رسایی در نقش مدعی العموم اصولگرایی!
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، روح الله حسینیان ، حمید رسایی ، اصولگرایی

آیا این جمله روح الله حسینیان پاسخ به ندای رهبری است که «افشاگری‌های احمدی‌نژاد کاری ابوذری بود»؟ آیا از سر اتفاق این ابوذر‌شناس بزرگ!‌‌ همان کسی نیست که پذیرفته نشدن‌اش در ۷+۸ به عنوان نماینده جریان شما، عامل اصلی این بد و بیراه گوییتان است؟ آیا حسینیان بخشی از اصول شماست که این همه بر آن پافشاری می‌کنید یا اینکه حسینیان قرار است حافظ منافع شما باشد و نبودنش سبب ساز به حاشیه رفتن شما می‌شود؟

اخیرا یکی از خبرگزاری‌ها مصاحبه‌ای با حمید رسایی انجام داده است که متضمن نکات بسیار خواندنی است.  رسایی در این مصاحبه بی‌توجه به وزن و جایگاه سیاسی‌اش در جایگاه مدعی العموم اصولگرایی وارد شده و با عبور از توصیه‌ها و نصایح آیت الله مهدوی کنی کوشیده تا لباس اصولگرایی را به قامت جریانی وحدت شکن اندازه کند.

به گزارش سرویس سیاسی فردا، رسایی که البته همچنان به وکیل الدوله بودنش افتخار می‌کند، در ابتدای این مصاحبه در تعریف جبهه پایداری اعضای این جبهه را کسانی دانسته که به زعم خودش بر اصول انقلاب و نظام باقی می‌مانند و بر سر آن معامله نمی‌کنند. رسایی با بی‌پروایی تمام اصولگرایانی را که به جبهه پایداری نپیوسته‌اند مورد هجمه قرار داده و در توصیف آن‌ها می‌گوید: «ما معتقدیم که همه دوستانمان در جریان اصولگرایی بر این اصول پایداری نمی‌کنند.»

در این خصوص پرسش از رسایی این است که آیا شخصیت‌های جلیل القدری مانند حضرت آیت الله مهدوی کنی و بزرگان جامعتین چون به جبهه پایداری نپیوسته‌اند یا بعضا به این جبهه انذارهایی داده‌اند، در حال معامله بر سر اصولند و تنها رسایی و حسینیان و محصولی حافظ تام و تمام اصول مانده‌اند؟

رسایی در ادامه نقش مدعی العمومی اصولگرایی می‌گوید: «به نظر من اصولگرایی یعنی تکلیف‌گرایی، تکلیف را هم فقط یک جایگاه مشخص می‌کند. اینجایگاه هم که می‌تواند تکلیف برای ما تعیین کند فقط ولی فقیه جامع الشرایط است.»

این جمله رسایی کاملا درست است ولی بیان این جمله از فردی که سابقه او و دوستانش در حمایت کورکورانه از دولت آن هم در زمان سرکشی در برابر امر رهبری بر همه روشن است جای تعجب دارد. این رفتار رسایی البته الگوبرداری کودکانه از فرار به جلو افرادی است که اسمشان کرارا در پرونده اختلاس اخیر شنیده می‌شود ولی برای خود چاره‌ای نمی‌بینند جز اینکه بگویند همه مقصرند جز من!

تئوریسین‌های...

به نظر می‌رسد آقای رسایی گمان می‌کند چون مطبوعه‌ای به نام ۹ دی منتشر می‌کند می‌بایست در جایگاه مفسر و مقنن با بصیرت بودن و یا بی‌بصیرت بودن قرار بگیرد و ردای قاضی القضاتی دادگاه بصیرت را بر تن کند.

در ادامه این مصاحبه، رسایی با به کار بردن الفاظی خاص، به انتقاد‌های دلسوزانه اصولگرایان امتحان پس داده، از دولت حمله می‌کند و آن را «کینه شتری» قلمداد می‌کند و این انتقادهای دلسوزانه را به حسادت حواله می‌دهد. در این خصوص سوال این است که آیا انتقادهای دلسوزانه بزرگان و دلسوزان جریان اصولگرایی و هشدار آن‌ها نسبت به بروز انحراف که بعدا آثارش با وخامت هر چه تمام‌تر هویدا شد، ناشی از «کینه شتری» بود؟ آیا انتقادهای اصولگرایان از عملکرد اقتصادی دولت ناشی از حسادت بوده است؟

از منظری دیگر، آیا این حمایت کورکورانه شما و دوستانتان از برخی رفتار‌ها که هنوز هم ادامه دارد، بر اساس پایداری بر اصول است یا وامداری‌های سیاسی و...؟ آیا این افراط شما در پوشاندن همه اشتباهات دولت از این باب نیست که به دلیل بی‌وزنی سیاسی، حیات و مماتتان را در عالم سیاست به سرنوشت این گروه گره زده‌اید و برای مخفی نگاه داشتن منافع سیاسیتان، نوای نا‌موزون و بی‌ارتباط حفظ اصول سر می‌دهید؟

در ادامه این مصاحبه رسایی ادعا می‌کند که: «چهره‌هایی که در جبهه پایداری هستند در حوادث مختلف و بویژه در فتنه ۸۸ و بعد از آن در فتنه جریان انحرافی، امتحان خود را با صراحت و شفافیت پس داده‌اند.» «سوال ما از برخی افراد و اصولگرایان این است که چرا وقتی رهبری از شما فریاد خواست، سکوت کردید و چرا وقتی رهبری سیاست و جهت گیریشان مبتنی بر آرامش است، شما فریاد می‌زنید؟»

به نظر می‌رسد حافظه تاریخی آقای زسایی دچار خلل شده و یا خودشان را با کسان دیگری اشتباه گرفته‌اند! آن زمانی که مقام معظم رهبری در مذمت اتفاقاتی که در مناظره‌ها رخ داد و پرده دری‌هایی که صورت گرفت، صحبت کردند همین شخص شما نبود که نعوذبالله با اعطای نقش پیامبری به احمدی‌نژاد گفتید «افشاگری‌های احمدی‌نژاد تکلیف الهی و رسالت وی بوده است»؟ آیا واقعا در نظر شما احمدی‌نژاد صاحب رسالت الهی است؟ آیا همین تعابیر غلط اندر غلط و نابجای شما در وصف احمدی‌نژاد نیست که او را به جایی رسانده که کم کم برای خود جایگاه ویژه و خاصی را در عالم کائنات تصور می‌کند؟

جناب رسایی! در ماجرای فتنه، آن زمان که رهبری همه را دعوت به آرامش کردند، شما و دیگر دوستانتان چه می‌کردید؟ مگر غیر از این است که هر لحظه هیزمی نو بر آتش فتنه می‌افکندید؟
آیا این جمله روح الله حسینیان پاسخ به ندای رهبری است که «افشاگری‌های احمدی‌نژاد کاری ابوذری بود»؟ آیا از سر اتفاق این ابوذر‌شناس بزرگ!‌‌ همان کسی نیست که پذیرفته نشدن‌اش در ۷+۸ به عنوان نماینده جریان شما، عامل اصلی این بد و بیراه گوییتان است؟ آیا حسینیان بخشی از اصول شماست که این همه بر آن پافشاری می‌کنید یا اینکه حسینیان قرار است حافظ منافع شما باشد و نبودنش سبب ساز به حاشیه رفتن شما می‌شود؟

توجیه ساکتین اختلاس

اما شاید جالب‌ترین بخش این مصاحبه تلاش رسایی برای توجیه سکوت او و دوستانش در برابر بزرگ‌ترین اختلاس کشور باشد. رسایی در این رابطه می‌گوید: «صف جبهه پایداری از این موضوعات جدا است. ما که نباید با توجه به فضای جوگرفته کشور جوگیر شویم و چون همه یک ادعا را می‌کنند ما هم‌‌ همان ادعا را تکرار کنیم. در‌‌ همان روزهای اولی که خبر اختلاس در جامعه منتشر شد، در یکی از جلسات مشورتی جبهه پایداری موضوع اختلاس مورد بحث قرار گرفت اما به دلیل اینکه ابهاماتی وجود داشت قرار شد تا شفافیت موضوع بیانیه صادر نشود.»

واقعا آقای رسایی شما فکر می‌کنید این اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی صرفا یک ادعا است؟ یعنی شما اعتقاد دارید چنین اختلاسی صورت نگرفته است؟ آیا این اتفاقی است که تنها شما و شخصیت‌های جریان انحرافی هستید که این اختلاس را «ادعا» توصیف می‌کنید و می‌کوشید آن را ناچیز جلوه دهید؟

آیا موضع گیری یک جریان سیاسی که مدعی است تنها جریانی است که بر اصول نظام و انقلاب پایداری می‌کند، آن هم در باب بزرگ‌ترین سوء استفاده مالی تاریخ کشور، از سر ایستادگی و استقامت بر اصول است یا خدای نکرده...؟

رسایی در پایان این مصاحبه خطاب به اصولگرایان خارج از جبهه پایداری گفته است: «روزهای فتنه یوم العمل بود و امروز یوم الحساب است».

 جناب رسایی شما کاملا درست گفته‌اید که: «روزهای فتنه یوم العمل بود و امروز یوم الحساب است». شما به شهادت رفتار‌ها و صحبت‌هایتان در یوم العمل مردود شده‌اید. حال اگر امروز را یوم الحساب می‌دانید آیا لازم است با ریز شدن در کارنامه چند ساله‌تان، از ارشاد قم تا بحال و واکاوی بسیاری از مسائل پیدا و پنهان، ببینیم در یوم الحساب چه وضعی دارید؟

تفرقه خود «فتنه» است / کمیته 8+7 نردبان وحدت اصولگرایان است
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: حجت الاسلام مهدی طائب ، سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی

وی با تاکید بر اینکه کمیته ۸+۷ اصولاً برای این بود که اصولگرایان به وحدت برسند، خاطر نشان کرد: این کمیته به عنوان نردبانی برای وحدت اصولگرایان است.همان‌گونه که فتنه‌گران را در فتنه مردود می‌دانیم اگر خود بر سر مسائل غیرضروری، هواهای نفسانی یا کوته‌فکری‌ها با یکدیگر تفرقه پیدا کنیم

به گزارش شفافاز خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب رئیس قرارگاه راهبردی عمار در گفت‌وگو با این خبرگزاری فارس، به ضرورت وحدت اصولگرایان اشاره کرد و اظهار داشت: اصل وحدت مسئله‌ای است که خداوند آن را بیان فرموده و متحد شدن اصولگرایان در واقع تبعیت آن‌ها از مکتب اسلام است.

رئیس قرارگاه راهبردی عمار تصریح کرد: وحدت اصولگرایان یک وظیفه است چه فتنه‌گران باشند چه نباشند؛ چرا که تفرقه خود فتنه است؛ همانگونه که فتنه‌گران به دنبال ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی بودند، خود تفرقه نیز فتنه است.

وی با تأکید بر اینکه همان‌گونه که فتنه‌گران را در فتنه مردود می‌دانیم اگر خود بر سر مسائل غیرضروری، هواهای نفسانی یا کوته‌فکری‌ها با یکدیگر تفرقه پیدا کنیم، در واقع آنجا فتنه از خود ما شروع می‌شود؛ از این رو صرف‌نظر از فتنه‌گران باید توجه داشت که اصل وحدت بر سر مسائل اصلی و پرهیز از مسائل جانبی که موجب تفرقه می‌شود یک وظیفه بوده و واجب است.

حجت‌الاسلام طائب با تأکید بر اینکه عدم وحدت گناه بزرگی است و زمینه را برای تحقق گناه بزرگ‌تر فراهم می‌کند، یادآور شد: اینکه فتنه‌گران از تفرقه ما بهره برده و از انتخابات مجلس سوءاستفاده کنند برای نظام، متدینین و حرکت بیداری اسلامی منطقه مزاحمت ایجاد خواهد کرد.

رئیس قرارگاه راهبردی عمار در ادامه سخنان خود به کمیته ۷+۸ اشاره و آن را در راستای تحقق وحدت اصولگرایان عنوان کرد. وی با تاکید بر اینکه کمیته ۷+۸ اصولاً برای این بود که اصولگرایان به وحدت برسند، خاطر نشان کرد: این کمیته به عنوان نردبانی برای وحدت اصولگرایان است.

به گزارش شفاف، درحالی رئیس قرارگاه راهبردی عمار به حمایت از ۷+۸ ایستاده است که گروه پایداری هر چه می‌گذرد از ۷+۸ دور‌تر می‌شوند؛ و عقبه سایبری این جریان و نویسندگان ارگان‌های این گروه، در وبلاگ‌ها و صفحات خود در شبکه‌های اجتماعی به نوعی فعالیت می‌کنند که گویی پیوستن به گروه ۷+۸ را منتفی می‌دانند. همچنین روند جدید پایگاه‌هایی چون رجانیوز، ارگان صادق محصولی، در هم‌افزایی و بازنشر اخبار پایگاه‌های جریان انحرافی، و بازنشر اخبار رسانه‌هایی چون روزنامه ایران علیه دیگر اصولگرایان، پیش‌زمینه شفاف شدن نوع رابطه واقعی این گروه با جریان انحرافی است.


باهنر با این مواضع در مرکزیت تصمیم‌گیری اصولگرایان؟
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدرضا باهنر ، میر حسین موسوی ، اصولگرایی
موسوی را نمی توان خارج از خانواده اصولگرایی ترجمه کرد/ خاتمی با موسوی و کروبی فرق دارد و نباید علیه او شعار داد!
در فاصله هفت ماه مانده تا انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی، جریان اصولگرایی در تلاش است تا ساز و کاری را برای وحدت و حضور در انتخابات حول این محور بیابد. جلسات سال گذشته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران در نهایت منجر به نگارش منشور 12 بندی اصولگرایی شد.

به گزارش رجانیوز، در بند یازدهم از این منشور بر "موضع‌گیری صریح در برابر دشمنان و فتنه‌ها" تأکید شده بود و مجموعه جریان اصولگرایی نیز معتقد است که فتنه 88 یک آزمون و غربال کم‌نظیر در طول تاریخ انقلاب بود و این آزمون باید کارکردی مشابه یک فرقان و جداکننده را داشته باشد، یعنی همان‌طور که فتنه 88 در تاریخ انقلاب جداکننده است و این تاریخ مشابه مقاطعی مانند دفاع مقدس، به مقطع قبل و بعد از آن قابل تقسیم است، رفتار و مواضع جریان‌ها و افراد نیز قابل ارزیابی با همین محک است.

در این زمینه، به نظر می‌رسد افرادی که امتحان خوبی در جریان فتنه پس ندادند و جزو ساکتین یا کسانی بودند که کلی و دوپهلوگویی می‌کردند، نه تنها نباید در مرکزیت تصمیم‌گیری برای مجموعه اصولگرایی باشند بلکه حتی نباید در لیست اصولگرایان قرار بگیرند.

این در حالی است که به‌نظر می‌رسد با فاصله گرفتن از فتنه علی‌رغم تأکید رهبر انقلاب بر این توطئه براندازانه و زنده بودن ادبیات تبیین آن در بیانات رهبری، برخی از حساسیت‌ها نسبت به این موضوع کم شده است، به‌طوری که آقای باهنر که به شهادت برخی از افراد موثق در انتخابات به موسوی رأی داده و در دوره فتنه نیز مواضع دوپهلویی اظهار کرد و حتی برخی از اعضای جامعه اسلامی مهندسین نیز به او اعتراض داشتند، قرار است در کمیته وحدت حضور داشته باشد.

به منظور تأکید بر اصول و چارچوب‌های وحدت که از اصل آن مهم‌تر است و در حقیقت وحدت ابزار رسیدن به همان اصول است، برخی از مواضع آقای باهنر بازخوانی می‌شود:

مهندس موسوی را نمی توان بیرون از خانواده اصولگرایی ترجمه کرد

محمد رضا باهنر  روز دوم خرداد 88 و درست همان برهه ای که انحراف‌های موسوی روشن‌تر و حتی خبر دیدارهای وی با نهضت آزادی و سازمان مجاهدین و دیگر گروهک‎های تندرو منتشر شده بود، همچنان بر اصولگرا بودن موسوی اصرار داشت تا آنجا که در گفتگو با ایسنا  اعلام کرد: "ما در هر صورت مهندس موسوی را بیرون از خانواده اصولگرایی ترجمه نمی‌کنیم و من خود براین عقیده هستم که مهندس موسوی را نمی‌توان از خانواده اصولگرایی ترجمه جدایی کرد."

حضور در نماز جمعه هاشمی رفسنجانی

اما علاوه بر سکوت و بعضا مواضع دوپهلوی باهنر در فتنه 88، حضور وی در نماز جمعه 26 تیر ماه به امامت جمعه هاشمی رفسنجانی نیز بسیار معنادار بود. نماز جمعه ای که بسیاری از بزرگان و دلسوزان انقلاب به علت رفتارهای غیر قابل قبول هاشمی رفسنجانی در آن شرکت نکردند اما محمد رضا باهنر به همراه حسن غفوری فرد، حسن روحانی، مجید انصاری، محسن رضایی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی و ... در آن شرکت کرد.

از تشکیل جبهه سیاسی توسط موسوی استقبال کرده و به او کمک می کنیم

سکوت محمد رضا باهنر برای مدت زمانی طولانی ادامه داشت. در حالی که از آغاز روز بیست و دوم خرداد ماه 88، حملات ضد انقلاب و جریان فتنه به اصل نظام جمهوری اسلامی، شورای نگهبان و ولایت فقیه به بهانه تقلب در انتخابات اوج گرفته بود، نایب رییس مجلس اصولگرای هشتم نیز مانند تعداد زیادی از خواص ترجیح داد سکوت پیشه کند و سرانجام درحالی روزه سکوت خود را شکست که قریب به 40 روز از 22 خرداد می گذشت.

باهنر باز هم ترجیح داد در سخنان خود علیه جریان فتنه و شخص موسوی موضع گیری قاطعی نداشته باشد تا آنجا که در 29 تیر ماه 88 و در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا که ارتباط نزدیکی با فتنه گران دارد، گفت: «در دیداری که اخیرا با آقای موسوی داشتیم از ایشان خواستیم تا از همه امکانات قانونی موجود از جمله برخورداری از سایت شخصی، روزنامه و حزب استفاده کنند.»

وی در پاسخ به اینکه پاسخ موسوی به پیشنهاد آنها چه بوده است، گفت که "ایشان همچنان اعتراضاتی نسبت به مسایل به وجود آمده در انتخابات داشتند که ما تاکید کردیم بهتر است این اعتراضات را در چارچوب قانون پیگیری کنند."

باهنر تشکیل جبهه سیاسی از سوی موسوی را در راستای فعالیت های وی در چارچوب قانون دانست و با استقبال از آن گفت که "در دیدارمان با آقای موسوی گفته بودیم که چنانچه در چارچوب قانون فعالیت کنند، از اقدامات ایشان حمایت کرده و نهایت کمک را به ایشان خواهیم کرد."

30 روز پس از نامه کروبی: ازسوابق و تجربیات کروبی بعید بود!

سیر مواضع دو پهلوی نایب رییس مجلس هشتم در ماجرای نامه کروبی نیز ادامه یافت. باهنر در 19 شهریور ماه 88 در حالی که یک ماه از نگارش نامه سرگشاده سراسر کذب مهدی کروبی پیرامون تجاوز جنسی در زندان ها می گذشت، سرانجام تصمیم به موضع گیری گرفت و در نشست خبری خود با حضور خبرنگاران، با تاخیر 30 روزه و ادبیاتی تقریبا خنثی تنها به گفتن همین چند جمله اکتفا کرد که " آقای کروبی طی نامه‌ای اظهاراتی را مطرح کرده‌اند که متأسفانه پس از گذشت چند ماه هنوز مستندات آن را ارائه نکرده است تا مشخص شود این اتهامات مستند است و یا اینکه صحت ندارد. بعد از مدت زمانی که قرار بود آقای کروبی مستندات خود را ارائه کند در اقدامی عجیب دیدیم که چند نفر در یک‌جا جمع شده و اقدام به طراحی یک سی‌دی کرده بودند که نمی‌شود با استناد به این اینگونه موارد، نظام را زیرسؤال برد. از سوابق و تجربیات آقای کروبی بعید بود که وی اقدام به نوشتن چنین نامه‌ای کند، در حالی که این نامه اتهاماتی را علیه نظام مطرح می‌کند اما مستندات آن موجود نیست."

موسوی و کروبی دست از تندروی بردارند تا وحدت کنیم!

روز قدس سال 88 نیز سپری شد و در این میان روزه خواری های علنی فتنه‌گران در خیابان های تهران و ادامه حمایت های سران فتنه از اوباش حامی خود نیز موجب نشد تا آقای باهنر علیه آنان موضع گیری قاطعی اظهار کند. وی 12 مهر 88 در حالی که دو هفته از روز قدس 88 می گذشت، در حاشیه مراسم افتتاح نمایشگاه "بسم‌الله‌الرحمن الرحیم" در خانه مجلس در جمع خبرنگاران حاضر شد و بدون یادآوری افتضاحات روز قدس جریان فتنه، غیر مستقیم موضوع وحدت با موسوی و کروبی را مطرح کرد.

باهنر گفت: "در همه جناح‌ها و گروه‌های سیاسی برخی افراد دارای تفکرات تندروانه هستند که کار را مشکل می‌سازند و باید جناح‌های سیاسی درون نظام در جهت متعادل کردن فضا تلاش کنند محور کار از دست تندروها خارج شده و در حاشیه قرار گیرد."

باهنر با یادآوری مذاکراتی که با طرف‌های مختلف برای ایجاد وحدت در کشور صورت می‌گیرد، در عین حال گفت که مذاکره‌ای با افرادی چون مهدی کروبی و میرحسین موسوی نداشته است ولی پیشنهاداتی برای رسیدن به وحدت ارائه داده که می‌تواند مورد توجه افراد مذکور هم باشد.

باهنر با تاکید بر اینکه شرط اول این است که افرادی چون کروبی و موسوی دست از تندروی‌ها و ساختارشکنی‌ها بردارند، گفت که "آنها نه تنها تلاشی در این جهات نکرده‌اند بلکه تندروی‌ها و ساختارشکنی‌ها را ادامه داند و در مقابل رفتارهای تندروانه و ساختارشکنانه دیگران سکوت کردند."

برخی مواضع هاشمی مورد نقد است اما تلاش هایش برای ایجاد وحدت افتخارآمیز است!

به موازات اوج گرفتن عملکرد فتنه گران در 13 آبان و 16 آذر 88، سرانجام 26 آذر ماه و در حالی که بیش از 40 روز از وقایع 13 آبان و 10 روز از اتفاقات  16 آذر و افتضاحات سران فتنه می گذشت، باهنر ضمن مرزبندی با موسوی و کروبی و محکومیت جریان فتنه، این بار از آقای هاشمی رفسنجانی اینگونه دفاع کرد: "بالاخره مواضع آقای هاشمی در طول این پنج  یا شش سال گذشته به خصوص از اول دوره دولت نهم زیر و بم‌های زیادی داشته است و بعضی جاها کاملا قابل نقد است و خیلی جاها هم که تلاش‌هایی برای ایجاد وحدت داشته‌اند، قابل تمجید و افتخارآمیز است!"

آقای باهنر! چرا یکی به نعل و یکی به میخ می زنید؟

12 دی ماه 88 خبرگزاری ایلنا به نقل از  محمدرضا باهنر خبر جنجالی را منتشر ساخت. باهنر در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین گفت: "ما دیدارهایی با آقای هاشمی داشتیم و نامه‌هایی به ایشان نوشتیم، ما این تحلیل را که آقای هاشمی باید محاکمه شود، قبول نداریم البته به برخی مواضع ایشان نقد جدی داریم. باید مواضع افراطی را کنار بگذاریم باید به سمتی برویم که هزینه‌هایی را که به نظام تحمیل می‌شود، به حداقل برسانیم."

باهنر در مورد این پرسش که آیا زمان محاکمه موسوی نرسیده است، گفت: «ضرورت ندارد که فکر کنیم نظام به دنبال فشارهای ماست تا بخواهد این مساله را حل کند. نظام جمهوری اسلامی آن‌قدر تسلط بر اوضاع دارد که بخواهد خود تشخیص دهد آیا زمان محاکمه آقای موسوی رسیده است یا خیر. اگر زمانی دیدند که این به نفع نظام است حتما این کار را انجام خواهند داد ولی اینکه ما بخواهیم شعار اعدام باید گردد را سر دهیم ضرورتی ندارد.»

در ادامه این نشست یکی از اعضا خطاب به باهنر گفت که "چرا در اظهار نظرهایتان یکی به نعل و یکی به میخ می زنید؟"

خاتمی با موسوی و کروبی فرق دارد و نباید علیه او شعار داد!

اما روند مواضع دوپهلوی محمد رضا باهنر حتی تا آخرین روزهای سال 89 نیز ادامه داشت، تا آنجا که وی در هفته آخر اسفندماه، در گفتگو با هفته نامه مثلث ابراز داشت: "اینکه ما بگوییم کار خاتمی مثل کروبی و موسوی تمام شده است درست نیست. تا این نقطه ای که امروز در آن قرار داریم بنده اعتقادی به این ندارم که ما به عنوان سر فتنه علیه خاتمی شعار بدهیم. اما رفتار خاتمی بایستی خیلی شفاف تر و روشن تر باشد و آنجایی که مرز رفتار ضدانقلابی و جریان سبز و کروبی روشن می شود، خاتمی باید موضع بگیرد، یعنی خاتمی اگر فکر کند که می تواند همینطور در سکوت به کار خود ادامه دهد، این قابل قبول نیست ... ایشان صد درصد از جریان سبز حمایت می کند اما من این تحلیل را ندارم ایشان بسیار محافظه کارانه برخورد می کند."

و این اظهارات در حالی بود که خاتمی به عنوان یکی از سران فتنه 88 نه تنها هیچ گاه حاضر به اعلام برائت از جریان موسوم به سبز نشده بود بلکه در عمل با رفتارهای خود؛ یکی از پشتوانه های معنوی فتنه گران محسوب می شد تا آنجا که علاوه بر راهپیمایی روز قدس و 22 بهمن 88 که مورد اعتراضات جدیمردم تهران قرار گرفته بود، در راهپیمایی 9 دی نیز یکی از شعارهای جمعیت میلیونی مردم علیه خاتمی بود.


واکنش‌ها به بازخوانی مواضع ساکتین فتنه در رجانیوز:
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، جبهه پایداری
شما تنگ نظر و شبه اصولگرا هستید ما اصولگرای ناب!
گروه سیاسی- در هفته های گذشته نهضت بازخوانی مواضع چهره های سیاسی در فتنه 88 و حوادث دو سال گذشته، واکنش های گسترده ای را پی داشت. ساکتین فتنه 88 که مخاطب اصلی این گزارش ها بودند، به کمک برخی رسانه ها که به چهره های دارای سهمیه ویژه وابسته اند، در روزهای اخیر کوشیدند تا با هتاکی به جبهه پایداری و علم کردن مباحثی همچون ساکتین انحراف و یا ساکتین اختلاس، بار سنگین مردودی در امتحان بزرگ سال 88 را به فراموشی بسپارند.

از سوی دیگر این نکته که برخی چهره های سیاسی خود را مصداق خواص مردود و ساکتین می دانند و در مقابل محکوم کردن خواص مردود فتنه 88 واکنش نشان می دهند نیز قابل توجه است. آنچه در ادامه می خوانید برخی از واکنش های اشخاصی است که یا مواضع‌شان در فتنه 88 مورد بازخوانی قرار گرفته و یا خود را مصداق خط قرمزهای جبهه پایداری می بینند.

باهنر: معلوم است که جبهه پایداری تنگ نظر است و من را با خودشان نمی دانند/ از جبهه پایداری به خاطر مرزبندی با جریان انحرافی ممنونم!

"جبهه پایداری مدعی هستند اصولگرایی باید هر چه ناب‌تر و خالص‌تر باشد ... دید تنگ و بسته‌ی امثال این آقایان طبیعی است که باهنر را در خود جای نمی‌دهد و توصیه‌ی ما به اینها آن است که دیدشان را بازتر کنند و عمیق‌تر نگاه کنند و مسائل را واقع گرایانه تحلیل کنند."

این تعابیر بخشی از اظهارات محمد رضا باهنر دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین است که در 12 مرداد ماه 90، در نشست خبری خود اعلام کرد. وی در این نشست که تنها شش روز پس از همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری و با حضور آیت الله مصباح یزدی برگزار شد، ترجیح داد ضمن کلی گویی پیرامون مواضع مبهم و چندگانه خود در فتنه 88، نشان حملات خود را به سمت جبهه پایداری ببرد که اعضای آن در فتنه 88 با تحمل بیشترین هزینه ها، صریح ترین مواضع را علیه فتنه گران اتخاذ کرده بودند و از سوی دیگر از نخستین افرادی بودند که با تشخیص هوشمندانه تحرکات جریان نفوذی در دولت، پس از تمام حجت با رییس جمهور و به دور از جنجال ها و هیاهوهای رسانه ای از آن اعلام برائت کرده و در عمل مرزبندی خود را با دوگانه فتنه و انحراف نشان دادند.

اما حمله باهنر به جبهه پایداری بهانه عدم مرزبندی با جریان انحرافی! تنها به این مورد نیز خلاصه نشد تا آنجا که وی در 5 شهریور در جمع همفکرانش در قم گفت: "این جبهه (پایداری) از عماریون قم و اخراجیهای دولت تشکیل شده که باید رابطه چهار راس مشائیون، دولت، جبهه پایداری و جریان فتنه مشخص شود تا ببینیم رابطه جبهه پایداری با جریان انحرافی چیست؟ آیا آنها را محکوم می‌کنند؟"

باهنر تنها 24 ساعت پس از این اظهارات، وقتی در برابر سوالات متعدد خبرگزاری فارس قرار گرفت که مگر شما بیانیه های جبهه پایداری و مواضع موسسین این جبهه مبنی بر مرزبندی با جریان انحرافی را ندیده اید؟ گفت: "اگر جبهه پایداری مواضع خودش را نسبت به جریان انحرافی بیان کرده، خوب است؛ خیلی ممنون!"

باهنر باز هم ترجیح می داد حمله به اعضای جبهه پایداری و بطور غیرمستقیم تطهیر عملکرد خود و همفکرانش طی فتنه 88 را که با سکوت، مواضع دیرهنگام و دوپهلو به فتنه گران یاری رسانده بودند، در دستور کار قرار دهد، آنجا که که در 12 شهریور 90 در گفتگوی تفصیلی خود با خبرگزاری مهر اعلام کرد:

"یکی از اختلافات اساسی ما با برخی از افراد تندرو در میان اصولگرایان همین بود، یعنی ما در میان اصولگرایان نباید اصلاح طلبان درون مجلس را تحریک کنیم و در مقابل آنها مرگ بر فتنه گر بگوییم ... هنگامی که ما این استدلال خود را مطرح می‌کنیم آنها در جواب می‌گویند شما به دلیل اینکه به رای آنها نیاز دارید با آنها درگیر نمی‌شوید. معتقدم ما باید مجلس را مدیریت کنیم."

و اینگونه بود که خبرنگار مهر، در وصف حاشیه های این گفتگو نوشت: "بعد از گذشت 30 دقیقه از مصاحبه و گذر سوالات به انتقادات از مواضع و عملکرد باهنر در روزهای ابتدایی پس از انتخابات و شکل گیری فتنه، وی عجله زیادی به رفتن داشت و این بخش از سوالات را با این توضیح که وقت کافی برای پاسخ به همه سوالات ندارد به نوعی ناتمام گذاشت..."

کاتوزیان؛ باز هم کلی گویی و سکوت در برابر سران فتنه

عکس العمل حمید رضا کاتوزیان نیز در این باره شباهت زیادی با محمد رضا باهنر دارد. کاتوزیان که در طی فتنه 88 حاضر نشد علیه اقدامات و مواضع سران فتنه موضع گیری کند و در مقابل با پر رنگ کردن مسایل حاشیه ای و فرعی، خوراک قابل توجهی برای رسانه های ضدانقلاب تهیه کرد تا آنجا که در پروژه کشته سازی سعیده پور آقایی نیز نقش داشت، از جمله افرادی بود که پس از انتشار مواضعش در فتنه 88 در رجانیوز، در عکس العملی شتاب زده به یکی از سایت های معلق بین خبرسازی و توقیف  ماموریت داد در یادداشتی سفارشی، به تطهیر وی بپردازد.

وی در این مطلب که به نظر می رسد متن آن را نیز خودش نوشته است، مدعی شد در طی فتنه 88 عملکرد خوبی داشته و با پیگیری پرونده هایی همچون کوی دانشگاه و مجتمع سبحان خدمت قابل توجهی به نظام داشته است اما توضیح نداد چرا در مقابل پروپاگاندایی که در راستای سوژه های ضدانقلاب پسند انجام داد، هیچ گاه حاضر نشد حتی یکبار علیه سران فتنه موضع گیری کند؟

اما این در حالی بود که وی در تاریخ 26 مرداد به جای توضیح عملکرد خود در فتنه 88، ترجیح داد در اظهاراتی بی اساس حمله به جبهه پایداری را در دستور کار قرار دهد: "جبهه پایداری نیز رهبری اصلی و هدایتش بر عهده  آقایان مشایی و بقایی است." اما وی توضیح نداد چگونه جبهه پایداری که یکی از علل تشکیل خود را مرزبندی با جریان انحرافی ذکر کرده است، توسط مشایی مدیریت می شود؟!

عباسپور: نو اصلاح طلب نیستم/ شبه اصولگرایان می خواهند خودشان را اصولگرای ناب جا بزنند!

علی عباسپور فرد تهرانی نیز که طی فتنه 88 علیه سران فتنه موضع گیری مستقیم نکرد و حتی چندی پیش در گفتگو با خبرگزاری آریا اعلام کرد تاکنون از خاتمی مواضع ضد نظام ندیده است! از جمله افرادی است که بعد از بازخوانی مواضع خود در رسانه های مختلف، به جای پاسخگویی و تبیین علت سکوت و رفتار مبهم خود در فتنه، کلی گویی و حمله به جبهه پایداری را در دستور کار قرار داد.

عباسپور  که به‌واسطه عملکردش در مجلس و ارتباط نزدیک فامیلی با عبدالله جاسبی، به حامی وی در صحن مجلس هشتم شهرت دارد، در آخرین هفته شهریورماه سال جاری در گفت‌وگو با هفته نامه حزب موتلفه، در اظهاراتی مبهم و کلی، حمله به جبهه پایداری را در دستور کار قرار داد: "تلاش بعضی از جریان های متصل به دولت این است که افراد را به انواع مختلف از چارچوب نظام خارج حساب کنند. به عنوان نمونه بنده در انتخابات ریاست جمهوری از هیچ کاندیدایی حمایت نکردم، این امر در رسانه ها موجود است. بعد از انتخابات هم مواضعم را صریحا بیان کرده ام. بنده رهنمودهای حضرت امام، قانون اساسی، و اصل ولایت مطلقه فقیه و پاسداری از این اصول را در چارچوب رهنمودهای مقام معظم رهبری که فصل الخطاب در همه امور است مسیر حرکت خود قرار دادم و این را هم بارها اعلام کردم."

اما وی توضیح نداد اگر این مبنا را قبول دارد، چگونه حتی یک موضع گیری صریح و شفاف طی فتنه 88 علیه سران فتنه و ضدانقلاب نداشته است و مگر رهبر انقلاب بارها از خواص نخواستند تا مواضع خود علیه فتنه گران را شجاعانه و صریح بیان کرده و از سکوت و دوگانه گویی پرهیز کنند؟

این عضو حزب موتلفه در ادامه ضمن گلایه شدید از اینکه اخیرا برخی از فعالان سیاسی وی و دیگر همفکرانش را "نواصلاح طلب" نامیده اند، گفت: "دوستانی که ما را به نواصلاح طلبی متهم می کنند اگر روی اصول حرکت کنند، اینها باید شدیدتر از ما نسبت به حرکت های دولت نهم و دهم معترض باشند!"

عباسپور در ادامه نوک پیکان را به سمت جبهه پایداری گرفت و می گوید: "این شبه اصولگرایان یا به تعبیر دیگر اصولگرانمایان برای مردم شناخته شده اند و آنها نمی توانند از سابقه یی که دارند فرار کنند و خودشان را به عنوان اصولگرای ناب جا بزنند. اصولگرای ناب، اصولگرایی است که منشور جامعتین را در حقیقت بپذیرد ... بعد از جریانات اردیبهشت سال 90 که دولت دهم رو به افول گذاشت این افراد که پرچم شان در جهت باد خوب حرکت می کند به دنبال فرد دیگری می گردند که به دنبال او حرکت کنند و با سوار شدن بر موج آن فرد ادامه مسیر دهند. همین افرادی که در رسانه ها با اتهام زدن خود را بالامی کشند، کسانی هستند که در دوران اصلاحات با جریان اصلاحات همخوان شدند و هنگامی که دولت اصلاحات رو به افول رفت و دولت نهم و دهم پا به عرصه گذاشت با این دولت نیز همراه شدند تا جایی که در مجلس نیز همین افراد کار را مشکل کردند." اما وی توضیح نداد کدام یک از اعضای جبهه پایداری در زمان اصلاحات با اصلاح طلبان همسو بودند؟ آیت الله مصباح؟ آیت الله خوشوقت؟  غلامحسین الهام؟ باقری لنکرانی؟ روح الله حسینیان؟ و...

بادامچیان: جبهه پایداری سهم خواهی می کند اما قالیباف و لاریجانی...

اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب موتلفه نیز طی ماه های اخیر نقش قابل توجهی در تخریب جبهه پایداری داشته است، به‌گونه ای که از همان روزهای ابتدایی تاسیس جبهه پایداری، وی در گفت‌وگوهای مختلف به یکی از چهره های ثابت حمله به این تشکل انقلابی تبدیل شده است.

در این زمینه وی 26 مرداد در گفت‌وگو با سایت نزدیک به علی لاریجانی مدعی سهم خواهی جبهه پایداری شد اما توضیح نداد اگر منطق سهم خواهی از دید وی مردود است، چرا این اشکال را به قالیباف و لاریجانی وارد نمی داند که علی‌رغم تذکر صریح رهبر انقلاب در خرداد ماه سال جاری در دیدار با نمایندگان مجلس مبنی بر دخالت نکردن قوا و کانون های قدرت و ثروت در انتخابات، همچنان بر مقوله نماینده ویژه در 8+7 اصرار دارند؟

بادامچیان هم چنین در گفتگوی دیگری با همین سایت نیز حمله به جبهه پایداری را در دستور کار خود قرار داد.

غفوری فرد: مخالفان حضور نماینده قالیباف و لاریجانی در 7+8 اصلاح طلبان هستند/ جبهه پایداری عقبه کافی ندارد!

حسن غفوری فرد، دیگر عضو حزب موتلفه است که عملکرد مبهم و غیر قابل قبولش در فتنه 88 موجب شد بیش از گذشته زیر ذره بین رسانه ها قرار بگیرد.

وی که به گفته خودش به موسوی رای داد، هر چند بعدها از این رای اعلام پیشمانی کرد اما جزو کسانی بود که سکوت معنادارش در فتنه 88 برای همیشه در کارنامه سیاسی وی حک شد.

غفوری فرد نیز همچون برخی دیگر از ساکتین فتنه، یکی از اقدامات ثابتش در طی ماه های اخیر حمله به جبهه پایداری بوده است. از این رو وی در 27 مرداد سال جاری در گفتگو با سایت حامی علی لاریجانی گفت: "جبهه پایداری همان رایحه خوش خدمت است که در حال حاضر هم خودشان دچار انشعاب و تفرقه هستند. فکر نمی‌کنم با توجه به اینکه این تشکل سیاسی به تازگی اعلام موجودیت کرده از عقبه اجتماعی کافی برخوردار باشد."

این روند ادامه داشت تا آنجا که وی در دوم مهرماه 90 در گفتگو با فارس، نکته جالبی را مطرح کرد و با دفاع همه جانبه از وجود نمایندگان قالیباف و لاریجانی در 7+8 مدعی شد: "آقای لاریجانی رئیس قوه مقننه است و سابقه وی در اصولگرایی برای همگان معلوم است و بنابراین از طرف وی در کمیته 7+8 یک نفر شرکت می‌کند."

وی در پاسخ به این سئوال که (طبق هشدارهای رهبر انقلاب) آیا حضور نمایندگان لاریجانی و قالیباف در کمیته 7+8شائبه دخالت کانون‌های قدرت و ثروت در انتخابات را به وجود نمی‌آورد؟ با رد این موضوع گفت: "کی قدرت دارد؟ کی ثروت دارد؟ به نظر من این مباحث اصلا مطرح نیست؛ اینگونه بحث‌ها را اصلاح‌طلبان مطرح می‌کنند!"

وی درباره این سئوال که اساساً مطالبات جبهه پایداری از کمیته 8+7 شامل همین موضوعات می‌شود نظر شما چیست، اظهار داشت: "اینکه گفته شود این‌ها به عنوان عوامل قدرت و ثروت هستند، اهانت به کل اصولگرایی است!"

اما این پایان اظهارت غفوری فرد علیه جبهه پایداری نبود بگونه ای که وی در گفتگو با آخرین شماره منتشر شده از هفته نامه حزب موتلفه نیز به نوعی محتوای صحبت های قبلی خود را تکرار کرد و خواستار حضور نمایندگان این جبهه در 7+8 شد اما توضیح نداد آیا شروط این جبهه برای جضور در این مکانیسم برقرار شده است یا خیر؟


سؤال‌های حمید رسایی در مورد مکانیسم وحدت؛
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، حمید رسایی ، دکتر جاسبی ، اصولگرایی
اگر منطق سهم ویژه این‌هاست، چرا جاسبی در 8+7 نماینده نداشته باشد؟

منطق مبهم سهم ویژه در مکانیسم 8+7 که قرار است منجر به وحدت اصولگرایان شود، همچنان مورد انتقاد برخی از شخصیت‌های جریان اصولگرا است. در این زمینه، میتینگ انتخاباتی هفته گذشته لاریجانی در ساختمان مجلس قدیم نیز نه تنها نتوانست منطق سهم ویژه را توجیه کند، بلکه این معما را پیچیده‌تر کرد.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام حمید رسایی عضو جبهه پایداری انقلاب که پیش از این نیز ابهاماتی را در مورد سهم ویژه مطرح کرد، این بار با یادآوری میتینگ انتخاباتی هفته گذشته، موارد جدیدی را مطرح کرد و این شبهه را پیش کشید که توجیه‌هایی که برای جا انداختن سهم ویژه لاریجانی بیان می‌شود، همگی در مورد شخص جاسبی نیز صادق است و اگر قرار بر این است که با این توجیه‌ها به کسی سهم داده شود، چرا به جاسبی نباید داده شود.

وی با ارائه این منطق و کاریکاتوری نشان دادن توجیه‌های سهم ویژه نوشت:

در میان حکایت های ایرانی به حکایتی بر می خوریم که بی ارتباط با میتینگ انتخاباتی هفته گذشته آقای لاریجانی و برخی از همراهان وی در مجلس نیست. ضرب المثل مشهوری که می گوید اول منار را بتراشید و بعد چاه آن را بکنید!

از حدود چندماه قبل در حالی که اصولگرایان می رفتند تا به وحدت حداکثری برای انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی برسند، با اصرار آقای لاریجانی و قالیباف برای حضور در این مکانیزم مواجه شدند. از همان ابتدا این اصرار بر هیچ منطقی استوار نبود و به همین دلیل با مخالفت شخصیت هایی مانند دکتر حداد عادل و برخی از اصولگرایان دیگر مواجه شد. در ادامه مسیر وقتی امکان اضافه شدن این دو چهره به هیات هفت نفره داوری میسر نشد، اصرارها برای حضور نمایندگان آنها در کنار نمایندگان سه جریان دیگر شدت گرفت و نهایتا نیز با اضافه شدن دو نماینده از طرف آنها به هیات شش نفره ، ترکیب 8+7 به عنوان مدل انتخاباتی اصولگرایان تبلیغ شد. این مدل هم با اعتراض گسترده برخی از چهره های سیاسی و همچنین جریان جبهه پایداری و بدنه جریان اصولگرایی مواجه شد تا جایی که تاکنون هیچ جلسه ای با ترکیب هشت نفره تشکیل نشده و همین موضوع وحدت اصولگرایان را با یک چالش جدی مواجه کرد.

در طول چند ماه گذشته البته این شخصیت های سیاسی تلاش کرده اند تا با بهانه های مختلف، حضور نمایندگان خود را در این مکانیزم توجیه کنند. تا چندی پیش مهمترین دلیل برای حضور انتخاباتی لاریجانی در روند وحدت اصولگرایان، رأی حدود 200 تن از نمایندگان به وی در انتخابات هیات رییسه خرداد ماه بود که مدافعان حضور وی، این رأی را نشانه پایگاه اجتماعی او می دانستند. این توجیه خیلی زود رنگ باخت، آنجا که اصلاح طلبان مجلس در بیانیه ای رسمی حمایت خود از لاریجانی را برای ریاست مجلس اعلام کرده بودند.

فشار افکار عمومی و اعتراض ها به این سهم خواهی، اما باعث شد تا آقای لاریجانی ابتدا در جلسه ای اعلام کند که وحدت اصولگرایان و 8+7 مشکل اصلی مردم نیست وسپس در مصاحبه خبری دیگری ادعا کند که نماینده ای در این مکانیزم ندارد و فرد معرفی شده (کاظم جلالی) بر اساس درخواست گروه های اصولگرایی است که در مکانیزم شش نفره نماینده ای ندارند.

اما ظاهرا همه این توجیهات افاقه نکرده که در هفته گذشته ، لاریجانی تصمیم گرفت به نام اصولگرایان مستقل، میتینگی انتخاباتی را در سالن مجلس قدیم ترتیب دهد و در حالی که 150 نفر را برای این نشست دعوت کرده بود، فقط توانست 70 نفر را در زیر یک سقف جمع کند، هر چند برخی از آنها نیز اعلام کردند که از محتوای و اهداف این جلسه اطلاعی نداشتند.

با این همه در خصوص این میتینگ انتخاباتی نکاتی به نظر می رسد که باید گفت:

1 . تشکیل جلسه ای با حضور برخی از نمایندگان اصولگرایی که خود عضو یک تشکل سیاسی یا فراکسیون دیگر هستند و نام گذاری آن با عنوان اصولگرایان مستقل، به خودی خود آغاز دو دستگی و انشقاق در اصولگرایان است که با شعار وحدت آنها نمی سازد.

2 . همانطور که در آغاز این یادداشت ذکر شد، این جلسه برای فرار از پاسخ به ابهامات بسیاری است که در افکار عمومی نسبت به غیر قابل توجیه بودن حضور نمایندگانی از طرف افراد و اشخاص در هیات 8+7 ایجاد شده. در حقیقت مناره ای تراشیده شده اما باید برای جای آن فکری شود! در حالی که بر اساس عقل و منطق اول باید جای مناره را اندازه گرفت و بعد به تناسب آن مناره ای را برای آن تراشید.

3 . آقای لاریجانی تا چند هفته قبل، مشکل اصلی مردم را وحدت اصولگرایان و مدل 8+7 نمی دانستند اکنون چه شده که ایشان به این نتیجه رسیده و برای توجیه حضور خود در 8+7 به دنبال برگزاری جلسه انتخاباتی است؟!

4 . در حال حاضر مهم‌ترین توجیه لاریجانی برای این که نماینده ای از جانب وی در 8+7 حضور داشته باشد، حمایت 70 نفر از نمایندگان مجلس از وی -و حتی بر فرض حمایت 150 تن از نمایندگان مجلس - است. اما این توجیه نیز ابهامات افکار عمومی را برطرف نمی کند، چرا که اگر برای حضور آقای لاریجانی در 8+7 بتوان توجیهی منطقی تصور کرد، این توجیه در خصوص حضور آقای جاسبی، رییس دانشگاه آزاد در ترکیب 8+7 بیشتر و قوی تر است.

آقای جاسبی از شاخصه های آقای لاریجانی و حتی در مواردی بیشتر از ایشان برخوردار است. ریاست دانشگاه آزاد ادعا میکند که چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبری را قبول دارد! و از سوابق انقلابی برخوردار است، نیست؟

آقای جاسبی هم پشتیبان رسانه های متعدد مطبوعاتی و اینترنتی است و بالطبع از حمایت آنها برخوردار است، نیست؟

ارتباطات او نیز با آقای هاشمی رفسنجانی به اندازه ای است که به آن افتخار می کند، نمی کند؟ آقای جاسبی هم برای اداره دانشگاه آزاد گوشه چشمی به سیاست های هاشمی دارد، ندارد؟

عبدالله جاسبی هم در انتخابات دهم از مواضع دو پهلو برخوردار بود و در مواقعی حتی او هم ساز خود را با اصلاح طلبان کوک می کرد، نمی کرد؟ اصلاح طلبان نیز بر ریاست وی بر دانشگاه آزاد اصرار دارند و برای ریاست وی بر دانشگاه آزاد 250 هزار میلیارد تومانی، از هیچ تلاشی دریغ نکرده اند، کرده اند؟

او هم زمانی کاندیدای ریاست جمهوری بوده و حدود یک میلیون رای آورده، نیاورده؟ بسیاری از شخصیت ها و چهره های سیاسی و حزبی به دلیل خدمات ویژه وی از او حمایت می کنند، نمی کنند؟ جاسبی همه این ویژگی ها را دارد با این تفاوت که به جای 150 نماینده مجلس هشتم، بیش از 200 نماینده مجلس هشتم و حتی بسیاری از نمایندگان ادوار مختلف به دلیل همان خدمات ویژه، از وی تجلیل کرده اند و قبولش دارند. شما قضاوت کنید بر اساس منطقی که امثال آقای لاریجانی و قالیباف را مستحق برخورداری از نماینده ای ویژه در ترکیب 8+7 می کند، عبدالله جاسبی لایق‎تر نیست؟ شاید ملاک های ما برای تشکیل 8+7 نیاز به بازبینی دارد، ندارد؟


انتقادهای اصولگرایان به 8+7 و جدیدترین نظرات جبهه پیروان
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، محمدحسین صفارهرندی ، جبهه پایداری
احتمال تغییر در 8+7/ این ساز و کار جامع‌ترین نیست و تغییر در آن را باید به عقلانیت اضلاع اصولگرایی سپرد

گروه سیاسی- جریان اصولگرایی همان‌طور که در انتخابات مجلس هشتم با مدل 6+5 و جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات حاضر شد،‌ در پی آن است که برای انتخابات مجلس هشتم نیز به ساز و کار واحدی دست یابد.

به گزارش رجانیوز، در حال حاضر، از ساز و کار 8+7 به‌عنوان یک مدل اولیه یاد می‌شود، اگرچه برخی اصرار دارند که این مدل را نهایی بخوانند اما برخی از اصولگرایان که حتی در این مدل نیز نماینده اضلاع اصولگرایی هستند به این ساز و کار انتقاد دارند.

شاید مهم‌ترین این انتقادها مربوط به اختصاص نماینده ویژه برای لاریجانی و قالیباف باشد. برخی از جمله محمد حسین صفارهرندی معتقد هستند که منطق اختصاص سهم مجزا از اضلاع اصولگرایی به این دو نفر روشن نیست، چرا که آن‌ها در قالب جریان سنتی و تحول‌خواه جای می‌گیرند، بنابراین، نباید نماینده جداگانه داشته باشند.

حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران نیز از این روش انتقاد کرده و گفته است اگر قرار باشد افراد به‌طور مجزا از جریان‌ها نماینده داشته باشند، فردی مانند احمد توکلی به‌دلیل سوابقش بر بقیه اولویت دارد.

برخی از نزدیکان محسن رضایی هم پس از آنکه دیدند قرار است به لاریجانی و قالیباف سهم ویژه داده شود اما برای رضایی در این فرآیند سهمی در نظر گرفته نشده است، شاکی شده و جبهه ایستادگی را به راه انداختند. حسین کنعانی از نزدیکان رضایی نیز تهدید کرده که چنانچه نظرات‌شان تأمین نشود، احتمال ارائه لیست جداگانه وجود دارد.

اما شاید جدی‌ترین انتقادها به این فرآیند را جبهه پایداری انقلاب اسلامی داشته باشد که نظرات خود را اوائل هفته جاری به‌صورت مکتوب نیز به آیت‌الله مهدوی‌کنی و آیت‎الله یزدی ارائه کرد.

این جبهه که معتقد به تبعیت کامل از ولایت فقیه و مرزبندی با جریان‌های فتنه و انحرافی است، معتقد است که بر اساس معیار اول، رهبر معظم انقلاب در دیدار هشتم خرداد ماه با نمایندگان مجلس، بر رعایت احترام انتخابات با دخالت نکردن قوا تأکید کردند که همان‌طور که قوه مجریه و قضائیه نباید در این قضیه دخالت کنند، رئیس قوه مقننه نیز نباید شأن خود را در حد دخالت در ساز و کار انتخاباتی فروبکاهد، آنچنانکه در انتخابات مجلس هشتم نیز حدادعادل رئیس وقت مجلس از دخالت در مدل جبهه متحد خودداری کرد.

حدادعادل نیز هفته گذشته در حاشیه همایش جبهه پایداری وقتی که خبرنگار با یادآوری بیانات رهبر انقلاب در مورد دخالت نکردن مسئولان در انتخابات کشور از وی پرسید "شما در زمانی که ریاست مجلس هفتم را بر عهده داشتید، به این توصیه رهبر معظم انقلاب عمل کردید، آیا در این دوره نیز ریاست مجلس هشتم به این توصیه عمل خواهد کرد"، گفت: هنوز اتفاقی نیفتاده در این دوره هم توصیه های رهبر انقلاب رعایت می شود.

جبهه پایداری همچنین با یادآوری هشدار دیگری از رهبر انقلاب مبنی بر نزدیک نشدن نمایندگان به کانون‌های قدرت و ثروت، شهرداری تهران را یکی از این کانون‌ها می‌داند و تأکید دارد که بر همین اساس، وزن دادن به شخص شهردار تهران مغایر بیانات رهبری است.

این جبهه همچنین با یادآوری سابقه فعالیت‌های انتخاباتی مجلس هشتم که لاریجانی و قالیباف از لیست موازی ائتلاف اصولگرایان با عنوان "ائتلاف فراگیر اصولگرایان" بر خلاف توافق اصولگرایان مبنی بر حضور در انتخابات با لیست واحد حمایت کردند، تأکید می‎‌کند که با توجه به این سابقه عهد شکنی سیاسی نباید با سهم دادن به این افراد به نوعی به آن‌ها جایزه داد!

در عین حال، برخی با اصرار بر مدل 8+7 به نوعی القا می‌کنند که این فرآیند نهایی شده و به منزله وحی منزل همه باید به آن تن بدهند. اما علاوه بر انتقادهای فوق، حبیب‌اله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز می‌گوید که احتمال تغییر در ساز و کار 8+7 وجود دارد.

وی در گفت‌وگو با شماره امروز (پنج‌شنبه)‌ هفته‌نامه شما در پاسخ به این سؤال که "چشم‌انداز آینده وحدت و همگرایی اصولگرایی را چگونه می‌بینید؟"، می‎گوید:

«چشم‌انداز آینده اصولگرایان بسیار روشن است. آنها بر اساس عقل جمعی به تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری می‌رسند. در انتخابات مجلس هشتم با ساز و کار 6+5 به تصمیم خوبی رسیدند اکنون هم با ساز و کار 8+7 که ممکن است در آینده اندکی تغیر کند روند همگرایی خود را طی می‌کنند.

اصولگرایان همه زعامت آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی و جامعتین را پذیرفته‌اند. در جامعه خودشان در انتخابات آینده نامزدی ندارند. آنها دغدغه حفظ انقلاب و حفظ وحدت اصولگرایان را دارند. خالصانه و متواضعانه پای پیش نهادند تا این امر محقق شود. اولین اقدام آنها صدور منشور اصولگرایی بود که مورد استقبال همه اصولگرایان قرار گرفت. اکنون نیز بحث‌های ابتدایی صورت گرفته است و یک پایداری برای اتحاد و همگرایی اصولگرایان شکل گرفته است و انشاءالله این پایه هر روز محکمتر می‌شود.

سازمان اصولگرایان هیچ مشکلی برای شکل‌گیری خود ندارند. هر رجل سیاسی و مذهبی در این سازمان و هر حزب و گروهی جایگاه خاص خود را دارند.

هیچ کس جای دیگری را تنگ نمی‌کند. هر کس به اندازه توان و استعداد خود در مسیر گفتمان خدمت، پیشرفت و عدالت گام برمی‌دارد. مردم ناظر این فعالیت‌ها هستند و هر کس را فعال‌تر، مخلص تر دیدند به آن کمک می‌کنند.

اصولگرایان اکنون در حال باز تولید گفتمان خود هستند. ما در آینده شاهد نوعی نوسازی در این گفتمان بر اساس نیازهای مردم و مطالبات مردم به‌ویژه اقشار محروم هستیم.»

در ادامه این گفت‌وگو نیز وقتی خبرنگار مجدداً می‌پرسد که "ساز و کار 8+7 چقدر جامع است؟"،‌ عسگراولادی بار دیگر بر احتمال تغییر در این ساز و کار تأکید می‌کند و می‌گوید: «ما معتقد نیستیم این ساز و کار جامع‌ترین است، ممکن است در آینده بر اساس آخرین برآوردها مورد قبض و بسط قرار گیرد ما باید این قبض و بسط را به سیاست‌ورزی و عقلانیت اضلاع اصولگرایی بسپریم.»

در عین حال، به‌نظر می‌رسد اکثریت جریان اصولگرا ساز و کار فعلی را قابل اصلاح بدانند تا بتواند چتر فراگیرتری ایجاد کند و احتمال چندگانگی در این جریان را کاهش دهد، اگرچه ممکن است یک بخش اقلیت با اصرار بر این ساز و کار و مطلق و بی‌عیب دانستن آن، بخواهد زمینه انشقاق را ایجاد کند اما همان‌طور که عسگراولادی تأکید کرده باید قبض و بسط در این ساز و کار به عقلانیت اضلاع اصولگرایی سپرده شود و اجازه نداد برخی با سهم‌خواهی‌های بی‌‌منطق و بدون انعطاف مخل وحدت شوند و برونداد این ساز و کار را نیز به نفع خواص مردود به پیش ببرند.


نباید دائما نیروهای سیاسی را غربال کرد
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسین فدایی ، اصولگرایی ، جریان فتنه

درباره 7+8 حرف داریم اما برای جلوگیری از سواستفاده نمی‌گوییم

پس از چند هفته پیگیری بالاخره بعداز ظهر روز دوشنبه 21 شهریور در دفتر جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی میهمان حسین فدایی دبیرکل باسابقه این جمعیت بودیم.

گفت‌وگوی ما با حسین فدایی حول و حوش وحدت اصولگرایان و منطق گروه 7+8 می چرخید. این گفت‌وگو در دقایقی بسیار چالشی شد و فدایی با این استدلال که درآمد سوال ها درباره اختلاف اصولگریان به نفع جریان فتنه و جریان انحرافی است و با این سؤال که درآمد آن به جیب چه کسی می رود، حاضر به پاسخگویی درباره اشتراکات و اختلاف‌های جریانش با شخصیت هایی همچون آقایان علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف نشد.

بخش اول این گفت‌وگو پیش از این منتشر شد. بخش دوم در ادامه آمده است:

شما از اولین کسانی بودید که حتی پیش از انتخابات، از اصطلاح فتنه استفاده کردید. ما در سال 88 و به تبع آن 89 با پدیده عجیب و غریبی روبرو بودیم که تا حد زیادی سرکوب و متوقف شد. الان هم بزرگواران اصول‌گرا خطر فتنه را در انتخابات نهم مجلس جدی می‌بینند و بر آن تأکید می‌کنند. برنامه شما و دیگران برای مقابله با فتنه‌گران در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی چیست؟ و آیا می‌توانیم با استفاده از کسانی که در دوران فتنه ساکت بودند و یا با آن همراهی کردند و نمره خوبی نگرفتند، به مقابله با فتنه برویم؟

من عنوان نطقی را که در مجلس انجام دادم و به فتنه اشاره کردم، "ماجراهای قدرت‌طلبی جریان فتنه" نامیدم.

قبل از انتخابات یا بعد از آن؟

آخرین نطقم در مورد فتنه روز حدود دوم، سوم اردیبهشت سال 1388 یعنی قبل از انتخابات بود. در این نطق اشاره‌ کردم که از گذشته، جریانی در کشور وجود داشته که برای به قدرت رسیدن حاضر بوده بسیاری از مصالح عمومی کشور را زیر پا بگذارد، برای تأمین منافع باندی و گروهی خود، در کشور غائله‌ به راه بیندازد و مستظهر به پشتیبانی‌های خارجی هم بوده است. این جریان حتماً در انتخابات آینده (انتخابات دهم ریاست جمهوری) هم وارد خواهد شد و فتنه بزرگ‌‌تری را دامن خواهد زد.

پس به‌زعم ما،"فتنه" یک حرکت ایستا و نقطه‌ای نیست، بلکه جریان مستمری است که از ابتدای انقلاب، بر اساس فکر و خط خاصی مشغول فعالیت بوده است. البته در این بستر جریان‌های قدرت‌طلب و دیگران هم آمدند و سوار بر این موج شدند و حوادثی را برای کشور به وجود آوردند و آسیب‌هایی زدند.

به اعتقاد من هنوز ابعاد، لایه‌ها، کارگزاران، کارفرمایان و برنامه‌ریزان و بازیگران فتنه خوب تبیین نشده‌اند. مسئله اصلی این است که عده‌ای سعی دارند فتنه را در سه چهار شخصیت سیاسی که در انتخابات آمدند و ناکام ماندند، منحصر کنند که به نظر من تحلیل درستی نیست. نه اینکه اینها جزو فتنه نیستند، هستند، ولی همه ماجرا این نیست. قطعاً کارفرما، کارگردان، سناریونویس و برنامه‌ریز اصلی فتنه، نظام سلطه، سیستم‌های امنیتی و اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا، انگلیس و موساد هستند که قطعاً با همه کسانی که فکر و اندیشه امام را برنمی‌تابند، هماهنگ شدند. قطعاً همه اینها تلاش کردند نقاط ضعف درون جریانات سیاسی داخلی را شناسایی و از آنها در مسیر تحقق اهدافشان استفاده کنند. قطعاً آنها بسیاری از عناصر داخلی ما را فریب دادند.

البته در کشور سیاسیون شاخصی وجود داشتند که این سناریو را می‌فهمیدند، ولی قدرت‌طلبی باعث شد این ‌طور تحلیل کنند که ما می‌توانیم در صحنه، نظام سلطه را مدیریت کنیم؛ غافل از اینکه خودشان مدیریت شدند ولذا فکر می‌کنم اول باید ابعاد، لایه‌ها و اهداف فتنه را تحلیل کنیم، زیرا با وجود اینکه بیش از دو سال از فتنه گذشته است، نیروهای سیاسی، تحلیل واحدی را از فتنه ندادند. رهبری چقدر زیبا و هر بار که فرصت مناسبی پیش می‌آید به این مسئله می پردازند تا به تحلیل و برداشت واحدی برسیم. فکر می‌کنم این نکته خیلی اهمیت دارد.

نکته دوم این است که عده‌ای در ماجرای فتنه و برخورد با آن کم آوردند. اینها هم یک طیف هستند. بعضی از آنها نوع موضع‌گیری‌شان منجر به تقویت فتنه شد؛ بعضی‌ها عدم موضع‌گیری یعنی سکوت‌شان منجر به تقویت فتنه شد، بعضی‌ها هم با تحلیل‌های غلط خود علیه فتنه موضع گرفتند اما به فتنه کمک کردند. این نکته بسیار مهمی است. مثلاً جریان فتنه قطعاً به دنبال دوقطبی کردن جامعه بود. حالا اگر کسی در درون ما بیاید و همان رفتار را که منجر به دوقطبی وفاداران نظام شود را دنبال کند، آیا نتیجه‌اش به نفع فتنه می‌شود یا نه؟ نظام سلطه به دنبال این بود که 13 میلیون رأی را در برابر 24 میلیون رأی قرار بدهد. مگر این طور نبود؟ می‌خواست جامعه را دوقطبی کند. فتنه هم می‌خواست همین کار را بکند. یک عده‌ای هم که در داخل، اسم‌شان اصول‌گرا بود، همین تحلیل را داشتند و می‌خواستند همین کار را بکنند. این که ما بیاییم و مسئله فتنه را در خیابان‌ها حل کنیم و مردم را مقابل هم قرار بدهیم، تحلیل بسیار انحرافی و غلطی بود که رهبری، حکیمانه، متوجه مطلب شدند و اعلام کردند که لشکرکشی خیابانی یعنی چه؟

بعضی‌ها با سکوت‌شان به فتنه کمک کردند، بعضی‌ها با نوع همراهی با فتنه آن را تقویت کردند؛ بعضی‌ها به ظاهر مقابل فتنه ایستادند، اما عملاً به آن کمک کردند. آیا ما این موارد را روشن و تبیین کردیم؟ نکردیم، ولی عده ای با تحلیل‌های غلط و خط کشی های نادرست، جبهه نیروهای انقلاب را محدود می کنند و ریزش درست می کنند و افرادی را از انقلاب خارج می کنند. به نظرم باید این رویکرد غلط را اصلاح کنیم. رویکردها برخی طیف های اصولگرا اشکال دارند و باید اینها را اصلاح کنیم. حالا از من سئوال می‌کنید که بالاخره با اینهایی که سکوت کردند؛ تردید ایجاد کردند، تحلیل غلط کردند، چه کار کنیم؟

شما با اینها مرزبندی دارید؟

من اینها را یکدست و یک گونه نمی‌بینم. بعضی‌ها که سکوت کردند، ممکن است اصلاً به نظام وفاداری نداشتند و دنبال آرمان‌ها و انقلاب نبودند. اگر منظورتان کسانی هستند که آرمان‌ها و امام و انقلاب را قبول دارند و با سکوت و تردیدشان کمک کردند، باید به آنها کمک کنیم که از آن مسیر جدا بشوند؛ نباید هل‌شان بدهیم که در آن مسیر بروند.

یعنی باید آنها را بیاوریم در اولویت؟

اول این را بپذیریم که نباید آنها را هل بدهیم که آن طرف بروند. آیا شعار دادن، هتاکی و فحاشی کردن به آنها و هر دفعه آنها را سیبل قرار دادن و طرد آنها از حوزه نیروهای انقلاب درست است؟، بپذیریم که این شیوه غلط است.

خب اول باید توبه و به اشتباهشان اعتراف کنند...

حتماً این حرف درست است. ما باید برایشان فضا درست کنیم که بتوانند بگویند اشتباه کردیم.

این فضا چه جور فضایی است؟ دقیقاً باید چه کار کرد؟

نباید با آنها برخورد حذفی کنیم.

اگر برخورد حذفی نشد و آنها هم به مسیر خود ادامه دادند، تکلیف چیست؟

آن موقع معلوم می‌شود که توبه نکرده‌اند. اگر توبه هست، باید زمینه‌اش را فراهم کنیم. ما در 7 دی 1388 در مجلس راه‌پیمایی داشتیم. وقتی می‌خواستیم این کار را بکنیم، اولش خیلی‌ها نمی‌خواستند بیایند؛ تردید داشتند، ولی کمک کردیم و آمدند. بعضی‌ها با این کار ما موافق نبودند و حتی مخالف هم بودند، ولی خدا کمک کرد، برنامه‌ریزی کردیم و آمدند؛ پس همراهی کردند. مثل پیشتازان نبودند، ولی آمدند. می‌توانستیم مقابل آنها برخورد حذفی کنیم و کاری کنیم که آنها نیایند، اما کدام درست بود؟ به نظر من اینکه کاری کردیم که آنها هم آمدند، درست بود، چون توانستیم همراهی را بیشتر کنیم.

بعد از واقعه تلخ 25 بهمن، تحلیلی که ارائه شد و نمایندگان شعار دادند، تقریباً مورد پذیرش اکثریت قابل توجه نمایندگان مجلس بود. خیلی‌ها آمدند و ما این را مثبت می‌دانیم. معنایش این نیست که یک عده‌ای اشکال نداشتند، ولی آن اشکال‌دارها- همان‌هایی که می‌گویید سکوت کردند و تردید داشتند- آمدند و شعار دادند، پس ما یک قدم جلو رفتیم. چرا اینها را نمی‌بینیم؟ اینها نکات مثبتی هستند. می‌توانستیم در یک برخورد غلط، بگوییم شمایی که آن گونه برخورد کردید، حق ندارید توی تیم ما بیایید و بروید کنار و فقط ما 15 نفر درست هستیم. ما حق مطلق هستیم و شما هم باطل مطلق هستید. واقعاً کدام راه درست بود؟ من فکر می‌کنم این راهی که رفتیم، و عده کثیری را همراه انقلاب حفظ کردیم درست بود.

حزب‌الله کرامت دارد؛ حزب‌الله مهرورزی می‌کند و در عین حال اصول‌گراست. یعنی همان گونه که روی اصول‌مان می‌ایستیم و انقلابی هستیم، همان گونه هم باید بتوانیم فضای تعاون و همبستگی به وجود بیاوریم. اگر بخواهیم یک تنه برویم و بگوییم فقط ما حق هستیم و بقیه باطل، انتهای این خط چه چیزی باقی می‌ماند؟ دائماً غربال و ایزوله می‌شویم.

آیا باید اولویت با کسانی باشد که ازابتدا پیشتاز بودند یا کسانی که با تأخیرهای نه ماهه و ده ماهه آمدند؟

درست است. من این حرف را قبول دارم، ولی اول این مشی کلی را قبول کنیم.

این همان بحث جذب حداکثری حضرت آقاست.

احسنت! سیاست امام، نظام و رهبری از همان ابتدای انقلاب، جذب حداکثری بوده است. در این انقلاب بازرگان را به کار گرفتند؛ بنی‌صدر را به کار گرفتند...

خب! نتیجه‌ی اشتباه‌مان را هم گرفتند.

خیر، مشی امام و رهبری کاملا درست بوده است. این انقلاب به هیچ کس تودهنی نزد که تو جلو نیا. آنها بودند که از قطار انقلاب پیاده شدند. انقلاب با سعه‌ی صدر و گشاده‌رویی و با کرامت عمل کرد، آنها سوء استفاده کردند و لایق نبودند و از قطار انقلاب پیاده شدند. اگر این مشی را سرلوحه‌ی کارمان قرار بدهیم، نوع برخوردمان با بسیاری از دوستانی که می‌گوییم اهل تردید و سکوت هستند و بروند و دیگر این طرف‌ها پیدایشان نشود، تغییر می‌کند.

اولویت، شاخص‌هایی است که برای هر کاری تعیین می‌کنیم. باید ببینید برای این کار چه کسی مجموعاً صلاحیت دارد و بر اساس برآیند آن شاخص‌ها امتیاز بدهید و انتخاب کنید. نمی‌توانیم بگوییم تنها شاخص من این است که این فرد در فتنه چگونه عمل کرده؟ به موضع گیری بعد از آن هم توجه نکنیم و متناسب با آن اشتباه بزرگ گذشته اش تصمیمات را اتخاذ کنیم.

چرا نمی‌شود؟

برای اینکه شما سیاست جذب حداکثری را پذیرفته‌اید. ممکن است در یک موضوع، شاخص اصلی ضد فتنه بودن باشد، در موضوع دیگر ممکن است ضد فساد بودن باشد و در موضوع دیگر ممکن است ضد انحراف بودن باشد؛ یعنی متناسب با موضوع و مسئولیت اظهار نظر می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم. من اگر بخواهم برای مجلس ضابطه بگذارم، هم "ضد فساد" مورد نظرم هست، هم "ضد انحراف"، هم "ضد سلطه" و هم "ضد فتنه"، یعنی شاخص‌هایی را می‌گذارم که برآیند این شاخص را انتخاب کنم. البته یک نقطه حداقلی و یک کف هم دارد. حتماً کسی که در فتنه، میدان‌دار بوده، اصلاً برای ما قابل پذیرش نیست. تردیدی در این موضوع نیست، ولی باید بنشینیم و حداقلی را تعیین کنیم. قضیه را صفر و صد نمی‌کنیم. یک کسی رفته آنجا و سرفه کرده، پس دیگر باید بمیرد؟ البته نمی گویم شایستگی نمایندگی دارد.

طرف سرفه نکرده. رفته کشته‌سازی کرده، رفته ستاد اصولگرایان حامی موسوی را درست کرده؟

اگر کسی کشته سازی کرده، حتماً نباید باشد. تردیدی در این نیست.

شما چقدر سعی می‌کنید این دیدگاه خودتان را به بدنه 8+7 انتقال بدهید؟

دو سال است که داریم همین مواضع را می‌گیریم. شما بفرمایید چه کسی بیشتر از جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در مورد فتنه موضع‌گیری کرده است؟ اگر همه اصولگرایان نیز دائماً شاخص‌های را تبیین می‌کردند و در موضع روشنگری قرار می‌گرفتند، خودش تبدیل به مطالبه عمومی می‌شد. ولی متاسفانه عموم اصولگرایان این کار را نکردند. من برایم قابل هضم نیست که کسی بگوید ضد فتنه هستم، بعد برای آزاد کردن فتنه‌گرها نامه بنویسد، آن هم در همان روزهای اول. اصلاً نمی‌فهمم یعنی چی؟ این دوگونه موضع گیری است.

چه کسی این نامه را نوشته؟ شما منظورتان آقای احمدی نژاد است.

هر کسی که بوده. هر کس را با این فرد یا افراد همراه بوده باشد و ادعا کند ضد فتنه هستم و در اوج فتنه به دنبال آزادی عناصر اصلی فتنه باشد. باید فرد یا افرادی دانست که مواضع صادقانه ندارند.

اینکه حضرت آقا در سخنان‌شان فرمودند که رؤسای قوا و کانون‌های ثروت و قدرت در انتخابات دخالت نکنند؛ رؤسای قوا یعنی سه نفر: آقایان احمدی‌نژاد و لاریجانی‌ها. در مورد مواضع آقای علی لاریجانی در قبال فتنه هم فعلاً حرفی نمی‌زنیم. آقای قالیباف هم با توجه به اینکه در شهرداری هستند، آیا کانون قدرت و ثروت محسوب می‌شوند یا خیر؟

رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان می فرمایند: "من می‌خواهم سفارش کنم که مسئولین کشور مراقب باشند احترام انتخابات را نگه دارند. هم مجلس، هم دولت، هم قوه‌ى قضائیه، احترام انتخابات را نگه دارند. اگر کسى به انحای مختلف دخالت کند، هیچ روا نیست، جایز نیست. باید مردم بر طبق روال قانونى ببینند، تشخیص بدهند، بشناسند و انتخابات انجام بگیرد"

در اینجا جمله‌ای با این صراحتی که شما گفتید، نفرمودند، ولی همیشه مشی و مرام آقا این بوده است که قوا دخالت نداشته باشند و من این را می‌پذیرم و حرف آقا برای من حجت است. همه بحث‎های رهبری را با هم ببینیم.

به این جملات رهبر خردمند و بزرگوار انقلاب که در دیدار دانشجویان - 31 مرداد سال گذشته(1389) فرمودند توجه کنید:

«یک سؤال دیگر این است که بعضى‌ها می‌گویند وحدت، بعضى‌ها می‌گویند خلوص؛ شما چه می‌گویید؟ من می گویم هر دو. خلوص که شما مطرح می کنید -که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عده‌اى را که ناخالصى دارند، از دایره خارج کنیم- چیزى نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که این‌جورى حاصل نمی شود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم. در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابىّ‌بن‌کعب بود، عمار بود، کى بود، کى بود؛ اینها درجه‌ى اول و خالص‌ترین‌ها بودند؛ عده‌اى دیگر از اینها یک مقدارى متوسط‌تر بودند؛ یک عده‌اى بودند که گاهى اوقات پیغمبر حتّى به اینها تشر هم می زد. اگر فرض کنید پیغمبر در همان جامعه‌ى چند هزار نفرى -که کار خالص‌سازى خیلى آسان‌تر بود از یک جامعه‌ى 70 میلیونى کشور ما - می‌خواست خالص‌سازى کند، چه کار می کرد؟ چى برایش می ماند؟ آن که یک گناهى کرده، باید می رفت؛ آن که یک تشرى شنفته، باید می رفت؛ آن که در یک وقتى که نباید از پیغمبر اجازه‌ى مرخصى بگیرد، اجازه‌ى مرخصى گرفته، باید می رفت؛ آن که زکاتش را یک خرده دیر داده، باید می رفت؛ خوب، کسى نمی ماند. امروز هم همین جور است. این‌جورى نیست که شما بیایید افراد ضعاف‌الایمان را از دایره خارج کنید، به بهانه‌ى اینکه می خواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه می توانید، دایره‌ى خلّصین را توسعه بدهید؛ کارى کنید که افراد خالصى که می توانند جامعه‌ى شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ى خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه می توانید، در حوزه‌ى نفوذ تشکل خود، براى بالا آوردن میزان خلوص‌هاى فردى و جمعى تلاش کنید؛ که نتیجه‌ى آن، خلوص روزافزون جامعه‌ى شما خواهد شد. راه خالص کردن این است.

وحدت هم که ما گفتیم - که بعد سؤالات دیگرى هم در این زمینه شده - منظور من اتحاد بر مبناى اصول است. بنابراین وحدت با کیست؟ با آن کسى که این اصول را قبول دارد. به همان اندازه‌اى که اصول را قبول دارند، به همان اندازه ما با هم مرتبط و متصلیم؛ این می شود ولایت بین مؤمنین. آن کسى که اصول را قبول ندارد، نشان می دهد که اصول را قبول ندارد یا تصریح می کند که اصول را قبول ندارد، او قهراً از این دائره خارج است. بنابراین با این تفصیل و توضیحى که عرض شد، هم طرفدار وحدتیم، هم طرفدار خلوصیم...»

بنده در اطاعت از امر آقا موضع سیاسی نمی‌گیرم، حکم، فتوا، نظر و موضع رهبری و ولایت بر تمامی افعال سیاسی و غیر سیاسی ما در جمعیت ایثارگران و خارج از آن حاکم و لازم الاطاعه است. تکلیف و وظیفه ما این است و باید رعایت کنیم. برای ما حجت است. این فرق می‌کند با اینکه بگوییم همراه با یک گروه سیاسی به این نتیجه رسیده‌ایم و لذا اطاعت می‌کنیم.

هنوز منطق حضور آن نمایندگان آقایان لاریجانی و قالیباف روشن نشده است.

ایثارگران با هر سازوکاری که موجب وحدت اصولگرایان شود، موافق است، در مقابل با هر اقدامی‌ که مکانیزم وحدت را بر‌هم بزند، مخالف است. اگر نقدی باشد که بیان آن موجب برهم خوردن وحدت می‌شود، طوری عمل خواهد شد که حداقل آسیب را در پی داشته باشد و در مقابل نقاط وحدت تقویت شوند، مشی کلی ما از گذشته تا کنون همین است.

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی الان بعضی مطالب را دارد اما به خاطر وحدت اصولگرایان تلاش می‌کند در موقع و زمان خودش بیان کند که اثر مثبت به جای گذارد نه منفی، در مورد مصداق‌ها نیز با استدلال فکر می‌کند که ورود و خروج می‌تواند بهتر از این باشد. به‌عبارت دیگر، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در نحوه ورود و خروج افراد به 7+8 حرف و موضع دارد ولی چون بیان آن منجر به سوءاستفاده دیگران می‌شود و وحدت را به هم می‌زند از بیان آن مطالب در رسانه‌ها خودداری می‌کند، اما در جایگاه مناسب به طرح دیدگاه‌های خود می‌پردازد.

اتفاقات دیگری نیز در حال رخ دادن بود اسامی بسیاری از ابتدا برای این ترکیب مطرح می شد اما به محضر بزرگان رسیدیم استدلال‎های خود را مطرح ساختم اما فریاد زدن و فشار رسانه ای به علما برای تغییر در سازوکار را از اول و در آینده نیز صحیح نمی دانیم. به نظرم اگر استدلال قوی داشته باشیم و در محضر علما مطرح کنیم، به نتیجه می رسیم. آنها به حرف منطقی و عقلانی احترام می گذارند و به نتیجه می رسیم البته معنای نتیجه این نیست که هر چه شما یا ما گفتیم قبول شود بلکه به روشی که قابل قبول است می رسد.

ارزیابی شما از حضور جبهه پایداری در عرصه سیاسی کشور چیست؟

گروه جبهه پایداری و افراد آن دارای پیشینه ای هستند که آن پیشینه را نیز باید دید. بالاخره هر‌گونه ایجاد ظرفیت جدید در اصولگرایان را مثبت ارزیابی می‌کنم. منتها تاکید می‌کنم به شرطی که این ظرفیت‌ها مقید به اصولگرایی باشند. مهمترین شاخص اصولگرایی ولایت‎مداری است که از بطن "ولایتمداری"، "وحدت" در می‌آید.

هر جریان اصولگرایی که وحدت را به هم بزند زاویه ایجاد کرده است، طبعا نباید مقبول واقع شود. برعکس هر ظرفیتی به‌وجود آید که وحدت را توسعه دهد، مثبت باید ارزیابی شود و این وحدت مراتب مختلفی دارد. بخشی از آن در پذیرش مرجعیت مورد قبول اصولگرایان است، بخشی دیگر ایجاد وحدت در بدنه اجتماعی گفتمان اصولگرایی است. وقتی جریان و ظرفیتی را به‌وجود آورند که در بدنه اجتماعی انشقاق ایجاد کند، این ظرفیت با اصولگرایی فاصله دارد اما اگر در بدنه اصولگرایی این کار را نکند، بلکه در مرجعیت مورد قبول اصولگرایی ایجاد اختلاف کند، طبعا با این گفتمان فاصله دارد. پس ظرفیت در مرجعیت مورد قبول اصولگرایان و هم در بدنه اجتماعی می‌تواند ایجاد تفاهم و نزدیکی کند و هر ظرفیتی در این راستا به‌وجود آید، مورد قبول ماست. تلاش و مواضع بعضی افراد شاخص جبهه پایداری در این راستا است. البته مواردی هم نگران کننده احساس می شود البته گرایش غالب در راستای وحدت است.

