روایت آیت‌الله مهدوی‎کنی از تفسیرهای مارکسیستی و تفنگی
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، موسوی خوئینی ها ، شهید مطهری
تفسیرهایش مطلوب‌منافقین‌بود/شهیدمطهری می‌گفت بشدت خطرناک است

گروه تاریخ انقلاب- یکی از مسائلی که پس از فتنه 88 رمزگشایی شد، نقش معنوی محمد موسوی خویینی ها در گروهک فرقان بود.

به گزارش رجانیوز، سال گذشته ویژه نامه فرقان نشریه یادآور و ویژه نامه های رمز عبور روزنامه ایران در گزارش های مفصلی با استناد به اظهارات شخصیت های برجسته به تفسیرهای مارکسیستی موسوی خویینی ها در مسجد جوزستان در شمال شهر تهران پرداختند.

یک سال پس از این افشاگری موسوی خویینی‌ها در سایت شخصی‌اش به تکذیب اظهارات حجت الاسلام و المسلمین جعفر شجونی و دکتر علی مطهری پرداخت.

خویینی ها تنها اظهارات شجونی را تکذیب کرد اما درباره اظهارات علی مطهری که گفته بود: «زمانی که رهبر انقلاب رئیس جمهور بودند با ایشان ملاقاتی داشتم فرد دیگری در آن جلسه حضور نداشت ایشان در این مورد نقل می کردند که یک بار آقای مطهری از من مطلبی را خواستند. ایشان گفتند: برو به این محمد خوئینی ها بگو این تفاسیری که داری از قرآن می کنی همه خلاف و تفسیری های مارکسیستی است. به او پیغام بده که حتما پیش من بیاید. من به او پیغام را دادم. بعد از چند ماه آقای مطهری از من پرسید پس چرا ایشان نیامد! همین نشان می دهد که این مسئله ذهن شهید مطهری را سخت مشغول کرده بود!» نیز به بیان خاطرات چهار دیدارش با حضرت آیت الله خامنه ای پیش از انقلاب پرداخت و نوشت که آیت الله خامنه ای به او گفته است که گودرزی را می شناسی یا نه؟

خویینی ها همچنین از پیامش به رهبر انقلاب اسلامی به واسطه حجت الاسلام مروی درباره همین اظهارات خبر داده و مدعی شده که حضرت آیت الله خامنه ای پس از گذشت بیش از 10 سال از هنوز پاسخی به این پیام نداده اند.

اما فارغ از تلاش موسوی خویینی ها برای تبرئه خود از اتهام تفسیرهای مارکسیستی، آن‌قدر شواهد متعدد و متواتری وجود دارد که وی به این سادگی‌ها و فقط با یک تکذیب نمی‌تواند خود را از این اتهام خلاص کند. به‌عنوان یک نمونه دیگر در این زمینه، آیت الله مهدوی‌کنی در کتاب خاطراتش بدون نام بردن از موسوی خوئینی‌ها اما به نحوی که همه مصداق مورد نظر او را متوجه می‌شوند، نظرات استاد شهید مطهری درباره تفسیر های خویینی‌ها را بازخوانی کرده و این تفاسیر را مطلوب منافقین، مارکسیستی، ماتریالیستی و تفنگی خوانده است.

آیت الله مهدوی کنی در بخش "انشعاب در جامعه روحانیت مبارز" پس از یادآوری خاطره‌ی اختلاف نظرش با آقای اکبر هاشمی رفسنجانی درباره برخورد با بازجوهای ساواک، ریشه های انشعاب در جامعه روحانیت را مربوط به انحراف‌های عقیدتی برخی از اعضا عنوان می کند.

متن این بخش از خاطرات آیت الله مهدوی کنی به شرح زیر است:

«همین جریانات ‌بعد از انقلاب هم بروز پیدا کرد، ‌بعضی ها در بیانات‌شان -نمی خواهم از بعضی اعضای وقت جامعه روحانیت اسم بیاورم،‌ اگر لازم به معرفی باشد، می گویم- حرف هایی می زدند که برای منافقین مطلوب بود، حتی آیات قرآن را طوری تفسیر می کردند که خلاف واقع بود.

آقای مطهری از اینها خیلی ناراحت بود و می گفت این سبک تفسیر، ‌تفسیر کمونیستی است. تفسیر ماتریالیستی است،‌ تفسیر تفنگی است. تفنگی نه به معنای تندی بلکه اصلا مطالب را طوری دیگر تفسیر می کردند؛

‌به عنوان مثال در قرآن آمده است: والارض وضعها للانام. قرآن می گوید زمین را برای مردم قرار دادیم. این را به دو طریق می شود تفسیر کرد؛‌ یک وقت می گوییم این آیه در مقام بیان یک واقعیت تکوینی است،‌ مثل این آیه قرآن که می فرماید: "وجعلنا الارض مهادا"؛‌ ما زمین را گهواره قرار دادیم. در اینجا خداوند جریان یک امر تکوینی را بیان می کند؛ یعنی می خواهد بگوید زمین را طوری خلق کردیم که مردم بتوانند از آن استفاده کنند. این آیه در مقام بیان حکم تشریعی نیست،‌ ولی بعضی از همین آقایان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب این آیه را چنین تفسیر می کردند که مالکیت زمین، ‌اشتراکی است "والارض وضعها للانام" یعنی زمین مال همه است، بنابراین، زمین اصلا مالکیت خصوصی ندارد. اینها برگرفته از افکاری بود که کمونیست ها داشتند، مارکس هم این حرف را می زد.

چنین تفسیرهایی به صورت جزوه پخش می شد. جوان ها از این حرف ها خیلی خوش‌شان می آمد، چون در آن زمان جو چپ‌گرایی و کمونیست مآبی در مملکت غلبه داشت، لذا بعضی از آقایان معممین هم حرف ها را می زدند. ممکن است سوء نیتی هم نداشتند ولی برداشت‌شان اینطور بود. جوان ها هم واقعا دور آنها جمع می شدند و جمعیت خیلی زیادی را تشکیل می دادند، در جلسات آنها بیشتر از جلسات من شرکت می کردند.

آقای مطهری -به خصوص- قبل از انقلاب، اینگونه تفسیرها را خطرناک می دانستند و می فرمودند پخش این گونه تفاسیر، خیلی خطرناک است و شدیداً این سبک تفکر را محکوم می کردند.

من قبل از انقلاب، پنج شب آقای مطهری را به مسجدمان -مسجد جلیلی- دعوت کردم. در آن جلسات؛ دانشجویان و جوان ها حضور فعال داشتند. در آنجا جناب آقای مطهری بحثی را تحت عنوان علل گریز ایمان مطرح کردند که بعدا در کتابی به نام "علل گرایش به مادی‌گری" چاپ شد. ایشان علل مادی‌گری و گریز از ایمان را به صورت علمی بیان می کردند و بحث ها  و نقدهای علمی را بر مسایل الحادی و ماتریالیستی و کمونیستی مطرح می کردند.

شبی از آن شب‌ها، اقای لاهوتی در آن جلسه حضور داشت، خیلی از این بحث ها ناراحت بود. می گفت آقای مطهری چه می گوید؟ چرا از این حرف‎ها می زند؟ الان موقع این حرف‌ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن هم شاه است. ما باید برویم و از روی هدف مشترک با آن بجنگیم. بنده به ایشان گفتم وقتی که آقای مطهری آمد، به خودش بگو، چرا پای منبر نق می‌زنی، صبر کن پایین بیاید، با خودش صحبت کن.

آقای مطهری از منبر پایین آمد. آقای لاهوتی گفتند آقای مطهری! من به شما اعتراض دارم. بحث‌هایی که شما می‌کنید، لغو است. الآن موقع این بحث‌ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن شاه است، همه‌ی ما باید در مقابل او قرار بگیریم؛ کمونیست، غیرکمونیست، خداپرست، غیرخداپرست، مسلمان و غیرمسلمان! همه باید با هم آن هدف را بزنیم تا از بین برود، بعد می‌نشینیم بحث می‌کنیم.

آقای مطهری گفتند شما اشتباه می‌کنید، اتفاقاً باید حالا صف‌هایمان را جدا کنیم. ما با کمونیست‌ها هدف مشترک نداریم. دشمنی کمونیست‌ها با شاه روی یک جهت است و دشمنی ما با شاه روی جهت دیگر است. اصلاً جهت، جهت واحد نیست. اگر الآن جهت‌گیری‌های ما مشخص نشود، فردا که انقلاب انشالله پیروز شود، اینها می‌آیند و می‌گویند "حاجی انا شریک"

ملت ایران با اکثریتی قاطع با شاه مبارزه می‌کنند و همه مسلمان هستند. علما و روحانیت هم یک عده قلیلی از آن‌ها هستند، آن وقت شما همه را به یک صف می‌رانی و می‌گویی همه در یک صف قرار بگیرند؟ نه، این درست نیست. این اشتباهی است که شما مرتکب می‌شوید. آن وقت ما دیگر نمی‌توانیم صف‌هایمان را جدا بکنیم. از الان باید صف‌هایمان جدا بشود. در عین حال که دشمن مشترک داریم، ولی مسائل اعتقادی و اصولی و جهان‌بینی باید مطرح بشود. والا از مقصد دور خواهیم شد.

مقصود اینکه در آن زمان -خدا بیامرزد- آقای لاهوتی را که سبک تفکرش این‌طور بود. او هم در جامعه‌ی روحانیت بود، آقای مطهری هم در جامعه‌ی روحانیت بود. بنابراین، هدف و راه مشترک به معنای پیروی از امام وجود داشت، اما کیفیت برخوردها، نحوه و حتی مبانی برخوردها با هم متفاوت بود، منتها در آن زمان جای دعوا نبود؛ چون ما در مقابل یک دشمن قوی قرار گرفته بودیم، اینجا دیگر جای دعوای شخصی نبود، زیرا غیرعقلانی بود که بین خودی‌ها اختلاف ایجاد کنیم.

پس از انقلاب این چیزها کم کم بروز پیدا کرد و مواضع مشخص شد. در واقع ابتدا هم در شورای انقلاب همین طرز تفکر وجود داشت تا اینکه به دولت جناب آقای موسوی رسید.

در این زمان گروهی از نمایندگان مجلس موضع‌گیری‌هایی داشتند، اگرچه اینها از هواداران جامعه‌ی روحانیت تلقی می‌شدند اما با ما اختلاف‌هایی داشتند. این اختلاف‌ها چه در اقتصاد و چه در سیاست خارجی و حتی در بسیاری از سیاست‌های داخلی، کم کم بروز پیدا کرد و سبب جدایی شد. (خاطرات آیت الله مهدوی کنی صفحه 318 تا 321)»


ادامه پاسکاری رسانه‌های فتنه و مردودین علیه جبهه پایداری
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، آیت الله مهدوی کنی ، جریان انحرافی
روزنامه حامی قالیباف خواب توهین به آیت‌الله مهدوی‌کنی را دید!
روزنامه تهران امروز از سری رسانه‌های پرشمار نزدیک به شهردار تهران که حمله به جبهه پایداری را جزو وظایف روزانه خود تعریف کرده است، امروز در صفحه یک خود با انتخاب تیتر "هجمه به آیت‌الله مهدوی‌کنی" خواب توهین به دبیرکل جامعه روحانیت را دید.

به گزارش رجانیوز، این روزنامه با انتشار مصاحبه‌های روز گذشته ستار هدایتخواه و علی محمد بزرگواری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای جبهه پایداری ادعا کرده است که آن‌ها به آیت‌الله مهدوی‌کنی توهین و هجمه کرده‌اند.

این ادعا در حالی است که این دو نماینده صرفاً مواردی از انتقادهای موجود به سازوکار 7+8 را بیان کرده و در شرایطی که برخی گروه‌ها به‌دنبال بستن فضا و مطرح کردن این سازوکار معیوب به‌عنوان وحی منزل هستند، بخشی از انتقادها را عنوان کرده‌اند.

نکته جالب اینکه این گفت‌وگوها را سایت متمایل به فتنه ایلنا منتشر کرده بود که در طی هفته‌های اخیر در یک پروژه مشترک با سایت‌ها و روزنامه‌های نزدیک به برخی از مردودین فتنه 88 علیه جبهه پایداری وارد عمل شده است.

ایلنا در پروژه‌ای که از روز گذشته کلید زده، علاوه بر ادامه دادن فاز تخریب جبهه پایداری با چهره‌های تخریب‌گر تکراری مانند محسن یحیوی، فاز جدیدی نیز طراحی کرده که بر مبنای آن با برخی از اعضای جبهه پایداری، سخنان آیت‌الله مهدوی‌کنی را مبنی بر اینکه "اهل شرط و شروط نیستم و این موارد را نمی‌پذیرم" به بحث می‌گذارد تا در صورت بیان انتقادهای ولو منطقی، در ادامه پروژه سایر رسانه‌های این حلقه مأمور به تیتر زدن و طرح ادعای "هجمه" و "توهین" شوند.

ادامه پاسکاری این رسانه‌ها علیه جبهه پایداری برای حفظ ساز و کار 8+7 در حالی است که تاکنون به ابهام‌های جبهه پایداری که به صورت مکتوب نیز در اختیار دبیرکل جامعه روحانیت و رئیس جامعه مدرسین قرار داده شد و در جلسه نمایندگان جبهه پایداری و گروه هفت نفره داوری و نظارت اصولگرایان نیز همین نامه‌ها قرائت شد، داده نشده است و به‌نظر می‌رسد این فضاسازی‌ها با هدف فرافکنی در قبال همان ابهام‌ها صورت می‌گیرد.

در آن نامه با یادآوری بیانات رهبر انقلاب مبنی بر رعایت احترام انتخابات و دخالت نکردن قوا در امر انتخابات، و همچنین پرهیز نمایندگان از نزدیک شدن به کانون‌های قدرت و ثروت در زمینه حضور نمایندگان آقایان لاریجانی و قالیباف در کمیته وحدت اصولگرایان طرح ابهام و انتقاد شده بود.

همچنین با اشاره به عملکرد این دو شخصیت در جریان فتنه 88 و همچنین خارج از چارچوب 6+5 عمل کردن در جریان انتخابات مجلس نهم نسبت به سهم دادن ویژه به آن‌ها خارج از چارچوب احزاب و جریان‌های اصولگرا اعتراض شده بود.

در ادامه عیناً متن مصاحبه‎های ایلنا با هدایت‌خواه و بزرگواری که با سؤال سفارشی "نظر شما پیرامون سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که به صراحت گفته‌اند شروط جبهه پایداری را نمی‌پذیرند، چیست؟" انجام شده، منتشر می‌شود:

یک عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی‌ نسبت به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که گفته بود شروط جبهه پایداری را نمی‌پذیریم واکنش نشان داد و گفت: جبهه پایداری پیشنهادات خود را ارایه کرده است، حال اینکه بزرگان بپذیرند یا نپذیرند قطعا در مورد مسوولیت بعدی اش و نتایج و پیامدهایی که خواهد داشت، خودشان پاسخگو خواهند بود.

ستار هدایتخواه نماینده مجلس شورای اسلامی ‌و از اعضای جبهه پایداری در گفت وگو با خبرنگار پارلمانی ایلنا، در مورد سخنان آیت الله مهدوی کنی مبنی بر نپذیرفتن شروط جبهه پایداری، اظهارداشت: پیشنهاد جبهه پایداری به نفع جریان اصولگراست.

وی در مورد دلایل سخن خود گفت: دلیل این که جبهه پایداری چنین پیشنهادی را داده، این است که اولا حضور نماینده اشخاص در جبهه متحد اصولگرایی هیچ توجیه منطقی ندارد؛ چون اگر بگوییم رییس مجلس است، رییس دولت و رییس قوه قضاییه هم باید نماینده‌ای داشته باشند و اگر بگوییم ایشان دارای پایگاه اجتماعی است کسانی دیگری هم هستند که پایگاه اجتماعی اشان از این فرد قوی تر است و همین طور اینکه شهردار یک شهر بیاید نماینده داشته باشد و برای کل کشور تصمیم گیری کند از لحاظ افکار عمومی‌ قابل قبول نیست.

این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی، ‌اضافه کرد: جریان اصولگرا هم باید به گونه‌ای حرکت کند که افکار عمومی‌ را قانع کند.

وی تصریح کرد:یکی دیگر از دلایل اصرار جبهه پایداری برکنار گذاشته شدن نمایندگان آقایان لاریجانی و قالیباف از جبهه متحد اصولگرایی این است که اینها پایگاه اجتماعی ندارند، چرا که در حال حاضر قشر عظیمی ‌از نیروهای ولایی اصولگرا و به تعبیر مقام معظم رهبری این رویش‌های جدید اصولگرا و ولایی نسبت به حضور این افراد در جبهه متحد اصولگرایی ایراد و اشکال دارند.

هدایتخواه افزود: این جوانان حزب اللهی و ولایی اصولگرا، خیلی از کسانی را که در حال حاضر در کمیته 8+7 تصمیم گیر هستند، به جز جامعتین و آنهایی که مرزی الطرفین هستند و فقط داوری می‌کنند را نماینده خودشان نمی‌دانند و به همین جهت است که جبهه پایداری برای این که جریان اصولگرا بتواند پایگاه عظیم تری در میان مردم و به ویژه جوانان کسب کند و آرای بالاتری داشته باشد این پیشنهادات را داده است.

 

یک عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی ‌در واکنش به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی مبنی بر اینکه شروط جبهه پایداری را نمی‌پذیریم، اظهارداشت: آیت الله مهدوی کنی خودش هم ادعا ندارد معصوم و بی‌گناه است؛ او هم یک بشر است از این رو 4 الی 5 نفر از پیشکسوتان اصولگرا که بروند پیش ایشان و درباره جبهه پایداری خلاف واقع و طور دیگری حرف بزنند، شاید سبب شود که ایشان ما را در جبهه پایداری به عنوان یک جریان افراطی و تندرو حساب کنند.

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد علی بزرگواری نماینده مجلس شورای اسلامی ‌و از اعضای جبهه پایداری در گفت‌و گو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به این سوال که نظر شما پیرامون سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که به صراحت گفته‌اند شروط جبهه پایداری را نمی‌پذیرند، چیست؟ اظهار داشت: آیت الله مهدوی کنی باید نقش پدری خود را در وحدت اصولگرایان عمل کند و ما خواهان همین هستیم یعنی می‌گوییم در حال حاضر آیت الله مهدوی کنی در جایگاهی قرار گرفته‌اند که باید به گونه‌ای رفتار کنند که حتی اصلاح طلبانی که خط قرمزها را رعایت می‌کنند و اصول انقلاب را قبول دارند آنها را در بر بگیرند، نه اینکه حتی بیایند جبهه پایداری را که همه بچه بسیجی‌ها و حزب اللهی و مسجدی‌ها و هیاتی‌ها در آن هستند به عنوان یک جبهه افراطی معرفی کنند.

وی افزود: ما خواهش داریم از این پیشکسوت‌ها و ریش سفیدهای اصولگرایان نروند ذهن علما و بزرگانی مثل آیت الله مهدوی کنی را نسبت به جبهه پایداری و بچه حزب اللهی‌ها خراب کنند.

این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی، ‌اضافه کرد: حال اگر افرادی توانستند در مورد جبهه پایداری اثر منفی روی آیت الله مهدی کنی بگذارند ما در تبعیت از رهبری حرکت می‌کنیم یعنی اگر جایی لازم باشد سکوت کنیم، بسان خار در چشم و استخوان در گلو سکوت می‌کنیم، چرا که ما فدایی رهبری هستیم و اگر لازم باشد سکوت می‌کنیم، با علما در نمی‌افتیم منتهی خواهش ما از آقایان این است که قدری حوزه فکری شان را وسیع تر کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره فعالیت جبهه پایداری گفت: در واقع آن چیزی که ما از جبهه پایداری می‌فهمیم این است که این جبهه برای آن به وجود آمده تا خط بچه حزب اللهی‌ها، ‌اصولگراهای اصیل، هیئتی‌ها و بسیجی‌ها را با خط انحرافی جدا کند.

بزرگواری اضافه کرد: همه ما حامی ‌دولت بودیم و همه ما حامی ‌آقای احمدی‌نژاد بودیم و این تشکیلات جبهه پایداری را به وجود آوردیم تا خط انحرافی را انگشت نما کنیم و همچنین افکار ننگی که آنها دارند در دامن اصولگراها و بچه حزب اللهی‌ها ننشیند.

وی تصریح کرد: پس اینطور نیست که تمام آنهایی که در شکل دهی دولت نهم و دهم و ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد و روی کارآمدن آن نقش داشتن با جبهه انحرافی یکی باشند، چرا که جبهه انحرافی یک اقلیتی هستند که در برخی مناصب جا خوش کرده‌اند.

بزرگواری با اشاره به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی، گفت: ما معتقدیم آیت الله مهدوی کنی در راس خبرگان است، یعنی جایی که جایگاه رهبری و تعیین کننده رهبری است و از این رو از این جایگاه بسیار با ارزش است و نباید در حوزه حزب‌ها و گروه‌ها کوچک شود.

وی افزود: باید سایه چنین جایگاهی بر همه اصولگرایان و همه مملکت باشد و ایشان هم بداند که جبهه پایداری در تقویت ایشان و خبرگان و رهبری حرکت می‌کند.

بزرگواری با بیان اینکه نباید آیت الله مهدوی کنی، جبهه پایداری را افراطی و تندرو حساب کند، گفت: اگر همین جبهه پایداری را بررسی کنیم می‌بینیم که بچه حزب اللهی‌ها، مذهبی‌ها، هیئتی‌ها و بسیجی‌هایی هستند که همین‌ها بودند که توانستند جریان فتنه را از کف خیابان جمع کنند و اینها مطیع رهبری هستند.


با انتشار یک نوشته سفارشی
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، جریان فتنه ، اصولگرایی
عصبانیت از بازخوانی تخریب‌ها علیه آیت‌الله مهدوی‌کنی/ سایت متمایل به فتنه نگران وحدت اصولگرایان شد!

در حالی که برخی افراد قصد دارند با سوء استفاده از فاصله گرفتن زمانی با دوره فتنه 88، خود را به جریان اصولگرایی و بعضاً‌ مرکزیت تصمیم‌گیری برای اصولگرایان قالب کنند، رجانیوز اقدام به بازخوانی مواضع این افراد کرد که به‌نظر می‌رسد این گزارش‌ها که صرفاً بازخوانی مواضع در مقطع سرنوشت‌ساز فتنه است، برای آن‌ها گران تمام شده است.

