ویکی لیکس این بار سراغ مشایی رفت
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، ویکی لیکس

جام نیوز نوشت:‌ سایت رادیو کوچه، ۳۰ سپتامبر(۸مهر) از انتشار اسناد جدید از ویکی لیکس خبر داد. بنابر گزارش این سایت این اسناد این بار مربوط به رحیم مشایی و دیدار وی با سفیر اتریش در ایران بوده است.

http://jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/3-7-1390/IMAGE634525856618437500.jpg

طبق گزارش جام نیوز، سایت رادیو کوچه نوشت: «رحیم مشایی در دیدار با سفیر اتریش در ایران که به دعوت مشایی به دفتر وی رفته بود، به موازی کاری‌ها در دست‌گاه دیپلماسی ایران اشاره کرده و مشاوران رهبری را عاملان سنگ‌اندازی برای رسیدن به توافق با غرب معرفی کرده است.»

این سایت ادامه داد: «رحیم مشایی در این دیدار گفته است ایران از گفت‌وگو با روسیه و فرانسه احساس خوبی ندارد و ترجیح می‌دهد به‌طور مستقیم با آمریکا گفت‌وگو کند، مشایی به سنگ‌اندازی‌های انگلستان در این گفت‌وگوها نیز اشاره کرده است.»

رادیو کوچه افزود: «رحیم مشایی در ادامه گفته است احمدی‌نژاد از این‌که نامه‌اش از سوی اوباما پاسخ نگرفت دل‌خور شد، و وقتی دید اوباما به جای پاسخ دادن به احمدی‌نژاد برای آیت‌الله خامنه‌ای نامه نوشته است به شدت ناراحت شد.»

لازم به یادآوری است هنوز شبهات بسیار زیادی در مورد صحت و سقم اسناد منتشر شده از سوی ویکی لیکس و نیز چگونگی دستیابی این موسسه به اسناد منتشر شده وجود دارد به خصوص که هنوز کشورهای غربی برخورد جدی با این موسسه به خاطر انتشار اسناد محرمانه آنها نکرده و تنها نظاره گر انتشار تدریجی اسناد دلخواه خود از سوی آنها هستند.


مشایی: ایرانیان بین پیام الهی و پیام انسانی تفاوتی نمی بینند
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

مشایی در ادامه پیام خود می‌آورد: ایرانی عاشق به دنیا آمده و عشق را فراموش نمی کند و همواره سروده است: دست در دست هم دهیم به مهر - میهن خویش را کنیم آباد

رئیس دفتر رئیس‌جمهور معتقد است که پیام الهی با پیام انسانی تفاوتی ندارد البته او اضافه می‌کند که انسان کامل شاهراه رسیدن به خدا است.

به گزارش فارس، اسفندیار رحیم مشایی رییس دفتر رئیس‌جمهور پس از ۱۶۵ روز، شب گذشته سکوت خود را شکست و بمناسبت بزرگداشت حافظ پیامی را صادر کرد.

وی در ابتدای پیام خود آورده است که به نام خدا، به نام خدای زیبایی ها، به نام خدای انسان ها. فرصت مغتنمی است تا در این محفل انس ایرانی – آلمانی در مقام پاسداشت حافظ شیرین سخن، پیام آور عشق و نور و معرفت، سهمی داشته باشیم. امروز که حافظ، حلقه ی وصل است و ما را با صمیمیت و عشق گرد آورده است، بر این حقیقت آگاهیم که گرچه آدمیان همه طلوعی دارند اما فروغ آن ها یکسان نیست.
فرهیختگانی هستند که هرگز غروب نمی کنند؛ ماندگار می مانند به یادگار. حافظ نیز پایدار و ماندگار است چون معلم عشق است و معلّمان عشق الزاماً عاشقند. حقیقتی که حافظ نیز آن را آشکارا فریاد کرده است.
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق - ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

در ادامه این پیام آمده است: عشق نزد حافظ، جان و حقیقت هستی است. عشق، ساز آفرینش را به نغمه در می آورد و آتش به نهاد هستی می زند. فهم حقیقت عشق در حوصله ی دانش بشری نیست؛ عقل را به حریم مقدس عشق راهی نیست:

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد - عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
عقل می خواست کز آن شعله چراغ افزود - دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد

نزد حافظ، عشق نردبان عروج آدمی است. با عشق می توان از خویش به درآمد و بلکه از تعلقات هر دو عالم. عشق دعوتی ست به شور و شعور و شکفتن و سوختن و جاودانه شدن.

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد - نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله ی عشاق مبادا خالی - که خوش آهنگ و فرح بخش نوایی دارد

مشایی در این پیام می افزاید: در ادبیات ایرانی عشق مقدس است و البته در ادبیات همه ی ملت های دنیا عشق مقدس است. کسی را به خاطر عشق نمی توان سرزنش کرد. زیرا آن جا که عشقی محقّق است دنیا در آنجا به مراتب بی پایه و بی قیمت است.

عاشق تسلیم رضای دوست است و متوکل به عنایت او.

آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم - اگر از خمر بهشت است و گر باده مست
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری ست - راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

وی انتظار و طلب موعود، را از مفاهیم عمیق دیگری دانست که در تفکر و جهان بینی حافظ آشکار و پنهان موج می زند و گاه به رمز و گاه به استعاره و کنایه. اندیشه ی حافظ تبلور خواسته ها و نیازهای متعالی بشر است.

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید - که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید

توفیق حافظ در رسیدن به زبانی آینه سان که در عین وفاداری به سنن ادبی، سرشار از خلاقیت و نوآوری است، حیرت انگیز و ستایش برانگیز است. در شعر وی هرکس به اقتضای حس و حال درونی به درک و دریافتی شخصی نائل می شود.

جانشین رییس جمهوری در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور ، فکر حافظ را زنده پویا و ریشه دار دانست و افزود: خروشی حماسی ست. شعر او بیت الغزل معرفت است. او به سبب انس مداوم با قرآن کریم، تأمل در متون عرفانی و درک محضر بزرگان دلسوخته روزگار خویش، به معرفتی غنی و عمیق از جهان و انسان دست یافته است. دیوان او که حاصل قریب شصت سال جهد و تدبر و رمزگشایی است،گنجینه ی تلفیق لطایف و ظرایف معانی است و دقایق و حقایق قرآنی. حکمت شاعرانه اش، چکیده معرفت عاشقانه اوست.

مشایی خاطرنشان ساخت: حافظ در مسیر درک خدا شاهراه را برمی گزیند. شاهراه رسیدن به خدا، انسان کامل است. انسان کامل، انسانی است که شایستگی جانشینی خدا را دارد. خداگونه است و زیر چرخ کبود، ز رنگ تعلق آزاد است. از زاویه ای دیگر، حافظ منتقدی اجتماعی و مصلحی بزرگ است که به مداوای جامعه ی بیمار می کوشد، ریاکاران را آماج طعنه های خود قرار می دهد؛ مردمان را به دوستی و درستی می خواند؛ از زهد فروشی بیزار است و تعلقات را مایه ی اسارت و ذلت آدمی می بیند. حافظ آزادی و آزادگی را ستایش می کند.

وی گفت : نظام هستی در اندیشه ی حافظ همچون دیگر متفکران عرفان مدار نظام احسن است. در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند؛ چراغ مصطفوی با شرار بولهبی ست و این همه به یمن نظر چمن آرایی است که به عنایت خویش برآفریدگان فیض وجود می بخشد:

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج - فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟
من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست - که از آن دست که او می کشدم می رویم

وی حافظ را ثمره ژرف و ریشه دار عرفان اسلامی دانست و خاطرنشان ساخت: عرفانی که مانایی حقیقی آدمی را در فنای فی الله جستجو می کند و بر آن است تا زنگار خود پرستی را در مکتب 'می پرستی' از سیمای جان بشوید. در چنین نگرشی ، هستی بیش از آن که حقیقتی بالذات داشته باشد، اشارتی و هدایتی به کوی دوست است. مقصد (چشم انداز) مرغان قاف پیما سرچشمه ی بقاست و سراب های دنیوی رضایت خاطر آنها را برنمی آورد. از این روی مرغان ملکوت، به جای آن که بر وهم خویش بتنند در جستجوی پروازند.

وی افزود: 'هم صحبتی' و 'لذت حضور' در پیشگاه دوست معنای عمیق زندگی است. هم در این مقام است که حافظ آواز می دهد:

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد - باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

آری؛ حافظ شیرازی زبان گویای ضمیر ناخودآگاه انسانی و نماینده شایسته ی فرهنگ بالنده ی اسلامی - ایرانی ست. شجره ی طیبه ای که ریشه در آبشخور قرآنی داشته و عطر گل های آن، سپهر این فرهنگ را آکنده و شاخسارهای پرثمر آن را در فضای ادبیات فاخر پارسی پراکنده است. بدون شک حافظ از درخشان ترین ستاره های فرهنگ فارسی ست. به جرأت می توان گفت تا امروز هیچ شاعری به قدر حافظ در اعماق و زوایای ذهن و دل ایرانیان نفوذ نکرده است.

حافظ ، شاعر تمامی قرن هاست و همه ی قشرها در کلام حافظ، سخن دل خود را یافته اند و به زبان او وصف حال خویش کرده اند.

یوهان ولفگانگ گوته (۱۸۳۲-۱۷۴۹ میلادی)، شاعر و نابغه شهیرآلمانی که بر قله ادبیات جهان تکیه زده است و سروده ها و نوشته هایی 'ساحرانه' و 'حکمت آمیز' دارد، شیفته خواجه شیراز می شود؛ بر او غبطه می خورد؛ با شهامت سر تحسین فرود می آورد و نام حافظ را به تکرار به زبان جاری می سازد، تا با بازگویی نام معجزآسای 'حافظ' به جام ازلی کلام دست یابد و همچون او غزل سرایی کند.

ای حافظ! هم چنان که جرقه ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپراتوران کافی ست، از گفته شورانگیز تو چنان آتشی بر دلم نشسته که سراپای این شاعرآلمانی را در تب و تاب افکنده است.

جانشین رییس جمهوری در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور تصریح کرد: 'ای حافظ! سخن تو همچون ابدیت، بزرگ است، زیرا آن را آغاز و انجامی نیست. کلام تو همچون گنبد آسمان، تنها به خود وابسته است و میان نیمه ی غزل تو با مطلع و مقطعش فرق نمی توان گذاشت، زیرا همه آن در حد جمال و کمال است. تو آن سرچشمه ی فیاض شعر و نشاطی که از آن، هرلحظه موجی از پس موج دیگر بیرون می تراود. دهان تو همواره برای بوسه زدن، طبعت برای نغمه سرودن و گلویت برای باده نوشیدن و دلت برای مهر ورزیدن آماده است.

رئیس دفتر رئیس‌جمهور یادآور شد: اگر هم دنیا به سرآید، ای حافظ آسمانی! آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم و چون برادری، هم در شادی و هم در غمت شرکت کنم. همراه تو باده نوشم و چون تو عشق ورزم، زیرا این افتخار زندگی من و مایه ی حیات من است. گوته در این گستردگی و ژرفاپذیری روح خود، از حافظ با نام استاد یاد می کند. از او می خواهد که گوته را ببخشد و اجازه دهد لحظه ای در بزم عشق حافظ بنشیند، حافظ را بنگرد، اجازه دهد در پی او روان شود و خویش را از وادی خطر برهاند و به سر منزل سعادت برساند. حیرت آور است اما حقیقت دارد. گوته در این وادی سرگشته و حیران است. با افتخار، لقب 'مریدی' حافظ را نصیب خود می سازد تا از این سرگشتگی رهایی یابد. دیوان شرقی' گوته را پیش رویتان بازخواهم کرد، آن جا که گفت: 'حافظ! خود را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست... با این همه، هنوز در خود جرأتی اندک می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم. براساس آنچه که خبرگزاری دولت منتشر کرده مشایی در ادامه پیام خود می‌گوید: حافظ برای گوته روحی تازه، دنیایی تازه و شور و شوقی تازه به ارمغان آورد. او را با روح واقعی شرق، زیبایی فلسفه و ذوق و حکمت ایران آشنا کرد.

مشایی در ادامه پیام خود به مراسم بزرگداشت حافظ می‌افزاید: گوته بعدها از دریچه ی چشم حافظ به ایرانیان می نگرد و خصیصه های شعر و ادب و ذوق و هنر را در مردمان این سرزمین می بیند؛ آنجا که می گوید: 'این خصایص عالی تنها متعلق به شعرای این کشور نیست، بلکه می توان گفت که اصولاً همه ی افراد ملت ایران با ذوق، نکته سنج و هوشمندند. تاریخ گذشته و داستان های ملی این کشور به خوبی نشان می دهد که چگونه گاه شعر یا سخنی دلپذیر که فی البداهه گفته شده، خشم پادشاهی مقتدر را فرو نشانده و جان عده ی بسیاری را خریده است ...

وی آورده است: آری، ایرانیان همیشه پیام های الهی و انسانی داشته اند. آن ها بین پیام الهی و پیام انسانی هم تفاوت قائل نبوده اند. ایرانی در همه جا از پایه گذاران اصلی تمدّن بشری بوده است. در بین همه ملّت های مسلمان، این ایرانیان بودند که حقیقت و جوهر اسلام را از صورت و ظاهر و پوسته جدا کردند. 'امروز ملّت ایران با انقلاب اسلامی اش به دنبال یک حقیقت بیشتر نیست؛ وآن این است که در جایگاه متعالی و بلندی که شایسته مردان و زنان ایرانی ست در مقیاس جهانی حضور پیدا کند. امروز ملّت ایران می خواهد با استفاده از ذخیره ی گران بهای فرهنگی خود، به مأموریت تاریخی اش عمل کند.'

رئیس دفتر رئیس‌جمهور با بیان اینکه ایران و ایرانی می خواهد پرچم دار صلح باشد؛ می خواهد پرچم دار عشق باشد، گفت: امروز در این جا شأن و مقام حافظ، یک پرچم صلح است و این جمع از سر عشق و برای تجلیل و تکریم عشق گرد هم آمده اند چرا که از حافظ هرچه ظاهر می شود مودّت است و دوستی و مروّت است و مدارا.

امروز در جهانی که بحران سراسر آن را فرا گرفته است ایران و ایرانی مصمم است پیام صلح، عشق، دوستی و مهرورزی را رساتر از پیش فریاد برآورد. و چه فرصتی مغتنم تر از این روز بزرگ که به نام شاعر عشق نام گذاری شده است.

مشایی در ادامه پیام خود می‌آورد: ایرانی عاشق به دنیا آمده و عشق را فراموش نمی کند و همواره سروده است: دست در دست هم دهیم به مهر - میهن خویش را کنیم آباد

و امروز جامعه ایرانی و آلمانی می توانند بگویند: دست در دست هم دهیم به مهر - تا جهان بشر کنیم آباد

به گزارش فارس، دفتر رئیس‌جمهور نیز ۲۳ مرداد ماه سال جاری اعلام کرده بود که اسفندیار رحیم مشایی رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور تا آن تاریخ سخنرانی نداشته است.


پیشنهاد هوشنگ امیراحمدی به مشایی در سفر آمریکا
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، هوشنگ امیراحمدی ، اسفندیار رحیم مشائی

هوشنگ امیر احمدی با تبرئه اسفندیار رحیم مشایی از اتهامات اقتصادی‌اش، به تحلیل سفر او به نیویورک پرداخت و به او پیشنهاد غیرمنتظره‌ای داد.

به گزارش جهان، امیر احمدی با اشاره به همراهی رحیم مشایی با رئیس جمهور در سفر آمریکا گفته است: جو علیه آقای رحیم مشایی سنگین و بسیار سیاه است. واقعیت این است که یک نیروهایی درون دولت، جو را علیه آقای مشایی ایجاد گرده‌اند و اگر من جای آقای مشایی باشم، با احتیاط می‌روم و با احتیاط بر می‌گردم و کاری نمی‌کنم که بهانه دست کسی بدهم."

او درباره کسانی که "نیروهای درون دولت" نامیده، توضیح بیشتری نداده است.

امیر احمدی به مشایی پیشنهاد داده است که "با آدم‌های جنجالی و بحث بر انگیز ملاقات نکند."

وی علت طرح این پیشنهاد غیرمنتظره خود را بیان نکرد اما اظهار داشت: من اگر جای آقای مشایی باشم، حساس خواهم بود و بهانه دست نیروهای "جوساز" نمی‌دهم!

تبرئه مشایی

بر پایه گزارش سایت اپوزیسیون خودنویس امیراحمدی همچنین مشایی را از اتهامات اقتصادی اش تبرئه کرده و گفته است: اگر رحیم مشایی پرونده اختلاس داشت، امکان خروج نداشت و ممنوع‌الخروج بود. سفر آقای مشایی نشان دهنده این است که وضعیت‌اش از نظر سیاسی عادی است و از نظر اقتصادی وضعیت‌اش باعث ممنوع‌الخروجی‌اش نشده است.

هوشنگ امیر احمدی رئیس شورای آمریکاییان-ایرانیان و معروف به دلال رابطه ایران و آمریکاست که گفته می شود مشایی را از نزدیک ملاقات کرده و می شناسد. او حتی به اولین همایش شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور در سال ۸۹ هم دعوت شده بود.

گرچه مشایی به عنوان جانشین رییس جمهور در این شورا دعوت از امیر احمدی را تکذیب کرد اما روزنامه کیهان متن دعوت نامه را منتشر ساخت.

در حاشیه سفر سال گذشته رئیس جمهور به نیویورک، مشایی در هتل وارویک میزبان هوشنگ امیر احمدی بعنوان یک ایرانی مقیم آمریکا بود که این دیدار با حضور یکی از مسئولان وزارت خارجه در روز یکشنبه، بیست و هشتم شهریور ماه ساعت ۱۸.۳۰ برگزار شد. 

سال ۸۸ هم خبر دیدار مشایی با امیر احمدی در ایران منتشر شد که البته دفتر امور رسانه های ریاست جمهوری آن را تکذیب کرد.


روایتی از دیدار مشایی و لیلا زند
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی

سایت مشرق امروز عکسی منتشر کرد و آن را دیدار نماینده یکی از همکاران لابی نایاک (شورای ملی آمریکاییان ایرانی) با مشایی عنوان کرد.

سایت مشرق امروز عکسی از دیدار لیلا زند که از آن با عنوان «یکی از همکاران لابی نایاک (شورای ملی آمریکاییان ایرانی)» یاد کرده است منتشر و خبر داد که این دیدار با حضور آلن ایر (سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا) و در یک رستوران انجام گرفته است.


به گزارش مشرق، در این عکس لیلا زند ـ نفر سمت چپ ـ یکی از همکاران لابی نایاک در کنار آلن ایر (سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا) در ضیافتی که در رستوران برگزار شده، دیده می شود.

 

مشرق نوشت، این عکس لیلا زند را در کنار مشایی در تهران نشان می دهد.


گفتنی است، از لیلا زند با عنوان یکی از فعالان صلح طلب مقیم آمریکا و مسئول بخش ایران در سازمان آمریکائی موسوم به «رهپویان صلح» نام برده می شود.

وی در سال 1385 برای نخستین بار در قالب جمعیت رهپویان صلح به ایران سفر کرد و با تنی چند از مقامات کشورمان نیز دیدار دیدار و گفت‌وگو کرد.



در این عکس لیلا زند در سفر سال 1385 به تهران که دعوت رئیس‌جمهور انجام گرفت نشان داده شده است.





در این عکس نیز لیلا زند در دیدار صلح طلبان آمریکایی با احمدی‌نژاد هنگام سفر سال گذشته وی به نیویورک حضور دارد.

احمدی نژاد: خدا مزدی به مشائی دهد که همه متحیر شوند
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی

او همچون شهید بهشتی مظلوم است و شک ندارم خداوند مزد مظلومیت او را طوری خواهد داد که همه متحیر خواهند شد.

مشرق: دکتر احمدی نژاد در اجلاس استانداران سراسر کشور با انتقاد شدید از منتقدان جریان انحرافی گفته است؛ ۲۵ سال است که مشایی را می شناسم و در این مدت نماز شبش ترک نشده، او همچون شهید بهشتی مظلوم است و شک ندارم خداوند مزد مظلومیت او را طوری خواهد داد که همه متحیر خواهند شد.


مشایی در حمله ناشیانه به کیهان دولت دهم را بدهکار زورگو نامید !
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، روزنامه کیهان ، دکتر محمود احمدی نژاد

حمله ناشیانه سایت مشایی به کیهان

همانگونه که ملاحظه می کنید آقای احمدی نژاد نیز، کاری که امروز، آقای مشایی علیه کیهان انجام داده است را اقدامی ناجوانمردانه و توهم پراکنی می داند. به بیان دیگر آقای مشایی از شدت دستپاچگی برای انتقام از افشاگری های مستند کیهان، آقای احمدی نژاد را زیر سؤال برده و به «گردن کلفتی» و سوءاستفاده متهم کرده است!! و حال آن که مطابق ادعای ایشان اگر کیهان به خاطر بدهی خود به سازمان تامین اجتماعی قابل ملامت باشد

کیهان:
جریان انحرافی که از تطمیع کیهان نا امید است، در سایت وابسته به مشایی ادعا کرد که روزنامه کیهان مبلغ 12 میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است! و کوشید با این ترفند ناشیانه از افشاگری کیهان درباره روابط پشت پرده حلقه انحرافی و دست های آلوده آنان در غارت بیت المال مخصوصا ارتباط این جریان با رسوایی 3هزار میلیارد تومانی، جلوگیری کند و حال آن که آقای مشایی با این ادعا بدون آن که متوجه باشد بر حقانیت و سلامت کیهان تاکید ورزیده است. چرا که؛
-1بدهی کیهان به سازمان تامین اجتماعی اولا؛ بسیار کمتر از مبلغی است که آقای مشایی ادعا کرده است و ثانیا؛ این بدهی از نوع دریافت وام و یا خرید و فروش کالا و موارد دیگری از این دست نیست، بلکه در حالی که روزنامه هایی نظیر ایران و چند روزنامه و نشریه اجاره ای و سایت های راه اندازی شده از سوی آقای مشایی همه ماهه از بیت المال مسلمین مبالغ میلیاردی دریافت می کنند، روزنامه کیهان به دلیل «استقلال» خود و عدم وابستگی به جریانات انحرافی و یا مفسدان سیاسی و اقتصادی در تسویه همزمان و کامل تعهدات ایجاد شده از سوی سازمان تامین اجتماعی با دشواری روبرو بوده و مانند بسیاری از مؤسسات دیگر و به روال جاری و قانونی بدهی خود را به صورت اقساط پرداخت کرده و می کند.
گفتنی است در اوایل سال جاری اعلام شده بود که دولت آقای دکتر احمدی نژاد نزدیک به 24هزار میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است و آقای احمدی نژاد ضمن اعتراض شدید به اینگونه خبررسانی گفته بود؛ «وقتی گفته می شود که دولت بدهی دارد یعنی از جایی قرض گرفته و پس نداده است در حالی که این طور نبوده و این تعهداتی است که دیگران- یعنی تامین اجتماعی- برای دولت ایجاد کرده است و دولت هم، هر موقع پول داشت این تعهد را می دهد.»
همانگونه که ملاحظه می کنید آقای احمدی نژاد نیز، کاری که امروز، آقای مشایی علیه کیهان انجام داده است را اقدامی ناجوانمردانه و توهم پراکنی می داند. به بیان دیگر آقای مشایی از شدت دستپاچگی برای انتقام از افشاگری های مستند کیهان، آقای احمدی نژاد را زیر سؤال برده و به «گردن کلفتی» و سوءاستفاده متهم کرده است!! و حال آن که مطابق ادعای ایشان اگر کیهان به خاطر بدهی خود به سازمان تامین اجتماعی قابل ملامت باشد
- که نیست- آقای احمدی نژاد به همین علت، دوهزار برابر، بیشتر قابل ملامت است! با این تفاوت که دولت پرداخت بدهی خود را به زمانی که پول داشت موکول کرده است ولی کیهان به صورت قسطی در حال پرداخت بدهی خود می باشد. آیا غیر از این است؟! به روزنامه های 16 فروردین ماه1390 مراجعه بفرمائید. بدیهی است که ما این تهمت حلقه انحرافی به دولت دهم را ناروا می دانیم و برای رئیس جمهور محترم برخورداری از « دوست دانا» را آرزو می کنیم.
-2برخلاف ادعای حلقه انحرافی و مطابق اسناد موجود، کیهان علی رغم تحمل فشارهای اقتصادی که از دوران دولت سازندگی آغاز شده، در دولت اصلاحات شدت یافته و در دولت آقای احمدی نژاد این فشارها به اوج خود رسیده است، هرگز اجازه نداده که این فشارهای اقتصادی به کارکنان شریف مؤسسه منتقل شود. گفتنی است که مطابق اسناد موجود، تصمیم دولت کنونی در اختصاص آگهی ها به روزنامه ایران، عمدتاً با هدف فشار اقتصادی به کیهان بوده است. ما اظهارات برخی از مسئولان دولتی را در اختیار داریم که می گویند« اگر به کیهان آگهی بدهیم احتمالا با برکناری از دولت روبرو می شویم» و در همان حال از دادن آگهی به نشریات وابسته به فتنه 88 منع چندانی در میان نبوده است که صفحات روزنامه ها و نشریات وابسته به فتنه 88 موجود است و می تواند گواه خالی از ابهامی در این زمینه باشد. همین مسئولان دولتی از کیهان تقدیر کرده اند که با وجود این همه کینه توزی حلقه انحرافی، از حمایت دولت دست نمی کشد. و پاسخ شنیده اند که کیهان به خاطر تمامیت نظام از دولت حمایت می کند و ضمنا امیدوار است که آقای احمدی نژاد به خود آید و آراء صادقانه مردم را پای حمایت از یک جریان انحرافی وابسته و غارتگر بیت المال نریزد.
-3 اخبار دریافتی کیهان حکایت از آن دارد که تلاش حلقه انحرافی برای جلب همکاری ریاست محترم سازمان تامین اجتماعی و مدیران ایشان با مقاومت ستودنی آنها روبرو شده و نهایتا خبر کذب مورد اشاره با رقم من درآوردی 12 میلیارد تومان تهیه شده و به روال معمول از ویرایش و تنظیم نهایی آقای مشایی گذشته است ولی از آنجا که ایشان از تنظیم کننده خبر ناشی تر است، ضمن آن که مبلغ بدهی کیهان به تامین اجتماعی را به 12 میلیارد تومان افزایش داده است، خبر را به گونه ای ویرایش کرده که گویی مدیر مسئول کیهان 12 میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است! و به قول جناب مشایی «با گردن کلفتی از پرداخت آن خودداری می کند»! این در حالی است که اولا؛ سازمان تامین اجتماعی به کسی وام نمی دهد. ثانیا؛ بدهی یاد شده - با شرحی که گذشت- مربوط به مؤسسه کیهان است نه شخص شریعتمداری. ثالثا؛ این بدهی به قول آقای احمدی نژاد از نوع دریافت وام نیست و رابعا؛ شخصی می گفت؛ امامزاده یعقوب را بالای مناره مصر، شغال دریده است که به وی گوشزد کردند، اولا؛ امامزاده نبود و پیغمبرزاده بود، ثانیا یعقوب نبود و یوسف بود، ثالثا، بالای مناره مصر نبود و کنعان بود و رابعا شغال نبود و گرگ بود و خامسا؛ این خبر از اساس دروغ است و حضرت یوسف را گرگ نخورده بود و برادران یوسف- بخوانید جریان انحرافی آن دوران- این دروغ را ساخته و پرداخته و نهایتا هم رسوا شده بودند.
-4در این باره اگرچه گفتنی های فراوان دیگری نیز هست ولی به همین اندازه بسنده کرده و تاکید می کنیم که کیهان کمافی السابق و به لطف خدای سبحان، از افشاگری و نشان دادن هویت واقعی حلقه انحرافی دست نمی کشد و همانگونه که برای اولین بار پرده نفاق از چهره این جریان وابسته کنار زد، از این پس نیز گریبان آنها را رها نخواهد کرد و به یقین، گفتنی های مستند کیهان مانند همیشه برای ملت ایران شنیدنی خواهد بود


فرار به جلو به سبک سربازان اسفندیار
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

با پروژه تخریبی علیه شهرداری فاز اول افشاگری های مضحک جریان انحرافی کلید خورد

سوال را با سوال جواب دادن مدتی است که دربین حلقه یاران دکتر احمدی‌نژاد رواج یافته است. این شیوه‌ای است که با کمک آن به سادگی می‌توان افکار عمومی را از انحرافات و اشتباهات دور کرد و برای مدتی آن‌ها را سرگرم کرد تا شاید مسائل اصلی فراموش شود و یا حداقل زمان ایجاد می‌کند تا مقداری به کار‌ها سر و سامان داده شود و انتقادات فروکش کند ...

شفاف: سوال را با سوال جواب دادن مدتی است که دربین حلقه یاران دکتر احمدی‌نژاد رواج یافته است. این شیوه‌ای است که با کمک آن به سادگی می‌توان افکار عمومی را از انحرافات و اشتباهات دور کرد و برای مدتی آن‌ها را سرگرم کرد تا شاید مسائل اصلی فراموش شود و یا حداقل زمان ایجاد می‌کند تا مقداری به کار‌ها سر و سامان داده شود و انتقادات فروکش کند.

اخیرا نیز با رسانه‌ای شدن وقوع اختلاس ۳هزار میلیاردی، حجم عظیمی از انتقادات و سوالات به سوی دولت مردان روان شده است. سوالاتی که با سفر دکتر احمدی‌نژاد به نیویورک، پاسخی به آن‌ها داده نشد و دولتی‌ها و طرفدارانشان هم نسبت به این اتفاق که شوک بزرگی را به افکار عمومی وارد کرد، سکوت کرده‌اند و حال این ساکتین اختلاس، کسانی که در برابر دزدی این حجم عظیم از بیت المال سکوت کرده‌اند، سعی دارند اتهامات مالی خود را به شهرداری تهران برگردانند.

 البته به نظر می‌رسد این مطلب، شروع پروژه‌ای است که جریان انحرافی پیش از این وعده آغاز آن را داده بود و اعلام کرده بود به زودی اسنادی درباره مسائل اقتصادی رو خواهد کرد! همین چند روز پیش بود که محمد جعفر بهداد معاون سیاسی دفتر رییس جمهور طی یادداشتی در روزنامه ایران، از افشاگری احمدی‌نژاد در آینده نزدیک خبر داد و به نظر می‌رسد بالاخره افشاگری‌ها آغاز شده است اما این به قول بهداد افشاگری‌ها اگر به این شکل ادامه داشته باشد، بیش از آنکه این ارگان دولتی مدعی شده، بی‌سند و مدرک است!

ارگان جریان انحرافی که زیر نظر سرباز اسفندیار رحیم مشایی یعنی علی اکبر جوانفکر اداره می‌شود، امروز در گزارشی شهرداری تهران را متهم به اختلال در بازار ارز و طلا کرد. روزنامه ایران در مطلبی با عنوان «اخلال در بازار طلا و بورس با سوء استفاده از منابع شهرداری تهران» مدعی شده که تغییرات قیمت طلا در داخل کشور متأثر از تحرکات داخلی برخی جریان‌های اقتصادی در شهرداری تهران بوده است که تا حد زیادی بر بازار داخلی قیمت سکه و طلا اثرگذاشته است!

ادعایی پوچ که از نظر کار‌شناسان اقتصادی که تحولات اخیر بازار طلا و ارز را دنبال می‌کنند، خنده دار به نظر می‌رسد. بسیاری از کار‌شناسان از مدت‌ها پیش به نقش برخی مراکز خاص دولتی در افزایش نرخ دلار و سکه اشاره کرده بودند و هشدار داده بودند که ایجاد شائبه تامین منابع مالی هدفمندی یارانه‌ها از محل افزایش نرخ ارز اقدامی غیر اصولی است.

حتی در بسیاری از موارد به نقدینگی بدون پشتوانه نیز اشاره شده بود که مجال پرداختن به آن نیست اما نکته مهم و اساسی اینجاست که به نظر می‌رسد باند بزرگ جریان انحرافی که دولت را در سیطره خود دارد به دنبال سرپوشی برای انحرافات اقتصادی- سیاسی و فرهنگی خود است، سعی دارد اذهان افکار عمومی را از انحرافات دولتی‌ها دور کند.

سوال‌های بسیاری درباره جریان انحرافی، اختلاس ۳هزار میلیاردی، ۱۲ هزار میلیارد مازاد درآمد نفتی، قاچاق عتیقه، استقراض ۵ هزار میلیارد از بانک مرکزی برای پرداخت یارانه، آمارهای اقتصادی ضد و نقیض مانند نرخ تورم و نرخ بیکاری و اعلام نکردن رشد اقتصادی، وضعیت سهام عدالت و... از دولت مطرح است که هنوز به هیچ از آن‌ها پاسخ قانع کننده‌ای داده نشده است.

هنوز مشخص نشده، چرا با وجود مشخص شدن انحرافات حلقه‌ای از یاران دولت، آن‌ها هنوز در بدنه دولت و پست‌های کلیدی مشغول فعالیت هستند؟ هنوز پاسخی برای تخلفات اقتصادی جریان انحرافی که بخش‌هایی از آن رسانه‌ای شد، از سوی دولتی‌ها ارائه نشده است مثلا هنوز مشخص نیست نقش جریان انحرافی در قاچاق عتیقه چه بوده است و داستانی که اخیراً درباره قاچاق عتیقه حتی در سرمقاله روزنامه کیهان مطرح شد دقیقاً چه بوده، چه زوایایی دارد و چگونه کسانی که دم از فرهنگ و تمدن ایرانی می‌زنند در قاچاق نمادهای فرهنگی به خارج کشور دست داشته‌اند؟

هنوز سوالاتی بسیاری درباره اختلاس ۳ هزار میلیاردی و نقش سربازان اسفندیار در آن بی‌پاسخ مانده و معلوم نیست چگونه فردی توانسته است بدون پشتوانه دولتی این مبلغ عظیم را از بانک‌های دولتی کشور اختلاس کند؟ چگونه مرجع این اختلاس بانکی است که مدیر عامل آن وزیر سابق کار دولت آقای احمدی‌نژاد است؟ چرا نامه‌هایی با سربرگ دفتر رئیس جمهور و امضای رئیس دفتر ایشان در حمایت از این گروه اختلاس گر صادر شده است؟ این حامیان اختلاس از دفتر رئیس جمهور تا چه حد در این اختلاس دست داشته‌اند و اصلا برنامه ریزی این اختلاس با این حجم مالی کار چه جریانی یا افرادی بوده است؟هنوز ابهامات مردم  درباره ثروت صادق محصولی رفع نشده است! هنوز مشخص نیست دلیل تناقضات آمارهای اقتصادی مانند نرخ تورم و نرخ بیکاری چیست؟ و مهم‌تر اینکه هنوز تکلیف ۱۲ هزار میلیارد مازاد درآمد نفتی مشخص نشده نشده است، درآمدی که باید طبق وعده‌های انتخاباتی دکتر احمدی‌نژاد سر سفره‌های مردم می‌رفت اما هنوز خبری از آن نیست که نیست!

آنچه مسلم است، سوال‌های بی‌پاسخ زیادی درباره مسائل اقتصادی و مالی و حتی فرهنگی و سیاسی از دولت مردان، بی‌پاسخ مانده است. سوال‌هایی که یا با سوال پاسخ داده شده‌اند یا در بر ابر آن‌ها سکوت شده است. به نظر می‌رسد با بالا رفتن حجم انتقادات، سربازان اسفندیار عزم خود را برای پیاده کردن پروژه جدید خود عزم کرده‌اند تا از این طریق نظر افکار عمومی را به سوی شهرداری تهران و سایر نهاد‌های غیر دولتی متمرکز کنند. البته این اولین باری نیست که اتهامات خنده دار به شهرداری تهران زده می‌شود مثلا پیش از این نیز روزنامه تریبون اسفندیار، مدعی شده بود، شهرداری برای درآمد زایی پل عابر پیاده می‌سازد نه برای رفاه مردم!

این روزنامه در بخشی از این گزارش آورده بود: «به نظر می‌رسد هدف از احداث پل عابر پیاده بیشتر به نفع درآمدزایی مدیران شهری است تا راحتی عابر پیاده، چون استانداردهای مناسب در آن اعمال نشده است. وقتی عابر پیاده به حقوق شهروندی احترام می‌گذارد و از پل عبور می‌کند خود را در ارتفاع بالا محصور می‌بیند و حتی حق دیدن اطراف را ندارد. این امر سبب می‌شود که پل‌ها بلااستفاده شوند و تنها عده معدودی از آن استفاده کنند.»

در هر حال، نکته‌ای که سربازان اسفندیار تا به حال نسبت به آن بی‌تفاوت بوده‌اند و آن را دست کم گرفته‌اند، بیداری افکار عمومی است.

افکار عمومی، برخلاف تصور حامیان انحراف، بیدار و هوشیار است و تمامی انحرافات و تخلفات اقتصادی را دنبال می‌کند و می‌داند کدام نهاد برای خدمت به مردم آماده است و کدام نهاد برای خدمت به جیب خود پیش قدم است!

این سخنان بوی اومانیسم می‌دهد...
ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی

آقای رییس‌جمهور به تازگی مطالبی گفتند که هرچند بسیاری از آنها درست و مفید بود، من را به یاد سخنرانی‌های آقای خاتمی در دوره ریاست جمهوری‌‌شان انداخت. در آن دوره، امثال بنده به ایشان انتقاد می‌کردیم که رئیس جمهور، ایدئولوگ و نظریه‌پرداز نیست، بلکه در درجه نخست، مجری سیاست‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نظام است...

سرویس فرهنگی ـ دکتر علی مطهری با بیان اینکه انکار جنگ فرهنگی، انکار امر بدیهی است، گفت: مسأله استعمار فرهنگی در قرون اخیر که از طرف غربی‌ها در کشورهای جهان سوم صورت گرفته، یک واقعیت تاریخی است؛ بنابراین، مسأله تهاجم فرهنگی و بلکه به تعبیر رهبر انقلاب «شبیخون فرهنگی» انکار‌شدنی نیست.

به گزارش «تابناک»، نماینده اصولگرای مردم تهران در مجلس، درباره موضع اخیر رییس جمهور در رد وجود تهاجم فرهنگی، گفت‌وگویی با فارس انجام داده که اهم نکات آن به شرح زیر است:

رییس‌جمهور طبق قانون مجری است، نه ایدئولوگ

ـــ آقای رییس جمهور به تازگی مطالبی گفتند که هرچند بسیاری از آنها درست و مفید بود، من را به یاد سخنرانی‌های آقای خاتمی در دوره ریاست جمهوری‌ شان انداخت. در آن دوره، امثال بنده به ایشان انتقاد می‌کردیم که رئیس جمهور ایدئولوگ و نظریه‌پرداز نیست، بلکه در درجه نخست، مجری سیاست‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نظام است، زیرا بالاترین مقام اجرایی کشور است.

اکنون این ایراد به آقای احمدی‌نژاد هم وارد است که گاهی و البته کمتر از آقای خاتمی، خود را در قامت یک ایدئولوگ و نظریه‌‌پرداز می‌بیند و طبعا چون تحصیلات ایشان در علوم اسلامی و انسانی نبوده است، دچار خطا می‌شوند
.

موضع قابل تقدیر رییس‌جمهور در حفظ عزت ملت ایران

ـــ چون نمی‌خواهم از ایشان تنها انتقاد کرده باشم، این را اضافه می‌کنم که مصاحبه‌های اخیر ایشان با خبرنگاران خارجی درباره مسائل داخلی و خارجی کشور، به ویژه نهضت‌های اسلامی منطقه و به دست دادن ملاک مردمی بودن یا نبودن این نهضت‌ها، بسیار خوب و حافظ عزت و صلابت ملت ایران بود و تقدیرشدنی است.

نمی‌توان جنگ فرهنگی غرب با اسلام را انکار کرد

ـــ در پاسخ به پرسش شما عرض می‌کنم که آقای رئیس جمهور در آن دیدار با اشاره به موضوع جنگ فرهنگی فرمودند: «‌بنده به این موضوع اعتقاد ندارم، زیرا جنگ فرهنگ با بی‌فرهنگی و تعالی با سکون است، وگرنه هیچ‌گاه دو نظام فکری و ارزشی که در راستای کمال انسان باشند، جنگی در آن معنا پیدا نمی‌کند».

این سخن زمانی درست است که قایل به یک پیش فرض باشیم و آن این که «همه فرهنگ‌ها درست و متعالی هستند» و به اصطلاح قایل به پلورالیسم فرهنگی باشیم، به این معنا که هر فرهنگی در جای خود درست است و هیچ فرهنگی نمی‌تواند ادعای برتری کند.

ـــ این سخن آقای رئیس‌جمهور که «بنده به جنگ فرهنگی اعتقاد ندارم»، انکار یک امر بدیهی است، چون این گونه نیست که همه فرهنگ‌ها متعالی باشند، بلکه فرهنگ متعالی داریم و فرهنگ منحط، و همیشه میان فرهنگ‌های متعالی و فرهنگ‌های منحط جنگ و نزاع و درگیری و لااقل رقابت است. مسأله استعمار فرهنگی در قرون اخیر که از طرف غربی‌ها در کشورهای جهان سوم صورت گرفته، یک واقعیت تاریخی است، برای همین، مسأله تهاجم فرهنگی و بلکه به تعبیر رهبر انقلاب «شبیخون فرهنگی» انکارشدنی نیست.

انبیای الهی برای رفع موانع توحید مجبور به جنگ می‌شدند

ـــ آقای احمدی‌نژاد در ادامه گفته‌اند: «‌انسان‌های فرهنگی با کسی جنگ ندارند، همچون پیامبران که با کسی جنگ نداشتند». این هم از آن حرف‌های روشنفکری و حاکی از نظریه صلح کل بودن انبیا و شبیه نظریه مسیحیت تحریف شده است که در اخلاق صرفا بر محبت تأکید می‌کنند و می‌گویند اگر به یک طرف صورتت سیلی زدند، آن طرف دیگر را بیاور. در حالی که این تعلیم با اسلام سازگار نیست. آیا پیغمبر اسلام با کسی جنگ نداشت؟ انبیا مامور بودند که موانع توحید را از سر راه بردارند و لاجرم منجر به جنگ می‌‌شدند.

ـــ همین نوع نگاه دولت به فرهنگ و امور فرهنگی است که متأسفانه باعث شده است در این دوره با انحطاط فرهنگی در کشور روبه‌رو باشیم. البته آقای احمدی‌نژاد این فکر خود را مثل بسیاری از افکار دیگرش از آقای مشائی گرفته است. چند روز پیش خبری داشتیم که رئیس جمهور سخن از تغییر نام «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» به «وزارت فرهنگ و هنر» به میان آورده بودند. این هم نظر آقای مشائی است، چون خودم سال گذشته که در شورای نظارت بر صدا و سیما بودم، این مطلب را از آقای مشائی شنیدم.

انسان تنها به قدرت الهی قادر به انجام امور است

ـــ آقای رئیس جمهور در بخشی دیگر از سخنانشان گفتند: «‌‌انسان می‌تواند مظهر خالقیت خداوند شود، یعنی هر‌چه خداوند خلق کرده، انسان هم می‌تواند خلق کند»، در این مورد باید گفت: اولیای خدا می‌توانند به اذن خدا کارهای خارق عادت انجام دهند، مثل معجزات پیامبران، ولی به طور مستقل هیچ بنده‌ای نمی‌تواند کار خارق عادتی انجام دهد. البته در این گونه کارها شخصیت و نیروی روحی انسان فاعل نیز دخالت دارد؛ یعنی این گونه نیست که اگر یک انسان عادی هم جای حضرت موسی(س) بود و عصایش را می‌‌انداخت، اژدها می‌شد یا اگر جای حضرت عیسی(س) بود مرده را زنده می‌کرد، بلکه قدرت روحی آنها به اذن خدا آن کارها را انجام می‌دهد.

اگر مقصود آقای رئیس‌جمهور چنین چیزی باشد، حرف درستی است، ولی جمله ایشان مبهم است و بوی اومانیسم و اصالت انسان از آن به مشام می‌رسد. بهتر است یک رئیس جمهور وارد این‌گونه مسائل نشود، مگر در موارد بسیار خاص و در جمع متخصصان حوزه الهیات.

این سخن بوی اومانیسم می‌دهد...

ـــ حرف‌های دیگری هم ایشان گفته‌اند. مثلا فرموده‌اند: «‌انسانیت انسان پر شدن قلب از عشق به انسان است». این سخن هم ابهام دارد. عشق به انسان بدون عشق به خدا نمی‌تواند مقدس باشد. به عبارت دیگر، منظور از انسان در اینجا انسان به اضافه ایمان است یا انسان منهای ایمان؟

انسان از آن جهت که انسان است و به تعبیر فلاسفه، انسان بما هو انسان احترامی ندارد، بلکه انسان به اضافه ایمان به خدا و ارزش‌های الهی و انسانی دارای احترام است. به بیان دیگر، این گونه نیست که هر موجود راست اندام پهن ناخنی که روی دو پا راه می‌رود، دارای احترام است، همان گونه که ارزش و احترام علی ـ علیه السلام ـ و معاویه را یکسان نمی‌دانیم و همین طور ارزش و احترام امام خمینی (ره)‌ و صدام را. ‌به هر حال این سخن آقای رئیس جمهور هم بوی اومانیسم می‌دهد.

اینها افکار آقای مشایی است

ـــ جمله دیگری ایشان گفته‌اند؛ به این عبارت: «‌اگر ما بشر را به نقطه کمال فاقد همه قالب‌ها دعوت کنیم، بدانید که فوج فوج خواهند آمد». این هم جمله مبهمی است. می‌توان این گونه برداشت کرد که مثلا از قالبی به نام اسلام ذکری به میان نیاوریم، بلکه از عدالت و مهرورزی و امثال اینها سخن بگوییم که مورد پذیرش همه است. این می‌شود همان دین انسانیت «اگوست کنت» و دیگر اسلام نیست. عدالت و مهرورزی و سایر ارزش‌ها منهای توحید و نبوت و بدون پشتوانه دین ارزش عملی و کارآیی ندارد. اینها افکار آقای مشائی است که بر زبان آقای احمدی‌نژاد جاری می‌شود.


متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.


فرزند جدید احمدی‌نژاد و مشایی متولد شد!
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

ر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلسه دوشنبه هیأت دولت در پاسخ به سؤالات خبرنگاران در مورد وزارت فرهنگ و ارشاد، به احتمال تغییر نام این وزارت خانه به وزارت فرهنگ و هنر و حذف عبارت ارشاد اسلامی از آن اشاره کرد. به گزارش شفاف، این پیشنهاد از پیشنهاداتی است که مشایی آن را از حدود یکی دو سال پیش دنبال می کرده و اکنون به صورت علنی آن را عنوان کرده است. حسینی در پاسخ به سؤال خبرنگاران در مورد موضع رئیس جمهور پیرامون حذف عبارت ارشاد اسلامی از نام این وزارت خانه، گفت «ایشان هم با این موضوع مخالفتی ندارند.» هر آن چه مهاجرنی می خواست و یا در خواب آرزوی اجرایش را داشت، در دولت دهم محقق شد یا در حال تحقق است...

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلسه دوشنبه هیأت دولت در پاسخ به سؤالات خبرنگاران در مورد وزارت فرهنگ و ارشاد، به احتمال تغییر نام این وزارت خانه به وزارت فرهنگ و هنر و حذف عبارت ارشاد اسلامی از آن اشاره کرد.
 
 به گزارش شفاف، این پیشنهاد از پیشنهاداتی است که مشایی آن را از حدود یکی دو سال پیش دنبال می‌کرده و اکنون به صورت علنی آن را عنوان کرده است. حسینی در پاسخ به سؤال خبرنگاران در مورد موضع رئیس جمهور پیرامون حذف عبارت ارشاد اسلامی از نام این وزارت خانه، گفت «ایشان هم با این موضوع مخالفتی ندارند.» از آنجا که اصولاً خلاف رسم مرید و مرادی است که مرید نظر مرادش را نقض کند، قاعدتا محال ممکن بود که احمدی‌نژاد بخواهد خلاف نظر رئیس دفترش اظهار نظر کند.
 

به گزارش خبرنگار شفاف، مشایی در محافل خصوصی و جلسات مختلف مدام به این موضوع اشاره می‌کرده که «چه معنی دارد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته باشیم؟ وزارت باید وزارت فرهنگ باشد. ارشاد اسلامی یعنی چه؟ باید مفاهیمی باشد که همه از آن برداشت واضح و روشنی داشته باشند مانند وزارت فرهنگ و هنر.» نهایتاً هم کما فی السابق باید‌‌ همان شود که آقای رئیس دفتر می‌خواهد.

هرچه از انتخابات ۸۸ فاصله می‌گیریم، بیشتر نسبت به استبداد سیاسی و برخورد سلبی احمدی‌نژاد با رسانه‌های منتقد اشراف پیدا می‌کنیم. تؤاماً به روحیه لیبرال گونه احمدی‌نژاد در مسائل فرهنگی هم بیش از پیش پی می‌بریم. از آن گفت‌و‌گوهای جنجالی اسفند ۸۸ در مورد تعطیلی گشت ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر گرفته تا بی‌تفاوت‌اش نسبت به ابتذال در سینما.
 
 


وقتی رئیس جمهوری جسور مانند آقای احمدی‌نژاد در برابر مشایی دچار انفعال است، از حسینی که از جهت شخصیتی هم بسیار نرم و لطیف است هیج توقعی نمی‌رود.

از طرف دیگر استبداد سیاسی حاکم بر وزارت فرهنگ و ارشاد که مجدداً از ادله‌ای است که بر فرضیه‌ای صحه می‌گذارد که نام آن را گذاشته‌ام «باج اجتماعی به ازای اختناق سیاسی». وزارت فرهنگ و ارشاد چهرهٔ کاریکاتورگونه‌ای پیدا کرده است؛ از این جهت که به جای افزایش آزادی بیان در مطبوعات و رسانه‌ها، شاهد افزایش روز افزون ممیزی‌های بی‌جا و سخت گیری‌های بی‌مورد هستیم. نمایشگاه بین المللی کتاب تهران شاهد مثال این مدعاست؛ از طرفی می‌توانید رمان‌های ترجمه شده‌ای را پیدا کرد که در آن به معاشقهٔ اروتیک شخصیت‌های داستان پرداخته شده است و از دیگر سو به دلایل کاملاً سیاسی و بی‌ربط به آثار شهید بهشتی، پس از سال ۸۸ یعنی برای سه سال متوالی مردم از خرید و استفاده از آثار یکی از نظریه پردازان جمهوری اسلامی محروم شده‌اند.

به‌‌ همان ترتیبی که ذکر شد، اگر از جهت سلسله مراتب اداری و شخصیتی پایین‌تر بیاییم، می‌رسیم به معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد، جواد شمقدری. علاوه بر جواد شمقدری، خانوادهٔ شمقدری هم در سینمای ایران جریان ساز بوده و هستند که توضیح آن از حوصلهٔ این بحث خارج است. اما آنچه تأسف برانگیز است، داعیه و سبقهٔ مذهبی و به قول ایشان به اصطلاح حزب اللهی بودن این افراد است که اتفاقاً خروجی آن کاملاً عکس ادعایشان را نشان می دهد. معاونتی که به فیلم جرم برای آنکه مسعود کیمیایی افتخار دهد و در مراسم افتتاحیه شرکت کند، جایزهٔ بهترین فیلم را به این فیلم کم ارزش وکم محتوا اعطا کرد.

افرادی ظاهرالصلاح ولی در عمل بد‌تر از مهاجرانی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد دولت خاتمی مسئولین فعلی فرهنگ فرنگی شدهٔ ما هستند. کجاست صفار هرندی که در پاسخ به اعتراضات به خود، به کنایه می‌گفت ننگ شما آن وزیر فرهنگی است که الآن فراری و لندن نشین است.


هر آنچه مهاجرنی می‌خواست و یا در خواب آرزوی اجرایش را داشت، در دولت دهم محقق شد یا در حال تحقق است. تئاترهای اتللو و هدا گابلر که عکس‌هایش هفته‌ها جزء پربحث‌ترین اخبار روز ایران در داخل و در رسانه‌های خارجی بود، یاد آور عملکرد دوره مهاجرانی، است و موجب استیضاح و برکناری وی از هیأت دولت شد. ملی گرایی و پان ایرانیسم که مهاجرانی اندک اندک و غیرعلنی درصدد بسترسازی و اشائهٔ آن بود، مشایی آن‌ها را علناً و در محافل رسمی و به عنوان مواضع رسمی (ولی غیر واقعی) نظام عنوان می‌کند. فیلم مکسی که به خاطر اکران سه روزه‌اش دودمان وزارت ارشاد و مهاجرانی را داشت به باد می‌برد، در دولت دهم به صورت توزیع پخش خانگی وارد خانه‌های مردم شد. در اوصاف موسیقی هم کار به جایی رسید که زنان ترک در مراسمی در مقابل مشایی می‌رقصند، در مراسم دولت موسیقی زنده اجرا می‌کنند و حین انجام حرکات موزون قرآن کریم را روی دست می‌آورند و رئیس دفتر رئیس جمهور هم در اوصاف موسیقی می‌گوید کسانی که موسیقی را حرام می‌دانند، نمی‌فهمند (اشاره مستقیم به مراجع تقلید). اشائهٔ کلمات لاتین در سطح جامعه و شهرهای کشور نیز در مقایسه با موارد فوق، اگرچه از معضلات است، ولی ارزش بحث و بسط ندارد.

در حال حاضر وجه مشترک مسئولین فرهنگی ما، انفعال آنان در برابر انحرافاتی است که پیش از این خود منتقد وقایع مشابه و حتی کم اهمیت تری چون آنان بودند؛ حال هنوز روشن نیست، موقعیت فعلی حاصل انفعال در برابر تئوریسین اسلام ایرانی دولت است، یا روشی غیر اخلاقی و اصولی برای جذب آرای جایگزین از دست رفته، یا اینکه ما امروز در حال مشاهده چهره واقعی رئوس دولت هستیم.


رهبری مخالف بود، اما امام زمان به ما گفت احمدی نژاد اسم ها را اعلام کند
ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

مقام معظم رهبری راجع به اینکه آقای احمدی نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد تأکید داشته اند، اما احمدی نژاد اسم آورد. بعدها هم گفت تنها کسی که به من گفت اسم افراد را بیاورم مشایی بود؛ حالا مشایی چه طوری بیان می کند که احمدی نژاد باید این کار را بکند، دیگر برای ما روشن نیست. خلاصه اینکه مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می شود.

روزنامه قدس: حجت الاسلام سقای بی​ریا مطالب مهمی درباره مشایی، احمدی​نژاد و مکتب ایرانی بیان کرد؛
وی که در دوران مسئولیت خود به دلیل چالشی بودن رابطه دولت با حوزه عملیه و مراجع به شدت مورد انتقاد بود، به تازگی اظهاراتی را بیان داشته است که به گزارش شفاف از خبر آنلاین، اهم اظهارات وی چنین است:

*بنده از زبان آقای احمدی​نژاد شنیده ام که ایرانیان هیچ گاه بت نپرستیده​اند و همیشه موحد بوده اند و دیگر اینکه ایرانیت از اسلامیت برتر و ریشه دارتر است. یکی از القائاتی که جریان انحرافی بعد از بیداری اسلامی داشت و احمدی​نژاد آن را به نقل از مشایی بیان کرد این بود که گفت ما تمدن اسلامی و امت اسلامی نداریم.

* افکار جریان انحرافی عناصری دارد که هنگامی که کنار یکدیگر گذاشته می​شود، در حقیقت انقلاب اسلامی را تضعیف می​کند و متأسفانه آقای احمدی​نژاد بدون توجه به لوازم اینها، آنها را تکرار نموده و نقل می​کند.

* مشایی عملاً به موضوع حجاب بی​اعتنایی می​کند و القای بی​اعتنایی دارد و عنوان می​کند که این مسایل مهم نیست و مسأله ربا در جامعه از اهمیت بیشتری نسبت به این موضوع برخوردار است.

* آن چیزی که در حرکت​های جریان انحرافی مشاهده می​شود، هدفش این است که روحانیت و ولایت فقیه کنار گذاشته شود. آنها در ظاهر بیان می​کنند که ما ولایت فقیه را قبول داریم، منتهی ولایت فقیهی را قبول دارند که برای زمان غیبت است و مدعی هستند الان چون ما در قرب ظهور(ظهورصغری) هستیم، به ولایت فقیه نیازی نداریم.

*جریان انحرافی ادعا می کند که متوجه می شود که «مرضی امام زمان» چیست و گاهی نسبت به آن اصول ادعای کلی دارد که بیان می کند خداوند متعال در قرآن می فرماید «کسانی که در راه ما مجاهده می کنند، ما راه را به آنها نشان می دهیم» و این ادعای کلی را دارند و وقتی به آنها گفته می شود این برداشت اشتباهی است، بیان می کنند که امام زمان در حال تدبیر امور است و این تعابیر کلی را برای عوام ذکر می کند.

*مشایی به عنوان عنصر اصلی جریان فتنه در قضایای جزئی به سران مدیران اجرایی القا نموده و می گوید که امام زمان اکنون فلان خواسته را دارد، گاهی اوقات هم مواردی پیش آمده که خواسته های او با سخنان مقام معظم رهبری در تضاد بوده است.

*به عنوان مثال مقام معظم رهبری راجع به اینکه آقای احمدی نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد تأکید داشته اند، اما احمدی نژاد اسم آورد. بعدها هم گفت تنها کسی که به من گفت اسم افراد را بیاورم مشایی بود؛ حالا مشایی چه طوری بیان می کند که احمدی نژاد باید این کار را بکند، دیگر برای ما روشن نیست. خلاصه اینکه مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می شود.

* مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می​خواهد که احمدی​نژاد اسم افراد را در مناظره​ها بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می​شود.

مشایی گفت درحالتی معنوی،یقین کردم خواست امام زمان،آوردن اسم افراد درمناظره​هاست
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

بنده از زبان آقای احمدی نژاد شنیده ام که ایرانیان هیچ گاه بت نپرستیده اند و همیشه موحد بوده اند و دیگر اینکه ایرانیت از اسلامیت برتر و ریشه دارتر است

به گزارش جهان حجت الاسلام سقای بی ریا در گفت وگو با روزنامه قدس مطالب مهمی در باره مشایی، احمدی نژاد و مکتب ایرانی بیان کرد.

* مشایی این تعبیر را داشت که «اگر ایرانی ها نبودند، اسلام در ناسیونالیسم عربی دفن شده بود» این مثل آن است که گفته شود ایرانیان نجات بخش اسلام شده اند و چهره جدیدی را به اسلام پوشانده اند؛ این نوع تعبیرها اسلام را وامدار ایران معرفی می کند و جریان انحرافی و مشایی از این تعابیر استفاده می کنند.

*بنده از زبان آقای احمدی نژاد شنیده ام که ایرانیان هیچ گاه بت نپرستیده اند و همیشه موحد بوده اند و دیگر اینکه ایرانیت از اسلامیت برتر و ریشه دارتر است. یکی از القائاتی که جریان انحرافی بعد از بیداری اسلامی داشت و احمدی نژاد آن را به نقل از مشایی بیان کرد این بود که گفت ما تمدن اسلامی و امت اسلامی نداریم.

* مکتب ایرانی توجیهات خاص خود را دارد. آنها بیان می کنند منظور از مکتب ایرانی آن نوع مکتبی است که از ایران صادر می شود و ایرانی ها آن را به مردم جهان معرفی می کنند. بنده با این آقایان بحثهایی داشتم و گفتم شما که مکتب ایرانی را مطرح می کنید، این مکتب در مصر کارگشا نیست، چون اسم ایران بر روی این مکتب گذاشته شده است. مکتب ایرانی دافعه ایجاد می کند و بنده نیز به آنها، نحوه، نوع برخورد و ادبیات حضرت امام خمینی و امام خامنه ای را یادآور شدم که آنها همیشه اسم اسلام را آورده اند و بدین واسطه ایران عزیز شده است و این افراد در برابر این سخن و منطق امام و رهبری پاسخی ندارند؛ البته برخی از افراد دیگر هم در هیأت دولت بودند ولی این افراد منطق نداشته و همه از القائات مشایی است.


* افکار جریان انحرافی عناصری دارد که هنگامی که کنار یکدیگر گذاشته می شود، در حقیقت انقلاب اسلامی را تضعیف می کند و متأسفانه آقای احمدی نژاد بدون توجه به لوازم اینها، آنها را تکرار نموده و نقل می کند و ما نیز مشاهده می کنیم که در همین مرحله بیداری اسلامی تحلیلی عنوان شد و این افراد بیان کردند که تحلیل ما این است که این حرکتها کار خود آمریکایی هاست .

* افکار جریان انحرافی اومانیستی، ملی گرایی و ضد روحانیت است و اینها عناصری است که بین اصلاح طلبان و مشایی مشترک است، منتهی با شیوه های مختلف. اصلاحات گذار از سنت به مدرنیته را بیان می کنند و جریان انحرافی به دنبال این است که فکر و قالب را نگهداشته و آن را از درون تهی کنند و در عمل به صورت آهسته پوسته کنار گذاشته شود و در نهایت که می گویند مکتب ایرانی، ایرانیت آن تقویت می شود تا ایرانیت باقی مانده و اسلام از بین برود. لذا مشاهده می کنیم که مکتب ایرانی گفته می شود به دنبال آن منشور کوروش عنوان می شود و صحبت از جوهره ایرانیت می شود و اینها همه انحراف است.

* مشایی عملاً به موضوع حجاب بی اعتنایی می کند و القای بی اعتنایی دارد و عنوان می کند که این مسایل مهم نیست و مسأله ربا در جامعه از اهمیت بیشتری نسبت به این موضوع برخوردار است.
* آن چیزی که در حرکتهای جریان انحرافی مشاهده می شود، هدفش این است که روحانیت و ولایت فقیه کنار گذاشته شود. آنها در ظاهر بیان می کنند که ما ولایت فقیه را قبول داریم، منتهی ولایت فقیهی را قبول دارند که برای زمان غیبت است و مدعی هستند الان چون ما در قرب ظهور(ظهور صغری) هستیم، به ولایت فقیه نیازی نداریم.

*جریان انحرافی ادعا می کند که متوجه می شود که «مرضی امام زمان» چیست و گاهی نسبت به این اصول ادعای کلی دارد که بیان می کند خداوند متعال در قرآن می فرماید «کسانی که در راه ما مجاهده می کنند، ما راه را به آنها نشان می دهیم» و این ادعای کلی را دارند و وقتی به آنها گفته می شود این برداشت اشتباهی است، بیان می کنند که امام زمان در حال تدبیر امور است و این تعابیر کلی را برای عوام ذکر می کند.

*مشایی به عنوان عنصر اصلی جریان فتنه در قضایای جزئی به سران مدیران اجرایی القا نموده و می گوید که امام زمان اکنون فلان خواسته را دارد، گاهی اوقات هم مواردی پیش آمده که خواسته های او با سخنان مقام معظم رهبری در تضاد بوده است.


*به عنوان مثال مقام معظم رهبری راجع به اینکه آقای احمدی نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد تأکید داشته اند، اما احمدی نژاد اسم آورد. بعدها هم گفت تنها کسی که به من گفت اسم افراد را بیاورم مشایی بود؛ حالا مشایی چه طوری بیان می کند که احمدی نژاد باید این کار را بکند، دیگر برای ما روشن نیست. خلاصه اینکه مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می شود.


مشایی در نیمکت، احمدی‌نژاد وارد رینگ می‌شود!
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی

آن قدر کلیدواژه‌ها مکتب ایرانی در این بند عیان است، که توضیح و تفضیل زیادی نمی‌خواهد. مضاف بر اینکه‌نژاد پرستی و پان ایرانیسم هم طبق معمول در آن موج می‌زند که از بدعت‌های جدید گفتمان رئیس جمهور است. آن قدر ایران در این بند مهم انگاشته شده که گویی انسان مقام الوهیت پیدا کرده است؛ چرا و بنا بر کدام منطقی اگر فرهنگ و تمدن ایران نباشد، چیز قابل ذکری باقی نمی‌ماند؟ آیا فرهنگ اسلام بدون فرهنگ ایران نمی‌توانست پا به عرصهٔ گیتی بگذارد؟

احسان رستگار، شفاف؛ طی حدود یک ماه اخیر، نماد جریان انحرافی سکوت مصلحتی اختیار کرده و در محافل و پستو‌ها اظهار نظر می‌کند. از آنجا که دولت به انحراف افکار عمومی از سوی خود به سمت مسائل فرعی و انحرافی عادت کرده و از آن برای فرافکنی عملکرد ضعیف خود استفاده می‌کند؛ نقش قبلی مشایی که ایجاد جنجال و طرح مفاهیم بدعت گذارانه بوده، در حال انتقال به رئیس جمهور است.


رئیس جمهور امروز چهارشنبه در دومین جشنواره و نمایشگاه علم تا عمل که در محل مصلی تهران برگزار شد با صحبت‌هایی کلی در مورد علم و جایگاه آن در ایران و موضوعات مربوطه با جشنواره علم تا عمل، به اظهار نظراتی در مورد انسان، جایگاه آن در نظام آفرینش و مسائل غیر مرتبط با حوزه اجرایی و علمی پرداخت (گزارش سخنرانی را در اینجا بخوانید). اگرچه این نحوهٔ سخنرانی احمدی‌نژاد پدیدهٔ نوظهوری نیست، ولی با کم کار شدن مشایی در سخنرانی‌های جنجالی و غیبت در رسانه‌ها، حساسیت این موضوع را دوچندان می‌کند که آیا احمدی‌نژاد خودش می‌خواهد نقش قبلی مشایی را بیش از پیش یدک بکشد؟

رئیس جمهور در صحبت‌های امروزش، به موضوعاتی پرداخت که بر شائبهٔ گسترش مکتب انسان محوری (اومانیزم) به جای خدا محوری را در پندار، گفتار و رفتار دولت دهم، می‌افزاید. از جمله عوارض بیشماری که به طور کلی این رویکرد دولت به دنبال دارد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نامربوط بودن این گونه مسائل با دغدغه‌ها و مشکلات مبتلابه جامعه: هنگامی که رئیس جمهور یک کشور نطق می‌کند، گویی وی دارد بر اساس اولویت‌های نظام و مهم‌ترین دغدغه‌ها و خواسته‌های مردم آن کشور اظهار نظر می‌کند و وی بلندگوی دیدگاه‌ها و خواست ملت است. طبیعتاً هر چه رئیس جمهوری بیشتر به مسائلی هم چون انسان محوری به جای خدا محوری، و شعارمحوری به جای عمل گرایی بپردازد، در جهت عکس خواست مردم و صلاح مملکت حرکت کرده و در کوتاه مدت موجب نارضایتی مردم و در طولانی مدت موجبات رکود و تأخیر در پیشرفت کشور را به دنبال خواهد داشت.
    به نظر می‌رسد رئیس جمهور با این چنین سخنرانی در یک همایش علمی مربوط به مسائل اجرایی، قصد پرهیز از گزارش دادن، مشخص شدن عدم جهت گیری استراتژیک و فرار از مورد قضاوت قرار گرفتن پس از ۶ سال مدیریت دولت ایران را دارد؛ این رفتار رئیس جمهور و دولتی‌ها هرچند جدید نیست، اما با قرار گرفتن در کنار فرافکنی رسانه جریان رایحه خوش خدمت ۲ (پایداری) و انداختن مسئولیت‌های دولت بر گردن نهادهای غیر دولت، نمای جدیدی از این پازل سیاسی کامل می‌شود.
  • فرعی بودن این گونه مباحث: بدون شک تا کنون هیچ دولتی به اندازهٔ دو دولت احمدی‌نژاد داعیهٔ ولایت مداری و دفاع از ولایت و احیای گفتمان اصیل انقلاب را نداشته است. از طرفی تا کنون هیچ رئیس جمهوری سابقهٔ ایستادن تمام قدر در مقابل دو حکم حکومتی را در کارنامهٔ خود ندیده است. پیرو این سوابق، خیلی غیرمترقبه نیست که همین رئیس جمهور، در عملکرد و گفتارش نسبت به گفتمان رهبری بی‌تفاوت و نسبت به اعتماد مردم به وی بی‌وفا و فراموش کار باشد.
    مقام معظم رهبری بار‌ها در سخنرانی‌هایشان به اصلی-فرعی کردن مسائل اشاره کرده‌اند و گفته‌اند باید بر اساس اهمیت هر موضوع به آن پرداخت؛ با این حال درحالی که راس نظام تا به امروز توصیه به فرعی/اصلی نمودن و جدا کردن مسئله جریان انحرافی از کلیت دولت را داشت، اما گویی احمدی‌نژاد با گام گذاشتن در مسیر مشایی اصرار به اصلی کردن مسئله انحراف دولت دارد. 
  • بطلان و بیگانگی این گونه مفاهیم با مفاهیم اسلامی: هرچه در سخنرانی‌های رئیس جمهور و به طور مصداقی سخنرانی اخیر وی بیشتر دقیق می‌شویم، بیشتر متوجه یکسانی گفتمان مشایی و گفتمان احمدی‌نژاد می‌شویم. به عبارت دیگر معمولاً مشایی در حال صحبت از زیان احمدی‌نژاد است و به نوعی احمدی‌نژاد دریچه‌ای است با صدای رسا‌تر از گفتمان مشایی. در این سخنرانی تأکید بیش از حد رئیس جمهور بر کلید واژهٔ انسان و رنگ باختن اسلام و خدا و بی‌جایگاه بودن اسلام در مقابل آن، پیامی جز تبلیغ و تبیین اومانیزم (انسان محوری) ندارد. احمدی‌نژاد در حالی در سخنرانی خود، دایم از محوریت انسان و بشریت در خلقت الهی و هستی می‌گوید، اما سخنی از اهمیت هدف برای انسان نمی‌رود؛ یعنی در حالی که در مکتب اسلام اصیل، خلقت انسان امری هدف دار است که انسان می‌بایست به سمت آن هدف رفته، اما رئیس جمهوری خدمت به نفس بشریت را هدف معرفی می‌کند.


بخشی از جملات وی در این سخنرانی به شرح ذیل است:

«رئیس جمهور در پایان با تاکید بر اینکه همه جهانیان اذعان دارند که اگر ایران را از فرهنگ و تمدن جهانی برداریم چیز قابل ذکری باقی نمی‌ماند، گفت: دست به دست هم دهیم و مسئولیت تاریخی خود را در جایگاه بالا در فناوری ایفا کنیم.»

آن قدر کلیدواژه‌ها و مفاهیم مکتب ایرانی –که معمولاً از زبان سرپرست جریان انحرافی می‌شنویم- در این بند عیان است، که توضیح و تفضیل زیادی نمی‌خواهد. مضاف بر اینکه‌نژاد پرستی و پان ایرانیسم هم طبق معمول در آن موج می‌زند که از بدعت‌های جدید گفتمان رئیس جمهور است. آن قدر ایران در این بند مهم انگاشته شده که گویی انسان مقام الوهیت پیدا کرده است؛ چرا و بنا بر کدام منطقی اگر فرهنگ و تمدن ایران نباشد، چیز قابل ذکری باقی نمی‌ماند؟ آیا فرهنگ اسلام بدون فرهنگ ایران نمی‌توانست پا به عرصهٔ گیتی بگذارد؟ گویی واقعاً در این گفتمان،‌‌ همان گونه که خداوند انسان را اشرف مخلوقات خلق کرده، ایرانیان را هم اشرف انسان‌ها خلق کرده است. اینکه ما ایرانی هستیم و ایرانیان انسان‌های بسیار نیکوسرشتی هستند و فرهنگ ما کهن و اصیل است و ما فرزندان آرش و سیاوش و کوروش و داریوش و مهوش و پریوش و امثالهم هستیم بدیهی است، اما در کنار تناقض این ادعا با ذات ضدنژادپرستی اسلام و مساوی دانستن انسان‌ها، نکتهٔ عجیب شبیه بودن این بر‌تر بینی نژادی با دیدگاه‌های نژادپرستانهٔ اندیشه‌های نازیسم و صهیونیسم است که قوت گرفتن آن می‌تواند کشور را به دره‌ای هولناک پیش برد.


از احمد فردید تا اسفندیار رحیم مشایی
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیداحمد فردید ، اسفندیار رحیم مشائی

این مدل تفکر شفاهی بعد از دنیای فلسفه، اکنون وارد دنیای سیاست نیز شده است. اسفندیار رحیم مشایی داعیه دار فکری دولت از این دسته است. وی در سال‌های اخیر هر روز حرفی می‌زند و فردایش آن را تکذیب می‌کند که منظور من این نبوده است و برخی غرض ورزانه آن را تعبیر کرده‌اند. البته پشت این شفاهی بودن نوعی ترس از افشا شدن نیز وجود دارد.

بسیاری از متفکرین شفاهی از جهات مختلفی با یکدیگر متفاوتند. اما در یک چیز مشترک هستند. آن هم این که حاضر نیستند هیچ کتاب و یا مجموعه‌ی مکتوبی از ایشان منتشر شود. این افراد معمولا نظرات خود را در غالب مصاحبه و یا سخنرانی بروز می‌دهند، که گاهی با نظر قبلی‌شان نیز متفاوت است. ولی به دلیل شفاهی بودن قابل نقد و بررسی نیست.


به گزارش خبرنگار«فردا»از طرفی این افراد مدعی آوردن نقشی جدید در دایره تفکر معاصر ایرانی هستند. اما به مانند متفکرین قبل از میلاد مسیح مکتوبات را قابل خود نمی‌دانند. همچنین این افراد تفکرات غامض و گاه خاص خود را ابتدا در جمع عوام مطرح می‌کنند و بعد منتقدان را به بی‌سوادی متهم می‌کنند. در صورتی که یک متفکر برای بسط و آزمون خطای اندیشه خود باید ابتدا در یک جمع تخصصی نظرات خود را ارائه کند. تا با نقد و بررسی ایرادات آن رفع شود.

 
مشهورترین متفکر شفاهی معاصر سید احمد فردید است که مهمترین بخش تفکرش تجدد ستیزی و پر و بال دادن بی حد و حصر به سنت است. احمد فردید با توجه به نوع تفکر خاص فلسفی‌اش اعتقادی به مکتوبات نداشت و به همین دلیل پس از گذشت سالها از مرگش شاگردان وی حلقه وسیعی از افراد متفاوت و متناقض را شامل می‌شوند که از لندن نشینان متفرعن گرفته تا سنتگرایان متصلب را در بر می‌گیرد. به قولی هر کسی از ظن خود یار این تفکر است. این شاگردان غالبا دیدگاه نزدیکی به یکدیگر ندارند. اما برخی از آنان علل الخصوص در قضایای سیاسی اخیر پشت جریان انحرافی ایستاده‌اند و از آن حمایت کرده‌اند.

این مدل تفکر شفاهی بعد از دنیای فلسفه اکنون وارد دنیای سیاست نیز شده است. اسفندیار رحیم مشایی داعیه دار فکری دولت از این دسته است. وی در سال‌های اخیر هر روز حرفی می‌زند و فردایش آن را تکذیب می‌کند که منظور من این نبوده است و برخی غرض ورزانه آن را تعبیر کرده‌اند. البته پشت این شفاهی بودن نوعی ترس از افشا شدن نیز وجود دارد.

در این رابطه به عنوان مثال یکی از مسائل مهمی که در ابتدای انقلاب اسلامی بروز پیدا کرد همین ابراز نظرات دانشمندان در مکتوبات بود. تا مردم از این طریق جریان‌ مقبول‌شان را انتخاب کنند. نه این که مثلا یک مناظره تلویزیونی سرنوشت یک ملت را مشخص شود. کتاب‌های افرادی مانند شهید مطهری، مقام معظم رهبری، آیت الله امینی، آیت الله شهید بهشتی، آیت الله شهید باهنر، دکتر علی شریعتی و بسیاری از شخصیت‌های تاثیرگذار نظام  که در زمان خود پرفروش نیز بوده‌اند از این نوع است.

به قول یکی از نویسندگان جوان معاصر بترسیم از جماعتِ بی‌کتاب، فیلسوفِ شفاهی، استراتژیستِ تلویزیونی، متفکر رسانه‌ای هفتگی و مکتبِ بی‌مکتوب...

زیباکلام: احمدی نژاد و مشایی پیروز انتخابات آینده هستند!
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، صادق زیباکلام ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی

بعد از انتخابات 22 خرداد یک بار شما ندیدید و نشنیدید که آقای رحیم مشایی به مخالفان،منتقدان و معترضان به نتایج انتخابات را فتنه گر، منافق، نوکر آمریکا و استکبار جهانی بنامند چراکه اساسا ایشان همچین اعتقادی ندارند.

به گزارش جهان متن زیر خلاصه گفت و گوی سیاست نامه با دکتر صادق زیباکلام است که وی در این گفت و گو از منظر خود به بررسی آرایش سیاسی کشور پرداخته است.زیباکلام در این گفت و گو با دفاع از مشایی، وی و احمدی نژاد را اصولگرا نمی داند و معتقد است که رقابت آینده میان احمدی نژاد و سایر اصولگرایان خواهد بود. متن کامل دیدگاههای زیباکلام در این حوزه را در بخش گفت و گو بخوانید.

*شاید بتوان اصولگرایان را به دو گروه و دو جریان اصلی تقسیم کرد جریان اول که من آنها را اصولگرایان سنتی شامل موتلفه، روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و ائمه جمعه و جماعت می شوند و اما جریان دوم و سر دیگر که البته اگر ما آن ها را به عنوان اصولگرا قبول داشته باشیم این گروه شامل آقای مهندس رحیم مشایی و احمدی نژاد است و آینده سیاسی ایران در چنبر رقابت سیاسی این دو طیف پیش بینی می شود.

*من معتقدم که این رقابت و کش مکش سیاسی به نفع آقای احمدی نژاد و مشایی تمام خواهد شد و آنها خواهند توانست چیزی حدود دو سوم نمایندگان مجلس نهم را از آن خود کنند.

*وقتی آقای احمدی نژاد بتواند دو سوم مجلس نهم را با نماینگان خود داشته باشد دیگر نمی توان انتظار داشت که به ایشان بگوییم آقای احمدی نژاد شما هشت ساله خدمتان به پایان رسیده بفرمایید بروید کنار و اجازه دهید که آقایان دکتر علی اکبر ولایتی، دکتر علی لاریجانی یا دکتر احمد توکلی به صحنه رقابت انتخاباتی بیایند و توفیق شما را در سنگر دیگری آرزو داریم نه!

*نامزد معرفی شده از سوی این ائتلاف یا خود آقای رحیم مشایی خواهد بود یا اگر ببینند مخالفت با ایشان زیاد است چهره ای دیگر که به آقای احمدی نژاد نزدیک اما حساسیت آقای رحیم مشایی را ندارد به عنوان نامزد اصلی خودشان معرفی کنند.

*شورای نگهبان آقای مصطفی معین را نیز رد صلاحیت کردند اما ایشان با استفاده از حکم حکومتی وارد صحنه انتخابات شدند ضمن اینکه دلیلی وجود ندارد که شورای نگهبان ایشان را رد صلاحیت کنند و چرا مهندس رحیم مشایی نتوانند از حکم حکومتی استفاده کنند.

*من معتقدم احمدی نژاد و رحیم مشایی و اساسا گروه و جریانی که با ایشان شناخته می شوند هیچ وقت اصولگرا نبودند و تنها رویارویی با جناح چپ، اصلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی باعث شد تا نوعی انسجام تاکتیکی میان احمدی نژاد و مشایی از یک سو و اصولگرایان از سوی دیگر به وجود بیاید و گرنه در هیچ زمینه ای نقطه نظرات آقای رحیم مشایی به عنوان مغز متفکر فکری و فرهنگی دولت آقای احمدی نژاد با اصولگرایان یکی نیست.

*بعد از انتخابات 22 خرداد یک بار شما ندیدید و نشنیدید که آقای رحیم مشایی به مخالفان،منتقدان و معترضان به نتایج انتخابات را فتنه گر، منافق، نوکر آمریکا و استکبار جهانی بنامند چراکه اساسا ایشان همچین اعتقادی ندارند بنابراین یکبارهم چنین الفاظی را به کار نبرده است پس شما چطور می خواهید بگویید که آقای رحیم مشایی و احمدی نژاد اصولگرا هستند.

*من تصور می کنم موضع گیری آقای احمدی نژاد در مورد وزیر اطلاعات باعث کدورت خاطر مقام معظم رهبری شد اما اگر آقای احمدی نژاد اصراری بر اختلافات نداشته باشند مسلما معظم له نیز از ایشان رنج خاطری نخواهند داشت و به نظر می رسد در آینده لبه تیز حملات احمدی نژاد و مشایی به سمت اصولگرایان سنتی باشد .


ناگفته‌های سقای بی‌ریا از جریان نفوذی در گفت‌وگو با رجانیوز:
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام دکترناصر سقای بی ریا ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان نفوذی
در دولت گفتم نامه امام علی به مالک را برجسته کنید نه منشور کورش/ مشایی گفت در اسلام، تمدن و امت اسلامی نداریم
حجت الاسلام و السلمین دکتر ناصر سقای بی ریا از شاگردان آیت الله مصباح یزدی و از فضلای حوزه علمیه قم است که در ابتدای دولت نهم به سمت مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت منصوب شد و تا اواخر سال 89 در این سمت باقی ماند. سقای بی ریا در تمام این پنج سال در جلسات هیات دولت شرکت می کرد و روایت‌های بکر و نابی از نحوه نفوذ جریان انحرافی در دولت دکتر احمدی نژاد دارد. گفت‌وگو با حجت‌الاسلام بی‌ریا مربوط به حدود دو ماه قبل است:

اگر موافق هستید ابتدا تعریفی از انحراف داشته باشیم. اینکه ما می‏گوییم جریان انحرافی مقصودمان از به کار بردن لفظ انحراف چیست؟ انحراف نسبت به چه چیزی مد نظر ماست؟

برای اینکه انحراف را تعریف کنیم، باید راه صحیحی که مد نظر ماست، تعریف شود. از نظر اسلام این راه، صراط مستقیم، بندگی خدا و رسیدن به کمال در سایه قرب الهی است. اگر بپرسید مصداق این چیست، باید گفت آن چیزی که در عصر ما از یک جامعیت و عمق برخوردار بوده و توانسته جامعه اسلامی ما و امت اسلامی را در طول این 30 سال یا به انضمام نهضت‏های قبلی در طول 50 و چند سالی که نهضت اسلامی آغاز شده، پیش ببرد، آن شاخص‏هایی است که حرکت امام داشت. این شاخص‏ها توسط مقام معظم رهبری در مراسم 14 خرداد سال گذشته و امسال تحت عنوان شاخص‏های خط امام بیان شد. این در حقیقت آن چیزی است که خود امام هم تحت عنوان اسلام ناب محمدی بیان می‏فرمودند.

ما اسلام ناب را در حرکت حضرت امام می‏بینیم. شاخص‏های اصلی که مطرح می‏شد عبارت بود از: دیانت را عین سیاست دانستن، بُعد سیاسی را یکی از ابعاد اسلام دانستن، مقابله با ظلم، حمایت از مستضعفین و بی تفاوت نبودن در برابر این مسائل. اینها از ابعادی بوده که علمای قبل از امام شاید فرصت نداشتند در این حد به آن ورود پیدا کنند یا شرایط مناسب نبوده. گاهی هم این را اصلا جزو ابعاد اصلی اسلام نمی‏دانستند. هنوز هم هستند کسانی که دین را دینی حداقلی و شخصی می‎‏دانند؛ مثل غربی‏ها. امام فرمود دیانت عین سیاست است و با این روحیه وارد رهبری امت اسلامی شد که ما در رهبری حضرت آقا هم بحمدلله ادامه همین راه را می بینیم. خط امام شاخص‏های خودش را دارد.

روش‏ها و شیوه‏هایی هم که در این خط فکری وجود دارد، روش‏ها و شیوه‏های مورد تایید همگان است. مثلا تاثیرگذاری روحانیت، التزام به فقه و مسائل اسلامی، جامعیت اسلام در همه ابعاد، جوابگو بودن اسلام برای نیازهای بشری، کامل بودن نگاه اسلام نسبت به مسائل مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که اینها هم در سخنان امام و مقام معظم رهبری مورد تاکید قرار گرفته است.

یک خط فکری دیگر هم که می‏توان جزو امهات خطوط حساب کرد، محدود نکردن نهضت و نظام و انقلاب اسلامی در محدوده‏های جغرافیایی است. در برابر این تفکر، ملی‏گرایی قرار دارد. در اینجا جهانی بودن، به دنبال امت اسلامی بودن و اسلام را این گونه که هست بدون پیرایه و بدون منتسب کردن به قیود اقوام خاص چه عرب و چه عجم خواستن، مد نظر است. اسلام دینی است برای همه انسان‏ها از هر رنگ و موقعیت و جغرافیا. امام هم این آرزو را داشتند که ملت‏های مسلمان بیایند و حقوق خود را مطالبه کنند. با ظلم مبارزه کنند. حاکمان ظالم را نپذیرند و همان راهی را که انقلاب اسلامی پیمود را آنها هم بپیمایند که می‏بینیم امروز این مسئله هست.

با این توصیف انحراف از کدام شاخص خط امام مد نظر است؟

بالاخره آن حرکتی که تحت عنوان دولت نهم و به دنبال آن دولت دهم کلید خورد، حرکتی بود که از خود مقام معظم رهبری آغاز شد. مبدع حرکت سوم تیر خود مقام معظم رهبری بودند.

فضایی که اصلاحات به وجود آورده بود و آن مقابله‏هایی که به طور علنی با دین، خدا، مقدسات و حتی اصول مسلم انقلاب راه انداخته بودند، خاطرمان هست. حتی گفتند افکار امام باید به موزه‏های تاریخ سپرده شود. رویشان نمی‏شد بگویند زباله‏دان تاریخ. ولی دلشان می‏خواست این اتفاق بیافتد. در حرف‏هایشان تصریح می‏کردند که ما گذار از سنت به مدرنیه را داریم و در این گذار به گفتمان دینی نیاز است. می‏گفتند بعد از این گذار دیگر نیازی به گفتمان دینی نیست. شاه هم قبل از انقلاب همین حرف‏ها را می‏زد. می‏گفت ما داریم به دروازه‏های تمدن نزدیک می‏شویم. منظورش همین بود. وقتی به دروازه‏های تمدن می‏رسیم، دیگر دین را باید کنار بگذاریم. این آقایان هم همان حرف را بعد از انقلاب با یک پیرایه دیگری گفتند. گفتند از سنت به مدرنیته. وقتی تحلیل می‏کنیم، می‏بینیم ریشه‏های انحراف به یک جا برمی‏گردد. این کار را نسبتا آسان می‏کند که ما محک بزنیم ببینیم کجا انحراف حاصل شده است. یک شاخصه‏هایی و یک نشانه‏گاهی وجود دارد که اگر شما یک جرقه‏ای هم ببینید متوجه می‏شوید که یک انحرافی دارد اتفاق می‏افتد.

یعنی شما معتقدید می‏توان ریشه انحرافاتی که از آغاز انقلاب با آن مواجه بودیم را به یک نقطه بازگرداند و همه اینها از یک ریشه برخوردار است؟

بله. ریشه انحرافات هوای نفس است؛ ریشه انحرافات انکار خدا و دین و اباحی‏گری است. بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ. یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ. چون انسان می‏خواهد جلویش باز شود و هر کاری می خواهد بتواند انجام بدهد، می‏گوید قیامتی در کار نیست. انکار قیامت به خاطر این است که هر کاری دلش خواست بتواند انجام دهد. این یعنی آزادی بی قید و شرط یا همان لیبرالیزم. از ابتدای نهضت انبیا این وجود داشته است. جبهه حق و باطل وجود داشته است. آنچه حق و باطل دنبال می‏کردند همان بوده منتهی با اسم‏های مختلفی بیان می‏شود. مثلا ماتریالیسم، انکار ماوراء الطبیعه، انکار خدا و قیامت، اصالت انسان در برابر اصالت خدا و.... بعضی از اینها تصریح کردند که از این به بعد دین انسانی خواهیم داشت. در این دین به جای خدا انسان پرستیده می‏شود. سایه اومانیزم روی همه این جریانات انحرافی بشری در طول تاریخ افتاده است.

در کشور ما هم نوعا جریان‌های انحرافی دنباله‏اش به آن جریانات فکری و بازی‏گرانی که در آن عصر و آن زمان بوده‏اند، باز می‏گردد. مثلا یک کسی مثل سروش، اول در قالب یک آدم متدین ظاهر می‏شود. اما کم‏کم وقتی افکارش بازخوانی می‏شود و بیان می‏کند، آن عناصر و عوامل انحراف خودش را نشان می دهد. بعد می‏فهمیم که این فکرش توسط پوپر شکل گرفته است که می‏گوید بایدها و نبایدها از هست‏ها و نیست‏ها جداست و آن مسئله نسبی‏گرایی را پیش می‏آورد. در کلاس درس، اول اینها را قبول کرده و بعد می‏رسد به جایی که منکر دین و قرآن می‏شود و حرف آدم‏های جاهلی را می‏زند که می گفتند فهو شاعرٌ.

اینها بی‏ارتباط با نقشه‏های دشمنان نیست. همسو با این نقشه‏هاست. هر چه بگذرد اینها خودش را بهتر نشان می‏دهد. شاید اولین مسئله‏ای که خودش را نشان داد حضور زنان در ورزشگاه‏ها بود. در دوران اصلاحات هم می‏خواستند این کار را انجام دهند ولی جرأت نکردند. مسئله حضور زنان در ورزشگاه‏ها زیر سر همین بانی جریان انحرافی بود.

او طراح اصلی بود؟

بله. آن روز علما اظهار نظر کردند. آخر هم اینها گفتند به احترام آقا صرف نظر کردیم. نگفتند قبول کردیم و بطلان مسئله برایمان روشن شد. این آغاز و شروعی بود که برخی بزرگان ما همان جا و همان روز یعنی در اوایل دولت نهم اعلام خطر کردند. حضرت آیت الله مصباح اولین کسی بود که موضع تندی گرفت و کسانی را فرستاد که تذکر تندی بدهند. نامه ایشان هم تند بود. همان جا ایشان فرمود من حدس می‏زنم که این آدم به آقای احمدی‏نژاد صدمه جدی بزند یا پاشنه آشیل دولت بشود. حالا امیدواریم این تدبیری که رهبر انقلاب اندیشیده‏اند، صف‏ها را از هم جدا کند.

و شما در واقع مسائلی از این دست را نقطه آغازین برملا شدن انحراف می‏دانید؟

همین طور است. ما وقتی جلوتر می‏رویم، می‏بینیم در اعتقاد این آدم اعتقادی به اسلام نیست.

یعنی انتقاد صرفا عملکردی و مصداقی نیست؟

اصلا می‏گوید دوره‏اش تمام شده است. در ادامه همین صحبت‏ها می‏گوید مردم در زمان ما به یک درکی رسیده‏اند که لازم نیست برای رسیدن به حقیقت از پوسته دین عبور کنند. این یک نقطه انحرافی است که ماهیت اسلام را یک پوسته می‏داند و می‏گوید برای رسیدن به گوهر معرفت اصلا این پوسته لازم نیست.

این مشابه همان حرفی است که می‏گوید ما در این گذار به این گفتمان نیاز داریم. این البته می‏گوید حتی نیاز هم نداریم. اصلاح‏طلبان می‏گفتند در گذار از سنت به مدرنیته به گفتمان دینی نیاز داریم. این می‏گوید اصلا چون وقتش گذشته دیگر نیازی هم نداریم. باید از ارزش‏های انسانی سخن بگوییم.

علت اینکه بعضی از بزرگان ما گفتند این فراماسونری است، همین شباهتی است که بین این مسئله و اصول فکری فراماسونرها وجود دارد. آنها هم دقیقا همین‏ها را در کتاب‏هایشان نوشته‏اند. البته آنها معتقد به هیچ دینی نیستند. معتقد به ماوراء الطبیعه یا خدا نیستند. می‏گویند در تاکتیک‏هایتان بروید و اسم دین را بیاورید اما سعی کنید از داخل این قالب را تهی کنید. این یعنی همین که اسلام یک پوسته است و گوهر چیز دیگری است. بعد تکثرگرایی دینی شکل می‏گیرد. می‏گویند چه کسی گفته برای رسیدن به حقیقت نیاز است که ما از طریق اسلام وارد شویم! ممکن است هر کسی از طریق یکی از ادیان دیگر یا حتی بدون نیاز به ادیان آسمانی بتواند به حقیقت دست پیدا کند!

این همان بحث گوهر و صدف در پلورالیسم دینی است؟

بله. می‏گویند پوسته‏ها اصلا مهم نیست. گوهر مهم است. بعد گوهر هم که می‏گویند در آخر به یک چیز سخیفی می‏رسد. کاش اینها می‏گفتند به یک خدایی یا به قیامت اعتقاد پیدا کنید. یا به حقایقی که در دین هست دعوت می‏کردند، اما این طور نیست. آن چیزی که در قرآن کریم نسبت به مسیحی‏ها و اهل کتاب قرآن می‏فرماید که قُلْ یا أهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَی کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللهَ وَلانُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلایَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أرْبَاباً مِنْ دُونِ اللهِ. بیایید دعوت کنیم به حقیقت و کلمه‏ای که بین ما و شما متحد و مشترک است که عبادت غیر خدا را نکنیم، شرک به خدا نورزیم، بعضی بعضی دیگر را برای خود، خدا و ارباب ندانند... می رود سراغ حقیقت‏هایی که مشترک است بین ادیان. نه مثلا عدالت. عدالت گوهر اصلی نیست. بلکه یک ابزاری است برای رسیدن به اهداف الهی. مهرورزی هم همین طور است. ما اگر عدالت و مهرورزی و خدمت‏رسانی را بدون پایه‏های اصلی و اهداف عالیه دین در نظر بگیریم، هیچ فرقی با سایر سیستم‏های کفر نخواهد داشت. آنها هم می‏گویند می‏خواهیم به جامعه انسانی خدمت کنیم. ما می‏خواهیم با همه مهربان باشیم و عدالت را هم رعایت کنیم که البته طرح‏ها متفاوت است. این که نمی‏شود دین یا اسلام نابی که امام از آن صحبت می‏کرد.

اشاره کردید به نسبت میان افکار جریان انحرافی و فراماسونری و اینکه هر دو در واقع با نوعی تکثرگرایی، دین را خانه‏نشین می‏کنند. آیا قرابت دیگری هم بین این دو تفکر سراغ دارید؟

یکی از مسائلی که در انحرافات فراماسونری وجود دارد، گرایش به باستان‏گرایی است. یعنی با باستان‏گرایی می‏روند به جنگ دین. به سراغ آداب و رسوم و مسائل باستان قدیم و افتخار به گذشتگان و... می‏روند. این هم یک بخش کار بود که شروع شد. منشور کوروش را آوردند ایران. البته برخی می‏گفتند منشور تقلبی را آوردند! حالا جدای این بحث با چه آب و تابی برای اولین بار آن هم انگلیس‏ها آوردند. منشور کوروش به عنوان اولین منشور عدالتخواهانه توضیح داده شد.

واکنش شما که آن روزها در دولت بودید، چگونه بود؟

همان موقع در هیئت دولت گزارش دادند و من اعتراض کردم که بحثی جنجال برانگیز در گرفت. گفتم شما چرا رفتید دنبال این چیزهایی که اصلا معلوم نیست چقدر مورد تایید اسلام باشد؟ می‏گویند کوروش به عیلامی‏ها کار نداشت و اجازه داد دین خود را داشته باشند. آیا این روش انبیای الهی بود؟ این خلاف اسلام است. پیامبر بت‏ها را شکست. نیرو اعزام می‏کرد که یکی‏یکی بت‏ها شکسته شود.

حضرت ابراهیم هم همین کار را می‏کرد.

بله. گفتم اگر قرار است منشور اسلام و عدالتخواهی را بگویید، نامه امیرالمومنین به مالک اشتر را بگویید نه کوروش. این در واقع بازگشت به ملی گرایی بود که بعد تحت عنوان مکتب ایرانی مطرح شد. در هیئت دولت من صحبت کردم. گفتم سی سال از انقلاب می‏گذرد. ما فرمایشات امام و حضرت آقا را داریم. ادبیات انقلاب را که شالوده آن فرمایشات امام و مقام معظم رهبری است را داریم. اینها همیشه گفته‏اند اسلام. گفته‏اند اسلام، ایران عزیز شده است. شما الان هر جا بروید در کشورهای اسلامی اسم ایران را که ببرید با علاقه برخورد می‏کنند. وقتی می‏فهمند شما ایرانی هستی در آغوشت می‏گیرند. به خاطر اسلام. چون امام خمینی گفت اسلام. منتهی روشن بود که این ندای اسلام‏خواهی از ایران دارد بلند می‏شود. ولی امام هیچ گاه عنوان اسلام ایرانی یا مکتب ایرانی نداد. آقا هم همین کار را کرد؛ نگفت ایران حتی نگفت شیعه!

این آقایان در توجیه حرف‌شان گفتند مقصود ما نوع اسلامی است که از ایران به دنیا معرفی شده است و این همان اسلام شیعی است. حتی این هم مخالف روش امام است. امام نگفتند شیعه ولی شیعه عزیز شد. شیعه در دنیا رواج پیدا کرد. فکر شیعه در دنیا منتشر شد بدون اینکه حضرت امام اسم بیاورد.

من این را گفتم که وقتی که ما بگوییم مکتب ایرانی، هر چه قدر هم این حق باشد و ما منظورمان همان شیعه یا نوع اسلامی باشد که در ایران مطرح می‏کنیم، اولین اتفاقی که می‏افتد این است که ما عقبه کشورهای اسلامی را از دست می دهیم. آنها می‏گویند هر چه که هست مال ایران است. آیا یک سوری یا عربستانی یا هر کشور دیگری می‏آید بگوید ما پیرو مکتب ایرانی هستیم؟! اینها اصلا در تضاد با هم قرار می‏گیرد و شعار می‏شود شعار ملی. با این کار ما عنوان ملیت را گذاشته‏ایم روی مکتب.

و دیگر جهانی نیست...

دیگر جهانی نیست، ملی است. من همان جا گفتم شما توضیح بدهید این فرقش با ملی‏گرایی چیست. این از مسائلی است که در راستای ملی‏گرایی و مکتب ایرانی پیگیری شد. تلاش‏های عملی هم ادامه دارد و متوقف نشده است.

بعضی‏ها می‏گویند بعد انتخابات 88 باید 13 میلیونی که به موسوی رای دادند را جذب کرد. رهبر انقلاب هم فرمودند جذب حداکثری. می‏گویند برای اینکه این کار را بکنیم می‏توانیم برخی مظاهر ملی را بیاوریم مطرح کنیم.

شما در روش امام یا خود آقا چنین چیزی را پیدا می کنید؟ شما اگر در سخنرانی‏های اخیر آقا هم نگاه کنید می‏بینید ایشان نمی‏گذارد فتنه 88 فراموش شود. اگر این ادعا درست بود که آقا دیگر از فتنه 88 صحبت نمی‏کردند تا اینها جذب شوند. کمترین کاری که ایشان می‏توانستند انجام دهند این بود که فتیله این بحث را پایین بکشند. چرا آقا این کار را نکردند؟

وانگهی مگر در اسلام هدف وسیله را توجیه می کند؟ ما می‏خواهیم رای و شرکت حداکثری داشته باشیم. اولین بار هم نیست این خط‏کشی‏ها در انقلاب پیش می‏آید. ما در زمان اصلاح‏طلب‏ها هم می‏توانستیم بگوییم بعضی از شعارهای شما را ما قبول داریم. شما بیایید! با ملی‏گراها این اتفاق نیفتاد، با مجاهدین خلق این اتفاق نیفتاد، با بنی‏صدر این اتفاق نیفتاد، با اصلاح‏طلبان این اتفاق نیفتاد، الان هم غلط است.

چرا؟

چون با این کار اصول انقلاب را زیر سوال می بریم. هیچ وقت انقلاب زیر بار ملی‏گرایی نرفته است. تازه ما یک پالس‏هایی بدهیم که با دین هم خیلی کاری نداریم! با ایرانی‏گری کار داریم؟ با توجیهات؟ گوهر مهم است و عدالت طلبی و...؟

در واقع این می‏شود یک توجیه اولیه برای عبور از خط قرمزهای بعدی که اصلا هیچ ربطی به این توجیه اولیه هم ندارند.

دقیقا. اینها واقعا وجود داشت.

در مورد انحراف این جریان چه موارد دیگری را می‏توان برشمرد؟

یک انحرافی که به دنبال این انحراف است و شاید مجال نیافت در سطح جامعه زیاد بروز و ظهور پیدا کند ولی آثارش را می‏بینیم، نکته‏ای است که اشاره می‏کنم. شاید در آخرین جلساتی که من در هیئت دولت بودم، یک هفته یا چند روز بعد از خطبه حضرت آقا در مورد بیداری اسلامی بود. ایشان دو خطبه خود را اختصاص دادند به قیام‏های منطقه و به خصوص مصر. ایشان رهنمود ارائه کردند و کار خیلی دقیق و عالی‏ای انجام دادند. در هیئت دولت چند روز بعد بحثی مطرح شد از قول آقای مشایی. گفته شد که ما در اسلام، تمدن اسلامی و امت اسلامی نداریم. امت اسلامی و تمدن اسلامی بعد از ظهور امام زمان تشکیل می‏شود!

من اینجا چون چند بار دست بلند کردم و اجازه ندادند، کلام را قطع کردم و پرسیدم شما این آیه قرآن را چه می‏کنید که می‏فرماید: إِنَّ هذِهِ أُمتُکُم أُمةً واحِدةً و أَنَا ربکُم فَاعبدون. این امت شماست؛ امت واحد و من پروردگار شما هستم. من را عبادت کنید. امتی وجود نداشت آن وقت قرآن اشاره به معدوم می‏کند؟! و کَذَالِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَکُونُواْ شهَُدَاءَ عَلی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا. به این شکل شما را امت وسط قرار دادیم که شاهدان بر مردم دنیا باشید. یعنی این چیزی نیست؟! گفتم این فکر بر خلاف نص قرآن است و اجازه ندهید بعضی‏ها با افکار خودشان شما را فریب بدهند.

*پاسخی داده نشد؟

توجیهاتی خواستند بکنند ولی پاسخی نداشتند. این ایده شاید آنجا جمع شد و جای دیگری گفته نشد ولی کجا خودش را نشان داد؟ در تحلیل‏هایی که بعدا شنیده شد که این خیزش‏ها زیر نظر خود آمریکاست. وقتی او می‏گوید امت اسلامی نداریم یعنی ما هیچ‏کدام از این قیام‏ها را به عنوان قیام اسلامی قبول نداریم و این خیلی خطرناک است. یعنی زدن ریشه امت. ما چیزی به نام امت اسلامی نداریم؟!

عجیب این است که هر وقت در دنیا کار بزرگی انجام می‏شد و موفقیتی انجام می‏شد می‏دیدیم این آقای مشایی به قول خودمان موشی را در دیگ می‏اندازد و بحثی را پیش می‏کشد که موضوع به حاشیه برود. وقتی بعد از خطبه آقا این بحث می‏شود، معلوم است ناظر به این شرایط است. وقتی شما می‏گویید تمدن اسلامی نداریم، تمدن چیست؟ اگر ساختمان و اینهاست که ما داریم. اگر منظور آداب و روش‏ها و احکام و نرم‏افزار است، اسلام کاملش را دارد. چه‏طور می‏گویید نداریم؟ یعنی چه تمدن اسلامی نداریم؟!

این یکی از مسائلی است که خودش را نشان داد. یک تناقضی هم اینجا هست. وقتی ایشان می‏گوید دوران اسلام تمام شده خب امام زمان وقتی که می‏آید چه می کند؟ اسلام را می‏آورد؟ امت اسلامی را تشکیل می‏دهد؟ دوران اسلام که تمام شده پس امت اسلامی یعنی چه؟! معلوم می شود این تمدن اسلامی و امت اسلامی که اینها می‏گویند بعدا خواهد آمد هم این ویژگی های اصلی را ندارد.

آن هم انسانی است در واقع...

آن هم انسانی است. این سوء استفاده‏هایی است که در موضوع مهدویت می‏شود.

اینها از کجا نشأت می‏گیرد؟

فردی است به نام یعقوبی که آقای مشایی تحت تاثیر افکار این فرد است.

ارتباط آقای مشایی با این آقا قطعی است؟

بله. از زمان شهرداری این بوده. ارتباط داشتند، برنامه داشتند، نشست و برخاست‏ها داشتند. این آقا 15 جلد کتاب دارد. یک ادعاهای عجیبی در حرف‏هایش هست. یکی از چیزهایی که اینها مطرح می‏کنند این است که می‏گویند ولایت فقیه مال دوران غیبت است. الان ما در صبح ظهور هستیم. یعقوبی می‏گوید الان زمان "تحسس" است. از آیه شریفه در مورد حضرت یوسف استفاده می کنند. وقتی برادران حضرت یوسف آمدند پیش پدر و گفتند بنیامین دستگیر شده فرمود یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ. بروید یوسف را پیدا کنید. می‏گوید باید امام‏زمان را حس کنیم. تحسس کنیم در مورد امام زمان. زنگ خطری که آیت الله مصباح مطرح کردند این بود که این صدای پای بابیت است.

چرا بابیّت؟

چون یک کسی دارد ادعا می‏کند که من ارتباط دارم و می‏دانم که امام زمان این را راضی است؛ ولو اینکه نائبش راضی نباشد. از کجا ما فهمیدیم که نائب امام زمان یک چیزی را می‏گوید و نظر خود آقا چیز دیگری است؟! آن نظر را از کجا بدست می‏آوریم؟! دوران، دوران غیبت است و ادعای ارتباط محکوم است. فرمودند تکذیب کنید اگر کسی ادعای ارتباط یا رؤیت مطرح کرد. اینکه می‏گویند اگر کسی ادعا کرد، من ادعی الرؤیه کذبوه، این تفسیر صحیحش بابیت است.

