استارت آتش بیاری هاشمی برای انتخابات
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، انتخابات ، تشخیص مصلحت نظام

بولتن نیوز : با نزدیک شدن به موعد انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز رایزنی های انتخاباتی و تلاش نخبگان سیاسی برای به کرسی نشاندن کاندیداهای مورد نظر خود برخی از چهره های مهم سیاسی این روزها فعالیت های گسترده ای را آغاز کرده اند که به یقین یکی از با نفوذ ترین آن ها اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است . گرچه دفتر هاشمی رفسنجانی تحرکات انتخاباتی وی را از اساس رد کرده است اما نوع برنامه ها و سخنرانی ها و فعالیت های هاشمی نشان دهنده موضوعی غیر از بیانیه دفتر وی است .

با نزدیک تر شدن به دوازدهم اسفندماه موعد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری طیف های اصلاح طلب که به دلیل عملکرد بسیار بد سردمدارانشان در انتخابات سال 88 از کم ترین محبوبیت سیاسی برخوردار هستند مترصد کوچکترین فرصتی برای بازیابی خود هستند تا بلکه بتوانند تعدادی نماینده را روانه مجلس شورای اسلامی کنند . در این میان شاید هیچ کس به مانند هاشمی رفسنجانی که در انتخابات 88 حامی جدی کاندیدای مورد حمایت آنان بود نتواند به عنوان مراد آن ها وارد عمل شده و راهکارهای پیش رو را برای آن ها تنظیم کند .

در این میان اما پس از انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری که هاشمی مجبور شد صندلی ریاست خود را به آیت الله مهدوی کنی تحویل دهد و سیاست گوشه نشینی را در پیش بگیرد ، رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام به اندازه ای که این روزها و در آستانه انتخابات فعال شده است فعال نبود . دیدارها و سفرها و اظهار نظر ها و تحرکات شدید سایت رسمی هاشمی رفسنجانی این روزها به شدت بوی انتخاباتی گرفته است که حتی بیانیه دفتر وی نیز نمی تواند سرپوشی بر این موضوع بگذارد .

 

هاشمی رفسنجانی یکی از مردودین اصلی فتنه 88 است که به خوبی در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم از پشت نقاب خیرخواهی هایش بیرون آمد و شاید تنها به دلیل کینه ای که از سال 84 از شکست به دل گرفته بود همه ظرفیت های خود را بسیج کرد که کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان یعنی میر حسین موسوی رای آورده و یا بهتر بگویم هر کاری کرد تا احمدی نژاد رنگ پیروزی را به خود نبیند . هاشمی رفسنجانی که تا نزدیک ترین روزهای 22 خرداد هم سعی کرد خود را خیرخواه نظام و انقلاب نشان دهد و کینه تاریخی خود را بروز ندهد با نامه تاریخی اش به رهبر معظم انقلاب اسلامی که بدون سلام و والسلام و با لحن تندی خطاب به ایشان ارسال شده بود جرقه باروت جریان فتنه را زد و به برنامه ریزانی که مدت ها مترصد اثبات نوکری شان به غرب برای پیاده کردن موضوع انقلاب مخملی بودند چراغ سبز را نشان داد که اگر چه نمی تواند به طور آشکار همراه آنان باشد اما می تواند نقش یک پشتیبان را به خوبی ایفا کند .

مردودیت هاشمی در فتنه 88 اما به همین جا ختم نشد و سکوت تعجب برانگیز وی در طول روزهای اغتشاش در تهران و پیام های آشکار و پنهان این سکوت یکی از نکات تاریک کارنامه سیاسی وی در طول انقلاب اسلامی را رقم زد . البته دور و اطرافیان هاشمی نیز در این راه وی را تنها نگذاشتند و از همسر وی عفت مرعشی تا مهدی هاشمی و فائزه هاشمی هریک نقش محوری خود را در تنها نگذاشتن راه پدر ایفا کردند .

اما حالا و در حالی که دو سال از انتخابات 88 می گذرد و بار دیگر فضای غالب کشور به یک فضای سیاسی تبدیل شده است رنگ و بوی حضور هاشمی در عرصه سیاسی بیش از پیش می شود . هیچ تحلیلگر و فرد آشنا به سیاستی نمی تواند قبول کند که هاشمی رفسنجانی که در سال به سال انتخابات در همه عرصه های سیاسی حضور داشته و نشان داده از کوچکترین فرصتی برای کسب قدرت بی بهره نمی ماند در انتخابات 90 و در حالی که مجلس هشتم به پایان راه رسیده است و دولت و شوراهای اسلامی هم سال های پایانی عمر خود را تجربه می کنند این کاردار سیاسی عرصه را خالی کند و حداقل اگر تمایلی به حضور خود ندارد به مهره چینی های افراد مورد نظرش و ارائه راه کارهای خود برای انتخابات نپردازد .

در این میان اما در روزهای گذشته دفتر روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت خبر هرگونه تحرک انتخاباتی رئیس خود را از قبیل معرفی نماینده رابط با جریان‌ها، معرفی لیست پیشنهادی انتخاباتی و یا محوریت یک جریان، جعل شعار "نجات ملّی" به گروهی خاص نسبت داده و از اساس آن را رد کرده است . اما هنوز جوهر پرینت این بیانیه خوش نشده است که خود هاشمی در دیداری غیر انتخاباتی هم به موضوع انتخابات اشاره می کند و تاکید می کند باید اعتماد عمومی مردم را به دست آورد و شرایط دلسوزان نظام را در عرصه انتخابات فراهم کرد تا مردم به انتخابات پا بگذارند . سخنان هاشمی که بالافاصله با ذوق زدگی رسانه هایی همچون روزنامه شرق ، فرهنگ آشتی، اعتماد و آرمان که مدت ها بود به دنبال شروط هاشمی می گشتند روبرو شد از اساس نشان دهنده اصرار هاشمی بر مواضع اشتباه خود و تکرار گذشته دارد .

در این میان چند نکته حائز اهمیت است که اولا نظام جمهوری اسلامی اعتمادی را از دست نداده است که بخواهد دوباره آن را به دست بیاورد چرا که این نظام مفتخر است در طول دوران کوتاه اما با برکت خود نزدیک به سال هایی که از عمرش گذشته است به مردمش فرصت انتخاب را در عرصه عمومی انتخابات داده است و در آخرین نمونه بارز آن با حضور حد اکثری و 85 درصدی چشم جهانیان را متحیر کرده است . حال چه شده است که آقای هاشمی اسم رمز تقلب و عملیات روانی غرب برای  فریب عده ای عنصر داخلی و بی اعتماد کردن مردم به نظام را تحت عنوان اعتماد سازی تکرار می کند؟ سوال اساسی این است که این نظام کدام اعتمادی را سلب کرده است که حالا بخواهد برای بازگشتش تلاش کند .

ثانیا آقای هاشمی باید دیدگاه دقیق خود را از واژه دلسوزان انقلاب روشن کنند چرا که به نظر می رسد همه دلسوزان واقعی نظام به راحتی فرصت ارائه نظر و شرکت در انتخابات را دارند و حال که هنوز ماه ها با موعد انتخابات فاصله داریم به خوبی شور و نشاط و تحرک گروه ها و افراد و تشکل ها را برای برپایی انتخاباتی باشکوه مشاهده می کنیم . آیا دوستانی که در مجموعه جبهه متحد اصولگرایان و دیگر تشکل ها مشغول بستر سازی فضای پرشور انتخاباتی هستند جزو دلسوزان نظام محسوب نمی شوند و یا منظور آقای هاشمی عده ای قلیل است که با هیاهو و تشویش به دنبال به کرسی نشاندن واژه های موهومی چون صیانت از آرا، نظارت بین المللی و یا رفع نظارت شورای نگهبان هستند ؟

 

البته در این میان هرچند هاشمی رفسنجانی فعلا قصد دارد در حاشیه احتیاط در مسائل انتخابات وارد شود ولی فعلا سایت خود را به محلی برای عرضه تفکرات انتخاباتی خود تبدیل کرده است . سایت هاشمی اکنون وظیفه اصلی شروع آتش بیاری هاشمی در انتخابات را بر عهده گرفته است و در اولین اقدام ها با انتشار دوباره نامه بی ادبانه وی در سال 88 به رهبر معظم انقلاب به تاکید یکی بودن احمدی نژاد و جریان انحرافی پرداخته است . از سویی دیگر سایت وی با درج مطالبی با عنوان خیانت با رای مردم خیانت به نظام است و سخنرانی اخیر وی برای فرهم کردن شرایط دلسوزان نظام و اعتماد سازی عملا موضوع شبهه افکنی در سلامت انتخابات و صلاحیت دولت در برگزاری آن را کلید زده است . البته سایت رسمی وی به همین جا هم کوتاه نیامده است و بحث زیر سوال بردن نظارت شورای نگبان را هم با درج مطلبی به نقل از امام در خصوص نگرانی اعضای شورای تبلیغات اسلامی از انتصاب احمد جنتی به ریاست این شورا را آغاز کرده است .

هاشمی به خوبی می داند که دوران سیاسی وی به سر آمده و اگر در هر کشور دیگری غیر از ایران بود باید راه خانه نشینی و یا نهایتا کار اقتصادی را در پیش می گرفت اما وی هنوز عقیده دارد باید با دست و پا زدن در عرصه سیاسی بقا خودش را از دست ندهد و به خصوص در آستانه انتخابات اخیر خود را همچنان مقتدر نشان دهد  . آیا او موفق می شود؟


بررسی سیاست خارجی دولت موسوی و هاشمی
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی ، وزارت امور خارجه
درک نخبگان سیاسی از سیاست جهانی در ۸ سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بیشتر ژئوپلتیک بود تا ایدئولوژیک. به این جهت تلاش گسترده ای با انعطاف پذیری و جهت گیریهای مصلحت گرایانه صورت گرفت تا ایران از انزوای سیاسی بیرون آمده و یک ایران اسلامی قوی مورد توجه نظام بین الملل برپا گردد!!

http://up6.iranblog.com/files/e512.jpg

به گزارش ندای انقلاب به نقل از خبرگزاری دانشجو، الزمات ناشی از زیستن در نظام به هم پیوستۀ بین المللی، کم کم رویکردهای واقع گرایانه در سیاست خارجی ایران نمود یافت. نظام اسلامی ایران توانست تا حدود زیادی امکانات و محدودیت های خود را شناسایی کند و با توجه به آنها در جهت بازسازی روابط خود با سایر کشورها گام بردارد.
دولت میر حسین موسوی
جمهوری اسلامی برای سامان دادن به اوضاع داخلی و بازسازی کشور، اصلاح طلبی اقتصادی را سرلوحۀ کار خود قرار داد. عنصر محوری گفتمان حاکم در آن دوران عملگرایی در نتظیم و اجرای سیاست خارجی با رعایت ارزشهای اسلامی تشکیل می داد.
در واقع خط مشی عملی و رفتاری ایران در صحنۀ سیاست خارجی در دهۀ دوم انقلاب را میتوان با توجه به منافع ملی و ترتیبات منطقه ای و پرهیز از تحریک دیگران در قالب سیاست عادی سازی روابط مورد بررسی قرار داد.
البته قبل از آقای خامنه ای  در بیانات امام بالاخص از سالهای ۶۱ به بعد خروج از انزوا و گوشه نشینی مطرح می شد به ابتکار و تأیید امام، آقای خامنه ای در مرداد ۶۲ سیاست خارجی « گشایش درها » را برای ایران پی ریخت.
این سیاستی بود که به گفتۀ آیت الله خامنه ای متضمن مناسبات عقلایی، موجه و سالم با همۀ کشورهاست و هدفش خدمت به مصالح و ایدئولوژی ایران است.
خود امام (رض) در ۶ آبان ۶۳ گفت که نداشتن رابطه با دیگر دولتها را « هیچ عقل و هیچ انسانی نمی پذیرد چون معنایش شکست خوردن و فنا و مدفون شدن است…». امروز دنیا مانند یک عائله و یک شهر است وقتی دنیا وضعش اینطور است ما نباید منعزل باشیم.
اما بر خلاف نظر رئیس جمهور، دولت وی در سیاست خارجی بدون کوچکترین انعطاف و در انزوای کامل به سر می برد. شاید این مسئله یکی از دلایل اختلافات جدی موسوی و آقای خامنه ای بود.
وی که سیاست انزوا را در پیش گرفته بود با اکثر دولت های خارجی ایران رابطه ای نداشت و در داخل هم سیاست اقتصادی کوپنی و مالکیت صد درصدی را دنبال می کرد.
نخست وزیری او هم با زعامت حضرت آیت الله خامنه ای بر ولایت فقیه پایان یافت.
دولت علی اکبر هاشمی رفسنجانی
با رحلت جانگداز حضرت امام خمینی(رض) و سپردن مقام خطیر ولایت فقیه به آیت الله خامنه ای ، آقای اکبر هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری رسید و در این دوران بر خلاف دوره قبل مقام نخست وزیر حذف و کلیه امور با رئیس جمهور اداره می شد.
در این دوران که به تعدیل در همه ابعاد شهره است، درسیاست خارجی هم سیاست تعدیل در پیش گرفته شد اما عملا این تعدیل به کناره گیری از شعارها و اصول اولیه انقلاب منجر شد.
شرایط داخلی پس از جنگ وقبول قطع نامه۵۹۸ ضرورت تحول دراولویت بندی اهداف سیاست خارجی  براساس تامین نیازهای اقتصادی و توسعه کشور راخاطر نشان می کرد. تامین هزینه های بازسازی نیازمند درآمدهای نفتی وافزایش همکاری باکشور های دیگر بود.
با پایان مقتدرانه ایران در جنگ با عراق گمان همه آحاد جامعه بر سیاست خارجه قوی و مبتنی بر اصول انقلاب بود اما بر خلاف تصور نخبگان جامعه، سیاست خارجی بر اساس کوتاه آمدن در بسیاری از اصول بود.
در واقع مجریان سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سالهای ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی به نام توجه به ضروریاتی که کشور از لحاظ سیاسی و اقتصادی به آنها محتاج بود، برای دستیابی به اهداف مورد نظر و دستیابی نیازمندی های اقتصادی در پی آن برآمدند که سیاست آرمان گرایانه را با سیاست مصلحت جویانه جایگزین نمایند.
خلاصه آنکه درک نخبگان سیاسی از سیاست جهانی در هشت سال ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی بیشتر ژئوپلتیک بود تا ایدئولوژیک. به این جهت تلاش گسترده ای با انعطاف پذیری و جهت گیریهای مصلحت گرایانه صورت گرفت تا ایران از انزوای سیاسی بیرون آید! و یک ایران اسلامی قوی موردتوجه نظام بین الملل برپا گردد!!
اما این سیاست تعدیل منجر به قبول  تاثیر گزاری ایران در بین الملل و آزاد شدن از تحریم های غرض ورزانه دولت های اروپایی و آمریکایی  نشد و حتی بر خلاف نظر دولتمردان در پایان دولت وقت هیچ کشور اروپایی در ایران سفیر نداشت!
به طور خلاصه می توان سیاست خارجی دوران سازندگی را به شرح زیر خلاصه کرد:
۱٫      ضرورت توجه به مسائل اقتصادی وامنیتی وتامین منافع ملی در بعد اقتصادی موجب شد تا برای دستیابی به اعتبار و قدرت، سیاستی مصلحت سنج وهمزیستی با دیگران را دنبال کند.
۲٫      پذیرش نظم حاکم بر روابط بین الملل
۳٫      احترام به قواعد بین المللی
۴٫      عضویت فعال درسازمان های بین المللی ومنطقه ای
۵٫      تلاش برای بوجود آوردن فضای همزیستی با همسایگان و کشورهای دوست.
۶٫      سیاست صدور انقلاب که دردوران جنگ تزاصلی سیاست خارجی بود به سیاست اسلام دریک کشور در دوران سازندگی تبدیل شد.
۷٫      اگر چه تلاش زیادی شد تاباکشورهای اروپایی روابط دوستانه برقرار شود ولی به دلیل پیش آمدن مسائلی مانند کشته شدن مخالفان نظام دراروپا باعث تنش زایی دراین رابطه نشد!
۸٫      فروپاشی شوروی اگرجه یک فرصت برای سیاست خارجی ایران بود ولی هیچ استفاده ای از آن نشد.
۹٫      جنگ اول خلیج فارس یک فرصت تاریخی برای سیاست خارجی ایران محسوب می شد که می توانست روابط خود را با این کشور ها بهبود بخشد اما این گونه نشد.

مرغ زیبای هاشمی رفسنجانی چیست؟
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دانشگاه آزاد

به گزارش  فارس، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی پیش از ظهر امروز پس از بهره‌برداری از مرکز رشد واحدهای فن‌آوری، مجتمع ورزشی یادگار امام (ره)، پروژه دانشکده عمران، معماری، شهرسازی و نقشه‌برداری و پروژه بانک ملت دانشگاه آزاد قزوین در جمع مسئولان استان، دانشگاه آزاد و تنی چند از اساتید و دانشجویان این دانشگاه بیان کرد: در مورد دانشگاه آزاد امروز خیلی نکات جالب گفته شد.

http://up98.org/upload/server1/01/s/rw5ecu09nr4xysvhq904.jpg

وی ادامه داد: من این ۲۹ سال را که مرور می‌کنم روز به روز مطمئن می‌شوم که توفیق و لطف خدا بوده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: اگر الطاف الهی شامل حال ملت ما و ما نمی‌شد، نمی‌توانستیم چنین کار بزرگی را در چنین شرایطی شکل دهیم.
وی افزود: ما وسیله بودیم  یک مقدار کار کردیم و خدا هم کمک کرد عوامل مادی قضیه هم این است که نیاز به تحصیل در کشور ما بسیار جدی بود و این عشق به کار که آقایان مطرح کردند از نیاز پیدا می‌شود یعنی انسان وقتی احساس نیاز پیدا می‌کند با عشق به هدف می‌رسد، این تشنگی در میان مردم بود امروز هم در مراحل بالاتر هست.
هاشمی رفسنجانی اظهار کرد: این نیاز عامل اصلی توفیق ما بود چرا که جوانان ما به هر قیمتی حاضر بودند درس بخوانند و پدران نیز به هر قیمتی حاضر بودند به طوری که حتی فرش زیرپایشان را بفروشند.
وی تصریح کرد: دانشگاه‌های دولتی هم نمی‌توانستند این نیاز را جواب دهند نه اینکه نمی‌خواستند البته برخی نمی‌خواستند برخی فکر می‌کردند که تحصیلات عالی لوکس است عده کمی باید باشد و بقیه بعد از دوران دبیرستان و هنرستان باید کار کنند.
وی گفت: ما بهترین کارمان این بود که انسان‌های عالم و مومن را تربیت کنیم و کار را دست خودشان بدهیم تا خودشان همه جا مسائلشان را با تدبیر، دانش، فن و هنر حل کنند.

* تحصیل ۸۴٫۵ درصد دانشجویان در دانشگاه‌های غیردولتی
هاشمی رفسنجانی یادآور شد: ما با همین انگیزه که مردم به تحصیل نیاز دارند و آماده پرداخت هزینه تحصیل هستند و دولت هم نمی‌تواند دانشگاه‌ها را مجانی توسعه دهد وارد کار شدیم، دو روز پیش گزارش رسمی آمد که ۱۶٫۵ درصد از کسانی که امسال وارد دانشگاه می‌شوند جذب دانشگاه‌های دولتی می‌شوند یعنی ۸۴٫۵ درصد در دانشگاه‌های پولی هستند.
وی بیان کرد: دانشگاه پولی را دولتی‌ها هم دارند ما هم یک مقدار پولی اداره می‌کنیم آنها که با پولی بودنش مخالفت می‌کردند، حال خودشان آمدند و وارد این ماجرا شدند اگر این پولی را هم می‌گذاشتند مردم انجام می‌دادند خیلی بهتر بود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد: خیلی‌ از مردم بهتر، با تدبیر و عشق بیشتر دانشگاه‌ها را اداره می‌کردند، چه لزومی دارد دولت پول از مردم بگیرد و مردم بیایند پیش دولت درس یاد بگیرند دولت شرایط را فراهم کند خیلی از متخصصان عالم که تعداد زیادی هم بازنشسته هستند حاضرند این مدارس و دانشگاه‌ها را با عشق اداره کنند.
وی ادامه داد: به هر حال دولت هم می‌خواهد رقیبی برای بخش پولی باشد ولی آن زمان مسأله این بود که نیاز بود و دولت هم نمی‌توانست، زمان تأسیس دانشگاه آزاد فکرش را هم نمی‌کردیم که دولت بتواند دانشگاه جدید بسازد بعد هم که دستشان باز شد و ساختند به حدی است که امسال ۱۶٫۵ درصد دانشجو پذیرفته‌اند.
هاشمی رفسنجانی افزود: معلوم است که اولویت افراد دانشگاه بدون پول است، می‌روند آنجا اگر نشد به مراکز دیگر می‌روند.
وی اضافه کرد: با توجه به اینکه دانش برای بشریت مهم و عامل رشد ارتقای فهم، ایمان و … است ما وظیفه خود می‌دانستیم به عنوان مسئول در نظام انقلاب اسلامی مردم را با سواد کنیم راهمان هم این بود و از این راهی هم که به عقلمان رسید استفاده کردیم و این هم لطف خدا بود که این تصور را در ما ایجاد کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد:  خوشبختانه امام (ره) خیلی سطحشان از ما بالاتر بود و استاد عظیم الشانی بودند به طوری که در تمام عمر هفتاد و چند سال کسی را مثل امام ندیدم و در تاریخ هم نخواندم کسی در میان علماء مثل امام (ره) باشد.

* یک میلیون امام پر برکت‌تر از سه هزار میلیارد اختلاس شده
هاشمی رفسنجانی گفت: امام (ره) خیلی حمایت کرد یعنی یک میلیون تومان ایشان به اندازه سه هزار میلیارد تومانی که از دست مردم رفته به درد انقلاب اسلامی می‌خورد، حمایت عملی و لفظی کردند تا کار را به اینجا رساندیم، ما این را لطف خدا می‌دانیم من به شما عرض می‌کنم خیلی خدا را شاکر باشید که خدا ما را در مسیر تحصیل آورده است.
وی خاطرنشان کرد: قران کریم می‌فرماید: هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون، هیچ ملت جاهلی نمی‌تواند سعادتمند باشد، می‌خواهد سعادتمند باشد ولی چشم و گوشش بسته است؛ این کشورهای استعمارگر یکی از اصول استژاتژیکشان این بود که کشورهای دیگر را در جهل نگه دارند و به آنها آن قدر سواد یاد دهند که فقط بتوانند کارهایشان را بهتر انجام دهند البته افراد با استعداد را هم آموزش می‌دهند تا بتوانند از آنها استفاده کنند و این سیاست آنهاست.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: این سیاست استکباری خیلی مردم را عقب انداخته است خیلی از ملت‌ها را بیسواد و کم سواد درست کرده است، در کشور ما با نظام شاهنشاهی که سر و صدایش بلند بود و تیرش می‌خواست به عرش بخورد تعداد باسوادهایی که سواد خواندن و نوشتن داشتند زیر ۵۰ درصد بود هنوز هم از آن جمعیت ما حدود ۲۰ درصد نمی‌توانند، بنویسند.
وی افزود: سواد در کشور ما خیلی عقب افتاده بود، همه دانشجویان کشور نزدیک به چهل میلیونی، کمتر از ۱۵۰ هزار نفر بود اما حالا در کشور ۳٫۵ میلیون دانشجو داریم و هنوز هم برخی در کشور هستند که دستشان به دانشگاه نمی‌رسد.
هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: معلوم است که خیلی دوره بدی بود، الان هم در خیلی از کشورهای دنیا همان بساط باقی است البته آیه قرآن صراحت دارد که وقتی از اهل جهنم می‌پرسند چرا شما در جهنم هستید می‌گویند ما نادان بودیم اگر گوشی داشتیم که بشنویم و عقلی داشتیم در جهنم نبودیم.
وی عنوان کرد: فلاکت دنیا هم معلول بیسوادی مردم است، تأسیس دانشگاه آزاد یک کار خیلی بزرگی بود و خیلی بیشتر از قدرت ما بود ولی خدا لطف کرد و به همت عشق مردم که حاضر شدند هزینه‌های دانشگاه را بدهند، دانشگاه هم هر سال ۲۰ درصد رشد کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: به عنوان نمونه این دانشگاه آزاد قزوین چند سال پیش آمدیم وضعیت ممتازی داشت و امروز می‌بینیم مانند یک موجود زنده رشد کرده است، دانشگاه آزاد همچون موجود زنده‌ای در حال گسترش است و هنوز به سن کمال نرسیده است چراکه سن کمال ۴۰ سالگی است.

* دانشگاه آزاد باندی و جناحی نیست
وی افزود: دانشگاه آزاد طبیعتش این است که کار خودش را می‌کند؛ در باند، گروه و جناح نیست، البته من در جناح بودن را عیب نمی‌دانم بالاخره در جامعه زنده‌ جناح، حزب و باند هست ولی دانشگاه آزاد صبغه علمی‌اش را دارد در دانشگاه آزاد همه طور آدم از همه جریان‌ها هستند.
وی بیان کرد: آن طرف هم برخی می‌آیند و می‌گویند که اینها که شما را اذیت می‌کنند دروغ می‌گویند، استاد سر کلاس اگر چیزی گفته باید بگوید، استاد است؛ ما بنایی برای مسائل باندی و سیاسی نداریم ولو اینکه خودمان در یک جریان باشیم.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: هر کسی در یک جریان و تفکری هست، ولی در دانشگاه آزاد ما می‌خواهیم میدان برای همه باز باشد، یعنی اگر درسش را خوب می‌دهد، مدیریتش را درست انجام می‌دهد؛ از او استقبال کنید و دستش را هم ببوسید.
وی یادآور شد: به هر حال ما بنایمان بر این است که دانشگاه آزاد جایی باشد برای تعلیم، تربیت و اخلاق که بنیه علمی کشور را بالا ببرد و مایه سعادت کشور شود.

* فرار نخبه‌ها مصیبت است
وی تأکید کرد: امروز متأسفانه نخبه‌ها و استعدادهای ما همینطور می‌روند، چرا باید شرایطی به وجود آید که شاگردان ممتاز و در حال تحصیل بهترین دانشگاه‌های ما بروند خارج، حال اگر بروند تا ادامه تحصیل دهند و بازگردند اعتباری است و ما با این مخالف نیستیم.
وی توضیح داد: ما این دانشگاه بین‌المللی را که در قزوین تأسیس کردیم یک آرزوی بلند بالایی داشتیم، فکر می‌کردیم استعدادهای دنیای اسلام بیایند اینجا و پرورش پیدا کنند و شخصیت بزرگ علمی و دینی برای دنیای اسلام و بشریت شوند در نتیجه این همه زمین هم در اختیارشان قرار دادیم، خیلی آرزو داشتیم ولی امروز که از پنجره‌ها نگاه می‌کردم، دیدم خبری نیست.
هاشمی رفسنجانی اضافه کرد: این نظر ما نبود، فکر می‌کردیم باید استعدادها را جمع کنیم و اینجا کانون تقویتی باشد، من تاریخ ایران را که می‌خوانم مهمترین چیزی که از ایران قدیم به ما رسیده دانشگاه جُندی شاپور است.
وی افزود: ارزش مهم دانشگاه جُندی شاپور این بود که نخبگان دنیا که نمی‌خواستند در چین،‌ هند، روم و … زیر بار استبدادها بروند را جذب می‌کرد، آنها هم یا فرار می‌کردند و یا تبعید می‌شدند و در جُندی شاپور می‌آمدند و تحصیل می‌کردند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: ایران قدیم این قدر سعه صدر داشت که اینها را نگه داشت و بعد مسلمانان سعه صدر بیشتری به خرج دادند و اینها را رشد دادند، در پایتخت دنیای اسلام بغداد اینها را با عنوان دارالحکمه جمع کردند.
وی اظهار کرد: اروپایی‌ها میراث علمی ما را گرفتند و بردند و بعد اضافه کردند؛ بعد ما باید خوشه چینی کنیم و از آنها یاد بگیریم.
هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: ما از جوانی امیدمان این بود که اینجا را مرکزی برای دنیای اسلام کنیم، ما دانشگاه آزاد اسلامی را اینجوری می‌خواهیم، کسانی که فکر می‌کنند دانشگاه آزاد حربه سیاسی برای جناحی و شخصی است، اشتباه می‌کنند.
وی اظهار کرد: قطع یقین اینگونه نیست، هیچ وقت در تاریخ ۳۰ ساله ما استفاده اینطوری نشده است و نخواهد شد حتی ما از تشکل‌های سیاسی که در دانشگاه شکل گرفتند، نمی‌خواهیم چه کار کنند؛ گاهی مخالف ما هستند گاهی می‌آیند بر در و دیوار علیه ما چیزی می‌نویسند، در نشریات مطلب می‌نویسند.
وی تصریح کرد: اگر کسی در دانشگاه ما چیزی را نفهمید در اینترنت می‌خواند، از اینترنت نتواند از ماهواره می‌گیرد، از ماهواره نگیرد از سایت‌های گوناگون می‌بیند، همین حرف را من دو ساعت بعد آن طرف دنیا حتی در روستاها هم می‌توانند ‌ببینند حال چرا باید در این شرایط در دانشگاه محدودیت ایجاد کنیم.
هاشمی رفسنجانی ادامه داد: مسیر را درست بروید؛ آینده دانشگاه آزاد در دنیا مهم است چراکه چنین دانشگاهی با یک میلیون و ۶۰۰ هزار دانشجو ندارید، ۳۰ هزار استاد و معلم و این همه فضای آموزشی که همواره رشد می‌کند.
وی خاطرنشان کرد: من وقتی مرکز رشد دانشگاه آزاد قزوین را دیدم، لذت بردم ما می‌خواهیم در همه مراکز دانشگاه‌ها چنین مرکز رشدی داشته باشیم تا مرکز رشد تحقیقات دانشجویان را به جریان سودآْور تبدیل کند، الان هزاران ابتکار و اختراع  دانشجویان و اساتید را داریم که خاک می‌خورد چراکه مأیوس شدند که اینها حتی به پایلوت تبدیل شوند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد: دانشگاه آزاد این کار را بکند، من از دکتر موسی‌خانی و مسئولان استان هم تشکر می‌کنم، البته آقای جاسبی ۳۰ سال عمرش را هم با تمام، عشق، ایمان و هدف صرف این دانشگاه کرده است.
وی یادآور شد: بنده برای رشد دانشگاه هر جا توانستم برای عقیده‌، اعتقاد و امیدی که دارم حمایت خود را خواهم داشت.
هاشمی رفسنجانی افزود: همیشه هم مزاحم داشتیم از مزاحم هم نباید بترسیم، یک مرغ مریض پر و بال کنده که دشمن پیدا نمی‌کند اما مرغ زیبا را همه می‌خواهند، بگیرند.
وی بیان کرد: همیشه حسودانی هستند، یا طمع دارند و یا نمی‌فهمند ما هم در تمام این ۲۹ سال گرفتار بودیم و باز هم خواهیم بود ولی لطف خداوند همیشه حامی بوده و این مسیر بازتر و روشن‌تر خواهد شد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: امید،‌عشق، ایمان و جلب رضایت خداوند مهمترین ثمره کارمان است،‌ آنچه برای ما می‌ماند همین است؛ اگر خدا از ما راضی باشد بگذارید همه از ما ناراضی باشند، اگر هم خدا از ما راضی نباشد تملق دیگران هیچ چیزی را حل نمی‌کند؛ همه عمر ۶۰ تا ۷۰ سال ما را حساب کنید ۱۰ تا ۱۵ سال فعال و در جامعه هستیم مابقی را در خواب و بچگی گذرانده‌ایم.
وی گفت: روز قیامت که می‌شود می‌بینیم طی یک یا نصف روز از این دنیا گذر کردیم، قیامت به بیان الهی نزدیک است بالاخره زندگی اساسی ما خوب خوب یا بد بد در قیامت است، امید که آینده خود و دیگران را سعادتمند کنید.


اختلافم با هاشمی از جنگ شروع شد
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جبهه وجنگ

به گزارش ندای انقلاب، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد از اختلافاتش با هاشمی‌رفسنجانی پرده برداشت و تاکید کرد اختلافش با رییس مجمع تشخیص از اداره جنگ شروع شد.

http://media.farsnews.com/Media/8507/Images/jpg/A0233/A0233937.jpg

او در پاسخ به این سوال که چرا طی سالیان اخیر اصرار زیادی دارد نشان دهد خط و ربطش با هاشمی فرق دارد، پاسخ داد :من هیچ اصراری ندارم. همه ، اختلاف نظرهای ما را می‌دانند، البته اهل هیاهو نیستم.

اختلاف نظر من با آقای هاشمی از زمان اداره جنگ شروع شد و در دوره اول ریاست‌جمهوری ایران اوج گرفت ولی هیچگاه این اختلاف نظرها را علنی نمی‌کردم مگر در موارد بسیار نادر. اما در نامه‌هایی به ایشان یا صحبت‌های حضوری نظرات خود را به ایشان می‌گفتم و الان هم می‌گویم.

اگر اعتقادات خود را نسبت به هاشمی بروز می‌دادم جامعه متلاطم و دچار تنش می‌شد.اعتماد ادامه داد:او همچنین انتقادات تند و تیزی به دولت زمان جنگ مطرح کرده و دولت موسوی را متهم به کم‌کاری در حوزه اقتصاد می‌‌کند.


علت تاخیر درتعیین رئیس جدید دانشگاه آزادچیست؟
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر جاسبی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دانشگاه آزاد
نماینده تهران با انتقاد از تاخیر در برگزاری اولین جلسه هیات امنای دانشگاه آزاد، خواستار پاسخگویی دانشجو وزیر علوم به اهداف پشت پرده جریان خاص در دانشگاه آزاد اسلامی شد.

http://www.inn.ir/iran_media/image/2009/09/903760909_orig.jpg

زهره الهیان نماینده تهران در مجلس در گفت وگو با خبرنگار جهان با بیان اینکه اولین جلسه هیأت امنای دانشگاه آزاد قرار بود هفته گذشته برگزار شود، گفت: طبق اعلام قبلی وزیر و شورایعالی انقلاب فرهنگی زمان برگزاری جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد حداکثر تا هفته اعلام شده بود، اما متاسفانه این جلسه تاخیر افتاد و زمان برگزاری آن به بعد از انتخابات مجلس نهم موکول شد.

وی با تاکید بر اینکه کامران دانشجو وزیر علوم و تحقیقات باید درخصوص تاخیر در این زمینه پاسخگو باشد، افزود: وزیر باید توضیح دهد که علت عدم برگزاری اولین جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد و تعیین رئیس جدید این دانشگاه چیست ؟

چهره شاخص اصولگرایان مجلس تاکید کرد: وزیر علوم باید پاسخ دهد که با تاخیر در برگزاری این جلسه تا بعد از انتخابات مجلس نهم، چه اهداف پشت پرده ای توسط جریان خاص در دانشگاه آزاد دنبال می شود؟

الهیان گفت: در توجیه این تاخیر استناد به مصوبه ای از سوی وزارت کشور مبنی بر عدم تغییر مدیران تا قبل از انتخابات مجلس نهم شده است.

وی افزود: این امر سئوال جدی در افکار عمومی و در میان دانشجویان آگاه و عدالت طلب متبادر می‌نماید که آیا اهداف انتخاباتی و به دست آوردن کرسی هایی در مجلس آینده در جهت تأمین منافع جریانی خاص در دانشگاه آزاد مطرح است.

نماینده تهران اضافه کرد: به راستی این جریان چه منافعی در دانشگاه آزاد دنبال می‌کند که اینچنین با چنگ و دندان به دنبال حفظ موقعیت مدیر ۳۰ ساله دانشگاه آزاد می‌باشد.

الهیان تصریح کرد: قطعاً از نظر افکار عمومی و نمایندگان مردم استناد به مصوبه وزارت کشور امری غیر قابل قبول می باشد چرا که دانشگاه آزاد به عنوان یک مؤسسه غیر دولتی و غیر انتفاعی به هیچ عنوان مشمول این مصوبه نمی باشد.

وی افزود: اینجانب در همین رابطه سوالی از وزیر علوم و تحقیقات مطرح کردم که وزیر باید با حضور در کمیسیون آموزش و تحقیقات به آن پاسخ دهد.


استارت آتش بیاری هاشمی برای انتخابات
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، انتخابات

بولتن نیوز  : با نزدیک شدن به موعد انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز رایزنی های انتخاباتی و تلاش نخبگان سیاسی برای به کرسی نشاندن کاندیداهای مورد نظر خود برخی از چهره های مهم سیاسی این روزها فعالیت های گسترده ای را آغاز کرده اند که به یقین یکی از با نفوذ ترین آن ها اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است . گرچه دفتر هاشمی رفسنجانی تحرکات انتخاباتی وی را از اساس رد کرده است اما نوع برنامه ها و سخنرانی ها و فعالیت های هاشمی نشان دهنده موضوعی غیر از بیانیه دفتر وی است .

با نزدیک تر شدن به دوازدهم اسفندماه موعد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری طیف های اصلاح طلب که به دلیل عملکرد بسیار بد سردمدارانشان در انتخابات سال ۸۸ از کم ترین محبوبیت سیاسی برخوردار هستند مترصد کوچکترین فرصتی برای بازیابی خود هستند تا بلکه بتوانند تعدادی نماینده را روانه مجلس شورای اسلامی کنند . در این میان شاید هیچ کس به مانند هاشمی رفسنجانی که در انتخابات ۸۸ حامی جدی کاندیدای مورد حمایت آنان بود نتواند به عنوان مراد آن ها وارد عمل شده و راهکارهای پیش رو را برای آن ها تنظیم کند .

در این میان اما پس از انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری که هاشمی مجبور شد صندلی ریاست خود را به آیت الله مهدوی کنی تحویل دهد و سیاست گوشه نشینی را در پیش بگیرد ، رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام به اندازه ای که این روزها و در آستانه انتخابات فعال شده است فعال نبود . دیدارها و سفرها و اظهار نظر ها و تحرکات شدید سایت رسمی هاشمی رفسنجانی این روزها به شدت بوی انتخاباتی گرفته است که حتی بیانیه دفتر وی نیز نمی تواند سرپوشی بر این موضوع بگذارد .

http://up98.org/upload/server1/01/t/l2wq0ignp16yrgj0pfv3.jpg

هاشمی رفسنجانی یکی از مردودین اصلی فتنه ۸۸ است که به خوبی در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم از پشت نقاب خیرخواهی هایش بیرون آمد و شاید تنها به دلیل کینه ای که از سال ۸۴ از شکست به دل گرفته بود همه ظرفیت های خود را بسیج کرد که کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان یعنی میر حسین موسوی رای آورده و یا بهتر بگویم هر کاری کرد تا احمدی نژاد رنگ پیروزی را به خود نبیند . هاشمی رفسنجانی که تا نزدیک ترین روزهای ۲۲ خرداد هم سعی کرد خود را خیرخواه نظام و انقلاب نشان دهد و کینه تاریخی خود را بروز ندهد با نامه تاریخی اش به رهبر معظم انقلاب اسلامی که بدون سلام و والسلام و با لحن تندی خطاب به ایشان ارسال شده بود جرقه باروت جریان فتنه را زد و به برنامه ریزانی که مدت ها مترصد اثبات نوکری شان به غرب برای پیاده کردن موضوع انقلاب مخملی بودند چراغ سبز را نشان داد که اگر چه نمی تواند به طور آشکار همراه آنان باشد اما می تواند نقش یک پشتیبان را به خوبی ایفا کند .

مردودیت هاشمی در فتنه ۸۸ اما به همین جا ختم نشد و سکوت تعجب برانگیز وی در طول روزهای اغتشاش در تهران و پیام های آشکار و پنهان این سکوت یکی از نکات تاریک کارنامه سیاسی وی در طول انقلاب اسلامی را رقم زد . البته دور و اطرافیان هاشمی نیز در این راه وی را تنها نگذاشتند و از همسر وی عفت مرعشی تا مهدی هاشمی و فائزه هاشمی هریک نقش محوری خود را در تنها نگذاشتن راه پدر ایفا کردند .

اما حالا و در حالی که دو سال از انتخابات ۸۸ می گذرد و بار دیگر فضای غالب کشور به یک فضای سیاسی تبدیل شده است رنگ و بوی حضور هاشمی در عرصه سیاسی بیش از پیش می شود . هیچ تحلیلگر و فرد آشنا به سیاستی نمی تواند قبول کند که هاشمی رفسنجانی که در سال به سال انتخابات در همه عرصه های سیاسی حضور داشته و نشان داده از کوچکترین فرصتی برای کسب قدرت بی بهره نمی ماند در انتخابات ۹۰ و در حالی که مجلس هشتم به پایان راه رسیده است و دولت و شوراهای اسلامی هم سال های پایانی عمر خود را تجربه می کنند این کاردار سیاسی عرصه را خالی کند و حداقل اگر تمایلی به حضور خود ندارد به مهره چینی های افراد مورد نظرش و ارائه راه کارهای خود برای انتخابات نپردازد .

در این میان اما در روزهای گذشته دفتر روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت خبر هرگونه تحرک انتخاباتی رئیس خود را از قبیل معرفی نماینده رابط با جریان‌ها، معرفی لیست پیشنهادی انتخاباتی و یا محوریت یک جریان، جعل شعار “نجات ملّی” به گروهی خاص نسبت داده و از اساس آن را رد کرده است . اما هنوز جوهر پرینت این بیانیه خوش نشده است که خود هاشمی در دیداری غیر انتخاباتی هم به موضوع انتخابات اشاره می کند و تاکید می کند باید اعتماد عمومی مردم را به دست آورد و شرایط دلسوزان نظام را در عرصه انتخابات فراهم کرد تا مردم به انتخابات پا بگذارند . سخنان هاشمی که بالافاصله با ذوق زدگی رسانه هایی همچون روزنامه شرق ، فرهنگ آشتی، اعتماد و آرمان که مدت ها بود به دنبال شروط هاشمی می گشتند روبرو شد از اساس نشان دهنده اصرار هاشمی بر مواضع اشتباه خود و تکرار گذشته دارد .

در این میان چند نکته حائز اهمیت است که اولا نظام جمهوری اسلامی اعتمادی را از دست نداده است که بخواهد دوباره آن را به دست بیاورد چرا که این نظام مفتخر است در طول دوران کوتاه اما با برکت خود نزدیک به سال هایی که از عمرش گذشته است به مردمش فرصت انتخاب را در عرصه عمومی انتخابات داده است و در آخرین نمونه بارز آن با حضور حد اکثری و ۸۵ درصدی چشم جهانیان را متحیر کرده است . حال چه شده است که آقای هاشمی اسم رمز تقلب و عملیات روانی غرب برای  فریب عده ای عنصر داخلی و بی اعتماد کردن مردم به نظام را تحت عنوان اعتماد سازی تکرار می کند؟ سوال اساسی این است که این نظام کدام اعتمادی را سلب کرده است که حالا بخواهد برای بازگشتش تلاش کند .

ثانیا آقای هاشمی باید دیدگاه دقیق خود را از واژه دلسوزان انقلاب روشن کنند چرا که به نظر می رسد همه دلسوزان واقعی نظام به راحتی فرصت ارائه نظر و شرکت در انتخابات را دارند و حال که هنوز ماه ها با موعد انتخابات فاصله داریم به خوبی شور و نشاط و تحرک گروه ها و افراد و تشکل ها را برای برپایی انتخاباتی باشکوه مشاهده می کنیم . آیا دوستانی که در مجموعه جبهه متحد اصولگرایان و دیگر تشکل ها مشغول بستر سازی فضای پرشور انتخاباتی هستند جزو دلسوزان نظام محسوب نمی شوند و یا منظور آقای هاشمی عده ای قلیل است که با هیاهو و تشویش به دنبال به کرسی نشاندن واژه های موهومی چون صیانت از آرا، نظارت بین المللی و یا رفع نظارت شورای نگهبان هستند ؟

http://up98.org/upload/server1/01/t/gkvzntkuhil6sqzhpsw.jpg

البته در این میان هرچند هاشمی رفسنجانی فعلا قصد دارد در حاشیه احتیاط در مسائل انتخابات وارد شود ولی فعلا سایت خود را به محلی برای عرضه تفکرات انتخاباتی خود تبدیل کرده است . سایت هاشمی اکنون وظیفه اصلی شروع آتش بیاری هاشمی در انتخابات را بر عهده گرفته است و در اولین اقدام ها با انتشار دوباره نامه بی ادبانه وی در سال ۸۸ به رهبر معظم انقلاب به تاکید یکی بودن احمدی نژاد و جریان انحرافی پرداخته است . از سویی دیگر سایت وی با درج مطالبی با عنوان خیانت با رای مردم خیانت به نظام است و سخنرانی اخیر وی برای فرهم کردن شرایط دلسوزان نظام و اعتماد سازی عملا موضوع شبهه افکنی در سلامت انتخابات و صلاحیت دولت در برگزاری آن را کلید زده است . البته سایت رسمی وی به همین جا هم کوتاه نیامده است و بحث زیر سوال بردن نظارت شورای نگبان را هم با درج مطلبی به نقل از امام در خصوص نگرانی اعضای شورای تبلیغات اسلامی از انتصاب احمد جنتی به ریاست این شورا را آغاز کرده است .

هاشمی به خوبی می داند که دوران سیاسی وی به سر آمده و اگر در هر کشور دیگری غیر از ایران بود باید راه خانه نشینی و یا نهایتا کار اقتصادی را در پیش می گرفت اما وی هنوز عقیده دارد باید با دست و پا زدن در عرصه سیاسی بقا خودش را از دست ندهد و به خصوص در آستانه انتخابات اخیر خود را همچنان مقتدر نشان دهد  . آیا او موفق می شود؟


سکوت این روزهای هاشمی نشانه چیست؟
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دوم خرداد ، فتنه 88

نیروهای سطح یک و سطح دو جریان دوم خرداد که در فتنه ۸۸ عملکرد عیان و آشکاری نداشتند با علم بر وجود حساسیت بر مواضع خاتمی و خویینی‌ها، این روز‌ها گرد آقای هاشمی حلقه زده‌اند و می‌کوشند با استفاده از موقعیت ایشان سیاست ورزی کنند و البته در این میان آیت الله هاشمی با آغوش باز این اینان استقبال کرده است. آرایش سیاسی- انتخاباتی جریان دوم خرداد با همراهی و رهبری هاشمی رفسنجانی اکنون به طور مشخص این است که ضعف‌ها و خطاهای اصولگریان دولتی به کلیت اصولگرایی تسری داده شده و جدال اصولگرایان با جریان انحرافی خود مسئله‌ای انحرافی جلوه داده شود.

آیت الله هاشمی این روز‌ها سکوت خاصی را پیشه کرده است و گویا صرفا به رصد اوضاع سیاسی می‌پردازد. این رصدکردن اما کناره طلبی و عزلت گزینی نیست بلکه برنامه ریزی برای «جهش سیاسی» است. جهشی که طی آن ضعف‌های عیان شده در بخشی از بدنه اصولگرایی که قوه اجرایی کشور را در دست دارد به پای کلیت اصولگرایان نوشته شده و از این رهگذار مقدمات احیای برخی جریانات خاص سیاسی فراهم شود.

به گزارش فردا، شرایط سیاسی کشور به گونه‌ای است که جریان دوم خرداد می‌کوشد به هر طریقی با تاکید کردن بر ضعف‌های دولت فعلی جای پایی برای خود باز کند و بکوشد با پیش کشیدن این ضعف‌ها عملکرد خود در فتنه ۸۸ را مسکوت بگذارد. این نیت را می‌توان در اعلام مواضع اخیر خاتمی و موسوی خویینی‌ها به عینه رویت کرد. در این میان اما نیروهای سطح یک و سطح دو جریان دوم خرداد که در فتنه ۸۸ عملکرد عیان و آشکاری نداشتند با علم بر وجود حساسیت بر مواضع خاتمی و خویینی‌ها، این روز‌ها گرد آقای هاشمی حلقه زده‌اند و می‌کوشند با استفاده از موقعیت ایشان سیاست ورزی کنند و البته در این میان آیت الله هاشمی با آغوش باز این اینان استقبال کرده است.

 آرایش سیاسی- انتخاباتی جریان دوم خرداد با همراهی و رهبری هاشمی رفسنجانی اکنون به طور مشخص این است که ضعف‌ها و خطاهای اصولگریان دولتی به کلیت اصولگرایی تسری داده شده و جدال اصولگرایان با جریان انحرافی خود مسئله‌ای انحرافی جلوه داده شود. این امر را اکنون به وضوح می‌توان در جراید منتسب به جناح دوم خرداد مشاهده کرد.

به هر روی این استراتژی اگر چه در ظاهر امر موفق جلوه می‌کند اما در عرصه سیاسی این روزهای کشور مابه ازایی نمی‌یابد. چه انکه اصولگرایان منتقد در کنار نقدهای جانانه‌ای که بر دولت فعلی دارند هیچ‌گاه مرزبندی‌های خود با قرائتی از توسعه که «مردم» را هیچ می‌انگارد فراموش نمی‌کنند و در عین حال در مسئولیت‌هایی هم که حضور داشته‌اند آنقدر خوب عمل کرده‌اند که مردم با آن ملاک به قضاوت درباره عملکرد آنان می‌پردازند نه با القائات خاص یک جریان خاص...


چرا دانه درشت ها مالیات نمی دهند؟
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، فساد اقتصادی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

خبرنامه دانشجویان ایران: در مباحث اقتصادی به خصوص در زمینه مالیات ها، همیشه این کارمندان بوده‌اند که مالیات آنان شاید زودتر از موعد کسر می شود و این درحالی است که حقوق این قشر با اخذ مالیات واریز می شود.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، دانه درشت های اقتصادی شاید به اندازه یک کارمند ساده هم مالیات نپردازند و معمولا این معضل ریشه در همان ضرب المثل دارد که "خشت اول چون نهد معمار کج" باید دید که بنای ناسازگاری دانه درشت های اقتصادی از چه زمان و چگونه پی ریزی شده است.

 
بنا به نظر اکثر کارشناسان سیاسی ریشه اصلی این معضل در دولت سازندگی و کارگزاران پی ریزی شده است.

یکی از نقاط تاریک عملکرد دولت کارگزاران بحث سرمایه ها و درامدها و اخذ مالیات ها است. در آن سال های سازندگی یعنی سال های بین 68 تا 76 رییس دولت مدام تکرار می کرد که مالیات ها خوب گرفته می شود. با همه این تعاریف وی ، مقام معظم رهبری اما  بخشی از فرمایشاتشان را به اخذ مالیات از دانه درشت ها اختصاص دادند که این نکته پس از بازنگری در عملکرد دولت کارگزاران در این بخش، بسی قابل تامل است.

در همین راستا  و بر خلاف صحبت های رئیس دولت ،  معاونین مالیاتی هم در اواخر دولت سازندگی  و هم در اوایل دولت اصلاحات مرتبا اقرار می کردند که در سال های گذشته نتوانستیم نظام مالیاتی را اصلاح کنیم و درست مالیات بگیریم که این سخنان ناقض صحبت های آقای هاشمی در خصوص اخذ درست مالیات ها بود.

از سوی دیگر نیز دولت کارگزاران در خصوص اخذ مالیات از سرمایه دارها هیچ تلاشی را در طول 8 سال انجام نداد وگویا دولت دغدغه ای برای اجرای منویات رهبری در خصوص اخذ مالیات از دانه درشت ها نداشت.

آقای هاشمی بعد از دوران ریاست جمهوری اش در مصاحبه ای درباره این تناقض میان صحبت های او و معاونین و مسولین امور مالیاتی کشور در خصوص اخذ صحیح مالیات از دانه درشت ها می گوید:  « آنچه قاعدتا در خصوص اخذ خوب مالیات ها گفتم این است که مالیاتی که در بودجه می بینیم گرفته می شود».

این اظهارات در کنار سخنان معاونین مالیاتی دولت کارگزاران که قرار می گیرد این موضوع را نشان می دهد که بر خلاف نظر مقام معظم رهبری هدف دولت کارگزاران صرفا اخذ مالیات از طبقه کارمند بود، چون بطور منظم و بدون کاست از حقوقشان کسر می شد، و صد البته آنهایی که دارای درآمدها و سرمایه هایی بودند به نوعی مغفول واقع می شدند...! و برنامه ای در خصوص گرفتن مالیات از دانه درشت ها در تفکر دولت کارگزاران وجود نداشته است...

و به نوعی با بی توجهی به منویات رهبر معظم انقلاب و به نوعی باج دادن به دانه درشت ها و سرمایه دارها  سعی شد که از سرمایه آنها  برای ایجاد یک نظام با مبنای سرمایه داری مشابه الگویی که بانک جهانی به کشورها دیکته می کرد بهره برداری شود که به دلایلی که در بخش عملکرد اقتصادی دولت هاشمی آورده خواهد شد، اهداف اقتصادی آن نیز محقق نشد...

یکی دیگر از مسائلی که در زمان دولت کارگزاران شروع شد و  به شدت شیوع و گسترش یافت بحث ثروت های بادآورده است. این مساله گسترش  زیادی در جامعه بالاخص در میان آدم های دست و پا داری که با دولت در رابطه بودند، داشت . افرادی  که به واسطه زرنگی ها و مسولیتهایی که داشتند و ... خیلی سریع به ثروت های عظیمی دست پیدا می کردند.

این مساله همواره یکی از وجوه تذکر رهبری به هاشمی بود. رهبر انقلاب معمولا در دیدارهایشان با اعضای دولت این مساله را گوشزد می کردند و آنرا جزء بزرگترین مفاسد در یک نظام اسلامی بر می شمردند.
هاشمی همواره به جای مواخذه مدیران و پیگیری مفاسد اقتصادی وثروت های بادآورده از عملکرد  ناصواب مدیران  و برنامه های غیر علمی دولت سازندگی که نتایجش  افزایش ثروتهای باد آورده و مفاسد بود دفاع می کند و در جایی می گوید :‌ «فکر می کنم ثروتهای باد آورده در دوران و قبل از سازندگی بیشتر بود . یعنی آنها که از راه تفاوت قیمتها سرمایه دار می شدند خیلی بیشتر بودند. اگر ثروتهای باد آورده در زمان سازندگی بود از یک جریان سازنده بود این باد آورده ها با آن دزدی ها فرق دارد».

این صحبتهای رئیس دولت کارگزاران اگرچه «این بادآورده ها» را در دوران سازندگی مورد اشاره قرار داده تلویحا آن را تایید می نماید اما همواره حساسیتی نیز برای مبارزه با این مفاسد نداشته است.

افرادی که به واسطه زرنگی‌ها، ارتباط با دولت‌مردان کارگزاران، رشوه و... یک شبه ره صد ساله طی می‌کردند از قبل بی‌تقوایی و فساد در عملکرد دولت و همچنین بعضا کمبود قانون در زمینه بر خورد با اینگونه مفاسد به ثروت هفگفتی به ناحق دست پیدا می‌کردند.

اگر چه فساد از هر نوعی که باشد در جامعه اسلامی محکوم است و قابل پیگیری، اما به شرطی که انگیزه لازم در مسئولان امر در مبارزه با فساد، وجود داشته باشد ولی متاسفانه با همه تفکراتی که مقام معظم رهبری به برخورد با این مفسده بزرگ و ارتباط مستقیم آن با تورم و فقر داشته دولت مردان کارگزاران یعنی همان عاملان اصلی بروز این مشکل بزرگ در جمهوری اسلامی، به دلیل ذینفع بودن خود و همحزبی‌ها و بستگان ، انگیزه‌ای در خصوص پیشگیری و اصلاح این مشکل نداشتند.

البته قوه قضائیه، با همه مشکلات موجود، با قضاتی مستقل بعضا توانست عده‌ای از اختلاس گران و متخلفان از شهرداری تا روءسای بانکها  و ‌معاونین دستگاههای اجرایی و ... را به دلایل مختلف فساد اقتصادی به دام قانون بیندازد که قطره‌ای بود از دریای مفاسد اقتصاد ی کارگزاران سازندگی..!

آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان در این باره در مصاحبه ای می گوید:

"این درست نیست که در جامعه اسلامی عده‌ای ثروتهای نجومی به دست بیاورند و عده‌ای دیگر به نان شب محتاج باشند. وضعیت توسعه و پیشرفتهای اقتصادی خود به خود زمینه‌ای را فراهم می‌کند که اگر مهار نشود جامعه به سوی دوقطبی شدن شدید پیش خواهد رفت که در آن طبقه‌ای دارای ثروتهای بادآورده شده و طبقه‌ای در فقر و محرومیت شدید به سر خواهند برد. رهبر انقلاب کانون خطر را به خوبی روشن کردند و  هشدار دادند که اگر به این موضوع توجه نشود، جامعه در آینده دچار مشکل خواهد شد"

آیت الله ری شهری رییس جمعیت دفاع از ارزشها نیز در همان دوره پیرامون همین موضوع می گوید:

"در داخل کشور، برخی شرکت‌ها ایجاد شده‌اند که هدف آنها واسطه‌گری در سطح کلان است و وجود آنها حقیقتاً برای جامعه زیان‌آور محسوب می‌شود، زیرا جز فقیرتر کردن فقرا و پولدارتر کردن یک عده و نیز به وجود آوردن یک طبقه مرفه جدید در کشور ثمره دیگری ندارند. با تعطیل کردن این شرکت‌ها، جلوگیری از دلال‌بازی و نیز مقابله با اسراف‌کاری و تجمل‌گرایی در دستگاه‌های دولتی می‌توان بسیاری از مشکلات را حل کرد"

روزنامه نگاران و نویسندگان نیز در مقاطعی ناچار به تذکر به این منش دولت کارگزاران شدند.

کسائیان از روزنامه‌نگاران کشور در این خصوص می گوید:

"مهمترین ضعف دولت ایشان، چسبیدن بیش از حد لزوم به توسعه همه‌جانبه کم، و غافل شدن از گسترش امور فرهنگی و ارزشی بوده که در شأن و منزلت جمهوری اسلامی نمی‌باشد. از اول هم روشن بود که تزریق انبوه پول برای اجرای این همه طرح‌های بزرگ و کوچک، به کوچکتر شدن ضعیفان و لاغر شدن کارگران و کارمندان و بزرگتر و چاق و چله شدن ثروتمندان، و به وجود آمدن طبقه دلالان نوکیسه و برخی مدیران کم تقوا و مال‌اندوز و تورم کمرشکن و کم‌رنگی ارزش‌ها منجر خواهد شد"

باهنر دبیر جامعه اسلامی مهندسین و نماینده مجلس در مصاحبه ای درباره عملکردهای غیر مسولانه دولت سازندگی می گوید:

"ما انتقادهایی نسبت به عملکرد دولت داریم. سیاستهای اقتصادی ترسیم شده و همچنین سیاستهای اجرایی هر دو مشکلاتی داشتند که مشکلاتی را هم برای مردم به وجود آوردند و نمونه بارز آن تورم و نمونه خطرناکش، ثروتمند شدن عده‌ای خاص است. در اجرا، ما معتقدیم دولت می‌بایست نظارت بیشتری را به کار می‌برد. اگر دولت با مسایل جدی‌تر برخورد می‌کرد تا تخلفهایی در اجرای سیاستها پیش نیاید، خیلی از مشکلات به وجود نمی‌آمد. این که سیاست تعدیل اقتصادی صحیح بود یا صحیح نبود، یک حرف است و نحوه درست اجرا و نظارت دقیق بر اجرای آن، حرف دیگری است. شما دیدید آنهایی که دست‌اندرکار فروش صنایع و به اصطلاح مردمی کردن اقتصاد دولتی بودند خیلی از آنها را در اختیار فامیلها و اشخاص نزدیک خودشان گذاشتند و گزارشی هم که سازمان بازرسی کل کشور برای دفتر مقام معظم رهبری فرستاده، مؤید این امر است. مسأله بازرگانی خارجی نمونه دیگری است. ما آمار داریم و می‌دانیم به جای اینکه تجارت خارجی ما پخش و توزیع شود تا منافعش برای کل مردم باشد، در دست عده‌ای خاص قرار دارد و رقمهای بسیار بالای صادرات و واردات مربوط به افراد خاص و شناخته‌ شده‌ای می‌شود. مطابق آماری که بانکها از میزان پس‌اندازها می‌دهند، نزدیک به ثلث پس‌اندازها، مربوط به خانواده‌های معدودی است و این واقعاً یک امر خطرناک برای جمهوری اسلامی است که ثروت، اینگونه در دست عده خاصی بچرخد"
منبع: نشریه هزاردستان


اینها مستحق این سخت گیری ها نیستند
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، فساد اقتصادی ، اختلاس

خبرنامه دانشجویان ایران: چیزی حدود یک هفته پیش هاشمی رفسنجانی در خصوص اختلاس اخیر با "بزرگ و بی‌سابقه" خواندن آن "ابراز نگرانی و تأسف" کرد و البته وی تقریبا در دسته آخرین مسئولانی قرار گرفت که به این اختلاس در سیستم بانکی واکنش نشان داد.


اولین موضع گیری رسمی او در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در روز شنبه نهم مهرماه اتخاذ شد.

گفتنی است؛ در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسجانی در سال 74، یکصد و بیست و سه میلیارد تومان از بانک صادرات اختلاس شد که کارشناسان با توجه به رشد اقتصادی در کشور، ارزش آن را با ارزش رقم اختلاس اخیر نزدیک یا برابر دانسته‌اند.

خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»،‌ در خصوص اظهار نظرهای آقای هاشمی درباره اختلاسهای دوران سازندگی کسب اطلاع کرده و نظرات جالبی را بدست آورده است.

آقای هاشمی در خطبه های نماز جمعه آن سالها به این موضوع اشاره کرده و می گوید: "این قدر بحث اختلاس ها و دزدی ها را نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید، وقتی یک سدی می سازیم مثلا 10 میلیارد خرج می کنیم ممکن است از قبل آن پانصد میلیون هم اختلاس شود، اما این سد برای کشور می ماند و هیچ کس نمی تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند."(!)

این اظهار نظرها در حالی در کتاب "بی پرده با هاشمی رفسنجانی" آمده است که وی علاوه بر اینکه با تخلفات گسترده مدیران و وزرایش برخورد نمی کرد مایل نبود که با آنها از سوی قوه قضائیه یا دیوان عدالت اداری برخوردی صورت گیرد.

او در جائی به سفارش خود به رئیس سازمان بازرسی اشاره می کند و می گوید: "من فقط یک بار به آقای رئیسی از سازمان بازرسی توصیه کردم که وقتی دیدید این مدیران ما سوء استفاده شخصی می کنند؛ قاطع برخورد کنید ولی اگر می بینید در مدیریت برای پیشبرد کار تخلفی انجام می دهند  اینجا جای سخت گیری نیست. اینها مستحق این سخت گیری ها نیستند... تنها کسانی مستحق سخت گیری اند که سوءاستفاده شخصی می کنند."

رئیس دولت سازندگی در مصاحبه ای هم گفت: "یک بار آقای عابدزاده رئیس هواپیمایی آسمان را سر هواپیمایی که سقوط کرده بود گرفتند و من از همین حساب 210 دولتی که در اختیارم بود 2 میلیارد تومان ضمانت کردم که او را آزاد کنند. او مدیر خوبی بود..."

سوالاتی از هاشمی که هنوز بی جوابند


بازخوانی مواضع شفاف و انقلابی آیت الله یزدی در فتنه 88
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله یزدی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی
نامه هاشمی توهین و جسارت بود، بذر تردید را افشاند، مواضعش از سه پهلو هم گذشته/ موسوی جوهره اش را نشان می‌دهد
گروه سیاسی- آیت‌الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم این روزها به‌عنوان یکی از دو محور اصلی برای وحدت اصولگرایان تلاش می‌کند. در عین حال، مواضع انقلابی وی از سال‌های دور قابل بازخوانی است؛ چه زمانی که در قامت رئیس قوه قضائیه پا به‌پای رهبر معظم انقلاب انتقادهای خود از جریان اشرافی وقت را به صراحت بیان می‌کرد و چه در شورای نگهبان جزو فقهای برجسته حافظ چارچوب‌های دینی بود و هست.

در عین حال، آن‌چنانکه فتنه 88، به‌عنوان نزدیک‌ترین آزمون بزرگ در انقلاب اسلامی می‌تواند معیار ارزیابی مواضع افراد و جریان‌ها باشد، در بازخوانی مواضع آیت‌الله یزدی نقاط بسیار روشنی به چشم می‌خورد که نشان از بصیرت این فقیه انقلابی است.

آیت‌الله یزدی هم از جایگاه فقیه عضو شورای نگهبان، هم به‌عنوان رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، هم در قامت یکی از یاران امام و السابقون انقلاب اسلامی سخنان روشنگرانه، به‌جا و مؤثری در مقاطع حساس فتنه بیان کرد.

عضو فقهای شورای نگهبان جلوتر و قاطع‌تر از سایرین، پنبه کمیته صیانت از آرای فتنه‌گران را زد، پیش و بیش از خواص درجه اول نظام، مقابل نامه هاشمی و اظهارات او در خطبه‌های نمازجمعه 36 تیر موضع گرفت، در ماجرای بی‌صلاحیت معرفی کردن صانعی در مرجعیت غیورانه ورود کرد و در مقابله با فتنه کم نگذاشت.

اکنون حضور این فقیه بزرگوار در رأس فعالیت سیاسی اصولگرایان برای انتخابات مجلس نهم نیز مایه دلگرمی بدنه نیروهای انقلاب اسلامی است تا از نفوذ همگنان جریان‌های فتنه و انحرافی در مرکزیت و لیست نهایی اصولگرایان جلوگیری شود و در نهایت یک ترکیب ولایت‌مدار و مورد قبول مردم مؤمن و انقلابی ارائه شود.

رجانیوز در ادامه بازخوانی مواضع چهره‌های شاخص، اظهارات آیت‌الله یزدی در مقطع سرنوشت‌ساز فتنه 88 را مرور می‌کند:

کمیته صیانت از آرا برای این است که اگر رای نیاوردند بگویند تقلب شده است/ شورای نگهبان موظف نیست تک تک افراد را راضی کند، وظیفه دارد قانون را درست اجرا کند

آیت الله یزدی در 9 خرداد 88 درست در همان زمان که طرح کمیته صیانت از آرا از سوی ضد انقلاب خارجی و هواداران موسوی و کروبی با هدف خدشه در سلامت انتخابات مطرح شد، پیشنهاد ایجاد نهاد موازی برای نظارت بر انتخابات را خلاف قانون و عقل دانست و اظهار داشت: انجام این کار، خلاف شرع و قانون و در حقیقت یک خلاف عقل است.

وی افزود: قانون اساسی ما، نظارت بر انتخابات را برعهده شورای نگهبان گذاشته است و اجرای انتخابات بر اساس قانون انتخابات به وزارت کشور واگذار شده است.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با یادآوری وظیفه قانونی شورای نگهبان در مورد تفسیر قانون اساسی نیز گفت: تفسیر قانون اساسی هم طبق قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است. شورای نگهبان بر اساس تفسیر خود، نظارت بر انتخابات را نیز استصوابی می‌داند.

یزدی، نظارت استصوابی را نظارتی مؤثر و کارآمد توصیف کرد و گفت: نظارت استصوابی شورای نگهبان از اولین مرحله تا آخرین مرحله انتخابات، ساری و جاری است. پس مسئولیت نظارت بر حسن اجرای قانون انتخابات بر عهده شورای نگهبان گذاشته شده است.

عضو فقهای شورای نگهبان در مورد تلاش برخی از افراد برای دخالت در کار نظارت بر انتخابات نیز اظهار داشت: دخالت دیگران در امر نظارت، دخالت نابجا و ناحق است؛ مانند اینکه یک نفر غیر قاضی بیاید در محکمه و در کار قاضی دخالت کند. یا مثل این که یک شخص غیر اداری در یک کار اداری دخالت ‌کند. اگر کار، آن اداره مشخص است و شرح وظایف و قانون و حساب و کتاب دارد؛ کس دیگری حق ندارد در آن کار وارد شود.

وی در ادامه با اشاره به پیشنهاد کمیته صیانت از آرا، تصریح کرد: مسئله‌ای که این روزها برخی افراد مطرح می‌کنند یک کار سیاسی و کار غلطی است.

عضو فقهای شورای نگهبان این پیشنهاد را یک طرح سیاسی برای توجیه شکست احتمالی افراد خاص در انتخابات دانست و گفت: این در واقع، پیش بینی برای یک اتهام است. آنها این کار را می‌کنند تا در آینده اگر نامزد مطلوب‌شان رأی نیاورد، بگویند آرا، تقلبی است.

وی ادامه داد: این موضع‌گیری‌های سیاسی مثل همین حرف‌هایی است که برخی رسانه‌های بیگانه می‌زنند؛ مثلا چند میلیون جمعیت در یک راهپیمایی حضور می‌یابند ولی فلان خبرگزاری خارجی می‌گوید حدودا چند صد نفر آمده بودند. گروهی از هم‌اکنون می‌خواهند شکست احتمالی خود را در انتخابات تحت‌الشعاع قرار دهند و مثلا بگویند این رأی‌ها را چنین و چنان کردند.

یزدی تصریح کرد: بنابراین به نظر من تشکیل این کمیته اصولا یک کار خلاف قانون است و برای کسانی که قانون را می‌دانند، خلاف شرع هم هست. چون مخالفت با قانون، شرعا اشکال دارد و کسی که با قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و مورد تائید شورای نگهبان، دانسته مخالفت می‌کند خلاف شرع عمل می‌نماید.

عضو فقهای شورای نگهبان در پاسخ به ادعای برخی افراد که می‌گویند ما اعتماد کافی به امر نظارت و اجرا نداریم، گفت: شورای نگهبان موظف نیست تک تک افراد را راضی کند. وظیفه شورای نگهبان این است که قانون را درست اجرا کند. اگر کسی بر حسن اجرای قانون از سوی یک نهاد اعتماد ندارد باید از مجاری قانونی، بگوید اینجا مجری انتخابات یا ناظر، خلاف قانون عمل کرده است. اما حق دخالت در کار کسی را ندارد.

یزدی خاطر نشان کرد: دخالت در کار شورای نگهبان، نه شایسته شورای نگهبان و شایسته مقامات دولتی و حکومتی و نه شایسته افراد و گروه‌های سیاسی است.

وی با اشاره به یک مثال درباره نحوه رسیدگی به اعتراضات در دستگاه قضایی گفت: کسی که می‌گوید به کار نظارت، اعتماد ندارد و می‌خواهد کار ناظر را انجام دهد، مثل کسی است که می‌گوید: من به رای قاضی اعتماد ندارم. آیا مجاز است در کار قاضی دخالت کند؟

عضو فقهای شورای نگهبان افزود: افراد مجبورند به حکم قاضی اعتماد کنند و اگر کسی اشکالی در کار قاضی ‌ببیند راه حل قانونی و عقلائی برای پیگیری آن ایراد این است که از مجرای قانونی، موضوع را مطرح کند. بعد دادگاه تجدیدنظر در مرحله دوم، اعتراض او را رسیدگی می‌کند و معلوم می‌شود که آیا رای قاضی اول خلاف بوده یا نه.

دود و آتشی وجود ندارد مگر عده ای بخواهند فتنه به‌پا کنند/ آقای هاشمی رییس مجمع تشخیص است نه رهبر انقلاب

آیت الله یزدی تنهابه فاصله 24 ساعت پس از نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب اسلامی در 19 خردادماه 88، در گفتگو با فارس درباره صحت و سقم این جمله هاشمی رفسنجانی که خطاب به رهبری نوشته بود: «رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، رسما اعلام پاکی و منزه بودن خانواده رئیس جمهور و حتی کم شدن دارایی ها در دوران مسئولیت را نمودند» گفت:

 این سئوال در جاهای دیگر هم از من سوال شده که این جمله که آقای هاشمی در نامه سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبری نوشته‌اند که فلانی یعنی من به عنوان رئیس قوه قضائیه گفته است که مثلا درباره اموال ایشان بحثی نبوده است مربوط به 10 سال قبل است.

وی اضافه کرد: از ده سال به این طرف، من دیگر در دستگاه قضایی نبودم. این انتساب برای 10 سال پیش است. در زندگی هم می دانیم و تاریخ نشان می‌دهد خیلی حوادث مختلف پیش می‌آید. بنابراین باید مشخص شود که این جمله مال الان نیست و نباید الان مورد استناد قرار گیرد.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره برخی تعابیر در نامه هاشمی مبنی بر آتشفشان های سوزان و اجتماعات خیابانی یادآور شد: مردم ما به راحتی می‌توانند قضاوت کنند. وقتی مقام معظم رهبری در آخرین سخنرانی‌شان در روز 14 خرداد در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) با صراحت همه مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند و امر به خودداری از درگیری و برخوردها فرمودند و تصریح کردند که اگر جایی کسانی دنبال ایجاد درگیری هستند یا خائن یا غافل هستند، دیگر چه عبارتی بالاتر از این است؟

وی اظهار داشت: این عبارت خیلی مفهوم دارد. مردم ما از این عبارات به راحتی می‌توانند بفهمند که منظور چیست؟ بنابراین هر کس در جریان انتخابات به عنوان تبلیغات انتخاباتی بخواهد در هر گوشه مملکت تشنجی با هر درجه‌ای ایجاد کند، به تعبیر مقام معظم رهبری یا خائن است و یا غافل.

وی افزود: من در صدد پاسخگویی به حرف‌های ایشان و نامه ایشان نیستم. من به طور کلی می‌توانم بگویم که کشور رهبر دارد، مسئول کشور رهبر است و مسلما مردم و همه علما ، روحانیت و مسئولان نظام به رهبری ایشان اعتقاد داشته و جملگی تابع فرامین و منویات ایشان هستند. وی یادآور شد: آقای هاشمی رفسنجانی مسئولیت مجمع تشخیص مصلحت را دارند و سمتی به عنوان رهبری ندارند. رهبر کشور مسئول کل کشور است و امنیت کشور به عهده ایشان است. آرامش کشور به عهده ایشان است. ایشان دستورات لازم را صادر فرموده‌اند و می‌فرمایند: اگر کسی هم خلافی کرده یا خلافی کند، در جای خود تذکرات لازم را به او می‌دهند.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یادآور شد: مقام معظم رهبری اقدامات لازم را انجام می‌دهند. ایشان در جریان انتخابات برای پیشگیری از هرگونه التهاب و درگیری به صراحت دستوراتی به مقتضای رهبری‌شان داده اند. اجرای آنچه ایشان فرموده اند، وظیفه همه ماست و دیگر ما نباید در این جریانات تابع آنچه در برخی کشورهای خارجی و جاهای دیگر می‌گذرد که در ایام انتخابات درگیری، زد و خورد و کشت و کشتار به راه می اندازند، باشیم.

وی گفت: مردم ما هر سال یک انتخابات برگزار کرده اند که همه این انتخاب ها با آرامش و صحت و سلامت برگزار شده است. مقام معظم رهبری چندی پیش هم راجع به اظهارات برخی افراد که انتخابات گذشته را خلاف دانسته بودند، تصریح کردند؛ انتخابات با صحت و سلامت برگزار شده است.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت:من هم به عنوان عضو شورای نگهبان عرض می‌کنم شورای نگهبان ناظر است، بر اساس وظیفه شرعی خود و وظیفه قانونی خود حاضر در انتخابات است و نظارت کامل خواهد داشت. اگر شورا تخلفی ببیند این تخلف را به قوه قضائیه منعکس می‌کند و قوه قضائیه مسئولیت دارد و رسیدگی می‌کند. ما نباید بدون جهت جو را ملتهب کنیم.

وی یادآور شد: فرض کنید کسی هم جمله‌ای گفته است و نمی‌بایست می‌گفت، پیگیری آن روال قانونی دارد. معمولا شکایت می‌کنند و شکایت به دستگاه قضایی می‌رود؛ دستگاه‌ قضایی هم رسیدگی می‌کند و آنچه که تکلیف است انجام می‌دهد. به هر حال تصور من این است در حال حاضر هر نوع تشدید التهاب در جامعه مقابله و مخالفت با نظام و اهداف مقدس آن است.

وی در پاسخ به این سئوال که هاشمی در نامه اش خطاب به مقام معظم رهبری نوشته است که «برای رفع فتنه های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هر گونه که صلاح می دانید اقدام موثری بنمایید»گفت: ما چیزی به عنوان آتش و دود و این چیزها نمی‌فهمیم. مگر خدای ناکرده کسانی بخواهند فتنه‌ای برپا کنند. فتنه بر پا کردن غیر از این است که انسان بخواهد تبلیغ فتنه بکند.

موسوی دارد جوهره اش را نشان می‌دهد/ حیثیت هاشمی را رهبر انقلاب حفظ کرده است

31 خرداد 88، همان مقطعی که موسوی و کروبی با کمک رسانه های پرشمار غربی، دروغ بزرگ تقلب را در افکار عمومی مطرح کرده بودند و با لشگرکشی های خیابانی سعی در باج گیری از نظام را داشتند، و همزمان بسیاری از خواص و نخبگان سیاسی نیز با سکوت معنادار خود به تقویت مواضع سران فتنه پرداخته بودند، آیت الله یزدی در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت:

میرحسین موسوی دارد جوهره خود را معرفی می‌کند و نظام موظف نیست که در‌باره سلامت انتخابات وی را قانع کند و مردم ما به اجبار به کسی رای نداده‌اند و رای همه مردم اختیاری بوده است.

وی افزود: آقای موسوی هنوز زمانیکه صندوق‌ها باز نشده بود اعلام پیروزی کرده‌است و این کار خلاف قوانین بود.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه مقام معظم رهبری مدیران کشور و نخبگان، علما و مراجع عظام تقلید اکثر قریب به اتفاق به تشخیص درستی رسیده‌اند تصریح کرد: در چنین فضایی تعدادی اندک از آدم‌هایی که از هویت درستی برخوردار نیستند به اسم آشوب و فتنه قصد جان نظام را کرده‌اند و البته این فتنه‌ها نیز مثل ده‌ها فتنه کوچک و بزرگ تاریخ 30 ساله انقلاب با حضور ملت مقتدر ایران خنثی می‌شود.

آیت‌الله یزدی شرایط کنونی کشور را آزمایشی جدید برای همگان توصیف کرد و افزود: همانگونه که رهبر معظم انقلاب در خطبه تاریخی نماز جمعه بیان فرمودند ملت از آزمون انتخابات سربلند بیرون آمده است.

وی با اشاره به مهلت سه روزه کاندیداها طبق قانون برای ارائه شکایات به شورای نگهبان گفت: حتی برخی شکایات بعد از پایان مهلت سه روزه پذیرفته شد و شورای نگهبان نیز ظرف 10 روز طبق قانون شکایات وارده را بررسی کرده و بزودی نظر شورای نگهبان اعلام می‌شود.

وی ادامه داد: شورای نگهبان وظیفه‌ای ندارد تا از کاندیداها دعوت کرده و سخنان آنها را بشنود، ولی به پیروی از رهبر معظم انقلاب برای روشن‌شدن افکار عمومی توسط شورای نگهبان برای حضور در جلسه رسمی از کاندیداها دعوت به عمل آمد. یزدی گفت: غیر از آقای رضایی دیگران در جلسه تشریف نیاوردند و آقای رضایی ضمن تأیید موقعیت قانونی شورای نگهبان موضع‌گیری متینی اتخاذ کرد.

وی افزود: شورای نگهبان در این انتخابات نمی‌تواند بدعت جدیدی ایجاد کند چون در کشور در سال‌های آینده نیز باید انتخابات دیگری برگزار شود. وی با اشاره به برخی راهکارهای قانونی برای بررسی وضعیت انتخابات تأکید کرد: در طول مدت باقی‌مانده از فرصت 10 روزه شورای نگهبان به تمام شکایات با دقت بررسی خواهد کرد.

هم چنین وی در بخش دیگری از اظهاراتش با اشاره به موضع‌گیری میرحسین موسوی پس از مشخص شدن نتیجه آرا گفت: موسوی باید به احمدی‌نژاد تبریک می‌گفت و دوره‌های بعد را حفظ می‌کرد، اینکه 24 میلیون نفر در انتخابات اشتباه کردند، هیچ عاقل و غیرعاقلی این حرف را نمی‌پذیرد، منشاء شبهه‌های ایجاد شده نادانی برخی از افراد است و شورای نگهبان شبهه‌ها را تا آخر رفع می‌کند.

وی در پاسخ به سئوال خبرنگاری در خصوص آقای هاشمی رفسنجانی گفت: آقای هاشمی روحانی محترم، شناخته شده و سابقه‌داری هستند، متاسفانه در ایام انتخابات چه صحبت‌های مطرح شده در مناظرات و چه نامه به رهبری وضعیت خوبی را پیش نیاورد، البته مقام معظم رهبری حیثیت ایشان را حفظ کردند.

آقای هاشمی چه کسی جز شما بذر تردید را افشاند؟/ شما چه کاره هستید که می‌گویید بازداشت‏شدگان آزاد‏شوند؟/ درباره مشایی به رییس جمهور تذکر داده ام

اما مواضع صریح، شفاف و انقلابی آیت الله یزدی طی فتنه هشت ماهه پس از انتخابات ادامه داشت و بخصوص نقش پر رنگ ایشان در برابر مواضع چندپهلو و دشمن شادکن هاشمی رفسنجانی بسیار پر رنگ بود، بگونه ای که در 27 تیر 88 و تنها یک روز پس از اقامه نماز جمعه تهران توسط هاشمی که وی سخنانی بر زبان آورد که مورد استقبال گسترده رسانه های ضدانقلاب صورت گرفت، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جمع خبرنگاران اظهار داشت:

در حکومت اسلامی مشروعیت و مقبولیت با یکدیگر متفاوت است و همراهی مردم، برای حکومت مشروعیت ایجاد نمی‌کند. آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌ی اول و دوم خود زیربنای دیگری را مطرح کرده است که می‌خواهم بگویم حتما ایشان اشتباه کرده و اشتباه می‌کنند. به آنچه مورد اتفاق فقهای اسلامی و شیعه‌ی اثنی عشری است توجه نشده است و آن مسئله‌ی حق حاکمیت در نظام جمهوری اسلامی ایران است که ناشی از مردم و خداوند متعال است.

وی با بیان این‌که مشروعیت با مقبولیت تفاوت دارد، تاکید کرد: مشروعیت حاکمیت در اسلام از طرف خداوند است و مقبولیت حاکمیت با همراهی مردم است. درست است که بدون همراهی مردم هیچ حاکم اسلامی نمی‌تواند کاری انجام دهد اما همراهی مردم، مشروعیت حکومت را ایجاد نمی‌کند حتی در مورد پیامبر اسلام (ص) هم این‌گونه بود.

وی در بخش دیگری از اظهاراتش خاطرنشان کرد: پیامبر همه‌جا رافت و مهربانی و رحمت نمی‌کرده است. در جایی که لازم بوده جنگ کرده و دستور تخریب مسجد ضرار را داده است و این امر لازم بوده است.

وی در ادامه به بخش دیگری از سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی مبنی بر این‌که بذر تردید در این انتخابات افشانده شد اشاره کرد و گفت: هاشمی از مردم تجلیل کرد و این واقعیت درستی است که همه می‌دانند اما ایشان گفتند بذر تردید در این انتخابات افشانده شد و این یکی از ویژگی‌های انتخابات این دوره بود.

وی در پاسخ به این جمله خطاب به هاشمی رفسنجانی این سوال را مطرح کرد که چه کسی بود که اولین بذر تردید را افشاند. قبل از انتخابات چه کسی به مقام معظم رهبری نامه نوشت و گفت که در خیابان‌ها آتش فتنه ایجاد شده و دود آن به چشم این و آن می‌رود. چه کسی جز خود ایشان( رفسنجانی) بذر تردید را افشاند.

یزدی در دفاع از عملکرد وزارت کشور و شورای نگهبان گفت: این وزارت کشور همان وزارت کشوری است که ریاست جمهوری هاشمی را اداره کرد.ریاست جمهوری خاتمی را اداره کرد. این شورای نگهبان همان شورای نگهبانی است که انتخابات ریاست جمهوری ایشان و آقای خاتمی را نظارت کردند. چطور آن زمان این بحث‌ها و حرف‌ها پیش نیامد اما قبل از انتخابات این دوره این مسئله و این بحث پیش آمد.

وی خطاب به هاشمی رفسنجانی گفت: مسئله خیانت و تقلب در انتخابات را چه کسی مطرح کرد و کجا مطرح شد؟ در زمانی که هنوز انتخابات اعلام نشده بود! این چه معنا دارد؟ بذر تردید را چه کسی افشاند؟ باید با آنها برخورد شود. چه گروه‌هایی کمک کردند تا این بذر آبیاری شود و این همه فساد و فتنه در خیابان‌ها ایجاد شده و امنیت کشور را زیر سوال بردند.

وی در ادامه به دیگر سخنان هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه دیروز تهران اشاره کرد و گفت: ایشان در نماز رسما پیشنهاد آزادی بازداشت شدگان را می‌کنند. مگر ایشان رییس مجمع تشخیص مصلحت نیستند؟ ایشان به خوبی می‌دانند که این کار مربوط به دستگاه قضایی کشور است. ایشان مسئله پایبندی به قانون را مطرح می‌کنند در حالی که این گفته ایشان با دیگر سخنان و رفتارهای او تناقض دارد.

رییس دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: اگر شما قانون مدار هستید، نباید پیشنهاد آزادی بازداشت شدگان را بدهید اما می‌توانید توصیه کنید که با دقت به جرایم آنها رسیدگی کنند.

وی در خصوص علت بازداشت کسانی که در بازداشت هستند؟ گفت: کسانی که در بازداشت هستند پول‌هایی گرفته‌اند، کارهایی کرده‌اند و در متن تحریک مردم گرفته شده‌اند لذا نباید آزاد شوند. اگر کشور قانون دارد و لازم است قانون حاکم باشد اگر از من پرسیده شود من می‌گویم نباید آزاد شوند.

وی خطاب به رفسنجانی گفت: شما چه کاره هستید که می‌گویید باید بازداشت شدگان آزاد شوند؟ اگر شما خیرخواه مردم هستید که مطمئنا همین طور است باید بگویید به مسئله آنها دقیقا رسیدگی شود. در این فتنه آدم‌ها کشته شده‌اند چه کسی باید جواب آنها را بدهد.

یزدی ادامه داد: بعد از انتخابات و فتنه‌ها و سخنرانی رهبری سکوت معنادار آقای هاشمی یعنی چه؟ آیا این تنها فقط یک سکوت است؟ این سکوت نوعی حمایت و طرفداری از جبهه مخالف و تایید صحنه‌های خیابانی است.

این عضو فقهای شورای نگهبان ادامه داد: من می‌پرسم رییس مجلس خبرگان چرا سکوت کردید و نگفتید نباید خیابان بیایید و شیشه‌ها را بشکنید؟ در حالی که شما در سطح بالایی هستید.

وی از عملکرد شورای نگهبان در بحث انتخابات دفاع کرد و گفت: ایشان (هاشمی) گفت که شورای نگهبان به وظیفه خود عمل نکرد، من در شورای نگهبان بودم ودر پیشگاه خداوند شهادت می‌دهم که آنچه انجام گرفت با دقت و صحت بود.

وی ادامه داد: این همان شورایی است که خبرگان هم از آن عبور کرده‌اند. چطور ایشان می‌گوید شورای نگهبان عمل نکرد و در مقابل پیشنهاد می‌کند برای اعتمادسازی کاری کنید.

وی خاطرنشان کرد: شورای نگهبان بیش از هر دوره در این دوره با کاندیداها همراهی کرد که بتوانند حرف و شکایتشان را بگویند. این پنج روز مهلت را ما از رهبری درخواست کردیم اما کاندیداها نیامدند و بازشماری صندوق‌ها با پیشنهاد خود شورای نگهبان بود.

وی خطاب به آقای هاشمی گفت: این‌که می‌گویید فضا را طوری آماده کنید که هر کس حرفش را بزند یعنی چه؟ یعنی موسوی بگوید باید انتخابات باطل شود؟ چون در مناظره در مورد آقای هاشمی صحبت شده است؟ در واقع نمی‌دانم منظور ایشان چه بوده است؟

وی گفت: آقای هاشمی با آن همه سوابقی که دارید و موقعیت کنونی آیا مصلحت کشور این طور ایجاب می‌کند؟

یزدی به جلسه روز پنج شنبه با هاشمی رفسنجانی و توصیه‌های حوزه خبرگان و شورا به ایشان اشاره کرد و گفت: همه توصیه کردند این نماز باید ایجاد وحدت کند اما شما آمدید ایجاد اختلاف کردید و آن حرف‌ها و حدیث‌ها را برگرداندید. این جریانات روشن کرد که جریان چیز دیگری بود که از قبل از انتخابات طرح آن ریخته شده بود. جریانی که با حمایت انگلیس بود و به دنبال ساقط کردن رهبری، واژگون کردن نظام و انقلابی به قول برخی مخملی بود.

وی در ادامه به حاشیه‌های نماز جمعه دیروز اشاره کرد و گفت: اکثریت قریب به اتفاق کشور اسلام را می‌خواهند اما یک عده‌ای که جوان هستند و تحت تاثیر برنامه ماهواره‌ای هستند بیایند شعار دهند که چه؟ با آن وضعیت پارچه سبز به دست بسته و یا لباس سبز پوشیده؟ آیا ما باید اینها را تقویت کنیم یا اکثریت را و نظام را تقویت کنیم؟

وی موکدا به جلسه روز پنج شنبه با هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و گفت: ما با ایشان صحبت کردیم و گفتیم که در نماز دنبال چیزهایی که برخی مسایل را زنده می‌کند نباشید. رهبری خطر را رفع کردند. شما مجددا در صدد بودید که خطر را برگردانید اما این خطر دامن شما را می‌گیرد.

وی خاطرنشان کرد: من توقع نداشتم شما از رهبری تجلیل کنید. تجلیل نکردید آن نامه‌ای که نه سلام و نه علیک در آن بود یک طرف این هم سخنرانی شما از طرف دیگر. کشور در سایه رهبری امنیت دارد. مردم دنبال رهبری هستند مثل روز برای شما روشن است که اگر رهبری حمایت نکند شما نمی‌توانید کشور را اداره کنید.

وی از عدم تشکر هاشمی از رهبری به شدت انتقاد کرد و گفت: حداقل به اندازه حمایت رهبری از شما، شما از رهبر حمایت می‌کردید متاسفانه این روش‌ها و برخوردها از شما خلاف انتظار بود.

وی در پایان سخنان اولیه خود گفت: ایشان در مقابل این صحبت‌ها، صحبت‌های مثبتی کردند که از جمله آن بحث پایبندی به قانون بود. ایشان باید خودشان ابتدا به قانون عمل کنند و احترام رهبری را حفظ نمایند.

وی در ادامه خصوص سوال دیگری در مورد انتصاب رحیم مشایی به سمت معاونت اول رییس جمهور گفت: رییس جمهور با عده‌ای کار می‌کند. همکاران وی دو دسته هستند یک دسته به اختیار ایشانند و یک دسته باید به تایید مجلس برسند. ایشان آمده‌اند عده‌ای را انتخاب کرده‌اند که مورد نظرشان بوده است و کسانی از دوستان هم با آمدن آنها مخالف بودند و حتی به ایشان توصیه کردند که با او همکاری نکند. ایشان تنها امر و نهی را از رهبری می‌داند و امر و نهی را از شخص دیگری قبول ندارد.

یزدی ادامه داد: من به طور مستقیم با ایشان این مسئله را در مورد مشایی مطرح کردم که همکارانی که حساسیت روی ایشان است نباید به همکاری به این نزدیکی قبول کرد. به ایشان در قالب نصیحت و موعظه این صحبت‌ها و این تذکرات داده شده است و داده خواهد شد.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری در مورد قسمتی از سخنان آقای هاشمی که عنوان کردند نامه‌ای را در خصوص انتخابات در مجلس خبرگان مطرح کرده‌ است؟ گفت: تمام سخنان آقای هاشمی ظاهرا بی‌سند بوده است و تنها ادعاست.

حتی اگر اطلاعات‌شان منحصر به دانشگاه آزاد هم باشد، تحلیل شان اشتباه است

آیت الله یزدی هم چنین در دوم دی ماه 88 نیز با تاکید بر اینکه ولایت فصل‌ الخطاب است و هر گاه نظرات ما همخوانی نداشت، ولایت راهگشاست، افزود: در همین قضایای اخیر خدمت ایشان عرض کرده‌ایم که فرمایشات شما با صحبت‌های برخی مسئولان جمع نمی‌‌شود و نمی‌دانیم باید چه کار کنیم، اما ایشان با درایت راه درست را نشان دادند.

وی با تاکید بر اینکه انسان در زندگی مانند کاغذ شطرنجی در هر لحظه سر یک چهار راه قرار دارد، ادامه داد: خط مستقیم یکی بیشتر نیست و امکان ندارد دو خط راست باشد اما در سر چهارراه‌ها عواملی درونی و بیرونی وجود دارد که انسان را به این سو و آن سو می کشاند و بر همین اساس در قضایای اخیر، دیدیم عده‌ای حکم رهبری را نشنیده گرفتند.

آیت‌الله یزدی با اظهار تعجب از سخنان یکی از مسئولان (هاشمی) که در مشهد گفته بود "حکومت بسیجی و سپاهی دارد و آنها دانشگاهیان و نخبگان را دارند"، افزود: آنها نمی ‌دانند بسیاری از دانشگاهیان در خط رهبری و فدایی امام هستند؛ حتی اگر اطلاعات ایشان منحصر به دانشگاه آزاد هم باشد، در آنجا هم اینطور نیست.

وی در پایان با تاکید بر اینکه انسان با شناخت و حرکت در خط مستقیم به هدف نهایی می رسد، خاطر نشان کرد: تا وقتی که ما دنبال اسلام و حاکمیت اسلام هستیم، دنیا دنبال برخورد با ماست.

پس از جلسات متعدد جامعه مدرسین به عدم صلاحیت آقای صانعی در مرجعیت رسید/ روایتی تاریخی از برخورد زننده صانعی با آیت الله صافی

ایشان همچنین در 13 دی ماه 88 و درست همان برهه ای که شیخ یوسف صانعی با فتواهای شاذ و عجیب خود، موجی از خوشحالی را در میان ضدانقلاب داخلی و خارجی ایجاد میکرد و سرانجام جامعه مدرسین نیز عدم صلاحیت ایشان در امر مرجعیت را اعلام کرد، در خصوص تصمیم جامعه مدرسین حوزه علمیه گفت: این موضوع در کمیسیون مربوطه جامعه مدرسین بحث شده و به نتیجه هم رسیده بود منتهی طبق آیین نامه های مربوطه مبنی بر اینکه مسایل مهم باید به تصویب نهایی جامعه مدرسین برسد، چندی قبل گزارش کمیسیون در این خصوص در اجلاس عمومی جامعه مدرسین به اتفاق تصویب شد.

استاد دروس خارج حوزه علمیه قم اضافه کرد: بعد از انتشار اطلاعیه جامعه مدرسین مبنی بر اینکه بر اساس تحقیقات بعمل آمده در یکسال گذشته و پس از جلسات متعدد جامعه مدرسین به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاک های لازم برای تصدی مرجعیت می باشد، برخی مسئولان با ما تماس هایی داشتند؛ و ما اعلام کردیم ما وظیفه خودمان را انجام دادیم شما وظیفه خودتان را انجام بدهید.

آیت الله یزدی ادامه داد: البته من از نظر شخص خودم گفتم تعرض به محل سکونت و درس و بحث ایشان به هیچ وجه مناسب نیست و نباید از اینگونه کارها باشد. چون مقام معظم رهبری همواره جامعه را دعوت به آرامش کرده اند.

آیت الله یزدی در ادامه با اشاره به برخی از دیدگاه های فقهی آیت الله صانعی اظهار داشت: برخی از اعضای جامعه مدرسین که با من صحبت می کردند گفتند ایشان مبدع است و بدعت گذاری امری است که رد آن بر همه واجب است.

وی در ادامه با اشاره به برخورد نامناسب آیت الله صانعی با حضرت آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید گفت: در یکی از مواردی که ایشان فتوایی صادر می کند، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به ایشان تلفن می کنند و می گویند این چه فتوایی است که شما داده اید؟ اما ایشان عصبانی می شود و با این مرجع تقلید تند می شود که ما همان موقع از این برخورد آقای صانعی با حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به شدت ناراحت شدیم و گفتیم ایشان که خودش را مرجع می داند، حداقل باید احترام بزرگ تر را حفظ کند و نباید با این مرجع تقلید اینگونه برخورد کند.

رییس شورای عالی حوزه های علمیه همچنین به بررسی بعد فقهی آرای آیت الله صانعی پرداخت و گفت: آرای فقهی ایشان خلاف شأن و مقررات است و ان شاءالله که خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر نموده و ما را از شرور نفس حفظ کند.

مواضع هاشمی از سه پهلو هم گذشته است/ هر جای آقای خامنه ای بروند دنبالشان خواهیم رفت، نه دنبال هاشمی

رییس جامعه مدرسین حوزه علیمه قم در 5  بهمن ماه  88 نیز در دیدار مسئولان صدا و سیما با اشاره به سخنرانی اخیر هاشمی رفسنجانی در جمع اعضای حزب اعتدال و توسعه اظهار داشت: به نظر من سخنان هاشمی با آن نوع بیان به جای اینکه احترام به رهبری باشد، نوعی توهین و جسارت به آیت‌الله خامنه‌ای بود.

وی ادامه داد: ‌فرمایشات مقام معظم رهبری را که می‌شنویم ‌بسیار روشنگرانه و حاوی مطالب مهمی است اما در مقابل هاشمی با اظهارات دو پهلو معلوم نیست چه هدفی دارد.

آیت‌الله یزدی با انتقاد شدید نسبت به مواضع اخیر هاشمی گفت: من این نوع اظهارات را نمی‌فهمم؛ شما با حکم رهبری مسئولیت گرفته‌اید آن وقت این طوری صحبت می‌کنید. وی افزود: هر چه با خودم مباحثه کردم نتوانستم خودم را نسبت به مواضع هاشمی قانع کنم.

وی اظهار داشت: هاشمی در دیدار با اعضای حزب اعتدال و توسعه که من می‌دانم چه کسانی هستند گفته است که برای برون رفت از شرایط موجود کشور راه‌حل‌هایی را که با توجه به تجربیاتم در نماز جمعه بیان کردم به آن پایبندم و باید اجرا شود.

آیت‌الله یزدی ادامه داد: آقای هاشمی مگر شما در این 30 سال از رهبر جدا بوده‌اید. هر کجا که رهبری بوده‌اند شما نیز بوده‌اید. تجربیات شما چه تفاوتی با تجربیات آقای خامنه‌ای دارد؛ شما در نماز جمعه گفتید نسبت به نتیجه انتخابات تردید دارید ولی مقام معظم رهبری ضمن تاکید بر سالم بودن نتیجه انتخابات فرمودند اگر مشکلی است قانونی عمل کنید.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اظهارات اخیر اوباما در کنگره آمریکا ادامه داد: چقدر این دشمان نظام نادان هستند که با اختصاص مبالغی می‌خواهند نظام اسلامی ایران را سرنگون کنند. آنها کور خوانده‌اند نظام اسلامی ایران مقتدر با رهبری آیت‌الله خامنه‌ای پا برجاست و دشمان هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.

وی با اشاره به جسارت به ساحت امام حسین (ع) در روز عاشورا اظهار داشت: مردم با آن اجتماع عظیم که به گفته کارشناسان در طول 30 ساله انقلاب بی‌نظیر بود، جواب آنها را دادند آیا این مردم می‌گذارند نظام سقوط کند؟

آیت‌الله یزدی گفت: آقای هاشمی اگر امروز می‌خواهید صحبت کنید جسارت به عکس امام و توهین روز عاشورا را محکوم کنید. معنی ندارد که بیایید و دوباره بر مواضع خود پافشاری کنید.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: آقای هاشمی در دیدار اعضای حزب توسعه و اعتدال گفته است در شرایط فعلی باید افرادی از دو جناح مشکلات را در کنار رهبری حل کنند.

وی با انتقاد شدید از این سخنان آقای هاشمی اضافه کرد: کسانی که در مقابل حکومت قرار دارند، از نظام جدا هستند، آن وقت شما می‌گویید افرادی معتدل از دو جناح باید در کنار رهبری مشکلات را حل کنند؟ بگویید افراد معتدل جناح مخالف چه کسانی هستند؟

وی با بیان اینکه سخنان هاشمی از دو پهلو صحبت کردن هم بدتر است، گفت: معتقدم سخنان هاشمی از سه پلو هم گذشته است.

آیت‌الله یزدی اضافه کرد: رهبری بارها و بارها بر خودداری خواص از دو پهلو حرف زدن تاکید کرده‌اند و ایشان در سخنان خود بارها خواسته‌اند که هاشمی به آغوش نظام باز گردد، ولی هاشمی با موضع‌گیری‌های خود هر روز از نظام دورتر می‌شود.

وی در پایان تاکید کرد: در هر جا که آیت‌الله خامنه‌ای بروند ملت و ما دنبال ایشان خواهیم بود؛ اما آقای هاشمی این را بدانید که دنبال شما نمی‌آییم.

از روشنگری عقب‌نشینی نمی‌کنیم

آیت الله یزدی هم چنین در 12 بهمن 88 و تنها چند روز پس از انتخاب مجدد خود به ریاست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم توسط این تشکل با سابقه، در دیدار با جمعی از فضلا و محققین حوزه علمیه گفت: خدا کند ما کوتاهی نکرده باشیم و آنچه کرده ایم در راستای وظیفه بوده است. چنانکه حضرت امام همواره این نکته را تذکر داده اند که ما موظف به تکلیف هستیم و مکلف به نتیجه نیستیم.

آیت الله محمد یزدی در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: به رهبری باید مشاوره داد ولی وقتی به درجه تصمیم رسید حتی اگر با سلیقه ما هماهنگ نباشد تبعیت از این حکم انفع به حال مصالح حکومت و جامعه است تا اینکه فضای جامعه دچار تردید و نگرانی شود. بنابراین، من گاهی احساس کوتاهی می‌کنم که به جهت وضع جسمی توان بیش از این ندارم که به وظایف خودم عمل کنم و به هر حال امیدوارم که بتوانیم وظیفه خودمان را در انقلاب انجام دهیم.

رییس جامعه مدرسین همچنین در پاسخ به سوال یکی از حاضران در مورد نگرانی از توقف جریان روشنگری، هرگونه عقب نشینی از روشنگری را تکذیب کرده و گفت: ما وظیفه نداریم سکوت کرده و بی تفاوت باشیم و جریان روشنگری وظیفه‌ای است که در برابر خداوند باید انجام دهیم.


بادامچیان دیدار با هاشمی را با دیدار با "عمر سعد" مقایسه کرد!
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسدالله بادامچیان ، جمعیت موتلفه اسلامی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

خبرنامه دانشجویان ایران: اسدالله بادامچیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و قائم مقام حزب موتلفه اسلامی در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، به سؤالات مختلفی درباره، لزوم وحدت اصولگرایان، ساز و کار وحدت و منشور جامعتین، 8+7، جبهه پیروان و جبهه پایداری پاسخ گفت که متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است:

  آقای دکتر ابتدا خدمت‌تان عرض می‌کنیم که برخی سؤالات درباره شما و رفتار حزب موتلفه در افکار عمومی مطرح است که سخن‌گفتن درباره آنها از سکوت مناسب‌تر به نظر می‌رسد، چون قطعاً شما پاسخ‌هایی درباره آنها دارید. لذا از حضرت‌عالی درخواست داریم که عذر ما را بپذیرید تا بتوانیم سؤالات صریح و شفافی از شما بپرسیم.

 -بادامچیان: بله، شما این حق را دارید که سؤال‌هایتان را شفاف بپرسید و بنده نیز انشاءالله به این سؤال‌ها پاسخ خواهم داد.

ابتدا سوالاتی را درباره فضای سیاسی کشور مطرح و در ادامه به سوالات جزئی‌تری خواهیم رسید انشاءالله. انتخابات در تمامی کشورهای دنیا به ابزاری برای مقبولیت نظام‌های سیاسی تبدیل شده و بعضا یکی از مؤلفه‌های اقتدار ملی تعریف می‌شود به نظر شما چه تفاوتی بین انتخابات در کشور ما با دیگر کشورها وجود دارد. 

- بادامچیان: اصولاً انتخابات ایران همانند سایر کشورها نیست چرا که انتخابات در ایران، انتخابات کشوری است که انقلاب عظیمی را در جهان ایجاد کرده و یک نظامی را که در راس آن ولی فقیه عادل قرار دارد به جهان معرفی کرده است. از طرفی نظام جمهوری اسلامی ایران دست مستکبرین را قطع کرده و آنها را به وحشت انداخته است. تمام نظام‌های لیبرال دموکراسی و تمامی حکومت‌هایی که در جهت غیر ارزش‌های انسانی و الهی هستند اذعان دارند که نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام جدیدی است که حرف جدیدی می‌زند. به طور طبیعی نظام‌های غیر انسانی و غیر الهی به دنبال فرصت برای ضربه به جمهوری اسلامی هستند و انتخابات از جمله شرایطی است که نظام سلطه برای ضربه به نظام از آن استفاده می‌کند.
از طرف دیگر انتخابات مظهر قدرت و اقتدار ملی است چرا که مردم سالاری دینی را در جمهوری اسلامی سامان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت که انتخابات در ایران، ویژه است و مثل دیگر کشورها نیست که در آن دعواها و رقابت‌ها بر سر مسائل سیاسی و اقتصادی باشد. در نظام جمهوری اسلامی رقابت بر سر ارزش‌ها است.
نظام سلطه تمام تلاش خود را برای سامان نگرفتن انتخابات سالم در ایران انجام می‌دهد و تلاش می‌کند تا انتخابات در ایران پرشور نباشد.

  آیا نظام سلطه از فرصت انتخابات برای براندازی نظام جمهوری اسلامی استفاده می‌کند؟
- بادامچیان: آنها تلاش می‌کنند فرصت انتخابات را تهدیدی برای ایران کنند و در نهایت نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کنند که نمونه آن دوره قبل بود. بنابراین ما باید هوشیار بوده و مراقب شبیخون سیاسی دشمن باشیم.

  وحدت جریان‌های سیاسی در آستانه انتخابات و نحوه آرایش آنها از جمله موضوعات مهمی است که می‌تواند در سرنوشت مردم تاثیرگذار باشد؟ اکنون بحث وحدت اصولگرایان در کمیته 7+8 مطرح است. فکر می‌کنید این مدل چقدر می‌تواند به پیروزی اصولگرایان در انتخابات آتی کمک کند؟
- بادامچیان: در انتخابات اگر دو برادر نامزد شوند، این برادر می‌خواهد برادرش رای نیاورد و خودش پیروز باشد. مثل مسابقه کشتی می‌ماند که اگر دو برادر با یکدیگر کشتی بگیرند هر دو به دنبال پیروزی هستند؛ پس ماهیت انتخابات رقابت است که نهایتاً منجر به پیروزی یک طرف و شکست طرف دیگر می‌شود. ابتدا باید مشخص شود که طرف ما در انتخابات کیست؟ استکبار، ضد انقلاب و مخالفان داخلی؟، رقبای داخلی نیز حضور دارند و بعضا برخی التقاطی‌ها نیز حضور دارند. در گذشته حزب توده که به خدا اعتقاد نداشت می‌گفت که می‌خواهد خط امام را گسترش دهد،
اما بعد از گذشت زمان بحث چپ و راست، خط سوم و سپس اصولگرا و اصلاح طلب مطرح شد. برخی‌ها قدرت‌طلب هستند و حتی خدمت می‌کنند تا به قدرت برسند. این طیف افراد معمولاً در انتخابات‌ها حضور دارند. در مجموعه اصولگرایان نیز در داخل خودش برخی طیف‌ها رقیب طیف‌های دیگر هستند.به طور مثال، یک گروه اصولگرا می‌گوید که گروه دیگر حق نیست و من حقم و یا گروهی می‌گوید اگر در انتخابات حاضر نشود، گروه‌های دیگر رای نمی‌آورند. لذا در مجموعه اصولگرایان برای وحدت لازم است که گروه‌ها گذشت داشته باشند و یکدیگر را تحمل کنند. اصولگرایان همیشه با یکدیگر همراه می‌شوند و همین باعث می‌شود که برخی گروه‌های قدرت‌طلب از همدیگر جدا شوند.
به طور مثال، یک فرد که هیچ اعتقادی به جبهه پایداری ندارد برای مقابله با گروه دیگر می‌گوید که طرفدار جبهه پایداری است که البته این گونه اقدامات در هر انتخاباتی طبیعی است. لذا پاسخ ما به سؤال شما این است که اصولگرایان در کلان ذیل منشور جامعتین و نظرات آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی به وحدت می‌رسند و ممکن است در کنار این وحدت برخی گروه‌های کوچک شکل بگیرد.

آیا عمل به تمامی بندهای منشور جامعتین که تصریح می‌کند افرادی که علیه فتنه و جریان انحرافی موضع‌گیری نکرده‌اند،‌نباید در مرکزیت اصولگرایی باشند برای وحدت شایسته اصولگرایی کفایت نمی‌کند؟
-بادامچیان: البته تنها منشور جامعتین مطرح نیست بلکه نظرات آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی نیز بسیار اهمیت دارد.برخی‌ها تصور می‌کنند تنها منشور اصولگرایی مطرح است و لاغیر. لذا باید در نظر گرفته شود که نظرات آیت‌الله مهدوی کنی و محمد یزدی نیز همانند منشور اهمیت دارد.
  شما فرمودید منشور جامعتین محور وحدت اصولگرایان است. یکی از بندهای این منشور تاکید می‌کند که افرادی که علیه فتنه و جریان انحرافی موضع‌گیری نداشتند، نباید در مرکزیت وحدت اصولگرایان باشند؟ آیا این بند اجرایی شده است؟
-بادامچیان: این نظر برخی از دوستان است. منشور اصولگرایی تصریح می‌کند کسانی که در فتنه بوده‌اند نباید در مرکزیت باشند، فرض بر اینکه این بحث هم باشد الان در سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی چه کسی باید این موضوع را اجرایی کند. جز دو آیت حق؟

  برخی می‌گویند آقای لاریجانی در فتنه 88 موضع صریحی نداشته و بنابراین نباید در مرکزیت اصولگرایی باشد؟ نظر شما چیست؟
- بادامچیان: این نظر آنهاست. بنده معتقدم آقای لاریجانی در فتنه خیلی موضع‌گیری قوی داشتند. منتهی برخی جاها اقتضا می‌کرد که رئیس مجلس مقداری فراتر از بنده که نماینده مجلس هستم، عمل کند و مداراهایی را داشته باشد. مشخص است که آقای لاریجانی در فتنه نبوده.

تا آنجا که ما شنیده‌ایم کسی آقای لاریجانی را به فتنه‌گری متهم نکرده بلکه گفته‌اند آقای لاریجانی در ماه‌های ابتدائی فتنه موضع محکمی علیه فتنه‌گران نداشت.
- بادامچیان: این طور نیست که می‌گویند. آقای لاریجانی قبل از 9 دی موضع‌گیری‌هایی درباره فتنه 88 داشتند و این صحبت‌ها به تهمت شبیه است. آقای لاریجانی جزو کسانی است که در دوران فتنه نقش خنثی‌کننده داشتند.

  می‌گویند اگر قرار است علی لاریجانی در 8+7 نماینده داشته باشد چرا آیت‌الله آملی لاریجانی، محسن رضایی و دیگر شخصیت‌ها نباید نماینده داشته باشند. 
- بادامچیان: من پاسخ این سؤال را نمی‌دانم. چون آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی به عنوان محور اصولگرایان مدل وحدت را چیده‌اند.

  برخی اصولگرایان می‌گویند آقای لاریجانی جزو جبهه پیروان خط امام و رهبری است و نباید به طور مجزا در 8+7 نماینده داشته باشد؟ شما به عنوان عضو این جبهه چه پاسخی به این منتقدان دارید؟
- بادامچیان: این حرف‌ها از همان حرف‌هایی است که ذهن انسان را خسته می‌کند. شما تصور کنید که همه اعضای 8+7 عضو مؤتلفه باشند و یا اینکه هیچ کدام عضو مؤتلفه نباشند چه تاثیری می‌گذارد. اینها افراد متدینی هستند.

  اگر همه عضو مؤتلفه باشند، آیا در خروجی تاثیرگذار نخواهد بود.
- بادامچیان: آیا بنده که دور گذشته عضو 6+5 بودم، رعایت امانت و عدالت را نکردم؟

  یعنی اگر شما عضو 8+7 بودید، بین نیروهای حزب مؤتلفه با دیگران فرقی نمی‌گذاشتید؟
- بادامچیان: نه هیچ فرقی نخواهم گذاشت. وقتی بنده نماینده جبهه پیروان خط امام و رهبری باشم، نمی‌توانم تنها نمایندگی حزب مؤتلفه را داشته باشم. بلکه باید امانت‌دار 15 تشکل باشم. فلذا باید حتی اگر لازم باشد از حزب مؤتلفه گذشت کنم تا حقوق دیگر تشکل‌ها پایمال نشود. بنابراین ما معتقدیم اگر در یک شهرستان فردی نامزد شود که بهتر از دبیر کل حزب مؤتلفه در آن شهرستان باشند باید به او رای داد. در حزب جمهوری اسلامی هم همین طور بود اگر فردی بهتر از نماینده حزب بود، شایسته‌سالاری حاکم می‌شد.

  بنابراین پاسخ شما این است که مردم نگران نباشند حتی اگر روزی در 8+7 پانزده عضو از حزب مؤتلفه حضور داشتند هیچ تاثیری روی خروجی و نامزدها نخواهد گذاشت؟
- بادامچیان: بله، قطعا همین است. عضویت مهم نیست شایسته‌سالاری مهم است. البته شهید بهشتی می‌گفت اگر بین یک فرد حزبی و فرد غیرحزبی شرایط مساوی بود، مسلما ما فرد حزبی را انتخاب می‌کردیم چون مشخص است فرد حزبی از یک کار تشکیلاتی و جمعی وارد شده و یک امتیاز بیشتر دارد.
در انتخابات دوره قبل و در یکی از شهرستان‌ها یکی از دبیران ما نامزد شد تا با نامزد جبهه اصولگرایان رقابت کند. اما ما بعد از بررسی‌های لازم رقیب دبیر کل خود را انتخاب کردیم. حتی به دبیر خود گفتیم که اگر نمی‌خواهد از رقیبش حمایت کند، در حزب نماند که همین‌طور شد و این آقا از حزب مؤتلفه رفت. 

  در شرایط کنونی جبهه پیروان یک نماینده در کمیته داوری و 2 نماینده در گروه 8 نفره دارد.

- بادامچیان: اول بگویم آقای عسگراولادی در حکمیت نماینده حزب مؤتلفه نیست. ایشان را آقای احمدی‌نژاد برای وحدت اصولگرایان همراه با دو نفر دیگر انتخاب کرده بود. در ثانی آقای عسگر اولادی به عنوان یک چهره معتبر و مورد تائید جامعتین در حکمیت حضور دارند. اینکه درباره 8+7 می‌گوییم به خاطر نظرات آیت‌الله مهدوی کنی است.

یعنی آیت‌الله مهدوی کنی هر نظری داشته باشند، در جبهه پیروان اعمال می‌شود و شما به آن گوش می‌دهید؟
- بادامچیان: قطعا همین طور است. ما سال‌هاست که آیت‌الله مهدوی کنی را می‌شناسیم و ایشان را آزموده‌ایم.

