| دومین نامه آیتالله حائری شیرازی در نقد برخی از افکار انحرافی مشایی |
| ساعت ۱۱:٥۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله حائری شیرازی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
![]() آیتالله حائری شیرازی دومین نامه خود به اسفندیار رحیم مشایی را در نقد برخی از افکار انحرافی که 15 دی سال گذشته نوشته و به او داده است، منتشر کرد. به گزارش رجانیوز، آیتالله حائری که اکنون در بیمارستان نمازی شیراز بستری است، این نامه را با نوشتن مقدمه کوتاهی بر آن از همین مرکز درمانی منتشر کرده است. متن کامل مقدمه نوشته شده به تاریخ روز و نامه هفت ماه قبل در ادامه آمده است: «بسم الله الرحمن الرحیم مقدمه کسانی که به رئیس جمهور هتک حرمت می کنند، گمان نکنند از رئیس جمهور عبور کرده اند، آنها از رهبری عبور کرده اند. فتنه را باید شکافت و چشم فتنه را در آورد. جواب مطالب آشکار، پاسخ های آشکار است! فتنه، پاسخ ندادن به مطالب آشکار است. مناظره حتی با رئوس ملحدین، از شیوه امامان ششم و هشتم (علیهما السلام) است. در آینده نه چندان دور، این شیوه زنده خواهد شد، چون اسلام هنوز زنده است و به حیات خود ادامه میدهد. به عنوان شروع کار در پاسخ به مطرح کننده بحث مکتب ایرانی مطلبی نگاشته ام. مطالب ایشان را مدتها قبل شنیده اید، مطالب ما راهم بشنوید. "الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ" الزمر 18 محی الدین حائری شیرازی بیمارستان نمازی شیراز سوم /رمضان المبارک برابر 13/مرداد ماه /90 جناب آقای مشایی دوست نزدیک دومین شخصیت جمهوری اسلامی سلام علیکم نامه اول قبل از تقدیم به جناب عالی اطلاع رسانی شده بود و شما ملاحظه نکرده بودید و چون نامه مطلب محرمانه ای نداشت، رسانه ای شد. این نامه قبل از رسانه ای شدن، تقدیم حضور تان می گردد. علت نامه نگاری مجدد اصرار شما بر اصول استنباط خودتان است. شما می گویید امروزه موسیقی علمی است که بشر به آن دست یافته و آن نیست که در گذشته منشأ فساد اخلاق بوده است. وقتی می خواهید از آن چه امروز به کار گرفته می شود، دفاع کنید می گویید چون زیباست. چرا ما در عالم متهم به تحریم زیبائی شویم اسلام ضرر می کند اسلام را باید تبرئه کنیم بحث در نیت نیست بحث در روش است. نیت خیر به روش جامع، وحدت آفرین است. نیت خیر با روش غیر جامع ناخواسته فرا افکنی می کند. برای اثبات مدعا موردی را کالبد شکافی می کنم. جریان نهضت حضرت امام حسین علیه السلام و این همه اهمیتی که امامان ما برای اقامه عزای ایشان قائل بودند؛ مرحوم حجة الاسلام حاج شیخ نعمت الله صالحی را بر آن داشت که کتاب شهید جاوید را بنویسد. در این کتاب ایشان علت اهمیت نهضت آن حضرت را تلاش آن حضرت برای براندازی حکومت جور وظلم و تأسیس حکومت عدل و حق معرفی کرد. تا اینجا مشکلی در کار نبود، ایشان برای تکمیل برداشت خود لازم دید بگوید ایشان شهادت خود را پیش بینی نمی کرد و ادله ای که برای اثبات علم به شهادت آن حضرت بود را تضعیف نمود وقتی چنین شد، به خصوص وقتی کتاب به تعریظ دو عالم مبارز و برجسته آن زمان رسید آیت الله العظمی صافی را بر آن داشت که کتاب شهید آگاه را بنویسد. هردو احساس تکلیف کرده بودند و هردو نیت خیر داشتند اما سرانجام طرفداران شهید جاوید دستشان به خون مخالفین آلوده شد. شهادت مرحوم آیت الله شمس آبادی و موارد دیگر نیازی به توضیح ندارد مشکل برخورد غیر جامع برای اثبات حقانیت مطلب حق بود، امام راحل در نوروزی که