به گزارش رجانیوز، در حالی که پیش از این محمد رضا باهنر تلویحاً به این رویکرد اعتراض کرده و مدعی شده بود که با تعریف جبهه پایداری 20 نفر بیشتر اصولگرا باقی نمی‌مانند، سایت معلق میان توقیف و خبرسازی نیز با انتشار نوشته‌ای سفارشی برای حمیدرضا کاتوزیان که در سلسله گزارش‌های رجانیوز مواضع او نیز بررسی شده بود، سینه‌چاکی کرد.

نکته جالب اینکه سایت منتشر کننده این مطلب که جزو رسانه‌های فعال به نفع فتنه بوده و در این زمینه چند بار توقیف و برخی از گردانندگان آن نیز بازداشت شده‌اند، نگران اصولگرایان شده و این نوشته سفارشی را با عنوان "پروژه اختلاف افکنی در بین اصولگرایان" منتشر کرده است.

در نوشته منتشر شده در سایت معلق میان توقیف و خبرسازی عنوان شده است که رجانیوز توسط چند جوان جویای نام اداره می‌شود و اکثر آنها به دلیل کم‌تجربگی و شور جوانی از بینش عمیق تحلیل مسائل سیاسی کم بهره‌اند.

در عین حال،‌ چون این نوشته به هواخواهی آقای کاتوزیان منتشر شده و وی نیز عضو ستاد انتخاباتی بود که به نام اصولگرایان در حمایت از موسوی جعل شده بود، بد نیست وی فیلم مناظره احمدی‌نژاد- موسوی را بازبینی کند تا متوجه شود که رئیس‌جمهور مطلوب او نام رجانیوز را با چه عصبانیتی مطرح کرد.

نکته قابل توجه دیگر اینکه، سایت مزبور که جزو تخریب‌کنندگان آیت‌الله مهدوی‌کنی در آستانه اجلاسیه خبرگان اسفند ماه گذشته بود، از اینکه رجانیوز این موضوع را نیز در گزارشی یادآوری کرد، آشفته شده و در این نوشته عنوان کرده است: «در جدیدترین حرکت از این پروژه که گویا قرار است به شکل گسترده توسط این سایت  انشعابی از جریان انحرافی پیگیری شود،‌ کوشیده شده با بازخوانی یکجانبه و غیر منصفانه عملکرد ماه‌های اخیر برخی چهره‌های شاخص اصولگرا، خط خبری شکاف در میان اصولگرایان پی گرفته شود. این در حالی است که همزمان با تعریف ظاهری از شخص آیت الله مهدوی کنی، دائما روند مورد نظر ایشان و بزرگان اصولگرا برای وحدت که همان کمیته 8+7 است و از قضا خود این افراد هم به آن راه داده شده اند، با انواع خبرسازی و تحلیل زیر سوال می رود.»

اما در ادامه، نویسنده مطلب سفارشی حرف دل خود را گفته و از اینکه مواضع باهنر و کاتوزیان (که در بالاتر از آن‌ها به ‌عنوان چهره‌های شاخص اصولگرا یاد شده است!) مورد بازخوانی رجانیوز قرار گرفته است، اظهار عصبانیت می‌کند تا معلوم شود که نگرانی در اصل برای اصولگرایان نیست، بلکه برای افرادی از جنس گردانندگان همین سایت است که به اسم اصولگرایی در دوره فتنه در جبهه مقابل بازی کردند.

در این نوشته که اگر کاتوزیان قصد داشت مطلبی به‌عنوان جوابیه بنویسد، با همین ادبیات می‌نوشت(!)، در حالی که یکی از ابهام‌های جدی در مورد مواضع کاتوزیان همراهی او با عوامل کشته‌سازی در ماجرای سعیده پورآقایی است (و در گزارش کمیته سه نفره قوه قضائیه نیز بر این موضوع تصریح شده است)، ادعا شده که وی به‌خاطر وظایف نمایندگی‌اش پیگیر اتفاق‌های کهریزک و کوی سبحان بوده، با این حال، هیچ توضیحی در مورد ماجرای پورآقایی و جوسازی‌های ضدانقلاب داخلی و خارجی داده نشده است.

در بخش دیگری از این سینه‌چاکی سفارشی برای کاتوزیان، به موارد دیگری از انتقادهای رجانیوز واکنش نشان داده شده و با یک فرافکنی آشکار اظهارات کاتوزیان نماینده حامی موسوی در ایام انتخابات مبنی بر درخواست رد صلاحیت احمدی‌نژاد این‌گونه توجیه شده است: «اینکه نماینده‌ای در جایی گفته باشد خط قرمز کشور ولایت فقیه است و شورای نگهبان باید در صلاحیت و کفایت رییس‌جمهور تجدید نظر کند، نمی‌تواند دلیلی بر ناحق بودن او باشد، چرا که  با تحصن خانگی 11 روزه آقای رییس‌جمهور بر همگان ثابت شد که وی ولایت‌پذیری لازم را ندارد و چه بسا اگر برخی مصلحت‌ سنجی‌ها نبود تا به حال کار به برکناری او هم کشیده بود.»

در پایان نوشته سفارشی نیز به بخش دیگری از گزارش رجانیوز که در آن، طفره رفتن کاتوزیان از حضور در برنامه تلویزیونی "دیروز امروز فردا" یادآوری شده بود، اشاره و در حالی که این برنامه نقش مؤثری در روشنگری فتنه داشت، با آسمان ریسمان بافتن، تعبیر از وحید یامین‌پور به "مجری اخراجی که با برنامه‌اش بر طبل اختلاف‌ها کوبید و از نشریه 9 دی سردرآورد که آن‌هم توقیف شد"، سرانجام به این سؤال پاسخ داده نشده است که چرا آقای کاتوزیان نهایتاً حاضر نشد فتنه‌گری‌های جریانی را که وی حامی آن بود، محکوم کند.

به هر حال بهتر بود نویسنده این نوشته سفارشی به‌جای انتشار آن در سایت متمایل به جریان فتنه و اظهار نگرانی برای انشعاب اصولگرایان در این سایت، تریبون دیگری به‌عنوان نمونه سایت خبرآنلاین را انتخاب می‌کرد که به‌طور منظم مصاحبه‌های آقای کاتوزیان را نیز منتشر می‌کند.


مروری بر مواضع رجا و برخی دیگر از رسانه‌ها در انتخابات خبرگان
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، سایت رجانیوز ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری
یک ذره حب ریاست و دنیا در آیت‌الله مهدوی‌کنی ندیدم/ سایت فتنه‌گر: علما به آقای مهدوی تذکر داده‌اند که ایشان موجب شکاف شده است!

در چند روز گذشته رسانه های نزدیک به شهردار تهران در یک خط تبلیغاتی مدعی تخریب آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیر جامعه روحانیت مبارز تهران شدند. این رسانه ها که برای این دروغ‌شان مستندی ندارند می کوشند تا با تکرار این ادعا، نوعی تواتر رسانه ای را در افکار عمومی ایجاد کنند.

در این زمینه رجانیوز در ادامه بررسی مواضع شخصیت های سیاسی ، به مرور اخبار  پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز در ماجرای انتخابات هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری و بررسی مقایسه ای این اخبار با سیاست خبری رسانه های که هم اکنون تبدیل به مدافعان مکانیزم7+8 شده اند، می پردازد.

 7 اسفند 89:

آیت‌الله مهدوی‌کنی کاندیدای خبرگان خواهد شد

آیت الله ممدوحی با اشاره به رقبای هاشمی برای ریاست بر خبرگان، اظهار داشت: آیت‌الله مهدوی‌کنی از اعضای مجلس خبرگان است و اخباری از منابع مختلف در اختیار دارم که وی احتمالا کاندید ریاست بر این مجلس هم خواهدشد. آیت‌الله ممدوحی اضافه کرد: آیت‌الله مهدوی کنی از مطلوبیت و محبوبیت خوبی در مجلس خبرگان رهبری برخوردار است.

 8 اسفند 89:

 یک نماینده مجلس نمی‌تواند از قول آیت‌الله مهدوی کنی اظهار نظر کند

 نماینده مردم بویراحمد در مجلس با بیان اینکه چند نماینده مجلس نگران کاندیداتوری آیت‌الله‌مهدوی برای انتخابات آتی هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری، هستند، گفت: یک نماینده نمی‌تواند از قول آیت‌الله مهدوی کنی اظهار نظر کند. ستار هدایت‌خواه نماینده مردم بویر احمد در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اظهار نظر یکی از نمایندگان مجلس مبنی بر اینکه آیت‌الله مهدوی‌کنی به احترام آقای هاشمی کاندیدا نخواهد شد، گفت: یک نماینده نمی‌تواند از قول آیت‌الله مهدوی کنی اظهار نظر کند

 9 اسفند:

 تکذیب ادعای کاندیدا نشدن آیت‌الله مهدوی‌کنی برای ریاست خبرگان/ درخواست بیش از 50 عضو خبرگان برای کاندیداتوری آیت‌الله مهدوی

 ادعای اسدالله بادامچیان در مورد اینکه آیت‌الله مهدوی‌کنی کاندیدای ریاست خبرگان نخواهد شد و هاشمی رفسنجانی بار دیگر به‌عنوان رئیس این مجلس انتخاب می‌شود، تکذیب شد.
یکی از نزدیکان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در گفت‌وگو با رجانیوز اظهار داشت: گمانه‌زنی آقای بادامچیان قویا تکذیب می‌شود. سایت خبرآنلاین که در طی یک هفته گذشته برای ابقای هاشمی رفسنجانی در ریاست خبرگان پروپاگاندای شدیدی را به راه انداخته است، روز یکشنبه در خبری به نقل از اسدالله بادامچیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی مدعی شد که ریاست خبرگان بار دیگر با آقای هاشمی خواهد بود  چرا که آیت الله مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی در انتخابات حاضر نخواهند شد.



هم چنین مسئول دفتر آیت‌الله مهدوی کنی اخبار منتشر شده در خصوص عدم کاندیداتوری ایشان را برای ریاست مجلس خبرگان رهبری تکذیب کرد. حجت‌الاسلام والمسلمین سید مصطفی میرلوحی اظهار داشت: بیش از 50 تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری از آیت‌الله مهدوی کنی کرارا تقاضا کردند که در انتخابات آتی هیئت رئیسه، نامزد ریاست مجلس شوند که ایشان هم به درخواست آنها پاسخ مثبت دادند.

تقدیر جامعه روحانیت از آیت‌الله مهدوی برای کاندیداتوری ریاست خبرگان

 حجت‌الاسلام والمسلمین جعفر شجونی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز گفت که اعضای جامعه روحانیت مبارز فردا از آیت‌الله مهدوی‌کنی به خاطر اعلام کاندیداتوری برای ریاست مجلس خبرگان تقدیر خواهند کرد.

 آیت‌الله اسلامی: رئیس خبرگان باید شبیه آیت‌الله مشکینی باشد/ آیت‌الله مهدوی بازوی پرتوان نظام

 آیت‌الله اسلامی نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه نظر اعضای خبرگان در انتخاب رئیس جدید به دور از نظر ملت ایران نخواهد بود، گفت: آیت الله مهدوی کنی بازوی پر توان نظام و مورد اعتماد امام(ره) و رهبری است.

 آیت الله ایمانی: جزو ارادتمندان آیت‌الله مهدوی کنی هستیم

 آیت الله ایمانی نماینده ولی فقیه در استان فارس و  امام جمعه شیرازگفت: شخصیت آیت الله مهدوی کنی محترم و والاتر از آن است که اینجانب بخواهم از ایشان تعریف کنم،‌بنابراین اگر ایشان کاندیدای ریاست خبرگان شود طبیعتا اعضای خبرگان وظیفه خود را تشخیص خواهند داد و انجام می دهند.

 10 اسفند:

آیت‌الله مهدوی‌کنی موفقیت خوبی را در ریاست خبرگان به دست می‌آورد

حجت الاسلام والمسلمین احمد سالک سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در گفتگو با مهر با اشاره به پاسخ مثبت آیت الله مهدوی کنی به درخواست جمعی از نمایندگان مجلس خبرگان برای حضور در انتخابات ریاست مجلس خبرگان گفت: شرایطی که در یک سال اخیر و بعد از فتنه ۸۸ اتفاق افتاد و تلاش مردم برای احیای مطالبات به حق خود که در همین راستا حماسه های مختلفی را درجهت برآورده ساخته مطالبات خود انجام دادند بعد از دومین فتنه در ۲۵ بهمن شرایطی را ایجاد کرد که به دلیل موضع گیری غیر شفاف بعضی از خواص و مطالبات عده زیادی از نمایندگان مجلس خبرگان، آیت الله مهدوی کنی حاضر به حضور در انتخابات ریاست مجلس خبرگان شدند.

 آیت‌الله نمازی: به مهدوی کنی رأی می‌دهم

 آیت‌الله عبدالنبی نمازی امروز در گفت‌و‌گو با فارس با اشاره شخصیت علمی، فقهی و سیاسی آیت‌الله مهدوی کنی، ایشان را بهترین گزینه برای این سمت دانست.

 آیت‌الله قریشی: آیت‌الله مهدوی‌کنی بهترین فرد برای ریاست خبرگان است

 نماینده مردم آذربایجان غربی در مجلس خبرگان رهبری گفت: آیت‌الله مهدوی کنی توان سکانداری مجلس خبرگان رهبری را دارد. آیت‌الله علی‌اکبر قریشی اظهار داشت: آیت‌الله مهدوی کنی از هر لحاظ شایستگی ریاست مجلس خبرگان رهبری را دارد، از این رو من ایشان را در تمام ابعاد تأیید می‌کنم.

آیت الله حسینی شاهرودی: آیت‌الله مهدوی‌کنی شخصیت شایسته‌ای است

 آیت الله حسینی‌شاهرودی با تاکید بر اینکه شایستگی های آیت الله مهدوی کنی برای ریاست مجلس خبرگان کامل و صد درصد ارزشمند است، گفت: ایشان شخصیتی بصیر، خدمتگزار، عالم و فاضل است.

 بادامچیان: من گفتم اگر مهدوی کنی نیاید هاشمی می‎آید!

 قائم مقام حزب موتلفه درباره کاندیدا شدن آیت الله مهدوی کنی برای ریاست مجلس خبرگان رهبری نیز تصریح کرد: وقتی آقای مهدوی کنی وارد شوند همه احترام ایشان را نگه می دارند.  اسدالله بادامچیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص دیدار اخیر تنی چند از اعضای حزب موتلفه اسلامی با هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: روابط عمومی حزب موتلفه اسلامی به زودی در بیانیه ای جزئیات این دیدار را منتشر می کند.

 آیت‌الله حیدری:ریاست مهدوی‌کنی خواست اکثریت اعضای مجلس خبرگان است

 عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه آیت‌الله مهدوی کنی مصمم است که در انتخابات هیئت‌رئیسه مجلس خبرگان شرکت کند، گفت: خواست اعضای مجلس خبرگان انتخاب آیت‌الله مهدوی‌کنی به عنوان رئیس مجلس خبرگان است.

11 اسفند:

 آیت‌الله ممدوحی: آیت‌الله مهدوی‌کنی بهترین گزینه ریاست خبرگان است

 عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: فردی که ریاست مجلس خبرگان رهبری را عهده‌دار می‌شود، باید از مقبولیت عمومی در مجموعه خبرگان و میان مردم برخوردار باشد. آیت الله شیخ حسن ممدوحی در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: آیت الله مهدوی کنی مقبولیت همه‎جانبه و صلاحیت لازم را برای ریاست مجلس خبرگان رهبری دارد.
 
تاکید آیت‌الله مهدوی‌کنی برای نامزدی ریاست خبرگان در جلسه امروز جامعه روحانیت

 سخنگوی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به جلسه امروز جامعه روحانیت مبارز گفت: اعضای شورای مرکزی از آیت‌الله مهدوی کنی درخواست کردند که به تقاضای اعضای خبرگان رهبری برای نامزدی ریاست خبرگان پاسخ مثبت دهد که آْیت‌الله مهدوی کنی در پاسخ فرمودند من می‌آیم.

 
12 اسفند:

 تعابیر جالب امام‌خمینی در مورد آیت‌الله مهدوی‌کنی
 
بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در توصیف آیت‌الله مهدوی‌کنی فرموده‌‌اند: حسن تدبیر، مدیریت، وثاقت و امانت در آقای مهدوی‌ کنی محرز است.

نماینده گلستان‌در خبرگان: آیت‌الله مهدوی‌شایسته و بسیار توانمند است

 نماینده مردم استان گلستان در مجلس خبرگان رهبری گفت: ‌آیت الله مهدوی کنی، شخصی شایسته و بسیار ارزشمند و توانمند در طول دوران انقلاب اسلامی بوده است.

 13 اسفند:

 نماینده فارس در خبرگان: آیت‌الله مهدوی مورد اعتماد امام راحل بود

 آیت الله 'محی الدین حائری شیرازی' عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: آیت الله مهدوی کنی در هیات سه نفره که برای حل اختلافات در زمان بنی صدر تشکیل شده بود به عنوان نماینده امام(ره) منصوب شد که نشان دهنده اعتماد بنیانگذار جمهوری اسلامی(ره) به وی بود.
 
14 اسفند:

 پر شدن خلأ آیت‌الله‌مشکینی با مقام‌گریزی و جایگاه‌اخلاقی علمی مهدوی‎کنی
 
مطرح شدن نام آیت الله مهدوی کنی به عنوان اصلی‎ترین گزینه ریاست خبرگان و نحوه برخورد وی با درخواست اکثریت خبرگان بار دیگر خاطره پرهیز وی از پذیرش مسئولیت‎های حکومتی و زهد سیاسی‌اش را در سال‎های ابتدای پیروزی انقلاب زنده کرده است.



به گزارش رجانیوز، این در حالی است که بارزترین ویژگی شخصیتی مرحوم آیت الله مشکینی رئیس پر سابقه و فقید خبرگان رهبری نیز علاوه بر شأنیت بالای فقهی، ویژگی‎های بارز اخلاقی و به‌ویژه زهد سیاسی وی بود، به نظر می‎رسد ویژگی‎های شخصیتی آیت الله مهدوی کنی بتواند خلاهای بوجود آمده در اثر فقدان مرحوم آیت‌الله میرزا علی مشکینی طی سال‎های گذشته در جایگاه ریاست خبرگان را پر کند.
 
آیت‌الله‌حائری:هاشمی هم مهدوی کنی راقبول دارد

 آیت الله محی الدین حائری شیرازی عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: مهدوی کنی شخصیتی مورد قبول بوده و حتی رییس مجلس خبرگان نیز وی را قبول دارد.

  سناریوی جریان‌خاص برای‌بداخلاقی‌سیاسی‌در آستانه‌اجلاس‌خبرگان

 اعلام قطعی کاندیداتوری آیت‌الله مهدوی‌کنی برای ریاست خبرگان و اجماع قریب به اتفاق اعضا بر وی، یک جریان خاص را به تکاپو انداخته تا با دست زدن به برخی بداخلاقی‌های سیاسی از این اتفاق جلوگیری و آقای هاشمی رفسنجانی را در رأس این مجلس ابقا کند.

  15 اسفند:

 آیت الله یزدی: حتی یک ذره حب ریاست و دنیا در آیت الله مهدوی کنی احساس نکردم

 دبیر مجلس خبرگان رهبری، آیت الله مهدوی کنی را از شخصیت های شناخته شده درنظام اسلامی دانست و گفت: من یک ذره حب ریاست و دنیا در آیت الله مهدوی کنی ندیده ام و ایشان از چهره هایی هستند که در بین مردم نیز جایگاه خاص خود را دارند.
 
16 اسفند:

  گفتم تا پای شهادت ایستاده‌ایم و در مساله ولایت کوتاه نمی‌آییم

 وقتی اکبر گنجی می‏خواست بر منتقدان اصلاحات بتازد و آنان را بانی قرائت فاشیستی و سلطانی لقب دهد، بر سه نفر تنگ می‏گرفت و این سه آیت الله مصباح یزدی، آیت الله خزعلی و آیت الله مهدوی کنی بودند.

 نماینده اصفهان در خبرگان: آیت‌الله مهدوی‌کنی بهترین گزینه برای ریاست خبرگان است
 
نماینده مردم اصفهان در مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: آیت‌الله مهدوی‌کنی در حال حاضر بهترین گزینه برای تصدی ریاست مجلس خبرگان است.

 سایت نزدیک به هاشمی از انصراف رفسنجانی از رقابت با مهدوی کنی خبر داد

 غلام‌علی دهقان عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه در گفت‌و‌گو با سایت آفتاب، اظهار کرد: آیت‌الله مهدوی‌کنی شخصیتی فرهیخته و فرزانه داشته که همیشه مورد اجماع تمامی نیروهای انقلاب بوده است و حضورشان در کسوت ریاست خبرگان زیبنده این مجلس می‌باشد.
 
17 اسفند:

 حمایت 61 عضو خبرگان از ریاست آیت‌الله مهدوی‌کنی

 یک منبع آگاه با اشاره انتخابات آتی مجلس خبرگان رهبری گفت: با حمایت 61 عضو خبرگان رهبری از آیت‌الله مهدوی‌کنی تاکنون ریاست ایشان در مجلس خبرگان قطعی شده است.

  هاشمی: اگر مهدوی‌ کنی کاندیدا شود من حمایت می‌کنم

 رئیس کنونی مجلس خبرگان رهبری با اشاره به مسائل مطرح شده در رابطه با ریاست مجلس خبرگان تصریح کرد: اگر آیت الله مهدوی کاندیدای ریاست خبرگان شوند من هم حمایت می کنم.

 آیت‌الله مهدوی‌کنی رئیس مجلس‌خبرگان‌رهبری شد

 آیت‌الله مهدوی کنی با 63 رأی موافق وکلای ملت، رئیس مجلس خبرگان رهبری شد.

