قرارگاه عمار عضو جبهه پایداری نیست
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، جریان انحرافی ، اصلاح طلبان

جریان اصلاحات و جریان انحرافی در بخش غیرخودی آبشخور یکسانی دارند. غیرخودی یعنی کسی که از دشمن خط می‌گیرد، بنابراین او دشمن اصلی است، چون در جریان انحرافی هم مثل جریان اصلاحات دو بخش داریم، یکی منحرف بازی خورده و دیگری منحرف. منحرف یعنی کسی که اساساً برای انحراف آمده. بازی خورده یعنی کسی که منحرفش کرده‌اند و باید او را بیاورید داخل جاده...

حجت الاسلام و المسلمین مهدی طائب از جمله مدرسین حوزه است که در عرصه سیاست هم شناخته شده است. علاوه بر تدریس در قم، سخنرانی در اقصی نقاط کشور با هدف جریان شناسی در موضوعات مختلف روز از جمله فعالیت های وی است. نام او در سال های قبل به عنوان عضو موسس و شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب و اخیرا نیز به عنوان رییس قرارگاه عمار - که البته دومی بر خلاف نامش نهادی نظامی نیست – مطرح شد. اما او بر خلاف دیگر فعالان سیاسی نگاه دیگری به این عضویت ها دارد.

به گزارش شفاف، ابعاد مختلف انتخابات مجلس نهم، ترکیب حاضران در عرصه این انتخابات و وحدت اصولگرایان از مهمترین بخش های گفت و گو با مهدی طائب با هفته نامه شما است.

گزیده ای از این گفتگو به شرح زیر است:


*در کشور ما برخلاف تقریباً تمام کشورهای دیگر، انتخابات خیلی به نظام و مردم گره خورده، یعنی در اینجا انتخابات، واقعی و صددرصدی است. در انتخابات اینجا ممکن است احزاب در به میدان آوردن مردم نقش داشته باشند، ولی در اصل انتخابات نقش ندارند. در انتخابات اینجا ممکن است اقدامات مسئولین در به میدان آوردن مردم، مؤثر باشد، ولی مسئولین در اصل انتخابات دخالتی ندارند. در اینجا انتخابات صددرصد مردمی است. مردم رأی‌ خودشان را مستقیماً در صندوق می‌اندازند و شمارش می‌شود.در ایران انتخابات صددرصد مردمی است. وقتی که مردمی باشد، یعنی این نظام توسط مردم حفظ می‌شود و ممکن است توسط مردم هم از بین برود، یعنی اگر مردم از این‌ نظام روی گردان بشوند، دیگر این نظام باقی نمی‌ماند.

*دشمن هنگامی اقدام می‌کند که جرئت داشته باشد. می‌گویند فلانی جرئت اقدام ندارد، یعنی ترسیده است. بنابراین در اینجا می‌توانیم اصلی را به دست بیاوریم. هرگاه ما در برابر دشمن آماده و هوشیار باشیم، او اقدام نمی‌کند، هرگاه غافل باشیم، او اقدام می‌کند.

*غیرخودی کسی است که با دشمن مرتبط است، گرچه گاهی بیاید و در پازل خودی‌ها بازی کند. ما باید این تعاریف را حفظ کنیم، بنابراین اگر می‌گوییم دشمن، داخلی‌ها کوچک‌تر از این حرف‌ها هستند که ما آنها را دشمن حساب کنیم. ما طیفی از استکبار جهانی را در برابر خود داریم.لکن در آن تعبیر خودی و غیرخودی بیاییم داخل. اولاً تعبیر اصلاح‌طلب‌ها غلط است. همیشه بگویید مدعیان اصلاحات، چون اصلاح‌طلب واقعی، مقام معظم رهبری است. انبیا مصلحین هستند، اولیای الهی مصلحین هستند.

*اگر در یک جایی مردم در مورد شناخت دشمن دچار ناکامی بشوند، تقصیرش به گردن کسانی است که متصدی معرفی دشمن بوده‌اند، یعنی سیستم‌های امنیتی و نظارتی. آنها که نمی‌خواهند به‌جای مردم تصمیم بگیرند، بلکه می‌خواهند به مردم آگاهی بدهند، یعنی سیستم امنیتی در ایران وظیفه‌اش این نیست که بیاید و به‌جای مردم رأی در صندوق بیندازد، بلکه وظیفه‌اش این است که بیاید و به مردم بگوید که این دشمن است و حق شرکت در انتخابات را ندارد، فلان‌جا جاسوسی کرده، فلان‌جا با آمریکایی‌ها ارتباط گرفته، در فرانسه با فلان آقای یهودی جلسه گذاشته، با دشمن ارتباط دارد.

* به اعتقاد من در این انتخابات اصول‌گرایان به بهترین نقطه وحدت و معرفی خیرخواهانه به مردم حضور پیدا خواهند کرد، گرچه طرف مقابل به‌گونه‌ای نیست که انتخابات، دوقطبی شود. گروه‌های دیگری هستند و می‌آیند و افرادی را معرفی می‌کنند و جریان انتخابات در این دوره، جریان واقعاً متنوعی خواهد بود. آن جریان اصول‌گرایی که مردم به معرفی‌های آنها اطمینان دارند، به اعتقاد من در این دوره در اوج همگرایی و همسویی با هم ان‌شاءالله وارد میدان می‌شود.

* جریان اصلاحات و جریان انحرافی در بخش غیرخودی آبشخور یکسانی دارند. غیرخودی یعنی کسی که از دشمن خط می‌گیرد، بنابراین او دشمن اصلی است، چون در جریان انحرافی هم مثل جریان اصلاحات دو بخش داریم، یکی منحرف بازی خورده و دیگری منحرف. منحرف یعنی کسی که اساساً برای انحراف آمده. بازی خورده یعنی کسی که منحرفش کرده‌اند و باید او را بیاورید داخل جاده. جریان انحرافی هم مثل جریان اصلاحات، یک خودی دارد و یک غیرخودی. آبشخور غیرخودی‌های هر دو جریان یکی است و در یک روزی هم علی‌الاجبار و به اقتضای زمینه کار، یگانه بودنشان را نشان خواهند داد تا بیایند و متحد شوند و وارد میدان شوند.

* من نمی‌خواهم بگویم تمام کسانی که تحت عنوان اصول‌گرا به میدان می‌آیند، اصول‌گرای واقعی هستند. خیر، من دارم روی مفهوم صحبت می‌کنم، چون اصول‌گرا کسی است که به اصول پایبند است. فلسفه، منطق و حکمت در اصول است. در انحراف که فلسفه و حکمت و منطقی وجود ندارد. انحراف و ادعای اصلاحات یعنی دروغ. اصلاحات حق است، اصلاحات یعنی اصول‌گرایی، یعنی عمل به قرآن، اما ادعای اصلاحات یعنی چه؟ یعنی پوششی از کلمه اصلاحات و زیر این پوشش هرچه تخریب است انجام بدهید. تخریب که اصول و فلسفه و حکمت ندارد.

*اگر با توجه به سه اصلی که اصول‌گرایانی که 1) مورد قبول مجامع علمی و الهی ما هستند و 2) در جریان امور، بصیرت‌های لازم را از خود نشان داده‌اند و 3) ارتباطشان با اقشار مختلف مردم، ثابت شده است، 7+8 بسته شود، آن اطمینان و طیب خاطر و علقه متن جامعه را می‌تواند به‌خوبی جذب کند و تلاش هم بر این است که به این سه وضعیت یعنی جنبه علمی و الهی، بصیر بودن و ارتباط با مردم تأمین شود. چون به هر تقدیر خود اصول‌گرایی هم که یک طیف واحد نیست و صفر تا صدی دارد. اصول‌گرایی از صفر شروع می‌شود و بالا می‌رود تا می‌رسد به صد که رهبر معظم انقلاب هستند. همه شاخص‌ها باید به سمت ایشان باشد. کسانی که شاخص آنها بیش از همه به رهبری نزدیک است و از نظر علمی و بصیرتی به ایشان نزدیک‌تر هستند، معتمدترین آدم‌ها هستند و ارتباط مردم با آنها هم از همه بیشتر است.

*مقام معظم رهبری و امام هم فرمودند شاخص و میزان، حال فعلی افراد است، یعنی توبه را هم باید قبول کنیم. تمام این آقایانی که اسم بردید و هر کس دیگری، اگر در مقطعی از کسی حمایت کرده‌اند، باید به آن مقطع مراجعه کنیم و ببینیم این آقا خودیِ بازی خورده بوده یا دشمن خودی‌نما. اگر خودی بازی خورده بوده، هر موقع که از بازی بیاید این طرف، می‌شود خودی، اما اگر دشمن بوده، هزاران بار هم که در میان خودی‌ها اقدامی کرده باشد، دشمن و غیرخودی است، پس میزان، حال فعلی است.

* برای اینکه کسی وارد 7+8 بشود یا نشود، میزان حال فعلی افراد است. باید ببینید در حال حاضر با شاخص‌هایی که مقام معظم رهبری گفته‌اند انطباق دارد یا نه؟ اگر انطباق دارد، راه بدهید، اگر ندارد بگویید برود بیرون. او هم اگر اصول‌گراست، بپذیرد. برای مثال راجع به فلان آقا بحث است که آیا ایشان در 7+8 بیاید یا نیاید؟ چرا؟ بحثشان این است که آقا جایگاه اجتماعی شما چقدر است؟ خب! بگو نمی‌آیم. اینکه من اصرار داشته باشم بیایم، اصول‌گرایی را خدشه‌دار می‌کند، چون حرف اول اصول‌گرایی این است که «ان تقوموا الله» باشد و انسان برای خدا کار کند.

