| "چرا هاشمی در دوره اصلاحات نگران روحانیت نبود" |
| ساعت ۱٢:۱٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، انقلاب مشروطه ، ولایت فقیه |
|
یک نماینده مجلس گفت: افرادی که امروزه و در جریان فتنه 88، سنگ وی را به سینه میزنند، حتی زمان انتخابات 84 نیز هاشمی 2005 را به سر و سینه چسباندند، مختلط رقصیدند و روحانیت را به تمسخر گرفتند، چه کسانی بودند؟ آیا هاشمی از این جماعت اعلام برائت کرد یا در مقابل آنها سکوت کرد؟ سیدمحمدرضا ابطحی نماینده خمینیشهر در مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با فارس با اشاره به تاریخ مشروطه اظهار داشت: عدهای میخواستند مشروطه را از آن مسیری که مردم اراده کرده بودند، خارج کنند، درحالیکه ملت برای عدالتخواهی این قیام را انجام داد.
وی در خصوص مهاجرت علما و دیگر بزرگان مشروطه به قم گفت: این مهاجرت در راستای اعتراض به همین تغییر مسیر مشروطیت صورت گرفت و تحصن شیخ فضلالله نوری در حرم عبدالعظیم حسنی نیز حرکتی برای مقابله با نفوذ و جهتگیری جدید مشروطه بود.
* جریان مشروطه توسط روحانیت سادهلوح، خادمان رضاخانی و نفوذیهای انگلیس منحرف شد
ابطحی با تأکید بر انحراف مشروطیت توسط عدهای نفوذی انگلیسی، خادم دربار رضاخانی و کوتاهی گروهی روحانی سادهلوح، افزود: شیخ فضلالله نوری فریاد میزد ای مردم، اینان در ظاهر خواهان حقوق شهروندی یکسان هستند ولی در واقع به دنبال ترویج و تثبیت بابیت و بهائیت از این طریقند؛ هوشیار باشید.
وی با تصریح بر اینکه روحانیت بیدار پشت قضایای مشروطه را به خوبی میدید و درک میکرد، ادامه داد: شیخ فضلالله نوری از همان معدود افرادی است که پس پرده اتفاقات را به خوبی لمس کرده و همچنان نهیب بیدارباش از انحراف انقلاب مشروطه را سر میداد ولی متأسفانه عدهای روحانی سادهلوح نه تنها این توطئه انگلیسی ـ رضاخانی را درک نمیکردند، بلکه در مقابل فعالیتهای انقلابی شیخ به صف مخالفان مشروطه پیوسته بودند.
این نماینده مجلس درباره گرایش مخالفان مشروطه که مقابل این انقلاب صف کشیده و سوت و کف میزدند، اظهار داشت: از قضا اغلب آنها، همانهایی هستند که با سفارت انگلیس در ارتباط بوده و در صف مخالفان روحانیت قرار داشتند.
وی با گلایه از نحوه یادداشتنویسی آیتالله هاشمی رفسنجانی در وبلاگ شخصیاش گفت: هاشمی در یادداشت اخیر خود میخواهد با ایجاد ابهام و تشویش اذهان عمومی، عدهای را متهم به اهانت و تخریب جایگاه روحانیت کند، بدون اینکه کسی را خطاب قرار دهد یا خود زیر سؤال برود و با این روش میخواهد با فضاسازی خاصی به نفع خود، اهدافش را محقق کند.
ابطحی تصریح کرد: حال باید از هاشمی پرسید امروزه چه قشری از روحانیت، مورد توجه افرادی هستند که با سرویسهای بیگانه به طور مستقیم یا غیرمستقیم در ارتباطند؟ اشخاصی که ایرانی هستند ولی درخدمت صهیونیست که هشدارهای مقام معظم رهبری به برخی شخصیتها را باید در همین راستا ارزیابی کرد.
* مخالفان روحانیت در بیبیسی از کدام روحانی دفاع میکند و با کدام سر ستیز دارند؟
وی افزود: افرادی که زمانی از مسئولان نظام اسلامی بودند، امروز جزو پناهندگان به کشورهای استکباری شدهاند و دائم در صدای آمریکا و بیبیسی علیه جمهوری اسلامی ایران صحبت میکنند؛ این اشخاص از کدام روحانی دفاع میکنند؟ با کدام روحانی سر ستیز دارند؟ که اتفاقاً مدل همین جریان را در مشروطه مشاهده میکنیم.
ابطحی شخصیتهای انتوکتوال، لائیک و روشنفکر را از حامیان روحانیتی دانست که "در مقابل مشروطه، قد علم کرده و ابزار دست انگلیس و دربار شدند و شاید خودشان هم این را درک نمیکردند ".
وی با یادآوری اشخاص مرتبط با قضایای مشروطه ازجمله روحانی سیدعبدالله بهبانی خاطرنشان کرد: این روحانی ابتدا در کنار شیخ فضلالله نوری بود و با هم علیه سلطنت قیام کردند، اما متأسفانه در ارتباطات بعدی، شیخ متوجه عقبگرد بهبانی از موضع مشروطه شد.
* عدم اتحاد و بیبصیرتی بهبهانیهای سادهلوح باعث شکست انقلاب مشروطه شد
ابطحی با اشاره به اظهارنظرهای بهبهانی که در اثر زاویه گرفتنش با شیخ فضلالله نوری ایجاد شده بود، گفت: سیدعبدالله بهبهانی معتقد بود همین جریانی که به راه افتاده و در سفارت انگلیس تحصن کرده و با مشروطه مخالف بودند، خوب است و هیچ مشکلی ندارد، در مقابل شیخ فضلالله نوری هم مقابل این تفکر ایستادگی کرد و دائم تذکر میداد که آنها نیت خیر ندارند.
