپیمایی تهییج کنند. همزمان شبکه‌های تلوزیونی بیگانه و ضد انقلاب این صحنه را به نمایش گذاشتند.

شلوغ‌ترین نقاط شهر به خصوص در ایام خریدهای نوروزی به نحوی که به طور عادی چهار راههای ولی عصر، میدان انقلاب، میدان امام حسین و... در این ساعات مملو از مردم است را برای تجمع انتخاب کردند و با انداختن میخ در مسیر اتوبوس‌ها و از کار افتادن تعدادی از آنها، منجر به توقف اتوبوس‌های تندرو( خط بی‌آرتی) شد.

پیاده شدن مسافران این اتوبوس‌ها و شلوغی جمعیت پیاده شده، زمینه‌ی سوء استفاده و حضور اراذل و ضدانقلاب را شکل داد تا در حدود پانزده نقطه تجمع گروهای ‌20-50 نفری با سردادن شعار علیه مسئولین نظام و آتش زدن سطل‌های زباله و ایستگاه‌های اتوبوس ماهیت ضد انقلابی خود را نشان دهند. جالب اینجاست که هیچ‌کدام از شعارهای دفاع از مردم تونس و مصر نبود. وجهه غالب این شعارها، علیه نظام جمهوری اسلامی و ارزش‌های ملی و دینی بود.

همزمان با شروع کاریکاتور تظاهرات ‌25 بهمن شبکه توییتر، تلویزیون‌های ماهواره‌ای الجزیره، العربیه، بی‌بی‌سی، وی‌ او ای، یورونیوز با حجم وسیعی این تظاهرات را پوشش می‌دادند، لیکن پس از گذشت یک ساعت از شروع آشوب هنگامی که با توجهی مردم و عدم استقبال و حتی رویارویی مردم با آشوبگران مواجه شدند برنامه‌های خود را قطع نمودند و تصاویر آرشیوی تظاهرات مردمی در ‌22 بهمن و سایر مناسبت‌ها را به عنوان راهپیمایی گروه فتنه در ‌25 بهمن انعکاس دادند.

اردشیر امیراجمند رابط منافقین و نماینده و مشاور آقای میرحسین موسوی (که رسما خود را به این عنوان معرفی نموده) و عضو ستاد انتخاباتی و کمیته صیانت از آراء، با مصاحبه‌های متعدد اهداف راهپیمایی را پوشش می‌داد و بعد از راهپیمایی نیز بیانیه‌ای به اسم آقای موسوی منتشر کرد. این نقش را عینا آقای واحدی سردبیر اسبق و فراری روزنامه آفتاب یزد و مشاور خارج نشین آقای کروبی میهمان دائم بی‌بی‌سی فارسی نسبت به آقای کروبی انجام داد و اطلاعیه‌ای به اسم ایشان تهیه و منتشر نمود.

کشته سازی، یکی دیگر از برنامه‌های آمریکا و انگلیس و اسراییل در این جریانات بود. طبق اسناد اطلاعاتی تیمی از منافقین ماموریت کشته سازی را به عهده داشت. این تیم پس از شهادت شهید صانع ژاله، خبر کشته شدن وی را از طریق سرپل خارج به منافقین منتقل و بلافاصله منافقین در سایت هرانا (ساعت ‌8 شب) آن را منتشر می‌کنند.

اطلاعات موثق حاکی از آن است که حرکت قاطع و سریع مجلس شورای اسلامی در ‌26 بهمن اثرات جدی روی اتاق‌های فکر خارج نشینان و سران فتنه و جریان‌های وابسته در داخل داشته و آنها به شدت از شخصیت‌هایی که به زعم ایشان تاکنون ساکت بوده و به میدان آمده‌اند، ناراحتند و در این ارتباط مصاحبه‌ها و تحلیل‌های مختلفی را ارائه داده‌اند.

اعمال مجرمانه و منحرفانه خائنین:

پس از بررسی منابع و مستندات دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، موارد ذیل مشخص شد:

الف - حضور فعالانه سازمان تروریستی منافقین با انتشار اطلاعیه‌ها، مصاحبه‌ها و اعزام نیرو به داخل کشور (که خوشبختانه اکثر آنها شناسایی و تعدادی نیز مجروح و دستگیر گردیده‌اند)

ب- صدور دهها مورد بیانیه توسط عناصر جریان فتنه، معاند و ضدانقلاب

ج- دهها مورد اعلام حمایت‌های سردمداران کشورهای استکباری از اقدامات ضدانقلابی در 25 بهمن

د- دهها مورد مصاحبه‌های حمایت آمیز عوامل جریان فتنه و معاندین برای تهییج افکار عمومی در 25 بهمن

هیات، پس از بررسی همه جانبه به این نتیجه رسید که ضد انقلاب برای رسیدن به اهداف خود، از شیوه‌های ذیل استفاده نموده است:

1- انفجار خط لوله گاز قم سه روز قبل از غائله به منظور قطع گاز تهران و ایجاد نارضایتی مردم (که با درایت و تلاش مسئولین ذیربط موضوع مرتفع گردید)

2- استفاده از شیوه های جنگ روانی

3- انتخاب معابر شلوغ تهران برای تجمع اراذل و عناصر گروهکی

4- استفاده از میادین بزرگ تهران از جمله میدان آزادی، فردوسی و انقلاب و شبیه سازی به قیام مردمی کشور مصر.

5- شایعه سازی در برخی از سایت‌های داخلی مبنی بر "موافقت وزارت کشور برای راهپیمایی و هم‌چنین شرکت یکی از مهمانان رسمی خارجی در راهپیمایی"

6- دروغ پردازی در سایت‌های داخلی مبنی بر عدم مداخله نیروهای انتظامی در راهپیمایی 25 بهمن

7- ارسال پیامک‌ها و ایمیل‌های فراوان از داخل و خارج در روز 25 بهمن.

8- استفاده از فضای مجازی برای فراخوان و ارتباطات گسترده به صورت شبکه‌های هرمی.

9- نمایش اعزام فردی به بالای دکل با نماد سبز و عکس و شعار

10- استفاده از سلاح گرم برای پروژه‌ی کشته سازی که منجر به شهادت بسیجی صانع ژاله و محمد مختاری و مجروح شده دهها تن گردید.

11- شناسایی افراد برای ترور با هدف ایجاد اختلاف قومیتی و مذهبی.

12- تعرض به اموار عمومی، حرمت شکنی، ایجاد رعب و وحشت و ناامنی.

13- استفاده از سلاح‌های مختلف اعم از شکاری، جنگی و ساچمه‌ای و حتی گاز اشک آور و به کارگیری آنان علیه نیروهای انتظامی و امنیتی و مردم.

گوشه‌هایی از حمایت پنهان و آشکار و نقش استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل در غائله ضد انقلابی 25 بهمن:

قبل و بعد از 25 بهمن و در همان روز رییس جمهور و وزیر امور خارجه‌ی آمریکا و مقامات انگلیسی و اسراییلی بی‌پروا در رسانه‌های دیداری و شنیداری خود علیه نظام جمهوری اسلامی و اهداف آن مصاحبه و موضع‌گیری نمودند از آن جمله:

- هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، دوشنبه مورخ 25/11/89 در سخنانی به تمجید از "آرمان‌های" تظاهرکنندگان ایرانی پرداخت.

- رییس رژیم صهیونیستی نیز در همایش سالیانه انجمن کل سازمان‌های یهودی ایالات متحده در مورد رویدادهای ایران گفت:.... بسیار مشمئز کننده بود دیروز دیدن گروهی از نمایندگان پارلمان ایران که بلند شده و به نام "دموکراسی" احمدی نژاد، فریاد می‌زدند که باید "سران فتنه" را اعدام کرد.

- یکی از کارشناسان رژیم صهیونیستی طی مقاله‌ای در سایت وزارت خارجه اسراییل اعتراف کرد: شعارهای اسلامی مردم مصر خیلی خطرناک است. این نگرانی بسیار جدی است که واقعیت تلخ 32 سال پیش ایران در مصر تکرار شود و اسلام‌گراها حاکمیت این کشور متحد اسراییل را در دست بگیرند.

وی هم‌چنین اعتراف کرد پروژه‌ی راهپیمایی 25 بهمن، ریشه اسراییلی دارد و تاکید کرد که موسوی و کروبی اگرچه ظاهرا برای حمایت از مردم مصر درخواست مجوز راهپیمایی کرده‌اند اما قرار بود که در صورت صدور مجوز، شعارها علیه رژیم اسلامی ایران باشد و حمایت جمهوری اسلامی از آشوب‌های مصر محکوم شود!

- تامیر پاردو رییس جدید سرویس جاسوسی موساد نیز در همین راستا اعلام کرد: وظیفه‌ی اصلی ما تشدید "جنگ سرد" علیه رژیم اسلامی ایران و برنامه‌ی هسته‌ای آن است.

وی تاکید کرد: موساد از چند سال پیش وارد یک جنگ سری خطرناک علیه برنامه‌ی هسته‌یی ایران به لحاظ نیروی انسانی و تکنولوژیک شده است.

- نشریه فارین پالیسی نوشت: آمریکا و غرب در اغتشاشات سال 2009 در ایران سرمایه‌گذاری کرده بودند. این نشریه با بیان این‌که برخی کشورهای غربی تامین کننده هزینه‌های لازم برای آشوب در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری بودند، تصریح کرد: آمریکا همواره به دنبال برنامه‌ای برای تحریک گروه‌های اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی بود و انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 این فرصت را ایجاد کرد تا آمریکا سرمایه‌گذاری لازم برای اغتشاش در ایران را انجام دهد.

تحلیلگر فارین پالیسی در عین حال خاطرنشان کرد: با وجود این سرمایه‌گذاری‌ها و اختصاص بودجه‌های لازم، آمریکا نتوانست به اهداف مورد نظر از این اغتشاش چند ماهه دست یابد و در نهایت جریان اپوزیسیون با ناکامی مواجه شد.

نمایندگان محترم !

ناگفته پیداست که امید دشمنان به پیروزی سریع‌الوقوع وابستگان داخلی خود چنان وسیع بود که بر خلاف عرف رایج سیاسی از کارکنان و امکانات نمایندگی‌های سیاسی و سفارتخانه‌های خود در تهران نیز حداکثر استفاده را نمودند که بازداشت جمعی از پرسنل مستقر در آنها طی آشوب‌های اخیر موید این مدعاست.

ملاحظه می‌شود که مهم‌ترین هدف آمریکایی‌ها انتقال بحران از منطقه به داخل ایران و سبک کردن بار خود است. آمریکایی‌ها تصور می‌کنند برای کنترل تحولات منطقه باید ایران را به خود مشغول کنند. طرف‌های غربی بر این باورند که اگر داخل ایران بحرانی شود، تحرکات انقلابی در منطقه که همه از الگوی ایران تاثیر پذیرفته، رو به خاموشی خواهد رفت.

برنامه‌ی آینده نظام سلطه و جریان ضد انقلاب:

بی‌تردید چنانچه نسبت به غائله ضدانقلابی 25 بهمن 89 با مباشرین و مسببین اصلی آن برخورد قاطع و انقلابی نشود دشمن جری‌تری گشته و او را به این فکر واخواهد داشت که هر از چندی به امنیت و آسایش عمومی شبیخون زده و به پندار واهی خود با تحریک عوامل داخل، کشور را از مسیر بالندگی هر چند به طور موقت و مقطعی بازداشته و با درشت نمایی موضوع، اذهان بین‌المللی را مشوه کند.

سوء استفاده از مناسبت‌های هرچند بی‌ارتباط با موضوع می‌تواند خاستگاه توطئه‌های بعدی غرب علیه انقلاب اسلامی باشد. از این رو بایسته و ضروری است تا با تدبیر و درایت نیروهای انقلاب از فتنه‌انگیزی مزدورانی چون موسوی و کروبی آسوده گردد.

تاکنون حسب شواهد موجود، تذکارها بی‌نتیجه بوده و گویا بنا نیست آنها دست رد مردم به سینه خود را مشاهده و خود را تسلیم حقیقت و قانون نمایند که از مصادیق بارز این حقیقت گریزی و عملکرد ضدانقلابی، صدور اطلاعیه تشکر از هواداران در 26 بهمن می‌باشد، که در ادامه با اتخاذ مواضع همسو با ضد انقلاب داخلی و خارجی برای راهپیمایی غیرقانونی در اول اسفند تقویت گردید و مسئولیت ناپذیری و اراده خیانت اینان به آرمان‌های امام خمینی (ره) و مردم قهرمان ایران را بیش از پیش ثابت نمود.

همکاران نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی

با توجه به مطالب فوق الذکر جمع بندی و پیشنهاد هیات ویژه رسیدگی، به شرح زیر اعلام می‌گردد:

1- بی‌تفاوتی اصحاب سکوت موجب طمع دشمنان گردیده است. اتخاذ مواضع مبهم توسط اصحاب تردید به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. امروز حجت بر همگان تمام گشته و انتظار این است که به صورت قاطع، شفاف و بی‌ابهام صف بندی خود را مشخص و این اقدامات را محکوم و ضد انقلاب و نظام سلطه را از خود مایوس نمایند و به توقع بر حق ملت ایران پاسخ مثبت داده و بر این منوال باقی بمانند. طبیعی است این انتظار از خواص جامعه بیشتر از دیگران است.

2- دخالت سفارتخانه‌های خارجی و عوامل آنها در فتنه 88 و غائله 25 بهمن 89 موضوعی است که به هیچ عنوان قابل پذیرش نمی‌باشد و وزارت امور خارجه مکلف است با این جسارت‌ها و گستاخی‌های غیرقانونی و خارج از عرف بین‌المللی قاطعانه برخورد نماید و گزارش این اقدام خود را عاجلا به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس منعکس نماید.

3- شبکه‌های ماهواره‌ای ابزاری برای فرماندهی جریان فتنه و غائله 25 بهمن بوده که لازم است دولت و قوه قضاییه اقدامات حقوقی و فنی را برای پیشگیری و خنثی سازی این ابزارها معمول دارند. دستگاه‌های مربوطه لازم است با مدیریت و بهره‌گیری فعالانه از فضای مجازی و ماهواره‌ها فرصت را از نظام سلطه و ضدانقلاب بگیرند.

4- شبکه مجازی، ابزاری در اختیار نظام امپراطوری خبری صهیونیستی است و از این ابزار در راستای اهداف تروریستی خود بهره می‌جوید. لازم است وزارت امور خارجه و فرهنگ و ارشاد اسلامی، قوه قضاییه و سایر دستگاه‌های مربوطه اقدامات حقوقی و قضایی و فنی را در سطح داخلی و بین‌المللی اعمال نمایند.

5- از کلیه نیروهای امنیتی،‌ انتظامی و قضایی که صادقانه مجاهدت نموده و ایثارگرانه وارد صحنه‌ها شدند تقدیر و تشکر کرده و حمایت و پشتیبانی مجدد خود را از آنان اعلام می‌نماید و بر ضرورت حفظ کارآمدی و هماهنگی بیشتر بین دستگاه‌ها تاکید می‌کند.

6- با تقدیر و تشکر از کلیه‌ی رسانه‌های متعهد به انقلاب اسلامی خصوصا رسانه‌ی ملی، ضرورت تولید برنامه‌های بصیرت افزا به صورت مستند و هنری و مستمر را تاکید می‌نماید.

7- نظام سلطه و فتنه‌گران و ضد انقلاب می‌پنداشتند که با استفاده از فشار بیرون و تحریم‌ها و اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها، موجبات نارضایتی مردم را فراهم می‌آورند. لذا امید آنان به دمیدن وسوسه‌های شیطانی و ایجاد اختلاف بین مسئولین بود تا بتوانند نقشه‌های شوم خود را دنبال کنند که با اقدام هوشمندانه نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 26/11/89 این دسیسه‌ها نقش بر آب گشت. انتظار می‌رود در این جهت مسئولین نظام جمهوری اسلامی خصوصا سران سه قوه با وحدت کلمه، استکبار جهانی را مایوس نمایند.

8- اقدام وزارت کشور در عدم صدور مجوز برای راهپیمایی ضد انقلابی 25 بهمن قابل تقدیر بوده و معتقدیم که تمسک به اصل 27 قانون اساسی برای کسانی است که اعتقاد و التزام عملی به قانون اساسی دارند، نه ضدانقلاب و جریاناتی که علیه حقوق عمومی و امنیت ملی و در راستای اهداف نظام سلطه گام برمی‌دارند.

9- غائله و آشوب 25 بهمن ماه 1389 یک نقشه و طرح کاملا اسراییلی – آمریکایی – انگلیسی و ضدانقلابی و خائنانه علیه ملت بزرگ بزرگ ایران بوده است.

10- تمامی افراد و جریانات سیاسی و سایت‌های داخلی و خارجی و رسانه‌هایی که زمینه ساز و مبلغ و دعوت کننده برای شرکت در غائله 25 بهمن بودند و هم‌چنان در آن مسیر گام برمی‌دارند دشمنان ملت ایران و در خط آمریکا و اسراییل و انگلیس می‌باشند. لجاجت و عناد سران و عوامل فتنه و کینه و بخل و دشمنی آنها نسبت به بعضی از مسئولین، آنها را به زمینه‌سازان نقشه‌های براندازانه اسراییلی – آمریکایی – انگلیسی تبدیل کرده است.

11- دعوت کنندگان و زمینه سازان و مشوقان ناامن سازی کشور در 25 بهمن و قبل و بعد از آن همچون میرحسین موسوی و کروبی و دیگران، خائن به ملت، ضد انقلاب و مستوجب برخورد قاطعانه و قانونی می‌باشند.

12- هیات منتخب با تکیه بر منابع و شواهد و اسناد و مدارک موجود و متقن، رسیدگی قضایی و تعقیب آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و وابستگان و همراهان آنها را که در غائله اخیر نقش داشته‌اند، ضروری می‌داند و صراحتا اعلام می‌دارد مجلس و نمایندگان خانه ملت دیگر توجیهی در عدم برخورد را مجاز نمی‌داند. رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره) همواره راهنمای مسئولین بوده و هست خصوصا آنجا که در نامه 6/1/68 فرمودند: "... تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام".

13- کلیه آثار زیانبار و خسارت‌های مادی و معنوی که در نتیجه اقدامات ضد انقلابی و خائنانه مشابه 25 بهمن سال 89 در کشور ایجاد می‌شود متوجه همه زمینه سازان بوده و بایستی مدعی‌العموم فهرست خسارت‌های مادی و معنوی چنین اقداماتی را به عنوان کیفرخواست مطرح نماید تا در دادگاه مورد رسیدگی قرار گیرد‌( اقداماتی همچون فراخوان علیه امنیت ملی و ایجاد آشوب و ناامنی و توسل به شیوه‌های مزورانه و حتی مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت برای شهروندان و اهالی محل و کسبه و رانندگان و تخریب و ویرانی اموال عمومی و خصوصی و کشتار و جرح عده‌ای از هموطنان و...)

14- استمرار اقدامات خائنانه و ضدانقلابی و خوش خدمتی به نظام سلطه به منزله اقدام علیه امنیت ملی، اختلال در نظم عمومی، نادیده گرفتن حقوق عمومی می‌باشد و ایجاد حاشیه‌ امن برای عناصر مفسد فی‌الارض غیرقابل قبول است و انتظار از دستگاه‌های امنیتی، انتظامی و قضایی این است که با قوت، هوشمندی و قاطعیت نسبت به پیشگیری از این‌گونه حوادث اقدام نمایند.

15- دستگاه قضایی مطمئن باشد ملت بزرگ ایران با تمام وجود از آنها حمایت خواهد کرد.

در خاتمه این گزارش، جا دارد صمیمانه از مقام معظم رهبری که با درایت و تدبیر بی‌نظیر خود، جان و ذهن مردم را با معرفت و بصیرت معطر نمودند، تشکر نماییم. از ثمرات ارزشمند گفتمان بصیرت در جریانات اخیر، این بود که سران سراب اندیش فتنه پیش از محکومیت در دادگاه‌های عادی، نزد افکار و وجدان‌های بیدار گشته با نور ولایت محاکمه و محکوم گردیدند.

هم‌چنین از مردم عزیز و نیروهای جان بر کف بسیجی که خالصانه در سنگر دفاع از هویت اسلامی نظام، چونان همیشه حاضر گردیدند خالصانه سپاسگزاریم.

حمد و سپاس خداوند منان را که به ما چنین امت بصیر و شجاعی عنایت نمود. حمد و سپاس خداوند را که امت ما را برخوردار از رهبری حکیم و مدیر و مدبر و شجاع و صبور نمود. حمد و سپاس خداوند منان را که انقلاب اسلامی را تحت عنایت حضرت بقیه‌الله الاعظم(عج) به پیروزی‌های عظیم رهنمون فرمود. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته هیات ویژه رسیدگی به غائله 25 بهمن 1389»

پس از اتمام قرائت هر بند، نمایندگان شعارهای «الله اکبر، خامنه‌ای رهبر» و «مرگ بر ضدولایت فقیه» را سر می‌دادند اما علی مطهری با بیان تذکری با ادعاهای قرائت نشدن گزارش مربوط به کوی دانشگاه در مجلس و موضع‌گیری نکردن دولت در قبال فتنه، فضای جلسه را تحت‌الشعاع قرار دارد، به‌طوری که پس از آن، نمایندگان به‌طور پیاپی به تذکر او پاسخ دادند.

مطهری گفت: حادثه‌ی 25 بهمن به هیچ وجه قابل دفاع نیست اما بنده معتقدم همان گونه که گزارش این حادثه به سرعت در مجلس قرائت شد، با توجه به اینکه اکنون بیش از یک سال از تشکیل کمیته بررسی حادثه‌ی کوی دانشگاه می‌گذرد و هنوز این گزارش در مجلس قرائت نشده است، هیات رییسه باید نسبت به این موضوع همت بگمارد. با توجه به اینکه مجلس موضع خود را نسبت به این حادثه مشخص کرده است، خوب است که دولت هم موضع خود را نسبت به این حادثه مشخص کند.

وی با اشاره به مصاحبه‌ اخیر تلویزیونی احمدی‌نژاد گفت: در این مصاحبه‌ تلویزیونی، وقتی مصاحبه کننده از وی سوال کرد موضع شما درباره‌ی حادثه‌ی 25 بهمن چیست؟ وی شروع به دفاع از مشایی و رحیمی کرد و به گونه‌ای بحث را عوض کرد. انتظار داریم دولت همانند مجلس موضع خود را در این زمینه مشخص کند.

لاریجانی در پاسخ به تذکر مطهری گفت: در مورد کمیته‌ای که شما فرمودید نتایج آن به قوه‌ی قضاییه ارسال شده، یعنی کاری در این زمینه باقی نمانده است، در واقع مساله توسط آقای ابوترابی و دوستانشان بررسی شد چون قوه‌ی قضایه به نتایج آنها نیاز داشت، لذا نتیجه‌ی کار آنها به قوه‌ی قضاییه منعکس شده است.

کوچک زاده: قرائت نشدن گزارش حادثه‌ی کوی دانشگاه در مجلس، دروغ است

نماینده‌ی مردم تهران در مجلس گفت: قرائت نشدن گزارش حادثه‌ی کوی دانشگاه در مجلس را دروغ عنوان کرد.

مهدی کوچک‌زاده در پی تذکر علی مطهری در انتقاد از قرائت نشدن گزارش تحقیق از حادثه‌ی کوی دانشگاه، با استناد به بند 11 ماده 23 آیین نامه گفت: برای اطلاع ملت عزیز ایران عرض می‌کنم این توهین به مجلس است که یک نماینده نسبت دروغ به نمایندگان ببندد.

وی افزود: در همین مجلس درخصوص حادثه‌ی کوی دانشگاه حسب دستور رییس‌مجلس، هیاتی تعیین شد و گزارشی در این رابطه و حتی کوی سبحان تهیه شد که این هیات گزارش خود را ارایه کرد و حتی در این‌جا موجب یک سری اختلاف‌نظرهایی هم شد.

کوچک‌زاده خطاب به لاریجانی گفت: آن‌چه همکار شما (مطهری) عنوان کرد مبنی به اینکه این گزارش قرائت نشده، دروغ است ملت ایران در جریان این مساله باشند. اگر ایشان مشکل دیگری دارد، ما نمی‌دانیم.

لاریجانی بعد از تذکر کوچک‌زاده گفت: گزارش اولیه در این رابطه داده شد ولی بنا بود گزارش دیگری ارایه شود که دوستان بررسی‌های خود را انجام داده و این گزارش به قوه‌ی قضاییه هم منعکس شده است.

تذکرات متقابل نمایندگان به یکدیگر، جایگاه مجلس را خدشه‌دارمی‌کند

سپس حسین گروسی در تذکری با استناد به بند 11 ماده 23 با اشاره به تذکرات متعدد نمایندگان نسبت به یکدیگر گفت: با توجه به اینکه گزارش‌هایی که در مجلس خوانده شده قطعا پیگیری‌ها و مراحل خود را طی خواهد کرد، تذکرات متقابل نمایندگان نسبت به یکدیگرتنها باعث می‌شود شأن و جایگاه مجلس مخدوش شود.

وی افزود: درخواست داریم عزیزان ضمن این‌که این تذکرات را ارایه می‌کنند، متقابلا مجددا پاسخگوی یکدیگر نباشند. لاریجانی با تایید سخنان گروسی گفت: اگر دوستان حرف شما را گوش دهند ما هم از آنها تشکر می‌کنیم.


کوثری با انتقاد ازتذکرمطهری: چرا اصل را با فرع تمیز نمی‌دهید؟

نماینده‌ی مردم تهران در مجلس، نسبت به نوع تذکر علی مطهری در جلسه‌ی امروز انتقاد کرد.

اسماعیل کوثری نیز طی تذکری در جلسه‌ی امروز- چهارشنبه - مجلس با استناد به ماده 23 بند 11 با تشکر از هیات تشکیل شده برای بررسی حادثه‌ی 25 بهمن گفت: حضرت امام (ره) فرمودند در مقابل دشمن بایستید و فرزندان ایران این کار را انجام دادند و 200 هزار شهید تقدیم کردند.

وی افزود: پیش از انقلاب هم تعداد زیادی شهید تقدیم شد اما حال جای تاسف است که چرا حتی یک نفر در مجلس آن هم پسر شهید مطهری این چنین مطالبی را بیان می‌کند و اصل را با فرع تمیز نمی‌دهد.

کوثری گفت: چون آقای مطهری را دوست دارم این مساله را عنوان می‌کنم که یک مقدار به فکر باشد. آیا اثبات نشده آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها خیانتکارند که برخی از کشتاری که در لیبی صورت می‌گیرد دفاع می‌کنند؟

لاریجانی بعد از تذکر کوثری گفت: اگر دوستان می‌خواهند یکدیگر را نصیحت کنند،اینکار نباید از طریق تریبون و در قالب تذکر به بنده باشد. شما رفیق یکدیگر هستید، بنشینید، با هم صحبت کرده و نظراتتان را به همدیگر منتقل کنید.

نماینده رودسر: برخی می‌خواهند این گزارش خوب را تحت الشعاع قرار دهند

نماینده مردم رودسر در مجلس شورای اسلامی، گفت: برخی قصد دارند گزارش خوب مجلس در مورد حادثه 25 بهمن را با موارد دیگر تحت‌الشعاع قرار دهند.

اسدالله عباسی با استناد به بند 11 ماده 23 آیین‌نامه در تذکری خطاب به لاریجانی، گفت: به جای آنکه برخی همکاران گزارش هیات ویژه رسیدگی به غائله 25 بهمن را بر اساس دستوری که حضرتعالی دادید که گزارش بسیار جامعی هم بود، مورد توجه قرار دهند، قصد دارند با طرح مباحث دیگر این گزارش را تحت شعاع قرار دهند.

وی با انتقاد از برخی حاشیه‌سازی و فضاسازی‌ها گفت: از حضرتعالی درخواست داریم که برخی اوقات این فرصت‌ها را ندهید چراکه برخی کار و حرکات خوب مجلس را برنمی‌تابند.

نماینده مردم رودسر در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به اینکه قوه قضاییه نیز درحال انجام کار خود است، گفت: شاهد هستیم هیات ویژه‌ای که قبلا در مورد کوی دانشگاه از سوی مجلس مامور شده بودند، پیگیری‌های خود را انجام داده و به قوه قضاییه هم گزارش دادند.

وی گفت: ما وظیفه خود را انجام می‌دهیم اما برخی همکاران به ظاهر فکر می‌کردیم با جریان 25 بهمن مخالفت کرده‌اند ولی در حال حاضر با توجه به موضع‌گیری که کردند، می‌خواهند این مساله را تا حدودی تحت‌شعاع قرار دهند.

رسایی درتذکری: چرا هیات رییسه پس از گزارش 25 بهمن،اجازه تذکرات دامنه‌دارداد؟

نماینده‌ی مردم تهران در مجلس با اشاره به تذکرات متعدد امروز نمایندگان پس از قرائت گزارش حوادث 25 بهمن گفت: اگر هیات رییسه از ابتدا فرصت تذکر به مطهری نمی‌داد این همه تذکرات دامنه‌دار ایجاد نمی‌شد.

حجت‌الاسلام حمید رسایی به دنبال تذکر مکرر نمایندگان در جلسه‌ی امروز با استناد به ماده 23 بند 11 آیین‌نامه گفت: از ابتدا مشخص بود که آقای مطهری چه می‌خواهد بگوید، این مساله را همه‌ی ما متوجه بودیم.

وی افزود: اگر این فرصت توسط هیات رییسه داده نمی‌شد طبیعتا این تذکرات دامنه‌دار هم ایجاد نمی‌شد ولی ما وظیفه داریم از حقوق مردم و از حقوق حیثیت مجلس دفاع کنیم.

رسایی ادامه داد: آن روز که آقای ابوترابی و زاکانی و حتی برخی از دوستان دیگر از تریبون مجلس موضع‌گیری‌هایی کردند و در همین مجلس شورای اسلامی گزارش ارایه شد، آقای کوچک‌زاده تذکری داد که در پی آن برادری بلند شد و گفت کوچک‌زادگان حق ندارند در مورد بزرگ‌زادگان صحبت کنند.

 

نماینده‌ی مردم تهران در مجلس افزود: تذکر آقای کوچک زاده در آن روز نکته‌ای داشت که آن برادرمان یک سال بعد متوجه این نکته شد که آقای کروبی بزرگ‌زاده نیست.

وی گفت: شاید آن روز خیلی‌ها نمی‌دانستند و نمی‌فهمیدند و متوجه نبودند که این فتنه یک دعوای انتخاباتی نیست، شاید آن روز که این گزارش‌ها ارایه می‌شد ما توجه نداشتیم که حوادثی مثل کوی دانشگاه یا حادثه‌ای که در کوی سبحان اتفاق افتاد برای تحت‌الشعاع قرار دادن آتش‌هایی بود که در این میادین تهران برپا شده بود و بعدا همه‌ی ما مستندات آن را شنیدیم که یک نفر فقط در یک قلم 200 میلیون تومان با برخی از اراذل و اوباش برای به آتش کشاندن میادین تهران هزینه کرده بود.

رسایی تصریح کرد: امروز مجددا بعد از طرح یک موضوع اصلی که همه به آن توجه پیدا کردند و حتی برخی از دوستان فراکسیون اقلیت در مجلس هم اعتراف و قبول دارند که دیگر این موضوع یک جریان صرف سیاسی نیست، بلکه ضدانقلاب و عناصر گروهکی و سازمان‌های جاسوسی با تمام قوا پشت آن هستند، یک موضع‌گیری از طرف یک برادر آن هم بعد از گزارش بسیار خوب مجلس مصداق همان مثال مشهور و معروفی است که می‌گوید یک نفر فضله موش را در یک غذای پاکی می‌اندازد که تنها آن غذا را خراب کند که همه باید به این نکته توجه کنند.

لاریجانی طرح این‌گونه مباحث را تکراری دانست.

کواکبیان در تذکری از لاریجانی خواستار شد: عضویت همه سلایق درکمیته‌های مختلف مجلس

نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی، از لاریجانی درخواست کرد در هیات‌های مختلفی که در مجلس برای بررسی مسائل مختلف تشکیل می‌شود از گروه‌های مختلف فکری مجلس استفاده شود.

مصطفی کواکبیان بعد از تذکر رسایی و صحبت‌های وی در خصوص موضع فراکسیون اقلیت با استناد به بند 17 آیین‌نامه خطاب به رسایی گفت: شما فراکسیون خودتان را نمایندگی کنید از طرف ما خیلی حرف نزنید ما خودمان زبان داریم.

وی در ادامه خطاب به لاریجانی، گفت: شما را به خدا قسم اگر می‌خواهید در این مجلس اعتدال رعایت شود ان‌شاءالله که دیگر مثل 25 بهمن در کشور اتفاق نمی‌افتد، اما اگر اتفاق افتاد هیاتی که تعیین می‌شود از همه سلایق مجلس در آن هیات عضویت داشته باشند.

نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی، این مساله را حداقل حقوق نمایندگان دانست و گفت: شما هیاتی را تعیین کردید که الحمدالله همه یک جور فکر می‌کنند، لذا درخواست می‌شود در حوادث این چنینی کما اینکه در کوی دانشگاه این اعتراض را داشتیم، برای رعایت اعتدال حتما از سلایق مختلف استفاده شود.

کواکبیان تصریح کرد: همین فرزند شهید مطهری برای ما افتخار است، ما را که تعیین نمی‌کنید لااقل ایشان را تعیین کنید تا اعتدال رعایت شود.

لاریجانی در پاسخ به کواکبیان، گفت: اینجا بحث انتخاب افراد نبود، ما چند مرجع حقوقی را مشخص کردیم، روسای چند کمیسیون مرتبط با موضوع را مشخص کردیم که نهایتا در کمیسیون اصل 90 این مساله بررسی شد. وی گفت: در کمیسیون اصل 90 هم همه سلایق هستند و اینطور نبود که همه از یک گروه و جریان باشند.

مطهری: تنها گزارش ملاقات اعضای هیات قرائت شد

پس از این تذکرات علی مطهری در تذکر دیگری یادآور شد که پیش از این گزارش هیات تحقیق از کوی دانشگاه در مجلس قرائت نشده بلکه آنچه قرائت شد گزارش ملاقات‌های اعضای آن هیات بود.

مطهری در پاسخ به تذکر کوچک‌زاده، گفت: آقای کوچک‌زاده به بنده نسبت دروغ داد، در حالیکه اساسا تنها گزارش اولیه گزارش حادثه کوی دانشگاه در مجلس خوانده شد.

وی افزود: گزارش ملاقات آن هیات نیز در مجلس مطرح شد که البته مورد اعتراض واقع شد و لذا بقیه آن قرائت نشد و اساسا هیچ گزارشی از کوی دانشگاه در مجلس قرائت نشده است.

لاریجانی در پاسخ به تذکر مطهری گفت: همان روزی که آقای ابوترابی گزارش داد، برخی دوستان هم اعتراض کردند که آخر جلسه بنده جلسه را غیرعلنی کردم.

وی افزود: آقایان زاکانی و نادران و برخی از دوستان آمدند و گزارش اولیه‌ای از اقداماتی که در مورد کوی دانشگاه در همان روزها انجام داده بودند، ارائه کردند، منتهی گزارش اولیه بود و بنا بود که کامل شود.

رییس مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: گزارش کامل شد و مشاهده کردیم قوه قضاییه در حال رسیدگی به آن مساله است و ما هم گزارش و اسناد و مدارک را برای آن قوه فرستادیم.


رمزگشایی از روابط ویژه پسر دیکتاتور لیبی با مهدی هاشمی
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی هاشمی ، سیف الاسلام قذافی ، دانشگاه آزاد

سیف‌الاسلام قذافی فرزند دیکتاتور لیبی که در روزهای اخیر نقش ویژه‌ای در سرکوب و کشتار مردم انقلابی این کشور دارد، از گذشته روابط ویژه‌ای با مهدی هاشمی رفسنجانی داشته است.

به گزارش رجانیوز، روابط ویژه مهدی و سیف به سال‌های قبل باز می‌گردد، به‌طوری که این دو نفر در تعدادی از پروژه‌های تجاری و اقتصادی نیز با یکدیگر شراکت و رفت‌وآمدهای متقابلی به ایران و لیبی داشته‌اند.

بر اساس اسناد موجود، یکی از سفرهای مهدی هاشمی به لیبی که به دعوت سیف‌الاسلام بوده به مهر ماه سال 86 باز می‌گردد. در یکی از این اسناد، علی سرلک مسئول دفتر مهدی هاشمی در هیأت امنای دانشگاه آزاد در نامه‌ای به تاریخ 29/6/86 به سفیر لیبی در تهران، می‌نویسد:

«نظر به سفر جناب آقای مهندس مهدی هاشمی بهرمانی برابر دعوت سیف قذافی خواهشمند است دستور فرمایید نسبت به صدور وزیرا اقدام مقتضی مبذول فرمایید.»

وی در نامه دیگری به تاریخ 3/7/86 نیز زمان پرواز و ورود مهدی هاشمی به شهر تربپولی لیبی را اعلام می‌کند.

سیف قذافی چند روز قبل در واکنش به انقلاب مردم لیبی، خبرنگاران رسانه‌های خارجی را به کاخ خود دعوت کرد و اعلام کرد که همه جا آرام است.

دستور کشتار معترضان در جریان ناآرامی‌های لیبی از سوی سیف قذافی صادر شده است. پسر معمر قذافی رهبر لیبی در فیلمی که در اینترنت منتشر شد از نیروهای نظامی و هواداران نظام حاکم می‌خواست که تظاهرکنندگان را به قتل برسانند. سیف الاسلام در این فیلم مسلح در میان پلیس و هواداران نظام حاکم ایستاده و خواهان کشتار مخالفان پدرش است. وی در این جمع گفت: امروز باید به کسانی که می‌گویند پلیس به آشوب گران پیوسته است، پاسخ دهیم. این کشور کشور شما است.

سیف قذافی در لندن ویلای مجللی دارد. او قیمت فروش این ویلا -واقع در منطقه "هامستد گاردن" لندن- را 10 میلیون و 950 هزار پوند (حدود 18 میلیون دلار) اعلام کرد اما پس از ناآرامی‌های لیبی از فروش آن منصرف شد و گفت قصد اجاره دادن آن را دارد. با این حال، وی اگرچه مبلغ کمتری از میزان واقعی برای اجاره دادن این مکان اعلام کرده اما بنگاه‌داران این منطقه می‌گویند کسی مایل به اجاره ویلای او نیست.

این ویلای سه طبقه دارای هفت اتاق خواب و یک اتاق پذیرایی بزرگ است همچنین یک باغ، استخر شنا، سینما، اتاق سونا و دو اتاق غذاخوری ونیز بالابر و سیستم الکترونیکی امنیتی است.

مهدی هاشمی نیز که شهریور ماه سال گذشته از کشور به مقصد لندن خارج شد، علی‌رغم احضاریه‌های قضایی هنوز به ایران بازنگشته و عمدتا در پایتخت انگلیس به‌سر می‌برد.

تلاش خبرنگار ما برای دستیابی به اطلاعات بیشتر در مورد روابط ویژه مهدی هاشمی و سیف قذافی ادامه دارد


مقایسه هاشمی با امیرالمونین(ع) برای انتخابات رئیس خبرگان!
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

نزدیک شدن به زمان برگزاری اجلاسیه خبرگان رهبری و جدی شدن تغییر ریاست این مجلس سبب شده است تا رسانه‎های حامی هاشمی رفسنجانی، با به آب و آتش زدن خود و استفاده از شیوه‎های عجیب و مختلف، از جمله مظلوم نمایی، مشابهت سازی تاریخی و دوگانه سازی‎های جعلی،  موضوع انتخابات هیات رئیسه این مجلس را به یک موضوع سخیف سیاسی تنزل داده و وارد دعواهای رایج روز کنند تا بر این اساس از تغییر و جابجایی هاشمی رفسنجانی از ریاست این مجلس جلوگیری کنند.

به گزارش رجانیوز، در کنار شگردهایی که سایت نزدیک به خاندان هاشمی برای تاختن به همه منتقدان رفسنجانی و با هر گونه پیشینه سیاسی در پیش گرفته است، در تازه ترین اقدام، سایت عصرایران نیز که از او به عنوان سایت زرد  یاد می‎شود، به مسائل سیاسی روز هم ورود پیدا کرده و برای جلوگیری از برکناری هاشمی رفسنجانی به مشابهت سازی مظلومیت! هاشمی رفسنجانی با مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام پرداخته است.
 
این سایت در مطلبی به قلم سردبیر خود با عنوان " حال فعلی افراد و سبک تاریخی خوارج: از ترور شخصیت علی(ع) تا ایران 1389"، تلاش کرد تا هاشمی رفسنجانی را به امیرالمومنین و منتقدین وی را به خوارج تشبه کرده است.
 
به نظر می‎رسد قطعیت تغییر هاشمی رفسنجانی در مقام ریاست خبرگان رهبری، سبب شده است تا رسانه های وابسته به وی به هر شیوه‎ای برای جلوگیری از به وقوع پیوستن این اتفاق متوسل شده و موضوع انتخابات ریاست خبرگان رهبری را به مسئله‎ای پیش پا افتاده و سیاسی تبدیل کنند.

وظیفه فعلی دختر قذافی چیست؟ + تصاویر
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی

«عایشه قذافی» که تا چند هفته پیش، سفیر صلح سازمان ملل متحد به شمار می رفت، اکنون به یکی از خشن ترین افراد حال حاضر کشورش تبدیل شده و در به راه انداختن حمام خون در لیبی به پدرش و دیگر اعضای باقی مانده در رژیم لیبی کمک می کند.

اخبار رسیده از طرابلس، پایتخت لیبی، حاکی از آن است که «عایشه قذافی»، دختر «معمر قذافی»، دیکتاتور لیبی اکنون در شهر طرابلس، فرماندهی گردان زنان کماندو در ارتش لیبی را بر عهده دارد.

این گردان که شمار بسیاری از آنان را زنان دیگر کشورهای آفریقایی تشکیل می دهند، در چند روز اخیر به صورت چشم بسته و دیوانه وار به کشتار و قتل عام معترضان لیبی پرداخته اند. یکی از علل و عواملی که ارتش لیبی افراد دیگر کشورهای آفریقایی را به استخدام درآورده، این است که بتوانند بدون هیچ ترسی، چنین جنایت هایی مرتکب شوند.



بنا بر این گزارش، «عایشه قذافی» که تا چند هفته پیش، سفیر صلح سازمان ملل متحد به شمار می رفت، اکنون به یکی از خشن ترین افراد حال حاضر کشورش تبدیل شده و در به راه انداختن حمام خون در لیبی به پدرش و دیگر اعضای باقی مانده در رژیم لیبی کمک می کند.



تنها دختر دیکتاتور لیبی، عاشق «صدام حسین» دیکتاتور سابق رژیم بعث عراق بود. او در اوایل سال 2000 چند بار به دیدن او رفت و همواره اعلام می کرد که به قدری «صدام» را دوست دارد که حاضر است جان خود را برای وی بدهد. از همین روی، چند روزی نیز در کنار دیگر اعضای تیم حفاظت شخصی صدام، او را همراهی کرد. وی حتی مدتی عضو تیم وکلای مدافع صدام بود.



از سویی، او همیشه علاقه بسیاری به حضور در شبکه های ماهواره ای گوناگون و تبدیل شدن به چهره ای جنجالی داشته و در چندین گفت وگوی تلویزیونی، شخصیت پدرش را مانند شخصیت صدام معرفی کرده است. برخی مقامات عراقی عایشه را حامی مالی بعثی هایی که پس از سقوط رژیم بعث به خرابکاری در عراق می پرداختند، معرفی کرده اند.



«عایشه قذافی» سال هاست، با رتبه ارتشبد افسر ارتش لیبی است. وی از دانشگاه لیبی دکترای افتخاری حقوق بین الملل گرفته و به قدری محبوب پدر است که معمر قذافی، چندی پیش اعلام کرده بود که عایشه لیاقت حکومت بر لیبی را پس از وی دارد. این در حالی است که عایشه نیز مانند شاهزادگان کشورهای حوزه خلیج فارس، در طول سال با سفر به کشورهای اروپایی به ولخرجی و هدر دادن ثروت ملت مظلوم لیبی در گرانترین هتل های جهان می پردازد.



او در سال 2006 با یکی از عموزاده های پدرش ازدواج کرد، اما پس از آن، مدتی برای تحصیل به فرانسه رفت و در همان جا عاشق یک جوان فرانسوی شد، ولی قذافی که با آن داستان عاشقانه به شدت مخالف بود، فورا دستور بازگشت وی به طرابلس را داد و همین امر موجب ترک تحصیل وی شد.



یک منبع صهیونیستی فاش کرد؛
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: موساد ، معمر قزافی ، لیبی
جزئیات اقدام موساد برای جذب مزدور برای قذافی

خبرگزاری فارس: یک منبع صهیونیستی جزئیات توافقات سازمان‌های جاسوسی اسرائیل و رهبران لیبی در زمینه اعزام مزدوران آفریقایی به این کشور برای سرکوب قیام مردم لیبی را فاش کرد.

 

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری الجزیره، یک منبع صهیونیستی اخبار مربوط به فعالیت‌های سازمان‌های جاسوسی برای ارسال مجموعه‌ای از مزدوران در حمایت از "معمر قذافی " به این کشور را که به دستور کابینه "بنیامین نتانیاهو " نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی صورت گرفته بود را تایید کرد.

این منبع که یک روزنامه نگار شاغل در روزنامه "یدیعوت آحارونوت " است،‌ می‌افزاید که اطلاعات امنیتی تاکید می‌کند که اسرائیل به انقلاب لیبی از دیدگاه امنیتی و استراتژیک نگاه می‌کند و سقوط رژیم قذافی را راهگشای تشکیل نظام اسلامی در لیبی می‌داند.

این منبع افزود که در همین راستا نتانیاهو و "ایهود باراک " وزیر جنگ و "آویگدور لیبرمن " وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی نشستی را در روز 18 فوریه داشته و در آن تصمیم به اعزام مزدوران آفریقایی به لیبی گرفته‌اند تا انقلاب مردمی در این کشور را از بین ببرند.

بر اساس اطلاعات امنیتی در این نشست با درخواست "یسرائیل زیف " مدیر موسسه رایزنی های امنیتی "گلوبال سی اس تی " که در برخی از کشورهای آفریقایی فعالیت می‌کند، در زمینه ایجاد مجموعه‌های مزدور شبه نظامی از گینه، نیجریه، چاد، مالی، سنگال و مبارزانی از اقلیم دارفور و جنوب سودان برای اعزام آنها به لیبی در راستای حمایت از قذافی در برابر مردم انقلابی موافقت شده است.

این منبع می‌افزاید که ژنرال "عفیف کوخفی " رئیس بخش اطلاعات ارتش در این نشست گفته است که پیگیری‌های دقیق و تیزبینانه در زمینه انقلاب لیبی نشان داده است که بعد اسلامی و اصولگرایی آن بر ابعاد دیگر برتری دارد و جماعت اخوان‌المسلمون نیز در این زمینه بویژه در شرق لیبی و بالاخص در شهر بنغازی ید طولایی دارند.

هراس صهیونیست‌ها از روی کار آمدن اسلامگراها در لیبی

کوخفی تصریح کرد که در صورت سقوط قذافی رژیم لیبی تبدیل به نظامی اسلامی خواهد شد که عمق استراتژیک خوبی با اخوان‌المسلمون مصر، اردن و سودان تشکیل خواهد داد.

همچنین برخی اطلاعات امنیتی نشان می‌دهد که زیف و ژنرال "یوسی کوبرساور " و "شلومو بن عامی " وزیر خارجه اسبق اسرائیل و همچنین "نسیم زویلی " سفیر اسبق اسرائیل در پاریس دیدارهایی را با تعدادی از هواداران قذافی و "عبدالله السنوسی " رئیس سازمان اطلاعات لیبی که به تازگی از سوی معمر القذافی از سمت خود برکنار شد، در پایگاه نظامی آنجمینا در چاد برگزار کرده‌اند.

در این دیار السنوسی به زیف پیشنهاد داد که مجموعه‌های وی در کشورهای آفریقایی یگان‌ها و مشاوران نظامی و مربیان را به لیبی اعزام کند تا نیروهای لیبی را مورد آموزش قرار داده و همچنین در جنگ‌های شهری با مردم انقلابی با آنها شرکت نماید.

در قبال این خدمت، لیبی تعهد داد که 5 میلیارد دلار به این موسسه صهیونیست پرداخت نماید که البته این مبلغ در صورت اثبات تاثیرگذاری این مزدوران در مقابله با انقلاب مردمی لیبی قابل افزایش خواهد بود. بر اساس این توافق این افراد ابتدا به چاد و از آنجا به شهرهای مختلف لیبی منتقل خواهند شد.

*سلاح‌های پیشرفته آمریکایی، انگلیسی و صهیونیستی برای سرکوب قیام مردم

این منبع صهیونیستی از روزنامه یدیعوت، تعداد این افراد را بالغ بر 50 هزار نفر دانست که مسلح به سلاح‌های پیشرفته روسی، ‌آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی هستند.

بر اساس این منبع، رژیم لیبی همچنین به این موسسه صهیونیستی تعهد داد که بعد از پایان دادن به انقلاب ضد دولت قذافی در لیبی و برقرار شدن قدرت قذافی در این کشور امتیازاتی را در زمینه اکتشاف و استخراج نفت و گاز در لیبی در تعدادی از چاههای این کشور در مناطق سبها،‌ طبرق، بنغازی و الکفره به آنها بدهد.

رژیم قذافی همچنین تعهد داده که قراردادی نظامی با این شرکت برقرار کرده که تشکیل نیروهای نظامی، امنیتی و آموزش آنها در آفریقا و آمریکای لاتین و قفقاز برای بازسازی نیروهای امنیتی لیبی به دست این شرکت انجام شود.

لیبی همچنین به این شرکت اجازه داده که در صورت پیروزی بر انقلاب مردمی آزادی عمل در این کشور برای فعالیت در کشورهای همسایه بویژه در منطقه دارفور ، نیجریه و شمال چاد به آنها داده شود.


فیلم فائزه هاشمی و شگرد حرکت از پله دوم
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی

به راستی آقای «الف . خ» از متهمین پرونده قتل های زنجیره ای ، در جریان انتخابات اخیر 15 ساختمان شخصی خود را – که معلوم نیست پول آن ها از کجا به دست آمده – در اختیار کدام کاندیدا قرار داده بود؟

«حرکت از پله دوم» شگردی معروف در عملیات روانی است. برخی محافل سیاسی ، زمانی که در موضعی دچار خبط و مشکل می شوند ؛ با رقم زدن یک رخداد جدید و تبلیغات حول آن ، سعی می کنند تا اذهان عمومی را از خبط خود منحرف و به رخداد جدید معطوف کنند. ماجرای فیلم فحاشی به فائزه هاشمی و اقوام او که اخیرا" در اینترنت منتشر شده و سایت های منتسب به آقازاده آشوبگر تبلیغات عجیبی درباره آن به راه انداخته اند ، دقیقا" از همین زاویه قابل ارزیابی است.
روز اول اسفند ، در پی فراخوان منافقین و ضدانقلاب برای انجام فاز 2 پروژه آشوب اسرائیلی، فائزه هاشمی از معدود افرادی بود که در میعادگاه آشوب گران یعنی خیابان ولی عصر حضور یافت و ضمن لیدری چند دختر و پسر جوان ، در تلاش بود تا عابران خیابان ولی عصر را تحریک به شعار دادن و اغتشاش کند. وی در حین این اقدام غیرقانونی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و سپس بنا به مصلحت مشهور(!) آزاد شد. سایت های آقازاده آشوبگر ابتدا تلاش کردن تا اصل ماجرا را زیر سئوال برده و مدعی شدند که بازداشت فائزه در نزدیکی محل زندگی اش(نیاوران) صورت گرفته است. اما شواهد و اسناد درباره بازداشت فائزه در خیابان ولی عصر(عح) آن قدر زیاد بود که این دروغ بزرگ را هیچ کس باور نکرد و به سرعت از صفحات سایت های آقازاده لندنی محو شد.
بدنبال این ناکامی ، فیلمی در اینترنت منتشر شد که در آن ، عده ای با ظاهر حزب اللهی در حال فحاشی به فائزه هاشمی و اقوام او هستند. سایت های مورد حمایت مالی آقازاده آشوبگر ، این بار فیلم مذکور را به ابزار سناریوی «حرکت از پله دوم» تبدیل نمودند تا با مظلوم نمایی ، ماجرای حضور فائزه در فاز 2 آشوب اسرائیلی را از افکار عمومی پاک کنند و حتی او را در موضع طلبکار بنشانند.
درباره این سناریو،رچند روز پیش مطلبی با عنوان چند می گیری منو کتک بزنی؟ درج شد .درآن مطلب با اشاره به نمونه ای با نام امیرفرشاد ابراهیمی ، توضیح داده شد که چگونه حزب کارگزاران و دوم خردادی ها به این فرد و چند تن از دوستانش پول می دادند تا با ظاهر حزب اللهی و با شعارهای به ظاهر مدافع ولایت و نظام ، به افراد حزب کارگزاران مانند عبدالله نوری و مهاجرانی حمله کرده و سپس نیروهای حزب اللهی را به خشونت ورزی متهم کنند.
آن روز که امیرفرشاد ابراهیمی با چهره برافروخته و محاسنی انبوه و با شعارهای انقلابی به مهاجرانی و عبدالله نوری حمله کرد ، این اقدام تا مدت ها سوژه خبری و تحلیلی رسانه های دوم خردادی بود تا نیروهای حزب اللهی و بسیجی را به خشونت ورزی متهم کنند و مهاجرانی و عبدالله نوری از زیر فشار روانی انتقادات متعددی که نسبت به آن ها وجود داشت، رهایی یابند. حتی برخی شخصیت ها و رسانه های اصولگرا نیز در آن مقطع به گمان آن که امیرفرشاد ابراهیمی واقعا" نسبتی با نیروهای حزب اللهی دارد ، با موضع گیری های خود ، سناریوی جریان کارگزاران را کامل کردند.
البته در همان مقطع برخی هوشمندان جریان انقلاب ، این سئوال جدی را مطرح کردند که آقایان عطاء الله مهاجرانی و عبدالله نوری که از اوایل دهه 70 به بعد هیچ گاه به نماز جمعه نیامده بودند ، چگونه بعد از سالیان طولانی نمازجمعه خوان شده و برخلاف عرف رایج که مسئولان کشوری در صفوف اول نماز و جایگاه ویژه حضور می یابند ، این دو نفر در خیابان قدس به نماز ایستادند و بعد از نماز هم مورد حمله و خشونت ورزی قرار گرفتند؟!
این سئوال و سئوالاتی از این قبیل ، زمانی پاسخ پیدا کرد که ماهیت واقعی امیرفرشاد ابراهیمی در پروژه موسوم به نوارسازان روشن شد و مشخص گردید که وی عامل نفوذی جریانات مخالف بوده و حتی برای برهم زدن تجمعات اصلاح طلبان و کتک زدن مهاجرانی و عبدالله نوری از حزب کارگزاران پول دریافت کرده است!
اکنون هم عطاء الله مهاجرانی و هم امیرفرشاد ابراهیمی در خارج کشور به سر می برند و از ارباب اصلی جیره می گیرند. آنها هر یک به نوعی در رسانه های ضدانقلاب ، علیه نظام و مردم مسلمان قلمفرسایی نموده و حرافی می کنند. در گذر زمان ، شاید هم خیلی ها فراموش کرده باشند که این دو مزدبگیر انگلیس ، روزگاری در یک سیاه بازی تاریخی ، چه نقش بامزه ای در برابر هم بازی کرده بودند.
ماجرای قتل های زنجیره ای را هم خیلی ها به خاطر دارند. پس از آن قتل ها ، تبلیغات سنگین سیاسی و رسانه ای شدیدی درگرفت تا کشتن چند مخالف بی خطر به گردن جمهوری اسلامی و نیروهای انقلابی بیفتد. حتی نامه و فتوای دروغین به نام بزرگان انقلاب و روحانیت جعل کردند.
اما گذر روزگار ثابت کرد که متهمین پرونده این قتل ها به کدام جریان سیاسی وابسته بودند.
به راستی آقای «الف . خ» از متهمین پرونده قتل های زنجیره ای در جریان انتخابات اخیر ، 15 ساختمان شخصی خود را – که معلوم نیست پول آن ها را از کجا به دست آورده – در اختیار ستاد کدام کاندیدا قرار داده بود؟ حسینیه حجت نازی آباد را همین فرد برای کدام کاندیدا مهیا کرد تا اولین سخنرانی انتخاباتی خود را از آنجا آغاز کند؟ این فرد رفیق گرمابه و گلستان کدام آقازاده آشوبگر بوده و هست؟
براستی بازجویان همسر سعید امامی که فیلم منتشره ازفجایع رخ داده از جانب  آن ها دل هر انسان صاحب وجدانی را به درد می آورد در انتخابات اخیر در کدام صف بودند و کدام نماد بر مچ آن ها خودنمایی می کرد؟ به راستی آن فیلم از دفتر کدام مسئول به بیرون درز داده شد و هدفش زیر سئوال بردن چه جایگاهی بود؟ آیا اگر افشاگری برخی دلسوزان نظام و انقلاب نبود ، آقای خاتمی آن بازجویان محترم(!) را تغییر می داد یا اجازه می داد همچنان به فیلم سازی خود برای ضربه زدن به دستگاه امنیتی ایران اسلامی ادامه دهند؟
با این سوابق ، به نظر می رسد سناریوی فیلم فحاشی به فائزه هاشمی نیز به شدت مشکوک باشد. ملت مسلمان و انقلابی ایران در طول سال در مقاطعی نظیر 22 بهمن و روز قدس به صورت میلیونی در خیابان ها حضور می بایند. در 2 سال اخیر در جریان این راهپیمایی ها علیه سران فتنه و حامیان آن ها بارها شعار سر داده شده است. در راهپیمایی تاریخی 9 دی ، دهها شعار خودجوش و صدها پلاکارد علیه سران فتنه به چشم می خورد . به رغم نفرت و خشمی که در این شعارها و پلاکارها علیه سران فتنه و حامیان آن ها موج می زد ، آیا کسی حتی یک صدا یا تصویر از شعار یا پلاکاردی با مضمون هتاکی غیراخلاقی یا فحاشی ، در میان این جمعیت میلیونی ، دیده یا شنیده است؟ قطعا" اگر حتی یک نمونه وجود داشت ، تاکنون رسانه های ضدانقلاب باها و بارها بدان اشاره و استناد کرده بودند.
بر این اساس ، شک نباید کرد که ماجرای فیلم فحاشی به فائزه هاشمی ، سناریویی از قماش سناریوهای گذشته است. ظاهر غلط انداز افرادی که در فیلم متعرض فائزه و اقوام او شده اند ، قطعا" یک آدرس عوضی است. اگر این ماجرا شکلی طبیعی داشت ، داستان فیلمبرداری آن چه توجیهی دارد جز این که بازیگر نقش فحش خور ماجرا و اطرافیان او از ابتدا آمادگی برای چنین سناریویی را داشته اند. تا پس از تهیه و تدوین فیلم ، آن را برای انتشار تحویل برارداران لندن نشین دهند!


حراج آبروی بی بی سی در چهار راه دروغ سبز
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز

این نقاب جدید بی بی سی نیز نتوانست مردم بصیر ایران را بفریبد و حتی یک تجمع کوچک نیز روز گذشته در خیابانهای تهران تشکیل نشد.

بنگاه خبرپراکنی بی بی سی وابسته به دولت استعمارگر انگلستان طی دو سال از شروع کار خود از ابزارهای مختلفی برای تاثیرگذاری و جذب مخاطب در میان فارسی زبانان اعم از ایران و سایر کشورهای فارسی زبان بهره می‌گیرد.
تجربه فعالیت شبکه BBC نشان داده است که سیاستگذاران رسانه‌ای در بریتانیا، تبحر خاصی در انتخاب هدفمند استراتژی و به خصوص «زمان راه اندازی رسانه» دارند.

تبلیغ پروپاگاندایی برای همنوا ساختن مخاطب
«پروپاگاندا» یکی از شیوه‌ها و تکنیک‌های رسانه‌ای است که بی بی سی از آن بهره می گیرد؛ توضیح اینکه پروپاگاندا شامل تکنیک‌هایی است که برای تغییر رفتار عامه و تأثیر بر آنها به کار برده می‌شود. در این روش شیوه‌ها، حساب شده و جزئی است، اهداف مشخص و در عین حال محدود بوده و سرانجام موضوعات مورد تبلیغ غالباً سیاسی می‌باشد. درشیوه تبلیغی پروپاگاندا قواعدی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا القا مفاهیم و مطالب از طریق آنها انجام شود.
در یکی از این قواعد شرایطی ترسیم می شود که مخاطب را در فضای جمعی قرار داده تا همنوا با دیگران به رفتارهای جمعی مبادرت ‌کند. به عنوان مثال در شرایط بعد از انتخابات با انتخاب و گزینش تصاویری که ادعای خاص و ناب بودن آن را دارند به گونه ای القا می کنند که اغتشاشات انجام شده بسیار وسیع و گسترده بوده و امکان انعکاس کامل آن نبوده است.
از روشهای دیگر پروپاگاندایی بی بی سی این است که هدف مورد نظر خود را در لفافه و غیر مستقیم بیان می کند چرا که می داند جامعه ایرانی با عنایت به حس میهن دوستی خود از دخالت و نفوذ بیگانگان بر سرنوشت کشورشان بیمناک است. از این رو با استفاده از ضرب المثل قدیمی «یکی به نعل و یکی به میخ» ادای بی طرفی در می آورد و از سوی دیگر با برجسته کردن مشی بی‌طرفی عملاً به طرفداری خود وجهه اخلاقی و قانونی می‌بخشد.
بی بی سی عجله ای برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود ندارد و سعی می‌کند در یک پروسه طولانی و هدفمند برنامه‌های خود را به سرانجام برساند بنابراین بر خلاف برخی شبکه‌های ضدانقلاب که از رویارویی مستقیم با نظام اسلامی سخن می گویند این شبکه با زیرکی خاص استعمارگر پیر، سعی در بزرگنمایی ایرادات کوچک و نادیده گرفتن تواناایی‌های نظام در ابعاد مختلف دارد.

ادعای بی طرفی و شیوه انعکاس اخبار
پیشرفتهای ایران در ابعاد علمی، پزشکی، اقتصادی ، بهبود معیشت مردم در «رسانه بی طرف بی بی سی» جایی ندارد مگر آنکه بخواهند آن پیشرفت را یک خطر برای جامعه جهانی بخوانند از سوی دیگر برای نجات دادن یک زن قاتل از چنگ قانون آسمان و ریسمان را به هم می بافد و طی یکی دو هفته اولین خبر این شبکه می شود. گویی که در ایران 70 میلیون چشم نگران منتظر سرنوشت این قاتل است.
نمونه دیگر بحث هدفمندی یارانه ها بود کخه ای رسانه با انواع ترفندها سعی نمود مردم را از اجرای آن بترساند که این روش گاه با استفاده از یک به اصطلاح کارشناس استفاده می شد و گاها از شاهدان عینی که با تماس با این رسانه از نگرانی جامعه ایرای از اجرای آن خبر می دادند.

از روش غیر مستقیم تا کنار گذاشتن نقاب
البته همیشه این روش غیرمستقیم برای آنان کارایی ندارد و برخی اوقات ناچارند «مستقیم وبدون نقاب» وارد شوند و مردم را به حضور در خیابانها فربخوانند و عملا از صبح تا شب به استخدام رایگان سران فتنه و حامیان خارجی آنان برای ایجاد تجمع و ناامنی در آیند.
آخرین شاهد مثال این امر فراخوان 25 بهمن ماه فتنه گران برای انحراف در نهضت اسلامی خاورمیانه بود که این رسانه سنگ تمام گذاشت وحدود دو هفته شبانه روز به تبلیغ این مراسم می پرداخت تا شاید بتواند چندصد نفری رابه داخل خیابانها بکشاند و با پوشش وسیع آن از سرایت ناآرامی های منطقه به ایران خبردهد و با این بهانه شانه های اسرائیل و آمریکا را از فشار کمرشکن خیزش اسلامی منطقه برهاند.
اما تمام آن سرمایه‌گذاری تمام عیار حتی نتوانست در تهران 10 میلیونی حتی ده هزار نفر را به خیابانها بکشاند در شهرهای دیگر که حتی نتوانستند یک تجمع دو رقمی را به ثبت برسانند. فضاحت 25 بهمن این شبکه را محتاط ساخته تا مقداری محافظا کارانه تر به صحنه بیاید و اندک ابرویی نیز برای خود باقی بگذارد . از این رو اتخاذ رویکرد غیرمستقیم بعد از آن مورد استفاده قرار گرفت.

تحریک احساسات مردم در آستانه دهم اسفند
پس از اعلام فراخوان شعبه خارجی فتنه سبز برای تجمع در روز دهم اسفندماه به بهانه تولد یکی از سران فتنه، این شبکه سعی کرد به جای فراخوانی مردم ، احساسات آنان را تحریک سازد و با تهییج عواطف و استفاده از ابزار شایعه سازی اهداف ناکام خود را پیش ببرد . بدین منظور از چند روز گذشته بر این شایعه دامن زد که موسیوی و کروبی اخیرا بازداشت و به «زندان حشمتیه» منتقل شده اند با اینکه این موضوع چندین بار توسط مسدولان امر تکذیب شد اما آنان تا آخرین لحظات دیروز تلاش داشتند با ابزار تحریک عواطف مردم و جوانان را به خیابان‌ها بکشانند.
اما این نقاب جدید بی بی سی نیز نتوانست مردم بصیر ایران را بفریبد و حتی یک تجمع کوچک نیز روز گذشته در خیابانهای تهران برای دلخوشی صاحبان بی بی سی و حامیان اصلی آن تشکیل نشد.



رمزگشایی از شباهت تاکتیکی فتنه‌گران با گروهک نهضت آزادی
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، نهضت آزادی

ستون پنجم دشمن چه کسانی هستند؟

سرانجام با برافتادن نقاب «فتنه» از چهره جریانی که تا مدت‌ها مشغول زیست در غبار بود، ‌ضد انقلاب داخلی خود را با هیبت و چهره‌ای دیگر ‌رونمایی کرد.

این جریان ضدانقلاب گرچه تا مدت‌ها سعی می‌کرد در قالب نفاق به تکاپو و حیات ادامه دهد اما به دلیل بصیرت مردمی و روشن شدن ذات و باطنش، ‌چاره‌ای نیافت تا از ردای عاریه‌ای که تا مدت‌ها در لوایش به توطئه مشغول بود بیرون آمده و به معارضه مستقیم با نظام بپردازد. ضد انقلاب داخلی بی‌شک پیش و بعد از آشوب اسرائیلی 25 بهمن دو زیست متفاوت داشت. تا پیش از 25 بهمن این جریان می‌کوشید تا استراتژی« استتار در گفتمان انقلاب» را تعقیب و دنبال نماید تا همچنان در فضای غبار زیست کرده و مرددین را به خیمه‌گاه خود دعوت نماید اما زمانی که اکسیر بصیرت، نقاب آنان را سوزاند و چهره‌شان را عیان ساخت به همنشینی پیدا و عریان با کسانی پرداختند که کینه از انقلاب داشتند و جان کلامشان برانداختن ندایی بود که منطقه را در هژمونی پیام خود درنوردیده است و دقیقاً اینگونه بود که با پادویی برای محور امریکا‌‌ ‌و رژیم صهیونیستی 25 بهمن را آفریدند و زیست در جغرافیای سیاسی ضد انقلاب را آغاز کردند.

در این میان اما اینان در این زیست جدید با موانع بزرگی روبه‌رو هستند که بی‌گمان همان موانع قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در جهان کنونی است.

رصد تبلیغات، ‌برنامه‌ها و تلاش‌های سازماندهی شده در حوزه رسانه‌ها بیانگر آن است که ضد انقلاب داخلی برای رسیدن به اهداف خود، ‌مدلی قدیمی گروهک‌های دوست و همپیمان خود را در دستور کار خود قرار داده‌اند. هنوز اذهان یاران انقلاب فراموش نکرده است که چگونه گروهک نهضت آزادی در شرایطی که نظام درگیرمقابله با منافقین بوده و مقابله با دشمن را در جبهه‌ها مدیریت می‌کرد، ‌به عنوان ضد انقلاب و ستون پنجم دشمن فعالیت کرده و مثلث قدرت نرم کشور یعنی «رهبری، ملت، سپاه و بسیج» را آماج دشمنی‌ها خود قرار می‌داد.