ولی می‌گویند به نظر ایشان درباره عدم معرفی آقای محمدرضا باهنر به  کمیته 7+8 تمکین نکردید؟
-بادامچیان: ایشان چنین بحثی را مطرح نکردند. آیت‌الله مهدوی فرمودند، جبهه پیروان 4 نفر را انتخاب کند ما دو نفر را انتخاب می‌کنیم. جبهه پیروان آقای باهنر، آقای متکی، آقای کوهکن و آقای حبیبی را انتخاب کردیم که بعدا گفتند که باید خودمان انتخاب کنیم. بنابراین ما چون آقای باهنر رای زیادی داشت ایشان را همراه با آقای متکی معرفی کردیم. البته رای آقای حبیبی و متکی مساوی بود، قرعه‌کشی کردیم و سپس آقای متکی را معرفی کردیم. ما آقای متکی و باهنر را افرادی امین می‌دانیم و مطمئنیم در امانتی که دارند خیانت نخواهند کرد.

پس آیت‌الله مهدوی کنی درباره عدم معرفی آقای باهنر هیچ پیغامی به شما ندادند؟
- بادامچیان: نظر آقای مهدوی کنی درباره عدم معرفی باهنر، تمایلی بود. آیت‌الله مهدوی تمایل داشتند بین 4 نامزد جبهه پیروان آقای متکی و حبیبی معرفی شوند یعنی به جای آقای باهنر، آقای حبیبی باشند.

  بنابراین شما می‌پذیرید که اینجا برخلاف نظر آیت‌الله مهدوی‌کنی عمل کرده‌اید؟
- بادامچیان: نه این طور نیست اگر آقای مهدوی امروز بگوید که نظر من این نیست، ما تبعیت می‌کنیم.

  آیت‌الله مهدوی کنی یک بار به شما توصیه کردند؛ شما گوش نکردید حال چگونه انتظار دارید دوباره به شما نظر بدهند؟
- بادامچیان: نه این طور نیست. هر موقع ایشان بگوید جبهه پیروان و مخصوصا حزب مؤتلفه اطاعت می‌کند. چون ما آیت‌الله مهدوی را سال‌هاست که آزموده‌ایم. ایشان خلاف رضای خدا یک کلمه حرف نمی‌زند.

  چرا ایشان تمایلی به حضور آقای باهنر در کمیته 8+7 نداشتند؟
- بادامچیان: این چه بحثی است که شما می‌کنید. این آقایان (باهنر) یاران خوب ما هستند.

  این بحث‌ها بالاخره در بدنه اصولگرایان مطرح است. نپرسیم؟
- بادامچیان: اصولگرایی سیمرغ است و از سی مرغ تشکیل می‌شود. مثل این می‌ماند این طاووس است، آن مرغ، آن خروسه یا این گنجشک است.

  شما از مرغ و خروس می‌گویید. در حالی که قطعا قبول دارید بحث انتخابات رقابت‌ بر سر ارزش‌هاست. چه طور می‌توان ارزش‌ها را اینگونه که شما می‌گویید، سنجید؟
-بادامچیان: بله. رقابت بر سر ارزش‌هاست. منتهی درجات ارزشی در انسان‌ها یکسان نیست. ما در احکام شرعی داریم که اگر به طور مثال برادری درجه ایمانش 10 درجه باشد، اما کسی که درجه بالایی دارد، نباید به زیرمجموعه‌اش بگوید که تو عددی نیستی. چون درجه من بالاتر است. بین سلمان، ‌ابوذر، عمار و مقداد این حرف‌ها‌ مطرح نیست. حزب مؤتلفه اسلامی در سال 41 پدید آمده و تا سال 68 دبیر کل نداشته. تاکنون فکر کرده‌اید که چرا اینگونه بوده؟ چون عراقی، امانی،‌عسگراولادی و لاجوردی برایشان فرقی نمی‌کرد که چه کسی دبیر کل و چه کسی قائم مقام حزب مؤتلفه باشد.
به طور مثال در حزب مؤتلفه که بنده قائم مقام هستم، بارها گفته‌ام که به دلیل متدین و خدا خواه بودن آقای حبیبی بنده خاک پای ایشان هم نیستم. 7 سال است که بنده قائم مقام آقای حبیبی هستم ولی یک لحظه هم بحث جدایی بین ما مطرح نبوده است. اصلا خود بنده 4 صفحه نامه نوشتم تا آقای حبیبی دبیر کل شود.
قائم مقام در حزب غیر از قائم مقام اداری و فرماندهی است. قائم مقام مانند هارون نسبت به موسی است. بنابراین باید بگویم که آیت‌الله مهدوی‌کنی، آقای لاریجانی یا آقای باهنر انسان‌های ارزشی و سرمایه‌های مملکت هستند و نباید ما این سرمایه‌ها را بشکنیم. من بدون رو دربایستی می‌گویم درست نیست که برخی‌ها خودشان را حق مطلق بدانند و بگویند هر کسی را که ما قبول داریم حق است و هر کسی که ما قبول نداریم حق نیست.

  کدام گروه خودش را حق مطلق و مقابلش را باطل مطلق دانسته است؟
- بادامچیان: چه کسی؟ شما بگویید چه کسی ضعف ندارد. خطا ندارد. چه کسی دیکته بدون غلط می‌نویسد. چرا ما باید درباره همدیگر اینگونه بگوییم. من کسی را معصوم پانزدهم نمی‌دانم و کسی مبرا از اشتباه و خطا نیست.ما برای موفقیت باید دور هم جمع شویم تا با هم کار کنیم.

  در اینکه حزب مؤتلفه یک تشکیلات قوی، انقلابی و متدین بوده و در پیروزی انقلاب اسلامی نقش فراوانی داشته، کسی تردید ندارد اما بالاخره انتقاداتی هم بعضا به شما وارد می‌شود. مثلاً برخی‌ها می‌گویند چرا حزب مؤتلفه اسلامی بعد از فتنه 88 با عوامل موثر و خواص مردود در فتنه دیدار کرده است. مثلا برخی از دیدار اخیرتان با آقای هاشمی انتقاد می‌کردند.

- بادامچیان: باید بگویم که ما طبق وظیفه با آقای هاشمی دیدار کردیم.

  کدام وظیفه؟
- بادامچیان: استنباط ما این است که ولی امر مسلمین مایل نیستند کسی آقای هاشمی را در خط فتنه تعریف کند. وقتی تمایل ایشان برای ما حجت می‌شود ما به وظیفه خود عمل می‌کنیم. حالا اگر وظیفه ما هزینه‌های سیاسی هم داشته باشد مهم نیست. وقتی انسان تکلیفش را انجام می‌دهد، دیگر برایش هزینه مطرح نخواهد بود. برخی می‌گویند چرا دیدار کردید. ما به آنها می‌گوییم چرا دیدار نکنیم.

دیدار با سران فتنه بعد از مشخص شدن موضع آنها در برابر نظام اسلامی هم جزء وظیفه شما بود؟
- بادامچیان: بله. آقای حبیبی ما، همراه با همسرش بعد از فتنه به منزل آقای کروبی رفت. با خانمش رفت تا خانوادگی باشد. حالا اگر کسی بگوید چرا با کروبی ملاقات کردی، می‌گوییم که وظیفه ما بود.

  با موسوی چه طور؟‌ با او هم دیدار داشتید؟
- بادامچیان: به طور مستقیم نه، اما گروهی را برای ملاقات با ایشان فرستادیم. تا اگر توانستیم آنها را یک قدم نگه داریم.

بنابراین شما برحسب امر به معروف و نهی از منکر با آقای هاشمی دیدار داشتید؟
بادامچیان: مگر امام حسین(ع)حضرت ابوالفضل(ع) را برای رایزنی با عمر سعد مامور نکرده بود. این چه بحثی است که شما می‌کنید؟
 
  به نظرتان تشبیهی که کردید درست بود؟
- بادامچیان: من می‌گویم امام حسین (ع) صبح با عمر بن سعد فرمانده لشکر ابن زیاد مذاکره کرد. امر به معروف بود. امام حسین (ع) بر اساس وظیفه عمل کرد و اگر ما نیز جایی برویم امر به منکر نخواهیم کرد. قطعا و حتما امر به معروف خواهیم کرد.

  یعنی بعد از شهادت امام حسین (ع) راهی برای بازگشت شمر وجود داشت، که برای فتنه‌گران بعد از اقدام عملی علیه نظام اسلامی راه بازگشتی وجود داشته باشد.
- بادامچیان: یزید بن معاویه از امام سجاد پرسید که من بخواهم توبه کنم چه کار می‌توانم بکنم؟ امام سجاد فرمودند نماز جعفر طیار بخوانید. حضرت زینب به امام سجاد فرمودند چه طور چنین راهنمایی کردید که امام سجاد فرمودند ایشان چنین توفیقی نخواهند داشت.

  آقای بادامچیان بحث توصیه امام سجاد(ع)به یزید برای بخشش گناهانش بود که البته توفیق هم حاصل نشد اما دیدار با سران فتنه و خواص مردود به مثابه بازگرداندن آنها به عرصه سیاسی کشور است. به نظر شما این تفاوت در قیاس‌های شما مشهود نیست؟

- بادامچیان: بهانه نتراشید؛ حرف امام حجت است. اگر امروز حزب مؤتلفه را می‌بینید حزبی است که 50 سال سابقه دارد و کارها و اقدامات لازم را انجام می‌دهد. اما در عین حال کسی را به سازشکاری متهم نمی‌کنیم. چرا که تهمت به افراد درست نیست.

درباره پیوستن جبهه پایداری به کمیته 7+8 اصولگرایان تا به حال نظرات مختلفی مطرح شده و رایزنی‌هایی صورت گرفته است، بعد از رایزنی‌های انجام شده، نظر آیت‌الله مهدوی کنی چه بوده است؟
- بادامچیان: نظر آیت‌الله مهدوی کنی کاملا روشن است. ایشان فرمودند که جبهه پایداری باید با دو نماینده‌اش در جلسه 8+7 شرکت کند. یکی از مسائل منفی در این ماجراها تصور غلط رویارویی آیت‌الله مصباح حفظ الله با آیت‌الله مهدوی کنی است که این کاملا منفی است.
وقتی این طور شود یک عده افراد احساسی در حمایت از جبهه پایداری علیه آیت‌الله مهدوی کنی و عده‌ای در مخالفت با جبهه پایداری علیه آیت‌الله مصباح یزدی موضع‌گیری خواهند کرد که این بسیار منفی است. نمایندگان جبهه پایداری دو ساعت با آیت‌الله مهدوی کنی جلسه داشتند با گروه 7 هم تشکیل جلسه دادند و نظراتشان را گفته‌اند حالا بهتر است در جلسات شرکت کنند.

راهکار شما برای پایان دادن به این اختلاف‌نظرهای سیاسی برای رسیدن به وحدت حداکثری در جبهه اصولگرایی چیست؟
- بادامچیان: دو راه بیشتر وجود ندارد. اول اینکه جبهه پایداری به 8+7 بپیوندد و دوم اینکه اگر نمی‌خواهند به جبهه 8+7 بپیوندند تنظیم ترکیب با جبهه پایداری نیست. جبهه پایداری پیشنهادات خود را مطرح می‌کند و نمی‌توانند نظراتشان را تحمیل کنند. اینکه بگویند ما هر چه می‌گوییم شما بگویید چشم، اینکه تفاهم نیست. تحمیل است. تفاهم یعنی ما حرف بزرگان را گوش کنیم.

احترام و حمایت شما از آیت‌الله مهدوی کنی ستودنی است اما سؤال این است که چرا شما چندی پیش از رقیب آیت الله مهدوی کنی برای ریاست مجلس خبرگان رهبری حمایت کردید؟ آیا اتفاق جدیدی رخ داده که شما تغییر موضع داده‌اید؟
- بادامچیان: این هم یک دروغ دیگر است.

  اما مصاحبه‌های شما در حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی در سایت‌های نزدیک به آقای هاشمی  موجود است؟

- بادامچیان: در آن مصاحبه من گفتم اگر آیت‌الله مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی رفسنجانی کاندیدای ریاست مجلس خبرگان نشود،‌‌ آقای هاشمی نامزد خواهد شد. این مصاحبه کجا معنای حمایت از آقای هاشمی و مخالفت با آقای مهدوی‌کنی را می‌دهد.

  اما شما در مصاحبه‌ای گفتید که آقای مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی نامزد ریاست خبرگان نخواهد شد.
- بادامچیان: از قول بنده سایت‌ها و روزنامه فرهنگ آشتی این موضوع را نوشته بودند در حالی که بنده آن را تکذیب کرده و حتی به خبرگزاری فارس هم فکس کردم که شما هم آن را منتشر نکردید.

  شما با یک سایت مصاحبه کردید آنوقت انتظار دارید خبر تکذیبیه شما را خبرگزاری فارس منتشر کند؟
-بادامچیان: وقتی تکذیبیه من را فرهنگ آشتی و خبرگزاری فارس منتشر نکردند، آقای میرلوحی مسئول دفتر آیت‌الله مهدوی کنی با بنده تماس گرفت و گفت شما چرا از عدم نامزدی آیت‌الله مهدوی کنی برای ریاست خبرگان خبر داده‌اید که من به ایشان هم گفتم چنین حرفی نزده‌ام.ما که بدون منت خدمت می‌کنیم به نسل جوان توصیه می‌کنیم که کوبیدن و تخریب افراد جدای از انتقاد از آنهاست. ما اگر افراد را بکوبیم، خلیفه کشی باب می‌شود ما به مواضع افراد انتقاد داریم اما کسی را نمی‌کوبیم. و اگر بخواهیم کسی را بکوبیم حزب مؤتلفه با 50 سال تجربه کار سیاسی بلد است چگونه افراد را بکوبد.

با تشکر از سعه‌صدری که در پاسخ به سؤالات ما داشتید، به عنوان سؤال پایانی مباحثی درباره جلسه اخیر آقای لاریجانی با نمایندگان مطرح شده مبنی بر اینکه ایشان به عنوان رئیس مجلس نباید جلسه انتخاباتی برگزار کنند، تعدادی از نمایندگان می‌گویند اگر جلسه فراکسیون اصولگرایان بوده چرا برخی از اعضای هیئت رئیسه دعوت نشدند و برخی دیگر از نمایندگان گفته‌اند جلسه انتخاباتی آقای لاریجانی در مجلس شورای اسلامی وجهه مناسبی نداشت، پاسخ شما به عنوان فردی که در این جلسه سخنرانی کردید به این انتقادات چیست؟
- بادامچیان:جلسه آقای لاریجانی با نمایندگان مربوط به فراکسیون اصولگرایان نبود از مجموعه‌ای از اصولگرایان دعوت شده بود تا مباحث انتخابات را پیگیری کند. بله جلسه انتخاباتی بود اما اینکه برخی گفته‌اند اشکال شرعی داشته تعجب می‌کنم. فراکسیون انقلاب اسلامی در کمیسیون تلفیق اخیراً جلسه انتخاباتی گذاشته بود و به این جلسه هم نمی‌توان گفت استفاده نامشروع از بیت‌المال. اینها نمایندگان مجلس هستند و حق دارند جلسه داشته باشند. جلسه اخیر آقای لاریجانی با نمایندگان، انتخاباتی بود اما نه برای شخص، بلکه برای تعدادی اصولگرایان. همین آقایانی که انتقاد می‌کنند جلسه‌ای در کمیسیون تلفیق گذاشته بودند و ما اعتراضی به آنها نکردیم. ما جلسه فراکسیون حزب موتلفه را در بیرون از ساختمان مجلس برگزار می‌کنیم اما اگر بخواهیم یک روز در مجلس جلسه بگذاریم چه کسی می‌تواند بگوید ما از اموال بیت‌المال سوءاستفاده کردیم. چرا ما باید همدیگر را متهم کنیم. جلسه اخیر جلسه خوبی بود که برخی علیه جبهه پایداری و برخی نیز در حمایت از آن سخن گفتند.


جنگ جزییاتی دارد که آقای هاشمی در خاطراتشان ذکر نکرده اند!
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: جبهه وجنگ ، محسن رضائی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

انتظاری که ما از دولت داشتیم در جنگ تحقق پیدا نکرد ادامه جنگ نیاز به توانایی‌های بیشتری داشت که در اختیار دولت بود/ اینکه من خاطراتم را هنوز منتشر نکردم به این دلیل بود که نمی‌خواستم حقایق جنگ مورد استفاده امیال سیاسی جناح‌ها شود/ آقای هاشمی قبل از آمدن به کرمانشاه در خردادماه سال 1367 با امام ملاقات مهمی داشتند ولی ایشان این موارد را در خاطرات خود ذکر نمی‌کنند/ پس از انتخابات هم رفتار سران فتنه موثر بود هم رفتار آقای احمدی‌نژاد.

سن رضایی گفت: اختلاف نظر من با آقای هاشمی از زمان اداره جنگ شروع شد و در دوره اول ریاست‌جمهوری ایشان اوج گرفت ولی هیچگاه این اختلاف نظرها را علنی نمی‌کردم مگر در موارد بسیار نادر. اما در نامه‌هایی به ایشان یا صحبت‌های حضوری نظرات خود را به ایشان می‌گفتم و الان هم می‌گویم، چون بیان علنی اختلافات تاثیرگذاری‌های دوستانه را کاهش می‌دهد. اگر اعتقادات خود را نسبت به هاشمی بروز می‌دادم جامعه متلاطم و دچار تنش می‌شد.

به گزارش «تابناک»، فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس، در گفتگو با روزنامه «اعتماد» همچنین افزود: انتقادات تند و تیزی به دولت زمان جنگ داشتم و معتقد بودم که دولت در حوزه اقتصاد کم‌کاری می‌‌کند.

بنابر این گزارش، اهم نکات طرح شده در این گفتگو به شرح زیر است:

دلایل بن بست سال اول جنگ

ـــ نخستین بن‌بستی که در جنگ پیدا شد سال اول جنگ بود. ارتش عراق از پنج استان وارد ایران شد در سال اول جنگ تئوریسین‌ها و کارشناسان نظامی ایران آن چیزی که در چنته داشتند را رو کردند و از نظر رزمی و نظامی هر چه که داشتند را آوردند. ولی هر چند جلوی پیشروی ارتش عراق گرفته شد ولی شهرهایی مثل آبادان محاصره شد و شهر سوسنگرد، مهران، دهلران، نفت شهر و قصرشیرین اشغال شد. مقاومت و تلاش نیروهای مسلح ایران نتوانست منجر به آزادسازی سرزمین‌های ایران در سال اول جنگ بشود. جنگ چریکی را کارشناسان ایران آزمایش کرده بودند و نبردهای کلاسیک ناموفق بود و بعد هم استراتژی‌های مختلفی پی‌ریزی شد، یک عده می‌گفتند اول باید خرمشهر را آزاد کرد عده‌یی دیگر می‌گفتند باید به بغداد حمله کرد هرکسی یک چیزی می‌گفت و همه هم این استراتژی‌ها را تست کرده بودند یعنی استراتژی‌های شناخته‌شده‌یی که کارشناسان نظامی و فرماندهان می‌دانستند امتحان کردند ولی به نتیجه نرسید و به همین دلیل جنگ به بن‌بست رسید.

ایده خروج از بن بست

ـــ من سال اول جنگ فرمانده سپاه نبودم. در حقیقت فرمان اداره جنگ به دست من نبود. توصیه‌هایی که می‌کردم به درد کسی می‌خورد که در واقع فرمان دستش باشد و آن را اجرایی کند آن زمان مطمئن بودم که این جنگ های کلاسیک به نتیجه نمی‌رسد جنگ های چریکی هم بیش از 20، 30 سال طول می کشد و ما باید با یک مدل و روشی به نبرد دست پیدا کنیم یعنی نوعی از نبرد را برگزینیم که نه جنگ طولانی بشود و نه شکست‌های پی در پی را متحمل بشویم لذا به عنوان یک سوال آن سال‌های اول جنگ ذهن من را به خودش کاملا مشغول کرده بود. می‌دیدم که باید از جنگ چریکی پرهیز کنیم و جنگ های کلاسیک هم فایده‌یی نداشت. در حال آماده کردن ایده‌های خودم بودم که امام من را فرمانده سپاه کرد. خوشبختانه ایده‌یی که به دنبالش بودم در ذهنم شکل گرفته بود. پس از آن نخستین عملیات موفق که عملیات ثامن‌الائمه بود بعد از 20 روز اتفاق افتاد.

اختلاف نظرها درباره جنگ تا صلح یا جنگ تا پیروزی؟ و نظرحضرت امام(ره)

ـــ ما بعد از اینکه روی دور پیروزی افتادیم عملیات‌های پی در پی ما موفق می‌شد یعنی بعد از ثامن‌الائمه، طریق‌القدس بعد فتح‌المبین، بیت‌المقدس تا اینکه 95 درصد زمین‌ها را آزاد کردیم حدود هزار کیلومتر از سرزمین‌های ما دست عراق بود که از مناطق مهم هم بود مثل چاه‌های نفت موسیان و نفت‌شهر که دست عراق مانده بود. در این مقطع بحث‌هایی شروع شد که اگر جنگ ادامه داشته باشد ما کجا بمانیم یا اینکه وارد خاک عراق بشویم؟ با وجودی که ما بخش‌های مهمی از خاک ایران را آزاد کرده بودیم ولی وقتی جنگ کشیده شد به داخل خاک عراق اینجا اختلاف نظر شد که آیا ما یک عملیات انجام دهیم و با کمک دیپلماسی جنگ را تمام کنیم یا آنکه پیروزی به دست آوریم و اراده خود را به دشمن تحمیل کنیم.

ـــ بیشتر با آقای هاشمی سر این مسئله بحث و اختلاف داشتیم، البته اختلاف نظرها تاثیری در انجام عملیات نداشت. روی راهبرد جنگ اثر داشت. فرماندهان دستورات سیاستمداران را عمل می‌کردند چون مسوولیت نهایی را حضرت امام به آنها می‌داد. در بحث‌های کارشناسی صحبتی که شد این بود که اگر بحث پیروزی هدفگذاری شود. جنگ زودتر تمام می‌شود عراق و غرب هیچ‌وقت به دادن حقوق کامل ایران راضی نمی‌شوند لذا جنگ طولانی خواهد شد، نظر بر این بود که بر استراتژی پیروزی سرمایه‌گذاری شود. البته دوستان سیاسی ما امیدوار بودند که اگر یک عملیات انجام بدهیم دنیا تسلیم می‌شود.

ـــ حضرت امام(ره) اما فراتر از حتی فرماندهان می‌اندیشیدند، برداشت ما این بود که ایشان معتقد بودند اگر وارد خاک عراق شدید دیگر نباید جایی متوقف بشویم باید تا یک نقطه‌یی رفت که قاعدتا آن نقطه چیزی جز تسلیم یا شکست کامل عراق نبود.

رفتار دولت در زمان جنگ

ـــ انتظاری که ما از دولت داشتیم در جنگ تحقق پیدا نکرد ادامه جنگ نیاز به توانایی‌های بیشتری داشت که در اختیار دولت بود. توانایی نیروهای مسلح ما برای آزادسازی سرزمین‌هایمان کافی بود اما برای پایان دادن به جنگ کافی نبود ما برای اینکه حقوق سیاسی‌مان را بگیریم نیاز داشتیم که توانایی‌های بیشتری را وارد صحنه جنگ کنیم این توانایی‌ها دیگر فراتر از سپاه و ارتش بود باید کشور وارد جنگ می‌شد که این کار صورت نگرفت یعنی دولت آن توانایی‌ها را وارد نکرد. دولت می‌گفت از ما نمی‌خواهند آقای هاشمی می‌گفت ما از دولت می‌خواستیم. البته نمی‌توانم صراحتا بگویم عمدی در کار بوده ولی بسیاری از اعضای دولت از جمله آقای بهزاد نبوی بودند که مخالف پشتیبانی بیشتر از جنگ بودند و برخی هم فکر می‌کردند خود دولت باید مسوولیت جنگ را بر عهده بگیرد. اینکه در آخر جنگ دولت را رییس ستاد کل کردند به این دلیل بود که احتمالا دنبال این بودند یک مسوولیتی در جنگ به آنها بدهند.

محل تامین بودجه جنگ

ـــ بودجه را دولت و مجلس تامین می‌کردند. هیچگاه خواسته‌هایی که از نظر بودجه داشتیم تامین نشد. همیشه درصد کمی از این بودجه را تامین می‌کردند، در حقیقت دولت و مجلس این کار را انجام می‌دادند و با محوریت آقای هاشمی این کار صورت می‌گرفت. یک مساله هم که در بحث مدیریت اقتصادی جنگ مطرح است این است که جنگ فرصت خوبی بود که ما اقتصادمان را بسازیم و به سمت تولید پیش برویم و یک تحول صنعتی ایجاد کنیم کمااینکه پیشرفت‌های مهم آلمان در دو جنگ اول و دوم صورت گرفت یعنی تمام صنایع آلمان متحول شد. همین کار هم در ژاپن اتفاق افتاد. بزرگ‌ترین انتقاد از دولتمردان ایران این نیست که چرا از جنگ حمایت نکردند، این انتقاد دوم ما است انتقاد اول اینکه چرا اصلا اقتصاد کشور را در جنگ نساختند، اصلا چرا اقتصاد ایران را متحول نکردند و از آن انگیزه ملی که به وجود آمده بود چرا استفاده نکردند و صنعت را متحول نکردند. «انگیزه» عامل بسیار مهمی در تحول اقتصادی است و چه انگیزه مهم‌تر از اینکه پنج استان کشور اشغال شده و همه مردم حاضر بودند هر نوع فداکاری کنند. بسیاری از زنان کشور النگوهایشان را درمی‌آوردند و کمک جنگ می‌کردند، نمی‌توانستند برای خود و تولید بیشتر کار کنند؟ منتها طرح و برنامه‌یی نبود که بیشتر کار کنند. طرح و برنامه نبود که در صنایع کشور تانک بسازیم یا مهمات بسازیم. تانک‌سازی آلمان و ژاپن پس از جنگ تبدیل به تولید بنز و تویوتا شده بود.

چرایی تفاوت روایت شما و آقای هاشمی از جنگ؟

ـــ در جنگ اختلاف نظر تخصصی بود، اختلاف نظر سیاسی کمتر بود چون برداشت‌ها و نظرات تخصصی مختلفی برای اداره جنگ وجود داشت. برای اینکه جنگ ابعاد مختلفی دارد و هرکسی که نظر می‌دهد چون در یکی از ابعاد جنگ مسوول بوده در همان بعد نگاه می‌کند مثلا یکی مسوول لجستیک بوده و قطعا برای این نوع افراد سخت است که مسائل عملیاتی را هم بتوانند کاملا روایت کنند یک کسی در عملیات بیشتر نقش داشته، بیشتر از دید عملیات به جنگ نگاه می‌کند، یکی در دیپلماسی جنگ بیشتر مشارکت داشته بیشتر از این نگاه از جنگ صحبت می‌کند هر کسی وقتی در رابطه با جنگ نظر می‌دهد باید دید چه نقشی داشته و به چه ابعادی از جنگ دسترسی داشته یا در چه ابعادی از جنگ نقش‌آفرینی و تصمیم‌گیری داشته است. در حقیقت فرماندهان عالی جنگ به نظر من دسترسی شان به اطلاعات جنگ از همه بیشتر بود. نمی‌خواهم بگویم حتما همه اظهارنظرهایشان درست است ولی دسترسی‌شان به اکثر اطلاعات نبرد، لجستیک، فشارهای داخلی و خارجی زیادتر بود لذا اختلا‌ف‌نظر طبیعی است ولی از آنجایی که محیط ایران محیط سیاسی است هیچ مساله‌یی نیست که سیاسی نشود حتی برخی دین را هم که امر مقدسی است سیاسی می‌کنند. یعنی سیاسی شدن موضوعات در ایران امر عادی شده است.

چرا خاطرات و ناگفته ها را منتشر نمی کنید؟

ـــ اینکه من خاطراتم را هنوز منتشر نکردم به این دلیل بود که نمی‌خواستم حقایق جنگ مورد استفاده امیال سیاسی جناح‌ها شود. مسائل فعلی و جاری کشور، از درگیری‌های روزمره جناح‌های سیاسی متاثر هستند معلوم نیست این درگیری‌ها با منافع ملی سازگاری داشته باشد. لذا بیان خاطرات و حقایق نبرد اگر سیاسی شود خدمت به منافع ملی نیست. اگر یک ایرانی در آینده بخواهد به گذشته مراجعه کند حتما جنگ ایران و عراق را به عنوان یک افتخار تاریخی از آن یاد می‌کند حالا اگر مسائل سیاسی را با واقعیات جنگ دخیل کنند خیلی از مسائل جنگ روشن نمی‌شود.

جزییاتی که آقای هاشمی در خاطراتشان ذکر نکرده اند!

ـــ در کتاب خاطرات سال 67، آقای هاشمی بعضی‌جاها ایشان از یادشان رفته که جزییات را بگویند. آقای هاشمی قبل از آمدن به کرمانشاه در خردادماه سال 1367 با امام ملاقات مهمی داشتند. ایشان که خدمت امام می‌روند، امام حرف های مهمی به آقای هاشمی می زنند ولی ایشان این موارد را در خاطرات خود ذکر نمی‌کنند. احتمالا ایشان از یادشان رفته است. ولی عدم ذکر آنها برداشت از خاطرات ایشان را به انحراف می‌کشاند، لذا من در خاطراتم حتما این مسائل را خواهم گفت و دقیق توضیح خواهم داد. این کتاب خاطرات خود من است و مربوط به سال‌های آخر جنگ می‌شود که در آن برخی اسناد و نامه‌های من به امام منتشر می‌شود.

ماجرای نامه ای که می گویند به امام نوشتم...

ـــ یکی از این نامه ها همانی است که می‌گویند رضایی به امام نوشت. اما من هنوز نگفتم که چه نامه‌یی نوشتم طرف‌های مقابل هم نمی گویند من چه چیزی و به چه کسی نوشته‌ام. در حالی نامه مذکور نامه‌یی بود که یک ماه قبل از پذیرش قطعنامه 598 برای آقای هاشمی نوشتم، آقای هاشمی تعبیرش این است که من این نامه را بردم به امام دادم این نامه کی رفته پیش امام در حالی که یک ماه قبل از پذیرش قطعنامه این نامه نوشته شده بود و امام تا چند روز قبل از پذیرش قطعنامه به فکر ادامه نبرد بودند. من در آن نامه برای آقای هاشمی شرایط جنگ را توضیح دادیم که جنگ چه شرایطی دارد و اگر بخواهیم پیروز بشویم در حقیقت چه کار باید کرد و اگر این امکانات فراهم نشود مشکلات ما چه خواهد بود و نهایتا گفتم که با شناختی که از صدام داریم راهی غیر از جنگیدن نداریم.

پیشنهاد شما در آن نامه چه بود؟

ـــ پیشنهاد من شکست صدام و پیروزی نهایی در جنگ بود چون دیپلماسی جواب نمی‌داد. البته امام در پیامی که پس از قطعنامه به فرماندهان صادر کردند که البته در صحیفه نور اشاره شده است اینکه امام می‌گویند شما از بهترین همراهان من بودید این جملات یک شأن نزولی دارد که در این کتاب توضیح می‌دهم. اما برخی می گویند فرماندهان به امام نوشتند که ما هیچ امکاناتی نداریم و امام ناچار شد که قطعنامه را بپذیرد. این مسئله واقعیت ندارد بنابراین ناچار شدیم یک نامه‌یی که سه سال قبل از این نامه نوشته شده بود را منتشر کنیم که آن نامه هم شبیه همین نامه است. خب، اگر بیان این مطالب باعث تصمیم‌گیری برای پایان جنگ شد چرا سه سال پیش آتش بس داده نشد لذا ما ناچار شدیم آن نامه را هم منتشر کنیم. فکر می‌کنم چهار یا پنج نامه مهم در کتاب منتشر بشود.

اختلاف نظر شما با آقای هاشمی بر سر چیست؟

ـــ همه اختلاف نظرهای ما را می‌دانند البته اهل هیاهو نیستم، اختلاف نظر من با آقای هاشمی از زمان اداره جنگ شروع شد و دوره اول ریاست‌جمهوری ایران اوج گرفت ولی هیچگاه این اختلاف نظرها را علنی نمی‌کردم مگر در موارد بسیار نادر. اما در نامه‌هایی به ایشان یا صحبت‌های حضوری نظرات خود را به ایشان می‌گفتم و الان هم می‌گویم. بیان علنی اختلافات تاثیرگذاری‌های دوستانه را کاهش می‌دهد. در واقع بعضی‌ها همیشه روی صحنه حرکت می‌کنند و بعضی‌ها هم ممکن است بیشتر پشت صحنه کار کنند پشت صحنه به معنای تایید نیست. نامه‌هایی که من به مسوولان کشور نوشته‌ام اگر منتشر بشود بهتر می‌توانند اختلاف نظرها را نشان دهد. البته تا ضرورتی پیدا نکند و آن هم سال‌ها نگذشته باشد آنها را منتشر نمی‌کنم مثلا سال 72 خدمت رهبری گفتم که شما دست آقای هاشمی را بگیرید و از این خطر بزرگ نجاتشان بدهید. چون تکنوکرات‌های اطراف ایشان مسیر نظام را از روحانیت جدا می‌کنند. هیچ کسی فکر نمی‌کرد من چنین اعتقادی داشته باشم.

رعایت اخلاق برایم اولویت دارد

ـــ می‌خواهم بگویم که شما ببینید یک اعتقادی که سال 72 داشتم چطور آن را حفظ کردم و در سطح جامعه بروز ندادم چون اهل هیاهو نبودم وگرنه من اگر اعتقادات خود را بروز می‌دادم جامعه متلاطم و دچار تنش می‌شد و نمی‌خواستم این اتفاق صورت بگیرد. من همیشه در حداقل ضرورت نسبت به اشخاص حرف می‌زنم همیشه مسائل را در دل خودم نگه می‌دارم چون نگرانم که این موضع‌گیری‌ها آسیب جدی به کشور وارد کند. یا نامه‌یی که به آقای احمدی‌نژاد نوشتم که مضمونش این بود که جواب نقد اهانت نیست چون آقای هاشمی چند سال پیش در رابطه با یارانه‌ها اظهارنظر کرده بودند و آقای احمدی‌نژاد در زنجان گفت «شکم‌پاره‌هایی که شکمشان پر شده اینها نباید در رابطه با یارانه‌ها حرف بزنند» من نامه‌یی را برای ایشان نوشتم ولی نامه را منتشر نکردم. تا آنکه مجبور شدم در یک کتاب آن هم بنابر ضرورت آن را منتشر کنم در آن نامه به آقای احمدی‌نژاد گفتم که جواب نقد اهانت نیست و توضیح دادم که ما باید به دنبال جامعه اسلامی باشیم و در این جامعه اسلامی اخلاق بسیار مهم است. بنابراین من تنها همیشه آن بخشی از عقایدم را نسبت به اشخاص بروز می‌دهم که یک ضرورت مهمی مطرح باشد.

دلیل نام بردن از آقای هاشمی در برنامه «دیروز، امروز، فردا»

ـــ من مطمئن بودم که اگر نقش احمد آقا در حوادث بعد از انتخابات ایفا می‌شد خیلی از مسائل پیش نمی‌آمد چون در تاریخ انقلاب، احمد آقا یک نقش بی‌بدیل داشته است و جلوی بسیاری از فتنه‌ها و بحران‌ها را گرفت مثلا در ماجرای قهر آقای طالقانی اگر احمد آقا نمی‌رفت و ایشان را پیدا نمی‌کرد و پیش امام نمی‌برد و بعد آقای طالقانی آن مصاحبه را نمی‌کرد بحران جدی در کشور درست می‌شد در حوادث بعد از انتخابات هم اگر آقای هاشمی همت می‌کردند این ماجراها تا این اندازه طول نمی‌کشید و یک ماهه جمع می‌شد ولی این افراد اکثرا سکوت کردند.

مواضعم پس از انتخابات متناقض نبود

ـــ مواضعم متناقض نیست و اصول واحدی بر تمام مواضع من حاکم است، هم نظام و هم مردم را قبول دارم و معیار تشخیص ما قانون است و عقلانیت در مواضع من بر احساسات غلبه دارد. فکر می‌کنم طی 40 سال کار سیاسی ثابت‌ترین مواضع را داشته‌ام در حالی که بسیاری از سیاسیون چندین بار تغییر موضع فاحش داشته‌اند. مثلا شما حادثه 25 خرداد را با 25 بهمن یکی می‌دانید در حالی که این دو حادثه یکی نیستند اولی یک اعتراض مردمی بوده ولی دومی یک شورش بوده است. معلوم است که من سران فتنه‌یی که در شورش شرکت می‌کنند را آلت دست دیگران می‌دانم. در حوادث 25 بهمن مردم از آن آقایان جدا شده بودند ولی آنها متوجه نشدند. البته در حوادث 25 خرداد هم به مردم و هم به نظام و امنیت ملی ما آسیب وارد شد ولی اشتباهات سیاسی بیشتر دخالت داشت اما در حوادث 25 بهمن امریکا با یک جمع‌بندی از حوادث 25 خرداد یک طراحی جدید کرده بود که عده‌یی در خیابان‌های تهران به دست پلیس ایران کشته شوند و سپس به بهانه حقوق بشر در ایران دخالت کنند.

ریشه حوادث بعد از انتخابات

ـــ رفتارهای سران فتنه موثر بود، رفتارهای آقای احمدی‌نژاد هم موثر بود، به ویژه رفتارهای خود آقای میرحسین که ساعت 11شب گفتند من رییس‌جمهور هستم موثر بوده است.


گفت‌وگوی صریح با محمد کوثری درباره دفاع مقدس
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥  کلمات کلیدی: گفتگو و مصاحبه ، سردار اسماعیل کوثری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جبهه وجنگ
ناراحتی ما از هاشمی به‌دلیل حاکم‌شدن تکنوکرات‌ها بود/ رضایی نظر خود درباره موسوی را به رزمندگان تعمیم داد
گروه تاریخ انقلاب- محمد رحمانی: حاج محمد کوثری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی فرمانده لشکر پر افتخار 27 محمد رسول‌الله(ص) در دوره دفاع مقدس است. به مناسب هفته دفاع مقدس در گفت‌وگویی با وی، مواردی از جمله اهداف عملیات‌های دفاع مقدس، زمینه‌های پذیرش قطعنامه، ادعای به‌کارگیری موج انسانی ایران در جنگ، خیانت‌های بنی‌صدر، تفاوت نظرهای ارتش و سپاه، دولت پس از جنگ و نقش محسن رضایی در نخست وزیری دور دوم میرحسین موسوی مطرح شد:

بعد از دفاع مقدس هم در رابطه با روایتگری، فیلمسازی، دفاع مقدس و انعکاس آن به فیلم‌های بعد بیشتر بر روی پیروزی‌های این دفاع حق علیه باطل پرداخته‌ایم و به شکست‌هایمان که البته در زمان جنگ نمی‌توانستیم به آنها بپردازیم چون شرایط، شرایط جنگی بود اما بعد از آن هم شاهد نبودیم. این موضوع را کمی واکاوی کنید که آیا اصلاً شکست در دفاع مقدس معنی دارد یا نه، عدم موفقیت را شما چگونه تعبیر می‌کنید؟

از دو دید موضوع را باید دید. یک دید به صورت کلان اگر موضوع را نگاه بکنیم یعنی این که اهدافی که دشمن برای خود مشخص کرده بود، قبل از تجاوز و بعد از تجاوز که سه روزه بیاید خوزستان را بگیرد و شش یا هفت روزه هم برسد به تهران. این به هیچ‌وجه برای دشمن محقق نشد و برعکس ما نه تنها کاملاً مسلط شدیم بر تمام سرزمینی که روزهای اول جنگ در اختیار دشمن قرار گرفته بود بلکه قبل از پذیرش قطعنامه خصوصاً تا پایان سال 1366 و حتی بخشی از سال 67 که قطعنامه پذیرفته شد ما خاک عراق را هم به عنوان پیروز میدان گرفته بودیم و صف‌آرایی می‌کردیم. در جنگ تحمیلی نه تنها شکست یا عدم موفقیت معنا ندارد بلکه پیروزی ما به صورت مطلق مشخص است، دلیلش هم این است که نگذاشتیم دشمن به اهدافش برسد و حتی یک وجب از خاک ما را دراختیار خودش قرار دهد.

اما اگر بخواهیم به عملیات‌ها تک تک نگاه بکنیم، بله ما عدم موفقیت داشتیم. مثل عملیات والفجر مقدماتی. والفجر1 و کربلای 4. اینها عملیاتی بودند که بالاخره موفقیت‌آمیز نبود.

البته ما در دوران دفاع مقدس شعاری داشتیم که می‌گفت «راه قدس از کربلا می‌گذرد» یعنی همانگونه که آنها جداسازی خوزستان مد نظرشان بود ما فتح بصره را به عنوان هدف نهایی در نظر داشتیم.

نه ما آن هدف‌هایی را که مشخص می‌کردیم هم هدف‌های واسط بوده و هم هدف نهایی و ما در بعضی از عملیات‌ها به هدف‌های نهایی رسیدیم و در بعضی از عملیات‌ها به هدف‌های واسط مثلاً قصد و هدف ما در کربلای 5 رسیدن به بصره نبوده ما قرار بود که برسیم به جایی که آتش توپخانه‌مان به بصره برسد، تقریباً به 12-10 کیلومتری بصره رسیدیم یعنی آتش توپخانه‌مان روی بصره کارساز بود.

یعنی از ابتدا ما قصد فتح بصره را نداشتیم؟

نه، ما عبور از رودخانه اروند را مدنظر نداشتیم. ما برای رسیدن به رودخانه اروندرود به بصره مسلط بودیم و فقط شهر «تنومه» را گرفته بودیم. اما موقعی که به غرب کانال ماهی رسیدیم و به رودخانه نرسیدیم هنوز آتش توپخانه‌مان روی بصره کارساز بود.

اگر تعریف جنابعالی را در مورد این که کل جنگ ما موفقیت‌آمیز بود قبول کنیم چرا امام (ره) در آخر جنگ از نوشیدن زهر سخن می‌گفتند؟

این که امام از تعبیر جام زهر در مورد قطعنامه استفاده کردند، استفاده از این کلمه به نظر بنده این بود که حضرت امام براساس کلام خداوند در قرآن که دشمنان و زورگویان و متجاوزان را باید سرکوب کامل کرد و از بین برد به قضیه نگاه می‌کردند اما از نظر سرزمینی ما پیروز مطلق بودیم.

در قبول قطعنامه در رزمنده‌ها یک شک روانی بزرگی با توجه به عبارت حضرت امام(ره) ایجاد شد؛ خیلی افراد بعد از چندین سال که گذشته نقش سه نفر را مطرح می‌کنند؛ آقای رضایی، آقای هاشمی رفسنجانی و آقای موسوی، شما که یکی از فرماندهان جنگ بودید آیا این مباحث در بین فرماندهان مطرح بود یا نه و آیا واقعاً قطعنامه بر امام تحمیل شد یا خیر؟

محور طرح و انتقال این موضوع از طرف آقای هاشمی بود به خاطر این که جانشین فرماندهی کل قوا در جنگ بودند و علت هم این بود که ایشان با افراد دیگر که این موضوع را دنبال کردند به این نتیجه رسیده بودند که جنگ دیگر پیشرفتی ندارد و ما نمی‌توانیم به آن شعارهایی که امام می‌فرمودند برسیم. یعنی سقوط صدام، یعنی جنگ جنگ تا رفع فتنه یا رسیدن به کربلا و بعد قدس، این کلام و شعاری که حضرت امام(ره) در جنگ مطرح می‌کردندو یا «و قاتلوا ائمه الکفر» یعنی سردمداران کفر را باید از بین برد، خب اگر اینها را هدف نهایی بگیریم، این هدف‌ها نشد، به‌خاطر این که می‌خواستیم به اینها برسیم، اما از نظر سیاسی گنجایش نداشت و احساس می‌کردند مردم دیگر خسته‌ شده‌اند. مثلاً بودجه‌ای برای اداره جنگ نیست، اینها خیال می‌کردند که رزمندگان دیگر نمی‌توانند موفقیت کسب بکنند که باید اینها را از خودشان بپرسید.

رزمندگان در این مورد چه نظری داشتند؟

رزمندگان آمادگی برای ادامه جنگ داشتند یعنی برای پیاده کردن کلام امام(ره).

در واقع مثلث رضایی، موسوی و هاشمی خسته شده بودند نه رزمندگان.

مختص به این سه نفر نبود بلکه آنها شاخص هستند و برخی از مسئولان اجرایی هم قبول کرده بودند. امریکایی‌ها هم از یک طرف فشار را زیاد کرده بودند مثلاً بحث بمباران شهرها یا زدن هواپیمای مسافربری یا این که جبهه‌های ما فراتر از عراق رفته بود و به خلیج فارس رسیده بود یا تهدیداتی که استکبار جهانی علیه ما می‌کرد یا عدم صادرات نفت اینها همه‌اش به گونه‌ای شد که آقایان را به این نتیجه رساند که باید به گونه‌ای این موضوع را جمع کنیم و اگر جمع نکنیم شاید بدتر شود در صورتی که نه، این چنین نیست، من خودم احساس می‌کنم اگر این آقایان مانند سال‌های قبل محکم بودند در این قضایا تزلزلی ایجاد نمی‌شد. رزمندگان آماده بودند برای هم مقابله و هم ادامه جنگ، اما چون این آقایان به این نتیجه رسیده بودند و از طرفی سازمان ملل آمده بود مخصوصاً بعد از عملیات کربلای 5، فضا را آماده کرده بود برای امتیاز دادن به ایران و آنچه ایران می‌خواهد در قطعنامه بگنجاند.

آیا این فضا بعد از فتح خرمشهر آماده نبود؟

نه.

چقدر متفاوت بود؟

خیلی متفاوت بود، چون آن موقع ما پیروز کامل بودیم، در بین رسانه‌ها و مردم.

 تازه ما را از فاو عقب رانده بودند؟

بله، دقیقاً31/1/67 یا 1/2/67 بود و این موضوع باعث شده بود که بچه‌ها از فاو بیایند به این طرف و علت داشت، علتش هم به دلایل مختلف بود. اولاً چون نیروهای ما بسیجی بودند، آن موقع هم زمان امتحانات بود و هم موقع کشاورزی بود و هم اکثر بچه‌ها می‌دانستند که آن مقطع کمتر عملیات می‌شود، هم سه‌ماه‌شان تمام شده بود، اعزام‌ها همه سه ماهه بود. یک مورد دیگر هم بود آن هم انتخابات مجلس سوم، که این دو دستگی که بین جامعه روحانیت و مجمع روحانیون به وجود آمد باعث شد که خیلی از بچه‌ها به عقب کشانده شوند، پس همه اینها دست به دست داد تا جبهه ما تا حدی از نیروها سبک شد. یعنی در فاو وقتی عراقی‌ها آمدند فاو را گرفتند، شاید آن چیزهایی که مثل آشپزخانه، بیمارستان یا پل که به صورت ثابت آنجا بود، آمدند گرفتند اما نیروی آنچنانی اسیر نتوانسته بودند بگیرند یعنی اگر آنها عملیاتی می‌کردند که در مقابل‌شان نیرو بود حتماً بچه‌ها می‌ایستادند اما نیروی آنچنانی نبود.

چطور مسئولین شرایط را ارزیابی نکرده بودند؟

ببینید شرایط را این طور حساب کرده بودند که اکثر نیروهای ما در غرب مستقر بود. کوتاهی‌هایی شد و فرماندهان در آنجا باید شرایط را ارزیابی می‌کردند. تحلیل من این است که امریکایی‌ها این خط را به عراقی‌ها دادند که نیروهای ایران در غرب جمع شده‌اند و شماها بیایید در  جنوبی‌ترین منطقه و به خط ایران بزنید چون آنها دائماً مناطق را از طریق آواکس و ماهواره رصد می‌کردند. این موضوع که امریکایی‌ها به طور فیزیکی وارد منطقه شده بودند، کمک بسیار زیادی برای ارتش بعث عراق بود و توانستند این عملیات را علیه ما انجام دهند و فاو را بگیرند.

گفته می‌شود بعضی از فرماندهان در جنگ اعتقاد به موج انسانی داشتند، یعنی در عملیات به جای تکنیک و تاکتیک روی نیروی انسانی و موج انسانی حساب می‌کرد؟

نه، هرکه می‌گوید اشتباه می‌کند، اتفاقاً خوب است تحقیق کنید و تلفات ما و تلفات عراقی‌ها را مقایسه کنید، عراقی‌ها امکانات داشتند، دائماً کشورهای پیشرفته هواپیما، تانک، نفربر ، توپخانه ، موشک و... تزریق می‌کردند و پول‌هایش را عربستان و کویت می‌دادند. ما اصلاً موج انسانی را به کار نمی‌بردیم. وقتی تلفات ما را با عراقی‌ها مقایسه کنید، ما همیشه کمتر از عراقی‌ها تلفات داشتیم.

یعنی تلفات نیروی خودی را به خاطر کمبود تجهیزات می‌دانستید؟

قطعاً اگر ما تجهیزاتی مانند تانک و نفربر داشتیم به مراتب تلفات‌مان کمتر می‌شد.

 مثلاً در کربلای 4 می‌گفتند در این منطقه عملیات غیرممکن است؟

اصلاً ارتشی‌ها عبور از اروند را غیرممکن می‌دانستند ولی ما در والفجر 8 از اروند عبور کردیم، اگر بخواهیم مورد به مورد حساب کنیم. بالاخره در یک عملیاتی ما اشتباه می‌کنیم مثلاً در این عملیات کربلای 4 به علت این شکست  خوردیم که منطقه خیلی شلوغ شده بود اما بلافاصله جبران کردیم و عملیات کربلای 5 انجام شد.

پس چرا این عملیات با موفقیت همراه بود؟

یک جاهایی دشمن حساس می‌شود، هوشیار می‌شود اما ما با این حال از اروند عبور کردیم. ببینید ما اصلاً شکل عملیات‌هایمان فرق می‌کرد، مثلاً ببینید در طول 8 سال جنگ یک هواپیما به ما ندادند. یک تانک یا نفربر به ما ندادند. یک توپ به ما ندادند. حتی کاردار ما را در مجارستان اخراج کردند، حتی وانت به ما نفروختند، یعنی این گونه بود، پس ما روش جنگ‌مان اگر می‌خواست به شکل کلاسیکی که ارتش انجام می‌داد باشد، نباید می‌جنگیدیم، چون باید می‌گفتیم این تجهیزات را ما نداریم، و چون تجهیزات نداریم نمی‌جنگیم.

ما تاکتیک و تکنیک جنگ راعوض کردیم و با همان توانمندی خودمان طراحی کردیم و نیروهایمان را به همان صورت آموزش دادیم و آماده کردیم برای عملیات. اتفاقاً زمانی که تجهیزاتی غنیمت می‌گرفتیم آنقدر بچه‌ها با استعداد بودند با این که این گونه تجهیزات را ندیده بودند سریع یاد می‌گرفتند و به کار می‌بردند در صورتی که در ارتش سلاح‌هایی را که غنیمت می‌گرفتند استفاده نمی‌کردند، می‌گفتند توی سازمان ما نیست.

آن زمان چون ما در سپاه چیزی نداشتیم همان غنیمت‌ها را بکارگیری می‌کردیم، حتی آنهایی که لازم بود و قطعات می‌خواست از خود دستگاه‌هایی که قسمتی از آن منهدم شده بود می‌رفتیم و استفاده می‌کردیم، پس ببینید تنها بحث نیروی انسانی نبود ما روی تک تک نیروها حساب باز می‌کردیم. یعنی زندگی تک تک آنها برای ما مهم بود و اگر چنین نبود که فرماندهان جلوتر از آنها نمی‌رفتند، همپای آنها بودند.

شما نگاه کنید تعداد شهیدان فرمانده بیشتر از خود رزمندگان بود، چون احساس می‌کردند اینها برادران خودشان، فرزندان خودشان هستند، آن وقت روحیه به رزمنده می‌داد. یک خاطره بگویم که شنیدنی است، در کربلای 5 خودم در دژ کانال ماهی، با کمین دشمن کمتر از 100متر فاصله داشتم نه تنها خود من، فرمانده لشکر 25، فرمانده لشکر 41 هم بودند، یکی از بچه‌ بسیجی‌ها که تازه اولین اعزامش بود آمده بود و فرصت نشده بود برایشان صحبت کنم تا ما را بشناسد، به رفیق بسیجی قدیمی‌ترش می‌گفت: «این فرماندها توی عقبه دارند کیف می‌کنند و به فکر ما نیستند» و از این حرف‌ها،‌ اون بسیجی قدیمی گفت بی‌خودی حرف نزن. اونجارو ببین فرمانده آنجا نشسته! شهید همت هم این طور بود، شهید احمد کاظمی هم اینچنین بود، در کردستان هم شهید بروجردی رو می‌بینید، شهید ناصر کاظمی هم اینچنین بود، علتش هم این بود که ما فرقی بین خودمان و بچه‌ها نمی‌دیدیم، هیچ موقع فاصله‌ای بین خودمان و بچه بسیجی‌ها نمی‌دیدیم، چون خودمان هم بسیجی بودیم. اون موقع هم چون درجه نبود همه یک نوع لباس می‌پوشیدند، پس ببینید اینها موج انسانی نبود بلکه تک‌تک بچه‌ها و همچنین خیلی از بچه‌های مسئولین پیش ما بودند مثلاً فرزندان آقای خامنه‌ای که آن زمان رئیس‌جمهور بودند. یا وزیر بهداشت و درمان که فرزندش در عملیات خیبر شهید شد یا خواهرزاده آقای ولایتی.

اقوام آقای هاشمی هم بودند؟

آنها در لشکر 10 بودند، آنهایی که خودم از نزدیک دیدم این افرادند یا مثلاً افرادی که الآن مسئولند مثل آقای مظفر وزیر سابق آموزش و پرورش، آن موقع فرمانده گروهان ما بود، مدیرکل بود اما می‌آمد آنجا، یا آقای سعید جلیلی که آن موقع دانشجو بود و الآن دبیر شورای امنیت ملی هستند که در والفجر 8 در کنار ما بود یا مثلاً آقای زاکانی نماینده تهران و پزشک هستند، آقای سروری، آقای نصیرپور، آقای لطفی و خیلی افراد دیگر که اگر همین‌گونه بخواهم بگویم از فرزندان خیلی از مسئولان هم می‌توانم نام ببرم. به هر حال چون ما زرهی نداشتیم و باید از نیروهای پیاده استفاده می‌کردیم بعضی خیال می‌کردند که ما موج انسانی رو به کار می‌گیریم، هر گردان، هر گروهان و هر دسته آنجا مشخص بود کجا باید برود، چه کار باید بکند و چگونه تخلیه شهدا باشد و... که اگر یک نمونه‌اش این گونه بود که ما باید بیشتر اسیر می‌دادیم بلکه بیشتر اسیر گرفتیم، ما از عراقی‌ها 61هزار اسیر داشتیم، عراقی‌ها از ما 39هزار اسیر گرفته بودند. شهیدانش هم همین گونه است، مجروحش هم همین گونه است، آنها بیشتر از ما بودند با این که آنها از تانک، نفربر و... استفاده کردند.

سهل‌الوصول‌ترین راه برای ارتباط برقرارکردن نسل سوم، فیلم‌های دفاع مقدس است، پای ثابت فیلم‌های دفاع مقدس میدان مین و افرادی‌اند که روی مین رفتند، چقدر این واقعیت دارد، آیا این یک تئوری بوده که در هر میدان باید یک تعداد می‌رفتند روی مین؟

روی مین رفتن، نه این که نبوده بلکه به ندرت بود. این نبود که هر جایی افراد بروند روی مین، ببینید آنقدر کار شناسایی دقیق انجام می‌شد قبل از این که دشمن متوجه شود خیلی جاها ما میدان مین را پاکسازی کرده بودیم و به دشمن غلبه پیدا می‌کردیم، بله یک جایی که دیگر در آن لحظه حساس بایدکار تمام شود یعنی اگر یک نفر این کار را نمی‌کرد، شاید تلفات‌مان 100 برابر می‌شد و در این وضعیت یک نفر آمده، فداکاری کرده تا بیش از آن تلفات ندهیم.

این کار هم حساب شده بوده این نبوده که به همین صورت آمده روی مین و نتیجه‌ای نداشته باشد. نیروهای اطلاعاتی ما شش ماه روی آب اروندرود کار کردند تا عملیات والفجر 8 انجام شود، یعنی جزر و مد آب را به صورت علمی مشخص کردند که چقدر آب از نهرها در جزر خالی می‌شود و در مد چقدر آب بالا می‌آید حالا این هم برای عبور نیرو بود و هم برای زدن اسکله روی نهرها و هم برای ساحل سازی در اروند، اینها همه حساب شده بود، حالا برخی افراد چون مطلع نیستند می‌آ‌یند همینطور  مطرح می‌کنند، اگر بیایند و این واقعیت‌ها را هم مطرح کنند فیلم آنها مانند فیلم مستند و واقعی می‌شود و ممکن است جذابیت نداشته باشد به خاطر همین است که برای جذب و جلب توجه تماشاگر این کارها را انجام می‌دهند.

اگر اطلاعات ما دقیق نبود و نمی‌توانستیم دشمن را غافلگیر کنیم مانند والفجر مقدماتی می‌شد مانند والفجر یک یا کربلای 4 مانند بدر می‌شد یعنی اگر دشمن متوجه می‌شد می‌ایستاد این گونه نبود که دشمن ضعیف باشد و خیال کنید که جلوی ما مقابله نمی‌کرد، خیر اتفاقاً دشمن قوی بود. من همین که امریکا سال 2002 به عراق حمله کرد مقاله‌ای نوشتم و به کیهان دادم که چاپ نشد، حالا علت چاپ نشدن هم این بود که می‌گفتند این چیزی که شما گفته‌اید معلوم نیست بشود و اتفاق بیفتد در صورتی که من با توجه به واقعیت نوشتم.

حالا مطلب شما چه بود؟

من نوشته بودم که امریکایی‌ها با آن تجهیزاتی که می‌روند به عراق شاید اول با بمباران و این کارها بتوانند غلبه پیدا کنند و رعبی ایجاد کنند اما با شناختی که ما از نیروهای عراقی‌ها داریم، اینها بعداً امریکایی‌ها را سرکوب خواهند کرد، همان چیزی که حضرت امام(ره) فرمودند که اینها شاید بیایند و چند بمب بیندازند و بروند ولی بالاخره می‌خواهند بیایند روی زمین، یعنی همین اتفاق افتاد. امریکایی‌ها در عراق مستأصل شده‌اند یعنی توی خیابان جرأت ندارند بروند و اگر بخواهند توی خیابان بروند ستونی و پشت سر هم می‌روند یا به صورتی بروند که تا کسی از آنجا رد شد را بزنند تا رد شوند. پس هنوز نتواسته‌اند غلبه کنند، در افغانستان هم همچنین، چون ملت‌های شرقی به این راحتی زیر بار این گونه زورگویی‌ها نمی‌روند لذا این نبود که بگوییم عراقی‌ها ضعیف بودند بلکه زمانی که ما غافلگیرشان می‌کردیم کاری نمی‌توانستند بکنند. زمانی که ما می‌زدیم  به قرارگاه فرماندهی و آنجا را می‌گرفتیم دیگر کاری نمی‌توانستند بکنند. لذا چیزی که هست ما باید بگوییم ما در خیلی از مراحل سبک و روش و نوع جنگیدن جدید را که ما ارائه کردیم دشمن نتوانست دست ما را بخواند.

ارتش و سپاه در دفاع مقدس چه تفاوتی داشتند چه قبل از آقای بنی‌صدر که ایشان مسئولیت داشتند و چه بعد از آقای بنی‌صدر؟

وقتی آقای بنی‌صدر فرمانده کل قوا بود از  قبل از جنگ از اسفند سال 1358 که ایشان بهمن انتخاب شد و از اسفند فرماندهی کل قوا را امام (ره) به او داد، خوب جوسازی می‌کرد و می‌گفت نیروهای مسلح نمی‌گذارند کار کنم. در صورتی که سپاه نوپا بود و کمیته در خیلی از شهرها مأموریتش را انجام می‌داد. حضرت امام فرماندهی کل قوا را به او داد. در مورد حمله نیروهای امریکایی به طبس، نیروهای دلتا که تربیت شده بودند تا دیپلمات‌های امنیتی خودشان را از لانه جاسوسی آزاد کنند. بنی‌صدر دستور داده بود پدافندها را جمع کنند، شاید اگر با او صحبت کنید بگوید نه من فرمانده مطلق نبودم، اما وقتی کسی می‌شود فرمانده کل قوا و اینقدر بی‌عرضه است چرا این مسئولیت را می‌گیرد! اگر بگوید فرماندهان به من گفتند آیا نباید تو بررسی بکنی و دستور بدهی.

 یعنی خیانت کرد؟

بله خیانت کرد.

البته یکی از فرماندهان ارشد سپاه در یک برنامه تلویزیونی می‌گفت که بنی‌صدر خیانت نکرده بلکه غفلت کرده؟

نه، من می‌گویم خیانت کرده، اتفاقاً دلایل محکمی هم داریم، موقعی که آقای منتظر قائم فرمانده سپاه یزد با سه چهار نفر دیگر رفتند طبس اسناد و مدارک را از هواپیماها تخلیه کنند، پس چرا هواپیماها و هلی‌کوپترهای باقی مانده را بمباران کردند، خوب حداقلش این بود که نمی‌گذاشت بمباران بشود، که اگر بمباران نمی‌شد ما شاید غفلتش را هم به کار نمی‌بردیم اما موقعی که بمباران کردند فرمانده کل قوا کی بود؟

حضرت امام(ره) 5 آذر سال 1358 فرمان ارتش 20 میلیونی به نام بسیج مستضعفین را دادند، تا زمانی که بنی‌صدر روی کار بود، کجا بسیج تشکیل شد؟ نیروهای مردمی در آن موقع می‌آمدند و سازماندهی نداشتند، اصلاً به آن نیروها، نیروی مردمی می‌گفتند، در آن موقع یک گارد ملی بود که بنی‌صدر دنبال آن بود که می‌خواستند سپاه را به زیر مجموعه خودشان ببرند. اگر یک قدم کوچک در تشکیل بسیج 20 میلیونی برداشته می‌شد کار خیلی آسان‌تر می‌شد، یعنی بلافاصله نیرو فرستاده می‌شد به سمت مرزها. زمانی که مردم در ابتدای جنگ می‌آمدند حتی لباس هم نبود و با لباس شخصی می‌رفتند، با کفش و کتونی و حتی شلوار معمولی می‌‌رفتند. پس ببینید همین که بنی‌صدر نتوانست محیط را آماده کند باید جوابگو می‌بود که جوابگو هم نبود، او مسلط بر مسائل نظامی هم نبود بلکه بیشتر یک حالت تضعیف‌‌کننده داشت، که برای نمونه، اول جنگ بچه‌های سپاه می‌خواستند با ارتش کار کنند و همکاری کنند تا مناطقی را نگذارند عراقی‌ها جلو بیایند اما می‌دیدید که بچه‌های سپاه که سلاح نداشتند و می‌خواستند از ارتش سلاح بگیرند تا کمک‌شان کنند، بنی‌صدر گفته بود که حق ندارید به سپاه یک فشنگ هم بدهید.

بعد از رفتن بنی‌صدر اوضاع چطور شد؟

خیلی فرق کرد، حضرت امام (ره) همه را به هم نزدیک کرد. سپاه و ارتش در کنار هم قرار گرفتند، عملیات‌ها یکی پس از دیگری انجام شد حتی قبل از رفتن بنی‌صدر، بنی صدر شهید صیادشیرازی را خلع‌اش کرد و دو درجه از او گرفت و بعد مسئولیتی را که در غرب کشور داشت، گرفت، آن وقت چون سردار صفوی با شهید صیاد شیرازی اصفهان بودند و از آنجا آمده بودند کردستان که من هر دوی اینها را دیده بودم، چون آقای صفوی، صیاد شیرازی را می‌شناخت با دو سه نفر دیگر او را به سپاه آوردن، در آنجا یک زیرزمینی بود که طراحی عملیات‌ها را می‌کردند بدون آگاهی ارتش، مثل طراحی عملیات ثامن‌الائمه.

تفاوت اصلی سپاه با ارتش را می‌خواهم بیان کنید.

ارتش یک روحیه کلاسیک داشت که طبق آنچه خوانده بودند می‌گفتند وقتی ما عملیات می‌کنیم باید یک به سه باشیم یعنی سه برابر توان داشته باشیم تا بتوانیم به دشمن حمله کنیم اما صیاد شیرازی آن روحیه را کنار گذاشته بود آمده بود پیش بچه‌ها و می‌گفت ما هر چه توان داریم باید به کار ببریم واز بهترین روش‌ها استفاده کنیم و در نهایت با توکل به خداوند کارها را انجام بدهیم.

این طراحی‌ها که بنده گفتم با روحیه‌های انقلابی انجام شد یعنی طوری بود که ما دقیقاً می‌توانستیم برویم پشت دشمن، چون آن موقع میدان مین کم بود. بعد از عملیات بیت‌المقدس میدان مین زیاد شد، خیلی راحت می‌شد بروی در منطقه به خاطر همین توانستیم عملیاتی مثل طریق القدس، ثامن‌الائمه، فتح‌المبین و بیت‌المقدس را انجام دهیم چون موانع کمتر بود، موانع اگر بود موانع طبیعی بود نه مصنوعی. میدان مین، سیم خاردار خیلی کمتر بود و دلیل این که عملیات‌ها با پیروزی انجام می‌شد هم همین بود. ما می‌رفتیم خط دوم و سوم دشمن و حتی توپخانه دشمن را شناسایی می‌کردیم. موقعی که شناسایی می‌کردیم می‌دانستیم چگونه برویم که فقط با نیروی خط اول مواجه بشویم که تا بخواهیم برسیم به توپخانه دیگر کار تمام شده بود، یعنی 15 کیلومتر بعدش!

اختلاف بین فرماندهان سپاه با فرماندهی کل سر عملیات‌ها تا چه حدی بود؟

بله در جنگ انتقاد و برخی اوقات اعتراض بود.

آیا فرمانده کل سپاه در مورد انتقادات، نرمش نشان می‌داد و انعطاف‌پذیر بود؟

تا حدی که به کلیات موضوع لطمه‌ای نخورد، انعطاف نشان می‌داد، فرماندهان تحمل بالایی داشتند و همه سعی می‌کردند زمانی که انتقاد می‌کنند انتقاد مثبت باشد و نه تخریبی و همین هم باعث موفقیت شده بود یعنی میزان انتقاد و اعتراض به اندازه بود.

در عملیات والفجر 8 من تازه فرمانده لشکر شده بودم. چون عملیات والفجر 8 اولین عملیاتم بود افرادی مثل شهید حسین خرازی یا احمد کاظمی در لشکر 8 نجف بودند و من هم که بالای سر لشکر 27 محمد رسول‌الله بودم و به گونه‌ای بودند که من قبول داشتم به عنوان موج دوم بروم اما این دو تا اینگونه نبودند و روی کلیت عملیات حرف داشتند. همین هم شد که این دو لشکر در موج دوم باشند و ما می‌شدیم یگان و لشکر علی‌ابن‌ابیطالب که یگان دیگر بود، آنها اول بروند چون در این عملیات‌ها ارتش نبود و فقط یک کمک هوانیروز بود و توپخانه و نیروی زمینی‌اش به هیچ عنوان نبود. لذا اگر اعتراضی هم داشتند با یک جابه جایی قضیه حل می‌شد، اینجا هم اینگونه نبود که این فرماندهان لشکر بگویند که ما عملیات نمی‌کنیم چون فکر می‌کنیم اینگونه می‌شود! آنها به عنوان موج دوم رفتند و بچه‌هایشان در این عملیات مثلاً دیگر لازم نبود با لباس غواصی بروند بلکه با قایق می‌آمدند.

فرماندهی آقای رضایی چقدر در دفاع مقدس مؤثر بود؟

خب، موفقیت ایشان خیلی بالا بود اما همه کمک می‌کردند.

نقاط ضعف فرماندهی‌شان را بفرمایید.

ببینید، اینگونه نیست که چون گذشته من بگویم نقطه ضعف نداشت بلکه واقعیت این است که بهترین موقعیت را مدیریت می‌کردند ولی در مورد بحث روزهای آخر و قطعنامه بحث دارم، آن لیستی که در حد 5/3 میلیارد به آقای هاشمی دادند که من هم خودم اعتراض کردم که من در جریان نبودم.

یعنی شما به عنوان فرمانده لشکر خبر نداشتید؟

نه، من در جریان نبودم ولی افراد دیگر را نمی‌دانم، حالا ما چون درگیر بودیم در شمال غرب و غرب و حتی در جنوب گردان داشتیم، لذا کمتر به قرارگاه می‌رفتیم، اما بعد از قطعنامه که متوجه شدیم اعتراض شدیدی کردیم.

در این چند سال اخیر آقای محسن رضایی بحثی به عنوان جعبه سیاه جنگ مطرح کردند، جعبه سیاه جنگ یعنی چه؟

ببینید، این جعبه سیاه که گفته شده شاید به این علت است که دانستنی‌های آقای رضایی بیش از همه است یعنی چه آن موقع که مسئول اطلاعات بود و چه آن زمان که مسئول کل سپاه شدند و ارتباطی که با امام و افراد دیگر داشتند، مثل آیت‌الله خامنه‌ای که آن موقع رئیس‌جمهور بود و چه نخست‌وزیر و آقای هاشمی که مسئولیت جنگ را از امام گرفتند. روی این حساب است که می‌گوییم جعبه سیاه که خیلی چیزها را مشخص می‌کند.

آقای رضایی و هاشمی رفسنجانی از زمان جنگ تا حالا چقدر تغییر کرده‌اند؟

من فکر می‌کنم آقای هاشمی و رضایی در جنگ بیشتر به فکر جنبه‌های سیاسی جنگ بودند یعنی بیشتر دوست داشتند معامله صورت گیرد تا جنگ، می‌خواهم این را بگویم که آن زحماتی که ‌کشیدند و وقت‌هایی که گذاشتند و آن چیزهایی که باید از آنها گذشت در جهت منافع جنگ و کشور اینها کمتر دیده می‌شود.

ابتدای جنگ هم مجاهدین انقلاب و هم فدائیان اسلام با پرچم‌های خودشان وارد میدان شدند، می‌خواهم ببینم ورودشان درست بود یا نه و اگر درست بود چرا استمرار پیدا نکرد و بعد از چند وقت سیدمجتبی هاشمی را کنار گذاشتند؟

نه، مجاهدین انقلاب اینگونه نبود و فدائیان اسلام هم سمبلش آقای هاشمی نبود بلکه اینها تعدادی بودند که هر کدام‌شان آمده بودند در یک جبهه‌ای.

جبهه غرب را که مجاهدین انقلاب قبضه کرده بودند؟

نه، اتفاقاً خودم اوایل جنگ غرب بودم، اینگونه نبود البته بود مثلاً در جبهه سومار یا سرپل ذهاب یا گیلانغرب افرادی بودند. مثلاً در جبهه سومار 10 نفر بیشتر نبودند یا در گیلانغرب و سرپل ذهاب. اما بعد از فرار بنی‌صدر، جمع شدند و به آنها گفته شد یا باید در سازمان مجاهدین انقلاب باشید یا از منطقه بروید که اکثرشان رفتند.

مجاهدین خلق هم اوایل جنگ اطلاعیه دادند که با سلاح خودمان و پرچم خودمان حاضریم بعضی قسمت‌های جبهه را اداره کنیم، چرا به آنها اجازه داده نشد؟

بنده یک نمونه می‌خواهم بگویم که بفهمید آنها دروغ می‌گفتند، این حرف‌ها از این جهت بود که می‌خواستند خودشان را مظلوم جلوه دهند، موقعی که جنگ‌های نامنظم شروع شد، خود شهید چمران وزارت دفاع و نمایندگی مجلس را رها کردند و آمدند توی منطقه، اما از سران منافقین این کار را نکردند دوم اینکه آنها بیشتر کار سیاسی می‌کردند زمانی نیروهای مردمی می‌فرستادند یک تعداد نیروهای مردمی را سوار قطار کردند که آن موقع آقای خلخالی نیرو وارد جبهه‌ها می‌کرد. بعد از فرستادن نیروها، 16 نفرشان اسلحه‌های بچه‌ها را جمع کردند و از قطار پریدند پائین و بعداً آنها گرفتند اسلحه‌ها را پس گرفتند یعنی اینها نه تنها در جهت تقویت جبهه‌ها بودند بلکه برعکس بود. برای نمونه در والفجر مقدماتی که به صورت بسیجی آمده بودند، آقای [...] رفته بودند برای شناسایی، نقشه‌ها را مخفیانه برداشت و با خودش برد و همان فردا یا پس فرداش رادیو عراق با او مصاحبه کرد، پس چیزی که هست این نیست که کسی که به جبهه می‌آمد مانع می‌شدند هرگز اینگونه نبود.

وضعیت بچه‌های جبهه و جنگ بعد از پایان جنگ حاکم شدن تکنوکرات‌ها چگونه بود؟

ناراحتی ما از آقای هاشمی همین بود که چرا تکنوکرات‌ها حاکم شدند، می‌گفتند بچه‌های جبهه چیزی بلد نیستند و باید حالا به مردم برسیم و باید کشور را بسازیم، باید بگوییم بچه‌ها را کنار زدند اما بین همین بچه‌های رزمنده که آمدند عقب، آمدند بحمدالله درس‌شان را ادامه دادند و به تحصیلاتی که در قبل جنگ داشتند ادامه دادند و توانستند جبران کنند.

دولت هاشمی چقدر به بچه‌های جبهه و جنگ توجه کرد؟

او می‌گفت من دانشگاه آزاد را سهمیه برایش مقرر کردم برای جانبازان و خانواده شهیدان سهمیه ایجاد کردم. اما بحث اجرا بود نه قانون، البته قانون هم یک قسمت بود و مهمتر از آن اجرا بود، چون اینها وحشت داشتند که این نیروها بروند دانشگاه و جو هم ساختند که اینها بی‌سوادند، اینها با سهمیه به دانشگاه آمدند در صورتی که ما می‌بینیم بچه‌های مستعدی که از جبهه‌ها آمدند توانستند در روند تحصیلاتی خودشان و دیگران مؤثر باشند در صورتی که باید بگویم با آنها نامناسب برخورد شد.

آقای ناطق نوری در خاطرات خود با اشاره به دور دوم ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای ابراز می‌کنند که ایشان نسبت به انتصاب مجدد آقای میرحسین موسوی به نخست‌وزیری نظر مساعد نداشت که امام هم با توجه به شرط آقای خامنه‌ای برای کاندیدا شدن مجدد به طور ضمنی با این تصمیم موافقت کرده بودند، اما بعد از انتخابات محسن رضایی در ملاقات خود با امام نسبت به جایگاه ویژه موسوی در بین رزمندگان و احتمال آسیب‌دیدن روحیه آنان، توجه به این تغییر تذکر می‌دهد که امام هم چون مهمترین اولویت کشور را دفاع مقدس می‌دانستند بر حفظ موسوی تاکید ورزیدند، به واقع جنابعالی به عنوان یکی از مهمترین فرماندهان لشکرهای سپاه پاسداران این استدلال آقای رضایی مبنی بر علاقه خاص رزمندگان به نخست وزیر و احتمال آسیب به جبهه‌ها در صورت تعویض میرحسین موسوی را تأیید می‌کنید؟

 هرگز اصلا شرایط به این گونه نبود.

پس چرا فرمانده وقت سپاه اینگونه مسئله را مطرح می‌کند؟

این نظر شخصی آقا محسن بود نه نظر رزمندگان، با تمام احترامی که برای آقا محسن قائلم می‌توانم بگویم در این ماجرا ایشان نظر خود را به رزمندگان تعمیم یا به اصطلاح بهتر تحمیل کردند. رزمندگان تنها امام را می‌دیدند باید به این نکته اشاره کنم که رزمندگان در رابطه با کل مسائل جنگ حتی پنج ساعت هم با آقای موسوی تعامل مستقیم نداشتند.

رزمندگان چشمان‌شان به لبان مطهر حضرت امام بود نه هیچ کس دیگری، افراد باید در رابطه با اینگونه اظهار نظرها پاسخگو باشند. البته باید به یک نکته ظریف و مهم دیگری هم اشاره کنم، درست است که در آن مقطع بین سازمان مجاهدین انقلاب شکاف و اختلاف حس می‌شد و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را به دو طیف راست، چپ و حتی آنان که از سازمان جدا شده بودند تقسیم می‌کردند، اما به واقع بین تمامی این گروها یک ارتباط قوی برقرار بود، یعنی به نحوی آقای محسن رضایی با بهزاد نبوی در ارتباط بود و اینگونه اظهار نظرها بیشتر بر مبنای منافع حزبی بود.

در مجموع آقای موسوی هرگز یک چهره کاریزما در جبهه نبودند، با تمامی توضیحاتی که داده شد در اینجا باید به تصمیم نهایی حضرت آیت الله خامنه ای و اوج ولایت‌پذیری ایشان هم اشاره کنیم، ایشان الگویی به یاد ماندنی در قبول نظر ولی‌فقیه جامعه را از خود به ثبت رساندند.


هاشمی رفسنجانی: وزارت‌اطلاعات و بچه حزب‌اللهی‌ها ما را اذیت می‌کنند
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، وزارت اطلاعات

هاشمی رفسنجانی دیروز طی سخنانی در قزوین که منتشر نشد، بیان داشت: «گاهی فشار می‌آورند که فلان آقا مثلاً رادیکال هست و برکنارش کنید، وزارت اطلاعات یک جورایی اذیت می‌کند، دیگران یه جور دیگر اذیت می‌کنند، بچه حزب‌الهی‌ها یه جور دیگر اذیت می‌کنند.

 فارس: خبرگزاری دانشجو نوشت: هاشمی رفسنجانی دیروز پس از بهره‌برداری از چند پروژه دانشگاه آزاد قزوین در جمع مسئولان استان، دانشگاه آزاد و تنی چند از اساتید و دانشجویان این دانشگاه گفت: «دانشگاه آزاد طبیعتش این است که کار خودش را می‌کند؛ در باند نیست، در گروه نیست، در جناح نیست، البته من جناح‌ها را عیب نمی‌دانم بالاخره در جامعه زنده جناح هست، حزب هست، باند هست، اما دانشگاه آزاد صبقه علمی‌اش را دارد.»

رئیس سابق مجلس خبرگان که چند روز بعد از شنیده شدن اخباری مبنی بر خداحافظی قطعی جاسبی از دانشگاه آزاد سخن می‌گفت، ادامه داد: «در دانشگاه آزاد همه طور آدم از همه جریان‌ها است؛ در دانشجو، در کارمندان، در مدیران و در اساتید از این جریان‌ها حضور دارند، ما هم واقعاً امتیازی قائل نیستیم.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دلخوری خود از حزب اللهی‌ها را اینگونه بر زبان آورد: «گاهی فشار می‌آورند که فلان آقا مثلاً رادیکال هست و برکنارش کنید، وزارت اطلاعات یک جورایی اذیت می‌کند، دیگران یه جور دیگر اذیت می‌کنند، بچه حزب الهی‌ها یه جور دیگر اذیت می‌کنند، این کار ما نیست همه مدیران بدانند ما این جوری نیستیم.»

هاشمی به طور تلویحی حمایت خود از یک جریان خاص در دانشگاه آزاد را مورد اشاره قرار داد و افزود: «بعضی‌ها می‌گویند فلان استاد سرکلاس این حرف‌ها را زده است، خوب بگوید، او یک استاد است، نظراتی دارد و سرکلاس یا جلسات می‌گوید ما بنا نداریم که مسائل باندی و سیاسی بشود و لو اینکه خودمان در یک جریان باشیم به هر حال هرکس در یک جریان و تفکری هست دیگر، ولی در دانشگاه آزاد ما می‌خواهیم میدان بازی باشد برای همه.»

رفسنجانی در این مورد توضیح نداد که چگونه می‌توان کرسی‌های استادی را در دانشگاه به افراد با گروه‌های طیفی مختلف سپرد، اما از جلوگیری انتقال مفاهیم انحرافی از سوی اساتیدی که حامی تفکرات منحط غربی و یا احتمالاً دارای تفکرات ضداسلامی هستند، صحبت کرد.

وی در ادامه سخنان خود بیان داشت: «معلم، استاد، «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»، شامل اینجا هم می‌شود، وقتی استادی با هر گرایش کار خودش را به درستی انجام می‌دهد از او استقبال بکنیم و باید دستش را ببوسیم، ولی اگر کوتاهی کرد با هر گرایش باید تذکر داده شود.»

عضو هیئت امنای دانشگاه آزاد تصریح کرد: «ما بنا داریم که دانشگاه آزاد اسلامی جایی باشد برای تعلیم و تربیت و اخلاق که بنیه علمی کشور را بالا ببرد.»


آقای هاشمی، مدتهاست این مرغ زیبا را به عقد خروس لاری‌های سیاسی درآورده‌اند
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دانشگاه آزاد ، دکتر جاسبی

خبرنامه دانشجویان ایران: اکبر هاشمی رفسنجانی پیش از ظهر دیروز 27 شهریور پس از بهره‌برداری از مرکز رشد واحدهای فن‌آوری، مجتمع ورزشی یادگار امام(ره)، پروژه دانشکده عمران، معماری، شهرسازی و نقشه‌برداری و پروژه بانک ملت دانشگاه آزاد قزوین در جمع مسئولان استان، دانشگاه آزاد و تنی چند از اساتید و دانشجویان این دانشگاه با تاکید بر حمایت همیشگی خود از دانشگاه آزاد گفت: همیشه هم مزاحم داشتیم از مزاحم هم نباید بترسیم، یک مرغ مریض پر و بال کنده که دشمن پیدا نمی‌کند اما مرغ زیبا را همه می‌خواهند، بگیرند.

 
هاشمی که هر از چندگاهی پس از افزایش فشارها به مدیریت دانشگاه آزاد به بهانه افتتاح یکی از پروژه های دانشگاه آزاد از این مدیریت دفاع می کند، افزود: دانشگاه آزاد طبیعتش این است که کار خودش را می‌کند؛ در باند، گروه و جناح نیست، البته من در جناح بودن را عیب نمی‌دانم بالاخره در جامعه زنده‌ جناح، حزب و باند هست ولی دانشگاه آزاد صبغه علمی‌اش را دارد در دانشگاه آزاد همه طور آدم از همه جریان‌ها هستند.
 
وی بیان کرد: آن طرف هم برخی می‌آیند و می‌گویند که اینها که شما را اذیت می‌کنند دروغ می‌گویند، استاد سر کلاس اگر چیزی گفته باید بگوید، استاد است؛ ما بنایی برای مسائل باندی و سیاسی نداریم ولو اینکه خودمان در یک جریان باشیم.
 
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: هر کسی در یک جریان و تفکری هست، ولی در دانشگاه آزاد ما می‌خواهیم میدان برای همه باز باشد، یعنی اگر درسش را خوب می‌دهد، مدیریتش را درست انجام می‌دهد؛ از او استقبال کنید و دستش را هم ببوسید.
 
هاشمی رفسنجانی که پیش از این نیز منتقدان دانشگاه آزاد را حسودان مزاحم خوانده بود این بار با بیان این‌که «دانشگاه آزاد اسلامی همیشه حسودانی داشته و دارد» افزود: این‌ها نمی‌دانند و نمی‌فهمند و یا طمع دارند، در ‌٢٩ سال گذشته گرفتار این افراد بودیم، ولی توفیقاتی که از جانب خدا نصیب‌مان شد و رضایت خداوند از همه مهمتر است.
 
به نظر می رسد این اظهار نظر آقای هاشمی در پی تصویب اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و سپس ایلاغ آن توسط ریاست جمهوری باشد که پایه های مدیریت بلند مدت و غیرقانونی جعفر علی جاسبی فرزند اسکندر متولد 1323 که از سال 1361 همزمان با تشکیل دانشگاه آزاد شکل گرفته بود فرو ریخته است.
 
کارنامه سیاسی دانشگاه آزاد
 
جلب افکار عمومی به ماجرای ”دانشگاه آزاد، سیاسی ترین دانشگاه در عرصه انتخابات“ از آنجایی شروع شد که محمود احمدی نژاد در مناظره معروف خود با میرحسین موسوی بیان کرد که بخشی از هزینه‌های مالی تبلیغات آقای موسوی از دانشگاه آزاد تامین می شود.
 
البته این تقابل دانشگاه آزاد با دولت احمدی نژاد مسبوق به سابقه است و ریشه در اقدامات دولت نهم و دانشجویان در خصوص مفسده مدیریتی در دانشگاه آزاد دارد.
 
درجریان نهمین انتخابات ریاست جمهوری که منتهی به پیروزی محمود احمدی نژاد شد، حزب چکاد آزاد اندیشان که تنی چند از مسئولان دانشگاه آزاد در آن عضو هستند و از احزاب نزدیک به کارگزاران به شمار می رود یکی از بازوهایی بود که از بودجه این دانشگاه برای پیشبرد تبلیغاتی نامزد مورد حمایت خود یعنی آیت الله هاشمی رفسنجانی استفاده می کرد. در حالی که جاسبی طی بخشنامه ای به شماره 41899 اعلام می دارد روسا و مسئولین داشگاه حق ندارند امکانات دانشگاه را جهت حمایت کاندیداها مورد بهره برداری قرار دهند، اما در همان ایام علی هاشمی به عنوان رئیس ستاد انتخابات حزب کارگزاران سازندگی طی حکمی آقای عادل نوروزی رئیس دانشگاه آزاد واحد ایلام را به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی حزب کارگزاران در استان ایلام منصوب می کند.
 
حتی در برخی از واحدهای دانشگاه آزاد نیز از طرف سازمان مرکزی این دانشگاه مجوزی صادر می گردد که با استناد به آن از دانشجویانی که به دلیل فعالیت های انتخاباتی (در ستاد آیت الله هاشمی رفسنجانی) نتوانسته اند در امتحانات خود شرکت کنند امتحان مجدد و خارج از نوبت به عمل آید.
 
علاوه بر این، در 11 خرداد 84 جلسه ای به ریاست مشاور عالی دکتر جاسبی در هتل بین المللی تهران برقرار و مصوبات مربوط به تعیین مکان ستادهای انتخاباتی آیت الله هاشمی و مواردی از این قبیل در آن نهایی می شود. در این جلسه مقرر می گردد که عنوان نام ستاد در سراسر واحدها و استان ها به ”ستاد های مذهبی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مزبور“ تغییر نام دهد.
 
از بازوهای اصلی دانشگاه آزاد که با پوششی غیر انتخاباتی به حمایت و پشتیبانی ستادهای آیت الله هاشمی رفسنجانی می پرداخت هیات های به اصطلاح مذهبی واحدهای دانشگاه آزاد سراسر کشور است که تحت ریاست مشاور عالی جاسبی فعالیت می کنند. این هیات ها موظف می شوند که حمایت های انتخاباتی خود از ستاد جاسبی را کاملا مخفیانه انجام داده و اسناد و فاکتورهای مالی را جهت تسویه حساب بدون لفظ انتخابات و نام کاندیدا ( آیت الله هاشمی ) به مرکز بفرستند که برخی از این هیات ها به دلیل عدم شناخت مسائل مالی، فاکتورها و اسناد را به عنوان ستاد انتخاباتی آیت الله هاشمی رفسنجانی به تهران ارسال می کنند.
 
با توجه به اسناد موجود بسیاری از ستادهای انتخاباتی آیت الله هاشمی رفسنجانی در شهرها و شهرستان ها این هیات های دانشگاه آزاد اجاره و تهیه شده است. جالب اینکه در متن اجاره نامه های موجود ، این هیات‌ها در برابر نام مستاجر نوشته اند: به نمایندگی از طرف ستاد انتخاباتی هیات های مذهبی دانشگاه آزاد اسلامی، حامی حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی!
 
اما با روی کار آمدن دولت نهم و پیروزی احمدی‌نژاد بر پدر معنوی جاسبی رئیس دانشگاه آزاد، موضوع این دانشگاه وارد فاز جدیدی شد.
 
هر چند نمی‌توان مسائل بعدی مربوط به دانشگاه آزاد را یک تسویه حساب بین احمدی‌نژاد و جاسبی دانست اما مسلما فعالیت چشمگیر دانشگاه آزاد در انتخابات نهم ریاست‌جمهوری به نفع هاشمی، در پیگیری پشت پرده‌های مالی دانشگاه آزاد از سوی احمدی‌نژاد چندان هم بی‌تأثیر نمی‌توانست باشد.
 
اما بعد از استقرار دولت نهم، کشمکش دولت نهم با دانشگاه آزاد از آنجا آغاز شد که رئیس‌جمهور در سفر استانی خود به ایلام در 11 آذر 84، در جمع اساتید و دانشگاهیان این استان و هنگامی که با انتقادات و اعتراضات دانشجویان به دانشگاه آزاد روبرو شد، خاطرنشان کرد: ”قرار شده است که آقای جاسبی شهریه‌ها را پائین بیاورد.“ رئیس‌جمهور همچنین افزود: ”اگر این کار صورت نگیرد، جاسبی را جریمه می‌کنیم که سه فرزندش در دانشگاه آزاد درس بخوانند و اگر باز پائین نیامد، جریمه آقای جاسبی را سنگین‌تر خواهیم کرد.“
 
با این وجود، حتی این به ظاهر تهدیدهای رئیس‌جمهور نیز کارساز نشد، چه آنکه معاون جاسبی اعلام کرد که ”شهریه‌ها کاهش نخواهد یافت بلکه به جای این کار، به دانشجویان وام می‌دهیم.“ و این نشان می‌داد که دانشگاه آزاد نه تنها هیچ قصدی برای کاهش شهریه‌ها ندارد، بلکه در همان سال 84-85 و حتی سال‌های بعد از آن با اعلام نرخ‌های علی‌الحساب، شهریه‌ها را حدود 10 درصد افزایش داد.
 
اولین بار مسئله دانشگاه آزاد در دیدار دانشجویان با محمود احمدی نژاد در پاییز 85 مطرح شد. در آن دیدار محمد افکانه نماینده اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل در حضور محمود احمدی نژاد انتقادهای شدیدی از مدیریت مافیایی دانشگاه آزاد مطرح کرد و گفت: «بنظر میرسد حتی احمدی نژاد هم توانایی مقابله با مافیای دانشگاه آزاد را ندارد.»
 
این جمله افکانه با تکبیر بلند دانشجویان همراه شد تا جایی که روز بعد صفحات بسیاری از نشریات و منابع خبری را پر کرد.
 
دیگر دانشجویان هم در این دیدار خواستار برخورد جدی با بی قانونی های گسترده در دانشگاه آزاد شدند. نماینده بسیج داشنجویی از رئیس جمهور خواست هرچه سریع تر این مطالبه جدی دانشجویان را پیگیری کند. بعد از این جلسه توجهات نسبت به مسئله داشنگاه آزاد افزایش پیدا کرد. تا جایی که عرصه تقابل مافیای دانشگاه آزاد و حامیان آن ها با دانشجویان هر روز شدیدتر شده تا جایی که به حوزه های دیگر نیز راه یافت و با پیوندهایی دیگر به موضوعی همگانی بدل شد.
 
در ادامه بسیاری از لابی های فراگیر و بعضاً بسیار قدرتمند دانشگاه آزاد وارد صحنه شدند و به هر نحو ممکن برای بقای جاسبی و نابودی دشمنان به نقش آفرینی پرداختند.
 
از بارزترین و شاخص ترین این نقش آفرینان، می توان هاشمی رفسنجانی را نام برد. وی در برحه های مختلف و شرایط گوناگون آشکارا و نهان به حمایت از جاسبی پرداخت، به حدی که وی در جواب نامه عدالتخواهانه عباس سلیمی نمین گفت: «دانشگاه آزاد همیشه مزاحمان و حسودانی داشته است و عده‌ای فقط برای کسب شهرت با دانشگاه آزاد مخالفت می‌کنند. »
 
در کنار کشاکش میان دولت و دانشجویان و مردم از یک طرف و مسئولان دانشگاه آزاد و برخی حامیان آن از طرف دیگر، مجلس نیز طرح تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد و قوه قضائیه را دنبال می‌کرد جالب اینکه با وجود مخالفت صریح آقای شاهرودی رئیس وقت قوه قضائیه با این امر متن گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضائیه در صحن علنی مجلس قرائت شد ولی حضور علی‌ عباس‌پور تهرانی، شوهرخواهر عبدالله جاسبی به عنوان رئیس کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی و حمایت‌های او از جاسبی موجب ‌شد که کمیته تحقیق و تفحص نتواند آنگونه که باید کار خود را به پیش ببرد، لذا به این ترتیب تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد تقریباً متوقف شد و متعاقب آن زاکانی رئیس کمیته تحقیق و تفحص ازآموزش عالی کشور در 21 تیر 85 با انتشار نامه‌ای 8 صفحه‌ای، علیه دانشگاه آزاد دست به افشاگری زد که با واکنش تند مسئولان دانشگاه آزاد روبرو شد.
 
در پی این حوادث دانشجویان نیز به این امر حساس شدند و همایش های مختلفی را در دانشگاه ها در این خصوص برپا کردند. با برگزاری چنین همایش هایی مفسده مدیریتی در دانشگاه آزاد به خصوص عدم وجود فضای نقد آزاد، روشن تر می شد. در چنین همایش های بود که معلوم شد اخراج یک دانشجو در دانشگاه آزاد بوشهر تنها برای چاپ یک کاریکاتور در خصوص مفاسد اقتصادی بوده است؛ در همین اسنا یکشنبه 22 شهریور 1388 مراسم میزگرد کالبد شکافی یک پرونده با موضوع بررسی عملکرد دانشگاه آزاد که از سوی دفتر تحکیم وحدت و اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد. یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد و از مسئولان تشکل‌های این دانشگاه که 2 ترم از تحصیل محروم شده و سپس محرومیت وی به یک ترم کاهش یافته بود به انتقاد از فضای بسته سیاسی در دانشگاه آزاد پرداخت. آخوندزاده از دیگر دانشجویان دانشگاه آزاد نیز اظهار داشت: آقای جاسبی 25 سال است که بر دانشگاه آزاد ریاست می‌کند و یک امپراطوری راه انداخته است. وی با اشاره به مطرح شدن برگزاری میزگردی به همین شکل در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد، تصریح کرد: کسی که چنین موضوعی را مطرح می‌کند یا دانشگاه آزاد را نمی‌شناسد و یا با آقای جاسبی آشنایی ندارد .این دانشجوی دانشگاه آزاد اظهار داشت: فساد در دانشگاه آزاد نه تنها مربوط به آقای جاسبی است بلکه بسیاری از مدیران میانی را نیز در بر می‌گیرد.
 
پس از این اتفاقات، تقریباً اقدامات دولت در خصوص دانشگاه آزاد فروکش کرد و در این میان سخنی که به گوش می‌رسید این بود که رئیس‌جمهور در جلسات خصوص خود اعلام کرده است که ”ما تا یک قدمی حصول نتیجه درباره موضوع دانشگاه آزاد به پیش رفتیم اما به واسطه برخی مصالح و به توصیه بعضی از بزرگان، فعلا این امر را متوقف کرده‌ایم تا در وقت مقتضی اقدامات خود را مجدداً آغاز کنیم.“
بعد از این ماجرا نیز، مسائل مربوط به اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد مسئله‌ای بود که در دستور کار شورایعالی انقلاب فرهنگی و دولت قرار گرفت.
 
هر چند پیگیری این مبحث به داغی اتفاقات سال‌های گذشته نبود اما موجب می‌شد پرونده دانشگاه آزاد همچنان مفتوح باقی بماند.
 
موضوع دانشگاه آزاد رفته رفته به مسئله‌ای عادی و ناامیدکننده تبدیل می‌شد تا اینکه تنور انتخابات دهم داغ شد و دانشگاه آزاد احساس کرد عدم حضور جدی و البته غیر محسوس در این دوره یعنی به سرانجام رسیدن بحث اصلاح اساس نامه دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی و پایان ریاست 30 ساله دکتر عبداله جاسبی در دانشگاه آزاد.
 
از این روی جاسبی تمام نیرو و توان خود را در این زمینه بکار گرفت ”تا هرکسی رئیس جمهور شود مگر احمدی نژاد“ هرچند عبدالله جاسبی در جوابیه ای خود به روزنامه ایران در تاریخ 17/3/88 اعلام می کند: ”حتی یک ریال از اموال و سرمایه دانشگاه آزاد له یا علیه هیچ کاندیدایی و اصولاً خارج از مجموعه دانشگاه هزینه نمی شود.“ اما اعترافات مسعود باستانی و حمزه کرمی در دادگاه جای هیچ تردیدی مبنی بر دخالت دانشگاه آزاد در عرصه انتخابات باقی نگذاشت.
 
حمزه کرمی فرزند بخشعلی، متولد سال 1341، کارمند دانشگاه آزاد، عضو فعال سایت جمهوریت و ستاد میرحسین موسوی، متهم حاضر در دادگاه اغتشاشات گفت:
 
* ”جاسبی گفت باید کاری کنیم تا هر طوری شده احمدی نژاد رئیس جمهور نشود.“
 
* ”سایت جمهوریت با فشار مهدی هاشمی ساختار شکن و تندرو بود و نهادهای شورای نگهبان، وزارت کشور ، بسیج و سپاه پاسداران را تضعیف می کرد و در زمینه تشویش اذهان عمومی، فروپاشی نظام و حرکات تبلیغاتی علیه نظام فعالیت می کرد که ایجاد شبهه درباره تقلب در انتخابات را افزایش می داد و باعث التهابات اجتماعی می شد.“
 
* ” در اینجا باید بگویم که بنده در سایت جمهوریت مدیر اسمی بودم و مدیر رسمی نبوده ام ، مدیر اصلی آقای مهدی هاشمی رفسنجانی بود و ریشه تخلفات دوره انتخاب ریاست جمهوری به ایشان برمی گردد.“
 
* ” از آنجایی که بنده کارمند دانشگاه آزاد هستم، جاسبی گفت باید کاری کنیم تا هر طوری شده احمدی نژاد رئیس جمهور نشود زیرا دانشگاه آزاد با احمدی نژاد رابطه خوبی نداشت از همین رو سایت جمهوریت را با قدرت به پیش بردیم و بعد از مدتی جاسبی گفت که من می خواهم بی طرف باشم و دستور به تعطیلی سایت جمهوریت داد ولی مهدی هاشمی با اصرار و پافشاری مانع از این کار شد و سایت جمهوریت با هدایت وی به یکی از نهادهای ساختار شکن تبدیل شد که در مقابل سپاه، بسیج و صدا و سیما بایستد.“
 
* ”سایت جمهوریت در خیابان بنی هاشم و سپس در روزنامه فرهنگیان دایر شد که با پول دانشگاه آزاد اداره می شدند.“
 
مسعود مرادی باستانی کارمند روزنامه فرهیختگان دانشگاه آزاد، فرزند محمدرضا متولد 1357 از متهمان طراحی کودتای مخملی از سوی معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران و خبرنگار حرفه ای با گرایشات چپ مارکسیستی و معترف به همکاری با سایت‌ها و شبکه‌های ضد انقلاب رادیو فردا، سایت ضد انقلابی روز آنلاین، هفته نامه شهرگان و نیز رادیو چکاوک با اشاره به سابقه فعالیت خود با سایت جمهوریت که مکررا وی گرداننده اصلی این سایت را مهدی هاشمی رفسنجانی اعلام می‌کرد گفت:
 
* ”سایت جمهوریت زیر نظر مهدی هاشمی رفسنجانی اداره می‌شد و من به عنوان عضو شورای سردبیری شیفت بعدازظهر زیر نظر افرادی چون کرمی و نوربخش کار می‌کردم.“
 
* ”حمله به عملکرد 4 ساله دولت و تضعیف نهادهای قانونی کشور همچون شورای نگهبان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی مقاومت بسیج و نیز نیروی انتظامی، تضعیف شخص احمدی‌نژاد، ایجاد شبهه در انتخابات، ارائه اخبار ضد و نقیض مبنی بر سوء استفاده از اموال دولتی، القاء تقلب در انتخابات جزو محورهایی بود که در راستای وحدت شکنی و ایجاد التهاب در جامعه ما آن را در دستور کار داشتیم.“
 
* ” دفتر این سایت در یکی از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغی که به ما ارائه می‌شد از طریق چکی از سوی دانشگاه آزاد بود.“
 
اما حتی قبل از برگزاری دادگاه ها هم واضح بود که دانشگاه آزاد در دخالتی آشکار با استفاده از بودجه عمومی در طرفداری از کاندیدا های رقیب احمدی نژاد اقدام می کند؛ جایی که خبر انعقاد ”قرارداد اجاره“ با همسر کروبی توسط عبدالله جاسبی رئیس‌دانشگاه آزاد بر سر زبان ها افتاد. ”معامله“ مذکور از یک ”قرارداد اجاره“ حکایت می‌کند که به دستور عبدالله جاسبی، با فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، به امضا رسیده است. ماجرا مربوط به قرارداد اجاره‎ای است که با دستور مستقیم جاسبی به رئیس واحد تهران جنوب دانشگاه آزاد نهایی شده و اجاره ساختمانی 1000 متری در خیابان شیراز که اجاره هر ماه آن 350 ملیون ریال است و متعلق به فاطمه کروبی را شامل می‎شود. این ساختمان در حالی اکنون محل استقرار دانشکده تحصیلات تکمیلی واحد تهران جنوب دانشگاه آزاد شده است که پیش از این در خیابان جمالزاده قرار داشت. بر اساس این معامله، دانشگاه آزاد معتهد شد که اجاره چهار ماه نخست این ملک را به صورت یک جا به حساب همسر کروبی واریز کند. در همین حال روزنامه اعتماد که به مدیر مسئولی الیاس حضرتی از اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی اداره می‌شود، در تبلیغی که یک چهارم صفحه اول این روزنامه را اشغال کرده، محل برگزاری ”همایش دانشجویی“ حامیان کروبی را یکی از واحدهای دانشگاه آزاد معرفی کرده است. این روزنامه، سالن ورزشی مجتمع دانشگاهی پیامبر اعظم(ص) را که یکی از سالن‌های ”واحد تهران مرکز“ دانشگاه آزاد است، به عنوان محل برگزاری این همایش ذکر کرد.
 
اما این رویه حتی برای این سه کاندیدا هم تداوم نداشت و به یکباره دانشگاه آزاد تبدیل به ستاد میرحسین موسوی شد تا جایی که مناظره ای که قرار بود در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات بین نمایندگان کاندیداها انجام شود به دستور عبدالله جاسبی رئیس دانشگاه آزاد اسلامی لغو شد. پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی در این باره نوشت: قرار بود مناظره‌ای بین سید کامل تقوی‌نژاد به نمایندگی از ستاد کروبی، شریف زادگان به نمایندگی از ستاد موسوی و دانش جعفری به نمایندگی از ستاد محسن رضایی در محل دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات برگزار شود که با دستور مستقیم عبدالله جاسبی رئیس دانشگاه آزاد اسلامی لغو شد و به سخنرانی زهرا رهنورد و تاجیک از ستاد میرحسین موسوی اختصاص یافت. گفتنی است دانشجویان تنها با در اختیار داشتن کارت دعوت مجاز به حضور در این مراسم بودند. که این اقدام گله مندی حامیان کروبی را دبر داشت، سایت حامیان کروبی ”تغییر“ با درج یادداشتی تصریح کرد: کروبی تبلیغات آنچنانی نکرده و جز یک روزنامه و دو، سه سایت خبری امکانات کلانی ندارد، چون نه هاشمی پشت سرش است که یک شبه ستادهایش را تجهیز کنند و نه فرزندان هاشمی رفسنجانی. نه بیش از بیست سایت خبری دارد و نه چندین روزنامه دارد که با هزینه قالیباف و جاسبی و فرزندان هاشمی رفسنجانی اداره شوند.
 
این اقدامات عریان دانشگاه آزاد شکل دانشجویی هم پیدا کرد؛ تعدادی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات که مرتبط با طیف غیر دانشجویی علامه بودند در جلسه با اعضای کمیته دانشجویی میرحسین موسوی مسائلی را مطرح کرده و برای انجام اقداماتی به حمایت از این کاندیدای ریاست جمهوری قول مساعد دادند. گفتنی است در جلسه مذکور این دانشجویان که اکثراً از دانشکده فنی واحد علوم و تحقیقات هستند متعهد می گردند تا نشریاتی را که با تیتراژ چند هزار نسخه ای از سوی ستاد میرحسین در اختیار آنان قرار می گیرد در دانشکده های این دانشگاه توزیع کنند. این در حالی بود که منتظری سخنگوی سازمان اسلامی دانشجویان ایران (سادا) در نشست خبری؛ بیان کرده بود که: ”اتحادیه ها و تشکل های دانشجویی دانشگاه آزاد پس از برگزاری نشست های متعدد پیرامون انتخابات ریاست جمهوری بر هیچ کاندیدایی اجماع نظر پیدا نکرد. بنابراین ضمن این که درنفی یا اثبات هیچ کاندیدایی اعلام نظر نمی کنیم، همه دانشجویان و مردم را به مشارکت حداکثری در انتخابات دهم ریاست جمهوری دعوت می کنیم.“
 
رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی ضمن تأیید کمک‌های مالی جاسبی و فرزندان هاشمی رفسنجانی به ستاد وی، حمایت گروه‌های لبیرال و بهایی از موسوی را رد نکرد و گفت همه در اظهارنظر آزادند. قربان بهزادیان‌نژاد در گفتگو با سایت طرفداران مردمی میرحسین؛ انتخاب 10، به بیان نکات قابل توجهی پرداخته است. وی در این گفتگو در پاسخ به سوالاتی می گوید:
 
* ”وضعیت انتخابات بسیار امیدوار کننده است به حمدالله وضعیت مهندس موسوی روزبه روز بهتر می شود . موج فزراینده اجتماعی که در انتظارش بودیم شروع شده و اگر وضع در همین حالت امروز باقی بماند 100 در صد ما پیروز انتخابات هستیم. از سوی دیگر رقیب اصلی نیز در انفعال کامل به سر می برد و احتمال موج سازی آنها بسیارکم شده است“.
 
* ”آقای جاسبی هم کمک هایی داشته است، میزان آن دقیقا یادم نیست ولی کمتراز 2 میلیارد تومان بود.
 
* ”نمی دانم آقای جاسبی این پول را از کجا تامین می کند اما ایشان حامی میرحسین هستند و ما به منابع مالی حامیان کاری نداریم.“
 
* ”5 هزار لپ تاپ اهدایی آقای جاسبی هم در قالب همان کمک های ایشان هستند که البته رقم آن کمتر از 5000 است.“
 
* ”فرزندان آقای هاشمی هم در ستاد فعال هستند و کمک مالی هم می کنند. خب ! بالاخره آنها هم فکر مهندس هستند البته کمک مالی شان خیلی زیاد نیست بیشتر امکانات لجستیکی ستادها را تامین می کنند.“
 
این اقدامات تا جایی ادامه یافت که جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد که نام صادرکنندگان این بیانیه بنا به درخواستشان مبنی بر هراس از محرومیت از تحصیل محفوظ است در اعتراض به حمایت مالی مسئولان دانشگاه آزاد از کاندیدای مقابل احمدی‌نژاد بیانیه‌ای صادر کردند. در متن این بیانیه نکاتی قابل توجه آمده است:
 
* ”اما اینک، ما دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شاهدیم که دانشگاه آزاد و بودجه آن، که از هزینه شهریه‌های سنگین دانشجویان آن تامین می‌شود، در خدمت به یکی از کاندیداهای محترم سازماندهی می‌شود.“
 
* ”اهدای 5000 هزار دستگاه لپ تاپ و مبلغ دومیلیارد تومان توسط آقای جاسبی به ستاد مهندس موسوی، نه از جیب مبارک آقای جاسبی و خانواده محترمشان، بلکه حاصل مکیدن شیره جان دانشجویان دانشگاه آزاد است.“
 
* ”ریاست عالیه دانشگاه آزاد اسلامی که حفظ جایگاه خود را تنها منوط به شکست احمدی‌نژاد در انتخابات می‌داند، امروز از هیچ کاری دریغ نمی‌کند تا فضای تبلیغاتی گسترده‌ای را برای رقبای ایشان فراهم نماید.“
 
* ”اما گله ما از آقای جاسبی امری مسبوق به سابقه است. تعجب ما از قبول اموال بیت‌المال توسط مهندس موسوی است. چرا که ایشان گفته بودند که ”نوشته ساده یک شهروند علاقمند به سرنوشت کشور در پشت شیشه‌ مغازه‌اش دلنشین‌ترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است؛ آقای موسوی! این تبلیغات رنگارنگ و سبز شما که شهر را فراگرفته است را همگی نوشته ساده یک شهروند بوده است؟“
 
* ”ما دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، اعلام می کنیم صرف انتخاب هر فردی در انتخابات دهم، از مطالبه حقوق خود و استفاده غیرشرعی مسئولین دانشگاه از اموال بیت المال و شهریه دانشجویان به نفع کاندیدای خاص نمی‌گذریم. هرچند شبکه متصل به آقای جاسبی نتیجه پیگیری قضایی را از هم اکنون مشخص کرده، اما دادگاه عدل الهی در روز محشر بهترین میزان و طالب حق ما خواهد بود.“
 
در همین اسنا همایشی با عنوان ”گردهمایی ملی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی“ در سالن اجتماعات مجتمع آموزشی پیامبر اعظم (واقع در میدان صنعت) با حضور ”میرحسین موسوی“، ”زهرا رهنورد“ و ”دکتر جاسبی“ برگزار می شود. مسئولین دانشگاه آزاد اسلامی واحد های تهران جنوب، تهران مرکز و تهران شمال امروز در اقدامی تأمل برانگیز، کلاس های درس را تعطیل و سرویس ایاب و ذهاب برای شرکت دانشجویان در میتینگ تبلیغاتی میرحسین موسوی فراهم می کنند و طبق اطلاعیه های توزیع شده در حوالی میدان صنعت، از عموم مردم نیز برای حضور در این برنامه دعوت شده است! در این همایش، قبل از سخنرانی ”میرحسین موسوی“ کلیپی پخش شد که بخشی از آن صدای ”حیاتی“، (گوینده سیما در سال 68) مبنی بر ”انا لله .... روح ملکوتی امام به ملکوت اعلی پیوست“ و تصاویر تشییع جنازه امام(ره) بو که در هنگام پخش این قسمت حاضران شروع به کف و صوت زدن کردند. شرکت کنندگان در مراسم با پخش تصاویر شهیدانی همچون ”شهید همت“ و ”شهید صیاد شیرازی“ هو کشیدند و هنگامی که تصاویری از مصدق و مهدی بازرگان را نشان دادند همه حضار به پا خواستند و پرچم های سبز را تکان و شروع به سوت زدن کردند. در حین تشویق حضار ”میرحسین موسوی“ با اشاره به ”زهرا رهنورد“ می گوید: ”شما هم دست تکان دهید تا پاسخ تشویق هایشان را حداقل با دست تکان دادن، داده باشید“.
 
در همین حال احمد علیزاده، دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماکو در مقطع کارشناسی پیوسته و رشته تحصیلی حقوق به شماره دانشجویی 870070979 در اعتراض به استفاده غیر شرعی جاسبی از اموال دانشگاه برای تبلیغات موسوی از تحصیل دانشجوی دانشگاه آزاد انصراف داد. وی می گوید: ”بعنوان اعتراض به استفادۀ غیر شرعی عبدالله جاسبی از اموال دانشگاه آزاد اسلامی که بودجه آن از شهریه های سنگین دانشجویان محترم، تأمین می گردد و قرار دادن امکانات دانشگاه آزاد اسلامی در اختیار ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، انصراف خویش را از ادامه تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی، اعلام می نمایم چو اینکه نمی توانم اموال خویش را که با مشکلات فراوان تأمین می شود در اختیار کسانی قرار دهم که در جهت اغراض سیاسی برای تأثیر در سرنوشت کشور، بصورت غیر قانونی هزینه نمایند؟!..“
 
این دست اقدامات دانشگاه آزاد چنان ادامه پیدا می کند که دانشجویان دانشگاه آزاد معترفند که ”هنگام ورود به دانشگاه گمان می کردیم به ستاد تبلیغاتی آقای میرحسین موسوی آمده ایم، نصب پارچه های سبز در دیوار های دانشگاه و تبلیغات برای آقای موسوی تا جایی پیش رفت که صحبت های دانشجویان با اساتید خود به ”آیا به آقای موسوی رای می دهید؟“ بدل شده بود.“
 
پس از مشخص شدن نتایج انتخابات متاسفانه دانشگاه آزاد پروژه اغتشاش را پی گیری می کرد.
 
جای تامل است که برگه ای با محتوای اعتراض به رخدادهای انتخابات ریاست جمهوری در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز توزیع شده بود که عاملان انتشار و توزیع آن شناسایی نشدند. در بخشی از این شب نامه آمده است: ”اکنون که مردم خشمگین به خیابان ها ریخته و با خون و مشت خویش در یک میدان جنگ واقعی و نه نمادین و فرمایشی با رژیم قرار گرفته اند، وظیفه ی مبارزین انقلابی، هشدار به مردم در مقابل سازشکاری های قریب الوقوع جریان اصلاح طلب است. باید توجه داشت که جناح اصلاح طلب دیر یا زود، از قیام مردم تنها به عنوان وزنه ای برای سازش و سهم خواهی از اصول گرایان بهره خواهد برد و پس از نیل به مقاصد کوته نظرانه ی خویش، مانند گذشته خود اولین گام را برای خاموش ساختن این شورش مردمی برخواهند داشت. خشم و قیام مردم تنها به سبب شکست اصلاح طلبان یا تبدیل انتخاب درون جناحی به انتصاب یک جانبه از سوی رهبری نیست، این خشمی است که از سالها سرکوب و اختناق فوران کرده و وظیفه ی مبارزین سیاسی آزادیخواه این است که مطالبات این حرکت عظیم اعتراضی را رادیکالیزه کرده و در جهت نفی کلیت رژیم استبدادی هدایت کنند“. همچنین حدود 40 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران پزشکی، از طرفداران ”میرحسین موسوی“ اقدام به برگزاری تجمع در صحن دانشگاه کردند. در برخی از واحدهای دانشگاه آزاد همچون شهر قدس تعدادی از دانشجویان با پاره کردن برگه امتحانات در سر جلسه اقدام به برهم زدن نظم دانشگاه کردند. در واحدهای دانشگاه های آزاد تهران و حاشیه تهران برای حضور در تجمع طرفداران ”میرحسین موسوی“ وسیله نقلیه تدارک دیده شده بود.
 
ضمن این که حدود 50 نفر از سوی مسئولان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات از طریق یک دستگاه اتوبوس عازم میدان ونک تهران شدند تا آشوب‌گران را در ایجاد اخلال در امنیت عمومی همراهی کنند. این افراد در ابتدا قرار بود به سمت میدان ولی‌عصر حرکت کنند که پس از لغو شدن تجمع حامیان ”موسوی“ در این میدان، به سمت میدان ونک حرکت کردند. همچنین حدود 400 نفر با تحصن در مقابل دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات علیه ”احمدی‌نژاد“ رئیس جمهور منتخب مردم شعار دادند.
 
در روز 20 مردادماه خبری با عنوان ”۱۱۵ نفر بعد از انتخابات در ایران اعدام شده اند“ در برخی از نقاط دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز به صورت سازماندهی شده ای نصب گردید. در بخشی از این خبر که به نقل از خبرگزاری فرانسه بود، آمده است: ”سازمان عفو بین الملل اعلام کرد: طی بیش از ۵۰ روز که از انتخابات ریاست جمهوری ایران می گذرد دست کم ۱۱۵ نفر در این کشور اعدام شده اند.“
 
در جریان چهلم کشته‌شدگان حوادث اخیر از سوی روسای واحدهای تهران دانشگاه آزاد به اساتید حق‌التدریسی ابراز شده است که برای سرعت بخشیدن به عضویت دائم در هیئت علمی دانشگاه در این مراسم حضور یابید. بر همین اساس اتوبوس‏هایی جهت انتقال این اساتید به بهشت زهرا، مصلی و برخی خیابانهای تهران در نظر گرفته شده بود.
 