وی افزود: حتی زمان اعدام شیخ فضلالله نوری، شیخ در پیامی به بهبهانی توصیه کرده بود که اگر اینها سر کار بیایند، هم مرا میکشند، هم تو را، زیرا دغدغه دین ندارند، بلکه دغدغهشان سفارت انگلستان است. مشروطهای که این سفارت پولش را بدهد، معلوم میشود در آن چه خبر است.
این نماینده مجلس با ابراز تأسف از نادیده گرفتن این پیام شیخ توسط بهبهانی ادامه داد: همچنان که دیدیم شیخ را به دار کشیدند و بعد بهبهانی را هم ترور کردند که نتیجه نداشتن بصیرت و عدم اتحاد بهبهانیهای سادهلوح با مشروطه و شیخ این شد که در نهایت انقلاب مشروطه هم شکست خورد.
* امام (ره) میفرماید نکند وقایع مشروطه دوباره تکرار شود و بخواهند شورای نگهبان را حذف کنند
وی با طرح سؤال از آیتالله هاشمی مبنی بر اینکه وی تاریخ را چگونه میبینید؟ تصریح کرد: افرادی که امروزه و در جریان فتنه 88، سنگ وی را به سینه میزنند، حتی زمان انتخابات 84 نیز هاشمی 2005 را به سر و سینه چسباندند، مختلط رقصیدند و روحانیت را به تمسخر گرفتند، چه کسانی بودند؟ در همان زمان چه کسی از اسلام ناب دفاع کرد و میکند؟ آیا هاشمی از این جماعت اعلام برائت کرد یا در مقابل آنها سکوت کرد؟
ابطحی افزود: چه قشری از روحانیت، مورد اهانت این افراد بودند؟ تهمت و ناسزاها با عنوان خشونتطلب، تمامیتخواه، دیکتاتور و غیره نثار کدام گروه از روحانیت شد؟ آیا هاشمی بود یا روحانیت مظلوم ولایتمدار؟
وی در ادامه سؤالها از هاشمی پرسید: چه کسانی در مقابل شورای نگهبان ایستادند؟ امام (ره) در پیامی به شورای نگهبان فرمودند "نکند وقایع مشروطه دوباره تکرار شود و بخواهند شورای نگهبان را حذف کنند "، چه کسانی طرح صیانت از انتخابات را صادر کردند و به شیوهای جدید میخواستند شورای نگهبان را از عرصه انتخابات به حاشیه برانند؟
این نماینده مجلس با تأکید بر تلاش عدهای برای خدشهدار کردن انتخابات و ایجاد تفرقه بین مردم و مسئولان، اظهار داشت: متأسفانه اشخاصی که اسلامی و مردمی بودن نظام انقلاب اسلامی را برنمیتابند، طی 32 سال انقلاب اسلامی، شبانهروز در همه عرصهها، علیه ارزشها و مقدسات میتازند تا دو مقوله فوق از لایههای گوناگون کشور حذف شود.
* هاشمی در قضاوت بین جریان مشروطه و فتنه امروزی انصاف را رعایت کند
وی آایتالله هاشمی را به انصافمداری در داوری و قضاوت توصیه کرد و گفت: باید شرایط امروز و مواضع، شعارها، حامیان داخلی و خارجی، دفاع از گروهها و شخصیتهای روحانیت و همه موارد را را با مشروطه مقایسه کنید؛ آیا همانها که شیخ را به دار کشیدند، نمیخواهند ولیفقیه را به زیر بکشند؟
ابطحی افزود: کسانی که با رسانههای بیگانه همگام شده، علیه نظام اسلامی و ولیفقیه میتازند، از کدام گروه روحانیت دفاع میکنند؟ از مصباحیزدی دفاع میکنند یا هاشمی؟
* سازگارا از هاشمی دفاع میکند یا مهدویکنی؟
وی ادامه داد: چریکهای خلق، منافقان، سلطنتطلبها و اشخاصی مانند سازگارا از هاشمی دفاع و او را مدح میکنند یا مهدویکنی؟ امثال زیباکلام که در زمره جیرهخواران استعمار هستند، تحلیل هاشمی را پسندیده و تبلیغ میکنند یا از تحلیل آیتالله جنتی و کاشانی دفاع و تعریف میکند؟
این نماینده مجلس با اظهار تعجب از مواضع و همگامی فردی مثل زیباکلام با هاشمی، اظهار داشت: زیباکلامی که از رضاخان یک بت مقدس ساخته و همچنان او را ناجی ایران یاد میداند، از هاشمی دفاع میکند یا آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای؟
* مصدق در زیر بنای فکری با کاشانی اختلاف داشت
وی در پیشنهادی به هاشمی برای بازنگری در انتخاب اطرافیان خود، گفت: هاشمی باید متوجه باشد به راهی که خودش از آن انذار میدهد، نرود و کارهایی که دیگران را برحذر میکند، مرتکب نشود. اگر دلش به حال جمهوری اسلامی میسوزد که دچار عاقبت مشروطه نشود، بهتر است با قاضی کردن کلاه خود در رفتار، گفتار و موضعگیریهایش تجدیدنظر کند.
ابطحی با تأکید بر اینکه تفکر مصدق از اساس با عقاید آیتالله کاشانی متفاوت بود، تأکید کرد: مصدق از زیربنای فکری خود با آیتالله کاشانی اختلاف داشت و اگر کسی تاریخ زندگی مصدق، فراز و نشیب احوالاتش را مطالعه کرده باشد، متوجه اختلاف عمیق و بنیادین تفکر مصدق و آیتالله کاشانی خواهد شد.