مصادف با سوم شعبان بود چنین گفت: حسین بن علی برای براندازی حکومت جور وتأسیس حکومت حق قیام کرده بود و از شهادت خود مطلع بود(1). این جانب مورد به مورد اموری راکه برای دفاع از اسلام و راه انسانی اسلامی، جناب آقای رئیس جمهور را قانع کرده اید و بعد از آن بیان نموده اید ذکر می کنم. در تمام موارد مدعا مطلب ناحقی نیست بحث در عدم جامعیت دلیل است. رئیس جمهور که از گفتن هیچ مطلب حقی استیحاش ندارد و از رد هیچ مطلب غیر حقی وحشت ندارد، مرعوب هیچ قدرتی نیست و به هیچ وجه احساس اضطراب نمی کند، کسی که در قلب جهان صهیونیستی دانشگاه کلمبیا از محو شدن اسرائیل از نقشه جغرافیائی به نوعی دفاع می کند که تحسین مخاطبین را در پی دارد از کسی واهمه ندارد. مسأله مکتب ایرانی و مسأله منشور کورش، ریشه هردو بر می گردد به احیاء میراث فرهنگی و این که به اهل عالم بگوئیم ما ملت ریشه داری هستیم. جوان ایرانی ریشه با عظمت خود را بشناسد و به آن ببالد تا وزانت پیدا کند و در مقابل امواج فرهنگی مخالف بایستد. مطلق دیدن میراث فرهنگی برخورد غیر جامع است و نتیجه آن تقسیم جامعه به مخالف و موافق است. عینا کتاب شهید جاوید و شهید آگاه. برخورد جامع عینا مانند اظهارات امام راحل که فرمود حسین بن علی برای تأسیس حکومت عدل و حق و براندازی حکومت جور قیام کرده بود و از شهادت خود مطلع بود. اظهارات جامع امام راحل قضیه را چنان حل کرد که گوئی ابدا وجود نداشته است. ما از منشور کوروش دفاع می کنیم و از میراث فرهنگی خود حفاظت می کنیم چون پایه ملیت ماست. پایه وحدت ملی ماست. استخوان فرهنگ ماست. ما سرمان را بالا می گیریم و به اهل عالم می گوئیم بالاترین چیزی که شما امروز به آن رسیده اید، ما هزاران سال قبل پرچم آن را برافراشته ایم. در حالی که دیگران با سرکوب سایر ملت ها قدرت و عزت و ابهت خود را مطرح می کردند، ما از عزت برای همه، سلامت برای همه، آزادی برای همه دم می زدیم. تا جوان دانش آموز و محصل دانشگاهی ما بگوید دیگران چه دارند که این همه سر و صدا می کنند. بحث در دلیل است و بحث در جامع نگری است. برای اثبات ریشه اهمیت دادن به میراث فرهنگی از قرآن استفاده کنیم. قرآن می گوید: "ملة ابیکم ابراهیم هو سماکم المسلمین من قبل" می گوید اسلام برای شما تازگی ندارد شما از دوره ابراهیم مسلمان بوده اید. شرک در شما ریشه ندارد. شما فرزندتوحیدید. فرزند اسلامید. اسلام دین اجدادی شما است. به ما می آموزد از میراث فرهنگی بهره برداری کنید. این مطلب حقی است که رئیس جمهور می پسندد و شما می خواهید آن را جابیاندازد. برخورد جامع با میراث فرهنگی است که شکاف ها را به هم می آورد برخورد جامع در مقابل مطلق نگری میراث فرهنگی مهم است. کتاب آئین مزدیستی و ترجمه های کتب قبل از اسلام در دسترس ما است. هر انسان شرافتمندی نکات افتخار آفرین را در آن ها می بیند غیر از کتب تخت جمشید و نقوش حرف می زنند در حالی که در تمام میراث های فرهنگی یونان، روم، افریقا، چین و هند مجسمه و نقوش زنان برهنه غوغا می کند. اما در هزاران نقش تخت جمشید، برهنگی نیست. حیا و عفت غیرت و پاکدامنی فریاد می زند(2). نامه خشایار شاه و صحبت های منوچهر که در کتاب تجارب الامم ابن مسکویه آمده است، بزرگواری و عدالت گرائی آن افتخار آفرین است. اما نباید میراث فرهنگی را مطلق دید. در کنار این همه خوبی ها یک استثناء هم داشته اند و آن این که مشاغل باید موروثی باشد(3) و این رنگ مذهبی داشته است. به بینید این یک اشتباه چه کاری به دست ما داده است. این افسانه نیست که یک کفش گر حاضر شد قسمتی از هزینه جنگ با روم را بپردازد در عوض فرزند او به جای کفش گری به شغل دبیری پذیرفته شود. انوشیروان سمبل عدل و قانون نمی پذیرد این کار را خیانت به مذهب می داند و از پذیرفتن کمک بلا عوض صرف نظر می کند. نتیجه این کار چه شد؟ سقراط ها، افلاطون ها و ارسطوهای ما کجا هستند؟ بعد از اسلام فارابی ها، بوعلی سینا ها و دیگران آن اندازه بزرگ و بی شمارند که نام روستاها در تاریخ آمده، با آن که آن روستاها به اندازه ای کوچک بوده که نامشان در جغرافیا نیامده است. ما، قبل از اسلام، در زندان ممنوعیت از تعلیم و تعلم بودیم، اسلام در این زندان را شکست و ما را آزاد کرد و از همه دنیا جلو افتادیم. حتی ده کتاب اصلی عالم اسلام؛ صحاح سته و کتب اربعه نویسندگان آن ها بالاتفاق ایرانی هستند. اگر ما به عالم گفتیم مکتب ایرانی یعنی حتی با مشاغل موروثی یا بدون آن، اگر گفتیم احیاء میر اث فرهنگی یعنی حتی موروثی شدن مشاغل یا بدون آن. خدمات کورش را به بینیم خدمت اسلام را هم ببینیم. این نگاه جامع است. منشور کوروش را چنین دیدگاهی از انزوا خارج می کند. علما می گویند اسلام ما را آزاد کرده ما تابع قرآنیم در مسأله موسیقی هم بحث در دلیل است و بحث در جامعیت است انشاء الله برای فرصتی دیگر والسلام محی الدین حائری شیرازی 15/دیماه برابر 30/محرم الحرام پاورقی ها: 1. صاحب کتاب شهید جاوید می گفت معلوم نیست حضرت علم به شهادت داشته، حضرت بر روال عادی قصد براندازی بنی امیه در او مشی و منعقد می شد. قصد تأسیس حکومت عدل در او 2. می داند شهید می شود، قصد دیگری ندارد. امام می گوید براندازی نسل همه ستمکاران و روی کار آوردن همه حق جویان در نیت حسین بن علی متجلی بود. نه تنها براندازی یزید و حاکم شدن خود، بلکه براندازی همه شروران و روی کار آوردن همه صالحان در نظر آن حضرت بوده و به همین دلیل این همه بر برپائی مراسم آن حضرت تأکید می شود که روح براندازی ظلم و روح برپا کردن حکومت عدل را، در عزادار، احیا می کند و میگوید حتی با علم به شهادت هم به مبارزه ادامه دهید و بر این تأسیس حکومت عدل تلاش کنید. 2. اعلام کنیم عفاف و پاکدامنی و حجاب مترقی مظهر ملیت ماست و کسانی که هرگز گرد هرزه گی غربی بر دامن پاکشان ننشسته باید به کورش بگویند آسوده بخواب که ما بیداریم، نه خانواده سلطنتی پهلوی که بوی آلودگی و فساد و تعفن هرزگی آن ها مشام اهل عالم را متأذی می کند. خانواه شهدا بازماندگان کورش هستند که عزت را در جامعه ما نهادینه کردند نه وطن فروشان و امضا کنندگان اسناد واگذاری کشور به اجانب. مکتب ایرانی باید شعار زن و مرد بسیجی باشد که هم مظاهر عفت اند در تربیت خانوادگی و هم مظاهر استقلال و شرافتند در دفاع از هویت ایرانی. قرآن به مردم مخاطب می گوید اسلام میراث فرهنگی شماست. ما به مردم کشورمان بگوئیم حجاب و عفاف و دفاع از عزت و اقتدار میراث فرهنگی چند هزار ساله شماست. این پرچم میراث فرهنگی را، ما طرفداران حجاب خانواده و ایثار در میدان دفاع، باید بلند کنیم، نه غرب زدگان بی هویت. 3. وقتی همه مشاغل موروثی شد سلطنت هم یکی از مشاغل است. وقتی هیچ کس نمی تواند وارد شغل دیگر شود سلطنت در یک خانواده موروثی می ماند و وقتی چنین امری رنگ مذهبی داشته باشد، این که طفل در شکم مادر به سلطنت می رسد و تاج سلطنت بر بالای بستر مادر قرار می گیرد امری حساب شده است. هرکس به سلطنت رسید حق سلطنت مخصوص فرزندان اوست نه سایر شاهزادگان این که این آئین در سطح اهل کتاب به صراحت تأیید نشده اگر چه مؤیداتی جهت اهل کتاب بودن دارند به احتمال قوی به دلیل همین مسأله مذهبی شدن انحصار مشاغل در ارث است تا بتواند سلطنت از دستبرد مدعیان محفوظ بماند در نتیجه احتمال این که سلاطین چنین مطلبی رادر مذهب گنجانده باشند منتفی نیست و شبهه دین دولتی نه دولتی دینی تقویت می شود.» |