یعنی اینکه کسی بگوید من باب امام زمان هستم. مثل نواب خاص که باب امام زمان بودند و مردم می‏دانستند که اینها امام زمان را می‏بینند و می‏توانند با او گفتگو کنند و نظر امام زمان را منتقل کنند. ولی وقتی غیبت صغری تمام شد، حضرت فرمودند غیبت کبری رخ داده و من ادعی الرویه کذبوه. این وقتی است که غیبت صغری تمام شده و غیبت کبری آغاز شده است. حضرت می‏فرمایند اگر کسی ادعای بابیت کرد، تکذیبش کنید. نه اینکه اگر کسی نائل به دیدار امام زمان شد و بعدا با یک علائمی فهمید که امام زمان بوده است، تشرفی رخ داد، انکار کنید. تشرف بدون شک وجود داشته و قطعا برخی بزرگان تشرفاتی داشته‏اند مثل علامه بحرالعلوم.

چه فرقی وجود دارد؟

علامه بحرالعلوم باب امام زمان نبود. ایشان فقیه بود. اگر فتوا می‏داد، حرف خودش را می‏زد. نمی‏گفت امام زمان این گونه می‏گوید. ادعای این گونه نداشت. حالا کسی پیدا بشود که این ادعا را بکند. ولو در موارد محدود. این خطر بزرگی است.

البته در عقاید صوفیه این هست که امام زمان یک حقیقت کلیه است که قطب خودشان را می‏گویند انسان‏های کاملی می‏شوند و می‏رسند به آن حقیقت به گونه‏ای که متحد می‏شوند و این قطب می‏شود آن امام زمان. می‏رسد به آن حقیقت کلیه. چنین ادعاهایی ممکن است یک کسانی داشته باشند. گاهی گفته می‏شد بعضی‏ها به مقامی می‏رسند که 200 سال آینده را می‏بینند و این اشاره‏ای بود که برداشت می‏شد آقای مشایی این گونه است. البته تصریح نبوده است. ولی گفتند چه اتفاقی می‏افتد اگر کسی با خدا باشد و به مقامی برسد که تا 200 سال آینده را هم ببیند. پرده‏ها می‏رود کنار و.... در یک جایی هم آقای احمدی‏نژاد در هیئت دولت گفت مشایی قله است و ما باید به قله برسیم. اینها چیزهایی است که نشان می‏دهد این آقا یک جوری احمدی‏نژاد را قانع کرده که من این جوری هستم.

اگر این واقعا به این شکل باشد و اعتماد این گونه باشد، خطرناک است. آن وقت شما ببینید آقای مشایی از همه مسائلی که از اول مطرح بوده، آن چیزی که اول سراغش رفته همان گردشگری بوده که با مسئله باستان‏گرایی مرتبط است. بعد هم روی ارتباطات خارج از کشور تاکید داشته. بعد هم ارتباطات با شخصیت‏هایی است که مثل خانم پریوش سطوتی مورد اختلاف است. دعوت از ایشان و بعد هم ارتباطاتی که الان متوجه شدند که این خانم با MI6 داشته و آوردن این و ارتباط دادن این با اطرافیان رئیس جمهور قابل تأمل است. شما این را بگذارید کنار منشور کوروش که از انگلیس می‏آید. من نمی‏خواهم الان نتیجه قطعی بگیرم.

حضرت آیت الله مصباح می‏فرمودند وقتی محتمل قوی باشد، آدم باید به احتمالات هم ترتیب اثر بدهد. آن زمانی که محمد علی باب آمد و بهائیت را راه انداخت، زیر سر همین رفت و آمدهای مشکوک بود. کم‏کم تبدلیش کردند به عاملی برای تفرقه در میان مسلمانان که هنوز هم ادامه دارند. این شگردهایی است که استعمارگران از قبل داشتند. وقتی ما شباهت‏ها را ببینیم، باید شصتم‌ان خبردار شود که این احتمالات وجود دارد و ممکن است برخی مسئولین ما هم غفلت از این مسائل داشته باشند. ولی آنهایی که پاسدار مرزهای فکری و عقیدتی هستند، خوب تشخیص می‏دهند. می‏توانند این انحرافات را خوب تجزیه و تحلیل کنند و به آن حوادث پشت پرده برسند.

لفظ ظهور صغری که آقای یعقوبی می‏گوید را ما پیش از این در افواه علما هم داشته‏ایم یا ایشان جعل کرده است؟

نه. چنین چیزی نداریم. در روایات نداریم که مثل غیبت صغری و کبری، ظهور صغری و کبری رخ بدهد. البته ما داریم که بین ظهور و قیام مدتی طول می‏کشد. آقا می‏آید خودش را معرفی می‏کند. خبر آمدن ایشان منتشر می‏شود. اصحابشان دورشان جمع می‏شوند. دوباره پراکنده می‏شوند. دوباره برمی‏گردند و قیام بعدا شروع می‏شود. ظهور معنایش اعلام است نه اینکه کسی نداند. الان مگر می‏شود ظهور باشد؟ ظهوری نیست. کجا ظهور است؟ مگر با توجیهاتی که خود اینها بکنند. بگویند که ظهور لازم نیست که خود امام زمان باشد. اینکه تاکید می‏شد روی این سی‏دی ظهور می‏خواستند این را به ذهن تقریب کنند که الان خیلی نزدیکیم و حتی نامحسوس شروع شده است. ما هیچ دلیلی برای این مسئله مثل آیه، روایت یا نقلی نداریم و این ساختگی است.

جالب اینکه این یعقوبی ادعاهای بزرگ و سخیف داشته است. مثل اهانت به حضرت موسی. می‏گوید من به حضرت موسی گفتم برای پیروانش یک فکری بکند و گر نه چه می‏کنم. ادعای اینکه ما شب‏های جمعه می‏رویم کربلا و همه انبیا هستند و... ادعاهای عجیب و اهانت به انبیاء اولوالعزم و تعبیرات سخیفی نسبت به آنها دارد. این دیگر انحراف است. این انحراف عقیدتی است. از انحراف سیاسی گذشته است. این علت برخی انحرافات سیاسی شده.

این که می‏گویم البته معنایش این نیست که دولت نباید به کارش ادامه دهد. آقا نظرشان این است که باید تفکیک شود. بلکه این تبیین‏ها مسئله را برای آقای احمدی‏نژاد هم روشن بکند که بداند این جور نباید اعتماد کرد.

این را آقا به این شکل فرمودند؟

آقا فرمودند احمدی‏نژاد رئیس‏جمهور کشور است و نباید شکسته شود. باید تلاش کرد جدا بشود این مسئله. از آن طرف هم کسانی که خودشان بالاتر از این حرف‏ها دارند الان میدان‏دار شده‏اند و یکی از حرف‏ها هم همین است که این اقدامات تندی که علیه دولت می‏کنند و می‏خواهند دولت و رئیس جمهور را از اعتبار ساقط کنند، خلاف حرف آقاست. اینها با این کارهایشان نشان می‏دهند که پیرو آقا نبوده و نیستند.

*در واقع برخی از آنها می‏خواهند انتقام بگیرند.

بله. ما باید به دنبال این باشیم که مسائل را تفکیک کنیم.

*برخی از منتقدین می‏گویند دیدید ما می‏گفتیم که شما اشتباه می‏کنید. حالا دیدید ما درست می‏گفتیم. جواب اینها را چگونه باید داد؟

شما مگر خودتان نظر صائبی داشتید نسب به فردی دیگر؟ آن وقت شما دیگران را تایید می‏کردید. در همین انتخابات 88 موسوی را تایید می‏کردید که بعد هم نشان دادند چگونه دست‌شان در دست بیگانگان بود. مخالفت آن وقت با احمدی‏نژاد از این دست نبود. آنها مسائلی را دستاویز قرار می‏دادند که رقیب را از صحنه بیرون کنند. و الا این بصیرتی که الان وجود دارد، آن وقت نبود. آنها بدون سند و مدرک چیزهایی می‏گفتند. اگر عملکرد دوره اصلاحات اینها را هم نگاه کنید، می‏بینید عملکرد صحیحی نبوده است. ما وقتی به آقای احمدی‏نژاد رأی دادیم روی یک سری ویژگی‏هایی به ایشان رای دادیم که هنوز این ویژگی‏ها را تایید می‏کنیم.

*چه ویژگی‏هایی؟

مردمی بودن، عدالت‏طلب بودن، خاکی بودن و... این ویژگی‏ها هنوز سر جای خودش هست. ما هنوز اینها را منتفی نمی‏دانیم. همان طور که امام فرمودند، وضعیت فعلی افراد ملاک قضاوت است. وقتی ما به آقای احمدی‏نژاد رأی دادیم، وضعیت ایشان همان چیزی را اقتضا می‏کرد که ما انجام دادیم. ما اصلا از انتخاب ایشان پشیمان نیستیم. صفات مثبتی که ایشان دارد مثل پرکاری و عدالتخواهی هنوز هست. ما جریان انحرافی را قبول نداریم و می‏گوییم این باید کنار برود. حالا اگر آقای احمدی‏نژاد نخواهد بپذیرد، این بحث دیگری است. ما الزامی نداریم که اگر کسی را قبول کردیم، تا آخر قبول کنیم و اگر رد کردیم، تا آخر رد کنیم.

برای انتخابات بعد هم با همان ملاک‏هایی که آقا فرمودند، کسی را پیدا خواهیم کرد. من در همه جا گفتم آقای احمدی‏نژاد یک مصداق است و آن چیزی که مهم است، مقام معظم رهبری است. این حرکت متعلق به ایشان است. اگر آقای احمدی‏نژاد تغییر کرد، ما یکی را با همین ویژگی‏ها پیدا خواهیم کرد و جای ایشان خواهیم گذاشت.

*یعنی نه گفتن به آقای احمدی‏نژاد بله گفتن به خواص مردود یا سایر نامزدهای انتخابات 84 نخواهد بود.

باید محک بخورند و محک خوردند. اگر آن وقت این ویژگی‏ها را کسی داشت، انتخابش می‏کردیم. الان هم ما با همین ویژگی‏ها و ملاک‏ها جلو می‏رویم و هر کسی را که واجد اکثر این ملاک‏ها باشد، همان را انتخاب می‏کنیم.


پایان گوشه‌نشینی یار احمدی‌نژاد
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

دلیل بازگشت مشایی به کابینه هرچه باشد دیر یا زود عیان خواهد شد به همین خاطر آنچه که بیشتر از علت خروج وی از انزوای رسانه‌یی‌اش مهم‌تر است، استمرار همراهی وی با احمدی‌نژاد است که برای قریب به اتفاق اصولگرایان که داد همراهی با دولت اصولگرای دهم را سر می‌دهند ناخوشایند است.

ایران: هفته دولت بهانه‌یی شد تا اسفندیار رحیم‌مشایی به گوشه‌نشینی قریب به چهار ماهه‌‌اش در پاستور پایان دهد. رییس دفتر احمدی‌نژاد که از 25 اردیبهشت گذشته تا دیروز از حضور در جلسات هیات دولت و حتی همراهی رییس دولت خودداری می‌کرد، سرانجام پس از 113 روز کناره‌گیری از نشست‌های دولتمردان به جمع آنان بازگشت. دیروز محمود احمدی‌نژاد در راس هیات دولت راهی حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی شد تا طبق روال سال‌های گذشته در هفته دولت با آرمان‌های امام تجدید بیعت کند. همه اعضای هیات دولت از مجتبی ثمره‌هاشمی، مشاور ارشد احمدی‌نژاد که ایامی است به خاطر سامان دادن به برنامه‌های انتخاباتی حامیان دولت کمتر در جمع پاستورنشینان دیده می‌شود گرفته تا حمید بقایی و محمدرضا رحیمی، معاون اجرایی و معاون اول رییس دولت که مدتی است تحرکات سیاسی‌شان اسباب نقد دیگر اصولگرایان را فراهم کرده است در این مراسم حضور داشتند.

هرچند انتظار می‌رفت چون روال ماه‌های اخیر که جای رحیم‌مشایی که غایب همه نشست‌ها و برنامه‌های دولتمردان بود باز هم سوژه عکاسان شود و برگزاری مراسم ترحیم برادر مشایی نیز استمرار جای خالی وی در جمع اعضای کابینه را بیش از پیش محتمل می‌کرد اما اعضای هیات دولت پا به حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی نگذاشته بودند که مشایی خود را به جمع آنها رساند و به غیبتش از برنامه‌های خبری دولت پایان داد. البته مشایی خیلی کوتاه و تنها در مراسم ادای احترام هیات دولت به بنیانگذار جمهوری اسلامی رییس‌جمهور را همراهی کرد. حضور مشایی در مراسم تجدید بیعت هیات دولت با آرمان‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی اگرچه به برخی شایعات حضور مشایی در پاستور پایان داد اما خود زمینه‌ساز طرح گمانه‌زنی‌های ریز و درشتی درباره علت این حضور غیره‌منتظره شد. از جمله گمانه‌زنی‌هایی که درباره حضور مشایی مطرح می‌شود هدفمند بودن این حضور بی‌مقدمه در کنار دیگر اعضای هیات دولت ـ بقایی و رحیمی ـ که به یاران نزدیک مشایی و وابستگان جریان خاص در دولت شهره شده‌اند است، چرا که رییس دفتر احمدی‌نژاد زمانی به غیبت‌های جنجالی‌اش پایان داد که این روزها بیشتر از هر زمان دیگری و بشدت از طرف جریان اصولگرایی منتقد دولت مورد هجمه قرار گرفته و حتی از جانب منصور ارضی که زمانی طرفدار رییس‌جمهور بوده تهدید به مرگ شده است.

ارضی گفته بود این یهودی را پنهان کرده‌اند و اگر دست بچه‌های من به او برسد او را خواهند کشت. با این اوصاف به نظر می‌رسد حضور مشایی در کنار احمدی‌نژاد، پس از طرح این تهدید‌ها حاوی پیامی مشخص و روشن به منتقدانش است. آنچه سبب تقویت این شایبه می‌شود سخنان دیروز احمدی‌نژاد در حرم بنیانگذار انقلاب است که گفت: دولت مسیر خدمتگزاری‌اش را بی‌منت و صادقانه و با ایستادگی بر اصول و کوتاه نیامدن در برابر فشار زیاده‌خواهان تا لحظه‌یی که هستیم ادامه می‌دهد. از سوی دیگر اعلام حضور مجدد مشایی که همزمان با اعلام دولت برای از سر‌گیری سفرهای استانی صورت گرفته نیز موجب تقویت شایعه روزهای اخیر درباره فعالیت‌های انتخاباتی‌ استانی مشایی و نزدیکانش در شهرستان‌ها می‌شود.

بنابراین در صورت صحت این ادعا حضور دیروز مشایی می‌تواند مقدمه‌یی برای همراهی وی با احمدی‌نژاد در سفرهای استانی کابینه باشد. مشایی از چهار ماه گذشته بدون هیچ مقدمه‌یی از حضور در نشست‌های هیات دولت بویژه برنامه‌هایی که رسانه‌ها هم در آن حضور داشتند خودداری می‌کرد. خالی ماندن صندلی مشایی در نشست‌های هیات دولت زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که برخلاف گذشته، وی در نشست 17 خرداد رییس‌جمهور با رسانه‌ها حاضر نشد و برخلاف رویه همیشگی‌اش احمدی‌نژاد را در هیچ یک از سفرهای داخلی همراهی نکرد. تنها خبری که از مشایی در این ایام منتشر شد صدور حکم برای جانشین محمدشریف ملک‌زاده دبیر بازداشت شده شورای عالی ایرانیان خارج از کشور بود و انتشار متن سخنرانی وی در جمع حامیانش، که البته پس از بازتاب گسترده سخنان وی دفتر ریاست‌جمهوری اعلام کرد این سخنرانی مربوط به گذشته است و مشایی در صد روز اخیر سخنرانی نداشته است. هم‌اکنون اما مرد حاشیه‌ساز کابینه احمدی‌نژاد در حالی تصمیم به بازگشت به جمع دولتمردان گرفته و از رسانه‌یی شدن حضورش هم واهمه‌یی ندارد که دولت برنامه‌های مهمی چون سفر به نیوریوک برای شرکت در اجلاس عمومی سازمان ملل و آغاز دور جدید سفرهای استانی در آستانه برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را در دستور کار دارد.

دلیل بازگشت مشایی به کابینه هرچه باشد دیر یا زود عیان خواهد شد به همین خاطر آنچه که بیشتر از علت خروج وی از انزوای رسانه‌یی‌اش مهم‌تر است، استمرار همراهی وی با احمدی‌نژاد است که برای قریب به اتفاق اصولگرایان که داد همراهی با دولت اصولگرای دهم را سر می‌دهند ناخوشایند است.


قرار ملاقات هتل لاله رمز مواضع جدید و دو پهلوی استاد دانشگاه تهران
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، صادق زیباکلام ، اسفندیار رحیم مشائی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

از زیبا کلام هاشمی تا زیباکلام مشایی

وی یکی از منتقدان سرسخت دولت محمود احمدی نژاد بوده و همواره سیاست های این دولت و کارگزارانش را زیر سوال می برده است اما اکنون ورق تمایلات زیباکلام به سمتی برگشته است که مشایی را همانند هاشمی از ناجیان مردم ایران می داند . شاید بتوان سر رشته علاقه و نگرانی وی را در . . .

گروه سیاسی بولتن نیوز - محمد حسین آزادبخت: صادق زیبا کلام برای کسانی که دستی بر عرصه سیاست و رسانه دارند چهره نام آشنایی است . این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران مدرک دکترای علوم سیاسی خود را از دانشگاه برادفورد انگلستان گرفته است و در سال های اخیر همواره سعی داشته است با سخنرانی ها و مقالات خود به عنوان یک چهره سیاسی مطرح باشد . زیبا کلام که تلاش زیادی دارد خود را فردی لیبرال جلوه دهد و از نگاه های مختلف با نقد فضای سیاسی روز خود را به عنوان روشنفکری بی بدیل نشان دهد .

زیبا کلام در دوره های مختلف سیاسی کشور نظارت گوناگونی در خصوص فضاهای سیاسی داشته است و به خصوص در دولت های پس از جنگ تحمیلی همواره خود را طرفدار یکی از جریان های روز جامعه نشان داده است . زیباکلام اما هیچ گاه بر یک نگاه مدون سیاسی استوار نبوده است و به رغم تاکید بر حمایت از جریان سیاسی آرمانی خودش اما هر بار بر جهت حرکت شرایط سیاسی خود را وفق می دهد . این استاد دانشگاه که تفکرات سیاسی غربی و روش های رئالیستی و مارکسیستی و ناسیونالیستی را به عنوان ناجی سیاست های جاری می داند در دوران سازندگی یکی از طرفداران بی چون و چرای هاشمی لقب گرفت و همیشه از وی به عنوان پرقدرت ترین فرد ایران که وجودش بسیار لازم است نام می برد .                    

صادق زیبا کلام در خصوص هاشمی چنین نظراتی داشت : "هوش و استعداد هاشمی همیشه برایش دردسرآفرین و اسباب گرفتاری نبوده است. فی الواقع یکی از عوامل مهمی که باعث شائبه "اسطوره قدرت" هاشمی شده همین هوش و استعداد و IQ بالای وی است. من ظرف یک دهه گذشته با بسیاری از مدیران ارشد، وزرا و مسوولان رده بالای هاشمی گفت وگو داشته ام. در میان آنان همه نوع تیپ اجتماعی یافت می شوند. از حزب اللهی ها و مومنان دوآتشه گرفته، تا کسانی که خیلی هم داغ نبودند؛ از متخصصان با تحصیلات دکترا و مهندسی از معتبرترین دانشگاه های اروپا و امریکا تا کسانی که حضورشان در کنار هاشمی به واسطه مبارزات سیاسی شان بود تا برخورداری از تحصیلات عالیه؛ از صنعتگران و کارآفرینان برجسته گرفته تا بوروکرات های محض؛ از مدیرانی که انصافاً مدیر بودند و از یک استعداد و توانایی اجرایی کم نظیری برخوردار بودند تا مدیران و مسوولانی که بیشتر نان رابطه و آشنایی شان با هاشمی را می خوردند تا داشتن هنر دیگری؛ از نظامیانی که در رژیم پیشین در امریکا دوره های ارشد فرماندهی را دیده بودند تا بچه های سپاه که همه دوره ها را در جنگیدن با عراقی ها کسب کرده بودند و خیلی طیف های دیگر. نکته عجیبی که تقریباً در جملگی آنان یافتم عبارت بود از یک احساس احترام و علاقه عجیب به آقای هاشمی به عنوان یک «مدیر» و یک «رئیس». یا به شکل دیگری بگویم. من هیچ یک از مدیران و مسوولان هاشمی را ندیدم که او را «قبول نداشت». برعکس همه آنان نه تنها او را به عنوان یک مدیر و یک رئیس قبول داشتند، بلکه جملگی آنان از وی به عنوان یک مدیر و رئیس باهوش، پرکار، لایق، مدبر، بااستعداد «چیزفهم»، واقع بین، معتدل، توانمند، به شدت علاقه مند و معتقد به پیشرفت کشور، عالم دوست، مودب و متواضع یاد می کردند. بسیاری از آنان تعریف می کردند که چگونه ایشان با اشتیاق و حوصله به گزارش مسوولان و متخصصان پیرامون پروژه های بزرگ فنی، صنعتی، ساختمانی و... ساعت ها گوش فرا می داد و با پرسش هایی که مطرح می کرد، نشان می داد که اتفاقاً بسیاری از نکات فنی و تخصصی آن طرح یا پروژه را درک کرده است".

توصیف های عجیب و غریبی در طول این سال ها از هاشمی توسط صادق زیبا کلام مطرح شده است . او مهم ترین اشتباه استراتژیک اصلاح طلبان را در انتخابات دوره قبل ریاست جمهوری و دوره ششم مجلس عبور آنان از پدر معنوی خود یعنی هاشمی رفسنجانی می داند و همواره تاکید داشته که هاشمی که رئیس تمام معنا و با کمترین اشتباه و یک آرمان در حوزه اجرا بوده است . اما چند روز قبل اظهار نظری عجیب از صادق زیبا کلام منتشر شد که بسیار تعجب بر انگیز بود . وی در یادداشتی از عدم حضور اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور در روزهای اخیر در هیئت دولت به شدت نگران بوده و در مطلبی می نویسد : سوالی بسیار ساده و در عین حال منطقی اما به رغم سهل بودن و منطقی بودن پرسش، هیچ کس نه پاسخ آن را می داند و نه اساسا نفس سوال خیلی مطرح است . گویی اسفندیار رحیم مشایی همه کاره دولت گینه بیسائو یا بورکینافاسو بوده و حالا هم که از او خبری نیست خیلی به ایران ارتباطی پیدا نمی کند و محافل سیاسی آفریقایی بایستی برایشان اهمیت داشته باشد که اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر و دست راست رئیس جمهور تا همین دو ماه پیش، کجاست؟

وی ادامه می دهد : هیچ کس باور نمی کرد که اینهمه سر و صدا التهاب و امواجی که به راه افتاده یکی دو ماه بعدش آنقدر ساکت می شود که دیگر خبری نخواهد بود. آیا مجلس نباید در مسئله انحرافی ورود پیدا می کرد؟ آیا هیچ یک از مطبوعات نبایستی بپرسند که این جریان انحراف که تا یکی دو ماه پیش مهم ترین مسئله سیاسی کشور بود یکباره چه شد که دیگر مطلقا خبری و اثری از آن نیست؟

اظهار نگرانی تعجب بر انگیز زیبا کلام از عدم حضور اسفندیار رحیم مشایی در حالی است که وی یکی از منتقدان سرسخت دولت محمود احمدی نژاد بوده و همواره سیاست های این دولت و کارگزارانش را زیر سوال می برده است اما اکنون ورق تمایلات زیباکلام به سمتی برگشته است که مشایی را همانند هاشمی از ناجیان مردم ایران می داند . شاید بتوان سر رشته علاقه و نگرانی زیبا کلام را از سررشته ارتباط وی با رحیم مشایی دانست و این سررشته کسی نیست جز پریوش سطوتی همسر دکتر فاطمی که پس از سال ها با پشتیبانی همه جانبه مشایی به ایران آمد و یک سال به هزینه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در هتل لاله تهران اقامت نمود و عملا فعالیت های تجاری و اقتصادی خود را در داخل ایران سامان داد . زیباکلام نیز از جمله کسانی بوده است که طول این اقامت همواره از مهمانان خصوصی خانم سطوتی بوده و می توان اظهار نگرانی امروز زیبا کلام را ناشی از ابراز محبت خانم سطوتی و انتقال آن به زیبا کلام دانست .

صادق زیبا کلام در حالی یکی از افراد دولت احمدی نژاد را ناجی مردم می داند که خودش تاکید زیادی داشته است که این دولت نمی تواند کشور را به سر منزل مقصود برساند و به همین سبب نیز همیشه سیاست های مختلف دولت را نیز به چالش کشیده است . حال چگونه است که وی به یی از طرفداران اسفندیار رحیم مشایی تبدیل شده است و در حالی که التهابات ماه های قبل از بین رفته است نسبت به عدم باز گشت مشایی اظهار نگرانی می کند؟


پیام‌های خانه نشینی احمدی‌نژاد
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی

مهدی محمدی کارشناس مسائل سیاسی در جلسه هفتگی انصارحزب‌الله به موضوع جریان شناسی در آستانه انتخابات مجلس پرداخت و گفت:هر بحثی در مورد جامعه‌شناسی جریانهای سیاسی در ایران باید با ارجاع به فتنه سال ۸۸ انجام شود.

ما همچنان در دورانی از تاریخ انقلاب قرار داریم که نقطه شروع آن فتنه ۸۸ است. در واقع اگر بخواهیم تاریخ سه دهه انقلاب اسلامی را به یک اعتبار تقسیم‌بندی کنیم می‌شود گفت که تاریخ انقلاب به دو دوران قابل تقسیم است: دوران ما قبل فتنه و دوران بعد از‌آن.

به گزارش جهان او در بخشی از سخنان خود گفت: ما در میانه فتنه‌ای زندگی می‌کنیم که ۳ فاز مختلف داشته است. فاز اول این فتنه همان است که در فتنه ۸۸ دیدیم. این فاز از ۲۲ خرداد ۸۸ آغاز شد و در ۹ دی ۸۸ خاتمه یافت.

بازیگران اصلی این فاز هم جریان اصلاح‌طلب، آقای هاشمی و طرف خارجی بودند. فاز دوم فازی است که از ۹ دی ۸۸ آغاز شد و تا زمان خانه‌نشینی آقای احمدی‌نژاد ادامه پیدا کرد. بازیگر اصلی در این فاز جریان انحرافی بوده است.

فاز سوم از فردای بازگشت آقای احمدی‌نژاد به محل کارش شروع شد و تا انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ ادامه خواهد داشت. در این فاز سوم که اکنون ما در میانه آن قرار داریم بازیگر اصلی ائتلافی از جریان انحرافی و جریان فتنه خواهد بود.

در واقع این دو جریان برای هم‌افزایی علیه نظام تلاش خواهند کرد. محمدی افزود: بر مبنای مجموعه یافت‌ها به نظر می‌آید که جریان انحرافی الان شکل نگرفته و سابقه آن به سالهای اول و دوم دولت نهم برمی‌گردد، منتها چون اولا آن موقع غلبه نداشت و همه‌کاره دولت نشده بود و ثانیا نتوانسته بود ماهیت دولت را دگرگون کند به یک مسئله تبدیل نشد و زمانی به مسئله تبدیل شد که خطرش از حد مجاز عبور کرد.

دو اتفاق مهم از ناحیه جریان انحرافی رخ داده و به عقیده من نشان دهنده این است که در همان حالی که جریان چپ و آقای هاشمی مشغول فتنه بودند، این جریان هم مشغول یک فتنه عمیق‌تری بود اما فرصت برای اعمال این فتنه را به دست نیاورد تا زمان برکناری آقای مصلحی و خانه‌نشینی آقای احمدی‌نژاد. اولین پروژه‌ای که جریان انحرافی کلید زد این بود که دو دولت نهم ارتباط دولت را اولا با نخبگان و ثانیا با طبقه متوسط شهری تیره کند.

همان‌طور که می‌دانید تمرکز آقای احمدی‌نژاد در دولت نهم، روی طبقات محروم بود و طبقه متوسط شهری و نخبگان و طبقه‌ای که حاضر است برای علایق سیاسی خودش به خیابان بیاید و هزینه بدهد در ۴ سال اول فراموش شدند.

وی ادامه داد: ما در هفته اول بعد از انتخابات سال ۸۸ به دنبال یک نفر می‌گشتیم که برود در تلویزیون از آقای احمدی‌نژاد دفاع کند، ولی گیر نمی‌آوردیم! چون روابط را با همه نخبگان تیره و تار کرده بود. در حالی که همه توصیه رهبری این بود که باید از حداکثر ظرفیت‌ها استفاده شود. اگر آقای حداد عادل و جواد لاریجانی و امثال اینها آمدند به خاطر حفظ نظام بود و اینکه واقعا عقیده داشتند تقلبی رخ نداده و دارد به نظام ظلم می‌شود والا آقای احمدی‌نژاد بدون تردید به خاطر چسبیدن به این تئوری خطرناک نتوانسته بود هیچ پشتوانه‌ای از نخبگان غیر دولتی برای خود فراهم کندکه به خاطر خود او نه به خاطر مثلا کلیت نظام حاضر به دفاع از او باشند.

هنوز هم نتوانسته است و همه اینهایی که دور این آقایان هستند دو تا سیلی هم حاضر نیستند برای احمدی‌نژاد بخورند. آن تیپی که حاضر است سیلی بخورد دیگر جایی در اطرافیان ایشان ندارد.

پیام‌های خانه نشینی احمدی‌نژاد

وقتی که احمدی‌نژاد خانه‌نشین شد جریان انحرافی ۳ پیام را می‌خواستند بدهند به ۳ گروه. یک پیام به طبقه متوسط که به میرحسین رای دادند و آن اینکه اگر شما دنبال کسی هستید که جلوی نظام بایستد، بهتر از احمدی‌نژاد گیرتان نمی‌آید و شاهد این گفته کامنت‌هایی است که در پی این یادداشت در سایت خدمت آمده بود.

همه ضد انقلاب‌ها صف کشیده بودند و سوت و کف و هورا برای احمدی‌نژاد سر داده بودند که ما تازه داریم تو را می‌شناسیم! پیام دوم برای آن ۲۵ میلیون نفری بود که به احمدی‌نژاد رای دادند و آن هم این بود که ما می‌خواهیم برای شما کار کنیم اما نمی‌گذارند و دست ما را بسته‌اند!

یک پیام هم برای خارج از کشور می‌خواستند بفرستند و آن اینکه ما در ایران تصمیم‌گیرنده هستیم و این طور نیست که در ایران ما تابعی از تصمیم‌های جای دیگر باشیم.

اما پروژه خانه‌نشینی به چند دلیل شکست خورد: اول اینکه قرار بود و خیال می‌کردند این پروژه ابعاد اجتماعی پیدا کند و مردم به دفاع از جریان انحرافی به خیابان بریزند که نه فقط این نشد بلکه برعکس شد و کار به جایی رسید که آقای احمدی‌نژاد جرات سفر به قم رفتن را پیدا نکرد.

دوم اینکه هیچ گونه حمایت سیاسی هم از این قضیه خانه‌نشینی نشد و یک نفر هم در جامعه سیاسی ما پیدا نشد که بگوید آقای احمدی‌نژاد خوب کاری کرده است و لذا تنها ماندند.

سوم اینکه این پروژه شکست خورد چون حضرت آقا کوتاه نیامدند.

دلیل بعدی شکست پروژه خانه‌نشینی این بود که این جریان می‌خواست مشایی را به عنوان راه حل به نظام تحمیل کند که چندین بار این طرف و آن طرف هم گفتند که به گوش نظام برسد و خب این اتفاق هم نیفتاد.


دومین نامه آیت‌الله حائری شیرازی در نقد برخی از افکار انحرافی مشایی
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله حائری شیرازی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

آیت‌الله حائری شیرازی دومین نامه خود به اسفندیار رحیم مشایی را در نقد برخی از افکار انحرافی که 15 دی سال گذشته نوشته و به او داده است، منتشر کرد.

به گزارش رجانیوز، آیت‌الله حائری که اکنون در بیمارستان نمازی شیراز بستری است، این نامه را با نوشتن مقدمه کوتاهی بر آن از همین مرکز درمانی منتشر کرده است.

متن کامل مقدمه نوشته شده به تاریخ روز و نامه هفت ماه قبل در ادامه آمده است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

کسانی که به رئیس جمهور هتک حرمت می کنند، گمان نکنند از رئیس جمهور عبور کرده اند، آنها از رهبری عبور کرده اند. فتنه را باید شکافت و چشم فتنه را در آورد. جواب مطالب آشکار، پاسخ های آشکار است! فتنه، پاسخ ندادن به مطالب آشکار است. مناظره حتی با رئوس ملحدین، از شیوه امامان ششم و هشتم (علیهما السلام) است.

در آینده نه چندان دور، این شیوه زنده خواهد شد، چون اسلام هنوز زنده است و به حیات خود ادامه می‌دهد.

به عنوان شروع کار در پاسخ به مطرح کننده بحث مکتب ایرانی مطلبی نگاشته ام. مطالب ایشان را مدت‌ها قبل شنیده اید، مطالب ما راهم بشنوید.

"الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ" الزمر 18

محی الدین حائری شیرازی

بیمارستان نمازی شیراز

سوم /رمضان المبارک برابر 13/مرداد ماه /90

جناب آقای مشایی دوست نزدیک دومین شخصیت جمهوری اسلامی

سلام علیکم

 نامه اول قبل از تقدیم به جناب عالی اطلاع رسانی شده بود و شما ملاحظه نکرده بودید و چون نامه مطلب محرمانه ای نداشت، رسانه ای شد. این نامه قبل از رسانه ای شدن، تقدیم حضور تان می گردد.

علت نامه نگاری مجدد اصرار شما بر اصول استنباط خودتان است. شما می گویید امروزه موسیقی علمی است که بشر به آن دست یافته و آن نیست که در گذشته منشأ فساد اخلاق بوده است. وقتی می خواهید از آن چه امروز به کار گرفته می شود، دفاع کنید می گویید چون زیباست. چرا ما در عالم متهم به تحریم زیبائی شویم اسلام ضرر می کند اسلام را باید تبرئه کنیم بحث در نیت نیست بحث در روش است. نیت خیر به روش جامع، وحدت آفرین است. نیت خیر با روش غیر جامع ناخواسته فرا افکنی می کند. برای اثبات مدعا موردی را کالبد شکافی می کنم. جریان نهضت حضرت امام حسین علیه السلام و این همه اهمیتی که امامان ما برای اقامه عزای ایشان قائل بودند؛ مرحوم حجة الاسلام حاج شیخ نعمت الله صالحی را بر آن داشت که کتاب شهید جاوید را بنویسد. در این کتاب ایشان علت اهمیت نهضت آن حضرت را تلاش آن حضرت برای براندازی حکومت جور وظلم و تأسیس حکومت عدل و حق معرفی کرد. تا اینجا مشکلی در کار نبود، ایشان برای تکمیل برداشت خود لازم دید بگوید ایشان شهادت خود را پیش بینی نمی کرد و ادله ای که برای اثبات علم به شهادت آن حضرت بود را تضعیف نمود وقتی چنین شد، به خصوص وقتی کتاب به تعریظ دو عالم مبارز و برجسته آن زمان رسید آیت الله العظمی صافی را بر آن داشت که کتاب شهید آگاه را بنویسد. هردو احساس تکلیف کرده بودند و هردو نیت خیر داشتند اما سرانجام طرفداران شهید جاوید دستشان به خون مخالفین آلوده شد. شهادت مرحوم آیت الله شمس آبادی و موارد دیگر نیازی به توضیح ندارد

مشکل برخورد غیر جامع برای اثبات حقانیت مطلب حق بود، امام راحل در نوروزی که مصادف با سوم شعبان بود چنین گفت: حسین بن علی برای براندازی حکومت جور وتأسیس حکومت حق قیام کرده بود و از شهادت خود مطلع بود(1).

این جانب مورد به مورد اموری راکه برای دفاع از اسلام و راه انسانی اسلامی، جناب آقای رئیس جمهور را قانع کرده اید و بعد از آن بیان نموده اید ذکر می کنم. در تمام موارد مدعا مطلب ناحقی نیست بحث در عدم جامعیت دلیل است. رئیس جمهور که از گفتن هیچ مطلب حقی استیحاش ندارد و از رد هیچ مطلب غیر حقی وحشت ندارد، مرعوب هیچ قدرتی نیست و به هیچ وجه احساس اضطراب نمی کند، کسی که در قلب جهان صهیونیستی دانشگاه کلمبیا از محو شدن اسرائیل از نقشه جغرافیائی به نوعی دفاع می کند که تحسین مخاطبین را در پی دارد از کسی واهمه ندارد.

مسأله مکتب ایرانی و مسأله منشور کورش، ریشه هردو بر می گردد به احیاء میراث فرهنگی و این که به اهل عالم بگوئیم ما ملت ریشه داری هستیم. جوان ایرانی ریشه با عظمت خود را بشناسد و به آن ببالد تا وزانت پیدا کند و در مقابل امواج فرهنگی مخالف بایستد.

مطلق دیدن میراث فرهنگی برخورد غیر جامع است و نتیجه آن تقسیم جامعه به مخالف و موافق است. عینا کتاب شهید جاوید و شهید آگاه. برخورد جامع عینا مانند اظهارات امام راحل که فرمود حسین بن علی برای تأسیس حکومت عدل و حق و براندازی حکومت

جور قیام کرده بود و از شهادت خود مطلع بود. اظهارات جامع امام راحل قضیه را چنان حل کرد که گوئی ابدا وجود نداشته است.

ما از منشور کوروش دفاع می کنیم و از میراث فرهنگی خود حفاظت می کنیم چون پایه ملیت ماست. پایه وحدت ملی ماست. استخوان فرهنگ ماست. ما سرمان را بالا می گیریم و به اهل عالم می گوئیم بالاترین چیزی که شما امروز به آن رسیده اید، ما هزاران سال قبل پرچم آن را برافراشته ایم. در حالی که دیگران با سرکوب سایر ملت ها قدرت و عزت

و ابهت خود را مطرح می کردند، ما از عزت برای همه، سلامت برای همه، آزادی برای همه دم می زدیم. تا جوان دانش آموز و محصل دانشگاهی ما بگوید دیگران چه دارند که این همه سر و صدا می کنند. بحث در دلیل است و بحث در جامع نگری است. برای اثبات ریشه اهمیت دادن به میراث فرهنگی از قرآن استفاده کنیم. قرآن می گوید: "ملة ابیکم ابراهیم هو سماکم المسلمین من قبل" می گوید اسلام برای شما تازگی ندارد شما از دوره ابراهیم مسلمان بوده اید. شرک در شما ریشه ندارد. شما فرزندتوحیدید. فرزند اسلامید. اسلام دین اجدادی شما است. به ما می آموزد از میراث فرهنگی بهره برداری کنید. این مطلب حقی است که رئیس جمهور می پسندد و شما می خواهید آن را جابیاندازد.

برخورد جامع با میراث فرهنگی است که شکاف ها را به هم می آورد برخورد جامع در مقابل مطلق نگری میراث فرهنگی مهم است.

کتاب آئین مزدیستی و ترجمه های کتب قبل از اسلام در دسترس ما است. هر انسان شرافتمندی نکات افتخار آفرین را در آن ها می بیند غیر از کتب تخت جمشید و نقوش حرف می زنند در حالی که در تمام میراث های فرهنگی یونان، روم، افریقا، چین و هند مجسمه و نقوش زنان برهنه غوغا می کند. اما در هزاران نقش تخت جمشید، برهنگی نیست. حیا و عفت غیرت و پاکدامنی فریاد می زند(2). نامه خشایار شاه و صحبت های

منوچهر که در کتاب تجارب الامم ابن مسکویه آمده است، بزرگواری و عدالت گرائی آن افتخار آفرین است. اما نباید میراث فرهنگی را مطلق دید.

در کنار این همه خوبی ها یک استثناء هم داشته اند و آن این که مشاغل باید موروثی باشد(3) و این رنگ مذهبی داشته است. به بینید این یک اشتباه چه کاری به دست ما داده است. این افسانه نیست که یک کفش گر حاضر شد قسمتی از هزینه جنگ با روم را بپردازد در عوض فرزند او به

جای کفش گری به شغل دبیری پذیرفته شود. انوشیروان سمبل عدل و قانون نمی پذیرد این کار را خیانت به مذهب می داند و از پذیرفتن کمک بلا عوض صرف نظر می کند. نتیجه این کار چه شد؟

سقراط ها، افلاطون ها و ارسطوهای ما کجا هستند؟ بعد از اسلام فارابی ها، بوعلی سینا ها و دیگران آن اندازه بزرگ و بی شمارند که نام روستاها در تاریخ آمده، با آن که آن روستاها به اندازه ای کوچک بوده که نامشان در جغرافیا نیامده است.

ما، قبل از اسلام، در زندان ممنوعیت از تعلیم و تعلم بودیم، اسلام در این زندان را شکست و ما را آزاد کرد و از همه دنیا جلو افتادیم. حتی ده کتاب اصلی عالم اسلام؛ صحاح سته و کتب اربعه نویسندگان آن ها بالاتفاق ایرانی هستند.

اگر ما به عالم گفتیم مکتب ایرانی یعنی حتی با مشاغل موروثی یا بدون آن، اگر گفتیم احیاء میر اث فرهنگی یعنی حتی موروثی شدن مشاغل یا بدون آن.

خدمات کورش را به بینیم خدمت اسلام را هم ببینیم. این نگاه جامع است. منشور کوروش را چنین دیدگاهی از انزوا خارج می کند. علما می گویند اسلام ما را آزاد کرده ما تابع قرآنیم در مسأله موسیقی هم بحث در دلیل است و بحث در جامعیت است انشاء الله برای فرصتی دیگر

والسلام

محی الدین حائری شیرازی

15/دیماه برابر 30/محرم الحرام

پاورقی ها:

1. صاحب کتاب شهید جاوید می گفت معلوم نیست حضرت علم به شهادت داشته، حضرت بر روال عادی قصد براندازی بنی امیه در او مشی و منعقد می شد. قصد تأسیس حکومت عدل در او

2. می داند شهید می شود، قصد دیگری ندارد.

امام می گوید براندازی نسل همه ستمکاران و روی کار آوردن همه حق جویان در نیت حسین بن علی متجلی بود. نه تنها براندازی یزید و حاکم شدن خود، بلکه براندازی همه شروران و روی کار آوردن همه صالحان در نظر آن حضرت بوده و به همین دلیل این همه بر برپائی مراسم آن حضرت تأکید می شود که روح براندازی ظلم و روح برپا کردن حکومت عدل را، در عزادار، احیا می کند و میگوید حتی با علم به شهادت هم به مبارزه ادامه دهید و بر این تأسیس حکومت عدل تلاش کنید.

2. اعلام کنیم عفاف و پاکدامنی و حجاب مترقی مظهر ملیت ماست و کسانی که هرگز گرد هرزه گی غربی بر دامن پاکشان ننشسته باید به کورش بگویند آسوده بخواب که ما بیداریم، نه خانواده سلطنتی پهلوی که بوی آلودگی و فساد و تعفن هرزگی آن ها مشام اهل عالم را متأذی می کند. خانواه شهدا بازماندگان کورش هستند که عزت را در جامعه ما نهادینه کردند نه وطن فروشان و امضا کنندگان اسناد واگذاری کشور به اجانب. مکتب ایرانی باید شعار زن و مرد بسیجی باشد که هم مظاهر عفت اند در تربیت خانوادگی و هم مظاهر استقلال و شرافتند در دفاع از هویت ایرانی. قرآن به مردم مخاطب می گوید اسلام میراث فرهنگی شماست. ما به مردم کشورمان بگوئیم حجاب و عفاف

و دفاع از عزت و اقتدار میراث فرهنگی چند هزار ساله شماست. این پرچم میراث فرهنگی را، ما طرفداران حجاب خانواده و ایثار در میدان دفاع، باید بلند کنیم، نه غرب زدگان بی هویت.

3. وقتی همه مشاغل موروثی شد سلطنت هم یکی از مشاغل است. وقتی هیچ کس نمی تواند وارد شغل دیگر شود سلطنت در یک خانواده موروثی می ماند و وقتی چنین امری رنگ مذهبی داشته باشد، این که طفل در شکم مادر به سلطنت می رسد و تاج سلطنت بر بالای بستر مادر قرار می گیرد امری حساب شده است. هرکس به سلطنت رسید حق سلطنت مخصوص فرزندان اوست نه سایر شاهزادگان این که این آئین در سطح اهل کتاب به صراحت تأیید نشده اگر چه مؤیداتی جهت اهل کتاب بودن دارند به احتمال قوی به دلیل همین مسأله مذهبی شدن انحصار مشاغل در ارث است تا بتواند سلطنت از دستبرد مدعیان محفوظ بماند در نتیجه احتمال این که سلاطین چنین مطلبی رادر مذهب گنجانده باشند منتفی نیست و شبهه دین دولتی نه دولتی دینی تقویت می شود.»


"حجاب" دستور الهی است ، آن را دستمایه منازعات سیاسی نکنید
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجاب ، علی اکبر جوانفکر ، اسفندیار رحیم مشائی

سیاسیونی که ای بسا از وضعیت حاضر در ته دل شان خوشحال هم هستند ، تقوا پیشه کنند و در شرایطی که مراجع قضایی ،‌طبق وظیفه قانونی خود برای شفاف سازی قضیه پیگیر پرونده هستند ،‌ اینان پیش از قاضی حکم محکومیت و حتی ارتداد این و آن را صادر نکنند.

عصرایران - روزنامه ایران،‌ علی اکبر جوانفکر، اسفندیار رحیم مشایی و گروهی که چند ماهی است عنوان "جریان انحرافی"‌ را با خود یدک می کشد ،‌به طور جدی مورد نقد عصرایران بوده اند و البته از سوی آنان نیز هجمه هایی متوجه ما بوده است.
اما هیچ کدام از این ها ،‌دلیل نمی شود مشی عقلمدارانه و منصفانه خود را که همواره در سایت عصرایران به دنبالش بودیم کنار بگذاریم و از "فرصت"‌به وجود آمده برای نواختن ضربه ای بر پیکر حریف "سوء استفاده"‌کنیم و "خاتون"‌را وسیله ای برای تسویه حساب نماییم.

ماجرای خاتون که این روزها به عنوان ویژه نامه ای ضد حجاب و عفاف معروف شده ،‌ عمدتاً‌ بر روی مصاحبه مهدی کلهر ،‌ مشاور پیشین احمدی نژاد متمرکز است و جالب اینجاست که نه از خود نشریه خاتون که از تیتر یک سایت منتقد جریان انحرافی آغاز شد.
این سایت به نقل از خاتون تیتر زده بود:‌ "چادر مشکی‌ اشرافی و متکبرانه است، از مجالس‌عیاشی شبانه‌ اروپا درآمد!" ؛‌طبیعی است که چنین ادبیاتی واکنش هایی هم به دنبال داشته باشد ولی واقع مطلب این است که آنچه کلهر گفته و خاتون منتشر کرده بود ،‌ناظر به اصل حجاب و چادر نبود بلکه نقدی بود بر رنگ "مشکی" چادر که مصاحبه شونده معقتد بود می توان با رنگ های دیگری نیز حجاب اسلامی را رعایت کرد.
در این مصاحبه ،‌ کلهر در یک نگرش تاریخی -  و نه فقهی - درست یا غلط  ،‌مدعی شده بود که رنگ مشکی برای پوشش زنان را ناصرالدین شاه از فرنگ آورده بود. عین جمله کلهر این است:‌"ناصرالدین شاه شب که به مجالس عیاشی در اروپا می رفت،‌می دید آن جا لباس مردها مشکی است. کلاه سیلندری مردها مشکی است و زن ها هم با لباس مشکی می آیند. این به نظرش آمد که یک نوع سنگینی و وقار دارد وگرنه در اسلام به صراحت از حضرت رسول داریم که لباس تیره ژوشیدن مکروه است.این رنگ مشکی متکبرانه را ناصرالدین شاه آورد ."

به درستی یا نادرستی این گزاره تاریخی کاری نداریم و آن را به مورخان و اهل فن می سپاریم ولی خدا را ناظر و شاهد بدانیم و انصاف دهیم که روی سخن کلهر ،‌اصل حجاب نبود بلکه رنگ مشکی آن بود.

این البته اولین باری نیست که بحث رنگ مشکی حجاب زنان ایرانی مورد بررسی قرار گرفته و درباره آن اظهاراتی شده است. مثلا چندی پیش خبرگزاری قرآنی "ایکنا"‌تیتر زد: "رنگ سیاه در طرح جدید چادر جایگاهی ندارد"‌یا نوشت: "اسلام رنگ خاصی برای پوشش و حجاب تعیین نکرده است." و نیز به نقل از خطیب جمعه کرمان آورد:‌"استفاده از رنگ‌های متین و متنوع در انتخاب رنگ چادر خانم‌ها به جای رنگ مشکی منع شرعی ندارد و بانوان باید خود، آن رنگ را انتخاب کنند."
حتی ایسنا هم به نقل از عزت الله ضرغامی ٰ‌رئیس سازمان صدا و سیما در اختتامیه اجلاس رسانه و حجاب و عفاف با تاکید بر تنوع مدل های لباس های زنانه اسلامی نوشت که رسانه ملی آماده برای حمایت از فروشگاه‌ها و مراکز تولیدی است که "مدل‌های متنوع"ی از لباس اسلامی را ارائه می دهند.
لذا بحث این که رنگ چادر خانم ها مشکی باشد یا خیر ،‌موضوع جدیدی به شمار نمی آید و روا نیست چون این بحث امروز در رسانه ای منتشر شده که منتسب است به جریان انحرافی ، آن را در بوق و کرنا کنیم و سبیل تقوا را زیر پا گذاریم.

البته ادبیات کلهر هم در بیان این مطلب چندان جالب نبود و می توانست با شرح و بسط بیشتری سخن بگوید و مواظب جملات خود باشد تا بحث حجاب با بحث رنگ تداخل نیابد و تیترهای ناروا از آن استخراج نشود ولی چه کسی می تواند خودش را اقناع وجدانی و الهی کند که جوانفکر یا کلهر خواسته اند در نشریه رسمی دولت ، حجاب و مشخصاً حجاب برتر یعنی چادر را زیر سوال ببرند؟! حتی اگر کسی معتقد به حجاب هم نباشد ولی اندکی عقل در سرش باشد ،‌ هرگز این کار نمی کند و خود را به دردسر نمی اندازد.
درست است که جوانفکر متعلق به یک طیف سیاسی خاصی است که ما نسبت به آن نقد داریم ولی مسلمان که هست و آنقدر دین و عقل دارد که حجاب را آن هم در رسانه تحت مدیریتش نفی نکند و مگر نه این است که خانواده خود جوانفکر هم چادر به سر می کنند؟ انصاف داشته باشیم.

حجاب از ضروریات دین است و چادر نیز حتماً حجاب کاملی است اما اگر کسی بگوید که رنگ چادر می تواند مشکی نباشد و به رنگ مشکی انتقاد کند که مستحق این همه مجازات نیست. تاسف انگیز است ولی واقعیت دارد که یکی از نمایندگان مجلس در واکنش به این مساله آن را "مصداق بارز رد ضروریات دین" دانسته است که می دانید این جرمی مترادف ارتداد است و حکمش مرگ! به راستی مگر رنگ مشکی از ضروریات دین است؟!

البته شاید آقایان مطالب دیگری را مصداق این ادعا دانسته اند ولی قضیه این است که تا کنون هر آنچه در مذمت این نشریه راجع به اصل حجاب بوده ،‌ مربوط به مصاحبه کلهر و همین چند جمله اش درباره رنگ مشکی بوده است و نوشتار حاضر نیز صرفاً‌ در این باره بحث می کند و الا اگر مطالب واقعاً مشکل دار دیگری وجود داشته باشد ،‌ می تواند در جای خود مورد بررسی جدی و منتقدانه قرار گیرد.

البته یکی دیگر از چیزهایی که در این گفت و گو علم کرده اند این جمله  است که نبرخی سایت ها نوشته اند: کلهر قانون حجاب و عفاف را با "یاسای چنگیز" -فرمانده خونخوار مغول- مقایسه کرده است.

اما در مراجعه به اصل متن می بینیم که کلهر چنین گفته است:‌ "در مورد قانون حجاب معتقدم قانون باید اجرا شود، هرطور که هست.حتی اگر ناقص باشد. من این را در نامه هایی به فرزندم در سال 77 در روزنامه جمهوری نوشتم"یاسای چنگیز" بهتر از نبودنش هست. اما آیا این حجاب ما جامع و کامل است؟ باید بگویم نه نیست.من پیشنهاد می کنم بنشینیم یک قانون حجاب خوب درست کنیم، ممکن است 100 تا ماده و تبصره هم بخورد. "
همان گونه که می بینید ،‌ در این جملات به هیچ عنوان یکسان پنداری قانون حجاب و عفاف و یاسای چنگیز وجود ندارد ، بلکه تاکید شده که این قانون هر چند ناقص است باید بدان عمل شود و البته و باید مراجع قانونی هم آن را اصلاح و تصویب کنند.

جوانفکر  و جریان سیاسی مشایی ،‌ اشتباهات و خطاهایی جدی دارند که می توان بر آنها خرده گرفت و به طور اصولی نقدشان کرد نه این که چند جمله تحریف شده را بدون در نظر گرفتن کلیت یک گفت و گو ، چماق کرد و بر سر حریف سیاسی کوبید.

البته در این میان ،‌حساب علمای دین که فارغ از محاسبات سیاسی دغدغه دین دارند و موظف اند کوچک ترین لغزش ها را فریاد بزنند و مانع از انحرافات بزرگ شوند ، از حساب سیاسیونی که شب و روز به دنبال مچ گیری از رقیب هستند جداست. لذا بهتر است سیاسیونی که ای بسا از وضعیت حاضر در ته دل شان خوشحال هم هستند ، تقوا پیشه کنند و در شرایطی که مراجع قضایی ،‌طبق وظیفه قانونی خود برای شفاف سازی قضیه پیگیر پرونده هستند ،‌ اینان پیش از قاضی حکم محکومیت و حتی ارتداد این و آن را صادر نکنند  چه آن که اگر جرمی رخ داده باشد ، دستگاه قضایی با رعایت عدل و انصاف حکم مقتضی را صادر خواهد کرد.
 
حجاب ،‌ دستور قطعی خداوند متعال است و چادر هم حجاب برتر - و نه تنها نوع حجاب- و این خیلی بد است که مسلمان این دستور الهی را وسیله ای برای بازی های سیاسی خود قرار دهند. بحث ،‌بحث جریان انحرافی و روزنامه ایران و ماجراهای جوانفکر نیست؛‌لب مطلب این است که بروید بازی های سیاسی تان را در جایی بساط کنید که از دین محمد(ص)‌ و احکام نورانی اش مایه گذاشته نشود؛همین!


دستور رئیس جمهور به وزیر علوم برای یکی از اقوامش + سند
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی

 با دستور رئیس محترم جمهور یکی از اعضای گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری که از اقوام نزدیک به احمدی نژاد محسوب می شود قرار است تا به تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه امیر کبیر مشغول شود .

به گزارش جهان به نقل از  صراط نیوز ، در نامه ای که با امضای اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر و رئیس گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری در آمده است خطاب به وزیر علوم از قول رئیس جمهور نوشته شده : "بسمه تعالی - فوری - جناب دانشجو شخصا حل مشکل و اعلام نتیجه کنید" .

این دستور رئیس جمهور در ذیل درخواست اعطای بورس تحصیل داخل کشوری و همچنین جایابی و تعهد خدمت در دانشگاه صنعتی امیر کبیر متعلق به "حمیدرضا الف" از اقوام نزدیک به رئیس جمهور و از حامیان مشایی درج شده است .


گفتنی است فرآیند معمول تعیین محل تعهد خدمت با درخواست از سوی دانشگاه به وزارت علوم صورت می گیرید و این در حالی است که در این نامه از وزیر علوم خواسته شده تا فرد مذکور را به دانشگاه معرفی کند!


دستور رئیس محترم جمهور به وزیر علوم با عنوان شخصا حل مشکل و اعلام نتیجه کنید در نوع خود جالب توجه است!


موضع جالب معاون مشایی در حمایت از نشریه موهن:
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، حجاب

چه اشکالی دارد کسی بگوید حجاب را قبول ندارد؟!

معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور به طرح سؤالی پرداخت و پرسید: فرض کنیم که در کشور ما کسی درباره حجاب نظر خاصی دارد و مثلا می گوید که اصل حجاب را قبول ندارم؛ باید با او چه برخوردی شود؟

به گزارش فارس، بهداد همچنین پرسید: تصور کنید اگر رهبر معظم انقلاب با فردی مواجه شوند که می گوید با اسلامی که در این کشور هست و یا توسط عده‌ای ارائه می‌شود که "حجاب " هم در ذیل آن قرار دارد مخالفم، چگونه با وی برخورد خواهند کرد؟

وی در ادامه، خود به این سؤالات پاسخ می دهد و می گوید که "برخورد با چنین افرادی باید نرم‌افزاری باشد و نیازی به جنجال و تکفیر نیست."


فرافکنی نزدیک‌ترین نماینده به شریف ملک‌زاده + سند
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، ملک زاده

گروه استان‌ها- فارس احمدرضا دستغیب نزدیک ترین نماینده مجلس به شریف ملک زاده، پس از بازداشت دبیرکل سابق شورای عالی ایرانیان می کوشد تا با فرافکنی، چهره ای دیگرگون را از خود به نمایش گذارد.

به گزارش رجانیوز، احمدرضا دستغیب که فرزند یکی از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری است، در دوران دانشجویی اش در دانشگاه آزاد اصفهان و شیراز نماینده عبدالله جاسبی در این دانشگاه ها بود و هم‌زمان شریف ملک زاده نیز ریاست مرکز اطلاع رسانی دانشگاه آزاد را بر عهده داشت. او در ابتدای مجلس هشتم و همزمان با معاونت گردشگری ملک زاده ، ریاست کمیته گردشگری کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم را بر عهده داشت.

http://ca.rajanews.com/Files_Upload%5C32050.jpg

احمدرضا دستغیب در مجلس هشتم از نزدیک ترین یاران شریف ملک زاده بود، به گونه ای که در بسیاری از همایش‌های شورای عالی ایرانیان، دستغیب تنها نماینده و بعضا تنها سخنران این همایش ها بود. روابط نزدیک شریف ملک زاده و احمدرضا دستغیب در این حد بود که در بسیاری از شرکت های غیردولتی! زیر مجموعه شورای عالی ایرانیان، دستغیب عضو هیات مدیره بوده است.

 وی همچنین از مهمترین حامیان  روح الله احمدزاده در استانداری فارس و عامل وصل شدن روح الله احمدزاده به جریان نفوذی در دولت بود.

http://ca.rajanews.com/Files_Upload%5C32049.jpg

احمدرضا دستغیب در انتخابات مجلس هفتم کاندیدای مورد تأیید حزب اعتماد ملی بود. وی در انتخابات دهم ریاست جمهوری از محسن رضایی حمایت کرد اما روزنامه های محلی شیراز در آخرین روز تبلیغات اعلامیه ای با امضای دستغیب در حمایت از موسوی منتشر کردند که این اعلامیه تاکنون تکذیب نشده است.

احمدرضا دستغیب اخیرا در چند گفتگوی مطبوعاتی به بیان مطالبی جهت فراموشی مواضع گذشته اش در انتخابات دهم ریاست جمهوری، فتنه 88 و مسائل داخلی مجلس مانند استیضاح کردان و انتخابات هیات رئیسه کمیسیون فرهنگی پرداخته است.

http://ca.rajanews.com/Files_Upload%5C32051.jpg

در انتخابات ماه گذشته کمیسیون فرهنگی، دستغیب توانست با هدایت علی مطهری و علی رغم مخالفت حدادعادل نایب رئیسی این کمیسون را در اختیار بگیرد.


دکتر غلامحسین الهام در گفت‌وگویی اهداف جریان پایداری را تبیین کرد
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، اسفندیار رحیم مشائی
کسانی که موضع شفافی در قبال فتنه نداشتند اصولگرا نیستند/ وحدت حول اصول نه منافع سیاسی و حزبی/ مشایی منشأ تفرق

جبهه پایداری نیروهای انقلاب اسلامی روز پنج‌شنبه اعلام موجودیت خواهد کرد. دکتر غلامحسین الهام نیز از اعضای این جبهه است که نقش مؤثری در شکل‌گیری آن داشته و به لحاظ سوابق سیاسی، انقلابی و تخصصی متعددی که از بعد از انقلاب داشته، یک وزنه به‌شمار می‌آید.

در دولت نهم رئیس دفتر رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت بود و از اواخر سال 86 به وزارت دادگستری رفت. با این حال، در دولت دهم به‌دنبال کنار زده شدن تعدادی از نیروهای انقلابی، وی نیز کنار گذاشته شد و اکنون تنها به‌عنوان مشاور حقوقی رئیس‌جمهور در دولت نقش دارد و عمده وقت و فعالیتش بر فعالیت‌های حقوقی دانشگاهی و پژوهشی شورای نگهبان متمرکز بوده است.

اعضای جبهه پایداری با توجه به متانت و تسلط او در ارائه مباحث گفتمانی به او پیشنهاد داده‌اند که سخنگوی این جریان که قرار است طیف وسیعی از نیروهای حزب‌اللهی بدون حزب و دسته را پوشش دهد، بپذیرد اما وی این پیشنهاد را نپذیرفته است.

در عین حال، طی روزهای گذشته فضاسازی منفی علیه برخی از جریان‌‎ها و افرادی که اعلام موجودیت این جبهه را مساوی با زیر سؤال رفتن خود می‌پندارند، آغاز شده و شبهاتی مطرح کرده‌اند که الهام در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران به برخی از آن‌ها پاسخ داده است.

* آقای دکتر، این روزها تعداد سخنرانی ها و موضع گیری های سیاسی شما بیشتر شده به‌خصوص اینکه در شهرستان ها نیز جلساتی داشتند، آیا افزایش تعداد سخنرانی های شما علت خاصی دارد؟

نه علت خاصی ندارد؛ یک قرارهایی با دوستان شهرستانی داشتیم که به تاخیر افتاده بود لذا با توجه به دعوت دوستان که تصادفا با هم جمع شده جلسات مان زیاد شده است.

*شما به عنوان یکی از اعضای اصلی جبهه پایداری بفرمایید به چه علت این جبهه تشکیل شد و آیا فضای غالب آن وزرای سابق دولت احمدی نژاد هستند و یا ممکن است افراد دیگری از جبهه وزاری فعلی دولت نیز، به آن اضافه شوند؟

جبهه پایداری یک جریان فکری است که از 3 تیر 84 شکل گرفت و ظهور پیدا کرد. لذا این جبهه یک تشکیلات جدید نیست. جبهه پایداری یک گفتمانی است که تفکرش برگرفته از مکتب امام است و عدالت در مدیریت کشور نیز یکی از شاخص های اصلی آن است که افراد با چنین نگرشی را در دایره خود جای می دهد و من نیز خود را در این جریان فکری می بینم. شاخص های اصلی و دلایل شکل گیری این جبهه همان دلایل پیدایش سوم تیر 84 است، یعنی عدالت خواهی، مبارزه با فساد، فقر، اشرافیت و ایستادگی در برابر استکبار و ظلم.

هنوز نیز تفکر سوم تیر، تفکر غالب در کشور است و تصور من این است اکثریت جامعه نیز چنین نگرش و مطالبه ای را از حکومت دارند که این موارد از جمله برجستگی های موجود در جبهه پایداری است.

جبهه پایداری تاکیدی است بر وجود یک چنین جریان موثر کارآمد در کشور که بعضی ها می خواهند این جریان را متوقف و یا آن را استحاله کنند اما باید بدانند که این جریان برگشت پذیر و توقف پذیر نیست و انحراف را هم برنمی تابد و با شتاب در مسیر خود حرکت خواهد کرد.

* با توجه به اینکه این گفتمان تازه اعلام موجودیت کرده چه چشم انداز و اهدافی را در دستور کارش دارد، اعضایش را هم نام ببرید؟

این اعلام موجودیت نیست بلکه تبیین هویت است چرا که جبهه پایداری یک مکتب فکری است و اعضای آن شامل افرادی است که زمانی در سطوح مختلف و عرصه های متعدد دینی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مطبوعاتی و تبلیغی و حوزه های دیگر برای نهادینه کردن این تفکر تلاش کردند. همه این افراد حاملان گفتمان 3 تیر هستند و به هیچ کسی تعلق ندارند. شاخص این جریان ولایت است که تلاش آن در جهت تحقق مطالبات و منویات رهبری است که مبتنی بر مکتب امام می باشد.

* آیا جبهه پایداری یک شورای مرکزی برای کاراهای اجرایی اش پیش بینی کرده است؟ جبهه پایداری کارکرد و اهداف حزبی ندارد. اعلام موجودیت جبهه پایدرای در آستانه انتخابات شائبه اهداف انتخاباتی این حزب را در اذهان عمومی به وجود آورده است، آیا در این زمینه جبهه فعالیتی خواهد داشت؟

بله. راهبرد انتخاباتی دارد؛ جبهه پایداری از گفتمان امام و انقلاب اسلامی هویت یافته و حامل این تفکر است؛ این جبهه و حاملان آن در سال 88 در برابر جریان فتنه ایستادگی کرد و پس از آن نیز مخالفت های خود را با انحراف هایی که در گفتمان 3 تیر ایجاد شد اعلام کرد و تمایز خود را از نظر مبانی معرفتی با انحرافاتی که در گفتمان سوم تیر ایجاد شد، صریحا مشخص کرده است.

عملکرد این جریان فکری در برابر جریاناتی که در قالب سازندگی و اصلاحات در مسیر منحرف از ارزش های امام و انقلاب بودند، در مواضع افرادی که در این جبهه هستند نیز کاملا آشکار بوده است.

حول اصول وحدت می‌کنیم نه حول منافع سیاسی و حزبی

* برخی افراد فعالیت جبهه پایداری را به نوعی وحدت شکنی در میان اصولگرایان تلقی می کنند، نحوه مواجهه این جریان با موضوع وحدت اصولگرایان که تاکید زیادی بر آن نیز هست چگونه خواهد بود؟

وحدت در کشور تنها حول مکتب امام صورت خواهد گرفت، دیدگاه ها و مبانی ما همان مبانی انقلاب است که بارها رهبر انقلاب آن را تبیین کرده است. وحدت در عمل یعنی تبعیت از رهبری. این نظام و ولایت و رهبری واحدی دارد و بجز این چارچوب دیگری برای وحدت قابل تصور نیست و جبهه پایداری اساسا پرچم دار این تفکر است و ولایت را اساس وحدت می داند، بنابراین ما پرچم دار وحدت هستیم؛ وحدت حول اصول است و نه منافع سیاسی و حزبی.

من نمی دانم که با چه استدلالی گفته می شود که ما وحدت شکن هستیم این جریان گفتمان غالب جامعه است و بروز رفتاری اش بر حمایت از حرکت سوم تیر 84 و موج عدالت خواهی که در آن زمان به وجود آمده بوده چرا که به علت فاصله رفتاری برخی از مسئولین از گفتمان امام و انقلاب این تلقی را در جامعه به وجود آورده بود که دیگر حکومت دینی کارآمدی ندارد و حرکت سوم تیر یاس مردم را به امید تبدیل و کارآمدی حکومت دینی یعنی نظام ولایت فقیه و عدالت اسلامی را اثبات کرد.

جبهه پایداری نوید بخش حفظ گفتمان حکومت دینی کارآمد است و وحدت آن با کسانی که موضع شفافی در برابر فتنه88 نگرفته اند و با توجه به روشن بودن حق و باطل از منافع خویش دست نکشیده و حق را کتمان کرده اند اتصال پذیر نخواهد بود چنانچه وحدت با آنان نفی مردم و انقلاب و رهبری است.

* نوع ارتباط جبهه پایداری با کمیته 7+8 هنوز چندان شفاف نشده است، آیا تعامل و رایزنی برای پیوستن نمایندگان این جبهه به هیئت وحدت اصولگرایان صورت گرفته است؟

کمیته 7+8 یک مسئله فرعی و مربوط به شیوه اجرایی در انتخابات است و بیانگر وحدت اصولگرایان نیست که در گفتمان امام اصالت دارد، این است که هرکس در مسئولیت های سیاسی و اجتماعی خود مسیر را گم نکند.

همچنین، از آن مسیر حمایت شود یعنی حفظ اسلام ناب و انقلاب، لذا اگر فرمول انتخاباتی در این چارچوب باشد کاملا موفق می شود و اگر در این چارچوب نباشد ناکام خواهد بود.

بحث وحدت تنها با تبعیت از رهبری در چارچوب اصول امکان پذیر خواهد بود و به اعتقاد ما وجود دارد، اگر مشکل، تردید و شبهه ای وجود داشته باشد با اصالت دادن به اصول و صرف‌نظر از فروع و منافع، رفع خواهد شد اتصال و با ایشان می شود وحدت را حفظ کرد، لذا کسانی که از رهبری در ماجرای فتنه 88 تبعیت نکرده اند و موضع درست و شفافی نسبت به این جریان نگرفتند، ما آنان را نمی توانیم اصولگرا بدانیم.

جریان فتنه هزینه سنگینی را بر کشور تحمیل کرد که عوارض ناشی از آ‌ن هنوز در جامعه آشکار است و برخی ترورها و حوادثی که اخیرا در جامعه اتفاق می افتد ریشه اش در فتنه 88 است، چرا که فضای کشور را به نقطه ای رساندند که دشمن را برای مقابله با نظام اسلامی دلگرم و تحریک کرد.

جبهه پایداری تبلور ملت است و مواضع و دیدگاه های کاملا روشن و آشکاری دارد، بر مبانی عقیدتی و معرفتی اش حساسیت دارد و در مقابل انحراف از اصول انقلاب، پایداری کرده و همچون ملت در سیاست خارجی ضداستکبار است و عدالت و مبارزه با فساد را اولویت در امور مملکتی و اجرایی می داند.

جبهه پایداری بر اصول خود پایدار است؛ پایداری بر اصول لازمه وحدت است.

وحدت باید حول مکتب ایجاد شود نه حول قدرت

* جبهه پایداری بر اصول خود به قیمت هزینه ایجاد انشقاق و از بین رفتن وحدت اصولگرایان اصرار دارد و یا وحدت را بر اصول خود ترجیح می دهد؟

اسم این جبهه پایداری است، یعنی پایداری بر مکتب امام و اصول انقلاب و این تفکر را به هیچ چیز نخواهد فروخت.

وظیفه جبهه پایداری، جهاد برای تفکر ناب امام و انقلاب است و وحدت را در پایداری بر اصول و ارزش ها می داند وحدت باید حول مکتب ایجاد شود و نه حول قدرت، که این صورت این انحراف است.

* رابطه جبهه با علمای عظام چگونه است و چرا از میان فقهای موجود فقط با آیت الله یزدی، آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت ارتباط دارد؟

اسلام ناب منهای فقاهت میسر نیست و خاستگاه فقاهت، حوزه علمیه و روحانیت متفکر و اصیل و منزه است. بنابراین هر حرکتی اگر بخواهد در مسیر خودش تداوم و سلامت فکری اسلامی داشته باشد، البته نیازمند اتصال به روحانیت اصیل و حاملان فقه اصیل و ناب محمدی است، چرا که هر تفکر اسلامی منهای روحانیت غالبا دچار انحراف و یا التقاط خواهد شد، از این رو جبهه نیز به این امر اعتقاد داشته و برای استفاده از ظرفیت علمی، اخلاقی و عملی فقهای اسلام این فقها وعلما را که این ویژگی ها در آنان شاخص و برجسته است و خود مشوق این جریان بوده اند را به نیابت از جامعه علما و روحانیون برگزیده است و این به معنای این نیست که با دیگر علما ارتباطی نداشته باشد.

* اشتراکات این جبهه با احمدی نژاد بیشتر است یا انتقاداتش؟ این جبهه موافق احمدی نژاد است و یا منتقد او؟

آقای احمدی نژاد یک هویت شخصی دارد و یک هویت حقوقی، که در هویت حقیقی‌‍اش مولود این مکتب و جریان فکری است، لذا مادامی که احمدی نژاد در این تفکر (گفتمان سوم تیر که عامل انتخاب او در جایگاه حقوقی اش بوده) پویا و فعال باشد و در مسیر حرکت کند هویتش باقی است و هرجا که از این تفکر فاصله بگیرد، دیگر آن احمدی نژاد (در هویت حقیقی اش) نخواهد بود.

این یک واقعیتی است که در همه مکتب های فکری حاکم است تا زمانی که هر شخصیت فکری  برجسته یک مکتب در مسیر اهداف جریانش قدم بردارد، هویت دارد، اما زمانی که تجدید نظر طلب شود و از ارزش های فکری اش فاصله بگیرد، بی هویت شده و در آن مکتب فکری ریزش به وجود خواهد آمد. اما احمدی نژاد در جایگاه حقوقی رئیس جمهور است و باید در این جایگاه مورد حمایت قرار گیرد. و او را در انجام وظایف خطیر ریاست جمهوری طبق قانون یاری کرد.

* پیش بینی شما در این خصوص چیست؟

ما امیدواریم آقای احمدی نژاد ارزش و نگرش مکتبی اش را حفاظت کند.

شاخص دانستن شخص احمدی نژاد، یک انحراف است

* بعضی از حامیان کنونی رییس جمهور، فقط احمدی نژاد را شاخص گفتمان 3 تیر می دانند، نظر شما چیست؟

این نوع تفکر، خودش انحراف است، چرا که ملاک های حق و باطل، افراد و چهره ها نیستند بلکه اعمال و کردار و تفکر است.

احمدی نژاد با تلاش و فداکاری به‌خاطر گفتمان عدالت روی کار آمد و از اینکه توانست این گفتمان را با اراده ملت حاکم کند، ارزش و اعتبار والایی را به نام خود ثبت کرد اما این گفتمان چارچوب مشخصی دارد که با تغییر افراد این ملاک ها و چارچوب ها عوض نمی شود و آن مکتب فکری پابرجاست.

احمدی نژاد تبلور اراده ملی است، علی‌رغم اینکه مشکلاتی در درون دولت دهم وجود دارد، هنوز شاخص های گفتمان 3 تیر در این دولت دیده می شود و باید مورد حمایت قرار بگیرد، اما این موضوع که یک عده به او اصالت بدهند و هر چه که او گفت را حق بدانند، ما این جایگاه را نیز برای او قائل نیستم.

* آیا نمایندگان جبهه پایداری در شورای اصولگرایان (کمیته 7+8) مشخص شده اند؟

برای اطمینان از اینکه فرآیند شورا به استمرار گفتمان امام بیانجامد، در حال مذاکره هستیم.

* آیا این افراد به عنوان نمایندگان احمدی نژاد شناخته شده اند یا ممکن است رییس جمهور جدا از این جبهه در این کمیته نماینده داشته باشد؟

تا به حال سیاست این بوده که دولت و یا نهادهای اجرایی در انتخابات مداخله سیاسی نداشته باشند، چرا که مجری انتخابات هستند. مقام معظم رهبری نیز دستگاه های اجرایی را از دخالت در انتخابات نهی کرده اند.

به هر حال، اگر تلقی نماینده دولت در این کمیته وجود داشته باشد به عنوان یک تفکر و گفتمان خواهد بود و نه جایگاه دولتی و هر کسی می تواند در این انتخابات حامل این گفتمان باشد. اما حضور دولت و دیگر نهادهای حکومتی به عنوان یک ضلعی از حرکت های سیاسی انتخابات مورد تایید جبهه پایداری نیست.

* با توجه به اینکه خیلی از وزرایی که از دولت رفتند، دیگر هیچ ارتباطی با آقای احمدی نژاد دارند، اما شما هنوز در کنار وی دیده می شوید و همچنان حکم مشاور حقوقی رئیس جمهور را دارید؟

دولت احمدی نژاد آسان و ارزان بدست نیامد چرا که مطالبات رهبری به ویژه در زمینه عدالت که 16 سال بعد از رحلت امام(ره) بر زمین مانده بود، این جریان سوم تیر پاسخی بود به این مطالبات، لذا این جریان که در یک پروسه زمانی و فرایند طولانی بدست آمده متکی به یک شخص نیست و مطالبه ریشه دار در اعماق جامعه است. مهم این است که کسی بتواند به این مطالبه پاسخ عملی و اجرایی بدهد.

چنانکه دولت نهم با اراده معجزه آسای ملت که این مطالبه را تحقق بخشید. بنابراین در جریان سوم تیر فرق ندارد که در چه جایگاهی وزیر، معاون و یا مشاور ایفای نقش کنی چرا که این دولت یک جهاد عقیدتی بود و همین که اشخاص بر تفکر و ارزش های شاخص حرکت سوم تیر پای بند و استوار باشند و خود را خادم ملت بدانند، جدای از دولت نیستند.

حرکت این جبهه رقابت سیاسی برای قدرت و اختلاف و انتقام نیست و این جبهه محدود به این افراد هم نیست.

در مورد خودم هم قبلا گفته بودم که نسبت من با رئیس جمهور، نسبت گفتمانی است، چه در دولت و چه بیرون از دولت حامی این گفتمان خواهم بود.

مشاوره در ایران یک عنوان سرکاری است

* کم شدن رابطه شما با دولت به‌خاطر هشدار خانم رجبی بود؟

نه؛ من از باب تاثیرگذاری عرض کردم، عنوان مشاور در سیستم اجرایی ما غالبا صوری است و به قول معروف عنوان سرکاری است و با واقعیت مشورت متفاوت است. در عین حال در مورد مسائل حقوقی گاهی طرف مشورت قرار میگیرم.

از موارد تعارض دولت با گفتمان سوم تیر قطعا انتقاد می‌کنیم

* شما مشاور حقوقی رییس جمهور هستید اما در بسیاری از مواقع جریان انحرافی را مورد انتقاد قرار می دهید، آیا آقای احمدی نژاد از شما ناراحت نمی شود؟

آقای احمدی نژاد من را می شناسد و توقع چنین چیزی را ندارد. اگر ما جایی دولت را در تعارض جدی با گفتمان سوم تیر ببینیم قطعا انتقاد خواهیم کرد و برسر مواضع و دیدگاه های مکتب فکری خود پابرجا خواهیم ماند.

آقای احمدی نژاد می داند که با اعضای دولتش چنین میثاقی داشته است که آنچه را حق می دانند بیان کنند. 

* گفتید که جبهه پایداری یک مکتب فکری است، حالا برای اینکه گفتمان خودش که گفتمان امام و انقلاب است را بخواهد در جامعه پیاده سازد، احتیاج به قدرت دارد، فکر می کنید چقدر این جبهه در رقابت های پیش رو وزن سیاسی خواهد داشت؟ چهره های رای آور این جبهه چه کسانی هستند؟

چهره های سیاسی که شانس رأی داشته باشند در این جبهه زیاد و فراوان است، چرا که جامعه را حامی این گفتمان می دانیم، بنابراین گفتمان جبهه پایداری گروه های زیادی از جامعه را در همه قشرها و سطوح به‌خصوص توده های مردم در بر می‌گیرد.

آمده ایم تا تنگ نظری‌های حزبی را بشکنیم

مانع این جریان تنگ نظری های حزبی است، اما ما آمدیم این قالب های محدود را بشکنیم تا فرصتی برای معرفی شخصیت هایی که حامل این گفتمان باشند، فراهم شود و آنان را مورد حمایت قرار دهیم، از هر حزب و گروهی باشند یا از هیچ حزب و گروهی نباشند.

بنابراین پرداختن به انتخابات یکی از وظایف جبهه پایداری است، چرا که امام(ره) فرمودند: بی توجهی به انتخابات مسامحه در امور مسلمین است و این مسامحه از گناهان بزرگ است.

* آیا جبهه پایداری به صورت جداگانه در انتخابات شرکت می کند؟

طبعا هر جریانی کار جمعی را بر کار انفرادی ترجیح می دهد، ولی اصول را نباید فدا کرد.

* چرا در حاشیه دولت احمدی نژاد که مبتنی بر مکتب اصیل امام و انقلاب است؛ یک جریان انحرافی شکل گرفت و و اجازه داد که چنین عقاید منحرف که در تضاد با گفتمانش بود، ظهور پیدا کند؟

متاسفانه کسانی که اشکال در مبنای فکری شان وجود داشت، دور احمدی نژاد گرد آمدند و به صورت پنهان و نه شفاف شروع به ترویج اعتقادات انحرافی خود کردند که آرام آرام این مبانی منحرف به صورت تاکتیک اجرا شد و در نهایت منجر به تغییر استراتژی دولت شد.

جریان انحرافی به طور پنهان دولت را از وجود نیروهای خالص تصفیه کرد

در واقع زمانی جریان انحرافی توانست تاثیر گذار باشد که به طور پنهان دولت را از وجود نیروهای خالص تصفیه کرد، نیروهایی که اصالت گفتمانی بیشتری داشتند از دولت حذف شدند.

در این میان در کنار تغییر و تحولات در دولت رفتار نادرست برخی دیگر از اصولگرایان خارج از دولت نیز به این قضایا دامن زده و رفتار آنان با دولت بستر ساز تقویت و رشد این جریان منحرف در درون دولت شد، لذا آسیب شناسی این جریان ممکن است موجب تلخی دائقه بعضی ها شود؛ فعلا بگذاریم و بگذریم.

* چرا این پالایش عکسش انجام نشد و نیروهای منحرف از دولت کنار گذاشته نشدند؟

به هر حال جریان انحرافی در دولت نفوذ کرده و این موضوع قابل انکار نیست، اما اینکه گفتمان 3 تیر فاسد باشد و یا مرده، اینطور نیست و هنوز زنده و پویا است چون اصالت انقلاب را دارد.

* آیا جبهه پایداری برای مقابله با جریان انحرافی حاشیه دولت شکل گرفته است؟

بله، این وظیفه را دارد؛ اما ابتدا سیاست ما نفی و حذف نیست بلکه نگاه ما اصلاح است و به نظرم با نگاه خالصانه و توکل به خداوند می توان به اهداف والا رسید.

البته جریانی که در دولت به این انحراف دچار شده باید شفاف نقد شود و طبعا هویت دولت نیز به این است که از آنان عبور کرده و به اصالت هایش برگردد.

اعضای جبهه پایداری همانطور که از فتنه و فتنه گران زاویه گرفته و مقابله کرده اند، با جریاناتی که با گفتمان دولت در سال 84 نیز هماهنگ نباشد موضع لازم و مناسب خواهد گرفت و به وظیفه خود عمل خواهد کرد.

تبدیل شدن اصلاح طلبان به طیف های تندرو یا معتدل مشکل آنان را حل نمی کند

* با توجه به اینکه فضای سیاسی کشور به سمت انتخابات در حرکت است، جایگاه اصلاح طلبان را در این رقابت سیاسی چطور ارزیابی می کنید؟

جریان اصلاحات برای رسیدن به قدرت از هر روشی استفاده می کند، درست بر خلاف جبهه پایداری که استفاده از هر روش و تاکتیکی را برای رسیدن به قدرت بر نمی تابد.

جریان اصلاحات یک وصله ناهمگون در نظام اسلامی است، چرا که مبانی فکری آنان با انقلاب نمی خواند، بنابراین تبدیل و تقسیم شدن آنان به طیف معتدل، کندرو و تندرو نمی تواند مشکلی را از این جریان حل کند.
پرچم و اندیشه التقاطی نمی تواند در متن جریان خالص فکری جای گیرد و جریان اصلاحات زاویه دار بودنش با مکتب انقلاب کاملا آشکار و مشخص است.

هاشمی رفسنجانی تکیه گاه فتنه گران است

* نظرتان در مورد آقای هاشمی به عنوان حامی جریان اصلاحات چیست؟ به طوری که شاهد هستیم، وی نیز تحرکاتی را برای انتخابات پیش رو، داشته است این فعالیت های انتخاباتی را چطور ارزیابی می کنید؟ و طیف های منتسب به هاشمی چه گروه هایی هستند؟

هاشمی تکیه گاه فتنه گران است چرا که با استفاده از قدرتی که دارد به صورت آشکار و پنهان سعی می کند روی طیف هایی از اصولگرایانی که اصول‌شان را فراموش کردند و یا در زمان حرکت نکرده و از قطار انقلاب جا مانده اند و همچنین کسانی که از اصولگرایی فقط نامش را یدک می کشند را گرد خود بیاورد.

همچنان که هاشمی در فتنه 88 نیز از فتنه گران حمایت کرد و حتی جریان انحرافی را نیز می تواند مدیریت کند چرا که هاشمی یک سیاسی کار توانمند است و به خاطر اینکه قدرت برای او اصالت دارد و نه مکتب، از گروه های مختلف استفاده ابزاری می کند حتی اگر منحرف و فتنه گر باشند.

هاشمی یک جریان سوخته است نه جریان سوم

* شکل گیری جریان سوم همیشه در محافل سیاسی مطرح بود، آیا با توجه به شرایط سیاسی جامعه فکر می کنید در این مقطع جریان سوم ظهور پیدا کند و اینکه چه گروهی را جریان سوم می دانید؟ آیا هاشمی با گروه های مردمی و منحرف که دور خود جمع کرده می تواند جریان سوم باشد؟

قطعا هاشمی جریان سوم نیست، هاشمی یک جریان سوخته است، چون اصالت فکری ندارد و هر بار رنگ عوض می کند .هاشمی را در جایگاه چپ گرایی افراطی تا راست گرایی دیده ایم و این تغییر دیدگاه و دوگانگی در سیاست هاشمی را ساقط کرد و نه حفاظت.
 
همچنین، جریان انحرافی که رای مردم به دولت را مال خود می داند و فراموش کرده که این رای به گفتمان 3 تیر بوده و نه به شخص خاص، نیز نمی تواند جریان سوم باشد.

قطعاً جریان سوم اگر شکل بگیرد جریانی است مبتنی بر گفتمان انقلاب و نظام که همچنان بر سر ارزش های خود پا برجامانده و دچار استحاله نشده و اشکالات موجود را هم نداشته باشد، نسخه جدیدتر دولت سوم تیر باشد البته رهبری آن نیز به دست ولایت فقیه خواهد بود.

* آیا استراتژی تطهیر چهره خاتمی و سیاست بازگشت او به نظام امکان پذیر خواهدبود؟

خاتمی با برگشت (درصورت اعلام برائت از جریان فتنه) ممکن است خودش را حفظ کند و نه جریانش را، چرا که خاتمی اصالتش را به عنوان لیدر جریان اصلاحات از دست داده است و مردم نیز به چهره های مصرف شده و سوخته بر نمی گردند و در مورد آقای هاشمی نیز این قضیه صدق می کند.

گرم کردن تنور انتخابات نیازی به حضور اصلاح طلبان ندارد

* پس شما به ورود اصلاح طلبان به رقابت های انتخاباتی اعتقادی ندارید؟

اگر مقصود این است که تنور انتخابات را به قیمت سوختن ارزش ها گرم کنیم و کسانی که انتخابات و نظام را قبول ندارند و برای حضورشان شرط می گذارند را لازمه انتخابات بشمریم، این را قبول نداریم؛ بهتر است کسانی در انتخابات شرکت کنند که نظام را قبول داشته و رعایت قوانین و اصولش را بر خود واجب بدانند.

نباید حکومت را بازی تلقی کرد که هر کسی برای گرم شدن بازی وارد رقابت های سیاسی شود و باید تنها کسانیکه آمادگی خدمت رسانی به مردم را براساس گفتمان انقلاب و ارزش های نظام دارند به میدان عمل بیایند.

البته در واقعیت، اصلاح طلبان حتما شیوه ای برای حضور خود تداریک خواهند کرد و سیستم انتخاباتی کشور هم این قابلیت را دارد و این امکان حضور وجود دارد؛ در هر حال مردم هوشیار هستند.

* آیا آقای احمدی نژاد پست جدی به شما پیشنهاد نداده است؟

نه.

* یکی از انتقادهای مخالفان تعداد مشاغل شما در دولت نهم بوده است، نظرتان درمورد تعداد مشاغل مشایی و عناوینی که در دولت دارد و حدود 18 تا 20 عنوان است، چیست؟

تنها مشایی نیست کسان دیگری هم در کشور هستند که این مشکل را دارند.

* مانند چه کسی؟

لزومی ندارد اسم ببریم. درواقع آنچه که حساسیت سیاسیون را برانگیخت ظاهراً فقط پست های من بود و بعد از کنارگیری بنده از دولت این موضوع فراموش شد و افراد با پست های متعدد دولتی در دستگاه های مختلف مشغول بکار هستند.

*یعنی شما مخالف مشاغل مشایی هستید؟

من شخصاً با سیاسی کردن مباحث حقوقی به خصوص این موضوع که مربوط به اصل 141 قانون اساسی است، مخالفم و اگر تعدد مشاغل در قانون ممنوع شده است، باید با دید حقوقی به این قضیه نگاه شود و نه سیاسی.

* موضع گیری های سیاسی خانم رجبی نسبت به گذشته کمتر شده، آیا شما از ایشان خواستید که موضع گیری کمتری داشته باشند و اینکه آیا در جبهه پایداری به شما کمک می کنند؟

جبهه پایداری یک جریان فکری است و من تفکر خانم رجبی را در این گفتمان می بینم. خانم رجبی از دوران سازندگی و اصلاحات همیشه دغدغه مکتب امام را در مبانی خود داشته و در این زمینه صحبت های زیادی نیز داشته است، اما فعالیت سیاسی وی ارتباطی به من ندارد.

* کاهش موضع گیری های سیاسی خانم رجبی را تأئید می کنید؟

بله، کاهش داشته است چون تریبون ندارد او آدم مستقلی است و معمولاً گروه های سیاسی افراد مستقل را بر نمی تابند. از دولت نهم تمام سایت های مجوزدار خانم رجبی بسته شده و تریبون ندارد، اما اگر لازم باشد در حد ضرورت صحبت می کند. او نسبت به دین و اعتقاداتش احساس مسئولیت میکند و هرجا لازم ببیند به وظیفه شرعی خود عمل می‌کند.

* آقای باهنر چندی پیش گفته اند که احمدی نژاد تغییر نکرده بلکه شناخت ما از او بیشتر شده، نظر شما در این رابطه چیست؟

آقای باهنر مثل بسیاری از اظهارنظرهایش این جا هم اشتباه کرده است.

* بیشتر سیاستمدار هستند یا حقوقدان؟

من خودم را سیاست مدار نمی دانم.

* فرق رئیس دفتری شما با رئیس دفتری مشائی چیست؟

ما 2 آدم متفاوت در عموم جهات هستیم. از نظر اختیارات هم شرایط ما کاملا متفاوت است.

* اگر دوباره رئیس دفتر رئیس جمهور بشوید؟

خدا کند که هرگز ضرورتی برای کار اجرایی پیش نیاید.

* خانه داری خانم رجبی بهتر است با مواضع سیاسی اش؟

هر دو.

* اگر رئیس جمهور درباره بازداشت شدگان جریان انحرافی از شما مشاوره حقوقی بخواهد!

من در مورد بازداشت و حبس حرف های سیاسی نخواهم زد و این مورد بحث حقوقی است. هر کس در مباحث حقوقی چه رئیس جمهور، چه دستگاه های قضائی و چه دستگاه امنیتی از من مشورت بخواهند، آنچه را حق بدانم خواهم گفت. اما اگر منظورتان این است که من وکیل جریان انحرافی شوم نه جنین چیزی را قبول نمی کنم.

* آقای دکتر، چند کلمه می گوییم، ممنون میشویم نظرتان را در قالب یک کلمه درباره این موضوعات بیان کنید:

* سخنگوی دولت/ شاق ترین کار.

* رئیس دفتری/ موج گیر و سپر بلا.

* وزارت دادگستری/ خیلی شیک، آنقدر مهم که قانون اساسی بر بی اهمیتی آن تاکید کرده است.

* دانشکده حقوق دانشگاه تهران/ کار ارزشمند، پایدار و روبه آینده.

* جاسبی/ آینه آقای هاشمی.

* مجلس هشتم/ پر چالش.

* دولت نهم/ امیدبخش.

* دولت دهم/ محل تأمل.

* آقای مشائی/ منشا تفرق

*معجزه هزاره سوم/ حرف درست.

* فاطمه رجبی/ صریح و تنها همچون ابوذر

* مهندس فتاح/ دوست خوب من.

* محصولی/ دوست ارزشی.

* لنکرانی/ مومن، متخصص و تیزبین.

* حزب موتلفه/ حزب باستانی ایران اسلامی.

* آیت اله مهدوی کنی/ شخصیت دین مدار، محبوب و دلسوز.

* الماسی برای فریب/ پیچیدگی انسان ها...


گفت‌وگوی اختصاصی “خبرنامه دانشجویان ایران” با سلیمی‌نمین
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، عباس سلیمی نمین ، دکتر جاسبی ، اسفندیار رحیم مشائی
سه ملاقات محرمانه جاسبی با مشایی علت مسکوت ماندن پرونده دانشگاه آزاد
خبرنامه دانشجویان ایران: عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات تدوین تاریخ ایران، مطرح ترین فردی است که بعد از شکل گیری انتقادها از مدیریت فاسد دانشگاه آزاد به انتقاد از آن در کنار دانشجویان پرداخت.حضور وی در جلسات مختلف نقد مدیریت دانشگاه آزاد که در دانشگاه های مختلف شکل می گرفت به گونه ای رقم خورد که به تهدید جانی وی نیز منجر شد. البته در کنار این نیز شکایت مدیریت دانشگاه آزاد از سلیمی نمین وی را مجبور به حضور در دادگاه و مقابله با چماق به دستان جاسبی نیز کرد.
 


به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مدیر دفتر مطالعات تدوین تاریخ ایران در مصاحبه با خبرنامه دانشجویان ایران به بررسی علل مسکوت ماندن پرونده دانشگاه آزاد و نیز برخی از اظهار نظرهای هاشمی در چند روز گذشته پرداخته است.

وی درمورد علل مسکوت ماندن موضوع دانشگاه آزاد بعد از آخرین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی به خبرنگار ما گفت: دلیل اینکه مسئله دانشگاه آزاد یک مقداری در حاشیه قرار گرفته است به این موضوع برمی گردد که دولت تلاش داشته است که این مسئله را به نوعی رقم بزند که کاملا بر دانشگاه آزاد مسلط شود. این رفتار به حسب ظاهر تغییری در بافت گذشته می داد اما در اصل این مسئله را از چاله ای به چاله ای دیگر می انداخت.

سلیمی نمین ادامه داد: قبلا عده ای بر دانشگاه آزاد مسلط بودند و از دانشگاه آزاد بهره می گرفتند در جهت مطامع و خواسته های سیاسی گروهی خودشان و بعد این احتمال متصور بود که امکانات غیر قانونمند دانشگاه آزاد در خدمت اطرافیان آقای احمدی نژاد قرار بگیرد اما رهبری با این موضوع مخالفت کردند و گفتند که ما نمی خواهیم که دانشگاه آزاد را آقایان خصوصی کنند و همینطور نباید که دانشگاه را دولتی کنند یعنی در واقع که دولت کارهای دانشگاه را انجام دهند. با ترکیبی که آقای احمدی نژاد توانسته بود در شورای عالی انقلاب فرهنگی رقم بزند، با این ترکیب مخالفت کردند. وقتی که با این ترکیب مخالفت کردند آقای احمدی نژاد مدتی به جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی نرفتند و بعد هم که به جلسات بازگشتند خیلی مسئله دانشگاه آزاد را جدی پیگیری نکردند.

مدیر دفتر مطالعات تدوین تاریخ ایران با تأکید بر کم کاری در این زمینه گفت: در شرایط کنونی هم پیوند برخی عوامل همساز با اطرافیان آقای احمدی نژاد به نوعی مسئله را از این جهت باز کرد. با توجه به اینکه آقای احمدی نژاد رویکردی به استفاده از مجموعه دانشگاه آزاد دارد یعنی از بخشی از افرادی که در این مجموعه بوده اند استفاده می کند، این هم می تواند مزید بر علت بوده باشد.

وی در ادامه اشاره کرد؛ خوشبختانه مسئله دانشگاه آزاد تا حد زیادی، حل شد. یعنی هم از این جهت میگویم حل شده است که برای آحاد جامعه نوع تعاملات مفسده برانگیز در دانشگاه آزاد آشکار شده است، حالا درست است که شاید ابعادش و گستردگی این تعاملات برای همه آحاد جامعه مشخص نشده باشد، اما این که چگونه دانشگاه آزاد کانون های قدرت را در کشور آلوده به معامله گری می کرد این کاملا بر همه آحاد جامعه روشن شده است، بنابراین چهره این آقایان کاملا برای ملت روشن شد، منتها همین خطاهای آقای احمدی نژاد موجب شد که این تشخیص را مقداری مخدوش کرد یعنی استفاده از برخی نیروهای دانشگاه آزاد در دولت که شاهد بودیم که تحرکات دانشگاه آزاد از طرف همچنین افرادی شکل گرفته است.

سلیمی نمین انتقادها و روشنگری های ایجاد شده توسط منتقدین و جریان دانشجویی را موجب ایجاد سدی در برابر ادامه این روند مدیرتی دانشگاه آزاد دانست و گفت: این رفتارها باعث سردرگمی افراد جامعه شد اما شناخت افراد جامعه از این انحرافات دانشگاه آزاد صورت می گرفت این شناخت عاملی شده است که بسیاری از آن سازوکارهایی که شکل گرفته است نتواند کارایی لازم را داشته باشد. یعنی قبلا تصورشان این بود که با آلوده کردن چند وزیر، قاضی و افراد با نفوذ در ادارات و یا سازمان های نظارتی ، خبرگزاری ها، روزنامه ها، می توانند بر آنچه که مایل به آن هستند برسند. اما امروز بدلیل شناخت جامعه آن سازوکارها دیگر کارایی برایشان ندارد و نمی توانند به راحتی عمل کنند و بالا بروند، کما اینکه بعضی نمایندگان مجلس به نفع آقای جاسبی عمل کردند بلافاصله با واکنش شدید ملت مواجه شدند.

مدیر دفتر مطالعات تدوین تاریخ ایران در مورد نقش دانشجویان در روشنگری نسبت به مدیریت فاسد دانشگاه آزاد گفت: دانشجویان بخصوص در این زمینه وارد میدان  شدند و بشدت به نمایندگان مجلسی که در مقام دفاع و حمایت از مدیریت پرمسئله دانشگاه آزاد برآمده بودند انتقاد کردند، لذا چون این موضوع هزینه های زیادی را برای آنان به دنبال داشت اما آنان به این موضوع ادامه دادند البته در این بین فشارهای زیادی بر روی آنها نیز بود . با این حال برای ادامه باید یک مقداری اذهان از این مقاصدی که اینها دنبال می کردند پاک شود اما تا مادامی که جامعه بداند که این افراد چه کارهایی انجام داده اند، آنها براحتی نمی توانند به مقاصد خود برسند.

لذا من فکر می کنم که از این جهت مسئله مدیریت غیر قانونی دانشگاه آزاد حل شده می باشد ولی این آلودگی ها و این جریان حتی المقدور زمان را به نفع خود می‌خرد و تلاش می کند که یک ساعت هم برایش مغتنم است که در قدرت بماند .

سلیمی نمین در پاسخ به سؤال دیگر خبرنگار خبرنامه دانشجویان ایران در مورد اینکه برخی از جریان های دانشجویی اعلام کرده اند بدلیل عدم پیگیری، مسئله دانشگاه آزاد دارد به فراموشی سپرده می شود و جریان انحرافی نیز در این زمینه دست دارد، گفت: قطعا جریان انحرافی اطرافیان آقای احمدی نژاد، امروز دیگر تمایلی به اینکه فشاری به دانشگاه آزاد بیاورند برای اینکه قانون مند بشود ندارند. درواقع می خواهند از این امکان سوء استفاده کنند و چون می خواهند که سوء استفاده کنند پس تمایلی نسبت تغییر و سامان یافتن دانشگاه آزاد ندارند. بخصوص اینکه شما می بینید که در پس پرده یکسری داد و ستدهایی وجود دارد و آقای جاسبی تا حالا سه ملاقات محرمانه با آقای مشایی داشته است و این نشان دهنده این است که در پس پرده یکسری معامله گری هایی دارد انجام می شود.

سلیمی‌‌نمین گفت: خوب همواره باید این نگرانی را داشته باشیم که وقتی یک امکانات بسیار وسیع از نظر مادی، سیاسی در یک جایی قرار دارد که عاما هم نیست و بسهولت می توان به آن دست اندازی کرد، این طمع همه را بر می انگیزد . بنابراین تا همه امور دانشگاه آزاد قانونمند نشود همیشه باید نگران این باشیم که جریانات مختلف برای برنامه های خودشان چنین توهماتی برای آنها به وجود می آید و وسوسه می‌شوند تا از این ظرفیت به وجود آمده سو استفاده کنند. مثلا فرض کنید تا حالا اطرافیان آقای هاشمی از امکانات وسیع دانشگاه آزاد استفاده می‌کردند ، از این پس هم جریان انحرافی از آن استفاده می کنند.

وی در ادامه تأکید کرد: ما هرچه سریع تر باید فشار بیاوریم و حالا بخصوص دانشجویان باید بیانیه بدهند و هرچه سریع تر شورای عالی انقلاب فرهنگی را مواخذه کنند که چرا دارد تعلل می‌شود،ما نباید بگذاریم که آقایان مشایی و جاسبی این زحماتی را که کشیده شده است را از بین ببرند، در این زمان افکار عمومی انتظار دارد که بعد از روشن شدن این موضوع ، سریع تر مجموعه بزرگ دانشگاه آزاد قانون مند بشود.

سلیمی‌نمین در مورد اظهار نظر معاون جاسبی، مبنی بر اینکه بدون شک آقای جاسبی بر مدیریت مجموعه دانشگاه آزاد باقی می ماند، گفت:افرادی مثل آقای زارع، حیات و ممات شان به ادامه حاکمیت آن باند بستگی دارد این آرزوهای خودشان هست که این افراد دارند در قالب جملات بیان می کنند. آقای زارع از کسانی است که اگر دانشگاه آزاد قانون مند بشود ،  قطعا او هم کسی است که باید محاکمه شود و ایشان نیز در تخلفات آقای جاسبی نقش اساسی داشته است بنابراین تمام هم و غم این افراد این است که آقای جاسبی بر سر قدرت بماند، اما این اتفاق نخواهد افتاد حتی اگر شورای عالی انقلاب فرهنگی در این موضوع تعلل کند جنبش دانشجویی این موضوع را برنمی تابد. لذا آقای زارع و امثالهم خواسته های درونی خودشان را بیان می کنند نه یک قانون را.

مدیر دفتر مطالعات تدوین تاریخ ایران در مورد برخی از اظهار نظرهای هاشمی در چند روز گذشته و سیاه نمایی در مورد فضای کشور ضمن بیان اینکه هاشمی خود بنیانگذار خطاهای دولتی بوده است گفت: برخی از خطاهای آقای احمدی نژاد دارد مورد بهره برداری افرادی مثل آقای هاشمی واقع می شود، آقای هاشمی تصور می کند که اگر آقای احمدی نژاد دچار خطا شود، ملت به سوی او روی خواهند آورد و این تصور غلطی است، قطعا اگر آقای احمدی نژاد هم دچار خطاهای آقای هاشمی بشود ملت همچنان فراموش نخواهند کرد.در واقع آقای هاشمی در اینگونه مسائل پیشقدم بوده و او راه این مسائل را باز کرده است. از این جهت هیچ بهره ای متوجه آقای هاشمی نخواهد شد یعنی اینکه مردم متوجه هستند اشتباهاتی که امروز آقای احمدی نژاد دارند مرتکب می شوند، پیشرو قبلی این راه آقای هاشمی بوده است.

وی ادامه داد: اگر آقای احمدی نژاد امروز بدنبال این بود که در قدرت باقی بماند آقای هاشمی در این زمینه پیشرو بوده است و یا بعضی ار ضعف های اقتصادی اطرافیان آقای احمدی نژاد هم برمی گردد به آدم هایی که در دوره آقای هاشمی بودند و امروز نردیک دولت شده اند، اینها هستند که در واقع دولت را در مسیرهای غلط قرار می دهند.لذا هرگز پی بردن به ضعف های آقای احمدی نژاد باعث تطهیر آقای هاشمی نخواهد شد بلکه برعکس این احساس در جامعه تقویت خواهد شد که خب ای کاش افرادی مثل آقای هاشمی این نوع بدعت گذاری ها را نمی کردند کنه دیگران هم دنباله رو آنها باشند .این اظهاراتی که آقای هاشمی می کنند ناشی از این مسئله هست که تصور می کنند که بروز برخی از خطاها این موجب تطهیر وی خواهد شد. ملت نسبت به بعضی رفتارها در دولت آقای احمدی نژاد بسیار دلخور و دلگیر هستند اما هرگز این به سود کسانی که بنیان گذار این خطاهای دولتی بوده اند نمی شود. .


هدیه 100هزار هکتاری با مساعدت مشایی
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، فساد اقتصادی

نامه پیگیری که از سوی مدیر کل دفتر پیگیری های ویژه به استاندار و در تاریخ 1/6/1389 نوشته شده تاکید شده که استاندار موظف می شود ظرف مدت یک هفته نتیجه نهایی درخواست 100هزار هکتاری فرد مذکور را اعلام کند.

مشرق: فردی که خود را مسوول ستاد امتداد مهرحمایت مردمی احمدی‌نژاد در یکی از استان های کشور معرفی می کند، درنامه‌ای به مشایی اختصاص 100هزار هکتار زمین برای اعضای این ستاد را در استان خود خواستار شده است.

این فرد در اولین گام اقدام به ارسال نامه ای برای رییس دفتر رییس جمهور به تاریخ 25 دی 88 به شماره 220 الف 100 می کند. وی در این نامه از مشایی درخواست می کند که با توجه به تلاش و زحمات شبانه‌ روزی اعضای ستاد امتداد مهر استان در دوره دهم ریاست محترم جمهوری، به منظور قدردانی و تشکر از گوشه‌ای از خدمات این افراد، مسوولان محترم استان قطعه زمینی به مساحت 100هزارهکتار برای احداث باغ زیتون در قالب طرح‌ طوبی برای توسعه بخش کشاوری و اشتغالزایی، اداره منابع طبیعی شهرستان ... در اختیار این ستاد قرار دهند .

