| روایت آیتالله مهدویکنی از تفسیرهای مارکسیستی و تفنگی |
| ساعت ۱٠:٤۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، موسوی خوئینی ها ، شهید مطهری |
|
تفسیرهایش مطلوبمنافقینبود/شهیدمطهری میگفت بشدت خطرناک است
گروه تاریخ انقلاب- یکی از مسائلی که پس از فتنه 88 رمزگشایی شد، نقش معنوی محمد موسوی خویینی ها در گروهک فرقان بود.به گزارش رجانیوز، سال گذشته ویژه نامه فرقان نشریه یادآور و ویژه نامه های رمز عبور روزنامه ایران در گزارش های مفصلی با استناد به اظهارات شخصیت های برجسته به تفسیرهای مارکسیستی موسوی خویینی ها در مسجد جوزستان در شمال شهر تهران پرداختند. یک سال پس از این افشاگری موسوی خویینیها در سایت شخصیاش به تکذیب اظهارات حجت الاسلام و المسلمین جعفر شجونی و دکتر علی مطهری پرداخت. خویینی ها تنها اظهارات شجونی را تکذیب کرد اما درباره اظهارات علی مطهری که گفته بود: «زمانی که رهبر انقلاب رئیس جمهور بودند با ایشان ملاقاتی داشتم فرد دیگری در آن جلسه حضور نداشت ایشان در این مورد نقل می کردند که یک بار آقای مطهری از من مطلبی را خواستند. ایشان گفتند: برو به این محمد خوئینی ها بگو این تفاسیری که داری از قرآن می کنی همه خلاف و تفسیری های مارکسیستی است. به او پیغام بده که حتما پیش من بیاید. من به او پیغام را دادم. بعد از چند ماه آقای مطهری از من پرسید پس چرا ایشان نیامد! همین نشان می دهد که این مسئله ذهن شهید مطهری را سخت مشغول کرده بود!» نیز به بیان خاطرات چهار دیدارش با حضرت آیت الله خامنه ای پیش از انقلاب پرداخت و نوشت که آیت الله خامنه ای به او گفته است که گودرزی را می شناسی یا نه؟ خویینی ها همچنین از پیامش به رهبر انقلاب اسلامی به واسطه حجت الاسلام مروی درباره همین اظهارات خبر داده و مدعی شده که حضرت آیت الله خامنه ای پس از گذشت بیش از 10 سال از هنوز پاسخی به این پیام نداده اند. اما فارغ از تلاش موسوی خویینی ها برای تبرئه خود از اتهام تفسیرهای مارکسیستی، آنقدر شواهد متعدد و متواتری وجود دارد که وی به این سادگیها و فقط با یک تکذیب نمیتواند خود را از این اتهام خلاص کند. بهعنوان یک نمونه دیگر در این زمینه، آیت الله مهدویکنی در کتاب خاطراتش بدون نام بردن از موسوی خوئینیها اما به نحوی که همه مصداق مورد نظر او را متوجه میشوند، نظرات استاد شهید مطهری درباره تفسیر های خویینیها را بازخوانی کرده و این تفاسیر را مطلوب منافقین، مارکسیستی، ماتریالیستی و تفنگی خوانده است. آیت الله مهدوی کنی در بخش "انشعاب در جامعه روحانیت مبارز" پس از یادآوری خاطرهی اختلاف نظرش با آقای اکبر هاشمی رفسنجانی درباره برخورد با بازجوهای ساواک، ریشه های انشعاب در جامعه روحانیت را مربوط به انحرافهای عقیدتی برخی از اعضا عنوان می کند. متن این بخش از خاطرات آیت الله مهدوی کنی به شرح زیر است: «همین جریانات بعد از انقلاب هم بروز پیدا کرد، بعضی ها در بیاناتشان -نمی خواهم از بعضی اعضای وقت جامعه روحانیت اسم بیاورم، اگر لازم به معرفی باشد، می گویم- حرف هایی می زدند که برای منافقین مطلوب بود، حتی آیات قرآن را طوری تفسیر می کردند که خلاف واقع بود. آقای مطهری از اینها خیلی ناراحت بود و می گفت این سبک تفسیر، تفسیر کمونیستی است. تفسیر ماتریالیستی است، تفسیر تفنگی است. تفنگی نه به معنای تندی بلکه اصلا مطالب را طوری دیگر تفسیر می کردند؛ به عنوان مثال در قرآن آمده است: والارض وضعها للانام. قرآن می گوید زمین را برای مردم قرار دادیم. این را به دو طریق می شود تفسیر کرد؛ یک وقت می گوییم این آیه در مقام بیان یک واقعیت تکوینی است، مثل این آیه قرآن که می فرماید: "وجعلنا الارض مهادا"؛ ما زمین را گهواره قرار دادیم. در اینجا خداوند جریان یک امر تکوینی را بیان می کند؛ یعنی می خواهد بگوید زمین را طوری خلق کردیم که مردم بتوانند از آن استفاده کنند. این آیه در مقام بیان حکم تشریعی نیست، ولی بعضی از همین آقایان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب این آیه را چنین تفسیر می کردند که مالکیت زمین، اشتراکی است "والارض وضعها للانام" یعنی زمین مال همه است، بنابراین، زمین اصلا مالکیت خصوصی ندارد. اینها برگرفته از افکاری بود که کمونیست ها داشتند، مارکس هم این حرف را می زد. چنین تفسیرهایی به صورت جزوه پخش می شد. جوان ها از این حرف ها خیلی خوششان می آمد، چون در آن زمان جو چپگرایی و کمونیست مآبی در مملکت غلبه داشت، لذا بعضی از آقایان معممین هم حرف ها را می زدند. ممکن است سوء نیتی هم نداشتند ولی برداشتشان اینطور بود. جوان ها هم واقعا دور آنها جمع می شدند و جمعیت خیلی زیادی را تشکیل می دادند، در جلسات آنها بیشتر از جلسات من شرکت می کردند. آقای مطهری -به خصوص- قبل از انقلاب، اینگونه تفسیرها را خطرناک می دانستند و می فرمودند پخش این گونه تفاسیر، خیلی خطرناک است و شدیداً این سبک تفکر را محکوم می کردند. من قبل از انقلاب، پنج شب آقای مطهری را به مسجدمان -مسجد جلیلی- دعوت کردم. در آن جلسات؛ دانشجویان و جوان ها حضور فعال داشتند. در آنجا جناب آقای مطهری بحثی را تحت عنوان علل گریز ایمان مطرح کردند که بعدا در کتابی به نام "علل گرایش به مادیگری" چاپ شد. ایشان علل مادیگری و گریز از ایمان را به صورت علمی بیان می کردند و بحث ها و نقدهای علمی را بر مسایل الحادی و ماتریالیستی و کمونیستی مطرح می کردند. شبی از آن شبها، اقای لاهوتی در آن جلسه حضور داشت، خیلی از این بحث ها ناراحت بود. می گفت آقای مطهری چه می گوید؟ چرا از این حرفها می زند؟ الان موقع این حرفها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن هم شاه است. ما باید برویم و از روی هدف مشترک با آن بجنگیم. بنده به ایشان گفتم وقتی که آقای مطهری آمد، به خودش بگو، چرا پای منبر نق میزنی، صبر کن پایین بیاید، با خودش صحبت کن. آقای مطهری از منبر پایین آمد. آقای لاهوتی گفتند آقای مطهری! من به شما اعتراض دارم. بحثهایی که شما میکنید، لغو است. الآن موقع این بحثها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن شاه است، همهی ما باید در مقابل او قرار بگیریم؛ کمونیست، غیرکمونیست، خداپرست، غیرخداپرست، مسلمان و غیرمسلمان! همه باید با هم آن هدف را بزنیم تا از بین برود، بعد مینشینیم بحث میکنیم. آقای مطهری گفتند شما اشتباه میکنید، اتفاقاً باید حالا صفهایمان را جدا کنیم. ما با کمونیستها هدف مشترک نداریم. دشمنی کمونیستها با شاه روی یک جهت است و دشمنی ما با شاه روی جهت دیگر است. اصلاً جهت، جهت واحد نیست. اگر الآن جهتگیریهای ما مشخص نشود، فردا که انقلاب انشالله پیروز شود، اینها میآیند و میگویند "حاجی انا شریک" ملت ایران با اکثریتی قاطع با شاه مبارزه میکنند و همه مسلمان هستند. علما و روحانیت هم یک عده قلیلی از آنها هستند، آن وقت شما همه را به یک صف میرانی و میگویی همه در یک صف قرار بگیرند؟ نه، این درست نیست. این اشتباهی است که شما مرتکب میشوید. آن وقت ما دیگر نمیتوانیم صفهایمان را جدا بکنیم. از الان باید صفهایمان جدا بشود. در عین حال که دشمن مشترک داریم، ولی مسائل اعتقادی و اصولی و جهانبینی باید مطرح بشود. والا از مقصد دور خواهیم شد. مقصود اینکه در آن زمان -خدا بیامرزد- آقای لاهوتی را که سبک تفکرش اینطور بود. او هم در جامعهی روحانیت بود، آقای مطهری هم در جامعهی روحانیت بود. بنابراین، هدف و راه مشترک به معنای پیروی از امام وجود داشت، اما کیفیت برخوردها، نحوه و حتی مبانی برخوردها با هم متفاوت بود، منتها در آن زمان جای دعوا نبود؛ چون ما در مقابل یک دشمن قوی قرار گرفته بودیم، اینجا دیگر جای دعوای شخصی نبود، زیرا غیرعقلانی بود که بین خودیها اختلاف ایجاد کنیم. پس از انقلاب این چیزها کم کم بروز پیدا کرد و مواضع مشخص شد. در واقع ابتدا هم در شورای انقلاب همین طرز تفکر وجود داشت تا اینکه به دولت جناب آقای موسوی رسید. در این زمان گروهی از نمایندگان مجلس موضعگیریهایی داشتند، اگرچه اینها از هواداران جامعهی روحانیت تلقی میشدند اما با ما اختلافهایی داشتند. این اختلافها چه در اقتصاد و چه در سیاست خارجی و حتی در بسیاری از سیاستهای داخلی، کم کم بروز پیدا کرد و سبب جدایی شد. (خاطرات آیت الله مهدوی کنی صفحه 318 تا 321)» |
|
| ادامه پاسکاری رسانههای فتنه و مردودین علیه جبهه پایداری |
| ساعت ۱٠:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، آیت الله مهدوی کنی ، جریان انحرافی |
|
روزنامه حامی قالیباف خواب توهین به آیتالله مهدویکنی را دید!
روزنامه تهران امروز از سری رسانههای پرشمار نزدیک به شهردار تهران که حمله به جبهه پایداری را جزو وظایف روزانه خود تعریف کرده است، امروز در صفحه یک خود با انتخاب تیتر "هجمه به آیتالله مهدویکنی" خواب توهین به دبیرکل جامعه روحانیت را دید.به گزارش رجانیوز، این روزنامه با انتشار مصاحبههای روز گذشته ستار هدایتخواه و علی محمد بزرگواری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای جبهه پایداری ادعا کرده است که آنها به آیتالله مهدویکنی توهین و هجمه کردهاند. این ادعا در حالی است که این دو نماینده صرفاً مواردی از انتقادهای موجود به سازوکار 7+8 را بیان کرده و در شرایطی که برخی گروهها بهدنبال بستن فضا و مطرح کردن این سازوکار معیوب بهعنوان وحی منزل هستند، بخشی از انتقادها را عنوان کردهاند. نکته جالب اینکه این گفتوگوها را سایت متمایل به فتنه ایلنا منتشر کرده بود که در طی هفتههای اخیر در یک پروژه مشترک با سایتها و روزنامههای نزدیک به برخی از مردودین فتنه 88 علیه جبهه پایداری وارد عمل شده است. ایلنا در پروژهای که از روز گذشته کلید زده، علاوه بر ادامه دادن فاز تخریب جبهه پایداری با چهرههای تخریبگر تکراری مانند محسن یحیوی، فاز جدیدی نیز طراحی کرده که بر مبنای آن با برخی از اعضای جبهه پایداری، سخنان آیتالله مهدویکنی را مبنی بر اینکه "اهل شرط و شروط نیستم و این موارد را نمیپذیرم" به بحث میگذارد تا در صورت بیان انتقادهای ولو منطقی، در ادامه پروژه سایر رسانههای این حلقه مأمور به تیتر زدن و طرح ادعای "هجمه" و "توهین" شوند. ادامه پاسکاری این رسانهها علیه جبهه پایداری برای حفظ ساز و کار 8+7 در حالی است که تاکنون به ابهامهای جبهه پایداری که به صورت مکتوب نیز در اختیار دبیرکل جامعه روحانیت و رئیس جامعه مدرسین قرار داده شد و در جلسه نمایندگان جبهه پایداری و گروه هفت نفره داوری و نظارت اصولگرایان نیز همین نامهها قرائت شد، داده نشده است و بهنظر میرسد این فضاسازیها با هدف فرافکنی در قبال همان ابهامها صورت میگیرد. در آن نامه با یادآوری بیانات رهبر انقلاب مبنی بر رعایت احترام انتخابات و دخالت نکردن قوا در امر انتخابات، و همچنین پرهیز نمایندگان از نزدیک شدن به کانونهای قدرت و ثروت در زمینه حضور نمایندگان آقایان لاریجانی و قالیباف در کمیته وحدت اصولگرایان طرح ابهام و انتقاد شده بود. همچنین با اشاره به عملکرد این دو شخصیت در جریان فتنه 88 و همچنین خارج از چارچوب 6+5 عمل کردن در جریان انتخابات مجلس نهم نسبت به سهم دادن ویژه به آنها خارج از چارچوب احزاب و جریانهای اصولگرا اعتراض شده بود. در ادامه عیناً متن مصاحبههای ایلنا با هدایتخواه و بزرگواری که با سؤال سفارشی "نظر شما پیرامون سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که به صراحت گفتهاند شروط جبهه پایداری را نمیپذیرند، چیست؟" انجام شده، منتشر میشود: یک عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی نسبت به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که گفته بود شروط جبهه پایداری را نمیپذیریم واکنش نشان داد و گفت: جبهه پایداری پیشنهادات خود را ارایه کرده است، حال اینکه بزرگان بپذیرند یا نپذیرند قطعا در مورد مسوولیت بعدی اش و نتایج و پیامدهایی که خواهد داشت، خودشان پاسخگو خواهند بود. ستار هدایتخواه نماینده مجلس شورای اسلامی و از اعضای جبهه پایداری در گفت وگو با خبرنگار پارلمانی ایلنا، در مورد سخنان آیت الله مهدوی کنی مبنی بر نپذیرفتن شروط جبهه پایداری، اظهارداشت: پیشنهاد جبهه پایداری به نفع جریان اصولگراست. وی در مورد دلایل سخن خود گفت: دلیل این که جبهه پایداری چنین پیشنهادی را داده، این است که اولا حضور نماینده اشخاص در جبهه متحد اصولگرایی هیچ توجیه منطقی ندارد؛ چون اگر بگوییم رییس مجلس است، رییس دولت و رییس قوه قضاییه هم باید نمایندهای داشته باشند و اگر بگوییم ایشان دارای پایگاه اجتماعی است کسانی دیگری هم هستند که پایگاه اجتماعی اشان از این فرد قوی تر است و همین طور اینکه شهردار یک شهر بیاید نماینده داشته باشد و برای کل کشور تصمیم گیری کند از لحاظ افکار عمومی قابل قبول نیست. این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی، اضافه کرد: جریان اصولگرا هم باید به گونهای حرکت کند که افکار عمومی را قانع کند. وی تصریح کرد:یکی دیگر از دلایل اصرار جبهه پایداری برکنار گذاشته شدن نمایندگان آقایان لاریجانی و قالیباف از جبهه متحد اصولگرایی این است که اینها پایگاه اجتماعی ندارند، چرا که در حال حاضر قشر عظیمی از نیروهای ولایی اصولگرا و به تعبیر مقام معظم رهبری این رویشهای جدید اصولگرا و ولایی نسبت به حضور این افراد در جبهه متحد اصولگرایی ایراد و اشکال دارند. هدایتخواه افزود: این جوانان حزب اللهی و ولایی اصولگرا، خیلی از کسانی را که در حال حاضر در کمیته 8+7 تصمیم گیر هستند، به جز جامعتین و آنهایی که مرزی الطرفین هستند و فقط داوری میکنند را نماینده خودشان نمیدانند و به همین جهت است که جبهه پایداری برای این که جریان اصولگرا بتواند پایگاه عظیم تری در میان مردم و به ویژه جوانان کسب کند و آرای بالاتری داشته باشد این پیشنهادات را داده است.