  اجماع نمایندگان بر زهد سیاسی و حفظ شأنیت فقاهتی مجلس خبرگان

 همانطور که پیش از این نیز رجانیوز از درخواست بیش از 50 نفری خبرگان ملت از آیت الله مهدوی کنی خبر داده بود، در آغازین ساعات جلسه امروز خبرگان رهبری، و پس از سخنرانی هاشمی رفسنجانی رئیس پیشین این مجلس و تاکید وی بر عدم کاندیداتوری برای ریاست خبرگان به احترام آیت الله مهدوی کنی، آیت الله مهدوی کنی با کسب64  رای موافق و نزدیک به اجماع خبرگان ملت، به ریاست این مجلس انتخاب شد. هاشمی رفسنجانی نیز در دوره گذشته با رایی نزدیک به رای مهدوی کنی و با 51 رای رئیس مجلس خبرگان رهبری شده بود.



به گزارش رجانیوز، در حالی که رسانه‎های نزدیک به هاشمی رفسنجانی، در ماه‎های گذشته با انتشار حجم بالایی از اخبار و طراحی‎های رسانه‎ای تلاش داشتند تا ریاست خبرگان را تا دوسال دیگر برای هاشمی رفسنجانی تمدید کنند خلاء وجود شخصیتی اخلاقی، فقهی و بی توجه به مقام دنیا در جایگاه ریاست خبرگان پس از ارتحال آیت الله مشکینی از یک سو و اصرار بر مواضع غیر شفاف و ناصحیح هاشمی در جریان فتنه 88 از سوی دیگر سبب شد تا خبرگان رهبری از آیت الله مهدوی درخواست کنند این مسئولیت را بر عهده بگیرد.
 
19 اسفند:
 
رهبر انقلاب: بیان‌صریح و شجاعانه عقاید به‌دور از هتک حرمت، اهانت و فحاشی/ انتخاب آیت‌الله مهدوی‌کنی به ریاست‌خبرگان به‌جا و به‌حق بود
 
رهبر معظم انقلاب انتخاب آیت‌الله مهدوی کنی بریاست مجلس خبرگان را انتخابی بجا و به حق خواندند و افزودند: ایشان از ابتدای انقلاب تا امروز در همه عرصه‌ها از جمله روحانیت ـ سیاست ـ مسائل جاری کشور ـ "حوزه و دانشگاه " و دیگر عرصه‌ها، شخصیت برجسته و بارزی بوده‌اند.
 
اما در این بین سایت آینده که در محافل مختلف به سایت حامی تمام قد خاندان هاشمی شهرت دارد، 10 اسفند 89 با ذوق زدگی، اقدام به انتشار گفتگوی بازوی عملیاتی هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان (حسن روحانی) با ایسنا نمود:

 روحانی: تغییر عمده‌ای در هیات رییسه خبرگان رخ نمی دهد

حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی که در حاشیه مراسم ختم مرحوم بروجردی در جمع خبرنگاران سخن می‌گفت، اظهار کرد: هنوز نمی‌دانیم چه کسانی برای هیات رییسه خبرگان کاندیدا هستند.ممکن است در ترکیب هیات رییسه خبرگان تغییر جزئی حادث شود؛ اما من فکر نمی‌کنم که تغییر عمده‌ای در هیات رییسه مجلس خبرگان رخ دهد. رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سوال دیگری در مورد خبری مبنی بر نامه برخی اعضای مجلس خبرگان ‌به آیت‌الله مهدوی کنی برای کاندیداتوری ریاست خبرگان افزود: این‌ها دروغ و شایعاتی است که اساسی ندارد.

این سایت هم چنین در 12 اسفند به نقل از عصر ایران و در خبری معنادار ضمن پر رنگ کردن کسالت آیت الله مهدوی نوشت:

 انتقال آیت الله مهدوی باویلچر برای اعلام کاندیداتوری

 سرانجام پس از مدت ها تایید و تکذیب ، سرانجام عصرامروز سخنگوی جامعه روحانیت مبارز  اعلام کرد که در جلسه شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز ، آیت الله مهدوی کنی از حضور خود در انتخابات هیات رئیسه مجلس خبرگان خبر داده است.  به گزارش عصرایران ، جلسه شورای مرکزی در حالی در محل دانشگاه امام صادق علیه السلام برگزار شد ، که به گفته یکی از اعضای جامعه روحانیت مبارز - که نخواست نامش ذکر شود -  آیت الله مهدوی کنی به دلیل کسالت ، در بستر بیماری بود و برای جلسه او را با ویلچر از بیمارستان به دانشگاه بردند.



 علما به آقای مهدوی تذکر داده اند که ایشان باعث شکاف شده است!

 اما شاید اوج اهانت سایت حامی خاندان هاشمی در این ماجرا، آنجایی بود که در 16 اسفند ماه در مطلب منتشر شده خود سعی کرد تا به مخاطب چنین القا کند که آیت الله مهدوی کنی در آخرین روزهای حیات خود قرار دارد و در انتها نیز با گستاخی تمام و حمله به ایشان، آیت الله مهدوی را مقصر شکاف های ایجاد شده! دانست:

 آیت الله مهدوی کنی در حالی که با ویلچر به جلسه هفتگی شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران آورده شد، کاندیداتوری مشروط خود را برای ریاست مجلس خبرگان به اعضای این جامعه اعلام کرد تا شاید تصمیم گیری آیت الله محمدرضا مهدوی کنی که در مرز هشتاد سالگی قرار دارد، برای کاندیداتوری ریاست خبرگان رهبری، آخرین فصل مهم از زندگی سیاسی وی به شمار آید

این سایت در ادامه در جملاتی توهین آمیز نوشت: " اکنون آیت الله مهدوی کنی به فصل پایانی زندگی سیاسی خود نزدیک می شود. در صورتی که وی در انتخابات هیات رییسه خبرگان موفق به نشستن بر صندلی ریاست خبرگان گردد و زمینه طبیعی برای خارج شدن آیت الله هاشمی از مسوولیتهای رسمی فراهم شود، نام ایشان به عنوان شخصی که موجب آغاز این شکاف گردیده، ثبت خواهد شد. موضوعی که گفته می شود بزرگانی از علما و مراجع در مذاکرات خصوصی به آیت الله مهدوی متذکر شده اند. "

 هاشمی در آخرین جلسه مجمع تشخیص تلویحا حضورش در انتخابات را تایید کرده است!

 اما در این بین عملکرد روزنامه تهران امروز نیز به نوعی در راستای  تقویت جایگاه هاشمی رفسنجانی و تداوم ریاست وی بر مجلس خبرگان بود. بطوری که این روزنامه 9 اسفند 89 در خبری به ظاهر بی طرفانه، در پایان رپرتاژی کامل برای هاشمی رفسنجانی رفت و نوشت:

 "نباید فراموش کرد که رئیس دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان دو روز قبل از آمادگی هاشمی رفسنجانی و پذیرش او برای حضور در انتخابات هیات رئیسه مجلس خبرگان خبر داده بود و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هم در آخرین جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام به صورت تلویحی حضور خود در انتخابات هیات رئیسه را تایید کرد. ابهامات و علامتهای سوال تا 18 اسفندماه وجود خواهد داشت مگر اینکه آیات هاشمی رفسنجانی و مهدوی کنی تا پیش از آغاز اجلاس خبرگان رهبری مواضع خود در خصوص حضور یا عدم حضور در انتخابات هیات رئیسه را شفاف بیان کنند."

 خبرآنلاین به نقل از بادامچیان: آقای مهدوی به احترام آقای هاشمی کاندیدا نخواهد شد!

و در این میان سایت خبر آنلاین نیز در گفتگویی که در 8 اسفند 89 منتشر کرد، به نقل از اسد ا... بادامچیان نوشت: " به نظرم ریاست خبرگان بار دیگر با آقای هاشمی خواهد بود  چرا که آیت الله مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی در انتخابات حاضر نخواهند شد." گفتگویی که در میان رسانه های حامی هاشمی بازتاب بسیاری داشت و خوراک رسانه ای خوبی برای حمله به آیت الله مهدوی کنی در آن برهه زمانی بود.

 


روزنامه ای دولتی نوشته روحانیت اصلا چه کاره است که...؟!
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، آیت الله مهدوی کنی

باید در کارهای سیاسی و اجتماعی، شئونات اخلاقی را کاملاً رعایت کنیم و از دایره انصاف بیرون نرویم.../ آقای محسن رضایی، روزی تشریف آوردند دفتر بنده و... من از بیان و رفتار ایشان خوشحال شدم و از این برخورد تقدیر می‌کنم، ولی از طرفی، برخی دوستان دیگر کم لطفی کردند و در نامه‌ای که فرستاده‌اند، آمرانه وارد میدان شده‌اند...

آیت الله مهدوی کنی در نخستین نشست شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان (7+8) که در تاریخ سیزدهم مرداد ماه سال جاری برگزار شد، گفت: ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. معنای اصولگرایی این است که شاخص اقدامات ما اصول باشد، نه افکار گروهی و خصوصی ما.

به گزارش «تابناک»، یکی از توصیه​های ایشان در این سخنان، پذیرش ترکیب موجود 8+7 از سوی همه گروه های اصولگرا بود که طی آن از دیدارش با محسن رضایی سخن گفت و از اینکه او پذیرفته است، مواضعش را به وی و گروه هشت نفره ارایه داده و درخواست نماینده​ای جدا در این ترکیب نکند، ابراز خرسندی کرد.

اما آیت​الله مهدوی​کنی، دو گلایه مهم نیز داشت؛ نخست از آنها که در نامه​ای آمرانه، وارد میدان شدند و مطالب خوبی ننوشتند و دوم از روزنامه رسمی‌دولتی که نقش نهاد روحانیت را نادیده گرفته و می​گوید روحانیت اصلاً چه کاره است؟

گزیده سخنان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران و رییس مجلس خبرگان رهبری که با یک هفته تأخیر منتشره به شرح زیر است:

ـــ آغاز نشست کمیته وحدت در ماه رمضان را به فال نیک گرفته و امیدوارم که این حرکت، حرکتی خدایی، معنوی و با برکت بوده و نتیجه مبارکی برای انقلاب و اسلام داشته باشد. از گروه‌های مختلف که به ندای جامعتین پاسخ گفتند، متشکرم. این پاسخ به نشانه تعهد شما به انقلاب، نظام و رهبری است، چرا که جامعه روحانیت و جامعه مدرسین همواره در مسیر امام، انقلاب و رهبری حرکت کرده‌اند. هر جا که روحانیت با بصیرت و وحدت وارد شده است، نتیجه خوبی داشته و در مواقعی که وارد قضایا نشده یا اگر وارد شده، نیمه راه کار را رها کرده، نتیجه مطلوبی برای کشور نداشته است.

ـــ مقصود از وحدت آن نیست که همه گروه‌ها، یک فکر واحد داشته باشند. این مسأله اصلاً شدنی نیست. معنای وحدت از نظر ما این است که در این محدوده با حفظ اصول و احکام شرع، پس از شنیدن نظریات و سلایق، جمع بندی کنیم و به یک نظر جمعی برسیم. معنای وحدت در میان مسلمانان یا گروه ها نیز همین است. تدوین اصول در منشور اصولگرایی که مورد پذیرش بیشتر برادران اصولگرا قرارگرفت، نیز با همین هدف انجام شد. البته در مقام تطبیق یا مصادیق ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد، که با گفت وگو حل شدنی است.

ـــ باید توجه کنیم که اگر چه افراد حاضر در این دو کمیته (که به عنوان 8+7 مقبول واقع شده) همچنین ما و آقایانی که در مقام اجرا مسئولیت بیشتری خواهند داشت، به حسب ظاهر نماینده گروه ها هستند، اما شاخص و معیار عملکرد همه ما اصول منشور اصولگرایی باید باشد. اگر ما از این نمایندگی تفسیر گروهی انجام دهیم، ممکن است بحث سهم خواهی مطرح شود که درست هم نیست. ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. هدف ما از گردهم آیی رسیدن به همان فکر جمعی است، نه اینکه به دنبال افزایش نفوذ خود و کاهش نفوذ دیگران باشیم. اگر این گونه فکر کنیم، اصلاً اصولگرا نیستیم.

ـــ  بنده، آیت الله یزدی و دیگر دوستانی که در این گروه هستند نیز نمی‌خواهیم خواسته ها و نظریات خود را به دیگران تحمیل کنیم. فرض بر این است که این افراد هرچند منسوب به گروهی هستند، اما بی طرف هستند. برخی از دوستان می‌گویند در جمع این هفت نفر، یک نفر هم از گروه‌های دیگر اضافه بشود. بنده فکر می‌کنم این برخورد ناشی از سوءظن است؛ یعنی فکر می‌کنند که ممکن است ما افکار و نظرات خود را تحمیل کنیم. اینکه بگوییم در داوری یک نفر هم از ما باشد که خواسته‌های ما را نیز بگوید، نشان از بی اعتمادی به یکدیگر دارد و با این تصور، تا آخر مسأله حل نخواهد شد.

ـــ
افرادی که اینجا گردآمده اند، خودشان را نماینده همه افراد بدانند؛ افراد و گروه‌هایی هم که اینجا گردآمده اند(چه آن هفت و چه این هشت)، باید مصالح و شاخص ها را طبق همان اصول منشور اصولگرایی که تدوین شده و اصول قانون اساسی در نظر بگیرند و در نظر داشته باشند که در واقع نماینده یک جریان خاص نیستند و خودشان را نماینده همه افراد بدانند.

ـــ آقای محسن رضایی روزی تشریف آوردند دفتر بنده و گفتند بالاخره من هم اصولگرا هستم یا نه؟ نکند می‌خواهید من را از اصولگرایی حذف کنید؟ پس یک نفر را هم برای ما بگذارید به عنوان نماینده. به ایشان عرض کردم، بالاخره دوستان زیادند. افرادی که در این انقلاب خدمت کرده‌اند و هر کدام جایگاه خاص خودشان را دارند. از طرفی افزایش جمعیت در این گونه امور باعث دشواری تصمیم گیری می‌شود و اگر ما بخواهیم اینطور از افراد دعوت کنیم، به حَدِّ یقِف نخواهیم رسید. شما نظراتتان را بفرمایید، بنده و اعضای گروه هشت نفره، بیان کننده نظرات شما نیز خواهیم بود. ایشان هم قبول کردند و حتی در مصاحبه‌ای نیز این مطلب را عنوان کردند. من از بیان و رفتار ایشان خوشحال شدم و از این برخورد تقدیر می‌کنم. اما از طرفی برخی دوستان دیگر کم لطفی کردند و در نامه‌ای که ارسال کرده‌اند، آمرانه وارد میدان شده‌اند. مطالبی که در آن نامه نوشته شده، خیلی خوب نیست. البته امیدواریم آنان نیز در جلسات دیگر حاضر بشوند. چرا که بنای جامعتین این بود که ما دعوت کننده و هادی به وحدت باشید. محور این وحدت هم که مورد پرسش برخی بزرگان قرار گرفته، همان اصولی است که همه قبول داریم.

ـــ ما باید در کارهای سیاسی و اجتماعی شئونات اخلاقی را کاملاً رعایت کنیم و از دایره انصاف بیرون نرویم. بنا بر فرمایش های امام و مقام معظم رهبری، مواظب باشیم که مبادا حرفی را به یکدیگر و حتی به گروه‌هایی که با آنها مخالفیم، نسبت بدهیم که مخالف شرع و اخلاق باشد. در برخورد با مخالفین هم باید با منطق و استدلال نظراتشان را رد کرد. اما توهین کردن به افراد کار درستی نیست. نسبت‌های ناروا، غیبت، تهمت (که متاسفانه در مسایل سیاسی رواج دارد)، تحلیل‌های نادرست و سوءظن منشأ بسیاری از سخنان بی‌مبناست و بنده جداً عرض می‌کنم که اگر انقلاب را به این امور آلوده بکنیم، صدمه خواهد دید.

ـــ کار خلاف به اسم دین و خدمت به مردم، به انقلاب ضربه می‌زند. ما معتقدیم علاوه بر این عوامل ظاهری و مادی که همه دنیا قبول دارند، عوامل دیگری هست که در حوادث این عالم و به خصوص برای مؤمنین مؤثر است. ما دست نیاز به سوی گروه‌های خارج از این جمع دراز می‌کنیم و پذیرای نظریات و پیشنهادهای آنان هستیم. باید به صورت واقعی نظرات همه گروه‌های اصولگرا مورد توجه قرار گرفته شود و در تصمیم سازی ها مشارکت داشته باشند.

ـــ باید توجه داشته باشیم که قوانین و مقررات را سرلوحه فعالیتمان قرار دهیم. اماممان تأکید داشتند که قوانین جمهوری اسلامی‌که مورد پذیرش قرار گرفته، لازم الاجراست و باید به آن عمل شود. نادیده گرفتن قوانین و مقرراتی که مورد قبول مجلس و تأیید شورای نگهبان قرار گرفته خلاف نظام اسلامی‌ ماست. بنده معتقدم توجه به این مسأله می‌تواند در پیشرفت فعالیت‌های ما تأثیر زیادی داشته باشد.

ـــ توجه داشته باشید که مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها نباید به گونه ای باشد که دشمنان را خوشحال کند. هم اکنون که کمی‌ بحث جدایی (که انشاءالله رفع می‌شود) مطرح شده، می‌بینید که رسانه‌های بیرونی و داخلی چقدر جنجال به پا کرده‌اند که این گروه شرکت کرده و آن گروه شرکت نکرده است. ممکن است در مواردی مصلحت نباشد که ما اظهار نظر کنیم، دشمنان ما سخنانی که ما نگفته ایم را در بوق و کرنا می‌کنند، چه برسد به سخنانی که می‌گوییم.

ـــ کنار گذاشتن روحانیت ظلم به انقلاب است. اسلام منهای روحانیت و نظام منهای روحانیت، خواسته دشمنان اسلام و انقلاب است. ما باید روحانیت را حفظ و تقویت کنیم. اینکه ما این نهاد و نقش آن را، آن هم در یک روزنامه رسمی‌دولتی نادیده بگیریم، ظلم است. این‌ها مصیبت است که انسان می‌شنود که می‌گویند روحانیت اصلاً چه کاره است؟ اینها کم لطفی است و باعث سوء استفاده دشمن می‌شود.

ـــ  اینکه برخی بزرگان نمی‌خواهند وارد مسایل جزیی بشوند، به خاطر حفظ شئون روحانیت است، اما ما بنا بر نظر حضرت امام در مسایل سیاسی در آن حدی که صلاح باشد، باید حضور داشته باشیم. ما باید الان حریم خودمان را حفظ کنیم، وقتی ما احترام یکدیگر را حفظ نمی‌کنیم، می‌خواهید دشمنان، احترام ما را حفظ کنند؟

ـــ  باید به گونه‌ای افراد را برای حضور در مجلس انتخاب کنیم که تمام گروه‌هایی که در کشور مؤثر هستند، از اصناف گوناگون، خانم‌ها، دانشگاهیان و... در مجلس حضور داشته باشند و اگر بتوانیم ترکیبی از همه گروه‌ها داشته باشیم، بسیار مناسب‌تر است. به جای اینکه بر مبنای وابستگی‌ها گزینش کنیم، مبنای ما انتخاب اصلح بر اساس اصول و شایستگی‌ها باشد.

ـــ باید نامزدها و گروه‌های شرکت کننده در انتخابات به آن توجه کنند، صرفه جویی و پرهیز از اسراف است. در شرایطی که مردم گرفتاری‌های اقتصادی دارند، تبلیغات پر زرق و برق، باعث اثر منفی در ذهن آنان خواهد بود. نکته دیگر اطلاع رسانی درست و بموقع است. تصمیماتی که این کمیته 8+7 می‌گیرند، حتماً به آگاهی مردم برسد.

ـــ آخرین نکته که بسیار اهمیت هم دارد، توجه و دقت نسبت به رهنمودهای مقام‌ معظم‌ رهبری در خصوص انتخابات است. توجه داشته باشیم که حفظ ولایت و نظام، همچنین متأثر نشدن از مواضع و مواقع قدرت و ثروت که ایشان فرمودند، سرلوحه قرار گرفته و بیانات و پیام های ایشان همیشه مورد توجه باشد. امیدوارم که این جلسه منشأ خیر باشد.

تعریض آیت‌الله مهدوی‌کنی به نامه جبهه پایداری بدون پاسخ به ابهامات 8+7
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی

سخنان آیت الله مهدوی کنی در کمیته 8+7 (شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان) که در تاریخ 13 مرداد ایراد شده است، منتشر شد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، مشروح سخنان آیت الله مهدوی کنی در این جلسه بدین شرح است:

 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله علی ما انعم و له الشکر علی ما الهم
والصلوة و السلام علی رسولنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا، حبیب اله العالمین، سید المرسلین، أبی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الهداة المهدیین، سیما بقیة الله فی الارضین حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه
قال الله تعالی:
قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى
ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ لَّکُم بَیْنَ یَدَیْ عَذَابٍ شَدِیدٍ (سبا:46)
قال رسول الله صلی الله علیه و آله
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ

ماه مبارک رمضان
در آغاز، حلول ماه مبارک رمضان را به برادران بزرگوار تبریک عرض می‌کنم. رسول خدا در این خطبه شریف- که بخشی از آن ذکر شد- ماه رمضان را ماه برکت، رحمت و مغفرت معرفی کرده اند. نکته قابل توجه این است که برکت از نظر لغوی به معنای خیر کثیر است اما مصادیقی که از برکت در قرآن کریم ذکر شده، مواردی است که برای عامه مردم (ناس) مفید باشد. برای مثال در وصف قرآن می‌فرماید:
وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (انعام،155)
در مورد حضرت عیسی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَیْنَ مَا کُنتُ (مریم،31)
در جای دیگر درباره باران می‌فرماید:
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَکاً (ق،9)
مقصود بنده در اینجا اینست که اگر چه معنای لغوی این کلمه خیر کثیر است، اما از نظر قرآن کریم آن چیزی مبارک است که برای همه مردم مفید بوده و مربوط به دسته، گروه و صنف خاصی نباشد.
قرآن کریم، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، حضرت عیسی (علیه‌السلام)، کعبه و باران که با عنوان مبارک توصیف شده اند، همگی جهان شمول بوده و اختصاص به دسته و گروه خاصی ندارند.
در این خطبه نیز خطاب پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به عموم مردم است. از این خطاب شریف می‌توان استفاده کرد که برکت ماه رمضان برای همه مردم چه مؤمن وچه کافر بوده و سفره الهی برای همه مردم گسترده است. لیکن چنانچه در مورد هدایت الهی نیز بیان می‌شودکه یک هدایت عام(هدی لِلنّاس) و یک هدایت خاص(هدی للمُتََّقِین) وجود دارد، در مورد ماه مبارک رمضان نیز می‌توان گفت که این ماه برای همه مردم منشأ خیر و برکت بوده و همه مردم از برکات عامه آن بهره می‌برند اما مؤمنین مشمول برکات خاصه آن خواهند بود.