این درخواست پس از وصول به دفتر مشایی، سه بار از سوی دفتر رییس جمهور، حوزه معاون هماهنگی پیگیری‌های ویژه و خدمات مدیریت و توسط مدیرکل دفتر پیگیر‌های ویژه پیگیری شده است .

در یکی از این پیگیری ها استاندار به نوعی تهدید شده که در صورت واصل نشدن پاسخ در موعد مقرر، مراتب به رییس دفتر رییس جمهور گزارش خواهد شد، این در حالی است که فعالان ستاد امتداد مهر در استان مذکور طی نامه‌ای به استاندار به تاریخ 26/10/88 برمنتفی بودن مسوولیت فرد درخواست کننده زمین ها، در ستاد امتداد مهر ، تاکید و اقدامات نامبرده را محکوم کرده‌اند .

در نامه پیگیری که از سوی مدیر کل دفتر پیگیری های ویژه به استاندار و در تاریخ 1/6/1389 نوشته شده تاکید شده که استاندار موظف می شود ظرف مدت یک هفته نتیجه نهایی درخواست 100هزار هکتاری فرد مذکور را اعلام کند .

اسفندیار رحیم مشایی که مساعدت وی در واگذاری های مشابه ماننده پرونده هتل های کیش و شرکت العقیلی دیده می شود در این مورد نیز روند اعطا 100 هزار هکتار زمین به فردی که خود را مسوول ستاد امتداد مهر در استان معرفی می کند ، پیگیری و در نامه ای به استاندار از او می خواهد که جهت دستور رسیدگی به این واگذاری مساعدت لازم را انجام دهد.

استانداری این نامه را پس از پیگیر‌های متعدد، به جهاد کشاورزی برای واگذاری ارسال و رییس سازمان جهاد کشاورزی استان موضوع واگذاری را پیگیری می کند.

رییس سازمان جهاد کشاورزی در نامه ای پس از پیگیری واگذاری و جلسه مشترک با فرد درخواست کننده زمین ها، خطاب به معاون برنامه ریزی استانداری با اشاره به جلسه خود با فرد یاد شده آورده: به استحضار می‌رساند در مراجعه حضوری مشارالیه به سازمان جلسه‌ای با حضور ایشان و مدیرحوزه ریاست تشکیل و ضمن راهنمایی نامبرده مقرر شد، کروکی زمین مورد در خواست و اسناد لازم را درمدت معین شده ارائه تا اقدامات لازم صورت پذیرد.

وی در نامه خود یادآور می شود که فرد یادشده تاکنون مدارکی به سازمان جهاد کشاورزی استان ارائه ننموده ولی درصورت ارائه کروکی محل مورد نظر با اسناد خواسته شده نسبت به درخواست ایشان در صورت نداشتن معارض زمین مورد درخواست در اسرع وقت ممکن اقدام خواهد شد .

در همین حال رییس سازمان جهاد کشاورزی استان در نشست خبری که به مناسبت هفته جهاد کشاورزی برگزار می شود با رد موضوع واگذاری صد 100 هزار هکتار زمین به فرد یاد شده این واگذاری را غیر ممکن می خواند.

وی مدعی شد: کل اراضی قابل کشت زیتون در شهرستان مورد درخواست، کمتر از 70 هزارهکتار است که تاکنون برای افزایش 10 هزار هکتاری آن برنامه‌ریزی شده است .

نکته قابل توجه آنجاست که رییس سازمان جهاد کشاورزی استان در نامه خود صراحتا به جلسه برگزار شده پیرامون واگذاری زمین ها اعتراف می کند و واگذاری این مقدار زمین ها را با ارائه کروکی و در صورت نداشتن معارض بلامانع عنوان می کند.

با توجه به این مساله که کل زمین های قابل کشت استان مذکور 880 هزار هکتار است ، واگذاری 100 هزار هکتار از زمین های کشاورزی استان به یک گروه خاص جای تامل فراوان دارد. از این رو انتظار می رود دستگاههای نظارتی قبل از نهایی شدن این واگذاری وارد ماجرا شده و مانع از تضییع بیت المال شوند.


جنگ زرگری مشایی و قالیباف با وجود خبرنگاران مشترک لو رفت
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، سردار محمدباقر قالیباف

خبرنامه دانشجویان ایران: جنگ شخصیت‌ها و جریانات سیاسی در میدان مطبوعات و مجلات از قدیم الایام مرسوم بوده است.اما اگر خواننده حرفه‌ای و همیشگی نشریات باشید مدت‌هاست یک جدال رسانه‌ای با رعایت هیچ کدام از اصول اخلاقی و اسلامی در حال انجام است که یک طرف آن تیم رسانه‌ای دکتر قالیباف و طرف دیگر، یاران روزنامه نگار اسفندیار رحیم مشایی می باشند.

به گزارش خبرنگار "خبرنامه دانشجویان ایران"، در نگاه گذرا به روزنامه همشهری و همچنین سری مجلات منتسب به شهرداری تهران، آن چیزی که بیش از همه جلب توجه می کند، حمله‌ی همه جانبه‌ی تیم رسانه‌ای جناب شهردار، به جریان انحرافی حاضر در دولت و شخص رحیم مشایی است.

 این نوشتارها، که در قالب‌های گوناگون از طنز و هجویات گرفته تا مصاحبه‌های تخصصی می باشد این طور به خواننده القا می کند؛ تنها کسی که  به طور صادقانه با جریان انحرافی مخالفت می کند، دکتر قالیباف است و در جناح مقابل هم، مخالفت با شهردار، به عنوان اصلی ترین سیاست حامیان مشایی در روزنامه و مجلات منتسب به وی در حال پیگیری است.

اما نکته‌ی قابل توجه این است، افرادی نظیر، "م. ش"، "ا. ن. ب"، " م.ح.پ" ، "ل.س" و... روزنامه نگاران مشترکی هستند که بعضا در همشهری جوان سنگ قالیباف را به سینه می زنند و در مجله‌ی یکشنبه و روزنامه تماشا از اسفندیار رحیم مشایی حقوق می گیرند.

ارتباط تنگانگ تیم‌های رسانه‌ای قالیباف و مشایی که در ظاهر مخالف سرسخت هم هستند و در واقع از تیم خبرنگارن مشترک  استفاده می کنند، نشان از این نکته دارد که این دو شخصیت علی رغم سردادن شعارهایی علیه یکدیگر، دارای اهداف یکسانی دارند که جز با به خدمت گرفتن روزنامه نگاران حرفه‌ای اصلاح طلب امکان پذیر نیست.

لازم به ذکر است که این روزنامه نگاران با استفاده از امکانات و تسهیلات بیت المال و عمومی، از فرصت بوجود آمده در نشریات این دو جریان، برای انتشار افکار خود و تطهیر دوباره اصلاح طلبان استفاده می کنند. به طوری که مجله همشهری جوان در اولین شماره خود بعد از حماسه "9دی" به جای پرداختن به این موضوع، ویژه‌ نامه‌ی تفصیلی درباره فیلم ها و سریال‌هایی هالیوود پرداخت.


طائب: مشایی ابوبکر زمان و نفوذی یهود است
ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، اسفندیار رحیم مشائی ، سخنرانی

احمدی نژاد می دانست که خانه نشستنش از این باب حرام است، و بر این گناه صغیره اصرار کرد و این گناه را به گناه کبیره تبدیل کرد، لذا از عدالت ساقط شد، پس نمی توان گفت که احمدی نژاد شعیب بن صالح است.

آینده: حجت الاسلام مهدی طائب، رییس قرارگاه عمار در چهارمین روز از دوره آموزشی ـ تربیتی والعصر که به همت دانشگاه امام صادق(ع) در اردوگاه صاحب الزمان (عج) تهران برگزار شد، گفت: بحث پیرامون شناخت ماهیت یهود است. گاهی پیرامون اقدامات کلی آن (اقدامات استراتژریک) و گاهی پیرامون اقدامات مقطعی یهود است.

وی خاطر نشان کرد: شکی نیست که وضعیت صهیونیسم و یهود قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، با وضعیت آن ها بعد از انقلاب به طور اساسی تغییر کرده، زیرا انقلاب اسلامی زمینه عملیاتی را در دنیا متفاوت کرد. تا قبل از پیروزی انقلاب ما یهود بر شطرنج سیاسی دنیا مسلط مطلق بود، یعنی دنیا را در دو بلوک شرق و غرب(جماهیر شوروی و آمریکا) تقسیم کرده بود.

حجت الاسلام طائب اشاره کرد: امروز یک محقق فرانسوی با ادله قابل قبول ثابت کرده است که سرخپوست های آمریکایی مسلمان بوده اند و یهود برای سلطه بر قاره آمریکا و یهود، آنان را با زور مجبور به بت پرستی کرده است و بعد تمدن آمریکایی را در آن جا به وجود آورده است.

وی ادامه داد: هنگامی که انقلاب اسلامی پیروز شد، کشوری بر خلاف نظرات یهود پدید آمد، به عبارتی بیرون از این شطرنج سیاسی قرار گرفت و جریانی به صورت سه طرفه شکل گرفت، بر این اساس دیگر شگردهای قبلی یهود کارساز نبود، زیر آنها در معادلاتی جواب گو بود که طرفین مسلط باشند، لذا تا مدتی به دلیل بی اطلاعی هایی که داشتند دچار اشتباه می شدند و به همین جهت جنگ را علیه ایران آغاز کردند، ولی آنها نتوانستند از تاکتیک های سابق استفاده کنند بنابراین مجبور شدند به سمت تاکتیک های جدید و نوین حرکت کنند.


عضو جمعیت رهپویان انقلاب با یادآوری جریان نفوذی یهود، و با طرح این پرسش که امروز ما با چه جریان نفودی یهود مواجه هستیم، به زمان حکومت رسول خدا اشاره کرد و اظهار داشت: ما می توانیم از حکومت پیغمبر(ص) نقطه ضعف بگیریم؟ آیا حکومت پیغمبر را می توان آسیب شناسی کرد؟ یک نظریه این است که پیغمبر(ص) معصوم بودند و کسی که علم مطلق دارد حکومتش نقطه ضعف ندارد، ولی این نظر درست نیست و می توان حکومت پیغمبر را آسیب شناسی کرد؛ برای این کار باید حکومت را تعریف کرد.

وی اضافه کرد:حکومت یعنی مجموعه اداره یک منطقه، شهر و قاره و ... ؛ کلمه مجموعه در ذات حکومت است، همانند این که خدای متعال بر این عالم به صورت مجموعه ای حکومت می کند، خدا برای هدایت انسان ها پیغمبران، برای هدایت پیغمبران، جبرئیل و برای تنظیم امور، ملائک را فرستاد و خلق کرد، به عبارتی خداوند به وسیله ابزار حکومت می کند، بنابراین حکومت پیغمبر(ص) یعنی مجموعه؛ مجموعه پیامبر(ص) و کسانی که در اداره کشور با آن حضرت همکاری می کردند.

رییس قرارگاه عمار در ادامه افزود: پیامبر(ص) معصوم بودند، ولی زیرمجموعه اجرایی ایشان در حکومت به جز علی بن ابی طالب(ع) معصوم نبودند، لذا اشتباه آن ها همان اشتباه حکومت و نقطه ضعف است، اگر تمامی کسانی که با پیامبر همکاری می کردند همانند رسول خدا(ص) بودند حکومت هیچی ضعفی نداشت، ولی چون اینگونه نبودند لذا حکومت پیغمبر دارای آسیب است و بررسی و آسیب شناسی ما در واقع پیرامون حکومت رسول خدا(ص) است و نه حاکمیت آن حضرت.


طائب با ذکر این که حکومت پیغمبر اکرم(ص) از منافقان ضربه خود، عنوان کرد: شیوه برخورد با منافق بر دو نوع است، نخست این که آن را رها نموده و دیگری این که از ضربه زدن آن جلوگیری کرد، لذا نمی توان به آن به صورت علنی(با شمشیر) ضربه وارد کرد، زیرا ضربه علنی به منافق، ضربه وارد کردن به خود است، بنابراین باید پوسته نفاق منافق راتبیین و تشریح کرد و بعد اقدام عملی نمود و باید در نظر داشت که نمی توان منافقان را بدون سیستم امنیتی اطلاعاتی تخریب کرد و چون پیغمبر(ص) چنین نیروی امنیتی نداشتند، حکومت شان دچار مشکلاتی شد.

وی در ادامه این مطلب گفت: امام خمینی(ره) وقتی انقلاب را شروع کرد چند نیروی مفید و ارزشمند داشت که بعد توسط دشمن به شهادت رسیدند، وقتی انقلاب آغاز شد محیط های اردویی و آموزشی در اوایل انقلاب نداشتیم و همانند امروز نبود و با آغاز جنگ امام فرمودند «این جنگ از الطاف خفیه است، بروید آن را جدی بگیرید»، لذا این چنین شد که با توجه و پیروی از سخن امام انقلاب شکوهمند اسلامی ایران توانست به موفقیت های علمی و ارزشی بسیاری در همه عرصه ها برد و در برابر یهود(استکبار جهانی) پیروز شده و پیروز بماند.

حجت الاسلام طائب سپس با بیان این که مستند «ظهور بسیار نزدیک است»، هم اسم و هم محتوایی غلط دارد، گفت: محتوای این مستند به مخاطب القا می کند که امام زمان شش ماه و یا یک سال دیگر باید ظهور کند، لذا منجر می شود که مردم بار سنگین انقلاب شکوهمند اسلامی را بر زمین گذاشته و منتظر ظهور بمانند و یهود(آمریکا و اسرائیل) از این فرصت و خلاء به وجود آمده کمال استفاده را ببرند.

وی ادامه داد: کسی که می گوید ظهور بسیار نزدیک است، باید این منطق را داشته باشد که امام زمان برای تشکیل حکومت نیاز به کارگزار عادل دارد و به اندازه اداره کل دنیا آدم عادل می خواهد، کسانی که این مستند را ساختند باید برای همه مشخص کنند که این مقدار نیروی عادل دارند یا خیر؟

رییس قرارگاه عمار سپس اشاره کرد: در این مستند گفته می شود که احمدی نژاد، شعیب بن صالح است؛ کسی که خود را یازده روز خود را خانه نشین می کند و به هیچ کس نمی گوید که چرا از خانه خارج نمی شود، شعیب بن صالح است؟ امروز احمدی نژاد برای این که به عدالت برگردد باید استغفار کند(انسان به دایره وسعت درگیری وسعت حرام و حلال پیدا می کند)، چون یازده روز در خانه نشست و به هیچ کس نگفت چرا از خانه بیرون نمی آید؛ در نتیجه مردم تهمت زدند که رییس جمهور ضد ولایت است و ...، شیعه دلیل دارد که انسان نباید در مواضع تهمت خودش را قرار دهد و اگر چنین کاری انجام دهد، کار حرام انجام داده است، احمدی نژاد می دانست که خانه نشستنش از این باب حرام است، و بر این گناه صغیره اصرار کرد و این گناه را به گناه کبیره تبدیل کرد، لذا از عدالت ساقط شد، پس نمی توان گفت که احمدی نژاد شعیب بن صالح است.

نویسنده کتاب تبار انحراف با طرح این سؤال که چرا دنیا 32 سال است به طور مرتب به ایران در تمامی عرصه ها حمله می کند، گفت: دشمن به این جهت ایران را مورد هجمه قرار می دهد که ایران مقدمه ساز است و می دانند که سخن امام صحیح است، بنابراین در این سال ها به شدت حمله کردند تا این نظام را نابود کنند.

وی ادامه داد: شیطنتی به ذهن غربی ها برای براندازی نظام جمهوری اسلام خطور کرد که با چهره مثبت وارد شوند، لذا مستند ظهور بسیار نزدیک است را ساختند تا مردم این بار انقلاب را بر زمین بگذارند.

حجت الاسلام طائب خاطرنشان کرد: بی شک این مستند کار یهود بود و این مستند توسط مشایی حمایت شد و مشایی نفوذی آن ها است و ابوبکر زمان است، به عبارتی ابوبکر در مشایی تجلی یافته است.

وی گفت: امروز اگر مشایی را بشناسیم اعتراض ما به احمدی نژاد فروکش خواهد کرد، مشایی فردی بسیار پیچیده، امنیتی، کاربلد و جاسوس است. مشایی از سال 59 که سپاه تشکیل شد در اطلاعات رامسر از نیروهای آقای سردار نقدی بود بنابراین کارهای اطلاعاتی را آموخت و در ایجاد وزارت اطلاعات او نیروی وزارتی و بازجو شد. هنر بازجو در آن موقع این بود که کسی را که بازجویی می کنند، توبه کند؛ یکی از سوژه های ایشان که تواب شد خانمی بود که توابه شد(گفت نظام حقه و ما باطلیم و توبه کرد) و مشایی با این خانم ازدواج کرد لذا از وزارت اطلاعات اخراج شد.

وی اضافه کرد: خانم مشایی دو برادر داشت که از مجاهدین خلق بودند و هستند که یکی از آن ها به درک واصل شد. یکی دیگر هم در این حمله که جدیدا به اردوگاه اشرف در عراق شد، احتمالا فوت کرده است؛ به دلیل این که دو تن از اقوام مشایی از مجاهدین خلق بودند از وزارت اطلاعات اخراج شد. مشایی آدم امنیتی کاربلدی بود که از وزارت اطلاعات خارج شد و دیگر او را تحت نظر نگرفتند و خطرناکترین عنصر، عنصری اطلاعاتی است که اخراج شود ولی تحت نظر نباشد. سپس مشایی با حفظ ظاهر در قالب کارهای فرهنگی جذب تلویزیون شد و در مدتی در سیمای معارف بود.

حجت الاسلام طائب سپس به تبیین چگونگی رییس جمهور شدن احمدی نژاد پرداخت و افزود: سال دوم رییس جمهوری خاتمی جریان حزب الله به این فکر افتاد که اگر روند حاکم به همین ترتیب به سوی جلو حرکت کند جریان خاتمی نظام را از بین خواهند برد، لذا گفتند که جریان حزب الله باید ورود پیدا کند تا بر جریان انتخابات سلطه مردمی پیدا کند و در انتخابات پیروز شود، بنابراین یک گروه هزار نفره از سراسر کشور جمع شدند و از میان آن ها 300 نفر و از بین آن ها گروه شانزده نفره ای تشکیل شد که جلساتی برگزار شد و به این اندیشه بودند که چگونه بتوانند در جریان انتخابات ریاست جمهوری، در انتخاب مردم مؤثر باشند، یکی از افراد آن گروه احمدی نژاد بود و بنده نخستین باری که احمدی نژاد را دیدم در این جلسات بود.

وی ادامه داد: در این جلسه آقایان احمدی نژاد، فدایی، توکلی، باهنر، رحیم پور، مرتضی نبوی، زاکانی و یک نماینده از تلویزیون آمده بودند؛ تنها نکته مطرح این بود که چگونه بر اوضاع سلطه پیدا کنیم. اولین چیزی که مطرح شد این بود که بالاخره در انتخابات باید رأی مردم را جذب کنیم و در آن جلسه بحث شد که تابلویی را بلند کنیم که مردم ذیل این تابلو جمع شوند و در آن جلسه بحث شد و من پیشنهاد دادم که ما همان تابلویی که امام خمینی(ره) بلند کرده بود و مردم آن را به فراموشی سپردند را بلند کنیم، و امام گفته بود که ما مقدمه ساز ظهور امام زمان(عج) هستیم و این امروز فراموش شده است، اگر این تابلو را برای مقدمه سازی بلند کنیم مردم دور این شعار جمع می شوند؛ در آن نشست تنها کسی که خیلی استقبال کرد احمدی نژاد بود و بالاخره این طرح قبول شد.

عضو جمعیت رهپویان انقلاب خاطرنشان کرد: در این جلسات کارها بین افراد تقسیم می شد. آن فردی که از همه بهتر کارش را انجام می داد احمدی نژاد بود( یعنی دیگران امکاناتشان از احمدی نژاد بیشتر بود ولی او با کمترین امکانات کار را بهتر انجام می داد و در اجرا خوب شناخته شد) نتیجه آن جلسات در مجموع این شد که شورای شهر تهران را در دست گرفتیم و شورای شهر و انتخاب شهردار می تواند برای معرفی قدرت عملیاتی حزب الله پله ای باشد. اعضای گروه مشغول انتخاب شهردار بودند و این که چه کسی می تواند شهردار باشد، و آن کسی که از همه از نظر اجرایی خودش را بیشتر نشان داده بود احمدی نژاد بود، لذا شهردار شد، وقتی می خواست شهردار شود برای معاون فرهنگی اش مهره می خواست به آقای ماندگاری گفت ولی ماندگاری امتناع کرد و به افراد دیگری هم گفته بود که آن ها هم امتناع کرده بودند.

رییس قرارگاه عمار اضافه کرد: یکی از آن حلقه های جلسه، مشایی را به احمدی نژاد معرفی کرد ولی احمدی نژاد آن را اول نپذیرفت (گفت اگر مذهبی تر باشد بهتر است) ولی بعد با اصرار قبول کرد، و مشایی وارد کار شد در حالی که جاسوس و نفوذی دشمن بود؛ بنابراین در این حلقه ها دشمن نفوذی داشت و حرکت را می دید و در رقم متوجه شده بود که احمدی نژاد رییس جمهور می شود و معلوم بود، لذا مشایی را کنار دست احمدی نژاد در شهرداری قرار داد و مشایی بر او مسلط شد ـ هیچ کدام از افراد این گروه، مشایی را نمی شناختیم ـ ورود مشایی همانا، و سلطه او روز به روز بیشتر می شد.

وی نیز اشاره کرد: بنده مبدأ اطلاعات آیت الله مصباح را نمی دانم. ولی هر چه بود این حرف را خدایی گفت که مشایی فراماسونر است. ماسون های بزرگ آدم های مرتاض اهل ریاضت هستند و قدرت های شخصی دارند (همانند فروغی که از بزرگترین ماسون های ایران است). مشایی مرتاضی بسیار قوی است؛ ریاضت های شدیدی(نماز ها سه ساعته و ...) کشیده است که هیچ کس تاب و توان آن را ندارد، مشایی از هنگامی که در شهرداری کنار احمدی نژاد شروع به کار کرد یک چایی از احمدی نژاد(در دوران ریاست جمهوری) و شهرداری نخورد و اکثرا روزه است و غذای خود را همیشه به همراه دارد و هیچ دینی ندارد.

حجت الاسلام طائب تشریح کرد: احمدی نژاد هنگامی که وارد شهرداری شد ما از سلطه مشایی بر احمدی نژاد غافل شدیم و احمدی نژاد را تا موقع ریاست جمهوری رها کردیم، و با توجه به این که احمدی نژاد در شهرداری به شدت خود را نشان داد، تصمیم گرفتیم برای ریاست جمهوری گزینه مناسبی است (قبل از ریاست جمهوری احمدی نژاد به یکی از دوستان گفتم که کسی همانند رجایی می خواهد رییس جمهور آینده شود، گفت نگذارید پس بالا بیاید، گفتم چرا؟ پاسخ داد: رجایی دو تا ویژگی داشت که اگر زنده می ماند مقابل امام می ایستاد؛ یکی خیلی اعتماد به نفس داشت یکی هم خیلی بهزاد را قبول داشت، این بهزاد را رجایی آورد در گردونه اجرایی با تمام مشکلاتی که او و همسرش داشت).

وی بیان کرد: در جلسه ای که داشتیم یک عده مخالف ریاست جمهوری احمدی نژاد بودند و با آمدن قالیباف موافق بودند، یک عده قبول داشتند که احمدی نژاد رییس جمهور شود ولی قالیباف باید بیاید که سپر بلای احمدی نژاد بشود تا موافقان هاشمی به سراغ قالیباف می روند و او را مورد حمله قرار دهند و در نتیجه احمدی نژاد بالا بیاید، بنابراین قالیباف آمد و مطرح هم شد و دقیقا سپر بلای احمدی نژاد شد و احمدی نژاد رییس جمهور شد.

عضو جمعیت رهپویان انقلاب ادامه داد: در این جریان مشاهده کردیم که براثر فریبکاری یک واسطه احمدی نژاد و قالیباف با هم به مشکل خوردند و کار داشت خراب می شد چون اولویت ما در آن زمان این بود که به هیچ وجه هاشمی رأی نیاورد جلسه ای گذاشته شد تا ببینیم قضیه چیست که مشاهده کردیم در آن جلسه مشایی هم آمده است(که زورمان نرسید مشایی را بیرون کینم)، احمدی نژاد گفت شما بازی خورده اید، قالیباف را هاشمی آورده است، در حالی که این برای ما خیلی عجیب بود(چون می دانستیم که قالیباف را خود ما جلو آورده ایم) و بعد متوجه شدیم همه این حرف ها القائات مشایی است و متوجه شدیم احمدی نژاد فانی در مشایی شده است.

وی متذکر شد: مشایی از اول جلسه تا آخر جلسه اگر حرف نمی زد، ذکر می گفت ولی در یک جا از هاشمی غیبت کرد و برای ما تعجب بود فردی که نماز سه ساعته می خواند چرا حاضر شده غیبت کند.

حجت الاسلام طائب گفت: مشایی مرتاضی با ظاهر دینی است؛ اخبار غیبی می گوید و تحقق هم پیدا می کند؛ در این مدت زمانی که مشایی با احمدی نژاد بوده است القائات بسیار وحشتناکی به احمدی نژاد داشته است (مخصوصا این که بعضی از سخنان خود را منتسب به امام زمان می کرده است) و این که احمدی نژاد چه کار بکند و چکار نکند و احمدی نژاد هم تبعیت می کند چون فکر می کند که مشایی با امام زمان مرتبط است ( به جهت این که اخبار غیبی می گوید و محقق می شود).

وی با اشاره به دورانی که مشایی رییس سازمان گردشگری شده بود، گفت: سازمان گردشگری جاسوس خانه بود ولی هیچ کدام از معاون ها توسط مشایی عوض نشد، یکی از معاون های مشایی که با ما نسبت داشت نقل می کرد «مشایی آدم عجیبی است نخست وزیر هند به مشایی وقت داد تا مشایی با او ملاقات کند در حالی که کمتر کسی می تواند با نخست وزیر هند ملاقات کند» او نقل می کرد «هنگام ملاقات، نخست وزیر هند در برابر مشایی مؤدب نشسته بود تا مشایی سخن بگوید ـ نخست وزیر هند از ماسون های بزرگ منطقه است».

رییس قرارگاه عمار با بیان این که دشمن مشایی را برای شکست جریان اصولگرا فرستاده است، تصریح کرد: دشمن مشایی را به گونه ای هدایت می کند که اخباری غلط به احمدی نژاد بدهد زیرا احمدی نژاد تابلوی امام زمان(عج) را برداشته است و اگر این پرچم زمین بخورد انقلاب اسلامی نابود می شود.

وی مهم ترین هدف و مأموریت مشایی را زمین زدن جریان اصولگرا و شخص احمدی نژاد دانست و گفت: رهبر معظم انقلاب اسلامی از این امر به صورت جامع اطلاع داشتند و توانستند احمدی نژاد را کنترل کنند و رهبری می دانستند که احمدی نژاد امید اصولگراست، لذا رهبری در چهار سال اول سپر بلا شدند و توانستند به راحتی جریان را در داخل و خارج کنترل کنند تا مشایی موفق نشود.

حجت الاسلام طائب اذعان داشت: در چهار سال دوم مشایی نزدیک احمدی نژاد شد و گفت تو دولت ظهوری و ظهور در زمان تو تحقق پیدا می کند و سپس گفت مجلس ضد ظهور است و باید عوض شود، و هر وزیری که با مشایی زاویه پیدا می کرد سریع آن ها را به جهت این که مانع ظهور بود، برکنار می نمود و احمدی نژاد هم تاوان همین کار را با تخریب آبروی متکی جلوی کفار داد.

وی اظهار داشت: آن روزی که متکی برکنار شد احمدی نژاد در یک شب مأموریتش را از دست داد و هنگامی که سید حسن نصرالله متوجه خانه نشین شدن احمدی نژاد شد دستور داد تمام عکس های احمدی نژاد را جمع کردند و دیگر حزب الله اسمی از احمدی نژاد نیاورد.

عضو جمعیت رهپویان انقلاب خاطرنشان کرد: در زمان خانه نشینی احمدی نژاد، چون روز های دوشنبه با رهبری دیدار دارد، نزد مقام معظم رهبری می رود، هنگامی که خدمت ایشان رسیده بود گفته بود که بگویید مصلحی استعفا دهد، رهبری به احمدی نژاد گفته بودند که به صلاح تو نیست مصلحی استعفا دهد و احمدی نژاد گفته بود استعفا می دهم، رهبری به او گفته بودند که هر طور صلاح می دانید عمل کنید، ولی با خود گفته بود که من دولت ظهورم و نباید کنار بروم اگر بخواهم بمانم باید با مصحلی کنار بیایم و دوباره مجبور شده بود به هیئت دولت بازگردد. اما این خانه نشینی دو نتیجه داشت، نخست این که محبوبیت احمدی نژاد به شدت کاهش پیدا کرد و دیگری این که مشایی منفور ترین آدم در ایران شناخته شد.

وی در پایان اظهار داشت: امروز مشایی نفوذی یهود است، قضیه اصلی این است که می خواستند ما را از جریان بین الملل (بیداری اسلامی) غافل کنند و ملت بار انقلاب را زمین بگذاریم، لذا مسأله اصلی آن ها غافل سازی ملت ایران است.


مگر مشایی حاکم شرع بوده که چند نفر را در جنگل های رامسر کشته است ؟
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، گفتگو و مصاحبه ، اسفندیار رحیم مشائی

همسر رسمی آقای مشایی است در هنگام دستگیری می خواسته سیانور استفاده کند اما چون ضابط، هشیاری داشته اسلحه خود را در دهان او قرار داده تا نتواند پوشش قرص را با دندان خود بشکند و سیانور عمل کند. شاید این برای من قابل درک باشد که ضابط برای جلوگیری از انتحار یک نیرو، حاضر باشد دندان فرد خرد شود اما کشته نشود.

شفاف : رضا گلپور در گفتگو با همشهری ماه گفته است: خانم ط. ذبیحیان که همسر رسمی آقای مشایی است در هنگام دستگیری می خواسته سیانور استفاده کند اما چون ضابط، هشیاری داشته اسلحه خود را در دهان او قرار داده تا نتواند پوشش قرص را با دندان خود بشکند و سیانور عمل کند. شاید این برای من قابل درک باشد که ضابط برای جلوگیری از انتحار یک نیرو، حاضر باشد دندان فرد خرد شود اما کشته نشود. اما اینکه عده ای که دستگیر شدند و در زندان منتظر محاکمه هستند توسط نیروهای تحت مسئولیت مستقیم آقای مشایی؛ بدون حکم دادستانی به جنگل های منطقه ی رامسر برده می شوند و به آنها تیر خلاص زده می شود با کدام منطق شرعی و قانونی قابل توجیه است؟ ضمن اینکه پیچیدگی آن پرونده این است که یکی از بازداشت شدگان، اخوی بزرگتر ایشان بختیار رحیم مشایی معروف به کورش رحیمی  بوده و اگر قرار بوده همه بازداشت شدگان از منافقین حذف شوند خوب برادر ایشان هم باید همراه بقیه کشته می شد اما نشده است. معروف است که می گویند در زمان آیت الله قدوسی که معرف همه است، نیروهای دادستانی اجازه شنود تلفن همسر بنی صدر برای گرفتن یک رد از وی را از آیت الله قدوسی می خواهند و ایشان می گوید به دلیل رعایت موازین شرع مقدس فقه اثنی عشری نمی تواند این حکم را بدهد. در واقع این روندی بوده که بسیاری از بزرگان فقهی و دینی ما به آن استنادو عمل  می کرده اند. به همین دلیل است که می گویم برای من سوال ایجاد می شود که فردی با آن سابقه، ناگهان  پس از رسیدن به جایگاه معاون رئیس جمهور  می آید  می گوید ما چه مشکلی با مردم اسرائیل داریم؟ مشایی در یکی از جلسات به من می گفت اجباری بودن لچکی که سر خانم هاست چه منطقی دارد؟ خاتمی با اهمه ادعا توانست این اجبار را بردارد؟ البته تاکید می کنم که پیگیری های من فقط درباره  صِرف آقای مشایی نبوده و همانطور که می دانید، در بخش های مختلفی روی سوابق یا برایند عملکرد چهره ها به عنوان یک خبرنگار آزاد پژوهش دارم.
 
  آقای مشایی به شما وقت ملاقات داد به چه دلیل بود؟
 
اینکه مشایی پذیرفت که چنین جلساتی برگزار شود به این دلیل بود که ما در سال های گذشته به دنبال کمک دادن به اقای احمدی نژاد بودیم. گفتیم ایده هایی داریم که می تواند در عرصه جنگ نرم و خنثی کردن فعالیت های رسانه ای صهیونیست ها موثر باشد.
 
 این ماجرای دیدارها مال چه زمانی است؟
 
 دو سال بعد از ریاست جمهوری دوره نهم. وقتی درباره راهکارهایی که در خصوص مقابله با جریان رسانه ای صهیونیستی در دست داشتیم با آقای احمدی نژاد صحبت کردیم به من گفتند با آقای مشایی مطرح کنید تا او آن ها را بررسی کند.
 
  -پس هنوز بحث های شما به پژوهش و کشف سند نرسیده بود؟
 
خیر در ابتدا مباحث عادی داشتیم. هر چند در مواردی حتی اخوی آقای احمدی نژاد حرف های جدی راجع به سوابق و عملکرد سوءِمشایی داشته و دارد. اما اعتقاد من این بود که با خود فرد مطرح کنم و او  را در موضعی قرار  ندهم که باعث ظلم به آنها  شود. در جلسات آخر به  آقای مشایی گفتم شبهاتی دارم و درباره شما، اسنادی را به دست آوردم که به ابهامات افزوده است. در صحبت های ایشان هم حرف های جدیدی شنیدم که ابهامات تازه ای هم ایجاد شد. من باز هم آنها را رسانه ای نکردم اما از ایشان خواستم که در مشاوره هایی که دارند، تحلیل فاصله دار از واقعیت به آقای احمدی نژاد ندهند. مثلا آقای احمدی نژاد گفته که اکثر مردم آمریکا معتقدند که ۱۱ سپتامبر توسط بخش هایی از دولت آمریکا انجام شده است! بیان این جملات آن هم در کشوری که قربانی این واقعه بود و مردم اصلا چنین دیدگاهی ندارند خیلی موضوع غیر قابل باوری است.
 
 
 
-چرا تصمیم گرفتید با آقای مشایی مطرح کنید؟ مگر او مشاور سیاست خارجی رییس دولت است؟
 
به هر کسی گفتم که این اشتباهات را به چه کسی بگویم تا به گوش آقای احمدی نژاد برساند، همه گفتند مشایی! بعد که با او در این باره صحبت کردم دیدم اعتقاد به لزوم برقراری رابطه با دولت آمریکا به دست احمدی نژاد وتیمش را دارد. آن هم نه ارتباط با مردم و نهادهای مردمی و دانشگاهی بلکه با خود دولت. چون با شعار احیای آرمانهای مرحوم امام خمینی وبه صحنه آوردن بدنه مردم آمده و  دیدم در عمل بر عکس نتیجه داده چون اتکا به مشاورین دارد. بعضی از آنها از جمله مشایی از افرادی هستند که اصول لازم برای انجام مشاوره ی صحیح را دارا نیستند.
 
 -چرا همه می گفتند این را به مشایی بگو؟ به آقای مشایی گفتید؟ واکنش وی چه بود؟
 
 
بله من آقای مشایی را در ساختمان منزل ایشان ملاقات کردم و گفتم که این حرف آقای احمدی نژاد اصلا واقعی نیست. او به من گفت مطمئنی؟ از اینجا فهمیدم که او این حرف را در دهان احمدی نژاد گذاشته و هیچ آگاهی هم نسبت به آن ندارد. من دریک جلسه ای که چند سال قبل در سازمان ایرانگردی وجهانگردی داشتم دیدم که کتاب « لابی اسرائیل» را با خودشان از سفر آمریکا آورده اند با این عنوان که کتاب مهمی است و باید با پیگیری مسئول دفترش باقری هنجانی ترجمه شود!  به او گفتم اساس این کتاب ۲ سال قبل از دیدار ما ( ۶ سال پیش) توسط وزارت خارجه ترجمه شده و چند جلسه هم اندیشی با حضور صاحبنظران در خصوص آن برگزار شده است و ما در آن شرکت کرده ایم. چگونه می گویید این کتاب جدید است و از وزارت خارجه بی اطلاع هستید؟ خلاصه ی عرض بنده اینست: فردی که مبنای فقه شیعه دارد اگر در مقوله ای معلومات کامل نداشته باشد به سادگی می گوید من موضوعی را نمی دانم. اما وقتی می بینی آدمی فاقد آن مبنا است احساس می کند که باید راجع به هر موضوعی نظر بدهد آن هم به شکل جنجالی تا رسانه ای شود. این اشکال به مبانی فکری آقای احمدی نژاد است. البته آقای احمدی نژاد اگر در ابتدا ۲۰ مشاور داشت الان محدود شده به آقای مشایی. به نظر من بعد از رای ۲۴ میلیونی که ایشان از مردم گرفت ظرفیت لازم برای درک و تحلیل صحیح  آن را نداشت و در رفتارشناسی او غرور و عصبیت ایجاد کرد و او هم دسته دسته مشاوران مردمی و دلسوز خود را کنار گذشت.
 
 
-سر فصل مباحثی که در جلسات آخر با مشایی مطرح کردی چه بود؟
 
از ایشان سوال کردم که واقعا آقای رحیمی که مسئول دفتر انتخابات آقای هاشمی در کردستان بوده و با دعواهایی که با شهید کاظمی فرمانده  وقت سپاه کردستان داشته با چه تعریف اصولگرایانه ای امروز با اختیارات ویژه، معاون اول دولت است؟ حضور وی با شعار حمله به هاشمی جور در می آید؟ مشایی در پاسخ به من گفت مگر مذهبی ها و آقای خامنه ای چقدر رای دارند ؟ بیش از ۷ میلیون است؟ ما باید از همه طیف ها در کنار خود داشته باشیم. در اینجا برای من مشخص شد که کار از رفع شبهه گذشته و نوعی بیماری انحراف و  گنده گوئی است. گفتم این قتل هایی که در رامسر به شما نسبت داده می شود چیست؟ پاسخ داد حالا ۴ تا سگ محارب هم کشته شدند مگر چه اتفاقی اقتاده است؟ اینجا دیگر دیدم این جفاست که خلوت و عیان این فرد تا این حد با هم فرق می کند. مگر حاکم شرع بوده که آنها را کشته است؟ او می گفت : من پرونده ام تا سال ۷۶ در سازمان قضایی باز بود و بسته شده و تو به دنبال چه هستی ؟ گفتم خیلی روشن است بگو من در جریان نبودم و نیروهای من خودسر عمل کردند. حالا آنها قسم می خورند که خودسر نبوده و دستور داشته اند. این مسائل حول نفر دوم دولت نگران کننده نیست؟
 

-اما همین فرد که شما از او نگران هستید مدیر دو شبکه مهم رادیو بوده و سمت های مهمی در سال های قبل داشته است.
 
این اشکال به آن مدیر وارد است که چگونه برای حضور رییس رادیوی خود تحقیق نکرده است. این درباره دیگران هم اتفاق افتاده است. من در پژوهش ها، سند هایی دیده ام که انسان وحشت می کند. مگر احترامی که آقای رجایی به کشمیری داشت واقعی نبود؟
 
 -به دلیل خاص بودن شرایط، بعضا دیده شده که برخی مسئولان در پست های مختلف حضور داشته اند اما درباره این مورد خاص اما پژوهشی دارید که چرا وی به دستگاه های مختلف رفته است؟ مثلا حضور او در سپاه مازندران، به چه دلیل انجام شد؟
 
اسناد می گوید ایشان به عنوان کسی که خوب صحبت می کرد مد نظر قرار گرفت و نباید دنبال پاسخ عجیب و غریب بود. در فضایی که چریک های مائوئیست ، فدایی و منافقین با ادبیات خاص و افرادی که با انجمن حجتیه در ارتباط بودند، در آنجا فعال شده بودند اگر آدمی آنها را نقد کرد و سخنرانی گذاشت، در آن شهرستان جلوه می کند. دلیل این امر هم حرافی ایشان است نه عمق معانی ایشان. شما یک سری متهم را گرفته ای و دادستان می خواهد با آنها صحبت کند تا شاید تغییر روش دهند. در سال های ابتدای انقلاب هم قرار داشتند و در این موارد، افرادی که می توانستند به مقابله با جریانات ضد انقلاب کمک دعوت به کار می شدند. به دستگاه های درگیر در این غائله اعلام می شود که مشایی معلم آموزش و پروش است ، روی چریک های فدایی مطالعه دارد، احیانا آنها را هم می شناسد ، مجاهدین خلق را هم می شناسد و بعضی بستگان او مجاهد خلق بوده اند! خب در این شرایط چه کسی در استخدام مشایی درنگ می کند؟
 
 
 
 
-اما این از دیدگاه دینی و فقهی بود که کسی نباید مسئولیتی را که نمی توان انجام دهد، بپذیرد. اگر به عنوان یک بحث دنیایی به آن نگریست چطور؟
 
صادقانه و صریح بگویم تعارضات و تناقضاتی که در سوابق وی است به دلیل تناقضاتی است که در اندیشه ایشان است. ایشان معلم آموزش و پرورش بوده، به تاج لنگردودی و طیف انجمن حجتیه کاملا نزدیک است. خود مشایی در توضیح به من می گفت روستا به روستا انجمن حجتیه در مازندران را من پایه گذاری کردم.
 
 
-اما همین الان بر روی سایت هواداران آقای مشایی، جمله ای از دکتر حسن عباسی قرار دارد که او را به هیچ فرقه ای منتسب نمی داند و یک تکنوکرات می داند. چرا از این مباحث به این شکل استفاده می شود؟
 
اولا او دکتر نیست. بعد هم حرف امثال آقای عباسی در رده دوم ارجحیت قرار دارد. وقتی خود آقای مشایی به من گفت تشکیلات انجمن حجتیه را من در مازندران راه انداختم باید دید آقای عباسی با چه سندی آن را نفی می کند؟ در مسائل سندی، وقتی سندی اثباتی برای موضوعی می آوری ، اثبات خودش پیچیده است. حالا اگر یک نفر بخواهد این سند را نفی کند و سلباً بگوید فلانی نبوده، بسیار پیچیده تر می شود. البته فقط مشایی این را نگفته، خیلی از دوستان ایشان می گویند زمانی که معلم آموزش و پرورش بود در روستاها و ... این افکار را ترویج می داد.
 
 
-ایشان بعد از آن مقطع هم در وزارت اطلاعات حاضر است. نشریه کردی زبان سروه را منتشر می کند. به هر حال یک فرد ، دو سال می تواند با حرافی کار را پیش ببرد. اما بعد از آن باید نسبت به آن حساس شوند.
 
شما موسسه صلاح الدین ایوبی یا نشریه سروه را نقد می کنی. من صریح تر بگویم ما افراد زیادی داشته ایم که سمت های بالادستی داشته اند اما مسئله دار بوده اند.
 
 
 
-اما این جزو خواص بوده است که مورد تایید بسیاری از نهادها بوده و با آنها کار می کرده است؟
 
شما در دوره آقای تاج زاده به مدیر کلی مشایی برخورد می کنی.
 
-خیر اتفاقا اینها در دوره اصلاحات زدوده شدند. ایشان در دوره بشارتی و معاونت آقای تابش، مدیر کل اجتماعی بوده یعنی دولت دوم هاشمی.
 
البته وزارت اطلاعات در مقطعی که مد نظر شما بوده او را در گزینش رد کرد و بعدا با لایه هایی  بالاترارتباط گرفت و وارد شد.
 
 
-معمولا حجتیه دارای رده های مختلف و وابستگان متفاوت بوده است و در بعضی مسئولین فعلی هم، اعضای حجتیه وجود دارند که بعد از حکم امام از این تشکیلات اعلام برائت کردند. ایا آقای مشایی هم درباره برائت از حجتیه به شما حرفی زد؟
 
بله می گفت وقتی امام گفت بین انجمن حجتیه و سپاه، یکی را باید انتخاب کرد من آمدم سپاه. در عین حال ممکن است فردی در ظاهر بگوید من التزام دارم اما باید عملکرد را هم دید.


بقایی:من، احمدی‌نژاد و مشایی در جمع سه نفره‌‌مان به اتهامات می‌خندیم
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، حمید بقائی

 حمید بقایی تاکید کرد : خطر بازداشت را احساس نمی‌کنم .معاون اجرایی رییس‌جمهور درباره موضوع ارتباط اسفندیار رحیم مشایی با امام زمان(عج) گفت : من سال‌هاست که با آقای مشایی دوست هستم و تا حالا چنین ادعایی [رابطه با امام‌زمان] از او نشنیده‌ام. تمام این مسایلی را که در رابطه با چند و چون عبادت می‌گویند ما از خود روحانیون یاد گرفته‌ایم. 

اظهارات بقایی با روزنامه شرق در پی می آید : 


بعد از ماجراهای برکناری و سپس ابقای وزیر اطلاعات، فشار بر احمدی‌نژاد برای دوری از برخی اطرافیان نزدیکش به واقع معنا پیدا کرد؛ فشاری که شما و مشایی دلیل آن اعلام می‌شوید؟ 

منظورتان فشار رسانه‌ای است؟ 

منظور ما واضح است! شدت، حدت و جهت این فشار‌ها را می‌توانید از تریبون‌های رسمی و غیررسمی ببینید؛ مثلا در نماز جمعه‌ها، هشدارها یک‌دفعه سیر صعودی غیرعادی پیدا کرد... 

من خیلی گرفتار هستم و فرصت پیگیری ندارم اما خیلی‌ها، راجع به این افزایش فشار به من می‌گویند. من خیلی پیگیر اخبار نیستم؛ اگر بخواهم وقت بگذارم برای این خبرها به کارهایم نمی‌رسم. هر کسی رفته 10 هزار تومان هزینه کرده و یک وبلاگ درست کرده و اسمش را هم گذاشته سایت. بعد هم می‌گوید، من رسانه‌ام و شما هم به عنوان مسوول موظفید به من پاسخ دهید. به صراحت بگویم، من این مسایل را زیاد دنبال نمی‌کنم. 

افزایش روزافزون فشار را از حدود دو ماه پیش احساس نمی‌کنید؟ 

در این مدت بعضی از موضوع‌ها خیلی حاد شده؛ در حالی‌که این موضوع‌ها قبلا هم مطرح بوده ولی در این چند روز خیلی بزرگش کردند. 

چه موضوع‌هایی از قبل بوده و الان حاد شده؟ 

مثلا ماجرای مربوط به کیش. دو سال است، این موضوع پیگیری می‌شود، اما در این یکی، دو ماهه خیلی بزرگش کردند. 

علت این برجسته‌سازی‌ها را چه می‌دانید؟ 

ممکن است حرف شما درست باشد و فشار افزایش یافته باشد. شاید در سه ماه گذشته بحث‌های سنگینی اتفاق افتاده باشد؛ اما من این بحث‌ها را دنبال نکردم. اما این را بگویم که اگر یک وقت اتهام جدی علیه من مطرح شد باید پاسخگو باشم؛ حالا چه الان چه در آینده. 

گویا با اصولگرایان بر سر تعریف اتهام جدی، اختلاف دارید؛ این فشار بر احمدی‌نژاد محدود به سایت‌های خبری یا به قول شما چند وبلاگ 10 هزار تومانی نیست. رسانه‌های این جریان، تغییر رفتارها و رویکردها نسبت به دولت را منعکس می‌کنند. می‌توان گفت بیشتر تریبون‌های رسمی در چند ماه گذشته از جریانی که انحرافی می‌نامندش حرف می‌زنند؛ از نمایندگان اصولگرای مجلس گرفته تا تریبون‌های نمازجمعه و... مستقیم و غیرمستقیم. فکر نمی‌کنم فهمیدن اینکه منظورشان از افراد منحرف چه کسانی هستند، کار مشکلی باشد. 

من معاون اجرایی رییس‌جمهور هستم و آنقدر گرفتاری دارم که وقتی می‌بینم خیلی از برچسب‌ها به من نمی‌چسبد، بی‌توجه از کنار آنها عبور می‌کنم. 

مصداقی می‌گویم که شما هم با این همه مشغله‌ای که می‌گویید، حتما در جریان آن هستید. به عنوان معاون اجرایی رییس‌جمهور حتما در جریان 11 روز خانه‌نشینی احمدی‌نژاد بودید. بخشی از اصولگرایان تلاش می‌کردند بگویند رییس‌جمهور کسالت دارد و بیمار است، اما ایرنا به عنوان ارگان رسانه‌ای دولت و مدیر عامل ایرنا و اطرافیان احمدی‌نژاد تلاش می‌کرند بگویند، او قهر کرده و چون ناراحت است در دولت حضور پیدا نمی‌کند. بعد یک‌دفعه هشدار‌ها بالا می‌گیرد که رییس‌جمهور با این کار ولایتمداری‌اش را زیر سوال برده و مقصر این موضوع را هم شما و مشایی اعلام می‌کنند؛ در جریان این موضوع که هستید؟ 

من یک واقعیتی را به شما بگویم؛ خیلی از اینهایی که بیرون نشستند و موضع‌گیری می‌کنند به شرایط ما دقت نمی‌کنند. نمی‌خواهم بگویم اهل سیاست نیستم و به سیاست توجه ندارم، ولی من شخصا اجرا را بر کار سیاسی ترجیح می‌دهم. مسایل سیاسی آنقدر حاشیه دارد که اگر بخواهیم توجه کنیم، بعد از یک مدت فرسوده می‌شویم. واقعا بحث‌های سیاسی بیهوده است و ته آن چیزی عاید کسی نمی‌شود. خاطرم هست در وزارت کشور، خیلی از دوستان در ایام انتخابات خیلی هیجان داشتند و درگیر می‌شدند، من گاهی اوقات به آنها می‌گفتم خوب است انسان گاهی اوقات تحلیلی داشته باشد، ولی شما بیش از حد امورتان را زمین گذاشته‌اید و فقط چسبیدید به مباحث سیاسی. عناصری که در این قضیه هستند هم حتما راهکار جمع کردن این بحث‌هایی که راه انداخته‌اند را پیدا می‌کنند. تکلیف من چیست. تکلیف بنده به عنوان مثلا یک زمان رییس سازمان میراث فرهنگی و حالا معاون اجرایی رییس‌جمهور، این نیست که بگویم من در فلان هفته یا ماه کارم دادن پاسخ به اتهام‌های فلانی بوده است. به همین دلیل است که اگر سابقه مرا در میراث‌فرهنگی مرور کنید، می‌بینید که ما معمولا در این دو سال فقط مراسم بهره‌برداری برگزار کردیم. 

شما به عنوان یک مسلمان مسوول، بالاخره خطبه‌های نماز جمعه را دنبال می‌کنید؛ آیا تغییر محسوسی در موضع‌گیری خطیبان جمعه که همواره حامی جریان اصولگرایی و دولت اصولگرایان بودند، نمی‌بینید؟ 

بله! آدم این را احساس می‌کند اما حرف من این است که به نظرم، این یک امر طبیعی است و ممکن است این مواضع به مرور تغییر کند. یک وقت‌هایی ممکن است اطلاعات غلط، برداشت‌های غلطی برای برخی ایجاد کند. نباید خیلی در این حاشیه‌ها درگیر شد. 

یعنی این فشارها را جدی نمی‌گیرید؟ 

نه چندان. 

اگر مسیر شکل‌گیری انتقاد‌ها را دنبال کرده باشید، می‌بینید بحث مربوط به وجود جریانی به نام انحرافی به مرور از یکسری مراسم‌ها شروع شد. بعد خطیبان جمعه و تعدادی از نمایندگان مجلس، پی این جریانی که می‌گفتند را گرفتند تا آنجا که کار رسید به بعضی از مراجع. دولت همان دولت است و عملکرد همان عملکرد و آدم‌ها همان آدم‌ها؛ پس یک‌دفعه چه اتفاقی افتاد؟ 

چون ما در حال خدمتیم، طبیعی است که این مسایل هم پیش بیاید. در 100 سال اخیر هر زمان که کارهای اجرایی صورت گرفته و یکسری فعالیت‌هایی که باعث تحول در جامعه شده، اتفاق افتاده که یک‌دفعه حاشیه‌ها سر باز کردند. از شهریور 20 بگیرید تا ملی شدن نفت و زمان انقلاب. اوایل انقلاب را نگاه کنید، می‌بینید یکسری فعالیت‌های عمرانی و تغییرات صورت می‌گیرد، بعد یک‌دفعه حاشیه‌سازی سنگین، سازمان‌دهی می‌شوند. ما فرصت نداریم برویم دنبال اینکه چه کسی چه می‌گوید. نمی‌توانیم ته ذهن این و آن را درست کنیم. مردم باید قضاوت کنند، چراکه قاضی اصلی، افکار عمومی است. آن کسی که شما می‌گویید می‌آید از فلان تریبون حرف می‌زند چون دستش باز است، هرچه می‌خواهد می‌گوید، اما مخاطبش افکار عمومی است و نمی‌تواند فرض کند شنوندگان چیزی حالی‌شان نیست. اتفاقا در این دوره‌زمانه همه، همه چیز را می‌فهمند. در نتیجه وقتی ما، مظلومانه کار و وظیفه‌‌مان را انجام می‌دهیم و دنبال حاشیه‌ها و سوءاستفاده نمی‌رویم در واقع جواب سروصدا‌کنندگان را داده‌ایم. 

این «مظلومانه» گفتن شما هم نشان از غیرعادی بودن شرایط است؟ 

من خودم را می‌گذارم جای افکار عمومی. من نمی‌گویم من مظلوم هستم بلکه افکار عمومی نگاه می‌کند و می‌بیند مدام به ما حمله می‌کنند: یک‌بار، دوبار، صدبار... خب مردم می‌گویند اینکه دارد در سکوت وظیفه‌اش را انجام می‌دهد و کاری به کار آنها ندارد پس چرا این حمله‌ها ادامه پیدا می‌کند. در نتیجه بعد از یک مدت، مردم می‌گویند اینها مظلوم هستند. 

دلیل عجیبی برای مظلوم بودن‌تان ارایه دادید؛ ممکن است افکار عمومی، این قضاوت را هم بکنند که سکوت شما، نوعی پذیرش وجود جریانی به نام انحرافی است. 

من اتهامی را جواب می‌دهم که درجه یک است. من وقتی به یک جرم به صورت قانونی متهم شوم، جواب می‌دهم، نه به اتهام‌های سیاسی. 

خب آنها در مقابل همین افکار عمومی به شما اتهام‌های سنگینی می‌زنند؛ چرا پاسخ‌شان را نمی‌دهید؟ 

اتهام قانونی را باید جواب داد، نه اتهام‌های حرفی را. 

گویا اصولگرایان در یک چیز متحد شدند؛ آنها می‌خواهند احمدی‌نژاد را از مشایی و بقایی منها کنند. می‌گویند ما خواهان احمدی‌نژاد منهای بقایی و مشایی هستیم. تریبون‌ها و رسانه‌هایشان را که دنبال کنید، متوجه ابعاد این اتحاد می‌شوید. تابناک حامی محسن رضایی است که شدیدترین انتقادها را می‌کنند. الف حامی توکلی است، جهان نیوز حامی زاکانی و رسانه‌های نزدیک به قالیباف هم از همشهری تا فردا و شفاف و... همین‌طور. همه اینها در یک موضع متحد شدند و یک خط را دنبال می‌کنند و شما روزی را نمی‌بینید که آنها، خبری علیه مشایی و بقایی منتشر نکنند؟ 

اینها بردی ندارند. 

یعنی می‌گویید، این همه رسانه اصولگرا برد ندارند؟ 

من نگفتم رسانه‌ اصولگرا. ببینید آقای رییس‌جمهور یک تفاوتی با بقیه دارند و آن تفاوت را بعضی‌ها درک نمی‌کنند. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84، شخصی مثل آقای احمدی‌نژاد که یک مدیر اجرایی است، رییس‌جمهور می‌شود و الان هم همچنان میان مردم مورد احترام است. آیا آقای رییس‌جمهور به واسطه وجود دو روزنامه و حمایت سه سایت و چند شبکه رییس‌جمهورشد؟ اگر کسی بگوید بله! جوابش حتما اشتباه است. باید بگویم هنوز بعضی از دوستان با مدل‌های کلاسیک سابق می‌جنگند. این مدل که کسی برود یک سایت بزند و چهار فحش بدهد از اهمیت افتاده. مگر چند نفر، این سایت‌ها را می‌بینند؛ خانه پُرش 20 هزار نفر در صورتی که جمعیت کشور بیش از 70 میلیون نفر است. شما می‌بینید خیلی از روسای جمهوری کشورهای دیگر امروز راحت می‌روند در یک روستا و با مردم به صورت مستقیم هم صحبت می‌شوند. آن مرزها عوض شده. 

اما خبر منتشر می‌شود و دهن‌به‌دهن می‌چرخد. 

نهایتا میان 20 هزار تا یا نه، 40 هزار نفر دهن‌به‌دهن می‌شود. 

پس به نظر شما انتقاد‌ها نهایتا میان 40-30 هزار نفر دور می‌خورد و دهن‌به‌دهن می‌شود؟ 

بله. علتش این است که اطرافیان آنها که این اتهام‌ها را به دولت نسبت می‌دهند، همین 40 هزار نفر هستند. پشت میزشان نشسته‌اند و فکر می‌کنند الان همه دنبال این اخبار هستند. من خودم به شخصه خیلی میان مردم می‌روم. عمده مواد مورد نیاز خانه‌ام را یا از فروشگاه‌های معمولی سپه می‌خرم یا می‌روم در خیابان مولوی و مرکز‌های تره‌‌بار شهرداری خرید می‌کنم. آدمی نیستم که بروم در فروشگاه‌های لوکس خرید کنم. با خانواده‌ام مثل مردم عادی می‌روم به بطن جامعه. 

بدون محافظ؟ 

بله! پس نه با یک لشکر می‌روم. می‌خواهم موقع خرید کردن تخفیف بگیرم؛ در حضور محافظ که نمی‌شود با فروشنده چانه زد. وقتی می‌روم میان مردم، می‌بینم طرف در یک عالم دیگر است، اصلا نمی‌داند سایت چیست، جهان نیوز چیست، جریان انحرافی چیست و... نگاه کارمندان دولت هم همین‌طور است. یک کارمند دنبال آسایش است، دنبال آرامش است. احمدی‌نژاد از میان مردم عادی بالا آمد و به این قشر توجه کرد. به همین دلیل الان موفق است. بقیه می‌خواهند با همان روش‌های کلاسیک قدیم موفق شوند. اگر منتقدان از پشت میزهایشان بیایند بیرون، می‌بینید که فضای واقعی یک‌جور دیگر است. مردم همین‌که می‌بینند تو در خیابان می‌ایستی و به عنوان معاون رییس‌جمهور به حرف‌شان گوش می‌کنی و بعد می‌گویی فلانی من دستم نمی‌رسد، درخواستت را اجابت کنم ولی حالا یک نامه‌ای بنویس برایت پیگیری می‌کنم شاید شد، این برایشان مهم است. 

خیلی‌ها به این رویکرد انتقاد می‌کنند و می‌گویند این هیاتی اداره کردن کشور است. 

اصلا این‌طور نیست. چون درک‌شان از جامعه اشتباه است، فکر می‌کنند باید در یک شرایط کپسولی باشند و چهار نفر را هم واسطه خود با جامعه قرار بدهند. آن هم در حالی که روسای معروف دنیا در رستوران میان مردم عادی پیتزا می‌خورند. شما بروید میراث‌فرهنگی بپرسید، کارمندی نبوده بخواهد بقایی را ببیند و انجام این ملاقات بیش از دو روز زمان برده باشد. گاهی اوقات به من پیامک می‌دادند و من به آنها زنگ می‌زدم و می‌پرسیدم: مشکل‌تان چیست. نتیجه‌اش این بود که کار سرعت می‌گرفت و مسایل زودتر حل می‌شد. شما وقتی مدیر شوید و روی برج عاج بنشینید، پایین‌دستی‌ها می‌گویند؛ قربان! سرت سلامت همه کارها خوب انجام می‌شود. بعد آن چهار نفر واسطه آنقدر سازمان را برایتان بزرگ و پیچیده جلوه می‌دهند که شما جرات رفتن میان افراد سازمان را نداشته باشید. مدل رسانه‌ای اینها جواب نمی‌دهد. حالا مثلا یک شخصی در یک محفلی یک توهینی هم بکند و یکی هم برود در سایتش چهار تا مطلب علیه من بنویسد؛ چه تاثیری دارد؟ مردم زندگی مرا می‌بینند، خانه مرا می‌بینند، ارتباطات مرا می‌بینند؛ این حرف‌ها دیگر تاثیری ندارد. اینها اشتباهشان اینجاست که برای موفق شدن دیگران را تخریب می‌کنند به جای اینکه بیایند خودشان را عرضه کنند؛ اما بدانند این روش‌ها جواب نمی‌دهد. 

سوالم این بود که گویا اصولگرایان در منها کردن بقایی و مشایی از احمدی‌نژاد متحد شده‌اند؟ 

من چنین برداشتی ندارم. برای چه باید این کار را بکنند. سوال من این است که مگر ما چه کرده‌ایم که این کارها را می‌کنند. 

در سال 88، بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری و اتفاق‌های ویژه آن دوران همه به شدت از احمدی‌نژاد حمایت کردند، الان یک‌دفعه همان‌هایی که حمایت می‌کردند، همان‌هایی که می‌گفتند احمدی‌نژاد و تیمش بی‌نظیرترین دولت در تاریخ هستند و کارهایی که در چهار سال گذشته انجام شده در طول تاریخ بی‌نظیر بوده یک‌دفعه لب به انتقاد شدید باز کرده‌اند. مثلا در تضاد با مواضع گذشته‌شان حتی می‌گویند، دولت در زمینه اقتصادی خیلی هم موفق نبوده. 

طبیعی؟ 

به هر حال موقع انتخابات از این حمایت‌ها زیاد هست. 

اینکه یک‌دفعه یک جبهه سیاسی تغییر منش بدهد را طبیعی می‌دانید؟ 

موقع انتخابات معمولا این‌گونه است. اینها قبلش همه‌شان با هم ائتلاف داشتند، بعد یک‌دفعه همه زدند به تیپ هم. موقع انتخابات که می‌رسد ممکن است یک مقدار مرزها متفاوت باشد. 

این پیام که جریان اصولگرایی تلاشش بر منها کردن بقایی و مشایی از احمدی‌نژاد است را درک می‌کنید؟ 

در بعد رسانه‌ای ممکن است اما در بعد حضوری، من چیزی احساس نکردم. رسانه یعنی حرف خالی ولی من در عمل چیزی ندیدم. 

مگر شما چه کار می‌کنید که خواستار نجات دادن احمدی‌نژاد از چنگال شما هستند؟ 

نمی‌دانم! این سوال برای من هم پیش آمده که مگر ما چه کار خاصی انجام می‌دهیم؟ 

به هر حال من یک بخشی از آن کارهایی که آنها می‌گویند، انجام داده‌اید را فهرست‌وار بیان می‌کنم. 
شما و مشایی را شاخص‌های جریان انحرافی می‌دانند. می‌گویند که شما افکار عجیب و غریب دارید، فساد مالی دارید، با جن‌گیرها در ارتباط هستید، با رمال‌ها همنشین‌اید، از علوم غیبیه استفاده می‌کنید و... بخشی از این اتهام‌ها در رسانه‌های رسمی هم عنوان می‌شود. اگر یک زمانی یک وب سایت بی‌نام و نشانی چنین اتهام‌هایی مطرح می‌کرد شاید خیلی مهم نبود ولی وقتی خبرگزاری‌های رسمی مثل فارس یا خطیب جمعه تهران اتهام‌هایی را مطرح می‌کنند که مشایی، احمدی‌نژاد را سحر و جادو کرده بحث جدی می‌شود. کار به جایی رسیده که آقای مصباح یزدی به عنوان حامی تمام عیار احمدی‌نژاد می‌گوید مشایی همان باب است و احمدی‌نژاد را مسخر کرده.
 

مگر می‌شود یک نفر، 700 جرم با هم داشته باشد. 

از شما خواهش می‌کنم شفاف‌تر جواب بدهید. خوانندگان ما خواستار جواب‌های صریح هستند. 

من دارم واقعیت را می‌گویم. شما فکر می‌کنید ما داریم سیاسی کاری می‌کنیم. من خیلی به اینها اهمیت نمی‌دهم و حرف‌هایشان را دنبال نمی‌کنم. 

یعنی خطبه‌های نماز جمعه را دنبال نمی‌کنید؟ 

این اتهامات را می‌گویم. 

بخشی از این‌ اتهام‌ها را در نماز جمعه هم می‌گویند. 

خدایی اینها را نشنیدم. 

چون پاسخ شما چندان قانع‌کننده نیست، یک جور دیگر می‌پرسم؛ صحبت‌های رییس قوه قضاییه را دنبال می‌کنید؟ 

اگر در روزنامه‌ها بیاید بله. 

رییس قوه قضاییه چند روز پیش گفت، جریان انحرافی در فساد مالی وحشتناکی غوطه‌ور است. 

اشکالی ندارد، بگوید؛ من چرا باید از خودم دفاع کنم. 

یعنی شما دفاعی ندارید. مثلا خبرگزاری فارس یک سندی را منتشر کرده که می‌گوید در یک تخلف بزرگ، 4500 میلیارد ریال به یک شرکت خانوادگی پرداخت کرده‌اید. 

ما هم جواب دادیم. 

این مثال برای این بود که شاخه‌ای از اتهام‌ها روشن‌تر بیان شود؛ حرف من این است که الان موضوع روز کشور جریانی است به اسم جریان انحرافی... 

موضوع روز کشور این جریان و بحث‌هایی که در این زمینه می‌شود، نیست. مردم زندگی‌شان را می‌کنند و به این حرف‌ها توجه ندارند. 

مایلم بدانم تعریف شما به عنوان کسی که بالاخره در عالم سیاست حضور دارید و معاون اجرایی رییس‌جمهور هستید از جریانی که آن را انحرافی می‌نامند، چیست؟ 

اشتباهی که اینجا اتفاق می‌افتد، این است که یک نفر می‌آید حرفی را می‌زند، بعد می‌گویند کسی که علیه او حرفی زده شده باید جواب بدهد و استدلال‌هایش را بگوید. چرا من باید تعریف اتهام دیگران را کنم. به من چه ربطی دارد. خود اتهام‌زنندگان تعریف ارایه کنند و جواب بدهند. وقتی یک نفر ادعایی دارد باید ادعایش را ثابت کند. من که نباید بی‌گناهی‌ام را اثبات کنم. اگر جایی کسی به اسم بگوید، بقایی فلان کار را کرده من نگاه می‌کنم، ببینم در چه اندازه و وزنی است، آن وقت پیگیری می‌کنم. اگر بگویند اطرافیان بقایی فلان و بهمان کرده‌اند به من ربطی ندارد. اینکه بگویند اطرافیان آقای رییس‌جمهور فلان هستند و بهمان کردند که من جواب نمی‌دهم؛ این همه آدم اطراف آقای رییس‌جمهور است. 

اینکه منظورشان از جریان انحرافی شما و مشایی و چند نفر دیگر هستید را بچه‌های کوچه و خیابان هم درک می‌کنند چه برسد به شما. 

من نمی‌گویم منظورشان ما نیستیم. می‌گویم کلی‌گویی نکنند. بگویند فلان‌کس در فلان‌جان، فلان کار را کرد. اتهام را مشخص بگویند. بگویند بقایی فلان‌جا، فلان‌کار را کردی. با کلی‌گویی که نمی‌شود. 

به گمان شما کلی‌گویی می‌کنند؟ 

این چیزهایی که مطرح می‌شود خیلی‌هایش کلی‌گویی است. شما خودتان این اتهام‌ها را علیه ما باور می‌کنید؟ ارزش پاسخ دادن دارند؟ اگر پاسخ بدهم یعنی من عملا خودم را در موضوعی که فرد اتهام‌زننده مشخصا من را خطاب قرارنداده به عنوان متهم پذیرفته‌ام. هرکسی هم که تهمت بزند، خداوند خودش دنبال او می‌افتد. من هر چقدر هم بخواهم جواب بدهم و برخورد کنم، مگر زورم تا کجا می‌رسد. 

و با این اتهام‌های روزافزون چه می‌کنید؟ 

خیلی‌هایش را به خدا واگذار می‌کنم. وقتی اینها را می‌شنوم دلم به حال تهمت‌زنندگان می‌سوزد. در طول خدمت کاری‌ام در مشاغل حساس بوده‌ام و سرنوشت کسانی که به دیگران تهمت زدند و آبروریزی کردند را دنبال کرده‌ام. دیده‌ام چه بلاهایی سرشان آمده و همان موقع این برای من درس شده. هرکسی بیاید چشمش را ببندد و همین‌طوری رگباری شروع کند به اتهام زدن و زیر سوال بردن دیگران، آن وقت خداوند در مقابلش کوتاه نمی‌آید. عاقبت‌ها را ببینیم نه الان را. حالا من خاک پای حضرت امیر هم نمی‌شوم ولی وقتی در محراب شهید شد، گفتند مگر علی نماز هم می‌خواند. 

می‌گویید اتهام ‌زنندگان را به خدا واگذار می‌کنید، اما حرف من این است که شما به عنوان یکی از یاران اصلی احمدی‌نژاد آیا وجود جریانی به نام جریان انحرافی را در نزدیک‌ترین اطرافیان رییس‌جمهور تایید می‌کنید؟ 

من می‌پرسم انحراف از چه؟ بنده در اطرافیان آقای رییس‌جمهور کسانی که دنبال مقام باشند و خلاف کنند، نمی‌بینم. 

فقط بحث مقام و پست نیست؛ سراغ ندارید کسانی را که دنبال نحله‌های فکری ویژه‌ای – به زعم اصولگرایان - باشند؟ 

واقعا اینچنین موضوعی نیست. اتفاقا کسانی که دور و اطراف آقای رییس‌جمهور هستند ولایت فقیه را صددرصد قبول دارند و اعتقادشان به رهبری از خیلی‌ها بیشتر است. باور کنید این اعتقاد برای همه ما وجود دارد و به خاطر همین هم تعجب می‌کنیم. گاهی اوقات یک اتهام آنقدر تعجب‌آور است که انسان می‌گوید: ولش کن. مثل این می‌ماند که یکی وسط روز بیاید بگوید الان شب است. می‌گوییم اینکه الان نور آفتاب را می‌بیند و کتمان می‌کند چرا ما خودمان را بکشیم تا برایش ثابت کنیم روز است؛ ولش کن. اگر ما کاری انجام می‌دهیم و تلاش می‌کنیم کشور به سمت توسعه و رونق برود و اوضاع خوب شود معنایش چیست؟ معنایش حرکت در خدمت نظام است دیگر. 

می‌خواهید بگویید، اگر وجود جریان انحرافی پذیرفته شود پس این رونق و توسعه‌هایی که شما و بخشی از اصولگرایان می‌گویید و تاکید دارید که وجود دارد نتیجه عملکرد همین جریان انحرافی تعبیر می‌شود؟ 

دولت زحمت می‌کشد. اگر ما بخواهیم ضد نظام عمل کنیم با کار نکردن و نارضایتی‌تراشیدنمان این کار را می‌کنیم. آسیب این کارها خیلی بیشتر است. اینکه زحمت می‌کشیم و شب و روزمان را می‌گذاریم نتیجه‌اش می‌شود اوضاع خوب مردم. آن وقت همه به نظام اعتقاد پیدا می‌کنند. این دیدگاهی را که می‌گویم عین واقعیت است. شاید به خاطر همین بعضی‌ها تعجب می‌کنند و می‌گویند: آقا، چرا به این ماجرا‌ها پاسخی نمی‌دهید. دلیل توجه نکردن من به این حرف‌ها هم این است که من در یک فضای دیگر هستم و آنها در یک فضای دیگر. مدل ذهنی که ما در آن هستیم شاید با مدل ذهنی بعضی دوستانی که این حرف‌ها را می‌زنند متفاوت باشد. 

مدل ذهنی شما چیست؟ 

همین که عرض کردم. گفتم من اصلا در این باغ‌ها نیستم. من اصلا این چیزها را قبول ندارم که دو تا سایت اتهام بزنند و توهین کنند بعد هم بگویند باید جواب بدهی. خب مصداق این اتهام‌ها کو؟ چرا انتظار دارند من بروم در فضای آنها و بازی آنها را ادامه بدهم؟ من اعتقاد دارم باید در همین دو سال باقیمانده از فرصت‌ها استفاده شود و کار کنیم؛ چون می‌رویم. 

در گفت‌وگویی که چندی پیش با مرتضی آقا تهرانی که هم نماینده مجلس است و هم معلم اخلاق کابینه‌ای که شما نیز عضو آن هستید، انجام دادم بارها از او پرسیدم تعریف جریان انحرافی چیست، اما تعریفی ارایه ندادند. 

وقتی خود آنها تعریفی ندارند من چرا خودم را در این بحث درگیر کنم. 

من ناچار هستم سوال اصلی‌ام را تکرار کنم؛ آیا هشدارهایی مبنی بر وجود جریان انحرافی در اطراف احمدی‌نژاد را می‌شنوید تایید می‌کنید؟ بحث منتقدان این نیست که یک انحراف شخصی وجود دارد بلکه از یک تعداد مسوول دولتی منحرف که سران آنها در یک قدمی رییس‌جمهور هستند، حرف می‌زنند که یک باند بزرگ تشکیل داده‌اند. 

تمام این بیچاره‌هایی که من در اطراف رییس‌جمهور می‌بینم، همیشه خواب‌شان می‌آید. 

چرا؛ خب بروند بخوابند؟ 

به خاطر اینکه زیاد کار می‌کنند و همواره از کار زیاد خسته هستند. اگر کار انجام دادن معنایش این است که باندی تشکیل شده و تئوری جدید برای حکومت کردن بیرون آمده؛ بله تایید می‌کنم. 

گفتید تئوری جدید برای حکومت کردن. نظرتان راجع به اینکه حلقه‌ای از اطرافیان رییس‌جمهور را به پیگیری تئوری به نام «اسلام منهای روحانیت» متهم می‌کنند، چیست؟ 

چه کسی این حرف‌ها را زده. 

می‌گویند جریان انحرافی، که مشخصا روی صحبت‌شان با شما و مشایی و چند نفر دیگر از اطرافیان احمدی‌نژاد است و البته در رده‌های پایین‌تر افرادی مانند ملک‌زاده و... . به اعتقاد آنها، شما دنبال حذف روحانیت و مراجع هستید و به همین خاطر اشاره می‌کنند به تاکیدات احمدی‌نژاد و مشایی در مورد برخی اعتقاد‌های دینی. مثلا در مورد مساله امام زمان(عج) و دعای فرج که خیلی از زبان رییس‌جمهور تکرار می‌شود. برخی می‌گویند در برخی اطرافیان رییس‌جمهور ادعا‌هایی هست مبنی بر اینکه به صورت مستقیم با امام دوازدهم شیعیان ارتباط دارند؟ 

اولا من سال‌هاست که با آقای مشایی دوست هستم و تا حالا چنین ادعایی از او نشنیده‌ام. تمام این مسایلی را که در رابطه با چند و چون عبادت می‌گویند ما از خود روحانیون یاد گرفته‌ایم. دوم اینکه من الان عددی برای شما اثبات می‌کنم که اتفاقا در دوره ما توجه به مسایل دینی و روحانی به مراتب بیشتر بوده. در حوزه میراث فرهنگی ما در شش سال گذشته نسبت به قبل نزدیک 12 هزار مرکز دینی را در کشور مرمت و احیا کردیم، از حوزه علمیه بگیرید تا امام زاده و اماکن مقدسه. همین خطبه حضرت زهرا را یک بنده خدایی از قم آمد به ما گفت ما هم با علما صحبت کردیم پسندیدند. 

پیش چه کسانی رفتید؟ 

آقایان مقتدایی، جوادی آملی، وحید خراسانی و نوری همدانی. 

چه گفتند؟ 

همه تشکر و تایید کردند. ببینید در این چند سال رییس‌جمهور چقدر به هیات‌های مذهبی و اماکن دینی کمک کرده است. 

سوالی می‌پرسم که با توجه به اینکه در حریم شخصی شماست اگر مایل بودید جواب بدهید؛ مرجع تقلید دارید؟ 

بله! 

مرجع تقلیدتان چه کسی است؟ 

واقعیتش را بگویم. 

حتما! 

مقام معظم رهبری. 

از چه سالی؟ 

از زمانی‌که ایشان به رهبری انتخاب شد. سال 68 بود که بقا بر میت را آیت‌الله اراکی اعلام کرد. ما در اداره‌ای کار می‌کردیم که به ما گفتند، می‌توانید همچنان از امام هم تقلید کنید. بعد از مقطعی گفتند شما الان می‌توانید از رهبری هم تقلید کنید. ببینید! همین که گفتم مرجع تقلیدم مقام معظم رهبری است را خیلی‌ها ممکن است بگویند الکی می‌گوید. این یک مساله شخصی است اما چون پرسیدید، گفتم. نمی‌خواهم برای کسی جار بزنم. 

و مشایی از چه کسی تقلید می‌کند؟ 

دقیق نمی‌دانم! ولی در دوره‌های مختلف تا آنجایی که دیدم وقتی یک اشکال یا مساله‌ای مطرح می‌شد ایشان نظر رهبری را ملاک قرار می‌داد. 

و احمدی‌نژاد چطور؟ 

دیگر آنقدرها هم خبر ندارم. 

رسانه‌های اصولگرا که می‌گویند شما، احمدی‌نژاد و مشایی لحظه‌ای از هم جدا نمی‌شوید؛ چطور خبر ندارید؟ 

این با هم بودن‌ها، خیلی‌هایش جلسه‌های کاری است. 

مجبورم باز هم سوالی را که شما به آن پاسخ صریحی نمی‌دهید، تکرار کنم. مصداقی برای جریانی به نام جریان انحرافی در اطراف رییس‌جمهور سراغ دارید؟ 

خدا وکیلی در اطرافیان آقای رییس‌جمهور فقط کار است و کار و کار. اگر کار، کار و کار نوعی انحراف است بحثش جداست. 

اگر مصداقی برای جریان انحرافی نیست پس اصولگرایان چه می‌گویند؟ 

من اصلا نمی‌دانم جریان انحرافی چیست. واقعا سوال من این است که جریان انحرافی یعنی چه؟ تعریف این جریان چیست و کجاست. 

من به شما کمک می‌کنم. تریبون‌های رسمی منظورشان از جریان انحرافی شما و مشایی هستید. این را قبول دارید؟ 

نه! 

به این روشنی شما را خطاب حمله‌هایشان قرار می‌دهند؛ درک اینکه که روی صحبت‌شان با شماست خیلی ساده است. 

من توجه نمی‌کنم، اولش توضیح دادم. ما داریم کارمان را انجام می‌دهیم، زندگی‌مان را می‌کنیم. برخی می‌گویند اینها یک ریگی در کفش‌شان است؛ من خودم به خودم مطمئنم حالا هرکسی هرچیزی می‌خواهد، بگوید. دست‌کم یک مصداقی هم برای این ریگ موجود در کفش من بیاورند. من شفاف هستم، ظاهر و باطنم یکی است. بقایی همین است که می‌بینید. 

برخی حتی شما را به جاسوسی برای غرب متهم می‌کنند. مثلا فرمانده بسیج گفته این جریان انحرافی، مشکوک به ارتباط با سرویس‌های جاسوسی است. این را هم جدی نمی‌گیرید؟ 

یعنی شوخی شوخی آنقدر بگویند که باورشان بشود. 

با جو موجود، خطر بازداشت را احساس می‌کنید؟ 

حرف من این است که فضای کشور در حال حاضر با این بحث‌ها متفاوت است. 

سوال من هم این است که با توجه به بازداشت یکسری از افرادی که با شما ارتباط داشتند مثل، کیا پاشا، همسر دکتر فاطمی، عباس امیری‌فر و ملک‌زاده و کسان دیگری که به نوعی برخی از آنها با سازمان میراث فرهنگی که شما رییس آن بودید ارتباط داشتند، چقدر خودتان را به زندان نزدیک می‌بینید؟ 

من دقیقا نمی‌دانم مسایل داخلی خود این افراد چیست. زمانی باید انتظار داشته باشید من در مورد این افرادی که نام بردید موضع بگیرم که ما یک محفلی بوده باشیم و جریانی تشکیل داده باشیم.
 
اما مثلا عباس امیری‌فر که زیرمجموعه شماست؟ 

کارمند نهاد بودند اما من خیلی روی آقای امیری‌فر شناخت ندارم. 

ایشان در گفت‌وگو با ما از وجود جریانی در دولت صحبت می‌کرد که تلاش می‌کند یک فعالیت سیاسی ویژه خصوصا در مورد انتخابات مجلس نهم جدای از اصولگرایان انجام دهد؛ این ایجاد یک جریان نیست؟ 

من نمی‌خواهم بگویم ایشان آدم بد یا خوبی است... 

من هم نمی‌خواهم این را بگویید اما منطقی نیست که بخواهید ما باور کنیم در جریان پرونده کارمندان‌تان نیستید؟ 

البته بخش حقوقی وضعیت ایشان را پیگیری می‌کند، اما من وضعیت را نپرسیدم. 

تحلیل‌تان از این اتهام‌ها چیست. این اتهاماتی که می‌زدند باعث نمی‌شود سایه میله‌های زندان را روی سرتان احساس کنید؟ 

نه، چنین احساسی ندارم؛ چرا باید خطر بازداشت را احساس کنم، مگر خلافی کردم. 

چون منظور اصولگراها از انحراف و جریان انحرافی شمایید و آنها خواستار برخورد با شما هستند. این اصطلاح و اتهام را که رقیبان اصلاح‌طلب بیان نمی‌کنند بلکه لق‌لقه زبان همراهان دیروز شما در جبهه اصولگرایی است؟ 

خدا وکیلی من واقعا منظورشان را درک نمی‌کنم چون ما صبح تا غروب کارمان را انجام می‌دهیم و دنبال این هم نیستیم که خط سیاسی یا فکری بسازیم. ما مدافع همین سیستم هستیم. 

اما در رسانه‌های‌شان ادعا می‌کنند برای برخی از اتهام‌ها سند هم وجود دارد. 

مثلا! 

مثل انجام پروژه مجتمع تالارهای بین‌المللی جزیره کیش. به همین دلیل یکسری از اطرافیان شما را بازداشت کردند یا در رسانه‌های‌شان منتشر می‌کنند که حلقه‌ای بوده به نام حلقه پارسه که فلان است و بهمان یا مطرح کردن اینکه شما و مشایی فراماسونر هستید و دادن حقوق‌های چند میلیونی به برخی. دست‌کم از سوال‌های ما متوجه شدید که وقتی می‌گویند جریان انحرافی، منظورشان شما و مشایی هستید. 

همه حرف من این است که طبیعت زندگی سیاسی است که هر روز یک چیز در مورد آدم بسازند. تاریخ را که بخوانید می‌بینید همه شخصیت‌هایی که وارد سیاست شدند همیشه با اتهام مواجه بودند. 
توجه کنید این کسانی که به شما اتهام می‌زنند تا دیروز همراهان شما بودند. بالاخره این تغییر موضع دلیل و البته تبعاتی دارد. 

دلیل این کارهای جدیدشان را از خودشان بپرسید. 

پس قبول دارید که تا دیروز همراه شما بودند اما الان مخالف‌تان هستند و به قول شما کارهای جدیدی می‌کنند؟ 

اما نظر من این نیست که اینها همراه ما بودند و الان تغییر موضع دادند. سال 84 مشخص بود که در بطن جامعه چه می‌گذرد و رییس‌جمهور از بطن جامعه بیرون آمد. نمی‌گویم اینها مساعدت نکردند ولی این کسانی که شما می‌گویید تا دیروز همراه ما بودند و الان مخالف شدند، عوامل اصلی رییس‌جمهور شدن آقای احمدی‌نژاد نبودند. اعتقادم این است. 

می‌خواهید بگویید اتهام‌هایی که علیه شما به عنوان اطرافیان احمدی‌نژاد مطرح می‌کنند به دلیل سهم‌خواهی است؟ 

نمی‌دانم! البته پاسخ این سوال را دارم. در آن موقع آقای احمدی‌نژاد در جامعه صحبت‌هایی را مطرح کرد که خواست اجتماعی بود؛ یعنی هر کس دیگری هم با شرایط ایشان می‌آمد ممکن بود رای بیاورد. 
و ناگهان به قول شما مساعدت‌کنندگان دیروز، تغییر نظر دادند؛ می‌خواهید ما باور کنیم این تغییر را شما درک نمی‌کنید و برایتان مهم نیست. برای شما یک مثال می‌زنم. یکی از همسایگان‌تان تا دیروز با شما سلام و علیک خیلی گرمی می‌کرده اما امروز می‌بینید از سلام خبری نیست که هیچ، لحن علیکش هم تغییر کرده. آیا شما نمی‌پرسید علت این تغییر رفتار چیست؟ خب می‌روید از خانواده‌تان پرس‌وجو می‌کنید تا دلیل این تغییر را متوجه شوید. می‌گویند مثلا پسر شما شیشه همسایه را شکسته؛ خب می‌روید به همسایه‌تان می‌گویید این خسارت شیشه، من هم معذرت می‌خواهم بابت رفتار فرزندم. 

این خیلی فرق می‌کند. 

البته این فقط یک مثال بود اما چه فرقی می‌کند؟ 

از خود اتهام زنندگان که می‌پرسید راجع به این تغییر رفتار چه می‌گویند؟ 

از صحبت‌های‌شان این‌گونه برمی‌آید که نسبت به ابعاد یک جریانی که به نظر آنها احمدی‌نژاد را به عنوان رییس‌جمهور برآمده از تفکر اصولگرایی مصادره کرده، هشدار می‌دهند و نام این جریان را جریان انحرافی گذاشته‌اند. می‌گویند گرایش‌های فراماسونری دارد، فساد اقتصادی سنگین دارد و... 

طرف می‌آید چیزهایی را می‌گوید که تَهَش خنده‌دار است. 

احمدی‌نژاد، مشایی و شما در جمع سه نفره‌تان نسبت به این اتهامات چه می‌گویید؟ 

می‌نشینیم و می‌خندیم. این حرف‌ها مثل این می‌ماند که شما در عمرتان ترکیه نرفته‌اید بعد یک عده بگویند این آقا 30 سال در ترکیه درس خوانده؟ خب می‌پرسید بابا من که هنوز 30 سالم نشده. مثلا می‌گویند بقایی را می‌بینی هزار کیلو بار را برمی‌دارد. هر کسی هیکل من را ببیند، می‌گوید من صد کیلو هم نمی‌توانم جابه‌جا کنم. پس فقط می‌خندم. دیگر نمی‌آیند ضرب و تقسیم کنند که وزن من چقدر است و چقدر قد دارم و چقدر بار می‌توانم جابه‌جا کنم یا درمورد اتهام فراماسونر بودن باید پرسید مگر ما الان فراماسونری داریم که کسی فراماسونر باشد. 

یعنی مباحثی که برخی نهادها مراجع مطرح می‌کنند را رد می‌کنید؟ 

از خودشان باید بپرسید، به عنوان یک رسانه باید سراغ آنها بروید. باید بپرسید شما که اتهام می‌زنید دو تا مصداق هم بیاورید. مدام راجع به دفاع من می‌پرسید. من چرا باید از خودم دفاع کنم. بر عکس شده. طرف را می‌نشانند و می‌گویند ثابت کن بی‌گناهی؛ برای چه من باید ثابت کنم بی‌گناهم. کسی که اتهام می‌زند ثابت کند من گنهکارم. طرف می‌آید یک موجی راه می‌اندازد و بعد می‌گوید از خودت دفاع کن. بعد هم می‌گویند چون دفاع نکردید پس این اتهام‌ها را قبول دارید. الان روش کار این است. اگر بخواهم وارد این بحث شوم، تازه می‌شود اول داستان. کسی می‌آید شایعه درست می‌کند که اینها یک میلیارد و 200 میلیون تومان فلان جا پول داده‌اند و بعد هم سندی ارایه نمی‌دهد. خودشان موج راه می‌اندازند؛ نه سندی دارند، نه مدرکی؛ تازه از ما مدرک هم می‌خواهند. 

راجع به سند‌هایی که در سایت‌های‌شان زدند چه می‌گویید؟ تصویر برخی چک‌ها را منتشر کرده‌اند و... 

شما به آنها می‌گویید سند. مگر هر قراردادی خلاف است. من الان قرارداد حقوقی آنها را روی سایت بگذارم یعنی خلاف کردند. 

این سندها را از کجا به دست می‌آورند؟ 

از همه جا؛ تازه در آینده‌ای نزدیک بدتر هم خواهد شد. به عنوان کسی که در حوزه آی‌تی تحصیل کردم به شما می‌گویم در آینده حریم خصوصی وجود ندارد. 

بحث ما راجع به علم‌ آی‌تی نیست؛ می‌خواهید بگویید این سند‌هایی که منتشر کرده‌اند و مبلغ برخی از آنها چشم انسان را صدتا می‌کند، چیز مهمی نیست؟ 

بگویید کجایش خلاف است. 

مثلا در مورد همین پروژه کیش که گفتم می‌گویند چهار هزار و 500 میلیارد ریال بدون حساب و کتاب به یک خانواده پرداخت شده است. 

این رقم که برآورد است. 

بله، اما در مورد پرداخت 0 5 میلیارد ریال که سندش ارایه شده بر چه اساس این پول را پرداخت کردید؟ 

قرارداد قانونی است، بیایند بگویند کجایش غیرقانونی است نه اینکه بگویند چرا پول دادید. در قالب یک قرارداد قانونی یک مبلغی پرداخت شده. 

دامنه مباحث مربوط به جریان انحرافی تا آنجا پیش رفته که خارج شدن برخی از نزدیکان سابق احمدی‌نژاد از دولت در راستای جدا شدن راه آنها از جریان انحرافی ارزیابی می‌شود. 

مثلا کدام جدایی‌ها؟ 

مثل غلامحسین الهام که در دولت قبلی آنقدر سمت به او اختصاص یافته بود که به ابوالمشاغل کابینه مشهور شده بود یا صفارهرندی و مهرداد بذرپاش. دلیل جداشدن‌شان یا تحلیل شما از این جدا شدن‌ها چیست؟ 

من درباره آقای الهام زیاد اطلاع ندارم، ولی در مورد آقای بذرپاش اطلاع دارم. حتی چند بار پیش من آمد و با خواهش گفت: بیایید با من برویم پیش آقای رییس‌جمهور یا آقای مشایی و واسطه شوید که من استعفا دهم. 

واسطه برای استعفا دیگر از آن حرف‌هاست؟ 

من احساس می‌کنم کارش را نپسندیده بود. ریاست سازمان ملی جوانان تیپ خاصی می‌خواست و روحیه ویژه‌ای می‌طلبید. 

در مورد بذرپاش توجه داشته باشید که در سال 84 رییس ستاد تبلیغات احمدی‌نژاد در انتخابات بود. چگونه این‌طور استعفا دادن او از سازمان ملی جوانان و معاونت رییس‌جمهور را عادی می‌دانید؛ این یک نوع جدا کردن راه از دولت و البته سرنوشت اطرافیان رییس‌جمهور نیست؟ 

وقتی استعفا داد چند پیشنهاد به او داده شد. این‌طور نیست که بگویند برو خانه‌ات بنشین. ایشان در نهاد ریاست‌جمهوری اتاق دارند. 

و به نهاد ریاست‌جمهوری رفت و آمد دارد؟ 

من نمی‌دانم چون تازه در نهاد مستقر شدم ولی می‌دانم که آقای بذرپاش در ساختمان کوثر اتاق دارد. 

به چه عنوانی؟ 

به عنوان مشاور در امور جوانان که رییس‌جمهور برایشان حکم زدند. 

و حتما نتیجه‌گیری می‌کنید که این جدایی و جدایی‌هایی از این دست عادی است؟ 

بله! من، احمدی‌نژاد و مشایی در جمع سه نفره‌‌مان به این اتهامات می‌خندیم. هر کسی رفته 10 هزار تومان هزینه کرده و یک وبلاگ درست کرده و اسمش را هم گذاشته سایت. بعد هم می‌گوید، من رسانه‌ام و شما هم به عنوان مسوول موظفید به من پاسخ دهید. 

من معاون اجرایی رییس‌جمهور هستم و آنقدر گرفتاری دارم که وقتی می‌بینم خیلی از برچسب‌ها به من نمی‌چسبد، بی‌توجه از کنار آنها عبور می‌کنم. سوال من این است که مگر ما چه کرده‌ایم که این کارها را می‌کنند. 

این چیزهایی که مطرح می‌شود خیلی‌هایش کلی‌گویی است. آیا ارزش پاسخ دادن دارند؟ 

من می‌پرسم انحراف از چه؟ بنده در اطرافیان آقای رییس‌جمهور کسانی که دنبال مقام باشند و خلاف کنند، نمی‌بینم. تمام این بیچاره‌هایی که من در اطراف رییس‌جمهور می‌بینم، همیشه خواب‌شان می‌آید. 
من سال‌هاست که با آقای مشایی دوست هستم و تا حالا چنین ادعایی [رابطه با امام‌زمان] از او نشنیده‌ام. تمام این مسایلی را که در رابطه با چند و چون عبادت می‌گویند ما از خود روحانیون یاد گرفته‌ایم. 
من نمی‌گویم منظورشان [منتقدان] ما نیستیم. می‌گویم کلی‌گویی نکنند. بگویند فلان‌کس در فلان‌جان، فلان کار را کرد. اتهام را مشخص بگویند. بگویند بقایی فلان‌جا، فلان‌کار را کردی. 
احمدی نژاد خودش رییس جمهور شد. 
من اصلا نمی‌دانم جریان انحرافی چیست و کجاست.


یادمان حماسه سوم تیر/ بخش چهارم و پایانی
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی
حلقه‌اول احمدی‌نژاد چه‌کسانی بودند، چه‌کسانی شدند
سوم تیرماه 84 یکی از مقاطع تاریخی بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای که در آن، گفتمان اصیل عدالت‌خواهی با کسب اکثریت قابل توجه آرای مردم توانست پس از سال‌ها، مدل جدیدی از حاکمیت برآمده از دل مردم را ارائه کرده و این‌چنین بود که دولت نهم به اذعان تمامی دلدادگان به آرمان های انقلاب اسلامی، توانست فصل نوینی از خدمت و توجه به مستضعفین را در جامعه پایه گذاری کند.

 در این زمینه رجانیوز طی سه گزارش پیشین، به بررسی مواضع احمدی نژاد و دیگر کاندیداهای حاضر در این عرصه و مقایسه آنها با یکدیگر پرداخت.

 اما در بخش چهارم و پایانی از سلسله گزارش‌های یادمان حماسه سوم تیر، آنچه مورد بررسی قرار می گیرد، ترکیب کابینه دولت نهم و اطرافیان رییس جمهور طی سالهای 84 تا 88 است.

کامران باقری لنکرانی، پرویز فتاح، غلامحسین الهام، داوود احمدی نژاد، محمد رضا اسکندری، محمد سلیمانی، پرویز داوودی، محمد حسین صفار هرندی، صادق محصولی، مسعود میرکاظمی، محمد جواد حاج علی اکبری، غلامحسین محسنی اژه ای، سعید جلیلی، مسعود زریبافان، احمد سالک، مرتضی آقا تهرانی، علی ثمری، سقای بی ریا و ... چهره های نام آشنای دولت نهم بودند که هر کدام علاوه بر سابقه درخشان خدمت رسانی در عرصه های مختلف، در دوره حضور خود در کابینه دولت نهم نیز همواره از بهترین و خوشنام ترین اعضای کابینه محسوب می شدند.

این افراد چه در قامت وزیر، چه در قامت معاون رییس جمهور، مشاور و... همواره با پرهیز از جنجال های رسانه ای و پوچ، با در نظر گرفتن اولویت های کاری خود نه تنها در صدد حاشیه سازی بی‌جا برای دولت و شخص رییس جمهور نبودند که برعکس ضمن حضور در جمع های مختلف مردمی و دانشجویی، به روایت زحمات و فعالیت های دولت نهم پرداخته و با پاسخگویی شبهات موجود در برهه های مختلف علیه دولت نهم، به کمک رییس جمهور می پرداختند.

اگرچه کابینه دولت دهم نیز تا حدی این خصوصیت را حفظ کرد و تداوم حضور افرادی چون مسعود میرکاظمی، صادق محصولی، مسعود زریبافان، سعید جلیلی و اضافه شدن افرادی چون علی نیکزاد، سردار وحیدی، حیدر مصلحی، مجید نامجو و... حاکی از تداوم گفتمان خدمت‌رسانی رییس جمهور در دولت جدید بود اما حذف تعداد قابل توجهی از نیروهای ارزشمند دولت نهم و جایگزینی افرادی که علی‌رغم سوابق نه چندان روشن و قابل قبول، از اساس با گفتمان جبهه سوم تیر در تضاد بودند منجر به سیر تغییرات قابل توجهی در عملکرد دولت دهم و شخص رییس جمهور شد.

ارتقای اسفندیار رحیم مشایی از جایگاه معاونت رییس جمهور در دولت نهم به ریاست دفتر احمدی نژاد و هم چنین ده ها جایگاه حساس و کلیدی دیگر در دولت دهم، معاونت اولی رییس جمهور توسط محمد رضا رحیمی، معاونت اجرایی رییس جمهور توسط حمید بقایی، معاونت نظارت راهبردی با ابراهیم عزیزی و همچنین ضریب گرفتن افرادی از جمله علی اکبر جوانفکر، محمد شریف ملک زاده، روح‌الله احمد زاده، محمد جعفر بهداد و همچنین اخیرا حذف صادق محصولی و مسعود میرکاظمی به بهانه ادغام وزارتخانه ها و ابقای پرحاشیه حجت الاسلام مصلحی در وزارت اطلاعات، همگی نشانگر تغییرات محسوسی بود که این روزها به راحتی می توان با توجه به آن، علت تغییرات گفتمانی دولت احمدی نژاد طی شش سال اخیر را درک کرد. اتفاقی که پیش از این نیز در تاریخ 33 ساله جمهوری اسلامی مسبوق به سابقه بوده و روند کانالیزه شدن شخصیت های خدمتگزار و موثر در نظام توسط افرادی با سابقه نه چندان قابل قبول، توانسته تا حد فراوانی منجر به تغییر ماهیت آنان شود.

از این رو به نظر می رسد یکی از خصوصیات متمایز دولت نهم طی سالهای 84-88 با دولت های قبل از خود، استفاده گسترده از چهره های مقبول و خدمتگزار با خاستگاه گفتمانی جبهه سوم تیر بود اما گذر زمان و تغییراتی که در این زمینه بوجود آمد، دولت دهم  را عملا با نوعی ارتجاع گفتمانی مواجه کرده است که این خصیصه بیش از هر چیز دیگر در تضاد با خاستگاه احمدی نژاد در مقایسه با شش سال قبل است.


جزئیاتی از اتهامات مالی و امنیتی ملک‌زاده
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤  کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، ملک زاده ، اسفندیار رحیم مشائی ، حمید بقائی

جزئیاتی از اتهامات مالی و امنیتی ملک‌زاده / درباره بقایی و مشایی نیز پرونده در حال پیگیری است

زهره الهیان گفت: محمدشریف ملک‌زاده در بحث مناطق آزاد دارای اتهامات مالی و در موضوع شورای عالی ایرانیان خارج از کشور نیز دارای اتهامات امنیتی است.

زهره الهیان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به بازداشت محمدشریف ملک‌زاده از افراد نزدیک به بقایی و مشایی، گفت: ایشان در قوه قضائیه پرونده دارند و در کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز در قالب تحقیق و تفحص از شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، مواردی که مورد ابهام نمایندگان بود درباره ایشان وجود دارد. از جمله بحث بی‌انضباطی مالی و بحث مناطق آزاد که جزء اتهامات آقای ملک‌زاده است.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا مباحث اقتصادی در مناطق آزاد مطرح بوده یا مسائل امنیتی نیز مطرح است؟ اظهار داشت: ظاهراً در بحث مناطق آزاد مسائل اقتصادی مطرح است.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه گفته می‌شود در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور اتهامات امنیتی نیز درباره آقای ملک‌زاده مطرح است، خاطرنشان کرد: آنجا هم درباره مدعوینی که در همایش ایرانیان خارج از کشور حضور داشتند، مباحثی مطرح بود که به لحاظ امنیتی اطلاعاتی اهمیت زیادی داشت و وزارت اطلاعات هشدارهای لازم را در دعوت از برخی افراد معلوم‌الحال داده بود، اما متأسفانه به هشدارهای وزارت اطلاعات توجهی نشد.

الهیان همچنین درباره اینکه آیا بازداشت مدیرعامل مناطق آزاد اروند نیز در ارتباط با مسائل اقتصادی بوده و به موضوع ملک‌زاده ربط دارد یا خیر؟ گفت: آنهم بالاخره در واقع به نوعی مطرح است اما اطلاع دقیقی از روند این موضوع ندارم. اما درباره مناطق آزاد مباحث مالی و فساد اقتصادی مطرح است که الان در حال بررسی است.

وی در خصوص شایعاتی مبنی بر احتمال بازداشت حمید بقایی نیز گفت: من اطلاعی در این باره ندارم. اما درباره ایشان هم مباحث مناطق آزاد به طور جدی مطرح بود. با این وجود از روند پرونده ایشان اطلاع کافی ندارم.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در ادامه اظهار داشت: درباره آقای مشایی هم مواردی مطرح است و پرونده‌های مربوط به وی سیر خود را طی می‌کند. منتهی از جزئیات آنها اطلاعی ندارم.

الهیان ادامه داد: کمیسیون اصل 90 در مجلس به دنبال شکایت برخی نمایندگان از آقای بقایی و آقای مشایی، بررسی‌هایی را انجام می‌دهد و مستنداتی دارد. و این روند در کمیسیون مذکور دنبال می‌شود.


مشایی معتقد بود14خرداد شهید می شود و15خردادامام زمان ظهور می کند
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مجتبی ذوالنور ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ابعاد جدید و ناپیدایی را از فعالیت‌های پشت‌پرده و تفکرات جریان انحرافی افشاء کرد.


به گزارش مرکز خبر حوزه، حجت الاسلام والمسلمین ذوالنور، عصر روز گذشته در همایش «بصیرت و جهاد علمی» گفت:

*همۀ بستگان نزدیک رییس جمهور مخالف ارتباط وی با مشایی هستند، حتی مادر ایشان گفت که شما را عاق می‌کنم، اما آقای احمدی‌ن‍ژاد با این وجود بر حفظ جایگاه مشایی تأکید می‌کند.


* خطر جریان انحرافی حتی از خطر اصلاح‌طلبان بیشتر است. اصلاح‌طلبان، جریان سکولاری بودند که دین را ناتوان در ادارۀ جامعه می‌دیدند، اما افرادی که در این جریان مفسد اقتصادی و سیاسی داخل هستند، با نقاب دین و اهتمام به مهدویت و ولایت فقیه درصدد انحراف انقلابند.

*آیت‌الله مصباح یزدی خطر این موضوع را در طول تاریخ بی‌سابقه و همان جریان فراماسونری می‌داند و بیان می‌کند که امیدی به بازگشت این افراد ندارم.


*حجتیه ها، معتقدند که در زمان غیبت هیچ عَلَم حکومتی نمی‌تواند برافراشته شود، ولی این جریان، همۀ انحرافات فرقۀ حجتیه را در خود دارد و از طرفی نیز محکم به کانون قدرت و ثروت چسبیده است.

* در دورۀ هشت سالۀ اصلاحات، هیچ چیزی از اسلام ندیدیم؛ چرا که جریان سکولاری و لیبرالی بودند که با اعتقاد به عدم صلاحیت دین در ادارۀ جامعه وارد عرصۀ قدرت شده بودند، اما جریان فعلی با نقاب دین، دین را می‌کوبند و در درون خود اقتصادی، فساد سیاسی، وابستگی به بیگانه و... را دارند.

* جریان انحرافی معتقد است که در آخرالزمان، غیبت کبری به غیبت صغری تبدیل می‌شود و در این نوع از غیبت، افرادی می‌توانند با امام زمان(عج) ارتباط داشته باشند. آقای احمدی‌نژاد فکر می‌کند که مشایی با امام زمان(عج) ارتباط دارد.

* در یکی از جلسات هیئت دولت  آقای صفار هرندی به آقای احمدی‌ن‍ژاد گفت که رهبری با این موضوع مخالف هستند، اما آقای احمدی‌نژاد در جواب می‌گوید که "حکم است، باید انجام شود". آیا از این گفته، غیر این برداشت می‌شود که ایشان فکر می‌کند توسط رابطی با امام زمان(عج) ارتباط دارد؟

*این جریان، با این که به ظاهر معتقد به نیابت ولایت فقیه از امام زمان(عج) است، اما در باطن فکر می‌کند که با وجود امام عصر(عج) دیگر نیازی به اطاعت از ولایت فقیه نیست.

* دولت جمهوری اسلامی ایران، در اوضاع کنونی جهان عرب، تلاش می‌کند که ارتباط خود را با دولت‌های عربی گسترش دهد! دعوت از عبدالله دوم، پادشاه اردن و علی‌ عبدالله صالح، پادشاه یمن به ایران را چگونه باید توجیه کرد؟

*گفته می‌شود که به خاطر این‌که دولت، وجود دو عبدالله را در رأس حکومت کشورهای عربی را از علائم ظهور می‌داند از سران این دو کشور دعوت به حضور در ایران کرده است.


* آقای رئیس جمهور در بیاناتی از علی عبدالله صالح تمجید می‌کند که "شما نام سه امام و پیامبر را در نامت داری"!

* این جریان اعتقاد داشت که عبدالله دوم، پادشاه اردن، همان سفیانی در علائم ظهور امام زمان(عج) است، به همین علت می‌خواست که در هنگام مسافرت وی به ایران، او را در آبگرم سرعین حاضر کنند تا علائمی که بر کمر و کتف سفیانی در روایات وارد شده است را بر روی بدن پادشاه ملاحظه نمایند.