یک عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در واکنش به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی مبنی بر اینکه شروط جبهه پایداری را نمیپذیریم، اظهارداشت: آیت الله مهدوی کنی خودش هم ادعا ندارد معصوم و بیگناه است؛ او هم یک بشر است از این رو 4 الی 5 نفر از پیشکسوتان اصولگرا که بروند پیش ایشان و درباره جبهه پایداری خلاف واقع و طور دیگری حرف بزنند، شاید سبب شود که ایشان ما را در جبهه پایداری به عنوان یک جریان افراطی و تندرو حساب کنند. حجت الاسلام والمسلمین سید محمد علی بزرگواری نماینده مجلس شورای اسلامی و از اعضای جبهه پایداری در گفتو گو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به این سوال که نظر شما پیرامون سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که به صراحت گفتهاند شروط جبهه پایداری را نمیپذیرند، چیست؟ اظهار داشت: آیت الله مهدوی کنی باید نقش پدری خود را در وحدت اصولگرایان عمل کند و ما خواهان همین هستیم یعنی میگوییم در حال حاضر آیت الله مهدوی کنی در جایگاهی قرار گرفتهاند که باید به گونهای رفتار کنند که حتی اصلاح طلبانی که خط قرمزها را رعایت میکنند و اصول انقلاب را قبول دارند آنها را در بر بگیرند، نه اینکه حتی بیایند جبهه پایداری را که همه بچه بسیجیها و حزب اللهی و مسجدیها و هیاتیها در آن هستند به عنوان یک جبهه افراطی معرفی کنند. وی افزود: ما خواهش داریم از این پیشکسوتها و ریش سفیدهای اصولگرایان نروند ذهن علما و بزرگانی مثل آیت الله مهدوی کنی را نسبت به جبهه پایداری و بچه حزب اللهیها خراب کنند. این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی، اضافه کرد: حال اگر افرادی توانستند در مورد جبهه پایداری اثر منفی روی آیت الله مهدی کنی بگذارند ما در تبعیت از رهبری حرکت میکنیم یعنی اگر جایی لازم باشد سکوت کنیم، بسان خار در چشم و استخوان در گلو سکوت میکنیم، چرا که ما فدایی رهبری هستیم و اگر لازم باشد سکوت میکنیم، با علما در نمیافتیم منتهی خواهش ما از آقایان این است که قدری حوزه فکری شان را وسیع تر کنند. وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره فعالیت جبهه پایداری گفت: در واقع آن چیزی که ما از جبهه پایداری میفهمیم این است که این جبهه برای آن به وجود آمده تا خط بچه حزب اللهیها، اصولگراهای اصیل، هیئتیها و بسیجیها را با خط انحرافی جدا کند. بزرگواری اضافه کرد: همه ما حامی دولت بودیم و همه ما حامی آقای احمدینژاد بودیم و این تشکیلات جبهه پایداری را به وجود آوردیم تا خط انحرافی را انگشت نما کنیم و همچنین افکار ننگی که آنها دارند در دامن اصولگراها و بچه حزب اللهیها ننشیند. وی تصریح کرد: پس اینطور نیست که تمام آنهایی که در شکل دهی دولت نهم و دهم و ریاست جمهوری آقای احمدینژاد و روی کارآمدن آن نقش داشتن با جبهه انحرافی یکی باشند، چرا که جبهه انحرافی یک اقلیتی هستند که در برخی مناصب جا خوش کردهاند. بزرگواری با اشاره به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی، گفت: ما معتقدیم آیت الله مهدوی کنی در راس خبرگان است، یعنی جایی که جایگاه رهبری و تعیین کننده رهبری است و از این رو از این جایگاه بسیار با ارزش است و نباید در حوزه حزبها و گروهها کوچک شود. وی افزود: باید سایه چنین جایگاهی بر همه اصولگرایان و همه مملکت باشد و ایشان هم بداند که جبهه پایداری در تقویت ایشان و خبرگان و رهبری حرکت میکند. بزرگواری با بیان اینکه نباید آیت الله مهدوی کنی، جبهه پایداری را افراطی و تندرو حساب کند، گفت: اگر همین جبهه پایداری را بررسی کنیم میبینیم که بچه حزب اللهیها، مذهبیها، هیئتیها و بسیجیهایی هستند که همینها بودند که توانستند جریان فتنه را از کف خیابان جمع کنند و اینها مطیع رهبری هستند. |
|
| با انتشار یک نوشته سفارشی |
| ساعت ۱٠:۱٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، جریان فتنه ، اصولگرایی |
|
عصبانیت از بازخوانی تخریبها علیه آیتالله مهدویکنی/ سایت متمایل به فتنه نگران وحدت اصولگرایان شد!
در حالی که برخی افراد قصد دارند با سوء استفاده از فاصله گرفتن زمانی با دوره فتنه 88، خود را به جریان اصولگرایی و بعضاً مرکزیت تصمیمگیری برای اصولگرایان قالب کنند، رجانیوز اقدام به بازخوانی مواضع این افراد کرد که بهنظر میرسد این گزارشها که صرفاً بازخوانی مواضع در مقطع سرنوشتساز فتنه است، برای آنها گران تمام شده است. به گزارش رجانیوز، در حالی که پیش از این محمد رضا باهنر تلویحاً به این رویکرد اعتراض کرده و مدعی شده بود که با تعریف جبهه پایداری 20 نفر بیشتر اصولگرا باقی نمیمانند، سایت معلق میان توقیف و خبرسازی نیز با انتشار نوشتهای سفارشی برای حمیدرضا کاتوزیان که در سلسله گزارشهای رجانیوز مواضع او نیز بررسی شده بود، سینهچاکی کرد. نکته جالب اینکه سایت منتشر کننده این مطلب که جزو رسانههای فعال به نفع فتنه بوده و در این زمینه چند بار توقیف و برخی از گردانندگان آن نیز بازداشت شدهاند، نگران اصولگرایان شده و این نوشته سفارشی را با عنوان "پروژه اختلاف افکنی در بین اصولگرایان" منتشر کرده است. در نوشته منتشر شده در سایت معلق میان توقیف و خبرسازی عنوان شده است که رجانیوز توسط چند جوان جویای نام اداره میشود و اکثر آنها به دلیل کمتجربگی و شور جوانی از بینش عمیق تحلیل مسائل سیاسی کم بهرهاند. در عین حال، چون این نوشته به هواخواهی آقای کاتوزیان منتشر شده و وی نیز عضو ستاد انتخاباتی بود که به نام اصولگرایان در حمایت از موسوی جعل شده بود، بد نیست وی فیلم مناظره احمدینژاد- موسوی را بازبینی کند تا متوجه شود که رئیسجمهور مطلوب او نام رجانیوز را با چه عصبانیتی مطرح کرد. نکته قابل توجه دیگر اینکه، سایت مزبور که جزو تخریبکنندگان آیتالله مهدویکنی در آستانه اجلاسیه خبرگان اسفند ماه گذشته بود، از اینکه رجانیوز این موضوع را نیز در گزارشی یادآوری کرد، آشفته شده و در این نوشته عنوان کرده است: «در جدیدترین حرکت از این پروژه که گویا قرار است به شکل گسترده توسط این سایت انشعابی از جریان انحرافی پیگیری شود، کوشیده شده با بازخوانی یکجانبه و غیر منصفانه عملکرد ماههای اخیر برخی چهرههای شاخص اصولگرا، خط خبری شکاف در میان اصولگرایان پی گرفته شود. این در حالی است که همزمان با تعریف ظاهری از شخص آیت الله مهدوی کنی، دائما روند مورد نظر ایشان و بزرگان اصولگرا برای وحدت که همان کمیته 8+7 است و از قضا خود این افراد هم به آن راه داده شده اند، با انواع خبرسازی و تحلیل زیر سوال می رود.»
اما در ادامه، نویسنده مطلب سفارشی حرف دل خود را گفته و از اینکه مواضع باهنر و کاتوزیان (که در بالاتر از آنها به عنوان چهرههای شاخص اصولگرا یاد شده است!) مورد بازخوانی رجانیوز قرار گرفته است، اظهار عصبانیت میکند تا معلوم شود که نگرانی در اصل برای اصولگرایان نیست، بلکه برای افرادی از جنس گردانندگان همین سایت است که به اسم اصولگرایی در دوره فتنه در جبهه مقابل بازی کردند. در این نوشته که اگر کاتوزیان قصد داشت مطلبی بهعنوان جوابیه بنویسد، با همین ادبیات مینوشت(!)، در حالی که یکی از ابهامهای جدی در مورد مواضع کاتوزیان همراهی او با عوامل کشتهسازی در ماجرای سعیده پورآقایی است (و در گزارش کمیته سه نفره قوه قضائیه نیز بر این موضوع تصریح شده است)، ادعا شده که وی بهخاطر وظایف نمایندگیاش پیگیر اتفاقهای کهریزک و کوی سبحان بوده، با این حال، هیچ توضیحی در مورد ماجرای پورآقایی و جوسازیهای ضدانقلاب داخلی و خارجی داده نشده است. در بخش دیگری از این سینهچاکی سفارشی برای کاتوزیان، به موارد دیگری از انتقادهای رجانیوز واکنش نشان داده شده و با یک فرافکنی آشکار اظهارات کاتوزیان نماینده حامی موسوی در ایام انتخابات مبنی بر درخواست رد صلاحیت احمدینژاد اینگونه توجیه شده است: «اینکه نمایندهای در جایی گفته باشد خط قرمز کشور ولایت فقیه است و شورای نگهبان باید در صلاحیت و کفایت رییسجمهور تجدید نظر کند، نمیتواند دلیلی بر ناحق بودن او باشد، چرا که با تحصن خانگی 11 روزه آقای رییسجمهور بر همگان ثابت شد که وی ولایتپذیری لازم را ندارد و چه بسا اگر برخی مصلحت سنجیها نبود تا به حال کار به برکناری او هم کشیده بود.» در پایان نوشته سفارشی نیز به بخش دیگری از گزارش رجانیوز که در آن، طفره رفتن کاتوزیان از حضور در برنامه تلویزیونی "دیروز امروز فردا" یادآوری شده بود، اشاره و در حالی که این برنامه نقش مؤثری در روشنگری فتنه داشت، با آسمان ریسمان بافتن، تعبیر از وحید یامینپور به "مجری اخراجی که با برنامهاش بر طبل اختلافها کوبید و از نشریه 9 دی سردرآورد که آنهم توقیف شد"، سرانجام به این سؤال پاسخ داده نشده است که چرا آقای کاتوزیان نهایتاً حاضر نشد فتنهگریهای جریانی را که وی حامی آن بود، محکوم کند. به هر حال بهتر بود نویسنده این نوشته سفارشی بهجای انتشار آن در سایت متمایل به جریان فتنه و اظهار نگرانی برای انشعاب اصولگرایان در این سایت، تریبون دیگری بهعنوان نمونه سایت خبرآنلاین را انتخاب میکرد که بهطور منظم مصاحبههای آقای کاتوزیان را نیز منتشر میکند. |
|
| مروری بر مواضع رجا و برخی دیگر از رسانهها در انتخابات خبرگان |
| ساعت ۱۱:٥٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، سایت رجانیوز ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری |
|
یک ذره حب ریاست و دنیا در آیتالله مهدویکنی ندیدم/ سایت فتنهگر: علما به آقای مهدوی تذکر دادهاند که ایشان موجب شکاف شده است!
در چند روز گذشته رسانه های نزدیک به شهردار تهران در یک خط تبلیغاتی مدعی تخریب آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیر جامعه روحانیت مبارز تهران شدند. این رسانه ها که برای این دروغشان مستندی ندارند می کوشند تا با تکرار این ادعا، نوعی تواتر رسانه ای را در افکار عمومی ایجاد کنند.
در این زمینه رجانیوز در ادامه بررسی مواضع شخصیت های سیاسی ، به مرور اخبار پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز در ماجرای انتخابات هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری و بررسی مقایسه ای این اخبار با سیاست خبری رسانه های که هم اکنون تبدیل به مدافعان مکانیزم7+8 شده اند، می پردازد.