وی با اشاره به مخالفت مصدق با تنگستانیها و دشمنیاش با آنها در زمان پلیس جنوب و همکاری کردن با وزیر مختار وقت انگلیس، گفت: اینها اسناد موجود در تاریخ است. مصدق درحالی به مبارزه فکری علیه دلیران تنگستان و حمایت از انگلیسیها اقدام کرده بود که آیتالله کاشانی به همراه پدرش در صف مبارزان علیه این پیر استعمارگر، قیام کرده بودند.
* مصدق علیه تنگستانیها بود و کاشانی را انگلیس به لبنان تبعید کرد
این نماینده مجلس با یادآوری مبارزه آیتالله کاشانی علیه انگلیس در قیام استقلالطلبانه 1921 عراق، خاطرنشان کرد: انگلیسیها، آیتالله کاشانی را به دلیل فعالیتهای مبارزی علیه این استعمارگر به جنوب لبنان، تبعید و وی را زندانی کردند.
وی افزود: بعد از این جریانها آیتالله کاشانی طرح ملی شدن صنعت نفت را ارائه کرد، سپس مصدق به همکاری با این جریان پرداخت که درباره همین نقطه اشتراک او با آیتالله کاشانی نیز حرفهای بسیار نگفته و نهفته است که شاید خیزش روحانیت و مردم را در این مقطع با ورود مصدق و ملی شدن صنعت نفت، کنترل کردند و از پیامدهای بعدی این حرکت جلوگیری شد، سپس عدهای هم برای سوء استفاده بیشتر، این اختلافهای ریشهدار را دامن زدند تا اینکه وحدت صوری بین آنها نیز به هم خورد.
ابطحی با سؤال از آیتالله هاشمی که آیا خود را حامی تفکر آیتالله کاشانی میداند یا مصدق؟ ادامه داد: اگر میخواهید اختلافی همانند آن دو حادث نشود، باید تفکرات خود را با جریان انقلاب اسلامی یکی کنید تا وحدت اصولی در فکر ایجاد شود البته این منوط به اتحاد در عقیده است.
* پسر هاشمی گفت اگر پدرم پیروز شود، ولایت فقیه سمبلیک میشود
وی اظهار داشت: اگر هاشمی عملکرد امام (ره) را قبول دارد و مقام معظم رهبری را به عنوان ولی امر مسلمین بپذیزد، همچنان که ادعا میکند و ولیفقیه را فقط شخص آیتالله خامنهای میداند، باید وحدت در اعتقاد و تفکر را ایجاد کند تا وحدت در اصول نیز حاصل شود و اینگونه مردم را دچار دوگانگی نکند.
این نماینده مجلس با بیان اینکه فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر نزدیکی تفکر احمدینژاد به ایشان، نکته بسیار ظریف مورد اشاره رهبر انقلاب بوده است، گفت: آنچه باعث ایجاد وحدت اصولی مسئولان میشود، وحدت در اعتقاد و تفکر است که سمت و سو و نگاه به افق آینده را هم یکی میکند، البته تا وقتی اختلاف در مبانی باشد، دیگران نیز از آن سوء استفاده خواهند کرد.
وی افزود: بین مردم و مسئولان نظام افتراقی نیست، مگر آنکه عدهای دولت را ناکارآمد نشان دهند یا حکومت ولیفقیه را در زمان غیبت قبول نکنند و این مقام را جایگاهی تشریفاتی بدانند، همچنان که پسر هاشمی مدعی بود، قصد داشتهاند اگر پدرش در انتخابات به پیروزی برسد، ولایت فقیه را مقامی تشریفاتی و آن را سمبلیک کنند.
* هاشمی با سکوت و عدم تبری از فتنه، فضای غبار آلودی را ایجاد کرده است
ابطحی با اشاره به مخالفت اکثریت خانواده هاشمی با جایگاه ولایت فقیه، ادامه داد: حتی دختر هاشمی نیز همانند برادرش این موضع را گرفته و هاشمی اینها را تکذیب نکرده است و این باعث شده که فضا از سوی او غبارآلود شود.
وی با تأکید بر اینکه همچنان هاشمی را جزو مجموعه انقلاب میدانیم، گفت: دوست داریم هاشمی در انقلاب اسلامی بماند و مصرانه و عاجزانه از او خواستهایم که مرز خود را با فتنهگران مشخص کند و از آنها تبری جوید.
این نماینده مجلس با اشاره به سوابق انقلابی آیتالله هاشمی که در زندگی او ثبت شده است، تأکید کرد: هاشمی نباید مجاهدت، اسارت و شکنجههایی که تحمل کرده را به ثمن بخس بفروشد.
* هاشمی مقابل اهانت فتنه به امام (ره) و شعار علیه اصل ولایت فقیه چه کرد؟
وی با یادآوری تهاجم فرهنگی و قلمی دوره سازندگی و اصلاحات علیه اسلام و ارزشهای دینی، اظهار داشت: زمانی که در سخنان و روزنامهها پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ـ نعوذ بالله ـ با چنگیز مغول مقایسه و فاجعه کربلا و شهادت امام حسین علیهالسلام را نتیجه خشونتهای زمان جد بزرگوارشان در جنگ بدر عنوان کردند، هاشمی چه اقدامی در جهت حمایت از خاتمالانبیاء و فرزندان مظلومشان علیهمالسلام، انجام داد؟
ابطحی افزود: وقتی که به ارزشهای انقلاب اسلامی و امام (ره) توهین کردند یا همانها که در فتنه 88 نیز مرگ بر اصل ولایت فقیه را سر دادند، هاشمی چگونه از این اصول دفاع کرد؟ آیا سکوت نکرد؟ رفتارش حمایت از ارزشها و به نفع انقلاب اسلامی بود یا مخالفان آن؟ علت سکوتش چیست؟
وی ادامه داد: چه کسانی به ارزشهای نظام توهین کردند؟ چه افرادی به روحانیت اهانت میکنند؟ چرا هاشمی موضعگیری شفافی در برابر این وقایع نداشت؟
* طیف کارگزاران، مشارکت و اصلاحطلبان به روحانیت اهانت کردند
این نماینده مجلس با اظهار تعجب از اینکه خود هاشمی در کسوت روحانی بوده و مقابل اهانت به مراجع و روحانیت ساکت نشسته، تصریح کرد: به نظر میرسد هاشمی نباید این قضایا را از دهانه گشاد شیپور ببیند و یافتههای ذهنی ایجاد شده را منبطق بر برخی جریانها قرار دهد، متأسفانه طبق شواهد این جریانها همچنان او را اداره میکنند.