دانشگاه آزاد به ریاست دکتر عبدالله جاسبی، به کارمندان واحدهای نزدیک به تهران این دانشگاه دستور داده بودند با نشانه های سبز رنگ در نماز جمعه شرکت کنند و البته حقوق این کار را در پایان ماه دریافت کنند. مهدی هاشمی رفسنجانی، فرزند هاشمی که حامی اصلی اقدامات افراطی ستاد مهندس موسوی بوده است به عنوان مسئول دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد و دفتر هیئت مؤسس این دانشگاه دستور ابلاغ این مصوبه را داده است. 
 
مسعود اخوان‌فرد
 
1- هزینه کردن بودجه سازمان بهینه سازی مصرف سوخت:
 
اساسا ساز‌های بهینه سازی مصرف سوخت یک سازمان با تشکیلات دولتی و تابعی از وزارت نفت است. بنابراین هر گونه استفاده غیر دولتی استفاده غیر مجاز تلقی میشود و طبق مواد قانونی مختلف از جمله ماده 598 قانون مجازات اسلامی قابل تعقیب است. پس کلیه دست اندرکاران آمرین کسانی که امر کردند مباشرین کسانی که اجرا کردند، معاونین کسانی که کمک کردند همه در این قضیه مسئول هستند و بایستی پاسخگو باشند چون هم جنبه حقوقی دارد و مدنی است و باید جبران این اموالی که از دولت به ناحق مصرف شده جبران شود و هم بعد کیفری و مجازات دارد.
 
2- استقرار سایت جمهوریت در دانشگاه آزاد و پرداخت حقوق با چک آن:
 
دانشگاه آزاد اسلامی اساسا اساسنامه‌اش به اهداف آموزش عالیه و تحصیلات عالیه در کشور می‌پردازد. بنابراین این دانشگاه اصولا یک مجموعه سیاسی و حزب سیاسی طبق قانون نبوده و نیست و هر گونه ورود غیر آموزشی و علمی تخلف از اساسنامه آن محسوب می‌شود چه سایت جمهوریت و چه فعالیت‌های دیگر از لحاظ حقوقی توجیه ندارد و متخلف هستند. ممکن است بگویند دانشگاه آزاد دولتی نیست و ضوابط دیگری دارد. اما هیچ ارگانی در کشور آزاد به معنای رها نیست. اگر یک سازمانی دولتی است زیر نظر سازمان بازرسی کل کشور است و اگر غیر دولتی است و زیر نظر نهاد رهبری است زیر نظر دفتر نظارت و بازرسی رهبری است و باید به یک جایی پاسخگو باشد هیچ کس نمی تواند حقوق داشته باشد و در مقابل آن حقوق وظایفی نداشته باشد.
 
بنابراین قطعا این فعالیت تخلف است و توجیه حقوقی ندارد و باید پاسخگو باشند ادله این ماجرا باید توسط قاضی پرونده بررسی شود و باید در قبال حتی یک ریال که در این زمینه مصرف شده پاسخگو باشند چون مردم ما ولی نعمت دانشگاه آزاد هستند و این دانشگاه با پول مردم اداره می‌شود اگر پول مردم را حذف کنیم دانشگاه آزادی وجود ندارد پس کسانی که ادعای دموکراسی دارند باید به مردم نیز پاسخگو باشند.
 
3- تضعیف دولت و نهادهای منتسب به رهبری در سایت جمهوری:
 
حساب هاشمی رفسنجانی را از فرزندانش جدا کنیم. این فرزندان بالغ هستند و خودشان باید به صورت مستقل ارزیابی شوند و قطعا باید در قبال اعمال خود پاسخگو باشند. نه فرزندان می‌توانند به اعتبار پدرشان ارتباطی و توجیهی برقرار کنند و نه مسئولین قضایی و اجرایی باید به این موضوع توجه کنند بلکه اینها نیز مانند سایر افراد جامعه انسان‌هایی هستند که در برابر قانون مساوی هستند.
 
قطعا هر گونه اقدامی که فرد یا افرادی شخصی یا اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی علیه رئیس جمهور قانونی کشور انجام دهند و تهمت بزنند و فعالیت تخریبی و اخلاقی در اداره کشور محسوب شود طبق قوانین جزایی کشور قابل پیگیری است. این طور نیست که چون رئیس جمهور کاندیدای انتخابات دهم است این افراد هر گونه تخریب و تهمت و افترایی را به رئیس جمهور بزنند چون ایشان همان زمان رئیس جمهور کشور هستند و توهین به رئیس جمهور طبق موازین قضایی قابل پیگرد است و باید در این زمینه حضور مدعی العموم را نیز داشته باشیم که وظیفه حمایت از عامه جامعه و فرد منتخب رای عامه که رئیس جمهور است را دارد.
 
4- نقش سفارتخانه انگلیس در برنامه ریزی و دامن زدن به اغتشاشات:
 
کشورهای دیگر زمانی که در کشوری مثل ایران حضور دارند فعالیت آنها در قالب بخشی از حقوق بین الملل عمومی به عنوان حقوق دیپلماتیک تعریف می‌شود و طبعا سفارتخانه و نمایندگی کشور خارجی در ایران ملزم است از کنوانسیون مرتبط با حقوق دیپلماتیک تبعیت کند و احترام به خاک کشوری که د ر آن فعالیت می‌کند بگذارد و اگر یک سفارتخانه از کارمندان بومی استفاده می‌شود. آنها نیز آزاد نیستند چون هم در خاک جمهوری اسلامی ایران هستند و هم در سفارت یک کشور بیگانه که خاک آن محسوب می‌شوند فعال هستند.
 
بنایراین باید به قوانین و مقررات دو کشور و کنوانسیون های بین المللی مرتبط با معاهدات دیپلماتیک احترام بگذارند طبعا در حوادث اخیر مسئولیت حقوقی و بین المللی سفارت انگلیس محرز است و باید پاسخگو باشد از طریف وزارت امور خارجه به سفارت انگلیس اعتراض‌هایی رسمی شده که باید در قبال آن پاسخگو باشند و باید جبران کنند این طور نیست که در یک مقوله مانند انتخابات دخالت کنند و بعدها جبران شود و اگر نه ایران هم می‌تواند در انتخابات داخلی انگلیس هر گونه ورودی داشته باشد که در روابط بین المللی قابل پذیرش نیست و طبعا دولت انگلیس هم حق ورود به مسائل داخلی ما را نداشته و ندارد از لحاظ موازین کنوانسیون دیپلماتیک قابل پیگرد است.
 
5- افرادی که اسامی آنها در اعترافات مطرح شده است:
 
همانطور که مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز عید فطر فرمودند اقرار متهمین در دادگاه بر علیه خودشان کاملا معتبر است و اگر کسی ادعای بی اعتباری کند حرفی بیهوده است. اما اقراری که در دادگاه در خصوص دیگران مطرح می‌شود بینه شرعی و دلیل قطعی حقوقی محسوب نمی‌شود و با این اقرار نمی‌شود حکم صادر کرد. اما بین حکم قضایی و سرنخ‌هایی برای تحقیقات قضایی تفکیک قائل می‌شویم طبعا قاضی ملزم است بر اساس اعترافات و اطلاعاتی که در جلسات دادرسی چه در دادگاه و چه در مراحل بازجویی بدست آمده است، به موضوعات بپردازند. اگر موضوعی در قالب مقررات جمهوری اسلامی ایران قابل پیگیرد است مثل اینکه فردی که در سابق سمت رئیس جمهوری کشور را داشته در همان زمان ارتباطی با بیگانگان داشته و در خصوص مسائل جمهوری اسلامی ایران بر خلاف قسم نامه شرعی و قانونی مصرح در قانون اساسی است و این فرد باید پاسخگو باشد چون قسم نامه یک امر صوری نیست و موظف است طبق آن عمل کند و اگر خلاف آن بود باید پاسخگو باشد. البته مرجع قضایی آن مشخصی است و قابل پیگیرد است.
 
اما اگر عناوینی است که مثلا فلان فرد گرایش به سمت غرب دارد عنوان مجرمانه بر آن صدق نمی کند مگر آنکه مسئولیت داشته باشد و بر اساس آن اقدامی بکند که اقدامش فعل یا ترک فعلش باید بر اساس کشور قابلیت پیگیرد داشته باشد.
 
مطالبی که در دادگاه علیه افراد گفته می‌شود قطعا قابل تحقیق است. البته در خصوص برخی افراد ادله به حدی زیاد است که نیازی به این مدارک که مختصر در دادگاه نیست. اگر یک بررسی در خصوص قرار دادهای بین‌المللی تشکیلات زیر مجموعه وزارت نفت به خصوص سازمان بهینه سازی متوجه می‌شویم چه حیف و میل‌هایی انجام شد. است چه حاتم بخشی‌هایی شده و افرادی بدون اختیار قانونی در قراردادها اصلاحیه و تغییر ایجاد کرده اند و از این مسیر به بیت المال ضربه زده‌اند. باید در این رابطه پاسخگو باشند. اگر روزی به این مسائل رسیدگی شود بسیاری از قشر جوان که خواهان عدالت هستند و معترض به ویژه خواری برخی افراد هستند قطعا راضی خواهند شد و این چهره عدالت‌طلبانه نظام را مشعشع خوتهد کرد، حتی می‌تواند در جذب نیروهای جوان موثر شود.
 
البته جاسبی هم برای هاشمی کم نگذاشته و تعریف و تمجیدهای مختلف، تقدیم هدیه¬هایی گرانقیمت با هزینه بیت المال به وی و البته متواری بودن مهدی هاشمی به خارج از کشور از عنایات متقابل داشنگاه آزاد و جعفرعلی جاسبی به اکبر هاشمی رفسنجانی می آید.
 
اما با تمام حمایت های پیدا و پنهان هاشمی و دیگر حامیان جاسبی، دانشجویان از عدالتخواهی خود دست برنداشتند و از سال 86 تا کنون بیش از صد جلسه نقد و بررسی فعالیت های داشنگاه آزاد را در بسیاری از دانشگاه های کشور برگزار نموده اند که نه تنها این جلسات با حضور جاسبی و یا نمایندگان دانشگاه آزاد همراه نبوده است، بلکه به جای آن ها اتوبوس های آدم های دانشگاه آزاد به سوی جلسات روانه شدند و در بسیاری از موارد چماقداران حامی وی با به جنجال کشیدن جلسات، حتی به ضرب و شتم منتقدان دانشگاه آزاد و ریاست عالیه! آن مبادرت ورزیدند.
 
از سویی دانشجویان منتقد عبدالله جاسبی در دانشگاههای تهران، امیرکبیر، علامه طباطبایی و همدان و. . . با جراحات فراوان از جلسات بیرون آمدند، و از سویی دیگر در دانشگاه سمنان و پس از برگزاری جلسه نقد، عباس سلیمی نمین با تهدید و سپس تعقیب چماقداران جاسبی بدرقه شد و دکتر زاکانی نیز پس از خروج از مجلس شورای اسلامی با هجوم همان چماقداران مذکور مواجه شد.
 
اما روند اعتراضات به دانشگاه آزاد در همین جلسات خلاصه نمی شد. پرداختن دانشجویان به مواد اتهامی دیگر دانشگاه آزاد همچون قضیه املاک آقای هادوی اولین دادستان انقلاب از دیگر اقدامات دانشجویان به تخلفات دانشگاه آزاد اسلامی و مدیریت مافیایی بود. جایی که پس از هبه قسمت های زیادی از املاک پدری آقای هادوی به دانشگاه آزاد، ایادی این دانشگاه در صدد برآمدند تا بخش های باقیمانده در تصرف خانواده هادوی را نیز در اختیار خود بگیرند. دانشجویان به این رفتار ظالمانه اعتراض نمودند و با انتشار اسناد و فیلم مستند این پرونده باعث روشنگری های فراوان و به تحرک درآمدن دستگاه قضایی در رابطه با این پرونده شدند.
 
این اعتراضات به حدی دامنه دار شد که نمایشگاه های تخلفات دانشگاه آزاد در بسیاری از دانشگاه های کشور برگزار شد و انتقادات گوناگون و فراوان دانشجویان در کنفرانسهای خبری و نشریات دانشجویی به حد اعلی رسید.
 
هرچند این انتقادات و اعتراضات دانشجویان بدون پاسخ نماند و باعث پرداخت هزینه های فراوان از سوی آنها شد ولی پایانی بر انتقادات دانشجویان نبود. از جمله هزینه پردازی دانشجویان، همین بس که بسیاری از این دانشجویان با نفوذ مافیای قدرت و ثروت در قسمت ها و نهادهای مختلف درون دانشگاهی و برون دانشگاهی، به علت عدالتخواهی توبیخ و یا تعلیق از تحصیل شدند و حتی تعدادی نیز روانه دادگاه ها و بازداشتگاه ها شدند. علی خضریان، عضو اسبق شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل از همین
 
دست دانشجویان بود که با شکایت و اعمال قدرت مافیایی مجموعه مدیریتی دانشگاه آزاد به سه ماه و یک روز حبس محکوم شد. اتهام علی خضریان تشویش اذهان عمومی و ادعای کذب علیه این دانشگته بود، حال اینکه محکومیت این فعال دانشجویی تنها به خاطر گفتن این عبارت بود که: «دانشگاه آزاد با داشتن بیش از 50 درصد از دانشجویان به هیچ مرجعی پاسخگو نیست.» از سویی دیگر و در ماجرای مدارک تحصیلی دانشگاه آزاد، این دانشجویان بودند که پیش قدم شدند و به نحوه ی اعطای این مدارک اعتراض نمودند.
 
از دیگر موارد اعتراضی دانشجویان، کندی روند بررسی و اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. اصلاحی که با گذشت چند سال به فرآیندی فرسایشی بدل شد و این طولانی شدن مزید بر علت شد که انتقادات دانشجویان به سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز روانه شود، تا حدی که دانشجویان معترض به روند رسیدگی به اساسنامه دانشگاه آزاد در بهمن ماه 87 در مقابل شورای عالی انقلاب فرهنگی تجمع نمودند و خواستار سرعت بخشیدن این روند شدند.
 
هفته گذشته 22شهریورماه در جلسه 696 شورای عالی انقلاب فرهنگی وزیر علوم مأمور شد که جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد را تشکیل دهد و رئیس پیشنهادی این دانشگاه را به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی کند.
 
این مصوبه به معنی این است که رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی احکام اعضای جدید هیئت امنا را ابلاغ کرده است و با توجه به ترکیب فعلی هیئت امنا، برکناری جاسبی قطعی است.
 
اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد بیش از چهار سال قبل در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت و علی‌رغم درخواست این شورا از هیئت امنای دانشگاه آزاد برای ارائه اصلاحیه پیشنهادی خود، هیئت امنا به چنین درخواستی ترتیب اثر نداد.
 
در نتیجه اهمال هیئت امنای دانشگاه آزاد و اقدام نکردن در مهلت مقرری که چند بار نیز تمدید شد، شورای عالی انقلاب فرهنگی رأساً وارد فاز اصلاح اساسنامه شد که در نتیجه آن، در جلسه 24 فروردین 89 در 25 ماده به تصویب نهایی رسید که رئیس‌جمهور نیز در اردیبهشت ماه، آن را برای اجرا ابلاغ کرد.
 
چهار ساله شدن دوره ریاست دانشگاه آزاد، انتخاب هیئت امنای استانی برای واحدهای بزرگ این دانشگاه، تعیین تکلیف اموال دانشگاه و ترکیب ‌و ساختار جدید هیئت امنا از مهمترین نکات اساسنامه اصلاح شده توسط شواری عالی انقلاب فرهنگی بود.
 
اما پس از تعلل چند ماهه در معرفی نمایندگان دانشگاه آزاد در هیئت امنا، نهایتاً هیئت موسس دانشگاه آزاد پس از اولین جلسه خود در سال ۹۰ که به ریاست آقای هاشمی رفسنجانی در محل دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد، هاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی و حمید میرزاده برای عضویت در ترکیب جدید هیئت امنای دانشگاه آزاد "تعیین" شدند.
 
شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز چندی پیش دکتر فرهاد دانشجو، دکتر بهمن یزدی صمدی و دکتر فریدون عزیزی را به‌عنوان سه نماینده خود معرفی کرده بود، بنابراین، ترکیب نهایی 10 نفره هیئت امنای دانشگاه آزاد اکنون مشخص است و با توجه به این ترکیب برکناری جاسبی قطعی به‌نظر می‌رسد.
 
پیش از این، از فرهاد دانشجو، فرهاد رهبر، غلامحسین الهام، حمید میرزاده و محمدحسن شجاعی‌فرد به‌عنوان گزینه‌های احتمالی ریاست دانشگاه آزاد نام برده شده بود.

بازخوانی مواضع شفاف و انقلابی آیت الله یزدی در فتنه 88
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله یزدی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی
نامه‌هاشمی توهین‌و جسارت بود،بذر تردید را افشاند، مواضعش از سه پهلو هم گذشته/ موسوی جوهره اش را نشان می‌دهد
گروه سیاسی- آیت‌الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم این روزها به‌عنوان یکی از دو محور اصلی برای وحدت اصولگرایان تلاش می‌کند. در عین حال، مواضع انقلابی وی از سال‌های دور قابل بازخوانی است؛ چه زمانی که در قامت رئیس قوه قضائیه پا به‌پای رهبر معظم انقلاب انتقادهای خود از جریان اشرافی وقت را به صراحت بیان می‌کرد و چه در شورای نگهبان جزو فقهای برجسته حافظ چارچوب‌های دینی بود و هست.

در عین حال، آن‌چنانکه فتنه 88، به‌عنوان نزدیک‌ترین آزمون بزرگ در انقلاب اسلامی می‌تواند معیار ارزیابی مواضع افراد و جریان‌ها باشد، در بازخوانی مواضع آیت‌الله یزدی نقاط بسیار روشنی به چشم می‌خورد که نشان از بصیرت این فقیه انقلابی است.

آیت‌الله یزدی هم از جایگاه فقیه عضو شورای نگهبان، هم به‌عنوان رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، هم در قامت یکی از یاران امام و السابقون انقلاب اسلامی سخنان روشنگرانه، به‌جا و مؤثری در مقاطع حساس فتنه بیان کرد.

عضو فقهای شورای نگهبان جلوتر و قاطع‌تر از سایرین، پنبه کمیته صیانت از آرای فتنه‌گران را زد، پیش و بیش از خواص درجه اول نظام، مقابل نامه هاشمی و اظهارات او در خطبه‌های نمازجمعه 36 تیر موضع گرفت، در ماجرای بی‌صلاحیت معرفی کردن صانعی در مرجعیت غیورانه ورود کرد و در مقابله با فتنه کم نگذاشت.

اکنون حضور این فقیه بزرگوار در رأس فعالیت سیاسی اصولگرایان برای انتخابات مجلس نهم نیز مایه دلگرمی بدنه نیروهای انقلاب اسلامی است تا از نفوذ همگنان جریان‌های فتنه و انحرافی در مرکزیت و لیست نهایی اصولگرایان جلوگیری شود و در نهایت یک ترکیب ولایت‌مدار و مورد قبول مردم مؤمن و انقلابی ارائه شود.

رجانیوز در ادامه بازخوانی مواضع چهره‌های شاخص، اظهارات آیت‌الله یزدی در مقطع سرنوشت‌ساز فتنه 88 را مرور می‌کند:

کمیته صیانت از آرا برای این است که اگر رای نیاوردند بگویند تقلب شده است/ شورای نگهبان موظف نیست تک تک افراد را راضی کند، وظیفه دارد قانون را درست اجرا کند

آیت الله یزدی در 9 خرداد 88 درست در همان زمان که طرح کمیته صیانت از آرا از سوی ضد انقلاب خارجی و هواداران موسوی و کروبی با هدف خدشه در سلامت انتخابات مطرح شد، پیشنهاد ایجاد نهاد موازی برای نظارت بر انتخابات را خلاف قانون و عقل دانست و اظهار داشت: انجام این کار، خلاف شرع و قانون و در حقیقت یک خلاف عقل است.

وی افزود: قانون اساسی ما، نظارت بر انتخابات را برعهده شورای نگهبان گذاشته است و اجرای انتخابات بر اساس قانون انتخابات به وزارت کشور واگذار شده است.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با یادآوری وظیفه قانونی شورای نگهبان در مورد تفسیر قانون اساسی نیز گفت: تفسیر قانون اساسی هم طبق قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است. شورای نگهبان بر اساس تفسیر خود، نظارت بر انتخابات را نیز استصوابی می‌داند.

یزدی، نظارت استصوابی را نظارتی مؤثر و کارآمد توصیف کرد و گفت: نظارت استصوابی شورای نگهبان از اولین مرحله تا آخرین مرحله انتخابات، ساری و جاری است. پس مسئولیت نظارت بر حسن اجرای قانون انتخابات بر عهده شورای نگهبان گذاشته شده است.

عضو فقهای شورای نگهبان در مورد تلاش برخی از افراد برای دخالت در کار نظارت بر انتخابات نیز اظهار داشت: دخالت دیگران در امر نظارت، دخالت نابجا و ناحق است؛ مانند اینکه یک نفر غیر قاضی بیاید در محکمه و در کار قاضی دخالت کند. یا مثل این که یک شخص غیر اداری در یک کار اداری دخالت ‌کند. اگر کار، آن اداره مشخص است و شرح وظایف و قانون و حساب و کتاب دارد؛ کس دیگری حق ندارد در آن کار وارد شود.

وی در ادامه با اشاره به پیشنهاد کمیته صیانت از آرا، تصریح کرد: مسئله‌ای که این روزها برخی افراد مطرح می‌کنند یک کار سیاسی و کار غلطی است.

عضو فقهای شورای نگهبان این پیشنهاد را یک طرح سیاسی برای توجیه شکست احتمالی افراد خاص در انتخابات دانست و گفت: این در واقع، پیش بینی برای یک اتهام است. آنها این کار را می‌کنند تا در آینده اگر نامزد مطلوب‌شان رأی نیاورد، بگویند آرا، تقلبی است.

وی ادامه داد: این موضع‌گیری‌های سیاسی مثل همین حرف‌هایی است که برخی رسانه‌های بیگانه می‌زنند؛ مثلا چند میلیون جمعیت در یک راهپیمایی حضور می‌یابند ولی فلان خبرگزاری خارجی می‌گوید حدودا چند صد نفر آمده بودند. گروهی از هم‌اکنون می‌خواهند شکست احتمالی خود را در انتخابات تحت‌الشعاع قرار دهند و مثلا بگویند این رأی‌ها را چنین و چنان کردند.

یزدی تصریح کرد: بنابراین به نظر من تشکیل این کمیته اصولا یک کار خلاف قانون است و برای کسانی که قانون را می‌دانند، خلاف شرع هم هست. چون مخالفت با قانون، شرعا اشکال دارد و کسی که با قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و مورد تائید شورای نگهبان، دانسته مخالفت می‌کند خلاف شرع عمل می‌نماید.

عضو فقهای شورای نگهبان در پاسخ به ادعای برخی افراد که می‌گویند ما اعتماد کافی به امر نظارت و اجرا نداریم، گفت: شورای نگهبان موظف نیست تک تک افراد را راضی کند. وظیفه شورای نگهبان این است که قانون را درست اجرا کند. اگر کسی بر حسن اجرای قانون از سوی یک نهاد اعتماد ندارد باید از مجاری قانونی، بگوید اینجا مجری انتخابات یا ناظر، خلاف قانون عمل کرده است. اما حق دخالت در کار کسی را ندارد.

یزدی خاطر نشان کرد: دخالت در کار شورای نگهبان، نه شایسته شورای نگهبان و شایسته مقامات دولتی و حکومتی و نه شایسته افراد و گروه‌های سیاسی است.

وی با اشاره به یک مثال درباره نحوه رسیدگی به اعتراضات در دستگاه قضایی گفت: کسی که می‌گوید به کار نظارت، اعتماد ندارد و می‌خواهد کار ناظر را انجام دهد، مثل کسی است که می‌گوید: من به رای قاضی اعتماد ندارم. آیا مجاز است در کار قاضی دخالت کند؟

عضو فقهای شورای نگهبان افزود: افراد مجبورند به حکم قاضی اعتماد کنند و اگر کسی اشکالی در کار قاضی ‌ببیند راه حل قانونی و عقلائی برای پیگیری آن ایراد این است که از مجرای قانونی، موضوع را مطرح کند. بعد دادگاه تجدیدنظر در مرحله دوم، اعتراض او را رسیدگی می‌کند و معلوم می‌شود که آیا رای قاضی اول خلاف بوده یا نه.

دود و آتشی وجود ندارد مگر عده ای بخواهند فتنه به‌پا کنند/ آقای هاشمی رییس مجمع تشخیص است نه رهبر انقلاب

آیت الله یزدی تنهابه فاصله 24 ساعت پس از نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب اسلامی در 19 خردادماه 88، در گفتگو با فارس درباره صحت و سقم این جمله هاشمی رفسنجانی که خطاب به رهبری نوشته بود: «رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، رسما اعلام پاکی و منزه بودن خانواده رئیس جمهور و حتی کم شدن دارایی ها در دوران مسئولیت را نمودند» گفت:

 این سئوال در جاهای دیگر هم از من سوال شده که این جمله که آقای هاشمی در نامه سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبری نوشته‌اند که فلانی یعنی من به عنوان رئیس قوه قضائیه گفته است که مثلا درباره اموال ایشان بحثی نبوده است مربوط به 10 سال قبل است.

وی اضافه کرد: از ده سال به این طرف، من دیگر در دستگاه قضایی نبودم. این انتساب برای 10 سال پیش است. در زندگی هم می دانیم و تاریخ نشان می‌دهد خیلی حوادث مختلف پیش می‌آید. بنابراین باید مشخص شود که این جمله مال الان نیست و نباید الان مورد استناد قرار گیرد.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره برخی تعابیر در نامه هاشمی مبنی بر آتشفشان های سوزان و اجتماعات خیابانی یادآور شد: مردم ما به راحتی می‌توانند قضاوت کنند. وقتی مقام معظم رهبری در آخرین سخنرانی‌شان در روز 14 خرداد در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) با صراحت همه مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند و امر به خودداری از درگیری و برخوردها فرمودند و تصریح کردند که اگر جایی کسانی دنبال ایجاد درگیری هستند یا خائن یا غافل هستند، دیگر چه عبارتی بالاتر از این است؟

وی اظهار داشت: این عبارت خیلی مفهوم دارد. مردم ما از این عبارات به راحتی می‌توانند بفهمند که منظور چیست؟ بنابراین هر کس در جریان انتخابات به عنوان تبلیغات انتخاباتی بخواهد در هر گوشه مملکت تشنجی با هر درجه‌ای ایجاد کند، به تعبیر مقام معظم رهبری یا خائن است و یا غافل.

وی افزود: من در صدد پاسخگویی به حرف‌های ایشان و نامه ایشان نیستم. من به طور کلی می‌توانم بگویم که کشور رهبر دارد، مسئول کشور رهبر است و مسلما مردم و همه علما ، روحانیت و مسئولان نظام به رهبری ایشان اعتقاد داشته و جملگی تابع فرامین و منویات ایشان هستند. وی یادآور شد: آقای هاشمی رفسنجانی مسئولیت مجمع تشخیص مصلحت را دارند و سمتی به عنوان رهبری ندارند. رهبر کشور مسئول کل کشور است و امنیت کشور به عهده ایشان است. آرامش کشور به عهده ایشان است. ایشان دستورات لازم را صادر فرموده‌اند و می‌فرمایند: اگر کسی هم خلافی کرده یا خلافی کند، در جای خود تذکرات لازم را به او می‌دهند.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یادآور شد: مقام معظم رهبری اقدامات لازم را انجام می‌دهند. ایشان در جریان انتخابات برای پیشگیری از هرگونه التهاب و درگیری به صراحت دستوراتی به مقتضای رهبری‌شان داده اند. اجرای آنچه ایشان فرموده اند، وظیفه همه ماست و دیگر ما نباید در این جریانات تابع آنچه در برخی کشورهای خارجی و جاهای دیگر می‌گذرد که در ایام انتخابات درگیری، زد و خورد و کشت و کشتار به راه می اندازند، باشیم.

وی گفت: مردم ما هر سال یک انتخابات برگزار کرده اند که همه این انتخاب ها با آرامش و صحت و سلامت برگزار شده است. مقام معظم رهبری چندی پیش هم راجع به اظهارات برخی افراد که انتخابات گذشته را خلاف دانسته بودند، تصریح کردند؛ انتخابات با صحت و سلامت برگزار شده است.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت:من هم به عنوان عضو شورای نگهبان عرض می‌کنم شورای نگهبان ناظر است، بر اساس وظیفه شرعی خود و وظیفه قانونی خود حاضر در انتخابات است و نظارت کامل خواهد داشت. اگر شورا تخلفی ببیند این تخلف را به قوه قضائیه منعکس می‌کند و قوه قضائیه مسئولیت دارد و رسیدگی می‌کند. ما نباید بدون جهت جو را ملتهب کنیم.

وی یادآور شد: فرض کنید کسی هم جمله‌ای گفته است و نمی‌بایست می‌گفت، پیگیری آن روال قانونی دارد. معمولا شکایت می‌کنند و شکایت به دستگاه قضایی می‌رود؛ دستگاه‌ قضایی هم رسیدگی می‌کند و آنچه که تکلیف است انجام می‌دهد. به هر حال تصور من این است در حال حاضر هر نوع تشدید التهاب در جامعه مقابله و مخالفت با نظام و اهداف مقدس آن است.

وی در پاسخ به این سئوال که هاشمی در نامه اش خطاب به مقام معظم رهبری نوشته است که «برای رفع فتنه های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هر گونه که صلاح می دانید اقدام موثری بنمایید»گفت: ما چیزی به عنوان آتش و دود و این چیزها نمی‌فهمیم. مگر خدای ناکرده کسانی بخواهند فتنه‌ای برپا کنند. فتنه بر پا کردن غیر از این است که انسان بخواهد تبلیغ فتنه بکند.

موسوی دارد جوهره اش را نشان می‌دهد/ حیثیت هاشمی را رهبر انقلاب حفظ کرده است

31 خرداد 88، همان مقطعی که موسوی و کروبی با کمک رسانه های پرشمار غربی، دروغ بزرگ تقلب را در افکار عمومی مطرح کرده بودند و با لشگرکشی های خیابانی سعی در باج گیری از نظام را داشتند، و همزمان بسیاری از خواص و نخبگان سیاسی نیز با سکوت معنادار خود به تقویت مواضع سران فتنه پرداخته بودند، آیت الله یزدی در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت:

میرحسین موسوی دارد جوهره خود را معرفی می‌کند و نظام موظف نیست که در‌باره سلامت انتخابات وی را قانع کند و مردم ما به اجبار به کسی رای نداده‌اند و رای همه مردم اختیاری بوده است.

وی افزود: آقای موسوی هنوز زمانیکه صندوق‌ها باز نشده بود اعلام پیروزی کرده‌است و این کار خلاف قوانین بود.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه مقام معظم رهبری مدیران کشور و نخبگان، علما و مراجع عظام تقلید اکثر قریب به اتفاق به تشخیص درستی رسیده‌اند تصریح کرد: در چنین فضایی تعدادی اندک از آدم‌هایی که از هویت درستی برخوردار نیستند به اسم آشوب و فتنه قصد جان نظام را کرده‌اند و البته این فتنه‌ها نیز مثل ده‌ها فتنه کوچک و بزرگ تاریخ 30 ساله انقلاب با حضور ملت مقتدر ایران خنثی می‌شود.

آیت‌الله یزدی شرایط کنونی کشور را آزمایشی جدید برای همگان توصیف کرد و افزود: همانگونه که رهبر معظم انقلاب در خطبه تاریخی نماز جمعه بیان فرمودند ملت از آزمون انتخابات سربلند بیرون آمده است.

وی با اشاره به مهلت سه روزه کاندیداها طبق قانون برای ارائه شکایات به شورای نگهبان گفت: حتی برخی شکایات بعد از پایان مهلت سه روزه پذیرفته شد و شورای نگهبان نیز ظرف 10 روز طبق قانون شکایات وارده را بررسی کرده و بزودی نظر شورای نگهبان اعلام می‌شود.

وی ادامه داد: شورای نگهبان وظیفه‌ای ندارد تا از کاندیداها دعوت کرده و سخنان آنها را بشنود، ولی به پیروی از رهبر معظم انقلاب برای روشن‌شدن افکار عمومی توسط شورای نگهبان برای حضور در جلسه رسمی از کاندیداها دعوت به عمل آمد. یزدی گفت: غیر از آقای رضایی دیگران در جلسه تشریف نیاوردند و آقای رضایی ضمن تأیید موقعیت قانونی شورای نگهبان موضع‌گیری متینی اتخاذ کرد.

وی افزود: شورای نگهبان در این انتخابات نمی‌تواند بدعت جدیدی ایجاد کند چون در کشور در سال‌های آینده نیز باید انتخابات دیگری برگزار شود. وی با اشاره به برخی راهکارهای قانونی برای بررسی وضعیت انتخابات تأکید کرد: در طول مدت باقی‌مانده از فرصت 10 روزه شورای نگهبان به تمام شکایات با دقت بررسی خواهد کرد.

هم چنین وی در بخش دیگری از اظهاراتش با اشاره به موضع‌گیری میرحسین موسوی پس از مشخص شدن نتیجه آرا گفت: موسوی باید به احمدی‌نژاد تبریک می‌گفت و دوره‌های بعد را حفظ می‌کرد، اینکه 24 میلیون نفر در انتخابات اشتباه کردند، هیچ عاقل و غیرعاقلی این حرف را نمی‌پذیرد، منشاء شبهه‌های ایجاد شده نادانی برخی از افراد است و شورای نگهبان شبهه‌ها را تا آخر رفع می‌کند.

وی در پاسخ به سئوال خبرنگاری در خصوص آقای هاشمی رفسنجانی گفت: آقای هاشمی روحانی محترم، شناخته شده و سابقه‌داری هستند، متاسفانه در ایام انتخابات چه صحبت‌های مطرح شده در مناظرات و چه نامه به رهبری وضعیت خوبی را پیش نیاورد، البته مقام معظم رهبری حیثیت ایشان را حفظ کردند.

آقای هاشمی چه کسی جز شما بذر تردید را افشاند؟/ شما چه کاره هستید که می‌گویید بازداشت‏شدگان آزاد‏شوند؟/ درباره مشایی به رییس جمهور تذکر داده ام

اما مواضع صریح، شفاف و انقلابی آیت الله یزدی طی فتنه هشت ماهه پس از انتخابات ادامه داشت و بخصوص نقش پر رنگ ایشان در برابر مواضع چندپهلو و دشمن شادکن هاشمی رفسنجانی بسیار پر رنگ بود، بگونه ای که در 27 تیر 88 و تنها یک روز پس از اقامه نماز جمعه تهران توسط هاشمی که وی سخنانی بر زبان آورد که مورد استقبال گسترده رسانه های ضدانقلاب صورت گرفت، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جمع خبرنگاران اظهار داشت:

در حکومت اسلامی مشروعیت و مقبولیت با یکدیگر متفاوت است و همراهی مردم، برای حکومت مشروعیت ایجاد نمی‌کند. آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌ی اول و دوم خود زیربنای دیگری را مطرح کرده است که می‌خواهم بگویم حتما ایشان اشتباه کرده و اشتباه می‌کنند. به آنچه مورد اتفاق فقهای اسلامی و شیعه‌ی اثنی عشری است توجه نشده است و آن مسئله‌ی حق حاکمیت در نظام جمهوری اسلامی ایران است که ناشی از مردم و خداوند متعال است.

وی با بیان این‌که مشروعیت با مقبولیت تفاوت دارد، تاکید کرد: مشروعیت حاکمیت در اسلام از طرف خداوند است و مقبولیت حاکمیت با همراهی مردم است. درست است که بدون همراهی مردم هیچ حاکم اسلامی نمی‌تواند کاری انجام دهد اما همراهی مردم، مشروعیت حکومت را ایجاد نمی‌کند حتی در مورد پیامبر اسلام (ص) هم این‌گونه بود.

وی در بخش دیگری از اظهاراتش خاطرنشان کرد: پیامبر همه‌جا رافت و مهربانی و رحمت نمی‌کرده است. در جایی که لازم بوده جنگ کرده و دستور تخریب مسجد ضرار را داده است و این امر لازم بوده است.

وی در ادامه به بخش دیگری از سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی مبنی بر این‌که بذر تردید در این انتخابات افشانده شد اشاره کرد و گفت: هاشمی از مردم تجلیل کرد و این واقعیت درستی است که همه می‌دانند اما ایشان گفتند بذر تردید در این انتخابات افشانده شد و این یکی از ویژگی‌های انتخابات این دوره بود.

وی در پاسخ به این جمله خطاب به هاشمی رفسنجانی این سوال را مطرح کرد که چه کسی بود که اولین بذر تردید را افشاند. قبل از انتخابات چه کسی به مقام معظم رهبری نامه نوشت و گفت که در خیابان‌ها آتش فتنه ایجاد شده و دود آن به چشم این و آن می‌رود. چه کسی جز خود ایشان( رفسنجانی) بذر تردید را افشاند.

یزدی در دفاع از عملکرد وزارت کشور و شورای نگهبان گفت: این وزارت کشور همان وزارت کشوری است که ریاست جمهوری هاشمی را اداره کرد.ریاست جمهوری خاتمی را اداره کرد. این شورای نگهبان همان شورای نگهبانی است که انتخابات ریاست جمهوری ایشان و آقای خاتمی را نظارت کردند. چطور آن زمان این بحث‌ها و حرف‌ها پیش نیامد اما قبل از انتخابات این دوره این مسئله و این بحث پیش آمد.

وی خطاب به هاشمی رفسنجانی گفت: مسئله خیانت و تقلب در انتخابات را چه کسی مطرح کرد و کجا مطرح شد؟ در زمانی که هنوز انتخابات اعلام نشده بود! این چه معنا دارد؟ بذر تردید را چه کسی افشاند؟ باید با آنها برخورد شود. چه گروه‌هایی کمک کردند تا این بذر آبیاری شود و این همه فساد و فتنه در خیابان‌ها ایجاد شده و امنیت کشور را زیر سوال بردند.

وی در ادامه به دیگر سخنان هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه دیروز تهران اشاره کرد و گفت: ایشان در نماز رسما پیشنهاد آزادی بازداشت شدگان را می‌کنند. مگر ایشان رییس مجمع تشخیص مصلحت نیستند؟ ایشان به خوبی می‌دانند که این کار مربوط به دستگاه قضایی کشور است. ایشان مسئله پایبندی به قانون را مطرح می‌کنند در حالی که این گفته ایشان با دیگر سخنان و رفتارهای او تناقض دارد.

رییس دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: اگر شما قانون مدار هستید، نباید پیشنهاد آزادی بازداشت شدگان را بدهید اما می‌توانید توصیه کنید که با دقت به جرایم آنها رسیدگی کنند.

وی در خصوص علت بازداشت کسانی که در بازداشت هستند؟ گفت: کسانی که در بازداشت هستند پول‌هایی گرفته‌اند، کارهایی کرده‌اند و در متن تحریک مردم گرفته شده‌اند لذا نباید آزاد شوند. اگر کشور قانون دارد و لازم است قانون حاکم باشد اگر از من پرسیده شود من می‌گویم نباید آزاد شوند.

وی خطاب به رفسنجانی گفت: شما چه کاره هستید که می‌گویید باید بازداشت شدگان آزاد شوند؟ اگر شما خیرخواه مردم هستید که مطمئنا همین طور است باید بگویید به مسئله آنها دقیقا رسیدگی شود. در این فتنه آدم‌ها کشته شده‌اند چه کسی باید جواب آنها را بدهد.

یزدی ادامه داد: بعد از انتخابات و فتنه‌ها و سخنرانی رهبری سکوت معنادار آقای هاشمی یعنی چه؟ آیا این تنها فقط یک سکوت است؟ این سکوت نوعی حمایت و طرفداری از جبهه مخالف و تایید صحنه‌های خیابانی است.

این عضو فقهای شورای نگهبان ادامه داد: من می‌پرسم رییس مجلس خبرگان چرا سکوت کردید و نگفتید نباید خیابان بیایید و شیشه‌ها را بشکنید؟ در حالی که شما در سطح بالایی هستید.

وی از عملکرد شورای نگهبان در بحث انتخابات دفاع کرد و گفت: ایشان (هاشمی) گفت که شورای نگهبان به وظیفه خود عمل نکرد، من در شورای نگهبان بودم ودر پیشگاه خداوند شهادت می‌دهم که آنچه انجام گرفت با دقت و صحت بود.

وی ادامه داد: این همان شورایی است که خبرگان هم از آن عبور کرده‌اند. چطور ایشان می‌گوید شورای نگهبان عمل نکرد و در مقابل پیشنهاد می‌کند برای اعتمادسازی کاری کنید.

وی خاطرنشان کرد: شورای نگهبان بیش از هر دوره در این دوره با کاندیداها همراهی کرد که بتوانند حرف و شکایتشان را بگویند. این پنج روز مهلت را ما از رهبری درخواست کردیم اما کاندیداها نیامدند و بازشماری صندوق‌ها با پیشنهاد خود شورای نگهبان بود.

وی خطاب به آقای هاشمی گفت: این‌که می‌گویید فضا را طوری آماده کنید که هر کس حرفش را بزند یعنی چه؟ یعنی موسوی بگوید باید انتخابات باطل شود؟ چون در مناظره در مورد آقای هاشمی صحبت شده است؟ در واقع نمی‌دانم منظور ایشان چه بوده است؟

وی گفت: آقای هاشمی با آن همه سوابقی که دارید و موقعیت کنونی آیا مصلحت کشور این طور ایجاب می‌کند؟

یزدی به جلسه روز پنج شنبه با هاشمی رفسنجانی و توصیه‌های حوزه خبرگان و شورا به ایشان اشاره کرد و گفت: همه توصیه کردند این نماز باید ایجاد وحدت کند اما شما آمدید ایجاد اختلاف کردید و آن حرف‌ها و حدیث‌ها را برگرداندید. این جریانات روشن کرد که جریان چیز دیگری بود که از قبل از انتخابات طرح آن ریخته شده بود. جریانی که با حمایت انگلیس بود و به دنبال ساقط کردن رهبری، واژگون کردن نظام و انقلابی به قول برخی مخملی بود.

وی در ادامه به حاشیه‌های نماز جمعه دیروز اشاره کرد و گفت: اکثریت قریب به اتفاق کشور اسلام را می‌خواهند اما یک عده‌ای که جوان هستند و تحت تاثیر برنامه ماهواره‌ای هستند بیایند شعار دهند که چه؟ با آن وضعیت پارچه سبز به دست بسته و یا لباس سبز پوشیده؟ آیا ما باید اینها را تقویت کنیم یا اکثریت را و نظام را تقویت کنیم؟

وی موکدا به جلسه روز پنج شنبه با هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و گفت: ما با ایشان صحبت کردیم و گفتیم که در نماز دنبال چیزهایی که برخی مسایل را زنده می‌کند نباشید. رهبری خطر را رفع کردند. شما مجددا در صدد بودید که خطر را برگردانید اما این خطر دامن شما را می‌گیرد.

وی خاطرنشان کرد: من توقع نداشتم شما از رهبری تجلیل کنید. تجلیل نکردید آن نامه‌ای که نه سلام و نه علیک در آن بود یک طرف این هم سخنرانی شما از طرف دیگر. کشور در سایه رهبری امنیت دارد. مردم دنبال رهبری هستند مثل روز برای شما روشن است که اگر رهبری حمایت نکند شما نمی‌توانید کشور را اداره کنید.

وی از عدم تشکر هاشمی از رهبری به شدت انتقاد کرد و گفت: حداقل به اندازه حمایت رهبری از شما، شما از رهبر حمایت می‌کردید متاسفانه این روش‌ها و برخوردها از شما خلاف انتظار بود.

وی در پایان سخنان اولیه خود گفت: ایشان در مقابل این صحبت‌ها، صحبت‌های مثبتی کردند که از جمله آن بحث پایبندی به قانون بود. ایشان باید خودشان ابتدا به قانون عمل کنند و احترام رهبری را حفظ نمایند.

وی در ادامه خصوص سوال دیگری در مورد انتصاب رحیم مشایی به سمت معاونت اول رییس جمهور گفت: رییس جمهور با عده‌ای کار می‌کند. همکاران وی دو دسته هستند یک دسته به اختیار ایشانند و یک دسته باید به تایید مجلس برسند. ایشان آمده‌اند عده‌ای را انتخاب کرده‌اند که مورد نظرشان بوده است و کسانی از دوستان هم با آمدن آنها مخالف بودند و حتی به ایشان توصیه کردند که با او همکاری نکند. ایشان تنها امر و نهی را از رهبری می‌داند و امر و نهی را از شخص دیگری قبول ندارد.

یزدی ادامه داد: من به طور مستقیم با ایشان این مسئله را در مورد مشایی مطرح کردم که همکارانی که حساسیت روی ایشان است نباید به همکاری به این نزدیکی قبول کرد. به ایشان در قالب نصیحت و موعظه این صحبت‌ها و این تذکرات داده شده است و داده خواهد شد.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری در مورد قسمتی از سخنان آقای هاشمی که عنوان کردند نامه‌ای را در خصوص انتخابات در مجلس خبرگان مطرح کرده‌ است؟ گفت: تمام سخنان آقای هاشمی ظاهرا بی‌سند بوده است و تنها ادعاست.

حتی اگر اطلاعات‌شان منحصر به دانشگاه آزاد هم باشد، تحلیل شان اشتباه است

آیت الله یزدی هم چنین در دوم دی ماه 88 نیز با تاکید بر اینکه ولایت فصل‌ الخطاب است و هر گاه نظرات ما همخوانی نداشت، ولایت راهگشاست، افزود: در همین قضایای اخیر خدمت ایشان عرض کرده‌ایم که فرمایشات شما با صحبت‌های برخی مسئولان جمع نمی‌‌شود و نمی‌دانیم باید چه کار کنیم، اما ایشان با درایت راه درست را نشان دادند.

وی با تاکید بر اینکه انسان در زندگی مانند کاغذ شطرنجی در هر لحظه سر یک چهار راه قرار دارد، ادامه داد: خط مستقیم یکی بیشتر نیست و امکان ندارد دو خط راست باشد اما در سر چهارراه‌ها عواملی درونی و بیرونی وجود دارد که انسان را به این سو و آن سو می کشاند و بر همین اساس در قضایای اخیر، دیدیم عده‌ای حکم رهبری را نشنیده گرفتند.

آیت‌الله یزدی با اظهار تعجب از سخنان یکی از مسئولان (هاشمی) که در مشهد گفته بود "حکومت بسیجی و سپاهی دارد و آنها دانشگاهیان و نخبگان را دارند"، افزود: آنها نمی ‌دانند بسیاری از دانشگاهیان در خط رهبری و فدایی امام هستند؛ حتی اگر اطلاعات ایشان منحصر به دانشگاه آزاد هم باشد، در آنجا هم اینطور نیست.

وی در پایان با تاکید بر اینکه انسان با شناخت و حرکت در خط مستقیم به هدف نهایی می رسد، خاطر نشان کرد: تا وقتی که ما دنبال اسلام و حاکمیت اسلام هستیم، دنیا دنبال برخورد با ماست.

پس از جلسات متعدد جامعه مدرسین به عدم صلاحیت آقای صانعی در مرجعیت رسید/ روایتی تاریخی از برخورد زننده صانعی با آیت الله صافی

ایشان همچنین در 13 دی ماه 88 و درست همان برهه ای که شیخ یوسف صانعی با فتواهای شاذ و عجیب خود، موجی از خوشحالی را در میان ضدانقلاب داخلی و خارجی ایجاد میکرد و سرانجام جامعه مدرسین نیز عدم صلاحیت ایشان در امر مرجعیت را اعلام کرد، در خصوص تصمیم جامعه مدرسین حوزه علمیه گفت: این موضوع در کمیسیون مربوطه جامعه مدرسین بحث شده و به نتیجه هم رسیده بود منتهی طبق آیین نامه های مربوطه مبنی بر اینکه مسایل مهم باید به تصویب نهایی جامعه مدرسین برسد، چندی قبل گزارش کمیسیون در این خصوص در اجلاس عمومی جامعه مدرسین به اتفاق تصویب شد.

استاد دروس خارج حوزه علمیه قم اضافه کرد: بعد از انتشار اطلاعیه جامعه مدرسین مبنی بر اینکه بر اساس تحقیقات بعمل آمده در یکسال گذشته و پس از جلسات متعدد جامعه مدرسین به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاک های لازم برای تصدی مرجعیت می باشد، برخی مسئولان با ما تماس هایی داشتند؛ و ما اعلام کردیم ما وظیفه خودمان را انجام دادیم شما وظیفه خودتان را انجام بدهید.

آیت الله یزدی ادامه داد: البته من از نظر شخص خودم گفتم تعرض به محل سکونت و درس و بحث ایشان به هیچ وجه مناسب نیست و نباید از اینگونه کارها باشد. چون مقام معظم رهبری همواره جامعه را دعوت به آرامش کرده اند.

آیت الله یزدی در ادامه با اشاره به برخی از دیدگاه های فقهی آیت الله صانعی اظهار داشت: برخی از اعضای جامعه مدرسین که با من صحبت می کردند گفتند ایشان مبدع است و بدعت گذاری امری است که رد آن بر همه واجب است.

وی در ادامه با اشاره به برخورد نامناسب آیت الله صانعی با حضرت آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید گفت: در یکی از مواردی که ایشان فتوایی صادر می کند، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به ایشان تلفن می کنند و می گویند این چه فتوایی است که شما داده اید؟ اما ایشان عصبانی می شود و با این مرجع تقلید تند می شود که ما همان موقع از این برخورد آقای صانعی با حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به شدت ناراحت شدیم و گفتیم ایشان که خودش را مرجع می داند، حداقل باید احترام بزرگ تر را حفظ کند و نباید با این مرجع تقلید اینگونه برخورد کند.

رییس شورای عالی حوزه های علمیه همچنین به بررسی بعد فقهی آرای آیت الله صانعی پرداخت و گفت: آرای فقهی ایشان خلاف شأن و مقررات است و ان شاءالله که خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر نموده و ما را از شرور نفس حفظ کند.

مواضع هاشمی از سه پهلو هم گذشته است/ هر جای آقای خامنه ای بروند دنبالشان خواهیم رفت، نه دنبال هاشمی

رییس جامعه مدرسین حوزه علیمه قم در 5  بهمن ماه  88 نیز در دیدار مسئولان صدا و سیما با اشاره به سخنرانی اخیر هاشمی رفسنجانی در جمع اعضای حزب اعتدال و توسعه اظهار داشت: به نظر من سخنان هاشمی با آن نوع بیان به جای اینکه احترام به رهبری باشد، نوعی توهین و جسارت به آیت‌الله خامنه‌ای بود.

وی ادامه داد: ‌فرمایشات مقام معظم رهبری را که می‌شنویم ‌بسیار روشنگرانه و حاوی مطالب مهمی است اما در مقابل هاشمی با اظهارات دو پهلو معلوم نیست چه هدفی دارد.

آیت‌الله یزدی با انتقاد شدید نسبت به مواضع اخیر هاشمی گفت: من این نوع اظهارات را نمی‌فهمم؛ شما با حکم رهبری مسئولیت گرفته‌اید آن وقت این طوری صحبت می‌کنید. وی افزود: هر چه با خودم مباحثه کردم نتوانستم خودم را نسبت به مواضع هاشمی قانع کنم.

وی اظهار داشت: هاشمی در دیدار با اعضای حزب اعتدال و توسعه که من می‌دانم چه کسانی هستند گفته است که برای برون رفت از شرایط موجود کشور راه‌حل‌هایی را که با توجه به تجربیاتم در نماز جمعه بیان کردم به آن پایبندم و باید اجرا شود.

آیت‌الله یزدی ادامه داد: آقای هاشمی مگر شما در این 30 سال از رهبر جدا بوده‌اید. هر کجا که رهبری بوده‌اند شما نیز بوده‌اید. تجربیات شما چه تفاوتی با تجربیات آقای خامنه‌ای دارد؛ شما در نماز جمعه گفتید نسبت به نتیجه انتخابات تردید دارید ولی مقام معظم رهبری ضمن تاکید بر سالم بودن نتیجه انتخابات فرمودند اگر مشکلی است قانونی عمل کنید.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اظهارات اخیر اوباما در کنگره آمریکا ادامه داد: چقدر این دشمان نظام نادان هستند که با اختصاص مبالغی می‌خواهند نظام اسلامی ایران را سرنگون کنند. آنها کور خوانده‌اند نظام اسلامی ایران مقتدر با رهبری آیت‌الله خامنه‌ای پا برجاست و دشمان هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.

وی با اشاره به جسارت به ساحت امام حسین (ع) در روز عاشورا اظهار داشت: مردم با آن اجتماع عظیم که به گفته کارشناسان در طول 30 ساله انقلاب بی‌نظیر بود، جواب آنها را دادند آیا این مردم می‌گذارند نظام سقوط کند؟

آیت‌الله یزدی گفت: آقای هاشمی اگر امروز می‌خواهید صحبت کنید جسارت به عکس امام و توهین روز عاشورا را محکوم کنید. معنی ندارد که بیایید و دوباره بر مواضع خود پافشاری کنید.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: آقای هاشمی در دیدار اعضای حزب توسعه و اعتدال گفته است در شرایط فعلی باید افرادی از دو جناح مشکلات را در کنار رهبری حل کنند.

وی با انتقاد شدید از این سخنان آقای هاشمی اضافه کرد: کسانی که در مقابل حکومت قرار دارند، از نظام جدا هستند، آن وقت شما می‌گویید افرادی معتدل از دو جناح باید در کنار رهبری مشکلات را حل کنند؟ بگویید افراد معتدل جناح مخالف چه کسانی هستند؟

وی با بیان اینکه سخنان هاشمی از دو پهلو صحبت کردن هم بدتر است، گفت: معتقدم سخنان هاشمی از سه پلو هم گذشته است.

آیت‌الله یزدی اضافه کرد: رهبری بارها و بارها بر خودداری خواص از دو پهلو حرف زدن تاکید کرده‌اند و ایشان در سخنان خود بارها خواسته‌اند که هاشمی به آغوش نظام باز گردد، ولی هاشمی با موضع‌گیری‌های خود هر روز از نظام دورتر می‌شود.

وی در پایان تاکید کرد: در هر جا که آیت‌الله خامنه‌ای بروند ملت و ما دنبال ایشان خواهیم بود؛ اما آقای هاشمی این را بدانید که دنبال شما نمی‌آییم.

از روشنگری عقب‌نشینی نمی‌کنیم

آیت الله یزدی هم چنین در 12 بهمن 88 و تنها چند روز پس از انتخاب مجدد خود به ریاست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم توسط این تشکل با سابقه، در دیدار با جمعی از فضلا و محققین حوزه علمیه گفت: خدا کند ما کوتاهی نکرده باشیم و آنچه کرده ایم در راستای وظیفه بوده است. چنانکه حضرت امام همواره این نکته را تذکر داده اند که ما موظف به تکلیف هستیم و مکلف به نتیجه نیستیم.

آیت الله محمد یزدی در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: به رهبری باید مشاوره داد ولی وقتی به درجه تصمیم رسید حتی اگر با سلیقه ما هماهنگ نباشد تبعیت از این حکم انفع به حال مصالح حکومت و جامعه است تا اینکه فضای جامعه دچار تردید و نگرانی شود. بنابراین، من گاهی احساس کوتاهی می‌کنم که به جهت وضع جسمی توان بیش از این ندارم که به وظایف خودم عمل کنم و به هر حال امیدوارم که بتوانیم وظیفه خودمان را در انقلاب انجام دهیم.

رییس جامعه مدرسین همچنین در پاسخ به سوال یکی از حاضران در مورد نگرانی از توقف جریان روشنگری، هرگونه عقب نشینی از روشنگری را تکذیب کرده و گفت: ما وظیفه نداریم سکوت کرده و بی تفاوت باشیم و جریان روشنگری وظیفه‌ای است که در برابر خداوند باید انجام دهیم.


از صندلی خالی هاشمی رفسنجانی ‌تا حلقه ‌خبرگان دور آیت الله مصباح‌
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آیت الله مصباح یزدی ، خبرگان رهبری

به گزارش فارس، دهمین اجلاس دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری عصر امروز با برگزاری نشست غیر علنی به کار خود پایان داد.نشست عصر امروز خبرگان ملت با حاشیه‌های نیز همراه بود.

* غیبت آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی در جلسه نوبت عصر امروز خبرگان یکی از حاشیه‌های بود که به دلیل حضور وی در جلسه روز افتتاحیه مجلس خبرگان توجه خبرنگاران را به خود جلب می‌کرد.

* نکته قابل توجه جلسه عصر امروز مجلس خبرگان این بود که در این جلسه اعضا نسبت به روز نخست اجلاسیه مکان‌های استقرارشان تغییر کرده بود.

* آیت‌الله دری نجف‌آبادی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان پس از قرائت بیانیه پایانی اجلاس اعلام کرد که حضرات آیات امامی کاشانی، یزدی، گیلانی و مومن به علت کسالت غیبت داشتند که خبرگان ملت برای آنها آرزوی سلامتی دارد. 

* پس از اینکه آیت‌الله دری نجف‌آبادی بیانیه پایانی اجلاس را قرائت کرد، آیت‌الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه به هیئت رئیسه تذکر داد که در بیانیه نباید دخالت بیگانگان در امور سوریه و بحرین با هم در یک جا ذکر شود چراکه در سوریه دخالت نظامی وجود ندارد بلکه فقط آمریکا در این کشور شیطنت می‌کند.

* پس از اینکه آیت‌الله صادق لاریجانی قریب به این مضمون تذکر فوق را ذکر کرد آیت‌الله خاتمی اعلام کرد که آیت‌الله هاشمی شاهرودی هم نظرشان این است که در سوریه مداخله وجود دارد اما این مداخله شیطنت است. ولی در بحرین از اجانب دخالت مستقیم دارند و عربستان این کشور را اشغال کرده است‌.
پس از بحث و گفت و گوی کوتاه در رابطه با بیانیه، نهایتا سوریه از این مسئله حذف شد.

* پس از پایان قرائت بیانیه نیز آیت‌الله دری نجف‌آبادی از مسئولان و دست‌اندرکاران برگزاری دهمین اجلاس دوره چهارم مجلس خبرگان تشکر کرد اما آیت‌الله مهدوی‌کنی به وی تذکر داد که از خبرنگاران هم تشکر کند که پس از این تذکر آیت‌الله دری نجف‌آبادی از خبرنگاران و رسانه‌های گروهی نیز قدردانی کرد.

* نکته آخر پیش از اعلام رسمی ختم جلسه این بود که فردا خبرگان ملت ساعت 8:30 صبح با امام و آرمان‌های شهدا تجدید میثاق خواهند کرد و در ساعت 10:45 نیز با حضور در دفتر رهبر معظم انقلاب با ایشان دیدار خواهند داشت.

* جلسه اختتامیه مجلس خبرگان پایان یافت اما گفت‌و‌گوی اعضا با آیت‌الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه و مصافحه برخی کارمندان مجلس خبرگان با اعضای مجلس خبرگان ادامه داشت.

* حلقه زدن خبرگان ملت دور ‌‌آیت‌الله مصباح‌یزدی برای عکاسان و خبرنگاران جالب توجه بود.

* مزاح آیت‌الله خزعلی و آیت‌الله مصباح‌یزدی با اعضای مجلس خبرگان نیز از جمله نکات و حاشیه‌های بود که جلب توجه می‌کرد.

* نکته آخر اینکه اگر چه صحنه مجلس خبرگان تقریبا خالی از نمایندگان ملت بود اما یکی از نمایندگان ملت در مجلس خبرگان رهبری که نام آشنا هم نبود، همچنان در صحن روی صندلی نشسته بود و قرآن تلاوت می‌کرد.


بی‌بی‌سی: هاشمی ارزش حمایت از "مستضعفین" را دگرگون کرد
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، bbc ، اکبر هاشمی رفسنجانی

خبرنامه دانشجویان ایران: سایت بی‌بی‌سی فارسی نوشت: تمایل به مصرف و نمایش عمومی ثروت، به ویژه از دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی به بعد، به پدیده ای جاری بدل شد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، سایت فارسی زبان دولت انگلیس در گزارشی مبسوط که به مسئله ارائه "بستنی با روکش طلا" در برج میلاد تهران منتشر کرده است درباره رواج ثروت‌اندوزی و توجه به اشرافی‌گری در جامعه ایران مطالب جالبی را نوشته است.

بی‌بی‌سی در این گزارش با این ادعا که " ممنوع شدن عرضه بستنی حدود ۴۰۰ هزار تومانی با روکش طلا در رستوران گردان برج میلاد تهران، نموداری دیگر از تضاد بین ارزش های رسمی مکتبی و واقعیت های جامعه را به دست داد" نوشته است: " نمونه هایی از این تضاد، به وِیژه از دوران پس از جنگ ایران و عراق به بعد، بارها و در موارد گوناگون تکرار شده است"

رسانه دولتی انگلیس در ادامه این مطلب تحلیلی پیرامون نحوه شکل‌گیری تفکر اشرافی‌گری در ایران می‌نویسد و تاکید می کند که " ثروتمندانی که ثروت خود را در چرخه تولید، توزیع و خدمات واقعی سرمایه گذاری نمی کنند، می کوشند تا با مصرف کالاهای گران بها، از ساختمان های مسکونی مجلل و خودروهای سفارشی شخصی گران بها گرفته تا میهمانی ها، لباس ها و خوراک های فانتزی، هویت متمایز خود را تعریف، پایگاه اجتماعی خود را تثبیت و بر تمایز خود با طبقه متوسط و اکثریت محروم تاکید کنند."

در ادامه این مطلب آمده است: "نمایش عمومی ثروت با واسطه مصرف، با ارزش های مکتب رسمی جمهوری اسلامی، که بر هواداری از فقرا و عدالت اجتماعی بنا شده، در تضاد افتاده و با آشکار کردن واقعیت ساختار اقتصادی، اکثریت محروم جامعه را نسبت به صداقت حکومت و پایبندی آن به شعارهای اعلام شده بدبین می کند."

بی‌بی‌سی دولت هاشمی را موجب "رواج ثروت‌اندوزی و اشرافیت" می‌داند و می‌نویسد: تمایل به مصرف و نمایش عمومی ثروت، به ویژه از دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی به بعد، به پدیده ای جاری بدل شد. آقای رفسنجانی کوشید تا ارزش های نخستین دوره انقلاب را، که بر حمایت از مستضعفان، تمجید فقر و ساده زیستی بنا شده بود، در ذهنیت عمومی جامعه دگرگون کند و در چندین خطبه نماز جمعه خود در باره محاسن کسب ثروت و مصرف سخن گفت. توصیه های او لایه های ثروتمند و بخش کم شمار بالای طبقه متوسط را خشنود کرد، اما بر نارضایتی اکثریت محروم افزود. به دوران دوم ریاست جمهوری اقای رفسنجانی نمایش ثروت با واسطه مصرف در شهرهای ایران مجاز گردید و اکبر هاشمی رفسنجانی، حتی در ذهنیت غالب توده های هوادار نظام، به نماد ثروت برآمده از غارت درآمدهای ملی بدل شد. رای محمود احمدی نژاد در هر دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، از تمایل اکثریت به تغییر ساختار اقتصادی حکایت می کرد.

در بخشی از این مطلب آمده است که "چهار ماه پس از آن که محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، اعلام کرد که بر اساس یک طرح تحقیقاتی، شمار بالایی از ساکنان تهران "پول خرید نان در حد ضروریات خود را هم ندارند"، رسانه ها از "سرو غذاهایی با قیمت ۱۶۸ هزار تومان در رستوران گردان برج میلاد، و سرو بستنی‌هایی با روکش طلا با قیمتی حدود ۴۰۰ هزار تومان در این رستوران" که به شهرداری تهران تعلق دارد، خبر دادند."


مطهری با چه‌مواضعی نماینده جریان‌سوم‌تیر شد، اکنون مورد حمایت‌کیست؟
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری ، اکبر هاشمی رفسنجانی
گروه سیاسی- «آقای هاشمی! اکثر فرزندان و برخی نزدیکان شما در کارهای اقتصادی وارد شده‌اند و این امر در صورتی که جنابعالی رئیس جمهور شوید، موجب افزایش شایعات خواهد شد. تحمل جنابعالی در مقابل انتقاد آشکار و مطرح در رسانه‌ها اندک است، اگرچه انتقادات خصوصی را راحت‌تر می‌پذیرید و این امر یک نقطه منفی برای یک رئیس جمهور است و باعث پیدایش گروه‌های سیاسی نیمه مخفی می‌شود.»

 اینها بخش‌هایی از نامه سرگشاده علی مطهری در 20 مهرماه 83 خطاب به هاشمی رفسنجانی است که طی آن از هاشمی خواست تا وارد عرصه انتخابات نشود.

اما علاوه بر این، مرور دیگر مواضع مطهری تا قبل از انتخابات مجلس هشتم نیز نشان می دهد، وی دارای مواضع شفاف و انقلابی بوده، از این رو قرار گرفتن وی در لیست جبهه متحد اصولگرایی به نمایندگی از جریان سوم تیر در مجلس، اقدامی منطقی و به‌جا بوده است.

اصلاح طلبان با ولایت فقیه اصطکاک دارند و سعی دارند آن را کمرنگ جلوه دهند

در همین راستا، مطهری در 28 خرداد 85 نیز در نشست "سوم تیر، علل و چرایی" که در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری برگزار شد، گفت: «اصلاح طلبان دموکراسی به مفهوم مطلق و غربی آن را واقعاً پذیرفته‌اند که طبعاً با مسئله ولایت فقیه هم اصطکاک خواهند یافت و تلاش آنها در راستای کم رنگ جلوه دادن نقش ولایت فقیه نیز در همین راستا است.»

این دولت بیش از قبلی ها در راه عدالت علوی حرکت کرده است

مطهری در روز 13 شهریور 85 نیز نامه‎ی سرگشاده‌ای نوشت و از برخی سیاست های فرهنگی دولت احمدی نژاد انتقاد کرد. او در ابتدای نامه خطاب به رییس جمهور نوشت: «بدون شک انتخاب جنابعالی به عنوان رئیس جمهور در سال گذشته از الطاف خفیه الهی بود و مردم با انتخاب خود، انقلاب اسلامی را به مسیر اصلی آن بازگرداندند و خطر بزرگی یعنی غرب‌زدگی و ایدئولوژی‌گریزی را که تشخیص آن برای توده مردم مشکل بود از این انقلاب الهی دفع کردند. اهداف و شعارهای اولیه انقلاب اسلامی یعنی عدالت اجتماعی استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، آزادی، معنویت و خلاصه همه هدف‌های اسلامی بار دیگر به معنی صحیح خود مطرح شدند. این دولت بیش از دولت های پیشین در مسیر عدالت علی(ع) حرکت کرده است و البته کسانی که مانند دوره عثمان به تبعیض عادت کرده‌اند مشکلاتی ایجاد کرده و خواهند کرد."

بعد از یک دوره انحرافی، امروز سکان امور دست نیروهای متدین قرار گرفته است

مطهری در ادامه بیان مواضع صریح و انقلابی خود، روز 12 اردیبهشت 86 در دانشگاه علم و صنعت گفت: «خوشحالیم از این که بعد از یک دوران خطرناک و انحرافی، سکان امور در دست نیروهای متدین و اصولی قرار گرفته است.»

ثبت نام برای انتخابات مجلس هشتم با شعار مقابله با اصلاح طلبان

وی همچنین در روز 20 دی 86 نیز در حالی که برای ثبت نام کاندیداتوری انتخابات مجلس هشتم به وزارت کشور رفته بود، گفت: «در دوره حساس کنونی که همه گروه‌ها با تمام نیرو به میدان آمده‌اند من هم با احساس خطر از شدت گرفتن اصلاح طلبان، وارد شده‌ام.»

اگر در برابر اقدامات 16 سال قبل سکوت کنیم، اصولگرا نیستیم

علی مطهری که این روزها می‌گوید برای او تفاوتی نمی کند که در انتخابات مجلس نهم در لیست اصولگرایان باشد یا اصلاح طلبان، قبل از ورود به مجلس هشتم مواضع متفاوتی داشت، تا جایی که در 22 اسفند 86 طی سخنانی در همایش دانشجویی جبهه متحد اصولگرایان گفت: «تاریخ اصولگرایی به صدر اسلام بازمی‌گردد، در آن زمان مسئله‌ای مطرح بود که همه صحابه پیامبر افراد خوبی هستند، اما افرادی مانند امام علی (ع)، وجود داشتند که می‌فرمودند ما دارای اصولی هستیم و تنها دوست داشتن پیامبر(ص)، کافی نیست.»

وی در ادامه با یادآوری رخ‌دادهای 16 سال قبل از دولت نهم گفت: «اگر قرار است امروزه باز هم در مقابل کارهایی که در دولت‌های گذشته صورت گرفته ساکت باشیم، ما اصولگرا نیستیم.»
 
مطهری اضافه کرد: «اینکه ما امروزه بنشینیم و منتظر سخنان مقام معظم رهبری باشیم، کافی نیست، چرا که اگر در دولت‌های گذشته افرادی بودند که در مقابل کارهایی که آنها انجام می‌دادند سکوت نمی‌کردند، امروزه ما شاهد مشکلات موجود در کشور نبودیم.»

تغییر چهره

اما به موازات قرار گرفتن علی مطهری در لیست جبهه متحد اصولگرایان برای مجلس هشتم و انتخاب وی به عنوان نماینده مردم تهران، به تدریج روند سکوت و سپس مواضع جنجالی وی در مقابل شعارها و ارزش‌های قبلی مورد اعتقادش که با تأکید بر همان موارد به‌عنوان نماینده جریان سوم تیر در لیست قرار گرفته و از مردم رأی گرفته بود، آغاز شد.

هر چند برخی معتقدند تغییرات اساسی پدید آمده در دیدگاه های مطهری را بی‌ارتباط با علی لاریجانی از بستگان نزدیک وی نمی‌دانند که ترجیح داد در طول فتنه 88 عمدتاً مواضع مبهم و دوپهلو اظهار کند. از همین رو بود که علی مطهری نیز طی این مدت با مواضعی عجیب، فتنه‌ی پیچیده و برنامه‌ریزی شده‌ای را که اصل نظام و ولایت فقیه را نشانه رفته و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، 20 سال برای آن برنامه‌ریزی شده بود و ابعاد آن در آینده روشن خواهد شد، صرفاً دارای منشأ مناظره های های انتخاباتی! دانست و در نامه‌ی سرگشاده خود خطاب به میرحسین موسوی در 17 بهمن 88 ضمن تشبیه وی به حضرت علی علیه السلام! باز هم در مواضعی دوپهلو، ضمن بیان انتقادهای خفیفی نوشت:

«جناب عالی را پیرو امام علی -علیه‌السلام- می‌دانم. فرضاً در ماجرای اخیر حق تماماً به جانب شما باشد، باید مانند امیرالمؤمنین به خاطر حفظ اسلام و وحدت اسلامی از حق خود بگذرید و البته حقوق عمومی در جای خود پیگیری خواهد شد. از جناب عالی با سابقه خوب در انقلاب اسلامی، این انتظار دور از ذهن نیست.»

حقیقت آن بود که علی مطهری نیز مانند جمع زیادی از سیاسیون، تغییر کرده و در عمل به بسیاری از صحبت های گذشته خود پایبند نبود و در مقابل با مواضع جنجالی و تکمیل کننده پازل دشمن در بسیاری از موارد، عملا تبدیل به تریبون جریان های ضد انقلاب و فتنه گران داخلی شد تا جایی که به‌تازگی نیز در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس رسما اعلام کرد برایش تفاوتی ندارد که در انتخابات مجلس نهم در لیست اصولگرایان قرار بگیرد یا اصلاح طلبان؛ و هم‌زمان نیز برخی از اعضای فراکسیون اقلیت مجلس و خواص مردود اعلام کردند مطهری مواضع مشترک زیادی با اصلاح طلبان دارد.

اما در این میان آنچه که جا دارد مورد توجه بیشتری قرار بگیرد، پوشش رسانه ای مواضع جنجالی و دشمن شادکن علی مطهری در طول به‌ویژه دو سال اخیر از سوی برخی رسانه های مدعی اصولگرایی است، به‌طوری که این رسانه‌ها و گردانندگان اصلی آن‌ها از طرفی می‌گویند جریان سوم تیر، علی مطهری را به مجلس فرستاد یا در نمونه دیگری، برای ریاست علی لاریجانی بر مجلس تلاش کرد، بنابراین، اکنون نباید از آن‌ها انتقاد کند، این در حالی است که حمایت از امثال مطهری و لاریجانی ناظر به مواضع وقت آن‌ها بوده که عمدتاً در چارچوب انقلاب تعریف می‌شد اما حمایت فعلی این رسانه‌ها و پوشش دادن ویژه به آن‌ها در شرایطی است که مواضع آن‌ها به کلی تغییر کرده و در واقع آن‌ها هستند که باید پاسخگو باشند که چرا اکنون از این تغییر یافته‌ها حمایت می‌کنند.

به عنوان نمونه با یک جستجوی ساده در میان آرشیو اخیار سایت "الف" متعلق به آقای احمد توکلی که به نوعی همواره پوشش دهنده اخبار مربوط به جمعیت ایثارگران نیز هست، می توان دریافت که این سایت در یک جامعه آماری 60 خبر منتشر شده اخیر از علی مطهری، نزدیک به 50 خبر را به صورت "مثبت، تبلیغی و به نفع مطهری" و تنها حدود 10 خبر را به صورت "منفی و علیه وی" پوشش داده است.

به نظر می رسد فعل و انفعالات مطهری در طی سال‌های اخیر که به نام مقابله با اصلاح طلبی وارد مجلس شده و در عمل بیشترین خدمات را به نفع این جریان سیاسی مطرود ملت داشته است، اگرچه همیشه مورد انتقاد جدی بدنه اجتماعی جریان اصیل اصولگرایی بوده است اما این موضوع متأسفانه بیش از همه به مذاق برخی از طیف های جریان اصولگرایی خوش آمده است که با رپرتاژهای ویژه، به نوعی مواضع پنهانی و اصلی خود را نیز پوشش رسانه ای دهند.


باهنر: نمی‌گویم آقای‌هاشمی جزو سران‌فتنه است
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدرضا باهنر ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جریان فتنه

 هفته‌نامه مثلث نوشت:

 
محمدرضا باهنر از عملکرد و موضع گیری های جریانی در مجلس که فقط 12 رای دارند انتقاد کرد. گزیده ای از گفت و گوی باهنر در ادامه می آید:
 
* من می‌خواهم بگویم که از یک جمعیت 70 میلیونی بعد از انتخابات 13 میلیون یک‌ طرف بودند و 25 میلیون طرف دیگر، مقام معظم رهبری یک خط کلی را همان هفته اول تعیین کردند و فرمودند 40 میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند.
 
اینها برای نظام بوده و انتخابات هم بسیار باشکوه بوده است. اما این آقایان از همان روز اول در مورد آن 13 میلیون مسئله داشتند.
 
البته کار به اینجا هم ختم نشد و آنها سرسختانه می‌گفتند باید بررسی کنیم و ببنیم کسانی خالص نبودند. اما وقتی این افراد در مجلس کاندیدا می‌شوند فقط 12 رأی می‌آورند. 
 
دقت کنید؛ اینها حرف‌های شفاف من است. آنها می‌توانند بگویند راه‌ کسانی که با ما نیستند از ما جداست و تمام این افراد آمریکایی هستند. 
 
من حرفم این است که اتفاقاً در این فضای سنگین فتنه، اگر مجلس این‌گونه عمل نمی‌کرد و اگر این مدیریت اعمال نمی‌شد؛ یک عده طرفدار فتنه و نیمی دیگر مخالف آن، در آن صورت در مجلس هر روز یکی می‌خواست قندان به سمت دیگری پرت کند و یکی هم استفعا بدهد. 
 
شما می‌دانید در صورت بروز چنین اتفاقاتی چه بر سر مملکت می‌آمد؟ من باورم این است که اگر کار دست این آقایان بود، این‌گونه رفتار می‌کردند.
 
* ما اصلاً دنبال حذف آدم‌ها نیستیم. آنچه این آقایان در سال گذشته در رسانه‌ها علیه من، دکتر لاریجانی و دیگران گفتند، یک دهم آن را هم ما جواب ندادیم. مگر ما حرف نداریم؟ 
 
مگر ما استدلال نداریم؟ مگر ما تاریخ را یادمان نیست؟ اصلاً مگر ما گذشته آقایان را نمی‌دانیم؟ ما همه این مسائل را به خوبی می‌دانیم. اما برای اینکه بدانید ما می‌‌خواهیم آنها را حذف کنیم یا نه، کافی است یک کار رسانه‌ای ساده انجام دهید و ببینید آنها چند خبر علیه ما تولید کرده‌‌اند و ما چند کلمه خبر علیه آنها تولید کرده‌ایم. 
 
با این وجود، ما هنوز هم معتقد به حذف آنها نیستیم. ما می‌گوییم که تفکرات مختلفی وجود دارد و نباید دنبال فضای یک صدایی باشیم؛ یعنی اساساً جامعه و محیط سیاسی باید به همین شکل باشد.
 
* این افراد باید تفکر جمعی را بپذیرند؛ بیایند حرفشان را بزنند و ما هم حرفمان را می زنیم. بعد از آن رأی‌گیری می‌کنیم و آن وقت معلوم می‌شود که چه تفکری بیشتر رأی می‌آورد. آن زمان همه باید به سمت آن تفکر حرکت کنیم. 
 
حالا اگر کسی در این میان بیاید و بگوید من رئیس مجلس با پشتوانه 200 رأی را قبول ندارم، او می‌تواند حرفش را بزند اما مسلماً این حرف نفوذ حقوقی ندارد. واقعیت این است که ما با 12 رأی نمی‌توانیم رئیس‌ مجلس تعیین کنیم. انتخاب رئیس مجلس حداقل 160 رأی می‌خواهد. اینها مسائل بسیار روشن و شفافی است.
 
* من بارها اعلام کرده‌ام ما در این کشور دو نفر را جزو سران فتنه می‌دانیم. اما بعضی‌ها فقط کمک کار فتنه‌گران بودند. ما حاضر نیستیم عنوان سران فتنه را به هر کسی که با او مشکل داریم تسری دهیم. این اصلاً قابل پذیرش نیست.
 
* من آقای هاشمی را جزو هیأت امنای انقلاب می دانم. آقای هاشمی در زمان دفاع مقدس جانشین فرمانده کل قوا بود.با این وجود من هیچ‌وقت حاضر نیستم بگویم آقای هاشمی جزو سران فتنه است. 
 
ایشان هیچ‌گاه علیه نظام نبوده و جزو سران فتنه نیست. ایشان هیچ‌گاه علیه نظام و انقلاب هیچ‌کاری نکرده و نخواهد کرد اما این را هم می‌گویم که یک جاهایی به صورت جدی و آن‌گونه که از آقای هاشمی انتظار وجود داشته وارد میدان نشده است.

در نقد اظهارات محمدرضا باهنر
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدرضا باهنر ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جریان فتنه
تخطی‌از اجماع‌جامعتین‌و اصولگرایان/اظهارات درباره‌فتنه به‌مثابه‌خواب‌زده
گروه سیاسی- 1- "هاشمی دل خوشی از رأی آوردن احمدی‌نژاد ندارد"؛ این جمله کلیدی محمد رضا باهنر در نشست جامعه اسلامی مهندسین اصفهان سه هفته قبل از انتخابات 22 خرداد1388 بود. باهنر همچنین در این نشست با حمایت از تصمیم مجموعه اصولگرایان در حمایت از احمدی نژاد گفت: «ما به این جمع‌بندی رسیدیم که باید زمینه ادامه خدمت دولت آقای احمدی نژاد را فراهم کرده و در این رابطه تلاش کنیم و هر کس باید به اندازه توانش به این ستادهای احمدی ن‍ژاد کمک کند.»

با این حال، اکنون پس از گذشت بیش از دو سال از انتخابات ریاست جمهوری، باهنر در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر از موضعش در انتخابات ریاست جمهوری دهم پرده برداری می کند و می‌گوید: «من همواره گفته‌ام که به احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی رأی نداده‌ام، بلکه به محسن رضایی رأی دادم. او اضافه می کند علاقه نداشتم که احمدی‌نژاد هم رأی بیاورد!» اما این سخنان دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در واقع ترجمانی از علایق شخصی هاشمی رفسنجانی در انتخابات دهم ریاست جمهوری است.

2- اعتراف باهنر به رأی ندادن به گزینه اجماعی اصولگرایان که مورد حمایت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ‌اکثریت جامعه روحانیت مبارز و شخص آیت الله مهدوی کنی، جبهه پیروان خط امام و رهبری و حتی حزب متبوع باهنر یعنی جامعه اسلامی مهندسین بود، ‌به خوبی نشان دهنده تعهد تشکیلاتی و اصولگرایی نایب رئیس مجلس است.

با این حال حضور باهنر در مرکزیت اتحاد اصولگرایان که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آن ملزم بودن به تشکیلات و تصمیم جمعی است،‌ قابل توجه می نماید. اگرچه گذشت زمان می تواند تقلب سیاسی باهنر را در جریان انتخاب نماینده جبهه پیروان در 7+8 فاش کند.

3- محمد رضا باهنر در این گفت‌وگو تلاش زیادی برای دفاع از هیات رئیسه مجلس هشتم و عملکرد این مجلس کرده است.‌ در این زمینه کافی است مرور کوتاهی بر عملکرد مجلس هشتم در تصویب نیم ساعته وقف 250 هزار میلیاردی دانشگاه آزاد و تصویب نکردن طرح نظارت بر نمایندگان علی‌رغم گذشت بیش از 15 ماه از دستور رهبر معظم انقلاب داشته باشیم و تعامل ریاست مجلس با دولت را نیز به عنوان معیار در نظر بگیریم. ‌آن وقت هر ناظر بی طرفی می‌تواند نمره در شأن مجلس هشتم را به کارنامه مجلس تحت ریاست علی لاریجانی و باهنر بدهد.

4- باهنر در این گفت‌وگو می کوشد سکوت خود در جریان فتنه 88 را با برخی رایزنی ها توجیه کند و می گوید: «من در ابتدای حوادث پس از انتخابات در مذاکرات بودم و از شورای نگهبان پیغام و پیام‌ها را به برخی از کاندیداهای معترض به انتخابات می‌رساندم و در پشت جریانات رسانه ای تلاش فراوانی برای بازگشت این آقایان کردم. تا مدت‌های مدید بالاترین مقام‌های کشور هم به سران فتنه توصیه می‌کردند که از راه طی شده برگردند و به آغوش ملت باز گردند.»

این توجیهات مضحک در حالی است که در شرایط حملات شدید فتنه گران به اصل نظام اسلامی و ولایت فقیه در هفته های اول فتنه، ‌حضور خیابانی آشوبگران، افتضاحات روز قدس، اتهام‌زنی‌های کروبی، ‌موسوی و خاتمی به نظام،‌ نایب رئیس مجلس مهر سکوت به لب زده بود و عمده تلاشش بر منزوی کردن عناصر پا به‌کار نظام و فعال در مقابله با فتنه در مجلس متمرکز بود.

باهنر در این مصاحبه همچنین در ادامه بیان مواضع دوپهلویش گفته است: «برخی از این تندروهای اصلاح طلب قبل از انتخابات عنوان کردند اگر میرحسین موسوی رأی نیاورد، مردم به خیابان‌ها بریزند و مردم را تحریک کردند. از سوی دیگر عده‌ای دو ماه قبل از اجرای انتخابات گفته بودند که میرحسین موسوی به دنبال انقلاب مخملی است و شورای نگهبان اشتباه کرده که وی را تایید صلاحیت کرده است و لذا این افراد هم افراط کردند.»

این اظهارات باهنر هم پس از گذشت دو سال از فتنه 88 (واژه ای که باهنر از آن استفاده نمی کند) به شخصی می ماند که خود را به خواب زده و بیدارشدنی هم نیست! انگار که در این کشور در سال 88 خبری نشده، نظام به تقلب متهم نشده،‌ کارگردانان پشت صحنه از خارج کشور امیدوار به براندازی انقلاب نشده و فاجعه عاشورای 88 رخ نداده است و اکنون، آقای باهنر هم در مقام مصلح کل به دو طرف از جمله تلویحاً به آیت الله یزدی که گفته بود دیگر موسوی را تایید صلاحیت نخواهد کرد، می تازد!

5- محمد رضا باهنر در یک ماه گذشته در گفت‌وگوهای متعدد با حمله به جبهه پایداری انقلاب اسلامی می کوشد تا زمینه حضور این جبهه قدرتمند در جمع اصولگرایان را از بین ببرد، ‌غافل از این که این حملات باهنر نشان دهنده یک وجه از منطق صحیح جبهه پایداری مبنی بر لزوم حضور نداشتن او در مرکزیت اصولگرایان است.

با این حال، برای اینکه آقای باهنر همه انرژی خود را صرف این تاکتیک نکند، حضور یا عدم حضور جبهه پایداری در گروه 7+8 تابعی از حملات امثال باهنر، ‌بادامچیان، کاتوزیان و عباسپور نیست و اظهارات این شخصیت های سیاسی علیه جبهه پایداری که تحت نظارت آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت است، در کنار عملکردشان در فتنه 88 می تواند شاخص شفاف و مطمئنی برای ارزیابی اصولگرایان باشد.


روایت هاشمی رفسنجانی از عزل آیت ‌الله منتظری:
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، حسینعلی منتظری ، خاطرات

روایت دست اول آیت‌الله‌ هاشمی‌ رفسنجانی و دست‌نوشته‌های آن زمان مطلبی است که محققین و مورخین در پی آن بوده‌اند.

 برنا: کتاب کارنامه و خاطرات ۱۳۶۸ آقای‌ هاشمی‌رفسنجانی در نیمه دوم امسال به بازار کتاب عرضه خواهد شد. این کتاب جدید که در ادامه سلسله خاطرات رونوشت آیت‌الله‌ هاشمی‌ رفسنجانی انتشار می‌یابد، به اهتمام علی لاهوتی (فرزند فاطمه‌ هاشمی) ‌تدوین و آماده انتشار شده است. 
علی لاهوتی درباره این کتاب گفت: مهم‌ترین فراز دست‌نوشته‌های سال ۶۸ ایشان، مسایل مربوط به عزل آیت‌الله منتظری از قائم مقام رهبری، ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ‌و همچنین جلسه تاریخ‌ساز نیمه خرداد و انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای است. 
وی ادامه داد: تاکنون روایت‌های بسیاری از جلسه مهم و سرنوشت‌ساز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ و انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به‌ عنوان رهبر جمهوری اسلامی ‌انتشار یافته ‌است، اما روایت دست اول آیت‌الله‌ هاشمی‌ رفسنجانی و دست‌نوشته‌های آن زمان مطلبی است که محققین و مورخین در پی آن بوده‌اند. 
وی افزود: در این کتاب سفر ایشان به مسکو و دیدار با گورباچف (آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی) و بازتاب‌های بین‌المللی آن، انتخاب ریاست جمهوری، شورای بازنگری قانون اساسی و تمرکز در قوای سه گانه و حذف پست نخست‌وزیری، انتخاب و معرفی کابینه سازندگی به مجلس و گرفتن رأی اعتماد، نحوه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌های کلان کشوری پس از رحلت امام خمینی (ره)، آرایش نیروهای سیاسی و نحوه تعامل آنان با دولت سازندگی و بسیاری مطالب مهم دیگر ذکر شده است. 
لاهوتی ادامه داد:‌‌ همان گونه که می‌دانید، آیت‌الله ‌هاشمی‌رفسنجانی در سال ۶۸ جانشین فرمانده کل قوا باحکم امام خمینی (ره)، نایب رییس مجلس خبرگان رهبری، رییس قدرتمند مجلس شورای اسلامی ‌و سپس رییس جمهور مقتدر دولت سازندگی بود. 
نوه آیت‌الله ‌هاشمی‌رفسنجانی با اشاره به برنامه دفتر نشر معارف انقلاب برای انتشار هر سال یک مجموعه خاطرات گفت: تاکنون کتاب‌های دوران مبارزه، انقلاب و پیروزی، انقلاب در بحران، عبور از بحران، پس از بحران، آرامش و چالش، امید و دلواپسی، اوج دفاع، دفاع و سیاست و کتاب پایان دفاع و آغاز سازندگی به چاپ رسیده است. کتاب اخیر که در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی شد؛ اکنون به چاپ پنجم رسیده‌ است. 
وی علت استقبال پژوهشگران و علاقه‌مندان تاریخ معاصر به کتاب‌های کارنامه و خاطرات آیت‌الله ‌هاشمی ‌رفنسجانی را موقعیت منحصر به فرد و خاص سیاسی ایشان و نگاشته شدن یادداشت‌ها در زمان گذشته و لحن صمیمی‌ و خودمانی و بدون سوگیری و تکلف یادداشت‌ها و نقش موثر ایشان در رویدادهای کشور دانست. 
کتاب کارنامه و خاطرات ۱۳۶۸ از طرف دفتر نشر معارف انقلاب دی ماه امسال به بازار نشر عرضه می‌شود.

قرار ملاقات هتل لاله رمز مواضع جدید و دو پهلوی استاد دانشگاه تهران
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، صادق زیباکلام ، اسفندیار رحیم مشائی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

از زیبا کلام هاشمی تا زیباکلام مشایی

وی یکی از منتقدان سرسخت دولت محمود احمدی نژاد بوده و همواره سیاست های این دولت و کارگزارانش را زیر سوال می برده است اما اکنون ورق تمایلات زیباکلام به سمتی برگشته است که مشایی را همانند هاشمی از ناجیان مردم ایران می داند . شاید بتوان سر رشته علاقه و نگرانی وی را در . . .

گروه سیاسی بولتن نیوز - محمد حسین آزادبخت: صادق زیبا کلام برای کسانی که دستی بر عرصه سیاست و رسانه دارند چهره نام آشنایی است . این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران مدرک دکترای علوم سیاسی خود را از دانشگاه برادفورد انگلستان گرفته است و در سال های اخیر همواره سعی داشته است با سخنرانی ها و مقالات خود به عنوان یک چهره سیاسی مطرح باشد . زیبا کلام که تلاش زیادی دارد خود را فردی لیبرال جلوه دهد و از نگاه های مختلف با نقد فضای سیاسی روز خود را به عنوان روشنفکری بی بدیل نشان دهد .

زیبا کلام در دوره های مختلف سیاسی کشور نظارت گوناگونی در خصوص فضاهای سیاسی داشته است و به خصوص در دولت های پس از جنگ تحمیلی همواره خود را طرفدار یکی از جریان های روز جامعه نشان داده است . زیباکلام اما هیچ گاه بر یک نگاه مدون سیاسی استوار نبوده است و به رغم تاکید بر حمایت از جریان سیاسی آرمانی خودش اما هر بار بر جهت حرکت شرایط سیاسی خود را وفق می دهد . این استاد دانشگاه که تفکرات سیاسی غربی و روش های رئالیستی و مارکسیستی و ناسیونالیستی را به عنوان ناجی سیاست های جاری می داند در دوران سازندگی یکی از طرفداران بی چون و چرای هاشمی لقب گرفت و همیشه از وی به عنوان پرقدرت ترین فرد ایران که وجودش بسیار لازم است نام می برد .                    

صادق زیبا کلام در خصوص هاشمی چنین نظراتی داشت : "هوش و استعداد هاشمی همیشه برایش دردسرآفرین و اسباب گرفتاری نبوده است. فی الواقع یکی از عوامل مهمی که باعث شائبه "اسطوره قدرت" هاشمی شده همین هوش و استعداد و IQ بالای وی است. من ظرف یک دهه گذشته با بسیاری از مدیران ارشد، وزرا و مسوولان رده بالای هاشمی گفت وگو داشته ام. در میان آنان همه نوع تیپ اجتماعی یافت می شوند. از حزب اللهی ها و مومنان دوآتشه گرفته، تا کسانی که خیلی هم داغ نبودند؛ از متخصصان با تحصیلات دکترا و مهندسی از معتبرترین دانشگاه های اروپا و امریکا تا کسانی که حضورشان در کنار هاشمی به واسطه مبارزات سیاسی شان بود تا برخورداری از تحصیلات عالیه؛ از صنعتگران و کارآفرینان برجسته گرفته تا بوروکرات های محض؛ از مدیرانی که انصافاً مدیر بودند و از یک استعداد و توانایی اجرایی کم نظیری برخوردار بودند تا مدیران و مسوولانی که بیشتر نان رابطه و آشنایی شان با هاشمی را می خوردند تا داشتن هنر دیگری؛ از نظامیانی که در رژیم پیشین در امریکا دوره های ارشد فرماندهی را دیده بودند تا بچه های سپاه که همه دوره ها را در جنگیدن با عراقی ها کسب کرده بودند و خیلی طیف های دیگر. نکته عجیبی که تقریباً در جملگی آنان یافتم عبارت بود از یک احساس احترام و علاقه عجیب به آقای هاشمی به عنوان یک «مدیر» و یک «رئیس». یا به شکل دیگری بگویم. من هیچ یک از مدیران و مسوولان هاشمی را ندیدم که او را «قبول نداشت». برعکس همه آنان نه تنها او را به عنوان یک مدیر و یک رئیس قبول داشتند، بلکه جملگی آنان از وی به عنوان یک مدیر و رئیس باهوش، پرکار، لایق، مدبر، بااستعداد «چیزفهم»، واقع بین، معتدل، توانمند، به شدت علاقه مند و معتقد به پیشرفت کشور، عالم دوست، مودب و متواضع یاد می کردند. بسیاری از آنان تعریف می کردند که چگونه ایشان با اشتیاق و حوصله به گزارش مسوولان و متخصصان پیرامون پروژه های بزرگ فنی، صنعتی، ساختمانی و... ساعت ها گوش فرا می داد و با پرسش هایی که مطرح می کرد، نشان می داد که اتفاقاً بسیاری از نکات فنی و تخصصی آن طرح یا پروژه را درک کرده است".

توصیف های عجیب و غریبی در طول این سال ها از هاشمی توسط صادق زیبا کلام مطرح شده است . او مهم ترین اشتباه استراتژیک اصلاح طلبان را در انتخابات دوره قبل ریاست جمهوری و دوره ششم مجلس عبور آنان از پدر معنوی خود یعنی هاشمی رفسنجانی می داند و همواره تاکید داشته که هاشمی که رئیس تمام معنا و با کمترین اشتباه و یک آرمان در حوزه اجرا بوده است . اما چند روز قبل اظهار نظری عجیب از صادق زیبا کلام منتشر شد که بسیار تعجب بر انگیز بود . وی در یادداشتی از عدم حضور اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور در روزهای اخیر در هیئت دولت به شدت نگران بوده و در مطلبی می نویسد : سوالی بسیار ساده و در عین حال منطقی اما به رغم سهل بودن و منطقی بودن پرسش، هیچ کس نه پاسخ آن را می داند و نه اساسا نفس سوال خیلی مطرح است . گویی اسفندیار رحیم مشایی همه کاره دولت گینه بیسائو یا بورکینافاسو بوده و حالا هم که از او خبری نیست خیلی به ایران ارتباطی پیدا نمی کند و محافل سیاسی آفریقایی بایستی برایشان اهمیت داشته باشد که اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر و دست راست رئیس جمهور تا همین دو ماه پیش، کجاست؟

وی ادامه می دهد : هیچ کس باور نمی کرد که اینهمه سر و صدا التهاب و امواجی که به راه افتاده یکی دو ماه بعدش آنقدر ساکت می شود که دیگر خبری نخواهد بود. آیا مجلس نباید در مسئله انحرافی ورود پیدا می کرد؟ آیا هیچ یک از مطبوعات نبایستی بپرسند که این جریان انحراف که تا یکی دو ماه پیش مهم ترین مسئله سیاسی کشور بود یکباره چه شد که دیگر مطلقا خبری و اثری از آن نیست؟

اظهار نگرانی تعجب بر انگیز زیبا کلام از عدم حضور اسفندیار رحیم مشایی در حالی است که وی یکی از منتقدان سرسخت دولت محمود احمدی نژاد بوده و همواره سیاست های این دولت و کارگزارانش را زیر سوال می برده است اما اکنون ورق تمایلات زیباکلام به سمتی برگشته است که مشایی را همانند هاشمی از ناجیان مردم ایران می داند . شاید بتوان سر رشته علاقه و نگرانی زیبا کلام را از سررشته ارتباط وی با رحیم مشایی دانست و این سررشته کسی نیست جز پریوش سطوتی همسر دکتر فاطمی که پس از سال ها با پشتیبانی همه جانبه مشایی به ایران آمد و یک سال به هزینه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در هتل لاله تهران اقامت نمود و عملا فعالیت های تجاری و اقتصادی خود را در داخل ایران سامان داد . زیباکلام نیز از جمله کسانی بوده است که طول این اقامت همواره از مهمانان خصوصی خانم سطوتی بوده و می توان اظهار نگرانی امروز زیبا کلام را ناشی از ابراز محبت خانم سطوتی و انتقال آن به زیبا کلام دانست .

صادق زیبا کلام در حالی یکی از افراد دولت احمدی نژاد را ناجی مردم می داند که خودش تاکید زیادی داشته است که این دولت نمی تواند کشور را به سر منزل مقصود برساند و به همین سبب نیز همیشه سیاست های مختلف دولت را نیز به چالش کشیده است . حال چگونه است که وی به یی از طرفداران اسفندیار رحیم مشایی تبدیل شده است و در حالی که التهابات ماه های قبل از بین رفته است نسبت به عدم باز گشت مشایی اظهار نگرانی می کند؟


مخالفت هاشمی با قالیباف در انتخابات84
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسین فدایی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سردار محمدباقر قالیباف

ایشان حاضر نشد از آقای قالیباف حمایت کند و یکی از کسانی که در جهت عدم وحدت اصولگرایان موثر بود شخص آقای هاشمی بود، یعنی هر کس به این ساز و کار آسیب زد، اختلاف ایجاد کرد.

حسین فدایی که از ابتدای تاسیس جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی دبیرکلی این تشکل نوین اصولگرا را برعهده دارد، نماینده مردم تهران در مجلس هفتم و هشتم و نایب رئیس کمیسیون اصل نود است.

فدایی مدتی نیز عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی بود. او که در شهرری به دنیا آمده است، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی گروه توحیدی بدر را تاسیس. فدایی چندین بار به دلیل شرکت در مبارزات انقلابی از سوی ساواک دستگیر و شکنجه شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تاسیس سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نقش کلیدی ایفا کرد. فدایی در کنار مجتبی شاکری،علی عسگری و حسن اسلامی‌مهر، بخشی از جریان فقاهتی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود. و از نماینده امام در سازمان یعنی آیت ا.. راستی کاشانی حمایت می کردند. شاید بتوان گروه بدر را سلف جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی دانست. شاخص‌ترین چهره آن حسین فدایی است. خاستگاه آنها شهرری بود.

حسین فدایی درباره دیگر اعضای این گروه که اوایل دهه 50 منسجم شده بود، می‌گوید: «آقای شهید فاتحی، آقای مداحی، آقای اسلامی و آقای عسگری هم بعدا آمدند و بعد آقای‌ هاشمی. هفت – هشت نفری بودیم و البته دوستانی داشتم که با واسطه از آنها ارتباط می‌گرفتم منتها در اصل قضیه همین عزیزان بودند. در جلسه‌ای که داشتیم، به این جمع‌بندی رسیدیم که حتما باید با امام(ره) ارتباط برقرار کنیم تا به انحراف کشیده نشویم. قرار شد که با چند نفر تماس بگیریم که فکر می‌کردیم آنها نمایندگی امام را دارند. تا با یکی از آنها بتوانیم ارتباط برقرار کنیم و مسائلمان را انعکاس بدهیم و نیازمان را برطرف کنیم. افراد مختلفی لیست شدند، کسانی که در آن زمان در دستور کار ما قرار گرفتند؛ شهید مطهری، شهید بهشتی، آقای شیخ‌علی تهرانی، آقای ربانی شیرازی، آقای خزعلی و... › فدایی در دوره دفاع مقدس، مدت‌ها در جبهه‌های نبرد حضور داشت و مسئول ستاد فوریت‌های جنگ بود. اما یکی از ماندنی‌ترین سوابق در کارنامه حسین فدایی، عضویت در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب است؛ حضوری که بعدها به عضویت او در شورای پنج نفره شورای هماهنگی در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم منجر شد. حسین فدایی در انتخابات مجلس هشتم نیز عضو شورای 5+6 جبهه متحد اصولگرایان بود؛ انتخاباتی که اصولگرایان نسبت به انتخابات 84 در آن موفق‌تر بودند. او اکنون به عضویت کمیته 7+8 درآمده تا این‌بار برای وحدت اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم تلاش کند.
حسین فدایی در این مصاحبه به سوالاتی که شامل عملکرد جمعیت ایثارگران در انتخابات‌های مختلف به ویژه انتخابات ریاست جمهوری سال 84 می‌شود، پاسخ گفته است. او در این گفت‌وگو به صراحت اعلام کرده که موضوع حذف راست سنتی از معادلات اصولگرایان اتهامی است که ریشه در نیات اصلاح طلبان دارد. او البته به صراحت اعلام می‌کند که خیلی حرف‌ها را مسکوت نگه‌داشته تا خللی به وحدت اصولگرایان وارد نشود.

* آقای فدایی! اگر رفتار‌شناسی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی را از بدو تاسیس تا‌کنون مدنظر داشته باشیم و حضور در ائتلاف‌ها و موضع‌گیری‌ها را بررسی کنیم، می‌بینیم که این حزب در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم به آقای قالیباف نزدیک می‌شود و بعد از آن به آقای احمدی‌نژاد متمایل می‌شود و این نسبت را در انتخابات مجلس هشتم و انتخابات ریاست‌جمهوری دهم نیز حفظ می‌کند و در آستانه انتخابات مجلس نهم و وقوع تحولات جدید در عرصه سیاسی به نوعی با دولت دکتر احمدی‌نژاد زاویه پیدا می‌کند. این قضیه کاملا در موضع‌گیری‌ها و اظهار‌نظرهای افراد منتسب به جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی مشهود است، این خط‌مشی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پاسخ به بسیاری از سوالات از جمله این سوال مجرد از اقتضائات زمان و مکان نیست. ما باید ببینیم در چه زمان و مکانی قرار داشتیم و دلیل اتخاذ مواضع در آن زمان چه بود. اتفاقی در کشور افتاد؛ حداقل طی 16 سال مدیریتی که توسط کارگزاران و مشارکت در بدنه اجرایی کشور شکل گرفت و در حاشیه امنی که این مدیریت برای جریانات فکری مختلف ساختند، گفتمانی در حال شکل‌گیری بود. سوال اول اینکه آیا این مطلب را قبول دارید که اساسا طی حداقل 16سال دوره مدیریت کارگزاران و مشارکت در بدنه اجرایی کشور گفتمانی در حال شکل‌گیری بود که خودش را می‌خواست به نظام تحمیل کند و آن گفتمان با انقلاب اسلامی و گفتمان جمهوری اسلامی زاویه داشت؟ سوال دوم این است که جریان فکری مذکور فضایی را در محیط نخبگانی و روشنفکری و دانشجویی و دانشگاهی درست کرد تا بتواند خواسته و اراده خودش را تحمیل کند و به گفتمانی در حوزه مدنی بدل شود که آن گفتمان با گفتمان اصلی انقلاب زاویه داشت. اگر این دو پیش‌فرض مورد قبول قرار گیرد حالا سوال می‌شود که نیروهای انقلاب و وفاداران به نظام می‌خواهند چه کنند؟
نظام سلطه موفقیت این گفتمان(کارگزاران و مشارکت) را به نفع خودش می‌دانست و مستقیم و غیر‌مستقیم کمک می‌کرد تا این گفتمان حاکم شود. اما ویژگی‌ها و مختصات این گفتمان چه بود که ما اجمالا اسمش را می‌گذاریم گفتمانی که متاثر از مبانی لیبرال - دموکراسی غربی بود. این گفتمان، مختصات و شاخص‌های انقلاب اسلامی را بر‌نمی‌تافت و برای بی‌محتوا ساختن شاخص‌های انقلاب اسلامی تلاش می‌کرد با اندیشه و فکر امام و رهبری و ارزش‌ها و شهدا زاویه داشته باشد. برای آنکه بتواند مقبولیت اجتماعی پیدا کند ابتدا زاویه خودش را آشکار نکرد بلکه به اسم امام، ارزش‌ها و شهدا روی کار آمد و سعی کرد برای حاکمیت خودش از پشتوانه‌های انقلاب اسلامی استفاده کند. یعنی با تزویر، نیرنگ و ریا آمدند و اقدامات مفصلی هم همچون حادثه‌ای مثل 18 تیر سال 78 را در کشور صورت دادند. حالا نیروهای وفادار به انقلاب چه کار باید می‌کردند؟ ابتدا باید یک تحلیل مشترکی از فضای بین‌الملل و داخلی، آسیب‌شناسی نسبت به عملکرد گذشته و در نهایت ایجاد یک تفاهم روی رفتار مشترک برای آینده انجام می‌دادند. این دغدغه‌ای بود که ما داشتیم و در این مسیر هم گام برداشتیم.

* این مسیر تا انتخابات ریاست‌جمهوری نهم است؛ اینجا نیروهای انقلاب احساس نگرانی می‌کنند از گفتمانی که در حال اجرا بود و ریشه دوانده بود با همه آن شاخصه‌هایی که شما می‌گویید. شورایی تشکیل می‌شود تا از میان پنج کاندیدای اصولگرا یکی را برگزیند، در حالیکه هر کدام از آن پنج نفر( لاریجانی، رضایی، قالیباف، توکلی و احمدی‌نژاد) گفتمان‌های خاص خودشان را داشتند، چرا ایثارگران از بین این پنج گفتمان،آقای قالیباف را انتخاب کرد؟

ما قائل نیستیم که این دوستان، گفتمانی مستقل از گفتمان انقلاب اسلامی داشتند. تمام تلاش آنها این بود که گفتمان انقلاب اسلامی احیا شود و این را فصل مشترک باور میان همه اینها می‌دانستیم، یعنی اینطور نبود که لاریجانی، توکلی، احمدی‌نژاد، رضایی و قالیباف هر یک گفتمان مستقلی از گفتمان انقلاب اسلامی داشته باشند. می‌خواستیم ظرفیت‌های نیروهای انقلاب را برای پاسداری از گفتمان انقلاب اسلامی تجمیع کنیم. برای تبیین، تشویق و تبلیغ و توسعه انقلاب اسلامی تا بازدارنده شود نسبت به آن گفتمانی که تلاش می‌کرد مسیر انقلاب اسلامی را به انحراف بکشاند و بنابراین ما قائل بر اینکه این افراد گفتمان مستقلی داشتند نبودیم و ثانیا همه آنها پذیرا بودند که باید این تلاش صورت بگیرد. یعنی باور داشتند که همه ظرفیت‌ها باید روی هم ریخته شود تا بتوان جلوی انحراف را گرفت.

* آقای فدایی! به هر حال هر کدام از این افراد جدای اصول مشترکی که به آن به عنوان اصولگرا اعتقاد داشتند، شعار‌ها و گفتمانی مخصوص به خود داشتند. شما این مساله را قبول ندارید؟

در آن زمان ما برای اینها فصل تمایزی قائل نبودیم و اصلا مساله ما این نبود. مساله اصلی این بود که گفتمان انقلاب اسلامی شکل بگیرد، تبیین، تبلیغ و گسترده شود تا ابعاد و اشکال‌ اساسی گفتمان دوم خرداد و توسعه سیاسی و پیش از اینها گفتمان توسعه اقتصادی تبیین شود. این نقطه مشترک باور همه افراد بود. ما روی فصل "تمایز" افراد کار نکردیم بلکه روی فصل "مشترک" افراد کار کردیم یعنی بنا برآن بود که نقطه‌ای که همه باور و اعتقاد داریم پرورش یابد و تبلیغ شود.
ما ظرفیتی را فراهم کردیم که سبدی از سلایق مختلف بین اصولگرایان باشد تا مردم و مخاطبان احساس کنند نماینده‌ای در این سبد دارند. همه احساس کنند سلیقه‌شان در این سبد رای وجود دارد و این را برای انقلاب مفید و ضروری می‌دانستیم و این نوع نگاه را نقطه قوت انقلاب اسلامی می‌دانیم چون می‌شود روی فصل مشترک ظرفیت‌های مختلف تکیه کرد و اتحادی را سامان داد.
اما اینکه چطور جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم به آقای قالیباف رسید و چرا از احمدی‌نژاد که جزو شورای مرکزی خودش بود حمایت نکرد نیز یک نکته قابل بررسی است. با این نگاه مورد اتهام واقع شدیم بین برخی از دوستان که می‌خواهیم از افراد خاصی دفاع کنیم و آنها را در سبد رای بیاوریم. در آن زمان خیلی‌ها دیدگاه ما را قبول نداشتند که می‌توانیم در جمع خودمان افرادی مثل توکلی، قالیباف، احمدی‌نژاد و محسن رضایی را داشته باشیم. اصل تحلیل ما را می‌پذیرفتند اما در مقام تطبیق و انطباق برایشان خیلی سخت بود که این افراد همه در یک سبد رای باشند. این نقطه قوتی برای اصولگرایان بود که قالب‌های گذشته را شکستند و حاضر شدند در جمع بسته محدود گذشته افراد جدید را هم بپذیرند، این یک توفیق بود. تلاش‌های جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بسیار در این مسیر موثر بود و به لطف خدا ظرفیت بسیار خوبی به‌وجود آمد که این ظرفیت متعلق به گفتمان انقلاب اسلامی بود. حالا اصولگرایان می‌بایست در صحنه اجرا از هفت نفر به یک نفر می‌رسیدند، چون در این سبد آقای ولایتی و حدادعادل هم بودند. همین باعث شد که سازوکاری تعریف شود که چگونه می‌توان از هفت به یک رسید. اولا مواجه بودیم با شرایطی که رقیب ناجوانمردانه برخورد می‌کرد؛ و هر کسی را که متوجه می‌شد نامزد اصولگرایان است تخریب و ‌ترور شخصیت می‌کرد یعنی یک مانع جدی وجود داشت. از طرفی اصولگرایان باید ثابت می‌کردند که این گفتمانی که از امکانات عمومی نظام برخوردار شده یک گفتمان قلابی و غیر‌اصیل است. نکته سوم آنکه هدف اصلی انتخاب فرد الف یا ب نبود بلکه هدف اصلی رای آوری یک اصولگرا بود و بنابراین اتهام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بین بعضی این بود که فکر می‌کردند ما می‌خواهیم آقای توکلی را از بین آن هفت نفر در‌بیاوریم، بعد گفتند که اینها می‌خواهند احمدی‌نژاد را در‌بیاورند و مورد سوال قرار می‌گرفتیم. وقتی سازوکار تعریف شد گفتیم ما اگر می‌خواهیم به یک اصولگرا برسیم و نتیجه‌اش موفقیت اصولگرایان باشد، باید دید که چه کسی مقبولیت بیشتری دارد؛ آنکه مقبولیت بیشتر داشت باید مورد پذیرش ما باشد چون شرط اولیه را که این افراد جزو سبد اصولگرایی هستند را پذیرفته بودیم و عده‌ای را هم نپذیرفتیم. همان زمان 14 نفر پیشنهاد شدند که همه آن 14 نفر مورد قبول واقع نشدند و در سبد اصولگرایی قرار نگرفتند از جمله آقای هاشمی رفسنجانی با استدلال و منطق. اما هفت نفر در سبد قرار گرفتند. همان روزهای اول آقای ولایتی گفتند اگر آقای هاشمی بیاید من نمی‌آیم، پس به صورت طبیعی ایشان خودشان کنار رفتند.

* ایشان در بهمن ماه از شورای هماهنگی کنار رفتند.

دقیقا زمانش خاطرم نیست.

* ایشان در بهمن ماه بیانیه دادند.

بله، در آن تاریخ موضع صریح و روشنی هم گرفتند. روی آقای حدادعادل نیز تفاهم شد که چون ریاست مجلس هفتم را برعهده دارد بهتر است در همان عرصه ادامه فعالیت دهد. پس دو نفر از هفت نفر به صورت معمول کنار کشیدند. حالا برنامه چه بود؛ برنامه آن بود که هرکس مقبولیت بیشتری دارد او انتخاب شود یعنی این افراد بروند ظرفیت‌سازی کنند و دیدگاه‌های خودشان را برای مردم شرح دهند، بعد در یک مقطع زمانی طبق منشور، حداقل تا آخر اسفند صبر شود تا به یک جمع‌بندی برسیم و راه رسیدن به فردی که بیشترین مقبولیت را داشت نظر‌سنجی علمی ‌عنوان شد که طبق تعریف، نظر‌سنجی باید متعدد و در میان اقشار مختلف صورت می‌گرفت تا در نهایت با یک روش علمی ‌میانگین اینها استخراج و گزینه نهایی مشخص می‌شد. همه این مکانیزم‌ها طراحی و عمل شد. مسیر سنجش نشان می‌داد که وضعیت افراد چگونه است؛ تا آخر فروردین سال 84، مسیر سنجش‌ها از جلو بودن موقعیت قالیباف نسبت به سایرین حکایت می‌کرد البته در میان تمام کاندیدا‌ها،آقای هاشمی جلو بود اما در میان سبد اصولگرایان آقای قالیباف جلوتر بود. بنابراین مسیر کاملا مشخص و جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نیز کاملا به پیمان خود پایبند و وفادار بود. در این مقطع دو، سه اتفاق افتاد، اول آنکه آقای هاشمی به میدان آمدند چون تا پیش از این می‌گفتند: "می آیم نمی آیم". داستان میام نمیام آن موقع جالب و در ذهن همه شکل گرفته بود. اتفاق دوم آنکه در بین اصولگرایان قرار بر آن بود که تا آخرین زمان صبر شود ولی در آذر و دی 83 برخی دوستان فشار آوردند که باید نامزد نهایی مشخص شود و ما سنجش‌های آن مقطع را درست نمی‌دانستیم که منشا تصمیم شود. به آن علت که هنوز فضای کشور انتخاباتی نشده بود و بسیاری از دوستان نیز کار و فعالیت انتخاباتی خود را هنوز شروع نکرده بودند، اما متاسفانه برخی عزیزان فشار آوردند و تصمیم گرفتند.

* آن موقع جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب خیلی نقش بازی کرد. بعد از اینکه می‌فرمایید عده‌ای زود تصمیم گرفتند به خوبی خاطرم هست که اعلام شد شورای هماهنگی دو تشکل شد و حتی برخی رسانه‌ها تیتر زدند که شورای فدایی تشکیل شد، در مجموع عدم انتخاباتی بودن فضا و روشن نبودن تکلیف آقای هاشمی موجب شد شما تصمیم‌گیری زود‌هنگام شورای هماهنگی را برنتابید، جدا شوید و پس از افکار‌سنجی‌های علمی‌ مقبولیت آقای قالیباف را بیشتر دیدید و از وی در انتخابات حمایت کردید، درست است؟

خیر، ایثارگران هیچ‌گاه از سازوکار شورای هماهنگی نیروها جدا نشد بلکه دیگران بودند که راه خود را از آن جدا کردند.

* یعنی شورای هماهنگی راه خود را از جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی جدا کرد؟

خیر، این مسائلی است که باید روشن شود اما با عجله مساله خوب تبیین نمی‌شود و مخاطب برداشت درستی نمی‌کند.