آیتالله مهدویکنی موفقیت خوبی را در ریاست خبرگان به دست میآورد 11 اسفند:
|
|
| روزنامه ای دولتی نوشته روحانیت اصلا چه کاره است که...؟! |
| ساعت ۱٢:۳٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، آیت الله مهدوی کنی |
|
باید در کارهای سیاسی و اجتماعی، شئونات اخلاقی را کاملاً رعایت کنیم و از دایره انصاف بیرون نرویم.../ آقای محسن رضایی، روزی تشریف آوردند دفتر بنده و... من از بیان و رفتار ایشان خوشحال شدم و از این برخورد تقدیر میکنم، ولی از طرفی، برخی دوستان دیگر کم لطفی کردند و در نامهای که فرستادهاند، آمرانه وارد میدان شدهاند... آیت الله مهدوی کنی در نخستین نشست شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان (7+8) که در تاریخ سیزدهم مرداد ماه سال جاری برگزار شد، گفت: ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. معنای اصولگرایی این است که شاخص اقدامات ما اصول باشد، نه افکار گروهی و خصوصی ما.به گزارش «تابناک»، یکی از توصیههای ایشان در این سخنان، پذیرش ترکیب موجود 8+7 از سوی همه گروه های اصولگرا بود که طی آن از دیدارش با محسن رضایی سخن گفت و از اینکه او پذیرفته است، مواضعش را به وی و گروه هشت نفره ارایه داده و درخواست نمایندهای جدا در این ترکیب نکند، ابراز خرسندی کرد. اما آیتالله مهدویکنی، دو گلایه مهم نیز داشت؛ نخست از آنها که در نامهای آمرانه، وارد میدان شدند و مطالب خوبی ننوشتند و دوم از روزنامه رسمیدولتی که نقش نهاد روحانیت را نادیده گرفته و میگوید روحانیت اصلاً چه کاره است؟ گزیده سخنان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران و رییس مجلس خبرگان رهبری که با یک هفته تأخیر منتشره به شرح زیر است: ـــ آغاز نشست کمیته وحدت در ماه رمضان را به فال نیک گرفته و امیدوارم که این حرکت، حرکتی خدایی، معنوی و با برکت بوده و نتیجه مبارکی برای انقلاب و اسلام داشته باشد. از گروههای مختلف که به ندای جامعتین پاسخ گفتند، متشکرم. این پاسخ به نشانه تعهد شما به انقلاب، نظام و رهبری است، چرا که جامعه روحانیت و جامعه مدرسین همواره در مسیر امام، انقلاب و رهبری حرکت کردهاند. هر جا که روحانیت با بصیرت و وحدت وارد شده است، نتیجه خوبی داشته و در مواقعی که وارد قضایا نشده یا اگر وارد شده، نیمه راه کار را رها کرده، نتیجه مطلوبی برای کشور نداشته است. ـــ مقصود از وحدت آن نیست که همه گروهها، یک فکر واحد داشته باشند. این مسأله اصلاً شدنی نیست. معنای وحدت از نظر ما این است که در این محدوده با حفظ اصول و احکام شرع، پس از شنیدن نظریات و سلایق، جمع بندی کنیم و به یک نظر جمعی برسیم. معنای وحدت در میان مسلمانان یا گروه ها نیز همین است. تدوین اصول در منشور اصولگرایی که مورد پذیرش بیشتر برادران اصولگرا قرارگرفت، نیز با همین هدف انجام شد. البته در مقام تطبیق یا مصادیق ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد، که با گفت وگو حل شدنی است. ـــ باید توجه کنیم که اگر چه افراد حاضر در این دو کمیته (که به عنوان 8+7 مقبول واقع شده) همچنین ما و آقایانی که در مقام اجرا مسئولیت بیشتری خواهند داشت، به حسب ظاهر نماینده گروه ها هستند، اما شاخص و معیار عملکرد همه ما اصول منشور اصولگرایی باید باشد. اگر ما از این نمایندگی تفسیر گروهی انجام دهیم، ممکن است بحث سهم خواهی مطرح شود که درست هم نیست. ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. هدف ما از گردهم آیی رسیدن به همان فکر جمعی است، نه اینکه به دنبال افزایش نفوذ خود و کاهش نفوذ دیگران باشیم. اگر این گونه فکر کنیم، اصلاً اصولگرا نیستیم. ـــ بنده، آیت الله یزدی و دیگر دوستانی که در این گروه هستند نیز نمیخواهیم خواسته ها و نظریات خود را به دیگران تحمیل کنیم. فرض بر این است که این افراد هرچند منسوب به گروهی هستند، اما بی طرف هستند. برخی از دوستان میگویند در جمع این هفت نفر، یک نفر هم از گروههای دیگر اضافه بشود. بنده فکر میکنم این برخورد ناشی از سوءظن است؛ یعنی فکر میکنند که ممکن است ما افکار و نظرات خود را تحمیل کنیم. اینکه بگوییم در داوری یک نفر هم از ما باشد که خواستههای ما را نیز بگوید، نشان از بی اعتمادی به یکدیگر دارد و با این تصور، تا آخر مسأله حل نخواهد شد. ـــ افرادی که اینجا گردآمده اند، خودشان را نماینده همه افراد بدانند؛ افراد و گروههایی هم که اینجا گردآمده اند(چه آن هفت و چه این هشت)، باید مصالح و شاخص ها را طبق همان اصول منشور اصولگرایی که تدوین شده و اصول قانون اساسی در نظر بگیرند و در نظر داشته باشند که در واقع نماینده یک جریان خاص نیستند و خودشان را نماینده همه افراد بدانند. ـــ آقای محسن رضایی روزی تشریف آوردند دفتر بنده و گفتند بالاخره من هم اصولگرا هستم یا نه؟ نکند میخواهید من را از اصولگرایی حذف کنید؟ پس یک نفر را هم برای ما بگذارید به عنوان نماینده. به ایشان عرض کردم، بالاخره دوستان زیادند. افرادی که در این انقلاب خدمت کردهاند و هر کدام جایگاه خاص خودشان را دارند. از طرفی افزایش جمعیت در این گونه امور باعث دشواری تصمیم گیری میشود و اگر ما بخواهیم اینطور از افراد دعوت کنیم، به حَدِّ یقِف نخواهیم رسید. شما نظراتتان را بفرمایید، بنده و اعضای گروه هشت نفره، بیان کننده نظرات شما نیز خواهیم بود. ایشان هم قبول کردند و حتی در مصاحبهای نیز این مطلب را عنوان کردند. من از بیان و رفتار ایشان خوشحال شدم و از این برخورد تقدیر میکنم. اما از طرفی برخی دوستان دیگر کم لطفی کردند و در نامهای که ارسال کردهاند، آمرانه وارد میدان شدهاند. مطالبی که در آن نامه نوشته شده، خیلی خوب نیست. البته امیدواریم آنان نیز در جلسات دیگر حاضر بشوند. چرا که بنای جامعتین این بود که ما دعوت کننده و هادی به وحدت باشید. محور این وحدت هم که مورد پرسش برخی بزرگان قرار گرفته، همان اصولی است که همه قبول داریم. ـــ ما باید در کارهای سیاسی و اجتماعی شئونات اخلاقی را کاملاً رعایت کنیم و از دایره انصاف بیرون نرویم. بنا بر فرمایش های امام و مقام معظم رهبری، مواظب باشیم که مبادا حرفی را به یکدیگر و حتی به گروههایی که با آنها مخالفیم، نسبت بدهیم که مخالف شرع و اخلاق باشد. در برخورد با مخالفین هم باید با منطق و استدلال نظراتشان را رد کرد. اما توهین کردن به افراد کار درستی نیست. نسبتهای ناروا، غیبت، تهمت (که متاسفانه در مسایل سیاسی رواج دارد)، تحلیلهای نادرست و سوءظن منشأ بسیاری از سخنان بیمبناست و بنده جداً عرض میکنم که اگر انقلاب را به این امور آلوده بکنیم، صدمه خواهد دید. ـــ کار خلاف به اسم دین و خدمت به مردم، به انقلاب ضربه میزند. ما معتقدیم علاوه بر این عوامل ظاهری و مادی که همه دنیا قبول دارند، عوامل دیگری هست که در حوادث این عالم و به خصوص برای مؤمنین مؤثر است. ما دست نیاز به سوی گروههای خارج از این جمع دراز میکنیم و پذیرای نظریات و پیشنهادهای آنان هستیم. باید به صورت واقعی نظرات همه گروههای اصولگرا مورد توجه قرار گرفته شود و در تصمیم سازی ها مشارکت داشته باشند. ـــ باید توجه داشته باشیم که قوانین و مقررات را سرلوحه فعالیتمان قرار دهیم. اماممان تأکید داشتند که قوانین جمهوری اسلامیکه مورد پذیرش قرار گرفته، لازم الاجراست و باید به آن عمل شود. نادیده گرفتن قوانین و مقرراتی که مورد قبول مجلس و تأیید شورای نگهبان قرار گرفته خلاف نظام اسلامی ماست. بنده معتقدم توجه به این مسأله میتواند در پیشرفت فعالیتهای ما تأثیر زیادی داشته باشد. ـــ توجه داشته باشید که مصاحبهها و سخنرانیها نباید به گونه ای باشد که دشمنان را خوشحال کند. هم اکنون که کمی بحث جدایی (که انشاءالله رفع میشود) مطرح شده، میبینید که رسانههای بیرونی و داخلی چقدر جنجال به پا کردهاند که این گروه شرکت کرده و آن گروه شرکت نکرده است. ممکن است در مواردی مصلحت نباشد که ما اظهار نظر کنیم، دشمنان ما سخنانی که ما نگفته ایم را در بوق و کرنا میکنند، چه برسد به سخنانی که میگوییم. ـــ کنار گذاشتن روحانیت ظلم به انقلاب است. اسلام منهای روحانیت و نظام منهای روحانیت، خواسته دشمنان اسلام و انقلاب است. ما باید روحانیت را حفظ و تقویت کنیم. اینکه ما این نهاد و نقش آن را، آن هم در یک روزنامه رسمیدولتی نادیده بگیریم، ظلم است. اینها مصیبت است که انسان میشنود که میگویند روحانیت اصلاً چه کاره است؟ اینها کم لطفی است و باعث سوء استفاده دشمن میشود. ـــ اینکه برخی بزرگان نمیخواهند وارد مسایل جزیی بشوند، به خاطر حفظ شئون روحانیت است، اما ما بنا بر نظر حضرت امام در مسایل سیاسی در آن حدی که صلاح باشد، باید حضور داشته باشیم. ما باید الان حریم خودمان را حفظ کنیم، وقتی ما احترام یکدیگر را حفظ نمیکنیم، میخواهید دشمنان، احترام ما را حفظ کنند؟ ـــ باید به گونهای افراد را برای حضور در مجلس انتخاب کنیم که تمام گروههایی که در کشور مؤثر هستند، از اصناف گوناگون، خانمها، دانشگاهیان و... در مجلس حضور داشته باشند و اگر بتوانیم ترکیبی از همه گروهها داشته باشیم، بسیار مناسبتر است. به جای اینکه بر مبنای وابستگیها گزینش کنیم، مبنای ما انتخاب اصلح بر اساس اصول و شایستگیها باشد. ـــ باید نامزدها و گروههای شرکت کننده در انتخابات به آن توجه کنند، صرفه جویی و پرهیز از اسراف است. در شرایطی که مردم گرفتاریهای اقتصادی دارند، تبلیغات پر زرق و برق، باعث اثر منفی در ذهن آنان خواهد بود. نکته دیگر اطلاع رسانی درست و بموقع است. تصمیماتی که این کمیته 8+7 میگیرند، حتماً به آگاهی مردم برسد. ـــ آخرین نکته که بسیار اهمیت هم دارد، توجه و دقت نسبت به رهنمودهای مقام معظم رهبری در خصوص انتخابات است. توجه داشته باشیم که حفظ ولایت و نظام، همچنین متأثر نشدن از مواضع و مواقع قدرت و ثروت که ایشان فرمودند، سرلوحه قرار گرفته و بیانات و پیام های ایشان همیشه مورد توجه باشد. امیدوارم که این جلسه منشأ خیر باشد. |
|
| تعریض آیتالله مهدویکنی به نامه جبهه پایداری بدون پاسخ به ابهامات 8+7 |
| ساعت ۱٢:٢٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی |
|
سخنان آیت الله مهدوی کنی در کمیته 8+7 (شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان) که در تاریخ 13 مرداد ایراد شده است، منتشر شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران، مشروح سخنان آیت الله مهدوی کنی در این جلسه بدین شرح است: ماه مبارک رمضان تبریک ماه مبارک رمضان و آغاز به کار کمیته وحدت تشکر از پاسخ به دعوت جامعتین تدوین منشور اصولگرایی سالگرد مشروطیت و آسیب شناسی حضور روحانیت لزوم درس گرفتن از دوره مشروطیت محور وحدت جمع بندی مسایل بر محور منشور اصولگرایی عضویت افراد در گروه ها به معنای سهم خواهی نباید باشد جامعه روحانیت حزب یا حتی صنف نیست رعایت شئونات اخلاقی در فعالیت سیاسی بقای انقلاب وابسته به صفا و صمیمیت است آمادگی گروه 8+7 برای پذیرش نظرات و پیشنهادهای اصولگرایان رعایت قانون عامل پیشرفت پرهیز از جنجالهای رسانه ای اسلام و نظام منهای روحانیت خواسته دشمنان است مبنای انتخاب افراد صلاحیت نه وابستگی پرهیز از اسراف در تبلیغات اطلاع رسانی تبعیت از رهنمودهای رهبری در خصوص انتخابات |
|
| ماجرای کنارهگیری آیت الله مهدوی کنی به نفع آیت الله خامنهای |
| ساعت ۱۱:٤۱ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، آیت الله مهدوی کنی ، اصولگرایی |
|
نقش آیتالله مهدویکنی در ایجاد وحدت میان اصولگرایان در انتخاباتهای مختلف تعیین کننده بوده است. ایشان همیشه با بیان اینکه باید همه زیر یک علم جمع شوند، از تشتت آرای اصولگرایی انذار دادهاند. /اگر قبول بکنم، دلم میخواهد کسی نخستوزیر باشد که بتوانم با او چون و چرا داشته باشم، مهدوی برادر بزرگ ماست. ما نمیتوانیم از او پاسخ بخواهیم. این تعبیر ایشان در آن وقت بود... اما اینکه آیا مهدوی باشد یا نباشد، من دو تا پاسخ دادم؛ اولاً من اگر هم برادر بزرگ باشم، نشان دادهام که روح ناسازگاری ندارم. اینطور نیست که تکروی داشته باشم و هرچه خودم میپسندم انجام بدهم. من اهل دعوا و استبداد نیستم.مسئله دیگر هم این بود که گفتم اگر شما از بودن من خیلی ناراحت هستید، من استعفا میدهم که شما ناراحت نباشید و.. نگاهی به سابقه تلاش برای ایجاد اتحاد اصولگرایی شفاف: |
|
| به نظرات آیتالله مهدوی کنی پایبندیم |
| ساعت ۱:۱٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله مصباح یزدی ، اصولگرایی |
|
