فرار 58 نفر از منافقین از اردوگاه اشرف
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، سازمان منافقین ، اردوگاه اشرف

وی تصریح کرده است: کشور عراق به افرادی که خواهان جدایی از فرقه رجوی هستند، جهت ترک پادگان اشرف کمک کرده و روند انتقال آنها به کشورهای دیگر را تسهیل خواهد کرد.

سخنگوی وزارت دفاع عراق اعلام کرد که از زمان آغاز فرار نیروهای ناراضی گروهک تروریستی منافقین از درون این فرقه و پادگان اشرف، تاکنون 58 نفر از آنها موفق به فرار شده‌اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور)، روزنامه الشرق الاوسط نوشت: «سرتیپ محمد العسکری» با بیان این مطلب اعلام کرده است که بیشتر این افراد از رهبران زن یا مرد این گروهک تروریستی هستند که به نیروهای عراقی پناهنده شده و به منظور تکمیل شدن کارهای مربوط به خروج شان از عراق به مکان دیگری منتقل شده‌اند.

وی تصریح کرده است: کشور عراق به افرادی که خواهان جدایی از فرقه رجوی هستند، جهت ترک پادگان اشرف کمک کرده و روند انتقال آنها به کشورهای دیگر را تسهیل خواهد کرد.

براساس این گزارش «محمد العسکری» که در یک کنفرانس مطبوعاتی در مقر وزارت دفاع عراق سخن می‌گفت، از قصد دولت عراق مبنی‌بر آسان کردن روند دستیابی ساکنان این پادگان به مدارک لازم جهت تسهیل سفرشان خبر داد و افزود: دولت عراق در حال فراهم کردن تمامی شرایط با همکاری سازمان‌های بین‌المللی برای آزادانه بیرون رفتن این افراد از عراق است.

سخنگوی وزارت دفاع عراق با اشاره به فرار 58 نفر از اعضای گروهک تروریستی منافقین خاطرنشان کرد: بسیاری از افراد موجود در اردوگاه اشرف با اجبار و تهدید سرکردگان این پادگان در آنجا حضور دارند.


مرگ انسانیت در اردوگاه اشرف
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اردوگاه اشرف ، سازمان منافقین ، مریم سنجابی

همه افرادی که در کمپ اشرف حضور دارند، از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود محروم هستند و همه باید اطاعت اجباری از رهبریت آن را داشته باشند./ در مدتی که از اشرف خارج شده‌ام احساس می‌کنم وارد دنیای جدیدی شدم که حداقل می‌توانم آزادی را حس کنم و برای خودم تصمیم بگیرم. کسی مرا وادار به انجام کارهای اجباری نمی‌کند، می‌توانم با انسان‌ها و افکار آن‌ها در تمام دنیا در تماس باشم . از امکان تلفن، اینترنت، روزنامه و تلویزیون برخوردار هستم و اکنون از همه آن حقوقی که همه انسان‌های ساکن در اشرف از آن محروم هستند، برخوردارم.

شفاف : یکی از اعضای سابق گروه تروریستی مجاهدین ( منافقین ) که به همراه دو عضو دیگر این گروه اخیرا از اردوگاه اشرف فرارکرده است ، ابعاد تازه ای از جنایت های ضد بشری در اردوگاه اشرف را فاش کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم ، مریم سنجابی گفت : همه افرادی که در کمپ اشرف حضور دارند، از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود محروم هستند و همه باید اطاعت اجباری از رهبریت آن را داشته باشند.

سنجابی اظهار داشت : در اردوگاه اشرف همچنان قوانین خشک نظامی وجود دارد و همه این قوانین موجود در اشرف تحت تاثیر ایدئولوژی فرقه‌ای خاص آن است.

وی افزود : قوانین این فرقه واقعا عجیب و غریب و در نوع خود بی‌نظیر است. هیچ کس نمی‌تواند اظهار نظر منفی داشته باشد، نه تنها اظهار نظری نمی‌توان داشت، بلکه همه افراد باید اظهارنظرها و عقاید رهبری سازمان را تعریف و تمجید کنند.

وی گفت : در دوران حکومت صدام حسین اوضاع بسیار اسفناک‌تر و دردناک‌تر بود. در آن زمان نشست‌های اجباری طولانی به صورت روزها و شبانه روز طی سال‌های متمادی وجود داشت و افراد در این نشست‌ها باید از عقاید و افکار رهبری این سازمان تعریف و تمجید می‌کردند.

سنجابی افزود : در این نشست‌ها کتک‌کاری، فحش و ناسزا هم وجود داشت و افراد نمی‌توانستند از خودشان عقیده‌ای داشته باشند یا نظرات خود را بیان کنند.

این عضو سابق مجاهدین خاطرنشان کرد : خیلی از افراد در آن زمان تصمیم گرفته بودند، سازمان را ترک کنند و بیرون بروند، ولی بازهم این اجازه به ‌آن‌ها داده نمی‌شد و از همه افراد می‌خواستند که در اشرف باقی بمانند.

وی گفت : من حتی به خاطر دارم که برخی افراد که تصمیم می‌گرفتند و موفق می‌شدند از اشرف فرار کنند، بازهم توسط دولت سابق عراق بازداشت شده و به اردوگاه بازگردانده می‌شدند.

وی افزود : وضعیت طوری بود که بر اساس ایدئولوژی این سازمان و آن ایدئولوژی فرقه‌ای که بر روی تمام اعضای این سازمان سوار شده بود، هیچ کس حق هیچ‌گونه در واقع اظهار نظری در این باره که از سازمان جدا شود، بیرون برود، یا اینکه در سازمان بماند نداشت. کسی که برای او تصمیم می‌گرفت، رهبری سازمان بود که با دیکتاتوری تمام می‌خواست که تمام اعضا در اشرف باقی بمانند.