خط قرمزهای متعددی در جبهه پایداری درباره وحدت با سایر گروه‌ها مطرح شد که احتمالا آقای حدادعادل و شما با حضورتان به آن خط قرمزها مهر تایید زدید. در عین حال، شکل‌گیری این جبهه را موجب افزایش ظرفیت در گفتمان اصولگرایی می‌دانید. با تفسیر جبهه پایداری در رابطه با فتنه، هرکس از سکوت در فتنه حمایت ویا سکوت کرد و مواضع دو پهلو داشت، مردود است. آیا تحول‌خواهان (ایثارگران، رهپویان و...) بین خود و اصولگرایان سنتی خط‌کشی کردند؟

بالاخره در درون مجموعه خانواده اصولگراها بر اثر یک‎سری اتفاقات، رفتارها، اشکال‌ها و اختلاف‌هایی به‌وجود آمد که قابل کتمان نیست و ریشه در گذشته دارد. هنر ما آن است که با توجه به واقعیت‌ها با یکدیگر وحدت کنیم نه‌اینکه واقعیت‌ها را نادیده بگیریم. اینجا زمانی وحدت محقق می‌شود که با تاکید روی شاخص‌ها و اصول انجام شود و ما با هر کسی که روی شاخص‌ها و اصول بایستد، کنار می‌آییم و کمک می‌کنیم که وحدت شکل گیرد.

برخی خط قرمز را جریان فتنه و انحراف می‌دانند اما ما غیر از این فساد را هم خط قرمز می‌دانیم. برای تبیین خط قرمزها حاضریم بحث کنیم. اگر در بحث توانستیم به شاخص‌هایی که اصل گفتمان را آسیب نزند برسیم، انعطاف نشان خواهیم داد چراکه معتقدیم عقلانیت باید بر رفتار ما حاکم باشد. این طور نیست که بگوییم مرغ یک پا دارد و آن هم پایی است که ما تعریف می‌کنیم. در عین حال تصور نکنید که اصولگرای ناب خالص وجود دارد بلکه همه طیف های اصولگرا اشکالاتی دارند که نباید یک طرف را کامل بری از اشکال بدانیم.

چگونه خطوط قرمز را مشخص می کنید؟

باید عقلانیت همراه با انعطاف حاکم شود تا هر‌جا نقطه ضعفی وجود داشت به‌دور از احساسات، عواطف و تقابل مشکل برطرف شود. این مساله‌ای است که خیلی‌ها به دنبال انجام آن هستند تا وحدت شکل بگیرد. جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی از صدر تا ذیل وحدت خیلی مطالب و حرف‌ها دارد اما بیان آن مباحث باید به گونه ای باشد که وحدت را تقویت کند و اختلافات را کمتر کند. از این رو آنها را که به وحدت اصولگرایان کمک نماید، مطرح می کند. این یک منطق عقلانی - انسانی است و بشر اینگونه زندگی می‌کند. همه افراد در زندگی عادی‌شان این اصول را رعایت می‌کنند، چطور ما در عرصه مهم سیاسی و اجتماعی آن را رعایت نکنیم.

پس بحث خط قرمز روشن است، جذب حداکثری و دفع حداقلی استراتژی نظام از ابتدای پیروزی انقلاب بوده اما نباید بد تفسیر شود مثلا اگر دفع حداقلی به آن معناست که اگر کسی آمد در غائله بعد از انتخابات دخیل و شریک، موثر و عامل بود و با ایفای نقش در آن جریانات دشمن شادکن شد و حالا به اشتباه خودش پی‌برد، باید وی را در راس هرم تصمیم‌گیری جای داد، خیر چه کسی گفته این حرف منطقی و درست است؟ کسی که توبه کرده برود جبران کند، مواضعی اتخاذ کند که معلوم شود می‌خواهد جبران کند و دشمن را از خودش مایوس کند. یعنی فرد با عملکرد خودش باید اعتماد را افزایش دهد نه صرف آنکه حرفی زد به به و چه چه راه بیندازیم او را روی سر خود جای دهیم، این حرف غلط است. از طرفی اگر کسی هم بگوید توبه‌کنندگان هیچ‌گاه مورد پذیرش اصولگرایان قرار نمی‌گیرند، حرف نادرستی زده است.

نکته دیگر اینکه دو بحث اگر تفکیک شود، فکر می‌کنم مساله حل شود، یکی اینکه هر عنصری در رابطه با یک شاخص یا یک جریان کم آورد، این منشا قضاوت قرار می‌گیرد یا مجموعه برآیند رفتاری وی و میزان وزن دادن به شاخص‌ها؟ ایثارگران معتقد است مجموعه مواضع فرد را باید با شاخص‌ها مقایسه کرد تا به برآیند قابل قبولی برسیم. ممکن است کسی نسبت به جریان فتنه یا انحراف کم آورده باشد یا یکی نسبت به جریان فساد کم بیاورد یا شاید هم کسی روی صلاحیت‌های فردی کم بیاورد، همه اینها وجود دارد و باید مجموعه شاخص‌ها را نگاه کرد. تازه اینها شاخص‌های سلبی هستند.

شاخص‌های ایجابی که مهم‌ترند. به‌عبارت دیگر فرد اول باید شرایط لازم را داشته باشد و نمره قبولی اولیه را کسب کند تا بعد وضعیتش با شاخص‌های سلبی مورد سنجش قرار بگیرد. یعنی این طور نیست که بتوان با یک خط یا جمله بگوییم یک فرد در یک مقطعی از زمان در مقابل فتنه یا انحراف سکوت کرد و او را کنار بگذاریم. مجموعه رفتارها و موضع‌گیری‌های یک فرد یا جریان سیاسی را باید با مجموعه شاخص‌های اصولگرایی ارزیابی کرد که البته مهم‌ترین شاخص و میزان و معیار که بقیه را پوشش می‌دهد، ولایتمداری است که به هیچ عنوان ما نباید از آن عدول کنیم. یعنی اگر یک نفر در همه شاخص‌ها 20 گرفت ولی در ولایت‌مداری رد شد، این فرد نمی‌تواند شامل وحدت شود.

در مورد جبهه پایداری نیز بگویم که اگر بنده هم در آن جلسه همایش جبهه پایداری شرکت کردم، به آن خاطر بود که این اعتماد را در من به‌وجود آوردند که جبهه زیر مجموعه وحدت اصولگرایان می‌خواهد عمل کند، نه مستقل از آن. اگر خلاف این بود که قطعا بنده در آن جلسه شرکت نمی‌کردم.

وضعیت نظام سلطه و گروه های اصلاح طلب و نزدیک به جریان فتنه را چگونه در انتخابات آتی ارزیابی می کنید؟

من اصلا قائل به اینکه جریانی به نام اصلاح‌طلب وجود خارجی دارد، نیستم. اصلاح‌طلب اگر مساوی با فتنه و جریان دوم خرداد است، تمام شد. در صورتی که عده‌ای با برائت از فتنه بخواهند در فضای سیاسی کشور فعالیت کنند دیگر اصلاح‌طلب به حساب نمی‌آیند بلکه یک جریان جدید سیاسی هستند. عقلانی آن است که اسم جدیدی روی خود بگذارند و برچسب فتنه آمیز را از خودشان دور کنند وگرنه اصلاح‌طلبی که با فتنه و دوم خرداد باشد عملا مقابل ساختارهای نظام قرار دارد بنابراین آن اصلاح‌طلبی که از آرای مردم دم می‌زد ولی با آن تقابل کرد، مرد. اگر جریانی است که روزی با دوم خردادی‌ها دوست و رفیق بود ولی الان متوجه رفتار هنجار‌شکنانه آنها شده و از آنها اعلام برائت کرده دیگر اصلاح‌طلب به شمار نمی‌آید.


وحدت یعنی با حفظ اصول از سلایق و روش‌ها تنازل کرد
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسین فدایی ، اصولگرایی ، جریان فتنه

فایده طرح سؤال درباره 8+7 چیست

پس از چند هفته پیگیری بالاخره بعداز ظهر روز دوشنبه 21 شهریور در دفتر جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی میهمان حسین فدایی دبیرکل باسابقه این جمعیت بودیم.

گفت‌وگوی ما با حسین فدایی حول و حوش وحدت اصولگرایان و منطق گروه 7+8 می چرخید. این گفت‌وگو در دقایقی بسیار چالشی شد و فدایی با این استدلال که درآمد سوال ها درباره اختلاف اصولگریان به نفع جریان فتنه و جریان انحرافی است و با این سؤال که درآمد آن به جیب چه کسی می رود، حاضر به پاسخگویی درباره اشتراکات و اختلاف‌های جریانش با شخصیت هایی همچون آقایان علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف نشد.

متن بخش اول این گفت‌وگو در ادامه آمده است:

با توجه به اینکه در خطبه‌های نماز عید فطر رهبر معظم انقلاب، مسئله انتخابات مطرح و عملاً رقابت‌های انتخاباتی شروع شد، در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی، برنامه جمعیت ایثارگران چیست؟

اگر فرآیند عمومی انقلاب را مرور کنیم، مسیر انقلاب، هم به لحاظ کمّی و هم به لحاظ کیفی رو به پیشرفت است. یعنی الان در حوزه فکر، اندیشه و گفتمان، نوع نگاه‌ها و تحلیل‌ها مخصوصاً در نسل جوان متعهد به انقلاب، با توجه به مطالباتی که مطرح می‌کنند، بسیار ارزشمند و در مسیر نزدیک شدن به اصول و شاخص‌های اصلی انقلاب است.

در حوزه اجرا و عمل هم نظام، خدمات گسترده‌ای را ارائه کرده که قابل تقدیر و غیرقابل انکار است؛ پس باید نگاه‌مان از منظر رو به جلو بودن، پیشرفت، بهتر شدن وضع موجود و عبور از اشکالات موجود و رسیدن به نقاط اوج باشد. ظرفیت‌های زیادی وجود داشته‌ و طرفیت‌های جدیدی هم به وجود آمده‌اند که می‌توانند به اقدامات اصلاحی و رو به جلو برای کل گفتمان انقلاب و خدماتی که در سایه گفتمان انقلاب، نظام و دولت و مجموعه ارکان حکومتی به مردم ارائه می‌دهند، کمک کنند.
 

از طرفی شاهدیم گفتمان امام، شهدا و رهبری که ما در یک کلمه می‌گوییم "گفتمان انقلاب اسلامی"، جایگاه واقعی خود را در بین انسان‌های آزاده، فرهیخته و متعهد، خصوصاً بین مسلمانان سراسر عالم پیدا کرده و این، یک فرصت استثنایی است. البته این می‌تواند دلیل بر حقانیت مسیر انقلاب هم باشد. اگر از این منظر به موضوع نگاه کنیم، چنانچه همه کسانی که در مسئله انتخابات می‌توانند اثرگذار باشند یا می‌خواهند ایفای نقش کنند، این نگاه را سرلوحه کارشان قرار دهند و یک عزم و اراده جدی فراهم شود، یک حرکت جدی رو به جلو برای پیشرفت انقلاب خواهیم داشت؛ هم می‌توانیم الگویی برای داخل و خارج از کشور داشته باشیم، هم مشکلاتی را که تا به حال حل نشده‌اند، حل کنیم و هم برنامه‌های جدیدی داشته باشیم.
 

یک مقدار عینی‌تر صحبت می‌کنم. مثلاً ما در حوزه اطلاعات و آمار مادر و مبنایی کشور، توفیقات جدی‌ نداشته‌ایم. با اینکه همه می‌دانند اساس مدیریت و برنامه‌ریزی، داشتن اطلاعات درست و صحیح است و تقریباً در همه برنامه‌های پنج ساله به شکلی به آن اشاره شده، ولی عزم و اراده جدی وجود نداشته و باید در مجلس آینده به‌طور جدی نمود پیدا کند.
 

مثال‌های مشخص آن، تولید نرم‌افزارها و برنامه‌هایی است که بتوانند نظام حسابداری و حسابرسی کشور را به‌روز کند، تا هم اطلاعات مدیران اجرایی افزایش یابد و هم قوت و قدرت نظارت بالا برود. خیلی بد است که الان در سیستم بانکی، میلیاردها تومان جابجا شود و بعد از چند وقت بگوییم که چنین چیزی شد! درحالی که خیلی راحت می‌شود با سیستم‌های جامع، هوشمند و بازدارنده، نگذاریم این اتفاقات نامبارک رخ دهد. دولت الکترونیک، با در نظر داشتن ملاحظات امنیتی می‌تواند‌ در ارائه خدمات آسان، سریع و با کیفیت بسیار مفید باشد.
 

چرا در این زمینه سرمایه‌گذاری جدی نمی‌کنیم؟ آیا شأن مردم ما این نیست یا مطلب چیز دیگری است؟ تقریباً همه قبول داریم که اگر بتوانیم یک نرم‌افزار جامع و هوشمند را طراحی کنیم که خدمات سریع و آسان بدهد، بیش از 70، 80درصد، عامل بازدارنده فساد در دستگاه حکومتی می‌شود. این مطلب تقریباً از سوی همه کارشناسان پذیرفته شده است. یا "طرح کاداسر" موضوعی است که مدت‌هاست که دارد در باره آن بحث می‌شود، ولی متأسفانه در شأن، جایگاه و تراز جمهوری اسلامی به آن نپرداخته‌ایم. درحالی که کشوری مثل افغانستان در این زمینه جلوتر از ماست، در کشور ما 35 سال است که آئین‌نامه اجرایی‌اش طول کشیده است!
 

موضوع دیگر مراجع متعدد ارایه آمار است. مثال آن که به یاد دارم در مجلس هفتم، سه مرجع، سازمان مدیریت برنامه‌ریزی، وزارت آموزش و پرورش و کمیسیون آموزش مجلس، از وضعیت آموزش و پرورش سه آمار فاصله‌دار دادند! که قدرت تصمیم گیری را از قانون گزاران سلب می کرد. آدم خیلی احساس حقارت می‌کند که در جمهوری اسلامی با چنین نقص‌های جدی روبرو هستیم.
 

اخیراً خوشبختانه اقدامات خوبی شده و در آمار و اطلاعات در حوزه آموزش و پرورش انسجامی شکل گرفته است و این جای تقدیر دارد، درحالی که تفاوت‌های آمارهای در حوزه های بسیاری و جود دارد که این خیلی تأسف‌بار است. لذا یکی از کارهایی که باید انجام بدهیم پرداختن به آمارهای مبنایی و زیربنایی کشور است.
 

دومین مسئله وجود یک روحیه انقلابی است. روحیه‌ای که خودش را در چهارچوب‌های بی‌معنا و بی‌منطق محصور نکند و جسارت عبور از موانع محدودکننده را داشته باشد. وقتی می‌گویم روحیه انقلابی، خیلی‌ها آن را با روحیه پرخاشگری و جسارت‌های بی‌منطق یکی می‌گیرند. تعریفم از روحیه انقلابی این است که "انسان‌ها برای ایستادگی روی اصول و منطق و رفتار عقلانی آمادگی داشته باشند و هزینه پرداخت کنند، نه اینکه موج‌سواری کنند." چون بعضی‌ها ممکن است تعریف را به‌گونه‌ای دیگر ارائه بدهند.
 

مطلب دیگر کارآمدی است. ما باید در موضوعات مختلف، مجلس و نمایندگان کارآمد و متخصص و دارای دانش در موضوع داشته باشیم.
 

برنامه دیگر، برخورداری از انسان‌های صالح و وارسته است، انسان‌هایی که هم به لحاظ فکری روزمره نباشند و تحت تأثیر جوسازی‌ها قرار نگیرند؛ هم دنیا آنها را فریب ندهد و فکر و رأیشان با زرق و برق‌ها و وعده و وعیدها تغییر نکند، ثبات قدم داشته باشند؛ تزلزل در موضع نداشته باشند و خط شفاف و روشنی را دنبال کنند.
 

برنامه دیگر، طرح جامع تحول اقتصادی است که ریاست محترم جمهور به گوشه هایی از آن اشاره کرد ولی عملا فقط در حد هدفمند کردن یارانه ها آن هم نه به صورت جامع، متوقف شد. باید در حوزه اقتصاد یک تحول اساسی رخ دهد.
 

سرفصل‌های برنامه‌هایمان، داشتن روحیه انقلابی، انتخاب انسان‌های صالح و کارآمد، توجه به برنامه‌ها و اطلاعات و آمارهای زیربنایی کشور و طراحی مدل جامع اقتصادی با رویکرد تحول و الگو شدن و حاکمیت عقلانیت در فضای عمومی کشور و.. است که البته اجزای آن هم قابل احصاست.
 

از پاسخ مبسوط و غیر سیاسی‌تان تشکر می‌کنم. اصول‌گرایان برای انتخابات مجلس نهم ساز و کاری را ترتیب داده‌اند که از سال گذشته شروع شده و تغییر و تحولاتی از گروه سه نفره با حضور آقای احمدی‌نژاد داشته تا نهایتاً با حضور جامعتین منجر به تشکیل گروهی به نام 7+8 شده است. حضرتعالی هم در این گروه حضور دارید. در ترکیب این گروه، نماینده جامعتین، ‌سه ضلع تعریف‌شده‌ی اصول‌گرا و نمایندگان آقایان لاریجانی و قالیباف هم حضور دارند. به عقب‌تر برمی‌گردیم در سال 83 گروهی تشکیل شد که شما، آقایان ناطق، عسگراولادی، جمشیدی، تقوی و بزرگواران دیگری که یکی نماینده جامعتین و یکی هم نماینده جامعه روحانیت مبارز بودند، در آن حضور داشتید. آن گروه به نتیجه نرسید، اگر هم رسید مورد قبول شما نبود و شما از آن گروه بیرون آمدید. ساختار آن گروه تقریباً شبیه ساختار 7+8 است. بعد از گذشت 7، 8 سال چه تجربیاتی از این گروه‌ها کسب کرده‌اید که الان در گروه 7+8 حضور پیدا کرده‌اید؟ در آن سال شما به دلایلی از آن مجموعه بیرون رفتید و در انتخابات سال 84 نظر جامعتین را نپذیرفتید. چه شد که دو باره به همان سناریو بازگشتید؟
 

آیا ما می‌توانیم به هر پدیده و رخداد سیاسی که مربوط به گذشته است، مجرد از فضای آن زمان پاسخ درستی بدهیم یا باید آن فضا را هم خوب ترسیم کنیم؟ به نظر می‌رسد ترسیم فضایی که در آن تصمیمی گرفته شد‌، لازمه پاسخ به این سئوال شماست تا پاسخ نزدیک به واقع یا جامع و کامل باشد.
 

تجربه‌اندوزی که می‌شود کرد.

بله، همواره می‌شود تجربه کسب کرد، ولی بعضی از اینها تجربه‌هایی هستند که در یک فضای خاص حاصل می‌شوند و بعضی‌ها تجربه‌هایی برای همه ادوار هستند. ما، یعنی نیروهای ارزشی و وفادار به نظام در سال 83 چه وضعیتی داشتیم و در چه شرایطی بودیم. ملت ما، کشورما، تحت فشار نظام سلطه و انفعال در مدیریت‌های اجرایی بود که در 10، 15 سال قبلش در کشور کارهایی را انجام داده بودند و برخی از آنها برای اینکه بتوانند در مسئولیت‌های حکومتی باقی بمانند، همواره به ظاهر از امام، انقلاب و ارزش‌ها صحبت می‌کردند، ولی در باطن رفتار سکولار داشتند. متاسفانه این فضا رو به گسترش بود و به سمت و سویی می‌رفت که می‌خواست انقلاب را استحاله کند.

نیروهای انقلاب نمی‌توانستند فضای ترسیم‌شده توسط سردمداران اندیشه‌های لیبرالی و نفوذ آن در دستگاه‌های اجرایی و حمایت‌های نظام سلطه از آن جریان را نادیده بگیرند، لذا تمام همت و تلاش خود را به کار گرفتیم ریشه‌ها، مبانی، اهداف، عناصر و بازیگران داخلی و خارجی این جریان را با دقت شناسایی کردیم.

حالا در چنین فضائی قرار است نیروهای ارزشی تصمیم بگیرند چه بکنند؟ در این شرایط بعضی از انقلابیون گذشته ما روحیه انزوا و گوشه‌گیری پیدا کردند، بعضی‌ها از تغییر وضع و اصلاح مأیوس بودند، بعضی‌ها کاملاً منفعل شدند، بعضی‌ها تقریباً صحنه سیاست را ترک کردند، بعضی‌ها فکر ‌کردند که اگر می‌خواهند اصلاح کنند، نباید از جریان قدرت اجرایی حذف شوند و فعلاً جایگاهی را برای خود حفظ کنند تا بعداً بتوانند مؤثر باشند. از یک طرف هم رفتار این جریان لیبرال‌مسلک داشت فاصله عمیقی را بین دولت و ملت به وجود می‌آورد و بی‌اعتمادی ملت و مردم را نسبت به دولت رقم می‌زد. گاهی این بی‌اعتمادی منجر به سؤال و چالش نسبت به بعضی از اصول هم می‌شد. در آن فضا در کشور و در حوزه مدنی حزب مسلط یا مرجعیتی که قابل قبول عامه و حامی جریانات سیاسی مؤثر باشد، وجود نداشت.

در چنین فضایی ما باید چه می‌کردیم؟ البته توضیح و تحلیل این فضا خیلی وقت می‌برد و لازم است در فرصت مناسبی بدان پرداخته شود، لکن به اجمال اشاره‌ای به آن کردم. در این فضا بیشترین فرصت برای جریان لیبرال‌مسلک چه بود؟ اختلاف در بین متدینین و نیروهای وفادار به نظام. بزرگ‌ترین سرمایه و دستمایه نظام سلطه و جریان انحرافی لیبرالی این بود که به اختلاف بین نیروهای وفادار به نظام دامن بزنند.

خداوند کمک کرد و در این فضا، رهبر معظم انقلاب گفتمانی را در افکار عمومی سامان دادند و فرصتی شد تا نیروهای وفادار نظام دور هم جمع شوند. در آنجا قرار نبود که همه چیز منحصر به جامعه محترم روحانیت باشد، بلکه تقریباً به همه کسانی که وفادار به نظام و مؤثر بودند فراخوان داده شد و جامعتین نیز با حمایت های وسیع خود اصولگرایان را به سمت و سوی مناسب هدایت می کردند.

منشأ این همگرایی نیروهای ارزشی، به بعد از حادثه 18 تیر سال 78 برمی‌گردد. البته به قبل از آن هم مربوط می‌شود، ولی اگر بخواهیم سرفصل جدیدی را برای آن احصا کنیم، به 18 تیر 78 برمی‌گردد که منجر به شکل‌گیری گروه وفاق شد که توضیحاتی دارد و مفصل است، ولی گروه وفاق هسته اولیه شکل‌دهنده شورای هماهنگی نیروهای انقلاب شد. در آن شورا اصولی طراحی شد و بایدها و نبایدها و اصول ایجابی و سلبی مورد وفاق عمومی بودند. در آنجا مدلی، طراحی و منشوری آماده شد و قرار بود بر اساس آن منشور اصول، فعالیت‌هایمان را سامان دهیم. ما این حرکت را نقطه قوتی در حوزه نیروهای وفادار به نظام می‌دانستیم که توانسته‌ بودند دور هم جمع شوند، تهدیدها را بشناسند، به تحلیل مشترکی از اوضاع برسند و در مورد آسیب‌ها و چشم‌انداز نیروهای انقلاب به تحلیل مشترکی برسند.

این، حرکت رو به جلو و به نظر من همراه با اخلاص و موفقیت بسیار خوبی بود. بسیاری از مواضع نسبت به کسانی که در گذشته گونه دیگری فکر می‌کردند، اصلاح شد. این رفتار جمعی، اصلاح تحلیل و اصلاح روش به وجود آورد. شعاری را انتخاب کردیم‌ که "اصول‌گرایی در اندیشه، نوگرایی در روش و همگرایی در عمل". نکته جالب این بود که از روش‌های جدید استفاده کردیم و زمینه برای نوگرایی، جوان‌گرایی، شکستن حلقه بسته مدیران و تحول‌خواهی فراهم شد. در مورد اصول، اتفاق نظر داشتیم و در این باب اختلافی وجود نداشت. ما این را گام رو به جلو می‌دانیم. ما در هسته اول حدود 9 نفر بودیم.

اما در عمل در بخش اجتماعی شورای هماهنگی افتراقی به وجود آمد و بعد از اینکه گروه منتخب شورای هماهنگی تصمیم‌شان را گرفتند، شما از شورای هماهنگی جدا شدید.

این مطالبی که عرض کردم مربوط به قبل از ریاست جمهوری سال 84 است. بعد از مجلس هفتم ادامه این مسیر، منتهی به ریاست جمهوری شد. ما برنامه بلند مدتی را طراحی کردیم و روی این موضوع تفاهم داشتیم. در مسیر، بعضی از دوستان آن اصولی را که در موردشان تفاهم کرده بودیم، یا تغییر دادند یا نخواستند به آنها تن بدهند. بحث ما این بود که باید به اصول پایبند باشیم. ما هیچ تغییری ندادیم و روی اصول‌مان ایستادیم و از اصول جدا نشدیم. کسانی که از اصول جدا شدند، باید به این سئوال شما جواب بدهند که چرا به وادی قدرت طلبی و وحدت شکنی رفتند.

سئوال من اینجاست که شما می‌فرمایید دوستان به آن اصول تمکین نکردند و آن‌ها را تغییر دادند. چرا شما اکنون دوباره به همان سمت می‌روید...

خب من برای اینکه ذهن شما بیشتر روشن شود سعی می کنم یک مروری بر چند انتخابات گذشته داشته باشم. به انتخابات شورای شهر دوم نگاه کنید؛ در این انتخابات به دلیل اینکه خطر دوم خرداد برای تمامی لایه های اصولگرایی احساس می شد، فرد یا گروهی، به دنبال سهم خواهی و ارائه لیست جداگانه نبودند، به طوری که اصولگرایان با یک لیست واحد در تهران وارد صحنه رقابت شدند و گروه های دوم خردادی با چند لیست که در نتیجه اصولگرایان پیروز میدان شدند.

در انتخابات مجلس هفتم؛ با پیروزی در انتخابات شوراها و فعال تر شدن شورای هماهنگی، به تدریج برخی از طیف های اصولگرایان با این تصور که می توانند به تنهایی پیروز میدان شوند، ساز جدایی زدند. به طوری که بعد از جلسات متعدد و هماهنگی های صورت گرفته، جدا از لیست واحد اصولگرایان، لیست 8+22 را طراحی و آن را چاپ کرد اما با رایزنی گسترده با آیت الله مهدوی‌کنی و هشدار به موقع ایشان در نهایت یک لیست از اصولگرایان منتشر شد که پیروزی در این انتخابات را شاهد بودیم.

در انتخابات ریاست جمهوری نهم؛ که به خاطر وحدت خیلی نمی خواهم به آن بپردازم. در این انتخابات تا 27 آذر 1383، طیف های مختلف اصولگرایان با هم بودند از آن تاریخ به بعد هم بعضی ساز جدایی زدند، آقای احمدی نژاد هم حساب خود را جدا کرد. اختلاف اصولگرایان موجب شد تا به قول معروف "لب به لب" آقای احمدی نژاد به دور دوم برود. در دور اول آقای هاشمی 6میلیون و 159 هزار رأی، آقای احمدی نژاد 5میلیون و 710هزار رأی و آقای کروبی 5میلیون و 66هزار رأی، آقای قالیباف 4میلیون و 75هزار رأی، آقای معین 4میلیون و 54هزار رأی، آقای لاریجانی یک میلیون و 740 هزار رأِی، آقای محسن مهرعلیزاده نیز یک میلیون و 289 هزار رأی آوردند. تفاوت رأی آقای احمدی نژاد با کروبی کمتر از 700 هزار رأی بوده که در واقع خطر به لطف الهی از انقلاب و اصولگرایی رد شد که اگر غیر از این بود، معلوم نبود اکنون در چه وضعیتی بودیم؟ در واقع اختلاف اصولگرایان رأی شکننده ای را موجب شد.

در انتخابات سوم شوراها؛ بزرگانی از اصولگرایان گرد هم آمدند تا لیستی واحد ارایه کنند اما جبهه پیروان خط امام و رهبری لیست موسوم به 5+5+5 و در واقع جدا از اصولگرایان ارایه کرد و دوستانی از حامیان دولت، رایحه خوش خدمت را سامان دادند که در رأس آن خانم پروین احمدی نژاد بود. شکاف در این انتخابات در بین اصولگرایان موجب شد تا حداقل چهار نامزد لیست جبهه دوم خرداد بتوانند به شورای شهر راه یابند و متأسفانه خانم پروین احمدی نژاد که فرد شاخص لیست رایحه خوش خدمت (لیست آقای احمدی نژاد) بود با 242 هزار رأی در تهران نفر هشتم شد.

در انتخابات مجلس هشتم؛ قدری اصولگرایان ضربه انتخابات سوم شوراها را متوجه شدند و جبهه متحد اصولگرایان (6+5) را سامان دادند اما وسوسه ها و گروه گرایی ها نیز لطمه های قابل توجهی زد. با اینکه گروه های مختلف درون جبهه اصولگرایان دیده شدند. اما متأسفانه در بیرون از 6+5، لیست های جداگانه ای به مردم متدین و انقلابی عرضه شد. یک عده لیستی با عنوان اصولگرایان فراگیر ارائه کردند و برخی حامیان آقای احمدی نژاد نیز با هماهنگی ایشان، با حذف هفت نفر از اصولگرایان لیست 7+ 23 با عناوینی چون یاوران ولایت، محرومین جنوب شهر و.... ارائه کردند.

همین دو لیست موازی لیست واحد، موجب شد در این انتخابات بر خلاف چند انتخابات گذشته تعداد قابل توجهی به دور دوم بروند. در چند انتخابات قبلی که انتخابات مجلس به دور دوم کشیده می شد حداکثر دو تا چهار نفر از لیست اصولگرایان به دور دوم می رفتند ولی در این انتخابات، 11 نفر از لیست اصولگرایان به دور دوم رفتند.

تبیین بیشتر مباحث که منجر به ریشه یابی اختلافات شود که موجب وفاق و اصلاح امر شود و دشمنان سوء استفاده نکنند، خوب است ولی اگر اختلافات را زیاد کند درآمد آن برای ملت چیست؟

شاید اگر بخواهم به صورت اجمال و در چند محور خلاصه به شما بگویم مخالف طرح سؤال و پاسخ هایی هستم که اختلافات در درون جبهه اصولگرایان می شود این موارد اکنون به ذهنم می رسد:

1_ جریان فتنه و جریان انحراف پتانسیل خود را بر ایجاد و تعمیق شکاف بین اصولگرایان قرار داده و پیروزی خود را در این می دانند که اصولگرایان در کنار هم ننشینند و وحدت و همگرایی در بین نیروهای انقلاب شکل نگیرد.

2_ طرح اختلاف در میان اصولگرایان موجب خواهد شد جریان فتنه و انحراف در حاشیه امن قرار گرفته و با تقویت ظرفیت اجتماعی ضعیف شده خود، با یکپارچگی وارد صحنه شده و صحنه را به نفع خود تغییر دهند.

3_ نظام سلطه هیچ‌گاه همگرایی نیروهای انقلاب را نخواسته است به نظر می رسد طرح اختلافات در مقطع کنونی، بازی در زمین استکبار جهانی است.

4_ در مقطعی از زمان هستیم که بیداری اسلامی در حال گسترش و رشد و نمو است، طرح اختلافات و خبرهای تخریب کننده و مواضع اختلاف بر انگیز، حتماً ام القرای جهان اسلام را دچار خدشه خواهد کرد.

5_ راهبرد همیشگی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی مقوله مهم "وحدت" بوده است ما همچنان بر اساس این راهبرد، طرح سوال یا پاسخی که اختلاف بین نیروهای انقلاب را دامن بزند را درست نمی دانیم و این مسیر را درست و عقلانی می دانیم.

در مجموع طرح سوالات اختلافی و پاسخ هایی که اختلافات را دامن بزند یعنی چه عایدی دارد؟ چه کسی با دامن زدن به اختلافات بین خودمان سود می‌برد؟ و لذا فکر می کنم به این کلیات که عرض کردم بسنده شود.

یک فعل سیاسی باید منطق داشته باشد یا نه؟

درست است که هر فعل سیاسی منطقی دارد. فعل سیاسی‌ای که شما هم انجام می‌دهید، باید منطق داشته باشد، این سئوال یک فعل سیاسی است. عایدی این سئوال در جیب چه کسی می‌رود؟ مثلاً الان بگوییم عده‌ای بودند که اصول را رعایت نکردند، عده‌ای قدرت‌طلبی کردند، عده‌ای فلان اشکال را داشتند، الان این عده در حوزه نیروهای وفادار به نظام تعریف می‌شوند، ضدانقلاب و خارج از نظام که نیستند. با توجه به اینکه الان هم دشمن (نظام سلطه و ضد انقلاب)، هم انحراف و هم فتنه در کمین نشسته اند تا اصولگرایان اختلاف کنند حالا اگر بیاییم و داخل خانواده‌مان به همدیگر بپردازیم درست است؟

من نمی‌گویم اختلاف نیست، اما وظیفه ما تاکید روی اشتراکات و سامان دادن به وفاق حداکثری بین اصولگرایان است یا نشان دادن و احیانا دامن زدن به اختلافات؟ شما هم به عنوان یک رسانه باید چه نقشی داشته باشید؟ می‌شود روی اشتراکات تاکید کرد و ایجابی پیش رفت و برای اصلاح روش‌ها حرف‌ زد. این یعنی توجه به اصول.

این حرف را آقای مطهری هم می‌زند، اما ما از شما انتظار دیگری داریم...

نمی دانم ایشان چه می گوید و منظورتان چیست ولی بنده باید به آنچه که فکر می‌کنم وظیفه‌ام هست، بپردازم.شما به عنوان رسانه‌ای که متعهد به انقلاب هستید، آیا مسیرتان تقویت چالش‌های درونی اصولگرایان است و می‌خواهید آن چالش‌ها را تقویت کنید؟ دقت کنید که وحدت به معنای آن نیست که از مواضع خود عقب نشینی کنیم بلکه با حفظ موضع خود و تاکید بر اصول، باید از سلایق و روش‌ها تنازل کرد تا وحدت کنیم و تحلیل، اخبار و مواضع بیرونی و رسانه ای نداشته باشیم که موجب سوء استفاده نظام سلطه (و رسانه استکباری آن)، ضد انقلاب،جریان فتنه، جریان انحراف و جریان حامی فساد شود.

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی حتماً برای وحدت اصولگرایان، جبهه پایداری، جبهه پیروان، و سایر اصولگرایان را رقیب خود نمی داند و حتی حاضر است لطمه تشکیلاتی را بپذیرد اما و حدت در میان این گروه ها فراهم آید اما حتماً تنزل از اصولگرایی در مقابل نظام سلطه، فتنه، انحراف و فساد را مذموم می داند و بر این باور است که تن ندادن به وحدت را عین تنزل در مقابل معاندین و مخالفین نظام می داند. آیا رضایت داریم با تفرقه، مجلسی چون مجلس هتاک و تنش آفرین ششم و دولت هفتم و هشتم شکل بگیرد؟

آنچه شما می‌فرمایید شاید ریشه در اختلاف سلیقه داشته باشد. شاید برداشت این باشد که پرداختن به این‌جور مباحث از جانب بعضی از افراد از جمله شما، می‌تواند ابهاماتی را رفع و چالش‌هایی را کم کند.

من دو سه روز پیش در سایت‌ها دیدم که در همایشی دانشجویی، بعضی عزیزان اصولگرا مواضعی داشتند که بوی اختلاف می داد. مراجعه کنید به سایت‌ها و رسانه ها چه کسانی به اختلافات دامن می زنند؟ چه کسی از اینها سود می‌برد؟ واقعاً برایم جا نمی‌افتد که چرا ما همدیگر را می‌تراشیم؟

هفت سال پیش شما این حرکت را شروع کردید و بزرگواران موجهی هم حضورداشتند، مثل الان که در 7+8 بزرگواران موجه و انقلابی حضور دارند. سه چهار ماه مانده به انتخابات 84 حرکت منجر به افتراق شد و خودتان هم اذعان دارید شکافی که در سال 84 به وجود آمد، هنوز ترمیم نشده است. این چرایی سئوال من رسانه‌ای است نه چرایی یک فعل سیاسی. چرا شما دو باره به همان مسیر می‌روید و چه تضمین‌هایی گرفته‌اید که دو باره یکی دو ماه مانده به انتخابات همان شکاف ایجاد نشود؟

اول یک پاسخ اجتماعی می‌دهم و بعد از آن یک پاسخ سیاسی. خدای‌نکرده اگر در خانواده‌ای و بستگانی، اختلافات خانوادگی و قومی و محلی به وجود بیاید و همگی رنج ببرند و هر کسی هم دیگری را متهم کند یا معلوم شود همه اشکال داشتند، در عین اینکه رنج می‌برند، می‌گویند در مقابل تهدید مشترک، دشمن مشترک، خط مشترک، باید با هم باشیم و این طور خیلی بهتر است. برای همین یک جلسه مهمانی می‌گذارند و دور هم جمع می‌شوند تا مسائل را حل کنند. آیا در آن موقع هم نبش قبر، اختلافات آتش افروز و مسائل گذشته‌ را بازگو می‌کنند؟ آیا این روش منجر به صلح و صفا می شود یا اوضاع بدتر می‌شود؟

آیا در عرصه بین‌الملل، میزان اختلافات جریانات قدرت در حکومت‌ها کم است؟ آیا اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها کم با هم اختلاف دارند؟ چرا برای اینکه به ما ضربه بزنند با هم وحدت دارند؟ چرا حاضر نیستند کوچک‌ترین انتقاداتی را که نسبت به هم دارند در علن و آشکار مطرح کنند که مبادا جهان اسلام و مسلمان‌ها و انقلاب اسلامی تقویت شود. خیلی پرهیز دارند، خیلی مراعات می‌کنند. یک‌بار از خومان بپرسیم چرا اینگونه رفتار می کنند و ما در جریان حق به گونه ای دیگر.

نکته سوم، به لحاظ شاکله ما آدم‌ها که در عالم تکثر زندگی می‌کنیم، زمینه رفتن به سمت تکثر در ما قوی‌تر است تا رفتن به سمت توحید و وحدت و هر چند بگوییم توحیدگراییم، ولی تعلقات دنیوی بیشتر به ما گیر می‌دهند و برای دعوا کردن اصلاً نیازی به فرجه نیست، چون زمینه‌ برای دعوا زیاد است، اما برای اینکه از خیلی از حرف‌های دست دوم و سوم و دهم دست برداریم، نیاز به برنامه‌ داریم و دین خدا آمده است که ما را به سمت وحدت ببرد.

این همه پیامبران، انبیا و ائمه معصومین مجاهدت و تلاش کردند و سختی‌ها کشیدند تا جامعه را به سمت وحدت ببرند، چون زمینه تفرق در جامعه زیاد است. با این وصف باید عبرت بگیریم، ولی الان بعضی رسانه‌ها تبدیل به نوعی ابزار اعمال نظر و فشار و تحریک برای دامن زدن به اختلافات شده‌اند. البته عرض کنم اعتقاد ندارم چیزی از مردم و حزب الله پنهان بماند، ولی آیا نمی‌شود به روش‌های بهتری مسایل، نمود پیدا کند؟ نمی‌شود نقاط مشترک را بگیریم و روی آنها کار کنیم؟ آیا نمی‌شود جهت سئوالات را به سمت نقاط مشترک برگردانیم و آنها را تقویت و نقاط افتراق را کم کنیم؟ نمی‌شود همان سئوال را از منظر دیگری مطرح کرد؟

من فکر می‌کنم می‌توانیم این کارها را بکنیم، ولی کم‌توجهی و بی‌دقتی می‌شود. شاید هم رفتار ژورنالیستی و نفس مخاطب‌محوری آثاری دارد که چاره‌ای جز این نیست که سئوالات‌ چالشی، داغ و مخاطب جمع‌کن مطرح شود. پشت این قضیه استدلال‌هایی هست که بنده آنها را نفی نمی‌کنم، ولی در حال حاضر ما می‌خواهیم نیروهای نظام و انقلاب را به هم نزدیک کنیم که این کار، خیلی زحمت و سختی دارد و باید خیلی صبوری به خرج بدهیم. اگر این کار را نکنیم، خیانت کرده‌ایم و خیانتش هم خیلی سنگین است و آثار سویی خواهد داشت.

تاکید می کنم برای اختلاف، برنامه لازم نیست و راحت می‌شود اختلاف داشت. در عین حال من از منظر خودم به سئوال شما پاسخ می‌دهم به نقاط قوت کار می‌پردازم. من فکر می‌کنم ما خیلی توفیق داشته‌ایم. از سال 78 به بعد که نیروهای انقلاب دور هم جمع شدند، یک تحول اساسی در گفتمان انقلاب اسلامی به وجود آمد. گفتمان انقلاب اسلامی، اندیشه امام و مسیر انقلاب احیا و جریان لیبرال‌مسلک و دنیاطلب به حاشیه رانده شد. این دستاورد بسیار بزرگی است. چرا این بحث را باز نکنیم و بدان نپردازیم؟ چرا ما در موجی که دیگران درست می‌کنند، بازی کنیم؟ بیاییم و این بحث را باز کنیم.

اگر ما در این مسیر درست عمل می‌کردیم، سرعت و وسعت کارمان ده‌ها برابر می‌شد. ما آمدیم چه گفتیم؟ گفتیم اندیشه امام احیا شود، مبارزه علیه نظام سلطه و استکبارستیزی، عدالت‌خواهی، مبارزه با فساد، مبارزه با ظلم، عقلانیت، شایسته گزینی، خدمت به مردم، ساده‌زیستی مسوولین، توجه به محرومین، توجه به پیشرفت کشور، تولید علم و نوآوری، ایستادگی روی اصول و ارزش‌ها احیا شوند. اینها حرف‌های امام، رهبری، انقلاب و شاخصه‌های اصلی انقلاب بود. ما باید دائماً اینها را زنده نگه داریم تا اگر مسوولی خواست عدول کند، نتواند. اما متاسفانه به این اصول و به این مباحث ایجابی، کم پرداخته می شود و بیشتر به سمت و سوی سلبی و بزرگ کردن نقاط چالش برخی مشی می کنند.

فکر می‌کنم آن مسیر درست بوده و ادامه آن هم درست است. حتماً ضعف‌هایی داشته‌ایم که باید آن‌ها را شناسایی کنیم و نگذاریم ادامه پیدا کنند و باید جلویشان را بگیریم، باید نقاط قوت‌مان را تقویت کنیم. حوزه‌ی عقلانیت و بصیرت ملی را گسترده کنیم. به جاهایی که ضعف داشتیم، به شکل جدی بپردازیم، ولی معنای جدی بودن این نیست که داد و فریاد راه بیندازیم. اگر لازم است جایی فریاد بزنیم، این کار را بکنیم، ولی در جایی هم که لازم است فریادمان محدود به جمعی باشد و اگر در جمع بزرگ‌تر فریاد بزنیم، آثار منفی بر جای می‌گذارد، خود را کنترل کنیم.

به هر حال ما مسلمانیم و آموزه‌های دینی داریم و باید از روش، منطق و اخلاق اسلامی استفاده کنیم. اخلاق که فقط برای داخل خانواده نیست، بلکه در کار سیاسی هم هست. باید از آن استفاده کنیم و جلو برویم.


پیراهن لکه‌دار نباید در ویترین اصولگرایان باشد
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، جبهه پایداری ، آیت الله مصباح یزدی
پیراهن لکه‌دار نباید در ویترین اصولگرایان باشد/ مخالف معرفی نماینده افراد خارج از چارچوب تشکیلات برای تصمیم‌گیری اصولگرایان هستم
گروه استان‌ها- خوزستان: با نزدیک شدن به فضای انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، فضای سیاسی کشور در تب و تاب بسترسازی برای این جریان مهم اجتماعی است و چیزی نمانده تا در و دیوار شهر از کاغذهای رنگی تبلیغات نمایندگان پر شود. تشکیل جبهه پایداری و کمیته 7+8 از سوی اصولگرایان نیز بیانگر اهمیت انتخابات این دوره از مجلس است.

در عین حال، فتنه 88 و پس از آن پا گرفتن جریان انحرافی در دولت، اصولگرایان را بیش از پیش بر انتخاب و معرفی نماینده‌های انقلابی و دغدغه‌مند حساس کرده است اما در این میان، عده‌ای نیز وجود دارند که بی‌توجه به فرموده‌های مقام معظم رهبری به دنبال سهم‌خواهی در انتخابات هستند.

ناصر سودانی نماینده مردم اهواز و عضو کمیسیون انرژی مجلس هشتم شورای اسلامی می‌گوید "مخالف این است که فردی خودش را به عنوان یک تشکیلات و جریان بداند"، وی معتقد است اصولگرایان باید قبل از آنکه میدان به دست نااهلان بیفتد، میدان‌داری کنند و سریع‌تر به وحدت برسند.

سودانی دارای تحصیلات تخصصی دکترای علوم و قرآن است و در دوره‌های هفتم و هشتم مجلس به عنوان نماینده اصولگرایان اهواز حضور داشته است. بنا به گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، سودانی 45 طرح و لایحه را در هشتمین دوره مجلس امضا کرده است. با نزدیک شدن به فضای انتخاباتی و افزایش تحرکات در بین اهالی مجلس از جمله تشکیل جبهه پایداری، با این عضو فراکسیون اصولگرایان در ارتباط با ساز و کارهای تصمیم‌گیری در مرکزیت اصولگرایان به گفت‌وگو نشستیم:

آقای دکتر از دید شما چارچوب‌های وحدت اصولگرایان و هدف از آن چیست؟

یکی از مهم‌ترین عوامل ماندگاری و موفقیت انقلاب اسلامی اتحادی است که تا الآن ملت ما در برابر دشمنان در عرصه‌های مختلف از خود نشان داده‌اند. یکی از جبهه‌های این وحدت، جهت‌گیری‌های خدمت رسانی به مردم است که مسئولان را در عرصه‌های خدمت‌گذاری با هم متحد می‌کند. در طول مدت تجربه نمایندگی چه در عرصه استانی و چه در عرصه کشوری، متوجه این نکته بوده‌ایم که هرگاه در مقوله‌ای با هم هماهنگ بودیم، به نتیجه رسیده‌ایم و هرگاه دچار تفرقه شدیم، نتیجه‌ای جز ناکامی نداشتیم.

خوشبختانه اصولگرایان بعد از تجربه تلخ مجلس ششم به خود آمدند و در طول یک دهه اخیر با بازیابی حیثیت اصولگرایی خود و با گزینش محورهای وحدت توانستند موفقیت‌هایی را به دست آورند و در حقیقت عرصه خدمت رسانی را از دست نامحرمان و نااهلان بگیرند. این مطلب محوری اتحاد قبل از هر چیز برای اصولگرایان وحدت براساس آرمان‌های اسلامی است که شاخص‌ترین آرمان انقلاب اسلامی بعد از اعتقادات و باورهای اصلی اعتقادی مانند توحید، نبوت، معاد و ولایت در عرصه‌ راهبردی و دولتی، اعتقاد به محوریت ولایت امر ولی‌فقیه است. بر این اساس، باید ولی فقیه را فصل‌الخطاب، نائب امام زمان(عج) و در راس کشور و مشروعیت نظام پذیرفت و در برابر دیدگاه‌ها و مواضع ایشان سر تسلیم فرود آورد.

شاخصه اصولگرایان بعد از پایبندی به اصل ولایت فقیه، گذشت از خود و ایثار در راستای حفظ آرمان‌های انقلاب اسلامی است، به تعبیری، خدمت حداکثری و منفعت حداقلی. یعنی خود را برای خدمت‌رسانی جهادی و ایثارگرانه وقف انقلاب کردن. همیشه خود را مدیون انقلاب دانستن و از جان و مال برای انقلاب مایه گذاشتن. این یکی از شاخصه‌های اصولگرایی در عرصه سیاسی است که می‌تواند موجب وحدت باشد.

از نزدیک گروه اغیاری را که در طول این سی و چند سال آمده بودند، دیدیم که چگونه انقلاب و نظام را برای خود می‌خواستند و تا زمانی که در مسند قدرت و برخوردار از موقعیت و رانت و جایگاه بودند، حامی بودند اما هرگاه از قدرت کنار زده شدند، به جای اینکه خط خدمت مخلصانه و ایثارگرانه را در پیش بگیرند، به جبهه دشمن پیوستند، در حالی که شاخص اصولگرایان این است که مانند حضرت علی(ع) پرخطرترین مأموریت‌‌ها را به جان بخرند و تا جایی که مصلحت نظام اقتضا می‌کند، سخت‌ترین آدم در برابر حوادث و با گذشت‌ترین افراد نسبت به حفظ اسلام باشند. حضرت علی(ع) از جان، همسر و فرزندان خود مایه گذاشت تا درخت اسلام پا بگیرد.

ایشان اگرچه رسالت و رهبری جهان اسلام بعد از پیامبر شرعا، عقلا، قانونا و عرفا حق‌اشان بود اما در آنجا سهم‌خواهی نکرد و چون شرایط به گونه‌‌ای رقم خورد که باید مسکوت می‌‌ماند، 25 سال دندان روی جگر نهاد تا نهال اسلام به درخت تنومندی تبدیل شود و از ریشه جدا نشود، زیرا در ابتدا به دلیل دشمنانی که در اطراف اسلام وجود داشت همچنین منافقین و افرادی که تنها ملبس به لباس اسلام بودند و انحراف‌های فکری که در ابتدا در نظام اسلامی پیش آمد، و از طرفی مقام طلبی بعضی از یاران رسول اکرم(ص) سبب شد تا حضرت علی(ع) برای کل اسلام احساس خطر کند و بین خود و اسلام، خود را فدا کند.

در جریان فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری، عده‌ای از نخبگان کارنامه قابل قبولی از خود به جای نگذاشتند و در اجرای دستور رهبری سستی کردند. در این فتنه که رهبری معظم انقلاب فرمودند نخبگان اعلام موضع کنند، بسیاری از این افراد موضع صریحی نگرفتند یا سکوت کردند. به نظر شما آیا می‌توان با این دسته از افراد به وحدت رسید؟

فتنه 88 برای خواص، توده مردم و زیاده خواهان آزمون سختی بود. به هر حال با مدیریت بسیار عالمانه و آگاهانه مقام معظم رهبری ما این فتنه را پشت سر گذاشتیم. معتقدم در این فتنه کسانی روی لبه حرکت کردند به نحوی که می‌توان آنها را به آن سمت هل داد یا اینکه دست‌شان را گرفت را به این سمت آورد. من مصلحت نظام و انقلاب را براساس رهنمودهای رهبری در این می‌بینم که باید دست این افراد را بگیریم و به این سمت بیاوریم زیرا هنر انقلاب ما بعد از این، باید تبدیل دشمن به دوست باشد نه اینکه دوست را به دشمن تبدیل کند.

این نکته به معنای این نیست که ما چالش‌هایی را که این افراد در نظام ایجاد کردند، نادیده گرفته و فراموش کنیم، بلکه باید ضمن آنکه ضربه‌هایی را که به کلیت نظام وارد شده از یاد نبریم، آرزو کنیم که فضایی برای جبران گذشته این افراد فراهم شود، زیرا خود این موضوع یک امتحان برای ما و این دسته از افراد است.

سعه صدری که اسلام دارد، در هیچ‌کدام از دولت‌های دیگر وجود ندارد. پیرو اهل بیت(ع) تجربه‌اش، تحمل مشکلات است. اگر بتوانیم با منطق و سعه صدر با مخالفان روبرو شویم پیروز میدان خواهیم بود اما با هیاهو و تنش و ایجاد جار و جنجال، مظلوم، ظالم جلوه می‌کند. اصولگرایی به معنای داشتن سعه صدر برای تحمل دیگران است.

در مجلس نیز گروه‌های مختلفی را تجربه کرده‌ایم و هر جا اصرار همراه با منطق بوده، موفقیت به دست آمده است اما هر جا برای دفاع از حق به جای منطق، احساس خارج از عرف و هیاهوهای غیرعاقلانه مطرح بوده، نتیجه عکس شده است؛ بنابراین می‌توان با منطق از حق دفاع کرد.

به نظر شما همان افرادی که بر لبه حرکت کردند، می‌توانند در مرکزیت اصولگرایان بیایند و تصمیم‌گیری کنند؟

این موضوع مثل دو پیراهنی می‌ماند که یکی از آن دو کاملا سفید است و دیگری لکه داشته و آن لکه را پاک کرده‌اند. آن پیراهن لکه‌دار دیگر از ویترین خارج می‌شود زیرا نمی‌شود آن را به عنوان لباس ویترینی مطرح کرد. ویترین یعنی تابلوی اصولگرایی و تابلوی اصولگرایی باید یک لباس کاملا سفید باشد.

جبهه پایداری انقلاب اسلامی با حضور بزرگانی چون آیت‌الله مصباح اعلام موجودیت کرده است. برخی معتقدند این اعلام موجودیت سبب اتحاد بین اصولگرایان می‌شود اما عده‌ای دیگر بر این باورند که تشکیل این جبهه وحدت را از بین می‌برد، نظر شما در این زمینه چیست؟

صاحبان دغدغه انقلاب و آرمان‌های آن براساس حس تکلیف نسبت به دفاع از اصولگرایی و با احساس خطری که برای اصولگرایی می‌کنند مایل هستند که نوعی حرکت توفنده و شتابنده را ایجاد کنند مثلا برای رسیدن به آرمان‌های اصولگرایی گاهی افراد حرکت کندی دارند که موجب خشم افرادی می‌شوند که پر توان‌تر هستند و مایلند که به سرعت به اهداف برسند. کسانی هم هستند که در این مسیر متوسط حرکت می‌کنند. قطعا ما نمی‌توانیم همه این افراد را با یک نوع نگاه قیاس کنیم و نمی‌توان آنهایی را که کند حرکت می‌کنند از گردونه خارج کرد.

معتقدم جبهه پایداری در خودش یک حرکت توفنده و پرشتاب را می‌بیند و می‌خواهد از این سرعت و توانمندی بهره ببرد اما نباید به دیگران به گونه‌ای نگاه بیندازد که آنها تصور کنند خارج از دایره اصولگرایی هستند. زیرا هنگامی که فردی خود را قبول و دیگران را رد می‌کند اختلاف و تفرقه ایجاد می‌شود که متاسفانه این موضوع در فضای اصولگرایی و در بعضی شهرها، مراکز استان‌ها و حتی در فضای کشور تجربه شده است.

ینکه کسی تعریفش از اصولگرایی این باشد که من اصولگرا هستم و لاغیر، و بعد به دور خود سیم خاردار می‌کشد و دیگران را از دایره خارج می‌کند، یکی از آفت‌های اصولگرایی است. ما معتقدیم دایره شمول اصولگرایی وسیع و گسترده است. همچنین اینکه اصولگرایی صرفا در افراد انگشت شمار محسوب شود، نمی‌تواند برای انقلاب مفید باشد زیرا این موضوع خواسته رهبری و توصیه امام نیست و مطلوب نظام و بر مصلحت آن نخواهد بود.

با توجه به نیاز امروز کشورمان، باید به جای پرداختن به تفاوت‌ها، مشترکات را در نظر بگیریم و در دایره اصولگرایی نیز به جای آنکه رشته‌های منتهی به پیدایش گسست را جستجو کنیم به حلقه‌های وصل دقت کرد که کدامین حلقه‌ها می‌تواند متصل کننده باشد. لذا معتقدم که اصولگرایان همه سوار یک کشتی هستند و مقصد، فضا و زمینه کشتی یکی است اما راکبان آن با سلایق گوناگون می‌توانند با درک مشترک، تفاهم، خدمت‌رسانی متقابل، آرامش، تحمل یکدیگر و تعالی فکری سوار کشتی شوند و هدف مشترکی را طی کنند و به ساحل نجات برسند.

فضای انقلاب اسلامی در امروز اقتضای این را دارد و نباید بگوییم جبهه الف، جبهه ب زیرا ممکن است اینها در جهت حذف یکدیگر در انتخابات یا در عرصه‌های خدمت رسانی تلاش کنند. اصولگرایان باید در راستای تشویق یکدیگر اقدام کنند؛ مانند چرخ‌واره‌ای که دندنه‌های مختلف، مهره‌های متنوع و پیچ‌های گوناگون دارد اما چرخ‌واره‌ای است که خروجی‌اش یک کار است و ما چنین آرزویی برای اصولگرایان داریم.

جبهه پایداری به تازگی وارد عرصه شده بنابراین اگر بتواند همراهی خوبی با مجموعه اصولگرایان داشته باشد یا اصولگرایان بتوانند جبهه پایداری را دریابند به نظر من این جبهه می‌تواند در راستای استحکام انقلاب اسلامی گام بردارد. البته به شرط آنکه سرعت‌اش در حد مجاز باشد.

حضور افراد شاخص در این جبهه می‌تواند سبب شود که سرعت این جبهه غیرمجاز نشود؟

وجود آیت‌الله مصباح در این جبهه مقوم‌ترین عنصر پایداری آن است.

اخیرا در دیداری که رهبر انقلاب با نمایندگان مجلس داشتند، ایشان بر رعایت احترام انتخابات و دخالت نکردن قوا تاکید کرده و نمایندگان را از نزدیک شدن به کانون‌های قدرت و ثروت نهی کردند و فرمودند نباید افراد خارج از چارچوب جریان‌ها و احزاب اصولگرا، سهم ویژه داشته باشند. اما اکنون شاهد هستیم که تعدادی از افراد صاحب منصب بر معرفی نمایندگانی از سوی خود اصرار دارند، در این باره چه نظری دارید؟

حفظ نظام، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌هاست که اوجب واجباب است، حفظ سلامت قوه مقننه نیز از واجبات محسوب می‌شود و باید آن را از نفوذ انحرافات، افراد نامحرم و نااهل به این قوه دور نگه داشت. باور بفرمایید گاهی اوقات از دیدن برخی حرکات و مشاهده بعضی نفرات در مجلس خجالت می‌کشم حتی از نمایندگی هم سیر می‌شوم و احساس می‌کنم که اشتباهی آمده‌ام اما وقتی به کلیت مجلس نگاه می‌کنم می‌بینم خروجی آن به نفع مردم است.

افراد اندکی که در مجلس ماهیت غیر متعهدانه و غیر ارزشی دارند و با ترفندهای خاصی وارد مجلس شده‌اند، آدم احساس می‌کند مانند میوه‌های گندیده‌ای هستند که در جمع میوه‌های سالم قرار می‌گیرند و گاهی اوقات بوی تعفن بر سر سفره به مشام می‌رسد. همین حرکات بوده که بعضی وقت‌ها فریاد مقام معظم رهبری را به گوش ما می‌رساند که باید در مجلس نظارتی باشد.

بنده در دومین نطقم در مجلس هفتم گفته‌ام که چرا هیچ سیستم نظارتی در حین نمایندگی بر عملکرد ما وجود ندارد که بعدها وقتی چهار سال دوره خدمت نمایندگان تمام شد، صلاحیتش را تایید کنیم. در این سیستم نظارتی باید مشخص شود که آیا نماینده در کدام ساخت و پاخت‌ها و زد و بندها دست دارد؟ آیا خارج از شان نمایندگی رفتار می‌کند، آیا به رسالتش عملا می‌کند یا خیر؟ ماهانه یا شش ماه یک‌بار کارنامه به دست نمایندگان داده شود و آنان را از اشکالات کارشان مطلع کنند.

همیشه که موضوع نطق در مجلس یا موافق و مخالف صحبت کردن نیست، رفتارهای بیرون مجلس، موضوع‌گیری‌های درون مجلس، رفت و آمدهای خاص، دخالت‌های به‌جا و نابه‌جا، موضوع‌گیری‌های مناسب و غیر مناسب، حضور داشتن یان داشتن در صحنه، ایفای وظیفه یا عدم ایفای آن؛ همه این‌ها باید یک سائل و مسئولی داشته باشد که متاسفانه چنین کسی نیست. احساس می‌کنم که در این زمینه خوب کار نشده و هنوز خلأ باقی است.

با توجه به اینکه شما در دوره هشتم هم حضور داشتید، هنوز این خلأ را احساس می‌کنید؟

نظارت بر مجلس طرحی است که مقام معظم رهبری هم آن را مورد تاکید قرار داده‌اند و این طرح باید قانون شود اما متاسفانه در مجلس افراد از آن طفره می‌‌روند و می‌خواهند بعد از انتخابات آن را دنبال کنند در حالی که این حق مردم است که نماینده‌اشان را بشناساند و بدانند کسی را که به مجلس فرستاده‌اند به دنبال چیست؟ آیا به دنبال اهداف نظام است یا به دنبال اهداف خود؟ آیا نفع مردم را به نفع جیب خود مصادره می‌کند یا به نفع انقلاب و نظام؟ همچنین حق نماینده سالم و صالح است که مردم او را تشخیص دهند.

این یکی از مهم‌ترین شاخصه‌هایی است که معتقدم باید در انتخابات به ویژه از سوی نیروهای اصولگرا دقت شود تا ببینند که این نماینده بیشتر برای معرفی خود، تامین منافع باند خود، دوستان و خانواده‌اش تلاش کرده یا خود را وقف آرمان‌ها و اهداف انقلاب کرده است. فردی را به نفع آرمان‌های انقلاب کار کرده می‌تواند نماینده سالمی باشد نه کسی که رای مردم را گرفته و بعد آن را به کشتی، کارخانه، سرمایه‌گذاری خارج از کشور و زمین و مزرعه یا قدرت برای فشار بر مسئولان برای نصب مدیر کلان و مدیران تبدیل کرده است.

به نظر شما چرا بعضی از نمایندگان از تصویب قانون نظارت بر مجلس طفره می‌روند؟

احساس ما این است که حرف رهبر بر زمین مانده است! انتظارمان از هیئت رئیسه مجلس بیشتر از اینهاست. هیئت رئیسه باید پررنگ‌تر در این زمینه نقش ایفا کند زیرا ثابت شده که هر کجا هیئت رئیسه بیشتر خواسته در قانون تصحیح یا تلفیقی صورت گیرد، موفق شده است.

به بحث خوبی اشاره کردید اما سئوال اینجاست که با توجه به فرمایش مقام معظم رهبری، آیا افراد خارج از چارچوب جریان‌ها و احزاب اصولگرا، می‌توانند سهم ویژه داشته باشند؟

ممکن است کسی به اندازه یک جریان برای خود ارزش قائل باشد بنابراین باید دید که وزن این افراد چقدر است اما در جریان اصولگرایی با اینکه یک نفر نماینده معرفی کند مخالفم یعنی تشکیلاتی بخواهد نماینده معرفی کند و بعد این فرد هم بگوید که من هم می‌خواهم نماینده معرفی کنم. در مجموع با اینکه فردی خودش را به عنوان یک تشکیلات و جریان بداند مخالف هستم.

اخیرا رهبری فرموده‌اند که باید دقت کرد که انتخابات مجلس به چالش امنیتی برای کشور تبدیل نشود، به نظر شما چه اقداماتی باید صورت گیرد تا چالش امنیتی به وجود نیاید؟ و راه‌های مقابله با این موضوع چیست؟

در وهله نخست بخشی‌نگری و قومی‌نگری یکی از نکاتی است که می‌تواند انتخابات را امنیتی کند. به عنوان مثال در شهر اهواز عده‌ای اصرار دارند که تلفیق نمایندگان در این شهر حتما باید تلفیقی متنوع باشد. یعنی اینکه از طیف‌های مختلف در آن حضور داشته باشند. در حالی که به نظر من به جای زوم بر موضوعات ریز و جزیی، باید ویژگی و شرایط را تعریف و شاخصه‌ها را معرفی کرد. اصرار بر فلان جبهه یا فلان جریان یا فلان قوم یک آفت است. با معدل گیری باید افرادی را که دغدغه انقلاب، اصولگرایی و خدمت‌رسانی صادقانه به مردم را دارند شناسایی کرد و آنها را برگزید.

دوم اینکه جریان‌های سیاسی با تنوعی که دارند به نزاع سیاسی تبدیل نشوند. عرصه انتخابات، عرصه پر هیاهویی است و مسلماً هر کاندیدا طرفدارانی دارد و اذهانی را تحت تاثیر تبلیغات خود قرار می‌دهد و مجموعه‌ای را متاثر از مجموعه‌ها و تبلیغات خود می‌کند. در این میان نباید اتفاقاتی رخ دهد که هواداران روبروی هم قرار گیرند. رقبا می‌توانند برای معرفی خود و برنامه‌هایشان به راحتی تلاش کنند اما هواداران نباید دچار رویارویی شوند.

نکته سوم اینکه اکنون کسانی درصدد هستند تا با استفاده از ترفندهای شیطانی و با تکیه بر پول و افراد صاحب نفوذ که چندان هم به اصول معتقد نیستند وارد مجلس شوند. چنین افرادی همیشه خود را مدیون کسانی می‌دانند که زمینه ورودشان را به مجلس فراهم کرده‌اند بنابراین به جای اینکه دغدغه انقلاب و نظام را در مجلس داشته باشند سعی در جهت جبران این خدمت رسانی را دارند!

این افراد به راحتی می‌توانند طعمه دشمنان قرار گرفته و از اهداف کلان نظام فاصله بگیرند. این موضوع برای نظام امنیتی است ضمن اینکه جریان‌های انحرافی که درون نظام پا گرفته‌اند ممکن است با ترفند جدید یا شیوه‌های نوینی وارد عرصه انتخابات شده و عوام فریبی کنند و بخشی از مجلس را در اختیار گیرند. این افراد احتمال می‌رود به جای اینکه سلامت نظام را تقویت کنند به دنبال زنده کردن مرده‌ها باشند و به جای علم اسلام، علم دیگری را بر سر ایران بخواهند که این خطری برای نظام خواهد بود.

ایران امروز مانند ظرفی است که اسلام ناب در آن مستقر شده است. عزت و قداست این ظرف که مانند ضریحی از طلا، چوب یا آهن است و آن را می‌بوسیم به حرمت امام معصومی است که در آن قرار دارد نه به دلیل چوب یا طلا بودن ضریح. وگرنه کدام فرد را دیده‌اید که شیشه جواهر فروشی را ببوسد؟

امروز ایران، عزیز و محبوب همه ماست زیرا اسلام ناب در تار و پود آن هست و تا ابد خواهد بود تا مقدمه‌ساز حضور امام زمان(عج) باشد.

زخم خوردگان و ورشکستگان سیاسی ممکن است با ایجاد امواج سیاسی جدید ضمن بالا بردن توقعات مردم، وعده‌های فریبنده بدهند و مشکلاتی را که احیانا در جهت پیشبرد توسعه شهرها و استانها بروز کرده بزرگ جلوه دهند و مردم را علیه مسئولان تحریک کنند این هم می‌تواند خطر امنیتی باشد مثلا در طرح هدفمندی یارانه‌ها با توجه به اینکه این طرح 100 درصد موفق نشد، این افراد روی چند درصدی که موفق نبوده مانور دهند و نیمه خالی را ببینند و مردم را وارد فضایی تحریک آمیز کنند.

به نظر شما در این زمینه چه باید کرد؟

باید قبل از آنکه میدان به دست نااهلان بیفتد اصولگرایان میدان‌داری کنند و قبل از آنکه نیروهای خود را رو در روی هم قرار دهند سریعتر به وحدت برسند. همچنین رسانه‌هایی را که به این اختلافات دامن می‌زنند و متاسفانه در داخل خیلی سریع هم امتیاز می‌گیرند، باید شناسایی کرد.

نشریه خاتون را مطالعه کرده‌اید؟

بله، در مورد این نشریه احساسم این است که برای حاشیه‌پردازی و جنجال آفرینی هدایت شده است.


کوچک زاده: باهنر را دوست دارم ولی..
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کوچک زاده ، محمدرضا باهنر ، اصولگرایی

وی در ادامه به مصاحبه محمدرضا باهنر با خبرگزاری مهر و گفته وی مبنی بر اینکه "برخی از اعضای فراکسیون اصولگرایان به دنبال محو 13 میلیون رای دهنده به میرحسین موسوی هستند" اشاره کرد و گفت:‌ احتمالاً یکی از آن 5 نفر از دیدگاه باهنر من هستم اما اینجا با صراحت اعلام می‌کنم که راضی نیستم کوچکترین توهینی به 13 میلیون طرفدار موسوی شود این را از سر ترس و باجدهی نمی‌گویم بلکه معتقدم حساب این 13 میلیون از آشوب طلبان جداست.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: معتقدم باهنر و لاریجانی در دایره اصولگرایی وجود دارند اما اگر کسی می خواهد در ساز و کار مدیریت انتخاباتی اصولگرایان قرار بگیرد باید شفاف‌ترین مواضع را در قبال فتنه داشته باشد.

به گزارش خبرنگار مهر، مهدی کوچک زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نشست پرسش و پاسخ با دانشجویان در بیست و هشتمین نشست سالیانه دفتر تحکیم وحدت در خصوص وحدت میان اصولگرایان گفت: انسان اصولگرا همواره متمایل به وحدت و تفرقه متعلق به کفار است.

وی افزود: دلیل اختلافات همواره نداشتن معیار است و باید تلاش کنیم که همواره با هم باشیم. البته باید مشخص شود وحدت در میان اصولگرایان بر سر چه مواردی است.

نماینده مردم تهران با بیان اینکه شاخصی که امروز مورد قبول همه از جمله موسوی و کروبی تا عسگر اولادی و جبهه پایداری است خط امام خمینی(ره) به شمار می‌رود، گفت: باید ببینیم کدام جریان در عمل به این خط راستین احترام می‌گذارد و آن را اجرا می کند.

وی در ادامه گفت: اگر فردی به گونه‌ای سخن گفت که از آن حرف برداشت شد که وی می‌خواهد ملی گرایی را در مقابل اسلام گرایی قرار دهد این حرف حق نیست.

کوچک زاده در خصوص اصلاح طلبان نیز اظهار داشت: اصلاح طلبان به سه دسته تقسیم می‌شوند. اولین آنها صالح طلبانی ماند کروبی، خاتمی، موسوی و رفیق شان که نامه بی سلام به رهبر انقلاب نوشت و معتقدم اینها جماعتی به حساب می‌آیند که روی عصا هستند.

عضو جبهه پایداری اظهار داشت: عده‌ای دیگر افرادی هستند که در فتنه 88 به کف خیابان‌ها آمدند و آشوب طلب بودند که معتقدم که آنها اصلاح طلب نبودند.

وی دسته سوم را 13 میلیون رای دهنده موسوی دانست و گفت: در این 13 میلیون افراد بسیار خوبی وجود داشت که با آشوب طلبان تفاوت بسیاری داشتند و حساب آنها از دو جماعت دیگر جداست.

نماینده مردم تهران در مجلس در ادامه به سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب در خصوص انتخابات اشاره کرد و گفت:‌برای اینکه انتخابات به چالش امنیتی تبدیل نشود قانون باید فصل الخطاب قرار بگیرد و لذا افرادی که برای ورود در انتخابات شرط و شروط می‌کنند تلاش مذبوحانه‌ای را آغاز کرده‌اند و نظام به هیچوجه به این سخنان توجهی نخواهد کرد.

وی در ادامه به تشکیل جبهه متحد اصولگرایان اشاره کرد و گفت: اعضای گروه هفت نفره که به گروه نظارت و داوری شهرت یافتند شامل سه نفر انتخاب شده توسط رئیس جمهور بودند که بعد از خانه نشینی رئیس جمهور دیگر مایل به نمایندگی ایشان نبودند و لذا در ادامه با پیوستن دو نفر از جامعه مدرسین و دو نفر از جامعه روحانیت مبارز گروه هفت نفره را تشکیل دادند.

کوچک زاده همچنین در خصوص گروه 8 نفره گفت: در این گروه نیز نمایندگانی از اضلاع مختلف اصولگرایی وجود دارد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه برخی افراد در مجلس حوزه نفوذ و رای دارند و می توانند با قدرت سیاسی و مالی دیگر افراد را با خود همراه کنند گفت: معتقدم کلیت مجلس به دنبال این نیست که چیزی برخلاف منویات رهبر معظم انقلاب تصویب کند.

وی در ادامه تاکید کرد: عبدالله جاسبی رئیس دانشگاه آزاد هفته‌ای یک روز به مجلس شورای اسلامی می‌آید و نمایندگان نیز وی را همراهی می کنند اما این موضوع به معنای این نیست که نمایندگان این فرد را قبول دارند بلکه تنها به دنبال حل مشکلات مردم هستند و این از مزایای نمایندگان است.

نماینده مردم تهران در مجلس همچنین گفت: معتقدم مجلس در مسیر اجرای خواسته های ولایت فقیه مشکلی ندارد اما در عین حال افرادی بانفوذ رای بالا می‌توانند منویات خود را در مجلس اجرا کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص ریخت و پاش‌های انتخاباتی در کشورمان گفت: مردم ما با گرفتن پول به کسی رای نمی‌دهند اما در عین حال معتقدم ریخت و پاش در تبلیغات انتخاباتی زیاد است.

وی در ادامه به موضوع وحدت اصولگرایان اشاره کرد و گفت: اگر اصولگرایان بخواهند لیست واحد ارایه دهند باید یک مجموعه مورد قبول اکثریت تشکیل شود. معتقدم در حال حاضر آب و رنگ حزب‌های سیاسی ما دیگر مشتری ندارد و معلوم نیست برخی احزاب که ادعای سابقه دارند آیا در بدنه اجتماعی رای کسب می‌کنند یا نه.

کوچک زاده ادامه داد: ساز و کار وحدت اصولگرایان به غیر از توجه به اضلاع اصولگرایی باید به بدنه اجتماعی هم توجه کند.

عضو جبهه پایداری ادامه داد: بنده و همفکران من در مقطعی تنها طرفدار آرمان‌ها و گفتمان احمدی نژاد بودیم و لذا به وی رای دادیم و در آن زمان لازم می‌دانستیم رئیس جمهوری اسلامی ایران در مقابل رژیم صهیونیستی و استکبار ایستادگی کند و لذا امروز ما نباید در برابر رفتار احمدی نژاد پاسخگو باشیم چرا که تنها به گفتمان وی رای دادیم.

وی با بیان اینکه جبهه پایداری امروز تحت پرچم ولایت، طرفدار عدالت و معنویت است گفت: اگر فردی خواسته یا ناخواسته بخواهد حرف ولایت را زمین بگذارد عنایتی به او نخواهیم داشت.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ادامه در پاسخ به سئوالی در خصوص نشریه خاتون گفت: به شدت با کج سلیقگی در برخی نوشته‌های نشریه خاتون مخالفم این که فردی رنگ مشکی چادر را به لجن بکشد خودش مستحق به لجن کشیده شدن است.

وی ادامه داد:‌ اما در عین حال برخی از افرادی که با نشریه خاتون مخالفت کردند فرصت طلبان سیاسی بودند در میان این عده برخی از آنها بیشترین مخالفت با امام(ره) و ولایت فقیه را داشتند. البته در عین حال برخی از سر صداقت با این نشریه مخالفت کردند که من هم جزو آنها بودم.

کوچک زاده افزود: معتقدم اقدام مهدی کلهر بی خردانه و پوچ بود.

وی در ادامه در خصوص شرط گذاری جبهه پایداری برای جبهه متحد اصولگرایان و ناراحتی آیت‌الله مهدوی کنی از این موضوع گفت:‌ من تا به حال ناراحتی از آیت‌الله مهدوی کنی ندیدم و این موضوع را سراغ ندارم اما فردی به نام نواب در هفته گذشته گفته بود که 8+7 هیچ شرط و شروطی را نمی‌پذیرد اما باید گفت شما چه کاره هستید که این حرف را می‌زنید.

وی ادامه داد: معتقدم مرزبندی برخی از افراد گروه 8 نفره به فتنه شفاف نیست. در چند مدت اخیر آقای کوهکن در مجلس نطقی را انجام داد و گفت که بی‌انصافی است که شما باهنر را اصولگرا نمی‌دانید.

عضو جبهه پایداری ادامه داد: معتقدم باهنر و لاریجانی در دایره اصولگرایی وجود دارند اما اگر کسی می خواهد در ساز و کار مدیریت انتخاباتی اصولگرایان قرار بگیرد باید شفاف‌ترین مواضع در قبال فتنه داشته باشد.

وی در همین زمینه به مواضع کاظم جلالی نماینده لاریجانی در کمیته واحد اصولگرایان اشاره کرد و گفت: اینکه فردی مانند جلالی در اوج فتنه عنوان کند که من دیپلمات هستم و موضع گیری سیاسی نمی‌کنم کار اشتباهی است چرا که رهبری در همان دوران خواص را به موضع‌گیری فرا خواند.

کوچک زاده با تاکید بر اینکه حضور علی لاریجانی به عنوان رئیس مجلس در جبهه متحد اصولگرایان هیچ توجیهی ندارد گفت:‌ اینکه 8+7 به عنوان ساز و کار اصلی جبهه متحد اصولگرایان از افرادی تشکیل شود که برخی از آنها دارای قدرت سیاسی هستند و امکانات مالی دارند کار درستی نیست.

وی در ادامه به مصاحبه محمدرضا باهنر با خبرگزاری مهر و گفته وی مبنی بر اینکه "برخی از اعضای فراکسیون اصولگرایان به دنبال محو 13 میلیون رای دهنده به میرحسین موسوی هستند" اشاره کرد و گفت:‌ احتمالاً یکی از آن 5 نفر از دیدگاه باهنر من هستم اما اینجا با صراحت اعلام می‌کنم که راضی نیستم کوچکترین توهینی به 13 میلیون طرفدار موسوی شود این را از سر ترس و باجدهی نمی‌گویم بلکه معتقدم حساب این 13 میلیون از آشوب طلبان جداست.

کوچک زاده ادامه داد: بنده باهنر را دوست دارم ولی نمی‌توانم در لیستی باشم که وی مسئول تهیه آن باشد.

بسیاری از جریان‌های سیاسی سابقه‌دار دچار هوای نفس شده‌اند

به گزارش خبرنگار مهر، مهدی کوچک زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ابتدای این جلسه در سخنانی با بیان اینکه دانشجویان و فعالان سیاسی باید به صورت کامل با میراث عظیم پیامبر(ص) یعنی قرآن و عترت آشنایی داشته باشند گفت:‌باید در خلوت خود ببینیم چه میزان در اعمال خود به این دو میراث پایبندیم.

وی در ادامه با بیان اینکه نباید دانشجویان بی هدف وارد مسایل سیاسی شوند، گفت: اگر بدون خط کش به بازار سیاست وارد شویم هوای نفس خط کش ما خواهد شد و لذا به افرادی مانند علی افشاری که امروز در دامان ضد انقلاب در آمریکا زندگی می کند تبدیل خواهیم شد.

وی با تاکید بر اینکه نباید بدون سند حرف‌ های هر روشنفکری را قبول کرد، اظهار داشت: متاسفانه در بسیاری از جریان‌های سیاسی سابقه‌دار هوای نفس غلبه پیدا کرده است.

نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به این که اگر انسان معیاری مستقل از خود برای ارزیابی موضوعات نداشته باشد خود را معیار و ملاک می داند، گفت: اگر انسان با معیار خود حق و باطل را از هم جدا کند قطعاً اسیر نفسانیات خواهد شد.

کوچک زاده تاکید کرد:‌ اگر معیار مستقل از نفس وجود نداشته باشد بسیاری از کارهای حق افراطی قلمداد می‌شود.

وی در همین زمینه اظهار داشت: مستقل نبودن معیار تصمیم گیری در انسانها از نفس موجب می‌شود تا اگر رسانه‌ای هتاکی کرد و دروغ پراکنی کرد و برخی مقابل آن ایستادند به آن فرد افراطی بگویند در حالی که به هیچوجه این گونه نیست.

نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه اسلام دین اعتدال است، گفت: معنی این موضوع این است که اگر در تظاهرات فتنه 88 افرادی بدتر از خس و خاشاک به خیابان‌ها آمدند و برخی در مقابل بعد از مدتی گفتند که آنها را آزاد کنید باید مواضع آن افراد را بررسی کنیم. چرا که این افراد مدعیان اعتدال هستند و دیگران را که به دنبال مجازات آشوبگران هستند افراطی می‌خوانند.

کوچک زاده اظهار داشت: ایده‌آل نظام اجرای احکام اسلامی است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اگر پافشاری بر موضع حق افراطی گری محسوب می‌شود، امام خمینی(ره) اولین فرد افراطی بود که اعلام کرد شاه باید برود و لذا معتقدم پافشاری بر موضع حق به هیچوجه افراطی گری نیست.


عضو کمیته داوری اصولگرایان: احتمال اضافه شدن حسینیان به گروه هفت
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی ، روح الله حسینیان

عضو کمیته داوری و نظارت کمیته وحدت اصولگرایان با بیان اینکه به وحدت اصولگرایان امیدوارم در واکنش به خبر ورود حسینیان به هیئت داوری و نظارت کمیته وحدت این خبر را تائید نکرد.

به گزارش مهر، آیت الله سید هاشم حسینی بوشهری در حاشیه دهمین اجلاس خبرگان رهبری در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سئوال که آیا با اعلام موجودیت جبهه پایداری و جبهه ایستادگی، وحدت در اردوگاه اصولگرایان محقق می شود؟ گفت: انشاءالله این تشکل ها در مقابل اصولگرایان قرار نمی گیرند و ما شاهد به ثمر رسیدن وحدت در جریان اصولگرا خواهیم بود.

خبرنگاری در ادامه درباره اینکه آیا روح الله حسینیان عضو موسس جبهه پایداری به کمیته 7 نفره اصولگرایان اضافه می‌شود یا نه؟ گفت: من وارد این جزئیات نمی‌شوم اما همه چیز احتمال دارد.

وی در پایان درباره اینکه آیا مجلس خبرگان رهبری فقط بر وحدت اصولگرایان تاکید می‌کند یا وحدت تشکل های دیگر نیز برای این مجلس مهم است یا نه، افزود: مجلس خبرگان بر وحدت جامعه و دوری از تفرقه و دو دستگی تاکید می‌کند البته معتقدم مردم ما اهداف و گفتمان انقلاب اسلامی را به خوبی دنبال و پیگیری می کنند.


عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با رجانیوز:
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کوچک زاده ، جبهه پایداری ، اصولگرایی
سهم دادن به افراد علاوه بر اضلاع اصولگرا چه معنایی دارد/ ساکتین فتنه را در دایره اصولگرایی هم تعریف کنند در مدیریت صحنه نباید باشند

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفت: اصولگرایانی که در قضایای فتنه 88 سکوت کردند و موضع خود را صریح اعلام نکردند، هر چند که شاید نتوان آنها را از دایره اصولگرایی خارج کرد اما این افراد در صحنه مدیریت انتخابات برای اصولگرایان پذیرفتنی نیستند.

مهدی کوچک‌زاده در گفت‌وگو با رجانیوز اظهار داشت: این افراد ممکن است مانند میلیون‌ها جمعیت اصولگرا یکی از آحاد مجموعه اصولگرایی محسوب شوند اما قطعا قابل پذیرش و جزو کسانی که صحنه‌گردان و مدیریت صحنه انتخاباتی اصولگرایان را بخواهند بکنند، نیستند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اینکه برخی می‌گویند ساکتین و مردودین فتنه ممکن است توبه کرده باشند، بنابراین باید از آن‌ها نیز استفاده کرد، با بیان اینکه در این زمینه بحث توبه مطرح نیست، تصریح کرد: اگر کسی در عرصه سیاسی دچار خطای فاحشی شده باشد، عقل حکم می‌کند که آن فرد دیگر در مدیریت صحنه مسائل سیاسی نمی‌تواند قرار گیرد.

وی در ادامه با انتقاد از سهم‌خواهی عده‌ای در انتخابات بیان داشت: قطعاً آنچه که نقطه آغاز اختلاف‌ها است، این است که افراد یا جریان‌های سیاسی بخواهند سهم‌خواهی کنند؛ در حالی که افرادی، شایستگی حضور در مجموعه مدیریت اصولگرایان را دارند که از ویژگی‌های برجسته در فهم مسائل و اخلاق سیاسی و تقوای جمعی برخوردار باشند.

کوچک‌زاده با انتقاد از سهم دادن ویژه به افراد علاوه بر اضلاع در کمیته موسوم به 8+7 گفت: در عرصه مدیریت انتخابات در جریان اصولگرا نمی‌توان به افراد قدرتمند هم سهم داد زیرا آنجا در حقیقت ممیزی و جای رصد کردن و تشخیص افراد فهیم و باتقواست.

وی با اشاره به فرمایش رهبری مبنی بر رعایت احترام انتخابات و دخالت نکردن قوا و همچنین پرهیز نمایندگان از نزدیک شدن به کانون‌های قدرت و ثروت گفت: نباید افراد خارج از چارچوب‌ جریان‌ها و احزاب اصولگرا سهم ویژه داشته باشند، قدرتمندان و کسانی که در عرصه قدرت اجرایی در کشور جایگاهی دارند معنایی ندارد که خود یا نماینده‌اشان در آنجا حضور داشته باشند.

وی اظهار داشت: این به معنای طرد کردن آن افراد نیست بلکه در صحنه مدیریت انتخابات اصولگرایان، کسانی باید قرار گیرند که به واسطه تجربه سیاسی و تقوا قادر هستند شایسته‌ترین انسان‌ها را برای حضور در مجلس شناسایی کنند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ادامه افرادی را که در جریان فتنه، فتنه‌گری کردند به دو دسته تقسیم کرد و گفت: حساب این افراد را باید از 13 میلیون رآیی که به نامزد شکست خورده انتخاب داده شد، جدا کرد.

وی اضافه کرد: دسته اول آقایان خاتمی، موسوی، کروبی و اعضای دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب هستند که اینها ضد انقلاب و ضد جمهوری اسلامی هستند.

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی ادامه داد: برخی دانسته و ندانسته بازیچه دست صهیونیست‌ها و استکبار شدند که این افراد با هیچ شرطی صلاحیت حضور در عرصه انتخابات را ندارند، اینها تعداد کمی هستند که جوان‌های مردم را با اطلاعات و تحلیل‌های غلط و با بازیچه دست استکبار شدن به صحنه کشاندند و رأی آنها را هم با رفتارهای پس از انتخابات خود ضایع کردند، این افراد بی‌شرط و شروط شایستگی حضور در انتخابات را ندارند.

کوچک‌زاده تصریح کرد: عده‌ای هم بازی‌خوردگان و اراذل و اوباشی هستند که در کف خیابان به جان و مال و ناموس مردم تعرض کردند که اصلا در عرصه نامی ندارند، آنان مزدورانی بودند که انجام وظیفه کردند.

وی اظهار داشت: اما 13 میلیون انسانی که در انتخابات به نامزد جریان فتنه رأی دادند، حساب‌شان جداست، در صورتی که این افراد صلاحیت‌های علمی، اخلاقی و سیاسی کافی داشته باشند، می‌توانند در صورت تأیید مراجع نظارتی در انتخابات فعال باشند.

نماینده اصولگرای مجلس هشتم گفت: بحث 13 میلیون نفر از این دو دسته جداست و در هیچ شرایطی مراجع نظارتی نباید به جریان فتنه اجازه ورود به عرصه انتخابات را بدهند.


عضو فراکسیون اصولگرایان در گفتگو با رجانیوز:
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار اسماعیل کوثری ، اصولگرایی ، جریان فتنه
لیست مقبول مردم انقلابی از دل سهم‌خواهی‌های ساکتین فتنه بیرون نمی‌آید

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اینکه برخی اصولگرایان در مورد منطق سهم دادن ویژه به لاریجانی و قالیباف ابهام‌های جدی دارند، گفت: سهم‌خواهی مخل چارچوب‌های اصولگرایی است و چنانچه ساکتین فتنه بر این مسأله پافشاری کنند، در نهایت لیست مورد نظر مردم متدین و انقلابی از دل این کار بیرون نمی‌آید.

اسماعیل کوثری در گفت‌وگو با رجانیوز، اظهار داشت: حفظ ارزش‌های الهی، عمل کردن در چارچوب قانون اساسی، تبعیت کامل و بدون چون و چرا از ولی امر مسلمین، پایبندی به قوانین، استکبارستیزی و ساده زیستی از مهم‌ترین چارچوب‌های وحدت است.

وی افزود: نخبگان  باید در زمان فتنه با عملکرد شفاف خود مواضع‌شان را به روشنی نشان داده‌ باشند، همچنین باید جریان انحرافی را به طور کامل محکوم کنند و این معیارها و چارچوب‌ها در نهمین دوره انتخابات مجلس برای اصولگرایان مورد نیاز است.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس ادامه داد: عقل حکم می‌کند که در درجه اول افرادی را انتخاب کنیم که در آزمون فتنه سال 88 سربلند بیرون آمده و با رفتار خود آب در آسیاب جریان فتنه و انحرافی نریخته باشند.

وی با تأکید بر اینکه مردودین فتنه نمی‌توانند در مرکزیت تصمیم‌گیری اصولگرایان قرار گیرند، تصریح کرد: کسانی که در اتفاقات سال 88 با جریان فتنه همسو شدند یا ساکت باقی ماندند، یقینا مورد تایید اصولگرایان نیستند.

کوثری اضافه کرد: بی‌‌شک افرادی که در مقابل فتنه ایستادند و رفتارشان دقیق و در چارچوب اصولگریی بود، بر کسانی که خود را اصولگرا می‌دانند اما در زمان فتنه سکوت کرده و یا به نوعی با آنها همسو شدند، ارجحیت دارند.

وی گفت: اصولگرایانی که در ماجراهای بعد از انتخابات 88 با موضع‌گیری شفاف خود نشان داده‌اند که هر حادثه‌ای برای نظام رخ دهد به ارزش‌های انقلاب پایبند خواهند ماند و در مقابل این توطئه‌ها می‌ایستند، قطعا بر افرادی که ادعای اصولگرایی داشتند اما علی رغم تاکید رهبر معظم انقلاب سکوت کردند، ترجیح دارند.

نماینده مردم تهران با یادآوری ساز و کارهای تصمیم‌گیری برای وحدت اصولگرایان، اظهار داشت: وحدت باید با ملاک قرار دادن دقیق معیارها و چارچوب‌ها همه جانبه باشد.

وی شفافیت در مقابل فتنه را یک اصل دانست و گفت: در صورتی که بعضی از اصولگرایان به دلایلی در لیست انتخابات مجلس قرار نگرفتند باید با توجه به موضوع مهم وحدت، این تصمیم را پذیرفته و افرادی را که انتخاب می‌شوند، همراهی کنند تا انشالله انتخابات قوی و دقیق در چارچوب همان وحدت داشته باشیم.

کوثری با انتقاد از سهم‌خواهی‌ها بیان داشت: همه باید به اصل و اساس اصولگرایی توجه داشته باشند زیرا معیارها مشخص است و اگر افراد براساس آن انتخاب شوند، مردم هم به آن لیست بیشتر توجه می کنند و قطعا با خیال آسوده‌تری رای خود را به صندوق خواهند انداخت.

نماینده مردم تهران ادامه داد: اما در صورتی که هر کس افراد را براساس سهم‌خواهی معین کرده و پا فشاری روی افراد مورد نظر خود داشته باشد در نهایت لیست مورد نظر مردم بیرون نمی‌آید.

وی با تاکید بر اینکه شایسته سالاری باید در چارچوب اصولگرایی باشد نه سهم‌خواهی، تصریح کرد: هر کس در مجموعه این ائتلاف قرار ‌گیرد باید توجه به پارامترهای اصولگرایی، برائت از فتنه و جریان انحرافی داشته باشد و این‌گونه نباشد که هر کس بخواهد نفرات خود را در مجموعه قرار دهد.

کوثری در ادامه درباره تعیین شرط از سوی تعدادی از جریان‌های نزدیک به فتنه و برخی از افراد موثر در این جریان برای حضور در انتخابات مجلس، گفت: این افراد با این کار قصد داشتند خود را مطرح کنند وگرنه نظام هیچ وقت به کسی نیاز نداشته و ندارد بلکه افراد به نظام نیاز دارند و باید در چارچوب‌های آن قرار گیرند.

وی با بیان اینکه انقلاب برای همه مردم است و کسی نمی‌تواند خودش را برتر از دیگران قرار دهد، گفت: بزرگ‎ترین اشتباه این است که برخی افراد خود را برتر از چارچوب‌های نظام بدانند، مردم به افرادی که تنها مدعی هستند توجهی نمی‌کنند و افراد خدمتگزار دارای صلاحیت مقبول مردم نیز هستند.

نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در پاسخ به اینکه برخی می‌گویند سوابق افراد را نبش قبر نکنید، چراکه ممکن است آن‌ها توبه کرده باشند، بیان داشت: باید در مورد به‌کارگیری افرادی که از جریان فتنه حمایت کردند اما در روزهای آخر، وقتی که متوجه شدند این فتنه راه به جایی ندارد، توبه کردند یا در مقابل حرکت فتنه‌گران سکوت کردند، تامل کرد.

لیست مقبول مردم انقلابی از دل سهم‌خواهی‌های ساکتین فتنه بیرون نمی‌آید

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اینکه برخی اصولگرایان در مورد منطق سهم دادن ویژه به لاریجانی و قالیباف ابهام‌های جدی دارند، گفت: سهم‌خواهی مخل چارچوب‌های اصولگرایی است و چنانچه ساکتین فتنه بر این مسأله پافشاری کنند، در نهایت لیست مورد نظر مردم متدین و انقلابی از دل این کار بیرون نمی‌آید.

اسماعیل کوثری در گفت‌وگو با رجانیوز، اظهار داشت: حفظ ارزش‌های الهی، عمل کردن در چارچوب قانون اساسی، تبعیت کامل و بدون چون و چرا از ولی امر مسلمین، پایبندی به قوانین، استکبارستیزی و ساده زیستی از مهم‌ترین چارچوب‌های وحدت است.

وی افزود: نخبگان  باید در زمان فتنه با عملکرد شفاف خود مواضع‌شان را به روشنی نشان داده‌ باشند، همچنین باید جریان انحرافی را به طور کامل محکوم کنند و این معیارها و چارچوب‌ها در نهمین دوره انتخابات مجلس برای اصولگرایان مورد نیاز است.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس ادامه داد: عقل حکم می‌کند که در درجه اول افرادی را انتخاب کنیم که در آزمون فتنه سال 88 سربلند بیرون آمده و با رفتار خود آب در آسیاب جریان فتنه و انحرافی نریخته باشند.

وی با تأکید بر اینکه مردودین فتنه نمی‌توانند در مرکزیت تصمیم‌گیری اصولگرایان قرار گیرند، تصریح کرد: کسانی که در اتفاقات سال 88 با جریان فتنه همسو شدند یا ساکت باقی ماندند، یقینا مورد تایید اصولگرایان نیستند.

کوثری اضافه کرد: بی‌‌شک افرادی که در مقابل فتنه ایستادند و رفتارشان دقیق و در چارچوب اصولگریی بود، بر کسانی که خود را اصولگرا می‌دانند اما در زمان فتنه سکوت کرده و یا به نوعی با آنها همسو شدند، ارجحیت دارند.

وی گفت: اصولگرایانی که در ماجراهای بعد از انتخابات 88 با موضع‌گیری شفاف خود نشان داده‌اند که هر حادثه‌ای برای نظام رخ دهد به ارزش‌های انقلاب پایبند خواهند ماند و در مقابل این توطئه‌ها می‌ایستند، قطعا بر افرادی که ادعای اصولگرایی داشتند اما علی رغم تاکید رهبر معظم انقلاب سکوت کردند، ترجیح دارند.

نماینده مردم تهران با یادآوری ساز و کارهای تصمیم‌گیری برای وحدت اصولگرایان، اظهار داشت: وحدت باید با ملاک قرار دادن دقیق معیارها و چارچوب‌ها همه جانبه باشد.

وی شفافیت در مقابل فتنه را یک اصل دانست و گفت: در صورتی که بعضی از اصولگرایان به دلایلی در لیست انتخابات مجلس قرار نگرفتند باید با توجه به موضوع مهم وحدت، این تصمیم را پذیرفته و افرادی را که انتخاب می‌شوند، همراهی کنند تا انشالله انتخابات قوی و دقیق در چارچوب همان وحدت داشته باشیم.

کوثری با انتقاد از سهم‌خواهی‌ها بیان داشت: همه باید به اصل و اساس اصولگرایی توجه داشته باشند زیرا معیارها مشخص است و اگر افراد براساس آن انتخاب شوند، مردم هم به آن لیست بیشتر توجه می کنند و قطعا با خیال آسوده‌تری رای خود را به صندوق خواهند انداخت.

نماینده مردم تهران ادامه داد: اما در صورتی که هر کس افراد را براساس سهم‌خواهی معین کرده و پا فشاری روی افراد مورد نظر خود داشته باشد در نهایت لیست مورد نظر مردم بیرون نمی‌آید.

وی با تاکید بر اینکه شایسته سالاری باید در چارچوب اصولگرایی باشد نه سهم‌خواهی، تصریح کرد: هر کس در مجموعه این ائتلاف قرار ‌گیرد باید توجه به پارامترهای اصولگرایی، برائت از فتنه و جریان انحرافی داشته باشد و این‌گونه نباشد که هر کس بخواهد نفرات خود را در مجموعه قرار دهد.

کوثری در ادامه درباره تعیین شرط از سوی تعدادی از جریان‌های نزدیک به فتنه و برخی از افراد موثر در این جریان برای حضور در انتخابات مجلس، گفت: این افراد با این کار قصد داشتند خود را مطرح کنند وگرنه نظام هیچ وقت به کسی نیاز نداشته و ندارد بلکه افراد به نظام نیاز دارند و باید در چارچوب‌های آن قرار گیرند.

وی با بیان اینکه انقلاب برای همه مردم است و کسی نمی‌تواند خودش را برتر از دیگران قرار دهد، گفت: بزرگ‎ترین اشتباه این است که برخی افراد خود را برتر از چارچوب‌های نظام بدانند، مردم به افرادی که تنها مدعی هستند توجهی نمی‌کنند و افراد خدمتگزار دارای صلاحیت مقبول مردم نیز هستند.

نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در پاسخ به اینکه برخی می‌گویند سوابق افراد را نبش قبر نکنید، چراکه ممکن است آن‌ها توبه کرده باشند، بیان داشت: باید در مورد به‌کارگیری افرادی که از جریان فتنه حمایت کردند اما در روزهای آخر، وقتی که متوجه شدند این فتنه راه به جایی ندارد، توبه کردند یا در مقابل حرکت فتنه‌گران سکوت کردند، تامل کرد.


عضو جامعه مدرسین:برخی جبهه پایداری را سدی در برابر منافع خود می‌بینند
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، جبهه پایداری ، اصولگرایی

 عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفت و گو با خبرگزاری رسا اظهار داشت: عقلانیت، معنویت و ولایت شاخصه های اصلی گفتمان انقلاب اسلامی است و جریانات و گروه های سیاسی به میزان تعهد و پایبندی به این شاخص ها به فرهنگ و گفتمان انقلاب دور یا نزدیک اند.

در سالهای اخیر به خصوص در فتنه 88 و پس از آن، آرایش سیاسی کشور با تغییرات زیادی مواجه شده است به گونه ای که مرزهای ارزشی و عقیدتی بسیاری از جریانات و گروه های سیاسی دگرگون شده است و این وضعیت ممکن است نوعی ابهام و سردرگمی را در بین نیروهای انقلاب و بدنه ارزشی جامعه به وجود آورد. در این شرایط ضرورت دارد با بازخوانی مبانی و شاخص های اصلی انقلاب اسلامی، پایبندی جریان های سیاسی به این شاخص ها را بررسی کرده و بر این اساس به سنجش، ارزش گذاری و گزینش جریانات مختلف سیاسی بپردازیم.   

حجت الاسلام و المسلمین محمود رجبی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و قائم مقام موسسه امام خمینی (ره)، در گفتگو با خبرگزاری رسا به تبیین شاخص های گفتمان انقلاب پرداخته و موقعیت هر یک از جریانات سیاسی را نسبت به این شاخصها بیان کرده است. وی معتقد است عقلانیت، معنویت و ولایت سه شاخص اصلی فرهنگ انقلاب هستند و جریانات مختلف به میزان پایبندی به این شاخصها به فرهنگ انقلاب دور یا نزدیک اند. 
 
در ادامه این گفتگو را می خوانید:
 
انقلاب اسلامی ایران از همان آغاز شکل گیری ادبیات و فرهنگ متناسب با خود را تولید کرد که ریشه در ارزشها و باورهای اسلامی دارد؛ این فرهنگ شاخص ها و ویژگیهایی دارد که در تمامی عرصه ها به خصوص در میدان سیاست باید راهنمای مسیر جریانات و گروه های سیاسی باشد. به عنوان شروع سخن، لطفا شاخص ها و ویژگی های اصلی فرهنگ انقلاب اسلامی را تبیین بفرمایید؟ 
 
بسم الله الرحمن الرحیم. بنده از شما دوستان در خبرگزاری رسا تشکر می کنم که بحمدلله در مسیر تبیین و دفاع از فرهنگ انقلاب اسلامی تلاش می کنید؛ آنچه که حضرت امام(ره) به عنوان فرهنگ انقلاب ارائه کردند در واقع فرهنگ اسلام بود که در عرصه اجتماع به حاشیه رانده شده بود و با رخداد انقلاب اسلامی زمینه حضور آن در صحنه اجتماعی فراهم شد.
 
فرهنگ اسلامی دارای ویژگی هایی است که به چند شاخص اصلی اشاره می کنیم: فرهنگ اسلامی و انقلاب اولا بر مبنای عقلانیت استوار است، از این رو تبعیت بی ملاک و بی مبنا و کورکورانه را توصیه نمی کند؛ قرآن کریم در این باره صریحا می فرماید: قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی. خط مشی پیامبر و امامان هم این است که دعوت به خدا می کنند و بر این اساس اصول و حقایق اسلام را تبیین می کنند و انسان ها چون فطرتا تشنه حقایق هستند، وقتی حق را دیدند به این سمت جلب می شوند. 
 
لذا اسلام از مخالفین هم می خواهد دلیل بیاورید؛ صرف اینکه کسی بی ملاک حرفی بزند معیار پذیرش و تبعیت نیست، البته این عقلانیت متفاوت با عقلانیت غربی است که عقل ابزاری و مادی گرایانه و دنیا گرایانه است.اسلام افق عظیمی را برای بشریت تصویر و ترسیم می کند و عقلانیت را در این جهان بینی و نگاه والا مطرح می کند.
 
این یک معیار اساسی است، هر گروه و جریان و مکتبی به میزانی که آمادگی دارد با مبنای عقلانیت صحیح حرکت کند و با روش درست دعوت، جهت گیری و موضع گیری کند به این فرهنگ نزدیک است و به میزانی که دنبال هواها و منافع شخصی و گروهی و حزبی است از فرهنگ انقلاب دور می شود.
 
شاخص دیگر فرهنگ انقلاب معنویت است. در مقابل فرهنگ غرب که روی مادیات تاکید می کند و مسائل معنوی را امور جزیی و فردی تلقی می کند، در فرهنگ انقلاب اسلامی معنویت مانند روحی است که در سیستم انقلاب جریان دارد.
 
به میزانی که گروه ها و جریانات حقیقتا معتقد به این عنصر هستند، همسوی با انقلاب و فرهنگ آن می باشند.
 
البته گرایش به معنویت باید از روی حقیقت باشد چرا که ممکن است کسانی که دلبستگی به معنویت ندارند و تابع هواهای نفسانی هستند از این عنصر سوء استفاده کنند و به نام معنویت جامعه رابه سوی عناصر ضد معنوی سوق دهند؛ نظیر عرفانهای کاذب و جریان انحرافی؛ این جریان انحرافی که به وجود آمد از بعضی از عناصر ارزشی مانند مهدویت گرایی که یک اصل بنیادین در تفکر شیعی سوء استفاده می کرد.
 
شاخص سوم نیز ولایت است، ولایت یک مساله فرعی فقهی و یک مساله جزیی تاریخی نیست؛ بلکه از آغاز بعثت پیامبر(ص) و بعد از ایشان یک مساله اصلی اعتقادی است؛ اسلام و انقلاب بدون ولایت ناقص است، در روایات است که اسلام بر پنچ پایه استوار شده که یکی از آنها ولایت و بلکه کلید سایر ارکان و پایه‌های اسلام است، نماز و زکات، حج و روزه بدون ولایت اسلام نیست، اصلا کسی که ولایت را کنار می گذارد وارد اسلام نشده است.
 
انقلاب اسلامی ایران نیز بر اساس ولایتی که مردم برای حضرت امام قائل بودند شکل گرفت و بحران ها را تبدیل به فرصت کرده و دشمنان را مایوس کرده است؛ ما اگر ولایت را نداشیتم در همان آغاز انقلاب از بین رفته بودیم.
 
بنابراین اگر کسانی با ولایت زوایه بگیرند چه در بعد نظری و چه در بعد عملی باید بدانند که از فرهنگ انقلاب فاصله گرفته اند. کنار گذاشتن حاکمیت و ولایت فقیه همان سکولاریسم و جدایی دین از سیاست است.
 
البته جریان انحرافی و جریان فتنه چون می دانند مردم راضی نیستند از اسلام و فرهنگ انقلاب و آرمان امام دست بردارند، طبعا برای اینکه نقشه های خود را پیاده کنند، ممکن است ظاهر نمایی کنند و بخواهند مردم را فریب دهند. مقام معظم رهبری در دوره اصلاحات فرمودند من نگرانم که در انقلاب پوسته اسلام و ظاهر آن بماند و از محتوا تهی شود.
 
در حال حاضر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب در فضای سیاسی کشور مطرح هستند، با توجه به عملکرد این دو جریان، حضرتعالی نسبت هر یک را با فرهنگ انقلاب و شاخص های آن چگونه ارزیابی می کنید؟
 
همان طور که در سوال است بحث بر سر دو جریان است، البته ممکن است در هر جریان کسانی خلاف روند جریان حرکت کرده باشند که محل بحث نیست.
 
بین جریان اصلاحات و فرهنگ انقلاب الان یک مرز واقعی وجود دارد؛ اگر تا قبل از فتنه کسانی تردید داشتند که آیا واقعا مرز واقعی است یا نه و یا اینکه این مرز شفاف نبود، با فتنه 88 معلوم شد که مرز واقعی است.
 
البته اصلاح طلبان قبل از فتنه نیز خدمات زیادی به دشمنان انقلاب کردند. بحمدلله از حافظه ملت ما پاک نشده؛ اینها در دروان اصلاحات همه ارزش های دینی ما را زیر سؤال بردند؛ تا جایی که گفتند جریان کربلا یک نزاع قبلیه ای بود؛ امر مقدسی که حتی مارکسیست ها نیز به عنوان یک ارزش و شکوه از آن یاد می کردند اینها آن را زیر سؤال بردند. 
 
هجمه این جریان به مقدسات و ارزشها به گونه ای بود که تئورسین های نظام سلطه و استکبار جهانی در محافل خود می گفتند خیال ما از انقلاب ایران راحت است.
 
این حرکت مرموزانه در فتنه دو سال اخیر شفاف شد و صحنه به گونه ای شد که آنها به خوبی خود را نشان دادند؛ وقتی کسانی به صحنه می آیند که در عمل نشان می دهند که قانون اساسی را هم قبول ندارند؛ در روز قدس شعارهای انحرافی علیه آرمان حضرت امام طرح می شود و اینها سکوت می کنند، بعد ادعا می کنند که ما امام و قانون اساسی را قبول داریم. روشن است که این سوء استفاده ابزاری از قانون اساسی و حضرت امام است. 
 
یکی از جنایت های بزرگ آنها این بود که تن به قانون اساسی و ولایت فقیه ندادند. ولایت فقیهی که حضرت امام فرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. 
 
بنابراین وقتی جریانی اصلی ترین و آرمانی ترین ارزش های اسلام، انقلاب و تشیع را به عنوان یک امر بسیار جزیی و منفی قلمداد می کند، بر علیه آرمان های امام راحل شعار می دهد و تن به قانون اساسی نمی دهد، ما نمی توانیم بگوییم این جریان مرز واقعی با فرهنگ انقلاب ندارد، مگر اینکه کسانی توبه کرده و برگشته باشند. 
 
البته آنها تلاش می کنند که خودشان را مدافع انقلاب جلوه دهند؛ در دوران انتخابات و در جریان فتنه نیز می گفتند ما مدافع امام و آرمان های ایشان هستیم؛ اما در عمل دیدیم که تا چه میزان به این اصل پایبند و ملتزم هستند؛ بنابراین مرز و زوایه داشتن جریان اصلاحات با ارزش ها و آرمان های انقلاب نمی تواند مرز غیر واقعی و تنها یک اختلاف سلیقه باشد.
 
نسبت جریان اصولگرا را با اصول و گفتمان انقلاب چگونه می بینید؟
 
جریان اصولگرا از طیف های مختلفی تشکیل شده است؛ ما در این جریان می بینیم کسانی هستند که همسویی آگاهانه با دشمن ندارند و حاضر نیستند به انقلاب و آرمان های امام آسیب برسد؛ اما به دلیل ضعف بصیرت اخلاقی، اجتماعی و دینی یک جاهایی لغزش پیدا می کنند.
 
یک گروه نیز هستند که اگر منافع شان در خطر باشد حاضر نیستند خطر کنند و به میدان بیایند و طبق اصول امام و انقلاب حرکت کنند؛ البته در مواقع عادی و در جاهایی که با منافع شان در تضاد نباشد، از اصولگرایی دم می زنند. 
 
ما در فتنه گذشته از همین طیف کسانی را داشتیم که دچار لغزش های بزرگی شدند و با سکوت خود به جریان فتنه کمک کردند. اینها خیلی جاها آگاهانه و یا ناآگاهانه پازل دشمن را پر کردند و با سخنان بی معیار و بی حساب و جاه طلبی و هواهای نفسانی دشمن را خوشحال کردند. این طیف به یک معنا لب مرز اصولگرایی هستند و حتی برخی از آنان را باید از ریزش های جریان اصولگرایی بدانیم.
 
طیفی نیز با بصیرت و درایت هستند که تا آخرین توان و قطره خون حاضرند از ارزش های اسلام و انقلاب دفاع کنند. 
 
ما باید در این طیف های موجود هر یک را در جای خود قرار دهیم و میزان همسویی شان را با انقلاب درنظر بگیریم و متناسب با آن در مورد آنها موضع بگیریم؛ نمی شود همه را یکدست بگیریم و بگوییم اصولگرایان همه یکی هستند؛ برخی لب مرز معاندین نظام هستند و جا ندارد که حتی با آنها وحدت برقرار کنیم چه رسد به اینکه مناصب و پست های حساس نظام را به آنها واگذار کنیم. 
 
مقام معظم رهبری همان موقع که جذب حداکثری را مطرح فرمودند و توصیه به وحدت کردند فرمودند البته وحدت با چه کسی؟ وحدت با کسی که با نظام هم سر سازگاری ندارد و یا نسبت به سرنوشت نظام بی تفاوت است معنا ندارد و نمی توان چنین فردی را اصولگرا نامید و لو در برابر اصول گرایان هم موضع نگیرد، کسی که برای او مهم نیست نظام برقرار باشد یا نباشد آیا می توانیم به او اصولگرا بگوییم؟
 
بنابر این ما باید ببینیم میزان تعهد و التزام و پایبندی طیفهای اصول گرایی به اصول و شاخص های خط امام و رهبری تا چه میزان است و بر اساس این طبقه بندی موضع داشته باشیم. در نتیجه نمی توانیم همه اصولگراهای دچار خطا یا لغزش شده را به یک چوب برانیم و همه را طرد کنیم و بگوییم فقط آنهایی بمانند که در تمام اصول ذره ای خطا و لغزش ندارند، نه از آن طرف مسامحه کنیم تا جایی که با کسانی که در خط مرزی ما و دشمن حرکت می کنند وحدت برقرار کنیم.
 
به نظر من آنچه ما از زندگانی ائمه اطهار درس می گیریم در این زمینه راهگشا است، امام صادق(ع) در مناظره با کفار و زندیق ها به دفاع جدی از ادیان آسمانی می پرداختند، اما در جایی که اسلام و ادیان تحریف شده مطرح بود، از اسلام دفاع می کردند و در جایی که بحث شیعه و سنی بود از مکتب شیعه و اهل بیت دفاع می کردند و متناسب با شرایط موضع گیری می کردند. جهت گیری اصلی امام، همان اسلام ناب محمدی(ص) بود ولی متناسب با مخاطبان و شرائط موضعگیری متفاوت می‌شد.
 
ما متناسب با طبقات و درجاتی که اصولگرایان دارند باید موضع بگیریم، نمی توانیم بگوییم کسانی که از صد نمره، نود را دارند، با آنها اتحاد برقرار نکنیم؛ بلکه در مقابل اصلاح طلبان یا جریانات معاند نظام باید از اینها حمایت کرد؛ البته آنهایی که پایبندی بیشتری به این اصول و معیارها دارند باید برای آنها ارزش بیشتری قائل شد.
 
با توجه به فرمایشات حضرتعالی، جریان اصول گرا طیفهای مختلفی را در بر دارد که از نظر پایبندی به اصول و ارزشهای انقلاب متفاوت هستند. با توجه به این تفاوت، فلسفه و روش وحدت بین این طیفها را چگونه تحلیل می کنید؟
 
همان گونه که حضرت آیت الله مصباح یزدی فرمودند وحدت فی حد نفسه یک ارزش نیست، در جنگ احزاب کلیه کفار علیه اسلام متحد شدند؛ این نوع وحدت و اتحاد نه تنها ارزش ندارد بلکه ضد ارزش است. ما اگر به قرآن مراجعه کنیم در تمام مواردی که قرآن توصیه به وحدت می کند تأکید بر معیار دارد: واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا. اول بحث معیار و شاخص را مطرح می کند و می گوید متحد شوید به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید؛ وحدتی مطلوب است که بر اساس پیوند به حبل الله باشد. در آیات دیگری هم که به وحدت سفارش می کند به همین نحو شاخصی را برای وحدت ذکر می کند و در آن محور و چارچوب توصیه به وحدت می کند.  
 
بنا بر این وحدت بایستی بر اساس آرمان ها و ارزش های اسلام و انقلاب باشد؛ بدین منظور ابتدا باید ارزش ها را مشخص کنیم، بعد بگوییم به هر میزان که پایبندی دارید با شما اتحاد داریم؛ بنابر این اصل، تخطی و کوتاه آمدن از اصول و آرمان ها برای برقرار کردن وحدت پذیرفتنی نیست و چنین چیزی امکان ندارد؛ این سخن ضد وحدت مورد نظر بزرگان روحانیت است و حضرت امام و مقام معظم رهبری نیز وحدت با حفظ اصول انقلاب و بر مبنای آرمانهای اسلامی را مد نظر دارند.
 
مهم اصول و مبانی وحدت و شاخص های آن از جمله ولایتمداری، عقلانیت، معنویت و فرهنگ انقلاب و اسلام است؛ ما وحدت را در چارچوب این فرهنگ با هر کس که دل در گرو این اصول دارد و واقعا به آن معتقد است می پذیریم و باید هم در جهت آن تلاش و حرکت کنیم؛ البته مکانیزم وحدت این است که در هر مرحله مشترکات را مورد نظر قرار دهیم و متناسب با میزان مشترکاتی که داریم، به همان میزان با او متحد می شویم. با حفظ اصول نباید اختلاف سلیقه‌ها موجب تفرق و اختلاف ما شود البته هر قدر بتوانیم با مذاکره از اختلاف سلیقه‌ها هم بکاهیم مطلوب است. 
 
معیار ما در وحدت میزان پایبندی افراد و گروه ها به ارزش ها و آرمان ها است؛ اما از اینکه کاری کنیم که به اختلاف دامن بزنیم و دشمن از آن سوء استفاده کند و به ضرر طیفی شود که پنجاه درصد با ما است و اینکه از نقشه ها و ترفندهای دشمنان غافل شویم، این درست نیست.
 
بحمدلله جریان های اصول گرا سعی دارند درصدد تخریب همدیگر برنیایند؛ معنای وحدت نیز عدم وجود اختلاف نظر و سلیقه نیست؛ مهم این است که اولا اصول و آرمان ها حفظ شود و در آن مسامحه صورت نگیرد و ثانیا نقاط مشترک را برجسته و تقویت کنیم؛ این مساله سبب یاس دشمنان و تقویت بیشتر اتحاد جریان اصولگرایی با همه طیف های آن می شود. این بسیار مطلوب است و هم عقل و هم دین نسبت به آن حکم می کند و هم خواست رهبری و امام است.
 
کسانی که جزو شخصیت های برجسته نظام بودند و تمام هویت خود را نیز از انقلاب دارند، انتظار این بود که در مقاطع حساس از جمله فتنه 88 در دفاع از نظام وارد میدان شوند؛ اما سکوت کردند و آن گونه که انتظار می رفت از انقلاب دفاع نکردند؛ حضرتعالی راز سکوت آنها را در چه می دانید و تا چه اندازه وحدت با چنین افرادی را با فلسفه وحدت که تبیین کردید سازگار می دانید؟ 
 
 
ما برای کسانی که در گذشته در صف مدافعان نظام بودند وشاید زحمات زیادی هم کشیدند، اما در مسیر فتنه ها دچار لغزش شدند متاسف هستیم؛ البته این افراد مختلف بودند؛ برخی در فتنه سکوت کردند، برخی اگر فرصتی به دست می آوردند از فتنه گران و سران فتنه تجلیل هم می کردند، برخی از افراد همین اواخر به بهانه وفات نزدیکان یکی از سران فتنه، به تجلیل و تکریم فتنه گر پرداخت و این مایه تاسف است.
 
با توجه به روشنگری هایی که مقام معظم رهبری انجام دادند، این که کسی باز سکوت کند و یا به هر نحوی از چنین جریانی که به تعبیر رهبری بالاترین ظلم را در حق انقلاب و نظام روا داشته است و همسویی شان با دشمنان بسیار آشکار بود، حمایت کند و یا دو پهلو موضع بگیرد این معنا ندارد، اگر کسی مدار حرکت او معنویت، خدا و ارزش ها باشد مسیر برایش روشن است، من فکر نمی کنم با توجه به روشنگری های رهبر معظم انقلاب و توصیه های دلسوزانه ایشان برای کسی جای ابهام باقی مانده باشد.
 
بحمدلله مقام معظم رهبری برخورد حکیمانه، مدبرانه، کریمانه و روشنگرانه ای که در طول این مدت داشتند بی نظیر بود؛ اما اگر کسانی حاضر نیستند به هر نحوی نقش خود را به درستی ایفا کنند و یا موضع دوپهلو بگیرند، به نظر من جریان های اصول گرا باید در مورد چنین افرادی تامل جدی داشته باشند.
 
از کسی که سکوت انتظار نمی رود سکوت معنا ندارد، گاهی برخی سکوت ها از سخن گفتن معنای بیشتری دارد، اگر کسی می خواهد در متن فرهنگ انقلاب قرار بگیرد باید خود را همسو کند و اگر قرار است وحدتی با او ایجاد شود باید خود را هماهنگ کند. اینکه جریان های اصول گرا بخواهند برای این قبیل افراد در سرنوشت کشور و مراکز حساس نقشی قائل باشند به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.
 
البته ما ناراحت هستیم کسانی با این سوابق چنین موضعی داشته باشند و آرزو می کنیم با جبران گذشته و عذرخواهی از ملت به مسیر مستقیم انقلاب برگردند. 
 
راه آن هم این است که مرز خود را با این گونه جریان ها که اصول و آرمان های اسلام و انقلاب را زیرپا گذاشتند مشخص و موضع خود را شفاف بیان کنند و از سکوت خود که به دشمن کمک کرد دست بردارند، این یک امر طبیعی است .
 
در مقاطع مختلف به خصوص در ایام انتخابات، نیروهای ارزشی جامعه بر اساس احساس وظیفه نسبت به نظام و انقلاب به صحنه می آیند و جریانات همسو را انتخاب کرده و با تمام وجود از آن حمایت می کنند که در انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم شاهد این موضوع بودیم؛ اما چون این جریانات از دل جریان ارزشی جامعه برنخواسته اند بعد از مدتی دچار انحراف می شوند و این نوعی سرخوردگی را در بدنه ارزشی جامعه ایجاد می کند. در اینجا این سوال مطرح است که چرا این نیروها به تربیت نیرو و کادرسازی رو نمی آوردند تا با اطمینان بتوانند از شخص یا جریانی حمایت کنند؟
 
اینکه از درون جریان های حق، جریانی باطل بوجود بیاید این یک سنت الهی است؛ مطالعه تاریخ اسلام به ما نشان می دهد که باطل از دل جریان های حق بوجود آمده است، پیامبر که یک دین آورد اما بعد از ایشان ببینید چه بر سر مسلمانان و دنیای اسلام آمد. سایر فرقه‌های انحرافی هم بخش اعظم آنها از متن جریان حق و ریزشها پدید آمدند؛ راز این مسئله هم این است که انسان ها همواره آزمایش می شوند؛ لحظه لحظه زندگی امتحان است، این یک سنت الهی است، اگر انسان مراقب خود نباشد به میزانی که توان و امکانات او بیشتر باشد، ممکن است دچار انحراف بیشتر شود و انحراف او نیز نقش آفرین و موج آفرین باشد.
 
ما بعد از پیامبر(ص) انحراف طلحه و زبیر را داریم که از صحابیان و خویشاوندان پیامبر بودند و پیامبر(ص) در زمانی از آنها تجلیل و تکریم کرده است؛ در دوران حضرت علی(ع) نیز افراد خوبی بودند که مسئولیت داشتند اما بعد در لشکر یزید مقابل امام حسین(ع) قرار گرفتند.اینکه توقع داشته باشیم که به گونه ای طراحی کنیم که جریان حقی شکل بگیرد و از درون آن انحرافی بوجود نیاید این توقع بیجایی است.
 
البته کادر سازی یک مساله اساسی است و نیروهای انقلاب بایستی همیشه به این فکر باشند که هم نسل فعلی خودشان را و هم نسل آینده خودشان را، در سطح خاص و عام تربیت کرده و مبانی آنها را مستحکم کنند و در بعد معنوی آنان را ارتقاء دهند؛ این یک وظیفه است، باید هم از اول انقلاب به خصوص از طرف دولتها که امکانات در اختیار داشتند مورد توجه و سرمایه گذاری قرار می گرفت. 
 
البته من نمی خواهم بگویم ما هم به وظیفه خود عمل کرده ایم؛ یقینا در حوزه نیز نسبت به این موضوع تا حدودی غفلت و کوتاهی شده است. 
 
این کادر سازی به شیوه ای که پیامبر (ص) انجام داد باید صورت بگیرد؛ البته در طول انقلاب نیز این جریان همیشه وجود داشته است، اگر می بیینم در انحرافات که پیش می آید بعضی ها سالم می مانند نشان از تربیت نیرو در سطح جامعه دارد. در دو سال گذشته دیدیم که دشمن که چندین سال برای فتنه طراحی کرده بود و تلاش کرد که در کشور جریانی را ایجاد کند، مردم ظرف چند روز به میدان آمدند و حماسه نهم دی را خلق کردند که توطئه چندین ساله و ترفندهایشان را خنثی کرد.
 
این نشان از این دارد که به برکت خلوص حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری و دعاهای بزرگان و عنایات حضرت بقیه‌الله ارواحنافداه خداوند تبارک و تعالی دل های ملت ما را با اسلام و انقلاب اسلامی پیوند زده است. وقتی نسلی که امام و جبهه را ندیده اند این گونه به میدان می آیند، معنای این کادرسازی است، البته این کافی نیست و باید فعالیت ها و برنامه ریزی بیشتر و دقیق تری در این راستا صورت گیرد.
 
دشمن هم این مساله را می داند و با جدیت دنبال ناتوی فرهنگی است، وظیفه ما در چنین شرایطی تربیت نسل کنونی و نسل بعدی و ارتقاء بصیرت و معنویت آنها است و در این راستا باید رسالت خود را به درستی ایفا کنیم.
 
بنا بر این به نظر من کادرسازی وجود داشته، منتهی به صورت تشکیلاتی و سازمان دهی شده کم بوده است، در نتیجه ما نباید خیالمان راحت باشد بلکه باید به طور جدی در سطوح مختلف کادرسازی کنیم و نیروهای موجود را حفظ و تقویت کرده و نیروهای جدید را جذب کنیم؛ این وظیفه سنگینی است که به دوش همه ما است و هر کس در هر موقعیتی باید برای این مهم تلاش کند.
 
در ماه های اخیر تشکل جدیدی با عنوان جبهه پایدای اعلام موجودیت کرد، نسبت این جریان را با نیروهای ارزشی جامعه چگونه می بینید، افق فعالیت این جبهه را فعالیت های سیاسی صرف می دانید یا کارکردی فرا تر از آن برای آن قائل هستید؟  
 
من به نظرم می رسد برخی از افراد سعی دارند این جبهه را کوچک و محدود قلمداد کنند و آن را در سطح انتخابات مجلس تنزل دهند، با شناختی که من از بسیاری از اعضای این جبهه دارم و از بیست سال قبل و شاید هم بیشتر اینها را می شناسم، افرادی هستند که هدف اصلی شان اولا حفظ نیروهای ارزشی انقلاب و ثانیا ارتقاء سطح بصیرت آنان و ثالثا تربیت نسل بعدی در مسیر اسلام ناب محمدی(ص)، آرمانهای حضرت امام، ارزشهای انقلاب و منویات رهبری است.
 
عنوان جبهه پایداری نیز برای این است که هر کس با اصول و ارزش های انقلاب و اسلام همراه باشد، جزو این جبهه است، یک حزب تشکیل نشده که هر کس کورکورانه بیاید و عضو آن شود. از اول هم به صورت شفاف گفتند هدف ما آرمان های امام و رهبری و ولایت فقیه است، کسانی که می خواهند مخلصانه کار کنند و تابع ولایت فقیه باشند می توانند در این جبهه این مسیر را ادامه دهند.
 
یکی دیگر از شاخص های اعضای این جبهه مرز بندی با فتنه گران است، بیان این شاخص ها چیزی نیست که بوی سیاسی کاری و سیاست بازی از آن استشمام شود؛ چرا که خط و مشی خودشان را خیلی شفاف بیان می کنند و می گویند اگر دیدید روزی ما از این اصول جدا شدیم ما را نیز کنار بگذارید. در عمل هم اعضای جبهه این گونه بوده اند و به این اصول و آرمانها التزام عملی داشته‌اند؛ در دروه ای برخی از اینها در دولت بودند؛ چرا که می دیدند دولت در مسیر ولایتمداری حرکت می کند؛ اما وقتی احساس کردند این گونه نیست کنار کشیدند، یا اگر هم برخی باقی ماندند چون می دیدند نظر مقامات ارشد نظام بر این است که به طور کامل رها نکنند که خلا ایجاد شده و انحراف بیشتر شود. 
 
بنابر این در این جبهه کار سیاسی صرف مدنظر نیست، افرادی که من می شناسم چنین دیدی ندارند، بویژه اینکه حضرت آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت این جبهه را تایید می کنند و اعضای این جبهه با آنها ارتباط جدی دارند و از این بزرگواران رهنمود می گیرند و روشن است که حضرت آیت الله مصباح در عمر شریف خود هیچ گاه نخواسته اند سیاست بازی و سیاسی کاری بکنند، حضرت آیت الله مصباح یزدی دغدغه ای جز اسلام، آرمان های امام و رهبری نداشته و ندارند، آیا چنین شخصیتی با این سابقه می آید برای یک گروه و جریان که می خواهد کار سیاسی صرف بکند سرمایه گذاری کنند؟ اصلا چنین چیزی نیست. تایید این شخصیت علمی و معنوی بی نظیر که مورد تایید حضرت امام و رهبری بوده و هستند بهترین گواه آن است که هدف این جبهه یک کار الهی و انقلابی و نه صرفاً سیاسی است. 
 
نقطه اصلی تشکیل این جبهه این بود که با پیدایش جریان فتنه و جریان انحرافی، نیروهای ارزشی جامعه یک نقطه ای را می خواستند که مسیر انقلاب و ولایت را ادامه دهند و پیوندی با هم داشته باشند و اینها می خواهند نیروهایی که دل در گرو انقلاب دارند با هم باشند و برای تحقق این آرمان یکدیگر را کمک کنند.
 
جبهه پایداری، جریان اصول گرا و منویات حضرات آیات یزدی و مهدوی کنی را در جهت تلاش برای وحدت اصولگرایان قبول دارند و این بزرگان نیز آنها را به عنوان اصول گرا قبول داشته اند و از آنها خواسته‌اند که نماینده تعیین کنند، اعضای جبهه هم ارتباط خوبی داشته و سعی کرده اند موضعی نگیرند که وحدت جریان اصول گرا دچار مشکل شود. اعضای این جبهه صریحا اعلام کرده اند که منشور جامعیتن را قبول داریم و البته نظرات و دیدگاه هایی هم داشته اند که مطرح کرده اند و باید به آن توجه و اعتنا شود و مورد بررسی قرار گیرد. 
 
بنابر این من معتقدم جبهه پایداری یک جریان سیاسی صرف نیست و سابقه خود اعضا و موضع گیری ها و ارتباط شان با روحانیت و بزرگان نشان می دهد که ارزش ها و آرمان های اسلام و انقلاب برای آنان مهم است و نگران حفظ و اتحاد نیروهای ارزشی و اصول گرای واقعی جامعه هستند.
 
بعد از اینکه این جبهه با حمایت آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت اعلام موجودیت کرد هجمه شدیدی در فضای مجازی و رسانه ها از سوی جریان فتنه و جریان انحرافی و برخی از تشکل های اصول گرا بر عیله آن آغاز شد و اتهامات مختلفی را از جمله اختلاف افکنی ، ضدیت با روحانیت ، وابستگی به جریان انحرافی به آن وارد کردند؛ به نظر شما علت این هجمه گسترده علیه جبهه پایداری چیست؟
 
من فکر می کنم این هجمه به چند دلیل است، بخشی از هجمه ها از سوی طیف های مقابل اصول گرایان یا همان جریان فتنه است، اینها وقتی پایگاه این جریان و دفاع جبهه پایداری از ارزش ها و اصول را می بینند احساس می کنند خطر جدی متوجه شان است، از این رو مخالفت شان طبیعی است و اگر مخالفت نکردند باید تعجب کنیم و البته یکی از بهترین دلیل‌ها بر حقانیت جبهه پایداری نیز همین نکته است و از این جهت باید خشنود باشیم.
 
ممکن است افرادی نیز در اثر ضعف اطلاعات شخصی و اخبار ناقصی که به آنها داده شده، موضعی گرفته باشند که البته معدود هستند، این موضوع اقتضا می کند که اعضای جبهه پایداری به خوبی اطلاع رسانی کنند. 
 
یک عده نیز که دنبال هواهای نفسانی و منافع شخصی و گروهی خود هستند احساس می کنند اگر این خط و آرمان تثبیت شود آنها به منافع شان نمی رسند؛ طبیعی است که اینها هم مخالفت کنند چون این جبهه و جریان را سدی در برابر منافع خود می بینند و اگر می دانستند این جبهه مانع رسیدن آنها به منافعشان نمی شود با آن کاری نداشتند و مخالفت نمی کردند.
 
برخی نیز احساس کردند که جمع وسیعی از مردم به این جریان گرایش دارند و از تشکیل این جبهه خشنود شدند؛ کما اینکه در فضای مجازی و در سطح جامعه نشانه های آن مشاهده شد، در نتیجه کسانی که می بیینند اینها در آینده کشور اثرگذار هستند و با ورود آنان به صحنه منافع شان به خطر می افتد با آنها مخالفت می کنند.
 
افرادی هم هستند که بی ملاک و بی مبنا تعابیری را در مورد جبهه بکار می برند که شایسته خودشان است و حتی یک شاهد هم برای اثبات حرف خودشان ارائه نمی کنند. همه شواهد برخلاف گفته اینان است اما با این وجود چنین ادعاهایی را مطرح می کنند. چنین افرادی نگران این خط استواری هستند که در دفاع از انقلاب ترسیم شده است و از این می ترسند که در صحنه اجتماع نتوانند موقعیتی را بدست آورند. از این رو به موضع گیری علیه این جبهه روی آورده اند.
 
البته من معتقدم نباید نگران این گونه مخالفت ها بود، در عین حال اعضای جبهه پایداری باید اطلاع رسانی لازم را انجام دهند و ثابت کنند که مخالفان و جوسازان بی شاهد و مدرک حرف می زنند.
 
اینها عمدتا اغراض دنیایی است، امیدواریم خداوند همه ما را از این اغراض حفظ کند، انسان در مسیر غفلت و بی بصیرتی به جایی برسد که به جای موضع گیری علیه دشمنان نظام، علیه دلسوختگان انقلاب موضع بگیرد این بسیار عجیب است. 
 
 
در پایان اگر نکته خاصی مد نظر دارید، بفرمائید؟
 
من در پایان چند نکته را عرض کنم. نکته اول اینکه تلاش های حضرت آیت الله مهدوی کنی و حضرت آیت الله یزدی رؤسای جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جهت وحدت اصول گرایان ارزشمند است و ما از زحمات این بزرگواران قدردانی می کنیم.
 
همچنین ما در عین حال که معتقدیم اعضای جبهه پایداری در عرصه دفاع از آرمان های نظام و انقلاب و ولایت پیشرو تر هستند اما برای جریان های اصول گرا و کسانی که دل در گرو انقلاب و آرمان های امام دارند احترام قائل هستیم.
 
نکته دیگری که در اینجا باید یادآوری کنم این است که باید این حساسیت نسبت به ارزش ها و آرمان های انقلاب و اینکه پست های کلیدی در دست کسانی نیفتد که احیانا در مقابله با فتنه خوب به میدان نیامدند وجود داشته باشد تا خدای ناکرده در آینده معضلات بعدی برای نظام پیش نیاید.
 
ما از خدا می خواهیم که با رایزنی و گفت و گو و روشنگری، جریان های اصول گرا به هم نزدیک و همسو شوند، ما الان دشمن کم نداریم در این شرایط باید در عین حال که اختلافات سلیقه ها را می پذیریم طوری عمل کنیم که رفتار ما با اصول در تعارض نباشد.
 
بحمد لله ما نعمت بزرگ وجود مقام معظم رهبری را داریم، با وجود ایشان ما نگران نیستیم، رهنمودها و بیانات ایشان فصل الخطاب است و جریان های اصول گرا باید این را مدنظر داشته باشند و هر مشکلی هم که باشد با هدایت ها و بیانات ایشان حل خواهد شد.
 
باز هم باید برای طول عمر با برکت و اعتلا و قدرت و نفوذ کلمه و صحت ایشان دعا کنیم و چشممان را از این شاخص روشن برنداریم و ان شاءالله با چنین تدبیری وحدت اصول گرایان بیشتر خواهد شد و معاندان و دشمنان آرزوهایشان را با خود به گور خواهند برد.

رئیس فراکسیون روحانیون مجلس در گفت‌وگو با رجانیوز:
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام محمدتقی رهبر ، جریان فتنه ، اصولگرایی
مردودین‌فتنه نمی‌توانند در مرکزیت تصمیم‌گیری اصولگرایان قرار بگیرند
رئیس فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی گفت: کسانی که در حوادث سال 88 و پس از آن به هر دلیلی مردود شدند یا یک جای کارشان لنگ می‌زد، نمی‌توانند در انتخابات پیش روی مجلس به نفع خود موج سواری کنند زیرا جامعه این جریان را به خوبی می‌شناسد.

حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر در گفت‌وگو با رجانیوز، با بیان اینکه هدف از وحدت، انسجام ملی، آینده‌نگری، تامین آینده انقلاب و حمایت از اصول انقلاب است، اظهار داشت: ما هم در امور خارجی و هم در امور داخلی به وحدت نیاز داریم اما باید دید که این وحدت حول چه محوری باید باشد.

وی به تشریح چارچوب‌های دیگر وحدت پرداخت و ادامه داد: افراد را نباید زود از نظام طرد کنیم بلکه باید جذب حداکثری داشت که رهبر انقلاب نیز بر آن تاکید داشتند، صداقت داشته باشیم و خود را برای نظام بخواهیم و نه نظام را برای خود، قبیله‌گرایی و سهم‌خواهی وجود نداشته باشد. صراحت، شفافیت و قاطعیت در امور نیز از دیگر چارچوب‌های این وحدت است.

امام جمعه موقت اصفهان، اظهار صریح مواضع‌ را از لوازم اصولگرایی برشمرد و بیان داشت: اکنون راه روشن است، جریان فتنه و عقبه آنان و بعضی جریان‌های انحرافی دنبال فرصت می‌گردند.

حجت‌الاسلام رهبر افزود: افرد نباید در هر کاسه‌ و سفره‌ای دست‌شان باشد و فرصت‌‌طلبی کنند، زیرا آن وقت است که جوهره اصلی اصولگرایی از دست می‌رود هر چند که متاسفانه کم و بیش افرادی هستند که در نوشته‌ها و گفته‌های خود به دنبال فرصت‌طلبی و سیاسی کاری هستند.

وی تصریح کرد: انقلاب 32 سال از عمر خود را طی کرده است و شاخصه‌های انقلاب معلوم است اما باز هم افرادی با فرصت طلبی به دنبال جذب رای دیگران هستند که این عاقبت خیری ندارد.

نماینده مردم اصفهان با بیان اینکه در انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی نخبگانی که در جریان فتنه مردود شدند، نمی‌توانند در مرکزیت تصمیم‌گیری برای اصولگرایان قرار گیرند، گفت: افرادی که در حوادث سال 88 و پس از آن به هر دلیلی مردود شدند یا یک جای کارشان لنگ می‌زد و چالش داشتند نمی‌توانند به نفع خود موج سواری کنند زیرا جامعه این جریان را به خوبی می‌شناسد.

وی ادامه داد: خوشبختانه مردم درک سیاسی و بصیرت بالایی دارند و سیاه و سفید و خاکستری را از هم تشخیص داده و حق و باطل را می‌شناسند و با انتخاب صحیح، تصمیم‌گیری می‌کنند بنابراین نسبت به کسانی که در کارنامه‌اشان بی‌اعتمادی عمومی وجود دارد، نمی‌توان مجدداً چندان اعتماد کرد.

حجت‌الاسلام رهبر ساز و کار تصمیم‌گیری وحدت اصولگرایان را همان اصول و خط امام دانست و اظهار داشت: در منشور جامعتین همه اصول آورده شده است، پایبندی به قانون اساسی، استکبار ستیزی، جدایی از فتنه‌گران و فاسد نبودن از جمله اصول این منشور است که ساز و کار مطلوب و مناسبی برای انجام کارهاست.

وی با اشاره به برخی سهم‌خواهی‌ها گفت: همه به محوریت نیاز دارند، اکنون نیز کمیته 8+7 با محوریت آیت‌الله مهدوی و جبههه پایداری با محوریت آیت‌الله مصباح یزدی به خوبی فعالیت می‌کنند اما برخی ملاحظات هم دارند، مثلا می‌گویند چرا فلان گروه باشد و ما نباشیم. در واقع چون و چراهایی هست اما منشور جامعتین محوریت خوبی می‌تواند داشته باشد و چون و چراها در مسائل بعدی است.

رهبر در مورد محورها و شاخص‌های اصلی جبهه پایداری نیز گفت: پایبندی به خط امام و ولایت‌فقیه و اصولی که انقلاب بر اساس آن شکل گرفته و نباید به مرور زمان کمرنگ شود و همچنان باید قوی و پررنگ مطرح باشد، مجال ندادن به نفوذ جریان‌‌های فاسد و اینکه نگذاریم در صفوف انقلاب نفاق پیش آید، از محورها و شاخص‌های جبهه پایداری انقلاب اسلامی است.

رئیس فراکسیون روحانیون مجلس افزود: معتقدم باید بنا را بر جذب حداکثری گذاشت و خودی‌ها را جذب کرد و باید تعامل و تامل در این مسئله بیشتر باشد تا منجر به اختلاف بین خود دوستان نشود.

وی در مورد این فرمایش رهبری مبنی بر رعایت احترام انتخابات و دخالت نکردن قوا، همچنین پرهیز نمایندگان از نزدیک شدن به کانون‌های قدرت و ثروت و اینکه افراد نباید خارج از چارچوب جریان‌ها و احزاب اصولگرا، سهم ویژه داشته باشند، خاطرنشان کرد: ملاک آقا، ملاک خوبی است اما بعضی افراد و جریان‌ها و نیروها یک موجودیت در انقلاب و جامعه دارند در حالی که نگاه مجموعه باید به گونه‌ای باشد که افراد دیگر را در برگیرد.

وی گفت: دایره اصولگرایی باید وسیع‌تر شود تا طیف‌های مختلف نیز جذب شوند باید نگاه جذبی داشت و به نوعی از این پتانسیل و جهت‌ها استفاده کرد.

حجت‌الاسلام رهبر همچنین با بیان اینکه جریان‌های نزدیک به فتنه نمی‌توانند در انتخابات شرطی تعیین کنند، خاطرنشان کرد: باید از این طرف برای این افراد شرط تعیین شود و مارک‌داران که به جریان فتنه چسبیده بودند در جامعه پذیرش ندارند اما افرادی که دمخور فتنه‌گران نبودند و راه خود را از این افراد جدا کردند می‌توانند وارد فضا شوند زیرا عرصه برای آنان باز است و می‌توانند در انتخابات مشارکت داشته باشند.

وی تصریح کرد: نمی‌توان جلوی کسی را گرفت بلکه همه می‌توانند وارد صحنه رقابت انتخابات شوند به شرطی که با نظام همراه باشند و از فتنه‌گران حمایت نکرده باشند و نکنند.


عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در گفت‌وگو با رجانیوز؛
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، انتخابات
خواص مردود دوپهلو عمل کردند تا نتیجه به نفع هرکس شد، بگویند با شما بودیم/ برخی اشتباه‌شان را قبول ندارند اما عده‌ای از توبه آن‌ها می‌گویند
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در مورد وحدت اصولگرایان در انتخابات مجلس گفت: برخی افراد مدعی اصولگرایی رفیق جریان فتنه هستند و با آنها دوستی داشتند و در مقابل با برخی از اصولگرایان دشمنی می‌کنند که این یعنی مرزهای بین خود و اصلاح طلبان را برداشته‌ اما بین خود با بخشی از بدنه اصولگرایی مرز درست کرده‌اند و شاخص‌های گفتمانی، آرمانی و ارزشی‌اشان تغییر کرده است.

امیرحسین قاضی‌زاده در گفت‌وگو با رجانیوز، با بیان اینکه این افراد از لحاظ مبنایی تغییر کرده اند، تصریح کرد: وحدت اصولگرایان با هرکس که خود را اصولگرا می داند اما با اصلاح طلبان رفاقت دارد، ممکن است اثرات موقت داشته باشد اما در دراز مدت به جایی نمی رسد و زیان‌بار است.

نماینده مردم مشهد اظهار داشت: برخی افراد مدعی اصولگرایی و خواص مردود در قضیه فتنه دوپهلو رفتار کردند تا نتیجه به نفع هر کس که شد، بگویند ما با شما بودیم.

قاضی‌زاده تاکید کرد: کسی که این‌گونه موضع‌گیری کرده، نمی تواند در رأس، مرکزیت و رکن وحدت و تصمیم‌گیری برای اصولگرایان قرار بگیرد، اگرچه انسان‌های خوب و دارای خدمات قابل تقدیر نیز باشند.

وی در واکنش به این ادعا که "ممکن است این افراد توبه کرده باشند و بنابراین باید از سابقه آنها در فتنه چشم پوشی کرد"، گفت: امکان چشم‌پوشی از سابقه آن‌ها وجود دارد اما به شرطی که نخواهند مرجع تصمیم‌گیری باشند.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس ادامه داد: ما نمی خواهیم راه را ببندیم و بگوییم که اگر کسی اشتباه کرد، دیگر نمی تواند برگردد، اما به شرطی که بازگشت و اشتباه خود را اعلام و جبران کند.

نماینده مردم مشهد با بیان اینکه برخی از این افراد هنوز اشتباه خود را اعلام نکرده‌اند و در عمل هم رفتاری که نشان از توبه آنها باشد، مشاهده نمی‌شود، گفت: جالب است برخی از این دوستان خودشان اشتباه خود را قبول ندارند و همچنان از مواضع‌شان دفاع می‌کنند اما دیگران از توبه آنها خبر می‌دهند!

قاضی‌زاده با یادآوری برخی از ابهامات در روند وحدت اصولگرایان افزود: برخی از افراد اطراف دولت که حاشیه‌های زیادی هم دارند، با این توجیه که خطا و اشتباه کرده اند در جمع اصولگرایان پذیرفته نمی شوند، چرا که اشتباه خود را قبول ندارند و نپذیرفتن آن‌ها هم صحیح و اصولی است اما در این شرایط، چرا باید اصولگرایانی هم که اشتباه کرده اند اما اشتباه خود را قبول ندارند، در فرایند تصمیم‌گیری برای اصولگرایان محوریت داشته باشند؟

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی ادامه داد: سؤال این است که چه فرقی میان اصولگرایانی که به اشتباه خود اعتراف نکرده‌اند با این جریان نزدیک به دولت وجود دارد؛ چرا که هر دو اشتباه کرده و آن را نمی‌پذیرند.

نماینده مردم مشهد در رد توجیه محوریت دادن به برخی از افراد در جریان اصولگرایی اظهار داشت: با این استدلال که ممکن است افراد اشتباهی کرده باشند و نیاز نیست که اشتباه خود را بپذیرند و جبران کنند، حتی می‌توان برای وحدت با اصلاح طلبان هم توجیه تراشید، بنابراین چرا از آنها دعوت نمی‌کنند، خب، آنها هم اشتباه کرده اند حالا اشتباه خود را هم قبول نکنند؛ ایرادی ندارد!

قاضی زاده با بیان اینکه "بر فرض هم که کسی از اشتباهات خود توبه کند، این نشان دهنده ضعف در تصمیم گیری و وجود انحراف در رفتار او است، بنابراین قطعا نباید در عرصه تصمیم گیری قرار بگیرد"، گفت: اکنون به نظر می‌رسد برخی می‌گویند باید با افراد حاشیه ساز دولت و جریان فتنه به‌خاطر اشتباهات‌شان مرزبندی کرد اما با افراد مدعی اصولگرایی که اشتباه کرده اما اشتباه خود را قبول ندارند، نه تنها نباید مرزبندی کرد بلکه باید از آن‌ها به عنوان ارکان تصمیم گیری استفاده شود، در حالی که این نوع نگاه، قطعاً خطا است.

قاضی‌زاده خاطرنشان کرد: باید از فرصت انتخابات به بهترین نحو استفاده شود و مواضع افراد و اقدامات عملی آنها را در چارچوب مبانی اصلی اصولگرایی به صورت شفاف مورد بررسی قرار گیرد.

نماینده مشهد با بیان اینکه اصولگرایی گفتمان غالب جامعه است، افزود: بهتر است به‌جای کلمه اصولگرایی از تعبیر ولایت‌مداری استفاده کنیم که به معنای حول مدار و محور ولایت بودن، همراهی با ولایت، در شئون شیعی ولی جا گرفتن، پا به پای ولی در کنار او نه جلوتر و نه عقب‌تر قرار گرفتن است.

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در مورد چارچوب‌ها و لوازم وحدت نیز گفت: وحدت همان‌قدر که توسعه دارد، مرز هم دارد، بنابراین، باید مشخص شود وحدت در مقابل چه کسانی است، مثلاً اگر گفته شود همه انسان‌های عالم قرار است با هم وحدت داشته باشند، یعنی وحدت در برابر غیر انسان‌ها.

نماینده مردم مشهد با یادآوری تعبیر رهبر معظم انقلاب از این دوره به دوره "جهاد اکبر" انقلاب اسلامی، افزود: باید در این دوره ارزش‌ها در عمل و اقدامات جاری شود که هم عرصه‌های اجرایی دولت را در بر می‌گیرد و هم شامل نحوه عملکرد جریان‌های سیاسی می‌شود.

قاضی‌زاده گفت: ما که نمی خواهیم به قبل از سال 76 چرخش کنیم، مردم ما رشد کرده، نسل سوم و چهارمی‌ها به عرصه آمده‌اند و مطالبات مردم تغییر کرده است.

وی با بیان اینکه فضاهای فرهنگی حاکم بر جامعه و چالش‌های پیش آمده، موجب مجرب‌تر شدن مردم شده است، اظهار داشت: این تجربه مردم سبب شد تا افراد بیشتر شناخته شوند و از همین رو بود که بعد از سال 76 تا به امروز در عرصه‌های مختلف سیاسی خود را نشان دادند.


حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان:
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام پناهیان ، جریان فتنه ، اصولگرایی
انگشت اتهام به سمت کسانی است که در فتنه بد عمل کردند/ باید مشخص شود که ولایتمدار حقیقی کیست
در شرایط شش ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی، برخی معتقدند که باید به معیارهای اصولگرایی نگاه حداقلی داشت و دایره اصولگرایی را تنگ نکرد تا با این حساب، با کمترین ریزش، ضریب موفقیت بالا رود.

در مقابل برخی دیگر، معتقدند که اگرچه در نهایت جریان اصولگرا باید به وحدت برسد اما در شرایط فعلی باید مصداق‌ها و معیارهای اصولگرایی به‌طور حداکثری بررسی شود، به‌ویژه اینکه فتنه 88، برش جدیدی در تاریخ انقلاب است که باید عملکرد افراد مدعی اصولگرایی با این محک به‌طور دقیق ارزیابی شود.

حجت‌الاسلام و المسلمین علی‌رضا پناهیان چندی پیش در گفت‌وگویی به بیان ویژگی‌های نفاق جدید و پالایش های بعد از فتنه پرداخت. از آنجا که این سخنان در فضای کنونی سیاسی کشور کاربرد فراوانی دارد، رجانیوز اقدام به بازنشر این گفتگو می کند.

فرونشستن گرد و غبار فتنه 88 چه مختصات و الزامات جدیدی را در فضای سیاسی کشور ایجاد می‌کند؟ آیا بین فضای سیاسی اکنون و فضای قبل از فتنه تفاوتی وجود دارد؟ در این صورت این تفاوت‌ها چیستند؟

ابتدای امر بحث کلی‌تری را مطرح می‌کنم. ما بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب، شاید پس از کمتر از یک سال، وارد عملیات پالایش انقلاب از ناخالصی‌ها شدیم. پالایش در مرحله اول، صفوفی را در جامعه ایجاد کرد و جامعه را از جریان‌هایی که آنها را به‌عنوان نهضت آزادی می‌شناسیم پاک کرد. بعد از آن گروه‌های دیگری بودند که به این جریان ملحق می‌شدند، مثل جریان بنی‌صدر و منافقین. اینها اولین گروه پالایش ‌شده انقلاب بودند.

می‌توان گفت این پالایش بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب انجام شد، همان زمانی که مارکسیست‌ها اسلحه به دست گرفتند و به حاشیه کشور رفتند و شروع به تجزیه‌طلبی کردند. عملیاتی که در مورد آنها انجام شد هم جزو پالایش‌ها و تصفیه‌های انقلاب به‌شمار می‌رود. تعداد اینها در هر مرحله زیاد نیست، با وجودی‌‌که جامعه به آنها اهمیتی نمی‌داد و به‌سادگی از کنارشان می‌گذشت، اما آنها سعی کردند هنگام پالایش مشکلاتی را برای جامعه ایجاد کنند. وقتی که در حال کنده‌شدن از جامعه بودند، تلاش می‌کردند همراه خود چیزهایی را هم بکَنند و تخریب کنند.

جریان تصفیه نیروها مدتی به‌دلیل اوج گرفتن دفاع مقدس متوقف شد، اما پس از آن دوباره ادامه یافت و اولین گروهی که دچار این پالایش شدند، گروه منسوب به منتظری بودند. این جریان همچنان ادامه پیدا ‌کرد و افراد اندکی بودند که بعد از شروع دوره رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای قدری از خط امام فاصله گرفتند. گاهی این جریان به‌خاطر برخی شرایط در کشور دچار توقف و کندی می‌شد یا به‌صورت نه‌چندان سریع و بحرانی به راه خود ادامه می‌داد، ولی گاهی هم با بحران‌ها همراه بود. می‏توانیم با اوج گرفتن برخی از بحران‌های سیاسی که دوم خردادی‌ها پدید آوردند، شاهد دوره جدید پالایش‌ها، بعد از یک دهه رکود نسبی باشیم. از 18 تیر به بعد ریزش‌ها و پالایش‌های مرحله جدید آغاز شد که اوج آن فتنه 88 بود. لذا جریان فتنه 88 به‌هیچ وجه جریان ویژه و خاصی نیست. چیزی نیست جز جریان همیشگی پالایش که بعد از این هم ادامه خواهد یافت.

یعنی چه؟

اوایل انقلاب، این پالایش مارکسیست‌ها را دربرمی‌گرفت و بعد مجاهدین خلق و نهضت آزادی را؛ که رسماً برای امریکا جاسوسی می‌کردند و در بحران‌های سخت خلاف منافع ملی عمل می‌کردند. در حقیقت سعی داشتند با مدیریت ضعیف و ساده‌لوحی‌شان زمینه را برای تجزیه کشور فراهم کنند. مردم آنها را جزو بدنه اصلی انقلاب نمی‌دانستند، ولی در مرحله جدید پالایش که با شروع دولت دوم‌خرداد آغاز شد، ‌پالایش‌ها درونی‌تر شدند و بیشتر متوجه نیروهایی بود که در بدنه انقلاب حضور داشتند.

می‌توانید پیش‌بینی کنید که اگر این روند همچنان پیش برود، بعد از این نیروهای بیشتری را از درون انقلاب تصفیه خواهد کرد. تصفیه‌شدگان کسانی هستند که خط اصیل انقلاب و امام(ره) را درک نمی‌کنند و مقابل آن می‌ایستند و مقاومت می‌کنند. کم‌کم کار این افراد به نفاق و عناد با خط‌امام(ره) می‌رسد. فرقی نمی‌کند این پالایش یقه چه کسی را بگیرد. بالاخره کسانی که در موقعیت‌های مختلف در مسیر انقلاب به‌خوبی حرکت نکنند و حتی نتوانند رشد انقلاب را تحمل کنند پالایش خواهندشد.

مبنای پالایش‏های بعدی چیست؟ در اوایل انقلاب با توجه به شرایط موجود جامعه و تصفیه مارکسیست‌ها مبنای کار مشخص بود، چرا که از حیث مبانی با آنها تفاوت داشتیم. در مورد دوم خردادی‌ها هم بسیاری از اختلافات، ریشه در مبانی تئوریک داشت. این پرسش وجود دارد که مبنای ریزش‌های آینده چه خواهد بود؟

مبنایش تفاوت و تمایز میان اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی است. بنده وقتی مکرراً بیانات حضرت امام در سال آخر را مرور می‌کنم، ارادت مضاعفی به ایشان پیدا می‌کنم. سخنان ایشان در سال آخر حیات مبارک‌شان منحصر به آن سال یا یکی دو دهه نمی‌شود، بلکه می‌تواند مسیر ما را تا ظهور حضرت مشخص کند. اگر توجه کنید وصیت‌نامه اصلی ایشان بیانات سال آخرشان است که در واقع تفسیر شفاف‌تری از وصیت‌نامه‌ای است که مکتوب فرمودند.

صحبت‌های حضرت امام درباره اسلام ناب وجه ممیز همیشگی جریان‌هایی که می‌بایست پالایش شوند با جریان اصلی انقلاب است. اگر به صحبت‌های امام توجه کنید، سخنان ایشان در سال آخر معطوف به پنهان‌ترین مشکلاتی است که به مرور قرار است بعد از آن زمان تجلی یابد و مبنای پالایش‌ها قرار بگیرد، ضمن اینکه بسیار عمیق و ژرف‌اند و فقط محدود به مسائل زمان خود نیستند. پس در یک کلام پالایش‌های آینده ما حول محور تمایز اسلام ناب و اسلام امریکایی خواهد بود که اسلام امریکایی هم دو طیف دارد؛ از متحجّرین و مقدس‌مآب‌ها گرفته تا التقاطیون و روشنفکرهای غرب‌زده. در حقیقت در بیانات حضرت امام، مواردی که اشاره کردم دو سر طیف اسلام امریکایی هستند.

آیا شما فتنه 88 را تمام‌شده می‌بینید یا اینکه ریشه‏های آن همچنان باقی‌اند؟

خیر. طبیعتاً فتنه 88 طیفی از کج‌اندیشی‌ها را در برمی‌گیرد و تنها بخشی از آنها برای مردم آشکار شده است. بخش‌های دیگر آن که شاید مهم‌تر باشد، باقی‌مانده است که در آینده خود را نشان خواهند داد.

از درون نظام؟

بله. اولین سوءظن‌هایمان نسبت به کسانی است که در این فتنه بد عمل کردند. اینها در فتنه‌های آینده یا کماکان بد عمل خواهند کرد یا به‌نوعی محور خواهند شد و یا تقویت‌کننده فتنه‌های بعدی خواهند بود.

این موضوع با بحث قبلی در خصوص اسلام امریکایی نسبتی دارد؟

یقیناً همین‌طور است. در مقابل ولایت می‌توانیم از دو اصطلاح استفاده کنیم؛ نیروهای ضد‌ولایت و نیروهای غیرولایی. در بحران‌ها و توفان‌ها به‌تدریج از تعداد نیروهای غیرولایی کم می‌شود و یا به نیروهای ولایی می‌پیوندند یا نیروهای ضدولایی. این امر یکی از راه‌های پیش‌بینی اتفاقات آینده است. حتی در کنار نیروهای ولایی می‌توان اصطلاح دیگری به نام نیروهای نیمه‌ولایی آورد که اینها هم به مرور زمان یا به نیروهای ولایی می‌پیوندند یا غیرولایی. در صورتی که به نیروهای غیرولایی پیوستند، به‌خودی خود کمکی برای نیروهای ضدولایی خواهند شد. به این ترتیب این ریزش‌ها و پالایش‌ها ادامه دارد تا ما به یک جامعه ولایی خالص برسیم و بتوانیم خود را به منصه ظهور برسانیم.

در دسته‌بندی که راجع به اسلام امریکایی مطرح کردید، آیا متحجرین را از یک طرف و التقاطیون و روشنفکران غرب‌زده را از طرف دیگر در شرایط کنونی کشور واجد مصادیق خاص می‏دانید؟

دقیقاً همین‌طور است، منتها هرچه جلوتر می‌رویم شناسایی اینها دشوارتر می‌شود، چون فاصله‌شان با اصل مسیر نظام چندان زیاد نیست که به‌سادگی شناسایی شوند. شما دلیل عرض بنده را که اسلام امریکایی شامل طیفی از دو گروهی است که اشاره کردم و مبنای ریزش‌هایی است که در صحبت‌های حضرت امام(ره) هم به‌عنوان تمایز اسلام ناب محمدی و اسلام امریکایی بیان شده است، می‌توانید در فتنه 88 ببینید.

کسانی پشت سر فتنه 88 آمدند که از هر دو طیف بودند، منتها درصد حمایت‌شان فرق می‌کرد. این فتنه بارها و بارها سعی کرد خود را به بخش‌هایی از حوزه امیدوار کند. اینها اگر چه روشنفکران غرب‌زده و لیبرال‌مسلک باشند، ولی همیشه می‌توانند روی کمک متحجرین حساب کنند. ضمن اینکه آنها در این فتنه به‌طور کلی از حوزه علمیه ناامید شدند. در حوزه‌های علمیه جریان متحجرین را جریان ضعیفی می‌دانیم تا در چنین بحران‌هایی دچار ریزش‌های شدید شود، ولی نگاه آنها بسیار جالب است. یادم هست ادبیاتی که در مناظرات سیاسی انتخابات اخیر استفاده می‌شد، تأثیرگرفته از ادبیات آنها بود.

مگر متحجرین چه می‌کردند؟

به برخی از احکام و ظواهر اسلامی می‌پرداختند و مسائل کلی نظام را در نظر نمی‌گرفتند، در حقیقت اولویت‌بندی‌هایشان دچار خدشه بود. از یک طرف می‌دیدید که اینها بدون آنکه دروغ بگویند سخنانی همچون «قال‌الصادق(ع)» می‌گویند و از طرفی جنایت‌های عظیم‌شان را در ضدیت با اصل اسلام و نظام که همان ولایت است، به فراموشی می‌سپارند. در حقیقت در متن فتنه هم همین اتفاق می‌افتاد.

متحجرین چه کسانی هستند؟

لازم نیست حتماً کسی در گروه خاصی قرار بگیرد تا بگوییم جزو متحجرین است. وقتی شخصی کشته شدن یکی دو نفر را پیراهن عثمان می‌کند و آن را علامت ظلم نظام جمهوری اسلامی تلقی و همه بی‌عدالتی‌ها و بی‌انصافی‌های طیف خود را فراموش می‌کند، این نوعی برخورد متحجرانه است.

آیا می‌توان گفت ریشه فتنه اکنون به‌عنوان یک کار ویژه جدید و مشخص روی طیف متحجران برای ایجاد حساسیت حساب باز کرده است؟

در آینده نقش‌آفرینی بیشتری از این طیف خواهیم دید. یکی از اهداف عمده دشمن همین نقطه است. دلایل زیادی هم وجود دارد که فتنه‌های آخرالزمان بیشتر از این طیف باشند.

یعنی کسانی که خود را مقید و پا به رکاب می‌دانند؟

بله. در روایات ما آمده است که ریشه‌های برخی از فتنه‌های آخرالزمان در خانه‌های کسانی است که خود را اهل علم دین می‌دانند. دیگر اینکه پشتیبانی، کمک و تغذیه نظری جریان‌های لیبرالی و غربزده که گرفتار جنگ‌های لیبرالیستی است، دشوار شده است. به این دلیل که تمدن و نظریه غرب رو به فروپاشی و در حال شکست خوردن است و در جهان، دموکراسی حرفی برای گفتن ندارد. بنابراین دشمنان انقلاب اسلامی در آینده هرچه بیشتر به‌جای برخوردهای روشنفکرانه به سبک برخوردهای متحجرانه با انقلاب روی می‌آورند.

در حال حاضر در فضایی هستیم که همه خود را ولایتمدار و انقلابی می‌دانند. اگر قبلاً در بازه زمانی دوم خرداد خیلی از مواضع علنی بود و نقطه جدال مشخص بود، الان احساس می‌شود که در ظاهر حداقل همه اعتراف و اذعان دارند که ما ولایتمدار هستیم و حتی طرف مقابل را متهم می‌کنند که شما کمتر ولایتمدارید! به نظر شما این شرایط خوب است یا بد؟

قبل از هر چیز باید بگویم، شرایط جدید مایه مسرّت است، چون نشان می‌دهد با گذشت سه دهه از انقلاب پایه‌های ولایت که رکن رکین انقلاب اسلامی است، محکم‌تر شده است. مخالفین آن هم نمی‌توانند علناً علیه ولایت حرفی بزنند و مشخص می‌شود در درگیری‌های گذشته چه جریان فکری پیروز شده است. از این به بعد هم همین‌طوری خواهد بود.

در واقع نفاق دائماً پیچیده‌تر و مشکلات در میان مدعیان بیشتر دیده می‌شود و هیچ‌کس دست از ادعای طرفداری از ولایت برنخواهد داشت. ضمن اینکه حاکی از این است که در آینده در هر منازعه‌ای جریان اصیل ولایت پیروز خواهد شد.

نکته دیگر اینکه، تئوری و تفکر دیگری جایگزین ولایت یا مقابل آن قدرت عرض‌اندام ندارد که کسی بخواهد زیر چتر آن برود و برضدّ ولایت فعالیت کند. درست است که منافقین از کفار بدترند، ولی وقتی نفاق شدت می‌یابد نشانه این است که حاکمیت ایمان بیشتر شده است. ما باید از این دوران عبور کنیم، نباید به گذشته برگردیم. می‌بایست در آینده در جامعه بحث‌های بیشتری کنیم تا روشن شود ولایتمدار حقیقی کیست.

یعنی این شرایط باب نفاق را هم در کشور می‏گشاید؟

بالاخره خاصیت دین همین است. وقتی پیامبر گرامی اسلام دین را در مدینه حاکم کرد، نفاق پدید آمد. از صدر اسلام تاکنون جامعه اسلامی با پدیده نفاق برخورد می‌کرده و هر زمانی که دیانت آن تقویت شده و به‌دلیل اسلامی‌بودن قدرت بیشتری پیدا کرده است، در مقابل آن نفاق هم قدرت بیشتری یافته است.