تمام مباحث و صحبت هایمان و حتی صحبتهای آقای مصباح همین است در هیچ کدام بحث جدا شدن نیست بلکه میخواهیم مکمل باشیم و در صحبتهای آیتالله مهدوی کنی هم بیشتر به همین مبحث است و تمام سعی ما هم این است که در دل این بحث حضور یافته و کمکی به اتحاد اصولگرایان داشته باشیم مگر آنکه اتفاق خاصی بیفتد و تا کنون تمام سعی و تلاشمان این است که در راستای انسجامی که پیش آمده ومخصوصا نظر آیتالله مهدوی کنی و آقای یزدی حرکت کنیم انشاءالله تا آخر هم راهمان را ادامه میدهیم و درکل در یک جبهه خواهیم بود. شفاف: ولی اسماعیلی که تا سال گذشته به عنوان سخنگو و عضو هیات رئیسه فراکسیون انقلاب اسلامی در راهروهای مجلس اخبار فراکسیون متبوعش را به خبرنگاران میداد به گفته خودش با انتخاب بهعنوان عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان ، دیگر کمتر از جلسات و تصمیمات دوستانش در فراکسیون انقلاب مطلع است. اما این موضوع باعث نشده که از همکاران خود برای حضور در جبهه پایداری عقب بماند. او که خود را فردی از اعضای اولیه شکل گیری جبهه پایداری میخواند معتقد است که این جبهه برای پرکردن خلأها و مسائل اخیری که در دولت و ریاستجمهوری رخ داده مانند گروه انحرافی، تشکیل شده و با هدف وحدت بیشتر اصولگرایان، نه تنها موجب انشقاق نمیشود بلکه به حضور با انگیزهتر افراد در انتخابات کمک خواهد کرد. |
|
| جلسه کمیته اصولگرایان و آیةالله مهدوی کنی |
| ساعت ۱٢:۳۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله مصباح یزدی ، اصولگرایی |
|
اعضای شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان بر لزوم عبرتآموزی از تفرقه در نهضتهایی مانند مشروطیت و اتحاد اصولگرایان تاکید کردند. |
|
| برخی اتفاقات 22 ساله اخیر سنگینتر از حوادث دوران امام بود |
| ساعت ۱٢:٥۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری ، مقام معظم رهبری |
|
رئیس مجلس خبرگان رهبری در خصوص مدیریت مقام معظم رهبری در حوادث خاص مثل فتنه سال گذشته گفت: جریان مدیریت انقلاب در حوادث 22 سال اخیر بسیار خوب بوده گرچه شاید بعضی از اتفاقاتی که در این مدت افتاده است سنگین تر از حوادث دوران امام بوده است. به گزارش خبرنگارمهر آیت الله محمدرضا مهدوی کنی در نشست خبری که قبل از برگزاری دومین جلسه هیئت رئیسه مجلس خبرگان با اصحاب رسانه داشت با اشاره به استحکام نظامی که بنیانگذار جمهوری اسلامی بنا نهاد گفت: با تمام اختلافاتی که وجود داشته این نظام همواره پابرجا بوده و علتش هم تکیه امام به روحانیت و دین بود حتی بسیاری فکر نمی کردند که یک مرتبه خبرگان به حضرت آیت الله خامنه ای برسند و یا در همین انتخابات اخیر میان بنده و آقای هاشمی دعوایی بوجود آید ولی با همه اختلاف سلیقه ای که وجود داشت هیچ دعوایی بوجود نیامد و کار به روال خود ادامه یافت. وی افزود: حال ما باید هر سال امام را در سالگرد ارتحال ملکوتی شان یاد بکنیم زیرا چنین روزهایی یوم الله است. مردم یادشان نرود که امامی داشتند و چه فداکاری ها و اقداماتی را انجام دادند تا انقلاب حفظ شده است. رئیس مجلس خبرگان با اشاره به بحث اخیر در خصوص جریانات انحرافی گفت: من همان موقع به رسانه ها گفتم که این جریان هیچ کاری نمی تواند بکند زیرا در یکی از روزهای آخر عمر امام اهالی حل و عقد کشور جمع شده بودند در همان جا حضرت امام خمینی(ره) فرمودند من به شما دو مطلب را می گویم اول اینکه این انقلاب جا برای خود باز کرده و دشمنان نیز نمی توانند کاری بر علیه آن انجام دهند. وی با اشاره به اینکه این انقلاب یک جریان قوی داشته است و یک کودتا نبوده که عده ای نظامی را تغییر داده و عده ای را نیز از بین ببرند بلکه یک فرهنگی از این بابت شکل گرفته است، تصریح کرد: حرف دوم امام این بود که اگر شما به جان هم بیفتید دشمن نیز از فرصت بوجود آمده سواستفاده می کند. لذا توصیه بنده به همه این است که بیایید با هم باشید. آیت الله مهدوی کنی با اشاره به انتخابات پیش رو گفت: واقعا اگر ما بخواهیم برای خدمت به مردم وارد شویم نباید اینقدر روبروی هم بایستیم و اگر دیدیم کسی بهتر از ما برای مجلس وجود دارد عقب بکشیم چنانکه بزرگان و علما در این گونه مناسب عنوان تفویض را به کار بردند از همین رو من هم در روز واگذاری ریاست خبرگان به اینجانب گفتم این سمت را آقای هاشمی به من تفویض کرد. وی ادامه داد: برخی دوستان به من گفتند چرا عنوان تفویض را به کار بردید؟ به آنها پاسخ دادم این احترامی است که ما از علما و بزرگان یاد گرفته ایم و این فرهنگ باید در انقلاب ما حفظ شود. رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه به فعالیت های مجلس خبرگان رهبری و رویکرد آن اشاره کرد و گفت: ما در مجلس خبرگان دو کار انجام می دهیم یکی تعیین یا کشف رهبری است و دوم نظارت بر عملکرد رهبری است که نظارت استصوابی یا استطلاعی نیست بلکه یک نوع نظارت حراستی است البته در این مسیر توجه به کارها هم می شود ولی به این شکل نیست که ما دائم اشکال بگیریم بعد هم مخالفین نظام بنشینند و بگویند دیدید رهبری چقدر اشکال دارد. وی در ادامه اظهار امیدواری کرد انقلاب و اسلام از شر دشمنان محفوظ بماند و در عین حال گفت: دوستان انقلاب چه آنهایی که اصولگرا هستند و چه غیراصولگراها که انقلاب را قبول دارند را حفظ و به اعتقاد من غیراصولگراها نیز باید در میدان حاضر باشند. آیت الله مهدوی کنی همچنین در رابطه با تداوم انقلاب با رهبری مقام معظم رهبری گفت: جریانات 22 ساله اخیر انقلاب خود بهترین دلیل بر صلاحیت مقام معظم رهبری است اصل مطلب این است که ما شیعه ها اعتقاداتی داریم شاید قبلا خود آیت الله خامنه ای باور نمی کرد که برای رهبری برگزیده شود و این واقعا چیزی نبود که از پیش در رابطه با آن تصمیم گیری شده باشد. وی با بیان اینکه خداوند به خبرگان چنین تصیمی را الهام کرد گقت: قبل از این بحث سخن از شورای رهبری مطرح بود و از قضا بحث شورای رهبری از طرفداران بیشتری برخوردار بود ولی خداوند خواست و اکثریت به رهبری حضرت آیت الله خامنه ای رای دادند. رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه به تاریخ انقلاب در این 22 سال نیز اشاره کرد و گفت: حوادث بسیار سختی در این 22 سال رخ داده است که انصافا مقام معظم رهبری در مدیریت آنها صلاحیت خود را نشان دادند البته ایشان هم قائل به عصمت نیستند ولی در کلیت موضوع واقعا ایشان در موقعیت های حساس مواضع خوبی را اتخاذ کردند. وی در ادامه به سفر مقام معظم رهبری به پیشوای ورامین جهت ملاقات با خانواده یک شهید اشاره کرد و گفت: ایشان حتی در خصوصیات رهبری به موارد جزئی و ریز انقلاب نیز توجه داشته اند. رئیس مجلس خبرگان رهبری با اعلام اینکه ما مثل ایشان بعد از امام (ره) نداشته ایم تصریح کرد: حتی بعضی از مخالفین و همانهایی که ایراد دارند می گویند بهتر از ایشان نداریم و به واقع این رهبری است که تاکنون خوب جریان یافته است. وی همچنین در خصوص رهبری ایشان در حوادث خاص مثل فتنه سال گذشته گفت: جریان مدیریت انقلاب در حوادث 22 سال اخیر بسیار خوب بوده زیرا شاید بعضی از اتفاقاتی که در این مدت افتاده است سنگین تر از حوادث دوران امام بوده است . آیت الله مهدوی کنی ادامه داد: زمانی جنگ با دشمن خارجی جریان داشت ولی امروز در برخی مقاطع مومنین در داخل کشور با هم به مقابله می پردازند. اداره کردن کسانی که در داخل انقلاب با هم درگیر هستند واقعا کار بسیار سختی است حال البته ممکن است همه راضی نباشند و لازمه حکومت خوب نیز این نیست که همه راضی باشند. رئیس مجلس خبرگان رهبری رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بسیار مثبت دانست و گفت : آن چیزی که رهبری انجام می دهد ورود در مسائل جزئی نیست بلکه گاهی کارهایی انجام می شود که رهبری را وادار به ورود به مسائل جزئی می کنند و رهبری فقط در موارد بحرانی اظهارنظر می کند و مجلس و دولت کار خود را باید انجام دهند. اگر اینها به قانون عمل بکنند نیازی به ورود رهبری در امور جاری نیست. آیتالله مهدوی کنی در پایان با اشاره به برخی نگرانی های بوجود آمده برای مردم از اختلاف میان مجلس ودولت تصریح کرد: به مجلسیان گفته ام که چرا برخی مسائلی که قانونی است عمومی کرده و موجب نگرانی می شوید.
|
|
| خاطره مهدویکنی از شهید مطهری |
| ساعت ۱:٤۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: خاطرات ، آیت الله مهدوی کنی ، شهید مطهری |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: اگر الآن جهت گیری های ما مشخص نشود، فردا که انقلاب ان شاءالله پیروز بشود، اینها می آیند و می گویند: "حاجی انا شریک.
به گزارش جهان، یکی از مسائل حساس و مهم که رعایت نکردن آن می تواند عواقب سوئی برای شخص و جامعه در پی داشته باشد، «مرز بندی کردن بادشمن» است، از همین روست که این امر همواره مورد تأکید رهبر فرزانه انقلاب بوده است.
البته مرزبندی کردن با دشمن تنها به بعد سیاسی محدود نمی شود بلکه از آن مهم تر به روشن کردن مرزهای عقیدتی برمی گردد. چه بسا روشن نکردن مرزهای عقیدتی با دشمن به یکی شدن با آنها و یا کمک به آنها منجر شو (کما اینکه در مورد سازمان منافقین اتفاق افتاد). پیش از انقلاب شهید مطهری جزو افراد نادری بود که با بصیرت، بر ایستادگی جدی بر سر این مرزها تاکید می نمود و حتی در این راه مورد طعن برخی دوستان (که بعضاً معمّم و دارای سوابق طولانی مبارزاتی بودند) هم واقع می شد. البته بعدها ثابت شد کسانی که در آن روز به این سخنان امثال شهید مطهری توجه نمی کردند خود به بلایای ناشی از عدم بصیرت دچار شدند و جامعه را نیز به زحمت انداختند. آیت الله مهدوی کنی خاطره ای از همین مشی شهید مطهری نقل نموده که بازخوانی آن عبرت آموز است: «من قبل از انقلاب پنج شب آقای مطهری را به مسجدمان -مسجد جلیلی- دعوت کردم. در آن جلسات، دانشجویان و جوانان حضور فعال داشتند. در آنجا جناب آقای مطهری بحثی را تحت عنوان علل گریز از ایمان مطرح کردند که بعداً در کتابی به نام "علل گرایش به مادیگری" چاپ شد. ایشان علل مادیگری و گریز از ایمان را به صورت علمی بیان می کردند و بحث ها و نقدهای علمی را بر مسائل الحادی و ماتریالیستی و کمونیستی مطرح می کردند. شبی از آن شب ها، آقای لاهوتی در آن جلسه حضور داشت، خیلی از این بحث ها ناراحت بود. می گفت آقای مطهری چه می گوید؟ چرا از این حرف ها می زند؟ الآن موقع این حرف ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن شاه است. باید با او جنگید، ما نباید حرف هایی بزنیم که کمونیست ها و جوان های روشنفکر و مجاهدین را ناراحت کند. ما باید برویم و از روی هدف مشترک با آن بجنگیم. بنده به ایشان گفتم وقتی که آقای مطهری آمد به خودش بگو، چرا پای منبر نق می زنی، صبر کن پایین بیاید، با خودش صحبت کن. آقای مطهری از منبر پایین آمد. آقای لاهوتی گفتند: آقای مطهری! من به شما اعتراض دارم. بحث هایی که شما می کنید لغو است. الآن موقع این بحث ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن شاه است، همه ما باید در مقابل او قرار بگیریم؛کمونیست، غیر کمونیست، خداپرست، غیر خداپرست، مسلمان و غیر مسلمان! همه باید با هم آن هدف رابزنیم تا از بین برود، بعد می نشینیم بحث می کنیم. آقای مطهری گفتند شما اشتباه می کنید، اتفاقاً باید حالا صف هایمان را جدا کنیم ما با کمونیست ها هدف مشترک نداریم. دشمنی کمونیست ها با شاه روی یک جهت است . دشمنی ما با شاه روی جهت دیگر است. اصلاً جهت، جهت واحد نیست. اگر الآن جهت گیری های ما مشخص نشود، فردا که انقلاب ان شاءالله پیروز بشود، این ها می آیند و می گویند: "حاجی انا شریک". ملت ایران با اکثریتی قاطع با شاه مبارزه می کنند و همه مسلمان هستند. علما و روحانیت هم یک عده قلیلی از آنها هستند، آن وقت شما همه را به یک صف می رانی و می گویی همه در یک صف قرار بگیرند؟ نه، این درست نیست. این اشتباهی است که شما مرتکب می شوید. آن وقت ما دیگر نمی توانیم صف هایمان را جدا بکنیم. از الآن باید صف هایمان جدا بشود. در عین حال که دشمن مشترک داریم، ولی مسائل اعتقادی و اصولی و جهان بینی باید مطرح بشود. و الّا ازمقصد دور خواهیم شد.» (خاطرات آیت الله مهدوی کنی، چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحات ۳۱۹ و ۳۲۰) |
|
| متن کامل سخنان رئیس مجلس خبرگان در دیدار با جمعی از مسئولان مؤتلفه؛ |
| ساعت ۳:٤٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، جمعیت موتلفه اسلامی |
|
انتقاد از ادعای کاهش نفوذ روحانیت/ با شعارهای بیریشه و غیراعتقادی نمیتوان مردم را در هنگام خطر نگه داشت
![]() جمعی از مسئولان حزب مؤتلفه اسلامی با آیتالله مهدویکنی دیدار کردند که رئیس مجلس خبرگان رهبری در این دیدار تأکید ویژهای بر حفظ اصول و خودداری از تغییر و تحریف آنها به بهانه تغییر ذائقه مردم کرد. |
|
| با اکثریت آراء خبرگان ملت |
| ساعت ۱:٤۱ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری |
آیت الله مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان شدآیت الله مهدوی کنی با 63 رأی به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی برنا، اعضای مجلس خبرگان رهبری در انتخابات هیأت رییسه این مجلس با 63 رأی آیت الله مهدوی کنی را به عنوان رییس انتخاب کردند.