* اما این برداشت‌ها وجود دارد؟

بله درست است، چون جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی که یک طرف قضیه بود همیشه رویه سکوت را پیش گرفت تا وحدت را رعایت کند و بیان بعضی ظرایف را درست نمی‌دانست. الان هم نمی‌خواهم به برخی از ظرایف شورای هماهنگی بپردازم، اما کلیت آن باید مشخص شود که چه اتفاقی افتاد. بخشی از دوستان زود هنگام تصمیم‌گیری کردند که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی آن تصمیم را قبول نداشت چراکه قبلا توافق شده بود در چه مقطع زمانی و با چه فرآیندی تصمیم‌گیری شود. پس آن طیف، خود را از شورای هماهنگی جدا کرد. وقتی زود‌هنگام آقای لاریجانی انتخاب شد و جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی این مساله را مضر به حال گفتمان اصولگرایی می‌دانست و قائل بر آن بود که این تصمیم موجب اختلاف بین اصولگرایان، تخریب نامزد مورد‌نظر و ضربه به رای آوری نامزد نهایی می‌شود، چهار نامزد دیگر که ماندند اعلام کردند آن فرآیند را قبول دارند، پس نامزدهای باقی‌مانده پیمان بستند که همان مسیر را ادامه دهند. بنابراین آقایان ولایتی و حدادعادل از سبد رای اصولگرایان به دلایل موجه و قابل قبول کنار رفتند، یک نفر زودهنگام انتخاب شد و کنار رفت و بخشی از گروه‌های سیاسی شورای هماهنگی را دنبال خود کشاند. داخل پرانتز بگویم جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، ظرفیت شورای هماهنگی را یک ظرفیت گسترده‌ای می‌دانست که جزئی از این ظرفیت، گروه‌های سیاسی هستند. نگاهی که از ابتدا مهندسی و طراحی شد تجمیع همه ظرفیت‌های وفادار به نظام بود نه تجمیع گروه‌های سیاسی چون وزن کل گروه‌های سیاسی، وزن قابل توجهی نبوده و نیست. باید می‌توانستیم اقشار مختلف اجتماعی که پایبند به نظام بودند را می‌آوردیم در سبد ظرفیت عمومی اصولگرا قرار می‌دادیم و خدا کمک کرد و این اتفاق افتاد. اکثر کسانی که خودشان را جدا کردند ظرفیت گروه‌های سیاسی بودند پس بخش ظرفیت اجتماعی باقی ماند. در این مقطع آن چهار نفر براساس فرآیند با زمان‌بندی ابهامات را برطرف کردند، یعنی چه مراجعی سنجش کنند، چگونه سنجش شود تا چه مقطع زمانی سنجش شود، زمان حل اختلاف چه‌موقع باشد، تیم حل اختلاف چه کسانی باشند همه روشن و شفاف شد تا اواخر فروردین 84 مسیر ادامه یافت. آن مقطع مشخص شد که بیشترین مقبولیت اجتماعی را آقای‌قالیباف دارد. ا جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به چهار نامزد گفت که وضعیت روشن است و حالا براساس زما‌بندی باید تصمیم گرفت. اینجا یک مقدار محل بحث و گفت‌وگو شد که زمان نهایی سنجش کی باشد، از 30 فروردین، 15 اردیبهشت، 30 اردیبهشت بحث‌هایی شد تا درنهایت پنجم خرداد آخرین سنجش صورت گرفت که البته این سنجش‌ها با تسامح انجام شد، وگرنه تا اردیبهشت وضعیت روشن بود. در این مسیر آقای توکلی متوجه شدند که جایگاه رای‌شان پایین‌تر از آقای قالیباف است و براساس پیمان بسته شده اعلام انصراف کرد وسه نفر ماندند. یک اتفاق دیگر هم افتاد و آن اینکه آقای هاشمی بین خیلی از دوستان در آن زمان جزء اردوگاه اصولگرایی تعریف می‌شد، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی برای عبور از این مشکل هم با ایشان ملاقات و در آن جلسه صحبت‌های یکسال گذشته خود را با ایشان یاد‌آوری کرد. گفتیم آقای هاشمی یادتان هست که سال گذشته پیش شما آمدیم و از فضای سیاسی کشور و مسائل داخلی تحلیلی ارائه کردیم و شما گفتید قبول دارم. آقای هاشمی در جواب گفت آن حرف‌هایی را که آن زمان زدید هنوز هم قبول دارم. جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، یک سال قبل به آقای هاشمی گفت که نیروهای نسل اول انقلاب باید کمک کنند برای بعد از خود ظرفیت درست کنند تا افراد جدیدی به میدان بیایند، این افراد جدید در حضور نسل اول مدیریت کنند و کادر نظام شوند تا گردش نخبگان و چرخش قدرت شکل گیرد و این حصار تنگی که جریان چپ و راست موهوم در کشور حاکم کرده شکسته شود و مدیریت کشور از چنبره جریان دوم خرداد آزاد شود. در این صورت می‌توان فضای عقلانیت بین نیروهای وفادار نظام را تقویت کرد، در کل یکسری اصول در آن جلسه مطرح شد و ایشان قبول کردند که باید به جوانان فرصت داد تا در صحنه بیایند و جوانگرایی و نوگرایی در فضای مدیریت کشور حاکم شود. ایثارگران به ایشان گفت که وقتی شما این مساله را قبول دارید پس چرا چنین فضایی را در کشور درست کردید و چرا کمک نمی‌کنید که اصولگرایان به وحدت برسند؟ چون ایشان شرط گذاشت که اگر اصولگرایان به وحدت برسند نمی‌آیم. ما به آقای هاشمی گفتیم یکی از مسائلی که موجب وحدت اصولگرایان می‌شود رفتار شماست که می‌تواند اختلاف‌آمیز یا وحدت‌آمیز باشد. بعد از بحث زیادی که با آقای هاشمی شد و ایشان اعلام کرد که همه مطالب شما را قبول می‌کنم، گفت چرا وحدت بین اصولگرایان رخ نمی‌دهد، جواب دادیم خیلی راحت قابل حل است، سازوکاری تدوین شده که اگر همه به آن پایبند باشند وحدت حاصل می‌شود، همچنین گفته شد که قالیباف خروجی سازوکار وحدت است اما ایشان حاضر نشد از آقای قالیباف حمایت کند و یکی از کسانی که در جهت عدم وحدت اصولگرایان موثر بود شخص آقای هاشمی بود، یعنی هرکس به این سازوکار آسیب زد اختلاف ایجاد کرد؛ هم دوستانی که قبلا این کار را کردند و هم آقای‌ هاشمی. البته در این جلسه گفتم آقای هاشمی در خوشبینانه‌ترین حالت این انتخابات به مرحله دوم می‌رسد و این برای فردی مثل شما خوب نیست. اعتبار سیاسی- اجتماعی‌تان از بین می‌رود، ضمن آنکه ایشان با مقام معظم رهبری مشورت کرده بود و رهبر معظم انقلاب هم آنطور که نقل می‌شد در توصیه‌ای به ایشان گفته بودند که مصلحت شما نیست که وارد انتخابات ریاست‌جمهوری شوید، ولی باوجود این مشورت ایشان به صحنه آمد. آنجا گفتم آقای هاشمی انتخابات ریاست‌جمهوری نهم به مرحله دوم می‌رسد و شما حداکثر با 20‌درصد رای به مرحله دوم راه می‌یابید. ایشان گفت بله قبول دارم که برای من آسیب است اگر به مرحله دوم برسد ولی من در سنجش‌ها 57 درصد رای دارم، اما آقای هاشمی براساس سنجش کارگزاران این حرف را زد که مایه و ضابطه علمی ‌نداشت و همانجا به ایشان گفتیم این سنجش دقیق و علمی ‌نیست و در واقع پوست خربزه‌ای است که کارگزاران زیر پای شما گذاشتند اما ایشان طور دیگری تشخیص دادند و به صحنه آمدند. بگذریم، از بین سبد اصولگرایان آقای رضایی دیر‌هنگام از صحنه کنار رفتند.

* بله چند شب مانده به انتخابات ایشان کنار رفت.

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی خیلی از ایشان تقاضا کرد اما دیر‌هنگام کنار رفتند. مقطع زمانی به سر آمده بود. منطقا جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی براساس فرآیند تعریف شده و پیمان بسته شده باید تصمیم می‌گرفت. از این رو آقای قالیباف مقبولیت بیشتری داشت. از ایشان حمایت کرد که بعد انتخابات دو مرحله‌ای شد و در مرحله اول آقای هاشمی و آقای احمدی‌نژاد بیشترین رأی را آوردند، البته فاصله بین نفرات سوم و چهارم خیلی زیاد نبود. در مرحله دوم چون هدف ما رای‌آوری یک اصولگرا بود، طبیعتا ایثارگران با همه ظرفیت از آقای احمدی‌نژاد حمایت کرد.

* حالا چندین سال از آن ماجرا‌ها می‌گذرد و انتخابات مجلس نهم در پیش است. در حال حاضر هم اصولگرایان با توجه به شرایط کشور باید وحدت کنند، برای وحدت هم سازوکار 7+8 را تعیین کردند. نگاه جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به این سازوکار چیست و بگویید چرا فقط دو شخصیت اصولگرا باید در 7+8 نماینده داشته باشند در حالیکه توکلی، رضایی و دیگران هم می‌توانند از این امکان برخوردار شوند؟

ایثارگران با هر سازوکاری که موجب وحدت اصولگرایان شود موافق است، در مقابل با هر اقدامی‌ که مکانیزم وحدت را بر‌هم بزند مخالف است. اگر نقدی دارد که بیان آن موجب برهم خوردن وحدت می‌شود، طوری عمل خواهد شد که حداقل آسیب را در پی داشته باشد و در مقابل نقاط وحدت تقویت شوند، مشی کلی ما از گذشته تا کنون همین است. جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی الان بعضی مطالب را دارد اما به خاطر وحدت اصولگرایان تلاش می‌کند در موقع و زمان خودش بیان کند که اثر مثبت به جای گذارد نه منفی، در مورد مصداق‌ها نیز با استدلال فکر می‌کند که ورود و خروج می‌تواند بهتر از این باشد. به‌عبارت دیگر، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در نحوه ورود و خروج افراد به 7+8 حرف و موضع دارد ولی چون بیان آن منجر به سوءاستفاده دیگران می‌شود و وحدت را به هم می‌زند از بیان آن مطالب در رسانه‌ها خودداری می‌کند، اما در جایگاه مناسب به طرح دیدگاه‌های خود می‌پردازد.

* با‌توجه به شرایط حساس سیاسی کشور طبیعی است که درباره مصادیق حرف نزنید، اما بفرمایید که می‌شود این دایره را بازتر یا آن را محدودتر کرد؟

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، بیش از اینکه به مصداق‌ها بیندیشد روی مفاهیم تاکید دارد. ایثارگران فکر می‌کند مهمترین موضوعی که نباید از آن غفلت شود توجه به شاخص‌ها و ماهیت اصولگرایی است، چراکه طرح مصداق‌ها امکان دارد ذهن اصولگرایان را به انحراف بکشاند. اینجا باید روشن شود، اصولگرایی یعنی چی؟ کدام شاخص این گفتمان مهم است؟ در مسیر وحدت باید چه چیزی مورد اهمیت قرار بگیرد؟ افراد شاخصند یا اصولگرایی؟ کدام اولویت دارد. اینها مطالب بسیار مهمتری هستند. در واقع باید به شاخص‌ها اولویت داد و افراد را با آنها سنجید.

* در ماجراها و تلاش‌هایی که برای حصول وحدت نیروهای اصولگرا صورت می‌گیرد به یکباره تشکیلاتی به نام جبهه پایداری و یک تشکل دیگر تحت عنوان جبهه ایستادگی اعلام موجودیت می‌کنند. شما نفس به‌وجود آمدن چنین ائتلاف‌ها یا تشکیلاتی را مفید به حال 7+8 می‌دانید یا مضر؟

هر‌گونه ایجاد ظرفیت جدید در اصولگرایان را مثبت ارزیابی می‌کنم. منتها تاکید می‌کنم به شرطی که این ظرفیت‌ها مقید به اصولگرایی باشند.

* مقید به 7+8 یا اصولگرایی؟

مهمترین شاخص اصولگرایی ولایتمداری است که از بطن "ولایتمداری"، "وحدت" در می‌آید. هر جریان اصولگرایی که وحدت را به هم بزند زاویه ایجاد کرده است، طبعا نباید مقبول واقع شود برعکس هر ظرفیتی به‌وجود آید که وحدت را توسعه دهد مثبت باید ارزیابی شود و این وحدت مراتب مختلفی دارد. بخشی از آن در پذیرش مرجعیت مورد قبول اصولگرایان است، بخشی دیگر ایجاد وحدت در بدنه اجتماعی گفتمان اصولگرایی است. وقتی جریان و ظرفیتی را به‌وجود آورند که در بدنه اجتماعی انشقاق ایجاد کند این ظرفیت با اصولگرایی فاصله دارد یا نه در بدنه اصولگرایی این کار را نکند بلکه در مرجعیت مورد قبول اصولگرایی ایجاد اختلاف کند طبعا با این گفتمان فاصله دارد. پس ظرفیت در مرجعیت مورد قبول اصولگرایان و هم در بدنه اجتماعی می‌تواند ایجاد تفاهم و نزدیکی کند و هر ظرفیتی در این راستا به‌وجود آید مورد قبول ماست.

* برخی می‌گویند آیت‌الله مهدوی‌کنی و آیت‌الله یزدی یا به تعبیری دیگر جامعتین (جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) مرجعیت اصولگرایان هستند، اما برخی دیگر از آیت‌الله مصباح‌یزدی به‌عنوان مرجع نام می‌برند و معتقدند حامیان گفتمان سوم‌تیر با ظرفیت آرایی که دارند دور این محور جمع می‌شوند؛ حال آنکه هر دو بخش نیروهای اصولگرا هستند و خود را ولایتمدار می‌دانند، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به‌طور دقیق قائل به محور و مرجعیت چه کسی است؟

نفس صف‌آرایی روحانیت مقابل یکدیگر، شیطنت دوم خرداد و جریان فتنه است.

* اینکه مطبوعات اصلاح‌طلب گفتند خیمه جدید در جریان اصولگرایی به پا شد، خطاب حرف شماست؟

بله، چون می‌خواهند اختلاف در اصولگرایان را دامن بزنند وگرنه به اعتقاد جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، آقای مصباح و آقای مهدوی‌کنی هر دو محترم و قابل پذیرش هستند چون هیچ دوئیتی در اینها دیده نمی‌شود.

* برای همین است که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی هم در جبهه پایداری و هم در مکانیزم 7+8 نماینده دارد؟

نه. آن کسانی که می‌خواهند در کشور ایجاد اختلاف کنند می‌آیند در درون روحانیت خط‌کشی و مرزبندی می‌کنند تا روحانیت را مقابل هم قرار دهند. جریان فتنه از دیرباز چنین شیطنت‌هایی را انجام می‌داد. اصولگرایان باید متوجه باشند و فریب آنها را نخورند. در ثانی سمبل و نماد روحانیت دو‌تشکل روحانی کشور- جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم- هستند که سابقه دیرینه دارند، از یاران و شاگردان امام(ره) بودند، موجه و قابل قبول برای همه گروه‌ها هستند. این تلاشی است که جریان فتنه و یک جریان برآمده از اصولگرایان مشترک با هم انجام می‌دهند تا درون اصولگرایان ایجاد اختلاف کنند. اما درباره محوریت، با توجه به اینکه محتوا و مناسبات درون این گفتمان را وحدت شکل می‌دهد، ما در کشور چند گفتمان نداریم. یک گفتمان انقلاب اسلامی داریم، طبیعی است که رهبری نظام این مسیر را تبیین می‌کنند و همه در ذیل ولایت قرار می‌گیرند چراکه ماهیت استقلالی ندارد بنابراین به قول فلاسفه ما قائل به تشکیک هستیم یعنی اینها در طول هم هستند و هیچ مشکلی هم وجود ندارد؛ محور، ولایتمداری است. خیمه‌ای اگر قرار است زده شود فراگیر خواهد بود که از گفتمان انقلاب اسلامی، امام و رهبری شکل گرفته است و همه ملت ایران زیر این خیمه قابل تعریفند، مگر جریان فتنه و جریان منحرف که به این خیمه ورود پیدا نمی‌کند.

* در اینجا اتهامی‌ به جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی زده می‌شود مبنی بر اینکه این تشکل می‌خواهد با جبهه پایداری ائتلاف بکند تا اصولگرایان سنتی در انتخابات آتی حذف شوند، این مساله چطور قابل تحلیل است؟

این را تهمت می‌دانم و این نگاه را باز‌فکر می‌کنم دشمنان طراحی کردند که ممکن است از زبان برخی دوستان هم بیاید چون اگر کسی می‌گوید من گفتمان انقلاب اسلامی را قبول دارم که شاخصه اصلی آن ولایت‌مداری است و در این گفتمان عهد و پیمان معنا دارد و شکستن آن گناه کبیره است و اگر کسی می‌گوید من گفتمان انقلاب اسلامی را قبول دارم و در این گفتمان رعایت اصول و شاخص‌ها معیار است نه سهمیه‌خواهی و قدرت‌طلبی چراکه سهم خواهی و قدرت‌طلبی از بلیات جدی است که به گفتمان اثر منفی می‌گذارد جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی مسیرش همین بوده و به آن نیز پایبند خواهد بود.

* این سوال را شفاف‌تر می‌پرسم. می‌گویند ایثارگران با همان تاکتیکی که ازشورای هماهنگی در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم جدا شد و شورایی جدید را تشکیل داد اکنون هم می‌خواهد با جبهه پایداری یکی شود تا در لحظه مهم، بازی را تغییر دهد و نیروهای خودش را در لیست بگذارد، چون جبهه پایداری شامل بسیاری از وزرای سابقی است که در دولت نهم و دهم کار می‌کردند و شخصیت‌های برجسته‌ای را در داخل خود دارد که می‌توانند حتی به صورت مستقل فهرست بدهند که با این شرایط، می‌شود اصولگرایان سنتی را یک کیش و مات حسابی کرد، درست است؟

اولا، اصولگرایی به میزان تعهد و تقید عناصر آن به اصول تعریف می‌شود نه به میزان فاصله آنها. هرکس تقیدش بیشتر است و بیشتر رعایت می‌کند طبعا اصولگرا‌تر است. ثانیا، سابقه عملکردی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در گذشته مشخص است. کدامیک از موضعگیری‌های ایثارگران از شاخص‌ها، تعهدات و میثاق‌ها عدول کرد؟ بگویند تا ما روی آن صحبت کنیم. ثالثا بعید می‌دانم دوستان جبهه پیروان این اتهام را به ما بزنند. این جریان فتنه است که نشسته رصد می‌کند ببیند اصولگراها چه نقطه ضعف و اختلافی نسبت به هم دارند تا آنها را بزرگنمایی کنند و نگذارند وحدت شکل بگیرد.

* آقای حسینیان گفتند دوستان اصولگرا فاتحه ما را برای مجلس بعد خوانده بودند برای همین رفتیم جبهه پایداری را تشکیل دادیم، آیا واقعا این احساس نگرانی وجود داشت؟

نه، باید به مجموعه صحبت‌های آقای حسینیان نگاه شود. مواضع ایشان آن است که در بیانیه خود اعلام کردند و می‌خواهد بگویند ما یک عده از اصولگرایان بودیم که به علت حوادثی که در ابتدای سال 90 افتاد این سرپرستی را از دست دادیم و بدنه اجتماعی ما دارد آسیب می‌بیند و برای آنکه نگذاریم این اتفاق بیفتد جبهه پایداری را سامان دادیم.

* آقای فدایی! سوالم را صریح‌تر می‌پرسم. آیا جمعیت ایثارگران تا انتها پای مکانیزم 7+8 یا هر مکانیزم دیگری که زیر نظر جامعتین پیگیری می‌شود باقی می‌ماند یا آنکه بعد‌ها اعلام می‌کند لیست نهایی آن سازوکار، با تعاریف جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی از گفتمان اصولگرایی فاصله دارد و فهرست جداگانه خواهد داد؟

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی تا انتها پای شاخص‌ها و گفتمان اصولگرایی می‌ماند، برای ما هویت اصولگرایی و شاخص‌های اصولگرایی مهمتر از مصداق‌ها و عینیت‌های بیرونی است. ثانیا تمام تلاش خود را خواهیم کرد که انسجام و وحدت اصولگرایان حفظ و جلوی هر عامل بازدارنده وحدت گرفته شود.

* خط قرمزهای متعددی در جبهه پایداری درباره وحدت با سایر گروه‌ها مطرح شد که احتمالا آقای حدادعادل و شما با حضورتان به آن خط قرمزها مهر تایید زدید در عین حال شکل‌گیری این جبهه را موجب افزایش ظرفیت در گفتمان اصولگرایی می‌دانید. اما به واقع آن خطوط تمایزی که ‌ترسیم شده بسیار سلیقه‌ای و قابل تفسیرند چراکه مبنای معینی برای سنجش ندارند ضمن آنکه سایر گروه‌های اصولگرا اعم از جبهه پیروان خط امام و رهبری هم قائل به چنین مواضعی هستند، اما با تفسیر متفاوت مثلا در رابطه با فتنه، آنها می‌گویند هرکس از سکوت در فتنه یا حمایت از آن توبه کرد باید مشمول جذب حداکثری یا دفع حداقلی شود، اما جبهه پایداری وحدت با توبه‌کنندگان را قبول ندارد. در مجموع این طور برمی‌آید که جبهه پایداری جز خودش با گروه دیگری وحدت نمی‌کند و عدم ورود جامعتین و جبهه پیروان خط امام و رهبری به تشکیلات نوپای جبهه پایداری از این منظر قابل تحلیل است. آیا تحول‌خواهان(ایثارگران، رهپویان و..) و طیف حامی‌ گفتمان سوم‌تیر بین خود و اصولگرایان سنتی خط‌کشی کردند؟

بالاخره در درون مجموعه خانواده اصولگراها بر اثر یکسری اتفاقات، رفتارها، اشکالات و اختلافاتی به‌وجود آمد که قابل کتمان نیست و ریشه در گذشته دارد. هنر ما آن است که با توجه به واقعیت‌ها با یکدیگر وحدت کنیم نه‌اینکه واقعیت‌ها را نادیده بگیریم. اینجا زمانی وحدت محقق می‌شود که طرف‌ها نسبت به مواضع خود تنازل کنند ولی این تنازل نباید روی شاخص‌ها و اصول انجام شود و ما با هر کسی که روی شاخص‌ها و اصول بایستد کنار می‌آییم و کمک می‌کنیم که وحدت شکل گیرد.
برخی خط قرمز را جریان فتنه و انحراف می‌دانند اما ما غیر از این فساد را هم خط قرمز می‌دانیم. برای تبیین خط قرمزها حاضریم بحث کنیم. اگر در بحث توانستیم به شاخص‌هایی که اصل گفتمان را آسیب نزند برسیم، انعطاف نشان خواهیم داد چراکه معتقدیم عقلانیت باید بر رفتار ما حاکم باشد. این طور نیست که بگوییم مرغ یک پا دارد و آن هم پایی است که ما تعریف می‌کنیم.

* تعریف‌ها از خطوط قرمز مشخص شده است؟

باید عقلانیت همراه با انعطاف حاکم شود تا هر‌جا نقطه ضعفی وجود داشت به‌دور از احساسات، عواطف و تقابل مشکل برطرف شود. این مساله‌ای است که خیلی‌ها به دنبال انجام آن هستند تا وحدت شکل بگیرد. جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی از صدر تا ذیل وحدت خیلی مطالب و حرف‌ها دارد اما بیان آن مباحث، خودش اختلاف میان طیف‌های اصولگرا را تشدید می‌کند.
از این رو آنها را بیان نمی‌کند مگر آنکه به وحدت اصولگرایان کمک نماید. این یک منطق عقلانی - انسانی است و بشر اینگونه زندگی می‌کند. همه افراد در زندگی عادی‌شان این اصول را رعایت می‌کنند، چطور ما در عرصه مهم سیاسی و اجتماعی آن را رعایت نکنیم. پس بحث خط قرمز روشن است، جذب حداکثری و دفع حداقلی استراتژی نظام از ابتدای پیروزی انقلاب بوده اما نباید بد تفسیر شود مثلا اگر دفع حداقلی به آن معناست که اگر کسی آمد در غائله بعد از انتخابات دخیل و شریک، موثر و عامل بود و با ایفای نقش در آن جریانات دشمن شادکن شد و حالا به اشتباه خودش پی‌برد باید وی را در راس هرم تصمیم‌گیری جای داد، خیر چه کسی گفته این حرف منطقی و درست است؟ کسی که توبه کرده برود جبران کند، مواضعی اتخاذ کند که معلوم شود می‌خواهد جبران و دشمن را از خودش مایوس کند. یعنی فرد با عملکرد خودش باید اعتماد را افزایش دهد نه صرف آنکه حرفی زد به به و چه چه را بیندازیم او را روی سر خود جای دهیم، این حرف غلط است. از طرفی اگر کسی هم بگوید توبه‌کنندگان هیچ‌گاه مورد پذیرش اصولگرایان قرار نمی‌گیرند حرف نادرستی زده است.

* برخی‌ می‌گویند ما در زمان فتنه نسبت به مسائل، بسته به تحلیل خودمان اظهار‌نظر کامل و جامع کردیم و برای عوامل و عناصر آن خط و نشان کشیدیم، اما شاید جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی این را ندیده باشد یا دیده باشد و ناکافی بداند، بعد بگوید این افراد با شاخص‌های اصولگرایی همخوانی ندارند، از این سو شما قبول دارید که خطوط قرمز ‌ترسیم شده نسبت به فتنه نامفهوم، مبهم و غیر‌شفاف است؟ چه زمانی این خط قرمزها شفاف می‌شود و چه مرجعی این کار را خواهد کرد؟

دو بحث اگر تفکیک شود فکر می‌کنم مساله حل شود، یکی اینکه هر عنصری در رابطه با یک شاخص یا یک جریان کم آورد این منشا قضاوت قرار می‌گیرد یا مجموعه برآیند رفتاری وی و میزان وزن دادن به شاخص‌ها. ایثارگران معتقد است مجموعه مواضع فرد را باید با شاخص‌ها مقایسه کرد تا به برآیند قابل قبولی برسیم. ممکن است کسی نسبت به جریان فتنه کم آورده باشد یا یکی نسبت به جریان فساد کم بیاورد یا شاید هم کسی روی صلاحیت‌های فردی کم بیاورد، همه اینها وجود دارد و باید مجموعه شاخص‌ها را نگاه کرد. تازه اینها شاخص‌های سلبی هستند.
شاخص‌های ایجابی که مهمترند. به‌عبارت دیگر فرد اول باید شرایط لازم را داشته باشد و نمره قبولی اولیه را کسب کند تا بعد وضعیتش با شاخص‌های سلبی مورد سنجش قرار بگیرد. یعنی این طور نیست که بتوان با یک خط یا جمله به این سوال جواب داد. مجموعه رفتارها و موضعگیری‌های یک فرد یا جریان سیاسی را باید با مجموعه شاخص‌های اصولگرایی ارزیابی کرد که البته مهمترین شاخص و میزان و معیار که بقیه را پوشش می‌دهد ولایتمداری است که به هیچ عنوان ما نباید از آن عدول کنیم. یعنی اگر یک نفر در همه شاخص‌ها 20 گرفت ولی در ولایتمداری رد شد، این فرد نمی‌تواند شامل وحدت شود.

* در مکانیزم 7+8، آن هفت نفر شاخص‌های اصولگرایی را تبیین و خطوط قرمز را تعریف می‌کنند یا مرجع دیگری این کار را خواهد کرد؟

قبلا جامعتین منشوری را تعیین کردند که مورد قبول همه طیف‌های اصولگرا قرار گرفت اما باید بسط یابد تا اگر کمبود یا کسری دارد اضافه شود و بعد در جمع همه روی آن به تفاهم برسند.

* منظور از جمع یعنی همه 15 نفر؟

بله.

* جبهه پایداری به‌وجود آمد تا به 7+8 بپیوندد یا مسیر جدا را طی کند؟

اینها نیت‌شان آن است که در چارچوب وحدت عمل کنند.

* یعنی به مکانیزم وحدت زیر نظر جامعتین می‌پیوندند؟

بله، شرط خودشان این است. اگر من هم در آن جلسه همایش جبهه پایداری شرکت کردم به آن خاطر بود که این اعتماد را در من به‌وجود آوردند که جبهه زیر مجموعه وحدت اصولگرایان می‌خواهد عمل کند، نه مستقل از آن. اگر خلاف این بود که قطعا من در آن جلسه شرکت نمی‌کردم.

* آقای فدایی از نظر شمارئیس‌جمهور آینده چه خصوصیت‌هایی باید داشته باشد، چراکه بعد از دوره سازندگی، گفتمان دوم‌خرداد در عرصه اجرایی کشور حاکم شد و پس از آن جای خود را به گفتمان سوم تیر داد. حالا با توجه به نیازی که در جامعه احساس می‌شود چه فردی باید سکان هدایت قوه مجریه را به دست گیرد؟

چرا این سوال را مطرح کردید. منظورم این است که سوال مردم در حال حاضر این نیست.

* بالاخره سوال آنهایی که سیاست را دنبال می کنند که هست؟

اگر هم باشد بایستی از انتخابات مجلس عبور کنیم سپس به آن پرداخته شود.

* آقای فدایی! با‌توجه به اتفاقاتی که ابتدای سال افتاد و شما به آن اشاره کردید این سوال در ذهن خیلی‌هاست که رئیس‌جمهور آینده کیست و باید دارای چه خصوصیاتی باشد؟

گاهی یک تصویر ایده‌آل ذهنی مطرح می‌شود اما یک وقت با توجه به واقعیت‌های موجود قصد داریم به طرف آرمان‌های ایده‌آل خود حرکت کنیم، ما باید واقعیت خودمان، محیط بین‌المللی و شرایط داخلی کشور را خوب بشناسیم و تحلیل و آسیب‌شناسی کنیم تا ببینیم در چه وضعیتی قرار داریم.
البته باید گفت که رسیدن به این شناخت‌ها نباید ما را در واقعیت‌ها نگه دارد بلکه با علم به آنها باید به سمت آرمان‌ها پرش و حرکت کرد. اگر بخواهیم ذهنی به این سوال جواب دهیم و بگوییم یک انسان آرمانی برای تصدی جایگاه ریاست‌جمهوری چه کسی است، پاسخ من خیلی روشن است، بهترین بنده خدا که کارآمد، توانا، متعهد، متخصص، مجاهد،اهل خطر، اهل تصمیم و پایبند به اصول، بصیر، حکیم و انقلابی، باشد اینها شاخص‌هایی است که می‌توان برای رئیس‌جمهور بعدی احصا کرد اما شاید همه اینها با واقعیت‌های بیرونی مصداق پیدا نکند. در این حالت بعد از تبیین شاخص‌ها باید مصادیق را شناخت و بعد آنها را با شاخص‌ها مقایسه کرد.

* برای مثال شماآقای حدادعادل را در مقام تصدی ریاست‌جمهوری آینده می‌بینید؟

الان فضای این بحث نیست، کار درستی هم نیست. همه باید ذهن خود را متمرکز کنیم تا شرایط فعلی کشور با آرامش طی شود. جریاناتی می‌خواهند با طرح اسامی‌افراد در مقابل هم به اختلاف میان اصولگرایان دامن بزنند اما ما باید مراقب باشیم که وارد بازی آنها نشویم و خودمان را آماده یک انتخابات مطلوب در شأن نظام جمهوری اسلامی برای مجلس بکنیم. بعد از انتخابات مجلس فرصتی به‌وجود می‌آید که بیشتر راجع به این مساله صحبت کنیم.

* برخی اصولگرایان از جمله آقای مرتضی نبوی اخیرا می‌گویند اصلاح‌طلبان سهم بیشتری از کرسی‌های مجلس نهم کسب می‌کنند. نظر شما چیست؟

تابع رفتار اصولگرایان است، اگر اصولگرایان وحدت داشته باشند و عقلانیت و کارآمدی خود را نشان دهند هرگز چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. دوران کسانی که با گفتمان انقلاب اسلامی زاویه پیدا کردند به نظر من رو به سپری شدن است.

* حضور یا عدم حضور اصلاح‌طلبان را در انتخابات پیش رو چقدر بر میزان مشارکت مردمی‌موثر می‌دانید؟ آنها معتقدند نظام برای پرشور شدن انتخابات مجبور است شروط آنها را قبول کند، اینطور است؟

من اصلا قائل به اینکه جریانی به نام اصلاح‌طلب وجود خارجی دارد، نیستم. اصلاح‌طلب اگر مساوی با فتنه و جریان دوم خرداد است، تمام شد. در صورتی که عده‌ای با برائت از فتنه بخواهند در فضای سیاسی کشور فعالیت کنند دیگر اصلاح‌طلب به حساب نمی‌آیند بلکه یک جریان جدید سیاسی هستند. عقلانی آن است که اسم جدیدی روی خود بگذارند و برچسب فتنه آمیز را از خودشان دور کنند وگرنه اصلاح‌طلبی که با فتنه و دوم خرداد باشد عملا مقابل ساختارهای نظام قرار دارد بنابراین آن اصلاح‌طلبی که از آرای مردم دم می‌زد ولی با آن تقابل کرد، مرد. اگر جریانی است که روزی با دوم خردادی‌ها دوست و رفیق بود ولی الان متوجه رفتار هنجار‌شکنانه آنها شده و از آنها اعلام برائت کرده دیگر اصلاح‌طلب به شمار نمی‌آید.

* آقای فدایی، آقای خاتمی‌را یک چهره سوخته می‌داند یا خیر؟

خاتمی‌و امثال ایشان خودشان باید ثابت کنند که سوخته‌اند یا خیر.

* هنوز وقت دارند؟

هیچ موقع درب عنایت الهی بسته نیست. نظام هم هیچ گاه با کسی یا جریانی خصمانه برخورد نکرده است اما امثال خاتمی ‌برای بازگشت به چارچوب نظام باید ثابت کنند که اشتباه کردند و راه گذشته را ادامه نمی‌دهند و اولین گام این امر هم آن است که دشمن را از خود مایوس و حوادث بعد از انتخابات را محکوم کنند.

* یعنی اگر این کار را بکند نظام به خاتمی‌اعتماد خواهد کرد؟
برای ایجاد باور اولین گام مایوس کردن دشمن و اعلام برائت از فتنه است، اینها مقابل مردم ایستادند و خسارت‌های هنگفتی به نظام زدند.اگر باز هم مواضع این افراد و جریانات مبهم باشد کدام عقل سلیم این را می‌پسندد.

 


از "فائزه" کارگزاران تا "خاتون" انحرافی
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، حجاب ، اکبر هاشمی رفسنجانی

فرقه انحرافی امروز در مقامی نیست که با طرح مساله‌ای جدید، اذهان را از فسادهای سازمان‌یافته این فرقه فارغ ساخته و در دعوای زرگری خود، دامنش را از کرده‌ها، مبری سازد چنانچه سرانجام محاکمه عمومی فسادهای کارگزاران، حذف تدریجی سیاسی هاشمی رفسنجانی از سوم تیر 84 تاکنون را رقم زده است.

سال‌های ابتدایی دهه هفتاد، زمانی بود که کشور تازه از جنگی فرسایشی و هشت ساله فارغ شده و سازندگی در کشور به برکت روحیه جهادی دوران دفاع مقدس آغاز شده بود. گو آنکه دولت مستقر مفهومی به نام جهاد برای سازندگی کشور را اساسا به رسمیت نمی‌شناخت و بر این اساس در منابر عمومی و رسمی، رسانه‌ها و تریبون‌های ملی، به صراحت دوران جنگ و جهاد را تمام شده دانسته و صاحبان جبهه و جنگ و ایثار را بازنشست اعلام می‌نمود و از اینرو تکنو کرات‌های «جنتلمن» را به عنوان مدیران یقه سفید بخش‌های حاکمیتی قرار داده و سینه سوختگان دلسوز به حال ملت و مملکت را به بهانه‌های گوناگون منزوی می‌ساخت اما سرعت فعالیت و سازندگی در بخش‌های عمومی و مردمی رونق مضاعفی یافته فضای کار و تلاش کشور را فراگرفته بود.

سود حاصل از فعالیت‌های سازندگی و رونق یافتن اقتصاد در جامعه‌ای که در اثر فراگیری فرهنگ جنگ و جهاد به زهد و قناعت اسلامی و انسانی عادت کرده بود بالطبع می‌بایست برای رونق‌گیری فعالیت‌های بیشتر اقتصادی و ساختن هر چه بیشتر و پر شتاب‌تر کشور هزینه می‌شد اما طبقه جدید شکل یافته‌ای به نام «کارگزاران سازندگی» که پیش از این اساسا یا در ایران نبوده و بدلیل آلرژی نسبت به بوی خون و باروت‌ جبهه‌ها، در فرنگ به تحصیل و خوشگذرانی مشغول بوده و یا در ایران به هنگامی که از خون جوانان وطن لاله‌ها می‌رویید آنان در ویلاهای شخصی شمال و ... به تمدد اعصاب روی آورده بودند، با چشیدن طعم قدرت و شیرین یافتن آن به فکر تداوم حضور در قدرت، ریاست و سیاست و اقتصاد افتاده و اموال عمومی را همچون قباله به ارث رسیده از مادران‌شان دست به دست کرده و موجب فسادهای عجیب از نوع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و بالطبع فرهنگی شدند.

کار بدانجا رسید که رهبری معظم انقلاب اسلامی در فاصله سال‌های 71 تا 76 مکررا بر جلوگیری از پدید آمدن طبقه اشرافیت جدید انذار داده، حتی در نامگذاری سال‌ها «انضباط اقتصادی» و پرهیز از اسراف در هزینه‌های عمومی و ملی، ترویج روحیه ساده‌زیستی به جای تبلیغ مصرف‌گرایی را تاکیدمی‌فرمودند. هم ایشان در سال 74 واژه‌های نوین «نوکیسه‌گان» و «ثروت‌های باد آورده» را وارد ادبیات سیاسی انقلاب ملت ایران کرده و در گوشزدهای اکید خود در جمع مردم خطاب به دولتمردان‌ هاشمی رفسنجانی از بروز فساد اقتصادی در نهادهای حاکمیتی گلایه‌های شدیدی ابراز داشتند. این گلایه‌های عمومی نشان می‌داد که تاکیدات مکرر معظم له به رئیس جمهور وقت -که سودای مادام‌العمری ریاست جمهوری در سر می‌پروراند - و کارگزاران دولت او بی‌فایده بوده و ایشان با علنی ساختن انتقادات انقلابی، در صدد جلوگیری از
«انحراف» انقلاب اسلامی به کژراهه برآمد‌ه‌اند.

همین مقطع بود که روغنی زنجانی‌ها، نوربخش‌ها، کرباسچی‌ها، عطریانفرها، عبدا... نوری‌ها، مهاجرانی‌ها و مهدی و فائزه هاشمی‌ها سخن از «ضرورت» اجتناب ناپذیر شدن «له شدن» اقشار آسیب‌پذیر - همان مستضعفین صاحبان انقلاب و اداره کننده دفاع مقدس و ولی نعمتان انقلاب و امام و رهبری - در زیر چرخ دنده‌های توسعه به میان آورده و تورم 50 درصدی برگرده مردم سوار ساختند.

گرته‌برداری‌ها -آن هم ناقص و نارسا - از مدل‌های اقتصادی شکست خورده کشورهای دسته چندم اروپایی و همسایه نظیر ترکیه و ... در دولت سازندگی باعث شد تا هجمه‌های اقتصادی فراوان بر دوش مردم قانع و صبور کشور فرود آمده و دولت به جای همدردی و کمک برای بهبود شرایط معیشتی در جواب این سئوال که بالاخره با این قشر وسیع جامعه که در حال نابودی مطلق است چه کنیم؟ پاسخ می داد که: «باید همگی آنها را با کشتی به اقیانوس بریزیم تا دیگر چنین نق‌زن‌هایی وجود نداشته باشند».

این در حالی بود که کرباسچی که خود نمونه تجسم یافته مدیریت «ضد مردمی»، بروکرات، تکنوکرات، لیبرال مسلک و دیکتاتور مآب کارگزارانی بود، در شهر تهران برای خود حکومت خود مختاری را به راه انداخته، به بهانه شهرسازی - البته غربی و اومانیسم محور - و با این توجیه که نشانه‌‌های شهدای «مردم» باعث رنجیدگی خاطر و افسردگی عمومی می‌شود! به جمع‌آوری نمادهای ارزشی و انقلابی از سطح شهر همت گماشت. از سوی دیگر برای آنکه پول تبلیغات سیاسی و انتخاباتی و جیب‌های گشاد هم حزبی‌ها و پول سفرهای خارجی خاندان هزار فامیل ثروت و قدرت کارگزاران تأمین شود، خانه‌های محقر جنوب شهر بر سراهالی خراب می‌شد و پول گزاف تراکم هوایی! از جیب تهی محرومین و مستضعفین تامین می‌شد.

شهرداری با قانون‌های من در آوردی مردم را در «منگنه» قرار داده و از آب برای خود کره می‌گرفت و اینجا اساسا سخنی از «مردم» و «حق» آنان نبود. دانشگاه آزاد که ملک مطلق خاندان هاشمی رفسنجانی و جاسبی بود همچنین به پاتوقی برای چپاول اموال مردم مشغول بود و در این فضا هر که صدایی به مخالفت با زد و بندها و یغما رفتن اموال عمومی و سپس فسادهای مترتب بر آن از قبیل سیاسی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی بر می‌داشت مخالف سردار سازندگی!! تلقی شده و گویا مهدورالدم نیز می‌شد!

گرده رنجور مردم که اکثریت جامعه انقلابی را در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی تشکیل می داد تاب تحمل چنین فشارها، بی‌احترامی‌ها، تحقیرها و توهین‌هایی را نداشت و حال آنکه این مردم بایستی به خاطر مقاومت و تحمل انقلابی خود از سوی دولتی‌ها صاحب بزرگترین تکریم‌ها می‌شدند و از اینرو بود که در دومین دوره ریاست جمهوری رفسنجانی وی با حداقل آراء مردم و در کمترین مشارکت انتخاباتی و آن هم با بازی‌های سیاسی کاندیدا نمایی و بازار گرمی امثال جاسبی برای هاشمی رفسنجانی و ... توانست تنها کف آراء را بدست آورده و به ریاست جمهوری نایل آید.

پدید آمدن بحران‌های امنیتی و اجتماعی نظیر بحران مشهد، اسلامشهر و ... که البته با بی‌تدبیری دولتی‌ها نیز همراه بود از همین عدم اقبال عمومی به کارگزاران سازندگی و شخص هاشمی رفسنجانی و خاندان و فرزندان او حکایت داشت.

تا بدین مرحله اما نه تنها نامی از مردم، اعتقادات آنان و احترام به آنها نبود که با تحمیل فشارهای مختلف به آنان و توهین‌ها و تحقیرهای عمومی حتی از تریبون‌هایی ‌نظیر نماز جمعه تهران - توسط رییس جمهور وقت- طبقه مرفه و اشرافی «خان سالاران نوین، نوکیسه‌گان قدرت طلب و اشرافیت گرایان نوظهور» اساسا محلی از اعراب برای مستضعفین و محرومین و پا برهنگان قائل نبودند. اما هنگامیکه آرام آرام فضای غالب جامعه علیه این جریان در حال بسیج شدن بود، از سویی دیگر مخالفت جدی و تاریخی رهبری معظم انقلاب اسلامی - دام ظله - با مادام‌العمر شدن ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی علنی شده و این جریان دریافت که برای تداوم حضور در قدرت، محتاج به آرای همین مردمی است که تا دیروز ملعبه دست آنان بوده و با تمسخرها، جوک‌ سر سفره و مایه انبساط خاطرنشان را فراهم آورده است، بدین اندیشه افتاد که انتقادات به وضعیت اسفبار و فساد آلود برخی دستگاه‌های دولتی، مطالبه عمومی ضرورت پاسخگویی مسئولین نسبت به رانت‌خواری‌ها، ویژه پردازی‌ها و باندگرایی‌های فامیل سالاران را با بدلی به بازی «برد - برد» برای خود تبدیل سازد.

ابعاد این بازی منجر به آن می‌شد که با به فراموشی سپردن دعوای اصلی، دعوایی فرعی ساخته شده و دمیدن در آن دعوا و یا حتی سکوت نسبت به آن، زمین بازی این طبقه نوکیسه را مهیا سازد. «کارگزاران سازندگی» در سال‌های اواسط دهه 70 با فرهنگی معرفی کردن دعوای خود با طبقه محرومین و مستضعفین اولا صحنه‌درگیری را از فضای منفعل پدید آمده برای خود در بعد فساد اقتصادی و سیاسی به فضای تهاجمی در بعد فرهنگی مبدل ساخت و ثانیا مواجهه منتقدین با خود را به مواججه منتقدین با مردم معرفی و ثالثا در دروغی کاملا رسوا و سراپا زشت، خود را مدافع مردم، جوانان، زنان، دانشجویان، فرهیختگان و ... معرفی کرد. چنانچه در بعد سلبی نیز منتقدین به وضعیت اقتصادی کشور را که همواره خواهان روشن شدن وضعیت بد معیشتی بوده و مثلا قراردادهای پس پرده فلان آقازاده در نفت با فلان شرکت انگلیسی یا ... را زیر سؤال می‌بردند را افرادی متعصب، متصلب،«اقتدارگر»، خشونت‌طلب، ضد فرهنگ، ضد زنان، ضد آزادی، ضد رفاه و آسایش مردم و ضد جوانان و مقتضیات طبیعی آنان قلمداد می‌ساختند.

چنین شد که از یکسو اباحه گری در فرهنگ و فکر، بی‌بندوباری در سینما، تئاتر، کتاب، رسانه‌های مکتوب و نشریات و فضای عمومی جامعه را ترویج و تبلیغ می‌ساختند و از سوی دیگر با واسطه‌‌های متعدد به تهییج غیرت انقلابی و ارزشی اقشار متدین و حزب‌اللهی پرداخته و خود با دمیدن در این تنور، مسبب درگیری‌های فیزیکی این دو جریان با یکدیگر می‌شدند. کارگزاران سازندگی با لاابالی‌گری فرهنگی نظیر ترویج دوچرخه سواری بانوان، ژشت‌های جدید فائزه هاشمی با شلوار لی و روسری فلان رنگی و کیف قرمز در مقابل دوربین‌های رسانه‌ای، به زعم خود چماق متدینین را تیز می‌کرد تا با درگیری ساختگی این دو قشر با یکدیگر، دعوای اصلی را به کناری نهاده و خود که بیشترین صدمات به مردم از هر قشر و گروه و تفکر و فرهنگ وارد ساخته بود را مدعی مردم و حق انتخاب آنان معرفی نماید.

در این میان گرفتار شدن جریان اصیل ارزشی در این بازی سیاسی فرعی هم منجر به آن شد که محمد خاتمی سردار ترس، انفعال و بی‌عرضگی که حتی خود طرفدارانش هم او را در تنبلی و انفعال، بی‌تدبیری و بی‌عرضگی با سلطان حسین صفوی به مقایسه نشستند، بتواند بر موج «تغییر» خواهی عمومی از یکسو و دو قطبی ساخته شده کارگزاران سازندگی سوار شده و هشت سال دیگر همان جریان فاسد تکنوکرات و لیبرال مسلک بر مسند قدرت اجرایی کشور تکیه زند.

امروز اما دقیقاً کارگزاران سازندگی در قالب جریان موسوم به انحرافی خود را بازیابی کرده و درصدد است تا همان روش‌ها، شیوه‌ها و ترفندها را طابق النعل بالنعل تکرار نماید. جریانی که امروز طشت رسوایی فساد اقتصادی خود را از بوم پائین افتاده می‌بیند، پرونده‌های رو شده مفاسد اقتصادی خود از مناطق آزاد تجاری گرفته تا بانک‌های تاسیس خود نظیر «ت» و «گ» و فسادهای رخ داده در قاچاق ارز و دخانیات و ... را مایه آبروریزی و ننگ ابدی برای خود و بالطبع مایه دوری همیشگی خود از قدرت می‌پندارد. در این بین افرادی‌که مع‌الاسف در اطراف رئیس جمهور مردمی، به کمین آبروی با رنج بدست آمده او نشسته و با اقسام روش‌های ماکیاویی در کسب و خرج ‌نامشروع، به فسادهای گوناگون اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و امنیتی هم مبتلایند.

اینان امروز با تأسیس چند پایگاه اطلاع‌رسانی و تصاحب چند نشریه مکتوب درصدد براه اندازی بازی از همان نوع بازی کارگزاران سازندگی در دهه 70 برآمده‌اند. چنانچه جمع‌آوری مطلب و انتشار ویژه‌نامه «خاتون» در جریده دولت که معمولا با دستور مستقیم شخص اول انحرافی و عمله‌گی عناصر دسته چندم در این روزنامه صورت می‌گیرد نیز از همین زاویه قابل رصد است.

همچنین دامن زدن به بحث‌هایی نظیر ماهواره، حجاب ،چادر،جوانان، ابتذال، آب و آتش، تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها و ... در روزنامه‌های دیگر این فرقه همچون «ه‍» و ... ،حکایت از آن دارد که این پروژه‌، دستور کاری دائمی برای این «مدل» از تغییر ذائقه‌ها بوده و این جریان درصدد جانمایی و جا اندازی این انگاره غلط، منحرف و دروغ در میان جامعه است تا با حاشیه‌سازی‌ها، خود را طرفدار جوانان، زنان و... جلوه دهد و منتقدین دیروزین خود به وضعیت مفاسد اقتصادی‌اش را در مقام متهم به دست‌اندازی به حقوق و آزادی مردم نشانده و در نهایت ضد آزادی و رفاه و آسایش عمومی بنامد. چنانچه در ادبیات این جریان نیز همچون کارگزاران، منتقدین ارزشی، متدینین و فسادستیز فرقه انحرافی، اقتدارگرا و خشونت‌طلب لقب داده می‌شوند.

فرقه انحرافی البته امروز در مقامی نیست که با طرح مساله‌ای جدید، بخواهد اذهان عمومی را از فسادهای سازمان‌یافته و منسجم این فرقه فارغ ساخته و در دعوای زرگری ساخته شده خود، دامن خود را از کرده‌ها، مبری سازد. این فرقه اتفاقا نشان داده که هرگاه کشور، دولت، رئیس جمهور و قوا در حال تثبیت و تعالی موقعیت خود بوده، کشور به سمت آرامش، فعالیت کار و تلاش برای مردم و وفاق میان قوا، همبستگی میان ملت و دولت و برداشتن گام‌های خدمت به مردم به پیش رفته، با طرح جعلی و ناشیانه‌ای درصدد رویارویی جدید میان صفوف مردم و دولت بوده تا کار کشور بر زمین معطل بماند. اینجاست که اگر هیچ قرینه‌ای از قرائن امنیتی و اطلاعاتی هم مؤید وابستگی این فرقه به فرق ضاله فتنه و در نهایت سرویس‌های جاسوسی و امنیتی دشمن موجود نبود، تردیدی در خط‌گیری این فرقه از دشمنان باقی نمی‌ماند.

اما فرقه انحرافی باید بداند که سابقه، تجربه، تیم منسجم و تدابیر کارگزاران حتی قدرت نفوذ او در لایه‌های مدیریتی کشور و حتی بهره‌مندی او از حمایت‌های شخصی همچون هاشمی رفسنجانی هم نتوانست جلوی توفندگی حرکت انقلابی مردم و شدت انزجار آنان از اشرافیت مدرن کارگزارانی را سد نماید و سرانجام محاکمه و مطالبه عمومی نسبت به فسادهای سازمان‌یافته آنان، حذف تدریجی هاشمی رفسنجانی از سوم تیر 84 تاکنون را رقم زده است.از دست دادن ریاست جمهوری، ریاست خبرگان رهبری، منبر نمازجمعه تهران و شأن داوری میان قوای سه‌گانه از آن جمله است، حذف فرقه انحرافی که جای خود دارد.

منبع: فارس


"چرا هاشمی در دوره اصلاحات نگران روحانیت نبود"
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، انقلاب مشروطه ، ولایت فقیه

یک نماینده مجلس گفت: افرادی که امروزه و در جریان فتنه 88، سنگ وی را به سینه می‌زنند، حتی زمان انتخابات 84 نیز هاشمی 2005 را به سر و سینه چسباندند، مختلط رقصیدند و روحانیت را به تمسخر گرفتند، ‌چه کسانی بودند؟ آیا ‌هاشمی از این جماعت اعلام برائت کرد یا در مقابل آنها سکوت کرد؟

 
سیدمحمدرضا ابطحی نماینده خمینی‌شهر در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس با اشاره به تاریخ مشروطه اظهار داشت: عده‌ای می‌خواستند مشروطه را از آن مسیری که مردم اراده کرده بودند، خارج کنند، درحالی‌که ملت برای عدالت‌خواهی این قیام را انجام داد. 
 
وی در خصوص مهاجرت علما و دیگر بزرگان مشروطه به قم گفت: این مهاجرت در راستای اعتراض به همین تغییر مسیر مشروطیت صورت گرفت و تحصن شیخ فضل‌الله نوری در حرم عبدالعظیم حسنی نیز حرکتی برای مقابله با نفوذ و جهت‌گیری جدید مشروطه بود. 
 
* جریان مشروطه توسط روحانیت ساده‌لوح، خادمان رضاخانی و نفوذی‌های انگلیس منحرف شد 
 
ابطحی با تأکید بر انحراف مشروطیت توسط عده‌ای نفوذی انگلیسی، خادم دربار رضاخانی و کوتاهی گروهی روحانی ساده‌لوح، افزود: شیخ فضل‌الله نوری فریاد می‌زد ای مردم، اینان در ظاهر خواهان حقوق شهروندی یکسان هستند ولی در واقع به دنبال ترویج و تثبیت بابیت و بهائیت از این طریقند؛ هوشیار باشید. 
 
وی با تصریح بر اینکه روحانیت بیدار پشت قضایای مشروطه را به خوبی می‌دید و درک می‌کرد، ادامه داد: شیخ فضل‌الله نوری از همان معدود افرادی است که پس پرده اتفاقات را به خوبی لمس کرده و همچنان نهیب بیدارباش از انحراف انقلاب مشروطه را سر می‌داد ولی متأسفانه عده‌ای روحانی ساده‌لوح نه تنها این توطئه انگلیسی ـ رضاخانی را درک نمی‌کردند، بلکه در مقابل فعالیت‌های انقلابی شیخ به صف مخالفان مشروطه پیوسته بودند. 
 
این نماینده مجلس درباره گرایش مخالفان مشروطه که مقابل این انقلاب صف‌ کشیده و سوت و کف می‌زدند، اظهار داشت: از قضا اغلب آنها، همان‌‌هایی هستند که با سفارت انگلیس در ارتباط بوده و در صف مخالفان روحانیت قرار داشتند. 
 
وی با گلایه از نحوه یادداشت‌نویسی ‌آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در وبلاگ شخصی‌اش گفت: ‌هاشمی در یادداشت اخیر خود می‌خواهد با ایجاد ابهام و تشویش اذهان عمومی، عده‌ای را متهم به اهانت و تخریب جایگاه روحانیت ‌کند، بدون اینکه کسی را خطاب قرار دهد یا خود زیر سؤال برود و با این روش می‌خواهد با فضاسازی خاصی به نفع خود، اهدافش را محقق ‌کند. 
 
ابطحی تصریح کرد: حال باید از هاشمی پرسید‌ امروزه چه قشری از روحانیت، مورد توجه افرادی هستند که با سرویس‌های بیگانه به طور مستقیم یا غیر‌مستقیم در ارتباطند؟ اشخاصی که ایرانی هستند ولی درخدمت صهیونیست‌‌ که هشدارهای مقام معظم رهبری به برخی شخصیت‌ها را باید در همین راستا ارزیابی کرد. 
 
* مخالفان روحانیت در بی‌بی‌سی از کدام روحانی دفاع می‌کند و با کدام سر ستیز دارند؟ 
 
وی افزود: افرادی که زمانی از مسئولان نظام اسلامی بودند، امروز جزو پناهندگان به کشورهای استکباری شده‌اند و دائم ‌در صدای آمریکا و بی‌بی‌سی علیه جمهوری اسلامی ایران صحبت می‌کنند؛ این اشخاص از کدام روحانی دفاع می‌کنند؟ با کدام روحانی سر ستیز دارند؟ که اتفاقاً مدل همین جریان را در مشروطه مشاهده می‌کنیم. 
 
ابطحی‌ شخصیت‌های انتوکتوال، لائیک و روشنفکر را از حامیان روحانیتی دانست که "در مقابل مشروطه، قد علم کرده و ابزار دست انگلیس و دربار شدند و شاید خودشان هم این را درک نمی‌کردند ". 
 
وی با یادآوری اشخاص مرتبط با قضایای مشروطه ازجمله روحانی ‌سید‌عبدالله بهبانی‌ خاطرنشان‌ کرد: این روحانی ابتدا در کنار شیخ فضل‌الله‌ نوری بود و با هم علیه سلطنت قیام کردند، اما متأسفانه در ارتباطات بعدی، شیخ متوجه عقب‌گرد بهبانی از موضع مشروطه شد. 
 
* عدم اتحاد و بی‌بصیرتی بهبهانی‌های ساده‌لوح‌ باعث شکست انقلاب مشروطه شد‌ 
 
ابطحی با اشاره به اظهار‌نظرهای بهبهانی که در اثر زاویه گرفتنش با شیخ فضل‌الله نوری ایجاد شده بود، گفت: سید‌‌عبدالله بهبهانی معتقد بود‌ همین جریانی که به راه افتاده و در سفارت انگلیس تحصن کرده و با مشروطه مخالف بودند، ‌خوب است و هیچ مشکلی ندار‌د، در مقابل شیخ فضل‌الله نوری هم ‌مقابل این تفکر ایستادگی کرد و دائم تذکر می‌داد که آنها نیت خیر ندارند. 
 
وی افزود: حتی زمان اعدام شیخ فضل‌الله نوری، شیخ در پیامی به بهبهانی توصیه کرده بود‌ ‌که اگر اینها سر کار بیایند، هم مرا می‌کشند، هم تو را، زیرا دغدغه دین ندارند، بلکه دغدغه‌شان سفارت انگلستان است. مشروطه‌ای که این سفارت پولش را بدهد، معلوم می‌شود در آن چه خبر است. 
 
این نماینده مجلس با ابراز تأسف از نادیده گرفتن این پیام شیخ توسط بهبهانی‌ ادامه داد: همچنان که دیدیم شیخ را به دار کشیدند و بعد بهبهانی را هم ترور کردند که نتیجه نداشتن بصیرت و عدم اتحاد بهبهانی‌های ساده‌لوح با مشروطه و شیخ این شد که در نهایت انقلاب مشروطه هم شکست خورد. 
 
* امام (ره) می‌فرماید‌ نکند وقایع مشروطه دوباره تکرار شود و بخواهند شورای نگهبان را حذف کنند 
 
وی با طرح سؤال از آیت‌الله هاشمی مبنی بر اینکه وی تاریخ را چگونه ‌می‌بینید؟ تصریح کرد: افرادی که امروزه و در جریان فتنه 88، سنگ وی را به سینه می‌زنند، حتی زمان انتخابات 84 نیز هاشمی 2005 را به سر و سینه چسباندند، مختلط رقصیدند و روحانیت را به تمسخر گرفتند، ‌چه کسانی بودند؟ در همان زمان چه کسی از اسلام ناب دفاع کرد و می‌کند؟ آیا ‌هاشمی از این جماعت اعلام برائت کرد یا در مقابل آنها سکوت کرد؟ 
 
ابطحی افزود: چه قشری از روحانیت، مورد اهانت این افراد بودند؟ تهمت‌ و ناسزاها با عنوان خشونت‌طلب، تمامیت‌خواه، دیکتاتور و غیره نثار کدام گروه از روحانیت شد؟ آیا هاشمی بود یا روحانیت مظلوم ولایتمدار؟ 
 
وی در ادامه سؤال‌ها از هاشمی پرسید: چه کسانی در مقابل شورای نگهبان ایستادند؟ امام (ره) در پیامی به شورای نگهبان فرمودند "نکند وقایع مشروطه دوباره تکرار شود و بخواهند شورای نگهبان را حذف کنند "، چه کسانی طرح صیانت از انتخابات را صادر کردند و به شیوه‌ای جدید می‌خواستند‌ شورای نگهبان را از عرصه انتخابات به حاشیه برانند؟ 
 
این نماینده مجلس با تأکید بر تلاش عده‌ای برای خدشه‌دار کردن انتخابات و ایجاد تفرقه بین مردم و مسئولان، اظهار داشت: متأسفانه اشخاصی که اسلامی و مردمی بودن نظام انقلاب اسلامی را برنمی‌تابند، طی 32 سال انقلاب اسلامی، شبانه‌‌روز ‌در همه عرصه‌ها، علیه ارزش‌ها و مقدسات می‌تازند تا دو مقوله فوق از لایه‌های گوناگون کشور حذف شود. 
 
* هاشمی در قضاوت بین جریان مشروطه و فتنه امروزی انصاف را رعایت کند 
 
وی آایت‌الله هاشمی را به ‌انصاف‌مداری در داوری و قضاوت توصیه کرد و گفت: باید شرایط امروز و مواضع، شعارها، حامیان داخلی و خارجی، دفاع از گرو‌ه‌ها و شخصیت‌های روحانیت و همه موارد را‌ را با مشروطه مقایسه کنید؛ ‌آیا همان‌ها‌ که شیخ را به دار کشیدند، نمی‌خواهند ولی‌فقیه را به زیر بکشند؟
 
ابطحی افزود: کسانی که با رسانه‌های بیگانه همگام شده، علیه نظام اسلامی و ولی‌فقیه می‌تازند، از کدام گروه روحانیت دفاع می‌کنند؟ از مصباح‌یزدی دفاع می‌کنند یا هاشمی؟ 
 
* سازگارا از هاشمی دفاع می‌کند یا مهدوی‌کنی؟ 
 
وی ادامه داد: چریک‌های خلق، منافقان، سلطنت‌طلب‌ها و اشخاصی مانند سازگارا از هاشمی دفاع و او را مدح می‌کنند یا مهدوی‌کنی؟ امثال زیباکلام که در زمره جیره‌خواران استعمار هستند، تحلیل هاشمی را پسندیده و تبلیغ می‌کنند یا از تحلیل آیت‌الله جنتی و کاشانی دفاع و تعریف ‌می‌کند؟ 
 
این نماینده مجلس با اظهار تعجب از مواضع و همگامی فردی مثل زیباکلام با هاشمی، اظهار داشت: زیباکلامی که از رضاخان یک بت مقدس ساخته و همچنان او را ناجی ایران یاد می‌داند، از هاشمی دفاع می‌کند یا آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای؟ 
 
* مصدق در زیر بنای فکری با کاشانی اختلاف داشت 
 
وی در پیشنهادی به هاشمی برای بازنگری در انتخاب اطرافیان خود، گفت: هاشمی باید متوجه باشد به راهی که خودش از آن انذار می‌دهد، نرود و کارهایی که دیگران را برحذر می‌کند، مرتکب نشود. اگر دلش به حال جمهوری اسلامی می‌سوزد که دچار عاقبت مشروطه‌ نشود، بهتر است با قاضی کردن کلاه خود در رفتار، گفتار و موضع‌گیری‌هایش تجدیدنظر کند. 
 
ابطحی با تأکید بر اینکه تفکر مصدق از اساس با عقاید آیت‌الله کاشانی متفاوت بود، تأکید کرد: مصدق از زیربنای فکری خود با آیت‌الله کاشانی اختلاف داشت و اگر کسی تاریخ زندگی مصدق، فراز و نشیب احوالاتش را مطالعه کرده باشد، متوجه اختلاف عمیق و بنیادین تفکر مصدق و آیت‌الله کاشانی خواهد شد. 
 
وی با اشاره به مخالفت مصدق با تنگستانی‌ها و دشمنی‌اش با آنها در زمان پلیس جنوب و همکاری کردن با وزیر مختار وقت انگلیس، گفت: اینها اسناد موجود در تاریخ است. مصدق درحالی به مبارزه فکری علیه دلیران تنگستان و حمایت از انگلیسی‌ها اقدام کرده بود که آیت‌الله کاشانی به همراه پدرش در صف مبارزان علیه این پیر استعمارگر، قیام کرده بودند. 
 
* مصدق علیه تنگستانی‌ها بود و کاشانی را انگلیس به لبنان تبعید کرد 
 
این نماینده مجلس با یادآوری مبارزه آیت‌الله کاشانی‌ علیه انگلیس در قیام استقلال‌طلبانه 1921 عراق، خاطرنشان کرد: انگلیسی‌ها، آیت‌الله کاشانی را به دلیل فعالیت‌های مبارزی علیه این استعمارگر به جنوب لبنان، تبعید و وی را زندانی کردند. 
 
وی افزود: بعد از این جریان‌ها آیت‌الله کاشانی‌ طرح ملی شدن صنعت نفت را ارائه کرد، سپس مصدق به همکاری با این جریان پرداخت که درباره همین نقطه اشتراک او با آیت‌الله کاشانی نیز حرف‌های بسیار نگفته و نهفته است که شاید خیزش روحانیت و مردم را در این مقطع با ورود مصدق و ملی شدن صنعت نفت، کنترل کردند و از پیامدهای بعدی این حرکت جلوگیری شد، سپس عده‌ای هم برای سوء استفاده بیشتر، این اختلاف‌های ریشه‌دار را دامن زدند تا اینکه وحدت صوری بین آنها نیز به هم خورد‌. 
 
ابطحی با سؤال از آیت‌الله هاشمی که آیا خود را حامی تفکر آیت‌الله کاشانی می‌داند یا مصدق؟ ادامه داد: اگر می‌خواهید اختلافی همانند آن دو حادث نشود، باید تفکرات خود را با جریان انقلاب اسلامی یکی کنید تا وحدت اصولی در فکر ایجاد شود البته این منوط به اتحاد در عقیده است. 
 
* پسر هاشمی گفت‌‌ اگر پدرم پیروز شود، ولایت فقیه سمبلیک می‌شود 
 
وی اظهار داشت: اگر هاشمی‌ عملکرد امام (ره) را قبول دارد و مقام معظم رهبری را به عنوان ولی امر مسلمین بپذیزد، همچنان که ادعا می‌کند و ولی‌فقیه را فقط‌ شخص آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند، باید وحدت در اعتقاد و تفکر را ایجاد کند تا وحدت در اصول نیز حاصل شود و اینگونه مردم را دچار دوگانگی نکند. 
 
این نماینده مجلس با بیان اینکه فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر نزدیکی تفکر احمدی‌نژاد به ایشان، نکته بسیار ظریف مورد اشاره رهبر انقلاب بوده است، گفت: آنچه باعث ایجاد وحدت اصولی مسئولان می‌شود، وحدت در اعتقاد و تفکر است که سمت و سو و نگاه به افق آینده را هم یکی می‌کند، البته تا وقتی اختلاف در مبانی باشد، دیگران نیز از آن سوء استفاده خواهند کرد. 
 
وی افزود: بین مردم و مسئولان نظام افتراقی نیست، مگر آنکه عده‌ای دولت را ناکارآمد نشان دهند یا حکومت ولی‌فقیه را در زمان غیبت قبول نکنند و این مقام را جایگاهی تشریفاتی بدانند، همچنان که پسر هاشمی مدعی بود‌، قصد داشته‌اند اگر پدرش در انتخابات به پیروزی برسد، ولایت فقیه را مقامی تشریفاتی و آن را سمبلیک کنند. 
 
* هاشمی با سکوت و عدم تبری از فتنه، فضای غبار آلودی را ایجاد کرده است 
 
ابطحی با اشاره به مخالفت اکثریت خانواده هاشمی با جایگاه ولایت فقیه، ادامه داد: حتی دختر هاشمی نیز همانند برادرش این موضع را گرفته و هاشمی اینها را تکذیب نکرده است و این باعث شده که فضا از سوی او غبارآلود شود. 
 
وی با تأکید بر اینکه همچنان هاشمی را جزو مجموعه انقلاب می‌دانیم، گفت: دوست داریم هاشمی در انقلاب اسلامی بماند و مصرانه و عاجزانه از او خواسته‌ایم که مرز خود را با فتنه‌گران مشخص کند و از آنها تبری جوید. 
 
این نماینده مجلس با اشاره به سوابق انقلابی آیت‌الله‌ هاشمی که در زندگی او ثبت شده است، تأکید کرد: هاشمی نباید مجاهدت، اسارت و شکنجه‌هایی که تحمل کرده را به ثمن بخس بفروشد. 
 
* هاشمی مقابل اهانت فتنه به امام (ره) و شعار علیه اصل ولایت فقیه‌ چه ‌کرد؟ 
 
وی با یادآوری تهاجم فرهنگی و قلمی دوره سازندگی و اصلاحات علیه اسلام و ارزش‌های دینی، اظهار داشت: زمانی که در سخنان و روزنامه‌ها پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ـ نعوذ بالله ـ با چنگیز مغول مقایسه و فاجعه کربلا و شهادت امام حسین علیه‌السلام را نتیجه خشونت‌های زمان جد بزرگوارشان در جنگ بدر عنوان کردند، هاشمی چه اقدامی در جهت حمایت از خاتم‌الانبیاء و فرزندان مظلومشان علیهم‌السلام، انجام داد؟ 
 
ابطحی افزود: وقتی که به ارزش‌های انقلاب اسلامی و امام (ره) توهین کردند یا همان‌ها که در فتنه 88 نیز مرگ بر اصل ولایت فقیه را سر دادند، هاشمی چگونه از این اصول دفاع کرد؟ آیا سکوت نکرد؟ رفتارش حمایت از ارزش‌ها و به نفع انقلاب اسلامی بود یا مخالفان آن؟ علت سکوتش چیست؟ 
 
وی ادامه داد: چه کسانی به ارزش‌های نظام توهین کردند؟ چه افرادی به روحانیت اهانت می‌کنند؟ چرا هاشمی موضع‌گیری شفافی در برابر این وقایع نداشت؟ 
 
* طیف کارگزاران، مشارکت و اصلاح‌طلبان به روحانیت اهانت‌ کردند 
 
این نماینده مجلس با اظهار تعجب از اینکه خود هاشمی در کسوت روحانی بوده و مقابل اهانت به مراجع و روحانیت ساکت نشسته، تصریح کرد: به نظر می‌رسد هاشمی نباید این قضایا را از دهانه گشاد شیپور ببیند و یافته‌های ذهنی ایجاد شده را منبطق بر برخی جریان‌ها قرار دهد، متأسفانه طبق شواهد این جریان‌ها همچنان او را اداره ‌می‌کنند. 
 
وی گفت: خیلی واضح است که روحانیت‌ستیزان به جز طیف کارگزاران، مشارکت و اصلاحات نبوده و نیستند و غیر از این نیست که هاشمی همچنان از آنها دفاع می‌کند و آنها نیز او را حامی خود معرفی می‌کنند. 
 
ابطحی افزود: این برای هاشمی و دیگر مهره‌های انقلابی خطرناک است و مردم این خطر را حس می‌کنند. او باید مقابل جریان‌های فوق بایستد و مرز خود را با آنان مشخص کند. 
 
* چرا هاشمی زمان اصلاحات در برابر اهانت‌کنندگان به روحانیت سکوت کرد؟ 
 
وی با اشاره به برخی از اهانت‌های صورت گرفته از سوی جریان برانداز اصلاحات که در همان دهه 70 تا 84 در مسند قدرت بودند، اظهار داشت: چرا هاشمی اکنون که داعیه دفاع از روحانیت دارد، در برابر اهانت‌هایی چون تشبیه کردن تقلید احکام دینی از مراجع و علما را به رفتار میمون یا شباهت دادن روحانیت به حیوانات و بسیاری دیگر از توهین‌های هتاکانه نابخردان به اسلام و خادمانش، سکوت کرده و موضعی مدافعانه از اسلام و روحانیت اتخاذ نکرد؟ 
 
ابطحی با اظهار تأسف به حمایت آیت‌الله هاشمی از جریان مخالف انقلاب اسلامی، گفت: سفارش مقام معظم رهبری این بود که گاهی سکوت گناه است. جامعه اسلامی از شخصیتی مرشد و مربی همانند هاشمی توقع داشت که آشکارا در برابر افراد مقابله کننده با نظام اسلامی مقابله کند. 
 
* هاشمی همچون طالقانی فتنه‌گران را از خود طرد کند 
 
وی با اشاره به خطبه مرحوم آیت‌الله طالقانی در بهشت زهرا، یادآور شد:‌ وی خطاب به مخالفان انقلاب اسلامی گفته بود‌ ای منافقین خلق، ای جوجه کمونیست‌ها، اگر من تا به حال از شما حمایت کردم، برای این بود که برگردید، نه آنکه بنده خط‌‌‌‌مشی شما را قبول دارم، حالا هم دیر نشده است، هاشمی نیز باید این کار را انجام دهد. 
 
این نماینده مجلس افزود: هاشمی از کسانی که در مجالس سخنرانی، روزنامه و نشریاتشان به اسلام، کتاب وحی، صاحت مقدس پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله، حضرات معصومین، زهرای مرضیه، علی، حسن، حسین و امام مهدی علیهم‌السلام هتک حرمت و جسارت کردند، باید بیزاری جوید. 
 
وی ادامه داد: آحاد ملت ایران اسلامی از هاشمی انتظاردارند از جریان، گروه و افرادی که نسبت به مراجع، علما، روحانیت، امام (ره) و ولی‌فقیه توهین کردند، اعلام برائت کند و از کسانی که ارزش‌های اسلامی را مسخره کردند، تبری کند، ما ملت ایران اسلامی، دلمان برای همه مسئولان نظام می‌سوزد و غصه‌دار می‌شود و می‌خواهیم هاشمی که به عنوان استاد ما است‌، هچنان جزو بازوان پر توان نظام باشد.

واکنش رئیسان دانشگاه‌های چمران و جندی شاپور به دیدارکنندگان با هاشمی
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دانشگاه شهیدچمران ، دانشگاه جندی شاپور
این افراد منتخب خودشان هستند نه هیأت علمی خوزستان/ کاش آقای هاشمی قبل از دیدار سوابق فتنه‌گرانه این افراد را مرور می‌کرد
 
پایگاه اطلاع رسانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی خبر از دیدار آقای هاشمی با هیأت علمی دانشگاه‌های استان خوزستان داد که یکی از حاضران در این دیدار، به نمایندگی از اعضای هیات علمی حوزستان سخنرانی کرده است، نه تنها عضو هیات علمی نیست بلکه از جمله عوامل شناخته شده فتنه 88 در این استان محسوب می شود.

به گزارش رجانیوز، روز گذشته پایگاه اطلاع رسانی آقای هاشمی رفسنجانی گزارشی از برپایی ضیافت افطار رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با خانواده‌های مدیران و کارکنان این مجمع به همراه جمعی از نمایندگان سابق مجلس شورای اسلامی و مدیران اجرایی و هیأت علمی دانشگاه‌های استان خوزستان داد.

بنا بر این گزارش، در این دیدار سه تن از میهمانان آقای هاشمی به  نمایندگی از اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های خوزستان به طرح مشکلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی منطقه و کشور پرداختتند.

انتشار این خبر به‌ویژه اعلام نام یکی از افرادی که به نمایندگی از هیات علمی دانشگاه‌های استان خوزستان به ایراد سخن پرداخت، واکنش دانشگاهیان استان خوزستان را به همراه داشت.

این افراد منتخب خودشان هستند نه هیأت علمی خوزستان

در این زمینه رییس دانشگاه‌ چمران اهواز که از این دانشگاه به عنوان دانشگاه مادر در استان خوزستان یاد می شود، در گفت‌وگو با رجانیوز ضمن تکذیب خبر دیدار هیات علمی دانشگاه‌های استان خوزستان با هاشمی تاکید کرد: اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های استان خوزستان هیچ کدام به طور رسمی نه دیداری با آقای هاشمی داشتند، نه قرار است  داشته باشند و نه می خواهند داشته باشند.

دکتر حسن مروتی با بیان اینکه "یکی از افرادی که نام او در این خبر عنوان شده یک سال پیش از این دانشگاه بازنشسته شده است"، افزود: این فرد که از او به‌عنوان دکتر یاد شده است و به نمایندگی از هیات علمی دانشگاه‌های استان خوزستان  سخنرانی کرده، فوق لیسانس اقتصاد دارد، در این دانشگاه به عنوان مربی مشغول بود و استادیار هم نبود که یک سال پیش نیز بازنشسته شود.

رییس دانشگاه جندی شاپور هم به خبرنگار ما گفت: بنده هیچ اطلاعی از این دیدار نداشتم و طبیعتاً هیچ نماینده ای هم از سوی هیات علمی دانشگاه جندی شاپور معرفی نشده است.

دکتر محمد حسین سرمست با بیان اینکه برای دعوت از اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها برای این‌گونه مراسم‌ها مسیر مشخصی وجود دارد، افزود: هیچ دعوتنامه ای از سوی آقای هاشمی برای دعوت به این مراسم به دانشگاه ارسال نشد و طبعاٌ هم معرفی از سوی این دانشگاه انجام نشده است.

وی ادامه داد: این افراد منتخب خودشان هستند و نمایندگان هیأت علمی دانشگاه‌های استان خوزستان نیستند.

اعتراض انجمن اسلامی دانشجویان مستقل به این دیدار

این خبر اعتراض انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه چمران را نیز به همراه داشت.

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شهید چمران در گفت‌وگو با رجانیوز در مورد این دیدار گفت:  تعدادی از آقایان با عنوان هیات علمی و نمایندگان جامعه علمی استان خوزستان با آقای هاشمی دیدار کردند که هم اکنون هیچ جایگاه و سمتی در دانشگاه های خوزستان ندارند و به هیچ وجه عضو هیات علمی نیستند و استفاده آنها از عنوان هیات علمی غیرقانونی است.

اکبر بهاری ادامه داد: کاش آقای هاشمی قبل از دیدار با همین افراد که به‌عنوان نمایندگان جامعه علمی استان خوزستان جا زده‌اند، نگاهی به سوابق آن‌ها می کردند، افرادی که بعضاً اعضای فعال ستاد سران فتنه بوده و نقش فعالی را در ایجاد آشوب و به اغتشاش کشیدن دانشگاه ها داشتند؛ به طوری که کلاس های درس خود را خود سرانه تعطیل و دانشجویان را تحریک می کردند که اتوبوس‌های دانشگاه را به آتش بکشند، در حد امکان به بیت المال آسیب بزنند و از حضور در امتحانات امتناع ورزند.

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل گفت: جای تعجب زیادی است که همین افراد به عنوان نماینده دانشگاه های خوزستان و دلسوزان این نظام و انقلاب ایراد نظر می کنند، خوزستانی که با تقدیم چندین هزار شهید در طول 8سال دفاع مقدس دینش را به این نظام ادا کرده است.


واکنش انبارلویی به یادداشت هاشمی در مورد مشروطه
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، انقلاب مشروطه ، اکبر هاشمی رفسنجانی
مردم در فتنه، هاشمی را کنار رهبری ندیدند و گلایه خود را بیان کردند

آقای هاشمی رفسنجانی روز پنج‌شنبه با انتشار یادداشتی به‌مناسبت سالروز مشروطه سؤال‌هایی را مطرح کرد و هشدارهایی داد. وی به آنچه که خطای تاریخی روحانیت و اختلاف افکنی دست‌های پنهان استعمار می‌خواند، اشاره کرد و مطابق روال همیشه که در یادداشت‌هایش با مناسبت‌های تاریخی، به وضعیت کنونی نیز نقبی می‌زند، افزود:

"طراحان نقشه‌های شوم عصر مشروطه امروز به میدان آمده‌اند تا با سوءاستفاده از اختلاف سلیقه‌های داخلی و ادبیات به ظاهر ارزشی، برنامه روحانیت ستیزی خود را کامل کنند. این گروه تلاش می‌کنند مردم را از روحانیت جدا کنند و در میان روحانیون اختلاف بیندازند."

به گزارش رجانیوز، محمد کاظم انبارلویی با انتشار نوشته‌ای، سؤال‌های موجود در نوشته آقای هاشمی را بازخوانی کرده و به آن‌ها پاسخ داده است:

دیروز سالروز صدور فرمان مشروطیت بود. آیت الله هاشمی رفسنجانی در پایگاه خبر رسانی خود یک یادداشت خوب به مناسبت سال‌گشت مشروطه نوشته است. وی در این یادداشت آورده است: "روحانیت نباید خطای تاریخی خود را تکرار کند و برنامه اختلاف افکنی دست‌های پنهان ولی فعال استعمار را در داخل کشور همراهی نماید."

خطای تاریخی روحانیت در دوران مشروطه چه بود؟ برنامه اختلاف افکنی دست‌های پنهان ولی فعال استعمار چه مشخصاتی داشت؟

آقای هاشمی رفسنجانی در مقاله خوب خود به این دو سئوال پاسخ نمی‌دهد اما هشدار می‌دهد؛ "طراحان نقشه‌های شوم عصر مشروطه امروز به میدان آمده‌اند تا با سوءاستفاده از اختلاف سلیقه‌های داخلی و ادبیات به ظاهر ارزشی، برنامه روحانیت ستیزی خود را کامل کنند. این گروه تلاش می‌کنند مردم را از روحانیت جدا کنند و در میان روحانیون اختلاف بیندازند که متأسفانه این روزها شاهد آنیم."

طراحان نقشه‌های شوم عصر مشروطه چه کسانی بودند؟ کدام گروه امروز تلاش می‌کند مردم را از روحانیت جدا کند؟ آقای هاشمی رفسنجانی در نوشتار خود به این دو سؤال هم پاسخ نمی‌دهد. اما اندیشیدن به سئوالات مطرح در نوشتار ایشان خالی از لطف نیست. می‌شود با باز خوانی حوادث مشروطه به تک تک این سئوالات از این باب پاسخ گفت که عبرتی باشد برای آینده که به تعبیر ایشان خطای دوران مشروطیت تکرار نشود.

تقریبا تا آنجا که حافظه تاریخ اجازه می‌دهد، مشروطه از شکل گیری کمیته‌ای 9 نفره در باغ میکده در خیابان گمرک در سال 1284 شمسی با سوگندی که حضار یاد کردند، شکل گرفت.

حضرات آیات شیخ فضل الله نوری، سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی از جمله شخصیت‌های برجسته و روحانی در راس این کمیته بودند و از کسانی چون سید جمال الدین واعظ اصفهانی، ملک المتکلمین و دولت آبادی نیز در این کمیته یاد می‌شود.

آنها ظاهرا در آنچه نفی می‌کردند، هم‌صدا بودند اما پس از فرمان مشروطه، در آنچه که به‌عنوان تصویر مطلوب در ذهن‌شان بود، به راه‌های متفاوت رفتند. جریان روشنفکری غربی و نیز مداخلات روس و انگلیس در امور انقلاب مشروطه آنها را به بیراهه کشاند.

اصلاح طلبان آن روز با گفتمان "عدالت" و "شورا" به میدان آمده بودند اما به تعبیر شیخ فضل الله نوری آنها دستور عدل را از پاریس و نسخه شورا را از انگلیس آورده بودند؛ طبیعی بود که علما و فقهایی چون آیت الله شیخ فضل الله نوری نمی‌توانستند آن دستور و نسخه را بپذیرند.

اگر علمای آن روز دست روشنفکران غربی را می‌خواندند، رضاخان از وسط آتش و خون و کشت و کشتار مشروطه همانند ناپلئون پس از انقلاب فرانسه بیرون نمی‌آمد. اگر مکتب "سامرا" و "مکتب نجف" در تئوری پردازی گفتمان مشروطه و نزدیک کردن فهم خود از فلسفه سیاسی اسلام به یک صراط می‌رسیدند، در روز روشن، یک فقیه مجاهد همچون آیت الله شیخ فضل الله نوری را در میدان توپخانه تهران به دار نمی‌آویختند.

اگر علما، سیاست‌های روس و انگلیس را سناریو خوانی می‌کردند و برای هر سناریو، برخورد عالمانه ، شجاعانه و مجاهدانه داشتند، رهبران روحانی مشروطه یکی به دار، دیگری با گلوله کشته نمی‌شد و سومی در انزوای سیاسی و گمنامی به ملاقات خدا نمی رفت.

اگر رهبران مشروطه می‌دانستند قدرت‌های جهانی در قراردادهای 1907، 1915 و 1919 چه خواب‌هایی برای نابودی ملت و دولت ایران دیده‌اند، این قدر بی‌پروا بر روی هم چنگ نمی‌زدند. مأموریت جریان روشنفکری وابسته در آن دوره، پدیده دو قطبی پروتستان و کاتولیک در میان روحانیت بود تا در این شکاف بنشیند و به تعهدات خود در وابستگی به اجانب عمل کنند.

جریان روشنفکری می‌خواست استبداد بسیط قاجاری را به استبداد مرکب رضاخانی تبدیل کند و این را از روی ترجمه و تجربه انقلاب فرانسه به صورت آرمانی دنبال می‌کرد و این دگردیسی را ما در کارنامه سیاسی تقی‌زاده‌ها به خوبی می‌توانیم ببینیم.

این یک سئوال کلیدی است که چرا با اینکه در رأس جنبش تنباکو و جنبش مشروطه و نهضت مشروطه علما و مراجع عالی قدر بودند، کار به جایی رسید که روشنفکران ضد دین وارث آن ‌شدند اما در انقلاب اسلامی این اتفاق نیفتاد.

به نظر می‌رسد مردم عصر امام خمینی(ره) این تجربه را داشتند که هرگز به جریان روشنفکری اعتماد نکنند و لذا آنها را در غائله بنی صدر و غائله 18 تیر و غائله خرداد 88 تنها گذاشتند. اما برخی علما هنوز این تجربه تاریخی را به کار نمی‌برند گاهی به قدرت‎های خارجی و نیز جریان روشنفکری اعتماد می‌کنند و خسارت‌هایی را به بار می‌آورند.

فتنه سال 88 که می‌رفت اقتدار ملی را مخدوش کند، از همین جنس بود. جنگ نرم امریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی در فتنه 88 نظیر همان مداخلات روس و انگلیس در نهضت مشروطه و نهضت ملی در امور داخلی ایران بود.

همراهی روشنفکران با افسران و ژنرال‌های جنگ نرم در رادیوها و رسانه‌های غربی با جنگ نرم امریکا نظیر همان همراهی روشنفکران وابسته با دولت‌های غربی در به دار کشیدن آیت الله شیخ فضل الله نوری در جریان مشروطه بود. مردم خوب این را حس می‌کردند. نظام، رهبری و ولایت فقیه هدف اصلی دشمن و روشنفکران و فریب خوردگان بود.

ملت ما سال 88 را در مقابله با فتنه گران سپری کردند و انتظار داشتند آیت الله هاشمی رفسنجانی که به حق از ارکان نظام هستند مردم را در این مقابله همراهی کنند. اما این رکن را در کنار رهبری ندیدند و گلایه‌هایی داشتند که در 9 دی و 22 بهمن در تظاهرات سراسری بیان کردند.

اگر خطای تاریخی روحانیت را در مشروطه بخواهیم رصد کنیم، آن است که آنها در همراهی با آیت الله شیخ فضل الله نوری -که به تعبیر جلال آل احمد نعش او بردار علامت استیلای غرب زدگی در ایران است- کوتاهی کردند. اکنون هم اگر برخی علما در حمایت از رهبری و ولایت فقیه و مراجع عظیم الشان کوتاهی کنند، ممکن است ما به همان سرنوشت مشروطه دچار شویم.

البته یک تفاوت هم اینجا وجود دارد و آن اینکه مردم در نهضت امام خمینی(ره)

علی رغم بی‌مهری شمار اندکی از علما به نهضت و رهبری نهضت با هوشیاری تمام در حمایت از انقلاب و رهبری آن کوتاهی نکردند و همین سِّر پایداری و استمرار نهضت امام خمینی(ره) است.


یادداشت هاشمی، اختلاف علما در مشروطیت و مقوله وحدت
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: انقلاب مشروطه ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، علامه شیخ فضل الله نوری ، آیت الله بهبهانی
آیت‎الله‌بهبهانی به شیخ‌فضل‌الله: برویم شهر؛ شق عصای مسلمین نکنید/ شیخ: والله مسلم بدان که هم مرا می‌کشند هم تو را

علی نادری: آقای هاشمی رفسنجانی در آخرین یادداشتی که در وب‌سایت وی منتشر شد، به بهانه فرارسیدن سالروز صدور فرمان مشروطیت، بر مبنای روشی که در چند سال اخیر در پیش گرفته است، با دست‌مایه قرار دادن موضوع تاریخی به مسائل روز با سبک خاص خود پرداخت.

به گزارش رجانیوز، آقای هاشمی با یادآوری ثمرات مشروطه، علی‌رغم انحراف ابتدایی این حرکت دینی و مردمی، نتایج آن را دموکراسی، مردم سالاری دینی و نهایتا رسیدن به مرحله انقلاب اسلامی دانسته است.

وی در بخش دیگری از یادداشت خود با یادآوری اختلاف میان علمای رهبری کننده مشروطه هشدار داد که "طراحان آن نقشه‌های شوم که شواهد بسیاری از خون دل‌خوردن‌های آیت‌الله بهبهانی، آیت‌الله مدرس، آیت‌الله طباطبایی، شیخ محمد خیابانی و دیگر علما و روحانیون بزرگ را در تاریخ مشروطه داریم، در این سال‌ها دست به کار شده‌اند تا با سوءاستفاده از اختلافات سلیقه‌ای داخلی و ادبیات به ظاهر ارزشی بعضی‌ها، برنامه روحانیت‌ستیزی خویش را کامل کنند. چرا که آنان بهتر از همه می‌دانند، در طول تاریخ هر جا که یک ظالم داخلی یا خارجی تسمه از گرده جامعه کشید، روحانیت ملجأ و مأمن مردم بوده است."

اگر اشاره سربسته آقای هاشمی به اختلاف‌های علما و روحانیون بزرگ دوران مشروطیت را در بستر تاریخی این واقعه دید، شاید پیام‌های مهم و عبرت آموز زیاد و البته بعضاً مغایر با آنچه که وی در فضای نزدیک به انتخابات ایران به دنبال آن است، داشته باشد. عبرت‌هایی که شاید بیش از همه، برای مخاطبین یادداشت آقای هاشمی؛ یعنی علما و روحانیون بزرگ قابل تأمل است.

آیت الله بهبهانی: برویم شهر؛ شق عصای مسلمین نکنید

شیخ فضل الله: والله مسلم بدان که هم مرا می کشند و هم تو را

پس از انحراف مسیر حرکت جنبش عدالتخانه از مسیر حضرت عبد العظیم به سفارتخانه انگلستان و تبدیل این نهضت به نهضت مشروطه توسط روشنفکرانی ایرانی ـ انگلیسی، این جریان با هدف مشروعیت بخشیدن به حرکت های سیاسی خود به سراغ برخی فضلا و فرهیختگان جامعه رفته و با گرفتن چهره حق مدارانه، حرکت های ضد دینی مطبوعات را مطالبات مردم و آن را حرکتی گذرا در مرحله "گذار" از دوره استبداد تا رسیدن به آزادی مشروع و قانونی معرفی کرده، به تصویر می کشیدند و فضلای حوزه و فرهیختگان جامعه را به بهبود وضعیت موجود امیدوار می کردند.

اما همراهی برخی از علما با این حرکت موجب نشد تا شهید شیخ فضل الله نوری از انحراف در مشروطیت بگذرد، چنانکه وی در موضع گیری شفاف و آشکار اظهار داشته بود که مشروطه ای که از دیگ پلو سفارت انگلیس سر بیرون آورد، به درد ما ایرانی ها نمی خورد، این واقعیت را لمس کرده بود که این ائتلاف پس از بهره برداری لازم از جایگاه اجتماعی و دینی برخی از فضلا و فرهیختگان جامعه، سیاست تخریب پل ها، پس از گذر را به مرحله اجرا در خواهند آورد.

از این رو، در هنگام ملاقات آیات عظام طباطبایی و بهبهانی با وی که در اعتراض به روند انحراف در مشروطه بست نشین حرم عبدالعظیم در شهر ری شده بود، به آیت الله بهبهانی هشدار داد تا به تهران باز نگردد و با خواسته های وی و مؤمنین متحصن در صحن همراه شود.

در این زمینه، کتاب "شیخ فضل الله نوری در ظلمت مشروطیت" روایت این واقعه و دغدغه های شیخ فضل الله نوری را در مورد برخی از نمایندگان بی دین مجلس و روزنامه های قداست شکن را چنین بیان می کند:

«در این دیدار، آقای طباطبایی از شیخ فضل الله پرسید که خواسته های شما چیست؟

شیخ گفت: بارها گفته ام اساس این مجلس و مشروطیت من بودم و هستم و فعلا هم در موضوع مشروطیت و مجلس و نمایندگان حرفی ندارم، در محدود کردن سلطنت و محدودیت ادارات دولتی و اختیارات وزیران حرفی نیست و این مجلس برای ما لازم است، ولی نمایندگان باید مسلمان باشند، اشخاص خارج از اسلام و بهایی نباید نماینده کشور اسلامی باشند. ما حاضریم ثابت کنیم که حدود هفت یا هشت نماینده تهران مسلمان نیستند و باعث هرج و مرج و مخل آسایش مسلمانان هستند، یکی از خواسته های ما اخراج این عده از مجلس است.

خواسته دوم ما این است که مشروطیت باید قوانین و احکامش سرمویی با قانون اسلام و قرآن مخالفت نداشته باشد، ما در این نوع مشروطیت هیچ حرفی نداریم.

سومین خواسته ما این است که آزادی به صورت مطلق و کامل نادرست و کفر است. آیا آزادی قلم برای این است که مطبوعات نسبت به ائمه علیهم السلام هرچه می خواهند بنویسند؟ مگر شما روزنامه ها را نمی خوانید؟ در این موقع شیخ فضل الله روزنامه شماره 13 "کوکب دری" را که در آن به ائمه اطهارعلیهم السلام توهین شده بود به آقای طباطبایی داد و او با خواندن مطالب توهین آمیز آن به گریه افتاد. شیخ فضل الله گفت: اگر امروز جلو این جراید را نگیریم، مورد خشم خدا و رسولش خواهیم بود.

آقای طباطبایی گفتند: مطالبی که شما فرمودید، تمام آنها بیان واقعیات است. ولی امروز کار این طور پیش آمد و چون اول کار است اگر ما امروز در مقام اصلاح برآییم و بخواهیم وضع موجود را تغییر دهیم، فتنه و شورش بزرگی به وجود می آید و دولت و ملت دچار رنج و خطر می شوند، پس بر ما لازم است که این معایب را به مرور زمان و با کمک و همکاری یکدیگر برطرف کنیم.

شیخ در پاسخ گفت: اکنون که این افراد مخالف قدرت ضعیفی دارند، اگر نتوانیم وضع را اصلاح کنیم فردا که قدرت پیدا کردند، هرگز نخواهیم توانست وضع را تغییر داده و اصلاح کنیم. ما را به حال خود بگذارید و بروید زیرا با این وضع آمدن ما میسر نیست، اما این را به شما بگویم که اگر قصد اصلاح داشته باشید، بدانید که تا آن وقت آن ها شما را به خاک سیاه خواهند نشاند.

آقای طباطبایی گفت: شما به شهر بیایید، من ضامن می شوم که مجلس خواسته های شما را انجام دهد.

شیخ فضل الله گفت: شما به شهر بروید و این ها را در مجلس مطرح کنید، اگر مجلس خواسته های ما را انجام داد ما خود به شهر باز خواهیم گشت.

دو سید پس از ناامیدی از بازگشت شیخ فضل الله از اتاق خارج شدند «وقتی مرحوم آقا سید عبدالله از اتاق خارج شد، در اتاق با دست انداخت و شال کمر شیخ را گرفت، گفت: «آقا برویم شهر، شق عصای مسلمین نکنید.»

مرحوم شیخ فرمود: «جناب آقا اگر از من می شنوی شما اینجا بمانید، سه مرتبه فرمود: والله، والله، والله مسلم بدان که هم مرا می کشند و هم تو را. اینجا بمانید تا یک مجلس شورای ملی اسلامی درست کنیم و از این کفریات جلوگیری کنیم.»

سید گفت: نه چنین نیست.

شیخ گفت: اکنون باشد، معلوم شما خواهد شد.

دو سید پس از رفتن از نزد شیخ فضل الله به اتاق خادم حرم رفتند. یکی از نمایندگان همراه آن ها گفت: شما این همه با شیخ فضل الله صحبت کردید، دیدید که سخنان او همه پسندیده و نیکو است. اگر انصاف باشد، باید به سخنان او توجه کرد و با او همراهی نمود. تمام هدف او ترویج اسلام است.

آقای بهبهانی گفت: با این که سخنان شیخ همه صحیح است و جوابی ندارد اما اگر بخواهیم از این مجلس صرف نظر کنیم، باید در مقابل ملت بایستیم و این موجب بحران و شورش می شود. پس امروز موقع این حرف ها نیست و باید با گذشت زمان وضع موجود را اصلاح کرد.»

خیلی زود پیش بینی شیخ فضل الله به واقعیت پیوست، نخست وی در میان سوت و کف کوفی صفتان تاریخ بر چوبه دار رفت و چند ماه بعد آیت الله بهبهانی ترور شد و آیت الله طباطبایی در انزوای حاصل از فضاسازی مشروطه‌خواهان انگلیسی، دار فانی را وداع گفت.

به نظر می‌رسد در حاشیه هشدار آقای هاشمی رفسنجانی به علما و روحانیون و یادآوری برخی اختلافات در دوران مشروطت بتوان این کلام رهبر فقید انقلاب اسلامی را بیان کرد که "اگر روحانیون، خطبا، نویسندگان و روشنفکران متعهد سستی کنند و از قضایای مشروطیت عبرت نگیرند، به سر این انقلاب آن خواهد آمد که بر سر مشروطیت آمد» (صحیفه نور، ج 15، ص 203 )


واکنش حسینیان به یادداشت هاشمی در گفت‌وگو با رجانیوز:
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، روح الله حسینیان ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، انقلاب مشروطه
امروز نیز اگر امثال آقای هاشمی در حمایت از رهبری قیام کنند، مشروطه تکرار نخواهد شد

رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در واکنش به یادداشت اخیر آقای هاشمی رفسنجانی در مورد مشروطیت و ارتباط آن با شرایط سیاسی کشور، اصلی‌ترین عامل انحراف مشروطه را درک نکردن مواضع شیخ فضل الله نوری از جانب علمای انقلاب مشروطه عنوان کرد و از هاشمی خواست برای منزوی کردن فتنه‌گران، بی هیچ شرطی در پی حمایت از رهبر انقلاب قیام کند.

حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان در گفت‌وگو با رجانیوز با یادآوری مشکلات اساسی پیش آمده در مسیر انقلاب مشروطه، دغدغه‌ی شیخ فضل الله نوری را مقابله با دوخطر استعمار فرهنگی غرب و روشنفکران غرب‌زده دانست و افزود: مشکلات اساسی در انقلاب مشروطه درک نکردن مواضع آیت‌الله حاج شیخ فضل الله نوری بود، او دو خطر را به خوبی درک کرده بود که یکی خطر استعمار فرهنگی غرب و دیگری خطر روشن‌فکران غربی بود، به‌طوری که او نگران اندیشه فرنگی بود.

وی در مورد اعتراض شیخ فضل الله نوری به روند انقلاب مشروطه و بست نشینی در حرم حضرت عبدالعظیم نیز گفت: شیخ فضل الله به جهت همین دو خطر، مبانی مشروطه و قانون اساسی ترجمه شده را با مبانی اسلامی در تضاد می‌دید و سعی کرد برای برون رفت، راهی برای اسلامی کردن‌آن بیابد.

رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به بی‌توجهی برخی علما در دوره مشروطه نسبت به دغدغه‌های شیخ فضل الله اشاره کرده و افزود: شیخ فضل الله خطر غرب زدگان را به آیت‌الله سید محمد طباطبایی و بهبهانی که برای بازگشت شیخ به حرم حضرت عبدالعظیم آمده بودند، گوشزد و پیش بینی کرد که اینان در ابتدا مرا به دار خواهند آویخت و سپس تو را.

وی ادامه داد: اما متأسفانه عالمان دینی به اعلام خطر او توجه نکردند و نتیجه‌ این شد که همان عالمان حامی روشنفکران منزوی شدند. بهبهانی به دست همان‌ها در سالگرد شهادت شیخ‌ فضل‌الله ترور شد و سید محمد طباطبایی در انزوا مرد و شیخ نیز قبل از آن به‌دست آزادی‌خواهان بر سر دار رفت.

رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس شورای اسلامی، نتیجه این بی‌توجهی علما به دغدغه‌های شیخ فضل الله را انزوای آن‌ها دانست و گفت: نتیجه انقلاب مردم انزوای علما تا چند سال، بر آمدن رضاخان از دل مشروطه، حاکمیت انگلستان در طول چند سال وسپس نابودی اسلام و ارزش‌های آن، بی‌توجهی به مردم و سرانجام حاکمیت علی‌الاطلاق آمریکا شد.

حسینیان در پایان نیز با یادآوری برخی رویکردهای مشابه دوران مشروطیت در دوره حاضر گفت: امروز نیز اگر امثال آقای هاشمی به دلسوزی اصول‌گرایان توجه کند، خطر تکنوکرات‌های غربی را جدی بگیرد، برای منزوی کردن فتنه‌گران تلاش بکند و بی‌هیچ شرطی در پی حمایت رهبری قیام بکند، ان‌شاء‌الله تاریخ مشروطه تکرار نخواهد شد.

وی تأکید کرد که البته هوشیاری مردم تا این زمان انقلاب را از آسیب‌ها حفظ کرده است؛ چه اینکه این مردم بودند که فتنه‌ی بنی صدر و منافقان و فتنه اصلاح طلبان و فتنه 88 را با قدرت خنثی کردند؛ ولی روحانیون وظیفه‌ای مضاعف دارند.


از هاشمی بپرسید چرا سکوت کرده؟
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

نماینده مردم تهران در مجلس با تأکید بر اینکه همه باید درباره فتنه ۸۸ موضع‌گیری شفاف داشته باشند، در پاسخ به سؤالی درباره سکوت هاشمی رفسنجانی در این باره اظهار داشت: خود آقای هاشمی باید پاسخ دهد که چرا در این باره سکوت کرده است.

http://up.iranblog.com/images/hfanba5ijcggk874gii.jpgحسن غفوری‌فرد نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌و‌گو با فارس، درباره لزوم ارائه لیست واحد توسط اصول‌گرایان در انتخابات مجلس نهم گفت: اصول‌گرایان مدت‌هاست که تصمیم گرفتند براساس مدل ۸+۷ و با یک لیست واحد در انتخابات مجلس نهم ورود پیدا کنند و امیدوارم این وحدت تا آخر حفظ شود.

* نظام اسلامی از هیچ‌کس شرط نمی‌پذیرد

وی در پاسخ به به سؤالی مبنی بر اینکه مصاحبه‌ای از شما منتشر شد که در این مصاحبه در مورد خاتمی و شرط گذاری‌های وی مطالبی مطرح کردید. نظر شما در خصوص ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات مجلس نهم چیست، افزود: من فکر می‌کنم اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس نهم وارد می‌شوند. آنها اول اعلام کردند که برای ورود به انتخابات مجلس شرط می‌‌گذارند اما نظام اسلامی از هیچ‌کس شرط نمی‌پذیرد.

غفوری‌فرد تأکید کرد: هرکس که می‌خواهد به ملت ایران خدمت کند، باید افتخار هم کند و طبیعی است نظام اسلامی از اصلاح‌طلبان هیچ شرطی را نمی‌پذیرد و فکر می‌کنم بالاخره اصلاح‌طلبان وارد انتخابات مجلس شده و فعالیت می‌کنند.

* اصول‌گرایان با وحدت کامل در انتخابات مجلس نهم حاضر می‌شوند

نماینده مردم تهران در مجلس خاطرنشان کرد: هیچ انشقاقی در حال حاضر میان اصول‌گرایان وجود ندارد و مطمئناً اصول‌گرایان با وحدت کامل در انتخابات مجلس نهم حاضر می‌شوند.

* از خود هاشمی رفسنجانی بپرسید چرا سکوت اختیار کرده است

این نماینده مجلس در پاسخ به این سؤال که آقای هاشمی رفسنجانی خیلی وقت است که سکوت اختیار کرده است. دلیل آن را چه می‌‌دانید، اظهار داشت: از خود آقای هاشمی بپرسید. من نظریات وی را نی‌دانم. نظرش را از خودش بپرسید که چرا سکوت اختیار کرده است اما فکر می‌کنم به خصوص در بحث فتنه ۸۸ همه باید مواضع روشن اتخاذ کنند.

* طبیعی است کسانی که در فتنه ۸۸ دخیل بودند صلاحیت‌شان در انتخابات مجلس رد می‌شود

عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین در پاسخ به این سؤال که اصلاح‌طلبانی که در فتنه ۸۸ دست داشتند، آیا می‌توانند در انتخابات مجلس نهم شرکت کنند؟ گفت: طبیعی است کسانی که در فتنه ۸۸ دخیل بودند صلاحیت‌شان رد خواهد شد. کسانی که مملکت را به آشوب کشیدند و مشکلاتی را برای ملت ایجاد کردند نباید انتظار داشته باشند که صلاحیت‌شان برای خدمت در مجلس شورای اسلامی تأیید شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: البته در این خصوص تصمیم‌گیری با شورای نگهبان قانون اساسی است و من نه توصیه‌ای دارم و نه تعیین تکلیف می‌کنم اما مشخص است کسانی که در فتنه ۸۸ دست داشتند صلاحیت‌شان در این انتخابات مجلس رد می‌شود.


گزارش کامل دادگاه اشتهاردی و بذرپاش با شکایت مجمع تشخیص مصلحت
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی
شکایت اشکال شکلی داشت، هیئت منصفه رد کرد

صبح امروز (یکشنبه) دادگاه کاوه اشتهاردی مدیرمسئول سابق روزنامه ایران و مهرداد بذرپاش مدیرمسئول سابق روزنامه وطن امروز باشکایت دفتر آقای اکبر هاشمی رفسنجانی با حضور هیات منصفه به ریاست قاضی سیامک مدیرخراسانی برگزار شد.

به گزارش رجانیوز، در این جلسه نماینده دادستان عنوان اتهامی را "نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی" عنوان کرد و شاکی این پرونده را نماینده حقوقی مجمع تشخیص مصلحت دانست.

در ادامه، علیزاده طباطبایی وکیل خانواده هاشمی رفسنجانی در جایگاه قرار گرفت و اظهار داشت: در ملاقاتی که با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی داشتم، ایشان فرمودند که "در طول عمرم از هیچ کسی شکایت نکرده ام" این شکایت نیز از طرف دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

وی افزود: این روزنامه ها از اول می دانستند که خبر مورد شکایت دروغ بوده و با علم به این مسئله اقدام به درج این خبر کردند و در تکذیبیه ای که برای آنان ارسال شده است نیز بر این خبر تأکید کرده اند.

علیزاده طباطبایی در ادامه گفت: هاشمی رفسنجانی مجتهد سیاسی است و حتی اگر در تصمیمات سیاسی‌اش اشتباه کند، معفوّ(بخشیده) است اما چنین خبری قطعاً دروغ است.

وی در انتها گفت: اگر متهمان اعلام کنند که خبر اشتباه است و عذرخواهی کندد، از شکایت خود می گذریم.

در ادامه جلسه دادگاه، کاوه اشتهاردی مدیر مسئول سابق روزنامه ایران اظهار داشت که طرح هر ادعا و شکایت تنها از اصیل و یا وکیل او پذیرفته می شود، در حالی که این شکواییه با امضای آقای محسن هاشمی رئیس دفتر وقت آقای اکبر هاشمی رفسنجانی است که در این دعوای حقوقی، سمتی ندارد.

وی در ادامه با ارائه مستندات حقوقی و رد سمت شاکی پرونده با ذکر تناقض های موجود در روند حقوقی پرونده و تفاوت شاکی در مرحله احضاریه، سیستم ثبت دادسرا، قرار دادسرا و اخطاریه دادگاه خواستار صدور منع تعقیب شد.

اشتهاردی همچنین با ذکر منابع خبری مورد شکایت آقای هاشمی رفسنجانی، عنصر معنوی اتهام را رد کرد و خواستار صدور حکم برائت شد.

مهرداد بذرپاش مدیرمسئول سابق رونامه وطن امروز نیز در دفاعیات خود با تأکید بر مشخص نبودن شاکی پرونده و نبودن عنصر معنوی خواستار صدور حکم برائت شد.

حبیب زاده وکیل مهرداد بذرپاش نیز در دفاعییات خود با تفکیک شخصیت حقیقی و حقوقی آقای هاشمی رفسنجانی اظهار داشت که شخص آقای هاشمی رفسنجانی اعلام کرده اند که هیچ شکاتی ندارند، شخصیت حقوقی ایشان نیز که به واسطه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام است، در صورتی که بخواهند شکایت کنند باید از یک روال تعریف شده حقوقی پیروی کنند که روال در این پرونده طی نشده است.

در ادامه مدیر خراسانی رئیس دادگاه مطبوعات اظهار داشت که ایراد مطرحه در هنگام رسیدگی قطعا مورد بررسی قرار خواهد گرفت. رئیس دادگاه همچنین از نماینده دادستان پرسید که که معرفی نامه شخص اول مجمع تشخیص مصلحت نظام در پرونده موجود نیست که نماینده دادستان این ایراد را پذیرفت. همچنین علیزاده طباطبایی نیز اظهار داشت که چنین معرفی نامه ای در پرونده موجود نیست.

در ادامه جلسه دادگاه، اشتهاردی در بیان آخرین دفاع با بیان این که ما قصد تشویش اذهان عمومی را نداشتیم که عذرخواهی کنیم.

پس از اعلام ختم دادرسی از سوی مدیر خراسانی قاضی دادگاه مطبوعات، هیات منصفه وارد شور شد.

در ادامه با توجه به نحوه طرح شکایت و تناقضات موجود در این پرونده، هیئت منصفه مطبوعات با رد شکایت صورت گرفته اعلام کرد: با توجه به مخدوش بودن ماهیت شکایت دفتر هاشمی رفسنجانی از بذرپاش و اشتهاردی، رسیدگی به این پرونده امکان‌پذیر نیست.

هیئت منصفه مطبوعات: شکایت هاشمی "اشکال شکلی" دارد

علی اکبر کسائیان در گفت‌وگو با فارس با گفت: در جلسه امروز دادگاه مطبوعات در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران، هیئت منصفه مطبوعات پس از استماع دفاعیات کاوه اشتهاردی مدیرمسئول سابق روزنامه ایران و مهرداد بذرپاش مدیرمسئول سابق روزنامه وطن امروز در خصوص شکایت آقای هاشمی رفسنجانی وارد شور شد.

وی افزود: با توجه به اینکه آقای هاشمی رفسنجانی، شخصا هیچ‌گونه شکایت فردی یا حقوقی از متهمان مذکور نداشته است و نماینده حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام برای دادگاه مشخص نشده بود لذا ریاست دادگاه با اذعان به ایراد شکلی این پرونده و با تایید این مسئله توسط نماینده مدعی‌العموم، هیئت منصفه مطبوعات نیز این اشکال را وارد دانست.

دبیر هیئت منصفه مطبوعات خاطرنشان کرد: با توجه به اشکال شکلی این پرونده، هیئت منصفه مطبوعات رسیدگی و صدور رای نهایی در خصوص این پرونده را منوط به رفع این اشکالات اعلام کرد.

کسائیان تصریح کرد: شکایت دفتر هاشمی رفسنجانی از اشتهاردی و بذرپاش به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی در مورد انعکاس یک خبر واحد در روزنامه‌های ایران و وطن امروز بوده است.

گفتنی است در جلسه دادگاه مدیرمسئول روزنامه ایران، مسئولان فعلی روزنامه ایران یک خبرنگار را هم برای پوشش خبری اعزام نکرده بودند.


عکس: تیتر عجیب سایت هاشمی
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، عکس

 

نقد محمد کاظم انبارلویی بر اظهارات محمد هاشمی
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمد هاشمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی
اگر آهنگ سخن امام‌جمعه منطبق با رهبری نباشد، یک میتینگ سیاسی است/ هاشمی هنوز در وسط شکاف‌های فتنه 88 نشسته
دو روز پیش اظهاراتی از محمد هاشمی در سالروز نمازجمعه 26 تیر 88 حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی منتشر شد که وی با دفاع از برادر خود از جای خالی وی در نمازجمعه تهران سخن گفته و او را از ارکان نظام خوانده بود که انقلاب بدون او یک رؤیای محال است.

به گزارش رجانیوز، این اظهارات در حالی مطرح شد که نمازجمعه 26 تیر 88 به‌جای آنکه محور وحدت مؤمنین باشد، به محل نزاع جمعی از فتنه‌گران با مردم انقلابی تبدیل شد. فتنه‌گرانی که در کنار سران داخلی خود؛ موسوی و کروبی با فراخوان ضد انقلاب به این نمازجمعه آمده بودند و به خطبه‌های خطیب جمعه امیدوار بودند.

البته آقای هاشمی خطیب آن روز جمعه تهران نیز امید آن‌ها را ناامید نکرد و در روزی که بخش عمده‌ای نمازگزاران متدین پس از خطبه‌ها یا نماز خود را فرادی خواندند و یا اعاده کردند و در مقابل جمعی از فتنه‌گران به‌طور مختلط و با کفش نماز خواندند، برای حل آنچه که او نام بحران را بر آن گذاشته بود، پیشنهادهایی مانند آزادی زندانیان سیاسی و امکان حضور یافتن معترضان در صداوسیما و بیان اعتراض‌های خود را مطرح کرد.

در عین حال، محمد کاظم انبارلویی در نوشته‌ای به اظهارات محمد هاشمی واکنش نشان داده و علت محروم ماندن آقای هاشمی از حضور در نمازجمعه تهران را بررسی کرده است:

«دیروز برخی از روزنامه‌های دوم خردادی به واکاوی غیبت دو ساله آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از منصب نمازجمعه تهران پرداختند.

مصاحبه آقای محمد هاشمی زینت بخش این واکاوی‌ها بود.

محمد هاشمی در تجلیل از برادر بزرگوارشان گفت که "جای هاشمی در نماز جمعه تهران خالی است. هاشمی در این 50 سال که با نهضت همراه است هیچ گاه یک لحظه از نهضت قهر نکرده است. هاشمی از ارکان نظام است. انقلاب بدون هاشمی رویای محالی است." (روزنامه آرمان 27/4/90 ص 2)

26 تیرماه سال 88 آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آخرین خطبه‌های نماز جمعه خود را خواند و از آن پس توفیق نیافت در نماز جمعه حضور یابد. حسب روایات نماز جمعه از مناصبی است که به‌امام مسلمین اختصاص دارد.

نمازجمعه پایگاهی برای روشنگری، وحدت و انسجام جامعه است.

امام جمعه نباید وامدار گروه، جناح یا حزب خاصی باشد چرا که از منصب حقیقی خود فاصله می‌گیرد.