وی گفت: خیلی واضح است که روحانیتستیزان به جز طیف کارگزاران، مشارکت و اصلاحات نبوده و نیستند و غیر از این نیست که هاشمی همچنان از آنها دفاع میکند و آنها نیز او را حامی خود معرفی میکنند.
ابطحی افزود: این برای هاشمی و دیگر مهرههای انقلابی خطرناک است و مردم این خطر را حس میکنند. او باید مقابل جریانهای فوق بایستد و مرز خود را با آنان مشخص کند.
* چرا هاشمی زمان اصلاحات در برابر اهانتکنندگان به روحانیت سکوت کرد؟
وی با اشاره به برخی از اهانتهای صورت گرفته از سوی جریان برانداز اصلاحات که در همان دهه 70 تا 84 در مسند قدرت بودند، اظهار داشت: چرا هاشمی اکنون که داعیه دفاع از روحانیت دارد، در برابر اهانتهایی چون تشبیه کردن تقلید احکام دینی از مراجع و علما را به رفتار میمون یا شباهت دادن روحانیت به حیوانات و بسیاری دیگر از توهینهای هتاکانه نابخردان به اسلام و خادمانش، سکوت کرده و موضعی مدافعانه از اسلام و روحانیت اتخاذ نکرد؟
ابطحی با اظهار تأسف به حمایت آیتالله هاشمی از جریان مخالف انقلاب اسلامی، گفت: سفارش مقام معظم رهبری این بود که گاهی سکوت گناه است. جامعه اسلامی از شخصیتی مرشد و مربی همانند هاشمی توقع داشت که آشکارا در برابر افراد مقابله کننده با نظام اسلامی مقابله کند.
* هاشمی همچون طالقانی فتنهگران را از خود طرد کند
وی با اشاره به خطبه مرحوم آیتالله طالقانی در بهشت زهرا، یادآور شد: وی خطاب به مخالفان انقلاب اسلامی گفته بود ای منافقین خلق، ای جوجه کمونیستها، اگر من تا به حال از شما حمایت کردم، برای این بود که برگردید، نه آنکه بنده خطمشی شما را قبول دارم، حالا هم دیر نشده است، هاشمی نیز باید این کار را انجام دهد.
این نماینده مجلس افزود: هاشمی از کسانی که در مجالس سخنرانی، روزنامه و نشریاتشان به اسلام، کتاب وحی، صاحت مقدس پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله، حضرات معصومین، زهرای مرضیه، علی، حسن، حسین و امام مهدی علیهمالسلام هتک حرمت و جسارت کردند، باید بیزاری جوید.
وی ادامه داد: آحاد ملت ایران اسلامی از هاشمی انتظاردارند از جریان، گروه و افرادی که نسبت به مراجع، علما، روحانیت، امام (ره) و ولیفقیه توهین کردند، اعلام برائت کند و از کسانی که ارزشهای اسلامی را مسخره کردند، تبری کند، ما ملت ایران اسلامی، دلمان برای همه مسئولان نظام میسوزد و غصهدار میشود و میخواهیم هاشمی که به عنوان استاد ما است، هچنان جزو بازوان پر توان نظام باشد.
