جزئیات‌جدید از نامه‌ننگین سال 2003 دولت‎خاتمی به امریکا
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، انرژی هسته ای

نامه سال 2003 دولت خاتمی به دولت وقت امریکا، اولین بار در سال 85 از سوی رجانیوز افشا شد. بر اساس این نامه دولت خاتمی پیشنهاد داده بود که در ازای خارج کردن نام ایران از کشورهای "محور شرارت" که جرج بوش رئیس‌جمهور وقت امریکا این تقسیم‌بندی را ارائه کرده بود، جمهوری اسلامی متعهد خواهد شد که کلیه فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعطیل کند و از حمایت گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین دست بکشد.

به گزارش رجانیوز، طرف غربی در ازای این خوش‌خدمتی علاوه بر خارج کردن نام ایران از کشورهای محور شرارت، گروهک منافقین را در لیست گروهک‌های تروریستی نگه می‌داشت.

اما انتشار خبر این نامه در رجانیوز به نقل از منابع غربی واکنش برخی از اعضای دولت خاتمی را به‌دنبال داشت و افرادی از جمله عبداله رمضان‌زاده سعی کردند که این موضوع را از اساس تکذیب کنند. این در حالی بود که این نامه واقعیت داشت و صادق خرازی این پیشنهادها را برای ارائه به امریکایی‌ها در اختیار سفیر سوئیس قرار داده بود.

کنث وایزمن مسئول سابق امور ایران در آیپک نیز در مصاحبه اخیرش با سایت تهران بیوریو (وابسته به تلویزیون پی‌بی‌اس) به این نامه اشاره کرده و گفت:

«در آن دوره ایران کاملا با امریکا همکاری می کرد. این بحث مطرح بود که شاید بتوان روی این موضوع (برای بهبود روابط) سرمایه گذاری کرد. در همین شرایط، ایران خطوط خام یک پیشنهاد را برای بهبود روابط – موسوم به چانه زنی بزرگ- ارائه داد.

پیشنهاد شامل تعلیق غنی سازی و تحول در سیاست خاورمیانه ای ایران در مقابل به‌رسمیت شناختن و تضمین امنیتی امریکا بود. وصول پیشنهاد خرازی با دیدار دوم فرانکلین با من هم‌زمان شد. من مجبور شدم ملاقات با فرانکلین را کوتاه کنم زیرا سفیر سوئیس، پیشنهاد صادق خرازی را آورده بود.»

در عین حال در بخش سوم از گزارش موسسه اسپن درباره برنامه هسته ای ایران که دو بخش قبلی آن نیز در رجانیوز منتشر شد، جزئیات مهمی در مورد این نامه آمده است. رویکرد کلی این بخش این است که آیا جامعه بین الملل درباره برنامه هسته ای ایران رویکرد درستی را تعقیب می کند.

در بخشی  از این قسمت اطلاعات جالبی درباره نامه سال 2003 دولت محمد خاتمی به دولت امریکا منتشر شد که به عنوان مثالی از سازشکاری و خیانت  پشت پرده در تاریخ برنامه هسته ای و به طور کلی سیاست خارجی ایران ماندگار شده است. شرکت کنندگان در این بخش می گویند دولت خاتمی این نامه را دو نوبت و به دو شکل متفاوت  به امریکایی ها تحویل داده است.

در بخش دیگری از این گزارش رویکرد روسیه در قبال برنامه هسته ای ایران تحلیل و نتیجه گرفته شده که همکاری روسیه با  امریکا علیه ایران خط قرمزهایی دارد.

شرکت کنندگان در این میزگرد نهایتا تاکید کرده اند هیچ راه حل دیپلماتیکی درباره برنامه هسته ای ایران وجود ندارد مگر اینکه غرب نوعی از غنی سازی در داخل خاک ایران را بپذیرد.

***

ب) آیا ما رویکرد دیپلماتیک درست را دنبال می‌کنیم؟

میزگرد دوم به بررسی این سوال می‌پرداخت که آیا جامعه بین‌الملل رویکرد دیپلماتیک درستی را برای حل مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای ایران دنبال می‌کند یا خیر؟ برونو پلاد (Bruno Pellaud)، معاون سابق مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مقاله‌ای با عنوان "آزمون رویکردهای متفاوت"  ارائه داد و هنری سوکولوسکی (Henry Sokolski)، مدیر اجرایی "مرکز آموزش منع گسترش جنگ افزار‌های هسته ای" در واشنگتن، مقاله‌ای با عنوان "نُه تاسف: تلاش‌های منع تکثیری آمریکا علیه ایران" ارائه داد. جیاندومنیکو پیکو (Giandomenico Picco)، معاون سابق دبیر کل سازمان ملل در امور سیاسی، و آلکسی پوشکوف (Alexey K. Pushkov)، رئیس "موسسه دولتی روابط بین‌الملل مسکو" (همان دانشگاه MGIMO) درباره این دو مقاله به اظهارنظر پرداختند.

پس از دورنمای تاریکی که سخنگوی نخست میزگرد از دیپلماسی ترسیم کرد، شماری از شرکت کنندگان گرد هم آمدند تا در طول میزگرد دوم امید بیشتری درباره مذاکرات بدهند. آنها برای دفاع از استدلال خود به پیشینه تاریخی مذاکرات با جمهوری اسلامی اشاره کردند و به بحث درباره این واقعیت پرداختند که اعضای کلیدی جامعه بین‌الملل اکنون دارند نقش سازنده‌تری را در فرایند مذاکرات ایفا می‌کنند.

اعضای میزگرد، قدرت پیش بینانه[1] مربوط به سابقه بد مذاکرات با ایران در دوره‌های پیشین را زیر سوال بردند و گفتند اطلاعاتی که برخی با استناد به آنها از تهدید بودن برنامه هسته‌ای ایران حمایت می‌کردند مربوط به 2004 بوده و تاریخ مصرف آن کاملاً منقضی شده است.

شماری از شرکت کنندگان میزگرد باور داشتند که رویکردهای متفاوت‌تر و ثمربخش‌تری نیز برای مذاکره با ایران وجود دارد اما به شرط آن که جامعه بین‌الملل دست از سیاست‌های دوگانه‌ای که تا به حال در قبال ایران درپیش گرفته است بردارد و به جمهوری اسلامی اجازه دهد تا نوعی غنی سازی داشته باشد.

در تاریخ 30 ساله مذاکره با جمهوری اسلامی ایران، همه مذاکرات نیز به فاجعه ختم نشده‌اند. بسیاری از مذاکرات ثمربخش بوده‌اند هرچند برخی از آنها کاملاً مثبت نبوده‌اند اما تا حدودی مثبت به حساب می‌آمدند.

قرارداد الجزیره در سال 1980 به بحران گروگانگیری آمریکایی‌ها پایان داد. مذاکرات ایران-کنترا به آزادی گروگان‌های آمریکایی در بیروت انجامید و 10 گروگان در فاصله‌های 1990 تا 1992 آزاد شدند. مذاکرات به مهاجرت و خروج موفقیت‌آمیز 13 یهودی شیرازی از ایران انجامید. پیمان سال 2001 کنفرانس پترزبورگ با ایران درباره افغانستان آغازگر دوره‌ای از همکاری‌های بین‌المللی بیشتر با ایران بود. این سال‌ها همچنین همراه با دوره‌ای از همکاری‌های مخفیانه ایران و آمریکا در عراق و افغانستان بود. سرانجام، مذاکرات سال‌های 2006 تا 2007 منجر به آزادی ملوانان انگلیسی شد که ایران آنها را بازداشت کرده بود.

مذاکرات مربوط به برنامه هسته‌ای ایران تا به امروز شکست خورده‌اند اما در اغلب اوقات این واقعیت فراموش می‌شود که این مذاکرات توانستند بیش از یک بار به موفقیت خیلی نزدیک شوند.

نامه غیررسمی سال 2003 که "تیم گولدیمن"، سفیر وقت سوئیس در تهران، آن را (به نمایندگی از دولت خاتمی. م.) تنظیم کرد و برونو پلاد نیز در مقاله خود به آن اشاره می‌کند می‌تواند مثال بارزی از این مسئله باشد.

این نامه غیررسمی یک بار بطور مستقیم توسط خود گولدیمن به آمریکا تحویل داده شد و یک بار دیگر نیز توسط خود جمهوری اسلامی ایران و با واسطه گری سازمان ملل به آمریکا تحویل داده شد تا بدین ترتیب، حسن نیت حقوقی گولدیمن نیز ثابت شود.

در سال 2005، جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد داد که شمار سانتریفیوژهای ساخته شده خود  برای غنی سازی سوخت هسته‌ای را به 3000 واحد تقلیل دهد. اما در آن زمان، سه قدرت مذاکره کننده اروپایی (EU3) مسئله غنی سازی را غیرقابل مذاکره می‌دانستند زیرا همچنان آرزوی دستیابی به تعلیق بلندمدت برنامه غنی سازی جمهوری اسلامی ایران را در سرمی پروراندند. در نتیجه، این پیشنهاد ایران پذیرفته نشد.

جک استراو، وزیرامورخارجه وقت انگلیس و خاویر سولانا، نماینده عالی اتحادیه اروپا، متعاقباً با علی لاریجانی، مذاکره کننده هسته‌ای ایران، بر سر محدود کردن فعالیت‌های غنی‌سازی جمهوری اسلامی به فعالیت‌های صرفاًً ضروری برای پژوهش و توسعه موافقت کردند. لاریجانی این پیشنهاد را پذیرفت و آن را با خود به تهران برد تا تنها شاهد عدم پذیرش آن از سوی محمود احمدی نژاد و رهبر عالی آیت الله علی خامنه‌ای باشد. در پی این اتفاق، لاریجانی استعفا داد.

اعضای کلیدی جامعه بین‌الملل اکنون دارند نقش سازنده‌ای در فرایند مذاکرات ایفا می‌کنند. در طی یکی از همایش‌های پیشین آسپن آلمان درباره برنامه هسته‌ای ایران، دیپلماسی آمریکا به خاطر شکست در مجاب‌ ساختن جمهوری فدرال روسیه و جمهوری خلق چین به ایفای نقشی سازنده‌تر در مذاکرات و اعمال تدابیر بین‌المللی مربوط به برنامه هسته‌ای ایران به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. اما اکنون وضعیت روسیه بطور کامل و وضعیت چین به طرز نسبتاً کمتری تغییر کرده است.

در مقایسه با آمریکا و اتحادیه اروپا، تاریخ خصومت روسیه و ایران در طول 100 سال گذشته بسیار ناچیز بوده است. برای مسکو، فروش راکتور هسته‌ای به ایران تجارت خوبی است. تقسیم بندی قریب الوقوع حوضه دریای خزر نیز برای مسکو یک چالش بزرگ دیپلماتیک و فرصت عظیم اقتصادی به شمار می‌آید.

ذخایر چشمگیر و دست نخورده نفت خام  قرار است که بین کشورهای ساحلی دریای خزر تقسیم شود. تهران بطور غیرمستقیم به مسکو پیام داده که اگر مسکو به حمایت خود از ایران در مذاکرات جامعه بین‌الملل درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ادامه دهد، تهران نیز از رویکرد مسکو برای تقسیم بندی دریای خزر حمایت خواهد کرد.

افزون بر آن، ایران در قبال روسیه رفتاری اخلال گرانه نداشته است. بنیادهای حامی جدایی طلبان چچن در کشورهای عرب واقع شده‌اند نه در ایران. تهران همچنین هیچ اقدام شیطنت آمیزی در قفقار شمالی و جنوبی یا آسیای میانه برای روسیه به بار نیاورده است. با وجود چنین پیش زمینه‌ای، مسکو به هیچ وجه نمی‌خواهد که ایران را به فهرست دشمنان بالقوه آتی خود اضافه کند.

پس چه چیز موجب شد تا مسکو موضع خود را تغییر دهد و در سازمان ملل، از افزایش تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی علیه ایران به خاطر برنامه هسته‌ای این کشور پشتیبانی کند؟ دیپلماسی ناشیانه ایران و به ویژه امتناع آن از پذیرش راه حل‌های پیشنهادی و عملی روسیه برای بحران هسته‌ای این کشور دو علت چنین تغییری به شمار می‌آیند.

مسکو در مشاهدات خود به این نتیجه رسیده است که ایران در تدوین شاخص‌های سیاست خارجی خود به آرای مسکو توجه شایانی نمی‌کند. افزون بر آن، مسکو می‌خواهد به طور تلویحی این پیام را منتقل کند که از سیاست دولت اوباما برای "بازآرایی" روابط روسیه و غرب حمایت می‌کند؛ و دست آخر، روسیه نیز نمی‌خواهد شاهد ظهور ایرانی مسلح به جنگ افزارهای هسته‌ای باشد.

بنابراین، مسکو به حمایت خود از تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی علیه ایران ادامه خواهد داد اما این حمایت شامل تحریم‌های فلج کننده نخواهد شد. روسیه بطور رسمی فروش سامانه‌های پدافند هوایی S-300 به ایران را لغو کرده و تصمیم گرفته است که به شرکت خود در تلاش‌های جمعی بین‌المللی برای حل و فصل مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای ایران ادامه دهد. اما باید خاطرنشان کرد که مسکو در رابطه با ایران حد و مرزهایی دارد که از آنها فراتر نمی‌رود.

این مرزها را می‌توان در قالب سه مورد خلاصه کرد: 1- حمایت نکردن از تحریم‌های فلج کننده علیه ایران2- حمایت نکردن از لغو پروژه ساخت راکتور هسته‌ای بوشهر 3- و حمایت نکردن از اجرای گزینه‌های نظامی علیه ایران.

از دیدگاه مسکو، درباره استفاده از گزینه نظامی علیه برنامه هسته‌ای ایران صحبت‌های زیادی شده است و این صحبت‌ها به هیچ وجه سودمند نیستند زیرا هیچ وقت معلوم نیست که آیا این صحبت‌ها بر فرایند تصمیم گیری مقامات ایرانی درباره برنامه هسته‌ای خود تاثیر می‌گذارند یا خیر، مضاف بر آن که صحبت کردن از جنگ، تنها مردم ایران را از نظر روانی برای جنگ آماده می‌کند و ذهنیتی قلعه‌ای را تقویت می‌کند که درست به نفع هیئت حاکمه است.

اگر از نیروی نظامی استفاده شود، آیا امریکا خود را دوباره در یک "جنگ بد" دیگر گرفتار و بدون حمایت سازمان ملل نخواهد یافت؟ و در وهله آخر، کسانی که از حمله نظامی حمایت می‌کنند نباید پیامدهای بشری احتمالی گزینه نظامی را این قدر دست کم بگیرند. مسکو باور ندارد که گزینه‌های نظامی جامعه بین‌الملل بتوانند ایران را از ادامه برنامه هسته‌ای خود منصرف کنند اما باور دارد که با مذاکرات می‌توان ایران را از ساخت یک نیروی ضربت هسته‌ای (nuclear strike force) منصرف کرد.

به رغم آن که پیشینه مذاکره با ایران آنچنان هم که در نظر اول به چشم می‌آید بد نیست و به رغم آن که بازیگران بین‌المللی کلیدی همچون روسیه اکنون نقش سازنده‌تری را ایفا می‌کنند، اما سینه چاکان ادامه مذاکرات نیز به این امر معترفند که جامعه بین‌الملل اکنون با گروه مذاکره کننده کاملاً متفاوتی در تهران سر و کار دارد.

اگر در گذشته مذاکرات خوب پیش می‌رفت برای این بود که سران دیگری در راس قدرت بودند. اکبر‌ هاشمی رفسنجانی وقتی مذاکره می‌کرد هیچ نیازی به مشورت با هیئت رهبری در تهران نداشت. رقبای سیاسی داخلی زیر پای مذاکره کنندگان را آن‌قدر خالی نمی‌کردند که حتی توافق‌های موقتی هم که آنها به آن رسیده بودند فسخ و باطل اعلام شوند، چنان که در تاریخ اخیر دو بار این حادثه رخ داد. بنابراین، در مقایسه با گذشته، ساختار کاملاً متفاوتی بر فرایند کنونی مذاکرات حاکم است.

افزون بر حمایت از اتخاذ موضعی مثبت‌تر در مذاکرات، برخی از اعضای میزگرد باور داشتند که در جنبه نظامی برنامه هسته‌ای ایران اغراق شده است. گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ماه فوریه سال 2010 درباره توانمندی‌های نظامی ایران در حوزه هسته‌ای بر اساس اطلاعاتی نوشته شده بود که در پیش از سال 2004 به دست آمده بود.

با وجود این، کاملاً روشن است که در سال 2003 اتفاقی رخ داد که نگرش حکومت ایران را تغییر داد. بنابر برآورد اطلاعات ملی سال 2007 آمریکا (NIE)، ایران پس از حمله آمریکا به عراق برنامه هسته‌ای نظامی خود را متوقف کرد.

این واقعیت که جامعه اطلاعاتی آمریکا این‌قدر در ارائه یک برآورد اطلاعات ملی جدید تعلل می‌ورزد و این گزارش را که در ابتدا قرار بود در ماه ژانویه سال 2010 چاپ شود، تمام نمی‌کند، حاکی از آن است که در بین جامعه اطلاعاتی آمریکا نیز درباره وضعیت موجود اختلاف نظر وجود دارد. بنابراین، هیچ یک از این واقعیات نمی‌توانند دال بر تاکید مجدد ایران بر جنبه‌های نظامی برنامه هسته‌ای خود باشند و نمی‌توانند استدلالی قوی در این باره ارائه دهند.

گفته می‌شود که جامعه بین‌الملل نسبت به برنامه غنی سازی ایران سیاست دوگانه‌ای به کار می‌بندد که بیشتر وضعیت تزویر به خود می‌گیرد. یکی از اعضای میزگرد با ذکر این مطلب پرسید: "وقتی پاکستان داشت سلاح‌های هسته‌ای خود را می‌ساخت و آزمایش می‌کرد، آمریکا و جامعه بین‌الملل کجا بودند؟" حتی یک جریان ارعابی و جنگ روانی نیز علیه پاکستان به راه نیفتاد.

با دستیابی پاکستان به ظرفیت گریز تنها به عنوان یک اتفاق آزاردهنده کوچک برخورد شد. بیشتر این حرف‌ها درباره هند نیز که اکنون دارد با آمریکا یک قرارداد همکاری هسته‌ای غیرنظامی می‌بندد، صدق می‌کند. چرا دستیابی هند و پاکستان به تسلیحات هسته‌ای پذیرفته می‌شود اما جنگ تبلیغاتی و جریان سیاسی عظیم علیه ایران به راه می‌افتد؟

اگر غرب می‌خواهد در مسیر مذاکره با ایران حرکت رو به جلو داشته باشد، باید در خصوص مسئله غنی سازی این کشور انعطاف بیشتری از خود نشان دهد. همان طور که جک استراو، وزیر امورخارجه انگلیس نیز در سال 2006 اظهار داشت، هیچ راهی برای مذاکره با جمهوری اسلامی ایران درباره برنامه هسته‌ای این کشور وجود ندارد مگر آن که شما بپذیرید که نوعی غنی سازی در خاک آن صورت پذیرد.

غنی سازی مواد هسته‌ای ایران در خارج از این کشور نیز که اخیراً پیشنهاد شد صرفاًً نمایانگر نوعی سازش بود. بنابراین، اولویت نباید توقف غنی سازی، بلکه تثبیت مجدد قدرت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر فرایند غنی سازی در ایران باشد  و این کار باید از طریق به دست آوردن حق دسترسی به تاسیسات هسته‌ای ایران برای اجرای بازرسی‌های بین‌المللی صورت پذیرد.

در پایان جلسه، اعضای میزگرد به بررسی تجربه جامعه بین‌الملل از برنامه هسته‌ای ایران و پیامدهای آن برای معاهده ان پی تی پرداختند.

در نتیجه فعالیت‌های اخیر ایران و کره شمالی، شاید جامعه بین‌الملل به همین زودی‌ها با "ایران‌های" به مراتب بیشتری مواجه شود. پیمان ان پی تی بدین منظور تدوین شد تا برای امضاکنندگان خود حق دسترسی به منافع اقتصادی حاصل از استفاده صلح آمیز و تجاری از انرژی هسته‌ای را فراهم کند.

در متن پیمان ان پی تی، هیچ حق از قبل تعیین شده دیگری برای کشور امضا کننده وجود ندارد که بخواهد بر اساس آن اورانیوم و پلوتونیوم غنی‌سازی کند. بنابراین، اگر استفاده خاصی از انرژی هسته‌ای از نظر تجاری عملی و ممکن نباشد، کشور امضا کننده هیچ حقی برای پیگیری آن استفاده خاص ندارد و آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای نیز هیچ تعهدی برای تضمین چنین استفاده‌ای ندارد.

برنامه هسته‌ای ایران تنها وقتی معنای تجاری می‌یابد که ایران حداقل 20 نیروگاه تولید برق هسته‌ای برای مصرف سوختی که تولید می‌کند، داشته باشد. اما کاملاً روشن است که ایران این تعداد نیروگاه تولید برق ندارد.

انتظار کشیدن برای مدرکی که بتواند ماهیت نظامی برنامه هسته‌ای یک کشور را اثبات کند فقط کار احمق‌ها است. زود دست به کار شدن چیزی است که رژیم منع تکثیر بر آن استوار است. جامعه بین‌الملل درخصوص کنترل صادرات مواد با کاربرد دوگانه به ایران بسیار مسامحه کار و سهل انگار بوده است.

افزون بر آن، کشورهایی مثل آمریکا بسیار خودخواهانه عمل کرده و اطلاعات جاسوسی خود در زمینه فعالیت‌های چین را در خصوص "تکثیر تسلیحات هسته‌ای" با دیگران در میان نگذاشته‌اند زیرا می‌خواستند از منافع تجارت هسته‌ای خود در چین و همچنین از متحدان مهم منطقه‌ای خود همچون پاکستان که نقش واسطه را در فعالیت‌های تکثیری ایفا کردند، محافظت کنند.

البته، همکاری‌های مخفیانه بین‌المللی برای مقابله با تکثیر تسلیحات هسته‌ای اخیراً به موفقیت‌های چشمگیری انجامیده است. علنی کردن هرچه بیشتر چنین تلاش‌هایی می‌تواند نقش بسزایی در تقویت اعتبار رژیم بین‌المللی منع تکثیر تسلیحات هسته‌ای داشته باشد.

[1] ـ predictive power یا قدرت پیش بینانه‌ی یک نظریه علمی به معنای توانایی آن در ارائه پیش بینی‌های قابل آزمایش و راستی آزمایی است. در اینجا، درستی پیش بینی‌های بدبینانه نسبت به مذاکره با ایران آن هم بر مبنای مذاکرات چماق هویجی پیشین زیر سوال رفته و مردود اعلام شده است.


دروغ های تاریخی غرب علیه برنامه هسته ای ایران
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، انرژی هسته ای

اخیرا  رییس یکی از موسسات استراتژیک آمریکا طبق پیش بینی جدیدش مدعی شده است که ایران تا تولید اولین سلاح هسته ای تنها 8 هفته فاصله دارد و بعد از آن تنها عاملی که باعث از بین بردن توان هسته ای ایران می شود اشغال نظامی است. اما از این دست ادعاها که پیش بینی می کنند ایران تا چند سال آینده به سلاح هسته ای دست می یابد را لا اقل در طول این دهه اخیر که موضوع هسته ای ایران بحث برانگیز شده است با گوشهای خود بسیار شنیده ایم. نوشته ای که در ادامه می آید ترجمه مقاله ای است که توسط یکی از ایرانیان مقیم آمریکا نوشته شده و در آن به تاریخچه این ادعاهای دروغ آمیز که گویا اولین مورد آن در سال 1984 به ثبت رسیده است اشاره می کند.

1984:

در 24 آوریل 1984 در مقاله ای با عنوان “بمب های آیت الله در حال تولید برای ایران” که در مطبوعه United Press International به چاپ رسیده است ادعا شده است که ایران تنها دو سال با بمب اتمی فاصله دارد و دیر یا زود تا سال 1986 رژیم ملایان به بمب اتم دست خواهد یافت. تنها دو ماه بعد در مقاله ای با عنوان “سناتور می گوید ایران و عراق به دنبال بمب اتمی هستند” بخش هایی از سخنان یکی از سناتور های آمریکایی نقل می شود و گفته می شود ایران تنها 7 سال با تولید بمب هسته ای ساخت خود فاصله دارد.

1987:

در آوریل 1987 واشنگتن پست مقاله ای را با عنوان “آیت الله های اتمی: آنچه که خاور میانه به آن نیاز دارد، یک بمب ایرانی”به قلم David Segal چاپ رساند که در آن از ایران به عنوان یک تهدید قریب الوقوع یاد شده بود.

1991-1992:

در اواخر 1991 گزارش کنگره آمریکا و بر آورد سازمان CIA با قطعیت بالایی ادعا کردند که ایران تمامی قابلیت ها برای ساختن دو تا سه بمب اتم را داراست. در ژانویه 1992 بنیامین نتانیاهو گفت که در طول 3 تا 5 سال آینده ایران برای تولید بمب هسته ای مستقل از کمک کشورهای خارجی خواهد شد. علاوه بر این در فوریه همان سال خانه نمایندگان آمریکا اعلام کرد تا آوریل همان سال ایران قابلیت عمل آوری دو تا سه بمب هسته ای را خواهد داشت. مارچ 1992 موسسه The Arms Control Reporter گزارش داد که ایران در حال حاضر و حتی پیش از این 4 سلاح هسته ای از روسیه خریداری کرده و آنها را در اختیار دارد. در همان سال سیا پیش بینی کرد که ایران تا سال 2000 بمب اتمی خواهد ساخت. این سازمان بعدها در یک یش بینی جدید تخمین زد که ایران تا سال 2003 به سلاح اتمی دست می یابد. سال 1992 شاهد پیش گویی های بیشتری نیز بود. از آن جمله شیمون پرز وزیر خارجه اسراییل در مصاحبه با تلویزیون فرانسه هشدار داد که ایران تا 1999 به بمب هسته ای دست می یابد. در همان سال رابرت گیتز یکی از مدیران وقت سیا گفت اگرچه ایران در حال حاضر تهدید هسته ای نیست اما در بین 3، 4 یا 5 سال آینده به یک مشکل جدی تبدیل خواهد شد.

1993:

23 ژانویه 1993 میلادی سخنان یاکوبی نماینده اسراییل در سازمان ملل در روزنامه بوستون گلوب نقل می شود. او مدعی است که ایران سالانه بیش از 800 ملیون دلار برای پیشرفت برنامه سلاح هسته ای خود خرج می کند. 24 فوریه 1993 جیمز وولسی مدیر ارشد سیا می گوید اگرچه ایران بین 8 تا 10 سال تا تولید سلاح هسته ای فاصله دارد اما بیم آن داریم که با کمک کشورهای خارجی دستیابی ایران به سلاح هسته ای نزدیک تر شود. در بهار آن سال روزنامه های بین المللی در تخمین زنی های خود وارد مرحله جنون آمیزی شدند! به طور مثال در آن سال US News & World Reoprt, روزنامه محافظه کار فرانسوی Paris Match ، نیویورک تایمز  و فارین ریپورت مدعی شدند که ایران در تولید سلاح هسته ای از کره شمالی کمک می گیرد. در حالی که آنالیزورهای سازمان جاسوسی آمریکا مدعی همکاری هسته ای ایران و اوکراین بودند. یک ماه بعد حتی خبرگزاری AFP پا را فراتر نهاد و گفت کشور سوییس در حال تامین کردن ایران با سلاح هسته ای است!

1995:

شهادت هلوم رییس آژانس کنترل و منع سلاح های هسته ای آمریکا در کنگره آمریکا مبنی بر دستیابی ایران به سلاح هسته ای تا سال 2003- گزارش نیویورک تایمز مبنی بر نزدیک بودن ایران به تولید بمب هسته ای زودتر از آنچه پیش از این تصور می شد (+). پیش بینی نتانیاهو در کتاب خود با عنوان ” مبارزه با تروریسم : چگونه دمکراسی می تواند شبکه بین المللی تروریسم را در هم نوردد” مبنی بر تولید سلاح هسته ای ایران بین 3 تا 5 سال (+).

1996:

تهدید جامعه جهانی توسط وزیر خارجه وقت اسراییل ایهود باراک در برابر نمایندگان شورای امنیت به  دستیابی ایران به سلاح هسته ای تا سال 2004.  مصاحبه نخست وزیر اسراییل با شبکه ABC آمریکا و تخمین تولید سلاح هسته ای توسط ایران تا 4 سال آینده  (+).

1997:

بر اساس گزارشی که در روزنامه Hamburg’s Welt am Sonntag منتشر شد سرویس اطلاعاتی  آلمان فدرال مدعی شد که  ایران برنامه فعالی برای تولید و گسترش تسلیحات هسته ای خود دارد و این کشور می تواند تا سال 2002 به سلاح هسته ای دست یابد و این زمان ممکن است با دستیابی ایران به مواد خام و تجهیزات مورد نیاز در بازارهای سیاه به سرعت کاهش یابد. این اظهارات درهمان سال توسط فرمانده نیروهای دریایی آمریکا در خلیج فارس و مقامات سازمان جاسوسی اسراییل تکرار شد.

1997-2000

به علت حجم انبوه  اتهامات وارده به ایران در خلال این سالها و برای جلوگیری از اطاله مطلب بگذارید از این پس تنها به بررسی این اتهامات و ادعاها در دهه اخیر اکتفا کنیم و شما را برای پیگیری این مطلب به اصل مقاله ارجاع دهیم.

2001، 2002:

تابستان 2001 و هشدار وزیر دفاع اسراییل مبنی بر دستیابی ایران به سلاح هسته ای تا سال 2005.  اوایل سال 2002 میلادی و انتشار سندی تکراری از سازمان سیا بااین عنوان که ایران هم چنان یکی از فعال ترین و جدی ترین تهدیداتی است که برای دستیابی به سلاح هسته ای و سلاح های کشتار جمعی و هم چنین تکنولوژی تسلیحات عادی می کوشد. در این گزارش ادعا شده است که ایران برای تولید تمامی سلاح ها اعم از میکروبی ، شیمیایی و هسته ای سرمایه گذاری کرده و در حال پیشرفت و توسعه این سلاح هاست.  در 29 ژانویه 2002 در خلال سخنرانی جرج بوش در سازمان ملل که در آن ایران را محور شرارت خواند او گفت که این کشور به صورت تهاجمی و خصمانه ای در حال پیگیری تولید سلاح های کشتار جمعی است.

2003:

در مصاحبه ای با CNBC در فوریه 2003 جان بولتون مدعی شد که ایران از کشورهای کره شمالی و چین برای تقویت تسلیحات کشتار جمعی خود کمک می گیرد. در آوریل همان سال روزنامه واشنگتن پست با تکرار ادعای وجود شواهدی مبنی بر تولید سلاح هسته ای در ایران متعاقبا نظر سنجی ای برگزار کرد که در آن از خوانندگان سوال می شد که آیا فکر می کنید ایالات متحده در صورت دانستن این که ایران در حال تولید سلاح هسته ای است باید به این کشور حمله کند یا خیر؟ در این نظر سنجی بیش از 50 درصد خوانندگان پاسخ آری را انتخاب کردند. در ژوئن همان سال روزنامه تلگراف مطلبی را منتشر کرد که در آن مقامات ارشد پنتاگون ابراز امیدواری کرده بودند که گروههای مخالف و معاند ایرانی قبل از دستیابی ایران به سلاح هسته ای رژیم ایران را سرنگون خواهند کرد. در همان سال شبکه های سی ان ان ، یو اس ای تودی و گالوپ نظرسنجی های مشابهی را برگزار کردند که از خوانندگان سوال می شد که چقدر احتمال می دهند ایران به دنبال سلاح هسته ای باشد.

2004-2005:

اوایل سال 2004 و ادعای نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر ادامه فعالیت تولید سلاح هسته ای ایران. ژانویه 2005 و ادعای رییس موساد بر رسیدن برنامه هسته ای ایران به نقطه غیر قابل بازگشت و امکان تولید سلاح هسته ای توسط ایران در کوتاه ترین زمان ممکن. ادعای این تکرار توسط وزیر دفاع اسراییل شائل موفاز در همان سال و چاپ این ادعا در گاردین. فاکس نیوز در آن سال نظر خواهی ای برگزار کرد که 41 درصد خوانندگان معتقد بودند سازمان ملل باید برای جلوگیری از تولید سلاح هسته ای در ایران دست به اقدام نظامی بزند. آگوست 2005 یک افسر بلند پایه IDF اسراییل مدعی شد که طبق شواهد جدید ایران تا سال 2008 به سلاح اتمی دست می یابد.

2006-2007:

18 ژانویه 2006 رامسفلد در مصاحبه با فاکس نیوز گفت ایران در حال تولید سلاح هسته ای است. نظرخواهی مجدد سی ان ان (و نظر خواهی مشابه توسط فاکس نیوز) که بر پایه شواهد آیا فکر می کنید ایران در حال سلاح اتمی است؟ 88 درصد پاسخ آری دادند. 23 آگوست 2006 و انتشار سندی 29 صفحه ای توسط U.S. House Permanent Select Committee مبنی بر این که ایران در تمامی این سالها برنامه فریب و مخفی کاری را دنبال کرده است و این کشور به عنوان یک تهدید جدی برای جامعه جهانی در حال تولید سلاح هسته ای است.  26 آوریل 2007 و گزارش CBS بر پایه اسناد جاسوسی که ایران بر مشکلات غنی سازی فائق آمده و تا 3 سال آینده بمب اتم خواهد ساخت. می 2007 میلادی محمد البرادعی رییس وقت آژانس اتمی اذعان کرد حتی اگر ایران به دنبال سلاح هسته ای باشد این مهم به لحاظ تکنیکی تا اواخر این دهه و یا حتی اواسط دهه آینده میلادی محقق نخواهد شد. در 18 اکتبر 2007 میلادی شیمون پرز رییس جمهور اسراییل گفت که همه جهان از قصد و نیت حقیقی ایران آگاه است و بیشتر سرویس های امنیتی دنیا می دانند که قصد ایران از ادامه برنامه هسته ای تولید سلاح هسته ای برای کشتار و مرگ است!

2008-2009:

موسسه آمریکایی ” برای علم و امنیت بین المللی ISIS ” در فوریه 2008 گزارش کرد که ایران نوع کار آمد و جدیدی از سانتریفوژ ها را تجربه کرده است که در صورت عملیاتی شدن راه اندازی 1200 سانتریفوژ ، ایران تا یک سال دیگر قادر به غنی سازی اورانیوم برای تولید سلاح هسته ای خواهد بود. سازمان اطلاعات و امنیت خارجی آلمان در می 2008 مدعی شد که شواهد بسیاری در دست دارد که نشان می دهد بر خلاف اطلاعات به دست آمده تلاش برای توسعه فن آوری تولید سلاح های هسته ای در ایران از سال 2003 قابل مشاهده است. در نوامبر 2008 روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی مدعی شد که ایران برای تولید یک بمب اتمی به اندازه کافی اورانیوم غنی سازی کرده است. در فوریه 2009 یکی از مقامات ارشد سیا گفت که بر پایه مشاهدات و اطلاعات اخیر جای هیچ سوالی باقی نمانده است که ایران در پی تولید سلاح هسته ای است. در اواخر بهار 2009 میلادی بر پایه یک سند منتشر شده توسط ویکی لیکس ایهود باراک در یک سخنرانی خصوصی با اعضای کنگره آمریکا گفت که ایران در یک افق 6 تا 18 ماهه برای تولید سلاح هسته ای قرار دارد و متوقف کردن ایران هنوز نیز امکان پذیر است. در آگوست همان سال روزنامه تایمز انگلیس مدعی شد که ایران فن آوری تولید و انفجار و آزمایش سلاح هسته ای را به تکمیل رسانده و در صورت دستور سید علی خامنه ای این کشور تا سال آینده دست به آزمایش هسته ای خواهد زد.

در یک سند منتشر شده توسط ویکی لیکس افشا شده است که در نوامبر 2009 در یک دیدار خصوصی بین مقامات وزارت دفاع آمریکا و تعدادی از افسران و مقامات بلندپایه وزارت دفاع اسراییل ، ژانرال Yossi Baidatz از اسراییل این طور گفته است که فاصله ایران تا دستیابی به سلاح هسته ای تنها یک سال است و ایران این قابلیت را دارد تا دو سال و نیم آینده یعنی 2012 میلادی یک دسته سلاح هسته ای با 3 بمب اتم تولید کند. این کشور تا آن زمان می تواند در هر چند هفته یک بمب اتم و هر شش ماه یک آرسنال اتمی مشتمل بر 3 بمب اتم تولید و تهیه کند.

2010:

در ژانویه 2010 میلادی باراک اوباما در اولین سخنرانی رسمی خود پس از ریاست جمهوری گفت که ایران تعهدات بین المللی را برای ادامه برنامه هسته ای خود زیر پا گذاشته است. در یک نظر سنجی در تارنمای سی ان ان همزمان با دیدار هیلاری کلینتون از دوحه در آن سال 71 درصد از کاربران سی ان ان معتقد بودند که ایران پیش از این به سلاح هسته ای دست پیدا کرده است. مارچ 2010 میلادی روزنامه تلگراف گزارش داد که ایران در سال 1990 میلادی در ازای ده ملیون دلار یک بمب اتمی از پاکستان خریداری کرده است که دولت پاکستان وقتی هیئت ایرانی برای دریافت محموله به اسلام آباد سفر کرده است این قرارداد را ملغی کرده است. در آوریل 2010 میلادی یکی از مقامات ارشد پنتاگون مدعی شد که ایران بین یک تا سه سال تا تولید سلاح هسته ای فاصله دارد. در ژوئن 2010 رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا گفت که بیشتر مردم معتقدند که ایران واقعا نمی تواند حداقل تا یک سال آینده دست به تولید سلاح هسته ای بزند و پیش بینی ما این است که این امر حداقل به یک تا سه سال زمان نیاز دارد. در همین سال مدیر سیا زمان دستیابی ایران به سلاح هسته ای را دو سال تخمین زد. در سپتامبر 2010 وزیر دفاع اسراییل ایهود باراک در مصاحبه با فاکس نیوز گفت از نظر تکنیکی احتمالا ایران بین یک تا دو سال آینده به بمب اتم دست خواهد یافت و از آنجایی که معتقدیم تحریم های بین المللی علیه ایران جواب نداده است اسراییل هیچ گزینه ای از جمله حمله نظامی را رد نمی کند. در دسامبر 2010 سارا پالین مدعی شد که ایران خواسته های جهانی را برای دستیابی به سلاح هسته ای زیر پا گذاشته است.

این تنها بخشی از چندین هزار سند ، مقاله و مصاحبه و گزارشی است که از سال 1984 میلادی علیه برنامه صلح آمیز هسته ایران در رسانه های کشورهای غربی به انتشار رسیده است. این حجم انبوه از ژازخائی ، اتهام زنی و دروغ گویی آشکار علیه کشوری که برای استقلال سیاسی خود و در راستای پیشرفت در یکی از زمینه های علمی تلاش می کند نشان از دشمنی آشکار این کشورها با اراده ملت ایران دارد. اما اگرچه این هجمه انبوه رسانه ای در شکل گیری اذهان مردمان کشورهای غربی علیه ایران و علی الخصوص برنامه صلح آمیز هسته ای آن به شهادت آمار و نظرسنجی های ارایه شده در همین مقاله بی اثر نبوده است ، اما در سست کردن اراده مردم ایران برای پیشرفت و استقلال و دست یابی به عزت ملی ذره ای خلل وارد نکرده است.


ناکامی‌درتروردانشمندهسته‌ای ایران
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سازمان منافقین ، انرژی هسته ای ، ترور

 

خبرنامه دانشجویان ایران: منافقین قصد ترور یک دانشمند هسته ای را داشتند.

به گزارش خبرنگار ندای انقلاب به تازگی شش نفر مسلح ناشناس که راکبین سه دستگاه موتور سیکلت بودند قصد ترور یکی از دانشمندان هسته ای را داشتند که با اقدام به موقع محافظین ناکام ماندند.

در روز 12 اردیبشهت مصادف با سالروز ترور استاد شهید مرتضی مطهری یک تیم از منافقین کوردل قصد ترور یکی از دانشمندان هسته ای را در  خیابان یوسف آباد شهر تهران را داشتند  و اقدام به تیراندازی به سوی این دانشمند هسته ای نمودند که با هوشیاری محافظین این اقدام تروریستی ناکام ماند.

چینی ها پس پرده درباره برنامه هسته‌ای ایران به مقام‌‌های امریکایی چه گفتند؟
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، انرژی هسته ای ، ایران ، چین

یک سند اخیرا منتشر شده از سوی پایگاه اینترنتی ویکی لیکس گفت گوهای مسئولا سفارت امریکا در پکن با مقام های چینی درباره ایران روایت می کند. این سند توصیفی است تقریبا دقیق از قرابت ها و تفاوت های نگاه چین و امریکا به ایران را نشان می دهد.

سفارت چین

09 Beijing 560

تاریخ تهیه و تنظیم: 4/3/2009

تاریخ انتشار: 28/11/2010

موضوع: چین خواستار شفافیت سیاست آمریکا در قبال ایران بوده و می تواند به گفت وگو  با ایران کمک نماید.

1- خلاصه؛ به گفته یکی از مقامات وزارت خارجه چین این کشور مایل است از مسیر سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران آگاه شود و گفت وگو  میان طرفین را تسهیل نماید. چین به روند در پیش گرفته شده توسط 1+5 متعهد بوده و برای روابط دوجانبه اش با ایران ارزش قائل است. هر چند معتقد است تهران نباید روابط اقتصادی اش را با چین مسلم فرض نماید. این مقام چینی بیان می دارد که علی رغم اصرار کشورش از ایران مبنی بر ارائه پاسخ مثبت به پیشنهاد گفت وگو  با آمریکا، دور اول گفت وگو های مستقیم با ایران حول محور هسته ای بسیار دشوار خواهد بود. این مقام چینی می افزاید هم اکنون بسیار زود است که به آن دسته از اقداماتی بیندیشیم که در صورت ساخت بمب هسته ای توسط ایران، باید در قبال این کشور اتخاذ نمود.

یکی از رابطین دانشگاهی اینچنین بیان می دارد که هیچ نقطة بازگشتی برای توسعه فناوری هسته ای ایران متصور نیست و ایرانیان بر این باورند که اگر شکل جدیدی از دیپلماسی را ارائه نمایند می توانند موضع چانه زنی قوی خود را همچنان حفظ نمایند.

2- پولاف، روابط ایران و چین و تلاش های جامعة بین المللی را در قبال موضوع هسته ای ایران، با ژو وی معاون مدیرکل آسیای غربی و مسئول میز ایران در وزارت امورخارجه چین مورد بحث و بررسی قرار داده است. پولاف همچنین با لی گوفو، مدیرکل مرکز مطالعات خاورمیانه در مؤسسه مطالعات بین المللی وزارت امورخارجه چین نیز ملاقات و گفت وگو  داشت (CIIS).

* چین خواستار شفاف سازی در بازنگری سیاسی شد

3- ژو وی به پولاف گفت که چین از نزدیک بازنگری جاری در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران را پیگیری می نماید. وی گفت چین بر این باور است که آمریکا همچنان در پی حفظ نقش رهبری خود در خاورمیانه بوده و نتایج این بازنگری بر روابط چین با منطقه تأثیر گذار خواهد بود. وی افزود پکن امیدوار است آمریکا در تنظیم مجدد سیاست خارجی خود در قبال ایران و بازنگری در آن شفاف سازی بیشتری نماید. چین در حال حاضر جز حدس و گمان در خصوص نحوة این تغییرات که قرار است حول مجموعه ای مهم از موضوعات و دغدغه های مشترک صورت پذیرد چیز دیگری در دست ندارد. ژو در عین حال بر این نکته نیز تأکید نمود که سیاست کلی چین در قبال ایران تغییری نکرده و این کشور همچنان بر اهمیت ثبات در خاورمیانه ومخالفتش با ساخت سلاح های هسته ای در این منطقه تأکید می ورزد. ژو بیان داشت که شفافیت بیشتر دراین زمینه ضروری است چرا که امروز چین از واشینگتن صداهای ضد و نقیضی می شنود که بیانگر وجود دیدگاههای متفاوت در این کشور در قبال ایران است.

4- چین به 1+5 متعهد بوده و آماده است گفت وگو ها میان ایران و آمریکا را تسهیل نماید. چین همچنانکه از بیانیة مشترک اخیر 1+5 در خصوص ایران حمایت نمود، خود را به این گروه پای بند می داند. چین عمیقا امیدوار است یکی از نتایج بازنگری در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران انجام گفت وگو های مستقیم با این کشور باشد. در این مسیر چین می تواند با ایجاد کانال های ارتباطی با ایران نقش مثبت خود را ایفا نماید.

* چین در برقراری رابطه میان تهران – واشنگتن تأثیر گذار است

5- ژو با بیان اینکه هر چند چین و ایران از روابط سیاسی و اقتصادی خوبی با یکدیگر برخوردار هستند اما این به معنای حمایت چین از کلیه سیاست های تهران نیست، افزود چین ارتباطات قوی را با رژیم ایران برقرار نموده و از این ارتباطات برای انتقال و بیان نگرانی های 1+5 و شورای همکاری خلیج فارس در خصوص مسئله اشاعة هسته ای به ایران بهره می برد. پکن به دنبال ترغیب ایران به ایفای نقش مثبت در منطقه است. ژو با بیان تأثیرگذاری ارتباطات چین با ایران در این حوزه ها افزود همکاری هر چند محدود ایران با آژانس بین المللی انرژی هسته ای و 1+5 از نتایج میانجیگری مثبت چین بوده است. چین این موضوع را برای ایران مشخص ساخته است که همکاری های اقتصادی ایران و چین با یکدیگر نباید اینگونه تعبیر شود که چین نسبت به مسئله اشاعة هسته ای بی تفاوت است و یا قصد همکاری با جامعة بین المللی را در این حوزه ندارد.

* گفت وگو  با ایران به صبر نیاز دارد

6- ژو گفت که بازنگری سیاست آمریکا در قبال ایران سب شده است در ایران بحث در مورد نحوة واکنش به این تغییرات داغ شود. بخصوص در مورد احتمال گفت وگو های مستقیم بحث های جدی در حال انجام است. چین از رژیم ایران خواسته است به پیشنهاد آغاز گفت وگو های آمریکا با این کشور پاسخ مثبت دهد. ژو گفت براساس تجربیاتش در حوزة ایران، برای رهبری ایران تصمیم گیری در این مورد بسیار دشوار و پذیرش علنی این پیشنهاد برای وی بسیار سخت است. ژو با بیان این مطلب که توقعات در آمریکا در مورد نحوة واکنش ایران به این پیشنهاد بسیار بالاست، آمریکائیان را توصیه به صبر و حوصله نمود. وی گفت با توجه به اهمیت موضوعات قابل طرح در گفت وگو های احتمالی برای ایالات متحده، این کشور حتی در صورت دشواری این گفت وگو ها باید آن را با ایران دنبال نماید.

 

* اندیشیدن به نگرانی های ناشی از ساخت تسلیحات هسته ای بسیار زود است

7- ژو در این خصوص که اگر ایران مبادرت به ساخت سلاح هسته ای نماید واکنش چین چگونه خواهد بود بیان داشت که چین مسئله اشاعه سلاح های هسته ای را جدی گرفته ومخالف ساخت سلاح هسته ای است. با این وجود چین نگرانی از ساخت سلاح هسته ای توسط ایران را در کوتاه مدت منطقی نمی داند. هر چند چین پیش از تغییر موضع، صبر می کند تا ببیند ایران در توسعه فناوری هسته ای خود تا کجا پیش خواهد رفت. وی افزود هنوز بسیار زود است تا به آن دسته از اقداماتی بیندیشیم که در صورت ساخت بمب هسته ای توسط ایران، باید در قبال این کشور اتخاذ نمود.

8- لی گو فو نیز ضمن تأیید این رویکرد بیان داشت که چین از نزدیک برنامه هسته ای ایران را دنبال می کند اما از اینکه ایران به دنبال ساخت سلاح هسته ای نیست، 100% اطمینان ندارد. ناظرانی که معتقدند نقطة بدون  بازگشتی در توسعة فنی سلاح هسته ای ایران وجود ندارد در اشتباه هستند چرا که مسئله اساساً سیاسی است و نه فنی. ایران در حالی به حرکت در مسیر توسعة برنامة هسته ای خود ادامه می داد که هیچ موضع شفاف داخلی در خصوص نیتش برای تبدیل فناوری هسته ای اش به فناوری ساخت سلاح هسته ای نگرفته بود. اما ایران امیدوار است فناوری هسته ای اش را تا مرحله ای توسعه دهد که هرگاه اراده نماید بتواند ظرف کوتاه ترین زمان ممکن از آن برای ساخت سلاح هسته ای بهره ببرد. با این وجود هنوز یک سری مراحل پیچیده وجود دارند که برای تبدیل سطح فعلی فناوری به سطحی که توان تولید سلاح هسته ای را داشته باشد باید طی شوند که یکی از آنها انجام آزمایش اتمی است. انجام چنین آزمایشی مسلما تأثیر بسزایی روی مسائل سیاسی جامعه بین المللی خواهد داشت.

* آمریکا باید پیشنهاد عینی ارائه نماید

9- لی گفت: گفت وگو های مستقیم آمریکا با ایران در واقع بسیار پیچیده خواهد بود. چرا که در حال حاضر آمریکا برای ترغیب ایران به تغییر رفتار، دستش از هرگونه پیشنهاد خالی است و چیز زیادی برای ارائه به این کشور ندارد. هر چه از عمر رژیم بیشتر می گذرد، اطمینان به مشروعیت داخلی اش بیشتر شده در نتیجة ارزشی که برای عادی سازی روابطش با آمریکا قائل بود نیز روز به روز کاهش می یابد. علاوه بر آن اهمیت تضمین های امنیتی نیز برای دولتی که خود قادر به تأمین امنیتش هست و برای ادامة بقاء خود به آنها نیاز ندارد، کاهش می یابد. وی افزود دولت آمریکا باید خود را برای امتیاز دهی به ایران آماده ساخته و به این کشور پیشنهادی عینی و ملموس ارائه نماید. پیشنهاد لی این بود که آمریکا می تواند از درب «احترام متقابل» وارد شود.

* ایران به نیات آمریکا شک دارد

10- لی گفت با توجه به گفت وگو های مفصلی که با تصمیم گیرندگان و سیاستگذاران ایرانی داشته است دریافته است که آنها نسبت به نیات آمریکا تردید دارند. وی پیشهاد نمود گفت وگو  با ایران برای اینکه آغازی نادرست نداشته باشد، باید بصورت نمادین شروع شود. طرفین ابتدا باید بر اصولی که ارتباط مستقیم با موضوع هسته ای ندارد توافق نمایند. در صورتی هم که ایرانی ها از خود برای تعلیق غنی سازی هسته ای آمادگی نشان دادند، آمریکا می تواند خود را برای همکاری های جدیدتر آماده سازد. وی تأکید نمود که رهبری ایران خود را بازیگر اصلی و عمده در موضوعات منطقه ای می داند که این موضوع نیز به نحوی به آمریکا مرتبط است. بویژه تلاش هایی که جهت استقرار ثبات در عراق و افغانستان صورت می پذیرند نیز در همین راستا تفسیر می شوند.

* مقام ایرانی: سلاح هسته ای فاجعه آمیز خواهد بود

11- به گزارش لی، یکی از معاونین وزارت خارجه ایران در تهران به وی گفته است که ایران خود را قدرتی منطقه ای می داند اما بخوبی آگاه است که اگر ایران قصد ساخت سلاح هسته ای داشت، آمریکا احتمالا شروع به توزیع و استقرار سلاح های هسته ای در منطقه خلیج فارس می کرد که از منظر راهبردی برای ایران فاجعه آمیز است. هدف ایران از توسعة توان هسته ای ، ارائه نمادی از قدرت منطقه ای خویش است. ایران خواهان گفت وگو  با آمریکاست.

* دیگر چالش های گشودن باب مذاکرات

12- لی گفت فضا برای تعامل و گفت وگو  با ایران فراهم شده است اما همچنان موانعی بر سر این راه وجود دارد. رژیم در تهران همچنان به دنبال فرصت هایی است تا به رغم سرکارآمدن دولت جدید آمریکا با جهان تعامل داشته باشد. حتی در ایران بحث هایی در خصوص نشان دادن پاسخ و واکنش مناسب صورت می پذیرد. لی گفت همزمان با بحث های داغی که میان مردم ایران در خصوص نیاز به ادامة برنامة هسته ای وجود دارد، در میان رهبران این کشور نیز بحث بر سر ایده استفاده نظامی و ساخت سلاح با استفاده از دستاوردهای برنامة هسته ای در جریان است. لی تأکید نمود که رهبری ایران همچنان ایدة حملة نظامی آمریکا علیه این کشور در واکنش به توسعه برنامه هسته ای را رد کرده و بیان داشت که تعلیق غنی سازی هسته ای برای آغاز روند جدید با آمریکا ضرورت ندارد.

* سیاست های انتخاباتی ، عاملی تعیین کننده

13- لی گفت انتخابات ریاست جمهوری امسال ایران عاملی مهم در گفت وگو های معنادار ایالات متحده آمریکاست. نامزدی رئیس جمهور سابق ایران محمد خاتمی اولین چالش رئیس جمهور کنونی ایران محمود احمدی نژاد به شمار می رفت. البته خاتمی بدون موافقت صریح رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای قادر به ورود در عرصة مبارزات انتخابات نبود. اما برخلاف انتخابات های گذشته، نامزدهای اصلاح طلب یکی یکی از گردونه انتخابات کنار رفتند تا به این وسیله شانس پیروزی خاتمی افزایش یابد. از سوی دیگر تندروها نیز برای افزایش توان مقابله با خاتمی سعی نمودند اختلافات داخلی خود را کنار گذاشته و بر روی گزینة احمدی نژاد اتفاق نمایند. وی استدلال نمود موافقت سطوح عالی رهبری با نامزدی خاتمی نشان داد که رهبری نظام خاتمی را به اندازة کافی قابل اعتماد و اتکاء دانسته و در صورت روی کار آمدن وی انتظار اجرای اصلاحات اساسی و بنیادین از سوی وی را نخواهد داشت. در این میان، احمدی نژاد شایداحساس می نمود که باید از اعتبار نامة تندروانه خود در مبارزات انتخاباتی هزینه نماید.

* خطاب چین به ایران: روابط اقتصادی را مسلم فرض نکنید.

14- لی گفت چین همچنان برای گسترش روابط اقتصادی با ایران به منظور حفظ نرخ رشد اقتصادی خود ارزش و اهمیت قائل است. وی خاطر نشان ساخت که مقامات چینی به همتایان ایرانی خود اعلام نموده اند که آنها از عدم پیشرفت در مسئله هسته ای ایران مأیوس شده اند چرا که پیشرفت در این زمینه سبب نهادینه سازی سرمایه گذاری در بخش انرژی این کشور می شود. به گفته لی، چینی ها به منظور ترغیب ایرانی ها به نشان دادن پیشرفت در موضوع هسته ای به آنها هشدار داده اند که منافع اقتصادی چین در ایران را مسلم فرض ننمایند. علاوه بر اینکه چین درحال کاهش وابستگی خود به منابع انرژی ایران از طریق بهبود روابط و مناسبات خود با سعودی هاست. (سفر اخیر رئیس جمهور چین ، هو به عربستان سعودی شاهدی بر این ادعا است). توان بالقوة سعودی ها در تأمین انرژی مورد نیاز چین سبب برنامه ریزی چینی ها روی این کشور شده است.


دو خاطره سلطانیه از پرونده‌سازی هسته‌ای علیه ایران
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤  کلمات کلیدی: انرژی هسته ای

تعدادی از بازرسان آژانس را برای بازدید از یکی از معادن اورانیوم کشور همراهی می کردم ، پس از اتمام بازدید یکی از بازرسان عکس و گزارشی که سازمانهای جاسوسی کشورهای غربی از طریق ماهواره تهیه کرده بودند...

مهر: نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در سخنرانی خود در جمع دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی دو خاطره از پرونده‌سازی سازمانهای جاسوسی کشورهای غربی درباره توانمندی‌های هسته ای ایران بازگو کرد.

علی اصغر سلطانیه در این سخنرانی که عصر سه شنبه برگزار شد ، گفت: تعدادی از بازرسان آژانس را برای بازدید از یکی از معادن اورانیوم کشور همراهی می کردم ، پس از اتمام بازدید یکی از بازرسان عکس و گزارشی که سازمانهای جاسوسی کشورهای غربی از طریق ماهواره تهیه کرده بودند به من نشان داد و گفت " شما معدنی از اورانیوم دارید که گزارش آن را به آژانس نداده اید و لازم است ما را برای بازدید از این معدن ببرید، در غیر این صورت ما به آژانس گزارش می دهیم که شما از بازدید این منطقه ممانعت کرده اید".

وی افزود: من به همراه این بازرسان به منطقه مورد نظر آنها رفتیم ولی جالب این بود که در آن معدن تنها سنگ بود و هر چقدر هم بازرسان آژانس دستگاههای اورانیوم یاب خود را گرداندند اثری از اروانیوم در آن منطقه وجود نداشت.

سلطانیه ادامه داد: این بازرسان به واسطه اطلاعاتی که یکی از سازمانهای جاسوسی غرب تهیه کرده بود حتی ساختمانهای در جوار این معدن را نیز بازرسی کردند ولی هیچ اثری از اورانیوم نیافتند.

وی گفت: در این لحظه آن بازرس با ابراز شرمندگی و ندامت اعلام کرد که این سازمانهای جاسوسی حیثیت آژانس را به بازی گرفته و آبروی این نهاد بین المللی را نزد کشورها مخدوش می کنند.

سلطانیه همچنین افزود: دستگاههای اورانیوم یاب بازرسان آژانس وقتی به معادن بندرعباس نزدیک می شدند غنا و کیفیت بالای اورانیوم های این معدن را به وضوح نشان می دادند.

وی در رابطه با پرونده سازی درباره توانمندیهای هسته ای ایران خاطره ای دیگر را ذکر کرد و گفت: موضوع رایانه ادعایی که در آژانس بین المللی انرژی اتمی از سوی آمریکا مطرح شده است، تمام اسنادی را که در خود دارد فاقد مهر محرمانه یا سری است درحالی که تمامی این اسناد تاپ سکرت بوده و چنین اطلاعاتی در کشورهای غربی نیز خیلی سری به شمار می رود.

نماینده ایران در آژانس ادامه داد: من در جلسه ای که با حضور دبیر کل و سفرای کشورهای مختلف از جمله سفیر آمریکا برگزار شد ، نمونه ای از مهر محرمانه جمهوری اسلامی ایران را به آنها نشان داده و گفتم حداقل اگر می خواهید پرونده سازی کنید این مهر را در اختیار سازمان قرار دهید تا حرفتان مورد قبول قرار گیرد.


نقش رفسنجانی و دو گروه کارشکن در موضوع هسته‌ای
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢  کلمات کلیدی: انرژی هسته ای ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیاسی

شبکه ایران- رئیس جمهوری اسلامی ایران روز گذشته در پنجمین جشن روز ملی فناوری هسته‌ای به باور اشتباه دشمنان درباره ملت ایران اشاره کرد و گفت: دشمنان ملت ایران باور داشتند که می توانند جلوی ملت ایران را بگیرند؛ ما از بعضی تحلیل های درون گروهی آنان اطلاع داریم که باور داشتند اگر فشار بیاورند ملت ایران عقب نشینی می کند.

دکتر احمدی نژاد سپس با بیان اینکه بعضی هم از داخل پالس هایی به دشمن می دادند، افزود: موردی داشتیم که می رفت، مستمر مذاکره می کرد و می گفت « چرا فشار را زیاد نمی کنید؟ چرا قطعنامه هایتان ضعیف است ؟ تند کنید و فشار بیاورید» و این را دشمنان واقعاً باور داشتند.

در همین راستا، محمود احمدی بیغش، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با شبکه ایران با اشاره به اینکه برخی افراد و جریان ها برای ناکارآمد نشان دادن اقدامات و رویکرد هسته ای دولت احمدی نژاد پالس هایی را از داخل کشور به دشمن می دادند، تصریح کرد: این موضوع بویژه در جریان فتنه 88 کاملا آشکار شد.

گروه اول

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در همین راستا به سخنان آقای هاشمی رفسنجانی درباره تاثیرگذاری تحریم های ضد ایرانی اشاره کرد و افزود: آقای هاشمی تلاش کرد چنین القا کند که قطعنامه ها نظام ما را به خطر می اندازد و اقدامات ضدایرانی دشمن تاثیرگذار بوده است.

گروه دوم

به گفته بیغش "حتی برخی دیگر از سیاسیون مسافرت ها و ملاقات هایی با برخی سازمان های بیگانه داشتند تا گروه 1+5 را وادار به افزایش فشارهای و قطعنامه های ضد ایرانی کنند."

وی با اشاره به اینکه این افراد تلاش می کردند به بیگانگان دلگرمی بدهند، گفت: برخی افراد مستقیم و یا غیر مستقیم با 1+5 مذاکراتی داشتند و حتی حاضر بودند استقلال کشور را به بیگانگان واگذار کنند.

گروه سوم

بیغش به گروه دیگری از مخالفان رویکرد هسته ای دولت اشاره کرد و گفت: برخی افراد که خود را هم اصولگرا می نامند به دلایل مختلف از جمله تنگ نظری ها حاضر شدند برای منافع دنیوی علیه دولت کارشکنی کنند.

نماینده مردم شازند در مجلس تصریح کرد: این گروه از اصولگرایان با منفی بافی علیه دولت تلاش می کردند که رویکرد دولت در موضوع هسته ای را ناکارآمد و هزینه زا جلوه دهند که البته با حمایت های بی دریغ رهبر معظم انقلاب و پشتیبانی ملت ایران عکس این ادعاها واقع شده و موفقیت بسیاری به دست آمده است.


موازنه راهبردی هسته‌ای چگونه به‌سود ایران تغییر کرد؟
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢  کلمات کلیدی: انرژی هسته ای

20 فروردین 1390 در حالی فرا رسید که شاخص های تعیین کننده وضعیت راهبردی پرونده هسته ای ایران وضعیتی "رو به جلو" را نشان می دهد. به عبارت دیگر مجموعه از شواهد وجود دارد که ثابت می کند موازنه راهبردی به نفع ایران در حال تغییر است.

اگرچه بحث های مربوط به تحولات منطقه تا حدودی موضوعات مربوط به پرونده هسته ای ایران را به حاشیه برده اما سیر تحولات نه فقط متوقف نشده بلکه در سطحی بنیادی تر ادامه دارد. این یادداشت بنای توصیف وضع موجود را ندارد چرا که در شرایط فعلی هر نوع ارزیابی از پرونده هسته ای ایران که جابجایی های استراتژیک رخ داده در منطقه را لحاظ نکند، ضرورتا ناقص خواهد بود. این موضوع بحثی گسترده می طلبد که فعلا مجال آن نیست.

در عوض، این یادداشت تلاش خواهد کرد استدلال کند که به چه دلیل موازنه راهبردی در موضوع هسته ای به نفع ایران در حال تغییر است.

در پایان بهار 89 و در حالی که فتنه پس از انتخابات تازه شعله ور شده بود و زبانه می کشید امریکایی ها راهبرد خود برای مهار برنامه هسته ی و منطقه ای ایران را بر مبنای درس هایی که از فتنه 88 آموخته بودند بازنویسی کردند. حاصل آن بازنویسی این بود که طرف امریکایی نتیجه گرفت به دلیل آسیب های ناشی از فتنه 88

اولا، سیستم تصمیم سازی استراتژیک در ایران دچار بحران است و قادر به گرفتن تصمیم های بزرگ در عرصه سیاست خارجی نیست.

ثانیا، اختلاف درباره موضوعات سیاست داخلی می تواند به اختلاف در حوزه هسته ای بویژه هزینه های تداوم برنامه هسته ای هم کشیده شود، به این ترتیب اجماع ملی که همواره نیرومندترین پشتوانه سیاست گذاری هسته ای ایران بوده آسیب ببیند. یکی از دلایلی که قطعنامه 1929 تصویب شد این بود که بر آتش اختلاف های داخلی ناشی از انتخابات در ایران -که در حال فروکش کردن بود- بدمد و با وارد آوردن فشار اقتصادی به نقاط آسیب پذیر، یک موج داخلی مخالفت با برنامه هسته ای پدید آورد.

و ثالثا، امریکایی ها به این تحلیل رسیده بودند که در اثر حوادث پس از سال 88 توان مقاومت ایران در مقابل هرگونه فشار خارجی به طور اساسی کاهش پیداکرده و در نتیجه راهبرد حفظ فشار بر ایران اگر در مدت زمانی مناسب اعمال شود، محاسبات استراتژیک ایران را تغییر خواهد داد و اگر محاسبات ایران تغییر کند، رفتار آن هم تغییر خواهد  کرد.

در اثر این سه عامل، امریکایی ها راهبردی را در پیش گرفتند که من آن را "استراتژی تلفیق گزینه های فشار" می نامم. به طور بسیار خلاصه این راهبرد در پی آن بود که مجموعه ای از گزینه های فشار را به طور هم زمان علیه ایران فعال و اعمال کند. تحلیل طرف امریکایی این بود که اگر این تلفیق به طور مناسب انجام شود ایران به لحاظ داخلی در موقعیتی نیست که بتواند در مقابل آن به نحو موثر مقاومت کند. در نتیجه، امریکایی ها تلاش کردند شش مسیر فشار زیر را از بهار 89 به این سو به طور هم زمان ترکیب کنند:

1- مسیر تحریم. شورای امنیت در بهار 89 قطعنامه 1929 را صادر کرد که شدید اللحن ترین قطعنامه این شورا علیه ایران محسوب می شود. بعد از آن امریکا و اروپا به طور جداگانه تحریم هایی را علیه ایران اعمال کردند که به طور مشخص صنایع نفت، گاز و بنزین ایران و همچنین درآمدها و ارتباطات مالی ایران در نقاط مختلف جهان را هدف می گرفت. در ادبیات استراتژیک محافل امریکایی از این گزینه به‌ویژه اعمال تحریم بنزین علیه ایران، به عنوان "گلوله نقره‌ای" یاد می شد که دیر یا زود ایران را از پای در خواهد آورد.

2- مسیر ایجاد تهدید معتبر نظامی. این ایده ای است که اسراییلی ها پیش کشیدند. صهیونیست ها عقیده داشتند و بالاخره امریکا را هم متقاعد کردند که ایران تا دورنمای یک عملیات نظامی را نبیند و تا واقعا احساس نکند که آن سوی گزینه تحریم، درگیری نظامی است از تحریم ها -هر چقدر هم شدید باشد-، تاثیر نخواهد پذیرفت. بنابراین امریکا اگر می خواهد تحریم اثرگذار باشد، باید گزینه نظامی را به طور جدی روی میز خود قرار بدهد و از طریق گرفتن آرایش نظامی در منطقه و دپوی تجهیزات و امکانات این پیام را به ایران ارسال کند که تهدید نظامی یک گزینه معتبر است.

بسیار مهم است توجه کنیم مقصود از ایجاد تهدید معتبر نظامی این نبود که امریکا واقعا وارد جنگ با ایران شود بلکه مقصود این بود که وضعیتی بوجود بیاید که ایران احساس کند گزینه نظامی از روی میز حذف نشده است. به تعبیری که نتانیاهو در دانشگاه ویسکانسین به کار برده است امریکا اگر می خواهد با ایران وارد جنگ نشود، نباید از تهدید ایران به جنگ دست بکشد.

3- مسیر عملیات اطلاعاتی. این مسیر به سه شکل عملیات ربایش (کیس شهرام امیری)، عملیات ترور (کیس ترور شهیدان علی محمدی و شهریاری) و عملیات سایبری (انتشار ویروس استاکس نت) فعال شد. تحلیل امریکایی ها این بود که ترکیب این مسیر با مسیر تحریم ها می تواند برنامه ایران "کُند" کند و برای راهبرد امریکا زمان بخرد.

4- مسیر حمایت از جریان فتنه در داخل. دقیقا از همان مقطع بهار 89 امریکایی ها به‌ویژه شخص اوباما تصمیم گرفتند هرگونه احتیاط را به طور کامل کنار بگذارند و وارد فاز حمایت علنی و صریح از این جریان شوند.

استراتژیست های امریکایی اعتقاد داشتند در شرایطی که پشتوانه های داخلی جریان فتنه در ایران در حال ضعیف شدن است، اگر حمایت خارجی صریح و قاطعی از آنها به عمل نیاید، این جریان شانسی برای ادامه حیات نخواهد داشت. برای امریکایی بسیار مهم بود که فتنه سبز به حیات خود ادامه بدهد چرا که سیا در آن مقطع به این تحلیل قطعی رسیده بود که بدون وجود یک جریان فشار در داخل ایران، هیچ نوعی از فشار خارجی «تمام کننده» نخواهد بود و در هر حال گام آخر را باید نیروهای داخل ایران بردارند.

5- مسیر مذاکره.

6- مسیر عملیات روانی و رسانه ای (درباره این دو مسیر جداگانه توضیح داده خواهد شد.)

شکست راهبرد امریکا درمقابل ایران اگر فقط یک دلیل داشته باشد آن دلیل این است که امریکایی ها در ایجاد یک تلفیق موثر و مناسب از این گزینه ها شکست خوردند. گزینه ایجاد تهدید معتبر نظامی بنا بود اثربخشی تحریم ها را افزایش بدهد اما از آنجا که این گزینه نه به لحاظ رسانه ای و در صحنه میدانی منطقه هیچ وقت آن‌طور که امریکایی ها می خواستند شکل نگرفت (و اساسا امثال رابرت گیتس اعتقادی به شکل گیری آن نداشتند) طبعا هیچ تاثیری هم روی تاثیرپذیری ایران از تحریم ها نگذاشت.

گزینه تحریم هرگز آن‌طور که امریکایی ها فکر می کردند، اجرا نشد و حتی روی کاغذ هم قدرتمند از کار در نیامد. وجود اختلاف های فاحش میان تحریم هایی که امریکا علیه ایران اعمال کرد و آنچه در اتحادیه اروپا تصویب شد، موجب آغاز نزاع های حقوقی دشواری در دو سوی آتلانتیک شد که هنوز هم میان امریکا و آلمان ادامه دارد.

به علاوه، سیلی از شرکت های کوچک غربی به همراه شرکت های معتبر اروپایی به سمت ایران راه افتاد که حتی شرکت های امریکایی هم در آن دخیل بودند. شکست پروژه تحریم ها چنان واضح است که جیمز کلاپر مدیر اطلاعات ملی امریکا در تازه ترین برآورد اطلاعاتی خود نوشته است که امریکا اگر می خواهد روی اراده ایران تاثیر بگذارد باید در گام بعدی به جای اعمال تحریم های شنگین تر روی گسترش روابط اقتصادی با ایران تمرکز کند!

ماموریت گزینه تحریم ها هم این بود که اختلاف های داخلی را در ایران افزایش بدهد اما پس از گذشت مدتی کوتاه تحریم به یکی از ابزارهای ایجاد اجماع در ایران تبدیل شد و حتی اراده های خلاقانه ای را شکوفا کرد که تا پیش از آن حتی در داخل هم به آنها توجه نشده بود. نمونه این اراده خود را در ابتکاری نشان داد که ایران برای تولید داخلی بنزین انجام داد.

گزینه عملیات اطلاعاتی هم جز سوختن برخی از شبکه های کلیدی موساد و سیا در ایران برای امریکایی ها هیچ حاصلی نداشت. تصور امریکایی ها این بود که از این طریق قادر خواهند بود اولا از انگیزه متخصصان برای حضور در پروژه های ملی بکاهند و ثانیا می توانند با ضربه زدن به نیروهای کلیدی بخش هایی از برنامه هسته ای ایران را دچار وقفه کنند.

به عنوان نمونه در این باره تردیدی نیست که یکی از اهداف اصلی ترور دکتر شهریاری متوقف کردن پروژه تولید سوخت راکتور تهران بوده است که تروریست ها از طریق دسترسی به اطلاعات آژانس می دانستند شهریاری نقشی مهم در آن دارد. اما باز هم نتیجه ای که امریکایی ها گرفتند شباهتی به آنچه توقع داشتند، نداشت. نه فقط هیچ بخشی از برنامه هسته ای  ایران متوقف نشد بلکه ایران از اواسط سال 89 به این طرف توانست تمای هدف گذاری هایی را که در جدول زمان بندی فنی خود پیش بینی کرده بود محقق کند.

و نهایتا سران فتنه 88 هم که بویژه در پروژه تحریم مشاوره های قابل توجهی به امریکا داده بودند به جای آنکه با اتکا به مجموعه فشارهایی که غرب بر ایران وارد می کرد نیرومندتر شوند، هر چه بیشتر در جایگاه اتهام قرار رفتند تا جایی که از روز 25 بهمن 89 به بعد عملا دیگر چیزی که بتوان آن را فتنه سبز خواند باقی نماند.

شکست راهبرد تلفیق گزینه ها برای امریکا یک پیام خرد کننده داشت و آن هم این بود که قوی ترین فشارها در حساس ترین زمان هم قادر به متوقف کردن ایران نبوده است پس آیا اساسا هیچ ترکیبی از فشار وجود دارد که بتواند محاسبات راهبردی ایران را تغییر بدهد؟

در سوی مقابل ایران در سال 89 کاملا با آرامش رفتار کرد و توانست با بنا نهادن برخی اصول راهبردی و مدیریت زمان، موازنه را نفع خود تغییر بدهد.

به طور بسیار خلاصه اصول راهبرد هسته ای ایران در سال 89 را می توان در قالب 3 گزاره زیر توصیف کرد:

1- به حاشیه راندن بحث تعلیق. ایران در سال 89 موفق شد بحث تعلیق را به طور کامل از ادبیات رسانه ای و حتی مذاکراتی طرف غربی حذف کند. این موضوع بویژه زمانی کاملا آشکار شد که غربی ها خود مکانیسم مبادله را روی میز گذاشتند -و هنوز هم بر روی میز بودن آن اصرار دارند- و تاکید کردند که پیشنهاد  مبادله تلویحا به معنای پذیرش تداوم غنی سازی در خاک ایران و نادیده گرفتن قطعنامه های شورای امنیت در مورد ضرورت تعلیق غنی سازی است.

2- استقلال کامل فنی. ایران در سال 89 تنها مشکل باقی مانده در چرخه سوخت خود یعنی تولید کیک زرد با استفاده از منابع داخلی را هم حل کرد و به این ترتیب چرخه سوخت ایران که شامل مونتاژ ماشین ها و ساخت قطعات ماشین های سانتریفیژ، طرای سالن های آبشار صنعتی، فرآوری اوررانیوم و غنی سازی است کامل شد.

این گام بلند مستقیما به این معنا بود که از این پس توان فنی ایران از هیچ نوع محدودیت خارجی مانند قطعنامه های شورای امنیت و یا تحریم های یک جانبه که هدف آن قطع دسترسی ایران به مواد و قطعات هسته ای است تاثیر نخواهد پذیرفت.

3- پیشنهاد گفتمان همکاری. ایران در سال 89  تلاش کرد یک گفتمان جدید مذاکراتی به جای گفتمان کهنه اعتمادسازی ایجاد کند که ظرفیت حل مسئله هسته ای ایران را در قالب یک معامله «برد-برد» داشته باشد. گفتمان اعتمادسازی ظرفیت حل مسئله هسته‌ای ایران را نداشت چرا که اولا آژانس به اندازه کافی مستقل نیست که بتواند فرایند حل مسائل باقی مانده با ایران را تا انتها و صرفا بر اساس موازین فنی و حقوقی طی کند و مهم تر از این، سطحی از اعتماد که منجر به پذیرش غنی سازی ایران توسط غرب شود، اساساً قابل شکل‌گیری نیست، به دلیل اینکه نگاه طرف غربی به ماهیت نظام جمهوری اسلامی نگاهی است که اجازه نمی‌دهد این سطح از اعتماد شکل گیرد.

بر اساس این مفروضات که تاریخ حدودا یک دهه ای پرونده هسته ای ایران آن را تایید می کند، ایران در مذاکرات ژنو 3 و استانبول تلاش کرد طرف غربی را متقاعد کند که اگر روی گفتمان اعتمادسازی پافشاری کند، این مسئله هرگز حل نخواهد شد. در عوض ایران یک گفتمان جایگزین در مذاکرات ژنو و استانبول مطرح کرد که نه تنها می توانست مسئله هسته ای را حل کند، بلکه ظرفیت آن را داشت که برخی بحران های ریشه ای را که امریکا در منطقه با آنها دست به گریبان است برطرف کند.

این گفتمان جایگزین که گفتمان همکاری نامیده شد، طیف وسیعی از مسائل را پوشش می داد که می توانست مبنای شکل گیری یک سلسله مذاکرات جامع و سودمند میان ایران و غرب باشد. طرف غربی در مذاکرات ژنو و استانبول با این بهانه که مسئله هسته ای را از دیگر مسائل مهم تر می داند، از ورود به این فاز خودداری کرد اما اکنون و با آغاز خیزش های اسلامی در منطقه دریافته است که آنچه ایران در آن دو دور مذاکره گفت، تا چه حد بر واقعیت منطبق بوده است. به همین دلیل پیش بینی می شود که واقعیت های منطقه به زودی دور جدیدی از مذاکرات را در حالی که قدرت چانه زنی غرب به طور اساسی کاهش یافته، به 1+5 تحمیل خواهد کرد.


جوسازی رسانه‌های‌ضدانقلاب برای مشابه‌سازی نیروگاه‌های فوکوشیما و بوشهر
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۸  کلمات کلیدی: انرژی هسته ای

تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی تحولا ت ناشی از حادثه هسته ای در نیروگاه اتمی فوکوشیما را با نگاهی ویژه و مبتنی بر سناریو پیگیری می‌کند و در این چارچوب بر مولفه‌هایی همچون میزان ایمنی و پیامدهای زیست‌محیطی نیروگاه فوکوشیما متمرکز است.

به گزارش رجانیوز، درونمایه گزارش‌ها و گفت‌وگوهای تحلیلی تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در مورد این موضوع به گونه‌ای بنا می‌شود که از آن نوعی تلا ش هدفمند برای چالش‌زایی و ایجاد حساسیت در مورد ایمنی و پیامدهای زیست‌محیطی نیروگاه اتمی بوشهر برداشت می‌شود اما همانطور که پیش‌بینی می‌شد این رویکرد تبلیغی به تدریج چهرهای اصلی وعریان خود را نشان می‌دهد و به دنبال آن است که از این موضوع برای شکل‌دهی فضای شک و تردید در مورد ایمنی نیروگاه اتمی بوشهر و همچنین بزرگ‌نمایی پیامدهای زیست محیطی آن بر کشورهای منطقه استفاده کند.

بدون تردید در پس این سناریوی تبلیغی، اهدافی همچون ایجاد فضای شوک و هراس در مورد ایمنی نیروگاه اتمی بوشهر در دو سطح داخلی و منطقه‌ای نهفته است.

در این میان، تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی تلاش ایران و دیگر کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس برای دستیابی به انرژی هسته‌ای را مناقشه برانگیز می‌خواند و این پرسش جهت‌دار را مطرح می‌سازد که آیا حوادث اخیر ژاپن بر تصمیمات این کشورها تأثیر می‌گذارد.

گزارشگر تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در یافتن پاسخی برای این پرسش اگرچه به تلاش برخی کشورهای دیگر منطقه خاورمیانه برای تولید برق از انرژی هسته ای اشاره دارد اما در کلام نهایی فضای گزارش را در سمت‌وسوی ادعایی مبنی بر مشکلات فنی نیروگاه اتمی بوشهر سوق می‌دهد و در قالب یک پرسش معنادار، سناریوی تبلیغی مقرون به صرفه نبودن ساخت راکتور برای کشورهای نفت‌خیز را مطرح می‌سازد و می‌گوید به صرفه بودن ساخت راکتور برای کشورهایی که نفت و گاز دارند، سؤالی است که اختلا ف‌نظرهای زیادی در مورد آن وجود دارد.

با نگاه از منظر سناریوخوانی رسانه‌ای می‌توان گفت با استفاده از فضای شکل گرفته ناشی از حادثه هسته ای فوکوشیما پیش‌بینی می‌شود ایجاد فضای چالشی در مورد مقرون به صرفه بودن نگاه از منظرهزینه و فایده ایمنی و پیامدهای زیست محیطی نیروگاه اتمی بوشهر به یکی ازسناریوهای تبلیغی محوری محافل سیاسی و رسانه‌ای غرب در فضاسازی در مورد برنامه هسته ای صلح‌آمیز ایران تبدیل شود و در این چارچوب شکل‌دهی فضای نگرانی و هراس یکی ازمولفه‌های تبلیغی کانونی خواهد بود.

کریم سجادپور، لی واعظ و فریبرز قدر نیز در گزارشی که در سایت مؤسسه امریکایی کارنگی منتشر کرده و بی‌بی‌سی نیز آن را بارنشر داد، همین خط را دنبال کرده‌اند.

در بخشی از این گزارش آمده است: «از زمانی که فاجعه ژاپن رخ داده است، تعداد فزاینده ای از کسانی که در شکل گیری افکار عمومی ایرانی ها تاثیر دارند در نامه های سرگشاده مصاحبه های رسانه ای و در وبلاگ ها این بحث را به میان آورده اند که برنامه هسته ای دولت در حقیقت نه فقط امنیت و رفاه اقتصادی شهروندان این کشور را تقویت نکرده است بلکه آن را به خطر می اندازد آیا این بحث ها نتیجه ای هم در بر خواهد داشت.»

در عین حال، معاون سازمان انرژی اتمی و رییس مرکز نظام ایمنی هسته ای کشور با قابل تقدیر خواندن حساسیت های مردمی در رابطه با ایمنی هسته ای اظهار داشت: شرایط به وجود آمده در سایت هسته ای فوکوشیما برای نیروگاه اتمی بوشهر متصور نیست.

ناصر راستخواه در گفت‌وگو با ایرنا در پاسخ به سوالی در رابطه با فضاسازی های رسانه های بیگانه در رابطه با ایمن نبودن نیروگاه اتمی بوشهر در برابر حوادث طبیعی گفت: وظیفه ما در نظام ایمنی هسته ای شفاف سازی مسائل برای مردم است و قصد داریم با برگزاری یک کنفرانس تمامی ویژگی های نیروگاه اتمی بوشهر را برای مردم کشورمان تشریح کنیم.

در بخشی از گزارش مؤسسه کارنگی ادعا شده است که "رآکتور بوشهر امروز شبیه معجونی از فناوری عتیقه و غیرقانونی از آلمان دهه 1970 روسیه و عبدالقدیرخان دانشمند یاغی پاکستانی است که به شکل نامیمونی در تقاطع سه صفحه تکتونیکی زمین واقع شده است."

اما راستخواه با بیان اینکه دو صفحه تکتونیکی عربستان و سیبری به صورت طبیعی در زیر زمین در حرکت هستند و به گسل های فراوان موجود در کشور فشار وارد می کنند، تاکید کرد: شرایط کشور از نظر امکان وقوع زلزله در طراحی نیروگاه اتمی بوشهر لحاظ شده است.

رییس نظام ایمنی هسته ای کشور با بالا دانستن تکنولوژی روسیه در ساخت نیروگاه های اتمی، این کشور را یک "نیروگاه ساز هسته ای" در دنیا خواند و افزود: روس ها در طراحی نیروگاه اتمی بوشهر موضوع وجود صفحات تکتونیکی را رعایت کرده اند.

راستخواه سیستم های ایمنی به کار رفته در سایت فوکوشیما را متعلق به دهه 60 و 70 میلادی خواند و تصریح کرد: در رابطه با ایمنی نیروگاه اتمی بوشهر از سیستم ها و طراحی های متفاوتی استفاده شده که مطابق با آخرین سیستم های ایمنی در سطح بین المللی است.

رییس نظام ایمنی هسته ای کشور با ناکافی و غیر دقیق خواندن اطلاعات در رابطه با نیروگاه فوکوشیما اظهار داشت: ما هنوز به آنچه که در سایت هسته ای فوکوشیما رخ داده به عنوان یک فاجعه هسته ای نگاه نمی کنیم. حادثه بسیار بدی در فوکوشیما رخ داده و موضوع بحرانی است همچنین شرایط کنونی نیز خوب نیست اما فاجعه هسته ای رخ نداده است.

این کارشناس ایمنی هسته ای با تاکید بر اینکه نیروگاه های سایت فوکوشیما در برابر زلزله کنترل و خاموش شده اند، در بیان علت وقوع حوادث در این سایت گفت: بعد از زلزله، سونامی بزرگی رخ داد و ژنراتورهای اضطراری نتوانستند گرمای موجود در قلب رآکتورها را حرارت گیری (خارج) کنند.

راستخواه با بیان اینکه آژانس بین المللی انرژی اتمی و تمامی کشورهای عضو به دقت مسائل مربوط به نشت مواد رادیو اکتیو از سایت فوکوشیما را دنبال می کنند، تصریح کرد: استانداردهای ایمنی بعد از وقوع این حادثه می تواند مورد بازنگری قرار بگیرد. باید گفت آنچه که در سایت فوکوشیما رخ داد به هیچ عنوان قابل پیش بینی نبود.


چرا امریکا مایل نیست پرونده هسته‌ای ایران بسته شود؟
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، آمریکا ، انرژی هسته ای

یک تحلیلگر برجسته روس با انتشار تحلیلی مبسوط استدلال کرده است که در برنامه هسته ای ایران هیچ مشکلی وجود ندارد ولی امریکا مایل نیست این پرونده بسته شود چرا که می خواهد همچنان ابزاری برای فشار به ایران داشته باشد.

به گزارش رجانیوز، نیکلای کوزیرف، مشاور انستیتو مشکلات بین المللی اکادمی دیپلماتیک وزارت خارجه روسیه در مقاله ای که روز 11 فروردین 1390 (31 مارس 2011) در پایگاه اینترنتی روسی زبان "ایران (iran.ru)" منتشر کرده می نویسد: «ایران قاطعانه برپای بندی خود به پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای تاکید می کند و به همکاری با آژانس انرژی اتمی ادامه می دهد و در این اواخربارها اعلام کرده که قصد ساخت سلاح اتمی ندارد. از قرار معلوم مشکل غرب با ایران اصلا ربطی به تمایل تهران به غنی سازی مستقل اورانیوم تا سطح صنعتی ندارد که به گفته مخالفانش شرایط تولید اورانیوم با غنای بالا و مورد استفاده درصنایع نظامی را فراهم می کند. کارشناسان می دانند که این روند طولانی و دشواراست و هزینه های فراوان و فناوری های بسیار ویژه ای می طلبد. پس علت تشنج پیرامون برنامه هسته ای ایران چیزدیگری است.»

نویسنده ادامه می‌دهد: «بررسی دقیق و همه جانبه روند گفت‌وگوهای مربوط به برنامه هسته‌ای ایران که با شرکت گروه شش انجام می شود، نشان می دهد که اختلاف نظرهای غیرقابل حلی بین طرفین وجود ندارد. هر دو طرف انعطاف ناپذیری و سرسختی نشان می دهند ولی این بیشترطرف امریکایی است که چنین کاری می‌کند.»

کوزیرف سپس در توضیح اینکه چرا عقیده دارد درون مذاکرات حق با ایران است، می نویسد: «ایران با انعقاد بیانیه همکاری درزمینه تبادل مواد هسته ای با ترکیه و برزیل درواقع با خارج ساختن اورانیوم غنی شده ضمن دریافت همزمان سوخت آماده، موافقت کرد. انتظارمی رفت کشورهای دیگر ازاین اقدام حمایت کنند ولی چنین چیزی رخ نداد چون ایران همچنان برگنجاندن موضوع سلاح هسته ای اسرائیل و ایجاد منطقه عاری ازسلاح هسته ای درخاورمیانه دردستورکار گفت‌وگو با گروه 6 اصراردارد. ولی این موضوع بررسی نمی شود. همچنین هیچ کس به این موضوع توجه نمی کند که اسرائیل در این اواخر بر حمله پیش‌دستانه به تأسیسات هسته ای ایران اصرارمی کند.»

نویسنده همچنین تاکید می کند در روابط ایران و آژانس هم مشکل خاصی وجود ندارد. وی می نویسد: «درمورد آژانس بین المللی انرژی اتمی هم باید گفت این سازمان شکایت خاصی از تهران ندارد و فقط خواهان توضیح برخی مسائل باقی مانده است که ایران آن‌ها را بسته می داند ولی آمادگی بررسی آن‌ها را درصورت رعایت چند شرط دارد اما آژانس با شرایط ایران موافقت نمی کند و امریکا خواهان توقف غنی سازی اورانیوم و خارج کردن اورانیوم با غنای 20 درصد ازاین کشوربه منظور از سرگیری گفت وگوهاست.»

کوزیرف پس از بیان این مقدمات استدلال اصلی خود را در این مورد که چرا عقیده دارد امریکا اساسا مایل به بستن پرونده هسته ای ایران نیست، عرضه می کند. این تحلیلگر برجسته روس نوشته است: «تصور می شود علت اصلی نبود پیشرفت در گفت‌وگوهای هسته ای ایران این است که امریکا بستن پرونده هسته ای این کشوررا مفید نمی داند و مایل است در آینده هم از آن برای تشدید هرچه بیشتر تحریم ها و شوراندن مردم ایران و سایر کشورها و تضعیف رژیم این کشوراستفاده کند. واشنگتن مایل است با نمایش وقت و بی وقت آمادگی برای به کارگرفتن مشت نظامی علیه ایران، این کشور را در تشنج دائمی نگهدارد. به نظرمی رسد امریکا و متحدانش می خواهند نشان دهند که به توافق رسیدن با رهبران فعلی ایران فوق العاده دشواراست و درنتیجه باید فشار بر آن را ادامه داد. ضمنا امریکا عقیده دارد ایجاد وجهه سازش ناپذیرو پیامدهای تحریم ها به ایجاد شکاف در نظام این کشورکمک می کند.»

کوزیرف سپس به این نکته اشاره می کند که برخی در غرب عقیده دارند راهی به جز حمله نظامی برای متوقف کردن ایران وجود ندارد. او در رد این دیدگاه می نویسد: « درواقع این طرح اصلاً سازنده نیست و می تواند پیامدهای سنگینی نه تنها برای ایران و بلکه برای خود امریکا و متحدانش در ناتو و نیز کشورهای منطقه و خارج از منطقه به همراه داشته باشد. موضوع ازاین قراراست که مدت هاست مشخص شده تحریم ها هرچه قدر هم که سخت باشند، تاثیرچندانی ندارند. تحریم چندین ساله ایران غیر از این که موجب خودکفایی ایران و تکیه آن به نیروهای خود شود، حاصل دیگری نداشته است. علاوه براین فشار دائمی بر این کشور و به خصوص تهدید نظامی فقط احساسات ملی و میهن پرستانه نه تنها ایرانیان داخل کشور و بلکه ایرانیان مهاجری را تحریک می کند که هر چند بیشترشان مخالف هستند اما درصورت حمله به کشور، احتمالا با هموطنانشان منسجم می شوند.»

نویسنده سپس به ذکر چند نمونه تاریخی پرداخته و آورده است: «تاریخ چنین نمونه هایی را فراوان دیده است. کافی است جنگ جهانی دوم را به خاطر آوریم که طی آن، همه مردم شوروی صرف نظر از رنج هایی که به خاطر اختناق رژیم کمونیستی متحمل شده بودند، به دفاع از میهن برخاستند. در دوران جنگ ایران و عراق، ایرانی ها با وجود وضعیت دشوار داخل کشور پایداری خوبی نشان دادند و توانستند روند جنگ را پس از مدتی به نفع خود تغییردهند. محاسبات مخالفان نظام جدید اسلامی در ایران در مورد ایجاد شکاف در جامعه بر اثر جنگ و شورش مخالفان اشتباه از آب درامد و تحویل سلاح به مخالفان و حمایت اطلاعاتی از آنها هم نتیجه نداد. تاریخ بسیاری از کشورها نشان می دهد خطرخارجی همیشه موجب انسجام ملت ها می شود و مشکلات داخلی را درردیف دوم اهمیت قرارمی دهد. به همین دلیل می توان چنین نتیجه گیری کرد که همه فشارهایی که امروز بر ایران وارد می شود، موجب تشدید مقاومت آن و یکپارچگی مردم با رهبران خواهد شد که فقط پیچیدگی بیشتر اوضاع را درپیش خواهد داشت.»

این تحلیلگر روس در ادامه تاکید می کند که غرب باید به صراحت اعلام کند خواهان تغییر رژیم درایران نیست. وی می نویسد: «اگرغرب نشان دهد که مساله هسته ای را پیچیده نخواهد کرد و مایل به سرنگونی رژیم فعلی ایران نیست، تهران به نوبه خود گام متقابلی برمی دارد که امکان دستیابی به تفاهم درزمینه مشکل هسته ای را فراهم می سازد. اگر لقب رژیم نامطلوب پس گرفته و تحریم اقتصادی علیه ایران لغو شود، روابط ایران و غرب مسیر عادی سازی را در پیش خواهد گرفت.»

کوزیرف سپس به سیاست روسیه در قبال ایران پرداخته و می نویسد: «در چنین شرایطی، روسیه که عضو گروه شش است، سعی می کند خط مشی متوازنی داشته باشد تا مانع از وخامت اوضاع شود. این کشورکه مخالف گسترش سلاح های هسته ای و تولید آن توسط ایران است، با دعوت از این کشور به همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی به طور همزمان با هرگونه عملیات نظامی علیه آن قاطعانه مخالفت خواهد کرد. طرف روسی از واشنگتن خواهد خواست گفت‌وگوهای جدی و بدون هیچ پیش شرطی برای نظام فعلی و رئیس جمهور ایران با آن انجام دهد. این یک واقعیت است که باید آن را درنظرگرفت. به عقیده مقام‌های روسیه درکنار مسائل مربوط به پرونده هسته ای ایران، دعوت ازایران به شرکت در گفت‌وگوهای مربوط به حل مشکلات منطقه اهمیت دارد.»

نویسنده در پایان اینگونه نتیجه گیری کرده است: «آیا برنامه هسته ای ایران یک تهدید واقعی است یا مشکلی است که به طور مصنوعی ایجاد شده تا تلقین کند که در صورت تغییر نکردن برخورد امریکا و متحدانش با ایران و استفاده ازتحریم ها و اتمام حجت ها می تواند یک تهدید واقعی باشد. این تاکتیک غرب همانطورکه گفته شد، فقط می تواند خطرناک‌ترین رویارویی را به همراه داشته باشد که هیچ کس نفعی از آن نخواهد برد و به ضرر همه است.»