*آقای مشایی، چند روز قبل از مراسم سالروز ارتحال امام(ره)، بیان داشت که اتفاقی در چهارده و پانزده خرداد روی خواهد داد که دهان منتقدین بسته می‌شود. منظور وی این بود که در چهارده خرداد شهید می‌شود و روحش عروج پیدا خواهد کرد و در پانزده خرداد نیز امام زمان(عج) ظهور می‌کند.

* بعد از این اظهارات، برخی از افراد این جریان، سخت به دنبال ویزای عربستان بودند تا در روزی که ادعا می‌شد ظهور امام زمان(عج) است، در مکه کنار آن حضرت باشند.

* اگر گفته می‌شود که احمدی‌ن‍ژاد دچار سحر و جادو شده است، به معنای این نیست که او اختیاری از خود ندارد، بلکه از برخی پیشگویی‌هایی که مشایی به نقل از پیشگویانی انجام می‌داد، به این نتیجه رسید که این آقا رابط امام زمان(عج) است.


* از اصرارهای سه‌سالۀ این دولت این بود که سال جدید و عید نوروز را در کنار سران کشورهای فارسی‌زبان و برخی از سران عربی در کنار تخت جمشید شروع کنند که هر سال با مخالفت دفتر مقام معظم رهبری روبه‌رو شدند و هدف آنها به سرانجام نرسید.

* به سازمان حج و زیارت  گفتند که از روزهای سکونت زائرین در عتبات عالیات کم کنید تا روزی هم به بازدید از مدائن و تیسفون بغداد اختصاص یابد!

* آقای احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی به بنده گفت که برای مقابله با بدحجابی در جامعه، شخص آقای احمدی‌نژاد جلوی ما را می‌گیرد و نمی‌گذارد تا با فساد مقابله کنیم.

* سردسته‌ جریان انحرافی نیاز به حضور 150 نماینده در مجلس شورای اسلامی دارد، او می‌دانست که یکی از مهم‌ترین موانعش وزارت اطلاعات است؛ از این رو می‌خواست وزیر اطلاعات را کنار گذاشته و شخص رییس جمهور عهده‌دار سرپرستی آن شود، تا بتواند بهره کافی را از این مسئله ببرد. آقای احمدی نژاد فکر می‌کرد که مقام معظم رهبری ناگزیر به پذیرفتن استعفای ایشان یا قبول مشایی به عنوان معاون اول است و احتمال نمی‌داد که رهبری با درایت و مثل کوه، محکم در مقابل این درخواست بایستد.

* رییس جمهور در نهایت به خاطر استیضاح نشدن در مجلس، به اجبار تن به برگشت [از قهر 11روزه] داد؛ زیرا اگر قرار به استیضاح آقای احمدی‌نژاد بود، وی، بالاترین رأی عدم صلاحیت سیاسی در تاریخ را از مجلس شورای اسلامی می‌گرفت.


نظر مشایی در خصوص مجسمه های مستهجن
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، قدیری ابیانه ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

وقتی به مکزیک بازگشتم، آقای ملک زاده یکی از معاونان آقای مشایی، تلفنی با اینجانب تماس گرفت. سلام اقای مشایی را رساند و از قول او از من خواست که در مورد آن مجسمه ها سختگیری نکنم! گفتم که سلام مرا به ایشان برسانید و بگویید این مجسمه ها به هیچ وجه نباید به نمایش درآیند و من به عنوان نماینده ایران در مکزیک قطعا اجازه چنین کاری را نخواهم داد. / من باب تاکید چند بار به مدیر کل موزه ملی که به مکزیک آمده بود یادآوری کردم که نباید مجسمه ها نمایش داده شوند. روز افتتاح با حضور آقای بقایی قائم مقام وقت سازمان گردشگری و میراث فرهنگی برای افتتاح نمایشگاه رفتیم. با کمال تعجب دیدم نه تنها مجسمه ها حذف نشده بلکه در دو طرف درب ورودی نمایشگاه ایران به نحوی قرار گرفته که اولین چیزی که از این نمایشگاه می بینند مجسمه های آن مرد و زن برهنه با عورت های برجسته است. خونم به جوش آمد. در حضور بقایی به مدیر کل موزه ملی گفتم من حساب تو (...) را خواهم رسید و به بقایی گفتم از این لحظه من به سازمان گردشگری و میراث فرهنگی، به اقای مشایی و به شما اعلام جنگ می کنم. بچرخ تا بچرخیم.

قدیری ابیانه با اشاره به بی‌مبالاتی فرهنگی جریان نفوذی گفت: ملک‌زاده از قول مشایی گفت در مورد مجسمه‌های مستهجن سخت‌گیری نکن.

به گزارش مشرق، بی‌مبالاتی برخی از عناصر جریان نفوذی در تقید به آداب و احکام شرعی پیش از این نیز در برخی از موارد نظیر مصاحبه آقای مشایی با روزنامه ترکیه‌ای پیگیری ورود زنان به ورزشگاه‌ها مخالفت با اجرای طرح‌های ناجا در برخورد با بدحجابی تفسیرهای التقاطی و نسبی‌گرایانه از احکام و اصرار بر مکتب ایرانی مورد هشدار قرار گرفته بود با این حال سفیر سابق ایران در مکزیک روایت جدیدی از این دست را که در مجموعه شاخص‌های جریان نفوذی می‌تواند به‌عنوان نمونه ثبت شود بیان کرده است.
 
محمد حسن قدیری ابیانه در سایت شخصی خود روایتی را از نمایشگاه آثار تاریخی ایران در مکزیک حضور مشایی مجسمه‌های زننده موجود در نمایشگاه پیگیری‌هایش برای حذف این مجسمه‌ها از نمایشگاه‌های بعدی و واکنش‌های آن مطرح کرده که متن این نوشته در ادامه آمده است:
 
«وقتی در اردیبهشت سال 1386 به عنوان سفیر عازم ماموریت مکزیک شدم روزهای پایانی یک نمایشگاه عظیم آثار تاریخی ایران با استقبال گسترده مردم در موزه آنتروپولوژی (مردم شناسی) مکزیک که مهمترین موزه این کشور است روبرو شده بود. بیش از یک میلیون نفر از این موزه دیدن کردند و موفقیتی بسیار بزرگ محسوب می شد. آقای مشایی رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی نیز در افتتاحیه این نمایشگاه شرکت کرده بود.
 
مطبوعات با آب و تاب فراوان آن را منعکس ساختند و عکس های بزرگی از آن را منتشر می کردند. موزه های دیگری نیز در مکزیک و در سایر کشورها خواستار برگزاری آن شدند. قرار شد در شهر پوئبلای مکزیک نیز این نمایشگاه برگزار گردد.
 
موزه بر دوران قبل از اسلام تاکید داشت و آثار آن دوران را گرد آوری نموده بود و تقریبا از آثار دوران اسلامی خبری نبود. لیکن آنچه تعجب و تاسف مرا بر انگیخت تعداد قابل توجهی از آثار مستهجن تاریخی بود که در بین این آثار دیده می شد. این مجسمه ها  آشکارا و بی شرمانه به اندام های تناسلی مردان و زنان پرداخته بود و در یک مورد نیز معاشقه عریان مرد و زنی را ترسیم می کرد. این مجسمه ها چیزی جز آنچه در ادبیات امروز دنیا صنعت پورن خوانده می شود نبود. قلم از ذکر جزییات این مجسمه ها و انتشار تصاویر آن شرم دارد اما تصاویر آن موجود است.
 
برخی از روزنامه های مکزیکی به عنوان یک سوژه نادر در مورد ایران، یک صفحه کامل خود را به نمایش این اثار غیر اخلاقی اختصاص داده بودند. گویا هدف سازنده این آثار که به نظر می رسد از عقده های جنسی و روانی در عذاب بوده است، صرفا تمرکز بر عورت ها بوده است.
 
مجسمه هایی که از یونان به ایران منتقل شده اند و یا در دورانی خاص تحت تاثیر فرهنگ رومی توسط فردی خاص ساخته شده است و به هیچ وجه نمادی از فرهنگ محجوب و اخلاق مدار ایرانی نیست.
 
به عنوان یک ایرانی از این اقدام مسئولان سازمان میراث فرهنگی بسیار خجالت زده بودم. متاسفانه میراث فرهنگی تقریبا تمام آثار دوران اسلامی را حذف کرده بودند و موزه نیز تصویر مجسمه های عریان را در دهها هزار نسخه به صورت بروشور منتشر کرده بود و مردم را دعوت به دیدن آثار فرهنگی ایران می کرد! شبکه های تلویزیونی در برنامه های خبری خود به نمایش این مجسمه ها می پرداختند. در یک کلام باید گفت حتی کسانی که از موزه نیز بازدید نکرده بودند با مشاهده تبلیغات رسانه ها، آنچه از ایران و فرهنگ ایرانی در ذهنشان جای می گرفت از جمله همین مجسمه های بیشرمانه بود.
 
در همان روزها مدیرکل موزه ملی ایران به مکزیک آمده بود. به او به شدت اعتراض کردم که چرا این آثار را به نمایش گذاشته اند و این چه نوع معرفی از تاریخ و فرهنگ ایران است؟ به توجیه پرداخت که این مجسمه ها را در 7 کشور دیگر نیز به نمایش درآورده اند و سفرای ایران هیچکدام اعتراض نکرده اند! حالا شما چرا اعتراض می کنید؟ می گفت ما که نمی توانیم این آثار را در ایران به نمایش بگذاریم پس اگر در خارج هم به نمایش نگذاریم پس با آن ها چه کنیم؟ وی اینگونه سعی می کرد جای خالی آثار تاریخی دوران اسلامی را نیز توجیه کند.
 
گفتم روزهای پایانی نمایشگاه است و اگر بخواهیم آن را برداریم توجه ها بیشتر جلب می گردد و بیشتر سوژه می شود. لذا گفتم در نمایشگاه جدیدی که قرار بود در شهر پوئبلا برپا شود حق ندارند این نوع مجسمه ها را قرار دهند.

وی گفت تصمیم دراین مورد با جناب آقای مشایی است. به وی گفتم من سفیر فوق العاده و تام الاختیار جمهوری اسلامی ایران در مکزیک هستم و به شما رسما اعلام می کنم که حق ندارید این نوع مجسمه های مستهجن را در نمایشگاه بعدی قرار دهید. با مسئولان موزه مکزیک هم تماس گرفتم و پس از کش و قوسهایی آنها نیز با قرار ندادن این مجسمه ها در موزه شهر پوئبلا موافقت کردند. نامه هایی هم به ایران و از جمله به مقامات وقت وزارت امور خارجه و از آن طریق برای آقای مشایی نوشتم که نباید این مجسمه ها در موزه بعدی قرار بگیرند و ضروری است اصولا تجدید نظر اساسی در انتخاب آثار باستانی ایران در نمایشگاه های خارجی بنمایند و جلوی این خیانت فرهنگی را بگیرند.
 
در سفری که برای شرکت در یک سمینار به ایران داشتم، یادداشتی را شخصا به دست آقای دکتر احمدی نژاد رساندم و در خواست کردم که به اقای مشایی دستور لازم را بدهند تا نه تنها در موزه مکزیک بلکه در کل برنامه های نمایش آثار فرهنگی ایران در خارج از کشور از نمایش آنها جلوگیری کنند. با شناختی که از مواضع رئیس جمهور داشتم بر این باور بودم که ایشان حتما دستور لازم را خواهند داد، هر چند اطلاعی از سرنوشت آن نامه ندارم.
 
وقتی به مکزیک بازگشتم، آقای ملک زاده یکی از معاونان آقای مشایی، تلفنی با اینجانب تماس گرفت. سلام اقای مشایی را رساند و از قول او از من خواست که در مورد آن مجسمه ها سختگیری نکنم! گفتم که سلام مرا به ایشان برسانید و بگویید این مجسمه ها به هیچ وجه نباید به نمایش درآیند و من به عنوان نماینده ایران در مکزیک قطعا اجازه چنین کاری را نخواهم داد.
 
یکی از دوستانم که مسئولیتی در وزارت خارجه داشت و ارتباط دوستانه ای هم با اقای مشایی داشت، از روی دلسوزی گفت: "چشمانت را ببند و چیزی نگو و با مشایی درگیر نشو. او رابطه ویژه ای با رئیس جمهور دارد و نفوذش می تواند برای موقعیت کاری تو منفی باشد. تو موضوع را منعکس کردی و وظیفه خود را انجام دادی و دیگر تکلیفی بر تو نیست." گفتم من جلوی اینکار غیر شرعی و ضد فرهنگی را خواهم گرفت و عاقبت آن هم برایم مهم نیست.
 
من باب تاکید چند بار به مدیر کل موزه ملی که به مکزیک آمده بود یادآوری کردم که نباید مجسمه ها نمایش داده شوند. روز افتتاح با حضور آقای بقایی قائم مقام وقت سازمان گردشگری و میراث فرهنگی برای افتتاح نمایشگاه رفتیم. با کمال تعجب دیدم نه تنها مجسمه ها حذف نشده بلکه در دو طرف درب ورودی نمایشگاه ایران به نحوی قرار گرفته که اولین چیزی که از این نمایشگاه می بینند مجسمه های آن مرد و زن برهنه با عورت های برجسته است. خونم به جوش آمد. در حضور بقایی به مدیر کل موزه ملی گفتم من حساب تو (...) را خواهم رسید و به بقایی گفتم از این لحظه من به سازمان گردشگری و میراث فرهنگی، به اقای مشایی و به شما اعلام جنگ می کنم. بچرخ تا بچرخیم.
 
بقایی که از عکس العمل من جا خورده بود و انتظار چنین برخوردی را نداشت گفت مگر چه شده است؟ گفتم که به او گفته بودم که نباید این مجسمه ها را به نمایش بگذارد و موضوع را هم به آقای مشایی منعکس کرده بودم. آن وقت  این از خدا بی خبر آمده آنها را در سردر ورودی نمایشگاه قرار داه است. گفت برویم ببینیم مجسمه ها چیست. وقتی مجسمه ها را دید دستور داد فورا آن را جمع کنند. البته من نمی دانم که ایا واقعا تا قبل از آن مجسمه ها را ندیده بوده است یا نه. مدیرکل موزه ملی ایران تلاش کرد مانع تصمیم او شود، لیکن موثر واقع نیافتاد.  مجسمه ها را که درون محفظه شیشه ای بود نمی شد بلافاصله بیرون آورد. لذا روی محفظه را با  پارچه پوشاندند. بعدا آقای بقایی گفت که مدیر کل را عوض خواهد کرد و بعدها اینکار را کرد. برخی می گویند که آن فرد هم اکنون بورس دکتری گرفته و در خارج از کشور است.
 
آقای بقایی همچنین در آن سفر وعده هایی برای تامین مخارج مربوط به فعالیت های گسترده فرهنگی و نمایشگاه هایی که در سفارت برای معرفی تاریخ و فرهنگ اصیل ایران برگزار می کردیم داد که متاسفانه هرگز عملی نشد.

بعدها در سفری به ایران در حاشیه مراسمی مجددا  او را که دیگر معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شده بود دیدم و گفتم شما مبلغی را که برای نمایش فرهنگ ایران توسط  سفارت جمهوری اسلامی که نماینده رسمی کشور است و قول آن را داده اید دریغ کرده اید و ده ها میلیون تومان به هدیه تهرانی برای نمایشگاه آب داده اید؟! چه اشکالی دارد که ما را هم "تهرانی" فرض کنید و مبلغی را که قول آن را داده اید به سفارت "هدیه" دهید!
 
قول پیگیری داد ولی خبری نشد تا اینکه دوران معمول سفارت من به پایان رسید و به  ایران بازگشتم ولی بودجه ای حواله نشد.
 
امروز که مسائل آن دوره را مرور می کنم بهتر می توانم هدف از برگزاری موزه آثار تاریخی ایران با حذف دوره اسلامی و تمرکز بر دوره قبل از اسلام با گنجاندن آن مجسمه های مستهجن را در یابم و ابعاد اهداف و فلسفه طرح موضوع مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی هم بیشتر نمایان می شود.
 
متاسفانه باید اذعان کنم که آقای احمدی نژاد امروز در انتخاب اطرافیان و تصمیم گیری هایش، همان مسیر غلطی را می رود که دولتهای قبلی پیموده اند. بیشترین لطمه را به آبرو و اعتبار آقای هاشمی به عنوان یکی از سرمایه های بزرگ انقلاب، خود او خانواده و برخی از اطرافیانش زدند.
 
آقای احمدی نژاد هم دستاوردهای بی نظیری در عرصه سیاست خارجی در سالهای اول دوره ریاست جمهوری اش داشت. دستاوردهایی که هنوز هم برای بسیاری از مردم آشکار نشده است. امیدوارم اجازه ندهد بیش از این، فتوحات ارزشمند وی در عرصه دیپلماسی به واسطه برخی دوستان خائن و منحرف و یا ناآگاه به تاراج برود و هرچه زودتر به خود بیاید. ان شاء الله»


احمدی‌نژاد و مشایی مثل لاله و لادن هستند بخواهیم از هم جدا کنیم هر دو ...
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مجتبی ذوالنور ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی

یک گروه هم جریان محافظه‌کارند که اکثریت کرسی ها را در اختیار دارند و یک عده هم در مجلس نمایندگان بی‌ تاثیری هستند. در آن 11 روزی که احمدی‌نژاد قهر کرده بود 200 نفر از شخصیت‌های نظام به صورت تلفنی و حضوری با او صحبت کردند ولی فایده‌ای نداشت و به تعبیر بنده احمدی‌نژاد رغبتاً بر سر کارش نیامده است و از روی اکراه و ناچاری و اجبار آمد، چون مجلس ملتهب شده بود و ضرب‌العجل هم تمام شده بود و اگر آن روز ...

شفاف : جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه برخی می‌گویند که اگر احمدی‌نژاد و مشایی را از هم جدا کنیم درست می‌شود گفت: احمدی نژاد و مشایی مانند لاله و لادن دوقلوهای به هم چسبیده هستند که وقتی آنها را عمل جراحی کردند هر دو از بین رفتند.

حجت‌الاسلام مجتبی ذوالنور شامگاه دوشنبه در همایش بصیرت و جهاد علمی که در سالن همایش‌های نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها برگزار شد با اشاره به ضرب الاجل مجلس برای عزل احمدی‌نژاد اظهار داشت: نمایندگان مجلس چند گروه هستند که بعضاً ضدانقلاب هستند که از همان اول علیه دولت بودند.

 وی ادامه داد: یک گروه هم جریان محافظه‌کارند که اکثریت کرسی ها را در اختیار دارند و یک عده هم در مجلس نمایندگان بی‌ تاثیری هستند.

 وی تصریح کرد: عده‌ای به نماینده شهرشان اعتراض کردند که چرا مثلا در مجلس چنین حرفی را زدی، این نماینده در جواب مردم گفت: بروید نوارهای مجلس را گوش کنید ببینید اصلا من در مجلس حرف زدم.

 ذوالنور اضافه کرد: یکی از آنها هم گفته بود که من هیچ چیزی نگفتم، فقط گرم بود گفتم کولر را روشن کنید.

 جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه بعضی‌ها در مجلس بی‌خاصیت ‌هستند، اظهار داشت: یک گروه هم حزب‌اللهی‌های سینه چاکی بودند که از همان اول حمایت کردند. آنها چون رئیس جمهور را رئیس جمهور ارزش‌ها و ولایتمدار می‌دانستند از او حمایت کردند.

 پیش بینی بالاترین رأی عدم کفایت سیاسی تاریخ به احمدی‌نژاد در مجلس هشتم

 وی تصریح کرد: در آن 11 روزی که احمدی‌نژاد قهر کرده بود 200 نفر از شخصیت‌های نظام به صورت تلفنی و حضوری با او صحبت کردند ولی فایده‌ای نداشت و به تعبیر بنده احمدی‌نژاد رغبتاً بر سر کارش نیامده است و از روی اکراه و ناچاری و اجبار آمد، چون مجلس ملتهب شده بود و ضرب‌العجل هم تمام شده بود و اگر آن روز سر کارش حاضر نمی‌شد، فردای آن روز استیضاح می‌شد.

 ذوالنور اضافه کرد: اگر رأی عدم کفایت سیاسی احمدی‌نژاد در این مجلس مطرح می‌شد، بالاترین رأی عدم اعتماد تاریخ را می‌گرفت.

 وی در بخش دیگری از سخنان خود با طرح این سئوال که در حال حاضر بهترین تدبیر در مورد جریان انحرافی چیست، اظهار داشت: بعضی‌ها می‌گویند که اگر احمدی‌نژاد و مشایی را از هم جدا کنیم درست می‌شود.

 

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با ذکر مثالی در این مورد گفت: لاله و لادن دو دختری که به همدیگر چسبیده بودند و وقتی آنها را عمل جراحی کردند هر دو از بین رفتند.

 وی ادامه داد: بارها احمدی‌نژاد گفته که من یعنی مشایی و مشایی یعنی من بنابراین الان فضای اینها به گونه‌ای است که اگر عمل شود هر دو از بین می‌روند.

 ذوالنور تصریح کرد: فضای جامعه برای برخورد مناسب نیست، بنابراین باید مدارا کرد، به این معنی که نگذاریم باند انحرافی هر کاری که دلش می‌خواهد انجام دهد.

 وی با بیان اینکه پر و بال را باید قیچی کرد، اظهار داشت: نباید اجازه داد نغمه‌های شوم پیاده شود و با کمترین هزینه دوران گذر را بگذریم.

 جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران تأکید کرد: باید کار به جایی برسد که افکار عمومی کاملا توجیه شود و رئیس جمهور هم پی به باطن این جریان ببرد.

 جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه گفت: جداسازی احمدی‌نژاد و مشایی از هم ممکن نیست و این جداسازی هزینه‌هایی دارد.

 وی اظهار داشت: الان کارکرد ولایت فقیه در این حوادث رنگارنگی که در مسیر انقلاب پیش می‌آید مشخص می‌شود.


روایت قدیری ابیانه از یک نمونه بی‌مبالاتی فرهنگی جریان نفوذی
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، قدیری ابیانه ، جریان انحرافی
ملک‌زاده از قول مشایی گفت در مورد مجسمه‌های مستهجن سخت‌گیری نکن

بی‌مبالاتی برخی از عناصر جریان نفوذی در تقید به آداب و احکام شرعی پیش از این نیز در برخی از موارد نظیر مصاحبه آقای مشایی با روزنامه ترکیه‌ای پیگیری ورود زنان به ورزشگاه‌ها مخالفت با اجرای طرح‌های ناجا در برخورد با بدحجابی تفسیرهای التقاطی و نسبی‌گرایانه از احکام و اصرار بر مکتب ایرانی مورد هشدار قرار گرفته بود با این حال سفیر سابق ایران در مکزیک روایت جدیدی از این دست را که در مجموعه شاخص‌های جریان نفوذی می‌تواند به‌عنوان نمونه ثبت شود بیان کرده است. 

 
محمد حسن قدیری ابیانه در سایت شخصی خود روایتی را از نمایشگاه آثار تاریخی ایران در مکزیک حضور مشایی مجسمه‌های زننده موجود در نمایشگاه پیگیری‌هایش برای حذف این مجسمه‌ها از نمایشگاه‌های بعدی و واکنش‌های آن مطرح کرده که متن این نوشته در ادامه آمده است: 
 
«وقتی در اردیبهشت سال 1386 به عنوان سفیر عازم ماموریت مکزیک شدم روزهای پایانی یک نمایشگاه عظیم آثار تاریخی ایران با استقبال گسترده مردم در موزه آنتروپولوژی (مردم شناسی) مکزیک که مهمترین موزه این کشور است روبرو شده بود. بیش از یک میلیون نفر از این موزه دیدن کردند و موفقیتی بسیار بزرگ محسوب می شد. آقای مشایی رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی نیز در افتتاحیه این نمایشگاه شرکت کرده بود. 
 
مطبوعات با آب و تاب فراوان آن را منعکس ساختند و عکس های بزرگی از آن را منتشر می کردند. موزه های دیگری نیز در مکزیک و در سایر کشورها خواستار برگزاری آن شدند. قرار شد در شهر پوئبلای مکزیک نیز این نمایشگاه برگزار گردد. 
 
موزه بر دوران قبل از اسلام تاکید داشت و آثار آن دوران را گرد آوری نموده بود و تقریبا از آثار دوران اسلامی خبری نبود. لیکن آنچه تعجب و تاسف مرا بر انگیخت تعداد قابل توجهی از آثار مستهجن تاریخی بود که در بین این آثار دیده می شد. این مجسمه ها  آشکارا و بی شرمانه به اندام های تناسلی مردان و زنان پرداخته بود و در یک مورد نیز معاشقه عریان مرد و زنی را ترسیم می کرد. این مجسمه ها چیزی جز آنچه در ادبیات امروز دنیا صنعت پورن خوانده می شود نبود. قلم از ذکر جزییات این مجسمه ها و انتشار تصاویر آن شرم دارد اما تصاویر آن موجود است. 
 
برخی از روزنامه های مکزیکی به عنوان یک سوژه نادر در مورد ایران، یک صفحه کامل خود را به نمایش این اثار غیر اخلاقی اختصاص داده بودند. گویا هدف سازنده این آثار که به نظر می رسد از عقده های جنسی و روانی در عذاب بوده است، صرفا تمرکز بر عورت ها بوده است. 
 
مجسمه هایی که از یونان به ایران منتقل شده اند و یا در دورانی خاص تحت تاثیر فرهنگ رومی توسط فردی خاص ساخته شده است و به هیچ وجه نمادی از فرهنگ محجوب و اخلاق مدار ایرانی نیست. 
 
به عنوان یک ایرانی از این اقدام مسئولان سازمان میراث فرهنگی بسیار خجالت زده بودم. متاسفانه میراث فرهنگی تقریبا تمام آثار دوران اسلامی را حذف کرده بودند و موزه نیز تصویر مجسمه های عریان را در دهها هزار نسخه به صورت بروشور منتشر کرده بود و مردم را دعوت به دیدن آثار فرهنگی ایران می کرد! شبکه های تلویزیونی در برنامه های خبری خود به نمایش این مجسمه ها می پرداختند. در یک کلام باید گفت حتی کسانی که از موزه نیز بازدید نکرده بودند با مشاهده تبلیغات رسانه ها، آنچه از ایران و فرهنگ ایرانی در ذهنشان جای می گرفت از جمله همین مجسمه های بیشرمانه بود. 
 
در همان روزها مدیرکل موزه ملی ایران به مکزیک آمده بود. به او به شدت اعتراض کردم که چرا این آثار را به نمایش گذاشته اند و این چه نوع معرفی از تاریخ و فرهنگ ایران است؟ به توجیه پرداخت که این مجسمه ها را در 7 کشور دیگر نیز به نمایش درآورده اند و سفرای ایران هیچکدام اعتراض نکرده اند! حالا شما چرا اعتراض می کنید؟ می گفت ما که نمی توانیم این آثار را در ایران به نمایش بگذاریم پس اگر در خارج هم به نمایش نگذاریم پس با آن ها چه کنیم؟ وی اینگونه سعی می کرد جای خالی آثار تاریخی دوران اسلامی را نیز توجیه کند. 
 
  
گفتم روزهای پایانی نمایشگاه است و اگر بخواهیم آن را برداریم توجه ها بیشتر جلب می گردد و بیشتر سوژه می شود. لذا گفتم در نمایشگاه جدیدی که قرار بود در شهر پوئبلا برپا شود حق ندارند این نوع مجسمه ها را قرار دهند. وی گفت تصمیم دراین مورد با جناب آقای مشایی است. به وی گفتم من سفیر فوق العاده و تام الاختیار جمهوری اسلامی ایران در مکزیک هستم و به شما رسما اعلام می کنم که حق ندارید این نوع مجسمه های مستهجن را در نمایشگاه بعدی قرار دهید. با مسئولان موزه مکزیک هم تماس گرفتم و پس از کش و قوسهایی آنها نیز با قرار ندادن این مجسمه ها در موزه شهر پوئبلا موافقت کردند. نامه هایی هم به ایران و از جمله به مقامات وقت وزارت امور خارجه و از آن طریق برای آقای مشایی نوشتم که نباید این مجسمه ها در موزه بعدی قرار بگیرند و ضروری است اصولا تجدید نظر اساسی در انتخاب آثار باستانی ایران در نمایشگاه های خارجی بنمایند و جلوی این خیانت فرهنگی را بگیرند. 
 
در سفری که برای شرکت در یک سمینار به ایران داشتم، یادداشتی را شخصا به دست آقای دکتر احمدی نژاد رساندم و در خواست کردم که به اقای مشایی دستور لازم را بدهند تا نه تنها در موزه مکزیک بلکه در کل برنامه های نمایش آثار فرهنگی ایران در خارج از کشور از نمایش آنها جلوگیری کنند. با شناختی که از مواضع رئیس جمهور داشتم بر این باور بودم که ایشان حتما دستور لازم را خواهند داد، هر چند اطلاعی از سرنوشت آن نامه ندارم. 
 
وقتی به مکزیک بازگشتم، آقای ملک زاده یکی از معاونان آقای مشایی، تلفنی با اینجانب تماس گرفت. سلام اقای مشایی را رساند و از قول او از من خواست که در مورد آن مجسمه ها سختگیری نکنم! گفتم که سلام مرا به ایشان برسانید و بگویید این مجسمه ها به هیچ وجه نباید به نمایش درآیند و من به عنوان نماینده ایران در مکزیک قطعا اجازه چنین کاری را نخواهم داد. 
 
یکی از دوستانم که مسئولیتی در وزارت خارجه داشت و ارتباط دوستانه ای هم با اقای مشایی داشت، از روی دلسوزی گفت: "چشمانت را ببند و چیزی نگو و با مشایی درگیر نشو. او رابطه ویژه ای با رئیس جمهور دارد و نفوذش می تواند برای موقعیت کاری تو منفی باشد. تو موضوع را منعکس کردی و وظیفه خود را انجام دادی و دیگر تکلیفی بر تو نیست." گفتم من جلوی اینکار غیر شرعی و ضد فرهنگی را خواهم گرفت و عاقبت آن هم برایم مهم نیست. 
 
من باب تاکید چند بار به مدیر کل موزه ملی که به مکزیک آمده بود یادآوری کردم که نباید مجسمه ها نمایش داده شوند. روز افتتاح با حضور آقای بقایی قائم مقام وقت سازمان گردشگری و میراث فرهنگی برای افتتاح نمایشگاه رفتیم. با کمال تعجب دیدم نه تنها مجسمه ها حذف نشده بلکه در دو طرف درب ورودی نمایشگاه ایران به نحوی قرار گرفته که اولین چیزی که از این نمایشگاه می بینند مجسمه های آن مرد و زن برهنه با عورت های برجسته است. خونم به جوش آمد. در حضور بقایی به مدیر کل موزه ملی گفتم من حساب تو (...) را خواهم رسید و به بقایی گفتم از این لحظه من به سازمان گردشگری و میراث فرهنگی، به اقای مشایی و به شما اعلام جنگ می کنم. بچرخ تا بچرخیم. 
 
بقایی که از عکس العمل من جا خورده بود و انتظار چنین برخوردی را نداشت گفت مگر چه شده است؟ گفتم که به او گفته بودم که نباید این مجسمه ها را به نمایش بگذارد و موضوع را هم به آقای مشایی منعکس کرده بودم. آن وقت  این از خدا بی خبر آمده آنها را در سردر ورودی نمایشگاه قرار داه است. گفت برویم ببینیم مجسمه ها چیست. وقتی مجسمه ها را دید دستور داد فورا آن را جمع کنند. البته من نمی دانم که ایا واقعا تا قبل از آن مجسمه ها را ندیده بوده است یا نه. مدیرکل موزه ملی ایران تلاش کرد مانع تصمیم او شود، لیکن موثر واقع نیافتاد.  مجسمه ها را که درون محفظه شیشه ای بود نمی شد بلافاصله بیرون آورد. لذا روی محفظه را با  پارچه پوشاندند. بعدا آقای بقایی گفت که مدیر کل را عوض خواهد کرد و بعدها اینکار را کرد. برخی می گویند که آن فرد هم اکنون بورس دکتری گرفته و در خارج از کشور است. 
 
آقای بقایی همچنین در آن سفر وعده هایی برای تامین مخارج مربوط به فعالیت های گسترده فرهنگی و نمایشگاه هایی که در سفارت برای معرفی تاریخ و فرهنگ اصیل ایران برگزار می کردیم داد که متاسفانه هرگز عملی نشد. 
بعدها در سفری به ایران در حاشیه مراسمی مجددا  او را که دیگر معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شده بود دیدم و گفتم شما مبلغی را که برای نمایش فرهنگ ایران توسط  سفارت جمهوری اسلامی که نماینده رسمی کشور است و قول آن را داده اید دریغ کرده اید و ده ها میلیون تومان به هدیه تهرانی برای نمایشگاه آب داده اید؟! چه اشکالی دارد که ما را هم "تهرانی" فرض کنید و مبلغی را که قول آن را داده اید به سفارت "هدیه" دهید! 
 
قول پیگیری داد ولی خبری نشد تا اینکه دوران معمول سفارت من به پایان رسید و به  ایران بازگشتم ولی بودجه ای حواله نشد. 
 
امروز که مسائل آن دوره را مرور می کنم بهتر می توانم هدف از برگزاری موزه آثار تاریخی ایران با حذف دوره اسلامی و تمرکز بر دوره قبل از اسلام با گنجاندن آن مجسمه های مستهجن را در یابم و ابعاد اهداف و فلسفه طرح موضوع مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی هم بیشتر نمایان می شود. 
 
متاسفانه باید اذعان کنم که آقای احمدی نژاد امروز در انتخاب اطرافیان و تصمیم گیری هایش، همان مسیر غلطی را می رود که دولتهای قبلی پیموده اند. بیشترین لطمه را به آبرو و اعتبار آقای هاشمی به عنوان یکی از سرمایه های بزرگ انقلاب، خود او خانواده و برخی از اطرافیانش زدند. 
 
آقای احمدی نژاد هم دستاوردهای بی نظیری در عرصه سیاست خارجی در سالهای اول دوره ریاست جمهوری اش داشت. دستاوردهایی که هنوز هم برای بسیاری از مردم آشکار نشده است. امیدوارم اجازه ندهد بیش از این، فتوحات ارزشمند وی در عرصه دیپلماسی به واسطه برخی دوستان خائن و منحرف و یا ناآگاه به تاراج برود و هرچه زودتر به خود بیاید. ان شاء الله»

بازی خطرناکی به نام " کار کار مشایی است "
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی
در ماجرای انتصاب ملک زاده که ظاهراً از دوستان نزدیک مشایی هست نیز همین اتفاق رخ داده و عده ای گفته اند که باز هم پای مشایی در میان است . /بازی انتساب کارهای بد دولت به مشایی اصلاً عاقبت خوبی برای کشور ندارد . چرا که دولت و رئیس جمهور می توانند هر تصمیمی بگیرند بدون اینکه عواقبی برای آنان داشته باشد . اگر نتیجه کار مثبت بود که حق با رئیس جمهور بوده است و اگر نتیجه کار منفی بود که باز هم کار مشایی بوده است . اما باید جایگاه قانونی و حقوقی افراد را در نظر گرفت . اگر تصمیمی تصمیم رئیس جمهور یک مملکت است این خود اوست که باید پاسخگو باشد .
شفاف : هر بار که اشتباهی در دولت رخ می دهد و جنجالی به پا می شود عده ای می گویند : " کار کار مشایی است " .

در ماجرای انتصاب ملک زاده که ظاهراً از دوستان نزدیک مشایی هست نیز همین اتفاق رخ داده و عده ای گفته اند که باز هم پای مشایی در میان است .
 
 
روز گذشته زهره الهیان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه این چهره، انتخاب آقای دکتر صالحی نیست، تصریح کرد: " این فرد با فشارهایی از خارج از وزارت خارجه از و «اشخاص نزدیک به رئیس جمهور» منصوب شده است "

این در حالی است که در همین روز رجانیوز سایت اصلی حامیان دولت مدعی شده بود انتصاب ملک زاده با نظر مستقیم شخص دکتر احمدی نژاد بوده است و حتی کاظم جلالی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی نیز درباره نشست علی اکبر صالحی با اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت : " وزیر خارجه نیز در پاسخ به نمایندگان گفت که امروز این نقطه‌نظرات نمایندگان در ارتباط با انتصاب ملک‌زاده را با رئیس‌جمهور در میان می‌گذارد." به عبارت دیگر ماندن یا کنار گذاشتن ملک زاده از این سمت به تصمیم شخص رئیس جمهور بستگی دارد و اوست که باید تعیین تکلیف کند .

در چنین شرایطی به نظر می رسد این بازی انتساب همه اتفاقات دولت به مشایی کاربرد چندانی ندارد . چرا که دیگر برای کسی قابل باور نیست همه انتصابات و اظهارات و جابجایی های دولت را به رئیس دفتر رئیس جمهور نسبت دهیم . پس رئیس جمهور در این کشور چه کاره است که رئیس دفترش می تواند وزیر جابجا کند ، معاون وزیر عوض کند و ... ؟

واقعیت این است که مشایی چهره با نفوذ و قدرتمندی در دولت است . اما واقعیت مهم تر این است که رئیس جمهور احمدی نژاد نیز با مشایی هم فکر و نزدیک است و به گفته برخی کارشناسان سیاسی مانند عماد افروغ این دو ، یک روح اند در دو کالبد . از اینرو این شخص دکتر احمدی نژاد است که تصمیمات نهایی در این زمینه ها را اتخاذ می کند . در ماجرای عزل برخی وزرا ، استانداران ، سفرا و این اواخر انتصاب جنجالی در وزارت امور خارجه این تصمیمات شخصی دکتر احمدی نژاد است که چه کسانی بروند و چه کسانی بیایند .

ضمن اینکه اساساً برای مردم هم قابل باور نیست که عده ای اتفاقات دولت را به دو گروه خوب و بد تقسیم کنند . هر چه کار خوب است تصمیم دکتر احمدی نژاد و هر چه کار بد است ناشی از تاثیر گذاری اطرافیان رئیس جمهور است ! به نظر می رسد مردم دیگر به این گزاره اعتقادی ندارند و معتقدند که احمدی نژاد و مشایی بسیار به هم نزدیک اند و در بسیاری از موارد بسیار به هم شبیه اند و  لذا ماجراهایی مانند انتصاب ملک زاده کار خود احمدی نژاد است . هر چند مشایی به عنوان مشاور و یار و همراه نزدیک رئیس جمهور ممکن است نقش مجری یا مشاور را بازی کند ، اما تصمیم نهایی با احمدی نژاد است . بنابراین به نظر می رسد منتقدان برخی تصمیمات دولت باید کمی شفاف باشند .   

بازی انتساب کارهای بد دولت به مشایی اصلاً عاقبت خوبی برای کشور ندارد . چرا که دولت و رئیس جمهور می توانند هر تصمیمی بگیرند بدون اینکه عواقبی برای آنان داشته باشد . اگر نتیجه کار مثبت بود که حق با رئیس جمهور بوده است و اگر نتیجه کار منفی بود که باز هم کار مشایی بوده است . مشایی هم که رئیس دفتر رئیس جمهور است و نه می شود استیضاحش کرد ، نه می شود مورد سوال قرار داد و نهایتاً باز هم باید از احمدی نژاد خواهش کرد تا از مشایی دور شود !

اما به نظر می رسد به جای این بازی بی نتیجه ، باید جایگاه قانونی و حقوقی افراد را در نظر گرفت . اگر تصمیمی تصمیم رئیس جمهور یک مملکت است این خود اوست که باید پاسخگو باشد . حتی اگر تاثیر هم پذیرفته باشد این خود اوست که باید پاسخگو باشد نه اینکه با انتساب کارهای غیر قابل توجیه به فردی غیر پاسخگو به نام مشایی ، خیال رئیس جمهور و دولت را از تصمیمات جنجالی شان راحت کنیم.

مشخص شد چرا رهبری اجازه تغییر در وزارت اطلاعات را ندادند
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، وزارت اطلاعات ، اسفندیار رحیم مشائی

واقعاً اگر چنین اتفاقی افتاده بود و وزارت اطلاعات به عنوان چشم نظام کارآیی خود را از دست داده بود ، معلوم نبود در چنین مکاتباتی چه اتفاقی بیفتد و امثال ملک زاده با یک اشاره از دفتر مشایی تایید صلاحیت لازم را دریافت نمایند .

شفاف : وزیر اطلاعات نظر خود مبنی بر عدم صلاحیت ملک زاده را کتبا به وزیر خارجه اعلام کرد.


به گزارش  الف، حیدر مصلحی وزیر اطلاعات طی نامه ای اداری و کتبی مخالفت خود را با انتصاب محمدشریف ملک زاده به عنوان معاون وزیر خارجه اعلام کرد.
 
پیش از این احمد توکلی از اعلام نظر شفاهی وزیر اطلاعات و مخالفت وی با اجرای دستور رئیس جمهور خبر داده بود. پس از اصرار صالحی برای انتصاب ملک زاده به عنوان معاون وزارت خارجه مصلحی ضروری دانست تا موضع خود را کتبا نیز به وزیر خارجه اعلام کند.
 
گفتنی است صالحی پیشتر گفته بود که باید تخلفات ملک زاده اثبات شود و پس از آن حاضر است وی را برکنار سازد. گرچه وی حاضر نشد نظر دادستان را در همین رابطه  بپذیرد. دادستان پیش تر اعلام کرده بود که ملک زاده در آستانه بازداشت است.
 
با این حال انتظار می رود وزیر خارجه هشدار وزیر اطلاعات را جدی بگیرد و انتقاد دلسوزان دولت و نظام را پذیرفته و معاون خویش را برکنار سازد. در غیراینصورت به نظر می رسد حجت بر نمایندگان مجلس که پیش تر نیز نظر صریح خود را اعلام کرده بودند تمام شود و صالحی در مجلس استیضاح و برکنار شود.

اما فارغ از بحث ملک زاده و وزارت خارجه و مسائلی که این روزها پیش آمده ، نکته ظریفی درباره نامه نگاری وزارت اطلاعات با وزارت خارجه وجود دارد و آن این است که اکنون برای همگان مشخص شده که چرا رهبری انقلاب نگذاشتند که وزارت اطلاعات دستخوش تغییرات خاص شود و با فشارهای برخی دولتمردان ، مصلحی از وزارت اطلاعات برود. چرا که واقعاً اگر چنین اتفاقی افتاده بود و وزارت اطلاعات به عنوان چشم نظام کارآیی خود را از دست داده بود ، معلوم نبود در چنین مکاتباتی چه اتفاقی بیفتد و امثال ملک زاده با یک اشاره از دفتر مشایی تایید صلاحیت لازم را دریافت نمایند .

اکنون اما وزارت اطلاعات به عنوان چشم نظام و بازوی اطلاعاتی نظام و دولت استقلال خود را در ماجرای ملک زاده نشان داد و مشخص شد که حتی اگر فردی با سفارش عالی ترین مقام دولتی به پستی مهم و حساس دست پیدا کند ، وزارت اطلاعات تحت تاثیر فشارهای سیاسی ، تماس های تلفنی و ... قرار نمی گیرد و صراحتاً نظر اطلاعاتی خود را درباره مسائل مربوطه اعلام می کند . این همان مصلحتی است که رهبری نظام به آن توجه داشتند . چرا که اساساً بنا نیست در نظام جمهوری اسلامی ایران وزارت خانه های مهمی چون وزارت اطلاعات عرصه تاخت تاز جریانات سیاسی قرار گیرند و دستگاهی که بناست نظرات تخصصی امنیتی ارائه دهد با یک تلفن از فلان آقا مصالح نظام را فراموش کند و مصالح یک باند سیاسی را در اولویت قرار دهد .


جزئیات همایشی که ملک زاده برگزار کرد
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی
500 میلیون هزینه شد تا پروژه مشایی کلید بخورد

همایش «نقش رسانه‌های دانشجویی در تعامل با ایرانیان خارج از کشور» که با مدیریت مستقیم ملک زاده و هزینه بیش از 500 میلیون تومان برگزار شد بهانه‌ای بود تا در پوشش ارتباط ایرانیان خارج نشین و دانشجویان، پروژه مهمی توسط مشایی کلید زده شود.

یکی از منابع مطلع درباره همایش «نقش رسانه های دانشجویی در تعامل با ایرانیان خارج از کشور» در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو، جزئیات شنیدنی از این برنامه را بازگو کرد.
 
این همایش، سال گذشته توسط شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور و با مدیریت مستقیم محمد شریف ملک زاده، دبیر وقت شورا که هم اکنون به عنوان معاون اداری - مالی وزارت امور خارجه منصوب شده برگزار شد، اقدامی که در همان زمان با واکنش اعتراض آمیز بسیاری از فعالان دانشجویی مواجه شد.
 
به بهانه مسئولیت جدید ملک زاده و آشنایی بیشتر با او، برخی از زوایای پنهان این همایش را از کسی که از نزدیک در جریان برگزاری آن بوده پیگیری کردیم.
 
وی با بیان این که شورای ایرانیان، از ابتدا به دنبال بهانه ای برای ارتباط با دانشگاه ها و حوزه های علمیه بود، گفت: یکی از جریاناتی که در دانشگاه حرف برای گفتن دارد و توانایی ایجاد حاشیه دارد نشریات دانشجویی است، به همین خاطر محوریت برنامه درباره فعالان نشریات دانشجویی طراحی شد.
 
این فرد مطلع با اشاره به طراحی همایش «نقش رسانه های دانشجویی در تعامل با ایرانیان خارج از کشور» با هدف ارتباط گرفتن با دانشجویان افزود: جالب اینجاست که نشریات دانشجویی فقط حق توزیع در دانشگاه خود را دارند و معلوم نیست این نشریات چگونه می خواهند با ایرانیان خارج از کشور ارتباط برقرار کنند.
 
وی افزود: طبق برنامه، تصمیم گرفتند به هر نحو ممکن، 1500 نفر را برای حضور در این همایش فراهم کنند.
 
این فرد مطلع با تاکید بر دخالت مستقیم ملک زاده در تمام جزئیات برنامه گفت: ملک زاده تاکید داشت دانشجویان بسیجی و نیروهای حزب اللهی و اصولگرا جزو 1500 نفری که دعوت می شوند نباشند، چون می دانست این افراد برای برنامه مشکل ایجاد می کنند.
 
وی ادامه داد: پس از این مرحله، شروع کردند به ارتباط گرفتن با دانشگاه های شهرستان ها و 1500 نفر را از شهرستان های مختلف کشور با پرواز شبانه به تهران آوردند و در هتل های حداقل 4 ستاره تهران اسکان دادند.
 
این فرد مطلع در توضیح برنامه های همایش گفت: یکی از قسمت های برنامه مربوط به افتتاح سایتی برای تعامل دانشجویان با ایرانیان خارج از کشور بود که خود ملک زاده در معرفی این سایت گفت که 150 میلیون تومان برای راه اندازی آن هزینه شده است.
 
وی که از نزدیک در جریان جزئیات همایش بوده با برآورد تقریبی هزینه های انجام شده خاطرنشان کرد: اگر هرینه انجام شده برای هر نفر را در نظر بگیریم، شامل بلیط هواپیمای متوسط 150 هزار تومان برای رفت و برگشت، هتل متوسط شبی 60 هزار تومان، بسته هدیه هر نفز که هزینه ای بالغ بر 60 هزار تومان برای هر بسته شده بود، 150 میلیون تومان هزینه سایت، هزینه سالن، خواننده، تغذیه، ایاب و ذهاب و .... در مجموع برای 1500 نفر، مبلغی در حدود 500 میلیون تومان برای کل همایش خواهد شد.
 
این فرد مطلع در باره هدف اصلی این همه برنامه ریزی و هزینه گفت: کل این هزینه ها و برنامه ریزی ها منتهی شد به اینکه مشایی، دو ساعت در مورد مکتب ایرانی سخنرانی کند که این سخنرانی، اصلی ترین قسمت برنامه بود و باید گفت هزینه بیش از 500 میلیون تومانی و ارتباط نشریات دانشجویی و ایرانیان همه بهانه ای بود برای انتشار نظرات مشایی درباره مکتب ایرانی.
 
وی همچنین یادآوری کرد: هرچند فضای جلسه بسیار کنترل شده بود و برای انتخاب حاضران هم بسیار دقت شده بود که دانشجویان حزب اللهی در جلسه نباشند اما باز هم بعد از صحبت های مشایی تعدادی بلند شدند و اعتراض کردند که باعث شد دقایقی نظم جلسه به هم بریزد.

آیت‌الله مصباح 3سال قبل در مورد مشایی چه گفت؟
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی

 در پی اوج گرفتن انتقادات و اعتراضات بزرگان و دلسوزان نظام به شخص رئیس جمهور پیرامون حمایت از برخی نزدیکان خود، حجت الاسلام روانبخش در گفتگو با بی باک گفت: درباره مسائل اخیر کشور، ریشه آن را باید در یک اطاعت ناپذیری جستجو کرد. 

 
دبیر سیاسی هفته نامه پرتو اظهار داشت: آقای دکتر احمدی نژاد بی شک پرکارترین، خدوم ترین و ولایتمدارترین رئیس جمهور در ردیف شهید رجائی در این چند ساله بوده و هست و ما برخلاف شانتاژ برخی افراد و رسانه های معلوم الحال، به هیچ وجه از انرژی و وقتی که برای تبلیغ و روی کار آوردن ایشان گذاشته ایم، ناراحت نیستیم. زیرا انتخاب مردم بر اساس گزینش اصلح بوده است و بی شک آقای احمدی نژاد در دو انتخابات گذشته ریاست جمهوری اصلح کاندیدا بوده اند و عقل و شرع اقتضا می کرد که مردم به اصلح رای دهند.
 
ایشان افزود: کدام رئیس جمهور اینگونه شبانه روز برای مردم وقت صرف کرده است؟ کدام رئیس جمهور تا این حد مقید به مباحث دینی و اعتقادی بوده است؟ چه کسی به تمام شهرهای کشور سرزده تا مشکلات مردم را از نزدیک ببیند؟ این پیشرفتهای کشور در زمینه های هسته ای و عمران و آبادانی حاصل ولایتمداری و ایمان و تلاش جناب آقای احمدی نژاد بوده است. لذا اینکه برخی بخواهند از این نمد برای خود کلاهی بدوزد سخت در اشتباهند چون کاندیدای آنها از همان ابتدا با روحیه ولایتمداری و خدمتگذاری به مردم و انقلاب زاویه داشتند. اینکه ما و سایر مردم به آقای احمدی نژاد اخم می کنیم بخاطر انتظاراتی است که از ایشان داریم. مثلا در قبال خاتمی وقتی صدای مردم در می آمد که دستش را در دست زن ایتالیایی می دیدند. کارگزارنش به امام زمان(عج) و معصومین ( علیهم السلام) توهین می کردند. اساس دین را زیر سئوال می بردند و الا خاتمی کدام قدمش در مسیر ولایت بود که مردم از انحرافاتش خشمگین بشوند؟! کل دوران ریاست جمهوریش در خدمت استکبار و ضدیت با ولایت فقیه و علیه مصالح مردم و کشور بود امّا آقای احمدی نژاد خادم ولایت و مردم بوده است از همین جهت نزد مردم و بزرگان محبوب بوده است و هر جنسی که قیمت و ارزشش بالاتر باشد، مردم نسبت به اتفاقات پیرامونش حساسترند. لذا چرا مردم از اطاعت ناپذیری برخی خواص بی بصیرت که در مجلس هم نشسته اند، زیاد صحبت به میان نمی آورند؟ چون آنها از همان اوّل در امتحانش مردود شده اند و هیچ توقعی ازشان نمی رود. امّا آقای احمدی نژاد همواره در مسیر ولایت بوده است و ملاک محبوبیتش نیز همین بوده است لذا همگان حق دارند که به احتمال انحرافاتش از این مسیر دلنگران باشند و با حساسیت او را زیر نظر داشته باشند و این هیچ جای خوشحالی برای دشمنان داخلی و خارجی نخواهد بود.
 
حجت الاسلام روانبخش همچنین گفت: در این میان چند نکته قابل ذکر است:
 
1- ملاک انتخاب صحیح حال فعلی افراد است و آقای احمدی نژاد در دوران انتخابات و حتی در ایام فعلی اصلح کاندیدا بوده و هستند امّا اگر در هر زمانی خدایی نکرده گرفتار کوچکترین انحرافی شوند همانگونه که اخیرا مرتکب اشتباهات فاحشی شده اند، مردم با کسی جز ولایت و انقلاب پیمان نبسته اند لذا با ایشان هم محکم و بدون تعارف برخورد خواهند کرد.
 
2- تایید و انتخاب جناب آقای دکتر احمدی نژاد توسط مردم و نخبگان کشور به هیچ وجه دال بر عصمت ایشان نمی باشد لذا آقای احمدی نژاد هم باید مراقب باشند تا بخاطر دلبستگی به شخص خاصی، گرفتار انحراف و اشتباه و خدایی نکرده خروج از چارچوب نظام و انقلاب نشوند زیرا این اتفاق برای برخی از افراد انقلاب افتاده است. برخی بخاطر دلبستگی به فرزند و داماد و... حاضر شدند تمام زحمات گذشته شان را به باد دهند.
 
3- آقای احمدی نژاد باید بداند مشایی جز بی آبرویی چیزی برای او نخواهد داشت و این اصرار وی برای همنشینی با مشایی بسیار جای تامل دارد یادم هست حدود سه سال پیش حضرت علامه مصباح یزدی در یک جمع خصوصی فرمودند " مشایی نهایتا احمدی نژاد را به زمین خواهد زد " ما آن روز فکر نمی کردیم به چه شکل این اتفاق خواهد افتاد. امّا امروز کاملا برای همگان واضح است که مشایی دارد با آبرو و اعتبار و اعتقادات احمدی نژاد بازی می کند از همین جهت از خدا می خواهیم که قبل از انزوای کامل آقای احمدی نژاد، او را از مشایی جدا کند تا همانطور که رهبر عزیزمان پیش بینی کردند، بیش از این موجب سرخوردگی حامیان ریاست جمهوری نشود و خدایی نکرده لطماتی که برخی خواص از جانب فرزندان و نزدیکانشان خوردند، آقای احمدی نژاد از مشایی نخورد. 
 
4-عده ای از افراد و رسانه های معلوم الحال هشدارها و ایرادات بزرگانی چون علامه مصباح یزدی نسبت به خطر بعضی از نزدیکان آقای احمدی نژاد را چماق می کنند تا بر سر حامیان رئیس جمهور بکوبند و می گویند " حالا دیدید ما درست می گفیتم" و " شما احمدی نژاد را روی کار آوردید حالا خودتان هم درستش کنید" در حالیکه این نقطه قوت و راز حقانیت و اصولگرایی بودن ماست که افراد را با حق می سنجیم نه حق را با افراد، لذا اصولگرایان همچون اصلاح طلبان نیستند که اگر هم حزبی هایشان بر خدا و معصومین ( علیهم الاسلام) هم دشنام دادند، سکوت کنند بلکه ما اصولگرایان هر کسی در هر زمانی از اصول و اعقتادات و آرمانهای الهی مان زاویه بگیرد با او برخورد می کنیم و برایمان هم حزبی و غیره تفاوتی ندارد این در حالی است که احمدی نژاد در حال فعلی هم بر تمام کاندیدای رقیبش برتری دارد ما انتظارمان از احمدی نژاد بسیار بالاتر از این حرفهاست او منتخب دلسوزان و دلسوختگان انقلاب است لذا اشتباهاتی چون حمایت از برخی منحرفین و مفسدین از جانب ایشان چه سهوا و چه عمدا به هیچ وجه قابل تحمل نمی باشد لذا واکنش نشان می دهیم و به این اعتراضاتمان افتخار می کنیم و آنرا سند عزت و حق طلبی مان می دانیم.
 
وی در پایان گفت: شما ببینید شخصی مثل هاشمی رفسنجانی هنوز هم حاضر نیست از سران فتنه اعلام انزجار کند این یعنی حق را فدای افراد کردن و حزب محوری را بر حق محوری اولویت دادن لذا انسان تعجب می کند چگونه اینطور شخصی نسبت به جریان انحرافی نفوذی در بدنه دولت دهم واکنش نشان می دهد و نسبت به جریانات انحرافی پیرامون خود که بعضا دست پرورده ایشان هستند سکوت محض می کند! همینطور می توان این داستان را درباره برخی از نمایندگان مجلس که خود از رفوزه های ایام فتنه هستند، به تماشا نشست. هیچ شکی نیست که برخی نه عاشق ولایتند نه عاشق مردم و انقلاب و هیاهوی امروزشان تنها برای بهره برداری های سیاسی و حزبی می باشد امّا دلسوزان واقعی نظام و انقلاب در جای خود از روی احساس وظیفه و طبق عقل و شرع و با افتخار به آقای احمدی نژاد رای می دهند و در مقابل اشتباهات و انحرافات ایشان هم با افتخار مضاعف ایستادگی خواهند کرد و این مدال افتخار جریان اصولگرایی اصیل است که افراد را با حق می سنجد نه حق را با افراد.

چالش بزرگ جریان انحرافی چیست؟
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی
خبرنامه انشجویان ایران:جریان انحرافی از زمانی که شکل گرفت به دنبال سخنان جنجالی و رسانه ای بود که از این طریق بتواند خود را در بین رسانه ها و بتبع در بین افکار عمومی جای بیندازد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ اما در ادامه این جریان با نبود تئوری مواجه شد که برای آن سعی شد به چسباندن این جریان به برخی از روندها و تئوری های فکری خود را ادامه دهنده آن نشان دهند.

در این بین نیز برخی از رسانه های جریان اپوزوسیون نیز با طرح کردن تفکرات برخی تئورسین ها که دارای ویژگی مخالف اسلام و ارزش ها دارد سعی در بهره برداری از این جریان انحرافی به وجود آمده برای اهدف خود دارند.

مطلب زیر تحلیلی است از احساس نیاز جریان انحرافی به یک عقبه تئوری و موارد مطرح شده در آن.

اپیزود اول:: تشبیه و قیاس
 تشبیه و قیاس مشایی با متفکرین و روشنفکران به چه هدفی صورت می‌گیرد؟ و چرا بایست هر چند وقت یک‌بار در فضای رسانه‌ای، وی به شخصیتی معروف تشبیه شود؟

تشبیهاتی از این دست اولاً نشانه‌ی آن هستند که مشائی از وجود مستقل و قابل طرحی در فضای اندیشه برخوردار نیست و با این دست تشبیهات، وی یا پرسنل‌اش قصد دارند تا از نام دیگران نانی برای او دست و پا کند.

در ثانی، تشبیهاتی این‌چنین نشانه‌ی یک نیازند. نیازی که با ورود به عرصه‌ی مدیریتی و حضور در فضای تبلیغاتی، نه تنها مرتفع نمی‌شود بلکه صاحب قدرت و رسانه شدن به‌نحوی باعث نمایان شدن آن نیازها نیز می‌گردد.

حضور دائم در فضای رسانه‌ای نیاز به محتوا و مطلب دارد و تا زمانی که رسانه‌ی رسمی و دربست در اختیار مشائی نبود، مدام دغدغه‌ی طرح در رسانه‌های دیگر را داشت ولی به محض ورود به فضای رسانه‌ای و صاحب روزنامه و هفته‌نامه شدن، دیگر بمب‌های خبری و اشکال کردن به حضرت نوح(ع) نمی‌تواند صفحات خالی روزنامه را پر کند و به‌ناچار هم روزنامه و هم هفته‌نامه بدل به عکس‌نامه‌هایی می‌شوند با گزارش‌هایی از بازیگران و شومن‌ها و خالی از تحلیل و محتوای پخته. صرفا ابزاری برای سرگرم‌سازی.

اپیزود دوم:: اعتراف به نیاز
نیاز به "تئوری" و "نظر" با در دست گرفتن قدرت، نه تنها تعطیل نمی‌شود، بلکه عمل در فضای سیاسی نیازمند داشتن "نظر" است و از این روی بایست به دنبال کسانی رفت که برای "عمل کردن" دارای تئوری و ایدئولوژی بوده یا هستند. علاوه بر این بایست نظر متفکر مذکور برای عموم ملموس و شناخته شده نیز باشد.

البته خاطرتان باشد که بنا نیست که نظر متفکر مزبور دستورالعمل باشد. خیر. نظریه صرفا یک دستاویز است. در فضای سیاست‌بازانه، نظریه صرفا کارکردی ابزاری دارد و این کاربردها در چند مورد خلاصه می‌شود:

اول: نظریه بایست توانایی توجیه هر عملکردی را داشته باشد.
دوم: نظریه بایست علاوه بر توجیه عملکرد افراد، توانایی جلب رأی هم داشته باشد.
عموما اقبال به "نظریه" و "علم" برای کاسبان قدرت صرفا یک ابزار برای همین دو منظور است.
پس هرگاه یک فرد قدرت‌طلب به نظر و تئوری و در کنار آن به فضای رسانه‌ای توجه می‌کند اولا به دلیل حفظ یا کسب قدرت است و ثانیا نظریه برای او جنبه‌ی حیاتی و عملیاتی ندارد و صرفا ابزاری‌ست که کرده‌های وی را توجیه می‌کند و ضامن شناخته شدن او به عنوان یک متفکر پیرو خواهد بود و قابلیت جلب آراء فرد یا جریان خاصی را هم دارد.

اپیزود سوم:: فقدان نظر شفاف، قحطی عملکرد واضح
نظر واضح و شفاف باعث صف‌بندی‌های اجتماعی می‌شود و صف مخالف و موافق را از هم جدا کرده و امکان انتخاب را فراهم می‌آورد. نظر داشتن و شجاعت ابراز نظر، یک "باید" برای ورود به فضای عمومی‌ست. علاوه بر آن بدیهی‌ست که اگر شخصی هیچ موضع‌گیری خاص و شفافی نداشته باشد و هیچ وجه سلبی یا ایجابی از خود بروز نداده باشد، امکان "انتخاب" و برگزیده‌شدن او نیز وجود نخواهد داشت و صرفا به عنوان یک مجهول شناخته خواهد شد که هیچ نظر سلبی یا ایجابی ندارد و تمام نظرات در مقابل او از یک ارج و منزلت برخوردارند. نمونه‌ی واضح این قبیل رفتارها؛ آن‌جاست که مدام بر عدم انعکاس صریح نظرات در رسانه‌ها تاکید می‌شود و هر سخنی بعد از ایراد دستخوش تکذیب و تصحیح و جرح می‌گردد.

اپیزود چهارم:: چاره‌ی کار الصاق به یک متفکر عمل‌گرا
علاوه بر این چون در سوابق مدیریتی‌ مشائی نیز هیچ‌گونه عملکرد شفاف، شاخص و واضحی وجود ندارد؛ پس هیچ فرد یا (حتی هیچ)جریانی نخواهد فهمید که آیا مشائی می‌تواند حوائج و نیازهای او را برطرف کند یا خیر؟ و اگر اوضاع به‌همین منوال بماند افراد خواهند فهمید که از او توقعی نمی‌توان داشت و باز نتیجه آن خواهد بود که مشائی نمی‌تواند از هواداری لایه‌های اجتماعی منتفع شود. یا لااقل میزان انتفاع دسته‌جات از او و پرسنل‌اش مشخص نخواهد بود و این امتیاز مثبتی در جمع آراء نیست.

نتیجتا فقدان نظر و عمل شفاف؛ وی را نیازمند الصاق به یک متفکر عمل‌گرا می‌سازد و در این میان هر از چندی می‌توان از یک متفکر نام برد و با سنجش میزان اقبال عمومی به او، نهایتا گزینه‌ی نهایی و رأی‌آور را انتخاب نموده و برای مدتی به نام او اکتفا نمود. از این رو گاهی می‌توان از نام شریعتی بهره جست و گاهی بایست با نام آوینی قلم زد و تشبه به مددپور جست.


اپیزود پنجم:: آسیب‌ها
اما این نوع رفتار آسیب‌هایی نیز دارد که در فضای سیاسی از آن گریزی نیست. اول آنکه اعلام قرابت به یک شخصیت تاریخی که آثار منتشر شده و نقدها و نظرهای جدی و موافق و مخالف واقعی دارد چندان هم ساده نیست. چرا که متفکر منظور، در میان عموم رهروانی دارد که نه تنها به نظر او آگاهند بلکه دلبسته‌ی شیوه و راه او نیز هستند و حاضر نخواهند بود که در بازی‌های سیاسی، "نظر" قربانی منافع قدرت‌طلبانه شود. دوم آن‌که موضع‌گیری‌های تند موافق و مخالف، راه را بر عرض اندام آن فرد در ساحت نظر خواهد بست و صرفا فرد قادر خواهد بود با عملیات پوپولیستیک ادای تفکر در بیاورد و قادر به حضور در میدانِ حقیقیِ نظر نخواهد شد. این عدم ورود، باعث بروز مخالفت و موافقت حقیقی از جانب دسته‌جات و گروه‌ها و لایه‌های اجتماعی نیز نمی‌شود و صرفا به ادا و اطوار تعبیر شده و گره‌ای از کار آراء نخواهد گشود.


انتقاد رسایی از احمدی‌نژاد به دلیل اعتماد به مشایی
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، حمید رسایی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی

عضو ارشد فراکسیون انقلاب اسلامی گفت:‌ من از همان ابتدا موضع مشخصی داشت و بارها از اعتماد بیش از اندازه احمدی‌نژاد به مشایی انتقاد کرده‌ام. احمدی‌نژاد به مشایی اعتماد دارد و این اعتماد به مرز اعتقاد رسیده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام حمید رسایی نماینده تهران و سخنگوی فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس که این روزها علاوه بر وکالت مردم، مدیریت هفته‌نامه "9 دی " را بر عهده دارد، معتقد است که در انتخابات آینده چهار طیف فتنه، خواص مردود، جریان انحرافی و اصولگرایان حقیقی حضور خواهند داشت و در نهایت اصولگرایان حقیقی که با بصیرت بی‌نظیر در خط ولایت قدم برمی‌دارند، پیروز این کارزار خواهند شد.

وی که بر این باور است که احمدی‌نژاد در سال 84 صف‌بندی جناح‌های سیاسی را از چپ و راست بیرون آورد، بیشترین انتقاد به رئیس جمهور را از ناحیه عدم شناخت وی از دین و اعتقاد ناشی از اعتماد او به اسفندیار رحیم‌مشایی می داند و با آنکه می گوید "دولت دهم با وجود برخی اشکالات هنوز در راستای خط تبیین شده توسط رهبری حرکت می کند و رهبر انقلاب، با وجود برخی کجی ها همچنان این دولت را در مسیر خدمت‌رسانی می دانند "، در عین حال جریان انحرافی نفوذی در دولت را دارای توافقات نانوشته با خواص مردود و اصلاح‌طلبان برای ایجاد انحراف در خط اصیل انقلاب می داند و با آن به شدت مخالفت می کند.

* جامع‌ترین تعریف از اصولگرایی همان است که رهبر انقلاب فرمودند

عضو ارشد فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگویی تفصیلی در تعریف از اصولگرایی می گوید: برای تعریف اصولگرایی از تعابیر مختلفی استفاده می‌کنند اما جامع‌ترین تعریف همان است که رهبر انقلاب فرمودند که هر کسی به 4 شاخصه اسلام، انقلاب، امام و رهبری پایبند باشد، اصولگرا محسوب می‌شود.

رسایی البته متذکر شد که "یقیناً منظور رهبر معظم انقلاب، پایبندی عملی به شاخصه‌های مذکور است نه پایبندی در ادعا و اگر بخواهیم در یک کلمه خلاصه کنیم، باید بگوییم که اصولگرایی همان "تکلیف گرایی " است " و در ادامه مرجع تشخیص "تکلیف " را بر اساس مبانی دینی در دوران امام معصوم، شخص امام معصوم و در دوران غیبت، جانشین امام معصوم یعنی ولی فقیه می داند.

او تاکید می کند که این تکلیف هم نه از روی هوا و هوس بلکه بر اساس مصالح جامعه اسلامی و دستورات دینی تعیین می شود.

* اصولگرایی همان تکلیف‌گرایی است

نماینده تهران در مجلس درباره رابطه تعبیر تکلیف‌گرایانه از اصولگرایی با اصلاحات، اظهار داشت: تعریف تکلیف‌گرایی از اصولگرایی غیر از تعریف اصولگرایی با کارکرد سیاسی آن است که بعضی‌ها از آن استفاده می‌کنند و هرکس را که اصلاح‌طلب نیست و یا در برابر آنهاست، اصولگرا می‌دانند.

رسایی افزود: اصلا حسن و قبح اصلاح‌طلبی و اصولگرایی عقلی نیست؛ یعنی مثل عدل و ظلم نیستند که اساسا به دین و زبان و جغرافیا کار ندارند و عقلا خوب و بد هستند و لذا خوب و بد اصلاحات، بستگی به این دارد که اصلاح چه چیزی باشد و خوب و بد اصولگرایی هم بستگی به این دارد که اصول چه باشد؟

* اصولگرایان بندباز و باندباز...

وی اسم این نوع اصولگرایی در برابر اصلاح‌طلبی را "بندبازی و باندبازی " گذاشته و با اشاره به شفاف‌تر شدن این مرزبندی در جریان فتنه دو سال گذشته، توضیح داد: در زمان فتنه افرادی را مشاهده کردیم که ادعای اصولگرایی داشتند ولی در فتنه نتوانستند سربلند بیرون بیایند و بصیرت لازم در اینکه جریان فتنه دنبال ضربه زدن به نظام و رهبری است، نداشتند.

رسایی با بیان اینکه در حوادث اخیر هم کسانی را دیدیم که در روز روشن دنبال حکم حکومتی رهبری درباره ابقای وزیر اطلاعات می‌گشتند، دیدگاه این افراد را مشابه نگاه کسانی دانست که در جریان فتنه نتوانستند راه درست را تشخیص دهند و در خصوص مصادیق فردی و جریانی صاحبان این دیدگاه گفت: قطعا این موارد نمونه‌هایی در بین شخصیت‌ها داشت و ما از برخی افراد انتظار نداشتیم به دلیل حب و بغض‌ها تا این اندازه دچار بی بصیرتی شوند بلکه انتظار داشتیم اینها اصولگرایانه عمل کنند.

* علت برخی انحرافات؛ حب و بغض نسبت به احمدی‌نژاد

مدیر مسئول هفته‌نامه "9 دی " ریشه مشترک دیدگاه‌های خواص مردود و جریان فتنه با جریان انحرافی را بسته بودن چشم و گوش آنها به دلیل داشتن حب یا بغض نسبت به احمدی‌نژاد دانست و گفت: همانطور که حب احمدی‌نژاد چشمان جوانفکر را از کار انداخته و او حکم حکومتی رهبری را نمی بیند، در فتنه 88 هم برخی نفهمیدند جریان فتنه دنبال ضربه زدن به ولایت است و دعوا بر سر احمدی‌نژاد نیست و برای همین عده‌ای سکوت و عده‌ای هم صحبت‌های دو پهلو عنوان یا با فتنه‌گران همراهی کردند.

حجت‌الاسلام رسایی با بیان اینکه در مجلس عده‌ای ستادی به نام اصولگرایان حامی [میرحسین] موسوی را تشکیل دادند و حتی افرادی به او تبریک گفتند که این موضوع از مهم‌ترین دلایل در توهم پیروزی موسوی بود، نسبت به تکذیب اخبار منتشره درباره پیام تبریک برخی اصولگرایان به موسوی واکنش نشان داد.

* پیام تبریک برخی شخصیت‌های مطرح به موسوی غیرقابل انکار است

وی با طرح این سؤال که اگر قرار بوده چنین ادعایی تکذیب شود، چرا طی دو سال اخیر این کار نشده، توضیح داد: در همان تکذیبیه صورت‌گرفته اعلام کردند که ما قبلا بارها این تبریک گفتن را تکذیب کرده‌ایم ولی اگر همه سایت‌های خبری را جستجو کنید، تکذیبیه‌ای پیدا نخواهید کرد و اصلا چه چیزی را می خواهند تکذیب کنند وقتی که ساعت 6،5 بعد از ظهر در برابر تلفن اعتراضی موسوی مبنی بر تمام شدن برگه‌های تعرفه در برخی شهرهای کوچک، ضمن تبریک پیروزی به این فرد گفته بودند که این چهار تا رأی مهم نیست و شما رئیس جمهور شده‌اید!؟

نماینده اصولگرای مردم تهران در مجلس هشتم درباره نقطه آغاز اصولگرایی گفت: این واژه از سال 78 و در برابر اصلاح‌طلبی وارد ادبیات سیاسی کشورمان شد اما این واژه‌ها‌ مطلق نیستند بلکه بستگی دارد اصلاح چه چیز باشد و اصول ما چه اموری باشد و لذا رهبر معظم انقلاب بر همین اساس گفتند که هر اصلاح‌طلبی اصولگراست و هر اصولگرایی اصلاح‌طلب است.

* اصولگرایان امروز جناح راست دیروز نیستند

رسایی در واکنش به تشبیه دو جریان راست و چپ به دو طیف اصولگرایی و اصلاح‌طلبی افزود: قبول ندارم که جریان راست همان اصولگرایان امروز بودند و جریان چپ هم همان اطلاح‌طلبان چرا که در آن زمان و حتی در مقطعی از امروز، این مفاهیم و واژه‌ها بیانگر صف‌بندی‌های اعتقادی نبودند بلکه نشانگر صف‌بندی‌های سیاسی بودند.

وی اضافه کرد: روزی این رقابت را بین تندروها با محافظه‌کاران می‌دانستند و روزی دیگر آن را بین "یت " و "یون " یا همان جامعه روحانیت و مجمع روحانیون و روزی دیگر، بین راست و چپ و روز دیگری بین راست سنتی و راست مدرن با چپ سنتی و چپ مدرن تا اینکه کم کم این واژه‌ها به اصلاح‌طلبی و اصولگرایی تبدیل شد اما من معتقدم این واژه‌ها با وجود بار معنایی که در دلشان هست، هنوز نتوانسته‌اند آن مفهوم تقابل و ضدیت را نشان دهند چون اساسا تقابل بین آنها حقیقی نیست.

* جنگ حقیقی بین فقر و غناست؛ نه بین جریانات سیاسی

این نماینده درباره تقابل حقیقی بین جریانات سیاسی می گوید: "جنگ حقیقی " به تعبیر حضرت امام (ره) جنگ بین فقر و غناست؛ جنگ میان راحت‌طلبی و عافیت‌طلبی و ارزش‌گرایی است و الان چند سال است که مردم دیگر به صرف ظاهر این واژه‌ها صف‌بندی خود را تعیین نمی‌کنند بلکه دنبال حقیقت ماجرا هستند.

حجت‌الاسلام رسایی درباره زمان وقوع این جنگ هم، توضیح داد: از زمان سازندگی عده‌ای خواص و نخبگان سیاسی به این نتیجه رسیدند که باید انتخابات‌ها به ویژه انتخابات ریاست جمهوری مدیریت شود تا کشور را بتوانیم با هزینه کم‌تری اداره کنیم؛ آنها معتقدند که نباید دائم در بوق انتخابات بدمیم بلکه اگر مشارکت حداقلی بماند و عده‌ای حرف گوش ‌کن پای صندوق بیایند، با اشاره ما رئیس جمهور را انتخاب می‌کنند.

وی اضافه کرد: این تفکر آقای هاشمی بود و پس از آنکه رأی او در دوره دوم ریاست جمهوری اش کاهش یافت، کم کم شکل گرفت که اتفاقا در مورد این مسأله با رهبری هم اختلاف نظر داشت و البته در دوم خرداد 76 این بیماری در برخی اصولگرایان که دیدند سطح مشارکت بالا رفت و بر خلاف نظر همه آنها خاتمی از صندوق درآمد، به وجود آمد.

"در انتخابات شوراهای اول و مجلس ششم هم این بیماری در دو طرف بیشتر رسوخ کرد و اصولگرایان برد خودشان را در مشارکت حداقلی و اصلاح‌طلبان در مشارکت حداکثری می دیدند؛ این بیماری بعد از انتخابات شوراهای دوم و مجلس هفتم که مشارکت حداقلی شد و اصولگریان پیروز شدند، وخیم‌تر شد. "

* تحلیل جریانات سیاسی از تحولات انتخاباتی غلط است

نماینده تهران در مجلس با غلط دانستن تحلیل جریانات سیاسی از واقعیت انتخابات، گفت: تحلیل جریانات سیاسی این بود که اکثریت مردم از انقلاب و آرمان‌های 57 خسته شده‌اند و اقلیت پای انقلاب ایستادند؛ در حالی که حوادث انتخاباتی این چند سال نشان داد که مردم انقلاب‌شان را دوست دارند اما از عملکرد برخی انقلابیون گذشته ناراضی‌اند.

رسایی افزود: احمدی‌نژاد در سال 84 توانست این صف‌بندی را از چپ و راست بیرون آورده و وارد زمین "جنگ فقر و غنا " کند که البته رهبری زمینه‌های آن را فراهم کرده بودند ولی متأسفانه رئیس جمهور نتوانست خودش در این زمین بماند و به ویژه در دولت دهم احساس مردم عوض شد.

* تغییر احساس عمومی نسبت به دولت‌ دهم

وی در تبیین این سخن خود توضیح داد: برخی رفتارهای دولت و حمایت‌های نامعقول از یک شخص و آن هم شخصی پر حاشیه، سبب شد تا احساس عمومی این شود که این جنگ فقر و غنا در زمین ولایت نیست و همین مسأله سبب شد تا برخی با تردید به آن نگاه کنند.

سخنگوی فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هشتم درباره میزان اصولگرایی دولت احمدی‌نژاد گفت: اگر اصولگرایی را اعتقاد به همان 4 اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبری بدانیم، فکر می‌کنم که دولت نهم امتیاز بالایی می‌آورد ولی دولت دهم در مواردی لغزش داشته است اما با وجود برخی اشکالات، هنوز این دولت در راستای خط تبیین شده توسط رهبری حرکت می‌کند و رهبر انقلاب هم با وجود برخی کجی‌ها همچنان این دولت را در مسیر خدمت رسانی می‌دانند.

* اصولگرایی محصول تبعیت از رهبری است نه نیروهای اصولگرا

رسایی که با هفته‌نامه "سروش " گفت‌وگو می کرد، در پاسخ به سؤالی در خصوص انتقادهای مکرر رئیس دولت اصولگرا به اصولگرایان با طرح این پرسش که مگر اصولگرایان نباید از یکدیگر انتقاد کنند؟، می‌گوید: البته مشکل اینجاست که برخی اشخاص و گروه‌ها خود را مایه و اساس اصولگرایی می‌دانند در حالی که اصولگرایی محصول تبعیت از رهبری و محصول مسیری است که ایشان تبیین کرده‌اند.

وی ادامه می دهد: آقای احمدی‌نژاد نیز شعارهایی مانند عدالت، مبارزه با اشرافی‌گری، مردم‌داری و مبارزه با فقر، فساد و تبعیض را در حالی سر داد که رهبری زمینه پذیرش آن را فراهم کرده بودند و معتقدم در دولت نهم رئیس جمهور واقعا توان بالایی برای ریشه‌کنی این موارد گذاشت و کارهای بزرگی انجام شد اما متأسفانه در دوره دهم، دولت خودش را درگیر حاشیه‌ها کرده و در حال فاصله گرفتن از اهداف اصلی است.

"برخی افراد که درباره دولت چنین اعتقادی ندارند، از روز اول همین نظر را داشته‌اند که عمدتا منصفانه نبوده و نیست و یکی از دلایل من برای این نتیجه‌گیری اظهارنظرهای یک کارشناس مطلع و منصف مانند رهبری است که بدون حب و بغض اظهار نظر می‌کنند و برای ما ملاک است ".

* ارتباط تشکیلاتی خواص مردود با راس فتنه

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره فعالیت‌های انتخاباتی اصولگرایان و تعیین کمیته سه نفره [علی اکبر ولایتی، حبیب‌الله عسگراولادی و غلامعلی حدادعادل] برای وحدت نیروهای اصولگرا، اظهار داشت: شخصیت‌های مذکور دارای تعقل اصولگرایانه و شخصیتی مثبت هستند اما من تا الان گزارشی از عملکرد این گروه ندارم.

رسایی با تاکید بر اینکه از سوی بعضی از افراد تلاش‌هایی برای به هم خوردن این روند صورت می‌گیرد، درباره هویت این افراد گفت: عمدتا جریان خواص مردود که می داند اگر به تنهایی در عرصه انتخابات حاضر شود اقبالی ندارد و بهترین راهکار برای پیروزی خود را کشاندن افکار عمومی به یک تصمیم جمعی می داند، دنبال نفوذ بیشتر خودش در این ترکیب است.

وی درباره هویت جریان خواص مردود و راز تلاش این جریان برای نفوذ بیشتر در این کمیته سه نفره اصولگرایان اظهار داشت: خواص همان کسانی هستند که در انتخابات دهم به دلیل وابستگی تئوریک و تشکیلاتی به راس فتنه نه تنها سکوت کردند و دو پهلو موضع گرفتند، بلکه در مواردی با فتنه‌گران همراهی کردند.

* همگرایی جریان فتنه و جریان انحرافی

رسایی می گوید که قطعا افرادی از این جنس در اطرافیان رئیس جمهور هم پیدا می‌شود و ادامه می دهد: اصلا من معتقدم جریان انحرافی در ظاهر مقابل جریان فتنه است ولی در حقیقت در همان مسیر گام برمی‌دارد.

عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود به "ارزیابی آرایش نیروها و فعالان سیاسی در عرصه انتخابات آینده " پرداخت و متذکر شد: در انتخابات دور بعد، با چهار طیف "جریان فته، جریان خواص مردود، جریان انحرافی و جریان اصولگرایان حقیقی " رو به رو هستیم.

* فقط اصولگرایان حقیقی دغدغه انقلاب دارند

او در معرفی اصولگرایان حقیقی می گوید که "در راس این جریان همه متدینین و بچه حزب‌اللهی‌هایی قرار دارند که 30 سال است برای انقلاب هزینه می‌دهند و غصه می‌خورند و مبنای این جریان هم تکلیف‌گرایی است؛ اگر روزی از احمدی‌نژاد حمایت کرده از روی تکلیف بوده و اگر امروز انتقاد می‌کند هم از روی تکلیف است ".

حجت‌الاسلام رسایی بزرگانی چون آیت‌الله مصباح یزدی و شخصیت‌هایی مانند غلامعلی حداد عادل و بسیاری از افراد دیگر را در این جریان قرار می دهد.

* جریان فتنه رمقی برای حضور در عرصه انتخابات ندارد

وی درباره نحوه آرایش سیاسی و رقابت بین چهار طیف حاضر در انتخابات آتی هم تصریح کرد که "غیر از جریان فتنه که دیگر رمقی ندارد، رقابت اصلی بین سه طیف دیگر خواهد بود. "

نماینده تهران در مجلس در پاسخ به این سؤال که آیا‌ رقابت اصلی در انتخابات آینده بین اصولگرایان خواهد بود و وحدت میان آنها تحقق نخواهد یافت؟، اظهار داشت: حتی اگر به توافق هم برسند، بدنه این جریان چنین توافقی را نمی‌پذیرد و اگر سال 87 اگر این توافق شکل گرفت و بدنه هم پذیرفت، هنوز فتنه 88 اتفاق نیفتاده بود و هنوز جریان انحرافی خودش را نشان نداده بود.

رسایی البته تصریح می کند که "تلاش می‌شود اینگونه القا شود در انتخابات آتی رقابت اصلی بین جریان خواص مردود و جریان انحرافی است اما هر دو جریان نگران دسته چهارم هستند و قطعا بازی به شکلی که برخی از این آقایان طراحی کرده‌اند، باقی نمی‌ماند و در آینده نزدیک این بازی به دلیل آنکه آقایان در زمان فتنه عملکرد مناسبی از خود نشان ندادند و جامعه و بدنه جریان اصولگرایی آنها را قبول ندارد، به هم می‌خورد.

* رای منفی موتور رای‌ساز جریان اصولگرا به جریان انحرافی و جریان فتنه

وی در پاسخ به این سؤال که آیا در آینده تحرکات انتخاباتی از سوی جریان چهارم آغاز می‌شود، گفت: البته من سخنگوی جریان یا افرادی نیستم اما می‌بینم که بدنه جریان اصولگرایی و موتور رای‌ساز این جریان که همان خواص کف خیابان هستند، به جریان خواص مردود و جریان انحرافی تن نمی‌دهد و به صورت طبیعی جریان چهارم گزینه‌های خود را خواهد یافت.

"اینکه کمیته سه نفره و یا ترکیب هفت نفره و یا هر ترکیب دیگری به توافق برسد یا نرسد مهم نیست، مهم اینست که جریان اصولگرایی روی چه کسانی به توافق برسد؛ به این معنی که در فهرست اصولگرایان قطعا نباید افراد مسئله‌دار و کسانی که در جریان فتنه مردود شدند و آنها که جریان انحرافی را قبول دارند، حضور داشته باشند ".

* جریان خواص مردود در حال یارگیری است

مدیر مسئول هفته‌نامه "9 دی " درباره فهرست‌‌های انتخاباتی برای مجلس نهم گفت: گروه خواص مردود ستادهایش را راه‌اندازی کرده و در حال بارگیری است و حتی درباره فهرست‌هایشان هم صحبت‌هایی کرده‌اند.

رسایی افزود: جریان انحرافی هم همینطور؛ اما هر دو جریان می‌دانند که در بدنه جریان اصولگرایی اقبالی ندارند و هر کدام صرفا بر اساس تحلیلی خود را غالب انتخابات می‌دانند.

* اصلاح‌طلبان می‌آیند اما...

وی درباره حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات هم می گوید که آنها قطعا در انتخابات آینده شرکت می‌کنند و از آتجا که عملکرد لایه‌ای از آنان در لفافه بوده، هیچ دلیلی برای رد صلاحیت‌شان وجود ندارد اما اینها به تنهایی بردی ندارند و همان‌طور که نشان داده‌اند، با لایه‌ای از مدعیان اصولگرایی به توافق خواهند رسید.

* توافق اصلاح‌طلبان با مدعیان اصولگرایی

رسایی که معتقد است اصلاح‌طلبان با افراد برجسته این جریان در انتخابات آینده حضور پیدا نمی‌کنند، تاکید کرد "همانطور که در انتخابات هیئت رئیسه مجلس اصلاح‌طلبان و برخی مدعیان اصولگرایی خیلی علنی از همدیگر حمایت کردند، در انتخابات آتی نیز همدیگر را حمایت می‌کنند و یا در فهرست‌هایشان استراکاتی پیدا می‌شود.

به گزارش خبرگزاری فارس، این نماینده مجلس هشتم در بخش پایانی این گفت‌وگو درباره انتقادات تند خود از جریان انحرافی اظهار داشت: همه تلاش جریان رسانه‌ای اصلاح‌طلب و خواص مردود این بوده که ما را افرادی نشان دهند که به‌صورت مطلق از دولت حمایت می‌کنیم؛ درحالی که روشن است که این طور نیست.

* احمدی‌نژاد بهتر از برخی مدعیان اصولگرایی است

وی افزود: من سال 84 بعد از انتخاب آقای احمدی‌نژاد در مصاحبه‌ای در پاسخ به این سؤال که آیا در انتخابات بعد هم به احمدی‌نژاد رای می‌دهید، گفتم که قطعا اگر از احمدی‌نژاد بهتر پیدا کنیم به او رای می‌دهیم اما الان با همه انتقادات وارده، هنوز احمدی‌نژاد را در موارد متعددی از این مدعیان اصولگرایی بهتر می‌دانم.

* انتقاد مکرر از اعتماد زیاد احمد‌ی‌نژاد به مشایی

رسایی اضافه کرد: در مورد آقای مشایی یکی مثل من از همان ابتدا موضع مشخصی داشت و بارها از اعتماد بیش از اندازه احمدی‌نژاد به مشایی انتقاد کرده‌ام و حتی حدود یک سال و نیم قبل در تلویزیون بر سر مواضع مشایی در برابر آقای جوانفکر حاضر شدم؛ منتها تمام تلاش این جریان رسانه‌ای تا مدتی این بود که بگوید ما وکیل‌الدوله‌ایم و الان هم تمام تلاش می کند بگوید ما یک هفته است که منتقد مشایی شده‌ایم!

"احمدی‌نژاد به مشایی اعتماد دارد و این اعتماد به مرز اعتقاد رسیده است؛ آقای احمدی‌نژاد فردی متدین، انقلابی و مدیر مدبری است اما بی تردید معصوم و فردی دین ‌شناس که نیست و اتفاقا بیشترین اشکالاتی که ما به عملکرد وی داریم از همین منظر عدم شناخت او از دین است ".

* ضرورت رد صلاحیت فعالان انتخاباتی زودهنگام

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در خصوص رقابت ریاست جمهوری یازدهم اظهار داشت: اگر چه پنهان نیست که تحرکات برخی آقایان کاملا انتخاباتی است اما هنوز تا ریاست جمهوری آینده زمان زیادی باقی مانده و به نظر من هر کس از الان در این زمینه فعالیت کند، همین بهترین دلیل برای عدم صلاحیت اوست.

* اشتراک‌نظر مشایی و لاریجانی درباره ریاست‌جمهوری یازدهم

حجت‌الاسلام رسایی دیدار مشایی با هنرپیشه‌ها را نمونه‌ای از تحرکات انتخاباتی زودهنگام دانست و گفت: مشایی به خیال خود 25 میلیون رای احمدی‌نژاد را دارد و تلاش می‌کند 13 میلیون رای رقیب احمدی‌نژاد را به دست بیاورد؛ البته آقای لاریجانی هم همین برداشت را دارد و فکر می‌کند 25 میلیون رای خواهد داشت و امروز باید برای به دست آوردن آن 13 میلیون برنامه‌ریزی کند.

وی اضافه کرد: آقای لاریجانی معتقد است روند مشایی و حمایت‌های بی‌مبنای آقای احمدی‌نژاد از وی در آینده این 25 میلیون نفر را منتقد خویش خواهد کرد و او تنها گزینه جریان اصولگرا خواهد بود و مشایی هم معتقد است که حمایت از او آرای 25 میلیونی را در سبدش قرار خواهد داد.

به اعتقاد رسایی "هر دو جریان برای به دست آوردن 13 میلیون رای راهکاری را انتخاب کرده‌اند و آقای لاریجانی معتقد است اگر آقای هاشمی را داشته باشد آن میزان رای را هم دارد و لذا هماهنگی خاصی بین آنها می‌بینید اما مشایی برای به دست آوردن این 13 میلیون سراغ کدخدا نرفته بلکه مستقیم با اهالی ده ارتباط برقرار کرده و از مکتب ایرانی حرف می‌زند و با هنرپیشه‌ها جلسه می‌گیرد. "

* پیروز انتخابات آینده مردم با بصیرت هستند

عضو ارشد فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس در پایان خاطر نشان کرد: هر دو جریان مذکور انتخابات مجلس را برای پریدن به سکوی ریاست جمهوری مهم می‌دانند ولی من فکر می‌کنم باز هم مردم با بصیرتی که در فتنه 88 سربلند بودند و در اتفاقات اخیر هم فریب جریان انحرافی را نخوردند، برنده می شوند.


ماجرای متنی که زریبافان در مدح مشایی خواند، چه بود؟
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی

 حضور زریبافان در مراسم مربوط به یک نشریه که فیلم آن به‌طور گسترده در اینترنت پخش شد، به اصرار یکی از اعضای سابق هیأت دولت بوده و آنچه که وی در مدح مشایی خوانده، لوح تقدیرنامه او بوده است.

 به گزارش رجانیوز، انتشار فیلمی از حضور زریبافان در مراسم مربوط به نشریه "رونا" متعلق به فرزند محمد علی‌آبادی که در آن از برخی شخصیت‌ها به‌عنوان چهره سال تقدیر شده بود و این فیلم زریبافان نیز متنی را در مورد مشایی قرائت می‌کرد، واکنش‌های زیادی را به‌دنبال داشت و این تلقی به‌وجود آمد که وی نیز به این جریان پیوسته است.

 اما اطلاعات تکمیلی حاکی است که زریبافان در توضیح این ماجرا گفته است که این مراسم در سال گذشته برگزار شده و او بدون آگاهی از محتوای جلسه به اصرار یکی از اعضای سابق هیات دولت در آن شرکت کرده است.

 وی ادامه داده است که در حین برگزاری مراسم پس از اطلاع از محتوای جلسه محل را ترک کرده ولی با اصرار دعوت‌کننده مجددا به برنامه برگشته است.

زریبافان در باره سخنان خود در مدح مشایی نیز عنوان کرده است که در این مراسم، متن تقدیرنامه فرد بعدی را نفر تقدیر شده قبلی می‌خواند و بر همین اساس، قرائت متن تقدیرنامه مشایی که بعد از زریبافان از وی تقدیر شده، ناخواسته بر عهده وی قرار گرفته است و سخنان منتشر شده به نقل از او در مورد مشایی، متن تقدیرنامه بوده است.

 در ماه‌های اخیر پس از جدی شدن لزوم تقابل با جریان نفوذی در دولت، برخی جریان‌های سیاسی از این برچسب جریان نفوذی برای از دور خارج کردن برخی رقبای سیاسی غیرمرتبط با این جریان استفاده کرده‌اند که به نظر می‌رسد انتشار خبر مربوط به زریبافان نیز در همین زمینه بوده باشد. همچنین جریان نفوذی نیز تمایل دارد که برای جبران کمبود شدید سرمایه انسانی، شخصیت‌های موجه را به خود منسوب کند.

 در عین حال، روزنامه جوان نیز نوشت "مسعود زریبافان که روز گذشته در نماز جمعه تهران به دلیل انتشار خبری در مورد حمایت وی از مشایی مورد انتقاد برخی از جانبازان قرار گرفت، گفت: من اشتباه کردم که این حرف را زدم و حرف خودم را پس می گیرم!"


جزئیات خوش‌خدمتی و جعل بیانیه در حمایت از عناصر زلال و پاک!
ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، روح الله احمدزاده

یکی از استانداران کشور جزئیاتی در مورد نحوه امضا جمع کردن احمدزاده استاندار سابق فارس برای بیانیه حمایت از جریان انحرافی در ماجرای وزیر اطلاعات را توضیح داد.

وی که خواست نامش فاش نشود،‌به خبرنگار ما گفت که بیانیه اولیه‌ای که با عنوان "بیانیه استانداران سراسر کشور در خصوص حمایت از دولت مردمی و خدمتگزار و ضرورت مقابله با جریان انحرافی شکل گرفته علیه دولت" برای امضا به استانداران داده شد،‌ تمرکز بر دفاع از دولت و شخص رئیس‌جمهور بود که برخی از استانداران همان بیانیه را نیز به‌دلیل وجود شائبه تقویت جریان نفوذی دولت به‌خاطر شرایط زمانی امضا نکردند.

این استاندار ادامه داد: برخی از استانداران نیز این بیانیه را امضا کردند اما پس از رسانه‌ای شدن متن نهایی بیانیه معلوم شد که احمدزاده که برای جمع‌آوری امضاها پیش‌قدم بود، بیانیه دیگری را که در آن حمایت از جریان نفوذی کاملاً‌ غلیظ بود و از تعابیری مانند "تخریب منسوبین رئیس‌جمهور" و "تضعیف عناصر زلال و پاک" به نفع این جریان استفاده شده بود، به‌عنوان متن نهایی آماده کرد.

وی با بیان اینکه برخی از استانداران امضاکننده، اساساً‌ بیانیه دوم را ندیده بودند و ظاهراً‌امضای آن‌ها از روی بیانیه اول اسکن شده و در ذیل بیانیه دوم درج شده است، ادامه داد: به هر حال، پروژه امضا گرفتن از استانداران در حمایت از جریان نفوذی ناکام ماند و با همه جعل و تهدید و تطمیع، نصف استانداران کشور نیز حاضر به امضای بیانیه نشدند.

بنا بر این گزارش، روح‌الله احمدزاده استاندار سابق فارس هم‌زمان با ماجرای برکناری وزیر اطلاعات و مقاومت در مقابل اجرای دستور رهبر معظم انقلاب در زمینه ابقای حجت‌الاسلام مصلحی، اقدام به جمع‌آوری امضا از استانداران کرد تا در برابر شخصیت‌ها و رسانه‌هایی که بر ضرورت اجرای دستور رهبر انقلاب تأکید داشتند، جبهه مخالفی از درون دولت شکل دهد.

در عین حال،‌ علی‌رغم اقداماتی مانند جعل بیانیه و حتی تهدید تلویحی برخی از استانداران به برکناری در صورت امضا نکردن بیانیه، تنها 13 نفر از 31 استاندار کشور حاضر به امضا شدند.

در ادامه متن بیانیه اولیه و سپس متن تغییریافته آن آمده است:

متأسفانه در روزهای اخیر به بهانه برخی مسائل جزئی و پیش پا افتاده شاهد شکل گیری جریان رسانه ای و تبلیغاتی وسیعی به هدف تضعیف خدمات بزرگ و توصیف ناپذیر دولت محترم و خاصه شخص ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد هستیم به شکلی که تلاش می‌شود ضمن نادیده انگاری همه خدمات دولت شائبه اختلاف و زاویه با رهبر معظم انقلاب را در جامعه ایجاد کند و این در حالی است که ایشان بارها بر ضرورت حمایت قاطع از دولت مردمی و عدالت محور تأکید داشته‌اند.

ما استانداران سراسر کشور ضمن اعلام حمایت قاطع از رئیس جمهور ولایی جهادی و مردمی ضمن تأکید بر ضرورت حفظ آرامش و پرهیز از جنجال آفرینی تبلیغاتی و پرداختن به مسائل حاشیه‌ای اعلام می‌کنیم روند تخریب و فشارهای تبلیغاتی علیه دولت خدمتگذار که بعضاً با موضع‌گیری‌های برخی فعالین و جریان‌های سیاسی باعث ایجاد آشفتگی در فضای عمومی کشور شده است در تعارض آشکار با منویات مقام عظمای ولایت مبنی بر حمایت قاطع از تلاش‌های شبانه‌روزی دولت خدمتگزار بوده و همانگونه که ملت بزرگ ایران با شور و عزم راسخ در میدان انتخابات دهم ریاست جمهوری بصیرت خود را در التزام به مقام عظمای ولایت در حمایت از رئیس جمهور محبوب و مردمی به نمایش گذاشتند انتظار می‌رود فعالان و جریان‌های سیاسی نیز همگام با ملت شریف ایران اسلامی در گفتار و رفتار و مواضع خود به گونه‌ای عمل نمایند که شائبه تضعیف و تخریب دولت‌مردان در افکار عمومی شکل گیرد و منجر به نارضایتی آحاد مردم در سراسر کشور گردد.

در بیانیه دوم که متن تغییر یافته است، پاراگراف اول تغییر داده شده است:

متأسفانه در ماه‌های اخیر شاهد شکل گیری جریان انحرافی و خزنده‌ی رسانه‌ای و تبلیغاتی با هدف تضعیف عملکرد دولت خدمتگزار و تزویر شخصیت و تخریب برخی دولت‎مردان خدوم و منتسبین به ریاست محترم جمهور در سطح کشور هستیم. این روند تخریب و تضعیف عناصر زلال پاک و ناب منتسب به دولت در شرایطی صورت می‌گیرد که رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت حمایت قاطع از دولت مردمی و عدالت‌محور تأکید داشته‌اند.


گزارش کامل 2روز تحصن دانشجویان شیرازی+عکس و حاشیه
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی
خبرنامه دانشجویان ایران: دوشنبه هفته گذشته عبدالله حسینی طی حکمی به سرپرستی استانداری شیراز منصوب و پس از آن طی چند روز با فشارهای زیادی جهت استعفا روبرو شد.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، با مقاومت حسینی، کاربجایی رسید که رحیم مشایی، سرپرست جدید استانداری را احضار کرده و با واکنش حسینی در مقابل وی طی ظی یک شب عزل شد و فرهادسجادی که گفته می شود از مقربان مشایی است به سرپرستی استانداری منصوب می شود.
 
گفته شده عبدالله حسینی در واکنش به مشایی گفته است: زیر بار استعفا و بله قربان گویی مشایی نخواهم رفت، و اگر می خواهید مرا برکنار کنید؛ بنده تنها دلبسته نظام و ولایت فقیه هستم.
 
ابتدای این هفته و بعد عزل و نصب ها در استانداری استان فارس که با واکنش شدید دانشجویان و نماینده ولی فقیه در استان شیراز روبرو شد، عصر شنبه بیش از 200نفر از مردم و دانشجویان شیراز جلوی درب استانداری تجمع کردند.
 
دانشجویان به همراه مردم شیراز در این تجمع با سردادن شعارهایی ضمن اعلام برائت از جریان انحرافی در استان، خواستار انتخاب استانداری شایسته و ولایتمدار، متوقف کردن روند نفوذ جریان انحرافی در عزل و نصب های استان، فصل الخطاب قراردادن حضرت آیت الله ایمانی نماینده محترم ولی فقیه شدند.
 
در حاشیه تجمع نیز طومار بلندی توسط مردم به محضر رهبر انقلاب نیز امضا شد و مردم نیز با زدن قفلی به درب های استانداری اعلام کردند که فردا 6صبح در جلوی استانداری تجمع خواهند کرد و نخواهند گذاشت سجادی به استانداری وارد شود.
 
 

 

 

 

 

 

پس از آن تعدادی از تشکل های دانشجویی دانشگاه های شیراز طی نامه ای سرگشاده به حضرت آیت الله ایمانی در اعتراض به سیاست های گروه انحرافی در استان فارس، مسائلی را مطرح نمودند. که متن کامل این نامه به شرح زیر است:

 
باسمه تعالی
 
نماینده محترم ولی فقیه در استان فارس؛ حضرت آیت الله ایمانی (مدظله العالی)
 
سلام علیکم
 
فضای استان فارس این روزها شاهد گروهی از مدیران است که در لباس عدالتخواهی وارد سیستم مدیریت استان شد اما عمق انحراف و وابستگی به جریان انحرافی، حال و روز استان را به شکلی در آورد که شاهد تضعیف روز افزون آن می باشیم. حوادث چند روز گذشته استان و تغییر سرپرست استانداری فارس، ما را بر آن داشت تا چند نکته ای را خدمت حضرتعالی عرض نمائیم:
 
1- این روزها بغض و کینه انقلابی فرزندان معنوی حضرت روح الله متراکم شده است. دیگر نمی توان شاهد نفوذ بیش از پیش جریان انحرافی در سطوح مدیریتی استان بویژه استانداری بود.
 
2- عدم تحقق اولویت های کاری استان فارس که ضربه ای مسلم بر مستضعفین این استان وارد ساخته است، کاسه صبر ما را لبریز ساخته است. استانی که بنا به دلایل مدیریتی، جولانگاه مفسدین اقتصادی شده است، زیر قدرت طلبی های سیاسی برخی مدعیان؛ در حال تضعیف می باشد.
 
3- پیگیری خطوط مکتب ایرانی در استان فارس در تقابل آشکار با اسلام ناب محمدی(ص) است. سومین حرم اهل بیت علیهم السلام، عرصه مانور استانداری بود که از اصلی ترین نفرات مکتب ایرانی در کشور است. ادامه آن روند غلط فرهنگی و سیاسی حقیقتا مخل فرهنگ و سیاست خدا محور در استان می باشد.
 
حضرت آیت الله
 
ما دانشجویان پیگیری مطالبات شما که مطالبات به حق مردم شهید پرور استان فارس است را بر خود فریضه ای می دانیم که عدم پیگیری آن عقوبت اخروی را در پی خواهد داشت. و ضمن حمایت قاطع از اقدام انقلابی حضرتعالی در مخالفت با تغییر و تحولات استان که بر مبنای قدرت طلبی و انحراف است، حرکت خود را در برقراری تحصنی از امروز شنبه 7 خرداد، ساعت 18 در مقابل استانداری فارس اعلام می داریم.
 
 امیدواریم که همواره ما را با رهنمون های خود مورد هدایت قرار دهید.
به امید ظهور حضرت صاحب الزمان (عج)
 
بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی شیراز
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور شیراز
بسیج دانشجویی دانشگاه باهنر شیراز
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
تشکل وصال دانشگاه آزاد
 
جنبش دانشجویی شیراز در اعتراض به سیاست های گروه انحرافی در تغییر و تحولات مدیران استانداری، تحصن خود را در مقابل استانداری شروع نمود.

 

 

 

 

 

 

 

 

امروز نیز تشکل‌های دانشجویی دانشگاه‌های استان فارس در نامه‌ای خطاب به مردم این استان تأکید کردند: احمدزاده استاندار سابق استان فارس، بر مبنای قدرت‌طلبی و میزپرستی، خود را به جریان انحرافی و تفکرات مشایی فروخت.

 
تشکل‌های دانشجویی دانشگاه‌های استان فارس در نامه‌ای خطاب به مردم این استان نکاتی را متذکر شدند که متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
 
1- احمدزاده استاندار سابق استان فارس، بر مبنای قدرت‌طلبی و میزپرستی، خود را به جریان انحرافی و تفکرات مشایی فروخت. او اگرچه بسیار مدعی بود اما میراثی جز حرف‌های مکتب ایرانی و جریان انحرافی در استان باقی نگذاشت. جذب حداقلی بودجه که میان استان‌ها کم سابقه بود، موجب تضعیف استان مهم و استراتژیک فارس شد.
 
مریض بودن تفکر سیاسی و مهم‌تر از آن تفکر فرهنگی احمدزاده موجب شد تا او در اجلاسیه سرداران و 14 هزار و 600 شهید استان فارس شرکت نکند و حتی سنگ‌اندازی‌های او نیز در برگزاری این مراسم‌ها، از حافظه تاریخی شما عزیزان پاک نخواهد شد. او اگرچه مدعی مبارزه با مفسدان بود اما در ماه‌های پایانی، استانداری عرصه‌ای برای مانور مفسدان اقتصادی و سیاسی و زمین‌خواران شده بود. بعد از رفتن احمدزاده حسینی سرپرست استانداری شد اما از آنجا که به صورت محدودی در مقابل جریان انحرافی و خواسته‌های مشایی ایستاد، در عرض چند روز تغییر کرد و سجادی از سوی وزارت کشور سرپرست استانداری فارس شد. ایده‌آل سجادی، احمدزاده است و این به‌ معنای ماندن در وضعیت نامطلوب فعلی است.
 