خطبه‌های روز 26 تیر ماه آیت‌الله هاشمی نتوانست مومنینی را که در صف اول و نیز محوطه دانشگاه تهران حضور یافته بودند اقناع کند. چرا که بر حسب تصویری که از آن روز داریم اکثر نمازگزاران نماز خود را اعاده کردند. حتی کسانی که با فراخوان ماهواره‌ها آمده بودند، اغلب نماز نخواندند و رفتند و واکنش منفی نسبت به اظهارات ایشان داشتند. نگارنده فردای آن روز در سر مقاله‌ای تحت عنوان  "انتظار مومنین نمازگزار" نوشتم: "به نظرم خطیب محترم نماز جمعه در مخاطب شناسی خطبه‌ها دقت کافی نکرده‌اند"

امام جمعه از آنجا که منصوب ولایت فقیه است آهنگ سخن خود را  باید از رهبری بگیرد. اگر غیر از این باشد، خطبه‌ها را در حد یک سخنرانی در یک میتینگ سیاسی فرو می‌کاهد. آهنگ سخنان آقای هاشمی در خطبه‌های 26 تیر هیچ تناسبی با مواضع رهبری و مردم نداشت.

لذا به طور طبیعی ایشان نمی‌توانست نقش یک روشنگر سیاسی و یک رجل سیاسی و مذهبی که دغدغه وحدت مردم را داشت بازی کند. او درباره بی‌مهری عده‌ای نسبت به نتایج انتخابات که از روز اول اعلام نتایج تا 26 تیرماه هراز چندی که در خیابان برگزار می‌شد، واکنش منفی نشان نداد. این بی مهری شامل ارکان نظام،‌ امام و انقلاب بود که مردم و رهبری استخوان در گلو و خار در چشم این بی‌مهری‌ها را تحمل می‌کردند.

دستور شورش خیابانی و اردوکشی خیابانی در صورت عدم رای آوری کاندیدای مورد نظر بیت محترم آقای هاشمی رفسنجانی همان صبح روز رای‌گیری هنگام‌انداختن رای به صندوق‌ها صادر شد. خبری که همه رسانه‌های دشمن آن را با آب و تاب مخابره کردند.

این نشان می‌داد که اراده‌ای در داخل و خارج قصد تمکین رای ملت را ندارد و از راه‌های غیرقانونی و از طریقی به غیر از نهادهای فیصله بخش می‌خواهد نتایج انتخابات را روشن کند.

خطای اصلی محتوای خطبه‌های 26 تیرماه آن بود که خطیب محترم مشکل پدیده ‌آمده را "بحران" نامید و ادعای "‌تقلب" که رمز آشوب بود، جدی گرفت. حال آنکه بحران در ضلعی بود که رأی مردم را برنمی‌تافت و بر طبل آشوب می‌کوبید. مردم وقتی تداوم شرارت خیابانی را در 13 آبان، روز قدس، 16 آذر و روز عاشورا دیدند در روز 9 دی ماه و 22 بهمن 88 با جریان فتنه مرزبندی کردند.

آقای هاشمی می‌توانست با مرزبندی با باند تبهکار موسوی و کروبی و جریان منافقین و سلطنت طلب‌ها، کفار و گروه‌های مارکسیستی که این باند را حمایت و پشتیبانی می‌کردند، جای خود را در نمازجمعه پرکند،‌ اما این اتفاق نیفتاد!

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با همراهی  مردم می‌توانست خود را در کنار نهضت به تعبیر محمد هاشمی حفظ کند، ‌اما مردم جای او را خالی دیدند!

مردم که وجود آقای هاشمی را از ارکان نظام می‌دانستند، در کنار خود حس نکردند حتی او در اسفند 89 یک بار دیگر تصریح کرد؛ "همچنان به مواضع‌ام در نماز جمعه معتقدم" اگر این مواضع درست بود، تاکنون مشکل پدید آمده یا به قول آقای هاشمی "بحران" را خاتمه می‌داد.‌اما نه تنها آن مشکل حل نشد، بلکه همچنان جای آقای هاشمی را  در نماز جمعه در کنار مردم و نظام و رهبری خالی گذاشت.

نگارنده نمی‌خواهد به عقب برگردد و به بازخوانی حوادث تلخ گذشته بپردازد،‌ باید دنبال راه حل بود تا مشکل را حل کرد.

می‌خواهم بگویم در قضیه پذیرش قطعنامه 598 که آقای هاشمی تا حد فدا کردن جان خود در پیشنهادات مطرح پیش رفته بود و ‌امام(ره) نپذیرفت و رسما مسئولیت حسن و قبح صلح را پذیرفت، در همین مسئله چرا با همان روحیه فداکاری وارد نمی‌شود.

موضوع حوادث پس از انتخابات در سال 88 موضوع یک نبرد تمام عیار برای سرنگونی نظام،‌ از طریق فعال کردن شکاف نخبگان، شکاف اقوام و مذاهب، شکاف بین رهبران انقلاب و شکاف... بود. آیت الله هاشمی رفسنجانی در وسط این شکاف‌ها نشسته است، نیازی به فدا کردن جان هم ندارد. فقط بازگشت او به آهنگ رهبری و مردم و تشویق به بازگشت کسانی که به هر دلیل با انقلاب و نظام فاصله گرفته‌اند، 80 درصد توطئه فعال کردن شکاف‌ها را خنثی می‌کند.

در این صورت است که  جای خالی او در نمازجمعه پر می‌شود و دوباره مردم صدای انقلاب، امام و رهبری را از زبان او می‌شنوند و عاشقانه مثل دوران خطبه‌های قبل از 26 تیرماه 88 گرد او جمع خواهند شد و به این غیبت دوساله پایان داده می‌شود.

موضوع جنگ نرم، سربازگیری از حریف است. انقلاب،‌ مردم و رهبری 2 سال است یکی از فداکارترین سربازان خود را در کنار خود نمی‌بیند.

به طوری که دو سال است سنگر نماز جمعه از وجود او خالی است، پر کردن این سنگر با موضع‌گیری صریح علیه فتنه‌گران آن هم در کنار رهبری معظم انقلاب امکان پذیر است. آیا آقای هاشمی پس از دو سال به این مطالبه مردم پاسخ مثبت خواهد داد؟»


پاسخ کیهان به ادعای رفسنجانی درباره برادرش
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، محمد هاشمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

کیهان نوشت:

در حالی که تنها دو سال از آخرین نماز جمعه هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تهران می گذرد برادر وی و مسئول سیاسی حزب کارگزاران به تحریف تاریخ پرداخت و گفت: بستر را اینگونه فراهم کردند که آیت الله هاشمی رفسنجانی دیگر در نماز جمعه شرکت نکند!

محمد هاشمی گفت: حالا اگر بستر را اینگونه بسازیم که یک عده از به اصطلاح تشکل ها یا جریان های سازمان یافته بیایند و آنجور علیه آقای هاشمی شعار بدهند یا مثلا توهین کنند هم به ساحت نماز جمعه توهین شده و هم به شخص آقای هاشمی.

تحلیل وارونه برادر هاشمی رفسنجانی از آخرین نماز جمعه وی در حالی است که عده ای از عناصر خیابانی فتنه در هنگام برگزاری نماز جمعه با کفش و به صورت مختلط به اقامه نماز پرداختند! و در حالی که نمازگزاران مشغول نماز بودند آنها با سنگ پرانی مشغول حفظ قداست نماز جمعه بودند! بنا به ادعای برادر هاشمی رفسنجانی آخرین نماز جمعه هاشمی در حالی برگزار شد که وی برخلاف جریان نظام و انقلاب در خطبه های نماز جمعه به تحلیلی وارونه از نتیجه انتخابات پرداخت که باعث شادمانی نیروهای ضدانقلاب و رسانه های بیگانه شد. وی در این خطبه ها حتی اغتشاشات خیابانی را هم محکوم نکرد.

محمد هاشمی در ادامه این مصاحبه که با خبرگزاری ایلنا انجام داده است یک رپرتاژ تبلیغاتی را برای هاشمی رفسنجانی تهیه کرده و انقلاب بی هاشمی را امری محال دانسته و گفته است: «انقلاب بی هاشمی رویای محال است، مردم هاشمی را با انقلاب می شناسند.»

این در حالی است که در سالیان گذشته مردم از رای دادن به آقای هاشمی رفسنجانی خودداری ورزیده و به کسانی هم که از جانب ایشان مورد حمایت قرار گرفته بودند رای نداده اند.


مروری بر اظهارات جدید آقای هاشمی
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

همانطور که آقای هاشمی گفتند و همه می‌دانیم، عربستان یکی از مهمترین متحدان عراق در جنگ با ایران بود. سابقۀ حج خونین سال شصت و شش هم که جزء کارنامۀ درخشان حکومت سعودی است. به این لیست موارد دیگری هم می‌توان اضافه کرد که همه‌شان مؤید خصومت آل سعود با ایران است. شاید بهترین دلیل برای اثبات این ادعا، نوع رفتار ایشان با شیعیان بحرین باشد که پس از سالها...

بولتن نیوز: سه شنبه، بیست و یکم تیر هزار و سیصد و نود. انتشار مصاحبۀ دیگری از آقای هاشمی رفسنجانی و باز هم دوگانگی و مواضع کج‌دار و مریز. موضوع مصاحبه در مورد مقایسه سیاست خارجی دولت‌های نهم و دهم با سیاست خارجی دولت‌های در اصطلاح سازندگی و مثلاً اصلاحات.

در ابتدای مصاحبه از ایشان می‌شنویم که: «از نظر خودم، فکر می‌کنم رویه فعلی {در سیاست‌ خارجی} مطلوب نیست. البته آقایان در اظهارات خود می‌گویند می‌خواهیم با همه دنیا رابطه داشته باشیم و همکاری کنیم. در صحبت، با حرف‌های دولت‌های گذشته فرقی ندارد. ولی عمل کردن به این خواست آن گونه نیست که الان آقایان رفتار می‌کنند. بالاخره بی‌جهت نیست که روابط ما با کشورهای همسایه در این مقطع این‌گونه تیره شده است.»

سوالی در همین ابتدا در ذهن ایجاد می‌شود و آن اینکه: تعریف آقای هاشمی از کشورهای دنیا چیست؟ این "همۀ کشورهای دنیا" که ایشان مدعی‌اند در دولت‌های قبلی و فعلی حرف از ارتباط با ایشان زده می‌شود، شامل چه کشورهایی است؟ آیا امریکا و انگلستان و وابستگان فکری و اقتصادی ایشان، همۀ دنیا هستند یا کشورهای افریقایی و آمریکای لاتین، ترکیه و سوریه و عراق و کشورهای قفقاز که از قضا همسایۀ ما نیز هستند، شامل این "همۀ کشورهای دنیا" می‌شوند؟

به نظر می‌رسد معیار انقلاب اسلامی برای ارتباط با کشورهای دنیا و همسایگان مرزی با معیار آقای هاشمی از این مورد فرق زیادی دارد و همین قضیه باعث می‌شود که ایشان افزایش رابطۀ ایران با دنیا را نبینند و گیر بدهند به رابطه با عربستان و این کشور معلوم‌الحال، بشود تنها همسایۀ ما.

 

در ادامۀ مصاحبه، ایشان به ذکر خاطراتی از زمان ریاست جمهوری‌شان می‌پردازند و به موضوع رابطۀ مجدد ایران و عربستان پس از جنگ تحمیلی اشاره می‌کنند: «در دوران جنگ اینها حمایت‌های صریحی از صدام می‌کردند ... بعد از جنگ طبیعی بود که وضع ما در اوقات تلخی‌ها بدتر شود. ولی روابط دوستانه‌ای برقرار کردیم. از زمان دولت ما شروع شد ... در عرف دیپلماتیک هست که سران کشورها با تشریفات خاص وارد شوند. تیم حفاظتی ملک عبدالله هم خیلی احتیاط می‌کردند. پس از پایان یکی از جلسات کنفرانس می‌خواستیم به ضیافت نخست وزیر پاکستان در دفتر ایشان برویم. ایشان سوار ماشین من ‌شد ...»

همانطور که آقای هاشمی گفتند و همه می‌دانیم، عربستان یکی از مهمترین متحدان عراق در جنگ با ایران بود. سابقۀ حج خونین سال شصت و شش هم که جزء کارنامۀ درخشان حکومت سعودی است. به این لیست موارد دیگری هم می‌توان اضافه کرد که همه‌شان مؤید خصومت آل سعود با ایران است. شاید بهترین دلیل برای اثبات این ادعا، نوع رفتار ایشان با شیعیان بحرین باشد که پس از سالها، نوعی جنگ غیرمستقیم را با ایران در بحرین انجام می ‌دهد. حال جای تعجب دارد که چرا باید از آغاز ارتباط با این دولت آنقدر مسرور شد و از اینکه جلوی خونریزی‌های آنها مقاومت شده، این همه ناراحتی و نگرانی بوجود می‌آید؟

سپس ایشان به رابطه با سایر کشورها در زمان دولت سازندگی اشاره می‌کنند: «الان داریم خاطرات سال ۶۸ را آماده می‌کنیم که چاپ شود. در این سال جنگ تمام شده و امام هم رحلت کرده بودند. از روزی که قرار شد نامزد ریاست جمهوری شوم و تا زمانی که انتخاب شدم، خاطرات خوبی دارم. می‌بینم مسابقه بود که سران کشورها به ایران بیایند. فضای واقعاً مطلوبی شده بود. همه تابوها شکسته و همه راهها باز شده بود. خیلی راحت می‌توانستیم اعتبار و تکنولوژی بگیریم. مسیر هموار شده بود.»

سوالی که بعد از خواندن این مطالب به ذهن می‌رسد این است که ارتباط با کدام کشورها؟ انتخاب این کشورها طبق کدام اصول سیاست خارجه اسلامی و انقلابی صورت پذیرفته؟ کدام معیار اسلامی به ما می‌گوید که سعی کن با استعمارگران ارتباط داشته باشی اما کشورهای اسلامی را که هنوز پیشرفت مادی زیادی ندارند، خیلی تحویل نگیر؟ ای کاش به شکلی جواب سوال‌های‌مان را از ایشان می‌گرفتیم.

اما تعجب برانگیزترین جای مصاحبۀ آقای هاشمی جایی است که می‌گوید: «درباره رفتار آمریکایی‌ها هم شما که در وزارت امور خارجه بودید، بیشتر از من می‌دانید که علی‌رغم آن حالت تهاجمی دوران جنگ، حرف‌هایی می‌زدند که نشان از تغییر مواضع آنها و نرم شدن سیاست‌های خشن در خیلی از زمینه‌ها داشت. ما در ایران کمی تلخ جواب می‌دادیم که تابع سیاست رهبری بودیم. ایشان موافق نبودند. البته تا آن مقدار که من ملایمت می‌کردم، آنها جلو می‌آمدند. شاید اگر با آمریکا هم مثل اروپا رفتار می‌کردیم، مشکلات کمتری برای ما پیش می‌آمد.»

گویی آقای هاشمی خیلی دوست دارد به هر بهانه‌ای این چنین عنوان کند که بین وی و رهبر انقلاب فاصلۀ عقیدتی وجود دارد. و البته در این مقایسه، توپ را به زمین رهبری بیندازد و با مشکل‌نمایی از مسائل مختلف، علل مشکلات را به آقا نسبت دهد. نمی‌دانم در برابر صراحت لهجۀ آقای هاشمی که چنین حرف می‌زنند باید از چه عبارتی استفاده کرد؟ نمی‌دانم دم خروس مخالفت ایشان با رهبری را باور کنیم یا قسم حضرت ابوالفضل همگامی با ولایت وی را؟ در هر صورت تاریخ انقلاب نشان داده تلخی‌های آقا برای مخالفت رابطه با امریکا علت معقولی داشته و اگر بنا به نظر آقای هاشمی با این کشور استعمارگر ارتباط مجددی برقرار می‌کردیم، الان اوباما بود که برای ما تصمیم می‌گرفت. آیا شعار وحدت که وی خود را منادی آن می‌داند با این اظهارات عملی می‌شود؟ آیا این صحبت‌ها، کفۀ ترازوی موضع‌گیری‌های آقای هاشمی را به سمت افراد و جریان‌های مسئله‌دار و معلوم‌الحال سنگین نمی‌کند؟

در انتهای مصاحبۀ ایشان می‌خوانیم که: «چند سال پیش من در سفر به عربستان و دیدار با ملک عبدالله از برخورد بد مسئولان عربستانی با حجاج ایرانی در فرودگاه‌ها و به خصوص در قبرستان بقیع گله کردم و ایشان هم پذیرفت که این مسئله به نفع ما و آنها نیست و دستور رفع آن برخوردها را داد که حضور آزادانه زنان در بقیع یکی از آثار آن بود و به خواست شورای عالی امنیت و مسئولان حج با بحث‌های زیاد، ساختاری برای همکاری دو کشور در مسائل فیمابین عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین تنظیم شد که مسئولان ذیربط نخواستند عملی کنند. پس از برگشت من به ایران، هر روز در روزنامه‌های وابسته به آنان خبرهای دروغی درباره پشت صحنه برخورد آنان با حجاج ایرانی منتشر می‌شد تا جایی که وزیر امور خارجه ما در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که عربستانی‌ها هنگام ورود آیت‌الله ری‌شهری، در فرودگاه برخورد بدی داشتند و حتی ایشان را بازرسی بدنی کردند. این موضوع برایم خیلی تلخ بود. چون برخلاف توافقات ما در عربستان بود. از آقای ری‌شهری پرسیدم که موضوع چه بود؟ ایشان گفت: اصلاً چنین نیست. خود آقای ری‌شهری تلفنی از آقای متکی پرسید که چرا این حرف را زدی؟ ایشان در جواب گفت: من تحت فشار بودم که این حرف را بگویم.»

معلوم نیست چطور آقای هاشمی با این همه سابقۀ انقلابی و مدیریتی در مقامات عالی کشوری می‌توانند چنین خلاف واقع صحبت کنند. زیرا تنها دو روز بعد از بیان اظهارات بالا، آقای متکی اصل ماجرا را تکذیب کرده و گفته‌اند که نه تماسی با من گرفته شده و نه فشاری روی من بوده و اتفاقی که برای آقای ری‌شهری افتاده، صحت دارد. با توجه به گذشتۀ آقای هاشمی، تنها احتمالی که می‌توان داد این است که اخبار را به اشتباه در اختیار ایشان می‌گذارند که چنین اظهار نظر می‌کنند وگرنه این همه فاصله بین حقیقت و ادعاهای بیان شده، به هیچ‌وجه قابل توجیه نیست.

در هر صورت کسی منکر اشتباهات مختلف دولت فعلی نیست اما این باعث نمی‌شود تا نقاط مثبت موجود را ندید و دائم بر طبل مخالفت کوبید. در ضمن در دولت خود آقای هاشمی هم کلی مشکل وجود داشته که کسی نمی‌تواند وجود آنها را توهمی فرض کند. به طور مثال حجت الاسلام و المسلمین روانبخش، دبیر سیاسی هفته نامه پرتو و عضو هئیت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در قسمتی از مصاحبه‌ای که چند روز پیش داشتند می‌گویند که: «شما تظاهرات مردم اسلام شهر را فراموش کرده اید که سرکوب آنها با دستور آقای هاشمی صورت گرفت تا به زور سیاستهای تعدیل اقتصادی شان را جلو ببرند. سرکوب مردم کوی طلاب مشهد را فراموش کرده اید، سرکوب مردم قزوین را یادتان رفته است. آن اعتراضات مردم به سیاستهای تعدیل اقتصادی اقای هاشمی بود که یکی از مسئولین می گفت سفارش باتوم از خارج از کشور داده بودند که بتوانند این نوع اعتراضات مردمی را سرکوب کنند. بله این اقایان حافظه کوتاه مدتشان یاری شان نمی کند تا حقایق را ببینند. دولت دهم بیشترین خدمت را برای عموم مردم بویژه اقشار کم در آمد و مستضعف جامعه انجام داده است.»

آنچه در این مقطع زمانی مهم است، پیروی از ولایت فقیه زمان، کم کردن اختلافات و حمایت از نهادهای قانونی جمهوری اسلامی است که حتماً بزرگان انقلاب، برای انجام چنین کاری اولویت دارند و کوچکترین تزلزل ایشان در این امور، باعث انحرافات بزرگ‌تر در سایر افراد می‌شود. امید است که چنین نشود.

سیدمجتبی نعیمی


مروری بر اظهارات جدید آقای هاشمی
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

همانطور که آقای هاشمی گفتند و همه می‌دانیم، عربستان یکی از مهمترین متحدان عراق در جنگ با ایران بود. سابقۀ حج خونین سال شصت و شش هم که جزء کارنامۀ درخشان حکومت سعودی است. به این لیست موارد دیگری هم می‌توان اضافه کرد که همه‌شان مؤید خصومت آل سعود با ایران است. شاید بهترین دلیل برای اثبات این ادعا، نوع رفتار ایشان با شیعیان بحرین باشد که پس از سالها...

بولتن نیوز: سه شنبه، بیست و یکم تیر هزار و سیصد و نود. انتشار مصاحبۀ دیگری از آقای هاشمی رفسنجانی و باز هم دوگانگی و مواضع کج‌دار و مریز. موضوع مصاحبه در مورد مقایسه سیاست خارجی دولت‌های نهم و دهم با سیاست خارجی دولت‌های در اصطلاح سازندگی و مثلاً اصلاحات.

در ابتدای مصاحبه از ایشان می‌شنویم که: «از نظر خودم، فکر می‌کنم رویه فعلی {در سیاست‌ خارجی} مطلوب نیست. البته آقایان در اظهارات خود می‌گویند می‌خواهیم با همه دنیا رابطه داشته باشیم و همکاری کنیم. در صحبت، با حرف‌های دولت‌های گذشته فرقی ندارد. ولی عمل کردن به این خواست آن گونه نیست که الان آقایان رفتار می‌کنند. بالاخره بی‌جهت نیست که روابط ما با کشورهای همسایه در این مقطع این‌گونه تیره شده است.»

سوالی در همین ابتدا در ذهن ایجاد می‌شود و آن اینکه: تعریف آقای هاشمی از کشورهای دنیا چیست؟ این "همۀ کشورهای دنیا" که ایشان مدعی‌اند در دولت‌های قبلی و فعلی حرف از ارتباط با ایشان زده می‌شود، شامل چه کشورهایی است؟ آیا امریکا و انگلستان و وابستگان فکری و اقتصادی ایشان، همۀ دنیا هستند یا کشورهای افریقایی و آمریکای لاتین، ترکیه و سوریه و عراق و کشورهای قفقاز که از قضا همسایۀ ما نیز هستند، شامل این "همۀ کشورهای دنیا" می‌شوند؟

به نظر می‌رسد معیار انقلاب اسلامی برای ارتباط با کشورهای دنیا و همسایگان مرزی با معیار آقای هاشمی از این مورد فرق زیادی دارد و همین قضیه باعث می‌شود که ایشان افزایش رابطۀ ایران با دنیا را نبینند و گیر بدهند به رابطه با عربستان و این کشور معلوم‌الحال، بشود تنها همسایۀ ما.

 

در ادامۀ مصاحبه، ایشان به ذکر خاطراتی از زمان ریاست جمهوری‌شان می‌پردازند و به موضوع رابطۀ مجدد ایران و عربستان پس از جنگ تحمیلی اشاره می‌کنند: «در دوران جنگ اینها حمایت‌های صریحی از صدام می‌کردند ... بعد از جنگ طبیعی بود که وضع ما در اوقات تلخی‌ها بدتر شود. ولی روابط دوستانه‌ای برقرار کردیم. از زمان دولت ما شروع شد ... در عرف دیپلماتیک هست که سران کشورها با تشریفات خاص وارد شوند. تیم حفاظتی ملک عبدالله هم خیلی احتیاط می‌کردند. پس از پایان یکی از جلسات کنفرانس می‌خواستیم به ضیافت نخست وزیر پاکستان در دفتر ایشان برویم. ایشان سوار ماشین من ‌شد ...»

همانطور که آقای هاشمی گفتند و همه می‌دانیم، عربستان یکی از مهمترین متحدان عراق در جنگ با ایران بود. سابقۀ حج خونین سال شصت و شش هم که جزء کارنامۀ درخشان حکومت سعودی است. به این لیست موارد دیگری هم می‌توان اضافه کرد که همه‌شان مؤید خصومت آل سعود با ایران است. شاید بهترین دلیل برای اثبات این ادعا، نوع رفتار ایشان با شیعیان بحرین باشد که پس از سالها، نوعی جنگ غیرمستقیم را با ایران در بحرین انجام می ‌دهد. حال جای تعجب دارد که چرا باید از آغاز ارتباط با این دولت آنقدر مسرور شد و از اینکه جلوی خونریزی‌های آنها مقاومت شده، این همه ناراحتی و نگرانی بوجود می‌آید؟

سپس ایشان به رابطه با سایر کشورها در زمان دولت سازندگی اشاره می‌کنند: «الان داریم خاطرات سال ۶۸ را آماده می‌کنیم که چاپ شود. در این سال جنگ تمام شده و امام هم رحلت کرده بودند. از روزی که قرار شد نامزد ریاست جمهوری شوم و تا زمانی که انتخاب شدم، خاطرات خوبی دارم. می‌بینم مسابقه بود که سران کشورها به ایران بیایند. فضای واقعاً مطلوبی شده بود. همه تابوها شکسته و همه راهها باز شده بود. خیلی راحت می‌توانستیم اعتبار و تکنولوژی بگیریم. مسیر هموار شده بود.»

سوالی که بعد از خواندن این مطالب به ذهن می‌رسد این است که ارتباط با کدام کشورها؟ انتخاب این کشورها طبق کدام اصول سیاست خارجه اسلامی و انقلابی صورت پذیرفته؟ کدام معیار اسلامی به ما می‌گوید که سعی کن با استعمارگران ارتباط داشته باشی اما کشورهای اسلامی را که هنوز پیشرفت مادی زیادی ندارند، خیلی تحویل نگیر؟ ای کاش به شکلی جواب سوال‌های‌مان را از ایشان می‌گرفتیم.

اما تعجب برانگیزترین جای مصاحبۀ آقای هاشمی جایی است که می‌گوید: «درباره رفتار آمریکایی‌ها هم شما که در وزارت امور خارجه بودید، بیشتر از من می‌دانید که علی‌رغم آن حالت تهاجمی دوران جنگ، حرف‌هایی می‌زدند که نشان از تغییر مواضع آنها و نرم شدن سیاست‌های خشن در خیلی از زمینه‌ها داشت. ما در ایران کمی تلخ جواب می‌دادیم که تابع سیاست رهبری بودیم. ایشان موافق نبودند. البته تا آن مقدار که من ملایمت می‌کردم، آنها جلو می‌آمدند. شاید اگر با آمریکا هم مثل اروپا رفتار می‌کردیم، مشکلات کمتری برای ما پیش می‌آمد.»

گویی آقای هاشمی خیلی دوست دارد به هر بهانه‌ای این چنین عنوان کند که بین وی و رهبر انقلاب فاصلۀ عقیدتی وجود دارد. و البته در این مقایسه، توپ را به زمین رهبری بیندازد و با مشکل‌نمایی از مسائل مختلف، علل مشکلات را به آقا نسبت دهد. نمی‌دانم در برابر صراحت لهجۀ آقای هاشمی که چنین حرف می‌زنند باید از چه عبارتی استفاده کرد؟ نمی‌دانم دم خروس مخالفت ایشان با رهبری را باور کنیم یا قسم حضرت ابوالفضل همگامی با ولایت وی را؟ در هر صورت تاریخ انقلاب نشان داده تلخی‌های آقا برای مخالفت رابطه با امریکا علت معقولی داشته و اگر بنا به نظر آقای هاشمی با این کشور استعمارگر ارتباط مجددی برقرار می‌کردیم، الان اوباما بود که برای ما تصمیم می‌گرفت. آیا شعار وحدت که وی خود را منادی آن می‌داند با این اظهارات عملی می‌شود؟ آیا این صحبت‌ها، کفۀ ترازوی موضع‌گیری‌های آقای هاشمی را به سمت افراد و جریان‌های مسئله‌دار و معلوم‌الحال سنگین نمی‌کند؟

در انتهای مصاحبۀ ایشان می‌خوانیم که: «چند سال پیش من در سفر به عربستان و دیدار با ملک عبدالله از برخورد بد مسئولان عربستانی با حجاج ایرانی در فرودگاه‌ها و به خصوص در قبرستان بقیع گله کردم و ایشان هم پذیرفت که این مسئله به نفع ما و آنها نیست و دستور رفع آن برخوردها را داد که حضور آزادانه زنان در بقیع یکی از آثار آن بود و به خواست شورای عالی امنیت و مسئولان حج با بحث‌های زیاد، ساختاری برای همکاری دو کشور در مسائل فیمابین عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین تنظیم شد که مسئولان ذیربط نخواستند عملی کنند. پس از برگشت من به ایران، هر روز در روزنامه‌های وابسته به آنان خبرهای دروغی درباره پشت صحنه برخورد آنان با حجاج ایرانی منتشر می‌شد تا جایی که وزیر امور خارجه ما در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که عربستانی‌ها هنگام ورود آیت‌الله ری‌شهری، در فرودگاه برخورد بدی داشتند و حتی ایشان را بازرسی بدنی کردند. این موضوع برایم خیلی تلخ بود. چون برخلاف توافقات ما در عربستان بود. از آقای ری‌شهری پرسیدم که موضوع چه بود؟ ایشان گفت: اصلاً چنین نیست. خود آقای ری‌شهری تلفنی از آقای متکی پرسید که چرا این حرف را زدی؟ ایشان در جواب گفت: من تحت فشار بودم که این حرف را بگویم.»

معلوم نیست چطور آقای هاشمی با این همه سابقۀ انقلابی و مدیریتی در مقامات عالی کشوری می‌توانند چنین خلاف واقع صحبت کنند. زیرا تنها دو روز بعد از بیان اظهارات بالا، آقای متکی اصل ماجرا را تکذیب کرده و گفته‌اند که نه تماسی با من گرفته شده و نه فشاری روی من بوده و اتفاقی که برای آقای ری‌شهری افتاده، صحت دارد. با توجه به گذشتۀ آقای هاشمی، تنها احتمالی که می‌توان داد این است که اخبار را به اشتباه در اختیار ایشان می‌گذارند که چنین اظهار نظر می‌کنند وگرنه این همه فاصله بین حقیقت و ادعاهای بیان شده، به هیچ‌وجه قابل توجیه نیست.

در هر صورت کسی منکر اشتباهات مختلف دولت فعلی نیست اما این باعث نمی‌شود تا نقاط مثبت موجود را ندید و دائم بر طبل مخالفت کوبید. در ضمن در دولت خود آقای هاشمی هم کلی مشکل وجود داشته که کسی نمی‌تواند وجود آنها را توهمی فرض کند. به طور مثال حجت الاسلام و المسلمین روانبخش، دبیر سیاسی هفته نامه پرتو و عضو هئیت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در قسمتی از مصاحبه‌ای که چند روز پیش داشتند می‌گویند که: «شما تظاهرات مردم اسلام شهر را فراموش کرده اید که سرکوب آنها با دستور آقای هاشمی صورت گرفت تا به زور سیاستهای تعدیل اقتصادی شان را جلو ببرند. سرکوب مردم کوی طلاب مشهد را فراموش کرده اید، سرکوب مردم قزوین را یادتان رفته است. آن اعتراضات مردم به سیاستهای تعدیل اقتصادی اقای هاشمی بود که یکی از مسئولین می گفت سفارش باتوم از خارج از کشور داده بودند که بتوانند این نوع اعتراضات مردمی را سرکوب کنند. بله این اقایان حافظه کوتاه مدتشان یاری شان نمی کند تا حقایق را ببینند. دولت دهم بیشترین خدمت را برای عموم مردم بویژه اقشار کم در آمد و مستضعف جامعه انجام داده است.»

آنچه در این مقطع زمانی مهم است، پیروی از ولایت فقیه زمان، کم کردن اختلافات و حمایت از نهادهای قانونی جمهوری اسلامی است که حتماً بزرگان انقلاب، برای انجام چنین کاری اولویت دارند و کوچکترین تزلزل ایشان در این امور، باعث انحرافات بزرگ‌تر در سایر افراد می‌شود. امید است که چنین نشود.

سیدمجتبی نعیمی


پازل مطلوب امریکا تکمیل می‌شود؟
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، صادق خرازی
گروه سیاسی- آقای هاشمی رفسنجانی در هفته‌ای که گذشت روزهای پرکاری را سپری کرد، به نحوی که اظهار نظرهای او در دیدارها و مصاحبه‌های مختلف در مورد مسائل مختلف داخلی و خارجی مورد توجه رسانه‌ها به‌ویژه در خارج از کشور قرار گرفت.

شاید پر بحث‌ترین اظهارات او مربوط به مصاحبه‌اش با سایت صادق خرازی بود که به بحث در مورد سیاست خارجی ایران؛ رابطه با عربستان و امریکا، اختصاص داشت و بیش از آنکه کارکرد داخلی داشته باشد، نوعی پالس برای طرف خارجی تلقی می‌شد.

سایت دیپلماسی ایرانی متعلق به صادق خرازی نیز این مصاحبه را در حالی با حدود یک ماه تاخیر منتشر کرد که در روزهای گذشته جزئیات بیشتری از نامه ننگین سال 2003 دولت خاتمی به امریکا منتشر شد و از آنجایی که خرازی حامل آن پیام برای سفیر سوئیس به‌عنوان رابط با امریکا بود، انگشت اشاره رسانه‌ها دوباره به سمت او رفت.

آقای هاشمی در مصاحبه‌اش با یادآوری موضوع رابطه با امریکا در شرایط پس از جنگ و شرایط کنونی نکات تامل برانگیزی را مطرح کرد که می‌توان از آن به عنوان پالس سیاسی که ممکن است حتی ناخواسته بوده باشد، برای طرف غربی و نوعی گروکشی از سیاست خارجی برای مصرف داخلی یاد کرد.

وی در مورد موضع نظام در زمینه رابطه با امریکا در دوران سازندگی گفت: «درباره رفتار امریکایی‌ها هم شما که در وزارت امور خارجه بودید، بیشتر از من می‌دانید که علی‌رغم آن حالت تهاجمی دوران جنگ، حرف‌هایی می‌زدند که نشان از تغییر مواضع آنها و نرم شدن سیاست‌های خشن در خیلی از زمینه‌ها داشت. ما در ایران کمی تلخ جواب می‌دادیم که تابع سیاست رهبری بودیم. ایشان موافق نبودند. البته تا آن مقدار که من ملایمت می‌کردم، آنها جلو می‌آمدند. شاید اگر با امریکا هم مثل اروپا رفتار می‌کردیم، مشکلات کمتری برای ما پیش می‌آمد.»

وی در ادامه نیز شرایط کنونی را برای مذاکره با امریکا مساعد دانست و گفت: «من فکر می‌کنم الان کاملاً می‌توان در شرایط مساوی و با رعایت احترام متقابل با امریکا مذاکره کرد.»

مواضع آقای هاشمی در دهه 70 از جمله صریح‌‎ترین مواضع مسئولین در قبال امریکا بود اما در شرایطی که بروز دشمنی دولت امریکا در قبال ملت ایران از آن زمان تاکنون نه تنها کاهش نداشته، بلکه افزایش یافته است، این اظهارات از چرخش جدی‌تر وی در رویکردهای سیاسی و گفتمانی حکایت دارد. چرخشی که به نظر می‌رسد باید آن را ریشه اصلی مواضع او در سال‌های اخیر و در عرصه سیاست داخلی دانست.

چراغ سبز نشان دادن برای مذاکره با امریکا در شرایط فعلی و اظهار پشیمانی از نحوه مواجهه با امریکا در دهه 70 و نسبت دادن آن به رهبری نیز در حالی است که سیاست ثابت دولت‌های امریکا در قبال جمهوری اسلامی پس از انقلاب در درجه اول تغییر و با یک درجه تخفیف به‌دلیل ناتوانی آن‌ها تغییر رفتار نظام بوده و هیچ‌گاه بنای احترام متقابل را نداشته‌اند.

طراحی انواع عملیات‌های سخت (نظامی)، نیمه سخت (ترور، بمب‌گذاری، خرابکاری) و نرم (دعوت به آشوب، حمایت از نیروهای غربگرا)، تجهیز گروهک‌های تروریستی، مقابله با پیشرفت‌های علمی کشورمان و تدوین انواع تحریم‌های اقتصادی جزو برنامه‌های ثابت کاخ سفید بوده و در دولت اوباما نیز با پشتیبانی کامل از فتنه‌گران و اعمال تحریم‌های بی‌سابقه محرز شد که تعبیر حکیمانه رهبر انقلاب در مورد سیاست "دست چدنی و دستکش مخملی" دقیق بوده است.

اما آنچه که امریکایی‌ها همیشه بیشتر از ابزارهایی مانند تحریم‌ها برای منفعل کردن ایران به آن دل بسته‌اند و حتی تلاش می‌کنند از اهرم‌هایی نظیر تحریم نیز برای تشدید آن استفاده کنند، ایجاد اختلاف در میان مسئولان کشور است.

در این زمینه، امریکا هر نشانه‌ای را که حاکی از اختلاف مسئولین ارشد کشور در نوع مواجهه با غرب و موارد ویژه‌ای مانند موضوع هسته‌ای باشد، برجسته می‌کند تا به سایر متحدان خود نشان دهد که راهبردهای پیشنهادی‌اش برای فشار به کشورمان مؤثر بوده و در نتیجه این فشارها، مرکز فرماندهی و تصمیم‌گیری در ایران با آشفتگی و اختلاف روبرو شده است.

اگرچه در طول سال‌های اخیر دولت و شخص رئیس‌جمهور با رویکردهای استکبارستیزانه، خط مورد نظر و تأکید رهبر انقلاب را تقویت و به طرف غربی در مراحل مختلف ثابت کرده‌اند که اولاً در قبال ایران به‌دلیل داده‌های غلط از وزن فعلی افرادی مانند آقای هاشمی و همفکرانش دچار اشتباه محاسباتی هستند و ثانیاً به‌طور کلی رفتار و واکنش‌های ایران تابع الگوی تهدید و فشار نیست.

با این حال، ارسال سیگنال از سوی آقای هاشمی به طرف غربی در شرایط رویارویی جدی ایران با طرف غربی و تلاش برای بی تاثیر کردن تحریم‌ها با جهاد اقتصادی، شائبه استفاده از ظرفیت خارجی برای اثرگذاری بر معادلات سیاسی داخلی را ایجاد کرده است؛ امری که هاشمی رفسنجانی در ابتدای مصاحبه خود به شدت از آن انتقاد کرده است.

آقای هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از مصاحبه خود بدون هرگونه اشاره به نقش اصلی خاندان آل سعود در کشتار وحشیانه مردم بحرین، از لزوم عادی سازی روابط با عربستان و خاطرات خوش رابطه دوستانه‌اش با ملک عبدالله سخن گفته است. وی در این باره می‌گوید: «شما می‌دانید که این روزها روابط ایران و عربستان رو به تیرگی رفته، در حالی که اگر نگاه درستی در سیاست خارجی حاکم بود، می‌توانستیم با کمک عربستان که جایگاه ویژه‌ای در بین کشورهای اسلامی و حتی دنیا دارد، خیلی از مسائل را حل کنیم. ولی نه تنها چنین نیست، بلکه به خاطر بعضی از اهداف داخلی سعی می‌کنند آن رابطه را در جامعه مخدوش جلوه دهند.»

صرف نظر از هرگونه سلیقه سیاسی، وجدان بشری با هر سلیقه‌ای حکم به فاجعه‌بار بودن جنایات آل سعود در بحرین و لزوم برخورد با این رژیم به‌جای همکاری با آن برای ارتقا در جهان اسلام! را می‌دهد و افکار عمومی، رسانه‌ها و نمایندگان مردم در مجلس نیز همین نگاه را دارند، به‌طوری که در واکنش به خبر سفر احتمالی صالحی وزیر امور خارجه به عربستان موج محکومیت و احضار او به‌راه می‌افتد.

اما شاید آنچه در این مصاحبه و خاطره‌گویی‌ها بار دیگر اتفاق افتاد، تکذیب یکی دیگر از خاطرات هاشمی، این بار از زبان متکی وزیر سابق امور خارجه بود.

وی در خاطره خود عنوان کرده که "وزیر امور خارجه ما در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که عربستانی‌ها هنگام ورود آیت‌الله ری‌شهری، در فرودگاه برخورد بدی داشتند و حتی ایشان را بازرسی بدنی کردند. این موضوع برایم خیلی تلخ بود. چون برخلاف توافقات ما در عربستان بود. از آقای ری‌شهری پرسیدم که موضوع چه بود؟ ایشان گفت: اصلاً چنین نیست. خود آقای ری‌شهری تلفنی از آقای متکی پرسید که چرا این حرف را زدی؟ ایشان در جواب گفت: من تحت فشار بودم که این حرف را بگویم."

این در حالی است که متکی در بیانیه‌ای این اظهارات را تکذیب و هاشمی را به رعایت تقوا دعوت کرد. به نظر می‌رسد در حاشیه این مصاحبه و تکذیب بار دیگر این اصل که هاشمی تاریخ را آنگونه که دوست دارد می‌نویسد و نه آنگونه که در واقع بوده است.


عامل روی کارآمدن احمدی نژاد، خاتمی بود و هاشمی!
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، صادق زیباکلام ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیدمحمد خاتمی

هاشمی رفسنجانی، خاتمی، اصلاح طلبان، ملی- مذهبی ها و دفتر تحکیم وحدت در اصل عوامل به روی کار آمدن احمدی نژاد بودند.

به گزارش جهان صادق زیباکلام در روزنامه روزگار نوشت:

 شش سال همه توش و توان شان را به کار گرفتند تا آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود. درچهارسال نخست رییس قوه مجریه منتخبشان از هر سیاستی که ایشان اتخاذ کردند، از هر تصمیمی که گرفتند، از هر عزل و نصبی که کردند، ازهر موضع گیری بین المللی کردند، از هربرخوردی که با مخالفان، منتقدان و معترضانشان کردند و... یکپارچه و تمام قد دفاع کردند...

 درجریان انتخابات 22 خرداد هم هر آنچه از دستشان بر می آمد برای وی هزینه کردند و در دوسال بعدی هم باز همچنان برای وی هلهله و دست افشانی کردند اما حالا دارد معلوم می شود چه بر سر مملکت در این شش سال نرفته است. اگر ونزوئلا، لبنان و سوریه انقلابی را مستثنی کنیم، تقریبا با همه کشورها و قدرت ها، در منطقه و عرصه بین الملل اگر خصومت نداشته باشیم خیلی هم رابطه گرم و صمیمانه ای نداریم. تورم و گرانی، رکود بخش خصوصی، بیکاری و... رشد اقتصادی نزدیک به صفر، تصویر وضعیت اقتصادی کشور بعد از شش سال مدیریت اصولگرایان و رییس جمهور منتخب شان است.

...اکنون همان اصولگرایان که تا دیروز احمدی نژاد را بر روی سر گذاشته و حلوا حلوا می کردند، به گونه ای با او برخورد می کنند کانه اساسا نه او را می شناسند. نه نقشی در بروی کار آمدن وی داشتند، نه از او حمایت می کردند و نه هیچ ارتباط و مرواده دیگری با وی داشته اند.

...البته از حق و انصاف نباید گذشت، این فقره را کاملا درست می گویند، جریانات اصولگرا نه نقشی در به روی کار آمدن احمدی نژاد داشتند و نه حمایتی از او می کردند. هاشمی رفسنجانی، خاتمی، اصلاح طلبان، ملی- مذهبی ها و دفتر تحکیم وحدت در اصل عوامل به روی کار آمدن احمدی نژاد بودند، نامزد اصولگرایان در انتخابات 84 و 88 اساسا فرد دیگری بود. از همه جالب تر اساسا عین خیال اصولگرایان نیست که دولت نهم و دهم دستپخت آنها بود برای مملکت و خوب و بد آن نیز بر گردن آنهاست.


آقای هاشمی! تاریخ تحریف می‌شود، اما نه بدین سرعت
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

رئیس‌جمهوری اسبق ایران و رییس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگویی تفصیلی با پایگاه اطلاع‌رسانی دیپلماسی ایرانی متعلق به صادق خرازی، معاون پیشین وزیر امور خارجه در دوران دوم خرداد، به تحلیل روند سیاست خارجی کشور پرداخته و در بخشی از آن خطاب به مصاحبه‌شونده (که احتمالا خود صادق خرازی است) می‌گوید: «درباره رفتار آمریکایی‌ها شما که در وزارت امورخارجه بودید، بیش‌تر از من می‌دانید که علی‌رغم آن حالت تهاجمی دوران جنگ، حرف‌هایی می‌زدند که نشان از تغییر مواضع آن‌ها و نرم شدن سیاست‌های خشن در خیلی از زمینه‌ها داشت. ما در ایران کمی تلخ جواب می‌دادیم که تابع سیاست رهبری بودیم. ایشان موافق نبودند. البته تا آن مقدار که من ملایمت می‌کردم، آن‌ها جلو می‌آمدند. شاید اگر با آمریکا هم مثل اروپا رفتار می‌کردیم، مشکلات کمتری برای ما پیش می‌آمد». در جایی دیگری نیز اضافه می‌کند: «الان داریم خاطرات سال 68 را آماده می‌کنیم که چاپ شود. در این سال جنگ تمام شده و امام هم رحلت کرده بودند. از روزی که قرار شد نامزد ریاست جمهوری شوم و تا زمانی که انتخاب شدم، خاطرات خوبی دارم. مسابقه بود که سران کشورها به ایران بیایند. فضای واقعاً مطلوبی شده بود. همه تابوها شکسته و همه راهها باز شده بود. خیلی راحت می‌توانستیم اعتبار و تکنولوژی بگیریم. مسیر هم‌وار شده بود».

این 2 جمله درخشان که یا حاکی از فراموشی تاریخ است یا تلاش برای تغییر آن و یا شاید هم چیزهایی دیگر، حاوی چند نکته و سوال تامل‌برانگیز است:

1.  جنگ در مرداد 67 به‌پایان رسید و حضرت امام در خرداد 68 رحلت فرمودند، اگر جمله آمریکایی‌ها «حرف‌هایی می‌زدند که نشان از تغییر مواضع آن‌ها و نرم شدن سیاست‌های خشن در خیلی از زمینه‌ها داشت»، صحت داشته باشد پس معنی آن است که پس از درگذشت امام، آمریکایی‌ها تغییر موضعی داده بودند و با فرض پذیرش این جمله «ما در ایران کمی تلخ جواب می‌دادیم که تابع سیاست رهبری بودیم»، معلوم می‌شود که تغییر و خوش‌حالی و نرم‌خویی آن‌ها، به روی کار آمدن اکبر هاشمی‌رفسنجانی و طرفداران تکنوکرات او بازمی‌گشته و گرنه در مشی رهبری نظام (حضرت امام - مقام معظم رهبری) تغییری حاصل نشده بوده است. بنابراین آیا نمی‌شود جمله مذکور را این‌گونه بازخوانی کرد که فرقی در موضع رهبران کشور نبوده و این هاشمی‌رفسنجانی بوده که می‌خواسته ملایمت کند و مک‌فارلین‌ را در تهران پذیرایی کند و اگر امام نبود و تلخی نمی‌کرد، شاید خیلی زودتر مشکلات حل شده بود و این همه دشواری ایجاد نمی‌شد؟!

2.  آقای هاشمی به مخاطب نمی‌گوید که آخرین اقدام نرم آمریکا در قبال ایران، ساقط کردن هواپیمای مسافربری در تیر 67 بوده و معلوم نیست که چگونه او این اقدام (و سایر حملات مستقیم به کشتی‌های ایرانی) را اقداماتی نرم و غیرخصمانه تلقی معرفی می‌کند و می‌خواهد از آن‌ها بهره‌ سیاسی خود را بردارد.

3.  آقای هاشمی‌رفسنجانی تا پیش از این و در هرجایی که صحبت از مواجهه نظامی ایران با آمریکا می‌شد (به عنوان جانشین فرمانده کل قوا در دوران جنگ) با شجاعت و شادمانی از موضوع تیرهای غیب در خلیج‌فارس و موشک‌های سرگردان در بیابان‌های کویت سخن می‌گفت، چه‌ شده که به‌یک‌باره از ملایمت خود سخن می‌گوید و آن را توجیه می‌کند؟

4.  از زمان روی کار آمدن جانشین امام و 2 ماه پس از آن، ریاست‌جمهوری آقای هاشمی (مرداد 68) تنها یک‌سال تا حمله عراق به آمریکا (مرداد 69) و متعاقب آن، جنگ نفت (حمله آمریکا به عراق در جریان اشغال کویت) فاصله است، چگونه در آن زمان کوتاه (یک سال پس از حمله به هواپیمای ایرباس و عدم عذرخواهی)، آقای هاشمی متوجه این نرم‌خویی شده و خود را ملایم می‌خواند و سیاست کشور را تلخ؟ مگر بسیاری در آن دوران بر آن نبودند که لشکرکشی ایالات متحده به منطقه تنها برای مقابله با نظام اسلامی است و کویت بهانه‌ای بیش نیست؟

5.  مرحوم حاج سیداحمد خمینی در سخن‌رانی معروفی در بهمن 1373 و چند هفته‌ای پیش از درگذشت‌اش، به یک جریان سیاسی خاص که قصد برقراری رابطه با آمریکا (برخلاف رای و نظر امام) را داشتند حمله سخت و محکمی انجام داد، منظور وی از این جریان که قصد حرکت برخلاف مشی حضرت امام را داشت، به‌درستی چه کسانی بودند؟

6.  این جمله هاشمی را دوباره بخوانید: « ... امام هم رحلت کرده بودند. از روزی که قرار شد نامزد ریاست جمهوری شوم و تا زمانی که انتخاب شدم، خاطرات خوبی دارم. فضای واقعاً مطلوبی شده بود. همه تابوها شکسته و همه راهها باز شده بود. خیلی راحت می‌توانستیم اعتبار و تکنولوژی بگیریم. مسیر هموار شده بود». آیا از خواندن چنین جملاتی جز این به‌خاطر مخاطب می‌رسد که آقای هاشمی با خرسندی از درگذشت امام یاد می‌کند؟ آیا جز این است که (العیاذ بالله) حضرت روح‌الله مخالف پیشرفت و اعتبار و فن‌آوری بوده و با درگذشت ایشان فضای خوبی ایجاد شده است و مسیرها هم‌وار؟ آیا جز این است که آقای هاشمی در این جمله صراحتا از شکست تابوهایی سخن می‌گوید که با ورود او انجام شده و فضای بازی را ایجاد کرده است؟ کدام راه‌ها باز شده بود که تا امام بود، بسته بود؟

7.  و در آخر، آقای هاشمی، دولت‌مردان فعلی را به‌دلیل آسان‌گیری در برابر ایالات متحده و میل فزاینده‌شان به برقراری رابطه (که حتما امری نادرست است)، بارها به نقد گرفته، اما در این گفتار که وی با صداقت از تمایل‌اش به ملایمت سخن می‌گوید، این پیغام را نمی‌دهد که اگر او بود و ملایمت می‌کرد، مشکلات زودتر حل می‌شد؟ آیا او با افتخار نمی‌گوید که اگر او بود حتما رابطه را برقرار نمی‌کرد؟ پس چه خرده‌ای می‌توان بر هواداران رابطه گرفت چه در آن زمان و چه در این زمان‌؟ مساله اصلی آن‌هایی‌اند که هوادار مذاکره مستقیم‌اند و تنها آن‌ها هستند که صلاحیت برقراری رابطه را دارند.

***

تاریخ زود فراموش می‌‌شود، اما آن را خیلی زود نمی‌شود تحریف کرد، چرا که شاهدان زنده‌ای برای بازخوانی دیگرگونه آن در میان‌اند. خاطره‌نگاری آقای هاشمی یک واقعه بی‌بدیل است، چرا که در سطح او (با میزان دسترسی‌ها و تاثیرگذاری‌ها) کسی تاکنون مبادرت به‌چنین رفتاری نکرده است و چه بسیار نکاتی را که از لابلای بازخوانی انتقادی این روایت‌ها نمی‌توان به‌دست آورد؛ نکاتی که گره‌گشای بخش مهمی از ابهامات در مواضع و مشکلات سیاست‌گذاری کلان در جمهوری اسلامی را بازمی‌تاباند.

وآخرُ دعوانا أن الحمد للهِ ربِّ العالمین.


سازمان دهی رادیکال‌های دانشگاه شیراز برای انتخابات مجلس توسط هاشمی رفسنجانی
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی
خبرنامه دانشجویان ایران: روز گذشته اعضا انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز با هاشمی رفسنجانی دیدار کردند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، انجمن سیاست شیراز که به پایگاه تندروی اصلاح طلبان در دانشگاه شیراز شهره است همچون سال گذشته به دیدار هاشمی رفتند.

این دیدار که به سبک دیدارهای انجمن تهران برای خط گیری و ادامه فعالیت های ساختار شکنانه است نشانه آن است که هاشمی سعی دارد خودش جریان های افراطی کف دانشگاه را خط دهی کند.
هاشمی نیز در این دیدار با افراطی خواندن جریان های مذهبی در حوزه و دانشگاه، تلاش کرد فضای دانشگاه را رخوت انگیز جلوه دهد.

جالب اینکه خبر این دیدار توسط سایت منتسب به رئیس مجلس پوشش خبری داده شد.

هاشمی رفسنجانی در حالی به یادآوری گشایش سیاسی و رسانه‌ای پس از جنگ تحمیلی اشاهر کرد که فضای سیاسی اجتماعی در دوران سازندگی به شدت بسته بوده است.

اما با این وجود هاشمی خواستار اجازه کار به جریان های افراطی شد و گفت: باید اجازه داد به‌خصوص در مقطع کنونی جوانان، دانشجویان و آحاد مردم پرسش‌های خود را مطرح و پاسخ‌های مناسب و منطقی دریافت کنند.
 

گفتنی است در آستانه 16آذر سال 88 نیز آشوب طلبان دانشگاه تهران یک هفته قبل از این رویداد دانشجویی با هاشمی رفسنجانی دیدار کردند.

پرسش و پاسخ های مطرح در این جلسه حاکی از آن است که افراطیون دانشگاه شیراز و هاشمی رفسنجانی سعی داشته اند تا اینطور القا کنند احمدی نژاد، بنی صدر زمان است!

چه اینکه هاشمی در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه چه شرایطی منجر به رأی عدم کفایت سیاسی مجلس به بنی‌صدر شد، مهمترین دلیل این امر را ایستادگی وی در مقابل قانون، رهنمودهای حضرت امام(ره) دانست و گفت: بنی‌صدر علی‌رغم تأکیدات حضرت امام(ره)، مجلس را در رأس امور نمی‌دانست و اختیارات فوق قانون طلب می‌کرد، به‌گونه‌ای که در اواخر ریاست جمهوری وی، گاهی قوانین برای اجرا توسط رئیس مجلس ابلاغ می‌شد.

هاشمی رفسنجانی در حالی در پاسخ به پرسشی درباره راههای خروج کشور از وضع سیاسی، راهکار انزوای جریان های افراطی و تندرو و به حاشیه راندن آنان را گام اول خواند که خود متهم به دیدار با یکی از جریان های افراطی و آشوب طلب در این دانشگاه است.

یک فعال دانشجویی دانشگاه شیراز در این باره به خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، گفت: حداقل مطلبی که ما از دانشگاه شیراز در این چند سال متوجه شدیم یک مطلب است و آن این که دانشگاه شیراز به عنوان یک دانشگاه مادر و یک دانشگاه تعیین کننده در جنوب کشور پاتوق اصلی جریان فتنه است و هم اکنون در سطح شهر شیراز با طیف وسیعی از اساتیدی در دانشکده های علوم انسانی و دانشکده های مهندسی دانشگاه شیراز به صورت حداکثری و باقی دانشکده ها به صورت حداقلی از این قضیه استفاده می کنند.

وی با اشاره به حضور فتنه گران در دانشکده علوم انسانی دانشگاه شیراز ادامه داد: دانشکده انسانی به عنوان یک دانشکده راهبردی دانشگاه شیراز سال های سال با محوریت شخصی به نام کاکایی از شاگردان دست راست علی محمد دستغیب ریاست این دانشکده را بر عهده داشته و بقیه مهره های وابسته به ایشان سال های سال مسئولیت داشته اند که می توان به از کتر رحیمیان نام برد.

وی به عنوان شاهد این ماجرا گفت: بعد از انتخابات شکوهمند 22خرداد 88 این اساتید از جمله دکتر مراغه یکی از معاونت های دانشگاه و دکتر کاکایی در جلسه هیئت رئیسه دانشگاه شیراز که متاسفانه به زعامت دکتر صادقی حضور داشتند رسما به نتیجه انتخابات اعتراض می کنند تا جائیکه حتی دکتر مراغه جلسه را به نشانه اعتراض ترک می کند و اینها انتخابات را تقلب می دانستند و اکنون پیاده نظام های آنان در قالب انجمن سیاست راهبردهای خود را با هاشمی رفسنجانی هماهنگ می کنند.

این فعال دانشجویی افزود: این آقایان وابستگی جدی به طیف سنتی چپ استان فارس که همان اراذل و اوباش مسجد قبا دارند و معروف است که دکتر کاکایی هنوز عکس سید محمد خاتمی را با افتخار در اتاقش نصب می کند و متاسفانه این جریان با برچسب مرجعیت به علی محمد دستغیب به صورت وسیع رساله این فرد را توزیع می کنند حتی بین دانشجویان و مهره اصلی این کار دکتر کاکایی در دانشگاه شیراز است.

این فعال دانشجویی با اشاره به طیف چپ سکولار دانشگاه شیراز افزود: این ها جریانی هستند که به همت استاندار سابق فارس آقای انصاری لاری که از مهره های قوی جریان فتنه بوده است در شیراز کار می کنند و با زیرکی و حرکات زیرپوستی ادامه می دهند و الان هم پیوند عمیقی با جریان انحرافی حاکم بر استان خورده اند و حضورشان را در انتخابات آینده مجلس نیز خواهیم دید.

وی افزود: این دو جریان طیف وسیعی از اساتید را در زمان اصلاحات جذب و عده ای را نیز بورس کردند و بعدها در مسئولیت های آموزشی به عنوان هیئت علمی به کار گرفتند.

این فعال دانشجویی گفت: این دو جریان بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم 150 نفر از اساتید را در تالار مصطفوی دانشگاه شیراز در اعتراض به انتخابات جمع کردند و می شود گفت که این جریانات بیس اصلی فتنه در دانشگاه شیراز هستند ولی هیچ وقت بروز عینی نداشتند و پیاده نظام های آنها همین دانشجویانی هستند که با کسانی امثال آقای هاشمی مرتب دیدار می کنند و سال گذشته با محمد خاتمی دیدار کردند؛ این جریانات هم ساپورت مالی می شوند و هم ساپورت دیپلماتیک یعنی به راحتی ارتباط می گیرند.

وی با یادآوری وقایع فتنه88 گفت: یادم هست که در زمان فتنه چند نفر از دانشجویان که دستگیر شده بودند و بعضی از این اساتید برای آزاد کردن آنها رسما در آن بازداشتگاههای امنیتی حضور پیدا می کردند اما متاسانه کوچکترین توجهی از سوی مسولان ذی ربط انجام نگرفته است.

این فعال دانشجویی درباره چرایی این جلسات نیز گفت: این جلسات هم در این راستا است یعنی بعدها در طول تابستان و ایام فراغتشان به شدت روی اینها کار می شود و اخبار مستندی داریم که این دوستان بعد از فارغ التحصیلی به کار گرفته می شوند و در نهادهایی مثل پتروشیمی مشغول می کنند و این جلسات هم به هر حال پرزنتیشن افراد و دانشجویانی است که در طول سال جذب کردند.

وی گفت: این جلسه ملاقات با آقای هاشمی رفسنجانی برون داد جریان قوی فتنه ای است که حاکم بر دانشگاه شیراز است. اینها در حالی است که با کمال تاسف دو هفته پیش مسئول نهاد در رهبری در دانشگاه شیراز را وادار به استعفا کردند چه اینکه بعد از ملاقاتی که آقایان سال گذشته داشتند، در واقع شمشیر ها را از رو بسته بودند و هنوز به قول خودشان به نظام برنگشته بودند.

وی گفت: استاندار سابق فارس که الان رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است، نزدیکترین رابطه ها را با همین جریان فتنه برقرار کرد و حتی دیدارهایی با همین طیف دانشجویان هم داشتند.


مردود شدگان شانس خود را با تابلوی هاشمی امتحان می کنند
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جنبش سبز
فعالان سیاسی با بیان اینکه افراد و گروه هایی که پایگاه اجتماعی ندارند می کوشند با نام و تابلوی هاشمی وارد رقابت های انتخاباتی شوند، تاکید کردند: ائتلاف طرد شدگان از سوی مردم با مردود شدگان از سوی نظام یک ائتلاف سوخته است بنابراین استفاده از تابلو و برند هاشمی برای پیروزی در انتخابات توهم و سرابی بیش نیست.
 
* تابلوی هاشمی نمی تواند اقبالی برای خارج شدگان از نظام باشد
در همین ارتباط عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با اشاره به اینکه برخی از افراد وابسته به جریان فتنه و خارج از نظام قصد دارند با تابلوی هاشمی وارد عرصه انتخابات شوند،گفت: تابلوی هاشمی نمی تواند اقبال و شانسی برای خارج شدگان از نظام در انتخابات آتی مجلس باشد و کسانیکه زیر این تابلو قرار می گیرند نمی توانند مجوزی برای ورود به انتخابات کسب نمایند.
عشرت شایق در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: افراد دخیل در فتنه 88 و جریانات انحرافی که اصول و ارزش های نظام را زیر پا گذاشته اند تحت هیچ شرایطی حق ورود به انتخابات آتی مجلس را ندارند و مورد اقبال مردم قرار نخواهند گرفت.
وی تصریح کرد: افراد معاند و وابسته به جریان فتنه و کسانی که اعلام برائت خود را از جریان فتنه اعلام ننموده اند و سیاست سکوت را در پیش گرفتند با تابلو هاشمی نیز اقبال و شانسی برای حضور در انتخابات مجلس نخواهند داشت.
شایق خاطرنشان کرد: شورای نگهبان با اجرای قانون اجازه ورود افراد وابسته به فتنه 88 از طریق تابلو و پرچم هاشمی برای ورود به عرصه سیاسی کشور را نخواهند داد.
وی افزود: تابلوی هاشمی نمی تواند اقبالی را برای خارج شدگان از چارچوب نظام داشته باشد و امتیازی برای ورود آن ها به عرصه انتخاباتی محسوب نمی شود.
 
* خوابنماهای طرد شده از سوی جامعه با تکیه بر هاشمی شانسی برای حضور در انتخابات ندارند
عضو جامعه روحانیت مبارز نیز در ادامه با اشاره به اینکه برخی افراد که امکان حضور مستقل در انتخابات را ندارند می کوشند با نام تابلوی هاشمی وارد عرصه رقابت های مجلس شوند و برای خود کسب رای نمایند، گفت: هاشمی به واسطه اقدامات هنجار شکن خود پس از انتخابات 88 جایگاه سابق خود در نظام و مبانی مردم را از دست داده است و افراد خواب نمای طرد شده از سوی جامعه با تکیه بر هاشمی هیچ شانسی برای حضور و موفقیت در انتخابات را ندارند.
جعفر شجونی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران خاطر نشان کرد: هاشمی با اقدامات ساختار شکن پس از انتخابات 88 جایگاهی در نظام ندارد و از نظر مردم جز خواص بی بصیرت و مردود است.
عضو جامعه روحانیت مبارز همچنین تصریح کرد: افرادی که امکان حضور مستقل در انتخابات را ندارند می کوشند تحت لوای هاشمی وارد عرصه انتخابات شوند در حالیکه آن ها سخت در اشتباهند و نمی دانند علم هاشمی واژگون شده دیگر پرچمی ندارد که این جماعت خواب نمای طرد شده از سوی جامعه زیر پرچمش جمع شوند و با تابلوی او در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی شرکت نمایند.
شجونی همچنین اذعان داشت: وابستگان به هاشمی و کسانی که تحت حمایت هاشمی قصد ورود به انتخابات را دارند باید بدانند که هاشمی نیز مثل خاتمی، موسوی، کروبی، مجمع روحانیون و جبهه مشارکت فاقد تابلو بوده و دیگر گرایشی اجتماعی بسوی آن ها وجود ندارد لذا نمی توانند به این واسطه کوچکترین امیدی برای حضور موفقیت در انتخابات آتی داشته باشند.
 
* بصیرت اصولگرایی به جمع شدگان زیر تابلوی هاشمی اجازه دستیابی به کرسی های مجلس را نمی دهد
همچنین در همین ارتباط نیز عضو حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه جریان اصلاح طلب معتدل و کارگزاران به همراه برخی جریان های اصولگرایان مردود و حزب توسعه و عدالت در یک ائتلافی زیر چتر هاشمی قصد ورود به رقابت های انتخابایت را دارند، گفت: هوشیاری و بصیرت اصولگرایان شانسی در اختیار احزاب و افراد مستقلی که در صددند تحت لوای تابلوی هاشمی در انتخابات مجلس نهم شرکت کنند، نخواهند گذاشت.
حمیدرضا ترقی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت:‌ به نظر می رسد جریان اصلاح طلب معتدل و کارگزاران در یک ائتلاف و زیر چتر حزب توسعه عدالت فعالیت های انتخاباتی خود را دنبال کنند و هاشمی نیز همان طور که در دیدار با این حزب اعلام کرده است حمایت و پشتیبانی معنوی خود را از این ائتلاف خواهد داشت.
وی در ادامه در خصوص دلیل فعالیت این ائتلاف زیر چتر حمایتی هاشمی، افزود: تصور طیف هایی که قصد دارند زیر تابلوی هاشمی فعالیت های انتخاباتی خود را انجام دهند این است که ممکن است با تابلوی هاشمی از وزن سیاسی بیشتری برخوردار باشند و شانس بیشتری را برای دستیابی به کرسی های مجلس داشته باشند لذا می کوشند تا با قرار گرفتن زیر تابلوی هاشمی در انتخابات شرکت نمایند.
ترقی با تاکید بر اینکه احزاب و افراد مستقل تحت لوای تابلوی هاشمی هیچ شانسی در انتخابات و فتح کرسی های مجلس نهم ندارند، اظهار داشت: احتمال اینکه جریان فتنه و اصلاح طلبان تندرو برای مقابله با اصولگرایان به این طیف روی بیاورند و از این جریان برای حضور در انتخابات شرکت کنند، بسیار زیاد است.
وی افزود: اما از آنجا که اصولگرایان بصیرت تمام فعالیت های انتخاباتی را رصد می کنند اجازه ورود طیف های وابسته به هاشمی و گروه هایی که زیر تابلوی وی قرار می گیرند را به مجلس نخواهند داد.
 
* هاشمی اقبال عمومی ندارد/استفاده از تابلوی وی پیروزی اصلاح طلبان را ضمانت نمی کند
عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین نیز در همین ارتباط با اشاره به استفاده اصلاح طلبان از تابلوی هاشمی برای ورود به انتخابات مجلس، گفت: استفاده از تابلوی هاشمی برای اصلاح طلبان اقبال عمومی بدنبال نخواهد داشت چرا که به دلیل مواضع دوپهلوی وی در قبال حوادث پس از انتخابات جایگاه خود را در میان مردم با بصیرت ایران از دست داده است.
سید مصطفی میریان در گفتگو با باشگاه خبرنگاران در خصوص تلاش اصلاح طلبان برای ورود به عرصه انتخابات مجلس با تابلوی هاشمی گفت: ‌اصولگرایان مردود شده از هاشمی حمایت کرده و کارگزاران خود را زیر چتر وی می دانند و اصلاح طلبان نیز در این میان مدعی گرفتن قدرت زیر بیرق هاشمی هستند تا بتوانند از وی به عنوان پله استفاده کرده و بعد وی را کنار بگذارند.
وی با اشاره به اینکه نسل جدید اصولگرایان که اکثریت جریان اصولگرایی را تشکیل می دهند هاشمی را قبول ندارند، افزود: کارگزاران نه در نسل جدید جریان اصولگرایی و نه در بدنه مردم جایگاهی نداشته و باید دید مردم بعد از حوادث 88 به اصلاح طلبان اعتماد دارند یا نه.
میریان با اشاره به اینکه هاشمی خود به صورت رسمی وارد عرصه انتخابات نمی شود، اظهار داشت: صرفا استفاده از تابلوی هاشمی برای طیف وی به ویژه اصلاح طلبان اقبال عمومی بدنبال نخواهد داشت چرا که بدلیل مواضع دوپهلوی هاشمی در قبال حوادث پس از انتخابات اقبال عمومی خود را از دست داده است.

مهمترین دلیل برکنار بنی صدر از نگاه هاشمی: او مجلس را راس امور نمی دانست
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیدابوالحسن بنی صدر

این به معنای این نیست که در مواردی هم اختلاف سلیقه‌ای وجود ندارد، اما همواره سعی کرده‌ام مسائل را تا حدّ توان با رایزنی و گفتگو با ایشان و تأثیرگذاران نظام حل کنم و بر فضای التهاب و درگیری نیفزایم و البته در نهایت تابع نظر ایشان هستم.

آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: برخی جریان‌های افراطی در حوزه و دانشگاه، فضایی را به وجود آورده‌اند که جسارت پرسش و سؤال از دانشجویان و طلاب سلب شده است.

به گزارش جهان به نقل از مهر، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز دوران دانشگاه و دانشجویی را فرصت سؤال و پرسش دانشجویان خواند و با اشاره به اینکه دانشجو تا پرسش و شک نکند به یقین نخواهد رسید، تصریح کرد: متأسفانه برخی جریان‌های افراطی در حوزه و دانشگاه، فضایی را به وجود آورده‌اند که جسارت پرسش و سؤال از دانشجویان و طلاب سلب شده و این امر نشاط علمی و سیاسی را در جامعه تضعیف می‌کند.

هاشمی رفسنجانی با یادآوری گشایش سیاسی و رسانه‌ای پس از جنگ تحمیلی بسته شدن فضای پرسش و انتقاد را به نفع کشور ندانست و افزود: باید اجازه داد به‌خصوص در مقطع کنونی جوانان، دانشجویان و آحاد مردم پرسش‌های خود را مطرح و پاسخ‌های مناسب و منطقی دریافت کنند، چرا که اگر این سؤالات از سوی ما پاسخ مناسب دریافت نکند، جواب خود را از منابعی دریافت خواهند کرد که احتمال انحراف نیز در آن وجود دارد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه جلسه در پاسخ به پرسش دانشجویی مبنی بر طولانی شدن سکوت ایشان نسبت به تحولات کشور گفت: بنده هیچ‌گاه به‌خصوص در تحولات و حوادث اخیر کشور سکوت نکرده و همواره حرفم را زده و می‌زنم، اما بنای دعوا و تشدید اختلاف ندارم، چرا که تشنج، اختلاف و درگیری را به خصوص در مقطع کنونی که از همه سو تهدید می‌شویم و نیاز مبرم به وحدت داریم، مضر به حال نظام و کشور می‌دانم.

وی در پاسخ به سؤال دیگری، ارتباط خود با مقام معظم رهبری را بسیار خوب و همدلانه توصیف کرد و گفت: این به معنای این نیست که در مواردی هم اختلاف سلیقه‌ای وجود ندارد، اما همواره سعی کرده‌ام مسائل را تا حدّ توان با رایزنی و گفتگو با ایشان و تأثیرگذاران نظام حل کنم و بر فضای التهاب و درگیری نیفزایم و البته در نهایت تابع نظر ایشان هستم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه چه شرایطی منجر به رأی عدم کفایت سیاسی مجلس به بنی‌صدر شد، مهمترین دلیل این امر را ایستادگی وی در مقابل قانون، رهنمودهای حضرت امام(ره) دانست و گفت: بنی‌صدر علی‌رغم تأکیدات حضرت امام(ره)، مجلس را در رأس امور نمی‌دانست و اختیارات فوق قانون طلب می‌کرد، به‌گونه‌ای که در اواخر ریاست جمهوری وی، گاهی قوانین برای اجرا توسط رئیس مجلس ابلاغ می‌شد.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به پرسشی درباره راههای خروج کشور از وضع سیاسی کنونی، انزوای جریان های افراطی و تندرو و به حاشیه راندن آنان را گام اول ایجاد تغییر و تحولات مثبت در جامعه خواند و با تأکید بر اینکه در وضعیت کنونی بدیلی برای نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه و نیز شخص آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه در کشور نمی‌شناسد، تصریح کرد: معتقدم اعتماد متقابل میان مردم، فعالان سیاسی و رسانه‌ای با نظام کارگشا و حلال مشکلات خواهد بود و در گام‌های بعدی برگزاری انتخابات آزاد مجلس و ریاست جمهوری با حضور واقعی تمامی جناح‌ها و گروه‌های دلسوز و معتقد به نظام و قانون اساسی می‌تواند به خروج از اوضاع کنونی کمک کند.

رئیس مجمع تشخیص مصحلت نظام اصلاح سیستم اداره کشور و قوانین معیوب را گام‌های میان‌مدت و بلندمدت برای افزایش کارآمدی نظام و توسعه سیاسی و اقتصادی کشور خواند و تصریح کرد: با حسن‌نیتی که در مقام معظم رهبری سراغ دارم، انشاءالله فضای کشور به سوی وحدت، همبستگی و تألیف قلوب پیش خواهد رفت، چرا که این کار تنها از عهده ایشان برمی‌آید.


پای درس سیاست خارجی هاشمی:
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، وزارت امور خارجه ، آمریکا
با آل سعود خوب باشیم ، با آمریکا مذاکره کنیم!

خبرنامه دانشجویان ایران: هاشمی رفسنجانی که انتقادهای فراوانی را متوجه مشی سیاست خارجی کنونی دولت دارد در اظهار نظری جالب ارتباط با آل سعود و آمریکا را توصیه کرده است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سایت دیپلماسی ایرانی که مدیریت آن را صادق خرازی برعهده دارد در دیدار با هاشمی رفسنجانی و اعلام گزارش کار به وی به گفت و گوی خصوصی در این دیدار در مورد رویکرد دیپلماسی دولت دهم پرداخته است.

در این گفت و گو هاشمی ضمن انتقاد از رویکرد دولت های نهم و دهم در ارتباط با کشورهای دیگر و ایجاد تنش مطالب جالبی را در مورد ار تباط دیپلماسی دولت خود با پادشاه عربستان به زبان آورده است و اینگونه خواسته که هم اکنون نیز باید چنین ارتباط هایی را با این کشور مهیا کنیم

وی اینگونه گفته است که: "در صحبت، با حرف‌های دولت‌های گذشته فرقی ندارد. ولی عمل کردن به این خواست آن گونه نیست که الان آقایان رفتار می‌کنند. بالاخره بی‌جهت نیست که روابط ما با کشورهای همسایه در این مقطع این‌گونه تیره شده است.بعد از جنگ طبیعی بود که وضع ما در اوقات تلخی‌ها بدتر شود. ولی روابط دوستانه‌ای برقرار کردیم. از زمان دولت ما شروع شد. نقطه آغاز مهم آن- غیر از خواسته‌ها که انجام می‌دادیم- برخوردی بود که در سنگال با ملک عبدالله فعلی و امیر عبدالله آن موقع داشتم. خلاف انتظارش بود که رئیس جمهوری ایران با وضع آن روزگار، آن گونه با ولیعهد عربستان رفتار کند. "

هاشمی در ادامه سخنان خود در مورد نحوه دیپلماسی خود با سران سعودی می گوید: "روابط دوستانه‌ای از زمان دولت ما شروع شد. نقطه آغاز مهم آن- غیر از خواسته‌ها که انجام می‌دادیم- برخوردی بود که در سنگال با ملک عبدالله فعلی و امیر عبدالله آن موقع داشتم. خلاف انتظارش بود که رئیس جمهوری ایران با وضع آن روزگار، آن گونه با ولیعهد عربستان رفتار کند. "

در حالی که عربستان سعودی به همراه نیروهای نظامی خود در همین انقلاب های اسلامی منطقه به همراه سربازان دیکتاتورهای آن دست به کشتار مردم بی گناه می زند هاشمی در سخنان خود از دولت آل سعود به عنوان کشوری که جایگاه ویژه ای در بین کشورهای اسلامی دارد نام می برد؛ "شما می‌دانید که این روزها روابط ایران و عربستان رو به تیرگی رفته، در حالی که اگر نگاه درستی در سیاست خارجی حاکم بود، می‌توانستیم با کمک عربستان که جایگاه ویژه‌ای در بین کشورهای اسلامی و حتی دنیا دارد، خیلی از مسائل را حل کنیم. ولی نه تنها چنین نیست، بلکه به خاطر بعضی از اهداف داخلی سعی می‌کنند آن رابطه را در جامعه مخدوش جلوه دهند."

در این بین نیز برخی از مسئولین ارشد عربستانی طی مباحثاتی که با سران کشورهای غربی از جمله آمریکا در مورد حوادث منطقه داشته اند ضمن تأکید تأثیر گذار بودن انقلاب اسلامی ایران در این بیداری اسلامی منطقه ، برنامه هایی را برای مقابله با ایران و تهدید آن تدارک دیده بودند.

البته تبیین تدریس سیاست خارجی هاشمی در مصاحبه با سایت سفیر ایران در سازمان ملل در دولت وی به اینجا خاتمه نیافت به طوریکه وی از عدم ارتباط با آمریکا گله کرد!!

هاشمی با بیان اینکه در زمان وی همانند عربستان ، رابطه مان با آمریکا رو به بهبودی می رفت دلیل عدم این ارتباط را مخالفت مسئولین و برخورد تلخ نظام دانست!! "درباره رفتار آمریکایی‌ها هم شما که در وزارت امور خارجه بودید، بیشتر از من می‌دانید که علی‌رغم آن حالت تهاجمی دوران جنگ، حرف‌هایی می‌زدند که نشان از تغییر مواضع آنها و نرم شدن سیاست‌های خشن در خیلی از زمینه‌ها داشت. ما در ایران کمی تلخ جواب می‌دادیم که تابع سیاست رهبری بودیم. ایشان موافق نبودند. البته تا آن مقدار که من ملایمت می‌کردم، آنها جلو می‌آمدند. شاید اگر با آمریکا هم مثل اروپا رفتار می‌کردیم، مشکلات کمتری برای ما پیش می‌آمد."

هامشی در حالی این سخنان را بیان می کند که امام (ره) نیز به شدت مخالف ارتباط با آمریکا بود و آن را شیطان بزرگ می دانست.

امام (ره) در مورد لبخند آمریکا و اقبال به سمت جمهوری اسلامی را از روی طرح و برنامه و نیز توجیه کردن رفتارهای خود می دانستند که می فرمودند: "زمان هوشیارى و شکوفایى ایمان است در این کشور. و لهذا، مى‏بینید که الان هر رادیویى را باز کنید از خارج، از هر گوشه عالم راجع به قضایاى آمریکا و راجع به خضوع او در مقابل ایران صحبت مى‏کنند و حرفها را هم مى‏زنند. اضطراب در کلمات خود ریگان این قدر هست، تناقض گویى، اضطراب هست که انسان نمى‏تواند باور کند که یک آدمى که رئیس یک همچو کشورى هست و ادعایش آن قدر زیاد است، این قدر تناقض گویى، این قدر اضطراب، این قدر وحشت که او را گرفته است، امروز یک چیز مهمى است. نه فقط او را، کرملین هم همین طور است، آنها هم مسابقه مى‏کنند با امریکا در رابطه با ایران. در عین حال انسان مى‏بیند که در حالى که کاخ کرملین به لرزه در آمده است و کاخ سیاه سیاهپوش شده است‏، و مى‏خواهند توجیه کنند هى حرفهاى خودشان را و هى از این ور به آن ور مى‏زنند که توجیه کنند این خطایى که کردند و این کسى را که اینجا فرستادند و با رسوایى از اینجا بیرونش کردند، مى‏خواهند توجیه کنند. مع الأسف، بعض از اشخاصى که در خود ایران هستند، توجه به مسائل یا ندارند یا متعمدند. اینها هم به تبعیت از تبلیغات آنها، آنها هم با همان لسان، اینجا تبلیغ مى‏کنند"

مقام معظم رهبری نیز آمریکا را به عنوان اصلی ترین و دشمن همیشگی جمهوری اسلامی می دانند و هرگونه مذاکره و ارتباط با آن را نشان ساده لوحی در مقابل حیله ی آمریکائیها می دانند. "من معتقدم ، آن کسانى که فکر مى کنند ما باید با راءس استکبار - یعنى آمریکا - مذاکره کنیم ، یا دچار ساده لوحى هستند، یا مرعوبند."

هاشمی: بنای دعوا و تشدید اختلاف ندارم!
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، مقام معظم رهبری

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: با حسن‌ نیتی که در مقام معظم رهبری سراغ دارم، ان‌شاءالله فضای کشور به‌سوی وحدت، همبستگی و تألیف قلوب پیش خواهد رفت؛ چرا که این کار تنها از عهده ایشان برمی‌آید.

به گزارش فارس، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز، دوران دانشگاه و دانشجویی را فرصت سؤال و پرسش دانشجویان خواند و تأکید کرد: دانشجو تا پرسش و شک نکند، به یقین نخواهد رسید.

وی تصریح کرد: متأسفانه برخی جریان‌های افراطی در حوزه و دانشگاه، فضایی را به وجود آورده‌اند که جسارت پرسش و سؤال از دانشجویان و طلاب سلب شده و این امر نشاط علمی و سیاسی را در جامعه تضعیف می‌کند.

* هیچ‌گاه سکوت نکرده‌ام اما بنای دعوا و تشدید اختلاف‌ ندارم

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با یادآوری گشایش سیاسی و رسانه‌ای پس از جنگ تحمیلی، بسته‌شدن فضای پرسش و انتقاد را به نفع کشور ندانست و گفت: باید اجازه داد به ‌خصوص در مقطع کنونی جوانان، دانشجویان و آحاد مردم پرسش‌های خود را مطرح و پاسخ‌های مناسب و منطقی دریافت کنند، چرا‌‌که اگر این سؤالات از سوی ما پاسخ مناسب دریافت نکند، جواب خود را از منابعی دریافت خواهند کرد که احتمال انحراف نیز در آن وجود دارد.

هاشمی رفسنجانی در ادامه جلسه، در پاسخ به پرسش دانشجویی مبنی بر طولانی شدن سکوت وی نسبت به تحولات کشور، اظهار داشت: بنده هیچ‌گاه به‌ خصوص در تحولات و حوادث اخیر کشور سکوت نکرده و همواره حرفم را زده و می‌زنم اما بنای دعوا و تشدید اختلاف ندارم، چرا‌که تشنج، اختلاف و درگیری را به خصوص در مقطع کنونی که از همه سو تهدید می‌شویم و نیاز مبرم به وحدت داریم، مضر به حال نظام و کشور می‌دانم.

وی در پاسخ به سؤال دیگری، ارتباط خود با مقام معظم رهبری را بسیار خوب و همدلانه توصیف کرد و گفت: این به معنای این نیست که در مواردی هم اختلاف سلیقه‌ای وجود ندارد اما همواره سعی کرده‌ام مسائل را تا حدّ توان با رایزنی و گفت‌و‌گو با ایشان و تأثیرگذاران نظام حل کنم و بر فضای التهاب و درگیری نیفزایم و البته در نهایت تابع نظر ایشان هستم.

* «بنی‌صدر» مجلس را در رأس امور نمی‌دانست

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه چه شرایطی منجر به رأی عدم کفایت سیاسی مجلس به بنی‌صدر شد، مهم‌ترین دلیل این امر را ایستادگی وی مقابل قانون و رهنمودهای حضرت امام(ره) دانست و خاطرنشان کرد: بنی‌صدر علی‌رغم تأکیدات حضرت امام(ره)، مجلس را در رأس امور نمی‌دانست و اختیارات فوق قانون طلب می‌کرد؛ به‌گونه‌ای که در اواخر ریاست جمهوری او، گاهی قوانین برای اجرا توسط رئیس مجلس ابلاغ می‌شد.

* بدیلی برای شخص آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان ولی فقیه نمی‌شناسم

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به پرسشی درباره راه‌های خروج کشور از وضع سیاسی کنونی، انزوای جریان‌های افراطی و تندرو و به حاشیه راندن آنان را گام نخست ایجاد تغییر و تحولات مثبت در جامعه خواند و تأکید کرد: در وضعیت کنونی بدیلی برای نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه و نیز شخص آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه در کشور نمی‌شناسم.

وی تصریح کرد: معتقدم اعتماد متقابل میان مردم، فعالان سیاسی و رسانه‌ای با نظام کارگشا و حلال مشکلات خواهد بود و در گام‌های بعدی برگزاری انتخابات آزاد مجلس و ریاست جمهوری با حضور واقعی تمامی جناح‌ها و گروه‌های دلسوز و معتقد به نظام و قانون اساسی می‌تواند به خروج از اوضاع کنونی کمک کند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اصلاح سیستم اداره کشور و قوانین معیوب را گام‌های میان‌مدت و بلندمدت برای افزایش کارآمدی نظام و توسعه سیاسی و اقتصادی کشور دانست و تأکید کرد: با حسن‌ نیتی که در مقام معظم رهبری سراغ دارم، ان‌شاءالله فضای کشور به سوی وحدت، همبستگی و تألیف قلوب پیش خواهد رفت، چرا‌که این کار تنها از عهده ایشان برمی‌آید.

در ابتدای این جلسه، حامد خوبیاری دبیر انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز با ارائه گزارشی از نحوه شکل‌گیری این انجمن و فعالیت‌های آن طی سالیان اخیر، به موانع پیشِ‌روی تشکّل‌ها و دانشجویان طی چند سال گذشته پرداخت و گفت: امنیتی کردن فضای سیاسی دانشگاه نه تنها کمکی به حل مشکلات کشور نخواهد کرد بلکه نخبگان را از ابراز نظرات و چاره‌جویی برای برون‌رفت از بحران‌ها مأیوس خواهد کرد.

همچنین چند تن از حاضران به نمایندگی از جمع حاضر، با طرح سؤالاتی پیرامون تحولات کشور پس از انقلاب اسلامی و نیز حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری خواستار پاسخگویی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و ارائه راهکار از جانب وی برای برون‌رفت از وضع حاضر شدند.


پروژه هاشمی رفسنجانی برای انتخابات مجلس لو رفت
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، مجلس

خبرنامه دانشجویان ایران: روزنامه شرق در یکی از صفحات خود در تحلیلی پروژه هاشمی رفسنجانی برای انتخابات نهم مجلس را رو کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، روزنامه شرق در مطلبی تحت عنوان "بازگشت سنتی‌ها به سوی هاشمی" جریان های نزدیک به هاشمی رفسنجانی را معرفی کرد و از برخی چهره های سیاسی هماهنگ با وی نام برد.

هرچند این تحلیل به بهانه انتقادها به دیدارهای اخیر انتخاباتی هاشمی است اما مشخص می سازد که چه جریان ها و افرادی در پی هماهنگی کامل با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

حزب موتلفه برای دومین بار پیاپی طی شش ماه گذشته با هاشمی‌رفسنجانی دیدار کرد اگرچه خود مبنای این دیدارها را برگزاری انتخابات خبرگان و سالگرد شهدای حزب موتلفه نامیده بود.

شرق با انتقاد از واکنش های دیگر اصولگرایان به این دیدار ها به جهت عدم موضع شفاف هاشمی در فتنه88 با انحراف موضوع این گونه تحلیل می کند که به احتمال زیاد جریان انحرافی و اختلافاتی که این روزها دولت با سایر قوا پیدا کرده است، به‌ ناچار اصولگرایان را به تکاپو انداخته تا برای انتخابات آتی دامن از آن پاک کنند.

شرق می نویسد هاشمی از جانب راست‌گرایانی که روزگاری نقد می‌شد، مورد حمایت قرار گرفته و از سوی آنان سیاستمدار و استوانه نظام خوانده شده و مورد تقدیر قرار می گیرد.

موتلفه دیدار اصولگرایان با هاشمی را کلید زد و پس از دیداری در هشتم اسفند سال پیش قبل از انتخابات مجلس خبرگان، در سالروز شهدای حزب موتلفه یعنی 24 خرداد سال‌جاری به دیدار او رفت و اینها همه علامتی بود از تغییر زمینه بازی اصولگرایانی که روزگاری راست سنتی خوانده می‌شدند و سال‌هایی نه‌چندان دور با وی در یک جبهه حرکت می‌کردند.

شرق توضیح می دهد "افراد باسابقه‌تر در میانه اصولگرایان از این دیدارها دفاع می کنند و نزدیک شدن‌ها به هاشمی نشان از تصمیم جدی‌تر این طیف برای نزدیکی به هاشمی است" و به گفته اسدالله بادامچیان در واکنش به انتقاد از دیدار موتلفه و هاشمی استناد می کند که گفت: «از دیدار با آقای احمدی‌نژاد یک عده و از دیدار با آقای هاشمی هم عده دیگری خوش‌شان نمی‌آید. خب نیاید، ما نمی‌توانیم به خوشامد کسی رفتار کنیم.»به تعبیر بادامچیان «دیدار موتلفه با هاشمی‌رفسنجانی، نمونه‌ای از عقلانیت، معنویت و عدالت بود.»

اما بادامچیان از تنها چهره‌های مطرح اصولگرایی نیست که روزنامه شرق از آن به عنوان عنصر پیش برنده انتخاباتی هاشمی نام می برد و از شخص دیگری که از این دیدارها حمایت می کند نیز یاد کرده و آن رییس مجلس هشتم است که آن را مورد تایید قرار داده و پسندیده اش.

علی لاریجانی این دیدار را در قالب رفتار سنجیده این حزب دانست و اعلام کرد: « با شناختی که از حزب موتلفه دارم، این حزب همیشه براساس یک ایدئولوژی موضع سیاسی خود را اعلام کرده و در حال حاضر ممکن است که این موضع‌گیری‌ها همراه با بازتاب‌های نابهنجاری از سوی دیگران باشد، اما باید گفت که اشکال از سایر گروه‌هاست.»

شرق در پایان می نویسد این‌گونه است که می‌توان گفت بازگشت نسبی اصولگرایان به سوی هاشمی‌رفسنجانی آن هم با نزدیک شدن به انتخابات مجلس از یک سو، ظهور و بروز جریان انحرافی از دیگر سو را شاید بتوان تاکتیک آنان برای ایجاد وحدت میان اصولگرایان سنتی‌ترخواند؛ اقدامی که می‌تواند مصداق بارز همان گفته محمدرضا باهنر با هفته‌نامه «شما» ارگان موتلفه باشد که در تحلیل حضور هاشمی در انتخابات ریاست‌جمهوری 84 گفت: « اگر آقای هاشمی همان موقع هم تلاش ویژه‌ای کرده بود، می‌توانست مجموعه را به تفاهم برساند.»


علی مطهری: هاشمی وخاتمی، ولایت​مدارتر از احمدی​نژاد بودند!
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیدمحمد خاتمی

فرزند شهید مطهری هم که در گفتگو با خبرانلاین در پاسخ به این سوال که از میان آقایان خاتمی، هاشمی و احمدی نژاد کدام یک ولایت​مدارترند؟ گفت: به نظرم روسای جمهور قبلی یعنی آقایان خاتمی و هاشمی، ممکن است که در موارد بیشتری با رهبری اختلاف نظر داشتند ولی همیشه در نهایت تابع بودند و هیچ گاه حاضر نبودند که جایگاه رهبری تنزل یابد. اما دیدیم که آقای احمدی نژاد دو جا به صراحت در مقابل حکم حکومتی رهبری ایستاد. به این معنی، ولایت پذیری آن آقایان بیشتر از آقای احمدی​نژاد بود.

وی همچنین در پاسخ به اینکه «چه فرقی بین ولایت پذیری آنها که سران فتنه خوانده شدند با آقای احمدی​نژاد وجود دارد؟»، گفت: از این نظر فرقی بین آنها نیست و کار اخیر آقای احمدی شبیه کاری بود که آقای موسوی کرد. آقای موسوی به جای اینکه بگوید «بنده نسبت به چگونگی برگزاری انتخابات قانع نشدم وهمچنان معتقدم که در انتخابات تقلب شده، اما چون مرجع قانونی می​گوید تقلب نشده و رهبر انقلاب نتیجه انتخابات را تایید کردند، بنده هم قبول می​کنم و مخالفتی نمی​کنم»؛ در مقابل نتیجه انتخابات مقاومت کرد و مردم را به خیابان​ها آورد و آن مسائل پیش آمد.
 
به گفته وی، احمدی​نژاد هم می​توانست بگوید که «من قانع نشدم و نمی​توانم با مصلحی کار کنم اما چون حکم حکومتی است، می​پذیرم». به جای این کار او 11 روز رفت منزل و با قهر خانه نشین شد. این شبیه کاری بود که موسوی کرد.

تبریک متفاوت هاشمی به جوانان وزنه بردار
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

با وجود تلاطم و بی‌وزنی در مدیریت ورزشی موفقیت‌های جهانی تیم‌های ورزشی کشورمان موجب نشاط و شادابی جامعه به ویژه جوانان و ورزشکاران می‌شود و امیدواریم با رفع مشکلات مدیریتی در این بخش، شاهد موفقیت‌های بیشتر در همه رشته‌های ورزشی و توسعه ورزش همگانی در کشور باشیم.

اعضای مجمع تشخیص مصلحت در جلسه امروز خود به  بررسی سیاست‌های کلی نظام درباره روابط خارجی پرداختند  . همچنین مقرر شد ادامه بررسی موضوع اختلافی میان مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان در باره لایحه ارتقای سلامت اداری و مقابله با فساد به دلیل آماده نبودن گزارش کمیسیون مربوط در مجمع در جلسات آینده پیگیری شود.

به گزارش واحد مرکزی خبر، در ابتدای این جلسه، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، با تبریک پیروزی درخشان جهانی تیم ملی وزنه ‌برداری کشورمان گفت: با وجود تلاطم و بی‌وزنی در مدیریت ورزشی موفقیت‌های جهانی تیم‌های ورزشی کشورمان موجب نشاط و شادابی جامعه به ویژه جوانان و ورزشکاران می‌شود و امیدواریم با رفع مشکلات مدیریتی در این بخش، شاهد موفقیت‌های بیشتر در همه رشته‌های ورزشی و توسعه ورزش همگانی در کشور باشیم.

سپس بررسی سیاست‌های کلی درباره روابط خارجی با حضور اکثریت اعضا در دستور کار قرار گرفت.

در کلیات این سیاست‌ها آمده است: موضوع اولویت و تقدم‌های همکاری (روابط خارجی) یکی از موضوعات سه‌گانه در حوزه سیاست خارجی می‌باشد که در فروردین سال 1377 از جانب رهبری معظم انقلاب جهت تدوین سیاست‌های کلی معطوف به آن، به مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده است.

این موضوع از سال 83 در دستور کار کمیسیون سیاسی، دفاعی و امنیتی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گرفت و طی بیش از 200 جلسه و 4000 نفر ساعت کار کارشناسی با حضور نخبگان دانشگاهی، نهادها و وزارتخانه‌های ذیربط و سایر کارشناسان مستقل، سیاست‌های پیشنهادی مربوط به آن در سال 1386 تهیه و متعاقباً جهت روزآمد کردن آنها، مورد بازنگری قرار گرفت و به رؤیت 20 نفر از متخصصین امور بین‌المللی و سیاست خارجی نیز رسید و در نهایت پس از جرح و تعدیل‌های لازم به کمیسیون اصلی سیاسی، دفاعی و امنیتی ارائه شد.

براساس سند چشم‌انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران، ایران کشوری است توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل. دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان براساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.

در ادامه گزارش کمیسیون سیاسی، دفاعی و امنیتی مجمع در خصوص سیاست‌های کلی روابط خارجی به صورت مصوّر به اطلاع اعضا رسید و اعضا نظرات و دیدگاه‌های خود را در‌خصوص سیاست‌های پیشنهادی به صورت مبسوط ابراز داشتند و در مورد کلیات آن رأی‌گیری شد که اکثریت اعضا کلیات این سیاست‌ها را به تصویب رساندند.


سلیمی نمین در جمع دانشجویان، بخش دوم
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیدمحمد خاتمی ، عباس سلیمی نمین
در بحث چرخش قدرت از هاشمی و خاتمی، مجبور به پرداخت هزینه شدیم
خبرنامه دانشجویان ایران: عباس سلیمی نمین رییس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، در جمع دانشجویان به نقد و بررسی عملکرد دولتهای نهم و دهم پرداخت.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در بخش اول سخنان رییس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران به تحلیل در مورد دولت های توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی پرداخته شد.

سلیمی نمین در ادامه افزود که منشاء بسیاری از انحرافات می تواند نقض قانون باشد، بسیاری از مشکلاتی که امروز در فرد آقای احمدی نژاد می بینیم به دلیل سکوت ما در مقابل نقض قانون توسط وی در دوره قبل بود که تصور می کردیم اگر کسی در مسیر برطرف کردن نیازهای جامعه باشد دیگر نیازی به نظارت و اجرای دقیق قانون ندارد.

در دولت آقای احمدی نژاد از مسایلی که رهبری در جلسات دولت به آن اشاره می کردند تغییر روند گذشته در زمینه توجه به گروه های مرجعی که مبنای مناسبات سیاسی شناخته می شدند بود که با تغییر این روند بسیار خوب تناقضات پیشین در برخورد با گروه های مرجع تا حدودی رفع شد اما تفریط در این کار که یعنی ما برای گروه های مرجع ارزشی قائل نشویم بسیار بد است.

نگاه اعتقادی آقای احمدی نژاد و حلقه های اطرافش به باور های اعتقادی ما آن چنان پایبند نیست و یا تفاوت دارد. مثلا در بحث امام زمان (عج) به این اعتقاد دارند که ما باید واسطه ها را کنار بزنیم و خودمان مستقیما ارتباط برقرار کنیم. هنگامی که توزیع سی دی" ظهور نزدیک است" به منظور تعیین وقت ظهور امام زمان (عج) که مغایر با نص صحیح احادیث و روایات می باشد صورت گرفت باعث نوعی فریب رئیس جمهور شد که بنده شعیب ابن صالح هستم و آثار این توهم بسیار بد بود.

برای مثال بیشتر در بحث دانشگاه آزاد رهبری در سال 85 اعلام کرده بودند که این دانشگاه بایستی قانونمند شود و شورای عالی انقلاب فرهنگی بایستی اساسنامه این دانشگاه را اصلاح کند، این فرمایش رهبری به مدت 4 سال معطل مانده بود تا در سال گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی که تصمیمش را عملی می کرد تعدادی از نمایندگان امضایی را جمع آوری کردند که این شورا نمی تواند اساسنامه دانشگاه آزاد را تدوین کند که این موجب شد تا واکنش جنبش دانشجویی بر انگیخته شود و آن حرکت که من نیز در آن سخنرانی کردم در مقابل مجلس صورت گیرد.

در میانه این تجمع ما مشاهده کردیم که فضا دارد عوض می شود و از شعار های برعلیه نمایندگان آلوده به شعارها علیه لاریجانی و کلیت مجلس تغییر می کند که دریافتیم یکی از سردمداران این جریان انحرافی آقای "ن" بود که واضح است وی عامل چه کسی بود و همین جریان مشکوک با  همین نمایندگان دست همکاری داده تا دامنه تشنجاتی را که آقایان موسوی و کروبی در آن زمان برای جامعه رقم می زدند را افزایش دهند و کشور را در بحران نمایش داده و به نظام لطمه بزنند.

عباس سلیمی نمین با طرح رویکرد های خدمت و قدرت اعلام کردند در رویکرد خدمت شخص خدمتگذار به این کار ندارد که چه کسی بعدا روی کار خواهد و به دنبال آدم های صادق و پاک می گردد تادر حداقل زمان حداکثر خدمت را داشته باشد اما در رویکرد قدرت به دنبال افرادی که بتوانند قدرت را پایدارتر و معامله گری کنند و برای رسیدن به اهداف یک نماینده را بیشتر آلوده کنند هستیم و در این رویکرد(رویکرد قدرت) اشخاصی مانند "م" و "ر" و غیره خواهند بود!

اینکه می بینیم آقای احمدی نژد در دولت دهم با کسانی دست دوستی می دهد که مظاهر آشکار بی عدالتی می باشند یا کمک های چند میلیونی به خانه سینما و به خواص ناسالم می کند به این علت است که رویکرد رئیس جمهور از خدمتگذاری به قدرت معطوف شده است.

در ادامه یکی از دانشجویان با طرح این سوال که آیا آقای احمدی نژاد می تواند مانعی برای چرخش قدرت در جمهوری اسلامی ایران باشد و آیا باز شاهد تقسیم قدرت و چرخش آن مانند دوره های قبل هستیم؛ پاسخ دادند:" قطعا آقای احمدی نژاد مانعی در چرخش قدرت نخواهد بود زیرا وی هیچگونه حزب سیاسی ندارند و در ماجرای ده روزه خانه نشینی احمدی‎نژاد که با تبلیغات بعضی از رسانه ها همراه بود وی نتوانستند خواسته هایشان را تحمیل کند در حالی که اگر به جای آقای احمدی نژاد آقای هاشمی یا خاتمی و یا حتی موسوی و کروبی بودند آن موقع ما در برخورد با این وضع مشکلاتی را داشتیم و ما در بحث چرخش قدرت از هاشمی و خاتمی مجبور به پرداخت هزینه شدیم. "

در پایان آقای سلیمی نمین وظیفه جنبش دانشجویی در زمان حال را این دانستند که مکانیسم هایی را بشناسد که روزگاری در مقابل آقای احمدی نژاد ایستاده بودند و اکنون با ایشان دست دوستی می دهند تا تجارب تلخ دیگری رخ ندهد.

عوامل فتنه 88 قم در کاخ مرمر چه می‌کنند
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جنبش سبز ، عکس
تجدید قوای فتنه‌گران در قم با تنفس مصنوعی هاشمی رفسنجانی + عکس

دیدار اخیر هاشمی رفسنجانی با برخی از اصلی‌ترین روحانیون فعال در فتنه 88 در حوزه علمیه قم ابهامات جدیدی را در مورد اصرار مجدد هاشمی رفسنجانی بر موضع سیاسی چالش‌زای وی در دوران فتنه ایجاد کرده است. این در حالی است که مردم تا کنون واکنش‌های شدیدی را به این نحوه عملکرد سیاسی هاشمی رفسجانی نشان داده‌اند چنانکه آخرین واکنش‌ها، موجب تغییر و تحول در مدیریت مجلس خبرگان رهبری شد.

به گزارش رجانیوز  در حالی که رسانه‌های نزدیک به هاشمی رفسنجانی دیدار اخیر وی با برخی از روحانیون را دیدار با علمای قم! عنوان کردند، بررسی‌های خبرنگار رجانیوز حاکی از آن است که برخی روحانین حاضر در این دیدار از عوامل فتنه 88 در قم بوده‌اند که نه تنها بارها مورد انتقاد طلاب قرار گرفته‌اند بلکه در برخی از اغتشاشات خیابانی به دلیل هدایت و رهبری اغتشاشات، توسط نیروی انتظامی بازداشت شده بودند.

اگرچه مواضع هاشمی رفسنجانی در همراهی با این جریان سبب شد تا در راهپیمایی تاریخی ۹ دی ۸۸، مردم شعارهای تندی را علیه او و فرزندانش سر بدهند اما به نظر می‌رسد نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم و همچنین پررنگ شدن اقدامات جریان نفوذی در دولت سبب شده تا هاشمی دور جدیدی از فعالیت‌های سیاسی خود را با محوریت این افراد آغاز کند.


 

با این‌حال شاید بتوان شناخته شده‌ترین چهره‌های مرتبط با فتنه 88 در دیدار با هاشمی رفسنجانی را ضیاء مرتضوی، حمیدرضا شریعتمداری، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی و کاظم قاضی‌زاده دانست. تصاویر این افراد که در حوزه علمیه قم به عنوان حامیان فتنه 88 شناخته می‌شوند، پیش از این نیز در ایام حضور در اغتشاشات خیابانی، در رسانه‌ها منتشر شده بود.


ضیاء مرتضوی از عوامل حامی و سازمان دهنده فتنه در قم است که در اکثر بیانیه‌ها و جلسات عناصر فتنه حضور داشته و هم اکنون نیز فعال است. این در حالی است که وی رئیس پژوهشکده فقه و حقوق دفتر تبلیغات اسلامی است. مرتضوی که تلاش زیادی برای تضعیف نیروهای انقلابی در قم داشته و حملات اهانت آمیز وی علیه رئیس جامعه مدرسین در نشریات مختلف منتشر شده است، هماهنگ کننده اصلی برنامه‌های تعامل هاشمی با روحانیون به شمار می‌رود.

حضور در نماز جمعه‌ ۲۶ تیرماه هاشمی رفسنجانی در کنار معترضان در حالی که همه‌ گروه‌های ضد‌انقلاب نیز اعلام حضور کرده بودند، از دیگر اقدامات وی بود؛ این در شرایطی بود که وی و برخی از دوستانش حتی کمتر در نماز جمعه قم دیده می‌شوند.

حمیدرضا شریعتمداری از منصوبان حجت‌الاسلام نواب (مشاور فرهنگی رئیس مجلس) در دانشگاه ادیان بوده و در ساماندهی جریان فتنه در قم نقش مهمی را ایفا می‌کرد. وی در اغتشاشات و آشوب‌های تهران رسما حضور داشت و رجانیوز پیش از این تصاویر حضور او در درگیری‌های خیابانی را منتشر کرده است. وی که از پیروان طیف فکری مصطفی ملکیان و جریان تجدیدنظر طلب است، با فعالیت‌های گسترده در ایام اغتشاشات توانست ضمن دیدارهای متعدد با برخی علما، دانشجویان و طلاب، ذهن برخی از آنان را نسبت به نظام مشوش کند.

پس از آزادی دو نفر از عوامل فتنه یعنی عبدالرحیم سلیمانی که در درگیری‌های بهشت زهرا بازداشت شده بود و ذبیحی یکی دیگر از عوامل فتنه، شریعتمداری و برخی دوستان همفکرش به منزل آن‌ها رفته و تلاش کردند نشان دهند هنوز با این جریان همراه هستند. وی همچنین با انتشار نامه‌ای به حجت الاسلام نواب تلاش کرد بازداشت این افراد را انکار و توجیه کند.

عبدالرحیم سلیمانی اردستانی از عناصر فعال در فتنه که در جریانات آشوب‌های فتنه در تهران حضور فعال داشت. وی که از اساتید دانشگاه مفید قم است، به دلیل حضور در اغتشاشات بهشت زهرا (س) توسط نیروی انتظامی دستگیر و زندانی شده بود.

کاظم قاضی‌زاده نیز از عناصر حامی فتنه و فعال در بیانیه‌های حمایت از فتنه‌گران و مدیر موسسه فهیم است. این درحالی است که دفتر این موسسه محل تجمع عناصر فتنه است.

گفتنی است در آبان ماه 88 جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله مهدوی‌کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران از ادامه حضور عوامل فتنه قم و حوادث پس از انتخابات در جایگاه‌های مدیریتی مرکز مطالعات ادیان و مذاهب و دانشگاه ادیان قم که تحت مدیریت "حجت‌الاسلام نواب" اداره می‌شود، گلایه کرده و خواستار اقدام ایشان شدند.

پس از این ماجرا و افشای عوامل فتنه در قم، برخی از این عوامل درصدد بازسازی وجهه تخریب شده خود بر آمده و تلاش‌هایی را در این زمینه آغاز کرده‌اند؛ به طوری که این افراد در نظر دارند تا در آستانه‌ سال تحصیلی امسال جدید طلاب و دانشجویان، دست به ایجاد موجی جدید برای ملتهب کردن مجدد فضای سیاسی کشور بزنند؛ مساله‌ای که دیدار آنان با هاشمی رفسنجانی، آغازگر این پروژه است.


آقای هاشمی رفسنجانی بعد از 2سال بالاخره رای مردم را تایید کرد
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

خبرنامه دانشجویان ایران: هاشمی رفسنجانی در سخنانی اعتماد به مردم و رأی و نظر آنها در اداره کشور را مهمترین راه در حفظ و استمرار انقلاب اسلامی عنوان کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در دیدار جمعی از فرهنگیان استان کهگیلویه و بوبراحمد صبح یکشنبه این هفته که به همت ولی الله شجاع پوریان نامزد رد صلاحیت شده اصلاح طلبان در بهبهان انجام شد، هاشمی رفسنجانی بالاخره رای و نظر مردم را تائید کرد.

هاشمی رفسنجانی تأکید کرده است: از تکرار تاریخ نباید غفلت کنیم و دور شدن از تأکیدات و دستورات دین و اهل بیت می‌تواند زمینه‌ساز وقایع ناخوشایندی باشد که جامعه اسلامی را با ضرر همراه کند.

در ابتدای این دیدار نیز ولیالله شجاعپوریان نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی و چند تن از حاضران به بیان دیدگاه‌ها و دغدغه‌های خود از مسائل جامعه پرداختند.

به نظر می رسد با نزدیک شدن انتخابات مجلس نهم دیدارهای انتخاباتی هاشمی رفسنجانی با اصلاح طلبان شکل گرفته است.
    
به نظر می رسد این سخنان آقای هاشمی نوعی فرار به جلو در مواضع پیشین وی در فتنه88 و نوع عملکرد فرزندان وی باشد.

اعتماد به مردم و رای و نظر آنها در اداره کشور در حالی بیان می شود که رای و نظر مردم در انتخابات ریاست جمهوری و اتمام حجت مردم در 9دی از سوی هاشمی رفسنجانی نادیده گرفته شد.

گفتنی است رای و نظر مردم بارها در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری خلاف پیش بینی و نظر هاشمی رفسنجانی بوده است
    
موضع گیری های دو پهلوی هاشمی رفسنجانی در حوادث فتنه، نماز جمعه 26 تیرماه و القای بحث تقلب با استفاده از تریبون نماز جمعه با حضور منافقین و کف و سوت در نماز جمعه بود، که واکنش شدیدی را رد پی داشت.

به نظر می رسد قرار نیست نمودار اکیدا صعودی مواضع عجیب و جنجالی آقای هاشمی رفسنجانی که در سال‌های اخیر به طور معناداری به سمت مخالفان نظام و حمایت از آنان بوده، از مسیر خود منحرف شود و او تصمیم دارد تا همچنان بر این مواضع جنجالی خود پافشاری کند.


یادمان حماسه 3 تیر 84/ بخش سوم: گزارشی از آن یک هفته تاریخی
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، عکس
هاشمی: من خودم پایه‌گذار اصلاحات بودم / احمدی‌نژاد: وارد محدوده ممنوعه قدرت شده‌ام

گروه سیاسی: سوم تیرماه 84 یکی از مقاطع تاریخی بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای که در آن، گفتمان اصیل عدالتخواهی با کسب اکثریت قابل توجه آرای مردم توانست پس از سال‌ها، مدل جدیدی از حاکمیت برآمده از دل مردم را ارائه کرده و این‌چنین بود که دولت نهم به اذعان تمامی دلدادگان به آرمان های انقلاب اسلامی، توانست فصل نوینی از خدمت و توجه به مستضعفین را در جامعه پایه گذاری کند.

 اما شاید یکی از مهم ترین نکات مورد توجه، گفتمان عمومی حاکم بر مواضع و سخنان احمدی نژاد در فضای انتخاباتی سال 84 بود. برهه ای که هر یک از کاندیداها با توسل به شعارها و ادبیات خاص سیاسی خود سعی در جلب آرای ملت داشتند و در این بین از میان شعارهای "کار و سازندگی"، "50 هزار تومان برای هر ایرانی"، "دولت رفاه"، "دموکراسی"، "هوای تازه"، "زندگی خوب برای هر ایرانی" و... در نهایت انتخاب ملت شعار "دولت اسلامی" بود؛ گفتمانی که احمدی نژاد با شجاعت آن را مطرح کرد و بر خلاف دیگر کاندیداها نه به دام دوگانه گویی افتاد و نه شعارهای زردی که کمترین سنخیتی را با آرمان های اصیل انقلابی نداشت. از این رو اکثریت ملت با انتخاب تاریخی خود در دو مرحله (27 حرداد و 3 تیر) رییس جمهور جدید ایران اسلامی را برگزیدند. انتخابی که عمق فهم و درایت سیاسی ملت را نشان می داد و در دل خود فقط انتخاب یک رییس جمهور نبود، بلکه بازگشت به همه آرمان‌هایی بود که پیش از این مردم در بهمن ماه 57 آنها را فریاد زده بودند.

در این زمینه، رجانیوز در دو بخش پیشین، به بازخوانی مواضع محمود احمدی نژاد و دیگر کاندیداها از اول تا 27 خرداد 84 و تفاوت چشمگیر آنها با هم پرداخت.

 اما در بخش سوم سلسله گزارش های یادمان حماسه سوم تیر، فضای انتخاباتی 27 خرداد تا سوم تیر ماه 84 مورد واکاوی قرار می گیرد. برهه ای که در میان شگفتی تمامی ناظران سیاسی، از میان کاندیداهای صاحب نام سال 84، محمود احمدی نژاد توانست با هاشمی رفسنجانی در دور دوم رقابت کند و سرانجام در سوم تیر با کسب بیش از 17 میلیون از آرای مردم در برابر 10 میلیون رای هاشمی، مولد جبهه جدیدی در تاریخ معاصر کشور با تکیه بر گفتمان اصیل انقلاب اسلامی باشد.

برهه ای که چپ و راست در ائتلافی نانوشته به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداخته و در جایی که حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از لزوم حمایت از رفسنجانی سخن می گفتند، حزب موتلفه نیز هم هاشمی و هم احمدی نژاد را اصولگرا می دانست! و حتی در این بین قالیباف باز هم با توسل به تعابیر کلی و صحبت های دوگانه از مردم خواست به کسی رای بدهند که به یک اصولگرای اصلاح طلب نزدیک تر است! و لاریجانی نیز با تکذیب حمایت خود از شهردار تهران در برابر هاشمی، ترجیح داد به انتظار روزهای پس از سوم تیر بنشیند ...

اما بازخوانی آن برهه علاوه بر همه خاطرات تلخ و شیرینش فوائد دیگری هم دارد و آن هم اینکه شاید بهتر بتوان ریشه فتنه 88 و طرح برخی اتهامات بی اساس همچون تقلب در انتخابات را پیدا کرد. برهه‌ای که کاندیداهای اصلاح طلب بدون توجه به اینکه برگزار کننده انتخابات، وزارت کشور دولتی است که مایل است یکی از اصلاح طلبان پیروز نهایی انتخابات باشد، چشم بسته مبحث تقلب در انتخابات را مطرح می کردند تا شاید مرحمی برای عدم اقبال مردم به خود پیدا کنند.


 در همین زمینه هاشمی رفسنجانی از تعهد خاتمی برای برگزاری انتخابات سالم سخن می گفت! کروبی معتقد بود این انتخابات به مثابه لکه ننگی برای همیشه در کارنامه دولت خاتمی خواهد ماند! و مصطفی معین نیز که از حضور در دور دوم انتخابات باز مانده بود با اعتراض به نتیجه اعلام شده گفت دیگر در دور دوم نیز حضور پیدا نخواهد کرد!


27 خرداد:

رفسنجانی: خاتمی قول داده انتخابات را سالم برگزار کند/ شایسته نظام ما نیست در آن اتهام تخلف مطرح شود

اتهام تقلب در انتخابات تنها مختص انتخابات دهم و فتنه 88 نبود! چرا که پیش از این نیز هاشمی رفسنجانی در حالیکه فضای عمومی کشور حاکی از شکست سنگین وی در دور دوم انتخابات بود و حتی با توجه به اینکه وزارت کشور دولت خاتمی مسئول برگزاری انتخابات بود، غیر مستقیم زمینه اتهام تقلب به نظام را مطرح ساخت و در روز 27 خرداد پس از انداختن رای خود در صندوق گفت: "جناب آقای خاتمی قول داده‌اند و تعهد کرده‌اند که انتخابات را سالم برگزار کنند و من فکر می‌کنم که ایشان به تعهدشان عمل می‌کنند" رفسنجانی تصریح کرد: "شایسته نظام ما نیست که در آن اتهام تخلف مطرح شود."
وی همچنین در پاسخ به سؤال خبرنگاری که پرسید آیا در صورت عدم پیروزی در انتخابات با سیاست خداحافظی خواهید کرد گفت: "نه من تا زنده‌ام در سیاست خواهم بودم."