*به عنوان کسی که در قرارگاه عمار یک اسمی برایش گذاشته‌اند، می‌دانم که قرارگاه عمار تا اینجا این تصمیم را گرفته که در خدمت همه اصول‌گرایان باشد، اما فعلاً نام هیچ تابلویی روی قرارگاه عمار نیاید. قرارگاه عمار همه اینها را اصول‌گرا می‌داند، اما جزو جبهه پایداری نیست و فراتر از آن هست. به عبارت دیگر فعلاً قرارگاه عمار باید مواضع را تبیین کند، نه تعیین مصداق. قرارگاه عمار الان بصیرت‌دهی در جهت مواضع و مفاهیم را به عهده دارد.جبهه پایداری به عنوان یک جبهه مطرح شد که متشکل از گروه‌های متعددی است و گفتند ما حزب نیستیم و اعلام شد که یکی از ارکان آن قرارگاه عمار است.

*اگر در رسانه‌ها اعلام کرده‌اند، اشتباه بوده است. خود جبهه پایداری چنین چیزی را نگفتند و نگفتند که قرارگاه عمار جزو ماست. اگر گفته شده، فردی گفته و ایشان هم شاید برداشتش این بوده که به هر تقدیر کسانی که در قرارگاه عمار هستند، حضرت آیت‌الله مصباح را قبول دارند، پس لاجرم جزو جبهه پایداری هستند.

*قرارگاه عمار به عنوان قرارگاه عمار اصلاً در جریان تأسیس این جبهه پایداری نبوده، هر چند ممکن است افرادی از این قرارگاه جزو آقایان باشند. آقایان هم برای ما قابل احترامند. ما به عنوان قرارگاه عمار جزو مؤتلفه نیستیم. جزو 7+8 هم نیستیم، یعنی شما بزرگ‌ترین و فراگیرترین را به عنوان 7+8 تشکیل داده‌اید، ولی قرارگاه عمار در آن نیست. چرا؟ چون قرارگاه عمار قرار نیست مصداقی وارد شود. ما آن روزی که قرارگاه عمار را ایجاد کردیم، به‌طور ضمنی بین دوستان شرطی گذاشتیم که هر کس در قرارگاه عمار هست کاندیدا نشود. هر وقت خواست کاندیدا شود، از قرارگاه خدحافظی کند و بعد برود که این شائبه پیش نیاید که این جریان قرار است قدرت را برای خودش یا فرد دیگری قبضه کند. قرارگاه عمار مجموعه کسانی است که وظیفه خود را دادن بصیرت به جامعه می‌داند. فعلاً هم وارد این عرصه‌ها نمی‌شود. نمی‌گویم که هرگز از بصیرت به مصداق وارد نمی‌شویم. هر جا احساس کنیم باید بصیرت‌دهی کنیم، می‌آییم، اما فعلاً تصمیم قرارگاه بر این است که مواضع و مفاهیم توضیح داده شوند، نه مصادیق.

چه کسانی از رابطه با آمریکا سود می‌برند؟
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، ایران ، آمریکا ، اصلاح طلبان

اصلاح‌طلبان از طرح رابطه با آمریکا خوشحال هستند.

به گزارش ندای انقلاب طرح موضوع رابطه با آمریکا اگر چه می‌تواند یک موضوع چالش‌برانگیز و مورد علاقه رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب برای راه اندازی موج تبلیغاتی باشد، اما مهمتر از اصل این مسئله، موضوع نفعی است که از این موضوع نصیب بعضی گروه‌ها و جریانات سیاسی می‌شود.

rabeteh-009

اصلاح‌طلبان خوشحال از طرح رابطه با آمریکا

بخش عمده‌ای از کسانی که با عنوان اصلاح‌طلبی، سال‌ها در عرصه سیاسی کشور حضور داشته‌اند، نه تنها خواستار عادی سازی رابطه با آمریکا هستند بلکه هیچ شرطی را هم برای این مسئله در نظر نمی‌گیرند.

از سوی دیگر طرح موضوع رابطه با آمریکا نیز می‌تواند از طرق مختلف برای این طیف حایز اهمیت باشد.

سال‌هاست که به مناسبت‌های مختلف از اصلاح‌طلبان انتقاد می‌شود که چرا به صورت جسته و گریخته موضوع رابطه با آمریکا را در زمان حاکمیت ۸ ساله دولت خاتمی طرح کرده‌اند اما اکنون و در صورت تلاش جهت قبح‌زدایی از چنین مسئله‌ای، اصلاح‌طلبان می‌توانند در نقش طلبکار ظاهر شده و جمله معروف «اگر ما چنین می‌کردیم، کفن‌پوشان قم راهی تهران می‌شدند!» را بار دیگر استفاده کرده و یک موج تبلیغاتی برای تطهیر خود به‌راه بیندازند.

این در حالی است که عادی سازی رابطه با آمریکا سبب خواهد شد تا ارتباطات فعلی میان بعضی اصلاح‌طلبان ساکن در خارج از کشور با سازمان‌های مختلف ضدایرانی و صهیونیستی، به عنوان یک رابطه عادی جلوه داده شده و جنبه خائنانه آن مخفی و کتمان شود.

گفتنی است چنین اتفاقی به صورت کم و بیش در حال حاضر و در مورد انگلستان به‌وقوع پیوسته است.

از آنجا که رابطه ایران و آمریکا قطع شده است و حضور اصلاح‌طلبان فراری د رآمریکا ممکن است آنها را به داشتن رابطه با دشمن متهم کند، برای اقناع افکار عمومی، افراد اثرگذار این عده اکنون در پناه انگلستان زندگی کرده و علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت رسانه‌ای و سیاسی می‌کنند.

دیگر گروه‌ها

عناصر تجزیه‌طلب، فرقه‌های انحرافی همچون بهائیت و گروه‌های غیرقانونی مانند ملی‌مذهبی‌ها دیگر برندگان طرح موضوع رابطه با آمریکا هستند و در صورت عادی شدن این رابطه، سود فراوانی خواهند برد.

بر همین اساس در سایه مطرح شدن چنین موضوعی، علاوه برآنکه روابط پنهانی تحت عنوان فعالیت‌های حقوق بشری، احقاق حقوق زنان و مواردی از این دست، از حالت زیرزمینی خارج شده و تحت عنوان رابطه فرهنگی با نهادهای غیردولتی آمریکایی به صورت آزادانه انجام خواهد شد، بلکه راهی جهت ارتباطات گسترده‌تر این گروه‌ها با دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی ایران فراهم خواهد آمد.

از سوی دیگر گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب همواره با این انتقاد از سوی مردم کشور روبه‌برو بوده‌اند که علاوه بر ارتکاب جرایم مختلف و متعدد، به سبب برخورداری از روابط گسترده با آمریکا و متحدانش، خائن به ملت ایران محسوب می‌شوند. همین مسئله یکی از دلایل عدم اقبال عمومی به این گروه‌ها در سراسر کشور بوده است. این در حالی است که در صورت عادی سازی رابطه با آمریکا، قبح این خیانت گروه‌های مذکور ریخته شده و راه برای تبلیغات گسترده آنها و فریب افکار عمومی هموار خواهد شد.

سینه‌چاکان آمریکا در انتظار

بر همین اساس به راحتی می‌توان مدعی شد که بعضی گروه‌های تابلودار که می‌توان از آنها با اصطلاح «ضدانقلاب» یاد کرد، نه تنها چشم‌انتظار عادی سازی رابطه با آمریکا هستند، بلکه برنده اصلی طرح این موضوع در فضای سیاسی کشور هستند.


گوشه ای ازپایبندی اصلاح طلبان به دموکراسی و آزادی بیان!
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصلاح طلبان ، اصولگرایی ، عوامفریبی

چه کسانی عوامفریبی می کنند؟اصولگرایان یا اصلاح طلبان ؟


دانشجونیوز:به هر حال مهم ترین درسی که باید از 17 مردادماه سال 90 گرفت این که عوامفریبانی که تا دیروز خود را مدافع آزادی و تحمل عقیده مخالف به مردم معرفی می کردند، ماهیت واقعی خود را نمایان ساخته و از نقاب تمدن! خارج شدند/حضور نماینده مردم بوشهردر مراسم تجلیل از خبرنگاران اصلاح طلب
نباید از حضور نماینده مردم بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس شورای اسلامی در این مراسم به راحتی گذشت.

سه شنبه هفته گذشته شورای اسلامی شهر بوشهر طی مراسمی از 25 خبرنگار پیشکسوت! استان بوشهر قدردانی کرد.

در حالی که شورای اسلامی شهر بوشهر با تأسی از رهبران خود در مرکز، اصولگرایان را متهم به تنگ نظری و تنگ کردن دایره خودی ها می کنند، اعضاء این شورا نیز در روز خبرنگار با دعوت از 25 خبرنگار پیشکسوت! خودی در استان از آنان تقدیر کرده و بدین طریق پایبندی خود به دموکراسی و آزادی بیان! را نشان دادند.