|
|
| از تاریخ همین اندازه میفهمم! |
| ساعت ۱۱:٢٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، صادق زیباکلام ، انقلاب مشروطه ، گفتگو و مصاحبه |
|
چه کسی بهتر از دکتر «صادق زیبا کلام»، نویسنده مهمترین منبع در زمینه تاریخ تحولات معاصر ایران، «سنت و مدرنیته»! چرا که دکتر زیباکلام بر خلاف بسیاری از تاریخ نگاران بر این باور است که مشروطه هرگز شکست نخورده است. نقد نظرات این داعیهدار رویکرد لیبرال به تاریخ، و پاسخهای وی به ابهامات و خردههایی که بر نوشتههایش گرفتهاند، بیگمان، روشنساز بسیاری از چالشها و بحثهای مطرح شده در میان تاریخنگاران و علاقهمندان خواهد بود. |
|
| واکنش انبارلویی به یادداشت هاشمی در مورد مشروطه |
| ساعت ۱٠:٥٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، انقلاب مشروطه ، اکبر هاشمی رفسنجانی |
|
مردم در فتنه، هاشمی را کنار رهبری ندیدند و گلایه خود را بیان کردند
آقای هاشمی رفسنجانی روز پنجشنبه با انتشار یادداشتی بهمناسبت سالروز مشروطه سؤالهایی را مطرح کرد و هشدارهایی داد. وی به آنچه که خطای تاریخی روحانیت و اختلاف افکنی دستهای پنهان استعمار میخواند، اشاره کرد و مطابق روال همیشه که در یادداشتهایش با مناسبتهای تاریخی، به وضعیت کنونی نیز نقبی میزند، افزود:"طراحان نقشههای شوم عصر مشروطه امروز به میدان آمدهاند تا با سوءاستفاده از اختلاف سلیقههای داخلی و ادبیات به ظاهر ارزشی، برنامه روحانیت ستیزی خود را کامل کنند. این گروه تلاش میکنند مردم را از روحانیت جدا کنند و در میان روحانیون اختلاف بیندازند." به گزارش رجانیوز، محمد کاظم انبارلویی با انتشار نوشتهای، سؤالهای موجود در نوشته آقای هاشمی را بازخوانی کرده و به آنها پاسخ داده است: دیروز سالروز صدور فرمان مشروطیت بود. آیت الله هاشمی رفسنجانی در پایگاه خبر رسانی خود یک یادداشت خوب به مناسبت سالگشت مشروطه نوشته است. وی در این یادداشت آورده است: "روحانیت نباید خطای تاریخی خود را تکرار کند و برنامه اختلاف افکنی دستهای پنهان ولی فعال استعمار را در داخل کشور همراهی نماید." خطای تاریخی روحانیت در دوران مشروطه چه بود؟ برنامه اختلاف افکنی دستهای پنهان ولی فعال استعمار چه مشخصاتی داشت؟ آقای هاشمی رفسنجانی در مقاله خوب خود به این دو سئوال پاسخ نمیدهد اما هشدار میدهد؛ "طراحان نقشههای شوم عصر مشروطه امروز به میدان آمدهاند تا با سوءاستفاده از اختلاف سلیقههای داخلی و ادبیات به ظاهر ارزشی، برنامه روحانیت ستیزی خود را کامل کنند. این گروه تلاش میکنند مردم را از روحانیت جدا کنند و در میان روحانیون اختلاف بیندازند که متأسفانه این روزها شاهد آنیم." طراحان نقشههای شوم عصر مشروطه چه کسانی بودند؟ کدام گروه امروز تلاش میکند مردم را از روحانیت جدا کند؟ آقای هاشمی رفسنجانی در نوشتار خود به این دو سؤال هم پاسخ نمیدهد. اما اندیشیدن به سئوالات مطرح در نوشتار ایشان خالی از لطف نیست. میشود با باز خوانی حوادث مشروطه به تک تک این سئوالات از این باب پاسخ گفت که عبرتی باشد برای آینده که به تعبیر ایشان خطای دوران مشروطیت تکرار نشود. تقریبا تا آنجا که حافظه تاریخ اجازه میدهد، مشروطه از شکل گیری کمیتهای 9 نفره در باغ میکده در خیابان گمرک در سال 1284 شمسی با سوگندی که حضار یاد کردند، شکل گرفت. حضرات آیات شیخ فضل الله نوری، سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی از جمله شخصیتهای برجسته و روحانی در راس این کمیته بودند و از کسانی چون سید جمال الدین واعظ اصفهانی، ملک المتکلمین و دولت آبادی نیز در این کمیته یاد میشود. آنها ظاهرا در آنچه نفی میکردند، همصدا بودند اما پس از فرمان مشروطه، در آنچه که بهعنوان تصویر مطلوب در ذهنشان بود، به راههای متفاوت رفتند. جریان روشنفکری غربی و نیز مداخلات روس و انگلیس در امور انقلاب مشروطه آنها را به بیراهه کشاند. اصلاح طلبان آن روز با گفتمان "عدالت" و "شورا" به میدان آمده بودند اما به تعبیر شیخ فضل الله نوری آنها دستور عدل را از پاریس و نسخه شورا را از انگلیس آورده بودند؛ طبیعی بود که علما و فقهایی چون آیت الله شیخ فضل الله نوری نمیتوانستند آن دستور و نسخه را بپذیرند. اگر علمای آن روز دست روشنفکران غربی را میخواندند، رضاخان از وسط آتش و خون و کشت و کشتار مشروطه همانند ناپلئون پس از انقلاب فرانسه بیرون نمیآمد. اگر مکتب "سامرا" و "مکتب نجف" در تئوری پردازی گفتمان مشروطه و نزدیک کردن فهم خود از فلسفه سیاسی اسلام به یک صراط میرسیدند، در روز روشن، یک فقیه مجاهد همچون آیت الله شیخ فضل الله نوری را در میدان توپخانه تهران به دار نمیآویختند. اگر علما، سیاستهای روس و انگلیس را سناریو خوانی میکردند و برای هر سناریو، برخورد عالمانه ، شجاعانه و مجاهدانه داشتند، رهبران روحانی مشروطه یکی به دار، دیگری با