مریم سنجابی افزود : من سال‌ها بود به دلیل شناختی که از ایدئولوژی فرقه‌گرایانه سازمان پیدا کرده بودم، قصد جدایی از این سازمان را داشتم، ولی امکانش را نداشتم.

وی گفت : اصلی‌ترین دلیل جدایی من از سازمان مجاهدین، دوگانگی موجود در ایده‌ها و نظرات آن بود. این سازمان در ظاهر ادعا می‌کرد که دنبال حقوق بشر، حقوق زنان، عدالت‌خواهی و در واقع جامعه بی‌طبقه توحیدی است، در حالی که هیچکدام از این‌ها را در اشرف و در داخل کمپ خودش اجرا نمی‌کرد. به همین دلیل بود که من به عمق دوگانگی و بی‌محتوا بودن این حرف‌ها پی برده بودم، لذا این شرایط دیگر برایم غیرقابل تحمل بود و تصمیم گرفتم از اشرف خارج شوم.

این عضو سابق مجاهدین بیان داشت : در سازمان مجاهدین اعضا هیچ‌گونه اختیاری بر کارها ندارند. در پادگان اشرف نه حقوق بشری وجود دارد و نه آزادی. افرادی مسخ‌شده وجود دارند که طبق قوانین سازمان فقط باید فرمانبرداری کرده و حق هیچ‌گونه سوال، ابهام و حتی اظهار نظری را ندارند.

وی افزود : در اشرف هیچ‌گونه دسترسی به دنیای آزاد وجود ندارد، افراد حق استفاده از روزنامه، اینترنت، تلفن و حتی دیدار با اعضای خانواده‌شان را هم ندارند. افراد در کمپ اشرف از ابتدایی ‌ترین حقوق انسانی برخوردار نیستند، تنها کانال خبررسانی در اشرف یک بولتن چند صفحه‌ای است که اخبار آن هم درواقع توسط مسئولین سازمان کنترل می‌شود و بعد به اطلاع افراد می‌رسد.

وی گفت : حتی بیرون رفتن نفرات از محل استقرار باید با اجازه فرمانده آن قسمت باشد. در سال‌های اخیر حتی خودروهای داخل کمپ را هم جمع‌آوری کرده بودند. به علت این‌که می‌ترسیدند افراد با استفاده از این خودروها فرار کنند.

این عضو فراری از اردوگاه اشرف در عراق خاطرنشان کرد : این درواقع شرح مختصری از زندگی افراد درون پادگان اشرف است که حدود 25 سال است از ارتباط با دنیای بیرون محروم هستند. من زمانی که در پادگان اشرف بودم، وضعیت خود را با روبات‌هایی که در فیلم‌های سینمایی می‌دیدیم، مقایسه می‌کردم که هیچ‌گونه اختیاری از خودشان ندارند. فقط فکر می‌کردم تنها تفاوتی که ما با آن‌ها داریم این است که این روبات‌ها حداقل قلب و احساسی ندارند ولی انسان‌هایی که در اشرف هستند باید افکار و عقاید و احساساتشان را هم از بین می‌بردند.

وی گفت : در زمان دولت صدام حسین، سازمان مجاهدین تمامی سلاح‌های سبک، نیمه سنگین و مهماتش را از دولت صدام حسین تحویل می‌گرفت و حتی تعمیرات آن هم بر عهده دولت سابق عراق بود.

وی افزود : در سال 2003 در جنگی که بین امریکایی‌ها و دولت عراق صورت گرفت، بعد از اشغال عراق توافقی بین نیروهای امریکایی و سازمان مجاهدین به‌وجود آمد که قرار شد، تمام سلاح‌هایی که در اشرف وجود دارد تحویل داده شود و ظاهرا خلع سلاح شود. خب به نظر من این طبیعی بود که تعدادی از این سلاح‌ها و مهمات را نیروهای سازمان برای شرایطی که می‌خواهند، نگه دارند؛ چون این سازمان به مبارزه مسلحانه معتقد است و همچنین معتقد است که می‌خواهد در اشرف باقی بماند و از آن‌جا مبارزه و جنگ خود را ادامه دهد.

وی اظهارداشت : موضوع مشکلات اردوگاه اشرف با دولت عراق در ابتدا پیچیده‌ نبود. مشکل اصلی این است که سران سازمان مجاهدین نمی‌خواهند که اعضای آن با دنیای خارج ارتباطی داشته باشند. از همان روزی که دولت عراق تصمیم گرفت یک ایستگاه پلیس در اشرف ایجاد کند، مشکلات پیچیده و بغرنجی مطرح شد، از آن روز بود که سازمان مجاهدین به صورت فریبکارانه‌ای در مقابل برقراری ارتباط اعضای این سازمان و در واقع کسانی که در کمپ اشرف هستند با دنیای خارج مقاومت می‌کرد.

وی گفت : به نظر من این تشکیلات می‌خواهد مانع شود که افراد درون کمپ اشرف هیچ دسترسی به دنیای آزاد و دنیای خارج از آن داشته باشند؛ و حتی از ورود خبرنگاران و افرادی که بخواهند به این اردوگاه بیایند و یا حتی ایجاد ایستگاه پلیس در آن جلوگیری کند و این جزء تشکیلات و قوانین حاکم بر این سازمان است.

سنجابی افزود : به ما آموزش‌هایی به منظور مقابله با نیروهای عراقی داده می‌شد، آموزش‌هایی که گفته می‌شد اگر در صورتی که عراقی‌ها حمله کردند، سلاح‌های آن‌ها گرفته شود و حتی خودروهای آن‌ها مصادره شود و این تمرین‌ها عملیاتی که به منظور مقابله به مثل باید انجام می‌دادیم، به نیروها آموزش داده می‌شد.