تبریک ماه مبارک رمضان و آغاز به کار کمیته وحدت
ما هم از کلام نورانی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) الهام می‌گیریم و این ماه مبارک را به شما، همه مؤمنین و همه مردم تبریک گفته و امیدواریم بتوانیم از برکات این ماه به خوبی استفاده کنیم.
بنده آغاز نشست این کمیته و شورا را در این ماه شریف، به فال نیک گرفته و امیدوارم که این حرکت، حرکتی خدایی، معنوی و با برکت بوده و نتیجه مبارکی برای انقلاب و اسلام داشته باشد.

تشکر از پاسخ به دعوت جامعتین
نکته بعدی تشکر از شما برادران عزیزی است که از گروه‌های مختلف (البته اگر استفاده از لفظ گروه‌های مختلف صحیح باشد) به ندای جامعتین (جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز) پاسخ گفتید. این پاسخ به نشانه تعهد شما به انقلاب، نظام و رهبری است. چرا که جامعه روحانیت و جامعه مدرسین همواره در مسیر امام، انقلاب و رهبری حرکت کرده‌اند.

تدوین منشور اصولگرایی
در ملاقاتی که با عده ای از دوستان اصولگرا داشتیم، درخواست کردند که ما انتظار داریم که مجموعه روحانیت شروع کننده و دعوت کننده حرکت برای انتخابات باشد. این موضوع در جامعه روحانیت، طرح و مورد پسند واقع شد، در جلسه با جامعه مدرسین در قم نیز مطرح شد و مورد قبول قرار گرفت.
این پیشنهاد منشأ تدوین منشور اصولگرایی، طی نشست‌ها و جلسات متعددی در قم و تهران شد که مورد تصویب همه برادران قرار گرفت.
منظور از این مطلب، بیان این سابقه است که طبق وصیت حضرت امام خمینی، که می‌فرمایند "به‌ جامعة‌ محترم‌ روحانیت‌، خصوصاً مراجع‌ معظم‌، وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ خود را از مسائل‌ جامعه، خصوصاً مثل‌ انتخاب‌ رئیس‌ جمهور و وکلای‌ مجلس‌، کنار نکشند و بی‌تفاوت‌ نباشند(وصیت نامه حضرت امام). " لذا این جلسه به پیشنهاد و درخواست برادران اصولگرا تشکیل شده است.

سالگرد مشروطیت و آسیب شناسی حضور روحانیت
تاریخ نشان داده است که در هرجا که روحانیت با بصیرت و وحدت وارد شده است، نتیجه خوبی داشته و در مواقعی که وارد قضایا نشده یا اگر وارد شده، نیمه راه کار را رها کرده است، نتیجه مطلوبی برای کشور نداشته است.
فردا چهاردهم مرداد و روز آغاز مشروطیت است. مشروطیت آغاز خوبی داشت، لیکن در میانه راه اشکالات فراوانی پیدا شد. متاسفانه در آن مقطع زمانی علما هم با یکدیگر مخالفت کردند و کار تا حدی پیش رفت که مرحوم آیت الله شیخ فضل الله نوری را دار زدند. پای چوبه دار او کف زدند و عده‌ای هم اظهار خوشحالی کردند. در حالیکه آن زمان بعضی علما هم سکوت کردند و نتیجه کار چنان شد که مشروطیت به آن صورت به انحراف کشیده شد.

لزوم درس گرفتن از دوره مشروطیت
ما این روز را به اعتبار روز مشروطیت الهام بخش قرار می‌دهیم، تا از گذشته درس بگیریم. مبادا ما دوباره آنچه دیگران کردند را تکرار کنیم و قیامی‌که بزرگانی از علما و فقها برای خدا شروع کردند، به انحراف کشیده شود.
بنده اینجا نکته‌ای را متذکر می‌شوم تا دیگر دوستان (که در جلسه حضورندارند) نیز بشنوند.
ما در زمان حساسی قرار داریم. بیش از سی سال از انقلاب عظیم اسلامی‌ می‌گذرد و ما در در داخل و خارج دشمنانی داریم که علیه انقلاب فعالیت می‌کنند. آنها از جهات گوناگون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مقام براندازی نظام بوده و هستند. لیکن اگر ما با هم باشیم، کاری از پیش نمی‌برند.
راز ماندگاری و سلامت انقلاب در کلام امام راحل حضرت امام در روزهای آخر عمرشان از بزرگان نظام (اهل حل و عقد)، دعوت فرمودند. در آن جلسه امام فرمودند که این انقلاب راه خودش را باز کرده و چرخ آن به حرکت افتاده است. من از دشمنان ترسی برای انقلاب ندارم و آنان کاری نمی‌توانند بکنند، إلّا أذی. یعنی ممکن است کارهای ایذایی بکنند، ولی انقلاب صدمه‌ای نخواهد دید. اما به شرطها و شروطها! به شرط اینکه شما با هم اختلاف نکنید، اگر شما با هم باشید، این انقلاب مسیر خود را به سلامت ادامه خواهد داد.
این توصیه امام راحل، امری عقلانی، عقلایی و دینی است. ما نیز باید به توصیه امام توجه داشته باشیم.
هدف از تشکیل چنین جلساتی نیز همین مسأله است که افراد و گروه‌هایی که در اصول انقلاب با هم مشترک هستند و آن را پذیرفته‌اند، دور هم جمع شوند تا مبادا اختلاف سلیقه ها ما را از هم جدا کند. باید با حفظ سلیقه ها نشست و گفتگو کرد تا به یک نقطه و تصمیم جمعی برسیم.

محور وحدت
بعضی از دوستان می‌پرسند محور وحدت چیست؟ باید گفت مسأله وحدت که همیشه در اینگونه موارد گفته می‌شود، به معنای فلسفی آن نیست. مقصود ما از وحدت در مسایل سیاسی و اجتماعی، ائتلاف و تقریب آراء و افکار است.
در فکر جمعی، کار جمعی لازم است و مقصود آن نیست که همه گروه‌ها، یک فکر واحد داشته باشند. این مسأله اصلاً شدنی نیست. حتی در یک خانواده نیز چند برادر از جمیع جهات با هم وحدت پیدا نمی‌کنند اما اگر بخواهند با هم زندگی کنند، باید به اصولی پایبند باشند. در جامعه نیز اگر بخواهیم با هم زندگی کنیم، عقل، خرد و دین اقتضا دارد که با هم بنشینیم، نزدیک شویم و فکر جمعی را مورد قبول و پذیرش قرار‌دهیم.
البته در مورد احکام دینی این بحث تفکر جمعی قابل پیروی نیست. بلکه چنانچه گفته شد، محدوده آن مسایل سیاسی و اجتماعی است. معنای وحدت از نظر ما اینست که در این محدوده با حفظ اصول و احکام شرع، پس از شنیدن نظرات و سلایق، جمع بندی کنیم و به یک نظر جمعی برسیم. معنای وحدت در میان مسلمانان یا گروه ها نیز همین است.

جمع بندی مسایل بر محور منشور اصولگرایی
تدوین اصول در منشور اصولگرایی که مورد قبول اغلب برادران اصولگرا قرارگرفت، نیز با همین هدف انجام شد. البته در مقام تطبیق یا مصادیق ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد، که با گفتگو قابل حل است.
بنده گمان ندارم کسی در این جمع، این اصول را قبول نداشته باشد. حتی معتقدم شاید برخی مخالفین نیز این اصول را قبول داشته باشند، اما صریحاً اعتراف نکنند. لذا ما باید بر محور این اصول تدوین شده، پس از بحث و گفتگو در مصداق ها و جزئیات، در مسایل و حوادث مختلف انقلاب به یک جمع بندی رسیده و در مقام تصمیم و اجرا به یک نظر برسیم.

عضویت افراد در گروه ها به معنای سهم خواهی نباید باشد
باید توجه کنیم که اگر چه افراد حاضر در این دو کمیته (که به عنوان 8+7 مقبول واقع شده) همچنین ما و آقایانی که در مقام اجرا مسئولیت بیشتری خواهند داشت، به حسب ظاهر نماینده گروه ها هستند، اما شاخص و معیار عملکرد همه ما اصول منشور اصولگرایی باید باشد.
اگر ما از این نمایندگی تفسیر گروهی انجام دهیم، ممکن است بحث سهم خواهی مطرح شود که درست هم نیست. ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. هدف ما از گردهم آیی رسیدن به همان فکر جمعی است. نه اینکه به دنبال افزایش نفوذ خود و کاهش نفوذ دیگران باشیم. اگر اینگونه فکر کنیم، اصلاً اصولگرا نیستیم. معنای اصولگرایی آن بود که شاخص اقدامات ما این اصول باشد، نه افکار گروهی و خصوصی ما. بنا بر این اگر دو نفر از طرف یک گروهی آمدند، معنایش این نیست که فقط منعکس کننده نظرات آنها باشند.
بنده، آیت الله یزدی و دیگر دوستانی که در این گروه هستند نیز نمی‌خواهیم خواسته ها و نظرات خود را به دیگران تحمیل کنیم.
فرض بر این است که این افراد اگرچه منسوب به گروهی هستند، اما بی طرف هستند.
سوء ظن و عدم اعتماد به یکدیگر موجب ضربه خواهد شد
بعضی از دوستان می‌گویند در جمع این هفت نفر، یک نفر هم از گروه‌های دیگر اضافه بشود. بنده فکر می‌کنم این برخورد ناشی از سوءظن است. یعنی فکر می‌کنند که ممکن است ما افکار و نظرات خود را تحمیل کنیم. اینکه بگوییم در داوری یک نفر هم از ما باشد که خواسته‌های ما را نیز بگوید، نشان از عدم اعتماد به یکدیگر دارد و با این تصور، تا آخر مسأله حل نخواهد شد.

جامعه روحانیت حزب یا حتی صنف نیست
بنده عضو جامعه روحانیت هستم، لیکن همیشه گفته‌ام ما نمی‌خواهیم مثل یک حزب، از افراد حزب خودمان نامزد انتخاب کنیم و به مجلس بفرستیم. ما مانند احزاب به دنبال به دست آوردن قدرت نیستیم. برخی از کسانی که انتخاب می‌کنیم، حتی آنها را در طول دوره چهار ساله نمایندگی، نمی‌بینیم. آنها هم نظرات ما را در خصوص مسایل مختلف نمی‌پرسند. نمی گویند حال که ما را انتخاب کرده‌اید، نظر شما در این مسأله چیست؟ (البته این مسأله به نظر من چندان خوب هم نیست)
ما حتی مانند یک صنف هم نیستیم. هر صنفی در مسیر مصالح و منافع خودش عمل می‌کند، اما ما هیچگاه به دنبال مصالح جامعه روحانیت نبوده‌ایم. فرض ما اینست که مصالح نظام را در نظر داشته باشیم. اگر غیر از این باشد، این جامعه دیگر جامعه روحانیت یا جامعه مدرسین نیست.
افرادی که اینجا گردآمده اند، خودشان را نماینده همه افراد بدانند؛ افراد و گروه‌هایی هم که اینجا گردآمده اند(چه آن هفت و چه این هشت)، باید مصالح و شاخص ها را طبق همان اصول منشور اصولگرایی که تدوین شده و اصول قانون اساسی در نظر بگیرند و در نظر داشته باشند که در واقع نماینده یک جریان خاص نیستند و خودشان را نماینده همه افراد بدانند.
آقای محسن رضایی روزی تشریف آوردند دفتر بنده و گفتند بالاخره من هم اصولگرا هستم یا نه؟ نکند می‌خواهید من را از اصولگرایی حذف کنید؟ پس یک نفر را هم برای ما بگذارید به عنوان نماینده. به ایشان عرض کردم، بالاخره دوستان زیادند، افرادی که در این انقلاب خدمت کرده‌اند و هرکدام جایگاه خاص خودشان را دارند. از طرفی افزایش جمعیت در اینگونه امور باعث دشواری تصمیم گیری می‌شود و اگر ما بخواهیم اینطور از افراد دعوت کنیم، به حَدِّ یقِف نخواهیم رسید. شما نظراتتان را بفرمایید، بنده و اعضای گروه هشت نفره، بیان کننده نظرات شما نیز خواهیم بود. ایشان هم قبول کردند و حتی در مصاحبه‌ای نیز این مطلب را عنوان کردند. من از بیان و رفتار ایشان خوشحال شدم و از این برخورد تقدیر می‌کنم. اما از طرفی برخی دوستان دیگر کم لطفی کردند و در نامه‌ای که ارسال کرده‌اند، آمرانه وارد میدان شده‌اند. مطالبی که در آن نامه نوشته شده، خیلی خوب نیست. البته امیدواریم آنان نیز در جلسات دیگر حاضر بشوند. چرا که بنای جامعتین این بود که ما دعوت کننده و هادی به وحدت باشید. محور این وحدت هم که مورد پرسش برخی بزرگان قرار گرفته، همان اصولی است که همه قبول داریم.

رعایت شئونات اخلاقی در فعالیت سیاسی
تذکر دیگر بنده اینست که ما بایستی در کارهای سیاسی و اجتماعی شئونات اخلاقی را کاملاً رعایت کنیم و از دایره انصاف بیرون نرویم. طبق فرمایشات امام و مقام معظم رهبری مواظب باشیم که مبادا حرفی را به یکدیگر و حتی به گروه‌هایی که با آنها مخالفیم، نسبت بدهیم که مخالف شرع و اخلاق باشد.
در برخورد با مخالفین هم باید با منطق و استدلال نظراتشان را رد کرد. اما توهین کردن به افراد کار درستی نیست. فرموده اند إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِین‏ (نهج البلاغه: دارالهجره قم: 323)؛ بنای ما توهین و تحقیر دیگران نیست. بنابراین باید روشی در پیش بگیریم که با موازین شرعی و اخلاقی سازگار باشد.
نسبت‌های ناروا، غیبت، تهمت (که متاسفانه در مسایل سیاسی رواج دارد)، تحلیل‌های نادرست و سوء ظن منشاء بسیاری از سخنان بی‌مبناست و بنده جداً عرض می‌کنم که اگر انقلاب را به این امور آلوده بکنیم، صدمه خواهد دید.
کار خلاف به اسم دین و خدمت به مردم، به انقلاب ضربه می‌زند.ما معتقدیم علاوه بر این عوامل ظاهری و مادی که همه دنیا قبول دارند، عوامل دیگری هست که در حوادث این عالم و به خصوص برای مؤمنین مؤثر است. ما که به عنوان دین، خدا، پیامبر، امام زمان و خدمت به مردم یک حرکتی انجام می‌دهیم، اگر کار خلافی در این میان انجام شود، ناسپاسی از انقلاب است. وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ (ابراهیم، 7)
ممکن است خود انقلاب را همین کارها از بین ببرد. باید دقت داشته باشیم که حفظ حدود شرع، برای حفظ انقلاب بسیار مهم است.

بقای انقلاب وابسته به صفا و صمیمیت است
بقای این انقلاب تا امروز وابسته به صفا و صمیمیت آنهایی بوده که فدارکاری کرده‌اند. ما نیز باید راه آنان را ادامه بدهیم. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید:
فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْکَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْر (نهج البلاغه:دارالهجره قم: ص92)
یعنی در زمان پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) چون خداوند صدق و صفای ما را دید، از آسمان برای ما نصرت و یاری فرستاد.

آمادگی گروه 8+7 برای پذیرش نظرات و پیشنهادهای اصولگرایان
ما دست نیاز به سوی گروه‌های خارج از این جمع دراز می‌کنیم و پذیرای نظرات و پیشنهادات آنان هستیم. باید به صورت واقعی نظرات همه گروه‌های اصولگرا مورد توجه قرار گرفته شود و در تصمیم سازی ها مشارکت داشته باشند.

رعایت قانون عامل پیشرفت
باید توجه داشته باشیم که قوانین و مقررات را سرلوحه فعالیتمان قرار دهیم. اماممان تأکید داشتند که قوانین جمهوری اسلامی‌که مورد پذیرش قرار گرفته، لازم الاجرا است و باید به آن عمل شود. نادیده گرفتن قوانین و مقرراتی که مورد قبول مجلس و تأیید شورای نگهبان قرار گرفته خلاف نظام اسلامی‌ ماست. بنده معتقدم توجه به این مسأله می‌تواند در پیشرفت فعالیت‌های ما تأثیر زیادی داشته باشد.

پرهیز از جنجالهای رسانه ای
توجه داشته باشید که مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها نباید طوری باشد که دشمنان را خوشحال کند. در حاضر که کمی‌ بحث جدایی (که انشاء الله رفع می‌شود) مطرح شده، می‌بینید که رسانه‌های بیرونی و داخلی چقدر جنجال به پا کرده‌اند که این گروه شرکت کرده و آن گروه شرکت نکرده است. ممکن است در مواردی مصلحت نباشد که ما اظهار نظر کنیم، دشمنان ما سخنانی که ما نگفته ایم را در بوق و کرنا می‌کنند، چه برسد به سخنانی که می‌گوییم.

اسلام و نظام منهای روحانیت خواسته دشمنان است
بنده در روزنامه‌ای دیدم که نوشته بود، "جامعه روحانیت چه جایگاه رسمی ‌و قانونی دارد که مطالبات مردم را بیان کند؟ " براساس آموزه‌های امام، ما معتقدیم که اصولاً روحانیت باید مطالبات مردم را بیان کند.
بعضی فکر می‌کنند که جامعه روحانیت باید محلی در قانون اساسی داشته باشد، تا یک نهاد رسمی‌ باشد. در‌حالیکه روحانیت یک نهاد دینی و مردمی‌ بوده و در نظام ما جایگاه رفیعی دارد. اگر ما در یک نظام اسلامی‌ هستیم و اسلامیت آن را پذیرفته‌ایم، باید بپذیریم که روحانیت در این نظام دارای جایگاهی والا است.
در تمام دنیا نیز نهادهایی وجود دارد که مورد قبول مردم هستند و کارهای بزرگی انجام می‌دهند. اینطور نیست که حتما این جایگاه باید در جایی تصویب شده باشد.
روحانیت به معنای عامش در کشور، نعمتی است که خداوند به ما عطا کرده و باید این نعمت را حفظ کرد. کنار گذاشتن این نعمت ظلم به انقلاب است. اسلام منهای روحانیت و نظام منهای روحانیت، خواسته دشمنان اسلام و انقلاب است. ما باید روحانیت را حفظ و تقویت کنیم.
بنده خودم را هیچ می‌دانم، اما روحانیت را باید حفظ کنیم. این نهادی است که 1400سال روی آن کار شده تا به اینجا رسیده است. اینکه ما این نهاد و نقش آن را، آن هم در یک روزنامه رسمی‌دولتی نادیده بگیریم، ظلم است. این‌ها مصیبت است که انسان می‌شنود که می‌گویند روحانیت اصلاً چه کاره است؟ اینها کم لطفی است و باعث سوء استفاده دشمن می‌شود.
اینکه برخی بزرگان نمی‌خواهند وارد مسایل جزیی بشوند، به خاطر حفظ شئون روحانیت است، اما ما طبق نظر حضرت امام در مسایل سیاسی در آن حدی که صلاح باشد باید حضور داشته باشیم.
مثالی هم از اتحاد و احترام روحانیت به ذهنم آمد. مرحوم پدرم نقل می‌کرد که در زمان ناصرالدین شاه در تهران دو روحانی بزرگ، مورد احترام مردم بودند. یکی حاج ملا علی کنی که نفوذ بیشتری داشت و دیگری حاج ملا صادق که در خیابان مولوی ساکن بود. ظاهراً این دو عالم با هم قدری هم اختلاف مشرب داشته‌اند.
از قضا حاج ملا صادق یکی از درباری‌ها را که شراب خورده و بد مستی کرده بود، در وسط خیابان مولوی حد می‌زند. این خبر به ناصرالدین شاه می‌رسد. می‌گوید این شیخ که بوده و بالاخره دستور می‌دهد او را به عراق تبعید کنند. ایشان هم حرکت می‌کند به سمت حضرت عبدالعظیم که از آنجا برود به سوی عراق.
پدرم می‌گفت وقتی خبر به گوش مرحوم حاج ملا علی کنی می‌رسد، می‌گوید به مردم اعلام کنید که ما هم از ایران می‌رویم. منزل ایشان در بازار بوده (اکنون هم سرایی به نام ایشان است) و به محض حرکت ایشان، بازار تعطیل می‌شود. خبر به خیابان ها می‌رسد، مردم هم حرکت می‌کنند به سوی حرم حضرت عبدالعظیم و شهر تعطیل می‌شود. می‌گویند حتی درباری‌ها و مأمورین هم اسلحه ها را می‌اندازند و به دنبال حاجی راه می‌افتند. خبر به گوش شاه می‌رسد. شاه به صدراعظم دستور می‌دهد که بروید و حاجی را برگردانید.
صدراعظم با عجله خود را به حاج ملا‌علی‌کنی می‌رساند و تقاضای شاه را به عرض ایشان می‌رساند. ایشان می‌گوید موضوع اصلی تبعید حاج ملا صادق است، هروقت آن آقا برگشت، من هم برمی‌گردم.
صدراعظم مجبور می‌شود برود و از حاج ملا صادق عذرخواهی کند، حاج ملا علی می‌گوید، من اینجا می‌مانم، شما بروید آقا را از حرم حضرت عبدالعظیم برگردانید تا با هم به تهران برگردیم. غرض آنکه علما اینگونه حریم یکدیگر را نگه می‌داشتند. ما نیز باید الان حریم خودمان را حفظ کنیم، وقتی ما احترام یکدیگر را حفظ نمی‌کنیم، می‌خواهید دشمنان، احترام ما را حفظ کنند؟

مبنای انتخاب افراد صلاحیت نه وابستگی
نکته قابل ذکر دیگر توجه به انتخاب افراد برای نمایندگی در مجلس است. ما باید به گونه‌ای انتخاب کنیم که تمام گروه‌هایی که در کشور مؤثر هستند از اصناف مختلف، خانم‌ها، دانشگاهیان و... در مجلس حضور داشته باشند و اگر بتوانیم ترکیبی از همه گروه‌ها داشته باشیم بسیار مناسب‌تر است.
خلاصه اینکه به جای اینکه بر مبنای وابستگی‌ها گزینش کنیم، مبنای ما انتخاب اصلح بر اساس اصول و شایستگی‌ها باشد.