این رفتار شورای بوشهر از این جهت نکوهیده است که اعضاء تحول خواه و متمدن! آن بارها و بارها اصولگرایان را به تحجر و سرکوب مخالفین و خود را سردمدار آزادی به خصوص آزادی بیان و مطبوعات معرفی کردند.


دعوت از پیشکسوتان عرصه مطبوعات! در حالی توسط شورای اسلامی شهر بوشهر صورت گرفت که بخش اعظمی از خبرنگاران استان بوشهر عضو خانه مطبوعات استان بوده و لازم بود شورای شهر که خود را نماینده همه شهروندان و پارلمان شهر بوشهر دانسته از پیشکسوتان اصولگرا نیز تجلیل کند.


شاید تذکر این نکته به اعضاء متمدن! شورای اسلامی شهر بوشهر لازم باشد که همین اصولگرایان باصطلاح متحجر! شما در استانداری و اداره کل ارشاد اسلامی استان از تمامی خبرنگاران و از هر دو طیف سیاسی جهت تجلیل دعوت بعمل آورده و از آنان به هر نحو قدردانی کردند.


البته این رفتار شورای بوشهر به اینجا ختم نشد و شهرداری این شهر نیز در روز پنج شنبه، طی مراسمی در خانه معلم از خبرنگاران اصلاح طلب استان قدردانی کرد.


هدف از این نوشتار حضور یا عدم حضور خبرنگاران اصولگرا در این دو مراسم نیست بلکه چیزی که مهم است عیان شدن چهره کسانی است که مکرراً دولت حاکم را محکوم به فریبکاری و خود را مبری از آن و حامی آزادی بیان می دانند.


به راستی اگر این اصلاح طلبان مدرن و متمدن! حامی آزادی مطبوعات بوده و وجود مخالفین خود را تحمل می کردند، آیا باز هم اتفاق روز سه شنبه در روز پنج شنبه هم تکرار می شد؟


اگر شورای اصلاح طلب بوشهر که مکرراً دم از نمایندگی آحاد مردم این شهر می زند به شعارهای خود اندکی پایبند بود بازهم قشر عظیمی از خبرنگاران طیف دیگر سیاسی را نادیده می گرفت؟


آیا به نظر شورای اسلامی شهر بوشهر خبرنگاران اصولگرا از شهروندان این شهر جدا بوده و یا این که اعضاء محترم به دلیل اختلاف نظر و عقیده، این خبرنگاران را نامحرم می دانستند؟


البته نباید از حضور نماینده مردم بوشهر، گناوه و دیلم در مراسم تجلیل از خبرنگاران اصلاح طلب در خانه معلم نیز به راحتی گذشت.


غلامعلی میگلی نژاد که در فراکسیون اصولگرایان مجلس ثبت نام کرده و به عضویت این فراکسیون درآمده، با حضورش در این مراسم و عدم حضورش در دو مراسمی که استانداری و اداره کل ارشاد اسلامی استان برگزار کرده بودند عملاً وفاداری خود به طیف اصلاح طلبان را نشان داد.


عدم حضور این نماینده در مراسم استانداری و ارشاد و عدم تجلیل وی از هر دو طیف خبرنگاران این گمانه را تقویت می کند که میگلی نژاد درصدد جلب آرای اصلاح طلبان بوشهری در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی بوده و برای نماینده بوشهر، گناوه و دیلم پیروزی در انتخابات مجلس به هر قیمتی ارزشمند تر از بسیاری مسایل است.


به هر حال مهم ترین درسی که باید از 17 مردادماه سال 90 گرفت این که عوامفریبانی که تا دیروز خود را مدافع آزادی و تحمل عقیده مخالف به مردم معرفی می کردند، ماهیت واقعی خود را نمایان ساخته و از نقاب تمدن! خارج شدند.


حال قضاوت با مردم، امیدواریم که این روز بزرگ، برای همیشه در اذهان شهروندان بوشهری باقی مانده و به شعارهای زیبا و عوامفریبانه عده ای دل خوش نکنند.



جلسه خاتمی با عارف و سرتیمی محسن هاشمی
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، محسن هاشمی ، اصلاح طلبان

فعالیت‌های انتخاباتی اصلاح طلبان وارد مرحله جدیدی شد:

یک منبع آگاه در این خصوص به «فردا » گفته است که جلسات افطاری اصلاح طلبان به محملی برای رایزنی‌های انتخاباتی تبدیل شده است. بر اساس این گزارش تیم کارگزاران با سرتیمی محسن هاشمی به عضوگیری و تهیه لیست می‌پردازد و محمد خاتمی نیز با محمدرضا عارف طی جلسه‌ای برای شرکت در انتخابات و تهیه لیست صحبت کرده است.

اصلاح طلبان هنوز به اجماع و تصمیم قاطعی برای نحوه ورودشان به انتخابات نرسیده اند ...اصلاح طلبان هنوز در خصوص حضور مستقل یا تحت لیست واحد جریان اصلاحات تصمیم قاطعی نگرفته اند.... معلوم نیست با چراغ روشن یا خاموش در انتخابات شرکت کنیم....نحوه تصمیم گیری اصلاح طلبان برای انتخابات آتی به شرایط و جو جامعه بستگی دارد.



این‌ها بخشی از صحبت‌های تکراری اصلاح طلبان در چند ماه اخیر است. این صحبت‌ها به نظر راهبرد انتخاباتی آنان است. راهبردی که دمیدن در اختلافات احتمالی میان اصولگرایان نیز بخشی از آن است.

آخرین اخبار اما حکایت از آن دارد که با نزدیک تر شدن روزهای انتخابات این جریانات سر از لاک برون آورده‌اند. یک منبع آگاه در این خصوص به «فردا » گفته است که جلسات افطاری اصلاح طلبان به محملی برای رایزنی‌های انتخاباتی تبدیل شده است. بر اساس این گزارش تیم کارگزاران با سرتیمی محسن هاشمی به عضوگیری و تهیه لیست می‌پردازد و محمد خاتمی نیز با محمدرضا عارف طی جلسه‌ای برای شرکت در انتخابات و تهیه لیست صحبت کرده است.

در عین حال اخبار رسیده حاکی از آن است که اصلاح طلبان در نظر دارند با وارد کردن چهره‌های سفید در انتخابات حضور یابند. آن چنان که چندی پیش لیستی از این افراد در رسانه‌ها به عنوان کاندید پخش شد اما پس از چندی به تکذیب آن پرداختند.تکذیبی که بطلان آن فعالیت های شدید و تکاپو‌های انتخاباتی این روزهای اصلاح طلبان است.


ابطحی: اصلاح‌طلبان برای مقابله با احمدی‌نژاد به سراغ یک چهره ....
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدعلی ابطحی ، اصلاح طلبان ، دکتر محمود احمدی نژاد
ابطحی: اصلاح‌طلبان برای مقابله با احمدی‌نژاد به سراغ یک چهره غیرمردمی به نام هاشمی رفتند

محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر سید محمد خاتمی در دوره اصلاحات و از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب، هفته گذشته در گفتگویی تفصیلی با «نسیم»، به تشریح وضعیت اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس نهم، آسیب‌شناسی جریان اصلاحات، وقایع سال 88 و جنبش سبز و همچنین انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و... پرداخت:


• انتخابات 84؛ اصلاح طلبان - هاشمی - احمدی‌نژاد

- دلیل شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات 84 مدیریت نادرست جریان اصلاحات برای رسیدن به کاندیدای واحد بود. نتایج انتخابات نشان داد اگر جریان اصلاحات روی یک کاندیدا در سال 84 توافق می کرد، آقای احمدی‌نژاد در دور اول رأی نمی‌آورد، آقایان کروبی و هاشمی به دور دوم می‌رفتند و امکان رئیس‌جمهور شدن کروبی قطعا وجود داشت.

- در سال 84 نه هاشمی نماد اصلاح‌طلبی بود و نه احمدی‌نژاد نماد اصول‌گرایی.

- الآن مایل نیستم در مورد آقای هاشمی صحبت کنم، اما طبعا به دلیل اینکه در آن شرایط هاشمی به عنوان نماد "قدرت - ثروت - حکومت" شناخته شده بود و گزینه غیرمردمی تلقی می‌شد، هر کس که رقیب ایشان می‌بود رای می آورد.

- سراغ احمدی نژاد نرفتیم چون نمی‌شد اصلاح‌طلبان از کسی حمایت کنند که تمام پیشینه‌اش بر دوش مجموعه مخالفان افراطی اصلاحات بنا شده بود.

- پیشینه احمدی‌نژاد ظرفیت جمع کردن تمام مخالفان اصلاح‌طلبان را داشت و از آن سو نیز اصلاح‌طلبان به دلیل آن که گزینه‌ای به نام احمدی‌نژاد مقابلشان بود، مجبور شدند در دور دوم انتخابات به سراغ هاشمی بروند.

- احمدی‌نژاد فعلی با احمدی‌نژاد 84 متفاوت است. سال 84 اکثرحامیان آقای احمدی‌نژاد عبارت بودند از کسانی که به خاطر تدین، به ایشان رای دادند. حامیان او مخالفان افراطی اصلاح‌طلبان بودند که معتقد بودند در دوره اصلاحات از لحاظ دینی در جامعه تسامح شده است. نیروهای قدرتمندی پشت ایشان بودند.