وی گفت : در مدتی که از اشرف خارج شده‌ام احساس می‌کنم وارد دنیای جدیدی شدم که حداقل می‌توانم آزادی را حس کنم و برای خودم تصمیم بگیرم. کسی مرا وادار به انجام کارهای اجباری نمی‌کند، می‌توانم با انسان‌ها و افکار آن‌ها در تمام دنیا در تماس باشم . از امکان تلفن، اینترنت، روزنامه و تلویزیون برخوردار هستم و اکنون از همه آن حقوقی که همه انسان‌های ساکن در اشرف از آن محروم هستند، برخوردارم.

وی افزود : مهمترین چیزی که اکنون از همه این‌ها برایم با ارزش‌تر است، آزادی اندیشه است. دیگر کسی با افکار من کاری ندارد و من آزاد هستم و می‌توانم افکار و عقاید خود را داشته باشم.

وی اظهارداشت : مهمترین پیامی که می‌توانم به دوستان خودم، به جوانان ایرانی و جوانانی که در خارج از کشور هستند بدهم این است که، قبل از این‌که برای زندگی خود تصمیم بگیرند، بخواهند به سازمانی بپیوندند، وراه و مسیر زندگی خود را انتخاب کنند، بهتر است حتما تا آنجا که ممکن است مطالعه کنند، فکر کنند تا اسیر گروه‌هایی که فرقه‌ای هستند و افکار فرقه‌گرانه و استالینیستی دارند، نشوند.

وی تاکید کرد : حتما مطالعه کنند؛ کمک ومشاوره بگیرند. زندگی چیز با ارزشی است که به سختی به دست می‌آید، در واقع انسان یک بار به دنیا می‌آید و یک بار هم از دنیا می‌رود و هر کسی که می‌خواهد تصمیم مهمی در زندگیش بگیرد، حتما با فکر و ایده‌های مشخصی باشد.

وی گفت : تنها مساله باارزش در دنیا، آزادی اندیشه است و هر کسی باید بتواند شخصیت خود و مرام انسانی خود را حفظ کند، بنابراین مهم است که هر انسانی در چه راهی قدم می‌گذارد.

مریم سنجابی هفته گذشته به همراه دو عضو دیگر گروه مجاهدین به اسامی عبداللطیف شادوری و برات کیخائی از اردوگاه اشرف گریخته و خود را تسلیم دولت عراق کردند.

پارلمان عراق قانونی را تصویب کرده است که بر اساس آن، دولت موظف است اعضای سازمان‌های تروریستی را که ارتباط نزدیکی با صدام حسین دیکتاتور سابق عراق داشتند، از این کشور اخراج کند.

بیش از سه‌هزار نفر از اعضای این گروه تروریستی در اردوگاه اشرف مستقر هستند و افزون بر همکاری با نظامیان امریکایی در عراق، نیروهای خود را برای انجام عملیات تروریستی به ایران اعزام می‌کنند.

آن ها در گذشته بارها به انجام عملیات تروریستی علیه مقامات ایرانی و همچنین مردم بی‌گناه در خاک ایران دست زده‌اند.

گروه مجاهدین همچنین با رژیم بعث صدام حسین دیکتاتور پیشین عراق در سرکوب سال 1991 مخالفان در مناطق جنوبی این کشور و کشتار کردها همکاری داشت.

این گروه تروریستی از سوی بیشتر کشورهای جامعه بین‌الملل در فهرست گروه‌های تروریستی قرار گرفته است.

اعضای گروه مجاهدین در سال 1986 میلادی به عراق گریختند و تحت حمایت صدام حسین اردوگاه اشرف را در نزدیکی مرز ایران برپا کردند.


تیمارستان ۲۵ساله ای به نام «اشرف»
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: اردوگاه اشرف ، سازمان منافقین ، سیاسی

اردوگاه مجاهدین خلق (منافقین) در شمال بغداد شهر نیست، بلکه پادگان نظامی و اردوگاه کار اجباری همراه با تعطیلی عواطف است.
به گزارش کیهان پایگاه اینترنتی اخبار روز وابسته به ضد انقلاب مقیم آلمان نوشت: اعضای سازمان مجاهدین خلق [منافقین] به مدت۲۵ سال در یک محدوده محصور و ایزوله کامل قرار گرفته و اجازه هیچ گونه ارتباط با جهان خارج نداشته اند. این محدودیت ۲۵ ساله هر انسانی را دارای عوارض جبران ناپذیری می کند که اولین آن کند شدن ذهن و در مواقعی از فعالیت افتادن قسمت هایی از مغز می گردد.

تحقیقات نشان داده است که عدم ارتباطات اجتماعی و ایجاد محدودیت های این چنینی خطر ابتلا به بیماری های روانی و جسمی را در بردارند.

اخبار روز می افزاید: «اشرف» نه آن طور که مجاهدین می گویند دارای مختصات و خصوصیات یک شهر است بلکه در زمان حکومت صدام حسین یک پادگان نظامی بوده است که به مدت ۲۵ سال توسط سران سازمان نقش یک اردوگاه کار اجباری را به عهده داشته است.

در این اردوگاه، زندگی خانوادگی، ابراز عشق و تخلیه احساسات عاطفی انسانی به همسر و فرزندان وجود نداشته و رفع نیازهای جنسی تبدیل به ضدیت با الزامات طبیعی هر انسان شده است. در این اردوگاه هیچ اداره، مؤسسه و دیگر سرویس دهنده های عمومی مورد نیاز یک شهروند وجود نداشته و ندارد. یک نوع غذا در مطبخ خانه عمومی طبخ و در سر ساعت مشخص توزیع می گردد. پول در آنجا رواج ندارد زیرا افراد نیازی به مصرف آن پیدا نمی کنند. پوشاک به صورت یک رنگ و یک فرم در اختیار اعضاء قرار می گیرد. خرید نمی کنند، تلفن نمی زنند. ماشین و یا قطار سوار نمی شوند. به بانک و پستخانه مراجعه ندارند. با ادارات دولتی از جمله پلیس و غیر و سر و کاری نیست.