امروز هم اما جریان ضد انقلاب برای رسیدن به اهداف خود همان راه گروهک نهضت آزادی را سرلوحه خود قرار داده است. این جریان از تمامی مفاهیم مورد ادعای خود تهی شده و خود و حامیان اصلاح طلبانش را به عنوان ستون پنجم دشمن تعریف و تفسیر کرده است. این جریان حتی همچون خلفش گروهک نهضت آزادی، ‌وقتی دید که مثلث «رهبری، ملت، سپاه و بسیج» فرزندان زمانه خویشند، ‌اهل تدبیرند و بیگانه با مماشات با دشمنان، ‌عزم خویش را جزم کرده‌اند تا این مثلث را از صحنه حذف کرده و رؤیاهای براندازانه خود را عملی سازند.

ستون پنجم دشمن که نقش آن را جریان ضد انقلاب ایفا می‌کند در این راستا به دنبال آن است که:

1- حملات مستقیمی را علیه رهبر معظم انقلاب سازماندهی کرده و با جبهه کردن چهره‌های وابسته به خود از تئوری «پرندگان گردن چرخان» بهره ببرد. براساس این تئوری این جریان تلاش دارد تا ضمن جبهه کردن برخی از چهره‌های سیاسی آنان را از گردونه نظام دور کند، ‌تئوری که بی‌شک تاکنون به شکل معکوس عمل کرده و با به تن کردن ردای ضد انقلاب تنها حامیان هم‌خطشان در این مسیر باقی مانده‌اند.

2- با همکاری منافقین به اغتشاش دوباره در سطح خیابان‌ها روی آورده و ضمن پیاده‌سازی استراتژی «تجمع‌های پراکنده اما با عمل مسلحانه» به شکسته سازی و ارعاب مردم بپردازد.
3- با حمله به سپاه و بسیج این فرزندان ملت بیدار به تخریب آنان بپردازد. در مجموع با توجه به نکات مطرح شده با توجه به بوسه فتنه‌گران به گونه‌های ضد انقلاب باید گفت که این رؤیای آنها به دلیل تعلق خاطر ملت به امام(ره)، ‌آرمان‌های انقلاب و رهبر معظم انقلاب باردیگر ناکام مانده و تنها چیزی که دگر بار برای آنان در تاریخ ثبت خواهد شد، ‌تعریف نقش ستون پنجمی دشمن برای این عناصر ضد انقلاب خواهد بود.


خاتمی همچنان به منافع خود می اندیشد!
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

اظهارات اخیر خاتمی و حمایت وی از موسوی و کروبی پس از آشوب های اسرائیلی 25 بهمن براساس فشارهای اخیر اطرافیان سران ضد انقلاب داخلی بوده است.

اظهارات اخیر خاتمی و حمایت وی از موسوی و کروبی پس از آشوب های اسرائیلی 25 بهمن براساس فشارهای اخیر اطرافیان سران ضد انقلاب داخلی بوده است.
به گزارش«جوان آنلاین»،پس از آشوب اسرائیلی 25 بهمن و در حالی که پیش از این خاتمی در واکنش به دعوت موسوی و کروبی به راهپمایی دراین روز ،این تجمع را بازی دو سرباخت عنوان کرده بود،وی با یک چرخش از سران ضد انقلاب داخلی حمایت کرد.
خاتمی پیش از این ضمن انتقاد از فراخوان موسوی و کروبی برای تجمع 25 بهمن، این تاکتیک را منجر به اضمحلال بیشتر اصلاح طلبان دانسته و گفته بود که وی برای برای جمع کردن این رسوایی خود را هزینه نخواهد کرد.
در همین حال گفته می شود چرخش آشکار سید محمد خاتمی و حمایت از موسوی و کروبی بر اثر پیام ها و فشارهای اطرافیان موسوی و کروبی بوده است.
اطرافیان سران ضد انقلاب داخلی در پیام خود ضمن انتقاد از موضع گیری خاتمی مبنی بر عدم هزینه کردن خود برای سبزها تاکید کرده بودند که بطور قطع اگر وی موضع جدیدی اتخاذ نکرده و از موسوی و کروبی حمایت نکند این دو مطالب روشنی را از برنامه ها و بازی های وی را افشاء کرده و بدین گونه وی دیگر هیچ گونه جایگاهی در میان این جریان خواهد داشت.
منابع مطلع در این زمینه خبرمی دهند گرچه خاتمی طی مواضعی از حصر موسوی و کروبی انتقادکرده ولیکن این مواضع برای سران ضدانقلاب داخلی چندان راضی کننده نبوده و این مواضع نشان می دهد  که خاتمی نه تنها جسور نبوده بلکه همچنان به منافع خود می اندیشد.


خاتمی‌ به دنبال چه می‌گردد؟
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی

  وصله‌ای دیگر بر توهمات هزار وصله اصلاحات

خاتمی ‌این روزها فرصتی یافته تا بار دیگر خود را در انظار اصلاح‌طلبان نشان داده و اقلیت حامی‌ موسوی و کروبی را که خیلی دل خوشی از خاتمی‌ ندارند، به سوی خود بخواند.

خاتمی احساس می‌کند با رفتار ساختارشکنانه موسوی و کروبی ‌ در نگاه غرب و همچنین اپوزیسیون تا حدودی به انزوا رفته است بنابراین باید کاری کند که بار دیگر این اعتماد را به دست آورد و به جای آن بار دیگر نگاه‌ها را متوجه خود کند.

پس از فتنه اسرائیلی 25 بهمن که با هماهنگی امریکا، اسرائیل و تمامی ‌ضدانقلاب و پس از بازگشت اردشیر امیر ارجمند از مأموریت خاص خود به اسرائیل کلید زده شد، فضاحت این سناریو به قدری روشن بود که تمامی‌ جبهه انقلاب و حتی افرادی را که تا قبل از آن سکوت کرده بودند، ‌ وارد میدان ساخت و تمامی‌ آنها برخلاف رخدادهای قبلی طی یک سال و نیم گذشته، غائله‌آفرینان 25 بهمن را ضدانقلاب و شایسته برخورد قانونی دانستند.

ضلع سوم فتنه این روزها مسیر دیگری را می‌پیماید

اما بر خلاف همه این افراد و حتی اصلاح‌طلبان مجلس که از این حرکات تبری جسته و آن را کار منافقان دانستند، «ضلع سوم فتنه» و شریک جرم سران فتنه این روزها مسیر دیگری را می‌پیماید.

خاتمی ‌این روزها فرصتی یافته تا بار دیگر خود را در انظار اصلاح‌طلبان نشان داده و اقلیت حامی‌ موسوی و کروبی را که خیلی دل خوشی از خاتمی‌ ندارند، به سوی خود بخواند.

حصر خانگی دو نفر از سران فتنه 88 و مسببان اصلی فتنه اسرائیلی این فرصت را به خاتمی‌ داده است تا در خلأ اطلاعیه پراکنی آن دو، بار دیگر درصدد بازسازی چهره خود در نزد «جبهه هزاروصله اصلاح طلبان» برآید. برای این امر او نیازمند پیراهن عثمانی است تا با بلند کردن آن خود را حامی ‌سران اغتشاشات نشان دهد.

خاتمی ‌سران فتنه را صادق و مؤمن می‌خواند!

خاتمی‌ در دیدار جمعی که اساتید دانشگاه و روحانی خوانده شده‌اند به جای اینکه حرکت ضدانقلابی 25 بهمن که هماهنگی آن با دشمنان قسم‌خورده انقلاب به قدری روشن بود که اصلاح‌طلبان مجلس نیز از این حرکت اعلام برائت جستند در رویکردی وارونه عاملان این حوادث را «امتحان پس داده، صادق و مؤمن» خواند و گفت: «به جا بود که زندانیان که نوعاً انسان‌های امتحان داده و صادق و مؤمن‌اند آزاد شوند،نه اینکه این روزها شاهد دستگیری‌های گسترده تازه و ایجاد محدودیت مجدد برای کسانی باشیم که اندکی از محدودیت آنها کاسته شده بود یا امید به کاسته‌شدن آنها می‌رفت.»

خاتمی‌ در ادامه سعی کرد از امام وانقلاب مایه بگذارد و خود به همراه دو رفیقش را «همه مسئولان تراز اول مورد تأیید امام» بخواند و بگوید: «وقتی بنا باشد همه مسئولان تراز اول که مورد تأیید امام، مردم و رهبری بوده‌اند انسان‌های فاسد، منحرف و ضد انقلاب معرفی شوند آیا مردم جهان حق ندارند این شبهه را پیدا کنند که پس حاصل انقلاب، فساد و انحراف بوده است؟» با این تفسیر خاتمی،‌ احتمالاً شخصیت‌های دیگر نظام که حساس‌ترین مسئولیت‌ها را در زمان امام بر عهده داشتند، شخصیت‌های دست دوم محسوب می‌شدند و زمام امور کشور در زمان امام به دست او و دو رفیق متوهمش بوده است.

اما آقای خاتمی‌ ظاهراً فراموش کرده که همان امام با تیزبینی خاص خود در وصیتنامه الهی سیاسی خویش میزان را حال افراد دانست و سابقه انقلابی را ابزاری برای فخرفروشی و سهم خواهی از نظام رد کرد چرا که می‌دانست حب جاه و مال در کمین این انقلاب نیز نشسته همانگونه که بسیاری از مسلمانان صدر اسلام را به انحراف کشاند.

آقای خاتمی ‌چه کسی آرامش جامعه را به‌هم‌زده است؟

رئیس دولت اصلاحات در ادامه بر لزوم حرکت جامعه به سوی استقرار فضای آرام و به دور از تنش می‌گوید و عنوان می‌کند: ‌«گفتیم و باز هم می‌گوییم که کشور به همه نیروهای مخلص نیازمند است خواه منتقد باشند خواه نباشند. انتظار بوده و هست که پس از قریب دو سال تنش بی‌جا که با گفت‌وگو و تعامل و رعایت حقوق ملی و شهروندی قابل حل و پیشگیری بود و هنوز هم هست با تدبیر و حکمت راه بر همدلی و پیشرفت همه جانبه کشور گشوده شود».

آقای خاتمی‌آیا واقعاً نمی‌داند که اگر سال گذشته ناآرامی ‌نیز در سطح جامعه مشاهده شد حاصل لجاجت دو رفیقش بر مواضع متوهمانه و احمقانه‌شان بود. در ثانی طی ماه‌های اخیر تا قبل از 25 بهمن آیا کسی در این کشور ناآرامی ‌دیده است و غیر از این بود که این افراد مأموریت یافته بودند تا نهضت عظیم اسلامی ‌منطقه را با یک حرکت انحرافی و مزورانه با نام حمایت از مردم مصر آن هم در روزهایی که دیکتاتور مصر سقوط کرده بود و عملاً دلیلی برای حمایت مشاهده نمی‌شد منحرف سازند.

ارتباط بین 25 بهمن با فتنه 88 در چیست؟

آقای خاتمی ‌توضیح دهند که ارتباط بین ناآرامی‌های 25 بهمن با فتنه 88 در چیست؟ چه توجیهی برای ناآرامی‌های مشتی ضدانقلاب و منافق که پس از حماسه میلیونی 22 بهمن برای تحت‌الشعاع قرار دادن حرکت مردم ایران درحمایت از حرکت‌های اسلام‌گرایانه و آزادی خواهانه منطقه صورت گرفت می‌تواند داشته باشد. خاتمی‌ در ادامه از حصر خانگی موسوی و کروبی انتقاد می‌کند و هشدار می‌دهد که چنین اقدام‌هایی اعتراضات را متوجه اصل نظام می‌کند.

معلوم نیست در جایی که تمامی‌ رسانه‌های غرب و اسرائیل، موسوی و کروبی را رهبران مخالفان نظام اسلامی‌ می‌دانند و آنان نیز نه تنها این موضوع را رد نمی‌کنند بلکه با بیانیه هماهنگ خود با آنان عملاً بر این ادعا مهر تأیید می‌زنند، خاتمی‌چگونه از آنان دفاع کرده و حصر شدن مخالفان نظام را تعبیر به حرکتی می‌کند که متوجه اصل نظام خواهد شد.
انتقاد خاتمی ‌از حصر این دو در حالی است که طی ماه‌های اخیر طبق اخبار رسیده وی همیشه از تندروی این دو انتقاد کرده و حرکت‌های آنان را باعث حذف اصلاح‌طلبان از گردونه قدرت دانسته بود حال چگونه خاتمی‌ در یک چرخش جهت‌دار مدعی لزوم آزادی این منافقان و محاربان می‌شود؟به راستی اگر خاتمی‌ این افراد را صادق و مؤمن می‌خواند و احتمالاً آنان را خیرخواه نظام، ‌پس چرا بیانیه این دو دلسوز نظام را برای 25 بهمن امضا نکرد؟ در توضیح این موضوع باید گفت خاتمی برهه بعد از حبس موسوی و کروبی را فرصت مناسبی برای کسب وجهه مجدد خود می‌داند و در این راه گوشه چشمی‌نیز به خارج از کشور و رسانه‌های معاند دارد تا حمایت آنان را نیز جلب کند. بنابراین اکنون نیازمند آن است که با مواضعی ساختارشکنانه اعتباری در آن سوی مرزها برای خود کسب کند.


روز آرام تهران و التماس به کاربران برای حضور در خیابان +عکس
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز

در خیابان‌هایی که به عنوان محل قرار آشوب‌طلبان معرفی شده، مردم مانند روزهای گذشته مشغول خریدهای نوروزی و انجام دیگر کارهای خود هستند. همین موضوع باعث شده است که سایت های ضد انقلاب برای فرار از افتضاح جدید، به مخاطبان خود برای آمدن به خیابان التماس کنند.

به گزارش شبکه ایران، در ادامه برنامه های محافل بیگانه برای انحراف افکار عمومی دنیا از انقلاب های مردم مسلمان منطقه به سمت ایران، آشوب طلبان بار دیگر به ایجاد ناآرامی در برخی خیابان ها مامور شدند.

محافل صهیونیستی در شرایطی این برنامه جدید را به آشوب طلبان داخلی دیکته کرده اند که از روزهای گذشته هم ناکامی آن روشن بود.

به همین دلیل رسانه های حامی آشوب اسرائیلی از جمله بی بی سی فارسی از روز گذشته با انتشار و تحلیل گسترده بر روی خبر کذب انتقال موسوی و کروبی به زندان حشمیته سعی در تحریک فتنه گران و لااقل ایجاد آشوبی کوچک را داشتند.

تهران؛ آرام آرام

اما همه گزارش ها از سطح شهر تهران حاکی از اوضاع آرام و جریان عادی امور است.

به گزارش خبرنگار شبکه ایران در خیابان هایی که به عنوان محل قرار آشوب طلبان معرفی شده، مردم مانند روزهای گذشته مشغول خریدهای نوروزی و انجام دیگر کارهای خود هستند.

همین موضوع باعث شده است که سایت های ضد انقلاب برای فرار از افتضاح جدید، به مخاطبان خود برای آمدن خیابان التماس کنند.

به عنوان نمونه، کاربران سایت بالاترین که از سال گذشته محل هدایت آشوب ها بوده است، از ساعتی پیش دست به دامن همدیگر شده اند و به یکدیگر برای آمدن به خیابان‌ التماس می کنند.

یکی از کاربران این سایت که خود مشغول ارسال و داغ کردن اخبار در سایت است، از دیگر کاربران خواست که برای ایجاد آشوب به خیابان بروند.

جالب آنکه او طوری درخواست خود را نوشته که انگار در کنار میدان انقلاب مشغول شعار دادن است!

 

یک کاربر دیگر هم با ناامیدی از همفکرانش خواسته که به خیابان بیایند!

 

 کاربر دیگر این سایت هم که به نظر می رسد التماس ها مکرر را بی نتیجه دیده سعی در ارائه روشی دیگر به کاربران بالاترین کرده است.

 

رسانه های آشوب طلب که در جریان برنامه دیکته شده پیشین هم شکست خورده بودند با انتشار تصاویر آرشیوی سعی در دلداری دادن به حامیان خود کردند.

به عنوان نمونه سایت بالاترین در روز اول اسفند همچنین در خبری دیگر از "تجمع پرشکوه در اصفهان+ عکس" خبر داد اما در داخل این خبر و زیر عکس ادعایی با شیطنت نوشته شده بود «فکر می کنم درانتشار عکس اشتباه کردم و عکس مربوط به امروز نیست. امروز در واقع به خاطر حضور ماموران تجمعی شکل نگرفت»!

بامزه تر اینکه سایت ضد انقلابی ایران گلوبال یکی از تصاویر مربوط به 25 بهمن را که ترافیک خیابان به انضمام چند نفر از پرسنل نیروهای انتظامی نشان می دهد، به عنوان تظاهرات در رشت جا زد!


جزئیات شگردهای‌ارتباطی‌سران‌ضدانقلاب و علت ایجاد محدودیت‌ارتباطاتی
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

ایجاد محدودیت ارتباطی برای موسوی و کروبی که پس از 25 بهمن به علت ایفای کامل نقش کارگزار امریکا و اسرائیل از سران فتنه به سران داخلی ضدانقلاب تغییر عنوان پیدا کرده‌اند، به‌دلیل عمق ارتباطات ضد امنیتی آن‌ها و پیشگیری از افزوده شدن بر سیاهه جرایم آن‌ها در طول 21 ماه گذشته بوده است.

به گزارش رجانیوز، در پی فراخوان برای حضور خیابانی در روز 25 بهمن که موسوی و کروبی به‌عنوان اعلام کنندگان آن هیچ انگیزه‌ای جز ایجاد درگیری و آشوب به‌منظور مشابه‌سازی ایران و برخی کشورهایی که مردم آن‌ها در اعتراض به دیکتاتوری سران خود قیام کرده‌اند، نداشتند، فضا به مراتب از قبل شفاف‌تر و کاملاً روشن شد که دیگر اردوکشی‌های خیابانی هیچ ارتباطی به مسائلی مانند انتخابات سال گذشته ندارد، بلکه امریکا و رژیم صهیونیستی برای خروج از تهدیدهای کم‌سابقه‌ای که متحدان اصلی‌اشان در منطقه و افریقا با آن مواجه هستند، سناریوی سرشکن کردن این تحولات را تدارک دیده و می‌کوشند با القای مشابه بودن وضعیت ایران، از اینکه کشورمان به یک الگو و استاندارد برای خاستگاه‌های قیام‌های مردمی تبدیل شود، جلوگیری کنند.

نکته جالب در ارتباطات ضد امنیتی موسوی این است که عمده تماس‌های وی با عوامل بیرونی از طریق چت تصویری بوده و وی حتی برای جلوگیری از اینکه صدایش شنود شود، مطالب خود را بر روی کاغذ می‌نوشته و برای مشاهده طرف مقابل، جلوی دوربین وب‌کم می‌گرفته است.

اما در حالی که مطالبه مردمی بسیار فراتر از اعمال محدودیت‌های ارتباطی است و در راهپیمایی‌های مردمی از 9 دی سال گذشته تاکنون، اعدام سران فتنه خواسته شده است، رسانه‌ها و عوامل ضد انقلاب قصد دارند، همین محدودیت اندک را که در واقع لطف نظام به این افراد برای پیشگیری از برخوردهای مردمی و از سوی دیگر اضافه شدن به جرایم‌شان است، به‌عنوان یک فاجعه توصیف کنند.

این در حالی است که با محدود شدن ارتباطات موسوی و کروبی، علناً ضدانقلاب مقیم خارج برای مدیریت صحنه وارد شده و طراحی و اجرای ابتدا تا انتهای پروژه‌هایی را که البته تا امروز ناکام مانده، برعهده گرفته است که این رویکرد اثبات می‌کند تا قبل از این نیز عملاً ضدانقلاب طراح ناآرامی‌ها بوده و افرادی که از آن‌ها به‌عنوان سران فتنه تعبیر می‌شد، صرفاً‌ کارگزاران پروژه‌های ضدانقلاب و سرویس‌های غربی بوده‌اند.

این رویکرد در سایت کلمه که تا پیش از این ادعا می‌شد از سوی نزدیکان موسوی اداره می‌شود نیز وجود دارد، به‌طوری که از زمان قطع ارتباطات سران داخلی ضد انقلاب، این سایت نیز کاملاً به رسانه جریان ضدانقلاب تبدیل شده است. گفته می‌شود حمزه غالبی رئیس شاخه جوانان ستاد موسوی که به فرانسه گریخته است، مدیریت این سایت را برعهده دارد.

سناریوی "ادامه التهاب" در ایران، مصوب سرویس‌های امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی است که موسوی و کروبی در فاز جدید اجرای این سناریو صرفاً نقش کارگزار و عامل اجرایی را برعهده داشتند اما بی‌تدبیری در امکان‌سنجی برای اجرای این پروژه و بصیرت شکل گرفته در میان مردم و نخبگان در اثر تدابیر رهبر انقلاب در طول این ماه‌ها، عملاً این سناریو بی‌اثر شده است، به‌طوری که اکنون سرویس‌های طراح آن معتقد هستند که با تشکیل دو قطبی "انقلابی" و "ضدانقلاب" پس از 25 بهمن، بی‌اعتنایی مطلق مردم و ریزش شدید حامیان فتنه، همچنین محکومیت یکپارچه عوامل حتی از سوی افرادی که در طول این دو سال سکوت کرده بودند، کارت‌های مهمی را از دست داده و شرایط برای ادامه سناریوی التهاب آفرینی دشوار شده است.


تأیید تحلیل رفع‌دغدغه بازداشت موسوی و کروبی/ بی‌بی‌سی محاکمه را جلو انداخت!
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز

تکرار بی‌اعتنایی شهروندان تهران به فراخوان حضور خیابانی (10 اسفند) تهران، تأیید تحلیل قبلی رجانیوز در مورد رفع کامل دغدغه بازداشت و محاکمه موسوی و کروبی از روز 25 بهمن به بعد است.

در حالی که طی روزهای گذشته جریان ضد انقلاب با بسیج کردن کامل امکانات رسانه‌ای و به صحنه آوردن تمام ظرفیت‌های خود تلاش کرد با برجسته‌نمایی خبر قطع ارتباطات موسوی و کروبی و تعبیر از آن به بازداشت، در تهران و برخی شهرهای مهم کشور ناآرامی ایجاد کند، گزارش خبرنگاران ما از سطح شهر حاکی است، جمعیتی که با انگیزه مشخص در مسیر اعلام شده حاضر و بعضاً با مأموران برقرار کننده نظم و امنیت عمومی نیز درگیر شدند، از حدود یک پنجم جمعیت 10 هزار نفری روز 25 بهمن یعنی دو هزار نفر نیز کمتر بود.

این در حالی است که جریان ضد انقلاب به امید پیوستن تماشاگران دیدار تیم‌های فوتبال استقلال تهران و السد قطر از ورزشگاه آزادی، بر خلاف فراخوان‌های قبلی که زمان آن را ساعت 15 اعلام می‌کردند، برای این فراخوان، ساعت 17 را اعلام کردند اما نکته قابل توجه این بود که از ساعت 19:30 به بعد شرایط در میدان‌های آزادی و انقلاب کاملاً عادی بود و حتی اثری از درگیری‌های پراکنده حوالی میدان انقلاب نیز دیگر خبری نبود.

شکست سناریوی "ادامه التهاب" در شرایطی رقم خورد که جریان ضد انقلاب به‌دلیل فاصله داشتن از ایران و برآورد و تخمین‌های غلط انتظار داشت در اثر انتشار خبر ایجاد محدودیت برای موسوی و کروبی موج اجتماعی شکل بگیرد و حتی برای دامن زدن به این فضا از شب گذشته (دوشنبه) شبکه بی‌بی‌سی فارسی ده‌ها بار ادعای کذب بازداشت این دو نفر و انتقال آن‌ها به زندان حشمتیه تهران را تکرار کرد.

با این حال، بی‌اعتنایی مطلق شهروندان تهرانی به این خبر که در اثر نوعی انزجار عمومی نسبت به رفتارهای ضدانقلابی بروز یافته و حتی سایت بی‌بی‌سی نیز ترجیح داده از عنوان "درگیری‌های پراکنده در تهران" برای پوشش خبری آن استفاده کند، شرایطی را ایجاد کرده که به نظر می‌رسد اکنون زمینه برای برداشتن گام‌های بعدی در محاکمه و رسیدگی به جرایم این افراد و جنایاتی که در آن‌ها معاونت و مباشرت داشته‌اند، ایجاد شده است.

بر این اساس، به نظر می‌رسد با قطع ارتباطات موسوی و کروبی و بازداشت بودن سایر عناصر فتنه، جریان ضد انقلاب در زمینه رصد و برآورد واقع‌بینانه با مشکل جدی روبرو شده و متعاقبا اشتباه‌های محاسباتی و شکست تصمیم اشتباه اعلام حضور خیابانی، موجب شده است که هر گونه دغدغه در مورد باقی ماندن بدنه اجتماعی حامی به صورت آتش زیر خاکستر که در شرایط بحرانی به صحنه می‌آیند، به‌طور کامل از بین برود و دستگاه قضایی بتواند گام بعدی برای رسیدگی به جرایم این افراد را بردارد.

رجانیوز، روز 25 بهمن با یادآوری اینکه کمتر از 10 هزار نفر از جمعیت 10 میلیونی تهران آن‌هم پس از 10 روز کری‌خوانی رسانه‌های ضد انقلاب به فراخوان پاسخ داده بودند، تأکید کرد که در اثر بصیرت شکل گرفته در مردم، اکنون بهترین زمان برخورد با سران فتنه است.

در بخشی از این تحلیل آمده بود: «بی‌رغبتی آشکار مردم تهران در همراهی با جریان فتنه نشان داد این تصور در میان برخی افراد که بازداشت موسوی و کروبی ممکن است تبعات سنگینی داشته باشد و بنابراین، هنوز وقت محاکمه آن‌ها فرا نرسیده، درست نبوده و علی‌رغم تأخیر در این اقدام که هزینه‌های زیادی نیز برای کشور داشته است، اکنون با توجه به همراهی واضح این دو نفر با سیاست‌های امریکا و رژیم صهیونیستی و ریزش تقریبا کامل بدنه اجتماعی فتنه،‌ در حال حاضر بهترین زمان برای محاکمه موسوی و کروبی است.»


هادی غفاری از کجا به کجا رسید + تصاویر
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: هادی غفاری ، علی اکبر محتشمی پور ، جنبش سبز

کمتر کسی هست که وقایع سیاسی کشور را دنبال کند و نام هادی غفاری را نشنیده باشد. هادی غفاری از جمله کسانی است که در راه پیروزی انقلاب اسلامی زحمات زیادی کشیده است. با این حال، خیلی ها معتقدند شخصیت وی با ویژگی ناخوشایندی همراه بوده است: تندروی.

به گزارش جهان به نقل از الف به عنوان مثال، در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی هنگامی که امام خمینی به طور صریح روی فعالیت های غیرمسلحانه و انقلاب مبتنی بر آگاهی توده تاکید داشتند، آقای هادی غفاری مردم را به «مصادره سلاح» از پاسبان ها دعوت می کرد [۱]؛ یا به عنوان مثال، در راهپیمایی ها با تقلید از شعارهای مجاهدین خلق، شعار «تنها ره رهایی، جنگ مسلحانه» را برگزیده بود. هنگامی که به ایشان تذکر داده می شد که این شعارها مورد پذیرش امام نیست، با این انتقادات به تندی برخورد می کرد [۱].

پس از انقلاب، آقای غفاری به عنوان نماینده مردم وارد مجلس شورای اسلامی شدند. یکی از موارد برخورد خشونت آمیز ایشان در مجلس، ماجرای حمله به صباغیان و معین فر (از نیروهای ملی مذهبی) است. معین فر داستان این حمله را این طور بازگو می کند: «حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود ۱۰ نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. خصوصاً حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند. ایشان همچنین فحش های عرضی و ناموسی زن، مادر و خواهر نثار من کردند که مستوجب حد است» [۲].

پس از آنکه در دو دهه اخیر شورای نگهبان چند بار صلاحیت ایشان را برای شرکت در انتخابات تایید نکرد، تا مدتها خبر زیادی از ایشان منتشر نمی شد؛ تا اینکه ناگهان در سال ۸۸ در جریان انتخابات ریاست جمهوری، آقای غفاری مجدداً به یک چهره خبرساز تبدیل شد. ابتدا سخنرانی های آکنده از سیاه نمایی ایشان در جمع هواداران مهدی کروبی در کانون توجهات قرار گرفت [۳]. پس از انتخابات، آقای غفاری که روزگاری خود را در خط ولی فقیه معرفی می کرد، طی یک سخنرانی در حضور مهدی کروبی توهین های بی سابقه ای را متوجه رهبر انقلاب کرد و اثبات کرد که التزامی به ولایت فقیه ندارد [۴]. سپس، عکس های وی در راهپیمایی های جنبش سبز منتشر شد:





اما جالب ترین خبر در این میان، ماجرای کشف انبار سلاح و مهمات در مسجد ایشان بود [۵]. پس از این ماجرای اخیر، هادی غفاری ظاهراً سعی می کند موضع گیری خاصی انجام ندهد و کمتر در کانون توجهات قرار می گیرد.
- - - - - - - - -
در اینجا ما با حامیان فتنه کاری نداریم. برخی از این افراد، کسانی هستند که روزی با مخالفان امام با خشونت برخورد می کردند و امروز با همان مخالفان بر سر یک نماد سبزرنگ (!) به تفاهم رسیده اند و عملاً علیه نظام اسلامی خروج کرده اند؛ و البته کماکان از خشونت دست بر نداشته اند.

مخاطب صحبت های بنده جوانانی هستند که امروز به ظاهر در جبهه انقلاب قرار دارند، اما تندروی بخشی از خوی آنها شده. یک روز خودسرانه چماق و زنجیر به دست می گیرند ، و روز دیگر ناسزاهای رکیک نثار مخالفان می کنند . آیا چنین رفتارهایی غیر از فراهم کردن سوژه برای دشمن و تخریب وجهه بسیج و حزب الله، نتیجه دیگری هم دارد؟


فتنه ۸۸ بیش از هر چیز آزمون ولایت پذیری بود. کسانی که امروز مدعی همراهی با ولی فقیه هستند، بدانند که سوابق آنها هر چه باشد، به گرد پای هادی غفاری و محتشمی پور هم نمی رسد. کسانی که در راه آرمان های انقلاب اسلامی مجروح شده اند؛ و در زمان تبعید امام در نوفل لوشاتو افتخار همراهی ایشان را داشته اند.


امروز برخی از این جوانان مدعی ولایت مداری، با حرکات خودسرانه خود قطعاً از مسیر تبعیت از ولی فقیه زمان منحرف شده اند، چرا که مقام معظم رهبری بارها و بارها در برابر حرکات دشمن دستور به سکوت و پرهیز از حرکات خودسرانه داده اند. کسانی که به چنین حرکاتی دست می زنند (با فرض اینکه نفوذی نباشند،) یا بیانات رهبر انقلاب را نشنیده اند، یا اینکه خود را به نشنیدن می زنند، یا اینکه تبعیت از این دستورات را وظیفه خود نمی دانند! برای مثال، مگر رهبر معظم انقلاب به صراحت نفرموده اند که «بارها گفته‌ام، باز هم تکرار مى‌کنم؛ من معتقدم که جوان مملکت بایستى در همه میدانها حضور و آمادگى داشته باشد؛ منتها با انضباط... مگر من بارها نگفته‌ام در اجتماعات کسانى که مخالفند، هیچ کس نباید رفتار خشونت‌آمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال مى‌کند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمى‌کنند؟! حتّى اگر یک حرفى که خون شما را به جوش مى‌آورد به زبان آورند - مثلاً فرض کنید اهانت به رهبرى کردند - باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید» .

درست است که نداشتن کارت بسیج نشانه بسیجی نبودن نیست، اما اگر کسی نیت مبارزه با اغتشاشگران را داشته باشد، «باید» با پذیرش نظم و انضباط و فقط در مواقع ضرورت با تشخیص فرمانده بسیج وارد میدان مقابله با آشوبگران شود. هر عملکردی خارج از این چارچوب، قطعاً با اوامر رهبر انقلاب در تناقض است. رابطه بسیجی با رهبر، رابطه پیرو با ولی امر است، نه رابطه فرزند با «بابا»! هر کسی که ادعای ولایت پذیری دارد، باید گوش به فرمان ولی فقیه باشد. در غیر این صورت، «مهم و مغرور و بزرگ» دانستن نفس ممکن است انسان را به راهی بکشاند که هادی غفاری یک بار آن را پیموده است. متاسفانه سمپتوم های اولیه این بیماری را می توان در دیگر رفتارهای این طیف (نظیر فحاشی های بی محابا به مجلس، قوه قضاییه، مجمع تشخیص و شهرداری) مشاهده کرد.


معشوقه قذافی هم فرار کرد+عکس
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: معمر قزافی

اخبار رسیده از طرابلس پایتخت لیبی حاکی از آن است که معشوقه دیکتاتور لیبی به کشورش اوکراین بازگشت.

به گزارش خبرگزاری پانا یکی از پایگاه های خبری کشور لیبی در مطلبی صبح امروز نوشت: "جالینا کولوتنیسکا" از سال ها پیش پرستار شخصی "معمر قذافی" شده اما به مرور زمان دیکتاتور لیبی عاشق وی شده است. دختر او "تاتیانا کولوتنیسکا" از فرار مادرش و بازگشت وی به کشورش اکراین خبر داد.


گفتنی است "جالینا کولوتنیسکا" یکی از چهار پرستار شخصی قذافی است که همواره همراه او بوده و از نزدیک ترین اطلاعات شخصی و محرمانه وی خبر دارد.


افشای پشت‌پرده ماجرای داماد سروش توسط "یک دوست "
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: عبدالکریم سروش ، سیاسی

یکی از دوستان داماد عبدالکریم سروش در نامه‌ای خطاب به وی، برخی مسائل مربوط به دامادش را افشا کرد.

به گزارش جهان به نقل از "خبرنامه دانشجویان ایران " نوشت: چندی پیش عبدالکریم سروش در نامه‌ای سراسر خشم و فحاشی، مدعی شده بود که دامادش حامد معصومی(همسر کیمیا سروش) توسط نیروهای امنیتی کشورمان به شدت! مورد ضرب و شتم و شکنجه واقع شده است.

پس از نگارش این نامه توسط سروش، رسانه‌های ضدانقلاب نیز که فارغ از صدق یا کذب بودن هر خبری علیه جمهوری اسلامی، به سرعت آن را در ابعاد وسیع منتشر می‌کنند، این بار نیز به انتشار گسترده خبر پرداخته و همچون گذشته نوای وامصیبتا سر دادند.

اما پیرو این ادعاها و دروغ‌پردازی‌های سراسیمه سروش و رسانه‌های غربی، یکی از دوستان نزدیک حامد(داماد سروش) که برای وی کاملاً شناخته است، نامه‌ای خطاب به عبدالکریم سروش نوشته و پشت پرده این ماجرا را افشا کرده است.

این دوست حامد معصومی در بخشی از نامه خود به سروش نوشته است که "من می دانم حامد تمام این داستان را از خود بافته است و تمام آنچه حامد به شما گفته دروغ محض است. "

در بخشی از این نامه آمده است: "آقای سروش من یکی از دوستان نزدیک حامد می باشم. شنیدم حامد به خارج از کشور گریخته و بعد مقاله ای از شما خواندم تحت عنوان "دریدن آدمیان را تکلیف خود میدانند " و در این مقاله به نقل از حامد سخن از بازداشت و شکنجه بیرحمانه حامد گفته بودید که بسیار مورد تعجب بنده شد و موجب گردید که این نامه را خطاب به شما بنویسم. "
نویسنده این نامه با بیان اینکه "پیشاپیش از ضعف قلمم پوزش می خواهم چون یکی از سختترین کارها برایم نوشتن است "، افزوده است: "اما مهم‌تر واقعیتی است که می‌خواهم شما را از آن مطلع کنم و آن اینکه اولا بنده هم دل خوشی از این رژیم ندارم اما اهل جنبش و خیزش هم نیستم همچنانکه حامد هم نبود اما به دلایلی اکنون به این ورطه افتاده است که بنده از آنها آگاهم و می‌خواهم سربسته به شما بگویم تمام آنچه حامد به شما گفته دروغ محض است و او به خاطر ندانم کاری‌هایش وارد یک بازی کثیف شد که فعلا و شاید هم برای همیشه از گفتن آن پرهیز کنم. "

دوست داماد سروش افزوده است: "من می‌دانم حامد تمام این داستان را بافته است برای دو هدف ۱) جدا شدن از کیمیا ۲) سرکوب وجدان خود. البته برای حامد اتفاقاتی افتاده که من هم از آن مطلعم. اما نه به دست رژیم بلکه به دست یک باند کثیف و خطرناک که اهل هر برنامه‌ای هستند. آنها وقتی در مجالس شبانه خود قرص اکس مصرف می‌کنند دیگر غافل از اعمال خود می‌شوند و ... "

در بخش دیگری از این نامه آمده است: "من حامد را دوست داشتم اما دلم برای مظلومیت کیمیا می‌سوزد. برای همین هر چه با خود کلنجار رفتم که ساکت باشم و چیزی ننویسم وجدانم راضی نشد. "

دوست داماد سروش در پایان نامه‌اش را با جمله "آقای سروش آگاهانه زندگی کنید. " خاتمه داده است.

متذکر می‌شود، این درحالی است که سروش در نامه ی پرطمطراق خود مدعی شده است که داماد وی را مجبور کرده اند که در صدا و سیما بگوید همسرش هرزه است و لذا شایسته طلاق. دیگر اینکه پدر همسرش (عبدالکریم سروش) "مردکی " است به اصناف رذایل آراسته که در غیر این صورت وی کشته می شود!

دروغ بافی سروش به حدی بود که مدعی شده است دامادش را یکشب تا صبح، برهنه در سردخانه ایی، ترسانده اند!

سروش پس از آن به شعرخوانی و فلسفه بافی مشغول شده و از حافظ و حلاج و سعدی مدد جسته تا شاید بتواند به نوعی مشکلات خانوادگی خود را حل کند.


دانش‌آموزان لیبیایی؛ سپر انسانی قذافی!
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی

معمر قذافی، دیکتاتور لیبی که برای ادامه حکومت‌داری خود همچنان به کشتار مردم این کشور ادامه می‌دهد، در رویکرد تازه خود از دانش‌آموزان به عنوان سپر انسانی علیه انقلابیون استفاده می‌کند!

به گزارش سرویس بین الملل شبکه ایران به نقل از شبکه تلویزونی العالم، "السنوسی بیجو"، عضو دفتر جبهه ملی نجات لیبی گفت که مزدوران رژیم دیکتاتوری معمر قذافی در رویارویی با انقلابیون از دانش‌آموزان مدارس به‌ عنوان سپر انسانی استفاده می‌کنند.
وی افزود: شرایط اکنون به نفع انقلابیون است اما مزدوران قذافی مرتکب جنایت‌ها زیادی می‌شوند، از جمله اینکه حدود 300 تن از دانش‌آموزان یک مدرسه را ربوده و از آنان به عنوان سپر انسانی درمقابله با انقلابیون استفاده می‌کنند.
عضو دفتر جبهه ملی نجات لیبی با اشاره به هشدارهای قذافی به مردم از طریق تلویزیون مبنی بر کشتار و سرکوب آنان، محکوم کردن این تهدیدات و اقدامات وی از سوی جهانیان را خواستار شد و گفت‌: قذافی برای خارج شدن از این تنگنا به کمک دیگران نیاز دارد اما تاریخ به عقب باز نمی‌گردد و این انقلاب با سرنگونی قذافی و نظام وی به پیروزی می‌رسد.
السنوسی بیجو تصریح کرد: قذافی تلاش می‌کند با فتنه انگیزی و اجرای سیاست "تفرقه بینداز، حکومت کن" انقلاب مردم لیبی را دور بزند اما به دلیل بی‌اعتمادی مردم به وی، هیچ امیدی به دعوت او برای گفتگو وجود ندارد.
وی امکان فرار قذافی به کشورهای غربی را به علت بی‌اعتمادی این کشورها به وی بعید دانست و گفت که تصمیمات غربی‌ها موجب انزوای قذافی می‌شود.


حاکمان فسیل شده پس از سه سخنرانی کنار می روند!
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: زین العابدین بن علی ، حسنی مبارک ، معمر قزافی ، علی عبدالله صالح

یک شبکه خبری در گزارشی جالب با نگاهی نقادانه به بررسی تحولات برکناری حاکمان فرسوده جهان عرب پرداخت و تاکید کرد: مبارک و بن علی پس از سه سخنرانی از قدرت کناره گیری کردند و قذافی تاکنون دو سخنرانی داشته است!

به گزارش خبرگزاری مهر، شبکه خبری الجزیره در گزارشی تصویری با عنوان "رهبران فسیل شده" جهان عرب اعلام کرد: زمانی که بن علی در تونس سقوط کرد یک روزنامه فرانسوی با چاپ تصویری از 4 حاکم جهان عرب این سوال را مطرح کرد که نفر بعدی کیست؟

قذافی یک سخنرانی دیگر تا سقوط

در آن تصویر مبارک، بن علی، قذافی و علی عبدالله صالح در کنار هم قرار داشتند. در نهایت دو نفر از این حاکمان فسیلی تا کنون از قدرت کنار رفته اند و نوبت به دو نفر بعدی رسیده است. یعنی حاکمان لیبی و یمن که در این روزها تحولات گسترده ای را تجربه می کنند.

الجزیره در ادامه این گزارش اعلام کرد: نکته دیگر در سقوط حاکمان عرب این است که بن علی و مبارک پس از سه سخنرانی سقوط کرده اند. اما قذافی تا کنون 2 بار سخنرانی مشابه آنها داشته است. بر این اساس، قذافی یک سخنرانی دیگر تا سقوط جا دارد!

تفاوت قذافی با بن علی و مبارک

این شبکه خبری در ادامه به تفاوتهای میان سخنرانی بن علی و مبارک با اظهارات شدید اللحن قذافی دیکتاتور لیبی اشاره کرد و افزود: رئیسان جمهور مصر و تونس پس از مشاهده خیزش مردمی در کشورهایشان در اظهارات خود به نرمی با مردم سخن گفتند و از ارائه آزادیهای بیشتر سخن گفتند اما نقطه مقابل این دو سرهنگ قذافی بود که با تندترین عبارات با مردم لیبی صحبت کرد.

وی در دومین سخنرانی خود تاکید کرد: انبارهای مهمات و اسلحه را بر روی قبایل لیبی باز خواهم کرد تا تمامی مردم لیبی مسلح شوند و این کشور در آتش بسوزد. 

عبدالله صالح رئیس جمهور یمن نیز پا جای پای دیکتاتور لیبی نهاد و با تندی با مردم سخن گفت. وی تاکید کرد: نیروهای مسلح یمن تا آخرین قطره خونشان از رژیم و حکومت دفاع خواهند کرد.

این در حالی است که مخالفان یمنی به هیچ وجه این مسئله را قبول نکرده و بر لزوم کناره گیری شخص عبدالله صالح از قدرت تاکید دارند.

نکته ویژه درباره روز سقوط سران

اما الجزیره در ادامه به نکته ای خاص اشاره کرد. بر این اساس بن علی دیکتاتور مخلوع تونس در سخنان قبل از کناره گیری اش تاکید کرد: برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 نامزد نمی شوم که البته در روز 14 ژانویه از قدرت کنار رفت.

مبارک نیز تاکید کرد که برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2011 نامزد نمی شود که وی هم در روز 11 فوریه سقوط کرد.

البته علی عبدالله صالح نیز گفته است که برای انتخابات 2013 نامزد نمی شود که باید ببینیم در روز سیزدهم چه ماهی سقوط می کند. در مقابل قذافی در اظهاراتی جالب گفته است که رئیس جمهور نیستم که استعفا بدهم.

مصر تونس نیست؛ لیبی تونس و مصر نیست؛ یمن تونس و مصر و لیبی نیست!

نکته جالب دیگر این است که حاکمان مصر، لیبی و یمن به صورت سریالی وقایع رخ داده در این کشور را مشابه تونس و حوادث پس از آن نمی دانند.

بر این اساس، مبارک گفت: مصر تونس نیست. بعدها قذافی گفت: لیبی، مصر و تونس نیست و پس از آن هم علی عبدالله صالح گفت: یمن، لیبی و مصر و تونس نیست!

و نکته آخر؛ تغییر عوامل سقوط از مسومیت تا فیسبوک

شبکه خبری الجزیره در ادامه به تغییر عوامل برکناری حاکمان فسیل جهان عرب اشاره داشته و تاکید کرد: در دهه های اخیر اگر درباره علل برکناری حاکمان عرب می پرسیدید به سه مورد کودتا، قتل و یا مرگ از طرق مسمومیت می رسیدید.

اما در این روزها اگر از حاکمان عرب در این باره سوال کنید آنان پاسخی غیر از این نخواهند داد که این شبکه های اجتماعی توییتر و فیس بوک بودند که باعث برکناری ما شدند.


چه کسی پیام هاشمی را به آیت‌الله مهدوی منتقل کرد؟
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، خبرگان رهبری

 خبرنامه دانشجویان ایران: افشای این موضوع که رهبر معظم انقلاب، این بار برخلاف دوره‌های گذشته هیچگونه نظر نفی و اثباتی در کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس خبرگان اظهار نفرموده‌اند، دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی را به تکاپو واداشته است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، روز گذشته در منابع خبری اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـت‌الله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
 
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیت‌الله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ."
 
نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا می‌شدم، نزد مقام معظم رهبری می‌رفتم و ایشان تاکید می‌کردند که شما بیائید اما این‌بار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
 
چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیت‌الله مهدوی کنی به ایشان اعلام می‌کند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و می‌خواهد کاندیدای ریاست شود.
 
اما پیرو این خبر، دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی طی اطلاعیه‌ای بدون ذکر دلیل و هیچگونه توضیحی، خبر مذکور را تکذیب کرد و محسن هاشمی رفسنجانی مدیرعامل مترو نیز طی مصاحبه ای به تکذیب خبر مذکور پرداخته است.
 
با این وجود خبرنگار ما به جزئیات بیشتری از این موضوع دست یافته و آن اینکه پیام آیت‌الله هاشمی به آیت‌الله مهدوی کنی از طریق آیت‌الله امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران انتقال یافته و این 2 عضو مجلس خبرگان نیز این موضوع را تکذیب نمی‌کنند.
 
اما از جمله مسائل عجیب اتفاق افتاده پیرامون این خبر آن است که اولاً دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همچون گذشته که بعضاً اخبار کاملاً موثق را به صورت صوری و کلی تکذیب می‌کرد، این بار نیز بدون هیچگونه توضیحی خبر را به صورت کلی تکذیب کرده و نسل جدیدی از تکذیبیه‌ها را رونمایی کرده است.
 
همچنین تکذیب این خبر توسط محسن هاشمی رفسنجانی نیز از جمله اتفاقات جالب پیرامون این خبر است چه آنکه محسن هاشمی رفسنجانی که هیچ سمتی در دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نداشته و تنها به ریاست مترو تهران مفتخر است، این خبر را طی مصاحبه‌ای تکذیب کرده است! این در حالی است که این پیام را آیت‌الله امامی کاشانی به آیت‌الله مهدوی کنی منتقل کرده و مشخص نیست نقش محسن هاشمی رفسنجانی در این بین چه بوده است؟
 
به نظر می‌رسد افشای این موضوع که رهبر معظم انقلاب، این بار برخلاف دوره‌های گذشته هیچگونه نظر نفی و اثباتی در کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس خبرگان اظهار نفرموده‌اند، یکی از دلایلی باشد که دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی را بر آن داشته است که این خبر را به شدت تکذیب کنند!
 
این در حالی است که طی روزهای گذشته سایت‌ها و روزنامه‌های نزدیک به هاشمی رفسنجانی در اخباری کذب اینگونه القا می‌کردند که کاندیداتوری برای ریاست مجلس خبرگان از سوی رهبر معظم انقلاب به هاشمی رفسنجانی تکلیف شده است، حال آنکه جمعی از اعضای مجلس خبرگان اعم از آیات عظام نمازی، ممدوحی، قره‌باغی، عبداللهی و ... طی مصاحبه‌هایی نظر مثبت رهبر انقلاب درباره کاندیداتوری هاشمی برای ریاست خبرگان را به شدت تکذیب کرده و تأکید کردند که رهبر انقلاب در این باره هیچ نظر نفی یا اثباتی ارائه نفرموده‌اند.

یکی از نزدیکان دبیرکل جامعه روحانیت در گفت‌وگو با رجانیوز اعلام کرد؛
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری
تکذیب ادعای کاندیدا نشدن آیت‌الله مهدوی‌کنی برای ریاست خبرگان/ درخواست بیش از 50 عضو خبرگان برای کاندیداتوری آیت الله مهدوی کنی

ادعای اسدالله بادامچیان در مورد اینکه آیت‌الله مهدوی‌کنی کاندیدای ریاست خبرگان نخواهد شد و هاشمی رفسنجانی بار دیگر به‌عنوان رئیس این مجلس انتخاب می‌شود، تکذیب شد.

یکی از نزدیکان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در گفت‌وگو با رجانیوز اظهار داشت: گمانه‌زنی آقای بادامچیان قویا تکذیب می‌شود.
 
وی با بیان اینکه در تماس با بادامچیان از وی در مورد مستند ادعایش سوال شد اما پاسخی نداشت، افزود: متأسفانه برخی افراد و جریان‌های سیاسی قصد دارند جایگاه رفیع مجلس خبرگان را نیز به صحنه مناقشات و بازی‌های سیاسی خود تبدیل کنند، این در حالی است که رهبر انقلاب در دیدار شهریور ماه سال 86 خود با اعضای خبرگان، صراحتاً از این رویکرد نهی کرده بودند.
 
سایت خبرآنلاین که در طی یک هفته گذشته برای ابقای هاشمی رفسنجانی در ریاست خبرگان پروپاگاندای شدیدی را به راه انداخته است، روز یکشنبه در خبری به نقل از اسدالله بادامچیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی مدعی شد که ریاست خبرگان بار دیگر با آقای هاشمی خواهد بود  چرا که آیت الله مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی در انتخابات حاضر نخواهند شد.
 
این ادعا در حالی مطرح شد که محتوای مخدوشی از دیدار چهار عضو ارشد حزب مؤتلفه (حبیبی، بادامچیان، غفوری‌فرد و توکلی‌بینا) با هاشمی روز گذشته بر روی خروجی یکی از سایت‌ها قرار گرفت که محتوای آن تصویر نوعی تجدید میثاق با رئیس فعلی مجلس خبرگان در شرایط حساس برای او بود. این در حالی است که بنا بر گزارش خبرنگار ما، فضای جلسه، بر خلاف خبری که منتشر شده، بحث و چالش با هاشمی در مورد مواضع او در طول حداقل دو سال اخیر بوده است. با این حال، بر خلاف توافق حاضران جلسه، خبر یک‌طرفه سخنان هاشمی در اختیار یک سایت قرار گرفته است. هنوز از هویت فردی که این خبر را درز داده، اطلاعی در دست نیست.
 
تکمیلی
 
درخواست بیش از 50 عضو خبرگان رهبری برای کاندیداتوری آیت الله مهدوی کنی
 
مسئول دفتر آیت‌الله مهدوی کنی اخبار منتشر شده در خصوص عدم کاندیداتوری ایشان برای ریاست مجلس خبرگان رهبری را تکذیب کرد.
 
به گزارش فارس، مسئول دفتر آیت‌الله مهدوی کنی اخبار منتشر شده در خصوص عدم کاندیداتوری ایشان را برای ریاست مجلس خبرگان رهبری تکذیب کرد.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین سید مصطفی میرلوحی اظهار داشت: بیش از 50 تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری از آیت‌الله مهدوی کنی کرارا تقاضا کردند که در انتخابات آتی هیئت رئیسه، نامزد ریاست مجلس شوند که ایشان هم به درخواست آنها پاسخ مثبت دادند. 
 
وی خاطر نشان کرد: خبری که برخی سایت‌ها از قول آقای اسدالله بادامچیان در خصوص عدم نامزدی آیت‌الله مهدوی کنی برای ریاست مجلس خبرگان به احترام آقای هاشمی رفسنجانی منتشر کردند، کذب محض است. 
 
حجت‌الاسلام میرلوحی با اشاره به تماس اخیر خود با بادامچیان به نقل از وی گفت که "من چنین مطلبی را نگفته‌ام ". 
 
وی در عین حال خبر روز گذشته خبرگزاری فارس در خصوص ارسال دو پیام از سوی آیت الله هاشمی رفسنجانی برای ورود آیت‌الله مهدوی کنی به انتخابات هیئت ریئسه مجلس خبرگان رهبری را تایید کرد.

اصرار دعایی بر سوءاستفاده از بیت‌المال برای رفیق‌بازی و تطهیر خاتمی
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، سیدمحمود دعایی

رویه روزنامه اطلاعات به‌عنوان روزنامه متعلق به نظام در قبال فتنه 88 و سران آن نشان می‌دهد که آقای دعایی مدیرمسئول این روزنامه علی‌رغم تحولات دو هفته اخیر و علنی شدن نقش ضدانقلاب در طراحی و مدیریت صحنه همچنان بر سوءاستفاده از این روزنامه برای رفیق‌بازی‌های خود و تطهیر افرادی مانند خاتمی اصرار دارد.

به گزارش رجانیوز،دعایی که به مناسبت‌ها و در محافل مختلف در نقش وکیل مدافع خاتمی با یادآوری سوابق رفاقت و ویژگی‌های اخلاقی او تلاش می‌کرد، در مقاله‌ای که روز شنبه در روزنامه اطلاعات به قلم سردبیر آن منتشر شد، به شکل کم‌سابقه‌ای به مداحی خاتمی پرداخت.

در این نوشته با حمله به نمایندگان مجلس و مردمی که در واکنش به تحرک ضدانقلاب در طی دو هفته اخیر که فریاد مرگ بر سران فتنه از جمله خاتمی را سر داده بودند، این رفتار را تند، عصبی، غبارآلود، خشن و بی‌مدارا خوانده شده و با انتخاب واژگان دیگری از جمله "غلبه عصبیت بر عقلانیت"، "توهین"، "تهدید"، "نامهربانی"، "تشدید فضای التهاب و لرزان از عصبیت و آشوب"، "ناهنجاری اجتماعی" و... به فریاد زنندگان مرگ بر سران فتنه هجمه شده است.

با این حال، در ادامه این نوشته ماجرا از همین جالب‌تر شده و مداحی‌های روزنامه متعلق به بیت‌المال برای خاتمی از سران فتنه شکل کم‌سابقه‌ای به خود می‌گیرد، به‌طوری که نویسنده در مناقب او! می‎نویسد:

«آدم نجیب و دوست‌داشتنی‌ای که تاکنون «تب» را برای مخالفان و دشمنانش آرزو نکرده، آدمی که به قدری نجیب است که زمان ریاستش، یارانش بیشترین انتقاد را ازاو می‌کردند که چرا از قدرتت استفاده نمی‌کنی و این همه نجابت و صبوری و نرمی و مدارا، برای یک رئیس جمهور، خوب نیست و باید محکم و قاطع برابر مخالفان بایستی و ... او قبول نکرد. شلاق انتقاد را پذیرفت و تحمل کرد تا از دایره ادب و مهر پا فرا نگذارد و پس از دوران ریاست نیز، در موج تند و تیزی که برخاست هرگز اسیر جّو و گرفتار التهاب و تندروی و افراطی گری و رادیکالیسم کور نشد و باز پا از دامنه ادب و انصاف آن سو نگذاشت و جز ملایمت و مدارا و عطوفت و خیرخواهی و نصیحت و دعوت به آرامش و گفت‌وگو و نهی از عصبیت و تعصب، سخنی نراند و رفتاری نکرد و به رغم مساعد بودن شرایط برای تندروی و سخنان آتشین و اطلاعیه‌ها و پیام‌ها و ... آرام ماند و دعوت به آرامش و تقوی کرد.

او با همه فرق می‌کند هم با راست‌ها و هم با چپ‌ها. هم با اصول‌گرایان افراطی و هم با اصلاح‌طلبان تندرو. این را همه می‌دانند. آدمی است که حتی دشمنانش هم نمی‌توانند دوستش نداشته باشند. چهره نورانی و آرام و مهربان با ته‌لهجه گرم یزدی و عبای شکلاتی. همان عبای شکلاتی که ذنب لایغفرش شده است و ما هرگز ندانستیم چرا وقتی می‌خواهند به سید انتقاد کنند رنگ عبایش را در بوق می‌کنند! عبای شکلاتی مگر چه بدی دارد واقعاً؟! مگر اینکه بپذیریم که آنان که مصلحتاً با او خوب نیستند، هر چه گشته‌اند صفت و خصلت ناپسند و رفتار و منش ناروایی در او نیافته‌اند و از سر ناچاری رنگ عبایش را ذنب‌لایغفر یافته‌اند. عبای شکلاتی!

و چه خوب است آدم از امواج سهمگین و هنگامه‌‌های مهیب و پرتلاطم و بحبوحه‌های هراسناک و هوسناک لحظه‌‌های پروسوسه و پروسواس و دوران‌های ملتهب و حساس، چنان گذر کند که عبایش همچنان شکلاتی مانده باشد و گردی هم بر آن ننشسته باشد.»

در عین حال، به نظر می‌رسد دعایی که روزنامه اطلاعات با حجم انبوهی از امکانات را عملاً به رسانه‌ای بی‌اثر و کم‌مخاطب تبدیل کرده، از این فضا سوءاستفاده کرده و با اطمینان خاطر از اینکه نوشته‌های آن چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد، روزنامه متعلق به بیت‌المال را عملاً به محملی برای تطهیر افرادی مانند خاتمی و رفیق‌بازی‌های خود تبدیل کرده است.

دعایی که در واقع نماینده ولی‌فقیه در مؤسسه اطلاعات است، در طول 21 ماهی که از انتخابات سال گذشته و فتنه عمیق پس از آن می‌گذرد، هنوز حاضر نشده در این روزنامه در مقابل هجمه ضد انقلاب داخلی و خارجی علیه ولایت فقیه،‌ موضع‌گیری جدی کند و در مقابل این فتنه بی‌سابقه وارد میدان شود، بلکه حتی به‌دنبال تطهیر و احیای برخی سران فتنه است و بارها با نقض ابلاغیه‌های رسمی مواضع سران فتنه از جمله خاتمی را منتشر کرده است.

رجانیوز پیش از این خبر داده بود دعایی برای توجیه این اقدام خود، سابقه دیرینه دوستی‌اش با خاتمی از دهه 40 را یادآوری و به‌نحوی وانمود می‌کند که وظیفه دارد آنچنانکه در اوج قدرت خاتمی از الطاف او بهره‌مند بوده، اکنون نیز که وی جایی در قدرت ندارد، باید حق رفاقت 40 ساله را ادا کند.

مدیرمسئول روزنامه اطلاعات همچنین در جلسات مختلف تلاش می‌کند حساب موسوی و با تأکید بیشتر کروبی را از خاتمی جدا و تأکید کند که خاتمی در جریان حوادث سال گذشته نقشی نداشته است. وی در زمینه فعالیت‌های شبه کارچاق‌کنی خود برای خاتمی نامه‌ای را حدود هفت ماه قبل از خاتمی به دفتر رهبر انقلاب تحویل داده و مدعی است که خاتمی در آن نامه که حتی برای خود نیز نسخه‌ای از آن برنداشته است، از محضر رهبری درخواست وقت ملاقات کرده است.

در عین حال، جاده صاف‌کنی برای جریان‌های منحرف، منحصر به اقدامات فعلی و تلاش‌های پیدا و پنهان آقای دعایی نیست، به‌طوری که وی پیش از انتخابات نیز مؤسسه اطلاعات را که متعلق به اموال عمومی کشور است، به یکی از پایگاه‌های اصلی موسوی تبدیل کرده بود و وی از محل این مؤسسه اتهامات متعددی را علیه نظام و دولت مطرح کرد.

مدیرمسئول روزنامه اطلاعات در ماجرای استیضاح عطاءالله مهاجرانی در مجلس پنجم در حالی که خود او نقش مؤثری در معرفی وی به‌عنوان وزیر داشت، در مقابل جنایت‌های فرهنگی وزیر وقت سنگ تمام گذاشت و حتی گریه کرد که این استیضاح رأی نیاورد. البته سابقه اشک ریختن آقای دعایی برای تحمیل افراد و جریان‌های منحرف حتی به قبل از انقلاب باز می‌گردد و این کار را حتی در حضور امام به‌منظور تأییدیه گرفتن از ایشان برای مجاهدین خلق (منافقین) کرده بود.


رهبر معترضان بحرینی:
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، بحرین
ارتش عربستان در بحرین دخالت کند، از ایران کمک می‏گیریم.

جریانات معترض بحرینی که غالبا از گروه‎های اسلامی گرا و شیعی به حساب می‎آیند، در واکنش به انتشار اخباری مبنی بر احتمال حضور نظامی عربستان در بحرین برای سرکوب اعتراضات مردمی، از احتمال درخواست کمک از ایران برای پاسخ به این مداخله سخن گفتند.

به گزارش رجانیوز، حسن مشیمع رهبر جنبش حق بحرین که به عنوان یکی از اصلی‎ترین جنبش‎های مخالف بحرینی شناخته می‎شود، و پس از سال‎ها  تبعید سه روز پیش به منامه بازگشت گفت اگرارتش عربستان درامورداخلی بحرین دخالت کند، درآن صورت ارتش ایران نیزحق این دخالت را برای حمایت از معترضان بحرینی خواهدداشت.
 
به گزارش رجانیوز، مشیمع در گفتگو با روزنامه الا خبارچاپ لبنان گفت:  اگرنظام حاکم بر بحرین به درخواست کمک ازعربستان متوسل شود درآن صورت مخالفان بحرینی نیزحق خواهند داشت به نوبه خود به ایران متوسل شوند و از این کشور بخواهند به نفع آنها مداخله کند. 
 
 مشیمع گفت حتی دخالت معنوی درامور یک کشور هم دخالت در امور ان کشور محسوب می شود چه برسد به دخالت نظامی که جای خودش را دارد. وی افزود معمولا دخالت نظامی از طریق شورای همکاری خلیج فارس صورت می گیرد. 
 
الا خبارازمشیمع پرسید نظر شما درباره دخالت عربستان در انقلا ب بحرین چیست؟ آیا سعودیها واقعا دخالت می کنند؟
 
 مشیمع نیز در پاسخ به این سوال گفت: نمی‎توانم برخی شایعات را مبنی برمداخله نظامی عربستان تایید یا تکذیب کنم. من هیچ اطلا عاتی در این خصوص ندارم. اماهرگونه اقدام سعودیها خواه از طریق ارسال نیروی نظامی یا قراردادن ارتش عربستان در اختیار نظام حاکم بربحرین، به معنای دخالت ریاض درامور داخلی این کشور و نقض آشکار حاکمیت آن بوده و درنتیجه برخلا ف قوانین بین المللی خواهد بود.
 
 مشیمع درباره تشکیل جنبش جدید موسوم به تجمع ملی سنی به ریاست عبد اللطیف محمودکه خواستارشرکت مخالفان بحرینی درگفتگوها با دولت شده است گفت من نمی‎خواهم پیام‎های مثبت بدهم.
 
 اما این جنبش بخشی از اقدامات نظام بحرین است که می خواهد حرکت مردم را خنثی کند و نظام بحرین به چنین تاکتیک‎هایی در مراحل گذشته عادت کرده است و من امیدوارم شان برادران اهل تسنن بالاتر از این باشد و پیامشان برای سرزمین باشد نه برای حمایت از یک خانواده.
 
 الا خبار از مشیمع پرسید آیا خواسته شما به صورت صریح و واضح سرنگونی نظام (اسقاط النظام) است یاخواهان پادشاهی مشروطه هستید؟  وی در پاسخ به این سوال گفت: پیش از قیام و زمانیکه جنبش کنونی شکل گرفت ما خواستاراصلا حات و اجرای پادشاهی مشروطه بودیم اماپس از قربانی شدن این تعداد شهید در انقلا ب بحرین که در مقایسه با جمعیت اندک آن زیاد است، نباید بهای این جانفشانی‎ها کمتر از سرنگونی نظام باشد و مردم حق دارند خواستارسرنگونی نظام شوند و به خانواده سلطنتی حاکم یعنی آل خلیفه بی اعتماد باشند.
 
نظام بحرین با رفتار وحشیانه با تظاهرات و قتل عام آنها مرتکب اشتباه فاحشی شد. پادشاهی مشروطه حقیقی که مانند انگلیس خانواده سلطنتی فقط درحد تشریفات باشد و دولت را در اختیار نداشته باشد و هیچ یک از اعضای آن نیز وزیر نباشد نیز به نظرمردم بستگی دارد.
 
 الا خبار از مشیمع درباره نقش جنبش حق درتحریک جوانان انقلا ب چهاردهم فوریه بحرین پرسید که وی در این باره گفت: من نمی‎خواهم نقش خودمان رابرجسته‎ترازدیگران کنم اما این جوانان از تجربه های انقلا ب‎هایی که درمنطقه خاورمیانه درتونس ومصررخ داده است، استفاده کرده‎اند. ملت بحرین در مقاطع تاریخی متعدد جانفشانی کرده است تا درحکومت سهیم باشد اما در آن زمان مذاکره کننده قوی همانند اکنون وجودنداشت به همین سبب نتوانست به حقوق خوددست یابد.

سخنگوی قوه قضائیه در نشست خبری با خبرنگاران:
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، قوه قضائیه
قطع ارتباطات سران داخلی ضدانقلاب گام اول است، قدم‌های بعدی در صورت اقتضا برداشته می‌شود.

سخنگوی قوه قضائیه پس از چند هفته وقفه، امروز بار دیگر در جمع خبرنگاران حاضر شد تا به سؤال‌های متنوعی در مورد پرونده‌های قضایی، سیاسی و امنیتی در نهمین نشست خبری‌اش پاسخ دهد.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای در پاسخ به در مورد محدودیت‌های ایجاد شده برای موسوی و کروبی، در حالی که تأکید کرد پس از 25 بهمن و روشن شدن کامل مرزها، از این بعد این افراد دیگر به‌عنوان جریان ضدانقلاب شناخته می‌شوند نه جریان فتنه،‌ تأکید کرد که با آن‌ها اتمام حجت شده و در قدم اول ارتباطات تلفنی و غیرتلفنی آن‌ها اعم از رفت‌وآمدها قطع شده اما چنانچه اقتضائات فراهم شود،‌ گام‌های بعدی نیز برداشته می‌شود.

اژه‌ای گفت: فتنه زمانی است که قضایا مبهم باشد و مرزها روشن و شفاف نباشد، امروزه قضایا روشن شده است، تحریکات بیگانگان اجانب واضح و روشن است و اکنون ضد انقلاب به صورت عریان به میدان آمده و طبیعی است که از این به بعد سیاست برخورد با آنها نیز متفاوت خواهد بود. البته با روشن شدن قضایا بسیاری، از اقدامات ضد انقلابان و اجانب، برائت حاصل کرده و می‌کنند که این فضا درست است.

محسنی اژه‌ای با بیان اینکه برخوردی نشده یا نخواهد شد درست نیست، گفت: اقدام و برخورد شده است، اقدام قضایی نیز صورت گرفته، اتمام حجت‌ها و هشدارها انجام شده و مجموعه اینها سبب شده که این جریان رسوا شود و آنان نه تنها جایگاهی در میان مردم ندارند بلکه ضد انقلاب‌ها نیز آنها را مسخره می‌کنند.

سخنگوی قوه قضاییه خاطرنشان کرد: در خصوص سران فتنه پس از اتمام حجت‌ها در قدم اول ارتباطات آنها اعم از رفت و آمد و ارتباطات تلفنی و غیرتلفنی آنان محدود شده و اگر چنانچه اقتضائات فراهم شود قدم‌های بعدی نیز برداشته خواهد شد و اکنون آنها در محدودیت به سر می برند.

گزارشی درباره‌ی "فائزه هاشمی" نیامده است

دادستان کل کشور در عین حال در پاسخ به خبرنگاری که سوال کرد آیا دستگاه قضایی بنا ندارد به اتهامات "فائزه هاشمی" که در روزهای اخیر نیز دستگیر شده بود رسیدگی کند؟ پاسخ داد: اخیرا گفته شد که وی دستگیر و آزاد شده است ولی از ناحیه نیروی انتظامی در خصوص وی نه گزارشی به صورت رسمی به قوه قضاییه واصل شده و نه کسی را تحویل داده‌اند. من نیز شنیدم که وی را حدود یکی دو ساعت در یکی از خیابان‌ها نگه داشته‌اند. به قوه قضاییه هیچ گزارش رسمی از ناحیه نیروی انتظامی و یا هرکسی که وی را مورد سوال و جواب قرار داده نرسیده است.