پرهیز از اسراف در تبلیغات
موضوع دیگر که باید نامزدها و گروه‌های شرکت کننده در انتخابات به آن توجه کنند، صرفه جویی و پرهیز از اسراف است. در شرایطی که مردم گرفتاری‌های اقتصادی دارند، تبلیغات پر زرق و برق باعث اثر منفی در ذهن آنان خواهد بود.

اطلاع رسانی
نکته دیگر اطلاع رسانی صحیح و به موقع است. تصمیماتی که این کمیته 8+7 می‌گیرند، حتماً به اطلاع مردم برسد.

تبعیت از رهنمودهای رهبری در خصوص انتخابات
آخرین نکته که بسیار اهمیت هم دارد، توجه و دقت نسبت به رهنمودهای مقام‌معظم‌رهبری در خصوص انتخابات است. توجه داشته باشیم که حفظ ولایت و نظام، همچنین متأثر نشدن از مواضع و مواقع قدرت و ثروت که ایشان فرمودند، سرلوحه قرار گرفته و بیانات و پیامهای ایشان همیشه مورد توجه باشد. امیدوارم که این جلسه منشاء خیر باشد.


ماجرای کناره‌گیری آیت الله مهدوی کنی به نفع آیت الله خامنه‌ای
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، آیت الله مهدوی کنی ، اصولگرایی

نقش آیت‌الله مهدوی‌کنی در ایجاد وحدت میان اصولگرایان در انتخابات‌های مختلف تعیین کننده بوده است. ایشان همیشه با بیان اینکه باید همه زیر یک علم جمع شوند، از تشتت آرای اصولگرایی انذار داده‌اند. /اگر قبول بکنم، دلم می‌خواهد کسی نخست‌وزیر باشد که بتوانم با او چون و چرا داشته باشم، مهدوی برادر بزرگ ماست. ما نمی‌توانیم از او پاسخ بخواهیم. این تعبیر ایشان در آن وقت بود... اما اینکه آیا مهدوی باشد یا نباشد، من دو تا پاسخ دادم؛ اولاً من اگر هم برادر بزرگ باشم، نشان داده‌ام که روح ناسازگاری ندارم. این‌طور نیست که تکروی داشته باشم و هرچه خودم می‌پسندم انجام بدهم. من اهل دعوا و استبداد نیستم.مسئله دیگر هم این بود که گفتم اگر شما از بودن من خیلی ناراحت هستید، من استعفا می‌دهم که شما ناراحت نباشید و..

نگاهی به سابقه تلاش برای ایجاد اتحاد اصولگرایی

شفاف:نقش آیت‌الله مهدوی‌کنی در ایجاد وحدت میان اصولگرایان در انتخابات‌های مختلف تعیین کننده بوده است. ایشان همیشه با بیان اینکه باید همه زیر یک علم جمع شوند، از تشتت آرای اصولگرایی انذار داده‌اند. در همین رابطه آیت‌الله مهدوی‌کنی در کتاب خاطرات خود روایتی از کناره‌گیری خود به نفع آیت‌الله خامنه‌ای در سومین انتخابات دوره ریاست جمهوری را چنین بیان کرده‌اند:

 «پس از شهادت آقای باهنر و آقای رجایی، بحث ریاست جمهوری جداً مطرح بود. روزی ما در راهروی مجلس، جلسه‌ای داشتیم. جلسه غیررسمی بود، در آن جلسه من، مقام معظم رهبری، جناب آقای هاشمی و جناب آقای موسوی اردبیلی بودیم. ظاهراً حاج‌احمد آقا هم بودند. دوستان در آن جلسه به آقای خامنه‌ای پیشنهاد دادند که شما نامزد ریاست جمهوری بشوید. ایشان گفتند من به چند جهت نمی‌پذیرم؛ یکی اینکه من بیمار هستم. من تازه از بیمارستان آمده‌ام (به خاطر‌‌ همان جریان انفجار) و آمادگی ندارم. مسئله دوم اینکه خوب نیست دو تا آخوند ریاست قوه مجریه را داشته باشند. آقای مهدوی‌کنی که نخست‌وزیر هستند، من هم رئیس‌جمهور بشوم؛ دو تا آخوند خوب نیست. مردم می‌گویند همه چیز را خودشان قبضه کرده‌اند. جهت سوم اینکه اگر قبول بکنم، دلم می‌خواهد کسی نخست‌وزیر باشد که بتوانم با او چون و چرا داشته باشم، مهدوی برادر بزرگ ماست. ما نمی‌توانیم از او پاسخ بخواهیم. این تعبیر ایشان در آن وقت بود...

بنده در پاسخ ایشان گفتم که الان بهتر از شما کسی نیست و این اشکال‌های شما وارد نیست؛ اما اشکال اول که آخوند و ملا نباید کار اجرایی بکند، زیرا حکومت، حکومت آخوندی می‌شود، این اشکال وارد نیست، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم حکومت آخوندی شده، ما دیگر نمی‌توانیم بگوییم نیست. قوه قضائیه روحانی است، ریاست مجلس روحانی است، بسیاری از مسئولیت‌های دیگر روحانی است، از همه بالا‌تر رهبر هم روحانی است، چه اشکال دارد که رئیس‌جمهوری نیز روحانی باشد. در این اوضاع آنچه مهم است، مدیریت صحیح، خدمت به مردم و انقلاب و رفع مشکلات مردم است. اما در مورد اشکال دیگر که کسالت بود، گفتم که ان‌شاءالله حالتان خوب می‌شود، البته زیاد روی آن تکیه نکردیم. تکیه اصلی ما روی مسئله روحانی بودن بود.

اما اینکه آیا مهدوی باشد یا نباشد، من دو تا پاسخ دادم؛ اولاً من اگر هم برادر بزرگ باشم، نشان داده‌ام که روح ناسازگاری ندارم. این‌طور نیست که تکروی داشته باشم و هرچه خودم می‌پسندم انجام بدهم. من اهل دعوا و استبداد نیستم.

مسئله دیگر هم این بود که گفتم اگر شما از بودن من خیلی ناراحت هستید، من استعفا می‌دهم که شما ناراحت نباشید و هیچ دغدغه‌ای نداشته باشید. گفتند نه، نمی‌شود شما استعفا بدهید! آقای موسوی اردبیلی گفتند یعنی چه؟ تو می‌خواهی استعفا بدهی که چه شود؟ گفتم بالاخره دنبال کار دیگری می‌رویم. کار که در دنیا کم نیست. لزومی ندارد بنده نخست‌وزیر باشم. ایشان اصرار می‌کردند که نه! نمی‌شود. گفتم نه! می‌شود. حالا می‌بینید که می‌شود. بالاخره به اینجا که رسید تقریباً همه قبول کردند و نتیجه‌اش این شد که پس از انتخابات بنده استعفا بدهم.» (خاطرات آیت الله مهدوی کنی – صفحه ۳۵۳-۳۵۴)

همزمان چهره‌های دیگری هم البته داوطلب کاندیداتوری شدند. آیت‌الله مهدوی‌کنی در این خصوص می‌گوید: «قرار شد که بنده و جناب آقای دکتر شیبانی و آقای عسگراولادی به منظور احتیاط نیز نامزد ریاست جمهوری شویم. در آن زمان که ما به حسب ظاهر نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدیم، از براداران نهضت آزادی، آقای مهندس بازرگان و آقای صباغبان به دفتر نخست وزیری آمدند و گفتند اگر شما جدا نامزد هستید، ما آماده‌ایم برای شما تبلیغ کنیم. من گفتم اولا نامزدی من جدی نیست و ثانیا اگر جدی هم بود، من علاقه‌ای به تبلیغ و تایید شما نداشتم.» (صفحه ۳۵۵)

کاندیداتوری آیت‌الله خامنه‌ای مورد استقبال احزاب و گروه‌های مختلفی قرار گرفت. روزنامه جمهوری اسلامی در این خصوص نوشت: «در ائتلاف بزرگ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، روحانیت مبارز، مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب جمهوری اسلامی، سازمان فجر اسلام، انجمن اسلامی معلمان، جامعه انجمن‌های اسلامی بازاریان و ده‌ها گروه و سازمان دیگر حجت الاسلام خامنه‌ای به طور یکپارچه به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری برگزیده شده است.» (یک خرداد ۶۰)


پس از این آیت الله مهدوی کنی از حضور در رقابت انصراف داد و در سخنرانی‌ها نیز از آیت‌الله خامنه‌ای حمایت کرد. در انتخابات سوم، ۴۶ نفر کاندیدا شده بودند که در ‌‌نهایت شورای نگهبان صلاحیت ۴ نفر را تایید کرد. این ۴ نفر عبارت بودند از: آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (نماینده شورای انقلاب و معاون وزارت دفاع)، سید رضا زواره‌ای (معاون وزارت کشور)، علی اکبر پرورش (نماینده مجلس شورای اسلامی) و دکتر حسن غفوری فرد.

آیت الله خامنه‌ای در آن روز‌ها در اوج محبوبیت بود و با اینکه هنوز در بیمارستان بستری بود، کاندیدای ریاست جمهوری شد. در ‌‌نهایت پس از برگزاری انتخابات، شمارش آراء از نصاب بالای رای آیت الله خامنه‌ای حکایت کرد. نصابی که شاید در مورد هیچ فرد دیگری به سهولت تکرار نشود. ۹۵ درصد شرکت کنندگان در انتخابات او را انتخاب کرده بودند. و در ‌‌نهایت آیت الله خامنه‌ای به عنوان سومین رئیس جمهور برگزیده شد.


به نظرات آیت‌الله مهدوی کنی پایبندیم
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله مصباح یزدی ، اصولگرایی

تمام مباحث و صحبت هایمان و حتی صحبت‌های آقای مصباح همین است در هیچ کدام بحث جدا شدن نیست بلکه می‌خواهیم مکمل باشیم و در صحبت‌های آیت‌الله مهدوی کنی هم بیشتر به همین مبحث است و تمام سعی ما هم این است که در دل این بحث حضور یافته و کمکی به اتحاد اصولگرایان داشته باشیم مگر آنکه اتفاق خاصی بیفتد و تا کنون تمام سعی و تلاش‌مان این است که در راستای انسجامی که پیش آمده ومخصوصا نظر آیت‌الله مهدوی کنی و آقای یزدی حرکت کنیم ان‌شاءالله تا آخر هم راهمان را ادامه می‌دهیم و درکل در یک جبهه خواهیم بود.

شفاف: ولی اسماعیلی که تا سال گذشته به عنوان سخنگو و عضو هیات رئیسه فراکسیون انقلاب اسلامی در راهروهای مجلس اخبار فراکسیون متبوعش را به خبرنگاران می‌داد به گفته خودش با انتخاب به‌عنوان عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان ، دیگر کمتر از جلسات و تصمیمات دوستانش در فراکسیون انقلاب مطلع است. اما این موضوع باعث نشده که از همکاران خود برای حضور در جبهه پایداری عقب بماند. او که خود را فردی از اعضای اولیه شکل گیری جبهه پایداری می‌خواند معتقد است که این جبهه برای پرکردن خلأها و مسائل اخیری که در دولت و ریاست‌جمهوری رخ داده مانند گروه انحرافی، تشکیل شده و با هدف وحدت بیشتر اصولگرایان، نه تنها موجب انشقاق نمی‌شود بلکه به حضور با انگیزه‌تر افراد در انتخابات کمک خواهد کرد.

اسماعیلی همچنین ضمن اشاره‌ای کوتاه به چگونگی شکل گیری فراکسیون انقلاب اسلامی و اعضای آن، از احتمال معرفی 2 نفر از میان محصولی، لنکرانی و زارعی برای گروه 7+8 خبر داد و گفت که بهتر بود اعضای این گروه خودشان برای انتخابات مجلس کاندیدا نمی‌شدند تا انسجام بیشتر حفظ می‌شد.

گفتگوی اسماعیلی با تهران امروز را بدین شرح است:

برخی از اعضای جبهه پایداری که اخیرا تشکیل شده، عضو فراکسیون انقلاب هستند، آیا همه اعضای فراکسیون عضو شده‌اند؟

این امر مطلق نیست با توجه به اینکه بنده در جبهه پایداری عضوهستم بعضی از اعضا عضو فراکسیون نیستند و برخی هم از فراکسیون‌های دیگر به جبهه آمده‌اند.

آیا از افراد برای عضویت دعوت شده یا خود افراد درخواست داده وبه جبهه پیوسته اند؟

نه افراد همه دعوت شده‌اند.

پس این سوال پیش می‌آید اعضای جبهه پایداری در حال حاضر چند نفر هستند؟

فکر می‌کنم از نمایندگان فعلی 70 نفر عضو باشند و برخی وزرای سابق مانند آقای الهام، لنکرانی و محصولی نیز هستند.

اینکه عنوان شده مدیریت اصلی جبهه پایداری برعهده آقای محصولی است را تایید می‌کنید؟ یا اینکه چند نفر کنار هم جمع شده و جبهه را شکل داده اند؟

نه اینگونه نیست، بنده خودم از ابتدای تشکیل جبهه بودم و به دلیل آنکه مسائل فراکسیونی هم مطرح بود که افراد را دعوت کنیم لذا بحث یک نفر نیست، حداقل 6 الی 7 نفر از دوستان همکاری کردند تا خلأای که در مباحث اخیر که در ریاست‌جمهوری به وجود آمده بود از سر دلسوزی لازم دیدیم که برای انسجام و وحدت بیشتر اصولگرایان این جبهه را تشکیل دهیم که مکمل اتحاد 7+8 عمل کند که تاکنون هم با موفقیت عمل کرده است که علمای بزرگی مانند آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله مصباح در دیدار با آقای حسینیان تایید کردند یعنی اینکه این جبهه جای خودش را باز کرده و قرار است دو نفر هم برای مدل انتخاباتی طراحی شده یعنی گروه 8 معرفی کنیم.

از این 8 نفر، 2 نفر از تحول‌خواهان، 2 نفر از جبهه پیروان خط امام و رهبری، 2 نفر نماینده از طرف آقای قالیباف و لاریجانی خواهند بود، 2 نفر جبهه پایداری چه کسانی هستند؟

هنوز قطعی مشخص نشده است اما احتمالا از بین آقایان محصولی، زارعی و لنکرانی، 2 نفر معرفی شوند ضمن آنکه ما این انتقاد را داریم که افراد حقیقی نباشند بهتر است. درواقع خودشان در گروه 8 نفره حضور پیدا کنند تا اتحاد بیشتر شود نه اینکه بخواهند افرادی را معرفی کنند .

در حال حاضر یکسری از حامیان آقای رضایی هم این انتقاد را دارند که یک نفر از طرف آقای رضایی به عضویت گروه دربیاید، این چه شد؟

بله بسیاری از افراد معترض هستند و اگر این باب شود شاید خود آقای احمدی‌نژاد هم بخواهد که نماینده معرفی کند که تشکل به هم می‌ریزد لذا سعی می‌کنیم این اتفاق نیفتد.

آنطور که افراد معرفی شده‌اند، آقایان زاکانی، فدایی، باهنر و متکی مطرح هستند، اگر قرار باشد لیست معرفی کنند اسم خودشان هم در لیست خواهد بود، این موضوع چه می‌شود؟

تاکید بیشتر آن بود که دوستانی که می‌آیند خودشان کاندیدا نشوند و ایده آل و بهتر آن بود که اینگونه نباشد اما اکنون اینجوری پیش می‌رود و باید دید که چه پیش می‌آید ضمن آنکه این گروه 8 نفره تایید نهایی نشده است و ممکن است جابه جایی پیش بیاید.

منظور شما از اینکه عنوان کردید به دلیل یکسری خلأها این جبهه پایداری شکل گرفته است، چه خلأهایی است؟

همان بحث جریان انحرافی که بود یکسری دلخوری برای دلسوزان نظام و اصولگرا و ارزشی پیش آمد همان خلأهاست که واقعی است و نمی‌توانیم آن را کتمان کنیم لذا تصمیم گرفتیم این جبهه را سروسامان دهیم و نیروها را با انگیزه بیشتری وارد انتخابات کنیم.

آیا این جبهه پایداری باعث انشقاق بین اصولگرایان نخواهد شد و فعالیت گروه اتحاد 7+8 را تحت شعاع قرار نمی‌دهد؟

نه، در تمام مباحث و صحبت هایمان و حتی صحبت‌های آقای مصباح همین است در هیچ کدام بحث جدا شدن نیست بلکه می‌خواهیم مکمل باشیم و در صحبت‌های آیت‌الله مهدوی کنی هم بیشتر به همین مبحث است و تمام سعی ما هم این است که در دل این بحث حضور یافته و کمکی به اتحاد اصولگرایان داشته باشیم مگر آنکه اتفاق خاصی بیفتد و تا کنون تمام سعی و تلاش‌مان این است که در راستای انسجامی که پیش آمده ومخصوصا نظر آیت‌الله مهدوی کنی و آقای یزدی حرکت کنیم ان‌شاءالله تا آخر هم راهمان را ادامه می‌دهیم و درکل در یک جبهه خواهیم بود.

آیا به عنوان جبهه پایداری با آقای رئیس‌جمهور دیداری داشته‌اید و نظرات‌تان را به ایشان گفته اید؟

خیر، نداشته ایم.

با توجه به اینکه انتقادات شما به اطرافیان ایشان است، آیا به دنبال دیدار خواهید بود؟

فعال دنبال نمی‌کنیم زیرا آخرین اقداماتی که داشتیم همان جلسه پنج‌شنبه بوده است و می‌خواهیم جبهه‌ و هسته‌های استانی را راه بیندازیم و اگر لازم شد دیداری با رئیس جمهور خواهیم داشت.

نظر ایشان را درباره جبهه سوال نشنیده‌اید؟

نه نظر خاصی از ایشان نشنیده ایم.

با توجه به اینکه فراکسیون انقلاب اسلامی و جبهه پایداری به عنوان حامی ایشان بوده‌اند چرا هنوز دیداری نداشته اید تا نظرشان را بدانید؟

دیداری نبوده است و حتی به صورت حرف لفظی هم بخواهند به ما به گونه‌ای برسانند که دلخوری دارند یا موافق هستند چیزی نشنیده ایم.


جلسه کمیته اصولگرایان و آیة‌الله مهدوی کنی
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله مصباح یزدی ، اصولگرایی

اعضای شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان بر لزوم عبرت‌آموزی از تفرقه در نهضت‌هایی مانند مشروطیت و اتحاد اصولگرایان تاکید کردند.

به گزارش خبرگزاری فارس، نخستین جلسه شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان به دعوت آیات مهدوی‌کنی و محمد یزدی در ساعت 10 صبح امروز (پنجشنبه) تشکیل شد.

بر اساس این گزارش در این جلسه آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی با بیان مبانی اسلامی و انقلابی وحدت اصولگرایان و دستاوردهای مثبت وحدت نیروهای مؤمن و انقلابی در طول تاریخ انقلاب اسلامی و لزوم عبرت‌آموزی از تفرقه در نهضت‌هایی مانند مشروطیت از تشکیل این جلسه اظهار خوشوقتی کردند.

آنها همچنین بر ضرورت تلاش برای شرکت همه اصولگرایان تاکید و اظهار امیدواری نمودند که اصولگرایان با وحدت هرچه کاملتر زمینه را برای مشارکت گسترده ملت شریف ایران در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی فراهم سازند.


برخی اتفاقات 22 ساله اخیر سنگین‌تر از حوادث دوران امام بود
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری ، مقام معظم رهبری

رئیس مجلس خبرگان رهبری در خصوص مدیریت مقام معظم رهبری در حوادث خاص مثل فتنه سال گذشته گفت: جریان مدیریت انقلاب در حوادث 22 سال اخیر بسیار خوب بوده گرچه شاید بعضی از اتفاقاتی که در این مدت افتاده است سنگین تر از حوادث دوران امام بوده است.

به گزارش خبرنگارمهر آیت الله محمدرضا مهدوی کنی در نشست خبری که قبل از برگزاری دومین جلسه هیئت رئیسه مجلس خبرگان با اصحاب رسانه داشت با اشاره به استحکام نظامی که بنیانگذار جمهوری اسلامی بنا نهاد گفت: با تمام اختلافاتی که وجود داشته این نظام همواره پابرجا بوده و علتش هم تکیه امام به روحانیت و دین بود حتی بسیاری فکر نمی کردند که یک مرتبه خبرگان به حضرت آیت الله خامنه ای برسند و یا در همین انتخابات اخیر میان بنده و آقای هاشمی دعوایی بوجود آید ولی با همه اختلاف سلیقه ای که وجود داشت هیچ دعوایی بوجود نیامد و کار به روال خود ادامه یافت.

وی افزود: حال ما باید هر سال امام را در سالگرد ارتحال ملکوتی شان یاد بکنیم زیرا چنین روزهایی یوم الله است. مردم یادشان نرود که امامی داشتند و چه فداکاری ها و اقداماتی را انجام دادند تا انقلاب حفظ شده است.

رئیس مجلس خبرگان با اشاره به بحث اخیر در خصوص جریانات انحرافی گفت: من همان موقع به رسانه ها گفتم که این جریان هیچ کاری نمی تواند بکند زیرا در یکی از روزهای آخر عمر امام اهالی حل و عقد کشور جمع شده بودند در همان جا حضرت امام خمینی(ره) فرمودند من به شما دو مطلب را می گویم اول اینکه این انقلاب جا برای خود باز کرده و دشمنان نیز نمی توانند کاری بر علیه آن انجام دهند.

وی با اشاره به اینکه این انقلاب یک جریان قوی داشته است و یک کودتا نبوده که عده ای نظامی را تغییر داده و عده ای را نیز از بین ببرند بلکه یک فرهنگی از این بابت شکل گرفته است، تصریح کرد: حرف دوم امام این بود که اگر شما به جان هم بیفتید دشمن نیز از فرصت بوجود آمده سواستفاده می کند. لذا توصیه بنده به همه این است که بیایید با هم باشید.

آیت الله مهدوی کنی با اشاره به انتخابات پیش رو گفت: واقعا اگر ما بخواهیم برای خدمت به مردم وارد شویم نباید اینقدر روبروی هم بایستیم و اگر دیدیم کسی بهتر از ما برای مجلس وجود دارد عقب بکشیم چنانکه بزرگان و علما در این گونه مناسب عنوان تفویض را به کار بردند از همین رو من هم در روز واگذاری ریاست خبرگان به اینجانب گفتم این سمت را آقای هاشمی به من تفویض کرد.