اخبار روز همچنین می نویسد: سازمان پس از روی کار آمدن دولت جدید در عراق به همکاری با القاعده و بعثی ها و هواداران صدام پرداخت و تلاش کرد به فضاسازی علیه دولت جدید عراق مبادرت کند. در همین حال سران سازمان از کشته شدن برخی اعضا برای استفاده در خارج استقبال می کنند.


ایدئولوژی‌های گرد یک اسلحه
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦  کلمات کلیدی: اردوگاه اشرف ، سازمان منافقین ، مسعود رجوی ، صدام حسین

به بهانه تلاش دولت عراق برای خارج کردن منافقین از عراق و برچیدن اردوگاه اشرف، گفت‌وگویی با دکتر مهدی غفاری، استاد دانشگاه، درباره اردوگاه اشرف انجام دادیم.

 البته بنا بر ملاحظات خودشان، عکسی از وی در این بخش کار نخواهد شد:

* کمی درباره اردوگاه اشرف توضیح بدهید؟

ـ درباره قرارگاه اشرف باید گفت که ما یک قرارگاه اشرف در زمان صدام داریم و یکی بعد از آن. در این دو مقطع، باید نگاه سیاسی و امنیتی به آن داشت و این پرسش را مطرح کرد: در مقطعی که رژیم عراق به ایران حمله کرد، چه شد که آنها با یکدیگر همدست شدند و کارکرد قرارگاه اشرف چه منافعی برای صدام و چه منافعی برای منافقین داشت و پس از سقوط صدام که منافقین پدرخوانده خود را از دست دادند، دچار چه معضلی شدند؟

همچنین باید توجه داشت منافقین چهار رکن اساسی دارند که ما نمی‌توانیم بدون در نظر گرفتن آنها قرارگاه اشرف را به تنهایی ببینیم. این چهار رکن عبارتند از: دو نفر و دو مکان که مسعود و مریم رجوی به عنوان دو رکن انسانی آن هستند و دو مکان هم یکی مقر اشرف در عراق و دیگری مقر اوسورواز در پاریس است.

* خب چه شد که منافقین با صدام همدست شدند؟

ـ 30 خرداد 1360، منافقین وارد فاز نظامی شدند. برنامه‌ریزی آنها این بود که طی یک سال و سه مرحله، جمهوری اسلامی را سرنگون سازند. این مسائل همه با شکست روبه‌رو شد و پنج سال مستمر تا 22 بهمن 1365 جنگی را که موسوم به جنگ چریکی شهری بود، ادامه دادند. در عین حال که جنگ داخلی را پیگیری می‌کردند، از 1363 جابه‌جایی از فرانسه به عراق را هم آغاز کردند.

* رجوی برای این‌جابه‌جایی از اروپا به سمت عراق، باید بهای کلانی می‌پرداخت، چون همه عناصر تشکیلات منافقین این پرسش را مطرح می‌کردند، چرا ما باید به عراقی برویم که بخشی از خاک ایران را اشغال کرده است؟

بحث انقلاب ایدئولوژیک، از مقطعی آغاز شد و بعد بیرونی پیدا کرد که رجوی باید پاسخ حرکات سیاسی خود را می‌داد. وی یک بستر ایدئولوژیک ساخت تا هرگونه سؤال سیاسی را معطوف به بستر ایدئولوژیک کرده و به واسطه آن، مخالفان را سرکوب کند. وی بحث انقلاب رهایی را مطرح کرد که در آن «مریم قجر عضدانلو» از «مهدی ابریشم‌چی» طلاق گرفت و به ازدواج رجوی درآمد. بعد گفت که این ازدواج بحث رهایی است؛ بحث تملک نیست. زن در تملک نیست. این زن ارتقا یافته است و باید هم‌رده شود. در این مرحله اگر کسی در رابطه با این موضوع سؤال می‌کرد، می‌گفت که شما مشکل ایدئولوژیک دارید که این مبحث را نمی‌فهمید. همچنین اگر کسی می‌گفت که چرا داریم به عراق می‌رویم، رجوی در پاسخ می‌گفت که شما مشکل ایدئولوژیک دارید و متهم به رفتار سیاسی نمی‌شد. رجوی گفت که مشکل شما صدام حسین نیست، بلکه این است که مباحث ایدئولوژیک را درک نکردید و بهانه سیاسی می‌گیرید. از اینجا وجه فرقه‌گرایی سازمان برجسته شد. از مبحث انقلاب ایدئولوژیک این مبحث آشکار و به طور سیستماتیک، انقلاب رهایی اجرا شد. برای این‌که کسی سؤال نکند، شایبه نداشته باشد، تردید نکند، بحث انقلاب ایدئولوژیک را مطرح کردند تا حرکت سیاسی خود را در دل انقلاب ایدئولوژیک، انجام دهند.

* نقش فرانسه در انتقال مجاهدین به عراق چه بود؟

ـ در واقع، فرانسوی‌ها امکان انتقال سازمان را به عراق دادند. صدام حسین ظرفیت رجوی را می‌خواست و رجوی هم دنبال جا و مکانی می‌گشت تا بتواند مسلح باشد و اقدامات ترورستی خود را انجام دهد؛ بنابراین، مجاهدین خلق با رژیم صدام همدست شدند. رجوی در این مقطع با تغییر استراتژی خود در سال 1365، جنگ میکروشهری را تعطیل کرد و به جای آن جنگ ماکروی مرزی را گذاشت؛ یعنی خواست تا در قالب ارتش آزادی‌بخش با ایران وارد جنگ شود. از زمان در اختیار گرفتن قرارگاه اشرف، سازماندهی و تشکیل ارتش آزادی‌بخش را آغاز کردند و از اینجا بود که اردوگاه اشرف، شکل خاص خود را پیدا کرد.