- تصور من این بود که آقای احمدی‌نژاد می تواند از آن فضا استفاده خوبی بکند. چون برای اولین بار بعد از انقلاب همه قوا هماهنگ بودند. رابطه همه قوا با هم و با محور نظام یعنی رهبری خوب بود. یک فرصت تاریخی بود برای حل مشکلات مردم.

- اما بعد از مدتی احمدی‌نژادی که در جایگاه سخت‌ترین مدافعان دینداری بود، ناگهان در جایگاه مدافع "لیبرالیسم فرهنگی" قرار گرفت. کسی که دنبال انترناسیونالیسم بود، یک مرتبه تبدیل به یک ناسیونالیست شد. به این ترتیب احمدی نژاد هم حامیان قدرتمند خود را از دست داد هم درون اصلاح‌طلبی به هیچ وجه ظرفیت حضور نداشت.

- عمده ترین مشکل احمدی‌نژاد این است که مخاطبان خود را نشناخت و فکر کرد که با شعار، می‌تواند مخاطبان رقبای خود را جذب کند و بدنه اصلاح‌طلبی را پشت سر خودش بیاورد؛ این اشتباه را برخی از دوستان ما نیز انجام دادند که فکر می‌کردند با یک شعار می توانند اصولگراها را هم در اختیار بگیرند.


• آسیب‌شناسی اصلاحات

- عمده‌ترین اشتباه جریان اصلاحات را این می‌دانم که ما طیف گسترده‌ای بودیم که به نام اصلاحات حرف میزدیم. این جریان، طیف گسترده‌ای با مواضع گوناگونی را تشکیل می‌داد که بخشی از آنها قطعا مواضعی نبود که اصلاح‌طلبی به خاطر آن بنا شده باشد. مثل حرکت‌های رادیکالی که از بیرون نظام هدایت می‌شد یا حرکت‌های افراطی که احساسات و عواطف دینی مردم را مورد توجه قرار نمی‌دادند.

- یک مسئله اصلی اصلاحات این بود که رأس این جریان، ‌یعنی آقای خاتمی همزمان هم رئیس‌جمهور بود،‌ هم رهبر اصلاحات. دو مسئولیت داشت که باید هر دو را متوازن اداره می‌کرد که به اعتقاد من آگاهانه این کار را نکرد. خاتمی به دلیل مدیریت اجرائی کشور نخواست هر دو مسئولیت را متوازن اداره کند و همیشه به مسئولیت رسمی خود توجه بیشتری داشت و عمدتا مدیریت جنبش اصلاحات فدای مدیریت کشور شد. در واقع اصلاح طلبی مدیریت متمرکز نداشت.

- آقای خاتمی خیلی شفاف از روزی که آمد گفت "قانون اساسی". گفت در چارچوب نظام و منتخب همین قانونی است که شورای نگهبان در آن کاندیدا را تأیید می‌کند. خاتمی اگر از این چارچوب بیرون می‌آمد به اعتقاد من خیانت به رأی مردم کرده بود، چون او در همین چارچوب به مردم وعده داده و رأی گرفته بود.

- متاسفانه رقبای ما با ناجوانمردی هر کسی ساز مخالف می زد را به عنوان محورهای اصلاحات معرفی می کردند.

- از سوی دیگردر بین ما جریاناتی هم به عنوان اصلاح‌طلب فعال بودند که مرز کاملا متفاوتی با اصلاحات مدنظر آقای خاتمی داشتند. آنها حق داشتند نظرات خود را بگویند، اما متاسفانه نظراتشان به نام اصلاح‌طلبی مطرح و بیشتر باعث شکست اصلاحات می‌شد تا قوت آن. انکار نمی‌کنم من هم در بسیاری از موارد نظرات افراطی داشتم که فکر میکنم باید خودم را نقد کنم.

- مثلا در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای سه چهار نفر در دوران وزارت اطلاعات خاتمی کشته شدند. خاتمی اصرار داشت که قاتلان باید مشخص شوند و غده سرطانی باید از وزارت بیرون کشیده شود. رهبری، آقای هاشمی، قوه قضائیه و بخش‌های مختلف حکومت از این موضع خاتمی حمایت کردند. اما یک جریان افراطی آمد وسط و این چند مقتول را کرد 8 نفر، بعد 50 نفر و ... و مرحله بعد این بود که مثلا چه کسانی مرحله قبل رئیس‌جمهور بودند، چه کسانی فتوا دادند و ...، و آن قدر پیش رفتند که کل این پروژه آسیب دید و در آن دوره متوقف شد.

- ما در دوره اصلاحات اولا می‌بایست به واقعیت‌های‌ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور توجه جدی‌تری می‌کردیم. یک بخشی از این واقعیات این بود که قدرت تقسیم شده است و در مقابل این قدرت تقسیم شده باید همکاری را محور قرار می‌دادیم و درصدی از خواسته‌هایمان را به خاطر این همراهی‌ها کم می کردیم. ثانیا به عواطف دینی جامعه علاقه‌مندی بیشتری بروز می دادیم. ثالثا در برابر افراطی‌گری‌ها جدی‌تر می‌ایستادیم در این صورت خیلی از بحران‌ها کم می‌شد.


• جنبش سبز و حوادث پس از انتخابات 1388

- من بین جنبش سبز و اصلاحات تفکیک قائلم. قبل از انتخابات هم خودم جزو جنبش سبز نبودم.

- اینکه جریان اصلاحات از جنبش سبز خیلی ضربه خورد را قبول دارم و همیشه روی آن تأکید کردم، به همین دلیل هم رفتم سمت آقای کروبی. جنبش سبز را یک جنبش مرحله‌ای و گذرا می دانستم. جنبش سبز اگرچه جزئی از اصلاحات محسوب می‌شود اما به روش‌هائی که در آن اتخاذ شد و مواضع متناقضی که گرفته شد و یأس و ناامیدی که پراکند، انتقادهای زیادی دارم که اگر الآن آقایان موسوی و کروبی رسانه داشتند، حتما موارد متعدد انتقادات خودم به جریان سبز را علنا در رسانه آنان مطرح می‌کردم تا آنان نیز فرصت پاسخگوئی داشته باشند.

- اتفاقات بعد از انتخابات یک اتفاقات یک مرتبه و پیش‌بینی نشده نبود. اطمینان به رای در طول این 16 -15 سال خدشه دار شده بود. این به معنای تقلب نیست. ردصلاحیت‌ها و ... که ریشه در سال‌های قبل داشت. بحران‌های کوچک که جمع شد، تبدیل شد به آن فضا. شخصیت کاندیداها هم در آن وضعیت موثر بود. مشکل بحران در شهرستان‌ها را هم نداشتیم. عمده اتفاقات تهران بود که آن هم به دلیل مسائل گذشته بود.

- افراط‌گری‌های بعد از انتخابات خیلی ضربه زد. یعنی آن شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی که رهبری مطرح کردند، اگر از روز بعد از انتخابات سیاستِ کار می شد، خیلی از بحران‌ها به وجود نمی‌آمد.

 

• افول اصلاح‌طلبان

- من اصلاحات را یک پروسه درازمدت می‌دانم که در بدنه جامعه جاری است و باید بماند و حتی مخالفان آن هم باید تلاش کنند بماند. به همین دلیل هم فرق می‌گذارم بین یک پروژه‌ای به عنوان جنبش سبز که برای یک انتخابات طراحی شده بود با پروسه‌ای درازمدت به نام اصلاحات.

- تفکر اصلاح‌طلبی الزاما در جریانات حزبی که به انتخابات منجر می‌شود شکل نمی‌گیرد. به اعتقاد من اصلاح‌طلبی جریانی است که هم انقلاب اسلامی را پذیرا است و هم برای تقویت مبانی این انقلاب و نظام به نقد و اصلاح می‌پردازد.

- معتقدم اصلاحات به این معنا که همیشه یک مجموعه‌ای باشد در "درون نظام" که بخواهد نسبت به کج‌روی‌ها و انحرافات، اصلاح و حرکت مدنی داشته باشد در عمق بدنه جامعه افول نکرده است و حضور دارد. البته ممکن است افرادی که تابلوی اصلاحات دارند در اثر تبلیغات در اذهان کم‌رنگ شوند.

- اگر جریان اصلاحات نبود، جریانات اصولگرا به خیلی از مواضع امروز خود که مورد پذیرش جامعه است،هرگز نمی‌رسیدند.

- جریان اصلاح‌طلبی در جامعه وجود دارد، به همین دلیل هم برخی مواقع جریاناتی غیراصلاح‌طلب به صورت بدلی خواست اصلاح‌طلبی را مطرح می کنند.

- اگر جریان اصلاح‌طلبی شعار"ایران برای همه ایرانیان" را مطرح می کرد، در درون جامعه این حرف گسترش می‌یافت و شنیده می شد، اما صحبت‌هایی که مثلا آقای مشایی در خصوص "مکتب ایرانی" داشت و خیلی هم پُرملات‌تر از دوران اصلاحات بیان شد، به دلیل اینکه پیشینه‌ای برای آن در کارنامه آن افراد وجود نداشت، در جامعه شنیده نشد و کسی آن را باور نکرد. همچنانکه اگر آقای خاتمی هم در مورد "چاه مسجد جمکران" حرف می‌زد، در بین جامعه متدینان شنیده نمی شد.