اطلاعی از عوامل ترور شهید ژاله ندارم

سخنگوی دستگاه قضایی در پاسخ به سوالی مبنی بر دستگیری عوامل به شهادت رسیدن «صانع ژاله» گفت: به دلیل اینکه تحقیقات این پرونده تکمیل نشده و به قوه قضاییه ارسال نشده اطلاعات دقیقی در این خصوص ندارم.

درباره پرونده عقرب سیاه، اظهار کرد: این فرد بر اساس جرایم متعددی که مرتکب شده بود به 10 سال حبس، شلاق و جزای نقدی محکوم شد و حکم وی در مرحله‌ اجراست.

رییس قوه شخصا پرونده عقرب سیاه را پیگیری می‌کند

وی با اشاره به اتهام تجاوز به عنف در این پرونده، افزود: دادگاه، متهم را از این اتهام تبرئه کرده بود که ریاست قوه‌ قضاییه شخصا این پرونده را پی‌گیری کردند و بدون اغراق کل پرونده را مورد مطالعه قرار دادند. سپس نسبت به این تبرئه اعتراض داشتند منتهی مدعی‌العموم و شکات می‌توانند به رای صادره از سوی دادگاه اعتراض کنند تا مراحل بعدی را طی کند.

وی در بخش دیگری از اظهارات خود خاطرنشان کرد: خوشبختانه مردم در جهت معرفی اشرار و کسانی که در زمینه‌ توزیع مواد مخدر تلاش می‌کنند همکاری خوبی با دستگاه قضایی دارند که باید از آن‌ها تشکر کرد.

دادستان کل کشور ادامه داد: از نیروی انتظامی نیز تشکر می‌کنیم؛ زیرا در عین حالی که از توزیع‌کنندگان جزء مواد مخدر غافل نیست، اما بیشتر تمرکز خود را روی قاچاقچیان اصلی و باندهای توزیع عمده‌ی مواد مخدر گذاشته است. بحمدالله اقداماتی در ماه‌های اخیر و به‌ویژه در بهمن ماه داشتیم که رضایت‌بخش بود.

تعدادی از قاچاقچیان مواد مخدر اعدام شد‌ه‌اند

وی گفت: در شهرهای یزد، اصفهان، کرمان و خراسان جنوبی تعدادی از افراد که در امر مواد مخدر فعالیت‌های سنگین داشتند طبق قانون محاکمه و محکوم به اعدام شدند که پس از تایید حکم و طی مراحل قانونی، مجازات آنها به مرحله‌ی اجرا درآمد.

وی گفت: در این میان چهار نفر در حمل 300 کیلوگرم هروئین مشارکت داشتند، فردی هم بود که 31 کیلوگرم کراک به همراه داشت و یک نفر دیگر 60 کیلوگرم مرفین حمل می‌کرد.

چهار متجاوز به عنف اعدام می‌شوند

دادستان کل کشور تاکید کرد: ما مصمم هستیم با کسانی که آرامش و آسایش مردم را به هر نحو به خطر می‌اندازند برخورد کنیم؛ لذا حکم چهار نفر از کسانی که در تهران، پاکدشت و بعضی از شهرهای نزدیک به پایتخت اقدام به آدم‌ربایی و تجاوز به عنف کرده بودند صادر شده و تشریفات اجرا را طی می‌کند.

محسنی اژه‌ای ادامه داد: از همین قبیل فردی در تربت حیدریه بود که حکم وی نیز در دیوان عالی کشور تایید شد. هم‌چنین حکم فردی که در قزوین اقدام به قتل چند نفر کرده است مورد تایید دیوان عالی کشور قرار گرفت. در اصفهان نیز افرادی بودند که دست به سرقت مسلحانه زده و ایجاد رعب و وحشت کرده بودند که پرونده‌ آنان نیز مورد رسیدگی قرار گرفت و حکم آن‌ها صادر شد اما این حکم هنوز قطعی نشده و در دیوان عالی کشور مطرح رسیدگی است. هم‌چنین در مشهد کسانی با ایجاد رعب و وحشت اقدام به سرقت مسلحانه کرده بودند که حکم آن‌ها صادر شده و مراحل نهایی خود را طی می‌کند.

وی در مورد پرونده‌های زمین‌خواری نیز تصریح کرد: سیاست دستگاه قضایی برخورد جدی و قاطع با کسانی است که با جعل و ترفندهای خاص اقدام به تصرف اراضی دولتی می‌کنند.

وی با ذکر مثال‌هایی در این زمینه گفت: در همین راستا پرونده‌هایی در کرج و قزوین تشکیل شده که کیفرخواست پرونده‌ کرج به دادگاه ارسال شده و در مورد پرونده قزوین نیز افرادی بازداشت شده‌اند که متاسفانه برخی از آن‌ها کارمندان اداره ثبت اسناد بوده‌اند.

سخنگوی قوه‌ قضاییه هم‌چنین درباره ورود مواد مخدر به زندان خاطرنشان کرد: خوشبختانه برای جلوگیری از ورود مواد مخدر به زندان اقدامات خوبی از سوی سازمان زندان‌ها صورت گرفته که موثر بوده است، اما باید این اقدامات ادامه پیدا کند. در این راستا افرادی نیز که اقدام به ورود مخدر به زندان می‌کردند شناسایی و دستگیر شدند و متاسفانه افرادی نیز در همین رابطه محکوم به اعدام شده‌اند.

وی به شهروندان هشدار داد که مراقب باشند تا در دام قاچاقچیان مواد مخدر و افرادی که از این طریق اقدامات مجرمانه‌ای صورت می‌دهند نیفتند؛ زیرا جرایم مرتبط با مواد مخدر، مجازات‌های سنگینی در پی دارد.

مشکل قوه قضاییه جدی است

سخنگوی قوه قضاییه در مورد کاهش زمان رسیدگی به پرونده‌ها در دستگاه قضایی گفت: زمان رسیدگی‌ها کاهش یافته ولی باید کمتر شود یکی از دغدغه‌های قوه قضاییه از سال‌های دور این بوده که اگر مردم تظلم‌خواهی و یا طرح شکایتی می‌کنند به پرونده آنها سریع‌تر رسیدگی شود زیرا این امر هم به نفع قوه قضاییه و هم به نفع مردم خواهد بود اما این موضوع مستلزم موارد متعددی از جمله داشتن نیروهای قضایی و اداری به اندازه کافی است.

وی ادامه داد: در این زمینه مشکل قوه قضاییه جدی است و انشاءالله دولت و مجلس در این زمینه نگاه ویژه‌ای به قوه قضاییه کنند و اگر قوه قضاییه را در بودجه در خصوص افزایش نیرو و امکانات یاری نکنند مشکلات کماکان به قوت خود باقی خواهد ماند. براساس آمار ارائه شده قوه قضاییه دو هزار کارمند از پست‌های مصوب کم دارد.

سخنگوی قوه قضاییه تاکید کرد: در خصوص بودجه قوه قضاییه با توجه به کسری‌های متفاوت در سالهای گذشته نیاز است جهشی در بودجه صورت گیرد اگر دولت و مجلس جهشی دربودجه قوه قضاییه اعمال کنند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

جرم مرتکبان در خارج از کشور قابل پیگیری است

خبرنگاری با بیان اینکه عده‌ای در خارج از کشور جریان فتنه و ضد انقلاب را در داخل به عنوان مثال «شیرین عبادی» همراهی می‌کنند از سخنگوی قوه قضاییه سوال کرد که آیا قوه قضاییه آنها را محاکمه خواهد کرد؟ محسنی اژه‌ای پاسخ داد: کسانی که مرتکب جرم شده و تبعه ایران هستند حتی اگر در خارج از کشور باشند و علیه ایران مرتکب جرم شوند، این موضوع قابل پیگیری است و اقدام نیز خواهد شد و این روسیاهی است که برای آنان باقی می‌ماند.

محسنی اژه‌ای تاکید کرد: حتما برای این افراد پرونده تشکیل خواهد شد و آنها باید تعقیب شوند و اگر به ایران نیز بیایند محاکمه خواهند شد.

آخرین وضعیت پرونده انبوه‌سازان شفق

محسنی اژه‌ای در خصوص آخرین نتایج پرونده انبوه‌سازان شفق اظهار کرد: اهتمام قوه قضاییه این است که مردم به حق و حقوق خود برسند متهمانی که در این پرونده‌ها بیشتر مرتکب جرم شده‌اند اکنون در زندان به سر می‌برند. قوه قضاییه تلاش کرد علاوه بر مجازات مجرمان مردم نیز را به حق خود برساند. رییس قوه قضاییه شخصا در این خصوص جلسه گذاشتند و دادستان تهران و رییس دادگستری استان تهران را خواستند و قاضی جدیدی را نیز برای این پرونده قرار دادند. همچنین به کمیته سه نفری که هنوز در خصوص برخی مسال مشاوره می‌دهند تاکید کردند که موضوع را پیگیری کنید.

وی افزود: اکنون مشکلات در این زمینه مشخص شده اموال مشخص شده و در این خصوص برنامه‌ریزی‌هایی صورت گرفته است. در 509 مورد افراد فراخوان شده‌اند و با آنها صحبت شد و پروژه‌ها آرام آرام تحویل آنها داده می‌شود. تعدادی پنج‌شنبه هفته قبل تحویل داده شد و تعدادی نیز پنج‌شنبه هفته جاری تحویل داده می‌شود. ما از کسانی که شاکی این پرونده هستند درخواست می‌کنیم که دادگاه را برای رسیدگی به این پرونده همراهی کنند.

مدرکی علیه انگلیسی‌ها وجود ندارد

سخنگوی قوه قضائیه تاکید کرد: هیچ مدرکی دال بر تصرف غاصبانه باغ قلهک توسط انگلیس در محاکم کیفری و حقوقی ما وجود ندارد.

حجت‌الاسلام و المسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای در ادامه نشست خود با خبرنگاران و در پاسخ به سوالی در خصوص سرنوشت باغ قلهک اظهار کرد: بر اساس پیگیری‌هایی که انجام داده‌ام هیچ مدرکی مدال بر اینکه باغ قلهک به صورت غاصبانه توسط انگلیس تصرف شده باشد، در محاکم کیفری و حقوقی ما وجود ندارد.

وی افزود: هیچ کس نیز از مراکز رسمی چنین ادعایی را مطرح نکرده و شکایت یا گزارشی از جانب مراکز رسمی و وزارت خارجه در این زمینه مطرح نیست.

پرونده بیمه متهم دیگری نیز دارد

دادستان کل کشور در پاسخ به سوالی دیگر در مورد آخرین وضعیت پرونده اختلاس از بیمه ایران با بیان اینکه دو جلسه‌ی این دادگاه برگزار شده و جلسات ادامه می‌یابد، خاطر نشان کرد: این پرونده تنها نسبت به همان 54 نفر در دادگاه در حال رسیدگی است زیرا برای این افراد کیفرخواست صادر شده و پرونده تکمیل شده است اما متهم دیگری نیز هست که تحقیقات در مورد وی ادامه دارد و از این جهت نمی‌توان گفت که پرونده همه متهمان این پرونده به دادگاه ارسال شده است.

وی افزود: مدت زمان رسیدگی به این پرونده بستگی به دفاعیات و اخذ نظرات کارشناسی توسط دادگاه دارد.

سخنگوی قوه قضاییه درخصوص علت مطرح شدن این پرونده در دادگاه کیفری استان نیز گفت: از آنجا که در کیفرخواست صادره به ماده 4 قانون تشدید مجازات ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری اسناد شده و در این ماده مجازات‌های 15 سال حبس تا حبس ابد و حتی مفسد فی‌الارض پیش‌بینی شده است لذا رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه کیفری استان بوده است.

دادستان کل کشور در پاسخ به سوال دیگری در مورد نحوه نظارت بر رفتار و عملکرد قضات تصریح کرد: قطعا همه ما در هر دستگاهی که خدمت می‌کنیم باید رفتارمان با ارباب رجوع خوب باشد؛ اما به هر حال در دستگاه قضایی افرادی مراجعه می‌کنند که شاکی یا متهم هستند و گاه تالمات روحی دارند این افراد با توجه به شرایطی که دارند می‌خواهند حرف‌شان سریعتر شنیده شود اما به هر حال با توجه به حجم بالای کار در دستگاه قضایی، این امر میسر نیست و گاه موجب ناراحتی‌هایی می‌شود.

محسنی اژه‌ای با بیان اینکه در مجموع، برخوردها در دستگاه قضایی خوب است، اظهار کرد: علاوه بر قوانین و مقررات موجود، سیستم‌های نظارتی از جمله دیوان عالی کشور، دادستانی کل کشور، حفاظت اطلاعات قوه قضاییه و دادسرای انتظامی قضات نیز برای نظارت بر رفتار و عملکرد قضات وجود دارد ضمن اینکه برنامه‌های اخلاقی و توصیه‌های مکرر نیز به صورت مستمر در جریان است تا انشاءالله از این جهت به نقطه مطلوب برسیم.

سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوال دیگری در مورد تشکیل پرونده رسمی برای سران فتنه در دستگاه قضایی گفت: چنین پرونده‌ای از زمانی که این افراد اقدام به کارهای خلاف قانون کردند، تشکیل شد. افرادی نیز خارج از قوه قضائیه درخواست‌هایی داشتند، دادستانی کل کشور هم مطالبی را تهیه کرد و همه این موارد به دادستانی تهران ارجاع شد اما در حال حاضر در مرحله جدیدی قرار گرفته‌ایم زیرا با توجه به شفاف شدن مسائل، دیگر بحث از اعتراض و مواردی از این دست نیست، بلکه بحث اقدام علیه نظام و مردم است. در حال حاضر اولین گام برداشته شده که فعلا محدودیت‌هایی برای سران فتنه اعمال شود.

تلاش می‌کنیم با کارچاق‌کن‌ها برخورد شود

محسنی اژه‌ای در پاسخ به سوالی دیگر در مورد اقدام علیه کارچاق‌کن‌ها در دستگاه قضایی گفت: به طور معمول افرادی هستند که سعی دارند در پرونده‌های موجود نفوذ کنند و افرادی نیز سعی می‌کنند که با جعل عنوان و سمت، وانمود کنند که در دستگاه قضایی نفوذ دارند.

محسنی اژه‌ای ادامه داد: حفاظت اطلاعات قوه قضائیه همواره در تلاش است تا با هر دو دسته این افراد برخورد کند و ما نیز در این مقام هستیم که دست کارچاق‌کن‌ها و افرادی را که سعی دارند به پرونده‌ها نفوذ کنند، کوتاه کنیم.

آخرین وضعیت پرونده سه آمریکایی

دادستان کل کشور در خصوص آخرین وضعیت سه تبعه آمریکایی و به ویژه سارا شورد اظهار کرد: دادگاه این متهمان در موعد خود برگزار شد اما خانم شورد نیامد اما یک لایحه به دادگاه فرستاده. اینکه لایحه مذکور کفایت از حضور متهم می‌کند یا خیر، بسته به نظر دادگاه است؛ اما بنده معتقدم بعید می‌دانم که این مطالب کفایت از حضور کند، ولی به هر حال این موضوع بستگی به نظر دادگاه دارد.

وی گفت: اگر این لایحه را دادگاه کافی نداند، مجددا متهم را احضار خواهد کرد و علی‌القاعده تصمیم دادگاه به این طرف سال نخواهد رسید.

وی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر آنچه که آن را راهپیمایی در روز‌های آینده می‌خوانند، گفت: هر کس خلاف قانون عمل کند با او برخورد خواهد شد.

درباره پرونده دادستان سابق تهران تصمیم‌گیری می‌شود

در ادامه این جلسه خبرنگاری پرسید آیا همانگونه که برای برخورد با سران فتنه مصلحت‌اندیشی می‌شود، برخورد با عوامل حادثه کهریزک، کوی دانشگاه و مجتمع سبحان نیز تابع مصالح است؟ محسنی اژه‌ای در پاسخ به این سوال تاکید کرد: برخی از پرونده‌هایی که نام بردید در دادگاه است و حکم نیز در مورد آنها صادر شده و برخی دیگر در مرحله تحقیقات قرار دارد؛ اما بحث مصلحت‌اندیشی مطرح نیست، بلکه هم همواره گفته‌ام رسیدگی به پرونده‌ها تابع اقتضائاتی است که هر زمان این اقتضائات فراهم شود به آنها رسیدگی خواهد شد.

وی افزود: به عنوان مثال در مورد پرونده دادستان سابق تهران مشخصا از مجموعه ذیربط سوال کردم که گفتند در این زمینه استعلاماتی صورت دادند اما هنوز پاسخی نیامده است و به محض پاسخ به استعلامات، تصمیم‌گیری می‌شود زیرا استعلاماتی هستند که در تصمیم قاضی موثرند.

سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوالی دیگر در مورد برخورد با برخی گروه‌ها از جمله فرقه فراماسونری اظهار کرد: ما اگر افرادی، مردم را به فساد بکشانند می‌توانیم تعقیب‌شان کنیم. همچنین اگر افرادی موجب اضلال و گمراهی جوانان شوند می‌توان با آنها برخورد کرد البته ممکن است مواردی وجود داشته باشد که افکار عمومی و جامعه آن را نپذیرد ولی در عین حال جرم هم نباشد. در مجموع نمی‌توان گفت که عملی جرم باشد ولی در قانون پیش‌بینی نشده باشد.

سخنگوی دستگاه قضایی در پاسخ به سوالی دیگر در مورد آزادی زندانیان حوادث پس از انتخابات در آستانه سال جدید گفت: طبق قانون کسانی که مجرم شناخته می‌شوند و دوران محکومیت خود را طی می‌کنند، اصل بر اصلاح‌شان است. طبق قانون نیز باید تشخیص داده شود که فردی متنبه و اصلاح شده و برای جبران مافات اقدام می‌کند، ارفاقاتی برای او در نظر گرفته می‌شود.

وی افزود: با توجه به رافت اسلامی که وجود داشته و دارد و شاید در هیچ جای دیگر دنیا به این میزان مرخصی و عفو زندانیان را نداشته باشیم ممکن است افرادی به مناسبت سال جدید به مرخصی بروند یا مشمول عفو قرار بگیرند اما همه این موارد منوط به رفتار شخص زندانی است.

در ادامه خبرنگاری به اظهارات اخیر دادستان تهران مبنی بر اینکه اهانت به سران نظام جرم است از سخنگوی قوه قضاییه سوال کرد که اخیرا رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به شدت مورد هجمه قرار گرفته آیا دادستان به عنوان مدعی‌العموم در این زمینه ورود نمی‌کند؟ محسنی اژه‌ای پاسخ داد: بارها گفته‌ایم که توهین به هر فردی جرم و خلاف است و اگر توهین به اشخاص حقیقی باشد با شکایت شاکی قابل تعقیب است. اگر به مسوولی به جهت سمتش توهین شود مدعی‌العموم می‌تواند موضوع را تعقیب کند اما اگر به حسب سمت نباشد و توهینی صورت گیرد اگر شکایت شد پیگیری می‌شود و اگر شکایت نشود طبیعتا پیگیری نمی‌شود.

سخنگوی قوه قضاییه تاکید کرد: قوه قضاییه بداخلاقی‌هایی را که از هرجا ، هرکس و علیه هر فردی صورت می‌گیرد ناپسند می‌داند نظر دستگاه قضایی این است که بداخلاقی نباید در کشور وجود داشته باشد.

محسنی اژه‌ای در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر توضیحات بیشتر در خصوص رسیدگی به پرونده معروف شرکت بیمه گفت: این پرونده متهمان متعددی دارد و ممکن است در آینده به متهمان اضافه شود. افرادی که تا کنون برای آنها کیفرخواست صادر شده، 54 نفر هستند اما افرادی نیز هستند که هنوز برایشان کیفرخواست صادر نشده است.

خبرنگار دیگری در خصوص راهکار دستگاه قضایی برای مقابله با موسسات مالی و اعتباری فاقد مجوز سوال کرد که محسنی اژه‌ای پاسخ داد هنوز پرونده‌ای در این خصوص به قوه قضاییه ارجاع نشده و بانک مرکزی در حال صحبت با این گونه موسسات است. نماینده قوه قضاییه در شورای پول و اعتبار حضور دارد و ما به بانک مرکزی توصیه کرده و می‌کنیم که اقداماتی را انجام دهند تا مردم با مشکل مواجه نشوند.

خبرنگار دیگری به تصاویر منتشره از فائزه هاشمی در برخی از سایت‌ها اشاره کرد و گفت مطرح شده که هنگامی که وی در شاه‌عبدالعظیم حضور داشته فحاشی‌هایی به وی شده است آیا در این زمینه پرونده‌ای تشکیل شده؟ که سخنگوی دستگاه قضایی پاسخ داد: همه باید به قانون و اخلاق گردن نهیم اگر فردی حتی متهم و مجرم هم باشد باید با وی درست برخورد شود. در این زمینه به این دلیل که شکایت‌هایی واصل نشده و از جمله مواردی است که باید طرح شکایت شود، پرونده‌ای در این زمینه تشکیل نشده است.

خبرنگاری در خصوص صحت این مطلب که مهدی هاشمی در هنگام خروج از کشور اسنادی را با خود به خارج از کشور منتقل کرده از سخنگوی دستگاه قضایی سوال کرد که وی پاسخ داد خبری در این خصوص ندارم.

تایید سه بازداشت

آخرین سوال این نشست خبری در خصوص بازداشت حسن یونسی، محمدصالح نقره‌کار و عبدالله رمضا‌ن‌زاده بود که سخنگوی دستگاه قضایی با تایید بازداشت این افراد گفت: آنها هنوز نیز در بازداشت به سر می‌برند. پرونده در مرحله رسیدگی است و منجر به صدور کیفرخواست نشده است. البته محمدصالح نقره‌کار در خصوص اتهام جدیدی دستگیر شده است.


انتشار بخش‌هایی از گفت‌وگوهای خاتمی و مبارک در دیدار سال 86:
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، حسنی مبارک
مبارک به خاتمی: شما صدای عقلانیت و اندیشه در دنیای اسلام هستید/ خاتمی: هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند.

صادق خرازی از نزدیکان محمد خاتمی که در دولت او نیز سفیر ایران در فرانسه بود، متن خاطره‌نگاری‌هایش از سفر فروردین 86 خاتمی به مصر را که وی نیز او را در این سفر همراهی می‌کرده، منتشر کرده است که نکات جالبی از گفت‌وگوهای میان مبارک و خاتمی در آن وجود دارد.

به گزارش رجانیوز،‌ خاتمی که برای شرکت در اجلاس "دنیای اسلام و جهانی شدن" به مصر سفر کرده بوده با حسنی مبارک رئیس‌جمهور دیکتاتور و احمد نظیف نخست‌وزیر این کشور نیز دیدار کرده بود.
 
صادق خرازی می‌گوید "مبارک گفته بود حتماً می‌خواهد با خاتمی خصوصی ملاقات کند و سپس عصر همان روز برای شرکت در اجلاس سران اتحادیه عرب عازم ریاض بود. به خاطر این ملاقات افتتاحیه اجلاس را که قرار بود ساعت 9 باشد عقب انداخته بودند و به ساعت 11 موکول کرده بودند."
 
وی در بخش دیگری می‌نویسد: «مبارک حرمت و احترام زیادی نسبت به آقای خاتمی می‌گذاشت و مدام از شخصیت و اندیشه‌های جهانی آقای خاتمی تجلیل می‌کرد. آقای خاتمی خصوصی به من می‌گفت آقای مبارک از کسانی است که دائماً حرف می‌زند و اگر انسان زرنگی نکند در جایی و در صورت پیدایش کوچکترین مجرا و منفذی حرف نزد، او همچنان ادامه خواهد داد و هرچند که اگر دیگری هم حرفی بزند با فاصله کمی‌ دوباره ایشان سر رشته سخن را به دست می‌گیرد.»
 
نکته قابل توجه اینکه مبارک، خاتمی را صدای عقلانیت،‌منطق و اندیشه در دنیای اسلام می‌خواند و می‌افزاید که می‌خواسته به ایران بیاید اما افرادی که او آن‌ها را "رادیکال‌ها" می‌نامد، مخالفت کرده‌اند. در عین حال،‌ خاتمی می‌گوید "هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند."
 
انتشار این اظهارات در حالی است که جریان فتنه تلاش داشت شرایط ایران و مصر را مشابه‌سازی کند و حتی فراخوان ناکام حضور خیابانی برای روز 25 بهمن که خاتمی هرگز حاضر نشد آن را به صورت علنی رد کند، هیچ انگیزه‌ای غیر از مشابه‌سازی شرایط ایران و مصر نداشت.
 
صادق خرازی بخش‌های بیشتری از گفت‌وگوهای میان خاتمی و مبارک را منتشر کرده،‌ که بخش‌های اصلی آن در ادامه می‌آید:
 
مبارک راجع به شعارهای تند برخی از مقامات منطقه صحبت کرد و گفت: این نوع نگرش مشکلات شما و ما و دنیای اسلام را بیش از گذشته می‌کند و هر روز تهدیدات ایران را افزایش می‌دهد و من مدعی هستم که شما صدای عقلانیت و منطق و اندیشه در دنیای اسلام هستید. ملاقات اول ژنو خارج از پروتکل بود. می‌خواستم به ایران بروم اما رادیکال‌ها بسیار مخالفت کردند. باز هم می‌خندید و منظورش از رادیکال‌ها را به گونه‌ای دیگر بیان کرد. منظورش از رادیکال‌ها آمریکا و سیستم امنیتی خودش بود.
 
خاتمی: هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند. امیدوارم اجلاس سران عرب باعث ناآرامی ‌درمنطقه نشود. شما کمی‌ هم نسبت به مصالح شیعه و سنی و برخی از تندروها حساس باشید. دوستانتان را نصیحت کنید. با دوستی و تفاهم می‌توان بر مشکلات فائق آمد.
 
مبارک: ما هم در پی آن هستیم تا بین سوریه و عربستان سعودی دوستی برقرار شود. مساله قذافی را هم خواستم حل کنم ولی دیوانه‌ام کرد و نتوانستم. شرط عجیبی مطرح شد. پادشاه عربستان بایست از قذافی عذرخواهی می‌کند.به سرهنگ معمر گفتم تو می‌خواستی آنها را بکشی. تو نسبت به همه بدبین هستی. حالا بایست آنها بیایند از تو عذرخواهی کنند. به قذافی گفتم تو به عربستان فحاشی می‌کنی، آمریکایی‌ها سودش را می‌برند. من عربستان را بر حذر داشتم. قذافی خیلی از من دلخور است. آمریکایی‌ها به دنبال برهم زدن منطقه هستند.ایران بایست با تدبیر عمل کند. رودررویی با آمریکایی‌ها به نفع شما نیست. من با شیعه مشکلی ندارم. آمریکایی‌ها دنبال فتنه هستند. اینها نه مصر را می‌خواهند نه شما را. البته منافع ما و منافع اینها یک جایی بهم می‌رسد. ایران می‌بایست کمی‌ با تدبیر عمل کند. آمریکایی‌ها هم به ما فشار می‌آوردند که از ما پایگاه بگیرند ولی ما با تدبیر عمل کردیم گفتیم پایگاه نداریم، ولی هواپیماهای شما برای سوخت‌گیری بیایند و بروند. ما از آنها زمان گرفتیم. شما هم خیلی می‌بایست دقیق عمل کنید، از آنها زمان بگیرید. من به سیستم نظامی و امنیتی خود دستور داده‌ام که به هیچ وجه آمادگی همکاری با آمریکا در قبال جنگ جدیدی در خاورمیانه را نداشته باشد.

انتشار بخش‌هایی از گفت‌وگوهای خاتمی و مبارک در دیدار سال 86:
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، حسنی مبارک
مبارک به خاتمی: شما صدای عقلانیت و اندیشه در دنیای اسلام هستید/ خاتمی: هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند.

صادق خرازی از نزدیکان محمد خاتمی که در دولت او نیز سفیر ایران در فرانسه بود، متن خاطره‌نگاری‌هایش از سفر فروردین 86 خاتمی به مصر را که وی نیز او را در این سفر همراهی می‌کرده، منتشر کرده است که نکات جالبی از گفت‌وگوهای میان مبارک و خاتمی در آن وجود دارد.

به گزارش رجانیوز،‌ خاتمی که برای شرکت در اجلاس "دنیای اسلام و جهانی شدن" به مصر سفر کرده بوده با حسنی مبارک رئیس‌جمهور دیکتاتور و احمد نظیف نخست‌وزیر این کشور نیز دیدار کرده بود.
 
صادق خرازی می‌گوید "مبارک گفته بود حتماً می‌خواهد با خاتمی خصوصی ملاقات کند و سپس عصر همان روز برای شرکت در اجلاس سران اتحادیه عرب عازم ریاض بود. به خاطر این ملاقات افتتاحیه اجلاس را که قرار بود ساعت 9 باشد عقب انداخته بودند و به ساعت 11 موکول کرده بودند."
 
وی در بخش دیگری می‌نویسد: «مبارک حرمت و احترام زیادی نسبت به آقای خاتمی می‌گذاشت و مدام از شخصیت و اندیشه‌های جهانی آقای خاتمی تجلیل می‌کرد. آقای خاتمی خصوصی به من می‌گفت آقای مبارک از کسانی است که دائماً حرف می‌زند و اگر انسان زرنگی نکند در جایی و در صورت پیدایش کوچکترین مجرا و منفذی حرف نزد، او همچنان ادامه خواهد داد و هرچند که اگر دیگری هم حرفی بزند با فاصله کمی‌ دوباره ایشان سر رشته سخن را به دست می‌گیرد.»
 
نکته قابل توجه اینکه مبارک، خاتمی را صدای عقلانیت،‌منطق و اندیشه در دنیای اسلام می‌خواند و می‌افزاید که می‌خواسته به ایران بیاید اما افرادی که او آن‌ها را "رادیکال‌ها" می‌نامد، مخالفت کرده‌اند. در عین حال،‌ خاتمی می‌گوید "هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند."
 
انتشار این اظهارات در حالی است که جریان فتنه تلاش داشت شرایط ایران و مصر را مشابه‌سازی کند و حتی فراخوان ناکام حضور خیابانی برای روز 25 بهمن که خاتمی هرگز حاضر نشد آن را به صورت علنی رد کند، هیچ انگیزه‌ای غیر از مشابه‌سازی شرایط ایران و مصر نداشت.
 
صادق خرازی بخش‌های بیشتری از گفت‌وگوهای میان خاتمی و مبارک را منتشر کرده،‌ که بخش‌های اصلی آن در ادامه می‌آید:
 
مبارک راجع به شعارهای تند برخی از مقامات منطقه صحبت کرد و گفت: این نوع نگرش مشکلات شما و ما و دنیای اسلام را بیش از گذشته می‌کند و هر روز تهدیدات ایران را افزایش می‌دهد و من مدعی هستم که شما صدای عقلانیت و منطق و اندیشه در دنیای اسلام هستید. ملاقات اول ژنو خارج از پروتکل بود. می‌خواستم به ایران بروم اما رادیکال‌ها بسیار مخالفت کردند. باز هم می‌خندید و منظورش از رادیکال‌ها را به گونه‌ای دیگر بیان کرد. منظورش از رادیکال‌ها آمریکا و سیستم امنیتی خودش بود.
 
خاتمی: هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند. امیدوارم اجلاس سران عرب باعث ناآرامی ‌درمنطقه نشود. شما کمی‌ هم نسبت به مصالح شیعه و سنی و برخی از تندروها حساس باشید. دوستانتان را نصیحت کنید. با دوستی و تفاهم می‌توان بر مشکلات فائق آمد.
 
مبارک: ما هم در پی آن هستیم تا بین سوریه و عربستان سعودی دوستی برقرار شود. مساله قذافی را هم خواستم حل کنم ولی دیوانه‌ام کرد و نتوانستم. شرط عجیبی مطرح شد. پادشاه عربستان بایست از قذافی عذرخواهی می‌کند.به سرهنگ معمر گفتم تو می‌خواستی آنها را بکشی. تو نسبت به همه بدبین هستی. حالا بایست آنها بیایند از تو عذرخواهی کنند. به قذافی گفتم تو به عربستان فحاشی می‌کنی، آمریکایی‌ها سودش را می‌برند. من عربستان را بر حذر داشتم. قذافی خیلی از من دلخور است. آمریکایی‌ها به دنبال برهم زدن منطقه هستند.ایران بایست با تدبیر عمل کند. رودررویی با آمریکایی‌ها به نفع شما نیست. من با شیعه مشکلی ندارم. آمریکایی‌ها دنبال فتنه هستند. اینها نه مصر را می‌خواهند نه شما را. البته منافع ما و منافع اینها یک جایی بهم می‌رسد. ایران می‌بایست کمی‌ با تدبیر عمل کند. آمریکایی‌ها هم به ما فشار می‌آوردند که از ما پایگاه بگیرند ولی ما با تدبیر عمل کردیم گفتیم پایگاه نداریم، ولی هواپیماهای شما برای سوخت‌گیری بیایند و بروند. ما از آنها زمان گرفتیم. شما هم خیلی می‌بایست دقیق عمل کنید، از آنها زمان بگیرید. من به سیستم نظامی و امنیتی خود دستور داده‌ام که به هیچ وجه آمادگی همکاری با آمریکا در قبال جنگ جدیدی در خاورمیانه را نداشته باشد.

با تجلیل ویژه از موسوی و کروبی صورت گرفت؛
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: شیخ یوسف صانعی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، سیدابوالحسن بنی صدر

 

یک روز پس از آنکه ابوالحسن بنی‌صدر تاکید کرد همه باید با تمام توان از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع کنیم، شیخ یوسف صانعی، از روحانیون حامی موسوی و کروبی، اقدام مسئولان علیه سران فتنه را «غیر اسلامی» و «غیرانسانی» دانست.

شبکه ایران- شیخ یوسف صانعی در ادامه حمایت‌های خود از جریان فتنه و سران داخلی آن اطلاعیه‌ای صادر کرد و آشوب طلبان را «معترض سیاسی» نامید.

او در این اطلاعیه با هجمه به ارکان نظام، حصر خانگی سران داخلی فتنه که جنایات متعددی از جمله همراهی با دشمنان تابلودار ایران، زمینه سازی برای ابراز وجود گروهک‌های تروریستی و کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر از هموطنان، تحمیل خسارت‌های متعدد به اموال خصوصی و عمومی و اقدامات ضد امنیت کشور و... را در کارنامه دارند، «غیر اسلامی» و «غیرانسانی» دانسته است.

آقای صانعی با بکار بردن صفات متعددی از سران داخلی فتنه تجلیل کرده و آنان را «شخصیت‌های خدوم» و «یار دیرین و معتمد امام» نامیده است.

زبدة السادات و الاخیار، ذوی العز و الاحترام؛ جناب آقای مهندس میر حسین موسوی

وی بدون اشاره به نفرت افکار عمومی از سران داخلی فتنه، موسوی را این چنین یاد کرده است: شخصیت‌ خدومی همچون زبدة السادات و الاخیار، ذوی العز و الاحترام؛ جناب آقای مهندس میر حسین موسوی.

شاگرد آقای منتظری همچنین در تایید اقدامات فتنه گران عنوان کرده است: جای بسی تاسف و تعجب است که برخی از افراد، اعتراض معترضین سیاسی را در جامعه فاقد هرگونه پایگاه و جایگاهی دانسته و آنرا دروغ و حیله پنداشته‌اند.

ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور فراری ایران، روز گذشته به حمایت ویژه از سران داخلی فتنه پرداخته و گفته بود که "هر ایرانی و غیر ایرانی باید از حقوق میرحسین موسوی و مهدی کروبی با تمام توان دفاع کند." وی اصرار سران داخلی آشوب های اسرائیلی را بر مواضع خود، "با ارزش" دانسته بود. 

گفتنی است شیخ یوسف صانعی در ایام پس از اعلام نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری، به صدور بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های در حمایت از جریان فتنه و اقدامان آن و علیه مسئولان و نظام اسلامی پرداخت که این مواضع او با پوشش و استقبال گسترده رسانه‌های بیگانه همراه شده است.

روحانی واقعی، منتظری-صانعی!

تندروی‌های آقای صانعی تا جایی پیش رفته است که چندی پیش سایت صهیونیستی «بالا‌ترین» از وی خواست علیه جمهوری اسلامی دستور جهاد بدهد!

آشوبگران در فتنه سال گذشته همزمان با فحاشی به اسلام و امام و رهبری و تظاهر به روزه خواری در روز قدس و نیز همزمان با سر دادن شعار به نفع آمریکا و رژیم صهیونیستی، شعار می‌دادند «روحانی واقعی، منتظری-صانعی»! رادیو فردا نیز از این طیف به عنوان روحانیونی نواندیش یاد کرد.


آقای صانعی در ادامه اهانت هایش به مسئولان جمهوری اسلامی، چندی پیش حتی فحاشی علیه رئیس جمهور را هم در سوابقش ثبت کرد.



المنار : اعتراف قذافی به حضور امام موسی صدر در لیبی
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: امام موسی صدر ، معمر قزافی ، لیبی

رژیم لیبی عامدانه در مورد پرونده امام موسی صدر دروغ پراکنی می کند.

به گزارش واحد مرکزی خبر ، شبکه تلویزیونی المنار فیلمی از معمر قذافی در اختیار دارد که اعتراف می کند امام موسی صدر از لیبی خارج نشده است. قذافی گفت: این شخص ناپدید شد و کسی نمی داند چگونه ناپدید شد، ای کاش می دانستیم مسوولیت این قضیه بر عهده کیست، از یک سو ما او را از دست دادیم و از سوی دیگر وجهه لیبی لکه دار شد به این معنا که ما او را به لیبی دعوت کردیم و او دعوت ما را پذیرفت و به لیبی امد و ناپدید شد در لیبی ناپدید شد در این میان کسی می خواهد ابرو و اعتبار لیبی را خدشه دار کند.

بنابراین گزارش، این اعتراف قذافی که در بیش از بیست و پنج سال پیش انجام شد زمینه را برای صدور کیفرخواستی به این شرح فراهم کرد: وقایعی که در زمان دیدار امام موسی صدر از لیبی رخ داد خصوصا خروج او از هتل شاطی برای دیدار قذافی و بازنگشتن او به هتل، تحقیقات قضایی ایتالیا که مستند به بیش از سیزده شاهد است که این شاهدان از ماموران امنیتی فرودگاه،کارکنان هتل هالیدی این و شرکت هواپیمایی ایتالیا همگی شهادت دادند که شخصی با مشخصات امام موسی صدر وارد ایتالیا نشده است نشانگر دست داشتن مسئولان لیبیایی در ربودن امام موسی صدر بود.

به علاوه در میان مطالبی که شاهدان لیبیایی گفته اند تناقض وجود دارد مانند شهادت احمد الحطاب که گفته بود معاملات امام موسی صدر به سرعت انجام شد زیرا هواپیما می خواست به زودی پرواز کند که بعدا مشخص شد هواپیمای مذکور با تاخیر یک ساعت از زمین بلند شد.

گذشته از اینها دستکاری گذرنامه هایی که در هتلی در ایتالیا پیدا شد و به ویژه تصاویری که دوباره به گذرنامه الصاق شده بود و مهر روی عکس با مهر گذرنامه مطابقت نداشت. و دیگر اینکه دستیابی به وسایل مخصوص امام موسی صدر که به صورت اتفاقی در میان انها ساعت مچی امام موسی صدر که شیشه اش شکسته شده بود و بند ان باز شده بود قرار داشت همه و همه نشانگر دخالت لیبیایی ها در این قضیه بوده است.

این وقایع و موارد دیگر باعث صدور کیفر خواست درباره قذافی و تعدادی از مسوولان برجسته رژیم قذافی از جمله «عبدالسلام جلود» و «محمد ولد داده» و دیگران شد، علاوه بر این دستگاه قضایی لبنان برای جلب این افراد حکم جلب سیار صادر کرد علاوه بر این تمیز سعید میرزا دادستان کل لبنان از اینتر پل خواست تا برای متهمان این پرونده پس از گذشت سی سال از صدور کیفر خواست حکم جلب متهمان را صدر کند.


کارشناسان شبکه دیسکاوری 10 تفنگ برتر دنیا را معرفی کردند.
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: نظامی

به گزارش سرویس دانش و فناوری برنا، سلاح های جنگی نزدیک ترین دوست سربازان در میادین جنگی هستند و با وجود پیشرفت ها و تحولات عظیمی که در زمینه تاکتیک های نظامی و ادوات جنگی در 100 سال اخیر به وجود آمده، اما هنوز هم تفنگ ها نقش موثری در خطوط مقدم ایفا می کنند.

متخصصان تسلیحات نظامی در شبکه تلویزیونی دیسکاوری با بررسی تفنگ هایی که تاکنون ساخته شده اند، 10 تفنگ برتر تاریخ را معرفی کردند.برخی از این سلاح‌ها از زمان جنگ‌های جهانی تاکنون مورد استفاده‌اند اما هنوز در رده‌بندی مرگبارترین ها، جایگاه خود را از دست نداده اند.

رده بندی برترین ها را از رتبه دهم آغاز می کنیم:


10.ام 14 (M14) :

مشخصات فنی :

نوع : نیمه اتوماتیک

کالیبر: 7.62 * 51 میلیمتر

تعداد شلیک : 700 تا 750 گلوله در دقیقه

در اواخر جنگ جهانی دوم از آنجایی که سربازان پیاده نظام آمریکایی مجبور بودند همزمان 4 نوع سلاح مختلف را به همراه مهمات با خود حمل کنند، طراحان تسلیحات به فکر تفنگی افتادند که در آن قابلیت های موجود را جمع کنند که در نهایت، نتیجه مطالعات آنها به ساخت تفنگ ام 14 انجامید. نخستین کاربرد این تفنگ در یورش نیروهای آمریکایی به ویتنام بود، عملکرد ام 14 فوق العاده اما اکثر سربازان از وزن زیاد آن گلایه داشتند.




9.اس.تی.جی 44 (Strumgewehr 44) :

مشخصات فنی :

نوع : نیمه خودکار یا خودکار

کشور سازنده : آلمان

کالیبر :7.92 *33 میلیمتر

ظرفیت خشاب : 30 تایی

تعداد شلیک : 500 گلوله در دقیقه


ورماخت (Wehrmacht) یا همان ارتش آلمان در سال های 1935 تا 1945، بعد از عملکرد ناموفق سلاح موزر (Mauser) در میادین جنگ، تصمیم به ساخت سلاح جدیدی گرفت. نام این سلاح جدید را نازی ها تفنگ تهاجمی (Strurmgewehr به زبان آلمانی( گذاشتند. علت محبوبیت این تفنگ، کم شدن قطر کالیبر آن و در نهایت افزایش برد موثر و کاهش  وزن مهماتی بود که سربازان مجبور بودند آنها را حمل کنند. قابلیت های این تفنگ آن قدر زیاد بود که نازی ها افسوس می خوردند که چرا زودتر آن را تولید نکردند. هرچند اس.تی.جی 44 در سال 1944 یعنی یک سال پیش از پایان جنگ جهانی دوم به میدان جنگ آمد اما نقش موثر آن تا مدت ها در خاطره آلمانی ها باقی ماند.


 
8. 1903 اسپرینگفیلد (1903 Springfield) :

مشخصات فنی :

نوع : گلنگدن دستی

کشور سازنده : آمریکا

کالیبر : 7.62*63 میلیمتر

ظرفیت خشاب : 5 تایی

تعداد شلیک : 10 گلوله در دقیقه

در نبرد آمریکایی – اسپانیایی ، نیروهای آمریکایی به شدت از عملکرد ضعیف تفنگ های نروژی کرگ یورگنسان کلافه شده بودند، با قرض گرفتن فناوری تفنگ های آلمانی آن زمان به نام موزر، اسپرینگ فیلد را تولید کردند.


 
7.اشتایر آاوگ (Steyr AUG)

مشخصات فنی :

نوع : کاملا خودکار

کشور سازنده : اتریش

کالیبر : 5.56 *45 میلی متر

ظرفیت خشاب : 30 و 42 تایی

تعداد شلیک : 650 گلوله در دقیقه

این تفنگ برای اولین بار توسط ارتش اتریش در سال 1977 معرفی شد. ظاهر این تفنگ شباهت زیادی به سلاح های فیلم های علمی تخیلی است.




 
6.ماوزر K98K (برنو)

مشخصات فنی :

نوع : گلنگدن دستی

کشور سازنده : آلمان

کالیبر : 7.92 *57 میلیمتر

ظرفیت خشاب : 5 تایی

تعداد شلیک : 10 تا 15 گلوله در دقیقه

ماوزر K98K که در کشور ما به برنو معروف است برای نخستین بار در اواخر قرن نوزدهم میلادی معرفی شد. نسخه نهایی این تفنگ در طول جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار گرفت.


 
5.اف ان (FN FAL)

مشخصات فنی :

نوع : نیمه خودکار یا تمام خودکار

کشور سازنده : بلژیک

کالیبر : 7.62*51 میلی متر

ظرفیت خشاب : 20 تایی

تعداد شلیک : 650 تا 700 گلوله در دقیقه

بلژیکی ها با الهام از اس تی جی 44 نازی ها، این تفنگ را طراحی کردند. با تولید این اسلحه طولی نکشید که آن به یکی از سلاح های کلاسیک دوران جنگ سرد تبدیل شد و در بیش از 50 کشور مورد استفاده قرار گرفت.


 
4. ام 1 گرند (M1 Garand) :

مشخصات فنی :

نوع : نیمه خودکار

کشور سازنده : آمریکا

کالیبر :7.62*63 میلی متر

ظرفیت خشاب : 8 تایی

تعداد شلیک: 30 گلوله در دقیقه

با ساخت این اسلحه در سال 1936 در مدت زمان کوتاه این تفنگ به یکی از موفق ترین و محبوب ترین سلاح های دنیا تبدیل شد. ام 1 اولین تفنگ موفق نیمه خودکار دنیا است که تا زمان بازنشستگی آن یعنی اوایل دهه 60 میلادی بالغ بر 6 و نیم میلیون از آن تولید شده است.


 
3. لی آنفیلد اس ام ال ای (Lee-Enfield SMLE)

مشخصات فنی :

نوع : گلنگدن دستی

کشور سازنده : انگستان

کالیبر: 7.7*56 میلی متر

ظرفیت خشاب : 10 تایی

تعداد شلیک : 15 تا 20 گلوله در دقیقه

این تفنگ از زمان آغاز جنگ جهانی اول تا سال 1956 در درگیری کانال سوئز به عنوان سلاح سازمانی ارتش پیاده نظام  انگلستان شناخته شده است. خشاب این تفنگ ظرفیت 10 گلوله را در خود جا می داد و تا آن زمان تفنگی با این ظرفیت خشاب ساخته نشده بود.



2. ام 16 (
M16)

مشخصات فنی :

نوع : نیمه خودکار یا تمام خودکار

کشور سازنده : آمریکا

کالیبر: 5.56*45 میلی متر

ظرفیت خشاب : 20 و 30 تایی

تعداد شلیک : 700 تا 950 گلوله در دقیقه

اگر چه مدتی طول کشید تا نواقص این اسلحه به طور کامل برطرف شوند، اما با ورود این  تفنگ به میادین جنگی در اوایل دهه شصت میلادی و اثبات قابلیت های آن، تحسین همه کارشناسان نظامی را برانگیخت.


 

 


1. آ کا 47 (
AK 47) 

مشخصات فنی :

نوع : خودکار یا تمام خودکار

کشور سازنده : اتحاد جماهیر شوروی

کالیبر : 7.62*39 میلی متر

ظرفیت خشاب : 30 تایی

تعداد شلیک : 600 گلوله در دقیقه

 آ کا 47 با رکورد تولید بیش از 75 میلیون قبضه در سراسر جهان به یکی از اسطوره های جنگ افزار تبدیل شده است. این تفنگ علاوه بر این که طراحی ساده دارد از قیمت پایین هم برخوردار است.




خاتمی دلارهای ملک عبدالله راحرام نکرد!
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

خاتمی پس از دو هفته سکوت در قبال پروژه آمریکایی-صهیونیستی آشوب در 25 بهمن، سکوت را شکست.
وی ضمن سخنانی که همسو با پروژه ناکام 25 بهمن ارزیابی می شود، تلاش کرد هویت ضد صهیونیستی و ضدآمریکایی قیام ملت های مسلمان منطقه را کمرنگ کند. او مدعی شد بعضی از این قیام ها علیه نظام هایی بوده که سیاست اصلی خود را مخالفت با غرب به خصوص آمریکا قرار داده اند و همواره شعارهای انقلابی و ضدصهیونیستی داشته اند!
خاتمی هیچ مصداقی دراین باره ارائه نکرد و حال آن که تمام رژیم های مرتجعی که ملت های مسلمان علیه آنها به قیام برخاسته اند، دارای ماهیت وابسته بوده اند و حتی معمر قذافی طی سال های اخیر بیشترین ارتباطات را با آمریکا و غرب برقرار کرده بود.
خاتمی در ادامه سخنانش بدون آن که تحرکات ساختارشکنانه و شعارهای ضدانقلابی و ضدقانون اساسی اوباش تحریک شده از سوی رسانه های ضدانقلابی و آمریکا و رژیم صهیونیستی در 25 بهمن را محکوم کند، مدعی شد: آیا نباید باعث ناراحتی و نگرانی باشد وقتی جریان هایی می کوشند دست آوردهای بزرگ انقلاب را نادیده انگارند، بلکه آن را دگرگونه جلوه دهند؟ وقتی بنا باشد همه مسئولان طراز اول که مورد تایید امام، مردم و رهبری بوده اند انسان های فاسد، منحرف و ضدانقلاب معرفی شوند آیا مردم جهان حق ندارند این شبهه را پیدا کنند که پس حاصل انقلاب، فساد و انحراف بوده است؟ و آیا این بزرگ ترین جفا به انقلاب نیست؟ آیا اگر فضا باز باشد قانون اساسی مبنای عمل قرار گیرد و انتقاد و حتی اعتراض در چارچوب قانون آزاد باشد و نصیحت مسئولان کشور و نقد و ارائه آزاد اندیشه یک ارزش به حساب آید، به جمهوری اسلامی خدمت نشده است؟
وی که سوابق ملاقات با جرج سوروس (سرمایه گذار صهیونیست کودتاهای مخملین) و راسموسن دبیرکل ناتو (حامی کاریکاتورهای ضد اسلامی در دانمارک) را در کارنامه سیاه خود دارد، به دفاع تلویحی از فتنه گرانی چون موسوی و کروبی برخاست که تحریک کننده حرکت آشوبگرانه مذکور 25 بهمن بودند.خاتمی گفت: به جا بود که زندانیان که نوعاً انسان های امتحان داده و صادق و مومن اند آزاد شوند نه اینکه این روزها شاهد دستگیری های تازه و ایجاد محدودیت مجدد برای کسانی باشیم که اندکی از محدودیت آن ها کاسته شده بود. چرا باید کسانی چون جناب مهندس موسوی و جناب آقای کروبی که در دلبستگی شان به اصل انقلاب و نظام تردیدی نیست دچار حصر و محدودیت شوند و زمینه ای فراهم آید تا کسانی که نه نظام را قبول دارند و نه خیر ایران و ایرانی را می خواهند میدان داری و احیاناً از احساسات پاک مردم بخصوص جوانان سوءاستفاده کنند.
این رویکرد تحریفگرانه و نفاق آلود از سوی خاتمی در حالی است که اوباش چند صد نفری حاضر در اغتشاش 25 بهمن، به دعوت کروبی و موسوی علناً علیه جمهوری اسلامی و ارکان قانون اساسی و انقلاب فحاشی کرده بودند تا افکارعمومی جهان از انتفاضه اسلامی در خاورمیانه منحرف شود، همچنان که خاتمی خود در سخنان اخیرش کوشیده تا هویت ضدصهیونیستی و ضد آمریکایی نهضت ها را کتمان کند. خاتمی به شیوه نفاق همیشگی توضیح نمی دهد که کجای تحرکات ساختارشکنانه و آشوبگری و تکرار شعارهای ضدانقلابی که یک روز قبل از ماجرای 25بهمن از سوی سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی دیکته شده، «نصیحت و نقد و ارائه اندیشه در چارچوب قانون است»؟! و کدام «انسان مومن و صادق» حاضر می شود در بحبوحه بدنامی و فرار مزدوران آمریکا و اسرائیل از کشورهای اسلامی، ننگ نوکری مستکبران را به جان بخرد و به خاطر این حماقت بزرگ، از ستایش آنان برخوردار گردد؟!
خاتمی با این اظهارات نشان داد که ادعای اصلاح طلبی او در چارچوب قانون اساسی و خدمت به جمهوری اسلامی دروغی رنگ باخته بیش نیست و او اختیار جدا کردن حساب خود از ضدانقلاب و آمریکا و اسرائیل را ندارد.
گفتنی است خاتمی علاوه بر ملاقات پنهان با جرج سوروس صهیونیست،راسموسن دبیرکل ناتو و حامی کاریکاتورهای ضد اسلامی برای راه اندازی فتنه88 مبالغ کلانی از ملک عبدالله پادشاه سعودی و برخی از کشورهای اروپایی نیز دریافت کرده است و تلاش وی برای تطهیر سران وابسته برخی کشورهای عربی و تخطئه حرکت های انقلابی مردم مسلمان خاورمیانه در این راستا قابل ارزیابی است.
خاطرنشان می شود همزمان با سیاه بازی جدید خاتمی، روزنامه اطلاعات مطلبی رپرتاژگونه و توأم با حمایت از وی چاپ کرد.


چند می گیری منو کتک بزنی؟
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، کارگزاران سازندگی

امیرفرشاد ابراهیمی زمانی که ماهیت واقعی خود را روشن ساخت و به خارج کشور گریخت،اعتراف کرد که از حزب کارگزاران پول می گرفته تا تجمعات را به هم بزند.

پس از حضور و بازداشت فائزه هاشمی در آشوب ناکام اول اسفند ، سایت های وابسته به آقازاده آشوبگر ابتدا تلاش کردند تا حضور تحریک آمیز وی در خیابان ولی عصر را تکذیب کنند و محل دستگیری او را جایی دیگر قلمداد نمایند. اما زمانی که گاف های متعدد ، دروغ آن ها را برملا کرد اکنون به شیوه نخ نمای مظلوم نمایی روی آورده اند تا از این طریق بتوانند ، رسوایی به بار آمده همسویی با ضدانقلاب و منافقین را به نحوی بپوشانند. ادعاهای اخیر مبنی بر تعرض به فائزه هاشمی و خاندان هاشمی که به شدت در سایت های وابسته به آقازاده آشوبگر(بویژه سایت آینده نیوز) تبیلغ و بزرگنمایی می شود ، یادآور برخی شانتاژهای نخ نمای گروهک های در سال های اولیه پس از پیروزی انقلاب و نیز سناریو «بازی در دو نقش» برخی عناصر در دوران دوم خرداد است.

در سال های 59 و 60 زمانی که هرج و مرج طلبی و آشوب های خیابانی گروهک های مخالف انقلاب ، با رویارویی قاطعانه مردم و نیروهای حزب ا للهی مواجه گردید ؛ یکی از شگردهای جریان آشوب طلب برای فرافکنی و مظلوم نمایی ، متهم کردن نیروهای حامی انقلاب به خشونت ورزی بود. یکی از این اتهاماتی که گروهک های با دستور تشکیلاتی مطرح می کردند، ادعای سقط جنین یک زن حامله به دلیل هجوم نیروهای حزب اللهی به تجمع گروهک ها بود!

این سناریو زمانی شکل مضحکی پیدا کرد که بلافاصله بعد از هر رویارویی نیروهای حزب اللهی با ضدانقلاب در هر جا و در هر زمان ، ادعای سقط جنین زن حامله به صورت اتوماتیک -به تبعیت از همان بخشنامه تشکیلاتی- در رسانه های ضدانقلاب منتشر می شد. بتدریج این ادعا چنان نخ نما شد که همه می پرسیدند این خانم محترم حامله کیست که در میان همه تجمعات و درگیری ها حضور فعال دارد و همیشه در این درگیری ها جنینش سقط می شود؟! 

در دوران اصلاحات نیز یکی از شگردهای گروه های دوم خردادی بویژه حزب کارگزاران سناروی  «بازی در دو نقش» بود. بر اساس این سناریو ، حزب کارگزاران عده ای را اجیر کرده بود که با نام و ظاهر حزب اللهی وارد عمل شده و ضمن بر هم زدن تجمعات گروه های دوم خردادی ، اعضای منتسب به این گروه ها را نیز مورد ضرب و شتم قرار می دادند. یکی از این اشخاص ، فردی به نام امیرفرشاد ابراهیمی بود.در یک برهه خاص که جریان اصلاحات و کارگزاران نیاز به تهییج اجتماعی داشتند ، بدون هیچ سابقه قبلی ،عطاء الله مهاجرانی و عبدالله نوری - که تا آن زمان هیچ گاه در نمازجمعه شرکت نمی کردند - در نماز جمعه حاضر شدند و توسط عده ای از جمله همین امیرفرشاد ابراهیمی مورد هجوم قرار گرفتند. ماجرای ضرب و شتم مهاجرانی و نوری انعکاس زیادی در مطبوعات دوم خردادی داشت اما بعدها همین امیرفرشاد ابراهیمی زمانی که ماهیت واقعی خود را روشن ساخت و به خارج کشور گریخت ، اعتراف کرد که از حزب کارگزاران پول می گرفته تا تجمعات آن ها را به هم بزند و اعضای آن را مورد هجوم قار دهد تا این حزب و سایر گروه های دوم خردادی بتوانند در صحنه سیاسی مظلوم نمایی کنند.


آقای سروش! به این آدم هم لعنت بفرستید
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، عبدالکریم سروش

علتش به نظر من ، منشی ایشان بود.یک خانم توانست همه چیز آقای سروش ، حتی زن و فرزندانش را از او بگیرد و این برای خیلی ها ممکن است پیش بیاید

به گزارش جوان آنلاین ، دکتر سروش از اعضای اتاق فکر 5 نفر فرقه سبز که به دلیل نقش ویژه اش در پاکسازی گروه های چپ گرا در سال های اولیه پیروزی انقلاب ، به رغم تغییرات مبنایی در تفکراتش ، هنوز هم مورد غضب اپوزیسیون قرار دارد؛ برای عقب نماندن از قافله ، طی نامه ای که منحصرا" در اختیار تلویزیون دولتی انگلیس(بی بی سی) قرار داد ، ادعا کرد که ماموران امنیتی ایران ، دامادش را بازداشت و تحت فشار قرار داده اند و دامادش که اکنون در یکی از کشورهای اروپایی به سر می برد، به دلیل همین فشارها به این باور رسیده که خدایی وجود ندارد!
سروش در نامه خود به بی بی سی ، بدون آن که مشخصات درست و دقیقی از داماد خود ارائه داده و یا مشخص کند که چطور بعد از مدت ها این موضوع به یاد او افتاده تا در بی بی سی افشا کند ، مدعی شده که ماموران داماد وی را تحت فشار قرار داده اند تا اعتراف کند که زن او - دختر سروش - فردی هرزه است! سروش در عین حال تاکید کرده که دامادش اکنون در یکی از شهرهای اروپایی است و در تماس تلفنی با او تصریح نموده که «خدا نیست»!
با توجه به سوابق دکتر سروش که ابتدا دیدگاه های خود را از زبان دیگران مطرح و پس از چندسال معلوم می شود ، نظرات خود وی بوده است ؛ باید احتمال داد که داستان سرایی جدید سروش صرفا" برای طرح گزاره «خدا نیست» است. سروش که در یک سراشیبی انحطاط امروز به نقطه ای رسیده که قرآن مجید - کلام الله- را ساخته و پرداخته پیامبر (ص) می داند ، احتمالا" اکنون در مسیر انحطاطی خود به انکار خداوند رسیده است اما مطابق معمول درصدد برآمده تا ابتدا عقیده جدید خود را به صورت آزمایشی از زبان فرد دیگری بیان کند و سپس خود به صراحت آن را بیان نماید.
این احتمال از آنجایی تقویت می شود که داستان آقای سروش درباره دامادش ، ماه ها پس از وقوع داستان، از زبان او بیان می گردد.در شرایطی که رسانه های فتنه سبز و حامیان خارجی آن برای هجمه تبلیغاتی به جمهوری اسلامی ایران ، حتی کشته های خیالی خلق می کنند و برای آن ها مجلس ترحیم می گیرند و در شرایطی که رسانه های آمریکا و انگلیس حتی بازداشت یک زن خائن به همسر و قاتل را در دورترین نقاط ایران رصد کرده و تبدیل به یک پروژه سیاسی- تبلیغاتی سنگین می کنند ، کدام عقل سلیم می پذیرد که بازداشت و شکنجه داماد دکتر سروش - با در نظر گرفتن شهرت و وابستگی عمیق سروش به سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس -از چشم تیزبین(!) رسانه های ضدانقلاب و غربی پنهان مانده باشد و پس از ماه ها توسط شخص سروش افشا شود؟!
مضافا" این که به رغم فرار دکتر سروش به خارج کشور ، خانواده و فرزندان وی مدت ها در ایران ساکن بوده و تاکنون هیچ حرف و حدیثی مبنی بر تحت فشار قرار گرفتن آن ها از سوی هیچ رسانه ای در داخل و خارج منتشر نشده است . پسر دکتر سروش- با نام سروش دباغ- نیز در دانشگاه های تهران فعالیت نموده و پای ثابت مصاحبه های نشریات روشنفکری از جمله مهرنامه است.
 
اما اکنون که آقای سروش این قدر اهل دلسوزی برای خانواده شده، به نحوی که از شدت ناراحتی از فشارخیالی بر داماد خود ، به این نتیجه رسیده اند که «تاکنون حتی یزید را هم لعنت نکرده اما الان بر جمهوری اسلامی لعنت می فرستم!» خوب است از ظلم و ستم فراموش ناشدنی خود بر نزدیک ترین عضو خانواده اش - یعنی همسر نخست و مادر فرزندانش- هم یادی بکند شاید احتمالا" به این نتیجه برسد که لعنتی نیز بر خود بفرستد!
 
برای این که موضوع روشن تر شود ، مسئله را از زبان سرکارخانم مرضیه حدیدچی(دباغ) از اعضای دفتر امام خمینی(ره) و انقلابیون قدیمی پی می گیریم. وی در گفت و گویی که در سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) با «جوان» داشت ، ابعادی از بسترهای انحراف فکری- سیاسی دکتر سروش را این گونه برشمرد:
« آن آدمی را که من در انگلیس می شناختم،از نظر دینی و مذهبی آدم موجه و مقیدی بود.البته همسر ایشان بسیار زن فهیم ، متدین ، متقی و ایثارگری است. خانه ایشان جایی بود که بچه مسلمان ها می رفتند و سوالاتشان را می پرسیدند و ایشان راهنمایی شان می کرد.در روزهای یک شنبه در جلسه ای که در مسجدی برگزار می شد،می آمد و صحبت و بحث می کرد و انصافا" خیلی هم خوب بحث می کرد. من با همان اطلاعاتی که از قرآن داشتم ، می فهمیدم که خیلی خوب بحث می کند و بچه ها واقعا" از ایشان استفاده می کردند.انقلاب که پیروز شد و به ایران آمدیم ، ایشان همچنان دنبال مسائل انقلاب و اسلام بود.»
عضو دفتر امام(ره) در پاسخ به این سوال که سروش به چه دلیل تغییر کرده وبه سرنوشت امروزین خود دچار شد ، گفت: «علتش به نظر من ، منشی ایشان بود.یک خانم توانست همه چیز آقای سروش ، حتی زن و فرزندانش را از او بگیرد و این نه تنها برای ایشان پیش آمد که برای خیلی ها ممکن است پیش بیاید.وقتی «من» انسان بزرگ می شود و خدا در شعاع«من» قرار می گیرد ، خداوند انسان را وا می گذارد و آن وقت انسان به اشکال مختلف آلوده می شود.»
مرضیه حدیدچی(دباغ)  درادامه به خاطره دیگری دررابطه با دکتر سروش اشاره کرد و اظهار داشت:«یک روز هم در جایی بودم،یک عده از بچه هایی که در انگلیس ایشان را می شناختند،شروع کردند به دفاع.من ناراحت شدم و مسائلی را که می دانستم،از جمله اینکه می خواهد همسرش را به خاطر خانم دیگری طلاق بدهد و مسائل دیگر را برایشان توضیح دادم.فردا در مجلس برادران حراست آمدند و گفتند دو تا آقا بیرون مجلس با شما کار دارند.من می خواستم به کمیسون بروم،ولی رفتم بیرون که ببینم این آقایان چه می گویند.یکی شان ازهمان بچه های آمریکا بود که او را می شناختم و یکی دیگر هم از نوچه های آقای سروش بود.گفتند:آقای سروش پیغام داده که شما نمی خواهید پایتان را از کفش ما در آورید؟ گفتم: جواب بدهید که اتفاقا" شما کفش ما را پوشیده اید.ما هیچ وقت کفش ایشان را نخواسته ایم،چون کفش ایشان لیاقت ندارد که ما بخواهیم پا توی کفش ایشان کنیم.ایشان یک روز تفسیر قرآن می کند و در روز دیگر همسرش را که این همه سکوت کرده و در غربت سختی کشیده تا ایشان درس بخواند و مادر بچه های اوست،مزد دستش را این جوری می دهد.به ایشان بگویید که ما ساکت نخواهیم نشست و از حقوق این خانم به هر شکلی که شده بتوانیم دفاع خواهیم کرد»
خانم دباغ در ادامه به ذکر خاطراتی از مشاجرات خود با دکتر سروش به دلیل اهانت وی به حضرت امام(ره)پرداخت و گفت: «از سفر تحویل نامه امام(ره) به گورباچف برگشته بودیم،یکی از آقایان تلفن زد و گفت آقای سروش هم شب منزل ما هستند،شما اگر بیاید می توانیم کمی درباره مسائل صحبت کنیم.من بعد از اتمام کمیسیون مجلس،به منزل این بنده خدا رفتم.در را بازکردم و می خواستم به اتاق خانم ها بروم و نماز مغرب و عشاء بخوانم و بعد بیایم به جلسه.دکتر سروش که جلوی پنجره ایستاده بود،برگشت و گفت: نامه پیرمرد را دادید؟ آخر این پیرمرد،شما را به کمونیست ها نزدیک کرد؟ خیلی عصبانی شدم و گفتم:این کلام واقعا از دهان شما درآمد؟ و رو کردم به صاحبخانه و گفتم: من در مورد این مسائل با کسی مزاحی ندارم و از همان جا برگشتم و حتی نمازم را هم آنجا نخواندم.خانم صاحبخانه فردای آن روز زنگ زد که :شما مهمان ما بودید،چرا از حرف ایشان دلگیر شدید؟ گفتم: به خاطر آن جلسه آمده بودم و اصلا نمی توانستم تحمل کنم.»


دو پیغام آیت الله هاشمی به آیت الله مهدوی کنی
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبرگان رهبری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آیت الله مهدوی کنی

یک منبع آگاه گفت: آیت الله هاشمی رفسنجانی با ارسال پیامی از طریق نماینده خود به آیت‌الله مهدوی کنی از وی درخواست کرد تا برای ریاست مجلس خبرگان رهبری کاندیدا شوند.

یک منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس افزود: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـت‌الله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیت‌الله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ".
نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا می‌شدم، نزد مقام معظم رهبری می‌رفتم و ایشان تاکید می‌کردند که شما بیائید اما این‌بار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
به گفته این منبع آگاه چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیت‌الله مهدوی کنی به ایشان اعلام می‌کند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و می‌خواهد کاندیدای ریاست شود.
برخی شنیده‌ها حاکی از آن است که فشارهای ناشی از اطرافیان و برخی جریانات سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را وادار به تغییر تصمیم اولیه خود کرده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز در جلسه این مجمع گفت: "در اجلاس دوره قبل خبرگان رهبری، ریاست خبرگان را شخصاً به آیت‌الله مهدوی کنی پیشنهاد کردم و خود مایل به پذیرش آن نبودم ".