|
| انتقاد استاد اخلاق هیئت دولت از اظهارات مشایی در مورد موسیقی؛ |
| ساعت ۱:٤٤ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله حائری شیرازی ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
حلال و حرام حریم الهی هستند، عقل هابیل نمیتواند از آنها خبر داشته باشد
آیت الله حائری شیرازی، نماینده سابق ولیفقیه در استان فارس، عضو مجلس خبرگان رهبری و استاد اخلاق هیئت متن کامل این نامه در ادامه آمده است: جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی دوست نزدیک رئیس جمهور در رابطه با مساله زیبای موسیقی و حکم آن به نظر می رسد مطالبی باید ارائه شود. چه عنوان مناظره داشته باشد چه نداشته باشد. زیرا رئیس جمهور طبق قانون اساسی اولین شخصیت بعد از مقام منیع رهبریست، نسبت به دوستی رئیس جمهور و صمیمیت ایشان با شما نیازی به بحث نیست. پس نتیجه میگیرم مطلبی که شما بیان کرده اید و موقعیتی که درآن قرار دارید ارزش بیان مطلبی را دارد. شما زیبا بودن را دلیل حلیت آن دانسته اید. حلال و حرام حریم الهی هستند عقل هابیل نمی تواند از حریم الهی حرام و حلال خبر داشته باشد قبل از اینکه حکم موضوع از حریم الهی صادر شده باشد آنچه حضرت هابیل زیبا دانسته روشن است و آنچه را به علم خود عمل کرده مشخص است ونتیجه عمل به علم که عین تقوا است مشخص است همه این موارد را توضیح می دهم. ولی قبل از وارد شدن در بحث عقل و علم و عمل حضرت هابیل بحث در مقام و موقعیت او لازم است . شما به خوبی می دانید که موسی (ع) مامور شد هفتاد نفر متقی را برای حضور در محضر مقدس الهی در حرمی که بی تقوا در آن راه ندارد انتخاب کند و به او فرموده بود در این حرم بی تقوا قبول نمی شود اگر آمد هلاک می شود . موسی (ع)این پیامبر اولوالعزم الهی انتخاب خود را کرد اما هیچ یک از هفتاد نفر زنده نماندند سر انسانها حرم الهی است خداست که از اسرار انسانها مطلع است حال در شان حضرت هابیل همین بس که اگر در میان آن هفتاد نفر بود زنده میماند چون خدا از سر او خبر داشت و قربانی اورا قبول کرد إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ شما بخوبی می دانید وقتی قربانی قابیل قبول نشد به حضرت هابیل گفت : تورا خواهم کشت و حضرت هابیل در جوابش فرمود : خداوند فقط از متقین قبول می کند تا اینجا همه چیز به خوبی پیش رفته است بحث در زیبایی شناسی حضرت هابیل است و رابطه زیبایی با حلال و حرام، امروز اگر کسی شما را تهدید به قتل کند و شما بتوانید از خود دفاع کنید به او چه می گویید شما پاسخ می دهید عقل من به من حکم می کند از خودم دفاع کنم. اگر شما به حریم من آمدی و در حین دفاع من کشته شدی من مقصر نیستم حتی دیه تو بر عهده من نیست . دفاع مظلوم زیباست . حسین بن علی و پدرش که قهرمانان بسیاری بدست آنها کشته شده بودند کار زیبایی انجام دادند . اما شما از کجا دانستید دفاع از خود کار زیبایست که از آن بفهمید هرچه زیباست حلال است.