- هر جریان سیاسی که احساس کند نیازی به اصلاح شدن ندارد، حتما میرا خواهد بود.

 

• انتخابات مجلس نهم

- در هر شرایطی، انتخابات یکی از حقوقی است که یک جامعه نباید آن را از دست بدهد و باید بتواند از آن به درستی استفاده کند.

- با توجه به اینکه جنبش سبز از اعتراض به "مدیریت و شکل برگزاری انتخابات" آغاز شد و چیزی هم تغییر نکرده و بر اساس همان قانون و مدیران و مجریان انتخابات مجلس هم برگزار می‌شود، بر این مبنا نمی دانم شرکت در انتخابات را چگونه می‌توانند توجیه کنند، علامتی هم برای شرکت آنها نمی‌بینم.

- اما جریان اصلاحات از نظر مبنایی می تواند در انتخابات شرکت کند، چون همواره به "اصلاح از درون" در هر شرایط فکر کرده است. اما در شرایط فعلی اصلاحات به عنوان یک جریان سیاسی اگر بخواهد در معرفی کاندیدا و ساماندهی نیروها برای تشکیلات حزبی فعال باشد، این ظرفیت و امکان را ندارد.

- انتخابات مجلس نهم نه با شرط و شروط و تهدید، بلکه با یک همدلی و آشتی ملی باید برگزار شود و مدیریت این آشتی توسط خود نظام می‌تواند به خوبی انجام شود. البته افراطی‌های دو طرف تلاش زیادی می‌کنند که چنین اتفاقی نیفتد.

- اگر سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی رهبری واقعا جدی پیاده شود، انتخابات خیلی بهتر برگزار می‌شود.

- به نظر من و بنا به دلایل گوناگون و منجمله دلائل منطقه‌ای و خستگی از منازعات سیاسی، انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی انتخابات " پرجمعیتی" خواهد بود.

...

- یک فردی مثل علی مطهری در مواردی از بیشتر اقلیت اصلاح طلب، اصلاح طلبانه‌تر و موثرتر رفتار کرده است.

- اگر بخواهم تفاوت ابطحی قبل و بعد از زندان را بگویم، این است که واقع‌گراتر شده‌ام.


ائتلاف جریان انحرافی با جریان اصلاحات
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، اصلاح طلبان ، سیدمرتضی نبوی
عضو مجمع تشخیص مصلحت گفت: جریان انحرافی باید منزوی شده و از چشم مردم بیفتد. این بهترین مجازات برای آنها است. خبرهایی از ائتلاف این گروه با جریان اصلاحات به گوش می‌رسد.
http://seratnews.ir/files/fa/news/1389/11/4/6581_947.jpg
به گزارش فتنه نیوز به نقل از فارس، سید‌مرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مدیر مسئول روزنامه رسالت عصر یک‌شنبه در نشست هفتگی انصار حزب‌الله با اشاره به جریان انحرافی و فاسد قدرت طلب در کشور اظهار داشت: این جریان از درون اصولگرایی بیرون آمد، و از همان ابتدا با روحانیت، سپس مرجعیت و در نهایت با ولایت مشکل پیدا کرد.

وی گفت: این جریان علاوه بر انحراف در عقیده، مشی سیاسی و انقلابی، انحراف در گرایش‌های اقتصادی نیز دارد که جای بسیار تأسف و تعجب است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با یادآوری اینکه از ویژگی‌های برجسته دولت احمدی‌نژاد مبارزه با رانت‌خواری، اشرافیت و قطع دست دست‌‌اندازان ‌بیت‌المال است، خاطرنشان کرد: امروز این جریان انحرافی سعی دارد از قدرت و ثروت برای دستیابی به اهداف خود سوء استفاده کند.

نبوی توضیح داد: در گذشته کسانی که به قدرت رسیده بودند، سعی می‌کردند به وسیله استفاده از بیت‌المال از مراکز قدرت خارج نشوند که آثار بسیار بدی در مردم برجای گذاشته بود، اما شخصی مثل احمدی‌نژاد با این جریان اشرافی به مقابله پرداخت و الحق و الانصاف دست بسیاری از این افراد را کوتاه کرد.

نبوی افزود: اما آنچه که جای تاسف دارد این است که این جریان انحرافی از امکانات بیت‌المال سوء‌استفاده می‌کند و با کارهایی از جمله بذل و بخشش به برخی چهره‌های هنری و … به عبارتی به دنبال شبکه‌سازی است که با پیگیری سرنخ ماجرا به این جریان برمی‌گردد.

قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین، بعد دیگر این گروه انحرافی را سوء‌استفاده در زمینه فساد عقیدتی دانست و گفت: جریان انحرافی از اعتقادات پاک مردم به مهدویت، قصد سوء‌استفاده و بهره‌برداری سیاسی دارد.

وی گفت: به نظر می‌رسد این جریان انحرافی با توسل به یک سری مسائل شیطانی که دور از واقعیت هم نیست و طبق آیات قرآنی جزو اعتقادات مسلمانان هم هست، سعی می کنند،افراد را تحت تأثیر قرار دهند.

نبوی ادامه داد: اجنّه امروز نیز در دنیا زندگی می‌کنند که داستان آنها در قرآن مفصل آمده است و سخن از توانایی آنها بسیار است.

وی با تاکید بر اینکه داستان شیاطن انس و جن دور از واقعیت نیست، گفت: آنها طبق آیات قرآن علیه انبیا توطئه می‌کردند، لذا شاید این جریان انحرافی با توسل به بعضی از افرادی که از طریق راه باطل، فسادانگیز و انحرافی به برخی توانمندی‌های ماورائی رسیدند، سوء استفاده می‌کنند و جاذبه‌های این گروه توانسته تأثیری بر روی برخی افراد بگذارد و حمایت ایشان را جلب کند.

نبوی با تاکید بر اینکه باید حساب احمدی‌نژاد را از این گروه انحرافی جدا کنیم، گفت:‌ این گروه انحرافی باید منزوی شوند و از چشم مردم بیفتند که این بهترین مجازات برای آنها است.

وی گفت: امروز شخصیت‌هایی مثل استاد مصباح یزدی و آیت‌الله حائری شیرازی هشدارهای جدی نسبت به جریان انحرافی می‌دهند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: جریان انحرافی مدعی شده است که قصد دارد ۱۵۰ نماینده به مجلس آینده بفرستد تا بتواند ریاست جمهوری آینده را نیز از آن خود کند، لذا خبرهایی از ائتلاف این گروه با جریان اصلاحات به گوش می‌رسد که نمونه آن در انتخابات هیئت رئیسه اتاق تهران دیده شد.

سید مرتضی نبوی با بیان اینکه آزمایش ولایتمداری از سخت‌ترین آزمایش‌هاست، گفت: هرچه مسئولیت‌ها بزرگتر باشد، آزمایش‌ها سخت‌تر می‌شود، لذا خود رهبر معظم انقلاب در زمان ریاست جمهوری‌شان در موضوع ولایت پذیری آزمایش‌های سختی و موفقی پس دادند.

وی در همین زمینه توضیح داد: زمانی که آیت‌الله خامنه‌ای تصمیم گرفته بود که دیگر میر حسین موسوی را برای نخست‌وزیری معرفی نکند، افرادی نزد امام راحل رفتند و گفتند که در این شرایط به صلاح نیست که موسوی نباشد؛ لذا امام نیز بر همین اساس فرمودند در این شرایط مصلحت نیست که موسوی نباشد و با وجود اینکه آیت‌الله خامنه‌ای نظر دیگری داشتند از فرمان ولی فقیه خود اطاعت کردند که نتیجه آن عزت و سربلندی برای ایشان بود؛ بنابراین امروز هر کس تابع ولایت باشد، عزتش بیشتر خواهد شد.


نظر عباس عبدی درباره خواهش باهنر
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، عباس عبدی ، محمدرضا باهنر ، اصلاح طلبان

عباس عبدی می گوید «خواهش» محمدرضا باهنر از اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات اظهارنظر شخصی است و اعتباری ندارد.

دویچه وله با اشاره به «خواهش» باهنر نوشت: برخی اصولگرایان همچون عماد افروغ، علی مطهری، حمیدرضا ترقی و... از حضور اصلاح طلبان در انتخابات آینده صحبت کرده بودند. در یک نمونه، حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه در گفت وگو با دویچه وله، با رد حذف اصلاح طلبان از عرصه سیاسی ایران گفته بود: «آن ها در رقابت های گذشته حضور فعال داشتند و در رقابت های این دوره هم جا برای فعالیت شان وجود دارد. تا الان اصلاح طلبان در صحنه حاضر بوده اند. بنابراین هیچ اثری در رابطه با این نوع مسائل، ناشی از حذف آن ها یا کم رنگ شدن اصلاح طلبان نبوده است.»