بر اساس این گزارش هاشمی رفسنجانی، کاندیدای ریاست مجلس خبرگان رهبری نشده است. نهمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری در دوره چهارم صبح امروز با حضور اعضای خبرگان ملت در محل ساختمان قدیم مجلس شورای اسلامی آغاز به کار کرد. |
|
| اجماع خبرگان رهبری بر ریاست آیت الله مهدوی کنی |
| ساعت ۱:۳٥ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری ، میر حسین موسوی |
|
مهدوی کنی:کاش مرده بودم و حرفهای موسوی را نمیشنیدم
![]() همانطور که پیش از این نیز رجانیوز از درخواست بیش از 50 نفری خبرگان ملت از آیت الله مهدوی کنی خبر داده بود، در آغازین ساعات جلسه امروز خبرگان رهبری، و پس از سخنرانی هاشمی رفسنجانی رئیس پیشین این مجلس و تاکید وی بر عدم کاندیداتوری برای ریاست خبرگان به احترام آیت الله مهدوی کنی، آیت الله مهدوی کنی با کسب64 رای موافق و نزدیک به اجماع خبرگان ملت، به ریاست این مجلس انتخاب شد. هاشمی رفسنجانی نیز در دوره گذشته با رایی نزدیک به رای مهدوی کنی و با 51 رای رئیس مجلس خبرگان رهبری شده بود. به گزارش رجانیوز، در حالی که رسانههای نزدیک به هاشمی رفسنجانی، در ماههای گذشته با انتشار حجم بالایی از اخبار و طراحیهای رسانهای تلاش داشتند تا ریاست خبرگان را تا دوسال دیگر برای هاشمی رفسنجانی تمدید کنند خلاء وجود شخصیتی اخلاقی، فقهی و بی توجه به مقام دنیا در جایگاه ریاست خبرگان پس از ارتحال آیت الله مشکینی از یک سو و اصرار بر مواضع غیر شفاف و ناصحیح هاشمی در جریان فتنه 88 از سوی دیگر سبب شد تا خبرگان رهبری از آیت الله مهدوی درخواست کنند این مسئولیت را بر عهده بگیرد.
![]() این درحالی است که مقام گریزی آیت الله مهدوی کنی که از اول انقلاب و با وجود جایگاه بالای ایشان در میان مبارزین انقلاب اسلامی همواره یکی از محسنات وی محسوب میشد، اینبار نیز سبب شد تا درخواست خبرگان مردم ماهها با جواب منفی آیت الله مهدوی کنی مواجه شود. با این وجود سرانجام آیت الله مهدوی کنی هفته گذشته و پس از انتشار تکذیبیه دفتر هاشمی رفسنجانی مبنی بر ارسال دو پیغام از سوی هاشمی به مهدوی کنی، از تصمیم خود برای پذیرش خواست خبرگان ملت خبر داد.
به نظر میرسد در کنار جایگاه بالای فقهی آیت الله مهدوی کنی که لازمه رئیس مجلس فقها و مجتهدین نظام اسلامی است و همچنین زهد سیاسی و ویژگیهای اخلاقی ایشان که دروس اخلاق وی را از سالیان دراز گذشته به یکی از پربارترین دروس اخلاق تبدیل کرده است، مواضع سیاسی شفاف و محکم ایشان در دفاع از حریم ولایت نیز، از مهمترین ویژگیهایی است که ایشان را به عنوان مناسبترین گزینه برای تصدی ریاست خبرگان پس از ارتحال آیت الله مشکینی تبدیل کرده است.
در ادامه بخشی از نظرات و مواضع صریح و شفاف سیاسی ایشان در دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی و مواجهه با جریان فتنه را باز خوانی میکنیم.
کاش مرده بودم و حرفهای موسوی را نمیشنیدم
نباید قدرت به دست کسانی بیفتد که با ولایت فقیه مشکل دارند
انقلاب ماهها معطل برخی خواص شد تا بفهمند فتنهای هست. جدال آیت الله با فتنه اما نه از بعد انتخابات که از همان زمانی آغاز شد که در سالهای سازندگی و اصلاحات باب حمله به روحانیت و ولایت فقیه و بعد هم قرائتهای متکثر در فضای سیاسی کشور گشوده شد. هشدارهای آیت الله در طول این سالها ادامه یافت و البته در جریانات بعد از انتخابات 88 نمودی دیگر پیدا کرد.
به گزارش رجانیوز او آن روزها با اعلامیهها و سخنرانیهایش صراحتا خواص را نسبت به جریان انحرافیای که آغاز شده بود، انذار میداد و در آستانه انتخابات نیز بار دیگر وارد صحنه شد. آیت الله در خصوص یکی از اعلامیههایش و با اشاره به سخنان رئیس جمهور وقت میگوید:«در آن اعلامیه این نکته را اضافه کردم که متاسفانه آن مسئول محترم ناخود آگاه به مخالفین نظام و انقلاب چراغ سبز نشان میدهد و آنها از بیانات ایشان سوء استفاده میکنند. البته اعتراف دارم که مقاله قدری تند بود...»
سالها گذشت و نوبت به انتخابات دهم رسید تا همان جریان منحرف با تابلوی نخست وزیر امام بار دیگر وارد صحنه شود. اگر چه آن روزها میرحسین موسوی میکوشید گونهای رفتار کند که آرای اصولگرایان را نیز در سبد خود داشته باشد، آیت الله اما میدانست در پسِ پرده چه خبر است و کدام جریان در حال صفآرایی مقابل نظام اسلامی است و همگان را به پذیرش رأی ولایت سوق میداد.
او در این خصوص میگوید:«برخی آقایان گرفتار این فتنه شدند و گروهی را نیز آلوده کردند. معنای فتنه همین است که گاهی سران فتنه خود غافل از آن هستند. بنده همان روزهای اول تأکید داشتم راه حل رفع فتنه یافتن نقطه اتکایی است که این نقطه در همه مکتبها و حکومتها وجود دارد و به آن اعتماد میکنند. مگر کسانی که بخواهند آشوب و اغتشاش بر پا کنند. مصلحت هر کشور و نظامی اقتضاء میکند در هنگام آشوب به سمت آن فصل الخطاب بروند اگر چه آن فصل الخطاب مطابق میل ما نباشد.»
آیت الله مهدویکنی در این خصوص ادامه میدهد:«در این حوادث اخیر برخی آقایان نظرات رهبری را قبول نکردند که با این عمل هم به خود و هم به انقلاب ضربه زدند. اگر آنان نظرات رهبری را قبول میکردند ما این مشکلات بعدی را نداشتیم.»
او از همان آغاز انگار احساس خطر کرده بود. از همین رو صراحتا وارد عرصه شد و حمایت خود از کاندیدای جبهه انقلاب را علنی کرد. آیت الله در خصوص ورود خود به فضای انتخابات 88 میگوید:«با اینکه بنده بالذات آدم فرهنگی، علمی و تربیتی هستم اما مواقعی که احساس وظیفه کردهام وارد گود سیاست شدهام. در همین جریان انتخابات دهم، هم دعوت به حضور در انتخابات کردم هم به نفع آقای دکتر احمدی نژاد موضعگیری کردم و هم در روز تنفیذ با آنکه حالم خوب نبود، حضور پیدا کردم.»
وقتی مناظرههای تلویزیونی آغاز شد و آنچه رفت که رفت، آیت الله لب به سخن گشود تا با صراحتی بیبدیل در همان روزها بگوید:«کاش مرده بودم و حرفهای موسوی را نمیشنیدم.»
آیت الله در درس اخلاق خود به سخنان میرحسین اشاره کرد و گفت:«آن برادرمان در سخنشان این طور فرمودهاند که من آمدهام اقتصاد خراب ایران را در40 سال گذشته درست کنم. برادر! شما 10 سال قبل از انقلاب را هم چسباندی به 30 سال بعد ازانقلاب؟! یعنی از دوران نظام شاهنشاهی تا بعد از انقلاب، همه اینها یک پرونده با هم است و خراب است که میخواهیم درست کنیم؟!... در این صورت، مخالفین ما میگویند خودشان دارند می گویند 40 سال است که خرابی است و این کم لطفی است و باید از این جور برخورد استغفار کرد.»
آیت الله همان روزها برخی بیانصافیها در خصوص دولت را برنتافت و گفت:«با همه اشکالاتی که به دوره آقای احمدینژاد وارد میکنید، آیا ایشان هیچ کاری نکرده است؟!! شاید بعضی ها از روی حس مخالفت بگویند خوب کوبیدی ولی آیا در یک جامعه اسلامی، انسان مؤمن مطیع قرآن و ولایت خوبی هارا نمیبیند؟ یک وقت است که انسان میگوید کارهایی شده که بعضیها نیمه کاره است بعضیها خوب بود از طریق دیگری وارد میشدیم و بعضیها هم تمام شده است ولی آیا پس از 30 سال شهادت و فداکاری هیچ آثاری وجود ندارد؟!»
آیت الله مهدوی کنی دلسوزانه تذکر میداد:«کسانی که قصد نقد دارند، خوبیها و بدیها را بگویند. شما در مقابل اشکالات بگویید چه راهی برای رفع آنها دارید. مردم این را میخواهند. شما میگویید بیکاری در کشور هست یا نباید بیت المال را اینطوری خرج کرد، راهش را نشان دهید که چگونه باید بیکاری را رفع کرد یا بیتالمال را به درستی مصرف کرد.»
انذارهای دلسوزانه آیت الله اما از همان روزهای نخست شنیده نشد و فضا رفت به همان سمتی که نباید میرفت. برخی منابع خبری از نصیحتها و پیامهای آیت الله که خطاب به میرحسین صادر میشد خبر میدادند؛ اما چه سود؟! آیت الله دلسوزانه به آنها میگفت حتی اگر شما خود را بر حق میدانید، مصالح جامعه اسلامی را بپذیرید؛ مرز خود را با دشمن مشخص کنید؛ به رأی ولایت تن بدهید؛ حداقل این است که تمکین شما در مقابل نظام مصداق صلح امام حسن(ع) را پیدا خواهد کرد. این همه سخنان دلسوزانه اما شنیده نشد و اتمام حجتها نیز راه به جایی نبرد.
چندی بعد سایت خبری ثانیهنیوز خبری را منتشر کرد که حکایت از درخواست میرحسین موسوی برای دیدار با آیت الله داشت. آیت الله اما برخلاف برخی دیگر که با وجود روزافزون شدن لشگرکشیهای خیابانی همپیمانه فتنهگران میشدند، این ملاقات را نپذیرفت. او در پاسخ به این درخواست پایان دادن به اغتشاشات و پذیرش قانون را متذکر شد و تاکید کرد:«آقای موسوی باید ابتدا تکلیفش را با نظام و قانون مشخص کند که اینها را قبول دارد یا نه؟»
آیت الله نگران میدانداری کسانی بود که بالواقع کوچکترین اعتقادی به ولایت فقیه نداشتند. او به هر مناسبتی در این خصوص سخن میگفت. آیت الله در آّبان ماه 88، حتی دیدار مسئولان فرهنگی وزارت علوم را هم غنیمت شمرد تا ضمن اشاره به حوادث بعد از انتخابات اعلام خطر کند و بگوید:«نباید قدرت به دست کسانی بیفتد که با ولایت فقیه مشکل دارند.»
دبیر کل جامعه روحانیت مبارز پیام خود برای 22 بهمن را با این آیه شریفه آغاز کرد که:«جاءالحق و زهقالباطل ان الباطل کان زهوقاً.» و پیشبینی کرد:«مردم مؤمن و غیور ایران با هوشیاری تمام در برابر همه فتنهها میایستند و مانند همیشه پشت سر رهبری از انقلاب اسلامی دفاع خواهند کرد و دست خائنین و متجاوزین را از دامان پاک نظام مقدس جمهوری اسلامی کوتاه خواهند نمود و در بیست و دوی بهمن، جهان شاهد نمایش وحدت آحاد ملت بزرگوار ایران خواهد بود.»
او در بیانیه خود تصریح کرد:«چنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند لما رای الله صدقنا اَنزَل علینا النَصر و عَلی عَدوِنا الکبت. چون در حوادث پس از هجرت خداوند متعال صدق و صفای ما را دید یاریاش را بر ما فرو فرستاد و دشمنان ما را سرکوب نمود.»