این دستغیب آن دستغیب نیست
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، شهید دستغیب ، خبرگان رهبری
شهید دستغیب: اگر علی محمد برکنار نشود شیراز را ترک می‎کنم

 در حالی که نزدیک شدن به اجلاسیه اسفندماه خبرگان بحث‎های دامنه داری را در رابطه با ریاست این مجلس براه انداخته است و همن امر موجب شده تا جریان رسانه ای هاشمی رفسنجانی دست به طراحی‎های گسترده برای جلوگیری از تصمیم خبرگان ملت نسبت به تغییر ریاست آن شوند، علی محمددستغیب که اطرافیان او و رسانه‎های بیگانه از عنوان آیت الله و مرجع تلقید! برای خطاب قراردادنش استفاده می‎کنند، با انتشار نامه سرگشاده ای تلاش کرد تا در آستانه این اجلاسیه، خوراک مناسبی از مباحث ضد انقلابی در اختیار رسانه‎های مخالف نظام قرار دهد.

علی محمد دستغیب که به مدد استفاده از لقب دستغیب توانست به مجلس خبرگان راه یابد و پس از اظهارنظرهای ضد انقلابی خود و در حالی که اعضای خبرگان مصمم به اخراج وی از این مجلس بودند، به مدد التفات رهبر معظم انقلاب در مسند نمایندگی این مجلس باقی ماند، در ماه‎های فتنه به عنوان یکی از مراجع تقلید ساختگی اهالی فتنه به ایفای نقش پرداخته است.
 
در همین زمینه نشریه 9 دی در شماره اخیر خود با انتشار گزارش مفصلی، به بیان نسبت علی محمد با شهید محراب سیدعبدالحسین دستغیب پرداخته و بنا بر پاره‎ای گزارشات محلی، از احتمال تغییر فامیل این خواهرزاده شهید محراب از "عزیز سربی" به دستغیب خبر داده است. در این گزارش با نقل خاطراتی از شهید محراب آیت الله دستغیب به ارسال نامه ایشان به آیت الله مشکینی و شکایت از  اقدامات مخوف باند علی محمد در استان فارس اشاره شده و به نقل از یکی از نزدیکان شهید محراب، از تهدید آن مرحوم مبنی بر ترک شیراز در صورت ادامه اقدامات علی محمد در دادستانی فارس خبر داده شده است. در ادامه این گزارش را می خوانید: 
 
این دستغیب آن دستغیب نیست
 
  ظهور در یک ظهر تابستانی
یک روز تابستانی سال 1387 بود که دو ادعای دوم خردادیها، نگاه تحلیلگران سیاسی را به خود جلب کرد. نخست؛ «در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تقلب خواهد شد!» دوم؛ «دفتر علی محمد شیرازی با ایجاد یک پایگاه مجازی و انتشار رساله عملیه وی، او را مرجع، معرفی کرد.»
 
طبیعی بود که از ابتدا کشف ارتباط مشخص بین «ادعای زودهنگام تقلب» و «ادعای ظهور یک مرجع تقلید» ساده نبود. "آیا اعطای انبوه لقب «آیت الله» و «مرجعیت» خط سیاسی مشخصی را دنبال میکرد؟ چند روز پیش از آن هم از اعلام مرجعیت «بیات زنجانی» گزارشهائی منتشر شده بود. همزمان رسانههای اجنبی با ولعی تمام، لقب «آیتالله» را به "محمد موسوی خوئینی ها"، "محمد موسوی بجنوری"، "حسین موسوی تبریزی"، "محمد تقی خلجی"، "فاضل میبدی"،"مصطفی محقق داماد" و "محسن کدیور شیرازی" و... اعطا میکردند.
 
«خط سیاسی» دریافت کنندگان این القاب، مشخص بود همه در سلک جناح اصلاحطلب بودند. همان جناحی که «ادعای زودهنگام تقلب» را نیز مطرح میکرد. پیوند دو ادعای «تقلب» و «مرجعیت دستغیب» 10 ماه بعد بر همگان عیان شد. افق این دو ادعا را پژوهشگرانی که از پیوندهای نانوشته گروهکهای همسوی چون «تبهکاران زنجیرهای» و «مهدی هاشمی معدوم»، «مجمع موسوی خوئینیها»، «سازمان بهزاد نبوی» و... مطلع بودند، حدس میزدند. 
 
  درباره نسب دستغیب    
 
علی محمد بن علی اکبر بن علی محمد بن هدایت الله در ۲۳ اسفند ۱۳۱۳ در شیراز به دنیا آمد. او خواهر زاده شهید محراب آیت الله سید عبدالحسین دستغیب است.  
 
هواداران وی در پایگاه مجازی او نکاتی را برای معرفی او ذکر کردهاند که قابل توجه است. از جمله در بخش زندگی نامه وی، با ارائه شجرهنامهای، نسب وی را از طریق خاندان جلیل دستغیب به زید ابن امام زین العابدین میرسانند. اما برخی گزارشهای محلی درباره نسب وی روایت دیگری را ادعا میکنند و میگویند وی در نسب، اسم و حتی صنف، به خاندان جلیل دستغیب مرتبط نیست. بلکه وی فرزند "عزیز سُربی" است که پس از تغییر نام خانوادگی خود قصد بهره برداری از نام خاندان دستغیب را دارد. 
 
به نظر میرسد باید برای نقد رفتار افراطی اطرافیان آقای دستغیب به روایتهای مستند تکیه کرد. برای ادای حق مطلب در خصوص نسب وی به پایگاه مجازی آیت الله سید علی اصغر دستغیب، استناد میکنیم. این پایگاه در آبان ماه 1388 نوشت: 
 
«شهید بزرگوار... سید عبد الحسین دستغیب... دو همشیره داشتند که یکی از آنها با آقای سید علی اکبر دستغیب و دیگری با آقای عزیز سربی ازدواج کردند. مرحوم سید علی اکبر دستغیب و مرحومه سیده همدم (نصرت الشریعه) دستغیب پسر عمو و دختر عمو بودند... و حاصل ازدواج ایشان سه پسر- آقایان سید علی محمد، سید محمد و سید علی اصغر- و یک... دختر است. حضرات آیات سید علی محمد و سید علی اصغر دستغیب هم اکنون نمایندگان مردم فارس در مجلس خبرگان رهبری هستند... بنابراین آقایان فوق الذکر هم از جهت پدری و هم از جهت مادری از سادات میباشند. مرحوم  آقای عزیز سربی سید نبود و فقط همسر ایشان از سادات دستغیبی بودند، بعدها بعضی از فرزندان ایشان فامیل خود را از سربی به دستغیب تغییر دادند، لذا آنان از سیادت برخوردار نیستند.» 
طرفداران علی محمد دستغیب در پایگاه او، وی را [تنها] مصداق ظهور مرجعیت پس از 80 سال در خاندان دستغیب قلمداد کردهاند. در واقع وی را سرآمد دیگر فضلای این خاندان شریف و حتی شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، معرفی نمودهاند. (دستغیب دات آی آر. زندگینامه).   
 
در این مقال قصد مقایسه مقام علمی دیگر فضلای این خاندان جلیل با وی را نداریم. اما پرهیز او از برگزاری یک مناظره که بارها از سوی افرادی چون حجت الاسلام انجوی نژاد مطالبه گردید و بی پاسخ ماند، نکته قابل تاملی است.  
 
علی محمد دستغیب، از نوجوانی با ارشاد دائی خود شهید دستغیب به دروس حوزوی روی آورد.
 
  دو مسجد و یک انقلاب اسلامی
 
در جریان انقلاب اسلامی و نیز سالهای دفاع مقدس، دو مسجد در شیراز کانون فعال جوانان انقلابی بود. یکی مسجد «شیشهگرها» که با هدایت آیت الله شیخ عبد الحسین حائری شیرازی(ره) و سپس فرزندش آیت الله محی الدین حائری فعالیت میکرد و دیگری مسجد «آتشیها» بود که بعدها مسجد قُبا نامیده شد.
 
امامت مسجد اخیر با آیت الله سید ابوالحسن دستغیب - دائی دیگر علی محمد دستغیب - بود. وی در سال ۱۳۴۸ ش. امامت این مسجد را به علی محمد سپرد. در این شرایط گروهی تفرقه افکن با سوء استفاده از رقابتها و هیجانات جوانان انقلابی این دو مسجد، کوشیدند توانائی شگرف این دو سنگر توحیدی را مضمحل سازند. 
 
این تکاپو با تلاش شبکههای مخفی جاسوسی برای نفوذ در میان گروههای انقلابی و اضمحلال یا انحراف آنها ابعاد وسیعتری به خود میگرفت. با این وصف انقلاب اسلامی در سایه تفضلات الهی و مجاهدتهای حضرت امام(ره) و ملت انقلابی ایران به پیروزی رسید. بدیهی بود که بخش هائی از بازماندگان نامکشوف شبکههای جاسوسی، ارتباطات خود را با محافل انقلابی  تداوم بخشیدند تا فرصتهای مقتضی را برای مهار انقلاب اسلامی در یابند. 
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، علی محمد دستغیب مسئولیتهای مهمی را در استان فارس بر عهده گرفت. وی مدتی "سرپرست پادگان هوابرد شیراز" و نیز "سرپرستی حزب جمهوری اسلامی در فارس" بود. با حکم آقای منتظری به عنوان «رئیس دادگاه انقلاب استان فارس» و همزمان مسئولیت نمایندگی وی را در دانشگاه شیراز عهدهدار شد. وی سپس به مجلس خبرگان رهبری راه یافت. برای حضور در انتخابات اولین دوره این مجلس، اجتهاد وی از سوی چند تن از جمله جلال الدین طاهری- امام جمعه مستعفی اصفهان- تائید شد.
 
  امید و ناکامی
 
مناصب علی محمد دستغیب پس از انقلاب اسلامی، به "اطرافیان" وی میدان عمل وسیعی داد. زمانی که وی در دادگاه انقلاب بود، "اطرافیان" زد و خوردهای شتابزده وسیعی را به نام برخورد با ضد انقلاب و خوانین منطقه در پیش گرفتند و به تسویه حسابهای شخصی و تصاحب املاک و اموال مردم پرداختند. تندروی آنها، شکوائیههائی را در پی داشت و موجبات نگرانی شهید دستغیب را فراهم آورد. آیت الله شیخ علی موحدی در این خصوص میگوید:  
 
«سید علی محمد دستغیب در سال 1360 قاضی دادگاه انقلاب بود که گروهی از عناصر چپ دور او نفوذ کرده بودند و کارهای خلافی از جمله گرفتن زمینهای مردم را انجام میدادند که باعث ناراحتی و نگرانی شهید دستغیب شد و ایشان چند بار به سید علی محمد دستغیب تذکر دادند ولی او قبول نمیکرد و به راه خودش ادامه میداد.» 
 
موحدی شهادت شرعی میدهد که شهید دستغیب از فعالیت افراد مسجد قبا و خواهرزادهاش، راضی نبود و به آنها هیچ گاه روی خوش نشان نمیداد. آن شهید، با تداوم رفتار ظالمانه اطرافیان علی محمد دستغیب، طی نامهای خطاب به آیتالله مشکینی- مسئول وقت گزینش و اعزام قضات - خواستار برکناری وی از دادگاه انقلاب شد. موحدی که خود حامل این نامه بوده، تصریح میکند:
 
«من نامه را به قم بردم و وقتی نامه را به آیت الله مشکینی دادم ایشان پس از خواندن نامه گفتند که آقای عبدالحسین دستغیب (شهید آیت الله دستغیب) از عملکرد سید علی محمد دستغیب در دادگاه شیراز ناراحت هستند و تهدید کردند که اگر ایشان را تعویض نکنم از این جا(شیراز) میرود. سید علی محمد دستغیب وقتی از این واقعه اطلاع پیدا کرد زود استعفا داد و به مکه رفت.» 
 
چندی بعد سید عبدالحسین دستغیب، در 18 آذر 1360 در حالی که ریاست حوزه علمیه فارس، نمایندگی حضرت امام خمینی(ره) در این استان، امامت جمعه شیراز و تولیت آستان مقدس حضرت شاهچراغ را بر عهده داشت، به شهادت رسید. 
 
آیا بین شهادت سومین شهید محراب و باندی که در اطراف علی محمد نفوذ کرده بودند، رابطه ای برقرار بود؟ در پی شهادت او، اطرافیان علی محمد دستغیب امیدوار بودند وی به جای دائی خود به عنوان نماینده حضرت امام(ره) در استان و امام جمعه شیراز منصوب گردد. اما آیت الله محی الدین حائری شیرازی به این مقام برگزیده شد. تولیت آستان مقدس حضرت شاهچراغ نیز پس از شهید دستغیب از سوی حضرت امام(ره) به آیت الله سید مهدی دستغیب-برادر شهید دستغیب- واگذار گردید. 
 
این انتصابات، باند مخوف اطرافیان علی محمد دستغیب را تا حدودی ناکام ساخت. اما چنانکه خواهیم دید آنها از مجرای دیگری برکشیده شدند.
 
فعالیتهای علمی و آموزشی دستغیب، محمل مناسبی برای تحکیم موقعیت اطرافیان وی بود. آنها با تکیه بر خلا نظارت بر تاسیس و مدیریت مدارس علمیه استان، به توفیقات قابل توجهی نیز دست یافتند.  البته موقعیت علمی و معنوی آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی(ره) و برخی دیگر از فضلای شیراز نیز بیش از آن بود که علی محمد دستغیب در فارس موقعیت ممتازی داشته باشد. 
 
در سال 1368 ش. آیت الله نجابت، دارفانی را وداع گفت و پیکرش در جوار مضجع شهید دستغیب آرام گرفت. "اطرافیان" علی محمد دستغیب، وی را به گونهای وارث علمی و فقهی آیت الله نجابت توصیف کردند. 
 
از سال ۱۳۶۸  و همزمان با رحلت آیت الله نجابت وی به توصیه "اطرافیان" به تدریس خارج فقه و اصول نیز پرداخت. بازسازی مسجد قبا، تاسیس کتابخانه باقر العلوم(ع)، اداره مدارس علمیه ابوصالح(عج)، مکتب الاخلاص، بیت الزهراء(س)، امام صادق(ع) - در بخش گویم از توابع شهرستان شیراز- فعالیت آموزشی-فرهنگی وسیعی را برای اطرافیان دستغیب مهیا میساخت.  
 
آنها پذیرش الگو، سرفصلها و هدایت مرکز مدیریت حوزه علمیه قم را رد میکردند و شعار "استقلال مدارس علمیه خود از نفوذ حکومت" را سر میدادند.  آیت الله شیخ علی موحد عضو شورای ناظر بر حوزههای علمیه استان فارس در این باره میگوید:
 
«کسانی آمدند از این خلاء موجود در تاسیس مدارس حوزههای علمیه استفاده و طلبه هایی را جمع و مدارسی را تاسیس کردند و عقیده دارند که خودشان هم باید حاکم بر سیاستهای این مدارس باشند و تقریبا وضع حوزه علمیه سید علی محمد دستغیب اینگونه است و میخواهد خودش حاکم بر مدارس باشد. نماینده حوزه علمیه قم برای بررسی وضعیت حوزه علمیه وی به او مراجعه کرده و ایشان گفتند زیر بار مصوبات حوزه علمیه قم نمیروند.» 
 
اینگونه بود که طی سال گذشته حاصل نظارت گریزی "اطرافیان" علی محمد دستغیب  را در آشوبهای مهیب و تهاجمهای خونبار به مردم روزهدار در روز قدس عیان گردید. 
 
میتوانیم برای آشنائی بیشتر با دستغیب، خود را جای فتنه گران گذاشته تا ببینیم وی چه نقشی را میتوانست برای فتنهگران ایفا کند. 
 
صفحات تاریخ را به 8 سال پیش بر میگردانیم. در خرداد 1381 هاشم آغاجری، با توهم "خود لوتر پنداری"! طی سخنانی به ساحت مقدس ائمه هدی(س) و مراجع عظام اهانت کرد.  گروهک بهزاد نبوی-سازمان منافقین انقلاب اسلامی- به جای اینکه عضو خود را برجای خویش بنشانند، طی بیانیهای به حمایت از او برخواست. در پاسخ به این اقدام،  "جامعه مدرسین حوزه علمیه قم" طی اطلاعیهای "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" را فاقد مشروعیت توصیف و متدینین را از همکاری با آن برحذر داشت. این گروهک که خود را با بحران مشروعیت مواجه دید، برای انحراف افکار عمومی، ایجاد یک شوک خبری در امت اسلامی را تجویز کرد. 
 
در پاسخ به تجویز این گروهک، "جلال الدین طاهری" طی اعلامیهای "در اعتراض به نظام"(!) از امامت جمعه اصفهان استعفا داد. 
 
با استعفای طاهری، بازماندگان باند «بیت منتظری-سید مهدی هاشمی معدوم»، دست به آشوب در اصفهان زدند. اما مردم انقلابی اصفهان با حضور حماسی در صحنه، چشم فتنه را کور کردند. 
 
در حالی که انتظار میرفت طاهری مانند جمع کثیر مجتهدان جامعه مدرسین و علمای بزرگ به دفاع از اسلام و حقیقت تشیع برخیزد در اقدامی وارونه به دفاع از جسارت آغاجری برخواست! چند روز بعد "مصطفی تاجزاده" گفت: «خوب با طاهری، حالشون رو گرفتیم! ما چند تا از این عروسکها داریم. اگر بازم سر به سرما بذارن یکی دیگه، رو میکنیم!»
 
  نقش دستغیب برای گروهکهای همسو
 
آیا بین گروهکهای همسو و نیمهمخفی «سازمان منافقین انقلاب»، «تبهکاران زنجیرهای شیراز»، «بیت منتظری-مهدی هاشمی» و... یک ارتباط انداموار و سازمانی برقرار است؟! بگذارید اطلاعات موجود را مانند قطعات یک جورچین(پازل) کنار هم بچینیم؛
 
1. دستغیب، با حکم آقای منتظری، رئیس دادگاه انقلاب فارس شد.
2. «تبهکاران زنجیرهای شیراز» با تکیه بر موقعیت او در دادگاه انقلاب، به مصادر اموال و املاک مردم، تسویه حسابهای شخصی و سیاسی و... پرداختند. وی به انتقاد شهید دستغیب اعتنائی نمیکرد و پس از مکاتبه ایشان با آیت الله مشکینی و در آستانه برکناری، استعفا داد. آیت الله دستغیب به شهادت رسید. 
3. مدارس علمیه دستغیب، تحت چتر مدیریتی «تبهکاران زنجیرهای شیراز»، نظارت حوزه علمیه قم را برنتافتند. در سال 1387 و همزمان با ادعای زودهنگام احتمال تقلب در انتخابات 1388، علی محمد دستغیب اعلام مرجعیت کرد.
4. طاهری که گروهکهای همسو او را یک عروسک میدانستند، با تائید اجتهاد، دستغیب را به حضور در مجلس خبرگان تشویق کرد. بیانیهها و خطابههای دستغیب در مقام عضو مجلس خبرگان و مدعی مرجعیت، آتش فتنه 1388 را شعلهور میساخت.
5. در فتنه 88 و به ویژه در روز قدس-همان روزی که گروهکهای همسو و قبائل فتنه شعار «جمهوری ایرانی» و «نه غزه نه لبنان...» سر دادند، "اطرافیان دستغیب" تحت چتر مدیریتی «تبهکاران زنجیره ای شیراز»،  با آلات قتاله، قمه و... به جان مردم روزهدار شیراز افتادند.
به نظر میرسد؛ ارتباط انداموار «این چند گروهک نیمه مخفی» و چتر مدیریتی آنها بر علی محمد دستغیب تا حدودی روشن شد. 
 
  دستغیب در خبرگان
 
لقب مرجعیت دستغیب، بیش از عضویت او در خبرگان، برای قبائل فتنه جاذبه داشت. اما «تبهکاران زنجیره ای شیراز» پیش از فتنه 88 نیز علی محمد دستغیب را بر «جمل» مینشاندند. 
 
در پائیز 1377، و در آستانه برگزاری انتخابات سومین دوره مجلس خبرگان رهبری، آقای منتظری طی سخنانی که به بهانه 13 رجب ایراد کرد، خاتمی را به صفآرائی در برابر ولایت فقیه تشویق کرد. سپس با نقش آفرینی گروهکهای همسو  در اصفهان، قم و تهران، غبار فتنهها برخواست. جهتگیری مشخص فتنه، همانند سخنان منتظری علیه ولایت فقیه بود. 
 
قبائل فتنه، با غوغاسالاری میخواستند نظارت کارآمد و موثر شورای نگهبان را در انتخابات، بی اثر کنند و عروسکهای خود را به خبرگان بفرستند. البته آنها به تعداد کافی، افرادی که مجتهد تلقی شوند، نداشتند. بنابراین گروهکهای همسو، در کنار حملات مستقیم به ولایت فقیه، با شعار «لزوم تخصص گرائی در خبرگان» میگفتند؛ باید تعدادی فن سالار و متخصص که ضرورتی هم ندارد، مجتهد باشند(!)، به خبرگان راه یابند. از اهداف دیگر آنها، حذف آیت الله مشکینی از ریاست خبرگان سوم بود. 
 
با این وصف انتخابات سومین دوره مجلس خبرگان رهبری با دقت نظر شورای نگهبان و هوشیاری مردم برگزار و در اولین اجلاسیه خبرگان دوره سوم که در اسفندماه 1377 تشکیل شد آیت الله مشکینی مجددا به ریاست این مجلس برگزیده شد. 
 
در همین شرایط، دستغیب در 10 اسفند 1377 نامهای خطاب به مقام معظم رهبری نوشت که محتوای آن همصدائی معنادار وی را با گروهکهای همسو نمایان میسازد و اهداف فضای ملتهب پائیز 1377 را روشن میکند: 
 
«حضرتعالی توجّه دارید که هر دو دسته ... ارادتمند شما بوده و... در صدد ضربه زدن و یا آشوب نیستند. اما بنا بر مصالحی... استعفای بعضی از متصدّیان امر در زمان حضرت امام(ره) را پذیرفتید و به تدریج اینطور وانمود شد که عنایت سرکار عالی به گروه دیگر بیشتر است که قهراً در جریانات پیش آمده... یک قشر... از عرصه سیاست کنار شدند و تا حدّی مردم از اندیشه و تجربیات آنان محروم گردیدند. تا اینکه به دعای حضرتعالی مردم از همه قشر در انتخابات دوم خرداد 76 شرکت کردند و به رئیس جمهور... رأی دادند و شما هم تنفیذ فرمودید... عدّهای ... جهت خبرگان شرکت کردند که... با اجراء نظارت استصوابی بجز معدودی بقیه برکنار شدند... حقیر در نامههای متعدّد به محضر شریف نوشتم که... دستور شرکت در انتخابات را به ایشان بدهید که مثل اینکه صلاح ندانستید، و بالاخره آن عدّهای هم که مورد قبول واقع شدند انصراف دادند که... این بار هم حقیر طی نامهای به محضر شریف خواستار شدم که عنایت کنید آقایان انصراف خود را پس بگیرند، دیگر اطّلاع ندارم که نظر شریفتان چه بوده و چه شد.»
 
وی سپس با فهرستی از ادعاها که به دروغپردازیهای گروهک «بیت منتظری-مهدی هاشمی معدوم» و مکاتبات جسارت آمیز آقای منتظری به حضرت امام(ره) نزدیک است، میافزاید:
 
«گزارش دهنده از... کنترل تلفن و یا رخنه در مجالس خصوصی... شنیده شده که بعضاً با ارعاب و ضرب که به عنوان تعزیر قلمداد میشود، اقرار گرفتهاند... در هر شهری که امام جمعه و نماینده ولیفقیه قدرت بیشتری پیدا کرده ... مخالفین خود را به نام «ضدّ ولایت فقیه» به دادگاه کشانیده... شنیده شده که مایه اصلی نظرات ردّ صلاحیت کاندیداها (در انتخابات مجلس خبرگان) از طرف شورای نگهبان همان گزارشات... است که... مبنای حکم نمیتواند باشد.... در بین طلّاب و فضلاء و علماء خوانده شده به دادگاه ویژه، افراد باطناً صالحی هستند... بالاخره قدرت... دست شما است و آنچه سزاوار حاکم قدرتمند اسلام است، عفو و بخشش است بالاخص نسبت به کسانی که همسنگر شما بودهاند... توجّه دارید که نظارت بر کار منصوبین حضرتعالی که به آنها قدرت حکم و مال و سپاه و ارتش سپردهاید بسیار لازم است.» 
 
در این مجال بنای نقد نفصیلی محتوای این نامه را نداریم اما به دو نکته کفایت میکنیم. نخست آنکه استفاده مکرر از تعابیری مانند «شنیده شده، گزارش شده، قلمداد میشود، بعضاً و...» و بدون اشاره صریح به مصادیق و مستندات، تأثیرپذیری نویسنده از دروغپردازان را تقویت میکند. دوم آنکه اساسا «تبهکاران زنجیرهای شیراز» در دوران ریاست علی محمد دستغیب در دادگاه انقلاب استان فارس، آن قدر از همین دست اقدامات که مورد نقد اوست مرتکب شدند که شهید دستغیب در نامهای به آیت الله مشکینی خواستار برکناری وی از این مسئولیت شد.
 
 تبهکاران زنجیرهای شیراز
 
در دولت خاتمی، عرصه مدیریت گروهکهای همسو(بهزاد نبوی و...، مجمع موسوی خوئینیهاو...، تبهکاران زنجیرهای شیراز و...) بود. آنها مستقیم یا از طریق اعمال مدیریت در سایه و از طریق یک قائم مقام و معاونان وابسته به خود، وزیر و سازمان مربوطه را با خود همساز میکردند. با همین رویکرد عربسرخی در معاونت وزارت بازرگانی، رمضانپور در معاونت وزارت ارشاد مهاجرانی، تاجزاده در معاونت وزارت کشور، موسوی لاری در معاونت پارلمانی ریاستجمهوری و بعد در وزارت کشور، حجاریان(مظفری) و تاجیک در ریاست جمهوری، سلامتی در وزارت کار، حجتی در وزارت کشاورزی، علی ربیعی(عباد)  و... جای گرفتند.
 
دری نجف آبادی، آخرین گزینه مطلوب مدعیان اصلاحات بود که به وزارت اطلاعات رسید. آنها برای مدیریت سایه در این نهاد "سید مصطفی کاظمی" با نام حقیقی "سید مصطفی موسوی نژاد" اهل ارسنجان فارس، را در نظر گرفته بودند. او عضو شاخص «تبهکاران زنجیرهای» و چهره پنهان هواداران علی محمد دستغیب بود که به عنوان قائم مقام معاونت امنیتی وزارت اطلاعات برکشیده شد.
 
موسوی نژاد، از نوجوانی به مسجد آتشیها(قبا) آمد و شد داشت. پس از کناره گیری علی محمد دستغیب از دادگاه انقلاب فارس به سبب ارتباط وثیقی که از دهه 1350 با سازمان منافقین انقلاب اسلامی(گروهک نبوی) داشت به نهادهای امنیتی راه یافت، تا مدیرکل اطلاعات استان فارس شد. در زمان حضور وی در این مقام- فاصله نیروهای حزب اللهی مسجد آتشیها (طرفداران علی محمد دستغیب)-مسجد شیشهگرها(هواداران آیت الله حائری شیرازی نماینده ولی فقیه در استان فارس، شدت گرفت. 
 
در جریان انتخابات ریاست جمهوری هفتم، موسوی نژاد به شدت برای توفیق خاتمی تلاش کرد و در مقابل آیت الله حائری شیرازی را حامی رقیب خاتمی قلمداد نمود و فضای سنگینی را علیه نماینده ولی فقیه در استان فارس پدید آورد. وی پس از حضور در وزارت اطلاعات برای تخریب چهره حائری شیرازی در جریان انتخابات خبرگان دوره سوم و نیز حذف وی از مقام نمایندگی ولی فقیه در فارس زحمت زیادی متقبل گردید. رویکردی که تا سالهای اخیر "طرفداران دستغیب" در جریان انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری نیز در پیش گرفتند.  
 
در پائیز 1378 چهار قتل در کشور رخ داد. در پی وقوع این قتلها، وزارت اطلاعات در ۱۵ دی ۱۳۷۷ طی اطلاعیهای با امضای دری نجف آبادی وزیر وقت اعلام کرد: 
 
«وزارت اطلاعات بنابه وظیفه قانونی و بهدنبال دستورات صریح مقام معظم رهبری و ریاست جمهوری، کشف و ریشهکنی این پدیده شوم را در اولویت کاری خود قرار داد و... موفق گردید شبکه مزبور را شناسایی، دستگیر و تحت تعقیب و پیگرد قانونی قرار دهد و با کمال تاسف، معدودی از همکاران مسئولیت ناشناس، کجاندیش و خودسر این وزارت که بیشک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به این اعمال جنایتکارانه زدهاند، در میان آنها وجود دارند.»
 
کارشناسان مسائل جنائی در یک مثل صنفی، میگویند: «باید متهم را از میان کسانی که بیشتر سود را از جنایت برده اند، جستجو کرد!» از همین منظر میتوان دریافت که هدف کشتن این افراد که به تعبیر مقام معظم رهبری "دشمن بی ضرر بودند"  تضعیف اقتدار ولایت فقیه و خدشهدار کردن حیثیت نظام اسلامی بود. زیرا انتشار خبر قتلها،ولایت فقیه و نظام اسلامی را آماج تهمتها و اتهامها قرار داد. 
 
گروهکهای همسو و قبائل فتنه، رسیدگی به پرونده این قتلها، را بهانهای برای گروکشیها و تضعیف بیش از پیش نهادهای امنیتی کشور دیدند و افراد متعددی از جمله شخصیتهائی که دیگر هیچ مسئولیتی در نهادهای امنیتی نداشتند را به عنوان متهم معرفی کردند. در نتیجه "دری نجف آبادی"  در ۲۲ بهمن ماه 1378 از وزارت اطلاعات کناره‏گیری کرد. زمان استعفای او قابل توجه بود. در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی(گروهک بهزاد نبوی)، "مجمع موسوی خوئینیها" و "تبهکاران زنجیرهای شیراز" به کف مطالبه خود که حذف دری نجف آبادی بود دست یافتند.
 
اما متهم اصلی این قتلها که بود؟ چندی بعد سعید امامی(اسلامی) از عوامل با سابقه و به حاشیه رانده شده وزارت اطلاعات به طرز مشکوکی جان سپرد. چه متهمی بهتر از یک جسد که نمیتوانست  از خود دفاع کند؟ بنابراین عاملان و آمران قتلها، پرونده اتهامی همه قتلها را زیر بغل او گذاشتند و از طریق روزنامههای زنجیرهای وی را به عنوان متهم اصلی معرفی کردند تا به اصطلاح قضایا را جمع و جور کنند. مرگ سعید امامی، در 30 خرداد 1379 واقع و روز بعد اعلام شد. اما یک متهم جدی قتلها، موسوی نژاد(کاظمی) بود و سازمان قضائی نیروهای مسلح، رسماً نام وی را در کنار "مهرداد عالیخانی"، "خسرو براتی" و سعید امامی، چهار عامل اصلی قتلها معرفی کرد.

چه کسی مسئول فحاشی به فائزه هاشمی رفسنجانی است؟
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، جنبش سبز

سید محمد رضا اصنافی: انتشار فیلم توهین و ناسزا گویی به فائزه هاشمی در جوار حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در فضای مجازی در یکی دو روز گذشته دریچه جدیدی برای تهاجم به بسیج و جبهه مدافعان انقلاب اسلامی باز کرده است.

این اقدام، نابخردانه و عاری از هرگونه تقوا است و در این میان جز فتنه گران و رسانه‌های معاند کسی از آن بهره‌ای نخواهد برد. غلط بودن این اقدام نه تنها از این بابت که توهین، ناسزا و تهمت به انسانی بر فرض دشمن اسلام و مسلمین غلط است بلکه شان و حرمت کلام کسی که خود را متصل به انقلاب می‌داند نیز خارج از استفاده از چنین القابی است. در واقع با این کار و سپس انتشار آن، جمع زیادی از ملت با بصیرت ایران اسلامی و بسیجیان مدافع انقلاب مظلوم واقع و اشتباه دو سه نفر توسط رسانه‌های بیگانه به پای آن‌ها هم گذاشته شده.

اما نکته اساسی، ریشه‌های اصلی این واکنش اجتماعی است که اعتراض‌های متعدد مشابه را در قبال موسوی، کروبی، خاتمی و حتی شخص هاشمی البته عمدتاً بدون به‌کارگیری چنین تعابیر و الفاظی در مجامع مردمی موجب شده است.

به نظر می‌رسد رعایت نکردن عدالت در برخورد با قانون شکنانی مانند خانم هاشمی که بارها چه در کلام و چه در عمل، بی پروا و بی ادبانه به محورهای نظام حمله برده، یکی از همین دلایل اصلی است و قوه قضائیه باید در این زمینه پاسخ گو باشد که چرا با نبود تساوی قضایی بین فتنه گران، منجر به چنین رفتارهایی در جامعه می‌شود.

اما این قبیل برخوردهای تند در یک نگاه جامعه‌شناسانه نه حقوقی بلکه یک اتفاق کاملاً طبیعی است. در تمام دنیا رابطه یک نظام با مردم و مشتاقان آن نظام در یک قالب حقوقی و منطقی تعریف شده. طرفداری یک ملت از یک حکومت در تمام دنیا ناشی از مناسبات سیاسی، اقتصادی و در یک کلام مناسبات منطقی است. اما آنچه که تا کنون اکثر تحلیل گران سیاسی بین‌المللی را از ارائه یک تحلیل نزدیک به واقعیت و یا یک پیش بینی دقیق ناتوان ساخته، شناخت نداشتن از رابطه مردم و نظام در انقلاب اسلامی است.

در واقع، نبود درک رابطه ولایت مدارانه یک ملت با ولی امر در نظام شیعی نقطه شکست اکثر تحلیل‌های بین‌المللی از رخدادهای ایران است. درک اینکه در یک کشور رابطه یک ملت با حاکم خود رابطه‌ای است که در عین عقلانیت، سرشار از محبت است، کمی برای تحلیلگران غربی مشکل است. از این رو، رسانه‌های غربی در تحلیل‌های اغلب کمّی خود، کیفیت رابطه‌ی جوان بسیجی ایرانی را که در مقابل مقام ولایت اشک می‌ریزد، نمی‌توانند تحلیل کنند و یا مشت در خاک شلمچه کردن و به یاد خون‌هایی را که 20 سال پیش ریخته شده، نمی‌توانند در ذهن‌های مادی خویش تجزیه و تحلیل کنند. رابطه‌ی بسیج و بسیجی با ولایت فقیه رابطه‌ای بر اساس محبت است. به قول حسین قدیانی بابای ماست خامنه‌ای!

از این منظر، رفتار خشن و این چنینی را می‌توان واکنشی به تهاجم علیه تمام آرمان‌ها و علایق یک ملت دانست که در عین حال که غیر منطقی و غلط است، طبیعی است. برخورد پلیس با فردی که توهین و حمله به خانواده‌اش را تحمل نکرده و فرد مهاجم را ضرب و شتم کرده، کاملاً قانونی است اما در عین حال، این رفتار دارای نوعی حمایت افکار عمومی نیز هست. خانم فائزه هاشمی آن روز که بی پروا شدیدترین توهین‌ها را به ارکان این نظام می‌کرد و هر چه در توان داشت برای ضربه زدن به نظام اسلامی و رکن اساسی آن بکار گرفته بود، باید فکر این را هم می‌کرد که اگر به پدر کسی توهینی کردی انتظار توضیح منطقی انتظاری خلاف قاعده‌ی اجتماعی خیابان است. جواب توهین به خانواده مردم مشت است نه استدلال!

فائزه هاشمی روز 25 خرداد در حاشیه تجمع غیرقانونی 25 خرداد بدترین اهانت‌ها را علیه ساختارهای رسمی کشور و رهبری مطرح کرد. در روز 30 خرداد پس از نمازجمعه رهبر انقلاب با اعضای خانواده خود با آشوب‌گران همراه شد، در روز قدس، 13 ابان، 16 آذر و حتی هتاکی روز عاشورا همسو با ضدانقلاب، منافقین و بهایی‌ها به خیابان آمد و علیه نظام اسلامی شعار داد. ده‌ها اقدام آشکار و پنهان دیگر از فائزه در طول این مدت کمتر از دو سال ثبت شده است. آیا به جوش آمدن خون مردم از این رفتارها و واکنش نشان ندادن تبعیض‌آمیز دستگاه‌های مسئول در برخورد با او، نمی‌تواند طبیعی باشد. از آنجا که ممکن است بعضی این نوشته را بد تفسیر کنند، مجدداً تاکید می‌شود، الفاظی که علیه فائزه استفاده شده مردود و غیرقابل دفاع است اما واکنش اعتراض‌آمیز به او دیگران که رفتار مشابه او داشته و با آن‌ها برخورد قانونی نشده، حق طبیعی جامعه است.


14 فرمول برای کاهش آلرژی فصلی
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۸  کلمات کلیدی: پزشکی ، اطلاعات عمومی

آلــرژی از عــوارضــی است که بــا گرده‌افشانی گیاهان در فصل بهار شیوع پیدا می‌کند اگرچه گاه در فصل سرما نیز با علل متفاوت دیگری ظهور پیدا کرده و موجب ادامه حساسیت در افراد مستعد می‌شود.
به گزارش شبکه ایران، عطسه، سرفه، احتقان گلو، خارش چشم‌ها، آبریزش بینی و خستگی از شایع‌ترین علائم حساسیت‌های خانگی است که ممکن است فرد را با بسیاری از مشکلات تنفسی مواجه کند. بر این اساس به‌کارگیری چندین راهکار در خانه، اجازه پیشرفت این عارضه را نداده و هوای خانه را از آلودگی‌ها پاک می‌کند.
گردوغبار موجود در خانه ترکیبی از ذرات خاک، پارچه‌ها، غذا، گیاهان، پوست مرده انسان، هاگ‌ها، جانوران ریز خاکی و بقایای حشرات است بنابراین غبارروبی خانه مهم‌ترین اصل در حساسیت‌زدایی است.
مایت خاکی، نوعی انگل ذره‌بینی است که در خاک زندگی کرده و در مکان‌های گرم و مرطوب، فرصت لازم برای رشد را پیدا می‌کند. این جانوران ریز از پوست مرده بدن انسان تغذیه کرده و با انتشار در هوا موجب پیدایش علائم حساسیت می‌شود. قارچ‌ها نیز از دیگر ذراتی هستند که در بسیاری مناطق خانه از جمله حمام و آشپزخانه یافت شده و با استنشاق آن، روی مجاری تنفسی فوقانی اثر می‌گذارند لذا همواره باید مراقب بود تا محیط لازم برای رشد چنین موجوداتی فراهم نشود.
مرطوب نگه داشتن خانه بخصوص در فصل سرما ایده خوبی برای کاهش میزان خشکی هواست اما باید مراقب بود تا رطوبت هوا کمتر از 55 درصد نگه داشته شود تا جانوران ذره‌بینی موجود در گردوغبار خانه فرصتی برای رشد پیدا نکنند. دستگاه‌های مرطوب‌کننده علاوه بر تأمین رطوبت لازم خانه، ذرات آلرژی‌زا از جمله گردوغبار و دود سیگار را از هوا حذف می‌کند. برای اثرگذاری بیشتر این قبیل دستگاه‌ها، لازم است فیلتر آن هر 30 تا 60 روز تعویض شود.
دکور خانه خود را بدون غبار نگه دارید. از آنجا که کتابخانه و قفسه‌های نگهداری ظروف، سطح مناسبی برای تجمع گردوغبار و ذرات معلق در آن است، گردگیری منظم و جاروکشی هفتگی کف اتاق‌ها کمک زیادی به پیشگیری از انتشار مواد حساسیت‌زا می‌کند. علاوه بر این غبارروبی و یا شست‌وشوی گل‌های مصنوعی نیز نباید فراموش شود.
انسان در طول 24 ساعت، زمان زیادی را در رختخواب به‌سر می‌برد بنابراین توجه به بهداشت تشک، روبالشتی و رختخواب لازم است. استفاده از روبالشتی ضدحساسیت، پوشش‌های ضدغبار، گردگیری منظم اتاق خواب با دستمال مرطوب و شست‌وشوی ملحفه‌ها با آب داغ از راهکارهایی است که علاوه بر پیشگیری از انتشار غبار در هوای خانه، موجب از بین رفتن عوامل میکروبی روی پارچه می‌شود.
خاک و سطح برگ گیاهان همواره مکان مناسبی برای رشد قارچ‌هاست بنابراین توصیه می‌شود در فصل سرما از آب‌دهی بیش از اندازه گلدان‌ها خودداری کرده و با تمیز کردن سطح برگ‌ها با استفاده از دستمالی مرطوب از انتشار قارچ‌ها پیشگیری کنید. در این فصل بهتر است تعداد گلدان‌های کمتری را در خانه نگه دارید و از قرار دادن آنها در اتاق خواب نیز پرهیز کنید.
چنانچه پارکینگ با محیط داخل خانه مرتبط است، مراقب گازهای مضر باشید و با جدا کردن این دو فضا از هم اجازه ورود ذرات معلق پارکینگ را به خانه ندهید. حشره‌کش‌ها و ظروف نگه‌داری گازوئیل و دیگر ترکیبات فرار را در محیط خانه نگهداری نکنید.
سیستم گرمایشی مورد استفاده در خانه را تمیز نگه دارید. تعویض فیلتر این قبیل دستگاه‌ها هر سه ماه یک مرتبه و دور انداختن فیلتر کهنه علاوه بر افزایش قدرت گرمازایی آن، مانع از انتشار گردوغبار در خانه می‌شود.
حمام و آشپزخانه، مرطوب‌ترین محیط‌هایی است که در خانه وجود دارد. تعبیه فن در این دو مکان و روشن نگه داشتن هواکش هنگام استحمام و آشپزی باعث خروج رطوبت از خانه شده و با نگه داشتن میزان رطوبت در اندازه کم، مانع از رشد میکروب‌ها می‌شود.
فرش یا قالیچه، مکان مناسبی برای تجمع مواد آلرژی زاست بنابراین چنانچه فرد مستعدی برای ابتلا به حساسیت هستید از این نوع پوشش بخصوص در اتاق خواب کمتر استفاده کنید و یا فواصل لبه فرش و دیوار را که محل تجمع غبار است را به‌طور مرتب جارو کنید. پوشش‌های سخت به دلیل نشان دادن بیشتر گردوغبار، زمان مناسب گردگیری را بهتر نشان می‌دهند.
هر از گاهی پنجره خانه را باز نگه دارید تا هوای داخل خانه به گردش درآید. اگرچه پنجره‌ها در فصل سرما به‌طور دائم بسته نگه داشته می‌شود و حتی درزهای آن نیز پوشانده می‌شود اما هوای ساکن، زمینه بروز حساسیت را افزایش می‌دهد.
نگهداری غذا در ظروف دربسته و یخچال مانع از انتشار ذرات آن در فضا شده و از رشد قارچ‌ها پیشگیری می‌کند.
حشرات ریز از جمله سوسک در مکان‌هایی مانند حمام نقش زیادی در آلرژی‌زایی دارند بنابراین از بین بردن آنها و جاروکشی کف خانه برای جمع‌آوری بقایای آنها تأثیر زیادی در حفظ سلامت مجاری تنفسی دارد.
حیوانات همواره در حال پوسته‌ریزی هستند بنابراین از نگهداری آنها در خانه اجتناب کنید.
تزریق واکسن آنفلوآنزا به کودکان مبتلا به آسم، اجتناب از قرارگیری آنها در هوای سرد و یا بازی در مکان‌های تاریک و مناسب رشد قارچ‌ها و مکان‌های پردرخت و توصیه به نوشیدن مقادیر کافی از آب از دیگر راهکارهایی است که متخصصان برای پیشگیری از آلرژی توصیه می‌کنند.

بنی‌صدر: همه باید از موسوی و کروبی حمایت کنیم
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۸  کلمات کلیدی: سیدابوالحسن بنی صدر ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

رئیس جمهور فراری ایران با تایید مواضع سران داخلی فتنه گفت که همه باید با تمام توان از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع کنیم.

به گزارش شبکه ایران، ابوالحسن بنی‌صدر که اکنون در پاریس سکونت دارد، در مصاحبه با یک رادیوی ضدانقلاب به حمایت ویژه از سران داخلی فتنه پرداخت و گفت که "هر ایرانی و غیر ایرانی باید از حقوق میرحسین موسوی و مهدی کروبی با تمام توان دفاع کند و اینها حق دارند آزاد باشند."
وی اصرار سران داخلی آشوب های اسرائیلی را بر مواضع خود، "با ارزش" دانست.

رئیس جمهور فراری ایران ادعاهایی را که موسوی و کروبی درباره پیروی از خط انقلاب اسلامی و امام راحل مطرح می کنند، این گونه رد کرده است که "گمان من این نیست که رهبران جنبش چنان به گذشته چسبیده اند که هیچ تغییری را نتوانند بپذیرند، حق هر انسان است که تغییر کند."

گفتنی است، بنی صدر در تاریخ ۳۱/۳/۱۳۶۰ از سوی مجلس شورای اسلامی فاقد کفایت سیاسی دانسته شد و امام خمینی که از همراهی بنی‌صدر با گروهک منافقین ناراحت بود، یک روز بعد این رای را تایید کرد.
بنی صدر هم پس از آنکه خیانت های خود به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را افشا شده دید، با پوشش زنانه از کشور گریخت و به فرانسه پناهنده شد.

او از آن زمان تاکنون به فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران مشغول است و در جریان فتنه 88 و آشوب اسرائیلی 25 بهمن از حامیان ویژه آشوب طلبان بوده است.

بنی صدر از سال های گذشته ارتباط نزدیکی با سران گروهک تروریستی منافقین داشته است.

شاید مواضع مشابه آنان در ماه های اخیر در همین راستا باشد. چند روز پیش سرکرده گروهک منافقین همانند بنی صدر، از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و حامیان آنان تقدیر کرد. او تاکید کرد که اقدامات آنان نشانه قاطعی است از اینکه "با در پیش گرفتن راه و رسم اشرف" به دنبال براندازی در ایران هستند.

این گروهک در اغتشاش روز 25 بهمن آشوب طلبان را همراهی کرد و برای تحریک آنان دست به ترور حدود 10 نفر از هموطنان و فرافکنی درباره عوامل ترورها زد.


کشف زندان امام موسی صدر + عکس
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۸  کلمات کلیدی: امام موسی صدر ، لیبی ، معمر قزافی

به گزارش برنا به نقل از آل ویسز، این زندان زیر منطقه ای است که مردم لیبی از آن به عنوان پناهگاه معمر قذافی و خانواده اش یاد می کنند که مرگ صدها زندانی و سرباز در این منطقه روی داده است.

 

بر اساس گزارش ها، این زندان یک در فلزی دارد. در ورودی آن به ضخامت ۳۰ سانتی متر و دری مشابه آن در داخل زندان دیده می شود.

 
 

این زندان بنا به گفته شاهدان عینی بدتر از زندان ابوغریب است، چرا که حتی کسی نمی تواند به راحتی در آن استراحت کند.

 

برخی منابع عربی می گویند که احتمالا این زندان کشف شده، زندان امام موسی صدر بوده است.

 

 

 
 

گفتنی است؛ سید موسی صدر مرجع دینی و سیاسی شیعیان است که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهده‌دار شد.

 

وی در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری رسمی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد.


«سگ های کنیا» هم به کمک دیکتاتور روانی آمدند + عکس
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۸  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی ، دیکتاتور

وی تعداد این مزدوران را 5000 نفر اعلام کرده و افزوده است: از اروپای شرقی نیز گروه هایی در قالب کارشناس و کارگر به لیبی اعزام شده اند تا وظیفه سرکوب معترضین را انجام دهند و این نیروها با گلوله های جنگی به جنگ تظاهرکنندگان می روند.

در روزهای اخیر که قذافی دیوانه وار به جان مردم کشورش افتاده و از هیچ نوع جنایتی رویگردان نیست، مردم شهرهای مختلف لیبی به ویژه در پایتخت با پدیده ای عجیب مواجه شده و از ظهور یگان هایی از ارتش کنیا که موسوم و مشهور به «سگ های کنیا» هستند خبر می دهند.

به گزارش «تابناک»، فرمانده نیروهای هوایی کنیا نیز به این مسئله اعتراف کرده و گفته است: در پاسخ به درخواست قذافی برای اعزام نیروهای کماندو به لیبی پاسخ مثبت داده و چندین یگان هوایی و زمینی را به لیبی اعزام کرده است.

بنابر این گزارش، «رجب ویتونی» تعداد این مزدوران را 5000 نفر اعلام کرده و افزوده است: از اروپای شرقی نیز گروه هایی در قالب کارشناس و کارگر به لیبی اعزام شده اند تا وظیفه سرکوب معترضین را انجام دهند و این نیروها با گلوله های جنگی به جنگ تظاهرکنندگان می روند.



همچنین «العرب آنلاین» در خبر دیگری نوشت: 6 فروند هواپیمای نظامی الجزایر به پایگاهی در نزدیکی طرابلس اعزام شده و نیروهای خود را نیز پیاده کرده است اما این نیروها به نقطه نامعلومی انتقال داده شده اند.

گفتنی است با توجه به اوضاع وخیم مردم انقلابی در لیبی و سکوت یا مواضع دوپهلوی سازمان ها و مقامات سیاسی و حقوق بشری در غرب، قذافی و دوستان دیکتاتور دیگرش در منطقه که قطعا سرنوشتی چون او پیدا خواهند کرد، راه را برای اعمال هرگونه خشونت و جنایتی باز دیده اند و لذا لازم است که کشورهای اسلامی از طرق مختلف با فشار بر سازمان های بین المللی تا حد ممکن از گسترش این جنایات بکاهند.


حمله تروریستی لاکربی به دستور قذافی انجام شد
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی
  وزیر مستعفی دادگستری لیبی:

خبرگزاری فارس: وزیر مستعفی دادگستری لیبی امروز فاش کرد که حادثه تروریستی لاکربی در سال 1988 که در آن 189 آمریکایی کشته شد، به دستور معمر القذافی انجام شده است.

 

به گزارش فارس، "مصطفى عبد الجلیل " که روز دوشنبه در اعتراض به اقدامات رژیم معمر القذافی رئیس جمهوری لیبی در سرکوب تظاهرات مردم این کشور استعفا کرد، فاش کرد که حمله تروریستی لاکربی به دستور قذافی انجام شده است.


"رهبری شورایی" حکمی که هاشمی در خبرگان دنبال می‌کند
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگوی مکتوب با هفته نامه‌ی اصلاح طلب «شهروند امروز» به منظور بازسازی فقه سیاسی پیشنهاد کرد باید در کنار شورای نگهبان، شورای فتوا تشکیل شود. این موضوع واکنش‌های زیادی را در محافل حوزوی و دانشگاهی به وجود آورد.

صالح اسکندری- انتخاب هیأت رییسه، دستور کار اجلاس آینده‌ی‌ خبرگان رهبری در هفته‌ی سوم اسفند ماه سال جاری خواهد بود. در آستانه‌ی این انتخاب با توجه به اتفاقات یک سال گذشته بحث‌ها و چالش‌های جدی درباره‌ی آینده‌ی این مجلس و نقش هیأت رییسه در تأثیرگذاری بر روند حاکم بر این مجلس و به خصوص دیدگاه‌های منحصر به فرد سیاسی و فقهی رییس مجلس خبرگان در محافل سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است. در این مقال سعی می‌کنیم کمی درباره‌ی ایده‌ی «شورای فتوا» که سال گذشته توسط رییس مجلس خبرگان مطرح شد، تأمل نماییم و آن را مورد واکاوی سیاسی و فقهی بیش‌تر قرار دهیم.
 
در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم، طرح مسأله‌ی «شورای فتوا» توسط آقای هاشمی رفسنجانی بیش از آن‌که یک مسأله‌ی فقهی باشد، شایبه‌ی سیاسی داشت. احتیاج به تقسیم کار در فقه و به ‌وجود آمدن رشته‌های تخصصی در فقاهت متناسب با پیشرفت بشر مسأله‌ی تشکیل شورای فتوا را در بین برخی از متفکران و فقها برجسته کرده بود اما طرح این موضوع در آستانه‌ی انتخابات و حمایت برخی از جریان‌های سیاسی از دموکراتیزه کردن فقه به خصوص در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی شایبه‌ی فشار به مقام معظم رهبری را به ذهن مترتب می‌ساخت.
 
هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگوی مکتوب با هفته نامه‌ی اصلاح طلب «شهروند امروز» به منظور بازسازی فقه سیاسی پیشنهاد کرد باید در کنار شورای نگهبان، شورای فتوا تشکیل شود. این موضوع واکنش‌های زیادی را در محافل حوزوی و دانشگاهی به وجود آورد. وی در همین باره در پاسخ یکی از نشریات گفته بود: «آن‌چه که من در قم گفتم، انتظار به‌جایی است که بعد از تشکیل نظام اسلامی که در سایه‌ی مجاهدت‌های امام راحل، روحانیت مجاهد، مردم مسلمان و فداکار تحقق یافته، وجود دارد که از این فرصت بی‌سابقه و بی‌نظیر باید بیش‌تر استفاده شود و کاستی‌ها جبران گردد و به خصوص باید در ابواب و فصول فقه حکومتی، سیاسی و مدیریتی که بخشی را که فقه در زمان‌های گذشته است تحول، توسعه و تکامل ایجاد کرد و به نیازهای روزافزون نظام مقدس اسلامی در این خصوص جواب کامل داد و الگویی برای سایر ملت‌های اسلامی که دیر یا زود به این راه مقدس خواهند آمد به وجود آورد و با این اقدام مانع سم‌پاشی‌های کفر و استکبار جهانی که ظالمانه ظرفیت بالای معارف اسلامی برای اداره‌ی جوامع امروزی جهان را مخدوش می‌کند، شد.»(1)
 
این هفته نامه با درج عکس هاشمی رفسنجانی روی جلد و این تیتر که «شورای فتوا باید تشکیل شود» فضای خاصی را القا می‌کند که حکایت از ناکارآمدی وضعیت موجود فقه حکومتی، سیاسی و مدیریتی دارد. شهروند امروز در اشاره‌ای که به مصاحبه‌ی مکتوب هاشمی زد به نکته‌ی در خور توجهی اشاره کرد: «از آغاز به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد رقیب او هاشمی رفسنجانی که پیش از این تنها بر سازندگی تأکید می‌کرد، این روزها بیش از هر زمان دیگری از دموکراسی سخن می‌گوید. گویی هاشمی جدیدی متولد شده که از موضع رییس مجلس خبرگان خواهان دموکراسی است. یعنی هم‌زمان که این روزها حتی اصلاح‌طلبان مذهبی از او به لقب آیت‌الله یاد می‌کنند او نیز از دموکراسی بیش‌تر دفاع می‌کند.»(2)
 
این هفته نامه هم‌چنین نوشت: «تأکید هاشمی رفسنجانی بر ضرورت درونی کردن مفاهیم دموکراتیک و مدرن از دل حوزه‌های علمیه و تأکید وی بر این‌که نهادهای حکومتی مانند شورای نگهبان برای تضمین اسلامی بودن نظام گرچه لازم‌اند اما کافی نیستند، از همین جهت است. در عین حال هاشمی‌رفسنجانی تأکید دارد که حوزه‌ی علمیه باید مباحثی مانند انتخابات، حقوق شهروندی، احزاب و دموکراسی را وارد متون درسی حوزه‌های علمیه‌ی قم کند و بپذیرد که دموکراسی، سازگارترین صورت حکومت در عصر جدید با اسلام است.»(3)
 
هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگوی مکتوب با هفته نامه‌ی اصلاح طلب «شهروند امروز» به منظور بازسازی فقه سیاسی پیشنهاد کرد باید در کنار شورای نگهبان، شورای فتوا تشکیل شود.
 
«عمادالدین باقی» یکی از نویسندگان اصلاح‌طلب که با انتشار کتاب‌هایی چون «تراژدی دموکراسی در ایران» با نظام زاویه گرفت و به زندان محکوم شد، در دفاع از شورای فتوا می‌نویسد: «اگر به برکت انقلاب اسلامی، ساختار سیاسی با گذر از سلطنت به جمهوریت، گامی را در راه دموکراسی و دوری‌گزینی از ساختار فرد محور برداشته است، نهاد مذهب نیز که در دوره‌ی سلطنت پیش ‌ر‌وتر و دموکراتیک بود، انتظار می‌رود از آن پس نیفتد.»(4)
 
وی با طرح احتجاجات صحیح و سقیم برای دفاع از شورای فتوا و تلاش وافر برای پنهان نگه داشتن چهره‌ی دموکراسی‏خواهش، در این مقاله خطاب به مخاطبان اصلاح‌طلبش نوشت: «محتمل است این شیوه در بادی امر چندان جلوه‌گری نکند اما در تداوم خود تبدیل به سنت می‌شود و مشاهده‌ی برکات آن به نهادینه‌تر ساختنش منجر می‌شود. تا نیل به مطلوب، راهی دراز در پیش است اما باید از جایی آغاز کرد. این حرکت بخشی از فرآیند توسعه‌ی عقل جمعی است که فرآیندی اجتناب ناپذیر بوده و انتخاب کردن و همراهی با آن همان اندازه سودمند خواهد بود.»
 
از آن‌جا که بنیاد حکومت اسلامی بر فقاهت حکومتی استوار است و ساختارهایی مثل مجلس خبرگان و مجمع تشخیص نقش بازوهای مشورتی ولی فقیه را بازی می‌کنند، طرح مسأله‌ی شورای فتوا با خوانش اصلاح طلبانه از آن تمایلات دموکراسی خواهانه و سکولاریستی در قفای آن را آشکار می‌کرد. هر چند اجتهاد مدرسه‌ای نیز نوعی النصیحه لائمه المسلمین تلقی می‌شود و فقها متفق القولند که حکم ولی فقیه بر اجتهاد مدرسه‌ای مرجح است.
 
آیت‌الله «محمدرضا نکونام»، استاد حوزه‌ی علمیه‌ی قم و نویسنده‌ی کتاب‌های «قرآن پژوهی» و «تحریف ناپذیری و حجیت قرآن کریم» درباره‌ی‌ فتوای‌ شورایی‌ معتقد است: «ما در دین‌ هیچ‌ دلیلی‌ بر مناصب‌ شورایی‌ نداریم‌ و با طرح‌ فتوای‌ شورایی‌، سیستمی‌ که‌ ایجاد می‌شود سیستم‌ نظام‌مداری‌ است‌ نه‌ ناظم‌ مداری‌». به باور این استاد حوزه: «این‌ گفته‌ که‌ با تشکیل‌ شورا، پشتوانه‌ تنها یک‌ نفر نیست‌، بلکه‌ افراد بیش‌تری‌ می‌توانند فکر کنند و نظر بدهند، اساس‌ درستی‌ ندارد؛ چرا که‌ رهبر و یا صاحب‌ فتوا می‌تواند مشورت‌ کند و در هیچ‌ شرایطی‌، ایرادی‌ به‌ مشورت‌ کردن‌ گرفته‌ نشده‌ و حتی‌ خداوند به‌ پیغمبر که‌ خاتم‌ المرسلین‌ است‌ می‌فرماید: «وشاورهم‌ فی‌ الامر، فاذا عزمت‌ فتوکّل‌ علی‌الله ... ؛ با تشکیل‌ چنین‌ شوراهایی‌ اختلاف‌ نظر بیش‌تر می‌شود و ما با گفتن‌ این‌گونه‌ ایده‌ها و سخنان‌ کلی‌ نمی‌توانیم‌ به‌ دین،‌ سیستم‌ بدهیم.‌»(5)
 
مسأله‌ی شورای فتوا اگر چه در آن مقطع در حد طرح موضوع باقی ماند اما در ایام پس از انتخابات به خصوص در دوران فتنه رنگ جدی‌تری به خود گرفت. در ماه‌های بعد، اقدام‌های عملی در این زمینه به طور کاملاً پنهان صورت گرفت که البته پس از افشا بلافاصله تکذیب می‌شد. به عنوان نمونه در اسفند ماه 1388، «مصطفی کواکبیان» ضمن دروغ خواندن تشکیل شورای فتوا توسط خاتمی گفت: «شایعه‌ای مبنی بر آن‌که خاتمی به همراه موسوی خویینی‌ها درصدد تشکیل شورای فتواست همانند خبر ممنوع الخروج شدن ایشان، دروغ و کذب است.» (6)
 
البته نباید فراموش کرد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بارها اعلام کرده که اصلح‌تر از آیت‌الله خامنه‌ای را برای رهبری نمی‌شناسد (7) و طرح شورای فتوا توسط وی یک مسأله‌ی تخصصی فقهی و نه سیاسی است. «علی اکبر پرورش» وزیر آموزش و پرورش در دولت «میرحسین موسوی» در گفت‌وگوی ویژه‌ای با روزنامه‌ی همشهری بخشی از روابط آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با مقام رهبری را این‌گونه توصیف می‌کند: «‍[آقای هاشمی] به من گفت: «من می‌خواهم حالا به تو حرف دیگری بزنم. وقتی آقای خامنه‌ای در خبرگان رهبر شدند، من گفتم رهبری کار سختی است. بالاخره رهبر قبلی امام بوده پس ما باید کمک کنیم. اما بعد دیدم که آقای خامنه‌ای آمد از من هم جلو زد و خیلی تحلیل‌هایش عمیق‌تر شد. من خودم را بالاتر از ایشان می‌دیدم اما بعد دیدم که این آقای خامنه‌ای قبلی نیست. آقای هاشمی می‌فت که به خودم گفتم آقای شیخ اکبر آن کسی که رهبری را به کسی می‌دهد ابزارش را هم در اختیارش می‌گذارد. رهبری را خدا به آقای خامنه‌ای داده، ابزارش را هم در اختیارش قرار داده است، الان هم می‌گویم که برای رهبری جهان اسلام ما «انسب و اصلح» از آقای خامنه‌ای نداریم. این‌ها را آقای هاشمی گفت.» آقای هاشمی در این حرف جدی بود. چون شبیه همین حرف را یک روز دیگر هم که آقای ناطق همین جا دیدن ما آمد از قول آقای هاشمی گفت. آقای ناطق تعریف کرد که چند وقت پیش دیدم آقای هاشمی یک سری قرص از توی جیبش در آورد آب هم خواست و خورد. گفتم که شما که اهل قرص خوردن نیستی. می‌دانید که بنیه‌ی هاشمی خیلی قوی است با این‌که 7 سال از آقا سنش بالاتر است تا حالا عینک نزده است و گوشش هیچ‌گونه مشکلی ندارد. آقای ناطق می‌گفت من پرسیدم که آقای هاشمی شما قرص می‌خورید؟ گفت بله، گفتم شما که اهل قرص نبودید؟ گفت دچار سرگیجه می‌شوم. گاهی وقت‌ها هم که از خواب بلند می‌شوم، زمین می‌خورم. رفتم دکتر این قرص‌ها را تجویز کرد. آقای هاشمی به آقای ناطق گفته بود که من هر وقت که از خواب بیدار می‌شوم یاد این نکته می‌افتم که اگر یک وقت خدای ناکرده آقای خامنه‌ای را از دست بدهیم، می‌بینم که هیچ کس نیست و همین فکر است که من را زمین می‌زند و قرص‌ها را هم برای همین است که می‌خورم. آقای هاشمی می‌گفت که به زنم و به بچه‌هایم هم صریح گفته‌ام که خانم و آقایان! من روی دو تا چیز با کسی معامله نمی‌کنم. یکی روی جمهوری اسلامی و یکی هم در مورد آقای خامنه ای. سر این دوتا معامله نمی‌کنم و محکم پایش می‌ایستم.»(8)
 
البته نباید فراموش کرد هاشمی رفسنجانی برخلاف برخی از فقهای شورای نگهبان از جمله آیت‌الله خامنه‌ای که به نظریه‌ی کشف و تعیین ولایت در یک شخص قایل بودند، اعتقاد داشت که در عصر غیبت چنین تعینی وجود ندارد. وی پس از انتخاب رهبری جدید در مصاحبه با «معصومی، کدخدایی و سروش محلاتی» که در مجله‌ی «حکومت اسلامی» به چاپ رسید گفت: «بعضى‌ها روى نظریه‌ی کشف تأکید کرده و مى‌گفتند: نقش ما این است که آن چیزى را که در واقع متعیّن است، کشف کنیم. ولى من فکر مى‌کنم ممکن است در هر زمانى تعداد زیادى از فقها باشند که صلاحیت داشته باشند، ولى در نهایت باید یکى از آن‌ها انتخاب شود، یا در فرض شورایى بودن، باید سه یا پنج نفر را از میان آن تعداد زیاد انتخاب کرد. بنابراین راه‌کار عقلایى این است که افراد متخصص در این امر، آن‌ها را تعیین کنند. البته معلوم نیست که همیشه آن کسى که اصلح است، انتخاب شود. ممکن است در انتخاب اشتباه هم رخ بدهد؛ یعنى اکثریت اعضاى مجلس خبرگان به یک فرد رأى بدهند، اما در عین حال فرد اصلحى هم در جامعه وجود داشته باشد. در چنین صورتى طرف‌داران نظریه‌ی کشف چه مى‌گویند. آن‌ها باید بپذیرند فردى که انتخاب شده، ولى امر واقعى نیست. من از هیچ دلیلى برداشت نمى‌کنم که در عصر غیبت چنین تعیّنى وجود داشته باشد.»
 
هاشمی رفسنجانی برخلاف برخی از فقهای شورای نگهبان از جمله آیت‌الله خامنه‌ای که به نظریه‌ی کشف و تعیین ولایت در یک شخص قایل بودند، اعتقاد داشت که در عصر غیبت چنین تعینی وجود ندارد.
 
برخی طرف‌داران هاشمی رفسنجانی پس از واکنش‌ها و انتقادهای گسترده‌ای که به این ایده‌ی رییس مجلس خبرگان وارد شد، تلاش کردند با یادآوری موافقت مقام معظم رهبری با مسأله‌ی شورای رهبری پس از ارتحال حضرت امام(ره) کمی از غلظت بار سیاسی و تحمیلی این ایده‌ی هاشمی بکاهند. این در حالی است که در کمیسیون ولایت فقیه شورای بازنگری قانون اساسی مسأله‌ی شورایی بودن رهبری رد شده بود و این مسأله بعداً مورد تأیید حضرت آیت‌الله خامنه ای هم قرار گرفته و امروز به عنوان ممشای تئوریک و پراتیک جمهوری اسلامی، تلقی می‌گردد.
در جلسه‌ی فوق‌العاده‌ی مجلس خبرگان با توجه به توافق‌های پیشین اعضای مؤثر این مجلس بحث روى شوراى رهبرى بود که آیت‌الله خامنه‌اى و آیت‌الله هاشمى رفسنجانى، آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله موسوی اردبیلی و... با آن موافق بودند.
 
البته در کمیسیون ولایت فقیه شورای بازنگری قانون اساسی، مسأله‌ی شورایی بودن رهبری رد شده بود اما این موضوع هنوز رسمیت نیافته و مصوب شورای بازنگری نگشته بود. طرف‌داران «نظریه‌ی فردى بودن رهبرى» معتقد‌اند:
 
اول؛ رهبرى در عصر غیبت، ادامه‌ی رهبرى پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و حضرت على‏(علیه‌السلام) است و ما در آن‌ها، سابقه‌ی شورا نداریم، لذا رهبری شورایی در جانشینی ولی فقیه وجهه‌ی شرعی ندارد.
 
دوم؛ با توجه به ناکارآمدی تجربه‌ی مدیریت شورایی در کشور که حتی موجب بازنگری در قانون اساسی شده بود لذا به نظر نمی‌رسید تجربه‌ی رهبری شورایی بتواند موفق باشد. به زعم طرف‌داران نظریه‌ی رهبری فردی، مقام رهبری باید قاطعیت داشته باشد و با مسایل مختلف با صراحت و قاطعیت برخورد کند. اما در رهبری شورایى ممکن است اختلافات و حتی مشاجراتی رخ دهد. در مقابل طرف‌داران نظریه‌ی رهبری شورایى معتقد بودند:
 
اول؛ رهبری شورایی در قانون اساسی ذکر شده است.
 
دوم؛ شخصیتی هم طراز امام خمینی(ره) برای رهبری وجود ندارد.
 
سوم؛ شورای رهبری طبعاً مرکب از 3 یا 5 نفر است و ترکیب ظرفیت‌های فقهی، مدیریتی، سیاسی هر یک از این اشخاص می‌تواند کاستی‌ها و کمبودهای محتمل را جبران نماید.
 