با این حساب شما خطر نفاق را جدی‌تر می‌دانید؟

اکنون با نفاق مدرن، یعنی با جلوه‌های جدیدی از نفاق مواجهیم. در دوره‌ای به سازمان مجاهدین خلق نفاق گفته می‌شد، ولی در حال حاضر و در آینده با پدیده‌های نوظهوری از نفاق روبه‌رو خواهیم بود که شناسایی و پالایش خواهند شد تا به جامعه به دور از نفاق امام‌زمان(عج) برسد که فرمود: «تذل بها النفاق و اهله».

به تعبیر دیگری می‌توانیم جریان پالایش را جریان نفاق‌زدایی از جامعه بدانیم. ضمن اینکه پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «فتنه‌های آخرالزمان منافقین را رسوا می‌کند.» لذا باید آمادگی جامعه را برای هر نوع رفتار و گفتار منافقانه بالا ببریم. نفاق را آن‌قدر سخت نکنیم که در صدر اسلام کسی جز طلحه و زبیر عضو این گروه نشود یا در ابتدای انقلاب جز سازمان مجاهدین خلق کسی متهم به این ارگان نشود. هر چند ما باید در بررسی این مسئله که چه کسانی می‌توانند مصداق نفاق باشند، آداب اسلامی را رعایت کنیم که این کار را مشکل می‌کند.

نباید هر کسی را به سهولت متهم کرد، ولی بیش از پیش باید رفتارها و گفتارهای منافقانه را شناخت. تبیین عنوان نفاق در فضای کنونی قدری برای احزاب سیاسی سخت است. اساساً راه برخورد با نفاق راه کریمانه و مؤدبانه است و نفاق با سعه‌‌صدر و روشنگری در مبانی و تبیین نوع رفتارهای منافقانه از بین می‌رود، نه با درگیری با شخص منافق. البته وقتی جامعه بصیرت یافت، طبیعتاً با شخص منافق درگیر می‌شود که ایرادی ندارد، ولی در مجموع کار بسیار دشواری است.

آیا می‌توانیم بگوییم منافقان علاقه زیادی به ژست اعتدال‌گرایی دارند؟

بله. نه‌تنها ژست اعتدال‌گرایی بلکه اعتدال بین حق و باطل، چون اعتدال در مسیر حق درست است. آنها به بهانه اعتدال بین حق و باطل اعتدال پیدا می‌کنند.

مواجهه با نفاق و چالش‏های بعدی انقلاب چه الزاماتی دارد؟

ما باید جامعه‌مان را بسیار بانشاط پیش ببریم. در متن این فتنه‌‌ها نشاط خود و جامعه‌مان را حفظ کنیم و اجازه ندهیم افرادی این فتنه‌ها را در متن جامعه به بحران‌های لاینحلی تبدیل کنند که موجب افسردگی روح مردم شود. واقعیت هم گویای همین مطلب است. اصلاح‌طلبانی که در دوران دولت دوم خرداد بزرگ‌ترین بحران‌ها را برای کشور ایجاد کردند، در سراسر کشور چند نفر بودند؟ وقتی کنار می‌رفتند، فکر می‌کردند چه فاجعه‌ای در کشور رخ می‌دهد، ولی دیدیم آب از آب تکان نخورد و موتور جامعه بهتر و سریع‌تر از گذشته حرکت کرد.

ضمن اینکه شاهد این قضیه هستند که همه چیز بدون حضور آنها بخوبی و بهتر از گذشته پیش می‌رود. گاهی اوقات در دلشان می‌گویند ما اشتباه کردیم و این کارها را نکردیم و نه‌تنها نباید ترسید، بلکه باید با نشاط با آنها برخورد کرد. همان‌طور که دستور پیغمبراکرم(ص) است: «لا تکره الفتنه فی آخرالزمان» از فتنه‌های آخر زمان ناراحت نباشید. فتنه‌های آخر زمان با فتنه‌های صدر اسلام که هر کدام منجر به شهادت یک امام و عقب افتادن پیروزی جامعه ولایی تا قرن‌ها می‌شد، خیلی فرق دارد.

پالایش‌هایی که از آن صحبت کردیم چه نسبتی با ظهور دارد؟

تصورم این است که ما در آخر زمان قرار داریم و نباید هیچ‌گاه قواعد ظهور را فراموش کنیم و باید کاملاً متوجه آنها باشیم.


بازخوانی مواضع علی عباسپور تهرانی
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، میر حسین موسوی ، اصولگرایی
مواضع خلاف نظام از خاتمی ندیدم/ تک رأی به موسوی برای دانشگاه آزاد
در فاصله هفت ماه مانده تا انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی، جریان اصولگرایی در تلاش است تا ساز و کاری را برای وحدت و حضور در انتخابات حول این محور بیابد. جلسات سال گذشته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران در نهایت منجر به نگارش منشور 12 بندی اصولگرایی شد.

به گزارش رجانیوز، در بند یازدهم از این منشور بر "موضع‌گیری صریح در برابر دشمنان و فتنه‌ها" تأکید شده بود و مجموعه جریان اصولگرایی نیز معتقد است که فتنه 88 یک آزمون و غربال کم‌نظیر در طول تاریخ انقلاب بود و این آزمون باید کارکردی مشابه یک فرقان و جداکننده را داشته باشد، یعنی همان‌طور که فتنه 88 در تاریخ انقلاب جداکننده است و این تاریخ مشابه مقاطعی مانند دفاع مقدس، به مقطع قبل و بعد از آن قابل تقسیم است، رفتار و مواضع جریان‌ها و افراد نیز قابل ارزیابی با همین محک است.

در این زمینه، به نظر می‌رسد افرادی که امتحان خوبی در جریان فتنه پس ندادند و جزو ساکتین یا کسانی بودند که کلی و دوپهلوگویی می‌کردند، نه تنها نباید در مرکزیت تصمیم‌گیری برای مجموعه اصولگرایی باشند بلکه حتی نباید در لیست اصولگرایان قرار بگیرند.

در این زمینه، همانطور که رجانیوز پیش از این در گزارشی به بازخوانی مواضع محمدرضا باهنر و حمیدرضا کاتوزیان پرداخت، در گزارش زیر نیز به منظور تأکید بر اصول و چارچوب‌های وحدت که از اصل آن مهم‌تر است، مواضع علی عباسپور تهرانی نماینده تهران در مجلس هشتم را پیرامون فتنه 88 بازخوانی می کند. به‌ویژه که وی امروز در گفت‌وگویی از انحراف‌های جبهه پایداری سخن گفته، بنابراین،‌ بر اساس موارد زیر شاید شفاف شود که چه کسی مواضع انحرافی دارد.

اولین موضع گیری پس از 63 روز؛ دوپهلو و مبهم/ سکوت مطلق در مورد عملکرد سران فتنه و انتقاد تفصیلی از دولت

علی عباسپور تهرانی، فردی که عملکردش پس از انتخابات و فتنه 88 نشان داد بهترین لقب برای وی "مرد سکوت" است، سرانجام 63 روز پس از 22 خرداد 88 و در برهه ای که اوج حملات ضد انقلاب به اصل نظام و ولایت فقیه صورت می‌گرفت، روزه سکوت خود را شکست و در 5 مرداد 88 در جمع اصناف و بازاریان در مسجد امام(ره) بازار تهران گفت: با توجه به اقتدار بالایی که ایران در صحنه‌های بین المللی دارد، تلاش بیگانگان بر این است تا به این مسئله چه از بعد سیاسی یا اقتصادی و یا بین المللی خدشه‌ای وارد شود و نمونه آن مسئله حقوق بشر است که در این روزهای اخیر مطرح کرده اند.

اما وی بلافاصله ترجیح داد پیکان حملات خود را متوجه دولت و جریان فرعی مشایی کند:

در ابتدای حرکت دولت دهم، متاسفانه شاهد یک انتخاب غلط بودیم زیرا آقای مشایی با توجه به خصوصیاتی که دارند در مجلس شورای اسلامی دارای مقبولیت نبودند که در نهایت با توجه به بحث‌های مطرح شده ظرف یک هفته اخیرمقام معظم رهبری با درایت هرچه تمام‌تر حکم برکناری ایشان را صادر کردند.

وی با بیان اینکه بحث اصلی بر سر این است که باتوجه به اینکه حداکثر بیست روز تا پایان دولت نهم باقی مانده آقای رئیس جمهور با چه دیدگاهی اقدام به این مسائل نمودند زیرا عمر 20 روزه یک کشور وقت کمی نیست که یک وزارتخانه با سرپرست 20 روزه اداره شود و سه وزیر دیگر با دلسردی مشغول باشند.

عباسپور تاکید کرد: در قانون اساسی ذکر شده که اگر نصف بعلاوه یک وزیران یک کابینه به هر دلیلی برکنار و عزل شوند آن کابینه وجاهت قانونی ندارد و باید دوباره از مجلس رای اعتماد بگیرد، به همین دلیل بود که مجلس استیضاح بعضی از وزرا را با میانجگری هیئت رئیسه مجلس به تعویق و یا کنسل نمود زیرا کابینه از وجاهت قانونی ساقط می‌شد.

این فعال اصولگرا با طرح سوالی مبنی بر اینکه آیا رئیس جمهور مشاوری ندارد که این مورد را به ایشان گوشزد نمایند؟، ابراز داشت: ما انتظار نداریم کسی را که مقام معظم رهبری چنین نظری در رابطه با ایشان دارد بعنوان ریاست دفتر رئیس جمهور که یکی از پستهای مهم میباشد انتخاب شود.

این نماینده مجلس تاکید کرد: در دولت نهم 10 وزیر از 21 وزیر دولت توسط شخص رئیس جمهور عزل شدند که اگر بخواهیم نمره ای به آن بدهیم بین 10 تا 11 میباشد.

نباید فضای دانشگاه را امنیتی کرد/ وزارت علوم پاسدار حرمت دانشگاهیان باشد

اما عباسپور که از روز آغاز فتنه 88 تا ابتدای مهرماه تنها یک‌بار موضع گیری کرده بود و طی آن نیز دولت را مورد حمله قرار داده بود، 7 مهرماه 88 در نطق میان دستور خود در مجلس گفت: باید از ایجاد فضای امنیتی در دانشگاه خودداری شود و و دانشگاه را باید به دست دانشگاهیان سپرد و نظارت نیز باید با هماهنگی و از طریق وزارت علوم صورت بگیرد نه از طریق ارکان دیگر.

عباسپور اضافه کرد: وزارت علوم باید پاسدار حرمت دانشگاهیان باشد و با مدیریت فرهنگی صحیح فضای با نشاط سیاسی را جهت آزاد اندیشی در دانشگاه‌ها فراهم کند.

وی با بیان اینکه احزاب و جناح‌های سیاسی نباید محیط دانشگاه را بستری برای فعالیت‌های خود کنند، تصریح کرد: دانشگاهیان نیز نباید اجازه دهند جریانات سیاسی از آنها استفاده ابزاری کنند، چراکه یک دانشگاهی متعهد آزاد می‌اندیشید و آزاد تصمیم می‌گیرد و جز مصلحت نظام و مردم موضوع دیگری را مدنظر قرار نمی‌دهد.

رسایی: برای انتخاب هیات موسس دانشگاه آزاد فقط عباسپور به موسوی رای داد
عباسپور: به موسوی رای دادم تا فضای بسته شورایعالی انقلاب فرهنگی را بشکنم!

عباسپور در این شرایط، با دو موضع گیری کلی و مبهم در طول فتنه 88 نشان داد، سکوت را بر هر چیز دیگر ترجیح می دهد.

اما عملکرد وی در سال 89 نیز تعریف چندانی نداشت تا جایی که به علت حمایت های همه جانبه وی از عبدالله جاسبی و تشکیلات دانشگاه آزاد در مجلس هشتم، وی به عنوان نماینده دانشگاه آزاد در مجلس در میان بسیاری از نخبگان سیاسی شهرت یافت.

از این رو، حمید رسایی نماینده مردم تهران 2 خرداد 89 در این زمینه گفت: در جلسه شورایعالی انقلاب فرهنگی در زمان رأی‌گیری برای اعضای جدید هیات موسس دانشگاه آزاد، آقای موسوی تنها یک رأی آورد و آقای عباسپور تنها کسی است که به او رأی می‌دهد.
 
رسایی با اشاره به جلسه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی گفت: با وجود اینکه برخی از آقایان اصلاح‌طلب مثل آقای عارف و مابقی افراد هم در این جلسه حضور داشتند اما هیچ کدام از آنها به دلیل عملکرد بد و غلط آقای موسوی که دیگر آبرو برای کسی نگذاشته، حاضر نشدند به او رأی دهند و آقای عباسپور تنها کسی است که به او رأی داد.

وی تصریح کرد: این مساله را بنده در جلسه علنی گفتم، آقای عباسپور بعد از رأی گیری به من مراجعه کرد و گفت: «علت اینکه بنده در جلسه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به آقای موسوی رأی دادم، این بود که می‌خواستم فضای بسته شورایعالی انقلاب فرهنگی را بشکنم، چون این فضا به شکلی ساخته شده بود که کسی نمی‌توانست به موسوی رای دهد.»

وی ادامه داد: من به ایشان گفتم «این عذر شما بدتر از گناه است و به ایشان تأکید کردم که این فضای بسته را شورای‌عالی انقلاب فرهنگی نساخته، بلکه عملکرد بد موسوی و نفرتی که نسبت به موسوی در جامعه ساخته شده، باعث به وجود آمدن این جو شده است.»

عباسپور در ادامه در گفت‌وگو با فارس به دلیل دیگری برای رای خود به موسوی اشاره کرد و با بیان اینکه اعتراض من به عمل نکردن شورایعالی انقلاب فرهنگی به قوانین داخلی بود، در پاسخ به این سوال که آیا موسوی را واجد شرایط برای ادامه ریاست بر فرهنگستان هنر می‌دانید؟ اظهار کرد: موسوی را واجد شرایط برای ادامه ریاست بر فرهنگستان هنر نمی‌دانم بلکه اعتراض من به نحوه رای‌گیری بود.

چتر اصولگرایی گسترده شود!

اما عباسپور در سال 89 نیر ترجیح داد سکوت خود را ادامه دهد تا جایی که حتی پس از فتنه 25 بهمن نیز که چهره هایی همچون حسن روحانی، علی لاریجانی، محسن رضایی، باقر قالیباف، ناطق نوری و... نیز این فاجعه را محکوم کردند، سکوت خود را نشکست و سرانجام در 19 تیر ماه 90 و درست در روزهایی که به تدریج موضوع انتخابات مجلس نهم داغ می شود، در گفت‌وگو با خبرآنلاین که نزدیک به علی لاریجانی است، با اشاره به در پیش بودن انتخابات مجلس نهم راهکار جلوگیری از دو لیستی شدن اصولگرایان را "گسترده شدن چتر اصولگرایی" دانست و گفت: قطعا چتر اصولگرایی گسترده تر از نام کسانی است که الان به عنوان اصولگرا مطرح هستند.

وی با اشاره به برخی اخبار درباره تشکیل کمیته 15 نفره از اصولگرایان برای تصمیم گیری درباره لیست های انتخاباتی مجلس، افزود: ما هم به دوستان این نکته را منعکس کردیم که این اسامی همه طیف ها را در بر نمی گیرد و باید چتر اصولگرایی گسترده شود.

وی با تاکید بر اینکه رمز پیروزی اصولگرایان وحدت آنان است، تصریح کرد: ما جامعتین را محور اصلی حرکت اصولگرایان می دانیم و معتقدم در کنار این موضوع باید همه طیف‌های اصولگرا مد نظر قرار بگیرند.

عباسپور با بیان اینکه ممکن است تشکلی در مجلس اصولگرا باشد ولی سر و صدای زیادی داشته باشند، اظهار داشت: در عین حال اصولگرایانی هستند که در مجموعه فراکسیون اصولگرایان قرار می گیرند، اما چون سرو صدای ندارند از قلم می افتند، ولی مشخص است که ایده آنها در جامعه نماینده دارد. بنابراین نباید این گونه باشد که ما تشکلی مانند جبهه پیروان خط امام و رهبری را در کنار تشکل هایی قرار دهیم که فقط سرو صدا دارند.

نگرانی عباسپور از وحدت و سهم خواهی اصولگرایان؛ نقطه ضعف 7+8 این است که موتلفه در آن نماینده ندارد!

اما نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم عباسپور را بیش از همیشه رسانه ای کرده است. وی که در کل فتنه 88 دو بار آن هم در مواضعی دو پهلو، اظهار نظر کرده بود، این روزها بیش از همیشه تبدیل به یکی از چهره های خبری گفتگو کننده با سایت نزدیک به رییس مجلس شده است، به گونه ای که تنها 10 روز پس از گفتگوی قبلی خویش پیرامون انتخابات آینده، این بار در 29 تیر 90 و در گفتگو با خبرآنلاین از سهم خواهی انتقاد کرد! و گفت: اگرکمیته 7+8 به سمت سهم خواهی برود، اصولگرایان به نتیجه مطلوبی برای وحدت در بین خود دست نخواهند یافت.

وی افزود: کمیته 7+8 به همان سمتی می رود که کمیته 5+6 در مجلس هشتم به آن سمت رفت و منجر به "سهم خواهی" برخی طیف های اصولگرا شد.

عباسپور با انتقاد از سهمیه بندی موجود در اعضای 8 نفره، ادامه داد: حزب موتلفه اسلامی به عنوان یکی از قدیمی ترین احزاب کشور در این کمیته هیچ نماینده ای ندارد، در حالی که یکی از تشکل های مهم جبهه پیروان خط امام و رهبری است و ما این امر را یکی از نقاط ضعف این کمیته می دانم.

تاکنون مواضع خلاف نظام از خاتمی ندیده ایم!/ طیف گسترده ای از اصلاح طلبان متخصص، عاقل و دلسوزند

وی در 15 مرداد 90 نیز در گفتگو با آریا گفت: طیف گسترده ای از اصلاح طلبان افرادی متخصص، عاقل هستند که در چارچوب نظام حرکت می کنند لذا این گروه قطعا به اصول و چارچوب نظام وانقلاب پایبند هستند از این رو قطعا در انتخابات شرکت می کنند.

وی خاطر نشان کرد: باید زمینه حضور سلایق متعدد را در انتخابات فراهم ساخت تا اصلاح طلبان معتقد به نظام با حضورشان مشارکت سیاسی مردم را افزایش دهند.

وی افزود: البته طیفی ازاصلاح طلبان مطرود جامعه هستند و مردم این افراد را قبول ندارند در واقع همین دسته از اصلاح طلبان هستند که برای شرکت در انتخابات شرط و شروط می گذارند.

این نماینده مجلس تصریح کرد: اصلاح طلبان واقعیت جامعه سیاسی ما هستند لذا این واقعیت را نمی توان انکار کرد بنابراین من معتقدم این طیف سیاسی حتما در انتخابات شرکت می کنند.

نماینده مردم تهران در باره مواضع خاتمی گفت: آقای خاتمی دو دوره رییس جمهور کشور بوده و تا کنون مواضع خلاف نظام از ایشان ملاحظه نکردیم قطعا خاتمی در انتخابات آتی در کنار اصلاح طلبان قرار می گیرد اما اینکه بازهم عنوان لیدراصلاح طلبان را بتواند به دست آورد یا نه بستگی به نظر این طیف دارد.


با انتشار یک نوشته سفارشی
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، جریان فتنه ، اصولگرایی
عصبانیت از بازخوانی تخریب‌ها علیه آیت‌الله مهدوی‌کنی/ سایت متمایل به فتنه نگران وحدت اصولگرایان شد!

در حالی که برخی افراد قصد دارند با سوء استفاده از فاصله گرفتن زمانی با دوره فتنه 88، خود را به جریان اصولگرایی و بعضاً‌ مرکزیت تصمیم‌گیری برای اصولگرایان قالب کنند، رجانیوز اقدام به بازخوانی مواضع این افراد کرد که به‌نظر می‌رسد این گزارش‌ها که صرفاً بازخوانی مواضع در مقطع سرنوشت‌ساز فتنه است، برای آن‌ها گران تمام شده است.

به گزارش رجانیوز، در حالی که پیش از این محمد رضا باهنر تلویحاً به این رویکرد اعتراض کرده و مدعی شده بود که با تعریف جبهه پایداری 20 نفر بیشتر اصولگرا باقی نمی‌مانند، سایت معلق میان توقیف و خبرسازی نیز با انتشار نوشته‌ای سفارشی برای حمیدرضا کاتوزیان که در سلسله گزارش‌های رجانیوز مواضع او نیز بررسی شده بود، سینه‌چاکی کرد.

نکته جالب اینکه سایت منتشر کننده این مطلب که جزو رسانه‌های فعال به نفع فتنه بوده و در این زمینه چند بار توقیف و برخی از گردانندگان آن نیز بازداشت شده‌اند، نگران اصولگرایان شده و این نوشته سفارشی را با عنوان "پروژه اختلاف افکنی در بین اصولگرایان" منتشر کرده است.

در نوشته منتشر شده در سایت معلق میان توقیف و خبرسازی عنوان شده است که رجانیوز توسط چند جوان جویای نام اداره می‌شود و اکثر آنها به دلیل کم‌تجربگی و شور جوانی از بینش عمیق تحلیل مسائل سیاسی کم بهره‌اند.

در عین حال،‌ چون این نوشته به هواخواهی آقای کاتوزیان منتشر شده و وی نیز عضو ستاد انتخاباتی بود که به نام اصولگرایان در حمایت از موسوی جعل شده بود، بد نیست وی فیلم مناظره احمدی‌نژاد- موسوی را بازبینی کند تا متوجه شود که رئیس‌جمهور مطلوب او نام رجانیوز را با چه عصبانیتی مطرح کرد.

نکته قابل توجه دیگر اینکه، سایت مزبور که جزو تخریب‌کنندگان آیت‌الله مهدوی‌کنی در آستانه اجلاسیه خبرگان اسفند ماه گذشته بود، از اینکه رجانیوز این موضوع را نیز در گزارشی یادآوری کرد، آشفته شده و در این نوشته عنوان کرده است: «در جدیدترین حرکت از این پروژه که گویا قرار است به شکل گسترده توسط این سایت  انشعابی از جریان انحرافی پیگیری شود،‌ کوشیده شده با بازخوانی یکجانبه و غیر منصفانه عملکرد ماه‌های اخیر برخی چهره‌های شاخص اصولگرا، خط خبری شکاف در میان اصولگرایان پی گرفته شود. این در حالی است که همزمان با تعریف ظاهری از شخص آیت الله مهدوی کنی، دائما روند مورد نظر ایشان و بزرگان اصولگرا برای وحدت که همان کمیته 8+7 است و از قضا خود این افراد هم به آن راه داده شده اند، با انواع خبرسازی و تحلیل زیر سوال می رود.»

اما در ادامه، نویسنده مطلب سفارشی حرف دل خود را گفته و از اینکه مواضع باهنر و کاتوزیان (که در بالاتر از آن‌ها به ‌عنوان چهره‌های شاخص اصولگرا یاد شده است!) مورد بازخوانی رجانیوز قرار گرفته است، اظهار عصبانیت می‌کند تا معلوم شود که نگرانی در اصل برای اصولگرایان نیست، بلکه برای افرادی از جنس گردانندگان همین سایت است که به اسم اصولگرایی در دوره فتنه در جبهه مقابل بازی کردند.

در این نوشته که اگر کاتوزیان قصد داشت مطلبی به‌عنوان جوابیه بنویسد، با همین ادبیات می‌نوشت(!)، در حالی که یکی از ابهام‌های جدی در مورد مواضع کاتوزیان همراهی او با عوامل کشته‌سازی در ماجرای سعیده پورآقایی است (و در گزارش کمیته سه نفره قوه قضائیه نیز بر این موضوع تصریح شده است)، ادعا شده که وی به‌خاطر وظایف نمایندگی‌اش پیگیر اتفاق‌های کهریزک و کوی سبحان بوده، با این حال، هیچ توضیحی در مورد ماجرای پورآقایی و جوسازی‌های ضدانقلاب داخلی و خارجی داده نشده است.

در بخش دیگری از این سینه‌چاکی سفارشی برای کاتوزیان، به موارد دیگری از انتقادهای رجانیوز واکنش نشان داده شده و با یک فرافکنی آشکار اظهارات کاتوزیان نماینده حامی موسوی در ایام انتخابات مبنی بر درخواست رد صلاحیت احمدی‌نژاد این‌گونه توجیه شده است: «اینکه نماینده‌ای در جایی گفته باشد خط قرمز کشور ولایت فقیه است و شورای نگهبان باید در صلاحیت و کفایت رییس‌جمهور تجدید نظر کند، نمی‌تواند دلیلی بر ناحق بودن او باشد، چرا که  با تحصن خانگی 11 روزه آقای رییس‌جمهور بر همگان ثابت شد که وی ولایت‌پذیری لازم را ندارد و چه بسا اگر برخی مصلحت‌ سنجی‌ها نبود تا به حال کار به برکناری او هم کشیده بود.»

در پایان نوشته سفارشی نیز به بخش دیگری از گزارش رجانیوز که در آن، طفره رفتن کاتوزیان از حضور در برنامه تلویزیونی "دیروز امروز فردا" یادآوری شده بود، اشاره و در حالی که این برنامه نقش مؤثری در روشنگری فتنه داشت، با آسمان ریسمان بافتن، تعبیر از وحید یامین‌پور به "مجری اخراجی که با برنامه‌اش بر طبل اختلاف‌ها کوبید و از نشریه 9 دی سردرآورد که آن‌هم توقیف شد"، سرانجام به این سؤال پاسخ داده نشده است که چرا آقای کاتوزیان نهایتاً حاضر نشد فتنه‌گری‌های جریانی را که وی حامی آن بود، محکوم کند.

به هر حال بهتر بود نویسنده این نوشته سفارشی به‌جای انتشار آن در سایت متمایل به جریان فتنه و اظهار نگرانی برای انشعاب اصولگرایان در این سایت، تریبون دیگری به‌عنوان نمونه سایت خبرآنلاین را انتخاب می‌کرد که به‌طور منظم مصاحبه‌های آقای کاتوزیان را نیز منتشر می‌کند.


گوشه ای ازپایبندی اصلاح طلبان به دموکراسی و آزادی بیان!
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصلاح طلبان ، اصولگرایی ، عوامفریبی

چه کسانی عوامفریبی می کنند؟اصولگرایان یا اصلاح طلبان ؟


دانشجونیوز:به هر حال مهم ترین درسی که باید از 17 مردادماه سال 90 گرفت این که عوامفریبانی که تا دیروز خود را مدافع آزادی و تحمل عقیده مخالف به مردم معرفی می کردند، ماهیت واقعی خود را نمایان ساخته و از نقاب تمدن! خارج شدند/حضور نماینده مردم بوشهردر مراسم تجلیل از خبرنگاران اصلاح طلب
نباید از حضور نماینده مردم بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس شورای اسلامی در این مراسم به راحتی گذشت.

سه شنبه هفته گذشته شورای اسلامی شهر بوشهر طی مراسمی از 25 خبرنگار پیشکسوت! استان بوشهر قدردانی کرد.

در حالی که شورای اسلامی شهر بوشهر با تأسی از رهبران خود در مرکز، اصولگرایان را متهم به تنگ نظری و تنگ کردن دایره خودی ها می کنند، اعضاء این شورا نیز در روز خبرنگار با دعوت از 25 خبرنگار پیشکسوت! خودی در استان از آنان تقدیر کرده و بدین طریق پایبندی خود به دموکراسی و آزادی بیان! را نشان دادند.


این رفتار شورای بوشهر از این جهت نکوهیده است که اعضاء تحول خواه و متمدن! آن بارها و بارها اصولگرایان را به تحجر و سرکوب مخالفین و خود را سردمدار آزادی به خصوص آزادی بیان و مطبوعات معرفی کردند.


دعوت از پیشکسوتان عرصه مطبوعات! در حالی توسط شورای اسلامی شهر بوشهر صورت گرفت که بخش اعظمی از خبرنگاران استان بوشهر عضو خانه مطبوعات استان بوده و لازم بود شورای شهر که خود را نماینده همه شهروندان و پارلمان شهر بوشهر دانسته از پیشکسوتان اصولگرا نیز تجلیل کند.


شاید تذکر این نکته به اعضاء متمدن! شورای اسلامی شهر بوشهر لازم باشد که همین اصولگرایان باصطلاح متحجر! شما در استانداری و اداره کل ارشاد اسلامی استان از تمامی خبرنگاران و از هر دو طیف سیاسی جهت تجلیل دعوت بعمل آورده و از آنان به هر نحو قدردانی کردند.


البته این رفتار شورای بوشهر به اینجا ختم نشد و شهرداری این شهر نیز در روز پنج شنبه، طی مراسمی در خانه معلم از خبرنگاران اصلاح طلب استان قدردانی کرد.


هدف از این نوشتار حضور یا عدم حضور خبرنگاران اصولگرا در این دو مراسم نیست بلکه چیزی که مهم است عیان شدن چهره کسانی است که مکرراً دولت حاکم را محکوم به فریبکاری و خود را مبری از آن و حامی آزادی بیان می دانند.


به راستی اگر این اصلاح طلبان مدرن و متمدن! حامی آزادی مطبوعات بوده و وجود مخالفین خود را تحمل می کردند، آیا باز هم اتفاق روز سه شنبه در روز پنج شنبه هم تکرار می شد؟


اگر شورای اصلاح طلب بوشهر که مکرراً دم از نمایندگی آحاد مردم این شهر می زند به شعارهای خود اندکی پایبند بود بازهم قشر عظیمی از خبرنگاران طیف دیگر سیاسی را نادیده می گرفت؟


آیا به نظر شورای اسلامی شهر بوشهر خبرنگاران اصولگرا از شهروندان این شهر جدا بوده و یا این که اعضاء محترم به دلیل اختلاف نظر و عقیده، این خبرنگاران را نامحرم می دانستند؟


البته نباید از حضور نماینده مردم بوشهر، گناوه و دیلم در مراسم تجلیل از خبرنگاران اصلاح طلب در خانه معلم نیز به راحتی گذشت.


غلامعلی میگلی نژاد که در فراکسیون اصولگرایان مجلس ثبت نام کرده و به عضویت این فراکسیون درآمده، با حضورش در این مراسم و عدم حضورش در دو مراسمی که استانداری و اداره کل ارشاد اسلامی استان برگزار کرده بودند عملاً وفاداری خود به طیف اصلاح طلبان را نشان داد.


عدم حضور این نماینده در مراسم استانداری و ارشاد و عدم تجلیل وی از هر دو طیف خبرنگاران این گمانه را تقویت می کند که میگلی نژاد درصدد جلب آرای اصلاح طلبان بوشهری در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی بوده و برای نماینده بوشهر، گناوه و دیلم پیروزی در انتخابات مجلس به هر قیمتی ارزشمند تر از بسیاری مسایل است.


به هر حال مهم ترین درسی که باید از 17 مردادماه سال 90 گرفت این که عوامفریبانی که تا دیروز خود را مدافع آزادی و تحمل عقیده مخالف به مردم معرفی می کردند، ماهیت واقعی خود را نمایان ساخته و از نقاب تمدن! خارج شدند.


حال قضاوت با مردم، امیدواریم که این روز بزرگ، برای همیشه در اذهان شهروندان بوشهری باقی مانده و به شعارهای زیبا و عوامفریبانه عده ای دل خوش نکنند.



بررسی شاخصه های انحراف از جریان اصیل اصولگرائی؛
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، جریان انحرافی ، سکولاریسم

سکولاریسم، بزرگترین تهدید جریان اصولگرائی

دانشجونیوز: با توجه به نزدیک شدن به زمان نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی اشخاص و جریانات سیاسی در صدد جلب اعتماد مرام و منشی انقلابی با نام اصولگرائی هستند تا در بزنگاه انتخابات بتوانند از ظرفیت بالای اعتماد مردم به این جریان (البته از نوع اصیل آن) استفاده نمایند.

طرح بحث پسندیده ی وحدت اصولگرایان ضرورتی اجتناب ناپذیر برای حفظ ارزشهای اسلامی و انقلابی است که از سوئی همدلی و همراهی یاران با وفای انقلاب را می طلبد و از سوی دیگر هوشیاری مردم شریف نسبت به تشخیص ناخالصی های جریان اصولگرائی را.

تامل در اصولگرایی و ارزش های این مرام سیاسی، این تعریف را به ذهن متبادر می سازد که  اصولگرایی یعنی، اعتزاز به اسلام، اجتناب از هواهاى نفس، عدالتخواهى و عدالت‏گسترى، فسادستیزى، ساده‏ زیستى و مردم‏گرایى، تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور، خردگرایى و تدبیر و حکمت در تصمیم‏گیرى و عمل. پس با احتساب چنین شاخصه هائی اصول گرایی یک حزب یا جریان خاص سیاسی نیست بلکه یک مرام و مسلک است که مقام معظم رهبری ضمن تاکید بر منش و مرام بودن اصول گرایی، شاخصه های چند گانه ای(1) را برای آن ذکر کرده اند.

یکی از مهمترین شاخصه های انحراف از اصولگرئی، میزان ارزش گذاری بر اساس مبانی تفکر غربی در جامعه دینی است.  - در همین رابطه، رهبر معظم انقلاب با تبیین مولفه های اصولگرائی، یکی از مهمترین این مولفه ها را (اعتزاز به اسلام) می دانند (2) - صاحبان این نگرش در واقع همان سکولارهای اصولگرا هستند که بزرگ ترین ضربه را به نهاد آرمانی اصولگرائی وارد خواهند ساخت. بزرگترین آسیب این تفکر، شکاف در جریان اصیل اصولگرایی ایجاد تضاد بر محور تفکر سکولاریسم است، یعنی اصولگرایانی که هم تمدن مادی غربی را پذیرفته اند و هم در جبهه اسلام و انقلاب قرار دارند. که در نهایت در دل تفکر سکولاریسم حل خواهند شد.


دقت به این نکته ضروری است که جمع بین اسلام و سکولاریسم هرگز اتفاق نمی‌افتد و این موضوع را اندیشمندان سکولار در غرب به خوبی دریافته اند. از همین رو در صددند تا با به حاشیه راندن تفکر تمدنی اسلام که انقلاب اسلامی برخواسته از این تفکر است، تفکر سکولاریسم را در ملت ایران و دیگر ملتهای اسلامی حاکم نمایند. و این مطلوبِ سران استکباری غرب است، زیرا جامعه ای که ایدئولوژی و تفکر تمدنی اش از شئون اجتماعی و سیاسی حذف گردیده و ارزشها و مناسب دینی، فرهنگی و اخلاقی اش به حاشیه رفته است، هیچ هویتی از خود نداشته و جامعه ای با ساختارهای مادی برگرفته از تمدن منحط غرب تشکیل می گردد.

سکولاریسم و تفکر مادی با معرفی اسلام بعنوان یک خرده فرهنگ سعی دارد تا فرهنگ اسلامی را در فرهنگ  و تمدن مادی خود حل کند و برای بدست آوردن این مطلوب به ابزار پرورش و آموزش مسلمانان سکولار و شبکه سازی در میان آنان نیاز دارد. شکاف موجود میان اصولگرایان ناشی از همین امر است که بخشی از بدنه اصولگرائی پرورش یافته همین مکتب می باشند که این موضوع به نا کارآمدی علوم انسانی غربی در تامین نیازهای جامعه اسلامی بر می گردد که بارها مورد تاکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است. این دسته بر اساس آموزش های آکادمیک در محیط دانشگاه و ایجاد تعلقات فکری به تمدن مادی، به مبانی غربی برای اداره کشور اعتقاد داشته و در عمل مبانی اسلامی را در مدل اداره حکومت ناکارآمد می دانند.

بنابراین تعاریف، این دسته از اصولگرایان همان مروجان و حامیان اسلام سازشکار هستند که در تضاد نظری با مبانی فکری و تمدنی بنیانگذار کبیر انقلاب و رهبری معظم قرار دارند و اثرات حاکمیت این تفکر بر جامعه در دانشگاه و لایه های مدیریتی سازمان ها و نهاد های دولتی و همچنین حوزه های موثری چون هنر، سینما، موسیقی و حتی لایه هایی از مدیران و سازندگان رسانه ملی، مشهود می باشد که بی شک تاثیر گذار بر افکار عمومی خواهد بود.

بی شک ورود صاحبان چنین تفکری و یا به تعبیر دیگر "جریان انحرافی اصولگرائی" ضربه ای عظیم به دست آورد های اخیر ملت ایران و جریان اصیل اصولگرائیِ برخواسته از اراده و عظم انقلابی ملت شریف ایران، که در انتخابات های گذشته بدست آمد و انشاءالله در انتخابات پیش رو بدست می آید، خواهد زد، و این مهم محقق نخواهد شد مگر با توجه خاص یاران اصیل انقلاب و سربازان ولایت فقیه، انشاءالله.

در پایان بخش هائی از سخنان ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای (حفظه الله) که همیشه راهگشای تمامی مشکلات بوده، می آید:

مردم، تشنه‏ى عدالت، تشنه‏ى مبارزه با فساد و تشنه‏ى تمسک به اصول انقلاب بودند، که وقتى دیدند یک نفر صادقانه این شعارها را سر دست گرفته و مطرح میکند، حول محور او جمع شدند؛ خود این نعمت بزرگى است که این تفکر به صورت یک گفتمان مسلط در جامعه درآمد و همچنان ادامه دارد... (1385/06/06)

نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور، اسلام ناب را آنچنان که از کتاب و سنت درک می شود برای ذهنهای مشتاق داخل و خارج از کشور بازگو کنند.نباید برخی افراد به علت احساس حقارت یا شیفتگی در مقابل غرب، احکام و مبانی اسلام را با دیدگاههای غربی منطبق کنند. (14/3/1386)

جوانهاى ما، اهل فکر ما، اهل فرهنگ ما تأمل کنند؛ مسئولین کشور به سمت سیاستهاى اسلامى حرکت کنند. اینى که یا مسئولان ما، یا در دوره‌هاى انتخابات مثل وضع کنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه دیگران حرفهاى غربى‌ها را تکرار کنند، این هیچ امتیازى محسوب نمیشود. امتیاز این نیست که ما آن چیزى را بگوئیم که غرب مى‌پسندد. اینها کسانى‌اند که با فکر ایرانى، فکر اسلامى، هویت اسلامى و ایرانى مخالفند. خدا را سپاس میگوئیم که ملت ایران آن رشد و آگاهى لازم را به دست آورد تا توانست بر این همه موانع فائق بیاید. ( 1388/02/26)

تقلید، رایج شدن و پیشرفت تقلید، پیشرفت نیست. وابسته کردن اقتصاد، تقلیدى کردن علم، ترجمه گرایى در دانشگاه؛ که هر چه که آن طرف مرزها، مرزهاى غربى و کشورهاى اروپایى، گفته‌اند، ما همان را ترجمه کنیم و اگر کسى حرف زد، بگویند مخالف علم حرف مى‌زند؛ پیشرفت نیست و ما این را پیشرفت نمى‌دانیم .( 1385/08/18)

اینکه بنده درباره‌ى علوم انسانى در دانشگاه‌ها و خطر این دانشهاى ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه‌ها، هم به مسئولان - به خاطر همین است. این علوم انسانى‌اى که امروز رائج است، محتواهائى دارد که ماهیتاً معارض و مخالف با حرکت اسلامى و نظام اسلامى است؛ متکى بر جهان‌بینى دیگرى است؛ حرف دیگرى دارد، هدف دیگرى دارد. وقتى اینها رائج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت میشوند؛ همین مدیران مى‌آیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد کشور، در رأس مسائل سیاسى داخلى، خارجى، امنیت، غیره و غیره قرار میگیرند. (1389/07/29)

...................................

پی نوشت:

1). بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس جمهور و اعضای محترم دولت در تاریخ (1385/06/06)

2). «اعتزاز به اسلام» یکى دیگر از شاخصه‏هاى اصولگرایى است. ما در دورانِ این بیست‏وهفت سال، بعضى از مسئولان نظام اسلامى را دیده بودیم که خجالت میکشیدند یک حکم اسلامى یا یک جهتگیرى اسلامى را صریحاً بر زبان بیاورند؛ نه، ما طلبگاریم. من بارها گفته‏ام، در قضیه‏ى «زن»، ما پاسخگوى غرب نیستیم، غرب باید پاسخگوى ما باشد؛ ما هستیم که سؤال مطرح میکنیم. در زمینه‏ى حقوق‏بشر، ماییم که طلبگار مدعیان منافق و دو روى حقوق‏بشر هستیم. بنابراین به اسلام اعتزاز داشته باشید. آنچه را که اسلام به ما آموخته، اگر ما درست یاد گرفته باشیم و دچار کج‏فکرى و انحراف و غلط فهمى نشده باشیم، چیزى است که باید به آن افتخار کنیم. 


نگرانی‌مشترک جریان‌ فتنه‌ و خواص‌مردود از نظارت آیت‌الله یزدی بر اصولگرایان
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله یزدی ، اصولگرایی ، جریان فتنه

گروه سیاسی- شنبه شب ضیافت افطار نمایندگان ادوار مجلس برگزار شد و در حالی که علی لاریجانی به‌دلیل آنچه که "کسالت" عنوان شد، به این ضیافت نیامد، باهنر نایب رئیس مجلس در دیدار حاضر شد.

به گزارش رجانیوز، بر اساس خبری که از این دیدار منتشر شده و علی‌رغم گذشت یک روز، باهنر نیز آن را تکذیب نکرده و در روزنامه‌ها نیز بازتاب زیادی داشته است، تعدادی از نمایندگان ادوار اصلاح‌طلبان نسبت به مواضع آیت‌الله یزدی که عضو شورای نگهبان است نیز انتقاداتی را مطرح کردند که باهنر در پاسخ گفت که "بعضی از انتقادات مطرح شده کم‌وبیش وارد است".

فضاسازی در مورد فعالیت‌های آیت‌الله یزدی در کمیته اصولگرایان در ذیل پروژه تشکیک در سلامت انتخابات مطرح می‌شود،‌ به‌طوری که جریان نزدیک به فتنه که عوامل آن هنوز در برخی از رسانه‌های کشور وجود دارند، تلاش می‌کند که هر قرینه‌ای را که بتواند به ادعای تشکیک کمک کند، برجسته سازد.

هفته گذشته در نشست خبری سخنگوی شورای نگهبان نیز در چارچوب همین ادعا، بحث حضور آیت‌الله یزدی در کمیته اصولگرایان به پیش کشیده شد و کدخدایی در واکنش به برخی اظهارات چهره های اصلاح‌طلب در مورد تضمین سلامت انتخابات و این که آیا شورای نگهبان این سلامت را تضمین خواهد کرد، گفت: «شورای نگهبان بر اساس وظایف قانونی خود عمل می کند، همچنان‎که در انتخابات گذشته نیز چنین کرد. سلامت انتخابات همیشه مطمئن بوده در آینده هم بر این اساس عمل خواهیم کرد.»

در ادامه نیز خبرنگاری از کدخدایی پرسید آیت الله یزدی از اعضای شورای نگهبان در کمیته وحدت اصولگرایان عضو است و این شبهه مطرح است که شورای نگهبان جناحی رفتار می کند که کدخدایی پاسخ داد: «حضرت آیت الله یزدی بر حسب سمتی که در جامعه مدرسین دارد ممکن است اقداماتی به صورت کلی و هماهنگی هایی انجام دهد اما از نظر شخصیت حقوقی که در شورای نگهبان دارند دخالتی در بحث انتخابات نخواهند داشت.»

این اظهارنظر پس از آن مطرح شد که حدود یک ماه قبل نیز سایت خبرآنلاین به فضاسازی در مورد احتمال حضور آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان در کمیته اصولگرایان پرداخت و با انتشار مصاحبه‌ها و گمانه‌زنی، این فضاسازی منفی را تقویت کرد.

اما پس از اعلام منتفی شدن حضور دبیر شورای نگهبان، برخی افراد و جریان‌ها که حضور عنصری مانند آیت‌الله یزدی به‌عنوان رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را با آگاهی از مواضع قاطع و اصولی وی در تبعیت از ولایت فقیه و مرزبندی صریح با جریان‌های اشرافی شکل گرفته از دوره موسوم به سازندگی، تجدیدنظر طلبان دوم خردادی، فتنه‌گران و جریان نفوذی در دولت مغایر با منافع خود می‌دانند و معتقد هستند که با اشراف و نظارت رئیس جامعه مدرسین، خروجی کمیته‌ای که به‌نام اصولگرایان تشکیل شده، آن چیزی نخواهد بود که مورد نظرشان است، دور جدیدی از این فضاسازی‌ها را آغاز کرده‌اند.

این در حالی است که اساساً بانی آن چیزی که امروز به‌عنوان فعالیت اصولگرایان زیر نظر جامعتین خوانده می‌شود، آیت‌الله یزدی بود و بر اساس آنچه‌که در مصاحبه چهار ماه قبل وی اعلام شد، این آیت‌الله یزدی بوده که سال گذشته با دعوت از آیت‌الله مهدوی‌کنی به جلسه جامعه مدرسین، اولین پیگیری‌ها برای وحدت اصولگرایان در انتخابات مجلس کرده است.

آیت‌الله یزدی در این زمینه می‌گوید:

«من در یک فرصتی به محضر آیت الله مهدوی کنی عرض کردم اگر حضرتعالی صلاح بدانید یک جلسه ای تشکیل شود، شرایط را بررسی کنیم و ببینیم چه باید کرد؟ ایشان هم اظهار لطف فرمودند و به هر حال منتهی شد به اینکه با جمعی از دوستان و همراهان‌شان از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران در طی سفری به قم تشریف آوردند و در جلسه رسمی جامعه مدرسین شرکت فرمودند. آن جلسه، جلسه بسیار خوبی بود. بحث‌های آزاد خوبی از دوطرف شد و در پایان به این جمع بندی رسید که برای ایجاد و حفظ وحدت و نیز پیشگیری از برخی زیان‌ها باید اقداماتی صورت گیرد. البته بدیهی بود که برای رسیدن به این هدف این امکان نبود که مرتب اعضای این دو جمع بزرگ بخواهند با هم مذاکره بکنند. قرار شد نمایندگانی از جامعه مدرسین و نمایندگانی از روحانیت مبارز تهران انتخاب شوند. البته برای هر دو طرف هم مشخص بود که اصولاً جایگاه، موقعیت، رفتار، روش و روال کار جامعه مدرسین یک تفاوت‌هایی با جایگاه، رفتار و روال کار روحانیت مبارز تهران دارد.

ایشان افرادی را معرفی کردند که اعضای جامعه قبول داشتند، جامعه مدرسین هم نمایندگان خود را معرفی کرد، کار شروع شد و در اولین جلسه ای که در جامعه مدرسین تشکیل شد، در مرحله اول یک آیین نامه داخلی برای این جلسات تنظیم شد که دو هفته یک بار جلسه داشته باشند. یک جلسه تهران باشد و یک جلسه قم. حدود مسائل، شرایط خاص داخلی رسمیت جلسه و... جزئیات داخلی این جلسه مشترک تنظیم شد و کار شروع شد.»

اما نکته جالب، این است که بر اساس خبر منتشر شده از دیدار نمایندگان ادوار با محمد رضا باهنر، وی در واکنش به انتقادها از آیت‌الله یزدی که از سوی جریان نزدیک به فتنه خاستگاه تشکیک در سلامت انتخابات را دارد، به‌جای تبیین موضوع و تشریح سیر قضایا، این انتقادها را کم و بیش وارد دانسته است تا معلوم شود افرادی که به‌دلیل موضع‌گیری‌هایشان در جریان فتنه اکنون در معرض اتهام هستند و تردیدهای جدی در مورد صلاحیت آن‌ها برای قرار گرفتن در مرکزیت اصولگرایان وجود دارد، در عین اینکه کمیته 8+7 را به‌منظور حفظ موقعیت خود به مثابه وحی منزل و غیرقابل تغییر می‌دانند، حاضر نیستند از پایه‌گذار و پیگیری کننده اصلی وحدت اصولگرایان در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفاع کنند.

مشخص نیست آیا آقای باهنر با اطلاع از نظر و تردیدهای آیت‌الله یزدی در مورد خود، این‌گونه موضع‌گیری کرده است یا نه، اما علاوه بر آیت‌الله یزدی، آیت‌الله مهدوی‌کنی نیز مایل بوده است که از ضلع جبهه پیروان خط امام و رهبری، نبی حبیبی و منوچهر متکی به‌عنوان نماینده در کمیته موسوم به 8+7 حضور داشته باشند که این نظر از سوی یکی از اعضای کمیته هفت نفره (نظارت و داوری اصولگرایان) به باهنر نیز اعلام شده بود اما وی این نظر را در جلسه جبهه پیروان مطرح نکرد تا اعضا با آگاهی از نظر آیت‌الله مهدوی‌کنی تصمیم بگیرند.

اگرچه یکی از افراد نزدیک به آقای باهنر، بخشی از وقت تریبون مجلس را که متعلق به دفاع از منافع مردم است، به دفاع از وی اختصاص می‌دهد و می‌گوید که "حق نداریم تحت هرعنوانی فرد یا افرادی را به صرف ارائه نقطه نظری برخلاف نظرات ما از دایره اصولگرایی خارج کرده و تندروی را دراین میدان به حدی جلو ببریم که برادری فهیم، زیرک، باهوش و وقت‌گذار برای نظام اسلامی و اصولگرایی مخلص همچون مهندس باهنر نایب رییس مجلس را همراه جریان فتنه معرفی کنیم؛ البته هر فرد مخلص‌تر و متدین‌تر در زیر چتر اصولگرایی برای ما عزیزتر است"، اما آزمون فتنه 88 آن‌قدر فضا را روشن کرده که دیگر کسی نتواند با بلند کردن تابلوی اصولگرایی در پازل جریان مقابل و یا در چند جبهه متضاد بازی کند.


بررسی تحولات در اردوگاه اصولگرایان
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی

جمع 7+8 چیست؟

تاکید آیت اله مهدوی کنی بر اصولگرایی و نه گروه گرایی تاییدی بر فرمایشات رهبر انقلاب در آسیب شناسی این گروه بود، جای تردید نیست که اگر نمایندگان جریان اصولگرایی هر کدام بخواهند دعوت به خود کنند، اختلاف و یکته تازی وجود خواهد داشت والا اگر قبله و کعبه یکی باشد، اختلافی بروز نخواهد کرد.

بولتن نیوز: جریانات اصولگرایی کشور ، 7 ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی باید تکلیف حاصل جمع 7+8 را مشخص کنند چرا که این اولین و مهم ترین گام برای موفقیت در انتخابات است. اما از سوی دیگر فضای امروز سیاسی کشور ملاحضات خاصی را در خود دارد، جریان انحرافی از یک سو و جریان موسوم به اصلاح طلبان از سوی دیگر رقیب اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم خواهند بود، با این شرایط وحدت اصولگرایان مهم ترین مسئله حاضر برای این طیف سیاسی خواهد بود.

قبیله گرایی نقطه ضعف جریانات سیاسی است

 

کمیته 3 نفره اصولگرایی که قرار بود وظیفه شیوخیت این جریان را بر دوش بکشد در میانه راه ناکام ماند و بار خود را بر دوش کمیته ای 15 نفره انداخت، اما آنچه تاکنون از ظواهر امر پیداست این است که وفاق مورد نظر در جریان اصولگرایی آنطور که پیش بینی می شد حاصل نشده، البته رهبر انقلاب در دیدار هفته گذشته خود با مسئولان نظام ، جریان اصولگرایی را آسیب شناسی کرده بودند، ایشان میل به قبیله گرایی در عرصه های مختلف سیاسی و اقتصادی را از نقاط ضعف این جریانات برشمردند، بی تردید تا زمانی که نگاه قبیله ای بر رفتار سیاسی حاکم باشد زیاده خواهی و مطلق انگاشتن خود و نفی دیگری مانع از قرار گرفتن زیر یک پرچم خواهد بود.

ما اصولگرا هستیم نه گروه گرا

 

در همین حال آیت اله مهدوی کنی در نشست اخیر گروه 7+8 تاکید کرد که معنای اصولگرایی این است که شاخص اقدامات ما اصول باشد نه افکار گروهی و خصوصی ما. اگر ما از این نمایندگی تفسیر گروهی انجام دهیم، ممکن است بحث سهم خواهی مطرح شود که درست هم نیست. ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. هدف ما از گردهم آیی رسیدن به همان فکر جمعی است. نه اینکه به دنبال افزایش نفوذ خود و کاهش نفوذ دیگران باشیم. اگر اینگونه فکر کنیم، اصلا اصولگرا نیستیم.

تاکید آیت اله مهدوی کنی بر اصولگرایی و نه گروه گرایی تاییدی بر فرمایشات رهبر انقلاب در آسیب شناسی این گروه بود، جای تردید نیست که اگر نمایندگان جریان اصولگرایی هر کدام بخواهند دعوت به خود کنند، اختلاف و یکته تازی وجود خواهد داشت والا اگر قبله و کعبه یکی باشد، اختلافی بروز نخواهد کرد.

رأس هرم اصولگرایی اطاعت از ولی فقیه است

 

در همین حال حداد عادل عضو کمیته 7 نفره، اصحاب فتنه و جریان انحرافی را مهم ترین رقیب اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم دانست و بر وحدت اصولگرایان تاکید کرد، وی گفت رأس هرم اصولگرایی اطاعت از ولی فقیه است، بنابراین اگر کسی بخواهد تحت عنوان اصولگرایی فهرست دیگری را بدهد و مردم را گیج و سرخورده کند، باید در اصولگرایی بودن آن شک کرد.
جریاناتی که برای انتخابات سهم خواهی می کنند، فضای کشور را به سمت کشمکش سوق می دهند

 

اما علی لاریجانی در همایش اصناف کشور گفت، دعوا بر سر 7+8، مسئله اصلی و موضوع مهم مملکتی به‌حساب نمی‌آید، وی گفت: جریانات سیاسی که برای ورود به انتخابات مجلس سهم‌خواهی می‌کنند، فضای کشور را به‌سمت کشمکش سوق می‌دهند و درنتیجه مشکلات مردم و تولیدکنندگان نادیده گرفته یا به حاشیه رانده خواهد شد.

حالت خوف و رجا در بین اصولگرایان وجود دارد

 

نائب رئیس مجلس هم در نشست 7+8 که پنج شنبه گذشته برگزار شد گفت، حالت خوف و رجایی در بین اصولگرایان وجود دارد. اصولگرایان از صدای تفرقه نگران هستند. از طرف دیگر شاهد همت بالای جامعتین در راستای ایجاد وحدت در جریان اصولگرایان هستند. همتی که شاید بتوان گفت در طول 15سال گذشته، بی‌سابقه بوده و کار بزرگی است.

می توان نتیجه گیری کرد که عمده مشکل کنونی جریان اصولگرایی همان است که رهبر انقلاب هوشمندانه به آن اشاره داشتند، از اول هم معلوم بود که برخی عناصر سعی دارند از فضای مثبت 7+8 برای خود استفاده کنند اما این اشخاص فراموش کرده بودند که اساس شکل گیری این کمیته برای ایجاد وفاق نه رقابت میان جریانات اصولگرایی است.

اصولگرایان برای آنکه بتوانند تعداد بیشتری از صندلی های سبز بهارستان را نصیب خود کتتد چاره ای جز رسیدن به یک صدای مشترک ندارند و این اتحاد جز با پذیرش سهم برای تمام عناصر و گروههای اصولگرایی تحقق پیدا نمی کند.

7+8 برای وحدت است نه رقابت و سهم خواهی

فضای موجود در گروه 7+8 باید به دنبال همگرایی میان جریانات اصولگرایی باشد نه این که محملی برای رقابت خود اصولگرایان با هم باشد چرا که این کار فقط باعث تفرقه و در نهایت تضعیف جریان اصولگرایی خواهد شد.از سوی دیگر فضا و شکاف در طیف اصولگرایی منجر به باز شدن فضا برای جریان انحرافی و اصلاح طلبان خواهد شد و البته این موضوع اصلا به سود اصولگرایان نخواهد بود.

بنظر می رسد تنها راه برای آنکه جریان اصولگرایی بتواند به نتیجه برسد این است که معادله( 7+8=تمام اصولگرایان) برقرار شود و مادام که اشخاص و جریانات به این تساوی پایبند باشند ما شاهد وحدت کامل در میان نیروهای این طیف خواهیم بود.

هدف از گروه 7+8 تهیه لیست مشترک انتخاباتی است

نکته مهم بعدی لیستی است که گروه وحدت اصولگرایی باید برای انتخابات آماده کند چرا که فی الواقع رسالت اصلی این گروه تهیه لیست مشترک تمام جریانات اصولگرایی برای انتخابات نهم مجلس است، و شکی نیست تا زمانی که گروه7+8 محور مشترک تمام اصولگرایان نباشد رسیدن به لیست مشترک نیز ناممکن خواهد بود و در نتیجه فرصت انتخابات مجلس نهم برای اصولگرایان از دست خواهد رفت.

اختلافات نگران کننده نیست

البته ناگفته پیداست که اختلافات موجود نگران کننده نخواهد بود چرا که اصولگرایان واقعی به منشور اصولگرایی پایبند خواهند بود و سایه بزرگانی چون آیت اله مهدوی کنی و یزدی به همگرایی این جریان کمک خواهد کرد و در نهایت خروجی مشخصی از این جریان حاصل خواهد شد، البته این موضوع منوط به کنار گذاشتن روحیه قبیله ای درسیاست و پرهیز از سهم خواهی خواهد بود.


مطلق‎انگاری برخی اصول‎گرایان منشأ اختلافات است
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمرتضی نبوی ، اصولگرایی

اشکال دیگر برخی اصول‎گرایان که شاید جنبه فکر و ذهنی داشته باشد، مطلق‎انگاری است. یعنی هر طیفی خودش را مطلق می‎کند؛ به همین‎خاطر تحمل‎شان نسبت به سایر اضلاع کاهش می‎یابد. یعنی نقاط ضعف یکدیگر را بیش از حد بزرگ می‎کنند و خودشان را حق و طرف مقابل را باطل می‎دانند. این مطلق‎انگاری منشأ برخی اختلاف‎ها در جریان‎‎های اصول‎گرایی است. در حالی‎که اگر تحمل‎مان را در مسائل سیاسی و پذیرش سلایق گوناگون بالاتر ببریم، می‎توانیم بپذیریم در درون خانواده اصول‎گرایی نقاط ضعف و...

بولتن نیوز: نزدیک به یک دهه از عمر سیاسی جریان اصول‎گرا می‎گذرد؛ جریانی‎که موفقیت‎هایش از شورای شهر دوم شروع شد و با مجلس هفتم و دولت نهم پیگیری شد و کماکان نیز ادامه دارد. گرچه اصول‎گرایان در مقاطع حساس، بلوغ سیاسی خود را به رخ رقیب اصلاح‎طلب خود کشانده‎اند، اما به‎نظر می‎رسد، این جریان به‎عنوان یک جریان پویا و حافظ اصول نظام و انقلاب، برای ادامه بقای خود، نیاز به نقد از درون خانواده اصول‎گرایی دارد. بدین منظور گفت‎وگویی را با مهندس سیدمرتضی نبوی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از چهره‎‎های شاخص اصول‎گرایان در مورد چگونگی پیدایش جریان اصول‎گرا و نقد عملکرد این جریان انجام داده‎ایم:



حضرتعالی به‎عنوان یک چهره با سابقه و شاخص در میان اصول‎گرایان شناخته شده، اید، به‎عنوان اولین سؤال، توضیح مختصری در خصوص شکل‎گیری جریان موسوم به «جریان اصول‎گرا» در صحنه سیاسی کشور ارائه بفرمایید؟

شکل‎گیری جریان‎‎های سیاسی در کشور ما، برمی‎گردد به آستانه انتخابات مجلس سوم که جریان روحانیون مبارز، از دل روحانیت مبارز بیرون آمده و انشعاب پیدا کردند. عمدتا از همان‎موقع بود که در خانواده انقلاب دو جریان شکل گرفت که بعد‎ها تشکل‎‎هایی زیر نظر روحانیون مبارز بودند و برخی دیگر زیرنظر روحانیت مبارز، تشکل‎‎های زیر پوشش روحانیون مبارز به‎خاطر مواضع اقتصادی به جریان چپ موسوم شدند و رقیب خودشان را جریان راست نام گذاری کردند. بعد از رحلت امام، جریان چپ یا روحانیون مبارز در مواضع خودشان تجدیدنظر کردند و این تجدیدنظر باعث شد تا در سال 76 با شکل و شمایل دیگری وارد صحنه شوند. این جریان نسبت به ارزش‎‎های انقلاب، ارزش‎‎های دفاع مقدس و در سیاست خارجه نسبت به امریکا ستیزی و استکبارستیزی، در مورد ولایت فقیه در خط حضرت امام تجدیدنظر کرده بود و وقتی در انتخابات ریاست‎جمهوری سال 76 و بعد از آن در مجلس ششم پیروز شدند، به‎عنوان جریان اصلاح‎طلب نامگذاری شدند. در سال‎‎های آخر اصلاحات، جریان طرفدار روحانیت مبارز یا جریان راست و مجموعه نیرو‎های انقلاب احساس خطر جدی نسبت به اصل نظام و انقلاب کردند به همین‎خاطر برای حفظ انقلاب از گزند تحریف و استحاله، مجموعه نیرو‎های انقلاب در قالب شورای هماهنگی نیرو‎های انقلاب متشکل شدند و در مقابل جریان اصلاح‎طلب، خود را جریان اصول‎گرا نامیدند، چراکه اصول نظام را در خطر می‎دیدند و خواهان حفظ و بازگشت به اصول انقلاب بودند. جریان اصول‎گرایی که توسط شورای هماهنگی نیرو‎های انقلاب شکل گرفت، گسترده‎تر و در برگیرنده‎تر از جریان موسوم به راست سابق و طرفداران روحانیت مبارز بود. ظهور و بروز جریان اصول‎گرا، ابتدا در دومین دوره انتخابات شورای شهر بود که به اصطلاح به‎صورت چراغ خاموش حضور پیدا کرد که اولین پیروزی این جریان به‎حساب می‎آمد. بعد از آن هم در انتخابات مجلس هفتم با همان هماهنگی بین گروه‎‎های اصول‎گرا، توانستند اکثریت مجلس را در دست بگیرند. در انتخابات ریاست‎جمهوری سال 84، جریان اصول‎گرا نتوانست وحدت را حفظ کند و کاندیدا‎های متکثری داشتند که در نهایت سه کاندیدا به‎وجود آمد و متناظر با آن، بعد‎ها سه ضلع عمده در جریان اصول‎گرا شکل گرفت.

شورای هماهنگی نیرو‎های انقلاب، براساس چه شاخص‎‎هایی توانست وحدت و یک‎پارچگی میان نیرو‎های انقلاب را در آن مقطع زمانی به‎دست آورد که منجر به پیروزی مقابل اصلاح‎طلبان شد؟

بعد از حوادث 18 تیر سال 78 رهبر انقلاب، گروه‎‎های مختلف را در جلسات متعددی دعوت کردند و احساس خطر برای اصل نظام و انقلاب را برای آن‎ها مطرح کردند. در همان جلسات رهبری چهار اصل را برشمردنند و فرمودند که این چهار اصل متعلق به یک جریان نیست و اگر این اصول به خطر افتاد، همه باید از آن دفاع کنند. این اصول شامل: اسلام سیاسی: اسلامی که از آن مبارزه با ظلم و تشکیل حکومت اسلامی بیرون می‎آمد، اصل جایگاه رهبری و ولایت فقیه و اصل نظام جمهوری اسلامی بود، که در قانون اساسی در انتهای اصل 176 به‎عنوان آخرین اصل قانون اساسی آمده است. یعنی این‎ها موضوعاتی نیست که گروه‎ها بخواهند بر سر آن رقابت و یا اختلاف داشته باشند.

با توجه با شاخص‎‎هایی که بیان فرمودید ارزیابی شما از عملکرد جریان اصول‎گرا در طول این چند سال چگونه است؟ اگر بخواهید نقدی بر عملکرد این جریان داشته باشید، به چه مواردی اشاره خواهید کرد؟

در مجموع اگر بخواهیم قضاوت کنیم باید گفت جریان اصول‎گرا موفق بوده است. البته افت و خیز‎‎هایی بوده و عمکرد این جریان قابل نقد است، اما در کل با اهدافی که تعریف شده بود تا به امروز موفق عمل کردند، چراکه توانستند تهدید‎ها و خطراتی را که متوجه نظام و انقلاب بوده است، دفع کنند و همچنین توانستند با کارنامه قابل‎قبولی در دفاع از خط امام و آرمان‎‎های انقلاب، از راه‎برد‎های مقام معظم رهبری هم حمایت کرده و آن‎ها را محقق کنند. فراموش نمی‎کنیم که در دوران اصلاحات ارزش‎‎های ناشی از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی زیر سؤال قرار رفته و بیم آن بود که کم‎کم یک گفتمان لیبرالیستی و سکولاریستی جایگزین آن شود. اما در دوره دولت اصول‎گرا شاهد بودیم که مشکلات در صحنه سیاست خارجه، در مسائل هسته‎ای و در تحولات داخلی و مجموع اتفاقاتی که باعث شکاف بین دولت و ملت و ایجاد فاصله طبقاتی بود، مرتفع شد و گفتمان انقلاب و امام دوباره بازتولید شد و در سیاست خارجی هم اقتدار نظام ارتقاء پیداکرد. یک مزیت دیگری که اصول‎گرا‎ها از خودشان نشان دادند این است که اصول برای‎شان مهم‎تر از افراد، گروه‎ها و جریان‎ها است و همچنین نقد درون خانواده اصول‎گرایی در همین سال‎ها شکل گرفت. البته درون خانواده اصول‎گرا طیف‎‎های مختلفی به‎وجود آمد و از همین جا می‎توانیم وارد نقد‎های این جریان شویم. در بعضی مقاطع گروه‎‎های اصول‎گرا نتوانستند اختلاف سلایق و دیدگاه‎‎های خود را بارعایت اصول مدیریت کنند. به‎عنوان مثال یکی از نکات قابل‎نقد که در پرونده اصول‎گرایان ثبت شده است، در انتخابات سال 84 است که این جریان نتوانست به کاندیدای واحد برای ریاست‎جمهوری برسد. در انتخابات شورای شهر سوم هم اصول‎گرایان نتوانستند به وحدت برسند و لیست واحد بدهند که گروه طرفداران دولت در این انتخابات، در به وحدت نرسیدن اصول‎گرایان خیلی مؤثر بودند. در انتخابات مجلس هشتم هم گرچه به فرمولی برای لیست مشترک رسیدند، اما به محض این‎که وارد مجلس شدند و اکثریت مجلس را به‎دست آوردند؛ دعوا‎های درون خانواده اصول‎گرایان را آغاز کردند و یک مقدار از حداختلاف‎نظر فراتر رفته و اعتمادشان را نسبت به هم از دست دادند.

دلیل اصلی ایجاد اختلاف در دوره‎‎هایی که ذکر کردید چه بود؟

در مجلس که بر سر انتخاب هیأت رییسه بود. در سال 84 هم خیلی تلاش شد تا به یک کاندیدای واحد برسند. این هم ناشی از آن بود که افرادی که در هسته شورای هماهنگی بودند به‎خاطر مدیریت جمعی نتوانستند برای رسیدن به کاندیدای مشترک با هم تفاهم کنند و از همان‎جا عده‎ای طرفدار قالیباف و عده‎ای طرفدار لاریجانی و برخی نیزطرفدار آقای احمدی‎نژاد شدند. در کل گرچه جریان اصول‎گرا در مقاطعی بلوغ سیاسی از خود نشان داد و علی‎رغم اختلاف سلیقه‎ها به فرمولی واحد رسیدند، اما در عین‎حال حرکت‎‎هایی را از اصول‎گرایان شاهد بودیم که می‎توان اسمش را عدم بلوغ سیاسی گذاشت، ولی با این‎حال در مقایسه با جریان رقیب، بلوغ سیاسی بهتری را نشان دادند و هر طوری که بود اختلافات درونی خودشان را پنهان کردند.

اشکال دیگر برخی اصول‎گرایان که شاید جنبه فکر و ذهنی داشته باشد، مطلق‎انگاری است. یعنی هر طیفی خودش را مطلق می‎کند؛ به همین‎خاطر تحمل‎شان نسبت به سایر اضلاع کاهش می‎یابد. یعنی نقاط ضعف یکدیگر را بیش از حد بزرگ می‎کنند و خودشان را حق و طرف مقابل را باطل می‎دانند. این مطلق‎انگاری منشأ برخی اختلاف‎ها در جریان‎‎های اصول‎گرایی است. در حالی‎که اگر تحمل‎مان را در مسائل سیاسی و پذیرش سلایق گوناگون بالاتر ببریم، می‎توانیم بپذیریم در درون خانواده اصول‎گرایی نقاط ضعف و قوتی وجود دارد. نقاط ضعف یک فرد را نباید مطلق کرد و به همین‎خاطر آن را مردود و یا از خانواده اصول‎گرایی حذف کرد. همین موضوع مانعی شده است برای این‎که اضلاع اصول‎گرا نتوانند کنار هم بنشینند و به اجماع برسند. یکی دیگر از نقاط ضعف اصول‎گرایان ضعف رسانه‎ای این جریان است و در این عرصه نسبت به رقیب‎شان ضعیف‎تر ظاهر شده‎اند. رسانه‎‎های مکتوب و سایت‎‎های اصول‎گرا در مقایسه با رسانه‎‎های اصلاح‎طلب، در تبیین نظری مطالب‎شان ضعیف عمل کردند. حتی ناظران بین‎المللی هم به این نکته اذعان دارند که جمهوری اسلامی با توجه به عمقی که دارد، نتوانسته است در عرصه رسانه در سطح کشور‎های اسلامی و بین‎الملل جایگاه خود را به‎دست آورد. یکی دیگر از نقاط ضعف که شاید نشود به همه اصول‎گرایان تعمیم داد به‎روز نشدن در مقابل تغییر و تحولات بیرونی، محیطی، درونی و نسلی است که همین امر باعث شده است که بین نسل‎‎های قدیمی و جدید اصول‎گرا صمیمیت لازم وجود نداشته باشد.

برخی سیاسیون معتقدند با توجه به شاخص‎ها و درجات مختلف پایبندی افراد به آن‎ها، گستردگی دایره اصول‎گرایی را باید در انتخابات کمتر کرد، افرادی مانند آقای کوچک‎زاده معتقدند برخی از اصول‎گرایان در مجلس مانند آقای مطهری در عمل تابع ولی فقیه نیستند و حتی آقای لاریجانی را هم جزو این دسته می‎دانند، تحلیل شما دراین رابطه چیست؟

یک سری اصول و معیار که به آن‎ها اشاره کردیم ملاک کار است و همان‎طور که گفته شد، نقاط ضعف دیگر طیف‎‎های اصول‎گرا را نباید بر باطل بودن آن‎ها گذاشت. در مواردی رهبری برخی گروه‎ها و اشخاص را در دایره اصول‎گرایی می‎دانند، چراکه اصول‎گرایی طیف‎‎های گسترده‎ای دارد. در مورد عملکرد برخی افراد مثلا آقای لاریجانی، به‎عنوان رییس مجلس، برخی ایشان را خارج از دایره اصول‎گرایی می‎دانند و برخی دیگر معتقدند ایشان بهترین سمبل اصول‎گرایی است. حالا می‎خواهیم ببینیم برای انتخابات آیا می‎توان لاریجانی را در دایره اصول‎گرایی دانست یا خیر؟ این‎جا همان‎جاست که برای تشخیص، یک ملاک حکمت عملی قابل‎دسترس داریم. آیا نظام و رهبری در برخورد با لاریجانی رفتار خارج از ساختار می‎کند، ایشان را غیر اصول‎گرا می‎داند یا اصول‎گرا؟ این‎جاست که باید از برداشت‎‎های شخصی و گروهی خودمان خارج شویم تا بتوانیم به نتیجه و اجماع برسیم. البته بنده نمی‎خواهم بگویم که عملکرد آقای لاریجانی قابل‎نقد نیست و ممکن است ایشان در اوایل فتنه موضع‎گیری شفاف و روشنی نداشتند و بعد‎ها این کاستی را جبران کردند، ولی این موارد را نباید ملاک قرار داد و امثال ایشان را از خانواده اصول‎گرایی کنار بگذاریم.

اصول‎گرایان اصلی‎ترین شاخص را تبعیت از ولی فقیه در عمل می‎دانند و تفاسیر مختلفی از تبعیت در جریان اصول‎گرا مطرح می‎شود. مثلا برخی معتقدند کاری را انجام نمی‎دهند تا این‎که مشخص شود نظر رهبری در این‎خصوص چیست و برخی دیگر معتقدند ما سعی می‎کنیم طبق نظر رهبری کار کنیم، هرجا که اشکالی بود ایشان تذکر خواهند داد؟ تعریف شما از تبعیت در عمل از ولی فقیه چگونه است؟

اختلاف سلیقه در میان اضلاع اصول‎گرایی را در حالی‎که به اصول پایبند هستند، نمی‎توان منکر شد. قطعا دلایلی وجود داشته که اضلاع مختلف به‎وجود آمده‎اند. عده‎ای می‎گویند که ما باید کشف کنیم که نظر رهبری در موضوعات مختلف چیست و به‎نظر ایشان عمل کنیم. اشکال این تحلیل این است که هر کاری انجام شود، می‎گویند خواست رهبری بوده و این کار اشکال دارد چراکه ما علم غیب نداریم. نظر رهبری را در تمام موارد داشته باشیم و چه‎بسا اشتباهات ما به‎حساب رهبری گذاشته شود. تحلیل گروه دوم هم که می‎گویند ما کار خودمان را انجام می‎دهیم، هرجا اشتباهی بود رهبری تذکر می‎دهند هم غلط است، زیراکه رهبر انقلاب ملاک‎ها و اصولی را مشخص کرده‎اند که باید طبق آن عمل کرده و تصمیم‎گیری کنیم.

برخی سیاسیون اصلاح‎طلب معتقدند، اصول‎گرایان به‎خاطر اختلافات داخلی در انتخابات پیش‎رو هرگز به وحدت نخواهند رسید. تحلیل شما در این مورد چیست؟

تصور بنده این است که با توجه به تجربه دوره‎‎های گذشته و سازوکار 8 + 7 و نظرات اضلاع مختلف اصول‎گرا حداکثر ائتلاف ایجاد خواهد شد، اما این‎که در قالب اصول‎گرایی گروه دیگری خارج از لیست کمیته 15 نفره ظهور پیدا نکند، تضمینی نیست و شاید این اتفاق رخ بدهد.

برخی سیاسیون به حضور آقای لاریجانی در کمیته 15 نفره به‎عنوان یکی از رؤسای قوا و همچنین آقای قالیباف معترض هستند؟ آیا اعتراض این افراد درست است؟ به‎نظر شما دلیل حضور این دو نفر در این کمیته چه بوده است؟

بنده نمی‎توانم از طرف کسانی‎که این دو نفر را انتخاباب کرده‎اند اظهارنظر کنم، اما برداشت خودم این است که حضور آقای لاریجانی به‎عنوان رییس مجلس در این کمیته، نه منع قانونی و نه منع عقلی دارد. اشکال در این است که رؤسای قوا نمی‎توانند اعمال نظر کنند و حق را ناحق کنند و نمی‎توانند به‎عنوان مقام حکومتی در انتخابات شرکت کنند. حتی در دوران اصلاحات نیز آقای خاتمی زمانی‎که رییس‎جمهوری بودند، با صراحت گفتند که اگر به این لیست مشارکت رأی ندهید، نمی‎توانم کار کنم. در خصوص این‎که چرا شش نفر از تشکل‎ها هستند و این دو نفر هم شرکت کردند، شاید توجیه آن این باشد که آقای قالیباف ظرفیتی دارد و آقای لاریجانی هم همین‎طور و اگر این افراد نبودند مجموعه اصول‎گرایی محدود‎تر می‎شد.

یکی از نقاط ضعف در وحدت اصول‎گرایان وزن‎کشی سیاسی است که منجر به سهم‎خواهی می‎شود. آیا سهم‎خواهی اضلاع اصول‎گرا در انتخابات، به نوعی نادیده گرفتن شاخص‎‎های اصول‎گرایی به‎حساب نمی‎آید؟ تأثیر سهم‎خواهی در فرآیند وحدت چگونه خواهدبود؟

سهم‎خواهی در حیقت یک روش عملی است، چراکه شما خیلی وقت‎ها برای پیاده کردن اصول در عمل دچار مشکل خواهید شد. به‎عنوان مثال در انتخابات مجلس هشتم که سه ضلع به توافق رسیدند تا هرکدام 10 نماینده معرفی کنند، در حالی‎که اصل برای انتخاب افراد شایسته‎سالاری است. در مدل کنونی

8 + 7 هم هدف این است که سهم‎خواهی کنار گذاشته شود و بر اساس شایسته‎سالاری افراد انتخاب شوند. انتظار این است که بعد از فتنه 88، اصول‎گرایان لیستی را ارائه کنند که در آن چهره‎‎هایی باشند قابل‎دفاع، کارآمد و شایسته برای قانون‎گذاری و چهره‎‎هایی متفاوت انتخاب شوند.

چشم‎انداز وحدت اصول‎گرایان چطور ارزیابی می‎کنید؟

تجربه نشان داده است گرچه ممکن است یک مقدار با کندی به نتیجه برسند، اما احساس می‎شود این بلوغ سیاسی را تجربه کرده‎اند که در موارد حساس به وحدت برسند و بنده نیز درخصوص موضوع وحدت میان اصول‎گرایان خوش‎بین هستم.

رضا سیفی/ نشریه پنجره


روزنامه ای دولتی نوشته روحانیت اصلا چه کاره است که...؟!
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، آیت الله مهدوی کنی

باید در کارهای سیاسی و اجتماعی، شئونات اخلاقی را کاملاً رعایت کنیم و از دایره انصاف بیرون نرویم.../ آقای محسن رضایی، روزی تشریف آوردند دفتر بنده و... من از بیان و رفتار ایشان خوشحال شدم و از این برخورد تقدیر می‌کنم، ولی از طرفی، برخی دوستان دیگر کم لطفی کردند و در نامه‌ای که فرستاده‌اند، آمرانه وارد میدان شده‌اند...

آیت الله مهدوی کنی در نخستین نشست شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان (7+8) که در تاریخ سیزدهم مرداد ماه سال جاری برگزار شد، گفت: ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. معنای اصولگرایی این است که شاخص اقدامات ما اصول باشد، نه افکار گروهی و خصوصی ما.

به گزارش «تابناک»، یکی از توصیه​های ایشان در این سخنان، پذیرش ترکیب موجود 8+7 از سوی همه گروه های اصولگرا بود که طی آن از دیدارش با محسن رضایی سخن گفت و از اینکه او پذیرفته است، مواضعش را به وی و گروه هشت نفره ارایه داده و درخواست نماینده​ای جدا در این ترکیب نکند، ابراز خرسندی کرد.

اما آیت​الله مهدوی​کنی، دو گلایه مهم نیز داشت؛ نخست از آنها که در نامه​ای آمرانه، وارد میدان شدند و مطالب خوبی ننوشتند و دوم از روزنامه رسمی‌دولتی که نقش نهاد روحانیت را نادیده گرفته و می​گوید روحانیت اصلاً چه کاره است؟

گزیده سخنان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران و رییس مجلس خبرگان رهبری که با یک هفته تأخیر منتشره به شرح زیر است:

ـــ آغاز نشست کمیته وحدت در ماه رمضان را به فال نیک گرفته و امیدوارم که این حرکت، حرکتی خدایی، معنوی و با برکت بوده و نتیجه مبارکی برای انقلاب و اسلام داشته باشد. از گروه‌های مختلف که به ندای جامعتین پاسخ گفتند، متشکرم. این پاسخ به نشانه تعهد شما به انقلاب، نظام و رهبری است، چرا که جامعه روحانیت و جامعه مدرسین همواره در مسیر امام، انقلاب و رهبری حرکت کرده‌اند. هر جا که روحانیت با بصیرت و وحدت وارد شده است، نتیجه خوبی داشته و در مواقعی که وارد قضایا نشده یا اگر وارد شده، نیمه راه کار را رها کرده، نتیجه مطلوبی برای کشور نداشته است.

ـــ مقصود از وحدت آن نیست که همه گروه‌ها، یک فکر واحد داشته باشند. این مسأله اصلاً شدنی نیست. معنای وحدت از نظر ما این است که در این محدوده با حفظ اصول و احکام شرع، پس از شنیدن نظریات و سلایق، جمع بندی کنیم و به یک نظر جمعی برسیم. معنای وحدت در میان مسلمانان یا گروه ها نیز همین است. تدوین اصول در منشور اصولگرایی که مورد پذیرش بیشتر برادران اصولگرا قرارگرفت، نیز با همین هدف انجام شد. البته در مقام تطبیق یا مصادیق ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد، که با گفت وگو حل شدنی است.

ـــ باید توجه کنیم که اگر چه افراد حاضر در این دو کمیته (که به عنوان 8+7 مقبول واقع شده) همچنین ما و آقایانی که در مقام اجرا مسئولیت بیشتری خواهند داشت، به حسب ظاهر نماینده گروه ها هستند، اما شاخص و معیار عملکرد همه ما اصول منشور اصولگرایی باید باشد. اگر ما از این نمایندگی تفسیر گروهی انجام دهیم، ممکن است بحث سهم خواهی مطرح شود که درست هم نیست. ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. هدف ما از گردهم آیی رسیدن به همان فکر جمعی است، نه اینکه به دنبال افزایش نفوذ خود و کاهش نفوذ دیگران باشیم. اگر این گونه فکر کنیم، اصلاً اصولگرا نیستیم.