احمدی‌نژاد: مردم به آرمانهای انقلاب پایبندند/  نتیجه انتخابات خلق یک حماسه و شگفتی خواهد بود

محمود احمدی‌نژاد پس از انداختن رای خود به صندوق گفت: "مردم ما در طول 27 سال گذشته بارها در پای صندوق‌های رای حاضر شده و نشان داده‌اند به آرمانها و ارزشهای انقلاب پایبند هستند و این بار نیز وفاداری خود به انقلاب را نشان خواهند داد، نتیجه انتخابات خلق یک حماسه و شگفتی خواهد بود."

کروبی: انتخابات با آزادی کامل در حال برگزاری است/ تمایل دارم پیروز شوم

مهدی کروبی پس از انداختن رای خود به صندوق گفت: "از صبح تاکنون از دو سه استان به من خبر دادند که الحمدالله حضور خوب است و انتخابات با آزادی کامل در حال برگزاری است." وی اظهار داشت: "مهم برای من شرکت گسترده مردم در انتخابات است، اما طبیعی است که وقتی داوطلب هستم تمایل به پیروزی هم دارم."

28 خرداد:

کروبی:  همه چیز در عرض خواب یک ساعته اصحاب کهف من اتفاق افتاد! /  وجود رهبر معظم انقلاب در راس کشور نعمتی بزرگ است

مهدی کروبی در نشست خبری خود ضمن اعتراض شدید به نتیجه انتخابات گفت: "تا ساعت 5 بامداد روز شنبه مرتب از تمام استانها با من تماس گرفته می‌شد و حامیان من مرتب اعلام می‌کردند که بر اساس آراء مأخوذه، غالبا جزو نفرات اول هستم اما ناگهان از ساعت 7 صبح امروز سخنگوی شورای نگهبان در ساعات اولیه بامداد امروز شنبه درباره وضعیت آرا نامزدها اعلام‌نظر کرد. همه اینها در یک ساعت خواب من اتفاق افتاد و وقتی دوستان من را از خواب بیدار کردند فکر کردم که خواب اصحاب کهف داشته‌ام چرا که آنها بعد از 300، 400 سال که بیدار شدند دیدند که همه چیز عوض شده است. برای من هم ورق برگشت و یکی از رقبای من که تا قبل از این ساعت با اختلاف بسیاری از من قرار داشت، پیشی گرفت." وی، اختیارات مقام معظم رهبری بر طبق اصول قانون اساسی را مورد اشاره قرار داد و حضور رهبر معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا در راس امور کشور را نعمتی بزرگ خواند و گفت: "معتقدم هر جا مشکلی پیش‌ آمده و رهبری وارد عمل شده‌اند، مساله به راحتی حل شده است."

اعتراض شدید معین به نتیجه انتخابات

مصطفی معین دیگر نامزد شکست خورده انتخابات نیز که از میان 8 کاندیدا، رتبه ای بهتر از چهارم نتوانست کسب کند با صدور بیانیه ای از تخلف در انتخابات سخن گفت و بدون اینکه توضیح دهد در حالیکه وزارت کشور که برگزار کننده اصلی انتخابات است همسو با وی بوده، چه کسی در انتخابات تخلف کرده، به نتیجه نهایی اعلام شده اعتراض کرد.

خاتمی: انتخابات خوب و سالم برگزار شد

محمد خاتمی رییس جمهور با حضور در ستاد انتخابات کشور گفت: "در خصوص انتخابات نیز باید بگویم که آنچه که به ما مربوط می‌شود انتخابات سالم بوده و الان هم نهایت دقت در خواندن آرا انجام می‌شود و اگر کسی اظهار نظر بی‌جا و با جایی کرده است، حرف دیگری است.
خاتمی افزود: "گزارشات واصله از ستاد انتخابات حاکی از این است که شمارش آرا در فضایی کاملاً آرام و سالم در حال انجام است."

29 خرداد:

معین پس از عدم راهیابی به دور دوم انتخابات: اعتراض دارم و در دور دوم هم شرکت نخواهم کرد!

کاندیدای حزب مشارکت در انتخابات پس از ناکامی در راهیابی به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه «من به ساختار انتخابات در کشور ایراد دارم»، گفت: "من همچنان که در انتخابات مجلس هفتم شرکت نکردم، در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری نیز شرکت نخواهم کرد و به نفع هیچ کس هم تبلیغ نخواهم کرد."

نظر لاریجانی حمایت از احمدی نژاد نیست

محسن آژینی در نمابری به خبرگزاری فارس اعلام کرد: "آنچه تحت عنوان مصاحبه با اینجانب در حمایت از محمود احمدی‌نژاد نامزد انتخابات ریاست جمهوری در سایت‌های خبری موجود است نظر شخصی اینجانب بوده و موضع دکتر علی لاریجانی یا ستاد انتخاباتی ایشان نمی‌باشد."


30 خرداد:

احمدی نژاد: وارد محدوده ممنوعه قدرت بعضی ها شده ام

شهردار تهران در دیدار با جمعی از نمایندگان مجلس هفتم گفت: "ظاهراً بنده از نظر بعضی‌ها وارد منطقه ممنوعه شده‌ام و جرم بزرگی مرتکب شده‌ام که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شده‌ام و علی‌رغم نظر برخی جناح‌ها، مردم به من رای داده‌اند که معتقدم این تلقی دیکتاتوری است و بالندگی کشور را دچار چالش می‌‌کند."


31 خرداد:


هاشمی :من خود پایه‌گذار اصلاحات بودم/ منش فعلی وزارت اطلاعات را می پسندم

هاشمی به دعوت انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران به دانشکده فنی رفت در پاسخ به سوالی در مورد اصلاحات و ادامه آن تصریح کرد: "من خود پایه‌گذار اصلاحات بودم و معتقدم دولت آقای خاتمی مرحله پیشرفته‌تری از آن را ادامه داد و این حرکت استمرار پیدا خواهد کرد."  هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سئوالی در مورد وزارت اطلاعات و دغدغه‌هایی که برای تغییر رویه فعلی این وزارتخانه در دولت بعدی وجود دارد گفت: "من روش و منش فعلی وزارت اطلاعات را می‌پسندم و آن را تقویت خواهم کرد." رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد زندانیان سیاسی گفت: "نباید فضایی ایجاد شود که مجرم در قبال ارتکاب جرم احساس کند که بازخواست نخواهد شد از طرفی دیگر اگر کسی بخواهد با زور و برخلاف قانون و با اعمال سلیقه خود آزادی مردم را سلب کند قابل قبول نیست."

اعلام حمایت حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از هاشمی رفسنجانی

سازمان مجاهدین و حزب مشارکت از احزاب عمده حامی مصطفی معین در آستانه‌ مرحله‌ دوم انتخابات ریاست جمهوری در بیانیه‌ای حمایت خود را اکبر هاشمی رفسنجانی اعلام کردند. در بیانیه حزب مشارکت آمده است: "جبهه‌ی مشارکت ایران اسلامی از همه‌ هموطنان درخواست می‌کند در روز جمعه با رای دادن به آقای هاشمی رفسنجانی مانع از بروز فاجعه‌ شوند."

خاتمی: مردم به کسی رای دهند که در پی پیشرفت و سازندگی باشد

رئیس جمهور در بیانیه‌ای به مردم در خصوص نهمین دوره انتخابات از مردم خواست در ماههای پایانی دوران درخشان و سخت فعالیت وی منصب پرافتخار خدمتگزاری را به آن کس واگذارند که در پی پیشرفت و سازندگی و عدالت مبتنی بر توسعه و قادر به دفاع از عزت و حیثیت و منافع کشور در جهان کنونی باشد.

قالیباف: مردم به کاندیدایی رای دهند که به ملاکهای اصولگرایان اصلاح‌طلب نزدیک است!

در حالیکه رقابت میان هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد برای دور دوم انتخابات روز به روز حساس تر می شد و در این میان حتی چهره هایی همچون احمد توکلی نیز حمایت خود را از شهردار تهران اعلام کرده بودند، اما باقر قالیباف در این میان هیچ گاه حاضر نشد علنا از محمود احمدی نژاد حمایت کند و طبق معمول با دوگانه گویی و بکاربردن عبارات کلی اعلام کرد: "در اینجا در این برهه حساس لازم است مبانی خود را در جهت اعلام مواضع جبهه "اصولگریایان اصلاح طلب " اعلام نمایم." وی در ادامه از مردم،‌ همفکران و حامیان خود خواست به کاندیدایی که به ملاکهای اصولگرایان اصلاح طلب نزدیک است رای دهند.

موتلفه: هر دو نامزد حاضر در عرصه انتخابات را اصولگرا می‌دانیم

حزب موتلفه اسلامی در بیانیه‌ای در خصوص مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری هر دو نامزد حاضر در صحنه انتخابات را بنا به مصوبه نهایی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی اصولگرا خواند.

1تیر:

کروبی:این انتخابات یکی از تاریک‌ترین پرونده‌هایی است که برای خاتمی می‌ماند

مهدی کروبی در نشست خبری خود اعلام کرد: در نتیجه انتخابات تقلب شده است و این انتابات یکی از تاریک ترین پرونده هایی است که برای خاتمی خواهد ماند.

3 تیر:

رفسنجانی: پیروزی رقیب من مشکلی برای کشور ایجاد نمی‌کند چون ما در صحنه هستیم/ امیدوارم انتخابات سالم تر برگزار شود!

هاشمی رفسنجانی پس از انداختن رای خود به صندوق گفت: "فکر نمی‌کنم اگر رقیب من در انتخابات پیروز شود مشکلی برای کشور پیش آید چون ما در هر حال در صحنه هستیم" هاشمی در خصوص تضمین سلامت انتخابات نیز گفت: "من در این دوره با استفاده از تجربه مرحله اول با وزارت کشور، ریاست جمهوری و شورای نگهبان مذاکراتی داشته‌ام و فکر می کنم ضعف های آن دوره تا حدودی برطرف شده و انتخابات این دوره سالمتر برگزار شود!"

یونسی: کروبی بالاخره رای نیاورده و حق دارد ناراحت باشد

وزیر اطلاعات پس از انداختن رای خود به صندوق با بیان اینکه آقای کروبی بالاخره رای نیاورده و حق دارد ناراحت باشد، گفت: "فرمایشات آقای کروبی را بعداً پاسخ خواهیم داد. البته مستندات ایشان برای خودشان محترم است."

عطریانفر: اگر احمدی نژاد پیروز شود جبهه ملی به ریاست هاشمی تشکیل خواهد شد/ اگر هاشمی پیروز شود یعنی مردم سالاری در کشور وجود دارد!

محمد عطریانفر پیش از پایان انتخابات با حضور در جمع خبرنگاران در ستاد انتخابات کشور از پیروزی هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری خبر داد. وی گفت: پیش‌بینی می‌کنم که در کل کشور بیش از 26 میلیون نفر در انتخابات شرکت کنند که از این میزان بیش از 14 میلیون به هاشمی رفسنجانی و بیش از 11 میلیون به احمدی نژاد رای داده باشند.


وی افزود: بنابراین پیش بینی می‌کنم که حدود 55درصد به هاشمی رفسنجانی و در حدود 45 درصد به احمدی نژاد رأی داده باشند. عطریانفر تاکید کرد: این انتخابات برآیند یک نوع پوست‌اندازی است. اگر احمدی نژاد به قدرت برسد، ما شاهد یکپارچگی حکومت در تمامی نهادهای انتصابی و انتخابی خواهیم بود و جبهه ملی که در صدر آن هاشمی است ایجاد خواهد شد.
وی ادامه داد: "اما اگر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود، نشان می‌دهد که مردمسالاری در کشور وجود دارد."


حاشیه ‏های دیدار موتلفه با هاشمی رفسنجانی ادامه دارد
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، جمعیت موتلفه اسلامی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، محمدحسین صفارهرندی
هشدار به‌موقع صفار در مورد ارتجاع، واکنش تند بادامچیان را برانگیخت

دیدار اعضای حزب موتلفه اسلامی با هاشمی رفسنجانی که با عنوان دیدار خانواده های شهدای 26 خرداد،‌ حاج صادق امانی، محمد بخارایی، مرتضی نیکنژاد و رضا صفارهرندی برگزار شده بود، واکنش های متفاوتی را برانگیخت.

به گزارش رجانیوز، پس از آن که روزنامه کیهان به انتقاد از سخنان هاشمی رفسنجانی و نبی حبیبی در این دیدار پرداخت، محمدحسین صفارهرندی نیز در گفتگویی رسانه ای اظهار داشت: این نشست‌ و برخاست‌هایی که اخیرا بعضی‌ از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر می‌رسد نوعی تعریض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آن‌ها هوس کرده‌اند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنت‌ها دفاع کنند، آن سنت‌ها با واقعه ۳ تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست.
 
وی که از خانواده شهدای 26 خرداد است‌،‌ همچنین تاکید کرد: کسان دیگری هستند که از حرف‌هایشان می‌شود این چیز‌ها را فهمید. کسانی که اخیرا از برخی ناکامی‌هایی که در دوستی با آقای احمدی‌نژاد حاصل شده و برخی ناملایمات و رفتارهای نامیمونی که در دولت دهم بروز کرد؛ این را بهانه کرده‌اند برای بازگشت به ارزش‌های قبلی و مثلا هم‌پیمانی با گفتمان سازندگی و شخصیت‌های آن دوره برایشان موضوعیت پیدا کرد.
 
این نشست‌ و برخاست‌هایی که اخیرا بعضی‌ از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر می‌رسد نوعی تعریض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آن‌ها هوس کرده‌اند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنت‌ها دفاع کنند، آن سنت‌ها با واقعه ۳ تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست و اگر دو مرتبه کسانی بخواهند به نوعی همین سنت‌ها را زنده کنند و سنت‌های جناح راستی قبل از اصولگرایی نوین را مطرح کنند مطمئن باشند که در چشم مردم این روش‌ها جلوه نمی‌کند.
 
اگر کسانی می‌خواهند از این مسیر که متضمن تعهد به اصول و ارزش‌های انقلاب و امام است دو مرتبه باز گردند به سنت‌های ماقبل اصولگرایی به یک بخت‌آزمایی شکست خورده وارد می‌شوند که نتیجه آن را در آزمونی مثل انتخابات خواهند دید. هر کس که چنین سودایی در سر داشته باشد بعد از پایان انتخاباتی که حماسه‌سازان اصلی آن مردم هستند، می‌تواند برآورد‌ها و توهمات خود را محک بزند. و باید گفت که وقتی چنین آزمونی به سرانجام می‌رسد دیگر فرصتی برای جبران اشتباهات نیست.
 
پس از این سخنان صفار بود که «اسدالله بادامچیان» در واکنش به انتقادات مطرح شده درباره دیدار اعضای حزب موتلفه با هشامی رفسنجانی، منتقدین را به توطئه علیه روحانیت متهم کرد.
 
وی که شامگاه پنجشنبه در اولین کنگره مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم سخن می‌گفت، اظهار داشت: اخیرا توطئه کثیفی به راه افتاد که اصولگرایی را به سنتی و مدرن تقسیم‌بندی می‌کنند. کسانی که این تفکیک را بیان می‌کنند می‌خواهند روحانیت را تضعیف کنند و می‌گویند روحانیت سنتی است. ما یک اصولگرایی ولایی داریم که در خدمت ولایت است و البته در آن خط و انشعاب رخ می‌دهد.
 
این نماینده مجلس شورای اسلامی بر لزوم مواظبت از شکل‌گیری گروه و باند و سلطه‌گری در درون حزب تاکید کرد و در توصیه‌ای اظهار داشت: لطفا جلوی باند‌ها را بگیرید تا با مشکل مواجه نشوید. هرگز این هدف از یادتان نرود که می‌خواهید هماهنگی انجام دهید.
 
وی بدون اینکه به صورت شفاف نام جریان حاکم را بیان کند تصریح کرد: در این قضیه تغییر جهت سریع و به موقع لازم است و طبق شرایط کند یا تند نرویم. همه تشکلات الهی باید از افراط گرایی، سازش و نرمش بر روی ارزش‌ها و ستیز غیراخلاقی پرهیز کنند و در شناخت فتنه‌ها و انحرافات به خوبی عمل کنند.
 
در این باره یکی از اعضای شورای مرکزی حزب موتلفه به خبرنگار رجانیوز گفت در دیدار خصوصی پیش از دیدار عمومی آقای حبیبی به شدت از مواضع هاشمی رفسنجانی انتقاد کرد. 
 
وی افزود هر ساله در انتهای خردادماه حزب موتلفه اسلامی از دفاتر مسئولین نظام تقاضای وقت می کند که تاکنون و در شش سال گذشته دکتر احمدی ن‍ژاد وقتی به این حزب اختصاص نداده است؛‌اما امسال دیدارها با آقایان هاشمی رفسنجانی و علی لاریجانی و صادق آملی لاریجانی برگزار شده است.

یادمان حماسه 3 تیر 84/ بخش دوم
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، مهدی کروبی
قالیباف، لاریجانی، هاشمی، کروبی، معین و ... چه می گفتند؟

سوم تیرماه 84 یکی از مقاطع تاریخی بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای که در آن، گفتمان اصیل عدالتخواهی با کسب اکثریت قابل توجه آرای مردم توانست پس از سال‌ها، مدل جدیدی از حاکمیت برآمده از دل مردم را ارائه کرده و این‌چنین بود که دولت نهم به اذعان تمامی دلدادگان به آرمان های انقلاب اسلامی، توانست فصل نوینی از خدمت و توجه به مستضعفین را در جامعه پایه گذاری کند.

 اما شاید یکی از مهم ترین نکات مورد توجه، گفتمان عمومی حاکم بر مواضع و سخنان احمدی نژاد در فضای انتخاباتی سال 84 بود. برهه ای که هر یک از کاندیداها با توسل به شعارها و ادبیات خاص سیاسی خود سعی در جلب آرای ملت داشتند و در این بین از میان شعارهای "کار و سازندگی"، "50 هزار تومان برای هر ایرانی"، "دولت رفاه"، "دموکراسی"، "هوای تازه"، "زندگی خوب برای هر ایرانی" و... در نهایت انتخاب ملت شعار "دولت اسلامی" بود؛ گفتمانی که احمدی نژاد با شجاعت آن را مطرح کرد و بر خلاف دیگر کاندیداها نه به دام دوگانه گویی افتاد و نه شعارهای زردی که کمترین سنخیتی را با آرمان های اصیل انقلابی نداشت. از این رو اکثریت ملت با انتخاب تاریخی خود در دو مرحله (27 حرداد و 3 تیر) رییس جمهور جدید ایران اسلامی را برگزیدند. انتخابی که عمق فهم و درایت سیاسی ملت را نشان می داد و در دل خود فقط انتخاب یک رییس جمهور نبود، بلکه بازگشت به همه آرمان‌هایی بود که پیش از این مردم در بهمن ماه 57 آنها را فریاد زده بودند. در این زمینه، رجانیوز در بخش نخست، ضمن بازنشر مواضع محمود احمدی نژاد در آن برهه که در نهایت منجربه انتخاب او گشت، در مقایسه ای نانوشته به بررسی تفاوت گفتمان وی در حال حاضر و سوم تیر 84 پرداخت.

 اما در این بخش ضمن بررسی گفتمان حاکم بر ادبیات دیگر کاندیداهای حاضر در انتخابات 84،  بهتر می توان علل رویگردانی مردم از رقبای نام آور احمدی نژاد در آن برهه چون هاشمی، قالیباف، لاریجانی و... و در نهایت انتخاب احمدی نژاد را درک کرد. برهه ای که جز شهردار تهران، دیگر کاندیداها با انتخاب گفتمان های زرد و دوگانه سعی در رقابت با یکدیگر را داشتند. از این رو واژه هایی چون توسعه، سازندگی، اصلاحات، دولت مدرن، رندگی خوب برای ایرانیان و... به وفور در ادبیات سیاسی آنان مشاهده می شد.

 رجانیوز ضمن انتشار این گزارش که از ابتدای خرداد ماه تا برگزاری دور نخست انتخابات در 27 خرداد را شامل می شود، طی روزهای آینده به بررسی فضای انتخاباتی کشور از 27 خرداد تا سوم تیر 84 خواهد پرداخت؛

 2 خرداد 84:

 کروبی: همچنان سرنوشت حرکت آزادیخواهانه کنونی ایران نیازمند پشتوانه عمومی ملت است تا بار دیگر به دور باطل آزادیخواهی - اقتدار گرایی دچار نگردد.

 مهدی کروبی با صدور بیانیه ای تاکید کرد: "همچنان سرنوشت حرکت آزادیخواهانه کنونی ایران نیازمند پشتوانه عمومی ملت است تا بار دیگر به دور باطل آزادیخواهی - اقتدار گرایی دچار نگردد."

 هاشمی: آراء مردم باید منعکس کننده خواست آنان باشد

 رییس جمهور اسبق در دیدار جمعی از علما و شخصیت‌های علمی و فرهنگی اهل سنت کشور، انتخابات را بحثی ملی عنوان کرد و گفت: "طرفدار رای فرمایشی در هیچ سطحی نیستم و معتقدم آرای مردم باید منعکس کننده خواست آنان باشد."

 انتقاد حامیان قالیباف به رد صلاحیت معین/ برخی اعضای شورای نگهبان افراطی هستند!/ چرا احمدی نژاد تایید صلاحیت شده است؟

 دفتر اطلاع‌رسانی حامیان قالیباف در بیانیه ای اعلام کرد: "ما معتقدیم هر دو بخش تندرو حاکم بر جبهه مشارکت ایران اسلامی و برخی از اعضای محترم شورای نگهبان متاسفانه با دیدگاه‌های افراطی خویش مصالح و منافع ملی کشور را نادیده گرفته و به همین دلیل نیز سعی می‌کنند با مجادله‌های سیاسی هزینه‌های حاصل از این رد صلاحیت را برعهده طرف مقابل گذراند."

 در پایان این بیانیه آمده است: "بد نیست این جا برای روشن شدن افکار عمومی این سوال را مطرح کنیم که شورای محترم نگهبان براساس کدام تحلیل و تشخیص دکتر مصطفی معین را فاقد صلاحیت جهت حضور در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده است و در همین راستا این شورای محترم براساس کدام دیدگاه و بینش دکتر محمود احمدی‌نژاد را قابل صلاحیت جهت حضور در انتخابات ریاست جمهوری دانسته است.

 3 خرداد 84:

 کروبی: بسیاری از بحران‌ها ناشی از عملکرد هاشمی بوده است

 کروبی در جمع اعضای ستاد خود گفت: "با توجه به اینکه آقای هاشمی در بیانیه حضور خود، عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات را زیر سوال برده از طرد نیروها ابراز نگرانی کرده و خود را تنها منجی کشور از بحران‌ها معرفی کرده بود، لازم دیدم به ایشان یادآوری کنم که بسیاری از این بحران‌ها ناشی از عملکرد ایشان بوده است."

 روایت باهنر از اجماع شورای هماهنگی نیروهای انقلاب بر لاریجانی

 محمد رضا باهنر که در نشست مطبوعاتی با رسانه‌های استان قم در ستاد انتخاباتی علی لاریجانی سخن می‌گفت، با بیان اینکه جامعه ایران نیازمند هوای تازه است، رویکرد مردم ایران را به فضاهای گذشته نامناسب خواند.

 4 خرداد 84:

 اعلام حمایت احمدی توکلی از قالیباف

 احمد توکلی در نامه‌ای به نمایندگان مجلس شورای اسلامی دلایل خود را در خصوص حمایت از نامزدی قالیباف اعلام کرد. توکلی نوشت: "از ابتدای کار انتخابات خواهان پیروزی اصولگرایان بوده‌ام تا دولتی با رای مردم صبور و نجیب بر سر کار آید که هماهنگ با مجلس، بخواهد و بتواند روند نامطلوب سال‌های اخیر را متحول سازد. رمز این پیروزی نیز وحدت اصولگرایان بوده است. شاید برخی از شما از تلاش‌های اینجانب برای وحدت، پیش و پس از انصرافم آگاه باشید. متاسفانه وقتی نتیجه‌ای حاصل نشد و فرصت را نیز به سرعت در حال تباه شدن دیدم، حمایت خویش را از جناب آقای دکتر قالیباف اعلام کردم."

 رضایی: انتظارات در دولت خاتمی پاسخ داده نشد

 محسن رضایی دیگر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در گفتگو با نیویورک تایمز گفت: "انتظاراتی که به وجود آمد در دولت آقای خاتمی پاسخ داده نشد و این همان چیزی است که من تعبیر به بحران مدیریت و اقتصاد می‌کنم. برنامه‌ای که ما داریم این است که اگر دولت را به دست گرفتیم،‌به طور گسترده از جوانان استفاده خواهیم کرد."

 هاشمی: مهم ترین مسئله کشور، برگزاری انتخابات سالم است

 موضوع تقلب در انتخابات، برگزاری انتخابات سالم و ... تنها مربوط به فتنه 88 نبود، کما اینکه هاشمی رفسنجانی از سال 84 که دولت خاتمی مسئول برگزاری انتخابات بود از ضرورت انتخابات سالم سخن می گفت! هاشمی رفسنجانی در دیدار با مسئولان ستادهای انتخاباتی خود گفت: "مهمترین مسئله برای کشور برگزاری انتخابات سالم ... با حضور نیرومند و وسیع مردم در انتخابات است و ستادها باید بیش از هر چیز به این نکته توجه داشته باشند."

 5 خرداد 84:

 توکلی: قالیباف جوان، مقتدر، باتحربه، داری عملکرد درخشان و ایده های نو است/ ستادهای قالیباف با عنوان اصولگرایان اصلاح طلب فعالیت خواهند کرد

 احمد توکلی در اولین نشست فصلی دبیران استانها و مسؤولین دفتر مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی گفت: "دکتر محمد باقر قالیباف فردی جوان، مقتدر، با تجربه، دارای پیشینه عملکرد درخشان و دارای ایده‌های نو و جدید است." وی اضافه کرد: "دکتر محمدباقر قالیباف علاوه بر بالا بودن در نظرسنجی‌ها، ظرفیت رای سازی بیشتری هم دارد." وی با اشاره به گردهمایی هفته گذشته ستادهای انتخاباتی‌اش در سراسر کشور گفت: "در گفتگویی که با این ستادها داشتیم، اکثر این ستادها با عنوان اصولگرایان اصلاح طلب به حمایت از کاندیداتوری دکتر محمد باقر قالیباف خواهند پرداخت."

 6 خرداد 84:

زاکانی: قالیباف به عنوان نامزد نهایی جبهه اصولگرایان تحول خواه است

 علیرضا زاکانی در همایش «حرف آخر جبهه اصولگرایان تحول خواه» با شعار انتخاباتی «ایرانی شایسته، شایسته ایرانی» در سالن مجموعه ورزشی حجاب سخن می‌گفت با بیان اینکه از دو ماه گذشته در خصوص معرفی نامزد نهایی جبهه اصولگرایان تحول خواه نظرسنجی‌هایی به عمل آمد، بیان داشت: براساس آخرین نظرسنجی تصمیم بر این شد تا محمدباقر قالیباف به مردم معرفی شود.  رئیس ستاد انتخابات قالیباف افزود: این انتخاب مردم انتخابی شایسته و بایسته و انتخابی است که براساس آن اهداف نظام و انقلاب محقق خواهد شد.

 حجاریان: بازهم می گویم که اصلاحات مرد/ اصلاحات به خون نیاز دارد!

 سعید حجاریان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در نشست تبلیغاتی حامیان مصطفی معین در تهران گفت: "اصلاحات مرده است باید اصلاحات دیگری ساخت و این اصلاحات به خون احتیاج دارد."

 وی در قسمتی از سخنان خود به آن دسته از افرادی که وی را جانباز اصلاحات می نامیدند اشاره کرد و گفت: این واژه جانباز اصلاحات پارادوکسیکال است. اصلاحات مرده است. چه جانبازی؟ باید اصلاحات دیگری ساخت. اصلاحات بعدی بیشتر به خون احتیاج دارد.

 این فعال سیاسی با اشاره به چگونگی تایید صلاحیت معین گفت: "ما باید با واقعیت‌ها زندگی کنیم، نفس وجود شورای نگهبان و استصواب نوعی حکم حکومتی است. به بعضی ها امروز با حکم حکومتی مخالفت می‌کنند می گویم مگر بقیه کارهایمان به جز احکام حکومتی انجام می شود؟"

 محمد رضا خاتمی: به رهبری گفتیم بیایید رهبری اصلاحات را برعهده بگیرید، پشت سر شما می ایستیم!

 در ادامه نشست حامیان معین، برادر رییس جمهور با انتقاد از آنهایی که با اقدام رهبری در توصیه به تایید صلاحیت معین اعتراض می‌کنند، گفت: "هر کس در این مملکت جلوی نقض قانون اساسی را بگیرد، ما به او دست مریزاد می گوییم. ما بارها به رهبری پیام دادیم که شما خودتان بیایید و رهبری اصلاحات را بر عهده بگیرید و ما پشت سر شما هستیم.برای ما فرقی ندارد که چه کسی رهبر اصلاحات باشد."

 قالیباف: حتما رای می‌آورم

 محمد باقر قالیباف در حاشیه همایش انتخاباتی خود در گفتگوی کوتاهی با خبرگزاری فارس در پاسخ به این سؤال که آیا رای می‌آورید؟ گفت: "بله حتما رای می‌آورم."

 توکلی: رییس جمهور آینده قالیباف است

 احمد توکلی در همایش حامیان قالیباف در تهران  اعلام کرد: "حرف آخر جبهه اصولگرایان تحول خواه یک چیز بیشتر نیست و آن اینست که رئیس جمهور آینده یک اصولگرا و آن هم دکتر محمد باقر قالیباف است."

 7 خرداد 84:

 محتشمی پور: نتیجه دولت سازندگی 60 میلیارد دلار استقراض خارجی بود

 علی اکبر محتشمی پور رییس ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در جمع مردم رشت گفت: "دولت سازندگی 60 میلیارد دلار استقراض خارجی را به دولت اصلاحات سپرد که همگی آنها پرداخت شده است و صندوق ذخیره ارزی در حال حاضر 3 میلیارد دلار سرمایه دارد، این در حالی است که کشور به خود کفایی گندم رسیده است."

 قالیباف: شعار من "زندگی خوب، برازنده ایرانی" است

 باقر قالیباف در گفتگو با روزنامه یومیوری ژاپن در پاسخ به خبرنگار این روزنامه که پرسید شعار انتخاباتی شما چیست؟ گفت: "شعار کلی ما «زندگی خوب برازنده ایرانی» است." وی در بخش دیگری از این گفتگو گفت: "با توجه به اوضاع و شرایط حاکم و برداشتی که از مجموعه خواست مردم کشورم داشتم، ضرورت حضور در انتخابات را احساس کردم."

 ستادهای انتخاباتی توکلی برای کمک به قالیباف فعال می‌شوند

 ستاد مرکزی احمد توکلی در نامه‌ای به مسؤولین ستادهای در استانها و شهرستانها از آنها خواست برای فعالیت انتخاباتی برای محمد باقر قالیباف فعال شوند. در این نامه امده است: "برای ایجاد بستر مناسب و پیروزی اصولگرایان آقای احمد توکلی حمایت خود را از قالیباف اعلام نموده که از مسئولین ستادهای استانها و شهرستانها درخواست می‌شود برای ایجاد و فضای مشارکت و جلب آرا مردم به نفع قالیباف ستادها را فعال نمایند. "

 هاشمی: تورم زندگی مردم را سخت کرده، اشتغال دغدغه جوانان و خانواده هاست

 هاشمی رفسنجانی در دیدار تشکلهای سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی گفت: "تورم زندگی مردم را سخت کرده است. اشتغال به عنوان یک دغدغه ذهن جوانان و خانواده‌های آنان را مشغول کرده است. در سیاست خارجی هجمه شدیدی توسط قدرتهای بزرگ علیه ایران صورت می‌گیرد." رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: "حل همه این مسایل و مشکلات در گرو ایجاد دولتی قوی و کارآمد با حمایت و پشتوانه مردمی و همدلی و اتحاد گروه‌های سیاسی و افکار موجود در جامعه است."

معین: معاونت حقوق بشر در ریاست جمهوری به راه می اندازم/ هویت سیاسی من پیشبرد دموکراسی است

 مصطفی معین با صدور بیانیه ای ضمن اعلام حضور قطعی در انتخابات, تاکید کرد: "هویت اعتقادی، سیاسی و انتخاباتی خود را با منافع ملی و پیشبرد دموکراسی تعریف کرده‌ام و به ملت وعده داده‌ام که معاونت ویژه‌ای در ریاست جمهوری به امر مهم حقوق بشر اختصاص دهم"

کولایی: معین از نیروهای ملی مذهبی در کابینه خود استفاده خواهد کرد

الهه کولایی سخنگوی ستاد انتخاباتی مصطفی معین در جمع خبرنگاران در خصوص استفاده معین از نیروهای ملی مذهبی و اعضا نهضت آزادی در کابینه احتمالی معین پس از پیروزی در انتخابات گفت: "ما برای استفاده از نیروهای ملی مذهبی و اعضای نهضت آزادی مذاکراتی را آغاز کرده و ادامه می‌دهیم، طبعا آقای معین از همه این افراد در مدیریت کلان کشور متناسب با توانمندیها و کارآمدی‌های آنها استفاده خواهد کرد."

 8 خرداد 84:

 محتشمی پور: نتیجه رئیس جمهور شدن هاشمی رشد حرکات طالبانی است/ هزینه های ستاد انتخاباتی کروبی مردمی است

 رئیس ستاد انتخابات مهدی کروبی گفت: "اگر آرای خاموش اصلاح طلبان در انتخابت ریاست جمهوری احیا نشود یا هاشمی رئیس جمهور می‌شود و یا یکی از اصولگرایان که در اصل قضیه تاثیر ندارد، چون حرکات حذفی و طالبانی رشد خواهد کرد که دیگر هیچ عرصه‌ای برای بروز حرکات اصلاحی فراهم نخواهد شد." وی با بیان اینکه 3میلیارد دلار ذخیره ارزی برخی را به وجد آورده است در انتخابات شرکت کند، افزود: "آنها می‌خواهند امیرکبیری خود را تمام کنند."

 محتشمی پور در مورد منابع مالی تامین هزینه های انتخاباتی کروبی گفت: کروبی نه رانت کیش دارد، نه قشم، نه چابهار، نه پیمان‌کاران و نه رانت فروش تراکم. هزینه‌های او کاملاً شخصی است و بیشتر بر کمکهای مردمی تکیه دارد.

 لاریجانی: در دولت مدرن قطعا گردش نخبگان محقق خواهد شد

 علی لاریجانی در جمع مردم سیستان و بلوچستان گفت: "دولت آینده نمی‌تواند دولتی عقب افتاده باشد و سنت‌های گذشته و کهنه را دنبال کند." وی در پایان تاکید کرد: "در دولت مدرن قطعا گردش نخبگان محقق خواهد شد."

 مهر علیزاده: به دور از عوام‌فریبی قلب‌ها را تسخیر خواهم کرد

 محسن مهرعلیزاده، در دیدار جمعی از مسوولان و فعالان اقتصادی استان سمنان گفت: "بهترین نوع مدیریت، مدیریت بر قلب‌هاست و به خاطر اینکه نمی‌توانم هزینه‌های گزافی برای تبلیغات بپردازم مجبورم بیشتر در بین مردم ظاهر شوم و قلب‌های آنها را تسخیر کنم، مردم نیز با بررسی سوابق من متوجه خواهند شد که به دور از جناح‌بازی‌های سیاسی به فکر آنان خواهم بود."

 جمعیت ایثارگران حمایت خود از قالیباف را اعلام کرد

 جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای رسمی حمایت خود از کاندیداتوری محمد باقر قالیباف را اعلام کرد. در این بیانیه آمده است: "دکتر قالیباف را که برخوردار از سوابق و خدمات درخشان انقلابی و متصف به صفاتی چون هوش سرشار، نشاط و شادابی، کارآمد و با لیاقت، مؤمن و وفادار به آرمانهای حضرت امام خمینی (ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری، معتقد و ملتزم به مؤلفه‌های اصولگرایی، تحول خواه، اصلاح‌طلب، شجاع، قاطع، مصمم به مبارزه قاطع با فقر، فساد و تبعیض، تأمین زندگی شرافتمندانه برای ملت ایران و توانا برای اداره امور کشور و هدایت سیاست خارجی کشور می‌باشد و مهمتر آنکه برابر نظرسنجی‌ها بالاترین مقبولیت و کمترین مخالفت را دارد و از زمینه جلب آرای فراوانی نیز برخوردار است را به عنوان نامزد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به محضر ملت شریف و بزرگوار ایران اسلامی برای رأی اعتماد معرفی می‌کنیم."

 قالیباف: براساس عقلانیت مردم در رقابت با هاشمی پیروز می شوم/ در پرونده هسته ای باید اعتمادسازی کنیم

 قالیباف در دانشگاه تربیت مدرس حاضر شد و در جمع دانشجویان در پاسخ به این سوال که اگر هاشمی رفسنجانی در انتخابات آتی رای نیاورد آن را به عنوان مرگ سیاسی او ارزیابی می‌کنند گفت: "وقتی وارد عرصه سیاست شدم احساس کردم بد اخلاقی‌ها زیاد است و خود را ملزم کردم در هیچ شرایطی در این عرصه به این صورت عمل نکنیم و بر اخلاق و معنویت تکیه کنیم بنابراین بخش آخر سؤال شما را نوعی بداخلاقی می‌دانم." در پاسخ به این سؤال که براساس چه معیاری فکر می‌کنید در رقابت با هاشمی پیروز می‌شوید گفت: "عقلانیت مردم."

قالیباف در پاسخ به سؤالی در مورد انرژی هسته‌ای نیز گفت: "باید در سطح بین‌المللی نیز اعتمادسازی کنیم و اطمینان دهیم که به دنبال پیگیری مسائل نظامی در این حوزه نیستیم."

 حمایت یکصدو پنجاه نفر از نمایندگان مجلس هفتم از هاشمی

دفتر هاشمی رفسنجانی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای دومین مرتبه پس از اعلام حضور هاشمی در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، با وی دیدار کردند. در این دیدار یکصد و پنجاه نماینده مجلس شورای اسلامی حمایت خود را از کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام داشتند.

 9 خرداد 84:

 محتشمی پور: هاشمی همواره با بکارگیری الفاظ ناشایست موجب احساس ناامنی برای مردم شد

 محتشمی پور رییس ستاد انتخاباتی کروبی در نشست خبری خود گفت: "بیشترین آمار فرار مغزها متعلق به دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی است و ایشان همواره با استفاده از الفاظ ناشایست، به گونه‌ای موضع‌گیری می‌کرد که احساس ناامنی در بین مردم، اندیشمندان و خواص جامعه فراگیر شد." وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: "اولین دستاورد حضور هاشمی نقب زدن به گذشته است، چون او مجبور است در مقابل انتقادها یا موضع انفعالی بگیرد و یا درصدد توجیه برآید و این امر در قدرت انتخاباتی مردم تأثیر به سزایی دارد."

کروبی: اگر از اطرافیانم فسادی ببینید و نگویید، از شما به خدا شکایت می کنم/ شک کردن در انتخابات نتیحه خوبی ندارد

 مهدی کروبی در جمع مردم همدان گفت: "اگر من رئیس‌جمهور شوم، شما را موظف می‌دانم که اگر از فرزندان من و یا دوستان و نزدیکانم فسادی و یا تقلبی ملاحظه کردید، به من اطلاع دهید و اگر نگویید نزد خداوند از شما شکایت خواهم کرد." وی افزود: "من و شما بخواهیم یا نخواهیم در نهایت رئیس‌جمهور انتخاب می‌شود، هیچ وقت شک کردن و شرکت نکردن در انتخابات نتیجه خوبی در پایان نداشته است، چه من و شما بخواهیم یا نخواهیم در نهایت باید رئیس‌جمهوری انتخاب شود که کارش را انجام دهد، کسانی که در انتخابات شرکت نکنند، در نهایت ضرر متوجه خودشان می‌شود."

قالیباف: من شجاعت هدفمند کردن یارانه‌ها را در کشور دارم/ تعدیل اقتصادی در زمان هاشمی بسیار بد بود و قابل دفاع نیست

 قالیباف، وی در گفتگو با جمعی از کارشناسان و صاحب‌نظران اقتصادی، گفت: "به نظر من با ظرفیت هایی که در کشور وجود دارد و با استفاده از سیاست‌های جبرانی و نظام حمایتی در یک مدت کوتاه دو ساله می‌توان کار را شروع کرد و هزینه این کار از محل هدفمند کردن یارانه ها تامین خواهد شد.

وی ادامه داد: "هدفمند کردن یارانه ها در کشورنیازمند شهامت است و من شهامت این کار را دارم." وی با اشاره به موضوع تعدیل اقتصادی در دولت هاشمی عنوان کرد: "موضوع تعدیل اقتصادی، موضوعی است که اصلا قابل دفاع نیست و بسیار بد عمل شد."

 وی افزود: "تعدیل اقتصادی می‌توانست سهم ما را در اقتصاد جهانی برقرار نماید و ما را به سمت اقتصاد رقابتی و مزیت نسبی ببرد اما در دولت سازندگی در این موضوع خوب عمل نکرد و مجبور به عقب گرد شد و نظام اقتصادی در یک حالت کما رها کرد."

لاریجانی: در دولت مدرن، معیشت مردم بهتر خواهد شد/ مردم در سفره های خود تغییر را احساس خواهند کرد

 علی لاریجانی در ایرانشهر گفت: "در برنامه‌ای که برای دولت مدرن در نظر گرفته‌ایم معیشت مردم و قدرت خرید آنان دو برابر خواهد شد و با یک رقمی شدن تورم وضعیت اقشار مختلف متحول می‌شود." وی در پایان ابراز امیدواری کرد در سایه روی کارآمدن دولت امید و رسیدن هوای تازه، مردم در سفره‌های خود تغییر حس کنند.

 10 خرداد 84:

 قالیباف: اگر رییس جمهور شوم هر ماه بطور مستقیم با مردم صحبت می کنم

 باقر قالیباف با حضور در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه گفت: "قانون اساسی تکلیف ما را در برابر ملت و خدا روشن کرده است و انصاف نیست که وقتمان را صرف مسائل نظری و مباحث بی حاصل کنیم. " وی گفت: "مردم از تبعیض، انحصار و رانت‌خواری رنج می‌برند چرا که دولت به جای تولید ثروت به توزیع ثروت، آن هم به صورت ناعادلانه دست زده است. قالیباف در پایان خاطرنشان کرد: "‌اگر رئیس جمهور شوم هر ماه یکبار به طور مستقیم و رو در رو با مردم سخن می‌گویم."

 کروبی: برای همه یک رقیب جدی هستم

 مهدی کروبی در مصاحبه با روزنامه نیپون کیزایی گفت: "برای اولین بار بعد از انقلاب رقابت در این انتخابات بسیار نزدیک و جدی است و من خود را رقیب جدی برای همه کاندیداهای دیگر می‌دانم."

وی با بیان اینکه این انتخابات سه قطبی خواهد بود، خاطرنشان کرد: "به نظر من در کمپ محافظه‌کاران آقای لاریجانی و آقای قالیباف خواهند ماند، ولی در کمپ اصلاح‌طلبان احتمال تغییرات کم است."

 لاریجانی: بومی نشدن فناوری هسته ای، خیانت بزرگ به نسل آینده است

 علی لاریحانی در جمع مردم یزد گفت: "امروز اگر کسانی دنبال مبارزه جدی با آمریکا هستند باید برای ارتقای سطح فناوری و اقتصاد کشور قدمهای مثبتی بردارند." وی در بخش دیگری از اظهاراتش تاکید کرد: "اگر مسئولان نتوانند فناوری هسته‌ای را در داخل بومی کنند، خیانت بزرگی به نسل آینده کشورمان می‌کنند."

 11 خرداد 84 :

 کروبی: شایعه‌ از پیش تعیین بودن نتیجه‌ انتخابات فریب افکار عمومی است

 مهدی کروبی در مسجد سید شهر اصفهان گفت: " راهکارهای ارتباط مردم با حاکمیت هر قدر که آسانتر و راحت‌تر باشد، فساد در حاکمیت کمتر خواهد بود و در دولت مقتدر اینجانب این راهکارها به اجرا درمی‌آید تا مردم در هر زمانی که می‌خواهند مشکلات و انتقادات خود را به دولت بگویند." وی با اشاره به پاره‌ای از سخنان و شایعات مبنی بر اینکه نتیجه‌ی انتخابات از پیش تعیین شده است، گفت: "چنین سخنانی صرفاً برای تخریب و فریب افکار عمومی و کم کردن انگیزه مردم برای شرکت در انتخابات عنوان می‌شود." کروبی در ادامه به سخن امام(ره) اشاره کرد و گفت: "امام(ره) همواره حق انتخاب را از آن مردم می‌دانست و این تفکری است که مقام معظم رهبری نیز به آن معتقدند."

 قالیباف: اگر شرایط را تغییر ندهیم ادامه وضع موجود قابل تحمل نیست

 باقر قالیباف در جمع مردم ایلام گفت: " ما توسعه سیاسی به معنای واقعی را ندیدیم و ظرفیت‌های قانون اساسی در این دوران نیز عینیت پیدا نکرد و در زمان توسعه اقتصادی نیز در عرصه اقتصاد بیکاری و تورم بود و الان هم هست." وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: " اگر شرایط را تغییر ندهیم ادامه وضع موجود قابل قبول و تحمل نیست."

 هاشمی رفسنجانی: نتیجه انتخابات را هرچه باشد می‌پذیرم

 هاشمی در دیدار با جمعی از روحانیون اهل سنت سراسر کشور گفت: " برای انجام وظیفه وارد عرصه انتخابات شدم و نتیجه آن را هر چه باشد، می‌پذیرم."

 قالیباف: موافق پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی هستم

 باقر قالیباف با حضور در برنامه پرسش و پاسخ تلوزیونی گفت: "من موافق پیوستن به سازمان تجارت جهانی هستم، اما ابتدا باید خصوصی سازی را در کشور گسترش و سامان دهیم و در این مورد هم ابتدا باید مدیریت را خصوصی کرده و کارخانه‌ها و شرکتهای به روز شده و با راندمان بالا را با روش‌های صحیح در اختیار بخش خصوصی قرار دهیم. "

 هاشمی رفسنجانی: زندگی متوسطی دارم/ ضدانقلاب و حسودان شایعه درست می کنند

 دفتر هاشمی رفسنجانی به نقل از وی اعلام کرد: "شایعات سازماندهی شده است و ضدانقلاب و انسانهای حسود چنین کاری می‌کنند. هر چه بگویم باز هم این شایعات پایان پذیر نیست و بهتری می‌بینیم سکوت کنم." وی افزود: "اکنون همه خانواده من یک دهم آن چه که در آن زمان پیروزی انقلاب داشتند ندارند. موجودی ما نزد دستگاه قضایی روشن است."

 دیدار معین با اکبر گنجی

 مصطفی معین به دیدار اکبر گنجی رفت. گنجی در این دیدار به معین گفت: " حال که آمده‌اید، سخنگوی این بخش از جامعه شوید و بایستید و به دوستانتان هم بگویید که مقاومت کنند و بایستند." مصطفی معین نیز در این دیدار گفت: "راه درازی تا تحقق دموکراسی در پیش داریم، اما باید استقامت و ایستادگی کرد تا روزی فرا برسد که در ادبیات سیاسی ما واژه زندانی سیاسی وجود نداشته باشد."

 12 خرداد 84:

 قالیباف: لباس های من گران قیمت نیست و این حرفها بداخلاقی است/ به شورای نگهبان انتقاد دارم

 باقر قالیباف با حضور در دانشگاه شهید باهنر کرمان در پاسخ به اولین سوال درباره اینکه اگر معیارهای یک رئیس جمهور خوب ساده زیستی است چرا شما اینگونه لباس‌های مدل به مدل می‌پوشید، گفت: "تمیزی،‌ زیبایی و خوب لباس پوشیدن منافاتی با ساده زیستی ندارد و لباس‌های من نیز به هیچ وجه گرانقیمت نیست و این حرف ها بداخلاقی‌های سیاسی خاص ایام انتخابات است." از وی در مورد ردصلاحیت‌ها توسط شورای نگهبان سوال شد که گفت: "بنده با هر اقدامی که مانع مشارکت حداکثری شود مخالف هستم و به عملکرد شورای نگهبان هم انتقاد دارم اما این به معنی نفی موجودیت شورای نگهبان و نظارت استصوابی نیست."

 لاریجانی: به دنبال غنی سازی دموکراسی هستم

 علی لاریجانی در جمع مردم اصفهان گفت: " من هیچوقت عضو حزبی نبودم ولی بدنبال غنی سازی دموکراسی هستم ومعتقدم که حزب باید قدرت کادر سازی و تربیت مدیران استراتژیک را داشته باشد." وی در پاسخ به این سؤال که اگر رای آورید به کاخ سعد آباد خواهید رفت تاکید کرد: "خیر، چرا ما باید از نهادهای رژیم گذشته استفاده کنیم و اذهان را نسبت به نظام اسلامی خراب کنیم."

کروبی: اگر ملت مرا بپذیرد هیچگاه از انتخاب خود پشیمان نخواهد شد

مهدی کروبی در جمع مردم خرم آباد با بیان اینکه برحسب وظیفه و خواست مردم در صحنه انتخابات حضور یافته‌ام، اظهار داشت: "به مردم اطمینان می‌دهم که شرمنده آنها نخواهم شد و چنانچه ملت شجاع، اصیل و بافرهنگ ایران اراده کرد و مرا بپذیرد هیچگاه از انتخاب خود پشیمان نخواهد شد."

 13 خرداد 84:

 لاریجانی: باید دیپلماسی مان را مدرن کنیم

 علی لاریجانی در گفتگو با شبکه اول سیما ضمن انتقاد تلویجی از عملکرد دولت خاتمی در پرونده هسته ای ایران گفت: " ما باید دیپلماسی خود را از سنتی به مدرن تبدیل کنیم. در دیپلماسی مدرن به جای شخص و افراد، اتکا بر سیستم و رویکرد کارشناسی است."

 14 خرداد 84:

 محمد رضا خاتمی: در این مملکت دموکراسی از نان شب هم برای مردم واجب‌تر است

 محمدرضا خاتمی برادر رییس جمهور و دبیرکل حزب مشارکت که در حمایت از معین در استان همدان سخن می گفت، اظهار داشت: " در این انتخابات عده‌ای در تبلیغات خود مجبور شده‌اند از شعارهای اصلاحات کپی برداری کنند." وی با بیان اینکه در این مملکت دموکراسی و اصلاحات از نان شب هم برای مردم واجب‌تر است، افزود: "تا اطلاع ثانوی و تا حد تحقق جامعه مدنی در کشور، شعار اصلی اصلاحات دموکراسی خواهد بود."

 15 خرداد 84:

 قالیباف: به هیچ چیز جز پیروزی در انتخابات فکر نمی‌کنم

 قالیباف در مرکز فرهنگی و تبلیغات اسلامی حسینیه قهرودیها در تهران در پاسخ به این سوال در صورت پیروزی هاشمی رفسنجانی در کابینه‌اش حضور خواهی داشت و یا از هاشمی رفسنجانی در کابینه خود استفاده می‌کنید، گفت: "به هیچ چیز جز پیروزی در انتخابات فکر نمی‌کنم و این بستر امروز در جامعه فراهم است."

 هاشمی: آقای خاتمی تقریباً در مسیر سیاست‌های دوره مسئولیت من پیشرفت کردند

 هاشمی رفسنجانی در گفت و گو با مجله آمریکایی تایم  گفت: "آقای خاتمی تقریباً در مسیر سیاست‌های دوره مسئولیت من پیشرفت کردند. البته با اقتضائات زمان هم همراه بود. شاید اگر من هم می‌خواستم ادامه دهم، به همین جاها می‌رسیدم." وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: " من طرفدار دموکراسی هستم. ولی فکر می‌کنم این مسیر را باید آرام آرام طی کرد."

 کروبی: اینکه چه کسی پیروز انتخابات باشد قابل پیش‌بینی نیست/ از حقوق فلسطینی ها دفاع کرده و اسراییل ار غاصب می دانیم

 مهدی کروبی در گفتگو با شبکه‌ تلویزیونی LBC لبنان گفت: " احساس می‌کنم در شرایط فعلی انتخابات با وجود تعدد چهره‌ها موجب مشارکت بیشتر مردم و حضور آنها مثبت ارزیابی شود اما اینکه چه کسی پیروز این رقابت باشد برای نتیجه‌گیری زود است و قابل پیش‌بینی نیست." وی در پاسخ به وسالی پیرامون حقوق فلسطینی ها نیز تاکید کرد: " ما همواره از حقوق مردم فلسطین دفاع می‌کنیم ... اسرائیل را غاصب سرزمین‌های اسلامی می‌دانیم، و با آن ارتباط برقرار نمی‌کنیم؛ به هیچ‌وجه."

 16 خرداد 84:

 لاریجانی: دولت آینده باید دولت مدرن باشد

 علی لاریجانی در جمع مردم دامغان گفت: " ما در دنیای مدرن زندگی می‌کنیم اما لوازم دنیای مدرن را نپذیرفته‌ایم."وی گفت: "من عرض می‌کنم «دولت آینده» باید «دولت مدرن» باشد."

 قالیباف: مشکلات امروز کشور ناشی از ضعف مدیریت‌های گذشته است

 باقر قالیباف در جمع مردم یاسوج دلفریبی قدرت و ثروت طی سالهای اخیر را عامل محرومیت و ناکارآمدی خواند و گفت: "مشکلات امروز ناشی از ضعف مدیریت‌های گذشته است و نباید این وضع استمرار یابد." وی تاکید کرد: "قول می‌دهم که تا چهار سال آینده بگونه‌ای عمل کنم که مردم در پایان چهار سال ببینند که وضع زندگیشان متحول شده است."

 لاریجانی: پخش اعترافات برخی ها در تلوزیون، امنیت ملی را استوار کرد

 علی لاریجانی در جمع مردم شاهرود گفت: "زمانی که دادگاه برخی از این افراد از تلویزیون پخش می شد، برخی به من خرده می‌گرفتند که تو نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی هستی چرا توجه نمی کنی، این مصلحت امنیت ملی کشور نیست آبروی نظام دارد می رود، من به آنها گفتم چون نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی هستم، مطمئنا پخش این چیزها امنیت ملی کشور را استوارتر خواهد کرد."

 17 خرداد 84:

 میرحسین موسوی، معاون اول کروبی

 اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی کروبی در کنفرانس خبری که در محل ستاد مرکزی انتخاباتی کروبی برگزار شد تصریح کرد: "آقای میرحسین موسوی از ابتدا به‌عنوان گزینه نخست معاون اولی دولت جناب آقای کروبی مطرح بوده است"

 هاشمی: با فرو ریختن دیوار سانسور باید توانایی پاسخگویی به همه سلائق را داشته باشیم

 هاشمی رفسنجانی در دیدار با جمعی از سردبیران نشریات استانهای سراسر کشور با تاکید بر این که دیوار سانسور فرو ریخته و دیگر نمی‌توان از نشر اطلاعات جلوگیری کرد، افزود: "باید در عصر انفجار اطلاعات پاسخگوی همه نیازها و سلیقه‌های موجود در جامعه را داشته باشیم." وی تصریح کرد: "ما باید آزادی بیان را در زمانی که همه چیز باید شفاف به مردم گفته شود مورد احترام قرار دهیم و در چارچوب قانون رفتار کنیم."

 امکان هیچگونه تقلبی در انتخابات وجود ندارد

 آقاتقی فرماندار تهران اعلام کرد: "امکان هیچگونه تقلبی در رای‌گیری و نتایج انتخابات وجود نخواهد داشت."

 قالیباف: بعد از انتخابات هزینه‌ تبلیغات و منابع آن را اعلام خواهم کرد

 باقر قالیباف در جمع مردم اصفهان گفت: "از همین حالا اعلام می‌کنم بعد از انتخابات هزینه‌ تبلیغات و منابع آن را اعلام خواهم کرد و اگر پیروز شدم لیست اموال خود را انتشار خواهم داد."

 18 خرداد 84:

 هاشمی: رفتنم به شهرستان‌ها ممکن نیست چون نمی توانم هزینه محافظانم را تامین کنم

 هاشمی رفسنجانی در ساختمان مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار با ستاد نوجوانان و جوانان سیاوش (ستاد رای اولی‌ها) با بیان اینکه رفتن من به شهرستان‌ها با ‌توجه به موقعیت من ممکن نیست، گفت: "چرا که اولاً هزینه و امکانات زیادی برای حفاظت من لازم است که بنده نه می‌توانم و نه باید که این هزینه‌ها را صرف کنم و اگر از امکانات دولتی استفاده کنم هم درست نیست." وی تاکید کرد: "از سوی دیگر اگر من بخواهم به شهرستان‌ها بروم باید کارهای مجمع را تعطیل کنم که این شدنی نیست و در حال حاضر هم برنامه‌هایی که اینجا داریم سعی می‌کنم صرفاً انتخاباتی نباشد، تا استفاده از امکانات دولتی برای تبلیغ نباشد و اگر انشاءالله انتخاب شدم جبران می‌کنم و به همه شهرها برای رسیدگی به مشکلات مردم می‌روم."

 حمایت حزب توده از معین

حزب توده در بیانیه‌ای حمایت خود را از مواضع مصطفی معین کاندیدای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد.

 قالیباف: ورزش پس از دین مهمترین پدیده اجتماعی است

 محمدباقر قالیباف در مراسمی با حضور ورزشکاران در مجتمع فرهنگی هنری شهید آوینی بیان داشت: " ورزش پس از دین مهمترین پدیده اجتماعی است که غفلت از آن خسارات جبران‌ناپذیری را به همراه دارد."

 19 خرداد 84:

 توکلی: انشاءالله قالیباف مثل رجایی عمل می‌کند/ عملگرایانه عمل کرده و به قالیباف رای دهیم

 احمد توکلی که برای محمد باقر قالیباف تبلیغ می‌کند در ادامه سفرهای تبلیغاتی خود در جمع مردم سبزوار شهید رجایی را یک الگو برای مسئولان دانست و گفت: "انشاءالله محمد باقر قالیباف همچون شهید رجایی عمل می‌کند." وی افزود: "اگر خواهان تحول اصولگرایانه در جامعه هستید از شما می‌خواهم که به محمد باقر قالیباف رای دهید چرا که ایشان در نظرسنجی ها از سه نامزد اصولگرای دیگر جلوتر است و عملگرایانه باید به کسی رای بدهیم که احتمال پیروزیش از دیگران بیشتر است. "

 لاریجانی: دولت‌های قبلی زحمت کشیدند اما ملت نمی‌خواهند به گذشته بازگردد

 لاریجانی در جمع مردم خوزستان با تقدیر از تلاشهای دولتهای میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و خاتمی اظهار داشت: "باید از زحمات گذشتگان به نیکی یاد کرد، اما ملت ایران به دنبال یک جهش هستند و نمی‌خواهند به گذشته بازگردند."

 هاشمی: فکر نمی‌کنم رای نیاورم

 اکبر هاشمی رفسنجانی در پایان نشست خود با جوانان که در جمع خبرنگاران حضور یافته بود در پاسخ به این سوال خبرگزاری فارس که شما پیش از این، دلیل کاندیداتوری خود را نگرانی از رای پایین دیگر نامزدهای حاضر در صحنه انتخابات عنوان کرده بودید اما اکنون نظرسنجی ها نشان می دهد انتخابات به دور دوم کشیده می شود. آیا این برای نظام مشکل ساز خواهد شد؟ گفت: "من فکر نمی کنم که رای نیاورم و احتمال آن را هم نمی دهم، البته احتمال دارد انتخابات به دور دوم کشیده شود ولی همین مساله هم بعید است."

 20 خرداد 84:

 حامیان اصلاح طلب قالیباف: رای به قالیباف مخالفت با خاتمی نیست/ قالیباف چپ و راست را به خود جذب کرده است

 حامیان اصلاح طلب قالیباف در بیانیه‌ای اعلام کردند: "در شرایطی که اکثریت صاحبنظران سیاسی انتخابات این دوره را تقابل شدید بین جریانهای سیاسی موجود در کشور قلمداد می نمودند و انتظار بر این بود که جریانهای چب و راست در مقابل هم به رقابت انتخاباتی بپردازند حضور آقای دکتر قالیباف در صحنه سیاسی و انتخابات، بسیاری از معاملات سیاسی موجود و مورد انتظار را بر هم زد و ایشان به سرعت حامیان زیادی از نیروهای چپ و راست و مستقل را به خود جذب نمود." در ادامه این بیانیه آمده است: " ما معتقدیم رای به قالیباف مخالفت با خاتمی نیست، بلکه تلاش در جهت تحقق عملی تر خواسته های ایشان است. رای به قالیباف از بین رفتن سیاسی به دست آمده در دوران خاتمی نیست بلکه تلاش در جهت حفظ و ارتقاء این فضا است، رای به قالیباف رای تحول و عملگرایی و توانمند سازی مدیریت کشور است. رای به قالیباف، رای به وفاداری و امانت داری و قانون گرایی است." در پایان این بیانیه آمده: " ما اعلام می‌داریم در رفتار و اهداف سیاسی خود از سال 76 تا به حال به هیچ وجه تغییر جهت نداده‌ایم و امروز همان هدفی را دنبال می‌کنیم که در سال 76 به دنبال آن بوده‌ایم و معتقدیم دلت خاتمی با تمامی مشکلات سر راه خود توانست به قسمتهای عمده ای از مطالبات مردم جامعه عمل بپوشاند و اثرات خود را به صورت زیربنایی در جامعه گذاشت و در واقع فنداسیون جامعه مدنی را پی ریزی کرد و امروز نوبت ساختن بنای جامعه مدنی است و این محقق نمی شود مگر مدیریت پروژه به دست افراد توانمند و عملگرا بسپاریم "

 21 خرداد 84:

 لاریجانی: دولت امید، اصلاحات عمل گرایانه را در تمامی عرصه‌ها دنبال می‌کند

 علی لاریجانی در جمع مردم همدان گفت: "دولت امید، اصلاحات عمل گرایانه را در تمامی عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دنبال می‌کند و در این راه مبارزه با فساد، تبعیض، فقر، باندبازی و پارتی بازی را در اولویت کاری خود دارم."

 معین با حضور در تخت جمشید سوگند تفاهم با جهان به جا آورد

 مصطفی معین با حضور در دروازه ملل تخت جمشید سوگند تفاهم با جهان به جا آورد. وی با اشاره به نفوذ ادبیات اصلاح‌طلبان در میان نامزدهای جناح‌های دیگر تاکید کرد: "اگر چه این مسئله یک تکتیک است و ممکن است عمقی نداشته باشد اما همین نشان می‌دهد که شعارهای اصلاح‌طلبان بر ادبیات سیاسی محافظه‌کاران هم تاثیر گذاشته و آنها را دگرگون کرده است."

 کروبی: با درآمدهای عمومی دولت طرح پرداخت 50 هزار تومان را عملی می‌کنم

 مهدی کروبی در جمع مردم مرودشت با بیان اینکه بخش اول برنامه‌های دولت من رفع مشکلات اقتصادی قشرهای محروم و مستضعف جامعه و بیکاری جوانان است، افزود: "با درآمدهای عمومی دولت طرح پرداخت 50 هزارتومان را عملی می‌کنم."

 قالباف مانیفست انتخاباتی خود را خطاب به مردم تحت عنوان «منشور زندگی خوب برازنده ایرانی، اصولگرایی جامع و اصلاح طلبی معقول» منتشر کرد.

 22 خرداد 84:

 هاشمی: حرکت در مسیر دموکراسی اجتناب‌ ناپذیر است

 هاشمی در دیدار با جمعی از نخبگان در حسنیه جماران گفت: "حرکت در مسیر دموکراسی اجتناب‌ناپذیر است" وی در ادامه با اشاره به این که درآمدهای دولت در سالهای اخیر افزایش چشمگیری یافته است، گفت: "متاسفانه به جای هزینه این افزایش درآمد در بخش زیر ساخت‌ها و بخش عمرانی، شاهد افزایش بی‌رویه هزینه‌های جاری هستیم که عاملی برای افزایش تورم و ناتوانی در رفع مشکل اشتغال می‌شود."

 23 خرداد 84:

 لاریجانی: اگر یک یاعلی بگویید، دولت مدرن تحقق تحقق می باید

 علی لاریجانی در جمع مردم آستارا گفت: "در آینده نزدیک خط بطلانی برگذشته خواهید کشید و شما با رای خود می‌توانید دولتی مقتدر و مدرن را سرکار بیاورید." وی تاکید کرد: "اگر شما یک یا علی بگویید انشاءالله دولت مدرن محقق می‌شود."

 کروبی: اصلاح‌طلب عملگرا و اصولگرا هستم

 مهدی کروبی در همایش دموکراسی در پارک لاله تهران گفت: "به هرچه که به مردم وعده داده‌ام عمل خواهم کرد چرا که من اصلاح‌طلب عملگرا و اصولگرا هستم."

 24 خرداد 84:

 رضایی: رانت خواران را شخصا به مردم معرفی می کنم/ رقیب اصلی هاشمی است و اقبال عمومی روز به روز به من بیشتر می شود

 محسن رضایی در جمع مردم گیلانغرب با اشاره به اینکه رقیب اصلی من هاشمی رفسنجانی است، گفت: "روز به روز اقبال عمومی من در میان اقشار مردم افزوده می‌شود." وی در پایان افزود: "در دولت من با رانت‌خواری مبارزه جدی و عملی صورت خواهد گرفت و رانت‌خواران را خودم شخصاً به مردم معرفی می‌کنم."

 لاریجانی: زنان در دولت امید می‌توانند مانند مردان در قوه مجریه حضور داشته باشند

 علی لاریجانی در جمع مردم شرت گفت: "در دولت امید زنان مانند مردان در همه سطوح می‌توانند در قوه اجرائیه حضور داشته باشند." لاریجانی بیمه خانمهای خانه‌دار و خانمهای سرپرست خانوار را از جمله برنامه‌های خود در خصوص زنان یاد کرد.

 قالیباف: امیدوارم این انتخابات پایانی بر مدیریت 16 سال گذشته باشد

 باقر قالیباف در جمع مردم کرج با تقدیر از تلاش دولت‌های گذشته گفت: "با این وجود همچنان مشکلات زیادی وجود دارد که ناشی از عملکرد پس از دوران دفاع مقدس است و امیدوارم که این انتخابات آغازی پربرکت برای مردم و پایانی بر آنچه که طی 16 سال گذشته بوده باشد."

 درخواست ستاد لاریجانی از احمدی نژاد: اگر کناره گیری کنید، پیروزی اصولگرایان قطعی است

 آژینی، قائم مقام ستاد انتخاباتی علی لاریجانی در نامه سرگشاده‌ای به محمود احمدی نژاد نوشت: " این اقدام جنابعالی (انصراف از ادامه انتخابات) نه تنها کمترین خدشه ای به نیت خالصانه و تلاش های مجاهدانه شما درجهت حضور حداکثری و مشارکت بالای مردم وارد نمی نماید بلکه دل های میلیونها مردم مومن و متدین و بزرگان دین و معنویت را با شما همراه خواهد کرد در این صورت شما امروز پیروز واقعی این انتخابات تلقی خواهید شد و فردا نیز در پیشرفت و آبادانی کشور بر محور اصولگرایی بیشترین نقش را به طور طبیعی ایفا خواهید نمود."

 معین: تنها راه نجات ما دموکراسی است/ من آمده ام تا پیامبرانه زندگی کنیم

 مصطفی معین در جمع هواداران خود در تهران گفت: "تنها راه نجات ایران دموکراسی، دموکراسی و فقط دموکراسی است. من در پی شما آمده ام تا نترسیم و بیاموزیم که پیامبرانه زندگی کنیم."

 25 خرداد 84:

 رفسنجانی:با سازندگی دوم، ایران را به آبادانی و پیشرفت می‌رسانم

 هاشمی در دیدار با بخشی از اقشار از جمله اعضا باشگاه هنرمندان و ورزشکاران گفت: "در تمامی بخش‌های کشور برنامه‌هایی دارم تا با اجرای سازندگی دوم ایران را به سوی توسعه و پیشرفت برسانم." هاشمی رفسنجانی حضور خود در عرصه انتخابات ریاست جمهوری را ادای تکلیف به وظیفه عنوان کرد و افزود:‌" نتیجه انتخابات هر چه باشد به رای و نظر مردم اعتماد و احترام می‌گذارم و خود را برای هرگونه شرایطی مهیا کرده‌ام."

 قالیباف: راه بسته 16 سال گذشته را برای نخبگان باز خواهم کرد

 باقر قالیباف در جمع مردم استان خراسان رضوی گفت: " اگر توفیق خدمت یابم متعهد می‌شوم که راه 16 ساله بسته را برای متخصصان و نخبگان باز و فرصت‌ها را در اختیار همه افراد در هر طیف و قشر خاصی قرار دهم تا هر کس بتواند با تولید ثروت در ارتقاء کشور نقش داشته باشد. "

 محسن رضایی از ادامه حضور در رقابت‌های انتخاباتی کناره‌گیری کرد

 محسن رضایی در بیانیه ای اعلام کرد: "جهت جلوگیری از تشتت آرا از ادامه حضور در رقابت‌های انتخاباتی کناره‌گیری می‌کنم."


بازخوانی جالب و مطابق روز! نامه ی آتشین در سایت هاشمی
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جنبش سبز
فرار هاشمی از نامه ای که آتش فتنه را رقم زد

خبرنامه دانشجویان ایران: پس از گذشت دو سال از نامه ی سرگشاده ی هاشمی به رهبری در مورد اتفاقات افتاده در جریان مناظره دو کاندیدای انتخابات ریاست دهم ریاست جمهوری بار دیگر سایت هاشمی با قرار دادن این نامه به دنبال موجه نشان دادن این نامه است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، سایت هاشمی در حرکتی جدید به بازخوانی نامه ی جنجالی و آتشین هاشمی پرداخته و این بار سعی داشته با جوابیه از سوی خود هاشمی مبنی بر تأیید چنین نامه ای، آن را مثبت جلوه دهد.

این سایت در حالی این نامه را قرار داده که در کنار آن و در ابتدا نامه هاشمی به امام (ره) در سال 58 که اشاره به ارتباط وی با امام و نیز برخی موضوعات در مورد رئیس جمهور آن زمان بنی صدر را به گونه ای به کار برده که سعی در مقاسیه این دو و یکسان نشان دادن شرایط نامه ها دارد.

جالب اینکه هاشمی در توضیح نامه ی خود در انتخابات سال 88 اینگونه آورده که " فکر می‌کنم «مضامین نامه ۸۸ روشن است». بنظر اینجانب اظهارنظرها باندی و سیاسی است و تا شرایط همین است، اعتراف نخواهند کرد. ولی نکته مهم این است که خود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند: «درباره مطالب نامه ملاحظه‌ای ندارند» و فقط دو نکته وجود دارد. اول اینکه اگر با من مشورت می‌کردید، می‌گفتم باید بعد از انتخابات منتشر شود که من جواب دادم چند ساعت قبل نامه را خدمت شما فرستادم برای مشورت که جوابی نرسید. فرمودند آقای حجازی نامه شما را موقعی به من داد که مشغول خواندن متن آن در کامپیوتر بودم. نکته دوم اینکه آقای احمدی‌نژاد در آن مناظره شخص شما را متهم نکرده است که جواب دادم هدف اصلی من بودم و فضای مناظره به گونه‌ای بود که جامعه همین را فهمیدند و «عکس‌العمل‌ها که از پیش سازمان‌دهی شده بود، لحظاتی بعد از مناظره شروع به اجرا شد و هنوز هم ادامه دارد که این دلیل روشنی است». به علاوه در مراسم مرقد به ایشان گفتم اگر خودتان جبران کنید، من اعتراض نمی‌کنم که نکردند."

بیان این مطالب در حالی است که هاشمی در نامه ی خود آن هم قبل از فرارسیدن روز انتخابات بستر ایجاد آشوب ها و اغتشاشات خیابانی را فراه نموده و آتش نشان هایی را که خود در نامه اش از آن سخن به میان آورده بود را به واقعیت در خیابان ها دیده شد.

شاه کلید نامه هاشمی بخشی بود که وی ناخواسته پرده از برخی مسائل پشت پرده فتنه ماه های آتی آنمی دهد:

"ی شک بخشی از مردم و احزاب و جریان‌ها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش فشانهای که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها خیابان‌ها و دانشگا‌ها مشاهده می‌کنیم.

اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده‌های زشت و گناه آلودی مثل تهمت‌ها؛ دروغ‌ها و خلاف گویی‌های مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلف‌های صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات شان منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق شکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می‌توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟ "

این نامه که گفته می شود با فشار اعضای خانواده هاشمی به وی نگاشته شده است بدون سلام و تحیت خطاب به ولی امر مسلمین بود و به نوعی "دستورالمعل" ایجاد آشوب های خیابانی به حساب می آید.

البته در همین زمان بود که شعارهای خیابانی برخی از افراد سود جو نیز تغییر کرده و با بیان "اگر تقلب بشه ایران قیامت می شه" جهت جدیدی به خود گرفت.

باز خوانی این نامه در حالی است که هاشمی سعی دارد با بیان مطالبی چون جریان انحرافی، رمالی و ... به تطهیر نامه خود بپردازد.

سایت هاشمی در سایت خود در حالی از فتنه گران و جریان انحرافی نام می برد که اساسا بعد از هجمه های شدید معارضین به نظام که با تمام تلاش و توان خود به حمله با نظام روی آورده بودند به سکوت کامل روی آورد.

وی که هنوز نسبت به جریان فتنه در انتخابات 88 موضعی نگرفته است در چند روز گذشته نیز با حمله به مسائل اتفاق افتاده در دولت اینگونه بیان داشته که : همه باید تلاش کنیم اعتماد برخی از مردم را که به تردید افتاده اند، برگردانیم، آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می فهمند یک بازی است و بیت المال را به غارت بردن برای خرید چند رأی و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی دهد.

هاشمی در حالی این سخنان را بیان می کند که خود با سخنان دو پهلوی و دور از صراحتش همیشه جای ابهام را باقی می گذاشته است.

هاشمی در شیوه ی جدید سعی دارد با مسائل حاشیه ای به وجود آمده در دولت به فرار از نامه ای که بستر ایجاد فتنه گری بعد از انتخابات بود، و نیز تطهیر خود از بسترهای آشوب ایجاد کرده در انتخابات بپردازد.


طراحی پروژه، از وحدت ملی تا انقلاب مخملی/ 2
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، انقلاب مخملی
بازی بزرگ هاشمی و نامه بدون سلام به‌مثابه فرمان آغاز انقلاب مخملی

در بخش قبلی این گزارش به نقش محمد خاتمی در انتخابات 88، تمایل اولیه نداشتن به کاندیداتوری، اعلام حضور، کناره‌گیری و پروژه مشترک حزب مشارکت و سازمان مجاهدین (انقلاب) پرداخته شد. در بخش دوم و پایانی، به بررسی نقش آقای هاشمی رفسنجانی در به صحنه آوردن موسوی و دو فاز تحرک انتخاباتی موسوی، پرداخته شده است.

 
هاشمی رفسنجانی و بازی بزرگ در انتخابات دهم
 
به گزارش رجانیوز، با وجود همه آنچه که درباره فراز و فرودهای حضور محمد خاتمی در صحنه انتخابات گفته شد،‌ باید به این نکته اذعان داشت که نقش اول بازیگر بزرگ در انتخابات ریاست جمهوری دهم متعلق به هاشمی رفسنجانی است و او بود که عملا صحنه مبارزه انتخابی علیه دکتر محمود احمدی نژاد را در دو جبهه اصولگرا و اصلاح طلب با کمک دوستانش مدیریت می‌کرد. این بخش از نوشتار حاضر تلاش خواهد کرد تصویری دقیق و روشن هرچند اجمالی از طراحی‌های وی برای انتخابات 88 و سناریوهایی که یکی پس از دیگری اجرا شد ارائه دهد. 
 
پروژه "نه خاتمی نه احمدی نژاد"
 
بر مبنای مجموعه تحلیل‌ها و اخبار و اطلاعات تأیید شده‌ای که در دست است «پروژه مطلوب» هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری دهم این بود که هم خاتمی به عنوان نماد تندروی اصلاح طلبانه و هم احمدی نژاد به عناون نماد تندروی اصول گرایانه از صحنه انتخابات کنار بروند و یک گزینه دیگر که او خود آن را «راست صالح» نامیده بود جایگزین آن شود. هاشمی از حدود شش ماه مانده به پایان سال 87 ، این استراتژی را قابل دستیابی تصور می‌کرد در جلسات خصوصی آن را مطرح می‌کرد اما تا مدت‌ها معلوم نبود روش او برای تحقق این هدف چیست. در حدود اوایل زمستان 87 بود که معلوم شد روش عملیاتی هاشمی برای به فعلیت رساندن این استراتژی چیست. هاشمی رفسنجانی روش «معامله با رهبری» را برای عملی کردن ایده خود در پیش گرفته بود. بنابر اخبار و اطلاعات موثق که از جانب منابع متعدد تأیید شده، هاشمی در یکی از دیدارهای خود با رهبری به ایشان می‌گوید «نیامدن خاتمی با من» و تلویحاً از رهبری می‌خواهد که او هم احمدی نژاد را برای حاضر نشدن در صحنه انتخابات متقاعد کند. در واقع تحلیل هاشمی در آن مقطع این بود که تنها کسی که می‌تواند احمدی نژاد را از حضور در انتخابات منصرف کند، رهبری است. تنها کسی هم که می‌تواند خاتمی را از کاندیداتوری بازدارد خود اوست و لذا شرایط برای انجام یک معامله با رهبری در این مورد آماده است! ظاهراً هاشمی چه در آن جلسه و چه در جلسات متعدد دیگر سعی کرده بود با بزرگنمایی شدید خطر خاتمی (که خود او در پنهان، خاتمی را به آمدن و ماندن ترغیب می‌کرد و بلکه برجسته ترین نقش را در این مورد داشت) و ساختن یک «چماق» از او، نظام و رهبری را از خطر بازگشت او بترساند و وادار به معامله‌ای سازد که طی آن هاشمی مانع آمدن خاتمی شود و در واقع از این خطر جلوگیری کند، مشروط به آنکه رهبری هم مانع از حضور احمدی نژاد در انتخابات شود. بنابر نقل موثقی که تأیید شده است رهبر معظم انقلاب پس از شنیدن درخواست تلویحی هاشمی به وی با تاکید و تکرار گفته بود که «خاتمی فعلاً خواهد آمد و طرح شما موضوعیت ندارد». به این ترتیب طرح هاشمی برای عبور از احمدی نژاد توسط رهبری با «چماق خاتمی» ناکام ماند و هاشمی نتوانست این پروژه را از طریق شخص حضرت آقا جلو ببرد. رهبر انقلاب می‌دانستند که یا خاتمی و یا عنصر تندرو دیگری حضور قطعی در رقابت با احمدی نژاد خواهد داشت. 
 
استراتژی "بله خاتمی نه احمدی نژاد"
 
پس از شکست خوردن استراتژی «نه خاتمی نه احمدی نژاد به کمک خاتمی» در معامله به رهبری، هاشمی استراتژی خود را در یک سطح تعدیل کرد و با حفظ گزینه «نه احمدی نژاد» تا حدودی گزینه «نه خاتمی» را تعدیل کرد و پشت سر خاتمی قرار گرفت. پس از آن هم اطلاعات مفصلی در اختیار آگاهان سیاسی قرار گرفت که نشان می‌داد هاشمی، یکی از فرزندان خود (مهدی هاشمی) را مأمور ارتباط با خاتمی کرد و از طریق او قول ارائه همه گونه کمک و امکانات را به خاتمی داده بود. «مهدی» خود در دیدار با چهره‌های مختلف سیاسی هم موضوع تلاش برای ترتیب دادن معامله «نه خاتمی نه احمدی نژاد» با رهبری را مورد تأیید قرار داده و هم بر این موضوع که اکنون پدرش به طور کامل از خاتمی حمایت می‌کند صحه گذاشته بود. برای فهم موضع هاشمی در این مرحله توجه به سه نکته زیر بسیار ضروری است. درواقع 3 بند زیر توصیف کننده اجزای مثلث استراتژیک هاشمی برای انتخابات دهم بود.
 
1- مسئله استراتژیک«رأی». ابتدا باید به این نکته توجه کرد که برای هاشمی گزینه «نه احمدی نژاد» ‌برای جلوگیری از تکرار دولت نهم یک انتخاب استراتژیک بود که به هیچ وجه حاضر نبود از آن کوتاه بیاید و انواعی از سناریوهای پیچیده را برای رسیدن به این هدف در چند ماه قبل از انتخابات طراحی و اجرا نمود. علت اصلی حمایت هاشمی از خاتمی در این مقطع این نبوده که او ملاحظات خود درباره خاتمی را که در بند بعدی به آن خواهیم پرداخت کنار گذاشته بود، بلکه علت این بوده است که هاشمی عقیده داشت مهم ترین فاکتور در صحنه رقابت انتخاباتی آینده «رأی»  است و بر مبنای برآوردهایی که تا آن تاریخ وجود داشت، خاتمی تنها کسی بود که «آراء» کافی برای ورود به رقابت با احمدی نژاد را داشت و گزینه‌های دیگر مدنظر هاشمی، هیچکدام از حیث قابل مقایسه با خاتمی نبودند. صرفاً به علت برخورداری از «رأی قابل توجه» خاتمی بود که هاشمی در آن مقطع او را بهترین گزینه برای اجرای پروژه نه «احمدی نژاد» دید و به حمایت از او پرداخت. هاشمی هیچگاه به تقاضای حضور افرادی چون حسن روحانی توجه جدی نمی‌کرد.
 
2- چرا «راست صالح» برای هاشمی مطلوب تر از خاتمی است؟ در عین حال توجه به این نکته لازم است که چنانکه گفتیم خاتمی گزینه مطلوب هاشمی نبود و او ترجیح می‌داده است که کسی غیر از خاتمی به عنوان کاندیدای نهایی مورد حمایت وی وارد صحنه شود. «مطلوب نبودن خاتمی برای هاشمی»- که البته مانع از آن نشد که او در مقطع بعد از شکست پروژه نه خاتمی نه احمدی نژاد کاملاً‌ پشت سر خاتمی قرار بگیرد چرا که خاتمی در هر حال برای هاشمی از احمدی نژاد مطلوب تر است- لااقل دو دلیل عمده داشت. اول هاشمی می‌دانست که خاتمی اگرچه از احمدی نژاد بهتر است اما به طور کامل در مشت او نیست و علاوه بر او یک الیت قدرتمند در حزب مشارکت و سازمان مجاهدین، مجمع روحانیون و حتی بیرون از کشور روی خاتمی تأثیر دارند که لزوماً درخواست‌ها و هدفگذاری‌های آنها با انتظاراتی که هاشمی از خاتمی دارد یکسان نیست. علت مهم تر اما این بود که هاشمی از روز نخست عقیده داشت احمدی نژاد را با یک کاندیدای خالص اصلاح طلب نمی‌توان شکست داد چرا که چنین کاندیدایی- خاتمی باشد یا کسی دیگر- تنها می‌تواند آراء اصلاح طلبان و طبقه اجتماعی متعلق به آنها را پای کار بیاورد و این رأی برای شکست دادن احمدی نژاد کافی نبود. از نگاه هاشمی- که حزب کارگزاران خصوصاً چهره‌هایی مانند حسین مرعشی در فضای رسانه‌ای آن را نمایندگی می‌کردند- تنها زمانی می‌توان احمدی نژاد را شکست داد که یک کاندیدای اصولگرای مخالف احمدی نژاد در مقابل او قرار داشته باشد چرا که فقط چنین کاندیدایی است که می‌تواند آراء اصولگرایان مخالف احمدی نژاد را جذب کند. به عبارت روشن تر،‌ هاشمی عقیده داشت کاندیدایی چون خاتمی نمی‌تواند هیچ رأیی از اصولگرایان مخالف احمدی نژاد را به سمت خود جذب کند و بلکه همه آراء آنها را به سمت احمدی نژاد- یا به تعبیر اطرافیان هاشمی «راست صالح» سوق می‌دهد، علاوه بر اینکه آراء اصولگرایان منتقد را به خود جلب می‌کند، آراء اطلاح طلبان را هم به سبد خود وارد خواهد کرد چرا که برای آنها نهایتاً هر رئیس جمهوری روی کار بیاید حتی اگر اصولگرا باشد از احمدی نژاد بهتر است. در این صورت چنین کاندیدایی می‌تواند آراء همه مخالفان احمدی نژاد اعم از اصولگرا و اصلاح طلب را تجمیع کند و تنها تحت این شرایط است که می‌توان احمدی نژاد را شکست داد. علت اصرار هاشمی به ترتیب دادن معامله‌ای با مضمون «نه خاتمی و نه احمدی نژاد» نیز وارد کردن گزینه‌ای از اصولگرایان به صحنه بود که بتواند پروژه را محقق کند؛ هرچند تا آن روز چنین چهره‌ای حاضر به رقابت با احمدی نژاد نبود این پروژه البته به دلیل هوشمندی حکیمانه رهبری محقق نشد.
 
3- استراتژی «برد در دور دوم». با وجود تعدیل پروژه «نه خاتمی نه احمدی نژاد» و قرار گرفتن پشت سر خاتمی، هاشمی با طراحی یک پروژه جدید تا زمانی که خاتمی در صحنه بود از انجام عملیات سیاسی درون جریان اصولگرا غافل نشد. خلاصه داستان از این قرار بود که آقای هاشمی با علم به اینکه آراء خاتمی اگر چه از همه حریفان بالفعل و بالقوه احمدی نژاد بیشتر است اما برای شکست قطعی احمدی نژاد کافی نیست، پروژه‌ای درون جریان اصولگرا تعریف کرد تا با به میدان آوردن یک یا چند کاندیدای اصولگرا در مقابل احمدی نژاد، از ایجاد اجماع درون جریان اصولگرا جلوگیری کرده و آن بخش از آراء اصولگرایان را که نه به سبد خاتمی می‌رود و نه به سبد احمدی نژاد در سبد یک کاندیدای سوم متمرکز کند. تفاوت این پروژه با پروژه «راست صالح» این بود که این پروژه با وجود حضور خاتمی در صحنه انجام می‌شد و لذا هدف از آن نمی‌توانست پیروزی کاندیدای سوم باشد بلکه هدف شکستن رأی احمدی نژاد در مقابل خاتمی، جلوگیری از پیروزی او در دور اول و کشاندن انتخابات به دور دوم بود. در واقع هاشمی می‌خواست یک قطب سوم به دو قطبی خاتمی- احمدی نژاد اضافه کند تا امکان پیروزی احمدی نژاد در دور اول منتفی شود و انتخابات به دور دوم برود چرا که تحلیل طیف نزدیک به هاشمی این بود که امکان شکست دادن احمدی نژاد در دور اول وجود نداشت و در دور اول به همین هدفگذاری باید اکتفا می‌کرد که با استفاده از تاکتیک «شلوغ کردن صحنه» آراء احمدی نژاد شکسته شود و انتخابات به دور دوم برود. این پروژه از زمان سفر رئیس جمهور به یزد و استقبال وسیع مردمی از او عمیق تر شد. هاشمی پس از آن سفر با جدی تر شدن این نگرانی که ممکن است انتخابات به دور دوم نرود، بر شدت رایزنی‌های خود با چهره‌های مختلف درون جریان اصولگرا افزود تا بلکه بتواند از میان آنها کسی را متقاعد به کاندیداتوری نماید. در واقع پروژه موسوم به «وحدت ملی» در اثنای همین رایزنی‌ها کلید خورد. پیش فرض پروژه وحدت ملی در واقع این بود که برای به میدان آوردن یک کاندیدای به اصطلاح اصولگرا در مقابل احمدی نژاد باید ابتدا قبح همکاری سیاسی و ائتلاف با چهره‌های اصلاح طلب را ریخت و وضعیتی بوجود آورد که همه مخالفان احمدی نژاد اعم از اصولگرا و اصلاح طلب نوعی اتحاد و همگرایی در خود به نمایش بگذارند. به همین دلیل بود که هاشمی به علی لاریجانی پیشنهاد کرد به بهانه جشن 30 سالگی انقلاب اسلامی جمع بزرگی از چهره‌های سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب را که فصل مشترک همه آنها مخالفت با دولت نهم است در صحن پارلمان جمع کند تا نوعی مانور وحدت ملی- بخوانید وحدت در مقابل دولت- پیش چشم موافقان احمدی نژاد صورت گیرد. لاریجانی این پیشنهاد را پذیرفت و با استفاده از امکانات مجلس، جمعی از سیاسیون نهضت آزادی و محمد خاتمی گرفته تا چهره‌هایی چون کروبی و ناطق نوری را در همایش تحت عنوان «30 سال قانونگذاری» گردهم آورد و مجلسی ترتیب داده شد که فصل مشترک سخنان همه حاضران در آن حمله به دولت بود.
 
لاریجانی و وحدت ملی
 
بسیاری از فعالان سیاسی معتقدند که این همایش بیش از آن که با هدف تجلیل از مرحوم شهید مدرس (ره) و یا اهمیت قانونگذاری در جمهوری اسلامی برپا شده باشد ، در حقیقت طرحی برای کلید زدن ایده دولت وحدت ملی بود. ایده ای که یکسال قبل دقیقا در همین ایام (19 آذر 86) برای اولین بار پس از خروج علی لاریجانی از شورای امنیت ملی به صورت علنی از زبان وی طرح گردید:”پایبندی به وحدت ملی یک نیاز اساسی برای کشور است.   اگر حتی کشور بتواند تئوری دولت وحدت ملی را دنبال کند به نفع ماست، اگر در گذشته هم این اقدام انجام می‌شد نتایج خوبی برای ما داشت.  دستیابی به دولت وحدت ملی ملزوماتی دارد، یکی از ملزومات آن شاید این باشد که قوانینی تهیه شود تا همه جریان‌های سیاسی به هر میزان که مقبولیت مردمی دارند ، بتوانند در اداره کشور سهیم باشند.”
 
این اقدام لاریجانی که در واقع با صحنه گردانی پس پرده هاشمی انجام شده بود، رسانه‌ها و فعالان سیاسی حامی دولت را هوشیار ساخت و واکنش‌هایی وسیع برانگیخت. واکنش اصولگرایان به این اقدام چنان بود که تقریباً‌ تمامی طراحان و مجریان پروسه وحدت ملی را منفعل ساخت  و کار را به جایی رساند که هاشمی رفسنجانی در یک گفت و گوی رسانه‌ای با خبرنگاران با بدخلقی از آنها گله کرد که چرا اینگونه وانمود می‌کنند که طرح وحدت ملی متعلق به اصلاح طلبان بوده است. هاشمی تأکید کرد این طرح را اصولگرایان مطرح کردند و ... این اظهارات قبل از هر چیز نشان دهنده آن بود که پروژه متحد کردن همه مخالفان احمدی نژاد تحت عنوان وحدت ملی شکست خورده و او برای رخنه افکندن در صفوف اصولگرایان باید اندیشه دیگر بکند. احمدی نژاد در ایام برگزاری این همایش با سفر به تبریز و به رخ کشیدن استقبال مردمی گسترده، معنای حقیقی وحدت ملی را به رخ جریان سیاسی کار کشید. تیر خلاص به پروژه وحدت ملی را البته نه فقط اصولگرایان بلکه شخص رهبر معظم انقلاب شلیک کرد؛ آنجا که بنابر اطلاع موثق، ایشان در محفلی فرموده بودند، جلسه مجلس، جلسه‌ای «بی ربط» بوده، سخنرانی‌های مطرح شده در آن به نفع کشور نبوده و حتی درباره هزینه انجام شده برای آن هم شبهه وجود دارد! هاشمی پس از شکست پروژه وحدت ملی البته نا امید نشد و طراحی برای سازماندهی اصولگرایان مخالف دولت را با جدیت ادامه داد چرا که این پروژه صرف نظر از اینکه چه کسی در جریان اصلاح طلب کاندیداست برای او موضوعیتی ذاتی داشت.
 
داستان موسوی
 
میرحسین موسوی پدیده‌ای اخص در انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که از جنبه‌های مختلف باید به تحلیل رفتار انتخاباتی او پرداخت. مهم ترین سوال درباره او این است که دریابیم او چرا پس از 20 سال سکوت تصمیم گرفت به صحنه بیاید. بعد از اینکه این سوال جوابی روشن پیدا کرد باید به دو سوال دیگر جواب داد: اول، سیر تکامل استراتژی انتخاباتی میرحسین موسوی چه بود و دوم نوع تعامل او با جریان آقای هاشمی در این انتخابات چگونه بود. آن وقت می‌توان گفت که یک تصویر جامع از «مسئله میر حسین موسوی» ارائه شده است.
 
چرا موسوی وارد عرصه انتخابات شد؟
 
خلاصه عمل ورود موسوی به صحنه انتخابات ریاست جمهوری با توجه به اظهارات خود او و اطرافیانش وی در زیر فهرست شده است. این تحلیل صرفاً معطوف به ایام قبل از 22 خرداد است و ایام بعد از انتخابات در تحلیل‌های آتی خواهد آمد.
 
1- او احساس می‌کرد به دلیل عملکرد دولت نهم، کشور در وضعیت خطرناکی قرار گرفته و باید کشور را از این وضعیت نجات داد.
 
2- موسوی ابراز داشت که شعارهای احمدی نژاد اساساً و اصالتاً متعلق به اوست و هیچ کس به اندازه او صلاحیت سردادن چنین شعارهایی را ندارد. تا قبل از این موسوی تصور می‌کرد دوره آن شعارها و ادبیات امام و انقلاب گذشته و دیگر نمی‌توان با این ادبیات از مردم رأی گرفت؛ اما وقتی احمدی نژاد نشان داده بود می‌توان با سردادن چنین شعارهایی از مردم رأی گرفت،‌ موسوی احساس می‌کرد این بیش از هر کسی حق اوست که بر صدر دولت قرار داشته باشد.
 
3- موسوی خصوصاً بعد از ملاقات با چهره‌هایی نظیر محسن رضایی پیام‌هایی دریافت کرد مبنی بر اینکه بخش قابل توجهی از اصولگرایان درست است که زیر بار خاتمی نمی‌روند اما زیر باراحمدی نژاد هم نخواهند رفت و به دنبال چهره سومی می‌گردند که در عین اشتراک گفتمانی با آنها «اهل تعامل»‌ باشد. این پیامها عمدتا از درون مجلس برای موسوی هم ارسال می‌شد.
 
4- موسوی و یک تیم نزدیک به او نزدیک به چهار سال روی یک برنامه اداره دولت فکر کردند (همان که به نام مانیفست زیست مسلمانی منتشر شده است) و طبعاً در پی فرصتی برای اجرای آنچه در این مدت تدوین کرده‌اند هستند.
 
5- عامل دیگر در جدی شدن موسوی این بود که برخی از حامیان خاتمی هم در اوایل فعال شدن او- حدود 3 ماه پیش- به او روی خوش نشان دادند. تحلیل این عده که دائماً در مصاحبه‌های خود از لزوم حفظ احترام میرحسین و یکپارچگی اصلاح طلبان درحمایت از او سخن می‌گفتند این بود که اولا میرحسین موسوی فعال شده ثانیا او می‌تواند با فعال شدن و اظهار نظر از موضع گفتمان امام وانقلاب دولت نهم را نقد کند و این فرصتی منحصر به فردو امکانی استراتژیک است،‌ثالثا با فعال شدن بر حسین بخشی از بدنه اجتماعی متعلق به او هم فعال خواهد شد که در شرایط عدم فعالیت میرحسین متعلق به اصولکرایان است و او می‌تواند با نقد صریح دولت نهم بعد اعلام حمایت قاطع از محمد خاتمی لااقل بخشی از این رأس را به سبد خاتمی منتقل نماید.
 
6- یکی  از مهم ترین عوامل ورود موسوی به صحنه این بوده است که او تقریبا مطمئن بوده با ورود به عرصه انتخابات، ‌صحنه درونی جریان چپ به نفع او کنار خواهد کشید. شاید  خود خاتمی در چند جلسه‌ای که با موسوی داشته در این باره با او توافقی داشته یا لااقل اطمینانی از این حیث به او داده (اگرچه قرائن در این باره شفاف نیست)؛ اما حتی اگر این هم نباشد، این قطعی است که موسوی در گفت و گوهای خود با خاتمی و در دیگر بررسی‌های خود به این نتیجه قطعی رسید که خاتمی لرزان است و به زور اطرافیان به صحنه آمده و از رقابت با احمدی نژاد می‌ترسد و به دنبال راهی برای فرار و کنار کشیدن از صحنه می‌گردد. همین موجب شد موسوی مطمئن شود خاتمی رویاروی او نخواهد ایستاد و انگیزه او برای ورود به صحنه کامل شود.
 
7- موسوی بنا به یک تحلیل خاص از شرایط کشور که آن را به طور محدود در مجامعی بازگو کرده بود ابراز می‌کرد که به راحتی می‌تواند پیروز انتخابات ریاست جمهوری دهم  باشد. به تصور او اولا احیای نوستالژیای دهه 60 در ذهن مردم،‌ رأی فراوانی راخصوصاً از طبقه متدین به سبد او واریز خواهدکرد ثانیا مردم ازهر دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب خسته شده‌اند و اگر او بتواند یک چهره «هم اصولگرا هم اصلاح طلب» و « نه اصولگرا نه اصلاح طلب» از خود به نمایش بگذارد،‌یعنی چهره‌ای که به تعبیر یکی از حامیان او «محاسن خاتمی و احمدی نژاد را دارد اما عیب‌های آنها را ندارد» آنوقت به راحتی خواهد توانست بر موج نارضایتی مردم از جریان‌های سیاسی موجود سوار شود و اعتماد آنها را به خود به عنوان یک «چهره جدید و خوش سابقه» جلب کند.
 
فاز اول فعالیت انتخاباتی موسوی

نه اصلاح نه اصولگرا،‌ هم اصلاح طلب هم اصولگرا
 
دوران فعالیت انتخاباتی چندماهه میرحسین موسوی را می‌توان به دو فاز تقریبا مجزا از هم تقسیم کرد. فاز اول که از اواسط پاییز 1387 آغاز شد و تا نیمه فروردین 1388 ادامه داشت را به خلاصه ترین بیان می‌توان فازی دانست که او در آن تلاش کرد چهره‌ای «میانه» که به تعبیر یکی از هواداران او «خوبی‌های خاتمی و احمدی نژاد» را یک جا دارد و بدی‌های آنها را ندارد»‌به نمایش بگذارد. جزوه‌ای هم که دوستان او با عنوان «مانیفست زیست مسلمانی» در بنیاد توحید و تعاون منتشر کردند و در واقع حاوی رئوس دیدگاه‌های او درباره وضعیت فعلی کشور و راهکارهایی برای اصلاح آن بود، کاملاً از همین الگو تبعیت می‌گرد. موسوی در این مدت در عین حال که با اصولگرایان از طریق انتقادمستمر(اما ملایم) ازدولت مرزبندی می‌کرد،‌ به صراحت گفت که اصلاح طلب هم نیست تا خرج خود را از افراطی‌هایی که او به طور خصوصی می‌گفت «همین‌ها کار خاتمی ار به اینجا رساندند» نیز سوا کرده باشد. «نفی هر دو طرف» و تلاش برای «تولید نوعی حد وسط» در محیط سیاسی کشور بهترین عناوین برای توصیف استتراتژی انتخاباتی موسوی در این مدت است. او تصور می‌کرد- و قرائن مفصلی در این باره وجود دارد – که با در پیش گرفتن این روش می‌تواند اولا رای خاتمی را در سبد خود نگهدارد ( ضمن اینکه تحلیل اطرافیان موسوی این بود که رای خاتمی در هر حال به سبد او خواهد رفت چرا که افرادی که تصمیم داشتند به خاتمی رأی بدهند در شرایطی که او در صحنه نیست، هرکس دیگری را به احمدی نژاد ترجیح خواهند داد) و ثانیاً رای بدنه اجتماعی اصولگرا اما منتقد احمدی نژاد را هم با کاربرد وسیع ادبیات انقلابی جذب کند. دقیقا به دلیل در پیش گرفته شدن این استراتژی بود که موسوی در محافل خصوصی و عمومی تأکید می‌کرد که هیچ اختلافی با رهبری ندارد و از ایشان تبعیت خواهد کرد» و سخنانی در لزوم تقویت ولایت فقیه و اینکه ولایت فقیه جلوی دیکتاتوری را می‌گیرد از او زیاد شنیده می‌شد. در عین حال به الیت تندرو حامی خاتمی نیز روی خوش نشان نمی‌داد تا جایی که آنها در جلسات خود تندترین تعابیر را درباره او به کار می‌بردند و خصوصاً از این جهت که او« آنها را دور و بر خود راه نمی‌دهد» شدیداً گله داشتند. به طور خلاصه، موسوی در بازه زمانی که ما آن را فاز اول فعالیت انتخاباتی او نامیدیم سعی کرد از خود چهره‌ای «جدید» که می‌تواند کشور را در شرایط بحرانی ناشی از عملکرد دولت نهم اداره کند، ارائه دهد و ضمناً از طریق تأکید بر ادبیات انقلابی و خط امام خویش را درون جریان معتقد به نظام حفظ کند. اگرچه موسوی در انتقاد از جریان دوم خرداد در این مدت بسیار ملایم عمل کرد، اما در پیش گرفته شدن استراتژی حد وسط، روابط او را با تندروهای این جریان به شدت بحرانی کرد. موارد زیر فهرست برخی از مشکلاتی است که میان او از یک طرف و سازمان، مجاهدین و مشارکت در این مدت بوجود آمد.
 
1- تندروهای دوم خرداد عقیده داشتند میرحسین اساساً اصلاح طلب نیست. آنها او را اطلاح طلب نمی‌دانستند او خودش هم خودش را به معنای دوم خردادی کلمه اصلاح طلب نمی‌دانست. در جلسات داخلی اصالح طلبان تأکید می‌شد میرحسین تیم و عقاید خودش را دارد و آنها را به سیستم خود راه نمی‌دهد. تندروها به جزوات و مقالات ضد آمریکائی میرحسین در دوره اصلاحات اشاره می‌کردند و اینکه او حکم احمدی نژاد برای رعایت فرهنگستان هنر را پذیرفته و به احمدی نژاد اظهار ارادت می‌کرده است.
 
2- حامیان خاتمی عقیده داشتند میر حسین نمی‌خواهد به الیت تندرو دوم خرداد بچسبد و خود را با آنها هم سرنوشت کند و اساساً یکی از اشتباهات مهم خاتمی ر اچسبیدن بیش از حد به جماعت می‌داند. موسوی جایی گفته بود: «من سوار اسبی نمی‌شوم که خاتمی از آن پیاده شد . هر کس دیگری هم قبلا سوار آن شده عاقبت به خیر نشده است» دوم خردادی‌ها عقیده داشتند موسوی اصلا مایل نیست مردم فکر کنند او بخشی از بازی طراحی شده توسط این الیت است و عمد دارد حداکثر استقلال خود را از آنها نشان بدهد.
 
3- یکی از مشکلاتی که این طیف درون خود به طور مفصل درباره آن بحث می‌کردند این بود که حمایت از میرحسین برای این الیت محذوریت و تنگنای شدید گفتمانی ایجاد می‌کند. اگر بخواهند از میرحسین حمایت کنند آن وقت مجبور خواهند بود ادبیات خود را با ادبیات او که لا اقل به ظاهر رنگ و بوی امام و انقلاب دارد جایگزین کنند و لذا هویت دوم خردادی خود را ازدست می‌دهند . اگر نخواهند به نفع میرحسین حرفی بزنند که در این صورت حمایت آنها از او معنا ندارد.
 
4- مشکل دیگر این بود که الیت تندرو حامی خاتمی معتقد بود- و هنوز هم هست- که میرحسین با بیرون کردن خاتمی از صحنه بزرگترین و تاریخی ترین خیانت را به جبهه دوم خرداد مرتکب شده است. آنها می‌گفتند میرحسین کاری را کرد که جریان اصولگرا می‌خواست بکند اما نتوانست و به همین دلیل باید هزینه این کار خود را بپردازد.
 
5- در مدت دو ماه مورد بحث تندروها هرچه در توان داشتند برای تخریب میرحسین، اظهار نظر علیه او و توطئه چینی برضد وی به نمایش گذاشتند. این تحرکات در ذهن میرحسین یک شبه پاک شدنی نبود و آنها این را می‌دانستند. تلاش‌های خاتمی هم برای متقاعد کردن آنها به حمایت از موسوی فایده‌ای نداشت چرا که آنها معتقد بودند خاتمی اختیار خودش را دارد نه اختیار کل جریان اصلاحات را و حداکثر این است که خودش کنار می‌کشد اما نمی‌تواند برای کل جریان اصلاحات تعیین تکلیف کند و آنها را به اجتماع پشت سر موسوی بخواند. به اصطلاح می‌گفتند خاتمی«کاندیدای»‌اصلاح طلبان است نه «رهبر»‌آنها.
 
6- از همه مهم تر اما این بود که تندروها عقیده داشتند- و دارند- که موسوی رأی کافی برای رقابت با احمدی نژاد ندارد و قطعا انتخابات را خواهند باخت. یکی از حامیان خاتمی که بعد از انصراف او به کروبی پیوست در توجیه این اقدام گفت که «موسوی گزینه قطعا برد ما را با به گزینه قطعاً باخت تبدیل کرد» سازمان مجاهدین هم در تحلیل‌های داخلی خود از این موضوع شدیداً ابراز نگرانی می‌کرد که اصلاحات توسط موسوی دفن خواهد شد». آنها روحیات غیر تشکیلاتی، تأثیر پذیری او از همسر نامتعادلش و تردید‌های فکری موسوی را عامل شکست احتمالی می‌دانستند.
 
فاز دوم

سرمایه گذاری روی سبد رأی خاتمی
 
این نگرانی‌های بسیار جدی در طول مدت مورد بحث مانع از آن شد که همکاری موثری میان موسوی و بخش تندرو جریان اصلاحات شکل بگیرد. با این وجود روشن بود که این دوران عدم همکاری دیری نخواهد پایید و به زودی همکاری‌ها از هر دو طرف شکل خواهد گرفت به طور مشخص دو عامل خاص موسوی را به این نتیجه رساند که باید به استراتژی رفتار دوگانه خود خاتمه دهد و به تدریج به جریان تندرو جبهه اصلاحات(حامیان خاتمی) که تا پیش از این سعی می‌کرد آنها را از خود براند نزدیک شود.
 
1- شکست پروژه هاشمی در به صحنه کشاندن کاندیدای اصولگرا. آقای هاشمی و جریان کارگزاران به طور کلی از ابتدا در پی آن بودند که در کنار احمدی نژاد و کاندیدای اصلاح طلب(موسوی یا خاتمی) یک کاندیدای اصولگرا هم وارد صحنه شود تا بتوانند با شکستن رأی احمدی نژاد  و جذب آن دسته ازاصولگرایان که به زعم او با احمدی نژاد مشکل دارند و به او رأی نمی‌دهند، شرایط کشیده شدن انتخابات به دور دوم را فراهم کند. آقای هاشمی نهایتاً در اجرایی کردن موفق این پروژه شکست خورد و هیچ یک از چهره‌های مطرح جناح اصولگرا حاضر به پذیرش ریسک حضور در انتخابات دهم و رقابت با احمدی نژاد را نشد. حتی قالیباف که ستادهای خود را از مهر 87 راه اندازی کرده بود فهمید که رقابت مجدد با احمدی نژاد و شکست قطعی دوباره، برای همیشه او را از صحنه سیاسی کشور حذف می‌کند. حتی نخبگان احزاب و گروه‌های اصولگرا هم پیشنهادهای هاشمی را برای ابراز حمایت علنی از موسوی یا لااقل مسکوت گذاشتن حمایت خود از احمدی نژاد نپذیرفتند. این موضوع که کاندیداتوری محسن رضایی هم تغییری در آن ایجاد نکرد موسوی را به این تحلیل رساند که سرمایه گذاری روی رأی اصولگرایان و متدینین «وقت تلف کردن» است و بهتر است روی سبد رأی خاتمی تمرکز و سعی کند رأی همان کسانی را که قصد داشتند به خاتمی رأی دهند اما با حضور موسوی متحیر شده‌اند جذب نماید. تحلیل تیم موسوی این بود که همان رأی خاتمی هم برای کشاندن انتخابات به دور دوم کافی است. به همین دلیل بود که موسوی به رغم اجتناب‌های سابق در اوایل فروردین ماه 88 با سازمان مجاهدین دیدار کرد. موسوی در آن دیدار تأکید کرد که با سازمان نزدیکی فکری دارد اما از آنها خواست ارتباط خود را با او علنی نکنند تا پروژه او برای جذب رأی از درون اصولگرایان مختل نشود؛ چیزی که البته سازمان با هدف سوق دادن موسوی  به سمت «گفتمان خاتمی» - سازمان عقیده داشت تنها راه احتمالی پیروزی موسوی این بود که خود را «ادامه خاتمی» معرفی کند- به آن پای بند نماند. سازمان پس از این دیدار تقریبا بر ستادهای موسوی مسلط شد و اولین تأثیر این تسلط هم در کنفرانس مطبوعاتی موسوی در تهران دیده شد که او در آن برای اولین بار از ادبیات یکی به نعل و یکی به میخ فاصله گرفت و اظهاراتی صریح تر علیه دولت نهم و اصولگرایان بر زبان آورد. آخرین فاز از پروژه نزدیک شدن موسوی به تندروها دیدارهای او با اعضای نهضت آزادی است که او در آنها با ادبیاتی بسیار نرم با آنها سخن گفته و حتی رهنمودهای انتخاباتی آنها را هم پذیرفته است. در آن دیدارها موسوی نامه شدیدالحن امام پیرامون نهضت آزادی را زیر سوال برد و به آنها برای حضور در کابینه قول‌هایی داد.
 
2- شکست در ایجاد برانگیختگی اجتماعی. عامل دومی که در سوق دادن موسوی به سمت الیت تندرو جریان دوم خرداد نقش داشت نتایج سفر او به استان‌های ایلام، خوزستان و گلستان بود. استقبال از موسوی در این استان‌ها چنان سرد بود که اصلاح طلبان پس از اطلاع از نتایج آنها در گفت و گوهای درونی خود بر اینکه موسوی قطعاً انتخابات را خواهد باخت تأکید می‌کردند. تیم موسوی در تحلیل‌های خود اصلی ترین دلیل برانگیخته نشدن مردم و ناموفق بودن موسوی در جلب توجه آنها را ادبیات دو پهلو و شل او دانسته و به او توصیه کرده‌اند بر رادیکالیته اظهارات خود بیفزاید و مواضعی هر چه بیشتر اصلاح طلبانه بگیرد.
 
نهایتاً موسوی کاملاً در جریان تندرو دوم خرداد هضم شد و به آنها امید بست. فضای بعدی نشان داد او هم ادبیات سازی  و هم امور اجرایی ستاد خود را به همین تیم سپرد و امیدوار بود آنها بتوانند برای او اعجاز کنند. نتایج انتخابات نشان داد موسوی در اعتماد به تندروها و فراموشی زودهنگام مرزبندی ظاهری خود با آنها تا چه حد خطا کرده است. جریان تندرو و افراطی و وابسته به بیگانگان، در مدت منتهی به اتخابات او را مدیریت روانی کردند و تمام ظرفیت رسانه‌ای خارجی و داخلی خود و تمام توان تشکیلاتی، مالی، سیاسی و تجارت انتخاباتی خود را به خدمت او آوردند. این جریان با شناخت از سوابق فردی و روحیات موسوی، سرمایه گذاری وسیعی بر روی نقاط ضعف او کردند. لجاجت و لجبازی او، بنیان‌های نظری دوگانه او، میل شدید او به بازگشت به قدرت و خروج از انزوا و همچنین احتمال بالای فریب خوردن او در تصوّر قطعی پیروزی اصلی ترین نقاط ضعف شناسائی شده از موسوی بود که در ایام بعد از انتخابات در اعترافات عوامل ستاد او به آنها اشاره شد و موسوی همان راهی رافت که آنها می‌خواستند و به وادی اشتباهات و خیانتهای پی در پی گرفتار شد.
 
نامه بدون سلام هاشمی، فرمان آغاز انقلاب مخملی بود
 
یکی از اصلی‌ترین محورهای تحلیلی فضای روزهای منتهی به انتخابات نامه بدون سلام و موهن هاشمی به رهبر انقلاب بود که نقش‌آفرینی او را در این مرحله تکمیل می‌کند. هاشمی در این نامه با اشاره به احتمال شکل‌گیری آشوب، کدهایی از حرکت‌های خیابانی ارائه می‌کند که به عقیده کارشناسان تأیید حرکت‌های براندازانه از جنس انقلاب مخملی بود.

روایت اصغرزاده از رابطه هاشمی و سحابی
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، عزت الله سحابی ، ابراهیم اصغرزاده

چند وقت بعد، آقای هاشمی نمی دانم سر چه موضوعی به من گفتند اگر دفترتحکیم وحدت رفتارش را اصلاح نکند، با تو برخورد می کنم. آقای هاشمی سنت خوبی دارند و خاطرات روزانه می نویسند. قطعا ایشان باید در خاطراتش نوشته باشد.

مشرق: ابراهیم اصغرزاده از دانشجویان فعال در تسخیر لانه جاسوسی با نشریه نسیم بیداری گفتگو کرد.

گزیده ای از گفت و گوی نماینده شورای شهر نخست تهران با ماه نامه نسیم بیداری در ادامه می آید:

*در مورد مسائل مربوط به جنگ، هاشمی رفسنجانی تا حدودی مجلس را در جریان می گذاشت. در روزهای نزدیک قطعنامه ما از نامه نگاری هایی که شده بود و نظر آقای مهندس موسوی، محسن رضایی و نظر خود آقای هاشمی رفسنجانی مطلع شدیم. آقای هاشمی در جمع ما در مجلس به این اعتراف داشت که ادامه جنگ برای مان هزینه دارد و نمی توانیم بجنگیم و شعار ادامه جنگ را یک نوع تندروی می دانست و خود من تحلیلم این بود که آقای هاشمی در این که به جنگ خاتمه داده شود، نقش دارد. منتهی شواهدی که داشتیم همین گزارشات رسمی بود تا زمانی که رسما اعلام شد. البته سقوط هواپیمای ایرباس و شهادت حدود ۳۰۰ نفر از هم وطنان نیز همه را متأثر کرد که علامتی جدی از طرف آمریکایی ها برای پایان هرچه سریع تر جنگ ارزیابی می شد.

*آقای مهندس سحابی به دلیل نقشی که در شورای انقلاب و بعد در نظام بودجه­ریزی کشور داشت همیشه مورد احترام بود. بخصوص در ابتدای انقلاب در سال ۵۸ وقتی من و دوستانم اقدام به تصرف سفارت آمریکا کردیم، وی از جمله کسانی بود که در حقیقت در شاخه جوانان نهضت آزادی به نوعی با ما ابراز هم دردی و هم دلی و از اقدام ما حمایت می کرد.به همین دلیل من خیلی برای ایشان احترام قائل بودم و الان هم احترام قائلم.مهندس سحابی را که دستگیر کردند، آقای هاشمی گفت او رویش زیاد شده بود و می خواستیم رویش را کم کنیم. دوسه بار بین من و آقای هاشمی در مجلس سوم درباره این موضوع درگیری لفظی به وجود آمد تا اینکه یک دفعه ایشان گفتند که «فلانی میخواهد اقتصاد کشور را به جایی برساند که مردم بجای برق با چراغ موشی زندگی و با الاغ رفت وآمد کنند.» من گفتم این حرف توهین است.