*  کارکرد اردوگاه اشرف چیست؟

ـ اردوگاه اشرف دو کارکرد دارد: یکی درونی و دیگری بیرونی. در حال حاضر هر کسی که به اردوگاه اشرف نگاه می‌کند، به بعد بیرونی، یعنی اقدامات تروریستی آن توجه می‌کند اما نظر من این است که بحث درونی آن را به چالش بکشیم، چون از اینجاست که بحث برده‌داری، استثمار افراد و نقض حقوق بشر در آن وجود دارد؛ یعنی درست همان چیزی که در فرقه‌ها وجود دارد.

* کمی توضیح بدهید؟

ـ همه فرقه‌ها نیازمند یک محیط ایزوله هستند. معروف است که محیط ایزوله، بهشت فرقه‌هاست. در این محیط، فرقه دوست دارد جایی باشد که ارتباط نیروی خود با دنیا و ارتباط دنیا با نیرو را قطع کند و هر کاری خواست انجام دهد.

مجاهدین خلق، تروریست‌هایی هستند که در زمان صدام به عراق آمدند و صدام محیط اشرف را به زور از مردم این کشور گرفت و به آنها هدیه کرد. از این قرارگاه بود که منافقین عملیات تروریستی را در مرزهای ایران صورت دادند. از  این قرارگاه در سال 1991، کردکشی عراق و سرکوب شیعیان هدایت شد. این پادگان در محیط بیرونی خود، چیزی جز تروریسم و جاسوسی ندارد.

* نگاه عراقی و ایرانی به مسأله منافقین و اردوگاه اشرف چیست؟

ـ طبیعتا رژیمی که از آنها حمایت کرد و آنها را به عراق آورد، الان وجود خارجی ندارد، پس دیگر دلیلی ندارد که در عراق بمانند اما اگر بمانند نیز باید محاکمه شوند؛ یعنی از نگاه عراقی‌ها، ساکنان اشرف، به خاطر کردها و شیعیانی که توسط منافقین کشته شدند، باید محاکمه شوند. نگاه ایرانی این است که آنها طی 28 سالی که در آنجا هستند، به جز دوازده هزار نفری که ترور کردند، همه تروریست‌هایی که در تهران خمپاره انداختند و همه تروریست‌هایی که در ایران بمب‌گذاری کردند، از اردوگاه اشرف آمده‌اند.

* نگاه تشکیلات منافقین به اردوگاه چیست؟

ـ سازمان می‌گوید، اردوگاه اشرف، ظرف استراتژی من است. استراتژی سازمان، جنگ مسلحانه و تروریسم است. تروریسم جایی می‌خواهد که خود را نشان دهد اگر اردوگاه اشرف را نداشته باشیم، چگونه باید اعلام کنیم که ما یک ارتش آزادی‌بخش هستیم. اما یک چیز را این تشکیلات نمی‌گوید و آن این است که اشرف یک ظرف ایدئولوژیک هم هست، چراکه معتقد است آزمایشگاه و یک محیط ایزوله دارد که افراد را تربیت می‌کند. در حقیقت سازمان مجاهدین خلق ایدئولوژی ندارد، بلکه متدولوژی دارد و اردوگاه اشرف ظرف متدولوژی منافقین است. بحث درونی این تشکیلات اهمیت بیشتری دارد. تشکیلات افراد خود را مسخ و در یک پروسه مطیع‌سازی محض، آن هم با نقض حقوق بشر، آنها را تبدیل به ربات می‌کند؛ یعنی حقوق اولیه را نقض و یک عنصر تشکیلاتی با یک زندگی حرفه‌ای تبدیل می‌کند؛ زندگی که به جز تشکیلات، هیچ چیزی در آن نیست.

مهدی ابریشم‌چی می‌گوید: همه ما به رجوی پاسخگو هستیم و تنها رجوی است که به خدا پاسخگوست. با این چیزهاست که افراد را در این تشکیلات به یک عنصر تبدیل می‌کند. مریم رجوی یک نکته‌ای می‌گوید که ماهیت این سازمان را می‌توان با آن فهمید.

وی می‌گوید: در یگانگی خدا می‌توان شک کرد اما قابل بخشش نیست که در یگانگی مسعود شک کنید، چون مسعود دیده می‌شود. حالا اگر بخواهیم سازمان منافقین را بشناسیم، باید خوب فرقه را بشناسیم و برای شناخت فرقه باید مغزشویی را خوب درک کرده باشیم. این موضوع در ارتباط با تشکیلات منافقین صادق است. از این رو، ظرفی که مغزشویی را به روز نگه می‌دارد قرارگاه اشرف است. وقتی مغز شست‌وشو پیدا کرد، به فرد می‌گویند: برو بمب‌گذاری کن و او نمی‌پرسد کجا را بمب‌گذاری کنم.

* قرارگاه اشرف چه کاربردی برای آمریکا داشته است؟

ـ قرارگاه اشرف یک کارکرد درونی دارد که نیروهای خود را مسخ و از انشقاق جلوگیری می‌کند و کارکرد بیرونی آن اقدام نظامی و تروریستی است. منافقین هیچ‌گاه نمی‌توانند سلاح را کنار بگذارند، چون سلاح در تار و پود آنها جمع شده و بخشی از ماهیت آنهاست. باید توجه کرد که آنها ابتدا یک ایدئولوژی بودند که اسلحه دور آنها جمع شده یا یک اسلحه بودند که ایدئولوژی دور آن قرار گرفته است؟

خب با توجه به تضاد دیرینه‌ای که آنها با ما دارند، آیا آمریکا می‌آید گروهی را که با ما درگیری دارد، از میان بردارد؟ کما این‌که خود رسانه‌های غربی، در زمانی که آمریکا به عراق حمله کرد و مبحث خلع سلاح اشرف مطرح شد، این تز از پنتاگون مطرح شد که دست نگه دارید، زیرا اینها (منافقین) مزاحم‌های خوبی برای ایران هستند. طبیعی است که آنها نمی‌آیند یک مزاحم را از سر راه بردارند، بلکه می‌آیند تا آن را تقویت کنند. بالاخره نگه داشتن منافقین برای آنها یک منفعت‌هایی دارد.