ـــ  بنده، آیت الله یزدی و دیگر دوستانی که در این گروه هستند نیز نمی‌خواهیم خواسته ها و نظریات خود را به دیگران تحمیل کنیم. فرض بر این است که این افراد هرچند منسوب به گروهی هستند، اما بی طرف هستند. برخی از دوستان می‌گویند در جمع این هفت نفر، یک نفر هم از گروه‌های دیگر اضافه بشود. بنده فکر می‌کنم این برخورد ناشی از سوءظن است؛ یعنی فکر می‌کنند که ممکن است ما افکار و نظرات خود را تحمیل کنیم. اینکه بگوییم در داوری یک نفر هم از ما باشد که خواسته‌های ما را نیز بگوید، نشان از بی اعتمادی به یکدیگر دارد و با این تصور، تا آخر مسأله حل نخواهد شد.

ـــ
افرادی که اینجا گردآمده اند، خودشان را نماینده همه افراد بدانند؛ افراد و گروه‌هایی هم که اینجا گردآمده اند(چه آن هفت و چه این هشت)، باید مصالح و شاخص ها را طبق همان اصول منشور اصولگرایی که تدوین شده و اصول قانون اساسی در نظر بگیرند و در نظر داشته باشند که در واقع نماینده یک جریان خاص نیستند و خودشان را نماینده همه افراد بدانند.

ـــ آقای محسن رضایی روزی تشریف آوردند دفتر بنده و گفتند بالاخره من هم اصولگرا هستم یا نه؟ نکند می‌خواهید من را از اصولگرایی حذف کنید؟ پس یک نفر را هم برای ما بگذارید به عنوان نماینده. به ایشان عرض کردم، بالاخره دوستان زیادند. افرادی که در این انقلاب خدمت کرده‌اند و هر کدام جایگاه خاص خودشان را دارند. از طرفی افزایش جمعیت در این گونه امور باعث دشواری تصمیم گیری می‌شود و اگر ما بخواهیم اینطور از افراد دعوت کنیم، به حَدِّ یقِف نخواهیم رسید. شما نظراتتان را بفرمایید، بنده و اعضای گروه هشت نفره، بیان کننده نظرات شما نیز خواهیم بود. ایشان هم قبول کردند و حتی در مصاحبه‌ای نیز این مطلب را عنوان کردند. من از بیان و رفتار ایشان خوشحال شدم و از این برخورد تقدیر می‌کنم. اما از طرفی برخی دوستان دیگر کم لطفی کردند و در نامه‌ای که ارسال کرده‌اند، آمرانه وارد میدان شده‌اند. مطالبی که در آن نامه نوشته شده، خیلی خوب نیست. البته امیدواریم آنان نیز در جلسات دیگر حاضر بشوند. چرا که بنای جامعتین این بود که ما دعوت کننده و هادی به وحدت باشید. محور این وحدت هم که مورد پرسش برخی بزرگان قرار گرفته، همان اصولی است که همه قبول داریم.

ـــ ما باید در کارهای سیاسی و اجتماعی شئونات اخلاقی را کاملاً رعایت کنیم و از دایره انصاف بیرون نرویم. بنا بر فرمایش های امام و مقام معظم رهبری، مواظب باشیم که مبادا حرفی را به یکدیگر و حتی به گروه‌هایی که با آنها مخالفیم، نسبت بدهیم که مخالف شرع و اخلاق باشد. در برخورد با مخالفین هم باید با منطق و استدلال نظراتشان را رد کرد. اما توهین کردن به افراد کار درستی نیست. نسبت‌های ناروا، غیبت، تهمت (که متاسفانه در مسایل سیاسی رواج دارد)، تحلیل‌های نادرست و سوءظن منشأ بسیاری از سخنان بی‌مبناست و بنده جداً عرض می‌کنم که اگر انقلاب را به این امور آلوده بکنیم، صدمه خواهد دید.

ـــ کار خلاف به اسم دین و خدمت به مردم، به انقلاب ضربه می‌زند. ما معتقدیم علاوه بر این عوامل ظاهری و مادی که همه دنیا قبول دارند، عوامل دیگری هست که در حوادث این عالم و به خصوص برای مؤمنین مؤثر است. ما دست نیاز به سوی گروه‌های خارج از این جمع دراز می‌کنیم و پذیرای نظریات و پیشنهادهای آنان هستیم. باید به صورت واقعی نظرات همه گروه‌های اصولگرا مورد توجه قرار گرفته شود و در تصمیم سازی ها مشارکت داشته باشند.

ـــ باید توجه داشته باشیم که قوانین و مقررات را سرلوحه فعالیتمان قرار دهیم. اماممان تأکید داشتند که قوانین جمهوری اسلامی‌که مورد پذیرش قرار گرفته، لازم الاجراست و باید به آن عمل شود. نادیده گرفتن قوانین و مقرراتی که مورد قبول مجلس و تأیید شورای نگهبان قرار گرفته خلاف نظام اسلامی‌ ماست. بنده معتقدم توجه به این مسأله می‌تواند در پیشرفت فعالیت‌های ما تأثیر زیادی داشته باشد.

ـــ توجه داشته باشید که مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها نباید به گونه ای باشد که دشمنان را خوشحال کند. هم اکنون که کمی‌ بحث جدایی (که انشاءالله رفع می‌شود) مطرح شده، می‌بینید که رسانه‌های بیرونی و داخلی چقدر جنجال به پا کرده‌اند که این گروه شرکت کرده و آن گروه شرکت نکرده است. ممکن است در مواردی مصلحت نباشد که ما اظهار نظر کنیم، دشمنان ما سخنانی که ما نگفته ایم را در بوق و کرنا می‌کنند، چه برسد به سخنانی که می‌گوییم.

ـــ کنار گذاشتن روحانیت ظلم به انقلاب است. اسلام منهای روحانیت و نظام منهای روحانیت، خواسته دشمنان اسلام و انقلاب است. ما باید روحانیت را حفظ و تقویت کنیم. اینکه ما این نهاد و نقش آن را، آن هم در یک روزنامه رسمی‌دولتی نادیده بگیریم، ظلم است. این‌ها مصیبت است که انسان می‌شنود که می‌گویند روحانیت اصلاً چه کاره است؟ اینها کم لطفی است و باعث سوء استفاده دشمن می‌شود.

ـــ  اینکه برخی بزرگان نمی‌خواهند وارد مسایل جزیی بشوند، به خاطر حفظ شئون روحانیت است، اما ما بنا بر نظر حضرت امام در مسایل سیاسی در آن حدی که صلاح باشد، باید حضور داشته باشیم. ما باید الان حریم خودمان را حفظ کنیم، وقتی ما احترام یکدیگر را حفظ نمی‌کنیم، می‌خواهید دشمنان، احترام ما را حفظ کنند؟

ـــ  باید به گونه‌ای افراد را برای حضور در مجلس انتخاب کنیم که تمام گروه‌هایی که در کشور مؤثر هستند، از اصناف گوناگون، خانم‌ها، دانشگاهیان و... در مجلس حضور داشته باشند و اگر بتوانیم ترکیبی از همه گروه‌ها داشته باشیم، بسیار مناسب‌تر است. به جای اینکه بر مبنای وابستگی‌ها گزینش کنیم، مبنای ما انتخاب اصلح بر اساس اصول و شایستگی‌ها باشد.

ـــ باید نامزدها و گروه‌های شرکت کننده در انتخابات به آن توجه کنند، صرفه جویی و پرهیز از اسراف است. در شرایطی که مردم گرفتاری‌های اقتصادی دارند، تبلیغات پر زرق و برق، باعث اثر منفی در ذهن آنان خواهد بود. نکته دیگر اطلاع رسانی درست و بموقع است. تصمیماتی که این کمیته 8+7 می‌گیرند، حتماً به آگاهی مردم برسد.

ـــ آخرین نکته که بسیار اهمیت هم دارد، توجه و دقت نسبت به رهنمودهای مقام‌ معظم‌ رهبری در خصوص انتخابات است. توجه داشته باشیم که حفظ ولایت و نظام، همچنین متأثر نشدن از مواضع و مواقع قدرت و ثروت که ایشان فرمودند، سرلوحه قرار گرفته و بیانات و پیام های ایشان همیشه مورد توجه باشد. امیدوارم که این جلسه منشأ خیر باشد.

تعریض آیت‌الله مهدوی‌کنی به نامه جبهه پایداری بدون پاسخ به ابهامات 8+7
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی

سخنان آیت الله مهدوی کنی در کمیته 8+7 (شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان) که در تاریخ 13 مرداد ایراد شده است، منتشر شد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، مشروح سخنان آیت الله مهدوی کنی در این جلسه بدین شرح است:

 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله علی ما انعم و له الشکر علی ما الهم
والصلوة و السلام علی رسولنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا، حبیب اله العالمین، سید المرسلین، أبی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الهداة المهدیین، سیما بقیة الله فی الارضین حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه
قال الله تعالی:
قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى
ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ لَّکُم بَیْنَ یَدَیْ عَذَابٍ شَدِیدٍ (سبا:46)
قال رسول الله صلی الله علیه و آله
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ

ماه مبارک رمضان
در آغاز، حلول ماه مبارک رمضان را به برادران بزرگوار تبریک عرض می‌کنم. رسول خدا در این خطبه شریف- که بخشی از آن ذکر شد- ماه رمضان را ماه برکت، رحمت و مغفرت معرفی کرده اند. نکته قابل توجه این است که برکت از نظر لغوی به معنای خیر کثیر است اما مصادیقی که از برکت در قرآن کریم ذکر شده، مواردی است که برای عامه مردم (ناس) مفید باشد. برای مثال در وصف قرآن می‌فرماید:
وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (انعام،155)
در مورد حضرت عیسی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَیْنَ مَا کُنتُ (مریم،31)
در جای دیگر درباره باران می‌فرماید:
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَکاً (ق،9)
مقصود بنده در اینجا اینست که اگر چه معنای لغوی این کلمه خیر کثیر است، اما از نظر قرآن کریم آن چیزی مبارک است که برای همه مردم مفید بوده و مربوط به دسته، گروه و صنف خاصی نباشد.
قرآن کریم، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، حضرت عیسی (علیه‌السلام)، کعبه و باران که با عنوان مبارک توصیف شده اند، همگی جهان شمول بوده و اختصاص به دسته و گروه خاصی ندارند.
در این خطبه نیز خطاب پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به عموم مردم است. از این خطاب شریف می‌توان استفاده کرد که برکت ماه رمضان برای همه مردم چه مؤمن وچه کافر بوده و سفره الهی برای همه مردم گسترده است. لیکن چنانچه در مورد هدایت الهی نیز بیان می‌شودکه یک هدایت عام(هدی لِلنّاس) و یک هدایت خاص(هدی للمُتََّقِین) وجود دارد، در مورد ماه مبارک رمضان نیز می‌توان گفت که این ماه برای همه مردم منشأ خیر و برکت بوده و همه مردم از برکات عامه آن بهره می‌برند اما مؤمنین مشمول برکات خاصه آن خواهند بود.

تبریک ماه مبارک رمضان و آغاز به کار کمیته وحدت
ما هم از کلام نورانی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) الهام می‌گیریم و این ماه مبارک را به شما، همه مؤمنین و همه مردم تبریک گفته و امیدواریم بتوانیم از برکات این ماه به خوبی استفاده کنیم.
بنده آغاز نشست این کمیته و شورا را در این ماه شریف، به فال نیک گرفته و امیدوارم که این حرکت، حرکتی خدایی، معنوی و با برکت بوده و نتیجه مبارکی برای انقلاب و اسلام داشته باشد.

تشکر از پاسخ به دعوت جامعتین
نکته بعدی تشکر از شما برادران عزیزی است که از گروه‌های مختلف (البته اگر استفاده از لفظ گروه‌های مختلف صحیح باشد) به ندای جامعتین (جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز) پاسخ گفتید. این پاسخ به نشانه تعهد شما به انقلاب، نظام و رهبری است. چرا که جامعه روحانیت و جامعه مدرسین همواره در مسیر امام، انقلاب و رهبری حرکت کرده‌اند.

تدوین منشور اصولگرایی
در ملاقاتی که با عده ای از دوستان اصولگرا داشتیم، درخواست کردند که ما انتظار داریم که مجموعه روحانیت شروع کننده و دعوت کننده حرکت برای انتخابات باشد. این موضوع در جامعه روحانیت، طرح و مورد پسند واقع شد، در جلسه با جامعه مدرسین در قم نیز مطرح شد و مورد قبول قرار گرفت.
این پیشنهاد منشأ تدوین منشور اصولگرایی، طی نشست‌ها و جلسات متعددی در قم و تهران شد که مورد تصویب همه برادران قرار گرفت.
منظور از این مطلب، بیان این سابقه است که طبق وصیت حضرت امام خمینی، که می‌فرمایند "به‌ جامعة‌ محترم‌ روحانیت‌، خصوصاً مراجع‌ معظم‌، وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ خود را از مسائل‌ جامعه، خصوصاً مثل‌ انتخاب‌ رئیس‌ جمهور و وکلای‌ مجلس‌، کنار نکشند و بی‌تفاوت‌ نباشند(وصیت نامه حضرت امام). " لذا این جلسه به پیشنهاد و درخواست برادران اصولگرا تشکیل شده است.

سالگرد مشروطیت و آسیب شناسی حضور روحانیت
تاریخ نشان داده است که در هرجا که روحانیت با بصیرت و وحدت وارد شده است، نتیجه خوبی داشته و در مواقعی که وارد قضایا نشده یا اگر وارد شده، نیمه راه کار را رها کرده است، نتیجه مطلوبی برای کشور نداشته است.
فردا چهاردهم مرداد و روز آغاز مشروطیت است. مشروطیت آغاز خوبی داشت، لیکن در میانه راه اشکالات فراوانی پیدا شد. متاسفانه در آن مقطع زمانی علما هم با یکدیگر مخالفت کردند و کار تا حدی پیش رفت که مرحوم آیت الله شیخ فضل الله نوری را دار زدند. پای چوبه دار او کف زدند و عده‌ای هم اظهار خوشحالی کردند. در حالیکه آن زمان بعضی علما هم سکوت کردند و نتیجه کار چنان شد که مشروطیت به آن صورت به انحراف کشیده شد.

لزوم درس گرفتن از دوره مشروطیت
ما این روز را به اعتبار روز مشروطیت الهام بخش قرار می‌دهیم، تا از گذشته درس بگیریم. مبادا ما دوباره آنچه دیگران کردند را تکرار کنیم و قیامی‌که بزرگانی از علما و فقها برای خدا شروع کردند، به انحراف کشیده شود.
بنده اینجا نکته‌ای را متذکر می‌شوم تا دیگر دوستان (که در جلسه حضورندارند) نیز بشنوند.
ما در زمان حساسی قرار داریم. بیش از سی سال از انقلاب عظیم اسلامی‌ می‌گذرد و ما در در داخل و خارج دشمنانی داریم که علیه انقلاب فعالیت می‌کنند. آنها از جهات گوناگون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مقام براندازی نظام بوده و هستند. لیکن اگر ما با هم باشیم، کاری از پیش نمی‌برند.
راز ماندگاری و سلامت انقلاب در کلام امام راحل حضرت امام در روزهای آخر عمرشان از بزرگان نظام (اهل حل و عقد)، دعوت فرمودند. در آن جلسه امام فرمودند که این انقلاب راه خودش را باز کرده و چرخ آن به حرکت افتاده است. من از دشمنان ترسی برای انقلاب ندارم و آنان کاری نمی‌توانند بکنند، إلّا أذی. یعنی ممکن است کارهای ایذایی بکنند، ولی انقلاب صدمه‌ای نخواهد دید. اما به شرطها و شروطها! به شرط اینکه شما با هم اختلاف نکنید، اگر شما با هم باشید، این انقلاب مسیر خود را به سلامت ادامه خواهد داد.
این توصیه امام راحل، امری عقلانی، عقلایی و دینی است. ما نیز باید به توصیه امام توجه داشته باشیم.
هدف از تشکیل چنین جلساتی نیز همین مسأله است که افراد و گروه‌هایی که در اصول انقلاب با هم مشترک هستند و آن را پذیرفته‌اند، دور هم جمع شوند تا مبادا اختلاف سلیقه ها ما را از هم جدا کند. باید با حفظ سلیقه ها نشست و گفتگو کرد تا به یک نقطه و تصمیم جمعی برسیم.

محور وحدت
بعضی از دوستان می‌پرسند محور وحدت چیست؟ باید گفت مسأله وحدت که همیشه در اینگونه موارد گفته می‌شود، به معنای فلسفی آن نیست. مقصود ما از وحدت در مسایل سیاسی و اجتماعی، ائتلاف و تقریب آراء و افکار است.
در فکر جمعی، کار جمعی لازم است و مقصود آن نیست که همه گروه‌ها، یک فکر واحد داشته باشند. این مسأله اصلاً شدنی نیست. حتی در یک خانواده نیز چند برادر از جمیع جهات با هم وحدت پیدا نمی‌کنند اما اگر بخواهند با هم زندگی کنند، باید به اصولی پایبند باشند. در جامعه نیز اگر بخواهیم با هم زندگی کنیم، عقل، خرد و دین اقتضا دارد که با هم بنشینیم، نزدیک شویم و فکر جمعی را مورد قبول و پذیرش قرار‌دهیم.
البته در مورد احکام دینی این بحث تفکر جمعی قابل پیروی نیست. بلکه چنانچه گفته شد، محدوده آن مسایل سیاسی و اجتماعی است. معنای وحدت از نظر ما اینست که در این محدوده با حفظ اصول و احکام شرع، پس از شنیدن نظرات و سلایق، جمع بندی کنیم و به یک نظر جمعی برسیم. معنای وحدت در میان مسلمانان یا گروه ها نیز همین است.

جمع بندی مسایل بر محور منشور اصولگرایی
تدوین اصول در منشور اصولگرایی که مورد قبول اغلب برادران اصولگرا قرارگرفت، نیز با همین هدف انجام شد. البته در مقام تطبیق یا مصادیق ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد، که با گفتگو قابل حل است.
بنده گمان ندارم کسی در این جمع، این اصول را قبول نداشته باشد. حتی معتقدم شاید برخی مخالفین نیز این اصول را قبول داشته باشند، اما صریحاً اعتراف نکنند. لذا ما باید بر محور این اصول تدوین شده، پس از بحث و گفتگو در مصداق ها و جزئیات، در مسایل و حوادث مختلف انقلاب به یک جمع بندی رسیده و در مقام تصمیم و اجرا به یک نظر برسیم.

عضویت افراد در گروه ها به معنای سهم خواهی نباید باشد
باید توجه کنیم که اگر چه افراد حاضر در این دو کمیته (که به عنوان 8+7 مقبول واقع شده) همچنین ما و آقایانی که در مقام اجرا مسئولیت بیشتری خواهند داشت، به حسب ظاهر نماینده گروه ها هستند، اما شاخص و معیار عملکرد همه ما اصول منشور اصولگرایی باید باشد.
اگر ما از این نمایندگی تفسیر گروهی انجام دهیم، ممکن است بحث سهم خواهی مطرح شود که درست هم نیست. ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. هدف ما از گردهم آیی رسیدن به همان فکر جمعی است. نه اینکه به دنبال افزایش نفوذ خود و کاهش نفوذ دیگران باشیم. اگر اینگونه فکر کنیم، اصلاً اصولگرا نیستیم. معنای اصولگرایی آن بود که شاخص اقدامات ما این اصول باشد، نه افکار گروهی و خصوصی ما. بنا بر این اگر دو نفر از طرف یک گروهی آمدند، معنایش این نیست که فقط منعکس کننده نظرات آنها باشند.
بنده، آیت الله یزدی و دیگر دوستانی که در این گروه هستند نیز نمی‌خواهیم خواسته ها و نظرات خود را به دیگران تحمیل کنیم.
فرض بر این است که این افراد اگرچه منسوب به گروهی هستند، اما بی طرف هستند.
سوء ظن و عدم اعتماد به یکدیگر موجب ضربه خواهد شد
بعضی از دوستان می‌گویند در جمع این هفت نفر، یک نفر هم از گروه‌های دیگر اضافه بشود. بنده فکر می‌کنم این برخورد ناشی از سوءظن است. یعنی فکر می‌کنند که ممکن است ما افکار و نظرات خود را تحمیل کنیم. اینکه بگوییم در داوری یک نفر هم از ما باشد که خواسته‌های ما را نیز بگوید، نشان از عدم اعتماد به یکدیگر دارد و با این تصور، تا آخر مسأله حل نخواهد شد.

جامعه روحانیت حزب یا حتی صنف نیست
بنده عضو جامعه روحانیت هستم، لیکن همیشه گفته‌ام ما نمی‌خواهیم مثل یک حزب، از افراد حزب خودمان نامزد انتخاب کنیم و به مجلس بفرستیم. ما مانند احزاب به دنبال به دست آوردن قدرت نیستیم. برخی از کسانی که انتخاب می‌کنیم، حتی آنها را در طول دوره چهار ساله نمایندگی، نمی‌بینیم. آنها هم نظرات ما را در خصوص مسایل مختلف نمی‌پرسند. نمی گویند حال که ما را انتخاب کرده‌اید، نظر شما در این مسأله چیست؟ (البته این مسأله به نظر من چندان خوب هم نیست)
ما حتی مانند یک صنف هم نیستیم. هر صنفی در مسیر مصالح و منافع خودش عمل می‌کند، اما ما هیچگاه به دنبال مصالح جامعه روحانیت نبوده‌ایم. فرض ما اینست که مصالح نظام را در نظر داشته باشیم. اگر غیر از این باشد، این جامعه دیگر جامعه روحانیت یا جامعه مدرسین نیست.
افرادی که اینجا گردآمده اند، خودشان را نماینده همه افراد بدانند؛ افراد و گروه‌هایی هم که اینجا گردآمده اند(چه آن هفت و چه این هشت)، باید مصالح و شاخص ها را طبق همان اصول منشور اصولگرایی که تدوین شده و اصول قانون اساسی در نظر بگیرند و در نظر داشته باشند که در واقع نماینده یک جریان خاص نیستند و خودشان را نماینده همه افراد بدانند.
آقای محسن رضایی روزی تشریف آوردند دفتر بنده و گفتند بالاخره من هم اصولگرا هستم یا نه؟ نکند می‌خواهید من را از اصولگرایی حذف کنید؟ پس یک نفر را هم برای ما بگذارید به عنوان نماینده. به ایشان عرض کردم، بالاخره دوستان زیادند، افرادی که در این انقلاب خدمت کرده‌اند و هرکدام جایگاه خاص خودشان را دارند. از طرفی افزایش جمعیت در اینگونه امور باعث دشواری تصمیم گیری می‌شود و اگر ما بخواهیم اینطور از افراد دعوت کنیم، به حَدِّ یقِف نخواهیم رسید. شما نظراتتان را بفرمایید، بنده و اعضای گروه هشت نفره، بیان کننده نظرات شما نیز خواهیم بود. ایشان هم قبول کردند و حتی در مصاحبه‌ای نیز این مطلب را عنوان کردند. من از بیان و رفتار ایشان خوشحال شدم و از این برخورد تقدیر می‌کنم. اما از طرفی برخی دوستان دیگر کم لطفی کردند و در نامه‌ای که ارسال کرده‌اند، آمرانه وارد میدان شده‌اند. مطالبی که در آن نامه نوشته شده، خیلی خوب نیست. البته امیدواریم آنان نیز در جلسات دیگر حاضر بشوند. چرا که بنای جامعتین این بود که ما دعوت کننده و هادی به وحدت باشید. محور این وحدت هم که مورد پرسش برخی بزرگان قرار گرفته، همان اصولی است که همه قبول داریم.

رعایت شئونات اخلاقی در فعالیت سیاسی
تذکر دیگر بنده اینست که ما بایستی در کارهای سیاسی و اجتماعی شئونات اخلاقی را کاملاً رعایت کنیم و از دایره انصاف بیرون نرویم. طبق فرمایشات امام و مقام معظم رهبری مواظب باشیم که مبادا حرفی را به یکدیگر و حتی به گروه‌هایی که با آنها مخالفیم، نسبت بدهیم که مخالف شرع و اخلاق باشد.
در برخورد با مخالفین هم باید با منطق و استدلال نظراتشان را رد کرد. اما توهین کردن به افراد کار درستی نیست. فرموده اند إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِین‏ (نهج البلاغه: دارالهجره قم: 323)؛ بنای ما توهین و تحقیر دیگران نیست. بنابراین باید روشی در پیش بگیریم که با موازین شرعی و اخلاقی سازگار باشد.
نسبت‌های ناروا، غیبت، تهمت (که متاسفانه در مسایل سیاسی رواج دارد)، تحلیل‌های نادرست و سوء ظن منشاء بسیاری از سخنان بی‌مبناست و بنده جداً عرض می‌کنم که اگر انقلاب را به این امور آلوده بکنیم، صدمه خواهد دید.
کار خلاف به اسم دین و خدمت به مردم، به انقلاب ضربه می‌زند.ما معتقدیم علاوه بر این عوامل ظاهری و مادی که همه دنیا قبول دارند، عوامل دیگری هست که در حوادث این عالم و به خصوص برای مؤمنین مؤثر است. ما که به عنوان دین، خدا، پیامبر، امام زمان و خدمت به مردم یک حرکتی انجام می‌دهیم، اگر کار خلافی در این میان انجام شود، ناسپاسی از انقلاب است. وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ (ابراهیم، 7)
ممکن است خود انقلاب را همین کارها از بین ببرد. باید دقت داشته باشیم که حفظ حدود شرع، برای حفظ انقلاب بسیار مهم است.

بقای انقلاب وابسته به صفا و صمیمیت است
بقای این انقلاب تا امروز وابسته به صفا و صمیمیت آنهایی بوده که فدارکاری کرده‌اند. ما نیز باید راه آنان را ادامه بدهیم. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید:
فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْکَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْر (نهج البلاغه:دارالهجره قم: ص92)
یعنی در زمان پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) چون خداوند صدق و صفای ما را دید، از آسمان برای ما نصرت و یاری فرستاد.

آمادگی گروه 8+7 برای پذیرش نظرات و پیشنهادهای اصولگرایان
ما دست نیاز به سوی گروه‌های خارج از این جمع دراز می‌کنیم و پذیرای نظرات و پیشنهادات آنان هستیم. باید به صورت واقعی نظرات همه گروه‌های اصولگرا مورد توجه قرار گرفته شود و در تصمیم سازی ها مشارکت داشته باشند.

رعایت قانون عامل پیشرفت
باید توجه داشته باشیم که قوانین و مقررات را سرلوحه فعالیتمان قرار دهیم. اماممان تأکید داشتند که قوانین جمهوری اسلامی‌که مورد پذیرش قرار گرفته، لازم الاجرا است و باید به آن عمل شود. نادیده گرفتن قوانین و مقرراتی که مورد قبول مجلس و تأیید شورای نگهبان قرار گرفته خلاف نظام اسلامی‌ ماست. بنده معتقدم توجه به این مسأله می‌تواند در پیشرفت فعالیت‌های ما تأثیر زیادی داشته باشد.

پرهیز از جنجالهای رسانه ای
توجه داشته باشید که مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها نباید طوری باشد که دشمنان را خوشحال کند. در حاضر که کمی‌ بحث جدایی (که انشاء الله رفع می‌شود) مطرح شده، می‌بینید که رسانه‌های بیرونی و داخلی چقدر جنجال به پا کرده‌اند که این گروه شرکت کرده و آن گروه شرکت نکرده است. ممکن است در مواردی مصلحت نباشد که ما اظهار نظر کنیم، دشمنان ما سخنانی که ما نگفته ایم را در بوق و کرنا می‌کنند، چه برسد به سخنانی که می‌گوییم.

اسلام و نظام منهای روحانیت خواسته دشمنان است
بنده در روزنامه‌ای دیدم که نوشته بود، "جامعه روحانیت چه جایگاه رسمی ‌و قانونی دارد که مطالبات مردم را بیان کند؟ " براساس آموزه‌های امام، ما معتقدیم که اصولاً روحانیت باید مطالبات مردم را بیان کند.
بعضی فکر می‌کنند که جامعه روحانیت باید محلی در قانون اساسی داشته باشد، تا یک نهاد رسمی‌ باشد. در‌حالیکه روحانیت یک نهاد دینی و مردمی‌ بوده و در نظام ما جایگاه رفیعی دارد. اگر ما در یک نظام اسلامی‌ هستیم و اسلامیت آن را پذیرفته‌ایم، باید بپذیریم که روحانیت در این نظام دارای جایگاهی والا است.
در تمام دنیا نیز نهادهایی وجود دارد که مورد قبول مردم هستند و کارهای بزرگی انجام می‌دهند. اینطور نیست که حتما این جایگاه باید در جایی تصویب شده باشد.
روحانیت به معنای عامش در کشور، نعمتی است که خداوند به ما عطا کرده و باید این نعمت را حفظ کرد. کنار گذاشتن این نعمت ظلم به انقلاب است. اسلام منهای روحانیت و نظام منهای روحانیت، خواسته دشمنان اسلام و انقلاب است. ما باید روحانیت را حفظ و تقویت کنیم.
بنده خودم را هیچ می‌دانم، اما روحانیت را باید حفظ کنیم. این نهادی است که 1400سال روی آن کار شده تا به اینجا رسیده است. اینکه ما این نهاد و نقش آن را، آن هم در یک روزنامه رسمی‌دولتی نادیده بگیریم، ظلم است. این‌ها مصیبت است که انسان می‌شنود که می‌گویند روحانیت اصلاً چه کاره است؟ اینها کم لطفی است و باعث سوء استفاده دشمن می‌شود.
اینکه برخی بزرگان نمی‌خواهند وارد مسایل جزیی بشوند، به خاطر حفظ شئون روحانیت است، اما ما طبق نظر حضرت امام در مسایل سیاسی در آن حدی که صلاح باشد باید حضور داشته باشیم.
مثالی هم از اتحاد و احترام روحانیت به ذهنم آمد. مرحوم پدرم نقل می‌کرد که در زمان ناصرالدین شاه در تهران دو روحانی بزرگ، مورد احترام مردم بودند. یکی حاج ملا علی کنی که نفوذ بیشتری داشت و دیگری حاج ملا صادق که در خیابان مولوی ساکن بود. ظاهراً این دو عالم با هم قدری هم اختلاف مشرب داشته‌اند.
از قضا حاج ملا صادق یکی از درباری‌ها را که شراب خورده و بد مستی کرده بود، در وسط خیابان مولوی حد می‌زند. این خبر به ناصرالدین شاه می‌رسد. می‌گوید این شیخ که بوده و بالاخره دستور می‌دهد او را به عراق تبعید کنند. ایشان هم حرکت می‌کند به سمت حضرت عبدالعظیم که از آنجا برود به سوی عراق.
پدرم می‌گفت وقتی خبر به گوش مرحوم حاج ملا علی کنی می‌رسد، می‌گوید به مردم اعلام کنید که ما هم از ایران می‌رویم. منزل ایشان در بازار بوده (اکنون هم سرایی به نام ایشان است) و به محض حرکت ایشان، بازار تعطیل می‌شود. خبر به خیابان ها می‌رسد، مردم هم حرکت می‌کنند به سوی حرم حضرت عبدالعظیم و شهر تعطیل می‌شود. می‌گویند حتی درباری‌ها و مأمورین هم اسلحه ها را می‌اندازند و به دنبال حاجی راه می‌افتند. خبر به گوش شاه می‌رسد. شاه به صدراعظم دستور می‌دهد که بروید و حاجی را برگردانید.
صدراعظم با عجله خود را به حاج ملا‌علی‌کنی می‌رساند و تقاضای شاه را به عرض ایشان می‌رساند. ایشان می‌گوید موضوع اصلی تبعید حاج ملا صادق است، هروقت آن آقا برگشت، من هم برمی‌گردم.
صدراعظم مجبور می‌شود برود و از حاج ملا صادق عذرخواهی کند، حاج ملا علی می‌گوید، من اینجا می‌مانم، شما بروید آقا را از حرم حضرت عبدالعظیم برگردانید تا با هم به تهران برگردیم. غرض آنکه علما اینگونه حریم یکدیگر را نگه می‌داشتند. ما نیز باید الان حریم خودمان را حفظ کنیم، وقتی ما احترام یکدیگر را حفظ نمی‌کنیم، می‌خواهید دشمنان، احترام ما را حفظ کنند؟

مبنای انتخاب افراد صلاحیت نه وابستگی
نکته قابل ذکر دیگر توجه به انتخاب افراد برای نمایندگی در مجلس است. ما باید به گونه‌ای انتخاب کنیم که تمام گروه‌هایی که در کشور مؤثر هستند از اصناف مختلف، خانم‌ها، دانشگاهیان و... در مجلس حضور داشته باشند و اگر بتوانیم ترکیبی از همه گروه‌ها داشته باشیم بسیار مناسب‌تر است.
خلاصه اینکه به جای اینکه بر مبنای وابستگی‌ها گزینش کنیم، مبنای ما انتخاب اصلح بر اساس اصول و شایستگی‌ها باشد.

پرهیز از اسراف در تبلیغات
موضوع دیگر که باید نامزدها و گروه‌های شرکت کننده در انتخابات به آن توجه کنند، صرفه جویی و پرهیز از اسراف است. در شرایطی که مردم گرفتاری‌های اقتصادی دارند، تبلیغات پر زرق و برق باعث اثر منفی در ذهن آنان خواهد بود.

اطلاع رسانی
نکته دیگر اطلاع رسانی صحیح و به موقع است. تصمیماتی که این کمیته 8+7 می‌گیرند، حتماً به اطلاع مردم برسد.

تبعیت از رهنمودهای رهبری در خصوص انتخابات
آخرین نکته که بسیار اهمیت هم دارد، توجه و دقت نسبت به رهنمودهای مقام‌معظم‌رهبری در خصوص انتخابات است. توجه داشته باشیم که حفظ ولایت و نظام، همچنین متأثر نشدن از مواضع و مواقع قدرت و ثروت که ایشان فرمودند، سرلوحه قرار گرفته و بیانات و پیامهای ایشان همیشه مورد توجه باشد. امیدوارم که این جلسه منشاء خیر باشد.


اظهارات‌لاریجانی علیه‌سهم‌خواهی،چراغ‌سبز برای‌حذف‌سهم‌ویژه از 8+7؟
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکترعلی لاریجانی ، اصولگرایی
اظهارات‌لاریجانی علیه‌سهم‌خواهی،چراغ‌سبز برای‌حذف‌سهم‌ویژه از 8+7؟

گروه سیاسی- رئیس مجلس شورای اسلامی پنج‌شنبه شب در در همایش نقش اصناف در بهبود فضای کسب و کار در قم مواردی را بیان کرد که به نظر می‌رسد پس از انتقادهای طیف‌های مختلف جریان اصولگرایی به سهم ویژه او و قالیباف در سازوکار موسوم به 8+7، وی را به کوتاه آمدن از این سهم نزدیک کرده است.

به گزارش رجانیوز، علی لاریجانی با بیان اینکه فضای سیاسی کشور باید فضای امیدوار کننده‌ای برای کسب و کار باشد اظهار داشت: حجم مناقشات سیاسی موجود در کشور، رونق کسب و کار را کاهش می‌دهد.

وی در ادامه با انتقاد شدید از دعوای سیاسی بین گروه‌های ۷+۸ یا ۶+۷، اینگونه کشمکش‌های سیاسی را سهم خواهی در انتخابات خواند و گفت: اینکه امروز بر سر این دعوا کنیم که سهم من یا دیگران در انتخابات چه می‌شود، نباید به عنوان مسئله اصلی کشور مطرح باشد و ما نباید دنبال سهم خواهی در انتخابات باشیم.

لاریجانی با بیان اینکه برای برگزاری هر انتخابات شرایطی وجود دارد و همه آنهایی که توانایی حضور در این عرصه را دارند می‌توانند شرکت کنند افزود: اگر کشمکش‌های سیاسی به فضای غالب در کشور تبدیل شود، مشکلات مردم و صنوف نادیده گرفته یا به حاشیه رانده خواهد شد.

اظهارنظر لاریجانی مبنی بر پرهیز از سهم‌خواهی در حالی است که طی هفته‌های گذشته انتقادهای زیادی در مورد اینکه چرا باید به وی و قالیباف در ترکیب کمیته اصولگرایان سهم ویژه‌ای داده شود، مطرح شده بود. در این انتقادها عنوان شده بود که این دو نفر نمایندگانی در جریان‌های سنتی و تحول‌خواه اصولگرایان دارند و اساساً خاستگاه حرکت‌های سیاسی آن‌ها همین جریان‌ها بوده است.

محمد حسین صفارهرندی در گفت‌وگوییبا بیان اینکه که منطق اختصاص سهم مجزا از اضلاع اصولگرایی به این دو نفر روشن نیست، توضیح داده بود که "آن‌ها (لاریجانی و قالیباف) در قالب جریان سنتی و تحول‌خواه جای می‌گیرند، بنابراین، نباید نماینده جداگانه داشته باشند."

همچنین اگر قرار بر سهم دادن به افراد به‌طور مجزا از جریان‌ها است، چرا سایر شخصیت‌های مطرح اصولگرایی که بعضاً‌ سابقه و خدمات به مراتب بیشتری نیز داشته‌اند، نباید سهم ویژه بگیرند.

به‌عنوان نمونه، حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران از نگاه خود احمد توکلی را مصداق این شخصیت‌ها دانست و گفت: اگر قرار باشد افراد به‌طور مجزا از جریان‌ها نماینده داشته باشند، فردی مانند احمد توکلی به‌دلیل سوابقش بر بقیه اولویت دارد.

حجت‌الاسلام قاسم روانبخش نیز در یادداشتی منطق اختصاص سهم ویژه را به نقد کشید و سؤال‌هایی را در این زمینه مطرح کرد.

اما فارغ از همه این‌ها نهی صریح رهبر معظم انقلاب در دیدار روز هشتم خرداد ماه سال جاری با نمایندگان مجلس مبنی بر دخالت نکردن قوا در انتخابات و حفظ احترام انتخابات و از سوی دیگر نزدیک نشدن نمایندگان به کانون‌های قدرت و ثروت، استدلال‌های دیگری است که از سوی جبهه پایداری در مقابل این دو سهم ویژه مطرح شده است.

در این زمینه، وقتی که خبرنگار با یادآوری بیانات رهبر انقلاب در مورد دخالت نکردن مسئولان در انتخابات کشور از حدادعادل در حاشیه همایش دو هفته قبل جبهه پایداری پرسید که "شما در زمانی که ریاست مجلس هفتم را بر عهده داشتید، به این توصیه رهبر معظم انقلاب عمل کردید، آیا در این دوره نیز ریاست مجلس هشتم به این توصیه عمل خواهد کرد"، گفت: هنوز اتفاقی نیفتاده در این دوره هم توصیه های رهبر انقلاب رعایت می شود.

این طیف همچنین با یادآوری سابقه عهدشکنی در انتخابات مجلس هشتم و انتشار لیست موسوم به ائتلاف فراگیر اصولگرایان علی‌رغم تعهد جریان‌های اصولگرا به حضور در انتخابات با لیست واحد یادآور شده است که نباید با سهم دادن ویژه، تلقی جایزه دادن در قبال عهدشکنی و یا نوعی امتیازدهی برای پیشگیری از لیست موازی را ایجاد کرد.

در عین حال، اظهارات شب گذشته رئیس مجلس این امیدواری را ایجاد کرده که وی با پذیرش استدلال‌ها و یا در اثر انتقادها از سهم ویژه خود کوتاه آمده و تأکید دارد که نباید در انتخابات سهم‌خواهی کرد و این مسئله را به مسئله اصلی کشور تبدیل کرد. اگرچه در هفته‌های قبل نیز اخباری مبنی بر اصرار نداشتن لاریجانی به داشتن نماینده ویژه در کمیته اصولگرایان منتشر شده بود.

اما برخی اصرار دارند که سازوکار 8+7 را قطعی و به‌مثابه وحی منزل معرفی کنند. این در حالی است که حبیب‌الله عسگراولادی دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری هفته گذشته احتمال تغییر در این سازوکار را مطرح کرد و آن را جامع‌ترین سازوکار ندانست.


متن کامل سخنان آیت‌الله مصباح در همایش جبهه پایداری
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی
متن کامل سخنان آیت‌الله مصباح در همایش جبهه پایداری/ مانیفست وحدت اصول‌گرایانه
اصول،مراتب، هدف‌و مرزهای‌وحدت/ تصور نکنند هرجا عنوان وحدت بود، نمی‌شود حرفی برضد آن زد و همه باید تسلیم شوند
آیت‌الله مصباح یزدی دو هفته قبل؛ پنج‌شنبه 6 مرداد به‌عنوان سخنران ویژه به همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی آمد تا آنچنانکه این جبهه اعلام کرده بود که فعالیتش را زیر نظر دو فقیه و عالم برجسته یعنی آیات عظام مصباح و خوشوقت آغاز کرده است، در اولین همایش خود نیز از آنان بهره ببرد.

به گزارش رجانیوز، آیت‌الله مصباح که به گفته خود غیر از شهرهای مقدس قم و مشهد برای سخنرانی به جایی نمی‌رود، در این همایش حاضر شد و بیش از دو ساعت از وقت خود را نیز برای شنیدن نظر سایر مدعوین و سپس ایراد سخنرانی اختصاص داد.

در عین حال،‌ رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) که استاد مسلّم فلسفه و علوم عقلی در حوزه علمیه قم نیز به‌شمار می‌رود و خاطرات مناظره‌های او از ابتدای انقلاب و سال‌های حاکمیت جریان دوم خرداد مایه دلگرمی و آگاهی نیروهای انقلاب بوده است، در این سخنرانی مطالب مبسوطی را در پاسخ به این سؤال‌ها که "وحدت را باید چگونه کسب کرد؟ آیا هر وحدتی مطلوب است؟ آیا می‌توان ملاکی برای مطلوبیت وحدت یافت؟ یک ‌نوع وحدت داریم یا می‌شود انواعی از وحدت‌ها را تصور کرد؟" مطرح کرد.

این سخنان در شرایطی مطرح شد که برخی اصرار دارند به بهانه وحدت از برخی اصول چشم‌پوشی شود و در مقابل کسانی را که بر این اصول پافشاری دارند، با برچسب‌هایی مانند وحدت‌شکن از صحنه بیرون کنند.

بخش‌هایی از سخنان آیت‌الله مصباح در این همایش همان روز از طریق خبرگزاری‌ها مخابره شد اما متن کامل این سخنان که به نوعی می‌توان گفت مانیفست جبهه پایداری در تعیین اصول، مراتب، هدف و مرزهای وحدت است، در ادامه آمده است:

إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ؛ مسأله وحدت و اتحاد در ادبیات و فرهنگ ما جایگاه خاصی دارد. داستان‌ها، اشعار و بیانات ادبی فراوانی در این باره وجود دارد، اما این مفهوم به ویژه پس از انقلاب، به مفهومی کلیدی تبدیل شد و جایگاه مهم‌تری یافت.

حضرت امام خمینی(رضوان‌الله‌علیه) از کسانی بود که به این مفهوم جانی دوباره بخشید؛ با این حال اکنون ‌که بیش از 30 سال از عمر انقلاب می‌گذرد و از وحدت به شکل‌های گوناگون در محافل علمی و رسانه‌ها سخن به میان می‌آید، هنوز آن‌گونه که باید و شاید مفهوم روشنی از این واژه ارایه نشده است.

وحدت مطلوب

وحدت را باید چگونه کسب کرد؟ آیا هر وحدتی مطلوب است؟ آیا می‌توان ملاکی برای مطلوبیت وحدت یافت؟ یک ‌نوع وحدت داریم یا می‌شود انواعی از وحدت‌ها را تصور کرد؟ به نظر می‌رسد اگر کسانی با دقت و حوصله ابعاد مختلف این مفهوم را بررسی کنند، به اندازه یک کتابْ مطلب گردآوری شود، اما در حدی که بضاعت و ظرفیت این مجلس اقتضا می‌کند، نکته‌هایی را بیان می‌کنیم.

غیر از وحدت به معنای تکوینی و عرفانی، یک نوع وحدت، وحدت عرفی است که در محاورات ما به کار می‌رود و مربوط به رفتار اختیاری انسان‌ها می‌شود. یعنی می‌گوییم کسانی وحدت دارند که در رفتار با هم هم‌سو باشند. این هم‌سویی از دو ریشه مختلف نشأت می‌گیرد: یکی اندیشه‌ها، افکار و شناخت‌ها، و دیگری خواست‌ها، تمایلات و گرایش‌ها.

اگر افکار و گرایش‌ها شبیه هم باشد، بالطبع رفتارها هم شبیه هم خواهد شد و حرکت رفتاری افراد، گروه‌ها و جوامع سمت‌و‌سوی واحدی پیدا خواهد کرد، اما اگر تشخیص‌ها و بینش‌ها با یکدیگر متفاوت باشد، طبعاً این تفاوت‌ها در رفتار نیز اثر خواهد گذاشت. همچنین اگر گرایش‌ها، تمایلات و خواسته‌های افراد با هم تضاد داشته باشد، خواه‌ناخواه این اختلاف در رفتار هم ظهور خواهد کرد.

به این ترتیب، وحدتی مطلوب است که انسان‌ها بتوانند با رفتار هم‌سوی یکدیگر، به سوی هدف مطلوبِ واحد حرکت کنند و امکانات‌شان را به سوی آن مقصد واحد سوق دهند تا به نتیجه ایده‌آل‌ برسند.

شمشیری دولبه

وحدت، خودبه‌خود یک ارزش مطلق در کنار ارزش‌های الهی و انسانی نیست؛ بلکه ابزاری برای پیشرفت بهتر است. این قصه معروف را حتماً شنیده‌اید که پادشاهی در روزهای پایانی عمر خویش، 12 پسرش را به حضور خواند و به هریک از آنان چوبی داد و گفت: بشکنید، و آنان شکستند. پس از آن، 12 چوب را روی هم گذاشت و به هر کدام گفت: بشکنید. چون نتوانستند، رو به آنان کرد و گفت: اگر پس از مرگ من با هم باشید، شکست نمی‌خورید، اما اگر پراکنده شوید، در مقابل دشمنان شکست خواهید خورد.

پس، وحدت می‌تواند هدفی را تقویت کند، اما ممکن است آن هدف مطلوب یا نامطلوب باشد. کفار هم در جنگ احزاب برای این‌که ریشه اسلام را بکنند با هم متحد شده بودند، اما آیا این وحدت مطلوب بود و آن ایده‌آل اخلاقی تحقق پیدا می‌کرد؟!

روشن است که وحدت، ابزار و به‌مثابه شمشیری دو لبه است. یعنی اگر وحدت در راه حق به کار برود مطلوب است و اگر در راه باطل محقق شود، مضر است. پس، ارزش وحدت و اتحاد، ارزشی ابزاری است. در واقع، ابتدا باید هدف مقدسی را در نظر گرفت و برای تحقق آن هدف برنامه‌ریزی کرد. سپس، باید تلاش کرد تا نیروهایی که می‌توانند در رسیدن به آن هدف مؤثر باشند هم‌سو شوند تا نیروهایشان جهت یافته و متراکم شود.

اجمالاً در اصطلاح منطقی، این گزاره که وحدتْ ارزش مطلوبی برای انسان است، از مشهورات است مانند: حُسن صدق، حُسن عدالت، قبح کذب. حُسن اتحاد و وحدت هم گزاره‌ای از سنخ مشهورات است و به قول ابن‌سینا همان‌گونه که سایر گزاره‌های مشهور می‌توانند قیدی خفی داشته باشند، این گزاره نیز می‌تواند دارای قیدی خفی باشد، و آن اینکه وحدتی مطلوب است که در راه حق باشد.

حق‌؛ محور وحدت

در این‌جا سه نکته مطرح است. نکته اول این است که بعضی تصور نکنند که هرجا عنوان وحدت بود، دیگر نمی‌شود حرفی برضد آن زد و همه باید تسلیم شوند، بلکه باید دید وحدت برای چیست.

نکته دوم این‌که وحدت باید محوری داشته باشد. محال است دو چیز در عین این‌که دو تا هستند، یکی شوند! وقتی دو نفر با هم وحدت دارند یعنی نیروهایشان را با هم هم‌سو می‌کنند و در یک‌جهت به کار می‌گیرند، باید محوری واحد داشته باشند. معمولاً در فعالیت‌های اجتماعی صدها و هزاران نفر با ده‌ها انگیزه و گرایش مختلف حضور دارند. افراد و گروه‌های متعدد هنگامی می‌توانند نوعی وحدت معقول و مطلوب داشته باشند که این وحدت، محوری داشته باشد. یعنی تا وقتی که این فعالیت‌ها ارتباطی با آن محور دارد، می‌شود یک عمل واحد. حال، اگر جهت تغییر کرد، یک فعالیت به راست رفت و یکی به چپ، چون از محور دور شده‌اند، دیگر وحدتی در میان نخواهد بود.

بنابراین، برای هر وحدت مطلوب و مقدس، باید محور مشخصی باشد که با آن کنترل شود. در واقع، فعالیت‌هایی که در پرتو وحدت انجام می‌گیرد، باید با آن محور به عنوان ملاک سنجیده شود. به این ترتیب، هر اندازه فعالیت‌ها به آن محور نزدیک شود، آن وحدت مؤثر نهادینه شده است و هرگاه سمت‌وسوی فعالیت‌ها تغییر کرد، دیگر وحدتی نخواهد بود.

نکته سوم این‌که حقی که می‌تواند محور وحدت باشد، مراتبی دارد؛ هم‌چنان‌که دلبستگی به آن حق و شناخت آن نیز مراتبی دارد. گفتیم که محور وحدت، آن حقی است که شناخت، گرایش و رفتار براساس آن شکل گرفته است، اما آیا سطح شناخت همه مردم با هم برابر است؟ شناخت انسان‌ها گاه در حد تباین و تضاد با یکدیگر اختلاف دارد، و گاه از جهت شدت وضعف، متفاوت است.

مراتب وحدت

بی‌شک، آن‌جا که اختلاف در شناخت‌ها در حد تباین و تضاد باشد و همدیگر را نفی کنند، وحدتی حاصل نخواهد نشد. وحدت آن‌جا ممکن است که شناخت‌ها با هم قرابت داشته و هم‌سو باشند. حتی در همین‌جا نیز مراتب شناخت متفاوت است، ظن، علم، یقین، ایمان و هدایت هم مراتب مختلف دارند.

قرآن می‌فرماید: وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى؛ وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى؛ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا. ایمان همه یکسان نیست. معرفت‌ها هم در یک حد نیست. دلبستگی‌ها و عشق‌ها نیز به یک اندازه نیست. می‌شود آن را بین صفر و بی‌نهایت درجه‌بندی کرد؛ البته بی‌نهایت عشق برای خداست، هم‌چنان‌که بی‌نهایت علم نیز از آنِ اوست.

ما باید برای شناخت حقیقت تلاش کنیم و یقین و دلبستگی‌ خود را به حق بیشتر کنیم. همه ‌ما "خوبی" را دوست داریم، اما آیا برای تحقق آن، همه به یک اندازه فداکاری می‌کنیم؟ در روایات برای ایمان هفت یا ده سهم برشمرده‌اند. بالطبع آن‌که یک سهم از ایمان دارد، نباید فکر کند که همه باید در حد او باشند و آن‌که هفت سهم ایمان را دارد نیز نباید ایمان خود را بر کسانی که صاحب یک سهم‌اند تحمیل کند. بنابراین، با توجه به این‌که مبادی رفتارهای ما، یعنی شناخت‌ها و گرایش‌ها دارای مراتبی هستند، طبعاً نزدیکی و هم‌سویی رفتارها با هم نیز مراتب دارند.

برای مثال، همه ‌ما به طور طبیعی و فطری، انسان‌ها و به طور کلی جامعه انسانی را دوست می‌داریم و اگر افرادی بر ضد جامعه انسانی حرکت کنند، نسبت به آن‌ها دشمنی پیدا می‌کنیم. ما واقعاً همه کفار عالم را دوست داریم و می‌خواهیم ایمان بیاورند، هدایت شوند و به سعادت برسند؛ البته کسانی که نسبت به حق دشمنی دارند، حساب‌شان جداست. ما حتی منکران خداوند و آن‌ها را که مادی محض‌اند و معرفتی نسبت به ماورای طبیعت ندارند، دوست داریم و می‌خواهیم هدایت‌شان کنیم، چون در دایره انسان قرار می‌گیرند، اما آن‌هایی که خدا را قبول دارند، در یک دایره‌ تنگ‌تری هستند و طبعاً آن‌ها را بیشتر دوست می‌داریم.

در میان خداباوران نیز محبت ما نسبت به کسانی که به ادیان و انبیای الهی هم معتقدند، بیشتر است و نسبت به دسته پیشین در دایره تنگ‌تری قرار می‌گیرند. در واقع، محبت ما نسبت به کسانی که انبیا را قبول دارند، بیشتر از آن‌هایی است که فقط خدا را قبول دارند.

در این میان، علاقمندی و ارتباط ما نسبت به کسانی که اسلام را قبول دارند، بیشتر و در نتیجه وحدت‌مان با آنان نیز مستحکم‌تر است. هم‌چنین، وحدت، علاقمندی و ارتباط ما در میان مسلمان‌ها با شیعیان بیشتر است. اگرچه در دایره شیعیان، گناه‌کاران هم هستند، ولی ما آن‌ها را هم دوست داریم و برایشان استغفار می‌کنیم. اکنون، در بین دایره شیعیان، می‌توانیم دایره کوچک‌تری ترسیم کنیم و آن‌ها کسانی هستند که اهل کمالات هستند. آیا محبت ما به شیعه‌ای که خدای‌ناکرده آشکارا معصیت می‌کند نسبت به آن‌که تجاهر به فسق نمی‌کند، یکسان است؟! مسلما‍ً این‌گونه نیست. یعنی ما به عنوان یک مسلمان معتقد به خدا، با کسانی که بهترین شناخت‌ و بیشترین دلبستگی را نسبت به حقایق دینی و ارزش‌های اسلامی و انقلابی دارند و بهترین فداکاری‌ها را در راه تحقق اهداف و ارزش‌های اسلامی انجام داده‌اند، بهتر می‌توانیم همکاری کنیم.

مرزهای وحدت

به همین ترتیب، می‌توانیم دایره‌های کوچک‌تری ترسیم کنیم. وحدت و هم‌یاری ما با کسانی که در دوایر کوچک‌تر قرار می‌گیرند پررنگ‌تر خواهد بود. این وحدت به معنای عدول از وحدت با سایر مؤمنین در دوایر دیگر نیست، بلکه در یک دایره وسیع‌تر در صحنه‌هایی دیگر وحدت و ارتباط کم‌رنگ‌تری وجود دارد. نمی‌توانیم آن همکاری و وحدتی را که با شیعیان داریم، با سنی‌ها داشته باشیم. ما با همه اهل تسنن وحدت خواهیم داشت، اما در مقابل کفار. یعنی اگر میان شیعیان و اهل تسنن تضاد و تزاحمی در مصالح پیش آید، قطعاً ما شیعه‌ را مقدم می‌داریم. این مسأله کاملاً عقلایی است.

برای مثال، ما از عمق دلمان به جناب سید حسن نصرالله حفظه‌الله با آن‌که با او هیچ ارتباطی نداریم، عشق می‌ورزیم. چون ایشان هم شناخت کافی نسبت به حقایق اسلام و تشیع دارد، هم در راه دین بهترین فداکاری‌ها را کرده و هم بهترین تدبیرها را برای حفظ اسلام و ارزش‌های اسلامی در کشورش به کار بسته و هم‌چنین بهترین افتخارات را برای جامعه شیعه امروز به ارمغان آورده است. آیا ایشان با طلبه‌ای مثل بنده قابل مقایسه است؟

بنابراین، هرچه شناخت‌ها و دلبستگی‌ها و اراده‌ای که منشأ رفتارها می‌شود، نسبت به فرد یا مجموعه‌ای عمیق‌تر و شدیدتر باشد، می‌تواند وحدت مؤثرتر و قوی‌تری را به وجود بیاورد. مطالبی که بیان شد مدلی شبیه دوایر متحدالمرکز را پیش روی ما قرار می‌دهد.

بنابراین، اگرچه ما به همه کسانی که به این کشور اسلامی دلبستگی دارند (غیر از آن‌هایی که عناد داشته باشند و دنبال براندازی نظام باشند)، علاقه و با آنها ارتباط داریم و خیرشان را می‌خواهیم، اما ارتباط و اتحاد ما با همه یکسان نیست، بلکه این اتحاد و ارتباط با عده‌ای در این حد است که تنشی ایجاد نشود، و خصومت و بدگویی‌ای نباشد.

به نظر می‌رسد تأکیداتی که حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری حفظه‌الله نسبت به وحدت ما با فرقه‌ها، طوایف و اقوام مختلف داشته و دارند، بیشتر ناظر به همین امر است که رفتارها به تخاصم نینجامد. یعنی، همین که انسان روابط دوستانه‌اش را حفظ کند تا سبب بدبینی نسبت به تشیع، نظام اسلامی و مسئولان کشور نشود، یک نوع وحدت است؛

البته با بعضی از برادران اهل تسنن می‌توان وحدتی به مراتبْ قوی‌تر از این برقرار کرد. بنده با مرحوم ماموستا شیخ‌الاسلام بسیار مانوس بودم، به طوری که رابطه بنده با ایشان در مجلس خبرگان از بسیاری از هم‌قطاران و دوستان‌مان بیشتر بود. ایشان نیز اظهار علاقه شدیدی می‌کرد. حتی می‌گفت به دوستان بگو: این معشوق من است! ایشان سنّی بود، اما آن‌چنان به اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، تشیع، امام(ره) و مقام معظم رهبری عشق داشت که شاید بسیاری از شیعیان چنین عشقی را نداشتند. پس لازم است عواملی را که زمینه وحدت را بیشتر می‌کند، تقویت کنیم، ولی به طور عموم هرچه جهات اشتراک بیشتر باشد، زمینه وحدت نیز بیشتر است.

مراتب وحدت در اصول‌گرایی

امروز هم وقتی صحبت از مسائل سیاسی و اشتراک در فعالیت‌های سیاسی است، برای گروهی که "اصول‌گرا" نامیده می‌شوند دایره خاصی ترسیم می‌کنیم و نسبت به آن‌ها ارادت ویژه‌ای داریم؛ البته آن‌ها که واقعاً اصول‌گرا باشند، نه این‌که از این نام سوءاستفاده کنند؛ چون استفاده ابزاری از نام، نوعی نفاق است.

ما به همه‌ کسانی که واقعاً به اصول و ارزش‌های اسلامی و انقلاب پایبند باشند علاقه داریم و هر خدمتی هم بتوانیم برایشان انجام خواهیم داد، اما این به این معنا نیست که همه آنها یکسانند. ما بعضی از اصول‌گراها را بیشتر دوست داریم و با آن‌ها ارتباط و همکاری بیشتری داریم، زیرا کسانی را می‌شناسیم که دلبستگی و شناخت‌شان نسبت به اسلام و ارزش‌های اسلامی و انقلابی بیش از سایر اصول‌گرایان است. این‌جاست که به طور طبیعی علاقه‌ ما به آن‌ها بیشتر خواهد بود و وظیفه ما حکم می‌کند که برای این‌که بتوانیم از آنان بهره‌مند شویم، با آنان ارتباط و همکاری بیشتری داشته باشیم.

پس، وجود گروهی درون جامعه اصول‌گرایان به نام "جبهه پایداری" به معنای انشقاق، انشعاب، تباین، تعارض و تضاد نیست، بلکه مشخص شدن گروهی است که برحسب تشخیصِ آن کسانی که در دایره اصول‌گرایی مشارکت دارند، تعلقات‌شان به ارزش‌های اسلامی، پایبندی‌شان به احکام اسلامی و فداکاری‌شان در راه تحقق اهداف اسلامی بیش از دیگران است، و این امر نباید جای هیچ‌گونه توهم خطا و انحراف باشد.

در واقع، این اعلام موجودیت، بیان واقعیتی بوده که عملاً وجود داشته است و فقط در حال حاضر در ذیل یک‌عنوان قرار گرفته است؛ وگرنه به طور طبیعی حمایت و ارتباط ما نسبت به کسانی بیشتر است که با آن‌ها اشتراک بیشتری داشته باشیم. حال، وقتی معتقدیم شناخت عده‌ای از اسلام و پایبندی‌شان به ارزش‌های اسلام و انقلاب بیشتر است، علاقه و همکاری ما با آنان نیز بیشتر خواهد شد.

این امر، نه به معنای نفی دیگران است و نه به معنای تضاد و تباین با دیگران، و نه به معنای باز کردن یک دکان دیگر! چراکه تجربه سی‌ساله انقلاب حکایت از این دارد که هر دکانی که باز کردیم، از سوی مردم غیر از فحش، تهمت و افترا چیز دیگری عایدی نداشته است؛ البته بحمدالله از سوی خداوند و اولیای پاکش عواید بسیاری نصیب‌مان شده است. در این‌باره نیز ممکن است بگویند: انشقاق و اختلاف کردند، وحدت را به هم زدند و ممکن است هزاران فحش هم نثار ما شود، اما والله علیم بذات الصدور؛ خدا به عمق دل‌ها و خلوص نیت‌ها آگاه است. امیدواریم که نیت‌‌های ما خالص برای خدا باشد و خدا بر اخلاص ما بیفزاید.

پروردگارا! تو را به مقام انبیا و اولیا و به مقام شهدا و صالحین و به مقام امام عزیزمان قسم می‌دهیم که بر علو درجات او روز به روز و ساعت به ساعت بیفزا.

سایه مقام معظم رهبری را بر سر ما مستدام بدار.

به ما شناخت واقعی‌تر و صحیح‌تر، نیت پاک‌تر، اراده راسخ‌تر در جهت پیروی و حمایت از حق مرحمت بفرما.

همه دوستانی را که در راه اعلای کلمه حق و تقویت نظام اسلامی قدم برمی‌دارند، یاری بفرما.

بین ما و آن‌ها کمال محبت و صمیمیت برقرار بفرما.

دل‌های ما را از هرگونه ناپاکی، کینه، دشمنی و بدبینی نسبت به دوستان و مؤمنان و کسانی که قصد خیر دارند، مبرا بفرما.

عاقبت امر همه ما ختم به خیر بفرما.


آقای باهنر! اینها مواضع جانشین شما در جامعه اسلامی مهندسین است
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمرتضی نبوی ، محمدرضا باهنر ، اصولگرایی
کروبی به جای اینکه بگوید غلط کردم، دروغ‌هایش را تکرار می‌کند/ پیشنهادهای براندازانه موسوی قبلا در نماز جمعه هاشمی مطرح شده بود

گروه سیاسی-‌ "برخی به دلیل دید تنگ طبیعی است که من را در دایره اصولگرایی نمی دانند. بعضی ها شاخص اصولگرایی‌شان آنقدر ریز و محدود است که خیلی ها به زعم آنها در اصولگرایی نمی گنجند، اما ما اصولگرایی را به نحوی تعریف می کنیم که هم اکنون در فراکسیون اصولگرایان مجلس 200 عضو وجود دارد و بنابراین این دید بسته طبیعی است که به هیچ وجه باهنر را در طیف اصولگرایی نمی دانند. اعضای جبهه پایداری با دید بازتری به مسائل سیاسی وارد شوند. "

به گزارش رجانیوز، اینها بخشی از سخنان محمد رضا باهنر نایب رییس مجلس هشتم است که روز دوشنبه در نشست خبری خود اعلام کرد.

اما این سخنان دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در حالی مطرح می شود که بررسی سابقه و عملکرد بخشی از 200 نماینده اصولگرای مورد نظر باهنر در مجلس هشتم نشان می دهد، برخی از آن‌ها با تابلوی اصولگرایی وارد مجلس شدند و در عمل خلاف بسیاری از اصول رفتار کردند تا جایی که چهره هایی چون  حمیدرضا کاتوزیان، سید رضا اکرمی، حسن غفوری فرد و ... نه تنها در انتخابات 88 به میرحسین موسوی رای دادند که پس از آن نیز با سکوت یا مواضع دوپهلوی خود عملا به فضای غبار آلود فتنه کمک کردند که از جمله آن نیز می توان به سخنان اخیر حسن غفوری فرد و محمدرضا باهنر  اشاره کرد که مدعی شدند: "خاتمی را جزو سران فتنه نمی دانیم"

اما در این میان بسیاری از چهره های شاخص و با تجربه اصولگرا نیز وجود دارند که بارها در عمل نشان داده اند نه در زمان انتخابات و تقسیم قدرت، که در اوج فتنه ها و آزمون های مختلف با حضور در مجامع مختلف سیاسی و دانشجویی ضمن ابراز مواضع صریح و شفاف علیه فتنه گران، در عمل به گونه ای رفتار کرده اند که کارنامه قابل دفاعی دارند که از جمله این افراد سید مرتضی نبوی جانشین محمد رضا باهنر در جامعه اسلامی مهندسین است.

از این رو رجانیوز ضمن بازخوانی مواضع صریح و شفاف نبوی و مقایسه نانوشته آن با مواضع محمد رضا باهنر طی فتنه 88 که پیش تر طی گزارشی جداگانه بدان پرداخته شده بود، بر وحدت و اجماع اصولگرایان بر سر اصولی مانند موضع شفاف و قاطع در برابر فتنه ،‌جریان انحرافی و خواص مردود تاکید می کند:

محسن رضایی و چپ های مجلس سوم باعث شدند امام نخست وزیری موسوی را بپذیرد/ امام از استعفای موسوی اطلاع نداشت

مرتضی نبوی قبل از انتخابات 88، با توجه به تجربه سیاسی خود و حضور در دولت میرحسین موسوی در دهه 60، از منتقدان اصلی وی به شمار می آمد و برخلاف محمد رضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین که معتقد بود "میرحسین موسوی را نمی توان خارج از خانواده اصولگرایی ترجمه کرد" نبوی با حضور در مجامع مختلف سیاسی و دانشجویی به روشنگری پیرامون سابقه و عملکرد موسوی می پرداخت.



از این رو نبوی در 11 خرداد 88 در گفتگو با فارس گفت: در رابطه با دور دوم نخست وزیری موسوی باید گفت رئیس جمهوری وقت نمی خواستند که موسوی را به عنوان نخست وزیر به مجلس اعلام کنند چرا که معتقد بودند هیچ گونه حجت شرعی برای معرفی موسوی ندارند. لذا این موضوع را را با امام (ره) مطرح کردند.

وی اضافه کرد: محسن رضایی اخیرا به بنده گفت زمانی که قرار بود موسوی به مجلس معرفی نشود، بنده نزد امام رفته و به امام گفتم که صلاح جنگ این است که موسوی نخست وزیر باشد؛ از سوی دیگر نمایندگان مجلس وقت که گرایش های موسوم به چپ داشتند به امام نامه نوشتند که موسوی نخست وزیر شود. لذا امام در پاسخ به نامه نمایندگان گفت که به عنوان یک شهروند موافق هستم.

نبوی خاطرنشان کرد: زمانی که رئیس جمهور وقت از اظهار نظر امام (ره) اطلاع یافتند، فرمودند که امام فرموده‌اند به عنوان یک شهروند موافق هستم لذا از امام می‌خواهم که به بنده حکم کنند تا موسوی را به عنوان نخست وزیر معرفی کنم تا در این صورت حجت نیز بر من تمام شود، چرا که بنده حجت شرعی برای معرفی میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر ندارم.

وی افزود: امام (ره) از اینکه به رئیس جمهور وقت حکم کنند که میر حسین موسوی را به عنوان نخست وزیر معرفی کنند، امتناع کردند ولی پس از انجام مذاکراتی بنا بر این شد که رئیس جمهور وقت میر حسین موسوی را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کرده که در نهایت این کار را نیز انجام دادند و موسوی برای دومین دوره به عنوان نخست وزیر انتخاب شد.وی ادامه داد: حلقه مدیریت در زمان موسوی تنگ بود و موسوی هم سعه صدری که بتواند دیدگاه‌های مختلف را تحمل کند نداشت، حتی موسوی در وزارتخانه‌ها دفتر‌هایی تاسیس کرده بود که در واقع از آن وزارتخانه‌ها وزیر را دور بزنند و مستقیم با آقای موسوی کار کنند. آن دفاتر در امور دخالت می‌کردند که این موضوع در دور دوم نخست وزیری موسوی گسترده‌تر شده تا جایی که موسوی برای وزرا شرط می‌گذاشت که حتی انتخاب معاونان نیز با جلب نظر وی صورت بگیرد.

نبوی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه موسوی حتی امام را نیز از استعفای خود با خبر نکرده بود، گفت: وی بدون اینکه امام را در جریان استعفای خود بگذارد، استعفا داد و ما برای اولین بار استعفای موسوی را در روزنامه جمهوری اسلامی که منتسب به خود وی بود، دیدیم و حتی چند روز پس از این استعفا، معلوم نبود که موسوی کجاست، لذا امام موسوی را فراخوانده و با لحنی وی را خطاب کردند که باید استعفای خود را پس بگیرید که بقیه ماجرا را می‌توان در صحیفه حضرت امام دید.

چرا کاندیدایی که شعارش مبارزه با دیکتاتوری بود، امروز دیکتاتور مآبانه عمل می کند؟/ نماینده موسوی خدمت رهبری اعلام کرد که تقلب نشده است

سید مرتضی نبوی در 1 تیر 88 و در گردهمایی هفتگی انجمن‌های اسلامی اصناف و بازار در مسجد امام (ره) تهران گفت: در بزنگاه انتخابات که احساسات مردم در اوج خود قرار دارد و رقابت و صف‌کشی خیلی جدی است، از قبل وقوع تقلب در انتخابات را مطرح می‌کنند تا اگر جریانی که مورد طمع غرب است در انتخابات پیروز شد، مقدمه‌ای می‌شود برای فتح سنگر به سنگر خاکریزهای حکومت و تغییر ماهیت رژیم (مانند تغییر قانون اساسی و ...) در غیر این‌صورت با استفاده از احساسات طرفداران اعتراض‌های خیابانی و اردوکشی خیابانی راه می‌افتد که حق مردم ضایع شده و باید انتخابات ابطال گردد و با ادامه اردوکشی تلاش می‌کنند نظام سیاسی را تسلیم یا امتیازهای فراوان بگیرند، در مورد انتخابات اخیر همین حوادث اتفاق افتاد و اعتراض‌ها شروع شد و سرو کله اوباما، کلینتون، مرکل، کوشنر و... پیدا شد.

نبوی با بیان اینکه سوال جدی این است که کاندیدایی که شعار اصلی او مبارزه با قانون‌شکنی و دیکتاتوری بود، چرا با این سرعت خود قانون را زیر پا گذاشت و متوسل به روش دیکتاتور مابانه شد و خواست با قاعده فشار از پایین و چانه‌زنی در بالا انتخابات را ابطال کند، گفت: موسوی بعد از سخنان رهبری که برای اکثریت مردم و نخبگان سیاسی فصل‌الخطاب بود باز هم روش خود را تندتر و تیزتر کرد. برادر عزیز "این تذهبون؟" چرا می‌خواهید سابقه درخشان خود را یکباره نابود کنید. جلو ضرر را از هر کجا بگیرید به نفع شما و انقلاب و نظام است. امروز بسیاری از کسانی که حامی شما بودند و از نخست‌وزیر دوران امام و جنگ دفاع می‌کردند، دیگر نمی‌توانند همراهی با شما را ادامه دهند. آیا شما نباید هر چه سریع‌تر آمریکا، اسرائیل و انگلیس و ... را مایوس کنید و به راه قانون، رهبری و مردم برگردید؟ برادر عزیز چرا نصایح و خیرخواهی‌های رهبری را پس زدید؟ اگر با گذشت زمان اندکی، جوانانی که به شما اعتماد کردند، حقیقت را بفهمند در مورد شما چگونه قضاوت خواهند کرد ؟ بنده حساب مزدوران بیگانه و اغتشاشگران را از شما و حامیان شما جدا می‌کنم که فرصت حداکثر سوءاستفاده را متاسفانه پیدا کردند.

وی در ادامه گفت: یکی از اعضای ستاد انتخابات مهندس موسوی یعنی آخوندی در خدمت رهبر معظم انقلاب گفته بود امکان تقلب در صندوق‌ها نیست و اعتراضات دیگری را مطرح کرده بود.

با رفتار اصلاح طلبان اتمام حجت شد که به دنبال اثبات تقلب در انتخابات نیستند

اما روند مواضع صریح، شفاف و شجاعانه سید مرتضی نبوی در طول فتنه 88 ادامه داشت تا جایی که وی  3 مرداد 88  در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین با اشاره به مهلت 5 روزه شورای نگهبان به اصلاح‌طلبان خاطرنشان کرد: با اقدام‌ اصلاح‌طلبان اتمام حجت شد که آنها به دنبال اثبات تقلب در انتخابات نیستند که اگر این کار هم می‌شد تقلبی درنمی‌آمد و از همین‌رو مشخص شد که اصلاح‌طلبان از اول می‌خواهند نتیجه انتخابات را نپذیرند که این یک برنامه‌ریزی از قبل تعیین شده بود.

وی در خصوص بحث رفراندوم که از سوی برخی مطرح شده است، تاکید کرد: این بحث کش دادن آن ناآرامی‌ها و دنباله استراتژی بحران‌سازی جبهه اصلاحات است که در صدد هستند تا مهرماه این جریان را کش دهند تا دانشگاهها باز شود شاید بتوانند راه به جایی ببرند که باید گفت بعید است که از این طریق هم راه به جایی ببرند.

روایتی از طفره رفتن های موسوی برای اثبات تقلب در انتخابات /هاشمی همه تلاشش را کرد تا فرد دیگری رای بیاورد

نبوی 9 مرداد نیز در هشتمین اردوی آموزشی دانشجویان دختر دانشجویان سراسر کشور در دانشگاه عباسپور حاضر شد و در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه با توجه به اتفاقات اخیر که در دولت افتاده مواضع هاشمی رفسنجانی نسبت به این وقایع چیست گفت: هاشمی رفسنجانی مواضع خود را در نماز جمعه اعلام کرده اما چیزی که واضح است این است که هاشمی از ابتدا نیز احمدی نژاد را قبول نداشت و وی با ادامه کار این دولت موافق نبود و اگر چه به صورت علنی مشهود نبود اما تمام تلاش خود را به کار بست تا فردی غیر از احمدی نژاد در این دوره رای بیاورد.

وی با اشاره به اینکه هاشمی نسبت به انتخابات گذشته ابهام داشت و حتی به احمدی نژاد تبریک نیز نگفت: خاطرنشان کرد: هاشمی رفسنجانی نسبت به دولت انتقاد داشت که در بعضی از موارد انتقادهای خود را از طریق نماز جمعه نیز مطرح می‌کرد و حتی از قول فرزندان وی نیز مطرح شد که هاشمی از ادامه کار دولت احمدی نژاد راضی و خشنود نیست به همین دلیل به صورت غیر مستقیم و مستقیم از موسوی در این انتخابات حمایت کرد که نمونه حمایت‌های هاشمی پوستر‌هایی بود که عکس وی همراه با خاتمی و موسوی را دارا بود که البته موسوی حمایت خود را از دو دوره قبلی ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی اعلام کرده بود و به هر حال این طور فهمیده شده که هاشمی از موسوی حمایت می‌کند.

نبوی در بخش دیگری از سخنانش گفت: آقا محمدی و ابوترابی جلساتی را با میر حسین موسوی برگزار کرده و از وی خواستند که اعتراضاتش را نسبت به انتخابات ارائه کند تا آنها نیز مسائل مطرح شده را با شورای نگهبان در میان گذارد که در آن جلسه موسوی محتشمی پور را به عنوان نماینده خود انتخاب کرده و مسائل با شورای نگهبان در میان گذاشته شد که در نتیجه شورای نگهبان و جنتی کلیت درخواست ها را پذیرفتند.

نبوی با بیان اینکه در جلسه دیگری محتشمی و موسوی لاری با صدور نامه‌ای در خواست‌های را از شورای نگهبان داشتند یاد آور شد: موسوی لاری و محتشمی در نامه خود تصویب ته برگ‌ها با ثبت احوال را درخواست کرده بودند که البته آن نامه نیز در خواست‌های دیگر داشت ولی زمانی که از آن دو نفر سوال شد که آیا شما به عنوان نماینده موسوی این نامه را می‌نویسید آنها بیان کردند که این نامه به صورت مستقل نوشته شده و حتی موسوی نیز آن دو را به عنوان نماینده خود نپذیرفت و چون قرار بود هیئت تشکیل شده برای رسیدگی به شکایات کاندیداها در واقع به شکایات کاندیداها و یا نمایندگان مشخص شده توسط آنها رسیدگی کند و چون موسوی آن دو نفر را نماینده خود معرفی نکرد کار تمام شده اعلام شد.
 

کروبی به جای اینکه بگوید غلط کردم، دروغهایش را تکرار میکند/ اگر موسوی خط امامی است، چرا به منتظری متوسل شده؟

13 مهر 88 سید مرتضی نبوی در جلسه هفتگی اصناف و بازار در مسجد امام خمینی(ره) بازار تهران با اشاره به آشکار شدن ماهیت جنبش سبز که پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، کشور را به آشوب کشاند تصریح کرد: ‌فریبکاری و دروغگویی جریان به اصطلاح سبز برای مردم روشن شد و همین امر باعث شد کشور از فتنه فاصله بگیرد.

نبوی بخش دیگری از سخنان خود را به رفتار اخیر کروبی اختصاص داد و گفت: آقای کروبی در نامه‌ اخیر خود به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به آبروی جمهوری اسلامی لطمه زد و آنرا مورد اتهام ثابت نشده قرار داده است.
وی با اشاره به ادعاهای مختلف کروبی مبنی بر تجاوز به زندانیان اغتشاشات اخیر به یکی از نمونه‌های آن اشاره کرد و گفت: آقای کروبی مدعی می‌شود که به دختری تجاوز شده و بدن این خانم با اسید سوزانده و در در نهایت در بهشت زهرا به خاک سپرده شده است که بعد از تحقیق مسئولان مربوط به این نتیجه می‌رسند که این دختر خانم زنده است و حتی یک روز هم در بازداشت نبوده است.

وی به ادعای دیگر کروبی مبنی بر آزار زن دیگری در زندان اشاره و یادآور شد: در ادعای دیگری، کروبی مدعی می‌شود خانم دیگری توسط نیروهای امنیتی کشته شده است و وقتی نام این خانم را جویا و در خصوص آن تحقیق می‌شود نتیجه‌ای جز اینکه در جمهوری اسلامی بنام این خانم شناسنامه‌ای صادر نشده است به دست نمی‌آید.
این فعال رسانه‌ای با بیان اینکه آقای کروبی به جای اینکه به صراحت به اشتباه خود پی برده و بگوید که غلط کرده است ادعاهای دروغین خود را تکرار می‌کند.

نبوی با اشاره به ادعای میر حسین موسوی مبنی بر قرار گرفتن وی در خط امام راحل خطاب به وی گفت: آقای موسوی شما چگونه خود را مدعی خط امام می‌دانید در حالی که به اقای منتظری که از سوی امام مطرود شده است متوسل می‌شوید؟

اگر موسوی تابع قانون بود، به اعتراضات رییس کمیته صیانت از آرای خودش پایبند می ماند

سیدمرتضی نبوی 21 مهر 88 در دانشگاه تهران با تاکید بر اینکه در هیچ جای دنیا نتیجه انتخابات را بر پایه گفتگو نمی‌گذارند و همه باید به قوانین جامعه احترام بگذارند، یادآور شد: نباید گفتگو را با تصمیم‌گیری‌های مهم که باید در نظام گرفته شود، ادغام کرد، اگر موسوی تابع قانون بود باید اعتراضاتی را که توسط رئیس کمیته صیانت از آرای حودش تهیه شده بود می‌پذیرفت و خواهان پیگیری این اعتراضات از طریق قانون می‌شد تا شاهد بی‌ثباتی‌های پس از انتخابات و شادی دشمنان نبودیم لذا لازم است که موسوی و امثال او اگر معتقد به اسلام و نظام هستند، مرزبندی خود را با این گروه و شبکه اجتماعی که فرهنگ انقلاب را قبول ندارند، مشخص کنند.

گویا در همه انتخابات ها فقط باید یک جریان رای بیاورد!

5آبان 88 سید مرتضی نبوی در مناظره با صادق زیباکلام که در دانشگاه تهران صورت گرفت گفت: در این 30 سال پس از انقلاب، مجلس و دولت هم در دست جریان چپ بود و هم در دست اصولگرایان، اما من متاسفم که یک جریانی در کشور به قدری به منافع خود و گروهش اهمیت می‌دهد که اگر در یک انتخابات مردم به آن جریان رای ندهند، نتیجه انتخابات و تمام نهادهای قانونی را زیر سوال می‌برند؛ گویا در این کشور و در همه انتخابات‌ها فقط باید یک جریان رای بیاورد و این اهانت به مردم و فهم آنها است.

وی افزود: در اینجا لازم است تا از آقای زیباکلام بخواهیم تا موضع خود را نسبت به این جریان روشن کند و بگوید که آیا طرفدار شعار "جمهوری ایرانی " و "نه غزه، نه لبنان " بوده و تفکر معارضان قانون اساسی را قبول دارد و یا همان‌طور که ادعا می‌کند، همچنان از تفکر امام(ره)، قانون اساسی و جمهوری اسلامی حمایت می‌کند؟
 

13 آبان نشان داد که فتنه گران ریزش بسیاری کرده اند

سید‌مرتضی نبوی 17 آبان 88 در گفتگو با خبرگزاری فارس با اشاره به ورود جنبش سبز به سردادن شعارهای ضددینی و ضدآرمان‌های انقلاب‌اسلامی گفت: جنبش سبز چندین بار و در روزهای مختلف مواضع خود را به صورت صریح بیان کردند که این موضوع موجب می‌شود تا مواضع این جنبش شفاف ‌شود بطوریکه در روز قدس نیز مشخص شد که آرمان‌های جنبش سبز چه چیزهایی است و این جنبش قانون اساسی و آرمان‌های انقلاب را قبول ندارند.
وی افزود: همان‌طور که در 13 آبان نیز شاهد بودیم این جنبش ریزش بسیار زیادی پیدا کرد و به یک سری مخالفین با اعتقادات عمومی مردم و فرهنگ جامعه تبدیل شدند.

وی در ادامه تصریح کرد: جنبش سبزی که ما امروز در روز قدس و امثالهم می‌بینیم، مدتهاست که از کروبی و موسوی عبور کرده است و دیگر به این افراد احتیاجی ندارد و اگر هم از این افراد استفاده کند یک استفاده ابزاری است.
 