اما در این بین اتفاقی رخ داد که در نهایت منجر به توافق نهایی بر روی رهبری فردی شد. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با فصل‌نامه‌ی حکومت اسلامی این‌گونه این رخداد را تشریح می‌کند: «در واقع یک اجماع مرکبى درست شده بود. البته تعبیر دقیق این است که بگوییم اجماع نسبى بود و اکثریت مرکبى به‌وجود آمده بود، یک عده از علما که بیش‌تر از جامعه‌ی مدرسین و هم‌فکران آن‌ها بودند به آیت‌الله گلپایگانى توجه داشتند و رهبرى فردى را مى‌گفتند؛ یعنى آن شورایى را که مد نظر ماها بود نمى‌خواستند. عده‌اى دیگر هم مى‌گفتند به طور مشخص آیت‌الله خامنه‌اى. این عده جمع زیادى بودند که ایشان را براى این مقام صالح مى‌دانستند. این افراد مى‌گفتند ما نباید کار را معطل کنیم و باید آیت‌الله خامنه‌اى را انتخاب کنیم و البته این وقتى بود که حرف‌هاى امام در جلسه نقل شد و اعضا با خبر بودند. بنابراین یک عده به خاطر آقاى گلپایگانى و یک عده به خاطر آقاى خامنه‌اى علیه شورایى بودن رهبرى رأى دادند و چون تا آن زمان هنوز کسى نظرش را روى فرد ابراز نکرده بود، آقایان جامعه‌ی مدرسین فکر مى‌کردند به آیت‌الله گلپایگانى مى‌رسند. جمع زیادى هم فکر مى‌کردند با پذیرش رهبریت فرد به آیت‌الله خامنه‌اى مى‌رسند.»(9)
 
در نهایت در مجلس خبرگان رهبری رأی‌‌گیری شد که 45 نفر به رهبری فردی و بیش از 20 نفر به شورای رهبری رأی دادند. بنابراین قرار شد که یک فرد به عنوان ولی‌‌فقیه انتخاب شود.*
 
 
پی‌نوشت‌ها:
 
1- هفته نامه‌ی شهروند امروز، شماره‌ی 57
 
2- همان
 
3- همان
 
4- هفته نامه‌ی شهروند امروز، شماره‌ی 16
 
5- پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله محمدرضا نکونام http://www.nekounam.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/33933/71243.aspx
 
6- خبرگزاری آریا، 19/12/1388، کد مطلب: 20100310150538843
 
http://www.aryanews.com/lct/fa-ir/Story/Archive/20100310150538843.htmچ
 
7- روزنامه‌ی ابتکار، 6/11/1388
 
8- ناگفته‌های علی‌اکبر پرورش در گفت‌وگو با ویژه‌نامه‌ی «گذر از فتنه» روزنامه‌ی همشهری، خرداد 1389
 
9-12- مجلس خبرگان و انتخاب رهبر معظم انقلاب در گفت‌وگو با آیت‌الله هاشمى رفسنجانى، فصل‌نامه‌ی حکومت اسلامی، شماره‌ی 41، ص 121

 
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز
چکیدن یک قطره از خون رأس مبارک حسین(ع) بر پای ابن زیاد در سال ۶۱ هجری، بر پای این ملعون دملی چرکین نهاد که تا آخر عمر آزارش می داد. نظیر همین صحنه را گویا ۱۳۷۰ سال بعد نیز باید به چشم ببینیم. آن هنگام که دملی بر پای شیخ فتنه گران می روید و شاید این دمل حاصل چکیدن خون شهدای فتنه است.
به گزارش جهان، یکی از پسران کروبی تصویری از شیخ فتنه گران را بر روی صفحه فیس بوک خود قرار داده و مدعیست که این عکس مربوط به سال گذشته و آن هنگامیست که کروبی مورد حمله معترضان خود قرار گرفته است.

راویان می گویند: هنگامیکه رأس مبارک حسین ما شیعیان را مقابل ابن زیاد آوردند؛ قطره ای از خون این سر مطهر، بر پای ابن زیاد ملعون چکید.

راویان می گویند: این قطره تا عمق استخوان پسر مرجانه را سوزاند و بر پای او خللی گذاشت که تا آخر عمرش بوی مشمئزکننده ای از ابن زیاد ساطع می شد به طوری که حتی اطرافیانش نیز از نزدیک شدن به این مرد إبا می کردند.

می گویند: این خلل، ابن زیاد را لنگ کرد و او تا آخر عمر منحوس خویش می لنگید تا اینکه به دست مختار ثقفی به درک واصل شد.

ما این صحنه را به گونه ای ملموس تر در مختارنامه هم دیدیم. گویا اینک پس از ۱۳۷۰ سال نیز باید شاهد تکرار دوباره تاریخ و عاقبت "نقاب زنندگان، رکاب زنندگان و تشویق کنندگان" قتال با ولی زمانه باشیم که چگونه خون شهدای مظلوم فتنه بر دامن و بدن آنها نیز می چکد و آنها را رسوای خاص و عام می کند.

تصویری که در ادامه می بینید تصویر شیخ فتنه گران است که از درد نشسته بر پایش که مدعیست در اثر برخورد با معترضینش عارض وی شده؛ ناراحت و ملول است.




معمرقذافی به روایت تصویر
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، عکس



















































ظهور و سقوط فاشیسم در ایران؛
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، میر حسین موسوی
تطابق عملکرد جنبش سبز و جنبش های فاشیستی قرن معاصر

امیرحسین ثابتی: جنبش های فاشیستی دارای خصوصیات کم و بیش مشترکی هستند که همین امر موجب تمایز آنها با دیگر جنبش ها و حرکت های اجتماعی است.

خواسته های متضاد و ناهمگون، ناسیونالیسم افراطی،  وعده های غیرعقلانی متوهمانه رهبران به پیروان، افراط در نادیده گرفتن حقیقت، بسیج توده ای، تلقین کثرت پیروان و در نهایت ناکامی در وصول به اهداف مطرح شده، اصلی ترین خصوصیات این جنبش هاست که نیم نگاهی بر وضعیت آلمان در عصر هیتلر، ایتالیا در عصر موسولینی،  اسپانیا در عصر کابالرو و … موید این ادعاست. اگرچه لزوما تمامی این جنبش ها تطابق 100% با یکدیگر ندارند لکن خصوصیات مورد اشاره تا حد قابل توجهی در همه آنها به چشم می خورد و از این رو می توان با تدقیق در عرصه سیاسی کشور طی 20 ماه گذشته به نمونه کاملی از این مدل دست یافت بویژه آنکه همواره یکی از شرایط ظهور جنبش های فاشیستی، سرخوردگی بدنه این جریان از اوضاع خویش است که سعی می کند با پناه بردن به جریان متبوع جدید، ضمن هویت یابی مجدد در پی جبران تحقیرها و شکست های گذشته بر آید.
 
*          *          *
 
جریان سبز با هدایت میرحسین موسوی در حالی از اسفند ماه 87 کار خود را آغاز کرد که اصلی ترین بدنه این جنبش را اصلاح طلبان تشکیل می دادند. اصلاح طلبانی که از انتخابات دوم شوراهای شهر و روستا در سال 81، دیگر نتوانستند طعم پیروزی را در هیچ یک از عرصه های انتخاباتی بچشند و بدین ترتیب پس از شکست های سنگین در انتخابات مجلس هفتم و هشتم و ریاست جمهوری نهم، در پی سامان دهی مجدد هواداران خود و جبران تحقیر سال های گذشته بودند.
 
از طرف دیگر در چنین شرایطی میرحسین موسوی در نخستین بیانیه خویش که در روزهای منتهی به نوروز 88 منتشر شد بر قانونگرایی، صداقت، پرهیز از افراط و تفریط، بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب، توجه به مستضعفین و ... تاکید کرد و بدین سان جریانی پا به عرصه انتخابات گذارد که تناقضات نظری و عملی آن کاملا مشهود بود. حمایت افراد و جریان های ساختار شکن همچون نهضت آزادی، سازمان مجاهدین انقلاب، جبهه مشارکت و ... از میرحسین موسوی تناسب چندانی با ادعاهای وی مبنی بر بازگشت به آرمانهای انقلاب، اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی، توجه ویژه به مستضعفین و ... نداشت و شاید به همین علت بود که مواضع دوپهلو و متناقض وی در طول مدت قبل از انتخابات همواره یکی از پاشنه آشیل های وی و حامیانش به شمار می آمد.
 
اما با این اوصاف فروردین، اردیبهشت و خرداد 88 در حالی سپری شد که میرحسین موسوی توانسته بود طیف گسترده ای از منتقدین دولت نهم را در اردوگاه خویش جمع کند لکن حوادث بعد از 22 خرداد 88 آغازگر سلسله اقداماتی بود که معنای آنها در گذر زمان بیشتر آشکار گشت.
 
قبل از اعلام رسمی نتایج انتخابات ریاست جمهوری، میرحسین موسوی با صدور پیامی خطاب به هواداران خود از برگزاری جشن پیروزی خبر داد و به تبع آن جریان سبز منکر نتیجه اعلام شده از سوی وزارت کشور شد و در نخستین گام، "کتمان حقیقت" جریان سبز را به سمت و سویی هدایت میکرد که پیش بینی نهایی آن بسیار دشوار می نمود.
 
هر چند گذشت زمان و ریزش قابل توجه هواداران جنبش موسوم به سبز نشان می داد که حقیقت چیز دیگری است اما این ویژگی جریان سبز همانی بود که پیش از این نیز در دیگر جنبش های فاشیستی به کرات دیده شده بود، از جمله هیتلر و موسولینی که همواره بدنه اجتماعی خویش را "ناتمام" و "بیشمار" می پنداشتند و دقیقا همین عامل مشترک موجب کتمان بسیاری از حقایق توسط آنها در عصر خویش بود.
 
از سوی دیگر روز قدس محملی بود برای بروز گرایشات ناسیونالیستی افراطی کسانی که از فدا کردن جانشان در راه ایران سخن گفتند، هر چند شواهد متعددی از اقدامات ضد ملی این طیف وجود داشت اما مطرح کردن گرایشات افراطی ناسیونالیستی، ناخواسته شباهت های این جریان را با جریان های فاشیستی بیشتر می کرد و دقیقا در همین برهه بود که حسین بشیریه اپوزیسیون خارج نشین و استاد سابق علوم سیاسی دانشگاه تهران که پیش از این شاگردانی چون سعید حجاریان، مصطفی تاج زاده، محسن امین زاده و... را پرورش داده بود در گفتگو با نشریه اینترنتی لوگوس علنا به نقش دهی رادیکالی به منتظری اشاره کرد و خواستار بسیج توده ای سبزها توسط وی گردید. وی در این گفتگو اظهار داشت: "منتظری با رهبری جنبش سبز می تواند نقش مهمی در بسیج مردم ایفا کند" خصیصه ای که حرکت جریان سبز در پازل فاشیسم را کامل تر می کرد و بدین ترتیب یکی دیگر از ویژگی های ثابت جریان های فاشیستی (بسیج توده ای) این بار توسط ایدئولوگ شهیر جریان تجدیدنظر طلب مطرح می شد و وی خواستار اجرای این مهم از حسینعلی منتظری شده بود.
 
از دیگر مواردی که طی فتنه پس از انتخابات همواره موجب سردرگمی رهبران و بدنه جریان سبز گشت، خواسته های متناقض بود. بگونه ای که افرادی همچون مرحوم منتظری در نهایت نوع مطلوب حکومت را حکومت دینی آن هم "ولایت فقیه" می دانستند اما از سوی دیگر افرادی همچون عبدالکریم سروش قائل به جدایی قطعی و کامل دین و سیاست از یکدیگر بودند.
 
این در حالی بود که شعار "جمهوری ایرانی" نیز در این برهه بیش از همیشه در میان هواداران این جریان به گوش می خورد و از طرف دیگر برخی گروهک های اپوزیسیون چپگرای خارج از کشور نیز با صدور بیانیه های متعدد خواستار ادامه تحرکات فتنه گران و در نهایت برپایی یک نظام جمهوری شبه سوسیالیستی بودند، خواسته هایی که عملا جریان سبز را به "مجمع الاضداد" مبدل کرده بود و اثبات این مدعا نیز اظهارات عبدالکریم سروش در گفتگو با سایت گویا نیوز است که به صراحت تصریح می کند: "واقعیت این است که در درون جنبش سبز هم دینداران و هم غیردینداران، چپ‌ها و سکولارهای فلسفی و حتی افرادی از انجمن حجتیه وجود دارند و این را نه می‌توان انکار کرد و نه می‌توان مخفی نگاه داشت" و از قضا همین خصوصیت از دیگر ویژگی های ثابت جنبش های فاشیستی در قرن حاضر بوده است. خواسته های متضادی که در نهایت نیز هیچ کدام از آنها عملی نمی شود و امروز که بیش از 20 ماه از 22 خرداد 88 می گذرد، این روند کاملا آشکار به نظر می رسد چرا که جریان موسوم به سبز نه تنها نتوانست جمهوری اسلامی را تغییر دهد، بلکه ابطال انتخابات نیز که کف خواسته های این جریان بود هیچ گاه به وقوع نپیوست و بدین ترتیب جریان مذکور با تلی از خواسته های عملی نشده خود روبروست.
 
مطالبات متناقضی که یکی از آنها نیز جامه عمل به خود نپوشانیده است و بدین ترتیب قدم به قدم یک جنبش فاشیستی در عرصه سیاسی کشور شکل گرفت. جریانی که به لحاظ کمیت و کیفیت شاید قابل قیاس با دیگر جریان های مشابه عصر حاضر در اسپانیا، آلمان، ژاپن، ایتالیا و ... نباشد لکن به لحاظ عملکرد، مشابهت های فراوانی بین آنها به چشم می خورد و در نهایت باید اذعان داشت آنچه که در این بین حتمی است، تعمیم سرنوشت دیگر جنبش های فاشیستی به جریان مذکور است که هم اکنون نیز می توان به خوبی مشاهده گر آن بود و آن هم زوال تمام عیار تمامی جریان های فاشیستی در عصر حاضر، از جمله در جمهوری اسلامی ایران است، جریانی که تولد آن با ایستادگی در برابر خواست اکثریت ملت آغاز شد و زوال آن نیز در همین مهم ریشه دارد.

موسوی از سال 65 با عوامل آمریکایی در ارتباط بود
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی

یک کارشناس مسائل سیاسی گفت: برخی از مقامات ارشد سیا که امروز دوره بازنشستگی خود را سپری می‌کنند، با صراحت اعلام کرده‌اند که ما از سال 65 با موسوی و دفتر او ارتباط داشته‌ایم.

یک کارشناس مسائل سیاسی گفت: برخی از مقامات ارشد سیا که امروز دوره بازنشستگی خود را سپری می‌کنند، با صراحت اعلام کرده‌اند که ما از سال 65 با موسوی و دفتر او ارتباط داشته‌ایم.
به گزارش فارس، سعد‌الله زارعی کارشناس مسائل سیاسی، با اشاره به اقدام ناشایست فتنه‌گران در 25 بهمن سال 89 تصریح کرد: حرکت فتنه‌گران یک اقدام وکالتی بود، بدین معنا که این اتفاق منافعی برای عوامل داخلی نداشت چراکه تجمع معدود افراد آشوبگر در چند نقطه شهر به صورت پراکنده و سر دادن شعارهای ضدملی، تخریب اموال عمومی و تیراندازی به سوی مردم، نمی‌تواند برای حزب یا گروهی در داخل ایجاد موقعیت و یا محبوبیت کند.

وی ادامه داد: در این شرایط مشخص است که افراد فعالیتی را انجام می‌دهند که با منطق و منفعت ملی سازگاری ندارد و افراد فتنه‌گر خود را در چارچوب پروژه‌ای خارجی تعریف و منفعت خاصی را در جایی دیگر جست‌وجو می‌کنند.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به یکپارچگی ملت و حاکمیت ایران در دفاع از مردم مظلوم مصر و تونس افزود: مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران، به عنوان شخصیت اول کشور با قاطعیت و بیانی روشن از حرکت آزادی‌بخش مردم تونس و مصر دفاع و حمایت کردند که در سطح بین‌المللی کمتر کشوری با این صراحت و قاطعیت، از خواسته مردم مصر برای رسیدن به اهدافشان دفاع می‌کند.

زارعی افزود: زمانی که مردم، یکپارچه در دفاع از حقوق مردم مصر در 22 بهمن به خیابان‌ها می‌آیند، کاملاً مشخص است که افرادی که 3 روز پس از 22 بهمن در یک کار موازی به خیابان‌ها می‌آیند، هیچ نیتی ندارند جز کمک به توطئه‌گرانی که این روزها مشغول مصادره انقلاب مردم مصر هستند.

* پروژه 25 بهمن برای خاموش کردن صدای مردم مصر بود

وی گفت: آقایان کروبی و موسوی با اقدامات نادرستشان، به جای آنکه در کنار مردم آزادی‌خواه مصر‌ که از سوی آمریکا و اسرائیل مورد تعرض قرار گرفته‌اند، قرار بگیرند، با همکاری در پروژه 25 بهمن قصد داشتند ‌صدای مردم مصر را خاموش کنند که خوشبختانه راه به جایی نبردند.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: مردم مصر نگاهشان به قله‌ای است که کشور اسلامی ایران در طی 32 سال گذشته به اثبات و استحکام رسیده است و اکنون ایران اسلامی با حمایت از مردم مسلمان آزادیخواه مصر، نوید این را می‌دهد تا با تمام دشمنان اسلام به مقابله بپردازد و توطئه‌های آنان را خنثی کند.

زارعی ادامه داد: اقدامات کروبی و موسوی به معنای گرفتن اسلحه از دستان مردمان مصر و خلع سلاح آنان در برابر دشمنان جبارشان است؛ این خیانت بسیار روشن و غیرقابل بخشش است.

وی با اشاره به غیرقابل تفسیر و تأویل بودن اقدامات فتنه‌گران تصریح کرد: هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که اغتشاشات، تیر‌اندازی‌ها،‌ ضرب و شتم‌ها، تخریب اموال عمومی و شعارهای ضدملی و اسلامی، به موسوی و کروبی ارتباطی ندارد.

* موسوی و کروبی حتی عرضه مدیریت یک تجمع کوچک را هم ندارند

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: برای همه روشن است که موسوی و کروبی حتی توان مدیریت یک تجمع کوچک را هم ندارند، چه برسد به اینکه بخواهند مردم را برای تجمعی دعوت و آن گروه‌ها را هدایت کنند.

زارعی ادامه داد: کاملا روشن است که فتنه‌گران اگر هم بگویند که دستور تیراندازی، اغتشاش و تخریب، توسط آنان صادر نشده است، کاملا روشن است که آنان می‌دانستند که توانایی کنترل این اجتماعات را ندارند.

* نیت موسوی و کروبی ضربه زدن به جهان اسلام است

وی با اشاره به اینکه فتنه‌گران با اقداماتشان قصد ضربه‌زدن به جهان اسلام را دارند، تصریح کرد: هم‌اکنون زمان آن رسیده ‌که گروه مقاومت اسلامی در سطح بین‌المللی با حرکتی منسجم، کارآمدی خود را نشان دهند و نگذارند فتنه‌گرانی مانند موسوی و کروبی به جهان اسلام ضربه بزنند.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: اقدامات موسوی و کروبی آنقدر قبیح بود که حتی فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی هم نتوانستند از فعالیت‌‌ آنان دفاع کنند و یا در برابر آنها سکوت پیشه کنند؛ آقای خباز هم که در ستاد آقای کروبی فعالیت داشت، با صراحت از این فتنه‌گران اعلام برائت کرده است.

* دستگاه قضایی بدون فوت وقت به روند این پرونده رسیدگی کند

زارعی با بیان اینکه دستگاه قضایی به اعتبار آنکه نظام جمهوری اسلامی اساساً بنایش در وهله اول برخورد نظامی و امنیتی با مخالفین نیست، افزود: زمانی که فتنه‌گران در مقابل جهان اسلام و جنبش مقاومت در سطح بین‌الملل اسلامی قرار گرفتند و آشکارا به سرباز حقیری در جبهه استکباری تبدیل شده‌اند، باید تسامح را کنار گذاشت؛ مردم از دستگاه قضایی توقع برخورد قاطع را با این فتنه‌گران دارند.

وی ادامه داد: مردم توقع دارند که محاکمه سران فتنه با سرعت بیشتری انجام گیرد، چرا‌که اقدامات فتنه‌گران در راستای مخدوش شدن امنیت ملی و یا به تعبیر دیگر تضعیف جهان اسلام است لذا انتظار می‌رود دستگاه قضایی بدون فوت وقت به روند این پرونده رسیدگی کند و فتنه‌گران را به سزای اعمالشان برساند.

* دستگاه قضایی از به شهادت رسیدن جوانان جلوگیری کند

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به شهادت شهید ژاله در درگیری‌های 25 بهمن سال 89 اظهار داشت: این دانشجو عضو فعال بسیج بوده و در سطح دانشگاه هم حمایت خود را از انقلاب، نظام و رهبری نشان داده است. او با مشاهده گروهی از اغتشاشگران برای مقابله با آنان به میدان آمده بود که در نهایت با تیراندازی جریان فتنه به شهادت رسید.

زارعی ادامه داد: البته این اولین شهید نظام نیست؛ تاکنون خون شهدای بسیاری در این حوادث نثار انقلاب اسلامی شده‌ است و این سندی است بر اینکه نظام جمهوری اسلامی و مردم برخلاف آنچه در نقاط دیگر دنیا رخ می‌دهد، در نقطه مقابل مستکبران تروریست قرار می‌گیرند و با خون خود حقانیت خود را به اثبات می‌رسانند.

وی افزود: البته این موضوع چیزی از مسئولیت قوه قضائیه کم نمی‌کند بلکه گمان می‌رود صبوری بیش از حد دستگاه قضایی سبب شهادت عزیزان ارجمندی می‌شود که سرمایه‌های این کشور هستند لذا این موضوع مسئولیت دستگاه قضایی را تشدید می‌کند.

* موسوی از سال 65 با عوامل آمریکایی در ارتباط بوده است

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به "پرونده سیاه فتنه‌گران‌ که تاکنون بنا به ملاحظاتی از بازگو کردن آن اجتناب شده است "، اظهار داشت: ‌اسنادی وجود دارد که نشان می‌دهد میرحسین موسوی از سال 65 یعنی از اواسط دوره نخست‌وزیر خود، با عوامل آمریکایی در ارتباط بوده و در دفتر و کابینه او کسانی وجود داشتند که هم‌اکنون در خارج از کشور به صورت آشکار، با مقامات ارشد سیا در ارتباط هستند.

وی ادامه داد: برخی از مقامات ارشد سیا که امروز دوره بازنشستگی خود را سپری می‌کنند، با صراحت اعلام کرده‌اند که ما از سال 65 با موسوی و دفتر او ارتباط داشته‌ایم که این موضوع را باید به مردم اطلاع داد.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: برخی مردم گمان می‌کنند که میرحسین موسوی در فاصله سال 68 تا 88 دوره سکوت را سپری و به عنوان یک استاد دانشگاه به امورات محدود مشغول بوده است، در‌حالی‌که اسناد، شواهد و قرائنی وجود دارد که نشان می‌دهد در طول این سال‌ها یک پروژه مشترکی توسط میرحسین موسوی و آمریکا در حال اجرا بوده است.

زارعی با اشاره به پروژه زیست مسلمانی که توسط میرحسین موسوی در دانشگاه شهید بهشتی دنبال می‌شد، اظهار داشت: این پروژه یک پروژه آمریکایی بوده که هدفشان سکولاریزه کردن نظام جمهوری اسلامی بوده است.

* تعرض کروبی به خانواده شهدا

وی عملکرد آقای کروبی در زمان ریاست بنیاد شهید را پر از فاجعه دانست و تصریح کرد: تعرض آشکار کروبی به حریم خانواده و همسران شهدا یکی از پرونده‌های سیاه کروبی است.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: آقای کروبی با بازداشت کردن خانواده‌های شهیدی که به عملکرد او در بنیاد شهید معترض بودند، چهره سیاهی را از خود بر جای گذاشته است.

زارعی با اشاره به آلودگی مالی آقای کروبی در دوران ریاست بنیاد شهید و دوره‌ای که در مجلس حضور داشت، افزود: اسناد و مدارکی وجود دارد که کروبی اقداماتی خلاف مصالح ملی انجام داده است که اقدامات او چندین مرتبه با واکنش امام خمینی (ره) همراه بوده است.

وی ادامه داد: به نظر بنده زمان آن فرا رسیده است که مردم در جریان عملکرد دقیق فتنه‌گران در دوران گذشته آگاه شوند تا تصور نکنند که آقای موسوی به معنای واقعی نخست‌وزیر امام خمینی (ره) بوده‌اند و امام ‌راحل از او رضایت کافی را داشته‌اند و یا آقای کروبی در خدمت امام بوده است. باید ابهامات از تاریخ این چهره‌های سیاه زدوده شود تا مردم عمق ماجرا را به خوبی درک کنند.

سید جمال‌الدین‌ اسد آبادی‌ یک ماسون نبود /قسمت دوم
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: عرفانهای کاذب ، فراماسونری ، سیدجمال الدین اسدآبادی

خبرنامه دانشجویان ایران: اگر کسی‌ فراماسون‌ و عامل‌ انگلیس‌ باشد، غیرمنطقی‌ و غیر قابل‌ باور نیست‌ که‌ با انگلیسها دشمنی‌ کند، یعنی‌ می‌توان‌ باور کرد که‌ عامل‌ و مزدور انگسلتان‌ به‌ دستور ارباب‌ تظاهر به‌ مخالفت‌ با انگلستان‌ کند. اما اینکه‌ مزدور انگلستان‌ و عضو فراماسونری‌، صدای‌ «اتحاد اسلامی‌» بلند کند، به‌ هیچ‌ روی‌ پذیرفتنی‌ نیست‌ و کسانی‌ که‌ سید جمال‌ را عضو فراماسونری‌ می‌دانند متوجه‌ تناقض‌ این‌ مطلب‌ با داعیه وحدت‌ اسلامی‌ او نیستند. توضیح‌ مختصری‌ این‌ نکته‌ را روشن‌ می‌کند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در قرن‌ نوزدهم‌، انگلستان‌ امپراطوری‌ بلامنازع‌ استعماری‌ در سراسر عالم‌ بود. اما مرکز ثقل‌ مستعمرات‌ انگلیس‌، هندوستان‌ بود که‌ درست‌ در مرکز سرزمین‌ اسلامی‌، پرجمعیت‌ترین‌ و پرمنفعت‌ترین‌ نقاط‌ عالم‌ بود. از سوی‌ دیگر انگلستان‌ در سیطره کامل‌ یهود واقع‌ شده‌ بود. در رأس‌ نظام‌ سرمایه‌داری‌ این‌ کشور روچیلد و یهودیهایی‌ از نوع‌ او بودن‌ و در رأس‌ نظام‌ سیاسی‌ این‌ مملکت‌ هم‌ دیزرائیلی‌ و جهودانی‌ از این‌ دست‌ قرار داشتند. سابقه دشمنی‌ یهود هم‌ با اسلام‌ بر کسی‌ پوشیده‌ نیست‌.

یهود و انگلستان‌ در اروپای‌ قرن‌ نوزده‌ با دو مانع‌ بزرگ‌ مواجه‌ بودند: یکی‌ روسیه تزاری‌ و دیگری‌ امپراطوری‌ عثمانی‌ و برای‌ این‌ هر دو قدرت‌، نقشه‌های‌ مفصلی‌ تنظیم‌ کردند که‌ آخرین‌ و مؤثرترین‌ آن‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ بود که‌ منجر به‌ انهدام‌ هر دو شد. روسیه تزاری‌ ضد یهود تبدیل‌ شد به‌ اتحاد جماهیر شوروی‌ سوسیالیستی‌ با رهبری‌ قاطع‌ و کامل‌ یهود و با ایدئولوژی‌ ضد مذهبی‌؛ و امپراطوری‌ عثمانی‌ هم‌ تکه‌تکه‌ و قطعه‌قطعه‌ گردید، تا هم‌ بکلی‌ اندیشه اسلامی‌ از بین‌ برود و هم‌ فلسطین‌ برای‌ حضور صهیونیستها در آن‌ آماده‌ شود. انگلستان‌ یهودی‌زده ابرقدرت‌ استعماری‌ قرن‌ نوزده‌ برای‌ مواجهه‌ با دنیای‌ اسلام‌ یک‌ طرح‌ و برنامه دقیق‌ و حساب‌شده‌ تنظیم‌ و طراحی‌ کرده‌ بود. در چنین‌ طرح‌ و برنامه‌ای‌ برای‌ کشورهای‌ اسلامی‌ مهلکترین‌ و خطرناکترین‌ مسئله‌، تفرقه‌ و چند دستگی‌؛ و بزرگترین‌ مانع‌ انجام‌ مقاصد یهود و انگلیس‌، بیداری‌ اسلامی‌ و حرکت‌ اعتقادی‌ ـ سیاسی‌ وحدت‌ اسلامی‌ بود.

نحوه عمل‌ انگلستان‌ در خود هندوستان‌ شایان‌ توجه‌ فوق العاده‌ است‌. هندوستان‌ در قرون‌ 11 تا 13 هجری‌ ـ معادل‌ شانزده‌ و هفده‌ میلادی‌ ـ تحت‌ سیطره حکومت‌ مسلمانان‌ مغولی‌ و یک‌ کشور اسلامی‌ کامل‌ بود با فرهنگ‌ و تمدنی‌ غنی‌ و سرشار از عمق‌ و معنویت‌. انگلستان‌ سالیان‌ دراز و با تمهیدات‌ فراوان‌ و بیش‌ از همه‌ با ایجاد تفرقه‌ و برادرکشی‌ عاقبت‌ خود را به‌ درون‌ سرزمین‌ اسلامی‌ هند کشاند و با کوشش‌ و تلاش‌ فوق العاده‌، علاوه‌ بر استثمار وحشیانه‌ و غیر قابل‌ تصور که‌ همه خون‌ این‌ سرزمین‌ اسلامی‌ را مکید، با همه توان‌ زمینه‌های‌ تضعیف‌ و بلکه‌ نابودی‌ اسلام‌ را در این‌ مملکت‌ فراهم‌ آورد تا جایی‌ که‌ وقتی‌ به‌ ضرورت‌ اوضاع‌ و احوال‌ بین‌المللی‌ قرار شد، کم‌کم‌ مستعمره‌ها ـ و منجمله‌ هند ـ مستقل‌ شوند، آن‌ را به‌ هندوها تحویل‌ داد و از هند مسلمان‌، یک‌ سرزمین‌ بت‌پرست‌ فقیر و عقب‌افتاده‌ و یک‌ مشت‌ مسلمان‌ بیچاره‌ و ذلیل‌ باقی‌ گذاشت‌. این‌، وضع‌ و حال‌ انگلیس‌ در تمامی‌ قرن‌ نوزده‌ میلادی‌ بود. رابطه سید جمال‌الدین‌ با این‌ ابرقدرت‌ استعماری‌ چگونه‌ بود؟

«سید، انگلستان‌ را نه‌تنها قدرتی‌ استعماری‌ بلکه‌ دشمن‌ صلبی‌ مسلمانان‌ می‌دانست‌ و معتقد بود که‌ هدف‌ انگلستان‌ نابودی‌ اسلام‌ است‌، چنانکه‌ یک‌ بار نوشت‌ که‌ انگلستان‌ از آن‌ رو دشمن‌ مسلمانان‌ است‌ که‌ اینان‌ از دین‌ اسلام‌ پیروی‌ می‌کنند… سید جمال‌الدین‌ دشمن‌ انگلیس‌ بود و تا می‌توانست‌ به‌ انگلیس‌ بد و بیراه‌ می‌گفت‌: چون‌ انگلیس‌ را خوب‌ می‌شناخت‌ و از دست‌ آنها در افغانستان‌ و هند و مصر و ایران‌ و پاریس‌ سختیها کشیده ‌ بود…» (7)

از سوی‌ دیگر گمان‌ نمی‌رود کسی‌ بین‌ تشکیلات‌ فراماسونری‌ و انگلستان‌ و یهود، جدایی‌ و انفصال‌ قائل‌ باشد. اینها همه‌ یک‌ واحدند، گیریم‌ با جلوه‌ها و برخوردهای‌ متفاوت‌. فراماسونری‌ از ابتدا که‌ در انگلستان‌ ایجاد شد، همیشه‌ در جهت‌ منافع‌ یهود و انگلستان‌ در سراسر جهان‌ عمل‌ کرده‌ است‌ و با این‌ وصف‌ به‌ هیچ‌ روی‌ نمی‌توان‌ قبول‌ کرد که‌ شخصی‌ عامل‌ و مزدور فراماسونری‌ باشد، ولی‌ از بیخ‌ و بن‌ با حیات‌ و هستی‌ انگلستان‌ و فراماسونری‌ و یهود در تباین‌ و تضاد باشد. در واقع‌ تنها همین‌ کوشش‌ برای‌ وحدت‌ اسلامی‌ و بیداری‌ اسلامی‌؛ برای‌ سید جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ کافی‌ است‌ که‌ او را از هرگونه‌ اتهام‌ فراماسون‌ بودن‌ و انگلیسی‌ بودن‌ مبرا سازد و با این‌ وصف‌ به‌ هیچ‌وجه‌ نمی‌توان‌ قبول‌ کرد که‌ انگلیس‌ و فراماسونری‌ به‌ یک‌ عامل‌ خود بگوید: تو بلوا راه‌ بینداز و سر و صدا درست‌ کن‌ و این‌ کارها را با عنوان‌ «اتحاد اسلامی‌» بکن‌. بخصوص‌ که‌ در آن‌ روزگار هیچ‌ حرکت‌ اسلامی‌ در مصر یا کشورهای‌ اسلامی‌ دیگر نبوده‌ که‌ خیال‌ کنیم‌ این‌ تدبیر برای‌ پیشگیری‌ یا کنترل‌ بوده‌ است‌. مهمترین‌ چیزی‌ که‌ از سید جمال‌ برای‌ دستگاه‌ فراماسونری‌ و استعمار انگلیس‌ موجب‌ خطر بوده‌ همین‌ اتحاد اسلامی‌ بوده‌ و به‌ نظر می‌رسد که‌ تمام‌ کوشش‌ آنها برای‌ خدشه‌دار کردن‌ سید جمال‌ و حرف‌ و حرکتش‌، برای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ نکته‌ بوده‌ که‌ مردم‌ باور کنند، اتحاد اسلامی‌ نه‌ شدنی‌ است‌ و نه‌ فایده‌ای‌ دارد و اصلاً کسی‌ در این‌ باره‌ کاری‌ هم‌ نکرده‌ است‌.

یحیی‌ دولت‌آبادی‌، از فراماسونهای‌ جا افتاده‌، می‌کوشد نشان‌ دهد که‌ اتحاد اسلامی‌ نه‌ یک‌ اعتقاد اصولی‌ اسلامی‌، بلکه‌ یک‌ حرکت‌ سیاسی‌ بوده‌ است‌. او می‌نویسد «سلطان‌ عثمانی‌ به‌ خیال‌ افتاده‌ است‌ برای‌ پیشرفت‌ مقاصد سیاسی‌ خود، فرق مختلف‌ اسلامی‌ را با یکدیگر متحد نموده‌، به‌ این‌ وسیله‌ مقام‌ خلافت‌ را مقتدر ساخته‌ در مقابل‌ تجاوزات‌ دول‌ مسیحی‌ به‌ قوت‌ اتحاد اسلام‌ ایستادگی‌ نماید. سلطان‌ در پیشرفت‌ این‌ مقصد وجود سید را لازم‌ دانسته‌...» (8) در حالی‌ که‌ سالها قبل‌ از اینکه‌ سلطان‌ عثمانی‌ به‌ این‌ خیال‌ بیفتد، سید جمال‌ برای‌ تحقق‌ آن‌ کوشیده‌ بود.

حسین‌ دانش‌ اصفهانی‌، که‌ از نوشته‌اش‌ غربزدگی‌ و اندیشه‌ها و باورهای‌ فراماسونری‌ می‌بارد می‌نویسد: «سید، یک‌ امر حتمی‌الوقوع‌ را (تخریب‌ سلطنت‌ مستبد ناصرالدین‌ شاه‌ و تجدد و آزادی‌) در ایران‌ کرد و راه‌ را برای‌ ملت‌ ایران‌ کوتاه‌تر نمود، والا سیاست‌ اتحاد دول‌ اسلام‌ که‌ سید آن‌ را سی‌ سال‌ پیش‌ از این‌ وجهه عزیمت‌ خود قرار داده‌ بود، امروز دیگر باطل‌ و منسوخ‌ است‌ و هیچ‌یک‌ از ملل‌ شرق اکنون‌ امیدوار عود چنین‌ سیاستی‌ نیست‌ و همه‌ می‌دانند که‌ امتداد و دوام‌ هستی‌ هر ملتی‌ اکنون‌ بسته‌ به‌ ثبات‌ و دوام‌ نیروی‌ زندگی‌ آن‌ است‌ در طرق تمدن‌ و تکامل‌ با نگاه‌ داشتن‌ زبان‌ و آداب‌ و عواید پسندیده خود. ره‌ چنان‌ رو که‌ رهروان‌ رفتند.» (9)

اسماعیل‌ رائین‌ که‌ دشمنی‌ او با سید جمال‌ و نیز مخالفتش‌ با روحانیت‌ مشهود است‌ می‌نویسد:

«سید جمال‌الدین‌ ادعا می‌کرده‌ که‌ منظورش‌ از تشکیل‌ لژ انجمن‌ وطنی‌ مصر 1 ـ ایجاد اتحاد و روح‌ صمیمیت‌ مابین‌ ملل‌ و قبایل‌ اسلامی‌. 2 ـ کم‌ کردن‌ نفوذ علماء سودجو که‌ به‌ واسطه‌ اعمال‌ نامشروع‌ خود اسباب‌ ذلت‌ مسلمین‌ را در دنیا فراهم‌ کرده‌اند؛ بوده‌ است‌. بنا به‌ ادعای‌ نویسنده کتاب‌ مردان‌ نامی‌ شرق «اعضاء آن‌ مجلس‌ هم‌قسم‌ شدند که‌ دامنه کار خود را بگیرند و به‌ نتیجه‌ قطعی‌ که‌ همانا عملی‌ نمودن‌ نقشه‌ سید بود، برسند تا شاید بدین‌ وسیله‌ سیاست‌ دول‌ اجنبی‌ را در مصر زمین‌ زده‌، مسلمین‌ شرق را از ذلت‌ و خواری‌ نجات‌ دهند» (10) و بعد برای‌ اینکه‌ هرگونه‌ اندیشه اتحاد اسلامی‌ را غیرعملی‌ نشان‌ دهد، (رائین‌) در چند صفحه‌ بعد می‌گوید: «میرزا محمد قمی‌ رئیس‌ جامع‌التقریب‌ مذاهب‌ اسلامی‌ که‌ به‌ سالها مقیم‌ قاهره‌ بود و جمعیت‌ دارالتقریب‌ مذاهب‌ اسلامی‌ را در آن‌ شهر تشکیل‌ داده‌ و همان‌ راه‌ سید جمال‌الدین‌ یعنی‌ نزدیک‌ کردن‌ شیعه‌ و سنی‌ را تعقیب‌ می‌کند...» (11)

ـ مهدیقلی‌ هدایت‌ می‌نویسد: «سید جمال‌... تلاش‌ بی‌اندازه‌ می‌کرده‌ است‌ به‌ مقامی‌ برسد... بالفرض‌ در مصر انقلاب‌ می‌شد مصر به‌ روز بدتری‌ می‌افتاد. ظاهراً سید از اتحاد اسلام‌ سخن‌ می‌گفت‌. نادر با همه قدرتی‌ که‌ داشت‌ اتحاد اسلام‌ را عنوان‌ نموده‌ و به‌ جایی‌ نرسیده‌، اتحاد و اتفاق دو کلمه بدبختند... عنوان‌ اتحاد اسلام‌ هم‌ برای‌ خدمتی‌ بود به‌ عبدالحمید دشمن‌ ناصرالدین‌ شاه‌.» (12)

ـ مخبرالسلطنه هدایت‌ می‌نویسد: «اتحاد اسلام‌ که‌ مرام‌ سید بود، معنی‌ ندارد.» (13)

ـ خان‌ ملک‌ ساسانی‌ فکر اتحاد اسلامی‌ را کار انگلستان‌ می‌داند! «در سال‌ 1302 مستر بلنت‌ (سیاستمدار معروف‌ انگلیسی‌ وزیر هندوستان‌) پس‌ از مراجعت‌ از هندوستان‌ به‌ خیال‌ اتحاد اسلام‌ افتاده‌ سید را از پاریس‌ به‌ لندن‌ دعوت‌ کرد. مشارالیه‌ سه‌ ماه‌ در خانه بلنت‌ مهمان‌ بود.» (14)

ـ ولی‌الله یوسفیه‌ هم‌ عین‌ همین‌ حرف‌ را تکرار می‌کند: «این‌ سیاستمداران‌ معروف‌ عبارت‌ بودند از: سر دراماندولف‌، سالزبوری‌ و... نتیجه مذاکرات‌ سه‌ ماه‌ جمال‌الدین‌ با سه‌ سیاستمدار معروف‌ انگلستان‌ بر این‌ امر منتهی‌ گردید که‌ جمال‌الدین‌ «اتحاد اسلامی‌» را در میان‌ ملل‌ اسلامی‌ به‌ وجود آورد.» (15)

این‌ آقایان‌ تاریخ‌نویس‌ و تحلیلگر از خودشان‌ نمی‌پرسند که‌ آخر انگلیس‌ برای‌ چه‌ به‌ فکر اتحاد اسلامی‌ می‌افتد؟ و گویی‌ یادشان‌ می‌رود که‌ کوشش‌ سید جمال‌ برای‌ اتحاد اسلام‌ سالها قبل‌ از این‌ بوده‌ و تلاش‌ انگلیس‌ برای‌ انحراف‌ این‌ نهضت‌ و بدنامی‌ سید بوده‌ است‌.

ولی‌الله یوسفیه‌ از قماش‌ نویسندگانی‌ است‌ که‌ با روحانیون‌ بشدت‌ مخالفت‌ می‌کند و به‌ نظر می‌رسد که‌ اصلاً کتاب‌ سازمان‌ جهانی‌ فراماسونری‌ را نوشته‌ تا بتواند هرچه‌ می‌خواهد راجع‌ به‌ سید جمال‌الدین‌ بگوید، مثل‌ اینکه‌: علیرغم‌ نظر اکثر نویسندگان‌ که‌ سید جمال‌الدین‌ را خداپرست‌ می‌دانند، طبق‌ سندی‌ که‌ وجود دارد، او قبل‌ از ورود به‌ لژهای‌ سازمان‌ فراماسونری‌ نیز اعتقاد به‌ خدا را نداشته‌ است‌ و حتی‌ کسی‌ نماز خواندن‌ این‌ منادی‌ «اتحاد اسلامی‌ را ندیده‌ است‌.» (16) بعد هم‌ سید جمال‌ و ناصر و اتحاد اسلامی‌ اتحاد عربی‌ را همسان‌ و مرتبط‌ و از کارهای‌ فراماسونری‌ می‌داند: «جمال‌ عبدالناصر، رئیس‌ جمهور فقید مصر، که‌ تاریخ‌ آن‌ کشور را به‌ میل‌ و اراده خود تغییر داد و برای‌ ملت‌ مصر تاریخ‌آفرین‌ شد، بدون‌ توجه‌ به‌ سوابق‌ سازمان‌ فراماسونری‌ و موقعیت‌ سیاسی‌ آن‌ می‌خواست‌ «وحدت‌ اعراق ب‌» را با نفوذ و گسترش‌ لژها عملی‌ گرداند، همانطوری‌ که‌ جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ می‌خواست‌ به‌ توسط‌ لژها اتحاد اسلامی‌ را در میان‌ جوامع‌ اسلامی‌ به‌ وجود آورد.» (17)


پینوشت:

8. حیات‌ یحیی‌ ، چاپ‌ سال‌ 1338؛ جلد اول‌؛ صفحه‌ 93

9. اسناد و مدارک‌ درباره سید جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ ، صفات‌الله جمالی‌، چاپ‌ سوم‌، سال‌ 1349، صفحه‌ 165 ـ جالب‌ اینکه‌ درست‌ در همین‌ ایام‌ فروغی‌ هم‌ همین‌ حرف‌ را می‌زند منتهی‌ نرم‌تر و رندانه‌تر رجوع‌ شود به‌ آیین‌ سخنوری‌؛ محمدعلی‌ فروغی‌؛ کتابخانه‌ دانش‌؛ سال‌ 1330 صفحه‌ 13

10. رائین‌ ؛ جلد 1، صفحه‌ 379

11. همان‌؛ 392

12. خاطرات‌ و خطرات‌ ؛ مهدیقلی‌ هدایت‌؛ چاپ‌ 2 سال‌ 1344؛ صفحه‌ 344

13. گزارش‌ ایران‌ : مخبرالسلطنه هدایت‌، صفحه 143

14. سیاستگران‌ دوره قاجار ؛ خان‌ ملک‌ ساسانی‌، جلد اول‌ سال‌ 1338، صفحه 352

15. سازمان‌ جهانی‌ فراماسونری‌ ، ولی‌الله یوسفیه‌؛ چاپ‌ سال‌ 1352؛ صفحه 352

16. همان‌؛ صفحه‌ 350 ـ سند نویسنده‌ نقل‌ قول‌ تقی‌زاده‌ از شخص‌ دیگری‌ است‌ که‌ او از حاج‌امین‌الضرب‌ نقل‌ کرده‌ که‌ در سفر مسکو دیده‌ که‌ سید نماز نمی‌خواند. یوسفیه‌ درباره سید جمال‌ 50 صفحه‌ مطلب‌ می‌نویسد، در حالی‌ که‌ دیگر فصول‌ کتابش‌ هرگز به‌ نیم‌ این‌ حجم‌ هم‌ نمی‌رسد.

17. همان‌؛ صفحه‌ 335

شمس‌الدین‌ رحمانی‌


سید جمال‌الدین‌ اسد آبادی‌ یک ماسون نبود /قسمت اول
ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: عرفانهای کاذب ، فراماسونری ، سیدجمال الدین اسدآبادی

خبرنامه دانشجویان ایران: درباره سید جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ مطالب‌ بسیاری‌ گفته‌ شده‌ است‌. اما دو نکته‌ در میان‌ همه این‌ گفته‌ها قابل‌ توجه‌ بیشتری‌ است‌. اول‌ اینکه‌ براستی‌ نقش‌ و جایگاه‌ مرحوم‌ سید در تاریخ‌ نوین‌ ممالک‌ اسلامی‌ جا و نقش‌ بسیار مهمی‌ است‌ و در هر بررسی‌ درباره تاریخ‌ قرن‌ اخیر، بواقع‌ باید از سید جمال‌الدین‌ شروع‌ کرد این‌ قولی‌ است‌ که‌ جملگی‌ برآنند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ دوم‌ اینکه‌ مهمترین‌ نکته‌ای‌ که‌ در شخصیت‌ سید محل‌ بحث‌ و گفت‌وگو و منشا قضاوتها و برخوردهای‌ گوناگونی‌ شده‌، عضویت‌ او در انجمن‌ سری‌ فراماسونری‌ است‌، به‌طوری‌ که‌ اگر ثابت‌ شود که‌ او فراماسون‌ بوده‌ و یا معلوم‌ شود که‌ او عضو فراماسونری‌ نبوده‌، همه قضاوتها نسبت‌ به‌ او تفاوت‌ می‌کند. البته‌ این‌ دو وجه‌ کاملاً به‌ هم‌ مرتبط‌ است‌ و ما هم‌ در این‌ مختصر می‌خواهیم‌ به‌ همین‌ مسئله‌ بپردازیم‌.

همه کسانی‌ که‌ دربار ه عضویت‌ سید جمال‌ در فراماسونری‌ سخن‌ گفته‌اند، به‌ عنوان‌ سند و مدرک‌ عاقبت‌ به‌ دو منبع‌ به‌ عنوان‌ سرچشمه‌ و ابتدای‌ این‌ ادعا می‌رسند:

یکی‌ سخن‌ تقی‌زاده‌ که‌ «نخستین‌ کسی‌ است‌ که‌ در مجله کاوه‌ درباره عضویت‌ سید در لژ ماسونیک‌ ذکر مختصری‌ کرده‌ است‌.» (1) تقی‌زاده‌ در مقاله «سید جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ معروف‌ به‌ افغانی‌» (2) می‌گوید: «...در مصر شنی ده‌ شد که‌ وی‌ در آنجا در محفل‌ فراماسونها داخل‌ بوده‌ و در آنجا بر ضد انگلیس‌ حرف‌ زده‌ بود. در بعضی‌ جراید غربی‌ به‌نظر می‌رسد که‌ او خود بانی‌ و مؤسس‌ محفل‌ فراماسونی‌ بود که‌ سیصد نفر عضو داشت‌.» ظاهراً تقی‌زاده‌ این‌ مقاله‌ را در سال‌ 1300 شمسی‌ ـ یا در همین‌ حوالی‌ ـ در مجله کاوه‌ نوشته‌ بوده‌ است‌.

دیگری‌ در «مجموعه اسناد و مدارک‌ چاپ‌ نشده‌ درباره سید جمال‌الدین‌ مشهور به‌ افغانی‌» که‌ از جانب‌ دکتر علی‌ اصغر مهدوی‌ و دانشگاه‌ تهران‌ در سال‌ 1342 منتشر شد و چند «سند» درباره عضویت‌ سید در فراماسونری‌ نقل‌ کرده‌ است‌. سخن‌ تقی‌زاده‌ با عبارات‌ «به‌نظر می‌رسد» و «شنیده‌ شد»، به‌ علاوه توجه‌ به‌ اصل‌ شخصیت‌ تقی‌زاده‌ و جهت‌گیریها و مأموریتهای‌ او، ماهیت‌ و ارزش‌ سندی‌ ادعایش‌ را نشان‌ می‌دهد. بخصوص‌ که‌ لحن‌ تقی‌زاده‌ در این‌ مقاله‌ بشدت‌ ضد روحانیت‌ است‌.

و اما درباره‌ اسناد مهدوی‌ و دانشگاه‌ تهران‌، یکی‌ از همه‌ مهمتر است‌ که‌ همان‌ تقاضای‌ عضویت‌ خود سید جمال‌الدین‌ است‌، بقیه‌، نوشته‌هایی‌ است‌ که‌ چندان‌ اعتباری‌ در اثبات‌ عضویت‌ سید جمال‌ در فراماسونری‌ نمی‌تواند داشته‌ باشد. مثلاً «مکتوب‌ عربی‌ به‌ امضای‌ نقون‌ سکروج‌ از لوج‌ کوکب‌ الشرق خطاب‌ به‌ سید مورخ‌ 7 ژوئن‌ 1884 با امضا: G. Langgasseg با خطاب‌ Le. chihk Afghan که‌ به‌ نظر گردآورندگان‌ اسناد از این‌ مکتوب‌ برمی‌آید که‌ سید تقاضای‌ عضویت‌ و ورود در لژ پاریس‌ را داشته‌ است‌ و برای‌ مذاکره‌ حضوری‌ با او این‌ نامه‌ را نوشته‌اند» (3) که‌ اگر هم‌ چنین‌ مقصودی‌ از این‌ نامه‌ برآید، نامه‌، نوشته لژ فراماسونری‌ بود و نه‌ سید جمال‌؛ «و تقاضای‌ عضویت‌» معلوم‌ نیست‌ که‌ به‌ عضویت‌ هم‌ منتهی‌ شده‌ باشد.

مورد دیگر تصویر 123، لوحه 4 در صفحه‌ 174 همان‌ کتاب‌، تصویر عبارتی‌ است‌ با مهر «جمال‌الدین‌ حسینی‌ 1277» و اصل‌ عبارت‌ این‌ است‌ «در لیله عاشورا دهم‌ شهر محرم‌ الحرام‌ داخل‌ لج‌ گردیدم‌ و در آن‌ زمان‌ در مصر اقامت‌ داشتم‌. سنه 1293». لابد این‌ عبارت‌ بدان‌ معنی‌ است‌ که‌ سید جمال‌ دفتر خاطرات‌ داشته‌ است‌ ـ به‌ فارسی‌، در حالی‌ که‌ عموماً به‌ عربی‌ می‌نوشته‌ و وقایع‌ مهم‌ زندگیش‌ را یادداشت‌ می‌کرده‌ است‌. «عاشورا» «دهم‌ شهر محرم‌ الحرام‌» است‌ و قاعدتاً یکی‌ از این‌ دو عبارت‌ کافی‌ است‌. جمله «در لیله عاشورا... داخل‌ لج‌ گردیدم‌» سیاق طبیعی‌ و یادداشت‌ روزانه‌ است‌، در حالی‌ که‌ «در آن‌ زمان‌ در مصر اقامت‌ داشتم‌» عبارتی‌ است‌ برای‌ نقل‌ خاطره‌ای‌ دور. این‌ دو جمله‌ چگونه‌ به‌ دنبال‌ هم‌ آمده‌ است‌.

تاریخ‌ تحریر این‌ جمله‌ 1293 است‌ و تاریخ‌ مهر 1277 که‌ لابد معنی‌ آن‌ این‌ است‌ که‌ سید جمال‌ این‌ مهر را در تاریخ‌ 1277 درست‌ کرده‌ و تا 1293 با خود داشته‌ است‌. قاعدتاً این‌ مهر باید در این‌ مدت‌ طولانی‌ در جای‌ دیگری‌ هم‌ زده‌ می‌شد! گذشته‌ از اینکه‌ مهر زدن‌ در پای‌ جمله‌ای‌ از دفتر خاطرات‌ سخت‌ غیرعادی‌ است‌! آیا ممکن‌ است‌ کس‌ دیگری‌ این‌ عبارت‌ را نوشته‌ باشد! خود مجموعه اسناد این‌ احتمال‌ را به‌ وجود می‌آورد، آنجا که‌ می‌نویسد: «صورت‌ جلسه‌ خطی‌ که‌ شباهت‌ به‌ خط‌ سید دارد.» (صفحه 24 تحت‌ شماره 58) یعنی‌ بعضی‌ اسناد فقط‌ به‌ دلیل‌ شباهت‌ خط‌ آنها با خط‌ سید سند به‌ حساب‌ آمده‌ است‌. همچنین‌ در صفحه‌ 5 می‌نویسد: «دفتر یادداشتهای‌ شخصی‌... به‌ خط‌ سید جمال‌الدین‌ مگر در مواردی‌ که‌ کاتب‌، دیگری‌ است‌ و نام‌ او ذکر می‌شود.»

به‌هرحال‌ می‌ماند آن‌ تقاضانامه ورود سید به‌ لژ فراماسونری‌، که‌ اول‌ از همه‌ امضای‌ آن‌ سخت‌ جلب‌ توجه‌ می‌کند. چون‌ آنقدر کج‌ و معوج‌ است‌ که‌ گویی‌ یک‌ آدم‌ ناشی‌ خواسته‌ امضای‌ سید را تقلید کند! به‌ نظر نگارنده این‌ سطور. به‌ عنوان‌ یک‌ فرد غیرمتخصص‌ و بکلی‌ بی‌اطلاع‌ از خط‌شناسی‌، این‌ خط‌ از آن‌ سید نیست‌ و با خط‌ او تطبیق‌ نمی‌کند و درهرحال‌ باید خط‌ این‌ سند به‌ وسیله‌ کارشناسان‌ خط‌ بررسی‌ شود. این‌ سئوال‌ را هم‌ باید پاسخ‌ گفت‌ که‌ تقاضای‌ عضویت‌ سید جمال‌ برای‌ لژی‌ در مصر، در خانه حاج‌ امین‌الضرب‌ و نوه او دکتر اصغر مهدوی‌ در تهران‌ چه‌ می‌کند و چرا بخصوص‌ این‌ سئوال‌ اخیر را هیچ‌ کس‌ تاکنون‌ از خود و دیگران‌ نپرسیده‌؟ این‌ تردیدها در ارزش‌ و اصالت‌ «اسناد» فراماسون‌ بودن‌ سید، سئوالها و تردیدهای‌ دیگری‌ را هم‌ به‌ دنبال‌ دارد که‌ بعضی‌ از آنها را مطرح‌ می‌کنیم‌ و می‌کوشیم‌ شاید جوابی‌ برای‌ آنها بیابیم‌.

تقی‌زاده‌ در تاریخ‌ 1300 ه . ش‌. برای‌ اولین‌ بار فراماسون‌ بودن‌ سید را مطرح‌ می‌کند. قبل‌ از آن‌ هیچ‌ سخنی‌ در این‌ باره‌ گفته‌ نشده‌ بوده‌ و بعد از آن‌ هم‌ ـ تا انتشار مجموعه اسناد ـ گهگاه‌ و بسیار خفیف‌ اشاراتی‌ به‌ این‌ موضوع‌ می‌شده‌ است‌. اما در سال‌ 1342 علی‌اصغر مهدوی‌ نوه‌ حاج‌ امین‌الضرب‌ با کمک‌ ایرج‌ افشار یک‌ صندوق سند را می‌یابند و در جای‌ معتبری‌ مثل‌ دانشگاه‌ تهران‌ آنها را ارائه‌ و منتشر می‌کنند. از سال‌ 1347 به‌ بعد و به‌ دست‌ کسانی‌ چون‌ اسماعیل‌ رائین‌ و محمود کتیرائی‌ و ولی‌الله یوسفیه‌ و امثال‌ اینها، فراماسون‌ بودن‌ سید با سر و صدا و فحش‌ و فضاحت‌ مطرح‌ می‌شود و بعد از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ هم‌ دوباره‌ در این‌ باره‌ قلم‌فرساییهایی‌ می‌شود.

این‌ تاریخها به‌ دلیل‌ تقارن‌ با برخی‌ وقایع‌ تاریخی‌، بعضی‌ سرنخها را نشان‌ می‌دهد. سال‌ 1300 یعنی‌ سال‌ تحول‌ حکومت‌ قاجار به‌ پهلوی‌ و یعنی‌ آوردن‌ یک‌ سلسله ضد روحانی‌ و ضد دین‌ به‌ جای‌ قاجاریان‌ که‌ به‌هرحال‌، تا حدودی‌ به‌ اسلام‌ و مسلمانی‌، لااقل‌ تظاهر می‌کردند. سال‌ 1342 یعنی‌ سالی‌ که‌ با 15 خرداد، ضربه اول‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ رژیم‌ شاه‌ زده‌ شد.

سال‌ 1347 موقعی‌ است‌ که‌ ساواک‌ و سیا با همه وجود فهمیدند که‌ دیگر جلوی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ را بسادگی‌ نمی‌توان‌ گرفت‌ و بسیاری‌ از انواع‌ کوششهای‌ رژیم‌ شاه‌ برای‌ مبارزه همه‌جانبه‌ و قاطع‌ و وسیع‌ با امام‌ و نهضت‌ او در همین‌ ایام‌ شکل‌ گرفت‌ و تشدید شد. شرح‌ دقیق‌ این‌ سالها را در خاطرات‌ فردوست‌ می‌توان‌ ملاحظه‌ کرد. بعد از انقلاب‌ و پیروزی‌ هم‌ که‌ قضیه‌ روشن‌ است‌. آیا نمی‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ فراماسون‌ نشان‌ دادن‌ سید جمال‌الدین‌ به‌ آن‌ معنی‌ است‌ که‌ به‌ خوانندگان‌ این‌ گونه‌ کتابها القا شود که‌ یک‌ رهبر روحانی‌ قدرتمند و پرتلاش‌ و سیاسی‌، عامل‌ بیگانه‌ و مزدور اجنبی‌ است‌ تا در ذهن‌ مردم‌، روحانیت‌ و رهبری‌ روحانی‌ مخدوش‌ شود؟

نکته دیگر اینکه‌ تقریباً همه کسانی‌ که‌ قبل‌ از انقلاب‌ به‌ سید جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ به‌ دلیل‌ فراماسون‌ بودنش‌ ناسزا می‌گفتند، خود عناصری‌ مشکوک‌ و بلکه‌ بعضی‌شان‌ قطعاً مزدور و عامل‌ بودند و همه‌شان‌ کاملاً ضد روحانی‌. درواقع‌ یک‌ نفر طرفدار اسلام‌ و روحانیت‌ نمی‌توان‌ یافت‌ که‌ با قاطعیت‌ بگوید سید جمال‌ فراماسون‌ بوده‌ و به‌ این‌ دلیل‌ او را محکوم‌ کند. توجه‌ به‌ این‌ نکته ظریف‌ هم‌ خالی‌ از لطف‌ نیست‌ که‌ وقتی‌ سید جمال‌ را با نهایت‌ جور و خشونت‌ و اهانت‌ به‌ فرمان‌ ناصرالدین‌ شاه‌ از حضرت‌ عبدالعظیم‌ بیرون‌ کشیده‌ و به‌ خانقین‌ بردند، همه‌گونه‌ تهمت‌ به‌ او زدند ـ حتی‌ نامختون‌ بودن‌ ـ اما هرگز کلمه‌ای‌ درباره فراماسون‌ به‌ او نگفتند و این‌ در حالی‌ بود که‌ انتساب‌ به‌ فراموشخانه‌ و فراماسونری‌، جرم‌ و موجب‌ هتک‌ فراوان‌ بود. (4)

همچنین‌ بسیار کسان‌ در همان‌ ایام‌ فعالیت‌ سید جمال‌ و به‌ هنگام‌ مرگ‌ او، تاریخ‌ و تاریخچه‌ و خاطرات‌ نوشته‌اند، ولی‌ هیچ‌کدام‌ ذکری‌ از انتساب‌ او به‌ فراموشان‌ و فراموشخانه‌ نکرده‌اند، مثل‌ میرزا علی‌ خان‌ امین‌الدوله‌ که‌ در «خاطرات‌ سیاسی‌» خود هیچ‌ اشاره‌ای‌ به‌ این‌ مطلب‌ نمی‌کند. با اینکه‌ بشدت‌ با سید جمال‌ و اغلب‌ روحانیون‌ مخالف‌ است‌. (5) و یا مخبرالسلطنه هدایت‌ هم‌ که‌ درباره سید مطلب‌ دارد و هم‌ از فراموشخانه ملکم‌ یاد می‌کند، (6) ولی‌ درباره فراماسون‌ بودن‌ سید سخنی‌ نمی‌گوید. نکته دیگر، کوشش‌ بی‌وقفه‌ و جانانه سید جمال‌ برای‌ ایجاد اتحاد اسلامی‌ در میان‌ همه‌ مسلمانان‌ آسیا و آفریقاست‌. این‌ کوشش‌ که‌ زمینه‌ و نخ‌ تسبیح‌ همه تلاشهای‌ سید جمال‌الدین‌ است‌ با فراماسون‌ بودن‌ او مغایرت‌ دارد.

ادامه دارد...

 

 

کاری از گروه تحقیقات جنبش مصاف

 

 

پینوشت:

1. فراموشخانه‌ و فراماسونری‌ در ایران‌ ؛ اسماعیل‌ رائین‌؛ انتشارات‌ امیر کبیر؛ جلد اول‌: صفحه‌ 367

2. به‌ نقل‌ از جزوه‌ای‌ به‌ همین‌ نام‌؛ چاپ‌ سال‌ 1348؛ صفحه‌ 12

3. همان‌ مجموعه اسناد؛ صفحه 24. تعجب‌ است‌ که‌ عنوان‌ Le chikh... نشان‌ می‌دهد که‌ زبان‌ اصل‌ نوشته‌ فرانسه‌ بوده‌ است‌ و کلمه‌ «لژ» را به‌ جای‌ این‌ شکل‌ فرانسه‌ به‌ صورت‌ انگلیسی‌ «لوج‌» گفته‌ است‌.

4. این‌ لطیفه‌ را حجه الاسلام‌ آقای‌ سید حمید روحانی‌ اشاره‌ کردند.

5. خاطرات‌ سیاسی‌ میرزاعلی‌ خان‌ امین‌الدوله‌ ؛ به‌ کوشش‌ حافظ‌ فرمانفرماییان‌؛ سال‌ 1344؛ جلد یک‌؛ صفحه 44 و 145

6. گزارش‌ ایران‌ ، به‌ اهتمام‌ محمد علی‌ صوتی‌، سال‌ 1363، چاپ‌ دوم‌، صفحه‌ 14

7. بیدارگران‌ اقالیم‌ قبله‌ ؛ محمدرضا حکیمی‌؛ سال‌ 1356؛ جلد اول‌؛ صفحه‌ 12 و 3

 


آمده ام لباس بخرم، ساندویچ بخورم!
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی
جزئیاتی از دستگیری فائزه هاشمی+ عکس

خبرنامه دانشجویان ایران: فائزه هاشمی رفسنجانی در تقاطع فاطمی - خیابان ولیعصر در حال لیدری، شعار دادن و تحریک مردم دستگیر شد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، فائزه هاشمی در حالی که به شدت چهره خود را از مردم مخفی می کرد با هدایت اندک حامیان جریان ضدانقلاب مکررا آنان را به راهپیمایی ترغیب می کرد.

گفتنی است وی در تقاطع فاطمی - خیابان ولیعصر نبش کوچه عبدو در نزدیکی ساختمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران "ایرنا" توسط ماموران امنیتی دستگیر شد.

وی علت حضور خود در تجمع ضدانقلاب را "خرید شب عید" اعلام کرده است و گفته است: من برای خرید لباس آمده ام.

فائزه هاشمی پیش از این نیز علت حضور در تجمعات ضدانقلاب را "خوردن ساندویچ" عنوان کرده بود.

وی پس از دستگیری با ناسزاگویی به احمدی نژاد، با مسخره کردن مردم از پارک 206 خود در خیابان مفتح ابراز نگرانی کرده است.

دستگیری وی در حالی بوده است که مشخص شدن هویت وی در این تجمع ضد انقلاب؛ عصبانیت مردم حاضر در محل را در پی داشته و می توان گفت ماموران وی را از خشم مردم نجات داده اند.

این برای چندمین بار است که فائزه هاشمی رفسنجانی در تجمعات ضدانقلاب علیه نظام جمهوری اسلامی شرکت می‌کند. فائزه هاشمی پیش از این نیز یک ‌بار توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بود.

این درحالی است که دقایقی قبل فائزه هاشمی آزاد شد.


آقای هاشمی!شما را حاصل عمر امام می‌دانیم اما به گذشته خود پشت پا نزنید
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

خبرنامه دانشجویان ایران: انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های استان خوزستان با توصیف هاشمی به حاصل عمر امام، خطاب به وی نوشتند: به شما هشدار می دهیم که اگر روند فعلی را در پیش بگیرید و از عناصر خائن و وطن فروشی چون موسوی و کروبی و خاتمی برائت نجویید شک نداشته باشید که شما هم از ریزش های انقلاب خواهید بود ولی صمیمانه عرض می کنیم که ما دوست نداریم به سرنوشت شریعتمداری ها دچار شوید و نمی پسندیم که آیندگان در وصفتان بگویند در تاریخ انقلاب شخصی بود به نام هاشمی که به سابقه ی انقلابی خود پشت پا زده وزبیر گونه اسیر دنیا خواهی و قدرت‌طلبی ومال اندوزی و سیاست بازی شده بود تا اینکه نزد ملت منفور و مطرود گردید.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های استان خوزستان در نامه‌ای خطاب به آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی رفسنجانی، نوشتند: اقای هاشمی چرا همچنان به مشی و محتوای نامه بدون سلام و والسلام خطاب به رهبر انقلاب اصرار دارید و با گذشت 20ماه هرجا که لب به سخن می گشایید از محتوای آن که در حقیقت جرقه انقلاب مخملی بود دفاع می کنید.


بر پایه این گزارش، متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسمه تعالی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام

جناب آقای آیت ا... هاشمی رفسنجانی
به رسم ادب سلام علیکم
نظر به سابقه انقلابی شما وانتظار ملت از جنابعالی وبا توجه به فتنه بزرگ سال گذشته و حوادث اخیر وموضع‌گیری‌های دو پهلو و غیر شفافتان، بر خود لازم دانستیم دل نوشته‌ای برایتان فرستاده و حجت را بر خود و شما تمام کنیم که شاید این مواضع از روی غفلت بوده باشد و نه از روی فاصله با ملت وامام و آرمان‌هایشان.

آقای هاشمی!
میلاد با سعادت پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع) به محضرتان تبریک عرض می‌کنیم. از خوزستان، استان درد و رنج و صبر و بصیرت، دیاری که مناجات‌های چمران‌ها و رشادت‌های همت‌ها و دلاوری‌ها و جانفشانی‌های علم‌الهدی‌ها و هزاران شهید و گواه دیگر را در دل دارد برایتان می‌نویسیم. نگارندگان این نامه جوانان امام ندیده نسل سومی فدایی سید خراسانی امام خامنه ای (مد ظله العالی) هستند که تاپای جان از آرمان‌های امامشان دفاع خواهند کرد.

آقای هاشمی بدانید که ما شما را نیز حاصل عمر امام می‌دانیم.