موسیقی هم زیباست حلال است هم دفاع از خود می کنم و هم از موسیقی دفاع می کنم. چون هردو زیبا هستند پس هردو حلال هستند. حضرت هابیل نگفت از خودم دفاع میکنم زیرا زیبایی دفاع از خود را درک نکرد چون انسان است وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ حضرت هابیل دفاع نکردند را زیبا دید و اعلام کرد از خودم دفاع نخواهم کرد . لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لَأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ إِنِّی أُرِیدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِی وَإِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِکَ جَزَاء الظَّالِمِینَ معنای آیه برای شما روشن است اگر امروز شما بجای آن حضرت بودید می گفتید: نه اجازه می دهم خودم مقتول شوم و نه اجازه می دهم تو قاتل شوی. من نمی خواهم تو اهل جهنم شوی. شما می گویید در گوشم طنین انداز است که انصر أخاک ظالما أو مظلوما پرسیدند نصرت مظلوم درست است. چگونه برادر ظالم را نصرت کنم .فرمودند جلوی ظلم او را بگیر نگذار ظلم کند .این بهترین نصرت است همه اظهارات شما زیباست. اما چرا هابیل مطالب دیگری را زیبا می دید چرا دفاع از خود را حرام می دید چرا دفاع نکردن از خود را حلال می دید چون هنوز این احکام از حریم الهی صادر نشده بود. قرآن سپس می گوید فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ شما جایگاه فاء فَطَوَّعَتْ را به خوبی می شناسید اظهارات قبلی قابیل یک تهدید بیشتر نبود به مرحله عزم نرسیده بود اظهارات هابیل علیه السلام به تردیدهای قابیل پایان داد قبل از اظهارات حضرت هابیل هنوز نفس قابیل راضی به قتل نشده بود. این اظهارات کار را تمام کرد قرآن سپس می گوید قابیل قابل اصلاح بود اگر این اظهارات هابیل نبود و فرصت فکر کردن برای او پیدا می شد چنین اتفاقی نمی افتاد قرآن ادامه می دهد فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْءةَ أَخِیهِ قَالَ یَا وَیْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِیَ سَوْءةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ شما به خوبی می دانید درک عجز از کمالات است از انصاف است قابیل انصاف می دهد من به اندازه یک کلاغ نمی فهمم او بلد است لاشه را چال کنم و من بلد نیستم من چرا از کار خدا بدم آمد من چرا زیبایی کار خدا را نفهمیدم قبول نشدن قربانی من زیبا بود اما من زیبا شناس نبودم ای کاش این عجز را که الآن دارم قبلا درک کرده بودم و از فرمان خدا عصبانی نمی شدم قرآن ادامه می دهد مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا اگر این قتل چند سال قبل اتفاق افتاده بود و کسی حضرت آدم را قبل از صاحب فرزند کشته بود اثری از دیگر انسان ها باقی نمی ماند خداوند زیبایی دفاع و زشتی قتل نفس را اندازه گیری می کند اگر هابیل اعلام دفاع کرده بود احتمال داشت با گذشت زمان قابیل اصلاح شود و هابیل دو ثواب برده بود حفظ جان خود و فرصت هدایت برادر. جناب آقای مشایی ما زیبایی شناس نیستیم وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِث چه بسا آنچه ما زیبا می دانیم زیبا نباشد و آنچه ما زیبا نمی دانیم همان زیبا باشد. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

دولت، با انتقاد از مواضع اخیر مشائی در رابطه موسیقی، گفت: حلال و حرام حریم الهی هستند عقل هابیل نمی تواند از حریم الهی حرام و حلال خبر داشته باشد قبل از اینکه حکم موضوع از حریم الهی صادر شده باشد آنچه حضرت هابیل زیبا دانسته روشن است و آنچه را به علم خود عمل کرده مشخص است.