برخی فتنهگران تلاش کردند تا راهی به سوی آیت الله بگشایند، اما مواضع آیت الله راسخ بود و روشن. تلاشهای کروبی هم در این راستا ناکام ماند. او بر خلاف هاشمی که همواره با سکوت و مواضع حمایتی خود جریان فتنه را امید میداد، حتی به صراحت در اسفند ماه خبر میانجیگری خود را نیز تکذیب کرد و گفت:«کجا قرار بود من این بحث را دنبال کنم؟ طبعا خود من کسی هستم که خواهان وحدت هستم، ولی بحث میانجیگری من در میان نبوده است. دلم میخواست وحدت شکل بگیرد ولی بعضی از آقایان نخواستند.»
او افزود:«همه باید به مصالح ملی و مذهبی بیاندیشند و همانطور که رهبری فرمودهاند؛ اگر کسی در کشتی نظام سوار نشود از غافله عقب خواهد ماند. ما در کشورمان بر اساس یک سری اصول انقلاب کردیم که این اصول باید حفظ شود، وگرنه عقب میمانیم.»
آیت الله معتقد بود برخی که در دام جریان انحرافی افتادهاند، نیروهای انقلاب بودهاند اما در مسائل سیاسی سوء نیت و حسن نیت حتی برای آنها نیز دیگر ملاک نیست. او در خرداد ماه 89 در جمع اعضای حزب موتلفه اسلامی تصریح کرد:«برخی اشتباهکاران پس از انتخابات را نمیتوان دشمن نامید زیرا نیت همه آنها دشمنی نبود، آنهایی که سوابق خوبی در انقلاب داشتند نمیتوان در مورد نیتشان در مسائل اخیر صحبت کرد اما عمل این افراد عمل بدی بوده است. ما ماموریم با بدیها و ناهنجاریها مبارزه کنیم، سوء نیت و حسن نیت در مسائل سیاسی ملاک صحت عمل نمیباشد.»
آیت الله با صراحت بیشتر ادامه داد:«با کسانی که کفر میورزند نباید رفاقت کنیم، با کافر معاند رفاقت نکنیم، این جزو وظایف ما است، اشتباهاتی که برخیها انجام دادند موجب خوشحالی دشمن شد، در جریان انتخابات دشمن را شاد کردند و دشمنان برایشان کف زدند.»
آیت الله مهدویکنی تأویل نکردن اصول را از دیگر وظایف دانست و اظهار داشت:«ما در انقلاب اسلامی اصول ثابت داریم که قابل تأویل نیست، در جریانات پس از انتخابات برخی این اصول را تاویل کردند و از مواضع خود جا به جا نمودند، یحرفوا الکلم عن مواضعه، لذا اصل ولایت فقیه را نباید تأویل کرد... برای حفظ نظام باید پیرو ولایت بود، متاسفانه کسانی در مقام عمل پس از انتخابات کارهایی کردند که نادرست بود و به نظام ضربه زدند.»
آیت الله در خرداد ماه سال جاری طی مصاحبهای تفصیلی با خبرگزاری فارس به تشریح فتنه و جایگاه رهبری در مواجهه با جریان فتنه پرداخت. دبیر جامعه روحانیت مبارز تهران با اشاره به شناختی که بیش از چهار دهه از ویژگیهای رهبر معظم انقلاب اسلامی دارد، تاکید کرد:«ایشان بهترین فرد برای رهبری این انقلاب پس از دوران حیات امام بودند و امروز هم شایستهترین فرد هستند.»
آیت الله ویژگیهایی را از امام برشمرد و ویژگیهای مقام معظم رهبری را مطابق همان مشی امام راحل دانست. او گفت:«یکی از مهمترین ویژگیهای امام ایستادگی در برابر فشارهای دشمنان اسلام و انقلاب بود. همین ویژگی را در مقام معظم رهبری مشاهده می کنیم که در مواقع حساس یک قدم به عقب بر نداشتهاند و ما درسی که از امام آموختیم آن بود که به جای تکیه بر غرب یا شرق، باید روی پای خود بایستیم تا به مقصد نهایی این انقلاب و نظام اسلامی دست یابیم.»
آیت الله حوادث بعد از انتخابات را مصداق فتنه دانست و با اشاره به مواضع رهبر انقلاب در حوادث بعد از انتخابات گفت:«به نظر من اگر مواضع ایشان در این دوران فتنه نبود نمیتوانستیم این انقلاب را حفظ کنیم.» او به وضعیت فتنهگران اشاره کرد و افزود:«افراد معترض موضعگیریها و برنامههایی را در روزهای پس از انتخابات اجرا کردند که در آن مقطع دشمن به این جریان امیدوار شد و وقتی دشمن به یک جریانی امیدوار میشود، معلوم است که آنها در مسیر انحراف افتادهاند. باید این قضایا زودتر جمع میشد و این اتهامات علیه نظام مطرح نمیشد تا دشمنان بیش از این شاد نمیشدند.»
این مواضع انقلابی را اگر کنار تاکیدات هزار باره هاشمی رفسنجانی بر همان مواضع نماز جمعهاش بگذاریم، آن گاه قیاس بین این دو عضو خبرگان دیگر سخت نیست. مواضع نماز جمعه هاشمی در برگیرنده همان مطالبات خاتمی بود و مواضع مهدوی همان دیدگاه رهبر انقلاب.
مهدوی کنی با یادآوری تلاش دولت هم برای خدمت به مردم تأکید کرد:«علیرغم برخی اشکالاتی که در دولت دهم وجود دارد اما همه کسانی که علاقمند به انقلاب و نظام اسلامی و ایران هستند باید با حفظ انتقادهایی که دارند، دولت را تأیید کنند نه تخریب. انتقاد دلسوزانه یعنی به گونهای برخورد شود که جنبههای مثبت زیرسوال نرود و همه چیز را تخریب نکنند. آنها که خدمات دولت را به طور کلی نادیده میگیرند بر مبنای احساس عمل میکنند نه عقل و منطق.»
آیت الله مهدوی و آیت الله یزدی چندی بعد بیانیه مشترکی را صادر کردند که تعریفی جامع از اصولگرایی ارائه میداد. آیت الله چنی بعد در تحلیل حماسه نهم دی ماه نیز طی مصاحبهای تصریح کرد:«ملت بیدار و انقلابی ایران پس از گذشت 30 سال از انقلاب شکوهمند خود در روز عاشورای حسینی سال 88 با حادثه غیرمنتظرهای روبرو شد و ناگهان مشاهده کرد که گروهی به بهانه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری با شعارهای ضدانقلابی و ضدعاشورایی به صحنه آمدند و با توهین به مقدسات و رفتار و گفتار نابهنجار، عاشورای حسینی را به سخره گرفته و عملا اثبات کردند که مسئله انتخابات بهانه ای بیش نبوده و اینها با اساس انقلاب و دستاوردهای آن مخالفند.»
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری گفت:«اقدامات اینان در این روز بزرگ قلوب تمام شیعیان و عزاداران حسینی را جریحه دار کرد و معلوم شد که علت اصلی این جار و جنجال، موضوع انتخابات نیست و هدف اصلی براندازی و مقابله با نظام و رهبری است.»
رئیس دانشگاه امام صادق افزود:«از این رو ملت با یک احساس دینی و ملی، یکپارچه به میدان آمد و با حرکتی خودجوش در سراسر کشور و بلکه در خارج ایران عکس العمل نشان داد. عزاداران حسینی که در روز عاشورا برای امام حسین علیه السلام و حادثه عاشورا عزاداری می کردند و با مشاهده این جریان ضدعاشورایی با تمام وجود و حتی با فرزندان خردسال خود به صحنه آمدند و اثبات کردند که در پای اسلام و عاشورا از هیچگونه فداکاری دریغ نداشتند و تا پای جان ایستادند.»
این استاد اخلاق در ادامه با اشاره به رفتار فتنه گران گفت:«اما آشوبگران و فتنه جویان از این نکته غفلت داشتند که ملت بصیر ایران به مقدسات دینی و ملی خود پایبندند و آن را فدای حوادث مقطعی و سیاسی و گروهی نمی کنند. از این رو همه آمدند. حتی آنان که به نامزد رقیب رای داده یا متمایل بودند احساس خطر کردند و به ملت پیوستند و رای واقعی خود را با تظاهرات میلیونی و عمومی ابراز داشتند.»
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی همچنین درباره ویژگیها و ابعاد حماسه 9 دی گفت:«در این روز مردم وفاداری خود را به اسلام و قانون اساسی و نظام اسلامی اعلام داشته و با رهبری معظم انقلاب تجدید بیعت کردند و مشت محکمی به دهان بدخواهان زدند ولی با کمال تاسف سران فتنه به خود نیامدند و از حرکات آشوبگران اعلام برائت نکردند و خدا را فراموش کردند و در بیانیهای آنها را مردمان خداجو نامیدند(!) و از این نکته غفلت کردند که تشویق و تحریک مردم در روز عاشورا علیه نظام اسلامی و رهبری نتیجه ای جز خذلان و شکست نخواهد داشت و تبعات آن قطعا دامنگیر آنها خواهد شد و ملت آنها را به عنوان شریک جرم بلکه علت آن شناخته و نام آنها در تاریخ انقلاب به عنوان حرمت شکنان عاشورا ثبت خواهد شد.»
آیت الله مهدویکنی چنانکه خود نیز تاکید میکند، چهرهای فرهنگی، علمی و تربیتی است؛ کسی که بعد از انفجار دفتر نخست وزیری عهدهدار اداره مسائل کشور بود و اکنون انگار بار دیگر رسالتی خطیر متوجه او شده است. او را اگر به خود وامیگذاردند بنای ورود در بسیاری حوزهها را نداشت، اما هیچگاه نخواست باری از انقلاب بر زمین بماند یا جریاناتی داعیهدار میدان شوند که حرف رهبری را در ظاهر ارج مینهند و در عمل پشت گوش میاندازند.
|
|
| بازخوانی مواضع صریح و شفاف آیت الله مهدویکنی در مواجهه با انحرافها؛ |
| ساعت ۱:۱٤ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری |
|
گفتم تا پای شهادت ایستادهایم و در مساله ولایت کوتاه نمیآییم
وقتی اکبر گنجی میخواست بر منتقدان اصلاحات بتازد و آنان را بانی قرائت فاشیستی و سلطانی لقب دهد، بر سه نفر تنگ میگرفت و این سه آیت الله مصباح یزدی، آیت الله خزعلی و آیت الله مهدوی کنی بودند. او بیانات آیت الله مصباح یزدی را اطلاعیه جناحی جامعه روحانیت مبارز میخواند و سخنان آیت الله خزعلی را حاکی از دغدغه هایی قابل درک که از راه همدلی می توان انگیزه و علل آن را فهمید!هشدارهای جریان ارزشگرا نسبت به انحرافاتی که از دوران سازندگی کلید خورد و کمکم در کشور ریشه دواند، با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نیز در طول دوره دولتهای هفتم و هشتم جدیتر شد. این در حالی بود که هاشمی رفسنجانی و کروبی این حجم از انتقاد و احساس خطر را به جا نمیدانستند. آیت الله مهدویکنی در این خصوص میگوید: «آقای هاشمی هم گفتند این حرفها چیست که آقای مهدوی میگوید؟ آقای کروبی هم مخالفت کردند. دیگران هم اعتراض کردند ولی من چنین احساس خطری را داشتم و روز به روز هم این احساس بیشتر میشد و بعد هم معلوم شد که حق با من بود حتی بعضی از دوستان که این تعبیر مرا آن وقت مورد اشکال و انتقاد قرار میدادند، گاهی مشابه این تعبیر را به زبان آوردند و خود آقای کروبی در این اواخر در بعضی از سخنرانیهایشان در مجلس داشتند، بیان کردند که مشروطه دارد برمیگردد.» آیت الله از همان نخست نگران روندی بود که ذیل حکمرانی دولت سازندگی آغاز میشد. او خود در این خصوص میگوید: «بنده قبل از انتخابات دوره ششم احساس خطر میکردم و گفتم احساس میکنم که مشروطه دارد تکرار میشود. چون میدیدم برخی از مدیران و مسولان که در متن نظام و در دولت هستند و بودند، مطالبی را اظهار میدارند.» او به کسانی اشاره میکند که به طرافداری از دولت سازندگی و رییس جمهور به رهبری حمله میکردند. آیت الله مهدویکنی تصریح میکند: «گویا بعضی از اصول قانون اساسی برایشان قابل قبول نبود{؟} اگر محترمانه بگویم این اصول برایشان هضم نشده بود و گاهی به طرفداری از دولت آقای هاشمی، رهبری را زیر سوال میبردند و رهبری را مزاحم میدیدند. به خصوص بعد از اینکه جریان کارگزاران و این حرفها پیش آمد و گروه دوم خردادیها نیز به آنها پیوستند و جبهه واحدی تشکیل دادند. من در این جریان که روز به روز پیش میرفت احساس میکردم که جریان، جریانی معمولی نیست از این رو در بعضی از سخنرانیهایم گفتم که من واقعا احساس خطر میکنم همان احساس خطری که در مشروعیت میشد بنابراین با صراحت گفتم که مشروطیت دارد برمیگردد.» ظهور جریان کارگزاران سازندگی در آستانه انتخابات مجلس پنجم شاید سرآغاز کشمکشها و سامانیابی جریانی نوظهور بود. ناطق نوری در این مورد میگوید: «از جانب آقای هاشمی مطرح شد که جریان های دیگری هم هستند و می خواهند لیست بدهند. استنباط من این است که ظاهرا با ایشان صحبت کرده بودند و تصمیم داشتند که یک تشکیلاتی راه بیاندازند و فقط به دنبال بهانه بودند که توجیهی برای تشکیلاتشان بیابند. آقای هاشمی گفتند:"یک عدهای هستند که خواستهایی دارند و اگر شما به خواستههایشان عمل کنید، آنها لیست نخواهند داد. در غیر این صورت، آن ها اقدام به تهیهی لیست میکنند." خواسته آنها این بود که حداقل پنج نفر از افرادی را که معرفی میکنند ما در لیست خودمان قرار دهیم. واقعیت این است که از قبل برنامهها ردیف بود و آنها هم کسانی را پیشنهاد داده بودند که ما نمیتوانستیم همه را به راحتی قبول کنیم. آقای هاشمی ادامه دادند: آقایان امام جمارانی، توسلی، انصاری، محجوب و یک نفر دیگر که بعدا گفتند عبدالله نوری.» ناطق نوری ادامه میدهد:«به دنبال این رفتیم که ببینیم جریان چیست؟ خودم به آقای امام جمارانی تلفن کردم. ایشان گفت: من اصلا کاندیدا نیستم و نمی خواهم به مجلس بیایم. آقای توسلی و آقای انصاری هم همین طور. آقای محجوب قرار گرفتن در لیست جامعه را می پذیرفت. بنابراین معلوم شد که اصلا موضوع چیز دیگری بوده و آن بحث کارگزاران بود که آقای هاشمی آن ها را مطرح کرده بود. آقای عبدالله نوری را هم آقای هاشمی –در مجلس ختم مادرشان- گفت که در لیست بگذارید. در شورای جامعه روحانیت این مسئله مطرح شد و تاکید گردید که این افراد را آقای هاشمی معرفی کرده اند. پس از رای گیری در شورا، آقای محجوب رای آورد، اما آقای عبدالله نوری رای نیاورد که در لیست قرار بگیرد و آقایان دیگر هم در جامعه روحانیت اصلا آن را نپذیرفته بودند.» رای نیاوردن عبدالله نوری بهانه ای بود برای اعلام موجودیت حزب کارگزاران سازندگی. ناطق نوری در این زمینه میگوید: «یقینا در مورد این جریان، قبلا برنامهریزی و مطالعه شده بود زیرا یک حزب به این زودی تشکیل نمی شود و نمی تواند به این سرعت آنچنان سریع وارد میدان شود و تبلیغات گسترده ای راه بیندازد. آقای هاشمی در یک مقطعی، به من گفتند: فائزه دختر ایشان را هم در لیست بگذارید. من گفتم اصلا جامعه روحانیت با این تفکر نمی سازد، بالاخره جریان اصولگرایی و تفکر مذهبی جامعه بسیاری از شعارهای این آقایان را قبول ندارند. در واقع هر چه از این ماجرا گذشت بیشتر روشن شد که طرح این نامزدها اصولا بهانه ای برای اعلام موجودیت کارگزاران بود.» ناطق نوری همچنین ادامه میدهد: «وقتی کارگزاران سازندگی اعلام موجودیت کرد، مقام معظم رهبری یک برخوردی با آنها کرد و فرمود: آنهایی که وزیر هستند و مسؤولیت دارند نمیتوانند در این تشکیلات باشند. لذا چند وزیر که در لیست کارگزاران بودند، کنار رفتند.» آن روزها هم البته بحث تقلب پیش کشیده شد. ناطق میگوید: «در مجلس پنجم رأی اول تهران از من بود، اما بعضیها قائل به آن بودند که رأی اول برای خانم فائزه هاشمی بوده است. و در همین راستا انگشت اتهام تقلب را به سمت وزارت کشور نشانه رفتند به گونهای که حتی بعضی از فرزندان آقای هاشمی برای یقین از صحت شمارش آراء در ستاد انتخابات مستقر شدند که فشار روحی زیادی را برای مسئولین اجرایی فراهم کردند و به نظرم با آنها جفا شد چون واقعا عمل کرده بودند.» ناطق نوری همچنین میگوید:«گاهی خود آقای هاشمی پیگیری میکرد و گاهی فرزندان او میرفتند در وزارت کشور و پای دستگاه کامپیوتر میخوابیدند و میخواستند ببینند این رأیها چه شده است. در این جریان به آقای بشارتی و تابش که مسئولیت انتخابات را داشتند، خیلی جفا شد، آن ها واقعا سالم عمل کرده بودند.» این سرآغاز مواجهه با جامعه روحانیت مبارز تهران بود که به سود مجمع روحانیون مبارز رقم میخورد. کمی بعد با ظهور دولت هفتم، سر و کله جریانهای دیگری که در بدنه دولت سازندگی و در نهادهایی مانند مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری سامان یافته بودند، پیدا شد و حلقه نشینان کیان و آئین پایشان به عرصه سیاست بیش از پیش باز شد. اینجا بود که آیت الله مهدویکنی به صراحت به میدان آمد و نسبت به بازگشت مشروطیت هشدار داد. او خود در این خصوص میگوید: «من مقصودم این بود که حوادث ناگواری که بعد از مشروطه واقع شد، دارد تکرار میشود... من احساس خطر میکردم و میگفتم مشروطه دارد برمیگردد یعنی افرادی یا احزابی خودآگاه یا ناخودآگاه به نام انقلاب، علیه انقلاب فعالیت میکنند چنان که عدهای به نام مشروطیت علیه آن اقدام کردند و استبداد رضاخانی را به ارمغان آوردند. هشدار من در آغاز برای بسیاری قابل قبول نبود و غریب مینمود و احیاناً مورداعتراض قرار میگرفت.» آن روزها کروبی در کنار هاشمی به انتقاد از آیت الله برخواست و در مسجد اعظم قم پرسید آقای مهدوی کیست که این حرفها را میزند؟ مهدوی حق ندارد که اینگونه بلندپروازی کند! مگر مهدوی مرجع تقلید است که از موضع بالا سخن میگوید؟! و... بانیان آزادی اندیشه نمیتوانستند انتقادات آیت الله را تحمل کنند. کمکم باب قرائتهای مختلف از دین باز شد و اینجا باز نوبت نقد جریان ولایتمدار بود. جامعه روحانیت مبارز تهران به پشتیبانی از آیت الله مصباحیزدی و انتقاد از آغاز انحرافات برخواست. در بیانیه این تشکل روحانی آمده بود: «هنگامی که جناب آقای استاد مصباح در نماز جمعه ناصحانه تقاضا می کند نباید در مورد مسلمات و قطعیات دین و نظام قرائت ها را موقوف کنیم و اجازه بدهیم مقدسات و مسلمات در گردونه قرائت ها بازیچه دست این و آن قرار گیرد، متاسفانه برخی از مسئولین محترم به جای آن که این نصیحت مشفقانه را بپذیرند و آن را تایید کنند و راه قیل و قال و مجادله را در این مورد مسدود سازند، بلافاصله فردای آن روز مسئول محترم با موضعگیری تند و واکنش سریع علیه ایشان میگویند ما در اسلام هیچ اصل مسلمی که قرائت بردار نباشد نداریم و همه چیز حتی اصل توحید نیز قرائت های گوناگون دارد.»(خرداد 5/7/1378) در واکنش به چنین اظهارات و مواضعی بود که اکبر گنجی در روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلبان در قامت یک دینشناس دست به قلم برد و نوشت: «دین شناسی آنان حدود سی تا چهل سال از دین شناسی آن که به قول حضرت امام تمام آثارش بلااستثناء خوب است و پاره تن امام بودف فاصله دارد! گویی ابتدا آقایان محترم باید بنشینند یک بار به دقت آثار گرانسنگ مطهری را بخوانند و مبادی معرفت شناختی و کلامی خویش را تصحیح کنند!» آیت الله تنها در پایتخت ننشست بلکه شهر به شهر و استان به استان گشت تا نسبت به انحرافات نوظهور هشدار دهد. او خود در این خصوص میگوید: «حتی من راه افتادم به بعضی از شهرها رفتم. چون واقعا احساس خطر میکردم به بعضی از استانها مانند مشهد و مازندران رفتم. در خود تهران در جلساتی سخنرانی کردم. در جلسهای که برای ائمه جمعه تشکیل شده بود، رفتم و صحبت کردم چون احساس خطر میکردم و الا من زیاد در جریانات سیاسی وارد نمیشدم چون در اینجا احساس خطر میکردم رفتم و آنچه که به نظرم درست آمد، بیان کردم.» در این دوره، باب هجمه به ولایت فقیه آغاز شد و درصدد عرفی کردن تمام قدسیات جامعه اسلامی بر آمدند. آیت الله، ماجرای آن روزها را این گونه تعریف میکند: «شب نوزدهم ماه رمضان همان سال مطالبی از نشریه "عصر ما" خواندم که در آن بحث ولایت را پیش کشیده بود و گفته بود که اصلاً مشروعیت ولایت- نه تنها ولایت فقیه- بلکه ولایت امیرالمومنین و معصومین هم منوط به قبول و رای مردم است. آرام آرام در روزنامه سلام، نوشتند که ولایت الهی نیز منوط به رای مردم است زیرا خداوند خود در قرآن کریم فرموده:"انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا" ما انسان را هدایت کردیم و آنها مختارند میتوانند قبول کنند میتوانند قبول نکنند. اگر قبول کردند هدایت خدا و ولایت او را پذیرفته و به سعادت می رسند و اگر قبول نکردند از آثار هدایت الهی خود را محروم کردهاند پس مردم مختارند بپذیرند یا نپذیرند. اختیار در دست مردم است. متاسفانه اینها ولایت تکوینی را با تشریعی خلط کردند و ندانستند که مقصود از اختیار در آیه شریفه اختیار درحوزه تکوین و آفرینش است نه اختیار در مقام تشریع و تکلیف. زیرا مردم در حوزه تشریع و قانون مکلف و موظف به ادای تکلیفند. به دلیل آیه بعدی در همین سوره "انا اعتدنا للکافرین سلاسل و اغلالاً وسعیراً" اگر الزام و تکلیف نبود مخالفت و نافرمانی مردم موجب عذاب و غل و زنجیر نمیشد.» آیت الله در مقابل انحرافات کوتاه نمیآمد و برخلاف کسانی که به خیالشان میانهرو بودند(!)، به صراحت لب به انتقاد میگشود:«من در سخنرانی شب احیا گفتم ما از روزی که به دنیا آمدیم سقمان را با تربت امام حسین (ع) و آب زمزم گرفتند و ما را به نام امیرالمومنین (ع) و ولایت او بزرگ کردند... من در آن شب گفتم که ما در این راه تا پای شهادت ایستادهایم و در مساله ولایت کوتاه نمیآییم. شما برای اینکه ولایت فقیه را زیر سوال ببرید چرا ولایت علی را زیر سوال میبرید؟ چرا ولایت خدا را زیر سوال میبرید؟ آخر حیا هم خوب چیزی است و بیحیایی هم اندازه دارد. هر چیزی حدی دارد رحمالله امرءً عرف قدره و لم یتعد طوره.» آیت الله از استدلالهای خود و محاجههایش نیز سخن میگوید: «گفتم آیا شما در زمان امام جرات میکردید این حرفها را بزنید؟ چرا شما نان را به نرخ روز میخورید در آن زمان در خط امام بودید، این امام همان امامی است که ولایت فقیه را به صورت مطلق و عام قبول داشت. نظریه امام در سخنان وی درصحیفه نور مکرر آمده است. ولی امروز احساس امنیت میکنید و جانشین او را زیر سوال میبرید؛ البته مساله ولایت فقیه به معنی نفی مقررات عمومی و نادیدهگرفتن مراتب مدیریت در ساختار حکومت و نظام اسلامی نیست. ولایت در مقام اجرا روح حکومت و موجب قوام آن در برابر انحرافات است و در واقع ولایت، عمود نظام اسلامی و انقلاب دینی ما است و اعمال آن بدون حفظ ساختار قانونی، نامعقول و ناممکن است و در حقیقت این ساختار مورد تایید والی است و نظام ولایی بدون این ناممکن است ودر حقیقت این ساختار مورد تایید والی است و نظام ولایی بدون این ساختار عملاً غیر میسر و اصولاً ولایت بدون آن مفهوم و معنا دارد زیرا ولایت دینی مبتنی بر اعتقاد، مردم است و اعتقاد امری قلبی است و با زور و تحمیل به دست نمیآید. از این رو بر فرض تکثر و تعدد والی و بر فرض رقابت وتزاحم به طور قطع رای اکثریت مردم در چارچوب ضوابط دینی تعیین کننده خواهد بود.» سخنان آیت الله واکنشهای جریان تجدیدنظر طلب را به دنبال داشت. حتی بهزاد نبوی نیز دست به قلم برد تا بلکه پاسخ آیت الله را بدهد و او را خاموش کند؛ اما آیت الله همچنان سخن میگفت. او معتقد بود این افراد در زمان امام که بحث ولایت مطلقه مطرح میشد، جرأت پیدا نمیکردهاند حرفی بزنند و اکنون که روی کار آمدهاند، تازه زبانهایشان باز شده و غرضهای اصلیشان برملا شده است. آیت الله در توصیف آنان میگوید: «آنها که در زمان حضرت امام خود را درخط امام میدانستند و شعارشان پیروی ازامام بود،ناگهان کارشان به جایی رسید که حتی ولایت امیر المومنین(ع) را به اراده مردم منوط کردند و علی را در ردیف خلفا و روسا جمهوری قرار دادند و امامت شیعه را با امامت اهل سنت برابر شمردند.» آیت الله مهدویکنی در همان سالها به تفصیل مصاحبههایی انجام داد و در باب تبیین اصل و جایگاه ولایت فقیه سخن راند. او مشروعیت ولایت فقیه را ناشی از انتصاب ولی به پروردگار و امام معصوم قلمداد میکرد و با تبیین مواضع امام راحل در این خصوص توضیح میداد کسانی که به دروغ خود را منتصب به امام میکنند، نسبتی با مواضع او ندارند. |
|
| پر شدن خلأ آیتالله مشکینی با مقامگریزی و جایگاه اخلاقی ـ علمی مهدویکنی |
| ساعت ٢:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله مشکینی ، خبرگان رهبری |
|
مطرح شدن نام آیت الله مهدوی کنی به عنوان اصلیترین گزینه ریاست خبرگان و نحوه برخورد وی با درخواست اکثریت خبرگان بار دیگر خاطره پرهیز وی از پذیرش مسئولیتهای حکومتی و زهد سیاسیاش را در سالهای ابتدای پیروزی انقلاب زنده کرده است. به گزارش رجانیوز، این در حالی است که بارزترین ویژگی شخصیتی مرحوم آیت الله مشکینی رئیس پر سابقه و فقید خبرگان رهبری نیز علاوه بر شأنیت بالای فقهی، ویژگیهای بارز اخلاقی و بهویژه زهد سیاسی وی بود، به نظر میرسد ویژگیهای شخصیتی آیت الله مهدوی کنی بتواند خلاهای بوجود آمده در اثر فقدان مرحوم آیتالله میرزا علی مشکینی طی سالهای گذشته در جایگاه ریاست خبرگان را پر کند.