* نفع آمریکا چیست؟

ـ گروه‌های اپوزیسیون مسلح ایران، دو بخش هستند؛ بخشی که آمریکا آنها را به وجود آورده است و بخش دیگر که خود به خود به وجود آمده‌اند و بعد توسط آمریکا خریداری شده‌اند. هر دو به یک جا راه می‌برند. پنتاگون تروریسم را به دو گروه تقسیم می‌کنند؛ تروریست‌های خوب و تروریست‌های بد و سپس می‌گویند تروریسم خوب آن است که با منافع ما کاری ندارد.

وقتی «عبدالمالک ریگی»، سر انسانی را می‌برد و شبکه «العربیه» آن را پخش می‌کند، ظرفیتی از خودش برای جهان به نمایش می‌گذارد. پس از این قضیه، عبدالمالک مشتری پیدا می‌کند. آمریکا گفت که اگر این ظرفیت به استخدام ما دربیاید، می‌توانیم از آن استفاده کنیم. به همین دلیل بود که سازمان «سیا» در اسلام‌آباد، با ریگی دیدار می‌کند و از وی می‌خواهد که عملیات خود را در تهران اجرا کند.

منافقین هم خودشان به وجود آمدند ولی خیلی وقت است که خریداری شدند. پس از سقوط صدام، منافقین پدرخوانده خود را از دست دادند؛ بنابراین، باید کسی را پیدا می‌کردند که نقش صدام را ایفا می‌کرد. باید خود را در معرض فروش می‌گذاشتند. از جمله بهترین جایی که می‌توانستند خود را به معرض فروش بگذارند، بحث انرژی هسته‌ای بود که گفتند ایران سایت‌های هسته‌ای دارد. زمانی که این تبلیغ را مطرح کردند، در واقع ظرفیتی از خود به نمایش گذاشتند تا مشتری پیدا کنند.

این تبلیغ چه زمانی مطرح می‌شود؟ زمانی که «اسکات ریتر»، به عنوان بازرس سازمان ملل، گفت که قرار بود «موساد» این اطلاعات را منتشر کند. ابتدا نماینده آن از «رضا پهلوی» خواست این اطلاعات را منتشر کند اما او نپذیرفت تا این‌که با «علیرضا جعفری» در آمریکا به توافق رسیدند که این اطلاعات را منتشر کند. اما منافقین بنا به ذات خود، بحث بود و نبود خودشان را داشتند.

* موضع عراق در قبال منافقین چیست؟

ـ مسلما می‌خواهند آنها را اخراج کنند و تنها به دنبال مکانیزم اخراج هستند؛ البته عوامل بازدارنده‌ای مانند کشورهای خارجی وجود دارند. این مکانیزم ساده است. در حال حاضر تعداد هشتصد نفر از این منافقین که در پادگان اشرف حضور دارند، دارای پاسپورت آمریکایی اروپایی هستند و می‌توانند از عراق خارج شوند. اگر یک نفر از این هشتصد نفرد از عراق خارج نشود، پس باید گفت استراتژی دیگر را دنبال می‌کنند. اگر این هشتصد نفر را فرض بگیریم که از این منطقه بیرون بروند، حدود 70 درصد آنها برای همیشه این تشکیلات را ترک خواهند کرد.

* دلایل منافقین برای حفظ اردوگاه اشرف چیست؟

ـ یکی از دلایلی که منافقین می‌خواهند اردوگاه اشرف را نگاه دارند این است که اگر این اردوگاه برچیده شده و به جای دیگری برود، آنها با یک بحران نیرویی روبه‌رو خواهند شد. یکی دیگر از دلایل این است که پس از اخراج از عراق، دیگر ظرف استراتژیک نخواهند داشت. پس اگر اینجا را از دست بدهند جایی برای انجام اقدام مسلحانه نخواهند داشت.

* گفته می‌شود مسعود رجوی شش سال است که مرده؛ نظر شما چیست؟

ـ مسعود رجوی فارغ از این‌که مرده باشد یا زنده، مرده سیاسی به شمار می‌رود. دلیل آن این است که وقتی که رئیس فرقه‌ای در بحرانی‌ترین شرایط، نتواند در سازمان حضوری پیدا کند و مسأله‌ای را حل کند، با مرده فرقی ندارد اما از این جهت که بگوییم فیزیکی زنده است یا مرده، معلوم نیست. همه فرقه روی رأس فرقه، اهمیت زیادی قایلند. رجوی کارکردش در تشکیلات هست. اتوریته و دکترین او در فرقه مطرح است. تا زمانی که کارکرد اورسورواز وجود دارد،‌ کارکرد اشرف را تنظیم می‌کند. از نظر رده‌بندی کارکرد اورسورواز، از اشرف بالاتر است، چون افراد رده بالای منافقین در آنجا قرار دارند.

* در رابطه با جابه‌جایی مقر اشرف چه نظری دارید؟

ـ جابه‌جایی قرارگاه اشرف معنی ندارد. برای حل مسأله منافقین، باید مانع از ادامه مناسبات فرقه‌ای آنان شد. یعنی تا زمانی که زندگی فرقه‌ای دارند، به طور مداوم بازتولید می‌کنند. راه‌حل این است که باید قرارگاه اشرف را تقسیم‌بندی کنند و آن فرماندهانی که برایشان نشست می‌گذارند نیز جدا شوند. التدا باید تقسیم‌بندی آنها تعیین شوند. بعد فرقه‌گرایی این تشکیلات خطرناک‌تر از بخش تروریستی آن است. فرقه‌ها اساسا تهدید اجتماعی هستند،‌ چون افراد را از روی ریل انسانی خارج می‌سازند.