وی ادامه داد: برخی دوستان به من گفتند چرا عنوان تفویض را به کار بردید؟ به آنها پاسخ دادم این احترامی است که ما از علما و بزرگان یاد گرفته ایم و این فرهنگ باید در انقلاب ما حفظ شود.

رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه به فعالیت های مجلس خبرگان رهبری و رویکرد آن اشاره کرد و گفت: ما در مجلس خبرگان دو کار انجام می دهیم یکی تعیین یا کشف رهبری است و دوم نظارت بر عملکرد رهبری است که نظارت استصوابی یا استطلاعی نیست بلکه یک نوع نظارت حراستی است البته در این مسیر توجه به کارها هم می شود ولی به این شکل نیست که ما دائم اشکال بگیریم بعد هم مخالفین نظام بنشینند و بگویند دیدید رهبری چقدر اشکال دارد.

وی در ادامه اظهار امیدواری کرد انقلاب و اسلام از شر دشمنان محفوظ بماند و در عین حال گفت: دوستان انقلاب چه آنهایی که اصولگرا هستند و چه غیراصولگراها که انقلاب را قبول دارند را حفظ و به اعتقاد من غیراصولگراها نیز باید در میدان حاضر باشند. 

آیت الله مهدوی کنی همچنین در رابطه با تداوم انقلاب با رهبری مقام معظم رهبری گفت: جریانات 22 ساله اخیر انقلاب خود بهترین دلیل بر صلاحیت مقام معظم رهبری است اصل مطلب این است که ما شیعه ها اعتقاداتی داریم شاید قبلا خود آیت الله خامنه ای باور نمی کرد که برای رهبری برگزیده شود و این واقعا چیزی نبود که از پیش در رابطه با آن تصمیم گیری شده باشد.

وی با بیان اینکه خداوند به خبرگان چنین تصیمی را الهام کرد گقت: قبل از این بحث سخن از شورای رهبری مطرح بود و از قضا بحث شورای رهبری از طرفداران بیشتری برخوردار بود ولی خداوند خواست و اکثریت به رهبری حضرت آیت الله خامنه ای رای دادند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری  در ادامه به تاریخ انقلاب در این 22 سال نیز اشاره کرد و گفت: حوادث بسیار سختی در این 22 سال رخ داده است که انصافا مقام معظم رهبری در مدیریت آنها صلاحیت خود را نشان دادند البته ایشان هم قائل به عصمت نیستند ولی در کلیت موضوع واقعا ایشان در موقعیت های حساس مواضع خوبی را اتخاذ کردند.

وی در ادامه به سفر مقام معظم رهبری به پیشوای ورامین جهت ملاقات با خانواده یک شهید اشاره کرد و گفت: ایشان حتی در خصوصیات رهبری به موارد جزئی و ریز انقلاب نیز توجه داشته اند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری  با اعلام اینکه ما مثل ایشان بعد از امام (ره) نداشته ایم تصریح کرد: حتی بعضی از مخالفین و همانهایی که ایراد دارند می گویند بهتر از ایشان نداریم و به واقع این رهبری است که تاکنون خوب جریان یافته است.

وی همچنین در خصوص رهبری ایشان در حوادث خاص مثل فتنه سال گذشته گفت: جریان مدیریت انقلاب در حوادث 22 سال اخیر بسیار خوب بوده زیرا شاید بعضی از اتفاقاتی که در این مدت افتاده است سنگین تر از حوادث دوران امام بوده است .

آیت الله مهدوی کنی ادامه داد: زمانی جنگ با دشمن خارجی جریان داشت ولی امروز در برخی مقاطع مومنین در داخل کشور با هم به مقابله می پردازند. اداره کردن کسانی که در داخل انقلاب با هم درگیر هستند واقعا کار بسیار سختی است حال البته ممکن است همه راضی نباشند و لازمه حکومت خوب نیز این نیست که همه راضی باشند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بسیار مثبت دانست و گفت : آن چیزی که رهبری انجام می دهد ورود در مسائل جزئی نیست بلکه گاهی کارهایی انجام می شود که رهبری را وادار به ورود به مسائل جزئی می کنند و رهبری فقط در موارد بحرانی اظهارنظر می کند و مجلس و دولت کار خود را باید انجام دهند. اگر اینها به قانون عمل بکنند نیازی به ورود رهبری در امور جاری نیست.

آیت‌الله مهدوی کنی در پایان با اشاره به برخی نگرانی های بوجود آمده برای مردم از اختلاف میان مجلس ودولت تصریح کرد: به مجلسیان گفته ام که چرا برخی مسائلی که قانونی است عمومی کرده و موجب نگرانی می شوید.

 


خاطره مهدوی‌کنی از شهید مطهری
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی: خاطرات ، آیت الله مهدوی کنی ، شهید مطهری

خبرنامه دانشجویان ایران: اگر الآن جهت گیری های ما مشخص نشود، فردا که انقلاب ان شاءالله پیروز بشود، این‌ها می آیند و می گویند: "حاجی انا شریک.

 

به گزارش جهان، یکی از مسائل حساس و مهم که رعایت نکردن آن می تواند عواقب سوئی برای شخص و جامعه در پی داشته باشد، «مرز بندی کردن بادشمن» است، از همین روست که این امر همواره مورد تأکید رهبر فرزانه انقلاب بوده است.

البته مرزبندی کردن با دشمن تنها به بعد سیاسی محدود نمی شود بلکه از آن مهم تر به روشن کردن مرزهای عقیدتی برمی گردد. چه بسا روشن نکردن مرزهای عقیدتی با دشمن به یکی شدن با آنها و یا کمک به آنها منجر شو (کما اینکه در مورد سازمان منافقین اتفاق افتاد).

پیش از انقلاب شهید مطهری جزو افراد نادری بود که با بصیرت، بر ایستادگی جدی بر سر این مرزها تاکید می نمود و حتی در این راه مورد طعن برخی دوستان (که بعضاً معمّم و دارای سوابق طولانی مبارزاتی بودند) هم واقع می شد. البته بعدها ثابت شد کسانی که در آن روز به این سخنان امثال شهید مطهری توجه نمی کردند خود به بلایای ناشی از عدم بصیرت دچار شدند و جامعه را نیز به زحمت انداختند.
آیت الله مهدوی کنی خاطره ای از همین مشی شهید مطهری نقل نموده که بازخوانی آن عبرت آموز است:

«من قبل از انقلاب پنج شب آقای مطهری را به مسجدمان -مسجد جلیلی- دعوت کردم. در آن جلسات، دانشجویان و جوانان حضور فعال داشتند. در آنجا جناب آقای مطهری بحثی را تحت عنوان علل گریز از ایمان مطرح کردند که بعداً در کتابی به نام "علل گرایش به مادیگری" چاپ شد. ایشان علل مادیگری و گریز از ایمان را به صورت علمی بیان می کردند و بحث ها و نقدهای علمی را بر مسائل الحادی و ماتریالیستی و کمونیستی مطرح می کردند.

شبی از آن شب ها، آقای لاهوتی در آن جلسه حضور داشت، خیلی از این بحث ها ناراحت بود. می گفت آقای مطهری چه می گوید؟ چرا از این حرف ها می زند؟ الآن موقع این حرف ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن شاه است. باید با او جنگید، ما نباید حرف هایی بزنیم که کمونیست ها و جوان های روشنفکر و مجاهدین را ناراحت کند. ما باید برویم و از روی هدف مشترک با آن بجنگیم.

بنده به ایشان گفتم وقتی که آقای مطهری آمد به خودش بگو، چرا پای منبر نق می زنی، صبر کن پایین بیاید، با خودش صحبت کن.
آقای مطهری از منبر پایین آمد. آقای لاهوتی گفتند: آقای مطهری! من به شما اعتراض دارم. بحث هایی که شما می کنید لغو است. الآن موقع این بحث ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن شاه است، همه ما باید در مقابل او قرار بگیریم؛کمونیست، غیر کمونیست، خداپرست، غیر خداپرست، مسلمان و غیر مسلمان! همه باید با هم آن هدف رابزنیم تا از بین برود، بعد می نشینیم بحث می کنیم.

آقای مطهری گفتند شما اشتباه می کنید، اتفاقاً باید حالا صف هایمان را جدا کنیم ما با کمونیست ها هدف مشترک نداریم. دشمنی کمونیست ها با شاه روی یک جهت است . دشمنی ما با شاه روی جهت دیگر است. اصلاً جهت، جهت واحد نیست. اگر الآن جهت گیری های ما مشخص نشود، فردا که انقلاب ان شاءالله پیروز بشود، این ها می آیند و می گویند: "حاجی انا شریک".

ملت ایران با اکثریتی قاطع با شاه مبارزه می کنند و همه مسلمان هستند. علما و روحانیت هم یک عده قلیلی از آنها هستند، آن وقت شما همه را به یک صف می رانی و می گویی همه در یک صف قرار بگیرند؟ نه، این درست نیست. این اشتباهی است که شما مرتکب می شوید. آن وقت ما دیگر نمی توانیم صف هایمان را جدا بکنیم. از الآن باید صف هایمان جدا بشود. در عین حال که دشمن مشترک داریم، ولی مسائل اعتقادی و اصولی و جهان بینی باید مطرح بشود. و الّا ازمقصد دور خواهیم شد.»
(خاطرات آیت الله مهدوی کنی، چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحات ۳۱۹ و ۳۲۰)

متن کامل سخنان رئیس مجلس خبرگان در دیدار با جمعی از مسئولان مؤتلفه؛
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، جمعیت موتلفه اسلامی
انتقاد از ادعای کاهش نفوذ روحانیت/ با شعارهای بی‌ریشه و غیراعتقادی نمی‎توان مردم را در هنگام خطر نگه داشت

جمعی از مسئولان حزب مؤتلفه اسلامی با آیت‌الله مهدوی‌کنی دیدار کردند که رئیس مجلس خبرگان رهبری در این دیدار تأکید ویژه‌ای بر حفظ اصول و خودداری از تغییر و تحریف آن‌ها به بهانه تغییر ذائقه مردم کرد.

رجانیوز متن کامل سخنان آیت‌الله مهدوی‌کنی را منتشر می‌کند:

همیشه دغدغه حقیر به راهنمایی بنیانگذار انقلاب، این بود که روحانیت در مسائل سیاسی حضور داشته باشد. گاهی اوقات به دلیل بعضی از حوادث و شکست های ظاهری بعضی می گفتند دوره روحانیت گذشته و بی مصرف شده است. ولی بنده از همان اول عرض می کرده ام که اینطور نیست. ممکن است نوساناتی در مسائل سیاسی پیش بیاید اما نباید اصول را فراموش کنیم.


با اکثریت آراء خبرگان ملت
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری

آیت الله مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان شد

آیت الله مهدوی کنی با 63 رأی به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی برنا، اعضای مجلس خبرگان رهبری در انتخابات هیأت رییسه این مجلس با 63 رأی آیت الله مهدوی کنی را به عنوان رییس انتخاب کردند.

بر اساس این گزارش هاشمی رفسنجانی، کاندیدای ریاست مجلس خبرگان رهبری نشده است.

نهمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری در دوره چهارم صبح امروز با حضور اعضای خبرگان ملت در محل ساختمان قدیم مجلس شورای اسلامی آغاز به کار کرد.


اجماع خبرگان رهبری بر ریاست آیت الله مهدوی کنی
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری ، میر حسین موسوی
 مهدوی کنی:کاش مرده بودم و حرف‏های موسوی را نمی‏شنیدم

 همانطور که پیش از این نیز رجانیوز از درخواست بیش از 50 نفری خبرگان ملت از آیت الله مهدوی کنی خبر داده بود، در آغازین ساعات جلسه امروز خبرگان رهبری، و پس از سخنرانی هاشمی رفسنجانی رئیس پیشین این مجلس و تاکید وی بر عدم کاندیداتوری برای ریاست خبرگان به احترام آیت الله مهدوی کنی، آیت الله مهدوی کنی با کسب64  رای موافق و نزدیک به اجماع خبرگان ملت، به ریاست این مجلس انتخاب شد. هاشمی رفسنجانی نیز در دوره گذشته با رایی نزدیک به رای مهدوی کنی و با 51 رای رئیس مجلس خبرگان رهبری شده بود.

به گزارش رجانیوز، در حالی که رسانه‎های نزدیک به هاشمی رفسنجانی، در ماه‎های گذشته با انتشار حجم بالایی از اخبار و طراحی‎های رسانه‎ای تلاش داشتند تا ریاست خبرگان را تا دوسال دیگر برای هاشمی رفسنجانی تمدید کنند خلاء وجود شخصیتی اخلاقی، فقهی و بی توجه به مقام دنیا در جایگاه ریاست خبرگان پس از ارتحال آیت الله مشکینی از یک سو و اصرار بر مواضع غیر شفاف و ناصحیح هاشمی در جریان فتنه 88 از سوی دیگر سبب شد تا خبرگان رهبری از آیت الله مهدوی درخواست کنند این مسئولیت را بر عهده بگیرد.
 
 
این درحالی است که مقام گریزی آیت الله مهدوی کنی که از اول انقلاب و با وجود جایگاه بالای ایشان در میان مبارزین انقلاب اسلامی همواره یکی از محسنات وی محسوب می‎شد، اینبار نیز سبب شد تا درخواست خبرگان مردم ماه‎ها با جواب منفی آیت الله مهدوی کنی مواجه شود. با این وجود سرانجام آیت الله مهدوی کنی هفته گذشته و پس از انتشار تکذیبیه دفتر هاشمی رفسنجانی مبنی بر ارسال دو پیغام از سوی هاشمی به مهدوی کنی، از تصمیم خود برای پذیرش خواست خبرگان ملت خبر داد.
 
به نظر می‎رسد در کنار جایگاه بالای فقهی آیت الله مهدوی کنی که لازمه رئیس مجلس فقها و مجتهدین نظام اسلامی است و همچنین زهد سیاسی و ویژگی‎های اخلاقی ایشان که دروس اخلاق وی را از سالیان دراز گذشته به یکی از پربارترین دروس اخلاق تبدیل کرده است، مواضع سیاسی شفاف و محکم ایشان در دفاع از حریم ولایت نیز، از مهمترین ویژگی‎هایی است که ایشان را به عنوان مناسبترین گزینه برای تصدی ریاست خبرگان پس از ارتحال آیت الله مشکینی تبدیل کرده است.
 
در ادامه بخشی از نظرات و مواضع صریح و شفاف سیاسی ایشان در دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی و مواجهه با جریان فتنه را باز خوانی می‎کنیم.
 
 
 

کاش مرده بودم و حرف‏های موسوی را نمی‏شنیدم

نباید قدرت به دست کسانی بیفتد که با ولایت فقیه مشکل دارند
 
انقلاب ماهها معطل برخی خواص شد تا بفهمند فتنه‏ای هست. جدال آیت الله با فتنه اما نه از بعد انتخابات که از همان زمانی آغاز شد که در سال‏های سازندگی و اصلاحات باب حمله به روحانیت و ولایت فقیه و بعد هم قرائت‏های متکثر در فضای سیاسی کشور گشوده شد. هشدارهای آیت الله در طول این سال‏ها ادامه یافت و البته در جریانات بعد از انتخابات 88 نمودی دیگر پیدا کرد.
 
به گزارش رجانیوز او آن روزها با اعلامیه‏ها و سخنرانی‏هایش صراحتا خواص را نسبت به جریان انحرافی‏ای که آغاز شده بود، انذار می‏داد و در آستانه انتخابات نیز بار دیگر وارد صحنه شد. آیت الله در خصوص یکی از اعلامیه‏هایش و با اشاره به سخنان رئیس جمهور وقت می‏گوید:«در آن اعلامیه این نکته را اضافه کردم که متاسفانه آن مسئول محترم ناخود آگاه به مخالفین نظام و انقلاب چراغ سبز نشان می‌دهد و آنها از بیانات ایشان سوء استفاده می‌کنند. البته اعتراف دارم که مقاله قدری تند بود...»
 
سال‏ها گذشت و نوبت به انتخابات دهم رسید تا همان جریان منحرف با تابلوی نخست وزیر امام بار دیگر وارد صحنه شود. اگر چه آن روزها میرحسین موسوی می‏کوشید گونه‏ای رفتار کند که آرای اصولگرایان را نیز در سبد خود داشته باشد، آیت الله اما می‏دانست در پسِ پرده چه خبر است و کدام جریان در حال صف‏آرایی مقابل نظام اسلامی است و همگان را به پذیرش رأی ولایت سوق می‏داد. 
 
او در این خصوص می‏گوید:«برخی آقایان گرفتار این فتنه شدند و گروهی را نیز آلوده کردند. معنای فتنه همین است که گاهی سران فتنه خود غافل از آن هستند. بنده همان روزهای اول تأکید داشتم راه حل رفع فتنه یافتن نقطه اتکایی است که این نقطه در همه مکتب‏ها و حکومت‏ها وجود دارد و به آن اعتماد می‌کنند. مگر کسانی که بخواهند آشوب و اغتشاش بر پا کنند. مصلحت هر کشور و نظامی اقتضاء می‌کند در هنگام آشوب به سمت آن فصل الخطاب بروند اگر چه آن فصل الخطاب مطابق میل ما نباشد.»
 
آیت الله مهدوی‏کنی در این خصوص ادامه می‏دهد:«در این حوادث اخیر برخی آقایان نظرات رهبری را قبول نکردند که با این عمل هم به خود و هم به انقلاب ضربه زدند. اگر آنان نظرات رهبری را قبول می‌کردند ما این مشکلات بعدی را نداشتیم.»
 
او از همان آغاز انگار احساس خطر کرده بود. از همین رو صراحتا وارد عرصه شد و حمایت خود از کاندیدای جبهه انقلاب را علنی کرد. آیت الله در خصوص ورود خود به فضای انتخابات 88 می‏گوید:«با اینکه بنده بالذات آدم فرهنگی، علمی و تربیتی هستم اما مواقعی که احساس وظیفه کرده‌ام وارد گود سیاست شده‌ام. در همین جریان انتخابات دهم، هم دعوت به حضور در انتخابات کردم هم به نفع آقای دکتر احمدی نژاد موضع‌گیری کردم و هم در روز تنفیذ با آنکه حالم خوب نبود، حضور پیدا کردم.»
 
وقتی مناظره‏های تلویزیونی آغاز شد و آنچه رفت که رفت، آیت الله لب به سخن گشود تا با صراحتی بی‏بدیل در همان روزها بگوید:«کاش مرده بودم و حرف‏های موسوی را نمی‏شنیدم.» 
 
آیت الله در درس اخلاق خود به سخنان میرحسین اشاره کرد و گفت:«آن برادرمان در سخنشان این طور فرموده‏اند که من آمده‏ام اقتصاد خراب ایران را در40 سال گذشته درست کنم. برادر! شما 10 سال قبل از انقلاب را هم چسباندی به 30 سال بعد ازانقلاب؟! یعنی از دوران نظام شاهنشاهی تا بعد از انقلاب، همه اینها یک پرونده با هم است و خراب است که می‏خواهیم درست کنیم؟!... در این صورت، مخالفین ما می‏گویند خودشان دارند می گویند 40 سال است که خرابی است و این کم لطفی است و باید از این جور برخورد استغفار کرد.»
 
آیت الله همان روزها برخی بی‏انصافی‏ها در خصوص دولت را برنتافت و گفت:«با همه اشکالاتی که به دوره آقای احمدی‏نژاد وارد می‏کنید، آیا ایشان هیچ کاری نکرده است؟!! شاید بعضی ها از روی حس مخالفت بگویند خوب کوبیدی ولی آیا در یک جامعه اسلامی، انسان مؤمن مطیع قرآن و ولایت خوبی هارا نمی‏بیند؟ یک وقت است که انسان می‏گوید کارهایی شده که بعضی‏ها نیمه کاره است بعضی‏ها خوب بود از طریق دیگری وارد می‏شدیم و بعضی‏ها هم تمام شده است ولی آیا پس از 30 سال شهادت و فداکاری هیچ آثاری وجود ندارد؟!»
 
آیت الله مهدوی کنی دلسوزانه تذکر می‏داد:«کسانی که قصد نقد دارند، خوبی‏ها و بدی‏ها را بگویند. شما در مقابل اشکالات بگویید چه راهی برای رفع آنها دارید. مردم این را می‏خواهند. شما می‏گویید بیکاری در کشور هست یا نباید بیت المال را اینطوری خرج کرد، راهش را نشان دهید که چگونه باید بیکاری را رفع کرد یا بیت‏المال را به درستی مصرف کرد.» 
 
انذارهای دلسوزانه آیت الله اما از همان روزهای نخست شنیده نشد و فضا رفت به همان سمتی که نباید می‏رفت. برخی منابع خبری از نصیحت‏ها و پیام‏های آیت الله که خطاب به میرحسین صادر می‏شد خبر می‏دادند؛ اما چه سود؟! آیت الله دلسوزانه به آنها می‏گفت حتی اگر شما خود را بر حق می‏دانید، مصالح جامعه اسلامی را بپذیرید؛ مرز خود را با دشمن مشخص کنید؛ به رأی ولایت تن بدهید؛ حداقل این است که تمکین شما در مقابل نظام مصداق صلح امام حسن(ع) را پیدا خواهد کرد. این همه سخنان دلسوزانه اما شنیده نشد و اتمام حجت‏ها نیز راه به جایی نبرد.
 
چندی بعد سایت خبری ثانیه‏نیوز خبری را منتشر کرد که حکایت از درخواست میرحسین موسوی برای دیدار با آیت الله داشت. آیت الله اما برخلاف برخی دیگر که با وجود روزافزون شدن لشگرکشی‏های خیابانی هم‏پیمانه فتنه‏گران می‏شدند، این ملاقات را نپذیرفت. او در پاسخ به این درخواست پایان دادن به اغتشاشات و پذیرش قانون را متذکر شد و تاکید کرد:«آقای موسوی باید ابتدا تکلیفش را با نظام و قانون مشخص کند که اینها را قبول دارد یا نه؟»
 
آیت الله نگران میدان‏داری کسانی بود که بالواقع کوچکترین اعتقادی به ولایت فقیه نداشتند. او به هر مناسبتی در این خصوص سخن می‏گفت. آیت الله در آّبان ماه 88، حتی دیدار مسئولان فرهنگی وزارت علوم را هم غنیمت شمرد تا ضمن اشاره به حوادث بعد از انتخابات اعلام خطر کند و بگوید:«نباید قدرت به دست کسانی بیفتد که با ولایت فقیه مشکل دارند.»
 