مرکز فتنه جریانی است که قبل انتخابات بحث تقلب را مطرح کرد

10آذر 88 مناظره حسین مرعشی عضو شورای مرکزی کارگزاران سازندگی و مرتضی نبوی مدیر مسئول روزنامه رسالت در دانشگاه تهران برگزار شد. در این مناظره نبوی گفت: مرکز فتنه حوادث بعد از انتخابات را باید در میان جریانی جستجو کرد که از قبل از انتخابات بحث تقلب را مطرح کرده و در انتخابات نیز از تمام ابزارهای یک انقلاب رنگی استفاده کرد تا در نهایت نتیجه انتخابات را زیر سوال ببرد.

هدف فتنه گران به چالش کشیدن ثبات امینتی کشور است

7 دی 88 و یک روز پس از افتضاح فتنه گران در روز عاشورا در تهران، سید مرتضی نبوی در اجلاس سراسری دبیران استان‌های حزب مؤتلفه اسلامی  با بیان اینکه هدف جنبش و فتنه سبز به چالش کشیدن ثبات امنیتی کشوراست، خاطر نشان کرد: جنبش ضد فرهنگی سبز که تحت تأثیر علوم انسانی غربی‌ها است؛ امروز ابایی ندارد که عکس امام‌خمینی(ره)را پاره کرده و یا به پیامبر‌اکرم(ص) و یا ائمه‌اطهار (ع) اهانت کند و همچنان به دنبال نشر تصاویر غیر اخلاقی، تضعیف وحدت ملی، شایعه سازی، افزایش سطح انتظارات، فریب افکار عمومی و با چالش کشیدن نظام امنیتیی، اقتصادی، اجتماعی و ... است.
 

پیشنهادهای بیانیه براندازانه موسوی قبلا در نماز جمعه هاشمی مطرح شده بود/ پیشنهاد آشتی ملی علی مطهری با واقعیات مغایرت دارد

سید مرتضی نبوی 12 دی 88  در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین با اشاره به بیانیه شماره 17 موسوی گفت: بیانیه موسوی مقدمه‌ای براندازانه دارد و البته در این بیانیه پیشنهادهایی مطرح شده است که پیش از این در خطبه‌های نماز جمعه تهران (هاشمی)، مطرح شده بود.

وی همچنین درخصوص نامه محسن رضایی به مقام معظم رهبری گفت: متاسفانه رضایی با تحلیلی شتابزده در حالی که خود را سرباز رهبری می‌داند، از بیانیه براندازانه موسوی، برگشت به عقب، برداشت کرده است. در حالی که موسوی در این بیانیه مسئولیت حرکت‌های ساختارشکنانه جنبش سبز را به عهده می‌گیرد.

نبوی با بیان اینکه جریان برانداز از موسوی به عنوان ابزار استفاده می‌کند، گفت: موسوی ادعا می‌کند که حامیانش به صورت صلح‌آمیز و با شعار "حسین حسین " گویان به خیابان آمده بودند که نیروهای امنیتی با آن‌ها برخورد کرده است، که به نظر می‌رسد وی اطلاعات درست ندارد و از اهانت حامیانش به امام حسین (ع) و آشوب آنها در خیابان‌های تهران بی‌خبر است. البته مردم با حضور میلیونی خود پاسخ محکمی به آشوب‌طلبان هتاک دادند.
این فعال اصولگرا همچنین در پاسخ به سوالی در خصوص طرح آشتی ملی، علی مطهری، گفت: طرح مطهری با واقعیت‌های اجتماعی مغایرت دارد چرا که در بند اول این طرح آمده است که موسوی دولت احمدی‌نژاد را بپذیرد در حالی که اخیرا عباس عبدی این کار را غیرممکن دانسته است.

وی در پاسخ به سوالی در خصوص مواضع هاشمی رفسنجانی ابراز داشت: متاسفانه مواضع هاشمی رفسنجانی در مشهد خیلی بد بود چرا که مواضع تردید آفرین وی به گونه‌ای دامن زدن به جریان‌های اخیر بود. اما در جلسه روز شنبه مجمع تشخیص مصلحت نظام هاشمی مواضع مناسب‌تری گرفته‌اند و ضمن تجلیل از مردم به جهت حضور باشکوه اقدام هتاکان را محکوم کردند.
 

محسن رضایی در عمل نشان دهد که سرباز رهبری است

14 دی سید مرتضی نبوی در گفتگو با فارس با اشاره به نامه محسن رضایی به مقام معظم رهبری، ضمن انتقاد از محتوای این نامه اظهار داشت: به نظر من رضایی برداشت مناسبی از بیانیه ساختار شکنانه موسوی نداشته است.
وی با بیان اینکه رضایی در تحلیل شتاب‌زده خود احساس کرده که موسوی با به رسمیت شناختن تلویحی دولت احمدی‌نژاد، عقب نشینی کرده است، افزود: امیدوارم رضایی همانگونه که خود را سرباز ملت ایران و رهبری می‌خواند بعنوان سرباز مقام معظم رهبری عمل کند.


کسانی که امنیت کشور را به خطر انداختند، پاسخگوی اعمالشان باشند

23 دی ماه 88 و دقیقا یک روز پس از ترور شهید علیمحمدی در تهران توسط موساد، سیدمرتضی نبوی در گفتگو با فارس با بیان اینکه ترور اخیری که در کشورمان رخ داد در فضای فتنه و غبارآلود ممکن بود، ابراز داشت: کسانی که امنیت کشور را به خطر انداخته و فضای فتنه را در جامعه حاکم کرده بودند، باید پاسخگوی اعمال خود باشند.


تاریخ نشان داده شخصیت های بزرگ به خاطر ثروت، قدرت و فرزندانشان از مسیر درست فاصله گرفتند

نبوی 8 اسفند 88  در دانشگاه شاهد حضور یافت و در جمع دانشجویان  در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه علت سکوت هاشمی رفسنجانی درباره مواضع فرزندانش و یا اتخاذ مواضع دو پهلو چیست گفت: از خواص جامعه که سابقه زیادی در انقلاب دارند انتظار می‌رفت که خیلی زودتر به صحنه آمده و مواضع خود را به روشنی مطرح کند حتی انتظار نداشتیم که هاشمی قبل از انتخابات آن نامه معروف را به رهبری بنویسد که به نظر عده‌ای همان نامه موجب اتفاقات پس از انتخابات نیز شد و یا در نماز‌جمعه‌ای پس از نمازجمعه رهبری برگزار شد هاشمی آن مباحث را مطرح کند. البته او از قبل از 22 بهمن در مجلس خبرگان یک مواضع صریح‌تری را اتخاذ کردند. که به ایشان این انتقاد وارد است که چرا زودتر اقدام به اتخاذ مواضع شفاف نکرد. همچنین تاریخ نشان داده که شخصیت‌های بزرگ همواره به خاطر ثروت‌طلبی، قدرت‌طلبی و یا فرزندان خود از مسیر درست فاصله گرفتند.


ماجرای کناره‌گیری آیت الله مهدوی کنی به نفع آیت الله خامنه‌ای
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، آیت الله مهدوی کنی ، اصولگرایی

نقش آیت‌الله مهدوی‌کنی در ایجاد وحدت میان اصولگرایان در انتخابات‌های مختلف تعیین کننده بوده است. ایشان همیشه با بیان اینکه باید همه زیر یک علم جمع شوند، از تشتت آرای اصولگرایی انذار داده‌اند. /اگر قبول بکنم، دلم می‌خواهد کسی نخست‌وزیر باشد که بتوانم با او چون و چرا داشته باشم، مهدوی برادر بزرگ ماست. ما نمی‌توانیم از او پاسخ بخواهیم. این تعبیر ایشان در آن وقت بود... اما اینکه آیا مهدوی باشد یا نباشد، من دو تا پاسخ دادم؛ اولاً من اگر هم برادر بزرگ باشم، نشان داده‌ام که روح ناسازگاری ندارم. این‌طور نیست که تکروی داشته باشم و هرچه خودم می‌پسندم انجام بدهم. من اهل دعوا و استبداد نیستم.مسئله دیگر هم این بود که گفتم اگر شما از بودن من خیلی ناراحت هستید، من استعفا می‌دهم که شما ناراحت نباشید و..

نگاهی به سابقه تلاش برای ایجاد اتحاد اصولگرایی

شفاف:نقش آیت‌الله مهدوی‌کنی در ایجاد وحدت میان اصولگرایان در انتخابات‌های مختلف تعیین کننده بوده است. ایشان همیشه با بیان اینکه باید همه زیر یک علم جمع شوند، از تشتت آرای اصولگرایی انذار داده‌اند. در همین رابطه آیت‌الله مهدوی‌کنی در کتاب خاطرات خود روایتی از کناره‌گیری خود به نفع آیت‌الله خامنه‌ای در سومین انتخابات دوره ریاست جمهوری را چنین بیان کرده‌اند:

 «پس از شهادت آقای باهنر و آقای رجایی، بحث ریاست جمهوری جداً مطرح بود. روزی ما در راهروی مجلس، جلسه‌ای داشتیم. جلسه غیررسمی بود، در آن جلسه من، مقام معظم رهبری، جناب آقای هاشمی و جناب آقای موسوی اردبیلی بودیم. ظاهراً حاج‌احمد آقا هم بودند. دوستان در آن جلسه به آقای خامنه‌ای پیشنهاد دادند که شما نامزد ریاست جمهوری بشوید. ایشان گفتند من به چند جهت نمی‌پذیرم؛ یکی اینکه من بیمار هستم. من تازه از بیمارستان آمده‌ام (به خاطر‌‌ همان جریان انفجار) و آمادگی ندارم. مسئله دوم اینکه خوب نیست دو تا آخوند ریاست قوه مجریه را داشته باشند. آقای مهدوی‌کنی که نخست‌وزیر هستند، من هم رئیس‌جمهور بشوم؛ دو تا آخوند خوب نیست. مردم می‌گویند همه چیز را خودشان قبضه کرده‌اند. جهت سوم اینکه اگر قبول بکنم، دلم می‌خواهد کسی نخست‌وزیر باشد که بتوانم با او چون و چرا داشته باشم، مهدوی برادر بزرگ ماست. ما نمی‌توانیم از او پاسخ بخواهیم. این تعبیر ایشان در آن وقت بود...

بنده در پاسخ ایشان گفتم که الان بهتر از شما کسی نیست و این اشکال‌های شما وارد نیست؛ اما اشکال اول که آخوند و ملا نباید کار اجرایی بکند، زیرا حکومت، حکومت آخوندی می‌شود، این اشکال وارد نیست، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم حکومت آخوندی شده، ما دیگر نمی‌توانیم بگوییم نیست. قوه قضائیه روحانی است، ریاست مجلس روحانی است، بسیاری از مسئولیت‌های دیگر روحانی است، از همه بالا‌تر رهبر هم روحانی است، چه اشکال دارد که رئیس‌جمهوری نیز روحانی باشد. در این اوضاع آنچه مهم است، مدیریت صحیح، خدمت به مردم و انقلاب و رفع مشکلات مردم است. اما در مورد اشکال دیگر که کسالت بود، گفتم که ان‌شاءالله حالتان خوب می‌شود، البته زیاد روی آن تکیه نکردیم. تکیه اصلی ما روی مسئله روحانی بودن بود.

اما اینکه آیا مهدوی باشد یا نباشد، من دو تا پاسخ دادم؛ اولاً من اگر هم برادر بزرگ باشم، نشان داده‌ام که روح ناسازگاری ندارم. این‌طور نیست که تکروی داشته باشم و هرچه خودم می‌پسندم انجام بدهم. من اهل دعوا و استبداد نیستم.

مسئله دیگر هم این بود که گفتم اگر شما از بودن من خیلی ناراحت هستید، من استعفا می‌دهم که شما ناراحت نباشید و هیچ دغدغه‌ای نداشته باشید. گفتند نه، نمی‌شود شما استعفا بدهید! آقای موسوی اردبیلی گفتند یعنی چه؟ تو می‌خواهی استعفا بدهی که چه شود؟ گفتم بالاخره دنبال کار دیگری می‌رویم. کار که در دنیا کم نیست. لزومی ندارد بنده نخست‌وزیر باشم. ایشان اصرار می‌کردند که نه! نمی‌شود. گفتم نه! می‌شود. حالا می‌بینید که می‌شود. بالاخره به اینجا که رسید تقریباً همه قبول کردند و نتیجه‌اش این شد که پس از انتخابات بنده استعفا بدهم.» (خاطرات آیت الله مهدوی کنی – صفحه ۳۵۳-۳۵۴)

همزمان چهره‌های دیگری هم البته داوطلب کاندیداتوری شدند. آیت‌الله مهدوی‌کنی در این خصوص می‌گوید: «قرار شد که بنده و جناب آقای دکتر شیبانی و آقای عسگراولادی به منظور احتیاط نیز نامزد ریاست جمهوری شویم. در آن زمان که ما به حسب ظاهر نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدیم، از براداران نهضت آزادی، آقای مهندس بازرگان و آقای صباغبان به دفتر نخست وزیری آمدند و گفتند اگر شما جدا نامزد هستید، ما آماده‌ایم برای شما تبلیغ کنیم. من گفتم اولا نامزدی من جدی نیست و ثانیا اگر جدی هم بود، من علاقه‌ای به تبلیغ و تایید شما نداشتم.» (صفحه ۳۵۵)

کاندیداتوری آیت‌الله خامنه‌ای مورد استقبال احزاب و گروه‌های مختلفی قرار گرفت. روزنامه جمهوری اسلامی در این خصوص نوشت: «در ائتلاف بزرگ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، روحانیت مبارز، مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب جمهوری اسلامی، سازمان فجر اسلام، انجمن اسلامی معلمان، جامعه انجمن‌های اسلامی بازاریان و ده‌ها گروه و سازمان دیگر حجت الاسلام خامنه‌ای به طور یکپارچه به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری برگزیده شده است.» (یک خرداد ۶۰)


پس از این آیت الله مهدوی کنی از حضور در رقابت انصراف داد و در سخنرانی‌ها نیز از آیت‌الله خامنه‌ای حمایت کرد. در انتخابات سوم، ۴۶ نفر کاندیدا شده بودند که در ‌‌نهایت شورای نگهبان صلاحیت ۴ نفر را تایید کرد. این ۴ نفر عبارت بودند از: آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (نماینده شورای انقلاب و معاون وزارت دفاع)، سید رضا زواره‌ای (معاون وزارت کشور)، علی اکبر پرورش (نماینده مجلس شورای اسلامی) و دکتر حسن غفوری فرد.

آیت الله خامنه‌ای در آن روز‌ها در اوج محبوبیت بود و با اینکه هنوز در بیمارستان بستری بود، کاندیدای ریاست جمهوری شد. در ‌‌نهایت پس از برگزاری انتخابات، شمارش آراء از نصاب بالای رای آیت الله خامنه‌ای حکایت کرد. نصابی که شاید در مورد هیچ فرد دیگری به سهولت تکرار نشود. ۹۵ درصد شرکت کنندگان در انتخابات او را انتخاب کرده بودند. و در ‌‌نهایت آیت الله خامنه‌ای به عنوان سومین رئیس جمهور برگزیده شد.


شجونی: در ایران یخ حزب نمی گیرد
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، جعفر شجونی ، حجاب ، اصولگرایی

قانون برای حجاب هم نصحیت دارد و هم شلاق. این قانون را چه کسی باید اجرا کند؟ بنده شجونی یا دولت؟ دولت اشتباه می​کند که مدام می گوید ما باید فرهنگ سازی کنیم. 1400 سال است که فرهنگ​سازی کردیم. یعنی مردم نمی​دانند حجاب واجب شرعی است؟ قمار حرام است؟ دولت بهانه می​آورد. نمی​دانم این دولت با همه سلامتش چه مشکلی دارد که قانون را اجرا نمی​کند. باید بررسی کرد. من عقیده​ام این است که همان طور که زورکی رضاخان چادر مردم را برداشت باید زورکی سر زنها چادر گذاشت.

«اصولگرایانی که ضد انحراف پیروز انتخابات ریاست جمهوری بعد هستند»، «همان طور که زورکی رضاخان چادر مردم را برداشت باید زورکی سر زنها چادر گذاشت»، «دخترانی که با لباس خواب به خیابان می​آیند جوانان عزب ما را آتش می​زنند»، «احمدی​نژاد که بنی​صدر یا منتظری نیست که بخواهیم ردش کنیم»، «در مملکت ما تا مراجع تقلید هستند، یخ حزب نمی​گیرد»، «آدم با کلفت خانه​اش اینطور برخورد نمی​کند که احمدی​نژاد با متکی کرد!»، «اگر کسی بودجه فرهنگی ریاست جمهوری را خرج ریاست جمهوری آینده خودش بکند والله این انحراف است».

 اینها تنها بخشی از تیترهایی بود که برای مصاحبه با حجت​الاسلام جعفر شجونی می توان برگزید.

«حیف شد»؛ این عبارتی است ک حجت​الاسلام شجونی 77 ساله چهار بار در طول گفت​وگو وقتی سوا​​ل​های درباره رئیس جمهور از وی می​پرسیم، آن را بیان می​کند.

به نسبت دو سال قبل وقتی با او در یک بعد از ظهر گرم در مرداد ماه 90 در کافه خبر  گفت​وگو کردیم او را متفاوت از گذشته یافتیم. اگر سال 88 حامی 100 درصدی رئیس جمهور بود، حالا بعد از خانه نشینی رئیس جمهور، با اینکه می​گوید  همچنان حامی اوست ولی به اندازه گذشته از رئیس جمهور دفاع نمی​کند و پاسخ سوال​ها را با تامل بیشتری می​دهد.

ویژگی این گفت​وگو پراکندگی آن است که به جهت اظهارنظرهای جالب و گاه شاذ این عضو جامعه روحانیت مبارز در متن گنجانده​ایم. از جمله آنکه  وجود پارلمان در حکومت اسلامی را نمی پذیرد و می​گوید امام هم به این خاطر که متهم به دیکتاتوری نشود، آن را قبول کرد.

آینده جریان سیاسی رئیس جمهور، نسبت پارلمان با حکومت اسلامی، موضوع عفاف در جامعه و دلیل عمل نکردن دولت به این مصوبه قانونی، دیدگاه جامعه روحانیت مبارز درباره بازگشت خاتمی به عرصه سیاسی و در نهایت ترکیب مجلس آینده محورهای این گفت وگو است که مشروح آن در ادامه می​آید:

آقای شجونی! بار قبل که با شما گفت وگو کردیم شما به جد از آقای احمدی​نژاد حمایت می​کردید، ولی در اظهارنظرهای اخیرتان...

الان هم حمایت می​کنم. اما ایشان الان نمره منفی در کارنامه​اش دارد. منتها به کلی به آرمان امام خیانت نکرده است. لذا ما آن جور که نسبت به بنی صدر تاختیم، ایشان را نمی​کوبیم. منتها عملکرد ایشان زیر سوال است. ایشان به این سوال که 11 روز کجا بوده، جواب نمی​دهد و به ما درس ولایت فقیه می​دهد!

شما فکر می​کنید حامیان مردمی آقای احمدی​نژاد بعد از خانه نشینی یازده روزه رئیس جمهور کم شده​اند؟

بله که شده است.

حتی در قشر مذهبی و متدین؟

بله، من هر جایی ایران که منبر می​روم سوالاتی که مردم از ما می​کنند، نصفش از همین جنس است. مسلم است که حامیان احمدی​نژاد فروکش کرده​اند. ما دیگر از احمدی​نژاد نمی​خواهیم 4 نفر اصولگرا به ما معرفی کند.

یعنی  پیش بینی می​کنید در انتخابات آتی مجلس، اگر گروهی بخواهند با آرم آقای احمدی​نژاد وارد عرصه بشوند، رای لازم را کسب نکنند؟

باور نکنید کسانی که با آرم احمدی​نژاد به انتخابات بیایند رای بیاورند. البته حیف شد ما دلمان می سوزد. چون  ما در جامعه هستیم و وقتی با دانشجویان یا مردم در مساجد صحبت می​کنم یا  کاغذ به من می​دهند، نصف سوال​ها در رد آقای احمدی​نژاد است. می​گویند چرا ایشان نسبت به رهبری بی​اعتنایی  کرده است.

عزیز من! ما یک قله داریم که اگر آن لق شود، همه ما لق می​شویم. دائر مدار این نظام، ولایت فقیه است. امام (ره) چطور برای ما شاخص بود و کسی بالای حرف ایشان حرف نمی​زد. می​خواست بازرگان باشد یا بنی صدر باشد. ولایت فقیه هم در تورات و انجیل هست. در قرآن هست؟

کجای تورات هست؟

بروید غزل​های سلیمان برای دختران اورشلیم را در تورات ببینید.

تا جایی که بنده می​دانم ولایت فقیه نظریه امام خمینی (ره) است که در درس​های نجف ایشان شکل می​گیرد؟

نه بابا! امام جرات کرد، این حرف را بیان کرد. این حرف شما معنی اش این است که ولایت فقیه تازه پیدا شده است.

مگر آنچه ما امروز به عنوان تئوری ولایت فقیه می​شناسیم، نظریه امام نیست؟

این دروغ محض است. این خلاف عقل و دین ما است. امام جگرش را داشت و آن را مطرح کرد. سایر علما جرات نمی​کردند با طاغوت در بیفتند. این اصل از اول اسلام بوده است. لذا فتحعلی شاه به ملااحمد نراقی می​گوید شما اجازه بدهید ما از طرف شما سلطنت کنیم.

اما در دوران صفوی و قاجار، ما به دو شان فقاهت و سلطنت مواجه هستیم که از یکدیگر جدا بوده است.

آن سلطان با اجازه حاکم شرع حکومت می​کرد. شما ببینید در دوران امام موسی کاظم، علی بن یقطین به امام می​گوید «من شرعا نمی​توانم در دستگاه هارون کارمند باشم. اگر شما اجازه می​دهید من در این مسئولیت باشم». یعنی برای کار خودش اجازه می​گیرد والا  آن حکومت باطل است. بنابراین بعد ازاهل بیت، علما دین هستند. امام حسین( ع )می​فرماید: «الامور به یدل علما بالله» کارها باید دست علما بالله باشد.

شما از دوسال باقی مانده دولت تحلیلتان چیست؟ فکر می​کنید بعد از این دوسال، آینده سیاسی آقای احمدی​نژاد چگونه سپری خواهد شد؟ چهره​ای مثل آقای سلیمی​نمین معتقد است ایشان به استمرار دوران بعد از قدرت خود فکر می​کند.

اولا این حرف​ها کهنه شده است. من از آن آقایی که از ما جدا شد چهار برگ پرینت دارم که نوشته است: « احمدی​نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی​نژاد و بعد از احمدی​نژاد هم رئیس جمهور مشایی است». این حرف​هایی است که او زده است. تکرار این مطالب را هم برای خودم قبیح می​دانم. اینها همه حرف است. وقتی یک فیلتری به اسم شورای نگهبان هست، ما برای خودمان حرف بزنیم که چه بشود؟

 این سوال را از این جهت پرسیدم که شما فکر می کنید دولت بعدی بخشی از بدنه انقلاب اسلامی است یا اینکه ممکن است کسی از اطرافیان فعلی رئیس جمهور هم بتواند  وارد عرصه شود؟

من عقیده دارم اصولگرایانی که ضد انحراف هستند، مملکت را به دست می​گیرند و در انتخابات ریاست جمهوری آینده رای آنها، رای بالایی خواهد بود. برای اینکه برای مردم جا افتاد که فتنه چه بوده است. هر کدام از رئیس​جمهورهای ما کنارش یک آفتی پیدا شده است. زمان آقای هاشمی آن کارگزاران، زمان آقای خاتمی اصلاح طلب​ها و مشارکتی​ها و زمان آقای احمدی​نژاد هم این انحرافی​ها. برای  مردم ما جا افتاده است، مردم می​فهمند.

به نظر من رئیس جمهور بعدی باید مثل احمدی​نژاد کابینه اش را داخل دهات​ها و روستاها ببرد والا یخ دولتش نمی​گیرد.

یعنی شما معتقدید دولت بعدی باید روش​های این دولت را ادامه بدهد تا موفق باشد؟

همین جور است. ببین! احمدی​نژاد یک آدم مسلمانی است. مثل شهید رجایی فکر می​کند. می​خواهد امانی  کار کند. یک بار در مجلس اول شهید رجایی زمانی که رئیس جمهور شده بود، آمد پیش من و گفت: «من حالم از این شکل و قیافه این سازمان برنامه و بودجه بد می​شود». گفتم چرا؟  گفت: «اینها باید سه تا چهار میلیون حقوق بگیرند تا 7 میلون برای من بودجه تصویب بکنند!» این حرف​ها که به شما می​گویم مال 25 سال پیش است. بعد به او گفتم حالا تو چطوری می​خواهی حکومت کنی؟ گفت:امانی. مثلا به من گزارش دادند وضع  فلان نقطه کشور خراب است. من ده گونی پول به یک فرد امینی می​دهم تا او مشکلات آن نقطه را حل کند. به این می​گویند حکومت اسلامی.

این چیزی که شما می​فرمایید خیلی با ساختار حکومت کردن امروز هم​خوان نیست.

الان نیست. زمان امام زمان هست.

یعنی معتقدید این شیوه که ما الان داریم، غلط است؟

بالاخره بدون محاسبه که نمی​شود، اما به شما بگویم که حکومت اسلامی پارلمنتاریسم نیست. شایسته سالاری است. امام خمینی برای اینکه متهم به دیکتاتوری نشود پارلمانتاریسم را قبول کرد. ما الان 32 سال است  که 32 انتخابات داریم ولی چون نوکر آمریکا نیستیم ما را دیکتاتور می​دانند.

یعنی می گویید ما در حکومت اسلامی پارلمان نداریم؟

من اصل  پارلمان را در حکومت اسلامی قبول ندارم.

مگر خدا به پیامبرش نمی​فرماید در امور با مردم شورا کن؟ خوب حال شکلش در یک جامعه بزرگ 75 میلیونی در قالب مجلس نمود پیدا می​کند.

امرهم شورا بینهم درست است. ولی این شیوه که الان پول​ها هدر می​رود و بی​خود خرج می​شود، درست نیست. ائمه سلام الله علیها این راه طولانی را طی نمی​کنند. شایسته سالاری می​کنند. این قدر هزینه​های بی در و پیکر برای اینکه بین آنها «امرهم شورا» بینشان باشد، نیست. فکر نمی​کنم این نحو پارلمانتاریسم را معصوم علیه السلام بیاید قبول کند.

 این حرف​های شما در شرایطی است که شما خودتان مجلس را تجربه کردید!

بله، ما این کار را کردیم و باید هم بکنیم. منتها این غیر از حکومت اسلامی است. ولی اگر پارلمان نداشته باشیم به ما دیکتاتور می​گویند. همین چیزی را که من  گفتم آل خلیفه انجام می​دهد و کسی هم کاری به کارش ندارد! چون نوکر آمریکا است؛ دنیای دنیای غلطی است. آمریکا غلط است، پدر جان!

شما فرمودید آرا آقای احمدی​نژاد کم شده است. فکر می​کنید چه شد که آرای آقای احمدی​نژاد تغییر کرده است؟

 همان بلایی که سر پیشینیان آمد، سر ایشان هم آمد.

ولی آقای احمدی​نژاد همان سال 84هم می گفت که مشکل ما زلف دختران نیست ولی همین مردمی که می​گویید الان منتقد ایشان هستند به آقای احمدی​نژاد رای دادند. بنابراین سیاست های فرهنگی ایشان خیلی هم فرق نکرده است.

من می​گویم درباره همان هم احمدی​نژاد اشتباه کرد. آقای احمدی​نژاد می​ترسد که زلف دختران را برایش بهانه کنند و بعد یک پوست موزی زیر پایش بیندازند و کله پایش کنند! آن وقت​ها هم خودش حرف درستی نزد. ما درباره حجاب قانون داریم، کی باید آن را اجرا کند؟  دولت.

قانون برای حجاب هم نصحیت دارد و هم شلاق. این قانون را چه کسی باید اجرا کند؟ بنده شجونی یا دولت؟ دولت اشتباه می​کند که  مدام می گوید ما باید فرهنگ سازی کنیم. 1400 سال است که فرهنگ​سازی کردیم. یعنی مردم نمی​دانند حجاب واجب شرعی است؟ قمار حرام است؟ دولت بهانه می​آورد. نمی​دانم این دولت با همه سلامتش چه مشکلی دارد که قانون را اجرا نمی​کند. باید بررسی کرد. من عقیده​ام این است که همان طور که زورکی رضاخان چادر مردم را برداشت باید زورکی سر زنها چادر گذاشت.

این حرف را کسی قبول می​کند؟

این حرف ملی، ایرانی و مذهبی است.

زورکی که نمی​شود مردم را دین دارد کرد!

زورکی باید گذاشت. دختری که با لباس خواب! در خیابان آمده، دارد جامعه ما را آتش می​زند. او جوان​های عزب ما را آتش می​زند و تحریک می​کنند. جوان هم که نمی​توانند ارضا شود دیوانه می​شود و یک کارد برمی​دارند! صفحات حوادث روزنامه​ها را شما انگار نمی​خوانید؟! برخی از فیلم​های محرمانه را به من، آقای مهدوی کنی و امام کاشانی دادند که شما ببینید خوابتان نمی​برد.

 ولی ناهنجاری​های اجتماعی چند عاملی است و نباید یک جانبه به آن نگاه کنیم.

چند عاملی هست. من هم قبول دارم. من اروپا هم رفته​ام. ولی به خدا این جور که برخی از دخترهای ما در خیابان راه می​روند، آنجا ندیدم!

این فرمایش اول شما کمی تند نیست؟ فکر نمی​کنید کسی در لباس شما باید زبان موعظه طلبانه​تری داشته باشد و این قدر تند حرف نزند؟ در سوال​های کاربران ما هم  هست که از شما به خاطر ادبیاتتان انتقاد کردند.

من این را قبول ندارم. بنده 30 سال است این طور حرف می​زنم. این حرف​ها بی خود است. باید حالی این دخترها کرد که عزیز من تو اگر مثل یک جواهری، نباید این جور خودت را عرضه کنی. ما زورنمی​گویم. ما فرهنگی حرف می​زنیم. منتها اگر کسی بخواهد  جامعه را به گند بکشاند، ما می​ایستیم. من کی گفتم این دختر 18 ساله​ای که مدرسه می​رود را به زور چادری کنیم؟ برخی​ها با اسلام مبارزه می​کنند. آدم می​فهمد که چه کسی به  دین دهن کجی می​کند.

کاربران خبرآنلاین از شما سوال کردند اگراین سیاست تعمیر و نگهداری درباره آقای رئیس جمهور جواب نداد، چه؟

دارد جواب می​دهد. در مورد ایشان نباید بی​انصافی بود. احمدی​نژاد که بنی​صدر یا منتظری نیست که بخواهیم ردش کنیم. این آدم خدمت کرده، منتها جواب ملت را درباره آن یازده روز نداده است. مردم منتظرش هستند.

فکر می​کنید اصولگرا ها در چه مواردی باید به آقای احمدی​نژاد تذکر می​دادند، ولی از این مساله غفلت کردند؟

اصولگرایانی مثل آقای عسگراولادی یا حبیبی به آقای احمدی​نژاد تذکر می​دادند، منتها ایشان با کسی مشورت نمی​کند. می​گوید من حزبی نیستم. باشد، اما طوری حرف نزن که به سایر احزاب توهین شود. این موتلفه حزب امام است و تا حالا سهم​خواهی هم نکرده است.

این را هم به شما بگویم که در مملکت ما تا مراجع تقلید هستند، یخ حزب نمی​گیرد. چون مرجع تقلید یک فتوا می​دهد و زیرآب هر چی حزب است را می​زند! اینجا که آمریکا نیست که دو حزب به جان هم بیفتند. در ایران پاگرفتن احزاب شدنی نیست. چون بالاترین و قوی​ترین حزب در ایران حزب توده بود که همه را ناراحت می​کرد.

آقای رئیس جمهور به هر حال قدرت دارد. شما بدانید که بعد از این خانه نشینی احمدی​نژاد، عکس​هایش را در لبنان که این همه در سفرش از او استقبال کردند، پائین کشیدند. این احمدی​نژاد با همه خوبی​هایی که دارد، دیگر آن احمدی​نژاد دوسال پیش نیست.حیف شد.

تغییرات آقای احمدی​نژاد در چیست؟ نگاهش به ولایت فقیه تغییر کرده است؟

 ما در قرآن داریم که «یسلمو تسلیما». نسبت به ولایت فقیه باید تسلیم شد. اینکه آقای احمدی​نژاد بگوید من می​توانم فلانی را نخواهم، به خدا درست نیست. ایشان 12 تا مشاور داشت به یکباره همه را بر کنار کرد. یک دلیلی بیاورد، یک  تودیعی بکند! چرا وزیر امور خارجه​اش را اینگونه برداشت؟ آدم با کلفت خانه​اش این جور برخورد نمی​کند. این چه اخلاقی است؟ این اخلاق اسلامی نیست.

دوره اول  که ما نماینده مجلس بودیم، این آقای متکی هم  دانشجو و فارغ التحصیل شبه قاره بود. وقتی که نماز خواندن را مسخره می کردند، اینها بچه مسلمان بودند. چرا با آبروی افراد بازی می​کنید؟ همه این کارها را هم به مشایی نسبت می​دهند. من می​گویم انشاء الله دروغ است. من نمی​گویم مشایی آدم ضد انقلاب، منافق، مال مردم خور و.. است، ولی حیف شد، برای خودش هم بد شد. من عقیده​ام این است که مشایی نماز شبش هم ترک نمی​شود ولی کارهایی کرد که رهبری فرمودند انحراف. رهبری دیگر حامی 100 درصدی آقای احمدی​نژاد نیست و از برخی حرکات ایشان دلخوری دارد.

به آن خواننده شما که از من خواسته بود درباره تعمیر و نگهداری توضیح بدهم، باید بگویم تعمیر یعنی اینکه منحرفین را از دور و برش دور کنیم. چه کسی منحرفین را رد بکند؟ دستگاه قضایی.

آقایی بقایی اخیرا در گفت وگویی  گفته بود که در خلوتمان به کسانی که دولت را متهم به جریان انحرافی بودن می​کنند می​خندیم. در مقابل آقای توکلی اخیرا در نطق خودش در مجلس  تاکید کرد موضوع جریان انحرافی فقط  بحث چند رمال و جن گیری نیست. تحلیل شما از این جریان و زمینه​های شکل گیری آن چیست؟ به دنبال چی هستند؟ با چه ویژگی​های این جریان را باید بشناسیم؟

 اطلاعات من به قدر اطلاعات شما است. من هم چیز پشت پرده​ای نمی​دانم. همه ما منتظریم ببینیم که دستگاه قضایی که می​گوید یک تعدادی را گرفتیم، کارش به کجا می​رسد. این را باید دستگاه قضایی پاسخ دهد. یکی می​گفت جن اینها، انگلیسی است! یکی می​گفت ایرانی است. من هم مثل شما هستنم واطلاعاتی ندارم.

درباره لیدر اینها اسم مشایی را می​آورند. چون آن آقا حرف​هایی را می زد که درشان او نبود. الان چرا مراجع با آقای احمدی​نژاد لج هستند؟ به خاطر حرف​هایی این آقا است. برادر عزیز من. وقتی رهبری می​گویند تا هستم، اجازه نمی​دهم انقلاب از آرمان​هایش منحرف شود، پس معلوم است یک انحرافی هست. اگر کسی بودجه فرهنگی ریاست جمهوری را خرج ریاست جمهوری آینده خودش بکند والله این انحراف است.

آقای شریعتمداری معتقد است جریان انحرافی از اصلاح​طلبان خطرناک​تر است. نماینده مشهد هم اخیرا در گفت​وگو با خبرآنلاین جریان انحرافی را برانداز دانستند.

برانداز؟ والله بعضی می​گویند اینها (جریان انحرافی) در نفاق هستند و سعی دارند در شهرستان​ها به صورت اصولگرا کاندیدا بشوند و بعد بگویند ما مخالفیم. ولی اینها آن 150 کرسی را هم که به دست بیاورند، نمی​توانند برانداز یا ضد ولایت فقیه باشند. چون ملت ما  ولایت فقیه را قبول کرده است. اینها می​خواهند کجا بروند؟ ملت منتظر این حرف​ها نمی​ماند.

کاربران ما از شما ما سوال کردند درباره پشت پرده آقای مشایی بگوئید چون شما بعد از جدایی آقای امیری​فر از جامعه وعاظ، ایشان را به ارتباط با آقای مشایی متهم کردید.

 ما که از پشت​پرده آقای مشایی خبر نداریم. ما به عنوان دبیر جامعه وعاظ از ایشان دعوت کردیم. حتی از من خواستند از ایشان بپرسم که سنی است یا شیعه؟ از کی تقلید می​کند؟ گفت من از آقای شجونی تقلید می​کنم! فردا بی بی سی و رادیو فردا گفتند شجونی مرجع تقلید شده است!

آقای مشایی می​گفت رئیس جمهور گفته این حرف​ها را بزنم. به ایشان گفتیم که به مدیریت انبیا چه کار دارید؟ به احمدی​نژاد کمک کنید کارها را جلو ببرد. متاسفانه یکی از روحانیون ما را هم جدا کرد و با خود برد و البته او هم بدش نمی​آمد. بعد هم شورای مرکزی ما هم آن آقا را اخراج کرد. بعد هم که انشعاب کردند، رفتند علیه روحانیت صحبت کردند. به آیت​الله بهجت اشکال کردند. به آقای مهدوی​کنی اشکال گرفتند. این حرف​هایی که من می​زنم یکی از اعضای آن مجموعه که بعدا ازآن جمع استعفا داد، می​گفت.

وقتی به آن آقایی که از ما انشعاب کرد، گفتیم چرا انشعاب کردی؟ گفت آقای شجونی 6 تا مغازه در فلان جا داشت. اشکال ما به او این بود که چرا انشعاب کردی و زیر بلیط مشایی رفتی و طلبه​های صفر کیلومتر و تازه طلبه را از جامعه وعاظ جدا کردی؟ چون روحانی سابقه​​دار و وارسته که  در جمع آنها نمی​رفت.

 از کجا فهمیدید ایشان با رئیس دفتر رئیس جمهور مرتبط شده است؟

 خودش گفت.

 البته ما زمانی که با ایشان صحبت کردیم این حرف​ها را تکذیب کردند.

 بله، تکذیب کرد. منتها ما مدرک داریم. اول که زیر بار نمی​رفت و گفت که  پشت جریان ما شخصیت​هایی است که نمی​توانم بگویم. اما بعد گفت. شما از آقایانی که  آنجا حضور داشتند بپرسید.

 این جلسه کجا برگزار شد؟

 منزل آقای شجاعی واعظ  بود. آقای بیرجندی بود، آقای فرقانی بود، رضوی​قمی بود، اسدیان بود. اینها همه واعظان تهران هستند. ایشان در آن جلسه گفت که مشایی هفته​ای 5 میلیون تومان به من می​دهد؟

 هفته​ای 5 میلیون؟!

 بله، هفته​ای 5 میلیون. و بعد به هر روحانی که به آنجا ببرم ماهی 100 هزار تومان می​دهد. بعد هم در آن جلسه دست من را بوسید و یک نسخه از سی دی مشایی را به ما داد.

آقا! ما پایمان لب گور است. ما که نمی​رویم دروغ بگوییم. ولی او بعدا رفت این حرف​ها را تکذیب کرد. این آدم دنبال شهرت بود. مثلا می​گفت که چرا آقای باهنر در هیات رئیسه مجلس رای نیاورد؟ خوب باهنر سال قبلش چها رای کم آورد، ولی امسال که دوباره انتخاب شد. یا دنبال این بود که چرا آقای علوی را از ارتش  کنار زدند؟ و... . خوب این جور با آبرو مردم بازی کردن و تهمت زدن​ها باعث می​شود آدم دست آخر یک​جا گیر کند.

من به او گفتم ما  گوشته نشین هستیم، تو مثل یک مشعل سوزان. ولی چون مشعلت، ماده ندارد زود فروکش می​کند و فروکش هم کرد. بعد از دستگیری​اش هم به برخی​ها گفته از من معذرت خواهی کرده است. ولی آن وکیل دادگاه ویژه روحانیت می​گفت ایشان پرونده دارد و باید به اتهماتش رسیدگی و محاکمه شود. حالا هم  که آزادش کردند می​خواهند ببیند با چه کسی ارتباط دارد.

کاربران ما سوال کردند که موضع جامعه روحانیت درباره آقای خاتمی چیست؟ فکر می​کنید امکان برگشت ایشان به عرصه سیاسی کشور هست؟

بنده که سخنگوی جامعه روحانیت نیستم.

یعنی به عنوان عضو جامعه روحانیت تا به حال در این زمینه صحبت نکردید؟ در جامعه روحانیت درباره ایشان بحث نشده است؟

 ببینید. من منبری هستم. یک بار می خواهم بروم شیراز سخنرانی کنم، ولی باید بفهمم کسی مرا برای سخنرانی دعوت کرده است یا نه. بالاخره یکی مرا بخواهد و دعوت کند دیگر. حالا کی آقای خاتمی را می​خواهد؟

 بالاخره بخشی از جامعه ما اصلاح​طلب است و مشی فکری ایشان را بیشتر قبول دارد.

من خیال نمی​کنم. اینها ریزش کردند.

 یعنی معتقدید در مجلس نهم تعداد اصلاح​طلبان کمتر می​شود؟

 ریزش می​کنند. مگر با مکر و حیله داخل مجلس بروند که نمی​توانند. کسی منتظر اصلاح​طلبان  نیست و شما خبرنگارها هم دلتان برای اصلاح طلبان نسوزد! فکر می​کنی الان کسی منتظر آقای خاتمی و کروبی است؟ نشانه​ای هم که گفتم کسی منتظرش نیست این است که با لنگ کفش از او استقبال می​کنند! در مراسم ختم امام جمعه یزد اگر پلیس نبود، خاتمی را کشته بودند. پس عزیز من مردم منتظر اینها نیستند.

پیش بینی شما از ترکیب مجلس بعدی چیست؟

اصولگراها دنبال هم هستند و نمی​خواهند انشقاق کنند.

فکر می​کنید مجلس بعدی ما کیفیت بهتری از مجلس  کنونی خواهد داشت؟

مطمئنا بهتر می​شود.عقیده من این است که ناخالصی​ها از بین می​رود. من خلوص بیشتری در مجلس آینده می​بینم.


باهنر چگونه‌در جمع‌نمایندگان‌جبهه‌پیروان‌برای‌کمیته‌اصولگرایان‌ماندنی شد؟
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدرضا باهنر ، اصولگرایی

حضور محمد رضا باهنر در مرکزیت تصمیم‌گیری برای انتخابات مجلس نه تنها مورد انتقاد برخی از اصولگرایان قرار دارد، بلکه در میان اعضای جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز که وی نمایندگی آن‌ها را برعهده دارد، برخی انتقادها در مورد نحوه انتخاب وی برای نمایندگی این جبهه مطرح است.

به گزارش رجانیوز، در جلسه چندی قبل جبهه پیروان خط امام و رهبری برای تعیین دو نماینده این جبهه در کمیته اصولگرایان رأی‌گیری شد که محمدرضا باهنر حائز اکثریت آرا شد و نبی حبیبی و منوچهر متکی نیز آرای مساوی کسب کردند.

در عین حال، با سفر حج عمره حبیب‌الله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و هبری، تصمیم‌گیری نهایی در مورد نمایندگان این جبهه به بازگشت وی موکول شد تا در جلسه روز پنج‌شنبه 6 مرداد در این زمینه تعیین تکلیف شود و آقای عسگراولادی اسامی نهایی را به آیت‌الله مهدوی‌کنی معرفی کند.

اما یک روز قبل از این جلسه، یکی از اعضای کمیته نظارت و داوری اصولگرایان در تماس با باهنر از اظهار تمایل آیت‌الله مهدوی‌کنی برای حضور داشتن حبیبی و متکی به‌عنوان نمایندگان جبهه پیروان خبر داد و در مورد استدلال ایشان توضیح داد که حزب مؤتلفه به دلیل تشکیلات سراسری در کشور باید در مرکزیت تصمیم‌گیری نیز حضور داشته باشد تا نقش مؤثرتری در انتخابات ایفا کند.

اما در جلسه روز 6 مرداد جبهه پیروان که به‌دنبال بازگشت عسگراولادی برگزار شد، برای انتخاب یک گزینه از میان حبیبی و متکی قرعه‌کشی شد که قرعه به‌نام متکی افتاد. اما در حالی که انتظار می‌رفت باهنر نظر دبیرکل جامعه روحانیت مبارز را که به او اعلام شده بود، در این جلسه مطرح کند، وی در این زمینه اظهارنظر نکرد و بر همین اساس، عسگراولادی در نامه‌ای به آیت‌الله مهدوی‌کنی، باهنر و متکی را به‌عنوان نمایندگان نهایی این جبهه در کمیته اصولگرایان معرفی کرد.

در عین حال، دبیرکل و برخی از اعضای جبهه پیروان پس از ارسال نامه و اطلاع از نظر آیت‌الله مهدوی‌کنی از باهنر گلایه‌مند شده‌اند که چرا نظر دبیرکل جامعه روحانیت را منعکس نکرده و این اقدام مغایر با تبعیت از جامعتین است، چرا که در صورت اطلاع اعضا از نظر آیت‌الله مهدوی‌کنی، نظر وی را تأمین می‌کردند.


بازخوانی مخالفت قالیباف با لیست اصولگرایان
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، اصولگرایی
سهم ویژه؛ جایزه‌ای برای بانیان لیست‌موازی در انتخابات مجلس‌هشتم؟

گروه سیاسی- چهار سال قبل در شرایطی که اصولگرایان تعهد کرده بودند در قالب جبهه متحد و فقط تحت یک لیست فعالیت کنند، یک لیست موازی به‌نام ائتلاف فراگیر اصولگرایان نیز بیرون آمد که تمام کاندیداهای آن با لیست جبهه متحد تفاوت داشت، چرا که اصولگرایان از نامزدهای خود تعهد گرفته بودند که تنها در یک لیست حضور داشته باشند.

به گزارش رجانیوز، اگرچه لیست موسوم به ائتلاف فراگیر با ناکامی مطلق مواجه شد و در تهران حتی یک نفر از کاندیداهای مورد حمایت این جریان نیز به مجلس راه نیافت اما نتیجه آن، نوعی انشعاب در جریان اصولگرایی و عهدشکنی بود که انتظار می‌رفت مجموعه جریان اصولگرایی برای حراست از حیثیت خود مقابل این اقدام به‌طور صریح موضع‌گیری کند.

با این حال، اکنون در انتخابات مجلس نهم، برای دو تن از افرادی که در انتشار لیست موازی اصولگرایان نیز نقش ویژه داشتند، سهم جداگانه‌ای در ترکیب 8+7 قائل شده و در مقابل استناد برخی از اضلاع اصولگرایی به تعارض این اقدام با بیانات رهبری در دیدار نمایندگان مجلس و همچنین تلقی نوعی جایزه دادن به افرادی که در دوره قبل عهدشکنی کرده بودند، این توجیه بیان می‌شود که در صورت سهم ندادن به این افراد، بار دیگر لیست موازی بیرون خواهد آمد.

بیان این توجیه برای سهم دادن به افراد تلویحاً این نتیجه منفی را دارد که مجموعه جریان اصولگرا توان اقناع و کنترل خود را ندارد و با واهمه از ساز جدایی احتمالی برخی افراد حاضر است به آن‌ها سهم ویژه بدهد، اگرچه این اقدام بر خلاف اصول، تأکیدهای رهبری و منطق مورد تأیید توده‌های حامی جریان باشد.

در عین حال، امروز مهدی کوچک‌زاده نماینده تهران در مجلس با انتشار یک مصاحبه از شهردار تهران که تاریخ آن به بهمن ماه 86 باز می‌گردد، رویکرد موازی با جریان اصولگرایی را یادآوری کرد.

شهردار تهران گفت: لیست فعلی اصول‌گرایان که در تهران ارائه شده لیست قابل دفاعی نیست.

به گزارش ایسنا، منطقه آذربایجان شرقی، محمدباقر قالیباف در حاشیه مراسم گرامیداشت سی‌امین سالگرد قیام 29 بهمن مردم تبریز در گفت‌وگو با خبرنگاران در پاسخ به این پرسش که آیا اصول‌گرایان لیست مجزایی خواهند داد؟ گفت: «ما قصد دادن لیست مستقلی نداریم ولی این بدان معنا نیست که از لیست اصول‌گرایان در تهران دفاع کنیم؛ این لیست قابل خدشه و قابل بحث است و امیدوارم تا رسیدن به فرصت نهایی حتما این لیست اصلاح شود.»

وی افزود:« اگر آن لیست بر اساس مبانی اصولی تصحیح و تنظیم شود حتما مورد قبول همه اصول‌گرایان است ولی لیست فعلی لیست قابل دفاعی نیست.»

قالیباف هم‌چنین درباره رد صلاحیت اصول‌گرایان اصلاح‌طلب گفت: «ما در انتخابات لیست مستقلی نداده‌ایم تا در جایی اقدام کنیم؛ اما درباره بعضی از دوستان که موردی داشته‌اند پی‌گیری کرده‌ایم که عمدتا حل شده و مشکل خاصی نبوده است.

وی خاطرنشان کرد: «در لیست تایید صلاحیت‌های مجدد که چند روز پیش اعلام شد، شماری از اصول‌گرایان اصلاح‌طلب نیز بوده‌اند.»

وی در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره چگونگی اعلام لیست اصولگرایان اصلاح‌طلب در استان‌ها و شهرهای کشور نیز اظهار داشت: «ما معتقد نیستیم در تهران باشیم و از تهران برای شهرستان‌ها و استان‌ها تعیین تکلیف کنیم؛ بلکه درهر استان و شهرستان، دوستانی هستند که کارها را انجام می‌دهند.»

اما بر خلاف آنچه که آقای قالیباف در مصاحبه بهمن ماه خود اعلام کرد، جریان موسوم به ائتلاف فراگیر سرانجام در تهران نیز لیست موازی داد. نکته جالب اینکه رسانه‌های پرشمار نزدیک به شهردار تهران در حالی اکنون اعلام موجودیت هر تشکل و جریانی را مورد انتقاد قرار می‌دهند که حاضر نیستند، رخ‌دادهای منتهی به سال 86 را بازخوانی کنند.

این در حالی است که ارائه لیست موازی تنها یکی از موارد انتقاد جبهه پایداری به‌عنوان یادآوری سابقه عهدشکنی برای اختصاص سهم مجزا به آقایان لاریجانی و قالیباف است و موارد مهم‌تری مانند تعارض این اقدام با بیانات اخیر رهبری و سکوت و کلی‌گویی در فتنه 88 نیز جزو موارد انتقادی است.

گفتنی است آیت‌الله مصباح یزدی در اولین همایش جبهه پایداری صراحتا اعلام کرد که صرف وحدت ارزش نیست و آن چیزی که ارزش‌آفرین است، وحدت بر اصول اسلامی و انقلاب است. همچنین اعضای جبهه پایداری نیز تأکید کرده‌اند که به دنبال برهم زدن وحدت اصولگرایان و ایجاد انشعاب نیستند و مایل هستند تا با طراحی یک ساختار مناسب و منطقی، زمینه برای حضور یکپارچه اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم فراهم شود.


به نظرات آیت‌الله مهدوی کنی پایبندیم
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله مصباح یزدی ، اصولگرایی

تمام مباحث و صحبت هایمان و حتی صحبت‌های آقای مصباح همین است در هیچ کدام بحث جدا شدن نیست بلکه می‌خواهیم مکمل باشیم و در صحبت‌های آیت‌الله مهدوی کنی هم بیشتر به همین مبحث است و تمام سعی ما هم این است که در دل این بحث حضور یافته و کمکی به اتحاد اصولگرایان داشته باشیم مگر آنکه اتفاق خاصی بیفتد و تا کنون تمام سعی و تلاش‌مان این است که در راستای انسجامی که پیش آمده ومخصوصا نظر آیت‌الله مهدوی کنی و آقای یزدی حرکت کنیم ان‌شاءالله تا آخر هم راهمان را ادامه می‌دهیم و درکل در یک جبهه خواهیم بود.

شفاف: ولی اسماعیلی که تا سال گذشته به عنوان سخنگو و عضو هیات رئیسه فراکسیون انقلاب اسلامی در راهروهای مجلس اخبار فراکسیون متبوعش را به خبرنگاران می‌داد به گفته خودش با انتخاب به‌عنوان عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان ، دیگر کمتر از جلسات و تصمیمات دوستانش در فراکسیون انقلاب مطلع است. اما این موضوع باعث نشده که از همکاران خود برای حضور در جبهه پایداری عقب بماند. او که خود را فردی از اعضای اولیه شکل گیری جبهه پایداری می‌خواند معتقد است که این جبهه برای پرکردن خلأها و مسائل اخیری که در دولت و ریاست‌جمهوری رخ داده مانند گروه انحرافی، تشکیل شده و با هدف وحدت بیشتر اصولگرایان، نه تنها موجب انشقاق نمی‌شود بلکه به حضور با انگیزه‌تر افراد در انتخابات کمک خواهد کرد.

اسماعیلی همچنین ضمن اشاره‌ای کوتاه به چگونگی شکل گیری فراکسیون انقلاب اسلامی و اعضای آن، از احتمال معرفی 2 نفر از میان محصولی، لنکرانی و زارعی برای گروه 7+8 خبر داد و گفت که بهتر بود اعضای این گروه خودشان برای انتخابات مجلس کاندیدا نمی‌شدند تا انسجام بیشتر حفظ می‌شد.

گفتگوی اسماعیلی با تهران امروز را بدین شرح است:

برخی از اعضای جبهه پایداری که اخیرا تشکیل شده، عضو فراکسیون انقلاب هستند، آیا همه اعضای فراکسیون عضو شده‌اند؟

این امر مطلق نیست با توجه به اینکه بنده در جبهه پایداری عضوهستم بعضی از اعضا عضو فراکسیون نیستند و برخی هم از فراکسیون‌های دیگر به جبهه آمده‌اند.

آیا از افراد برای عضویت دعوت شده یا خود افراد درخواست داده وبه جبهه پیوسته اند؟

نه افراد همه دعوت شده‌اند.

پس این سوال پیش می‌آید اعضای جبهه پایداری در حال حاضر چند نفر هستند؟

فکر می‌کنم از نمایندگان فعلی 70 نفر عضو باشند و برخی وزرای سابق مانند آقای الهام، لنکرانی و محصولی نیز هستند.

اینکه عنوان شده مدیریت اصلی جبهه پایداری برعهده آقای محصولی است را تایید می‌کنید؟ یا اینکه چند نفر کنار هم جمع شده و جبهه را شکل داده اند؟

نه اینگونه نیست، بنده خودم از ابتدای تشکیل جبهه بودم و به دلیل آنکه مسائل فراکسیونی هم مطرح بود که افراد را دعوت کنیم لذا بحث یک نفر نیست، حداقل 6 الی 7 نفر از دوستان همکاری کردند تا خلأای که در مباحث اخیر که در ریاست‌جمهوری به وجود آمده بود از سر دلسوزی لازم دیدیم که برای انسجام و وحدت بیشتر اصولگرایان این جبهه را تشکیل دهیم که مکمل اتحاد 7+8 عمل کند که تاکنون هم با موفقیت عمل کرده است که علمای بزرگی مانند آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله مصباح در دیدار با آقای حسینیان تایید کردند یعنی اینکه این جبهه جای خودش را باز کرده و قرار است دو نفر هم برای مدل انتخاباتی طراحی شده یعنی گروه 8 معرفی کنیم.

از این 8 نفر، 2 نفر از تحول‌خواهان، 2 نفر از جبهه پیروان خط امام و رهبری، 2 نفر نماینده از طرف آقای قالیباف و لاریجانی خواهند بود، 2 نفر جبهه پایداری چه کسانی هستند؟

هنوز قطعی مشخص نشده است اما احتمالا از بین آقایان محصولی، زارعی و لنکرانی، 2 نفر معرفی شوند ضمن آنکه ما این انتقاد را داریم که افراد حقیقی نباشند بهتر است. درواقع خودشان در گروه 8 نفره حضور پیدا کنند تا اتحاد بیشتر شود نه اینکه بخواهند افرادی را معرفی کنند .

در حال حاضر یکسری از حامیان آقای رضایی هم این انتقاد را دارند که یک نفر از طرف آقای رضایی به عضویت گروه دربیاید، این چه شد؟

بله بسیاری از افراد معترض هستند و اگر این باب شود شاید خود آقای احمدی‌نژاد هم بخواهد که نماینده معرفی کند که تشکل به هم می‌ریزد لذا سعی می‌کنیم این اتفاق نیفتد.

آنطور که افراد معرفی شده‌اند، آقایان زاکانی، فدایی، باهنر و متکی مطرح هستند، اگر قرار باشد لیست معرفی کنند اسم خودشان هم در لیست خواهد بود، این موضوع چه می‌شود؟

تاکید بیشتر آن بود که دوستانی که می‌آیند خودشان کاندیدا نشوند و ایده آل و بهتر آن بود که اینگونه نباشد اما اکنون اینجوری پیش می‌رود و باید دید که چه پیش می‌آید ضمن آنکه این گروه 8 نفره تایید نهایی نشده است و ممکن است جابه جایی پیش بیاید.

منظور شما از اینکه عنوان کردید به دلیل یکسری خلأها این جبهه پایداری شکل گرفته است، چه خلأهایی است؟

همان بحث جریان انحرافی که بود یکسری دلخوری برای دلسوزان نظام و اصولگرا و ارزشی پیش آمد همان خلأهاست که واقعی است و نمی‌توانیم آن را کتمان کنیم لذا تصمیم گرفتیم این جبهه را سروسامان دهیم و نیروها را با انگیزه بیشتری وارد انتخابات کنیم.

آیا این جبهه پایداری باعث انشقاق بین اصولگرایان نخواهد شد و فعالیت گروه اتحاد 7+8 را تحت شعاع قرار نمی‌دهد؟

نه، در تمام مباحث و صحبت هایمان و حتی صحبت‌های آقای مصباح همین است در هیچ کدام بحث جدا شدن نیست بلکه می‌خواهیم مکمل باشیم و در صحبت‌های آیت‌الله مهدوی کنی هم بیشتر به همین مبحث است و تمام سعی ما هم این است که در دل این بحث حضور یافته و کمکی به اتحاد اصولگرایان داشته باشیم مگر آنکه اتفاق خاصی بیفتد و تا کنون تمام سعی و تلاش‌مان این است که در راستای انسجامی که پیش آمده ومخصوصا نظر آیت‌الله مهدوی کنی و آقای یزدی حرکت کنیم ان‌شاءالله تا آخر هم راهمان را ادامه می‌دهیم و درکل در یک جبهه خواهیم بود.

آیا به عنوان جبهه پایداری با آقای رئیس‌جمهور دیداری داشته‌اید و نظرات‌تان را به ایشان گفته اید؟

خیر، نداشته ایم.

با توجه به اینکه انتقادات شما به اطرافیان ایشان است، آیا به دنبال دیدار خواهید بود؟

فعال دنبال نمی‌کنیم زیرا آخرین اقداماتی که داشتیم همان جلسه پنج‌شنبه بوده است و می‌خواهیم جبهه‌ و هسته‌های استانی را راه بیندازیم و اگر لازم شد دیداری با رئیس جمهور خواهیم داشت.

نظر ایشان را درباره جبهه سوال نشنیده‌اید؟

نه نظر خاصی از ایشان نشنیده ایم.

با توجه به اینکه فراکسیون انقلاب اسلامی و جبهه پایداری به عنوان حامی ایشان بوده‌اند چرا هنوز دیداری نداشته اید تا نظرشان را بدانید؟

دیداری نبوده است و حتی به صورت حرف لفظی هم بخواهند به ما به گونه‌ای برسانند که دلخوری دارند یا موافق هستند چیزی نشنیده ایم.


جلسه کمیته اصولگرایان و آیة‌الله مهدوی کنی
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله مصباح یزدی ، اصولگرایی

اعضای شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان بر لزوم عبرت‌آموزی از تفرقه در نهضت‌هایی مانند مشروطیت و اتحاد اصولگرایان تاکید کردند.

به گزارش خبرگزاری فارس، نخستین جلسه شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان به دعوت آیات مهدوی‌کنی و محمد یزدی در ساعت 10 صبح امروز (پنجشنبه) تشکیل شد.

بر اساس این گزارش در این جلسه آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی با بیان مبانی اسلامی و انقلابی وحدت اصولگرایان و دستاوردهای مثبت وحدت نیروهای مؤمن و انقلابی در طول تاریخ انقلاب اسلامی و لزوم عبرت‌آموزی از تفرقه در نهضت‌هایی مانند مشروطیت از تشکیل این جلسه اظهار خوشوقتی کردند.

آنها همچنین بر ضرورت تلاش برای شرکت همه اصولگرایان تاکید و اظهار امیدواری نمودند که اصولگرایان با وحدت هرچه کاملتر زمینه را برای مشارکت گسترده ملت شریف ایران در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی فراهم سازند.


در گفت‌وگو با رجانیوز مطرح شد
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی
جبهه‌پایداری مجموعه‌ای از نخبگان‌انقلاب/ مردودین‌فتنه حق در صدرنشستن و تصمیم‌گیری برای‌اصولگرایان را ندارند

جبهه پایداری انقلاب اسلامی هفته گذشته در حالی اعلام موجودیت کرد که بر سه موضوع تبعیت از ولایت و مرزبندی با جریان‌های فتنه و انحرافی تأکید ویژه‌ای دارد. این جبهه همچنین تصریح می‌کند که خواص مردود و ساکتین در فتنه 88 که نمره قبولی در این آزمون مهم نگرفتند، صلاحیت حضور در مرکزیت تصمیم‌گیری برای اصولگرایان را ندارند.

آیت‌الله مصباح یزدی نیز روز پنج‌شنبه در این همایش به‌عنوان سخنران اصلی حاضر شد و بحث مبسوطی در مورد وحدت، اصول و زمینه‌های آن مطرح و تأکید کرد که مهم‌تر از خود وحدت همین اصول و چارچوب‌ها است، چرا که در غیر این‌صورت اتحادهای زیادی ممکن است شکل بگیرد که مبنای آن‌ها غیرالهی است.

اما اصرار بر این اصول از سوی جبهه پایداری و تأکید بر پرهیز از سهم‌خواهی و در عین حال، بدنه فراگیر این جبهه در میان نیروهای انقلابی به‌دلیل مرزهای آن موجب شده که برخی از جریان‌ها و افرادی که جزو خط قرمزهای این جبهه هستند، بخواهند این تشکل را به همان چیزهایی که منتقد آن است، مانند سهم خواهی و عمل کردن خارج از چتر روحانیت متهم کنند.

تشکیل جبهه پایداری را امری مبارک می دانیم

در این زمینه، آیت الله عباس کعبی نماینده آیت‌الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در کمیته اصولگرایان در مورد تشکیل جبهه پایداری انقلاب اسلامی می‌گوید جبهه پایداری یکی از اضلاع تاثیرگذار وحدت اصولگرایان است که تزاحمی با جریان کلی وحدت اصولگرایان ندارد.

نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری بر خلاف برخی ادعاها، تأکید می‌کند که تشکیل جبهه پایداری انقلاب اسلامی تقویت کننده روند وحدت اصولگرایان است و می‌افزاید: اعضای اصلی تشکیل دهنده این جبهه، نزدیکان رییس جمهور در دولت نهم بودند که در حال حاضر ضمن اعلام برائت از جریان فتنه و هم چنین جریان نفوذی در دولت دهم، با شعار مکتب امام که ذیل آن سه شعار عقلانیت، عدالت و معنویت تعریف می شود، اعلام موجودیت کرده اند.

وی که با رجانیوز گفت‌وگو می‌کرد، ضمن مبارک دانستن تشکیل جبهه پایداری، اضافه کرد: چهره های شاخص و مؤثر اصولگرایان که در واقع مجموعه‌ای از نخبگان و جوانان انقلابی هستند، در این جبهه به چشم می خورند که باید این موضوع را به فال نیک گرفت و ما هیچ‌گاه تشکیل این جبهه را مخل وحدت ارزیابی نمی کنیم.

اصول و آرمانها نباید به بهانه وحدت نادیده گرفته شوند

همچنین آیت‌الله حسن ممدوحی نماینده مردم کرمانشاه در مجلس خبرگان نیز با یادآوری سخنان آیت‌الله مصباح یزدی در همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری در مورد بایسته های وحدت، گفت: وحدت تنها یک ابزار است و اصل آرمان ها و اهداف انقلاب نباید به‌واسطه وحدت یا عدم وحدت، ضربه بخورد.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار ما با یادآوری سیره عملی رسول اکرم(ص) تصریح کرد: در صدر اسلام نیز حتی بسیاری از غیر مسلمانان بودند که چون در مقاطع مختلف، وحدت با آنها به نفع اصل اسلام بود، پیامبر با آنها وحدت کردند، بنابراین، وحدت در هر زمانی باید بر مبنای اصول و اهداف انقلاب باشد تا مورد پذیرش قرار بگیرد.

نماینده مردم کرمانشاه در مجلس خبرگان در پاسخ به این سؤال که "آیا افرادی که در فتنه 88 جزو ساکتین و خواص مردود بودند، می‌توانند در مرکزیت تصمیم‌گیری برای اصولگرایان قرار بگیرند"، گفت: این افراد در صورت توبه از گفتار و عملکرد خود می تواند مورد پذیرش واقع شوند اما بدون شک نباید آنها را بزرگ کرد و در اولویت قرار داد.

مردودین در فتنه، حق تصمیم گیری برای اصولگرایان ندارند

در عین حال، حجت الاسلام و المسلمین ناصر سقای بی ریا معتقد است که "بدون شک، وحدت ارزش مطلق نیست چرا که اگر وحدت به هر قیمت و با هر فردی، ارزش مطلق بود، وحدت کفار علیه رسول اکرم (ص) در صدر اسلام، امری با ارزش تلقی می شد."

وی ادامه داد: "هر چقدر اشتراک‌ها بیشتر باشد، وحدت راحت تر و بهتر شکل می گیرد اما باید توجه داشت که وحدت باید حول ارزش ها باشد نه ضد ارزش ها."

سقای بی ریا با یادآوری سکوت و مواضع دوپهلوی برخی خواص در طول فتنه 88 به رجانیوز گفت: "این موضوع کاملا روشن است که با توجه به حساسیت جایگاه نمایندگی مجلس در نظام ما، کسانی که در آزمون های قبلی مردود شده اند، حق ندارند در صدر بنشینند و برای اصولگرایان تصمیم بگیرند، بلکه افراد با بصیرت و ولایی که پیش از این توانسته اند در برهه های حساس سربلند بیرون بیایند، باید در اولویت برای وحدت و تصمیم گیرهای حساس قرار بیگرند."

عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی در پایان تاکید کرد: "شعارهای جبهه پایداری سه رکن اصلی دارد که عبارتند از ولایت مدرای، اعلام برائت از جریان انحرافی و اعلام برائت از جریان فتنه که با این اوصاف به نظر می رسد عملکرد افرادی که می خواهند به نوعی در اولویت قرار بگیرند باید با این سه معیار تطابق داشته باشد."


نقاط قوت پنجگانه جبهه پایداری انقلاب اسلامی
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، آیت الله مصباح یزدی ، اصولگرایی

جبهه پایداری انقلاب اسلامی پنج شبنه 6 مرداد ماه 1390 رسما اعلام موجودیت کرد. اخبار تفصیلی مربوط به همایش اعلام موجودیت این جبهه را می توان از + و + و + مشاهده کرد اما در این میان توجه به ۵ نکته مهم به عنوان نقاط قوت این جبهه ضروری است:

1.حضور دو تن از فقهای برجسته همچون آیات عظام خوشوقت و مصباح یزدی، به عنوان ناظران بر تاسیس و نحوه عملکرد این جبهه، اولین نقطه برجسته جبهه پایداری است. چرا که بسیاری از جبهه ها از بدو تاسیس با شعارهای کلیشه ای همچون تبعیت از ولایت فقیه و ... سعی در ایجاد بدنه اجتماعی برای خود دارند اما جبهه پایداری از بدو تاسیس، این شعار را در عمل نیز به اجرا گذارده است و ارتباط مستمر اعضای این جبهه با بزرگان مورد اشاره، که بارها و بارها امتحان خود را در میادین مختلف به خوبی پس داده اند، نقطه قوت اصلی و بزرگ این جریان است.

۲. اصرار اعضای این جبهه بر حزب نبودن جبهه پایداری و اثبات این مهم در عمل، از دیگر نقاط قوت آن است. چرا که اولا ایجاد حزب و ساختارها و تشکیلات مربوط به آن، خود آفت های بزرگی دارد و از همه مهم تر اساسا راه اندازی حزب و گروه در یک جامعه در حال گذار به جامعه اسلامی، خود محل بحث های بسیاری است که اشاره به آن فرصت دیگری می طلبد.

۳. حضور افرادی همچون کامران باقری لنکرانی، غلامحسین الهام، مرتضی آقاتهرانی، روح الله حسینیان، علی اصغر زارعی و ... به عنوان چهره های شاخص این جبهه، بیانگر دیگر نقطه قوت این جریان است. چرا که نامبردگان طی سالهای اخیر به خوبی نشان داده اند معیار حمایت و برائت شان از افراد و جریان های مختلف سیاسی جز دوری و نزدیکی آنها به "حق و باطل" نبوده است.

به عنوان مثال غلامحسین الهام که روزگاری در قامت رییس دفتر احمدی نژاد، نزدیک ترین فرد به رییس جمهور محسوب می شد، به تدریج با ضریب گرفتن های روز افزون جریان نفوذی نزد رییس جمهور، راه خود را جدا ساخت و عطای حضور در قدرت را به لقای آن بخشید.

به عبارت دیگر برای امثال الهام، حضور در قدرت به هر بهانه ای اهمیت نداشت، چرا که فردی در جایگاه ریاست دفتر رییس جمهور که طبعا از نفوذ خاص خود نیز بهره مند است، می توانست با توسل به انواع توجیه ها و ... موقعیت خود را به تزلزل نیندازد اما الهام از این جنس نبود و برخلاف امثال بقایی، رحیمی، ملک زاده، صالحی، احمد زاده و ... حضور در قدرت به هر بهانه ای را برای خود جایز ندانست و امروز نیز علیرغم همه انتقادات خود به جریان انحرافی و اشتباهات رییس جمهور، شجاعانه از اقدامات درست احمدی نژاد حمایت می کند.

و از این جنس افراد همچون باقری لنکرانی نیز در جبهه پایداری بسیارند. کامران باقری لنکرانی که روزگاری در دولت نهم به عنوان یکی از جوان ترین و در عین حال موفق ترین وزرای کابینه مشغول به فعالیت خود بود، بعد از انتخاب مرضیه وحید دستجردی به عنوان جانشین خود، نه مانند متکی جار و جنجال به راه انداخت و نه سودای بازگشت به قدرت به هر بهانه را در دستور کار قرار داد. بلکه همچون گذشته به تدریس در دانشگاه علوم پزشکی شیراز ادامه داد و امروز نیز به عنوان یکی از محبوب ترین وزاری تاریخ 33 ساله جمهوری اسلامی، یکی از اعضای شاخص جبهه پایداری است.

و هم چنین مرتضی آقاتهرانی، حمید رسایی، علی اصغر زارعی،صادق محصولی، روح الله حسینیان و ... که نزدیک بودنشان به رییس جمهور قبل از حواشی جریان نفوذی برکسی پوشیده نیست، حمایت های اصولی و درست شان از احمدی نژاد را کسی نمی تواند منکر شود و از همه مهم تر آن زمان که حمایت از اقدامات درست و انقلابی احمدی نژاد هزینه داشت مردانه در وسط میدان ایستاده بودند اما وقتی رییس جمهور در عمل نشان داد شخص مشایی و جریان متبوعش به اندازه همه 25 میلیون هودارانش، برایش می ارزد و اصرار بر این موضوع در رفتار و گفتار روزانه احمدی نژاد پر رنگ شد، انتخاب میان گفتمان و شخص، طبیعتا به انتخاب گفتمان برای اعضای جبهه پایداری انجامید و احمدی نژاد با همه محسنات خارق العاده اش، نتوانست جای آرمانهایی را بگیرد که خود معلول آنها بود ...

۴. محفل نخبگانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، یکی از دیگر نقاط قوت آن است و برخلاف "کوتوله ها"یی که این روزها هر کدام به بهای شهرت، قدرت یا ثروت حول جریان نفوذی گرد آمده اند، خالص ترین و در عین حال کارآمدترین رویش های متعهد نسل سوم انقلاب را می توان در جبهه پایداری انقلاب اسلامی مشاهده کرد. افرادی که بسیاری از آنها نیز پیش از این در دو برهه حساس سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 در ستادهای مردمی احمدی نژاد حضور داشتند و همچنان با حفظ شور و نشاط خود، آماده خلق حماسه هایی به مراتب بزرگتر از ۳ تیر و ۲۲ خرداد هستند.

۵. اما شاید یکی از مهم ترین نقاط قوت جبهه پایداری انقلاب اسلامی که به نوعی متمایز کننده آن با همه جریان های دیگر است، پایگاه اجتماعی آن باشد. تردیدی نیست که نه موتلفه، نه جمعیت ایثارگران، نه اصولگرایان تحول خواه، نه رهپویان انقلاب اسلامی و نه هیچ گروه و تشکل دیگری به لحاظ پایگاه و بدنه اجتماعی قابل قیاس با جبهه پایداری نیستند و اصلی ترین پایگاه این جریان نیز "امت حزب الله" است. خودمانی ترش، نماز جمعه ای ها، بچه هیئتی ها و خیلی از مردم عادی که نه علاقه ای به عضویت در احزاب خلق الساعه دارند و نه دنبال بازی های سیاسی و دردسرهای آن هستند، اصلی ترین سرمایه اجتماعی جبهه پایداری می باشند، همانهایی که در سوم تیر 84 نیز از میان کاندیداهای رنگارنگ 7 گانه، نهایتا به گمنام ترین و در عین حال کارآمدترین فرد رای دادند و نه منتظر موتلفه بودند تا ببینند چرا باید به لاریجانی رای داد، و نه منتظر اصولگرایان تحول خواه که چرا باید به قالیباف رای داد؟ و در این میان، بهانه های نخ نما شده برای رای دادن به امثال هاشمی و معین نیز، چاره ساز نبود و در نهایت احمدی نژاد رییس جمهور شد. چرا؟ چون ساده و راحت با توده های مردم ارتباط برقرار گرد. پایگاه اجتماعی اش را از میان هیئت ها و نمازجمعه و ... بدست آورد و این بزرگترین نقطه قوت احمدی نژاد در آن برهه تاریخی بود ...

و حال که همه چیز ظاهرا دارد از نو تکرار می شود، تنها اتفاقی که افتاده، این است که جریان حزب الله منسجم تر از همیشه شده است. این بار دیگر نیازی به این نیست که همه صبر کنند تا ببینند بالاخره چه کسی کاندیدا می شود و در بین آنها کی از کی بهتر است؟ خالقان سوم تیر 84 و 22 خرداد 88، از حالا نه با انحرافات جریان نفوذی کنار می آیند نه با امتحان پس داده هایی چون قالیباف و لاریجانی و رضایی و توکلی و ...

بلکه 6 مردادماه 1390 با عنوان جبهه "پایداری" اعلام موجودیت کرده اند تا مصداقی باشند بر این آیه شریفه:

إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ "اسْتَقَامُوا"


چند نکته در باره تشکیل جبهه پایداری
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی

در هفته گذشته 6 مرداد 90 جبهه پایداری انقلاب اسلامی رسما اعلام موجودیت کرد و به مهم ترین خبر سیاسی هفته تبدیل شد. درباره ضرورت تشکیل این جبهه و اهداف آن نکاتی است که بیان آن ها ضروری است.

1.ضرورت تشکیل

جبهه پایداری در واقع همان جبهه گسترده مردمی است که به دور از هرگونه بازی های سیاسی حزبی و جناحی مرسوم با گفتمان سازی درست در طول 32 سال انقلاب اسلامی با تمام وجود به دنبال حفظ و حراست از انقلاب و دستاوردهای ارزشمند آن بوده و خواهد بود. جبهه ای که در آغاز انقلاب اسلامی در برابر سهم خواهی های گروهک ها و احزاب سیاسی ایستاد و از آرمان های امام و انقلاب دفاع کرد و همواره در برابر زیاده خواهی های کسانی که به دروغ خود را صاحب انقلاب دانسته، خود را طلبکار نظام می دانند مقابله کرده است و در مقابل انحرافات مردودین و منحرفان در دوره های مختلف به روشنگری پرداخته به دنبال نهادینه کردن گفتمان امام و انقلاب اسلامی بوده است. این جبهه که در دوران حاکمیت 16 ساله  کارگزاران و مدعیان اصلاحات مورد بی مهری هایی قرار گرفته بود با پافشاری بر اصول انقلاب و با فداکاری های زیاد، پرده از چهره مدعیان دروغین اصلاحات بر گرفت و حقیقت آن ها را بر مردم نمایان ساخت و عملا از نفوذ خط انحراف در انقلاب جلوگیری کرد و توانست در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم با غلبه بر احزاب سیاسی به پیروزی های بزرگی دست یابد. پس از کسب این پیروزی ها این جریان به جبهه اصول گرایی شهرت یافت. اصول گرایان توانستند با ساز و کارهایی از قبیل تشکیل جبهه متحد اصول گرایی اکثریت کرسی های مجلس هشتم را نیز ز آن خود سازند و در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز حایز اکثریت  آرای 25 میلیونی گردند.

ولی در فرآیند انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم دو اتفاق نا خوش آیند به وقوع پیوست که تشکیل جبهه پایداری را ضروری ساخت؛ یکی نفوذ جریان انحرافی در دولت و دیگری حضور جریان ضد دولت در مجلس، که هردو مورد قابل تامل است.

الف. نفوذ جریان انحرافی

آقای دکتر احمدی نژاد به دلیل عملکرد مثبتی که در دولت نهم از خود نشان داد، مورد حمایت خاص مقام معظم رهبری قرار گرفت و در میان مردم به عنوان رییس جمهور ولایی شناخته شد به طوری که در سراسر کشور نام وی به عنوان معیار و ملاک سنجش ولایی بودن افراد قرار گرفت. به عنوان نمونه وقتی گفته می شد فلانی احمدی نژادی هست یا نه؟ معنایش این بود که آیا ولایی و تابع ولایت هست یا نه؟ انتخاب مشایی به عنوان معاون اول از سوی رییس جمهور و حکم امام خامنه ای مبنی بر "کان لم یکن شدن" حکم وی از سوی رییس جمهور و مقاومت های مشایی و احمدی نژاد در اجرای حکم حکومتی،علامت سوال هایی را در اذهان ایجاد کرد که پاسخ به آن ها دشوار می نمود. به هر حال گرچه این حکم با مقداری تاخیر و با استعفای رحیم مشایی از معاونت اولی اجرا گردید ولی پیش بینی مقام معظم رهبری مبنی بر سرخوردگی طرفداران احمدی نژاد عملا اتفاق افتاد! قرار گرفتن رحیم مشایی در جایگاه ریاست دفتر رییس جمهور و کسب قریب به 18 پست و مسوولیت بر نگرانی ها افزود. اظهار نظرهای غیر کارشناسانه در باره دین و سیاست های کلی نظام که نه در شان او بود و نه در حوزه اختیارات وی، ضربات سنگینی به رییس جمهور وارد کرد. این ضربات در ماجرای عزل وزیر اطلاعات و حکم حکومتی مقام معظم رهبری و خانه نشینی 11 روزه رییس جمهور، به اوج خود رسید. در این شرایط دیگر عنوان احمدی نژادی نمی توانست به عنوان شاخصی برای افراد ولایی از غیر ولایی عمل کند، زیرا خود ایشان نیز در عمل نشان داد در برابر حکم ولایی چندان ولایی عمل نمی کند. سرانجام این پیش بینی تلخ که مشایی احمدی نژاد را به زمین خواهد زد اتفاق افتاد و بدنه عظیم نیروهای ارزشی که در سوم تیر 84 این حماسه عظیم را آفریده بودند دچار سرخوردگی شدند. در این شرایط هر کسی در صدد جذب نیروهای ارزشی بر آمد تا از ظرفیت آن ها در انتخابات مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم به نفع خود استفاده کنند و البته بخش مهمی از آن ها نیز ممکن بود در همان سرخوردگی باقی مانده جذب دیگران نیز نشوند. پیام تشکیل جبهه پایداری با حضور آیت الله مصباح یزدی به همه نیروهای ارزشی و ولایی استان ها این است که شاخصه اصلی همه نیروها ولایی بودن است نه احمدی نژادی بودن. بنابر این چنین نیست اگر فردی از این قطار پیاده شود همه ما سرخورده شویم. این مسیر همان خط ولایت است که روزی با رهبری حضرت امام ره و امروز با قیادت امام خامنه ای با قدرت در حال پیشروی است و ذره ای در اراده آنان سستی و تردید راه پیدا نخواهد کرد.

ب. حضور جریان ضد دولت در مجلس هشتم

ساز و کار جبهه متحد اصول گرایی در انتخابات مجلس هشتم موجب شد که اصول گرایانی که در سال 84 در ابتدا از فردی غیر از احمدی نژاد حمایت می کردند موفق به حضور در مجلس هشتم بشوند و مع الاسف در موارد متعددی با اقلیت مجلس یعنی اصلاح طلبان نیز به تفاهم می رسیدند ولی در برابر دولت موضع داشتند. گذشته از این که برخی از آن ها در مواردی، غیر ولایی بودن خود را به نمایش گذاشتند. سازماندهی بدنه عظیم اصول گرایی در کشور منهای احزاب سیاسی می تواند مجلسی را رقم بزند که دغدغه اصلی آن موفقیت های حزبی نیست بلکه عملیاتی کردن دغدغه های رهبری و رفع نگرانی های معظم له برای کشور است. از این رو همه نیروهای ارزشی و اصول گرایان واقعی در کشور باید برای تحقق این امر مهم یعنی مجلسی که نمایندگان آن مدرس گونه باشند تلاش کنند.