*چند وقت بعد، آقای هاشمی نمی دانم سر چه موضوعی به من گفتند اگر دفترتحکیم وحدت رفتارش را اصلاح نکند، با تو برخورد می کنم. آقای هاشمی سنت خوبی دارند و خاطرات روزانه می نویسند. قطعا ایشان باید در خاطراتش نوشته باشد.

۲۴ ساعت پس از پایان مجلس سوم و در آستانه مجلس چهارم، بازداشت شده و به سلول انفرادی زندان توحید که همان کمیته مشترک ضد خرابکاری قبل از انقلاب بود منتقل شدم. اتهامی که به من زدند اقدام علیه امنیت ملی بود ولی بازجویی ها پیرامون مواضع سیاسی من و بخصوص نطقهایم بوداز جمله مواضعی که راجع به مشروعیت عرفی و زمینی حکومت داشتم. بعد از بازداشت برای مدتی از سیاست کنار کشیدم .


دور سوم ترور شخصیت آیت‌الله مصباح با بولتن‌سازی روزنامه دولت
ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جریان انحرافی ، آیت الله مصباح یزدی
تجدید نظرطلبان، جریان هاشمی، جریان نفوذی/ روزنامه ایران آیت‌الله مصباح، رئیس قوه‌قضائیه و فرمانده سپاه را اقتدارگرا خواند!

روزنامه دولت امروز راهبرد "سکوت الهام‌بخش وحدت" را که رئیس‌جمهور سه‌شنبه گذشته در نشست خبری خود در مقابل سؤال‌های متعدد خبرنگاران در مورد جریان نفوذی مطرح کرد، در عمل با حمله به شخصیت‌های برجسته‌ای مانند آیت‌الله مصباح یزدی، رئیس قوه قضائیه و فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیاده کرد و آن‌ها را اقتدارگرا و عامل جنگ روانی علیه دولت خواند.

به گزارش رجانیوز، روزنامه ایران در حالی در در ویژه‌نامه سیاسی امروز (شنبه) با تیتر "جن‌گیرها و رمال ها را چه کسانی به دولت احمدی نژاد منتسب کردند" به بولتن‎سازی علیه شخصیت‌های جریان نفوذی پرداخت که هفته گذشته نیز معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور وعده معرفی کسانی را که وی "آشوبگران علیه رئیس جمهور" می‌خواند، داده بود.

در این ویژه نامه که عناصر دست چندم جریان نفوذی آن را تهیه کردند، با کنار هم قرار دادن برخی سخنان علما و شخصیت‌های برجسته دینی در کنار برخی اخبار سایت‌های یک جریان سیاسی تلاش شده است، یک مجموعه جنگ روانی برای خوانندگان جا انداخته شود.

هر چند هر سایت خبری خط مشی و منابع خاص خبری خود را دارد، اما این شیوه تقطیع و تحریف در سخنان شخصیت‌هایی مانند آیت الله مصباح یزدی، نشانگر بی‌تقوایی رسانه ای تازه واردها به روزنامه دولت جمهوری اسلامی است. جالب آنجاست که تاکنون در سایت روزنامه ایران و شبکه ایران این ویژه نامه منتشر نشده است.

در این وی‍ژه نامه شخصیت هایی مانند آیت الله مصباح یزدی، آیت الله صادق آملی لاریجانی، آیت الله علم الهدی، سردار محمد علی جعفری و حجت الاسلام علیرضا پناهیان اقتدارگرا و عامل جنگ روانی علیه دولت نامیده شده اند.

در این ویژه‌نامه پس از آنکه مواضع شخصیت‌های فوق بیان شده، در بخش یازدهم از این افراد به‌عنوان افراد اقتدارگرا یاد شده است.

از دیگر حربه های جنگ های روانی روزنامه ایران، یکی دانستن مواضع آیت الله مصباح یزدی و آقای هاشمی رفسنجانی است. آیت الله مصباح در سال‌های دوران سازندگی، اصلاحات و دولت اخیر با تیزبینی انحرافات جریان‌های انحرافی و نفوذی را تشخیص داده و با قاطعیت علیه این جریان‌ها افشاگری می‌کرد که هزینه این پیشروی را نیز با دریافت انواع دروغ، تهمت و تحریف پرداخته است.

به نظر می رسد دور سوم ترور شخصیتی آیت الله مصباح پس از دوران روزنامه های زنجیره ای تجدیدنظرطلبان و حملات سال 1384 پس از شکست هاشمی رفسنجانی در انتخابات نهم ریاست جمهوری توسط حامیان چشم و گوش بسته جریان نفوذی آغاز شده است و بولتن امروز روزنامه ایران نقطه آغاز این ماجراست.

این در حالی است که آنچه در این ویژه‌نامه مستمسک تخریب این فقیه فیلسوف قرار گرفته، نکات اخلاقی و هشدارهای دینی او بدون نام بردن از افراد یا طیف خاصی است و مشخص نیست در صورتی که جریان نفوذی خود را از این اتهامات مبرا می‌داند، چرا این موارد را به خود گرفته است.

رهبر معظم انقلاب در سال 78 هم‌زمان با اوج‌گیری حملات تجدیدنظر طلبان علیه آیت‌الله مصباح از ایشان به مطهری زمان یاد کردند و فرمودند جوانانی که محضر شهید مطهری و علامه طباطبایی را درک نکرده‌اند، از محضر ایشان استفاده کنند.

ایشان همچنین اسفند ماه سال گذشته با حضور در مؤسسه امام خمینی و در دیدار با آیت‌الله مصباح و خانواده ایشان خاطرنشان کردند: «بنده هم به سهم خودم قدر آقای مصباح را می‌دانم. واقعا می‌دانم که ایشان در کشور و برای اسلام چه وزنه‌ای هستند و حقا و انصافا ما امروز نظیر ایشان را – حالا به این تعبیر بگوییم – خیلی نادر نظیر آقای مصباح ممکن است وجود داشته باشد با این وزانت علمی و عمق علمی و احاطه و وسعت و با این آگاهی و بینش و صفا. این سه جهت در ایشان جمع است؛ هم علم، هم بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا. این سه تا با هم در وجود ایشان خیلی ارزشمند است. خداوند متعال انشاء ‌الله وجود ایشان را برای ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ایشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ایشان استفاده نمایند. خداوند کسان ایشان را، آقازاده‌های ایشان، همسر محترم، عروس‌ها و دامادها همه را مشمول لطف و هدایت خودش قرار دهد.»


هم نوایی هاشمی رفسنجانی با مجمع روحانیون برای ایجاد انحراف در رفتار معنوی امام..
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، امام خمینی(ره)
خبرنامه دانشجویان ایران: هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با جمهوری اسلامی و سید محمد رضوی یزدی، عضو مجمع روحانیون مبارز در گفتگو با سایت جماران با انتقاد از توجه بیش از اندازه به مسجد جمکران ادعا کردند: امام خمینی در تمام طول عمر با برکتشان هرگز به مسجد جمکران نرفتند
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در ایامی که یادها و نگاه ها به شخصیت سیاسی الهی امام خمینی(ره) معطوف است، پایگاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی و سایت جماران تحت نظر موسوی بجنوردی سو گیری یکسانی در خصوص بنیانگذار انقلاب پی گرفته اند.
 
بر اساس این گزارش سید محمد رضوی یزدی، عضو مجمع روحانیون مبارز در گفتگو با سایت جماران با انتقاد از توجه بیش از اندازه به مسجد جمکران ادعا کرد: امام خمینی در تمام طول عمر با برکتشان هرگز به مسجد جمکران نرفتند.
 
هاشمی رفسنجانی نیز در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی که پایگاه اطلاع رسانی وی در تاریخ سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ منتشر کرده است در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر اینکه یکی از چیزهایی که راجع به امام گفته می‌شود این است که در قم که بودند، اهل جمکران نبودند، شما یادتان هست؟، گفته است: من هم هیچ وقت ندیدم ایشان از جمکران صحبت کنند اگر هم می‌رفتند ما نمی‌فهمیدیم.
 
اینها در حالی است که برخلاف این ادعاها یعنی عدم تشرّف بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) به مسجد مقدس جمکران، اسناد معتبری که در سایت عصر امروز منتشر شده است نشانگر توجه ویژه بنیانگذار انقلاب اسلامی و بسیاری از علمای بزرگوار دیگر به این مکان مبارک ‌می باشد.
 
***
در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام( رضوان الله تعالی‌علیه) تعدادی از اعضاء جامعه محترم مدرسین را مأمور رسیدگی به وضع مسجد مقدّس جمکران نمودند.
 
این آقایان پس از بررسی همه جانبه و تبادل نظر با هیأت امنای مسجد، با توجه به اهمیت این مکان مقدس پیشنهاداتی را تهیه و برای تصویب نهایی طی نامه‌ای در تاریخ ۱۷/۲/۱۳۵۸ به محضر حضرت امام( قدس‌سره) تقدیم کردند.
 
مناسب می‌دانیم به دو فراز از نامه اشاره داشته باشیم:
- با توجه به اقبال روزافزون مردم به مسجد صاحب‌الزمان در جمکران، باید حفاظت و رفاه زائران بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد و طرحهای جالب و اصلاحی بسیار کامل...به فوریت با رعایت الاهم فالاهم به اجرا درآید.
 
- با توجه به اینکه مسجد مقدس جمکران یادگاری عظیم از حضرت ولی‌عصر(ارواحنافداه) بوده و آن سرور امر به ساختن مسجد و توجه شیعیان به آن نموده‌اند-طبق روایت مرحوم شیخ صدوق(رضوان‌الله‌علیه)- بنابراین وقف عام محسوب شده و امر تولیت آن با حاکم شرع بوده و اداره آن زیر نظر حاکم شرع با هیأتی از عدول مؤمنین و ثقات مطلع امین و علاقه‌مند به آن جناب(ع) باید باشد و کلیه اموال و عواید حاصله باید با حفظ مصالح مسجد دقیقا صرف عمران و توسعه و رفع نیازمندیهای آن مکان شود...
 
امضاء کنندگان گزارش مذکور علاوه بر هیأت امنای مسجد، بزرگانی از حوزه شامل حضرات آیات: محمد محمدی گیلانی- حسین راستی کاشانی، علی مشکینی ، محمد یزدی و یک امضای ناخوانا می‌باشند.
 
حضرت امام در ذیل این گزارش چنین مرقوم فرمودند:
بسمه تعالی
آنچه را حضرات آقایان مدرسین تصویب کرده‌اند، مورد تأیید اینجانب می‌باشد.
روح الله الموسوی الخمینی
صحیفه امام، جلد ۷، صفحه ۱۹۵
 
***
یکی از چهره‌های خوشنام و خدمتگزار به ساحت مقدس حضرت ولیعصر(عج) نقل می‌کند:
حضرت امام (ره) دو مرتبه پس از پیروزی انقلاب و قبل از رفتن به تهران، به مسجد مقدس جمکران مشرّف شدند و در یکی از تشرّفات با چند نفر که از طرف مسجد به حضورشان رسیدیم، هدیه‌ای به عنوان تبرّک مرحمت فرموند.
 
***
برادر فاضل و متعهّد حضرت حجت الاسلام محمودی نقل می‌کرد: «در اوایل انقلاب که حضرت امام هنوز در قم مستقر بودند، پدرم به قصد زیارت ایشان به قم مشرّف شد. با هم به مکان استقرار امام رفتیم ولی به خاطر کثرت جمعیت و ازدحام زیاد توفیق شرفیابی به محضرشان را پیدا نکردیم، پدرم که دلشکسته بود به من گفت: برای جبران این خسارت حتما باید جمکران برویم. با هم به جمکران مشرّف شدیم، پدرم برای تجدید وضو رفت، من نزدیک درب ورودی مسجد در انتظار او بودم، ناگهان اتومبیلی را مشاهده کردم که آنجا توقف کرده، درباره آن سوال کردم پاسخ دادند: اتومبیل حضرت امام خمینی (ره) است.
 
ایشان برای نماز به مسجد رفته بودند؛ در این اثنا پدرم آمد، جریان را که فهمید گفت: همین جا بایستیم تا حضرت امام را زیارت کنیم. طولی نکشید که ایشان از مسجد بیرون آمدند. پدرم و من دست ایشان را بوسیدیم، امام حرکت کردند و پدرم با خوشحالی تمام برای ادای نماز به مسجد رفت.
 
***
حجت الاسلام والمسلمین جناب آقاى شیخ على اصغر احمدى خمینى فرمودند: اینجانب از زمانى که وارد حوزه علمیه قم شدم، روزهاى جمعه به مسجد جمکران مى آمدم و نمازهاى این مسجد را انجام مى دادم و مى دیدم زوار بسیار در این مسجد مى آمدند و طلب حاجت مى کردند، حتى در اوائل هم یک روز اهالى جمکران از امام خمینى (رحمه الله) دعوت کردند و ایشان هم قبول کردند و من هم با آقایان دیگر در خدمتشان به جمکران رفتیم و در آن مسجد مقدّس نماز بجا آوردند، امید است مؤمنین این مکان را بیشتر مورد توجه قرار دهند.
 
از طرفی بزرگان بسیاری مسجد جمکران را مقصد مناجات با معبود خویش انتخاب می کردند و ساعت ها در آن جا به عبادت می پرداختند. چرا باید با اینگونه حرف ها و ادعاهای واهی ذهن مردم را نسبت به این مسجد مقدس مخدوش کنیم و در این راه از امام راحل مایه بگیریم؟
در زیر نظرات بعضی از بزرگان راجع به مسجد جمکران به عنوان نمونه آورده می شود:
 
* حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(رحمه الله علیه)
حضرت آیت الله فاضل فرمودند (مرحوم والد به مسجد جمکران خیلى معتقد بود) فرمودند: من قبل از آمدن آیت الله بروجردى به قم خواب دیدم که در مسجد جمکران هستم .
 
آن موقع مسجد جمکران یک حیاطى داشت و در وسط آن حیاط یک انبارى بود که سقف آن یک متر مرتفع تر از حیاط مسجد بود، روى همین سقف آب انبار، منبرى گذاشته اند و شیخ طوسى رحمه الله علیه روى آن نشسته و تمام روى آن سقف و کف حیاط مملو از طلبه است .
پدرم فرمود: تعبیرم از این خواب این بود که شخصیتى به قم خواهد آمد و طلاب گرد او جمع خواهند شد و حوزه رونق خواهد گرفت ، طولى نکشید که آیت الله بروجردى به قم آمدند.
 
این که چرا شیخ طوسى را خواب دیده و آن هم مسجد جمکران ؟ تعبیر آن بعدها مشخص شد، زیرا مرحوم آیت الله بروجردى به شیخ طوسى و آثار او بسیار اهمیت مى داد، وقتى عبارات شیخ را از کتاب خلاف یا مبسوط مى خواند مثل این که روایتى از امام معصوم (ع ) دارد مى خواند با احترام و دقت در جزئیات کلمات آن همانند کلمات معصومین (ع )، مسجد جمکران هم شاید کاشف از این باشد که اصل آمدن ایشان به قم و رسیدن به مقام مرجعیت مطلقه با عنایت امام زمان (ع ) بوده است .
 
یک قربانى به مسجد جمکران بفرستید
حضرت آیت الله آقاى فاضل لنکرانى فرمودند: هر وقت براى حضرت آیت الله العظمى آقاى بروجردى مشکلى پیش مى آمد مرحوم پدرم که خود از عاشقان امام زمان و علاقه زیادى به مسجد مقدس جمکران داشت به محضر آقا عرض مى کردند یک قربانى براى مسجد جمکران بفرستید تا رفع مشکل شود.
 
حضرت آیت الله فاضل فرمودند: در دوران طلبگى من خیلى به مسجد جمکران مى رفتم ، شاید بیشتر از پانصد مرتبه باشد و کرامات زیاد در این مسجد مقدس جمکران دیده و شنیده ام.
 
* آیت الله مکارم شیرازی
مسجد جمکران مطابق روایت موجود به فرمان حضرت مهدى مولانا صاحب العصر و زمان براى هدف بزرگى در این منطقه خاص از شهر تاریخى، مذهبى قم ساخته شده و حسن بن مثله جمکرانى که مردى پاکدل و پاک سرشت بود، در بیدارى (و نه در خواب ) این دستور را دریافت کرده و با تشریفات خاصى این مسجد را بنا نمود.
 
به همین دلیل هر کس در فضاى ملکوتى آن قرار مى گیرد احساس روحانیتى عجیب و جاذبه معنوى فوق العاده مى کند.
این جاذبه نیرومند معنوى به اضافه قضاء حوائج و حل مشکلات فراوانى که مردم از عبادت در آن و توسل به حضرت مهدى ارواحنا فداه دیده اند، سبب شده که روز به روز بر شکوه دامنه آن افزوده شود و خیل مشتاقان مختلف به سوى آن بشتابند و از این چشمه کوثر و منبع خیر و برکت هر کدام به مقدار استعداد خود بهره گیرند.
 
علماى بزرگ همواره براى مسجد احترام خاصى قائل بوده اند و در آن راز و نیاز فراوان داشته اند و هم اکنون نیز مورد توجه علما و فضلا و مراجع بزرگ است .
 
* آیت الله بهجت(رحمه الله علیه)
 
آیت الله بهجت نیز مهر این مسجد را بر دل داشت و تا بدانجا این مسجد را ارج و قرب می نهاد که گفته بود" مسجد جمکران مستغنی از معرفی است ، اگر کسی بگوید رفتم به این مسجد و چیزی در آنجا ندیدم، به حسب ظاهر باید گفت از روی اعتقاد صحیح نرفته است یا برای امتحان رفته یا همین طوری رفته است"
 
هم زمان با انتشار این گفتگو وهن انگیز در سایت جماران رسانه های فتنه با سو استفاده از انتشار این مطلب به فرفکنی علیه مسجد مقدس جمکران پرداختند.
 
سایت جماران که تحت نظر موسوی بجنوردی و سید حسن خمینی ادراه می شود درصدد است با استفاده از تریبونی که به نام حضرن اما بوجود اورده اند حرف و دیدگاه های شاذ خود را مطرح کنند.
این عده خود را مفسر اندیشه های امام(ره) می دانند و به استناد ارتباط خویشاوندی با امام خود را تنها مرجع تفسیر و تأویل اندیشه های امام(ره) معرفی می کنند.

2 مصاحبه متناقض آیت‌الله هاشمی سایت او را هم گیج کرد
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، عزت الله سحابی ، هاله سحابی

به دنبال انتشار خاطرات عزت الله سحابی از بازداشتش در دولت سازندگی، سایت "هاشمی رفسنجانی" مصاحبه ای را از آقای هاشمی منتشر و گفت که او از این موضوع خبر نداشته است غافل از اینکه خود آقای هاشمی پیش از آن موضع دیگری اتخاذ کرده بود.

گزارش جهان، این سایت با انتشار مجدد مصاحبه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با روزنامه کیهان در سال ۸۲، به نقل از آقای هاشمی نوشته است: "بازداشتهای ۶۹ بدون اطلاع من بود."

در این مصاحبه خبرنگار کیهان از آقای هاشمی پرسیده است که "آقای مهندس عزت‌الله سحابی و جمع دیگری در سال ۶۹ متعاقب بیانیه‌ای که منتشر کردند، دستگیر شدند. نقل می‌کنند وقتی شما برای بودجه به مجلس رفته بودید یکی از آقایان کمیسیون برنامه گفته بود ما با بقیه کار نداریم. ولی آقای سحابی را چرا گفتند. و شما گفته بودید رویش زیاد شده بود و خواستیم رویش را کم کنیم. ضمناً می‌گویند آقای سحابی از شما قول گرفته‌بود اعترافاتی که کرده، از تلویزیون پخش نشود. ولی در برنامه «هویت» پخش شد. در مورد این دو شبهه توضیح بفرمایید؟" 

آقای هاشمی در پاسخ می گوید: اولاً از من قولی نگرفته‌بود. اصلاً از اعترافات ایشان اطلاعی نداشتم که قولی بدهم. آقای سحابی هم رفیق من بود. ما در دوران مبارزه هم پرونده و با هم در زندان بودیم. بعد از پیروزی هم در شورای انقلاب بود. همیشه با هم بودیم و اختلافی نداشتیم. گروهی را هم که وزارت اطلاعات گرفتند، بدون اطلاع من گرفتند. گویا حدود ۹۰ نفر را گرفتند. من اصلاً با اینطور چیزها مخالف بودم. منتها وزارت اطلاعات از این کارها می‌کرد. من کمک کردم که آقای سحابی آزاد شود.

اما سخنان آقای هاشمی درباره بی اطلاعی او از بازداشت سحابی و یارانش در حالی است که رئیس مجمع تشخیص در مصاحبه‌ دیگری با صادق زیبا کلام با تایید این بازداشت ها گفته بود: ما این گونه زندانی خیلی کم داشتیم. فقط یک گروه- همان ملی مذهبی هایی که شما می گویید- بودند که آن هم دستگاه اطلاعاتی ما مشخصاً پرونده ی توطئه ی خارجی را با ادله آورد که مثلاً اینها در فلان جا و فلان جا ملاقات کردند و این خواست آمریکا بوده است و اعضای جمعیت دفاع از آزادی بنا دارند که مثلاً در این فضای آزاد به طرف این طور چیزها بروند.طبعاً اتهام به این بزرگی در آن زمان که ما شرایط بسیار دشواری هم داشتیم، این قدر بود که اجازه بدهیم کارشان را بررسی کنند. به دقت هم بررسی کردند، تمام شد و عده ای آزاد شدند و یک عده هم محکوم شدند و همان زمان هم تمام شد. یعنی وقتی که نتیجه ی تحقیقات را دیدیم، گفتیم که این به آن حد بزرگ نیست. علایمی بود و بعضی ها یک مقدار شیطنت می کردند.(هاشمی بدون روتوش، ص 152)


البته مرحوم عزت الله سحابی هم درباره بازداشت خود و ۲۳ نفر از اعضاء نهضت آزادی و افراد موسوم به ملی مذهبی‌ها به دلیل انتقاد از سیاست‌های اقتصادی دولت آقای هاشمی رفسنجانی در خاطراتش نوشته است: "ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولاً اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینکه وضع سیاست خارجی ما به گونه ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، ۲۳ نفر را بازداشت کردند که یکی از آنها من بودم... بعد از دستگیری ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: «رویش زیاد شده بود، می خواستیم رویش را کم کنیم.»


توهم بازیابی وجهه حامیان فتنه 88 در ازای حمله به جریان نفوذی منحرف
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: سیدمحمد خاتمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جریان انحرافی ، جنبش سبز

اظهارات اخیر آقای هاشمی رفسنجانی در مورد نگرانی از جریان انحرافی این سوال را در اذهان عمومی مطرح کرده که چرا در حالی که او پیش و پس از انتخابات به‌عنوان تکیه‌گاه داخلی جریان فتنه عمل کرد و حتی برخی از اعضای خانواده او مدیریت و حضور میدانی در آشوب‌های خیابانی داشتند، چنین نگرانی را ابراز نکرد و تاکنون علی‌رغم روشن شدن کامل صحنه وی حاضر به مرزبندی با این جریان نشده است.

به گزارش رجانیوز، هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از افرادی که سایت او آن‌ها را مدیران دستگاه‌های مختلف شهرستان زاهدان خوانده، در پاسخ به اظهار نگرانی در مورد تلاش جریان‌های انحرافی برای مخدوش کردن وحدت و اعتقادات دینی مردم گفت: ممکن است در مقطع و برهه‌ای خاص، جریان یا گروه و باندی خاص بتوانند تعمداً یا سهواً خدشه‌ای به ارزش‌ها وارد و انحرافی در مسیر انقلاب ایجاد و حتی طیف‌هایی را نیز ناخودآگاه با خود همراه کنند، ولی قطعاً جریان‌های انحرافی، بی‌ریشه و سطحی بوده و قادر به ادامه مسیر و تداوم برنامه‌های انحرافی خود نخواهند بود.

او همچنین بر طرد جریان‌های انحرافی از سوی مردم و مسئولان تاکید کرد؛ تاکیدی که البته با رویکرد وی در حمایت از آشوبگران در سال‌های اخیر حتی پس از وقایع 25 بهمن، تناسبی ندارد؛ واقعه‌ای که سبب شد حتی بسیاری از ساکتین جریان فتنه هم لب باز کنند و در نکوهش صریح اغتشاشات سخن بگویند اما هاشمی باز هم با سخنان دوپهلو به استقبال آن رفت.

هاشمی درحالی به صراحت از جریان انحرافی و مسائل مربوط به آن انتقاد کرده که سران این جریان از ابتدا نیز مورد تایید و حمایت مردم و دلسوزان انقلاب نبودند و کسی نمی‌تواند مدعی شود که از ابتدا خطر این گروه را هشدار داده بود.

با این حال، مواضع آقای هاشمی در طول سال‌های اخیر به‌نحوی است که به نظر می‌رسد وی به‌جای تعیین تکلیف کردن برای دیگران، باید ابتدا تکلیف خود را در مقابل انحراف بزرگ و فتنه ریشه‌دار 88 روشن کند، اگرچه او از پیش از انتخابات با حمایت از موسوی، نوشتن نامه بدون سلام و السلام به رهبر انقلاب و سپس حمایت از فتنه‌گران در پشت و روی صحنه مانند نماز جمعه 27 تیر 88، تکلیف خود را روشن کرده است.

او البته روند حمایت از سران داخلی جریان فتنه را از تیر ماه 88 نیز متوقف نکرد و آذر ماه سال 88 در سفری که به مشهد داشت،‌ تلاش کرد که در یک "چرتکه‌اندازی عجیب" جامعه ایران را بر خلاف واقعیت‌ها به دو قطب تصنعی تقسیم کند: «حکومت همه چیز را در دست دارد، پول، نیرو و رسانه دارد و بالاخره کسانی را دارد که در مواقع لزوم در خیابان‌ها جمع شوند. بسیج و سپاه را هم دارد،در آن طرف هم عده زیادی از مردم هستند. دانشجو، دانش‌آموز، استاد، معلم، مدیر، کارگر، کاسب، زن و مرد و... که بعضی‌ها ساکت و بعضی‌ها فعال هستند. این گونه که به جایی نمی‌رسیم.»

این تحلیل عجیب از چهره ایران اسلامی که موجی از انتقادها را علیه هاشمی رفسنجانی برانگیخت،‌ البته چند روز بعد و با راهپیمایی ده‌ها میلیونی مردم در روز 9 دی علیه جریان فتنه، کاملاً رنگ باخت اما هرگز موجب نشد که آقای هاشمی اعتقادش را به "تحلیل ویژه" خود از دست بدهد.

او در یک سال گذشته هم سعی کرد که با اتخاذ مواضعی دو پهلو به زعم خود "جمعیت بزرگ معترضان!" را نرنجاند تا این‌که رو شدن چهره واقعی جریان فتنه در روز 25 بهمن امسال به صراحت پایه‌های تحلیل آقای هاشمی را فرو ریخت.

در عین حال، به‌نظر می‌رسد اظهارات اخیر آقای هاشمی در مورد جریان انحرافی نه به‌عنوان دلسوزی بلکه به عنوان یک پروژه جدید به‌منظور سوءاستفاده از فضای ایجاد شده علیه رفتارهای غلط یک طیف نفوذی در دولت برای تطهیر مردودین فتنه 88 و تغییر صورت مسئله‌ای است که وی، خانواده و همفکرانش باید پاسخگوی آن باشند.

دو هفته قبل نیز روزنامه جمهوری اسلامی که مدیرمسئول آن از اعضای حلقه اول آقای هاشمی است، همین پروژه را کلید زد. این در حالی است که به نظر می‌رسد تصور اینکه عبور از جریان نفوذی مساوی با رو کردن مجدد به سران و حامیان فتنه و خواص مردود بیشتر به یک توهم و اشتباه محاسباتی شبیه است.


هاشمی: فریبکاری‌ها موقت است آمار و ادعای دروغ، مردم این پول‌ها را می‌گیرند...
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

فریبکاری‌ها موقت است آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می‌فهمند یک بازی است و بیت‌المال را به غارت بردن برای خرید چند رای و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی‌دهد حتی اگر مردم نیاز داشته باشند این پول را می‌گیرند ولی لعنت‌شان هم می‌کنند •امید صدام برای موفقیت حمله به ایران به اختلاف افکنی های گسترده رئیس جمهور وقت بود •بعد از عزل بنی‌صدر وحدتی در جامعه بوجود آمد بطوری که مردم با اعتماد و عشق به نظام و با دست خالی و امکانات کم در صحنه حضور داشتند •همه باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته و به تردید افتاده‌اند اعتماد آن‌ها را برگردانیم چون مردم آگاه آسان‌تر برمی‌گردند و لجبازی نمی‌کنند بشرط آن‌که واقعیت را ببینند •باید به اعتماد، عشق مردم به نظام و مدیریت بی‌نظیر امام(ره) در دفاع مقدس که حقیقتا الگوی بسیار موفق رهبری و فرماندهی در تاریخ اسلام بودند.

هاشمی رفسنجانی در سخنانی عجیب، تند و متاسفانه غیر منصفانه با تکرار ادعاهای دوران فتنه خود گفت : فریبکاری‌ها موقت است آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می‌فهمند یک بازی است و بیت‌المال را به غارت بردن برای خرید چند رای و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی‌دهد حتی اگر مردم نیاز داشته باشند این پول را می‌گیرند ولی لعنت‌شان هم می‌کنند.

به گزارش جهان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی ؛ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم بزرگداشت حماسه‌سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی که شامگاه پنج شنبه در سالن همایش‌های روزنامه اطلاعات برگزار شد، با بیان اینکه خداوند در هشت سال جنگ تحمیلی به وعده خود عمل کرد و می توان امروز نصرت خداوند را از آنچه بر سر حزب بعث عراق، صدام، نظامیان مقصر عراقی و منافقان جاسوس آمده را دید تاکید کرد : باید به اعتماد، عشق مردم به نظام و مدیریت بی‌نظیر امام(ره) که حقیقتا الگوی بسیار موفق رهبری و فرماندهی در تاریخ اسلام بودند، بالید. خداوند این هدیه را با رهبری امام(ره) به ما داد که ما توانستیم مقاومت کنیم و مردم نیز فداکاری کنند.

متن کامل سخنرانی آیت الله هاشمی رفسنجانی بدین شرح است :


رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام شرایط جامعه را بر وضعیت اعتماد مردم موثر دانست و بر ضرورت حضور مردم درصحنه بیش از گذشته تاکید کرد و افزود : فداکاری‌های مردم در دوران جنگ ناشی از اعتماد آن‌ها به نظام بود که با عشق و اعتماد به قتلگاه رفتند. ما از این سرمایه و اعتماد در همه مبارزات استفاده کردیم و تا این اواخر از آن استفاده می‌نمودیم.


آیت الله هاشمی رفسنجانی تاکید کرد: اگر بخواهیم امروز یک حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام بدهیم آن است که نظام و به طور کلی همه باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته و به تردید افتاده‌اند اعتماد آن‌ها را برگردانیم و صفای بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم را ایجاد کنیم. این کار آسان‌تری است چون مردم آگاه آسان‌تر برمی‌گردند و لجبازی نمی‌کنند بشرط آن‌که واقعیت را ببینند.

ایشان خاطرنشان کرد: ان‌شاءالله آن‌قدر احساس وظیفه در بین مسوولان باشد تا سرمایه مهمی که ما ۵۰ سال به آن تکیه می‌کنیم و در میدان مانده‌ایم را حفظ و تقویت کنند. بدانید که امروز دشمنان ما چهار چشمی ما را نگاه می‌کنند و دنبال رخنه می‌گردند تا حضور بیشتری پیدا کنند. این چیز روشنی است و همه می‌توانند آن را بفهمند. خدا کند که ما هم این چشم باز را داشته باشیم.

هاشمی در بخشی از سخنان خود با اشاره به اوضاع منطقه و با بیان این‌که «در حال حاضر دنیا عوض شده است» یادآور شد: می‌توان منطقه را دید که مردم هوشیار، آگاه، مجاهد و مبارز شده‌اند. مردم یمن ماه‌هاست در خیابان هستند و شهید می‌دهند. در لیبی نیز مردم می‌جنگند و کشته می‌دهند. در سوریه نیز مردم مقاومت می‌کنند. در بحرین که یک مظلمه‌ای است و هیچ پناهی نیز در این دنیا ندارند. در مقابل مردم در مصر موفق شدند و در جاهای دیگر حرکت آغاز شده و این‌گونه حرکات ادامه دارد، چون مردم آگاه شده‌اند و حاضر نیستند که استبداد و وابستگی به استعمار را بپذیرند.

ایشان در ادامه افزود : مردم با علم وارد شده و تحصیل‌کرده‌ها نیز مردم را روشن‌تر می‌کنند. در این بین کانال‌های فراوان رادیو و تلویزیونی و سرعت انتشار اخبار اینترنتی و وب‌ها همه در اختیار مردم است. اگر حادثه‌ای در هر گوشه از دنیا اتفاق افتد همه مردم در همه جای دنیا می‌توانند آن را ببینند و تحلیل کنند. این‌چنین مردم آگاه دیگر زیر بار استبداد و استکبار نمی‌روند و فقط می‌توان با خدمت درست و با صداقت اعتمادشان را به دست آورد.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود با تاکید بر این‌که جنگ تحمیل شده به ایران اهداف بسیار شومی داشت، گفت: دشمنان ما پیش از به راه انداختن جنگ تلاش کردند از راه‌های بسیاری همچون کودتا، شورش مسلحانه و تحریم‌های مختلف انقلاب را از بین ببرند که به دلیل آنکه نتوانستند از این راه‌ها بجایی برسند شرق، غرب، ارتجاع عرب و دولت بعثی عراق با متحد شدن تصمیم گرفتند، علیه ایران جنگ کنند.

ایشان خاطر نشان کرد : البته پس از پیروزی انقلاب شیعیان عراقی با الهام از انقلاب ایران می‌خواستند نهضت خود را شروع کنند که بعثی‌ها آنها را تار و مار نموده و عده بسیاری را شهید و زندانی نمودند. با وجودی که شعله‌های قیام مردم عراق را خاموش کردند، اما تصمیم گرفتند که با جنگ علیه ایران بجای این‌که ایران الگوی جهاد مردمی در تاریخ باشد آن را عبرت تاریخی کنند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد : هدف اولیه آنها از جنگ انهدام انقلاب و پس از آن تصرف خوزستان بود. یعنی این هدف را برای خود تعیین کرده بودند که اگر نتوانند انقلاب را انهدام نمایند خوزستان را تصرف کنند؛ چرا که باورشان این بود با تصرف خوزستان بسیاری از منابع مالی ایران از بین می‌رود و دیگر نمی‌توان کشور را اداره کرد. آخرین قطعه از پازل‌شان نیز گرفتن خرمشهر و آبادان بود که با این هدف جنگ را شروع کردند.

هاشمی افزود: شرایط داخلی آن روز ایران وضعیتی بحرانی و دارای اختلاف بود. در آن دوران اختلافات بسیار جدی بنی‌صدر و تاخت و تازهای منافقان وجود داشت و می‌خواستند چند منطقه همچون خوزستان، بلوچستان و ترکمن صحرا و بخش‌هایی از آذربایجان را تجزیه نمایند. این اختلاف بسیار در داخل کشور و شرایط ارتش آن زمان ایران که در حال تصفیه بود و سران و فرماندهان ارتش دستگیر شده یا فرار کرده بودند و از سوی دیگر سپاه تازه در حال شکل‌گیری بود، در مجموع شرایطی را به وجود می‌آورد که بعثی‌ها تصور می‌کردند می‌توانند حمله موفقی را داشته باشند.

وی افزود: البته عراقی‌ها شش ماه قبل از آغاز جنگ با انجام حدود ششصد عملیات به ایران تجاوز کردند که در همه عملیات‌ها ایران اعتراض خود را انجام داده است. بالاخره عراق به بهانه قرارداد الجزایر جنگ را شروع کرد. آنها فکر می‌کردند در روز اول با انهدام پایگاه‌های دفاعی هوایی ما را زمین‌گیر می‌کنند و دیگر نمی‌توانیم پرواز کنیم.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به حضور عرفات در ایران، گفت: در آن دوران مرحوم عرفات به ایران آمد و به خود بنده گفت که در اطاق جنگ عراق دیده است که هدف فوری آنها گرفتن بهبهان و مسجدسلیمان و بدست گرفتن همه خوزستان بود. منتهی قبل از این‌که ایشان چنین حرفی را بزنند ما عراقی‌ها را در پشت جاده اندیشمک و آبادان متوقف کردیم.

هاشمی رفسنجانی با اشاره به ادعای صدام مبنی بر گرفتن یک هفته‌ای تهران پس از شروع جنگ، گفت: صدام با پشتوانه پولی و تبلیغاتی آمریکا، اروپا، روسیه، چین و ارتجاع عرب وارد جنگ علیه ایران شد و به همین دلیل ما به حق نام آن را دفاع مقدس گذاشتیم. چون ما فقط در این جنگ دفاع می‌کردیم و حداکثر خواسته‌مان نجات مردم عراق از دست بعثی‌ها بود.

ایشان با بیان این‌که نکته اساسی و مهم آن دوران اعتماد مردم به انقلاب بود، گفت: بعد از عزل بنی‌صدر وحدتی در جامعه بوجود آمد، بطوری که مردم با اعتماد و عشق به نظام و با دست خالی و امکانات کم در صحنه حضور داشتند. حضور مردم در صحنه ضعف ارتش و کمبود سپاه را حل کرد و مردم بسیج عمومی را تشکیل دادند و نیروهای مردمی در جبهه‌ها حاضر شدند. در واقع نقطه قوت ما در جنگ داوطلبان دفاع بود.

هاشمی گفت: باید به اعتماد، عشق مردم به نظام و مدیریت بی‌نظیر امام(ره) که حقیقتا الگوی بسیار موفق رهبری و فرماندهی در تاریخ اسلام بودند، بالید. خداوند این هدیه را با رهبری امام(ره) به ما داد که ما توانستیم مقاومت کنیم و مردم نیز فداکاری کنند.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به آمار ارایه شده در مورد شهدا، گفت: شنیده می‌شود که از تعداد شهدا ارقام نجومی بیان می‌شود که این موضوع صحت ندارد. مجموع شهدا از ابتدای قیام در سال ۴۰ به بعد تا دوران جنگ و بعد از آن و بمباران و همه حواشی آن به ۲۰۰ هزار نفر شهید نمی‌رسد که بیشتر آنها در بمباران و قبل از انقلاب شهید شدند. بنابراین صحبت از میلیون‌ها شهید در این دوران درست نیست.

هاشمی رفسنجانی همچنین تاکید کرد: تلفات ما در دوران جنگ بسیار کمتر از تلفات رانندگی در جاده‌هاست. به گونه‌ای که سالانه ۲۵ هزار نفر به صورت مستقیم در تصادفات می‌میرند که این میزان دو برابر تلفات جنگ است. جنگ هشت ساله‌ای که مردم با دست خالی در برابر ابرقدرت‌ها و ابرثروت‌ها جنگیدند و چنین نتیجه مهمی را بدست آوردند.

ایشان با تاکید بر این‌که خداوند در هشت سال جنگ تحمیلی به وعده خود عمل کرد، گفت: چه کسی باور می‌کرد که ایران در سازمان ملل بتواند عراق را محکوم کند. اکثر کشورها در سازمان ملل با ما موافق نبودند، ولی به دلیل قدرتی که ما در جنگ نشان دادیم و با مقاومت‌هایی که در مقابل حملات آمریکایی‌ها و حملات وسیع عراق انجام می‌دادیم، نشان می‌دادیم که قدرت دفاعی‌مان بسیار است و به همین دلیل سازمان ملل پذیرفت که عراق یک متجاوز بوده و ما را ذیحق برای گرفتن غرامت دانست. با وجودی که هنوز این غرامت پرداخت نشده، ولی در سازمان ملل به تصویب رسید.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، افزود: البته دبیر کل وقت سازمان ملل فردی شجاع و منصف بود که برای تهیه قطعنامه‌ای برای متوقف کردن جنگ تلاش می‌کرد. البته ما در آن دوران توانستیم امام(ره) را برای متوقف کردن جنگ قانع کنیم، بطوری که در یک جلسه با حضور پنج نفر از سران خدمت امام(ره) رفتیم و وضع را تشریح کردیم. امام(ره) نیز خیلی سریع فهمیدند و آن نامه عجیب و تاریخی را نوشتند و خودشان مسئله را حل کردند.

وی افزود: البته می‌توان اینگونه به جنگ نیز نگاه کرد که اگر عراق شهرهای مهم چون تبریز، کرمانشاه و حتی تهران را همچون حلبچه بمباران شیمیایی می‌کرد، چه بر سر مردم می‌آمد؟ همان موقع بمباران شیمیایی تهران برای عراق با داشتن هواپیماهای بلندپرواز روسیه کار آسانی بود. اگر بمباران شیمیایی می‌کردند شاید ده‌ها هزار نفر شهید شیمیایی داشتیم و اکنون به اینجاها نمی‌توانستیم برسیم.

هاشمی رفسنجانی همچنین تاکید کرد: نصرت خداوند را می‌توان دید از آنچه بر سر حزب بعث عراق، صدام، نظامیان مقصر عراقی و منافقان جاسوس آمده است. دیگر وعده نصرت خدا بهتر از این نمی‌شد.

ایشان در ادامه با مرور خاطر‌اتی از عملیات کربلای ۴ به بیان خاطره‌ای از عملیات حلبچه در خاک عراق پرداخت و گفت: هنگامی که نیروهای ایرانی حلبچه را تصرف کردند عراقی‌ها بسیار عصبانی و دیوانه شدند و مردم خود را بمباران شیمیایی نمودند. این برای من بدترین صحنه جنگ بود. عراقی‌ها با داشتن پیشرفته‌ترین سلاح شیمیایی که حتی در جنگ جهانی دوم نیز بکار برده نشده بود، مردمان‌شان را تنها به این دلیل که با نیروهای ایرانی نجنگیدند، بمباران شیمیایی نمودند.

هاشمی افزود: در آن دوران پنج هزار نفر از مردمان عراق در حلبچه شهید شدند و ما همه مصدومان‌شان را برای معالجه به ایران آوردیم. آن وقت بود که دنیا قدرت پزشک ما را فهمیدند و پزشکان این مردمان را همچون بقیه رزمندگانمان معالجه کرده و نجات دادند که با بهبودی‌شان بسیاری از آنها به عراق بازگشتند.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنانش گفت: بسیار از این فرصت پیش آمده برای حضور در بین پزشکانی که در جنگ حضور داشتند خوشحالم. شما پزشکان در یک دوره‌ای بهترین خدمت‌ها را به اسلام و انقلاب کرده‌اید که بنده تاکنون این توفیق را پیدا نکرده بودم که دست جمعی از شما تشکر کنم. من به عنوان مسوول جنگ تشکر بسیار جدی‌ای را به شما پزشکان بدهکارم،ا گر چه شما برای تشکر در جنگ نبودید. شما با تشخیص وظیفه در هشت سال جنگ تحمیلی در کنار رزمندگان حضور داشتید.

وی با اشاره به مطالب مطرح شده در این همایش و خاطره‌های برخی پزشکان، گفت: مطالب امروز شما برای من جالب و آموزنده بود. اظهارات خاطره‌گونه و مسائل جدی‌ای را مطرح کردید که می‌توان به اظهارات دکتر ظفرقندی، دکتر خزعلی، دکتر معصومی، دکتر فاضل، دکتر علیزاده و ... اشاره کرد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خطاب به پزشکان حاضر در جلسه، گفت: تقاضا دارم تا خاطره‌های پزشکان حاضر در جنگ را جمع‌آوری کنید. مطمئنا مجموعه خاطرات‌تان می‌تواند دائره‌المعارف عالمانه‌ای برای متخصصین باشد.

هاشمی رفسنجانی با بیان این‌که پزشکان در طول جنگ کار بزرگی را انجام دادند، افزود: نباید رزمندگان خط مقدم را فراموش کرد و گفت که کار شما پزشکان از آنها مهمتر است، ولی با این وجود تاثیر کار شما بسیار سودمند بود. بطوری که نگرانی ما در عملیات‌های بزرگ از مجروحان و آسیب‌دیده‌ها بود که شما در آن دوران بخوبی این موارد را اداره می‌کردید.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در تشریح وضعیت آن دوران، گفت: در دوران جنگ بسیاری از پزشکان حاذق از کشور رفته بودند و تعداد باقیمانده نیز همچون این روزها متخصص نبودند، ولی با این وجود همین افراد در جبهه‌ها، بیمارستان‌ها را با پرستاران و تیم‌های پزشکی‌شان اداره می‌کردند و از این رهگذر به دانش خود اضافه می‌نمودند. بطوری که پزشکان در دوران جنگ رشد و تجربه بی‌نظیری کسب کردند.

وی با بیان این‌که پزشکان در دوران جنگ تجربه‌های بسیاری را کسب کردند، گفت: می‌توانیم تجارب خود را دائره‌المعارف دنیا ثبت کنیم تا مورد استفاده بشریت قرار گیرد. شما در آن دوران کار بزرگی کردید، اما به نظر می‌رسد که این کار شما کمتر در حال فراموشی است. وظیفه شما در این برهه آن است که اتفاقات رخ داده و کارهای پزشکان را در دوران جنگ به مردم بگویید. این کار با جمع‌آوری خاطرات از همه پزشکان میسر می‌شود.

هاشمی رفسنجانی با بیان این‌که تاکنون مراسمی برای تجلیل از پزشکان دوران جنگ برگزار نشده است، گفت: مراسم‌های گوناگونی در شهرها و استان‌ها برای تجلیل از بخش‌های مختلف درگیر در جنگ همچون دانشگاهیان، علما، طلبه‌ها و بانوان برگزار شده که بسیار بجا نیز بوده است. پزشکان نیز باید اینگونه مراسم‌ها را بصورت عمومی‌تر برای مردم برگزار کنند تا اینگونه کارهای بسیار مهم در تاریخ ثبت شود.

شایان ذکر است پیش از سخنان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور دکتر ظفرقندی، دکتر فاضل، دکتر فرهادی و حجت‌الاسلام دعایی از خانواده شهید دکتر کاظمیان، جانباز حبیب حاج‌میرآقا، آزاده دکتر رضا یوسفیان و ایثارگر زرین‌تاج کیهانی‌دوست از ایثارگران جامعه پزشکی با ارایه لوحی تقدیر شد.


سنگینی یک ابهام بر موضع آیت‌الله هاشمی درباره جریان انحرافی
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جریان انحرافی
سرویس سیاسی جهان-عبدالله الماسی:آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام روز گذشته در دیدار جمعی از مدیران دستگاه‌های مختلف شهرستان زاهدان، موضع خود را در برابر جریان انحرافی در دولت روشن کرد؛ موضعی "صریح"، "قاطع" و "بدون ابهام".
ی در پاسخ به ابراز نگرانی برخی از حاضرین در جلسه در مورد تلاش جریان‌های انحرافی برای مخدوش کردن وحدت و اعتقادات دینی مردم گفت: ممکن است در مقطع و برهه‌ای خاص، جریان یا گروه و باندی خاص بتوانند تعمداً یا سهواً خدشه‌ای به ارزش‌ها وارد و انحرافی در مسیر انقلاب ایجاد و حتی طیف‌هایی را نیز ناخودآگاه با خود همراه کنند، ولی قطعاً جریان‌های انحرافی، بی‌ریشه و سطحی بوده و قادر به ادامه مسیر و تداوم برنامه‌های انحرافی خود نخواهند بود.

آقای هاشمی رفسنجانی در ادامه بر "مسیر اصیل انقلاب اسلامی"، "توجه به اصل ولایت فقیه"، "طرد جریان‌های انحرافی" و "تکیه واقعی به پشتوانه عظیم مردم" تاکید کرد.

این سخنان بسیار بیش تر آنکه تحسین ناظران سیاسی را نسبت به صراحت کلام و موضع روشن رئیس مجمع تشخیص‌مصلحت درباره جریان انحرافی برانگیزد، آنان را به تامل و تعجب واداشت و خاطره مواضع ابهام آلود و به گفته آیت الله محمد یزدی "چند پهلوی" آقای هاشمی را زنده ساخت که هرگز به محکومیت اقدامات سران فتنه منجر نشد.

در واقع مهمترین ابهامی که بر سر سخنان صریح روز گذشته آقای هاشمی و تاکید وی بر "توجه به ولایت فقیه" سنگینی می کند، "رویکرد دوگانه"ای است که او در دو سال گذشته در قبال جریان ضدانقلاب داخلی و سران آن داشت. 

"تکلیف نظام اسلامی و مردم برای مقابله با اینگونه افراد و گروههای معاند که ممکن است هنوزهم عوامل اندک آنها با اعلام مواضع و شعارهای تند و تخریبی در پی تضعیف نظام باشند روشن است که نمونه آن در ۲۵ بهمن ماه به روشنی اتفاق افتاد." این صریح ترین موضع گیری آقای هاشمی علیه جریان فتنه بود که پس از حدود ۲۰ ماه انتظار و درخواست ناظران و فعالان سیاسی و دانشجویی اتخاذ شد. 

برخلاف تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب بر موضع گیری شفاف خواص، آقای هاشمی در دو سال اخیر بویژه در جریان فتنه ۸۸ و آشوب های پر هزینه آن، هرگز حاضر به اتخاذ رویکردی روشن درباره فتنه‌گران نشد که حتی در برخی مواقع از جمله در نمازجمعه ۲۶ تیرماه ۸۸ به حمایت آشکار از آنان پرداخت.

به عنوان نمونه، حضرت آیت‌الله‌ العظمی‌خامنه‌ای درست ۲۰ روز پس از حماسه مردمی روز ۹ دی ماه و اتمام حجت ملت ایران با جریان فتنه، حامیان آن و خواص ساکت، در دیدار اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى‌ به صراحت به خواص تاکید کردند: انتظار از خواص این است که مرزشان را مشخص کنند، موضعشان را مشخص کنند. دوپهلو حرف زدن، کمک کردن به غبارآلودگى فضاست؛ این کمک به رفع فتنه نیست، این کمک به شفاف‌سازى نیست ... خوب، باید معلوم بشود این کسى که در نظام جمهورى اسلامى است، در مقابل این چه موضعى دارد؛ حاضر است تبرّى بجوید، بگوید من دشمن شمایم؟ من مخالف شمایم؟

نگاهی به این رویدادها ناظران سیاسی را به این سوال ها می رساند که اگر آقای هاشمی آنچنان که دیروز یکشنبه گفت، به "مسیر اصیل انقلاب اسلامی"، "اصل ولایت فقیه" و "طرد جریان‌های انحرافی" اعتقاد و التزام عملی دارد، پس در بزنگاه های متعدد دو سال اخیر و جنگ تمام عیار جبهه متحد دشمنان داخلی و خارجی علیه جمهوری اسلامی(در قالب فتنه) کجا بود؟ و در این مدت که رهبر انقلاب شخصا بارها علیه فتنه آمریکایی-اسرائیلی سال گذشته موضع گیری کردند، آیا آقای هاشمی هیچ تکلیفی برای خود ندید؟

هاشمی رفسنجانی: دوم خرداد روند تکاملی دولت سازندگی است
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیدمحمد خاتمی ، دوم خرداد ، سیاسی

سیدمحمد خاتمی و تیم همراهش که بعدها به نام جریان دوم خرداد معروف شدند، در سال 76 با تکیه بر گفتمان مقابله با دولت سازندگی، در انتخابات هفتم ریاست جمهری به پیرزوی رسیدند. با این حال، نقش رئیس دولت سازندگی و پشتبانی‌های او در پیروزی محمد خاتمی در دوم خرداد واضح و مبرهن بود.

به گزارش رجانیوز، دو سال بعد در سال 78 و در آستانه انتخابات مجلس ششم، دوم خردادی‌ها هاشمی رفسنجانی را مانعی برای بسط قدرت سیاسی شان دانستند و حملاتی گسترده علیه او ساماندهی کردند. در این شرایط، "محمد عطریانفر" چهره رسانه‌ای جبهه دوم خرداد و مدیرمسئول روزنامه همشهری در بهمن ماه همان سال، گفتگویی تفصیلی با هاشمی رفسنجانی ترتیب داد. در این مصاحبه که علاقه و میل شدید عطریانفر در نزدیک کردن هاشمی و جبهه دوم خرداد در آن مشهود است، هاشمی رفسنجانی جمله‌ای را به کار می‌برد که 10 سال بعد محمود احمدی‌نژاد آن را در مناظره با میرحسین موسوی به کار برد و رمز پیروزی‌اش در انتخابات دهم ریاست جمهوری شد.

هاشمی در این مصاحبه و در پاسخ به این سوال که نظرش درباره عملکرد و جهتگیری دولت خاتمی چیست، اهداف و مواضع دولت اصلاحات را در راستای اهداف خود در دولت سازندگی عنوان کرد و گفت: «در این 2،3 سال که در صحنه فعال نبودم، جریان‌ها را خوب می‌بینم. در یک ارزیابی کلی روند را مثبت می‌بینم. فکر می‌کنم دولت آقای خاتمی تا آنجایی که به دولت ایشان مربوط است از نظر اهداف، برنامه‌ها، با دولت من فاصله زیادی ندارد؛ تفکرات آقای خاتمی با من زیاد فاصله ندارد، نقاط مثبت سیاسی هم می‌بینیم. البته فضای سیاسی بازتر شده است ولی همین‌جا برخی کارهای افراطی هم انجام می‌شود که این دیگر به آقای خاتمی و دولت ایشان مربوط نیست. کسانی هستند که به نحوی خودشان را زیر چتر آقای خاتمی می‌پندارند. من توصیه‌ام به اینها این است که بگذارند آقای خاتمی با همان متانتی که شروع کرده‌اند کارشان را ادامه بدهند.»

هاشمی همچنین تلاش کرد تا با بیان برخی سخنان جوان پسندانه و رنگ و لعاب دار، خود را همراه و موید اقدامات ساختارشکنانه دولت خاتمی در عرصه شرعیات نشان دهد: «من عمده پیروزی و موفقیت آقای خاتمی را در دوم خرداد و همچنین پیروزی نسبی در مجلس پنجم را برای بعضی جناح‌ها معلول افراط جناح راست می‌دانستم که آن جناح در تحمیل نظراتش به عنوان نظرات دینی بر مردم روا می‌داشت. همین که لباس مردم، شکل موی سر مردم، نشستن روی صندلی مدرسه، یا دانشگاه یا اینکه مردم چیزهایی استفاده کنند یا نکنند، به ماهواره گوش کنند یا نکنند که اینها هیچ کدام زمینه شرعی محکمی ندارد. بله افراد متدین، مقدس خیلی متعبد ممکن است در زندگی خودشان اینها را رعایت کنند؛ اما اینکه ما بخواهیم چیزی را که خدا از ما نخواسته بر دیگران تحمیل کنیم، از نظر من مردود است. حالا اگر خدا خواسته باشد حکم شرعی باشد بنده لحظه‌ای هم تردید نمی‌کنم که باید حمایت کنم اما چیزهایی است که مربوط به سلیقه است یعنی یک قشر می‌پسندند آنها هم آدم‌های خوبی هستند ولی سلیقه‌شان با دیگران فرق می‌کند، این تحمیل در عکس‌العمل‌ها خیلی مؤثر است. الآن هم همین طور شده یک طرف شما این تندروی‌ها و تندروها را ببینید چه می‌کنند چگونه با مسائل برخورد می‌کنند گاهی مراعات نمی‌کنند، این افراد هم همین طور هستند، مراعات نمی‌کنند که به یک چیزهایی حمله می‌کنند که جامعه تحمل نخواهد کرد و آسیبش فقط به آنها نمی‌رسد.»

رفسنجانی در پایان این مصاحبه درباره نظر صریحش درباره دوم خرداد می گوید: «در مورد دوم خرداد باید بگویم من آن را یک روند تکاملی می‌بینم که از دوران گذشته شروع شد و رشد کرد و اولین گام اساسی‌اش را در انتخابات مجلس قبلی برداشت. در آنجا روشن شد که افکار عمومی چیز دیگری می‌گوید. نمونه مشخص آن رأی فائزه ما بود. شاید بدترین تبلیغات آن زمان درخصوص یک نماینده نسبت به فائزه شد بعد هم آن رأی بالا را در تهران آورد. کارگزاران در آن جریان درخشیدند. این قضیه به دیگران جرأت داد که جدی‌تر در میدان وارد شوند و سر از دوم خرداد درآورد و اکنون پاسداری از آن هم مهم است.»


ناطق، هاشمی را عامل شکست خود می دانست
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، ناطق نوری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیدمحمد خاتمی

 

گروه تاریخ رجانیوز: ماهها پیش ازانتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 76،‌ جامعه روحانیت تشکیل جلسه داد و 14 نفر حاضر در جلسه به اتفاق آرا، ناطق نوری را به‌عنوان کاندیدای خود انتخاب کردند. چند روز بعد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز حمایت خود از کاندیداتوری ناطق نوری را رسماً اعلام کردند.
اما موضع هاشمی رفسنجانی در این میان چه بود؟ حجت‌الاسلام والمسلمین تقوی در پاسخ یکی از خبرنگاران در این خصوص گفت: «ایشان(هاشمی) در جلسه دو هفته قبل روحانیت مبارز اعلام کرده بودند که رأی اکثریت اعضای جامعه متمایل به آقای ناطق نوری است و در آن جلسه هدایت جلسه توسط آقای هاشمی بود اما به احترام جامعه مدرسین قرار شد که با آنان هم هماهنگی به عمل آید که در نهایت این عمل هم صورت گرفت.» وی در ادامه گفت: «در جلسه شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز که با حضور ایشان تشکیل شده بود، آقای هاشمی از آقای ناطق نوری حمایت کردند و این گونه نیست که آقای هاشمی یک عضو بی نظر باشند.»
حمایت هاشمی در جامعه روحانیت از ناطق در حالی بود که حزب متبوع او، مسیری دیگر را دنبال می کرد. در واقع در تحلیل رفتارهای سیاسی هاشمی رفسنجانی طی این سال ها، همواره موضع بینابین او برای حفظ جایگاه شخصیتی در دو سوی جریانات سیاسی به وضوح قابل مشاهده است. البته باید پذیرفت رقابت انتخاباتی هفتم نه بین دو جناح یا دو جریان که بین مردان هاشمی بود و در نهایت برآیند کار می توانست به نفع او تمام شود. ناطق نوری یک چهره نزدیک و آشنا برای هاشمی بود و خاتمی هم که بعدها وارد میدان شد، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت سازندگی به شمار می آمد. در واقع اگر چه جناح های مختلف در برابر هم صف آرایی کردند، اما جدال در یک حلقه تعریف می شد. تنها مسئله ای که پیش آمد، این بود که ذهنیت های منفی نسبت به هاشمی به پای جریان راست و ناطق نوری نوشته شد و خاتمی وجهه ای روشنفکر و تحول‌گرا از خود به نمایش گذاشت.
حجت‌الاسلام والمسلمین ری شهری در این میان نماینده جریان سوم بود؛ اگر چه نتوانست آن گونه که باید رسالت این جریان را به دوش بکشد. شاید هم پیام‌آور مناسبی به شمار نمی آمد. او زیر بیرق جناحی خاص نرفت و تصریح کرد: «ما هیچ کس و هیچ جناحی را مطلق و معصوم نمی دانیم و پیشرفت و رشد مادی و معنوی کشور را در سایه همفکری و همکاری همه جناح ها و تفکراتی که در چارچوب نظام فعالند، ممکن می دانیم.» ری شهری از پتانسیل رسانه ای و تبلیغاتی مناسبی هم نسبت به رقبای خود با بریز و بپاش های گسترده ای که داشتند، برخوردار نبود.

سرگردانی جناح چپ و گرم شدن فضای انتخاباتی
انصراف موسوی جناح چپ را وادار کرد تا به کاندیداهای دیگری بیندیشند. مجمع روحانیون مبارز نشست های مکرری را برگزار کرد و به گزینه‌هایی چون سید محمد خاتمی و سید هادی خامنه‌ای رسید. اسامی دیگری هم مثل علی اکبر محتشمی پور و محمد هاشمی در فضای سیاسی کشور مطرح می شد. سرانجام هفتم بهمن ماه و چند روز پس از انتخاب خاتمی توسط مجمع روحانیون مبارز، روزنامه سلام خبر قطعی شدن کاندیداتوری او را رسماً اعلام کرد.خاتمی قریب به 9 سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را عهده دار بود و پس از استعفا در سال 1371 با عنوان رئیس کتابخانه ملی ایران فعالیت می‌کرد. خاتمی چند روز بعد در مراسم احیا سال 1375 در جمع اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور گفت: «در قانون اساسی جمهوری اسلامی حکومت از آن خداست که توسط مردم اعمال می شود و ملت آن را با اراده آزاد پذیرفته‌اند.» او همچنین افزود: «قانون اساسی با گنجاندن حق انتخاب و اعمال حکومت توسط مردم راه را برای بدترین نوع استبداد که همانا نادیده گرفتن اراده انسان با توجیه انتساب حکومت به خدا و اعمال آن توسط افراد یا قشر خاصی است، بسته است.»انتخابات هفتم آبستن ترویج این ایده بود که مشروعیت ولایت فقیه از جانب مردم است نه از جانب خدا. آیت‌الله مهدوی کنی در واکنش به فضاسازی‌های ایجاد شده تصریح کرد: «ولایت فقیه محور اساسی انقلاب است؛ باید حریم آن محفوظ بماند. نامزدهای ریاست جمهوری نباید اجازه بدهند جریانات مشکوک به نام طرفداری از آنها مطالب گروهی خود را مطرح کنند. می‌گویید مشروعیت ولایت فقیه از سوی مردم است. آیا امام این حرف ها را می‌زد؟ این حرف ها چیست از خودتان درآورده اید؟»
در این دوره، ناطق نوری کاندیدایی محافظه کار و ادامه دهنده راه هاشمی شناخته می شد و در طرف مقابل خاتمی چهره ای روشنفکر، اصلاح‌طلب و منتقد به خود گرفته بود. این در حالی بود که مواضع خاتمی بعضاً در هاله‌ای از ابهام و کلی گویی بیان می شد و گاه متناقض به نظر می رسید. در این بازه‌زمانی البته طیف چپ به‌عنوان منتقد جدی اقتصادی دولت سازندگی به شمار می‌آمد. در واقع، سلایق اقتصادی بیش از پیش تضاد میان ناطق نوری یا هاشمی با خاتمی را به نمایش می گذاشت. حال آنکه خاتمی خود در حوزه فرهنگ رویکردی کاملا لیبرال داشت؛ در واقع اختلاف نظرها اگر چه وجود داشت، اما اختلافات مبنایی و ریشه ای نبود.زهرا رهنورد هم آن روز در زمره منتقدان اقتصادی بود. او با انتقاد از نزول وضعیت طبقه متوسط در جامعه گفت: «چرا کسانی که بیشترین زحمت را برای انقلاب کشیده اند، کمترین بهره را برده اند و کسانی که کمترین گام ها را برای انقلاب برداشته اند، بیشترین بهره اقتصادی، فرهنگی و گاه سیاسی را برده اند؟»در طول دوره فعالیت دولت سازندگی هم برخی چهره های شاخص جناح چپ انتقادات شدیدی را علیه هاشمی رفسنجانی و دولتمردان مطرح کرده بودند. این همه در نهایت در نگاه مردم صحنه جدال را به تقابل دو چهره محافظه کار و غیرمحافظه کار تبدیل می کرد. در این میان البته هاشمی وانمود می کرد چهره‌ای فراجناحی و بی طرف است. او می‌گفت: «هر مطلبی که در مورد حمایت من از یک نامزد خاص مطرح شود، تنها یک خیال و تصور است.» این در شرایطی بود که جامعه روحانیت که هاشمی عضو آن به شمار می آمد، ناطق نوری را اصلح می دانست و اطرافیان هاشمی در حزب کارگزاران خاتمی را مورد توجه قرار می دادند.در این میان، مواضع خاتمی هم به نوبه برای مردم جدید بود. مردم از عملکرد دولت‌سازندگی و فضای بسته ایجاد شده رضایت نداشتند و گمان می‌کردند با روی کار آمدن خاتمی این فضا تغییر خواهد کرد و توجه بیشتری به آنها خواهد شد. خاتمی در قامت یک منتقد ظاهر شده بود و طبیعی هم بود که منتقدان شرایط موجود به او بپیوندند. به این ترتیب بود که به قول سعید حجاریان جبهه ای بین العباسین شکل گرفت و از عباس دوزدوزانی گرفته تا عباس عبدی به خاتمی رأی دادند.
خاتمی می گفت: «زنان در جامعه ما مظلوم بوده و بسیاری از این مظلومیت ها نیز به بهانه و نام دین به آنها تحمیل شده است... باید از زنان برای ایجاد و تأسیس جامعه مدنی و تأمین مشارکت عمومی در جهت پیشبرد امور کشور استفاده کرد.» او می افزود: «اینکه گفته می شود نتایج انتخابات آینده ریاست جمهوری از پیش مشخص است، حرف درستی نیست.» شاید یکی از بالاترین خدمات را طنز هفته‌نامه گل آقا به خاتمی کرد؛ طنزی که در آن آمده بود: «بنویسید خاتمی بخوانند ناطق نوری!» در واقع این گونه وانمود می شد که مردی از راه رسیده است که می خواهد طرحی نو دراندازد و دیگران هم نمی خواهند او حضور داشته باشد؛ لذا به هر وسیله ای که شده او را از میدان کنار خواهند زد.بعضی مواضع اصلاح طلبان در آن موقع در نوع خود قابل توجه بود. مثلاً بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین گفت: «بنده نمی توانم ادعا کنم صد در صد خط امامی هستم؛ برخی مواضع حضرت امام راحل را نمی پسندیدم!» او همچنین افزود:«خط امامی بودن یک اسم است مانند اینکه گروهی از روحانیت اسم تشکل خود را جامعه روحانیت مبارز یا مجمع روحانیون مبارز گذاشته اند.» مشکل جناح راست این بود که از یک سو آبروی خود را به اشخاصی پیوند زده بود که در میان مردم دیگر چندان مورد توجه قرار نمی گرفتند و از سوی دیگر حاضر نبود اشتباهات سازندگی و برخی شخصیت ها را بپذیرد. در واقع هاشمی و عملکرد دولت سازندگی با وجود انتقاداتی که رهبری مطرح کرده بودند، در نگاه جناح راست مقدس و معصوم تلقی می شود.
از سوی دیگر، جناح راست به مقبولیت ناطق نوری پناه برده برد و به اصلح بودن نامزد را هم بعد از انتخاب نامزد تعریف می کرد. در واقع دنبال اصلح نبود بلکه دنبال کسی بود که بتواند آرای مردم را از آن خود کند و بعد هم مهر اصلح به نامش زده شود.برخی شعارها و سخنان خاتمی در آن دوران ناظر به مقوله عدالت اجتماعی بود؛ یعنی همان چیزی که در دوره سازندگی مغفول واقع شده بود. خاتمی می گفت: «رسیدگی به وضعیت مردم تهیدست و توزیع عادلانه ثروت باید در سرلوحه امور مسئولان قرار گیرد. آزادی های به دست آمده در کشور نشأت گرفته از دین و معنویت است.»خاتمی البته ولایت فقیه را هم مورد اشاره قرار می‌داد و از لزوم تبعیت از آن سخن می گفت. او تصریح می کرد: «ولایت فقیه محور نظام است و باید به این اصل پایبند بود زیرا که قبول نظام یعنی قبول ولایت فقیه.» او همچنین می افزود: «رئیس‌جمهوری آینده با توجه به شرایط و اوضاع و احوال باید برنامه هایی داشته باشد که مورد قبول مردم و رهبر معظم انقلاب باشد.»دقیقاً به خاطر جملات و مواضعی از این دست است که نمی توان رأی به خاتمی را رأی « نه» به نظام تحلیل کرد. خاتمی با این همه می کوشید تا در چارچوب نظام سخن بگوید. رأی به خاتمی رأی به ناکارآمدی دولت سازندگی و پاسخگو نبودن مسئولین برآمده از این دولت بود. در واقع مردم دقیقاً می دانستند چه چیزهایی را نمی خواهند. خواسته هایشان را هم در قالب شعارها و حرف هایی نو و انتقادی جست وجو می کردند. این گونه بود که رویکردی همه جانبه و از طرف اقشار مختلف مردم به سوی خاتمی شکل گرفت. باید پذیرفت عملکرد جناح راست هم در این میان بی تأثیر نبوده است. جناح راست به‌عنوان حامی قسم خورده هاشمی، دولت سازندگی و تمام فعالیت های حکومت به شمار می آمد.

حمایت کارگزاران از خاتمی
دست آخر کارگزاران سازندگی هم که دربرگیرنده مردان هاشمی بود، از سید محمد خاتمی حمایت کردند. این ائتلاف با مجمع روحانیون البته کمی تعجب برانگیز بود. حجت‌الاسلام علی زادسر نماینده جیرفت در مجلس گفت: «هنگامی که خبر ائتلاف دو گروه را شنیدم، واقعاً متعجب و متحیر شدیم که این چگونه ائتلافی بود!» او همچنین افزود: «برای اینکه دو گروه کارگزاران سازندگی و مجمع روحانیون مبارز که در حال حاضر در قضیه ریاست جمهوری ائتلاف کرده اند، از سرسخت‌ترین مخالفین و موافقین سیاست های حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بودند.»راز این ائتلاف، همسویی مبانی تئوریکی بود که این جریانات داشتند. در واقع، هر دو سوی ائتلاف در مبانی فکری لیبرال بودند. در حالی که جناح راست تنها در حوزه اقتصاد، متمایل به اقتصاد آزاد بود. این همسویی میان کارگزاران و جناح چپ بعد از دوم خرداد بیشتر به نمایش گذاشته شد و بسیاری از مردم دولت سازندگی که سال‌ها مورد انتقاد جناح چپ بودند، بار دیگر در مسند مدیریت کشور ظاهر شدند.

برگزاری انتخابات
با فرا رسیدن زمان ثبت نام، این بار 234 نفر برای شرکت در انتخابات داوطلب شدند، یعنی چیزی حدود 2 برابر متوسط دوره های گذشته. در این میان البته تنها نام 4 نفر به تأیید شورای نگهبان رسید. علی اکبر ناطق نوری، سید محمد خاتمی، محمد ری‌شهری و سید رضا زواره ای 4 نفری بودند که بعد از تأیید شورای نگهبان راهی عرصه رقابت شدند.نام برخی رد صلاحیت شدگان هم آشنا بود. افرادی چون حبیب الله پیمان، ابراهیم یزدی، عزت الله سحابی، مهندس معین فر، حشمت الله طبرزدی، اعظم طالقانی و علی فراستی در فهرست رد صلاحیت شدگان قرار داشتند.در نهایت، انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در تاریخ 2/3/76 برگزار شد. در این دوره 36466487 نفر واجد شرایط شرکت بودند که از این تعداد 29145745 نفر شرکت نمودند که معادل 79/92درصد بود. حجت‌الاسلام خاتمی با 20138784 رأی (69 درصد)، حجت‌الاسلام ناطق نوری با 7248317 رأی، محمد ری شهری با 744205 رأی، زواره ای با 772707 رأی. حکم تنفیذ حجت‌الاسلام خاتمی در 12/5/76 از سوی مقام معظم رهبری صادر شد.

ناطق نوری: علت شکستم هاشمی رفسنجانی بود
ناطق نوری در کتاب خاطرات خود به علل شکستش اشاره می کند و حمایت از هاشمی را یکی از عوامل تأثیرگذار در این زمینه می داند. او می گوید: «دوستان ما به آقای هاشمی انتقاد زیادی می کردند و به ایشان هم می گفتند. البته من از آقای هاشمی و دولت ایشان در مجلس، چه برای لوایح و چه برای کابینه و همچنین از خود شخص آقای هاشمی هم -چون مورد حمله و هجمه بود- مفصل دفاع می کردم. در یک مقطعی تحکیم وحدت و جریان های مقابل حمله به آقای هاشمی را شدید کرده بودند و نسبت های امریکایی و غیرامریکایی و این حرف ها را به ایشان می دادند. یک سال جلوی لانه جاسوسی بخش عظیمی از سخنرانی‌ام در دفاع از شخص آقای هاشمی بود. گفتم: «شما که می گویید ایشان امریکایی است، این را بدانید او کسی بود که در پرونده حسنعلی منصور دستگیر شد. او کسی است که پیشکسوت است، کسی است که در حمله مسلحانه ضد‌امریکایی آن موقع حضور داشته است؛ ما جزو نوچه ها و دست پرورده های او در انقلاب هستیم.» بنابراین طبیعی بود که مرا حامی مطلق ایشان بدانند و عده ای از مخالفین و جناح مخالف تبلیغ می کردند که اگر آقای ناطق بیاید، وضعیت مثل سابق خواهد شد. چون یک عده مذهبی که از آقای هاشمی دلخور بودند، هم حرف داشتند، زیرا کارگزاران را وابسته به آقای هاشمی می دیدند. کمی اباحه گری و غیره در آن موقع وجود داشت که مذهبی ها اعتقاد داشتند دولت آقای هاشمی عامل عمده آن است بویژه زمانی که دختر ایشان -فائزه- به میدان آمد زمینه آزادی های این چنینی فراهم شد.»
ناطق نوری در ادامه می افزاید: «مسئله دیگر این بود که وقتی من از سیاست های اقتصادی دولت و شخص ایشان دفاع کردم، می گفتند: پس ناطق که شق القمری نمی کند و تحولی در کشور ایجاد نمی شود؛ او هم راه رفسنجانی را ادامه می دهد. طبیعتاً این جریان اثر خود را روی آرا می‌گذاشت. در واقع یکی از عواملی که سبب شد من رأی نیاوردم، حمایت من از آقای هاشمی، به این بیانی که عرض کردم، بود و حمایت از آقای هاشمی چوب خوردن داشت.»ناطق نوری به همین میزان هم بسنده نمی کند. او ادامه می دهد:«یکی دیگر از عوامل عدم موفقیت من در پیروزی انتخابات موضع گیری آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری بود. به نظر من ایشان مقهور آن جوسازی‌هایی شد که می‌گفتند تقلب می شود. ایشان می خواست به‌عنوان رئیس قوه مجریه که وزارت کشور هم زیر نظر ایشان است، ژستی بگیرد که نخیر من هستم و نمی گذارم تقلب شود. لحن صحبت ایشان که چرا می خواهید تقلب کنید، به معنی تأیید آن همه جوسازی بود. بالاخره هر کس می توانست بگوید: اینکه از خودشان است، دارد می گوید تقلب؛ پس معلوم می شود تقلبی وجود دارد. خطبه ایشان در نمازجمعه واقعاً اثر بسیار سوئی در جامعه داشت و هیچ توجیهی هم ندارد. اخیرا شنیدم که بعضی اطرافیان ایشان گفتند: ما در تحلیل هایمان اشتباه کردیم؛ فکر می کردیم که اگر آقای ناطق بیاید، مستقل عمل می کند و خلاصه به آقای هاشمی توجه نمی کند و اگر آقای خاتمی بیاید بهتر است چون مشورت پذیر است، البته بعداً معلوم شد که اشتباه کردیم.»


گفت‌وگو با صادق خرازی/ هاشمی رفسنجانی، ولایتی، حسن حبیبی و جواد لاریجانی ...
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: صادق خرازی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دکترعلی اکبر ولایتی ، سیاسی
گفت‌وگو با صادق خرازی/ هاشمی رفسنجانی، ولایتی، حسن حبیبی و جواد لاریجانی در ماجرای قطعنامه ۵٩٨
خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی و قطعنامه ۵۹۸ در گفت‌وگو ی تاریخ ایرانی با دکترصادق خرازی

سال ۱۳۶۷ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸، وزارت خارجه از نهاد پیگیری دیپلماتیک امور جنگی به مسوول مذاکرات آتش بس با عراق تبدیل شد. اما چنانکه پایان جنگ در نهادهای نظام و اجتماع موافقان و مخالفانی و به تعبیر هاشمی رفسنجانی "افراد داغ و داغداری" داشت، در وزارت امور خارجه هم بودند طیف‌هایی که به گفته سیدمحمد صادق خرازی، «موافق پایان جنگ به هر نوع آن بودند و برخی مخالف پایان جنگ بودند و تحلیل‌های داغ آسمان‌کوب آنچنانی می‌کردند.» "تاریخ ایرانی" به بهانه انتشار کتاب خاطرات سال ۱۳۶۷ هاشمی رفسنجانی، در گفت‌وگو با خرازی که در دوره جنگ معاون ستاد تبلیغات جنگ شورای عالی دفاع، عضو ستاد پدافند کل کشور و عضو ستاد پشتیبانی جنگ بود و پس از آن عضو هیات مذاکرات قطعنامه ۵۹۸ شد، اختلاف‌نظر‌ها در وزارت خارجه حین و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را بررسی کرده است.

***

 ارزیابی شما از کتاب‌های کارنامه و خاطرات سالانه هاشمی رفسنجانی چیست؟ آیا این نقد منتقدین را وارد می‌دانید که خاطرات هاشمی بیشتر از آنکه تبیین کننده‌ رخدادهای انقلاب و به نوعی وقایع‌نگاری باشد، تلاشی است برای تشریح و تبیین عملکرد خودشان؟

 طبیعی است کسی که به تنظیم خاطرات، وقایع‌نگاری یا روزشمار که‌‌ همان اصطلاح کورنولوژی تاریخی است، می‌پردازد در آن به بخش‌هایی از عملکرد و دوران مسئولیت خود نیز اشاره می‌کند. آقای هاشمی رفسنجانی یکی از مهم‌ترین اقدامات یک سیاستمدار و یا شخصیت سیاسی را انجام داده است. او برای تاریخ و نسل‌های آینده سرمایه‌ای را بنا و میراث بزرگی را به یادگار گذاشته است که در آن دوراندیشی و تدبیر و ذوق دیده می‌شود و با روایت‌های پنهان و آشکار آن می‌توان مهم‌ترین موضوعات سیاسی، واقعیت‌ها و پندارهای متفاوت از وقایع انقلاب پیش از پیروزی و پس از آن را بررسی و روان‌شناسی شخصیت‌های انقلاب، چیستی و چرایی حوادث انقلاب، و جنگ را استخراج کرد. بی‌تردید یکی از منابع قابل مراجعه برای مورخان و وقایع‌نگاران و مفسران سیاسی امروز و آینده ایران مجموعه خاطرات ایشان است. به دلیل کار و تخصصی که در باب تدوین وقایع تاریخی دارم، باورم این است که برخی از فرازهای یادداشت‌های جناب آقای هاشمی رفسنجانی نیازمند تحلیل و توضیح است تا این مجموعه یادداشت‌ها که سرمایه عظیم و میراثی بزرگ برای اهل تاریخ و اهل تتبع و تحقیق است، از بخش‌هایی از تاریخ ابهام‌زدایی بکند.

 بخش عمده‌ای از کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۷ به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ با عراق اختصاص دارد و نگرانی از عکس‌العمل به تعبیر هاشمی "افراد داغ یا داغدار"؛ هاشمی در خاطرات روز ۳۰ تیر سال ۶۷ نوشته است: «محمد جواد لاریجانی و سیروس ناصری از وزارت خارجه آمدند و درباره عوامل کند کننده کار تعقیب آتش بس در وزارت خارجه گفتند.» آیا در خود وزارت خارجه که مامور ابلاغ پذیرش قطعنامه به سازمان ملل و مذاکرات آتی آن شد، اختلاف نظر وجود داشت که کار تعقیب آتش بس را با کندی مواجه می‌کرد؟

 وزارت امور خارجه هم مثل همه نهاد‌ها و سازمان‌های کشور طیف‌های مختلف سیاسی و دیدگاه‌های مختلف مخالف و موافق با قطعنامه را داشت. اتفاقاً بسیار از کسانی که بعد‌ها خود را نماد انقلاب و انقلابی‌نمایی در اجتماع معرفی کردند، از جمله کسانی بودند که موافق پایان جنگ به هر نوع آن بودند و برخی از کسانی که بعد‌ها به عنوان نماد سازش و فکر موسع شدند، از کسانی بودند که مخالف پایان جنگ بودند و تحلیل‌های داغ آسمان‌کوب آنچنانی می‌کردند. صف‌ بندی‌های سیاسی امروز ایران هم آن روز‌ها بگونه دیگری بود، ولی مهم این بود که اراده امام و مسئولان نظام بر پایان جنگ و بهره‌گیری از فرصت مغتنم قطعنامه بود.

 محمد جواد لاریجانی تیرماه ۱۳۸۶ گفته بود یکی از دلایلی که منجر به جدایی او از وزارت امور خارجه شد قطعنامه‌ ‌۵۹۸ بود. به گفته معاون وقت وزارت امور خارجه، علی اکبر ولایتی وزیر خارجه «خیلی‌ نسبت‌ به‌ عکس‌العمل‌ مطبوعات‌ حساس‌ بود‌ و هنوز هم هست. اگر کسی‌ یک‌ کلمه‌ در مطبوعات‌ راجع به‌ این‌ قضایا ‌ و قطعنامه‌ مطلبی‌ می‌نوشت‌ ایشان‌ حاضر بود این‌ پروژه‌ را متوقف‌ کند‌.» ولایتی هم در پاسخ گفته بود: «اختلاف سلیقه در جایی مثل وزارت امور خارجه یا هر وزارتخانه دیگر، امری طبیعی است ولی با توجه به حساسیت تصمیم‌گیری‌ها در وزارت امور خارجه، آن هم در یک امر بسیار مهم ملی و تاریخی که مربوط به قطعنامه ۵۹۸ و قرار داد ۱۹۷۵ می‌شود، اگر یکی از معاونین وزارت امور خارجه، به عنوان یک کار‌شناس نظری می‌داشت، باید در شورای معاونین مورد بحث و مداقه قرار می‌گرفت و سپس به اطلاع نخست‌وزیر و رییس‌جمهوری و رهبری نظام که آن موقع حضرت امام (ره) بودند، می‌رسید و مورد تصویب سران سه قوه و در ‌‌نهایت پس از تایید رهبری نظام به اجرا در می‌آمد. طبیعی است که به صرف ارائه یک پیشنهاد نمی‌شود نظری را پذیرفت و بر اساس نظرات یک فرد اقدام کرد.» پیشنهاد لاریجانی چه بود که مورد موافقت ولایتی قرار نگرفت و آن را صرفا در حد یک "نظر" قلمداد می‌کند؟ و آیا چنانکه لاریجانی گفته، حساسیت‌های ولایتی در پذیرش قطعنامه به آن میزان بود که روند دیپلماتیک کار را مختل کند؟

 ببینید هر دو این آقایان از دوستان عزیز من هستند و آسان نیست که از آن روز‌ها فارغ از حب و بغض صحبت شود و نسبت به دقایق امور تحلیل و تفسیر شود. آقای دکتر جواد لاریجانی در آن زمان معاون بین‌الملل وزارت امور خارجه بود و ماهیت قطعنامه هم یک مساله بین‌المللی بود که در شورای امنیت سازمان ملل بحث و تصویب شده بود. ماه‌ها بود که دوستانمان در وزارت خارجه در تهران، ژنو، نیویورک و پایتخت‌های مهم به رایزنی و تلاش برای تغییر برخی از بند‌ها پرداخته بودند.

 موضوعات در حضور وزیر خارجه بحث می‌شد و سپس به مقامات بالای نظام ارائه می‌شد. نظر حضرت امام و رئیس جمهور وقت و جناب آقای هاشمی که علاوه بر فرماندهی جنگ و جانشین فرماندهی کل قوا، مسئولیت یکی از قوا را هم برعهده داشت و اختیارات ویژه برای جنگ و صلح داشت آن بود که کلیه موضوعات سیاسی جنگ بویژه امر مهم قطعنامه در جلسه سران قوا مطرح و تصمیم‌گیری شود. جلسات سران قوا آن موقع با حضور رئیس جمهور، رئیس مجلس، نخست وزیر، رئیس دیوانعالی کشور که مهم‌ترین مرجع قضایی بود، بعلاوه مرحوم حاج سید احمد آقا تشکیل می‌شد.

آقای ولایتی به دلیل آنکه مسئول سازمان دیپلماسی کشور بود نه تنها در جلسات حضور فعال داشت بلکه با سعه صدر مسئولان و کار‌شناسان وزارت خارجه را با خود به این جلسات می‌برد و اختیارات پیگیری را به معاون مربوطه محول می‌کرد. من قبول دارم که بین آقایان ولایتی و لاریجانی اختلاف بود، ولی این اختلاف مربوط به روش‌های کلی بود نه آنکه در ماهیت یک موضوع که به اصول و مبانی برمی‌گشت با هم مشکل داشته باشند.

 آقای دکتر لاریجانی در ماجرای قطعنامه با تیم بین‌المللی بسیار فعال بودند، چون مسئولیت کار هم در حوزه ایشان بود. البته دوستان چپ در دولت و وزارت خارجه سر سازگاری با آقای لاریجانی نداشتند و بر روی وزیر خارجه فشار می‌گذاشتند و معاون مربوطه و مدیران و کار‌شناسان را نقد می‌کردند. در آن ایام مجلس سوم بر روی کار بود و ماهیت مجلس سوم هم چپ بود. خیلی‌ها بدون آنکه یک سطر قطعنامه را خوانده باشند، با آن مخالفت می‌کردند. چون که مثلاً از فلان فرد خوششان نمی‌آمد، جالب است که سال‌های بعد که جامعه باز شده بود همه چیز و همه کس را نقد می‌کردند و کسی را بی‌بهره از حملات سیاسی نمی‌گذاشتند و آن روز‌ها مخالف قطعنامه و پایان جنگ بودند و در نسیان سیاسی و بی‌توجهی به خاطره‌ها و واقعیت تاریخی، شعار‌های آسمان‌کوب می‌دادند که چرا جنگ را پس از فتح خرمشهر تمام نکردید.

  آیا اختلافات در وزارت خارجه درباره ادامه یا توقف جنگ در فرآیند مذاکرات آتش بس هم تکرار شد؟

 بله، در وزارت خارجه دوستانی بودند که علاقه‌مند بودند پایان جنگ با پیروزی رزمندگان اسلام و نابودی رژیم بعث همراه باشد. ولی خب ما در جهان واقعیات زندگی می‌کنیم و باید به عناصر و عواملی که باعث شد پایان جنگ بدین صورت شود با نقادی ملی همراه سازیم. وضعیت نظامی و اتفاقات ماه‌های پایانی جنگ بیش از آنکه بحران مدیریت و یا فرماندهی جنگ و یا خستگی مردم باشد، ماهیت خارجی داشت. دو سال آخر جنگ تفوق نظامی با نیرو‌های ایران بود، کشور‌های منطقه و قدرت‌های بزرگ جهانی بر نمی‌تابیدند که ایران انقلابی فاتح این جنگ باشد. تحلیل وقایع سیاسی جنگ بسیار مهم است و حتماً بایست فارغ از حب بغض و ورای جدول‌بندی‌های صوری و سیاسی و تعلقات حزبی این مسائل را تحلیل کنیم.

 ولی من عرض می‌کنم در وزارت خارجه سه دسته بودند که نظرات کار‌شناسی متفاوتی داشتند؛ یک دسته کسانی که با مذاکرات سیاسی مخالف بودند و سرشت و سرنوشت جنگ را در جبهه‌ها می‌دیدند. دوم کسانی بودند که قائل به مذاکره سیاسی برای پایان جنگ از طریق فشار‌های بین‌المللی به صدام حسین بودند، می‌شود گفت مکتب بچه‌های بین‌الملل وزارت خارجه جزء این دسته بودند و سوم هم کسانی بودند که خیلی راحت حرف می‌زدند و می‌گفتند بایست برویم کل مسائل را یک جای دیگر حل و فصل کنیم و به پدیده پایان جنگ سیاسی صرف می‌اندیشیدند و قائل به هنجار‌ها و ظرفیت‌های بین‌المللی نبودند.

 خب طبیعی است وزارت خارجه تصمیم‌گیر که نیست، نه در آن موقع نه قبل و نه بعد از آن و نه همین حالا. در آن زمان به جای شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع وجود داشت. امام و حضرت آقا هم صلاح نمی‌دیدند که مسایل سیاسی جنگ و پایان جنگ در شورای عالی دفاع مطرح شود. ماهیت شورای عالی دفاع، نظامی بود. در مقابل نظامیان نمی‌بایست مباحث سیاسی را مطرح می‌کردند، بویژه در دوران جنگ که اتفاقاً یکی از وقایع تلخ روز‌های پایانی جنگ، بحث‌های سیاسی بود که در بخشی از سازمان‌های نظامی می‌شد و نمی‌خواهم به دلائل خاصی از جمله مصالح جنگ و انقلاب راجع به آن صحبت کنم. ولی باورم این است که وزارت خارجه بایست کار حرفه‌ای خود را انجام می‌داد و هر روز ظرفیت و فرصت ایجاد می‌کرد.

من باور دارم آقای دکتر ولایتی در این راستا و بستر اقدامات ارزنده‌ای انجام داد. در‌‌ همان زمان مذاکرات قطعنامه، ایشان تدبیر کرد و موضوع مذاکرات ایران و عراق را که با نظارت دبیرکل سازمان ملل متحد انجام می‌شد از انحصار و ظرفیت سازمانی وزارت امور خارجه خارج کرد و در بستر ظرفیت ملی، چیدمان هیئت مذاکرات ایران و عراق را طراحی کرد.

 از دکتر حبیبی به عنوان وزیر دادگستری وقت و حقوق‌دان و دکتر روحانی رئیس ستاد فرماندهی جنگ تا معاون حقوقی نخست وزیر و دیگران دعوت کرد، متاسفانه برخی به جای پرده‌برداری از وقایع تاریخی به دنبال گردن‌برداری از ظن خود هستند. همان ایام برخی سیاستمداران خوش خیالی سیاسی می‌کردند و فشار‌های زیادی بر روی آقای ولایتی گذاشتند که از برخی از بند‌های قطعنامه مصلحت‌اندیشانه بایست عبور کرد، ولی شخص آقای ولایتی در غربت و تنهایی گهگاه مقاومت می‌کرد.

به خاطرم هست که یک شب که با هم ماموریت بودیم، حوالی نیمه‌های شب بود از من خواست به او بپیوندم و به آلام و حرف‌های ایشان توجه کنم. در سوئیت هتل قدم می‌زد و با حالت اضطرار می‌گفت، اگر دستان من را قطع کنند، حاضر نیستم بر خلاف مصالح انقلاب و مجاهدت‌های مردم و برای عبور از مشکلات ظاهری، سندی را برای خوشآیند فلان مقام امضاء کنم. من هرگز آن مقاومت ارزنده و مجاهدت قابل ستایش را فراموش نمی‌کنم و این مشی و منش را احتیاط و عافیت‌‌طلبی نمی‌دانم. دکتر ولایتی قائل به مقاومت و صبر بود. نام این را هر چه می‌خواهید بگذارید، اما این ایستادگی تحسین برانگیز بود.


منحرف ترین ها از دوران مشروطه تاکنون ...
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدحسین صفارهرندی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

صفارهرندی:منحرف‌ترین‌ها از دوران مشروطه تاکنون با قرارگیری در کنار علما هدفشان را دنبال‌کرده‌اند.

ما آن امام جمعه هاشمی را می‌خواهیم که وقتی خطبه‌های نماز جمعه را می‌خواند تا یک هفته بچه‌های حزب‌الله بسیجی انرژی داشتند. اما اگر ایشان می‌خواهند امام جمعه افرادی باشند که در صف نماز زن و مرد دوشادوش هم با کفش به نماز می‌ایستند، این نظر و تصمیم ایشان است.

صفار هرندی گفت : در گذشته افرادی بودند که بارها گفتند نیازی به کمک رهبری و ولایت فقیه نداریم یا در چارچوب قانون اساسی رفتار می‌کنیم، مانند آقای خاتمی که در ابتدای ریاست جمهوری این حرف را زدند اما بعد از گذشت مدتی به بن‌بست رسیدند و ناچار شدند برای خروج از این بن‌بست از رهبری چاره‌جویی کنند.

به گزارش ایسنا وزیر ارشاد دولت نهم ، در همایش مسوولین بسیج دانشجویی دانشگاه مراکز آموزشی خراسان رضوی با بیان این‌که « یک جریان ریشه اعتقادی شما دانشجویان را نشانه گرفته است» ادامه داد: منحرف‌ترین انسان‌ها از دوران مشروطه تاکنون با قرارگیری در کنار علما به دنبال رسیدن به اهداف‌شان بودند و جریان انحرافی می‌داند که باید از اسلام و مهدویت استفاده ابزاری کند.

صفار در بخشی دیگر از سخنانش خاطرنشان کرد :« معمولا دولت‌ها در بن‌بست‌ها؛ مثلا مشکلاتی که با مجلس پیدا کرده‌اند ـ برای عبور از بن‌بست‌ها و برای چاره‌جویی به حضور رهبری رفته و مجوز گرفته‌اند.»

وی با اشاره به عملکرد رییس‌جمهور تصریح کرد: آقای احمدی‌نژاد خود مولود انقلاب و شاگرد همین مکتب هستند و ما به آقای رییس‌جمهور به اعتبار جایگاه‌شان احترام می‌گذاریم و همراهی می‌کنیم.

وی تاکید کرد: ساز و کارهای طبیعی نظام معمولا بدون ضرورت مداخله مستقیم رهبری صورت می‌گیرد، در موارد استثنا امام و رهبر معظم انقلاب ندرتا برای گره‌گشایی و عبور از بن‌بست ها من جمله در مسائل سال‌های اخیر مداخله مثبت داشته‌اند.

مشاور فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: فتنه آینده، مکتب و رهبری ما را که نقاط اصلی قدرت ما هستند، نشانه گرفته است؛ بنابراین مکتب‌تراشی در برابر مکتب ما که مبارزه با زیاده‌خواهی و استکبار و توکل به خدا سرمشق آن است، نمونه‌هایی از فتنه‌گری است.

وی در بخش دیگری از این جلسه در پاسخ به سوالی درباره عملکرد هاشمی رفسنجانی گفت: آقای هاشمی همچنان رییس مجلس تشخیص مصلحت نظام هستند البته ما سوالات بسیاری از ایشان داریم که هنوز به هیچ کدام از آن‌ها جوابی داده نشده است.

مشاور فرهنگی سپاه ادامه داد: ما آن امام جمعه هاشمی را می‌خواهیم که وقتی خطبه‌های نماز جمعه را می‌خواند تا یک هفته بچه‌های حزب‌الله بسیجی انرژی داشتند. اما اگر ایشان می‌خواهند امام جمعه افرادی باشند که در صف نماز زن و مرد دوشادوش هم با کفش به نماز می‌ایستند، این نظر و تصمیم ایشان است.


گاف عجیب عضو ستاد موسوی برای تخطئه یادداشت الهام در رجانیوز
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی شکوهی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی

یکی از فعالان مطبوعاتی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی برای تحت‌الشعاع قرار دادن یادداشت مشاور حقوقی رئیس جمهور درباره وضعیت قانونی ادغام چند وزارتخانه، گاف عجیبی داده است.

 به گزاش رجانیوز، "علی شکوهی" که مطالب او به طور گسترده مورد استفاده سایت‌های ضدانقلاب وابسته به آشوب‌طلبان نظیر کلمه، جرس، رادیو زمانه، خودنویس و ... قرار می‌گیرد، در مطلبی که در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده، دکتر الهام را عضو حقوقدان شورای نگهبان تلقی کرده و نوشته است: «این روزها بحث ادغام وزارتخانه‌ها به موضوع اختلاف میان دولت و مجلس تبدیل شده است تا اینکه سرانجام شورای نگهبان تفسیر خود را اعلام کرد و به نفع مجلس نظر داد. در این میان برخی از دوستان که در شورای نگهبان به اتفاق آرا حق را به مجلس دادند اما دلبستگی‌شان به دولت نمی‌گذارد که چیزی هم به نفع دولت نگویند، وارد معرکه شدند و همه کاسه و کوزه‌ها را سر «بد» نوشتن قانون شکستند تا برای اقدامات دولت در این ماجرا هم وجهی بتراشند. آقای دکتر الهام که از دوستان ماست و یک بار دیگر هم دلم برای او سوخته بود، این بار در مقاله خود با آوردن ماده ۵۳ قانون برنامه پنجم، به توجیه اقدامات دولت پرداخت.»

این گاف تعجب برانگیز در حالی از سوی این تحلیلگر مسائل سیاسی! مطرح شده است که بیشتر از 10 ماه از پایان فعالیت الهام در این شورا و معرفی اعضای جدید حقوقدان شورای نگهبان از سوی رئیس دستگاه قضا می‌گذرد؛ مساله‌ای که گویا علاقه ویژه برای حمله و تخریب دولت سبب شده تا نویسنده توجهی نسبت به آن نداشته باشد و آن را فراموش کند!

گفتنی است علی شکوهی مدتی سردبیری سایت "فردا" وابسته به محمدباقر قالیباف را برعهده داشت و در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز به حمایت از میرحسین موسوی پرداخت و عضو شورای سیاستگذاری ستاد او بود.

شکوهی پیش از این و در دوران اصلاحات نیز همواره تلاش داشت که جریانی سیاسی با عنوان جریان سوم را راه‌اندازی کند که به دلیل نظرات نادر و شاذ او با اقبال خاصی مواجه نشد. 

وی که در سال‌های اخیر گرایش زیادی نیز به خاندان هاشمی پیدا کرده است پس از انتشار نقد سلیمی نمین بر کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی، بلافاصله اقدام به انتشار دو نقد مفصل در پاسخ به سلیمی نمین کرد.

این در حالی است که شکوهی به عنوان یکی از ا عضای جلسه مصاحبه اعضای یک سایت به تازگی رفع فیلتر شده با هاشمی رفسنجانی در این جلسه حاضر بوده است. این سایت که به عنوان سایت مورد حمایت خانواده هاشمی شناخته می‌شود به صورت جدی به انتشار دیدگاه‎های سیاسی شکوهی می‌پردازد.


مسیح مهاجری کلید زد؛
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦  کلمات کلیدی: مسیح مهاجری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، روزنامه جمهوری اسلامی ، سیاسی
ماهی‌گیری روزنامه تریبون‌هاشمی از اتفاقات اخیر برای پروژه"تطهیر فتنه"

حوادث و اتفاقات هفته‌های اخیر که توسط جریان نفوذی در دولت صورت گرفت، موجب شده تا دلسوزان و حامیان انقلاب اسلامی، انتقاداتی را در مورد عملکرد این جریان بیان و نسبت به لزوم تفکیک مرز رئیس جمهور با این گروه از افراد تاکید کنند؛ انتقاداتی که به دلیل برخی اقدامات احمدی نژاد در ماجرای وزارت اطلاعات صورت گرفت و از آنجایی که از سوی علما و بزرگان بود، مورد استقبال و همراهی مردم قرار گرفت.

به گزارش رجانیوز، در این زمینه چند روز قبل آیت‌الله مصباح یزدی در مصاحبه با نشریه حزب موتلفه، با یادآوری تعابیری مانند "امام زمان(عج) خود جامعه را اداره می‌کند" با بیان اینکه این سخن به این معنی است که اگر خود ولی عصر(عج) جامعه را اداره می‌کنند،‌ پس نیازی به نائب نیست، نسبت به ایجاد سید علی‌محمد باب دیگری در برابر ولایت فقیه هشدار داد.

وی همچنین با ابراز نگرانی از رواج چنین تفکری در جامعه اظهار داشت: ‌اگر این تفکر در جامعه رواج یابد و کسی که این تفکر را رواج می‌دهد، قدرت را در اختیار داشته باشد و به احتمال 99 درصد کمک‌های خارجی نیز ضمیمه آن شود، چه شرایطی در جامعه به وجود می‌آید؟ اگر این جریان ادامه یابد و یک روز دیدیم که سید علی‌محمد باب دیگری به دست خودمان و با ثمره خون شهیدان و مقاومت‌های فراوان به وجود آمده است،‌ تعجب نکنیم.

با این حال، اکثر دلسوزان انقلاب معتقدند اگرچه اقدام‌های رئیس جمهور در روزهای گذشته، تناسبی با شعارها و روح عدالت گرایانه دولت نداشت و نوعی انحراف از رای مردمی بود که به خاطر ولایتمداری احمدی نژاد به او اقبال نشان داده بودند اما این انتقادات به معنای نفی اقدامات موثر و انقلابی دولت‌های نهم و دهم نیست و کماکان این اعتقاد و باور وجود دارد که در شش سال گذشته، روند پیشروی به سوی آرمان‌های امام(ره) و انقلاب شتاب فزاینده‌ای داشته است.

در این میان، برخی از رسانه‌های خبری داخلی که در سال‌های اخیر تلاش زیادی را برای تخریب اقدام‌ها و فعالیت‌های دولت کردند و در جریان فتنه 88 نیز به حمایت ضمنی و تلویحی از آشوبگران و سران آنان پرداختند، درصدد هستند تا با سوءاستفاده از فضای موجود و انتقادهایی که علما نسبت به برخی اقدامات جریان انحرافی در دولت بیان کرده‌اند، زمینه را برای تطهیر مواضع نامناسب خود فراهم کنند.

در این زمینه، امروز روزنامه "جمهوری اسلامی" که از رسانه‌های نزدیک به آقای هاشمی رفسنجانی محسوب می‌شود و مدیرمسئول آن این روزنامه به تریبون هاشمی تبدیل کرده، در سرمقاله خود، انتقاد آیت‌الله مصباح یزدی از جریان انحرافی را نشانه‌ای بر صدق دعاوی توهین آمیز برخی از سیاسیون در سال‌های گذشته درباره برخی سخنان و مواضع احمدی‌نژاد مانند خواندن دعای فرج دانسته و ضمن حمله به این عالم بزرگوار، وی را به دلیل آنکه پیش از این سخنان فتنه‌گران و آشوب طلبان در مورد دولت و رئیس جمهور را تایید نکرده، شایسته تذکر و ابراز ندامت دانسته است.

روزنامه جمهوری اسلامی در این یادداشت، با لحن توهین آمیزی خطاب به آیت‌الله مصباح نوشت: «این سخنان صد افسوس که بسیار دیر مطرح شده و حدود پنج سال قبل که مبحث مدیریت کشور توسط امام زمان علیه السلام را همین جریان به زبان آورد و در همان زمان، دلسوزان کشور و انقلاب و نظام چنین ادعاهائی را خلاف موازین دانستند، حضراتی که امروز چنین برآشفته سخن می‌گویند یا سکوت کردند و یا به معترضان برچسب ضدیت با ولایت فقیه زدند.»

این مطلب هتاکانه درحالی از سوی این روزنامه مطرح شده که فعالان سیاسی معتقدند با توجه به اتخاذ این رویکرد از سوی آقای هاشمی رفسنجانی علیه دولت از ابتدای روی کار آمدن دولت در سال 84، جمهوری اسلامی در تلاش است تا با سوءاستفاده از فضای بوجود آمده در روزهای اخیر، زمینه را برای تطهیر مواضع و سخنان نامناسب هاشمی رفسنجانی در جریان فتنه 88 مناسب ببیند و به دنبال ارائه گزاره "دیدید آقای هاشمی راست می‌گفت" برای افکار عمومی باشد؛ پروژه‌ای که البته به نظر می‌رسد با توجه به  رویکرد جانبدارانه آقای هاشمی از سران فتنه و جریان آشوب، چندان موفق نخواهد بود.


نقش هاشمی در قائم مقامی منتظری به روایت آیه‌الله ری‌شهری
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢  کلمات کلیدی: اکبر هاشمی رفسنجانی ، حسینعلی منتظری ، آیت الله محمد ری شهری ، سیدمهدی هاشمی
خبرنامه دانشجویان ایران: سایت آینده نیوز این روزها در قالب مصاحبه هایی با هاشمی رفسنجانی مطالبی در خصوص قائم مقامی منتظری منتشر می کند؛ که برای قضاوت خوانندگان روایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی جالب توجه است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی در خصوص قائم مقامی منتظری و مسائل مربوط به آن می نویسد: آقای ری شهری که در آن زمان وزیر اطلاعات بوده است و مسئول مستقیم پیگیری پرونده مهدی هاشمی، در کتاب خاطرات خود به نقل از آیت‌الله محمدی گیلانی که در آن زمان عضو فقهای شورای نگهبان بوده است، چنین می‌گوید:
 
یک روز قبل از مطرح شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان (25 تیر 1364)، من ضمن تماس با دفتر امام کتباً از ایشان درخواست ملاقات کردم... امام اجازه دادند. خدمتشان رسیدم.

گفتم: «فردا قرار است موضوع قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود. خواستم به عرضتان برسانم به آقای هاشمی [که در آن موقع رییس مجلس خبرگان بوده است] بگویید مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم، خدمتشان درس خوانده‌ام، ایشان را عابد و زاهد میدانم، ولی این خصوصیات کافی نیست. او از عهده این کار بر نمی‌آید...» امام گله‌های سوزانی از آقای منتظری را آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه. اضافه نمودند: «احمد هم از او دفاع می‌کند. از منزل سیدمهدی هاشمی دست‌نویسهای او را آورده‌اند. من دیده‌ام نامه‌های آقای منتظری از نوشته‌های مهدی هاشمی الهام گرفته. این را من برای ایشان نوشتم».

...عرض کردم: «بفرمایید که فردا ایشان به عنوان قائم‌مقام رهبری مطرح نشود». امام قدری فکر کرد و فرمود: «احمد نیست. شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعد از ظهر من ایشان را ببینم». عرض کردم: «بله. اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم [و این جریان را به شما گفتم]. به هیچ کس نگویید. میترسم مرا هم شمس‌آبادی کنند [که گروه مهدی هاشمی او را کشتند] یا مثل شیخ قنبر در چاه بیاندازند». این را که گفتم، امام خندید و سه بار فرمود: «خاطرت جمع باشد»... . رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح خدمت امام رسیدم. کاری داشتم. فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم.

... پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: «من بعد از ظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: «موضوع قائم‌مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن». گفتم: «چرا؟ ما در اجلاسیه‌ی قبل به آقایان گفته‌ایم که ایشان را به عنوان قائم‌مقام مطرح کنیم». فرمودند: «نه. یکی از دوستان آمده و چنین گفته...». گفتم: «ما اعلام کرده‌ایم. نمیشود».

... فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائم‌مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد.

آقای ری‌شهری اضافه میکند:

تامل در آنچه از آقای محمدی گیلانی نقل کردیم، نشان میدهد که امام در مورد طرح قائم‌مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان، در مقابل کاری انجام‌شده قرار گرفته بود. ... بی‌تردید اگر [اعضای مجلس] خبرگان نظر امام را میدانستند، آقای منتظری را به عنوان جانشین او تعیین نمیکردند.
 (ری شهری. سنجه انصاف. نشر دارالحدیث. تهران. صفحه 16)

از این متن دو نکته به وضوح مشخص است. یکی اینکه طرح مساله قائم‌مقامی بدون اطلاع امام برنامه‌ریزی شده است و دیگر اینکه آقای هاشمی به هر دلیل و طبق معمول امام را در برابر عمل انجام‌شده قرار میدهد. هزینه‏ هایی که قائم‏ مقامی منتظری برای نظام ایجاد کرد، یکی از نتایج این عمل خودسرانه آقای هاشمی است. هراس آقای محمدی گیلانی از افشای جلسه‌اش با امام و ترس از ترور حتی در صورت اطلاع آقای رفسنجانی، خود مساله مهمی است. البته آقای هاشمی در کتاب خاطرات خود، ماجرا را کلاً  به شکل دیگری بیان میکند که تطبیق این دو روایت از یک ماجرا هم نیاز به تفحص بیشتر دارد..

وقت‌کشی دانشگاه آزاد برای چیست؟
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دکتر جاسبی ، دانشگاه آزاد
خبرنامه دانشجویان ایران: مدیریت دانشگاه آزاد یکی از کرسی هایی است که به عقیده بسیاری از کارشناسان با بازنگری در اختیارات و چگونگی مدیریت آن شاهد ایجاد تحول در این نهاد دانشگاهی خواهیم بود.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، به همین منظور اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد بیش از چهار سال قبل در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت و علی‌رغم درخواست این شورا از هیئت امنای دانشگاه آزاد برای ارائه اصلاحیه پیشنهادی خود، هیئت امنای دانشگاه به چنین درخواستی ترتیب اثر نداد. در نتیجه اهمال هیئت امنای دانشگاه آزاد و اقدام نکردن در مهلت مقرری که چند بار نیز تمدید شد، شورای عالی انقلاب فرهنگی رأساً وارد فاز اصلاح اساسنامه شد که در نتیجه آن، در جلسه 24 فروردین 89 اساسنامه دانشگاه آزاد در 25 ماده به تصویب نهایی رسید که رئیس‌جمهور نیز در اردیبهشت ماه، آن را برای اجرا ابلاغ کرد.
 


پس از تصویب و ابلاغ اساسنامه دانشگاه آزاد که به موجب آن مدیریت و اموال دانشگاه آزاد تعیین تکلیف شده بود، مسئولان این دانشگاه و برخی اعضای هیئت مؤسس قدیمی که دیدند قانون شورای عالی انقلاب فرهنگی را نمی توان نادیده گرفت و زیر پا گذاشت به بازی های بچه‌گانه روی آوردند و چندین راه را به صورت همزمان در دادگاه‌ها، دیوان عدالت اداری، مجلس شورای اسلامی و ... برای توقف اجرای این اساسنامه دنبال کردند که در نهایت بنا به ادعای هیئت مؤسس دانشگاه آزاد، یکی از این راه‌ها به صورت موقت به نتیجه رسیده‌ است.

از موارد اصلاحیه می توان به اصلاح مواد 5 و10 اساسنامه اشاره کرد. بر اساس ماده 5، دانشگاه آزاد مؤسسه‌ای غیرخصوصی و غیردولتی است و اعضای هیئت مؤسس، هیئت امنا و مدیران دانشگاه هیچ‌گونه حق مالکیت و حق انتفاع شخصی از اموال دانشگاه را ندارند و اموال و منافع مزبور منحصراً با رعایت مفاد این اساسنامه و مقررات حاکم و با رعایت مصلحت دانشگاه صرف هزینه‌ها، پیشرفت و توسعه فعالیت‌های دانشگاه خواهد شد. همچنین با اصلاح ماده 10 این اساسنامه، احکام اعضای هیئت امنا با امضای رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر خواهد شد .ماده 10 را هم که طبق اساسنامه قبلی انتخاب 5 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاهها در مرتبه دانشیاری و بالاتر به انتخاب شورای عالی انقلاب فرهنگی برای عضویت در هیئت امنا بود به 3 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاهها با مرتبه علمی دانشیار و بالاتر به انتخاب شورای عالی انقلاب فرهنگی تقلیل یافت. در این بین انتخاب شدن هیئت امنا امری ضروری است چرا که طبق اساسنامه جدید دانشگاه آزاد، هیأت امنای جدید این دانشگاه باید در اولین جلسه خود، رئیس هیأت امنا را انتخاب و گزینه پیشنهادی خود برای تصدی ریاست آتی دانشگاه آزاد را به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی کند.

اما  افرادی در این بین با سنگ اندازی در برهه های زمانی مختلف سعی در کش دار کردن این موضوع دارند. بر طبق اصلاحیه جدید ترکیب 4-3-3 هیأت امنای دانشگاه آزاد بدین شکل است: 4 عضو حقوقی (وزرای علوم و بهداشت، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها و رئیس دانشگاه آزاد)، 3 عضو انتخابی توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی و 3 عضو پیشنهادی هیأت مؤسس دانشگاه آزاد (با تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی). در حال حاضر تنها هیئت موسس است که افراد پیشنهادی خود را به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی نکرده است که اعضای آن را هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، سید حسن خمینی، جاسبی، حمید میرزاده، حسن حبیبی، ولایتی و محسن قمی تشکیل می دهند. حال باید پرسید بعد از اصلاحیه اساسنامه، چرا این وضعیت بلاتکلیفی دانشگاه آزاد برای تشکیل هیئت امنا و رئیس دانشگاه وجود دارد؟ چرا در فرصت دو ماهه، گزینه های پیشنهادی هیئت موسس برای عضویت در هیئت امنا به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی نشد؟

هیأت مؤسس دانشگاه آزاد به خوبی می‌داند که با معرفی رسمی اعضای پیشنهادی خود به شورای عالی انقلاب فرهنگی ترکیب هیأت امنا تکمیل می‌شود و به گفته مخبردزفولی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی باید با تکمیل شدن ترکیب هیأت امنا اولین جلسه تشکیل شود و این اعضا فرصت دارند تا ظرف یک ماه رئیس جدید دانشگاه آزاد زا معرفی کنند.

با توجه به اینکه اسامی متعددی برای تصدی پست ریاست دانشگاه آزاد مطرح هستند، به نظر می‌آید هنوز هیأت مؤسس دانشگاه آزاد در خصوص نفر مورد نظر خود برای جایگزینی عبدالله جعفرعلی جاسبی به نتیجه نهایی نرسیده است و به همین دلیل اعضای پیشنهادی خود را به صورت رسمی به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی نکرده است.
 
به نظر می رسد هیئت موسس دانشگاه آزاد قصد دارد با وقت کشی، گزینه مطلوب خود برای ریاست مداوم بر هیئت امنا تحمیل کند.

سایت هاشمی: اولین نامه امام به موسوی بعد از استعفاء ۶۷
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢  کلمات کلیدی: اکبر هاشمی رفسنجانی ، امام خمینی(ره) ، میر حسین موسوی ، سیاسی

 

http://www.hashemirafsanjani.ir/include/thum.php?/media/Image/hashemi_rafsanjani/jelde%20khaterat67.jpg&w=200&h=300

به گزارش آخرین نیوز، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نوشت: از آنجائیکه انتشار عمومی ضمایم مستند و موثق این کتاب تاریخی می‌تواند گامی در جهت صیانت و جلوگیری از تحریف تاریخ انقلاب باشد لذا در کنار انتشار خاطرات روزانه‌، از امروز بخشی نیز به مرور ضمایم این کتاب اختصاص خواهد یافت که اولین بخش آن به نامه حضرت امام به نخست‌وزیر در آذرماه ۶۷ و بعد از گذشت قریب ۳ ماه از ماجرای استعفای میرحسین موسوی است:

زمان: ۳ آذر ۱۳۶۷/۱۳ ربیع‌الثانی ۱۴۰۹
مکان: تهران، جماران
موضوع: انتصاب سرپرست امور جانبازان و فرمان ایجاد تشکیلات مناسب در این بنیاد
مخاطب: موسوی، میرحسین (نخست وزیر)
بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای مهندس میرحسین موسوی، نخست‌وزیر محترم – ایّده الله تعالی
از آنجا که چندی قبل جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ مهدی کروبی طی نامه‌ای درخواست نمودند که برای رسیدگی هر چه بیشتر و بهتر به امور جانبازان و خانواده‌های شهدا اداره امور جانبازان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به نهاد یا تشکیلات دیگری سپرده شود، اینجانب ضمن تقدیر و تشکر از ایشان و از کلیه مسئولین و دست‌اندرکاران «بنیاد شهید انقلاب اسلامی» و مرکز پزشکی بنیاد، خصوصاً سرکار خانم کروبی که در شرایط جنگ کمال ایثار و فداکاری را نسبت به این عزیزان نموده‌‌اند، جنابعالی را مسئول اداره کلیه امور جانبازان عزیز نمودم که با استفاده از همکاری و تجربیا‌ت «بنیاد شهید انقلاب اسلامی» و جانبازان و نیز اختصاص بهترین امکانات «بنیاد مستضعفان» به ایجاد تشکیلات جدیدی در این امر مقدس و بزرگ همت گمارید‌. و امید است با درایت و تقوا و تعهدی که در شما سراغ دارم به تمامی امور این حماسه سازان و شهیدان زنده انقلاب رسیدگی کامل گردد‌. و «بنیاد شهید انقلاب اسلامی» نیز همچون گذشته با فراقت و امکانات بیشتر امور خانواد ههای معظم شهدا و مفقودین و اسرا را دنبال نماید.