دبیر کل جامعه روحانیت مبارز پیام خود برای 22 بهمن را با این آیه شریفه آغاز کرد که:«جاءالحق و زهق‌الباطل ان الباطل کان زهوقاً.» و پیش‏بینی کرد:«مردم مؤمن و غیور ایران با هوشیاری تمام در برابر همه فتنه‌ها می‌ایستند و مانند همیشه پشت سر رهبری از انقلاب اسلامی دفاع خواهند کرد و دست خائنین و متجاوزین را از دامان پاک نظام مقدس جمهوری اسلامی کوتاه خواهند نمود و در بیست و دوی بهمن، جهان شاهد نمایش وحدت آحاد ملت بزرگوار ایران خواهد بود.»
 
او در بیانیه خود تصریح کرد:«چنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند لما رای الله صدقنا اَنزَل علینا النَصر و عَلی عَدوِنا الکبت. چون در حوادث پس از هجرت خداوند متعال صدق و صفای ما را دید یاری‌اش را بر ما فرو فرستاد و دشمنان ما را سرکوب نمود.»
 
برخی فتنه‏گران تلاش کردند تا راهی به سوی آیت الله بگشایند، اما مواضع آیت الله راسخ بود و روشن. تلاش‏های کروبی هم در این راستا ناکام ماند. او بر خلاف هاشمی که همواره با سکوت و مواضع حمایتی خود جریان فتنه را امید می‏داد، حتی به صراحت در اسفند ماه خبر میانجی‏گری خود را نیز تکذیب کرد و گفت:«کجا قرار بود من این بحث را دنبال کنم؟ طبعا خود من کسی هستم که خواهان وحدت هستم، ولی بحث میانجیگری من در میان نبوده است. دلم می‌خواست وحدت شکل بگیرد ولی بعضی از آقایان نخواستند.»
 
او افزود:«همه باید به مصالح ملی و مذهبی بیاندیشند و همان‌طور که رهبری فرموده‌اند؛ اگر کسی در کشتی نظام سوار نشود از غافله عقب خواهد ماند. ما در کشورمان بر اساس یک سری اصول انقلاب کردیم که این اصول باید حفظ شود، وگرنه عقب می‌مانیم.»
 
آیت الله معتقد بود برخی که در دام جریان انحرافی افتاده‏اند، نیروهای انقلاب بوده‏اند اما در مسائل سیاسی سوء نیت و حسن نیت حتی برای آنها نیز دیگر ملاک نیست. او در خرداد ماه 89 در جمع اعضای حزب موتلفه اسلامی تصریح کرد:«برخی اشتباه‏کاران پس از انتخابات را نمی‏توان دشمن نامید زیرا نیت همه آنها دشمنی نبود، آنهایی که سوابق خوبی در انقلاب داشتند نمی‏توان در مورد نیت‏شان در مسائل اخیر صحبت کرد اما عمل این افراد عمل بدی بوده است. ما ماموریم با بدی‏ها و ناهنجاری‏ها مبارزه کنیم، سوء نیت و حسن نیت در مسائل سیاسی ملاک صحت عمل نمی‏باشد.»
 
آیت الله با صراحت بیشتر ادامه داد:«با کسانی که کفر می‏ورزند نباید رفاقت کنیم، با کافر معاند رفاقت نکنیم، این جزو وظایف ما است، اشتباهاتی که برخی‏ها انجام دادند موجب خوشحالی دشمن شد، در جریان انتخابات دشمن را شاد کردند و دشمنان برایشان کف زدند.»
 
آیت الله مهدوی‏کنی تأویل نکردن اصول را از دیگر وظایف دانست و اظهار داشت:«ما در انقلاب اسلامی اصول ثابت داریم که قابل تأویل نیست، در جریانات پس از انتخابات برخی این اصول را تاویل کردند و از مواضع خود جا به جا نمودند، یحرفوا الکلم عن مواضعه، لذا اصل ولایت فقیه را نباید تأویل کرد... برای حفظ نظام باید پیرو ولایت بود، متاسفانه کسانی در مقام عمل پس از انتخابات کارهایی کردند که نادرست بود و به نظام ضربه زدند.»
 
آیت الله در خرداد ماه سال جاری طی مصاحبه‏ای تفصیلی با خبرگزاری فارس به تشریح فتنه و جایگاه رهبری در مواجهه با جریان فتنه پرداخت. دبیر جامعه روحانیت مبارز تهران با اشاره به شناختی که بیش از چهار دهه از ویژگی‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی دارد، تاکید کرد:«ایشان بهترین فرد برای رهبری این انقلاب پس از دوران حیات امام بودند و امروز هم شایسته‏ترین فرد هستند.»
 
آیت الله ویژگی‏هایی را از امام برشمرد و ویژگی‏های مقام معظم رهبری را مطابق همان مشی امام راحل دانست. او گفت:«یکی از مهمترین ویژگی‌های امام ایستادگی در برابر فشارهای دشمنان اسلام و انقلاب بود. همین ویژگی را در مقام معظم رهبری مشاهده می کنیم که در مواقع حساس یک قدم به عقب بر نداشته‌اند و ما درسی که از امام آموختیم آن بود که به جای تکیه بر غرب یا شرق، باید روی پای خود بایستیم تا به مقصد نهایی این انقلاب و نظام اسلامی دست یابیم.»
 
آیت الله حوادث بعد از انتخابات را مصداق فتنه دانست و با اشاره به مواضع رهبر انقلاب در حوادث بعد از انتخابات گفت:«به نظر من اگر مواضع ایشان در این دوران فتنه نبود نمی‌توانستیم این انقلاب را حفظ کنیم.» او به وضعیت فتنه‏گران اشاره کرد و افزود:«افراد معترض موضع‌گیریها و برنامه‌هایی را در روزهای پس از انتخابات اجرا کردند که در آن مقطع دشمن به این جریان امیدوار شد و وقتی دشمن به یک جریانی امیدوار می‌شود، معلوم است که آنها در مسیر انحراف افتاده‌اند. باید این قضایا زودتر جمع می‌شد و این اتهامات علیه نظام مطرح نمی‌شد تا دشمنان بیش از این شاد نمی‌شدند.»
 
این مواضع انقلابی را اگر کنار تاکیدات هزار باره هاشمی رفسنجانی بر همان مواضع نماز جمعه‏اش بگذاریم، آن گاه قیاس بین این دو عضو خبرگان دیگر سخت نیست. مواضع نماز جمعه هاشمی در برگیرنده همان مطالبات خاتمی بود و مواضع مهدوی همان دیدگاه رهبر انقلاب.
 
مهدوی کنی با یادآوری تلاش دولت هم برای خدمت به مردم تأکید کرد:«علیرغم برخی اشکالاتی که در دولت دهم وجود دارد اما همه کسانی که علاقمند به انقلاب و نظام اسلامی و ایران هستند باید با حفظ انتقادهایی که دارند، دولت را تأیید کنند نه تخریب. انتقاد دلسوزانه یعنی به گونه‌ای برخورد شود که جنبه‌های مثبت زیرسوال نرود و همه چیز را تخریب نکنند. آنها که خدمات دولت را به طور کلی نادیده می‌گیرند بر مبنای احساس عمل می‌کنند نه عقل و منطق.»
 
آیت الله مهدوی و آیت الله یزدی چندی بعد بیانیه مشترکی را صادر کردند که تعریفی جامع از اصولگرایی ارائه می‏داد. آیت الله چنی بعد در تحلیل حماسه نهم دی ماه نیز طی مصاحبه‏ای تصریح کرد:«ملت بیدار و انقلابی ایران پس از گذشت 30 سال از انقلاب شکوهمند خود در روز عاشورای حسینی سال 88 با حادثه غیرمنتظره‏ای روبرو شد و ناگهان مشاهده کرد که گروهی به بهانه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری با شعارهای ضدانقلابی و ضدعاشورایی به صحنه آمدند و با توهین به مقدسات و رفتار و گفتار نابهنجار، عاشورای حسینی را به سخره گرفته و عملا اثبات کردند که مسئله انتخابات بهانه ای بیش نبوده و اینها با اساس انقلاب و دستاوردهای آن مخالفند.»
 
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری گفت:«اقدامات اینان در این روز بزرگ قلوب تمام شیعیان و عزاداران حسینی را جریحه دار کرد و معلوم شد که علت اصلی این جار و جنجال، موضوع انتخابات نیست و هدف اصلی براندازی و مقابله با نظام و رهبری است.»
 
رئیس دانشگاه امام صادق افزود:«از این رو ملت با یک احساس دینی و ملی، یکپارچه به میدان آمد و با حرکتی خودجوش در سراسر کشور و بلکه در خارج ایران عکس العمل نشان داد. عزاداران حسینی که در روز عاشورا برای امام حسین علیه السلام و حادثه عاشورا عزاداری می کردند و با مشاهده این جریان ضدعاشورایی با تمام وجود و حتی با فرزندان خردسال خود به صحنه آمدند و اثبات کردند که در پای اسلام و عاشورا از هیچگونه فداکاری دریغ نداشتند و تا پای جان ایستادند.»
 
این استاد اخلاق در ادامه با اشاره به رفتار فتنه گران گفت:«اما آشوبگران و فتنه جویان از این نکته غفلت داشتند که ملت بصیر ایران به مقدسات دینی و ملی خود پایبندند و آن را فدای حوادث مقطعی و سیاسی و گروهی نمی کنند. از این رو همه آمدند. حتی آنان که به نامزد رقیب رای داده یا متمایل بودند احساس خطر کردند و به ملت پیوستند و رای واقعی خود را با تظاهرات میلیونی و عمومی ابراز داشتند.»
 
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی همچنین درباره ویژگی‏ها و ابعاد حماسه 9 دی گفت:«در این روز مردم وفاداری خود را به اسلام و قانون اساسی و نظام اسلامی اعلام داشته و با رهبری معظم انقلاب تجدید بیعت کردند و مشت محکمی به دهان بدخواهان زدند ولی با کمال تاسف سران فتنه به خود نیامدند و از حرکات آشوبگران اعلام برائت نکردند و خدا را فراموش کردند و در بیانیه‏ای آنها را مردمان خداجو نامیدند(!) و از این نکته غفلت کردند که تشویق و تحریک مردم در روز عاشورا علیه نظام اسلامی و رهبری نتیجه ای جز خذلان و شکست نخواهد داشت و تبعات آن قطعا دامنگیر آنها خواهد شد و ملت آنها را به عنوان شریک جرم بلکه علت آن شناخته و نام آنها در تاریخ انقلاب به عنوان حرمت شکنان عاشورا ثبت خواهد شد.»
 
آیت الله مهدوی‏کنی چنانکه خود نیز تاکید می‏کند، چهره‏ای فرهنگی، علمی و تربیتی است؛ کسی که بعد از انفجار دفتر نخست وزیری عهده‏دار اداره مسائل کشور بود و اکنون انگار بار دیگر رسالتی خطیر متوجه او شده است. او را اگر به خود وامی‏گذاردند بنای ورود در بسیاری حوزه‏ها را نداشت، اما هیچ‏گاه نخواست باری از انقلاب بر زمین بماند یا جریاناتی داعیه‏دار میدان شوند که حرف رهبری را در ظاهر ارج می‏نهند و در عمل پشت گوش می‏اندازند.

بازخوانی مواضع صریح و شفاف آیت الله مهدوی‏کنی در مواجهه با انحراف‌ها؛
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری
گفتم تا پای شهادت ایستاده‌ایم و در مساله ولایت کوتاه نمی‌آییم

وقتی اکبر گنجی می‏خواست بر منتقدان اصلاحات بتازد و آنان را بانی قرائت فاشیستی و سلطانی لقب دهد، بر سه نفر تنگ می‏گرفت و این سه آیت الله مصباح یزدی، آیت الله خزعلی و آیت الله مهدوی کنی بودند. او بیانات آیت الله مصباح یزدی را اطلاعیه جناحی جامعه روحانیت مبارز می‏خواند و سخنان آیت الله خزعلی را حاکی از دغدغه هایی قابل درک که از راه همدلی می توان انگیزه و علل آن را فهمید!

هشدارهای جریان ارزشگرا نسبت به انحرافاتی که از دوران سازندگی کلید خورد و کم‏کم در کشور ریشه دواند، با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نیز در طول دوره دولت‌های هفتم و هشتم جدی‏تر شد. این در حالی بود که هاشمی رفسنجانی و کروبی این حجم از انتقاد و احساس خطر را به جا نمی‏دانستند.

آیت الله مهدوی‏کنی در این خصوص می‏گوید: «آقای هاشمی هم گفتند این حرف‌ها چیست که آقای مهدوی می‌گوید؟ آقای کروبی هم مخالفت کردند. دیگران هم اعتراض کردند ولی من چنین احساس خطری را داشتم و روز به روز هم این احساس بیشتر می‌شد و بعد هم معلوم شد که حق با من بود حتی بعضی از دوستان که این تعبیر مرا آن وقت مورد اشکال و انتقاد قرار می‌دادند، گاهی مشابه این تعبیر را به زبان آوردند و خود آقای کروبی در این اواخر در بعضی از سخنرانی‌هایشان در مجلس داشتند، بیان کردند که مشروطه دارد برمی‌گردد.»

آیت الله از همان نخست نگران روندی بود که ذیل حکمرانی دولت سازندگی آغاز می‏شد. او خود در این خصوص می‏گوید: «بنده قبل از انتخابات دوره ششم احساس خطر می‌کردم و گفتم احساس می‌کنم که مشروطه دارد تکرار می‌شود. چون می‌دیدم برخی از مدیران و مسولان که در متن نظام و در دولت هستند و بودند، مطالبی را اظهار می‌دارند.»

او به کسانی اشاره می‏کند که به طرافداری از دولت سازندگی و رییس جمهور به رهبری حمله می‏کردند. آیت الله مهدوی‏کنی تصریح می‏کند: «گویا بعضی از اصول قانون اساسی برایشان قابل قبول نبود{؟} اگر محترمانه بگویم این اصول برایشان هضم نشده بود و گاهی به طرفداری از دولت آقای هاشمی، رهبری را زیر سوال می‌بردند و رهبری را مزاحم می‌دیدند. به خصوص بعد از اینکه جریان کارگزاران و این حرف‌ها پیش ‌آمد و گروه دوم خردادی‌ها نیز به آنها پیوستند و جبهه‌ واحدی تشکیل دادند. من در این جریان که روز به روز پیش می‌رفت احساس می‌کردم که جریان، جریانی معمولی نیست از این رو در بعضی از سخنرانی‌هایم گفتم که من واقعا احساس خطر می‌کنم همان احساس خطری که در مشروعیت می‌شد بنابراین با صراحت گفتم که مشروطیت دارد برمی‌گردد.»

ظهور جریان کارگزاران سازندگی در آستانه انتخابات مجلس پنجم شاید سرآغاز کشمکش‏ها و سامان‏یابی جریانی نوظهور بود. ناطق نوری در این مورد می‏گوید: «از جانب آقای هاشمی مطرح شد که جریان های دیگری هم هستند و می خواهند لیست بدهند. استنباط من این است که ظاهرا با ایشان صحبت کرده بودند و تصمیم داشتند که یک تشکیلاتی راه بیاندازند و فقط به دنبال بهانه بودند که توجیهی برای تشکیلاتشان بیابند. آقای هاشمی گفتند:"یک عده‌ای هستند که خواست‌هایی دارند و اگر شما به خواسته‌هایشان عمل کنید، آنها لیست نخواهند داد. در غیر این صورت، آن ها اقدام به تهیه‌ی لیست می‌کنند." خواسته‌ آن‌ها این بود که حداقل پنج نفر از افرادی را که معرفی می‌کنند ما در لیست خودمان قرار دهیم. واقعیت این است که از قبل برنامه‌ها ردیف بود و آن‌ها هم کسانی را پیشنهاد داده بودند که ما نمی‌توانستیم همه را به راحتی قبول کنیم. آقای هاشمی ادامه دادند: آقایان امام جمارانی، توسلی، انصاری، محجوب و یک نفر دیگر که بعدا گفتند عبدالله نوری.»

ناطق نوری ادامه می‏دهد:«به دنبال این رفتیم که ببینیم جریان چیست؟ خودم به آقای امام جمارانی تلفن کردم. ایشان گفت: من اصلا کاندیدا نیستم و نمی خواهم به مجلس بیایم. آقای توسلی و آقای انصاری هم همین طور. آقای محجوب قرار گرفتن در لیست جامعه را می پذیرفت. بنابراین معلوم شد که اصلا موضوع چیز دیگری بوده و آن بحث کارگزاران بود که آقای هاشمی آن ها را مطرح کرده بود. آقای عبدالله نوری را هم آقای هاشمی –در مجلس ختم مادرشان- گفت که در لیست بگذارید. در شورای جامعه روحانیت این مسئله مطرح شد و تاکید گردید که این افراد را آقای هاشمی معرفی کرده اند. پس از رای گیری در شورا، آقای محجوب رای آورد، اما آقای عبدالله نوری رای نیاورد که در لیست قرار بگیرد و آقایان دیگر هم در جامعه روحانیت اصلا آن را نپذیرفته بودند.»

رای نیاوردن عبدالله نوری بهانه ای بود برای اعلام موجودیت حزب کارگزاران سازندگی. ناطق نوری در این زمینه می‏گوید: «یقینا در مورد این جریان، قبلا برنامه‏ریزی و مطالعه شده بود زیرا یک حزب به این زودی تشکیل نمی شود و نمی تواند به این سرعت آنچنان سریع وارد میدان شود و تبلیغات گسترده ای راه بیندازد. آقای هاشمی در یک مقطعی، به من گفتند: فائزه دختر ایشان را هم در لیست بگذارید. من گفتم اصلا جامعه روحانیت با این تفکر نمی سازد، بالاخره جریان اصولگرایی و تفکر مذهبی جامعه بسیاری از شعارهای این آقایان را قبول ندارند. در واقع هر چه از این ماجرا گذشت بیشتر روشن شد که طرح این نامزدها اصولا بهانه ای برای اعلام موجودیت کارگزاران بود.»

ناطق نوری همچنین ادامه می‏دهد: «وقتی کارگزاران سازندگی اعلام موجودیت کرد، مقام معظم رهبری یک برخوردی با آن‌ها کرد و فرمود: آن‌هایی که وزیر هستند و مسؤولیت دارند نمی‌‌توانند در این تشکیلات باشند. لذا چند وزیر که در لیست کارگزاران بودند، کنار رفتند.»

آن روزها هم البته بحث تقلب پیش کشیده شد. ناطق می‏گوید: «در مجلس پنجم رأی اول تهران از من بود، اما بعضی‌ها قائل به آن بودند که رأی اول برای خانم فائزه هاشمی بوده است. و در همین راستا انگشت اتهام تقلب را به سمت وزارت کشور نشانه رفتند به گونه‏ای که حتی بعضی از فرزندان آقای هاشمی برای یقین از صحت شمارش آراء در ستاد انتخابات مستقر شدند که فشار روحی زیادی را برای مسئولین اجرایی فراهم کردند و به نظرم با آنها جفا شد چون واقعا عمل کرده بودند.»

ناطق نوری همچنین می‏گوید:«گاهی خود آقای هاشمی پی‌گیری می‌کرد و گاهی فرزندان او می‌رفتند در وزارت کشور و پای دستگاه کامپیوتر می‌خوابیدند و می‌خواستند ببینند این رأی‌ها چه شده است. در این جریان به آقای بشارتی و تابش که مسئولیت انتخابات را داشتند، خیلی جفا شد، آن ها واقعا سالم عمل کرده بودند.»

این سرآغاز مواجهه با جامعه روحانیت مبارز تهران بود که به سود مجمع روحانیون مبارز رقم می‏خورد. کمی بعد با ظهور دولت هفتم، سر و کله جریان‏های دیگری که در بدنه دولت سازندگی و در نهادهایی مانند مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری سامان یافته بودند، پیدا شد و حلقه نشینان کیان و آئین پایشان به عرصه سیاست بیش از پیش باز شد. اینجا بود که آیت الله مهدوی‏کنی به صراحت به میدان آمد و نسبت به بازگشت مشروطیت هشدار داد.

او خود در این خصوص می‏گوید: «من مقصودم این بود که حوادث ناگواری که بعد از مشروطه واقع شد، دارد تکرار می‌شود... من احساس خطر می‌کردم و می‌گفتم مشروطه دارد برمی‌گردد یعنی افرادی یا احزابی خودآگاه یا ناخودآگاه به نام انقلاب، علیه انقلاب فعالیت می‌کنند چنان که عده‌ای به نام مشروطیت علیه آن اقدام کردند و استبداد رضاخانی را به ارمغان آوردند. هشدار من در آغاز برای بسیاری قابل قبول نبود و غریب می‌نمود و احیاناً مورداعتراض قرار می‌گرفت.»

آن روزها کروبی در کنار هاشمی به انتقاد از آیت الله برخواست و در مسجد اعظم قم پرسید آقای مهدوی کیست که این حرف‏ها را می‏زند؟ مهدوی حق ندارد که اینگونه بلندپروازی کند! مگر مهدوی مرجع تقلید است که از موضع بالا سخن می‌گوید؟! و... بانیان آزادی اندیشه نمی‏توانستند انتقادات آیت الله را تحمل کنند.