2- روز جمعه آیت‌الله ایمانی نماینده ولی‌فقیه در استان فارس و امام‌جمعه شیراز در خطبه‌های نمازجمعه اعلام داشتند: «من به جناب وزیر کشور می‌گویم فارس بیش از 2 ماه است که در شرایط بلاتکلیفی به سر می‌برد. فارس برای حل مشکلات عمرانی خود نگران آینده است. مدیران استان در زمان استاندار سابق دستشان به کار نمی‌رفت، سؤال من از وزیرکشور این است که چگونه به یکی از معاونان استاندار حکم سرپرستی می‌دهید و بعد از چند ساعت حکمش را لغو کرده و به دیگری می‌دهید؟ فارس که بازیچه نیست افرادی را بیاورند و دوران کارآموزی ببینند و سپر پرش افراد شود؛ به استان رحم کنید. این استان خیلی عزیز و بالاست چرا قدر این استان با 5 میلیون نفر جمعیت و 14 هزار و 600 شهید و آن مفاخر عزیز و بالا را نمی‌دانید؟ چرا فارس ما باید بازیچه این و آن باشد من اخطار می‌دهم و من اهل این استان هستم پس سرنوشت این استان سرنوشت ماست. نمی‌شود که این استان را مرتب بازی داد. نخبگان استان پیشنهاداتی را برای مدیریت ارشد استان داده‌اند چرا به پیشنهادات ایشان عمل نمی‌شود؟ برای خدا و انقلاب و برای مردم آینده این استان مظلوم و زجر کشیده کارتان را درست انجام دهید.»
 
با توجه به آنچه آمد، جنبش دانشجویی استان فارس خود را موظف به پیگیری مطالبات آیت‌الله ایمانی که همان مطالبات برحق امت حزب‌الله و مستضعفین است، می‌داند لذا از دیروز تحصنی را در مقابل استانداری فارس آغاز کرده است. برای ادامه کار و ایجاد فشار مضاعف بر حلقه زور و زر و تزویر در کشور و استان، حضور جدی و حداکثری شما مردم غیور و شهیدپرور در این تحصن امری مؤثر خواهد بود.
 
دانشجویان متحصن مقابل استانداری فارس همچنین در اقدامی جالب به سیاست های گروه انحرافی در استان اعتراض کردند.

دانشجویانی که از دیروز در اعتراض به سیاست های جریان انحرافی در استان فارس در مقابل استانداری فارس متحصن شده اند، اقدام جالبی انجام داده اند که نشان دهنده عمق انزجار از این گروه در استان می باشد.
 
 
 
 
اما امروز نیروی انتظامی با همکاری حراست استانداری بنر نصب شده روی درب استانداری که ورود ممنوع جریان انحرافی به استانداری را بیان می کرد، پاره کردند. دانشجویان که سعی در ممانعت از این اقدام داشتند هم چنان در مقابل استانداری به تحصن خود ادامه داده و بنر دیگر را نصب می کنند.

مشایی: چرا نمی‌توانید سحرم را باطل ‌کنید؟
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

این که آقای مشایی می‌گوید چرا نمی‌توانید سحرم را باطل ‌کنید پاسخی است به سخنان آیت الله مصباح یزدی که چندی پیش در دیدار اعضای حزب موتلفه اسلامی مطرح کرد.

سرانجام پس از انتقادات زیادی که از مشایی در زمینه جریان انحرافی صورت گرفت وی لب به سخن گشود و به اتهامات وارد شده دراین باره پاسخ داد و گفت:چرا نمی‌توانید سحرم را باطل ‌کنید و احمدی‌نژاد را نجات دهید؟!

به گزاش جام جم آنلاین پس از پخش سی دی مستند «ظهور بسیار نزدیک است» و واکنش‌هایی که علیه این فیلم اتخاذ شد موضع گیری‌ها علیه اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور افزایش یافت.گرچه پیش از پخش مستند ظهور بسیار نزدیک است نیز از گفتار و رفتار آقای مشایی انتقاد می‌شد.

پس از آن بود که چهره‌های شاخص اصولگرایی به ویژه روحانیت و علما در باره‌ی جریان انحرافی به روشنگری پرداختند و خط و خطوط این جریان را آشکار ساختند.

روحانیت و چهره‌های سیاسی در سخنان خود سمت و سوی پیکان انتقادات را به سوی اسفندیار رحیم مشایی نشانه گرفتند.

این که آقای مشایی می‌گوید چرا نمی‌توانید سحرم را باطل ‌کنید پاسخی است به سخنان آیت الله مصباح یزدی که چندی پیش در دیدار اعضای حزب موتلفه اسلامی مطرح کرد.

وی در این دیدار گفته بود؛ اینکه آدم جوری رفتار کند که نزدیک‌ترین دوستان و صمیمی‌ترین همکارانش هم آزرده و با او مخالف شوند و توی روی او بایستند، این رفتار برای یک سیاستمدار در هیچ منطقی پذیرفته نیست. سیاستمداران، دشمنان صریحشان را هم یک‌جوری نگه می‌دارند که روزگاری از آنها استفاده کنند. آن وقت انسان با صمیمی‌ترین دوستانش طوری برخورد کند که انگار دارد با دشمنانش برخورد می‌کند، آن هم با رفتارهای سبکی که در عزل بعضی از وزرا شد. آن وقت این سئوال مطرح شد که این رفتارها اصولاً چگونه با منش این شخص سازگارند؟ بهره هوشی این شخص به تصدیق دوست و دشمن از حد متعارف بالاتر است، پس چگونه شیفته یک شخص عادی می‌شود؟ آن هم شیفتگی‌ای که چنین حرکات نامعقولی از او سر بزند! یک وقتی به برخی از دوستان نزدیکم گفتم که بیش از ۹۰ درصد معتقدم که او سحر شده است! این وضعیت ابداً طبیعی نیست.

حتی نمایندگان حامی دولت نیز از رفتار آقای مشایی انتقاد کرده و تند ترین انتقاد را حمید رسایی مطرح کرده و گفته بود؛آقای مشایی الیاس دولت است!

همچنان که شاهد ادامه موج انتقادات درباره جریان انحرافی هستیم، اسفندیار رحیم مشایی که  در جمع مسئولان و سردبیران ایرنا سخن می‌گفت، درپاسخ به این سوال که آیا اظهارات آقای فیروزآبادی ناشی از سوء تفاهم بوده است، گفت: ممکن است سوء تفاهم هم باشد زیرا متاسفانه بسیاری از افراد به خود زحمت نمی‌دهند که حتی یکبار حرف‌های مطرح شده را به طور مستقیم بشنوند، موضوع بحث را بفهمند و مخاطب را بشناسند.






 

 

 

 

 





وی با تاکید بر اینکه هر سخن در جای خود و با ادبیات خاص خود باید مورد توجه قرار گیرد، اظهار داشت:از همه انسان‌ها انتظار می‌رود که مسایل را درک کنند؟ وقتی درباره مساله‌ای موضع‌گیری می‌کنیم، این حق طرف مقابل است که حرف هایش را به طور کامل شنیده و آن را فهمیده باشیم.

مشایی افزود: او بر اساس تحلیل ذهنی خود و برداشتی که از حرف‌های من داشت ، اینگونه تحلیل کرده که مثلا حرف‌های من وحدت جهان اسلام را به هم می‌زند.

وی خطاب به آقای فیروزآبادی گفت: اگر شما چنین فکری داشتید، باید با من در میان می‌گذاشتید، با من بحث می‌کردید اما احساس کردید که باید یک حرف هایی بزنید و حرف هایتان را زدید اما این کار شما درست نبود.

مشایی با تاکید بر اینکه اظهاراتش هیچ جا ناقض وحدت نبوده است، ادامه داد : لازم است این نکته را روشن کنم که ملت و دین دو موضوع متفاوت از یکدیگر هستند. اسلام یک دین جهانی و برای همه ملت‌ها است.

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گفته بود؛ باید مراقب نهادهای رقیب و تضعیف کننده روحانیت باشیم،عده‌ای امروز درصدد تشکیل محفل‌های انحرافی جدا از روحانیت برآمدند.

سردار فیروزآبادی که پنج شنبه گذشته 5 خرداد در همایش بررسی نقش حوزه‌های علمیه و مراجع در دفاع مقدس که با حضور آیت الله مقتدایی در سالن همایش‌های دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد با تأکید بر نقش روحانیت در عرصه‌های مختلف کشور گفت: باید مراقب نهادهای رقیب و تضعیف کننده روحانیت باشیم.

سرلشگرفیروزآبادی حتی در 19 مرداد 1389 که پیش از موضع‌گیری‌های فعلی است گفته بود؛اظهارات مشایی جرم علیه امنیت ملی است.

عضو شورایعالی امنیت ملی کشور در ادامه تحلیل راهبرد اول اَبَرسرمایه‌داری گفت: حال چگونه است که این وسط یک آقایی پیدا می شود از دفتر رئیس جمهور که معلوم نیست شأنش در قانون چیست و می آید یک بحث هایی را مطرح می کند که در جهت سیاست های راهبرد اَبَرسرمایه‌داری است. امام (ره) آمده است بحث مکتب اسلام ناب محمدی (ص) را مطرح و کشور جمهوری اسلامی ایران را براساس این مکتب بنا کرده و فرموده اند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر. ایشان شعار وحدت اسلامی و وحدت کلمه را مبنای آزادی مسلمانان قرار داد و فرمود وحدت اسلامی است که باعث عزت و قدرت مسلمانان می شود.

وی افزود: این آقا می آید می گوید مکتب ایرانی. ببینید دقیقاً منطبق با آن راهبرد اَبَرسرمایه‌داری که اتحادی نباید بین کشورهای اسلامی باشد و این همان بهانه صدام در بین کشورهای اسلامی بود که می گفت شما ایرانی هستید بله ما ملیت ایرانی داریم و به ایران نیز افتخار می کنیم، ما یک ملتی هستیم با فرهنگ، ادب، تاریخ، پیشینه بسیار قوی که مرکز ارزش های جهانی بود، اما همین ایران با همین فرهنگ و تمدن، مکتب اسلام ناب را مرجح دانست و پذیرفت و متعاقب آن به دنبال وحدت اسلامی به دنبال برادری و اتحاد با کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه پیش رفت.

پاسخ مشایی هم به احتماتل زیاد به همین اظهارات سردار فیروزآبادی است.

من را تا مرز شرک و کفر بردند

مشایی با تاکید بر اینکه برخی مسایل مطرح شده پیرامون سخنرانی وی در خصوص مکتب ایرانی و اسلامی، حرف‌های او نیست، اظهار داشت: من در این سخنرانی درباره عظمت و نقش تاریخی ملت ایران سخن گفتم؟ از سهم ملت ایران در تاریخ برای توسعه توحید، ادبیات انسانی، عشق و محبت صحبت کردم. اسلام ایرانی و اسلام ایرانیان را اسلام حقیقی و ناب دانستم.

وی با طرح این سوال که چه کسی برای نخستین بار موضوع اسلام ناب را مطرح کرد؟ افزود: امروز همه که امام خمینی (ره) در برابر اسلام آمریکایی، اسلام ناب محمدی را مطرح کردند که منشاء آن در ایران عزیز است.

رییس دفتر رییس جمهور تصریح کرد: اگر امروز از اسلام آمریکایی سخن بگوییم، معلوم است دامن چه کسانی را می‌گیرد؟ اگر امروز کسی از اسلام آمریکایی سخن به میان آورد، آیا ضد وحدت حرف زده است یا طرفدار وحدت است؟

مشایی در پاسخ به منتقدانش گفت: آیا من زحمات امام را خراب کردم؟ امام با طرح اسلام ناب و اسلام آمریکایی، نجات اسلام و نشر اسلام حقیقی برای جهان را دنبال می‌کرد بنابراین مکتب ایران، یعنی اسلام ناب، توحید واقعی و مکتب اهل بیت (ع).

مشاور رییس جمهور در ادامه با تاکید بر اینکه تبلیغات وسیعی در دنیا در حال انجام است تا چهره مخدوشی از اسلام به افکار عمومی جهان عرضه شود، اظهار داشت: کوچه‌های خاکی و پر از آشغال و سنگ و کلوخ، بچه‌های بدون کفش و لباس‌های تیره و خاکی با موهای ژولیده و چهره‌های عبوس و نگاه‌های ناامید، تصویری است که غرب از اسلام به دنیا ارائه می‌دهد.

مشایی افزود: از آنجا که دنیا ایران را می‌شناسد، ما باید به دنیا بگوییم که این تصویر درست نیست و به آنها اعلام کنیم که ایران مرکز تمدن عالم و پایه گذار اصلی فرهنگ و تمدن اسلام است و اگر می‌خواهند اسلام را جست و جو کنند، به ایران بیایند.

رییس دفتر رییس جمهور خاطر نشان کرد: من از عظمت ایران سخن گفتم تا دنیا بداند ملت بزرگ و متمدن ایران با پیشینه تاریخی، اسلام را با عشق پذیرفت نه با لشکر کشی! ایرانیان بزرگ و گوهرشناس بودند که گوهر را پذیرفتند و این مایه عزت برای ایران و اسلام است.

مشایی گفت: اینها، مرا تا مرز شرک و کفر بردند و گفتند که کفر گفته و دین اسلام را کنار گذاشته و دین جدیدی آورده است.

وی خطاب به منتقدانش درباره مکتب ایرانی اظهار داشت: کمی انصاف داشته باشید زیرا انسان انتظار ندارد که کافر چنین اظهاراتی داشته باشد چه رسد به شما که ادعای مسلمانی درجه یک را هم دارید.

علیه رییس جمهور نمی‌توانند اقدام کنند، من را هدف گرفته‌اند

رییس دفتر رییس جمهور خطاب به کسانی که علیه او جوسازی می‌کنند گفت: جرات ندارید حرف دلتان را بزنید لذا به من می‌تازید؟ پشت سر هم جلسه گذاشتید و گفتید که با رییس جمهور نمی‌شود در افتاد چون از محبوبیت بالایی برخوردار است و از جنس مردم است و مردم رییس جمهور را نادیده نمی‌گیرند تا ما را انتخاب کنند. آنها گفته‌اند چون نمی‌شود با رییس جمهور در افتاد،اگر مشایی را بزنیم، خود به خود به رییس جمهور هم ضربه زده ایم.

وی خاطر نشان کرد: این گروه مرتب در حال تبلیغ است که همه کارها دست مشایی است و با این کار به نتیجه دلخواه خود که همان ضربه زدن به مشایی برای ضربه زدن به رییس جمهور است، می‌رسند.

مشاور رییس جمهور اظهار داشت: آنها تا جایی پیش رفتند که بگویند مشایی رییس جمهور را سحر کرده است؟ برخی از این آقایان که مسوولیت هم دارند، نزد من آمدند و گفتند که پیش از ملاقات با شما به ما توصیه شده که مراقب باشیم زیرا مشایی سحر و جادو می‌کند.

سواد معیار و شاخص سنجش ندارد

مشایی به دیدارش با جمعی از خواهران طلبه حوزه‌های علمیه اشاره کرد و با بیان اینکه یکی از این افراد به او توصیه کرده است که چون سواد ندارد، راجع به پیامبران سخنرانی نکند، اظهار داشت: نمی‌توان سواد داشتن یا نداشتن کسی را جز با سخنان وی سنجید. آنها زحمت نقد کردن حرف‌ها را به خود نمی‌دهند. اگر منطق آنها برای سواد داشتن درست باشد دیگر هیچ کس نباید حرف بزند زیرا اول باید اثبات کند که سواد دارد یا نه!

وی اضافه کرد: باید آدم‌ها حرف بزنند و بعد از آن معلوم شود سواد دارند یا نه. حال اگر کسی براساس معیار آنها خیلی سواد داشت اما حرف‌های غلط و انحرافی زد آن وقت چه باید کرد؟

مشاور رییس جمهور با رد این استدلال‌ها اظهار داشت: این استدلال و منطق را جوانان جامعه ما می‌شنوند و می‌فهمند.کسی که معتقد است آدم‌ها نباید حرف بزنند، در جامعه خریدار پیدا نمی‌کند.

وی خطاب به این افراد گفت: موقعیت خود را که امام و انقلاب به شما داده، قدر بشناسید.

پاسخ مشایی به ادعای برخی سایت‌ها درباره مرتاض ‪ ۴۰۰ساله

رییس دفتر رییس جمهور در پاسخ به سوال خبرنگار ایرنا در خصوص انتشار برخی مطالب خلاف واقع علیه وی در پایگاه‌های خبری گفت: این عده سعی دارند من را ساحر معرفی کنند. می‌گویند فلانی نزد یک مرتاض ‪ ۴۰۰ساله در هند می‌رود؟ حتی یکی از سایت‌ها که در نوشتن مطلب علیه من تخصص دارد، در این زمینه نوشته بود که آن فرد هندی جز مشایی، هیچ مقامی از دولت ایران را نمی پذیرد! البته من نمی‌دانم که این سایت مزاج این مرتاض وسن دقیق آن را از کجا فهمیده است؟

رییس دفتر رییس جمهور ادامه داد: نوشته‌اند فلانی در یک مسیر به راننده و محافظان گفت که بایستید، پیاده شد، لابه لای درخت‌ها رفت بعد از مدتی لا به لای درخت‌ها گشت و سپس با حالتی آنچنانی داخل ماشین نشست و گفت که خدمت امام زمان رسیدم و با ایشان گفت و گو کردم.

مشایی افزود: وقتی اینها را شنیدم خوشحال شدم زیرا دشمن به جایی رسیده است که در برابر حرف‌های ما مقهور شده و شکست خورده است و خود را ناامید می‌بیند و اکنون از این شیوه استفاده می‌کند و می‌گوید که فلانی اهل سحر و جادو جنبل و مرتاض و اینها است.

وی گفت: حتی یکی از نمایندگان مجلس که آدم خوبی است و تحصیلات دانشگاهی هم دارد ، در زمان حضور من در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از مدیر امور مجلس سازمان پرسیده بود که آیا ماجرای مرتاض ‪ ۴۰۰ساله واقعیت دارد؟! مشایی اظهار داشت: وقتی این خبر به من رسید، بسیار ناراحت شدم چون معلوم شد اینها بی‌گدار به آب نزده‌اند و به آدم‌هایی که زمینه پذیرش این حرف ها را دارند، طمع کرده‌اند و به همین خاطر امروز یک نماینده با تحصیلات دانشگاهی چنین سوالی مطرح می‌کند!

رییس دفتر رییس جمهور با توضیح اینکه چرا برخی از مخالفانش به وی نسبت سحر و جادو می‌دهند، اظهار داشت: اینها می‌گویند چون هرچه علیه مشایی به رییس جمهور می‌گوییم، احمدی نژاد گوش نمی‌کند پس مشایی او را جادو کرده و مراد او شده است.

وی افزود: البته چون احمدی نژاد یک شخصیت برجسته اصولگرایی، متدین، در اوج تقوا و مبارزه و عدالت و خدمت هست، نمی‌توانند علیه او کاری کنند و هرچه دارند علیه مشایی می‌گویند اما احمدی نژاد به آنها گفته است که در اشتباه هستند و مشایی مورد اعتماد اوست.

مشایی تاکید کرد: اگر اینها علیه احمدی نژاد سخن بگویند، همه چیز را از دست می‌دهند زیرا خودشان هم بواسطه احمدی نژاد سر کار هستند وگرنه چه کسی اینها را انتخاب می‌کرد. اینها مرهون دوره مدیریت احمدی نژاد در شهرداری و دولت نهم هستند.

مشاور رییس جمهور با تاکید بر اینکه اگر احمدی نژاد از جریان اصولگرایی حذف شود چیزی در صحنه نمی‌ماند، اظهار داشت: احمدی نژاد پشتیبان رهبر عزیز در عرصه سیاست و مدیریت کشور است. رهبر معظم انقلاب در نقد منتقدین دولت در یکی از افطارهای ماه رمضان فرمودند: شما که انتقاد می‌کنید، قبلا امتحان خود را پس داده اید.

رییس دفتر رییس جمهور تاکید کرد: احمدی نژاد در برابر خواسته‌های ناصحیح و ناصواب آنها تسلیم نمی‌شود و چون نمی‌توانند علیه احمدی نژاد حرف بزنند ، می‌گویند مشایی او را سحر کرده است.

من از خودم دفاع نمی‌کنم از اسلام دفاع می‌کنم

مشایی، نسبت سحر و جادو دادن به دیگران را روش مخالفان اسلام دانست و گفت:پیامبر اسلام (ص) هیچگاه نگفت که نگذارید طرف مقابل حرف بزند، گردش جمع نشوید، سراغش نروید چون سحر می‌کند در حالی که کفار به همه اعضای خانواده و مردم می‌گفتند گرد خانه محمد(ص) جمع نشوید چون او سحر می‌کند.

وی افزود: پیامبر آنها را متهم به سحر نمی‌کرد تا مردم بفهمند آنها چه می گویند و سپس نزد او بیایند تا بدانند چه می‌گوید. همین آمدن‌ها سبب شد که اسلام را بپذیرند.

مشایی با تاکید بر اینکه باید به صورت منطقی و علمی، سخنان طرف مقابل را نقد کرد، خطاب به تهمت زنندگان گفت: شما چرا اینقدر دستتان در دین خالی است که اگر مشایی سحر می‌کند، آن را باطل نمی‌کنید و چرا می‌ترسید؟ یعنی بین شما یک نفر هم پیدا نمی‌شود بتواند سحر مشایی را باطل کند و احمدی نژاد را از سحر نجات دهد؟ پس در همه این سال‌ها چه کار می‌کردید چه خواندید؟ چقدر عبادت کردید؟


پاسخ حقوقی به اظهارات بقایی در مورد پرونده حاتم بخشی 1،2 میلیارد تومانی مشایی
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: حمید بقائی ، اسفندیار رحیم مشائی ، فساد اقتصادی ، سیاسی
حقوق کدام کارمند 6 میلیون و 700 هزار تومان است؟

خبرگزاری فارس: پاداش 6 میلیون و 700 هزار تومانی خانمی را به عنوان حقوق‌ عنوان می کنند. آیا یک کارمند دولت حقوقش اینقدر است؟

در شرایطی که دستگاه‌های نظارتی در مورد عملکرد مالی برخی از دستگاه‌های اجرایی به دلایل مختلف از جمله نفوذ شخصیت‌های مسئله دار با انفعال روبرو هستند، طرح مسائل مبتلابه در جراید و روزنامه‌ها و سایت‌ها امری اجتناب ناپذیر است. یکی از مسائل مطروحه در جراید، در مورد عملکرد مالی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است که موضوع هزینه کرد 1.2 میلیارد تومانی از محل مانده‌های مصرف نشده است که منتهی به جوابیه آقای بقایی در ایرنا که تبدیل به سایت و وبلاگ شخصی بقایی و مشایی گردیده، می بشد.

بر اساس این گزارش حمید بقایی در گفت وگوی اختصاصی با ایرنا می‌گوید: سه شایعه و اتهام در ارتباط با شخص من مطرح کرده‌اند، اما همین مسئله مجموعه تالارهای کیش نشان می‌دهد بقیه حرف‌های آنها هم دروغ است. در مورد اظهارات آقای بقایی نکات زیر می‌تواند به قضاوت صحیح منتهی شود:
1- در چند روز اخیر نه 3 اتهام و نه 3 شایعه، بلکه 3 رویداد مالی، حقوقی و اجتماعی درمورد عملکرد یک کارگزار و یک صاحب منصب (شخصیت حقوقی) در یک سازمان دولتی مطرح بوده، نه عملکرد یک شخص حقیقی.

2- هر سه رویداد آثار حقوقی، مالی مربوط به خود دارند و به فرض آنکه یکی از آنها به اثبات برسد به معنای دروغ بودن دو رویداد دیگر نیست.

3- رویداد مالی 1.2 میلیارد تومان هزینه‌های انجام شده از محل مانده اعتبارات مصرف نشده اسناد مثبته‌ای مربوط به آقای مشایی است نه بقایی، آیا آقای بقایی وکیل مدافع آقای مشایی است؟

4- چه کسی گفته بقایی به جرم تخلفات مالی به 4 سال انفصال از خدمت محکوم شده است؟ آنچه که انتشار یافته است متن حکم دیوان عدالت اداری است و از تخلف استنکاف وی از اجرای حکم قانونی و اعمال مجازات اداری مترتب بر آن سخن می‌گوید، تخلف مالی خلاف واقع است که خود به متن حکم دیوان عدالت اضافه می‌کند.

5- به عبارت ساده‌تر بقایی به جای موضوع به متن حکم دیوان و پاسخ در مورد مفاد آن به موضوعاتی می‌پردازد که اصلا در حکم وجود خارجی ندارد و این شیوه اطلاع رسانی صادقانه نیست.

6- بقایی درمورد موضوع 1.2 میلیارد تومان در مورد موضوعی که به وی مربوط نیست وارد بحث شده و معلوم نیست از چه کسی می‌پرسد؛ آیا پرداخت تعهدات قرار داد حاتم بخشی است؟ این موضوع مربوط به دوران تصدی مشایی در سازمان است و ربطی به بقایی ندارد. اما او در مقام دفاع آن هم دفاع بد در صدد توجیه عملکرد وی است.

7- پرداخت تعهد؟ کدام تعهد؟ پرداخت تعهد اگر اعتبار داشته باشد که هیچ اما اگر اعتبار نداشته باشد تعهد مازاد بر اعتبار محسوب می‌شود و یک فعل مجرمانه و نوعی حاتم بخشی است.

8- بقایی می‌گوید سازمان در سال 83 و 84 تابع قانون مالی معاملاتی دانشگاهی بوده و در سال 86 اعلام شد که سازمان تابع قانون محاسبات عمومی است. آیا معاون محترم رئیس جمهور نمی‌داند تابع این قانون با آن قانون بودن سلیقه‌ای نیست؟ آیا سازمانی که وی از آن یاد می‌کند توسط شورای گسترش دانشگاه‌ها موسسه پژوهش و تحقیق یا مرکز علمی شناخته شده که تابع قانون دانشگاهها باشد؟ آیا سازمان از شورای گسترش دانشگاه‌ها جواز فعالیت پژوهشی و تحقیقی یا عنوان مرکز علمی ر سال 83، 84 و 85 کسب کرده است؟

9- اگر سازمان چنین جواز قانونی را داشت چرا سازمان به جای استناد به آن متوسل به تصویب نامه هیئت وزیران در سال 86 گردید که همان سال هم مصوبه توسط دیوان عدالت اداری ابطال شد.

10- سازمانی که از سوی شورای عالی گسترش دانشگاه‌ها جواز فعالیت دارد خود به خود تابع آئین نامه‌ مالی معاملاتی دانشگاه‌ها است و دیگر نیازی به مصوبه دولت ندارد که دیوان عدالت آن را باطل بکند یا نکند.

11- آقای بقایی پاداش 6 میلیون و 700 هزار تومانی خانمی را یواشکی 700 هزار تومان کسر می‌کند. می‌فرمایند 6 میلیون را به عنوان حقوقش‌ دریافت کرده است. اینکه این خانم حقوق گرفته یا پاداش باید اسناد مربوطه نشان دهد، که داده آیا یک کارمند دولت حقوقش اینقدر است؟

12- آقای مشایی می‌گوید: پاداش. آقای بقایی می‌گوید: حقوق اولا: حقوق را از محل اعتبار پرداخت می‌کنند نه از محل اعتبار مصرف نشده ثانیا: حقوق کارمند را سر ماه می‌دهند نه وقتی که سال مالی پایان یافت. ثالثا: حداکثر پاداش کارمند 2 ماه حقوق و مزایا است. آیا این خانم محترم ماهی 3.350.000 تومان حقوق گرفته که دو ماه پاداشش 67 میلیون ریال شده است؟ حقوق یک وزیر یک معاون وزیر قانونا این مبلغ نیست. این خانم کارمند چگونه و بر اساس کدام قانون و مقررات پرسنلی ماهانه 3.3 میلیون تومان حقوق از یک سازمان دولتی می‌گرفته که پاداش 2 مامه‌اش اینقدر شده است؟

13- آقای بقایی در مورد موضوعی که اصلا به او مربوط نیست و مسئولیتش متوجه آقای مشایی است، وارد بحث شده بدون آنکه فرق بین تشخیص و تعهد و تسجیل را در انجام خرج از دستگاه دولتی بداند، به عزیزان فعال دو رسانه پیشنهاد داده بودند از متخصص مالی راهنمایی بگیرند و حاضر شده هزینه دوره آموزشی آنها را نیز بپردازد. که این خود اعتراف به یک تخلف جدید در شرف وقوع است و نهایت توهین به اصحاب رسانه.

14- آقای بقایی در موقعیت یک صاحب منصب دولتی هنوز نمی‌داند که تشخیص خرج عبارت است از تعیین نوع کالا یا خدماتی که برای نیل به اهداف دستگاه ضرورت داشته باشد. اگر خرجی برای دستگاه ضرورت نداشته باشد و رئیس دستگاه این خرج را به هزینه بگیرد، این هزینه غیر قانونی است. به آقای بقایی یا مشایی چه مربوط است که برای توجیه منافع شخصی برای آگاهی و آموزش مسائل و محاسباتی برای خبرنگاران کلاس بگذارد و هزینه‌های آن را به پای دولت منظور کند؟

15- بر تک هزینه‌های 1.2 میلیارد تومانی مطروحه در جراید دهها ایراد قانونی مترتب است که با ارائه هر کدام از آنها به عنوان واخوهی به مراجع نظارتی حداقل مجازات خطرات انفصال از خدمات دولتی است. هزینه‌های 1.2 میلیارد تومانی تنها یک دهم هزینه‌هایی است که از محل مانده‌های مصرف نشده اعتباری که بایستی به خزانه کشور واریز شود، در سازمان هزینه شده است.

16- آقای بقایی و مشایی و سایر صاحب منصانی که دستی در بیت المال دارند بایستی به قانون عمل کنند سال مالی از اول فروردین شروع و در اسفند ماه پایان می‌یابد و هزینه‌ هر سال بایستی از محل اعتبار همان سال انجام گیرد. و برای همان دستگاه هم باید بهزینه شود نه برای اموری غیر از امور دستگاه.

17- آقای بقایی و مشایی اگر حقوق فلان خانم یا بهمان کارمندان و کارکنان خود را در سر ماه ندهند، خلاف کرده‌اند. اگر اعتبار ندارند پس مانده اعتبار مصرف نشده چیست؟ اگر اعتبار برای پراخت حقوق و مزایای کارکنان خود داشته‌اند چرا به موقع پرداخت نکرده‌اند تا مجبور نشوند از محل اعتبارات مصرف نشده سال قبل در سال بعد حقوق پرداخت کنند.

18- آقای بقایی و مشایی و هر صاحب منصب که دستی در بیت المال دارند، می‌دانند که اعتبار حقوق و مزایای کارکنان چند سالی است که از سوی وزارت امور اقتصادی و دارایی مستقیما در وجه دستگاه برای پرداخت به کارکنان به حساب دستگاه انتقال می‌یابد. پرداخت حقوق و مزایای 711 میلیون ریال کارکنان مربوط به کدام کارکنان می‌باشد که خارج از ضوابط مذکور هزینه می‌شود آن هم نه از محل اعتبار دستگاه بلکه از محل مانده مصرف نشده اعتبار.


در آنچه علم نداری مجادله نکن
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

1.نگارنده در آغاز این مطلب افسوس خود را ابراز می دارد که چرا باید در زمانه حاکمیت اصولگراترین دولت و اصیل ترین حرکت انقلابی در صحنه مدیریت کشور، چنین مرقومه ای را بنگارد.

2.در قرآن به همه مؤمنان توصیه شده است که «فلم تحاجّون فیما لیس لکم به علم/ آیه 66 سوره آل عمران، چرا در آنچه به آن علم ندارید مجادله می کنید».

افاضات آقای رحیم مشایی درست چند روز پس از طرح مباحث جنجالی راجع به مردم غاصب و نژاد پرست و ضد بشریت نظام منحوس اسرائیل، نگارنده را به یاد توهمات و دیدگاه های پوشالین یک روشنفکر مرعوب در دهه 70 انداخت، آنگاه که او با طرح آرایی چون قبض و بسط شریعت، بسط تجربه نبوی و نهایتاً صراط های مستقیم، سعی در توسعه نوعی نگاه اومانیستی، پلورالیستی و سکولاریستی نسبت به ساحت دین داشت. انبوهی از سخنان ترجمه شده دست دوم که به رنگ و لعاب آیات قرآنی و احادیث و شواهد تاریخی مزیّن و ملبس شده بود، مدت ها ذهن و انرژی جامعه متخصصان و روشنفکران متعهد و انقلابی را برای پاسخ گویی به خود مشغول ساخت.

3. جناب مشایی، بنیاد تاریخ از منظر فلسفه تاریخ در اسلام بر جدال حق و باطل و نهایتاً سیطره و پیروزی حق استوار است. سوره های مبارکه نساء/76، رعد/17 و انبیاء/18 دلالت بر آن دارند که تاریخ بشر بر اساس جدال حق و باطل است و در طول تاریخ همیشه حق و باطل با یکدیگر در حال جنگ بوده اند ولی قرآن تصریح دارد که پیروزی با حق است. مرحوم مطهری در کتاب فلسفه تاریخ به استناد آیه مبارکه «کذالک یضرب الله الحق و الباطل، فأما الزّبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض.../ آیه 17 سوره رعد» می گوید، از این آیه سه نکته مستفاد است:

نخست، باطل همواره همراه و به تبع حق پیدا می شود و با نیروی حق حرکت می کند که در ادامه می فرماید نتیجه عملی چنین مقوله ای آن است که آنگاه باطل به جدال حق می آید و با شمشیر حق به حق حمله می کند، آنچنانکه پسر عمر سعد وقتی می خواست مردم را به صحنه نبرد عاشورا با حضرت سیدالشهدا (ع) تحریک نماید، می گفت: «یا خیل الله ارکبی و بالجّنة أبشری».
دوم آنکه باطل زوال پذیر و نابود شدنی و حق ماندنی و باقی است و سوم آنکه باطل در عالم نمود و تجلی روشنی دارد و کاملاً قابل مرزبندی و تمایز و تفکیک است. تشخّص باطل اگر چه جوهری نیست و عرضی است، اما تعیّن آن قابل ادراک مشاهده و نهایتاً قابل شناسایی و تمایز است.

4.جناب مشایی، در باب فلسفه تاریخ سخن گفته شد، در باب انسان شناسی از منظر اسلام نیز بد نیست سخنی گفته شود. انسان در اسلام خاصه تشیع، انسانی است آزاد و مختار و در عین حال مسئول و مکلف. به عبارتی چون مختار است، پس مسئول است آنچنانکه در قرآن تصریح شده که «انّا هدیناه السبیل اما شاکراً و امّا کفوراً» یا «لا اکراه فی الدین قد تبیّن الرشد من الغی...»، دلالت بر آزادی و اختیار آدمی دارد که در مسیر روشن شده توسط وحی، خود بر بنیاد عقل، صراط مستقیم را از میان صراطهای نامستقیم برگزیند و از شاهراه فطرت انسانی به مقام ربوبیت دست یازد. روشن است در شرایطی که ادمی مختار است به طریقت غریزه و انطباعات نفسانی حرکت نماید یابر صراط مستقیم فطرت. 124 هزار پیامبر و پس از آن ائمه اطهار علیهم السلام، منادی ایمان حقیقت و عدالت بوده اند و نسبت به موانع، انحرافات و آفات زندگی بشر، انذار و تحذیر داده اند. پس اگر فردی یا قومی بر کفر و عصیان و تفرعن و ظلم و غضب، تعصب ورزد و به تعبیر قرآنی به خود خیانت کند، دیگر مجال جدال و بحث نیست. آنچنانکه خداوند می فرماید: «لا تجادل عن الذین یختانون انفسهم/ سوره نساء آیه70. به خاطر کسانی که به خود خیانت می ورزند، مجادله نکن». همچنین باید به یاد داشت که این انسان های غاصب نژاد پرست که در بیت المقدس، بی شرمانه و مذبوحانه، نظاره گر آوارگی هزاران انسان مسلمان بی گناه هستند و غاصبانه بر اراضی و املاک آنان سکنی گزیده اند و فلسطینیان را آواره اردوگاه ها کرده اند و هزاران کودک یتیم و والدین داغدار نتیجه این غصب نامشروع بوده است، قطعاً خائنین به آرمانهای انسانی و بشری هستند و خداوند به صراحت نسبت به حمایت از خائن تحذیر داده است، آنجا که می فرماید: «و لا تکن للخائنین خصیماً/ سوره نساء آیه 105» و به نفع خائنان به مخاصمه برنخیز.»

5.جناب مشایی، به تعبیر قرآن «کسانی که بدون هیچ حجتی که در دست داشته باشند، در آیات خدا جدال می کنند، کار آنان نزد خدا و مؤمنان سخت ناپسند است، غافر/35». توصیه مشفقانه آن است که اگر سهو کلام یا خبط ادراک و فهم یا خلط معنایی صورت پذیرفته، بر این قول ناصواب اصرار نورزید و تئوریزه کردن آن را رها نمایید و «عذر قصور» در پیشگاه خدا و امت اسلامی آورید که حمل بر «قصد تقصیر» نشود.

6.جناب مشایی، احمدی نژاد امروزه نبض تپنده جهان اسلام و امت اسلامی است، سرسلسله مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل. قطعاً نکات شما هیچ خدشه ای بر نگاه ناب و اصیل دولت نهم وارد نساخته و نخواهد ساخت و اگر منافقان و مخالفان دولت اسلامی را انگیزه سوء استفاده و تضعیف و تخریب دولت نهم در سر است، حاشا که مردم، بدنه روحانیت، مراجع مکرم و مقام عظمای ولایت، اجازه دهند که تفرقه و نفاق در میان این صحنه، آشیان سازد. اما باید به یاد داشت صداهای فروخفته بسیاری از فطرت های پاک در اقصی نقاط عالم، در انتظار گشایشی عالمگیر است. با ظهور منجی انسان های در بند طواغیت، حضرت صاحب العصر و الزمان، این سیل عظیم مظلومان و مستضعفان عالم، کاخ استکبار و سلطه جباران و فراعنه تاریخ را فرو خواهند ریخت. امروز ایران اسلامی منادی و تسهیل گر آن گشایش فرجامین تاریخ است و کل امید عالم در این گره کور ظلمات پایان تاریخ به انقلاب اسلامی، گفتمان عدالت و دولت اسلامی است. نباید به گونه ای سخن گفت که امید انقلابیون، آزادیخواهان و مستضعفان جهان را تضعیف کرد و در داخل برای اصولگراترین، مردمی ترین، انقلابی ترین و ولایی ترین دولت پس از انقلاب، هزینه های بی جهت آفرید و روان جامعه را درگیر و انرژی دولت را به هدر داد.

والسلام علی من اتّبع الهدی.


داماد احمدی‌نژاد: آقایان مشایی و بقایی! انحراف در دولت از جانب شماست
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، حمید بقائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

دبیر شورای مشاورین رئیس‌جمهور با صدور اطلاعیه‌ای شایعه‌سازی برخی سایت‌ها مبنی بر برخورد احمدی‌نژاد با وی در پی مصاحبه علیه جریان انحرافی را تکذیب کرد.

به گزارش رجانیوز، متن کامل اطلاعیه مهدی خورشیدی دبیر شورای مشاورین رئیس‌جمهور به شرح ذیل است:

عصر روز گذشته اطلاع حاصل کردم یک سایت ناشناخته مدعی شد که رئیس‌جمهور به بنده هشدار داده است "در سفرهای استانی ایشان را همراهی نکرده و نسبت به آقایان مشایی و بقایی اظهار نظر بی‌ربط نکنیم " با اطمینان کامل از کذب بودن موضوع، بلافاصله به سراغ جناب رئیس‌جمهور رفتم تا موضوع را از ایشان استعلام نمایم، که ایشان اظهار داشتند به هیچ عنوان چنین سایتی را نمی‌شناسند و این صحبت‌ها که به نقل از ایشان منتشر شده دروغ است.

حال با توجه به ادعای سایت یاد شده ذکر چند نکته را ضروری می‌دانم:
1- اگر اینجانب در سفرهای استانی و یا در مراسمی، آقای رئیس جمهور را همراهی کرده‌ام فقط با نظر و دستور و بنا به صلاحدید ایشان بوده و دلیل دیگری نداشته است.

2- هدف بنده از این حرف‌ها که برخی را اینگونه آشفته کرده است فقط ادای تکلیف بوده است، انتقادی که خودشان هم می‌دانند وارد است و چیزی جز واقعیت نیست پس علت چیست که وقتی پاسخی برای این انتقادها ندارند متوسل به نقل قول دروغ از رئیس‌جمهور می‌شوند؟
3- بهتر این بود که آقایان به جای نقل قول دروغ از جانب رئیس‌جمور، پاسخ مسائل مطرح شده را می‌دادند نه اینکه دشمنان و مخالفان دولت را تحریک و این مصاحبه را ابزاری برای ضربه به رئیس‌جمهور محترم و دولت قرار دهند.

4- جناب آقای مشایی و بقایی! شما به خوبی می‌دانید که بنده برای پست و مقام و داشتن قدرت نیست که در کنار آقای احمدی‌نژاد در دولت حضور دارم، چرا که چه در دولت باشم و چه نباشم نظر شخصی‌ام در مورد ایشان این است که شخصیتی فرهیخته، دانشگاهی، مردمی، انقلابی، ولایی و مکتبی دارند و پس اگر انحرافی هم در بخشی از دولت وجود دارد از جانب شماست. بنده هیچ‌وقت در دولت به دنبال تصاحب مسئولیت‌ها و ریاست‌ها نبودم، چراکه معتقدم مسئولیت، امانت است و پذیرفتن آن تعهدی در برابر خداوند؛ پس طبیعی است که اظهارنظرهای دلسوزانه به مذاق شماها خوش نیاید.

5- این بی انصافی و ناجوانمردی است که انسان تا جایی که منافعش تامین شود از کسی یا دولتی حمایت کند و وقتی که منافع یا موقعیتش به مخاطره افتاد شروع به فرافکنی و انتقاد و یا خدای ناکرده استهزا کند. (محمود احمدی نژاد هیچگاه دروغگو، منحرف وضد ولایت فقیه نبوده است و ای کاش در دولت نبودم و این‌‌ها را راحت‌تر بیان می‌کردم.)

6- به تمام عزیزانی که مصاحبه بنده را خواندند عرض می‌کنم، هیچگاه از تفکرات احمدی‌نژادی‌‌ام عدول نکرده‌ام، چرا که ایشان را به عنوان رئیس‌جمهوری مکتبی می‌شناسم و این امر نباید بهانه شود برای حمله به دولت و یا خدای ناکرده رئیس‌جمهور محترم. بنده شخصاً نسبت به تفکرات آقایان مشایی و بقایی انتقادات اساسی داشته و تا حد توان مقابل انحرافات آقایان می‌ایستم و اجازه نخواهم داد ذره‌ای از حیثیث و آبروی آقای احمدی‌نژاد به واسطه این افراد کاسته شود.

7- بنده در سراسر زندگی‌ام احمدی‌نژاد را مملو از ولایتمداری و دفاع از مکتب اسلام دیده‌ام و به همه فرصت‌‌طلبان گوشزد ‌می‌کنم که اگر دلسوزان واقعی احمدی‌نژاد بودند حتماً به جای واداشتن بنده و دیگران به استعفا و حذف از دولت، خودشان استعفا می‌دادند. همچنین متذکر می‌شوم بنده تمایلی به طرح مطالب در رسانه‌ها نداشتم، اما متاسفانه عملکرد آقایان و احساس تکلیف وادارم کرد که این روشنگری‌ها را انجام دهم.

امیدوارم در آینده مجبور نشوم مطالب بسیاری که در سینه دارم و اسناد متعدد از انحرافات و مفاسد را منتشر کنم.


افشاگری مشاور سابق رئیس جمهور از اهداف جریان انحرافی
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی

وی با بیان ناگفته هایی از نقشه ها و طرح های جریان انحرافی افزود: راس جریان انحرافی گفته بود شش سال اول، زمان مدارا با نظام اسلامی است و دو سال آخر، زمان ساختار شکنی است. اینها قصدشان این بود که نظام را با چالش مواجه کنند.

مشاور سابق رئیس جمهور در امور علما و حوزه های علمیه ، با بیان ناگفته هایی از پشت پرده جریان انحرافی در دولت، هدف این جریان را انزوای حوزه، روحانیت و تبدیل کردن نقش رهبری و ولی فقیه به عنوان یک جایگاه تشریفاتی و حداکثر در حد نصیحت دانست و بر ضرورت هوشیاری در مقابل این جریان تاکید کرد.

حجت الاسلام ناصر سقای بی ریا، مسؤول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شب گذشته در همایش مناسبات حوزه و نظام اسلامی که با حضور طلاب و روحانیان در سالن همایش های مدرسه علمیه معصومیه قم برگزار شد، به تبیین رابطه حوزه و نظام پرداخت.

وی با اشاره به بیانات امام راحل و مقام معظم رهبری درباره رابطه و تعامل حوزه با نظام اسلامی گفت: باید نسبت به تبیین، ترویج و اجرایی کردن منویات و رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری هم‌اندیشی کنیم و به طور قطع و یقین خداوند نیز ما را در این راه یاری خواهد کرد.

رییس مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم تاکید کرد: اگر امت اسلام بخواهد فریضه امر به معروف و نهی از منکر را احیا کند باید از راه یک تشکل وارد شود و یک امت باشد.

حجت الاسلام سقای بی ریا با بیان اینکه امت نیاز به حکومت دارد تصریح کرد: نمی شود انتظار داشت رسالتی جهانی را انجام داد اما حکومت نداشت.

مسؤول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: امروز فضای خوبی برای اظهارنظر طلاب و روحانیان در عرصه های مختلف فراهم شده است، این فضا راحت به دست نیامده و باید قدر این شرایط را بدانیم و به خوبی از آن استفاده کنیم.

مسؤول دفتر جامعه مدرسین تاکید کرد: امروز رهبر معظم انقلاب درصدر همه به مساله امر به معروف و نهی از منکر می پردازند و مطالبه می کنند و صاحبنظران در عرصه های مختلف به تبیین این مساله می پردازند.

حجت الاسلام سقای بی ریا موج بیداری اسلامی را نشات گرفته از انقلاب اسلامی ایران دانست و بیان داشت: حرکت عظیمی که این روزها شاهد هستیم پدیده بسیار عجیبی است و نیاز به تحلیل های مختلف دارد، این حرکت ها مبتنی بر حرکت جوانانی است که در صحنه ها و تظاهرات های مختلف حضور دارند.

وی ابراز داشت: حمایت نظام اسلامی از مظلومان جهان و ایستادگی در برابر زورگویان باعث شده که نظام اسلامی به الگوی جامعه جهانی و امت اسلام تبدیل شود.

حجت الاسلام سقای بی ریا با طرح این سؤال که حوزه چه کاری می تواند در این عرصه انجام دهد، ابراز داشت: تاریخ پرافتخار نظام اسلامی نشان از اصالت حقیقی آن دارد و حوزه باید در این نظام نقش ویژه ای بازی کند.

وی با تبیین نقش های مختلف حوزه در نظام اسلامی، تفقه در دین و انذار مردم را از جمله وظایف طلاب و روحانیان دانست و با اشاره به آیه نفر خاطرنشان کرد: سازمان روحانیت باید به دنبال امر به معروف، نهی از منکر و دعوت جامعه و مردم به خیر باشد.

حوزه نباید نسبت به تحولات و مسائل بی تفاوت باشد

مسؤول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه نظام مولود و برآمده از حوزه های علمیه است، بیان کرد: بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی از این حوزه برخاست و توانست این حرکت را ایجاد کند.
وی در ادامه به تحلیل و بررسی مسائل داخلی کشور پرداخت و با بیان اینکه جریان های انحرافی همواره تلاش داشتند روحانیت در انزوا و حاشیه باشد، ابراز داشت: امروز هم گروه های منحرفی هستند که از ریشه، روحانیت را نمی‌خواهند.

این مسؤول حوزوی تصریح کرد: گروه‌هایی همچون نهضت آزادی و ملی گرایان در نخستین گام‌های خود با اصل ولایت فقیه مخالفت کردند و گفتند نظام باید مستقل باشد.

حجت الاسلام سقای بی ریا تاکید کرد: با وجود نقشه ها و توطئه های دشمنان و بدخواهان نظام اسلامی، هوشمندی جوانان متعهد و انقلابی نگذاشت چنین اتفاقی بیفتد و نه تنها ولایت فقیه تضعیف نشد، بلکه نظام اسلامی به رهبری ولی فقیه به دستاوردهای بسیاری دست یافت و درخشید و حوزه‌های علمیه نیز نقش خود را در این راستا ایفا کردند.

وی تاکید کرد: امروز ولایت فقیه و مقام معظم رهبری در مقام و جایگاهی برجسته قرار دارد و با آگاهی، تدبیر و دوراندشی و مهارت، فتنه ها را مهار می‌کنند.

حجت الاسلام سقای بی ریا بیان داشت: از سخنان و حرف های گروه و جریان انحرافی بر می آید که در نهایت می‌خواهد به طور کلی روحانیت را کنار بگذارد از این رو می‌گویند ولایت فقیه باشد اما جز نصیحت کاری نکند.

وی بیان داشت: گاهی می گویند ولایت فقیه بدون مردم شمشیری است که تیغه ندارد یا این که ولایت فقیه نباید در امور دخالت کند، البته این مساله را با تعابیر مختلف بیان می کنند، عده ای هم بدون اینکه به ملزومات آن توجه کنند، این مساله را بیان می کنند و می گویند خود امام زمان دارد کشور را اداره می کند و ما نیازی به ولی فقیه نداریم.

مسؤول دفتر جامعه مدرسین با اشاره به هشدار آیت الله مصباح یزدی در خصوص جریان انحرافی، بر ضرورت هوشیاری در قبال این جریان تاکید کرد.

حجت الاسلام سقای بی ریا ابراز داشت: مقام معظم رهبری تدبیر بسیاری زیبایی کردند و قبل از اینکه این انحراف پخش شود آن را جمع کردند.

وی اضافه کرد: به برکت این روشنگری، شخصی که ریشه انحراف است با آن کارها و روابط خاص و عقاید ویژه ای که دارد اهداف و نقشه هایش روشن شد، البته باید هنوز حواسمان جمع باشد.

افرادی که از جریان انحرافی حمایت کردند باید جبران کنند

حجت الاسلام سقای بی ریا بیان داشت: آنهایی که از جریان انحراف حمایت کردند باید جبران کنند، نه اینکه بتازند و جلو بروند و به کار خود ادامه دهند.

وی با بیان ناگفته هایی از نقشه ها و طرح های جریان انحرافی افزود: راس جریان انحرافی گفته بود شش سال اول، زمان مدارا با نظام اسلامی است و دو سال آخر، زمان ساختار شکنی است. اینها قصدشان این بود که نظام را با چالش مواجه کنند.

حجت الاسلام سقای بی ریا ابراز داشت: اگر این گونه باشد آنها یک روزی هم در برابر مقام معظم رهبری می‌ایستند از این رو باید در این خصوص هوشیار، مراقب و مواظب باشیم.

وی افزود: حوزه های علمیه و روحانیت باید در این شرایط چشم بیدار و ذهن هوشیار نظام باشند، تحولات را رصد کنند و ساده از کنار آن نگذرند و نقش خود را در روشنگری و هدایت مردم و جامعه به درستی ایفا کنند.

رفوزه شدگان از سوی ملت با طرح آشتی جلو آمده اند

رییس مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در ادامه به ماهی گیری جریان های انحرافی و فتنه‌گران از اتفاقات اخیر گریزی زد و گفت: البته کسانی که خودشان رفوزه شدند و زمانی در راس امور بودند و کشور را به لبه پرتگاه بردند، امروز فکر می کنند جایگاه پیدا کرده اند.

وی بیان داشت: اینها کور خوانده‌اند، حافظه قوی ملت ایران خیانت های اینها (اصلاح طلبان) نسبت به نظام را فراموش نمی کند، دست اینها به خون برخی از جوانان تا مرفق آغشته است چطور می خواهند به صحنه برگردند و با طرح آشتی جلو بیایند.

مسؤول دفتر جامعه مدرسین خطاب به کسانی که با طرح آشتی به دنبال چشم پوشی از ظلم ها و جنایات فتنه‌گران در حق مردم و نظام هستند، تاکید کرد: بدانید و آگاه باشید ملت و نظام شما را نخواهد بخشید.

حجت الاسلام سقای بی ریا بیان کرد: در تمام این مدت آن کسی که پیروز صحنه بوده و هست، امت اسلامی و جوانان مؤمن و حزب اللهی بوده‌اند که همواره نظام بر دوش آن ها حرکت کرده و در فتنه ها جلوتر از خواص حرکت کرده‌اند و امروز هم تابع رهبری هستند.


اتهامات تیم انحراف ؛ از ساختار شکنی تا جاسوسی
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سیاسی

امکان دارد مشایی نیز فردا به زندان بیفتد چون از ملک‌‌زاده‌ای که قبلاً به دلیل مشکلات اقتصادی اخراج شده، استفاده می‌کند و از فلان آدم ناسالم نیز استفاده‌هایی می‌برد.» ولی شاید اکنون ، حلقه های مفقوده سخنان حجت الاسلام سقای بی ریا و سلیمی نمین را باید بازداشت جاسوسان آمریکایی پر کند ...

شفاف ـ نادر نعمتی : "خارج از مرزها نزدیک است احمدی‌نژاد را بپرستند. " این بخش مهمی از سخنان حجت الاسلام سقای بی ریا ، مشاور سابق محمود احمدی نژاد رییس جمهوری است. او اما امروز می گوید«  آن هایی که از جریان انحراف حمایت کردند باید جبران کنند، نه اینکه بتازند و جلو بروند و به کار خود ادامه دهند.» .

ولی او افشاگری های دیگری نیز در آستین دارد. او می گوید « راس جریان انحرافی گفته بود 6 سال اول، زمان مدارا با نظام اسلامی است و 2 سال آخر، زمان ساختارشکنی است. این ها قصدشان این بود که نظام را با چالش مواجه کنند. اگر این گونه باشد آنها یک روزی هم در برابر مقام معظم رهبری می‌ایستند از این رو باید در این خصوص هوشیار، مراقب و مواظب باشیم.» این سخنان حجت الاسلام سقای بی ریا درحالی عنوان می شود که به گزارش خبرگزاری فارس « چند تن از مدیران دولتی و نهادهای خدماتی در فهرست بازداشت‌شدگان اخیر قرار دارند.» روز یک شنبه اعلام شد که 30 نفر به جرم جاسوسی برای آمریکا دستگیر شده اند.

حجت الاسلام سقای بی ریا بعدها به حکم آیت‌الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین به عنوان مسئول دفتر این جامعه منصوب شد و در همان زمان در گفت و گو با فارس اعلام کرد « همانطور که قبلا هم اعلام کرده بودم در صورتی که مسئولیت دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را بپذیرم از مشاورت رئیس جمهور در امور روحانیت کنارگیری می‌کنم و این کار را در خلال هفته آینده انجام خواهم داد »

هفت صبح آنلاین که گفته می شود یکی از سایت های نزدیک به هواداران دولت است به صراحت اعلام کرده که

«با شناختی که از مهندس مشایی داریم می‌دانیم ایشان در مقابل این تهدیدها کوتاه نخواهند آمد. » هر چند هواداران دولت انتصاب این سایت به خود را تکذیب می کنند ، با این همه برخی معتقدند فرمت سایت روزنامه تماشا و دیگری هفته نامه یک شنبه  با سایت مذکور یکی بوده و احتمال این که سایت هفت صبح آنلاین نیز متعلق به تیم « گروه منحرف » باشد زیاد است.

این سایت می افزاید « طی روزهای گذشته فشار شدیدی از جانب اقتدارگرایان برای دستگیری و بازداشت مهندس مشایی وارد شده و تلاش می‌شود با دستگیری دوستان نزدیک مهندس زمینه چینی برای دستگیری مهندس صورت گیرد.»

چندی پیش انصار حزب‌الله کل کشور، در تریبون رسمی خود از دستگاه‌های امنیتی بالاخص وزرات اطلاعات درخواست کرد که هر چه سریع‌تر مشائی را به دلیل اتهامات مالی و عقیدتی دستگیر کنید.

مشرق نوشت:« نشریه یالثارات الحسین در آخرین شماره با تیتر یک کردن "مشائی را دستگیر کنید"، به تحلیل فراماسون بودن مشائی و جریان انحرافی پرداخت.»

در گزارش این هفته‌نامه به نقل از حجت الاسلام قاسم روان‌بخش آمده است: « مبانی فراماسونری در سخنان مشایی موج می‌زند.بنابراین، مشایی شخص بسیار خطرناکی است که مشمول هشدار آیت‌الله مصباح‌یزدی مبنی بر خطر ظهور یک فرقه جدید می‌شود که حتی خطر آن در رده فرقه علی محمد باب است. چرا که بحث مطرح شده توسط وی مبنی بر مدیریت مستقیم امام زمان‌(عج) است و این به معنی نفی ولایت فقیه و ارتباط مستقیم با شخص امام‌ زمان(عج) است. اما یک نگرانی که وجود دارد این است که در آ‌ینده رئیس‌جمهور خدمات دولت خدمتگزار را منتسب به شخص مشایی کند و پس از آن تحت حمایت‌های خارجی که انجام خواهد گرفت شاهد آثار شوم و نامیمون آن باشیم.»  

به گفته حجت الاسلام روانبخش « ارتباط و رفت و آمدهای مشکوک وی در شرق و غرب عالم باید توسط نیروهای امنیتی زیر نظر گرفته شود و انساد و مدارک آن جمع‌آوری شود تا خطری که نظام جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند را دفع کنند.» آیا دستگیری 30 نفر به اتهام جاسوسی برای آمریکا ، شامل افراد مورد نظر روانبخش می شود؟  

این ماجرا تا آن جا پیش رفت که سلیمی‌نمین گفت :« امکان دارد مشایی به زندان بیفتد.» خبرگزاری فارس , 24 اردیبهشت 1390 گزارش داد که عباس سلیمی‌نمین رئیس مرکز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران در ششمین دوره همایش فکری «جوان ایرانی، پرسش‌های امروزی» که با موضوع کرسی‌های آزاداندیشی ویژه الگوی اسلامی و ایرانی پیشرفت، در تالار دهشور دانشکده علوم دانشگاه تهران برگزار شد، گفت: «

امکان دارد مشایی نیز فردا به زندان بیفتد چون از ملک‌‌زاده‌ای که قبلاً به دلیل مشکلات اقتصادی اخراج شده، استفاده می‌کند و از فلان آدم ناسالم نیز استفاده‌هایی می‌برد.»  
 
ولی شاید اکنون ، حلقه های مفقوده سخنان حجت الاسلام سقای بی ریا و سلیمی نمین را باید بازداشت جاسوسان آمریکایی پر کند تا خبر سلیمی نمین که به زودی مشایی دستگیر خواهد شد ، به وقوع بپیوندد.

به گزارش خبرگزاری فارس چند تن از مدیران دولتی و نهادهای خدماتی در فهرست بازداشت‌شدگان اخیر قرار دارند. فارس که خبر خود را به نقل از یک منبع مطلع ذکر می کند « از بازداشت یک مدیر دولتی در یک وزارتخانه و چند مدیر نهادهای خدماتی در جریان فروپاشی شبکه خرابکاری وابسته به سیا خبر داده» است. .

به گفته این منبع آگاه، یکی از بازداشت‌شدگان در یکی از وزارت‌خانه‌‌های کشور 25 سال سابقه فعالیت دارد که جذب این شبکه شده بود؛ وی مهم‌ترین انگیزه تلاش برای جمع‌آوری اطلاعات و انتقال آن را به شبکه جاسوسی خارج از کشور، دریافت اقامت از آمریکا یا یک کشور اروپایی و سپری کردن ایام بازنشستگی خود در خارج کشور عنوان کرده است.

این منبع آگاه در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با فارس از بازداشت یکی دیگر از مدیران یک نهاد خدماتی خبر داد و گفت که وی اطلاعات جامعی را درباره چگونگی انفجار و خرابکاری آماده ارسال کرده بود اما پیش از هرگونه اقدامی بازداشت شد.


رد پای جریان انحرافی در"فولاد ..."
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، سیاسی

"م .س"که 7 ماه پیش به سمت مدیرعاملی بزرگترین واحد صنعتی کشور یعنی" فولاد..."منصوب شد پیش ازآن مدیرعاملی شرکت" سنگ ..."و" معاون امور..."را در سوابق خود به یدک می کشد ، ارتباطات بسیار گسترده‌ای با جریان انحرافی دولت برقرار کرده و فعالیت گسترده‌ای در تامین منابع مالی برای این جریان انحرافی به انجام می رساند و به سبب همین همکاری ها...

"م .س"که 7 ماه پیش به سمت مدیرعاملی بزرگترین واحد صنعتی کشور یعنی مجتمع" فولاد..."منصوب شد پیش ازآن مدیرعاملی شرکت" سنگ ..."و" معاون امور... وزارت ..."را در سوابق خود به یدک می کشد ، ارتباطات بسیار گسترده‌ای با جریان انحرافی دولت برقرار کرده و فعالیت گسترده‌ای در تامین منابع مالی برای این جریان انحرافی به انجام می رساند و به سبب همین همکاری ها و با حمایت سرکرده جریان انحرافی دولت در ماه گذشته سرپرستی" سازمان توسعه و..." را هم به وی واگذار شده است.

ارتباطات گسترده" س" با چند تن از نزدیکان سرکرده جریان انحرافی باعث حمایت همه جانبه این جریان از وی شده است. شنیده ها حاکی است حتی بحث وزارت" س" بر وزارت صنایع و بازرگانی هم ازسوی همین جریان پیگیری و دنبال می شود.

"س" ارتباطات گسترده ای با" م.ش"(دبیرکل شورای عالی ا...) برقرارکرده است به گونه ای که مدیرعاملی یکی از بزگترین و حساس ترین بخش  "فولاد ..." که بخش عمده‌ای ازعملیات بازرگانی خصوصا بازرگانی خارجی آن را انجام می دهد از سوی" س"به یکی از اقوام نزدیک "م.ش"سپرده شده است.

نام این شرکت" فولاد مت..." است که عملیات بازرگانی شرکت "فولاد ..."را انجام می دهد که مدیرعاملی آن به تازگی به" م.مل" (شوهر خواهرم.ش) سپرده شده است.

علاوه بر این" س" ،" م.مل"را به سمت رییس هیات مدیره" شرکت آهن و فولاد ص" تهران منصوب کرده است. این شرکت که بخش عمده ای از فروش سهمیه" فولاد ..."به آن اختصاص می یابد وظیفه توزیع این سهمیه را به شرکت ها و افراد دیگرعهده داراست وعملاهمه رانت فروش سهمیه " فولاد..." در انحصار این شرکت است.

جالب تراین که" م.مل"عضو هیات مدیره شرکت" فولاد ا"هم شده است." س"علاوه بر"م.ش"با مدیران دیگراقتصادی آقای خاص (سرکرده جریان انحرافی) هم ازجمله" دکتر ب.ا" مدیرعامل" بیمارستان  خصوصی پ" که گفته می شود بخشی از فعالیت های اقتصادی سرکرده جریان انحرافی را به عهده دارد هم ارتباطات گسترده‌ای دارد.

از سویی دیگر گفته می شود با اعمال نفود "س"و ترک مناقصه‏ ‎، معدن" طلای ک" به"ب.ا" واگذار شده است. جالب این که همسر"س" هم درهمین" بیمارستان پ" مشغول فعالیت است.

البته خرید شرکت" فولاد ه" به قیمت 1400 میلیارد تومان ازسوی شرکت" فولاد ..." نیزحرف وحدیث های فراوانی را در خصوص نوع مدیریت" س" به همراه داشته است چرا که بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند قیمت واقعی این شرکت بیشتر از 700 میلیارد تومان نبوده است.

افزایش تعرفه 15 درصدی فروسیلیس که فروش آن در انحصار شخصی بنام" ح" است از دیگر مواردی است که در دوران کوتاه مدیرعاملی "س"بر" فولاد ..." مساله سازشده است. همین طورمناقصات" طرح ص" " فولاد ..." که به شرکت"سی..."واگذارشده دارای شبهات فراوانی است.

گفته می شود علاوه بر این" س"همزمان عضو هیات مدیره حدود 12 شرکت دیگرنیزاست.


سرنوشت جالب افشاگری های احمدی نژاد
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران، از سال ۸۴ تاکنون سخنرانی های جنجالی بسیاری داشته و درباره مسائل بسیاری هم افشاگری کرده است. صحت بخشی از این افشاگری ها سرنوشت جالبی داشته است.

در ادامه به چند افشاگری مهم رئیس جمهور و سرنوشت جالب آنان اشاره می شود که بیش از همه گویای نقش گزارش های معنادار اطرافیان احمدی نژاد به اوست.

العقیلی
۱۲ مهرماه سال ۸۵. نظرآباد شهرستانی کوچک در اطراف تهران- هشدار رئیس جمهور به دو نفر (با اشاره تلویحی به بانک پارسیان): « شما هزار میلیارد تومان به یک بانک خصوصی بدهکارید. حالا بدون آنکه بدهی خود را پرداخته باشید، می‌خواهید با ۲۹۰ میلیارد تومان، ۲۹ درصد از سهام در اختیار این بانک را خریداری کنید! جالب است که ۶۰ میلیارد تومان از این مبلغ را از یک بانک دیگر قرض کرده بودند. اگر تا ۱۵روز تکلیف خود را مشخص نکنند به عنوان خدمتگزار ملت، اسامی شما را اعلام می کنم.

اواخر همان ماه- خبرگزاری جمهوری اسلامی در گفتگو با منبعی آگاه که بعد مشخص شد مشاور ارشد وقت اطلاع رسانی رئیس جمهور بوده است، نام این دو "مفسد اقتصادی" را اعلام می کند: محمد رستمی صفا و العقیلی.

فروردین ۹۰- نامه هایی عجیب، بدون مهر محرمانه و البته خطاب به مسئولان ارشد دولتی افشا می شود. یکی از این نامه ها با امضای اسفندیار رحیم مشایی مشاور ارشد و رئیس دفتر رئیس جمهور خطاب به رییس کل بانک مرکزی ارسال شده است.
موضوع: کمک، مساعدت و همکاری با جناب آقای العقیلی برای رفع مشکلات و انجام برخی کارهای کوچک اداری همچون «تسهیل در بازپرداخت تسهیلات بانکی و بازگرداندن همان نمایندگی های پخش سیگار».

مدیرعامل سابق بانک پارسیان
به دنبال سخنان دکتر احمدی‌نژاد در مهرماه سال ۸۵، ابراهیم شیبانی، رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی مدیر عامل و اعضای هیات مدیره بانک پارسیان را برکنار و اعلام کرد هدف از این اقدام تلاش برای رفع نگرانی رئیس جمهوری است.

مرداد ۱۳۸۶ - دستور تشکیل شورای بازنگری در قوانین نظام بانکی کشور توسط رئیس جمهوری صادر شده و به موجب آن پرویز داوودی، معاون اول وی موظف شد تا با تشکیل شورایی با حضور دانش جعفری(وزیر اقتصاد)، شیبانی(رئیس کل بانک مرکزی)، دیوان اداری(مدیرعال مبانک ملت)، هاشمی(مدیرعامل بانک سرمایه)، معاون بانکی وزیر اقتصاد و دارایی و عبدالله طالبی(مدیرعامل عزل شده بانک پارسیان) با حضور یک حقوق‌دان، یک فقیه از شورای نگهبان و یک نماینده مجلس به بازنگری در فعالیت‌های بانک‌های مرکزی، دولتی و خصوصی اقدام و نتایج را به شکل لایحه‌ها، مصوبه‌ها و سند راهبردی ظرف شش ماه تدوین کنند.

خرداد ۸۸ - عبدالله طالبی، مدیرعامل سابق بانک پارسیان: خود آقای احمدی‌نژاد هم در جریان تبلیغات دوره نخست ریاست‌جمهوری‌شان، انتقادهایی را به بانک پارسیان وارد کردند، از جمله اینکه چگونه ممکن است یک بانک خصوصی ظرف چند سال سرمایه اولیه خود را از ۲۰ یا ۳۰میلیارد تومان به ۲۰۰میلیارد تومان برساند که فکر می‌کنم، این موضوع هم از جمله موارد تبلیغات انتخاباتی در آن زمان بود. من در آن موقع هم سکوت کردم زیرا می‌دانستم که این بحث‌ها در تبلیغات انتخاباتی و رقابت‌های سیاسی مطرح می‌شود و فکر می‌کردم اگر آقای احمدی‌نژاد به ریاست‌جمهوری برسند با ارائه گزارش‌های کارشناسی به ایشان، مساله خود به خود حل خواهد شد. پس از انتخاب ایشان،‌ قبل از اینکه قدرت به آقای احمدی‌نژاد منتقل شود، بنده بارها درخواست ملاقات کردم و به‌رغم اینکه دفتر ایشان، ۳بار وقت ملاقات تعیین کرد، اما متاسفانه ملاقاتی صورت نگرفت.


بیمه ایران
اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۶- محمدرضا رحیمی رییس وقت دیوان محاسبات کشور، گزارش اولیه بازرسی این نهاد نظارتی از بیمه ایران را بدون طی شدن مراحل کارشناسی و داوری در مستشاری و دادستانی دیوان محاسبات برای رییس‌جمهوری ارسال کرد.

اتهامات مدیران بیمه ایران در این گزارش تخلفات گسترده مالی، واگذاری نمایندگی‌های بیمه ایران به اقوام و منسوبان، تبانی در پرداخت‌های غیرقانونی و وصول نشدن مطالبات دولت از بیمه ایران عنوان شد.

محمود احمدی‌نژاد نیز بر اساس این گزارش در نامه‌ای به داود دانش جعفری، وزیر وقت اقتصاد و دارایی از وی خواست فوری اعضای هیات مدیره و مدیرعامل شرکت بیمه ایران را از سمت خود برکنار و افراد «صالح» را جایگزین کند.

مهر ماه ۸۸- دادسرای دیوان محاسبات برای رسیدگی به موضوع، پرونده را به سه شعبه خود ارجاع داد. براساس رسیدگی شعب مربوطه، از سوی دادستان دیوان محاسبات دادخواستی در تاریخ ۲۹/۱/۸۸ مشتمل بر ۱۲ بند درخصوص عملکرد سال‌های ۸۰ تا ۸۶ بیمه ایران صادر شد. پس از آن رسیدگی به دادخواست تنظیم شده به هیات اول مستشاری ارجاع شد. بر اساس رای هیات مذکور که در تاریخ ۳۰/۷/۸۸ صادر شد، مدیران وقت بیمه ایران در دو مورد به تخلف و در یکی از این دو مورد به جبران ضرر و زیان به مبلغ ۱۲۱ هزارتومان محکوم شدند. هیچ‌کدام از دو مورد در گزارش رحیمی به رییس‌جمهور نبوده یا جنبه کیفری یا سوءاستفاده از بیت‌المال نداشتند. پس از آن،مدیران وقت بیمه به رای اخیر اعتراض کردند. اعتراض در محکمه تجدیدنظر مورد بررسی قرار گرفت و منجر به صدور حکم نهایی شد. در این حکم، مدیران معزول، از دو اتهام مذکور نیز تبرئه شدند.


لیست ۲۵۰ نفره
فروردین ۹۰- محمود احمدی‌نژاد در نشست خبری: اواخر سال گذشته نامه‌ای به رییس قوه قضائیه نوشتم و نزدیک ۲۵۰ نفر را که در بخش‌های مختلف، در بخش زمین و جاهای دیگر به نظر می‌آمد، کاری کرده‌اند که خارج از قوانین است، معرفی و درخواست کردیم که رسیدگی قضایی شود. البته بسیار یا بعضی از آنها دارای پرونده‌هایی بودند که دولت قبلا از آنها شکایت کرده بود، ولی دوره رسیدگی این پرونده‌ها طولانی شده بود و در هر صورت ما منتظر رسیدگی رییس قوه قضاییه هستیم.

۱۴ اردیبهشت- رئیس سازمان بازرسی کل کشور در پاسخ به سؤالی در خصوص اسامی حدود ۲۵۰ مفسد اقتصادی و آخرین وضعیت پرونده آنان، گفت: در این خصوص قوه‌قضائیه به موقع پاسخ خواهد داد اما آنچه که مشخص است، در پرونده این ۲۵۰ نفر چیزی به نام مفسد اقتصادی موجود نیست.


پانته آ فیوضی از کشور فرار کرد
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  کلمات کلیدی: پانته آ فیوضی ، حمید بقائی ، فساد اقتصادی ، اسفندیار رحیم مشائی

مدیران ارشد شرکت متخلف فیاک کیش از کشور خارج شدند.

به گزارش برخی منابع خبری ، در پی افشای اسناد و مدارک تخلفات سنگین مربوط به پروژه تالارهای بین المللی کیش از سوی برخی رسانه ها و البته تعلل برخی دستگاه های مربوطه، «پانته آ فیوضی»، دختر مدیرعامل شرکت فیاک کیش، به همراه دیگر مدیران ارشد این شرکت از کشور خارج شدند.

بنا بر این گزارش، مدیران ارشد شرکت نامبرده که با هماهنگی مشایی و بقایی، پروژه چهارصد میلیاردی تالارهای بین المللی کیش را با ترک تشریفات و بدون هیچ گونه ضمانت معتبر بانکی در اختیار گرفته بودند، سوار بر پول بیت المال از کشور خارج و به یحیی فیوضی در بیرون از کشور پیوستند.


بخشی از انحرافات سرباز مشایی در منطقه آزاد ارس + اسناد
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی

وی که دارای مدرک دیپلم و تنها سابقه وی سرپرستی کاخ سعد آباد بوده و فاقد هرگونه سابقه مدیریت عمرانی که لازمه مدیریت بر مناطق نسل دوم ( فاقد زیر ساخت ) میباشد، در دی ماه سال گذشته با حکم بقایی بر مسند مدیریت منطقه آزاد ارس تکیه زد.که البته ادعا می شود وی با توصیه مشایی ...

سایت شفاف ضمن تقدیر از بدنه متعهد و متخصص دولت به خاطر ارائه اطلاعات دلسوزانه به این سایت ، بخش دیگری از انحرافات اقتصادی جریان موسوم به جریان انحرافی را که از سوی کارکنان زحمت کش و متعهد منطقه آزاد ارس برای سایت شفاف ارسال شده است ، با اسناد مربوطه منتشر می کند : 

علیرضا مقیمی که دارای مدرک دیپلم و تنها سابقه وی سرپرستی کاخ سعد آباد بوده و فاقد هرگونه سابقه مدیریت عمرانی که لازمه مدیریت بر مناطق نسل دوم ( فاقد زیر ساخت ) میباشد، در دی ماه سال گذشته با حکم بقایی بر مسند مدیریت منطقه آزاد ارس تکیه زد.که البته ادعا می شود وی با توصیه مشایی به این سمت منصوب شده است . معاون برنامه ریزی مرکز امور مناطق آزاد کشور در جلسه معارفه داخلی، مقیمی را با تعبیر صحابه خاص بقایی مورد خطاب قرار می دهد لیکن مقیمی اصرار می کند که بیشتر بعنوان سرباز مشایی معرفی شود.

در طول مدت کوتاهی که از مدیریت این سرباز می گذرد، اقدامات عجیب وی در دور زدن ضوابط و تشریفات معاملات دولتی باعث ایجاد شائبه های جدی در خصوص سوء استفاده های کلان مالی شده است که به بخشی از آنها اشاره می شود:

1.  سرباز مشایی در اولین تصمیم مدیریتی خود از محل اعتبارات سازمان اقدام به خرید پنج دستگاه خودروی لوکس خارجی با ارزشی بالغ بر سه میلیارد ریال بنام بعضی اشخاص حقیقی!!! می نماید. خرید خودرو با منابع دولتی آنهم بنام افراد مورد دلخواه مدیر عامل امری است بی سابقه و مصداق بارز تصرف در اموال دولتی محسوب می شود. تصویر بخشی از چکهایی که برای خرید این خودروها صادر شده بشرح ذیل می باشد:

با استفاده از این مبالغ یکدستگاه هیوندای وراکروز مدل 2011 به شماره شاسی kmhnu81cdbu139894 خریداری شده است که از سرنوشت این خودرو هیچ اطلاعی در دست نمی باشد.

2- در اواخر سال هشتاد و نه با تاکید مقیمی مبنی بر ضرورت اتمام احداث   گیت های ورودی به منطقه، از طرح اصلی که بر اساس قانون اداره مناطق آزاد، شامل احداث محل استقرار دستگاههای ذیربط از جمله ناجا و گمرک بود، صرفنظر شده و به احداث اتاقکی در حد یک عوارضی در هر گیت اکتفا می شود. قبل از انجام  هر گونه اقدامی اعم از برگزاری مناقصه و تنظیم قرارداد، موضوع از طریق مدیریت سازمان به یک شرکت پیمانکاری در تهران اطلاع داده می شود و شرکت مذکور بلافاصله با مباشرت کامل پیمانکاران محلی! فعالیت خود را شروع می کند. تصویر نامه زیر به صورت دقیق نشان می دهد که پیمانکار بدون طی کوچکترین فرآیند قانونی و بدون اینکه کوچکترین رابطه حقوقی با سازمان داشته باشد از اول بوسیله مدیر عامل سازمان بعنوان پیمانکار مجری طرح انتخاب شده است و بقیه اقدامات جهت دور زدن ضوابط صورت می پذیرد:

برآورد کارشناسان برای اجرای این پروژه بالغ بر  چهار میلیارد بوده است. مدیر سازمان به معاون عمرانی خود تاکید  می نماید که مناقصه باید به ترتیبی برگزار شود که پیمانکار مورد نظر برنده مناقصه اعلام شود و لیکن معاون عمرانی تمام اقدامات لازم را برای انجام تشریفات مناقصه محدود معمول  می دارد اما با جعل تاریخ نامه شماره 11151/ص89 مسیر قانونی برگزاری مناقصه با همکاری معاون توسعه مدیریت، مشاور اجرایی سازمان و یکی از مدیران معاونت عمران تغییر پیدا می کند. تصویر نامه جعل شده معاون عمران در زیر می آید:

زمانی که مجموع این اقدامات غیر قانونی و مجرمانه، بصورت کتبی طی پیوست نامه شماره 13384/د89 مورد اعتراض معاون عمران قرار می گیرد، مدیر بازرسی و نظارت بر عملکرد سازمان نیز طی نامه شماره 13327/د89 با دلسوزی سعی در منصرف کردن مدیر عامل سازمان از ادامه این روند غیر قانونی می نمایند:


مدیریت با این توجیه که اتمام این پروژه تا پایان سال ضروری می باشد، و بر خلاف دستور رییس جمهور که در نامه شماره 128589/167 دبیر هیئت دولت ابلاغ شده، اقدام به ترک تشریفات مناقصه نموده و قرارداد را  با مبلغ هفت میلیارد و پانصد میلیون ریال (بیش از هشتاد و پنج درصد از برآورد اولیه)  با شرکت مد نظر خود منعقد می نماید. این در حالی است که اجرای این پرژه تا لحظه تحریر این گزارش به سرانجام نرسیده است. پس از یک هفته معاون عمران از سمت خود عزل و همان مدیری که در این فرآیند با مدیر منطقه همکاری کرده به جای معاون قبلی منصوب می شود.


مجموع این اقدامات موجب استعفای دسته جمعی معاون فرهنگی، اجتماعی و گردشگری، مدیر نظارت و ارزیابی عملکرد و مدیر حقوقی سازمان بر اساس نامه شماره  14016/د89  می شود. ملاحظه متن این استعفا حقایق دردناکی را در خصوص این سازمان آشکار می سازد:

  اضافه می نماید توجیه بالا بودن بیش از حد مبلغ  قرارداد، فورس ماژور بودن و ضرورت اتمام پروژه تا پایان سال هشتاد و نه اعلام شد واز این ضرورت به عنوان سرپوشی برای تخلفات صورت گرفته استفاده شد. این در حالی است که تا لحظه تحریر این گزارش، پروژه همچنان به سرانجام نرسیده است.

ب- طی دستوری که مدیر منطقه در هامش یک نامه تایپ شده در یک صفحه A4 معمولی از طرف شرکتی مجهول در تهران صادر می نماید مقرر می شود به میزان یک میلیارد و پانصد میلیون ریال وسایل بازی از این باصطلاح شرکت خریداری شود لیکن با تاکید معاون وقت فرهنگی مبنی بر ضرورت رعایت تمام موازین قانونی، مقرر می گردد خرید از طریق مناقصه صورت پذیرد و        پیش آگهی این مناقصه به ترتیب زیر تنظیم می شود:

لیکن با اطلاع مدیر عامل از طی تشریفات قانونی و احتمال برنده نشدن شرکت مورد نظر، مناقصه لغو و با شکستن قیمت و با استناد به دو برگ کاغذ بدون مهر در اولین مرحله چهار صد و ده میلیون ریال در وجه شرکت مذکور پرداخت شده و پرداخت مابقی نیز در دست اقدام می باشد.

بخش دیگری از تخلفات مالی گسترده و انحرافات مدیریت مذکور بصورت مستند طی روزهای آینده به اطلاع هموطنان خواهد رسید در همین حال آمادگی سایت شفاف را برای انتشار توضیحات مدیر عامل منطقه آزاد ارس و سازمان مربوطه درباره این اسناد اعلام می داریم . بدیهی است هدف سایت شفاف تنویر افکار عمومی است و به عنوان یک رسانه از همینجا از مدیران منطقه آزاد ارس درخواست می کنیم درباره اسناد فوق توضیحات خود را به صورت مستند ارائه کنند


سند: توصیه مشایی برای شرکت العقیلی
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، عکس ، فساد اقتصادی


ارتجاع در مبارزه با مفاسد اقتصادی؟
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، فساد اقتصادی
دستور مشایی به وزیر اقتصاد برای کمک‌های ویژه به بدهکار بزرگ بانکی که احمدی‌نژاد پنج سال قبل او را افشا کرد

محمود احمدی‌نژاد اولین‎بار در دی ماه سال 84 در جمع نمایندگان مجلس هفتم در صحن علنی مجلس از قصد خود مبنی بر اعلام اسامی مفسدان اقتصادی خبر داد. 

به گزارش رجانیوز، او در بیستمین سفر استانی خود به ساوجبلاغ و نظرآباد در مهرماه 85، اعلام کرد: «به مفسدان اقتصادی که با رابطه‎بازی وام‌های میلیاردی از بانک‌ها گرفته‌اند، فقط 15 روز وقت می‌دهم تا حساب خود را با آن بانک‌ها تسویه کنند؛ در غیر این صورت، اسامی آنان را برای ملت ایران افشا خواهم کرد.» 
 
در پایان مهلت دو هفته ای رییس جمهور، خبرگزاری‌های نزدیک به دولت از جمله "ایرنا" در خبری کوتاه و مبهم با انتشار دو اسم درصدد تحقق وعده احمدی‌نژاد برآمدند؛ محمد رستمی صفا و العقیلی، دو نامی بود که اعلام شد. 
حتی هویت و ملیت العقیلی به‎درستی تاکنون اعلام نشده است، البته از نامش برمی‎آید که عرب و احتمالا اماراتی باشد. چراکه اتباع امارات به‎دلیل گسترش مراودات تجاری دو کشور، وام‎های کلان زیادی از بانک‎های ایرانی به‎ویژه بانک‎های ایرانی مقیم دبی دریافت می‎کنند. بر پایه اخبار جراید، العقیلی علاوه‎بر بانک پارسیان از چند بانک دولتی نیز وام دریافت کرده و حاضر به بازگرداندن اقساط آن نیست و نام وی در میان افرادی است که جزو بدهکاران بزرگ بانکی کشور هستند. 
 
ظاهرا العقیلی برای تولید یا واردات مواد اولیه پتروشیمی و شیمیایی این وام‎ها را دریافت کرده است. او مالک شرکتی به نام Dem و سهامدار شرکت پلی‎اکریل اصفهان بود و شغل اصلی‎العقیلی‎، ظاهرا فروش مواد اولیه پتروشیمی و شیمیایی است. 
 
با این حال، یکشنبه هفته گذشته سایت الف سندی را منتشر کرد که بر مبنای آن اسفندیار رحیم‌مشایی رئیس دفتر رئیس‌جمهور مرداد ماه سال گذشته به رئیس کل بانک مرکزی دستور رسیدگی و مساعدت در مورد مشکلات العقیلی را داده بود.
 
 
 
اما هنوز بازتاب های مربوط به این دستور ادامه دارد که نامه جدیدی از پیگیری های مدیران جریان نفوذی دولت برای کمک به مفسد اقتصادی که خود رییس جمهور مدعی اقدامات خلاف او بوده است، به دست می آید. 
 
نامه ای که در ادامه منتشر می شود، حکایت از دستور اسفندیار مشایی برای رسیدگی به مشکلات این شرکت تنها پس از شش روز از صدور نامه العقیلی در امارات دارد. این نامه در تاریخی کمتر از یک هفته از صدور توسط  مدیرعامل شرکت نوشته شده است. 
 
در نامه جدید مشخص می شود که شرکت العقیلی در تاریخ 30 خرداد سال 89 نیز نامه ای را خطاب به رییس جمهور نوشته و با دستور مشایی با عنوان "حسب نظر ریاست محترم جمهوری" به حسینی وزیر اقتصاد ارجاع داده شده است. 
 
موضوع قابل توجه در این نامه، سرعت پاسخگویی به آن است به گونه ای که ارسال نامه از کشور امارات در تاریخ 30 خرداد و دستور رییس دفتر رییس جمهور به حسینی، 10 روز است، در حالی که بسیاری از نامه‌های مردم، تولیدکنندگان و صنعت‌گران ماه‌ها بدون پاسخ می‌ماند. 
نکته جالب این نامه، لحن دستوری آن است که با وجود پیگیری پنج سال قبل رییس جمهور در مورد بدهی‌های بانکی العقیلی در ایران و دستور ابطال معامله وی در بورس، مشایی خواستار حل مشکلات وی "حسب نظر ریاست محترم جمهوری" شده و هنوز مشخص نیست که آیا با توجه به سابقه اظهارنظرهای رئیس‌جمهور در مورد این فرد، آیا چنین دستوری با نظر آقای احمدی‌نژاد بوده است. 
 
گفتنی است حسین هاتفی فارمد یکی از معاونین و اعضای حلقه اول مشایی در اواخر سال گذشته به عنوان عضو هیات مدیره مهم ترین شرکت العقیلی در ایران که دارای ترنولی ده‌ها هزار میلیاردی است، منصوب شده بود. 
همچنین یکی از نزدیکان آقای مشایی نیز که تا دو سال قبل در رسانه‌ها و محافل سیاسی و رسانه‌ای تلاش زیادی برای مفسد نشان دادن العقیلی داشت، اکنون به توجیه‌گر و بعضا تسهیل کننده این اقدام‌های غیرقانونی تبدیل شده است.

تفاوت رفتار دو رییس دفتر رییس‌جمهور در مواجهه با فساد اقتصادی
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، فساد اقتصادی

 

نگاهی به تفاوت های رفتاری دو رییس دفتر رییس جمهور در برخورد با فساد اقتصادی به روشنی تغییرات صورت گرفته در حلقه اول احمدی نژاد در دولت‌های نهم و دهم را نمایان می‌سازد.

به گزارش رجانیوز،‌ در طول هفته گذشته اسناد مختلفی از پیگیری های اسفندیار رحیم مشایی مشاور 18 شغله و رییس دفتر رییس جمهور در زمینه کمک به یکی از بدهکاران بزرگ بانکی منتشر شد که نشان دهنده عزم جریان انحرافی نزدیک به دولت برای ارتجاع در رویه انقلابی دولت در دوره نهم برای برخورد با مفاسد مالی دارد.

طبق این اسناد، مشایی با پیگیری های متعدد و نامه به اعضای مختلف کابینه درصدد حل مشکلات محمد سعید العقیلی برآمده است.

در این میان نگاهی به تفاوت های رفتاری دو رییس دفتر رییس جمهور در برخورد با این موضوع به خودی خود نمایانگر تفاوت های ایجاد شده است.

در تابستان 1385 معاونت وقت اقتصادی وزارت اطلاعات در گزارشی به نهاد ریاست جمهوری به اعلام تخلفات صورت گرفته در جریان فروش سهام بانک پارسیان و خرید صوری آن توسط محمد رستمی صفا و محمد سعید العقیلی پرداخت.

در پی این گزارش و توضیحات کارشناسان مربوطه، با دستور و اعلام رییس جمهور قرار بر جلوگیری از تاراج بیت المال و انجام این معامله شد.

وضعیت خاص آن دوره در نوسانات بورس و نگرانی از تاثیرات منفی لغو این معامله بر شاخص و مدیریت بورس که به تازگی منصوب شده بود و همچنین لزوم برخورد و جلوگیری از نهایی شدن این معامله موجب شد تا دکتر غلامحسین الهام که در آن دوره ریاست دفتر رئیس‌جمهور را برعهده داشت، با سنجش اوضاع و مشاوره های لازم در قالب بازدیدی سرزده به بورس رفت و با مدیر عامل و معاون نظارت بورس در ساختمان قدیم بورس در خیابان حافظ جلسه‌ای تشکیل داد.

صالح آبادی آن روز در مصاحبه با رسانه ها در مورد بازدید ناگهانی سخنگوی دولت از بورس با جملاتی سربسته و مجمل گفت: سخنگوی دولت با بازدید از بورس از نزدیک با کارگزاران، سامانه معاملات و سهامداران آشنا شد و در جریان" آخرین وضعیت بورس" قرار گرفت.

در نهایت در پی بازدید الهام با بررسی های صورت گرفته و استفاده از یک امکان قانونی (ارسال نکردن به موقع فرم تسویه خارج از پایاپای معامله) معامله بانک پارسیان باطل اعلام شد و به این ترتیب با تدبیر منطقی رییس دفتر وقت رییس‌جمهور و مدیر بورس هم جلوی یک فساد گسترده مالی گرفته شده و هم بورس دچار نوسان غیرمنطقی و شوک سیاسی نشد.

مقایسه رفتار رییس دفتر دولت نهم رئیس‌جمهور با رفتارهای رییس دفتر کنونی او در در دولت دهم که نفر اصلی جریان نفوذی در دولت اسلامی است، می‌تواند نشان‌دهنده تغییر رویه و نوعی ارتجاع به ما قبل از دولت نهم در برخی زمینه‌ها باشد.


رمال جریان انحرافی چندماه در کاخ فهد بوده/ 360 تجاوز، بخشی از پرونده اتهامی
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی ، فساد اخلاقی ، رمال

روزنامه جوان نوشت: اخبار بدست آمده حکایت از آن دارد یکی از رمالان در ارتباط با جریان انحرافی که اخیرا بازداشت شده دارای انحرافات و مفاسد عمیق اخلاقی - دینی بوده است.
 
نامبرده از طریق آغشته کردن قرآن به نجاست به قدرت شیطانی دست پیدا کرده و از این طریق اعمال شنیع و غیر اخلاقی خود را دنبال می کرده است.
 
در پرونده وی برداشتن بکارت دختران و ارتباط با زنان شوهر دار وجود داشته است.برخی از کسانی که مورد تجاوز وی قرار گرفته اند،تصریح کرده اند که آنان به ناگاه و بدون داشتن اختیار به مسیری هدایت شده و با رجوع به منزل نامبرده خود را در اختیار وی قرار می دادند.گفته می شود تاکنون 360 فقره تجاوز در پرونده وی تاکنون ثبت شده است.
 
همچنین گفته می شود وی به ریاضت های عجیب غیر شرعی دست زده و بطور مثال روزانه از مدفوع خشک شده خود تناول می کرده است.
 
نامبرده همچنین ادعا کرده که تمام پیشگویی های وی تحقق یافته است.وی در پاسخ به این سوال که چطور برخی از پیش بینی های وی مثل فرجام انتخابات شوراها نادرست از آب درآمده ،گفته است:اجنه ها دروغ هم می گویند که یک موردش همین بوده است.
 
وی همچنین دارای رمز«...» بوده که با ترکیب با دو رمز دیگر فرعی می توانسته است قلب،هوش و چشم افراد را بی اثرکرده و به تعبیر عوامانه کر و کور کند.
 
این گزارش حاکی است وی دارای تسلط کامل به علم جفر بوده و به علوم انرژی درمانی نیزآگاهی داشته بگونه ای که در ایام بیماری ملک فهد برای درمان وی نیز چند ماهی را در کاخ او گذرانده است.
 
گفتنی است چندی پیش «جوان آنلاین» در خبر دیگری آورده بود:فرد مزبور با توجه به تصرف شیطانی خود بسیاری از پروژه های اقتصادی جریان انحرافی و مواردی که را که مستقیما با لیدر این جریان و نزدیکانش مربوط بوده و نیاز به دستورات لازم داشته را به پاراف می رسانده است و نامبرده از این پروژه های کلان درصدهای نجومی دریافت می کرده است.گفتنی است رمال مذکور در دفتر لیدر جریان انحرافی دارای جایگاه و اتاقی خاص بوده که هیچ کس جز این دو و یکی - دو چهره مطمئن در این جریان حق ورود به آن را نداشتند.


رسایی: مشایی "الیاس" دولت است
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، حمید رسایی

یک عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس که ساعت‌ها با مشایی بی‌پرده و چهره‌ به چهره مباحثه و گفت‌وگو داشته، او را "الیاس " دولت احمدی‌نژاد و مامور محدودکردن ولی فقیه و منحرف‌کردن نظام اسلامی خواند و خواستار برخورد دستگاه قضایی با وی و همفکرانش شد.

حجت‌الاسلام حمید رسایی عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس و از جمله حامیان محمود احمدی‌نژاد است که هر اندازه از عملکرد دولت دفاع کرده، به همان اندازه و از چند سال قبل مخالف جدی اسفندیار رحیم‌مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور بوده و منتقد دیدگاه‌ها و رفتارهای اوست.

مخالفت نماینده مردم تهران با رحیم مشایی ناشی از چندین ساعت‌ گفت‌وگو و مباحثه چهره به چهره و بی‌ پرده با رئیس دفتر رئیس جمهور است که وی را در نگاه رسایی به "الیاس " کابینه احمدی‌نژاد و منحرف‌کننده مسیر اصلی دولت نهم و دهم مبدل کرده است؛ در میان حامیان رئیس جمهور، رسایی تنها کسی بود که فرصت یافت در خصوص نقد مشایی در برنامه "دیروز، امروز، فردا " با علی اکبر جوانفکر مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد به مناظره بنشیند و انتقادات علنی خود را بیان کند که البته بعد از آن مناظره، برنامه چالشی "دیروز، امروز، فردا " برای مدتی تعطیل شد.

مدیر مسئول هفته‌نامه 9 دی که این روزها مواضع خود را بیشتر از طریق این نشریه اعلام می‌کند و در چند هفته اخیر، بارها مسائلی را درباره جریان انحرافی و مرتبطان با این شبکه مطرح کرده، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس به بیان دیدگاه‌هایش در خصوص ماهیت و اهداف رحیم مشایی پرداخت و تاکید کرد که در روزهای آینده به افشاگری بیشتری در این زمینه خواهد پرداخت.

حجت‌الاسلام رسایی در مطلع بحث، در خصوص ویژگی‌ها، اهداف و ترفندهای جریان انحرافی در دولت به سرکردگی اسفندیار رحیم مشایی اظهار داشت: سابقه انقلاب اسلامی و بررسی عملکرد شخصیت‌ها نشان می‌دهد دشمنان همواره تلاش کرده‌اند اگر نتوانستند به‌طور مستقیم شخصیتی را تحت‌تاثیر قرار داده و از او در راستای منافع خود استفاده کنند، از کانال اطرافیان وی وارد ‌شوند؛ به عنوان نمونه در قضیه آقای منتظری دشمنان از طریق بیت او و دامادش که منتظری اعتماد بسیار زیادی به وی داشت، وارد عمل شده و اهداف خود را پیگیری کردند و یا در موضوع آقای هاشمی رفسنجانی هم دشمن تلاش زیادی کرد تا منافع خود را از طریق فرزندان و برخی اطرافیان وی تامین کند.

گزینه‌های متعدد دیگری هم وجود دارد که دشمن، برخی از آنها را با فساد اقتصادی و بخشی دیگر را با فساد اخلاقی به خدمت خود درآورده و در مواردی هم دشمن با توجه به زمینه‌های شخصیتی افراد از طریق مسائل اعتقادی وارد عمل شده ‌است.

جریان انحرافی امروز با توجه به خصوصیات و ویژگی‌هایی که شخص آقای احمدی‌نژاد داشت و عمدتا هم این خصوصیات و ویژگی ها بر اساس مبانی اعتقادی بود، ابتدا با رویکرد اعتقادی وارد صحنه شد و پس از آن اهداف سیاسی و اقتصادی خود را پیگیری کرد و به برخی از آنها رسید.

* به نظر شما مهم‌ترین هدف جریان انحرافی چیست و در واقع این جریان چه هدفی را از چه مسیری پیگیری می کند؟ 
از جمله اهدافی که مشایی برای رسیدن به آن تلاش می کند، تصدی کرسی ریاست جمهوری یازدهم است اما این شخص به فراتر از ریاست جمهوری می اندیشد و اگر غایت هدف او کسب جایگاه ریاست جمهوری بود، می توانست با استمرار مرام و جهت‌گیری احمدی‌نژاد سال 84، بدون اینکه نشان دهد با ولایت فقیه مشکل دارد به آن برسد ولی مشایی مأموریت دارد تا نظام اسلامی را به انحراف بکشاند. از نظر مشایی جایگاه رهبری باید به یک جایگاه تشریفاتی برسد و بسیاری از ارزش های دینی به ارزش های ملی گرایانه تغییر کند.

به عبارت دیگر، از آنجا که جریان انحرافی و شخص آقای مشایی به شدت قدرت‌طلب است، در حقیقت با رویکرد ورود به مباحث اعتقادی به دنبال آن است که از جایگاه آقای احمدی‌نژاد برای رسیدن به قدرت در انتخابات مجلس نهم و سپس ریاست جمهوری یازدهم بهره برد؛ در حالی که تردید نداریم اعتقادات مشایی انحرافی است و از احمدی‌نژاد فقط به عنوان یک سپر استفاده می کند تا از طریق او به اهدافش برسد.

در کنار این موضوع، یکی از مهم‌ترین اهداف جریان انحرافی ناکارآمد نشان دادن مدیریت انقلابی و ولایی است؛ اتفاقی که در طول چند سال گذشته رخ داد، این بود که مردم طعم مدیریت انقلابی را پس از سال‌ها مجددا در مسیرتبعیت از ولایت چشیدند و ما در نقاط مختلف کشور شاهد نتایج این نوع مدیریت بودیم و رهبر معظم انقلاب هم بر این اساس بارها اصول زنده شده توسط احمدی‌نژاد را ستودند و راه دولت را تائید کرده و مورد تمجید قرار دادند اما اوجی که مدیریت انقلابی گرفته بود، متاسفانه با فعالیت ده‌ها برابری جریان انحرافی به دلیل اعتماد زیادی که آقای احمدی‌نژاد به برخی شخصیت‌های این جریان و در رأس آن آقای مشایی داشت، با رکود مواجه شد.

* آیا آقای احمدی‌نژاد از این مسئله اطلاع ندارد و اساسا می‌توان پذیرفت که رئیس جمهور با درایت و ذکاوت مانند احمدی‌نژاد، تحت تاثیر افرادی چون مشایی قرار گیرد؟ 
من می‌توانم به این سؤال هم جواب نقضی و هم جواب حلی بدهم؛ بله احمدی‌نژاد با همه هوش و حواسش می تواند تحت‌تأثیر الیاس هایی قرار بگیرد که آنها را به عنوان یک شخصیت مثبت باور کرده است. آقای احمدی‌نژاد فردی شجاع، مدیر و با رویکردی زاهدانه است اما معصوم و مجتهد و دین شناس نیست و اتفاقا آسیب‌هایی که به او وارد می شود، از همین نقطه است. همه شخصیت‌ها اشتباه می‌کنند و احمدی‌نژاد هم مصون از اشتباهات نیست اما این اشتباهات به ویژه در اتفاقات اخیر هزینه سنگینی برای وی داشته که شاید اگر دیر بجنبد، جبران این هزینه سنگین دشوار باشد.

علاوه بر این ما شخصیت‌هایی را در تاریخ انقلاب داشته‌ایم که اعتماد زیادی به برخی اطرافیان خود داشتند که نمونه آن شهید رجایی بود که با همه سلامت اعتقادی و اقتصادی، فریب فردی همچون مسعود کشمیری را خورد و اعتماد به کشمیری به حد اعتقاد رئیس جمهوری محبوب و مردمی آن روز به کشمیری رسید و موجب شد که فرد مذکور در ساختار اجرایی کشور به قدری نفوذ کند که رجایی و باهنر را به شهادت برساند تا به زعم خودش به نظام لطمه بزند.

جنابعالی چند مرتبه رو در رو با مشائی بحث و گفت‌وگو داشتید و حتی بعد از یکی از همین دیدارهایتان او را به "الیاس " شخصیت شیطانی و اغواگر سریال "اغما " تشبیه کردید که تلاش می‌کرد شخصیت‌های اصلی داستان را تحت‌تاثیر قرار داده و فریب دهد. از نظر شما مهم‌ترین انحرافات مشایی و اساسا خاستگاه انحرافات فکری جریانی که وی در راس آن قرار دارد، چیست؟
مهم‌ترین انحراف مشایی در فرض خوشبینانه این است که اسلام را بر اساس دیدگاه‌های خودش تفسیر می‌کند و دچار بیماری تفسیر به رأی از دین است. مشائی مطالعات دینی متفرقه داشته اما این مطالعات را عمق نبخشیده و به اساتید فن و مجتهدان مسلط به کتاب و سنت هم مراجعه نکرده تا مسیر مطالعاتی وی را مشخص و در مسیر درست هدایت کنند؛ در جلسات مختلفی که با او مواجه بودیم و بحث کردیم به این نکته روشن رسیدم که او معتقد به اسلام منهای روحانیت است و تلاش کرده احمدی‌نژاد را هم به این سو ببرد که البته در سایه ولایت فقیه و وجود رهبری با درایت و حکیم در رأس نظام اسلامی نمی‌تواند موفق به تحقق دیدگاه خود شود.

مشایی معتقد است اکثریت جامعه مستضعف‌اند اما وی استضعاف آنها را فقط مالی نمی داند، بلکه معتقد است اکثریت مردم نسبت به دین اعتقاد جدی ندارند، نسبت به غرب تمایل دارند، ضد روحانیت هستند، از نظر مالی فقیر و منتظر کمک مسئولان هستند و از نظر سیاسی هم نمی توانند جریانات سیاسی را از هم تفکیک دهند.

اجازه بدهید برای اثبات این سخن یک خاطره نقل کنم تا بهتر این مسأله مفهوم شود؛ بعد از مناظره بنده و آقای جوانفکر در برنامه "دیروز،‌ امروز، فردا " درباره مشایی و رابطه او با دولت که مناظره خوبی بود و البته پس از آن شاهد تعطیلی این برنامه تلویزیونی بودیم، یکی از وزرای دولت دهم به مشایی انتقاد کرد که چرا شما مواضعی اتخاذ می‌کنید که نیروهای خودی مجبور شوند در برابر هم قرار گرفته و مناظره کنند آن هم با این دفاع بدی که جوانفکر از دولت می کند. مشایی در پاسخ که وی پاسخ داده بود "مناظره رسایی و جوانفکر کاملا به نفع ما بود و ما برنده شدیم، چرا که روحانیت در برابر ما قرار گرفته بود ".

اگر چه حذف روحانیت از صحنه سیاسی کشور شالوده فکری مشایی و همفکران اوست، اما باید توجه داشته باشیم که مشایی شخصیت چند وجهی دارد و در محافل عمومی و حتی بعضا در برابر احمدی نژاد به تناسب مخاطبینش شخصیت‌های متنوع خود را بروز داده و از خود چهره‌هایی علمی، فرهنگی، سیاسی و اجرایی به نمایش می‌گذارد که این از ویژگی‌های بارز نفاق است. 

آیا انحرافات مشایی در حد انحرافات فکری است یا او انحرافات عملی هم دارد؟ در طول سال‌های حضور رحیم‌مشائی در عرصه اجرایی کشور ما شاهد نوعی دست‌اندازی‌ها به منابع عمومی و هزینه آنها برای اشخاص خاص و در واقع نوعی فساد اقتصادی بوده‌ایم که با شعارهای دولت احمدی‌نژاد در تعارض است...
این موضوع را در نظر بگیرید که اساسا فساد اقتصادی به دنبال خود فساد سیاسی و فساد اعتقادی و حتی فساد اخلاقی می‌آورد؛ مفاسد امروز مشایی هر چند برجستگی اعتقادی دارد اما این برگرفته از مفاسد اقتصادی است که درباره شخصیت‌هایی مانند مهدی هاشمی و برخی اصلاح‌طلبان و افرادی که در کنار آقای هاشمی بوده و اکنون نیز هستند، صدق می‌کند و ما در گذشته هم نسبت به آنها هشدار داده بودیم، ریشه در فساد اقتصادی این افراد دارد.

بسیاری از مبانی و مواضعی که امروز توسط مشایی اتخاذ می‌شود، قبلا توسط اصلاح‌طلبان و جریان فتنه اتخاذ شده بود و موضوع تازه‌ای نیست و به همین دلیل شما می‌بینید که در طول دو سال اخیر، مشایی هرگز حاضر نشده از تعبیر فتنه درباره جریان برانداز استفاده کند و فتنه‌گران را در حد مجرمین از نگاه نظام جمهوری اسلامی معرفی کرده و به اطرافیان خودش هم حتی توصیه داشته به جریان برانداز، فتنه‌گر نگویند.