عباس عبدی عضو مستعفی حزب مشارکت درباره خواهش باهنر گفت: در این باره دو موضع وجود دارد. یکی این که این افراد از طرف حکومت اظهارنظر می کنند، دیگری این که از طرف جناح داخلی اظهارنظر می کنند. اصول گرایان اگر می خواهند از طرف حکومت این سخنان را بگویند، قطعاً باید این اظهارنظر به شکلی به مقامات بالای نظام منتسب شود و تا وقتی که به مقامات بالای نظام منتسب نباشد، اعتباری ندارد. چون وقتی به مقامات بالای نظام انتساب پیدا کرد، طبیعی است که الزامات آن را هم فراهم می کنند. در این صورت حکومت باید به این نتیجه رسیده باشد که انتخابات بدون حضور اصلاح طلب ها سودمند نیست و باید تبعات این دعوت به شرکت را هم بپذیرد. ولی به نظر می رسد که اظهارات اخیر درباره حضور اصلاح طلبان در انتخابات از طرف حکومت نیست. اگر هم گوینده این سخنان چنین قصدی دارند، این افراد شخصاً نمی توانند الزامات حضور اصلاح طلبان در انتخابات را فراهم کنند.

وی با بیان اینکه «آن ها فکر می کنند تنها با حضور اصلاح طلب ها می توانند شانسی پیدا کنند و حضور مؤثرتری داشته باشند»، گفت: این اصولگرایان متوجه نیستند، اصلاح طلبان در رقابت گروه های اصولگرا وارد بازی نمی شوند. بلکه در تعامل با کل ساختار حاکمیت است که می توانند وارد شوند و حضور داشته باشند.

عبدی افزود: رد نمی کنم که آن ها دوست دارند از موضع نظام هم سخن بگویند. مهم نیست که از موضع نظام یا موضع شخصی اینگونه سخن می گویند زیرا در عمل آن ها قدرت تأمین این شرایط را ندارند و این فقط در حد یک ایده است. در حال حاضر آن ها آن چیزی را که نمی گویند و هیچ وقت هم نخواهند گفت، این است که متوجه شده اند در رقابت های داخلی با جناح دولت بدون حضور اصلاح طلبان بازنده می شوند(!)

یادآور می شود که هر چند محمدرضا باهنر از تعبیر «خواهش می کنم» برای دعوت طیف موسوم به اصلاح طلب استفاده کرده بود اما وی در همان مصاحبه بر لزوم مرزبندی روشن این طیف با فتنه گران برای احراز صلاحیت حضور در انتخابات تأکید می کند. در عین حال فعالان سیاسی باید در اظهارنظرهای خود دقت بیشتری به خرج بدهند همچنان که مصاحبه برخی فعالان سیاسی نظیر حمیدرضا ترقی با دویچه وله پسندیده نیست چرا که به اندازه کافی در داخل نشریات زنجیره ای وجود دارند!

موضع روشن نظام که از جمله در کلمات رهبر انقلاب مورد اشاره قرار گرفته کاملاً روشن است و آن اینکه کسانی که به اراده و اختیار خود، از نظام جدا شده و خانه های جدول دشمن را پر کرده و بر این امر اصرار ورزیده اند، نمی توانند در دایره وسیع نظام و جذب حداکثری قرار بگیرند. و البته اگر می خواهند توبه و جبران کنند، راه آن هم کاملاً مشخص است.


عباس عبدی: پاییز و زمستان محشری خواهیم داشت
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، عباس عبدی ، انتخابات ، اصلاح طلبان

مردم بویژه طبقات پایین در این مورد منطقی فکر خواهند کرد، حتی اگر این فکر بلندمدت نباشد. مردم فکر می‌کنند که برای نخستین بار پول نقد قابل توجهی مستقیما به حساب آنان واریز شده است؛ پولی که برای بسیاری از طبقات پایین و فقیر حاشیه‌نشین، بیشتر از یک‌سوم تا نیمی از درآمد آنان است.

مشکلی که برای فعالان سیاسی کنونی وجود دارد این است که این مجموعه از افراد معمولا جزو طبقه متوسط به بالای جامعه هستند.

حتی بخش‌هایی از آنان که از طبقات پایین‌تر هستند، به دلایل متعدد و از جمله اولویت‌های فرهنگی و فکری برای آنان، در عمل همسو با مطالبات طبقه متوسط به بالا هستند این طبقه دارای تشکیلات و سخنگو و رسانه است، چه رسانه‌های حکومتی و چه رسانه‌های مستقل؛ اعم از مطبوعات، اینترنت، ماهواره و... در حالی که طبقات حاشیه‌یی و نیز کم‌درآمد جامعه فاقد تشکیلات و سخنگو و رسانه هستند و به دلیل انفعال تاریخی چندان هم در پی تحقق این اهداف نیستند و فقط مترصد این هستند که ببینند چه گروهی می‌تواند آنان را بسیج کرده و به آنها انگیزه تزریق کند و وعده‌های مناسبی به آنان دهد.

اصلی‌ترین مطالبه این گروه نیز مسائل معیشتی است، زیرا آزادی بیان یا سایر آزادی‌ها چندان برای آنان موضوعیتی ندارد. در میدان انتخابات ایران، رای قابل توجه و حتی متمرکز و بدون پراکندگی نزد این گروه است. هر گروهی که بتواند آنان را با خود همراه کند، برگ برنده را خواهد داشت.
 
این همراهی در انتخابات ریاست‌جمهوری در ذیل یک گرایش عمومی شکل خواهد گرفت، ولی در انتخابات مجلس ممکن است مسائل منطقه‌یی و محلی، به نحو بارزی تاثیرگذار باشد. مگر آنکه یک گروه سیاسی قادر باشد موضوعی کلان و عمومی را تبدیل به محور برنامه انتخاباتی خود کند.

در میان نیروهای فعلی، سه دسته کلی را می‌توان از یکدیگر متمایز کرد. دسته اول اصلاح‌طلبان هستند. اگر انتخابات همین الان برگزار شود، به این گروه اجازه مشارکت نخواهند داد، هرچند ممکن است بازیگرانی بدلی از آنان درست کرده و به میدان بیاورند؛ بازیگرانی که از پیش بازنده خواهند بود و فقط دستمزد بدلی خود را خواهند گرفت. ولی اگر شرایط موازنه قوا تغییر کند، این احتمال وجود دارد که آنان بتوانند در انتخابات شرکت کنند، حتی اگر با نیمی از توان تشکیلاتی خود هم وارد میدان شوند، قدرت بسیج‌کنندگی آنان چشمگیر خواهد بود.
 
مشروط بر اینکه رهبری متمرکز و منسجمی از خود نمایش دهند. این گروه توانایی بسیج طبقه متوسط را دارد و از آن طریق هم می‌تواند بخش‌هایی از طبقه پایین را با خود همراه کند.

دسته دوم گروه‌های مخالف دولت در میان جناح غالب اصولگرا است. گمان می‌کنم که این گروه به دلایل متعدد توان لازم برای بسیج‌کنندگی نیروها و مردم را حول یک مساله عمومی ندارد، ضمن اینکه به لحاظ ایده‌پردازی ضعیف و تناقض‌آمیز نشان می‌دهد و پیشینه ذهنی مناسبی هم میان مردم ندارد.
 
شاید سردمداران آنان در انتخابات، بخشی از اقشار سنتی باشند که به دلایل متعدد پایگاه خود را از دست داده‌اند و همین نقطه‌ضعف جدی آنان خواهد بود.

دسته سوم جناح دولت است که برخلاف دسته دوم، موضوعی مهم و محوری برای انتخابات دارد. «یارانه‌های نقدی»، کلیدی‌ترین موضوعی است که این گروه می‌تواند با تکیه بر آن هر مخالفی را از سر راه خود بردارد. متاسفانه منتقدین سیاست‌های دولت در زمینه یارانه‌ها فقط به یک بعد قضیه نگاه می‌کنند.
 
اخیرا هم در اظهارات رییس مجلس و سایر دوستانش این تعریض به پرداخت نقدی یارانه‌ها دیده شد. ولی این ساده‌انگاری است که تصور کنیم از طریق مخالفت با پرداخت نقدی یارانه‌ها می‌توان رای آورد.

مردمی که چند ساعت پیش از واریز شدن یارانه‌ها به حسابشان، جلوی خودپردازها صف کشیده‌اند، مطلقا حاضر نیستند که این حلوای نقد!! را با سیلی نسیه!! گروه‌های دیگر عوض کنند! دسته دوم همچنین قادر نیست که بخشی از طبقه متوسط به بالای شهری را حول شعارهای خود بسیج کند.

حتی شعارهای مذهبی آنان هم که درصد محدودی رای داشت، اکنون با تکیه دسته سوم به «مکتب ظهور» کم‌اثر شده است. من معتقدم حتی اگر اصلاح‌طلبان هم با تمام قدرت وارد میدان شوند، ولی با پرداخت نقدی یارانه‌ها مخالفت کنند، رای اول را نخواهند داشت، چه رسد به دسته دوم!

مردم بویژه طبقات پایین در این مورد منطقی فکر خواهند کرد، حتی اگر این فکر بلندمدت نباشد. مردم فکر می‌کنند که برای نخستین بار پول نقد قابل توجهی مستقیما به حساب آنان واریز شده است؛ پولی که برای بسیاری از طبقات پایین و فقیر حاشیه‌نشین، بیشتر از یک‌سوم تا نیمی از درآمد آنان است.
 
