سایه روشن‌های یک ترور
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، برهان الدین ربانی ، ترور ، افغانستان

برهان الدین ربانی با وجود تلاشی که برای اشتی ملی و پروژه گفت و گو با طالبان انجام داد، دوازده روز پیش در سخنرانی بی‌سابقه ای به انتقاد شدید از ایدئولوژی جریان افراط پرداخت و تعریف آنها از اسلام را زیر سوال برد. بازتاب این سخنان آنقدر زیاد بود که حتی تعجب مقامات افغانستان را برانگیخت. ربانی صراحتا قرائت جریان افراط از اسلام را زیر سوال برد ...

احسان تقدسی، سرویس بین الملل و امت اسلامی شفاف؛

یک: حضور برهان الدین ربانی در کنفرانس بیداری اسلامی و دیدار وی با مسئوولان ارشد نظام، بازتاب مثبتی در میان رسانه ها و مردم افغانستان داشت و همه از آن به نیکی یاد کردند. در این میان طیفی از روزنامه نگاران افغانستان که دارای وابستگی های خاصی به سفارت آمریکا و انگلیس در کابل دارند با تقسیم کار مشترکی اقدام به سم پاشی علیه ربانی کردند. بخشی هم با پخش شایعاتی درباره نقش ایران در افغانستان، به جو ضدایرانی افغانستان دامن زدند.

دوم: برهان الدین ربانی با وجود تلاشی که برای اشتی ملی و پروژه گفت و گو با طالبان انجام داد، دوازده روز پیش در سخنرانی بی‌سابقه ای به انتقاد شدید از ایدئولوژی جریان افراط پرداخت و تعریف آنها از اسلام را زیر سوال برد. بازتاب این سخنان آنقدر زیاد بود که حتی تعجب مقامات افغانستان را برانگیخت. ربانی صراحتا قرائت جریان افراط از اسلام را زیر سوال برد و از علمای اسلام خواست تا تعریف واحدی از اسلام و افراطی گری ارایه کنند. سخنان صریح ربانی سبب از پرده برون افتادن بخش تاریک ایدئولوژی طالبان و جریان افراط شد.


سوم: در ماههای گذشته بسیاری از چهره های مشور مجاهدین افغان توسط جریان افراط به شیوه ای مشترک کشته شده اند. یکی از قربانیان این جریان احمد والی کرزی برادر حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان بود که وی نیز به همین سبک و با نفوذ جریان افراط به درون حلقه امنیتی‌اش کشته شد. نقطه مشترک همه این ترورها، پیگیری نشدن آن از سوی مقامات امنیتی افغانستان و نیز نیروهای آمریکایی است. این نکته تاریک و سوال برانگیز دستگاه امنیتی افغانستان است که هیچ وقت خبری درباره آن منتشر نشد.

چهارم: آمریکایی ها در یک سال گذشته تلاش زیادی کرده اند تا همزمان با آغاز کاهش نیروهای خود در افغانستان، مجوز احداث پایگاه نظامی دائمی در افغانستان را از دولت و مجلس این کشور بگیرند. امنیت افغانستان مهمترین دلیلی می تواند باشد که این تلاش آمریکا را با شکست مواجه کند. ناامنی مهمترین درخواست سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس برای بقا در افغانستان است. پروژه گفت و گو با طالبان هم اگر قرار بود به امنیت افغانستان منجر شود به هیچ وجه مطلوب سرویس های امنیتی غرب نیست و آنها در ظاهر از این روند حمایت کرده و می کنند.

پنجم: برهان الدین توسط همان جریانی کشته شد که 10 سال پیش احمد شاه مسعود یکی از نیروهای برهان الدین ربانی کشته شد. در ادامه همان روند نهایتا خشونت ها به جان نزدیکان کرزی نیز افتاد. جریان افراط در سالهای گذشته توانسته با شکست خوردن استراتژی غرب در افغانستان، وجهه از دست رفته خود را بازیابد. در دو سال گذشته تلاش زیادی از سوی آمریکا و دولت کرزی صورت گرفت تا پروژه گفت و گو با طالبان و تقسیم افراطیون به دو جریان خوب و بد صورت بگیرد. ترور برهان الدین ربانی به عنوان مشهورترین چهره ای که پروژه گفت و گو با طالبان را پیش می برد، ضربه نهایی به پروژه صلح با طالبان وارد کرد. اینک باید دید دولت کرزی و آمریکایی ها چگونه خواهند توانست پروژه از قبل شکست خورده خود را مدیریت کنند.


کار ربانی برای اداره افغانستان با دو میلیون فرد مسلح شبه معجزه بود
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، برهان الدین ربانی ، افغانستان ، ترور

غرب و شرق نمی‌خواست حکومت اسلامی شکل بگیرد

محمد اکبری متولد سال 1324 شمسی در منطقه وَرَسِ ولایت بامیان، از مناطق مرکزی افغانستان از مجاهدان افغان در قبال تجاوز شوروی و رهبر حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان است که اکنون نماینده پارلمان از ایالت بامیان افغانستان است.

خبرنگاران رجانیوز، با این عضو جمعیت اسلامی افغانستان، تاریخچه فعالیت‌های ربانی و نقش او در مقاومت و جهاد و تشکیل دولت، فصل جدید افغانستان پس از سقوط طالبان، فعالیت‌های وی در شورای عالی صلح، انگیزه‌های ترور و عوامل احتمالی آن، نقش ناتو در افغانستان و وضعیت طالبان را به بحث گذاشتیم.

بخش اول این گفت‌وگو در ادامه آمده است:

خیلی متشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. اولاً این ضایعه بزرگ را خدمت جنابعالی و ملت بزرگ افغانستان تسلیت عرض می‌کنیم. ان‌شاءالله که خون استاد ربّانی باعث مستحکم‌تر شدن ریشه‌های قیام مردم افغانستان که یک قیام ممتد و مداوم علیه جریان‌های استکبار و وابسته به آنها بوده است، شود. سؤال‌هایم را در دو بخش عرض می‌کنم. یکی در مورد استاد ربّانی است که جنابعالی از قدیم و از نزدیک با ایشان مرتبط بودید و اینکه آینده افغانستان بدون استاد ربّانی چگونه خواهد بود؟ بخش دوم سئوالم در باره وضعیت افغانستان و آنچه امروز در افغانستان می‌گذرد، است.

ابتدا، یک مقدار در مورد شهید ربّانی توضیح بدهید. ما در باره تحصیلات آکادمیک و تحصیلات مذهبی‌ ایشان و پیوستن‌شان به عنوان یکی از فرماندهان جهادی در مقابل شوروی و مجاهدت‌های ایشان مطالبی می‌دانیم. اگر از ایشان درباره خاطرات دوره 10ساله جهاد که دوره طلایی ملت افغانستان از لحاظ ایستادگی و مقاومت است، بفرمایید.

با تأثر شدید و اندوه عمیق، من هم به نوبه خود شهادت پروفسور استاد ربّانی را که از استوانه‌های جهاد یا ستون خیمه جهاد بود، تسلیت می‌گویم. ایشان شخصیتی دانشمند، متبحر، مبارز و دارای روشی متعادل بود. این ضایعه، یک ضایعه ملی است، از این بابت آن را به ملت افغانستان و دوستان ملت افغانستان تسلیت عرض می‌کنیم و امیدواریم خداوند خودش این ضایعه را به‌واسطه کس دیگری جبران کند.

استاد ربّانی در افغانستان شخصیتی بود که اگر نگویم بی‌نظیر، لااقل کم‌نظیر بود. ایشان از 71 سال عمرش 40 سال را در کرسی تدریس و مبارزه گذراند و در این عرصه فعال و جدی بود و تلاش کرد. بعد از فراغت از تحصیلات، به عنوان استاد دانشگاه شرعیات کابل به فعالیت پرداخت. علی‌رغم اینکه در افغانستان نظام‌های ما متمایل به شرق و دارای روابط گرمی با اتحاد شوروی و مخالف با اشخاص متدین و نشر اندیشه‌های اسلامی بودند، استاد ربّانی توانست در دانشگاه کابل هسته‌های اولیه نهضت اسلامی را پی‌ریزی کند.

با به قدرت رسیدن "داوود" عرصه بر ایشان تنگ می‌شود و به ناچار به پاکستان هجرت می‌کند. در آنجا هم بیکار نمی‌نشیند و این هسته را توسعه می‌دهد و شروع به کادرسازی می‌کند تا اینکه جهاد مسلحانه پیش می‌آید. در اینجا استاد ربانی با تجمیع اشخاص مؤمن، مسلمان، باهدف و مبارز، جمعیت اسلامی را تأسیس و یک جریان اسلامی و جهادی را رهبری می‌کند.

با توجه به شخصیت ممتاز علمی استاد ربّانی افرادی با سابقه‌‌های عالی در جمعیت اسلامی جمع شدند. یکی از آن نخبگان شهید احمدشاه مسعود بود. ایشان یکی از اعضای برجسته و بارز جمعیت اسلامی در دره پنجشیر بود. ایشان قیام مسلحانه خود را در سال 1354 در برابر حکومت داوود شروع کرد، ولی نتوانست دوام پیدا کند و با خشونت سرکوب شد، اما شعله‌های قیام خاموش نشد و محوریت قیام به پاکستان منتقل شد تا اینکه حکومت کمونیستی روی کار آمد.

در سال 54 هم شهید احمدشاه مسعود با استاد ربّانی مرتبط بود؟

بله. در میان رهبران جهادی، استاد ربّانی دانشمندترین فرد در پیشاور بود که عَلَم مقاومت را در برابر حزب کمونیست و اشغالگران شوروی برافراشت و مبارزه را با درایت و سیاست معتدلانه و میانه‌روانه ادامه ‌داد. احمدشاه مسعود با مشورت استاد ربّانی به داخل کشور منتقل ‌شد و مبارزه را در داخل افغانستان پیش ‌برد.

اشغالگران 9 سال در کشور ما حضور داشتند. بعد هم حکومت کمونیستی آمد که از آغاز به قدرت رسیدن تا سقوطش 14 سال طول کشید. در جنگ مسلحانه که کار اصلی مردم افغانستان در برابر اشغالگران شوروی و حکومت وابسته به آن بود،‌ سراسر کشور تقریباً تبدیل به یک سنگر جهادی شد و فرماندهان بسیاری رشد ‌کردند، ولی احمدشاه مسعود فرد بی‌بدیلی بود که در جهاد مسلحانه، می‌توانست با ابتکارات بی‌نظیری به دشمن ضربه‌های کاری بزند و ساحت نفوذ خود را به طرف شمال شرق افغانستان، مثل بدخشان، قندهار و بغلان ادامه بدهد.

احمدشاه مسعود از معدود فرماندهان لایق و مبتکری بود که ترجیح می‌داد به ‌جای اینکه راحت در بیرون از کشور زندگی و از آنجا مبارزه را دنبال کند و فرماندهی مبارزه را از از راه دور و از بیرون مرز ادامه بدهد، خودش در کنار سنگرنشینان به سنگر برود و مباشرتاً پیشبرد جهاد در جنگ و مبارزه و دفاع در برابر کمونیست‌ها را انجام ‌دهد. تمام این کارها با نظارت استاد ربّانی صورت می‌‌گرفت.

فرد دیگری از جمعیت اسلامی که مرتبط با استاد ربّانی و زیر نظر و تحت رهبری ایشان فعالیت می‌کرد، اسماعیل‌خان بود که در حوزه جنوب غرب درخشش خاصی داشت. ایشان افسری در اردوی شاهی داوودخان بود، ولی در برابر کمونیست‌ها قیام ‌کرد و تا آخر هم در هرات، نه تنها سنگرهای مقاومت خود را از دست نداد، بلکه گسترش هم ‌داد و تحکیم ‌بخشید. می‌‌توان گفت او هم از کسانی بود که زیر نظر استاد ربّانی و با رهبری ایشان به مبارزه ادامه ‌داد.

کس دیگری از فرماندهان برجسته‌ای که شهید شد، ذبیح‌الله‌خان بود که در بلخ، زیر نظر و رهبری استاد ربّانی جهاد می‌کرد. دین‌محمدخان در بادقیس هم از کسانی است که می‌شود نام برد. فرماندهانی که در جمعیت اسلامی و تحت رهبری استاد ربّانی بودند به صدها نفر می‌رسند، ولی افرادی مثل ذبیح‌الله‌خان و دین‌محمدخان -که در بین راه شهید می‌شود‌ـ افراد برجسته‌ای هستند.

استاد ربّانی مبارزه را ادامه داد و توانست به خاطر نهایی شدن کارها سفری به مسقوان داشت. ایشان سفرهایی به اروپا و کشورهای عربی کرد و روابطی هم با جمهوری اسلامی ایران داشت. در داخل هم روابط و مناسباتش با ما شیعه‌ها خوب و حسنه بود.

هزاره‌جات و مناطق مرکزی که زیر نظر علما بودند، از سلطه کمونیست‌ها آزاد شدند. آغازگر این قیام و جهاد هم شهید بزرگوار [شهید شیخ محمدحسین صادقی نیلی] بود که دوستانش او را ابوذر انقلاب لقب دادند که لقب مناسبی است. علمدار اولی در هزاره‌جات در میان روحانیون آقای صادقی نیلی بودند که هزاره‌جات آزاد شد و بعد هم آزاد نگه ‌داشته شد.

در عین حال، سال 58 تعدادی عناصر ناخالص به خاطر دنیا یا به خاطر اینکه زمین‌شان یا جایگاه سیاسی و اجتماعی‌شان در خطر بود، با مؤمنین، مردم بینوا و مردمی که فقط به خاطر دین به سنگر رفته بودند و زیر نظر علما در برابر حکومت کمونیستی حرکت کردند، همراه شدند.

وقتی که پرچمی‌ها آمدند و کیشتمند صدراعظم شد، در مناطق مرکزی شروع به کار کنند، یعنی ستون پنجمی از عناصر ناخالص و مذبذب تشکیل دادند و ما در برابر وضعیت خاصی قرار گرفتیم. در اینجا عناصر ناراضی، یعنی کسانی که می‌خواستند دست‌شان کوتاه شود، از منطقه بیرون شدند و به پاکستان ‌رفتند. بقیه احزاب از این‎ها استقبال و آن‌ها را تجهیز ‌کردند و مسلح ‌ساختند. حتی بعضی گروه‌ها اینها را برای جایی، به عنوان والی تعیین ‌کردند که این کار برای هزاره‌جات، مناطق مرکزی و شیعه‌نشین دردسر ایجاد ‌کرد، ولی استاد ربّانی با خیراندیشی و حسن‌نیت، ناراضیانی را که از مناطق شیعه‌نشین به پیشاور رفتند تا توسط این افراد به جمعیت اسلامی بپیوندند و از آنها امکانات بگیرند، تجهیز نکرد تا ملاحظه مردم شیعه را کرده باشد.

اداره هزاره‌جات عمدتاً به دست روحانیونی بود که می‌خواستند حکومت اسلامی تشکیل شود. استاد ربّانی برخلاف بقیه رهبران پیشاورنشین به صورت خاصی با درایت، دوراندیشی و این ملاحظه که مبادا اینها مزاحمتی در هزاره‌جات ایجاد کنند، یا نهضت شیعه تضعیف و برای مسئولین آنجا دردسر ایجاد شود جداً پرهیز کرد و کسی را از ناراضی‌های شیعه که از هزاره‌جات بیرون شده بودند، تجهیز نکرد و حسن نیت خود را در این موارد نشان داد.

یعنی این ریش‌سفیدی که ایشان تا همین اواخر در شورای عالی صلح داشت، از قدیم است و ایشان از قبل همین ‌طور بوده ‌است؟

بله، ایشان فردی معتدل، کم‌تعصب و دوراندیش بود که می‌خواست نسبت به نهضت شیعه‌ها و سهم آنها در افغانستان که در دایره جهاد، بارز و قابل تحسین بود، مزاحمتی ایجاد نکند. استاد ربّانی جداً متوجه این قضیه بود که کاری نکند که این حرکت تضعیف شود، لذا وقتی یکی از ناراضی‌های ما به آنجا مراجعه و تقاضا می‌کرد که عضو جمعیت اسلامی و متعهد به آن باشد و امکاناتی بگیرد، استاد ربّانی فوراً با درایت و دوراندیشی مانع می‌شد، چون می‌دانست که اگر چنین شود، به نام جمعیت در مناطق مرکزی، مناسباتش با شیعه‌ها خراب و مکدر می‌شود و ممکن است برای مردم و مسئولین آنجا دردسر ایجاد شود، برای همین به‌شدت از این کار پرهیز می‌کرد که ما این را دلیل بر دوراندیشی، عدم تعصب، خیرخواهی و مصلحت‌اندیشی می‌دانیم تا اینکه جهاد پیروز بشود.

گرایش‌هایی مثل طالبان کجای کار جهاد بودند؟ البته طیف‌هایی مثل حکمتیار همراه شما کار می‌کردند و می‌جنگیدند و جهادی بودند.

تا وقتی جهاد پیروز نشده بود، حرفی از سپاه صحابه و طالبان و... نبود و تا پیروزی جهاد، چیزی را احساس نکردیم. اگر هم در گوشه‌های افغانستان و در بعضی از مناطق بوده، ما با آنها تماسی نداشتیم و نام و نشانی از آنها مطرح نبود.

وقتی مجاهدین پیروز شدند، پیش از پیروزی آنها یا مقارن با پیروزی‌شان، همان‌ طور که می‌دانید رهبران جهادی در پیشاور، آقای پروفسور مجددی را برای دو ماه ممثل حکومت اسلامی در نظر می‌گیرند. وقتی آنها به اینجا می‌آیند شورای حل و عقد تشکیل می‌شود.

شورای حل و عقد یعنی کسانی در افغانستان در این شورا عضویت پیدا می‌کنند که صلاحیت باز و بسته کردن مسائل سیاسی و اجتماعی و تعیین سرنوشت مردم افغانستان را داشته باشند. در شورای حل و عقد که از تمام اطراف و اقوام افغانستان، پیروان مذاهب و احزاب سیاسی متعدد در اینجا جمع می‌شوند، برای ریاست جمهوری (ریاست دولت اسلامی) افغانستان، فردی مناسب‌تر از استاد ربّانی را نمی‌یابند، لذاست که متفقاً با یک اتفاق عام و تام استاد ربّانی را به حیث رئیس‌جمهور افغانستان تعیین می‌کنند که نشان‌دهنده این است که استاد ربّانی در بین رهبران، از یک جایگاه برتر و ممتازتر برخوردار بوده و برای اکثریت مردم افغانستان قابل قبول بوده است.

در آن شرایط سخت و بحرانی که ما از یک جنگ 15 ساله بیرون آمده بودیم و در برابر اتحاد شوروی در کشور چیزی در حدود دو میلیون نفر مسلح بودند و تعدادی از اینها وابسته به همان رژیم سابق بود که با آن جنگیده می‌شد، چون اعلام عفو عمومی شده بود، آنها هم مانده بودند، چه کسانی که در اردو بودند و چه کسانی که در پلیس بودند، ولی متلاشی شده بود.

اردوی ما بعد از پیروزی جهاد متلاشی شد، ولی مسلحان که زیر زمین نرفتند، از کشور هم خارج نشدند، بلکه بین احزاب و اقوام پخش شدند. از مجموع مجاهدین و کسانی که در دولت حزب دموکراتیک خلق بودند، بعد از اینکه استاد ربّانی به عنوان زعیم کشور افغانستان، مسئولیت را بر دوش می‌گیرند، درحالی که در افغانستان دو میلیون نفر مسلح وجود دارد. اینها از اقوام و نواحی مختلف هستند. اکثر این افرادِ مسلح، دهاتی، بی‌سواد و فقیرند. چنین کمیتی از افراد مسلح را اداره کردن، به تحت انضباط درآوردن، بر آنها مستولی شدن، قانون را با آنها تطبیق کردن و آنها را در خدمت جامعه و قانون قرار دادن؛ کاری بود شبه معجزه.

لذا بود که دسیسه‌هایی علیه حکومت استاد ربّانی از جنوب شروع شد و تحریکاتی صورت گرفت که استاد ربّانی با حوصله در برابر این سختی‌ها، دست خود را به طرف طیف‌ها و مجموعه‌های مختلف دراز کرد، ولی مسئله افغانستان دیگر مسئله‌ای نبود که فقط در داخل افغانستان و داخل فعل و انفعالات قرار ‌بگیرد و بتوان با آنها کنار آمد یا نیامد، بلکه عوامل منطقه‌ای و داخلی و خارجی وجود دارند و بدبختی این است که در افغانستان مسائل قومی هم دخالت می‌کنند.

دوره زعامت استاد ربّانی 10 سال طول کشید و 10 سال قانوناً رئیس‌جمهور افغانستان بود و سازمان ملل متحد استاد ربّانی را به حیث رئیس‌جمهور افغانستان می‌شناخت، ولی دولت و شخص استاد ربّانی با مشکلات روزافزونی روبرو بود و با وجود این، ایشان میدان را برای جریان‌های افراطی، جنگ‌افروز و خشونت‌طلب خالی نگذاشت و همچنان‌که جهاد را رهبری می‌کرد، مقاومت را هم رهبری می‌کرد.

در کنار استاد ربّانی مسعودِ شهید، قهرمان ملی بود، مارشال فهیم، اسماعیل‌خان و صدها و ده‌ها نفر دیگری از اقوام مختلف بودند، مثلاً از پشتون‌ها شخصیت بسیار بارزی مثل استاد سیاف، حاجی عبدالظاهر قدیر و کسان دیگری در کنار استاد ربّانی در جبهه مقاومت بودند.

استاد همچنان‌که در جهاد رهبر بود یا بهتر است بگوییم یکی از رهبران بسیار برجسته و موفق بود، در دوره مقاومت تنها رهبری بود که در رأس قرار داشت و دیگران پیرامون استاد ربّانی مقاومت کردند تا جریان‌های متحجر بر کل افغانستان مسلط نشد. متأسفانه قضیه شانزدهم سنبله [شهریور] پیش آمد و سردار جهاد و قهرمان ملی، احمدشاه مسعود شهید شد، بعد هم اتفاقی که در نیویورک افتاد و حوادثی بعد از آن رخ داد تا اینکه غرب با لشکرکشی به افغانستان مداخله کرد که حکومت طالبان را سقوط بدهد و در اینجا امنیت بیاورد. بعد از آمدن قوای غرب در افغانستان جلسه بُن تشکیل شد...

اگر اجازه بدهید قبل از اینکه به آنجا برسیم، سئوالی بپرسم. از سال 92 تا 97 که ریاست جمهوری مستقر استاد ربّانی بود، چه اتفاقاتی افتاد؟ یعنی چه شد که جریان‌های تندرو که به فرمایش شما ریشه‌دار هم نبودند و در دوره جهاد ما اینها را نمی‌دیدیم، متشکل شدند و شکل گرفتند و رهبری معنوی و یکپارچه استاد ربّانی را مخدوش کردند و تا سال 1375 که حول و حوش 96، 97 می‌شود، به این سمت رفتند که مزارشریف کم‌کم سقوط کرد. در این چند سال چه اتفاقی افتاد؟

برای جواب به سئوال شما باید مقدمه مختصری بگویم. هزاران نفر از مردم مسلمان افغانستان چه آنهایی که زیر شکنجه‌ها شهید شدند و چه آنهایی که در سنگرها زیر هجوم آتش‌بار دشمن شهید شدند دو هدف داشتند: 1) ساقط کردن حکومت وابسته به شوروی و بیرون کردن شوروی و اشغال‌گران. 2) به‌جای آن تشکیل یک حکومت اسلامی و دینی مردم‌گرا و دارای مشارکت ملی و نظامی اسلامی و مردم‌سالار.

در مورد هدف اول؛ مجاهدین افغانستان توانستند بعد از 10 سال اشغالگران را بیرون کند و بعد از 14 سال حکومت دست نشانده اشغالگران هم سقوط کند اما در آرزوی اصلی که هدف دوم و تشکیل حکومت اسلامی بود مجاهدین موفق نبودند و نتوانستند یک حکومت جهادی و اسلامی پایداری را تشکیل بدهند. عواملی دارد، ولی مهم‌ترین عاملی که باعث شد حکومت اسلامی پایدار و ماندگاری تشکیل نشود، شرق و غرب نمی‌خواستند که در افغانستان در همسایگی جمهوری اسلامی ایران چنین حکومتی تشکیل شود. جمهوری اسلامی ایرانی که در آن انقلابی شد که می‌شود آن را انفجار نور گفت، انقلابی که هدیه الهی بود، انقلابی که برای ملل مستضعف و مسلمان‌ها الگو بود. حتی جهاد افغانستان هم از انقلاب اسلامی ایران تأثیرات مثبتی پذیرفت.

شرق و غرب مخالف بود و آماده نبود و نمی‌خواست که در همسایگی جمهوری اسلامی ایران یک حکومت اسلامی در افغانستان تشکیل شود، لذا هر کدام به نوبه خود حکومت مجاهدین را تخریب کردند. همین غربی که روزی روزگاری مجاهدین را در برابر شرق حمایت می‌کرد، این بنا را نداشت که شوروی شکست بخورد و مجاهدین جایش را در افغانستان بگیرند و حکومت اسلامی تشکیل بدهند. بلکه غرب می‌خواست مجاهدین به عنوان سوخت شوروی را شکست بدهد و بعد جای آن را غرب بگیرد و افغانستان در قلمرو و ساحت نفوذ غرب بگیرد.

گزینه‌شان چه بود؟

یک حکومت سکولار و دنباله‌روی سیاست غرب و پایگاهی برای غرب در آسیا.

آیا طیف مشخصی داشتند که اینها را نمایندگی کند؟

افراد سکولاری داشتند، حتی عناصری از خلق پرچم که وابسته به شوروی بودند. بعد از اینکه ناامید شدند، خودشان نمی‌توانند به حکومت ادامه بدهند، چپ آمریکایی شدند، یعنی چپ‌هایی که روزی و روزگاری وابسته به روس و به آن دلبسته بودند و با حمایت از آن به قدرت آمدند، بعد از آنکه از حمایت شوروی ناامید شدند، همین‌ها هم چراغ سبزهایی به آمریکا و غرب نشان دادند که ما برای خدمت به غرب آماده‌ایم. برای اینها هم یک حکومت سکولار مطلوب بود که غرب هم همین را می‌خواست. لذا شرق و غرب با یک تبانی منحوس نگذاشت که یک حکومت جهادی تشکیل شود، و لذا بود که جریان‌های دیگر یعنی همین جریان‌ها و حکومت‌های غربی که روزی و روزگاری مجاهدین را در برابر شوروی حمایت می‌کرد، اینها برای شکستن مجاهدین، جریانات متحجر دیگری را ایجاد کردند.

تا اینکه بالاخره با عموم حمایت‌ها و اینکه خود به تماشا نشست و امکاناتی را فراهم کرد. ما می‌بینیم جریان‌های متحجری با کمک‌ها و طرح‌های مشترک عربستان، سرویس‌های امنیتی انگلستان و امریکا به وجود می‌آید و از این طریق حکومت مجاهدین را تضعیف می‌کند و مجاهدین اکثریت مناطق افغانستان را از دست می‌دهد و جریان‌هایی می‌آیند که حرکت تکاملی افغانستان متوقف می‌شود.

منشأ اختلاف‌های داخلی هم همین‌ها بودند؟

البته عوامل داخلی هم دخیل هستند. اینکه ما ناکام ماندیم و حکومت اسلامی تشکیل نشد و پایدار نماند به خاطر عوامل داخلی هم بود مثل مسائل قومی،‌ ناپختگی، بی‌سوادی بسیار بالا و نفسانیاتی که هنوز اصلاح نشده است. یکی از عوامل این بود که در میان رهبران، کسی که اکثریت مردم افغانستان در مقابل او تسلیم باشند، در چنین جایگاهی قرار نگرفت. استاد ربّانی در میان این رهبران امتیاز بیشتری داشت و دلیلش هم این بود که مردم در شورای حل و عقد به شکل بسیار وسیعی از اقوام مختلف و حاکمان استان، استاد ربّانی را رئیس گرفتند، اما استاد ربّانی در بین سران مجاهدین رقیبانی داشت؛ رقیبانی که بعضی‌هایشان سرسخت و بی‌انصاف هم بودند، لذا بود که حکومت مجاهدین بر اوضاع افغانستان مسلط نشد.

باورم این است که اگر غرب با حکومت مجاهدین روابط تام دیپلماتیک برقرار می‌کرد و این حکومت را به رسمیت می‌شناخت و تنها نمی‌گذاشت و یک مقدار با او همکاری می‌کرد، حکومت مجاهدین می‌توانست بماند که این هم به نفع افغانستان بود و هم به نفع جهان بود و جهان شاید با مشکلی که الان با آن روبرو شده است، روبرو نمی‌بود، و لیکن مطامع غرب، این را تقاضا کرد که باید حکومت مجاهدین سقوط کند. یکی پشت دیگری بیاید. همان جریانی هم که ایجاب کرد تا مجاهدین را تضعیف کند و ساکت بسازد، مقصد اصلی‌اش این نبود، بلکه مقصد اصلی غرب ایجاد یک حکومت سکولار بود که با چند قدم به آن برسد. الان هم به دنبال چنین چیزی هست.

من فکر می‌کنم سران مجاهدین هم که یک به یک نشانه گرفته می‌شوند، برمی‌گردد به همین سیاست که غرب در افغانستان حکومت سکولار می‌خواهد و منافع خود را در این می‌بیند که در کشورهای جهان سوم و در کشورهای اسلامی حکومت سکولار برقرار کند.

بحث ما و شما در باره شخصیت شهید استاد ربّانی است که ایشان در این کشاکش و گرفتاری‌ها و در برابر این توطئه‌ها، ایستادگی و حوصله‌مندانه مقاومت کرد تا وقتی که بالاخره دو باره از جبهه شمال آمد و در کابل مستقر شد. می‌بینیم استاد ربّانی مدت 10 سال در بحرانی‌ترین شرایط سیاسی و اجتماعی افغانستان زعامت جهاد و مقاومت را به دست داشت.

اشاره کردید که غرب نخواست این نهال پا بگیرد و با انگیزه‌های مختلف آن را زد. گزینه‌های مطلوب‌شان از نظر مدل حکومتی، یک حکومت اسلامی نبود. از آن طرف هم یک‌سری اختلافات داخلی وجود داشت، ولی ته‌اش آنچه که وارد فاز نظامی شد و حکومت استاد ربّانی را دچار بحران کرد، جریان طالبان بود. این بحث به‌صورت جدی مطرح است که طالبان از داخل پاکستان شکل گرفته و تغذیه می‌شود. جریان‌های داخل پاکستان از ریشه‌دار شدن طالبان و این حرکت‌های تندروانه چه نفعی می‌برند؟

بعد از اینکه پاکستان ایجاد شد، حدود 62،63 سال قبل، یک مشکل اساسی بین افغانستان و پاکستان، وجود داشت. افغانستان در دوره صدارت داوودخان مدعی می‌شود که ما خط دیورند را به رسمیت نمی‌شناسیم. این خط مرزی در زمان حکمرانی امیر عبدالرحمن‌خان در افغانستان، طی معاهده‌ای با هند تحت سلطه انگلیس تعیین شد، اما بعد از به وجود آمدن کشور پاکستان، حکومت وقت افغانستان (حکومت داوودخان)، این خط را به رسمیت نشناخت و هنوز بین دو کشور افغانستان و پاکستان بر سر مسایل مرزی (خط دیورند) اختلافاتی وجود دارد که گاهی باعث بروز مشکلات جدی بین دو کشور شده ‌است. حکومت افغانستان در دوره صدارت و نخست‌وزیری داوودخان این ادعا را مطرح می‌کند که ما خط دیورند را به رسمیت نمی‌شناسیم. این خط بین و تا پل عتق متعلق به افغانستان است.

این مسئله کش پیدا کرد، درحالی که حکومت‌های قبلی افغانستان، مثل عبدالرحمن‌خان که 20 سال حکومت کرد، این خط را به رسمیت شناخته بود، پسرش امیر حبیب‌الله‌خان که او هم 20 سال حکومت کرد، این خط را به رسمیت شناخت. امان‌الله‌خان همین طور، نادرخان در چهار سال حکومتش و ظاهرشاه این خط را به رسمیت شناختند، ولی وقتی داوودخان به قدرت رسید تحت تأثیر نازیسم غرب آلمان و ایتالیا، این روحیه را پیدا می‌کند که پشتون، پشتون بوده و عنوان کرد این خط جامعه پشتون را دو قسمت کرده است و تا پل عتق متعلق به افغانستان است.

این یک کشمکش تاریخی بین افغانستان و پاکستان بود. حتی وقتی پاکستان مستقل شد و می‌خواست در ملل متحد کرسی خود را به دست بیاورد، افغانستان بیش از هر کشور دیگری با عضویت پاکستان در ملل متحد مخالفت کرد. ما فکر می کنیم پاکستان به خاطر این مسئله این طور موقفی در برابر افغانستان دارد.

در دوره جهاد که افغانستان در معرض این خطر قرار گرفت که اگر ایستادگی نشود، یکی از اقمار شوروی خواهد شد و شوروی به این هم قناعت نخواهد کرد و به عنوان تختة خیز از این کشور برای نفوذ و تصرف در پاکستان استفاده کندـ که البته منطقه بلوچستان هم آسیب‌پذیر بود و می‌توانست از این طریق بر آب‌های گرم و اقیانوس هند و دریای عمان راه پیدا کندـ و با توجه به اینها پاکستان محکم از مجاهدین و مهاجرین افغانستان حمایت کرد و این واقعیتی است که باید اعتراف کنیم.

اما وقتی پاکستان علائم پیروزی مجاهدین را احساس کرد، طمع و توقع داشت که وقتی شوروی شکست می‌خورد و حکومت مجاهدین تشکیل می‌شود که پاکستان در این مدت با اینها کار کرده است، حکومت آینده افغانستان باید دنباله‌روی سیاست پاکستان باشد، اما وقتی در افغانستان استاد ربّانی در رأس و احمدشاه مسعود به عنوان بازوی مسلح این جریان، نظام و حکومت قرار می‌گیرد، اینها حاضر نیستند دست از استقلال افغانستان بردارند.

افغانستان حاضر است با پاکستان روابط حسنه برقرار کند، ولی می‌خواهد به عنوان ملتی که جهاد کرده و خون داده مستقل باشد و با دنیا بر اساس منافع ملی خود مناسبات و روابط برقرار کند و این مطابق انتظار پاکستان نبود؛ پاکستان خیلی بیشتر از اینها می‌خواست، یعنی یک حکومت دنباله‌رو در افغانستان. وقتی که این نشد، لذاست که اینها از جریان‌های دیگری برای تضعیف حکومت مجاهدین حمایت کردند.

بنا بر آن، ما احساس می‌کنیم یک مسئله کشیدگی لاینحل، مسئله خط دیورند است. نه همه‌ی افغانستان، بلکه بعضی از عناصری که بیشتر تمایلات قوم‌گرایانه دارند، این ادعا را مطرح می‌کنند که دلایل محکمی هم ندارند و این سبب شده که حکومت پاکستان هراس داشته باشد که اگر در افغانستان یک حکومت قوی، مقتدر و مسلط بر اوضاع به وجود بیاید، ممکن است این ادعای خود را جدی‌تر مطرح کند و پشت سر آن اقدام باشد. اگر پاکستان تا عتق را از خود می‌خواند و روزگاری با این مشکل روبرو شود، حکومت پاکستان به این نتیجه می‌رسد که اگر بخواهد زنده بماند و اگر پاکستان پاکستان بماند، باید این خط دیورند حفظ شود. درحالی که حکومت افغانستان این را نمی‌پذیرد و ما فکر می‌کنیم یک مشکل اساسی این است.

بنا بر آن، این وضعیت ایجاب می‌کند و باعث می‌شود که پاکستان سعی کند در افغانستان حکومت ضعیفی باشد که همیشه دست به عصا راه ‌برود و دچار مشکلات باشد تا نتواند در باره خط دیورند و ماورای دیورند که یک ادعایی پشت سر آن عمل باشد، مطرح کند و اگر هم گاهی حرف می‌زند، فقط در حد حرف باشد. مسئله دیگر روابط افغانستان با هند برای پاکستان یک مسئله استراتژیک است. دو مسئله بین ما و پاکستان هست: 1) مسئله خط دیورند، 2) رابطه افغانستان با هند. تا وقتی این دو مسئله حل نشود، ما فکر می‌کنیم پاکستان دست از حمایت مخالفین حکومت افغانستان برنخواهد داشت.

حالا طالبان است. فرض کنید اگر روزی حکومت افغانستان با مخالفین مسلح امروزی کنار بیاید و خواسته‌های پاکستان برآورده نشود، روابط ما با پاکستان عادی نشود، افغانستان به آرامش نمی‌رسد. یعنی ما از پاکستان بخواهیم مخالفین ما را جا ندهد، مسلح نکند، آموزش ندهد و برای جنگ با ما نفرستد، ولی ما از پاکستان نپرسیدیم تو از ما چه می‌خواهی؟ که اگر خواسته‌اش با حفظ استقلال و هویت اسلامی و استقلال ملی‌مان برای ما قابل اجرا و قابل قبول و متکی به منطق باشد، ما منافع مشروع پاکستان را به رسمیت بشناسیم و منافع مشروع ما را هم باید پاکستان به رسمیت بشناسد تا از این جنجال‌ها نجات پیدا کنیم. تا وقتی مسئله ما با پاکستان از اساس حل نشده و مسائلی از این قبیل لاینحل بماند، فکر نمی‌کنم افغانستان روی آرامش را ببیند.

در قضیه اجلاس بُن1 یک چه شد که استاد ربّانی بعد از سقوط طالبان ادعایی برای ریاست جمهوری نکردند و آقای کرزای به آن ترتیب به عنوان ریاست جمهوری انتخاب شدند.

من احساس می‌کنم که استاد ربّانی تشنه این نبود که به هر صورت زعیم افغانستان باشد. تا وقتی که کس دیگری در میدان نبود که بتواند جای ایشان را بگیرد و در برابر جنگ و حملات پیاپی و این همه مشکلات کمرشکن کسی داوطلب و متقاضی نبود که جای استاد ربّانی را بگیرد، به غیر از همان جریانی که در حال جنگ بود و می‌خواست با جنگ بر افغانستان مسلط شود، بقیه از طریق مسالمت‌آمیز و تفاهم کسی به میدان نیامده بود که جای استاد ربّانی یک زعیم مشروع باشد، لذاست که استاد ربّانی احساس نیاز می‌کرد که زعامت را ادامه بدهد تا وقتی که اجلاس بُن پیش آمد و در آنجا جمعی از افغان‌ها ـ‌که البته غرب هم در آنجا حضور داشت و نماینده ملل متحد، اخضر ابراهیمی هم حضور داشت، وقتی که در اینجا جلسه تشکیل می‌شود و اینها بالاخره توافق می‌کنند که بعد از این آقای کرزای زعامت را بگیرد، استاد ربّانی دیگر ضرورتی را برای اینکه بخواهد مخالفت کند و یا به حکومت و زعامت خود ادامه بدهد، نمی‌بیند، بلکه مصلحت‌ ملی را در این می‌بیند که خوب است دست از زعامت بردارد و تا همین جا که کسی به میدان نبوده و بار مسئولیت را رسانده، حالا که جمعی از مسئولین افغانستان لازم دیده‌اند که کس دیگری بیاید، استاد ربّانی با پیشانی باز این فیصله را قبول می‌کند.

