از فعالیت در جبهه فرهنگی انقلاب تا پادویی جریان نفوذی
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله جنتی ، جریان نفوذی

رجانیوز- آذرماه سال گذشته بود که دبیر شورای نگهبان پس از بازگشت از سفر به استان فارس در یکی از خطبه‌های نمازجمعه تهران با انتقاد از به‌کارگیری یک نیروی جوان و کم تجربه به عنوان استاندار یک منطقه مهم که دارای مسائل اقتصادی و اختلافی مهم است، افزود: چگونه می توان چنین فردی را بدون هیچ تجربه مدیریتی به عنوان استاندار این منطقه مهم منصوب کرد و همه این کارها نیز از سوی کسی که هیچ مسئولیتی ندارد و کارها را پس و پیش می کند، انجام شود.

آیت‌الله جنتی با طرح این سئوال که مگر حساب و کتابی در مملکت در کار نیست؟ افزود: این فردی که هیچ مسئولیتی ندارد، افراد حزب الهی را درو و طرد می کند. این در حالی است که هر چه ما داریم از حزب الله است و این اقدامات تضعیف حزب الله است و ما در مقابل هر رفتاری که به تضعیف حزب الهی ها بینجامد می ایستیم.

اشاره آیت‌الله جنتی به کسی نبود، جز روح‌الله احمدزاده استاندار فارس که روز چهارشنبه هفته گذشته در جلسه هیئت دولت به‌عنوان معاون رئیس‌جمهور و رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی و گردشگری معرفی شد.

این انتصاب در حالی است که عملکرد وی پس از حدود یک و نیم سال استانداری در فارس تقریباً تمام فعالین استان به جز جریان‌های دوم خردادی را به این نتیجه رسانده بود که ضعف و ناکارآمدی موجود در مدیریت ارشد استان، طی سال‌های گذشته بی‌سابقه بوده و ادامه این روند اثرات جبران‌ناپذیری به‌جای خواهد گذاشت.

اما احمدزاده که تا پیش از استانداری فارس، فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی قابل توجهی در جبهه فرهنگی انقلاب داشت و می‌توانست با ارائه یک مدیریت مدبرانه و به‌دور از نقطه ضعف‌های وابستگی، به نماد یک مدیریت جوان انقلابی تبدیل شود، با گذشت حدود چهار ماه از استانداری نشان داد که توان لازم را برای اداره استان بزرگ فارس به‌عنوان مهد فرهنگ و تمدن ایران و قطب برخی از صنایع حساس کشور ندارد و بیشتر تمایل دارد با کارهای تبلیغاتی ضعف اجرایی خود را پوشش دهد.

وی که تا قبل از انتصاب به‌عنوان استاندار انتقادهای تندی علیه رحیمی معاون اول و مشایی رئیس دفتر رئیس‌جمهور داشت، پس از قرار گرفتن در سطح مدیریت ارشد استان فارس و بالا گرفتن نارضایتی‌ها نسبت به عملکرد ضعیفش، ترجیح داد انتقادهای گذشته را به‌سرعت فراموش کند و ظرف یک جلسه کوتاه کمتر از یک ساعته با رحیمی که به‌جای مسائل کاری به جلسه رفع اتهام استاندار از خود در مورد تضعیف نکردن رحیمی اختصاص یافت و پس از آن ارتباط گرفتن با مشایی از طریق یکی از نمایندگان شیراز، برای جلوگیری از عزل زودهنگام خود به مدافع سینه چاک این جریان تبدیل شد.

استاندار فارس در طول دوره کوتاه مسئولیت خود بارها برخی از معاونان و مدیران کل خود را تغییر داد و تا همین اواخر نیز حتی نتوانست حکم سرپرستی تعدادی از معاونان ، مدیرکل های ستادی وفرمانداران استان را قطعی کند تا سایه بی‌ثباتی همواره بر سر استان باشد.

احمدزاده از این دوره به بعد که تقریباً به بهار سال 89 باز می‌گردد، بیش از گذشته درگیر حاشیه‌ها شد و در شرایطی که اغلب نمایندگان، ائمه جمعه، نهادهای انقلابی، مدیران کل ادارات و مقام‌های نظامی و امنیتی استان فارس خواهان تغییر وی بودند و از هر فرصتی نیز برای انتقال نظر خود به مسئولین ارشد دولتی استفاده می‌کردند، او و برخی از معاونانش برای ماندن در استانداری به تکرار و ترویج اظهارنظرهای انحرافی جریان نفوذی مانند مکتب ایرانی و در آخرین مورد جمع‌آوری امضا از استانداران در حمایت مشایی پرداختند.

جمع‌آوری امضا از استانداران که تنها 13 استاندار حاضر به امضای آن شدند، پس از ماجرای مربوط به وزیر اطلاعات و حواشی آن از سوی احمدزاده کلید خورد و وی تلاش زیادی برای جلب نظر استانداران به‌منظور امضای این نامه کرد. متن این نامه بیش از آنکه ناظر به حمایت از رئیس‌جمهور باشد، حاوی حمایت از مشایی بود.

اما در شرایطی که استان فارس دیگر تاب تحمل استاندار و ناکارآمدی‌های مدیریتی و اجرایی او را نداشت، به‌طوری که حتی یکی از دلایل اصلی تصمیم نمایندگان برای استیضاح وزیر کشور برکنار نکردن احمدزاده بود (که با قول مساعد وزیر در این مورد و چند استان دیگر، طرح استیضاح منتفی شد)، وی به‌عنوان معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی منصوب شد تا هم محترمانه از استان فارس جدا شود و هم فردی که بیشترین سینه‌چاکی را در حمایت از جریان نفوذی طی هفته‌های اخیر کرده است، در شرایط قحط الرجال موجود در این جریان حذف نشود.

با این حال، نمود بیرونی این انتصاب که در نتیجه آن، فردی که نماد ناکارآمدی و تملق‌گویی در میان استانداران کشور بوده، تا سطح معاون رئیس‌جمهور ارتقا داده می‌شود، تداوم حذف نیروهای اصیل متعلق به گفتمان خدمت و عدالت که در برابر جریان نفوذی مقاومت می‌کنند و ارتقای افرادی است که سرسپردگی عملی خود را به این جریان اثبات کرده‌اند.