این برای نخستین بار در ایران است که پول نفت اینطور مستقیم در اختیار مردم قرار می‌گیرد. به همین دلیل هم من با وجود تمام اشکالات این طرح، همیشه از آن دفاع کرده‌ام. شاید خواهید گفت که اجناس گران شده است. پاسخ این است که کی گران نشده است؟

سال 72 و 73 که 50 و 35 درصد تورم داشته‌ایم. شاید بگویید که مردم این پول را صرف گرانی آب و برق و گاز و بنزین می‌کنند و هیچ منفعتی از آن ندارند. این هم غلط است.

دریافتی بسیاری از طبقات اقتصادی جامعه، بیشتر از پرداختی آنان در این موارد بوده است. ضمن اینکه مردم پیش خود حساب می‌کنند اگر گروه‌های مخالف پرداخت نقدی یارانه بیایند و آن را حذف کنند، از همین پول هم محروم می‌شوند، و حتما هم قیمت کالاها به وضع سابق بر نخواهد گشت. جالب اینکه دسته سوم برای جذب حداقل بخشی از طبقه متوسط هم می‌توانند شعارهایی بدهند، همچنان که تاکنون داده‌اند و در زمان انتخابات هم بیشتر خواهند داد.
 
در این میان دعوت‌هایی که از سوی برخی از اصولگرایان از اصلاح‌طلبان برای حضور در انتخابات می‌شود اگر برای وارد کردن آنان در این رقابت درونی است بدانند که نتیجه‌یی ندارد اما اگر برای اصلاح امور سیاسی باشد مفید است مشروط بر اینکه الزامات آن را فراهم کنند.

مشکل دسته سوم در آوردن رای نیست، در فعال بودن این رای‌دهندگان برای دفاع از آنان است که عملا هیچ فعالیت ایجابی از خود در دفاع از این دسته بروز نمی‌دهند. امسال به لحاظ سیاسی پاییز و زمستان محشری خواهیم داشت. آوردگاه اصلی نه انتخابات که پرداخت نقدی یارانه‌ها خواهد بود.


شرط گذاری اصلاح طلبان نشانه شکست پیش از موعد انتخابات
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، عباس عبدی ، اصلاح طلبان

خبرنامه دانشجویان ایران: شرط گذاری سران اصلاح طلب چون سید محمد خاتمی و محمد رضا خاتمی برای حضور در انتخابات مجلس نهم، یکی از موضوعاتی است که این روزها مورد نقد اصلاح طلبانی چون عباس عبدی قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، عباس عبدی در بخش باشگاه نویسندگان نشریه "شهروند امروز" شماره 5 دور جدید در مطلبی تحت عنوان "چراغ ها همچنان قرمز است" نقدهای خود را بر شرط گذاری اصلاح طلبان مطرح می کند.

عبدی به عنوان یکی از اعضای ارشد جبهه مشارکت شرط گذاری اصلاح طلبان را ناشی از نا آشنایی اصلاح طلبان به قواعد سیاسی دانست.

عضو معاون فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری دوران خاتمی شرط گذاری اصلاح طلبان را ناشی از تحلیل نادرست اصلاح طلبان می داند و می نویسد:«از سوی دیگر شرط و شروط منتقدین هم کمتر از شرط حکومتی ها نیست و مطالباتی را که مطرح می کنند که فقط در شرایط ضعف مفرط حکومت و قدرت منتقدین قابلیت تحقق دارد.»

عبدی که یکی از مشاوران اصلی ستاد انتخاباتی 88 کروبی به حساب می آید حتی به کنایه پذیرش شروط اصلاح طلبان را ناقض انتخابات می داند و می گوید:«وضعیتی که اگر ایجاد شود _پذیرش شروط انتخاباتی_ ممنتقدین بدون انتخابات هم قدرت را در دست می گیرند و زحمت شرکت در انتخابات را به خود نمی دهند.»

این شخصیت مقبول میان جبهه اصلاح طلبان پذیرش شروط اصلاح طلبان را با پیش شرط هایی چون محکوم کردن طرف مقابل و این که عدول از شروطی چون آزادی زندانیان سیاسی به منزله خیانت به تمامیت جبهه اصلاح طلبان است، اشتباه اصلی و بزرگ شروط گذاران می داند.

عبدی در تیر خلاص به اصلاح طلبان را در این مقاله می زند چون حضور و داشتن قدرت اصل فعالیت سیاسی است اصلاح طلبان یا قدرت دارند که دیگر نباید ترسی از نظارت استصوابی داشته باشند و یا اگر قدرت ندارند تحریم انتخابات نیز فشاری بر حکومت وارد نمی کند.

چهره روشنفکر اصلاح طلبان بر خلاف دوستان هم طیفش که روی آوردن به قانون و انتخابات آزاد را از شروط خود قرار داده اند و چون طیف 2خردادی قدرتی ندارد تمسک به این مقولات عین انحراف است.


چه کسانی صلاحیت حضور در انتخابات مجلس را دارند؟
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصلاح طلبان ، سیدمحمد خاتمی ، علی مطهری
مجموعه جریان موسوم به اصلاح‌طلب حق فعالیت انتخاباتی ندارد مگر...
دو روز پیش علی مطهری در گفت‌وگو با یک سایت خبری در مورد شرایط حضور افراد در انتخابات مجلس نهم گفت که "به جز موسوی و کروبی بقیه اصلاح‌طلبان باید تایید صلاحیت بشوند و مشکلی برای شرکت در انتخابات نداشته باشند. مگر کسی که در ستاد انتخاباتی موسوی بوده، جرمی مرتکب شده که رد صلاحیت شود."

به گزارش رجانیوز، مشارکت سیاسی اعضای جریان موسوم به اصلاح‌طلب در انتخابات مجلس یکی از موضوع‌هایی است که در هفته‌های اخیر مطرح شده و به دلیل عملکرد این طیف در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 مناقشه برانگیز شده است.

همراهی بخش عمده‌ای از این جریان با فتنه و همنوایی با ضد انقلاب در جریان تجمع‌های غیرقانونی پس از اعلام نتایج نهایی انتخابات که نهایتا به هتک حرمت روز عاشورا و اعلام انزجار همگانی مردم در راهپیمایی 9 دی منجر شد، موضوعی است که از آن به عنوان عامل اصلی مجوز نداشتن این افراد برای حضور مجدد در عرصه سیاسی کشور یاد می‌شود.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای مجلس خبرگان (سال 88) در مورد آینده سیاسی افراد و گروه‌هایی که در جریان فتنه، بر آتش اختلاف‌ها و اغتشاش‌ها دمیدند، گفتند: «افرادی که حاضر نیستند قانون و رای اکثریت را قبول کنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخارآفرین 40 میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف می‌کنند، صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست می‌دهند که از دست داده‌اند.»

در این زمینه، احزابی مانند مشارکت و سازمان مجاهدین که به عنوان طراح و تحریک کننده سناریوی براندازی نرم فعالیت می‌کردند و همچنین گروه‌هایی مانند مجمع روحانیون مبارز که به همراهی و تایید این جریان پرداختند و حوادثی مانند دعوت به آشوب خیابانی در روز 30 خرداد -یک روز پس از خطبه‌های نمازجمعه تاریخی تهران به امامت رهبر انقلاب- را رقم زدند که منجر به کشته شدن تعدادی از هموطنان شد، از جمله احزاب و افرادی هستند که با توجه به سخنان صریح مقام معظم رهبری مبنی بر از دست رفتن صلاحیت سیاسی آن‌ها، شرایط حضور در انتخابات را ندارند.

از سوی دیگر، افرادی هستند که در جریان انتخابات ریاست جمهوری به فعالیت و تبلیغ برای این افراد و احزاب پرداختند اما پس از اعلام نتایج و آغاز درگیری‌های خیابانی، سکوت کردند و بدون اعلام برائت و مرزبندی با مواضع این گروه‌ها به فعالیت‌های پیشین خود مشغول شدند و اکنون به دنبال احیای فعالیت‌های سیاسی خود به منظور حضور در انتخابات مجلس نهم در اسفند ماه هستند.

ممکن است برخی از این افراد برای توجیه مرزبندی نکردن خود بگویند که به طور مستقیم در آشوب‌ها و فتنه دخالت و مشارکت نداشته‌اند، بنابراین نیازی به تصریح بر مرز خود با ساختارشکنان ندارند. این در حالی است که منطق دینی و بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس،‌ به رویکرد دیگری تصریح می‌کند.

همراهی و همفکری با دشمنان، مساله‌ای است که به طور جدی در اسلام و احادیث وارد از ائمه معصومین(ع) مورد تاکید قرار گرفته، به‌طوری که حتی افرادی که روز عاشورا در کربلا نبودند و به روی امام حسین(ع) شمشمیر هم نکشیدند اما با سکوت خود، جریان یزیدی را تقویت کردند، مورد لعن واقع می‌شوند: " فلعن الله امتا سمعت بذلک فرضیت به"

تشبه به دشمنان انقلاب و سکوت در برابر کسانی که به‌طور صریح خواستار براندازی نظام شدند، یکی از عوامل جری شدن عوامل فتنه بود که با سوءاستفاده از این فضای سکوت و بی تحرکی، تلاش می‌کنند تا فضا را به نفع خود تفسیر و تحلیل کنند و با تبلیغات گسترده رسانه‌ای به دنبال پیگیری اهداف خود و احیای مجدد برنامه‌های طراحی شده علیه ایران باشند.