* آینده تشکیلات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ـ تا زمانی که فرصت‌طلبانی مانند آمریکا هستند، این موجودیت ادامه می‌یابد. می‌خواهند از این ظرفیت استفاده کنند، این محیط ایزوله را در اختیار آنها قرار خواهند داد و نگران هستند که آنها را از دست ندهند چون یک سرمایه را از دست خواهند داد. کسی که می‌آید در محیط اروپا خودسوزی می‌کند و پیامی را به محیط بین‌الملل می‌دهد که می‌گوید من خودم را می‌سوزانم و شما را به طریق اولی خواهم سوزاند؛ دارد ظرفیت خود را نمایش می‌دهد و با آن تهدید می‌کند. برای همین هم سرنوشت آنها به سرنوشت دیگر فرقه‌ها برمی‌گردد. اگر بگوییم که آنها خودکشی دسته‌جمعی می‌کنند، بله، امکان دارد، مافیا می‌شوند،‌ چون ظرفیتی که در آنها به وجود آوردند، بسیار خطرناک است.

منبع: پنجره


کمپ اشرف دیگری در آذربایجان ایجاد میشود؟
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢  کلمات کلیدی: سازمان منافقین ، اردوگاه اشرف ، آمریکا

این کشور بین تظاهر کلیشه‌ای به دموکراسی (مانند مصر که مبارک را از ترس نفرت مردمی رها کرد) که چشم انداز آن ظهور کشورهای اسلام‌گرا در منظقه‌ی شرق میانه است و حفظ منافع راهبردی خود که در این هنگامه‌ی پر حادثه راهی برای آن نمی‌شناسد، سرگردان مانده است.

برهان: نگاهی به سیاهه‌ی کشورهای منطقه نشان می‌دهد که تنها جمهوری آذربایجان دارای ویژگی‌هایی است که می‌تواند مسؤولیت موردنظر آمریکایی‌ها را بر دوش کشد.

موضع قاطع عراق برای اخراج منافقین از خاک این کشور باعث چاره جویی آمریکا در یافتن پناهگاهی جدید برای آن‌ها شده است. ویژگی جالب توجه این گروهک در خاک عراق این است که غیر از بعثی‌ها که زمام امور را در این کشور بیش از 3 دهه در دست داشتند و منافقین به مثابه ابزاری در دست آن‌ها بودند، دیگر گروه‌های عراقی به شدت از این گروهک متنفر بوده و نمی‌خواهند آن‌ها را تحمل کنند. کردها که با آمریکایی‌ها رابطه‌ی نزدیکی دارند نیز نه تنها از این گروهک حمایت نکردند، بلکه در سال 2003 و پس از سقوط صدام به پادگان اشرف حمله کرده و خواهان نابودی آن‌ها شدند. اقدام‌های جنایت بار منافقین علیه کردها، شیعیان و سنی‌های مخالف دیکتاتوری صدام، باعث عزم یک‌پارچه‌ی عراقی‌ها برای اخراج آن‌ها شده است.

شرایط کنونی منطقه به شکلی است که آمریکایی‌ها در وضعیت نابسامانی قرار دارند. اعتراض‌های مردمی خاورمیانه که بر محور اسلام دنبال می‌شود، سقوط متحدان این کشور را به دنبال داشته است. این کشور بین تظاهر کلیشه‌ای به دموکراسی (مانند مصر که مبارک را از ترس نفرت مردمی رها کرد) که چشم انداز آن ظهور کشورهای اسلام‌گرا در منظقه‌ی شرق میانه است و حفظ منافع راهبردی خود که در این هنگامه‌ی پر حادثه راهی برای آن نمی‌شناسد، سرگردان مانده است.

در گذشته ابزار دموکراسی فقط هنگامی مطرح می‌شد که حکومت‌های عربی، اندکی ناهمراهی با آمریکا نشان می‌دادند، تا رسانه‌های آن‌ها با انبوهی از اخبار و گزارش‌های جهت دار آن‌ها را از لولوی دموکراسی ترسانده و وادار به تمکین کنند. در مقطع کنونی ثابت شده است که آمریکایی‌ها بیش از حکام دست نشانده‌ی خود از دموکراسی وحشت دارند و تجربه‌ی 15 سال اخیر انتخابات‌های شرق میانه به آن‌ها ثابت کرده؛ دموکراسی مترادف با روی کار آمدن حکومت‌های اسلامی است. در وضعیتی که اعراب در معرض طوفان انقلاب‌های مردمی قرار دارند، پناه بردن به دیکتاتوری‌های غیرعرب در دستورکار آمریکا قرار دارد. واقعیت این است که آمریکایی‌ها از هر ظرفیتی در منطقه، هرچند اندک برای حفظ وضعیت فعلی و یا حداقل کاستن از سرعت حوادث ناخوشایند منطقه استفاده می‌کنند.

15 سال پیش در کنگره‌ی آمریکا؛ دوران ریاست جمهوری "بیل کلینتون "، خطر گروهک منافقین برای جمهوری اسلامی ایران را با خطر بال مگس مقایسه می‌کردند. همان کم‌تر از بال مگسی که آمریکایی‌ها بدان توجهی نداشتند در این شرایط خطیر که یافتن متحدی مؤثر در منطقه برای این کشور به شدت دشوار شده است، اهمیت یافته و شایسته‌ی سرمایه گذاری مجدد شده است. اصرار عراقی‌ها بر اخراج این گروهک از خاک کشورشان مقام‌های آمریکایی را به تکاپو انداخته تا برای آن‌ها سرپناهی بیابند.

جایگاه منافقین در سیاست قدرت هوشمند آمریکا

سیاست استفاده از قدرت هوشمند؛ به معنی ترکیب قدرت سخت و قدرت نرم؛ برای دولت "اوباما " که در حقیقت دنباله‌ی سیاست دوره‌ی دوم ریاست جمهوری "جرج بوش " است، در خاورمیانه و در مواجهه به ایران به شکل استفاده‌ی هم زمان از گروه‌های تروریستی و استفاده از جنگ نرم نمود پیدا کرده است. به این ترتیب که استفاده از قدرت نظامی، به دلیل نبود امکان استفاده‌ی آمریکا از قدرت نظامی مستقیم که دلایل متعددی دارد با ظرفیت گروه‌های تروریستی مانند؛ دار و دسته‌ی متلاشی شده‌ی "ریگی " در جنوب شرق کشور، "پژاک " در شمال غرب ایران و منافقین، نمود یافته است.