من در مراسم انتقال قدرت در اول جَدی، یعنی اول دی در کابل بودم، در مراسمی که در وزارت داخله برگزار شد، استاد ربّانی با پیشانی باز ریاست دولت را به آقای کرزای تبریک گفت و با ایشان معانقه کرد و این از دانش استاد ربّانی، دوراندیشی، مصلحت‌اندیشی و وطن‌دوستی ایشان بود و اینکه ایشان از هر طرحی که به نفع افغانستان باشد و برای مردم افغانستان قابل قبول باشد، استقبال می‌کند و کسی نیست که دلباخته قدرت و خواهان آن یا در تلاش این باشد که به هر صورت زعیم باشد. نه! بعد از آنکه ایشان 10 سال این مسئولیت را به دوش داشت، بعد از اینکه در نتیجه جلسه بُن آقای کرزای پیشنهاد می‌شود که زعیم آینده افغانستان برای مدت دو سال باشد، آقای استاد ربّانی ریاست را به آقای کرزای انتقال می‌دهد و با او همکاری می‌کند.

در یک دهه اخیر، ایشان نماینده پارلمان از بدخشان بودند. غیر از این فعالیت‌های عمده استاد چه بود؟ چه فعالیت‌های رسمی و سیاسی، چه فعالیت‌هایی از جنس حزبی؟

بعد از این تحول جدید که زعامت به آقای کرزای منتقل شده، استاد ربّانی فرصت بیشتری برای رسیدگی و سر و سامان دادن به امور حزب پیدا می‌کند. بر اساس معلوماتی که دارم، استاد ربّانی بعد از اینکه آقای کرزای مسئولیت کشور را به دوش می‌گیرد، بیشتر وقت خود را برای سر و سامان دادن حزب «جمعیت اسلامی» به مصرف می‌رساند، مسائل فرهنگی دارد، کم‌کم مراکز فرهنگی تشکیل می‌دهد، بعد هم زمینه‌سازی و تمهیداتی برای ایجاد یک ایستگاه تلویزیون که بالاخره این را هم بعد از شش سال کار کردن و تمهیدات توانست تلویزیون نور را تأسیس کند. تلویزیون نور بعد از تلویزیون تمدن، یک تلویزیون ارزشی است، تلویزیونی است که با سازوکار ارزش‌های اسلامی در جهت آگاهی مردم و بیداری نسل جوان، هدایت مردم و مخصوصاً نسل جوان، به‌سوی دینمداری و ارزش‌های اسلامی نقش بارزی داشته است و علاوه بر این ایشان در مجامع علمی مطالعاتی در زمینه تفسیر، تاریخ اسلام و فقه اسلام می‌کردند و در این زمینه‌ها یک عالم دینی بود. در عین حال آگاه به مسائل روز بود و از دانش روز هم بهره خوبی داشت و یک چهره ممتاز علمی و سیاسی و در موقعیت بالایی قرار داشت.

ادامه دارد...


امریکایی‌ها چه نفعی از نبود ربانی در افغانستان می‌برند
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: آمریکا ، ترور ، برهان الدین ربانی ، افغانستان
تهدید متفکران انقلابی نزدیک به ایران/ تقویت جریان ضد شیعی

گروه بین‌الملل- مهدی جهانتیغی:مجموعه شواهدی همچون واقع شدن محل سکونت برهان الدین ربانی در یکی از امنیتی‌ترین مناطق افغانستان که حتی سفارت امریکا نیز در نزدیکی آن است و همچنین تدابیر امنیتی ویژه تیم حفاظتی ربانی که پس از مرگ احمد شاه مسعود همواره آگاهی از تلاش طالبان برای حذف برهان الدین ربانی داشته اند و از سوی دیگر سناریوی ترور که حتی رئیس جمهور افغانستان را نیز به صورت غیرمستقیم و بدون آگاهی وی به بازی گرفت، نشان می دهد که ترور رئیس جمهور سابق افغانستان یک عملیات اطلاعاتی امنیتی پیچیده است که از توان اطلاعاتی طالبان خارج بوده و با مدیریت یک سرویس اطلاعاتی قدرتمند در پشت صحنه اجرایی شده است.

اما ترور برهان الدین ربانی رئیس جمهور سابق افغانستان و رئیس شورای عالی صلح این کشور از منظر منفعت های استراتژیکی این حادثه از آن جهت حائز اهمیت ویژه است که می تواند روشن کننده دلایل این ترور و مهم‌تر از آن زمینه‌های تسهیل و حمایت از این ترور را از طرف امریکایی ها به خوبی نشان دهد. به‌طوری که خود مقامات بلند پایه پنتاگون نیز در واکنش به ترور رئیس جمهور سابق افغانستان، قتل وی را تحول مهم و قابل توجهی از نقطه نظر استراتژیک ارزیابی کرده اند.

برای ارائه تحلیل دقیق و استراتژیک از این ترور بدون نگاه به مشخصات اندیشه ای، جایگاه راهبردی ربانی در وضعیت کنوی وی در افغانستان و زمان اتفاق این ترور نمی توان فهم دقیقی از این اقدام سرویس های امنیتی امریکا به‌دست آورد.

در مورد مشخصات تفکر سیاسی ربانی می توان گفت که وی یک عالم سنی مذهب در حین حال یک سیاست مدار معتقد به وحدت قومیت ها و مذاهب در افغانستان و همچنین مخالف حضور بیگانگان در خاک افغانستان از زمان حضور سربازان شوروی سابق تا حضور نیروهای ناتو در این کشور در زمان حاضر بوده و همواره از افراط گری مذهبی به سبک طالبان انتقاد کرده است. این مجاهد در حوزه سیاست خارجی نیز بسیار به جمهوری اسلامی و رهبران ایران نزدیک بوده است.

درباره جایگاه راهبردی ربانی در جامعه افغانستان نیز باید گفت که وی به خاطر مجاهدت ها و همچنین داشتن سوابقی از جمله ریاست جمهوری افغانستان و روحیه اعتدال دارای وزن سیاسی و محبویبت زیادی در میان مردم این کشور بود.

در این میان حضور استاد ربانی در جایگاهی چون ریاست بر شورای مهم عالی صلح و همچنین نحوه نگاه و مدیریت ربانی در این شورای تاثیر گذار نیز بسیار مهم است.

ربانی که به عنوان شخصیتی با تفکر مستقل شناخته می شد، در این شورا تلاش کرده بود که جایگاه ها را به افراد با اعتقاد واقعی به جریان صلح و کمتر تحت تاثیر برخی کشورهای غربی و عربی، بدهد و همین تدبیر ربانی توانسته بود قدرت نفوذ خارجی به‌ویژه عربستان سعودی را در شورای راهبردی صلح کاهش دهد.

به اذعان قریب به اتفاق ناظران و فعالان سیاسی در افغانستان، استاد ربانی به موفقیت های خوبی در تقویت صلح در میان قبیله‌ها و گروه های مختلف افغان در طی مدت ریاست بر شورای صلح بدون امتیاز دادن خاص به گروه های تندرو دست پیدا کرده بود.

نکته حائز اهمیت دیگر که در هفته های اخیر پررنگ‌تر شد، اختلاف های بنیادین ربانی با امریکا و عربستان در مورد فرایند نهادینه کردن صلح در افغانستان است که وی در آخرین اظهارنظرهایش عملا بی اعتقادی خود را به طرح مشارکت دادن طالبان به عنوان مهره امریکا و عربستان در فرآیند برقراری صلح ملی در این کشور بیان کرده بود.

موفقیت های ربانی در شورای صلح افغانستان که حاصل مدیریت وی بر اساس نگاه به منافع ملی این کشور بود، صحنه بازی را به ضرر منافع امریکایی ها در این کشور تحت اشغال ناتو تغییر داد.

از سوی دیگر امریکایی‌ها به دلیل تفکرات ضد ایرانی و ضد شیعی پررنگ طالبان تلاش می کردند که نقش این گروه تروریستی را در این شورا پر رنگ کنند تا در آینده به‌عنوان مانع برای گسترش بیشتر نفوذ ایران در این کشور باشد که در واقع، بخشی از استراتژی دراز مدت تقویت جریان ضد شیعی و ایرانی در منطقه به‌ویژه در بخشی از قاره است.

همچنین حذف ربانی به‌عنوان یکی از رهبران پر نفوذ نزدیک به رهبران ایران، ضربه راهبردی به جریان حامی ایران و از سوی دیگر تقویت جریان ضد ایرانی در نهادهای تصمیم ساز و مشورتی دولت افغانستان محسوب می شود.

آخرین سخنرانی ربانی و انتقادهای بی سابقه او علیه طالبان را برخی ناظران سیاسی عملا به نوعی خبر از استعفای وی در آینده نزدیک معنا کرده بودند و در این زمینه نیز مستنداتی موجود است. استعفای ربانی می توانست موجب برخی چالش های جدی از نحوه و ادامه جریان صلح دل‎خواه امریکایی ها شود، به همین دلیل حذف ربانی قبل از استعفای او بسیار برای امریکایی ها برای رسیدن به اهداف‌شان در در این شورای مهم سودمندتر بوده است.

نکته دیگر پیگیری روند سیاست های امریکا در ماه های اخیر در افغانستان نشان می دهد که امریکایی ها تلاش کرده اند با تغییر استراتژی خود از جنبه نظامی گری رو به کار اطلاعاتی، نرم و نیمه سخت بیاورند که معمولا در جنگ اطلاعاتی و نیمه سخت ترور و حذف افراد تاثیر گذار در اولویت اول است. هم‌زمان با این تغییر رویکرد، راهبرد مذاکره با طالبان نیز در دستور کار جدی آنها قرار گرفت و بارها مسئولین نظامی و سیاسی امریکا بر این موضوع تاکید ویژه کردند.

در طی ماه های اخیر همچنین طالبان مذاکره با شورای صلح را پذیرفتند و ملا عمر رهبر این گروه به صراحت از مذاکره و گفت‌وگو استقبال کرد. بنابراین، راهبرد حذف و ترور به جای مذاکره آن‌هم ظرف یک مدت زمان چند روزه قابل تامل است، زیرا در فاصله حضور ربانی در ایران و مدت کوتاه حضور وی در امارات تغییر استراتژیکی در مواضع ربانی و دولت کرزاری در قبال طالبان و یا حادثه مهم سیاسی و امنیتی در راستای مقابله با طالبان در افغانستان اتفاق نیافتاد که طالبان را به یک‎باره مصمم به حذف فیزیکی کند.

این استدلال نشان می دهد که آدرس غلطی از بیرون گرفته شده و این ترور در بیرون از گروه طالبان طراحی شده است. با این حال، می توان گفت این ترور سفارشی بوده است و در این مقطع که صحبت از گفت‌وگو و سهم دادن به طالبان در قدرت جدی شده، عاقلانه نیست که ترور حداقل در دستور کار فعلی طالبان قرار بگیرد.

در عین حال، منفعت این ترور به جیب یک شریک سوم به‌نام عربستان نیز می‌رود. امثال ربانی به علت مشخصه تفکر معتدل مذهبی مانع جدی نفوذ جریان سلفی و در نتیجه عربستان بودند. رابطه طالبان با عربستان سعودی نیز از روابط آشکاری است که نیازی به شاهد و سند در این زمینه نیست.

در طی سال‌های اخیر، طالبان اهرم و پیاده نظام آل سعود در افغانستان بوده و اساسا آل سعود برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران و جلوگیری از نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه، این گروه را با کمک امریکایی ها تاسیس و تقویت کردند.

در همین حال این ترور سفارشی یک توجیه مهم و یک معامله سودآور برای طالبان محسوب می شود و آن اینکه در عوض امریکایی ها از این طریق جای پای طالبان را به عنوان بزرگ‌ترین گروه مخالف و دشمن دیرینه جمهوری اسلامی ایران در شورای عالی صلح باز کرده است.

از سوی دیگر دو بحث مهمی که ربانی در اجلاس بیداری اسلامی در تهران به نخبگان جهان اسلام به عنوان یک متفکر بزرگ و تاثیر گذار در جهان اهل سنت مطرح کرد، آدرس های صحیح استراتژیک به انقلابیون منطقه بود که امریکایی ها و به‌ویژه سعودی‌ها را نگران کرد.

درخواست ربانی از ایران برای ایجاد دبیر خانه مرکزی و همیشگی برای مشورت اسلامی در تهران -که به معنای مرکزیت و محوریت ایران در میان کشورهای جهان اسلام بود- و همچنین عنوان کردن حزب الله لبنان به عنوان اهرم تأثیر گذار در معادلات فلسطین؛ دو آدرس صحیح و راهبردی بود که ربانی با سخنرانی خود در اجلاس تهران به متفکرین جهان اسلام ارائه داد.

از این رو ترور ربانی پس بلافاصله در بازگشت از ایران یک اعلام هشدار به متفکران اسلامی نیز هست که رابطه اعتقادی با ایران دارند و به لحاظ دیدگاه به جمهوری اسلامی نزدیک هستند. همچنین این اخطار و پیام را برای افراد و جریان‌هایی داشت که برای الگوسازی به انقلابیون منطقه آدرس ایران را می دهند.

از طرف دیگر، با حذف ربانی عملا ضربه اساسی به جریان صلح در افغانستان وارد شده و این مسئله می تواند حضور بلند مدت ناتو در افغانستان را توجیه کند. حضور بلند مدت در افغانستان از خواسته های راهبردی امریکا است که حتی پس از این ترور، برخی از مسئولین بلندپایه امریکایی تلویحاً با بیان اینکه "تا آخر کنار مردم افغانستان خواهند ماند!"، بیان کرده اند.

این در حالی است که ربانی چند روز قبل از ترور، خواهان خروج امریکایی ها از افغانستان شد و همواره از مخالفین امضای پیمان امنیتی افغانستان با آمریکا بود.

موضوعی دیگری که امریکایی ها برای توجیه حضور بلند مدت در افغانستان به دنبال آن هستند، اختلاف قومیت ها در این کشور است. ایجاد اختلاف در این کشور چند قومیتی ماندن امریکا را برای ایجاد تعادل در افغانستان توجیه پذیرتر خواهد کرد. ربانی یک یک تاجیک بود و تاجیک ها به مدد وی توانسته بودند پس از دو قرن برای خود اعتبار و اقتداری در افغانستان کسب کنند، حال متهم شدن طالبان که از قومیت پشتون است به ترور ربانی، افغانستان را در آستانه یک جنگ قومی قرار می دهد که همان توجیه خاص برای تمدید حضور امریکایی ها در افغانستان خواهد بود.

منفعت راهبردی دیگر امریکایی ها از این ترور تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی مردم افغانستان است. تلاش برای حذف رهبران جهادی افغان که نماد تفکر ضد استبدادی و استکباری در جامعه افغانستان هستند، تلاش برای حذف یا تضعیف عقبه این گونه جریان ها و ایجاد فضایی در کشور افغانستان برای به فراموشی سپردن این شخصیت ها توسط نسل جدید افغان از این تفکر ضد بیگانه و اشغالگر است.

امریکایی ها با این راهبرد تلاش می کنند تا در سال‌های آینده با هزینه کمتر در خاک افغانستان بمانند. یکی از ده ها شواهد دیگر این موضوع ایجاد ده ها شبکه ماهواره ای، روزنامه و سایت در فضای مجازی با حمایت مستقیم ملی و اطلاعاتی امریکا در جامعه افغانستان برای تحقق این راهبرد است.


جدیدترین خبر از پشت پرده ترور رئیس‌جمهور سابق افغانستان
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥  کلمات کلیدی: ترور ، برهان الدین ربانی ، افغانستان ، عربستان سعودی
نقش‌مستقیم عربستان در ترور ربانی/ سفارت سعودی سه روز قبل تخلیه شد

یک منبع آگاه خبر داد سفارت عربستان سعودی که روز شنبه یعنی سه روز قبل از ترور ربانی تخلیه شده بود، نقش هماهنگ کننده را در طراحی این ترور به همراه سفیران امریکا و انگلیس برعهده داشته است و از ترس تبعات این جنایت، اقدام به تخلیه قبل از عملیات کرده بود.

به گزارش رجانیوز، این منبع آگاه در کابل پایتخت افغانستان به خبرنگار ما گفت: دلیل تعطیلی سفارت عربستان سعودی و آتش زدن کلیه اسناد، چند روز قبل از ترور برهان الدین ربانی، اطلاع و هماهنگی مقام‌های امنیتی و دیپلماتیک سعودی با عاملین ترور و ترس از تبعات آن و حمله هواداران و مجاهدین به سفارت‌های عربستان، امریکا و انگلیس بوده است.

یک روز پس از تخلیه سفارت عربستان و فرار دیپلمات‌های سعودی، یک روزنامه چاپ کابل از ارتباط عربستان با گروه طالبان خبر داد.

روزنامه "آرمان ملی" که به جریان ربانی نزدیک است، در شماره روز دوشنبه خود با استناد به اظهارات آگاهان سیاسی نوشت اسنادی را که کارمندان سفارت عربستان آتش زده اند، احتمالا اسنادی بوده که رابطه حاکمان عربستان را با طالبان نشان می داده است. عربستان از جمله کشورهایی است که درگذشته حکومت طالبان را به رسمیت شناخته بود و به آنها کمک مالی می کرد.

رجانیوز روز چهارشنبه به نقل از یک منبع آگاه دیگر نیز خبر داد که بر خلاف برخی از اخبار مبنی بر اینکه ربانی از تهران به کابل رفته و مورد حمله تروریستی قرار گرفته بود، وی پس از همایش بین‌المللی بیداری اسلامی به شارجه امارات رفت تا با خانواده‌اش دیدار کند اما به‌دلیل تماس یک مقام افغان و تأکید او بر اینکه سفیران امریکا و اسرائیل اصرار دارند که ربانی رئیس شورای عالی صلح به کابل بازگردد، وی به‌طور فوری عازم پایتخت افعانستان شد.

نکته جالب اینکه شاهدان عینی می‌گویند که چند دقیقه پیش از انفجار عامل انتحاری، آژیر خطر سفارت امریکا در نزدیکی منزل ربانی به صدا در آمده که این موضوع مشخص می کند امریکایی‎ها از وقوع انفجار کاملا آگاه بودند و با فرا خواندن همکاران‌شان به منطقه امن، قصد نجات جان خود را داشتند. همچنین در صحنه انفجار دو تن بازداشت شدند که یکی از آن‌ها تبعه امریکا بوده است.

در عین حال، این سؤال جدی وجود دارد که عامل انتحاری که از نمایندگان طالبان بود و در زمان احوال‌پرسی با ربانی خود را منفجر کرد، چگونه از دو پوسته امنیتی جلوی در خانه وی گذشته، بدون اینکه کسی وی را مورد تفتیش بدنی قرار دهد؟

هفته گذشته ربانی با طرح صلح امریکا مخالفت کرد و طالبان را تروریست‌های پرورش یافته پاکستان و غرب معرفی کرد.

برهان الدین ربانی به یکی از مهمانان همایش بیداری اسلامی گفته بود که پیش از سفر به تهران از عربستان با وی تماس گرفته شده و او را تهدید کرده‌اند که حضور در این همایش به نفع وی نخواهد بود.


طالبان مسئولیت ترور ربانی را پذیرفت
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: طالبان ، ترور ، برهان الدین ربانی ، افغانستان

ربانی عصر روز سه شنبه بر اثر یک حمله انتحاری در منزل خود ترور شد.

سخنگوی طالبان ترور ربانی رهبر برجسته جهادی افغانستان را که عصر امروز توسط یک عامل انتحاری به قتل رسید، به عهده گرفت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، سخنگوی طالبان در تماس با رسانه‌ها مسئولیت ترور ربانی را بر عهده گرفت.

ربانی عصر روز سه شنبه بر اثر یک حمله انتحاری در منزل خود ترور شد.
 
بر اساس منابع موثق عامل انتحاری به عنوان نماینده طالبان در منزل ربانی حضور یافته بود و با جلب اعتماد از این طریق و به واسطه یکی از اعضای شورای عالی صلح افغانستان که گفته می‌شود نام وی "واحدیار" است، وارد منزل وی شده بود.

واحدیار وزیر سابق طالبان در امور مهاجرین در تماس تلفنی با برهان‌الدین ربانی به وی اعلام می‌کند که دو تن از رهبران مهم طالبان تمایل دارند تا با شما مذاکره و سپس به روند صلح بپیوندند.
 
واحدیار همراه با یک نفر که مواد منفجره را در عمامه خود جاسازی کرده بود به منزل برهان‌الدین ربانی وارد می‌شود.

این وزیر سابق طالبان به محافظان ربانی می‌گوید که فرد همراه وی را بازرسی بدنی نکنند زیرا به وی هتک حرمت می‌شود و ممکن است از ملاقات با ربانی منصرف شود.
 
به گفته "فضل‌کریم ایماق" عضو پارلمان افغانستان، این عامل انتحاری که همراه واحدیار به منزل ربانی وارد شده بود هنگام مصافحه با ربانی سر خود را به سینه ربانی نزدیک کرده و خود را منفجر می‌کند.
 
از سرنوشت واحدیار اطلاعاتی در دست نیست، جسد ربانی در حال حاضر در بیمارستان وزیر اکبرخان کابل است.
 
منطقه وزیر اکبرخان که منزل ربانی در آن قرار دارد تحت محاصره نیروهای امنیتی افغانستان قرار دارد و به هیچ کس اجازه ورود به این منطقه داده نمی‌شود. در تمامی شهر کابل جو امنیتی حاکم شده و از تردد خودروها جلوگیری می‌شود.
 
حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان که به منظور شرکت در اجلاس سازمان ملل در نیویورک به‌سر می‌برد ممکن است سفر خود را ناتمام گذاشته و به کابل برگردد.
 
"معصوم استانکزی" مشاور رئیس جمهور افغانستان و رئیس دبیرخانه شورای عالی صلح افغانستان نیز در این دیدار حضور داشته و به شدت زخمی شده است.

علاوه بر رئیس جمهور سابق افغانستان، چند محافظ وی نیز کشته شده اند اما تاکنون از سرنوشت واحدیار اطلاعی در دست نیست.

جو کابل به شدت امنیتی شده است و به خبرنگاران اجازه ورود به منطقه وزیر اکبر خان محل زندگی ربانی داده نمی‌شود.

لحظاتی پس از حادثه ترور رئیس شورای عالی صلح افغانستان ، تلویزیون نور رنامه‌‌های عادی خود را قطع کرد و به پخش قرآن مبادرت ورزید.

ربانی از رهبران برجسته جهادی افغانستان بود که سال‌ها علیه اشغالگران روس و پس از آن علیه طالبان جنگید.

وی که ریاست شورای عالی صلح افغانستان را به عهده داشت، به تازگی سخنان تندی علیه طالبان ایراد کرد که برخی آن را استعفای ربانی از شورای عالی صلح برداشت کردند.


برهان الدین ربانی به روایت تصویر
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: برهان الدین ربانی ، بیوگرافی ، عکس ، افغانستان

سرویس عکس تابناک ـ عصر دیروز رئیس جمهور سابق افغانستان ساعاتی پس از بازگشت از اجلاس بیداری اسلامی در تهران مورد حمله انتحاری دو فرمانده طالبان واقع شد و بمبی که در عمامه یکی از آنها جاسازی شده بود، مرد صلح افغانستان را به کام مرگ کشاند.

به گزارش «تابناک» ربانی که در زمان مرگ رئیس شورای عالی صلح در افغانستان و مذاکره کننده ارشد دولت با گروه طالبان بود، فارغ التحصیل رشته شرعیات (الهیات) دانشگاه کابل است و در میان مردم این کشور به استاد ربانی مشهور است.

وی به همراه چند تن از فارغ التحصیلان دانشگاه کابل «نهضت جوانان مسلمان» را تشکیل داد و در سال 1972 ربانی ریاست آن را با عنوان جدید جمعیت اسلامی افغانستان به عهده گرفت.

پس ازفشار داوود خان به مبارزان اسلامگرا ربانی مجبور به خروج از افغانستان شد و مدتی را در پاکستان و عربستان سپری کرد. اما ربانی پس از پیروزی مجاهدین و شکست دولت نجیب الله احمد زی در سال 1992 وارد افعانستان شد و سپس شورای حل و عقد نیز در ۳۰ دسامبر سال ۱۹۹۲ برهان الدین ربانی را به عنوان نخستین رئیس جمهور رسمی حکومت مجاهدین در افغانستان انتخاب کرد.

با روی کار آمدن طالبان، مجاهدین در سال  ۱۹۹۶ کابل را ترک کردند و این شهر به دست طالبان افتاد. گرچه ربانی مقر حکومت خود را به مزار شریف انتقال داده بود و هنوز به عنوان رئیس جمهور رسمی افغانستان شناخته می‌شد، اما به مرور قلمروش کوچکتر می شد، تا اینکه در اواخر حکومت طالبان، فقط بر ده درصد خاک کشور تسلط داشت و بقیه نقاط به دست طالبان افتاده بود.
با حمله آمریکا به افغانستان و تشکیل اجلاس بن حامد کرزای به عنوان رئیس جمهور دولت موقت افغانستان معرفی و ربانی رسما دولت را تحویل داد.

ربانی این سال ها به عنوان رئیس شورای عالی صلح در افغانستان به مذاکره با نیروی ها طالبان برای برقراری صلح در این کشور فعالیت می کرد و روز گذشته در منزل خود در اکبرخان کابل ترور شد.







1987، پیشاور پاکستان، ربانی و عده‌ای دیگر از فعالان اسلامگرا که تحت تعقیب حکومت داوود خان بودند، از افغانستان خارج شده و به پاکستان فرار کردند و در آنجا مبارزات را پی گرفتند.





1986، دیدار با رونالد ریگان رئیس جمهور پیشین ایالات متحده




1996، برهان الدین ربانی در کنار ژنرال عبدالرشید دوستم بنیانگذار و رهبر حزب جنبش ملی اسلامی





1996، دیدار با گلبدین حکمتیار





1998: ربانی در فرودگاه فیض آباد با خبرنگاران صحبت می کند، او در سال 1996 توسط طالبان از قدرت کنار گذاشته شد.





2001، تخار در شمال افعانستان، ربانی با نظامیان پایگاه دشت قلعه در تخار دیدار می کند.





2001: برهان الدین ربانی در جمع هوادارانش پس از اقامه نماز جمعه در مسجد پل خشتی کابل





2001: حامد کرزای و برهان الدین ربانی در خلال مراسم تحلیف دولت جدید افغانستان در کنار تصویر احمد شاه مسعود






2001، وزارت کشور افغانستان، ربانی پس از ادای سوگند توسط کرزای به او تبریک می گوید





2011، برهان الدین ربانی رئیس شورای عالی مسائل صلح افغانستان در یک کنفرانس خبری








20 سپتامبر 2011، ربانی بر اثر یک حمله انتحاری در خانه خود در اکبرخان کابل درگذشت.

 


یکی از عاملان ترور ربانی دستگیر شد
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: ترور ، برهان الدین ربانی ، طالبان ، افغانستان

"غلام صدیق صدیقی" سخنگوی وزارت کشور افغانستان و "حامد علمی" سخنگوی رئیس جمهور افغانستان که در منطقه ترور برهان الدین ربانی حضور داشتند، اعلام کردند: یک نفر از عاملان ترور ربانی دستگیر شده است.

منابع آگاه از گفتگوی تلفنی "حامد کرزای" و "برهان الدین ربانی" قبل از ترور وی خبر می دهند که طی آن رئیس جمهور افغانستان از ربانی خواسته با دو نفری که یکی از انها عامل ترور وی بود، دیدار کند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آژانس خبری پژواک افغانستان، "غلام صدیق صدیقی" سخنگوی وزارت کشور افغانستان و "حامد علمی" سخنگوی رئیس جمهور افغانستان که در منطقه ترور برهان الدین ربانی حضور داشتند، اعلام کردند: یک نفر از عاملان ترور ربانی دستگیر شده است.

این مقامات افغان جزئیات بیشتری در این باره ارائه ندادند، اما تاکید کردند که در این حمله به افراد دیگری نیز آسیب وارد آمده است. بر این اساس، علاوه بر ربانی سه عضو دیگر شورای صلح نیز کشته شده اند که تاکنون نام آنها اعلام نشده است.

از سوی دیگر، منابع آگاه از تماس تلفنی "حامد کرزای" رئیس جمهور افغانستان و "برهان الدین ربانی" قبل از ترور وی خبر می دهند. بر این اساس، کرازی در این تماس به ربانی توصیه کرده که با دو نفری که یکی از آنها عامل ترور وی بود، دیدار کند.


علاوه بر ربانی 4 عضو دیگر شورای صلح افغانستان هم کشته شدند
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: ترور ، برهان الدین ربانی ، طالبان ، افغانستان
برهان‌الدین ربانی کشته شد

برهان‌الدین ربانی، رئیس شورای صلح افغانستان و رئیس‌جمهور سابق این کشور در یک انفجار در کابل کشته شد. شبکه خبری بی.بی.سی به نقل از مقامات محلی افغانستان گزارش داد: ربانی در ملاقاتی با دو نفر از اعضای طالبان در منزلش در کابل هدف این انفجار قرار گرفت. هنوز مشخص نشده که آیا دو عضو طالبان در این انفجار و کشته شدن ربانی دست داشته‌اند یا خیر. گفته شده است در اثر این حادثه تعدادی دیگر از اعضای شورای عالی صلح افغانستان در منزل ربانی بوده‌اند. منزل ربانی در منطقه وزیر اکبر خان در پایتخت افغانستان واقع است.

به گزارش منابع خبری، در اثر شدت انفجار آژیر خطر سفارت آمریکا در کابل هم که در نزدیکی محل حادثه واقع شده، به صدا درآمده است. ربانی از سوی حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان به عنوان رئیس شورای صلح این کشور انتخاب شده و کار مذاکره با گروههای مختلف طالبان برای دستیابی به صلح در این کشور را عهده‌دار بود. به اذعان کارشناسان، عملکرد این شورا به ریاست ربانی مثبت بوده و دستاوردهای خوبی تاکنون داشته است. وی از مخالفان طالبان بود و پیش تر در سخنانی از طالبان به دلیل استفاده از کودکان در درگیری‌ها شدیدا انتقاد کرده بود.

برهان‌الدین ربانی که در افغانستان با عناوینی همچون استاد ربانی و پروفسور ربانی مشهور بود، سال 1319 در شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان افغانستان به دنیا آمد. او که فارغ‌التحصیل دانشگاه الهیات کابل بود در سال ۱۳۳۶ با همکاری دیگر اساتید این دانشگاه، نهضت جوانان مسلمان را تأسیس کردند که با استعفای غلام محمد نیازی از رهبری آن در سال ۱۳۵۱، رهبری آن نهضت را ربانی با نام جمعیت اسلامی افغانستان به دوش گرفت. حزب او یکی از قوی‌ترین احزاب سیاسی در کنار دیگر احزاب مخالف دولت افغانستان بود. این حزب مشی معتدل داشت و به باور کارشناسان مسائل سیاسی افغانستان از آغاز تأسیس تحت تأثیر جنبش اخوان‌المسلمین مصر بوده‌است. ربانی پس از پیروزی مجاهدین و شکست دولت نجیب‌الله احمد زی در سال 1371 رئیس‌جمهور موقت افغانستان شد و تعیین رئیس‌جمهور افغانستان به شورای اهل حل و عقد واگذار گردید که خود ربانی آن را تشکیل داده بود و عمدتاً متشکل از جمعیتی‌ها بود. شورای حل و عقد نیز در سال 1372 برهان الدین ربانی را به عنوان نخستین رئیس‌جمهور رسمی حکومت مجاهدین در افغانستان انتخاب کرد.


پرچم افغانستان بمدت 3 روز نیمه افراشته شد
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: ترور ، برهان الدین ربانی ، افغانستان ، طالبان

پرچم افغانستان در این سه روز در سراسر افغانستان و نمایندگی‌های رسمی این کشور در سراسر جهان نیمه افراشته خواهد بود.

شورای وزیران افغانستان به مناسبت ترور برهان‌الدین ربانی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و رئیس شورای صلح، در این کشور سه روز عزای عمومی اعلام کرد.

به گزارش ایسنا وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان گفت، پرچم افغانستان در این سه روز در سراسر افغانستان و نمایندگی‌های رسمی این کشور در سراسر جهان نیمه افراشته خواهد بود.

برهان‌الدین ربانی روز گذشته در خانه‌اش در اثر یک حمله انتحاری کشته شد، طالبان مسئولیت ترور ربانی را به عهده گرفتند.

ربانی اخیرا با شرکت در "اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی" در تهران از همه فقهای شیعه و سنی خواست، علیه حملات انتحاری فتوا دهند و آن را از نظر شرعی حرام اعلام کنند.


سرنخ‌های جدید از ترور رئیس‌جمهور سابق افغانستان
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: ترور ، برهان الدین ربانی ، افغانستان ، سیاسی
ربانی ازتهران به شارجه‎رفت امابا اصرارسفرای‎امریکاوانگلیس به‎کابل بازگشت/ تهدید ازسوی عربستان پیش ازسفربه ایران

در حالی که روز گذشته برخی منابع ادعا کردند که برهان الدین ربانی در بازگشت به کابل از تهران هدف حمله انتحاری در منزلش قرار گرفت و کشته شد، یک منبع آگاه با انتشار جزئیات جدیدی، سرنخ‌های دست داشتن غربی‌ها در این حادثه را تشریح کرد.

به گزارش رجانیوز، وبسایت خبری  europeanphoenix  با انتشار خبری در این باره نوشت: ربانی در بازگشت از همایش بیداری اسلامی در تهران، برای دیدار با خانواده‌اش به "شارجه" رفت و قصد نداشت که به‌زودی کشور امارات را به مقصد افغانستان ترک کند.

این وبسایت خبری به نقل از یک منبع آگاه افزود: اما پس از رسیدن ربانی به شارجه، بلافاصله یک مقام افغان با او تماس گرفت و با اصرار از وی خواست که برای حضور در جلسه مهمی به افغانستان بازگردد.

این منبع آگاه ادامه داد: فرد تماس گیرنده تأکید داشت که سفیران امریکا و انگلیس بر بازگشت ربانی به کابل و حضور او در این جلسه اصرار زیادی دارند.

وی یادآور شد که پس از این تماس، ربانی دیدار با خانواده‌اش را ناتمام گذاشته و به‌طور فوری عازم کابل شده است.

در عین حال و به گزارش خبرنگار رجانیوز، یکی از حاضران در همایش بیداری اسلامی نیز به برگزار کنندگان این همایش خبر داد که ربانی به او گفته است که پیش از سفر به تهران برای حضور در همایش از عربستان با وی تماس گرفته و به او هشدار داده شده است که به نفعش نیست که در این همایش شرکت کند.

عصر روز سه‌شنبه یک عامل انتحاری با منفجر کردن خود در جلسه‌ای در منزل برهان الدین ربانی، وی و پنج نفر از حاضران را کشت و تعدادی را نیز مجروح کرد.

عصر سه‌شنبه بلافاصله پس از انجام این ترورو، طالبان مسئولیت آن را برعهده گرفت.

رجانیوز نیز بلافاصله پس از ترور در گزارشی تشریح کرد که جریان‌های تندور و امریکایی‌ها بیشترین نفع را از حذف برهان الدین ربانی می‌برند.


ترور برهان الدین ربانی از زبان شاهد عینی ماجرا
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: ترور ، برهان الدین ربانی ، افغانستان ، سیاسی

یک شاهد عینی ماجرا که وی نیز از مصدومان حادثه ترور ربانی است، از چگونگی ورود عامل انتحاری به اتاق شهید ربانی و لحظه انفجار سخن گفت.

 
این شاهد عینی در گفت‌وگو با فارس ، اظهار داشت: عصر روز گذشته زمانی که "معصوم استانکزی" و "واحدیار" همراه با عامل انتحاری به منزل استاد ربانی داخل شدند، استاد در منزل تشریف داشتند و منتظر آنان بودند.
 
وی افزود: استاد ربانی از جای خود برخواست و برای گفت‌وگو با فردی که فرمانده طالبان معرفی شده بود، به سمت وی حرکت کرد.
این شاهد عینی که در این حادثه زخمی شده است، افزود: هنگامی که استاد ربانی با این فرد مشغول صحبت بود، ناگهان صدای مهیبی بلند شد و پس از آن دیگر هیچ چیزی را متوجه نشدم.
 
شاهد عینی ترور در زمان حادثه، مشغول پذیرایی از میهمانان بود.
 
عصر روز گذشته یک عامل انتحاری با انفجار خود، برهان الدین ربانی رئیس جمهور سابق افغانستان و رئیس شورای عالی صلح این کشور را به شهادت رساند.
 
این عامل انتحاری با عنوان یک فرمانده طالبان که قصد مذاکره دارد و با واسطه فردی به نام واحدیار که عضو شورای عالی صلح است، توانست وارد منزل ربانی شود.
 
احمدولی مسعود در تازه ترین گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: ربانی بر اثر اصرار و تماس‌های مکرر کرزی از آمریکا مجبور شد تا با این فرد که "نصرالله" نام دارد، دیدار کند.
 
بر اساس برخی خبرها، استانکزی بر اثر این حادثه به شدت زخمی شده است و از سرنوشت واحدیار اطلاعی دقیقی در دست نیست گرچه گفته می‌شود که وی نیز زخمی شده است.

برهان الدین ربانی ترور شد
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: ترور ، طالبان ، برهان الدین ربانی ، افغانستان

لحظاتی پیش "برهان‌الدین ربانی" بر اثر انفجار بمب در منزلش واقع در منطقه وزیر اکبرخان کشته شد که منابع موثق کشته شدن وی را تایید کرده‌اند.

رئیس شورای عالی صلح افغانستان و رئیس جمهور سابق این کشور بر اثر انفجار بمب در منزلش کشته شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، لحظاتی پیش "برهان‌الدین ربانی" بر اثر انفجار بمب در منزلش واقع در منطقه وزیر اکبرخان کشته شد که منابع موثق کشته شدن وی را تایید کرده‌اند.

 
2 عامل انتحاری، موجب این انفجار شدند و گفته می‌شود این 2 تن با کسب اعتماد "استانک‌زای"، رئیس دبیرخانه شورای عالی صلح، موفق به ورود به منزل استاد ربانی شده بودند.

این 2 تن خود را از فرماندهان برجسته طالبان معرفی کرده بودند.