گلوله کشته نمیشد و سومی در انزوای سیاسی و گمنامی به ملاقات خدا نمی رفت. اگر رهبران مشروطه میدانستند قدرتهای جهانی در قراردادهای 1907، 1915 و 1919 چه خوابهایی برای نابودی ملت و دولت ایران دیدهاند، این قدر بیپروا بر روی هم چنگ نمیزدند. مأموریت جریان روشنفکری وابسته در آن دوره، پدیده دو قطبی پروتستان و کاتولیک در میان روحانیت بود تا در این شکاف بنشیند و به تعهدات خود در وابستگی به اجانب عمل کنند. جریان روشنفکری میخواست استبداد بسیط قاجاری را به استبداد مرکب رضاخانی تبدیل کند و این را از روی ترجمه و تجربه انقلاب فرانسه به صورت آرمانی دنبال میکرد و این دگردیسی را ما در کارنامه سیاسی تقیزادهها به خوبی میتوانیم ببینیم. این یک سئوال کلیدی است که چرا با اینکه در رأس جنبش تنباکو و جنبش مشروطه و نهضت مشروطه علما و مراجع عالی قدر بودند، کار به جایی رسید که روشنفکران ضد دین وارث آن شدند اما در انقلاب اسلامی این اتفاق نیفتاد. به نظر میرسد مردم عصر امام خمینی(ره) این تجربه را داشتند که هرگز به جریان روشنفکری اعتماد نکنند و لذا آنها را در غائله بنی صدر و غائله 18 تیر و غائله خرداد 88 تنها گذاشتند. اما برخی علما هنوز این تجربه تاریخی را به کار نمیبرند گاهی به قدرتهای خارجی و نیز جریان روشنفکری اعتماد میکنند و خسارتهایی را به بار میآورند. فتنه سال 88 که میرفت اقتدار ملی را مخدوش کند، از همین جنس بود. جنگ نرم امریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی در فتنه 88 نظیر همان مداخلات روس و انگلیس در نهضت مشروطه و نهضت ملی در امور داخلی ایران بود. همراهی روشنفکران با افسران و ژنرالهای جنگ نرم در رادیوها و رسانههای غربی با جنگ نرم امریکا نظیر همان همراهی روشنفکران وابسته با دولتهای غربی در به دار کشیدن آیت الله شیخ فضل الله نوری در جریان مشروطه بود. مردم خوب این را حس میکردند. نظام، رهبری و ولایت فقیه هدف اصلی دشمن و روشنفکران و فریب خوردگان بود. ملت ما سال 88 را در مقابله با فتنه گران سپری کردند و انتظار داشتند آیت الله هاشمی رفسنجانی که به حق از ارکان نظام هستند مردم را در این مقابله همراهی کنند. اما این رکن را در کنار رهبری ندیدند و گلایههایی داشتند که در 9 دی و 22 بهمن در تظاهرات سراسری بیان کردند. اگر خطای تاریخی روحانیت را در مشروطه بخواهیم رصد کنیم، آن است که آنها در همراهی با آیت الله شیخ فضل الله نوری -که به تعبیر جلال آل احمد نعش او بردار علامت استیلای غرب زدگی در ایران است- کوتاهی کردند. اکنون هم اگر برخی علما در حمایت از رهبری و ولایت فقیه و مراجع عظیم الشان کوتاهی کنند، ممکن است ما به همان سرنوشت مشروطه دچار شویم. البته یک تفاوت هم اینجا وجود دارد و آن اینکه مردم در نهضت امام خمینی(ره) علی رغم بیمهری شمار اندکی از علما به نهضت و رهبری نهضت با هوشیاری تمام در حمایت از انقلاب و رهبری آن کوتاهی نکردند و همین سِّر پایداری و استمرار نهضت امام خمینی(ره) است. |
|
| یادداشت هاشمی، اختلاف علما در مشروطیت و مقوله وحدت |
| ساعت ۱۱:۳٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧ کلمات کلیدی: انقلاب مشروطه ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، علامه شیخ فضل الله نوری ، آیت الله بهبهانی |
|
آیتاللهبهبهانی به شیخفضلالله: برویم شهر؛ شق عصای مسلمین نکنید/ شیخ: والله مسلم بدان که هم مرا میکشند هم تو را
علی نادری: آقای هاشمی رفسنجانی در آخرین یادداشتی که در وبسایت وی منتشر شد، به بهانه فرارسیدن سالروز صدور فرمان مشروطیت، بر مبنای روشی که در چند سال اخیر در پیش گرفته است، با دستمایه قرار دادن موضوع تاریخی به مسائل روز با سبک خاص خود پرداخت.به گزارش رجانیوز، آقای هاشمی با یادآوری ثمرات مشروطه، علیرغم انحراف ابتدایی این حرکت دینی و مردمی، نتایج آن را دموکراسی، مردم سالاری دینی و نهایتا رسیدن به مرحله انقلاب اسلامی دانسته است. وی در بخش دیگری از یادداشت خود با یادآوری اختلاف میان علمای رهبری کننده مشروطه هشدار داد که "طراحان آن نقشههای شوم که شواهد بسیاری از خون دلخوردنهای آیتالله بهبهانی، آیتالله مدرس، آیتالله طباطبایی، شیخ محمد خیابانی و دیگر علما و روحانیون بزرگ را در تاریخ مشروطه داریم، در این سالها دست به کار شدهاند تا با سوءاستفاده از اختلافات سلیقهای داخلی و ادبیات به ظاهر ارزشی بعضیها، برنامه روحانیتستیزی خویش را کامل کنند. چرا که آنان بهتر از همه میدانند، در طول تاریخ هر جا که یک ظالم داخلی یا خارجی تسمه از گرده جامعه کشید، روحانیت ملجأ و مأمن مردم بوده است." اگر اشاره سربسته آقای هاشمی به اختلافهای علما و روحانیون بزرگ دوران مشروطیت را در بستر تاریخی این واقعه دید، شاید پیامهای مهم و عبرت آموز زیاد و البته بعضاً مغایر با آنچه که وی در فضای نزدیک