در بسیاری از مواقع، اشتراک اهداف بین جریان انحرافی و جریان فتنه به وضوح مشاهده می‌شود که از مهم‌ترین اهداف آنها تضعیف جایگاه ولایت فقیه و واتیکانیزه کردن این جایگاه و تضعیف روحانیت و تضعیف روحیه استکبارستیزی است؛ در شیوه عمل این دو جریان هم مشاهده می‌کنیم این اشتراکات وجود دارد و مشایی دقیقا با روش‌های اصلاح‌طلبان به دنبال جذب آرای مردم است.

البته برخی به اصطلاح اصولگرایان دیگر هم بیماری جذب آرای مردم به هر قیمت را دارند که نمونه خیلی بارز آن را در انتخابات ریاست جمهوری نهم شاهد بودیم که افرادی با شیوه‌های غربی و روش‌هایی که در مبانی دینی و انقلابی ما پذیرفته شده نیست، دنبال کسب رأی مردم بودند و هر چند که امروز منتقد مشایی هستند، اما با او در مواقعی اشتراک عمل داشته اند.

به عنوان نمونه عرض می‌کنم در بسیاری از امور بین آقای لاریجانی و مشایی اختلاف نظر و دیدگاه وجود دارد ولی در خصوص مسائل سیاسی و چگونگی جذب آرای مردم برای پرکردن پیمانه انتخابات، شاهد این هستیم که هر دو جریان یک هدف را دنبال می کنند ولی دو تاکتیک دارند؛ هر دو به دنبال به دست‌آوردن 13 میلیون رای انتخابات یازدهم هستند اما یکی معتقد است که اگر در کنار راس فتنه یعنی آقای هاشمی بایستد به هدفش می رسد و دیگری معتقد است باید از طریق نفوذ در بدنه جریان فتنه رسیدن به هدف خود را پیگیری کند که برای همین سراغ هنرپیشه‌ها می رود و حرف‌های ملی گرایانه می زند.

شما نقش جریان فتنه و همچنین بیگانگان را در حمایت و تقویت جریان انحرافی و بسط افکار انحرافی این جریان چگونه می بینید؟
ما در خصوص مواجه با دشمنان بیگانه همواره یک سخن حضرت امام (ره) را به عنوان شاخص داریم که بارها رهبر معظم انقلاب هم آن را یادآوری کرده اند؛ البته این شاخص هم مانند بقیه شاخصه‌ها برگرفته از کلام وحی است که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید "لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم (یهود و نصارا از شما راضی نمی‌شوند مگر اینکه از آنها تبعیت کنید) ". هر وقت دیدیم که دشمنان اسلام به ویژه در این ادیان تحریف شده از کسی خوششان آمده، باید در او شک کنیم. 

ما شاهد بودیم که رسانه‌های بیگانه از منافقین، از بنی صدر، از سیاست‌های فرهنگی دوره سازندگی، از اصلاح‌طلبان، از فتنه‌گران، از فرزندان آقای هاشمی و حتی از برخی مواضع خود آقای هاشمی، موسوی، کروبی و خاتمی تعریف و تمجید کردند و مدت‌هاست که از مشایی نیز تعریف و تمجید می‌‌‌کنند و حتی در اتفاقات اخیر وقتی احمدی‌نژاد چند روز در خانه نشست، برای نخستین بار پس از 6 سال فحاشی نسبت به او، به یک‌باره همه مدافع احمدی‌نژاد شدند! خوب نباید شک کنیم که دشمن از مشایی و طرز فکر او و اهداف او خوشش می آید و از احمدی‌نژاد هم اگر تغییر کند، استقبال می کند.

مشایی در بسیاری از اهداف با جریان فتنه اشتراک نظر دارد و هر دو به دنبال حذف ولایت فقیه بودند؛ از طرفی با جریان اشرافی هم اشتراک داشت که به دنبال محدودسازی ولی فقیه است. برای همین هم فتنه‌گران هوای مشایی را داشتند. شما در ایام تبلیغات انتخابات دهم شاهد بودید که جریان فتنه برای تخریب آقای احمدی‌نژاد اقدام به تولید CD به ظاهر مستندی تحت عنوان "90 سیاسی " کرد و در آیتم‌های مختلف آن موضوعات متنوعی درباره رئیس جمهور مطرح کرد تا در نتیجه انتخابات تاثیر بگذارد اما با آنکه مشایی پاشنه آشیل تغییر رای و نظر نیروهای متدین و ارزشی و حزب‌الهی بود، در این CD هیچ اشاره ای به وی نشد؛ چرا که آنها برای تحرکات آینده خود به او نیاز داشتند.

اما معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور، وجود جریان انحرافی در دولت را "توهم " خوانده و شخصیت‌های برجسته مخالف این جریان را به مخالفت کورکورانه متاثر از جعلیات تحریک‌آمیز، ویژه خواری مالی و اقتصادی و زورگویی فکری و فرهنگی به جامعه متهم و آنها را به جریانی خطرناک و انحرافی نفوذ کرده در برخی ساختارهای حاکمیتی که همواره در پی استحاله نظام بوده، منتسب کرده است... 
اینها یک سری تحلیل های دم‌دستی و بدون انطباق با واقعیت‌های بیرونی است که توسط برخی اطرافیان متملق گفته می‌شود؛ البته که در بیرون از جریان اصلاح‌طلبی طبقه‌ای از نفوذی‌ها را داریم که ویژه خواری مالی و اقتصادی دارند و نفوذ کرده‌اند ولی امروز این افراد در حال برگزاری جلسات محفلی و انتخاباتی با چه کسی هستند؟ آیا غیر از مشایی برای آنها تور جذب پهن کرده؟ مانند بسیاری از افراد فاسد و معلوم‌الحال دیگر که مشایی در برنامه ریزی جذب آرا با آنها ارتباط گرفته است. 

آقای رسایی! برخی معتقدند که حامیان دولت در جریانات اخیر نسبت به جریان انحرافی و مشائی موضع سکوت اتخاذ کردند و به همین دلیل هم حامیان دولت را مورد هجمه قرار دادند. آیا واقعا شما در این مدت سکوت کرده بودید یا ...؟ 
برخلاف آنچه رسانه‌های همسو با فتنه و خواص مردود ادعا می‌کنند که برخی هواداران احمدی‌نژاد و حامیان دولت نسبت به مشایی سکوت کرده و موضع‌گیری نکردند، ما از پیشگامان نقد جریان انحرافی بوده‌ایم و پیش از این در دولت نهم در برابر این جریان و حتی شخص آقای مشایی موضع‌گیری کردیم و به همین دلیل هم همواره از طرف احمدی‌نژاد با گلایه و شکایت مواجه بودیم .

اتفاقا کسانی که امروز برای کسب برخی منافع سیاسی و حزبی و اقتصادی به صورت دو پهلو نسبت به موضوع جریان انحرافی موضع‌گیری می کنند، همان کسانی هستند که در محافل خصوصی با مشایی و عوامل او نشست و برخاست دارند و در نهایت هم بر سر قدرت به تفاهم می رسند؛ آن وقت همین ها ما را متهم به سکوت می‌کنند!

برای ما موضوع مشایی تازگی ندارد و از سال 85 آیت‌الله مصباح در خصوص مشایی تذکراتی را فرمودند و همه ما را حساس کردند، اما مصالح انقلاب اسلامی در زمانی که درگیر فتنه‌های بزرگتری بودیم، اقتضا می‌کرد که نسبت به موضوع مشایی به صورت موضوع فرعی برخورد کنیم و در آن مقطع در حد و اندازه ضرورت و امروز هم در حد و اندازه خود به موضوع بپردازیم.

تلاش ما این است که با موضوع بر اساس واقعیت، درایت و مصالح انقلاب و نظام برخورد کنیم؛ ما تفاوت جدی بین آقای احمدی‌نژاد و مشایی قائل هستیم و به صراحت می‌گوییم که پیشینه، سابقه و گذشته احمدی‌نژاد نشان می‌دهد که او فسادهای اعتقادی و اقتصادی مشایی را ندارد اما متاسفانه به وی اعتماد و حتی اعتقاد زیادی دارد. 

آقای رسایی! به عنوان آخرین سؤال بفرمائید بالاخره برای حل این مشکل در برابر آقای احمدی‌نژاد چه راهکاری را پیشنهاد می کنید؟ 
امروز با توجه به تحرکات جریان انحرافی دستگاه قضایی نباید بی کار بنشیند. بنابر این برای این که حتی احمدی‌نژاد هم بهانه‌ای برای اعتراض نداشته باشد، دستگاه قضایی با دستگیری برخی افراد شاخص فتنه‌گران مانند فائزه و مهدی هاشمی، مشایی و برخی افراد حلقه اول جریان انحرافی را باید دستگیر کند و به اتهامات مالی و سیاسی آنها در کنار سران فتنه رسیدگی کند.

البته توجه داشته باشید که برای برخورد با این موضوع در خصوص آقای احمدی‌نژاد نباید از روش برخورد مستقیم استفاده کرد بلکه به عقیده من باید مردم به احمدی‌نژاد کمک کنند و به او بفهمانند همانطور که رهبری انقلاب فرمودند، حمایت مردم از او، حمایت از اصول است، نه شخص و البته هر شخصی به این اصول پایبند باشد به این محبوبیت و حمایت می رسد و آن را در سبد خود می بیند. نکته دیگر این که احمدی‌نژاد باید بداند ما به احمدی‌نژاد بدون مشایی اعتماد و اعتقاد داریم و از نظر ما مشایی عنصری است که در زمین دشمنان این ملت بازی می کند.

بنده همچنان معتقدم که مهم‌ترین عنصر برای نجات احمدی‌نژاد از فتنه مشایی فقط مردم ولایتمدار هستند و امیدواریم با اطلاعاتی که پس از دستگیری برخی افراد مرتبط با حلقه انحرافی در هفته‌های گذشته کسب شده، آقای احمدی‌نژاد هم پی به چهره واقعی مشایی و یاران او ببرد.


سکوت خانم پانته آ فیوضی درباره مشایی / توضیح درباره دو ایمیل که جعل شده اند
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، پانته آ فیوضی ، فساد اقتصادی ، اسفندیار رحیم مشائی

نکته اصلی در ماجرای شرکت فیاک کیش این است که این شرکت بدون تشریفات قانونی پروژه ای 400 میلیاردی با منطقه آزاد کیش منعقد کرده تا سالن احلاس سران غیر متعهدها در جزیره کیش را بسازد . اما...

شفاف : بعد از درج اطلاعاتی در سایت شفاف درباره شرکت فیاک کیش ، برخی هموطنان از نقاط مختلف کشور اسناد و تصاویری برای سایت شفاف ارسال کردند که مدتی است مشغول بررسی آنها هستیم.

 نکته اصلی در ماجرای شرکت فیاک کیش این است که این شرکت بدون تشریفات قانونی پروژه ای 400 میلیاردی با منطقه آزاد کیش منعقد کرده تا سالن احلاس سران غیر متعهدها در جزیره کیش را بسازد . اما برخی معتقدند که شرکت مذکور توانایی انجام چنین پروژه ای را نداشته و حتی رئیس دفتر رئیس جمهور را متهم می کنند که دستور داده بدون تشریفات قانونی این سالن به شرکت فیاک سپرده شود .

 جالب این که هم شرکت فیاک در این باره سکوت کرده است و هم آقای مشایی . اما اسنادی به دست سایت شفاف رسیده که نشان می دهد شرکت فیاک کیش ، پروژه مذکور را به شرکتی ترک به نام " امسا" سپرده است . در تلاش هستیم که اطلاعات و اسناد را تنظیم کنیم و پس از دریافت نامه شرکت فیاک و آقای فیوضی مدیرعامل این شرکت ، گزارش خود را منتشر کنیم . اما تا کنون که نامه آقای فیوضی برغم نامه چند روز پیش ما به ایشان هنوز به دستمان نرسیده است .

اما طی همین روزها سوالاتی برای ما مطرح بود درباره نحوه ارتباط خانم پانته آ فیوضی یوسفی نایب رئیس هیئت مدیره شرکت فیاک کیش که از ایرانیان مقیم آمریکاست . تلاش کردیم تا از طریق ایمیل با خانم فیوضی ارتباط برقرار کنیم و سوالات خود را از ایشان مطرح کنیم . اما خانم فیوضی اساساً درباره آقای مشایی سکوت می کند و هیچ کلمه ای درباره نحوه آشنایی و نوع ارتباطش با آقای مشایی نمی گوید.  ایشان در طول چندین ایمیلی که میان سایت شفاف و خانم فیوضی رد و بدل شد تنها به به جعلی بودن دو تصویری که برایش ارسال کردیم ، اشاره کرد و هر موقع خواستیم فارغ از این تصاویر جعلی خودش بگوید که چه ارتباطی با آقای مشایی دارد مطلقاً سکوت کرد . متن پرسش پاسخ ذیل حاصل چندین ایمیلی است که میان سایت شفاف و خانم پانته آ فیوضی رد و بدل شده است .

 شفاف : در نامه ای که به ما دادید از اینکه برخی اسناد بدون هماهنگی قبلی با شما منتشر شده ، گلایه کردید . خوشحال میشیم درباره برخی اسناد جدید با ما همکاری کنید.

 پانته آ فیوضی : قبلاً نامه ای فرستادم که خواهش می کنم آن را منتشر کنید.

 

شفاف : ما قبلاً این نامه را منتشر کردیم . اما سوال اساسی ما درباره نوع ارتباط شما با آقای مشایی است . آیا با ایشان ارتباطی دارید ؟

 پانته آ فیوضی : قبلا نامه فرستادم و به همه چیز جواب دادم

 شفاف : نکته ای که شما جواب ندادید درباره چگونگی رابطه شما با آقای مشایی است . همچنین درباره شرکت فیاک هم هیچ توضیحی ندادید . حالا میخواهم صراحتاً بپرسم آیا میان شما و آقای مشایی ایمیلی هم رد و بدل شده ؟

 

پانته آ فیوضی : هیچ زمان ایمیلی از جناب آقای مشایی دریافت نکردم و هیچ زمان هم ایمیلی به ایشان ندادم .

 

شفاف : فارغ از بحث ایمیل نکته ای که جواب نمی دهید ، ارتباط با آقای مشایی است . اما درباره شرکت فیاک کیش ، چگونه بدون مناقصه پروژه ساخت سالن اجلاس سران غیر متعهدها به شما سپرده شد ؟

 

پانته آ فیوضی : در مورد پروژه کیش پدرم نامه ای برای شما ارسال خواهند کرد .

 

شفاف : شما درباره آقای مشایی سکوت می کنید ، اما فردی برای ما تصویری فرستاده که مدعی است این ایمیل میان شما و آقای مشایی رد و بدل شده است . لطفاً تصاویر این ایمیل رو ببینید و بگویید آیا این تصاویری که برای ما فرستاده شده واقعی است یا جعلی ؟

 


پانته آ فیوضی : اصلاً و ابداً ایمیلی که به شما داده اند ، میان من و آقای مشایی یا اسفندیار نیست . بلکه این ایمیل بین من و خانمی است که سال گذشته ما دو نفر نذری در تاسوعا و عاشورا در مشهد کردیم . آقایی روحانی به نام " ب " که من و دوست خانمم همیشه از ایشان التماس دعا داریم ، گوسفندی را قربانی کرد و مجلس دعا برگزار کرد . من به این دوست خانمم ایمیل زدم که چه مجلس با شکوهی برگزار شده . این ایمیل از طرف من به خانمی بوده . هر کس این ایمیل را عوض کرده بسیار نیت بد و دروغ داشته است .

 

شفاف : قصه مشهد رفتن شما چه بوده ؟ آیا با چهره جنجالی سیاسی به مشهد رفتید ؟

 

پانته آ فیوضی : من پارسال عید به همراه همین خانم به مشهد رفتم و با هیچ چهره یا شخصیتی به مشهد نرفته ام .

 

شفاف : یعنی می فرمایید این ایمیل همه چیزش درست است جز نام فرستنده و کسی که برای ما این تصویر را فرستاده فقط نام فرستنده را جعل کرده ؟

 

پانته آ فیوضی : بله

 

شفاف :  اما نمی دانیم چرا درباره رابطه تان با آقای مشایی هیچ توضیحی نمی دهید ؟

 

پانته آ فیوضی : من هیچ وقت ایمیلی از آقای مشایی دریافت نکردم . حتی خدا می داند که نمی دانسم که ایشان ایمیل دارند یا نه .

 

شفاف : از بحث ایمیل که خارج شدیم . اما همچنان منتظریم درباره نحوه آشنایی و چگونگی ارتباط شما با اقای مشایی توضیح بدهید .

 

پانته آ فیوضی : چرا باید به حریم شخصی افرادی مثل من توجه شود ؟ حیف من و شما که وقتمان را برای این چیزها بگذاریم

 

شفاف : شما که درباره آقای مشایی حرف نمی زنید . اما در میان تصاویری که برای ما فرستادند ، یک ایمیل دیگر هم هست . این را هم ببینید که جعلی است ؟

 


پاتته آ فیوضی : این هم ایمیلی است بین من و همان دوست خانمم . اصلاً من باورم نمیشه که چگونه آدرس ایمیل من را با آقای مشایی جابجا می کنند ؟ من انزمان ایران بودم و این دوستم در اتریش بود. هزار دلار از من قرض گرفته بود و به من برگردانده بود . ایمیل زده بود که آیا دلارها به دستم رسیده یا نه؟ من هیچ وقت از آقای مشایی ایمیلی دریافت نکردم. باز هم از شما خواهش می کنم این چیزها را بریزید دور . به خدا حیف من و شماست که وقت هر دویمان صرف این چیزها شود .

 

شفاف : نمی دانیم چرا درباره نحوه آشنایی و رابطه تان با آقای مشایی سکوت می کنید؟ اما به هر حال ما آمادگی داریم نکاتی که مطرح می کنید را منتشر کنیم.

 

سکوت خانم پانته آ فیوضی

 

شفاف : هر جور صلاح می دانید . اگر صلاح می دانید که حرفی درباره رابطه تان با آقای مشایی نزنید خیلی خب

 

سکوت خانم پانته آ فیوضی

 

شفاف : نمی دانیم چرا توضیح نمی دهید. اما خیلی خب . فقط یک توصیه می کنیم هر وقت خواستید حرف بزنید ، نترسید وحرف بزنید.


تحلیل ارگان سپاه از مصاحبه مشایی با ایرنا / دو صد گفته چونیم کردار نیست
ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، خبرگزاری ایرنا ، سپاه پاسداران ، سیاسی

پس از مسائل اخیر کشور که دل مردم مومن، متعهد و انقلابی ایران را به درد آورد و در مقابل دشمنان کینه توز داخلی و خارجی را شاد کرد، خبرگزاری ایرنا مصاحبه ای از اسفندیار رحیم مشائی، مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور با این خبرگزاری را منتشر کرد. درباره این مصاحبه نکات قابل تأملی وجود دارد...

 

شفاف : هفته نامه صبح صادق که زیر نظر شوراى نویسندگان
معاونت سیاسى نمایندگى ولى فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره می شود
، در تازه ترین شماره خود با طرح ادله ای با ساختگی دانستن مصاحبه اسفندیار رحیم مشایی با خبرگزاری ایرنا وی را متهم کرد که هدفش از این مصاحبه به وسط کشیدن پای رئیس جمهور به حاشیه‌هایی خودساخته است.

به گزارش شفاف، رضا گرمابدری در سرمقاله صبح صادق تحت عنوان «دو صد گفته چو نیم کردار نیست» می‌نویسد: پس از مسائل اخیر کشور که دل مردم مومن، متعهد و انقلابی ایران را به درد آورد و در مقابل دشمنان کینه توز داخلی و خارجی را شاد کرد، خبرگزاری ایرنا مصاحبه ای از اسفندیار رحیم مشائی، مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور با این خبرگزاری را منتشر کرد. درباره این مصاحبه نکات قابل تأملی وجود دارد که به چند مورد اشاره می شود:

1- پرسش ها و پاسخ ها دقیقاً مربوط به مسائل اخیر کشور است، لذا این سوال مطرح می‌شود که چرا برای پاسخ به این پرسش ها مشائی انتخاب شده است، شاید بعضی معتقد باشند اگر هر کس دیگری از مجموعه دولت در این مصاحبه شرکت می کرد، این پرسش می توانست درباره وی نیز مطرح شود. این استدلال تا حدی درست است، اما نه آنقدر که از اهمیت پرسش مطرح شده بکاهد، زیرا درباره افراد دیگر در این مسائل حرف و حدیثی وجود نداشت، حال آنکه در این باره حرف ها و حدیث های بسیاری به کنایت و یا صراحت متوجه مشائی بود و این نکته مصاحبه با وی را درباره مسائل منظور سوال برانگیز کرده است.

2- از شکل پرسش ها و پاسخ ها این گونه برداشت می‌شود که به شکل واقعی گفت وگو و مصاحبه ای انجام نگرفته و بلکه پرسش و پاسخ هایی با هدف مشخص آماده و توسط ایرنا با عنوان گفت وگو منتشر شده است.

3- پس از سخنان چند باره رئیس جمهور پس از حضور مجدد در هیئت دولت ترتیب دادن این مصاحبه(؟) با چه علل و انگیزه ای بوده است. اگر گفت وگو واقعی و در اصل صادقانه درصدد روشنگری درباره مسائل اخیر بوده باید پرسش های عدیده و مهم دیگری طرح و پاسخ داده می شد.

4- نکته مهم و پرسش برانگیز در این گفت وگو این است که در متن پنج سوال از هفت سوال طرح شده از رئیس جمهور نام برده شده است. از کنار این مهم نمی توان به راحتی گذشت، اگر قرار است در چنین اوضاع و احوالی رسانه ای با مشائی گفت وگو کند باید پرسش ها از مسائل مرتبط با مشائی باشد که این روزها کم هم نیستند نه اینکه با قرار گرفتن نام رئیس جمهور در کنار نام مشائی و تکرار عنوان رئیس جمهور در پرسش ها، وی به دنبال آن باشد که پای رئیس جمهور را به این مسائل باز و از حساب وی هزینه کند.

5- از مشائی پرسیده شد: «مدت زیادی است که عده ای تلاش می کنند درباره اعتقاد شما به ولایت فقیه تشکیک کنند و در این زمینه به شبهه افکنی و ابهام آفرینی روی آورده اند، لطفاً در این زمینه نظر خود را به صراحت بیان کنید.»

مشائی پاسخ می دهد: «... چنانکه بارها گفته ایم ما زندگی در سایه ولایت فقیه را تمرین زندگی در حکومت جهانی امام زمان(عج) می دانیم و تبعیت از ولی فقیه از لوازم به غیبت امام عصر(عج) است.»

از مشائی پرسیده شد: «اخیراً بعضی گویندگان در انتقاد غیرمستقیم از رئیس جمهور این شائبه را مطرح کردند که گویا آقای احمدی نژاد و شما عدالت گرایی را در برابر ولایتمداری می دانید. توضیح شما چیست؟»

پاسخ مشائی: «... من این تفکیک را هم ظلم به ولایت و هم ظلم به عدالت می دانم. ولایت و عدالت هر دو اساس تشیع است و اصولاً هدف از اعمال ولایت، اقامه قسط و عدالت است.»

شنیدن این پاسخ ها و مشابه آن در برابر این نوع پرسش ها از افراد شناخته شده که این روزها در دفاع از ولایت پرجنب و جوش وارد میدان شده‌اند انسان را خشنود می‌کند و به وجد می آورد و انسان این پاسخ ها را از آنها با تمام وجود می پذیرد، اما شنیدن این پاسخ ها از مشائی واکنش جدیدی ایجاد می‌کند، اینکه صرف بیان این سخنان کسی را راضی و قانع نمی کند و مشائی باید تک تک این ادعاها را در عمل اثبات کند.

باید به مردم حق داد که صرف شنیدن این سخنان، آن را باور نکنند و در انتظار نشانه ای روشن تر و متقن تر از حرف و سخن باشند چرا که با روشنگری های افراد آگاه و هوشیار، مردم در پذیرش ادعاهایی که پر حاشیه هستند سخت گیر شده اند و برای پذیرش آن تنها عمل را ملاک قرار می‌دهند. از این رو حکیمانه آورده است: «دو صد گفته چو نیم کردار نیست» 


اشتباهی استراتژیک به نام بت کردن رئیس جمهور
ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی

طی هفته های گذشته و پس از خانه نشینی ده روزه دکتر احمدی نژاد مباحث زیادی درباره این ماجرا در رسانه ها و محافل سیاسی مطرح شده است . اما واقعیت این است که به نظر می رسد به آن اندازه ای که به نقش مشایی در این ماجرا پرداخته شده ، به نقش خود دکتر احمدی نژاد که ...

شفاف : طی هفته های گذشته و پس از خانه نشینی ده روزه دکتر احمدی نژاد مباحث زیادی درباره این ماجرا در رسانه ها و محافل سیاسی مطرح شده است . اما واقعیت این است که به نظر می رسد به آن اندازه ای که به نقش مشایی در این ماجرا پرداخته شده ، به نقش خود دکتر احمدی نژاد که نقش اصلی و تصمیم گیرنده اول این داستان بوده پرداخته نشده است . 

در اینکه مشایی افکار منحرفی دارد و نقش مهمی را در دولت و برنامه های احمدی نژاد و دولتش ایفا می کند ، تردیدی وجود ندارد .در اینکه مشایی روابط خاصی با برخی افراد مشکوک داشته و دارد و برخی انحرافات اقتصادی و اعتقادی به وی نسبت داده می شود بحثی نیست . در اینکه رسانه ها به درستی به نقش مشایی اشاره می کنند شکی نیست . اما بی تعارف باید پرسید ، چرا دکتر احمدی ن‍ژاد را نقد نمی کنیم ؟

سوال اصلی این است که احمدی نژاد قهر کرد و به خانه اش رفت یا مشایی قهر کرد ؟ مسلماً در این ماجرا باید به نقش مشایی و تاثیر گذاری مشایی بر روی احمدی نژاد پرداخت . اما چرا احمدی نژاد تاثیر می پذیرد ؟ آیا اگر همفکر با مشایی نباشد و یک روش مشترک با او را انتخاب نکرده باشد ، باز هم تاثیر می پذیرد ؟ آیا مشایی تصمیم گرفت که احمدی نژاد قهر کند یا خود دکتر احمدی نژاد شخصا این تصمیم را اتخاذ کرد و به آن عمل کرد؟

واقعیت این است که احمدی نژاد از مشایی تاثیر می پذیرد چون با او همفکر است . به عبارت دیگر مشایی و احمدی نژاد رابطه این همانی دارند . یعنی نمی توان احمدی نژاد را از مشایی جدا دانست و مشایی را جدای از احمدی نژاد مورد نقد و بررسی قرار داد .

از اینرو به نظر می رسد رسانه ها ، تحلیلگران سیاسی و نخبگان باید ضمن اینکه به نقش مشایی می پردازند توجه کنند که مسئولیت اصلی قهر و خانه نشینی ده روزه با شخص دکتر احمدی نژاد است و از همه بیشتر خود ایشان پاسخگوی پرسش های اساسی در این زمینه باشند .

البته به نظر می رسد برخی دوستان رسانه ای ضمن موافقت با اصل این بحث ، چندان راضی نباشد که به آن پرداخته شود . چون عده ای در بت کردن دکتر احمدی نژاد نقش ایفا کرده اند و امروز ضمن اینکه قبول دارند کارشان اشتباه بوده ، حاضر به علنی کردن آن نیستند .

از ابتدا هم نیازی نبود که رئیس جمهور را تبدیل به یک قهرمان ملی در نزد افکار عمومی کنند و از او چهره ای بسازند که هیچ کس نتواند انتقاد کند . چه لزومی داشت صدا و سیما دائم روی رئیس جمهور به عنوان مرد اول اجرایی کشور مانور تبلیغاتی بدهد ؟ واقعیت این است که فضاسازی های تبلیغاتی و سیاسی هاله ای دور احمدی نژاد کشید که هر شخصیت اصولگرایی که خواست از او نقد کند هم مورد حمله قرار گرفت . آنقدر به مجلس و نمایندگان اصولگرای منتقد حمله شد که برخی از نمایندگان مجلس هفتم از نامزدی برای انتخابات مجلس هشتم منصرف شدند . معلوم است که وقتی چنین برخوردی با منتقدان اصولگرای یک فرد می شود و هر روز به یک نهاد و قوه ای که انتقادی به رئیس جمهور مطرح کرده حمله می شود و تهمت زده می شود ، به مرور به جایی می رسیم که برخی از اطرافیان رئیس جمهور دچار چنان توهمی می شوند که این اتفاقات رخ می دهد .

احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی اش حرف درستی زد ،اگر به آن عمل کند . رئیس جمهور و دولت باید کار کنند و امور مملکت را به پیش ببرند . قرار نیست رئیس جمهور قهرمان سیاسی باشد ، اصلاً لزومی ندارد که رئیس جمهور هر روز یک جنجال سیاسی به پا کند . رئیس جمهور باید کار خودش را بکند و کارش هم راه انداختن دعوای سیاسی نیست .

متاسفانه چند دوره ای است که روسای جمهور ما بیش از آنکه قهرمان حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم باشند ، تبدیل به قهرمان سیاسی عده ای می شوند . یک روز خاتمی رئیس جمهور می شود و طرفدارانش می شوند "دوم خردادی" ، وقتی هم که می رود دوم خرداد را با خودش می برد . یک روز احمدی نژاد رئیس جمهور می شود و عده ای می شوند "احمدی نژادی ". تا وقتی که هست همه احمدی نژادی ها پست و مقام دارند و ... بعد از رفتنش هم احتمالا این گروه با او می روند . هیچ وقت هم کسی نباید به اینها بگوید بالای چشمتان ابروست چون قهرمان عده ای شده است . اگر تورم واقعی 40 درصد باشد نباید مطرح کرد چون احمدی نژاد قهرمان ملی شده است و این انتقاد به او آسیب میزند . اگر مشاورش حرف نادرستی می زند باید سکوت کرد ، اگر خود رئیس جمهور قهر می کند باز هم باید دندان روی جگر گذاشت و تحمل کرد تا مبادا این قهرمان تخریب شود . اصلاً قهرمان میخواهیم که چه بشود ؟

باید یک جایی این بازی باخت باخت برای ملت و مملکت را تمام کنیم . ما نیازی به بت ساختن از رئیس جمهور نداریم که بعدا نتوانیم به او بگوییم بالای چشمش ابروست . ما نیازمند رئیس جمهوری هستیم که بیاید کار کند و مشکلات مملکت را حل کند . جای منازعات سیاسی در سطوح بالای دولتی نیست و تا زمانی که عالی ترین سطح مدیریت اجرایی کشور در معرض دعوا و جنجال سیاسی باشد آش همین آش است ، کاسه همین کاسه .

درست است که رئیس جمهور از نظرگاه گروه های سیاسی باید وی‍ژگی های نزدیک به معیارهای آن گروه ها را داشه باشد ، اما دیگر نه " دوم خردادی " می خواهیم  نه " احمدی نژادی " . ما رئیس جمهوری می خواهیم که وقتی پایش به پاستور رسید دغدغه اولش ساختن ایران باشد نه آوردن همراهان و اعضای ستاد انتخاباتی اش به دولت و توزیع پست و مقام و ثروت و ...

این موضوع بوی‍ژه در جریان اصولگرا باید با جدیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد . ما در جریان اصولگرا ، به رئیس جمهوری ولایتمدار ، متدین ، پاک دست ، ساده زیست ، معتقد و پای بند به ارزش ها ، کارآمد و مدیر نیاز داریم  که بدون ورود به دعواهای سیاسی به حل مشکلات مملکت بپردازد .

جریان اصولگرا ولایت را دارد و قهرمان اصلی او ولایت است ، پس نیازی به قهرمان سیاسی دیگری ندارد . نیازی نداریم در صدا و سیما و جاهای دیگر یک نفر را آنقدر بزرگ کنیم که احساس کند راننده اتوبوس انقلاب اوست ! نیاز نداریم اگر یک نفر رفت در یک دانشگاهی سخنرانی کرد به او بگویم قهرمان فلان جا و فاتح فلان جا . اگر رفت جایی و موضع نظام و انقلاب را با شجاعت مطرح کرد به وظیفه اش عمل کرده است و قهرمان اصلی کسی است که نظام را به سمتی راهبری کرده که این گفتمان در دنیا مطرح شده و این جسارت در مدیران نظام دیده می شود که حرف ملت ایران را در صحنه جهانی مطرح کنند . قهرمان ملی ما رهبری است که با تدابیرش و حتی مقاومتش در برابر فشارهای استکباری و مشکلات نظام را به سمتی رهنمون کرده که امروز یک حرف تازه در دنیا داریم . این حرف تازه نه حرف احمدی نژاد است و نه حرف هیچ کدام از روسای جمهور قبلی . حرف یک ملت مسلمان انقلابی است که با رهبری ولایت فقیه 32 سال گذشته با جرات حرفش را همواره مطرح کرده است . پس چرا اصرار می کنیم که هر 8 سال یک قهرمان جدید بسازیم که خودمان هم از عهده اش بر نیاییم ؟!

 بی تردید در نظام جمهوری اسلامی ایران راننده اتوبوس انقلاب و نظام شخص ولی فقیه است . نشاندن هر فرد دیگری حتی رئیس جمهور در جایگاه راننده سبب بروز تصادفات و حوادثی می شود که گاهی مشاهده می کنیم . بنابراین یادمان باشد از این پس هیچگاه سعی نکنیم هیچ رئیس جمهوری را در جایگاه راننده قرار دهیم . رئیس جمهور هم باید مانند بقیه مسافران قابل پیاده کردن باشد ، نه اینکه هر وقت دلش خواست بگازد ، هر وقت دلش خواست ترمز بگیرد و یا اگر یکی از دوستانش را خواستیم از ماشین پیاده کنیم ، چنان ترمز ناگهانی بزند که همه را دچار آسیب جدی کند .


بازداشت دوست بیست ساله مشایی
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

آقای "ک" سالها پیش از این، به همراه مشایی و حمید بقایی و در زمان معاونت مشایی در شهرداری تهران در دوره محمود احمدی نژاد و ریاست وی در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، عضو هیأت ‏مدیره مؤسسه "رایانه شهر" بوده که در زمینه های مختلف رایانه ای فعالیت می کند. وی همچنین با احکام جداگانه مشایی در آن زمان، به عنوان مشاور رئیس سازمان میراث فرهنگی...

شفاف : برخی اخبار از بازداشت یکی از مسئولان ارشد نهاد ریاست جمهوری که از دوستان ۲۰ ساله اسفندیار رحیم‌مشایی است حکایت دارند.

به گزارش فارس، بر اساس اخبار کسب شده از برخی منابع، شب گذشته "ک " مسئول ارشد نهاد ریاست‌جمهوری در ارتباط با تولید سی‌دی مستند انحرافی "ظهور بسیار نزدیک است " بازداشت شد.

وی از دوستان ۲۰ ساله رئیس دفتر رئیس جمهور است که در زمان تصدی مسئولیت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و سازمان ایرانگردی و جهانگردی توسط اسفندیار رحیم مشایی مشاور رسمی وی بود.

پیش از این نیز عباس‌ امیری‌فر دبیر کمیسیون فرهنگی دولت و امام جماعت مسجد سلمان نهاد ریاست‌جمهوری که حامیان سرسخت اسفندیار رحیم‌مشایی است، به دلیل ارتباط با تهیه این مستند انحرافی دستگیر شده بود.

 در همین زمینه مشرق نوشت :

آقای 'ک' روز ۲۳ شهریورماه پارسال، در حکمی از سوی اسفندیار رحیم مشایی به عنوان سرپرست هسته گزینش نهاد ریاست جمهوری منصوب شده بود.

 آقای "ک" سالها پیش از این، به همراه مشایی و حمید بقایی و در زمان معاونت مشایی در شهرداری تهران در دوره محمود احمدی نژاد و ریاست وی در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، عضو هیأت ‏مدیره مؤسسه "رایانه شهر" بوده که در زمینه های مختلف رایانه ای فعالیت می کند.
وی همچنین با احکام جداگانه مشایی در آن زمان، به عنوان مشاور رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در امور فرهنگی و ایثارگران و رئیس ستاد اقامه نماز این سازمان منصوب شده بود.

آقای "ک" مدیریت انتشارات "مهر محبوب" را عهده دار است. وی علاوه بر این در مؤسسه "آینده روشن بشریت" نیز همکار مشایی بوده است. این مؤسسه در مهرماه سال ۱۳۸۴ و همزمان با انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری به ثبت رسید که طبق سند ثبتی در روزنامه رسمی کشور، اسفندیار رحیم مشایی ریاست هیئت مدیره آن را بر عهده داشته و حمید بقایی و وی نیز به مدت دو سال یعنی تا سال ۱۳۸۶ عضو هیئت مدیره آن بوده اند اما ادامه عضویت آنها در دوره های بعدی هیئت مدیره این مؤسسه مشخص نیست.
همچنین گفته می شود وی چندی پیش به همراه مشایی در مراسم ختم یکی از سران انجمن حجتیه در تهران حضور یافته است.

مشائی را دستگیر کنید
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

بحث مطرح شده توسط وی مبنی بر مدیریت مستقیم امام زمان(عج) است و این به معنی نفی ولایت فقیه و ارتباط مستقیم با شخص امام‌ زمان(عج) است. اما یک نگرانی که وجود دارد این است که در آ‌ینده رئیس جمهور خدمات دولت ...

انصار حزب الله کل کشور در آخرین شماره تریبون رسمی خود از دستگاه های امنیتی بالاخص وزرات اطلاعات درخواست کرد که هر چه سریعتر مشائی را به دلیل اتهامات مالی و عقیدتی دستگیر کنید.

به گزراش شفاف ، نشریه یالثارات الحسین در آخرین شماره با تیتر یک کردن "مشائی را دستگیر کنید"، به تحلیل فراماسون بودن مشائی و جریان انحرافی پرداخت.

در گزارش این هفته نامه به نقل از حجت الاسلام قاسم روانبخش آمده است:مبانی فراماسونری در سخنان مشایی موج می زند.

بنابراین، مشایی شخص بسیار خطرناکی است که مشمول هشدار آیت‌الله مصباح یزدی مبنی بر خطر ظهور یک فرقه جدید می‌شود که حتی خطر آن در رده فرقه علی محمد باب است. چرا که بحث مطرح شده توسط وی مبنی بر مدیریت مستقیم امام زمان(عج) است و این به معنی نفی ولایت فقیه و ارتباط مستقیم با شخص امام‌ زمان(عج) است. اما یک نگرانی که وجود دارد این است که در آ‌ینده رئیس جمهور خدمات دولت خدمتگزار را منتسب به شخص مشایی کند و پس از آن تحت حمایت‌های خارجی که انجام خواهد گرفت شاهد آثار شوم و نامیمون آن باشیم.

به گفته وی ارتباط و رفت و آمدهای مشکوک وی در شرق و غرب عالم باید توسط نیروهای امنیتی زیر نظر گرفته شود و انساد و مدارک آن جمع‌آوری شود تا خطری که نظام جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند را دفع کنند.

در همین رابطه جواد کریمی نماینده مردم در مجلس نیز گفت:جواد کریمی قدوسی :دستگیریهای اخیر در راستای هشدار آیت الله مصباح است .قطعا دستگیری‌های اخیر براساس شواهد مستند که برپایه مراقبت‌های امنیتی به دست آمده انجام شده است. آنچه مسلم است مامورین امنیتی با اشراف به شواهد غیرقابل انکار در مقطع زمانی فعلی که بسیار هم حساس است دست به یک سلسله دستگیری از افراد منتسب به جریان انحرافی زدند و فرصت فعالیت بیشتر از این گروه گرفته شد. بنابراین بازداشت‌های اخیر قطعا در راستای هشدار آیت‌الله مصباح است لذا افرادی هم که در آینده‌ای نزدیک دستگیر خواهند شد در ادامه همین فرآیند و بر پایه اطلاعات دقیق و غیرقابل انکار در چنگ مامورین امنیتی خواهند افتاد.

نیروهای امنیتی هرچه سریعتر مشایی را دستگیر کنند

مشایی بذل و بخشش‌هایی در شهرستانها داشته که بر نیروهای امنیتی پوشیده نیست. لذا باید اثبات شود که توزیع پول و ارتباطات وی با آن سوی مرزها در چه راستایی بوده و چطور دولتی که برای مبارزه با فساد تشکیل شد شخصی وجود دارد که پول‌های کلانی در اختیار دارد و به واسطه آن اقدام به تشکیل شورای راهبردی برای فتح مجلس کرده است. بنابراین، نیروهای امنیتی باید هر چه‌ سریع‌تر اقدام به دستگیر این شخص کنند چرا که این مطالبه عمومی ملت ایران است.


ارتباط 450 میلیارد تومانی
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦  کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، حمید بقائی ، اسفندیار رحیم مشائی
مطالعه روند واگذاری یک پروژه صدها میلیاردتومانی، پرده از موارد تکان دهنده ای برمی دارد.
به گزارش «الف»، بررسی جزییات یک قرارداد 450 میلیاردتومانی نشان می دهد، آقای حمید بقایی علاقه و تلاش خاصی برای واگذاری این پروژه به یک شرکت خصوصی داشته است.
بنابراین گزارش، درپی انتشار مواردی در ارتباط با واگذاری پروژه «تالارهای بین المللی ایران» در کیش در سایت های خبری (از جمله سایت خبری تابناک)، الف جزییات این پروژه را روایت می کند.
بنابراسناد در اختیار الف، شرکت فیاک کیش با مدیریت خانواده فیضوی یوسفی (یحیی، رییس هیات مدیره، پانته آ، نایب رییس هیات مدیره) در تاریخ اول تیر 1389 به ثبت می رسد. دو روز بعد از ثبت شرکت در تاریخ 3 تیر 89، قرار داد 450 میلیارد تومانی به این شرکت واگذار می شود و دو روز بعد از آن در تاریخ 5 تیرماه 89، مبلغ 5 میلیارتومان به حساب این شرکت واریز می شود.
در نامه یکی از مدیران سازمان منطقه آزاد کیش به بقایی گفته شده که با توجه به «دستور بقایی» مبلغ 5 میلیارد تومان در وجه شرکت فیاک کیش واریز شده است. در ادامه این نامه آمده که این مبلغ در حالی واریز شده که «هنوز این پروژه مراحل قانونی از طریق ترک تشریفات را طی نکرده است». دلیل عجله بقایی و دستور وی برای واریز این مبلغ به حساب شرکت مذکور بدون طی شدن مراحل قانونی مشخص نیست.
بنابر یکی از نامه هایی که بقایی امضا کرده است، رییس جمهور با تقاضای بقایی برای ترک تشریفات مناقصه پروژه مذکور موافقت کرده است، اما به نوشته رسانه ها، به دلیل مخالفت یکی دیگر از معاونان رییس جمهور، ترک تشریفات تاکنون به سرانجام نرسیده است. دلیل اصرار بر ترک مناقصه هم مشخص نیست.

نامه بقایی به عزیزی
بقایی در نامه ای دیگر، از حسینی وزیر اقتصاد می خواهد که «با عنایت به موافقت مقام محترم ریاست جمهوری با احداث مجمتع تالارهای بین المللی ایران – کیش خواهشمند است ضمن موافقت دستور فرمایید تامین مالی پروژه تا سقف 450 میلیون یورو در فهرست فاینانس قرار گیرد».

نامه بقایی به حسینی
خبرنگار الف می افزاید، بنابر بند «و» ماده 28 قانون برگزاری مناقصات، آقای احمدی نژاد به تنهایی حق صدور دستور ترک تشریفات مناقصه را ندارد. در این بند می خوانیم:
ترک تشریفات مناقصه «منوط به به تایید شورای اقتصاد و پس از آن منوط به تایید هیاتی مرکب از رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ( دبیر هیات ) ، وزیر امور اقتصادی و دارائی و بالاترین مقام مذکور در بند ( ه ) خواهد بود».
گذشته از این مورد، بنابر نامه شماره 167/128589 دبیر هیات دولت به اعضای هیات دولت، بنابر دستور رییس جمهور، دستگاه های اجرایی موظف می شوند که در انعقاد قراردادها و انجام معاملات و واگذاری و پروژه ها تشریفات قانونی مناقصات را دقیقا رعایت نموده و از انجام ترک تشریفات مناقصه خودداری نمایند:
البته در نامه ای دیگر به تاریخ 88.9.22، و با شماره 631/187216 به هیات دولت گفته می شود که در ابلاغیه قبلی، عبارت به "استثنای موارد ضروری و براساس موازین قانونی" ذکر نشده بوده است.
به این ترتیب، گذشته از آنکه رییس جمهور به تنهایی نمی تواند دستور ترک تشریفات مناقصه را بدهد، از سوی دیگر، خود رییس جمهور بر رعایت تشریفات قانون تاکید داشته است. از سوی دیگر، اصرار و ضرورت ترک تشریفات در پروژه ساخت ساختمان های مذکور مشخص نیست.
از سوی دیگر، آقای جعفر آهنگران، به عنوان دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاری – صنعتی که بقایی دبیر آن است، طی نامه ای به مدیر عامل سازمان منطقه آزاد کیش، خواستار تسریع در ترک تشریفات مناقصه پروژه می شود.

نامه نماینده دبیر شورا (بقایی) به مدیرعامل سازمان منطقه آزاد
یکی از اسناد دیگر پرونده، موارد جالبی از نقص در قرارداد را نشان می دهد که به دلیل مهر «خیلی محرمانه» صادر کننده سند خطاب به شرکت خصوصی!، الف آن را فعلا منتشر نمی کند و در انتظار پاسخ مقام صادرکننده برای خیلی محرمانه دانستن این نامه می ماند. در صورت قانع کننده نبودن پاسخ، الف آن را منتشر خواهد کرد.

نامه خیلی محرمانه سازمان دولتی به شرکت خصوصی!
(الف متن نامه را تا گزارش آتی و دریافت پاسخ صادرکننده منتشر نمی کند).
در رویدادی دیگر، در نامه ای که آقای یحیی فیوضی به آقای اسفندیار رحیم مشایی می نویسد، ضمن تشریح گزارش پیشرفت کار برای رییس دفتر رییس جمهور، خواستار تعیین تکلیف کار می شود.
سوالاتی که مطرح می شود این است که نفع آقای بقایی در تلاش فوق العاده برای واگذاری پروژه به شرکت مذکور و پیگیری های بعدی چیست؟ آقای رییس جمهور بر چه اساسی با تقاضای آقای بقایی موافقت کرده است و ارتباط آقای مشایی با پروژه مذکور و آقا یا خانم فیوضی یوسفی چیست؟

مهر مشایی چگونه در دل این زن جای گرفت؟ +تصاویر
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، عکس

به گزارش آینده جریان مشایی ـ دست راست احمدی نژاد - با وجود آن که از نگاه معترضان در وقایع پس از انتخابات 88 مقصر و متهم شناخته می شود، اینک با استفاده از آبروی دکتر فاطمی نزد طیف دارای گرایش ملی گرایانه، برای خود پایگاهی دست و پا کرده است؛ امری که با "شعار" مکتب ایرانی و آوردن منشور کوروش نیز همسوست. البته آنان این امر را وظیفه دولت و در راستای جذب ایرانیان خارج از کشور به بازگشت به کشور اعلام  می‌کنند.

این عجیب نیست، پیش از این نیز همسر دکتر فاطمی در جریان رخدادهای سال 88، سپر بلای انتقادات شده بود. پریوش سطوتی که از قاتل همسرش با عنوان «اعلی حضرت همایونی» یاد کرده، سالها پیش از انقلاب از حقوق شاهنشاهی ایران استفاده می کرد و حالا هم دفترچه یادداشتش را به احمدی نژاد تقدیم می‌کند و در مدح مشایی لب باز می کند.

اما نکته اینجاست که همزمان با برخی رخدادهای اخیر و بازداشت برخی مرتبطان طیف مشایی، شایع شد که همسر دکتر فاطمی نیز بازداشت شده است تا به این گمانه که آیا او که سالها در خارج از کشور اقامت داشته، زمینه ساز ارتباطاتی بین طیف مشایی با افراد خارج نشین بوده است، دامن زده شود. البته دادستان تهران تلاش کرد بدون تکذیب بازداشت وی، از کنار موضوع عبور کند.

بیش از دو سال از اقامت پریوش سطوتی در ایران می گذرد. وی در یکی از سوئیت های لوکس هتل لاله(متعلق به سازمان میراث فرهنگی) اقامت دارد. اما این بار نه به خرج پهلوی ها، بلکه  ... ، او برای رفت و آمد گاه از خودرو های تشریفات ریاست جمهوری استفاده کرده است.

او که این امکانات را در اختیار دارد، گفته است: «وقتی به ایران آمدیم اولین ملاقاتمان با آقای رحیم مشایی بود که ایشان را در آن زمان نمی شناختم و از همان روز مهر بزرگی از آقای مشایی در دل ما جای گرفت و بعد از آن با آقای احمدی‌نژاد دیدار کردیم و آن دیدار نیز همه به گریه گذشت. در تمام دوران قبل و بعد از انقلاب تمام آقایان نهایت محبت و احترام را به دکتر فاطمی گذاشتند، ولی من احساس نزدیکی بیشتری با آقای احمدی‌نژاد می‌کنم و تنها موقعی که به ایران آمدم و خاطرات تلخی از آن ندارم، این مقطع زمانی است»

اقامت 80 میلیونی در هتل لاله ؟
از فروردین 1388 تا کنون، بیش از دو سال می گذرد که پریوش سطوتی بخش اعظم آن را در هتل لاله اقامت داشته که با یک حساب سرانگشتی هزینه این اقامت دو ساله حدود 80 میلیون تومان ارزیابی می شود.

پرداخت این هزینه در حالی است که خانم پریوش منکر هرگونه انگیزه مالی برای حمایت از احمدی نژاد شده و نوشته مطبوعات را که در آن گفته شده وی برای باز پس گیری اموال مصادره ای خانواده خود به ایران آمده و با کمک مشایی قصد بازپس گیری آنها را دارد، رد کرده است.

با این حال روابط عمومی شورای ایرانیان خارج از کشور، در جوابیه ای که به یکی از رسانه های فارسی زبان در سال 88 داده است، مدعی شده که خانم سطوتی برای پیگیری مسائل حقوقی و املاک شخصی در ایران اقامت کرده است. هرچند وی در مصاحبه ای با خبر آنلاین گفت  هنوز یک چهار دیواری هم برای زندگی ندارد.

 

پریوش: پیروزی احمدی نژاد در انتخابات زندگیم را متحول کرد! 
دیدار پریوش سطوتی و احمدی نژاد که با هماهنگی مشایی انجام شده بود، نهایتا منجر به تقدیم دفترچه یادداشت های شهید فاطمی به احمدی نژاد و مقادیر زیادی تعریف و تمجید از مشایی و احمدی نژاد از زبان سطوتی شد. موضوعی که واکنش اصولگرایان را از یک سو و اصلاح طلبان را از سوی دیگر در پی داشت.


 پریوش سطوتی در سن 74 سالگی در فروردین 1387در ریاست جمهوری در کنار احمدی نژاد و  اسفندیار رحیم مشایی، در حال تقدیم دفترچه دکتر فاطمی است

احمدی نژاد پس از دریافت دفترچه یادداشت های شهید فاطمی در آن دیدار گفت: این خاطرات و یادداشت‌ها سندی ارزشمند و متعلق به ملت بزرگ ایران است که در اختیار مورخین قرار خواهد گرفت.
‌به گزارش نهاد ریاست جمهوری، همسر دکتر حسین فاطمی نیز در این دیدار صمیمانه با تقدیم دفترچه خاطرات دکتر فاطمی به احمدی‌نژاد، علاقه و محبت فراوان خود را به احمدی نژاد ابراز کرد.

او در ادامه با بیان اینکه: «با انتخاب دکتر احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور، زندگی‌ او دچار تحول شده است» برای وی در خدمت هر چه بیشتر به ملت ایران آرزوی سلامتی و تندرستی کرد.

 

پس از سه سال تکلیف انتشار یادداشت های شهید فاطمی چه شد؟
حالا بیش از 3 سال از تقدیم دفترچه یادداشت به احمدی نژاد می گذرد و هنوز وعده دکتر در خصوص انتشار مطالب دفترچه یادداشت محقق نشده است. همین تاخیر بلند مدت و عدم هرگونه اظهار نظر کارشناسی در مورد اصالت نسخه مزبور این ابهام را به وجود آورده است که آیا دفترچه یادداشت واقعی بوده است؟

آبان ماه سال گذشته خبر در این باره نوشت: در حالی که بسیاری از ناشران حوزه تاریخ در پی انتشار این دفترچه خاطرات بوده اند، همسر دکتر فاطمی گفت :«این دفترچه به عنوان اسناد تاریخی، یادداشت های منتشر نشده ای بود که با حضور رئیس جمهور در منزلم، خواستم آن را به ایشان هدیه بدهم.»

مدیر نشر  سفید که به انتشار آثار تاریخ معاصر می پردازد، گفت با پی گیری های انجام گرفته در تلاش بودیم تا این یادداشت ها منتشر شود اما هنوز با موافقت روبه رو نشده است.

سطوتی در این باره گفته است: «یادداشت‌ها اسناد تاریخی پنهان مانده ارزشمندی است که در آینده در اختیار مورخین قرار خواهد گرفت.»

 

در اولین دیدار مهر مشایی به دلم نشست، احمدی نژاد همان فاطمی است!
تعریف و تمجید های خانم پریوش از احمدی نژاد کمی از دایره اظهار نظرهای شخصی فراتر رفته است! این زن 75 ساله، تقریبا چیزی در ستایش دکتر کم نگذاشته است و جالب است شباهت پیام اخلاقی اولین برگ یادداشت های شهید فاطمی با ستایش، در این تک برگ از دستنوشته های دکتر فاطمی که سایت ریاست جمهوری ان را منتشر کرده است آمده: «بر روی ستایشگران خاک بریزید» در اینجا برخی مدح های پریوش از احمدی نژاد و مشایی را دوره می کنیم:

تنها تصویری که از دفترچه یادداشت ادعایی دکتر فاطمی منتشر شده است. علی رغم وعده احمدی نژاد در مورد چاپ دفترچه، پس از گذشت بیش از سه سال، هنوز مطالب آن حتی در حجم محدود منتشر نشده است. از سوی دیگر، انتساب این دفترچه به شهید دکتر فاطمی توسط هیچ کارشناسی تایید نشده. پریوش سطوتی در مصاحبه ای در پاسخ به خبرنگاری که از او پرسیده بود هیچ یادگاری از همسر سابقتان دارید یاخیر؟  گفته بود هیچ یادگاری از وی ندارد، با این حال ادعا می‌کند این دفترچه توسط یک پرستار به دست او رسیده و متعلق به دکتر فاطمی است. برای دیدن در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید.  


*بعد از این‌که دکتر محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهور شدند، احساس کردم که ایشان با آن رویه‌های مردمی که مورد قبول دکتر بود همخوانی دارند وبه همین دلیل تصمیم گرفتم که به همراه پسرم تنها بازمانده دکتر به ایران آمده و با رییس جمهور مردمی ایران ملاقات کنم.

* وقتی به ایران آمدیم اولین ملاقاتمان با آقای رحیم مشایی بود که ایشان را در آن زمان نمی شناختم و از همان روز مهر بزرگی از آقای مشایی در دل ما جای گرفت.

* قطعا در انتخابات آینده ریاست جمهوری(خرداد 88) شرکت می‌کنم و به احمدی نژاد رای می‌دهم.

*با آقای احمدی‌نژاد دیدار کردیم و آن دیدار نیز همه به گریه گذشت. در تمام دوران قبل و بعد از انقلاب تمام آقایان نهایت محبت و احترام را به دکتر فاطمی گذاشتند، ولی من احساس نزدیکی بیشتری با آقای احمدی‌نژاد می‌کنم و تنها موقعی که به ایران آمدم و خاطرات تلخی از آن ندارم این مقطع زمانی است.

*من تا آن‌جایی که از این دو نفر(محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی) شناخت دارم، آن‌ها تمام وقت خود را جهت خدمت به مردم قرارداده‌اند.

* من تا حالا رییس جمهوری به مانند دکتر احمدی نژاد و رییس دفتری به مانند آقای مشایی و اعضای هیات دولتی به مانند آنها ندیده‌ام که به تمام استان‌ها چندین بار سفر کنند و با مردم دیدار و در جهت حل مشکلات مردم تلاش و مشکلات را حل کنند و در واقع این یکی از کارهای آنهاست.

* در مورد آن همایش بعضا مطالب نادرستی گفته شد. در صورتی که آن همایش منفعت زیادی برای کشور داشت؛ افرادی به ایران آمدند که بعد از سال‌ها برای اولین باربه کشور می‌آمدند و وقتی به وطن خود رسیدند خاک آن را بوسیدند. اکنون عاشق اینجا هستند و مرتب می‌آیند و می‌روند و در کشور سرمایه‌گذاری کرده‌اند. آیا این خدمت بزرگی نبوده است؟ برای برگزاری این همایش آقای مشایی زحمت زیادی کشیدند و جای آن نبود که در مورد این همایش این‌همه تبلیغات منفی بشود و دروغ گفته شود.

*پروردگار یکتا یک نفر (احمدی نژاد) را برای رسیدگی به وضعیت مردم رسانده و این فرد در راهی که همسر من نتوانست دنبال کند،‌ قدم گذاشته و مسیر او را ادامه می‌دهد.

*پس از دیدار(با احمدی نژاد) ‌تحولی عمیق در زندگی من و فرزندم‌ ایجاد شد.

*افرادی که این مطالب(تخریب چهره ایران در مجامع بین المللی) را مطرح می‌کنند، درواقع فقط به دنبال منافع خود هستند. دولت در ایران درپی خدمت است و آبادانی و سازندگی میهن را برنامه‌های خود قرار داده است.

 جسد بی جان دکتر فاطمی، شهید راه استقلال میهن پس از اعدام توسط مزدوران محمدرضا پهلوی


* دکتر احمدی نژاد هم مانند دکتر فاطمی به خاطر عشق به وطن که ساعت چهار صبح به خانه می‌آمد و پنج و نیم صبح منزل را با پای سوخته و حال بد ترک می‌کرد، ‌تمام توان و اندیشه‌اش را برای سربلندی کشور‌ به کار گرفته است.

*زمانی که با دکتر احمدی نژاد دیدار کردم متوجه شدم که ایشان را خدا به مردم داده و همان سلوک دکتر فاطمی که همانا با مردم بودن و برای مردم زیستن بود را در ایشان دیدم. بنابراین علاقه ایشان در دل من افتاد چون اقدامات ایشان همان کارهایی است که فاطمی قصد انجام آن را داشت، اما ناتمام ماند.

*من با ایشان یک رابطه انسانی برقرار کردم چون ایشان همه ویژگی‌های مردان بزرگی مانند فاطمی را در خود دارند و همین مساله موجب وابستگی من شد به گونه‌ای که قرار بود من برای سه هفته در ایران بمانم اما تاکنون در ایران ماندگار شدم.

*ایشان نیز مانند دکتر فاطمی مزایایی دریافت نمی‌کند. من به یاد دارم که دکتر فاطمی هزینه بسیاری از جلسات وزارت امور خارجه و هزینه نهار و شام را از جیب خود تامین می‌کرد. البته من نمی‌توانم در مورد بقیه اظهارنظر کنم اما ایشان به من بسیار نزدیک هستند.

 شهید دکتر فاطمی در جلسه غیر علنی دادگاه که در آن به اعدام محکوم شد

* آقای مشایی را در دیدار با آقای احمدی نژاد برای بار اول دیدم و تحت تاثیر صمیمیت، وطن پرستی، ادب و متانت ایشان قرار گرفتم. من این خصوصیت را به مقدار بیشتری در آقای احمدی نژاد و مشایی دیدم.

*دکتر فاطمی،‌ روزنامه نگاری شجاع و سرسخت بود و رقیبی نداشت اما دکتر احمدی نژاد در این دوران باید با رقبای بسیار زیاد و سرسخت مبارزه کند. او دارای دشمنان زیادی است و با شهامتی وصف ناشدنی در مقابل آنان ایستاده است.

*من محبت از آقای احمدی نژاد و مشایی دیدم که من را مورد لطف قرار دادند و سراغی از من گرفتند در حالی که این افراد (اعضای جبهه ملی که دکتر فاطمی عضو آن بود) هرگز سراغی از من و پسرم نگرفتند.

 

اعلی حضرت همایونی قاتل همسرم!
همسر دکتر فاطمی که هنوز هم از محمدرضا پهلوی با عنوان «اعلی‌حضرت همایونی » یاد می کند، پس از اینکه از تاریخ اعدام شهید دکتر فاطمی تا زمان انقلاب به خرج رژیم پهلوی در لندن زندگی کرده است، حالا از سال 88 تاکنون به خرج دولت دهم در تهران زندگی میکند.

منیژه سطوتی (همسر تیمسار رحیمی) از لیدرهای جریان سلطنت طلب در لندن است. جریان وی در سال 84 مدعی شد که ابراهیم یزدی از چهره های سرشناس نهضت ازادی به دلیل سیلی خوردن از تیمسار رحیمی(همسرش) دست وی را قطع کرده است

او از کسی با لفظ «اعلی‌حضرت همایونی» یاد می کند که در پاسخ به کرمیت روزولت _ فرمانده کودتای 28 مرداد _  که از شاه در مورد سرنوشت مصدق و یارانش سوال کرده بود می گوید: «در این مورد زیاد فکر کرده ام. مصدق محاکمه می شود.(در این موقع لبهای شاه می لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت... ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد. ولی یک استثنا وجود دارد و آن، حسین فاطمی است. او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می کنند. فاطمی، بیش ازهمه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده ای‏ها را واداشت مجسمه های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.»


پریوش و خواهر وی، منیژه سطوتی (همسر تیمسار رحیمی، فرمانده نظامی تهران که از اعدام‌شدگان آغاز انقلاب بود) در لندن زندگی می‌کنند و منیژه سطوتی (رحیمی) به دلیل انتساب همسرش، از سلطنت‌طلبان در این شهر به شمار می‌رود.

نفر بالا سمت راست، تیمسار رحیمی پس از اعدام

جریان مشایی تاکنون ضمن حمایت از بیوه دکتر فاطمی، از مبارزان بزرگ علیه دیکتاتوری محمدرضا پهلوی که نقش موثری در ملی شدن صنعت نفت داشته است، تلاش کرده برای خود در بین ملی گرایان پایگاهی ایجاد کند.

طی این سه سال، اظهارات پریوش در مدح احمدی نژاد و بالاتر دانستن وی از دکتر فاطمی، ضربه هایی را بر پیکر ملیون وارد کرده است، ولی ایشان همواره در برابر این اظهارات ـ احتمالا به حرمت دکتر فاطمی ـ سکوت پیشه کرد. تمام اینها در حالیست که هنوز بازداشت پریوش سطوتی به طور رسمی اعلام نشده است.

دادستان تهران درباره بازداشت پریوش سطوتی، همسر دکتر فاطمی که گفته می شود ارتباط خوبی با دولت دارد، توضیحات مبهمی ارائه داد. این مقام قضایی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه عنوان شده همسر دکتر حسین فاطمی بازداشت شده است گفت: گزارش‌هایی در این زمینه رسیده است اما موضوع همچنان در دست بررسی قرار خواهد دارد.


سخنان مهم طائب درباره مشایی
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

مشایی عامل دشمن است و می خواهد با زمین زدن احمدی نژاد جامعه را به دست دشمن دهد.

  حجت الاسلام طائب با بیان اینکه مشایی ریاضت کشیده به مقام قدرت رسیده و احمدی نژاد را در دست گرفته است گفت: مشایی عامل دشمن است و می خواهد با زمین زدن احمدی نژاد جامعه را به دست دشمن دهد اما مقابل رهبر انقلاب قرار گرفت و این ستون محکم مانع فعالیت اوست.
 حجت الاسلام مهدی طائب استاد حوزه و دانشگاه در جمع طلاب و روحانیون شاهرود گفت: امام (ره) در ایران بصیرت ایجاد کرد انقلاب ما انقلاب بصیرت بود امام گفت ما این انقلاب و بصیرت را صادر می کنیم و بعد از سی سال در مصر «ارحل ارحل» ناشی از بصیرت بلند شد.
 وی افزود: احمدی نژاد نسبت به مشایی بی بصیرت است کسی که توانست شعیب بن صالح بسازد می تواند سید خراسانی را هم از سید خراسانی بودن بیندازد.
 

طائب با ذکر ویژگیهای شعیب بن صالح گفت: شعیب بن صالح باید عادل باشد آیا عادل شما عدالت را بلد است.

 وی افزود: خود را در مواضع تهمت قرار ندهید احمدی نژاد یک هفته در خانه ماند بدون هیچ توضیحی خود را در موضع تهمت قرار داد خوار کردن مسلمان جلوی کفار کار درستی نیست وقتی وزیر را در کشور غربی از وزارت بر می دارد.
 

این پژوهشگر مسائل دینی افزود: زیرمجموعه امام زمان باید عادل باشند و عدالت را بشناسند اما آیا شیعب بن صالح ساختگی این ویژگی ها را دارد.

 طائب گفت: فقدان بصیرت باعث می شود اگر مشایی به احمدی نژاد بگوید این فرد امام زمان نیست احمدی نژاد جلوی امام زمان هم می ایستد این فقدان بصیرت به فرد است.
 وی افزود: هر کسی ریاضت بکشد به مقام قدرت می رسد اگر برای خدا باشد هم به قدرت و هم به حکمت می رسد مثل خضر نبی اما مرتاض های هندی فقط به قدرت می رسند.
 طائب افزود: احمدی نژاد در مدیریت و اجرا قوی است هر جا مشایی خواست جان احمد نژاد را بگیرد مقام معظم رهبری ایستاد و او نتوانست.

آقای مشایی این یکی را توضیح بدهید
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، فساد اقتصادی

طی روزهای گذشته برخی منابع خبری از ارتباط احتمالاً کاری خانمی به نام "پ" با آقای مشایی پرده برداشتند . اما اکنون سایت شفاف در نظر دارد بدون هیچ گونه ایراد اتهامی از فردی که برخی وی را " زلال زلال " می دانند " که یک ذره غش در او نیست " پرسشی دارد و قطعاً با تعریفی که از مشایی می شود وی نباید از این پرسش خشمگین شود و قطعاً انتظار این است که پاسخ هم بدهد .

طی روزهای گذشته برخی منابع خبری از ارتباط احتمالاً کاری  خانمی به نام "پ" با آقای مشایی پرده برداشتند . اما اکنون سایت شفاف در نظر دارد بدون هیچ گونه ایراد اتهامی از فردی که برخی وی را " زلال زلال " می دانند " که یک ذره غش در او نیست " پرسشی دارد و قطعاً با تعریفی که از مشایی می شود وی نباید از این پرسش خشمگین شود و قطعاً انتظار این است که پاسخ هم بدهد .

 

چگونه می شود که پروژه بزرگی چون پروژه احداث ساختمان اجلاس سران غیر متعهدها در جزیره کیش که به گفته مدیرعامل منطقه آزاد کیش سرمایه ای بالغ بر 450 میلیارد تومان نیازمند است به شرکتی واگذار شده است که با سرمایه ای بالغ بر یک میلیون تومان ثبت شده است ؟

 

حتماً آقای مشایی می داند که شرکت " ف " که یکی از مدیران آن خانم " پ " هست در تاریخ 1/4/1389 شرکتی ثبت کرده است که میزان سرمایه آن بالغ بر یک میلیون بوده است .

 

همین شرکت چند روز بعد و بدون انجام تشریفات قانونی برای اخداث ساختمان اجلاس سران غیر متعهدها قراردادی به ارزش 400 میلیارد تومان با منطقه آزاد کیش منعقد می کند . برخی از رسانه ها همان زمان مدعی شدند که این قرارداد به دستور آقای مشایی بوده است و ایشان نیز مطابق معمول سکوت کرد .

 

حال پرسش این است که چگونه خانم " پ " و پدرش با اطمینان خاطر از آمریکا به ایران می آیند ، شرکت ثبت می کنند و ظرف چند روز چنین قرارداد بزرگی را منعقد می کنند ؟ آیا بدون لابی و مذاکرات قبلی چنین چیزی ممکن است ؟

 

بسیاری از پیمانکاران توانمند داخلی که اتفاقاً سرمایه ای بیش از شرکت " ف " دارند به خوبی می دانند که به دست آوردن چنین امتیازی به این راحتی و ظرف چند روز ممکن نیست .

 

شرکت " ف" در تاریخ 1/4/1389 در اداره ثبت شرکتها با این موضوع به ثبت رسیده است :

 

 

 موضوع شرکت: ارائه خدمات مشاوره، مهندسی، طراحی، نقشه‌برداری، مطالعات ژئوتکنیک و مطالعات ساخت و ساز، تاسیسات زیربنایی توسعه پایدار، راه و بنادر و فرودگاه ب) مدیریت قراردادها و مدیریت اجرا و ساخت پ) نظارت و ساخت و ساز اماکن مسکونی، اداری و تجاری، سیاحتی و ساخت بنادر، اسکله، فرودگاه و ساخت تاسیسات زیربنایی از جمله تالارها و هتلها و معماری، باغ‌سازی و مناظر و مرایا و غیره ث) طراحی داخلی و اجرا و امور گرافیکی س) طراحی و اجرای امور تاسیساتی مربوط به ساختمان از قبیل مکانیکی و برق ج) مطالعات و طراحی سامانه مدیریت هوشمند ساختمان (BMS) و انرژی‌های تجدیدپذیر (CCHP) و انرژیهای نو چ) خرید و فروش، واردات و صادرات و توزیع مصالح ساختمانی، ماشین‌آلات، تجهیزات و غیره د) خرید و فروش سهام سایر شرکتها و بطور کلی مشارکت و انعقاد قرارداد با اشخاص حقیقی و حقوقی داخلی و خارجی ر) شرکت در مناقصات و مزایدات ز) انجام کلیه امور خدماتی و رایانه‌ای و خدمات شبکه و IT ص) ترخیص کالا از گمرکات داخلی و خارجی ض) اخذ وام و تسهیلات از بانکها و موسسات مالی و اعتباری و گشایش اعتبارات اسنادی ط) بطور کلی انجام کلیه امور بازرگانی و خدماتی که به نحوی با موضوع شرکت مرتبط بوده و باعث سوددهی خواهد شد.

 

چند روز بعد یعنی در تاریخ 30/4/1389 مدیرعامل منطقه آزاد کیش در گفت و گو با خبرنگاران می گوید :


تفاهم نامه ساخت پروژه ساختمان سران اجلاس جنبش عدم تعهد که سال 2012 در این منطقه برگزار می شود با سرمایه ای معادل 400 میلیارد تومان منعقد شد.

محمد علی محبی مدیر عامل سازمان منطقه آزاد کیش در گفت و گو با خبرنگار بنا (
bena)، در خصوص آخرین وضعیت پروژه ساختمان سران اجلاس جنبش عدم تعهد که 2 سال دیگر در جزیره کیش برگزار خواهد شد؛ تصریح کرد: عملیات اجرایی این پروژه شروع شده است و حدود 85 تا 90 هزار متر مکعب زمین محل احداث این طرح خاک برداری شده است.

وی ادامه داد: تفاهم نامه ای به ارزش 400 میلیارد تومان با شرکت "ف" نهایی شده است که با تکمیل نقشه ها طی 30 تا 40 روزآینده اخبار تکمیلی این طرح ارایه می شود.


 اکنون پرسش از آقای مشایی این است که آیا این واقعیت دارد که به دستور وی این پروژه با ترک تشریفات قانونی به شرکت " ف" واگذار شده است ؟ دلیل اتخاذ این تصمیم چه بوده است و  چرا پروژه ای به این بزرگی به شرکتی که سرمایه اش تنها یک میلیون تومان است واگذار شده است و اگر غیر از این است و شرکت مذکور  موفق به جذب 400 میلیارد تومان سرمایه شده است ، آیا نامبرده به عنوان سرمایه گذار خارجی ارز وارد کشور کرده است و یا همینجا موفق به دریافت وام شده است ؟! از همه مهم تر چگونه چنین پروژه ای به شرکت چند روزه واگذار شده است ؟ آیا تشریفات قانونی انجام شده و شرکت های دیگری هم در مذاکرات حضور داشته اند و یا تصمیم از پیش گرفته شده بود و تنها کافی بود خانم "پ" و پدرش به ایران بیاید و شرکت ثبت کند ؟


انقلاب ایدئولوژیک در تیم مشایی
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی ، انجمن حجتیه

از جمله منابع مکملی که برای این طرح اعلام شده، کتاب گفتارهایی پیرامون امام زمان (عج) نوشته سید حسن افتخارزاده است. افتخارزاده عضو شورای ۵ نفره انجمن حجتیه است که در زمان شیخ محمود حلبی تربیت شد تا جایگزین وی شود اما به دلیل اینکه افتخارزاده صحبت های تندی در سخنرانی هایش علیه امام(ره) داشت انجمن وی را به عنوان ریاست انجمن مطرح نکرد.

نادر نعمتی : از رییس جمهوری تکذیب و از سخنگوی قوه قضاییه ، تایید. محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری از کسانی که به گفته وی فلسفه ولایت فقیه را تغییر داده‌اند، به شدت انتقاد کرد و در بخشی دیگر از سخنانش به کسانی که وی و اطرافیانش را متهم به توسل به اجنه و رمالان می‌کنند، گفت: «بحث‌های شنیده شده در خصوص رمال در دولت باعث انبساط خاطر شد. اگر بنا باشد رمال و جن‌گیر کارایی داشته باشند چرا آنان کاری برای خودشان نمی‌کنند.» ولی حالا سخنگوی قوه قضائیه در سومین نشست خبری خود در سال 90 عصر دوشنبه در جمع خبرنگاران در مورد افرادی که گفته می شود با عنوان رمال، پیشگو و جن‌گیر دستگیر شده اندگفت:‌ « این موضوع صحت دارد و دادستان با عنوان مدعی العموم وارد شده و پرونده در حال مراحل مقدماتی است ولی بحث طیف و گروه مطرح نیست. تنها جرمی وارد شده و وقتی جرم وارد می‌شود ما وارد می‌شویم.»

با این همه سخنان مشایی که این روزها در باره او حرف و حدیث بسیار است ، مجددا از طرف محرمانه ، یک سایت حامی دولت ، منتشر شده است. بنا به گزارش این سایت ، مشایی تاکید می کند که « جرات ندارید حرف دلتان را بزنید لذا به من می‌تازید؟ پشت سر هم جلسه گذاشتید و گفتید که با رییس جمهور نمی‌شود در افتاد چون از محبوبیت بالایی برخوردار است و از جنس مردم است و مردم رییس جمهور را نادیده نمی‌گیرند تا ما را انتخاب کنند. آن ها گفته‌اند چون نمی‌شود با رییس جمهور در افتاد ، اگر مشایی را بزنیم، خود به خود به رییس جمهور هم ضربه زده ایم.» از منظری دیگر مشایی معتقد است که « اگر احمدی نژاد از جریان اصولگرایی حذف شود چیزی در صحنه نمی‌ماند» چرا که «  احمدی نژاد پشتیبان رهبر عزیز در عرصه سیاست و مدیریت کشور است. » به عبارت دیگر ، به نحوی در سخنان مشایی این نظریه ( بخوانید توهم) مشاهده می شود که بقای نظام جمهوری اسلامی به بقای دولت کنونی گره خورده است. با این همه مشایی در سخنانش به این موضوع هیچ اشاره ای ندارد که آن چه باعث شده تا به دیدگاه او از سوی طیف های تند رو و میانه رو اصولگرا تاخته شود ، مسئله دوگانه سازی در تئوری و ایدئولوژی این گروه  است. به نحوی که آنان معتقدند در دوره صغر ظهور، تا جایی که امکان ارتباط با امام عصر ، امکانپذیر است ، دیگر چه نیازی به ولایت فقیه است. حمله به این تئوری  تا آن جایی پیش رفته است که محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری درمقام پاسخ برآمده و از کسانی که به گفته وی فلسفه ولایت فقیه را تغییر داده‌اند، به شدت انتقاد می کند، منتها پاسخ رییس جمهوری باز هم به اصولگرایانی است که با کنارگذاشتن مصلحی وزیر اطلاعات از این سمت مخالف بوده اند.  او ضمن دفاع از کلیت نظریه ولایت فقیه،‌ می گوید: «ولایت فقیه ادامه راه امام زمان(عچ) است و میراث عظیم و ارزشمندی است که طی صدها سال به ما رسیده است و این دولت با تمام وجود در این راستا و اعتلای ایران اسلامی خدمت خواهد کرد.» در ادامه  پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری متن سخنان رییس جمهوری را منعکس کرده، که می گوید: «باید این راه را پرصلابت‌تر از گذشته ادامه دهیم، و از این پس وزرا در کلامشان نیز باید از ولایت فقیه دفاع کنند زیرا این یک تکلیف است.» رییس جمهوری در ادامه به «عملکرد دو گروه» که  از ولایت فقیه دفاع می کنند حمله می کند: «گروه اول کسانی که فکر می‌کنند ولایت فقیه همچون ابزاری است که می‌توانند از آن در بگو مگوهای گروهی خود استفاده کنند و گروه دوم کسانی که نمی‌دانند چگونه باید از این پدیده زیبا دفاع کنند. چهره‌ای که امروز این گروه از ولایت فقیه ترسیم می‌کنند به شدت غیرواقعی و با فلسفه موضوع متفاوت است...وگروه دوم به‌جای اینکه به دنبال جذب حداکثری باشند، دائماً در حال دفع کردن هستند، در حالی که ولایت فقیه تماماً جاذبه است، الا کسانی که خود را از این دایره الهی خارج می‌کنند.»

با این همه رییس جمهوری اشاره ای به تدریس کتاب انجمن حجتیه به مدیران دولتی نمی کند که در آن محوریت حول و حوش نظریه امام زمان (عج) بدون تکیه بر نظریه ولایت فقیه است. همان نگرانی ای که  اصولگرایان  را این چنین آشفته خاطر کرده است. این نگرانی به منزله آن است که تجدید نظر در باره نظریه ولایت فقیه ، دوره پوست اندازی خود را دارد طی می کند به نحوی که دوران جدیدی غیر از آن چه در 30 سال گذشته در این کشور جریان داشته ، دارد ظهور می کند امری که می تواند به آن استحاله ایدئولوژیک یا انقلاب ایدئولوژیک نامید. شاید این نگرانی در پروژه های کلان دولت نیز تجلی ویژه داشته باشد. به گزارش سایت مشرق ، به دنبال تفاهم سه جانبه معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور و دو وزارتخانه کشور و ارشاد، مدیران دولتی موظف به حضور در کلاس هایی آموزشی و فرهنگی با عنوان «طرح سلمان» شدند. دستگاه های اجرایی موظفند این دوره ها را تا پایان سال ۱۳۹۰ به اجرا بگذارند. در بخشنامه ارسالی، «ارتقاء سطح بینش و مهارت مدیران کشور» یکی از ارکان مهم استرات‍ژی فرهنگی دولت توصیف شده و بر این اساس، عناوینی چون فرهنگ مهدویت مورد توجه قرار گرفته که در مجموع ۴۰ ساعت به طول می انجامد.

یکی از قابل توجه ترین این عناوین دوره آموزشی که الزام آور نیز هست ، دوره مربوط به فرهنگ مهدویت است که هدف کلی آن در بخشنامه ابلاغی به استان ها، «ارتقای دانش و تعمیق نگرش فراگیران در خصوص نقش و جایگاه مهدویت در بسترسازی برای حکومت جهانی» است.

به گزارش مشرق، از جمله منابع مکملی که برای این طرح اعلام شده، کتاب گفتارهایی پیرامون امام زمان (عج) نوشته سید حسن افتخارزاده است. افتخارزاده عضو شورای ۵ نفره انجمن حجتیه است که در زمان شیخ محمود حلبی تربیت شد تا جایگزین وی شود اما به دلیل اینکه افتخارزاده صحبت های تندی در سخنرانی هایش علیه امام(ره) داشت انجمن وی را به عنوان ریاست انجمن مطرح نکرد. افـتـخـارزاده در سال ۱۳۶۷ به دلیل اهانت به شهدا و برخى از مقدّسات دینى دستگیر شد.


آقای جوانفکر ! می دانید چرا به شما و طرفداران مشایی می گوییم جریان انحرافی ؟
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی اکبر جوانفکر ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

واقعاً مشخص نیست چرا یک جریانی که در دولت مسئولیت هم دارد دائم حرف های بی حساب و کتاب و بی سر و ته می زند ؟ مثلاً همین آقای جوانفکر می گوید ما نه اصلاح طلبیم نه اصولگرا . خیلی خب ، ما هم قبول می کنیم که شما هیچ کدام نیستید ، اما شما چه هستید ؟ حرف حسابتان چیست ؟ مرامتان چیست ؟ مگر دولت و قدرت دولت در اختیار شما نبوده ؟ می خواهید چه کاری انجام دهید که انجام نداده اید ؟ می خواهید چه حرف جدیدی بزنید که...

علی اکبر جوانفکر مشاور رسانه ای رئیس جمهور و مدیرعامل خبرگزاری رسمی دولت در جدیدترین یادداشتی که در وبلاگش منتشر کرده است بار دیگر صدور حکم حکومتی درباره ابقای وزیر اطلاعات از سوی رهبر انقلاب را رد کرده است و رسانه های مدعی صدور این حکم را بار دیگر به دروغگویی متهم کرده است .

این در حالی است که جوانفکر اساساً نامه رهبر انقلاب به آقای مصلحی را نیز مصداق حکم حکومتی نمی داند و از آن صرفا به عنوان نامه رهبر انقلاب به آقای مصلحی یاد می کند . اما پرسش اساسی از آقای جوانفکر به عنوان یک مقام دولتی در نظام جمهوری اسلامی ایران این است که وقتی رهبر انقلاب به وزیر اطلاعات نامه می نویسد و آقای مصلحی را به تداوم مقتدرانه فعالیت خود در وزارت اطلاعات امر می کنند ، یعنی چه ؟

مگر می شود رهبر انقلاب برای ابقای ویر اطلاعات حکم حکومتی صادر نکنند اما نامه ای به وزیر برکنار شده بنویسند و بگویند شما با اقتدار به فعالیت خود ادامه دهید . واقعاً معنای امر کردن رهبری به تداوم مقتدرانه فعالیت خود در وزارت اطلاعات یعنی چه ؟ آیا غیر از مفهوم حکم حکومتی از آن برداشت می شود ؟

نکته دیگری که آقای جوانفکر بارها بر آن تاکید کرده این است که تا پیش از نامه رهبر انقلاب به آقای مصلحی ، هیچ حکم حکومتی دیگری در کار نبوده است . این هم از آقای جوانفکر به عنوان یک مدعی فعالیت رسانه ای بعید است . مگر می شود رهبر انقلاب نظر خود را به رئیس جمهور نگوید اما چند روز بعد برای وزیر معزول نامه بنویسد که شما با اقتدار به فعالیت خودت ادامه بده ؟ کما اینکه خود رهبر معظم انقلاب نیز در سخنرانی مشهور خود در جمع مردم فارس بر این موضوع تاکید کرده اند که در ماجرای وزارت اطلاعات از مصلحتی بزرگ غفلت صورت گرفته بود و ایشان وارد شده اند .

آیا آقای جوانفکر این سخنان رهبر انقلاب را که بارها از شبکه های مختلف تلویزیونی منتشر شده و در خبرگزاری تحت نظر ایشان نیز منتشر شده است نشنیده و نخوانده است که هنوز هم اصرار می کند در ماجرای وزارت اطلاعات اساساً حکم حکومتی صادر نشده است ؟

واقعیت این است که به نظر می رسد آقای جوانفکر عمداً بر موضوعی اصرار می کند که هیچ منطقی در آن وجود ندارد . شاید آقای جوانفکر بگوید رهبر انقلاب در ماجرای وزارت اطلاعات در ابتدای کار نامه ای علنی به رئیس جمهور نداده اند . اما پرسش این است که مگر بناست همه آنچه در جلسات خصوصی سران نظام می گذرد علنی و رسانه ای شود ؟ شما که می دانید رهبر انقلاب نظرشان این بود که در ماجرای وزارت اطلاعات از یک مصلحت بزرگ غفلت شده است ، چرا کار را به جایی رساندید که ایشان نامه علنی و رسمی برای وزیر اطلاعات بنویسند که همین نوشتن نامه برای وزیر اطلاعات و مخاطب قرار دادن وی نیز خودش نکته ای است که آقای جوانفکر و دوستان دیگرش در دولت باید به آن با دقت بیشتر توجه کنند .

چرا باید با نظر رهبر انقلاب به گونه ای برخورد می شد که ایشان نامه علنی بنویسند ؟ مگر حکم حکومتی حتماً باید علنی و روی کاغذ باشد ؟ وقتی رهبر انقلاب می گویند این برکناری به صلاح نیست و آقای مصلحی بمانند این یعنی حکم حکومتی . ولایتمداری نیز یعنی اینکه مخاطب رهبر انقلاب بلافاصله به نظر رهبری تن دهد و عملاً اطلاعت کند . ولایتمداری این نیست که بگویند تا رهبری نامه رسمی ننویسند قبول نیست ، بعد هم که ایشان نامه رسمی نوشتند بگویند که این هم نامه ای برای وزیر اطلاعات بوده و لذا حکم حکومتی وجود ندارد .

آقای جوانفکر اگر آنقدری که برای آقای مشایی سینه سپر می کند و از ایمان خودش و آقای احمدی نژاد به مشایی می گوید ، کمی به مصالح نظام ، موقعیت کشور و منافع ملی توجه می کرد حتماً می دانست که حتی یک ساعت تاخیر در اجرای حکم رهبری و اخم و قهرهای بعد از آن به صلاح نبود و هزینه بسیاری را به مملکت تحمیل کرد .

البته این یادداشت ها واصرارهای پی در پی مدیرعامل خبرگزاری رسمی دولت نشان می دهد که اساساً مشکل تنها در این زمینه خاص نیست ، بلکه نوع نگاه و تحلیل این افراد مشکل دارد .

آقای جوانفکر همان کسی است که برای اسفندیار رحیم مشایی نامه می نویسد و در نامه اش به او تاکید می کند : " اگر متفاوت از آنها، گفتی و اندیشیدی ، «برما» می شوی و اینجاست که تو را نشان می کنند و همه فریادها را بر سر تو فرود می آورند. فرقی نمی کند که تو کی هستی ، هرکه می خواهی باش. حتی اگر در «این عمار» مولا، عین عمار باشی باز هم فرقی نمی کند. عین عمار که نه، حتی خود عمار باشی! بازهم نه حتی خود مولا باشی!

چه فرقی می کند که کیستی ، مهم آن است که به گونه ای دیگر و متفاوت از ما سخن می رانی، راه را آنگونه که ما می گوییم نمی روی، با اندیشه و بینش و تحلیل ما همساز نیستی، روی دست ما بلند می شوی، نوآوری می کنی، حرفهای تازه می زنی ، آدرس ایران را برای دورماندگان از وطن می فرستی، شورآفرینی می کنی، به عمق تاریخ ، علم و فرهنگ ، نقب می زنی تا راههای ناپیموده را به دیگران نشان دهی ، از هنر و زیبایی روایت می کنی، نه فقط به حفظ و تلاوت آیات الهی ، بلکه به تفسیر آنها می پردازی، وارد عرصه هایی می شوی که منحصر به عده ای خاص است  ... "

جوانفکری که تردید دارد مشایی عمار است یا خود مولا و برای مهندس اسفندیار رحیم مشایی فارغ التحصیل رشته مکانیک از دانشگاه صنعتی اصفهان حق تفسیر قرآن و آیات الهی قائل می شود و او را در حوزه فرهنگ ، هنر ، تفسیر آیات قرآن ، تاریخ ، باستان شناسی و کلا همه مسائل کارشناس خبره و صاحب نظر می داند و مدعی است که مشایی راه های ناپیموده را به دیگران نشان می دهد ، معلوم است که در ماجرای حکم حکومتی رهبر انقلاب دچار انحراف و اشکال در تحلیل می شود . چون او هنوز نمی داند مولا کیست و از ایمان خودش و احمدی نژاد به مشایی سخن می گوید .

جوانفکر در بخش دیگری از همان نامه اش می نویسد : " یکی هست که تو را خوب می شناسد ، نه فقط می شناسد بلکه به تو ایمان و علاقه دارد. او تو را مانند یک چشمه زلال و یک آیینه شفاف می داند و معتقد است که تو همانی هستی که نشان می دهی ، یک ذره غش در وجودت دیده نمی شود زلال زلال."

معلوم است که وقتی جوانفکر از ایمان به مشایی سخن می گوید دچار انحراف شده است . مگر مشایی کیست که اینقدر زلال زلال باشد و راه های ناپیموده را به دیگران نشان دهد ؟ چه کراماتی از ایشان دیده اند که هیچ کس ندیده است ؟ چرا یک آدم معمولی را در حد یک بت بالا می برید و انتقاد از او را بر نمی تابید ؟ بیایید از مشایی بیشتر بگویید تا ما هم بدانیم آن راه هایی که مشایی طی کرده ودیگران طی نکرده اند چیست و این حرف ها از کجا چشمه می گیرد ؟ توضیح دهید چرا مشایی حق اظهار نظر در هر اموری را دارد ، حتی اموری که هیچ تخصصی در آنها ندارد .

این همان دلیلی است که به بعضی ها گفته می شود جریان انحرافی . جریان انحرافی یعنی انحراف از اصول . یعنی قائل شدن حق ویژه برای یک آدم معمولی و مولا خواندن وی . یعنی یک مهندس را نه در رشته تحصیلی اش بلکه در زمینه تفسیر آیات الهی در حدی معرفی کردن که گویی همه صاحب نظران و علما و مفسران هیچ نمی دانند و این یک نفر چیزهای جدیدی کشف کرده است ! این یعنی انحراف و قائلان به این تفکر یعنی منحرف . اگر امثال جوانفکر می گفتند مشایی مهندس خوبی است و مثلا در رشته تخصصی اش می تواند فلان اقدام مثبت را انجام دهد که کمتر مهندسی توانایی آن را دارد کسی به آنها نمی گفت منحرف . اما آدمی که تحصیلات و سابقه اش روشن است چنین بالا بردن و از ایمان به او سخن گفتن یعنی انحراف . بی تعارف کسی که مشایی را تا این حد بالا می برد منحرف است .

ضمن اینکه بهتر است آقای جوانفکر که رسانه دولت را نیز در اختیار دارند کمی بیشتر درباره افکار مشایی سخن بگویند . تا الآن که هیچ کس متوجه نشده حرف حساب مشایی چیست و چه میخواهد بگوید ؟ یک سری واژه ها را به صورت به هم ریخته و غیر علمی سر هم می کند و در مجالس نامربوط درباره موضوعاتی که اساساً به او مربوط نیست سخنانی می گوید که فقط ویژگی اش جنجالی بودنش هست و بس . نه مبنای علمی دارد ، نه تخصصی است نه یک عالم و مفسر دینی حاضر است پای حرف های بی سر و تهش بنشیند . واقعاً به چه چیز معلومات مشایی می نازید ؟ آیا چیزی هست که ما خبر نداریم ؟ آیا حرف هایی در نهان می زند که که ما مردم بی خبریم ؟ این حرف ها چیست ؟ واقعاً حرف حساب این آدمی که اینقدر به او ایمان دارید و از زلال بودنش می گویید چیست ؟ میخواهد بگوید چه ؟

واقعاً مشخص نیست چرا یک جریانی که در دولت مسئولیت هم دارد دائم حرف های بی حساب و کتاب و بی سر و ته می زند ؟ مثلاً همین آقای جوانفکر می گوید ما نه اصلاح طلبیم نه اصولگرا . خیلی خب ، ما هم قبول می کنیم که شما هیچ کدام نیستید ، اما شما چه هستید ؟ حرف حسابتان چیست ؟ مرامتان چیست ؟ مگر دولت و قدرت دولت در اختیار شما نبوده ؟ می خواهید چه کاری انجام دهید که انجام نداده اید ؟ می خواهید چه حرف جدیدی بزنید که تا کنون نگفته اید ؟ چند سال است که همین حرف های تکراری را می گویید . مگر حرف ناگفته ای هم باقی مانده است ؟

یا وقتی می گویید مشایی زلال زلال است یعنی چه ؟ مگر مشایی اعتقادش چیست ؟ اگر منظور شما نشستن وی در آن مجلس رقص مشهور در ترکیه است که خیلی ها با این حساب زلال زلال اند ! اگر منظور شما قدم زدن در خیابان های واشنگتن با خانم هاست که باز هم خیلی ها زلال زلال اند ! اگر منظور شما این است که گفته با مردم اسرائیل دوست هستیم ، باز هم خیلی ها در دنیا هستند که با مردم حکومت اشغالی دوست هستند ، اینها که امتیاز خاصی برای مشایی حساب نمی شود . میلیاردها نفر در دنیا بی حجابند ، این که امتیاز محسوب نمی شود و در ایران اسلامی خریداری ندارد .

اگر هم منظور شما این ها نیست پس بیایید بگویید واقعاً شما که هستید و چه می گویید ؟ واقعاً به چه چیزهایی اعتقاد دارید و به چه چیزهایی اعتقاد ندارید ؟ حرف حسابتان چیست ؟ بعد از چند سال بازی با کلمات یک بار هم شده بگویید تا ببینیم اصلاً حرفی برای گفتن دارید یا خودتان فقط خودتان را زیادی تحویل می گیرید واینقدر تحویل گرفته اید که باورتان شده خبری هست ؟


8 سوال یک تاریخدان درباره مشایی
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: حجت الاسلام سیدحمید روحانی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی ، سیاسی


اگر ما پیرو اسلام راستین هستیم و پیرو آن اسلام هستیم که دنیا را آنگونه به حرکت درآورده و کاخ‌نشینان را به لرزه در آورده است، پس دیگر اسلام ایرانی چه معنایی دارد؟


یکسال پیش؛ مشایی: احمدی‌نژاد گفت تا یکسال دیگر اینها من را کافر خواهند خواند!
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سیاسی

مشائی سال گذشته در دیداری غیرخصوصی گفت: "آقای احمدی‌نژاد به من گفته است که تو چوب من را می‌خوری، من را نمی‌‌توانند بزنند به تو گیر می‌دهند" مشایی با پیش‌بینی اینکه "البته نوبت احمدی‌نژاد هم می‌رسد"، زمان تحقق این پیش‌بینی را یک سال و نیم دیگر دانست.

 سایت آرمان ایران نوشت: مشایی رییس دفتر رییس‌جمهوری اوایل تابستان سال گذشته با نقل قولی از احمدی‌نژاد به طرز عجیبی حوادث امسال را پیرامون خود و احمدی نژاد بدقت پیش‌بینی نموده بود!

به گزارش "آرمان ایران" اواخر تیرماه سال 1389 اسفندیار رحیم‌مشایی پس از برکناری‌اش با حکم رهبر انقلاب از سمت معاون اولی رییس‌جمهور در جمع عده‌ای سخنانی را بیان نموده بود که ضمن آنکه در رسانه‌های آن سال منتشر گردید بسیاری به دیده تمسخر و پیشگویی‌های جدید مشایی به آن نگاه کردند، او گفته بود سال آینده وی و احمدی‌نژاد کافر نامیده خواهند شد و کیهان نیز در این موضوع پیشقدم خواهد شد!

متن خبر "جهان‌نیوز" به تاریخ 28 تیرماه 1389 بدین شرح بود:

مشائی در دیداری غیرخصوصی با بیان اینکه عده‌ای تلاش می‌کنند به هر تقدیر مرا تخریب کنند، گفت: آقای احمدی‌نژاد به من گفته است که تو چوب من را می‌خوری، من را نمی‌توانند بزنند به تو گیر می‌دهند.

به گزارش جهان وی سپس پیش‌بینی کرد که البته نوبت احمدی‌نژاد هم می‌رسد و زمان تحقق این پیش‌بینی را یک سال و نیم دیگر دانست.

وی با بیان اینکه البته آقای احمدی‌نژاد هم می‌داند که نوبت خودش هم می‌رسد گفت: یک روز آقای احمدی‌نژاد به من گفت که تا یک سال دیگر من کافر می‌شوم.

مشائی در ادامه توضیح داد که البته منظور ایشان این بود که این‌ها مرا کافر خواهند خواند.

وی سپس تأکید کرد از تمام کسانی که علیه من مطلب خلاف نوشتند، شکایت می‌کنم تا مسائل روشن شود.

وی ادامه داد: از نظر آقای شریعتمداری من مسلمان هم نیستم. از نظر ایشان من جاسوس و منافق و عضو کودتای مخملی هستم.

برای خیلی از شما شریعتمداری مظهر حمایت از دولت است. اما ایشان اصلاً احمدی‌نژاد را قبول ندارد. من این موضوع را اثبات می‌کنم. یک سال دیگر خواهید دید این که ایشان نماینده رهبری هستند دلیل نمی‌شود که ما ایشان را نقد نکنیم. شما در خیابان به خیلی از کسانی که نسبت‌شان به رهبر انقلاب بیشتر از ایشان بوده است فحش دادید. این دلیل نمی‌شود که بخاطر این نسبت وی را نقد نکنیم. من این حرف‌ها را قبول ندارم.

رئیس دفتر رئیس‌جمهور سپس اظهار داشت: عزیزان من یک کلمه اصول‌گرائی کافی نیست. در میان اصول‌گرائی آن آدم گنده‌ای که همه شما می‌شناسیدش هم وجود داشت که احمدی‌نژاد در پیش از انتخابات دوره نهم نسبت به حضور او هشدار داد.


اسنادی جدید از رفتار غیر اخلاقی جن گیر مرتبط با جریان انحرافی
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  کلمات کلیدی: رمال ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی

هر چند سایت شفاف نیز منکر ظاهر فریبنده و مسلمان نمایی فرد مذکور نیست . اما عمل وی با اسلامی که ملت ایران می شناسند و از مسلمانان دنیا دیده اند تفاوت آشکاری دارد و شاید تا کنون هیچ کس حتی مدعیان...

طی روزهای گذشته و پس از انتشار مستندات و واقعیاتی از پشت پرده عملکردهای یک فرد رمال نزدیک به جریان انحرافی برخی چهره های اپوزیسیون با ایجاد تردید در این اسناد ، بر مسلمان بودن وی تاکید کردند و هر گونه اتهام دیگری درباره وی را کاملا رد کردند .

هر چند سایت شفاف نیز منکر ظاهر فریبنده و مسلمان نمایی فرد مذکور نیست . اما عمل وی با اسلامی که ملت ایران می شناسند و از مسلمانان دنیا دیده اند تفاوت آشکاری دارد و شاید تا کنون هیچ کس حتی مدعیان قرائت های مختلف از اسلام نیز چنین عملکردی را نتوانند تایید کنند .

قابل تاسف این است که چنین افرادی با برخی سیاستمداران ذی نفوذ مرتبط شده اند و روی افکار آنان تاثیر داشته اند و برخی از همان افکار از تریبون هایی که متعلق به بیت المال است مطرح شده و جنجال های زیادی را به پا کرده است .

سایت شفاف به عنوان نمونه ای از عملکرد این فرد رمال و جن گیر به ماجرای ازدواج وی اشاره می کند .

خانم رکسانا تحت تاثیر فریب کاری های "عباس غ " در حالیکه ازدواج کرده بود و دارای همسر بود ، تصمیم به ازدواج با " عباس غ " می گیرد .

این دختر بدون در نظر گرفتن تفاوت سنی حدودا سی ساله با " عباس غ " و اینکه خودش همسر دارد و شرعا مجاز به هیچگونه ارتباطی با وی نبوده با او ارتباط برقرار می کند و در اسفند ماه سال 80 منزلش را برغم نصیحت ها و اصرارهای فراوان پدر و مادر و خواهران و اقوام ترک می کند و به خانه " عباس غ " می رود !

وی همان زمان حاضر به مکتوب کردن خواسته اش می شود و به اتفاق اعضای خانواده اش صورت جلسه ای را امضاء می کند که متن آن به شرح ذیل است :

" ازدواج با آقای غ نظر و تصمیم خودم بوده و هیچگونه تحمیلی از طرف کسی به من نشده است . خودم قبول کرده ام و در حضور خواهران و برادرانم ...... و خانم ... و خانم .... اعلام می دارد که بنا به تقاضای خودم بوده این ازدواج و از این تاریخ حق هیچگونه چیزی اعم از مادی و معنوی را در خانواده آقای .... ندارم . این یادداشت در تاریخ 24/12/1380 ساعت 7:15 بعد از ظهر در ... نوشته شده و پس از امضاء این منزل را ترک می کنم و تمام مسئولیت  عواقب کار به عهده خودم می باشد و تمام وسایلم را برداشته و هیچ دلیل و بهانه ای برای بازگشت به این منزل ندارم و هرگز بر نمیگردم "



خانم رکسانا 24/12/1380 منزل را ترک کرده و به منزل " عباس غ " می رود اما در تاریخ 11/2/1381 حکم طلاق از همسر اصلی اش را دریافت می کند .


حالا  این سوال مطرح است کدام خداپرستی حاضر به ازدواج و زندگی به دختری جوان است که شوهر دارد و هنوز طلاق نگرفته است ؟! آیا جز این است که با شیادی می توان یک دختر جوان ، ساده لوح و متاهل را فریب داد ؟ جز این است که به دختر گفته است با زن شوهر دار نمی توان رابطه داشت اما من استثنا شده ام و می توانم ؟  آیا ...

متاسفانه واقعیات فراوانی درباره " عباس غ " وجود دارد که انشاالله به مرور منتشر خواهیم کرد و قضاوت را به عهده شما مخاطبان و مردم مسلمان و غیرتمند ایران می گذاریم .


مشایی ها؛ ماجرای آرش و اسفندیار
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، فساد اقتصادی

آرش کوشا، برادر زاده اسفندیار رحیم مشایی، (علت عدم تشابه نام فامیلی، تغییر نام است) است.

به گزارش جهان به نقل از  «الف»، از سوابق آرش در اسناد عمومی در دسترس تا قبل از دهه هشتاد خبری نیست. منابع محلی به الف می گویند که او قبلا در اداره منابع طبیعی و جنگلداری تهران کارهای ساده دفتری همانند کارهای مربوط به نشریه و... انجام می داده است. وی مدتی نیز بیکار بوده و در مغازه یکی از اقوام کار می کرده است.
با راه یابی اسفندیار رحیم مشایی به شرکت های مختلف وابسته شهرداری و پس از آن انتصاب به ریاست سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، راه برای ارتقای آرش باز می شود.
آرش رحیم مشایی (کوشا) به همراه اسفندیار در سال ۱۳۸۲ به سمت عضو هیات مدیره شرکت فرهنگسرای بهمن، وابسته به شهرداری، منصوب می شوند. اسفندیار در این زمان رییس هیات مدیره شرکت است. در سال ۸۳ و با گسترده شدن فعالیت های اسفندیار در شهرداری، او از فرهنگسرای بهمن می رود و آرش جای او را در ریاست هیات مدیره می گیرد.
آرش تا اندکی بعد از انتقال اسفندیار به سیستم میراث فرهنگی در دولت احمدی نژاد، در این شرکت (شرکت فرهنگسرای بهمن به شرکت توسعه عمران بهمن تغییر نام پیدا کرده بود) باقی می ماند، به گونه ای که به سمت نایب رییس شرکت عمران تجارت خاوران، از مجموعه شرکت های زیرمجموعه سازمان فرهنگی هنری شهرداری، نیز به نمایندگی از توسعه عمران بهمن منصوب می شود.
با آغاز دولت جدید، شرایط برای آرش مساعدتر می شود، مقصد: سایپا. به استناد صورتجلسه مجمع عمومی عادی به طور فوق‌العاده مورخ ۸۴.۱۰.۲۴ آقای آرش کوشا عضو هیئت مدیره امداد خوردو سایپا شده است.
اکنون اسفندیار در میراث فرهنگی مستقر شده و آوازه قدرت او در مجموعه دولت به تدریج در حال همه گیر شدن است. سال ۸۵ به نیمه رسیده که آرش به عنوان مشاور اسفندیار و دبیر کمیته ملی طبیعت گردی کشور در رسانه ها صحبت می کند.
اول مهر ۸۵، کوشا از تشکیل قریب الوقوع باشگاه طبعیت گردان خبر می دهد.
ده روز بعد، شرکت طبیعت گردان جوان میراث را تاسیس می کند:
«آگهی تاسیس شرکت طبیعت‌گردان جوان میراث پارس سهامی خاص
- موضوع شرکت: ایجاد سایت اینترنتی چند زبانه پویا در زمینه طبیعت گردی و اکوتورسیم ایران- اجرای پروژه‌های تخصصی در زمینه‌های مرتبط با اکوتوریسم و طبیعت گردی- برگزاری گشت‌های طبیعت گردی- حمایت و پشتیبانی از تشکل های غیر دولتی جوانان مرتبط با طبیعت گردی- ایجاد کانون‌های طبیعت‌گردی جوان استان‌ها در مراکز استان- دعوت از نخبگان و دانشمندان از سراسر جهان در برنامه‌های فوق به منظور انتقال تجربیات- شناسایی جوانان علاقمند در خصوص طبیعت گردی و اکوتورسیم و ایجاد بستر لازم جهت توسعه طبیعت گردی در بین جوانان- تولید و حمایت از انتشار کتاب در زمینه‌های طبیعت گردی و اکوتورسیم- برگزاری نمایشگاه‌ها، مسابقات و جشنواره‌های مرتبط با موضوع طبیعت گردی و اکوتورسیم
- اولین مدیران شرکت: آرش کوشا به سمت رئیس هیئت مدیره ... برای مدت دو سال انتخاب گردیدند.»
این شرکت به میراث فرهنگی وابسته بوده وپروژه های مشترک با میراث فرهنگی انجام خواهد داد.
شرکت تحت مدیریت کوشا زیر نظر معاونت گردشگری میراث فعالیت می کند. محمد شریف ملکزاده، معاون گردشگری میراث در مصاحبه های مختلف، از پروژه های مختلف شرکت تحت مدیریت آرش حمایت می کند.
اواخر ۸۵، عضویت آرش در هیات مدیره امداد خودرو، به مدت دوسال تمدید می شود.
از سال ۸۵ تا سال ۸۸ فعالیت های او در میراث فرهنگی تشدید می شود. اخبار متعددی که در رسانه ها منتشر شده است، از گسترش چتر فعالیت های کوشا در میراث فرهنگی حکایت می کند.
عضویت کوشا در هیات مدیره امداد خودرو در سال ۸۸ به مدت دو سال دیگر تمدید می شود. سال ۸۸ برای آرش، سال پرکاری است. آرش در این سال به شرکت ورزشی سایپا هم می رود و در آنجا ضمن انتصاب به عنوان عضو هیات مدیره، مدیر عامل می شود. آرش در این سال، رئیس هیئت‌مدیره شرکت فرهنگی ورزشی سایپا شمال نیز می شود.
در آن سال، رسانه ها نوشتند که یکی دیگر از اعضای خانواده مشایی به نام رضا رحیم مشایی نیز به عنوان مدیر اداری شرکت سرمایه گذاری سایپا منصویب شده و برادر آرش (کوروش) نیز به عنوان مدیر دفتر توسعه مدیریت سایپا منصوب گشته است.
(همزمان با انتصاب مشایی ها در سایپا در زمان مدیریت عاملی آقای پوستین دوز که به گفته رسانه ها از چهره های نزدیک به آقای مشایی است، سایپا در سال ۸۹ طی فرایندی عجیب و "بدون عکس العمل مقامات دولتی"، خودش خودش را می خرد. رسانه ها در آن سال نوشتند که جریانی خاص از این فرایند نفع خواهد برد. نام آقای پوستین دوز که مدیرعامل ساپیا در جریان "خودخریدی" سایپا - نمایی از فرایند - بوده است، به عنوان نامزد اصلی وزارت جدیدی که از ادغام وزارت بازرگانی و صنایع حاصل می شود، مطرح شده است.)
از سوی دیگر، منابع محلی به الف گفتند: رضا سماعی، پسرخاله آرش مشایی است. بنابر تحقیقات محلی و اطلاعات عمومی در دسترس، او قبلا در سیستم بانکی بوده اما در دولت جدید مدارج ترقی را طی کرده و به ریاست بانک بین المللی توسعه ونزوئلا (فعال در ایران و ونزئولا) رسیده است. صد درصد سهام این بانک به بانک توسعه صادرات ایران تعلق دارد. این بانک در کاراکاس فعالیت می کند.