2.دوایر متحد المرکز

گرچه جبهه پایداری با جریانات انحرافی و نفاق گونه و معاندانی که در صدد براندای نظام اسلامی اند سر جنگ دارد ولی رابطه اش با اصول گرایان رابطه دوایر متحد المرکزی است که مرکز همه آن ها یکی است ولی در عین حال هر کدام یک دایره اند. جبهه پایداری بسان یک دایره خاص تری است که در دل دایره بزرگ اصول گرایی قرار دارد و با نیروهایی که احساس می شود تعهد و دلبستگی آن ها نسبت به اصول اسلام و انقلاب بیشتر است رابطه محکم تری دارد و در عین حال با اصول گرایانی که در دایره وسیع تری قرار دارند سر جنگ و تنازع نخواهد داشت هر چند در برخی موارد نیز مواضع آنان را نمی پسندد و آن ها را مورد نقد و انتقاد قرار می دهد.

3. جبهه پایداری حزب نیست

جبهه پایداری یک جبهه بزرگ اصول گرایی است و دارای ساز و کارهای حزبی نخواهد بود چنان که اصل جریان اصول گرایی نیز حزب نیست. از این رو برای فعالیت سیاسی نیازی به مجوز از وزارت کشور و کمیسیون احزاب ندارد. بنابر این کسانی که می کوشند جبهه بزرگ پایداری را در حد یک حزب پایین آورند و در ردیف احزابی قرار دهند که در برخی شهرستان ها تعداد اعضایش به انگشتان یک دست نمی رسند سخت در اشتباهند. کسانی که با مواضع آیت الله مصباح آشنا باشند می دانند که هیچ گاه ساز و کار حزبی مورد تایید ایشان نبوده است. بنابر این جبهه پایداری در نقش یک تشکل بزرگ که اعضای آن به دون وابستگی های حزبی و جناحی با سه شاخصه اخلاص در کارها، ولایت پذیری و صداقت در عمل، فعالیت می کنند در بر می گیرد و کسانی را که در انتخابات پیش رو بیش از دیگران دارای این سه ویژگی باشند اصلح شناخته، مورد حمایت قرار می دهند. البته روشن است که یکی از علایم ولایت پذیری افراد این است که در فتنه 88 به موقع ولایت پذیری خود را اثبات کرده اعلام موضع کرده باشند نه آن که بعد از گذشت 6 ماه از وقوع فتنه و پایان یافتن آن و بعد از حضور ده ها میلیونی مردم در 9 دی، برای عقب نماندن از قافله سخنی گفته باشند. و دیگر این که در زمره جریان انحرافی جدید قرار نداشته باشد بلکه موضع رسمی خود را در باره جریان انحرافی بیان کرده و نسبت به آن اعلام موضع کرده باشد.

4. مهمترین هدف

هدف جبهه پایداری کسب قدرت نیست بلکه مهم ترین هدفش کسب رضایت خدا و خدمت به بندگان خداست ؛ حقیقتی که در جمله زیبای شهید بهشتی آمده است " ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت" بنابر این به قدرت به عنوان هدف نگاه نمی شود بلکه به عنوان ابزار و وسیله ای که می توان از طریق آن، اسلام و ارزش های آن را گسترش داد و به بندگان خدا خدمت صادقانه بیشتری ارایه کرد.


جبهه پایداری، ایجاد وحدت یا انشقاق اصولگرایان؟
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی

روزنامه تهران امروز نیز در مطلبی با عنوان «هشدارهای حداد عادل به جبهه پایداری» در صفحه نخست خود، حضور حداد عادل، عضو کمیته ۷+۸ را در این همایش برجسته کرده است. این روزنامه با اشاره به عدم حضور هیچ عضوی از دولت در این همایش، نوشت: نخستین همایش جبهه پایداری روز ...

شفاف: بالاخره بعد از حرف و حدیث های فراوان، پنجشنبه هفته گذشته، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، با برگزاری همایشی و با حضور افرادی چون آیت الله مصباح یزدی، روح الله حسینیان، صادق محصولی و مرتضی آقا تهرانی رسما آغاز به کار کرد.

جبهه پایداری انقلاب اسلامی، ستون‌های اصلی‌اش را چهره‌های کنار گذاشته شده از دولت نهم و دهم تشکیل می‌دهند.

خبر تشکیل جبهه پایداری، مورد توجه صفحه سیاسی بسیاری از روزنامه‌های امروز بود و روزنامه‌های کشور تحلیل های متفاوتی را از آغاز به کار این جبهه ارائه کردند.
 
 
 
 

در این میان رویکرد روزنامه‌های نزدیک به اصلاح طلبان در باره تشکیل این جبهه، به نوعی تاکید بر انشعاب اصولگریان و خارج شدن آن‌ها از دایره وحدت بود.
 
روزگار:جبهه پایداری؛ مکمل جامعتین
 
روزنامه روزگار در صفحه ۲ خود در تحلیلی با عنوان «اصولگرایانی که نمی‌خواهند زیر چتر جامعتین باشند» با اشاره به سخنان حسنیان که گفت: مار رقیب اصولگرایان نیستیم بلکه مکمل گروه‌های برادر هستیم از این رو ما ز یاران چشم یاری داشتیم و منتظر استقبال بودیم در حالی که دوستان را آماده بدرقه خود داشتیم و عده‌ای نیز در مجلس فاتحه ما را تدارک می‌بینند، نوشت:

با کنار هم گذاشتن این سخنان حسینیان و مشابه آن که در صحبت های دیگر سخنرانان مراسم نیز وجود داشت می‌توان به این نتیجه رسید که در کنار همه شعارهایی که برای وحدت اصولگرایان داده می‌شود، بانیان این جبهه خود را آنچنان که اصولگرایان دیگر انتظار دارند زیر چتر جامعتین تعریف نمی‌کنند چرا که حسینیان جبهه پایداری را مکمل گروه های دیگر می‌دانند و البته به برخورد سایر اصولگرایان نیز با اعضای این جبهه طعنه می‌زند.
 
این روزنامه نتیجه می‌گیرد: بنابراین تنها تفاوت این جبهه با سایر اطرافیان و حامیان احمدی‌نژاد در اعلام برائت از افرادی است که به قول اعضای این جبهه منحرف هستند چون دیدگاه‌های اعضای این جبهه نسبت به اصلاح طلبان و اصول گرایان منتقد تفاوتی با سایر نزدیکان احمدی نزاد که موسوم به حریان انحرافی هستند، ندارد.

 
اعتماد: برائت جبهه پایداری از جریان انحرافی
 
روزنامه اعتماد هم با رویکردی نزدیک به روزگار، در گزارشی با عنوان «وزش باد به پرچم یاران آیت الله مصباح» در صفحه یک خود نوشت: جبهه پایداری که ستون های اصلی‌اش را چهره‌های اخراج شده از دولت نهم و دهم و طیفی از حامیان احمدی‌نژاد تشکیل می‌دهند، با این داعیه که نمی‌توانند ببینند آنچه کاشتند توسط جریان خاص درو شود به میدان امده اند.

این روزنامه با کلامی کنایه آمیز به برائت جبهه پایداری از جریان انحرافی و فتنه ۸۸ اشاره کرد و نوشت: یک اصل که در این همایش بسیار مشخص بود همانقدر که باید خیال اصولگرایان راحت می‌شد که آن‌ها برای انشقاق نیامده‌اند گویا لازم بود تاکید شود که آن‌ها آمده‌اند که احمدی‌نژاد را ازدست مشایی‌ها نجات دهند. بعد هم شاید طبیعی باشد که نوبت به حوادث بعد از انتخابات برسد. کلید واژه جبهه پایداری همین است که اصولگرا یعنی کسی که ثابت کند در حوادث ۸۸ سکوت نکرده است.

به نظر می‌رسد این روزنامه با تاکید بر سخنان اعضای جبهه پایداری درباره وحدت اصولگرایان به شیوه‌ای کنایه آمیز و در سایه قصد دارد به عدم وجود وحدت در جبهه اصولگرایان اشاره کند.

شرق: جبهه پایداری بر ضخامت موافقان اصولگرایی نمی افزاید
 
همچنین روزنامه شرق نیز در صفحه ۲ خود در مطلبی با عنوان «آیت الله مصباح: شکل گیری این جبهه باز کردن دکان دیگری نیست» به تحلیل حضور رسمی جبهه پایداری در عرصه سیاسی پرداخته است و همانطور که از تیتر مطلب پیداست، قصد داشته که با برجسته سازی سخنرانی و حضور آیت الله مصباح یزدی، وی را به نوعی رقیب آیت الله مهدوی کنی معرفی کند.

این روزنامه با بیان اینکه حضور این جبهه بر ضخامت موافقان اصولگرایی نمی‌افزاید، نوشت: در یک بررسی ابتدایی شاید بتوان از چند نظر به کارکردهای این جبهه نگریست. با شروع فعالیت این عده عملا اصولگرایان نیز دارای جبهه شدند تا شاید بتوانند با گردهم آوردن سایر احزاب اصولگرایی جمع اصولگرایان را سرو سامانی دهند (کنایه به بی‌سر و سامان بودن تشکلهای اصولگرا). همانطور که تشکیل دهنده گان این جبهه عنوان کرده‌اند یکی از اهداف تشکیل آن انتخابات است. این هدف می‌تواند در غیاب بعضی از گروههای سیاسی و از منظر دیگربرخی نگرانی‌ها از حضور خیز برداشته یک جریان برای تصاحب مجلس اندکی فضای انتخاباتی را از وضع موجود خارج کند.

رویکرد روزنامه شرق نیز در ‌‌نهایت نزدیک به دو روزنامه اصلاح طلب دیگر است چرا که با تایید و حمایت از تشکیل این جبهه با عنوان باز شدن فضای انتخابات؛ قصد دارد انشعاب اصولگرایان را واقعه‌ای عادی تلقی کند که باید در فضای انتخابات اتفاق بیافتد چرا که این امر به صلاح اصلاح طلبان است.
 
در این میان واکنش دیگر روزنامه‌ها نیز قابل توجه است. روزنامه ملت ما، ایران و هفت صبح در صفحه اول و دوم خود، هیچ اشاره‌ای به تشکیل جبهه پایداری نکرده‌اند که در این میان البته واضح است که تشکیل چنین جبهه‌ای با رویکرد مخالفت با جریان انحرافی به مذاق روزنامه دولتی ایران و روزنامه هفت صبح که نزدیک به مشایی است، خوش نیاید.
 
تهران امروز:حداد عادل انتقاد کرد، دیگر سخنرانان پاسخ دادند

روزنامه تهران امروز نیز در مطلبی با عنوان «هشدارهای حداد عادل به جبهه پایداری» در صفحه نخست خود، حضور حداد عادل، عضو کمیته ۷+۸ را در این همایش برجسته کرده است. این روزنامه با اشاره به عدم حضور هیچ عضوی از دولت در این همایش، نوشت: نخستین همایش جبهه پایداری روز پنج شنبه بدون حضور هیچ عضوی از دولت برگزار شد. در ابتدای این مراسم غلامعلی حداد عادل از اعضای کمیته وحدت اصولگرایان هشدارهایی را در خصوص خدشه وارد کردن به وحدت اصولگرایان داد. در حالی که اظهارات رئیس کمسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به کام موسسین و اعضای جبهه پایداری شیرین ننشسته بود و سخنرانان بعدی مراسم یعنی حجت الاسلام پناهیان و آیت الله مصباح یزدی به این انتقاد‌ها پاسخ داده و صراحتا به از این جبهه حمایت کردند.

به نظر می‌رسد تهران امروز با بیان این مساله اشاره ضمنی به اختلاف بین کمیته ۱۵ نفره و جبهه پایداری دارد.
 
کیهان، خنثی!
 
واکنش روزنامه کیهان نیز در این ضمینه بسیار جالب توجه است. این روزنامه که همواره از وحدت اصولگرایان حمایت می‌کند و بر آن اصرار دارد، هیچ موضع انتقادی نسبت به آغاز به کار جبهه پایداری نداشته، بلکه از شروع به کار این جبهه به عنوان مصداقی از وحدت اصولگرایان نام می‌برد در حالی که این جبهه قصد ندارد زیر پرچم جامعتین باشد.

این روزنامه با مطلبی تحت عنوان «تازه‌ترین گزارش‌ها از وحدت انتخاباتی در جبهه اصولگرایان» در صفحه اول خود تنها به شرحی از ماوقع مراسم پرداخته است و هیچ اظهار نظری در رابطه با این جبهه نکرده است که در نوع خود عجیب به نظر می‌رسد.

اصول و چارچوب‌های وحدت از وحدت مهم‌تر است
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدرضا باهنر ، اصولگرایی
باهنر با این مواضع در مرکزیت تصمیم‌گیری اصولگرایان؟
در فاصله هفت ماه مانده تا انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی، جریان اصولگرایی در تلاش است تا ساز و کاری را برای وحدت و حضور در انتخابات حول این محور بیابد. جلسات سال گذشته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران در نهایت منجر به نگارش منشور 12 بندی اصولگرایی شد.

به گزارش رجانیوز، در بند یازدهم از این منشور بر "موضع‌گیری صریح در برابر دشمنان و فتنه‌ها" تأکید شده بود و مجموعه جریان اصولگرایی نیز معتقد است که فتنه 88 یک آزمون و غربال کم‌نظیر در طول تاریخ انقلاب بود و این آزمون باید کارکردی مشابه یک فرقان و جداکننده را داشته باشد، یعنی همان‌طور که فتنه 88 در تاریخ انقلاب جداکننده است و این تاریخ مشابه مقاطعی مانند دفاع مقدس، به مقطع قبل و بعد از آن قابل تقسیم است، رفتار و مواضع جریان‌ها و افراد نیز قابل ارزیابی با همین محک است.

در این زمینه، به نظر می‌رسد افرادی که امتحان خوبی در جریان فتنه پس ندادند و جزو ساکتین یا کسانی بودند که کلی و دوپهلوگویی می‌کردند، نه تنها نباید در مرکزیت تصمیم‌گیری برای مجموعه اصولگرایی باشند بلکه حتی نباید در لیست اصولگرایان قرار بگیرند.

این در حالی است که به‌نظر می‌رسد با فاصله گرفتن از فتنه علی‌رغم تأکید رهبر انقلاب بر این توطئه براندازانه و زنده بودن ادبیات تبیین آن در بیانات رهبری، برخی از حساسیت‌ها نسبت به این موضوع کم شده است، به‌طوری که آقای باهنر که به شهادت برخی از افراد موثق در انتخابات به موسوی رأی داده و در دوره فتنه نیز مواضع دوپهلویی اظهار کرد و حتی برخی از اعضای جامعه اسلامی مهندسین نیز به او اعتراض داشتند، قرار است در کمیته وحدت حضور داشته باشد.

به منظور تأکید بر اصول و چارچوب‌های وحدت که از اصل آن مهم‌تر است و در حقیقت وحدت ابزار رسیدن به همان اصول است، برخی از مواضع آقای باهنر بازخوانی می‌شود:

مهندس موسوی را نمی توان بیرون از خانواده اصولگرایی ترجمه کرد

محمد رضا باهنر  روز دوم خرداد 88 و درست همان برهه ای که انحراف‌های موسوی روشن‌تر و حتی خبر دیدارهای وی با نهضت آزادی و سازمان مجاهدین و دیگر گروهک‎های تندرو منتشر شده بود، همچنان بر اصولگرا بودن موسوی اصرار داشت تا آنجا که در گفتگو با ایسنا  اعلام کرد: "ما در هر صورت مهندس موسوی را بیرون از خانواده اصولگرایی ترجمه نمی‌کنیم و من خود براین عقیده هستم که مهندس موسوی را نمی‌توان از خانواده اصولگرایی ترجمه جدایی کرد."

حضور در نماز جمعه هاشمی رفسنجانی

اما علاوه بر سکوت و بعضا مواضع دوپهلوی باهنر در فتنه 88، حضور وی در نماز جمعه 26 تیر ماه به امامت جمعه هاشمی رفسنجانی نیز بسیار معنادار بود. نماز جمعه ای که بسیاری از بزرگان و دلسوزان انقلاب به علت رفتارهای غیر قابل قبول هاشمی رفسنجانی در آن شرکت نکردند اما محمد رضا باهنر به همراه حسن غفوری فرد، حسن روحانی، مجید انصاری، محسن رضایی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی و ... در آن شرکت کرد.

از تشکیل جبهه سیاسی توسط موسوی استقبال کرده و به او کمک می کنیم

سکوت محمد رضا باهنر برای مدت زمانی طولانی ادامه داشت. در حالی که از آغاز روز بیست و دوم خرداد ماه 88، حملات ضد انقلاب و جریان فتنه به اصل نظام جمهوری اسلامی، شورای نگهبان و ولایت فقیه به بهانه تقلب در انتخابات اوج گرفته بود، نایب رییس مجلس اصولگرای هشتم نیز مانند تعداد زیادی از خواص ترجیح داد سکوت پیشه کند و سرانجام درحالی روزه سکوت خود را شکست که قریب به 40 روز از 22 خرداد می گذشت.

باهنر باز هم ترجیح داد در سخنان خود علیه جریان فتنه و شخص موسوی موضع گیری قاطعی نداشته باشد تا آنجا که در 29 تیر ماه 88 و در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا که ارتباط نزدیکی با فتنه گران دارد، گفت: «در دیداری که اخیرا با آقای موسوی داشتیم از ایشان خواستیم تا از همه امکانات قانونی موجود از جمله برخورداری از سایت شخصی، روزنامه و حزب استفاده کنند.»

وی در پاسخ به اینکه پاسخ موسوی به پیشنهاد آنها چه بوده است، گفت که "ایشان همچنان اعتراضاتی نسبت به مسایل به وجود آمده در انتخابات داشتند که ما تاکید کردیم بهتر است این اعتراضات را در چارچوب قانون پیگیری کنند."

باهنر تشکیل جبهه سیاسی از سوی موسوی را در راستای فعالیت های وی در چارچوب قانون دانست و با استقبال از آن گفت که "در دیدارمان با آقای موسوی گفته بودیم که چنانچه در چارچوب قانون فعالیت کنند، از اقدامات ایشان حمایت کرده و نهایت کمک را به ایشان خواهیم کرد."

30 روز پس از نامه کروبی: ازسوابق و تجربیات کروبی بعید بود!

سیر مواضع دو پهلوی نایب رییس مجلس هشتم در ماجرای نامه کروبی نیز ادامه یافت. باهنر در 19 شهریور ماه 88 در حالی که یک ماه از نگارش نامه سرگشاده سراسر کذب مهدی کروبی پیرامون تجاوز جنسی در زندان ها می گذشت، سرانجام تصمیم به موضع گیری گرفت و در نشست خبری خود با حضور خبرنگاران، با تاخیر 30 روزه و ادبیاتی تقریبا خنثی تنها به گفتن همین چند جمله اکتفا کرد که " آقای کروبی طی نامه‌ای اظهاراتی را مطرح کرده‌اند که متأسفانه پس از گذشت چند ماه هنوز مستندات آن را ارائه نکرده است تا مشخص شود این اتهامات مستند است و یا اینکه صحت ندارد. بعد از مدت زمانی که قرار بود آقای کروبی مستندات خود را ارائه کند در اقدامی عجیب دیدیم که چند نفر در یک‌جا جمع شده و اقدام به طراحی یک سی‌دی کرده بودند که نمی‌شود با استناد به این اینگونه موارد، نظام را زیرسؤال برد. از سوابق و تجربیات آقای کروبی بعید بود که وی اقدام به نوشتن چنین نامه‌ای کند، در حالی که این نامه اتهاماتی را علیه نظام مطرح می‌کند اما مستندات آن موجود نیست."

موسوی و کروبی دست از تندروی بردارند تا وحدت کنیم!

روز قدس سال 88 نیز سپری شد و در این میان روزه خواری های علنی فتنه‌گران در خیابان های تهران و ادامه حمایت های سران فتنه از اوباش حامی خود نیز موجب نشد تا آقای باهنر علیه آنان موضع گیری قاطعی اظهار کند. وی 12 مهر 88 در حالی که دو هفته از روز قدس 88 می گذشت، در حاشیه مراسم افتتاح نمایشگاه "بسم‌الله‌الرحمن الرحیم" در خانه مجلس در جمع خبرنگاران حاضر شد و بدون یادآوری افتضاحات روز قدس جریان فتنه، غیر مستقیم موضوع وحدت با موسوی و کروبی را مطرح کرد.

باهنر گفت: "در همه جناح‌ها و گروه‌های سیاسی برخی افراد دارای تفکرات تندروانه هستند که کار را مشکل می‌سازند و باید جناح‌های سیاسی درون نظام در جهت متعادل کردن فضا تلاش کنند محور کار از دست تندروها خارج شده و در حاشیه قرار گیرد."

باهنر با یادآوری مذاکراتی که با طرف‌های مختلف برای ایجاد وحدت در کشور صورت می‌گیرد، در عین حال گفت که مذاکره‌ای با افرادی چون مهدی کروبی و میرحسین موسوی نداشته است ولی پیشنهاداتی برای رسیدن به وحدت ارائه داده که می‌تواند مورد توجه افراد مذکور هم باشد.

باهنر با تاکید بر اینکه شرط اول این است که افرادی چون کروبی و موسوی دست از تندروی‌ها و ساختارشکنی‌ها بردارند، گفت که "آنها نه تنها تلاشی در این جهات نکرده‌اند بلکه تندروی‌ها و ساختارشکنی‌ها را ادامه داند و در مقابل رفتارهای تندروانه و ساختارشکنانه دیگران سکوت کردند."

برخی مواضع هاشمی مورد نقد است اما تلاش هایش برای ایجاد وحدت افتخارآمیز است!

به موازات اوج گرفتن عملکرد فتنه گران در 13 آبان و 16 آذر 88، سرانجام 26 آذر ماه و در حالی که بیش از 40 روز از وقایع 13 آبان و 10 روز از اتفاقات  16 آذر و افتضاحات سران فتنه می گذشت، باهنر ضمن مرزبندی با موسوی و کروبی و محکومیت جریان فتنه، این بار از آقای هاشمی رفسنجانی اینگونه دفاع کرد: "بالاخره مواضع آقای هاشمی در طول این پنج  یا شش سال گذشته به خصوص از اول دوره دولت نهم زیر و بم‌های زیادی داشته است و بعضی جاها کاملا قابل نقد است و خیلی جاها هم که تلاش‌هایی برای ایجاد وحدت داشته‌اند، قابل تمجید و افتخارآمیز است!"

آقای باهنر! چرا یکی به نعل و یکی به میخ می زنید؟

12 دی ماه 88 خبرگزاری ایلنا به نقل از  محمدرضا باهنر خبر جنجالی را منتشر ساخت. باهنر در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین گفت: "ما دیدارهایی با آقای هاشمی داشتیم و نامه‌هایی به ایشان نوشتیم، ما این تحلیل را که آقای هاشمی باید محاکمه شود، قبول نداریم البته به برخی مواضع ایشان نقد جدی داریم. باید مواضع افراطی را کنار بگذاریم باید به سمتی برویم که هزینه‌هایی را که به نظام تحمیل می‌شود، به حداقل برسانیم."

باهنر در مورد این پرسش که آیا زمان محاکمه موسوی نرسیده است، گفت: «ضرورت ندارد که فکر کنیم نظام به دنبال فشارهای ماست تا بخواهد این مساله را حل کند. نظام جمهوری اسلامی آن‌قدر تسلط بر اوضاع دارد که بخواهد خود تشخیص دهد آیا زمان محاکمه آقای موسوی رسیده است یا خیر. اگر زمانی دیدند که این به نفع نظام است حتما این کار را انجام خواهند داد ولی اینکه ما بخواهیم شعار اعدام باید گردد را سر دهیم ضرورتی ندارد.»

در ادامه این نشست یکی از اعضا خطاب به باهنر گفت که "چرا در اظهار نظرهایتان یکی به نعل و یکی به میخ می زنید؟"

خاتمی با موسوی و کروبی فرق دارد و نباید علیه او شعار داد!

اما روند مواضع دوپهلوی محمد رضا باهنر حتی تا آخرین روزهای سال 89 نیز ادامه داشت، تا آنجا که وی در هفته آخر اسفندماه، در گفتگو با هفته نامه مثلث ابراز داشت: "اینکه ما بگوییم کار خاتمی مثل کروبی و موسوی تمام شده است درست نیست. تا این نقطه ای که امروز در آن قرار داریم بنده اعتقادی به این ندارم که ما به عنوان سر فتنه علیه خاتمی شعار بدهیم. اما رفتار خاتمی بایستی خیلی شفاف تر و روشن تر باشد و آنجایی که مرز رفتار ضدانقلابی و جریان سبز و کروبی روشن می شود، خاتمی باید موضع بگیرد، یعنی خاتمی اگر فکر کند که می تواند همینطور در سکوت به کار خود ادامه دهد، این قابل قبول نیست ... ایشان صد درصد از جریان سبز حمایت می کند اما من این تحلیل را ندارم ایشان بسیار محافظه کارانه برخورد می کند."

و این اظهارات در حالی بود که خاتمی به عنوان یکی از سران فتنه 88 نه تنها هیچ گاه حاضر به اعلام برائت از جریان موسوم به سبز نشده بود بلکه در عمل با رفتارهای خود؛ یکی از پشتوانه های معنوی فتنه گران محسوب می شد تا آنجا که علاوه بر راهپیمایی روز قدس و 22 بهمن 88 که مورد اعتراضات جدیمردم تهران قرار گرفته بود، در راهپیمایی 9 دی نیز یکی از شعارهای جمعیت میلیونی مردم علیه خاتمی بود.


هشدار آیت‌الله مصباح ضمن ترسیم شاخص های مکتب امام و اصولگرایی
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، اصولگرایی ، امام زمان (عج)
جریان بهائیت هم با ادعای دروغ ارتباط با امام زمان(عج) شروع شد

گروه استان‌ها – خراسان رضوی: "جریان بهائیت با ادعای دروغین ارتباط با امام زمان (عج) شروع شد، ما باید این انحراف را جدی بگیریم، باید عمیق‌تر برخورد کنیم."

عبارت فوق جدیدترین هشدار آیت الله مصباح یزدی نسبت به جریانی نفوذی بود که با قبضه کانون های قدرت و ثروت درصدد القای افکار انحرافی خود به جامعه اسلامی است.

رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) که از هر فرصتی برای تبیین مواضع این جریان استفاده می کند اینبار در مشهد مقدس و در جمع اعضای دفتر پژوهش‌های فرهنگی در سخنان مهمی ضمن ترسیم شاخص های اصولگرای راستین و بیان  ویژگی های مکتب امام (ره) به زوایای جدیدی از انحراف جریان نفوذی در کشور پرداخت.

عقلانیت، معنویت و عدالت سه شاخص عمده مکتب امام(ره)

این استاد برجسته حوزه علمیه قم «عقلانیت»، «معنویت» و «عدالت» را سه شاخص عمده مکتب امام (ره) برشمرده و در توضیح مفهوم عقلانیت و سوء استفاده‌هایی که ممکن است از این تعبیر شود، بیان داشت: ابتدا باید ببینیم در ادبیات فلسفی و سیاسی، عقلانیت به چند صورت به کار می‌رود و منظور ما از عقلانیت چیست.

وی در ادامه اظهار داشت: عقلانیت در اصطلاح فیلسوفان قدیم به معنای پیروی از عقل، معرفی می‌شد که جنبه سلبی آن نفی اصالت حس بود، ولی در قرون وسطا، گرایش غالب که از کلیسا سرچشمه می‌گرفت، عقلانیت را در مقابل اصالت وحی قرار می‌داد و با نفی عقلانیت می‌گفت که ایمان بیاور، بعد بشناس.

وی ادامه داد: در مقابل این گرایش در قرون بعد، فیلسوفانی وارد صحنه شدند که قائل به اصالت عقل بودند، و در نتیجه زمینه‌ای برای مبارزه با کاتولیسیسم شکل گرفت و تحولاتی در علم و فلسفه ایجاد شد.

 آیت الله مصباح یزدی بیان داشت: مهمترین محور در این جریان، شعار «انسان محوری»، «اصالت انسان» یا «اومانیسم» بود و منافع انسان، محور اصلی و تعیین کننده معرفی شد و خواسته انسان، ملاک حق بود که نفی اصالت وحی را به دنبال داشت.

وی به مفهوم عقلانیت در عصر جدید نیز اشاره و یادآور شد: در عصر جدید که جامعه‌شناسان و مردم‌شناسانی مانند «آگوست کنت»، دوران حیات انسان را به دوره‌هایی چون «اساطیر»، «سحر و جادو و دین»، «فلسفه» و «علم» تقسیم کردند، عقلانیت معنای دیگری به خود گرفت و با تجربه حسی هم‌معنا شد.

وی افزود: در این دوران عقلانیت به اثبات مسائل با روش علمی تعریف شد و کاملا با اصطلاحی که مسائل را با دلیل عقلی ثابت می‌کرد، متفاوت جلوه کرد.

استاد حوزه علمیه قم در بیان تفاوت دو مفهوم از عقلانیت گفت: در عقلانیتی که مسایل را با دلیل عقلی ثابت می‌کرد، ملاک پیروی از عقل بود و بر اساس آن خدا اثبات می‌شد، ولی عقلانیت جدید با تکیه بر تجربه می‌گوید، عقل نمی‌تواند وجود خدا را اثبات کند زیرا عقل تجربه‌ای درباره خدا ندارد.

عضو خبرگان رهبری سپس به معنای عقلانیت در قرآن اشاره و تصریح کرد: قرآن واژه عقل را در جایی به کار می‌برد که تجربه حسی در آن راه ندارد؛ خداوند در ابتدای سوره بقره می‌فرماید، قرآن برای کسانی نازل شده که ایمان به غیب دارند، و همان طور که می‌دانید غیب را نمی‌توان با حس تجربه کرد، بلکه شناختن غیب با عقل است.

وی یادآور شد: این عقلانیت به معنای اعتقاد به وجود عقل و ارزش ادراکات عقلی است و بر اساس آن‌ها مبانی دینی و ارزشی اثبات می‌‌شود، و شامل مطالب عقلی محض می‌شود که اصلا حس در آن راه ندارد و نیز شامل مطالبی که از راه وحی به دست می‌آید می‌شود؛ چون پشتوانه عقلانی دارند؛ و همچنین شهودهای عرفانی را تا آنجا که با ادله عقلی قابل تأیید و تبیین باشد شامل می‌شود.

عقلانیتی که شاخص مکتب امام (ره) است

عضو مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: عقلانیت که شاخص مکتب امام (ره) است به معنای استناد به ادله معتبر عقل و ادراکات عقلی است که اعتبار معرفت حسی هم به آن وابسته است؛ و عنصر منفی و سلبی که در این واژه لحاظ شده، نفی خرافات و افکار انحرافی است که عقل سلیم انسان آن را معتبر نمی‌داند.

آیت‌الله مصباح یزدی در ادامه به تبیین شاخص معنویت پرداخت و خاطر نشان کرد: برای معنویت نیز معانی مختلفی بیان شده است، که متأسفانه در عصر ما مورد سوء‌استفاده قرار گرفته است، منظور از معنویت در مکتب امام (ره) این است که به مادیات دلبستگی پیدا نکنیم و در مقابل لذت‌های مادی و حیوانی خود را نبازیم.

وی همچنین به ریشه‌های این اصطلاح اشاره کرد و افزود: اصطلاح قدیمی فلاسفه از معنویت، «اصالت معنا» و «ایدئالیسم» بود، به این معنا که اصولا ادراکات حسی هیچ ارزشی ندارند و آنچه حس می‌کنیم، مبتنی بر واقعیاتی ورای ادراک حسی است، که این یک نوع تفریط‌گرایی در معرفت‌های حسی به شمار می‌رود.

رییس موسسه امام خمینی (ره)  یادآور شد: معقول‌ترین گرایش معنوی در میان فلاسفه گذشته در مکتب افلاطون دیده می‌شود و افرادی که مکتب اشراقی دارند، کم و بیش به همان معنا معتقدند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اصطلاح دیگر معنویت ادامه داد: انسان‌ها از قدیم، به چیزهایی غیر از امور مادی معتقد بوده‌اند که با حواس مادی قابل تشخیص و تبیین نبوده و ویژگی‌های مادی مانند سه بعدی بودن، وزن داشتن، یا اختصاص دادن مکانی به خود را ندارد و با این حال واقعیت دارند.

وی اظهار داشت: روان‌شناسان در تجربیات علمی خود در تعامل با بیماران روانی، کم‌کم دریافتند که انسان نمی‌تواند بدون اعتقاد به امور غیرمادی پاسخ گوی سؤالات خود باشد، از این رو در عصر اخیر گرایش «پراگماتیستی» به این سمت حرکت کرد که هر امری اعم از مادی و غیر مادی در عمل برای زندگی مفید است، حقیقت دارد، و از این‌رو باید به امور معنوی و ارزش‌های فراتر از حقایق مادی معتقد باشم تا سلامت زندگی را تأمین کنیم؛ و در نتیجه بدون اعتنا به وجود خدا، به این معنا قائل به معنویت شدند.

وی خاطر نشان کرد: بالاخره در این گرایش عام، اعتقاد به تأثیر اموری که حسی نیستند و به یک معنا ماورایی هستند، اعم از بت، روح، عقول و هر امر غیر مادی دیگر، یک نوع معنویت است.

وی همچنین گرایشی که امروزه در دنیا رواج پیدا کرده را مورد توجه قرار داد و گفت: بعد از آفات و نابسامانی‌های جنگ جهانی دوم، برخی دانشمندان منشأ پیدایش جنگ را اختلاف مذهبی معرفی کردند و کوشیدند ایدئولوژی جدیدی مطرح کنند که منشأ جنگ را از بین ببرد.

آیت الله مصباح  افزود: برای برون رفت از این مشکل، پیشنهاد ایجاد دین جهانی را دادند که بی‌نتیجه ماند، ولی راه دیگری را فیلسوفان پیشنهاد کردند مبنی بر این‌که همه ادیان صحیح است و این امر منشأ پیدایش «پلورالیسم دینی» شد و بر روی آن تبلیغات فراوانی شد.

سوژه های نتبلیغات پلورالیستی

نماینده مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: عباراتی مانند: «هیچ دلیلی نداریم که شیعه برتر است»، یا «معلوم نیست اسلام برتر از بت پرستی باشد»، «هر که معنویت دارد ارزش دارد»، « ادیان در ظاهر مختلف‌اند ولی در جوهر شبیه یکدیگر هستند»، و ترویج مفاهیمی از قبیل عشق و صلح مطلق، سوژه تبلیغات پلورالیستی است.

آیت الله مصباح یزدی تأکید کرد: تکیه مکتب امام (ره) در شاخص معنویت روی این است که باید دنبال حقیقت باشیم و ببینم مصلحت دین چیست، که مفهوم سلبی آن این است که در مادیات غرق نشویم، ماده‌پرست نشویم، تمام دل را به پدیده‌های مادی نسپاریم، و عشق به شهوات زندگی را پر نکند.

وی یادآور شد:‌ با این اوصاف، معنویتی که حتی شامل بت‌پرستی هم می‌شود، از دایره معنویتی که امام (ره) ترویج می‌کرد بیرون می‌رود، چه رسد به این‌که کسانی بگویند دوران اسلام‌گرایی گذشته و امروز بشر به جایی رسیده که بدون استفاده از پروسه دین به حقیقت می‌رسد! استفاده از الفاظ متشابه به عنوان ابزار فریب توسط دشمنان استفاده می‌شود.

اهمیت توجه به کدهای شیطان

استاد حوزه علمیه قم توجه به کد‌های شیطانی را مهم برشمرد و گفت:‌ کدهایی مانند این‌که باید از ظواهر دین عبور کرد، یا دوران رسیدن به معنویت از راه دین گذشته و بدون دخالت دین هم می‌شود به حقیقت رسید، مواردی است که بیشتر باید مورد توجه قرار بگیرد و فریب این جملات به ظاهر دلنشین را نخوریم.

وی تصریح کرد: از جمله آفاتی که باید خود را در برابر آن حفظ کنیم دام اشتراک لفظی و فریب الفاظ را خوردن است.

آیت الله مصباح یزدی تأکید کرد: برگشت به دورانی که «آگوست کنت» دین و سحر و جادو را خویشاوند می‌خواند، ارتجاع و عقب‌گرد است نه تکامل و پیشرفت!

مبدا پیدایش بهائیت

وی یادآور شد:‌ مبدأ پیدایش بهائیت که امروز در دنیا به عنوان اسلام نوین معرفی می‌شود و با سوء استفاده از مزایای اسلام گسترش پیدا کرده، از یک طلبه ساده، فقیر و منحرف بود که با تحریک یک جاسوس، ایجاد شد.

عضو خبرگان رهبری خاطر نشان کرد: جریان بهائیت با همین ادعای دروغین ارتباط با امام زمان(عج) شروع شد، و ما باید این انحراف را جدی بگیریم، باید عمیق‌تر برخورد کنیم، چشم بسته حرف کسی را قبول نکنیم، هرچند او کمک‌های مالی و خدماتی انجام داده و جوایزی هم بدهد.


سه تن از فعالان سیاسی اصولگرا در گفت‌وگو با رجانیوز:
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی
ساکتین‌فتنه حق تصمیم‌گیری برای اصولگرایان را ندارند/ نقش مؤثر جبهه پایداری در شکل‌گیری وحدت
گروه سیاسی- مهدی خانعلی‌زاده: جبهه پایداری نیروهای انقلاب اسلامی قرار است روز پنج‌شنبه هفته جاری با برگزاری همایش و صدور بیانیه رسمی اعلام موجودیت کند. این جبهه قرار است یک تشکیلات غیر حزبی ولایی تحت نظارت فقیهان باشد و ظرفیت‌های پراکنده نیروهای انقلاب را زیر یک پرچم جمع کند.

به گزارش رجانیوز، جبهه پایداری چارچوب گفتمانی خود را تبعیت از ولایت فقیه و مرزبندی با جریان‌های فتنه، انحرافی و متعلقین به آن‌ها اعلام کرده و در این چارچوب افرادی از اصولگرایان که به این چارچوب‌ها معتقد هستند، از تشکیل این جبهه استقبال کرده و در مقابل برخی که احساس می‌کنند افزایش ظرفیت‌های قوی ولایی موجب به چشم آمدن نقاط ضعف و سکوت آنان در مقابله با فتنه و انحراف می‌شود، درصدد متهم کردن این جبهه به مواردی مانند "ضد وحدت" بودن و "سهم‌خواهی" هستند.

اما آنچه که در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد، روشن کردن چارچوب‌های وحدت و شاخص‌های اصولگرایی است، به‌طوری که پس از فتنه 88 و ماجراهای جریان انحرافی کسانی حق دارند خود را اصولگرا بدانند و اجازه حضور در مراکز تصمیم‌گیر برای اصولگرایان را دارند که تکلیف خود را با این موارد روشن کرده باشند و به‌ویژه در ماجرای فتنه که به تعبیر رهبر معظم انقلاب یک برنامه براندازی 20 ساله علیه نظام بود، جزو خواص مردود، ساکتین و یا همراهان فتنه نبوده باشند.

ساکتین در فتنه صلاحیت تصمیم‌گیری برای اصولگرایان را ندارند

محمدکاظم انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت یکی از افرادی است که ضمن تاکید بر حفظ چارچوب وحدت میان اصولگرایان، مرزبندی با فتنه‌گران و براندازان را شرط اساسی حضور در کمیته اصولگرایان می‌داند و می‌گوید: «اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم یک تجربه مناسب در زمینه اتحاد داشتند که موجب شد حدود 220 نماینده اصولگرا وارد مجلس شوند.

در این دوره هم تصمیم بر این است که همه افراد زیر چتر جامعتین قرار بگیرند تا سازوکار وحدت شکل بگیرد. بیانیه چندی پیش جامعتین هم درباره منشور اصولگرایی بود که خط قرمزها را مشخص کرد تا انشاءالله در انتخابات با یک لیست واحد وارد شویم.»

حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه نیز در این زمینه معتقد است "اگرچه چارچوب کمیته وحدت مورد وفاق همه اصولگرایان است اما این مساله زمانی محقق می‌شود که افراد بی‌صلاحیت و ساکتین در جریان فتنه از حضور در هسته تصمیم‌گیر برای اصولگرایان منع شوند."

وی می‌گوید: «چارچوبی که برای وحدت درنظر گرفته شده، همان منشور اصولگرایی جامعتین است که بر اساس آن، امکان وحدت با هر جریانی ممکن نیست؛ بلکه افراد و گروه‌های سیاسی باید در چارچوب التزام عملی به ولایت فقیه، همراهی با انقلاب اسلامی، ساده‌زیستی، عدالت محوری و مبارزه بافساد، و مرزبندی شفاف با فتنه‌گران باشند تا بتوان با آنان بر سر یک میز نشست.»

این فعال سیاسی ادامه می‌دهد "کسانی که در فتنه سکوت کردند، قطعا در چارچوب اصولگرایی نیستند؛ چرا که در برابر دستور صریح رهبر انقلاب مبنی بر حضور در صحنه و شفاف‌سازی فضا، ایستادگی کردند و این خواسته ایشان را برآورده نکردند."

ترقی می‌افزاید: «من معتقدم جریان فتنه یک جریان برانداز بسیار خطرناک بود، درحالی که جریان نفوذی در دولت تنها مروج برخی عقاید و تفکرات انحرافی است که طرفداری هم ندارد؛ بنابراین باید همه اصولگرایان به طور شفاف، موضع خود را با براندازان و مخالفان ایران مشخص کنند.»

مجتبی شاکری عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران هم از دیگر افرادی است که معتقد است "یکی از حداقل‌های حضور افراد و گروه‌ها در کمیته اصولگرایان، مرزبندی دقیق با فتنه‌گران است؛ یعنی ساکتین در جریان فتنه و همراه کنندگان آنها جایگاهی در این جمع نخواهند داشت."

همه جریان‌ها و افراد صاحب جریان اصولگرا در کمیته باید نماینده داشته باشند

اما برخی مباحث در مورد اختصاص نماینده ویژه به آقایان لاریجانی و قالیباف سوای نمایندگان اضلاع اصولگرایی در کمیته اصولگرایان نیز واکنش‌های متفاوتی در پی داشته است.

انبارلویی در این زمینه تأکید می‌کند که چنین چیزی نیست و مطالبی از این دست صحت ندارد. قرار است تا همه احزاب و گروه‌های اصولگرا و همچنین افراد صاحب جریان اصولگرا نماینده‌ای برای شرکت در جلسات کمیته داشته باشند؛ البته این فعلا در حد دیده شدن ظرفیت‌های اصولگرایی است و هنوز کسی نماینده‌ای معرفی نکرده است. اینکه برخی رسانه‌ها هم مطالبی را در مورد نماینده آقای قالیباف و لاریجانی بیان کرده‌اند، حرف درستی نیست و فعلا تصمیمی در این باره گرفته نشده است؛ چرا که آقای احمدی‌نژاد هم مثل این افراد، ظرفیت ارائه نماینده را دارد.

ترقی هم درباره حضور نمایندگانی از سوی برخی افراد حقیقی در این جمع می‌گوید: «به طور روشن ما دو نوع جریان و تشکل سیاسی داریم. یکی آنهایی هستند که به صورت رسمی و حزبی کار تشکیلاتی می‌کنند و یکی هم شخصیت‌هایی هستند که بر اساس شبکه اجتماعی در جامعه، طرفدارانی دارند و یک سازمان رای مشخص تشکیل داده‌اند که شبیه احزاب و گروه‌ها به شمار می‌آیند و می‌توانند در کمیته حضور داشته باشند.»

اما شاکری در مورد اضافه شدن برخی گروه‌های دیگر به کمیته اصولگرایان می‌گوید: «شخص رئیس‌جمهور هم یکی از ظرفیت‌های اصولگرایی محسوب می‌شود؛ همانطور که همکاران و همراهان سابق او، اکنون جبهه پایداری را تشکیل داده‌اند و در اقدامی بسیار مناسب درحال رایزنی با آیت‌الله مهدوی کنی و یزدی هستند و حتما نمایندگان خود برای حضور در کمیته را نیز معرفی می‌کنند.»

قطعا جبهه پایداری نقش مؤثری در شکل‌گیری وحدت خواهد داشت

در عین حال، انبارلویی و ترقی به اظهارات روز گذشته علی مطهری نیز که به نظر می‌رسد به نمایندگی از خواص مردود در جریان فتنه علیه جبهه پایداری بیان شده بود، واکنش نشان دادند.

انبارلویی صحبت‌های اخیر مطهری علیه جبهه پایداری نیروهای انقلاب اسلامی را یک نظر شخصی می‌داند که محلی از اعراب ندارد و می‌گوید: «اینکه آقای مطهری مطلبی را در مورد جبهه پایداری بیان کرده، نظر خودش است و ربطی به جریان اصولگرایی و کمیته وحدت ندارد.

ظرفیت‌های اصولگرایی بسیار زیاد است و ما تلاش داریم از همه این ظرفیت‌ها استفاده کنیم. ذکر این نکته هم مهم است که خط قرمز اصولگرایان، جریان موسوم به دوم خردادی است و مهم نیست آقای مطهری درباره اینکه دوست دارد در لیست آنها هم باشد، چه گفته است.»

واکنش ترقی هم به اظهارات مطهری جالب است. او تأکید می‌کند که "شخص رئیس‌جمهور هم یکی از افراد تاثیرگذار در جبهه اصولگرایی است. اینکه آقای مطهری بعضی صحبت‌ها را درباره ایشان و یا جبهه پایداری بیان می‌کنند، نظر شخصی خودشان است.

از نظر اصولگرایان، جبهه پایداری کاملا درون مبانی و اصول انقلاب اسلامی است و بر اساس چارچوب کمیته وحدت اصولگرایان فعالیت می‌کند. نظر جامعتین و افراد حاضر در کمیته نیز بسیار مثبت است و قطعا جبهه پایداری نقش مؤثری در شکل‌گیری وحدت خواهد داشت."

به اسم اصلاح‌طلبی، آنارشیسم را ترویج می‌کنند

اما یکی از مسائلی که در هفته‌های اخیر مورد بحث قرار گرفته، رویکرد جدید و تغییر مواضع جریان فتنه البته به صورتی متناقض است؛ رویکردی که تلاش دارد تا با به فراموش سپردن قضایای دو سال اخیر زمینه را برای حضور مجدد خود در قدرت فراهم کند.

مطرح کردن چند باره این مساله که "ما برای حضور در انتخابات شرط داریم"، محور اصلی این رویکرد فتنه‌گران است. این اقدامات و مواضع متناقض که روزی از شرکت بدون شرط در انتخابات سخن می‌گویند و فردا از ایستادگی کامل در برابر نظام سخن می‌گویند.

ترقی در این زمینه می‌گوید: «تنها شرطی که برای حضور افراد و گروه‌های مختلف در انتخابات قابل قبول است، قانون است. قانون نحوه حضور و فعالیت افراد و جناح‌های سیاسی در کشور را مشخص کرده و کسی اگر از شرط دیگری حرف می‌زند، قابل اعتنا نیست.

اصلاح‌طلبان اساسا رقیب ما هستند و اینکه افرادی مانند آقای مطهری گفته که تمایل دارد تا در لیست انتخاباتی دوم خردادی‌ها هم حضور داشته باشد، به نظر من حرف درستی نیست؛ چرا که اول باید مطمئن شوند که در لیست اصولگرایان هستند، بعد در مورد حضورشان در لیست‌های دیگر هم سخن بگویند. چون مطمئن نیستم که ایشان جایی در لیست اصولگرایان داشته باشند اما این را مطمئنم که ملاک‌های اصلی کمیته وحدت قطعا اجازه حضور افراد در دو جناح را نمی‌دهد.»

از سوی دیگر، شاکری معتقد است که حتی اصلاح‌طلبانی که در بعضی موارد و در برخی برهه‌های خاص نظیر حوادث روز عاشورای سال 88 اقدام به مرزبندی با فتنه‌گران هم کرده‌اند، قابل اعتماد نیستند: «جریان فتنه و دوم خرداد اساسا در یک توهم به سر می‌برد؛ در صورتی که مردم تکلیف‌شان را با آنها مشخص کرده‌اند. آن‌ها بزرگ‌ترین ظلم و خیانت را به انقلاب و امام(ره) کردند و بر همین اساس، دیگر جایی در میان نیروهای درون نظام ندارند.

البته بعضی از افراد این طیف ادعا می‌کنند که با فتنه‌گران و براندازان تفاوت دیدگاه دارند ولی این حرف خیلی هم جدی نیست و ما نشانه‌ای از این جدایی دیدگاه ندیدیم. این حرف‌های اخیر در مورد ارائه لیست انتخاباتی و پیش شرط برای حضور در انتخابات هم فقط یک تاکتیک تبلیغاتی است.»

انبارلویی هم اصلاح‌طلبان را افرادی می‌خواند که تنها به دنبال آشوبگری و هرج و مرج طلبی هستند و طرح کردن مسائلی نظیر "زیر سوال بردن ارکان انتخابات" نیز بهانه‌ای برای توجیه عدم اقبال مردم به آنان است: «اصلاح‌طلبانی که سابقه ارتکاب جرم سیاسی و یا غیرسیاسی دارند و طبق قانون نمی‌توانند در انتخابات شرکت کنند، خنده‌دار است که بخواهند برای حضور در عرصه سیاسی کشور شرط هم بگذارند! همین افراد بودند که فتنه 88 را راه انداختند و آن آشوب وبلوا را در کشور هدایت کردند.

اساسا این جریان یک شگرد تبلیغاتی دارد که از آغاز، همه ارکان انتخابت را زیرسوال می‌برد. اگر پیروز شود، می‎گوید که با وجود همه تخلفات و تقلب‌ها، ما پیروز شدیم. اگر هم شکست بخورد، می‌گوید که انتخابات سالم نبود و از این گونه اظهارات. به طور کلی اصلاح‌طلبان آداب و اخلاق سیاسی انتخابات را رعایت نمی‌کنند و یک آنارشیست کامل در این عرصه هستند.»


دکتر غلامحسین الهام در گفت‌وگویی اهداف جریان پایداری را تبیین کرد
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، اسفندیار رحیم مشائی
کسانی که موضع شفافی در قبال فتنه نداشتند اصولگرا نیستند/ وحدت حول اصول نه منافع سیاسی و حزبی/ مشایی منشأ تفرق

جبهه پایداری نیروهای انقلاب اسلامی روز پنج‌شنبه اعلام موجودیت خواهد کرد. دکتر غلامحسین الهام نیز از اعضای این جبهه است که نقش مؤثری در شکل‌گیری آن داشته و به لحاظ سوابق سیاسی، انقلابی و تخصصی متعددی که از بعد از انقلاب داشته، یک وزنه به‌شمار می‌آید.

در دولت نهم رئیس دفتر رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت بود و از اواخر سال 86 به وزارت دادگستری رفت. با این حال، در دولت دهم به‌دنبال کنار زده شدن تعدادی از نیروهای انقلابی، وی نیز کنار گذاشته شد و اکنون تنها به‌عنوان مشاور حقوقی رئیس‌جمهور در دولت نقش دارد و عمده وقت و فعالیتش بر فعالیت‌های حقوقی دانشگاهی و پژوهشی شورای نگهبان متمرکز بوده است.

اعضای جبهه پایداری با توجه به متانت و تسلط او در ارائه مباحث گفتمانی به او پیشنهاد داده‌اند که سخنگوی این جریان که قرار است طیف وسیعی از نیروهای حزب‌اللهی بدون حزب و دسته را پوشش دهد، بپذیرد اما وی این پیشنهاد را نپذیرفته است.

در عین حال، طی روزهای گذشته فضاسازی منفی علیه برخی از جریان‌‎ها و افرادی که اعلام موجودیت این جبهه را مساوی با زیر سؤال رفتن خود می‌پندارند، آغاز شده و شبهاتی مطرح کرده‌اند که الهام در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران به برخی از آن‌ها پاسخ داده است.

* آقای دکتر، این روزها تعداد سخنرانی ها و موضع گیری های سیاسی شما بیشتر شده به‌خصوص اینکه در شهرستان ها نیز جلساتی داشتند، آیا افزایش تعداد سخنرانی های شما علت خاصی دارد؟

نه علت خاصی ندارد؛ یک قرارهایی با دوستان شهرستانی داشتیم که به تاخیر افتاده بود لذا با توجه به دعوت دوستان که تصادفا با هم جمع شده جلسات مان زیاد شده است.

*شما به عنوان یکی از اعضای اصلی جبهه پایداری بفرمایید به چه علت این جبهه تشکیل شد و آیا فضای غالب آن وزرای سابق دولت احمدی نژاد هستند و یا ممکن است افراد دیگری از جبهه وزاری فعلی دولت نیز، به آن اضافه شوند؟

جبهه پایداری یک جریان فکری است که از 3 تیر 84 شکل گرفت و ظهور پیدا کرد. لذا این جبهه یک تشکیلات جدید نیست. جبهه پایداری یک گفتمانی است که تفکرش برگرفته از مکتب امام است و عدالت در مدیریت کشور نیز یکی از شاخص های اصلی آن است که افراد با چنین نگرشی را در دایره خود جای می دهد و من نیز خود را در این جریان فکری می بینم. شاخص های اصلی و دلایل شکل گیری این جبهه همان دلایل پیدایش سوم تیر 84 است، یعنی عدالت خواهی، مبارزه با فساد، فقر، اشرافیت و ایستادگی در برابر استکبار و ظلم.

هنوز نیز تفکر سوم تیر، تفکر غالب در کشور است و تصور من این است اکثریت جامعه نیز چنین نگرش و مطالبه ای را از حکومت دارند که این موارد از جمله برجستگی های موجود در جبهه پایداری است.

جبهه پایداری تاکیدی است بر وجود یک چنین جریان موثر کارآمد در کشور که بعضی ها می خواهند این جریان را متوقف و یا آن را استحاله کنند اما باید بدانند که این جریان برگشت پذیر و توقف پذیر نیست و انحراف را هم برنمی تابد و با شتاب در مسیر خود حرکت خواهد کرد.

* با توجه به اینکه این گفتمان تازه اعلام موجودیت کرده چه چشم انداز و اهدافی را در دستور کارش دارد، اعضایش را هم نام ببرید؟

این اعلام موجودیت نیست بلکه تبیین هویت است چرا که جبهه پایداری یک مکتب فکری است و اعضای آن شامل افرادی است که زمانی در سطوح مختلف و عرصه های متعدد دینی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مطبوعاتی و تبلیغی و حوزه های دیگر برای نهادینه کردن این تفکر تلاش کردند. همه این افراد حاملان گفتمان 3 تیر هستند و به هیچ کسی تعلق ندارند. شاخص این جریان ولایت است که تلاش آن در جهت تحقق مطالبات و منویات رهبری است که مبتنی بر مکتب امام می باشد.

* آیا جبهه پایداری یک شورای مرکزی برای کاراهای اجرایی اش پیش بینی کرده است؟ جبهه پایداری کارکرد و اهداف حزبی ندارد. اعلام موجودیت جبهه پایدرای در آستانه انتخابات شائبه اهداف انتخاباتی این حزب را در اذهان عمومی به وجود آورده است، آیا در این زمینه جبهه فعالیتی خواهد داشت؟

بله. راهبرد انتخاباتی دارد؛ جبهه پایداری از گفتمان امام و انقلاب اسلامی هویت یافته و حامل این تفکر است؛ این جبهه و حاملان آن در سال 88 در برابر جریان فتنه ایستادگی کرد و پس از آن نیز مخالفت های خود را با انحراف هایی که در گفتمان 3 تیر ایجاد شد اعلام کرد و تمایز خود را از نظر مبانی معرفتی با انحرافاتی که در گفتمان سوم تیر ایجاد شد، صریحا مشخص کرده است.

عملکرد این جریان فکری در برابر جریاناتی که در قالب سازندگی و اصلاحات در مسیر منحرف از ارزش های امام و انقلاب بودند، در مواضع افرادی که در این جبهه هستند نیز کاملا آشکار بوده است.

حول اصول وحدت می‌کنیم نه حول منافع سیاسی و حزبی

* برخی افراد فعالیت جبهه پایداری را به نوعی وحدت شکنی در میان اصولگرایان تلقی می کنند، نحوه مواجهه این جریان با موضوع وحدت اصولگرایان که تاکید زیادی بر آن نیز هست چگونه خواهد بود؟

وحدت در کشور تنها حول مکتب امام صورت خواهد گرفت، دیدگاه ها و مبانی ما همان مبانی انقلاب است که بارها رهبر انقلاب آن را تبیین کرده است. وحدت در عمل یعنی تبعیت از رهبری. این نظام و ولایت و رهبری واحدی دارد و بجز این چارچوب دیگری برای وحدت قابل تصور نیست و جبهه پایداری اساسا پرچم دار این تفکر است و ولایت را اساس وحدت می داند، بنابراین ما پرچم دار وحدت هستیم؛ وحدت حول اصول است و نه منافع سیاسی و حزبی.

من نمی دانم که با چه استدلالی گفته می شود که ما وحدت شکن هستیم این جریان گفتمان غالب جامعه است و بروز رفتاری اش بر حمایت از حرکت سوم تیر 84 و موج عدالت خواهی که در آن زمان به وجود آمده بوده چرا که به علت فاصله رفتاری برخی از مسئولین از گفتمان امام و انقلاب این تلقی را در جامعه به وجود آورده بود که دیگر حکومت دینی کارآمدی ندارد و حرکت سوم تیر یاس مردم را به امید تبدیل و کارآمدی حکومت دینی یعنی نظام ولایت فقیه و عدالت اسلامی را اثبات کرد.

جبهه پایداری نوید بخش حفظ گفتمان حکومت دینی کارآمد است و وحدت آن با کسانی که موضع شفافی در برابر فتنه88 نگرفته اند و با توجه به روشن بودن حق و باطل از منافع خویش دست نکشیده و حق را کتمان کرده اند اتصال پذیر نخواهد بود چنانچه وحدت با آنان نفی مردم و انقلاب و رهبری است.

* نوع ارتباط جبهه پایداری با کمیته 7+8 هنوز چندان شفاف نشده است، آیا تعامل و رایزنی برای پیوستن نمایندگان این جبهه به هیئت وحدت اصولگرایان صورت گرفته است؟

کمیته 7+8 یک مسئله فرعی و مربوط به شیوه اجرایی در انتخابات است و بیانگر وحدت اصولگرایان نیست که در گفتمان امام اصالت دارد، این است که هرکس در مسئولیت های سیاسی و اجتماعی خود مسیر را گم نکند.

همچنین، از آن مسیر حمایت شود یعنی حفظ اسلام ناب و انقلاب، لذا اگر فرمول انتخاباتی در این چارچوب باشد کاملا موفق می شود و اگر در این چارچوب نباشد ناکام خواهد بود.

بحث وحدت تنها با تبعیت از رهبری در چارچوب اصول امکان پذیر خواهد بود و به اعتقاد ما وجود دارد، اگر مشکل، تردید و شبهه ای وجود داشته باشد با اصالت دادن به اصول و صرف‌نظر از فروع و منافع، رفع خواهد شد اتصال و با ایشان می شود وحدت را حفظ کرد، لذا کسانی که از رهبری در ماجرای فتنه 88 تبعیت نکرده اند و موضع درست و شفافی نسبت به این جریان نگرفتند، ما آنان را نمی توانیم اصولگرا بدانیم.

جریان فتنه هزینه سنگینی را بر کشور تحمیل کرد که عوارض ناشی از آ‌ن هنوز در جامعه آشکار است و برخی ترورها و حوادثی که اخیرا در جامعه اتفاق می افتد ریشه اش در فتنه 88 است، چرا که فضای کشور را به نقطه ای رساندند که دشمن را برای مقابله با نظام اسلامی دلگرم و تحریک کرد.

جبهه پایداری تبلور ملت است و مواضع و دیدگاه های کاملا روشن و آشکاری دارد، بر مبانی عقیدتی و معرفتی اش حساسیت دارد و در مقابل انحراف از اصول انقلاب، پایداری کرده و همچون ملت در سیاست خارجی ضداستکبار است و عدالت و مبارزه با فساد را اولویت در امور مملکتی و اجرایی می داند.

جبهه پایداری بر اصول خود پایدار است؛ پایداری بر اصول لازمه وحدت است.

وحدت باید حول مکتب ایجاد شود نه حول قدرت

* جبهه پایداری بر اصول خود به قیمت هزینه ایجاد انشقاق و از بین رفتن وحدت اصولگرایان اصرار دارد و یا وحدت را بر اصول خود ترجیح می دهد؟

اسم این جبهه پایداری است، یعنی پایداری بر مکتب امام و اصول انقلاب و این تفکر را به هیچ چیز نخواهد فروخت.

وظیفه جبهه پایداری، جهاد برای تفکر ناب امام و انقلاب است و وحدت را در پایداری بر اصول و ارزش ها می داند وحدت باید حول مکتب ایجاد شود و نه حول قدرت، که این صورت این انحراف است.

* رابطه جبهه با علمای عظام چگونه است و چرا از میان فقهای موجود فقط با آیت الله یزدی، آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت ارتباط دارد؟

اسلام ناب منهای فقاهت میسر نیست و خاستگاه فقاهت، حوزه علمیه و روحانیت متفکر و اصیل و منزه است. بنابراین هر حرکتی اگر بخواهد در مسیر خودش تداوم و سلامت فکری اسلامی داشته باشد، البته نیازمند اتصال به روحانیت اصیل و حاملان فقه اصیل و ناب محمدی است، چرا که هر تفکر اسلامی منهای روحانیت غالبا دچار انحراف و یا التقاط خواهد شد، از این رو جبهه نیز به این امر اعتقاد داشته و برای استفاده از ظرفیت علمی، اخلاقی و عملی فقهای اسلام این فقها وعلما را که این ویژگی ها در آنان شاخص و برجسته است و خود مشوق این جریان بوده اند را به نیابت از جامعه علما و روحانیون برگزیده است و این به معنای این نیست که با دیگر علما ارتباطی نداشته باشد.

* اشتراکات این جبهه با احمدی نژاد بیشتر است یا انتقاداتش؟ این جبهه موافق احمدی نژاد است و یا منتقد او؟

آقای احمدی نژاد یک هویت شخصی دارد و یک هویت حقوقی، که در هویت حقیقی‌‍اش مولود این مکتب و جریان فکری است، لذا مادامی که احمدی نژاد در این تفکر (گفتمان سوم تیر که عامل انتخاب او در جایگاه حقوقی اش بوده) پویا و فعال باشد و در مسیر حرکت کند هویتش باقی است و هرجا که از این تفکر فاصله بگیرد، دیگر آن احمدی نژاد (در هویت حقیقی اش) نخواهد بود.

این یک واقعیتی است که در همه مکتب های فکری حاکم است تا زمانی که هر شخصیت فکری  برجسته یک مکتب در مسیر اهداف جریانش قدم بردارد، هویت دارد، اما زمانی که تجدید نظر طلب شود و از ارزش های فکری اش فاصله بگیرد، بی هویت شده و در آن مکتب فکری ریزش به وجود خواهد آمد. اما احمدی نژاد در جایگاه حقوقی رئیس جمهور است و باید در این جایگاه مورد حمایت قرار گیرد. و او را در انجام وظایف خطیر ریاست جمهوری طبق قانون یاری کرد.

* پیش بینی شما در این خصوص چیست؟

ما امیدواریم آقای احمدی نژاد ارزش و نگرش مکتبی اش را حفاظت کند.

شاخص دانستن شخص احمدی نژاد، یک انحراف است

* بعضی از حامیان کنونی رییس جمهور، فقط احمدی نژاد را شاخص گفتمان 3 تیر می دانند، نظر شما چیست؟

این نوع تفکر، خودش انحراف است، چرا که ملاک های حق و باطل، افراد و چهره ها نیستند بلکه اعمال و کردار و تفکر است.

احمدی نژاد با تلاش و فداکاری به‌خاطر گفتمان عدالت روی کار آمد و از اینکه توانست این گفتمان را با اراده ملت حاکم کند، ارزش و اعتبار والایی را به نام خود ثبت کرد اما این گفتمان چارچوب مشخصی دارد که با تغییر افراد این ملاک ها و چارچوب ها عوض نمی شود و آن مکتب فکری پابرجاست.

احمدی نژاد تبلور اراده ملی است، علی‌رغم اینکه مشکلاتی در درون دولت دهم وجود دارد، هنوز شاخص های گفتمان 3 تیر در این دولت دیده می شود و باید مورد حمایت قرار بگیرد، اما این موضوع که یک عده به او اصالت بدهند و هر چه که او گفت را حق بدانند، ما این جایگاه را نیز برای او قائل نیستم.

* آیا نمایندگان جبهه پایداری در شورای اصولگرایان (کمیته 7+8) مشخص شده اند؟

برای اطمینان از اینکه فرآیند شورا به استمرار گفتمان امام بیانجامد، در حال مذاکره هستیم.

* آیا این افراد به عنوان نمایندگان احمدی نژاد شناخته شده اند یا ممکن است رییس جمهور جدا از این جبهه در این کمیته نماینده داشته باشد؟

تا به حال سیاست این بوده که دولت و یا نهادهای اجرایی در انتخابات مداخله سیاسی نداشته باشند، چرا که مجری انتخابات هستند. مقام معظم رهبری نیز دستگاه های اجرایی را از دخالت در انتخابات نهی کرده اند.

به هر حال، اگر تلقی نماینده دولت در این کمیته وجود داشته باشد به عنوان یک تفکر و گفتمان خواهد بود و نه جایگاه دولتی و هر کسی می تواند در این انتخابات حامل این گفتمان باشد. اما حضور دولت و دیگر نهادهای حکومتی به عنوان یک ضلعی از حرکت های سیاسی انتخابات مورد تایید جبهه پایداری نیست.

* با توجه به اینکه خیلی از وزرایی که از دولت رفتند، دیگر هیچ ارتباطی با آقای احمدی نژاد دارند، اما شما هنوز در کنار وی دیده می شوید و همچنان حکم مشاور حقوقی رئیس جمهور را دارید؟

دولت احمدی نژاد آسان و ارزان بدست نیامد چرا که مطالبات رهبری به ویژه در زمینه عدالت که 16 سال بعد از رحلت امام(ره) بر زمین مانده بود، این جریان سوم تیر پاسخی بود به این مطالبات، لذا این جریان که در یک پروسه زمانی و فرایند طولانی بدست آمده متکی به یک شخص نیست و مطالبه ریشه دار در اعماق جامعه است. مهم این است که کسی بتواند به این مطالبه پاسخ عملی و اجرایی بدهد.

چنانکه دولت نهم با اراده معجزه آسای ملت که این مطالبه را تحقق بخشید. بنابراین در جریان سوم تیر فرق ندارد که در چه جایگاهی وزیر، معاون و یا مشاور ایفای نقش کنی چرا که این دولت یک جهاد عقیدتی بود و همین که اشخاص بر تفکر و ارزش های شاخص حرکت سوم تیر پای بند و استوار باشند و خود را خادم ملت بدانند، جدای از دولت نیستند.

حرکت این جبهه رقابت سیاسی برای قدرت و اختلاف و انتقام نیست و این جبهه محدود به این افراد هم نیست.

در مورد خودم هم قبلا گفته بودم که نسبت من با رئیس جمهور، نسبت گفتمانی است، چه در دولت و چه بیرون از دولت حامی این گفتمان خواهم بود.

مشاوره در ایران یک عنوان سرکاری است

* کم شدن رابطه شما با دولت به‌خاطر هشدار خانم رجبی بود؟

نه؛ من از باب تاثیرگذاری عرض کردم، عنوان مشاور در سیستم اجرایی ما غالبا صوری است و به قول معروف عنوان سرکاری است و با واقعیت مشورت متفاوت است. در عین حال در مورد مسائل حقوقی گاهی طرف مشورت قرار میگیرم.

از موارد تعارض دولت با گفتمان سوم تیر قطعا انتقاد می‌کنیم

* شما مشاور حقوقی رییس جمهور هستید اما در بسیاری از مواقع جریان انحرافی را مورد انتقاد قرار می دهید، آیا آقای احمدی نژاد از شما ناراحت نمی شود؟

آقای احمدی نژاد من را می شناسد و توقع چنین چیزی را ندارد. اگر ما جایی دولت را در تعارض جدی با گفتمان سوم تیر ببینیم قطعا انتقاد خواهیم کرد و برسر مواضع و دیدگاه های مکتب فکری خود پابرجا خواهیم ماند.

آقای احمدی نژاد می داند که با اعضای دولتش چنین میثاقی داشته است که آنچه را حق می دانند بیان کنند. 

* گفتید که جبهه پایداری یک مکتب فکری است، حالا برای اینکه گفتمان خودش که گفتمان امام و انقلاب است را بخواهد در جامعه پیاده سازد، احتیاج به قدرت دارد، فکر می کنید چقدر این جبهه در رقابت های پیش رو وزن سیاسی خواهد داشت؟ چهره های رای آور این جبهه چه کسانی هستند؟

چهره های سیاسی که شانس رأی داشته باشند در این جبهه زیاد و فراوان است، چرا که جامعه را حامی این گفتمان می دانیم، بنابراین گفتمان جبهه پایداری گروه های زیادی از جامعه را در همه قشرها و سطوح به‌خصوص توده های مردم در بر می‌گیرد.

آمده ایم تا تنگ نظری‌های حزبی را بشکنیم

مانع این جریان تنگ نظری های حزبی است، اما ما آمدیم این قالب های محدود را بشکنیم تا فرصتی برای معرفی شخصیت هایی که حامل این گفتمان باشند، فراهم شود و آنان را مورد حمایت قرار دهیم، از هر حزب و گروهی باشند یا از هیچ حزب و گروهی نباشند.

بنابراین پرداختن به انتخابات یکی از وظایف جبهه پایداری است، چرا که امام(ره) فرمودند: بی توجهی به انتخابات مسامحه در امور مسلمین است و این مسامحه از گناهان بزرگ است.

* آیا جبهه پایداری به صورت جداگانه در انتخابات شرکت می کند؟

طبعا هر جریانی کار جمعی را بر کار انفرادی ترجیح می دهد، ولی اصول را نباید فدا کرد.

* چرا در حاشیه دولت احمدی نژاد که مبتنی بر مکتب اصیل امام و انقلاب است؛ یک جریان انحرافی شکل گرفت و و اجازه داد که چنین عقاید منحرف که در تضاد با گفتمانش بود، ظهور پیدا کند؟

متاسفانه کسانی که اشکال در مبنای فکری شان وجود داشت، دور احمدی نژاد گرد آمدند و به صورت پنهان و نه شفاف شروع به ترویج اعتقادات انحرافی خود کردند که آرام آرام این مبانی منحرف به صورت تاکتیک اجرا شد و در نهایت منجر به تغییر استراتژی دولت شد.

جریان انحرافی به طور پنهان دولت را از وجود نیروهای خالص تصفیه کرد

در واقع زمانی جریان انحرافی توانست تاثیر گذار باشد که به طور پنهان دولت را از وجود نیروهای خالص تصفیه کرد، نیروهایی که اصالت گفتمانی بیشتری داشتند از دولت حذف شدند.

در این میان در کنار تغییر و تحولات در دولت رفتار نادرست برخی دیگر از اصولگرایان خارج از دولت نیز به این قضایا دامن زده و رفتار آنان با دولت بستر ساز تقویت و رشد این جریان منحرف در درون دولت شد، لذا آسیب شناسی این جریان ممکن است موجب تلخی دائقه بعضی ها شود؛ فعلا بگذاریم و بگذریم.

* چرا این پالایش عکسش انجام نشد و نیروهای منحرف از دولت کنار گذاشته نشدند؟

به هر حال جریان انحرافی در دولت نفوذ کرده و این موضوع قابل انکار نیست، اما اینکه گفتمان 3 تیر فاسد باشد و یا مرده، اینطور نیست و هنوز زنده و پویا است چون اصالت انقلاب را دارد.

* آیا جبهه پایداری برای مقابله با جریان انحرافی حاشیه دولت شکل گرفته است؟

بله، این وظیفه را دارد؛ اما ابتدا سیاست ما نفی و حذف نیست بلکه نگاه ما اصلاح است و به نظرم با نگاه خالصانه و توکل به خداوند می توان به اهداف والا رسید.

البته جریانی که در دولت به این انحراف دچار شده باید شفاف نقد شود و طبعا هویت دولت نیز به این است که از آنان عبور کرده و به اصالت هایش برگردد.

اعضای جبهه پایداری همانطور که از فتنه و فتنه گران زاویه گرفته و مقابله کرده اند، با جریاناتی که با گفتمان دولت در سال 84 نیز هماهنگ نباشد موضع لازم و مناسب خواهد گرفت و به وظیفه خود عمل خواهد کرد.

تبدیل شدن اصلاح طلبان به طیف های تندرو یا معتدل مشکل آنان را حل نمی کند

* با توجه به اینکه فضای سیاسی کشور به سمت انتخابات در حرکت است، جایگاه اصلاح طلبان را در این رقابت سیاسی چطور ارزیابی می کنید؟

جریان اصلاحات برای رسیدن به قدرت از هر روشی استفاده می کند، درست بر خلاف جبهه پایداری که استفاده از هر روش و تاکتیکی را برای رسیدن به قدرت بر نمی تابد.

جریان اصلاحات یک وصله ناهمگون در نظام اسلامی است، چرا که مبانی فکری آنان با انقلاب نمی خواند، بنابراین تبدیل و تقسیم شدن آنان به طیف معتدل، کندرو و تندرو نمی تواند مشکلی را از این جریان حل کند.
پرچم و اندیشه التقاطی نمی تواند در متن جریان خالص فکری جای گیرد و جریان اصلاحات زاویه دار بودنش با مکتب انقلاب کاملا آشکار و مشخص است.

هاشمی رفسنجانی تکیه گاه فتنه گران است

* نظرتان در مورد آقای هاشمی به عنوان حامی جریان اصلاحات چیست؟ به طوری که شاهد هستیم، وی نیز تحرکاتی را برای انتخابات پیش رو، داشته است این فعالیت های انتخاباتی را چطور ارزیابی می کنید؟ و طیف های منتسب به هاشمی چه گروه هایی هستند؟

هاشمی تکیه گاه فتنه گران است چرا که با استفاده از قدرتی که دارد به صورت آشکار و پنهان سعی می کند روی طیف هایی از اصولگرایانی که اصول‌شان را فراموش کردند و یا در زمان حرکت نکرده و از قطار انقلاب جا مانده اند و همچنین کسانی که از اصولگرایی فقط نامش را یدک می کشند را گرد خود بیاورد.

همچنان که هاشمی در فتنه 88 نیز از فتنه گران حمایت کرد و حتی جریان انحرافی را نیز می تواند مدیریت کند چرا که هاشمی یک سیاسی کار توانمند است و به خاطر اینکه قدرت برای او اصالت دارد و نه مکتب، از گروه های مختلف استفاده ابزاری می کند حتی اگر منحرف و فتنه گر باشند.

هاشمی یک جریان سوخته است نه جریان سوم

* شکل گیری جریان سوم همیشه در محافل سیاسی مطرح بود، آیا با توجه به شرایط سیاسی جامعه فکر می کنید در این مقطع جریان سوم ظهور پیدا کند و اینکه چه گروهی را جریان سوم می دانید؟ آیا هاشمی با گروه های مردمی و منحرف که دور خود جمع کرده می تواند جریان سوم باشد؟

قطعا هاشمی جریان سوم نیست، هاشمی یک جریان سوخته است، چون اصالت فکری ندارد و هر بار رنگ عوض می کند .هاشمی را در جایگاه چپ گرایی افراطی تا راست گرایی دیده ایم و این تغییر دیدگاه و دوگانگی در سیاست هاشمی را ساقط کرد و نه حفاظت.
 
همچنین، جریان انحرافی که رای مردم به دولت را مال خود می داند و فراموش کرده که این رای به گفتمان 3 تیر بوده و نه به شخص خاص، نیز نمی تواند جریان سوم باشد.

قطعاً جریان سوم اگر شکل بگیرد جریانی است مبتنی بر گفتمان انقلاب و نظام که همچنان بر سر ارزش های خود پا برجامانده و دچار استحاله نشده و اشکالات موجود را هم نداشته باشد، نسخه جدیدتر دولت سوم تیر باشد البته رهبری آن نیز به دست ولایت فقیه خواهد بود.

* آیا استراتژی تطهیر چهره خاتمی و سیاست بازگشت او به نظام امکان پذیر خواهدبود؟

خاتمی با برگشت (درصورت اعلام برائت از جریان فتنه) ممکن است خودش را حفظ کند و نه جریانش را، چرا که خاتمی اصالتش را به عنوان لیدر جریان اصلاحات از دست داده است و مردم نیز به چهره های مصرف شده و سوخته بر نمی گردند و در مورد آقای هاشمی نیز این قضیه صدق می کند.

گرم کردن تنور انتخابات نیازی به حضور اصلاح طلبان ندارد

* پس شما به ورود اصلاح طلبان به رقابت های انتخاباتی اعتقادی ندارید؟

اگر مقصود این است که تنور انتخابات را به قیمت سوختن ارزش ها گرم کنیم و کسانی که انتخابات و نظام را قبول ندارند و برای حضورشان شرط می گذارند را لازمه انتخابات بشمریم، این را قبول نداریم؛ بهتر است کسانی در انتخابات شرکت کنند که نظام را قبول داشته و رعایت قوانین و اصولش را بر خود واجب بدانند.

نباید حکومت را بازی تلقی کرد که هر کسی برای گرم شدن بازی وارد رقابت های سیاسی شود و باید تنها کسانیکه آمادگی خدمت رسانی به مردم را براساس گفتمان انقلاب و ارزش های نظام دارند به میدان عمل بیایند.

البته در واقعیت، اصلاح طلبان حتما شیوه ای برای حضور خود تداریک خواهند کرد و سیستم انتخاباتی کشور هم این قابلیت را دارد و این امکان حضور وجود دارد؛ در هر حال مردم هوشیار هستند.

* آیا آقای احمدی نژاد پست جدی به شما پیشنهاد نداده است؟

نه.

* یکی از انتقادهای مخالفان تعداد مشاغل شما در دولت نهم بوده است، نظرتان درمورد تعداد مشاغل مشایی و عناوینی که در دولت دارد و حدود 18 تا 20 عنوان است، چیست؟

تنها مشایی نیست کسان دیگری هم در کشور هستند که این مشکل را دارند.

* مانند چه کسی؟

لزومی ندارد اسم ببریم. درواقع آنچه که حساسیت سیاسیون را برانگیخت ظاهراً فقط پست های من بود و بعد از کنارگیری بنده از دولت این موضوع فراموش شد و افراد با پست های متعدد دولتی در دستگاه های مختلف مشغول بکار هستند.

*یعنی شما مخالف مشاغل مشایی هستید؟

من شخصاً با سیاسی کردن مباحث حقوقی به خصوص این موضوع که مربوط به اصل 141 قانون اساسی است، مخالفم و اگر تعدد مشاغل در قانون ممنوع شده است، باید با دید حقوقی به این قضیه نگاه شود و نه سیاسی.

* موضع گیری های سیاسی خانم رجبی نسبت به گذشته کمتر شده، آیا شما از ایشان خواستید که موضع گیری کمتری داشته باشند و اینکه آیا در جبهه پایداری به شما کمک می کنند؟

جبهه پایداری یک جریان فکری است و من تفکر خانم رجبی را در این گفتمان می بینم. خانم رجبی از دوران سازندگی و اصلاحات همیشه دغدغه مکتب امام را در مبانی خود داشته و در این زمینه صحبت های زیادی نیز داشته است، اما فعالیت سیاسی وی ارتباطی به من ندارد.

* کاهش موضع گیری های سیاسی خانم رجبی را تأئید می کنید؟

بله، کاهش داشته است چون تریبون ندارد او آدم مستقلی است و معمولاً گروه های سیاسی افراد مستقل را بر نمی تابند. از دولت نهم تمام سایت های مجوزدار خانم رجبی بسته شده و تریبون ندارد، اما اگر لازم باشد در حد ضرورت صحبت می کند. او نسبت به دین و اعتقاداتش احساس مسئولیت میکند و هرجا لازم ببیند به وظیفه شرعی خود عمل می‌کند.

* آقای باهنر چندی پیش گفته اند که احمدی نژاد تغییر نکرده بلکه شناخت ما از او بیشتر شده، نظر شما در این رابطه چیست؟

آقای باهنر مثل بسیاری از اظهارنظرهایش این جا هم اشتباه کرده است.

* بیشتر سیاستمدار هستند یا حقوقدان؟

من خودم را سیاست مدار نمی دانم.

* فرق رئیس دفتری شما با رئیس دفتری مشائی چیست؟

ما 2 آدم متفاوت در عموم جهات هستیم. از نظر اختیارات هم شرایط ما کاملا متفاوت است.

* اگر دوباره رئیس دفتر رئیس جمهور بشوید؟

خدا کند که هرگز ضرورتی برای کار اجرایی پیش نیاید.

* خانه داری خانم رجبی بهتر است با مواضع سیاسی اش؟

هر دو.

* اگر رئیس جمهور درباره بازداشت شدگان جریان انحرافی از شما مشاوره حقوقی بخواهد!

من در مورد بازداشت و حبس حرف های سیاسی نخواهم زد و این مورد بحث حقوقی است. هر کس در مباحث حقوقی چه رئیس جمهور، چه دستگاه های قضائی و چه دستگاه امنیتی از من مشورت بخواهند، آنچه را حق بدانم خواهم گفت. اما اگر منظورتان این است که من وکیل جریان انحرافی شوم نه جنین چیزی را قبول نمی کنم.

* آقای دکتر، چند کلمه می گوییم، ممنون میشویم نظرتان را در قالب یک کلمه درباره این موضوعات بیان کنید:

* سخنگوی دولت/ شاق ترین کار.

* رئیس دفتری/ موج گیر و سپر بلا.

* وزارت دادگستری/ خیلی شیک، آنقدر مهم که قانون اساسی بر بی اهمیتی آن تاکید کرده است.

* دانشکده حقوق دانشگاه تهران/ کار ارزشمند، پایدار و روبه آینده.

* جاسبی/ آینه آقای هاشمی.

* مجلس هشتم/ پر چالش.

* دولت نهم/ امیدبخش.

* دولت دهم/ محل تأمل.

* آقای مشائی/ منشا تفرق

*معجزه هزاره سوم/ حرف درست.

* فاطمه رجبی/ صریح و تنها همچون ابوذر

* مهندس فتاح/ دوست خوب من.

* محصولی/ دوست ارزشی.

* لنکرانی/ مومن، متخصص و تیزبین.

* حزب موتلفه/ حزب باستانی ایران اسلامی.

* آیت اله مهدوی کنی/ شخصیت دین مدار، محبوب و دلسوز.

* الماسی برای فریب/ پیچیدگی انسان ها...


مدل ترکیبی برای وحدت اصولگرایان
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی

این روزها بزرگ‌ترین دغدغه اصولگرایان وحدت شده است؛ موضوعی که برای آن مدل‌های مختلفی اعم از سه نفره، ‌هفت نفره و حتی 30 نفره هم مطرح شد...


حضور جریان اجتماعی اصولگرایان در سپهر سیاست/ 2
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، انقلاب اسلامی
جریان اجتماعی اصولگرایان چگونه باید نقش بنیادین خود را ایفا کند؟

بخش اول مقاله زیر با عنوان حضور جریان اجتماعی اصولگرایان در سپهر سیاست با یادآوری مفهوم اصولگرایی و خاستگاه آن، سوم تیر و 22 خرداد و نقش احمدی‌نژاد در جریان اصولگرایی و سپس تعریف جریان‌های موجود در جریان اصولگرایی منتشر شد. 

بخش دوم این مقاله تحلیلی در ادامه آمده است: 

 
اما راههای غلبه چیست و چه کسی پیروز خواهد شد؟! 
 
با توجه به نکات پیش گفته، اکنون زمان ظهور ایفای نقش بنیادین جریان اجتماعی اصولگرایان است، درست است که آنها هیچ‌گاه ادعای سهم از دولت نهم و دهم نکرده اند اما ایفای نقش اجتماعی آنها به معنای مطالبه سهم نیست و شأن آنها نیز چنین است گو اینکه آنها نه در زمره "صاحب منصبان" بلکه در عداد "صاحب نفسان" هستند. حقیقت سیاست مأخوذ از انقلاب نیز اکنون به صاحب نفس بیش از صاحب منصب نیازمند است لذا اصولگرایان اجتماعی باید پا به میدان گذارده و با همان شیوه سنتی و مألوف انقلاب اسلامی، جنبش اجتماعی نوپدید ملت را مدد کنند ودستگاه شناختی اصالت و روند اصولگرایی را آنگونه که اقتضای مقطع کنونی انقلاب است نگاهبانی و راهبری کرده و دیالکتیک اصولگرایی را با اینکه قوه ای ذاتی وخود کنترلی در انقلاب ایران است را تبیین نمایند این شبکه بزرگ اجتماعی که فقط برخی از آنها را بصورتی نمادین به تصویر کشاندیم، خواهد توانست مرز بین اصولگرایی وغیر از آن را تبیین کند، نگذارد اصل گرایی و اصولگرایی را با احزاب دولت ساخته کارگزاران، سازمان مجاهدینی ها و مشارکتی ها شبیه سازی وبرای طول عمر و تاریخ مصرفش زمان تعیین کنند. وانگهی چهره های موثر اجتماعی اصولگرایان باید پا به میدان گذارند تا طعم شیرین اصل گرایی در کام ملت تلخ ننماید. اکنون بنظر می رسد "جغرافیای سخن گویی" در برخی لایه ای اصولگرایان به درستی رعایت نمی شود زیرا به مجرد بروز و ظهور قصور و یا حتی تقصیر در بدنه یا میز مرکزی دولت خدمتگذار، همه میثاق ها به کناری نهاده می شود و برخی از مدعیان اصولگرایی از روی خیر خواهی بعضاً چنین وانمود می کنند که از انتخاب خویش پشیمان اند و راه توبه پیش گرفته اند، این در حالی است که این مشی همان راهی است که برخی رقبای دولت و حتی مخالفین داخلی و بخصوص فراریان خارج نشین نزد ما آراسته اند. مخالفین در کشاکش های نقد های درون گفتمانی اصولگرایان، بر آنند که سوم تیر و 22 خرداد خارج از چارچوب عقلانیت و شریعت و روندی بر مدار تبلیغات و احساسات و توزیع پول تکوین و تکون یافته است، این در حالی است که ایرانیان با رشادت فکری از میان پروپاگاندا و رندی های ثروت مندان سیاست مدار از آن روی پدید آورنده سوم تیر و 22 خرداد اند که آن را به اصل خویش نزدیک یافته اند. شناسایی این نقاط درخشان عزیمت از سوی ملت غیر از دعوای کنونی در ویرایش اصولگرایی است. فی المثل آیا تقبیح گفتار و کردار گروه اصولگرای سیاسی در دولت، باید در شکل و اندازه ای باشد که دولت علمی و کابینه عقلانی ای که ایرانیان را به باشگاه انحصاری فضایی، هسته ای و بیو تکنولوژیکی رهنمون گردیده، دولتی وابسته به سحر و رمالی تقلیل یابد، آیا این همان چیزی نیست که مطمح نظر سران فتنه و جنایتکاران متافیزیکی علیه نظام سیاسی و عقلانی اسلام در ایران قبل و پس از انتخابات بوده است، به دیگر سخن آیا نمی توان علیه همه جریانات انحرافی سخن گفت بی آنکه به سرمایه اجتماعی عظیم اصولگرایان در تکوین دولت اسلامی و بومی خدشه وارد کرد؟ اکنون نمی توان تردید روا داشت که برخی از رقبای دولت که خویش را در دایره اصولگرایی می پندارند و نیز بعضی مخالفین دولت و همچنین سرکردگان فتنه، ناخود آگاه در وحدتی نانوشته خواستار فروپاشی پیش از موعد دولت برآمده سوم تیر و 22 خرداد هستند، اما جریان اجنماعی اصولگرایان راه ایران فردا را، راه سوم تیر و 22 خرداد یافته و حساب افراد و قصور و تقصیرشان را از نهضت رو بجلوی انقلاب اسلامی جدا دانسته و خواستار کارآمدی و قدرت عمل خدمتگذاری رییس جمهور در افق سوم تیر و 22 خرداد هستند. در این میان اما پرسش نقضی این است که بسیاری از چهره های 3مورد ادعای این گفتار در جریان اجتماعی اصولگرایان، خود در قدرت وسیاست حضور داشته و یا هم اکنون نیر در طرح بندی آن نقشی دارند، پاسخ این است که آنها اراده ای فقط معطوف به قدرت وسیاست، بماهو سیاست نداشته اند و صرفاً هنگام احساس تکلیف، به ماکروفیزیک قدرت( ساختار رسمی قدرت ) پای نهاده اند، زیرا تعلق ذاتی این افراد ونظایر ایشان نه به ماکروفیزیک قدرت، بلکه به میکروپلتیک ولایه های زیرین اجتماع، فرهنگ وسیاست می باشد ضمن اینکه آنها در قدرت ویا در ساختار باشند یا نباشند، این تحلیل برآن است که جریان اجتماعی اصولگرایان باید برای مراقبت از اصولگرایی وفرایند آن، شبکه ها و نهضت های اجتماعی انقلاب را در "سپهر سیاست" مدد رساند، اگر چه جریان اجتماعی اصولگرایان بی نیاز از دعوت جرایدی مثل ماست اما باید که طرحی نو دراندازد و با اینکه اکنون نیز چنین می کند اما آنها باید بصورتی مؤثر و بنیادی مراقبت کنند تا " جریان " جاری شود، در باطن مردمان قرار یابد، "موج " شود و خس و خاشاک تنیده بر سیمای اصولگرایی را از پیش برداشته و آرزوی دشمنان و سران فتنه را در بازگشت کشور به وضعیت ما قبل سوم تیر به یأس بدل کنند. 
 
اهل فرهنگ نیک می دانند زدودن ناپاکی ها و ناراستی ها از اصل گرایی که گفته شد از هرکس ساخته نیست، کسانی را می طلبد که در سیاست، اخلاقی باشند ودر مبارزه با نفس، جهادی! واین دو قرین یکدیگرند، نمی شود در" سیاست متعالی" وارد شد اما بدون پشتوانه اخلاق، زیرا آنگاه بقول رهبر حکیم نظام؛ "اخلاق سیاسی" بر "سیاست اخلاقی" استیلا خواهد یافت، ایران پیشرفته، مدینه ای است که بیش از اخلاق سیاسی وحرفه ای به سیاستی اخلاقی نیاز دارد اگر چهره های نمادین جریان اجتماعی اصولگرایان وارد صحنه نشوند اصل گرایی و روند اصولگرایی به مخاطره خواهد افتاد ومتعاقب آن خدمت رسانی رخت بر خواهد بست، ممکن است پرسشی دیگر پیش آید و آن اینکه آیا چهره های مورد اشاره این نشریه، جملگی نظریه پرداز و جریان سازند و ویژگی نامطلوب اصولگرایان سیاسی در آنها رؤیت نمی شود؟ پاسخ آن است که همه افراد نام برده شده نباید ضرورتاً مرجع، متفکر، نظریه پرداز وجریان ساز باشند بلکه باید از سرمایه ای اجتماعی در کشور برخوردار باشند ودر مرزهای سیاست اخلاقی حرکت نمایند، سرمایه اجتماعی موجودی زنده در حافظه تاریخی ملت است سرمایه اجتماعی، ثبتی وبخش نامه ای نیست بلکه در طول زمان ساخته می شود اسامی مورد اشاره ترکیبی در حوزه نظر وعمل اجتماعی اند و همپوشان یکدیگرند و نظریه پردازان و کارگزاران از آن روی توأمان معرفی شده اند که مشی اصل گرایی وروند اصولگرایی نه در عالم ذهن ومجاز، بلکه در عینیت، متحقق خواهند شد. راقم سطور درارائه این تحلیل ویا معرفی چهره های مذکور با احدی ازایشان قبلاً هماهنگ نکرده است. شأن آنان چنین نیست وماهم نسبتی با تبلیغات وهیاهونداریم و از این منظر ممکن است حتی بعضی از رجال ارجمند یاد شده اقدام ما را نپسندند یا بپسندند، اما مهم پسند حق تعالی و نیاز کنونی جامعه وفرایند اصولگرایی به آنهاست، این فهرست ممکن است برخوردار از کاستی هایی باشد، مهم این است که ما هرگز آن را جامع ومانع نمی پنداریم اما آن را قرین به «حقیقت» و «واقع» می دانیم واز آن دفاع می کنیم فهرستی که در آن از مرجع تقلید تاعلمای اعلام. از فیلسوف سیاسی تا فقیه بسیجی واز دانشگاهیان تا پیش کسوتان جهاد وشهادت. از کارگزاران عامل به سیاست اخلاقی تا فعالان رسانه ای و ذاکرین ابا عبدالله الحسین (ع) و خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام وهیآت مذهبی وجود دارند و با معیارهای گفته شده،حتی قابل تکثیر، شبیه سازی وتسری در مناطق گوناگون کشورند مهم این است که لایه های مختلف جریان اجتماعی اصولگرایان درسراسر کشور با تکیه بر اصالت ها، اصولگرایی و رضای الهی به اقدام مبادرت نمایند. دراین صورت، تفضل الهی، اکسیر ی است که ضمانت اصولگرایان اجتماعی خواهد بود پس اکنون نوبت نوسازی عرصه سیاست واجتماع با سیاست متعالیه وسیاست اخلاقی است دراین راه برای عاری ساختن مدینه سیاسی واجتماعی از کژ راهه ها می توان به طرق زیر عمل کرد. البته این راهها که ما احصاء کردیم، راههایی نمادین و برخوردار از صبغه و پیوستی فرهنگی، تبلیغی و آموزشی برای راهبری بدنه اجتماعی اصولگرایی است: 
 
الف) ایجاد جنبش ها و شبکه های اجتماعی در مرزهای انقلابی، اقتصادی و اجتماعی کشور: 
 
حرکت در سطح اجتماعی و پرهیز از ورود در میدان بازی "اصولگرایان سیاسی"، نخستین شرط موفقیت "اصولگرایان اجتماعی" است.جریان اجتماعی اصولگرا در رصد مسایل کشور نباید پسینی عمل کند بلکه باید همواره متقدم و پیشینی حرکت کند. سوال ها و مسئله های کشور باید در این جریان عمومی انقلاب، طرح شود. این جریان نباید هرگز درمیدان بازی دیگران در سطح مهره تقلیل یابد. بدیگر سخن هر چقدر "اصولگرایان سیاسی" بیشتر اصرار کنند که در مرزهای سیاست حرکت نمایند، به تفرق در قوای سه گانه دل مشغول دارند، جریان عمومی اصولگرایی که همان توده اجتماعی اصولگرایان است باید ضمن تأکید بر اصولگرایی، آرمان های انقلاب و ولایت فقیه در مرزهای اجتماعی و اقتصادی پیشرفت کشور، وتقویت راهبرد هماهنگی های «میان قوه ای» همه توانایی ها را بسیج نماید و " معارف ودانایی" مأخوذ از اصل گرایی انقلاب را به" نظام توانایی" تبدیل کند.جریان اجتماعی اصولگرایان باید اولویت دارترین راهبرد خودرا متوجه کارآمد سازی اصولگرایان در حوزه کار وعمل معطوف کنند. جریان اجتماعی اصولگرا بسیاری از راهبردهای حکیمانه ویا احکام حکومتی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی از جمله، نقشه جامع علمی کشور، اسلامی وبومی کردن علوم و فنون، رونق در نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری، تبدیل دانش و اقتصاد ملی به قدرت و ثروت، ومردمی کردن اقتصاد کشورکار، آمدی نظام و تحقق سند چشم انداز ایران را باید درهمین راستا به مطالبات شبکه های اجتماعی کشور بدل کرده و برای رصد عملیاتی آن شاخص سازی کند. 
 
نخبگان جریان اجتماعی اصولگرایی باید کاری کنند که اگر برخی مدیران و بعضی رجال، در قوای سه گانه کشور صرفاً به حرکت در سطح سیاست و انتخابات و از میان برداشتن خط ها و مرزها، شاخص ها و مایز ها، میل داشته و از پیگیری کسب و کار کشور و کارهای پرزحمت و پرریسک پرهیز کنند، "اصولگرایان اجتماعی" اما باید همه چیز را مجدداً حول محور اجتماعی و اقتصادی برای فردای بهتر ایران مهندسی و پیمایش طریق آن را مطالبه نمایند. این مطالبه البته نباید صرفاً به رجال سه قوه درجغرافیای پایتخت متمرکز باشد بلکه ارزیابی آراء و عملکرد استانداران و فرمانداران ونیز نمایندگان دیگر قوای کشور درمناطق نیز حائز اهمیت است چه بسا استانداری که از حیث ساختار وزبان حقوقی استانداری می کند اما از منظر اصولگرایی بی خاصیت ودر ذهنیت اصولگرایان عزل وخلع شده است. این خلع ید فکری از آن جهت مهم تر از نصب ساختاری است که این یکی به سرمایه اجتماعی و آن دیگری به ابلاغ و حکم تعلق دارند.  
 
ب- راه اندازی نهضت پرسش و پاسخ پیرامون امور انقلاب و ایجاد سیطره و اعتبار گفتمانی جهاد اقتصادی: 
 
پرسش و پاسخ های "جریان اجتماعی اصولگرایی" در تمامی محیط های علمی، فرهنگی و اجتماعی نیز باید ضمن بازشناسی و اعتبار سنجی وراستی آزمایی کارگزاران و مقامات ارشد ومیانی قوای سه گانه با اصالت ها و معارف عقیدتی و سیاسی انقلاب اسلامی، حول اجرای وظایف محوله اقتصادی و اجتماعی ونظارتی شکل بگیرد. باید از طرح هر گونه پرسش و پاسخی که مطابق میل "اصولگرایان سیاسی" سه قوه است خودداری شود و همه پرسش ها به اعتبار سنجی و راستی آزمایی آنها با انقلاب و چگونگی حصول به تغلب گفتمانی جهاد اقتصادی و نیز اجرای پروژه های مصوب و وظایف محوله معطوف گردد، چراکه شکل گیری ذهنیت و تلقی کار نکردن، پاشنه آشیل اصولگرایان درافکار عمومی است. اصولگرایان اجتماعی باید به بزرگترین و مهم ترین پرسش گران قوای سه گانه کشور و رسانه ملی بدل شوند پرسش از نقشه های کوتاه مدت و بلند مدت پیشرفت کشور و چگونگی اندازه گیری عدالت اصولی وعدالت توزیعی واجتماعی و رهنمون شدن به معنویت و عقلانیت و.. سوالاتی است که اصولگرایان اجتماعی باید در طرح آن از همه پیشی گیرند، زیرا طرح پرسش درست و برخوردار از استحکام، خود نیمی از راه حل ها برای پیشرفت کشور و زمین گیر نمودن سیاسیون سیاست زده است. پرسش از رسانه ملی اما نباید در این میان مغفول واقع گردد. رسانه ای که باید کار ویژه ای دانشگاهی داشته باشد، بعضاً اما ضمن موفقیت در طرح های بزرگی نیز مختارنامه و دیگر پروژه های عظیم تاریخی که نگارش، تدوین و تولید آن قریب به یک دهه به طول می انجامد. در سویی دیگر اما کار و بار طنزها، اجتماعی نویسی ها و صورت بندی افکار عمومی طبقه متوسط و خانواده ها و جوانان در این رسانه که به شدت آنتن محور و کمیت پذیر و شکل دهنده افکار عمومی در فصول مختلف سال است بعضاً به کسانی (شاید از روی جهل و نا آگاهی) سفارش داده می شود که با هویت ایرانیان سر ستیز دارند که آخرین فقره آن تمسخر فعل خواستن (بخوانید راهبرد ما می توانیم در نهضت امام و نهضت سوم تیر) در سریال ساختمان پزشکان می باشد، پس پرسش درست و پر دغدغه از کارگزاران نظام، خود جزوی از توجه به جغرافیای سخن در این زمانه است، همه باید در جغرافیای سخن اخیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی اندیشه کنیم که "کار ما پیکار ما" است، زیرا فراموش نکنیم آن چیزی که شورای های شهر و روستای زمانه دولت اصلاحات و مجلس ششم و اساساً دولت دوم خردادی ها و دولت موسوم به سازندگی را زمین گیر کرده بود، کار نکردن و پرداختن به امور واحوال شخصیه و نیز نظریه پردازی و تفلسف به مثابه بازی فلسفی و سیاست زدگی بود. 
 
پس، راه اندازی جنبش روزشمار حصول به جهاد اقتصادی و توجه به نهضت اجرای پروژه ها در قوه مجریه، و چگونگی ایفای وظایف در قوای مقننه وقضائیه و مراقبت از ایفای درست وظایف در رسانه ملی، راه اندازی نهضت راستی آزمایی های پیوسته و مستمر کارگزاران( مدلول ها) با انقلاب اسلامی ( دال ها)، پرسش و پاسخ های کاری و اجرایی و نیز ایجاد جنبش اجتماعی در مرزهای اقتصادی و اجتماعی از اولویت های کنونی اصولگرایان اجتماعی در کشور است. 
 
"اصولگرایان اجتماعی" باید کاری کنند که پشت سر هر مدیری و روی میز هرکدام از آنها در هر شهرستان و استان، و تا دیگر سطوح ملی، روزشمار پروژه ها وعمل به شعارها و آرمان های انقلاب نصب گردد و همچنین در سطح شهر ها و روستاها، روزشمار معطوف به راه اندازی کسب وکار مردم وشعارهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی انقلاب جزو مشهورترین مطالبات و شعارهای مردم قلمداد گردد تا توان مدیران و میزان رغبت آنها به پیگیری و اجرای مصوبات و آرمان انقلاب اندازه گیری شود. چراکه احساس فراغت در برخی مدیران ارشد آنها را به سمت سیاست زدگی هدایت می کند. البته نیک می دانیم به دلیل فاصله ای که معمولاً بین آرمان وعمل در حاق واقع است، چه بسا آرزوها وآرمان های عمرانی و فرهنگی که به رغم تعقیب شدن و اراده کارگزاران در عمل به آن، درعالم واقع اما متحقق نخواهد شد اما، گفتند ودرست گفته اند که حتی نیت اقدام به اعمال خوب نیز در خور تکریم و پاداش وثواب است. 
 
اما اجمالاً به دلیل برخی کم اعتنایی ها به اصل مترقی امر به معروب ونهی از منکر حاکمان وکارگزاران بنظر می رسد، اکنون و بعضاً فراغت و سیاست بر برخی لایه ها و محافل اصولگرایان سیاسی در قوای سه گانه کشور سیطره یافته است. در فضای فراغت و بازی های سیاسی است که طراحی های زودهنگام انتخاباتی ورقابت های بی حاصل محفلی وباندی و قبیله ای شکل می گیرد، ترجیج منافع خود، خانواده وخواص بر ملت صورت می یابد عزل و نصب های غیرضروری و بی حاصل رونق پیدا می کند،" بازی" های فلسفی شروع می شود که قهراً در این بین ، احتمال انحراف نیز تشدید می گردد. 
 
ج- نوسازی شبکه ای نهضت ها و راه اندازی وبلاگ ها و سایت های مستقل مردمی: 
 
از گذشته تا کنون اصولگرایان اجتماعی به عکس جریانات تصنعی در دولت ها واحزاب، دارای تریبون ها و پایگاههای اجتماعی بوده اند، مساجد، حسینیه ها، هیآت، پایگاههای بسیج مستضعفین ومحافل معرفتی از جمله این مناسبات و ارتباطات بوده است. این پایگاهها را دولت ها به انقلابیون نداده اند بلکه تاریخ پرفراز و نشیب شیعه به آنها اعطا کرده است، هیچ کس هم قادر نیست آنها را دولتی کند. چه موقعی که دولت ها و این شبکه ها متحد و وحدت داشته اند و چه مقاطعی که تبار یکی شان به سلطنت و مدرنیته و دیگری به قرآن وعترت بوده است، بهمین دلیل حتی، انقلاب اسلامی واصل گرایی مأخوذ از آن محصول تکامل معرفتی در این پایگاهها بوده است،شبکه ای که در آموزش های نوین معرفتی به کتب شهید مطهری ارجاع می دهد، در جنگ، بسیج می کند ودر صلح تا تحویل واکسن های بهداشتی فلج اطفال و هپاتیت به ایرانیان مشارکت می کند ودر آسیب ها وحوادث به داد مردم می رسند، آرایش های خیابانی گروهک ها را فرو می پاشد، چشم فتنه را کور می کند، ومدیریت بحران های اجتماعی، اقتصادی وسیاسی سه دهه اخیر نیز مرهون اقدام بهنگام این شبکه بوده است. اما اکنون وقت نوسازی این مراکز معرفتی و اجتماعی وسیاسی به سبکی نوین است . این پایگاه ها باید اکنون به معنای جدید اما با همان کار ویژه های سنتی انقلاب اسلامی، بصورتی شبکه ای، اندام وار، و ارگانیک متصل ومرتبط شوند، روشنفکران همواره حسی نوستالژیک به این شبکه اسلامی و شیعی ازخویش بروز داده اند، حسد ورزیده اند وکینه به دل گرفته اند، اصولگرایان سیاسی نیز بر این قدرت اصولگرایان اجتماعی غبطه می خورند وسعی بسیار کردند تا شبیه آن را بسازند اما با اینکه از حیث مادی توانا بوده اند، بدلیل ناهم زبانی با این مراکز، فطرتاً، ناتوان و مأیوس شده اند. احزاب کارگزاران، مشارکت، مجاهدین هم، پیوسته از حضور غیبی ! این شبکه بزرگ اجتماعی دلی پر غصه داشته و دارند، ناگفته پیداست با تمام مضایق و ظلمی که دولت های هاشمی وخاتمی به این مؤسسات، پایگاههای عام المنفعه و تشکل های اجتماعی ومذهبی روا داشته بودند، یعنی همان ۱۶ سالی که این دودولت با رواج آیین شهروندی مدرن تلاش کرده بودند تا مقابل این تشکل های آئینی ومدنی، گروهها وگروهک های مدرنی را با نام موسیقی مدرن، گروههای اجتماعی اما فمینیستی زنان وهنرهای عرفی و سکولار سامان دهند، سرمایه های اجتماعی کهن اسلامی وشیعی اما فرو نپاشید. شهرداری شبه مدرن زمانه، تلاش کرد با تزریق ثروت به این گروههای جدید وحمایت های سیاسی وامنیتی از آنها، مساجد و هیآت و... را تضعیف و نحیف کند اما نتوانست طرْفی ببندد و کماکان اما از قدرت جریان اجتماعی اصولگرایان کینه وحسد به دل گرفت ولی جریان اجتماعی اصولگرا باید بدانند ونیک می دانند که نوبت رفتار شبکه ای این نهضت های مردمی فرا رسیده است زیرا دیگر نمی توان" ظرفیت" عظیم این شبکه را با همان" ظرف" بالفعل کرد ضمن اینکه بدلیل حراست از حافظه تاریخی ملت، این مراکز باید متن خوانی تاریخ شفاهی انقلاب وتحولات آن را با متون اصلی و آموزشی قرآن، نهج البلاغه، صحیفه نور و.. در دستور کار خویش قرار دهند. 
 
پیگیری مؤلفه های اصل گرایی و روند اصولگرایی در ساحات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور از سوی گروههای اجتماعی اصولگرایان و توده مردم، قطعاً نیازمند یک پیوست فرهنگی و اجتماعی بزرگ است که بنظر می رسد نوسازی شبکه های مذهبی و نهضت های مردمی مساجد و حسینه ها از رأس تا بدنه و اعضا ونیز ایجاد نهضتی برای راه اندازی وبلاگ ها و سایت های تحلیلی و خبری ذیربط، جزو ضرورت های این راهبرد می باشد. وانگهی "جریان سیاسی اصولگرایی" که تلاش می کند صرفاً در سطح رسانه ای و عالم غیرواقعی وجهان مجازی حضور یابد بااین اقدام اصولگرایان اجتماعی با چالش مواجه می گردد. از سویی دیگر، "جریان اجتماعی اصولگرایی" برآمده از متن انقلابی و واقعیات دین مدارانه روستاها و شهرهای کشور است و می تواند جریان مصنوعی، کاریکاتوری و رپرتاژگونه "اصولگرایان سیاسی" در فضای سایبری را خلع سلاح کند، چه اینکه ما اینک به اتخاذ سلوک حقیقی و واقعی اصولگرایی برای" رشد "، پیشرفت و عمران و آبادانی کشور نیازمند واز صورت کاریکاتوری اصولگرایان بی نیازیم. جریان اجتماعی اصولگرایی، حقیقت و گروههای اصولگرای سیاسی همانا، کاریکاتورهای این میدان به شمار می آیند 
 
"اصولگرایان اجتماعی" باید با بسیجی، عمومی در رصد اخبار و اطلاعات، زیر پای گذاردن احتمالی خط های قرمز از سوی برخی کارگزاران قوای سه گانه، فراغت یابی و سیاست زدگی آنها را در تحولات واقعی اجتماعی و نیز فضای سایبری مورد هجوم قرار داده و تماس های پنهانی و پشت پرده ضدپیشرفت و توسعه کشور را علنی کرده و همه چیز را برای کار و تلاش در کشور بسیج نمایند. 
 
د- راه اندازی جنبش روزشمار اجرایی شدن پروژه های سفرهای سه گانه دولت خدمتگزار و عمل به وظایف محوله در قوای مقننه و قضائیه و رسانه ملی 
 
"جریان اجتماعی اصولگرایی" باید ضمن مطالعه و خوانش و انتشار عمومی و گسترده تمامی مصوبات سفرهای ۳گانه دولتهای نهم و دهم و تأکیدات رئیس جمهور درخصوص پیشرفت ایران، و وعده های دیگر قوای کشور، برای هر پروژه در اقصی نقاط کشور به طراحی یک شناسنامه مبادرت نماید و روزشمار آن را تا اجرای کامل پروژه ها به افکار عمومی منعکس کند، در حالیکه کارگزاران دولت در مورد کارهای وعده داده شده مورد پرسش قرار می گیرند هم زمان باید دو قوه دیگر و نیز رسانه ملی پی در پی درباره چگونگی مجازات فاسدین اقتصادی واخلال گران ملی مورد سوال واقع شوند و کیفیت اجرایی شدن مطالبات توده مردم و رهبری نظام از پارلمان و دستگاه قضا و رسانه ملی پیگیری گردد. 
 
لذا کشاورزان، صنعتگران، جوانان، دانشگاهیان و اهالی رسانه های متعهد و مستقل حامی دولت خدمتگزارونظام اسلامی باید به طراحی روزشمار اجرایی شدن پروژه ها دست زده و سامانه ای را در سراسر کشور برای رصد و نظارت بر آنها پدید آورند و اجرای مصوبات را مطالبه نمایند. وانگهی دانشجویان ودانشگاهیان باید خط مقدم پرسش، حصول چرایی کوتاهی وعزم نظارتی دیگر قوای کشور در تحقق فرمان هشت ماده ای رهبری فرزانه انقلاب اسلامی قرار گیرند.

حضور جریان اجتماعی اصولگرایان در سپهر سیاست/ 1
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، انقلاب اسلامی
چیستی سوم تیر و ۲۲ خرداد/ جریان اجتماعی و گروه سیاسی اصولگرا

مجتبی زارعی 

 
* مقدمه/ پرسشی برای فردا 
 
در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی به چگونه دستگاه شناختی در حوزه فرهنگ و سیاست نیازمندیم، چه خطراتی انقلاب اسلامی را در حصول به جریان سازی های فرهنگی و اجتماعی تهدید می کند؟ حرکت در سطح سیاست و اجتماع باید تابع کدامین معارف و چه ضوابطی باشد تا خیزش عمومی ملت به التقاط، انحراف و تحجر منجر نگردد و سیر قهقرایی نیابد؟ 
 
 
* انقلاب اسلامی / بنیاد گرایی مدرن و اصولگرایی بومی 
 
به‌نظر می رسد به‌عنوان فرضیه، نظریه "اصل گرایی" و فرایند متکامل در "دیالکتیک اصولگرایی"، پاسخگوی پرسش ها و رافع نگرانی های ایران کنونی و ایران فرداست زیرا اولاً اصولگرایی از حیث دستگاه شناختی منسجم واز منظر تبار شناسی و شجره یابی جزوی از ایدئولوژی های مدرن نیست. اصولگرایی ایدئولوژی نیست، مکتب است. 
 
اما حرکت بر مدار" بنیادگرایی مصطلح " جزوی از زیست شبه مسلمانی در متن مدرن است؛ چه اینکه بنیادگرایی، یعنی آن چیزی که اکنون در سطح برخی جنبش ها ولو مسلمان در جریان است، دستگاه شناختی خویش را نه "ایجاباً" و "تأسیسی" که با توجه به "غیر" یا "غرب" سامان داده است. پس منبع شناخت در بنیادگرایی هویت ساز نیست ولو اینکه هویت نما باشد. اما اصولگرایی منبعث از اصل ها و مبناها که مصداق اتم آن، دستگاه فکری در انقلاب اسلامی است، حتی بدون "غیر" و بدون "غرب"، حاوی یک زیست بوم و یک سبک مستقل در اداره اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی انسان است. اصولگرایی برآمده از انقلاب اسلامی، خود حامل "افق" و "وقت" مجزا از سیطره عهد مدرن و عالم مدرن می باشد.  
 
* دیالکتیک اصولگرایی و روند اصولگرایی 
 
پس از این مفروض، لاجرم باید اذعان کرد که، اصولگرایی خود یک میزان است چه اینکه اصولگرایی متفاوت از "حاملان اصولگرا" می باشد. چه بسا اصولگرایانی که تصنعی ومزورانه بر این سیاق پای می فشرند اما در عمل به ممیزات اصولگرایی از غیر آن پایبند نیستند. محافظه کارند اما انقلابی می نمایند در اصل ها، التقاطی اند اما ناب می نمایانند از سویی دیگر اصولگرایی نه برخوردار از انجماد فکری و نه حاوی التقاط فکری بلکه ازحیث نَسَب، استقلال دارد و در روش اما یک "دیالکتیک اعتلایی" برخوردار است. اصولگرایی ذاتاً متناقض و متضاد نیست و از انسجام درونی برخوردار است. دیالکتیک درونی اش، اشراقی، اعتلایی و روبه جلو است. احزاب وگروههای سیاسی در روند خود، دیالکتیک ندارند ویا اگر دارند، صرفاً تضاد است آنها فقط ظهور وسقوط دارند اما اصولگرایی از دیالکتیک اعتلایی برخوردار است بجای ظهور و سقوط، «ریزش » و «رویش » دارد.روابط درونی در دستگاه شناختی اصولگرایی، مکرر در حال نوزایش و تحول است. اصولگرایی، همانا تحول گرایی و تحول ساز است. "تحول"، اما فقط دگرگونی نیست. اصل گرا و اصولگرا با" جان" و" حال" و ما فی الضمیر انسان سرو کار دارد و این از آن روی است که اصولگرایی، حزب نیست. احزاب، متصلب، جزمی گرا و خواهان تغییر و دگرگونی های سیاسی هستند، اگر در قدرت باشند، بفکر سیطره بیشترند، و اگر در قدرت نباشند از درون، حسی نوستالژیک نسبت به آن پیدا می کنند، یک اصل گرا براساس قاعده اصولگرایی حتی بدون قرار گرفتن در چارچوب ها وساختار های مادی قدرت نیز احساس تشخص دارد و شخصی سرزنده و قدرتمند است، اثر می گذارد، واکنشی نیست و خود یک کنشگر فعال به شمار می آید. گواینکه رهبر حکیم نظام هم بر آن است که «اصولگرایی به حرف نیست، اصولگرایی در مقابل نحله های سیاسی رایج کشور هم نیست، این غلط است که ما کشوریا فعالان سیاسی را به اصولگرا واصلاح طلب تقسیم کنیم، نه اصولگرایی متعلق به همه کسانی است که به مبانی انقلاب معتقد و پایبندند و آنها را دوست می دارند حالا اسمشان هرچه باشد » احزاب چون زاییده دگرگونی ها هستند خود نیز صرفاً اراده ای معطوف به دگرگونی ها و صرفاً به حضور در قدرت وابسته اند اما اصولگرایی در عین حال که دگرگون می کند باید متحول نماید، و این وجه بنیادین تمایز اصولگرایی با جنبش های بنیادگرا و احزاب سیاسی است، ضمن اینکه مدرنیسم ذاتاً نمی تواند حاوی تحول و تکامل باشد چون ماده جوهری مدرن، "تغییر" است و تغییر، فقط کمی و مادی است و حرکت در "ذات" و "کیف" و "جوهر"، صرفاً متعلق به تفکر اسلامی و مشرب اصولیِ شیعی است ودیگران از آن حظی نبرده اند. با این حساب اصولگرا حتماً نمی تواند واپسگرا باشد چون اصل گرایی او حتی در جوهر وذات نیز «متحرک» و«متجدد» است، واگر چنین است ما با اصولگرای سنتی به مفهوم غیر پویای آن نیز تمایز داریم، با اینکه یک اصل گرای سنتی از التقاط به دور است اما با تحول، تکامل و پیشرفت سازواری ندارد در حالیکه اصولگرای حقیقی، اصولگرایانه اما متجددانه رو بسوی پیشرفت وتکامل دارد، استخدام دانش واژه دیالکتیک اصولگرایی در آغاز این گفتار نیز به همین دلیل بوده است؛ تضادهای درونی اصل گرایی ومبناگروی آن در تضاد و نزاع متوقف نیست و بسوی تکامل، تحول و اشراق مستمر برای حصول به حقیقت ورشد آرمانی و متعالی جریان دارد. 
 
اینک با این معیار و مناط ها اگر بخواهیم تفکری ایجابی را در برابر انحرافات، از زمانه صدر انقلاب تا کنون تصویر نماییم، انقلاب اسلامی را بر مبنای کدامین دستگاه فلسفی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مورد شناسایی قرار خواهیم داد، در برابر جریانات چپ مارکسی، التقاطیون، لیبرال ها، ملی گراها، چپ آمریکایی و سلطنت طلب ها از یک سو و چپ انقلابی، مدرن، راست های سنتی و مدرن و کودتا چی یان موسوم به سبز؛ نقطه اطمینان بخش انقلاب اسلامی، کدامین گزاره و کدامین حاملان معرفتی خواهند بود؟ بی شک نقطه مطمئنه تمامی ارجاعات به خود انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی نهضتی آرمانخواهانه اما واقعگرایانه است در این صورت اما انقلاب اسلامی خود از چنان سعه وجودی برخوردار است که نمی توان با استناد به این مفهوم عمیق کلی به "ساخت" و" جریان" رسید و در سطح فرهنگ و سیاست و اجتماع و قدرت سیاسی به حرکت اجتماعی رهنمون شد، پس باید به تعریفی مبادرت ورزید که ضمن پرهیز از ورود به لایه های صرفاً کمی، مادی، سیاسی و دگرگون ساز، جریانات اجتماعی و سیاسی رابه صورت " کیفی "، فرا مادی و فرایندی هم راهبری کرد، از یک منظر می توان نام این دستگاه شناختی را "اصالت" و فرایند آن را "اصولگرایی وحاملان آن را اصولگرایان " نامید. 
 
اصولگرایی چنانچه پیشتر گفتیم واز زعیم حکیم نظام نیز نقل شد نام یک حزب و یک طیف نیست،ضمناً اصولگرا و اصولگرایی نام یک نشریه ویا یک رسانه نیز نیست، چه بسا نشریات موسوم به اسم اصولگرا که با مسمای خود فاصله ای دارد از زمین تا آسمان! چه اینکه اگر اصولگرا ویا اصولگرایی محصور در القاب و تابلو ها بود، غیر اصولگرا ترین و بی ریشه ترین افراد و گروهها خواهند توانست زیباترین اشکال و صورت ونماد و لوگوی نشریات واحزاب خود را چنین بیارایند گواینکه حکیم الهی حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله نیز دردونوع شناخت شناسنامه ای وشناخت معطوف به کارآمدی امام برآنند که اگر شناخت امام خمینی (ره) و مهندس ْ معمار انقلاب اسلامی به گنبد وبارگاه وسنگ نبشته های یک «قبر» باشد چه بسا افراد که زیباترین القاب وعناوین را بر روی سنگ قبر اموات خویش نگاشته اند، ادیبانه و پر طمطراق! از این رو اصولگرا بودن به نام نیست و روند اصولگرایی به شعارهای پرطمطراق، موقوف نمی باشد. اصولگرایی روند و فرایند کلی انقلاب اسلامی در ظرف های گوناگون زمان است و ذاتاً از امکان ها و توانایی هایی از حیث نظر و عمل برخوردار است که خواهد توانست براساس یک دیالکتیک اعتلایی، تحولی و اشراقی، سره را از ناسره بازشناسد. اصولگرایی نه تنها تحجر گرایی نیست، بلکه خود، مرز بین محافظه کاری و لیبرال مسلکی است، معیار و ملاک است، چیزی که اجمالاً اصلاح طلبی و دیگر نحله ها در تاریخ معاصر ایران نداشته اند زیرا اندیشه اصلاح را از فضایی برون متنی برای رفع کاستیهای درون متنی تجویز کرده اند اما، اصل گرایی و اصولگرایی، توان و امکانی معرفتی است که معمار نظام جمهوری اسلامی؛ امام خمینی (ره) آن را در روح و کالبد انقلاب اسلامی کار گذاشت، به دیگر سخن، اصولگرایی قوه میراثی امام خمینی (ره) و ولایت فقیه در تمامی اعصار و ادوار برای خود کنترلی و خویشتن بانی سیره نظری و عملی انقلابیون است. بنا به قول رهبر حکیم نظام چنین اصولگرایی ای در ذات خود مصلحانه واصلاح طلبانه نیز است. نمی توان ادعای انقلابی بودن وانقلابی ماندن داشت اما با اصل گرایی بیگانه بود، ویا میلی به اعتلا، تکامل و پیشرفت نداشت. انقلابی اکنون، حتماً اصولگرایی را نقشه راه پیش روی می داند، هر کس که بر این سفینه سوار شد از گزند طوفان های فکری و سیاسی از صدر انقلاب تا کنون مصون خواهد ماند، زیرا اصولگرایی کشتی نجات در انقلاب ماست. وانگهی اصولگرایی با بخشنامه و فرمان پدید نیامده است که با بی اعتنایی ها و بی مهری ها، محو شود. اصولگرای بخش نامه ای، اصولگرای سیاسی است و کالا و متاع اش جزوی از بازار سیاست است. بی شک اصل گرایی، یک زیست مکتبی ومعرفتی دارد، اصولگرایی جزوی از معارف اسلامی و شیعی است که در گذر زمان متحول و متکامل شده است. اصولگرایی نه چیزی است شبیه فرمان سلطنتی برای عضویت در حزب رستاخیز و نه پدیده ای است دست ساز دولت ها و رجال، نظیر آنچه که سبب آفرینش احزاب "کارگزاران" و" مشارکت" شده است دستگاه معرفتی و شناختی اصالت و فرد اصل گرا با آیند وروند دولت ها دچار تغییر نمی شود بلکه خود موجد و علت فاعلی دولت هاست. پس اصولگرایی در تمامی شرایط به باز تولید خود وجریان مبادرت می کند، چه در قدرت باشد چه نباشد 
 
* آیا اصولگرایی بی خاصیت شده است؟! 
 
اصولگرایی را نمی توان با سخنرانی های سیاسی و عملیات رسانه ای ناکارکرد وبرای آن اعلام " بی خاصیتی "نمود چرا که "اصل" و "اصول "و "اصالت" با جان و باطن مردمان سر و کار دارد. اصالت، ذاتی است و اصل ها، ریشه اند و مگر می شود ریشه ها، بی خاصیت شوند دراین صورت باید «زمین »و«زمان » وجود نداشته باشند؟! اصل و اصول ممکن است در برهه ای از زمان در غبار غفلت فراموش شود یا کم فروغ گردد اما چیزی از اصالت و ماهیت اصل و اصول کاسته نمی شود. نه دولت ها قادرند تا دیر زمان با احزاب خود ساخته دوام یابند و نه اصولگرایی را می توان زیر چرخ دنده های سیاست و قدرت متلاشی کرد. ممکن است بتوان حاملان اصولگرا را مورد نفوذ و طمع قرار داد و یا حتی از میان برداشت و با قدرت پروپاگاندا هویتی مجعول را برای اصولیون رقم زد اما نمی توان "اصل" را و "اصالت ها" را تخریب کرد و یا محصولی مشابه اصول به بازار سیاست عرصه کرد. اصل ها و اصولی ها از آن روی قابل متلاشی شدن نیستند، زیرا، اصولگرایی با فطرت آدمها سرو کار دارد. در این صورت حتی اگر حاملی از حاملان اصولگرایی سقوط کند و یا استحاله شود به اصل گرایی بی ارتباط است. گو اینکه ممکن است نشریه اصولگرا در فرایند زمان استحاله گردد، بی خاصیت شود ویا انحراف یابد که صد البته از خدا مدد خواسته ایم که چنین نشود اما در فرض مذکورظهور وسقوط ما چه ربطی به اصالت واصولگرایی خواهد داشت؟! اصولگرایی در طول زمان همواره نسبتی مستقیم با حق پیدا می کند ومگر سنجه حق وباطل، افراد ومقامات ومنصب ها می باشند که اصولگرایی واصالت به چنین دور باطلی گرفتار شود؟! ممکن است بتوان فطرت «اصول» گرایی مردمان را در غبار حجاب منقلب کرد اما دیر یا زود که حجاب برداشته شود آدمی به اصل خود باز می گردد، ضمن اینکه اصل فاسد شدنی نیست، مواد ومصالح ساختمان اصول، اگر مرغوب نباشد حداکثر ممکن است بنای بیرونی و ظاهری اصولگرایی اعواجاج یابد اما این اعواجاج چه ربطی به خود اصل دارد؟ زیرا اصل ها از پی واساس وفطری، مهندسی شده اند و طینت اصولگرایی به آن مفطور شد ه است. 
 
* چیستی سوم تیر و ۲۲ خرداد و کیستی ما 
 
ایران بزرگ روزهای سرنوشت سازی را پشت سر می گذارد. پس از آنهمه رفت و برگشت ایرانیان در دالان ایسم ها و احزاب و سلایق رجال وبرخی خواص تمامیت خواه، اکنون ایرانی اما به فراست دریافته است که دین و دنیای او در افق اصولگرایی قابل رصد شدن و متحقق شدن می باشد. سوم تیر ۸۴ و۲۲ خرداد ۸۸ آوردگاه راستی آزمایی اصولگرایی با دیگر نحله ها بود، این دو مقطع فقط دوتاریخ یا دو دوره انتخاباتی نبود، دو «وقت » و دو «افق» معرفتی بود که در فرهنگ عمومی ملت مؤید و حامل یک دانش واژه است. این دو وقت و دو افق بجز منتخب انتخابات وکار ویژه طبیعی اش، حامل گزاره هایی برای گزارش دوره تحولی در انقلاب اسلامی است. مردم احمدی نژاد را یافتند از آن روی که شعارها وکردارش نزدیک ترین فرد به اصل گرایی برآمده از انقلاب اسلامی بود، به همین دلیل،این یادداشت به افراد ومقامات بی ارتباط است؛چون اشخاص محصول تفکرند. لذا راقم سطور در پیش فرض راهبرد پیشنهادی اش بخود تردیدی راه نمی دهد که سوم تیر ۸۴ و۲۲خرداد ۸۸ محصول تفکر دیالکتیک اشراقی اصولگرایی و روندی از پروسه متکامل انقلاب اسلامی بود. 
 
* مهارت احمدی نژاد و دانش ملت در برابر پروژه‌ی بنیادها 
 
آن روزها که احزاب مدعی اصولگرایی در پایتخت پشت درهای بسته جلسه می گذاشتند، بیانیه صادرمی کردند، یکی را می بردند، دیگری را می آوردند، وکاندیدایی مانور می کرد، یکی ژست می گرفت و تصویر کریه برنده ایرانی صلح نوبل را به فیلم تبلیغاتی اش منضم می کرد، درکمال ناباوری و باقیافه ای فیلسوفانه از حرکت به سوی دولت مدرن سخن می گفت و در جعبه جادو به نمایش می گذارد واما آن دیگری ژست می گرفت وبا فیگور خلبانان عکس منتشر می کرد و سروصدا براه می انداخت و گروههای چند بعلاوه چند درست می شد و مکرر بیانیه صادرمی شد، احمدی نژاد اما به حکم ذاتی انقلاب، نیک می دانست که نباید بدور از چشم مردمان و محرومین درآن هیاهوها پای بگذارد و برصفحه بازی بزرگان و پدر خواندگان بازی کند. به همین دلیل با بی اعتنا به قهر و آشتی آنان، تا آخرین لحظه در آن جلسات مشارکت نکرد، او که نه اسمی داشت ونه رسمی، ا ما این سلوک، مهارت و دانشی بود که انقلاب اسلامی و دیالکتیک اصولگرایی به احمدی نژاد آموخته بود که چنین کند. ناگفته پیداست از آن روی ما مشی مستقلانه آن روز منتخب ملت وخود ملت را می ستاییم که اتاق فکر اصولگرایان از بلوغ و «رشادت فکری » توده مردم عقب مانده بود، پرواضح است که هرگاه بصیرت و بلوغ در مردم و راهبران جریان، توأمان گردد و هر دو به متن انقلاب نزدیک باشند لاجرم خروج از مرجعیت وهم جبهگی یک جریان بزرگ، خود نوعی بی بصیرتی است و تابعی از متغیرهای وابسته به مشهورات زمانه و نوعی لجبازی به شمار می آمد، بهمین دلیل فرایند حقیقی اصولگرایی درذات خود، به اجتهادی متجددانه اما اصولگرایانه در آن روزها مبادرت کرد زیرا آن روزها معلوم بود که دوم خردادیان بخاطر تخلف از میثاق های انقلاب وزیر پای گذاردن آیین های دیرین این مُلک وملت به تاریخ سپرده خواهند شد، وهرکس نیز چنین سیاقی پیشه می کرد، به چنان وضعی دچار می شد. درست به همین دلیل بود که ملت به احزاب چپ و راست و اقسام سنتی و مدرن آنها بی اعتنا شد ودل در گرو کسی گذارد که شعارها عدالت طلبانه انقلاب را سردست گرفته بود وبر تحقق آن پای می فشرد. 
 
پس اصولگرایی که ظهور کرد نه محصول احزاب مدعی اصولگرایی که محصول یک فرایند تدریجی و تکاملی در پروسه" شناخت" اصالت بود. این شناخت وبلکه "شناخت شناسی" مهارتی تاریخی بود که ذاتی انقلاب ما بود، این شناخت همانا اصل گرایی و فرایند آن اصولگرایی و حاملان راستین آن اصولگرایان هستند گو اینکه اصولگرایی فراتر از ادوار و اشخاص وبالاتر و والاتر از انساب و اسباب است.  
 
به رغم این اما باید گفت احمدی نژاد نیز محصول تفکر اصولگرایانه بود نه آفریننده اصولگرایی، زیرا اصولگرایی برآمده از اصل گرایی انقلاب بود. از سویی دیگر انتخابات ۸۴ و ۸۸ از آن روی آوردگاه اصولیون وغیر آن بود که انتخابات در این دو "وقت "با دو" افق"، تنظیم شده بود. افق اسلام به وقت ایران ودیگری ایران اما به افق غرب و به وقت غرب. دونوع انتخابات شکل گرفت، انتخابات پرورْه بنیاد و انتخابات فرایندْ بنیاد، و چون اصولگرایی پروژه نبود بلکه یک جریان و فرایندی باطنی در وجود مردمان بود، اصولگرایی پیروز شد زیرا اصولگرایی با "وجود" ایرانیان و باطن اهالی این مُلک حرف داشت. شبیه دوم خرداد نبود زیرا دوم خرداد بیش از آنکه مؤید یک افق وحامل یک معرفت بوده باشد، خیزشی سیاسی در مقابل رقیب بود. در آنجا رقیب فقط« متفاوت نما » بود، در اینجا پیروز میدان،گزارش نما و« حقیقت نما» بود، گزارش همانا پیام های انقلاب بود. وگزارش گر، با اینکه قهرمان میدان شد اما متن گزارش او، پیام های انقلاب بود احمدی نژاد از زبان دین و آیین انقلاب می گفت که باید به خویشتن انقلابی خود بازگردیم، ثروت باید عادلانه توزیع شود و« لویاتان» ایرانی واژدهای هفت سر سوغات «جناب هابز» باید به زنجیر کشیده شود، صدای کلفت دولت شبه مدرن باید نازک شود وتوده ملت بجای طبقه ای که مِنْ غیر حق، ممتاز ومرجح شمرده می شد باید عزیز گردد، دشمن صلاحیت بازجویی ندارد وباید در مقام متهم، تفهیم اتهام گردد و.....، اینها حرف هایی بوده و هست که چون بر دل مردمان می نشست وسخن انقلاب و خود آنها بود نگذاشت انتخابات مهندسی شود و آرای ملت دردست مهندسان پروژه انتخابات، به گروگان گرفته شود از این رو اصل گرایی انقلاب که از سوی حاملان آن یعنی اصولگرایان، حمل می شد به پیروزی رسید. این پیروزی محصول "کاریزما" ی فردی و شخصی نیز نبود، پس پر واضح است که این پیروزی ها، توفیق احزاب وافراد و رجال نبود، پیروزی اصل ها بود بر فرع ها! پیروزی تفکر بود بر تفرد!1. 
 
* احمدی نژاد؛ مولود یا فاعل شناسا؟ 
 
آری! سوم تیر ازاین جهت نه محصول رجال مدعی اصولگرایی که محصول روند تدریجی و منطقی انقلاب اسلامی و فرایند برآمده از انقلاب است. زیرا اصولگرایی یک حزب نیست، یک روند است، اگر برخی اصولگرایان مدعی اند که احمدی نژاد محصول فکر، جلسه و سخنرانی های انتخاباتی آنها است عرض خود می برند و زحمت ما می دارند، ضمن اینکه آنها هم که می گویند این احمدی نژاد بود که موجد اصولگرایی بود حظی از اصل شناخت و فرایند شناخت شناسی انقلاب و تحولات باطنی و ظاهری آن ندارند و بدلیل برخی انیت ها و لج بازی ها سعه وجودی انقلاب و مهارت های انقلابیون و توده مردم را نادیده می گیرند.  
 
آری! حتماً، احمدی نژاد؛ محصول بازی بزرگان و احزاب مدعی اصولگرایی نیست، اما حاصل رشد تفکر اصل گرایی انقلاب اسلامی و اصولگرایی بی ارتباط با رجال مدعی اصولگرایی است و این باعث نمی شود "احمدی نژاد" رابه خود "احمدی نژاد" ارجاع دهیم، او منبع مستقلی در تکوین وتکون انقلاب نیست، احمدی نژاد زاییده تفکر بی اعتنایی به چپ و راست و حاصل فکرتوده مردم ولایی و معتقد به امام و رهبری وجریان زنده عدالت بود. مولود نمی تواند آفریننده و علت فاعلی خود نیز باشد البته مولودی بود که حسد ها را به خود برانگیخت حتی آنگونه که هنگام نمایش سریال یوسف نبی(س) در تلویزیون، رقبای احمدی نژاد از رسانه ملی کلافه شده بودند ونیز به کارگردان فرهیخته و اصولگرای یوسف نبی یورش بردند که چرا در اوج سفرهای استانی احمدی نژاد، "یوسف"ی به تصویر کشیده شد که او نیز مکرر به شهرهای مصر سر می زند واراضی زراعی مردمان مصر را رصد می کند وسیلوهای گندم آن شهر را می کاود.این در حالی بود که کار نگارش فیلمنامه جناب یوسف نبی (س) به ادوار ما قبل احمدی نژاد باز می گشت وبه سرشت اصولگرایانه فرج الله سلحشور تعلق داشت. 
 
* اصولگرایی و مهندسی فردا 
 
با این وصف گروهها، جریانات کنونی و رجال ایران را چگونه بایدتحلیل وتبارشناسی کرد؟ به نظر ما اکنون یک جریان و چند گروه اجتماعی و سیاسی در ایران، برابر هم صف آرایی کرده اند. می گوییم جریان، چون سریان دارد وصدقه جاریه ای در ادوار است می گوییم جریان، چون زنده است ولواینکه پندار کسانی، این باشد که اصولگرایی، بی خاصیت شده و مرده است ومگر اصولگرایی واصل گرایی کالبد بی جان است! اصل گرایی خود، جان وعین هستی است ومگر می شود فی المثل عدالت را از هستی پاک کرد زیرا «اصالت » و «عدالت » بدون هم، غیر قابل تصور است.تصور عدالت حتی موجب تصدیق وشناسایی اصالت است. یک اصل گرا در تمنای عدالت است، پس باید پذیرفت که هم عدالت «وجود »دارد و هم «جانی » که در طلب آن است. گفتیم گروه، چون در کارشان « گره » افتاده و«رقیب »کاریکاتوری «جریان» به شمار می آیند، چون جریان یافتگی آنها در اسارت گروه گرایی ایشان است.کاریکاتورها، اغراق شده واقعیات و حقایق هستند و وجودشان طفیلی حقیقت و واقعیت است. گروه،« عرضی» وجریان "ذاتی" و « جوهری» است. اینک اما صف آرایی جریان و گروههای زیر به مراحل حساسی نزدیک شده است. این جریان و گروهها کدامند؟ آینده آنها چیست؟ و کدامیک پیروز واقعی صحنه های اجتماعی در آینده ایران خواهند بود؟ 
 
در پاسخ باید گفت: اکنون یک جریان و دو گروه عمده در فضای عمومی ایران وجود دارند:  
 
۱- "جریان اجتماعی اصولگرایی": 
 
جریان اجتماعی اصولگرایان، جریان عمومی انقلاب اسلامی است که ریشه دار و اصیل است و بدور از حاشیه ها، التقاط و انحرافات، اصل گرایی و اصول گرایی را دنبال می کند. این جریان چون« نمود» یک «بود» بزرگتری بنام «فرهنگ » است به سهولت زایل شدنی نیست، جریان اجتماعی همانا میوه شجره فر هنگی انقلاب اسلامی است از این رو برآنیم که جریان اجتماعی اصولگرایی انحراف نمی یابد چون «فرهنگ » ی است، سیاسی واجتماعی بودنش نیز مدغم در فرهنگ است اما این مهم، زمانی مثمر است که در عینیت به ساخت وجریان اجتماعی منجر شود دراین صورت، این جریان، ماندگار نیز می شود، چون ملاک ها و تراز های حرکت و جوشش خود را با ذات انقلاب اسلامی هم آهنگ وهم افق کرده است. این جریان، سرکرده پذیر و فرمانده پذیر و مصادره شدنی نیست، پدر سالاری مصطلح وسیاسی در آن راهی ندارد، ضد پدر سالاری است! و قیم پذیر نیست! سالهاست که رشید شده است. نه اینکه نظم او در بی نظمی است، اتفاقاً برعکس نظم وانتظام آن،کاملاً ولایتی و فقاهتی است، بجایش برسد ید واحده می گردد، بنیانی مرصوص می یابد واز حیث مشترک لفظی می گویم که نظمی آهنین بخود می گیرد اما در شرایط عادی آنقدر «باز » است و آنقدر شرح صدر دارد که همین صفت آن را لطیف، متکثر و گسترده کرده است، آنقدر شمولیت دارد که شامل همه ایرانیان شریعت مدارِ وطنخواه می گردد و این وحدت شریعت و وطن که عصر جدید ایرانی را در صفویه رقم زده است درست به عکس ظهور ناسیونالیسم عصر جدید غرب است، در اینجا ایرانی با مذهب تکون ملی پیدا کرده و در غرب جدید اما با دوری از مذهب، و این خود دو سنخ از رشد و توسعه است. نظم ایرانی، ولایتی و فقاهتی است چون، همانگونه که در مشروبات ومأکولات به حرام و حلال الهی توجه دارد در سامان اجتماعی و نظم سیاسی نیز چنین است. ولایتی و فقاهتی است همانگونه که غائله گنبد و پاوه را به اذن "ولی" ختم کرد، حصر آبادان را شکست، خرمشهر را آزاد کرد و فاو را فتح نمود چشم فتنه ها را کور می کند، گو اینکه بیش تر از صد سال پیش تنباکو را به اذن میرزای بزرگ رضوان الله علیه به سلاح تبدیل کرد و با "قدرت نرم فتوا"، استعمار و استبداد را در هم شکست، از این رو ایرانیان اجمالاً اکنون نیز در اجتماعیات و سیاسیات نیز بجای سرکردگان وصاحب منصبان و پدر سالاران از صاحب نفسان، صائب نظران واهل حقیقت گوش می کند،بیشتر از اهل سیاستی گوش می کند که در حکومت و سیاست، خویش را مسافر ومهاجر می بینند، مسافرت و مهاجرت نه صرفاً به این معنا که مناصب ومشاغل در دولت ها موقت است و دست به دست می شود، خیر! مهاجر ومسافراست چون همه این آیند و روند در قدرت وسیاست برای «آخرت» و فقط«مزرعه » ای بیش نیست. پس اهل سیاستی که از دالان سفرهای چهارگانه حکمت متعالیه2 به اداره کشور وجامعه می پردازند یا به آن توجه نشان می دهند، بی شک در مسیر وافق انقلاب اسلامی قرارداشته ولاجرم با سنت های اسلامی فلسفه تاریخ وزبان فطری مردمان همداستان هستند زیرا فطرت، عام ترین، بی تعلق ترین و بی رنگ ترین سعه وجودی است که پروردگار زمین و آسمان درهمه انسانها به ودیعه گذارده است با این حساب زبان سیاست متعالیه و علماء وکارگزاران این قسم از سیاست که همانا جریان اجتماعی اصولگرایان برآمده از انقلاب اند به دلیل عدم تعلق صرف به ممتازان و ذینفوذان در اقصی نقاط کشور و لایه های زیرین شهرها و روستاهای ایران شبکه دارد و هواداران زیادی را بخود جلب و توده ملت را با خود هم جبهه نموده است. هم جبهگی ملی در جریان اجتماعی اصولگرایی اگر چه سازمان یافته نیست اما اعضایش فطرتاًوجبلاً بصورت شبکه های مویرگی هم سخن و همداستان هستند . جریان اجتماعی اصولگرایی برآن است که نباید فقط درموعد قرار گرفتن درقدرت به باز تولید خویش پرداخت، بهمین خاطر این جریان با بهره مندی از تجربه ها و آموزه های سه دهه اخیر، اکنون در اندیشه بازتولید هویت وقدرت اصولگرایی درخارج از ساختار های رسمی است. جریان اجتماعی اصولگرا با اینکه در آفرینش سوم تیر ۸۴ و۲۲خرداد ۸۸ چهره ای آفریننده داشته اما هرگز ادعای سهم نکرده است، هیچگاه رئیس جمهور منتخب را تحت فشار نگذاشته ودعوی میراث ننموده اند، هرگز همانند برخی "متفاوت نمایان " وبعضی " لجبازان" با منتخب روند اصولگرایی سر ستیز نداشته اند، آنگونه که برخی رقبا چنین کرده ومی کنند. لجبازانی که نبرد متافیزیکی ظفرمندانه ایران علیه ایالات متحده آمریکا را در دانشگاه کلمبیا ندیدند واز آنهمه صلابت، احساس خجلت کردند!آفرینش دیپلماسی نامه به سران کفر والحاد را ندیدند ودرعصر دیپلماسی عمومی ودهکده جهانی، اثر بخشی آن را در افکار عموی انکار کردند و عدم پاسخگویی سران سلطه به نامه را، تحقیر ملت ایران پنداشتند اما از این پندار معلوم بود که منتقدین وطنی، قدرت افکار عمومی را به حساب نیاوردند و فاقد درک تحولات عصر ارتباطات هستند. لجبازانی که مهندسی تزلزل در اسطوره هولوکاست را از سوی منتخب ملت ندیدند و آن را دشمن تراشی خواندند چه بسیار رقیبانی که برای متفاوت نمایی با احمدی نژاد با ارائه تحلیل ها و پیش بینی های ناپخته در منظر افکار عمومی برای دریافت حمله آمریکا حتی «تاریخ ضربت » تعیین کرده بودند، رقبای متعصبی که آثار انقلابی سفرهای استانی و توزیع ثروت وتسهیلات بانکی را ندیدند و آن را توزیع فقر و گدا پروری نامیدند، رقبای شکست خورده ای که انقلاب اقتصادی و اجتماعی در مسیر هدفمندی یارانه ها را ندیدند و آن را آغاز فروپاشی نظام فرض کرده بودند و مشارکت همدلانه دولت و ملت را دراین راه صعب ندیدند و موفقیت های دولت دراین مسیر را حاصل اتخاذ پیوست امنیتی برای کارفرمایان و صنعت گران در کشور اعلام کردند اما آنها بخواهندو نخواهند این اقدام دولت وملت تراز شخصیت ایرانی را از حیث اجتماعی ارتقاء داد.رقبایی که سفر ظفرمندانه منتخب ملت مسلم واصولگرا را به لبنان وتا مجاورت تپه های مارون الرس ندیدند و چه بسا وی را از این مسافرت جهادی بر حذر می داشتند. رقبایی که پیروزی نهضت ملی هسته ای که برتر از نهضت ملی نفت بود را ندیدند و از کنار قدرت ملی، مذهبی نو پدید ایرانی در رفع انحصار باشگاه فضایی نیز گذشتند. صد البته شاخص خدمت وموفقیت های گفته شده به تنهایی موجد حق نیست اما از مناط های برجسته تفکر علوی در اداره کشور است ضمن اینکه پر واضح است که مقصود ما دراین باره، لجبازانی است که خویش را در دایره اصولگرایان می نامند واما فقط متفاوت می نمایانند، پس قهراً مارا با کسی که در روز تنفیذ رأی ملت بجای حضور در حسینیه امام خمینی (ره) و شرکت در این آئین ملی – مذهبی راه ییلاقات شمال را در پیش گرفت و با ترشروئی وبه علامت قهر از پایتخت خارج شد و بعدها به «ولی » ما نوشت آنچه را که نباید می نوشت ویا با شیوخ و آن آقا که دستان شان به جنایت فیزیکی ومتافیزیکی علیه نظام آلوده شد کاری نیست .  
 
جریان اجتماعی اصولگرا دراین بین اما،تمام کارهای خوب دولت را سردست گرفته و کارهایی که فقط با اصل گرایی مغایر باشد را بر نمی تابند، هرگز خواستار زمین خوردن خدمت گذار ملت نیستند ودراین راه از دوست ودشمن، دشنام ها شنیده و زخم زبان ها دریافت می دارند، اما نه سیاسی بلکه فقاهتی و ولایتی پای کار دولت ایستاده اند، گو اینکه برای ایستادگی برسر پیمان، همان اصل گرایی را ضمانت پیمان خود و دولت اعلام کرده اند، آن روزها هم که برخی در قامت پدرخوانده اصولگرایی ظاهر می شدند وفرمان های انتخاباتی صادر می کردند، توده اصولگرایان از برخورد مکتبی آن روزهای احمدی نژاد رضایت قلبی داشتند، خیلی از آنها این رضایت قلبی را عمومی کرده بودند، آنهایی هم که رضایت خود از رفتار مستقلانه احمدی نژاد را منتشر نمی کردند در روز واقعه ( روز انتخابات ) چنان کردند که همگان به رأی العین دیدند، این غافلگیری حتی چنان بود که یکی از رقبا از فرط عصبانیت وکلافگی از بعضی قهر کرد و چیزی گفت که حاکی از فقدان شناخت مهارت اصولگرایانه مردم ایران در وی بود، آقای رقیب گفته بود " قرار بود!! چیز دیگر اتفاق بیافتد! " اما به رأی العین دید که مردم،کاری دیگر کردند و صحنه ای دیگر رقم زدند، این نیز دلیلی بر آن است که بی مدد رجال و بی اعتنا به قرار ومدارهای محفل ها، مهارت توده مستضعف وانقلابی، خود مؤید زنده بودن میزان الحراره اصل گرایی انقلاب در کشور است، امروز نیز بر آنیم با اینکه احمدی نژاد نماد مهارت آن روز انقلابیون، مقابل محفل ها بود، اما دانش انقلابیون ومهارت اسلامی – ایرانی در کشور بر فرد او بعنوان رئیس جمهور متوقف نیست. با اینکه احمدی نژاد در پی بردن به ماهیت نهضت مردمی سوم تیر، ماهرترین بود اما انقلاب مهارت های جدید و فرایند اصولگرایی، ماهرین زیادی خلق کرده است، انقلاب ایران و اصولگرایی اسلامی – ایرانی بسیار، متفاوت تر از جغرافیای لیبی وبحرین، یمن و تونس و اردن است، دراینجا مردم مهارت عزل قائم مقام رهبری وخلع فرمانده کل قوا را در پیشینه خود به یادگار دارند، اینان عزل رئیس جمهور و شهادت توأمان نخست وزیر و رئیس جمهوررا در خاطرات خود دارند، مهارتی که روز به روز پیشرفته تر می شود. خلاصه اینکه جریان اجتماعی اصولگرایی و معطوف به انقلاب اسلامی، فراتر از اشخاص، در حال طی طریق است و با حرف های تبلیغاتی کسی و کسانی بی خاصیت نمی گردد، پیشینه شفافی دارد و جزو لایه های پیش رو ایرانیان در مقاطع گوناگون انقلاب و دفاع مقدس به شمار می رود. از حیث عمل اجتماعی و سیاسی، این جریان در کشور با شعار "ما می توانیم"، توانسته است در عرصه های مختلف علمی از جمله؛ فن آوری انرژی صلح آمیز هسته ای و شکست انحصار باشگاه فضایی وسیستم های ماهواره ای و علوم و فنون بیو تکنولوژیکی، پیشرفت های خیره کننده ای را برای کشور رقم زده است. قوت و قدرت این جریان نیز از خود بسندگی مکتبی و ایمان مذهبی این جریان نشأت می گیرد. 
 
"جریان اجتماعی اصولگرایی" دارای تفکرات بومی، اسلامی- ایرانی و برخوردار از سلوکی، بسیجی و تشنه خدمت رسانی اند، آبادانی این سرزمین و پیشرفت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران، اولویت دارترین خواسته این جبهه ملی و مردمی است. 
 
مجاهدان، رزمندگان، عالمان دینی و علمی دغدغه مند، مدیران بسیجی و جوانان انقلابی نسل سوم، محور و نیز دامنه شمول این جریان بشمار می آیند. 
 
آنها به ولایت امری فقیه و مصداق متعین وکنونی آن معتقد و حامی واقعی اقدامات سازنده دولت خدمتگذارند، اما پنهان نمی کنند وبلکه با بانگ رسا خواستار آن هستند که مؤلفه های گفتمانی و اعلامی دولت نهم ذیل عنوان دولت اسلامی، گفتمان غالب در دولت دهم نیز باشد، یعنی همان چیزی که ایرانیان بصورتی فرایندی و فطرت گرایانه دل در گرو آن داده وبه پای صندوق های رأی رفتند و به خلق سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 مبادرت ورزیدند. اگر چه جریان اجتماعی اصولگرایی ره آموز خلوص ایدئولوژیک ودر تمنای ناب گرایی است اما این خلوص تئوریک چنانچه پیشتر نیز گفته شد در حوزه عمل اجتماعی متکثر است ومتصلب و محصور نخواهد بود وتمامی وطن خواهان شریعت محور را در بر می گیرد جذب حداکثری دارد ودافعه اش حداقلی است، این جریان، اساساً نقد درون گفتمانی دارد، ورشد آن مرهون اصلاح درون متنی است. اصولگرایی فقط بااین معناست که ضمن برخورداری از دیالکتیک درونی واستمرار بسوی ناب گرایی اما هرگز بسمت انسداد رهنمون نمی شود، چه اینکه بنا به قول رهبر فرزانه نظام،« ایمان وهویت اسلامی و انقلابی روشن بینانه، دوری از خرافه وسست اندیشی وتمنای دائمی عدالت از یک سو وایمان به آینده، برخورداری از روحیه مجاهدت علمی، اعتقاد به آزاد اندیشی وکرامت انسانی بکارگیری اصل تصحیح روشها در مدیریت و تلاش برای شکوفایی اقتصادی – اجتماعی کشور، ایمان به مردم، ایمان به خود، ایمان به استقلال و وحدت ملی از سوی دیگر از مهمترین شاخص ها در اصولگرایی است ». با این حساب و با آن مبناها واین شاخص ها، اصولگرایی فراگیر ترین ساحت، ساخت و جریان زنده و پویای ایران است.  
 
۲- " گروه اصولگرای سیاسی" 
 
اصولگرایان سیاسی، گروه هستند چون خارج از چارچوب قدرت ومنصب، جریان ساز نیستند وعمومیت ندارند نه از رابطه ای ارگانیک بلکه از مناسبات مکانیکی برخوردارند. بازتولید ادبیات ومشی و مرام این طیف صرفاً با مدد از امکانات مادی دولت یا پارلمان و... صورت می پذیرد گروه اصولگرایان سیاسی در قوای مختلف حضوردارند چیزی اند شبیه کارگزاران سازندگی ویا حزب مشارکت اما با تابلویی زیباتر و این خود سیاسی بودن آنها را از فرایندی بودن و اجتماعی بودن جریان حقیقی اصولگرایان متمایز می سازد.اصولگرایان سیاسی اراده ای صرفاً معطوف به قدرت دارند و حصول به قدرت را شرط ماندگاری می دانند، بعکس جریان اجتماعی اصولگرایان، که به رغم توجه به قدرت وسیاست، اراده ای معطوف به فرهنگ دارند. 
"جریان سیاسی اصولگرایی" با اینکه خود را اصولگرا، حامی و رفیق دولت می داند و بعضاً در مدیریت های ارشد نیز نفوذ بالایی دارند، در بین توده مردم و لایه های اجتماعی اما از جایگاه مطلوبی برخوردار نیستند. این گروه ریشه در آب سیاست دارد ونه در خاک معرفت! چراکه صرفاً سیاسی اند و به دستگاه معرفت شناسانه دولت نهم ومیثاق الست کمتر اعتنا می کنند. آنها حتی اصولگرایی را محصول اراده و تلاش رییس جمهور یا رئیس پارلمان وشهرداری تهران، برخی فرماندهان سابق جنگ و نظایر آن می دانند و افزون بر آن یک لایه از این قبایل سعی می کنند اصولگرایی را مفهومی عقیم و غیر مولد برای کشور ارزیابی کرده و با نگاهی سطحی خواستار حرکت در جامعه بر مبنای ویژگی جذاب ماشین های رأی ساز هستند. این درحالیست که ایران فردا به خلوص ایدئولوژیک نیازمند است، چه اینکه مردم خود مهارت کافی در میدان سیاست را دارا هستند زیرا توده مردم حتی آنقدر در دانش و عمل سیاسی مهارت یافته اند که از خواص پیشی گرفته اند.البته برخی سیاسیون درگروه اصولگرایان سیاسی اکنون، آنهم پس از پنج سال از روی کار آمدن دولت اصولگرایان ودر آستانه سال ششم در توجیه برخی کاستی ها به پاک کردن صورت مساله پرداخته ومنکر وابستگی خود به اصولگرایان شدند و گفته اند که ما نه اصولگراییم ونه اصلاح طلب! در فرض پذیرش، آنها گفتند چه چیزی نیستند اما نگفتند چه " چیز" ی هستند سلب کردن چیزی، درخوش بینانه ترین وضعیت، اقدامی سیاسی است و این اظهار نظر از آنجا که سیاسی است البته ارزش پاسخگویی هم ندارد، اما آن چیزی که تصورش موجب تصدیق است همانا این است که مردم پس از 16 سال آوارگی وسرگشتگی در دولت های توسعه آمرانه هاشمی واصلاحات دموکراتیک خاتمی به آرمان های سردست گرفته شده مذهبی و ملی اصولگرایان رأی دادند و از «تحیر» خویش خارج شدند. با این که این مُلک وملت خواستار افرادی کاری و اجرایی با توان بالااما مکتبی و اصولگرا برای حصول به ایران متعالی و قدرتمند 1404 هستند اصولگرایان نفوذی در حلقه اصل گرایان، بر تنور سیاست و سیاست زدگی می کوبند، درست همان اقدامی که طیف شبه روشنفکری وغربزده ها را پیش تراز اصولگرایان زمین گیر کرده است. 
 
این گروه به رغم نیاز بنیادین کنونی به کار وتلاش، اما اکنون در سطح سیاست حرکت می کند درحالیکه کشور به مجاهدت اقتصادی بیش از دیگر ساحات پیشرفت نیازمنداست. البته مرادمان رشدی متوازن است که راههای میانبر و جهشی را برای تولید دانش های کاربردی و اقتصاد معطوف به تولید قدرت و ثروت بکار بندد. 
 
"اصولگرایان سیاسی" بی اعتنا به نیازهای واقعی تلاش می کنند خود را بر سطح رسانه ها و افکار عمومی تحمیل نمایند، آنها تا کنون قادر نشدند برجان وباطن مردمان استیلا یابند اما تلاش می کنند با کمک ابزارهای مدیریت افکار عمومی، نیازهایی تصنعی برای جان ها و باطن ایرانیان خلق کنند و پس از آن برکالبدهای مسخ شده فرمان برانند. این جریان اهل داد و ستد و زد و بند سیاسی نیز است، براحتی برای تامین خواسته های شخصی و قومی بر سر اصول معامله میکنند، این گروه، از سرمایه‌ "تقوای جمعی" نیز تهی است، چه اینکه خویشتن بانی و تقوای جمعی در صورتی معنا می یابد که افراد برای زدو بند گرد هم جمع نشده باشند، این در حالی است که هویت این گروه به پنهان کاری و نهان روشی است. نهان روشان نه تنها بر رذایل اخلاقی یکدیگر خرده نمی گیرند بلکه در این سلوک سعی می شود در استتار تخلفات هم پوشان یکدیگر باشند. بهمین دلیل، همانند ظهور آنی در سیاست، سقوطی سریع و دسته جمعی دارند. بدلیل همین مشی غیر اصولگرایانه در این گروه، آنها به یک بهتان سیاسی متوسل می شوند و اصل گرایی را همان تحجر و واپس ماندگی می نمایانند. اینان از اهالی لذت و تمتع از قدرت اند چراکه چشم انداز این جریان، فعالیت های سیاسی و لاجرم تبلیغاتی- انتخاباتی درافق قدرت و ثروت می باشد، اصولگرایان سیاسی برای تداوم حیات خود، رسانه ها را به اجاره خویش در می آورند و اصلاً رسانه ایجاد می کنند، در تعامل با اهالی هنر و رسانه های مکتوب و مجازی، بیشتر با مخالفین اصولگرایی، نشست و برخاست دارند. این جریان با اینکه از اصولگرایی عبور نموده است اما در وسط اصولگرایان جا خوش کرده و از موضع اصولگرایان با برخی اغیار تماس می گیرد و در عوض، برخی از اهالی ژورنالیست هنر هم بخاطر حب مالی و منصب های وعده داده شده تا مرز مداحی و چاپلوسی "اصولگرایان سیاسی" نیز پیش رفته اند. مداحی ای که نه به دلدادگی که با کلاهبرداری قرین تر است، اصولگرای سیاسی اما فکر می کند توانسته است این قبیله خاکستری را بنفع خویش جلب و جذب نماید. غافل از اینکه خود در این بازار مکاره استحاله شده است. 
 
اصولگرایان سیاسی بجای کار، با فلسفه، بازی و دست به تفلسف می زنند، سخنرانی های جذاب ارائه می دهند! حاشیه را بجای متن و فرع را بجای اصل بزرگ می کنند چه اینکه بزرگ نمایی اساساً شغل وکار ویژه گروه اصولگرایان سیاسی است علاوه بر این، سعی می کنند تا همه را راضی نگه دارند، حتی آنهایی را که چوب لای چرخ دولت می گذارند! بعضاً با کسانی نشست وبرخاست و شب نشینی دارند که نه حتی احمدی نژاد را بلکه فکر و روشش را آنجا که به اصل گرایی مأخوذ از انقلاب متصل باشد در محافل خصوصی خود به تمسخر می گیرند. این قبیله که سری در دولت، و دستی در مجلس و نفوذی درثروت دارد می خواهد دولت مردمی را از مداروتبار دولت نهم خارج و از آحاد و توده مستضعف دور کرده و بر مدار ممتازان تغییر مسیر دهد. اینان با هزار توجیه عقل معیشت اندیش در حال ریل گذاری جدیدی بجای راه سوم تیر هستند و اکنون می توان گفت که آنها از ماهیت و فلسفه وجودی سوم تیر و 22 خرداد عبور کردند.  
 
۳- "گروه دوم خردادی" واصلاح طلب 
 
این جریان، اکنون به برکت هوشیاری مردم در وضعیت احتضار بسر می برد. ملت کماکان منتظر است تا مرز بین کودتا چیان، براندازان و لایه های معتقد به قانون اساسی در این طیف روشن شود، ما از حیث جامعه شناسی نمی خواهیم وجود گروههای دوم خردادی وموسوم به اصلاح طلب را انکار کنیم چه اینکه این کار از قضاوت عقل به دور است اما عیچ عاقلی حضور ضد انقلابیون وفاداران به یک کشور و انقلاب را در جبهه ای واحد، توأم با تدبیر و عدالت و انصاف نمی داند، نمی شود توأم، با انقلاب وبر انقلاب بود! البته ملت کاری به تحفظ لسانی یا هم پیمانی نوشته ونانوشته این طیف با یکدیگر ندارد جریان وحرکت تاریخ که منتظر کسی نمی ماند، امت شناخت اش را با مهارت های تاریخی پی گرفته و منتظراعلام نظر آنها نمی ماند زیرا حضور تاریخی ایرانیان در ایام پس از فتنه ۸۸،ضمن در پی داشتن مرگ سیاسی کودتاچیان، حتی گروههای دوم خردادی هوادار نظام را نیز به حاشیه رانده و منزوی کرده است. اما عُقلا در اداره کشور از این همپیمایی نانوشته منجر به حذف و انزوای بخشی از جامعه اظهار خوشحالی نمی کنند، به دیگر سخن سرنوشت گروههای دوم خردادی نه به دست رقبا که به دست خود ایشان است زیرا، هیچگاه نظام سیاسی اسلام کسی را از مدینه خود اخراج نکرده است، بنظر می رسد مشی اعلامی وغیر اعلامی نظام مشارکت همه گروههاست اما این گروههای موسوم به اصلاح طلب در درون این مُلک وملت اند که باید خودبخود واز خود، راستی آزمایی کنند، اگر خود راستی آزمایی نکردند نمی توانند انتظار داشته باشند،که نظام و امت به راستی آزمایی آنها در تحولات کشور مبادرت نکند. این درست است که مردم دیگر هیچ اقبالی به آنها ندارند وآخرین باری که نشانه های حیات در پیکر بی جان این جریان و اموات سیاسی پشتیبان آنها مشاهده شد، تنفس مصنوعی ای بود که از طریق اختلافات اخیر در جبهه اصولگرایان به آنها وصل شده است اما حیات و انزوای یک گروه بیش از دیگر عوامل، مربوط به عملکرد خود آن گروههاست. پدیده ای که تاریخ دویست ساله اخیر ایران مشحون از این عبرت هاست لذا اکنون حیات این گروه و حتی برخی شخصیت های عاقل و متعهد آن بدلیل همپیمایی با برخی قبیله ها ازمتغیر مستقل و روند طبیعی خارج و به متغیر وابسته شباهت پیدا کرده است. 
 
اکنون در واقع این "محتضران سیاسی" حیات خود را مدیون"اصولگرایان سیاسی" هستند که کسب و کار کشور را تحت الشعاع کار سیاست و نظریه پردازی خویش قرار داده اند. صرفنظر از این موضوع، اما آنچه در عالم واقع در حوزه سیاست در جریان است، رقابتی است که در اردوگاه اصولگرایان وجود دارد، نتیجه اینکه گروه دوم اصولگرایی یعنی همان "اصولگرایان سیاسی" دو خطر عمده را در کشور سبب می شود: 
 
الف) حرکت در سطح سیاست و احیای برخی شکاف های سنتی و غیر قابل اعتنا در اصولگرایان و لاجرم عدم پیگیری رونق اقتصادی و اجتماعی درمرزهای مکتبی وانقلابی 
 
ب) ایجاد وحدت در بین مخالفین اصولگرایی