به انتخابات ایران به دنبال آن است، داشته باشد. عبرتهایی که شاید بیش از همه، برای مخاطبین یادداشت آقای هاشمی؛ یعنی علما و روحانیون بزرگ قابل تأمل است. آیت الله بهبهانی: برویم شهر؛ شق عصای مسلمین نکنید شیخ فضل الله: والله مسلم بدان که هم مرا می کشند و هم تو را پس از انحراف مسیر حرکت جنبش عدالتخانه از مسیر حضرت عبد العظیم به سفارتخانه انگلستان و تبدیل این نهضت به نهضت مشروطه توسط روشنفکرانی ایرانی ـ انگلیسی، این جریان با هدف مشروعیت بخشیدن به حرکت های سیاسی خود به سراغ برخی فضلا و فرهیختگان جامعه رفته و با گرفتن چهره حق مدارانه، حرکت های ضد دینی مطبوعات را مطالبات مردم و آن را حرکتی گذرا در مرحله "گذار" از دوره استبداد تا رسیدن به آزادی مشروع و قانونی معرفی کرده، به تصویر می کشیدند و فضلای حوزه و فرهیختگان جامعه را به بهبود وضعیت موجود امیدوار می کردند. اما همراهی برخی از علما با این حرکت موجب نشد تا شهید شیخ فضل الله نوری از انحراف در مشروطیت بگذرد، چنانکه وی در موضع گیری شفاف و آشکار اظهار داشته بود که مشروطه ای که از دیگ پلو سفارت انگلیس سر بیرون آورد، به درد ما ایرانی ها نمی خورد، این واقعیت را لمس کرده بود که این ائتلاف پس از بهره برداری لازم از جایگاه اجتماعی و دینی برخی از فضلا و فرهیختگان جامعه، سیاست تخریب پل ها، پس از گذر را به مرحله اجرا در خواهند آورد. از این رو، در هنگام ملاقات آیات عظام طباطبایی و بهبهانی با وی که در اعتراض به روند انحراف در مشروطه بست نشین حرم عبدالعظیم در شهر ری شده بود، به آیت الله بهبهانی هشدار داد تا به تهران باز نگردد و با خواسته های وی و مؤمنین متحصن در صحن همراه شود. در این زمینه، کتاب "شیخ فضل الله نوری در ظلمت مشروطیت" روایت این واقعه و دغدغه های شیخ فضل الله نوری را در مورد برخی از نمایندگان بی دین مجلس و روزنامه های قداست شکن را چنین بیان می کند: «در این دیدار، آقای طباطبایی از شیخ فضل الله پرسید که خواسته های شما چیست؟ شیخ گفت: بارها گفته ام اساس این مجلس و مشروطیت من بودم و هستم و فعلا هم در موضوع مشروطیت و مجلس و نمایندگان حرفی ندارم، در محدود کردن سلطنت و محدودیت ادارات دولتی و اختیارات وزیران حرفی نیست و این مجلس برای ما لازم است، ولی نمایندگان باید مسلمان باشند، اشخاص خارج از اسلام و بهایی نباید نماینده کشور اسلامی باشند. ما حاضریم ثابت کنیم که حدود هفت یا هشت نماینده تهران مسلمان نیستند و باعث هرج و مرج و مخل آسایش مسلمانان هستند، یکی از خواسته های ما اخراج این عده از مجلس است. خواسته دوم ما این است که مشروطیت باید قوانین و احکامش سرمویی با قانون اسلام و قرآن مخالفت نداشته باشد، ما در این نوع مشروطیت هیچ حرفی نداریم. سومین خواسته ما این است که آزادی به صورت مطلق و کامل نادرست و کفر است. آیا آزادی قلم برای این است که مطبوعات نسبت به ائمه علیهم السلام هرچه می خواهند بنویسند؟ مگر شما روزنامه ها را نمی خوانید؟ در این موقع شیخ فضل الله روزنامه شماره 13 "کوکب دری" را که در آن به ائمه اطهارعلیهم السلام توهین شده بود به آقای طباطبایی داد و او با خواندن مطالب توهین آمیز آن به گریه افتاد. شیخ فضل الله گفت: اگر امروز جلو این جراید را نگیریم، مورد خشم خدا و رسولش خواهیم بود. آقای طباطبایی گفتند: مطالبی که شما فرمودید، تمام آنها بیان واقعیات است. ولی امروز کار این طور پیش آمد و چون اول کار است اگر ما امروز در مقام اصلاح برآییم و بخواهیم وضع موجود را تغییر دهیم، فتنه و شورش بزرگی به وجود می آید و دولت و ملت دچار رنج و خطر می شوند، پس بر ما لازم است که این معایب را به مرور زمان و با کمک و همکاری یکدیگر برطرف کنیم. شیخ در پاسخ گفت: اکنون که این افراد مخالف قدرت ضعیفی دارند، اگر نتوانیم وضع را اصلاح کنیم فردا که قدرت پیدا کردند، هرگز نخواهیم توانست وضع را تغییر داده و اصلاح کنیم. ما را به حال خود بگذارید و بروید زیرا با این وضع آمدن ما میسر نیست، اما این را به شما بگویم که اگر قصد اصلاح داشته باشید، بدانید که تا آن وقت آن ها شما را به خاک سیاه خواهند نشاند. آقای طباطبایی گفت: شما به شهر بیایید، من ضامن می شوم که مجلس خواسته های شما را انجام دهد. شیخ فضل الله گفت: شما به شهر بروید و این ها را در مجلس مطرح کنید، اگر مجلس خواسته های ما را انجام داد ما خود به شهر باز خواهیم گشت. دو سید پس از ناامیدی از بازگشت شیخ فضل الله از اتاق خارج شدند «وقتی مرحوم آقا سید عبدالله از اتاق خارج شد، در اتاق با دست انداخت و شال کمر شیخ را گرفت، گفت: «آقا برویم شهر، شق عصای مسلمین نکنید.» مرحوم شیخ فرمود: «جناب آقا اگر از من می شنوی شما اینجا بمانید، سه مرتبه فرمود: والله، والله، والله مسلم بدان که هم مرا می کشند و هم تو را. اینجا بمانید تا یک مجلس شورای