رهبر معظم انقلاب نیز در دیدار هشتم خرداد ماه با نمایندگان مجلس، موضوع تقوای جمعی را مورد تأکید قرار دادند و این نکته مهم را یادآوری کردند که ممکن است در یک جریان افراد خوبی نیز وجود داشته باشند اما به‌دلیل رعایت نشدن تقوای جمعی در آن جریان، کارشان به جایی برسد که مانند جریان چپ تکیه‌گاه افراد ضد دین و ضد امام حسین(ع) شوند.

بر این اساس، مجموعه متعلقین به جریان اصلاح‌طلب جزو جریان کلی فتنه شناخته می‌شوند، مگر اینکه به‌طور صریح و نه بیان اظهارات مبهم و دو پهلو، فتنه و ظلم بزرگ در حق نظام را محکوم و با آن مرزبندی کنند که در این صورت، حق فعالیت سیاسی در چارچوب‌های قانونی کشور را خواهند داشت.

اما یک تناقض جالب که گویا رسانه‌های متمایل به فتنه با آن درگیر و عمدتاً‌ مایل هستند که با سکوت از کنار آن عبور کنند، این است که افرادی که به‌عنوان اصلاح‌طلب می‌خواهند وارد فضای انتخابات شوند باید برای این سؤال پاسخ داشته باشند که چنانچه قصد فعالیت سیاسی در همان ساختاری را دارند که به آن اعتراض داشتند و به‌خاطر آن کشور را به آشوب کشیدند، آیا این شرایط و ساختار تغییر کرده است و اگر به این سؤال پاسخ شفافی ندهند، در میان بدنه باقیمانده جریان فتنه نیز پایگاه خود را از دست می‌دهند و به‌عنوان افرادی که قدرت برایشان اولویت دارد، شناخته می‌شوند.

اما راه منطقی، مرزبندی و محکوم کردن صریح فتنه و جبران اشتباه‌ها است که در این صورت، مبنای قانونی، شرعی و عقلی برای بازگشت آن‌ها ایجاد می‌کند.


وقتی فتنه‌گران برای خود فرش قرمز پهن می‌کنند
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، جنبش سبز ، اصلاح طلبان
دو راهی"اقرار به دروغ تقلب و محکومیت فتنه"یا"سناریوی جدید آشوب"
گروه سیاسی- استارت فعالیت‌های انتخاباتی جریان فتنه را چندی قبل محمد خاتمی زد که با بیان آنچه "شرط  حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات" نامید، به دنبال پیش‎دستی در فعالیت‌های انتخاباتی بود.
 
به گزارش رجانیوز، این اقدام اگرچه با انتقاد بخشی از جریان فتنه روبرو شد و او را تا مرز خیانت به این جریان نیز پیش برد اما عمدتاً طیف هیجانی و جوان‌تر فتنه این نوع واکنش را برگزیدند و در یک سطح بالاتر، این برخوردها (مانند اظهارات مجتبی واحدی) در راستای پروژه در راستای پروژه پاس‌کاری "خاتمی و تندروها" کاملاً هماهنگ شده بود.
 
خاتمی و بخش‌هایی از جریان فتنه معتقدند که حضور نیافتن در انتخابات مجلس به‌عنوان حذف کامل از صحنه سیاسی کشور است و بنابراین، باید زمینه را برای ورود به‌طوری آماده کرد که بیشترین امتیاز از نظام گرفته و کمترین امتیاز داده شود.
 
وی و همفکرانش البته یک توهم و سوء تفاهم نیز دارند و می‌گویند در اثر اتفاق‌های اخیر نظام نیازمند حضور اصلاح‌طلبان است و در این زمینه حاضر است امتیاز بدهد. اگرچه برخی از اعضای این جریان پس از واکنش‌های قاطع نظیر اظهارات فرمانده سپاه، با خاتمی دچار اختلاف نظر شده و گفته‌اند که در این زمینه دچار اشتباه محاسباتی شده‌ایم.
 
در عین حال، برخی از اعضای داخلی جریان فتنه در روند عادی سازی بازگشت خود و سناریوی "امتیازگیری حداکثری و امتیازدهی حداقلی" بحث "شرط گذاری" و حتی فراتر از آن، تعبیر کردن از شروط به "حق" را برای حضور در فرآیند انتخابات مطرح و از موضع طلبکارانه به‌گونه‌ای القا می‌کنند که گویا همه منتظر بازگشت آن‌ها هستند و برایشان فرش قرمز پهن کرده‌اند.
 
در این زمینه، روز گذشته سید هادی خامنه‌ای یک گام به پیش آمده و حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات را یک "حق" نامید و گفت: «اگر فرصت رقابت برای انتخابات مساوی باشد، می توان در این مورد اظهار نظر کرد و در وضعیتی که فرصت‌ها برای گقتن، پاسخ دادن به اتهامات و بیان نظرات و اندیشه‌ها و انتقادات برابر و عادلانه باشد و بیان نظریات و انتقادات، مصون از عواقب امنیتی و قضایی و محدودیت‌های دیگر باشد، می‌توان شرایط مناسب برای برگزاری انتخابات را پیش‌بینی کرد.»
 
وی همچنین بدون اشاره به جنایات فتنه‌گران مدعی شد: «در سال‌های اخیر چندین هزار ساعت علیه جریان اصلاح‌طلبی سخن پراکنی شده و تهمت‌های شگفت‌انگیزی به اصلاح‌طلبان و منتقدان زده شده، ولی هیچ گاه مجال پاسخ گویی به آنها ایجاد نشده است. با این حال چگونه می‌توان انتظار داشت که در انتخابات شرکت کنند و تن به چنین رقابتی بدهند.»
 
این اظهارات درحالی بیان شده که اقدامات این طیف در جریان فتنه تا اندازه‌ای خیانتکارانه و بر مخالف مصالح عمومی بود که مردم در مقاطع مختلف به ویژه در راهپیمایی 9 دی 88، صراحتا حذف این جریان از عرصه سیاسی کشور را مطالبه کردند و بازگشت احتمالی آنان و پذیرش حضور مجدد در عرصه فعالیت‌های سیاسی را منوط به عذرخواهی و اعلام مرزبندی شفاف با جریان‎های برانداز و بیگانه دانستند.
 
واکنش انقلابی مردم به حضور سران فتنه در اماکن عمومی و استقبال از قطع ارتباطات آنان نیز یکی از نمودهای دیگر طرد این جریان از سوی افکار عمومی است.
 
از سوی دیگر، تجربه انتخابات مجلس هشتم نیز نشان می‌دهد، در همین شهر تهران، دو لیست کامل به نام خاتمی و کروبی منتشر شد اما علی‌رغم تبلیغات فراوان و تشکیل ستادهای متعدد، این جریان با ناکامی مطلق مواجه شد.
 
اگرچه هیاهوهای تبلیغاتی و رسانه‌ای جریان فتنه در هفته‌های اخیر اوج گرفته و با رفع توقیف تعدادی از نشریات این جریان -روزنامه اعتماد و هفته‌نامه شهروند امروز- بر دامنه فعالیت‌های رسانه‌ای و سیاسی آنان افزوده شده اما اجماع کاملی در مجموعه نظام وجود دارد که تا قبل از اعلام موضع صریح متعلقین به این طیف در قبال فتنه و محکوم کردن صریح آن، امکان فعالیت انتخاباتی آنان وجود ندارد.
 
در این زمینه همچنین استدلال می‌شود که چون این جریان در انتخابات ریاست جمهوری دهم به ساختارهای قانونی و لوازم انتخابات پایبند نماند و به‌دنبال شکست، مدعی تقلب در انتخابات شد، در حال حاضر باید اقرار کند که در سال 88 به مردم دروغ گفته و بی‌جهت با طرح "دروغ تقلب"، موجب هتک حیثیت نظام شده است و اکنون با اذعان به این مسئله قصد فعالیت سیاسی در چارچوب‌های قانونی را دارند و در ضمن تعهد کنند که دیگر اقدام‌های قبلی را تکرار نکنند.
 
در غیر این‌صورت، اصرار بر بازگشت به رقابت سیاسی در چارچوب ساختارهایی که آن‌ها نظام را بر همین اساس متهم کرده بودند، به معنای این است که این جریان بار دیگر پروژه آشوب را در دستور دارد و در عین حال، اساس کار خود را بر دروغ قرار داده است.
 
از سوی دیگر، حتی با اعلام برائت از سران فتنه نیز -مانند اقدامی که مصطفی کواکبیان و برخی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس انجام دادند- باز هم فرش قرمزی برای حضور آنان در انتخابات مجلس پهن نیست و مردم نشان داده‌اند که دیگر علاقه‌ای به مباحثات و مجادلات بیهوده سیاسی ندارند و به کسانی رای می‌دهند که به دنبال افزایش و ارتقای مناسبات زندگی اجتماعی خود باشند.
 
به نظر می‌رسد اقدامات رسانه‌ای اخیر و فعالیت‌های تبلیغاتی اصلاح‌طلبان که در هفته‌های اخیر به شدت پررنگ شده، بیشتر از آنکه بر پایه معادلات سیاسی و فعالیت‌های حزبی باشد، نوعی بازیابی و احیای پروژه "فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا" است که به دنبال فضاسازی روانی برای احیای مجدد اصلاحات پس از فتنه 88 است.