در شرایطی که از ماهها قبل برخی گزینههای مطرح برای ریاست خبرگان رهبری با انواع و اقسام ترفندهای تبلیغاتی، فضاسازی رسانهای و برخی اظهارنظرها تلاش کردهاند فضای خبرگان را بر خلاف نظر صریح رهبر انقلاب به میدان رقابتهای سیاسی تبدیل کنند و در استفاده از تعابیر سخیفی مانند "رقابت آیتاللهها" نیز ابایی ندارند، امتناع آیتالله مهدویکنی در پاسخ مثبت به درخواست چند ماهه اکثریت خبرگان برای تصدی این منصب، بر خلاف معادلات و روشهای سیاستزده فعلی برگ جدیدی از زهد سیاسی را رو کرد.
در عین حال، روحیه دوری گزینی از مناصب از سوی آیتالله مهدویکنی منحصر به مورد اخیر نبوده و وی در طول دوره پس از انقلاب اسلامی علیرغم سوابق مبارزاتی برجسته و اعتماد ویژه امام راحل و رهبر انقلاب به او، بارها سابقه داشته است.
در یکی از مشهورترین این اتفاقات، در سالهای اولیه انقلاب اسلامی درحالی که مهدوی کنی مسئولیت وزارت کشور را بر عهده داشت، پس از پیشنهاد امام راحل(ره) به وی مبنی بر حضور در جمع شش فقیه شورای نگهبان، او در نامهای به امام(ره) با اشاره به سنگین بودن دو مسئولیت عضویت در شورای نگهبان و وزارت کشور، خواستار راهنمایی امام برای پذیرش یکی از این دو پست مهم میشود. وی در نامه خود مینویسد:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
محضر اقدس حضرت آیت اللَّه العظمى امام خمینى- دامت برکاته
چنانکه خاطر شریف مستحضر است در کابینه جدید، مسئولیت وزارت کشور به اینجانب پیشنهاد شده است، با توجه به اینکه به امر حضرتعالى قبلًا به عضویت فقهاى شوراى نگهبان قانون اساسى منصوب و مشغول به کار شدهام، و نیز با توجه به اینکه جمع میان این دو مسئولیت خطیر عملًا امکانپذیر نیست.
استدعا دارم اوامر شریف و راهنماییهاى لازم را در این مورد صادر فرمایید. ادام اللَّه ظلکم العالى.
8/6/59 محمدرضا مهدوى کنى
امام (ره) نیز با توجه به شان فقهی و علمی مهدویکنی و خطیر بودن موضوع شواری نگهبان در پاسخ به ایشان مینویسند:
بسمه تعالى
من بهتر مىدانم جنابعالى در شوراى نگهبان باشید؛ مگر اینکه براى وزارت کشور کسى که شرایط را دارا باشد پیدا نکنید.
ان شاء اللَّه تعالى موفق باشید.
- روح اللَّه الموسوى الخمینی
در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوره چهارم نیز مهدوی کنی برای حفظ وحدت میان نیروهای انقلابی از کاندیداتوری در این انتخابات امتناع و همه را به رأی دادن به حضرت آیتالله خامنهای توصیه کرد.
به نظر میرسد روحیه زهد سیاسی و مقام گریزی آیتالله مهدویکنی در کنار شانیت بالای علمی و فقهی و نیز ویژگیهای بارز اخلاقی وی که او را به یکی از اساتید اخلاق مطرح تهران تبدیل کرده است، بتواند جای خالی ویژگیهای اخلاقی، علمی و زهد سیاسی مرحوم مشکینی در مقام ریاست مجلس خبرگان رهبری پر کند که در سالهای گذشته با خلأ جدی مواجه شده است. در عین حال، وجود داشتن چنین روحیاتی در اکثر اعضای خبرگان نیز موجب شده با ورود مهدویکنی، اجماع قابل توجهی در حمایت از او شکل گرفته که این اجماع نیز یادآور اتفاق نظر اعضای خبرگان در مورد آیتالله مشکینی است.
|
|
| چه کسی پیام هاشمی را به آیتالله مهدوی منتقل کرد؟ |
| ساعت ۱:۱٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، خبرگان رهبری |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: افشای این موضوع که رهبر معظم انقلاب، این بار برخلاف دورههای گذشته هیچگونه نظر نفی و اثباتی در کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس خبرگان اظهار نفرمودهاند، دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی را به تکاپو واداشته است. به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، روز گذشته در منابع خبری اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه آیتالله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـتالله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیتالله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیتالله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ."
نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا میشدم، نزد مقام معظم رهبری میرفتم و ایشان تاکید میکردند که شما بیائید اما اینبار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیتالله مهدوی کنی به ایشان اعلام میکند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و میخواهد کاندیدای ریاست شود.
اما پیرو این خبر، دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی طی اطلاعیهای بدون ذکر دلیل و هیچگونه توضیحی، خبر مذکور را تکذیب کرد و محسن هاشمی رفسنجانی مدیرعامل مترو نیز طی مصاحبه ای به تکذیب خبر مذکور پرداخته است.
با این وجود خبرنگار ما به جزئیات بیشتری از این موضوع دست یافته و آن اینکه پیام آیتالله هاشمی به آیتالله مهدوی کنی از طریق آیتالله امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران انتقال یافته و این 2 عضو مجلس خبرگان نیز این موضوع را تکذیب نمیکنند.
اما از جمله مسائل عجیب اتفاق افتاده پیرامون این خبر آن است که اولاً دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی همچون گذشته که بعضاً اخبار کاملاً موثق را به صورت صوری و کلی تکذیب میکرد، این بار نیز بدون هیچگونه توضیحی خبر را به صورت کلی تکذیب کرده و نسل جدیدی از تکذیبیهها را رونمایی کرده است.
همچنین تکذیب این خبر توسط محسن هاشمی رفسنجانی نیز از جمله اتفاقات جالب پیرامون این خبر است چه آنکه محسن هاشمی رفسنجانی که هیچ سمتی در دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی نداشته و تنها به ریاست مترو تهران مفتخر است، این خبر را طی مصاحبهای تکذیب کرده است! این در حالی است که این پیام را آیتالله امامی کاشانی به آیتالله مهدوی کنی منتقل کرده و مشخص نیست نقش محسن هاشمی رفسنجانی در این بین چه بوده است؟
به نظر میرسد افشای این موضوع که رهبر معظم انقلاب، این بار برخلاف دورههای گذشته هیچگونه نظر نفی و اثباتی در کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس خبرگان اظهار نفرمودهاند، یکی از دلایلی باشد که دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی را بر آن داشته است که این خبر را به شدت تکذیب کنند!
این در حالی است که طی روزهای گذشته سایتها و روزنامههای نزدیک به هاشمی رفسنجانی در اخباری کذب اینگونه القا میکردند که کاندیداتوری برای ریاست مجلس خبرگان از سوی رهبر معظم انقلاب به هاشمی رفسنجانی تکلیف شده است، حال آنکه جمعی از اعضای مجلس خبرگان اعم از آیات عظام نمازی، ممدوحی، قرهباغی، عبداللهی و ... طی مصاحبههایی نظر مثبت رهبر انقلاب درباره کاندیداتوری هاشمی برای ریاست خبرگان را به شدت تکذیب کرده و تأکید کردند که رهبر انقلاب در این باره هیچ نظر نفی یا اثباتی ارائه نفرمودهاند.
|
|
| یکی از نزدیکان دبیرکل جامعه روحانیت در گفتوگو با رجانیوز اعلام کرد؛ |
| ساعت ۱:٠٧ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری |
|
تکذیب ادعای کاندیدا نشدن آیتالله مهدویکنی برای ریاست خبرگان/ درخواست بیش از 50 عضو خبرگان برای کاندیداتوری آیت الله مهدوی کنی
ادعای اسدالله بادامچیان در مورد اینکه آیتالله مهدویکنی کاندیدای ریاست خبرگان نخواهد شد و هاشمی رفسنجانی بار دیگر بهعنوان رئیس این مجلس انتخاب میشود، تکذیب شد. یکی از نزدیکان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در گفتوگو با رجانیوز اظهار داشت: گمانهزنی آقای بادامچیان قویا تکذیب میشود.
وی با بیان اینکه در تماس با بادامچیان از وی در مورد مستند ادعایش سوال شد اما پاسخی نداشت، افزود: متأسفانه برخی افراد و جریانهای سیاسی قصد دارند جایگاه رفیع مجلس خبرگان را نیز به صحنه مناقشات و بازیهای سیاسی خود تبدیل کنند، این در حالی است که رهبر انقلاب در دیدار شهریور ماه سال 86 خود با اعضای خبرگان، صراحتاً از این رویکرد نهی کرده بودند.
سایت خبرآنلاین که در طی یک هفته گذشته برای ابقای هاشمی رفسنجانی در ریاست خبرگان پروپاگاندای شدیدی را به راه انداخته است، روز یکشنبه در خبری به نقل از اسدالله بادامچیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی مدعی شد که ریاست خبرگان بار دیگر با آقای هاشمی خواهد بود چرا که آیت الله مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی در انتخابات حاضر نخواهند شد.
این ادعا در حالی مطرح شد که محتوای مخدوشی از دیدار چهار عضو ارشد حزب مؤتلفه (حبیبی، بادامچیان، غفوریفرد و توکلیبینا) با هاشمی روز گذشته بر روی خروجی یکی از سایتها قرار گرفت که محتوای آن تصویر نوعی تجدید میثاق با رئیس فعلی مجلس خبرگان در شرایط حساس برای او بود. این در حالی است که بنا بر گزارش خبرنگار ما، فضای جلسه، بر خلاف خبری که منتشر شده، بحث و چالش با هاشمی در مورد مواضع او در طول حداقل دو سال اخیر بوده است. با این حال، بر خلاف توافق حاضران جلسه، خبر یکطرفه سخنان هاشمی در اختیار یک سایت قرار گرفته است. هنوز از هویت فردی که این خبر را درز داده، اطلاعی در دست نیست.
تکمیلی
درخواست بیش از 50 عضو خبرگان رهبری برای کاندیداتوری آیت الله مهدوی کنی
مسئول دفتر آیتالله مهدوی کنی اخبار منتشر شده در خصوص عدم کاندیداتوری ایشان برای ریاست مجلس خبرگان رهبری را تکذیب کرد.
به گزارش فارس، مسئول دفتر آیتالله مهدوی کنی اخبار منتشر شده در خصوص عدم کاندیداتوری ایشان را برای ریاست مجلس خبرگان رهبری تکذیب کرد.
حجتالاسلام والمسلمین سید مصطفی میرلوحی اظهار داشت: بیش از 50 تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری از آیتالله مهدوی کنی کرارا تقاضا کردند که در انتخابات آتی هیئت رئیسه، نامزد ریاست مجلس شوند که ایشان هم به درخواست آنها پاسخ مثبت دادند.
وی خاطر نشان کرد: خبری که برخی سایتها از قول آقای اسدالله بادامچیان در خصوص عدم نامزدی آیتالله مهدوی کنی برای ریاست مجلس خبرگان به احترام آقای هاشمی رفسنجانی منتشر کردند، کذب محض است.
حجتالاسلام میرلوحی با اشاره به تماس اخیر خود با بادامچیان به نقل از وی گفت که "من چنین مطلبی را نگفتهام ".
وی در عین حال خبر روز گذشته خبرگزاری فارس در خصوص ارسال دو پیام از سوی آیت الله هاشمی رفسنجانی برای ورود آیتالله مهدوی کنی به انتخابات هیئت ریئسه مجلس خبرگان رهبری را تایید کرد.
|
|
| دو پیغام آیت الله هاشمی به آیت الله مهدوی کنی |
| ساعت ۱٢:۱٦ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبرگان رهبری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آیت الله مهدوی کنی |
|
یک منبع آگاه گفت: آیت الله هاشمی رفسنجانی با ارسال پیامی از طریق نماینده خود به آیتالله مهدوی کنی از وی درخواست کرد تا برای ریاست مجلس خبرگان رهبری کاندیدا شوند. یک منبع آگاه در گفتوگو با خبرگزاری فارس افزود: آیتالله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـتالله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیتالله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیتالله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ". نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا میشدم، نزد مقام معظم رهبری میرفتم و ایشان تاکید میکردند که شما بیائید اما اینبار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ". به گفته این منبع آگاه چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیتالله مهدوی کنی به ایشان اعلام میکند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و میخواهد کاندیدای ریاست شود. برخی شنیدهها حاکی از آن است که فشارهای ناشی از اطرافیان و برخی جریانات سیاسی آیتالله هاشمی رفسنجانی را وادار به تغییر تصمیم اولیه خود کرده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز در جلسه این مجمع گفت: "در اجلاس دوره قبل خبرگان رهبری، ریاست خبرگان را شخصاً به آیتالله مهدوی کنی پیشنهاد کردم و خود مایل به پذیرش آن نبودم ". |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
گروه تاریخ انقلاب- یکی از مسائلی که پس از فتنه 88 رمزگشایی شد، نقش معنوی محمد موسوی خویینی ها در گروهک فرقان بود.
روزنامه تهران امروز از سری رسانههای پرشمار نزدیک به شهردار تهران که حمله به جبهه پایداری را جزو وظایف روزانه خود تعریف کرده است، امروز در صفحه یک خود با انتخاب تیتر "هجمه به آیتالله مهدویکنی" خواب توهین به دبیرکل جامعه روحانیت را دید.







آیت الله مهدوی کنی در نخستین نشست شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان (7+8) که در تاریخ سیزدهم مرداد ماه سال جاری برگزار شد، گفت: ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. معنای اصولگرایی این است که شاخص اقدامات ما اصول باشد، نه افکار گروهی و خصوصی ما.
نقش آیتالله مهدویکنی در ایجاد وحدت میان اصولگرایان در انتخاباتهای مختلف تعیین کننده بوده است. ایشان همیشه با بیان اینکه باید همه زیر یک علم جمع شوند، از تشتت آرای اصولگرایی انذار دادهاند. در همین رابطه آیتالله مهدویکنی در کتاب خاطرات خود روایتی از کنارهگیری خود به نفع آیتالله خامنهای در سومین انتخابات دوره ریاست جمهوری را چنین بیان کردهاند: 