جنگ نرم نیز با استفاده از رسانه‌های متعددی که توسط لابی‌های یهودی در آمریکا و به زبان فارسی راه اندازی شده‌اند، دنبال می‌شود. بنابراین حفظ منافقین با سیاست کلان کنونی آمریکا هم‌خوانی دارد. یافتن کسانی که بتوانند اقدامی مؤثر علیه جمهوری اسلامی انجام دهند غیرممکن است، اما رها کردن عرصه منجر به آرامش خاطر و تمرکز ایران بر مسایل مهم خود می‌شود که آمریکایی‌ها می‌خواهند تا حد ممکن مانع به‌وجود آمدن چنین شرایطی شوند.

حال که حفظ منافقین در سیاست این کشور جای دارد و عراق نیز می‌خواهد آن‌ها را از خاک کشورش اخراج کند، چه باید کرد؟ بدون شک سیاست آمریکایی‌ها دادن پناهندگی و ... به آن‌ها در کشورهای غربی نیست. این سیاست تنها منجر به انتقال هزینه‌ی حفظ آن‌ها برای هیچ، بر دوش کشورهای غربی می‌شود. درحالی‌که آمریکا می‌خواهد آن‌ها را برای جنگ با ایران هزینه کند نه این‌که هزینه‌ی آن‌ها را نیز متقبل گردد. نگاهی به سیاهه‌ی کشورهای منطقه نشان می‌دهد که تنها جمهوری آذربایجان دارای ویژگی‌هایی است که می‌تواند این مسؤولیت موردنظر آمریکایی‌ها را بر دوش کشد.

این کشور یکی از پایگاه‌های راهبردی آمریکا و اسراییل برای تعقیب سیاست تجزیه در منطقه است. قراردادهای راهبردی گوناگونی بین رژیم اسراییل و جمهوری آذربایجان به امضا رسیده و در حال انجام است که حوزه‌های فن‌آوری‌های پیشرفته مربوط به هواپیماهای بدون سرنشین را نیز شامل می‌شود. سال‌ها است که برخی از اعضای منافقین در این کشور زندگی می‌کنند که نشان می‌دهد اخراج آن‌ها از خاک عراق از قبل پیش بینی شده و آن‌ها تمهیداتی برای مقابله با آن اندیشیده‌اند.

پخش تصاویر تجمع چند نفری اعضای منافقین در برابر دفتر نمایندگی کمیساریای پناهندگان سازمان ملل در باکو از شبکه‌ی "آینس " که به ظاهر با نهادهای امنیتی این کشور ارتباط دارد، نشان داد که این کشور به دنبال آماده کردن شرایط برای ورود اعضای گروهک منافقین به این کشور است. جالب این‌که جمهوری آذربایجان به "پژاک " و "پ.ک.ک " که گروه‌هایی نژادپرست بوده و شعارهایی ضدترک و دیگر شعارهای نژادپرستانه و تفرقه افکنانه دارد نیز پناه داده و اجازه می‌دهد از خاک این کشور برای اقدام‌های تروریستی استفاده کنند. باتوجه به این‌که این گروه‌ها مورد حمایت مستقیم رژیم اسراییل هستند، می‌توان به راحتی فهمید که مهار سیاست خارجی باکو در اختیار اسراییل قرار گرفته است. این کشور تمام ویژگی‌های مورد نظر اسراییل را دارا است.

حکومتی بدون توجه به خواسته‌های مردمی که با حجاب و مظاهر اسلامی با قدرت مبارزه می‌کند و موجودیت خویش را در همراهی با اسراییل تعریف کرده است. هیچ یک از دیکتاتورهای عرب چنین وابستگی ساختاری به اسراییل نداشتند و منافع خود را در همراهی با آمریکا تعریف کرده بودند که همین اسراییل را ناگزیر می‌کرد همواره واشنگتن را در مناسبات به طور جدی در نظر بگیرد. ظرفیت جمهوری آذربایجان در اختیار اسرییل نیز است و در این‌جا ناگزیر نیست با آمریکا به عنوان یک راه حتمی و ضروری برای گذر نگاه کند. اصولاً چهار راه‌حل برای آمریکایی‌ها در مورد سرنوشت منافقین وجود دارد؛

1-عراق را وادار به تمدید حضور آن‌ها کنند.

2-اجازه دهند متلاشی شده و به تاریخ بپیوندند.

3- آن‌ها را در غرب پذیرا شوند و در عمل بر اتمام موجودیت آن‌ها مهر تأیید زنند.

4-کشور ثالثی برای اسکان آن‌ها بیابند.

عراقی‌ها اجازه‌ی ادامه‌ی حضور آن‌ها را نمی‌دهند، گزینه‌های دوم و سوم نیز یک معنی دارد و تنها تفاوت آن‌ها در هزینه‌ی پذیرفته شدنشان در کشورهای غربی است. بنابراین باید انتظار داشت آمریکا به دنبال گزینه‌ی دیگری باشد که در این زمینه با اسراییل شریک بوده و می‌توانند با توجه به شرایطی که در نظام حکومتی جمهوری آذربایجان وجود دارد، این کشور را وادار کنند تا پذیرای این گروهک تروریستی شود. این اقدام احتمالی جمهوری آذربایجان در منطقه، آن را به شدت منزوی کرده و در برابر همسایگانش قرار خواهد داد. شواهد کافی برای این‌که نشان دهد هم آمریکا و اسراییل و هم جمهوری آذربایجان به دنبال چنین بازی جدیدی باشند، وجود دارد.