***
گسترش چتر رانتی خانوادگی آقای مشایی محدود به این موارد نمی شود و ابعاد بیشتری از این سری اطلاعات در آینده در الف منتشر خواهد شد.
امیدواریم این موارد و موارد مشابهی همانند ماجرای خانه ایرانیان، سمگا، دخالت در ماجرای العقیلی و موارد تکان دهنده تری که در آینده منتشر خواهد، زنگ هشدار را برای آقای احمدی نژاد به صدا درآورده باشد تا از همراهی با جریان انحرافی (اقتصادی – عقیدتی) که همزمان با استفاده از رانت قدرت سیاسی، منافع اقتصادی خود را دنبال می کند و از سوی دیگر با عوامفریبی سیاسی در تلاش برای توسعه قدرت سیاسی خود است، دست بردارد.
***
الف آماده انتشار توضیحات آقای آرش مشایی (کوشا) در مورد اطلاعات منتشر شده و توضیح روند شایسته سالارانه ارتقاء وی در سیستم اداری است.


جزئیاتی منتشر نشده از فرقه گرایی جریان انحرافی/"حجتیه نوین" چیست؟
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، رمال ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

این پدیده ناشی از خیزش پنهان یک فرقه گرایی درمتن فضای سیاسی – اجتماعی کشور است.


داستان تاسف انگیز یک شهروند از انحرافات رمالی
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

داستان تاسف انگیز یک شهروند از انحرافات رمالی به نام "عباس غ" ، آقای "م" و خانم پانته آ ...

در سالیان قبل حدود سال 1374 من آقای "عباس غ " را از طریق فردی بنام غلامعلی [...]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم. یکسری دعا را با زعفران در کاسه چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و...

طی روزهای گذشته افشاگری سایت شفاف درباره ارتباط برخی رمالان با جریان انحرافی بازتاب گسترده ای در میان کسانی داشته است که پیشتر نیز برخی اطلاعات را در این زمینه داشته اند اما بنا به مصالحی سکوت پیشه کرده بودند . اما به نظر می رسد برخی شهروندان ایرانی با افشاگری های روزهای اخیر تصمیم به اطلاع رسانی درباره واقعیاتی که دیده اند گرفته اند .

در همین زمینه آقای یوسف خ از ایرانیان مقیم آلمان اطلاعات خود را درباره جریان انحرافی و برخی مرتبطان آنها برای سایت شفاف ارسال کرده است که بسیار تاسف برانگیز است . اینکه برغم هشدارهای شدیدالحن مراجع عظام تقلید ، دستگاه قضایی و هشدارهای نظام و مسئولان باز هم عده ای که تحصیل کرده هم هستند فریب تعدادی فریبکار را می خورند تاسف بار است .

اما آقای یوسف خ در نامه ای که برای سایت شفاف ارسال کرده ، نوشته است :


بسم الله النور

من یوسف خ هستم و چند سالی هست که در آلمان در یک پروژه ساختمان سازی انبوه مهندس ناظر هستم .

 

اطلاعات من البته بیشتر درباره  آقای "م" [لیدر جریان انحرافی است ] و خانم دیگری بنام پانته آ [...] .

در سالیان قبل حدود سال 1374 من آقای "عباس غ "  را از طریق فردی بنام غلامعلی [...]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم.  یکسری دعا را با زعفران در کاسه  چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و بعد گفت با این آب زمزم که در قوطی ای بود ، مخلوطش کن و در سه وعده بخور.  من انجام دادم و دست بر قضا گره از کارمان [احتمالا اتفاقی] باز شد .

 من هیچ وقت به این مسال اعتقاد نداشتم ولی خب راستش را بخواهید ته دلم کمی لرزید. گذشت و گذشت و من هر از گاهی که به تهران می آمدم - آنزمان من در معدن گل گهر کار میکردم ـ به ایشان هم سری می زدم و جالب اینکه هر بار هم یکجایی بود .یک بار در باغی در شهریار و یک بار در شهرری و چندباری هم در خیابان ایران .

هربار هم ایشان دعایی برایم مینوشت . آخرین بار که ایران بودم و می خواستم از ایشان خداحافظی کنم و به آلمان بیایم ایشان را در منزل [...]  در خیابان سبلان دیدم . گفت فلانی بیا می خواهم تو را به یکی از خواص معرفی کنم که آقای دکتر[...] بودند .ایشان دو سال بعد [...] شدند و من تا آنروز ایشان را اصلا نمی شناختم.  رفتیم در حیاط خلوت همان منزل که دکتر با چند نفری نشسته بود و ظرف اناری هم بود.  آقای " عباس غ "  که همه آقا صدایش می کردند من را معرفی کرد و نشستیم.  آقاـ عباس غ ـ  اناری را برداشت ونصف کرد و نصفش را در کیسه  ای گذاشت و نصفش را به دکتر [...] داد و گفت این را خودت بخور و این راهم به سید بده . من البته نفهمیدم منظورش از سید کیست ؟ رو به من کرد و گفت : فلانی این انارها  را مولایمان فرستاده  است . خب من هم تحت تاثیر قرار گرفتم و اشکم جاری شد و خلاصه نصف اناری هم خوردم و دعا کردم کار آلمانم درست شود که آقاـ عباس غ ـ  گفت شک نکن همه مشکلاتت حل می شود و البته بطور معجزه آمیزی هم حل شد 

همه اینها باعث شد تا من ایمانم به آقای "عباس غ" بیشتر شود .

تا  اینکه سال پیش من برای شرکت در مناقصه ساختمان اجلاس در کیش به تهران آمدم و فرمهارا گرفتم و همان روز هم برای اینکه مشکلم این بار هم حل شود ! گشتم و خلاصه آقا را پیدا کردم!   در محله دیلمان در شهر ری در یک باغچه مانندی ایشان را دیدم و گفتم:  آقا ! این فرمها را تبرک کنید که برنده شوم .ایشان گفت چیست؟ گفتم فلان است و گفت حل شد کارت!

 همان لحظه پرسیدم چرا؟  گفت:  الان می بینی تو از خواصی ! خلاصه کمی که نشستم دیدم آقای "م" از اتاقی آمدند بیرون با دشداشه ای سفید و بلند . "عباس غ" با ایشان حرف زد و ایشان آمد نشست کنار من و حرف زدیم و خلاصه گفت فردا بیا به  آدرسی واقع در شمال تهران کنار مدرسه و سفارت ایتالیا . آپارتمانی بود و رفتیم و نشستیم. ایشان گفت کارتان انجام می شود ، اما باید سهم امام(ع) را هم بدهید! که پرسدم چقدر؟  گفت پانصد هزار یورو ! که البته برای من بسیار بالا بود ولی من نگفتم نه و گفتم چشم باید از آلمان بیاورم . همان روز آنجا خانمی را دیدم بی حجاب و با وضعیت آنچنانی که اسمش بود پانته آ [...] که آمد و حرف زد و معلوم شد که ایشان و پدرشان  و شرکتشان همه کاره این پروژه هستند ! 

من برای زیارت امام رضا (ع) عازم مشهد بودم  و گفتم چشم، حتما بروم مشهد و بیایم ،  ببینیم چه می شود که آقای "م" گفت رازش را نمی دانم ولی تو داری خاص میشوی ،چون ماهم با آقاـ عباس غ ـ  فردا عازم مشهدیم .

واقعا من سردم شده بود و مانده بودم چه بگویم ؟ خلاصه دو روز بعد در صحن انقلاب آقاـ عباس غ ـ و " م " و خانم پانته آ نشستند و گفتند پول را سریع باید بدهی چون برای سربازان مولا میخواهیم غذا بفرستیم ! من شل شده بودم که بدهم یا ندهم ؟

 شب قرارمان شد در احمد آباد. وقتی رفتم در حیاط آن خانه بزرگ نشسته بودم و " عباس غ " و تعداد زیادی هم دورش بودند تا اینکه خلوت که شد رفتیم داخل خانه . بعد از ساعاتی من بودم و آقای " م" و خانم پانته آ و " عباس غ " و دو سه نفر دیگر خلاصه من وعده کردم که تا ماه آینده پول را جور کنم .

به تهران آمدم و چند روز بعدش هم به دفتر معماری خانم پانته آ رفتم و درباره کار و مسائل اینگونه صحبت کردم .  برگشتم آلمان نتوانستم پول را جور کنم و البته کمی هم تردید داشتم . تا اینکه آقای "م" به برلین آمده بود و رفتم دیدم خانم پانته آ هم هست .   اول در کنفرانسی در هتل بودیم و بعد هم در رستورانی در غرب برلین پستدام دعوت شدم که چند نفری بیشتر نبودیم.  سر میز  نشسته بودیم و خانم پانته آ هم بی حجاب بود . به نظرم می رسد که رفتارشان هم کمی سرخوش بود که فکر کنم  چیزی نوشیده بودند و ... من حقیقتا ترسیدم و گفتم چه بسا اتفاقی بیفتد و درد سر بشود .  همان شب بعد از اینکه ایشان را تا هتل مشایعت کردم ، ارتباطم را کاملاً قطع کردم .

  برای کنفرانس ایرانیان خارج از کشور هم برایم دعوتنامه فرستاده بودند که البته بدلیل کار نتوانستم بیایم و دیگر ارتباطی نداشتم تا اینکه چند روز پیش اخباری را شنیدم  درباره "عباس غ" که به او می گفتند آقا !

  این اطلاعات من بود درباره این آقا و دوستانش چون آقای " م " و خانم پانته آ ...

 امیدوارم راهگشا باشد .


جادوگر دستگیر شده با چه کسی در دولت ارتباط داشت؟
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

وی ضمن اعتراف ارتباط با برخی از مسئولین دولتی که مسئولیت جریان انحرافی را برعهده دارند به برخی از فعالیتهای خود برای این جریان پرده برمی دارد.در همین حال این جریان انحرافی با فشار به مسئولین این نهاد امنیتی و معرفی او به عنوان کسانی که مانع از فعالیت دولت در عرصه های مختلف می شود! و از رئیس جمهور می خواهند که ...

کیهان در گزارشی به برخی از تخلفات حلقه حامیان رئیس جمهور پرداخت.در بخشی از این گزارش آمده است.

*فعالیت گسترده و مشکوک چهار گروه «فرقه های رمالی، عرفانی، رسانه ای و رانتخوار» در حاشیه جریان انحرافی متصل به مسئولین ارشد دولت باعث ایجاد گمانه ها و اظهارنظرهایی شده است.

*این سه جریان که به موازات هم نقش زیادی در حذف نیروهای انقلابی، درگیری بین قوا و رواج عقاید انحرافی و شبه ناک داشته توانسته است با رانت دولتی برخی از مناصب حکومتی را به نفع خود مصادره کند.

*چندی پیش نیروهای اطلاعاتی نسبت به مراودات یک جریان خاص انحرافی در دولت با برخی از رمالان و جن گیرها مطلع می شوند و یکی از این افراد به نام «عباس.غ» را دستگیر می نمایند. وی ضمن اعتراف ارتباط با برخی از مسئولین دولتی که مسئولیت جریان انحرافی را برعهده دارند به برخی از فعالیتهای خود برای این جریان پرده برمی دارد.در همین حال این جریان انحرافی با فشار به مسئولین این نهاد امنیتی و معرفی او به عنوان کسانی که مانع از فعالیت دولت در عرصه های مختلف می شود! و از رئیس جمهور می خواهند که شخصا مساله را پیگیری و خواهان آزادی عباس.غ شوند.اما این نهاد امنیتی بدون توجه به فشارها و بدگویی های سیاسی عملیات شناسایی اعضای شبکه جریان انحرافی و مرتبطین با آنها را آغاز کرده است و کلیه فعالیتهای آشکار و پنهان این جریان را تحت رصد قرار می دهد.

*نگاهی به برخی اظهارات چهره های جریان انحرافی نشانگر غوطه ور بودن آنها در یک فرقه خاص است. در این زمینه یکی از چهره های برجسته این جریان در برخی از مناسبات سیاسی از توان شیطانی و غیرشرعی این افراد استفاده کرده و برنامه ها، تصمیمات و راهبردهای اساسی خود را براساس توصیه های غیرشرعی آنان تنظیم می کردند.

* همچنین گروهی که تحت عناوین دروغین عرفان و نزدیکی به امام زمان(عج) تحت حمایت جریان انحرافی بودند شناسایی و دستگیر شدند. یکی از سرکردگان این جریان انحرافی «علی. ی» است که دارای ارتباطات پنهان فامیلی، قومی و رانت جویانه با برخی از مسئولین جریان انحرافی است، این فرد که به عنوان ایدئولوگ این فرقه فعال بوده انتصاب اخیر یکی از افراد در پست های دولتی را زمینه ساز تشکیل دولت انتظار ارزیابی کرده است.

* این جریان انحرافی همچنین از یک پشتوانه رسانه ای قدرتمند که به شخص اول این جریان متصل بوده است بهره مند است.این جریان رسانه ای با عضوگیری و شناسایی نیروهای توانمند در عرصه اطلاع رسانی اقدام به ارسال اخبار و اطلاعات با تکنیک های متعدد رسانه ای کرده اند.تیم رسانه ای آقای «میم» به گونه ای است که حتی فعالیت سایت های مختلف علیه «میم» را نیز مغتنم شمرده و به نفع وی ارزیابی می نمایند و معتقد هستند که این مسائل منجر به افزایش محبوبیت وی می شود و انجام این اقدامات تخریبی و یا پخش مطالبی مبنی بر شرکت وی در مجالس و جلسات غیرمتعارف باعث ایجاد محبوبیت وی نزد گروهها و اقشار مختلف اجتماع خواهد گردید.

* چهارمین گروهی که درجریان انحراف فعالیت می کند؛ رانتخواری یا فعالیت های اقتصادی غیر قانونی است، فعالیتهای مفسدانه این گروه اگرچه از مدتها قبل در دستور کار قوه قضائیه بوده است اما فشارها و اعلام نفوذها مانع از اعمال مجازات و یا رسانه ای شدن آن شده است.علاوه بر موارد فوق سایت «الف» وابسته به احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در گزارشی به افشای «رانتخواری بزرگ در شرکت خصوصی متصل به حلقه قدرت- ثروت» پرداخت و نوشت: شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران مشهور به سمگا با سرمایه 20 میلیارد تومان به ثبت رسیده و تأسیس شده است، ظرف مدت کوتاهی توانسته 6 شرکت اقماری بزرگ تأسیس کند. یکی از شرکت های مولود سمگا، بانک جدیدالتأسیس «گردشگری» است که در بدو تولد، سرمایه آن از 200 میلیارد به 600 میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است.

*اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی جزو اولین سهامداران شرکت سمگا بوده اند و مدیرعامل این شرکت، مهدی جهانگیری، معاون سابق مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است. جهانگیری همان کسی است که در سال 87 پس از ماجرای مشهور حمل قرآن با موسیقی و دف، تحت فشار علما و اقشار متدین ناچار به استعفا شد.جهانگیری پس از استعفا از معاونت سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی، شرکت خصوصی سمگا را تأسیس کرد و با حمایت ویژه دولت، همکاری مالی حداقل 10 بانک، مؤسسه مالی و شرکت سرمایه گذاری را جلب کرده است. این شرکت ابتدا قرار بود با عنوان «صندوق سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری» فعالیت کند، اما بعداً به نام «شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری- سمگا» تغییر نام داد.اسفندیار رحیم مشایی، حمید بقایی (رئیس و معاون وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری) و مهدی جهانگیری (معاون مستعفی مشایی) در مراسم آغاز پذیره نویسی شرکت خصوصی سمگا، 19 اردیبهشت 1388 شرکت کرده و سهامدار آن می شوند. همان روز 50 درصد و طی 4 روز بعد، 100 درصد سهام عرضه شده شرکت سمگا توسط بانکها، مؤسسات سرمایه گذاری و فردا مطلع، خریداری شد و پذیره نویسی سمگا قبل از موعد پیش بینی شده به پایان رسید.


افشای جزئیاتی دیگر از هویت مدعی تسلط به علوم غریبه
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

افشای جزئیاتی دیگر از هویت مدعی تسلط به علوم غریبه که به جریان انحرافی نزدیک بود + متن دستخط

وصی وی مدعی است که "ع ـ غ " بعد از مدتی با آقای "ر" که هم اکنون از مقامات جریان انحرافی است آشنا می شود و بعدا از طریق وی با برخی دیگر از مقامات مشهور جریان انحرافی آشنای می شود . به ادعای وصی وی ، این مقامات جریان انحرافی گاهی به صورت هفتگی به منزل وی رفت و آمد می کردند و برخی از سخنان جنجالی آنان نیز ناشی از ...

شفاف : همانگونه که پیشتر وعده داده بودیم در نظر داریم در اولین قسمت از گزارش خود را درباره فردی به نام " ع ـ غ"  که توانسته بود طی سال های گذشته به برخی مقامات متصل به جریان انحرافی نزدیک شود منتشر کنیم . هر چند داستانی که درباره این فرد مطرح شده در ابتدا ممکن است کمی شگفت انگیز به نظر برسد . اما خبرنگاران شفاف نیز از طریق مصاحبه با چندین نفر از افرادی که از اقدامات وی آگاهی داشته اند به این اطمینان رسیدند که با یک پدیده عجیب مواجه شده اند . البته بسیاری نیز به ما گفتند چنین افراد رمالی در همه جای دنیا وجود دارند و برخی واقعا شیطان صفت هستند و با اجنه در ارتباطند و برای اقدامات خلاف از آنان بهره می گیرند . اما نکته تاسف بار این بود که چنین فردی بتواند با ظاهری متفاوت از باطنش به برخی مسئولین دسترسی پیدا کرده و با آنها ارتباط مستمر داشته باشد . از جمله ارتباطات مستمر وی با آقایان " ر" ، " م " و " ب " از مقامات جریان انحرافی بوده است.
 
داستان از زمانی آغاز می شود که "ع ـ غ " که علاوه بر آشنایی بر فن حجامت به رمالی نیز آشنایی داشته در حدود بیست سال پیش به اهواز می رود تا مشکلی از یک نفر را به اصطلاح خود حل کند . اما 6 ماه در آنجا می ماند کاری از پیش نمی برد تا اینکه متوجه می شود فرد رمال دیگری که چیره دست تر از اوست در مقابلش قرار دارد . او با رمال مقابل قرار ملاقات می گذارد و در این دیدار متوجه شیطان پرستی وی می شود .

در همان جلسه چون به شدت شیفته مشهور شدن و انجام دادن کارهای عجیب بوده است تصمیم میگیرد خود نیز به آیین شیطان پرستی در آید و اهانت های بی شماری به مقدسات اسلامی می کند تا به مرور از مسلمان بودن به وادی ارتداد و کفر و شیطان پرستی وارد شود .

 اما چند سال بعد وصی وی متوجه رفتارهای واقعی او می شود و به او هشدار می دهد که بعد از سال ها زندگی و دوستی با او متوجه همه واقعیات شده و تصمیم دارد به دوستان نزدیکشان این موضوع را اطلاع دهد . "ع ـ غ " نیز در اقدامی که فرار به جلو و پیش دستی محسوب می شده خودش دست به کار می شود و متنی را می نویسد و برای دوستان نزدیکش می فرستد . بعد از آن ماجرا برخی از آن دوستان به صورت کامل با وی قطع ارتباط می کنند اما به خاطر برخی توانایی هایی که به واسطه رمالی و شیطان صفتی این فرد در او سراغ داشته اند دچار ترس و اضطراب می شوند و حاضر نمی شوند جایی از واقعیات سخن بگویند .

کما اینکه هم اکنون و پس از بازداشت نامبرده و افشای برخی مفاسدش نیز برخی سایت های نزدیک به جریان انحرافی با انتشار شایعاتی چون سکته بازجوی " ع ـ غ " سعی در ایجاد ترس و وحشت در برخی آسیب دیدگان کرده اند و هنوز هم برخی از افرادی که با ماهیت وی آشنایی دارند به صراحت می گویند ما از عواقب سخن گفتن درباره وی می ترسیم و حاضر نیستیم حرفی بزنیم .

اما وصی سابق " ع ـ غ " که به کشوری دیگر رفته است حاضر به افشاگری علیه وی می شود و برخی از مستندات و دست خط وی را در اختیار سایت شفاف قرار می دهد. او همچنین اصرار دارد که بازجویان وی حتما موقع بازجویی قرآن پخش کنند تا این فرد شیطان صفت خلع سلاح شود .

 اما نامبرده در 16 فروردین ماه سال 1381 در نامه ای به چهار تن از دوستان نزدیکش هویت واقعی خود را اینگونه معرفی کرده است ( همان نامه ای که سال ها دوستانش به واسطه ترس از عواقبش حاضر به افشای آن نبوده و بعضا هنوز نیز نیستند ) :

" به نام همه پلیدی ها که شناخته و تجربه کرده ام

تصویر مربوط به اینجانب صاحب دستخط این ورقه معرفی نامه " ع ـ غ " فرزند علی به شماره شناسنامه بیست و سه صادره از شمیران متولد 1332 ساکن رستم آباد اختیاریه از شصت سال پیش تا کنون که در کوچه .... پلاک ... می باشد . پدرم از باج خورهای قلعه سی متری و مجهول النسب فاقد اصالت و شناشایی پدر و مادر خود بوده که بنا به اقتضاء موقعیت باج خوری بعد به استخدام پاسبانی و ادامه فعالیت های خلاف زندگی فاسدی را با انتخاب مادرم که یکی از فواحش قلعه بدنام بوده و حتی فرزندان خود را از همبستری با مردان محله به دنیا آورده طوری که حرامزاده های موسوم به خواهرانم در اثر فقر اشتغال به فحشاء داشته و برادرهای آنان هم از طریق سرقت و کلاهبرداری امرار معاش و خودم هم به همین طریق بوده ایم . تا با سقوط رژیم پهلوی و اجبار فرهنگی مادر و خواهرهایم در حجاب رفته و خانه نشین شدند و ما هم منافقانه تظاهر به دین داری نمودیم ... "

وصی وی مدعی است که "ع ـ غ " بعد از مدتی با آقای "ر" که هم اکنون از مقامات جریان انحرافی است آشنا می شود و بعدا از طریق وی با برخی دیگر از مقامات مشهور جریان انحرافی آشنای می شود .

به ادعای وصی وی ، این مقامات جریان انحرافی گاهی به صورت هفتگی به منزل وی رفت و آمد می کردند و برخی از سخنان جنجالی آنان نیز ناشی از القائات خاص وی می باشد .
اینکه چگونه فردی شیطان صفت توانسته خود را به برخی مقامات نزدیک کند شاید کار چندان دشورای نباشد . چرا که گفته می شود نامبرده برغم باطن شیطان صفتش ظاهری کاملا متفاوت دارد و مدعی است که حافظ کل قرآن و نهج البلاغه نیز می باشد و در برخی محافل به تفسیر آیات قرآن نیز می پرداخته است . اما آنچه مسلم است تمام این رفتارها در واقع برای نزدیک شدن به مومنین و ضربه زدن به دین خدا از طریق انحرافات آنان بوده است . کما اینکه نامبرده دچار مفاسد متعدد اخلاقی نیز می باشد و در نزد دوست بسیار نزدیکش که اکنون وصی نیز هست ، از سخیف ترین ادبیات جنسی استفاده می کرده است .  

همچنین یکی از دوستان دیگر وی که نخواست نامش فاش شود نیز به طور خلاصه  گفت:وی یک فالگیر و رمال است که  ادعا می کند با اجنه در تماس است و مردم برای پیدا کردن اشیا گم شده و یا خبر گرفتن از آینده به وی مراجعه می کنند و حلقه انحرافی نیز با وی در تماس است و از پیشگویی های وی بهره می برد.

وی همچنین درباره شایعه یهودی بودن ع.غ گفت:به نظر می رسد وی مسلمان است اما به یهود گرایش دارد و ستاره داوود به گردن می اندازد .

سایت شفاف به زودی ابعاد مختلفی از زندگی این رمال شیطان صفت را که در ارتباط نزدیک به جریان انحرافی بوده است ، منتشر خواهد کرد . از جمله اسنادی که نشانه فساد اخلاقی مردی است که با ظاهری متدین توانسته بسیاری از زنان و دختران را اغفال کند و ...



مخاطبانی که اطلاعاتی از نامبرده دارند می توانند از طریق ارسال نظرات شماره تماس و آدرس ایمیل خود را ارسال کنند . این شماره تماس و ایمیل نزد دست اندرکاران سایت شفاف محفوظ می ماند و ما بدون نام بردن از شما اطلاعات را منتشر می کنیم .

لازم به ذکر است در برخی سایت ها به اشتباه عکس فرد دیگری را به جای عکس واقعی وی منتشر کرده اند که باید تاکید کرد عکس واقعی وی همین عکسی است که در شفاف منتشر شده است .


شخصیت واقعی رمال و جن گیری که با جریان انحرافی ارتباط داشت
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

طبیعتا تاثیر گذاری روی افراد متفاوت است . گاهی تاثیر بر روی یک زن برای وارد شدن به حریم زندگی وی و برقراری ارتباط نامشروع و گاهی هم تلاش برای تاثیر گذاری روی فردی که ممکن است طالب مقام و ثروت باشد .

شفاف :سایت شفاف تا ساعتی دیگر از روز چهارشنبه بخش اول از گزارش مستند خود را درباره شخصیت فرد رمال و جن گیری که با یک عضو شاخص جریان انحرافی ارتباط داشته است ، منتشر می کند .

 بی تردید در همه کشورها گروه ها و اشخاص منحرفی وجود دارند که شاید مهم ترین هدف آنها ضربه زدن به اصل دین ، اخلاق و از همه مهم تر ایستادن در برابر اوامر الهی باشد .

در کشور ما نیز هستند افراد رمال و شیطان صفتی که تلاش می کنند از طریق برخی رفتارهای خاص خود روی کسانی که مهم هستند تاثیر بگذارند .

طبیعتا تاثیر گذاری روی افراد متفاوت است . گاهی تاثیر بر روی یک زن برای وارد شدن به حریم زندگی وی و برقراری ارتباط نامشروع و گاهی هم تلاش برای تاثیر گذاری روی فردی که ممکن است طالب مقام و ثروت باشد .

سایت شفاف طی روزهای گذشته اطلاعاتی مردمی به دست آورده است از فردی شیطان صفت که تلاش زیادی برای نزدیکی به یک جریان طالب قدرت و ثروت کرده و القائاتی داشته که هر چند این القائات ظاهری دینی داشته اما هدف اصلی این القائات شیطان صفتانه ، ایستادگی در برابر اوامر الهی و تضعیف و تخریب دین بوده است .

به زودی اطلاعات خود را درباره اقدامات این فرد و ارتباطات وی و چگونگی نفوذ وی به برخی حلقه های انحرافی قدرت منتشر می کنیم . اطلاعاتی تاسف آور و عجیب از شخصیت واقعی یک رمال که ...


عکس منتشر نشده از مشائی با خانم روس !
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، سیاسی ، عکس

یک فرد مسئله دار که فعالیت های زیر زمینی گسترده ای را با حمایت شخص اول جریان انحرافی آغاز کرده است، تحت تعقیب قرار گرفت.


به گزارش جهان، مشائی ضمن توجه ویژه به عرصه فعالیت های فرهنگی و ارتباط گیری و هم نظر نمودن و جذب افراد مختلف و حتی مخالفین خود اقدام به راه اندازی تیم فرهنگی و رسانه ای با محوریت و مدیریت حسین .نون نموده و این شخص نیز با تشکیل تیم مورد نظر و با بهره گیری از توانمندی افراد دیگری، گروههای مختلفی را ایجاد و فعال کرده و با اخذ امکانات مورد نیاز از جمله خودرو و ساختمان در میدان ونک خیابان ونک و همچنین هزینه های مختلف در قالب حقوق افراد فعال و سایر هزینه ها از محل بودجه دولتی ساختمان چند طبقه را در اختیار گرفته و همچنین دفاتری را در خیابان سهروردی و در میدان فردوسی راه اندازی و اقدام به انجام فعالیت های مختلف در راستای مطرح نمودن مشائی نموده است.


(این عکس متعلق به یکی از سفرهای مشائی به بلاروس می باشد.)
حسین .نون در این رابطه به صورت مستمر و هفتگی جلساتی را برای هماهنگی و اخذ خطوط کاری با آقای مشائی برگزار کرده و در راستای شناسائی و جذب افراد مستعد و توانمند در زمینه فعالیت های فرهنگی و تبلیغاتی (ظاهرا به نفع دولت و در واقع برای آقای اسفندیار میم) فعال می باشد که یکی از این اقدامات دعوت از افراد صاحب نفوذ در بین اقشار مختلف و دارای موقعیت اجتماعی برای شرکت در جلسات هفتگی آقای مشائی است که در ساختمان کوثر ریاست جمهوری برگزار می شود .

در این جلسات افراد حاضر به طرح نقطه نظرات خود راجع به موارد مختلف می پردازند و در ادامه بنا بر دستور مقرر می شود که فیلم هائی که از این جلسات تهیه و قسمت های مختلف مربوط به مباحث مطرح شده انتخاب و برای استفاده در وقت مناسب آماده گردد.

تفکرات این جریان به گونه ای است که حتی فعالیت سایت مختلف علیه مشائی را نیز مغتنم شمرده و به نفع وی ارزیابی می نمایند و معتقد هستند که این مسائل منجر به افزایش محبوبیت وی می شود و انجام این اقدامات تخریبی و یا پخش مطالبی مبنی بر شرکت وی در مجالس و جلسات غیرمتعارف باعث ایجاد محبوبیت وی نزد گروهها و اقشار مختلف اجتماع می شود.

حسین نون علاوه بر استفاده از ارتباطات قوی خود با افراد فعال در دستگاه های مختلف اقدام به شناسائی و معرفی اشخاص توانمند در حوزه رسانه نموده و در عرصه های مختلف از آنها بهره برداری می نماید و در این راستا طرح های مورد نظر را تهیه و ضمن ارائه به اقای مشائی و اخذ نظر ایشان آنها را به مرحله اجرا نزدیک می کند.این افراد، مهره چینی خصوصا در دستگاههای رسانه ای نظیر ایرنا را مورد توجه قرار داده و می توان با نگاه و تحقیقی از مجموعه افراد با سابقه در این خبرگزاری به حضور نیروهای کم سن و سال در مناصب مختلف از جمله تحت عنوان مدیر کل و مشاور که البته به عنوان اعضای تیم آقای مشائی معروف می باشند اشاره نمود.

این افراد همچنین اقدام به تهیه دستگاه ارسال پیام کوتاه نموده تا نسبت به ارسال پیامک در قالب مضامین و موارد مورد نظر خود فعالیت نمایند که در این رابطه اقدام به اخذ جملاتی همانند کلمات قصار نموده و در مناسبت های مختلف به پخش آنها در قالب پیام کوتاه بر روی تلفن همراه می پردازند.

وی علاوه بر انجام اقدامات رسانه ای به جمع اوری اخبار و نیز فعالیت در راستای ترویج سخنان مشائی در حوزه علمیه و در میان علما می پردازد.

گفتنی است این جریان رسانه ای پس از انتشار مطالب تحریک امیز و حتی دعوت به شورش های خیابانی پس از عزل ماجرای وزیر اطلاعات، در سایت های وابسته به اسفندیار مشائی مورد تعقیب و پی گیرد قرار گرفتند.

با آن چند نفر که بیرون رفتند هیچ ارتباطی ندارم.
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی

سیاسی کردن جشنواره کیش کار عبثی است / با آن چند نفر که بیرون رفتند هیچ ارتباطی ندارم.

 

به صراحت می‌گویم نه من با آنها که در ابتدای مراسم اختتامیه جشنواره کیش، سالن را ترک کردند، ارتباطی دارم و نه آنها با من! تاخیرم در اجرای برنامه هم مربوط است به عقاید شخصی خودم. من حتی نمی‌دانم آنها که در ابتدای اختتامیه، مراسم را ترک کردند، کیستند و این کار را با چه دلایلی انجام داده‌اند.
علیرضا عصار از جمله هنرمندان توانمند موسیقی پاپ است که طی سالهای فعالیتش در حیطه موسیقی همواره کوشیده بیش از درگیری در مسائل حاشیه‌ای، به افزایش کیفیت هنری کارش بیندیشد. شاید به همین دلیل هم بوده که اغلب آلبوم‌هایش تیراژ بالایی داشته‌اند و کنسرت‌هایش نیز با حضور فراوان مخاطبان اجرا شده‌اند.

 عصار به تازگی در اختتامیه جشنواره فیلم کیش به اجرای موسیقی برای سینماگران پرداخت؛ اجرایی که اتفاقا استقبال فراوان مخاطبان را به دنبال داشت اما متاسفانه تعدادی سایت شایعه‌پراکن که همواره می‌کوشند همه فعالیت های هنری و فرهنگی را به سیاست مرتبط کنند تاخیر در اجرای عصار در این برنامه را به حواشی سیاسی مرتبط دانستند و کوشیدند بر این فرض باطل اصرار ورزند که عصار به تبعیت از چند سینماگری که در ابتدای اختتامیه از مراسم خارج شده‌اند، اجرای خود را با تاخیر آغاز کرده است. اما علیرضا عصار در گفتگو با شبکه ایران با رد این شایعات بر وجهه هنری حضورش در اختتامیه جشنواره کیش تاکید کرده و به صراحت می‌گوید هیچ ارتباطی مابین وی و سینماگرانی که در ابتدای اختتامیه، سالن را ترک کرده‌اند، وجود ندارد. بخش‌هایی از صحبت‌های صریح عصار که در گفتگو با شبکه ایران بیان شده را در ادامه می‌خوانید:

استقلال در تصمیم‌گیری
اینکه من در چه برنامه‌ای شرکت کنم و در چه برنامه‌ای شرکت نکنم به خودم ارتباط دارد یعنی این خودم هستم که تصمیم می‌گیرم چه کاری را انجام دهم و چه کاری را نه. هر کس عقاید خاص خودش را دارد و باید به این عقاید احترام گذاشت پس باید این حق را برای یک هنرمند هم قائل شد که در تعیین خط مشی کاری‌اش مستقل باشد.

با آنها که مراسم را ترک کردند هیچ ارتباطی ندارم
به صراحت می‌گویم نه من با آنها که در ابتدای مراسم اختتامیه جشنواره کیش، سالن را ترک کردند، ارتباطی دارم و نه آنها با من! تاخیرم در اجرای برنامه هم مربوط است به عقاید شخصی خودم. من حتی نمی‌دانم آنها که در ابتدای اختتامیه، مراسم را ترک کردند، کیستند و این کار را با چه دلایلی انجام داده‌اند.

از درگیری با مسائل سیاسی دوری کرده‌ام
متاسفانه این روزها برخی قصد دارند همه چیز را با سیاست ترکیب کرده و بدین ترتیب حتی غیرسیاسی‌ترین موضوعات را هم با تعابیر سیاسی ارائه دهند اما من خواننده و موزیسینی هستم که همواره فقط و فقط کوشیده‌ام به بالا بردن کیفیت هنر تخصصی‌ام که موسیقی است بپردازم و در این مسیر تا توانسته‌ام از درگیری با مسائل سیاسی دوری کرده‌ام.

به خاطر سینما در جشنواره کیش حاضر شدم
جالب اینجاست که سال گذشته هم صرفا به خاطر اجرای موسیقی در یک همایش خاص حضور یافتم اما از حضورم در آن همایش هم تعابیر سیاسی شد در صورتی که من شخصیت سیاسی نیستم و صرفا به خاطر اجرای موسیقی در برنامه‌ای خاص حاضر می‌شوم. تجربه ذهنی بدی که نسبت به همایش مذکور داشتم سبب‌ساز آن شد که بعد از آن دیگر در هیچ همایشی که ممکن است از آن برداشت‌های سیاسی شود حاضر نشوم و اگر هم در جشنواره کیش حاضر شدم فقط و فقط به خاطر وجهه اصلی این جشنواره یعنی سینما بود که اجرا در مراسم اختتامیه آن را پذیرفتم.

یک جریان کاملا فرهنگی
اختتامیه جشنواره فیلم کیش یک جریان کاملا فرهنگی بود و هر کس که سعی در سیاسی نشان دادن مراسم اختتامیه دارد، کاری عبث انجام داده! من در اختتامیه جشنواره شرکت کرده و دو قطعه باکلام با عناوین «انسانم آرزوست» و «خیابان خوابها» و یک قطعه بی‌کلام را با همکاری فواد حجازی اجرا کردیم و خوشبختانه هر سه قطعه هم با توجه مخاطبان روبه‌رو شد.



رانتخواری بزرگ در شرکت خصوصی متصل به حلقه قدرت - ثروت
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی

شرکت سرمایه‌گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران مشهور به سمگا که در هفتم تیرماه 1388 با سرمایه 20 میلیارد تومان به ثبت رسیده و تأسیس شده است، ظرف مدت کوتاهی توانسته 6 شرکت اقماری بزرگ تأسیس کند. یکی از شرکت‌های مولود سمگا، بانک جدیدالتأسیس «گردشگری» است که ...

به گزارش شفاف به نقل از الف ، شرکت خصوصی سمگا که به تازگی توسط اطرافیان اسفندیار رحیم مشایی تأسیس شده، با حمایت‌های ویژه هیات دولت قراردادهای بزرگی بدست آورده است.
 
  شرکت سرمایه‌گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران مشهور به سمگا که در هفتم تیرماه 1388 با سرمایه 20 میلیارد تومان به ثبت رسیده و تأسیس شده است، ظرف مدت کوتاهی توانسته 6 شرکت اقماری بزرگ تأسیس کند. یکی از شرکت‌های مولود سمگا، بانک جدیدالتأسیس «گردشگری» است که در بدو تولد، سرمایه آن از 200 میلیارد به 600 میلیارد تومان افزایش پیدا کرده‌است.
 
اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی جزو اولین سهامداران شرکت سمگا بوده اند و مدیر عامل این شرکت، مهدی جهانگیری، معاون سابق مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است. جهانگیری همان کسی است که در سال 87 پس از ماجرای مشهور حمل قرآن با موسیقی و دف، تحت فشار علما و اقشار متدین ناچار به استعفا شد.
 
جهانگیری پس از استعفا از معاونت سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی، شرکت خصوصی سمگا را تأسیس کرد و با حمایت ویژه دولت، همکاری مالی حداقل 10 بانک، موسسه مالی و شرکت سرمایه گذاری را جلب کرده است. این شرکت ابتدا قرار بود با عنوان «صندوق سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری» فعالیت کند، اما بعدا به نام «شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری - سمگا» تغییر نام داد.
 
اسفندیار رحیم مشایی نه فقط تعدادی از سهام این شرکت خصوصی را خریداری کرده است، بلکه از نزدیک طرح‌های آنرا پیگیری و شخصأ به آنها سرکشی می‌کند.

 
اسفندیار رحیم مشایی، حمید بقایی (رئیس و معاون وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری) و مهدی جهانگیری (معاون مستعفی مشایی) در مراسم آغاز پذیره نویسی شرکت خصوصی سمگا، 19 اردیبهشت 1388
 
 مشایی و بقایی در اولین روز عرضه سهام شرکت سمگا، سهامدار آن می شوند، 19 اردیبهشت 1388. خرید سهام سمگا توسط چهره های متنفذ سیاسی، سمبل و سیگنال مناسبی برای حمایت های آتی از این شرکت خصوصی بود. همان روز 50 درصد و طی 4 روز بعد، 100درصد سهام عرضه شده شرکت سمگا توسط بانکها، موسسسات سرمایه گذاری و افراد مطلع، خریداری شد و پذیره نویسی سمگا قبل از موعد پیش بینی شده به پایان رسید.
 

 
بازدید اسفندیار رحیم مشایی (رئیس دفتر رئیس جمهور) از دفتر شرکت خصوصی سمگا 20 آبان 1388
 
 
بازدید اسفندیار رحیم مشایی (رئیس دفتر رئیس جمهور) از پروژه های سمگا در فرودگاه امام خمینی، اول تیر 1389


یکی از رانت‌های ویژه برای سمگا، واگذاری یک میلیون و دویست و پنجاه و هشت هزار متر مربع از زمین‌های لویزان در شمال شرقی تهران به این شرکت خصوصی بوده است.
برای این واگذاری نه تنها مزایده‌ای برگزار نشده، بلکه  براساس مصوبه شماره 99677/43084 مورخ 88.5.18 هیات وزیران و صورتجلسه مورخه 88.12.23 کارگروه میزاث فرهنگی استان تهران، کل زمین‌های فوق باید بصورت رایگان به شرکت خصوصی سمگا واگذار شود.
بر طبق تصاویر موجود، اسفندیار رحیم مشایی و مرتضی تمدن (استاندار تهران)، ضمن بازدید از دفتر سمگا در جریان طرح‌ها و برنامه‌های این شرکت خصوصی قرار گرفته اند.
اسفندیار رحیم مشایی اردیبهشت ماه 88 در رزمان تصدی ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گفته بود: « سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار است در راستای عمل به اصل 44 قانون اساسی آن بخش از فعالیت‌ها، اموال و دارایی‌ها، هتل‌ها و سهام شرکت‌های وابسته را وفق مقررات به این شرکت  - سمگا - واگذار کند».
 
 
اسفندیار رحیم مشایی، مرتضی تمدن (استاندار تهران) و مهدی جهانگیری در دفتر شرکت سمگا، اول اردیبهشت 1389



خوشبختانه با پیگیری‌های قانونی بعمل آمده، دیوان محاسبات (بازوی نظارتی قوه مقننه و مسوول نظارت مالی بر عملکرد دستگاه‌های دولتی)، این موضوع را بررسی کرد و در تاریخ 89.10.25 از واگذاری 1258800 متر مربع از زمین‌های لویزان به شرکت خصوصی سمگا جلوگیری و مصوبه هیات دولت در این باره را به دلیل نقص قوانین متعدد، لغو کرد.

از جمله مزایای دولتی دیگری که به سمگا تعلق گرفته،  امتیاز ساخت و بهره‌برداری از هتل‌های بین المللی فرودگاه امام خمینی(ره) به این شرکت خصوصی بوده است. براساس این قرارداد، شرکت سمگا 31هزار متر مربع زمین رایگان در محوطه فرودگاه بین المللی امام خمینی دریافت و در آنها هتل می‌سازد و 25 سال پس از بهره‌برداری، هتل‌ها را به شرکت فرودگاه‌های کشور واگذار می‌کند.

درباره قرارداد واگذاری زمین به شرکت سمگا برای ساخت هتل در فرودگاه امام خمینی، مدیر عامل این شرکت اعلام کرده است: « ...این شرکت بابت دریافت زمین‌های موضوع این قرارداد، پولی نمی پردازد اما بابت کارشناسی این زمین‌ها، حدود 3 میلیارد تومان(!) باید بپردازد که این امر باید اصلاح شود».

محمدرضا امیرحسنخانی رئیس هیات مدیره سمگا در پاسخ به سوال خبرنگار الف، درباره نحوه دستیابی این شرکت به قراردادهای لویزان و فرودگاه امام خمینی گفت: «از جزئیات موضوع اطلاعی ندارم و تا آنجایی که می‌دانم بصورت حق بهره‌برداری بوده است». آقای حسنخانی در پاسخ به این سوال که چرا این حق، الف) بدون مزایده و مناقصه  ب) چرا رایگان، و ج) چرا به سمگا داده شده است، پاسخی نداد. قابل ذکر است که دکتر امیرحسنخانی نماینده مجلس هفتم از فردوس و طبس بود.

مطابق قانون، کلیه دستگاه‌های دولتی موظفند مناقصه‌های خود را قبل از انتخاب طرف قرارداد، از طریق درج در روزنامه‌های رسمی و پایگاه ملی مناقصه‌ها به عموم اعلام کنند و قرارداد را به بهترین پیشنهاد دهنده واجد شرایط واگذار کنند. پیگیری‌خبرنگاران الف نشان می‌دهد هیچ اثری از مناقصه ساخت هتل در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی نه در روزنامه رسمی و نه در پایگاه ملی مناقصات و نه در سایت شرکت فرودگاه‌های کشور وجود ندارد. درباره این قرارداد، خبرنگار الف از شرکت فرودگاه های کشور استعلام کرده که توضیحات این شرکت به محض وصول انشاءالله منتشر خواهدشد.
بنابه آگهی شماره شماره27433/ت32/88  روزنامه رسمی (بهمن 88)، اعضای هیات مدیره شرکت سمگا به همراه سوابق آنها، افراد زیر بوده اند:

•    آقای مهدی جهانگیری (نماینده نارپ ایرانیان، سهامی خاص)، مدیرعامل – معاون سابق آقای اسفندیار رحیم مشایی
•    آقای علی‌اصغر پرهیزکار (نماینده کانون جهانگردی و اتومبیل‌رانی جمهوری اسلامی ایران) - مدیرعامل سابق صندوق حفظ، احیا و مرمت آثار تاریخی، وی چند ماهی است با حکم بقایی مدیر عامل منطقه آزاد اروند شده است - عضو هیات مدیره
•    آقای محمدرضا حسنخانی (نماینده شرکت آساگستران خراسان سهامی‌خاص)، مدیرعامل بانک جدیدالتاسیس «ایران زمین»، نماینده مجلس هفتم - رییس هیات مدیره
•    آقای سید بهاءالدین حسینی هاشمی (نماینده سرمایه‌گذاری و تجارت امید سهامی‌خاص)، مدیرعامل بانک تات - عضو هیات مدیره
•    آقای علی اکبر امین تفرشی (نماینده سرمایه‌گذاری پارس آریان سهامی‌عام)، نائب رئیس و عضو هیات مدیره بانک پاسارگاد - عضو هیات مدیره
•    آقای مهندس رضا حمزه لو (نماینده سرمایه‌گذاری هزاره سوم سهامی‌عام)، مدیرعامل شرکت بازرگانی پتروشیمی، مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری ایران - عضو هیات مدیره
•    آقای مهندس محمدرضا کبورانی (نماینده سرمایه‌گذاری توسعه و عمران زاگرس چهارمحال بختیاری )، مدیرعامل سابق شستا - عضو هیات مدیره

کمی بیش از دو ماه پیش، اعضای هیات مدیره  سمگا در 25 بهمن ماه 89 با جایگزینی احسان تابش به جای پرهیزکار به عنوان نماینده کانون جهانگردی و اتومبیلرانی در هیات مدیره ابقا می شوند (آگهی شماره شماره39169/ت32/89 روزنامه رسمی). اما هم اکنون در پایگاه اطلاع رسانی سمگا، اسامی آقایان غلامرضا حاجی زاده (مدیرعامل بانک سرمایه)، حامد واحدی (مدیرعامل سرمایه گذاری الوند خاورمیانه) به عنوان اعضای هیات مدیره دیده می شود و اسامی آقایان حمزه لو و کبورانی حذف شده است.

رشد خیره کننده و غیره عادی شرکت خصوصی سمگا در شرایطی اتفاق افتاده است که سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان بخش خصوصی واقعی که به بیت‌المال و قراردادهای بزرگ دولتی دسترسی ندارند، از محیط نامساعد کسب و کار در ایران به شدت تحت فشار هستند و در ماه‌های اخیر کمتر شرکت تازه تأسیسی در ایران توانسته به این صورت رشد کند و صاحب قراردادی بزرگ با موسسات دولتی شود.


شاید جریان منحرف توانسته از طریق جنیان کافر روی افکار احمدی نژاد نفوذ کند
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمرتضی نبوی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی

در جهان ما عده‌ای انسان‌های شیطان‌صفت و جنیان کافر وجود دارند که می‌توانند تاثیراتی را در ذهن و فکر افراد بگذارند و شاید این جریان منحرف نیز با این موجودات رابطه داشته باشند و توانسته‌اند از آن طریق در افکار احمدی نژاد نفوذ پیدا کنند.

مرتضی نبوی می گوید: جریانی که ابتدا با نام اصول‌گرایی و حمایت از آرمان‌های انقلاب در کنار احمدی نژاد قرار گرفت، امروز دچار انحراف عمیقی شده است؛ اما چیزی که مشخص است سابقه انحراف در جریانات سیاسی از ابتدای انقلاب وجود داشته است.


به گزارش ایسنا وی ادامه داد: روزی هم عده‌ای ساختارشکن در اوایل انقلاب در کنار امام و انقلاب ایستادند؛ اما بعد از مدتی فریاد اصلاحات بلند کردند و تا جایی پیش رفتند که به دنبال رابطه با آمریکا بودند.

وی افزود: نقطه‌ی عطف دولت آقای احمدی‌نژاد مبارزه با جریانات اشرافی‌گری بود و جای تاسف است که عده‌ای منحرف در کنار ایشان با استفاده از امکانات همین دولت به نفع خود کار می‌کنند و با سوء‌استفاده از اعتقادات مردم به مهدویت، نظرات خود را اعمال می‌کنند.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: در جهان ما عده‌ای انسان‌های شیطان‌صفت و جنیان کافر وجود دارند که می‌توانند تاثیراتی را در ذهن و فکر افراد بگذارند و شاید این جریان منحرف نیز با این موجودات رابطه داشته باشند و توانسته‌اند از آن طریق در افکار احمدی نژاد نفوذ پیدا کنند.

وی تاکید کرد: مسأله مهم این است که ما حساب آقای احمدی‌نژاد را از این جریان انحرافی جدا کنیم و کاری شود که این جریان خود دچار انزوا و گوشه‌گیری شود تا دیگر نتواند در جامعه سر بلند کند.

نبوی با اشاره به نظرات برخی از علما در مورد این جریان انحرافی، گفت: شخصیت‌های موجهی مثل آیت‌الله مصباح و آقای حائری‌شیرازی در مقابل این جریان مواضع سختی را گرفتند و با توجه به این که این جریان منحرف ادعا کرده است که 150 نماینده در دور بعد مجلس خواهد داشت، باید با آن به شدت مقابله کنیم، اما چیزی که مشخص است این است که اینها یک جریان کامل نیستند، بلکه یک گروه انحرافی هستند که در میان مردم خواستگاهی ندارند و موفق نخواهند شد.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: آزمایش ولایت‌پذیری آزمایشی سخت است و هر کس سربلند از آن بیرون بیاید بدون شک موجبات عزت و سربلندی خود را فراهم ساخته است و ملاک برخورد با افراد نیز ملاک ولایت‌پذیری است و می‌توان گفت با حضور احمدی‌نژاد در جلسه هیأت دولت طلسم این گروه انحرافی شکست و باز هم ولایت‌پذیری خود را مشخص کرد.

وی در پایان خاطر نشان کرد: اصلاح‌طلبان یک جریان اجتماعی هستند و به هیچ وجه قابل حذف نیستند، هر چند اکثریت اشخاص اصلی این جریان از سیاست کنار رفته‌اند، ولی باز هم کسانی هستند که بتوانند از این جریان سر بلند کنند و احتمال دارد با معرفی افرادی که در شورای نگهبان تائید صلاحیت شوند، این جریان باز هم در عرصه سیاست حضور یابد.


از اجرای عصار به شرط خروج مشایی تا نقص فنی هواپیما هنرمندان
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی

علیرضا عصار که قرار بود قطعاتی را به صورت زنده اجرا کند، این کار را منوط به خروج مشایی کرد وتا رحیم مشایی از سالن خارج نشد برنامه‌اش را اجرا نکرد.

جشنواره فیلم کیش که صاحب نظران آن را رویدادی غیر فنی و برای تفریح برخی، نامیده‌اند، با حاشیه‌های فراوان برگزار شد.

به گزارش فردا، حاشیه‌های ناشی از جشنواره یاد شده از دو سو رخ داده‌اند:

اول ناشی از اعتراض هنرمندان بومی این جزیره بود و بخش دیگری نیز ناشی از روند برگزارای آن.

    هنرمندان بومی کیش که شناخت دقیقی نسبت به این جزیره و زیبایی‌های خاص آن دارند با اشاره به اینکه این جزیره، قدیمی‌ترین و زیبا‌ترین مساجد را دارد، به عدم برنامه ریزی مسوولان جشنواره برای بازدید از این بناهای اسلامی اعتراض کردند.


    از دیگر موارد مورد اعتراض این هنرمندان، عدم دعوت به همکاری بود. در واقع این گروه از ساکنان بومی جزیره کیش بابیان اینکه هنرمندان توانمند متعددی در آن جزیره حضور دارند که امکان همکاری با ستاد جشنواره را داشته‌اند، به ممانعت ان‌ها برای همکاری اعتراض کردند. این هنرمندان همچنین از طرح پوس‌تر و مواد تبلیغاتی جشنواره که فاقد هر گونه نمادی از کیش بود، شکایت داشتند.


از دیگر حاشیه‌های کیش به این موارد باید اشاره شود:

    در حالیکه برگزارکنندگان با صرف میلیون‌ها تومان بودجه، سفارش ساخت فیلمی سه بعدی را داده بودند و چندصد عینک مخصوص را هم برای تماشای این سفارش تهیه کرده بودند، فیلم ساخته شده فاقد این تکنیک بود و گویا بودجه مربوطه به هدر رفت.

    ستاد جشنواره تمام افراد با ربط و بی‌ربط را به این جشنواره دعوت کرده بود. از مدیران میانی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی گرفته تا چهره‌های متعدد سینمایی که معلوم نبود برای بها دادن به سینمای مبتنی بر نمایش ارزش‌های خلیج فارس، چه ثمری می‌توانند داشته باشند. برخی معتقدند این نوع بودجه‌ها می‌توانست منجر به ساخت ده‌ها فیلم و موجب پرورش صد‌ها هنرمند خلاق و جوان شود.

    اسکان میهمانان به طرز عجیب و تبعیض آمیری بود، به نحوی که برخی در هتل‌های ۵ ستاره، برخی در هتل‌های ۴ ستاره و برخی دیگر در سایر هتل‌های کیش اسکان داده شده بوند. در حالیکه با توجه به خلوت بودن کیش در این ایام، این امکان بود که همگی را در یکی از این نوع هتل‌ها اسکان دهند.

    در آیین اختتامیه به جز سلحشور و شورجه و.... که به نشانه اعتراض به حضور مشایی در محل برگزاری اختتامیه، سالن را ترک کردند؛ علیرضا عصار که قرار بود قطعاتی را به صورت زنده اجرا کند، این کار را منوط به خروج مشایی کرد و تا رحیم مشایی از سالن خارج نشد برنامه‌اش را اجرا نکرد.

    هواپیمای حامل وزیر ارشاد که قصد پرواز از فرودگاه مهرآباد به کیش را داشت به محض آغاز حرکت دچار نقص فنی شد، همچنین هواپیمای حامل جمعی از سینماگران در حین فرود در مهرآباد دچار نقص فنی شد و به سختی فرود آمد.


توزیع گسترده بلوثوث 'مشایی'
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، سیاسی

این سی دی‌ها حاوی سخنرانی رییس دفتر رییس‌جمهور است که توسط پست بانک و یا پیک موتوری به آدرس ادارات، مسئولان، روحانیون و دانشجویان ارسال می‌شد.

بوشهر نیوز: اخیراً بلوتوث‌هایی 2 یا 3 دقیقه‌ای در سطح جامعه منتشر شده است که در این فیلم‌ها به‌نحوی وانمود شده که مشایی در جلسات خصوصی در حال پاسخگویی به شبهات است.

برپایه این گزارش،پیش از این نیز سی.دی سخنرانی‌های مشایی به‌صورت گسترده در ادارات و مساجد کشور توزیع شده است.

این سی دی‌ها حاوی سخنرانی رییس دفتر رییس‌جمهور است که توسط پست بانک و یا پیک موتوری به آدرس ادارات، مسئولان، روحانیون و دانشجویان ارسال می‌شد.


سایت الف نوید افشاگری داد+تصویر
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، افشاگری ، عکس

سایت الف نوشت: گزارشی در مورد یک رانتخواری بزرگ، فردا سه شنبه منتشر می شود.

در این گزارش به مسایل مرتبط با سوء استفاده های بزرگ یک حلقه اقتصادی پیوند خورده با قدرت سیاسی پرداخته شده است.

این گزارش مستند بوده و به ضمیمه عکسهای مرتبط منتشر خواهد شد.

سایت الف نوید افشاگری داد


مشایی نماز شبش ترک نمی شود و رئیس‌جمهور آینده است
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی

امیری‌فر با بیان اینکه اصولگرایان خاصیت سیاسی خود را از داست داده‌اند، مشایی را صاحب تفکراتی ناب، زلال و خالص دانست و گفت که اگر او در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود، قطعاً رئیس‌جمهور بعدی ایران خواهد شد.

به گزارش جهان عباس امیری‌فر رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست‌جمهوری و حامی سرسخت مشایی در گفت‌وگوی با فارس، با اشاره به استعفا و ادامه فعالیت حجت‌الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات به دستور رهبر معظم انقلاب اسلامی، گفت: مقام معظم رهبری نامه‌ای برای فعالیت وزیر اطلاعات صادر فرمودند و رئیس جمهور هم تمکین کرد. 
مهمترین بخش های مصاحبه به قرار زیر است:
* اما این نکته همچنان جای بررسی دارد که آیا دستور مقام معظم رهبری درباره وزیر اطلاعات حکم حکومتی بوده است یا نه، ممکن است ولی‌فقیه در یک مورد توصیه کنند اما تکلیف نفرمایند نمی‌توان نظرات رهبری را حکم حکومتی توصیف کرد. به نظر من این موضوع باید بررسی شود چرا که برخی رسانه‌های اصولگرا نوشتند که این حکم حکومتی است.
*مشایی تفکری زلال، پاک و ناب دارد و حامیان وی به این موضوع اذعان دارند. مشایی نماز شبش‌ ترک نمی‌شود و روزانه یکی‌دوساعت بیشتر نمی‌خوابد.
*یکی از خوبی‌های مشایی این است که از هیچ‌کس شکایت نمی‌کند در حالی که خیلی‌ها به وی فحاشی و اهانت می‌کنند.آقای ارضی مطالبی را مطرح کردند که حد دارد و این مداح رسما به رئیس دفتر رئیس جمهور اهانت کرده‌اند. 
*از آقای احمدی‌نژاد پرسیدیم ایشان گفتند هدف کسانی که به مشایی حمله می‌کنند و می‌خواهند او را تحقیر کنند خود من هستم. پس باید گفت مشخص است که چرا اصولگرایان به احمدی‌نژاد حمله می‌کنند. 

*رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری با طرح این ادعا که افرادی چون حسین شریعتمداری، حمید رسایی، زاکانی، توکلی، مطهری و دیگر کسانی که مشایی را مورد تخریب قرار می‌دهند، به هیچ عنوان از ابتدا طرفدار رئیس جمهور نبوده‌اند، گفت: اگر کسی بگوید طرفدار احمدی‌نژاد است اما مشایی را قبول نکند،‌قطعا دروغ می‌گوید چرا که مشایی و احمدی‌نژاد تفاوتی با یکدیگر ندارند هر چه مشایی می‌گوید مورد تائید احمدی‌نژاد است و هر چه احمدی‌نژاد می‌گوید مشایی آن را قبول دارد. با اهانت‌های که کیهان به رئیس دفتر رئیس‌جمهور می‌کند چطور می‌توان گفت که شریعتمداری حامی دولت است؛ اظهارات رسایی را بررسی کنید تا مشخص شود که او حامی دولت نیست. 

*دولت یعنی رئیس جمهور و یارانش که آقای مشایی هم جزو آن است، برنامه مدونی برای انتخابات آتی دارند و قطعا در رقابت با اصولگرایان، این جریان را شکست خواهند داد.

*رقابت قطعا شکل خواهد گرفت و علت این تخریب‌ها و اهانت‌هایی که از سوی روزنامه‌های اصولگرا و سایت‌های این جریان علیه دولت می‌شود، خود یک رقابت انتخاباتی را آغاز کرده است.

*شخص بنده اگر رهبر انقلاب حکم دهند که همسرم بر من حرام است، علیرغم تمامی علاقه‌ای که به همسرم دارم، از ولی فقیه اطاعت می‌کنم. 

*نظر من کاندیدای مورد حمایت شخص احمدی‌نژاد اگر آقای مشایی باشد، قطعا ایشان رئیس جمهور بعدی ایران خواهد بود. اگر مجلس نهم حامی دولت باشد قطعا رئیس‌جمهور دهم شخص مورد حمایت احمدی‌نژاد خواهد بود.
*آیت‌الله مصباح که رهبر انقلاب ایشان را مطهری زمان نامیده‌است برای ما محترم هستند. اما باید گفت که ایشان به لحاظ اعتقادی مورد تایید قرار گرفته‌اند نه اینکه در همه امور مورد تایید باشند. 

*ممکن است از اعضای جامعه وعاظ ولایی برخی‌ها برای انتخابات آتی مجلس کاندیدا شوند و قطعا این افراد در لیست حامیان دولت قرار خواهند گرفت. ما با حامیان دولت رقابت نخواهیم کرد رقابت ما با جریانی خواهد بود که نام خود را اصولگرا گذاشته است.


رمزگشایی از صحبت یکسال پیش مشایی
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی

حجت‌الاسلام نبوی با اشاره به اظهار نظری از مشایی در سال گذشته، افزود: او در سال گذشته در مصاحبه‌ای گفته بود که: «خواهید دید بخشی از اصولگرایان تا یک سال آینده به تکفیر ما نیز مبادرت خواهند کرد» از این رو به‌جای پیشگو خواندن مشایی باید این سؤال را پرسید که این جریان قرار است چه تصمیماتی را اتخاذ کند که نتایج آن را تکفیر شدن خود می‌دانند.

یک کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به وجود جریان انحرافی در کنار رئیس‌جمهور که برای شهرآشوبی در درون وزارت اطلاعات برای انتخابات آینده برنامه دارند، گفت: به نظر می‌رسد علت ورود مقام معظم رهبری به این مسئله احساس خطر ایشان از این روند است.

حجت‌الاسلام سید عباس نبوی در گفت‌و‌گو با فارس با اشاره به القای اختلاف میان رئیس‌جمهور و مقام معظم رهبری توسط سایت‌های یک جریان منحرف اظهار داشت: نقد دولت نهم و دهم در موارد متعددی به حالت تخریب و افراط کشیده شده و در عین حال انتقادات دلسوزانه علما و شخصیت‌های سیاسی در هیاهوهای مختلف گم شده است از این رو عدم توجه به این نوع نصیحت‌ها توسط رئیس‌جمهور زمینه مناسبی را برای نقدهای مخرب علیه حیثیت وی و دولت ایجاد کرده است.

وی بر همین اساس ادامه داد: بنده معتقدم در موضوع عزل مصلحی باید چشم خود را روی اظهارنظرهای تخریب‌کننده علیه دولت دهم و شخص احمدی‌نژاد بست و آنها را چندان جدی نگرفت چراکه موضوع اصلی اقدام و رفتار احمدی‌نژاد در این قضیه است.

این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد به‌صورت عامدانه بین خود و رهبری فاصله مؤثری را ایجاد می‌کند، تصریح کرد: اینکه چه‎کسانی در این قضیه مؤثر بوده و نقش مشایی در این مسئله چیست، جای تأمل دارد.

وی افزود: اقداماتی که منجر به این نوع تصمیمات در زمینه وزارت اطلاعات شده خلاف قواعد اولیه مدیریت و به‌خصوص مدیریت اسلامی است؛ اگر قرار است که سلسله تصمیماتی در یک چارچوب منطقی و عقلایی اتخاذ شود باید همان‎طور که رئیس جمهور در مورد نقاط ضعف وزرای خود حق تصمیم‌گیری دارد، این حق به یک وزیر نیز داده شود تا در مورد زیرمجموعه خود تصمیم‌گیری کند.

رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی با تأکید بر اینکه اگر قرار باشد یک وزیر برای تصمیم‌گیری نسبت به زیرمجموعه خود در معرض عزل یا استعفا قرار گیرد، دیگر مدیریتی باقی نمی‌ماند، خاطرنشان کرد: ادامه چنین روندی باعث می‌شود وزارت و تصمیم‌گیری یک وزیر معنای خود را از دست بدهد.

وی اظهار داشت: باید مشخص شود چه اشخاصی و با چه سازوکاری به صورت پنهانی آن‎قدر بر امور حاکم و مسلط هستند که گاهی به‌دلیل یک تصمیم‌گیری جزئی در یک استان، استاندار تغییر کرده و یا یک وزیر در معرض تغییر تصمیم، عزل و یا الزام به استعفا قرار می‌گیرد بنابراین این روش و منطق به‌ویژه در جایگاهی که اعمال نظر ولایت وجود دارد، غلط است.

حجت‌الاسلام نبوی ادامه داد: مگر رئیس‌جمهور نمی‌داند که وزارت اطلاعات طبق قانون و موازین فقهی و شرعی جایگاه خاصی دارد و باید طبق نظر اثباتی و یا منفی ولی‌فقیه در موارد کلان آن تصمیم‌گیری اتخاذ شود؟ هرچند رئیس‌جمهور این مسئله را می‌داند.

* تصمیمات لحظه‌ای رئیس‌جمهور میان او و رهبری فاصله می‌اندازد

وی با پرسشی از رئیس‌جمهور در خصوص علت تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای توسط او ، یادآور شد: اتخاذ تصمیمات لحظه‌ای به‌طور طبیعی میان رئیس‌جمهور و رهبری فاصله می‌اندازد و نیازی به تخریب تخریب‌گران نیست لذا غوغا و فریاد این جریان را باید نادیده گرفت چراکه این اقدامی است که خود رئیس‌جمهور انجام داده و در این مواقع باید گفت «خود کرده را تدبیر نیست».

این کارشناس مسائل سیاسی اضافه کرد: رئیس‌جمهور فضایی ایجاد کرده که ارائه توضیحات، گزارش‌ها و بررسی‌های صورت گرفته به وی به سرانجام‌های این‎گونه می‌رسد برهمین اساس اگر احمدی‌نژاد این رویه را اصلاح نکند، به‌طور حتم در موارد متعددی این نوع اتفاقات که توسط رهبری بر اصلاح آن تأکید شود، اتفاق خواهد افتاد.

وی در خصوص لزوم موضع‌گیری صریح رئیس‌جمهور در حمایت از وزیر اطلاعات برای پایان دادن به سوء استفاده دشمن، بیان داشت: آغاز کننده این اقدامات دیگران نیستند که آنها بخواهند پایان دهنده آن باشند بلکه آغازکننده این اقدامات مجموعه‌ای است که در اطراف رئیس‌جمهور حضور دارند و پایان دادن به این مسائل نیز باید توسط این مجموعه صورت گیرد.

حجت‌الاسلام نبوی با اشاره به اظهار نظری از مشایی در سال گذشته، افزود: او در سال گذشته در مصاحبه‌ای گفته بود که: «خواهید دید بخشی از اصولگرایان تا یک سال آینده به تکفیر ما نیز مبادرت خواهند کرد» از این رو به‌جای پیشگو خواندن مشایی باید این سؤال را پرسید که این جریان قرار است چه تصمیماتی را اتخاذ کند که نتایج آن را تکفیر شدن خود می‌دانند.

وی یادآور شد: مجموعه اطراف رئیس‌جمهور بسیاری از دلسوزان دولت را در حاشیه قرار داده و آنها را حذف کرده‌اند لذا مقام معظم رهبری در این‌جا احساس خطر کرده‌اند.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به دلیل ورود مقام معظم رهبری به موضوع ابقای وزیر اطلاعات در سمت خود، تصریح کرد: رهبری در این مسئله نیز احساس خطر کردند و دلیل آن وجود جریان انحرافی در کنار رئیس‌جمهور است که برای شهرآشوبی در درون وزارت اطلاعات برای انتخابات آینده برنامه داشته و بر همین اساس در حال چیدمان نیروهای خود در این زمینه هستند.

وی با بیان اینکه وزیر اطلاعات نفوذ این جریان را در وزارت متبوعش نپذیرفته و رد کرده است و آنها نیز کار را به عزل وی رسانده‌اند،‌ خاطرنشان کرد: بنابراین مقام معظم رهبری با احساس خطر در این زمینه به این مسئله ورود پیدا کردند.

حجت‌الاسلام نبوی در خاتمه بیان داشت: چنانچه رئیس‌جمهور این مسیر را اصلاح نکرده و به آن ادامه دهد مسلم است در طول امسال چندین مورد این‎چنینی که تصمیماتی گرفته شود و مقام معظم رهبری دخالت خود را در آن ضروری بدانند، اتفاق خواهد افتاد.


آیت‌الله علم‌الهدی در گفت‌وگو با فارس:
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله سیداحمد علم الهدی ، اسفندیار رحیم مشائی
مشایی "بیّن‌الغی " بوده و انحرافش علنی است

خبرگزاری فارس: عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: مشایی بین‌الغی و فردی است که انحرافش علنی‌شده از این رو می‌توان وی را به‌عنوان یک فرد منحرف معرفی کرد اما تهمت زدن به کسی که بین‌الغی نیست و انحرافش مشکوک است، جایز نیست.

 


حمله نوری زاده به سعید حدادیان و دفاع از مشایی
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی

انتقادات حدادیان از رییس دفتر رئیس جمهور، صدای نوری زاده کارشناس رسمی تـلویزیون صدای آمریکا را درآورد. شب گذشته نوری زاده با حضور در تلویزیون فارسی صدای آمریکا در پاسخ به سوال اعتراضی مجری و در واکنش به سخنان چند ماه قبل سعید حدادیان علیه رئیس دفتر رئیس جمهور از آن به تندی انتقاد کرد.

انتقادات حدادیان از رئیس دفتر رئیس جمهور، صدای نوری زاده کارشناس رسمی تـلویزیون صدای آمریکا را درآورد.

به گزارش صراط نیوز، شب گذشته نوری زاده با حضور در تلویزیون فارسی صدای آمریکا در پاسخ به سوال اعتراضی مجری و در واکنش به سخنان چند ماه قبل سعید حدادیان علیه رئیس دفتر رئیس جمهور از آن به تندی انتقاد کرد.

بنابراین گزارش، این عنصر فراری در دفاع از رئیس دفتر رئیس جمهور گفت: این رژیم ادبیاتش این است! آقای خمینی به مرحوم زنده یاد دکتر! بختیار گفت بیابانی. وی افزود:از اول منطق اینها این بود، راجع به شاه و بقیه وزرا اینگونه حرف می زدند.

این عنصر ضد انقلاب خاطر نشان کرد: به هر حال آقای رحیم مشایی هرچه باشد رئیس دفتر رئیس جمهور است!! وی تصریح کردبه هرحال (مشایی) یک حرمتی بخاطر مقامش دارد!!

گفتنی است دلسوزی نوری زاده برای اخلاقیات و نگرانی از بی حرمتی به مشایی بخاطر سمت بلندپایه اش! در حالی است که اولا این عنصر ضد انقلاب ، دولت دهم را به عنوان دولت قانونی و منتخب مردم به رسمیت نمی شناسد، ضمن اینکه در طول دوران همکاری با ضد انقلاب خارج نشین و رسانه های استکباری ، شدیدترین توهین ها و دروغترین تهمت ها را به عالی ترین مقامات جمهوری اسلامی منتسب کرده است و هیچگاه کوچکترین احترامی برای ایشان قائل نشده است.

لازم به یاد آوریست حاج سعید حدادیان چندی پیش در سخنان خود آرزو کرده بود تا مشایی هر چه سریعتر به بهشت برود!

از سوی دیگر معلوم نیست دفاع نوری زاده از مشایی و ابراز نگرانی از بی حرمتی به وی، با مواضع انحرافی رئیس دفتر رئیس جمهور و اهانت اخیر او به مراجع عظام تقلید و ارتباطات او با عناصری مانند هوشنگ امیر احمدی ارتباطی دارد یا خیر؟


اقدام ناشیانه سایت حسن روحانی برای زنده نگه داشتن مسئله مشایی و علما+عکس
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسن روحانی ، اسفندیار رحیم مشائی

خبرنامه دانشجویان ایران: سایت آفتاب وابسته به حسن روحانی در اقدامی مشکوک خبر مربوط به "انتقاد آیت‌الله مصباح از مشایی" که مربوط به 8 ماه گذشته است را بر روی خروجی خود قرارداد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، سایت آفتاب اولین بار روز جمعه ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 18:29 این خبر را به نقل از خبرگزاری رسا بر روی خروجی خود قرار داد و هر فردی با خواندن این خبر فکر ‌می‌کرد این خبر مربوط به روز جمعه 19 فروردین ماه می‌باشد.

در همین راستا برخی سایت‌های خبری نیز سهوا با دیدن این خبر در سایت مذکور بدون مراجعه به منبع اصلی آن یعنی خبرگزاری رسا اقدام به انتشار این خبر به نقل از منبع اصلی آن نمودند.

گفتنی است خبر مربوط به انتقاد آیت‌‌الله مصباح از مشایی مربوط به دیدارفرماندهان و مسؤولان نیروی زمینی، بنیاد تعاون، قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء و هوا فضای سپاه است 18 مرداد 1389 برگزار شد.

 در این دیدار آیت الله مصباح یزدی با اشاره به برخی اظهار نظرها گفتند: کسانی که بی شرمانه مکتب ایران را به جای مکتب اسلام معرفی می کنند،خودی نبوده بلکه غیر خودی اند و باید حواسمان جمع باشد.

به نظر می رسد جریان مرتبط با این سایت قصد دارد به هر نحو ممکن مسئله مشایی و علما را زنده نگه دارد.


انتقاد استاد اخلاق هیئت دولت از اظهارات مشایی در مورد موسیقی؛
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله حائری شیرازی ، اسفندیار رحیم مشائی
حلال و حرام حریم الهی هستند، عقل هابیل نمی‌تواند از آن‌ها خبر داشته باشد

آیت الله حائری شیرازی، نماینده سابق ولی‌فقیه در استان فارس، عضو مجلس خبرگان رهبری و استاد اخلاق هیئت دولت، با انتقاد از مواضع اخیر مشائی در رابطه موسیقی، گفت: حلال و حرام حریم الهی هستند عقل هابیل نمی تواند از حریم الهی حرام و حلال خبر داشته باشد قبل از اینکه حکم موضوع از حریم الهی صادر شده باشد آنچه حضرت هابیل زیبا دانسته روشن است و آنچه را به علم خود عمل کرده مشخص است.

متن کامل این نامه در ادامه آمده است:

جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی دوست نزدیک رئیس جمهور

در رابطه با مساله زیبای موسیقی و حکم آن به نظر می رسد مطالبی باید ارائه شود. چه عنوان مناظره داشته باشد چه نداشته باشد. زیرا رئیس جمهور طبق قانون اساسی اولین شخصیت بعد از مقام منیع رهبریست، نسبت به دوستی رئیس جمهور و صمیمیت ایشان با شما نیازی به بحث نیست. پس نتیجه میگیرم  مطلبی که شما بیان کرده اید و موقعیتی که درآن قرار دارید ارزش بیان مطلبی را دارد.

شما زیبا بودن را دلیل حلیت آن دانسته اید. حلال و حرام حریم الهی هستند عقل هابیل نمی تواند از حریم الهی حرام و حلال خبر داشته باشد قبل از اینکه حکم موضوع از حریم الهی صادر شده باشد آنچه حضرت هابیل زیبا دانسته روشن است و آنچه را به علم خود عمل کرده مشخص است ونتیجه عمل به علم که عین تقوا است مشخص است همه این موارد را توضیح می دهم. ولی قبل از وارد شدن در بحث عقل و علم و عمل حضرت هابیل بحث در مقام و موقعیت او لازم است . شما به خوبی می دانید که موسی (ع) مامور شد هفتاد نفر متقی را برای حضور در محضر مقدس الهی در حرمی که بی تقوا در آن راه ندارد انتخاب کند و به او فرموده بود در این حرم بی تقوا قبول نمی شود اگر آمد هلاک می شود .

موسی (ع)این پیامبر اولوالعزم الهی انتخاب خود را کرد اما هیچ یک از هفتاد نفر زنده نماندند سر انسانها حرم الهی است خداست که از اسرار انسانها مطلع است حال در شان حضرت هابیل همین بس که اگر در میان آن هفتاد نفر بود زنده میماند چون خدا از سر او خبر داشت و قربانی اورا قبول کرد إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ شما بخوبی می دانید وقتی قربانی قابیل قبول نشد به حضرت هابیل گفت : تورا خواهم کشت و حضرت هابیل در جوابش فرمود : خداوند فقط از متقین قبول می کند تا اینجا همه چیز به خوبی پیش رفته است بحث در زیبایی شناسی حضرت هابیل است و رابطه زیبایی با حلال و حرام، امروز اگر کسی شما را تهدید به قتل کند و شما بتوانید از خود دفاع کنید به او چه می گویید شما پاسخ می دهید عقل من به من حکم می کند از خودم دفاع کنم. اگر شما به حریم من آمدی و در حین دفاع من کشته شدی من مقصر نیستم حتی دیه تو بر عهده من نیست . دفاع مظلوم زیباست . حسین بن علی و پدرش که قهرمانان بسیاری بدست آنها کشته شده بودند کار زیبایی انجام دادند . اما شما از کجا دانستید دفاع از خود کار زیبایست که از آن بفهمید هرچه زیباست حلال است.موسیقی هم زیباست حلال است هم دفاع از خود می کنم و هم از موسیقی دفاع می کنم. چون هردو زیبا هستند پس هردو حلال هستند.

حضرت هابیل نگفت از خودم دفاع میکنم زیرا زیبایی دفاع از خود را درک نکرد چون انسان است وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ حضرت هابیل دفاع نکردند را زیبا دید و اعلام کرد از خودم دفاع نخواهم کرد .

لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لَأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ  إِنِّی أُرِیدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِی وَإِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِکَ جَزَاء الظَّالِمِینَ معنای آیه برای شما روشن است اگر امروز شما بجای آن حضرت بودید می گفتید: نه اجازه می دهم خودم مقتول شوم و نه اجازه می دهم تو قاتل شوی. من نمی خواهم تو اهل جهنم شوی.

شما می گویید در گوشم طنین انداز است که انصر أخاک ظالما أو مظلوما پرسیدند نصرت مظلوم درست است. چگونه برادر ظالم را نصرت کنم .فرمودند جلوی ظلم او را بگیر نگذار ظلم کند .این بهترین نصرت است همه اظهارات شما زیباست. اما چرا هابیل مطالب دیگری را زیبا می دید چرا دفاع از خود را حرام می دید چرا دفاع نکردن از خود را حلال می دید چون هنوز این احکام از حریم الهی صادر نشده بود.

قرآن سپس می گوید فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ شما جایگاه فاء فَطَوَّعَتْ را به خوبی می شناسید اظهارات قبلی قابیل یک تهدید بیشتر نبود به مرحله عزم نرسیده بود اظهارات هابیل علیه السلام به تردیدهای قابیل پایان داد قبل از اظهارات حضرت هابیل هنوز نفس قابیل راضی به قتل نشده بود. این اظهارات کار را تمام کرد قرآن سپس می گوید قابیل قابل اصلاح بود اگر این اظهارات هابیل نبود و فرصت فکر کردن برای او پیدا می شد چنین اتفاقی نمی افتاد قرآن ادامه می دهد  فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْءةَ أَخِیهِ قَالَ یَا وَیْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِیَ سَوْءةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ شما به خوبی می دانید درک عجز از کمالات است از انصاف است قابیل انصاف می دهد من به اندازه یک کلاغ  نمی فهمم او بلد است لاشه را چال کنم و من بلد نیستم من چرا از کار خدا بدم آمد من چرا زیبایی کار خدا را نفهمیدم قبول نشدن قربانی من زیبا بود اما من زیبا شناس نبودم ای کاش این عجز را که الآن دارم قبلا درک کرده بودم و از فرمان خدا عصبانی نمی شدم قرآن ادامه می دهد مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا اگر این قتل چند سال قبل اتفاق افتاده بود و کسی حضرت آدم را قبل از صاحب فرزند کشته بود اثری از دیگر انسان ها باقی نمی ماند خداوند زیبایی دفاع و زشتی قتل نفس را اندازه گیری می کند اگر هابیل اعلام دفاع کرده بود احتمال داشت با گذشت زمان قابیل اصلاح شود و هابیل دو ثواب برده بود حفظ جان خود و فرصت هدایت برادر.

جناب آقای مشایی ما زیبایی شناس نیستیم وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِث چه بسا آنچه ما زیبا می دانیم زیبا نباشد و آنچه ما زیبا نمی دانیم همان زیبا باشد.


رحیم مشایی کیست؟
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، بیوگرافی ، اسفندیار رحیم مشائی

آقای مشایی، به کجا چنین شتابان؟!!!
تصویر بزرگ

رحیم مشایی کیست؟

مشایی در آّبان 1339 در رامسر متولد شد. او فارغ‌التحصیل رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه صنعتی اصفهان است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مشایی توانست اعتماد نیروهای امنیتی را به خود جلب کند و در نخستین مسئولیت‌هایش، مسئول مناطق بحرانی وزارت اطلاعات در دوران نخست‌وزیری میرحسین موسوی و وزارت محمد محمدی ری‌شهری شود. اما هنگامی که به عضویت شورای تأمین استان آذربایجان غربی رسید، دکتر احمدی‌نژاد فرماندار ماکو بود و شاید آشنایی آنها از زمان همکاری در استانداری آذربایجان غربی شروع شده باشد. همین آشنایی به تشکیل حلقه‌ای به نام ارومیه منجر شد که احمدی‌نژاد، ثمره‌هاشمی، فتاح، محصولی و مشایی عضو آن بودند. ‏این حلقه در سال‌های 65 به غرب کشور مهاجرت کرد. در این سال محمود احمدی‌نژاد به سمت معاون استانداری ‏کردستان منصوب شد. در همان زمان اسفندیار ‌مشایی به عنوان «مسئول تدوین استراتژی نظام ‏جمهوری اسلامی در خصوص اکراد ایرانی» به فعالیت پرداخت تا زنجیره دوستی‌های این حلقه گسسته نشود.


او تا پیش از آنکه به حلقه دوستانش در شهرداری تهران بپیوندد، مدیرکل اجتماعی وزارت کشور، مدیر شبکه رادیو پیام و مدیر شبکه رادیو تهران بود. پس از حضور احمدی‌نژاد در شهرداری تهران او معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری و پس از آن رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران شد. همین همراهی کافی بود تا پس از انتخاب احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور، او راهی سازمان میراث فرهنگی شود و این سرآغاز حاشیه‌های مشایی برای دولت به شمار می‌رفت. در دولت دهم ابتدا به عنوان معاون اول رئیس‌جمهور منصوب شد اما با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب اسلامی از این سمت کناره گرفت. با این وجود او همچنان در حلقه نزدیکان احمدی‌نژاد ماند و رئیس دفتر او شد.

سمه تعالی
جناب آقای دکتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تحیت
انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است.
لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد.
سیدعلی خامنه‌ای
27 /4/ 88


سوابق اجرایی

  1.«مسئول مناطق بحرانی» وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در زمان نخست وزیری میرحسین موسوی
   2. مدیر کل اجتماعی وزارت کشور
   3. مدیر شبکه رادیو پیام
   4. مدیر شبکه رادیو تهران
   5. معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران
   6. رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران


مسئولیت‌های کنونی


   1. رییس دفتر دکتراحمدی نژاد
   2. رییس مرکز مطالعات جهانی شدن
   3. جانشین رییس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور
   4. عضو شورای نظارت بر صدا و سیما
   5. عضو شورای فرهنگی دولت
   6. نماینده رییس‌جمهور در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
   7. عضو کمیسیون‌های اقتصاد و فرهنگی دولت
   8. سرپرست نهاد ریاست جمهوری


حاشیه‌ها(مردم اسرائیل،دغام سازمان حج و...)

سخنان و اقدامات جنجالی اسفندیار رحیم مشایی در دوران حضور در دولت نهم انتقادات زیادی را در طیف هواداران دولت برانگیخت. اظهاراتی همچون «دوران اسلام‌گرایی به پایان رسیده‌است. البته این دوره تمام نشده بلکه رو به پایان است.»، «در ایران استفاده از حجاب آزاد است و هیچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمی‌شود.»، «جلوگیری از برپایی شادی، اهانت به اسلام و استفاده از رنگ سیاه مکروه است.»، «آذربایجان غربی، ایلام و کرمانشاه متعلق به کردستان است و این قوم از برترین قوم‌های ایرانی است.»، «ملائکه مرتب در عرصه کشور در حال پرواز هستند.»، «ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است.» «ما مردم آمریکا را از برترین ملت‌های دنیا می‌دانیم.» و «نام خلیج فارس و دریای پارسی از ۳۰ میلیون سال پیش به موازات شکل‌گیری تمدن‌های انسانی در منطقه موجودیت یافته‌است.» و اقداماتی همچون حضور در مجلس رقصی در ترکیه، مراسم حمل قرآن همراه با نوای دف، ادغام سازمان حج و زیارت با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گوشه‌ای از عملکرد جنجالی مشایی است.

رقص نبود، هنر بود!

مشایی در سال اول تصدی ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در جلسه‌ای در کشور ترکیه حضور یافت که در آن رقاصه‌ها به پایکوبی می‌پرداختند. فیلمی که از این مجلس در زمستان سال ۱۳۸۵ منتشر شد، مشایی را در مجلس رقصی در افتتاحیه اجلاس گردشگری کشورهای اسلامی در ترکیه نشان می‌داد. زمان فیلم یک ساعت و ۵ دقیقه و ۲۶ ثانیه بود. یک دقیقه و ۴۰ ثانیه پس از آغاز مراسم، در این فیلم رقص زنان آغاز می‌شود و تا ۱۳ دقیقه و ۳۰ ثانیه، سه رقص جداگانه برگزار شد. در حین شکایت از مشایی از سوی دو نماینده مجلس بر سر طرح این موضوع، از سوی مشایی اعلام شد که فیلم مونتاژ شده ‌است ولی سعید ابوطالب نماینده مجلس ضمن تکذیب آن اعلام کرد که یک شرکت ترکیه‌ای این فیلم را تهیه کرده و آن را برای خبرنگاران، عکاسان و شرکت‌های گردشگری حاضر در یک جشنواره در حاشیه اجلاس وزرای اقتصادی کشورهای اسلامی ارسال کرده‌است. مشایی این فیلم را که تصاویر گزینش شده از یک مجلس دو ساعته دانست و افزود: «مجلس رسمی بوده و لهو لعب هم نداشته. ضمن اینکه رقص نبوده و از دیدگاه بسیاری هنر است و آنها بر خلاف ما آن را حرام نمی‌دانند.» درسال ۱۳۸۸ در مقاله‌ای درسایت شخصی رحیم‌مشایی در پاسخ به انتقادات از این اقدام مشایی عنوان شد که: «در صورتی که آنچنان صحنه‌هایی در افتتاحیه بازی‌های آسیایی قطر با حضور آقای احمدی‌نژاد نیز انجام شد، پس چرا تنها مشایی باید برای شرکت در چنین جلسه‌ای مورد سؤال و انتقاد قرار گیرد؟»

 

http://media.farsnews.com/%5CMedia%5C8510%5CImageNews%5C851010%5C13_851010_L600.jpg

دوستی با اسرائیل

او در اظهار نظری در ۲۹ تیر ۱۳۸۷ مردم اسرائیل را دوست ایرانیان خواند و با این اظهاراتش موجب برانگیخته ‌شدن خشم بسیاری از کسانی شد که اسرائیل را دشمن خود می‌دانستند. در پی این ماجرا ۲۰۰ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با امضای بیانیه‌ای خواستار برخورد جدی با وی شدند. پس از انتشار این بیانیه، وی در ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ در نامه‌ای به حداد عادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی واژه اسرائیل در جهان امروز را منفورترین واژه‌ای دانست که مترادف نژادپرستی، خیانت، خشونت، مکر و فریب است. وی با تکرار ادعاهای خود با شدت بیشتر در مرداد ۱۳۸۷، موجی از اعتراضات را علیه خود و دولت برانگیخت. بلافاصله پس از این ماجرا تجمع دانشجویان روبه‌روی سازمان میراث فرهنگی برگزار شد. حاشیه‌ها در مورد اظهارات وی تا جایی بالا گرفت که رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه سخنان وی را کاملاً اشتباه دانسته و خواستار پایان‌بخشی به این حواشی که در موارد زیادی با استناد به آن دولت تخریب می‌گشت، شد. این در حالی است که محمود احمدی‌نژاد روز قبل از نماز جمعه در یک نشست خبری از سخنان مشایی دفاع کرده بود و نظر مشایی را نظر دولت دانست. با این وجود سخنان وی درباره دوستی با مردم آمریکا و اسرائیل هنوز در سایت شخصی وی خودنمایی می‌کند.

حمل قرآن با دف و...

در مراسم افتتاح همایشی در روز ۱۸ آبان ۱۳۸۷ در جلسه‌ای با حضور مشایی، ۱۲ خانم با لباس محلی، دف زنان روی سن آمدند و در حالی که قرآن را در سینی گذاشته بودند با حالات ریتمیک آن را به قاری تحویل داده و سن را ترک کردند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی و آیت‌الله مکارم شیرازی در این مورد موضع تندی گرفتند و با وجود اینکه خود مشایی در این جلسه حضور داشت، معاون وی به ناچار استعفا کرد. وی در نامه استعفا نوشت: این کار را صرفاً برای تکریم قرآن‌کریم بوده ‌است و آنها به هنگام این مراسم حتماً وضو می‌سازند.

سازمانی که ملحق نشد

در سال ۱۳۸۸ دولت طی آیین نامه‌ای سازمان حج و زیارت را به زیرمجموعه سازمان میراث فرهنگی ملحق کرد و پس از آن مشایی در اقدامی عجولانه اقدام به برکناری رئیس این سازمان نمود.

همین اقدام اعتراضات بسیاری از نمایندگان مجلس و مراجع تقلید را بر انگیخت اما تا زمانی که مخالفت رهبر معظم انقلاب با این اقدام دولت علنی نشد دولت حاضر نشد که اعتراضات را به رسمیت بشناسد. با این وجود دولت مجبور شد پس از این، مصوبه خود را لغو کند.

ویزا در عرض 48 ساعت

با هماهنگی‌های صورت گرفته در دولت و نیز وزارتخانه‌های امور خارجه و اطلاعات و اعلام یک نشانی اینترنتی، هر جهانگردی بدون مراجعه حضوری و در عرض 48 ساعت می‌تواند ویزای ورود به ایران را دریافت کند.

این بخشی از سخنان مشایی در برنامه نگاه یک بود. مشائی در مقابل درخواست مجری برای اعلام آدرس این نشانی اینترنتی آن را به مسئولان مربوطه در سازمان میراث فرهنگی احاله کرد. اقدامی که تاکنون رنگ عملی به خود نگرفته است.

دوره‌ای که گذشت

مشایی که از سوی احمدی‌نژاد به عنوان یک اسلام‌شناس معرفی شده است، سخنان فلسفی و دینی جدیدی را عرضه می‌کند. او در همایش نوآوری و شکوفایی در صنعت گردشگری که در محل مرکز همایش‌های صدا و سیما برگزار شد اظهار داشت: دوره آنکه کسی بخواهد دینی را بر دنیا حاکم کند گذشته است.

او همچنین در مراسم ثبت میراث معنوی نیمه شعبان گفته است: انسان بزرگتر از جهان است هیچ نقطه‌ای از عالم نیست که به انسان مربوط نباشد هیچ نقطه از عالم نیست که در آن منظوری از انسان وجود نداشته باشد امروز ما جزء کوچکی از جهان هستیم.

و برای اثبات گفته‌هایش می‌افزاید: این حرف‌هایی که بنده می‌زنم عین آموزه‌های دینی است هر کسی شک دارد برای بحث 100 ساعته آماده هستم صدا کنید بگویید مشایی چه می‌گویی؟ تا بگویم تو هم لذت می‌بری، این عین آموزه‌های دین است.

او در اظهار نظر دیگری می‌گوید: انسان‌ها نمی‌توانند خدایی داشته باشند که از درونیات آنها جدا باشد بلکه خدای ما انسان‌ها محصول دنیا و قدرت اندیشه ما است. ما به دلایلی وحدت بر نمی‌تابانیم و خدایان ما هم به همان دلایل وحدت بر نمی‌تابانند.

حجاب آزاد است

یکی دیگر از حاشیه‌هایی که درباره مشایی ایجاد شد، چاپ گفت‌وگوی او با خبرنگار ترک در روزنامه صباح بود. این روزنامه از قول مشایی نوشت: استفاده از حجاب در ایران آزاد است.

مشایی در پاسخ به سؤال کورپا خبرنگار زن روزنامه صباح، که پرسید آیا می‌توانم روسری‌ام را بردارم، گفته است: بله، اینجا، ایران آزاد است.

طبق آنچه که در این روزنامه چاپ شد، مشایی گفته است: در ایران استفاده از حجاب بدون اجبار است و هیچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمی‌شود، این یک انتخاب کاملاً شخصی است، اگر شما در ایران از روسری و حجاب استفاده نکنید هیچ مقام دولتی به شما تذکری نخواهد داد، البته شاید به شما بگویند که این کار برخلاف عرف و عادات ملی ماست و اگر استفاده کنید بهتر است، ولی باز تأکید می‌کنم که هیچ اجباری در کارنیست.

خبرنگار می‌پرسد: ایرانی‌هایی که به قصد تفریح به ترکیه می‌آیند، یعنی توریست‌های ایرانی در ترکیه، مشروبات الکلی استفاده می‌کنند و حجابی هم ندارند و در آب، خانم‌ها با مایو می‌روند. این شما را ناراحت نمی‌کند؟

مشایی با خنده زیاد می‌گوید: این مسائل شخصی‌شان هست و اگر دوست دارند می‌توانند هم مشروبات الکلی استفاده کنند و هم بی‌حجاب باشند و هم با مایو بگردند! در ایران به‌خاطر دستورات دینی استفاده از مشروبات الکلی ممنوع است به همین علت ایرانی‌ها می‌توانند در خارج از ایران از این نوشیدنی‌ها استفاده کنند. این یک ترجیح شخصی است، الگوی ما در صنعت توریسم کشور ترکیه است!

البته این سخنان از سوی مشایی تکذیب شد.

خدا محور وحدت نیست

مشایی در کنفرانس انجمن سالانه دانشگاه‌های باز که به میزبانی دانشگاه پیام نور و در سالن همایش‌های صدا و سیما برگزار شده بود باز هم حاشیه آفرید. او با اشاره به سخنرانی‌اش در یکی از دانشگاه‌های آمریکا افزود: در آنجا گفتم چرا خدا محور وحدت انسان‌ها نیست و الان نیز تأکید می‌کنم که خدا محور وحدت انسان‌ها نیست و حتی امروز هم بشر به وحدت نرسیده است چرا که اگر به وحدت رسیده بود این همه خونریزی و جنگ صورت نمی‌گرفت.

وی ادامه داد: کاوش‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که انسان به خدا اعتماد داشته است اما چرا خدا محور وحدت نشده است؟ من می‌گویم مشکل این است که به تعداد انسان‌ها خدا هست و خدای هر انسانی با توجه به شناخته آن فرد از خدا با خدای فرد دیگر متفاوت است. ملت‌ها در طول تاریخ همواره یک خدا را نپرستیده‌اند چون انسان‌ها خداهای متفاوت دارند.

البته روز گذشته رئیس دفتر رئیس‌جمهور با صدور توضیحی اعلام کرد انتشار برخی اظهارات منتسب به اسفندیار رحیم‌مشایی، رئیس‌ دفتر رئیس‌جمهور، از سوی برخی جراید و سایت‌ها، او را به ارائه توضیحاتی واداشته است.

مشایی در این توضیحات آورده است: عنوان جعلی «خدا نمی‌تواند محور وحدت باشد»، عنوانی از اساس غلط و انحرافی است و انتساب ذکر آن به اینجانب ضمن آن‌که از مصادیق بارز افترا و از این‌رو، قابل پیگرد قضائی است، یک گستاخی آشکار به باور همه‌ موحدان عالم است. اینجانب در بحث خود تلاش کردم تا انتساب سابقه عملکرد اختلاف‌آفرین بشر در زمین به ساحت اقدس الهی را نفی و آن را ناشی از عدم معرفت نسبت به خدای واحد و آفریدگار جهان اعلام نمایم. در این سخنرانی و چند سخنرانی دیگر تأکید کرده‌ام که عدم وحدت جامعه‌ بشری در گذشته و (حتی اکنون) ناشی از عدم معرفت لازم نسبت به خداوند است؛ یعنی از یک‌سو شاهد اختلاف در ملت‌ها بوده و هستیم و از سوی دیگر، همچنان‌که کاوش‌های تاریخی نشان می‌دهد باور به خدا و معبود و زندگی پس از مرگ به صورت عمومی از دیرباز در ملت‌ها وجود داشته است.

حل این تضاد را باید در کیفیت و میزان معرفت نسبت به خدا جست‌وجو کرد؛ یعنی خدای واحد موجب وحدت می‌شود؛ در حالی که فهم متفاوت و بعضاً متضاد از خدا موجب نقض توحید و یگانه‌پرستی و اعتقاد به خدایان متعدد و متکثر شده است، حالا به اختلاف در آحاد و صفوف مردم منجر می‌شود. اجتناب از خدایان متفرق و ایمان به خدای واحد اساسی‌ترین دعوت همه‌ انبیای الهی است و ریشه‌ «توحید در کلمه»، «کلمه‌ توحید» است؛ بنابراین جدا از آن که خدای خالق آسمان‌ها و زمین واحد است، باید معرفت یکسانی از خدا وجود داشته باشد تا به وحدت انسان‌ها بینجامد. جنگ و خونریزی مستمر انسان‌ها در طول تاریخ و حسادت و مسابقه برتری‌جویی و توسعه‌طلبی و اثبات خود از طریق نفی دیگران هرگز نمی‌تواند محصول ایمان به خدای یکتا باشد و اما برای انسان شایسته ضروری است در مسیر کسب معرفت از همه‌ امکانات بهره‌مند باشد، سود جوید و نیز لازم است این فرصت‌ها برای همگان فراهم شود تا همگان با افزایش وسعت وجودی به خدای واحد نزدیک‌تر و از این طریق به انسان‌های دیگر نزدیک‌تر شوند. انسان با وسعت وجودی کم، نمی‌تواند به فهم خدای بزرگ نائل شود؛ هم‌چنان‌که انسان با وسعت وجودی زیاد نمی‌تواند سنگ و چوب و خورشید و هوای نفس را خدای خود قرار دهد.

و اما دست‌اندرکاران برخی سایت‌ها و برخی همکاران فکری آنها با کمال تأسف می‌کوشند تا با پرداخت‌های مغرضانه، ذهنیت جامعه را از دریافت‌های صحیح محروم سازند. این‌ها و دوستانشان همان‌هایی هستند که می‌خواهند ذلت سکوت را به زبان حقیقت تحمیل و راه نشر حقایق ناب مکتب ولایت را سد کنند. والله متم نوره.

 

اسفندیار دولت نهم با اسفندیار دولت دهم چه تفاوت هایی دارد؟

 این را می توان در سخنان جدید آقای مشایی یافت، مسئله ای  که در این چند ماه هویدا است تغییر رویکرد آقای مشایی در اظهار نظراتش است، او دیگر درباره سیاست خارجی و اسرائیل و مدیریت جهانی و... سخن نمی گوید؛ او از رابطه خدا و انسان می گوید، به نظر می رسد تغییر جایگاه مشایی و ارتقاء او در دولت دهم و نزدیکی بیشتر به احمدی نژاد، باعث شده که او با آزادی عمل بیشتری سخن بگوید

در این روزها شاید اوضاع به گونه ای باشد که هیچ کس به اظهارات آقای مشایی توجه چندانی نمی کند، برخی موافقان و مخالفان دولت از آقای مشایی دل خوشی ندارند، اما او همچنان بدون هیچ تردید و هراسی سخن می گوید و تاملاتش را که گفته می شود آمیزه ای است از اسلام و اومانیسم و لیبرالیسم و پلورالیسم و... به زبان جاری می کند

اسفندیار رحیم مشایی پس از جنجال بر پا شده برای معاون اولی چند ماهی سکوت کرد، و از پس خوابیدن غائله در دو ماه اخیر سکوت را با سخنان تر و تازه و حکیمانه گشوده است.

در 18 شهریور ماه بود که اسفندیار دولت در جلسه معارفه وزیر علوم به اظهار نظر پرداخت و فلسفه آفرینش انسان را این گونه تفسیر نمود: «نمی خواهم فلسفی صحبت کنم، ذوقی می گویم. خداوند به انسان بدهکار نبود که او را آفرید. ظاهرا خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفرید. دلش خواست شناخته شود. یک کسی را باید خلق می کرد که بتواند بشناسد. انسان اهمیتش به همین علم است. اگر علم را برداریم انسان حذف می شود. انسان را که حذف کنیم، دیگر نیازی به حذف خدا نیست، زیرا خدا دیگر خودش حذف شده است«.

وی سپس با تاکید به اهمیت علم ، معجزه امام دوازدهم(عج) را علم دانست، او در این باره گفت: «امام عصر (عج) پیامبر نیست که کسی از او معجزه بطلبد،قبول. اما اگر کسی امروز بیاید برای ایفای ماموریت تاریخی خود که هزار و چند صد سال از بروز و ظهور او گذشته است، آیا بشریت از او سند و مدرکی نخواهد خواست؟! حتما خواهد خواست. فکر کرده ام که اگر امام عصر امروز، فردا، 10 سال دیگر، صد سال دیگر یا ... بیاید آیا بشریت از او حجت طلب نخواهد کرد؟ بعید است که طلب نکند. اما آن حجت چیست؟ فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اگر بشریت از او حجتی طلب کند، "دانش" طلب خواهد کرد

مشایی در همین نقطه توقف نمی کند و به چگونگی ارائه علم از سوی امام زمان(عج) می پردازد. او می گوید: «بشر برای اثبات حجیت و سندیت نسبت به ادعای امام عصر (عج) از او دانش طلب خواهد کرد. دانش 27 واحد است. دو واحد تا زمان او است. معادله رشد دانش هم اهل ریاضیات می دانند که خطی نیست و دانش هر چه هست مربوط به اواخر است یعنی فقط کافی است آن حضرت یک واحد علم را عرضه کند که آن یک واحد علم به هیچ وجه قابل مقایسه با تمام ظرفیتهای علمی تاریخ بشریت نیست«.

این اظهارات مشایی واکنش اندکی را بر انگیخت. حجت الاسلام محمد غروی عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در این باره می گوید: «آقای مشایی از این حرف‌ها زیاد می‌زند، ایشان نه متخصص علوم دینی است و نه در حدی که از این حرفها بزند

محمد غروی به این نکته اشاره می کند که این سخنان مشایی متاثر از اومانیسم است و می گوید: «آقای مشائی اظهار نظرهایی می‌کند که بعضا متاثر از تفکر اومانیستی است و بوی تفکرات اگزیستانسیالیست‌ها از حرفهای ایشان استشمام می‌شود. وی که اسلام شناس نیست که این‌گونه سخن می‌گوید که هم برای خود و هم برای آقای احمدی نژاد مشکل ایجاد می‌کند

مشایی در همان روز 18 شهریور باز هم سخن گفت اما این بار درباره فلسفه محیط زیست اظهار نظر کرد، او در مراسم معارفه رییس سازمان محیط زیست گفت: «حفاظت از محیط زیست واجب عینی است اما اینکه فکر کنیم تنها سازمان محیط زیست است که می‌تواند مشکلات را حل کند و مسئول حفاظت از محیط زیست است خطای بزرگی است. حتی اگر دولت هم همه کارهای خود را تعطیل کند و روی مسائل محیط زیستی تمرکز کند باز هم آنچنان که باید حق مطلب ادا نمی‌شود.»

آقای رحیم مشایی دوم آبان ماه در جشنواره بین المللی فارابی درباره علوم انسانی گفت: «علوم انسانی وام‌دار جایگاه رفیع انسان است، اهمیت علوم انسانی از آن جهت است که مهمترین موضوع آفرینش یعنی انسان ارتباط دارد و علوم انسانی حوزه وسیع و گسترده‌ای را در بردارد. چگونگی زندگی انسان که وام‌دار استفاده از منابع طبیعی است، با نوع نگاهی که در علوم انسانی ارائه می شود ارتباط مستقیم دارد. تاریخ نیز فرازهای زیادی دارد و فرازهای تاریخی ارتباط با فرازهای انسانی دارد

در همان سمینار مشایی به بررسی جایگاه انسان پرداخت و طی سخنانی افکار موجود در باب انسان را به دو دسته تقسیم کرد و گفت : «نگاهی وجود دارد که در آن جایگاه انسان تا خدا ارتقا می ‌یابد، البته منظور بخش منفی آن و خدا شدن نیست، انسان از سرعت و جهش برای رشد برخوردار است اما در نگاه دیگر انسان تا مرز حیوانیت سقوط می کند که این نگاه راه را برای پرواز بسته است و انسان ناچار است در قفسی که برای او می ‌سازند، زندانی باشد.» 

مشایی انسان را به جایگاه خدایی می رساند و می گوید: «جهان مادی هم بی‌نهایت است و از هر سو که برویم پایانی وجود ندارد. انسان تا خدایی حرکت می‌کند. علوم انسانی هم باید این مبنا را مورد توجه قرار دهد و نخست مشخص کند که انسان کیست؟ تعاریف مختلفی در مورد انسان مطرح شده که همه این تعاریف به یک بعد انسان پرداخته است و به طور کلی انسان تلاش دارد تا خودش را از موقعیت حیوانی ممتار کند و بیرون بکشد. گر چه حیوان به نظر می‌رسد، اما حیوان نیست

این اظهار این گونه ادامه می یابد: «ما از انسان برتر در عالم نداریم و انسان اشرف مخلوقات است و هر تلاشی که برای تعظیم انسان انجام شود، مهمترین و بهترین کار است و علمی که انسان را کوچک کند، حجاب است. تلاش و تکریم خدا جز از تکریم انسان شدنی نیست

این اظهارات مشایی هم واکنش خاصی را به وجود نیاورد فقط محسن غفوری فرد در این باره گفته بود که مشایی بهتر است سخنان خود را تفسیر نماید. اما سوالی در این میان مطرح می شود، اگر این سخنان را شخص دیگری به زبان می آورد چه گونه با او برخورد می شد؟ 

سخنان فلسفی آقای مشایی در همایش دانشگاه های باز هم ادامه یافت، او که در سالن همایش های صدا و سیما سخن می گفت به تحلیل مسئله مدرنیسم و رابطه آن با دانشگاه پرداخت و مقوله عدالت آموزشی رابررسی کرد.

او باز هم به موضوع انسان بازگشت و گفت: «اگر انسان را به عنوان عنصر برتر آفرینش در جایگاه خدایی و آفریدگاری تبیین کنیم و معتقد باشیم که قد انسان تا خدا می‌تواند کشیده شود در این صورت بسیار وسیع‌تر وعمیق‌تر گذشته را نقد خواهیم کرد و انگشت اتهام را به سوی تاریخ نشانه خواهیم برد. تاریخ ، تصویر ناتمام، ناقص و فقیری است چرا که محیطی نامناسبی و بستری ناهموار برای شکل‌گیری و بروز استعدادهای انسانی بوده است. هر که تاریخی را آنچه هست پذیرفته یعنی نسبت به خدا متوهم بوده است و فقر تاریخی را به خدا نسبت داده است

در ادامه این همایش رئیس دفتر رئیس جمهور با اشاره به سخنرانی اش در یکی از دانشگاههای آمریکا افزود: «در آنجا گفتم چرا خدا محور وحدت انسانها نیست. و الان نیز تاکید می کنم که خدا محور وحدت انسانها نیست و حتی امروز هم بشر به وحدت نرسیده است چرا که اگر به وحدت رسیده بود این همه خونریزی و جنگ صورت نمی گرفت

وی این گزاره ی خود این گونه تحلیل می کند: «کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که انسان به خدا اعتماد داشته است، اما چرا خدا محور وحدت نشده است؟ من می گویم مشکل این است که به تعداد انسانها خدا هست و خدای هر انسانی با توجه به شناخته آن فرد از خدا با خدای فرد دیگر متفاوت است. ملت ها در طول تاریخ همواره یک خدا را نپرستیده اند چون انسانهاخداهای متفاوت دارند

اسفندیار رحیم مشایی در حالی این سخنان را بر زبان می آورد که هیچ کس به طور جدی به نقد گفته هایش نمی پردازد.گویی که بسیاری سخنان او را جدی  نمی گیرند. اما مسئله مهم این است که مشایی نزدیکترین فرد به آقای احمدی نژاد است و حداقل از این نظر نمی توان این حرف ها را جدی نگرفت.

در ایران ، از آن جا که به تخصص گرایی بهای لازم داده نمی شود ، خیلی ها به خود اجازه می دهند در مورد خیلی چیزها اظهار نظر کنند ولو آن که آن چیزها درست هم باشند. اظهارات فلسفی آقای مشایی هم ممکن است کم و بیش درست باشند اما آیا ایشان مجازند چنین اظهاراتی را در مجامع عمومی مطرح کنند ؟

به امید آن روز که در ایران ، هر شخص و شخصیتی در قلمرو تخصص و جایگاه حقوقی و اجتماعی خود ، تنها به اظهار نظر های تخصصی خویش بسنده کند؛ روحانیون چنین کنند، دانشگاهیان بدین منوال عمل کنند و اهل سیاست چنین نیز باشند

 

دیدار دو بازیگر مشهور با مشایی در پاستور

مهناز افشار و مهتاب کرامتی، دو بازیگر مشهور سینما روز چهارشنبه در نهاد ریاست جمهوری با اسفندیار رحیم مشایی دیدار کردند.
به گزارش الف، این دیدارها بصورت جداگانه برگزارشده و از محتوای آن هنوز اطلاعاتی منتشر نشده است.
اسفندیار رحیم مشایی که مشاور فرهنگی رئیس جمهور و رئیس کمیسیون فرهنگی دولت نیز می باشد، اخیرا دیدارهای خود را با بازیگران مشهور سینما افزایش داده است.
هفته گذشته مشایی از نمایشگاه عکس رضا کیانیان، دیگر بازیگر مشهور سینما نیز در نگارخانه «نوروز هنر» در خیابان گاندی تهران بازدید کرد.
بازدید غیر منتظره مشایی از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی در آذرماه گذشته و خرید یکی از تابلوهای گرانقیمت این هنرپیشه مشهور نیز برای مدتی توجه رسانه ها و محافل سیاسی-مذهبی را به خود جلب کرد.
اسفندیار رحیم مشایی، علاوه بر ریاست دفتر رئیس جمهور، رئیس نهاد ریاست جمهوری، رئیس کارگروه هماهنگی مناطق آزاد در دولت، مشاور فرهنگی رئیس جمهور و رئیس کمیسیون فرهنگی دولت نیز هست.



دیدارهای مشایی با بازیگران مشهور سینما با مسئولیت فرهنگی وی در دولت بی ارتباط نیست اما دلیل این ملاقاتها و نیز محتوای مذاکرات انجام شده در این دیدارهای خصوصی هنوز اعلام نشده است.

رئیس‌جمهور تکلیف خود با مشایی را روشن کند

تابناک: رییس کمیسیون حقوقی و قضاییی مجلس با انتقاد از اظهارات اخیر مشایی در خصوص مدیریت پیامبران، به وی توصیه کرد در کار خدا دخالت نکند.
علی شاهرخی رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس درگفت وگو با خبرنگار سرویس سیاسی«فردا » اظهار داشت: هر کسی که ذره ای مومن وموحد باشد موضوع نبوت وعصمت پیامبران را قبول دارد.
وی افزود: آقای مشایی با اظهاراتش نشان داد که هیچ درکی از مسئله نبوت ندارد چرا که هر کس مدیریت پیامبران را زیر سوال ببرد خدا را زیر سوال برده است.
وی با تاکید بر اینکه رییس جمهور باید تکلیف خود را با رییس دفترش مشخص کند،افزود: متاسفانه رییس جمهور توجهی به اظهارات مشایی وحواشی بعد از آن ندارد.
رییس کمیسیون حقوقی وقضایی مجلس با تاکید براینکه اظهارات مشایی کار غیر شرعی وناپسندی بود، خاطرنشان کرد :مردم وقتی می بییند مسولی در نظام جمهوری اسلامی به خود اجازه دخالت در کار خدا را می دهد وکسی برخورد جدی با او نمی کند، سرخورده می شوند.

مشایی دچار کج فهمی شد

علی رضا سلیمی عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس هم با انتقاد ازاظهارات مشایی سخنان او را نوعی کج فهمی از مسائل دینی دانست.

سلیمی در گفتگو با خبرنگار سرویس سیاسی«فردا» افزود: زیر سوال بردن مدیریت پیامبران الهی به هیچ عنوان جایزنیست وآقای مشایی باید با پس گرفتن حرف خود از متدینین جامعه عذرخواهی کند.
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس اظهارداشت: زمانی که خبر اظهارات آقای مشایی در مورد حضرت نوح(ع) را خواندم آرزو داشتم خبر دروغ باشد و مشایی به تکذیب آن بپردازد ولی با سکوت ایشان تاسف خوردم از اینکه رییس دفتر رییس جمهور چنین فردی است.
وی در پاسخ به سوالی درباره هزینه های تحمیلی این گونه ادعاها بر دولت و جریان اصولگرا تصریح کرد؛ سخنان وی بیش از حد احمدی نژاد را اذیت می کند که در این زمینه بعید می دانم هواداران واقعی احمدی نژاد از این موضوع راضی باشند.
سلیمی در پاسخ به این سوال که رئیس جمهور در واکنش به سخنان رئیس دفترش چه اقدامی باید انجام دهد، گفت: اگر مشایی چنین سخنانی را گفته باشد رئیس جمهور باید در مورد وی تجدید نظر کند.


علم الهدی به مشایی: بهتر است کمی قرآن بخوانی

تابناک: خطیب جمعه مشهد تاکید کرد: تهاجم به کیان دین را از سوی هیچ جناح و جریانی حتی اگر طرفدار آن باشیم، برنمی‌تابیم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه خراسان، حجت‌الاسلام و المسلمین "سید احمد علم‌الهدی" در خطبه‌های عبادی سیاسی نماز جمعه امروز مشهد، با تسلیت شهادت دکتر "مسعود علی‌محمدی"، استاد دانشگاه تهران، گفت: به شهادت رساندن شخصیت‌های برجسته علمی و ذخایر ارزشمند نظام، نشانگر تهاجم همه‌جانبه دشمن به ماست.
وی پیام به شهادت رساندن دکتر علی‌محمدی را، حمله دشمن به دو کیان علمی و دینی که هویت‌بخش جامعه هستند، دانست و افزود: امروز که کشور در عرصه‌های علمی و فن‌آوری به اوج استقلال رسیده است و سیادت علمی خود را به همگان نشان می‌دهد، دشمن کیان علمی ما را مورد تهاجم قرار داده است و با کمال بی‌باکی یک انسان معتهد و دانشمند را مورد تهاجم قرار می‌دهد.
خطیب جمعه مشهد، حادثه روز عاشورا را نیز مصداق تهاجم به کیان دینی خواند و افزود: طبق تاکید قرآن، همه وظیفه داریم تا جایی که تهاجم است، به دفاع بپردازیم و اگر در دفاع کوتاه بیاییم، شکست خواهیم خورد.
وی افزود: توهینی که رییس دفتر رییس‌جمهور با وجود داعیه دوستی ائمه(ع)، به انبیا اولوالعزم کرد، از نظر ما در رده تهاجم به دین است.
وی با اشاره به سخنان اسفندیار رحیم مشایی، در جشنواره علوم پزشکی خوارزمی، افزود:اصلا چه لزومی دارد که در یک جشنواره پزشکی بحث مدیریت انبیا مطرح شود؟ آیا شما این انبیا را می‌شناسی؟ اصلا ایشان چه کاره‌اند که مدیریت انبیا را تشخیص دهند؟

وی با تاکید بر اینکه مدیرتر از حضرت نوح(ع) نداریم، افزود: حضرت نوح 950 سال برای نجات بشریت در رسالت خود استقامت کرد و اگر ایشان نبودند، بشریت روبه انقراض می‌رفت و مدیریت حضرت نوح(ع) بود که انسان را از انقراض نجات داد.

وی خطاب به رحیم مشائی گفت: بهتر است شما کمی قرآن بخوانی، آیا شما می‌دانی عیسی(ع) چه کرده است که از مدیریت او ایراد می‌گیری؟ مگر کارشناسی؟!

علم‌الهدی در رابطه با مدیریت حضرت عیسی(ع)، گفت: زمانی که یهودیان از مشرکان و بت‌پرستان نیز هم بدتر شده بودند و دست به قتل و غارت مردم، آن هم به اسم دین و به عنوان امری مقدس زده بودند، عیسی(ع) یهود جنایتکار را تبدیل به اقلیتی کرد که پس از 2000 سال همچنان یهودیان در اقلیت هستند.

خطیب جمعه مشهد با تاکید بر اینکه مردم از رای خود به احمدی‌نژاد راضی هستند، افزود: مردم در دوره نهم انتخابات ریاست‌جمهوری، ایشان را به عنوان فردی متدین شناختند و به او رای دادند و بعد از چهار سال با مشاهده تلاش و جدیت خستگی‌ناپذیر، صداقت، استکبارستیزی و وابستگی به ارزش‌های دینی، دوباره ایشان را انتخاب کردند و همچنان پای رای خود ایستاده‌اند.

وی با اشاره به بحث نبوت عامه و نبوت خاصه، تاکید کرد: کسی که نبوت پیامبر خاتم(ص) را قبول دارد، باید نبوت پیامبران دیگر را نیز قبول داشته باشد و این مسائل جزو ارزش‌های اعتقادی است.

شجونی: با مشایی مناظره می‌کنم

تابناک: حجت‌الاسلام والمسلمین جعفر شجونی با اشاره به سخنان اخیر مشایی در خصوص پیامبران و اینکه مدیریت درستی نداشته اند، به خبرنگار سرویس سیاسی «فردا» گفت: نمی دانم چه کسی به این آقا گفته که درباره مسائلی که هیچ ارتباطی به ایشان ندارد اظهار نظر کند؟ حرف‌های مشایی به چه درد این مملکت می‌خورد؟ ما نیازی به سخنان این آقا نداریم.

این عضو جامعه روحانیت مبارز با تاکید بر اینکه سخنان مشایی هیچ چیز از مملکت را اصلاح نمی کند، به وی توصیه کرد که حرف اضافه نزند.

شجونی اظهار داشت: هرکس مسئول زبان خودش است اما نباید هر چیزی از این زبان شنیده شود، همان طور که من نباید درباره مسائل هسته‌ای صحبت کنم، افرادی همچون مشایی هم باید به کارهای خود رسیدگی کنند و از دخالت در چنین مواردی خودداری کند.

وی گفت: در همه شهرهای ایران از 30 سئوال مردم، 15 سئوال در رابطه با مشایی است، ولی متاسفانه ما هیچ پاسخی نداریم که به مردم دهیم و تنها با این جواب ها از مخمصه به در می شویم: متن سخنان مشایی را ندیده ام، شاید اشتباهی در انتشار خبر باشد و ...

شجونی که به شدت از این سخنان مشایی گله مند بود، وی را به مناظره دعوت کرد و افزود: وی را به مناظره دعوت می‌کنم تا شاید در این مناظره و گفتگو حقایقی را برایش روشن سازیم.

مشایی باید توبه کند

فارس: عضو جامعه‌مدرسین حوزه علمیه قم با انتقاد از ادعاهای اخیر مشایی تاکید کرد: این گونه‌ادعاها حوزه‌های علمیه را به واکنش شدید وا می‌دارد.

آیت‌‌الله حسن ممدوحی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در واکنش به ادعاهای اخیر اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر احمدی‌نژاد افزود: در صورت صحت خبر، مشایی باید توبه کند زیرا سخنانش کاملا نادرست است.

وی در پاسخ به سئوالی درباره هزینه‌های تحمیلی این‌گونه ادعاها بر دولت و جریان اصولگرا، تصریح کرد: سخنان وی بیش از حد احمدی‌نژاد را اذیت می‌کند که ما راضی نیستیم.

آیت‌الله ممدوحی در جواب این پرسش که رئیس جمهور در واکنش به سخنان رئیس دفترش چه اقدامی باید انجام دهد، گفت: اگر مشایی چنین سخنانی را گفته باشد رئیس‌جمهور باید در مورد وی تجدید نظر کند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در خصوص اظهار نظر افراد غیر کارشناس در امور مذهبی، خاطر نشان کرد: این عمل مانند کار فردی است که جراح قلب نباشد و قلب بیماران را معاینه کند و در حقیقت سخن گفتن در مورد موضوعات مذهبی تخصص می‌خواهد و تحصیلات حوزوی 30 سال طول می‌کشد.

این استاد حوزه در پاسخ به این سوال خبرنگار فارس که آیا حوزه‌های علمیه از سخنان مشایی در خصوص پیامبران مطلع هستند یا خیر، گفت: اگر حوزه‌های علمیه از سخنان رئیس دفتر رئیس جمهور اطلاع یابند با واکنش شدید مواجه خواهد شد.

مشایی : بوعلی‌سینا نباید افتخار هزارساله باشد

رئیس دفتر احمدی‌نژاد گفت: شاید بوعلی‌سینا در عصر خود قامتی برجسته داشته اما قرار نیست افتخار هزار سال بعد آدمیان نیز باشد و این نشانه فقر انسان‌ها در دهه‌های بعدی است چرا که نشان می‌دهد فرصت شکوفایی در دوره‌های متعدد پدید نیامده است.

مشایی گفت: اگر امروز به افرادی مانند رازی و ابوعلی‌سینا افتخار می‌کنیم به طوری که قد آنها از اعماق تاریخ بیرون است برای بلندی قد آنها نیست بلکه کوتاهی قد نسل‌های بعدی آن را نمایان کرده است. شاید بوعلی‌سینا در عصر خود قامتی برجسته داشته اما قرار نیست افتخار هزار سال بعد آدمیان نیز باشد و این نشانه فقر انسان‌ها در دهه‌های بعدی است چرا که نشان می‌دهد فرصت شکوفایی در دوره‌های متعدد پدید نیامده است.

حضرت نوح با 950 سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است. آمدن پیامبران در طول تاریخ برای تمام شدن دوره‌های قبلی پیامبری بوده است اگر هر پیامبر مدیریت درستی می‌کرد عدالت برقرار می‌شد!!!!!!!!

سفر مجدد یک مقام ارشد به هندوستان
به رغم حساسیت بالای مقامات امنیتی کشورمان به سفرهای پیاپی یک مقام ارشد به هندوستان، دهلی نو اخیرا باز هم میزبان این مقام ارشد بود.

به گزارش جهان ،در این سفر که جنبه کاملا غیر رسمی و غیر کاری داشته این مقام ارشد موفق شد با مسئولان بلند پایه هندی دیدار و مذاکره کند.

در جریان ورود این مقام ارشد به هند که بدون برنامه ریزی قبلی و رعایت آداب و تشریفات کنسولی و دیپلماتیک صورت گرفت، تاکید و درخواست این مقام ارشد از مسئولان سفارت ایران برای تنظیم دیدار با مقامات عالی رتبه هندی با مقاومت سفیر مواجه شد. بطوری که سفیر تنظیم چنین دیداری را در این مدت کوتاه و بدون هماهنگی قبلی غیر ممکن عنوان کرد. اما پس از اصرار این مقام ارشد در انتقال این درخواست به مقامات هندی سفیر در کمال تعجب و ناباوری شاهد موافقت دولت هند با این دیدار در روز دوم سفر بود و این ملاقات صورت گرفت.

در این دیدار پس از یک ساعت مذاکره و گفتگوی علنی که یکی از مسئولان سازمان میراث فرهنگی در دولت اصلاحات هم این مقام ارشد را همراهی می کرد، دو طرف هندی و ایرانی یک جلسه خصوصی و محرمانه یک ساعته را هم در برنامه دیدار خود قرار دادند.

این سفر در حالی صورت گرفت که نهادهای امنیتی پیش تر بارها در خصوص اهداف این سفر و تردد بی شمار این مقام ارشد به هند هشدار داده بودند.

مشایی اغلب مطالب منتشر شده به نقل از خود را تکذیب کرد
اظهارات مشایی درباره مدیریت انبیاء، رژیم صهیونیستی و مرتاض هندی

خبرگزاری فارس: اسفندیار رحیم مشایی درباره تدریس در محافل مذهبی از سن 14 سالگی، محوریت خدا در وحدت، دلایل اظهار نظر تخصصی در مسائل دینی، شکایت از روزنامه کیهان، مدیریت جامع انبیاء، رژیم صهیونیستی، تماس با مرتاض هندی و جن کرمانی توضیحاتی ارائه داد.


به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، اسفندیار رحیم‌مشایی مشاور و رئیس دفتر رئیس‌جمهور که در جلسه هفتگی جامعه اسلامی وعاظ جهت پاسخگویی به سوالات روحانیون این تشکل حاضر شده بود، در ابتدای سخن خود ضمن قرائت دعای الهم‌ عجل لولیک الفرج .... اظهار داشت: خداوند را شاکرم که توفیق حضور در این مراسم را عطا فرمود.
وی با بیان اینکه در برخی جاها خوانده‌ام که مشایی بنیانگذار یک مکتب خاص است، افزود: من از بچگی پای منبر بزرگ شده‌ام و با روحانیون و علما آشنا بودم. می‌دانم که قاطبه علمای ما به لحاظ اقتصادی در طبقه متوسط جامعه قرار داشتند البته باید گفت که بعد از انقلاب اسلامی علمای ما به لحاظ اقتصادی تحت فشار بیشتری قرار گرفتند.

**من از پیامبر و معصوم نقل می‌کنم

مشایی با بیان اینکه در واکنش به اظهارات من برخی‌ها گفته‌اند که من چرا حرف می‌زنم، برخی‌ها گفته‌اند که نباید در اموری که سررشته ندارم وارد شوم،‌افزود: هر کسی که حرف می‌زند از سر ادعای فضل و فضیلت نیست ما از پیامبر اسلام نقل می‌کنیم، از معصوم نقل می‌کنیم. کسی ادعای امامت و معصومیت نمی‌کند. اگر قرار باشد که هر کسی که برای100 نفر صحبت می‌کند، آن 100 نفر بشنوند و حرف‌های حقیقت را به دیگران منتقل نکنند، کار به جایی نمی رسد.
رئیس دفتر رئیس‌جمهور با بیان اینکه ما تکلیف داریم تا در راستای توسعه اندیشه‌های دینی تلاش کنیم و یکی از این راه‌ها بیان است، خاطرنشان کرد: این بیان ممکن است،‌هم اقرار باشد و هم تاکید و یا از جهت تنویر باشد.
وی با بیان اینکه بنده به عنوان کسی که از بچگی پای درس علما و روحانیون بوده‌ام، اعتقاد دارم خداوند نور ایمان را از دوران کودکی در من قرار داده است، افزود: من از سن 13 سالگی در مساجد و به دستور روحانیون مساجد سخنرانی می‌کردم، در سن 14 سالگی در مدرسه کلاس درس مذهبی برگزار کرده بودم.
مشاور رئیس‌جمهور گفت: من بدون مقدمه می‌خواهم بگویم اگر کسی آمد و گفت که من شاگرد این مکتب هستم فهمی که به صورت کتبی و یا شفاهی از علما پیدا کرده‌ام را می‌خواهم به عنوان شاگرد مکتب بیان کنم دلیلی بر مدعی بودن من نیست.

وی افزود: ما مدعی هستیم که مکتب‌ ما اقناع می‌کند جان‌های ما را، مکتب ما،‌عقل ما را ارضا می‌کند، دل ما را سیراب می‌کند و ما از سر عقل و محبت و عشق می‌گوییم که مکتب ما حیات بخش است.
مشایی خطاب به روحانیون جامعه وعاظ گفت: اگر شما به عنوان مبلغان دین چنین بحث‌هایی را بکنید، می‌گویند شما مبلغ هستید و می‌گویید، اما اگر من به عنوان مهندس،پزشک یا یک سیاستمدار بگویم نشان ادعای من نیست بلکه نشانه تاثیر کار اهل علم است. این محصول تلاش علماست.
وی افزود: اگر من به عنوان شاگرد کوچک مکتب علما، اندیشه علما را ابلاغ کنم و نشر بدهم این خوب است یا بد. باید بگویم از خوب و بد گذشته. این یک تکلیف است. اما یک شرط دارد و شرطش این است که آنچه که می‌گوییم باید بر منطق اندیشه اسلامی باشد و در چارچوب‌های جهان بینی توحیدی اسلامی شیعی ناب باشد.

مشاور رئیس‌جمهور با بیان اینکه هر کس به هر چه که می‌گوید مسئول است، یادآور شد: نباید به کسی گفت که تو چرا حرف می‌زنی، خوب او باید حرف بزند. ما باید بگوییم در جامعه بگوییم و بیان کنیم تا دشمن از اینکه ادعا می‌کند دین ناکارآمد است، مایوس شود.
مشایی با بیان اینکه ما باید حتما حرف بزنیم اما درست حرف بزنیم، گفت: اگر کسی آمد و گفت: این حرفی که شما زدید اشتباه است این طور باید پاسخش را داد که ممکن است کسی مثل من حرف‌هایی را بزند که اشتباه نیز در آن موجود باشد. شما علما نیز ممکن است در بین خودتان اختلافاتی در این مورد که به فلسفه گرایش داشته باشید یا نه، مباحث فقهی داشته باشیم.

**منطق علم این نیست که به کسی بگویند چرا حرف می‌زنی

رئیس دفتر رئیس‌جمهور با بیان اینکه روشی که در حوزه‌های ما به شکل سنتی است، اما متاسفانه در دانشگاه‌های ما نیست، این است که در حوزه، علم را از طریق عشق و تکلیف یاد می‌گیرند و در خصوص آن مباحثه می‌کنند. تا آجر به آجر در کنار هم بنشیند تا مستحکم بالا بیاید، تصریح کرد: پس منطق علم این نیست که به کسی بگویند،چرا حرف می‌زنی اما لازم است که با کمال حساسیت همه حرف‌ها را بشنویم و دقیق باشیم که خدای ناکرده یک رگه‌ای از جهل و تزریق به نام دین مطرح نشود تا سرآغاز یک انحراف باشد.

*به عنوان شاگرد این مکتب مطالبی را در خصوص دین، خدا، جامعه دینی، نظام دینی و آینده گفته‌ام و خواهم گفت

مشایی با بیان اینکه بنده به عنوان شاگرد این مکتب مطالبی را در خصوص دین، خدا، جامعه دینی، نظام دینی و آینده گفته‌ام و خواهم گفت، افزود: من نمی‌خواهم بگویم رئیس دفتر فردی به نام احمدی‌نژاد هستم که من او را به عنوان خالص‌ترین آدم‌های امروز روی کره زمین یافتم و من ذره‌ای احساس گرایش به نفس و هوای نفس را در رئیس‌جمهور نمی‌بینم.

**اگر خطایی در بحث‌های من وجود دارد، سکوت نکنید و آن را مطرح کنید

وی با بیان اینکه شهید بهشتی و شهید مطهری به واعظ بودن افتخار می‌کردند، گفت: من از روحانیون حاضر می‌خواهم در بحث‌های عقیدتی که می‌کنم هر کجا اشکال دیدند به آن اعتراض کنند. خواهش می‌کنم اگر خطایی در بحث‌های من وجود دارد، سکوت نکنید و آن را مطرح کنید.
مشاور رئیس‌جمهور با بیان اینکه ما متاسفانه با دو گروه امروز مواجهیم،‌گفت: یک گروه سانسورگر که پشت پرده نشسته و احزاب فراوانی در اختیار دارد، و گروه دیگر که ظاهر ولایت‌مدار دارد اما باطنش متفاوت است. البته گروه دیگری نیز وجود دارد که نمی‌توانم بگویم باطنش ولایتمدار نیست اما آتش بیار معرکه است.
مشایی با اشاره به سخنرانی خود در مراسم تودیع و معارفه وزیر علوم گفت: در این جلسه که تعداد قابل توجهی از فضلای حوزه و اساتید دانشگاه حضور داشتند، من بحثی را مطرح کردم که خلاصه این بحث این بود که خداوند عالم را آفرید چون می‌خواست شناخته شود، اگر شناخته شود آفرینش را انجام داده است.آفرینش هم مشخص است که انسان گل سرسبد عالم است و اگر انسان خلق نشود خدا شناخته نمی‌شود.

**شناخت خدا خلقت را حکیمانه می‌کند

وی افزود: من گفته بودم که اگر همه آفرینش منجر به این شود که انسان خدا را بشناسد بنابراین شناخت خدا خلقت را حکیمانه می‌کند و اگر شناخت خدا حاصل نشود خلاف حکمت است حالا ما نمی‌توانیم کار خلاف حکمت را به خدا نسبت دهیم پس نتیجه می‌گیریم که الزاما باید کار زندگی و هستی به شناسایی و معرفت انسان به خدا منجر شود. همه کسانی که از انبیاء و اولیا آمده‌اند همه ماموریتشان همین بود.

**قیمت گذاشتن روی انسان قیمت گذاشتن روی خداست

مشایی با بیان اینکه انسان موجودی بزرگی است و خیلی قیمت دارد گفت: قیمت گذاشتن روی انسان قیمت گذاشتن روی خدا است. نه اینکه بگوئیم قیمت خدا چند است. یعنی ما ارزش خدا را از طریق ارزش انسان می‌فهمیم چرا که خودش گفته "و تبارک‌الله احسن‌الخالقین ".
مشاور رئیس جمهور با بیان اینکه انتظار داریم هرکاری متناسب با فاعل آن کار باشد، گفت: خدا وقتی به انسان افتخار می‌کند، این نشان می‌دهد که ما باید به سراغ این آدم برویم، این آدم باید شناخته شود، این آدم باید عزیز شود.
وی تمام دستورات و احکام اسلام را در راستای بزرگ کردن انسان دانست و گفت: یک مثلث تشکیل شده از انسان، جهان و خداوند وجود دارد که ما باید خودمان را بشناسیم، تا ظرفیت پیدا کنیم.

**اگر بخواهیم خدا بزرگ شناخته شود، باید انسان شناخته شود

مشایی برای اینکه اگر بخواهیم خدا بزرگ شناخته شود، باید انسان شناخته شود گفت: اگر علم بشر را توسعه ندهیم اخلاقیات آن نیز توسعه نخواهد گرفت.
وی افزود: عرض من این است، اگر مهدی‌(عج) ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد کند به توسعه علم خواهد پرداخت. چرا که اصل توسعه علم بعد از ظهور امام زمان است.

* من می‌گویم بودن انسان ربطی به بودن خدا ندارد

وی با بیان اینکه در برخی از سایت‌ها نوشته شده بود که مشایی گفته است اگر انسان نباشد خدا حفظ خواهد شد، گفت: این بحث کاملا روشن است من می‌گویم بودن انسان ربطی به بودن خدا ندارد. بودن انسان که معلول است چه ربطی به بودن خدا دارد. این وجود ماست که به بودن خدا وابسته است.
این سخنرانی در حالی ادامه داشت که برخی از روحانیون با قطع کردن سخنان مشایی، به وی اعتراض می‌کردند که چرا به سؤالهای آنها پاسخ نمی‌دهد و مقدمه را تا این حد طول داده است.البته یکی از حاضرین گفت مردم انتظار دارند مسئول دفتر ریس جمهور تنها به خدمتگذاری بپردازد و از این سخنان غیر تخصصی پرهیز کند که این گفته، موجب احسنت احسنت گفتن حاضرین شد.
وی همچنین در خصوص اظهاراتش در مورد مدیریت انبیاء نیز گفت: به چه کسی جایزه می‌دهند که اگر بخواهد مدیریت حضرت نوح را زیر سئوال ببرد؟ اینکه برای بنده که رئیس‌دفتر رئیس‌جمهوری چون احمدی‌نژاد که ارزش‌های اسلامی نقطه آرمان وی و بازگشت به ارزش‌های امام و اسلام ناب افتخارش است چگونه امکان دارد.

**این نظام اگر بخواهد برقرار بماند باید اندیشه دینی را توسعه بدهد

مشایی با بیان اینکه مقام معظم رهبری جملات زیادی در تایید دولت احمدی‌نژاد بیان داشته است گفت: بحث من در مرکز همایش رازی این بود که انقلاب اسلامی آمده است تا تفکر دینی را احیاء کند و این ماموریت ما است. جمهوری اسلامی نظامی است که مدیریت می‌کند تا احیای دین صورت بگیرد.
رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور با بیان اینکه احیای دینی باید با معرفت صورت بگیرد، خاطر نشان کرد: این نظام اگر بخواهد برقرار بماند باید علم دینی و اندیشه دینی را توسعه بدهد و این مدیریت و برنامه‌همراه با جهت‌گیری و منابع را لازم دارد.

**معلمی اخلاق یکی از وجوه انبیاء بوده است

مشایی گفت: من در سخنرانی خود گفتم درست است که معلمی اخلاق کار بزرگی است اما پیامبران معلم اخلاق نبودند و معلمی اخلاق یکی از وجوه انبیاء بوده است. پیامبر مدیر جامع است ( البته پیامبرانی که رسالت داشتند) یعنی باید نظام را او برقرار کند. او باید اقتصاد، سیاست‌خارجی را مدیریت و عدالت را برقرار کند.

**حضرت عیسی کجا مدیر بود، از اینجا به آنجا فرار می‌کرد

وی با بیان اینکه حضرت عیسی سی و چند سال پیامبر بودند گفت: آیا حضرت عیسی که پیامبر بود مدیر هم بود؟ حضرت عیسی کجا مدیر بود، حضرت عیسی که از اینجا به آنجا فرار می‌کرد، حضرت عیسی در تهدید قتل بود، در مضیقه بود، در محدودیت بود ما نباید حساب جامعه دوران حضرت مسیح را به پای حضرت بنویسیم.
مشایی گفت: من در سخنرانیم گفتم که فرض کنید حضرت عیسی را نمی‌کشتند کسی می‌توانست بگوید حضرت عیسی 300 سال پیامبری نمی‌کرد، حضرت موسی می‌توانست 500 سال پیامبری کند.

** اعتراض روحانیون به مشایی به جهت طفره از سؤالات

در ادامه این مراسم روحانیون حاضر از مشایی خواستند تا در این خصوص بیشتر توضیح ندهد و به سئوالات مکرر آنها پاسخ دهد. که مشایی در جواب برخی از آنها که معتقد بودند سخنان مشایی با سخنان گذشته‌اش در تعارض است گفت شما به نوار سخنان من رجوع کنید من انچه را که الان می‌گویم را در گذشته نیز گفته بودم البته مشایی در خصوص چگونگی پیدا کردن نوارهای سخنرانیش توضیحی نداد و گفت متاسفانه در خصوص سخنرانی‌های من واقعیت به صورت آنچه که گفته می‌شود منتشر نمی‌شود.
مشایی در پاسخ به سئوال روحانیون مبنی بر اینکه چرا خدا را عامل وحدت ندانسته بود گفت: علت اینکه بشر در طول تاریخ در کنار هم قرار نگرفته و به وحدت نرسیده و در برابر هم قرار گرفته و جنگ و ستیز به راه انداخته است. نشانگر این است که آنها خدای واحد را آنگونه که باید بشناسند، نشناخته و به آن ایمان نیاورده‌اند.

**علت عدم وحدت نبود توحید است

وی با بیان اینکه نتیجه کلمه توحید، توحید کلمه است گفت: علت عدم وحدت نبود توحید است و راه صلاح بشر بازگشت به توحید است. مشایی معتقد است که رسانه‌ها مطالب وی را درست منعکس نمی‌کنند و در صورت ارسال جوابیه، جوابیه وی منتشر نمی‌شود اما مطالبی را که می‌گویم را همه منتشر می‌کنند.

**یک روحانی معترض خطاب به مشایی: سخنان شما چه مشکلی را حل می‌کند

یکی از روحانیون معترض به سخنان مشایی خطاب به وی گفت که شما مدعی هستید از سن 13 سالگی سخنرانی می‌کنید . آقای رحیم مشایی این درست است که با سخنان شما روزنامه‌ها و مردم حساس شوند و در این وضعیت شرایط برای دولت سخت شود. آیا فقر و بیکاری مشکلات مردم حل شده است که شما با این اظهارات خود بر سر راه دولت و نظام مانع درست می‌کنید؟ من به شما دوستانه می‌گویم و به شما پیشنهاد می‌دهم که یک سال در خصوص این موضوعات سخن نگویید، شما رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور هستید و کار خودتان را انجام دهید.
البته این معترض به سخنان مشایی بعد از اعلام اعتراض خود مورد تشویق حاضرین در جلسه قرار گرفت تا اینکه مجری برنامه از حاضرین بخواهد با ذکر صلوات سکوت را در جلسه حاکم کند تا مشایی به ادامه سخنان خود بپردازد.

**احمدی‌نژاد بگوید حرف نزن، حرف نمی‌زنم

مشایی گفت: برخی‌ها به من می‌گویند که اظهاراتم موجب حمله برخی‌ها به احمدی‌نژاد می‌شود، حالا باید گفت که احمدی‌نژاد به من بگوید که حرف نزن من حرف نمی‌زنم، من که ماموریت فردی ندارم و به طور طبیعی اگر از دولت بیرون آمده‌ام به عنوان یک مهندس هر گونه که دلم بخواهد حرف می‌زنم.
این جمله مشایی باز هم موجب تنش در جمع حاضرین شد و برخی از حاضرین خطاب به وی اعتراض خود را اعلام کردند. اما مشایی در پاسخ به این معترضان گفت: آقای احمدی‌نژاد می‌گوید که برخی‌ها می‌خواهند که تو حرف نزنی.

**فرد 400ساله نداریم که مرتاض 400ساله داشته باشیم،جن کرمانی؟! من مازندرانی‌ام

یکی از حاضرین از مشایی خواست تا به طور شفاف ماجرای مرتاض 400 ساله هندی را توضیح بدهد که مشایی گفت: من از شما سئوال می‌کنم آیا انسان 400 ساله داریم. که یکی از حاضرین گفت البته ما جن کرمانی هم شنیده‌ام در این خصوص لطفا توضیح بدهید، که مشایی گفت : جن کرمانی اگر وجود داشته باشد مربوط به برخی از افراد است من که مازندرانی هستم.
وی افزود: من رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بوده‌ام، قبل از آن هم مدیر شبکه رادیو بودم و البته مدیر رادیو پیام نیز بوده‌ام. این آقایی که امروز موسسه آینده روشن را مدیریت می‌کند خوب می‌داند که این موسسه را من بنیان گذاشتم.

** رادیو پیام بعد از حضور من در آنجا به جای موسیقی به مهدویت پرداخت
**شب‌های جمعه یک برنامه رادیوی 4ساعت در مورد امام زمان بحث می‌کرد

مشایی گفت: رادیو پیام رادیو موسیقی بود، اما زمانی که من مدیریت این رادیو را بدست گرفتم، بررسی کنید، تا ببیند تا مشخص شود در یک روز چند بار در خصوص ساحت مقدس مهدویت صحبت می‌شد، یکی از برنامه‌های پر شنونده رادیو در شبهای جمعه چهار ساعت فقط بحث امام زمان را مطرح می‌کرد.

**پیش از اینکه ما به شهرداری تهران بیاییم تهران چگونه بود

وی با بیان اینکه در شهرداری ما چند موسسه مذهبی راه‌اندازی کردیم، این سئوال را که تهران را چه کسی متحول کرد را مطرح کرد و یادآور شد: پیش از اینکه ما به شهرداری تهران بیاییم تهران چگونه بود در زمانی که آقای احمدی‌نژاد در شهرداری بودند من مدیر امور فرهنگی شهرداری بودم.

**پیشنهاد یک معترض به مشایی، من به اندازه وزن‌تان کتاب و مقاله دارم

یکی از حاضرین خطاب به مشایی گفت اگر شما علاقه به نظریه‌پردازی دارید به کار نظریه‌پردازی مشغول شوید ما که پای سخنرانی شما نشستیم روحانیون معمولی نیستیم. بنده به عنوان یک روحانی به اندازه وزن شما کتاب و مقاله دارم.

* یک روحانی خطاب به مشایی: این اظهارات موجب تضعیف دولت احمدی‌نژاد می‌شود

یکی دیگر از حاضرین که معتقد بود سخنان مشایی غیر تخصصی است و از حوزه دانش وی خارج است خطاب به مشایی گفت شما با این اظهاراتتان موجب تضعیف دولت آقای احمدی‌نژاد شده‌اید که برخی دیگر از روحانیون در حمایت از وی این سخنان را تکرار کردند تا نظم جلسه باز هم دچار اخلال شود و صلوات بر محمد و آل محمد سکوت را در جلسه حاکم کند. اما مجری جلسه که قصد داشت بعد از صلوات جلسه را آماده سخنرانی مشایی کند یکی از حاضرین خطاب به مشایی گفت آقای مشایی نمی‌خواهی در خصوص سئوالات ما پاسخ دهید؟ در خصوص سئوالمان در مورد اسرائیل جوابی نداری که بگوی و یا نمی‌خواهی جواب دهید که در این حال شعار مرگ بر اسرائیل طنین‌انداز این مراسم شد.
مشایی که بعد از دقایقی به جهت اعتراض روحانیون مجبور به سکوت شده بود در خصوص سئوالات مکرر روحانیون در مورد رژیم صهیونیستی، گفت: دو روز قبل از آن روزی که من آن جمله را در خصوص اسرائیل در مراسمی که در شمال کشور به مناسبت گرامیداشت شهدا برگزار شده بود گفتم که شهدا زنده‌اند و نتیجه خون‌های شهدا ثمر داده است و اسرائیل مرده است اما هنوز تشییع جنازه نشده است. من شاید حداقل صدها سخنرانی علیه اسرائیل کرده‌ام اما شما ببینید شاید جمله من در این خصوص اشتباه باشد که اشکالی دارد. شما روزنامه کیهان را ببینید این روزنامه نوشته است مشایی در برابر اسرائیل سر تعظیم فرو آورده و اسرائیل را تمجید کرده است.

**کیهان را محکوم نکنم، مسلمان نیستم

مشاور رئیس‌جمهور در پاسخ به سئوالی در خصوص هوشنگ امیراحمدی نیز گفت: خدا شاهد است که این دروغ است من به همین جهت علیه روزنامه کیهان شکایت کرده‌ام و حتما این روزنامه محکوم خواهد شد.
اگر این روزنامه محکوم نشود من مسلمان نیستم. چون دروغ بسیار بزرگی را نوشته است.
این روزنامه گفته است که هوشنگ امیراحمدی را مشایی به ایران آورده و در ایران مشایی با هوشنگ امیراحمدی ملاقات کرده‌اند در حالی زمانی که این فرد ایران آمد من اصلا نمی‌دانستم که آمده و اصلا با من تماس نگرفته و اجازه ملاقات از من نیز نخواسته است و تا زمانی که از کشور بیرون نرفته بود من نفهمیده بودم که وی به ایران آمده است.

**ما با مردم دنیا حتی مردم آمریکا و اسرائیل دوست هستیم

حاضرین در جلسه که معتقد بودند مشایی از پاسخ دادن به سئوالات اصلی آنها طفره می‌رود با اعتراضات خود برای چندمین بار متوالی نظم جلسه را بهم ریختند تا مشایی مجبور شود در خصوص اسرائیل توضیح بدهد و بگوید که من در سخنرانی که در خصوص گسترش افکار انقلابی جمهوری اسلامی ایران به دنیا بود گفتم که این مکتب این قدرت را دارد که به دنیا خودش را عرضه کند و ما برای دشمنی برای مردم نیامده‌ایم.
وی افزود:این عبارت من است موضع ما نسبت به مردم دنیا موضع دوستانی است. البته در انتهای این سخنانم گفتم که حتی مردم آمریکا و اسرائیل نیز موضعی نداریم چرا که بحث سیاست بین الملل ما دوستی با مردم است. موضع ما موضع پیامبر است.
مشایی گفت: من در این سخنرانی گفتم که ما با همه مردم دنیا حتی مردم آمریکا و اسرائیل دوست هستیم که ابتدا برخی‌‌ها گفتند چرا گفتی ملت اسرائیل، من احساس کردم که شاید خطا کرده باشم. فردای آن روز خبرنگاران در این خصوص از من سئوال کردند. اما باید بگویم که واژه ملت در ادبیات سیاسی با مردم فرق می‌کند. ملت به ازای دولت شمرده می‌شود.
رئیس دفتر رئیس جمهور با بیان اینکه در خصوص این سخنرانی من در مورد اسرائیل شانتاژ آفرینی فراوانی شد و اصلا هیچ کس رها نمی‌کرد از این سایت به آن سایت، از این روزنامه به آن روزنامه،‌از آن عالم تا آن عالم و حتی 200 نماینده مجلس علیه من امضا کردند که البته برخی از آنها بعدها پیش من آمدند و ابراز پشیمانی کردند.
یکی دیگر از حاضرین خطاب به مشائی گفت: آقای مشایی مقام معظم رهبری فرمودند بحث دوستی با اسرائیل غلط است.

*اگر موضعم را در خصوص اسرائیل بد می‌دانستم آنرا تکرار نمی‌کردم

مشایی با بیان اینکه احمدی نژاد گفته است حرف مشایی حرف دولت است تاکید کرد: من اگر جمله خود را در خصوص اسرائیل بد می‌دانستم آن را تکرار نمی کردم اما من بر این اساس این مسئله را گفتم که اگر اسرائیل را امروز دنیا یک کشور می‌شناسند، یک کشوری است که با یک سیلی حذف می‌شود. حال اگر بخواهیم بدانیم که چرا حذف نمی‌شود به خاطر اینکه نفوذ در بسیاری از کشورها دارد و افکار عمومی را به نفع خود و علیه ما بسیج می‌کند.
مشایی افزود: سیاست دولت این بود که ما در عین حال که با صهیونیزم مقابل می‌کنیم و افتخار این دولت این بود که موج بزرگی از مقابله با صهیونیزم جهانی را در دنیا به راه انداخت ما می‌خواستیم بگویم که این رژیم در حالی که در دنیا قانونی نیست در سرزمین خودش نیز مورد اعتراض مردم قرار گرفته است.
رئیس دفتر رئیس جمهور از روحانیون جامعه وعاظ خواست تا بیانات مقام معظم رهبری در خصوص خود و معترضانش مورد بازخوانی قرار دهند و گفت: اصل بحث آقا این بود که این مسئله چیست که شما اینقدر آن را کش می‌دهید، بعد فرمودند که که مردم اسرائیل دوست ما نیست و حرف بنده را نفی فرمودند و توضیح دادند.
مشایی بیان داشت: بعد از بیانات آقا طی نامه‌ای خطاب به رهبری نوشتم که مقام معظم رهبری فصل الخطاب است.
وی گفت: تعریفی که بنده از ولایت فقیه دارم این است که به محض اینکه معلوم شد نظر ولی فقیه چیزی دیگری است تکلیف روشن است.

**نوشته‌اند که من قطعا جاسوس و عامل موسادم

رئیس دفتر رئیس جمهور گفت: امروز برخی از روزنامه‌ها نوشته‌اند که قطعا، جاسوس و از عوامل موساد هستم.
شجونی دبیر کل جامعه اسلامی وعاظ ضمن قطع سخنان به مشائی به وی گفت آقای مشایی ماجرای این هدیه خانم چیست البته یکی دیگر از حاضرین از مشایی پرسید که چرا خبرگزاری‌ها شما را در راهپیمایی از جمله راهپیمایی روز قدس نمی‌ببیند.
مشایی در پاسخ به این سئوال گفت: صدها بار این کار را کرده‌ام.
این روحانیون معترض گفت: آیا حضور شما در روز قدس در راهپیمایی بوده است که مشایی گفت: روز قدس که حتما با من مصاحبه نکرده‌اند.
یکی دیگر از روحانیون معترض با بیان اینکه هیچ دولتی به اندازه دولت نهم مورد حمایت مقام معظم رهبری نبوده است، گفت مقام معظم رهبری از رئیس دولت می‌خواهد که شما را از معاونت اولی بردارد شما باید جواب دهید که چرا مقام معظم رهبری مجبور می‌شود در خصوص شما خطاب به رئیس جمهور نامه بنویسد، شما چرا دولت خدمتگزار را در معرض تهمت قرار می‌دهید، باز هم ذکر صلوات بود که برای چندمین بار جلسه به هم ریخته آماده ادامه سخنرانی کرد.

**چطور عالم است که می‌گوید حج از شئون ولی فقیه است

مشایی در بخش دیگری از سخنان خود در حالی که پاسخ‌های متعدد روحانیون بی جواب مانده بود به بحث سازمان حج اشاره کرد و گفت: زمانی که بحث ادغام سازمان حج و سازمان گردشگری مطرح بود یکی از آقایان نامه‌ای نوشتند و متذکر شدند که حج از شئون ولی فقیه است و ما نباید در آن دخالت کنیم. من تعجب کردم که چطور این فرد عالم است، عالمه، چطور عالم است که می‌گوید حج از شئون ولی فقیه است آیا او ولی فقیه را فقط یک روحانی می داند. ولی فقیه کیست. آن ولی فقهی که ما در مکتب علما فهمیدیم همه چیز برای اوست. داخلی و خارجی ندارد سیاست خارجی، هوا فضا ... از شئون ولی فقیه است.
مشایی تصریح کرد: این آقایی که می‌گفت حج که از شئون ولی فقیه است در انتخابات چگونه عمل کرد و کدام طرف رفت.

**مگر احمدی نژاد اجازه می‌دهد که کسی یک ذره انحراف داشته باشد

وی در پایان گفت: که اگر 27 سال قبل از احمدی نژاد را در خصوص توجه به قرآن و روحانیت را جمع بزنیم و ضربدر 100 بکنیم به سه سال دوران احمدی نژاد نمی‌رسد. حال باید دید که احمدی نژاد کیست؟ مگر احمدی نژاد اجازه می‌دهد که کسی یک ذره انحراف داشته باشد. حال که برخی‌ها نمی‌توانند این مسائل را توجیه کنند می‌گویند مشایی احمدی نژاد را سحر کرده است. چرا می‌گویند مرتاض 400 ساله یا جن کرمانی؟ برای اینکه نمی‌توانند دولت و سئوالات ما را توجیه کنند و به همین خاطر به این مسائل روی می‌آورند.

توضیح: مشایی در خصوص ادغام سازمان حج ، بازدید از نمایشگاه هدیه تهرانی و نامه مقام معظم رهبری در کن لم یکن کردن معاون اول رئیس جمهوری‌اش مطالبی ایراد کرده که بنا به این گفته مشایی که شرعا از انتشار این مطالب راضی نیست، از انتشار آنها صرف نظر کردیم.


خبر : دبیر کل جامعه اسلامی وعاظ گفت سؤالات زیادی مانده که هنوز از مشایی پرسیده نشده است.
حجت الاسلام جعفر شجونی با بیان اینکه درخصوص دیدار هدیه‌تهرانی و رحیم مشایی از رحیم مشایی سئوال کرده است، گفترحیم مشایی گفت که برای دیدن نمایشگاه هدیه تهرانی به این نمایشگاه رفته و خطاب به خانم تهرانی گفته که عکس‌های شما توحیدی است و انسان را یاد خدا می‌اندازد، که در این حال خانم تهرانی گریه کرد و خطاب به مشایی گفته است که شما اولین کسی هستید که این مسائل را به من می‌گوید.»
شجونی افزودمشایی در خصوص عکس خود با هدیه‌تهرانی نیز گفت که برخی‌ها شیطنت‌کرده و با امکانات کامپیوتری فاصله من با خانم تهرانی را در این عکس نزدیک کرده بودند که باید گفت که این عکس غیر واقعی است.»
شجونی با بیان اینکه از مشایی پرسیدم، مردم از ما می‌پرسند که آقای مشایی شیعه است یا سنی و اصلا مرجع تقلید وی کیست؟ گفت: مشایی در پاسخ به من گفت مرجع تقلید من آقای شجونی است.


مشایی رییس گروه مشاوران جوان شد

" اسفندیار رحیم مشایی" ، مشاور و رییس دفتر رییس جمهوری با حفظ سمت ، رییس گروه مشاوران جوان شد.

به گزارش سه شنبه شب خبرنگار سیاسی ایرنا از نهاد ریاست جمهوری،مشاوران جوان سراسر کشور امشب با دکتر " محمود احمدی نژاد" رییس جمهوری اسلامی ایران دیدار کردند.

در این دیدار ضمن معارفه رحیم مشایی، "عبدالرضا شیخ الاسلامی" رییس سابق گروه مشاوران جوان تودیع و از خدمات وی که اکنون وزیر کار و امور اجتماعی دولت دهم است، قدردانی شد.

در این جلسه علاوه بر مسعود زریبافان رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران، استانداران استان های سمنان، سیستان و بلوچستان ، گیلان و خوزستان حضور داشتند.

رییس جمهوری در جمع مشاوران جوان سراسر کشور سخنرانی کرد.

 


به گزارش جهان دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهور کشورمان در تازه ترین اقدام خود قصد دارد به زودی اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان نماینده دولت در ستاد راهیان نور منصوب نماید.
انتصاب مشایی به این سمت از آن جهت قابل تامل است که بسیاری از مردم و جوانان متدین که مخاطبان اصلی برنامه راهیان نور هستند از منتقدین جدی رحیم مشایی به شمار می روند.
طبق شنیده های خبرنگار جهان بیشتر مسئولین ذیربط در ستاد راهیان نور از احتمال انتصاب مشایی ابراز نگرانی کرده و قبلا این اعتراض خود را به دکتر احمدی نژاد منتقل نموده اند.
همچنین قرار شده است مسئولیت گروه مشاوران جوان رییس جمهور به مهندس مشایی واگذار شود.
لازم به ذکر است رهبر معظم انقلاب پیش از این نسبت به سر خورده شدن هواداران دکتر احمدی نژاد به ایشان تذکر داده اند.


فارس: معاون رئیس جمهوری رقم دقیق کمک سازمان میراث فرهنگی و سازمان مناطق آزاد به هدیه تهرانی برای برگزاری نمایشگاه عکس را 120 میلیون تومان اعلام کرد.
حمید بقائی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری که درحاشیه جلسه امروز هیئت دولت با خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری فارس گفتگو می‌کرد، گفت: هدیه تهرانی برای برگزاری نمایشگاه عکس خود 200 میلیون تومان درخواست کرد اما با پرداخت 120 میلیون تومان وام به وی موافقت شد.
وی افزود: از مجموع رقم پرداخت شده به تهرانی، 60 میلیون تومان از محل اعتباراتسازمان مناطق آزاد و 60 میلیون نیز در قالب مشارکت در طرح از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پرداخت شده و ارقام دیگری که در این زمینه مطرح می شوند، به هیچ وجه صحت ندارد.
رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با تاکید بر اینکه سازمان متبوعش وظیفه کمک به برگزاری نمایشگاه‌ها و مراسم‌های معرفی کننده جاذبه‌های گردشگری کشور را دارد، این نکته را متذکر شد که سازمان میراث فرهنگی با دو شرط بازپرداخت کمک مالی به هدیه تهرانی از محل فروش تصاویر و ارائه نسخه اصلی (فایل اورجینال) تصاویر به سازمان برای نمایش در خارج از کشور به وی کمک کرده است.


بقائی افزود: شرکت نمایشگاه‌های گردشگری سازمان با بررسی عکس های خانم تهرانی تایید کرد موضوع نمایشگاه موضوع خوبی است و با یک سبک هنری و روش نوین از آب‌هایی مانند چشمه‌ها و آب‌های کویری عکسبرداری شده که به موضوع گردشگری مرتبط است و قرار شد در قالب مشارکت به برگزاری نمایشگاه کمک کنیم.

وی ادامه داد: از نظر ما شخص عکاس که از هنرمندان مطرح است و در داخل کشور فیلم می سازد مطرح نبوده اما نمی دانیم مشکل همکاری با خانم تهرانی برای برگزاری نمایشگاه عکس چیست و چرا نسبت به این مسئله حساسیت وجود داشته که حالا باید هر روز برای این کار خود پاسخگو باشیم.
معاون رئیس جمهور با اشاره به روایت ما حکم بالعقل حکم بالشرع، گفت: اگر ایراد منتقدین کمک به خانم تهرانی موضوع اعتقادات اوست که باید بگوییم ما بر اساس اعتقادات افراد که با دولت هستند یا نیستند با کسی تعامل نمی کنیم و اگر بحث حجاب اوست که واقعا نمی شود به خاطر این مساله به کسی کمک نکرد.

بقائی افزود: قانون کسانی که ممنوع‌المعامله هستند را مشخص کرده و خانم تهرانی در این فهرست قرار ندارد که به راحتی در کشور فیلم بازی می کند و فیلم می سازد و فیلم‌هایش اکران می شود و اگر هم بحث صنفی است که می توان او را عکاس تلقی کرد یا عکس های وی از نظر کیفی خوب است که باید در جای دیگری به این موضوع پرداخت.

وی با تاکید بر اینکه منتقدین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری باید بگویند چرا نسبت به کمک به هدیه تهرانی حساسیت دارند و چرا نباید به این هنرمند مطرح کشور کمک کرد، خاطر نشان کرد که از نظر کارشناسان سازمان موضوع نمایشگاه عکس تهرانی مرتبط با رویکردها و ماموریت های سازمان بوده و از این رو مشمول کمک این سازمان قرار گرفته است.

رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور که معتقد است برخی با ایجاد حساسیت‌های نا روا به دنبال خدشه‌دار کردن وجهه و کارنامه این سازمان هستند، به حاشیه‌های جشنواره تورهای نوروزی در سال حجاب اشاره کرد و گفت: سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به بخش خصوصی مجوز محتوایی داد تا نمایشگاهی برای معرفی جاذبه‌های گردشگری ایران برگزار کند.

بقائی تصریح کرد: مسائلی مانند بد حجابی برخی غرفه‌داران در این جشنواره ربطی به سازمان میراث فرهنگی نداشت و نظارت بر این مسئله بر عهده اداره اماکن نیروی انتظامی است اما برخی جار و جنجال به پا کردند.


کیهان را محکوم نکنم، مسلمان نیستم / احمدی نژاد بگوید حرف نزن نمی زنم / با مردم اسرائیل دوست هستیم/ حضرت عیسی کجا مدیر بود ؟ از اینجا به آنجا فرار می کرد.

شفاف : در حالیکه روز گذشته رسانه ها اخبار متناقضی از جلسه وعاظ تهران با اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور منتشر کرده بودند ، خبرگزاری حامی دولت متن کامل این سخنان را منتشر کرد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، اسفندیار رحیم‌مشایی مشاور و رئیس دفتر رئیس‌جمهور که در جلسه هفتگی جامعه اسلامی وعاظ جهت پاسخگویی به سوالات روحانیون این تشکل حاضر شده بود، در ابتدای سخن خود ضمن قرائت دعای الهم‌ عجل لولیک الفرج .... اظهار داشت: خداوند را شاکرم که توفیق حضور در این مراسم را عطا فرمود.
وی با بیان اینکه در برخی جاها خوانده‌ام که مشایی بنیانگذار یک مکتب خاص است، افزود: من از بچگی پای منبر بزرگ شده‌ام و با روحانیون و علما آشنا بودم. می‌دانم که قاطبه علمای ما به لحاظ اقتصادی در طبقه متوسط جامعه قرار داشت. البته باید گفت که بعد از انقلاب اسلامی علمای ما به لحاظ اقتصادی تحت فشار بیشتری قرار گرفتند.


**من از پیامبر و معصوم نقل می‌کنم

مشایی با بیان اینکه در واکنش به اظهارات من برخی‌ها گفته‌اند که من چرا حرف می‌زنم، برخی‌ها گفته‌اند که نباید در اموری که سررشته ندارم وارد شوم،‌افزود: هر کسی که حرف می‌زند از سر ادعای فضل و فضیلت نیست ما از پیامبر اسلام نقل می‌کنیم، از معصوم نقل می‌کنیم. کسی ادعای امامت و معصومیت نمی‌کند. اگر قرار باشد که هر کسی که برای100 نفر صحبت می‌کند، آن 100 نفر بشنوند و حرف‌های حقیقت را به دیگران منتقل نکنند، کار به جایی نمی رسد.
رئیس دفتر رئیس‌جمهور با بیان اینکه ما تکلیف داریم تا در راستای توسعه اندیشه‌های دینی تلاش کنیم و یکی از این راه‌ها بیان است، خاطرنشان کرد: این بیان ممکن است،‌هم اقرار باشد و هم تاکید و یا از جهت تنویر باشد.
وی با بیان اینکه بنده به عنوان کسی که از بچگی پای درس علما و روحانیون بوده‌ام، اعتقاد دارم خداوند نور ایمان را از دوران کودکی در من قرار داده است، افزود: من از سن 13 سالگی در مساجد و به دستور روحانیون مساجد سخنرانی می‌کردم، در سن 14 سالگی در مدرسه کلاس درس مذهبی برگزار کرده بودم.
مشاور رئیس‌جمهور گفت: من بدون مقدمه می‌خواهم بگویم اگر کسی آمد و گفت که من شاگرد این مکتب هستم فهمی که به صورت کتبی و یا شفاهی از علما پیدا کرده‌ام را می‌خواهم به عنوان شاگرد مکتب بیان کنم دلیلی بر مدعی بودن من نیست.
وی افزود: ما مدعی هستیم که مکتب‌ ما اغنا می‌کند جان‌های ما را، مکتب ما،‌عقل ما را ارضا می‌کند، دل ما را سیراب می‌کند و ما از سر عقل و محبت و عشق می‌گوییم که مکتب ما حیات بخش است.
مشایی خطاب به روحانیون جامعه وعاظ گفت: اگر با شما به عنوان مبلغان دین چنین بحث‌هایی را بکنید، می‌گویند شما مبلغ هستید و می‌گویید، اما اگر من به عنوان مهندس،پزشک یا یک سیاستمدار بگویم نشان ادعای من نیست بلکه نشانه تاثیر کار اهل علم است. این محصول تلاش علما است.
وی افزود: اگر من به عنوان شاگرد کوچک مکتب علما، اندیشه علما را ابلاغ کنم و نشر بدهم این خوب است یا بد. باید بگویم از خوب و بد گذشته. این یک تکلیف است. اما یک شرط دارد و شرطش این است که آنچه که می‌گوییم باید بر منطق اندیشه اسلامی باشد و در چارچوب‌های جهان بینی توحیدی اسلامی شیعی ناب باشد.
مشاور رئیس‌جمهور با بیان اینکه هر کس به هر چه که می‌گوید مسئول است، یادآور شد: نباید به کسی گفت که تو چرا حرف می‌زنی، خوب او باید حرف بزند. ما باید بگوییم در جامعه بگوییم و بیان کنیم تا دشمن از اینکه ادعا می‌کند دین ناکارآمد است، مایوس شود.
مشایی با بیان اینکه ما باید حتما حرف بزنیم اما درست حرف بزنیم، گفت: اگر کسی آمد و گفت: این حرفی که شما زدید اشتباه است این طور باید پاسخش را داد که ممکن است کسی مثل من حرف‌هایی را بزند که اشتباه نیز در آن موجود باشد. شما علما نیز ممکن است در بین خودتان اختلافاتی در این مورد که به فلسفه گرایش داشته باشید یا نه، مباحث فقهی داشته باشیم.

**منطق علم این نیست که به کسی بگویند چرا حرف می‌زنی

رئیس دفتر رئیس‌جمهور با بیان اینکه روشی که در حوزه‌های ما به شکل سنتی است، اما متاسفانه در دانشگاه‌های ما نیست، این است که در حوزه، علم را از طریق عشق و تکلیف یاد می‌گیرند و در خصوص آن مباحثه می‌کنند. تا آجر با آجر در کنار هم بنشیند تا مستحکم بالا بیاید، تصریح کرد: پس منطق علم این نیست که به کسی بگویند،چرا حرف می‌زنی اما لازم است که با کمال حساسیت همه حرف‌ها را بشنویم و دقیق باشیم که خدای ناکرده یک رگه‌ای از جهل و تزریق به نام دین مطرح شود تا سرآغاز یک انحراف باشد.

*به عنوان شاگرد این مکتب مطالبی را در خصوص دین، خدا، جامعه دینی، نظام دینی و آینده گفته‌ام و خواهم گفت

مشایی با بیان اینکه بنده به عنوان شاگرد این مکتب مطالبی را در خصوص دین، خدا، جامعه دینی، نظام دینی و آینده گفته‌ام و خواهم گفت، افزود: من نمی‌خواهم بگویم رئیس دفتر فردی به نام احمدی‌نژاد هستم که من او را به عنوان خالص‌ترین آدم‌های امروز روی کره زمین یافتم و من ذره‌ای احساس گرایش به نفس و هوای نفس را در رئیس‌جمهور نمی‌بینم.

**اگر خطایی در بحث‌های من وجود دارد، سکوت نکنید و آن را مطرح کنید

وی با بیان اینکه شهید بهشتی و مطهری به واعظ بودن افتخار می‌کردند، گفت: من از روحانیون حاضر می‌خواهم در بحث‌های عقیدتی که می‌کنم هر کجا اشکال دیدند به آن اعتراض کنند. خواهش می‌کنم اگر خطایی در بحث‌های من وجود دارد، سکوت نکنید و آن را مطرح کنید.
مشاور رئیس‌جمهور با بیان اینکه ما متاسفانه با دو گروه امروز مواجهیم،‌گفت: یک گروه سانسورگر که پشت پرده نشسته و احزاب فراوانی در اختیار دارد، و گروه دیگر که ظاهر ولایت‌مدار دارد اما باطنش متفاوت است. البته گروه دیگری نیز وجود دارد که نمی‌تواند بگویم باطنش ولایتمدار نیست اما آتش بیار معرکه است.
مشایی با اشاره به سخنرانی خود در مراسم تودیع و معارفه وزیر علوم گفت: در این جلسه که تعداد قابل توجهی از فضلای حوزه و اساتید دانشگاه حضور داشته‌اند، من بحثی را مطرح کردم که خلاصه این بحث این بود که خداوند عالم را آفرید چون می‌خواست شناخته شود، اگر شناخته شود آفرینش را انجام داده است.آفرینش هم مشخص است که انسان گل سرسبد عالم است و اگر انسان خلق نشود خدا شناخته نمی‌شود.

**شناخت خدا خلقت را حکیمانه می‌کند

وی افزود: من گفته بودم که اگر همه آفرینش منجر به این شود که انسان خدا را بشناسد بنابراین شناخت خدا خلقت را حکیمانه می‌کند و اگر شناخت خدا حاصل نشود خلاف حکمت است حالا ما نمی‌توانیم کار خلاف حکمت را به خدا نسبت دهیم پس نتیجه می‌گیریم که الزاما باید کار زندگی و هستی به شناسایی و معرفت انسان به خدا منجر شود. همه کسانی که از انبیاء و اولیا آمده‌اند همه ماموریتشان همین بود.

**قیمت گذاشتن روی انسان قیمت گذاشتن روی خداست

مشایی با بیان اینکه انسان موجودی بزرگی است و خیلی قیمت دارد گفت: قیمت گذاشتن روی انسان قیمت گذاشتن روی خدا است. نه اینکه بگوئیم قیمت خدا چند است. یعنی ما ارزش خدا را از طریق ارزش انسان می‌فهمیم چرا که خودش گفته «و تبارک‌الله احسن‌الخالقین».
مشاور رئیس جمهور با بیان اینکه انتظار داریم هرکاری متناسب با فاعل آن کار باشد، گفت: خدا وقتی به انسان افتخار می‌کند، این نشان می‌دهد که ما باید به سراغ این آدم برویم، این آدم باید شناخته شود، این آدم باید عزیز شود.
وی تمام دستورات و احکام اسلام را در راستای بزرگ کردن انسان دانست و گفت:‌ یک مثلث تشکیل شده از انسان، جهان و خداوند وجود دارد که ما باید خودمان را بشناسیم، تا ظرفیت پیدا کنیم.

**اگر بخواهیم خدا بزرگ شناخته شود، باید انسان شناخته شود

مشایی برای اینکه اگر بخواهیم خدا بزرگ شناخته شود، باید انسان شناخته شود گفت: اگر علم بشر را توسعه ندهیم اخلاقیات آن نیز توسعه نخواهد گرفت.
وی افزود: عرض من این است، اگر مهدی‌(عج) ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد کند به توسعه علم خواهد پرداخت. چرا که اصل توسعه علم بعد از ظهور امام زمان است.

* من می‌گویم بودن انسان ربطی به بودن خدا ندارد

وی با بیان اینکه در برخی از سایت‌ها نوشته شده بود که مشایی گفته است اگر انسان نباشد خدا حفظ خواهد شد، گفت: این بحث کاملا روشن است من می‌گویم بودن انسان ربطی به بودن خدا ندارد. بودن انسان که معلول است چه ربطی به بودن خدا دارد. این وجود ماست که به بودن خدا وابسته است.
این سخنرانی در حالی ادامه داشت که برخی از روحانیون با قطع کردن سخنان مشایی، به وی اعتراض می‌کردند که چرا به سؤالهای آنها پاسخ نمی‌دهد و مقدمه را تا این حد طول داده است.البته یکی از حاضرین گفت مردم انتظار دارند مسئول دفتر ریس جمهور تنها به خدمتگذاری بپردازد و از این سخنان غیر تخصصی پرهیز کند که این گفته، موجب احسند احسند گفتن حاضرین شد.
وی همچنین در خصوص اظهاراتش در مورد مدیریت انبیاء نیز گفت: به چه کسی جایزه می‌دهند که اگر بخواهد مدیریت حضرت نوح را زیر سئوال ببرد؟ اینکه برای بنده که رئیس‌دفتر رئیس‌جمهوری چون احمدی‌نژاد که ارزش‌های اسلامی نقطه آرمان وی و بازگشت به ارزش‌های امام و اسلام ناب افتخارش است چگونه امکان دارد.

**این نظام اگر بخواهد برقرار بماند باید اندیشه دینی را توسعه بدهد

مشایی با بیان اینکه مقام معظم رهبری جملات زیادی در تایید دولت احمدی‌نژاد بیان داشته است گفت: بحث من در مرکز همایش رازی این بود که انقلاب اسلامی آمده است تا تفکر دینی را احیاء کند و این ماموریت ما است. جمهوری اسلامی نظامی است که مدیریت می‌کند تا احیای دین صورت بگیرد.
رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور با بیان اینکه احیای دینی باید با معرفت صورت بگیرد، خاطر نشان کرد: این نظام اگر بخواهد برقرار بماند باید علم دینی و اندیشه دینی را توسعه بدهد و این مدیریت و برنامه‌همراه با جهت‌گیری و منابع را لازم دارد.

**معلمی اخلاق یکی از وجوه انبیاء بوده است

مشایی گفت: من در سخنرانی خود گفتم درست است که معلمی اخلاق کار بزرگی است اما پیامبران معلم اخلاق نبودند و معلمی اخلاق یکی از وجوه انبیاء بوده است. پیامبر مدیر جامع است ( البته پیامبرانی که رسالت داشتند) یعنی باید نظام را او برقرار کند. او باید اقتصاد، سیاست‌خارجی را مدیریت و عدالت را برقرار کند.

**حضرت عیسی کجا مدیر بود، از اینجا به آنجا فرار می‌کرد

وی با بیان اینکه حضرت عیسی سی و چند سال پیامبر بودند گفت: آیا حضرت عیسی که پیامبر بود مدیر هم بود؟ حضرت عیسی کجا مدیر بود، حضرت عیسی که از اینجا به آنجا فرار می‌کرد، حضرت عیسی در تهدید قتل بود، در مضیغه بود، در محدودیت بود ما نباید حساب جامعه دوران حضرت مسیح را به پای حضرت بنویسیم.
مشایی گفت: من در سخنرانیم گفتم که فرض کنید حضرت عیسی را نمی‌کشتند کسی می‌توانست بگوید حضرت عیسی 300 سال پیامبری نمی‌کرد، حضرت موسی می‌توانست 500 سال پیامبری کند.

** اعتراض روحانیون به مشایی به جهت طفره از سؤلات

در ادامه این مراسم روحانیون حاضر از مشایی خواستند تا در این خصوص بیشتر توضیح ندهد و به سئوالات مکرر آنها پاسخ دهد. که مشایی در جواب برخی از آنها که معتقد بودند سخنان مشایی با سخنان گذشته‌اش در تعارض است گفت شما به نوار سخنان من رجوع کنید من انچه را که الان می‌گویم را در گذشته نیز گفته بودم البته مشایی در خصوص چگونگی پیدا کردن نوارهای سخنرانیش توضیحی نداد و گفت متاسفانه در خصوص سخنرانی‌های من واقعیت به صورت آنچه که گفته می‌شود منتشر نمی‌شود.
مشایی در پاسخ به سئوال روحانیون مبنی بر اینکه چرا خدا را عامل وحدت ندانسته بود گفت: علت اینکه بشر در طول تاریخ در کنار هم قرار نگرفته و به وحدت نرسیده و در برابر هم قرار گرفته و جنگ و ستیز به راه انداخته است. نشانگر این است که آنها خدای واحد را آنگونه که باید بشناسند، نشناخته و به آن ایمان نیاورده‌اند.

**علت عدم وحدت نبود توحید است

وی با بیان اینکه نتیجه کلمه توحید، توحید کلمه است گفت: علت عدم وحدت نبود توحید است و راه صلاح بشر بازگشت به توحید است. مشایی معتقد است که رسانه‌ها مطالب وی را درست منعکس نمی‌کنند و در صورت ارسال جوابیه، جوابیه وی منتشر نمی‌شود اما مطالبی را که می‌گویم را همه منتشر می‌کنند.

**یک روحانی معترض خطاب به مشایی: سخنان شما چه مشکلی را حل می‌کند

یکی از روحانیون معترض به سخنان مشایی خطاب به وی گفت که شما مدعی هستید از سن 13 سالگی سخنرانی می‌کنید . آقای رحیم مشایی این درست است که با سخنان شما روزنامه‌ها و مردم حساس شوند و در این وضعیت شرایط برای دولت سخت شود. آیا فقر و بیکاری مشکلات مردم حل شده است که شما با این اظهارات خود بر سر راه دولت و نظام مانع درست می‌کنید؟ من به شما دوستانه می‌گویم و به شما پیشنهاد می‌دهم که یک سال در خصوص این موضوعات سخن نگویید، شما رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور هستید و کار خودتان را انجام دهید.
البته این معترض به سخنان مشایی بعد از اعلام اعتراض خود مورد تشویق حاضرین در جلسه قرار گرفت تا اینکه مجری برنامه از حاضرین بخواهد با ذکر صلوات سکوت را در جلسه حاکم کند تا مشایی به ادامه سخنان خود بپردازد.

**احمدی‌نژاد بگوید حرف نزن، حرف نمی‌زنم

مشایی گفت: برخی ها به من می‌گویند که اظهاراتم موجب حمله برخی‌ها به احمدی‌نژاد می‌شود، حالا باید گفت که احمدی‌نژاد به من بگوید که حرف نزن من حرف نمی‌زنم، من که ماموریت فردی ندارم و به طور طبیعی اگر از دولت بیرون آمده‌ام به عنوان یک مهندس هر گونه که دلم بخواهد حرف می‌زنم.
این جمله مشایی باز هم موجب تنش در جمع حاضرین شد و برخی از حاضرین خطاب به وی اعتراض خود را اعلام کردند. اما مشایی در پاسخ به این معترضان گفت: آقای احمدی‌نژاد می‌گوید که برخی‌ها می‌خواهند که تو حرف نزنی.

**فرد 400ساله نداریم که مرتاض 400ساله داشته باشیم،جن کرمانی؟! من مازندرانی‌ام

یکی از حاضرین از مشایی خواست تا به طور شفاف ماجرای مرتاض 400 ساله هندی را توضیح بدهد که مشایی گفت: من از شما سئوال می‌کنم آیا انسان 400 ساله داریم. که یکی از حاضرین گفت البته ما جن کرمانی هم شنیده‌ام در این خصوص لطفا توضیح بدهید، که مشایی گفت : جن کرمانی اگر وجود داشته باشد مربوط به برخی از افراد است من که مازندرانی هستم.
وی افزود: من رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بوده‌ام، قبل از آن هم مدیر شبکه رادیو بودم و البته مدیر رادیو پیام نیز بوده‌ام. این آقای که امروز موسسه آینده روشن را مدیریت می‌کند خوب می‌داند که این موسسه را من بنیان گذاشتم.

** رادیو پیام بعد از من به جای موسیقی به مهدویت پردخت
**شب‌های جمعه یک برنامه رادیوی 4ساعت در مورد امام زمان بحث می‌کرد

مشایی گفت: رادیو پیام رادیو موسیقی بود، اما زمانی که من مدیریت این رادیو را بدست گرفتم، بررسی کنید، تا ببیند تا مشخص شود در یک روز چند بار در خصوص ساحت مقدس مهدویت صحبت می‌شد، یکی از برنامه‌های پر شنونده رادیو در شبهای جمعه چهار ساعت فقط بحث امام زمان را مطرح می‌کرد.

**پیش از اینکه ما به شهرداری تهران بیاییم تهران چگونه بود

وی با بیان اینکه در شهرداری ما چند موسسه مذهبی راه‌اندازی کردیم، این سئوال را که تهران را چه کسی متحول کرد را مطرح کرد و یادآور شد: پیش از اینکه ما به شهرداری تهران بیاییم تهران چگونه بود در زمانی که آقای احمدی‌نژاد در شهرداری بودند من مدیر امور فرهنگی شهرداری بودم.

**پیشنهاد یک معترض به مشایی، من به اندازه وزن‌تان کتاب و مقاله دارم

یکی از حاضرین خطاب به مشایی گفت اگر شما علاقه به نظریه‌پردازی دارید به کار نظریه‌پردازی مشغول شوید ما که پای سخنرانی شما نشستیم روحانیون معمولی نیستیم. بنده به عنوان یک روحانی به اندازه وزن شما کتاب و مقاله دارم.

* یک روحانی خطاب به مشایی: این اظهارات موجب تضعیف دولت احمدی‌نژاد می‌شود

یکی دیگر از حاضرین که معتقد بود سخنان مشایی غیر تخصصی است و از حوزه دانش وی خارج است خطاب به مشایی گفت شما با این اظهاراتتان موجب تضعیف دولت آقای احمدی‌نژاد شده‌اید که برخی دیگر از روحانیون در حمایت از وی این سخنان را تکرار کردند تا نظم جلسه باز هم دچار اخلال شود و صلوات بر محمد و آل محمد سکوت را در جلسه حاکم کند. اما مجری جلسه که قصد داشت بعد از صلوات جلسه را آماده سخنرانی مشایی کند یکی از حاضرین خطاب به مشایی گفت آقای مشایی نمی‌خواهی در خصوص سئوالات ما پاسخ دهید؟ در خصوص سئوالمان در مورد اسرائیل جوابی نداری که بگوی و یا نمی‌خواهی جواب دهید که در این حال شعار مرگ بر اسرائیل طنین‌انداز این مراسم شد.
مشایی که بعد از دقایقی به جهت اعتراض روحانیون مجبور به سکوت شده بود در خصوص سئوالات مکرر روحانیون در مورد رژیم صهیونیستی، گفت: دو روز قبل از آن روزی که من آن جمله را در خصوص اسرائیل در مراسمی که در شمال کشور به مناسبت گرامیداشت شهدا برگزار شده بود گفتم که شهدا زنده‌اند و نتیجه خون‌های شهدا ثمر داده است و اسرائیل مرده است اما هنوز تشییع جنازه نشده است. من شاید حداقل صدها سخنرانی علیه اسرائیل کرده‌ام اما شما ببینید شاید جمله من در این خصوص اشتباه باشد که اشکالی دارد. شما روزنامه کیهان را ببینید این روزنامه نوشته است مشایی در برابر اسرائیل سر تعظیم فرو آورده و اسرائیل را تمجید کرده است.

**کیهان را محکوم نکنم، مسلمان نیستم

مشاور رئیس‌جمهور در پاسخ به سئوالی در خصوص هوشنگ امیراحمدی نیز گفت: خدا شاهد است که این دروغ است من به همین جهت علیه روزنامه کیهان شکایت کرده‌ام و حتما این روزنامه محکوم خواهد شد.
اگر این روزنامه محکوم نشود من مسلمان نیستم. چون دروغ بسیار بزرگی را نوشته است.
این روزنامه گفته است که هوشنگ امیراحمدی را مشایی به ایران آورده و در ایران مشایی با هوشنگ امیراحمدی ملاقات کرده‌اند در حالی زمانی که این فرد ایران آمد من اصلا نمی‌دانستم که آمده و اصلا با من تماس نگرفته و اجازه ملاقات از من نیز نخواسته است و تا زمانی که از کشور بیرون نرفته بود من نفهمیده بودم که وی به ایران آمده است.

**ما با مردم دنیا حتی مردم آمریکا و اسرائیل دوست هستیم

حاضرین در جلسه که معتقد بودند مشایی از پاسخ دادن به سئوالات اصلی آنها طفره می‌رود با اعتراضات خود برای چندمین بار متوالی نظم جلسه را بهم ریختند تا مشایی مجبور شود در خصوص اسرائیل توضیح بدهد و بگوید که من در سخنرانی که در خصوص گسترش افکار انقلابی جمهوری اسلامی ایران به دنیا بود گفتم که این مکتب این قدرت را دارد که به دنیا خودش را عرضه کند و ما برای دشمنی برای مردم نیامده‌ایم.
وی افزود:این عبارت من است موضع ما نسبت به مردم دنیا موضع دوستانی است. البته در انتهای این سخنانم گفتم که حتی مردم آمریکا و اسرائیل نیز موضعی نداریم چرا که بحث سیاست بین الملل ما دوستی با مردم است. موضع ما موضع پیامبر است.
مشایی گفت: من در این سخنرانی گفتم که ما با همه مردم دنیا حتی مردم آمریکا و اسرائیل دوست هستیم که ابتدا برخی‌‌ها گفتند چرا گفتی ملت اسرائیل، من احساس کردم که شاید خطا کرده باشم. فردای آن روز خبرنگاران در این خصوص از من سئوال کردند. اما باید بگویم که واژه ملت در ادبیات سیاسی با مردم فرق می‌کند. ملت به ازای دولت شمرده می‌شود.
رئیس دفتر رئیس جمهور با بیان اینکه در خصوص این سخنرانی من در مورد اسرائیل شانتاژ آفرینی فراوانی شد و اصلا هیچ کس رها نمی‌کرد از این سایت به آن سایت، از این روزنامه به آن روزنامه،‌از آن عالم تا آن عالم و حتی 200 نماینده مجلس علیه من امضا کردند که البته برخی از آنها بعدها پیش من آمدند و ابراز پشیمانی کردند.
یکی دیگر از حاضرین خطاب به مشائی گفت: آقای مشایی مقام معظم رهبری فرمودند بحث دوستی با اسرائیل غلط است.

*اگر موضعم را در خصوص اسرائیل بد می‌دانستم آنرا تکرار نمی‌کردم

مشایی با بیان اینکه احمدی نژاد گفته است حرف مشایی حرف دولت است تاکید کرد: من اگر جمله خود را در خصوص اسرائیل بد می‌دانستم آن را تکرار نمی کردم اما من بر این اساس این مسئله را گفتم که اگر اسرائیل را امروز دنیا یک کشور می‌شناسند، یک کشوری است که با یک سیلی حذف می‌شود. حال اگر بخواهیم بدانیم که چرا حذف نمی‌شود به خاطر اینکه نفوذ در بسیاری از کشورها دارد و افکار عمومی را به نفع خود و علیه ما بسیج می‌کند.
مشایی افزود: سیاست دولت این بود که ما در عین حال که با صهیونیزم مقابل می‌کنیم و افتخار این دولت این بود که موج بزرگی از مقابله با صهیونیزم جهانی را در دنیا به راه انداخت ما می‌خواستیم بگویم که این رژیم در حالی که در دنیا قانونی نیست در سرزمین خودش نیز مورد اعتراض مردم قرار گرفته است.
رئیس دفتر رئیس جمهور از روحانیون جامعه وعاظ خواست تا بیانات مقام معظم رهبری در خصوص خود و معترضانش مورد بازخوانی قرار دهند و گفت: اصل بحث آقا این بود که این مسئله چیست که شما اینقدر آن را کش می‌دهید، بعد فرمودند که که مردم اسرائیل دوست ما نیست و حرف بنده را نفی فرمودند و توضیح دادند.
مشایی بیان داشت: بعد از بیانات آقا طی نامه‌ای خطاب به رهبری نوشتم که مقام معظم رهبری فصل الخطاب است.
وی گفت: تعریفی که بنده از ولایت فقیه دارم این است که به محض اینکه معلوم شد نظر ولی فقیه چیزی دیگری است تکلیف روشن است.

**نوشته‌اند که من قطعا جاسوس و عامل موسادم

رئیس دفتر رئیس جمهور گفت: امروز برخی از روزنامه‌ها نوشته‌اند که قطعا، جاسوس و از عوامل موساد هستم.
شجونی دبیر کل جامعه اسلامی وعاظ ضمن قطع سخنان به مشائی به وی گفت آقای مشایی ماجرای این هدیه خانم چیست البته یکی دیگر از حاضرین از مشایی پرسید که چرا خبرگزاری‌ها شما را در راهپیمایی از جمله راهپیمایی روز قدس نمی‌ببیند.
مشایی در پاسخ به این سئوال گفت: صدها بار این کار را کرده‌ام.
این روحانیون معترض گفت: آیا حضور شما در روز قدس در راهپیمایی بوده است که مشایی گفت: روز قدس که حتما با من مصاحبه نکرده‌اند.
یکی دیگر از روحانیون معترض با بیان اینکه هیچ دولتی به اندازه دولت نهم مورد حمایت مقام معظم رهبری نبوده است، گفت مقام معظم رهبری از رئیس دولت می‌خواهد که شما را از معاونت اولی بردارد شما باید جواب دهید که جرا مقام معظم رهبری مجبور می‌شود در خصوص شما خطاب به رئیس جمهور نامه بنویسد، شما چرا دولت خدمتگزار را در معرض تهمت قرار می‌دهید، باز هم ذکر صلوات بود که برای چندمین بار جلسه به هم ریخته آماده ادامه سخنرانی کرد.

**چطور عالم است که می‌گوید حج از شئون ولی فقیه است

مشایی در بخش دیگری از سخنان خود در حالی که پاسخ‌های متعدد روحانیون بی جواب مانده بود به بحث سازمان حج اشاره کرد و گفت: زمانی که بحث ادغام سازمان حج و سازمان گردشگری مطرح بود یکی از آقایان نامه‌ای نوشتند و متذکر شدند که حج از شئون ولی فقیه است و ما نباید در آن دخالت کنیم. من تعجب کردم که چطور این فرد عالم است، عالمه، چطور عالم است که می‌گوید حج از شئون ولی فقیه است آیا او ولی فقیه را فقط یک روحانی می داند. ولی فقیه کیست. آن ولی فقهی که ما در مکتب علما فهمیدیم همه چیز برای اوست. داخلی و خارجی ندارد سیاست خارجی، هوا فضا ... از شئون ولی فقیه است.
مشایی تصریح کرد: این آقایی که می‌گفت حج که از شئون ولی فقیه است در انتخابات چگونه عمل کرد و کدام طرف رفت.

**مگر احمدی نژاد اجازه می‌دهد که کسی یک ذره انحراف داشته باشد

وی در پایان گفت: که اگر 27 سال قبل از احمدی نژاد را در خصوص توجه به قرآن و روحانیت را جمع بزنیم و ضربدر 100 بکنیم به سه سال دوران احمدی نژاد نمی‌رسد. حال باید دید که احمدی نژاد کیست؟ مگر احمدی نژاد اجازه می‌دهد که کسی یک ذره انحراف داشته باشد. حال که برخی‌ها نمی‌توانند این مسائل را توجیه کنند می‌گویند مشایی احمدی نژاد را سحر کرده است. چرا می‌گویند مرتاض 400 ساله یا جن کرمانی؟ برای اینکه نمی‌توانند دولت و سئوالات ما را توجیه کنند و به همین خاطر یه این مسائل روی می‌آورند.

مشایی در خصوص ادغام سازمان حج ، بازدید از نمایشگاه هدیه تهرانی و نامه مقام معظم رهبری در کم لن یکن کردن معاون اول رئیس جمهوری وی مطالبی ایراد کرده که بنا به این گفته مشایی که شرعا از انتشار این مطالب راضی نیست، از انتشار این مطالب صرف نظر کرد.


حاج منصور:مشایی از سلمان رشدی هم بدتر است
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی

به نظر می‌رسد دکتر احمدی‌نژاد که به واسطه‌ی فرزندش با او خویشاوند شده است، تنها کسی است که هم‌چنان به او وفادار باقی مانده است. برخی بر این عقیده‌اند که حفظ کردن او در دولت به منظور منحرف کردن افکار عمومی از دیگر مسائل و مشکلات اساسی دولت است. پس عجیب نیست که زمانی که بحث بودجه در میان است، ناگهان او از مدیریت پیامبران سخن می‌گوید. گویا هر زمان که بحرانی قرار است به وجود بیاید به مشایی الهاماتی تازه می‌شود.

منصور ارضی مداح مشهور حامی دولت، اسفندیار رحیم مشایی را بدتر از سلمان رشدی خواند. از زمانی که اسفندیار مشایی دیدگاه‌های بدیع خود را نسبت به برخی مسائل سیاسی و حتا مذهبی بیان کرده است همواره مورد انتقاد شدید تمام جناح‌ها بود است. در تازه‌ترین اظهاراتش او مدیریت پیامبران و شخصیت ابن‌سینا را زیر سوال برده بود. 

به نظر می‌رسد دکتر احمدی‌نژاد که به واسطه‌ی فرزندش با او خویشاوند شده است، تنها کسی است که هم‌چنان به او وفادار باقی مانده است. برخی بر این عقیده‌اند

این فرد کارهایی که خاتمی و ابطحی در دوره گذشته با کمک هم نتوانستند انجام دهند یک تنه دارد انجام می‌دهد

که حفظ کردن او در دولت به منظور منحرف کردن افکار عمومی از دیگر مسائل و مشکلات اساسی دولت است. پس عجیب نیست که زمانی که بحث بودجه در میان است، ناگهان او از مدیریت پیامبران سخن می‌گوید. گویا هر زمان که بحرانی قرار است به وجود بیاید به مشایی الهاماتی تازه می‌شود.

منصور ارضی مداح حامی دولت روز سه‌شنبه در مراسم زیارت عاشورا در حسینیه صنف لباس فروش‌ها در اظهارات کم‌سابقه‌ای اعلام کرد: "این آقایی که ادعای آسمانی بودن دارد از سلمان رشدی هم بدتر است."

حاج منصور ارضی در ادامه با اشاره به سیاستهای جدید فرهنگی دولت به رهبری مشایی، افزود: "این فرد کارهایی که خاتمی و ابطحی در دوره گذشته با کمک هم نتوانستند انجام دهند یک تنه دارد انجام می‌دهد.»

وی پیش از این در مسجد ارک تهران در هنگام ورود رئیس جمهور نسبت به برخی اطرافیان وی هشدار داده بود که مورد استقبال حاضرین در جلسه قرار گرفت.

حاج منصور ارضی از مداحان حامی دولت است که حتی در سفرهای استانی مدتی با اعضای هیات دولت همراه بود.


جرم مشایی چیست؟
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقالات ، اسفندیار رحیم مشائی

جرم مشایی چیست؟

«جرم مشایی چیست؟»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم عادل علیبازی است که در آن می‌خوانید؛بی شک اکثریت جامعه ایرانی و خوانندگان گرام موافق این جمله هستند که اسفندیار رحیم مشایی از دولتمردان ایرانی بوده که در زمان مسئولیت های خویش همواره مورد حملات شدید از همه دسته ها و گروههای سیاسی اعم از مخالف و موافق دولت احمدی نژاد واقع شده است و تنها کسی که به صراحت و قاطعیت از او حمایت کرده کسی نیست جز رئیس جمهور احمدی نژاد. اما آیا تا به حال از خود سئوال کرده اید که جرم مشایی چیست؟ مشایی چه اشکالی را در سیستم حاکمیت سبب شده است که چنین مورد حملات و تخریبات دامنه دار واقع می شود؟ برای پاسخ،باید به جایگاه مشایی در حاکمیت فعلی نگاهی گذرا انداخت . اسفندیار رحیم مشایی از دوستان سابق احمدی نژاد از زمان استانداری اردبیل بوده است.

در آن دوران مشایی مدیرکل اجتماعی وزارت کشور و احمدی نژاد استاندار اردبیل بود. این دوستی و همکاری در شهرداری تهران پررنگ تر و اکنون نیز ادامه دارد.حملات انجام شده به مشایی می تواند به دو دلیل باشد. اولا به دلیل سو» مدیریت در مشاغلی که او تا کنون داشته و ثانیا به دلیل اندیشه های است که او مطرح کرده و می کند.

بررسی حملات صورت گرفته به مشایی نشان می دهد که عامل دوم دلیل اصلی حملات صورت گرفته است یعنی اندیشه ها و گفتارهای ایشان . تا زمانی که وی طرح مسئله دوستی مردم ایران با مردم اسرائیل را مطرح نکرده بود هیچ اشکالی بر حضور وی در دولت نهم از سوی مراجع، علما، دوستان همفکر دولت،نمایندگان حامی دولت در مجلس و.... وارد نبود.مجلس طرح الحاق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری که تحت حاکمیت مشایی بود را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هرگز مطرح نکرده بود و حملاتی از این دست که در اواخر دولت نهم به شدت علیه مشایی افزایش یافت. با اتمام دولت نهم و آغاز به کار دولت دهم، احمدی نژاد تصمیم گرفت تا مشایی را به عنوان معاون اول خویش برگزیند و علی رغم همه مخالفت های انجام شده تا حکم حکومتی ولی فقیه در خصوص عزل ایشان صادر نشد مشایی از این مسئولیت کنار نرفت.

احمدی نژاد در مراسم تودیع و معارفه مشایی و بقایی،آشنایی اش را با مشایی نعمت خداوند دانست که به او ارزانی شده و خطاب به مخالفان مشایی هشدار داد که او را نشناخته اند. رئیس جمهور، مشایی را رئیس دفتر و مشاور ارشد خود کرد تا حمایت قاطعانه خود را از او ادامه بدهد. اظهارات مشایی که از سوی برخی اصولگرایان متفاوت خوانده می شد و می شود ادامه داشت.

در آخرین اظهار نظر مشایی که سایت ها و رسانه ها به شکل ویژه ای به آن پرداختند این بود "که خدا محور وحدت انسانها نیست و حتی امروز هم بشر به وحدت نرسیده است چرا که اگر به وحدت رسیده بود این همه خونریزی و جنگها صورت نمی گرفت. مشکل این است که به تعداد انسانها خدا هست و چون خدا فارغ از آنکه هست اما خدای هر انسانی با توجه به شناخته آن فرد از خدا با خدای فرد دیگری متفاوت است."که متاسفانه اکثریت سایت ها به نقل از ایشان گفته بودند که مشایی گفته است خدا نمی تواند محور وحدت باشد!! مسئله ای که اصلا مطرح نشده بود چرا که خبر اصلی این سخنان از سوی نگارنده در روزنامه ابتکار درج و در اختیار یکی از سایت های خبری قرار گرفت.

به هر حال به نظر می رسد که حملات دامنه داری که علیه مشایی در حال انجام و حتی افزایش است به واسطه افکار و اندیشه های است که او مطرح کرده است. هدف این نوشتار دفاع از تمامی اندیشه های مشایی نبوده و نیست اما به نظر می رسد کسانی که داعیه پاسخگویی به شبهات مختلف را دارند و دوستدار جامعه باز و نقادانه هستند باید بپذیرند که مشایی اندیشه های متفاوتی از آنان دارد که راه برخورد با این اندیشه ها،حذف از معاونت اولی یا مشاور رئیس جمهوری نبوده و نیست.

آیا اگر مشایی رئیس دفتر یا معاون اول رئیس جمهور نباشد افکارش را کنار می گذارد؟آیا از احمدی نژاد خواسته شده،پاسخ دهد که چرا اینگونه و با پرداخت هزینه های بسیار از مشایی حمایت می کند؟ آیا فرصت دفاع به رئیس جمهور در دفاع از رئیس دفترش را داده اند؟چرا مهاجمین معتقدند که رئیس جمهور در دفاع از مشایی اشتباه می کند و آنان راه درست را برگزیده اند؟ آیا تنها یک درصد احتمال اقدام درست به احمدی نژاد را در حمایت از مشایی نباید داد و براساس همان یک درصد سخنان رئیس جمهور در دفاع از مشایی را شنید؟ آیا رئیس جمهور از افکار مشایی بی اطلاع بوده ویا او نظری متفاوت با مخالفین دارد؟ آیا افکار مشایی از اساس اشتباه است؟ اگر اشتباه است آیا فضای رسانه ای و مطبوعاتی ایران این مجال را به طور مساوی به منتقدان او و البته خود او برای بیان آزادانه دیدگاه هایشان نباید فراهم کند؟ آیا رسانه ملی نمی تواند مناظره ای میان مشایی و علی مطهری که دیدگاه او را لیبرالی خوانده ترتیب دهد تا مردم به صحت و سقم اندیشه های طرفین پی ببرند؟ مگر اندیشه را نباید با اندیشه پاسخ گفت؟ آیا مشایی نه به عنوان رئیس دفتر،مشاور و یا یک مقام ارشد حکومتی بلکه به عنوان یک شهروند، نمی تواند آزادنه مطالعات و نتیجه گیری های شخصی اش را در حوزه انسان شناسی، دین، فلسفه و... ابراز و حق دفاع از آنان را در برابر انتقادات باید داشته باشد؟ آیا درست است که همه رسانه ها بر اثر خبری تحریف شده علیه یک نفر بسیج شده و تنها به ذکر چند خط تکذیبه او اکتفا کنند؟ براستی جرم مشایی چیست؟ آیا متفاوت اندیشیدن، متفاوت سخن گفتن و بیان با صراحت این افکار می تواند جرم مشایی باشد آنهم در کشوری که از نظر کمیت و کیفیت،اندیشمندان دانشگاهی و حوزوی فراوانی دارد که خوشبختانه اهل مباحثه و مجادله هم هستند ؟ به نظر می رسد مشایی، اندیشه های متفاوت و ساختار شکنانه داشته و دارد که نمی خواهد بدون اقناع فکری از آنها دست بردارد. اقدامی که تاکنون از سوی اندیشمندان دانشگاه و حوزه در یک فضای مناسب علمی متاسفانه انجام نشده است.

زمان برای باز نمودن و عرضه اندیشه های مشایی و البته منتقدانش در رسانه های مکتوب، مجازی، دیداری و شنیداری فراهم شده و طرفین باید این حق را در بیان آزادنه اندیشه ها یشان، شنیدن نقد های علمی و رودرو و صد البته دفاع از آنان را آزادانه داشته باشند. اقدامی که تاکنون مغفول افتاده. شاید حق با او باشد.


مشایی به مناظره دعوت شد
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی
مشایی به مناظره دعوت شد
عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز در واکنش به اظهارات اخیر اسفندیار رحیم مشایی، او را به مناظره دعوت کرد تا به گفته وی، «شاید در این مناظره و گفتگو حقایقی برایش روشن شود.»

سایت جهان گزارش داد؛حجت‌الاسلام والمسلمین جعفر شجونی با اشاره به سخنان اخیر مشایی در خصوص پیامبران و اینکه مدیریت درستی نداشته اند، گفت: نمی دانم چه کسی به این آقا گفته که درباره مسائلی که هیچ ارتباطی به ایشان ندارد اظهار نظر کند؟ حرف‌های مشایی به چه درد این مملکت می‌خورد؟ ما نیازی به سخنان این آقا نداریم.

عضو جامعه روحانیت مبارز با تاکید بر اینکه سخنان مشایی هیچ چیز از مملکت را اصلاح نمی‌کند، به وی توصیه کرد که حرف اضافه نزند.

شجونی اظهار داشت: هرکس مسئول زبان خودش است اما نباید هر چیزی از این زبان شنیده شود، همان طور که من نباید درباره مسائل هسته‌ای صحبت کنم، افرادی همچون مشایی هم باید به کارهای خود رسیدگی کنند و از دخالت در چنین مواردی خودداری کند.

وی گفت: در همه شهرهای ایران از 30 سئوال مردم، 15 سئوال در رابطه با مشایی است، ولی متاسفانه ما هیچ پاسخی نداریم که به مردم دهیم و تنها با این جواب ها از مخمصه به در می شویم: متن سخنان مشایی را ندیده ام، شاید اشتباهی در انتشار خبر باشد و ...

شجونی که به شدت از این سخنان مشایی گله مند بود، وی را به مناظره دعوت کرد و افزود: وی را به مناظره دعوت می‌کنم تا شاید در این مناظره و گفتگو حقایقی را برایش روشن سازیم.


عکس جنجالی از مشایی و هدیه تهرانی
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، عکس
اسفندیار رحیم مشایی و هدیه تهرانی در کنار هم

اسفندیار رحیم مشایی با هدیه تهرانی دیدار کرد. مشایی که اخیرا به دنبال انتصابش به عنوان رئیس کمیسیون فرهنگی دولت، به فرد اول تصمیم گیر برای مسائل فرهنگی کشور تبدیل شده است، چندی پیش با حضور جنجالی خود در...
 


عکس جنجالی از مشایی و هدیه تهرانی
 
.
 

مدیریت جامع به روایت چشم اسفندیار دولت
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، اسفندیار رحیم مشائی

اسفندیار رحیم مشایی مدعی شد پیامبران الهی به درستی جامعه خود را مدیریت نکرده اند.
وی که در پانزدهمین جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی سخن می گفت، اظهار داشت: بروید زندگی نوح را پیدا کنید، مدیریت نکرده، 950 سال بوده اما مدیریت جامع نکرده است. اگر حضرت عیسی(ع) موفق می شد 300 سال مدیریت جامعه را، حضرت موسی(ع) هم 500 سال مدیریت می کرد. البته این سالها را من از خودم نمی گویم بلکه در قرآن در مورد سن نوح نیز نکاتی گفته شده که 950 سال بوده است. اما بروید زندگی نوح را پیدا کنید، مدیریت نکرده، 950 سال بوده اما مدیریت جامع نکرده است. نتوانسته عدالت را برقرار کند.
وی همچنین گفته است: پیامبران که برای عدالت آمدند که البته به این نقطه نرسیدند، هیچ کدام نرسیدند اصلاً نزدیک هم نشدند. البته بخشی از این صحبت ها به این موضوع مربوط می شود اما باید توجه داشته باشیم که اگر حضرت عیسی(ع) 30 سال پیامبر است و سرانجام 30 سال رسالت او این است که مسیحیان می گویند او را به صلیب کشیدند اما ما بنابر قرآن می گوییم فرد دیگری به صلیب کشیده شد. فرق نمی کند در هر حال حضرت عیسی(ع) مدیریتش منتفی شد.
ادعای اینکه پیامبران از جمله حضرت نوح(ع) مدیریت جامع نکرده اند، ادعای گزاف و دور از واقعیتی است چرا که زمینه چنین مدیریتی برای بسیاری از پیامبران به وجود نیامد و به عنوان مثال با وجود 950 سال مجاهدت و دعوت به وحدانیت، عده اندکی به توحید و رسالت حضرت نوح(ع) ایمان آوردند اما به عنوان مثال در روزگار مدیریت کوتاه پیامبراکرم(ص) که یک دوره کوتاه 10 ساله را شامل می شد، بسیاری از سنت های ضدانسانی و ظالمانه جاهلی به حاشیه رانده شد و ظرفیت های فراوان رشد عادلانه اجتماعی و اقتصادی و معنوی و انسانی فراهم گردید.
اما فارغ از بحث های تاریخی و عقیدتی باید از چشم اسفندیار دولت اصولگرا پرسید که این قبیل مباحث کارشناسی و نظری و تخصصی دقیق چه ربطی به شما دارد که هر از چندگاهی اصرار و تعمد دارید وارد آن مباحث شده و اظهارات شائبه برانگیز به زبان جاری کنید و هزینه های آن را پای دولت خدمتگزار بنویسید؟ شما اگر رئیس دفتر رئیس جمهور هستید باید با امانتداری و تحفظ با این جایگاه برخورد کنید چرا که اساساً بدون عنوان و جایگاه، اهمیت و موضوعیتی ندارید که به مراسمی دعوت شوید یا اظهارات شما محل بحث و انتقاد و اعتراض قرار گیرد؟ (بگذریم از برخی تحلیل ها و قرینه ها که بر مسئله سازی تعمدی علیه دولت اصولگرا و شخص رئیس جمهور محترم دلالت می کند یعنی هرگاه جریان های فتنه گر و ضدانقلاب در تنگنا قرار می گیرند، تصادفاً آقای مشایی به اظهارنظرهای جنجالی می پردازد و به عنوان مسئله انحرافی، اذهان را متوجه نقطه دیگری غیر از فتنه گری ها و خصومت های دشمنان انقلاب می کند یا موجب بدگمانی علما و متدینینی می شود که حمایت همه جانبه از دولت اسلامی را مسئولیت و تکلیف خود می دانند. گویا جریانی مصرانه دست به کار است که میان علما و متدینین با دولت فاصله گذاری کند).
به نظر می رسد به جای پرداختن به مدیریت پیامبران اولوالعزم و ضعف تراشیدن برای آنها! بهتر است به این واقعیت انکارناپذیر توجه کرد که مشی و مواضع مشابه اسفندیار رحیم مشایی، خود ضعف بلکه انحراف بزرگی در زمینه مدیریت دفتر رئیس جمهور است و وی به جای نسخه نویسی برای پیامبران بهتر است خود را به عنوان نقطه ضعف دفتر -اگر تعمدی به مسئله سازی علیه دولت ندارد- برطرف کند.
پیشنهاد می شود با توجه به علایق! آقای اسفندیار رحیم مشایی، وی به جای مدیریت دفتر رئیس جمهور به علایق فکری و نظری و تاریخی خود بپردازد و مثلاً به عنوان دانشجوی یکی از رشته های الهیات یا تاریخ یا تاریخ ادیان و... سراغ تحقیق و پژوهش و مطالعه برود یا اینکه یکی از مدیریت های پژوهشی محدود و تاریخی را به آقای مشایی واگذار کنند تا هم او به فرضیه پردازی ها و آزمون و خطا و علایق کذایی خود بپردازد و هم دفتر رئیس جمهور به جای مسئله آفرینی، یاور رئیس جمهور محترم در امر خطیر خدمتگزاری باشد.