کم‏کم باب قرائت‏های مختلف از دین باز شد و اینجا باز نوبت نقد جریان ولایت‌مدار بود. جامعه روحانیت مبارز تهران به پشتیبانی از آیت الله مصباح‏یزدی و انتقاد از آغاز انحرافات برخواست. در بیانیه این تشکل روحانی آمده بود: «هنگامی که جناب آقای استاد مصباح در نماز جمعه ناصحانه تقاضا می کند نباید در مورد مسلمات و قطعیات دین و نظام قرائت ها را موقوف کنیم و اجازه بدهیم مقدسات و مسلمات در گردونه قرائت ها بازیچه دست این و آن قرار گیرد، متاسفانه برخی از مسئولین محترم به جای آن که این نصیحت مشفقانه را بپذیرند و آن را تایید کنند و راه قیل و قال و مجادله را در این مورد مسدود سازند، بلافاصله فردای آن روز مسئول محترم با موضع‏گیری تند و واکنش سریع علیه ایشان می‏گویند ما در اسلام هیچ اصل مسلمی که قرائت بردار نباشد نداریم و همه چیز حتی اصل توحید نیز قرائت های گوناگون دارد.»(خرداد 5/7/1378)

در واکنش به چنین اظهارات و مواضعی بود که اکبر گنجی در روزنامه‏های زنجیره‏ای اصلاح‎طلبان در قامت یک دین‏شناس دست به قلم برد و نوشت: «دین شناسی آنان حدود سی تا چهل سال از دین شناسی آن که به قول حضرت امام تمام آثارش بلااستثناء خوب است و پاره تن امام بودف فاصله دارد! گویی ابتدا آقایان محترم باید بنشینند یک بار به دقت آثار گرانسنگ مطهری را بخوانند و مبادی معرفت شناختی و کلامی خویش را تصحیح کنند!»

آیت الله تنها در پایتخت ننشست بلکه شهر به شهر و استان به استان گشت تا نسبت به انحرافات نوظهور هشدار دهد. او خود در این خصوص می‏گوید: «حتی من راه افتادم به بعضی از شهرها رفتم. چون واقعا احساس خطر می‌کردم به بعضی از استان‌ها مانند مشهد و مازندران رفتم. در خود تهران در جلساتی سخنرانی کردم. در جلسه‌ای که برای ائمه جمعه تشکیل شده بود، رفتم و صحبت کردم چون احساس خطر می‌کردم و الا من زیاد در جریانات سیاسی وارد نمی‌شدم چون در اینجا احساس خطر می‌کردم رفتم و آنچه که به نظرم درست آمد، بیان کردم.»

در این دوره، باب هجمه به ولایت فقیه آغاز شد و درصدد عرفی کردن تمام قدسیات جامعه اسلامی بر آمدند. آیت الله، ماجرای آن روزها را این گونه تعریف می‏کند: «شب نوزدهم ماه رمضان همان سال مطالبی از نشریه "عصر ما" خواندم که در آن بحث ولایت را پیش کشیده بود و گفته بود که اصلاً مشروعیت ولایت- نه تنها ولایت فقیه- بلکه ولایت امیرالمومنین و معصومین هم منوط به قبول و رای مردم است. آرام آرام در روزنامه سلام، نوشتند که ولایت الهی نیز منوط به رای مردم است زیرا خداوند خود در قرآن کریم فرموده‌:"انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا" ما انسان را هدایت کردیم و آنها مختارند می‌توانند قبول کنند می‌توانند قبول نکنند. اگر قبول کردند هدایت خدا و ولایت او را پذیرفته و به سعادت می رسند و اگر قبول نکردند از آثار هدایت الهی خود را محروم کرده‌اند پس مردم مختارند بپذیرند یا نپذیرند. اختیار در دست مردم است. متاسفانه اینها ولایت تکوینی را با تشریعی خلط کردند و ندانستند که مقصود از اختیار در آیه شریفه اختیار درحوزه تکوین و آفرینش است نه اختیار در مقام تشریع و تکلیف. زیرا مردم در حوزه تشریع و قانون مکلف و موظف به ادای تکلیفند. به دلیل آیه بعدی در همین سوره "انا اعتدنا للکافرین سلاسل و اغلالاً وسعیراً" اگر الزام و تکلیف نبود مخالفت و نافرمانی مردم موجب عذاب و غل و زنجیر نمی‌شد.»

آیت الله در مقابل انحرافات کوتاه نمی‏آمد و برخلاف کسانی که به خیالشان میانه‏رو بودند(!)، به صراحت لب به انتقاد می‏گشود:«من در سخنرانی شب احیا گفتم ما از روزی که به دنیا آمدیم سقمان را با تربت امام حسین (ع) و آب زمزم گرفتند و ما را به نام امیرالمومنین (ع) و ولایت او بزرگ کردند... من در آن شب گفتم که ما در این راه تا پای شهادت ایستاده‌ایم و در مساله ولایت کوتاه نمی‌آییم. شما برای اینکه ولایت فقیه را زیر سوال ببرید چرا ولایت علی را زیر سوال می‌برید؟ چرا ولایت خدا را زیر سوال می‌برید؟ آخر حیا هم خوب چیزی است و بی‌حیایی هم اندازه دارد. هر چیزی حدی دارد رحم‌الله امرءً ‌عرف‌ قدره و لم یتعد طوره.»

آیت الله از استدلال‌های خود و محاجه‏هایش نیز سخن می‏گوید: «گفتم آیا شما در زمان امام جرات می‌کردید این حرف‌ها را بزنید؟ چرا شما نان را به نرخ روز می‌خورید در آن زمان در خط امام بودید، این امام همان امامی است که ولایت فقیه را به صورت مطلق و عام قبول داشت. نظریه امام در سخنان وی درصحیفه نور مکرر آمده است. ولی امروز احساس امنیت می‌کنید و جانشین او را زیر سوال می‌برید؛ البته مساله ولایت فقیه به معنی نفی مقررات عمومی و نادیده‌گرفتن مراتب مدیریت در ساختار حکومت و نظام اسلامی نیست. ولایت در مقام اجرا روح حکومت و موجب قوام آن در برابر انحرافات است و در واقع ولایت، عمود نظام اسلامی و انقلاب دینی ما است و اعمال آن بدون حفظ ساختار قانونی، نامعقول و ناممکن است و در حقیقت این ساختار مورد تایید والی است و نظام ولایی بدون این ناممکن است ودر حقیقت این ساختار مورد تایید والی است و نظام ولایی بدون این ساختار عملاً غیر میسر و اصولاً ولایت بدون آن مفهوم و معنا دارد زیرا ولایت دینی مبتنی بر اعتقاد، مردم است و اعتقاد امری قلبی است و با زور و تحمیل به دست نمی‌آید. از این رو بر فرض تکثر و تعدد والی و بر فرض رقابت وتزاحم به طور قطع رای اکثریت مردم در چارچوب ضوابط دینی تعیین کننده خواهد بود.»

سخنان آیت الله واکنش‏های جریان تجدیدنظر طلب را به دنبال داشت. حتی بهزاد نبوی نیز دست به قلم برد تا بلکه پاسخ آیت الله را بدهد و او را خاموش کند؛ اما آیت الله همچنان سخن می‏گفت. او معتقد بود این افراد در زمان امام که بحث ولایت مطلقه مطرح می‏شد، جرأت پیدا نمی‏کرده‏اند حرفی بزنند و اکنون که روی کار آمده‌اند، تازه زبان‏هایشان باز شده و غرض‏های اصلی‏شان برملا شده است.

آیت الله در توصیف آنان می‏گوید: «آنها که در زمان حضرت امام خود را درخط امام می‌دانستند و شعارشان پیروی ازامام بود،ناگهان کارشان به جایی رسید که حتی ولایت امیر المومنین(ع) را به اراده مردم منوط کردند و علی را در ردیف خلفا و روسا جمهوری قرار دادند و امامت شیعه را با امامت اهل سنت برابر شمردند.»

آیت الله مهدوی‏کنی در همان سال‏ها به تفصیل مصاحبه‏هایی انجام داد و در باب تبیین اصل و جایگاه ولایت فقیه سخن راند. او مشروعیت ولایت فقیه را ناشی از انتصاب ولی به پروردگار و امام معصوم قلمداد می‏کرد و با تبیین مواضع امام راحل در این خصوص توضیح می‏داد کسانی که به دروغ خود را منتصب به امام می‏کنند، نسبتی با مواضع او ندارند.
ماجرای آن روزها اما انگار در همان روزها خلاصه نشد و جدال آیت الله با کسانی که با خط امام زاویه‏‎های اساسی داشتند، ادامه پیدا کرد و در جریان‎های فتنه نیز تبلور یافت. گویا اکنون نیز علی‌رغم کسالت، به میدان آمدن برای کور کردن خط فتنه را برای خود تکلیف دیده و برای حفظ شأن و جایگاه مجلس خبرگان حاضر شده بنا بر مشی همیشگی خود صریح‌تر در مقابل جریان ضد انقلاب داخلی و خارجی بایستد.


پر شدن خلأ آیت‌الله مشکینی با مقام‌گریزی و جایگاه اخلاقی ـ علمی مهدوی‎کنی
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله مشکینی ، خبرگان رهبری

مطرح شدن نام آیت الله مهدوی کنی به عنوان اصلی‎ترین گزینه ریاست خبرگان و نحوه برخورد وی با درخواست اکثریت خبرگان بار دیگر خاطره پرهیز وی از پذیرش مسئولیت‎های حکومتی و زهد سیاسی‌اش را در سال‎های ابتدای پیروزی انقلاب زنده کرده است.

به گزارش رجانیوز، این در حالی است که بارزترین ویژگی شخصیتی مرحوم آیت الله مشکینی رئیس پر سابقه و فقید خبرگان رهبری نیز علاوه بر شأنیت بالای فقهی، ویژگی‎های بارز اخلاقی و به‌ویژه زهد سیاسی وی بود، به نظر می‎رسد ویژگی‎های شخصیتی آیت الله مهدوی کنی بتواند خلاهای بوجود آمده در اثر فقدان مرحوم آیت‌الله میرزا علی مشکینی طی سال‎های گذشته در جایگاه ریاست خبرگان را پر کند.
 
در شرایطی که از ماه‎ها قبل برخی گزینه‎های مطرح برای ریاست خبرگان رهبری با انواع و اقسام ترفندهای تبلیغاتی، فضاسازی رسانه‎ای و برخی اظهارنظرها تلاش کرده‎اند فضای خبرگان را بر خلاف نظر صریح رهبر انقلاب به میدان رقابت‌های سیاسی تبدیل کنند و در استفاده از تعابیر سخیفی مانند "رقابت آیت‌الله‌ها" نیز ابایی ندارند، امتناع آیت‌الله مهدوی‌کنی در پاسخ مثبت به درخواست چند ماهه اکثریت خبرگان برای تصدی این منصب، بر خلاف معادلات و روش‌های سیاست‌زده فعلی برگ جدیدی از زهد سیاسی را رو کرد.
 
در عین حال، روحیه دوری گزینی از مناصب از سوی آیت‌الله مهدوی‌کنی منحصر به مورد اخیر نبوده و وی در طول دوره پس از انقلاب اسلامی علی‌رغم سوابق مبارزاتی برجسته و اعتماد ویژه امام راحل و رهبر انقلاب به او، بارها سابقه داشته است.
 
در یکی از مشهورترین این اتفاقات، در سال‎های اولیه انقلاب اسلامی درحالی که مهدوی کنی مسئولیت وزارت کشور را بر عهده داشت، پس از پیشنهاد امام راحل(ره) به وی مبنی بر حضور در جمع شش فقیه شورای نگهبان، او در نامه‎ای به امام(ره) با اشاره به سنگین بودن دو مسئولیت عضویت در شورای نگهبان و وزارت کشور، خواستار راهنمایی امام برای پذیرش یکی از این دو پست مهم می‎شود. وی در نامه خود می‎نویسد:
 
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
 
محضر اقدس حضرت آیت اللَّه العظمى امام خمینى- دامت برکاته
 
چنانکه خاطر شریف مستحضر است در کابینه جدید، مسئولیت وزارت کشور به اینجانب پیشنهاد شده است، با توجه به اینکه به امر حضرتعالى قبلًا به عضویت فقهاى شوراى نگهبان قانون اساسى منصوب و مشغول به کار شده‏ام، و نیز با توجه به اینکه جمع میان این دو مسئولیت خطیر عملًا امکانپذیر نیست.
 
استدعا دارم اوامر شریف و راهنماییهاى لازم را در این مورد صادر فرمایید. ادام اللَّه ظلکم العالى.
8/6/59 محمدرضا مهدوى کنى‏
 
امام (ره) نیز با توجه به شان فقهی و علمی مهدوی‎کنی و خطیر بودن موضوع شواری نگهبان در پاسخ به ایشان می‎نویسند:
 
بسمه تعالى
 
من بهتر مى‏دانم جنابعالى در شوراى نگهبان باشید؛ مگر اینکه براى وزارت کشور کسى که شرایط را دارا باشد پیدا نکنید.
 
 ان شاء اللَّه تعالى موفق باشید.
- روح اللَّه الموسوى الخمینی
 
در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوره چهارم نیز مهدوی کنی برای حفظ وحدت میان نیروهای انقلابی از کاندیداتوری در این انتخابات امتناع و همه را به رأی دادن به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای توصیه کرد.
 
به نظر می‎رسد روحیه زهد سیاسی و مقام گریزی آیت‌الله مهدوی‌کنی در کنار شانیت بالای علمی و فقهی و نیز ویژگی‎های بارز اخلاقی وی که او را به یکی از اساتید اخلاق مطرح تهران تبدیل کرده است، بتواند جای خالی ویژگی‎های اخلاقی، علمی و زهد سیاسی مرحوم مشکینی در مقام ریاست مجلس خبرگان رهبری پر کند که در سال‎های گذشته با خلأ جدی مواجه شده است. در عین حال، وجود داشتن چنین روحیاتی در اکثر اعضای خبرگان نیز موجب شده با ورود مهدوی‌کنی، اجماع قابل توجهی در حمایت از او شکل گرفته که این اجماع نیز یادآور اتفاق نظر اعضای خبرگان در مورد آیت‌الله مشکینی است.

چه کسی پیام هاشمی را به آیت‌الله مهدوی منتقل کرد؟
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، خبرگان رهبری

 خبرنامه دانشجویان ایران: افشای این موضوع که رهبر معظم انقلاب، این بار برخلاف دوره‌های گذشته هیچگونه نظر نفی و اثباتی در کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس خبرگان اظهار نفرموده‌اند، دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی را به تکاپو واداشته است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، روز گذشته در منابع خبری اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـت‌الله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
 
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیت‌الله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ."
 
نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا می‌شدم، نزد مقام معظم رهبری می‌رفتم و ایشان تاکید می‌کردند که شما بیائید اما این‌بار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
 
چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیت‌الله مهدوی کنی به ایشان اعلام می‌کند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و می‌خواهد کاندیدای ریاست شود.
 
اما پیرو این خبر، دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی طی اطلاعیه‌ای بدون ذکر دلیل و هیچگونه توضیحی، خبر مذکور را تکذیب کرد و محسن هاشمی رفسنجانی مدیرعامل مترو نیز طی مصاحبه ای به تکذیب خبر مذکور پرداخته است.
 
با این وجود خبرنگار ما به جزئیات بیشتری از این موضوع دست یافته و آن اینکه پیام آیت‌الله هاشمی به آیت‌الله مهدوی کنی از طریق آیت‌الله امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران انتقال یافته و این 2 عضو مجلس خبرگان نیز این موضوع را تکذیب نمی‌کنند.
 
اما از جمله مسائل عجیب اتفاق افتاده پیرامون این خبر آن است که اولاً دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همچون گذشته که بعضاً اخبار کاملاً موثق را به صورت صوری و کلی تکذیب می‌کرد، این بار نیز بدون هیچگونه توضیحی خبر را به صورت کلی تکذیب کرده و نسل جدیدی از تکذیبیه‌ها را رونمایی کرده است.
 
همچنین تکذیب این خبر توسط محسن هاشمی رفسنجانی نیز از جمله اتفاقات جالب پیرامون این خبر است چه آنکه محسن هاشمی رفسنجانی که هیچ سمتی در دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نداشته و تنها به ریاست مترو تهران مفتخر است، این خبر را طی مصاحبه‌ای تکذیب کرده است! این در حالی است که این پیام را آیت‌الله امامی کاشانی به آیت‌الله مهدوی کنی منتقل کرده و مشخص نیست نقش محسن هاشمی رفسنجانی در این بین چه بوده است؟
 
به نظر می‌رسد افشای این موضوع که رهبر معظم انقلاب، این بار برخلاف دوره‌های گذشته هیچگونه نظر نفی و اثباتی در کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس خبرگان اظهار نفرموده‌اند، یکی از دلایلی باشد که دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی را بر آن داشته است که این خبر را به شدت تکذیب کنند!
 
این در حالی است که طی روزهای گذشته سایت‌ها و روزنامه‌های نزدیک به هاشمی رفسنجانی در اخباری کذب اینگونه القا می‌کردند که کاندیداتوری برای ریاست مجلس خبرگان از سوی رهبر معظم انقلاب به هاشمی رفسنجانی تکلیف شده است، حال آنکه جمعی از اعضای مجلس خبرگان اعم از آیات عظام نمازی، ممدوحی، قره‌باغی، عبداللهی و ... طی مصاحبه‌هایی نظر مثبت رهبر انقلاب درباره کاندیداتوری هاشمی برای ریاست خبرگان را به شدت تکذیب کرده و تأکید کردند که رهبر انقلاب در این باره هیچ نظر نفی یا اثباتی ارائه نفرموده‌اند.

یکی از نزدیکان دبیرکل جامعه روحانیت در گفت‌وگو با رجانیوز اعلام کرد؛
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری
تکذیب ادعای کاندیدا نشدن آیت‌الله مهدوی‌کنی برای ریاست خبرگان/ درخواست بیش از 50 عضو خبرگان برای کاندیداتوری آیت الله مهدوی کنی

ادعای اسدالله بادامچیان در مورد اینکه آیت‌الله مهدوی‌کنی کاندیدای ریاست خبرگان نخواهد شد و هاشمی رفسنجانی بار دیگر به‌عنوان رئیس این مجلس انتخاب می‌شود، تکذیب شد.

یکی از نزدیکان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در گفت‌وگو با رجانیوز اظهار داشت: گمانه‌زنی آقای بادامچیان قویا تکذیب می‌شود.
 
وی با بیان اینکه در تماس با بادامچیان از وی در مورد مستند ادعایش سوال شد اما پاسخی نداشت، افزود: متأسفانه برخی افراد و جریان‌های سیاسی قصد دارند جایگاه رفیع مجلس خبرگان را نیز به صحنه مناقشات و بازی‌های سیاسی خود تبدیل کنند، این در حالی است که رهبر انقلاب در دیدار شهریور ماه سال 86 خود با اعضای خبرگان، صراحتاً از این رویکرد نهی کرده بودند.
 
سایت خبرآنلاین که در طی یک هفته گذشته برای ابقای هاشمی رفسنجانی در ریاست خبرگان پروپاگاندای شدیدی را به راه انداخته است، روز یکشنبه در خبری به نقل از اسدالله بادامچیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی مدعی شد که ریاست خبرگان بار دیگر با آقای هاشمی خواهد بود  چرا که آیت الله مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی در انتخابات حاضر نخواهند شد.
 
این ادعا در حالی مطرح شد که محتوای مخدوشی از دیدار چهار عضو ارشد حزب مؤتلفه (حبیبی، بادامچیان، غفوری‌فرد و توکلی‌بینا) با هاشمی روز گذشته بر روی خروجی یکی از سایت‌ها قرار گرفت که محتوای آن تصویر نوعی تجدید میثاق با رئیس فعلی مجلس خبرگان در شرایط حساس برای او بود. این در حالی است که بنا بر گزارش خبرنگار ما، فضای جلسه، بر خلاف خبری که منتشر شده، بحث و چالش با هاشمی در مورد مواضع او در طول حداقل دو سال اخیر بوده است. با این حال، بر خلاف توافق حاضران جلسه، خبر یک‌طرفه سخنان هاشمی در اختیار یک سایت قرار گرفته است. هنوز از هویت فردی که این خبر را درز داده، اطلاعی در دست نیست.
 
تکمیلی
 
درخواست بیش از 50 عضو خبرگان رهبری برای کاندیداتوری آیت الله مهدوی کنی
 
مسئول دفتر آیت‌الله مهدوی کنی اخبار منتشر شده در خصوص عدم کاندیداتوری ایشان برای ریاست مجلس خبرگان رهبری را تکذیب کرد.
 
به گزارش فارس، مسئول دفتر آیت‌الله مهدوی کنی اخبار منتشر شده در خصوص عدم کاندیداتوری ایشان را برای ریاست مجلس خبرگان رهبری تکذیب کرد.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین سید مصطفی میرلوحی اظهار داشت: بیش از 50 تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری از آیت‌الله مهدوی کنی کرارا تقاضا کردند که در انتخابات آتی هیئت رئیسه، نامزد ریاست مجلس شوند که ایشان هم به درخواست آنها پاسخ مثبت دادند. 
 
وی خاطر نشان کرد: خبری که برخی سایت‌ها از قول آقای اسدالله بادامچیان در خصوص عدم نامزدی آیت‌الله مهدوی کنی برای ریاست مجلس خبرگان به احترام آقای هاشمی رفسنجانی منتشر کردند، کذب محض است. 
 
حجت‌الاسلام میرلوحی با اشاره به تماس اخیر خود با بادامچیان به نقل از وی گفت که "من چنین مطلبی را نگفته‌ام ". 
 
وی در عین حال خبر روز گذشته خبرگزاری فارس در خصوص ارسال دو پیام از سوی آیت الله هاشمی رفسنجانی برای ورود آیت‌الله مهدوی کنی به انتخابات هیئت ریئسه مجلس خبرگان رهبری را تایید کرد.

دو پیغام آیت الله هاشمی به آیت الله مهدوی کنی
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبرگان رهبری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آیت الله مهدوی کنی

یک منبع آگاه گفت: آیت الله هاشمی رفسنجانی با ارسال پیامی از طریق نماینده خود به آیت‌الله مهدوی کنی از وی درخواست کرد تا برای ریاست مجلس خبرگان رهبری کاندیدا شوند.

یک منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس افزود: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـت‌الله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیت‌الله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ".
نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا می‌شدم، نزد مقام معظم رهبری می‌رفتم و ایشان تاکید می‌کردند که شما بیائید اما این‌بار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
به گفته این منبع آگاه چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیت‌الله مهدوی کنی به ایشان اعلام می‌کند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و می‌خواهد کاندیدای ریاست شود.
برخی شنیده‌ها حاکی از آن است که فشارهای ناشی از اطرافیان و برخی جریانات سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را وادار به تغییر تصمیم اولیه خود کرده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز در جلسه این مجمع گفت: "در اجلاس دوره قبل خبرگان رهبری، ریاست خبرگان را شخصاً به آیت‌الله مهدوی کنی پیشنهاد کردم و خود مایل به پذیرش آن نبودم ".