ملی اسلامی درست کنیم و از این کفریات جلوگیری کنیم.» سید گفت: نه چنین نیست. شیخ گفت: اکنون باشد، معلوم شما خواهد شد. دو سید پس از رفتن از نزد شیخ فضل الله به اتاق خادم حرم رفتند. یکی از نمایندگان همراه آن ها گفت: شما این همه با شیخ فضل الله صحبت کردید، دیدید که سخنان او همه پسندیده و نیکو است. اگر انصاف باشد، باید به سخنان او توجه کرد و با او همراهی نمود. تمام هدف او ترویج اسلام است. آقای بهبهانی گفت: با این که سخنان شیخ همه صحیح است و جوابی ندارد اما اگر بخواهیم از این مجلس صرف نظر کنیم، باید در مقابل ملت بایستیم و این موجب بحران و شورش می شود. پس امروز موقع این حرف ها نیست و باید با گذشت زمان وضع موجود را اصلاح کرد.» خیلی زود پیش بینی شیخ فضل الله به واقعیت پیوست، نخست وی در میان سوت و کف کوفی صفتان تاریخ بر چوبه دار رفت و چند ماه بعد آیت الله بهبهانی ترور شد و آیت الله طباطبایی در انزوای حاصل از فضاسازی مشروطهخواهان انگلیسی، دار فانی را وداع گفت. به نظر میرسد در حاشیه هشدار آقای هاشمی رفسنجانی به علما و روحانیون و یادآوری برخی اختلافات در دوران مشروطت بتوان این کلام رهبر فقید انقلاب اسلامی را بیان کرد که "اگر روحانیون، خطبا، نویسندگان و روشنفکران متعهد سستی کنند و از قضایای مشروطیت عبرت نگیرند، به سر این انقلاب آن خواهد آمد که بر سر مشروطیت آمد» (صحیفه نور، ج 15، ص 203 ) |
|
| واکنش حسینیان به یادداشت هاشمی در گفتوگو با رجانیوز: |
| ساعت ۱۱:۳۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، روح الله حسینیان ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، انقلاب مشروطه |
|
امروز نیز اگر امثال آقای هاشمی در حمایت از رهبری قیام کنند، مشروطه تکرار نخواهد شد
![]() رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در واکنش به یادداشت اخیر آقای هاشمی رفسنجانی در مورد مشروطیت و ارتباط آن با شرایط سیاسی کشور، اصلیترین عامل انحراف مشروطه را درک نکردن مواضع شیخ فضل الله نوری از جانب علمای انقلاب مشروطه عنوان کرد و از هاشمی خواست برای منزوی کردن فتنهگران، بی هیچ شرطی در پی حمایت از رهبر انقلاب قیام کند. حجتالاسلام روحالله حسینیان در گفتوگو با رجانیوز با یادآوری مشکلات اساسی پیش آمده در مسیر انقلاب مشروطه، دغدغهی شیخ فضل الله نوری را مقابله با دوخطر استعمار فرهنگی غرب و روشنفکران غربزده دانست و افزود: مشکلات اساسی در انقلاب مشروطه درک نکردن مواضع آیتالله حاج شیخ فضل الله نوری بود، او دو خطر را به خوبی درک کرده بود که یکی خطر استعمار فرهنگی غرب و دیگری خطر روشنفکران غربی بود، بهطوری که او نگران اندیشه فرنگی بود. وی در مورد اعتراض شیخ فضل الله نوری به روند انقلاب مشروطه و بست نشینی در حرم حضرت عبدالعظیم نیز گفت: شیخ فضل الله به جهت همین دو خطر، مبانی مشروطه و قانون اساسی ترجمه شده را با مبانی اسلامی در تضاد میدید و سعی کرد برای برون رفت، راهی برای اسلامی کردنآن بیابد. رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به بیتوجهی برخی علما در دوره مشروطه نسبت به دغدغههای شیخ فضل الله اشاره کرده و افزود: شیخ فضل الله خطر غرب زدگان را به آیتالله سید محمد طباطبایی و بهبهانی که برای بازگشت شیخ به حرم حضرت عبدالعظیم آمده بودند، گوشزد و پیش بینی کرد که اینان در ابتدا مرا به دار خواهند آویخت و سپس تو را. وی ادامه داد: اما متأسفانه عالمان دینی به اعلام خطر او توجه نکردند و نتیجه این شد که همان عالمان حامی روشنفکران منزوی شدند. بهبهانی به دست همانها در سالگرد شهادت شیخ فضلالله ترور شد و سید محمد طباطبایی در انزوا مرد و شیخ نیز قبل از آن بهدست آزادیخواهان بر سر دار رفت. رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس شورای اسلامی، نتیجه این بیتوجهی علما به دغدغههای شیخ فضل الله را انزوای آنها دانست و گفت: نتیجه انقلاب مردم انزوای علما تا چند سال، بر آمدن رضاخان از دل مشروطه، حاکمیت انگلستان در طول چند سال وسپس نابودی اسلام و ارزشهای آن، بیتوجهی به مردم و سرانجام حاکمیت علیالاطلاق آمریکا شد. حسینیان در پایان نیز با یادآوری برخی رویکردهای مشابه دوران مشروطیت در دوره حاضر گفت: امروز نیز اگر امثال آقای هاشمی به دلسوزی اصولگرایان توجه کند، خطر تکنوکراتهای غربی را جدی بگیرد، برای منزوی کردن فتنهگران تلاش بکند و بیهیچ شرطی در پی حمایت رهبری قیام بکند، انشاءالله تاریخ مشروطه تکرار نخواهد شد. وی تأکید کرد که البته هوشیاری مردم تا این زمان انقلاب را از آسیبها حفظ کرده است؛ چه اینکه این مردم بودند که فتنهی بنی صدر و منافقان و فتنه اصلاح طلبان و فتنه 88 را با قدرت خنثی کردند؛ ولی روحانیون وظیفهای مضاعف دارند. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |




