علامه مصباح یزدی در مدرسه معصومیه قم
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، عرفانهای کاذب ، امام زمان (عج)
برخی شیادان سیاست‌باز برای مقاصدشان ادعای ارتباط با امام زمان(ع) می‌کنند

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: شاید یکی از زمینه‌های ترویج عرفان‌های کاذب و ادعای ارتباط با امام زمان(عج) این باشد که کسانی که با روحیه بسیجی در جبهه‌ها حضور یافتند و حاضر شدند در راه خدا از ثروت و راحتی چشم بپوشند، پس از جنگ، این عطش رسیدن به سعادت در آنها وجود داشت و از آنجا که شرایط بعد از جنگ به گونه‌ای نبود که این عطش فروکش کند، دشمن وقت را غنیمت شمرد و دست به ابداع عرفان‌های کاذب زد، چرا که مربیان کافی در دسترس نبودند و از طرفی آنها که عطش رسیدن به سعادت داشتند وآب زلالی نیافتند، جذب عرفان‌های کاذب و مدعیان ارتباط با امام زمان(عج) شدند.

به گزارش رجانیوز، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در مراسم افتتاحیه سال تحصیلی مدرسه علمیه معصومیه با اشاره به آیاتی از قرآن کریم گفت: همه انبیای الهی وظیفه دعوت مردم به سوی خدای یگانه را به عنوان یک وظیفه کلی برعهده داشتند، اما برخی از آنها با توجه به اوضاع و احوال و شرایط خاص زمانی و اجتماعی وظایف خاصی نیز بر عهده داشتند.

علامه محمد تقی مصباح یزدی با اشاره به نمونه‌هایی از وظایف خاص انبیا گفت: اگر کسانی وارثان انبیا باشند نیز یک وظیفه عام دعوت مردم برای عبادت خدای متعال و دفع شبهات در زمینه‌های مختلف اعتقادی، اجتماعی، عبادی و... را در حد توان بر عهده دارند و گاهی نیز با توجه به اوضاع و احوال، دارای وظایف خاصی خواهند بود که گاه فراموش شدن قسمتی از دین و گاه رواج فساد و تباهی در جامعه سبب ایجاد این تکلیف می‌شود.

وی با اشاره به لزوم شناخت وظیفه گفت: باید ببینیم اگر امروز پیامبری مبعوث می‌شد، وظیفه‌اش چه بود. با توجه‌ به این‌که دین اسلام کامل‌ترین دین است همین معارف دین اسلام را زنده می‌کرد و از آن محافظت می‌نمود، پس ما نیز باید در این زمینه کوشا باشیم.

علامه مصباح یزدی با اشاره به شرایط امروز و گستردگی و کثرت وظایف خاطر نشان کرد: برای رسیدن به مطلوب باید تقسیم کار کرد و با تعریف رشته‌های تخصصی، افراد با توجه به استعداد و موقعیت‌های خاص اجتماعی‌اشان در رشته‌های تخصصی فعالیت کنند و هر چقدر این رشته‌ها تخصصی‌تر، علمی‌تر و با برنامه‌تر باشد، وقت و نیروی کمتری هزینه می‌شود.

وی با اشاره به وظایف خاص علما ادامه داد: همانگونه که بیان شد، گاهی مغفول ماندن بخشی از دین ایجاب می‌کند که بر آن بخش تأکید بیشتری شود. به عنوان نمونه، قبل از نهضت حضرت امام(ره) فرهنگ عمومی جامعه این بود که مسلمانی و تدین در عمل به واجبات و ترک محرمات معمولی خلاصه می‌شود و ورود به مسائل اجتماعی و سیاسی نه تنها خارج از دایره دین تعریف می‌شد، بلکه ورود به این عرصه امری قبیح و ضد دین تلقی می‌شد، به گونه‌ای که اگر استکبار، عالمی را برای خود خطرناک می‌دید، اتهام سیاسی بودن به او زده و مردم هم از گرد او متفرق می‌شدند.

وی ادامه داد: اما حضرت امام خمینی(ره) این قسمت فراموش شده دین را زنده کرد و به مردم فهماند که وظیفه عالم تنها نوشتن رساله عملیه و اقامه نماز نیست، بلکه عالم باید دربرابر ظلم قیام کرده و برای حمایت مظلوم به پا خیزد.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه با اشاره به رواج برخی فسادها و تباهی‌ها که سبب وجود وظیفه خاص برای طلاب و علما می‌شود، تهاجم فرهنگی دشمن را یادآور شد و خاطر نشان کرد: امروز وارثان انبیاء باید فعالیت‌های اخلاقی و فکری را سرلوحه کار خود قرار دهند، چرا که امروز خطر تهاجم فرهنگی با این وسعت و حجم با یک فتوا حل نمی‌شود.

وی ادامه داد: امروز با یک تلفن همراه می‌توان با مهمترین مراکز فساد مرتبط شد و امکاناتی مانند ماهواره و اینترنت زمینه را برای دستیابی راحت به فساد میسر کرده است در حالی که 20 سال پیش هرگز خطری از این جهت وجود نداشت.

استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: متأسفانه آلودگی این موج فساد حتی به مقدس‌ترین و پاک‌تری نهادها نیزسرایت کرده و باعث از هم پاشیدگی خانواده‌ها شده است.

علامه مصباح یزدی با تأکید بر این‌که نمی‌توان از دولت انتظارداشت که به تنهایی با این موج فساد مقابله کند و همه باید در راه تحقق هدف تلاش کنند، خاطر نشان کرد: در اسلام دولت یک شخص جدای از امت نیست، بلکه دولت بخشی از امت است که بر اساس تقسیم کار، برخی امور را بر عهده می‌گیرد و حتی اگر بر عهده دولت بود، با وجود حجم گسترده موج فساد، همه موظف بودند به کمک دولت بیایند و او را در این امر یاری کنند، همانگونه که در دفاع مقدس هرچند علی الظاهر دفاع از کشور بر عهده ارتش بود، اما از آنجا که بعد از انقلاب ارتش هنوز مستقر و قدرتمند نشده بود، مردم در صحنه حضور یافتند و جبهه‌ها را پر کردند.

عضو خبرگان رهبری افزود: البته تفکرات خیال پردازانه و آرمانی نیز نباید داشته باشیم، بدین معنا که اصلا زمینه گناه برای کسی پیش نیاید و در جامعه کسی گناه نکند، چرا که این گونه موارد و اجرای حد، حتی در زمان پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله و حضرت علی علیه‌السلام نیز وجود داشته و اصلا فلسفه وجود احکام جزایی همین است، اما باید با کج‌اندیشی‌ها و کج‌روی‌ها در حد توان مقابله کرد و تنها نباید به توان فردی تکیه کرد، بلکه با توجه به گستردگی کار باید توان گروهی و همکاری تشکیلاتی را نیز در نظر گرفت و حتی گاهی تشکیل گروه از باب مقدمه واجب، واجب است.

این استاد اخلاق حوزه علمیه با بیان این مثال که کسی که خود حامل میکروب وباست، نمی‌تواند برای مداوا داخل اجتماع شود، خاطر نشان کرد: در صورتی می‌توانیم با فساد‌های اجتماعی و تهاجم فرهنگی مقابله کنیم که در وهله اول خودمان را حفظ کنیم و از هرگونه آلودگی مبرا نگه داریم و حتی از گناهان کوچک پرهیز کنیم.

وی در ادامه گفت: یکی از مهمترین آفات که باعث ایجاد وظیفه خاص وارثان پیامبران می‌شود، وجود انحرافات دینی بین متدینین است، بدین توضیح که از آنجا که دشمنان دریافتند بهترین راه برای تضعیف مسلمانان و استثمار آنان، تضعیف ایمان مسلمانان و گرفتن دین از آن‌هاست، به ایجاد اختلاف بین مذاهب توحیدی و فرق اسلامی و حتی اختلاف در گرایش‌های معنوی با ترویج عرفان‌های کاذب پرداختند.

علامه مصباح یزدی در ادامه خاطر نشان کرد: شاید یکی از زمینه‌های ترویج عرفان‌های کاذب و ادعای ارتباط با امام زمان(عج) این باشد که کسانی که با روحیه بسیجی در جبهه‌ها حضور یافتند و حاضر شدند در راه خدا از ثروت و راحتی چشم بپوشند، پس از جنگ، این عطش رسیدن به سعادت در آنها وجود داشت و از آنجا که شرایط بعد از جنگ به گونه‌ای نبود که این عطش فروکش کند، دشمن وقت را غنیمت شمرد و دست به ابداع عرفان‌های کاذب زد، چرا که مربیان کافی در دسترس نبودند و از طرفی آنها که عطش رسیدن به سعادت داشتند وآب زلالی نیافتند، جذب عرفان‌های کاذب و مدعیان ارتباط با امام زمان(عج) شدند.

وی خاطر نشان کرد: حتی برخی شیادان سیاست‌باز برای رسیدن به مقاصدشان از ادعای ارتباط با امام زمان استفاده می‌کنند و این وظیفه طلاب و علماست که با این نوع انحرافات مقابله کنند تا مردم و متدینین در دام این شیاطین گرفتار نشوند.

گفتنی است این مراسم 12 مهرماه در مدرسه علمیه معصومیه برگزار شد.


وجه مشترک جریان انحرافی و جریان فتنه
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، جریان فتنه ، امام زمان (عج)

عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با تاکید بر اینکه “جریان انحرافی هیچ‌اعتقادی به امام زمان (عج) و ولی‌فقیه ندارد ” مبارزه با اسلام ناب و نظام جمهوری اسلامی را از اشتراکات جریان‌ انحرافی و جریان فتنه دانست.

http://up.iranblog.com/images/6gehnij2ln2tp8rj67s0.jpg
به گزارش فارس، گروه نفوذی و انحرافی در حالی خود را از جبهه اصولگرایی جدا کرده است که سیگنال‌ها و مشخصه‌های یک جریان جدید سیاسی از سوی سرکرده‌های این جریان به جامعه منتقل شده است؛ گرچه ملت ایران شناخت لازمی از رهبران و سرکرده‌‌های این جریان دارد ولیکن هدف و ساختار سیاسی تشکیلاتی جریان مذکور برای افکارعمومی همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
بر همین اساس و برای روشنگری بیشتر درباره گروه انحرافی با حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نماینده اصولگرایی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به گفت‌وگوی تفصیلی نشستیم که متن کامل آن از نظرتان می‌گذرد:

شاخصه‌‌های اصولگرایی در منشور اصولگرایی تعبیه شده است

- با توجه به اینکه امروز برخی جریان‌های منحرف سیاسی از درون جریان اصولگرایی علیه این جریان وارد شده‌اند و اصولگرایان را اصولگرا نمی‌دانند شاخصه‌های مهم جریان اصولگرایی چیست؟
مصباحی‌مقدم: اگر افراد به منشور اصولگرایی رجوع کنند شاخصه‌های اصولگرایی را مشاهده خواهد کرد چراکه شاخصه‌‌های اصولگرایی در منشور اصولگرایی تعبیه شده است و افراد برای سنجش اصولگرایی با منشور اصولگرایی سنجیده می‌شوند.

تبعیت از ولایت فقیه و احترام به مرجعیت، اصولگرایان را از گروه انحرافی تمیز می‌دهند

- به نظر شما کدام شاخصه منشور اصولگرایی، اصولگرایان را از گروه انحرافی تمیز می‌دهند؟
مصباحی‌مقدم: تبعیت از ولایت فقیه، احترام به مرجعیت و روحانیت، عدالت‌گرایی و اهمیت به مستضعفان و محرومان از جمله شاخصه‌های است که اصولگرایان را از جریان انحرافی تمیز می‌کند.

ضرورتی برای وحدت اصولگرایان در برابر جریان انحرافی نمی‌بینم

- با توجه به اینکه گروه انحرافی رسما در برابر جریان اصولگرایی موضع صریحی دارد، ضرورت اتحاد اصولگرایان در برابر این گروه را چقدر احساس می‌کنید؟
مصباحی‌مقدم: جبهه جریان اصولگرایی کارهای خود را برای اتحاد دنبال می‌کند و اعتبار و ارزشی برای جریان انحرافی قائل نیست که بخواهد در برابر آنها دست به اتحاد بزند. جریان انحرافی یک جریان بی‌ریشه و بی‌پایه و اساس است. البته نفس اتحاد در جریان اصولگرایی به خودی خود مطلوب است و اصولگرایان همواره وحدت را مورد اهمیت قرار داده‌اند. وقتی می‌گوییم جریان انحرافی بی‌ریشه است پس لزومی ندارد اصولگرایان بخاطر این جریان متحد شوند چرا که اصولگرایان ریشه و اعتبار خاصی دارند و با اقبال مردمی مواجه هستند اما اتحاد به خودی خود مطلوب است چرا که اتحاد دعوت اسلامی است و خداوند تبارک و تعالی از مؤمنین خواسته است که متحد باشند و علاوه بر آن اقتضای یک حرکت اصولی این است که جریان‌ها انسجام و اتحاد داشته باشد.

جریان انحرافی حرکت سیاسی با رنگ‌و لعاب ایدئولوژیک است

- برخی از تحلیل‌گران محور فعالیت گروه انحرافی را سیاسی و برخی دیگر ایدئولوژیک می‌دانند. نظر شما در این باره چیست آیا گروه انحرافی صرفا یک جریان سیاسی است و یا اینکه یک نگاه ایدئولوژیک را دنبال می‌کند؟
مصباحی‌مقدم: به نظر می‌رسد که حرکت این جریان سیاسی است اما اعضای این گروه می‌خواهد به این حرکت سیاسی رنگ و لعاب ایدئولوژیک بدهند. به خاطر همین است که جریان خود را در تحت لوای یک مکتب و اعتقاد مطرح می‌کنند ولی به نظر من این موضوع واقعیت ندارد و جریان انحرافی به‌جز اینکه بخواهد یک اقدام سیاسی انجام بدهد به دنبال چیز دیگری نیست و رنگ و لعاب ایدئولوژیک هم با این هدف انجام می‌شود که مخاطبان بیشتری به خود جذب کند.

نیازی به بسیج‌شدن روحانیت در برابر جریان انحرافی نیست

- با توجه به اینکه گروه انحرافی ادعا می‌کند نگاه ایدئولوژیک دارد آیا شما لازم می‌دانید که روحانیت برای مقابله نرم با این جریان و دعوت آنها به مناظره با آنها مبارزه کند؟
مصباحی‌مقدم: من معتقدم این جریان به حدی قوی نیست که روحانیت برای مبارزه نرم با آنها وارد عمل شود. چرا که این جریان، یک جریان بسیار ضعیف است و نباید اقدامی انجام شود که این جریان، احساس بزرگی کند. البته مبارزه با آنها را رد نمی‌کنم اما ضرورتی نمی‌بینم که بگوئیم روحانیت باید برای مبارزه با جریان انحرافی بسیج شود.

جریان انحرافی هیچ‌اعتقادی به امام زمان و ولایت فقیه ندارد

- به نظر شما چرا مقابله و رویارویی با مراجع تقلید و روحانیت از جمله برنامه‌های جریان انحرافی است؟
مصباحی‌مقدم: اصولا این جریان انحرافی اعتقادی به امام زمان(عج) و ولایت فقیه ندارد و از بابت اینکه اعتقادی به امام زمان و نایبش ندارند برای مرجعیت نیز جایگاه پذیرفته‌ شده‌ای قائل نیستند برای همین با روحانیت و مراجع تقلید مقابله می‌کنند چرا که تصور آنها این است که مقابله و مواجهه با مراجع و روحانیت با آنها جایگاه اجتماعی می‌دهد و بر همین اساس است که رویارویی با مراجع تقلید و روحانیت را در برنامه‌های خود قرار دادند اما قطعا آنها توفیقی نخواهند داشت.

نمی‌شود با امام زمان باشند اما به رهنمود نایبش توجه نکنند

- شما می‌گوئید جریان انحرافی اعتقادی به امام زمان(عج) ندارد اما در تمامی مکاتبات و سخنرانی سرکرده‌ه‌های این جریان نام امام زمان نوشته و ذکر می‌شود و یا اینکه یکی از این سرکرده‌ها منشور حرکت سیاسی خود را حرکت در مسیر امام زمان می‌داند، این رفتار گروه انحرافی آیا با گفته‌های شما در تضاد نیست؟
مصباحی‌مقدم: به طور قطع می‌گویم که این جریان اعتقادی به امام زمان (عج) ندارند و من به این گفته خود کاملا اعتقاد دارم چرا که اگر فردی امام زمان را قبول داشته باشد نمی‌تواند در برابر رهنمودهای نایب امام زمان بی‌تفاوت باشد؛ اگر کسی امام زمان را قبول داشته باشد باید به آموزه‌‌های اهل‌بیت پیامبر اسلام پایبند باشد. با توجه به رفتار و کردار جریان انحرافی و ادعای امام زمانی بودن آنها باید گفت که سخن گفتن از امام زمان یک پوشش برای جذب دوستداران و محبان امام زمان است. آنها تصور می‌کنند که می‌توانند با سخن گفتن از امام زمان محبان آن حضرت را جذب کنند و مراتب شکاف در بین نیروهای مذهبی را فراهم کنند.

با تمسک به جن‌گیر و رمال می‌خواهند موقعیتی برای خود فراهم کنند

- شایع شده جریان انحرافی با برخی افراد معلول‌الحال و جن‌گیر و رمال ارتباط داشتند. به نظر شما این ارتباط چه کمکی می‌توانست به آنها بکند.
مصباحی‌مقدم: در مورد آنچه که شما می‌گوئید تنها در حد رسانه‌ای مطرح شده اطلاع دارم و اخبار موثق‌تری در اختیار ندارم اما اگر چنین ارتباطی صحت داشته باشد می‌توان گفت جریان انحرافی برای اینکه بتواند موقعیتی در کشور برای خود دست و پا کند تمسک به جن‌گیری و رمالی می‌تواند نظر عده‌ای از مردم را به آنها جلب کند اما پاسخ من به آنها این است که شما خانه روی آب بنا کردید چرا که ارتباط با اجنه و رمال‌ها هیچ کمکی به شما نخواهد کرد و مردم نیز از اینگونه رفتارها بیزار هستند.

اسلام اقدام غیرعقلایی را تایید نمی‌کند

- فرض بر اینکه ارتباط جریان انحرافی با اجنه و رمال‌ها صحت داشته باشد پاسخ شما به عنوان یک روحانی به جوانانی که سؤال می‌کنند چرا اسلام ارتباط با اجنه، رمال‌ها و جادوگرها را منع کرده است، چیست؟
مصباحی‌مقدم: اسلام دین عقلایی است دینی است که همواره با عقل پشتیبانی شده است و عقل را هم پشتیبانی کرده است آنچه را که شریعت می‌کند مرتبط با عقل است و هر‌آنچه عقل می‌گوید مورد تایید شریعت است اما ارتباط با اجنه، رمالی و جادوگری اقدامات غیر عقلانی است و می‌توان گفت گرایش به خرافات است و اسلام به شدت با خرافات مبارزه می‌کند همچنین که با شرک مبارزه می‌کند. در جاهلیت قبل از اسلام مردم قریش مشرک بودند و خرافه‌پرست اسلام در هر دو زمینه با آنها مبارزه کرد چرا که اسلام هیچگاه شرکت و خرافه را رد می‌کند و هیچگاه تن به خرافات نمی‌دهد.

اشتراک جریان انحرافی و فتنه مبارزه با اسلام ناب محمدی(ره) است

- با توجه به اینکه جریان‌های انحرافی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در برابر جریان اصیل انقلاب اسلامی قرار گرفته است و ثمره کار آنها فتنه ۸۸ بوده است اشتراکات فتنه‌گران ۸۸ و با گروه انحرافی در چه اموری می‌دانید.
مصباحی‌مقدم: مبارزه با اسلام ناب محمدی و مبارزه با نظام جمهوری اسلامی اشتراک جریان فتنه و جریان انحرافی است چرا که هر دو به مثابه یک قیجی به دنبال قطع کردن حقیقت است و آن حقیقت اسلام ناب و نظام جمهوری اسلامی ایران است.
نظام جمهوری اسلامی ایران توانایی خود را برای اجرای اسلام به جهانیان نشان داده است و دشمنان از الگو شدن انقلاب اسلامی شدیدا نگران هستند و طبیعی است که بخواهند رفتارهای خصومت‌بار خود را برای مبازره با انقلاب اسلامی ظهور و بروز بدهد. جمهوری اسلامی ایران دشمنانی دارد که برای مقابله با نظام حاضر هستند هر کاری را انجام بدهند و از هر ابزاری برای انقلاب اسلامی استفاده کنند که یکی از راهکارهای دشمنان انقلاب اسلامی ایجاد انحرافات فکری در میان مردم است،‌ گرایش به بهائیت، گرایش به عرفان‌های کاذب و گرایش به شیطان‌پرستی از جمله این است که این‌ها همه نقشه‌های شیطانی امریکا و اسرائیل برای مقابله با انقلاب اسلامی است. بنابراین باید برای ثبات نظام و سلامت افکار ملت ایران و استمرار عزت ملت عزیز ایران باید با این افکار انحرافی و رفتارهای ستیزه‌جویانه با جمهوری اسلامی ایران مبارزه کرد.

با توجه به نزدیکی صاحبان افکار انحرافی به قدرت، باید نقشه‌های بیگانگان شناسایی شود

- به نظر شما نحوه مبارزه با جریانی که اسلام ناب و نظام جمهوری اسلامی ایران را تهدید می‌کند، چگونه باید باشد آیا مقابله نرم مناسب‌تر است یا مبارزه و یا اینکه برخورد امنیتی با سرکرده‌های آن؟
مصباحی‌مقدم: نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر یک مبانی فکری قوی است. و لازم است برای مقابله با این جریان اندیشه‌های نسل جوان را تقویت کرد. و مبانی اعتقادی آنها را در مقابل جریان انحرافی باید مورد تقویت قرار داد و هیچگاه نباید از این موضوع غفلت کرد. البته شاید در بعضی شرایط اقدام امنیتی برای کسانی که رفتار آنها نشان می‌دهد تحت تاثیر رفتار شیطانی دشمنان قرار گرفته است ضرورت داشته باشد؛ به نظر من با توجه به نزدیکی صاحبان افکار انحرافی به قدرت می‌بایست ریشه‌های اطلاعاتی و نقشه‌های بیگانگان را مورد شناسایی قرار داد و با آنها مبارزه کرد. که تبعا وزارت اطلاعات ما توانایی‌های لازم را برای کشف سرنخ‌ها و رابطه‌ها دارد.

هشدار آیت‌الله مصباح‌ مورد توجه قرار بگیرد

- در پایان با توجه به اینکه آیت‌الله مصباح یزدی از خطر جریان انحرافی به عنوان خطر شدید یاد کرده‌اند و اعلام کرده‌اند که یک شخص ارتباط‌های متعددی با بیگانگان دارد که اخبار آن نیز منعکس نمی‌شود، به نظر شما این هشدار چقدر می‌تواند به هوشیاری دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی کشور کمک کند.
مصباحی‌مقدم: با توجه به اینکه اطلاعی ندارم که آیت‌الله استاد مصباح یزدی در این مورد چه مطالبی را مطرح کرده‌اند نمی‌توانم در مورد آن اظهار نظر کنم اما هشدارهای ایشان در مورد جریانی که هدفش مقابله به اسلام ناب و نظام جمهوری اسلامی ایران است باید مورد توجه قرار بگیرد.


نگرانی اکبر گنجی از برخورد نظام با جریان انحرافی
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی ، امام زمان (عج) ، جریان انحرافی

اکبر گنجی که همواره وجود امام زمان(عج) را انکار کرده، نگرانی خود را از افشای اتهامات جریان انحرافی ابراز داشت و مدعی شد که این امر منجر به ویرانی فضایل اخلاقی درکشور می شود!

http://up.iranblog.com/images/zz95mcr1fadijofshhw.jpg

به گزارش جام نیوز، اکبر گنجی که چند سالی است به خارج از کشورگریخته، در جریان تجمعات ضد انقلاب در خارج از کشور در کنار گوگوش عکس یادگاری گرفته و بارها نیز وجود مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف را انکار کرده، در یاداشتی در سایت ”روز آنلاین” ضمن حمایت از جریان انحرافی رمالی وجن گیری در کشور، نگرانی خود را از ویرانی فضایل اخلاقی ابراز داشت!
بر اساس این گزارش وی ضمن بی اساس دانستن اعترافات متهمین به جن گیری و رمالی که وابسته به جریان انحرافی هستند، دراین باره نوشت:«مسأله ی دردناک، ویرانی فضایل اخلاقی است[!]، بر سرجامعه ای که این حد از رذالت را تحمل می کند،چه آمده است؟ چرا سکوت؟ این نوع رفتارها با هر کس که صورت بگیرد، محکوم است. این مردابی است که همه را به کام خود فرو خواهد برد، سکوت گروه های سیاسی طالب قدرت شاید توجیه شدنی باشد، اما سکوت مدافعان دموکراسی و حقوق بشر توجیه ناپذیر است.»
وی درادامه تلاش کرد اضافه کرد:«دقت کنید، هوشیار باشید، داستان دروغ گویی و جن گیری و رمالی اگر چه ظاهری خنده دار دارد، اما آنچه در ایران در حال اتفاق است، طنز وشوخی نیست.”تراژدی ای” است که به صورت “روحوضی” اجرا می شود.»
گفتنی است اکبر گنجی که سعی دارد مسئله رمالی وجن گیری را یک نمایش موهوم جلوه دهد، پیش از این نیز به همراه دیگر چهره های بدنام ضد انقلاب همچون نوری زاده، علی افشاری وسازگارا حمایت خود را از جن گیر و رمال اجیر شده جریان انحرافی که تاکنون اعترافات بسیار تکان دهنده ای نموده،اعلام کرده بود.


هشدار آیت‌الله مصباح ضمن ترسیم شاخص های مکتب امام و اصولگرایی
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، اصولگرایی ، امام زمان (عج)
جریان بهائیت هم با ادعای دروغ ارتباط با امام زمان(عج) شروع شد

گروه استان‌ها – خراسان رضوی: "جریان بهائیت با ادعای دروغین ارتباط با امام زمان (عج) شروع شد، ما باید این انحراف را جدی بگیریم، باید عمیق‌تر برخورد کنیم."

عبارت فوق جدیدترین هشدار آیت الله مصباح یزدی نسبت به جریانی نفوذی بود که با قبضه کانون های قدرت و ثروت درصدد القای افکار انحرافی خود به جامعه اسلامی است.

رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) که از هر فرصتی برای تبیین مواضع این جریان استفاده می کند اینبار در مشهد مقدس و در جمع اعضای دفتر پژوهش‌های فرهنگی در سخنان مهمی ضمن ترسیم شاخص های اصولگرای راستین و بیان  ویژگی های مکتب امام (ره) به زوایای جدیدی از انحراف جریان نفوذی در کشور پرداخت.

عقلانیت، معنویت و عدالت سه شاخص عمده مکتب امام(ره)

این استاد برجسته حوزه علمیه قم «عقلانیت»، «معنویت» و «عدالت» را سه شاخص عمده مکتب امام (ره) برشمرده و در توضیح مفهوم عقلانیت و سوء استفاده‌هایی که ممکن است از این تعبیر شود، بیان داشت: ابتدا باید ببینیم در ادبیات فلسفی و سیاسی، عقلانیت به چند صورت به کار می‌رود و منظور ما از عقلانیت چیست.

وی در ادامه اظهار داشت: عقلانیت در اصطلاح فیلسوفان قدیم به معنای پیروی از عقل، معرفی می‌شد که جنبه سلبی آن نفی اصالت حس بود، ولی در قرون وسطا، گرایش غالب که از کلیسا سرچشمه می‌گرفت، عقلانیت را در مقابل اصالت وحی قرار می‌داد و با نفی عقلانیت می‌گفت که ایمان بیاور، بعد بشناس.

وی ادامه داد: در مقابل این گرایش در قرون بعد، فیلسوفانی وارد صحنه شدند که قائل به اصالت عقل بودند، و در نتیجه زمینه‌ای برای مبارزه با کاتولیسیسم شکل گرفت و تحولاتی در علم و فلسفه ایجاد شد.

 آیت الله مصباح یزدی بیان داشت: مهمترین محور در این جریان، شعار «انسان محوری»، «اصالت انسان» یا «اومانیسم» بود و منافع انسان، محور اصلی و تعیین کننده معرفی شد و خواسته انسان، ملاک حق بود که نفی اصالت وحی را به دنبال داشت.

وی به مفهوم عقلانیت در عصر جدید نیز اشاره و یادآور شد: در عصر جدید که جامعه‌شناسان و مردم‌شناسانی مانند «آگوست کنت»، دوران حیات انسان را به دوره‌هایی چون «اساطیر»، «سحر و جادو و دین»، «فلسفه» و «علم» تقسیم کردند، عقلانیت معنای دیگری به خود گرفت و با تجربه حسی هم‌معنا شد.

وی افزود: در این دوران عقلانیت به اثبات مسائل با روش علمی تعریف شد و کاملا با اصطلاحی که مسائل را با دلیل عقلی ثابت می‌کرد، متفاوت جلوه کرد.

استاد حوزه علمیه قم در بیان تفاوت دو مفهوم از عقلانیت گفت: در عقلانیتی که مسایل را با دلیل عقلی ثابت می‌کرد، ملاک پیروی از عقل بود و بر اساس آن خدا اثبات می‌شد، ولی عقلانیت جدید با تکیه بر تجربه می‌گوید، عقل نمی‌تواند وجود خدا را اثبات کند زیرا عقل تجربه‌ای درباره خدا ندارد.

عضو خبرگان رهبری سپس به معنای عقلانیت در قرآن اشاره و تصریح کرد: قرآن واژه عقل را در جایی به کار می‌برد که تجربه حسی در آن راه ندارد؛ خداوند در ابتدای سوره بقره می‌فرماید، قرآن برای کسانی نازل شده که ایمان به غیب دارند، و همان طور که می‌دانید غیب را نمی‌توان با حس تجربه کرد، بلکه شناختن غیب با عقل است.

وی یادآور شد: این عقلانیت به معنای اعتقاد به وجود عقل و ارزش ادراکات عقلی است و بر اساس آن‌ها مبانی دینی و ارزشی اثبات می‌‌شود، و شامل مطالب عقلی محض می‌شود که اصلا حس در آن راه ندارد و نیز شامل مطالبی که از راه وحی به دست می‌آید می‌شود؛ چون پشتوانه عقلانی دارند؛ و همچنین شهودهای عرفانی را تا آنجا که با ادله عقلی قابل تأیید و تبیین باشد شامل می‌شود.

عقلانیتی که شاخص مکتب امام (ره) است

عضو مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: عقلانیت که شاخص مکتب امام (ره) است به معنای استناد به ادله معتبر عقل و ادراکات عقلی است که اعتبار معرفت حسی هم به آن وابسته است؛ و عنصر منفی و سلبی که در این واژه لحاظ شده، نفی خرافات و افکار انحرافی است که عقل سلیم انسان آن را معتبر نمی‌داند.

آیت‌الله مصباح یزدی در ادامه به تبیین شاخص معنویت پرداخت و خاطر نشان کرد: برای معنویت نیز معانی مختلفی بیان شده است، که متأسفانه در عصر ما مورد سوء‌استفاده قرار گرفته است، منظور از معنویت در مکتب امام (ره) این است که به مادیات دلبستگی پیدا نکنیم و در مقابل لذت‌های مادی و حیوانی خود را نبازیم.

وی همچنین به ریشه‌های این اصطلاح اشاره کرد و افزود: اصطلاح قدیمی فلاسفه از معنویت، «اصالت معنا» و «ایدئالیسم» بود، به این معنا که اصولا ادراکات حسی هیچ ارزشی ندارند و آنچه حس می‌کنیم، مبتنی بر واقعیاتی ورای ادراک حسی است، که این یک نوع تفریط‌گرایی در معرفت‌های حسی به شمار می‌رود.

رییس موسسه امام خمینی (ره)  یادآور شد: معقول‌ترین گرایش معنوی در میان فلاسفه گذشته در مکتب افلاطون دیده می‌شود و افرادی که مکتب اشراقی دارند، کم و بیش به همان معنا معتقدند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اصطلاح دیگر معنویت ادامه داد: انسان‌ها از قدیم، به چیزهایی غیر از امور مادی معتقد بوده‌اند که با حواس مادی قابل تشخیص و تبیین نبوده و ویژگی‌های مادی مانند سه بعدی بودن، وزن داشتن، یا اختصاص دادن مکانی به خود را ندارد و با این حال واقعیت دارند.

وی اظهار داشت: روان‌شناسان در تجربیات علمی خود در تعامل با بیماران روانی، کم‌کم دریافتند که انسان نمی‌تواند بدون اعتقاد به امور غیرمادی پاسخ گوی سؤالات خود باشد، از این رو در عصر اخیر گرایش «پراگماتیستی» به این سمت حرکت کرد که هر امری اعم از مادی و غیر مادی در عمل برای زندگی مفید است، حقیقت دارد، و از این‌رو باید به امور معنوی و ارزش‌های فراتر از حقایق مادی معتقد باشم تا سلامت زندگی را تأمین کنیم؛ و در نتیجه بدون اعتنا به وجود خدا، به این معنا قائل به معنویت شدند.

وی خاطر نشان کرد: بالاخره در این گرایش عام، اعتقاد به تأثیر اموری که حسی نیستند و به یک معنا ماورایی هستند، اعم از بت، روح، عقول و هر امر غیر مادی دیگر، یک نوع معنویت است.

وی همچنین گرایشی که امروزه در دنیا رواج پیدا کرده را مورد توجه قرار داد و گفت: بعد از آفات و نابسامانی‌های جنگ جهانی دوم، برخی دانشمندان منشأ پیدایش جنگ را اختلاف مذهبی معرفی کردند و کوشیدند ایدئولوژی جدیدی مطرح کنند که منشأ جنگ را از بین ببرد.

آیت الله مصباح  افزود: برای برون رفت از این مشکل، پیشنهاد ایجاد دین جهانی را دادند که بی‌نتیجه ماند، ولی راه دیگری را فیلسوفان پیشنهاد کردند مبنی بر این‌که همه ادیان صحیح است و این امر منشأ پیدایش «پلورالیسم دینی» شد و بر روی آن تبلیغات فراوانی شد.

سوژه های نتبلیغات پلورالیستی

نماینده مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: عباراتی مانند: «هیچ دلیلی نداریم که شیعه برتر است»، یا «معلوم نیست اسلام برتر از بت پرستی باشد»، «هر که معنویت دارد ارزش دارد»، « ادیان در ظاهر مختلف‌اند ولی در جوهر شبیه یکدیگر هستند»، و ترویج مفاهیمی از قبیل عشق و صلح مطلق، سوژه تبلیغات پلورالیستی است.

آیت الله مصباح یزدی تأکید کرد: تکیه مکتب امام (ره) در شاخص معنویت روی این است که باید دنبال حقیقت باشیم و ببینم مصلحت دین چیست، که مفهوم سلبی آن این است که در مادیات غرق نشویم، ماده‌پرست نشویم، تمام دل را به پدیده‌های مادی نسپاریم، و عشق به شهوات زندگی را پر نکند.

وی یادآور شد:‌ با این اوصاف، معنویتی که حتی شامل بت‌پرستی هم می‌شود، از دایره معنویتی که امام (ره) ترویج می‌کرد بیرون می‌رود، چه رسد به این‌که کسانی بگویند دوران اسلام‌گرایی گذشته و امروز بشر به جایی رسیده که بدون استفاده از پروسه دین به حقیقت می‌رسد! استفاده از الفاظ متشابه به عنوان ابزار فریب توسط دشمنان استفاده می‌شود.

اهمیت توجه به کدهای شیطان

استاد حوزه علمیه قم توجه به کد‌های شیطانی را مهم برشمرد و گفت:‌ کدهایی مانند این‌که باید از ظواهر دین عبور کرد، یا دوران رسیدن به معنویت از راه دین گذشته و بدون دخالت دین هم می‌شود به حقیقت رسید، مواردی است که بیشتر باید مورد توجه قرار بگیرد و فریب این جملات به ظاهر دلنشین را نخوریم.

وی تصریح کرد: از جمله آفاتی که باید خود را در برابر آن حفظ کنیم دام اشتراک لفظی و فریب الفاظ را خوردن است.

آیت الله مصباح یزدی تأکید کرد: برگشت به دورانی که «آگوست کنت» دین و سحر و جادو را خویشاوند می‌خواند، ارتجاع و عقب‌گرد است نه تکامل و پیشرفت!

مبدا پیدایش بهائیت

وی یادآور شد:‌ مبدأ پیدایش بهائیت که امروز در دنیا به عنوان اسلام نوین معرفی می‌شود و با سوء استفاده از مزایای اسلام گسترش پیدا کرده، از یک طلبه ساده، فقیر و منحرف بود که با تحریک یک جاسوس، ایجاد شد.

عضو خبرگان رهبری خاطر نشان کرد: جریان بهائیت با همین ادعای دروغین ارتباط با امام زمان(عج) شروع شد، و ما باید این انحراف را جدی بگیریم، باید عمیق‌تر برخورد کنیم، چشم بسته حرف کسی را قبول نکنیم، هرچند او کمک‌های مالی و خدماتی انجام داده و جوایزی هم بدهد.


گفتاری از آیت‌لله مصباح یزدی
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، امام زمان (عج)
منطق رفتاری امام زمان(عج) بر اساس قرآن است یعنی هم هدایت و بحث و مجادله هم جهاد و قتال
 
اشاره: آیت‌الله مصباح یزدی سه سال قبل در پاسخ به برخی شبهات در مورد وجود مقدس امام زمان(عج) با هفته نامه پرتو سخن گفت‌وگو کرد. رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در این گفت‌وگو به مواردی از جمله نحوه برخورد امام زمان(عج) با کفار، تفاوت عصر ظهور با عصر پیامبر اکرم(ص) و نوع آزادی بیان در دوره ظهور پرداخته است.

بعضی ادعا کرده‌اند: «امام زمان (عج) برای تحقق دموکراسی می‌آید و در آن زمان تعداد سازمان‌ها و مجامع بین‌المللی برای گفت و گو افزایش می‌یابد. منتظر ظهور هم کسی است که در جهت صلح، گفت و گو و تحقق دموکراسی تلاش می‌کند. وقتی امام زمان می‌آید، دنیا اهل گفت و گو و منطق است‌؛ و بشریت از جنگ متنفر است، مصلح جهانی هیچ‌گاه نمی‌تواند حرکت و پیام خود را برای تحقق صلح و عدالت با خشونت و جنگ آغاز کند. هرکس زمینه‌ساز جنگ باشد و جنگ‌افروزی کند مجرم و گنهکار است.» نظر حضرت عالی دربارهِ این‌گونه ادعاها چیست؟

امام زمان (عج)‌ بر اساس قرآن عمل می‌کنند. قرآن، هم احتجاج و بحث و مجادله دارد و هم جهاد و قتال؛ هیچ کدام دیگری را نفی نمی‌کند. در اسلام، قتل بدون احتجاج و اتمام حجت جایز نیست. حضرت ابتدا دعوت می‌کنند و هر کس مانع پیشرفت حق شود، کشته می‌شود. قرآن می‌فرماید: «و قاتلو‌ا ائمه`‌الکفر». منتهی در آن زمان، هم کارها وسعت دارد و هم شرایط طوری است که برای احتجاج لازم نیست رو در روی هم بنشینند.

حتی حضرت با مسلمانان و برخی علما نیز احتجاج می‌کنند. کسانی هستند که می‌گویند: ما به شما نیاز نداریم و شما اشتباه می‌کنید! «کلهم یحتج علیه بالقرآن یتأولّون علیه...» به زبان امروزی، می‌گویند: این قرائت شماست و قرائت ما چیز دیگری است!

پس اگر منظور این باشد که ایشان از همان ابتدا بر روی مردم شمشیر نمی‌کشد، حرف درستی است؛ ولی اگر منظور این است که برخورد با ایشان اصلاً به جنگ منتهی نمی‌شود، سخن صحیحی نیست.

پیامبر اکرم (ص) هنگامی که امیرالمومنین(ع) را برای فتح خیبر فرستادند، فرمودند: «لا‌‡ن یهدی الله بک رجلا واحداً خیر لک من ما طلعت علیه الشمس.» اگر یک نفر به دست شما هدایت شود، بهتر است از آنچه آفتاب بر آن می‌تابد. این در حالی بود که پیامبر(ص)، علی(ع) را به عنوان فرمانده لشکر فرستادند تا دشمنان را سرکوب کند. بنابراین اول هدایت است؛ اگر زیر بار هدایت نروند و عناد ورزند باید با آن‌ها وارد جنگ شد.

پس عصر ظهور حضرت با زمان پیامبر(ص) چه فرقی دارد؟

یکی از فرق‌ها همین است. آن زمان وقتی پیامبر می‌خواستند پیامی بدهند، باید فردی را پیدا کنند که بتواند حرف بزند و یا نامه‌ای بنویسند تا کسی مثلا‌ً نزد خسرو پرویز ببرد، او هم با آن تبختر و تکبرش برخورد کند. اما امروز شما با همین تلفن همراه و ابزارهای رسانه‌ای مدرن می‌توانید به همه دنیا پیام بفرستید. حتی می‌توانید چهره‌ خود را نمایش دهید. علاوه بر این‌که هم شرایط فراهم است و هم مردم تشنه عدالت هستند. خدای متعال نیز کمک‌های غیبی را وسعت می‌دهد؛ زمان پیغمبر اکرم(ص) هم این کمک‌ها بود‌؛ البته متناسب با یک جمعیت هزار نفری (جنگ بدر)، در زمان ظهور متناسب با جمعیت چند میلیاردی این امدادها صورت می‌گیرد. پیغمبر اکرم(ص) منصور به رعب بود: «و قذف فی قلوبهم الرعب». امام زمان(عج) نیز این‌گونه خواهند بود.

آیا در زمان ظهور جزیه قبول می‌شود یا نه؟‌

براساس روایات، این‌حکم محدود و موقت است و در زمان ظهور برداشته می‌شود.

آیا در زمان ظهور حضرت، کفار وجود نخواهند داشت؟

اوایل ظهور، کفار فراوان هستند و مخالفت می‌کنند؛ البته در نهایت، گسترش عدالت رخ می‌دهد؛ یعنی کفر حاکم برداشته خواهد شد. اما این‌که کسی در دلش هم نتواند کافر باشد، چنین چیزی نداریم. حکومت کفر سرنگون می‌شود؛ به عبارت دیگر کفر، حاکم نخواهد ماند نه این‌که کافری نخواهد بود.

بعضی‌ها مدعی شده‌اند که حضرت، آزادی بیان را گسترش می‌دهند و مخالفان فعلی آزادی بیان و قلم، مخالف ظهور هستند! نظر حضرت‌عالی در این‌باره چیست؟

اسلام تغییر نمی‌کند. آن‌چه امروز جایز است‌، آن روز هم جایز است. و آن‌چه امروز ممنوع است؛ آن روز هم ممنوع خواهد بود. اگر منظور از آزادی بیان، مطرح کردن سوال و گفتن دیدگاه‌ها برای روشن شدن حقیقت باشد، همیشه جایز است؛ اما اگر منظور تبلیغ کفر باشد، بعد از برپایی حکومت عدل، جایی نخواهد داشت.

امروز هم اگر کسی حرفی داشته باشد، به مناظره دعوت می‌شود. اما شعار آزادی بیان و دموکراسی، حربه‌هایی است که دشمنان با آن‌ها اغراض خودشان را تحقق می‌بخشند. آمریکا مخالفان خود را مخالف دموکراسی می‌نامد و هر کس در جهت او کار می‌کند، آزادی دارد. میلیون‌ها انسان بی‌گناه کشته می‌شوند، ولی چون کشتار آن‌ها در جهت منافع آمریکا است آن را دموکراسی می‌نامند!

اما اگر همه مردم به چیزی مخالف نظر آمریکا رای دهند، خلاف دموکراسی است! این آقایان هم اغلب همین طور هستند. وقتی می‌خواهند حرف‌های خود را به کرسی بنشانند، می‌گویند: آزادی نیست!

چند سال پیش که تازه حزب اربکان پیروز شده بود، برای شرکت در سمیناری به ترکیه رفته‌ بودیم. عده‌ای دیگر از جمله حامد الگار و حسن حنفی مصری هم بودند. حامد الگار می‌گفت: در سفر دیگری، یکی از به اصطلا‌ح‌ روشنفکران شما به اینجا آمده بود؛ از او اوضاع کشورتان را پرسیدم، پاسخ داد: آزادی نیست و کسی نمی‌تواند حرف بزند! پرسیدم:‌ آیا سخنرانی ندارید و کتاب و مقالا‌ت شما چاپ نمی‌شود؟! گفت: چرا. به او گفتم: پس، از آزادی چه می‌خواهی؟ مگر جاهای دیگر که مثلاً آزادی هست، چگونه است؟! حامد الگار آدم با انصافی بود.

انتخابات چند سال پیش الجزایر با حضور و تایید ناظران دنیا برگزار شد؛ اما چون اسلام‌گرایان پیروز شدند، گفتند این دموکراسی نیست! چرا؟ چون مسلمانان موفق شدند! در فلسطین وقتی حماس پیروز شد، گفتند این دموکراسی نیست! بنابراین‌، دموکراسی در واقع حربه‌ای در دست دشمنان برای جبران شکست‌های خود است!

من تصور نمی‌کنم در هیچ جامعه‌ای به اندازه جامعه اسلامی آزادی بیان وجود داشته باشد. هر کس حرف منطقی و سوالی داشته باشد، می‌تواند طرح کند و جواب آن را بگیرد. شاید در جهان هیچ جایی وجود نداشته باشد که حتی نیروهای دشمن هم بتوانند در امنیت کامل بیایند سوالشان را بپرسند و جواب بگیرند و دوباره با حفاظت کامل به موضع خودشان برگردند! ولی این چیزی است که صریحاً در اسلا‌م وجود دارد. ا‌لبته فتنه‌گری و براندازی تفاوت دارد و هیچ عاقلی آن را اجازه نمی‌دهد.

یکی از دوستان می‌گفت: وقتی در لندن بودیم، رهبر معظم انقلاب بیانیه‌ای برای حج صادر کرده بودند. به هر روزنامه‌ای مراجعه کردیم؛ به هیچ قیمتی حاضر به چاپ آن نشد! زیرا از دستگاه‌های اطلا‌عاتی انگلیس می‌ترسیدند. بالاخره پول گزافی به یک روزنامه دادیم که آن هم بخشی از بیانیه را به صورت خبر چاپ کرد! درحالی‌که الان برخی نشریات در ایران وجود دارند که هر آن‌چه می‌خواهند می‌نویسند، آیا این آزادی مطبوعات نیست؟!

فکر می‌کنید چرا این‌گونه افراد با این ادبیات درباره امام زمان(عج) سخن می‌گویند؟

وقتی قرآن را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که با لیبرالیسم جمع شود! توقع دارید درباره امام زمان چگونه سخن بگویند؟! امام زمانِ آن‌ها کسی است که به قرآنی که آن‌ها می‌گویند عمل کند!

برخی چنین اظهار کرده‌اند که «منتظر ظهور» کسی است که در جهت صلح و گفت‌وگو و تحقق دموکراسی و حکومت مردم تلا‌ش می‌کند. این حرف تا چه اندازه می‌تواند صحیح باشد؟

منتظران واقعی کسانی هستند که به قرآن عمل می‌کنند. هر کجا باید احتجاج کنند، احتجاج می‌کنند. هر گاه باید بجنگند، می‌جنگند، هر جا باید سکوت کنند، سکوت و هر جا باید انقلاب کنند، انقلاب می‌کنند و... ، زیرا ظهور، برای عمل به قرآن است و منتظران ظهور کسانی هستند که بیش‌تر پای‌بند.


توصیه‌های امام زمان (عج) به شیعیان/براستی چقدر به اینها عمل می‌کنیم؟!
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: امام زمان (عج) ، مقام معظم رهبری

آیا نمی‌دانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانه‌ای از آنان پنهان شد نشانه‌ی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستاره‌ای از ایشان غروب کرد ستاره‌ی دیگر طلوع نمود.

به گزارش جهان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری آنچه در پی می آید توصیه‌هایی است که امام عصر (عج)‌ خطاب به شیعیان و پیروان اهل‌بیت (ع) فرموده‌اند.
براستی، چقدر به اینها عمل می‌کنیم؟!

۱. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه کنید.

۲. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی که بر شما روی آورده است کمک کنید.

۳. عهد می‌کنم که هر کدام از شیعیان که راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه که لازم است ]و حق خداست[ از مال خود خارج کند، از فتنه‌ی گمراه‌کننده و رنج‌های ظلمانی در امان باشد.

۴. هر کدام از شیعیان، در بخشش اموالی که خداوند به او داده به کسانی که خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.

۵. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شد، همسو و یک‌دل شوند، دیدار ما از ایشان به تأخیر نخواهد افتاد.

۶. ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

(توقیع به شیخ مفید)


۷. از خدا بترسید ؛ و از ما اطاعت کنید ؛ و از راه راست منحرف نگردید.

۸. نیت خود را ـ مطابق سنت آشکاری که به شما گفتم ـ با دوستی، به سوی ما برگردانید.

(توقیع به ابن ابی‌غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان)


۹. اموال شما (خمس و زکات) را قبول نمی‌کنیم مگر اینکه پاک و طاهر باشد... هر کس می‌خواهد عمل کند و هر که نخواهد نکند ؛ چرا که ما به آنچه شما دارید نیازی نداریم.

۱۰. ظهور و فرج در دست خداست و کسانی که وقت رای آن تعیین می‌کنند "دروغگو " هستند.

۱۱. در مسایلی که روی می‌دهد به فقهاء مراجعه کنید ؛ زیرا که ایشان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم بر ایشان.

۱۲. منتفع شدن از من در ایام غیبتم، مانند استفاده از خورشید است زمانی که ابر روی آن را پوشانده باشد.

۱۳. درباره چیزهایی که به درد شما نمی‌خورد سؤال نکنید، و در دانستن چیزهایی که از دانستن آنها معاف شده‌اید خود را به سختی نیاندازید.

۱۴. برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید ؛ چرا که همین فرج شماست.

(توقیع به اسحاق بن یعقوب)


۱۵. هر کس بدون اجازه ما در اموال مربوط به ما (خمس، زکات و وقف) تصرف کند، از جمله ظالمین است و ما در روز قیامت شاکی او خواهیم بود.

(توقیع به محمد بن جعفر اسدی)


۱۶. آیا نمی‌دانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانه‌ای از آنان پنهان شد نشانه‌ی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستاره‌ای از ایشان غروب کرد ستاره‌ی دیگر طلوع نمود ؛ و وقتی که خدای عزوجل امام حسن عسکری (ع) را به سوی خود برد گمان ننمایید که واسطه میان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنین چیزی نشده و نخواهد شد تا وقتی که قیامت برپا شود.

(توقیع به محمد بن ابراهیم بن مهزیار)


۱۷. آیا نمی‌دانید که روی زمین از حجت خدا خالی نمی‌گردد ؛ خواه آن حجت، ظاهر باشد و خواه پنهان.

۱۸. مردم پیروی از خواهش‌های نفسانی را از خود دور کنند ؛ و همانگونه که ]پیش از غیبت[ رفتار می‌نمودند رفتار کنند ؛ و امری که از آنان پوشیده و پنهان شده است را جستجو ننمایند ... و بدانند که حق با ما و در نزد ماست.

(توقیع به عمری وپسرش)


توضیح:

توقیع ، در لغت به معنای "امضاء، نامه و فرمان" ، و دراصطلاح حدیثی به معنای "بخشی از نوشته‌های ائمه اطهار علیهم السلام " است . بیشتر توقیعات از سوی امام عصر (عج) صادر گردیده است. واژه توقیع نخستین بار در روایتی از امام کاظم (ع) به معنای یادداشتی که امام در زیر یک نامه نوشته دیده شده‌است. امروزه وقتی سخنی از «توقیع» به میان می‌آید، ذهن به توقیعات حضرت مهدی (ع) منصرف می‌گردد.

ارسال توقیعات برای شیعیان، معمولاً توسط وکلای امام صورت می‌گرفت. نواب اربعه امام عصر وکیلانی در شهرهای مختلف داشتند که توقیعات از طریق آنها انتشار می‌یافت.

در کتاب کمال الدین شیخ صدوق، غیبت شیخ طوسی، احتجاج طبرسی و بحارالانوار مجلسی، حدود هشتاد توقیع از سوی امام زمان (ع)‌ نقل شده است که محتوای آن‌ها، برخی خطاب به سفرا و نواب خاص است و برخی خطاب به علماء و فقهاست. برخی در پاسخ به سؤالات است و برخی در تکذیب کسانی است که به دروغ ادعای امامت یا نیابت از طرف آن حضرت را داشتند.

................


منبع توصیه‌ها :

علامه محمدباقر مجلسی؛ مهدی موعود ؛ ترجمه حسن بن محمد ولی ارومیه‏ای؛ قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۰ ؛ ج ۲ .


پاسخ به چهار پرسش مهم درباره امام زمان (عج)
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: آیت الله جوادی آملی ، امام زمان (عج) ، گفتگو و مصاحبه

 آیت‌الله جوادی‌آملی در آستانه فرارسیدن میلاد حضرت بقیة‌الله الاعظم به چهار پرسش مهدوی پاسخ گفتند.

به گزارش مرکز خبر حوزه متن سئوالات و پاسخ معظم‌له به شرح ذیل است:

1. چگونه می‏توان امام زمان‏(عج) را شناخت؟

شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاریخی» و «شناخت واقعی» که از قسم نخست مهم‏تر است. مسئله مهم این است که ما آن حضرت را به حقیقت بشناسیم و ایشان نیز ما را ببیند؛ نه اینکه ما حضرت را ببینیم.

در زمان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم (که مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زیادی آن وجود مبارک را می‏دیدند، اما خدای سبحان درباره آنها فرمود: ﴿و تراهم ینظُرُون اِلیک و هُم لایُبصرون﴾[5]؛ آنها را می‏بینی که به تو می‏نگرند؛ ولی تو را نمی‏بینند. اهل نظر هستند، اما اهل بصیرت نیستند. هنر این است که به گونه‏ای باشیم که وجود مبارک امام زمان(علیه‌السلام) ما را ببینند.

در قرآن کریم آمده است: خدا که بر همه چیز بصیر است، در روز قیامت به عده‏ای نگاه نمی‏کند: ﴿ولایُکلّمهم اللّه و لاینظرُ اِلیهم یومَ القیامةِ و لایزکّیهم﴾[6] و نگاه تشریفی خود را نسبت به عده‏ای اعمال نمی‏کند.

اگر ما در مسیر صحیح حرکت کنیم، آن حضرت ما را می‏بیند.

2. دلیل قرآنی وجود حضرت حُجّت (عج) چیست؟

مرحوم کلینی (رضوان اللّه علیه) در کتاب شریف کافی[4] طی بابی از ائمه(علیهم‌السلام) نقل کرده است که به سوره قدر احتجاج کنید، زیرا در سوره قدر آمده است، هر سال لیلة القدری دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهی روح (جبرئیل سلام اللّه علیه)، همه احکام و امور را به زمین نازل می‏کنند.

وقتی فرشتگان احکام و امور را به زمین می‏آورند، باید آن را به کسی بسپارند، چون افراد عادی نمی‏توانند میزبان فرشتگان باشند و احکام صادره را تحویل بگیرند، پس تنها کسی که در روی زمین مهمان‏دار فرشتگان و تحویل گیرنده این امور و مقدّرات است، وجود مبارک ولی عصر(علیه‌السلام) است، بنابراین با توجه به روایاتی که مرحوم کلینی نقل کرد، از نظر قرآن، در شب قدر که همه فرشتگان به همراهی جبرئیل(سلام اللّه علیه) یا روح، مقدّرات امور را نازل می‏کنند، باید آن را به کسی بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گیرنده این امور وجود مبارک ولی عصر(ارواحنا فداه) است.

3. حیات حضرت ولی عصر(علیه‌السلام) از نظر علمی چگونه توجیه می‏شود؟

حیات طولانی امام زمان(علیه‌السلام) بر خلاف عادت است، نه بر خلاف علّیّت؛ یعنی به طور عادی کسی نمی‏تواند، هزار یا ده هزار سال زندگی کند؛ اما به صورت غیر عادی (خرق عادت) این کار ممکن است.

دوم. اگر بدانیم انسان چیست و چه کسی بدن او را اداره می‏کند، اصلاً این پرسش برای ما مطرح نمی‏شود؛ برای مثال برای عرفا و حکمای بزرگ، اصلاً چنین پرسشهایی مطرح نمی‏شود.

بنده زمانی به دندانپزشک محترمی مراجعه کردم. او می‏گفت دندانهای بعضی صد سال سالم می‏ماند و نمی‏پوسد؛ ولی اگر فولاد صد سال شب و روز کار کند، فرسوده می‏شود. چون اگر فولاد و آهن فرسوده شود، دیگر چیزی جایگزین آن نمی‏شود؛ امّا دندان انسان هر روز عوض می‏شود و هر روز سلولهای جدیدی جای سلولهای مرده و قدیمی را می‏گیرد.

با این توضیح، همه ذرات بدن در حرکت و تعویض است و روح آدمی همه حرکات این ذرات را تحت کنترل دارد. حال اگر روح انسان کاملی، بر خلاف عادت (نظم عادی)، بهترین سلولها را جایگزین کند و دقیق‏ ترین کنترلها را روی قسمتهای مختلف بدن داشته باشد، یک انسان کامل می‏تواند، میلیونها سال زنده بماند (این مطلبی است که در علم پزشکی امروز به اثبات رسیده است).

مُلای رومی طی مثالی می‏گوید: اگر شما روز یا شبی در کنار نهر روانی که آب آن به آرامی در حرکت است، بنشینید و تصویر خورشید یا ماه را در آن ببینید، متوجه می‏شوید که صدها عکس می‏آید و می‏رود و شما همچنان خیال می‏کنید که ساعتها با عکس نخست روبه‏رو بوده‏اید، در حالی که آینه‏ها و عکسهای متعدد، هر لحظه می‏آمدند و می‏رفتند.

آب مبدَل شد در این جو چند بار                   عکس ماه و عکس اختر برقرار[1]

این بزرگوار در جای دیگر می‏گوید:

ای برادر تو همان اندیشه‏ای                      ما بقی تو استخوان و ریشه‏ای[2]

بنابراین، اگر کسی روح و سلطه آن بر بدن خود را بشناسد، و سَیَلان، حرکات و تعویض ذرات بدن را تحت کنترل روح بداند و نیز کمی با حکمت و عرفان آشنا شود، این اشکال که چگونه یک انسان می‏تواند یک یا دو میلیون سال یا بیشتر بماند، برای او مطرح نمی‏شود. اگر پیوند روح با خالق جهان هستی به اندازه‏ای بود که قدرت خاصی ما فوق قدرت افراد عادی یافت، می‏تواند همان طور که بدن خود را می‏گرداند، خارج از بدن خود را هم اداره کند، زیرا خارج از روح او هم حکم بدن او را دارد.

وجود مبارک امیرمؤمنان(سلام اللّه علیه) در خطبه قاصعه نهج‏البلاغه می‏فرماید: من در حضور پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم بودم که مشرکان حجاز به پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم گفتند، اگر تو پیامبری معجزه‏ای (حسّی) بیاور تا تو را بپذیریم. آنگاه گفتند: دستور بده نیمی از درختی که روبروی تو است، از نیمه دیگر جدا شود و به حضور تو بیاید. حضرت فرمود: اگر این کار را انجام بدهم، ایمان می‏آورید؟ گفتند: بلی. حضرت علی(علیه‌السلام) در ادامه می‏فرماید: من دیدم که این درخت دو نیم شد و نیمی از آن در جای خود ایستاد و نیم دیگر حرکت کرد و جلو آمد، به طوری که شاخه‏های آن روی دوش ما قرار گرفت.

مشرکان گفتند: دستور بده نیمه دیگر آن هم از جای خود حرکت کند و نزد تو بیاید. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم این کار را هم انجام دادند. بعد گفتند: دستور بده دو نیمه درخت به هم متصل شود و در جای اول قرار گیرد؛ با این همه، مشرکین باز هم ایمان نیاوردند.[3]

همه کرامات محال عادی هستند؛ نه محال عقلی که محال عقلی (مانند 2*2=5) کرامت یا اعجازبردار نیست؛ به هر حال، حیات حضرت ولی‏عصر(عج) محال عادی است؛ نه محال عقلی.

4. مسئله وجود مقدس امام زمان‏(عج) از نظر فلسفی چگونه توجیه می‏شود؟ آیا دلیل فلسفی بر اثبات وجود آن حضرت وجود دارد؟

درباره وجود مبارک حضرت حجّت‏(عج) «برهان عقلی بر امکان» اقامه می‏شود؛ یعنی بر اساس حکم عقل، ممکن است انسان کاملی عمر طولانی داشته باشد.ما به دیدن عمرهای کوتاه عادت کردیم. اما اگر شخصی، از همه علل و عوامل طبیعی آگاه باشد و آنچه برای او سودمند است، فراهم کند و از آنچه برای او زیانبار است بپرهیزد، می‏تواند عمر طولانی داشته باشد. این مسئله خارق عادت است؛ نه خارق عقل. معجزه هم چیزی خارق عادت است، نه خارق عقل. علم نیز به چنین چیزی راه نیافته است، زیرا علم به امور عادی راه دارد؛ نه امور غیر عادی. کرامت نیز در امور خلاف عادت جاری است.

 

[1]  ـ مثنوی معنوی، دفتر ششم، بیت 3178.

[2]  ـ همان، دفتر دوم، بیت 277.

[3]  ـ ر.ک: نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه).

[4]  ـ الکافی، ج 1، ص 242 (باب فی شأن «اِنّا اَنزلناه فی لیلة القدر» و تفسیرها).

[5]  ـ سوره اعراف، آیه 198.

[6]  ـ سوره آل‏عمران، آیه 77.


پدرخوانده‌های فکری مستند "ظهور بسیار نزدیک است"
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، امام زمان (عج)

موج دوم امام زمانی - که در دو دهه اخیر رواج جدی یافته است - عنصر کلیدی نگرش حجتیه را حفظ می‌کند. یعنی در کانون معنایی امام زمان(ع) می‌خواهد به فهم، باور و رفتار دینی دست یابد. با این تفاوت که رویکرد غیرسیاسی را کنار می‌زند...

سید عباس صالحی : انتشار مستند «ظهور بسیار نزدیک است»؛ توانست موج گسترده‌ای را پدید آورد و به یکی از رخدادهای تأثیرگذار در ماه‌های اخیر تبدیل شود.

کارگردان آن، اظهار داشته است که از حدود یک سال و نیم پیش مباحث فکری آن را در سایت‌های مرتبط داشته است و فیلم‌نامه آن را در تابستان 89 و تولید آن را در ماه‌های آذر و دی 89 انجام داده است. (در گفت‌وگو با سایت خبرآنلاین)

نویسنده این سطور، در سال گذشته (مردادماه) دو یادداشت نگاشت و محتوای دیدگاه او و هم‌اندیشان وی را که در سایت u313 نشر می‌یافت؛ به نقد و بررسی سپرد. در یادداشت نخست با عنوان «صیانت باور مهدوی از سیاست‌بازی» (13 مردادماه) به نقد مفاهیم بنیادین این رویکرد پرداخت و تطبیق‌ها و وقت‌گذاری برای ظهور را مورد کاوش قرار داد. این‌که این دیدگاه در پرتوی مکاشفات یا روایات و یا نقل کلماتی از امام و رهبری می‌کوشد به گونه‌ای زمان مشخص برای ظهور تعریف کند. در آن یادداشت، ضمن نقد کوتاه این منظر و مبانی، به پیامدهای منفی آن توجه گردید. (ر.ک: صیانت باور مهدوی از سیاست‌بازی)

در یادداشت دوم با عنوان «گستره یک ادعای مهدوی در فضای مجازی» که در 20 مرداد نشر یافت؛ به حدود 30 سایت و وبلاگ اشاره شد که در فضای مجازی از تعیین وقت ظهور و تطبیق‌هایی از جمله تطبیق شعیب‌بن‌صالح به آقای احمدی‌نژاد و... سخن گفته‌اند و از آن دفاع کرده‌اند و این که حتی در سایت‌های عرب زبان مجال بروز و ظهور یافته‌اند و در سطح اطلاع از 8 سایت و وبلاگ عربی یاد شد که چونان دعاوی را عرضه کرده‌اند. یادداشت دوم با این هشدار به پایان می‌رسید «در پایان، این قلم باورمند است که چونان سمت‌وسوگیری قطعاً به ضرر باورهای شیعی- اسلامی است. هر چند مدافعان این ادعا با حسن نیت این مسیر را پیگیری کنند و اصحاب سیاست با سکوت و رضایت (و احیاناً با کمی بدبینی با حمایت) به تماشا بنشینند. دنیای مجادلات سیاسی زودگذر است؛ باورهای بنیادین دینی را خرج آن نباید کرد. (ر.ک: گستره یک ادعای مهدوی در فضای مجازی)

اینک با گذشت پس از حدود 9 ماه از آن یادداشت‌ها (و شاید موارد مشابه) این پرسش به گونه‌ای جدی مطرح است که چگونه آن سایت (u313) تا چندی پیش فعال بود؟ آیا امکان پیش‌گیری از تولید «مستند ظهور بسیار نزدیک است» نبود؟ و آیا با محکوم کردن مراجع و علما... پرونده‌ها پایان می‌یابد و آیا با دستگیری کارگردان مستند و امثال این‌گونه برخوردهای قضایی، این موج مختومه می‌گردد؟

نویسنده این نوشتار، این گونه تحرکات را محصول موج دوم امام زمانی می‌داند؛ موج نوی که سیاسی شده نگرش‌های انجمن حجتیه است. انجمن مقوله امام زمان (ع) را کلیدی‌ترین مولفه اسلامیت و تشیع قرار می‌داد و در پرتو آن، به تفسیر فهم و رفتار اسلامی- شیعی می‌پرداخت. اما در نگرش انجمنی، امام زمان(ع) قبل از ظهور، سیاست‌زدایی شده بود و برای شیعه منتظر، تکلیف سیاسی نمی‌آفرید.

موج دوم امام زمانی - که در دو دهه اخیر رواج جدی یافته است - عنصر کلیدی نگرش حجتیه را حفظ می‌کند. یعنی در کانون معنایی امام زمان(ع) می‌خواهد به فهم، باور و رفتار دینی دست یابد. با این تفاوت که رویکرد غیرسیاسی را کنار می‌زند و عصر غیبت را با تکلیف سیاسی وسیع قرین می‌داند. اما هم‌چون گروه نخست، تکیه کلام در گفتار و نوشتار این جمع نیز، نه توحید است و نه نبوت، نه اخلاق است و نه عقاید عام بلکه امامت و در محور امام زمان(ع) است.

درباره مولفه‌های فکری امواج امام زمانی در فرصت دیگر باید نگاشت؛ چه این که این امواج در برهه‌های مختلف، ظهور و بروزهای گوناگونی یافته‌اند. اما کانون مشترک تمامی این امواج، علقه ویژه به زمان ظهور است. علاقه‌ای که از فرقه‌های بدعت‌گذار چونان بابیت و بهایت تا فرقه‌های شیعی چون انجمن حجتیه و موج جدید در آن اشتراک تعلق دارند.

در دهه اخیر پاره‌ای از نویسندگان و گویندگان موج دوم، عقبه‌ی فکری این گرایش‌اند؛ کسانی مانند آقای سیجانی (کارگردان مستند) پیاده نظام این موج‌اند و نباید گمان برد که با طرد یا دستگیری این عناصر دون پایه، این پایگاه اندیشگی فرو می‌ریزد و یا منقطع می‌گردد. در دو دهه اخیر، هزاران هزار نفر پای سخنان واعظان و مداحانی نشسته‌اند که بنیادهای فکری-روانی این موج اخیر را ساخته و پرداخته‌اند و لشگر گسترده‌ای را در هیأت‌های مذهبی، سایت‌ها و وبلاگ‌های مجازی، نشریات و... در اختیار گرفته‌اند. توزیع صدها هزار نسخه از مستند یاد شده را صرفاً نمی‌توان به خواست یک جریان سیاسی متعلق دانست (گرچه شاید آن حمایت‌ها بی تأثیر نبود) بلکه باید آن را در موج فکری دید که از آن موج جدید امام زمانی می‌توان یاد کرد.

در میان کسانی که در عقبه فکری این موج قرار دارند؛ تنها به یک نام و آدرس بسنده می‌کنم. جناب حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در بیش از یک دهه اخیر از تأثیرگذاران موثر فکری این موج بوده‌اند. کافی است که سخنان ایشان مرور مختصری گردد.

 ایشان در سال 84 در سخنرانی با عنوان ظهور نزدیک است آماده باشیم؛ به سه نوع دلیل شهودی، روائی و دلائل ظهور اشاره می‌کنند و با ذکر روایات و خاطرات و ... همان مفهوم کانونی مستند ظهور را تقریب می‌نمایند. در سخن دیگر می‌گویند: ان‌شاءا... وقتی ظهور محقق شد شما آن موقع متوجه می‌شوید...

دست مجروح سید خراسانی چطور مقدمه آن را فراهم می‌کند و یا در سخن دیگر گفته‌اند: خیلی سخت است برای کسی که بیاد اثبات کند یا ادعا بکند که مقام معظم رهبری سید خراسانی نیستند...

در روایات آمده است که این سید در دستش علتی دارد، خالی دارد، مشکلی دارد، خال در زبان عربی به معنای مشکل و جراحت است.
هم ایشان با اشاره حوادث اخیر منطقه، مقاله‌ای را نگاشته‌اند با عنوان «خروج سفیانی بسیار نزدیک است» (در هفته‌نامه 9دی)
این نمونه‌ها از ایشان فراوانند و شخص ایشان، تنها و تنها یک نمونه‌اند. از این رو پسا پرده تولید مستند ظهور را بایستی در چونان منابر و مواعظ و مداحی‌ها و... دید.

بر همین اساس، سخنان وبلاگ‌نویس روح‌ا... را بیراه نمی‌یابم که نوشته است: «[مطالب مستند ظهور را] مدت‌هاست روی منبر داریم از امثال آقای پناهیان و... می‌شنویم. نمازهای ظهر مسجد دانشگاه پس از فتنه کلاً نشانه‌شناسی آخرالزمان شده بود... آقای پناهیان هم که فراوان از این حرف‌ها می‌زنند!

نمی‌دانم مصاحبه می‌کنند چه چیز را انکار می‌کنند... همان روز غائله اسرائیلی 25 بهمن که در دانشکده هنر جمع شده بودیم، مگر همین آقای پناهیان ... نمی‌فرمود که بعد از مصر منتظر سوریه باشید؛ ظهور نزدیک است. سفیانی از سوریه به پا می‌خیزد، ما داریم که حتماً بعد از مصر، سوریه شلوغ می‌شود»

این مختصری بود از نمونه‌های فراوان که نشان می‌دهد در مواجهه با رخدادهایی چون مستند یاد شده نباید ساده‌انگاری کرد و یا مشابه برخورد با مفاسد اقتصادی و... ضعیف‌کشی داشت. این جریان را بایستی با عقبه فکری آن شناخت و به نقد معرفتی و اجتماعی‌اش پرداخت.

گرو‌ه‌های مرجع فکری این گونه طلاب و دانشجویان، در رسانه ملی، مراکز خاص و ... رسمیت و حرمت می‌یابند و سخنان ایشان در محافل بزرگ و وکوچک، مبنای سیر مطالعاتی- فکری قرار می‌گیرد و فرآیند روحی- روانی مجموعه‌هایی را می‌سازد. کارگردان مستند ظهور می‌گوید که چند صد نفر مباحث فکری مستند را کار کرده‌اند و بیش از 10 نفر در تولید آن مشارکت داشته‌اند. (در گفت‌وگو با خبرآنلاین) هم اینک در حاشیه وبلاگ‌ها و سایت‌های مجازی، انبوه کسانی را می‌توان دید که از مفاد آن مستند حمایت می‌کنند.

حتی در حوزه علمیه قم، طلاب جوانی هستند که در جلسه نقد مستند آن (که از سوی مرکز تخصصی مهدویت برگزار شد) به دفاع برمی‌خیزند و یا در حاشیه‌های پخش مکتوب یا تصویری آن، نکاتی در حمایت از محتوای مستند ابراز می‌دارند. این همه نشان می‌دهد که نباید شاخه‌ها را دید و از ریشه‌ها غفلت ورزید. تقریباً در دو دهه متوالی، گروه‌های مرجع فکری- روانی این نگرش، تولید و تکثیر داشته‌اند و اینک در محافل حقیقی- مجازی به یک مجموعه‌ی مورد اعتنا تبدیل گشته‌اند.

باید در آن گروه‌های مرجع تأثیرگذاری کرد. از یکسو مواجهات فکری- انتقادی‌ای با ایشان رخ دهد و از سوی دیگر رانت‌هایی که منابع رسمی قدرت در اختیار آنان قرار داده و می‌دهند و سخنان آنان را مشروعیت می‌بخشند؛ قطع گردد. چه این که تحریم و طرد عناصر دون پایه و یا برخوردهای قضایی - امنیتی با آنان، چاره‌ای نمی‌گشاید. با ادامه روال دو دهه اخیر، مطمئن باید بود که صدها سی.دی، سایت و فیلم چونان ظهور بسیار نزدیک است؛ در راهند!


امام خمینی:اگر رئیس جمهور یک قدم از حدود قانون آن ور تربگذارد با او مخالفت می کن
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، امام زمان (عج) ، ریاست جمهور

امام خمینی:اگر رئیس جمهور یک قدم از حدود قانون آن ور تربگذارد با او مخالفت می کنم.

مجلس بالاترین مقام است در این مملکت. مجلس اگر رأی داد و شورای نگهبان هم آن رأی را پذیرفت، هیچکس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی‌گویم رأی خودش را نگوید، بگوید.

شفاف : امام خمینی(ره) در 7خرداد سال 1360 در سالگرد تشکیل نخستین دوره مجلس شورای اسلامی در دیدار نمایندگان با ایشان مطالب مهمی بیان فرمودند.

امام در آن سخنان ابتدا به طرح انتقاداتی از برخی مجلسیان کردند و سپس با توجه به حال و هوای سیاسی آن روزو اختلاف انگیزی هایی که ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت و نزدیکانش عامل آن بودند، مطالبی انتقادی در مورد مسائل سیاسی طرح کردند.

بخشهایی از بیانات بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی را می خوانید:

*مجلس بالاترین مقام است در این مملکت. مجلس اگر رأی داد و شورای نگهبان هم آن رأی را پذیرفت، هیچکس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی‌گویم رأی خودش را نگوید، بگوید... اما اگر بخواهد فساد کند و به مردم بگوید این شورای نگهبان کذا  و این مجلس کذا، این فساداست و مفسداست و یک همچین  آدمی  تحت تعقیب [به عنوان] مفسد‌فی‌الارض باید قرار بگیرد...

*سر تسلیم به مجلس یعنی سر تسلیم به اسلام... همه توجه داشته باشند به مجرد اینکه مطلبی مخالف رأی یک نفر است نباید بگوید مجلس درست نیست... این خودش درست نیست... باید خودش را اصلاح کند.

*... اگر ملت را می‌خواهید هی نگویید ملت با من است... ملت با اسلام است، نه با من است، نه با شما و نه با دیگری. من اگر یک کلمه‌ای برخلاف اسلام بگویم همین ملت می‌ریزند و من را از بین می‌برند. ملت اسلام را می‌خواهند، ملت شخص را نمی‌خواهد، ملت شخص‌پرست نیست...

*این مردم طرفدار مجلس (هستند) مادامی که مجلس در طریق  اسلام باشد و ازدولت مادامی که در طریق اسلام باشد ،از رئیس‌جمهور مادامی که رئیس‌جمهور در طریق اسلام باشد طرفداری می‌کنند. هر کدام‌تان بلغزید مردم دیگر از شما طرفداری نمی‌کنند.

* من اول سال به آقایان عرض کردم که این سال خوب است سال اجرای‌ قانون  باشد. باید حدود معلوم  شود.آقای رئیس‌جمهور حدودش در قانون اساسی چه هست، یک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت می‌کنم . اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت می‌کنم. آقای نخست‌وزیر حدودش چقدر است.از آن حدود نباید خارج شود. یک قدم کنار برود با او هم مخالفت می‌کنم. مجلس حدودش چقدر است، قوه‌قضائیه حدودش چیست...

*نمی‌شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط می‌کنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد...

*قانون اساسی را بازکنید و هرکس حدود  خودش را تعیین کند. به ملت بگویید که قانون اساسی مابرای دولت، این را وظیفه کرده  است، برای رئیس‌جمهور این را، برای مجلس این را ،برای ارتش این را... به مردم بگویید وظیفه ما درقانون اساسی که شما رأی دادید (چنین معین شده)... سر فرود بیاورید به قانون و واقعاً سر فرود بیاورید به اسلام.


تدریس کتاب انجمن حجتیه در دوره آموزشی مدیران دولتی+ اسناد
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: انجمن حجتیه ، امام زمان (عج)

 

مخاطبان باید پس از این دوره 4 ساعته بتوانند جایگاه مهدویت در اندیشه اسلامی را تبیین، مفهوم انتظار و منتظر واقعی را توضیح، وظایف منتظران را تشریح و نقش انقلاب اسلامی را در بسترسازی برای حکومت جهانی را تبیین کنند!    

به گزارش مشرق، به دنبال تفاهم سه جانبه معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور و دو وزارتخانه کشور و ارشاد، مدیران دولتی موظف به حضور در کلاسهایی آموزشی و فرهنگی با عنوان «طرح سلمان» شده اند.

دستگاههای اجرایی موظفند این دوره ها را تا پایان سال 1390 به اجرا بگذارند. در بخشنامه ارسالی، «ارتقاء سطح بینش و مهارت مدیران کشور» یکی از ارکان مهم استرات‍ی فرهنگی دولت توصیف شده و بر این اساس، عناوینی چون فرهنگ مهدویت مورد توجه قرار گرفته که در مجموع 40 ساعت به طول خواهد انجامید.


پاسخ استاد پناهیان به پرسشی پیرامون مستند"ظهور بسیار نزدیک است؟"
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: حجت الاسلام پناهیان ، امام زمان (عج)
پخش گسترده مستندی با عنوان "ظهور بسیار نزدیک است؟"  واکنش‌های متفاوتی را در جامعه به دنبال داشته است، به‌ویژه اینکه در بخش‌هایی از این مستند، تلاش شده است تا برخی اشخاص که در احادیث ظهور به آنها اشاره شده است، با برخی مسئولین فعلی نظام تطابق داده شوند، این درحالی است که تولید و انتشار این مستند به یک جریان نوظهور انحرافی نسبت داده شده است. در همین حال حجت الاسلام پناهیان در جمع دانشجویان دانشگاه تهران به پرسش‏هایی درباره مستند "ظهور بسیار نزدیک است؟" پاسخ گفت.

به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام پناهیان در جلسه ای با موضوع مهدویت و رسانه که در دانشکده‌ی علوم دانشگاه تهران برگزار شده بود در پاسخ به سوالی پیرامون این مستند، و با تمرکز بر کلیت موضوع و بدون اشاره به جزئیات تطابق و مصداق‌سازی‌ها گفت:

«اخیرا دوستان خیلی از بنده درباره‌ی سی دی "ظهور بسیار نزدیک است" سوال می‌کنند. بنده دخالتی در تولید سی دی نداشته‌ام و نمی‌دانم از کدام سخنرانی بنده استفاده شده است. این سی دی را هنوز ندیده‌ام؛ لذا اظهار نظر سخت است. ولی همیشه سفارشم به افرادی که در این زمینه‌ها کار می‌کنند، این بوده است که در مقام تطبیق مصادیق محتاط باشند. اولا اگر دلایل محکمی ندارند، به سمت بیان احتمالات نروند و اگر دلایل محکمی برای تطبیق دارند، با احتمال بیان کنند. هر چند اساساً بنده زیاد با پرداختن به "حوادث ظهور" موافق نیستم و تصور می‌کنم بیش از آن باید به "قواعد ظهور" پرداخت. یعنی ببینیم حضرت در چه شرایطی قیام خواهند کرد، آن شرایط را بشناسیم و حتی تا آنجا که می‌توانیم آن شرایط را ایجاد نماییم.

البته این به آن معنا نیست که اخبار مربوط به حوادث در آستانه‌ی ظهور را کنار بگذاریم. باید اخبار مربوط به حوادث آخرالزمان را جدی بگیریم. معنا ندارد ائمه‌ی هدی علیهم السلام اخباری را درباره‌ی ظهور بیان فرموده باشند، ولی غرض‌شان این باشد که آنها را مورد مطالعه و بررسی قرار ندهیم و چشم‌مان را به واقعیت‌ها ببندیم، و هر اتفاقی افتاد، بگوییم: "نه معلوم نیست این همان اتفاق باشد." البته اگر تطبیق دادیم ولی تطبیق‌مان صحیح از آب درنیاید، هم فاجعه‌ای رخ نداده است. بالاخره معلوم است که این تطبیق‌ها احتمالی است. نباید به دلیل احتمال صحت نداشتن، بررسی را کنار بگذاریم. اینکه اینگونه حرف‌ها بازار پیدا می‌کند، به این دلیل است که اوضاع عالم و وضع منطقه کشش اینگونه بررسی‌ها را دارد و باید کسانی که اهل فن هستند، بیایند و نتیجه‌ی مطالعات خود را بیان کنند.

بالاخره اخباری درباره‌ی منطقه در روایات آمده است. حتی محل دقیق ظهور سفیانی بیان شده است و الان هم در این التهابات، همه حساسیت پیدا کرده‌اند. خب، طبیعی است هر حرکتی مورد دقت قرار بگیرد که نکند این حرکت همان باشد که در روایت آمده است. البته برخی از روایات هم ضعیف‌السند هستند. یعنی به دلیل مجهول یا موثق نبودن برخی از روایان آن، نمی‌توانیم به صحت آن مطمئن باشیم، ولی در برخی از همین روایات هم حوادثی بیان شده است که عیناً رخ می‌دهد. بعد معلوم می‌شود روایت صحیح بوده است اما سند نداشته و ما راویان آن را نمی‌شناخته‌ایم. لذا از کنار این روایات هم نمی‌توان به راحتی گذشت. الان اتفاقاتی در مصر و لیبی دارد می‌افتد. خب ما در اخبار ظهور داریم که در آنجاها حرکت‌هایی صورت می‌گیرد.

با اینکه احتمال سوءاستفاده از علائم آخرالزمان از طرف هر جریانی وجود دارد، ولی ائمه‌ی هدی(ع) از گفتن این علائم صرف نظر نکرده‌اند. حتماً برای این بوده که کسانی که در ایام آن وقایع قرار می‌گیرند، حساس بشوند. جلوی سوءاستفاده‌ها را راحت می‌توان گرفت.»

به گزارش رجانیوز،‌ در متون دینی روایات قابل توجهی در مورد حوادث مصر آمده است که از آن جمله می‌توان به دو روایت در کتاب معتبر غیبت شیخ طوسی اشاره کرد:

یَخْرُجُ قَبْلَ السُّفْیَانِیِّ مِصْرِیٌّ وَ یَمَانِی (غیبت شیخ طوسی/ص477)

وَ یَخْرُجُ أَهْلُ الْغَرْبِ إِلَى مِصْرَ فَإِذَا دَخَلُوا فَتِلْکَ أَمَارَةُ السُّفْیَانِیِّ (همان/463)