ای حاصل عمر امام!

آیا فراموش کرده‌ای و نمی‌بینی قیام لاله‌ها و ژاله‌های خونین دیروزی و امروزی را، آیا خون دل خوردن ها ورنج های تاریخ این ملت را فراموش کرده ای؟بیاد اورید آرمان های والای امام روح ا.. (ره) را که اکنون گوشه ای ازتشعشعات آن همچون دم مسیحایی به بیداری مردم مسلمان جهان منجر شده ومدت هاست که لرزه بر اندام استکبار می‌زند. شک نداشته باشید که انگیزه‌ی اصلی مردم مصر و یمن و تونس و بحرین ودیگر ملت های آزادیخواه، اسلام ناب است و رهایی از وابستگی و حقارت و آرزوی مردمان این کشورها، انقلابی همچون انقلاب مردم ایران است.انقلابی که تبلور قاطعیت علیه جباران، عصاره‌ی عصیان مستضعفان علیه مستکبران، فریاد همیشه مظلومان و راه پیروزی محرومان است. انقلابی که رسالتش گسستن زنجیرهای اسارت از دست و پای مغضوبین زمین را بر عهده داشته و پیام قیام پیروزمند مستضعفان را بر تارک تاریخ خواهد داشت و پوزه‌ی کثیف جلادان را سرانجام به خاک خواهد مالید. انقلابی که سرانجام شوم امپریالیسم و سلطه‌گران اجنبی را هم اکنون بر قله‌ی عالم نمایان ساخته ودژ مستحکم توحید را در دوردست های هر ستمکده بر پا خواهد داشت. اکنون که شاهد بیداری مردم بلاد اسلامی و قیام ملت های مظلوم علیع استعمار و استثمار واستکبار، علیه وابستگی و حقارت و ذلت هستیم، ناباورانه است که شما همان مبارز دیروز تبدیل به نقطه اتکا فتنه‌های اخیر شوید. در مواضع شما یاس و نومیدی و ترس از هیمنه پوشالی دشمن موج می‌زند. از چه می‌هراسید وقتی که قیام ملت‌های مسلمان حاکی از آن دارد که آمریکا و همپیمانان غارتگرش ضعیف‌تر و منفورتر از همیشه‌اند. از چه می‌هراسید در حالی که ملت ما پرشورتر از گذشته بر سر آرمان‌های اصیل خود مانده است. بدانید و آگاه باشید که پیروزی نهایی با مستضعفان عالم است. این وعده خداست و به وعده ی خدا شک نداشته باشید.

آقای هاشمی
می‌خواهیم شما را مانند هاشمی اوایل انقلاب، هاشمی زمان امام ببینیم و دوست نداریم شما آن گونه باشید که خودتان امروز اصرار دارید دیده شوید.

اقای هاشمی چرا همچنان به مشی و محتوای نامه بدون سلام و والسلام خطاب به رهبر انقلاب اصرار دارید و با گذشت 20ماه هرجا که لب به سخن می گشایید از محتوای آن که در حقیقت جرقه انقلاب مخملی بود دفاع می کنید؛ آقای هاشمی چرا همچنان به آخرین خطبه نماز جمعه تان می بالید و چندین بار در جمله ای متناقض اعلام کرده که رهبری را فصل الخطاب می‌دانید ولی آخرین خطبه خودتان راکه نقشه راهی برای فتنه گران بود و همه دشمنان انقلاب برای آن کف وسوت زدند را راه حل برون رفت از بحران‌های خود ایجاد کرده می‌دانید و همچنان بر این لجاجت خود اصرار می ورزید!!

آقای هاشمی همان طور که خودتان خوب در جریان هستید مهدی وفائزه هاشمی نقش کلیدی در کوتادی مخملی سال گذشته داشتند، بدانید که ما بسیار دوست داریم در این امتحان الهی به الگوهایی مانند آیت‌الله گیلانی اقتدا کنید که با شجاعت و ایمان به حساب آخرت خودشان، پسر منحرفش را به دست قانون سپرد و مجازات کرد و همچنین شاهد برخورد قاطع حضرت امام(ره) با نوه خودشان بودیم و الا اگر خدای نکرده در این امتحان الهی موفق نشوید و مانند آقای منتظری بخواهید با تعصب از اعضای بیت خودتان حمایت بکنید دیگر نه گوش شنوایی برای بحث های عدالت اجتماعی شما خواهد بود و نه کسی حاضر می شود حضرتعالی را به عنوان ریاست مجلس خبرگان و حتی مجمع تشخیص مصلحت نظام تحمل کند!

به شما هشدار می دهیم که اگر روند فعلی را در پیش بگیرید و از عناصر خائن و وطن فروشی چون موسوی و کروبی و خاتمی برائت نجویید شک نداشته باشید که شما هم از ریزش های انقلاب خواهید بود. ولی صمیمانه عرض می کنیم که ما دوست نداریم به سرنوشت شریعتمداری ها دچار شوید ونمی پسندیم که آیندگان در وصفتان بگویند در تاریخ انقلاب شخصی بود به نام هاشمی که به سابقه ی انقلابی خود پشت پا زده وزبیر گونه اسیر دنیا خواهی و قدرت‌طلبی ومال اندوزی و سیاست بازی شده بود تا اینکه نزد ملت منفور و مطرود گردید. امیدواریم شما نیز با موفقیت در این امتحانات الهی، خودتان در اجرای قانون پیش قدم شوید و از برخورد قانونی با قانون شکنان استقبال کرده و سکوت خود را که نشان از حمایت از جریان فتنه است بشکنید و از مدیریت این جریان آمریکایی داخلی کنار کشیده و دشمنان را از خود ناامید کنید.

والسلام علی من اتبع الهدی
انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های استان خوزستان
انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شهید چمران اهواز
انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علوم وفنون دریایی خرمشهر
انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز
انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز


افشای پشت‌پرده‌های خانوادگی پس از پایان تراژدی مبارک
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: حسنی مبارک ، مصر ، دیکتاتور

«سوزان مبارک»، از همسرش حسنی مبارک ۱۰ برابر باهوش‌تر و بلندپروازی‌های او از همسرش بسیار بیشتر است. سوزان در سال ۱۹۴۱ میلادی از پدری مصری و مادری انگلیسی متولد و در ۱۶ سالگی با حسنی مبارک آشنا شد در آن زمان مبارک به عنوان سرهنگ نیروی هوایی مصر ...

 همیشه پس از سقوط دیکتاتور‌ها، رسانه‌های داخلی و خارجی به بررسی زوایای زندگی آن‌ها پرداخته و دلایل تفکر، اقدامات و اتخاذ سیاست‌های مستبدانه را در زندگی آنان جستجو می‌کنند. با سقوط صدام حسین، رئیس جمهور سابق عراق، رسانه‌ها به کنکاش و جستجو در زندگینامه او پرداختند و او را به عنوان فردی بیمار معرفی کردند که گاهی آرام و دوست‌داشتنی و گاهی در پی سیراب کردن عطش آدمکشی و خونریزی خود بر می‌آمد. امروزه رسانه‌ها حسنی مبارک را موضوع تحقیق و بررسی خود قرار داده‌ و در مورد آن مقاله و گزارش می‌نویسند. ولی کدام رسانه‌ها؟ و چه می‌نویسند؟

به گزارش سرویس بین‌المللی «فردا» به نقل از مجله «نیوزویک»، بررسی زندگی ۸۰ ساله حسنی مبارک شاید دلایل بی‌کفایتی او را نشان دهد و بسیاری از پشت‌پرده‌ها را برای ملت مصر و دیگران کشف کند.

مجله آمریکایی نیوزویک، در مقاله‌ای تحت عنوان «تراژدی حسنی مبارک»، زندگینامه مبارک را به طور مفصل توضیح داده است. عنوان این مقاله، برگرفته از‌‌ همان تعبیری است که «دانیل کرتز»، سفیر سابق آمریکا در مصر، در اعلام خبر سقوط مبارک بکار برد. کرتز گفته بود: سقوط مبارک شبیه یک تراژدی است زیرا وی زمانی که در حالتی از ضعف و سستی به سر می‌برد، خود را تنها در مقابل طوفان قدرتمند انقلاب یافت.

سفیر سابق آمریکا در مصر، در مورد سقوط دولت مبارک گفت: داستان سقوط دولت مبارک با داستان سقوط «زین العابدین بن علی»، رئیس جمهور فراری تونس، کاملا متفاوت بود. بن‌علی در حالی که ثروت‌های هنگفتی از تونس را با خود به یغما می‌برد به کاخ پادشاهانه‌ای در عربستان پناه آورد ولی مبارک با آنکه ثروت او را بین ۴۰ تا ۷۰ ملیارد دلار برآورد کرده‌اند تمام آن‌ها را از دست داده و همسر و فرزندان او که در پی موروثی کردن مسند حکومت در مصر بودند، همه بلندپروازی‌های خود را بر باد فنا یافتند و با شرمساری از مصر خارج شدند.

این مجله آمریکایی نوشت: در حالی که خیابان‌های مصر پر از تظاهر کننده و معترض بود، «سوزان مبارک»، همسر حسنی مبارک به یکی از دوستان مورد اطمینان خود با لحنی غمگین می‌گوید: آنچه بر عهده ما بود را انجام داد‌یم و حالا راه‌حلی جز رفتن نداریم.

به گفته این مجله، مبارک هیچ وقت تصور نمی‌کرد که زمانه او را به چنین سرنوشتی مبتلا سازد همانگونه که هیچوقت تصور نمی‌کرد روزی رئیس جمهور مصر شود.

این گزارش زندگینامه مبارک را به بحث می‌گذارد و می‌نویسد: مبارک فرمانده نیروهای هوایی در ارتش مصر بود و بعدا توسط «انورالسادات» - رئیس جمهور وقت مصر- به عنوان مشاور رئیس جمهور انتخاب شد در حالی که خود مبارک حتی خواب این را هم نمی‌دید که روزی معاون رئیس جمهور شود و بزرگ‌ترین آرزوی او این بود که روزی در یکی از کشورهای اروپایی، به عنوان سفیر، گماشته شود.
ولی اکنون که وی به زندگی پادشاهانه عادت کرده و حدودا ۳۰ سال در راس دولت بود ظاهرا توان مشاهده برکناری خود، به این شکل را ندارد.

مجله نیوزویک به نقل از «باربرا ابراهیم»، استاد رشته علوم مدنی، در دانشگاه آمریکایی در قاهره، می‌نویسد: «سوزان مبارک»، از همسرش حسنی مبارک ۱۰ برابر باهوش‌تر و بلندپروازی‌های او از همسرش بسیار بیشتر بود. این مجله آمریکایی مدعی شده که سوزان مبارک در اداره کشور مصر در طول حکومت همسرش، نقش فعالی را ایفا می‌کرد و در واقع نقش اول در اداره کشور را خود او بر عهده داشت.

همچنین مدعی شده که بسیاری از سازمان‌های غیر دولتی را، سوزان مبارک با هدف بهبودی وضع معیشتی در کشورش به مصر دعوت می‌کرد. و از روابط خارجی و دیپلماتیک بیش از مبارک و دولت او سر در می‌آورد.

به گزارش این مجله، سوزان برای آینده فرزندان و نوه‌هایش بسیار امید و آرزو داشت. وی در پی موروثی کردن حکومت در مصر بود و آن را حق انحصاری خانواده خود می‌دانست. در حالی که «علاء مبارک» فرزند بزرگ حسنی مبارک یک پیمانکار ثروتمند بود و به غیر از ورزش به چیز دیگری علاق‌ای نداشت ولی در مقابل «جمال مبارک» که برادر کوچک‌تر وی بود، امید سوزان برای جانشینی پدر و در دست گرفتن پرچم حکومت‌داری در مصربوده است.

نیوزویک به نقل از «زیاد علی» -دوست صمیمی جمال مبارک- نوشت: جمال با آنکه اهل مطالعه و تحصیل و در کل شاگرد پرتلاشی بود ولی به هیچ وجه وارد وادی سیاست نمی‌شد. علی که خود در تظاهرات بر علیه مبارک، شرکت کرده بود گفت: جمال به سختی می‌توانست با کسی ارتباط برقرار کند و ویژگی انزوا در شخصیت او نمایان بود. وی فاقد هرگونه شخصیت کاریزماتیک بوده است او کاملا از جامعه فاصله گرفته و از ارتباط با مردم عادی متنفر بود، نمی‌دانم چنین شخصی چگونه می‌توانست بر مصر حکومت کند؟

به نوشته این مجله، اطراف مبارک پر از افرادی بود که بر عدم اطلاع وی از اتفاقات و حوادث جهان حرص می‌ورزیدند و «صفوت الشریف»، وزیر ارتباطات سابق، این ویژگی را بیش از دیگران دارا بود.

به گزارش سرویس بین‌المللی «فردا»؛ روزنامه صهیونیستی یدیعوت احارونوت، تاثیر سوزان مبارک بر همسرش بسیار زیاد بود ولی در کشورهای عرب این تاثیر زنان به مصر ختم نمی‌شود بلکه شاهزاده «نور» خواهر «ملک حسین»، پادشاه سابق اردن، «رانیا» همسر «ملک عبدالله» و فرزند ملک حسین، «اسماء»، خواهر «بشار الاسد» رئیس جمهور سوریه و دیگرانی که این مجله مدعی شده که اگر بخواهد نام تمام آن‌ها را ذکر کند این مقاله بسیار بلند‌تر از این خواهد شد، نیز در تصمیمات دولتی تاثیر دارند.

این روزنامه اسرائیلی که با انتشار مقاله‌ای با عنوان «در پشت هر طغیانگر، زن قدرتمندی وجود دارد» گزارش مفصلی را به تحلیل زندگی و شخصیت سوزان مبارک اختصاص داده بود.

به گزارش این روزنامه اسرائیلی، سوزان مبارک که طی چند روز گذشته نام او از لیست «زنان مهم» حذف شد، در میان مردم مصر به عنوان کسی که سال‌ها دیکتاتوری و استبداد را تقویت می‌کرد شناخته شده‌بود، روز جمعه، همزمان با سقوط دولت، سرزمین مصر را به شیوه شرم‌آوری ترک می‌کند و کسی را از مقصد خویش آگاه نمی‌سازد.

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: سوزان در سال ۱۹۴۱ میلادی از پدری مصری و مادری انگلیسی متولد و در ۱۶ سالگی با حسنی مبارک آشنا شد در آن زمان مبارک به عنوان سرهنگ نیروی هوایی مصر ادای وظیفه می‌کرد که یک سال پس از آشنایی با مبارک با او ازدواج کرد که دو فرزند به نام‌های علاء و جمال مبارک حاصل این ازدواج بودند.

لازم به ذکر است که سوزان آنقدر اعتماد به نفس داشت که حتی پس از سقوط بن‌علی و فرار او به عربستان فکر نکرد که سرنوشتی همانند سرنوشت او گریبانگیر وی و همسرش خواهد شد و اینکه تمام روابط صمیمانه او با غرب نمی‌تواند کمکی به او بکند.

این روزنامه در پایان می‌نویسد: آخرین اخبار حاکی از آن است که سوزان مبارک به همراه همسر خود در شرم الشیخ مستقر شده‌است. وی اکنون در سن ۷۰ سالگی به سر می‌برد و در حالی که ناز و نعمت پادشاهانه را به تاریخ سپرده، بزرگ‌ترین آرزویش که‌‌ همان موروثی کردن حکومت و رساندن فرزندش جمال مبارک به حکومت بود را در روزهای اخیر از دست داد حالا دیگر باید به زندگی معمولی عادت کند البته اگر زمانه امانش دهد و به‌خاطر دعاوی دادگاهی که بر علیه او شکل گرفته، احضار نشود.

 


عوامل پشت پرده انحراف پرونده 18 تیر + اسناد
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز
یکی از مسائلی که سبب شد تا دستگاه قضایی نتواند به طور کامل و شفاف با عاملان و مسببان آشوب ۱۸ تیر برخورد کند، حضور فعالان و برنامه‌ریزان این حوادث در بدنه دولت و کادر اجرایی نظام بود؛ چرا که در آن دوره دولت اصلاحات بر سر کار بود و بسیاری از اعضای دولت نه تنها تلاشی برای خاموش کردن زبانه‌های آتش فتنه نمی‌گردند، بلکه با اقدامات خود به حمایت مادی و معنوی از آشوبگران نیز می‌پرداختند.

شبکه ایران - مهدی خانعلی‌زاده: حوادث و اتفاقاتی که سال گذشته در برخی خیابان‌های تهران رخ داد و سبب شد تا مردم نام آن را فتنه ۸۸ بگذارند، از جهات بسیاری شباهت‌های فراوانی با آشوب‌های شبه دانشجویی در ۱۸ تیر ۷۸ دارد؛ مساله‌ای که حتی برخی از تحلیلگران سیاسی را به این تحلیل رساند که این جریان جدید ادامه‌‌ همان فتنه ۷۸ است.

با این حال و با وجود شباهت‌هایی که میان این دو حادثه وجود دارد، تفاوت‌هایی نیز هستند که سبب شده تا سران فتنه ۸۸ نتوانند مانند سال ۷۸ از مجازات فرار کنند و افراد بی‌گناه را جایگزین خود در مقام اتهام و جایگاه پاسخگویی قرار دهند.

یکی از مسائلی که سبب شد تا دستگاه قضایی نتواند به طور کامل و شفاف با عاملان و مسببان آشوب ۱۸ تیر برخورد کند، حضور فعالان و برنامه‌ریزان این حوادث در بدنه دولت و کادر اجرایی نظام بود؛ چرا که در آن دوره دولت اصلاحات بر سر کار بود و بسیاری از اعضای دولت نه تنها تلاشی برای خاموش کردن زبانه‌های آتش فتنه نمی‌گردند، بلکه با اقدامات خود به حمایت مادی و معنوی از آشوبگران نیز می‌پرداختند.

به عنوان مثال، «سیدمصطفی تاج‌زاده» که در دولت وقت به عنوان معاون وزیر کشور فعالیت می‌کرد، خود یکی از سران هدایتگر اغتشاشگران بود و با پیگیری دقیق و لحظه به لحظه حوادث، به عنوان رابط اصلی دولت با این افراد نقش ایفا می‌کرد؛ تا جایی که حتی گفته می‌شود به سفارش او، آشپزخانه وزارت کشور در میدان فاطمی موظف به تهیه غذای گرم برای اغتشاشگران بود!

همین موضوع سبب شد تا پس از حضور انقلابی مردم در صحنه و جمع شدن بساط فتنه ۱۸ تیر، این افراد با توجه به نفوذ خود در دولت بتوانند ردپای خود در آشوب‌ها را پاک کنند و در مقابل، تقصیر‌ها را به گردن جمعی از دلسوزان انقلاب و حامیان نظام جمهوری اسلامی ایران بیندازند؛ مساله‌ای که در فتنه ۸۸ وجود نداشت و بر سر کار بودن یک دولت انقلابی و اسلامی سبب شد تا جنایات سران فتنه به وضوح و با سند آشکار شود و این افراد راهی به جز پناه بردن به دامان ضدانقلاب خارجی نداشته باشند.

یکی از مواردی که پس از وقایع ۱۸ تیر رخ داد، متهم کردن «فرهاد نظری» فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران و احضار او به دادگاه با شکایت دولت «سیدمحمد خاتمی» بود.

سرتیپ نظری که دارای سابقه جانبازی و پاسداری از خاک ایران را در کارنامه خود دارد، در آن دوران قربانی سیاسی کاری مسئولان وقت دولت شد تا با متهم کردن او، زمینه برای فرار دولتمردان اصلاح‌طلب از رسیدگی به نقش خود در دامن زدن به آشوب‌های خیابانی در اطراف خیابان انقلاب اسلامی فراهم شود.

با این حال، پس از پیگیری مراجع قضایی، دادگاه حکم بر برائت کامل وی از تمامی اتهامات را صادر کرد و نمایندگان مجلس در کمیسیون اصل 90 هم اثبات بی‌گناهی وی از سوی دستگاه قضا را تایید کردند؛ موضوعی که به هیچ عنوان از سوی رسانه‌های طیف اصلاحات پوشش داده نشد و به شدت تحت بایکوت خبری قرار گرفت؛ مساله‌ای که سبب شد تا سرتیپ نظری از مقام خود عزل و برکنار شود.

 

 

 

تظلم‌خواهی وی به مراجع قانونی نظیر مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی هم مسئولان دولت وقت را به عذرخواهی رسمی از نظری وا نداشت؛ تا جایی که مرحوم «حجت‌الاسلام فاکر» رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در نامه‌ای صریح خطاب به رئیس جمهور وقت، خواستار ترس از جزای روز قیامت و اعلام رسمی بی‌گناهی و تبرئه وی شد.

مرحوم فاکر حتی نامه‌ای را برای "علی لاریجانی" دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی کشور نوشت و از او خواست تا گزارشی که در دولت اصلاحات از سوی این شورا تهیه و در آن نسبت‌هایی ناروا به فرهاد نظری داده شده، تصحیح و به اطلاع عموم برسد.

 

 

اگر اصلاح‌طلبان توانستند در ماجرای فتنه 18 تیر خود را از محاکمه به خاطر اقدامات ضدانقلاب خود نجات دهند و حامیان انقلاب اسلامی و افراد ارزشی را در معرض اتهام قرار دهند اما خوشبختانه در ماجرای فتنه 88 به دلیل حضور دولت اسلامی و انقلاب که در رأس آن دکتر احمدی‎نژاد قرار داشت و همچنین همراهی خوب نمایندگان مجلس و همچنین قوه قضاییه، اسناد جنایاتی که سران فتنه در جریان این حوادث مرتکب شده‌اند، همگی ثبت و برای عموم مردم منتشر شده تا همگان بدانند این افراد که داعیه پیروی از راه امام و آرمان‌های انقلاب را داشتند، چه خیانت‌هایی را در حق این نظام صورت دادند.

همین مساله است که سبب شده تا دلسوزان انقلاب امید زیادی به محاکمه این افراد در آینده‌ای نزدیک و رسوا شدن آنان داشته باشند.


قذافی از نظر روانی بیمار شده و به زودی رفتنی است
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، معمر قزافی ، لیبی

رییس سابق تشریفات دیکتاتور لیبی تاکید کرد که اعمال و رفتار قذافی نشان از بیماری روانی وی دارد و وی نمی‌تواند با کشتار سرنوشت محتوم خود یعنی سقوط از قدرت را تغییر دهد.

به گزارش سرویس بین الملل شبکه ایران به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی بلومبرگ، "نوری المسماری" تصریح کرد که هر چند ممکن است قذافی با کشتار مردم چند روزی سقوط رژیم خود را به تعویق اندازد اما دیر یا زود باید قدرت را ترک کند.
بنابراین گزارش، "نوری المسماری"، رییس سابق اداره تشریفات معمر قذافی اظهار داشت: مسخره است که قذافی تهدید به استفاده از سلاح می کند؟ او از جنگنده و تانک استفاده کرده، دیگر از کدام سلاح می‌خواهد استفاده کند؟"
قذافی روز گذشته بر صفحه تلویزیون دولتی لیبی ظاهر شد و اعلام کرد که تا آخرین قطره خون با قیام مردم کشورش خواهد جنگید! کشتارهای قذافی بیش از هزار نفر را در لیبی قربانی کرده و تاثیر زیادی بر افزایش قیمت نفت داشته است.
المسماری همچنین تاکید کرد که اعمال و گفتار قذافی از عدم سلامت روانی وی حکایت دارد، چرا که آنچه وی می‌گوید و عمل می‌کند اعمال و رفتار یک انسان سالم نیست.
المسماری هم‌آکنون در فرانسه حضور دارد.


خبرهای غیر رسمی تأکید دارند؛ «بن علی» مرد
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: زین العابدین بن علی ، تونس

هفته گذشته، گزارش هایی منتشر شد که بنا بر آن، «زین العابدین بن‌علی»، رئیس جمهوری مخلوع تونس، پس از فرار به عربستان به علت سکته مغزی به کما رفته و در بیمارستانی در این کشور بستری شده است.

منابع خبری، با انتشار خبرهای غیر رسمی از مرگ «زین العابدین بن علی»، رئیس جمهوری مخلوع تونس در عربستان سعودی خبر دادند.

به گزارش «تابناک»، این گزارش به نقل از منابع خبری حاکی است که سفیر آمریکا در تونس، از مرگ زین العابدین بن علی خبر داده است.

خبر مرگ وی که به دنبال قیام 23 روزه مردم کشورش از سمت خود کناره گیری کرد و به عربستان سعودی پناه برد، هنوز رسماً اعلام نشده است.

پایگاه خبری شبکه «العالم» که این خبر را منتشر نموده، در ادامه نوشته است: هفته گذشته، گزارش هایی منتشر شد که بنا بر آن، «زین العابدین بن‌علی»، رئیس جمهوری مخلوع تونس، پس از فرار به عربستان، به علت سکته مغزی به کما رفته و در بیمارستانی در این کشور بستری شده است.

«بن‌علی» 74 ساله، روز سه‌شنبه (26 بهمن) پس از سکته مغزی و عارضه کما به بیمارستانی در شهر جده ـ که از بیمارستان‌های ویژه امیرهای این کشور است ـ انتقال یافته و اکنون تحت مراقبت و درمان است.

دیکتاتوری 23 ساله «بن‌علی» که با نقض حقوق بشر و اقدامات غیرانسانی علیه مخالفان دولت در تونس همراه بود، سرانجام در چهاردهم ژانویه سال جاری (25 دی ماه ) با انقلاب مردم این کشور سرنگون شد.

در این باره، گروه‌‌های فعال حقوق بشر اعلام کرده‌اند، از نخستین روزهای انقلاب مردمی در تونس، دست‌کم 147 تن از معترضان به اقدامات ضد اسلامی دولت کشته و بیش از 510 نفر زخمی شده‌اند.


دیکتاتور دیوانه از «سگ ارزشمند خاورمیانه» تا دربدری و درماندگی!
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی ، امام موسی صدر

در همین حال، اما این بازیچه دنیای غرب، باز هم حاضر نشد، دست کم یکی از خیانت های خود را جبران کند؛ خیانت و جنایتی نابخشودنی به عمر 33 سال، آنگاه که در سال 1978 مصلح و رهبر بزرگ شیعیان لبنان را ربود تا سر سپردگی اش را ثابت کند، تا اینکه امروز بناگاه خبری عجیب منتشر شد، مبنی بر اینکه امام موسی صدر از لیبی منتقل شده است...

آن هنگام که در سال 1986، ریگان، رئیس جمهور آمریکا، او را «سگ ارزشمند خاورمیانه» نامید او بسیار از این لقب خوشنود شد تا اینکه در سال 2008 در جمع سران قاره سیاه لقب دیگری را برای خود برگزید: «شاه شاهان»!

به گزارش «تابناک»، اینک شاه شاهان! پس از 42 سال دیکتاتوری دیوانه وار، در پی پناهگاهی است تا جان از خشم مردمی به در برد که سال ها دیوانگی او را تحمل کرده اند.

بنا بر این گزارش، «جان استون» که تاکنون بیش از هفت کتاب درباره لیبی و ده ها مقاله درباره جنبش های آفریقا نوشته است، رخدادهای لیبی را «پایان نمایشنامه ای خسته کننده» می نامد و ادامه می دهد: جای شگفتی است که چگونه این مرد 42 سال بر مردمی حکومت کرد که مردان مبارز آفریقا از میان آنان برخاسته بودند؟!

وی می افزاید: او با در اختیار گرفتن یک ارتش 1000000 نفری، نتوانست 1000000 ثانیه هم مقاومت کند و معنای حکومت در نظام هایی اینچنین چه معنایی دارد؟



از سویی، شاید قذافی 69 ساله، هنگامی که «ادریس السنوسی» پادشاه لیبی را در بنغازی ساقط کرد، هیچ گاه گمان نمی کرد که روزی فرارسد که خود با سقوط بنغازی، شکست را تجربه و فرار کند.

او در 42 سال حکومت بر مردم لیبی، دو رویداد مهم را رقم زد؛ لاکربی و انفجار باشگاه شبانه آمریکایی ها در برلین و این حادثه بود که لقب «سگ ارشمند خاورمیانه» را برای او به ارمغان آورد.

قذافی در سال 1987 بر آمریکا و انگلیس طغیان کرد و خواهان بیرون راندن آمریکایی ها و انگلیسی ها از خاورمیانه شد تا اینکه پسرش «سیف الاسلام» به داد پدر رسید و با پرداخت میلیون ها دلار در ازای حادثه لاکربی، خشم آمریکا از پدر را فرونشاند و با فرستادن همه تجهیزات اتمی لیبی به شمال آمریکا، اجازه گرفت تا چند صباحی دیگر، پدر تاجدار خود را بر لیبی به حکومت بنشاند.

... و اینک همه آن بازی های سیاسی پایان یافته و قذافی نمی داند که کدام کشور جهان او را خواهد پذیرفت تا به عنوان یک مهره سوخته سیاسی غرب روزگار بگذراند تا بمیرد...!

در همین حال، اما این بازیچه دنیای غرب، باز هم حاضر نشد، دست کم یکی از خیانت های خود را جبران کند؛ خیانت و جنایتی نابخشودنی به عمر 33 سال، آنگاه که در سال 1978 مصلح و رهبر بزرگ شیعیان لبنان را ربود تا سر سپردگی اش را ثابت کند تا اینکه امروز بناگاه خبری عجیب منتشر شد، مبنی بر اینکه امام موسی صدر از لیبی منتقل شده است.

بنا بر این گزارش، یک فعال سیاسی لیبیایی مدعی شد: صبح امروز دوشنبه، یک هواپیمای کوچک، امام موسى صدر را از این کشور بیرون برده است!



«سامی المصراطی»، یک فعال سیاسی لیبیایی در تماس تلفنی با شبکه العالم مدعی شد: امروز دوشنبه یک هواپیمای کوچک، امام موسى صدر را از این کشور بیرون برده است.

وی افزود: شاهدان عینی، امروز صبح، شخصی با هیبت «امام موسی صدر» دیده ‏اند که با هواپیمایی کوچک به محلی نامعلوم منتقل شده است، حال آن که پیش از این نیز «عیسى عبد المجید منصور» از مخالفان دولت لیبی و مؤسس «جبهة نجات قبائل تبو» هم گفته بود: امام موسى صدر هنوز زنده است.

بنابراین، در صورتی که این خبر درست باشد، نگرانی‏ های جدی از مقصد احتمالی امام صدر وجود خواهد داشت و لازم است سازمان‏ های داخلی و بین‏ المللی، این امر را پیگیری کنند تا شاید آرزوی 33 ساله شیعیان پایان یابد و... .
 
گفتنی است، امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان در تاریخ 25/8/1978 با دو همراهش «شیخ محمد یعقوب» و «عباس بدر الدین» و با دعوت رسمی قذافی به «هتل شاطئ» طرابلس وارد شد، ولی به وسیله دستگاه امنیتی این کشور ربوده و مفقود شد.


قذافی فرار کرد/ صدا و سیمای لیبی به دست معترضان افتاد
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی

در حالی که از آغاز اعتراضات گسترده در سراسر لیبی تا به امروز ـ که نزدیک پنج روز می گذرد ـ آمار دقیقی از میزان تلفات در دست نیست، اما آمار غیر رسمی، حاکی از آن است که تاکنون، نزدیک هزار نفر به شهادت رسیده و دو هزار تن دیگر زخمی شده اند که حال برخی زخمی ها وخیم اعلام شده است.

خبار رسیده از طرابلس، پایتخت لیبی حاکی از آن است که احتمال دارد، رژیم این کشور در 24 ساعت آینده به طور کامل سقوط کند.

جدیدترین اخبار رسیده از این کشور حاکی از آن است، برخی مقامات ارشد این کشور، در تماس های تلفنی با رسانه های خارجی، از خروج محرمانه «معمر قذافی» رهبر انقلاب لیبی به محلی نامعلوم خبر دادند.

این در حالی است که دقایقی پیش؛ شبکه خبری الجزیره قطر، از سقوط صداوسیمای لیبی و افتادن آن به دست معترضان خبر داد.

گفتنی است، «سیف الإسلام قذافی»، فرزند معمر قذافی، شب گذشته در اظهارات تلویزیونی ـ که از طریق شبکه رسمی این کشور پخش شد ـ شدیداللحن معترضین را تهدید کرد که در صورت پایان ندادن به اعتراضات خود، ارتش این کشور با سلاح به جان آنان خواهد افتاد.

وی گفت: پدرم «زین العابدین بن علی»، رئیس جمهور مخلوع تونس یا «حسنی مبارک»، رئیس جمهور سابق مصر نیست که به این راحتی ها فرار کند، زیرا او یک رئیس جمهور نیست بلکه رهبر یک ملت است!

سیف الإسلام قذافی افزود: نیروهای امنیتی و ارتش برای حفظ نظام حاکم و امور کشور، هر کاری خواهند کرد. در صورتی که معترضین دست از اعتراضات خود بر ندارند، کشور وارد جنگ داخلی خواهد شد.

در همین حال، صبح امروز «عبد المنعم الهونی»، نماینده دایم لیبی در اتحادیه عرب در اعتراض به سرکوب تظاهرات کنندگان توسط نیروهای وابسته به رژیم لیبی، از سمت استعفا داد و گفت: من روز شنبه، استعفانامه خود را به وزارت خارجه لیبی تقدیم کردم تا به هدف خود که پیوستن به صفوف انقلابیون است، برسم.

از سوی دیگر، شیخ «یوسف قرضاوی»، رئیس اتحادیه جهانی علمای اسلام در اظهاراتی گفت: قذافی همچنان خون پاک جوانان لیبی را می ریزد، اما حکومت ظالمان دوامی ندارد. دوره حکومت استبدادی معمر قذافی به سر رسید. بلایی که بر سر بن علی و مبارک آمد، رهبر لیبی نیز به آن دچار می شود.

گفتنی است، در حالی که از آغاز اعتراضات گسترده در سراسر لیبی تا به امروز ـ که نزدیک پنج روز می گذرد ـ آمار دقیقی از شمار تلفات در دست نیست، آمار غیر رسمی، حاکی از آن است که تاکنون نزدیک هزار نفر به شهادت رسیده و دو هزار تن دیگر زخمی شده اند که حال برخی زخمی ها وخیم اعلام شده است.

سه روز پیش نیز اخباری در رسانه های جهان منتشر شد، مبنی بر فرار خانواده «قذافی» که بیش از 42 سال است بر مسند قدرت تکیه داده است.


اعضای خانواده «معمر قذافی» فرار کردند
ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی

شب گذشته نیز شبکه خبری الجزیره، از سقوط شهر «بیضاء» در جنوب لیبی به دست اعتراض کنندگان خبر داد و گفت: دولت لیبی با هدف سرپوش گذاشتن بر جنایات خود، مانع از حضور شبکه های خبری و خبرنگاران در شهرهای گوناگون این کشور می شود.

اخبار رسیده از طرابلس، پایتخت لیبی، حاکی از آن است که خانواده «معمر قذافی»، رهبر این کشور که بیش از 42 سال است بر مسند قدرت تکیه داده، عصر روز گذشته، لیبی را به محل نامعلومی ترک کردند.

در همین حال، برخی پایگاه های خبری لیبی، صبح امروز از استعفای دسته جمعی شماری از اعضای شورای رهبری انقلاب لیبی خبر دادند.

بنا بر این گزارش، این افراد، علت استعفای خود را رفتار وحشیانه با تظاهرکنندگان و آمار بسیار کشته شدگان و زخمی های اعتراضات چند روز اخیر در این کشور اعلام کردند.

 این خبر در حالی اعلام شد که تنها در درگیری های روز گذشته تظاهر کنندگان با نیروهای امنیتی در شهرهای این کشور، دست کم 46 تن کشته و ده ها تن دیگر زخمی شدند.

گفتنی است، شب گذشته نیز شبکه خبری الجزیره قطر، از سقوط شهر «بیضاء» در جنوب لیبی به دست اعتراض کنندگان خبر داد و گفت: دولت لیبی با هدف سرپوش گذاشتن بر جنایات خود، مانع از حضور شبکه های خبری و خبرنگاران در شهرهای این کشور می شود.


به گفته فرزند ایشان: امام موسی صدر هنوز زنده است
ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: امام موسی صدر

یکی از مخالفان «معمر قذافی» گفت: دیروز دوشنبه، یک هواپیمای کوچک، فردی را که شبیه به «امام موسی صدر» بود، از فرودگاه «الابرق» منتقل کرده است... آیت الله العظمی «سیستانی»: همه مسلمانان دست به دعا شوند تا چشم ما به جمال امام موسی صدر روشن شود. انشاءالله...«امام موسی صدر» در اواخر سال ۱۳۳۸ وصیت «سید عبدالحسین شرف الدین»، رهبر متوفی شیعیان لبنان را پاسخ گفت و به عنوان جانشین وی، سرزمین مادری خود، ایران را به سوی لبنان ترک کرد.

به رغم آن که این روزها و به دنبال تحولات لیبی، اخبار غیررسمی از به شهادت رسیدن و یا انتقال «امام موسی صدر» از لیبی خبر می دادند، پسر وی مدعی شده که اطلاعات جدیدی، مبنی بر زنده بودن «امام موسی صدر» به دست آورده است.

به گزارش «تابناک»، پایگاه خبری «النشره» امروز مدعی شد، «سید صدرالدین صدر» از بیروت در گفت وگو با این پایگاه گفته است: برخی اطلاعات به دست آمده، تأکید می کنند که «امام صدر»، «شیخ محمد یعقوب» و «عباس بدرالدین»، روزنامه نگار در زندان های لیبی در قید حیات هستند.

وی افزود: ما اینک آنچه را در لیبی رخ می دهد، دنبال می کنیم و منتظر اطلاعات دیگری درباره محل زندانی شدن آنها هستیم و از خدا می خواهیم تا آنها را آزاد کند و به خانواده های خود بازگردند.

اما در همین حال، برخی منابع مخالفان از انتقال فردی شبیه به «امام موسی صدر» در فرودگاه «الابرق» در شهر «البیضاء» لیبی حکایت می‌کنند.

«سامی المصراطی»، از مخالفان «معمر قذافی»، دیکتاتور لیبی در گفت‌وگوی تلفنی خود با شبکه خبری «العالم» اظهار داشت: دیروز دوشنبه، یک هواپیمای کوچک، فردی را که شبیه به «امام موسی صدر» بود، از فرودگاه «الابرق» منتقل کرده است.

«عیسی عبدالمجید منصور»، یکی از شخصیت‌های مخالف رژیم لیبی نیز پیش از این اعلام کرده بود، امام موسی همچنان زنده است.

در همین حال، شماری از افسران مخالف رژیم لیبی نیز پیشتر گفته بودند، هم اکنون «امام موسی صدر» در زندانی در شهر «سبها» لیبی است.

نگرانی از سرنوشت «امام موسی صدر» به دنبال بالا گرفتن اعتراضات در لیبی و برخوردهای دیوانه وار رژیم «قذافی» با معترضین به شدت افزایش یافته است، به گونه ای که برخی بر این باورند، ممکن است حکومت لیبی در صورت سقوط، وی را به شهادت رسانده و یا در معامله با سرویس های جاسوسی غربی، «امام صدر» را به ایشان تحویل دهد.

در همین حال، حضرت آیت الله العظمی «سیستانی» در پی تحولات اخیر در کشور لیبی، از مسلمانان جهان خواست تا برای آزادی امام موسی صدر دعا کنند.

به گزارش مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی «امام موسی صدر»، ایشان در پی تحولات اخیر در کشور لیبی، در جمع برخی از نزدیکانشان فرمودند: همه مسلمانان دست به دعا شوند تا چشم ما به جمال امام موسی صدر روشن شود. انشاءالله.

«امام موسی صدر» که 11862 روز از ربودنش می گذرد درسال 1979 در پی دعوت رسمی «معمر قذافی» به لیبی سفر کرد اما نظام لیبی وی و دو همراهش را پس از رسیدن به آن کشور ربود و مدعی شد این سه نفر اصلا وارد لیبی نشده اند.

گفتنی است، «سید موسی صدر»، در روز چهاردهم خرداد سال ۱۳۰۷ هجری شمسی، در محله «چهارمردان» شهر قم به دنیا آمد. پدر او «سید صدرالدین صدر»، جانشین شیخ «عبدالکریم حائری»، مؤسس حوزه علمیه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود و مادرش «صفیه طباطبایی قمی»، فرزند حاج آقا«سید حسین طباطبایی قمی» بود.

وی در کنار تحصیلات حوزوی، دروس دبیرستان خود را به پایان رساند و در سال ۱۳۲۹ به عنوان نخستین دانشجوی روحانی در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد و در سال ۱۳۳۲ فارغ‌التحصیل شد. پس از پایان تحصیلات در دانشگاه تهران برای ادامه تحصیلات حوزوی به نجف می‌رود و تا سال ۱۳۳۷ در آنجا می‌ماند.

«امام موسی صدر» در اواخر سال ۱۳۳۸ و به دنبال توصیه‌های برخی از علما، وصیت «سید عبدالحسین شرف الدین»، رهبر متوفی شیعیان لبنان را پاسخ گفت و به عنوان جانشین وی، سرزمین مادری خود ایران را به سوی لبنان ترک کرد.


وز به روز و ساعت به ساعت امیدهایمان بیشتر می‌شود + تصاویر
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: امام موسی صدر

امروز دومینوی منطقه و شرایط جهان اسلام در حال دگرگون شدن است و مردم مظلوم و مجاهد لیبی به فریاد آمده‌اند و اخبار آن را می‌بینیم و می‌شنویم/ هر چند که ماهیت وحشیانه قذافی در این سال‌ها تدریجاً روشن شده اما حوادث چند روز اخیر لیبی پرده‌های بسیاری از چهرة او برداشته است/ جای تأسف است که بگوییم...

آخرین اخبار درباره وضعیت امام موسی صدر، با حضور خبرنگاران رسانه‌های داخلی و خارجی در مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، بررسی و تشریح شد.

به گزارش «تابناک»، به همت روابط عمومی مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، صبح امروز، چهارشنبه، 4/12/1389 نشست خبری آخرین اخبار وضعیت امام موسی صدر در مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر در تهران برگزار شد.

در این نشست که با حضور خانم حورا صدر، فرزند امام موسی صدر، مهدی فیروزان، داماد امام موسی صدر و محمدعلی مهتدی پژوهشگر و محقق سیاسی برگزار شد، آخرین اخبار درباره وضعیت حیات امام موسی صدر با توجه به اوضاع فعلی لیبی بررسی شد.


در این نشست پس از سخنرانی خانم حورا صدر، خبرنگاران سؤالاتی را درباره آخرین اخبار از وضعیت امام موسی صدر با توجه به اوضاع اخیر لیبی مطرح کردند که شرکت کنندگان در نشست به این سؤالات پاسخ گفتند.

هر لحظه امید ما به آزادی امام موسی صدر بیشتر می‌شود

حورا صدر، فرزند امام موسی صدر در نشست خبری آخرین اخبار وضعیت امام موسی صدر ضمن تأکید بر زنده بودن امام موسی صدر و جنایات بی‌شرمانه قذافی گفت: روز به روز و ساعت به ساعت امیدهایمان بیشتر می‌شود و انشاءالله آرزویمان زودتر تحقق می‌پذیرد.


به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، متن سخنان سرکار خانم حورا صدر، فرزند امام موسی صدر در نشست خبری آخرین اخبار وضعیت امام موسی صدر به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

رب اشرح لی صدری ویسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی

ابتدا از تشریف فرمایی شما عزیزان تشکر می‌کنم و امیدوارم که همواره در تبیین حقیقت و دفاع از حقجویان موفق باشید و در این شرایط تاریخی تحولات منطقه، همراه تاریخ سازان آینده را بسازید.

سی و دو سال، بلکه سی و سه سال است که ما از غیبت امام موسی صدر رنج می‌بریم.

سی و سه سال است که امام موسی صدر از اینکه از صحنه فعالیت‌های خود و جهان اسلام، از به دوش کشیدن مسئولیت‌های رهبری خود دور است رنج می‌برد.

البته رنج ما کجا و رنج او کجا

سی و سه سال است که امام در بند است و از شرایط او هیچ اطلاعی نداریم

سی و سه سال است که ما در بی‌خبری هستیم.

سی و سه سال است که حسرت می‌خوریم و هر روز بر بار افسوسمان افزوده می‌گردد که اگر امام از لبنان ربوده نمی‌شد لبنان امروز و امروز خاورمیانه به گونه‌ای دیگر بود.

سی و سه سال است که امام و دو همراهشان در زندان‌های قذافی اسیرند

قذافی به شهادت تاریخ و دادگاه‌های لبنان و ایتالیا و اطلاعات منابع مختلف اطلاعاتی و امنیتی و از همه مهمتر به قضاوت وجدان‌های پیدا و آگاه جهان مسئول مستقیم ربودن امام موسی صدر است. و آزادی و آزادگان، حقیقت و حق جویان را از حضور امام عقل و حقیقت محروم کرده است.


مستندات و احکام قضایی موجود در پرونده قضایی ربودن امام صدر نشان می‌دهد که قذافی چگونه:

1- ربودن امام را طراحی کرده است.

2- برای تبرئه خود چه سناریوهایی را ساخته و پرداخته است.

3- چگونه اسناد و مدارک دروغین جعل کرده

4- چگونه شاهدان دروغین ساخته است.

5- چگونه همواره در تحریف حقیقت و انحراف افکار عمومی کوشیده است.

نقطه عطف سی و سال ربودن امام موسی صدر در سال 2002 و در روز به اصطلاح ملی لیبی است که قذافی در سخنرانی خود به ربودن امام در لیبی اعتراف کرد و بر همه جعلیات و سناریوهای پیشین دستگاه حکومت لیبی خط بطلان کشید.

افسوس که برخی از محافظه‌کاری‌ها، تنبلی‌ها و بی‌مسئولیتی‌های برخی حکام اجازه نمی‌داد تا پیش از اعتراف قذافی، به ندای استمداد خانواده امام و شیعیان لبنان پاسخ مثبت دهند.


بگذریم... امروز دومینوی منطقه و شرایط جهان اسلام در حال دگرگون شدن است و مردم مظلوم و مجاهد لیبی به فریاد آمده‌اند و اخبار آن را می‌بینیم و می‌شنویم.

هر چند که ماهیت وحشیانه قذافی در این سال‌ها تدریجاً روشن شده اما حوادث چند روز اخیر لیبی پرده‌های بسیاری از چهرة او برداشته است.

جای تأسف است که بگوییم چند روزی است که برخی مسئولان، ناگزیر به حقانیت و حقیقت هشدارهای ما اعتراف می‌کنند.

جنایت‌هایی که امروز در لیبی اتفاق می‌افتد، بی‌سابقه است.

همان‌گونه که ماجرای ربودن امام موسی صدر در تاریخ مناسبات سیاسی جهان بی‌سابقه است.

خانواده و شیعیان امام در لبنان اولین مجروحان وحشی‌گری‌های قذافی هستند.

امروز در خدمت شما هستم تا دربارة سؤال‌های بی‌شماری که علاقه‌مندان به امام در ایران لبنان و عراق می‌کنند و همبستگی و همدلی‌ها و نگرانی‌های مردم گفت‌وگو کنیم.

امروز همه ما پی‌گیر و مراقب وضعیت لیبی هستیم و بسیار امیدوار به بازگشت عزیزانمان امام صدر و شیخ یعقوب و عباس بدرالدین.

بارالها ای خداوند قادر متعال این سه عزیز را به حوزه فعالیت خود لبنان بازگردان

روز به روز، ساعت به ساعت امیدهایمان بیشتر می‌شود و انشاءالله آرزویمان زودتر تحقق می‌پذیرد.

دوستان شرایط، شرایط حساسی است اطلاعات درست و نادرست و آرزوها و دشمنی‌های بسیاری در کنار است.

ما هم با دقت و از طرق گوناگون اخبار را پیگیری می‌کنیم


اما باید هوشیار باشیم بازی نخوریم و اجازه ندهیم مانند سی و سه سال گذشته دیگران بازی بخورند

- باید درست عمل کنیم

- آنچه که مهم است اخبار رسانه‌ها و تأییدات گوناگون اخیر مبنی بر حیات امام و زندانی بودن ایشان و دو همراهشان در لیبی است

- واقعیتی که سی و سه سال است فریاد می‌زنیم که امام در زندان‌های قذافی است اما انگار باید صدها تن لیبیایی قربانی می‌شدند تا مسؤولان باور کنند.

- سی و سه سال است که حیات و آزادی امام را فریاد می‌زنیم اما کو گوش شنوا

- سی و سه سال است که فریاد می‌زنیم تا این مرد بزرگ را، این شخصیت تاریخ ساز را که ایرانی هم هست از بند قذافی آزاد کنید و از پشت میله‌ها رهایش نمایید اما گویی اهالی سیاست خواب بودند شاید هم هنوز شاید به کمک شما رسانه‌ها از خواب بیدار شوند.

امام موسی صدر زنده است همه اخبار و اطلاعات رسیده حیات پر برکت او را ثابت می‌کند و همه دلایل عقلی و شرعی و عرفی زندانی بودن وی را در لیبی تأکید می‌کند. اما به ما می‌گفتند شما عاطفی برخورد می‌کنید.

بگذریم... شرایط حساسی است امیدمان روز به روز بیشتر می‌شود امیدوارم که دوستان طوری عمل کنند که هر چه زودتر شاهد آزادی این سه عزیز و بازگشتشان به لبنان باشیم.

در خاتمه ما هم با دعای حضرت آیت الله سیستانی همراه می‌شویم که گفتند: همه مسلمانان دست به دعا شوند که چشم ما به جمال امام موسی صدر روشن شود. انشاءالله


حاج سعید قاسمی در مراسم سالگرد شهید حاج عماد مغنیه؛
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، حاج سعید قاسمی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز
فتنه‌گرهای‌آلزایمرگرفته!مگر در مناظره‌نگفتید چه‌کارمان به‌فلسطین‌و لبنان؟

 مهندس حاج سعید قاسمی روز دوشنبه در حالی که تعداد محدودی از فتنه‌گران در خیابان‌های تهران مشغول اخلال در نظم و امنیت عمومی بودند، به‌مناسبت سالگرد شهید حاج عماد مغنیه که از نزدیک با او آشنایی داشته، در سالن سیدالشهداء(ع) تهران سخنرانی کرد.

رجانیوز، مشروح این سخنرانی را که حاوی نکات مهمی در مورد لبنان، حاج عماد و شرایط داخلی کشور است، منتشر می‌کند:
 
اعوذ بالله من اشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا روح الله ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و السلام علیک ایها الجمیع الشهدائنا خاصه هذا العزیز یسمّی به حاج عماد مغنیه و جمیع شهدای استشهادی از حسین فهمیده ما گرفته تا عباس دوران تا جمیع شهدای استشهادی در اقصی نقاط بلاد اسلام، برای شادی روحشان صلواتی عنایت بفرمائید!
 
به نوبه خودم ایام پیروزی بسیار بزرگ شما را در داخل که برقش و کوری چشم آنها این روز را فقط و فقط برای اینکه عربده‌ای بکشند و فقط عکسی بگیرند و توی سایت‌هایشان بگذارند، اعلام وجود کردند، والا در مقابل خیل عظیم شما کسی تاب و تحمل عرض اندام ندارد، مگر با قرتی‌بازی و سایت‌بازی و فیس‌بوک و توئیتر و اینها، والا کوه عظیم شما و پرش‌های کور شب‌پره را چه نسبتی است با هم؟
 
به نوبه خودم تبریک عرض می‌کنم پیروزی شما را در جبهه داخل و جبهه خارج و فروریختن دومینویی یکی پس از دیگری حکومت‌های دیکتاتوری تحت دستور آمریکا و به حول و قوه الهی همان گونه که روح الله ما پیش‌بینی کرد این قرن به حول و قوه الهی، قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین خواهد شد و این پیش‌بینی ان‌شاءالله محقق خواهد گردید باذن الله و در زمان ظهور و حضور شما این اتفاق باذن الله خواهد افتاد.
 
 
اما دوستان، کوتاه سخن در این آخرین لحظاتی که از دوستان‌مان فیض بردیم، اینکه شکوفا شدن نهضت بزرگ حضرت روح‌الله را در اقصی نقاط بلاد مسلمین شاهد هستیم، برای همه کسانی که هنوز که هنوز است در ته دلشان نسبت به اینکه مگر می‌شود که با این توان محدود و با این عِدّه و عُدّه بتوانیم کارهای بزرگی را انجام بدهیم، شک دارند، اگر حرف‌هایش را سانسور نمی‌کردند، یک بار دیگر برای شما حرف‌هایش را می‌گذاشتند که: «آهای جماعت! می‌شَد! می‌شَد.» که یک بار دیگر سازماندهی کنیم و اگر بخواهند به دین ما بزنند، به همه دنیای آنها خواهیم زد.
 
اما در خصوص عماد. مردان بزرگ قاعدتاً این جوری هستند که برایشان کلمه و جمله بزرگ درست کردن، دشوار است و اگر بخواهید برای آنها اسم بسازید، کلمات، تحقیر می شوند: یاقوت مقاومه! آذرخش مقاومت! یا از منظر دیگری نگاه می‌کنند و می‌گویند: روباه مقاومت! یعنی کسی که تیز است، هم اینجا هست، هم نیست. شاید بهترین جمله را چمران بتواند راجع به او بگوید: «کسی که پیوسته به مرگ یورش می‌برد، لکن مرگ از او می‌گریخت.» جمله بسیار زیبای چمران. اگرچه برای خودش گفت، ‌ولی می‌شود آن را برای شاگردانش هم تعمیم داد؛ کسانی که در 14،13 سالگی، چمران را درک کردند، امام موسی صدر را درک کردند و از او درس گرفتند و آن درس‌ها را با قدرت و در زمان و مکانی که باید اجرا می‌کردند، کم نگذاشتند. لطفا با دقت به زمان و مکان توجه کنید. این دو مطلب نکاتی هستند که باید خیلی خوب به آنها توجه داشته باشیم.
 
 
به او عملیات‌های مختلفی را نسبت دادند. بیش از 250 عملیات ریز و درشت در داخل و خارج از لبنان را به عماد نسبت دادند. بزرگ‌ترین آن انفجار مقر تفنگداران آمریکا بود که 270،260 تا از کوماندوها و تفنگداران دریائی آمریکا را به هلاکت رساند. همزمان مقر چتربازهای فرانسوی را در بیروت زد و در آنجا هم تلفات قابل توجهی از آنها گرفته شد. به فاصله اندکی مقر اسرائیلی‌ها در صور زده و بیش از 70،60 نفر تلفات از اسرائیلی‌ها گرفته شد و عملیات‌های ریز و درشت دیگری را در داخل و خارج به او نسبت دادند و به همین خاطر آمریکائی‌ها برای زنده یا مرده این شیرمرد، شاید بزرگ‌ترین جایزه قرن، یعنی 25 میلیون دلار را تعیین کردند.
 
اما به ذهن می‌رسد به شیرمردی چنین یگانه، نباید صرفاً از منظر میلیتاری نگاه کنیم و بگوئیم در تاکتیک‌ها و تکنیک‌های نظامی آدم فرهیخته‌ای بوده که اطلاعات داشته، می‌توانسته طرح‌ریزی و بعد هم عملیات کند و پیوسته جان سالم به در ببرد تا زمانی که وقتش برسد.
 
به ضرس قاطع می‌توان گفت که او تنها یک رزمنده خالص و مخلص و مطیع خاص ولایت آقا روح الله و سید حسن نصرالله و حضرت آقا بوده است و لاغیر؛ چون هم قولاً و فعلاً و عملاً تا زمان شهادتش این گونه عمل کرد. چیزهایی را که باید در خصوص او گفته شود، دوستان گفتند. توانائی‌های خارق‌العاده‌اش در حزب الله و نقش به‌سزایش موجب شد که خیلی زود رشد کرد و بالا کشیده شد.
 
مثل یک ماهی، لیز و دست‌نیافتنی بود. همه جا هم بود و هم نبود و در فرهیختگی و ذکاوتش همین بس که دو سه زبان را خیلی خوب می‌دانست، توی دنیا می‌چرخید، به روز بود؛ از حال و روز مظلومین و محرومین در اکثر نقاط دنیا باخبر بود؛ با جنبش‌های آزادیبخش ارتباط داشت و آنها را می‌شناخت.
 
 
مهم‌تر از همه اینکه از حال و هوای هنری و کارهای رسانه‌ای هم غافل نبود. می‌دانید که یکی از هنرهای حزب الله، نبرد و جنگ رسانه‌ای است، چیزی که ما در زمینه آن ضعیف هستیم و سعی هم کرده‌اند که این گونه بمانیم. در نبرد رسانه‌ای و فتنه‌ای که هشت ماه بر ما طول کشید، به دلیل اینکه نتوانستیم مواضع خودمان را بشناسانیم و اطلاعات درست به خلق الله بدهیم و دیدید که مردم هشت ماه گیج و کلافه بودند. البته به خاطر مریضی برخی عناصر رسانه‌ای ما هم بود که تا همین الان هم این مریضی ادامه دارد و لذا ما نتوانستیم نقش قوی خودمان را در قصه و جنگ رسانه‌ای که دشمن با ما شروع کرده، نقش خود را به‌درستی ایفا کنیم؛ اما حزب الله با موقعیت و محدودیت فضایی و زمانی‌ای که دارد، به‌خوبی توانست از فضای موجود ماهواره‌ای جهانی استفاده کند و با برنامه‌های خوب و تبلیغات بموقع و گرفتن فیلم از عملیات‌های محدود، ولو زدن پرچم روی سنگر دشمن، با موسیقی و ضرباهنگ خاص و اشعار جهادی، روح و نفس جهادی را در سطح جامعه نگه دارد؛ چیزی که متأسفانه در طول این دو دهه اخیر ما به‌کلی اخته شد و نوع اشعارمان، مدل موسیقی‌هایمان دیگر نفس و روح جهادی ندارند. چیزهایی از گل و بلبل و در و دیوار و کوه دماوند و آبشار و امثال اینها و موسیقی‌های عاشقانه‌ای که در مورد هر چیزی مصداق دارند.
 
 
اما عماد از 13 سالگی مشهور به سه شاخصه غیرت داشتن و کریم بودن و شجاعت بود. گفتند که عاشق ائمه(ع) بوده و زیارت حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) را ترک نمی‌کرده است. اینها همه سر جای خودشان، اما باز عرض می‌کنم که طراح بی‌نظیری بود و برای نبرد 33 روزه‌ای که اسرائیلی‌ها همه جانبه آمدند تا از ریشه کار حزب الله را تمام کنند، بسیار عالی طرح‌ریزی کرد. او یکی از کسانی بود که چه در طرح‌ریزی و چه در اجرا توانست 33 روز مقاومت جانانه‌ای را از خود نشان بدهد که فوق‌العاده بود. آمار تلفات بچه‌های حزب الله اعم از مردم و رده‌های رزمنده و مقاتل و نه رده‌های اول، در زیر آن هجمه بمباران‌های سنگین از هوا و زمین و دریا و وجود هواپیماهای شناسائی و تانک‌ها، سرجمع 1300 نفر شد. از خود حزب الله و کسانی که در خط مقدم نبرد بودند، 110 نفر آمار تلفات داده‌اند. درستش هم همین است. زیر آن هجمه سنگین، کشته دادن از مردم و نیروهای رزمنده، هنر نیست؛ به‌خصوص اینکه در زمانی داری می‌جنگی که آمار رسمی مقاتلین حزب الله کلاً 4500 الی 5000 نفر است. اگر همه اینها را بخواهید به صحنه بیاورید و نتوانید درست از آنها استفاده کنید و تجمع جا و مکانشان را برای حمله و دفاع درست خرج نکنید، همان وضعیتی پیش می‌آید که در نبرد 22 روزه برای فلسطینی‌ها اتفاق افتاد و درست در روز اول نبرد70،60 نفرشان در مقر نیروی انتظامی‌شان شهید شدند و صحنه‌های دلخراشی را هم از آنها دیدید و لذا هدایت یک نبرد در برابر ارتش اسرائیل که به لحاظ تجهیزات زبانزد عام و خاص در دنیاست، چنین آمار تلفات پائینی و زدن ضربات مهلک به ناوشکن ثاقب و تانک‌های مرکاوا که ضربه زدن به آنها و انفجارشان به صورت اسطوره در آمده بود و می‌گفتند غیرممکن است که بشود آنها را منهدم کرد، این هم از اتفاقاتی بود که بچه‌های حزب‌الله به فرماندهی حاج رضوان، هیمنه آن را شکستند.
 
در مورد بحث عملیات‌ها حرف و حدیث زیاد بوده، ولی به مباحث کلان و کلیدی نمی‌رسیم و فقط به یکی دو نکته اشاره می‌کنم و بحثم را قبل از نماز باذن‌الله جمع می‌کنم. به هر حال مزد جهاد، چیدن میوه‌ای به حلاوت شهادت است و اگر کسی در این صحنه کم نگذارد و خداوند چنین مزدی را به او ندهد، یک جای کار می‌لنگد.
 
تقدیر چنین رقم خورده بود که در چنین روزی که شما برای برگزاری دومین سالگرد شهادت او که در قلب مرکز امنیتی سوریه و در کنار مرقد بی‌بی رقیه(س) روی داد، جمع شده‌اید، او به شهادت برسد.
 
این شهادت بسیار سخت و ناگوار بود و هنوز که هنوز است کمیته‌هایی که قرار بود اعلام کنند این فاجعه چگونه روی داد،‌ گزارش قانع‌کننده‌ای نداده‌اند و نگفته‌اند او که پیوسته مسائل امنیتی را رعایت می‌کرد، پس چه شد که این بار چنین ضربه‌ای خوردیم و از کجا؟ در آخرین بررسی‌ها رد دستگاه‌های جاسوسی سعودی‌های خبیث و اردنی‌های ملعون و دست‌های پنهان و پشت پرده آنان دیده شده است.
 
امیدواریم که به حق خون این مظلومان و سایر خون‌هایی که در چنین روزهایی در مصر سایر بلاد ریخته شد، پرده اینها کنار برود و به حق امام زمان(عج) حکومتشان سرنگون گردد. امروز اگر اشتباه نکنم از خواهر شهید مغنیه مطلبی در روزنامه‌ها درج شده بود که پنج ماه پیش عماد را خواب دیدم که کوله‌باری پر از مهمات بر دوش دارد. پرسیدم: «عماد! کجا؟» گفت:‌«دارم می‌روم به مصر» پرسیدم: «مصر چرا؟» گفت: «بشارت که عن‌قریب در آنجا پیروزی حاصل می‌شود و بر و بچه‌های حزب الله در آنجا رشد و نمو خواهند کرد.»
 
و اما دوستان! در چنین روزی که برای شما مبارک و میمون است و نیز برای فتنه‌گران چون روز والنتاین است و اعلام راه‌پیمایی هم کرده‌اند که پسر و دخترها به سلامتی بیرون بیایند، اما الحمدلله این روزها با هم متقارن شدند تا از آن طرف شیمون پرز اطلاعیه بدهد که بیرون بریزید و خودی نشان بدهید و از گوگوش تا سروش اعلامیه تهییج بدهند و مسعود رجوی هم اعلامیه تهییج بدهد و از این طرف هم ما همچنان سکوت هاشمی‌ها و موسوی‌ها و کروبی‌ها را داشته باشیم تا روزشان برسد.
 
 
اما جماعت و دوستان! درسی که باید بگیریم. بر و بچه‌ها! عزیزم! پسرم! دخترم! ای همه کسانی که پیوسته در دلتان این شعار بود: «یا لیتنا کنا معک: ای کاش با شما بودیم با شما حیات طیبه می‌داشتیم.» امروز ما داریم در چنین حیات طیبه‌ای زندگی می‌کنیم. ما داریم در شرایط خاصی زندگی می‌کنیم؛ لکن در این دو دهه که تفکر روح الله را خواستند از بین ببرند، ما را برای چنین روزهائی آماده نکردند. او خودش پیش بینی کرده بود که روزهائی خواهند رسید که حکم‌هائی را که داده و باید اجرا می‌کردیم، اجرا نمی‌کنیم و بعد اینها برایمان شاخ و شانه می‌کشند. و پیش‌بینی کرده بود تو که روزی با احمد متوسلیانت استاد عماد بودی و استاد سید حسن شده بودی، آن راه را ادامه می‌دادی، امروز که توی این جلسه نشستی، اما دلت می‌تپد که چه خواهد شد، اگر به این فرامین گوش کرده بودند، دیگر امروز دل تو برای اینکه دشمن در کوچه پس کوچه‌های شهر و خانه‌ات عربده بکشد و مست کند و شیشه بشکند، نمی‌لرزید و دیگر قطعاً نبرد خیابانی نداشتیم.
 
به خاطر انحراف در تفکر روح‌الله و از مسیری که او برای ما مشخص کرده بود، امروز به حسب کلام امیرالمؤمنین(ع) باید به نبرد داخل شهرهایتان تن بدهید و بروید آموزش جنگ شهری ببینید. تو الان نباید اینجا باشی. تو الان باید در مصر و در میدان التحریر باشی و به گفته روح الله باید تمام تجربیاتت را انتقال می‌دادی که امروز بی‌تکلیف نباشند. زدند و نامبارک را بیرون کردند، از امروز فتنه شروع می‌شود. ما می‌دانیم چه اتفاقی می‌افتد. اگر چه که یک گام جلوئیم. به هر حال طاغوتی رفت، اما برای این انقلاب به معنای واقعی مردم هزاران نسخه می‌پیچند. انقلابی که در مصر حادث شد، اگر چه کامل نیست، اما انقلاب مردمی است که سه دهه است دارد منفجر می‌شود. این انفجار را در تلویزیون دیده‌اید که دارند فریاد می‌زنند؛ منتهی مثل انقلاب شما کامل نیست، سر ندارد، رهبر ندارد، مبنای آن هم مبنای ولایت فقیهی نیست. شیوخ ضعیف الازهر هم در اینجا علمدار نیستند و خشم مردم به صورت موجی است که این طرف و آن طرف می‌رود و در آینده برایش اتفاقات زیادی هم می‌افتد.
 
خیلی جالب است! فتنه‌گرهای آلزایمر گرفته! امروز را برای حمایت مردم مصر و تونس اعلام راه‌پیمایی کرده‌اید؟ مگر علمدار شما، موسوی ابله در شب اول مناظره نیامد و نگفت چرا برای دنیا شاخ و شانه می‌کشید؟ ما خودمان نداریم. چه کارمان به فلسطین و لبنان و...؟ این اولین کلامی بود که با رقیبش مطرح کرد و بعد، حامی آن 15،14 انگلیسی‌ای شد که توی دریا گرفته بودیم که: «آقا! اینها را برای چه گرفته‌اید؟ و بعد چرا با کت و شلوار ولشان کردید؟» شما در حمایت تز انقلاب مصر بیرون ریخته‌اید؟
 
آقای خاتمی! ملت مصر برای انقلاب، از عبدالله پول نگرفت. مردم برای تغییر (به اصطلاح شما) از جورج سوروس دستور عملیاتی نگرفتند. مردم برای تغییر مورد حمایت سی.ان.ان و بی.بی.سی و العبریه قرار نگرفته بودند. مردم برای انقلاب مورد حمایت و عنایت اسرائیل و آمریکا و اتحادیه اروپا قرار نگرفتند. آقای موسوی! این جماعت برای تغییر از محمود عباس! پول کثیف نگرفتند.
 
دوستان! باور کنید من امروز بسیار خوشحالم که اینها کف خیابان هستند و چون ما اصولاً راحت خوابمان می‌برد و مردمِ این تیپی هستیم و رسانه‌ها و تلویزیون ما هم گیجِ گیج و با فوتبال و فیلم‌های مزخرف و با غفلت ایجاد کردن، در کار استحمار و خر کردن ما هست و می‌بینید که همه خیلی سریع یادشان می‌رود، بدم نمی‌آمد شما را به خیابان می‌بردم. هنوز گرد و غبار فتنه سال گذشته را حتی در خانواده‌های خودمان هم می‌بینیم.
 
چرا هر کسی که الان به لبنان می‌رود، بخصوص بچه‌هایی که در منطقه با هم بودیم، همین که یک خط تماس می‌زند، وقتی برمی‌‌گردد می‌گوید لذت بردم؟ برای اینکه بوی باروت می‌آید و هر روز هم یک نفر را می فرستند هوا، رایحه شهادت در آنجا هست.
 
اما عزیزم! در مورد امروز تهران، بدان، در تابوتی که اینها برایش فاتحه می‌خوانند، جنازه‌ای به قد و قواره شهدای ما وجود ندارد. اینها همه‌اش هوچی‌گری‌های رسانه‌ای است. ده‌هال هزار نفر آمدند توی خیابان‌ها! این حرف‌ها کدام است؟ بالاخره نوادگان مسعود رجوی و مریم عضدانلو و ساواکی‌ها و شاهنشاهی‌ها و اکبر گنجی ملعون و زندانی‌ها را که سرجمع کنید، بالاخره یک رقمی می‌شوند و در این تهران مسموم شده باید بیایند و یک عرض اندامی کنند.
 
امروز این مسئولیت از روی دوش این شهید (حاج عماد) برداشته شد و او سر سفره آقا سیدالشهداء متنعم است که ای کاش شهید نمی‌شد و من یک چرت بیشتر می‌زدم، بیشتر خستگی در می کردم، بیشتر استراحت می‌کردم، اما شهادت او بار مسئولیت را روی شانه همه شما سنگین‌تر کرد، چون او اولاً مجاهدی در صحنه بین‌الملل بود و خواب و آرامش آنها را در صحنه بین‌الملل گرفته بود و ما مجاهد در این قد و قواره کم داریم. چرا؟ چون روزی که او اعلام کرد باید سلمان رشدی را بزنید و ترس من از روزی است که شما این موضوع را به فراموشی بسپارید، این شد که شد و این پیام را برای شما نمی‌داد که: «روحانیون و مردم عزیز حزب‌الله و خانواده‌های محترم شهدا حواسشان را جمع کنند که با این تحمیل‌ها و افکار نادرست، خون عزیزانشان پایمال نشود.» قبلاً حضرت روح الله اینها را گفته. کدام افکار نادرست؟ می‌خواستم نخوانم، ولی اجازه بدهید قسمت دیگری را هم بخوانم.: «آنان که بر این باورند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدیدنظر نمائیم و ما خامی کرده‌ایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم.» اینها را گفتند. هاشمی تکرار کرد، موسوی تکرار کرد.«نباید خامی بکنیم و شعارهای تند یا جنگ‌طلبانه که سبب بدبینی شرق و غرب به ما و نهایتاً انزوای کشور می‌شود، بدهیم.» باز دو مرتبه هاشمی تکرار کرد و حتی آخرین اظهارنظرهایی هم که از او خواستند، در مواضعش تغییراتی نداد.
 
عزیز من! ریشه این فتنه در تفکرات مسموم این آقایان است که این آقایان باید تصمیم بگیرند که یا تفکرات خود را بر اساس تفکرات حضرت روح‌الله و رهبر انقلاب تنظیم کنند یا مطمئن باشند که خود به خود حذف خواهند شد. از منتظری که بالاتر نیستید. امام در باره منتظری گفت: «من نه یک بار که چندین و چند بار در او خلاصه شده‌ام.» وقتی حضرت روح الله دید کار او تمام است و منافقین در بیت او لانه کرده‌اند، نامه‌های مسموم به حضرت روح الله می‌دهد که زندانی‌ها را آزاد کنید و لیبرال‌ها باید سر کار بیایند، یک شب برداشت و نوشت علی‌رغم میل خود، چون شما را برای علمداری چنین مسئولیت سنگینی بعد از خود مشروع نمی‌دانم. شما فرد ساده‌لوحی هستید و بازی لیبرال‌ها و منافقین را خورده‌اید و خلاص! بهترین کار این است که بروی و در حوزه درس بدهی. به هیچ وجه صلاح نیست که دیگر در سیاست دخالت کنی. از او که بالاتر نیستید. این جماعت چنین تجربه‌هائی را هم دارند. یا باید خودتان و بیتتان را از این مسمومیت‌ها و دو پهلو صحبت کردن‌ها پاک کنید. نه فقظ تو آقای هاشمی، بلکه ما بقی آن جماعتی هم که در آن مجمع هستند! باید تصمیم بگیرید که بیائید و دومرتبه هم فرکانس با ولایت بشوید. همه اینها را حضرت روح الله برای ما گفته، هر چند از بس نخوانده‌ایم، گیج می‌زنیم، ولی ان‌شاءالله دو باره بازخوانی می‌خوانیم.
 
حضرت روح الله می‌گوید یک نمونه‌اش سلمان رشدی. «ترس من این است که تحلیلگران امروز 10 سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند باید ببینیم که فتوای قتل سلمان رشدی و احکام اسلامی مطابق قوانین بین‌المللی بوده است یا خیر؟ و نتیجه‌گیری کنند که چون بیان احکام خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفته‌اند، پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانت کنندگان به مقام مقدس پیامبر(ص) و مکتب و اسلام بگذریم. خلاصه کلام اینکه ما باید بدون توجه به غرب حیله‌گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم...»
 
آقای لاریجانی! حضرت روح الله اینها را برای من گفته. من وقتی تو را با حسنی نامبارک می‌بینم، اذیت می‌شوم. من وقتی امشب توی صدا و سیما می‌شنوم که مشائی20 روز قبل از این فروپاشی رفته و از عبدالله اردنی ننه انگلیسی برای این مملکت انقلابی دعوت کرده، قلباً ناراحت می‌شوم. من وقتی می‌بینم این همه افت و خیز هست برای اینکه دریوزگی اینها را بکنند و بروند راهکار باز کنند....راهکار چه چیز را باز کنی عزیز من؟ همه می‌فهمد که تو می‌خواهی بروی آنجا راهکاری باز کنی برای کمک به غزه؟ به چه قیمت؟ به قیمت اینکه عکس تویِ لاریجانی را با حسنی نامبارک بیندازند؟ این جبهه می‌شکند. وقتی این عکس تو در تمام رسانه‌های دنیا چاپ می‌شود، همه از خودشان می‌پرسند چه اتفاقی دارد برای اسلام می‌افتد؟ همه اذیت می‌شوند. نمی‌توانند این تحلیل را باور کنند که تو می‌خواهی مسیر کثیف سیاست و دیپلماسی را جلو ببری که یک علاقاتی برقرار شود که چه بشود! مگر حضرت روح الله تشخیص نمی‌داد که مصر یک جای استراتژیک است و نباید می‌گفت حسنی نامبارک و عبدالله اردنی دوره‌گرد و تونسی چه و چه؟ همه اینها را به فحش کشیده. حضرت روح الله شما تشخیص نمی‌دادید که اینها در خط مقدم هستند و ما می‌توانیم با اینها کنار بیاییم و جبهه‌ای را باز کنیم؟ آقا این نامرد بسته و در اوج جنگ 22 روزه تا همین الان نمی‌گذارد یک پاکت سیمان به دست مردم بدبخت غزه برسد. از آن طرف هر روز می‌زنند با بولدوزر ده تا خانه را خراب می‌کنند، از این طرف دریغ از رساندن یک پاکت سیمان. آخرین کاروان آسیائی غزه که رفته آنجا، این خبیث‌ها چهار تا شرط برایش گذاشته‌اند. 1. جنس‌هائی که می‌خواهند بدهند، اعم از غذا و دارو و چیزهای دیگر، آرم ایران رویشان نباشد. 2. ژنراتور نباشد. 3.هیچ ایرانی‌ای در این کاروان نباشد. 4. بحرینی نباشد و....برایت شرط گذاشته!
 
ابوالغیط بی‌شرف کیست که هر دفعه یک چرت و پرتی بگوید و وزارت امور خارجه فشل نتواند در برابر سیاست خارجی مصر و ابوالغیط اعلام نظر رسمی بکند؟ یا شیخ طنطاوی. این طرف ما یک دولت کریمه انقلابی را توقع داریم که مواضع مشخص داشته باشد. کسی حق ندارد بر اساس این اصول، بازی انجام بدهد. برادر! اگر قرار است با اینها بنشینید با بابا بزرگشان که آمریکائی‌ها هستند، بنشینید. این را همه مردم می‌فهمند. این مردمی که هر روز فریاد مرگ بر آمریکا می‌زنند، این چیزها را می‌فهمند. شما نماینده این نظام هستید. حق ندارید بر اساس تشخیص‌های خودتان بروید آنجا و پشت پرده، اتفاق دیگری را ببندید. تمام این مردم به این دلیل عاشق این نظام هستند که پشت پرده ندارد.
 
خدا می‌داند جماعت! در گرماگرم جنگ -بچه قدیمی‌های جنگ هستند و می‌دانند- وقتی اتفاق مک‌ فارلین پیش آمد، خط شکست. گفتند چه نشسته‌اید؟ این پشت دارند داستان را با مک فارلین می بندند. با هواپیما آمد و در تهران نشست و اینها دارند می‌روند پای میز مذاکره. حزب‌الله! در سال آخر جنگ، شل شد، به خاطر اینکه در همه سنگرها بحث این بود که دیوانه‌ها! دارند آن پشت با همدیگر می‌بندند! وارد زد و بند سیاسی شده‌اند. بروید سر خانه و زندگیتان. تلویزیون تبلیغ می‌کرد که جبهه‌ها پر از آحاد مردم رزمنده است، می‌رفتی توی خط و می‌دیدی که کیلومترها خط خالی است. وقتی اعتماد و ثقه مردمی که در خط مقدم هستند متزلزل می‌شود که احساس می‌کنند پشت پرده خبر دیگری است. حضرت روح الله دیپلماسی را با زبان شماها که تازه چهار واحد علوم سیاسی پاس کردید، مشخص نکرده، بلکه جوری مشخص کرده که ذره‌ای تردید در آن وجود ندارد. این عین کلام اوست: «اگر آمریکا لا اله الا الله هم بگوید، قبول نداریم. آنها می‌خواهند ما را گول بزنند.»
 
آقای لاریجانی! این استراتژی روشن را هم بچه ده دوازده ساله من می‌فهمد، هم پدر بزرگ و مادر بزرگ من. برای این است که آحاد مردم پشتوانه این نظام هستند، نه پشتوانه دیپلماسی پشت درهای بسته. برای همین دانشجوی باغیرت ما ساعت دو و نیم نصف شب می‌رود فرودگاه و هنوز از پله‌های هواپیما پائین نیامدی، داد می‌زند: «رئیس مجلس ما! دیدارت با نامبارک، مبارک!» به او حق بدهی. ما دیگر حرف‌های دوپهلو و حرف‌های انقلابی را از شما قبول نمی‌کنیم. بس است دیگر. عصر این جور حرف‌ها تمام شد. عصر، عصر غلبه مستضعفین بر مستکبرین است.
 
عزیزم! پسرم! دخترم! برای جنگیدن در دو جبهه باید خودت را آماده کنی. یکی جبهه داخل با این مسمومیت‌هائی که ایجاد شده، جنگیدن خیلی سخت است. دوم برای اینکه در ریزش‌هائی که دارد در کشورهای عربی اتفاق می‌افتد نقش مؤثری داشته باشی، هیچ سازمان و ان. جی.او و نهادی نداری. تازه یک چیزی راه انداخته‌اند به اسم «امت واحده» که با شش تا و نصفی آدم ارتباط داشته باشند. زبان خارجی هم بلد نیستی، تشکیلات هم نداری. باریکلا به هاشمی، باریکلا به خاتمی با امکانات و پول‌هائی که دادند، به گفته وزیر اطلاعات 1500 ان.جی.او درست کردند، تشکیلات ارتباطی دارند و هر وقت می‌خواهند سوت می‌زنند و می‌آورند کف خیابان! کو تشکیلات حزب‌الله و ارتباطاتشان؟ کو در زمان همین حکومت عدل احمدی‌نژاد یک ده ان.جی.او حزب‌اللهی که سر پا باشد و در داخل ارتباط داشته باشد، خارج پیشکش؟
 
پسرم! دخترم! تجربه نشان داده که نمی‌شود زیاد هم امیدوار بود. اگر در دور بعد مادر من از اوضاع خسته بشود و عشقش بکشد که به یک سید خوشگل خوش‌قواره گوگوری مگوری عینک پنسی که با نعلینش سِت باشد، رأی بدهد، دو مرتبه باید 8 سال توی سرت بزنی! تا دستت هست، توی دانشگاه و مدرسه و بازار و مسجد نخواب. فشار بگذار و ان.جی.او تشکیل بده، مؤسسه‌ای بزن، ارتباطات را برقرار کن. نمی‌شود هی به هم اس.ام.اس بزنید که مراسم سالگرد عماد گرفته‌ایم، بیا. بروید از اینها یاد بگیرید که چه جوری باید تشکیلات زد؛ اگر چه پول حرام‌خورده‌ها به‌محض اینکه برای این قصه‌ها سوت بزنی، سر خط می‌شوند. بی تشکیلات بودن مشکل حزب الله است.
 
پسرم! دخترم! باید خودت را آماده کنی که در دو جبهه بجنگی. مگر در جستجوی ربنّائی تازه باشیم/ و گر نه صد دعا ز این دست، یک نفرین نخواهد شد / مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم / خدا باغ ما که دلتنگیم، سر سنگین نخواهد شد / به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله‌ور در باد / بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد.
والسلام علی یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیّا و نحن بکم لاحقون و ما به شما ملحق خواهیم شد ان‌شاءالله.

متن‌کامل سخنرانی پناهیان در مراسم تشییع شهید صانع ژاله؛
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جنبش سبز
شعار "مرگ‌بر ساکتین" برگرفته از زیارت‌عاشورا/ مردم نه‌تنها اعدام‌سران‌فتنه بلکه حذف سیاسیون ساکت را می‌خواهند

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در جمعِ انبوهِ تظاهرکنندگان و تشییع کنندگان پیکر شهید «صانع ژاله» که در روز 25 بهمن ماه و در جریان آشوبِ فتنه‌گران به شهادت رسید، طی سخنانی شهادت این عزیز را مُهرِ ابطالی بر فتنه‌ی آشوب‌گران و سبب رسوایی منافقین دانست.


رجانیوزٰ، مشروح این سخنان را که روز گذشته در دانشگاه تهران و در جمع انبوه تشییع کنندگان ایراد شد، به جهت اهمیت آن منتشر می‌کند:
 
شهید ژاله چه افتخاری پیدا کرد/ فتنه‌گران و مسئولان مملکت بدانند...
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
الحمد لله رب العالمین والصلاه الله سیدنا و حبیبنا ابالقاسم مصطفی محمد و اله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما الحجه بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداه و لعن دائم علی اعدائهم اجمعین الا قیام یوم الدین.
 
شهید ژاله چه افتخاری پیدا کرد. باید به خانواده‌ی محترم او که از خطه‌ی غیور مردان کردستان هستند، تبریک گفت که شهادت فرزند آنها مُهر پایانی بود بر جنایت‌های بی حد و اندازه‌ی فتنه‌گران و خون ارزشمند او باعث رسوایی نهایی منافقان مدرن شد. این شهید مظلوم که بسیجی بودن را در پرونده‌ی خود دارد، بدون این که درگیر شده باشد، با موضوع تظاهرات فتنه در 25 بهمن، در حالی که عبور می کرد از کنار خیابان طرف گلوله قرا گرفت تا مظلومیتش پایانی باشد بر مظلومیت و غربت بیش از 30 شهیدی که در این جریان فتنه در این یک سال و اندی داده شده است.
 
فتنه‌گران و مسئولان مملکت بدانند ما از این به بعد برای شهدایی که خدای ناکرده در این راه بدهیم، بیشتر از این شور و غوغایی به‌پا خواهیم کرد. اگر یک نفر از شهروندان و اعضای امت اسلامی ایران نازنین ما، نه شهید بشود، حتی مجروح بشود و از دست فتنه‌گران کتک بخورند، ما برای آن مجروح هم چنین همایش هایی را برقرار خواهیم کرد.
 
آفرین به غیرت دانشگاهیان و آفرین به غیرت دانشجویان هنر که نگذاشتند این شهید عزیز مانند دیگر شهدا در گوشه‌ی غربت و عزلت تشییع بشود و این چنین تشیبع با شکوهی برای او برقرار کرده اند. همین مردم حاضرند و تمنا دارند به پای چوبه‌ی دار سران فتنه بایستند و فریاد بزنند.
 
سیاستمداران کشور حق ندارند به فتنه‌گران فرصت بازگشت بدهند/ توبه گرگ، مرگ است
 
سیاستمداران کشور حق ندارند به فتنه‌گران فرصت بازگشت بدهند. این سخن سخن دیرهنگامی است که به فتنه‌گران فرصت داده شود که اگر شما در خط امریکا و اسرائیل نیستید، خط خود را جدا کنید. دست فتنه‌گران به خون جوانان این مرز و بوم آغشته است. آنها لکه‌ی ننگی هستند که باعث بی‌آبرویی ملت ما هستند. ملت مصر به ما می گوید: «ما مبارک مستبد جنایتکار وابسته به امریکا را سرنگون کردیم، شما ملت بزرگ نمی‌توانید چند فتنه‌گر منحوس را نابود کنید؟»
 
قیام این مردم چرا برای شهید 25 بهمن پرشورتر از تشییع پیکر شهدای پیشین است؟ چون این مردم ثمره‌ی انقلاب خود را در یمن، در تونس، در بحرین و در مصر دیده‌اند. این مردم ثمره‌ی انقلاب خود را و ثمره‌ی خون شهدای خود را و برکت راه حضرت امام و رهنمودهای مقام معظم رهبری را در تحولات منطقه دیده‌اند. چرا جامعه‌ی خود را از لکه‌ی ننگی که فتنه‌گران ایجاد کرده‌اند، پاک نکنند؟ همه این مردم و هزاران برابر بیشتر از این مردم از همه‌ی شهرهای کشور آماده‌اند برای اینکه لکه‌ی ننگین نفاق مدرن که در سران فتنه متجلی شده، برای همیشه از این مرز و بوم پاک بشود.
 
تقاضای مردم طبق آیه قرآن، اعدام است
 
من طبق آیه‌ی قرآن، تقاضای این مردم را به خدمت مسئولان نظام عرض کنم. این خشم مردم نیست این احساسات مردم نیست که تقاضامند اعدام سران فتنه هستند، این قرآن است که می‌فرماید: «إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً» جزای کسانی که امنیت را از بین می برند و با تظاهرات خود زمینه‌ی حضور منافقین در صفوف شورش‌گران زباله دانی را فراهم می آورند، خیابان‌ها را ناامن می‌کنند، این است که «أَنْ یُقَتَّلُوا»‌یا کشته بشوند «أَوْ یُصَلَّبُوا» یا به دارآویخته بشوند «أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ» دست و پای آنها از دو سوی مخالف قطع بشود و بدن مثله شده‌ی آنها روی زمین انداخته شود.
 
مردم خواستار حذف سیاستمدارانی هستند که زمینه شعله گرفتن آتش فتنه شدند
 
این مردم نه تنها می خواهند سران فتنه اعدام شوند، بلکه می خواهند سیاستمدارانی که در در موقعیت و با هر سابقه ای هستند و به هر نحوه زمینه شعله گرفتن آتش فتنه را فراهم کردند آنها هم از صحنه‌ی سیاست حذف شوند.
 
توجه کنید، حرف‌هایی که شاید تاکنون زده نشده باشد، خدمت شما عرض کنم. کدام یک از سیاستمداران در آغاز اولین تظاهرات غیر قانونی که برگزار شد نمی‌دانستند، پیش بینی نمی‌کردند که منافقین در این گونه تظاهرات شرکت خواهند کرد؟ و امریکا پشتیبان این گونه حرکت‌ها خواهد بود و خون‌های مظلوم به زمین ریخته خواهد شد؟
 
تمام سیاستمدارانی که پیش بینی نمی‌کردند این تظاهرات غیرقانونی که از روز اول راه افتاد منجر به ریخته شدن خون مظلومان می شود، آنانی که نمی‌دانستند و پیش‌بینی نمی‌کردند که این تظاهرات مورد حمایت اسرائیل و امریکا قرار خواهد گرفت، آن سیاستمدارانی که در کشور ما پیش‌بینی نمی‌کردند این حرکت مورد رضایت صهیونیزم و قاتلان فلسطینیان مظلوم خواهد بود، آنها احمق هایی هستند که در عرصه‌ی سیاست جا خوش کرده‌اند.
 
چه کسی است که نداند این نظام و این انقلاب دشمن دارد؟ چه کسی است که نداند دشمنان ما از فرصت استفاده می کنند؟ چه کسی است که نداند کوچک‌ترین فرصت دادن به دشمن به هر بهانه‌ای خیانت بزرگ محسوب می شود؟
 
بگذارید سخن امام امت را که در اوج رحمت بود و در صحیفه‌ی امام ثبت است، برای شما بیان کنم. فرمود: «هر کسی به حکم شورای نگهبان بی اعتنایی کند و با‌ آن مخالفت کند و مخالفت خود را به میان مردم بکشد او مفسد فی الارض است» و مفسد فی الارض حکمش اعدام است.
 
چه کسانی مصلحت‌ها را تولید می‌کنند؟/ مسیر انقلاب همواره به سمت شفافیت و کم شدن مصلحت‌ها بوده و هست
 
مردم ما تجربه‌ی تاریخی مظلومیت علی‌بن‌ابیطالب را دارند. مردم ما می دانند که امیرمؤمنینِ مظلوم ما، که اول مظلوم عالم بود، با نصیحت‌هایی که اطرافیان او به او می‌کردند و تحمیل‌گری‌هایی که آغاز کردند، حکمیت را بر علی بن ابیطالب (ع) تحمیل کردند و نگذاشتند علی‌بن‌ابیطالب(ع) مسیر خود را پیروزمندانه پیش ببرد. ما تقاضامندیم که تمام کسانی که می خواستند درجریان این فتنه حکمیت را به مقام معظم رهبری تحمیل کنند، از صفحه‌ی سیاسی جامعه محو شوند.
 
اگر تا کنون مصلحت بوده است قوه‌ی قضایه صبر و نجابت به خرج بدهد که می‌دانیم به اشاره‌ی نورانی مقام عظمای ولایت بوده است، اما این مصلحت که توسط برخی تولید و تحمیل می‌شود، تا کی ادامه پیدا خواهد کرد؟ آیا کسانی که در این مملکت مدام می‌خواهند تولید و تحمیل مصلحت کنند، باید تا قیامت تحمل شوند؟
 
از روز اول انقلاب که انقلاب آغاز شد تا زمان ظهور آقا امام زمان(ع)، از یک زاویه که نگاه کنید، مسیر انقلاب ما این مسیر است که از روز اول حضرت امام فرموده‌اند: تحمیل شدن جریان نهضت آزادی بنا بر مصلحت بود. این مصلحت برداشته شد. تحمل کردن بنی‌صدر مصلحت بود، این مصلحت برداشته شد. تحمل کردن منتظری علی رغم میل و فرموده‌ی حضرت امام، مصلحت بود، این مصلحت برداشته شد. ما از ابتدای انقلاب تا ظهور حضرت یک مسیر را طی می کنیم روز به روز به سمت شفافیت و کم شدن مصلحت و عیان شدن حقیقت پیش خواهیم رفت.
 
اگر مصلحت ها به این دلیل است که مردم تحمل داشته باشند، مردم تحمل دارند،
 
اگر مصلحت ها به این دلیل بوده است که مردم آگاه بشوند مردم آگاه هستند،
 
اگر مصلحت ها به‌خاطر این بوده است که خواص و نخبگان جامعه آگاه بشوند، آگاه شده‌اند. دیگر اگر کسی خود را به خواب زده باشد، نمی‌شود او را بیدار کرد،
 
و اگر مصلحت ها برای این بوده است که خواص پس از آگاهی اقدام کند، ما باید از اقدام مجلس شورای اسلامی تشکر کنیم که ظواهر فریبنده‌ی پست‌ها را کنار گذاشتن و مانند یک بسیجی انقلابی فریاد زدند و درخواست اعدام سران فتنه را مطرح کردند.
 
هر سیاست‌مداری تا کنون می خواسته بیدار بشودٰ بیدار شده است، هر که تاکنون بیدار نشده است، دیگر بیدار نخواهد شد.
 
شعار «مرگ بر ساکتین» برگرفته از زیارت عاشورا و متون دینی
 
من به طور مشخص شعاری را به شما پیشنهاد می کنم و شما اندیشه‌ی این شعار را، هم در زیارت عاشورا و در دیگر زیارت نامه‌های ما بروید ببینید. آنجایی که ما لعن می‌کنیم، نه فقط قاتلین را، بلکه خاذلین را هم لعن می‌کنیم. خاذلین یعنی چه کسانی؟ آنانی که در مقابل مظلومیت حسین(ع) ساکت ماندند و از حق قیام و دفاع نکردند.
 
بر اساس متون و معارف دینی، این شعار را پیشنهاد می‌کنم، تا از امروز و فردا معلوم بشود، چه کسانی مورد نفرین شما بوده‌اند و هستند و خواهند بود. این مردم ما بر اساس معارف دینی اگر بخواهند شعار بدهند، همه خواهند گفت: «مرگ بر ساکتین».
 
چه کسانی سکوت کرده‌اند؟
 
چه کسانی سکوت کرده‌اند؟ کسانی که هنوز فتنه را فتنه نخوانده‌اند، چه کسانی ساکت هستند؟ کسانی که سران فتنه را به عنوان سرانی آشوبگر و خروج یافته از انقلاب ندانسته‌اند. چه کسانی بوده اند؟ کسانی که تقاضای اعدام برای سران فتنه نکرده‌اند. طبق فرمایش حضرت امام چه کسانی ساکت‌اند؟ علمایی که برای بی‌احترامی به کوچکترین موضوعات دینی برمی‌آشوبند، ولی برای بی‌احترامی به ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه که عصاره‌ی پیامبران و راه پیامبران است سکوت کرده‌اند.
 
امروز شنیدیم همین الان که شما دانشگاهیان و مردم درس‌های خود را تعطیل کرده‌اید علمای هوشمند و انقلابی و با بصیرت در حوزه‌های علمیه، در حوزه‌ی علمیه‌ی قم هم هم‌اکنون مانند شما تجمع دارند درس‌های خود را تعطیل کرده‌اند. 
 
اما من می خواهم دردمندانه و سوگمندانه این بی‌شرف‌هایی که حرکت 25بهمن را که شورش چند علاقمند به سطل‌های آشغالی را، قیام با شکوه می دانند برای شما بگویم. اینها عکس امام را و عکس مقام معظم رهبری را به روی زمین گذاشتند و ماشین ها را وادار می کردند و افراد را با کتک وادار می کردند که پا روی این عکس‌های مقدس ما بگذارند.
 
تا کی باید تحمل بشود؟! تا کی باید مظلومیت تحمل کنیم!؟ 18 تیر وقتی اهانتی به مقام معظم رهبری شد، مردم بیست و سوم تیرماه به خیابان‌ها ریختند. وقتی مقام معظم رهبری فرمود «عکس من را هم پاره کردند، کسی چیزی نگوید، صبر و سکوت بکند» مردم گریه کردند به خیابان‌ها آمدند فریاد زدند. آن جمعیتی که آن روز 23 تیر ماه بعد از هیجده تیرماه به خیابان‌ها آمد، امسال در همین مکان شما جمع شدند. 
 
در آن زمان، کسی از شخصیت‌های سیاسی دعوت شده بود برای سخنرانی نیامد، گفت می ترسم مردم نیایند و من ضایع بشوم نمی‌آیم از رهبری دفاع کنم. بعد از این که شما مردم را از تلویزیون در 23 تیرماه دیده بود، گفته بود: «عجب مردم این‌قدر طرفدار رهبری هستند اگر می‌دانستم می‌آمدم.» تو نیامدی و نمی‌آیی و نخواهی آمد.
 
امیدواریم این شهید آخرین شهید قبل از ظهور آقا امام زمان باشد
 
امیدواریم این شهید آخرین شهید قبل از ظهور آقا امام زمان علیه السلام باشد. و این شهید آخرین شهید این فتنه باشد. و خدا سلامتی و شفای عاجل به مجروحین و گلوله خورده‌هایی که در روز 25 بهمن ماه بدون اسلحه به خیابان آمده بودند و یا عبور می‌کردند بدهد.
 
و خداوند متعال بصیرت کامل به خواص جامعه‌ی ما بدهد. آن چنانی که عموم افراد جامعه‌ی ما از این بصیرت برخوردارند.
 
مسئولان مملکتی! به خدا قسم ما جواب مردم جوانان پرشور، دانشگاهیان هوشمند را نه تنها نمی‌توانیم بدهیم، بلکه از اقصی نقاط عالم تماس می‌گیرند، از ترکیه، از پاکستان، افغانستان، عراق، لبنان ، آفریقا کشورهای اروپایی از امریکا، تمام این تماس ها هست، می گویند: "شما در ایران چه کار دارید می‌کنید؟ چهار تا انسان فتنه‌گر از انسانیت خارج شدند، را چه‌جوری نمی‌توایند جلویشان را بگیرید؟" آنها از ما تقاضا دارند. ما نمی‌توانیم پاسخ آنها را بدهیم.
 
انشاء الله عزم را جزم کنند و سفره‌ی ننگین فتنه را در میان این مردم جمع آوری کنند و مردم آسوده خاطر، خود را هر چه سریعتر به مقدمه سازی ظهور آقا امام زمان (ع) برسانند.

در شرایط آشفته لیبی و همزمان با انتشار خبر انتقال امام صدر مطرح شد:
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: امام موسی صدر
نگرانی از دخالت انگلیس و اسرائیل برای ربودن مجدد امام موسی صدر

شرایط بحرانی لیبی و از کنترل خارج شدن اوضاع در این کشور نگرانی‎هایی را در مورد سرنوشت امام موسی صدر، رهبر ایرانی الاصل شیعیان لبنان، را با نگرانی دخالت نیروهای خارجی از جمله انگلیس و اسرائیل ایجاد کرده است. 

به گزارش رجانیوز، در حالی که 33 سال پیش امام موسی صدر روحانی ایرانی الاصل و احیاگر شیعیان لبنان برای حضور در اجلاسی به لیبی سفر کرده بود توسط ماموران امنیتی قذافی ربوده شد اما دولت لیبی همواره نسبت به توضیح درباره سرنوشت امام موسی صدر طفره رفته است. 
 
با این حال وقوع انقلاب قریب الوقوع در لیبی و پایان کار قذافی سبب شده است تا نگرانی‎هایی نسبت به سوء قصد برخی کشورهای خارجی به این رهبر بلندپایه شیعی بوجود آید. این درحالی است که از انگلیس و سرویس موساد به عنوان اصلی‎ترین گزینه‎های احتمالی برای اقدام علیه امام موسی صدر یاد می‎شود. لیبی به دلیل منابع انرژی خود و همچنین مواضع سیاسی‎اش یکی از اصلی‎ترین کشورهای حوزه استراتژیک انگلیس در شمال افریقا به شمار می‎رود. این نکته را از کاربرد گسترده مهمات انگلیسی در سرکوب مردم لیبی و تقلای بیش از حد وزیر خارجه این کشور در قبال مسائل لیبی و در مقابل سکوت معنادار امریکا در این موارد به‌خوبی می‌توان دریافت.
 
اما آنچه بیش از پیش احتمال دخالت نیروهای خارجی را در موضوع امام موسی صدر تقویت کرده است، انتشار خبری است که بر مبنای آن برخی منابع مخالفان قذافی از انتقال فردی شبیه به امام موسی صدر در فرودگاه "الابرق " در شهر البیضاء لیبی حکایت می‌کنند.
 
"سامی المصراطی" از مخالفان رژیم معمر قذافی دیکتاتور لیبی در گفت‌وگو با العالم اظهار داشته است: یک هواپیمای کوچک دیروز دوشنبه فردی را که شبیه به امام موسی صدر بود، از فرودگاه الابرق منتقل کرده است. در همین شرایط، حزب الله لبنان نیز با صدور بیانیه‎ای خواستار رسیدگی به وضعیت امام موسی صدر و آزادی وی شده است.
 
تعدادی از افسران مخالف رژیم لیبی نیز پیشتر گفته بودند که امام موسی صدر درحال حاضر در زندانی در شهر "سبها "ی لیبی زندانی است. 
 
به نظر می‎رسد شرایط به وجود آمده در لیبی همانند شرایط مصر که موجب آزادی شماری از اعضای حماس و حزب الله لبنان از زندان‎های مصر شد بهترین فرصت برای آزادی قدیمی‎ترین اسیر انقلاب اسلامی در منطقه خاورمیانه باشد.

در شرایط آشفته لیبی و همزمان با انتشار خبر انتقال امام صدر مطرح شد:
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: امام موسی صدر
نگرانی از دخالت انگلیس و اسرائیل برای ربودن مجدد امام موسی صدر

شرایط بحرانی لیبی و از کنترل خارج شدن اوضاع در این کشور نگرانی‎هایی را در مورد سرنوشت امام موسی صدر، رهبر ایرانی الاصل شیعیان لبنان، را با نگرانی دخالت نیروهای خارجی از جمله انگلیس و اسرائیل ایجاد کرده است. 

به گزارش رجانیوز، در حالی که 33 سال پیش امام موسی صدر روحانی ایرانی الاصل و احیاگر شیعیان لبنان برای حضور در اجلاسی به لیبی سفر کرده بود توسط ماموران امنیتی قذافی ربوده شد اما دولت لیبی همواره نسبت به توضیح درباره سرنوشت امام موسی صدر طفره رفته است. 
 
با این حال وقوع انقلاب قریب الوقوع در لیبی و پایان کار قذافی سبب شده است تا نگرانی‎هایی نسبت به سوء قصد برخی کشورهای خارجی به این رهبر بلندپایه شیعی بوجود آید. این درحالی است که از انگلیس و سرویس موساد به عنوان اصلی‎ترین گزینه‎های احتمالی برای اقدام علیه امام موسی صدر یاد می‎شود. لیبی به دلیل منابع انرژی خود و همچنین مواضع سیاسی‎اش یکی از اصلی‎ترین کشورهای حوزه استراتژیک انگلیس در شمال افریقا به شمار می‎رود. این نکته را از کاربرد گسترده مهمات انگلیسی در سرکوب مردم لیبی و تقلای بیش از حد وزیر خارجه این کشور در قبال مسائل لیبی و در مقابل سکوت معنادار امریکا در این موارد به‌خوبی می‌توان دریافت.
 
اما آنچه بیش از پیش احتمال دخالت نیروهای خارجی را در موضوع امام موسی صدر تقویت کرده است، انتشار خبری است که بر مبنای آن برخی منابع مخالفان قذافی از انتقال فردی شبیه به امام موسی صدر در فرودگاه "الابرق " در شهر البیضاء لیبی حکایت می‌کنند.
 
"سامی المصراطی" از مخالفان رژیم معمر قذافی دیکتاتور لیبی در گفت‌وگو با العالم اظهار داشته است: یک هواپیمای کوچک دیروز دوشنبه فردی را که شبیه به امام موسی صدر بود، از فرودگاه الابرق منتقل کرده است. در همین شرایط، حزب الله لبنان نیز با صدور بیانیه‎ای خواستار رسیدگی به وضعیت امام موسی صدر و آزادی وی شده است.
 
تعدادی از افسران مخالف رژیم لیبی نیز پیشتر گفته بودند که امام موسی صدر درحال حاضر در زندانی در شهر "سبها "ی لیبی زندانی است. 
 
به نظر می‎رسد شرایط به وجود آمده در لیبی همانند شرایط مصر که موجب آزادی شماری از اعضای حماس و حزب الله لبنان از زندان‎های مصر شد بهترین فرصت برای آزادی قدیمی‎ترین اسیر انقلاب اسلامی در منطقه خاورمیانه باشد.

مشروح سخنرانی حاج سعید قاسمی در مسجد اعظم قم؛
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، حاج سعید قاسمی ، جنبش سبز
ضرورت رمزگشایی از نقش طراحان فتنه مانند موسوی‌خوئینی‌ها برای جلوگیری از تغییر چهره جریان/ برخی منتظرند ادای مختار را دربیاورند

حاج سعید قاسمی هفته گذشته در تحصن بزرگ طلاب و فضلای مسجد اعظم قم در اعتراض به فتنه و سران آن حاضر شد. رجانیوز مشروح سخنرانی این فرمانده دفاع مقدس را که به تحلیل تاریخی و جامعه شناختی فتنه اختصاص دارد، منتشر می‌کند.

السلام علیک یا روح الله
 
ای کاش با شهدای شما بودیم حضرت روح الله و داغ چنین روزهایی را نمی دیدیم اما به تعبیر سید شهیدان اهل قلم، برای هر کس که ادعای شیعه بودن دارد کربلایی است و عاشورایی که جبرا از آن عبور داده خواهد شد. کربلای ما کجاست، نمی دانیم، عاشورای ما کی است، نمی دانیم لذا در این مکان شریف که سلام و صلوات خاصه همه مجاهدان فی سبیل الله ای که صفحه خونین تاریخ را امضا کردند خدمت بی بی فاطمه معصومه(س) عرض می کنیم و از همه علمای اسلام و علمای گرام و جلیل القدر و از این منبر شریف که به حق جایگاه من نیست، عذر می خواهم که به اجبار، مجبور شدم حتی در این دو پله اش نشستم. از همه شما عزیزان و اساتید جلیل القدر معذرت می خواهم و دست و پای همه شما عزیزان رو می بوسم که هر وقت که احساس خطر می کنید، دل به دریا می زنید و آتش بلا را بر خود می خرید و سرنوشت تاریخ را آنگونه که خدا می خواهد و حضرت روح الله به شما سفارش کرده است، بر آن اساس تغییر واقعی می‌دهید نه تغییری که برخی از این آقایان می خواستند.
 
تغییر را شما رقم می زنید بر مبنای آیه " ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" این جماعت که بخشی از آن‎ها در جمهوری اسلامی در این جا متحصن و بخش عظیم دیگری از دوستان ما در تهران مسجد ارک، در قزوین، در رشت، بیرجند و سایر اقصی نقاط بلاد این سرزمین، پای کار آمدند که تکلیف فتنه گران را یک‌سره کنند، حرف و حدیثی دارند که این حرف و حدیث بر مبنای بصیرت است و هوشیاری نه احساسات. کسی حق ندارد حرکت ما را به حرکت یک سری جوان های تندرو و احساساتی که آمده‌اند و از جایی دیگر خط می گیرند و تحریک شده هستند و حالا به مسجدها آمده و حرف ها و حدیث هایی می زنند و نمی دانند که چه می گویند و از این جور خزعبلاتی که به دوستان ما نسبت می دهند، منتسب کند.

اما دوستان چند نکته برای اینکه همان طور که حضرت آقا فرمودند اگر چه این فتنه آثار زیان باری برای ما داشت، قلب آقا امام زمان (عج) و امام روح الله و شهدا به خاطر اتفاقاتی که پیش آمد، جریحه دار شد، اما حضرت آقا فرمودند برکاتی هم داشت و حرفی که آخر قصه می خواهم بزنم همین جا بزنم، از برکاتش این است که اگر از این فتنه سر به سلامت ببریم، این فتنه باعث ریزش و رویش جدیدی می شود و این به منزله پالایش در انقلاب است، ما به فال نیک می گیریم و حداقل بعد از عبور از این مقطع تاریخی، مطمئناً دوستان سه دهه دیگر بیمه خواهند شد.
 
این که چه کسانی در این مرحله غربال و حذف می شوند و چه کسانی با امام روح الله و رهبر انقلاب فرزند خلف صالح بعد از او می مانند، به عملکرد خود آن‌ها، مواضع و مدل رفتاری آن‌ها بر می گردد که خیلی ها در واقع اگر هم برگردند، باید به کنج انزوا بروند و حق گرفتن مسئولیت‌های کلیدی را ندارند. این چهره هایی که الان می بینیم دو مرتبه چفیه می اندازند و...، اینها دیگر حق ندارند منصب های کلیدی داشته باشند بنا به این دلیل که در مقاطع حساس که اینها خواص جامعه ما محسوب می‌شدند و پرچم دست‌شان بود و جامعه عادت کرده بود به این علمدارها نگاه کند، تعلل کردند و جا ماندند.
 
انقلاب که شد، اولین کشوری که ما را به‌عنوان جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخت، آمریکا بود. چرا؟ چون پای پلکان هواپیما اولین عکسی که مخابره می شود، آمریکا می بیند موفق است، پای پلکان هواپیما وقتی که امام روح الله در حال پایین آمدن است، یک طرف قطب زاده یک طرف بنی صدر یک طرف ابراهیم یزدی قرار دارند. حلقه محاصره از همان اولین گامی که هنوز امام روح الله پایش را به ایران نگذاشته، تنگ است و به محض اینکه نهضت آزادی سر کار می آید با روی کار آمدن اولین نخست وزیر منتخب (آقای بازرگان) قند در دل آمریکایی‌ها آب شد. پس از اولین جلسه ای هم که آن‌ها با برژنسکی در الجزایر گذاشتند ، آمریکایی ها واقعا به این باور افتادند که کار خمینی تمام است.

در این مرحله خیلی ها بر این باورند که امام خیلی خوب بازی کرد، چون آمریکایی ها در این چهار ماه بر این باور بودند که با یک کودتای نظامی و یا یک بمب گذاری در منزل امام کار را تمام خواهند کرد و این برنامه در مدل های مختلف و پروسه های مختلف اتفاق افتاد. یکی از چند سناریو از وزیر اطلاعات وقت فرانسه بود که در جنگ هشت ساله ما نقش زیادی داشت (کتابی هم تحت عنوان جنگ جهانی چهارم دارد) که فقط سه تا از عملیات ها بر ضد امام را او طراحی می کند. وی می گوید اگر این آمریکایی های احمق طرح های مرا اجرا می کردند، جهان این‌قدر دچار مصیبت نمی شد!
 
نظام از همان اول با غائله های زیادی مثل هشت سال جنگ و... مواجه شد تا اینکه قصه به گونه ای تمام شد که اتفاقی در کشور رخ داد که بیشتر برای ما ملموس است که چرا جنگ به گونه ای تمام شد که امام روح الله نمی خواست و قطعنامه ای هم که نوشت از آن به عنوان زهرنامه یاد کرد نه شیرینی که احلی من العسل باشد. بچه‌ها متعجب بودند که خدایا آن فرامینی که حضرت روح الله تا 15 روز قبل آن هم می گفت که عزیزان امروز عاشورای دیگری است، کمربندهای خود را محکم ببندید، کربلاهای دیگری در راه است و هیچ درنگی از هیچ کس پذیرفته نیست، چطور ظرف مدت 15 روز آمد گفت خدایا از هر آنچه گفتم گذشتم و زهرنامه را امضا کرد.
 
امروزه با نگاهی عمیق به عواملی که پشت این پرده بودند، باید یک‌بار دیگر برای شما نسل دومی و سومی ها که آن وقت نبودید، ماجرا را ورق زد. ما صرفاً برای اعدام دو نفر اینجا جمع نشده ایم، ما برای روشن شدن یک جریان انحرافی تاریخی که سعی داشت مشخصاً چه در مقطع حیات طیبه امام(ره)، چه در مقطع دو دهه بعد از رحلت ایشان در مسیر این انقلاب خونین انحراف ایجاد کند، صحبت می‌کنیم. فکر نکنیم با بازداشت اینها، ما هم برویم و تخت بخوابیم! بنده هیچ علاقه ای ندارم که اینها را قوه قضائیه دستگیر کند و اعلام کند که مردم شریف ما اینها را دستگیر کردیم، بروید خانه هایتان و تخت بخوابید، مشکل ما اصلاً این نیست.
 
داستانی که سال گذشته اتفاق افتاد محصول مسمومیت دو دهه جامعه است که در آموزش و پرورش مسموم در تمام مقاطع تحصیلی و در دانشگاه ها و بعضاً‌ حتی در حوزه این مسمومیت ایجاد شده لذا جامعه باید آن را قی می‌کرد،‌ به تعبیر حضرت آقا شاید صورت ظاهر قی کردن خوب نیست، اما جامعه ای که مسموم است باید بالا بیاورد و اگر این طور نشود این مسمومیت موجب مرگ می شود.
 
نگاه ما به اندیشه امام روح الله خمینی بسیار سطحی است. این تفکرات باید نرم افزاری و اجرایی شود. کار دست ما است، نباید طوری عمل می کنیم که در دانشگاه ها فقط دو واحد درسی به نام وصیت نامه امام قرار دهیم.
 
در طول دو دهه یک انحراف فکری، یک جنگ بزرگ فکری بین روح الله بر اساس تفکری که او دارد که اسلام پا برهنه ها، اسلام مجاهدین و اسلام مخلصین بود در مقابل اسلام اشراف زاده ها، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلام به تعبیر او اسلام آمریکایی، یعنی آنها هم مسلمانند، حاجی و شیخ و آیت الله دارند اما از مدل آمریکایی؛ لذا جنگ از اینجا شروع می شود. جنگی که خیلی وقت پیش شروع شده بود که یک طرف علمدارش، امام روح الله است و طرف دیگر اسلام آمریکایی. تکلیف با آمریکا و یهود مشخص است، چون در آن جبهه شعار آنها واضح و مبرهن است. اما گیر این طرف قصه است که هم ولایتی ها، هم لباسی ها، هم درجه ای ها هستند و این در طول این 1400 سال تاریخ اسلام بوده است. من حضرت علی ابن ابی طالب را سال گذشته شناختم، سال گذشته متوجه شدم پنج سال نبرد داخلی حکومت با قاسطین، مارقین و ناکثین یعنی چه؟ هشت سال دفاع مقدس و جنگ با عراق که مانند جنگ آقا رسول الله(ص) برای آوردن و معرفی دین بود. اما تاسف برای وقتی است که در جبهه ای قرار می گیری که در مقابلت، فرزند خودت هست، اقوام و دوستانت هستند،... که چقدر سخت است. این مسمومیت هنوز که هنوز در درون جامعه و خانواده ها وجود دارد.

وقتی که از جبهه و جنگ بر می گشتی، مردم تکریمت می کردند و با استقبال از تو پذیرایی می کردند، به آغوشت می کشیدند. اما سال گذشته خوب فهمیدی وقتی که علی(ع) از جنگ داخلی برگشت، زن‌ها در کوچه و پس کوچه به امیرالمومنین(ع) فحاشی می کردند که تو شوهرم را، پسرم را کشتی و آقا سر به پایین می انداختند و جواب نمی دادند. شما این را کی متوجه شدید، موقعی که بر ضد شما شعار می دادند "بسیجی ما مثل تو نیستیم پول بگیریم بایستیم" و شعار "ما اهل کوفه نیستیم" تو را زیر سوال می بردند.


وای از جنگ داخلی! به ما هم امیر المومنین(ع) و هم امام روح الله سفارش کرد‌اند که جبهه را گسترده کنید و به درون کشورهای اسلامی بکشید، مرزها را فراتر از مرزهای خود ببرید، چرا که امیر المومنین فرمودند که اگر جنگ را خارج از مرزهای خود نبرید، باید در کوچه و پس کوچه های خودتان جنگ داخلی کنید. وقتی حرف های امام روح الله را گوش ندهیم، آن‌وقت باید در داخل درگیرت کنند.
 
قرار گذاشته بودند که این اتفاق بیافتد یعنی با یک شیب ملایم از حذف تفکرات امام روح الله به حذف خلف صالحش برسند و بگویند که اگر اجراییات دست ما باشد، کار را تمام می کنیم.
 
اما این روند طبیعی! از سوی مردم حزب الله پذیرفته نشد. بر خلاف تمام پیش‌بینی‌هایی که این جریان کرده بود، داستان از یک جایی دوباره برگشت. در انتخابات سوم تیر 84 بر اساس همه تحلیل هایی که در دانشگاه و در جامعه می کردند یا باید بر اساس آن شیب به معین رای داده می شد یا دوباره هاشمی بر سر کار می آمد. اما در 3 تیر84 ناباورانه یک نه بزرگ به جریان حاکم و قلدرمابانه زر و زور وتزویر گفته شد که باعث غافل گیری همگان شد.

اصلا کسی باور نمی کرد چرا که این رای مردم، رای به احمدی نژاد نبود. در مقابل او کسانی کاندیدا شده بودند که هر فرد دیگری هم می آمد که سالم بود، چهره‌اش چروکیده تر از احمدی نژاد بود، یک برگ جرم اقتصادی و زد و بند اقتصادی نداشت و مهم‌تر از همه احیاگر تفکر امام روح الله بود و انقلابی تر از احمدی نژاد حرف می زد، مردم قطعاً به او رای می دادند. در مقابل این تفکر، تفکرات انحرافی دیگری بود و چراغ سبزهایی که به آمریکا نشان می‌دادند و حرف های دو پهلویی که می زدند، همگان در خاطرشان هست.
 
اغلب بعید می دانستند که تفکرات امام روح الله بار دیگر به جامعه (مدارس، دانشگاه و حوزه ها) بر گردد. من نمی دانم که این آب از جوی رفته با چه قدرت و عنایتی برگردانده شد. ورق برگشت و تمام تحلیل هایی که داشتند، اشتباه درآمد چون رفته بودند که کار را تمام کنند و قطعا اگر دوباره بر می گشتند، کارشان را با آقا یک‌سره می کردند. به تعبیر حضرت آقا که در همین قم خدمت شما فرمایش کردند این روزها می فهمیم که از 15 سال پیش برای فتنه برنامه ریزی کرده بودند. در این چهار سال هم نشستند و داستان را بستند و کلید فتنه با یک رمز تقلب در انتخابات گذشته زدند و دیدیم که چه شد!
 
داستان در این هشت ماه فتنه ادامه پیدا کرد تا که به داستان روز عاشورا رسید، در قصه روز عاشورا آن اتفاق بزرگ افتاد و همه فهمیدند مسئله چیست وقتی شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه داده شد، تازه مردم فهمیدند که داستان چیست! اگر چه که باز هم حزب الله در صحنه بود اما خط مقدم مشکل داشت. دشمن با فاصله دو گام تا بیت رهبری قرار داشت و آن خیانت ها را کردند. نمی دانم برخی از آقایان منتظر چه هستند منتظر هستند که ادای مختار را دربیاورند؟ سر امام را بالای نیزه ببرند و در خیابان ها اهل بیت اش را بچرخانند، چندین ماه بعد مختار پیدا شود! روزی که رهبر فریاد "این عمار" می زند، آن روز وقت عمل است نه این که بعد بیایید و ادای مختار را دربیاورید، مختار به چه کار می آید؟


رهبر معظم انقلاب فرمودند که زیاد مانند مختار آمدند و شهید هم شدند اما فایده ندارد، حادثه عاشورا یک صبح تا ظهر است و هرکس هر جایی بود و خودش را رساند، می تواند پای رکاب آقا اباعبدالله کربلا را درک بکند و زمانی که آن مقطع تاریخی گذشت، باید تواب بشوی، مختار بشوی و کار از کار گذشته است.
 
این تحصن‌ها و اعتراض‌ها نشان می دهد که جامعه درک واقعی دارد و نمی خواهد دوباره ادای مختار را دربیاورد. موسوی کروبی و خاتمی کار را به جایی رساندند که برای اهدافشان رفتند به سراغ پول های کثیف، در چه جهتی؟ در جهت حمایت از انقلاب مصر؟ البته داستان به این حرف‌ها ختم نمی شود. این اتاق فکری که دارد جریان را وارد این گونه مسائل می کند در اختیار این آدم های احمق و آلزایمر گرفته داخلی نیست، موسوی خاتمی و کروبی اصلا عقل‌شان به این حرف‌ها نمی رسد، احمق تر از این حرف‌ها هستند. باید توجه کرد که مرکز و اتاق فکر فتنه در دست امثال موسوی خوئینی‌هاست و باید دید که دیگر عوامل پشت پرده فتنه چه کسانی هستند؟ این چیزی است که ما از سیستم امنیتی و قضایی می خواهیم. اگر ریشه فتنه را آشکار نکنیم، در دوره بعد انتخابات هم ممکن است دوباره با تغییر چهره برگردند و مثلاً بگویند دنبال کسی باشید، که سید باشد، عینکش قشنگ باشد، از اقوام امام باشد... و دوباره روز از نو و روزی از نو...
 
این منشور روحانیت برای این روزها نوشته شده است که امام می فرمایند: "اینجانب کراراً گفته ام که روحانی نمای غیر مهذب و در غیر خط اسلام از ساواکی برای اسلام و جمهوری اسلامی خطرناک‌تر است و در هر صورت احمد در این باره از خط اسلام و خط روحانیت متعهد پیروی می کند و امید است که انشاءالله تعالی در این خط مستقیم که صراط الله است پایدار باشد" وصیت نامه را برای این می نویسند که بگویند ما هوشیاریم. نمی خواهد به نام امام(ره) دو میلیارد پول بدهید برای ساخت فیلمی که نه امامش، امام ماست و نه حتی فکر کنم که امام شما آلزایمر گرفته ها باشد. از کجا می آورید چنین پول‌هایی را خرج می کنید؟ اگر دروغ است بیایید تکذیب کنید، مرد هستید تکذیب کنید شماها با این پول فیلم ساختید یا اینکه مانتوهای فیروزه ای خریدید برای کف خیابان ها و برای راه اندازی اغتشاشات، اگر شرف دارید تکذیب کنید...
 
سخنان امام خمینی هم در دانشگاه ها و هم در حوزه و صدا وسیما سانسور می شود و برخی ها نمی خواهند بگذارند که تفکر اسلام ناب که همان تفکر امام است، گسترش پیدا کند چون سر سازش با ظلم و کفر را ندارد، که انشاء الله آگاهی ایجاد شده در مقابل این جریان خواهد ایستاد.


بازداشت دانشجوی سؤال‌کننده از لاریجانی
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکترعلی لاریجانی
قدیری‌ابیانه: این اقدام هم خلاف قانون است هم سلیقه‌ای و خارج از روال عادی

هفته گذشته در حالی که علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی برای حضور در راهپیمایی روز 22 بهمن به‌عنوان نماینده مردم قم راهی این شهر شده بود و شب قبل از آن (پنج‌شنبه) نیز برای سخنرانی به مسجد زین‌العابدین قم رفته بود، با اعتراض تعدادی از دانشجویان مواجه شد که در حین سخنرانی او از وی در مورد مواضعش در جریان فتنه 88 و ماجرای مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص بانک مرکزی توضیح می‌خواستند.

 
به گزارش رجانیوز، در حالی که اطرافیان آقای لاریجانی می‌گویند که او از این سؤال‌ها استقبال کرده و حتی گفته انقلاب اسلامی برای آزادی است و باید اجازه داد این افراد نیز حرف خود را بزنند، اما دانشجویان سؤال کننده از لاریجانی پس از پایان مراسم بازداشت شدند و یکی از آن‌ها تا صبح روز 22 بهمن در بازداشتگاه بود.
 
با این حال،‌ یک روز پس از این ماجرا و انتشار خبر ضرب و شتم و بازداشت دانشجویان سؤال کننده از رئیس مجلس، اطرافیان آقای لاریجانی به تکاپو افتادند تا با مدیران رسانه‌های منتشر کننده این خبر تماس بگیرند و روایت خود را از ماجرا توضیح بدهند. در این تماس‌ها هرگونه ارتباط بازداشت دانشجویان با محافظان لاریجانی رد و تإکید می‌شد که نیروهای امنیتی حاضر در مسجد برای بررسی موضوعٰ سؤال‌کنندگان را بازداشت کرده‌اند.
 
اما یک روز پس از 25 بهمن و فتنه‌ی تعداد محدودی از وابستگان عمدتا تشکیلاتی جریان‌های معاند و گروهک‌های محارب،‌ احمد قدیری یکی از همان دانشجویان سؤال کننده از لاریجانی در قم بازداشت شد.
 
در واکنش به این اقدام، دکتر محمد حسن قدیری ابیانه پدر این دانشجوی بازداشت شده که سفیر سابق ایران در مکزیک بود و سوابق قابل توجهی در جریان انقلاب اسلامی و سیاست خارجی دارد، نامه‌ای خطاب به رئیس مجلس منتشر کرد.
 
بخش اول این نامه که قبل از بازداشت احمد قدیری نوشته شده، ناظر به ضرب و شتم و برخورد نامناسب با دانشجویان سؤال کننده از لاریجانی است اما حسن قدیری در بخش دوم پس از اطلاع از بازداشت فرزندش به این موضوع نیز پرداخته است.
 
برخورد قضایی با چند دانشجو به جرم سؤال از یک مقام مسئول که اصولا باید شأن پاسخگویی برای خود قائل باشد در حالی است که 15 خرداد 86 نیز در جریان سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی در قم چند طلبه اقدام به برخاستن برای طرح سؤال از او کردند که بعدها با احکام قضایی علیه خود روبرو شدند.
 
در نامه حسن قدیری ابیانه به علی لاریجانی آمده است: «مطلع شدم که احمد قدیری ابیانه، فرزند کوچک اینجانب که در قم ساکن و به دور از خانواده در دانشگاه مشغول به تحصیل است، در شب 22 بهمن هنگام سخنرانی جنابعالی در مسجدی به اعتراض برخواسته است و با صدای بلند به برخی مواضع شما اعتراض کرده است. همان شب دوستان دانشجوی پسرم، پرشور و با حرارت زیاد که اقتضای دوره جوانی و نوجوانی آنها است، تماس گرفتند و می خواستند در اعتراض به برخورد شما با معترضینٰ دامنه اعتراض نسبت به برخی مواضع‌تان را گسترش دهند. من در آن زمان هنوز نمی دانستم که برخورد اطرافیان شما با معترضین تا چه حد زشت و غیر اخلاقی بوده است و گفتم که من با این روش مخالفم و کار فرزندم احمد را هم کار درستی نمی دانم و گفتم که او هم نباید با نحوه طرح سوال خود نظم جلسه را به هم می زده است. مصرانه به آنها که با شور و حرارت پیگیر ماجرا بودند، گفتم که صبوری کنند و مراقب سوء استفاده دشمن از اعتراض آنها به سران قوا باشند و نیز تاکید کردم که از این نوع حرکت ها بیشتر از همه دشمن شادمان می شود و رهبر عزیزمان بیشتر از همه غصه دار.
 
حتی به آنها گفتم که آقای لاریجانی را فردی "فاضل، اندیشمند و اصولگرا" می دانم و اگرچه من هم در مورد مرزبندی دیرهنگام ایشان با فتنه گران سوال دارم، ولی اخباری را هم که علیه ایشان منتشر می‌شود، شایعه می دانم و از آنها خواستم در مورد افراد عجولانه قضاوت نکنند. به آنها گفتم که هیچ کس از به هم خوردن نظم جلسه سخنرانی ایشان خشنود نمی شود و من هم اگر بودمٰ گله مند می شدم و اگر منصفانه قضاوت کنیمٰ اگرچه اعتراض شفاهی در هیچ کجای قانون منع نشده است و حداکثر اقدامی خلاف آداب محسوب می شود، اما اقدام احمد زیبنده فرزند من نبوده است و اگر با من مشورت می کرد، حتما او را منع می کردم.»
 
وی در ادامه این نامه با یادآوری ضرب و شتم و توهین به فرزند خود در زمان خروج وی از مسجد در حین سخنرانی لاریجانی افزوده است: «چه کسی چنین حقی را به آنها داده بود؟ کدام قانون؟ آیا این در شان رییس قوه مقننه است که مشتی قلدر در برابر سخنی اعتراضی فرزندم، بدون اینکه سخنی توهین به‌کار برده باشد، با مشت و لگد به جان جوان 22 ساله ای بیافتند و به خیال خام خود، به شما خوش خدمتی کنند و احساس پیروزی نمایند؟»
 
قدیری با طرح این سؤال از لاریجانی که "بعد از اطلاع از این اقدام خلاف قانون چه کرده است"، به اظهارات یکی از نمایندگان که علاقه‌مند است خود را نزدیک به لاریجانی معرفی کند، اشاره کرده و رفتار او را خودشیرینی، نابخردانه و کودکانه وابسته به رانت قدرت نامیده است.
 
وی در ادامه خطاب به رئیس مجلس می‌افزاید: «من، هم قبلا بارها از احمد خواسته ام تا با پرهیز از تندروی و رفتارهای هیجانی و احساسی در عملکردش بیشتر دقت کند و مراقب باشد با اقدامات نسنجیده باعث رنجش یاران انقلاب و شادی فتنه گران نشود و هم این‌بار از او خواستم تا با وجود اینکه مظلوم واقع شده است، از شکایت علیه شما و محافظان‌تان منصرف شود تا منجر به تضعیف جنابعالی به عنوان یکی از سران قوای جمهوری اسلامی نشود. در مقابل از شما نیز می خواهم تا هرچه سریع‌تر، ضمن عذرخواهی و دلجویی از فرزند 22 ساله من بابت رفتار وقیحانه اطرافیان و محافظان‌تان، آنها را توبیخ نمایید و به سرعت زمینه تنبیه و تادیب آنها را فراهم آورید.»
 
قدیری در بخش پی‌نوشت نامه خود با بیان اینکه "در آخرین لحظات قبل از ارسال نامه مطلع شدم که، پس از گذشت چند روز، امروز احمد را به جرم اعتراض شفاهی به شما، بازداشت کرده اند" و اظهار تعجب و تاسف از این اقدام اضافه کرده است: نه تنها به عنوان یک پدر بلکه در دفاع از حقوق هر جوانی که ممکن است گرفتار رفتارهای مشابه خلاف قانون شوندٰ، وظیفه خود می دانم این مساله را به طور جدی پیگیری نمایم.
 
وی با یادآوری پیگیری های خود از مطلعین قضایی، انتظامی و امنیتی، این اقدام را که خلاف قانون، سلیقه ای و خارج از روال عادی خوانده به تحریک و پیگیری همان نماینده‌ای که به وی اشاره کرده بود، و برای تکمیل خوش رقصی او نزد رئیس مجلس،‌ دانسته است.
 
سفیر سابق ایران در مکزیک تأکید کرده که اگر بنا به تعقیب قضایی و بازداشت باشد، کسانی باید مورد تعقیب قرار گیرند که اقدام به توهین و ضرب و شتم کرده اند و یا از مقام حکومتی خود جهت فرو نشاندن خشم‌شان سوء استفاده کرده اند.
 
وی در بخش دیگری از نامه خود با اظهار تعجب و تأسف از اینکه "اشرار و فتنه گران و آشوب گران و اهانت کنندگان به مقدسات اسلامی و به رییس جمهور منتخب، آزاد هستند و دادستانی به عنوان مدعی العموم برای تعقیب توهین کنندگان احساس وظیفه نمی کند، جوان 22 ساله ای به جرم اعتراض شفاهی به مماشات مورد ادعا با فتنه گران آن هم بدون هر گونه اهانت، پس از ضرب و شتم وحشیانه، به طور غیرقانونی بازداشت می شود!"ٰ افزوده است: «نباید اجازه داد که اعتراض شفاهی یک جوان دانشجوی دلسوز انقلاب که با نیت خیر ولی به شکلی هیجانی بیان شده است، اینچنین موجب رفتارهای عصبی و خلاف قانون شود. علی رغم آنچه از برخی افواه شنیده می شود، من باور نمی کنم این رفتارهای خلاف قانون بنا به توصیه مستقیم شما یا با رضایت شما انجام گرفته باشد و احتمال جدی می دهم که این قلدری ها و زورگویی ها و اعمال نفوذهای خلاف قانون بدون اطلاع شما بوده است. لذا ضروری است هرچه سریع‌تر با خاطیان برخورد قاطع شود و تدبیری اندیشیده شود که از این پس نیز کسی جرات نکند به توهم خوشامد مقامات عالی رتبه، خودشیرینی کند یا به خود جرات دهد دست به اعمال خلاف قانون بزند. نباید بگذاریم چاپلوسان و سودجویان اینچنین با آبروی سرمایه های نظام و روسای قوا بازی کنند. اطمینان دارم مردم خواهند دید که در مملکتی که بر اساس قانون اداره می شود، هیچ کس نمی تواند قلدری، زور گویی و اعمال نفوذ کند، حتی اطرافیان روسای قوا.»
 
قدیری در پایان افزوده که قصد علنی کردن نامه‌اش را نداشته اما دفتر رئیس مجلس حتی شماره نمابر دفتر را برای ارسال نامه به او نداده استٰ بنابراینٰ ناچار به انتشار مطلب در وبلاگ خود شده است.
 
به گزارش رجانیوز، احمد قدیری دانشجوی سؤال کننده از لاریجانی پس از دو روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده است.

از سوی ناطق نوری و حسن روحانی کلید خورد؛
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: اکبر هاشمی رفسنجانی ، ناطق نوری ، حسن روحانی ، مهدی کروبی
سناریوی "نجات هاشمی" به قیمت عبور از موسوی و کروبی

اظهارنظرهای دیرهنگام افرادی مانند حسن روحانی و علی‌اکبر ناطق نوری در محکومیت فتنه‌گران پس از گذشت 20 ماه در حالی است که به‌نظر می‌رسد با اطمینان از افول قطعی فتنه و تثبیت انزجار عمومی از آن‌ها پروژه "نجات هاشمی" به قیمت عبور از موسوی و کروبی کلید خورده است.

 
به گزارش رجانیوز، در حالی که پس از گذشت 10 روز فراخوان‌های جریان فتنه برای روز 25 بهمن که از لحاظ حجمی قابل مقایسه با مواردی مانند روز 22 خرداد امسال نبود، در شهر تهران با جمعیت بالغ بر 10 میلیون نفر، کمتر از 10 هزار نفر به خیابان آمدند.
 
بی‌اعتنایی به فراخوان فتنه در شرایطی بود که به گفته شاهدان عینی نه تنها مردم با تعداد معدودی از افرادی که با انگیزه مشخص ایجاد آشوب به خیابان آمده بودند، همکاری نمی‌کردند بلکه در مواردی انزجار خود را نیز ابراز می‌کردند.
 
به گفته خبرنگار ما،‌ در یک مورد مشخص زنی که محل سکونتش در اوایل خیابان 12 فروردین تقاطع انقلاب بود،‌ از بالای پنجره در واکنش به فردی که زنگ در منزل او را زده و از وی برای پنهان شدن در خانه‌اش تقاضا می‌کرد، با تندی می‌خواست که به این رفتارها پایان دهند و تأکید کرد که سال گذشته هم که به شما پناه می‌دادیم، اشتباه کردیم.
 
در عین حال،‌ به‌نظر می‌رسد به‌دنبال اطمینان از میرایی قطعی جریان فتنه و قادر نبودن به تجدید حیات با گذشت بیش از یک سال از 9 دی 88، تعدادی از افرادی که با سکوت خود در طول 20 ماه گذشته خدمات زیادی به این جریان کردندٰ به این نتیجه رسیده‌اند که برای مصلحت بالاتری که "نجات هاشمی در آستانه انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان" و "احیای شخصیت خود برای ماندن در لایه‌های نظام" است، باید از موسوی و کروبی عبور کرده و به مرده فتنه لگد بزنند.
 
در این زمینه، مشخصا علی‌اکبر ناطق نوری و حسن روحانی اظهاراتی مطرح کرده‌اند که طرح آن‌ها در زمان فعلی و در حالی که آشوب‌های خرداد و تیر 88، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و حتی روز عاشورا که به مراتب تبعات منفی بیشتری برای کشور داشت، آن‌ها ‌سکوت کرده بودند، عادی به‌نظر نمی‌آید.
 
همچنین آقای هاشمی رفسنجانی نیز که اوایل بهمن ماه جاری به صراحت تأکید کرده بود که مواضعش همان نظراتی است که در خطبه‌های نمازجمعه 26 تیر ماه 88 بیان کرده، به‌طور تلویحی از رفتارهای خلاف قانون انتقاد کرده و در حالی که حاضر نشده است از واژه "فتنه" و اشاره مستقیم به سران آن استفاده کند، گفته است رفتارهای خلاف قانون بر اساس نظر امام راحل حرام است.
 
این در حالی است که برخی از فرزندان آقای هاشمی در جریان آشوب‌های سال گذشته نقش فعالی داشته و یکی از آنان هنوز متواری است. همچنین اظهارنظرهای وی در طول 20 ماه گذشته عمدتا در خدمت جریان فتنه بوده، به‌طوری که بارها به خبر اول رسانه‌های ضدانقلاب تبدیل شده است.
 
در جلسه دو روز قبل هیئت رئیسه مجلس خبرگان نیز که در نهایت بیانیه‌ای به اسم مجلس خبرگان از آن منتشر شد،‌ آقای هاشمی تمایلی به صدور بیانیه نداشته که با تأکید قاطع سایر اعضای هیئت رئیسه، این بیانیه منتشر شد.
 
اما در حالی که کمتر از 20 روز به انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان باقی مانده است، افرادی مانند ناطق نوری و روحانی که با سکوت و یا اظهارنظرهای مورد تمایل جریان داخلی و خارجی فتنه به امیدواری آن‌ها کمک کرده بودند، باید قبل از چیدن هر سناریوی جدیدی از جمله احیای خود و آقای هاشمی، در مورد رویکرد و مواضع قبلی خود مانند نشست دور یک میز با موسوی خوئینی‌ها و دیگران توضیح دهند.
 
در این میان، تحرکات مشکوک در رسانه ملی نیز برای تطهیر این افراد و برجسته کردن اظهارنظرهایی که گویندگان آن‌ها را از نظام طلبکار نشان می‌دهد، به‌جای اینکه در همین مصاحبه‌ها از آن‌ها پرسیده شود در طول این مدت چرا مهر سکوت بر دهان داشته و یا با جریان فتنه همکاری کرده‌اند،‌ عادی به‌نظر نمی‌رسد.

ایران بار دیگر علیه فتنه خروشید +عکس
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی
تأکید بر مفسد فی‌الارض بودن سران فتنه و هشدار در مورد ریاست خبرگان

 نمازگزاران جمعه در کشورمان امروز پس از نماز بار دیگر به خیابان‌ها آمدند تا در مقابل آشوب صهیونیستی  روز 25 بهمن که کارگزاران آن سران داخلی فتنه به عاملیت امریکا و اسرائیل بودند و هیچ انگیزه‌ای جز مشابه‌سازی ایران و مصر نداشتند،‌به افکار عمومی دنیا که رسانه‌های غربی آن‌ها را مدیریت می‌کند، این پیام جدی را مخابره کنند که هیچ وجه تشابهی میان معترضان میلیونی به دیکتاتوری حسنی مبارک در مصر با آشوب‌های سطل آشغالی کمتر از 10 هزار نفر در تهران وجود ندارد.

 
به گزارش رجانیوز، در حالی که روز چهارشنبه نیز مردم تهران با حضور در مراسم تشییع پیکر شهید صانع ژاله، به‌طور جدی درخواست محاکمه و اعدام سران فتنه به جرم افساد فی الارض و محاربه را مطرح کرده بودند، در مراسم امرو نمازجمعه نیز از همان زمان که آیت‌الله جنتی پشت تریبون قرار گرفت، فریاد "مرگ بر فتنه‌گر" و "موسوی و کروبی اعدام باید گردند" در فضای دانشگاه تهران طنین‌انداز شد.
 
امام جمعه تهران نیز در واکنش به درخواست محاکمه و اعدام سران فتنه تأکید کرد که اکنون آن‌ها در واقع ساقط و معدوم شده‌اند. آیت‌الله جنتی البته یک درخواست حداقلی مردم را از تریبون نمازجمعه بیان کرد و گفت که دستگاه قضایی باید سران فتنه را حصر خانگی کند.
 
در عین حال، پس از اقامه نمازجمعه در تهران و شهرستان‌ها مردم برای رسوا کردن جنبش صهیونیستی به خیابان‌ها آمدند. در تهران، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران سخنران مراسم بود که با بیان اینکه برخی خواص بی‌بصیرت با سکوت خود 20 ماه جریان فتنه را حیات بخشیدند، تأکید کرد که اکنون آخرین فرصت برای خواص برای اعلام برائت از سران فتنه است.
 
راهپیمایان با سردادن شعارهای "مرگ بر موسوی "، "مرگ بر کروبی "، "مرگ بر خاتمی "، "هاشمی هاشمی بصیرت بصیرت "، "کروبی بی‌سواد عامل دست موساد "،‌ "موسوی بی‌مرام دشمن راه امام "،‌ "ملت ما بیدار است از فتنه‌گر بیزار است "، "ما ملت ایرانیم از فتنه‌گر بیزاریم "، "حرف ما یک کلام محاکمه والسلام "، "کروبی، بی بی سی پیوندتان مبارک "، "عامل آمریکایی اعدام باید گردد "، "فتنه‌گر و آشوب‌گر اعدام باید گردند "، "مجلس انقلابی تشکر تشکر "، "ای رهبر بت‌شکن بت نفاقو بشکن " و "خبرگان جای منافقین نیست" ضمن ابراز خشم و انزجار از سران فتنه و برخی خواص بی‌بصیرت، از دستگاه قضایی کشور خواستند تا هر چه سریع‌تر سران فتنه محاکمه شوند. 
 
 
راهپیمایان همچنین پرچم‌های کشورمان و پرچم‌های "لبیک یا خامنه‌ای " و با در دست داشتن تراکت‌هایی با مضامین "تا پای جان حامی انقلابیم "، "سران فتنه اعدام باید گردند "، "توطئه و اغتشاش نوکری آمریکاست "، "صبر ملت به سر آمده، سران فتنه را اعدام کنید "، "خواص بی‌بصیرت، ضددین و شریعت "، "مسئولان قضایی! مردم در صحنه‌اند از چه می‌ترسید؟" در دست داشتند.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی ذوالنور برخی توطئه‌های دشمنان ملت ایران در طول 32 سال گذشته را یادآوری کرد و در ادامه گفت: فتنه‌گران با حمایت همه‌جانبه دشمنان نظام اسلامی ایران از سال‌ها پیش، انتخابات دهم ریاست‌جمهوری را هدف قرار داده و با برنامه‌ریزی‌های خود سعی داشتند با نفوذ در بدنه اجرایی و فرهنگی کشور به تخریب آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران بپردازند.  دشمنان انقلاب اسلامی فتنه سال گذشته را به وجود آوردند و سعی داشتند بر افکار عمومی مردم سوار شوند و با حمایت گسترده رسانه‌های خود از جمله بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، فیس‌بوک، توئیتر و... به عملیات روانی دست زدند. 
 
وی خاطرنشان کرد: استکبارجهانی با حمایت عمال داخلی خود سعی داشتند با ایجاد راهپیمایی عده‌ای موهوم و جیره‌خوار به اهداف خود برسند و دروغ‌های خود را واقعیت جلوه دهند تا اعتبار ملی را مخدوش کرده و هنجارهای جامعه را بشکنند. فتنه‌گران در فتنه سال گذشته و پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری از خطوط قرمز عبور کردند و سعی داشتند با اقدامات خود به براندازی نظام اسلامی ایران بپردازند اما شکست خوردند. 
 
ذوالنور در خصوص نقش برخی از خواص بی‌بصیرت در شعله‌ور شدن فتنه‌ها در کشورمان، گفت: در جریان فتنه سال گذشته و اخیر برخی از خواص بی‌بصیرت با سکوت مخرب سعی کردند بذر نفاق را بکارند و همچنین با سکوت معنادار خود در پازلی قرار گرفتند که ایادی استکبار جهانی برای‌ آنها فراهم کرده بودند اما مردم مسلمان ایران با صفوف فشرده مانع این فتنه‌انگیزی‌ها شدند. 
 
وی در ادامه تاکید کرد: جمعی از آشوب‌گران در فتنه‌گری‌های یک سال و چند ماهه خود کمونیست‌ها، منافقان، سلطنت‌طلبان، انجمن پادشاهی و سایر گروهک‌های معاند را در کنار خود قرار دادند و با چهره‌های گریم‌کرده سعی داشتند زیر پرچم امام(ره) به تخریب آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران بپردازند. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران خاطرنشان کرد: برخی خواص بی‌بصیرت با سکوت خود زمینه‌ای را فراهم کردند که سران فتنه با ارتکا به آنان همچنان به راه خود ادامه دهند و حتی با سخنان دو پهلو سعی داشتند جریان توهین به امام(ره)‌ و توهین به عزاداران حسینی را مخدوش کنند. 
 
وی با تاکید بر اینکه خواص بی‌بصیرت با سکوت خود 20 ماه جریان فتنه را حیات بخشیدند اما مردم ایران اسلامی در 22 بهمن و 9 دی سال گذشته و 22 بهمن امسال با حضور 50 میلیونی در سراسر کشور تاکنون این توطئه‌ها را خنثی کرده‌اند، اظهار داشت:‌ فتنه‌گران از قبل کسب آمادگی کرده بودند تا 22 بهمن امسال را تبدیل به اغتشاش کنند و پیش از 22 بهمن امسال نشستی را برگزار کردند اما موسوی خوئینی‌ها یعنی همان مرد خاکستری فتنه در این جلسه اعلام داشت "اگر در 22 بهمن به فتنه‌انگیزی بپردازیم و حرکتی را انجام دهیم مردم ما را له می‌کنند و حیات‌مان برباد خواهد رفت."
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به اینکه فتنه‌گران سعی داشتند در 21 بهمن و یک روز پیش از راهپیمائی عظیم 22 بهمن‌ دست به اغتشاش‌آفرینی کنند، خاطرنشان کرد: ملت ایران با حضور میلیونی خود در 22 بهمن طرح فتنه‌گران را ناکام گذاشتند اما ایادی استکبارجهانی که اکنون حیاتشان را در جهان عرب در خطر می‌بینند و شاهد خیزش مردمی در کشورهای مصر، تونس، یمن و ... هستند با طراحی فتنه در 25 بهمن سعی داشتند اتحاد ملت ایران را هدف قرار دهند. 
 
وی با اشاره به اینکه فتنه‌گران با اغتشاش‌آفرینی در 25 بهمن سعی داشتند ذائقه شیرین مردم را در حضور میلیونی خود در 22 بهمن تلخ کنند و حرکت پرشور مردمی را تحت تاثیر قرار دهند، بیان داشت: رسانه‌های غربی نیز بر طبل فتنه‌انگیزی‌ها در روز 25 بهمن کوبیدند چون اکنون مجبورند شکست آمریکا را در خاورمیانه و جهان عرب اعتراف کرده و اعلام کنند. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران با تاکید بر اینکه سران فتنه فکر می‌کردند می‌توانند جمعیت عظیمی را در روز 25 بهمن به خیابان‌ها بریزند، گفت: ملت ایران که اکنون گره دم سران فتنه را با استکبارجهانی دریافته‌اند، با سران فتنه همراهی نکرده و تنها مشتی اراذل و اوباش و کسانی که از مردم و انقلاب اسلامی ایران دلخورند به فتنه‌انگیزی پرداختند. 
 
وی ازود: اغتشاش‌گران در خیابان‌های آزادی و انقلاب اسلامی خون شهیدانی چون "صانع ژاله " را به کف خیابان‌ها ریختند و این امر موجب شد تا خواصی که تا دیروز سکوت اختیار کرده بودند، بیدار شوند و به صراحت اعلام کنند سران فتنه با استکبارجهانی در یک مسیر حرکت می‌کنند. 
 
ذوالنور در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه تجمع مردمی امروز پیام‌های متعددی را دارد، خاطرنشان کرد:‌ اولین پیام خطاب به مقام معظم رهبری است. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران اظهار داشت: ملت ایران بارها به مقام معظم رهبری پیام داده‌اند که هستی و حیات‌مان در دفاع از آرمان‌های امام(ره)، ولایت‌فقیه و انقلاب اسلامی ایران است. 
 
وی افزود: ای مولا و سرور ما، ما خود را آماده کرده‌ایم و منتظر اشاره شما هستیم که اگر اشار‌ه‌ای بفرمائید تا پای جان در راه اعتلای نظام اسلامی ایران حرکت ‌خواهیم کرد. 
 
ذوالنور تاکید کرد: ملت ایران با بصیرت خود همواره نشان دادند اگر مسئولان مربوطه با فتنه‌گران برخورد نکنند و اگر دوباره فتنه‌گران فراخوانی را اعلام کنند و در خیابان‌ها حضور پیدا کنند این بار دیگر زیر پای ملت نابود خواهند شد. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران بیان داشت: پیام دوم این تجمع مردمی به مسئولان تصمیم‌گیر و قوه‌قضائیه است و از زبان مردم به رئیس قوه‌قضائیه و مسئولان این قوه اعلام می‌کنم که تا به حال فرصت دادیم و سران فتنه مورد مدارا قرار گرفته‌اند. 
 
وی افزود: تاکنون به سران فتنه اجازه داده شده است تا باطن خبیث خود را نشان دهند و نقاب نفاق خود را از صورتشان بکشند اما دیگر صبر این مردم بسر رسیده و درخواست ملت ایران از دستگاه قضائی کشور اشد مجازات اسلامی برای سران فتنه است. 
 
ذوالنور در ادامه گفت:‌ پیام سوم این تجمع مردمی خطاب به خواص جامعه است. خواص کشورمان در چند دسته طبقه‌بندی می‌شوند و طبقه اول کسانی هستند که با سران فتنه همراهی داشتند اما به تدریج خود را از فتنه‌گران کنار کشیده و به صفوف ملت ایران ملحق شدند. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران تاکید کرد: قشر دوم از خواص جامعه افرادی هستند که از مسئولان و سیستم اجرائی کشور ناخرسندند اما با سکوت خواسته و یا ناخواسته خود جبهه مقابل ملت ایران را تقویت کرده‌اند. 
 
وی تصریح کرد: قشر سوم از خواص بی‌بصیرت افرادی هستند که مطامع شخصی و منافع و مصلحت خانواده و عشق به فرزندان را واجب‌تر از آرمان‌های انقلاب می‌بینند و عملاً با حضور در تریبون‌ها از انقلاب اسلامی فاصله گرفته‌اند. 
 
ذوالنور تاکید کرد: امروز می‌بینیم که ملت ایران یک صدا بر علیه سران فتنه موضع‌گیری کرده‌اند و لذا به این‌گونه خواص اعلام می‌‌کنیم، پیام ملت ایران این است که اگر بر علیه سران فتنه موضع‌گیری شفاف نکنید، ملت ایران برای همیشه شما را زیر خروارهای شعار خود مدفون و حصر ابدی خواهد کرد و این آخرین فرصت برای این خواص است. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران تصریح کرد: آخرین پیام این تجمع مردمی خطاب به استکبارجهانی است. استکبارجهانی باید بداند که ملت ایران پای آرمان‌های خود ایستاده و در عرصه‌های مختلف همواره امتحان پس داده است. 
 
وی افزود:‌ آنچه که در حال حاضر در دنیا اتفاق می‌افتد به برکت ایستادگی ملت ایران است و اگر در مصر، تونس و سایر کشورهای عربی فریاد الله‌اکبر را می‌شنویم به برکت ایستادگی مردم ایران اسلامی است. 
 
ذوالنور در پایان خاطرنشان کرد:‌ استکبار جهانی بداند ملت ایران تا آخرین قطره خون خود از ولایت‌فقیه و انقلاب اسلامی ایران حمایت خواهد کرد.
 
به گزارش فارس، مردم تهران در تجمع اعتراض‌آمیز خود علیه سران فتنه و اغتشاشگران تاکید کردند که موسوی و کروبی مفسد فی‌الارض هستند و قوه قضائیه باید آنها را به سزای اعمالشان برساند.
 
متن کامل قطعنامه پایانی تجمع امروز جمعه 29 بهمن 89 نمازگزارن تهرانی در محکومیت اغتشاشات 25 بهمن فتنه گران در تهران به شرح ذیل است: 
 
در حالی که انوار تابناک انقلاب اسلامی و پژواک فریادهای دشمن‌شکن و ضداستعماری و استبدادی نهضت ملت بصیر و آزادیخواه ایران به رهبری پربرکت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) با در نوردیدن مرزهای جغرافیایی و سیاسی، آزادی و رهایی ملت‌های مسلمان منطقه و جهان را نوید می‌دهد و بارقه‌های بیداری اسلامی با رویش جوانه‌های انقلاب در اقصی نقاط عالم ارکان سلطه نظام استکبار جهانی را به لرزه افکنده است، عمله‌های سیاسی آمریکا و رژیم اشغالگر اسرائیل که بقاء خویش را در ادامه فتنه‌گری می‌بینند برای اثبات نوکری و وابستگی خود با فراخوانی مذبوحانه و دعوت از مشتی منافق و تفاله‌های سلطنت طلب و اوباش ضدانقلاب برای ایجاد اغتشاش در بیست و پنجم بهمن ماه با هدف خوشنودسازی بیگانگان و امید دادن به دشمنان دین و ملت و فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای رسانه‌های بیگانه و شبکه‌های صهیونیستی و آمریکایی کوشیدند تا با انتقام‌گیری از استقامت و استواری ملتی بصیر که با تکیه بر مواضع هدایت‌گرانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دفاع از اصول و آرمان‌های ارزشی انقلاب اسلامی جریان نفاق و برانداز را در نهم دی و بیست و دوم بهمن سال 88 در گورستان خشم و نفرت خود دفن نمود. 
 
فضایی از رعب و وحشت را برای سرپوش نهادن به شکست‌های پی در پی و مفتضحانه اربابان خارجی خود و کم سو نمودن فروغ بیداری اسلامی در منطقه ایجاد نمایند اقدام رذیلانه‌ای که برگ ننگین دیگری را بر پرونده سراسر سیاه و خائنانه سران فتنه و جبهه نفاق نوظهور افزود. 
 
اکنون در آستانه ایام ولایت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی و آغاز هفته وحدت ما شرکت کنندگان در این تظاهرات اعتراض آمیز در اوج خشم و نفرت نسبت به فتنه‌افروزی و وحدت شکنی جریان نفاق نوظهور و همصدایی سران فتنه با معاندان شناخته شده انقلاب و نظام اسلامی مواضع انقلابی خود را با ندای توحیدی الله اکبر اعلام می‌داریم: 
 
1- حماسه‌سازان شگفتی آفرین بیست و دوم بهمن، سناریوی دروغین حمایت از مردم مصر و دعوت سران فتنه برایایجاد هرج و مرج و اغتشاش در بیست پنجم بهمن ماه را تلاشی مذبوحانه برای محو حلاوت و شیرینی دستاوردهای حضور میلیونی ملت شجاع و قهرمان ایران اسلامی در راهپیمایی یوم الله بیست و دوم بهمن که بر اساس عشق و ارادت به امام و خط اصل آن پیرمرداد در پیروی از ولایت فقیه به حماسه‌ای عظیم برای نمایش ایمان و بصیرت و وحدت و پیوند دوباره ملت با آرمان‌های انقلاب اسلامی تبدیل گردید دانسته و آن راخدمت به دشمنان اسلام و اقدامی در جهت جلوگیری از بازتاب همبستگی ملی و حمایت مردم شریف ایران از قیام ملت به پا خواسته مصر می‌داند و آن را شدیدا محکوم می‌نماید. 
 
2- راهپیمایی شکوهمند بیست و دوم بهمن ماه همه ساله موج بزرگی از امید و خودباوری را در دل شیفتگان انقلاب اسلامی و مردم آزادیخواه جهان نسبت به استحکام و عزت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی و ناامیدی و یأس را در اردوگاه دشمنان کوردل نسبت به عدم تأثیر توطئه‌های گوناگون استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا بر علیه نظام و انقلاب ایجاد می سازد. ما تظاهرکنندگان دعوت به اغتشاش در بیست و پنجم بهمن را عدم همراهی آشکار سران فتنه با ملت بزرگ ایران و به رسمیت نشناختن بیست و دوم بهمن به عنوان روز حاکمیت و پیروزی ملت ایران بر کفر و نفاق و استکبار جهانی توسط مردگان سیاسی دانسته و این دعوت را اعلام رسمی جداسازی راه سران فتنه و عوامل وابسته‌شان از اقیانوس عظیم ملت بزرگ ایران و دوری از صراط مستقیم نهضت و انقلاب اسلامی و پشت کردن به آرمان های امام راحل و مقام معظم رهبری می‌دانیم و خواستار برخورد شدید دستگاه‌های انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی با عوامل داخلی و پیاده نظامان رژیم صهیونیستی می باشیم. 
 
3- ملت ایران آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی را دشمنان اصلی انقلاب اسلامی و سیاست‌های استعماری آنان را اقدامی در جهت چپاول و غارت کشورهای اسلامی و مردم مسلمان می‌داند و هر اقدامی که موجب خوشحالی تأیید و تشویق استکبار جهانی و همپیمانانشان شود را خوش خدمتی و ابراز نوکری به بیگانگان قلمداد نموده و بازی علنی موسوی و کروبی در پازل آمریکا و انگلیس و رژیم جنایتکار اسرائیل و نقش‌آفرینی در سناریوی طراحی شده توسط دشمن را خروج آنان از آرمان‌های امام و انقلاب و مخالفت با اراده و خواست ملت شریف ایران و عمق وابستگی و انحراف سران فتنه دانست و نفرت و انزجار و برائت خود را از حامیان خارجی و داخلی آنان اعلام می‌داریم. 
 
4- شنیدن صدای نفاق و ورشکستگان سیاسی و تفاله‌های رژیم نگون بخت سلطنتی از حلقوم موسوی وکروبی و اقدام جنایتکارانه عوامل مزدور و در ایجاد اغتشاش و آشوب و شهید و مجروح نمودن تعدادی از هموطنان عزیز بار دیگر پرده از چهره خبیث مهره‌های سوخته استکبار و لاشه‌های متعفن سیاسی فتنه 88 برداشت و نشان داد که اتحاد پلید و شوم جیره‌خواران و وابستگان مزدور روی دیگری از نفاق نوظهور و تلاش استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل برای گشودن راهی است که در سال 1360 با عزم و اراده راسخ و استوار ملت غیور و موضع سرسختانه امام عزیز مسدود و منجر به فرار معاندان جنایتکار و پناه گرفتن آنان در زیر چتر حمایتی صدام جنگ افروز و خون آشام گردید لذا ملت ایران پیوستن موسوی و کروبی به اردوگاه جبهه کفر و نفاق و تحرکات مذبوحانه آنان را از ادامه اقدامات کور و جنایتکار منافقان به دستور اربابان خارجی‌شان دانسته و آن را شدیدا محکوم می‌نماید. 
 
5- اکنون که هدایت‌های روشنگرانه رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی و خویشتن‌داری مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی و صبر ملت غیرتمند ایران نتوانسته است سران گمراه فتنه را از جهالت و خواب غفلت بیدار نموده و آنان را از سقوط در جهنم پستی و رذالت و همراهی با دشمنان دیرینه اسلام و انقلاب اسلامی باز دارد ملت آزاده و شهید پرور ایران اجازه نخواهند داد مشتی قدرت‌طلب خود فروخته و ایادی درونی استکبار با عصیان و گردنکشی ارزش‌های اسلامی را به تمسخر گرفته و آرامش جامعه را بازیچه حقد و کینه و خودخواهی قرار دهند و علیرغم آغشته بودن دستان کثیفشان به خون جوانان عزیز از مجازات گریخته و با قرار گرفتن در حاشیه امن همچنان با صور بیانیه‌ای فتنه‌انگیز زمینه خوش رقصی برای دشمنان انقلاب اسلامی به سرکردگی شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار و اذاب داخلی‌شان را فراهم نمایند. 
 
6- باتوجه به فرمایش قاطعانه حضرت امام که فرمود "کسانی که دعوت به راهپیمایی غیرقانونی و اغتشاش می‌کنند
 مفسد فی‌الارض هستند "، شرکت کنندگان در این تظاهرات اعتراض‌آمیز، موسوی و کروبی را مصداق بارز فرمایش آن حضرت دانسته و ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های داغداری که از خرداد سال 88 تاکنون فرزندانشان آماج تیر کینه و بغض منافقان و وطن‌فروشان قرار گرفته‌اند سران فتنه را مسئول تمامی خون‌های به ناحق ریخته شده و همچنین خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از اغتشاشات و آشوب‌های فتنه‌گران می‌داند و با محکوم کردن هرگونه کوتاهی و تعلل در انجام وظیفه نهادهای مربوطه و درخواست اشد مجازات برای سران فتنه از قوه قضاییه مصرانه می‌خواهیم تا فوری و بی‌درنگ به شکایات واصله رسیدگی و با محاکمه موسوی و کروبی که هدفی جز شکستن اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی و خدمت به دشمنان اسلام و انقلاب ندارند مزدوران استکبار را به سزای عمل خیانتکارانه خود برسانند. 
 
7- باتوجه به مواضع روشنگرانه رهبر حکیم انقلاب اسلامی و آشکار شدن اهداف اقدامات ساختارشکنانه سران فتنهملت ایران از خواص خاموش و دارای مواضع مبهم و دوپهلو می‌خواهد تا ضمن پرهیز از گفتار و رفتار بیگانه پسند و ریختن آب به آسیاب فرصت‌طلبان در اسرع وقت مواضع خود را به صورت روشن دقیق و واضح نسبت به سران فتنه و حامیان بیگانه آنان اعلام نمایند. 
 
8- ملت هوشیار و بصیر ایران بار دیگر حمایت خود را از قیام مردم مصر که با الگو قرار دادن انقلاب اسلامی می‌رود تا طومار فرعونیان زمان را در هم پیچد اعلام داشته و رساترین پاسخ به اقدامات رذیلانه و تبلیغات پوچ و دروغین رسانه‌های آمریکا، انگلیس، اسرائیل غاصب و همپیمانانشان را پیروز کامل از فرامین رهبر معظم انقلاب اسلامی و حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی و ادامه راه شهیدان گرانقدر راه استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی می‌داند.

مشروح مذاکرات جلسه 7/12/87 هیئت امنای دانشگاه آزاد؛
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی ، دکتر جاسبی ، دانشگاه آزاد
دست به یکی کردن هاشمی، موسوی و جاسبی برای وقف غیرقانونی/ رفسنجانی: ممکن است روزی نظام ما ولایت فقیه نداشته باشد

موضوع دانشگاه آزاد و وقف اموال 250 هزار میلیاردی آن از حدود سه سال قبل به یکی از مهمترین سوژه های خبری کشور تبدیل شده بود. این موضوع در کش و قوس حرکت اصلاحی شورای عالی انقلاب فرهنگی از یک سو و تلاش هیأت امنای دانشگاه آزاد برای حفظ وضعیت موجودش از سوی دیگر در حالی به یکی از مهم‌ترین موضوعات کشور تبدیل شد که روز تصویب طرح جنجالی آن در مجلس، یکشنبه سیاه نام گرفت.

بر اساس مصوبه مجلس که هیأت رییسه از طرف کمیسیون اصل 90 در تصویب آن مقصر شناخته شد، اموال عمومی دانشگاه آزاد به بهانه وقف، تبدیل به اموال خصوصی می شد و این کار، رنگ قانونی می گرفت. این مصوبه البته با مقاومت اکثریت نمایندگان انقلابی پس از دو روز، خنثی و همین موضوع موجب شد تا هیأت امنای دانشگاه آزاد به یک‌باره اعلام کند اموال دانشگاه را وقف کرده و صیغه آن را هم جاری کرده است!

در مقابل این اقدام، شورای عالی انقلاب فرهنگی بر مصوبه قانونی خود اصرار کرد و تا یک قدمی تغییر رییس دانشگاه آزاد پیش رفت. بحث ناتمام میان هیأت امنا و شورای عالی انقلاب فرهنگی کار را به آنجا رساند که رهبر انقلاب مجبور به مداخله و تعیین یک هیات کارشناسی فقهی به ریاست رئیس قوه قضائیه برای بررسی موضوع شدند. هیأت کارشناسی مربوطه نیز پس از بررسی موضوع به این نتیجه رسید که وقف دانشگاه آزاد، غیرشرعی و غیرقانونی است و از طرف دیگر هم رهبری اعلام کردند اصلاحیه شورای عالی انقلاب فرهنگی در ماده 5 و 10 اشکالاتی دارد که باید تغییر کند. هفته گذشته، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی موارد اصلاحی را اعلام کرد و اکنون هیأت مؤسس این دانشگاه دو هفته فرصت دارد تا افراد پیشنهادی خود را برای عضویت در هیأت امنا معرفی کند.

در عین حال،‌ هفته نامه 9 دی، امروز سندی از مشروح مذاکرات یکی از جلسات هیأت امنای دانشگاه آزاد را منتشر کرده که با مرور آن می توان به ریشه بسیاری از مواضع اتخاذ شده و یا سکوت برخی از خواص در حوادث اخیر رسید.

در ادامه، ابتدا خلاصه ای از این جلسه و سپس به دلیل اهمیت مطالب طرح شده، عین مذاکرات طرح شده آورده می شود:

هیأت امنای سابق دانشگاه آزاد در جلسه تاریخ 7 اسفند 87 در خصوص موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد و تغییر اساسنامه آن تشکیل جلسه می دهد. در این جلسه، هاشمی رفسنجانی ابتدا در خصوص ارسال اساسنامه پیشنهادی در دست بررسی خودشان به شورای عالی انقلاب فرهنگی و همچنین ارسال کامل یا ناقص آن برای مقام معظم رهبری، از اعضا نظرخواهی می کند و هر یک از اعضا، نظر خود را عنوان می‌کنند. میرحسین موسوی در بین حاضرین بیش از دیگران نگران موضوع وقف دانشگاه آزاد است، بنابراین، پیشنهاد می کند که وقف اموال، در اساسنامه نیاید؛ بلکه اول وقف شود و بعدا اساسنامه پیشنهادی برای رهبری ارسال شود تا وی در برابر عمل انجام شده قرار گیرد. برخی از اعضا در مذاکرات خود از این که سازمان اوقاف بتواند نسبت به این وقف، اشرافی پیدا کند، احساس نگرانی می کنند و حتی یکی از اعضا خطاب به هاشمی می گوید: «شما باید با آقا صحبت کنید حتماً تولیت دانشگاه آزاد مثل خیلی چیزهای کوچک‌تر از این، زیر نظر ولی فقیه باشد و نفرات آن را هم مجمع تشخیص مصلحت، شورای نگهبان و... یعنی افراد هیات موسس را هم ولی فقیه زمان مشخص کنند، در این صورت از شمول کار هم بیرون می‌آید.»

مشروح مذاکرات:

هاشمی: «نه من با این موافق نیستم، اگر بدهیم به اختیار ولایت فقیه، خیلی آسان مثل بقیه جاها در مسیرهایی می‌افتد که نمی خواهیم. مثل بنیاد مستضعفان و تبصره 82 می شود؛ آنها هم اموال‌شان کمتر از دانشگاه آزاد نیست. آن وقت آدم نمی‌داند چه اتفاقی ممکن است بیفتد.»

موسوی: «بله می‌توانیم با این قید بیاوریم که وقف با هیات موسسان خواهد بود و هر کدام از ما هم هر زمان فوت کردیم، چه کسی جایگزین شود و حتی نفرات بعد از آن را هم می‌توانیم مشخص کنیم.»

هاشمی: «بله من هم می‌گویم همین طور تغییر کند. چون وقتی برود زیر نظر رهبری، رهبری یک‌سری ملاحظاتی دارند که معلوم نیست در دانشگاه‌ها بتوانیم آن را اعمال کنیم. مثل اینکه چه کسی را نصب بکنیم و چه کسی را نصب نکنیم. اصلاً مسئولیت لوث می‌شود.»

جاسبی: «من هم موافق آقای هاشمی هستم... ما قبل از اینکه وقف کنیم، بدهیم آقای خامنه‌ای نگاه کنند، نظر بدهند و آنجاهایی که ما نظر داریم، ایشان تأیید بکنند که مثلاً بعداً شورای عالی دبّه در نیاورند و دست‌کاری نکنند. بعد اینجا بیاوریدش و صیغه را بخوانیم و صلوات بفرستیم تا دیگر آنها نتوانند آن قسمت را دست بزنند؛ چون با آن نیتی که واقف، وقف می‌کند، هیچ‌کس نمیتواند دست‌کاری کند.»

هاشمی: «من هنوز نگران این هستم که حتی با این فرض، اینها در اساسنامه‌ای که اصلاح می‌کنند، بندی را بگنجانند که به نحوی دست اوقاف را به یک جای آن بند کنند تا یک شرّی درست کنند.»

هاشمی سپس ادامه می‌دهد: «در اساسنامه و وقف‌نامه بیاوریم این اعضای هیات موسس که موجودند تا زمانی که هستند، خوب است و کسی نمی‌تواند عزل‌شان کند و برای جایگزینی اینها، هیأت مؤسس، خودش باید افرادی را انتخاب کند و بعد از ما هم همین طور باشد. چون ما افرادی را معرفی می‌کنیم که قبول‌شان داریم. یعنی همیشه، هیأت مؤسس برای جایگزینی افراد، خودش تصمیم می‌گیرد که بنابراین تولیت آن یک تولیت ممتد و بر اساس تفکر همین جمع خواهد بود... یعنی باید راه ورود را ببندیم.»

موسوی: «باید به جای اعضای هیأت موسس در اساسنامه، نام این 9 نفر را با عنوان بیاوریم که اینها وقف‌کنندگان هستند تا اگر مؤسس تغییر کرد، وقف برنگردد.»

در این بین، هاشمی پیشنهاد یکی از اعضا را که گفته بود (در صورت فوت کلیه یا اکثریت اعضای مؤسس در یک زمان، ولی فقیه تصمیم گیری کند و این مسأله در اساسنامه گنجانده شود) رد کرده و می‌گوید: «ولی فقیه خوب است؛ ولی اشکالش این است که بعداً اگر نظام ما ولی فقیه نداشته باشد، اگر ما بخواهیم وقف ابدی باشد که نمی‌شود بگوییم ولی فقیه؛ ممکن است نظام ما ولی فقیه نداشته باشد... تعدادی علی البدل داشته باشد که در صورت حادثه جایگزین شود.»

یکی از اعضاء می گوید: «پس مرجعیت شیعه را جایگزین کنیم.»

هاشمی: «نخیر! همان که گفتم... برای اینکه دست‌مان بسته نباشد، عناوین کلی مثل آموزش، تحقیق، توسعه کشور، توسعه علم را در وقف نامه بیاورید که بعداً متولی وقف، مصادیق آن را تشخیص می‌دهد. عناوینی بگویید که همه چیز را شامل بشود.»

هاشمی در پایان در حالی که در ابتدای جلسه اعلام کرده بود در دیدار خصوصی با رهبر انقلاب، ایشان به وی فرموده‌اند شورای عالی انقلاب فرهنگی در جریان جلسه فوق قرار گیرد، بدون توجه به آن توصیه می‌گوید: «ما خبر این جلسه را نباید منتشر کنیم چون من به آقای خامنه‌ای گفته‌ام ما در این جلسه می‌خواهیم تصمیماتی بگیریم و بعد آن را به شورای عالی انقلاب فرهنگی بدهیم. اگر خبر این جلسه را منتشر کنیم و مصوبات را به شورا ندهیم، خوب نیست، بنابراین خبر این جلسه را ندهید.»

اکنون چند سئوال جدی مطرح است که آقای هاشمی به عنوان رییس مجلس خبرگان باید به آنها پاسخ دهد:

در قسمتی از این جلسه، هاشمی می گوید برای این که دست‌مان در وقف اموال دانشگاه، باز باشد، باید از عناوین کلی مثل آموزش، تحقیق و توسعه کشور در وقف نامه استفاده کنیم. دقت کنید این دقیقاً همان کاری است که در طرح برخی از نمایندگان وابسته به دانشگاه آزاد در مجلس صورت گرفت و مشهور شد به مصوبه یکشنبه سیاه. بنابراین بر خلاف آنچه طراحان مصوبه یکشنبه سیاه ادعا می کردند، این طرح از ابتدا برای نجات دانشگاه آزاد بوده است.

اما مهم‌ترین نکته در این مذاکرات این است که هاشمی رفسنجانی در حالی که در رأس مجلس خبرگان قرار دارد و باید مدافع اصلیِ اصل ولایت فقیه باشد، چگونه احتمال می دهد شاید روزی نظام ما ولی فقیه نداشته باشد؟ آیا اساساً نظام بدون ولایت فقیه، اسلامی و مشروع خواهد بود؟ چگونه است هاشمی رفسنجانی دانشگاه آزاد را همیشگی می داند ولی ولایت فقیه را نه؟ کدام نظام مدّنظر هاشمی است که ولی فقیه ندارد؟

شاید گفته شود این ادبیات هاشمی سهو لسان بوده و نه اعتقاد قلبی هاشمی؛ این احتمال، هر چند ممکن است اما با بررسی مواضع هاشمی قبل از فتنه تا امروز به همگان ثابت می کند که این، سهو لسان نیست بلکه نشان از تغییر نگاه هاشمی به این مقوله دارد. با این حساب باید پرسید در این صورت آیا واقعاً هاشمی رفسنجانی باز هم باید بر صندلی ریاست خبرگان تکیه بزند؟ سستی در اعتقاد به ولایت فقیه چگونه با چنین جایگاهی تطابق دارد؟

در قسمتی از جلسه، هاشمی دلیل مخالفت خود با پررنگ شدن نقش رهبری در سرنوشت دانشگاه آزاد را اینگونه اعلام می کند که در این صورت، دانشگاه می افتد در مسیری که ما نمی خواهیم! ایشان باید توضیح دهد این چه مسیری است که رهبر انقلاب می خواهد و هاشمی نمی خواهد؟ هاشمی در بخش دیگری می‌گوید رهبری ملاحظاتی دارند که معلوم نیست ما بتوانیم اعمال کنیم، مانند عزل و نصب رؤسای دانشگاه‌ها! مگر رؤسای دانشگاه آزاد قرار است چه کسانی باشد که تغییر آن‌ها غیرممکن نشان داده می شود؟ به دنبال چه افرادی هستند که مخالفت ولی فقیه را در پی خواهد داشت؟

چرا هاشمی رفسنجانی از اعضای جلسه می خواهد مشروح مذاکرات این جلسه منتشر نشود؟ خود او در ابتدا نظر رهبری را مبنی بر لزوم اطلاع اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان می دارد و در پایان، بر خلاف آن دستور می‌دهد. چرا طراحی مشترک ایشان با آقای جاسبی و موسوی منجر به تحت فشار قراردادن رهبری می‌شود؟


طراحی تیم‌های‌ترور منافقین برای‌ناآرامی و ادامه‌ کشته‌سازی‌در تهران
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: جنبش سبز ، سازمان منافقین ، ترور

گروهک منافقین که در طی دو روز گذشته با ارسال پیام‌های صوتی متعدد به تلفن‌های شهروندان تهران از مبدأ امریکا و برخی کشورهای اروپایی از آن‌ها برای حضور در فراخوان غیرقانونی امروز دعوت می‌کرد، با نفوذ دادن تیم‌های ترور خود قصد دارد پروژه ایجاد ناآرامی در سناریوی کشته‌سازی را به‌طور جدی دنبال کند.

 
به گزارش رجانیوز، در فراخوان برای حضور در تجمع غیرقانونی امروز، نقطه خاصی تعیین نشده و با اعلام میادین اصلی شهر، عملاً تیم‌های ترور منافقین قصد ایجاد رعب و وحشت کور در مناطق مختلف شهر را دارند.
 
در تماس‌های تلفنی با شهروندان تهرانی از مبدأ خارج از کشور برای حضور در فراخوان امروز به‌طور گسترده دعوت شده است.
 
این در حالی است که پس از اعمال محدودیت برای موسوی و کروبی، آن‌چنانکه بی‌بی‌سی فارسی روز جمعه به نقل از اصغر رمضان‌پور مدیرکل مطبوعات در دوره مهاجرانی و تحلیل‌گر ارشد فعلی این شبکه عنوان کرد، هدایت جریان فتنه به‌طور کامل به بیرون منتقل شده است. در این زمینه علی افشاری ضد انقلاب مقیم امریکا نیز اعلام کرده که در شرایط فعلی دیگر موسوی توانایی و شخصیت رهبری جنبش را ندارد و شورای هماهنگی راه سبز امید که به تازگی در امریکا تشکیل شده باید رهبری جنبش را در دست بگیرد.
 
همچنین مشابه روز 25 بهمن، سایت وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی نیز برای آشوب‌های امروز صفحه ویژه ایجاد کرده و حتی از روز گذشته شعارهای پیشنهادی را با جهت‌گیری حمایت صرف از موسوی و کروبی بر روی خروجی قرار داده است.
 
در عین حال، منابع امنیتی معتقدند شکست پروژه کشته‌سازی برای جریان فتنه در روز 25 بهمن که با درایت خانواده‌های دو شهید و با توجه به سوابق آن‌ها و حضور انقلابی مردم در مراسم تشییع و تدفین ناکام ماند، جریان فتنه را که اکنون مرکز طراحی آن به‌طور کامل در خارج از کشور است و تعداد معدودی از آشوب‌گران فقط نقش پیاده نظام آن را ایفا می‌کنند، به این نتیجه رساند که باید با کلید زدن فاز جدید آشوب، این پروژه را ادامه دهند.
 
در این زمینه، تعدادی از تیم‌های ترور منافقین با همکاری برخی از خانواده‌های معدومین قصد دارند در چند نقطه غیرمشخص شهر با استفاده از پوشش تجمعات غیرقانونی به صورت کور شهروندان را هدف گلوله قرار دهند و فاز مقابله مسلحانه با نظام را علنی‌تر از قبل کنند.
 
تجمع‌های جزیره‌ای و کوچک اما با سطح خشونت بالا و انبوه‌سازی در کشته‌ها با اقدام مسلحانه برنامه مشخص تیم عملیاتی آشوب‌های امروز است.

پایان 40 سال فرصت‌طلبی
ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، زهرا رهنورد ، ساواک
پایان 40 سال فرصت‌طلبی/ ناگفته‌های پرونده ساواک موسوی و تحرکات تحمیلی او بعد از انقلاب

محمد حسن روزی‌طلب: 1- باقیمانده پرونده ساواک میر‌‌حسین موسوی و زهره کاظمی (زهرا رهنورد) را که نگاه می‌کنی، چند نکته جالب در آن وجود دارد. اول این که اسناد مشکوکی در این پرونده مبنی بر همکاری این دو نفر با دستگاه امنیت رژیم پهلوی وجود دارد، مثلاً زهرا رهنورد ارتباطات امام موسی‌صدر را به مخبرین ساواک گزارش می‌کرده و یا ساواک مجوز عضویت هیأت علمی دانشگاه ملی (شهید بهشتی) را برای موسوی صادر کرده است.

 
دومین نکته جالب، دستگیری موسوی به اتهام ارتباط با آلادپوش است. آلادپوش از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق است که عامل اصلی ترور چند مستشار امریکایی بود. موسوی در مقابل بازجوی ساواک، بسیار ذلیلانه رفتار می‌کند و آنچه از آلادپوش می‌دانسته و نمی‌دانسته به بازجویش تحویل می‌دهد و در یک فرآیند کاملاً مطابق با مبانی حقوق بشر! 10 روز بعد به دلیل نبود ادله آزاد می‌شود. این در حالی است که چند "هم‌پرونده"ای موسوی که تنها نام آلادپوش را شنیده بودند و از او اطلاعاتی نداشتند، به چند سال حبس محکوم می‌شوند. شاید رمز اظهارات اخیر موسوی که نظام سلطنت را بر‌تر از نظام جمهوری اسلامی دانسته بود، در همین دستگیری و آزادی باشد.
 
نکته سوم پرونده موسوی، سفر او و زهره کاظمی با فرزندان‌شان به امریکا در سال 1355 جهت سکونت دائمی است. آنها که فرصت طلبانه بدون دادن هیچ‌گونه هزینه‌ای از کانون نویسندگان، مجاهدین خلق، جنبش مسلمانان مبارز، علی شریعتی و گروه‌های مسلمان به‌عنوان سکوی پرش روشنفکری استفاده می‌کردند، می‌خواستند به مهد روشنفکری یعنی امریکا بروند تا نان سختی‌های مبارزین داخلی را بخورند اما یک سال پس از اقامت در امریکا با اوج‌گیری مبارزات مردمی در سال 1357، تصمیم به بازگشت گرفته می‌شود.
 
2- فرصت طلبی و تغییر عقیده در جهت قدرت و گفتمان غالب جهانی دو ویژگی موسوی است که می‌تواند غالب تحرکات بعضاً متناقض سیاسی او را توجیه کند! موسوی که در کارنامه سیاسی‌اش هیچ‌ رگه‌ای از دین و معنویت به چشم نمی‌خورد، به یک‌باره به عضویت حزب جمهوری اسلامی درمی‌آید و در فرم عضویت‌‌اش می‌نویسد که حاضر به همکاری تمام وقت و 24 ساعته با حزب هستم! و این گونه با یاری سمپات‌های سابق مجاهدین خلق، موسوی در نظام جمهوری اسلامی رشد می‌کند و پس از سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی و وزارت خارجه، در یک فرایند خاص به رئیس‌جمهور وقت تحمیل می‌شود.
 
جالب آنجاست که رئیس جمهور وقت زمانی که برای نخست‌وزیر نبودن آیت‌الله مهدوی کنی استدلال می‌کند، اظهار می‌دارد که نمی‌توانم به ایشان دستور بدهم و آن‌گاه شخصی مانند موسوی نخست‌وزیر می‌شود.
 
یکی از وزرای مستعفی موسوی می‌گفت که اکنون مردم می‌فهمند که رئیس‌جمهور وقت از دست خودسری و خشک‌مغزی موسوی چه می‌کشید.
 
3- اگر نبود درایت و رهبری داهیانه امام خمینی(ره) در دهه 60، می‌توانستیم لقب بدترین دهه انقلاب را به دولت موسوی تقدیم کنیم. آزادی‌های مشروع در دولت موسوی به پایین‌ترین حد خود رسید تا جایی که رسماً دولت وقت رنگ مشکی و خاکستری را به عنوان رنگ‌های مورد قبول معرفی کرد و این چنین بود که موسوی در کنار موسیلینی تنها رؤسای دولتی بودند که برای مردم رنگ اجباری لباس تعیین می‌کردند.
 
در زمینه اقتصادی، وضعیت بدتر بود. رانت‌خواران عضو کابینه موسوی با تأسیس شرکت‌های رجا، بنیاد نبوت، بنیاد الهادی و... چنان خون ملت را مکیدند که تا سال‌ها، دولت‌های جمهوری اسلامی باید تاوان پس می‌دادند. کوپنی کردن تمام اجناس تا جارو دستی، بالا رفتن نارضایتی عمومی را در پی داشت و نسل دهه 60 به نسل صف‌های طولانی کوپن معروف شدند. موسوی همیشه جنگ را بهانه‌ای برای ناکارآمدی هایش قرار می‌داد اما 20‌ سال پس از پایان جنگ معلوم شد که وزارت اقتصاد می‌گفته که می‌تواند جنگ را اداره کند و نظامیان نیز از ادامه جنگ تا پیروزی سخن می‌گفتند و این گونه موسوی دولتش را با عنوان "بانی جام‌زهر" به پایان برد.
 
4- 20 سال سکوت موسوی از 1368 تا 1388 بی شباهت به قصد او برای اقامت در امریکا در سال 1355 نبود و اگر تندروی‌های رفقای موسوی در دهه 60 نبود، بعید نبود که او به امریکا یا فرانسه برای اقامت دائم سفر کند! به هر روی موسوی، 20 سال نقاشی کشید و خوشحال بود که سنگ بنای رانت‌خواری، حلقه بسته مدیریت تکنوکراسی را نهاده است و ‌هاشمی و خاتمی به راه او می‌روند‌ اما در سال 1388 فضای تنفس موسوی دگرگون شد.
 
موسوی که توهم و خیال، جزو ثابت زندگی‌ سیاسی‌اش بود، در روز‌های پاییزی 87 می‌گفت که اسم من 20‌ میلیون رأی دارد و 20 میلیون رأی خاتمی به خاطر حمایت من بود! مشارکتی‌ها و مجاهدین انقلاب که مرکب خوبی برای سواری پیدا کرده بودند، پس از انصراف خاتمی به دمیدن درکوره توهم موسوی شدت بخشیدند. موسوی با ایده‌های انقلاب مخملین مانند رنگ سبز و کمیته صیانت از آرا تجهیز شد. برخی افراد روی صحنه نیز در پشت صحنه، موسوی را محکم‌تر کردند که تو می‌توانی احمدی‌نژاد را شکست دهی و شکست احمدی‌نژاد یعنی هدف قرار گرفتن ولایت فقیه!
 
مناظره اما رؤیاهای مخملی موسوی را به‌هم زد و تقلب گفتمانی او برای پنهان شدن در پناه خط امام در پیش چشم 70 میلیون ایرانی افشا شد.
 
"چیز‌چیز"‌های موسوی نشان داد که او در برابر افشاگری‌های احمدی‌نژاد پاسخی ندارد و اعتراض‌های بی‌پاسخ احمدی‌نژاد نمایانگر پیوند موسوی با مفسدان، آقازاده‌ها و رانت‌خواران بود.
 
موسوی در انتخابات نتوانست مردم را در ریاست بر جمهور نمایندگی کند و این برای اولین بار در حیات 40 ساله سیاسی موسوی بود که فرصت طلبی‌اش ناکام مانده بود. پس پیشنهاد آقازاده‌ها و خانم‌زاده‌ها را پذیرفت و فاز دوم براندازی را شروع کرد. مهدی و فائزه زمینه را برای نشان دادن تجلی واقعی موسوی فراهم کرده بودند. روز شنبه 23 خرداد دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام محلی برای پیمان چهار نفره علیه انقلاب اسلامی شد. خاتمی، موسوی، سید حسن و تکیه‌گاه فتنه قرار گذاشتند تا آخر با هم باشند و چه خوب به عهدشان وفا کردند.
 
5- دوستی می‌گفت عکس موسوی در حالی که مشت‌ها را گره کرده و در وضعیتی دون شأن یک انسان متشخص برروی سقف ماشین شعار می‌دهد، نشان می‌داد که او و هوادارانش چه نقشه‌ای برای ایران اسلامی داشتند. علی‌رغم هشدارهای رهبری معظم انقلاب، یک هفته خیابان‌های تهران محل اردوکشی چماق‌به‌دست‌های سبز شد و آرام‌ترین حرکت موسوی و طرفدارانش در عصر روز 25 خرداد، با حمله به پایگاه نظامی و هفت کشته به پایان رسید. موسوی که به عروسکی در دست دشمنان انقلاب تبدیل شده بود، هشت ماه کوشید تا هوادارانش را در خیابان نگه دارد، 30 خرداد، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و عاشورا پله‌هایی برای موسوی بود تا هوادارانش را از جماعت دارای ابهام به نتیجه انتخابات به گروهی محدود از سلطنت‌طلب‌ها و بهایی‌ها و خانواده‌های معدومین منافق تبدیل کند که کینه یزیدی از امام حسین(ع) را در سینه داشتند.
 
پشتیبانان موسوی هم با سکوتشان او را تشویق می‌کردند، گویی قرار است حاکمیتی دوگانه ایجاد شود و خواص ساکت نقش حکم و واسطه را بازی کنند. همانگونه که تکیه گاه فتنه همیشه از لفظ "این طرفی‌ها" و "آن‌طرفی‌ها" استفاده می‌کند.
 
6- در روزهای اوج انقلاب اسلامی، در روزهایی که مردم ایران‌با نشاط و شادی تمام جشن 22 بهمن را بی مبارک مصری بر پا کردند، سران فتنه نیز به وظایف سازمانی‌شان عمل می‌کردند. در دو ماه گذشته فحش و ناسزایی نبود که موسوی و کروبی نثار انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی نکنند، کار به آنجا رسید که در سالروز انقلاب اسلامی نظام منحوس شاهنشاهی بهتر از نظام اسلامی خوانده شد.
 
سقوط دیکتاتور مصر و گشوده شدن معبری طلایی برای صدور انقلاب اسلامی به کشورهای عربی و مسلمان، انگلیس، امریکا و اسرائیل را آنچنان آشفته کرده بود که بنابرمثل "الغریق یتشبّث بکل حشیش"، موسوی و کروبی را برای نا امن‌کردن ایران برگزیدند. موسوی این بار هم کوشید تا از این فرصت امریکایی بهره برده اما روز 25 بهمن مصداق «ومکروا و مکرالله والله خیر الماکرین» بود.

آقای هاشمی! فائزه کار خلاف قانون و حرام کرد، چرا بازداشت نشود؟
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، فائزه هاشمی

 

آقای هاشمی رفسنجانی در حالی هفته گذشته در موضع‌گیری ضعیفی بدون اشاره صریح به بانیان و عوامل غائله ناکام 25 بهمن گفت که بر اساس فتوای امام(ره) هرگونه اقدام خلاف قانون حرام است که فائزه هاشمی دختر وی روز یکشنبه به‌دلیل اقدامات تحریک‌آمیز بازداشت شد که بر اساس نظر آقای هاشمی وی رفتار خلاف قانون و حرام انجام داده است.

به گزارش رجانیوز، در این شرایط، بازداشت و محاکمه فائزه هاشمی یکی از حاضران همیشگی تجمعات غیر قانونی که همواره به دلیل دلخوری پدر به تعویق می‎افتاد، در یکم اسفند ماه برای دومین بار عملی شد ولی مشخص نیست این اقدام که پس از اشاره هاشمی رفسنجانی صورت گرفته به چه دلیل نیمه کاره مانده و فائزه مجددا آزاد شد.

فائزه هاشمی اولین بار در خرداد 88 و در حالی که مشغول هدایت جریان اغتشاشات در خیابان آزادی بود دستگیر شد اما پس از چند ساعت او آزاد شد.

وی در جریان ناآرامی‌های پس از انتخابات حضور فعالی داشت، به‌طوری که تصاویر سخنرانی او در جمع آشوب‌گران در حالی که آن‌ها را به ماندن در خیابان‌ها فرا می‎خواند، بارها از صداوسیما پخش شد. فائزه حتی در جریان حرمت‌شکنی روز عاشورا نیز حضور فعالی داشت.

در چنین شرایطی و با وجود روشن بودن اعمال مجرمانه فائزه هاشمی در جریان هدایت میدانی آشوب‎‎های 20 ماه گذشته، برخی از ناراضی بودن هاشمی رفسنجانی و مقاومت وی برای برخورد با فرزندانش به عنوان مهم‌ترین دلیل عدم برخورد با فائزه هاشمی یاد کرده بودند. با این حال، اظهارات اخیر هاشمی باید عملاً به معنای برطرف شدن این مانع تلقی شود.

اگر قرار است با آشوبگران خرداد، آبان، آذر و دی 88 برخورد شود و در شرایطی که حتی برای برخی از این آشوبگران حکم اعدام صادر شده است، چرا فائزه هاشمی با سابقه حضور فعال در تجمع‌های غیرقانونی، برای دومین بار بازداشت و به فاصله چند ساعت آزاد می‌شود و حال آنکه با سخنان اخیر پدر، دیگر مصلحتی ظاهری با عنوان مقاومت پدر برای برخورد با فرزندان هم وجود ندارد.

هر چند این خود می‌تواند درس عبرتی نیز برای فریب‌خوردگانی باشد که به امید افرادی مانند او به صحنه ناآرامی‌ها می‌آیند و سپس گرفتار می‌شوند.


طراحی مستقیم ضدانقلاب برای غائله 25 بهمن
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز
ارتقاء درجه موسوی و کروبی از "سران فتنه" به‌ "سران ضدانقلاب"

جنس غائله هفته گذشته 25 بهمن که با بی‌اعتنایی کامل مردم تهران به تحریک‌های ضدانقلاب ناکام ماند، با فتنه 88 متفاوت بوده و این حرکت را نمی‌توان در ادامه ماجرای سال گذشته و پتانسیل جریان فتنه دانست که سال گذشته در 9 دی و 22 بهمن پرونده آن بسته شده بود.

 
حجم فراخوان برای حضور خیابانی در روز 25 بهمن از روز قدس سال 88 به بعد بی‌سابقه بود، به‌طوری که گروهک‌های مختلف از جمله منافقین، ریگی، رضا ربع پهلوی و... نیز به این فراخوان پیوستند. این فراخوان‌ها در شرایطی بود که شرایط برای دیکتاتور مصر به‌عنوان متحد اصلی امریکا و رژیم صهیونیستی به‌شدت سخت شده و غرب نیاز داشت برای تغییر نقطه کانونی توجه افکار عمومی و سرشکن کردن آن، جبهه‌های جدیدی به نفع خود در سایر نقاط به‌ویژه ایران باز کند.
 
بر این اساس، موسوی و کروبی به‌عنوان کارگزار پروژه امریکایی- صهیونیستی به صحنه آمده و برای روز 25 بهمن فراخوان دادند. این در حالی بود که شرایط با سال 88 کاملاً متفاوت بود و اگر در سال گذشته امریکا و اسرائیل تلاش می‌کردند از فضای موجود و ایجاد ناآرامی‌های به نفع خود فرصت‌سازی و بهره‌برداری کنند، مجبور بودند از شرایط جدید برای دفع تهدید از خود استفاده کنند.
 
با این حال، بی‌اعتنایی مردم تهران به این غائله ضدانقلاب (حضور کم‌تر از 10 هزار نفر در تهران 10 میلیونی) و خروش ایران در واکنش به این تحرک در تشییع جنازه شهید ژاله و به‌ویژه راهپیمایی پس از نمازجمعه هفته گذشته، نشان داد که پتانسیل ضدانقلاب برای تهییج و ایجاد ناآرامی به مراتب پایین است.
 
اما پس از این غائله ناکام، ارتباطات موسوی و کروبی به‌عنوان کارگزاران اصلی غائله ضدانقلاب محدود شد، چرا که این ارتباطات عموماً ضد امنیتی و منجر به اقدامات آن‌ها علیه امنیت ملی می‌شد. انتشار دو بیانیه منسوب به این دو نفر پس از روز 25 بهمن نیز در حالی که سایت‌های ضدانقلاب خبر حصر خانگی و قطع ارتباطات آن‌ها را بازتاب داده بودند، دم خروس دروغ‌گویی این جریان را بیرون زد و بلافاصله مشخص شد بیانیه موسوی را اردشیر امیرارجمند رابط موسوی با سرویس‌های جاسوسی و منافقین و بیانیه کروبی را مجتبی واحدی نوشته است.
 
در عین حال، قطع ارتباطات موسوی و کروبی و پس از آن دعوت ضدانقلاب برای حضور مجدد خیابانی در روز یکم اسفند، نظریه سرپل بودن این دو نفر را کاملاً تأیید کرد و حتی اصغر رمضان‌پور سردبیر ارشد بی‌بی‌سی روز جمعه تأکید کرد که از این به بعد پیام‌ها مستقیماً از خارج ارسال می‌شود.
 
اما در شرایط جدید که جریان ضد انقلاب به‌طور کامل طراحی و هدایت غائله‌ها را در دست گرفته، به‌نظر می‌رسد شرایط ویژه و مصلحت‌هایی که سال گذشته نظام در برخورد با جریان فتنه به‌ویژه موسوی و کروبی لحاظ می‌کرد، دیگر چندان معتبر نیست و برخوردها باید کاملاً در چارچوب مقابله با تحرک‌های ضدانقلابی باشد که در طول 32 سال گذشته از انقلاب اسلامی نیز وجود داشته و به‌دلیل ادامه دشمنی‌ها و طراحی‌های غرب برای مقابله با جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت.
 
در این زمینه، مردم نیز که با حضور در تجمع‌های مختلف در طی دو سال گذشته و به‌ویژه یک هفته اخیر مطالبه محاکمه سران فتنه را خواستار شده بودند، انتظار دارند با اعلام رسمی بازداشت موسوی و کروبی به‌عنوان دو نفر از سران ضدانقلاب در داخل کشور، تا رسیدگی به جزئیات اتهامات، هرگونه ارتباطات آن‌ها که عموماً به اقدام علیه امنیت ملی منجر می‌شود، کماکان قطع بماند.

تحقق پیش‏بینی رهبرانقلاب درباره‌سرنوشت‌مشابه نامبارک با بن‌علی و پهلوی
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، محمدرضا شاه

نماز جمعه پانزدهم بهمن ماه امسال به امامت رهبر انقلاب با یک پیش‏بینی در مورد عاقبت مبارک و نیز یک هشدار به کسانی که در داخل هنوز چشم امید به آمریکا دارند، همراه شد. 

 
به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب با اشاره به اوضاع مصر فرمودند: «مسلّم چند صد هزار -از فقراى قاهره توى قبرستان‏ها زندگى می‏کنند! آواره، بیابانگرد، می‏روند به قبرستان‏ها پناه می‏برند. مردم در سختىِ معیشت زندگى می‏کنند.» ایشان ضمن مرور این شرایط ادامه دادند: «یعنى آمریکایى‌ها به خاطر این نوکرى، پاداش هم ندادند. امروز هم به او پاداش نمی‏دهند. امروز هم هر ساعتى که او از مصر فرار کند و خارج بشود -به امید خدا- مطمئن باشد که اولین دروازه‌اى که به روى او بسته خواهد بود، دروازه‌هاى آمریکاست؛ راهش نمی‏دهند؛ همچنان که بن‌على را راه ندادند، همچنان که محمدرضا را راه ندادند. اینها اینجورى‌اند.» 
 
رهبر انقلاب خطاب به کسانی که در داخل هنوز به رابطه با آمریکا فکر می‏کنند، فرمودند: «این کسانى که دلشان براى دوستى آمریکا و رفاقت با آمریکا و اطاعت از آمریکا می‏تپد، این نمونه‌ها را ببینند. اینها مثل شیطانند. در دعاى صحیفه سجادیه می‏فرماید شیطان وقتى که من را دچار می‏کند، بعد نگاه می‏کند آن طرف -به تعبیر بنده- به من می‏خندد، به من پشت می‏کند، اعتنایى نمی‏کند. اینها اینجورند. آمریکایى‌ها به وسیله این افراد حقیر و ضعیف، دنبال منافع خودشانند.» 
 
اشاره رهبر انقلاب نخست به سرنوشت شاه پهلوی بود و بعد هم زین العابدین بن‏علی و از پس این همه آینده‏ای که آن روز در انتظار مبارک بود و اکنون محقق شده است. 
 
آنچه بر سر شاه پهلوی آمد 
 
به ثریا اسفندیاری همسر دوم خود می‏گفت: «من نمی خواهم پس از رفتن از ایران، مانند ملک فاروق (شاه سابق مصر) در لاس وگاس مدیر قمار خانه و یا مانند کارول پادشاه سابق رومانی در امریکا دلال اتومبیل شوم.» اما دست آخر نه چمدان‏های پر از پول به امدادش آمد و نه رفاقت با آمریکا. 
 
ماجرا از ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ شروع شد. دو ساعت در مهرآباد معطل ماند تا بختیار از مجلس رأی اعتماد بگیرد و بعد بتواند با گریه همراه فرح ایران را با هواپیما ترک کند. پنج روز میهمان مصر بود که دعوت‌نامه ملک حسن دوم پادشاه مراکش او را به این این کشور کشاند تا کم‏کم حکایت در‏به‏دری‏های شاه پهلوی آغاز شود. دعوت ملک حسن به طمع پول‏های شاه بود و گر نه پادشاه مراکش عاشق چشم و ابروی شاه مخلوع و سرگردان نبود. 
 
سوم اسفند 57، شاه با ریچارد پارکر دیدار و خواسته‏اش مبنی بر عزیمت به آمریکا را مطرح کرد اما سرانجامی نداشت. وقتی برژینسکی تقاضای او را به کارتر گفت، جواب جالبی شنید: «من نمی توانم ببینم که شاه در امریکا مشغول بازی تنیس است در حالی که جان اتباع امریکایی به خاطر او به خطر افتاده است.» و به این ترتیب شاه بدبخت ایران همچنان سرگردان ماند. 
 
حتی فرانسه هم که امام خمینی را پذیرفته بود شاه را نپذیرفت! و دلخوشی‏های او برای سفر به سوئیس و انگلستان هم بی‏نتیجه ماند. وی، ناچار جزایر باهاما واقع در غرب اقیانوس اطلس را که در فاصله‏ای نه چندان دور از سواحل فلوریدا واقع بود، برای اقامت برگزید تا شاید با پرداخت بخشی از پول‏های کلانی که داشت، در‏به‏دری‏اش پایان پذیرد. خاطرات فریده دیبا (مادر فرح) از آن روزها جالب توجه است: «اقامت شاه در باهاما اقامتی پر خرج و پر نکبت بود دولت باهاما هم به انها اخطار کرده بود که حق ندارند هیچ تفسیری در مورد رویداد های ایران بنمایند.» 
با وجود همه پول‏هایی که به جیب باهاما رفت، آنها از تمدید ویزای اقامت شاه در اوایل ژوئن (اواسط خرداد ۱۳۵۸) سر باز زدند تا نوبت به سفر بعدی شاه این بار به مکزیک برسد. فریده دیبا در خصوص اقامت در مکزیک می‏نویسد: «اقامت در مکزیک برای محمد رضا زجر آور بود زیرا او باید هر هفته شیمی درمانی می‏شد.» 
شاه شدیدا مریض بود و علاوه بر سرطان پیشرفته و مالاریا، یرقان شدید هم گرفته بود. در چنین شرایطی، کارتر با فشار اطرافیانش اجازه ورود شاه به آمریکا را برای مدتی کوتاه برای درمان داد. 
 
محمد رضا در آن حال نزار و رنگ پریده که تب شدید هم آزارش می‏داد، گفت:«ببینید روزگار با ما چه کرد؟ در همین آمریکا ترومن ، اف کندی و کارتر به استقبال من می آمدند و فرش قرمز زیر پایم پهن می کردند.» شاه کمی بعد و به دنبال تسخیر سفارت آمریکا در ایران، به ناچار و به دنبال نپذیرفته شدن در بسیاری کشورها راهی پاناما شد. 
 
فرح دیبا می‏نویسد: «ژنرال عمر توریخوس برای دیدن شاه امد عمر توریخوس ادم بسیار بی ادبی بود و به هیچ وجه اداب گفت و گوی دیپلماتیک را رعایت نمی کرد.... توریخوس با بی ادبی تمام شاه را چوپن می‏نامید چوپن در اصطلاح مردم پاناما یعنی تفاله(پرتغالی که اب ان را تا قطره آخر گرفته اند)... دخترم تعریف می کرد که این مردک نیمه وحشی (توریخوس) به من نظر سوء پیدا کرده و مرتبا به دیدن شاه به کونتادورا می امد او می گفت شما هر چه بخواهید برایتان تهیه خواهم کرد! بهتراست این مرد بیماررا رها کنید!» کمی بعد او برای عمل جراحی به مصر رفت و در همان جا نیز با خفت درگذشت. نه پولش به امدادش آمد و نه دوستی‏اش با آمریکا. 
 
سرنوشت بن‏علی 
 
علی السریاطی فرمانده گارد رئیس جمهوری گزارشی به بن‏علی داد که بر مبنای آن رئیس جمهور جایی برای درنگ نیافت. بر مبنای این گزارش محل سکونت او در معرض حمله مخالفان قرار داشت. این چنین بود که هواپیمای بن‏علی، او، همسرش یعنی لیلی طرابلسی و دو فرزند آنها یعنی محمد(6 ساله) و حلیمه(18 ساله) را برای همیشه از تونس خارج کرد. 
 
این بار هم فرانسه به "بن علی" پناهندگی نداد. شبکه تلویزیونی الجزیره قطر با بیان اینکه بن‏علی پس از فرار تونس ساعت‌ها به دنبال پناهگاهی می‌گشت، ‌این خبر را اعلام کرد:«فرانسه دست رد به درخواست بن علی مبنی بر انتقال به پاریس زد.» حتی آمریکا هم روی خوشی به او نشان نداد. 
 
پس از این بود که هواپیمای حامل بن‏علی رئیس جمهور سابق تونس در فرودگاه جده بر زمین نشست و کاخ پادشاهی سعودی نیز طی بیانیه‏ای رسمی این مسئله را اعلام کرد:«جدای از ابزارنگرانی ها درباره اوضاع استثنایی که مردم برادر تونس با آن مواجه هستند ودر حمایت از امنیت و ثبات کشورشان ، دولت سعودی از زین العابدین بن علی وخانواده اش در این پادشاهی استقبال کرده است.» 
 
کمی بعد لوموند خبر مال و اموالی که شاه ساده‏اندیش تونس به همراه خود برده بود را منتشر کرد. بر مبنای این خبر یک و نیم تن طلا همراه خانواده بن‏علی از کشور خارج شده بود، شاید گره‏گشای در‏به‏دری‏های بعدی پادشاه مخلوع باشد. این همه در حالی بود که اظهار تمایل بن‏علی برای بازگشت هم توسط محمد الغنوشی نخست‏وزیر موقت تونس رد شد. 
 
سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان سعودی برای آنکه از فشار افکار عمومی علیه عربستان کاسته باشد، در مقابل رسانه‏ها قرار گرفت و تصریح کرد:«میزبانی از زین العابدین بن علی به معنی اقدامی علیه ملت تونس نیست. این برای نخستین مرتبه نیست که عربستان فردی را که پناه آورده، می‌پذیرد.» او افزود:«میزبانی از کسی که پناه آورده، یک عرف عربی است و کسی که پناه آورده؛ پناه داده می‌شود. عربستان سعودی نیز در این زمینه به شیوه‏ای عمل کرده که از سال‌های دور در پیش گرفته بود.» 
سعود الفیصل ادامه داد:«ریاض به بن علی اجازه فعالیت سیاسی نخواهد داد و برای ادامه میزبانی از فردی که پناه می‌آورد شرط‌ها و ضوابطی وجود دارد. ما در کنار ملت تونس در راستای اهداف آن هستیم.» و این شاید به معنی سرآغاز سرگردانی‏های کسی بود که روزی چون شاه مورد تمجید آمریکا قرار