از آنجا که ممکن است این روزها افرادی بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتی در اذهان عامه به وجود آورند و ز‌حمات بی‌شائبه و طاقت‌فرسای شما را خصوصاً در مسأله جنگ خدشه‌دار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردی لایق و دلسوز برای انقلاب اسلامی می‌دانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمی‌کنم، والآن نیز شما را تأیید و حمایت می‌کنم.

از آنجا که سران کشور و هیأت مشورتی بازسازی کشور در چند روز آینده اصول و سیاست بازسازی را به دولت ابلاغ می‌نمایند، جنابعالی و اعضای محترم هیأت دولت باید با قدرت و قاطعیت و با استقلال کامل به امر بازسازی کشور و ترمیم خرابی‌ها پرداخته و رسیدگی به محرومین را در صدر برنامه‌های خود قرار دهید‌. و مردم عزیز و شریف ایران نیز، که همه چیز خود را در طبق اخلاص و بندگی خدا نهاده‌اند، توجه دارند که تا رسیدن به استقلال واقعی راه طولانی پیش رو دارند؛ و همه می‌دانند که با توجه به حجم عظیم خرابی‌ها نباید انتظار اصلاح و بازسازی سریع امور را داشت‌. ما هنوز در آغاز راه هستیم، و سال‌ها وقت لازم است که با همت و تلاش همه دست‌اندرکاران و مردم عزیز میهن اسلامی مان بازسازی شود و مشکلات برطرف گردد‌. چه بسا افراد مغرض و مخالف با انقلاب، که از هیچ راهی نتوانسته‌اند به اسلام و انقلاب لطمه‌ای وارد نمایند، امروز در قالب شعارها و بالابردن سطح توقعات در مردم بخواهند به هدف‌های شوم خود نایل شوند، و با انگشت نهادن روی مشکلاتی که نتیجه تحمیل چندین ساله جنگ بوده است مردم را نسبت به مسئولین بدبین کنند و این طور تبلیغ نمایند که بعد ا ز قبول قطعنامه و نبودن جنگ چرا مشکلات حل نمی‌شود؟ باید به این افراد گفت مگر این کار به سادگی امکان‌پذیر است؟ مگر کشور ما از محاصره‌ها بیرون آمده است؟ مگر همه مراکز آسیب دیده برق و سوخت و کارخانجات را یک روزه می‌توان راه‌اندازی نمود که ما بگوییم دیروز جنگ بود و عذرها موجّه، ولی امروز که جنگ نیست چرا کمبود است؟ البته این سخن‌ها از باب تذکر به مؤمنین است؛ والاّ مردم وفادار و انقلابی کشورمان برای به دست آوردن استقلال واقعی و رسیدن به خودکفایی خیلی بیشتر از اینها آماده صبر و فداکاری هستند‌. و من مطمئنم که ملت ایر ان یک لحظه استقلال و عزت خود را با هزار سال زندگی در ناز و نعمت ولی وابسته به اجانب و بیگانگان معاوضه نمی‌کند.
 
در خاتمه بار دیگر از زحمات دلسوزانه و مخلصانه دوست خوبم، جناب حجت الاسلام آقای کروبی تشکر می نمایم و امیدوارم تمامی افرادی که در خدمت معلولین جنگ تحمیلی بوده‌اند با صمیمیت با آقای نخست‌وزیر همکاری نمایند.

خداوند بزرگ به همه مسئولین و دولت خدمتگزار و مردم شریف ایران توفیق صبر و ایثار در راه اسلام را عنایت فرماید. والسلام علیکم و رحمت الله.

به‌تاریخ ۳/۹/۶۷ – روح‌الله ‌الموسوی الخمینی

واکنش سایت هاشمی به ادعای تقلب مجلس در رای اعتماد به موسوی+دستخط امام
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی

اولین دستورمان رأی‏گیری برای دولت بود. شرکت نمایندگان در جلسه کم سابقه بود. ۲۶۱ نفر از مجموع ۲۶۷ نفر نماینده آمده بودند. ۱۶۲ موافق، ۷۳ مخالف و ۲۶ نفر ممتنع بودند. ۹۹ رأی مخالف و ممتنع که [علیرغم تذکر قبلی] برخلاف نظریه امام بود، باعث ناراحتی شدید اکثریت نماینده‏ها شد و وسیله‏ای برای بد نام شدن و ضد ولایت فقیه معرفی شدن جریان محافظه کار گردید. بعضی این را از اشتباهات بزرگ سیاسی آنها می‏خوانند. نقطه مثبت آنها تعبّد آنها بود که با این رأی از دستشان ممکن است گرفته شد و خود آنها این را وظیفه شناسی نمایندگی می‏دانند و فکر می‏کنند امام هم راضی نیستند نماینده برخلاف نظرش رأی بدهد.

یک سایت سابقا حامی دولت، اخیرا در یک گزارش غیرحرفه ای با عنوان "ماجرای تقلب در رای اعتماد به موسوی در سال 1364: حضار 235 نفر، تعداد آرا 261 رای، موافق162 رای ،مخالف 99 نفر" تلاش کرد مجلس شورای اسلامی وقت را به تقلب برای تامین نظر امام امت متهم کند و با زیر پا گذاشتن اسناد تاریخی نوشت:

رییس مجلس تعداد حضار و برگه آرای توزیع شده را 235 نفر اعلام می‌نماید و رای گیری به صورت غیر علنی انجام می‌گردد. دقایقی بعد اعلا می‌گردد که 261 رای به گلدان ریخته شده است که با ۱۶۲ رأی موافق مجلس به نخست‌وزیری مجدد مهندس میرحسین موسوی رأی تمایل داده است و نمایندگان تکبیر می‌فرستند. ۷۳ نفر نیز رأی مخالف و ۲۶ نفر هم رأی ممتنع (که درحقیقت مخالف محسوب می‌شد) دادند که این ماجرا خود سرآغاز بحث‌های مفصل بعدی گردید.

اما به گزارش آفتاب، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در راستای منویات ایشان در صیانت از تاریخ و دستاوردهای اظهر من‌الشمس انقلاب که اکنون به بهانه تخریب اشخاص مورد تاراج مشترک همسوی اسلام ایرانی و اسلام آمریکایی قرار گرفته با مستندات پاسخ خواهد داد و اطمینان دارد نفس گرم و مسیحای امام کلام راحل‌(ره) راه بر انفاس اصحاب تخریب و تخطئه خواهد بست و الحمد‌الله رب‌العالمین:

متن کامل نامه امام خمینی (ره) در تایید مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:



بسم اللّه الرحمن الرحیم

با تشکر از حضرات آقایان، اینجانب چون خود را موظف به اظهار نظر مى‌دانم، به آقایانى که نظر خواسته اند، از آن جمله جناب حجت الاسلام آقاى مهدوى و بعضى آقایان دیگر، عرض کردم آقاى مهندس موسوى را شخص متدین و متعهد، و در وضع بسیار پیچیده کشور، دولت ایشان را موفق مى‌دانم، و در حال حاضر تغییر آن را صلاح نمى‌دانم. 

ولى حق انتخاب با جناب آقاى رئیس جمهور و مجلس شوراى اسلامى محترم است.
۵ مهر ۶۴


گزارشی از جلسه مجلس شورای اسلامی (رای اعتماد دولت میرحسین موسوی):

در این جلسه آقایان محمد میرزایی، ولی‌الله زمانی، احمد کاشانی و احمد آذری قمی در مخالفت با رأی اعتماد به دولت و آقایان هاشمی‌رفسنجانی، مهدی کروبی، هادی غفاری، صادق خلخالی، اسد‌الله بیات و محمد خزاعی در موافقت با رأی اعتماد به دولت آقای میرحسین موسوی صحبت کردند. 

آقای آذری قمی در سخنان خود گفت: «در سطح جامعه و نمایندگان محترم، این که کم و بیش مرا وادار کرد که صحبت کنم این مطلب است که مخالفت با دولت را به عنوان مخالفت با امام و منتخب امام و مورد علاقه امام تلقی می‌کنند و خوشبختانه در آخرین صحبت‌های آقای زمانی به برادر بزرگوارمان که من سابقاً افتخار می‌کردم و به خودشان هم گفتم که به وجود امثال آقای هاشمی افتخار می‌کنم و حالا هم همین طور دیدم با یک جمله این مطلب را فرمودند که فرمایش امام ارشادی است. این مسأله ولایت فقیه که این نظر شخص خود من است و به هیچ گروهی رابطه ندارد و اگر بنا است چیزی خورده شود به سر خود من خورده شود. ما امتحانمان را در این کشور پس دادیم. یعنی بنده آذری قمی آن روز که امام، مهندس بازرگان را انتخاب فرمودند که ما همان موقع هم قبول نداشتیم ولی سه هزار نفر از فضلا و طلاب قم و جامعه مدرسین حرکت کردند و گفتند بازرگان، بازرگان، حمایتت می‌کنیم. برای این که منتخب امام هستی. بنی‌صدر هم همچنین. عرض کنم قطب‌زاده هم همچنین. آن را هم امام اظهار می‌کردند می‌شناسم تا آن موقعی که انحرافی نبود و می‌دانستیم مورد توجه امام هستند و حتی جناب آقای موسوی نخست وزیر محترم را هم همین اخیراً که ایشان تقویت کردند و گفتند دولت را تضعیف نکنید. پس ما از این جهت امتحانمان را پس دادیم و من خودم بحث ولایت فقیه را خیلی بحث کردم که فکر نمی‌کنم کسی به این حد بحث کرده باشد. 

بنابراین از این جهت مسأله‌ای نیست و من می‌خواستم عرض کنم که ما بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که برای انقلاب داریم، چه در حال و چه در آینده‌های دور، امام است. ما از امام مایه نگذاریم. مطالبی و مسایلی را به وظیفه شرعی خودمان به این بهانه عمل نکنیم. امام به عنوان یک مرشد و ناصح امین باید به وظیفه‌اش عمل کند و به وظیفه‌اش هم عمل کرده و در مقاطع حساس هم می‌کند. آن نظر خودش را بیان می‌کند که چنین و چنان است. اما یک وقتی با مردمی که آنها مأمور به شور و بررسی هستند. با آنها صحبت می‌کند، یک وقتی با نمایندگان مجلس صحبت می‌کند که می‌گوید نمایندگان مجلس! این نظر من است و این نصیحت من است والا خود دانید. یعنی خودتان می‌دانید. اگر واقعاً در موضع، مسئله برخلاف است، یعنی شما که در جامعه، روستا و شهرها هستند با مشکلات و نقص‌ها و ضعف مدیریت‌ها برخورد می‌کنید و امثال اینها، اینها باید خودشان به وظیفه‌شان عمل بکنند. من این را با کمال صراحت به شما عرض می‌کنم، اگر ما در اینجا تحقیق نکنیم و به صرف این مطلب که ولی فقیه فرموده پس ما باید رأی بدهیم، عرض کنم که ما فردا خدا، پیغمبر(ص)، ملت و خود امام ممکن است از ما مواخذه کند.»

آقای هاشمی در پاسخ به سخنان آقای آذری قمی گفت: «من احساس کردم این اظهاراتی که بعضی از آقایان مخالفین فرمودند کل انقلاب را زیر سوال برد. البته آنها با نهایت حسن‌نیت در موضوع صحبت کردند اما من از طرف کل انقلاب حرف می‌زنم. در مورد اظهارات آقای آذری قمی البته ایشان در مسایل جزیی سیاسی و اقتصادی خودشان مطلبی نداشتند و از این و آن نقل فرمودند که ما زیاد به این مسایل نمی‌پردازیم. در مورد ارشادات امام البته در مجلس کسی استدلال آن جوری نکرده بود که این همه بحث لازم داشته باشد. در ذهن نمایندگان مسئله بود و همیشه هم این بوده[که] امام هیچ وقت نخواستند رأی بر مجلس تحمیل کنند ولی وقتی که مهم تشخیص دادند یک ارشادی می‌فرمایند. حالا هم همین است. یعنی آقایان به ارشادهای امام اهتمام قایل باشند. فکر می‌کنم این بحث‌ها دیگر لزومی ندارد و امام هم مجلس را یک مجلس آزاد می‌خواهند و من این را تأکید می‌کنم. در مورد خبر واحد و اینها هم ان‌شاءالله بقیه اشتباهات ایشان در اصول، مثل این خبر واحد نباشد چون از آن خبر واحدهایی است که به قراین قطعی است و یک ذره هم احتمال خلاف در موردش نیست.»

به مجلس رفتم. قبل از رسمی شدن مجلس به نمایندگان تذکر داده شد که با قلت آرای موافق نخست‏وزیر، باعث رنجش امام از مجلس و خوشحالی دشمنان از عدم نفوذ امام نشوند. آقای منتظری هم خواسته‏اند که تعداد آرای موافق به خاطر امام کم نباشد. مخالفان آقای [میرحسین] موسوی از این تذکر رنجیدند و آقایان محمد خامنه‏ای و [مرتضی]فهیم و [حسین]موسویانی و... اعتراض کردند.

اولین دستورمان رأی‏گیری برای دولت بود. شرکت نمایندگان در جلسه کم سابقه بود. ۲۶۱ نفر از مجموع ۲۶۷ نفر نماینده آمده بودند. ۱۶۲ موافق، ۷۳ مخالف و ۲۶ نفر ممتنع بودند. ۹۹ رأی مخالف و ممتنع که [علیرغم تذکر قبلی] برخلاف نظریه امام بود، باعث ناراحتی شدید اکثریت نماینده‏ها شد و وسیله‏ای برای بد نام شدن و ضد ولایت فقیه معرفی شدن جریان محافظه کار گردید. بعضی این را از اشتباهات بزرگ سیاسی آنها می‏خوانند. نقطه مثبت آنها تعبّد آنها بود که با این رأی از دستشان ممکن است گرفته شد و خود آنها این را وظیفه شناسی نمایندگی می‏دانند و فکر می‏کنند امام هم راضی نیستند نماینده برخلاف نظرش رأی بدهد.

عصر آقای [فضل‏ا لله] محلاتی آمد. درباره جنگ و سپاه و ارتش صحبت کرد و از اینکه این خط، انگ مخالفت با امام خورده سخت ناراحت بود؛ می‏گفت اکثریت اعضای سپاه سخت عصبانی‏اند و ممکن است حاضر به محافظت از آنها نباشند. از جاهای دیگر هم خبر می‏رسد که نهادهای انقلاب درصدد اظهار انزجارند؛ وضع نمایندگان هم هیجانی است.

رئیس ستاد [مشترک] ارتش آمد. نظراتی درباره جنگ داد و از اظهارات من در نماز جمعه تشکر کرد. آقای احمد عطاری سفیر جدیدمان در استرالیا آمد و مذاکره کردیم. شب در مجلس ماندم.

منبع متن و سند / کتاب کارنامه و خاطرات آیت‌الله هاشمی / سال ۶۴ / انتشارات دفتر نشر معارف انقلاب


ماجرای تقلب در رای اعتماد به موسوی در سال 1364
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، مقام معظم رهبری
این روزها به دلیل شرایط روز، گروه‌های مختلف سیاسی به ماجرای چگونگی رفتار در برابر نظر امام برای نخست وزیری دوره دوم میرحسین موسوی ارجاع می‌دهند. این ارجاع‌ها گاه همراه با بیان بخشی از واقعیت است. متن زیر و مصاحبه‌هایی که همراه با آن در رجانیوز منتشر گردیده است؛ مدتی پیشتر و قبل از حوادث اخیر تنظیم شده بود تا در فرصت مناسب منتشر گردد. امید می‌رود با این وصف، این تورق تاریخی مصون از اعمال نظر در تاریخ نگاری بر اساس مناسبت‌های روز باشد.
ماجرای تقلب در رای اعتماد به موسوی در سال 1364

پس از رای قاطع آیت‌الله خامنه‌ای در چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برای تشکیل مجدد دولت، در روز 18 مهر ماه 64، مراسم تحلیف ریاست جمهوری برگزار شد. آیت‌الله خامنه‌ای هنگام مراسم تحلیف در حضور نمایندگان مجلس اظهار داشتند: «قانون اساسی ابزارهای لازم برای عمل به این سوگند را مشخص کرده است. در صورتی که رئیس‌جمهور این ابزارها را در اختیار داشته باشد، خواهد توانست به این سوگند عمل کند وگرنه این سوگند، حکم فقهی‌اش برای فقها روشن است.»

دو اصل یاد شده، ناظر به معرفی نخست‌وزیر از سوی رئیس‌جمهور و تصویب وزرای پیشنهادی نخست‌وزیر بود.
اما معرفی نخست‌وزیر بیش از یک ماه ونیم به‌طول انجامید. گویا پس از اختلاف‌نظرهای رییس‌جمهور و نخست‌وزیر در دولت سوم و کناره‌گیری وزرای دارای افکار نزدیک‌تر به رئیس‌جمهور، شرط ایشان برای نامزدی مجدد این بوده است که نخست‌وزیر را خود انتخاب نمایند. ناطق نوری در خاطرات خود از آن روزها می‌گوید: «وقتی برای بار دوم مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری برگزیده شدند، بین ایشان و امام یک بحثی در مورد انتخاب نخست‌وزیر بود، ایشان می‌گفت اگر من رییس‌جمهور بشوم، در انتخاب نخست وزیر هر کسی را که بخواهم، خودم باید تصمیم بگیرم و این علامت را هم امام ظاهراً داده بودند که خود شما تصمیم بگیر، لذا ایشان کاندیدا شدند.»

پس از انتخابات، ایشان به مشهد رفته و سخنانی ایراد فرمودند که حاکی از تمایل به تغییر نخست‌وزیر بود. از سخنرانی ایشان در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در جماران نیز این موضوع استنباط می‌شد.
اما پس از آن، 135 نفر از نمایندگان مجلس در نامه‌ای به امام با بیان اینکه "جریانى خاص و گسترده و طیفى معلوم و مشخص، تغییر دولت را حمایت و همراهى مى‌کند" تهدید کردند که "چون دولت جدید تجربه و تلاش و امکانات فراوان‌ترى ندارد و از داشتن اکثریتى قاطع در مجلس و بین مردم برخوردار نیست، به موفقیت‌هاى لازم دست نخواهد یافت و در نتیجه کشور دچار بحران مى شود."

امام خمینی در 5 مهرماه 1364 در پاسخ به این نامه فرمودند: «با تشکر از حضرات آقایان، اینجانب چون خود را موظف به اظهار نظر مى‌دانم، به آقایانى که نظر خواسته‌اند، از آن جمله جناب حجت‌الاسلام آقاى مهدوى و بعضى آقایان دیگر، عرض کردم آقاى مهندس موسوى را شخص متدین و متعهد، و در وضع بسیار پیچیده کشور، دولت ایشان را موفق مى‌دانم، و در حال حاضر، تغییر آن را صلاح نمى‌دانم. ولى حق انتخاب با جناب آقاى رئیس‌جمهور و مجلس شوراى اسلامى محترم است.»

ناطق نوری در خصوص معرفی دوباره موسوی می‌گوید: «چند روزی که گذشت، نظر امام عوض شد. علتش این بود که گویا آقای "محسن رضایی" به عنوان فرمانده سپاه خدمت امام رسیده و گفته بود که موقعیت آقای موسوی در جنگ و بین جوان‌ها به‌گونه‌ای است که اگر ایشان نخست‌وزیر نشوند، جنگ لطمه می‌خورد. طبیعی است که برای امام در آن روزها هیچ چیز حیاتی‌تر از مسئله‌ی جنگ نبود، لذا بعد از گزارش محسن رضایی، لحن امام عوض شد... کم‌کم به حاج احمد آقا و دیگران فرمودند که آقای مهندس موسوی معرفی شود. مقام معظم رهبری در مقام رییس‌جمهوری در یک محذوریت عجیبی قرار گرفته بودند. از یک طرف احساس می‌کرد از نظر شرعی و وظیفه به مصلحت کشور نیست مهندس موسوی را معرفی کند و از طرف دیگر نظر امام آقای موسوی بود. بنابراین برای حضرت امام نامه‌ای نوشتند که "اگر حضرت عالی تشخیص می‌دهید که باید مهندس موسوی را معرفی کنم، حکم کنید، شما رهبر هستید. شما روز قیامت جواب دارید، ولی من جواب ندارم کسی را که مصلحت نمی‌دانم، نخست وزیر کنم، مگر این که حکم ولی فقیه بالای سر او باشد. حضرت عالی حکم کنید تا من ایشان را بگذارم"، امام هم می‌فرمودند: "من حکم نمی‌کنم. من حرف خودم را می‌زنم" بن بست عجیبی پیش آمده بود.»
حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات خود در این خصوص می‌نویسد: «آیت‌الله خامنه‌ای تمایلی به نامزد شدن مجدد نداشتند و با اصرار ماها و نیز خواست امام پذیرفتند و همان موقع نظرشان را راجع به کابینه گفته‌اند و اکنون حجت دارند، ولی نمی‌خواهند از نظر امام تخلف کنند... نظر آقای خامنه‌ای این است که اینها خوب کار نکرده‌اند و جایز نیست دوباره مأمور تشکیل کابینه شوند. زمان طولانی بحث کردیم، ولی به نتیجه نرسیدیم. مشکل عمده ایشان، اظهارنظر امام است...»

وی ذیل تاریخ 25 شهریور نیز از مراجعه بهزاد نبوی و محسن نوربخش به او و اظهار نگرانی آنها از احتمال تعویض دولت یاد کرده و می‌نویسد: «از من خواستند دخالت کنم و مانع شوم.»
حجت‌الاسلام ناطق نوری در ادامه خاطراتش با بیان اینکه به اتفاق حضرات آیات مهدوی کنی، جنتی و یزدی برای گشودن گره از این مشکل به خدمت امام رسیدیم، می‌افزاید: امام(ره) در پاسخ به ضرورت حکم کردن ایشان می‌فرمایند: «من حکم نمی‌کنم، اما من به عنوان یک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر؟ من به عنوان یک شهروند، اعلام می‌کنم که انتخاب غیر از ایشان، خیانت به اسلام است.»

وی در ادامه می‌گوید: «این جمله را که ایشان فرمودند، همه چیز روشن شد و واقعاً معلوم شد که موضوع چقدر عمق دارد. پس از این که فهمیدیم نظر قطعی امام، مهندس موسوی است، در محل دفتر ریاست جمهوری خدمت آقای خامنه‌ای رفتیم و ماجرا را خدمت ایشان شرح داده و گفتیم این دیگر حکم است. امام فقط لفظ حکم را نگفتند. امام تا آخر ایستاده است. این که ایشان می‌فرمایند جز موسوی خیانت به اسلام است، حکم است. آقای خامنه‌ای فرمودند برای من اتمام حجت شد؛ لذا تصمیم گرفتند و مهندس موسوی را برای نخست‌وزیری مجدد معرفی کردند.»
در روز رای گیری، هاشمی رفسنجانی سخنان کوتاهی پیش از نواختن زنگ رسمی شدن مجلس ایراد نمود که در صورت مذاکرات رسمی نیامده است. اما اعتراض آیت الله فهیم کرمانی و آیت الله سید محمد خامنه‌ای (برادر رییس جمهور وقت) به این سخنان و اعلام خروج رییس مجلس از بی‌طرفی بر خلاف آیین نامه مضبوط است؛ آیات انتخابی برای ابتدای جلسه مجلس نیز که بر ضرورت اطاعت از رهبری تاکید داشت، مورد اعتراض قرار گرفت که القا کننده حکم امام بوده است. سرانجام پس از حمله یکی دو نماینده به منتقدین موسوی به عنوان "خط امام جدید" که بدتر از سکولارها هستند و از خارج خط می‌گیرند، رای گیری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه‌ی علنی ۱۷۹ مورخ 21/7/ ۱۳۶۴ آغاز می‌شود. رییس مجلس تعداد حضار و برگه آرای توزیع شده را 235 نفر اعلام می‌نماید و رای گیری به صورت غیر علنی انجام می‌گردد. دقایقی بعد اعلا می‌گردد که 261 رای به گلدان ریخته شده است که با ۱۶۲ رأی موافق مجلس به نخست‌وزیری مجدد مهندس میرحسین موسوی رأی تمایل داده است و نمایندگان تکبیر می‌فرستند. ۷۳ نفر نیز رأی مخالف و ۲۶ نفر هم رأی ممتنع (که درحقیقت مخالف محسوب می‌شد) دادند که این ماجرا خود سرآغاز بحث‌های مفصل بعدی گردید.

این رخداد حاصل فضایی جدید در عرصه سیاسی بود که به تازگی و با انتشار روزنامه رسالت علنی‌تر شده بود. روزنامه‌ای که با فاصله‌ای اندک از انتخابات ریاست جمهوری چهارم منتشر شد. آیت‌الله احمد آذری قمی که مدیرمسئولی این نشریه را برعهده داشت از اعضای مؤسس و دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود. آیت‌الله آذری قمی برای انتشار روزنامه خود از افرادی چون حبیب‌الله عسگراولادی، پرورش، احمد توکلی و مرتضی نبوی بهره گرفت که همگی از منتقدین سفت‌وسخت نخست‌وزیر بودند.

ادعای مخالفت این 99 نفر با خط امام، به شدت تبلیغ گردید؛ حتی نام برخی نمایندگانی که در آن جلسه مجلس شورای اسلامی غایب بودند، به عنوان جمع 99 نفره اعلام گردید و مورد برخورد شدید سیاسی و گاه فیزیکی واقع شدند. به عنوان نمونه جلال‌الدین فارسی اصولاً آن روز در مجلس نبوده است، اما نام وی در بولتن‌ها به عنوان یکی از آن 99 نفر آورده می‌شود. یا نماینده‌ای که آن روز در سفر بوده است نامش در این فهرست آورده می‌شود و این "99 نفر" فهرست سیاهی می‌شود که با برخورد با آن عملا مجال حذف یک گروه سیاسی از دولت و مجلس فراهم می‌گردد و مجلس سوم به صورت کاملا تک جناحی شکل می‌یابد.

گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین حسین ابراهیمی


در شرایط پس از انقلاب که عموما به سوابق انقلابی افراد نگاه می‌شد، مهندس میر حسین موسوی چگونه بدون سابقه انقلابی نخست وزیر شد؟

ایشان وزیر خارجه دولت شهید رجایی بود و از آنجا به سمت نخست وزیری رسید. البته در آن زمان هنوز خطوط افراد مشخص نشده بود و بیشتر سعی شد تا لیبرال ها و ملی گراها وارد دولت نشوند، اما در دوره دوم مواضع به طور ریزتر معلوم شد و بر سر ماندن موسوی در حزب جمهوری اسلامی اختلاف پیش آمد.

با توجه به آشکار شدن عملکرد موسوی در دوره نخست، علت آنکه موسوی برای بار دوم در سال 64 حکم نخست وزیری گرفت چه بود؟

در آن سال مقام معظم رهبری در انتخابات ریاست جمهوری به شرط عدم انتخاب موسوی برای نخست وزیری، کاندیدا شد و پس از کسب رأی ملت پیش امام رفت تا با عرض مطالب و دلایلی مخالفت خود را راجع به معرفی میرحسین به مجلس بگوید. امام دلایل را پذیرفتند ولی به خاطر آنکه فرمانده جنگ خواستار حضور مجدد مهندس موسوی در سمت نخست وزیری شد بنیانگذار جمهوری اسلامی از رئیس جمهور وقت خواست تا دوباره میرحسین برای اخذ رأی به مجلس معرفی شود. رضایی معتقد بود در صورت عدم این کار پشتیبانی جبهه دچار مشکل می شود. در روز معرفی نخست وزیر به مجلس هم وقتی آقا پشت تریبون رفت مخالفت خود را نسبت به انتخاب وی اعلام کرد و گفت موسوی برای این سمت کارایی ندارد ولی چون امام می گویند ایشان را جهت احراز پست نخست وزیری پیشنهاد می کنم.

قضیه 99 نمایندگان مجلس مخالف موسوی یکی از مسائلی است که پیرامون آن حاشیه‌های بسیار گفته شده است. لطفا ابعادی از آن ماجرا را بیان فرمایید؟

نمایندگان اصولگرای آن روز که من هم جزء آنها بودم نامه ای خطاب به امام امضا کردند تا نسبت به نحوه رأی دادن به نخست وزیر پیشنهادی استمزاج بطلبند امام فرمودند نظر من تأیید موسوی است ولی نمایندگان به تکلیف عمل کنند. لذا در روز رأی گیری 99 نماینده رأی مخالف به مهندس موسوی دادند چون ایشان را لایق مقام نخست وزیری نمی دانستند. بعداز مشخص شدن آرای موافق، مخالف و ممتنع، یک جو بدی در مجلس بوجود آمد و این طیف از نمایندگان محکوم به ضد ولایت فقیه شدند. البته در جلسه دیگری نیز نسبت به اقدام این افراد اعتراض شد که آقا فرمود اینها 99 نفر نیستند بلکه صد نفرند و من هم یکی از آنها هستم.

کابینه دولت موسوی از چه طیف هایی تشکیل شده بود؟

در دولت اول وی 6 الی 8 نفر از وزراء از نیروهای اصولگرا (یا به تعبیر آن روزها راست) بودند، عده ای از افراد چپ و برخی نیز گرایش سیاسی خاصی نداشتند. اما در دولت دوم به جزء یکی دو نفر نظیر ولایتی و سرهنگ سلیمی تقریباً افراد یکدستی به عنوان وزیر انتخاب شدند.

آیا وزراء در حوزه اجرایی عملکرد مناسبی داشتند؟

موسوی در اداره نخست وزیری مشکل چندانی نداشت و طبق روال کارها انجام می شد. گرایش دولت به سمت دولتی کردن همه امور بود و همین نقطه مقابله جناح راست با وی به حساب می آمد. زیرا معمولاً به مردم اجازه فعالیت اقتصادی داده نمی شد و حتی صندوق قرض الحسنه مساجد را هم می خواستند ببندند یعنی سخت گیری تا این حد بود.

گفتمان غالب دولت موسوی چه بود؟

تفکر دولت در آن زمان حاکم کردن اقتصاد سوسیالیستی بود و به لحاظ سیاسی مشی رادیکالی داشت و موسوی بیشتر با افرادی نظیر بهزاد نبوی کار می کرد که امروز اکثراً جزء سازمان مجاهدین انقلاب هستند و نسبت به تحولات داخلی و خارجی موضع مشخصی دارند.بزرگترین نقطه ضعف آن بود که فعالیت های اقتصادی بسیار کند انجام می گرفت، وضعیت معیشتی مردم نامطلوب بود و سهمیه بندی و کوپنی شدن اقلام غذایی سخت گیرانه اجرا می شد. تعزیرات حکومتی بسیار بد عمل می کرد به طوری که مغازه دار را در جلوی دکانش شلاق می زدند.

از زمانی‌که فرماندهی جنگ به آقای هاشمی رفسنجانی محول شد، رابطه دولت با وی چگونه بود؟

معتقدم در آن زمان دولت، مجلس و جبهه در اختیار هاشمی بود و ایشان بر همه امور تسلط کامل داشت. به طوری که می توان گفت میدان دار واقعی اداره کشور هاشمی بود.

استعفای میرحسین در بحبوحه جنگ چه علتی داشت؟

ایشان یکبار به صورت محرمانه خدمت امام استعفا کردند ولی علت واقعی آن را من نمی دانم.

مقبولیت اجتماعی دولت موسوی چقدر بود؟

بالاخره اختلاف سلیقه وجود داشت و طبقاتی از جامعه موافق و طبقاتی نیز مخالف مشی دولت بودند. وقتی از 270 نماینده، 99 نفر رأی به نخست وزیری ایشان نمی دهند به معنای آنست که مشی دولت حداقل مورد تأیید یک سوم جامعه نیست چون آن نمایندگان وکلای بخشی از مردم بودند.

چه اتفاق مهمی در این دولت رخ داد؟

مدیریت جنگ و اتمام آن، فشارهای اقتصادی، تفکیک اندیشه ها و تشکیل مجلس دوم مهمترین رخداد های آن زمان بود. در مورد مجلس دوم باید بگویم که این دوره پر سر و صداترین مجلس بود، تضاد افکار اعصاب نمایندگان را به شدت خورد کرده بود چرا که همه خودی تلقی می شدند و تشخیص حق از باطل سخت شده بود.

آیا خود رأیی مهندس موسوی یکی از مسائلی نبود که مخالفان ایشان به آن انتقاد می کردند؟

موسوی از همان اول فردی مستبد به رأی بود که اتفاقاً مواضع اش در بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم این واقعیت را نشان داد.

اگر حرف دیگری راجع به نخست وزیری میر حسین موسوی دارید بفرمایید؟

معتقدم از همان ابتدا در این جریان انحراف وجود داشت. هرچه زمان بیشتر گذشت زاویه انحرافات بیشتر شد. از طرفی در دوره ریاست جمهوری مقام معظم رهبری ظلم بسیاری در مورد تخصیص اعتبار و امکانات از سوی نخست وزیری به نهاد ریاست جمهوری شد. در آن دوران دفتر من در نهاد ریاست جمهوری بود و به عینه سختی ها را مشاهده می کردم. در ثانی برخی نامه ها به رغم مخالفت رئیس جمهور به رادیو های بیگانه داده می شد که اصلاً انتشار آن به صلاح نظام نبود ولی نخست وزیر و همراهانش در تصمیم گیری و انجام کارها بی باکانه مثل الآن دل را به دریا می زدند.

گفتگو با اسدالله بادامچیان در مورد ماجرای 99 نفر؛
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسدالله بادامچیان ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی
صباغیان گفت همین آقای موسوی!/ امام جلوی تندروی ها را گرفت

گروه تاریخ - محمد مهدی اسلامی: یکی از نقاط عطف تاریخ که پیرامون آن حرف و حدیث بسیار است، موضوع عدم رأی اعتماد به میرحسین موسوی توسط 99 نفر از نمایندگان مجلس دوم برغم حمایت امام از وی است. بادامچیان درباره رابطه میرحسین موسوی حرفهای گفتنی بسیار دارد، چه‌انکه در خاطرات هاشمی رفسنجانی نیز این دو راس دو جریان داخل حزب معرفی می‌شوند؛ هرچند دیگر مطالب درباره تعاملات سیاسی این دو نیز خارج از این موضوع نیست، همچون ماجرایی که بادامچیان به آن اشاره می‌کند که «میرحسین موسوی افکار خود را در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ می‌کرد و مطالبی که از حزب و بزرگان آن می‌گفت و خیلی از آنها را آن‌طور که باید و شاید منعکس نمی‌کرد، آن روزنامه، ارگان حزب بود و حزب هم 5 نفر، یعنی شهید دکتر آیت، شهید صادق اسلامی، مرحوم آقای زواره‌ای، دکتر سید محمود کاشانی و یک نفر دیگر را به‌عنوان هیأت امنا تعیین کرده بود. قرار بود مهندس موسوی، نشریه را با هیأت امنا هماهنگ کند، ولی او اصلاً آنها را راه نداد! » و ارگان حزب،  یکی از نقاط تلاقی مخالفان اصلی میرحسین موسوی با وی بود؛ اما در این مصاحبه با توجه به محدودیت‌ها تنها بر بازکاوی ماجرای 99 نفر متمرکز گشته‌ایم.

نظر فائزه هاشمی درباره شکست پدرش در سال 84
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

شکست در انتخابات ریاست جمهوری 84 یکی از اتفاق­های خوب زندگی سیاسی پدرم بود.

فائزه هاشمی در گفت­وگویی با ماه نامه«نسیم بیداری» به بررسی عملکرد آیت الله­ هاشمی در دهه 80 پرداخت.

در بخشی از این مصاحبه آمده است:

* هاشمی همیشه دغدغه این را دارد که ایران از مسیر توسعه خارج نشود و نظام جمهوری اسلامی در دنیا به عنوان نظامی شناخته شود که با احترام به حقوق مردمش شرایط خوبی را برای آنها به وجود آورده­است. البته من دلیل اصلی حضور سال 84 را را نپرسیده­ام، اما احساس می­کنم که احساس خطر از اتفاقات احتمالی آینده موجب شد تا هاشمی در حالی که پیش از آن به طور تلویحی اعلام کرده بود که به کارهای اجرایی بازنخواهد گشت، تصمیم گرفت به عنوان یکی از کاندیداهای نهمین دوره دولت وارد کارزار انتخاباتی شود. البته مشکلاتی که در مسایل داخلی و خارجی این روزها مشاهده می­شود, نشان می­دهد که نگرانی هاشمی بی دلیل نبود و 6 سال پیش حدس می­زد که کشور با چه شرایطی مواجه خواهدشد.

*رقیبان هاشمی با شیوه­های مختلف عوام­ فریبی می­کردند و با دادن وعده­های آنچنانی و انجام رفتارهای خاص توانستند به هر حال بخشی از رای­های مردم را به خود اختصاص دهند. این در حالی است که هاشمی به عنوان یکی از برجسته­ ترین چهره­های نظام اسلامی که از اولین روزهای نهضت به عنوان یاری وفادار و البته مورد اطمینان در کنار امام خمینی نمی­توانست دست به هر کاری بزند و خودش را به با حرف­های پوشالی به عنوان منجی مردم معرفی کند. این اصلی­ترین دلیلی بود که او نتوانست بعد از وقفه­ای هشت ساله دوباره در راس دولت قرار بگیرد چون تحت هیچ شرایطی به شیوهای پوپولیستی متوسل نمی­شود تا مردم را فریب بدهد.

* به هر حال ایشان هم در این شکست بی­ تقصیر نبود و کم­ کاری­هایی هم داشتند. به عنوان مثال نرفتن به شهرستان­های مختلف سبب شد بود فرصت ارتباط مستقیم و رودررو با مردم و شنیدن درد دل­های آنها را از دست بدهد. در این حالت طبیعی است که مردم شهرهای کوچک آشنایی زیادی نداشته باشند و در نتیجه دلیلی نبینند که اسم هاشمی را بر روی برگ رای خود بنویسند.

*به هر حال درصدی از مردم جامعه فکر می­کردند که هاشمی نمی­تواند انتخاب خوبی باشد و به همین دلیل به رقیب او رای دادند. عده­ای هم به دلیل شرایطی که آن روزها پدید آمده بود، هاشمی را زیر سئوال می­دیدند بر این باور بودند که او تحرکاتی خلاف را در کارنامه­اش به ثبت رسانده است و به نوعی هاشمی را دارادی قدرتی ماورایی می­دانستند که البته بعد از اعلام نتیجه نهمین دوره انتخابات ریاست جهوری خیل عظیمی از آنها به این نتیجه رسیدند که خیلی از حرف­هایی که شنیده بودند،صحت نداشته و قضاوت نادرستی از ایشان داشتند. شاید هم بتوان گفت، شکست در انتخابات 84 یکی از اتفاق­های خوبی بود که در زندگی سیاسی هاشمی افتاده است.

*در یک جمله می­توانم بگویم پدر غمگین و نگران آینده انقلاب و کشور است.


کار گذاشتن شنود در دفتر هاشمی
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

عضو حزب منحله حزب مشارکت ادعا کرد که در دفتر هاشمی رفسنجانی در دوره ریاست جمهوری اش شنود کار گذاشته شده بود.

علی شکوری راد که نماینده تهران در مجلس ششم بوده است، در گفت و گو با ماهنامه نسیم بیداری ادعای وجود دستگاه شنود در دفتر رئیس جمهور ششم را مطرح کرده است.

شکوری راد در توضیح این موضوع گفته است: در اواخر دولت دوم آقای هاشمی و در نمازظهر نهاد ریاست جمهوری، یک درگیری بین محمد هاشمی و علی فلاحیان صورت گرفت که دلیل آن، این بود که اطرافیان آقای هاشمی متوجه شدند در دفتر خود آقای هاشمی هم شنود کار گذاشته شده است!

وی افزود: موضوع آقای هاشمی، اقتصاد و صنعت بود و در آن جا بعضی از مسائلی که در جامعه در قبال ساختار قدرت مطرح بود، به پای آقای هاشمی هم نوشته شود.

به گفته شکوری "به واقع سکوت وی [هاشمی رفسنجانی] به این مساله دامن زد. مثلا قتل های زنجیره ای که آقای خاتمی با همه مشکلات پیش آمده برای خود و دولتش، آن را تا حد امکان دنبال کرد در دوره آقای هاشمی اتفاق افتاده بود، اما وی سکوتش، به آن دامن زد و سبب شد این کانون توسعه یافته و جرات اقدامات بعدی را پیدا کند."

وی درباره موضع حزب مشارکت در انتخابات مجلس ششم و مواضعی که علیه آقای هاشمی رفسنجانی اتخاذ می شد، گفت: «مصوبه رسمی دفتر سیاسی حزب [مشارکت] در انتخابات مجلس ششم، این بود که آقای هاشمی به چالش کشیده نشود و انتقاد تند نسبت به وی صورت نگیرد.»

وی در عین حال ضمن تایید انتقاد به آقای هاشمی رفسنجانی در ارگان حزب مشارکت گفت: علاقه جامعه به نقد و برخی سرخوردگی های قبلی، اثر خود را در فضای باز سیاسی که پس از دوم خرداد به درستی ایجاد شد، می گذاشت و هر روز در دفتر سیاسی درج این گونه مطالب در روزنامه حزب نقد می شد، اما روزنامه نگاران تازه نفس از این که می توانند کسی را در راس قله قدرت نقد کنند، خرسند بودند و به کارشان ادامه می دادند.


سابقه قهر رییس دولت در خاطرات جدید هاشمی رفسنجانی
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

اول وقت خواستم با نخست وزیر تماس بگیرم، گفتند از منزل بیرون رفته و به جای نامعلومی رفته که کسی از ایشان خبر ندارد. از آقای حمید میرزاده معاون اجرایی (نخست وزیر) پرسیدم. ایشان هم اظهار بی‌اطلاعی کرد. با احمد آقا و آقایان خامنه‌ای و موسوی اردبیلی صحبت کردم که به نحوی مانع انتشار خبر شویم، ولی خبر رسید که روزنامه جمهوری اسلامی خبر استعفا را با حروف درشت منتشر کرده است...

 هاشمی رفسنجانی در کتاب جدید خاطرات خود با نام «پایان دفاع، آغاز بازسازی» که روزنوشت های شخصی وی در سال 1367 در آن به چاپ رسیده است، در خاطره روز 15 شهریور چنین نوشته است:

«سه شنبه 15 شهریور 23 محرم 1409
اول وقت خواستم با نخست وزیر تماس بگیرم، گفتند از منزل بیرون رفته و به جای نامعلومی رفته که کسی از ایشان خبر ندارد. از آقای حمید میرزاده معاون اجرایی (نخست وزیر) پرسیدم. ایشان هم اظهار بی‌اطلاعی کرد. احمد آقا و آقایان خامنه‌ای و موسوی اردبیلی صحبت کردم که به نحوی مانع انتشار خبر شویم، ولی خبر رسید که روزنامه جمهوری اسلامی خبر استعفا را با حروف درشت منتشر کرده است.

کم کم به وقت شروع مجلس نزدیک می‌شدیم، چون از این جهت موفق نشدیم، به فکر چاره دیگری افتادیم. گفته شد نخست وزیر دیگری را با همین کابینه به مجلس ببریم و با پیام امام از نمایندگان بخواهیم که به طور موقت کابینه را تایید کنند، تا دولت مستقر تنظیم شود.

همراه با احمدآقا به دفتر آقای خامنه ‌ای رفتیم. آقای موسوی اردبیلی هم بودند. درباره این پیشنهاد و راه حل های دیگر بحث شد. مدتی بحث طول کشید، مجلس هم جلسه را شروع کرد. اما پس از نطق های قبل از دستور، به خاطر نداشتن دستور کار تعطیل شد. قرار شد برای تصمیم نهایی خدمت امام برویم.

من قبل از رفتن به جماران به مجلس رفتم. با چند نفر از اعضای هیات رئیسه مذاکره کردم. آنها دو نظر داشتند: جمعی اصرار داشتند که استعفاء پذیرفته نشود و امام خودشان مسئله را حل کند. ناهار منزل احمد آقا ماندیم.

ساعت چهار همراه اتومبیل آقای خامنه‌ای به مجلس رفتم. اعضای کمیسیون برنامه آمدند. پیش نویس شور اول برنامه پنج ساله را برای مشورت و گرفتن نظر سران سه قوه آوردند که از طرف امام مرجع نهایی سیاست گذاری معین شده‌اند. مطالب خوبی دارد و درباره استعفاء نخست وزیر و عواقب آن و راه حل بحث شد. گفتم باید منتظر اقدام امام باشیم.

آقای حمید میرزاده اطلاع داد که نخست وزیر تلفنی تماس گرفته و گفته در استعفاء جدی است، ولی برای انجام وظایف تا تعیین دولت جدید، فردا به نخست وزیری می‌آید . احمدآقا اطلاع داد امام نامه تندی به مهندس موسوی نوشته‌اند که به رسانه‌ها داده شده است. ساعت هشت شب نامه امام پخش شد، خیلی تند است و بعید است که آقای موسوی با این نامه بتواند نخست وزیر نیرومندی بماند. اجازه تعزیرات حکومتی را هم از نخست وزیر گرفته اند.

به جلسه مجمع تشخیص مصلحت رفتم. احمدآقا نامه امام به مجمع را آورده بود که اجازه تعزیرات حکومتی را از دولت گرفته و به مجمع داده‌اند و آقای موسوی که برای گرفتن اختیارات بیشتر اقدام به استعفاء کرده بود، با گرفته شدن اختیارات مواجه شده است. اصلاحاتی در قانون اراضی کشت موقت برای سهولت اجرا انجام شد. بعد از شام جلسه سران قوا داشتیم . در این جلسه درباره امور جاری مذاکره شد. دیر وقت به خانه رسیدم.»


نظر هاشمی درباره نامه معروف سال 88
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸  کلمات کلیدی: اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیاسی

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به سوالاتی پیرامون نامه‌های سرگشاده خود در سال‌های ۵۹ و ۸۸ پاسخ گفت.

 آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با اشاره به اینکه نامه سال ۵۹ هم مورد رضایت بنیانگذار انقلاب قرار گرفت و هم بعدها با روشن شدن مضامین آن مورد تحسین دوستان انقلاب؛ در مورد نامه سال ۸۸ به مقام معظم رهبری تاکید کرد: مضامین نامه ۸۸ روشن است و نکته بسیار مهم این بود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند "درباره مطالب نامه ملاحظه‌ای ندارند".

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی؛ در بخشی از پاسخ‌های رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آمده است: یکی از علل تصمیم‌گیری در مورد نوشتن نامه سال ۵۹ به محضر امام(ره) توسط من ارتباط بیشتر من با امام و شناختی بود که امام از من داشتند ضمن اینکه اقدامات بعدی امام نشان از رضایت ایشان نسبت به محتوای نامه داشت و با روشن شدن مضامین آن مورد تحسین دوستان انقلاب هم قرار گرفت. آیت‌الله هاشمی در بخش دیگر این مصاحبه ضمن اشاره به دلایل نگارش نامه ۸۸ به رهبری بر روشن شدن مضامین آن تاکید کرد: نکته مهم این است که خود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند: درباره مطالب نامه ملاحظه‌ای ندارند و بنظرم دیگر اظهارنظرها باندی و سیاسی است.


 متن کامل این مصاحبه بدین شرح است:

چرا نامه سال ۵۹ به قلم و امضای آقای هاشمی نوشته شد؟

این تصمیم امضاء‌کنندگان بود. به من مأموریت دادند. نوشتم و آقایان هم تأیید کردند. یکی از علل این تصمیم «ارتباط بیشتر من با امام بود» که می‌دانستند. با «شناختی که امام از من داشتند» و با نیازی که به پیگیری بود، می‌دانستند از طریق من کار روان‌تر و آسان‌تر می‌شود.البته امضا منحصر به من نبود. امضای آن چهار بزرگوار قبل از امضای من است. نامه دوم فقط امضای مرا دارد.

چه کسانی و چگونه به مخالفت با آن پرداختند؟

در آن مقطع نامه‌ها منتشر نشد و کسی هم مخالفتی نداشت. آنها که مطلع بودند، همه موافق بودند. بعد از انتشار هم کسی اعتراضی نکرد. بلکه تحسین کردند. چون از نتایج آن خشنود بودند. البته طبعاً ضدانقلاب و طرفداران آقای بنی‌صدر و لیبرال‌ها مخالف بودند و بعدها مطالبی نوشتند.

نظر امام نسبت به نامه چه بود؟ آیا خاطره‌ای از برخورد امام در مورد نامه به یاد دارید؟

هر دو نامه بعد از گذشت حدود یکسال از تاریخ نوشتن نامه اول به امام تقدیم شد و در آن زمان بسیاری از پیش‌‌بینی‌ها و نکات نامه روشن شده بود. من شخصاً مطلبی و اظهار‌نظری از امام‌(ره) به یاد ندارم، ولی « اقدامات بعدی امام نشان از رضایت امام داشت».

دوستان مخالف بعد از اثبات عینی نامه اشتباه خود را چگونه جبران کردند؟ در صورت امکان با ذکر مصادیق.

مخالفتی نبود که نیاز به جبران باشد. «آنها هم که بعد از انتشار و اطلاع مخالفت داشتند، شاید بر مخالفت‌شان باقی ماندند».

توصیه شما به دوستانی که هنوز پیام اصلی نامه ۸۸ را با عینیت یافتن بخش عمده مفاد آن در نیافته‌اند، چیست؟

 فکر می‌کنم «مضامین نامه ۸۸ روشن است». بنظر اینجانب اظهارنظرها باندی و سیاسی است و تا شرایط همین است، اعتراف نخواهند کرد. ولی نکته مهم این است که خود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند: «درباره مطالب نامه ملاحظه‌ای ندارند» و فقط دو نکته وجود دارد. اول اینکه اگر با من مشورت می‌کردید، می‌گفتم باید بعد از انتخابات منتشر شود که من جواب دادم چند ساعت قبل نامه را خدمت شما فرستادم برای مشورت که جوابی نرسید. فرمودند نامه شما را موقعی به من داد که مشغول خواندن متن آن در کامپیوتر بودم.

نکته دوم اینکه آقای احمدی‌نژاد در آن مناظره شخص شما را متهم نکرده است که جواب دادم هدف اصلی من بودم و فضای مناظره به گونه‌ای بود که جامعه همین را فهمیدند و «عکس‌العمل‌ها که از پیش سازمان‌دهی شده بود، لحظاتی بعد از مناظره شروع به اجرا شد و هنوز هم ادامه دارد که این دلیل روشنی است.» به علاوه در مراسم مرقد به ایشان گفتم اگر خودتان جبران کنید، من اعتراض نمی‌کنم که نکردند.


گاف رحیمی در تبلیغ هاشمی و اصلاح فوری سخنان خود
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدرضا رحیمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

محمد رضا رحیمی از مدیران دولت هاشمی بوده است که گفته می شود در آن ایام دست آیت الله را هم بوسیده است.وی در حال حاضر معاون اول دولتی است که بیشترین انتقاد را به هاشمی دارد.با این حال روز جمعه اتفاق جالبی برای وی افتاد و خاطرات زحمات وی در دولت هاشمی مجددا زنده شد.

به گزارش جهان معاون اول رئیس جمهور در ابتدای مراسم شانزدهمین نمایشگاه بین المللی نفت، گاز و پتروشیمی حمایت از سازندگان ایرانی را پیرو سیاستهای دولت آقای "هاشمی" عنوان کرد اما پس از گذشت چند دقیقه و دریافت دست نوشته‌ای این سخنان خود را اصلاح کرد.

محمد رضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور صبح اروز جمعه در مراسم آغاز بکار شانزدهمین نمایشگاه بین المللی نفت، گاز و پتروشیمی با بیان اینکه تمامی سازندگان و پیمانکاران داخلی هر جا که در گیرو دارمشکلات اداری با موانعی برای توسعه ساخت داخل مواجه شدند شخصا به دفتر معاون رئیس جمهور نامه بنویسند، گفت: پس از انجام داوری از تمامی سازندگان و پیمانکاران داخلی برای بومی سازی صنایع نفت و گاز حمایت می کنیم.

معاون اول رئیس جمهور در ابتدا با تاکید بر اینکه حمایت از سازندگان ایرانی پیرو سیاستهای دولت آقای "هاشمی" است: تصریح کرد: در حال حاضر ایران از پول کافی برای حمایت از سازندگان داخلی برخوردار است.

به گزارش مهر استفاده از جمله ادامه سیاستهای هاشمی در صنعت نفت منجر به سر و صدا و حتی خالی شدن برخی از صندلی های جایگاه افتتاح شانزدهمین نمایشگاه نفت شد اما پس از گذشت چند دقیقه با ارائه دست نوشته ای به معاون اول رئیس جمهور، این عضو کابینه دولت دهم بخشی از اظهارات سخنرانی خود را اصلاح کرد.

معاون اول رئیس جمهور پس از خواندن این دست نوشته با بیان اینکه منظور من از ادامه سیاستها دولت دهم بوده است و نه دولت دیگری، تصریح کرد: اشتباه در به کار رفتن دولت دیگری در سخنرانی امروز من اشتباه در زبان و بیان بوده است که همین جا آن را اصلاح می کنم.

وی با تاکید بر اینکه در دولتهای نهم و دهم با حمایتهای آقای دکتر محمود احمدی نژاد اقدامات مطلوبی از سازندگان داخلی انجام شده است، گفت: این اقدام در هیچ یک از دولتهای گذشته سابقه نداشته است.


نقش رفسنجانی و دو گروه کارشکن در موضوع هسته‌ای
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢  کلمات کلیدی: انرژی هسته ای ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیاسی

شبکه ایران- رئیس جمهوری اسلامی ایران روز گذشته در پنجمین جشن روز ملی فناوری هسته‌ای به باور اشتباه دشمنان درباره ملت ایران اشاره کرد و گفت: دشمنان ملت ایران باور داشتند که می توانند جلوی ملت ایران را بگیرند؛ ما از بعضی تحلیل های درون گروهی آنان اطلاع داریم که باور داشتند اگر فشار بیاورند ملت ایران عقب نشینی می کند.

دکتر احمدی نژاد سپس با بیان اینکه بعضی هم از داخل پالس هایی به دشمن می دادند، افزود: موردی داشتیم که می رفت، مستمر مذاکره می کرد و می گفت « چرا فشار را زیاد نمی کنید؟ چرا قطعنامه هایتان ضعیف است ؟ تند کنید و فشار بیاورید» و این را دشمنان واقعاً باور داشتند.

در همین راستا، محمود احمدی بیغش، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با شبکه ایران با اشاره به اینکه برخی افراد و جریان ها برای ناکارآمد نشان دادن اقدامات و رویکرد هسته ای دولت احمدی نژاد پالس هایی را از داخل کشور به دشمن می دادند، تصریح کرد: این موضوع بویژه در جریان فتنه 88 کاملا آشکار شد.

گروه اول

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در همین راستا به سخنان آقای هاشمی رفسنجانی درباره تاثیرگذاری تحریم های ضد ایرانی اشاره کرد و افزود: آقای هاشمی تلاش کرد چنین القا کند که قطعنامه ها نظام ما را به خطر می اندازد و اقدامات ضدایرانی دشمن تاثیرگذار بوده است.

گروه دوم

به گفته بیغش "حتی برخی دیگر از سیاسیون مسافرت ها و ملاقات هایی با برخی سازمان های بیگانه داشتند تا گروه 1+5 را وادار به افزایش فشارهای و قطعنامه های ضد ایرانی کنند."

وی با اشاره به اینکه این افراد تلاش می کردند به بیگانگان دلگرمی بدهند، گفت: برخی افراد مستقیم و یا غیر مستقیم با 1+5 مذاکراتی داشتند و حتی حاضر بودند استقلال کشور را به بیگانگان واگذار کنند.

گروه سوم

بیغش به گروه دیگری از مخالفان رویکرد هسته ای دولت اشاره کرد و گفت: برخی افراد که خود را هم اصولگرا می نامند به دلایل مختلف از جمله تنگ نظری ها حاضر شدند برای منافع دنیوی علیه دولت کارشکنی کنند.

نماینده مردم شازند در مجلس تصریح کرد: این گروه از اصولگرایان با منفی بافی علیه دولت تلاش می کردند که رویکرد دولت در موضوع هسته ای را ناکارآمد و هزینه زا جلوه دهند که البته با حمایت های بی دریغ رهبر معظم انقلاب و پشتیبانی ملت ایران عکس این ادعاها واقع شده و موفقیت بسیاری به دست آمده است.


ناگفته‌های آیت‎الله یزدی از طرح‌جامعتین برای وحدت اصولگرایان
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آیت الله یزدی

اخبار فعالیت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مورد انتخابات مجلس نهم از سال گذشته در برخی محافل مطرح شد و پس از مدتی نیز خبر پیوستن جامعه روحانیت مبارز تهران به این فرآیند و سپس انتشار منشور 12 بندی اصولگرایی از سوی جامعتین بر روی خروجی‌ها قرار گرفت.

به گزارش رجانیوز، در حالی که تا پیش از این خبر دقیقی در مورد نحوه این فعالیت‌ها منتشر نشده بود، آیت الله یزدی رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌وگویی با هفته‌نامه شما جزئیات و ناگفته‌هایی از فرآیند مورد نظر جامعتین برای وحدت اصولگرایان را بیان کرده است.

در بخش دیگری از این گفت‌وگو نیز به مسئله فتنه آینده، موضع‌گیری‌های آقای هاشمی رفسنجانی، اختلاف وی با رئیس‌جمهور و تحرکات انحرافی یک حلقه درون دولت پرداخته شده است:

بحث اول موضوع وحدت اصولگرایان حول محور جامعتین است، مستحضر هستید در سال نود انتخابات مجلس نهم را خواهیم داشت و بحث های اولیه مرتبط با این موضوع از اواخر سال گذشته شروع شد. آقای دکتر احمدی‌نژاد یک جلسه ای با عنوان سران اصولگرایان تشکیل دادند که به جلسه 30 نفره معروف شد و بعد از آن هم نتیجه جلسه این بود که یک کمیته سه نفره ای شکل گرفت که موضوعات وحدت را دنبال کنند.

شرایط کنونی کشور ما بحمد الله با رهبری های دقیق و مدبرانه مقام معظم رهبری با عبور از بسیاری از فراز و نشیب ها و به خصوص مشکلات سال گذشته و بالاخص مسائلی که معروف بود به فتنه‌ی فتنه‌گران به گونه ای حل و فصل شد که کمترین زیان را برای نظام داشت و بیشتر چهره واقعی کسانی که علیه نظام حرکت می کنند برای جامعه مشخص شد. نمی خواهم ادعا کنم که مسئله فتنه پایان یافته است، معتقد هستم که دشمن همیشه در صدد هست که از هر فرصتی استفاده بکند و هیچ‌گاه نباید ما و هر کسی که به اصطلاح طرفدار نظام است از حضور دشمن غفلت بکند. هرگز نباید دشمن را حقیر و بیچاره شمرد ولی توجه به اینکه دشمنی هست سبب می شود که پیشگیری هایی باشد و دقت بیشتری بشود. در نتیجه باید گفت که در شرا یط کنونی بیش از هر چیز به وحدت نیاز مند هستیم و مقصودم از این وحدت، وحدت همه اقشار جامعه و به خصوص قوای سه گانه و مسؤولان رده بالای نظام است. مقام معظم رهبری در سخنرانی اول سالشان هم به صراحت فرمودند اگر اختلاف سلیقه ای بین قوای سه گانه وجود دارد در عین حال که می بایست این اختلافات را حل و فصل بکنند باید با هم دلی وحدت را حفظ بکنند و طبعاً معنای وحدت این نیست که اشخاص تفکر، سلیقه یا نظرشان را کلاً کنار بگذار ند. معنایش این است که به مشترکات توجهات بیشتری بشود و سعی بشود که از اختلافات کمتر بحث بشود که دشمن نتواند استفاده بکند.

تجربه انتخابات قبل مجلس، تجربه نسبتاً موفقی بود. گرچه صد در صد موفق نبود. در سایه طرحی که تهیه شد و در آن طرح هم به مسئله وحدت تکیه شد و هم برای اختلافات موجود بین گروه ها هیئت داوری مشخص شد که به 6+5 معروف شد.

در آینده نزدیک ما انتخابات مجلس را داریم. بعد انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مثلاً خبرگان، انتخابات شورای شهر و... در همه این انتخابات‌ها باید هماهنگی های لازم برای وحدت انجام بگیرد.

جامعه مدرسین در حال حاضر چه نقشی را در این وحدت اصولگرایان دارد، چه فعالیتهایی تحت نظر جامعه مدرسین انجام می شود و چه بخشی از این فعالیت‌های وحدت آمیز به انتخابات مجلس نهم بر می گردد؟

من در یک فرصتی به محضر آیت الله مهدوی کنی عرض کردم اگر حضرتعالی صلاح بدانید یک جلسه ای تشکیل شود، شرایط را بررسی کنیم و ببینیم چه باید کرد؟ ایشان هم اظهار لطف فرمودند و به هر حال منتهی شد به اینکه با جمعی از دوستان و همراهان‌شان از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران در طی سفری به قم تشریف آوردند و در جلسه رسمی جامعه مدرسین شرکت فرمودند. آن جلسه، جلسه بسیار خوبی بود. بحث‌های آزاد خوبی از دوطرف شد و در پایان به این جمع بندی رسید که برای ایجاد و حفظ وحدت و نیز پیشگیری از برخی زیان‌ها باید اقداماتی صورت گیرد. البته بدیهی بود که برای رسیدن به این هدف این امکان نبود که مرتب اعضای این دو جمع بزرگ بخواهند با هم مذاکره بکنند. قرار شد نمایندگانی از جامعه مدرسین و نمایندگانی از روحانیت مبارز تهران انتخاب شوند. البته برای هر دو طرف هم مشخص بود که اصولاً جایگاه، موقعیت، رفتار، روش و روال کار جامعه مدرسین یک تفاوت‌هایی با جایگاه، رفتار و روال کار روحانیت مبارز تهران دارد.

جامعه روحانیت مبارز تهران یک تشکل سیاسی است، همیشه هم در مسائل سیاسی کشور حرف خودش را می زده، آثار خودش را هم داشته و در تاریخ انقلاب موارد عدیده ای را دیدیم. جامعه مدرسین یک هویت و موقعیت دیگری دارد که مسائل سیاسی یکی از مسؤولیت هایش است و بیشتر یک نهاد علمی، حوزوی، سیاسی حساب می شود و در بخش مسائل سیاسی و موضع گیری ها می تواند همکاری داشته باشد. با حفظ موقعیت و در حقیقت جایگاه هر کدام از این دو نهاد اثرگذار در جامعه، قرار شد یک چنین کاری انجام گیرد و در مسائل لازم هماهنگی انجام شود.

خدمت حضرت آیت الله مهدوی کنی عرض کردم که انتخاب شما شرط اول برای انتخاب جامعه مدرسین است. به این معنا که دوستان ما حاضر نیستند با هرکسی همکاری داشته باشند و جلسه مشترک برگزار کنند. در بین اعضای شما تفکرات گوناگونی وجود دارد، برای همه هم روشن است و البته من به اختلاف نظرات درونی روحانیت مبارز تهران کاری ندارم که حتی در برخی موارد می شود گفت 180 با هم تقابل دارند که امر داخلی خودشان است و ربطی به ما ندارد. خوشبختانه ایشان افرادی را معرفی کردند که اعضای جامعه قبول داشتند، جامعه مدرسین هم نمایندگان خود را معرفی کرد، کار شروع شد و در اولین جلسه ای که در جامعه مدرسین تشکیل شد، در مرحله اول یک آیین نامه داخلی برای این جلسات تنظیم شد که دو هفته یک بار جلسه داشته باشند. یک جلسه تهران باشد و یک جلسه قم. حدود مسائل، شرایط خاص داخلی رسمیت جلسه و... جزئیات داخلی این جلسه مشترک تنظیم شد و کار شروع شد. بنا هم بر این بود که کار محرمانه باشد و رسانه ای نشود.

پس از تشکیل چند جلسه در قم و تهران بحث شد که ما اگر دنبال ایجاد وحدت هستیم در درجه اول وحدت اصولگرایان مورد توجه است و اصولگرایان را باید اول شناسایی کرد که اصولگرایی یعنی چه؟ چون این یک مفهوم گستره زیادی دارد. ممکن است افراد زیادی را شامل شود و افراد زیادی را هم شامل نشود. اول باید این دایره را مشخص کرد.

بحمد الله به یک سری اصول مسلمی که 12 اصل را به عنوان مبانی اصولگرایی تنظیم کردند، منتهی شد. در درجه اول یکی، دوتا شاخص و بعد هم مبانی. حدوداً 10، 12 اصل را هم به عنوان امور منفی تنظیم کردند. ولی قرار شد که مثبتات گفته بشود و منفیات در عمل بررسی شود. وقتی نتیجه چندین جلسه به اینجا منتهی شد، پیشنهاد شد یک جلسه ای تشکیل بدهیم و از تعدادی از سران اصولگرایان دعوت شود. این جلسه در دفتر دبیرخانه خبرگان در تهران برگزار شد. آیت الله مهدوی هم قبول داشتند که آنجا باشد. از مجلس، دولت و جامعتین افرادی بودند. پیشنهاد جلسه وسیع‌تری بود و به تازگی همان جلسه ای که آقای دکتر احمدی‌نژاد تشکیل داده بودند و آن سه نفر را در حقیقت مامور کردند و از این جهت من شخصاً از آقای ولایتی خواهش کردم که شما در آن جلسه شرکت کنید حضور شما لازم است و همینطور آقای حداد عادل. آقای عسگراولادی هم که تشریف داشتند.

آن جلسه ما برگزار شد. جلسه بسیار خوبی بود. خیلی راحت همه مسائل‌شان را گفتند. آن اصول هم بررسی شد و گفتیم ما کسانی را اصولگرا می دانیم که این شاخصه ها و مبانی را قبول داشته باشند و وحدت اینها هدف ما است. اگر کسانی اینها را قبول نداشته باشند، ما آنها را اصولگرا نمی دانیم و از اینها حمایت هم نمی کنیم. چه جامعه مدرسین، چه جامعه روحانیت. این بحث آنجا شد، آقایان هم حتی اظهارنظرهایی را روی برخی عبارات و کلمات کردند و خوشبختانه همه این ها اصلاح شد و جلسه بسیار خوبی بود و افتتاح و شروع بحث جلسه با آیت الله مهدوی کنی بود. من هم در پایان جمع بندی کردم که آن جمع بندی الان موجود است و در حقیقت می شود گفت نتیجه جلسات جامعتین و آن جلسه در آن جمع بندی به‌طور خلاصه و جامع گنجانده شد. بعد در کنار این جریان به دلیل علل مختلفی از جمله تعطیلات ومسائل دیگر، این جلسه جامعتین یک هفته قم، یک هفته تهران یک مقداری با فاصله برگزار شد و به تعطیلاتی برخورد کرد.

جلسه ای در این خلال هم تشکیل شد و از این سه بزرگواری که در جلسه آقای دکتر احمدی‌نژاد انتخاب شده بودند، دعوت شد و با آنها صحبت شد که بالاخره شما می خواهید چه کار بکنید؟ باید کاری انجام بدهید و در هر صورت رئیس جمهور را نباید در این مسئله تنها بگذارید و آنها کار خودشان را بکنند، شما هم منتظر جامعتین بمانید. جامعتین که در قرار نیست از حالا در جزئیات وارد بشود. شما باید در اساس مسئله ها وارد بشوید و کاری بکنید. البته آنجا احساس کردیم که متأسفانه هر سه بزرگوار یک سری مسائلی داشتند که به شکل جدی پیگیری نمی کردند. با آنها صحبت شد که به نظر می رسد این کار برای شما یک وظیفه شرعی، سیاسی، اجتماعی باشد که موضوع را دنبال کنید و حتماً ملاقاتی با آقای احمدی‌نژاد داشته باشید و بحث را به یک جایی برسانید. خوشبختانه بعداً هم اطلاع پیدا کردیم که ملاقات‌هایی داشتند، صحبت‌هایی شده، امیدواریم نتایج خوبی هم داشته باشد.

من دیگر از ذکر بقیه اقداماتی که بعد از این جریان انجام گرفت، چه در تهران، چه در قم معذور هستم ولی جلسات جامعتین قرار است ادامه داشته باشد.

به‌عنوان مسئول جامعه مدرسین عرض می کنم دید جامعه این است که باید آن سه بزرگوار موضوع را پیگیری کنند و باید اقداماتی که در نهاد ریاست جمهوری انجام می‌شود را تحت کنترل داشته باشند. اعم از اقدام‌هایی که در استان‌های مختلف در عزل و نصب ها دارند و فعالیت‌هایی که به نظر می رسد پیش بینی هایی در مورد مسائل انتخابات مجلس است، باید تحت کنترل آن سه بزرگوار البته با نظارت عالیه خود رئیس جمهور محترم در بیاید. اما اینکه آقایان همین جور بنشینند ببینند چه خواهد شد این کار سخت خطرناکی است و من رسماً اعلام می کنم که اگر یک روزی لازم باشد جامعه مدرسین ممکن است تنها هم موضع بگیرد. ولی ما دنبال این هستیم که به موضوع گیری های اینگونه ناچار نشویم و کار با روال متعارف و آرامش در فضای افکار عمومی جامعه انجام بگیرد. از گوشه و کنار شنیده و دیده می شود یک سری کارها در حال انجام است که به نظر می رسد این سه بزرگوار اطلاع دارند. چون می دانم که مطلع هستند به نظرم باید اقدامات جدی تری انجام بدهند که منتهی به موضع گیری خاصی نشود.

جامعتین بر اساس روالی که تصویب کرده قضایا را دنبال می کند. ولی اگر یک روزی لازم باشد با هم می توانیم موضع گیری داشته باشیم، جدا هم می توانیم موضع گیری داشته باشیم. ما هیچ تعهدی نداریم و قولی به کسی ندادیم که اگر یک وقت احساس وظیفه شرعی کردیم، بخواهیم بنشینیم تماشا کنیم که دیگری چه جوری احساس وظیفه می کند. به‌ویژه که مقام معظم رهبری در دیدار با جامعه مدرسین مطالب خاصی را فرمودند از جمله همین مسئله که جامعه مدرسین باید در مسائل حساس کشور موضع گیری داشته باشد، بیان موضع کند، در بیان موضع شهامت داشته باشد، نباید انزوا پیدا بکند و نباید خودش را از مسائل دور نگه دارد. البته همان طور که اول بحثم عرض کردم آن جایگاه علم حوزوی جامعه مدرسین جای خودش را دارد ولی در مسائل سیاسی هم باید اعلام موضع بکند. امیدواریم آینده به گونه ای پیش برود که همان آقایان (سه نفری که انتخاب شدند) و هم شخص رئیس جمهور محترم با خواستن ایشان و دنبال کردن مسائل و با انعطاف نشان دادن در بعضی مسائل و خودداری کردن برخی کسانی که در آن مجموعه احیاناً خودسرانه یک کارهایی را انجام می دهند، کارها به صورتی پیش برود که به تشنج در متن افکار عمومی کشیده نشود و به وحدت برسد.

اشاره ای فرمودید که در گزارش‌هایی که کمیته سه نفره داشتند، نکاتی را مطرح کردند که تذکر داده شد سه نفر باید یک سری موارد را کنترل بکنند. اگر هر چه که به سمت انتخابات نزدیک‌تر بشویم و آن اتفاقات از آن طرف بیشتر بشود و تلاش ها به نتیجه مطلوب در جهت وحدت منتهی نشود، چه باید کرد؟

البته تا جایی که امکان دارد باید پیگیری کرد و دنبال کرد که به وحدت منتهی بشود انشاالله و منتهی می شود. ما ناامید نیستیم. برداشت ما این است که هم کسانی که شما اشاره می کنید ممکن است مانع رسیدن به وحدت باشند و دارند یک سری کارهایی را می کنند، انعطاف نشان بدهند و هم از این طرف انشا الله با تدبیر بیشتر به گونه ای پیش برویم که اگر مانند روال دوره گذشته نشود، شیبه آن می تواند بشود.

ما امیدوار هستیم مشکلی پیش نیاید، چون رئیس جمهور، دوستانش، هیئت سه نفره، جامعتین همه ولایتی هستند، اگر در جزئیات اختلاف دارند، در کلیات همه پشت سر ولایت هستند. طبعاً اگر روی بعضی مسائل ریز بخواهند اختلاف کنند، ما تعبیرمان این است که اینها حرف‌های بچه گانه است و معمولاً شخصیت‎های برجسته سیاسی نباید به خاطر یک سری مسائل ریز و جزیی بچه گانه منشأ اختلاف شوند. انشاالله هم نخواهند شد و کار به خوبی پیش می رود.

صاحب نظران و شخصیت‌های سیاسی معتقد هستند که ما در آینده نزدیک با فتنه دیگری روبرو هستیم. فتنه 88 بعد از انتخابات ریاست جمهوری را پشت سر گذاشتیم که تبعاتی را در سال 89 داشت و امروز با فتنه دیگری روبرو خواهیم بود که بعضی معتقدند این فتنه از درون جریان اصولگرایی شکل خواهد گرفت. اولاً می خواهم بدانم که آیا جنابعالی هم این تحلیل را قبول دارید، اگر نه، جنابعالی فتنه آینده را چگونه می بینید؟

بچه های یک خانه اگر با هم دعوا بکنند، اگر بی پدر باشند این دعوا خانه را خراب می کند و الا اگر بچه های خانه باهم دعوا بکنند و پدر بالای سرشان باشد، این دعوا ها طبیعی است. حتی اگر در این دعوا، یک استکان و نعلبکی هم بشکند، پدر فوراً جبران می کند و خانه را آرام نگه می دارد و در بیرون هم نمی گذارد کسی بفهمد بچه ها دعوا کردند. اولاً ما پدر بزرگ‌تری داریم و آن حضرت ولی عصر(عج) هستند که عنایات خاص ایشان همیشه شامل حال‌مان است. ثانیاً ولی امر ما پدر نظام و عمود خیمه نظام است، ولی امر و واجب الاطاعه است. من قاطع هستم که اگر فرمانی از ناحیه ولی امر صادر بشود و کسی مخالفت رسمی بکند بدون تردید مخالف شکست می خورد نه نظام. تجربه هم نشان داده حتی شخصیت‌های برجسته ای که سابقه داشتند، احترام داشتند، موقعیت داشتند به دلیل اینکه فاصله گرفتند، به دلیل اینکه دور شدند، از جامعه کنار زده شدند.

من نمی خواهم سراغ سران فتنه بروم که معتقدم دیگر سران فتنه نباید بگوییم، باید بگوییم ضد انقلاب. مثلاً آقای کروبی چرا باید به این شکل در بیاید که نتواند هیچ کجا بیاید و نتواند هیچ چیزی بگوید، هیچ کجا هم قبولش نداشته باشند، همه جا هم مسخره اش بکنند. چرا؟ به خاطر اینکه از سرپرستی ولی امر خارج شد، از خط امام (ره) و انقلاب خارج شد. برابر نظام ایستاد و با ضد انقلاب پیوند زد.

برگردم به بحثم، اینکه "فتنه آینده، اختلاف داخلی اصولگرایان باشد" را قبول ندارم. من اکثر سران اصولگرایان را شخصاً می شناسم و با افکارشان هم آشنا هستم. حتی می دانم در چه چیزهایی غالباً با هم درگیر هستند. مثلاً در یک جلسه ای من به یکی از روسای سه قوه گفتم که شما رئیس قوه هستی، آن آقا هم رئیس قوه است. شما اینجور می گویید، او هم این جور می گوید. به نظر شما، من در برابر دو حرف متقابل چگونه باید جمع کنم؟ بالاخره این اختلاف‌ها چیزهایی است که ما می دانیم. ولی هیچ وقت این دوتا رو در رو نمی ایستند و شمشیر علیه هم نمی کشند، هیچ وقت یک مسئله فردی شخصی را به جای یک مسئله اجتماعی مقدم نمی دارند.

شما فتنه آینده را چطور می بینید؟

من این فتنه را بیشتر از خارج می بینم. منتها استفاده کردن از اشخاص داخلی معمولاً چیزی است که دشمن همیشه به عنوان سیاه نمایی چهره نظام و آینده دنبالش بوده و می خواهد استفاده کند. ولی خوشبختانه می بینید که در هر نوبتی اینها به شکل خاصی دفاع شده و تبیین شده که سیاه نمایی ها رد بشود.

من یک مثالی برایتان بزنم، مثلاً سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی در همین اجلاس آخر خبرگان را ببینید، سخنرانی مقام معظم رهبری را هم در همین اجلاس با حضور خبرگان نگاه کنید. هر دو هم علنی و رسمی بوده، محرمانه هم نبوده، اینها را در کنار هم بگذارید. یک نوع تقابل‌هایی می بینید. در عین حال آقای هاشمی می گوید اگر یک جایی امر آقا باشد، ولو خلاف عقیده من باشد، کنار می نشینم. می رود کنار و اجازه هم نمی دهد که دشمن بیاید از او استفاده کند. البته ما هم ضرر می کنیم که یک نیرویی کنار برود، ولی اینجور نیست که به اصطلاح بگوییم که یک فتنه آینده ای خواهد بود. از این جهت من در داخل چیزی را نمی بینم که به حالت فتنه در بیاید. ولی می دانم که شیطان بزرگ و شیاطین کوچک دیگر، هم غربی‌ها و هم دیگرانی که با اینها روابط خاصی دارند، دنبال همین فتنه آینده راجع به نظام جمهوری اسلامی ایران هستند. شما ملاحظه کنید در این بیداری اسلامی که در منطقه به وجود آمده و در این کشور های چه اطراف ما و چه در اروپا و آفریقا رنگ و بوی اسلامی‌اش خیلی زیاد تر است ولی غربی ها حاضر نیستند یک ذره این رنگ و بو را منعکس بکنند. همیشه جوری منعکس می کنند که این انقلاب اصلاً ربطی به مسائل دینی و اعتقادی ندارد و گاهی اگر یک سرو صدای مختصری هم در ایران در یک گوشه ای می آید بلافاصله می خواهند به آن پیوندش بدهند و بگویند ایران هم چنین و چنان است مثل تونس و کجا و کجا. من آن فتنه آینده ای را که اشاره شد، از داخل نمی بینم ولی خارج بدون کمک از داخل نمی تواند کاری بکند.

یک سؤالی را می خواستم درباره آقایان هاشمی و احمدی‌نژاد داشته باشم. یک اشاره ای خود حضرتعالی فرمودید به موضوع آقای هاشمی در ماجرای انتخابات هیئت رئیسه خبرگان در اواخر سال 89 و دیداری که با مقام معظم رهبری بعد از اجلاس داشتند. ایشان یک جمله خاصی را در مورد آقای هاشمی به کار بردند و می شود گفت به نوعی تقدیر از ایشان بود، خود حضرتعالی هم اشاره فرمودید که آقای هاشمی بارها اعلام کردند که جایی که اختلاف نظری بین صحبت من و رهبری باشد، من کنار می نشینم. این یک طرف موضوع است و نگاهی که جامعه و نیروهای حزب الله و نیروهای ولایی به آقای هاشمی دارند به این عنوان که ایشان خودش را طرفدار ولی فقیه می داند، پشت سر ولی فقیه می بیند و ولی فقیه هم این جمله را در مورد ایشان و عقل و منطق سیاسی ایشان به کار برده اند. در نقطه مقابل ایشان آقای دکتر احمدی‌نژاد است که ایشان را هم بخش زیادی از جامعه نیروی ولایی می دانند، پشت سر ولی فقیه می دانند، اما بعضی از اطرافیان ایشان یک سری کارهایی را انجام می دهند که برای همه روشن است که مطابق میل ولی فقیه نیست و یک موضوعش هم در سال 88 کاملاً علنی و آشکار شد، موضوع آقای مشایی که همچنان هم ادامه دارد. به نظر شما جامعه حزب الله ما با این دو موضوع چطور باید برخورد بکند؟ یک مثالی را در مورد آقای هاشمی بزنم چون آقای احمدی‌نژاد نقطه مقابلش را گفتم، آقای هاشمی که خودش را پیرو ولی فقیه می داند و مقام معظم رهبری هم به عقل و منطق سیاسی ایشان اشاره می کنند اخیراً پیام تسلیتی که برای فوت پدر آقای میرحسین موسوی داد خیلی شاید با فضای سیاسی جامعه ما متناسب نباشد.

 

کاملاً نامناسب بود. یعنی ضربه جدیدی خودشان به حیثیت خودشان زدند.

از یک طرف آقای هاشمی با این تفسیر رهبری و این پیام خودشان، از آن طرف آقای احمدی‌نژاد و نگاه جامعه به ایشان و اطرافیان‌شان. امت حزب الله باید چه بکند؟

من از بالاتر عرض کنم. اصولاً دید رهبری نسبت به شخصیت‌های کشوری این است که تا آنجایی که امکان دارد باید او را حفظ کنند، نگه دارند، حمایت بکنند، در راه نگاهش دارند، بدون جهت از بین نرود. ولی اگر شخص خودش نخواست و خودش، خودش را تضعیف کرد، دیگر خود کرده را تدبیر نیست. این یک قاعده کلی است.

مقام معظم رهبری به نظر من نسبت به شخصیت آقای هاشمی بسیار هزینه کردند، با اینکه خودش را هم ولایتی می‌داند ولی آن ولایتی که ما معنا می کنیم، در ایشان نمی بینیم. من چون با خود ایشان بارها صحبت کردم دارم اینجا عرض می کنم. به هر حال ایشان برای خودش شخصیتی قائل هست، استقلال در فکر و نظر و عقیده دارد، منتها به ما معمولاً اینطور تعبیر می کنند که اگر یک جایی رهبری صریحاً چیزی را بگویند و خلاف نظر من باشد من سکوت می کنم و مقابله نمی کنم. حالا در عمل چه‌کار کردند خوب اینجا مردم می توانند قضاوت کنند. اینکه مقام معظم رهبری بگویند توقع از آقای هاشمی همین بود که در چنین شرایطی بگوید من کاندیدا نیستم تا اختلافاتی نباشد این تأیید و حمایتی است. ولی یک سری کارها ضربه هایی است که خود ایشان به خودشان وارد می کنند. البته من تندروی را درست نمی دانم. تندروی نباید کرد. یعنی یک چیزی که نیست، نباید نسبت داد.

از طرفی برای همه روشن است که آقای هاشمی، آقای احمدی‌نژاد را قبول ندارد و ایشان در مقامی که هست آقای احمدی‌نژاد را قبول ندارد. منشأ آن هم همان بحث مناظره است که آقای احمدی‌نژاد در زمان انتخابات داشتند و یک سری مسائل را راجع به آقای هاشمی گفتند. بعد هم ایشان توقع داشتند که دفاع کنند. هر وقت هم صحبت شد آقای احمدی‌نژاد گفتند من واقعیت ها را گفتم، نمی خواستم بگویم ولی گفتم و نتیجتاً این اختلاف پیش آمده ولی ما به قدری که می توانستیم در جهت حل اختلاف تلاش کردیم. این موضوع را برای اولین بار می گویم. به عنوان کمیسیون تحقیق خبرگان جدا جدا پیش آقای هاشمی و آقای احمدی‌نژاد رفتیم تا موضوع اختلاف این دو بزرگوار را تا حد امکان کم کنیم ولی به نتیجه درستی نرسیدیم به خاطر اینکه استدلال‌ها، غالباً استدلاهای محکمی از دو طرف بودند.

اما مسئله درون نهاد ریاست جمهوری را بر اساس اینکه نظر شریف آقا این است که مسائل فرعی را اصلی نکنیم، ما آن مسئله فرعی را نمی خواهیم دنبال بکنیم. البته به جایش دنبال کردیم، با شخص رئیس جمهور چند بار مطرح کردیم، با دیگرانی که باید در جاهایی که باید مطرح کنیم مطرح کردیم و انشاالله امیدوار هستیم که در آینده هم به شکل خوبی پیش برود.

ما هدف‌مان این نیست که این موضوع را بخواهیم دنبال کنیم یا یک موضوع فرعی را بخواهیم اصلی کنیم. تکلیف امت حزب الله چیست؟

خوشبختانه امت حزب الله راحت می تواند تشخیص بدهد که از چه کسی باید حمایت کند و از چه کسی نباید حمایت کند. تکلیف مشخص است؛ مسلماً اسلام بر ایران تقدم دارد. مردم کشور ما به جمهوری اسلامی ایران رأی دادند و آن همه تاکیدهایی که رهبری و مؤسس نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی شخص امام رضوان الله تعالی علیه در تأسیس جمهوری اسلامی داشتند و روی اسلام تکیه کردند، بعد یک کسی بیاید بگوید فرهنگ ایرانی چنین است و فرهنگ ایرانی را بر اسلام مقدم بدانیم و در نظام جمهوری اسلامی از ایرانیت دم بزند، ممکن است چند نفر قبول کنند ولی ملت به معنای عامه مردم ما معلوم است که قبول نمی کنند، بلکه مخالفت هم می کنند.

بعضی جشن‌ها، بعضی اقدامات، بعضی حرکت ها، از نظر ما مردود است و گاهی عمل هم می شود اینها مردود است و واقعاً حلم و حوصله مردم ما است که برخوردهای قاطع تری ندارند، والا معلوم است که مردود است. تکلیف حزب الله هم معلوم است که با الله باید باشد و با ولایت الله حرکت کند و باید وظایف خدایی‌اش را انجام بدهد. خوشبختانه حزب الله غیر از خدا هیچ کس را مؤثر نمی داند.


"هاشمی و خاتمی جرات اجرای‌هدفمندی یارانه‌ها را نداشتند"
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، حبیب الله عسگر اولادی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیدمحمد خاتمی

حبیب‌الله عسگراولادی گفت: بنده در زمان آقایان هاشمی و خاتمی هم با اجرای این طرح موافق بودم اما این دو نتوانستند یا جرات نداشتند این طرح را اجرا کنند و شجاعت احمدی نژاد در اجرای این طرح ستودنی است.

به گزارش فارس، حبیب‌الله عسگراولادی در نخستین گردهمایی مدیران و معاونان استانی و ستادی امداد که در سالن همایش غدیر برگزار شد با اشاره به شجاعت احمدی‌نژاد در اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها اظهار داشت: بنده در زمان آقایان هاشمی و خاتمی هم با اجرای این طرح موافق بودم اما این دو نتوانستند یا جرات نداشتند این طرح را اجرا کنند و شجاعت احمدی نژاد در اجرای این طرح ستودنی است.

وی افزود: دولت احمدی‌نژاد هم در شروع و هم در ادامه این طرح موفق عمل کرده است و شاید اواسط یا اواخر امسال شامل تبعات قانون هدفمند کردن یارانه‌ها باشیم که در این زمینه هم باید هوشیار باشیم و همه با هم همکاری کنیم.

عسگر اولادی همچنین با انتقاد از سخنان احمدی‌نژاد مبنی بر پرداخت مستمری مددجویان در آینده از سوی سازمان هدفمند‌سازی یارانه‌ها گفت: تصور می‌کنم اگر چنین موضوعی را مجلس در بودجه ۹۰ تصویب کند پول بدون نظارت پخش می‌شود.

نماینده ولی فقیه در کمیته امداد امام خطاب به روابط عمومی امداد ادامه داد: من از بیان این صحبت‌ها ابایی ندارم و لازم می‌دانم تمام حرف‌هایم بیان شود چرا که لازم می‌دانم.

عسگراولادی افزود: در خصوص پرداخت مستمری از سوی سازمان هدفمند کردن یارانه‌ها از رئیس جمهور و مجلس انتظار داریم در این خصوص دقت بیشتری کنند چرا که اگر مستمری دستگاه حمایتی بدون نظارت و حمایت پرداخت شود بدون شک تا آخر سال آسیب‌ها خانواده‌ها خودشان را نشان می‌دهند.

نماینده ولی فقیه در کمیته امداد امام (ره) بیان داشت: برای تحقق جهاد اقتصادی در امداد باید تمامی بدنه امداد تلاش کنند ضمن اینکه برای شناختن شعار جهاد اقتصادی در سال جاری باید آموزش های لازمی را در عین خدمت به امدادگران داده شود.

وی در خصوص صحبت‌های سرپرست کمیته امداد مبنی بر اینکه باید ضمانت وام‌های اشتغال از سوی امداد انجام شود، گفت: بنده نیز این خطر‌پذیری را قبول دارم و این خطر‌پذیری پربرکت است ضمن اینکه بنده این موضوع را نیز با رئیس جمهور در میان گذاشتم که حتی وام‌های مسکن نیز از طریق ضمانت امداد انجام شود.

عسگر‌اولادی در ادامه به حمایت بیشتر و آموزش های لازم از دختران ۳۰ الی ۳۵ ساله در روستا ها تأکید کرد و ادامه داد: باید اعتبارات ویژه‌ای را برای حرفه آموزی این طیف از دختران تخصیص داد.


تهدید هاشمی رفسنجانی در خصوص دانشگاه آزاد
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دانشگاه آزاد

 رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: هرچه جلوتر می‌رویم معلوم می‌شود دانشگاه آزاد آن چنان پایه‌هایش محکم شده که هیچ‌کس جرات نمی‌کند این دانشگاه را تضعیف کند.

به گزارش فارس، آیت‌الله ‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی رییس هیات امنای دانشگاه آزاد در جمع اساتید و کارکنان واحد آیت‌الله آملی از تصویب بین‌اللمللی شدن این واحد در جلسه هیات امنا خبر داد و گفت: ما درجلسه هیات امنا موضوع بین‌المللی شدن واحد آیت الله آملی را مصوب کردیم.
 
وی افزود: بین‌المللی شدن واحد آیت‌الله آملی بیشتر به لحاظ این است که در منطقه‌ای واقع شده که از کشورهای قفقاز و آسیای میانه و روسیه زمینه‌های علمی بیشتری برای تبادل استاد و دانشجو و همایش‌ها و سمینارها خواهید داشت.
 
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به ظرفیت‌های موجود در واحد آیت‌الله آملی خاطرنشان کرد: این واحد ظرفیت‌های ویژه‌ای نظیر نزدیکی به جاده هراز و ارتباط با مرکز کشور را دارد و اسم آیت‌الله آملی هم مهم است اگرچه شهر آمل یک شهر خیلی با سابقه و مورد توجه شخصیت‌های ایران بوده و هست، آقایان لاریجانی‌ها هم علاقمند هستند که اینجا توسعه پیدا کند و مطمعناً کمک خواهند کرد و در کل زمینه توسعه این دانشگاه فراهم هست.
 
هاشمی‌رفسنجانی در ادامه تصریح کرد: نظر من هم توسعه مقاطع تحصیلی کارشناسی‌ارشد و دکتری است همان‌طور که سیاست کلی دانشگاه آزاد هم دریک برنامه 5 ساله همین است.
 
رییس هیات امنای دانشگاه آزاد اظهار داشت: گاهی حرف‌هایی زده می‌شود که نباید نگران باشید چرا که دانشگاه مورد نیاز کشور است و بار آن بر دوش دولت و بیت‌المال تقریبا هیچ است ضمن اینکه کمک کار دولت در علم، اقتصاد و خیلی از حوزه‌های دیگر است.
 
وی در ادامه بیان داشت: هرچه جلوتر می‌رویم معلوم می‌شود این دانشگاه آن چنان پایه‌هایش محکم شده که کسی بین خودش و خدا، جرات نمی‌کند مجموعه‌ای به این عظمت که در خدمت علم ملت و شاید ملت‌های دیگر منطقه است را تضعیف کند.
 
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه گفت: استحکام دانشگاه را جدی بگیرید و برنامه‌ریزی‌هایی که به شما ابلاغ می‌شود را بسیار جدی دنبال کنید.
 
وی افزود: دانشگاه‌های دنیا هم تاکید بیشتری دارند تا با دانشگاه‌های غیردولتی همکاری کنند. یکی از برنامه‌های دانشگاه آزاد وارد شدن در سطح جهانی است و ما درحال حاضر خیلی فاصله با دنیا نداریم با تعدادی از دانشگاه‌های بزرگ دنیا همکاری داریم و این همکاری را توسعه خواهیم داد .
 
هاشمی‌رفسنجانی با تاکید بر لزوم کاربردی شدن تحقیقات دانشگاهی در دانشگاه آزاد گفت: تحقیقات زیاد و پژوهش‌های خوبی در دانشگاه هست متاسفانه درحد آزمایشگاه متوقف می‌شود و به نتیجه نهایی نمی‌رسد. دانشگاه باید از این تحقیقات حمایت کند و بعد شرکت‌هایی تاسیس کند و این طرح‌ها را به مرحله تولید برساند اگر این زنجیره از آزمایشگاه تا تولید با ضابطه قوی با کمک دانشگاه و سرمایه‌گذاران خارج از دانشگاه اجرا شود یکی از منابع درآمد دانشگاه هم خواهد شد.
 
رییس هیات امنای دانشگاه آزاد مقوله فرهنگ را بسیار مهم و از مسائل جدی دانست و تصریح کرد: امروزه با ارتباط موجود دنیا و شاه‌راه‌های اطلاعاتی در قالب اینترنت، ماهواره و... اطلاعات علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی خیلی سریع منتقل می‌شود و ما باید از لحاظ فرهنگی و سیاسی به گونه‌ای برخورد کنیم که واقعا این بچه‌ها را قانع کند که دستورات اخلاقی و اعتقادی که ما داریم تمام اینها قابل اثبات است.
 
وی در ادامه اظهار داشت: مطالبه و حقوق طبیعی که هر انسانی دارد حقوقی است که در قانون اساسی آمده، مردم به خصوص جوان‌ها حاضر نیستند به شیوه گذشته زندگی اجتماعی و سیاسی داشته باشند. حتما نیاز هست ما آماده باشیم تا با تقاضاهای مردم فاصله زیاد نداشته باشیم حوادثی که شما در حال حاضر در منطقه می‌بینید واقعا خیلی هشدار دهنده است و خوشحال‌کننده است. ملت‌هایی که در مصر، لیبی، تونس و یمن بریدند.البته مانند ایران نبودند ما ایرانی‌ها بازتر از همه اینها بودیم.
 
هاشمی‌رفسنجانی در پایان خاطرنشان کرد: اولین بار در منطقه مشروطه در ایران آمد و اولین انقلاب مردمی در ایران بوده است ولی در حال حاضر آنها حسابی فعال شده‌اند، در این کشورها قیام می‌کنند و مطالبه حقوق می‌کنند، این اطلاعات و آگاهی و بیداری است.

پنج الگوی برخورد با آقازاده‌ها برای هاشمی
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آقازاده ها

در مقایسه رفتار شخصیت هایی چون آیات مشکینی، جنتی، گیلانی، حائری شیرازی و حجت الاسلام حسنی با مواضع آقای هاشمی رفسنجانی درباره آقازاده هایشان است که درخواست ها برای پیروی آقای هاشمی از همرزمان خود در انقلاب افزایش یافته است.شبکه ایران- محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران روز یکشنبه (۱۴ فروردین) به حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا حسنی، امام جمعه ارومیه "نشان درجه یک شجاعت" اعطا کرد.

حجت‌الاسلام حسنی که از پیشگامان مبارزه با رژیم ستم‌شاهی و از مدافعان نظام اسلامی در برابر جریانات منحرف سیاسی دهه اول انقلاب در منطقه آذربایجان بود، در دوران دفاع مقدس نیز در صحنه‌‌ دفاع از اسلام و کیان اسلامی حضور فعال داشت.
 
سپردن پسر به دستگاه عدالت
 
وی که در اوایل انقلاب در اقدامی شجاعانه و انقلابی محل اقامت فرزندش "رشید" را که از اعضای گروهک ضدانقلاب فدائیان خلق بود، به کمیته انقلاب اسلامی اطلاع داد که در نهایت پسرش پس از محاکمه اعدام شد.
جالب آنکه سال 88 هم رئیس جمهور "نشان درجه یک عدالت" را به عالمی داد که او هم برای حفظ و تقویت انقلاب اسلامی و در پیروی از امام راحل، پسر ضدانقلابش را اعدام کرده بود.
 
آیت‌الله محمد محمدی گیلانی، رئیس سابق دیوان‌عالی کشور همان کسی است که تیرماه سال 88 از دکتر محمود احمدی‌نژاد "نشان درجه یک عدالت" گرفت.
 
در مراسم اعطای این نشان بود که رئیس جمهور اظهار داشت: باید با افتخار اعلام کنم که آیت الله گیلانی ابتدا عدالت را در مورد خودشان اجرا کرد و بعداً منشأ خدمات ارزندهای به نظام جمهوری اسلامی و انقلاب شد و اگر اقتدار، شجاعت و جسارت ایشان نبود شاید در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی آن همه گروهکهای ضد انقلاب ریشه کن نمی شدند. 
 
چهار نمونه دیگر
 
البته چنین شجاعت و عدالتی که حتی فرزند و فامیل هم نمی شناسد در کارنامه شخصیت های انقلابی دیگری به چشم می خورد که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد.
 
آیت الله مشکینی، رئیس فقید مجلس خبرگان و آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان از جمله شخصیت هایی هستند که وقتی از اصلاح پسرشان و جدا کردن آنان از گروهک های ضدانقلاب ناامید شدند، فرزندشان را به دستگاه عدالت سپردند که نهایتا منجر به اعدام آنان شد.
 
نمونه های تازه ای دیگری هم از چشم پوشی انقلابیون بر "حب اولاد" برای تقویت و تحکیم انقلاب اسلامی و حفظ دین و عدالت خود وجود دارد.
 
به عنوان نمونه آیت‌الله خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری دو سال پیش با اعلام برائت از پسرش مهدی، او را "منحرف" خواند. آن هم به دلیل انحراف "فکری" و نه حتی مفاسدی افزون بر آن.
 
آیت‌الله خزعلی که به گفته خودش کاسه صبرش لبریز شده بود و دیگر نصیحت کردن را کارساز نمی‌دانست، در این بیانیه تاکید کرده بود: ملت انقلابی عزیز همیشه در صحنه ما بدانند او (مهدی خزعلی) از ما جداست و هر چه از من نقل کند، صحت ندارد.
 
چند ماه پیش هم وقتی آیت الله حائری شیرازی از اتهام زمین خواری فرزندش اطلاع یافت خواستار دستگیری و محاکمه او شد؛ اقدامی شجاعانه که به 6 سال حبس و پرداخت خسارت برای محمدطاهر ختم شد.
 
آیت الله حائری شیرازی حتی در تاریخ 26/7/89 طی نامه ای از رئیس قوه قضائیه خواسته بود که رسیدگی به اتهامات با قاطعیت و عدالت انجام شود.
 
الگویی شایسته برای انقلابیون سابق
 
شخصیت های مورد اشاره برای حفظ دین خود و نظام اسلامی و نیز دفاع از حقوق مردم، وقتی انحراف فرزندان خود را تردیدناپذیر یافتند، ارتباط نسبی و عاطفی و نیز هرگونه مصلحت را کنار گذاشته و آنان را به پیشگاه قانون سپرده‌اند؛ اقدامی شجاعانه که به نظر می رسد در شرایط کنونی می تواند الگویی شایسته بویژه برای کسانی باشد که سابقه قابل توجهی در انقلاب دارند و  اکنون بی تفاوتی در برابر اتهامات مختلف فرزندانشان ممکن است به انقلاب و نظام و پیش از آن، به جایگاه این شخصیت ها خدشه وارد کند.
 
در این راستا، نگاه ناظران سیاسی به سمت آقای هاشمی رفسنجانی و مواضع او درباره مهدی و فائزه دو فرزندش جنجالی اش جلب شده است.
 
ماجرای مهدی و فائزه
 
مهدی هاشمی رفسنجانی از دو سال پیش به طوری جدی متهم به مفاسد مختلف سیاسی و اقتصادی است تا جایی که منتقدانش معتقدند  فساد وی بسیار عمیق است و قابل مقایسه با اتهامات کسانی همانند محمد طاهر حائری نیست.
 
فائزه هاشمی هم همانند مهدی متهم به ساماندهی و هدایت آشوب های سال 88 و همراهی با ضدانقلاب است.
با این حال و در شرایطی که حدود یک سال از احضار مهدی هاشمی به دادگاه می گذرد، نه تنها وی حاضر به بازگشت به ایران و پاسخ به اتهاماتش نشده که حتی در مقاطعی با حمایت  پدرش به ادامه اقدامات سابقش دلگرم شده است.
 
البته حمایت آقای هاشمی از فائزه آنچنان آشکار نبوده است.
 
حمایت پدر به عنوان نمونه دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم روز 15 آذر 88 گزارشی از دیدار آقای هاشمی رفسنجانی با جمعی از دانشجویان مشهدی را منتشر کرد. 
 
آقای هاشمی در قسمتی از این دیدار در پاسخ به سؤالی در خصوص عدم بازگشت مهدی هاشمی به کشور عنوان داشت: «مهدی خیالش از پرونده‌ها و تهمت‌ها راحت است و هم‌اکنون برای رسیدگی به وضع دانشگاه‌های آزاد اسلامی خارج از کشور در حال گذراندن رساله دکترای خود در خارج از کشور است و در انتخابات نیز صرفاً تجربیاتش پیرامون صیانت از آرا را مطرح کرده است.»
 
درس عملی برای هاشمی
 
شاید در مقایسه رفتار شخصیت هایی چون حجت الاسلام حسنی، آیات مشکینی، جنتی، گیلانی و حائری شیرازی با مواضع آقای هاشمی رفسنجانی درباره آقازاده هایشان است که درخواست ها برای پیروی آقای هاشمی از همرزمان خود در انقلاب افزایش یافته است.
 
این درخواست ها از دو سال پیش ادامه داشته اما مواضع آقایهاشمی تا امروز از حمایت پنهان او از فرزندانش حکایت دارد.
 
با این حال انتظارها از آقای هاشمی کاهش نیافته است و افکار عمومی و فعالان سیاسی و دانشگاهی همچنان منتظرند که آقای هاشمی به اجرای قانون درباره مهدی کمک کند. آیا رئیس مجمع تشخیص مصلحت به این خواسته پاسخ مثبت خواهد داد یا اینکه رویکرد او همانند سابق حمایت از مهدی خواهد بود؟

سال نو تحویل شد اما هاشمی "متحول" نشد
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی

شبکه ایران: درحالی که به نظر می‌رسید با توجه به نارضایتی افکار عمومی از مواضع و اقدامات آقای هاشمی رفسنجانی در سال گذشته که روند حمایتی و البته دوپهلو نسبت به جریان فتنه و سران آن داشت، سال 90 سرآغاز تغییر رویکرد او در عرصه سیاسی کشور باشد، پیام تسلیت هاشمی به خانواده موسوی در پی درگذشت پدر میرحسین موسوی نشان از ادامه روند نامناسب وی در سال جدید دارد.

هاشمی رفسنجانی که در روزهای پایانی سال 89 ریاست مجلس خبرگان رهبری را به آیت‌الله مهدوی کنی واگذار کرده بود، در پیام خود که به خانواده موسوی خطاب شده، از عبارات و کلماتی استفاده کرده که نه تنها هیچ نشانه‌ای از تغییر در آن به چشم نمی‌خورد، بلکه نشان از دور جدید سیاست‌های حمایتی وی از جریان اغتشاش دارد.

وی در این پیام که در سایت رسمی او هم منتشر شده، میرحسین موسوی را فرزند خدوم! ایران نامیده و از تلاش‎‌های وی برای سربلندی ایران تقدیر کرده است.

هاشمی از این هم فراتر رفته در اظهارنظری عجیب که هیچ سنخیتی با حوادث دو سال گذشته کشور ندارد، موسوی را فردی خوانده که "خدمات شایسته‌ای به اسلام و انقلاب و میهن اسلامی" کرده است!

اگرچه آقای رفسنجانی توضیح نداده منظورش از خدمات شایسته موسوی به ایران، امیدوار کردن ضدانقلاب به براندازی جمهوری اسلامی بوده یا رهبری آشوب‌های خیابانی توسط وی اما به نظر می‌رسد این پیام تسلیت بیشتر به یک اعلام موضع صریح از سوی هاشمی شبیه باشد تا یک پیام تسلیت معمولی.

در همین راستا برخی فعالان سیاسی معتقدند هاشمی در سال جدید هم رویکرد حمایتی خود نسبت به جریان فتنه را حفظ و برای بازگرداندن چهره‌های سرشناس این طیف به عرصه سیاسی کشور تلاش خواهد کرد؛ موضوعی که با توجه به در پیش بودن انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی، جدی به نظر می‌رسد.


قصه‏ ی جدایی مردم از هاشمی
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

خبرنامه دانشجویان ایران: پس از فراز و فرودهایی که هاشمی رفسنجانی با آن مواجه بود مسیر حرکت وی به جهتی منتهی شد که بوی جدایی وی از مردم وبه تبع جدایی مردم از وی انجامید.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 شاید آغاز علنی جدایی هاشمی از مردم بود که خطبه های وی در نماز جمعه 26 تیرماه و حمایت وی از سران فتنه، همچنین تأکید داشتن بر بودن در این مسیر کاتالیزوری بود در جدایی وی از مردم.

قاسم روحانی تحلیلگر سیاسی در سایت برهان نوشته است: «امام(ره) به ما طلبه‌ها می‌فرمودند شماها رسالت‌تان این است که بر منبرهای مساجد، حسینیه‌ها و روستاها آن‌چه را که می‌خواهید توضیح دهید و مردم اگر همراه ما باشند، همه چیز داریم.» این‌ها سخنان آقای «هاشمی رفسنجانی» در نماز جمعه‌ی 26 تیر 88 است. همان نماز جمعه‌ای که عده‌ای به طرف‌داری از سران فتنه و شخص آقای هاشمی، قداست آن را شکستند. هرچند قداست این جایگاه در گذشته هم به خاطر برخی سخنان ایشان شکسته شده بود، ماجرای تئوریزه کردن اختلاس در طرح‌های سدسازی از تریبون نماز جمعه هنوز از یادها نرفته است.
 
آقای هاشمی در این نماز جمعه به خواست مردم و همراهی مردم خیلی تأکید کردند و از مردم روستاها سخن گفتند. روزگاری در روستاهای این کشور اگر کسی نام هاشمی رفسنجانی را بدون «حجت‌الاسلام و المسلمین» یا «جناب آقای» و ... یا «یار دیرین امام(ره)» مطرح می‌کرد، رگ‌های گردن کشاورزان متورم می‌شد و آن فرد یا افراد را ضدانقلاب می‌دانستند، اما چند سالی است که حتی بردن نام خالی ایشان در روستاها چنین واکنشی را موجب نمی‌شود. به راستی چرا هاشمی، سرمایه‌ی اجتماعی را که زیاد مورد تأکید یاران نزدیک او هم قرار می‌گیرد، از دست داده تا آن‌جا که سال 84 به طور تلویحی از تقلب سخن می‌گوید و سال 88 از مدعیان تقلب حمایت می‌کند. از دست دادن سرمایه‌ی اجتماعی سخت است اما انگار برخی به جای پذیرفتن این واقعیت، قصد فرافکنی دارند و به بهانه‌ی تقلب می‌خواهند از آن بگریزند. این طوری جهان همیشه به کام خواهد بود، چرا که هرگاه مردم به ما اقبال نشان ندادند ادعا می‌کنیم، تقلب شده است.
 
اما چرا هاشمی رفسنجانی سرمایه‌ی اجتماعی خود را از دست داده و اکنون به عده‌ای کلان سرمایه‌دار که منافع‌شان در چنگال کشیدن بر صورت نظام است، تکیه کرده است. البته تکیه بر کلان سرمایه‌دار را فقط عنوان می‌کنیم چون ایشان از ضدانقلاب معاند (سلطنت طلبان، بهایی‌ها، منافقین، جاسوسان بیگانه و از این قبیل) تلویحاً تبری جسته‌اند.
 
1-هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نمازجمعه‌ی سال‌های 68 تا 70 از فقر و بی‌عدالتی حاصل از دولت «موسوی» انتقاد‌های شدیدی کرد که با شدت و ضعف در مواضع، درست به نظر می‌رسید. وقتی کسی از رویه‌ای ایراد می‌گیرد خود باید به گونه‌ای دیگری عمل کند اما شاهد بودیم که رفتار دولت و شخص آقای هاشمی در سال‌های 68 تا 76 مردم را فقیرتر کرد و کشور را بیش‌تر در کام بی‌عدالتی فرو برد و هم‌چنین اشرافی‌گری را که در زمان امام(ره) از کشور رخت بربسته بود و ضدارزش محسوب می‌شد به زندگی مدیران خود بازگرداند و با تبلیغات صداوسیما به زندگی مردم وارد کرد و فاصله‌ی طبقاتی را افزایش داد که خود بسترساز بسیاری از معضلات اجتماعی و فرهنگی شد که تاکنون هم ادامه دارد. به برخی از سخنان آقای هاشمی در نمازجمعه‌های 68 تا 70 اشاره می‌کنیم:
 
«ما چند مسأله‌ی عمده داریم که من در این‌جا به آن‌ها اشاره خواهم کرد. اولین مسأله، سوءِ توزیع و گرانی است. یکی مسأله‌ی سوءِ اخلاق بخشی از انسان‌هاست، بدحجاب‌ها و آن افرادی که اخلاق اسلامی را مراعات نمی‌کنند ... مسأله‌ی دیگر، فساد اداری است ... چنان‌چه این مسایل را حل نکنیم باز نمی‌توانیم به جایی برسیم.»   (بد نبود تاریخ ایراد سخنرانی‌ها ذکر می‌گردید.)
«شیوه‌ی توزیع درست نیست، همین که هست هم درست توزیع نمی‌شود یعنی مردم یک عده‌ای به هر دلیلی به آسانی به این‌ها می‌رسند و یک عده‌ای هم نمی‌رسند ... این واقعیت وجود دارد که این شکل توزیع [کوپنی] که الان هست و یک نوع بی‌عدالتی از این راه به مردم تحمیل می‌شود.»
 
به راستی چرا هاشمی، سرمایه‌ی اجتماعی را که زیاد مورد تأکید یاران نزدیک او هم قرار می‌گیرد، از دست داده تا آن‌جا که سال 84 به طور تلویحی از تقلب سخن می‌گوید و سال 88 از مدعیان تقلب حمایت می‌کند.
 
«نقدینگی بسیار زیادی الان در دست مردم است، این مقدار پولی که ما در دست مردم داریم، خود خطری جدی است ...»
 
هاشمی در آن سال‌ها از این‌که هشت برابر بودجه‌ی یک سال کشور، طرح تعریف شده بود و تورم ایجاد می‌کرد، گله داشت. از نبود عدالت اجتماعی شکایت می‌کرد. دلالی و واسطه‌گری بدل از تولید را مضر می‌دانست. اعتقاد داشت جامعه فقیرتر شده و نرخ تورم بالاست. خریدهای نسیه از خارج، گذاشتن تمامی مشکلات به حساب جنگ و بالا بودن محرومیت‌های مردم که حاصل از سیاست‌های دولت موسوی بود، غلط است اما آیا دولت هاشمی در سال‌های 68 تا 76 بهتر عمل کرد؟!
 
سیستم کوپنی در زمان او هم ادامه یافت اما با قیمت‌هایی گزاف و برخی اقلام مورد نیاز مردم هم به نرخ آزاد عرضه می‌شد که گرانی افسارگسیخته‌ای را به وجود آورد. رکورد تورم 5/49 درصدی سال 71 که در تاریخ ایران بی‌سابقه است، آلام مردم را چند برابر کرد و گرانی انباشته‌ی قدرت خرید مردم به ویژه در شهرهای محروم و روستاها را کاهش داد. سیل مهاجرت از روستاها به شهر با شدت بیش‌تری ادامه یافت و اشرافی‌گری مسؤولان، ظهور کرد. فساد اداری، رشوه خواری، رانت خواری و ایجاد روحیه‌ی رقابتی ناسالم در مردم، عقده‌های «نداری» را در بسیاری از مردم ایجاد کرد که تا همین اکنون نیز آثار آن باقی است.
 
تولید وارداتی برخی صنایع با کیفیت نازل آغاز شد و ارزاق و سرپناه مردم به وسیله‌ای برای بورس بازی بدل گشت تا ویژه خواران و برخورداران از رانت نزدیکی به دولت، به انحصارگرایی بی‌رقیب بدل شوند. کسانی که در زمان جنگ، کنج عافیت را در اروپا و آمریکا برگزیده بودند با سلام و صلوات به کشور آورده و پیشکسوتان جهاد و شهادت به کناری گذاشته شدند مگر آنانی که سوابق رزمندگی خود را، به میزی و نانی فروختند.
 
سیاست تطمیع یا حذف در دستور کار قرار گرفت و توده‌های مردم از یاد مسؤولان رفتند مگر در نزدیکی انتخابات یا سفرهای گاه گاه شخص رییس دولت به شهرستان‌ها که در بسیاری اوقات از مرکز استان فراتر نمی‌رفت یا به اندازه‌ی یک سخنرانی 20 دقیقه‌ای به شهرهای محروم سری زده می‌شد.
 
دولت‌مردان هاشمی می‌گفتند اگر در فرآیند توسعه، 15 درصد مردم هم زیر چرخ‌های توسعه له شوند، اشکالی ندارد اما حاصل، برخورداری 20 درصد و له شدن 80 درصد مردم بود. بی‌عدالتی بزرگ‌ترین شاخصه‌ی سیاست‌های تعدیل در دولت سازندگی شد تا آن‌جا که رهبر معظم انقلاب بارها تذکر دادند و مسؤولان را از گرایش به چرب و شیرین‌ها برحذر داشتند. سیاست‌های غلط فرهنگی جای خود را باز کرد و آرام آرام اوضاع به سوی مشغول کردن مردم به مشکلات اقتصادی پیش رفت. وقتی در سال 76 هاشمی سکان مسؤولیت را به خاتمی سپرد و رفت، 30 هزار طرح نیمه کاره در کشور وجود داشت و برخی از طرح‌هایی که افتتاح شده بود به دلیل عجله در بهره‌برداری از آن، نیازمند تعمیر و ترمیم شد. مشکل بیکاری حل که نشد هیچ، وخیم‌تر نیز شد و واردات افسارگسیخته‌ی کالاهای مصرفی افزایش یافت. رقابت در مصرف به این بهانه که تا مصرف نباشد تولید نخواهد بود به فرهنگ مردم تبدیل شد و به دلیل توزیع ناعادلانه‌ی ثروت، عده‌ای از قطار مصرف جاماندند و تنها تورم حاصل از نقدینگی بالای برخورداران، نصیب محرومان شد. در چنین شرایطی، مردم به دنبال فرار از سیاست‌های هاشمی به کاندیدایی که می‌خواست راه او را برود «نه» گفتند تا خاتمی که با شعار اصلاحات اقتصادی به میدان آمده بود، پیروز شود و نجات بخش باشد، اما تیم اقتصادی آقای هاشمی باز هم سکاندار شد و سیاست‌های 8 ساله‌ی سازندگی ادامه یافت. این موارد از دست رفتن سرمایه‌ی اجتماعی آقای هاشمی را، رقم زد.
 
2-اولین نمود از دست رفتن سرمایه‌ی اجتماعی هاشمی، رأی پایین او در انتخابات ریاست جمهوری سال 72 بود. ایشان فقط 10 میلیون رأی آورد و رقیب‌ او احمد توکلی، 4 میلیون؛ ضمن این‌که در این سال، مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در بین تمامی انتخابات‌های برگزار شده در طول 32 سال انقلاب در پایین‌ترین حد خود یعنی حدود 50 درصد، قرار گرفت. آیا تقلبی در انتخاباتی که دولت هاشمی برگزار کرد، رخ داده بود که رأی ایشان را تا بدین حد کاهش داد. آیا مردم فقط 4 سال پس از رحلت امام(ره) از انقلاب بریده بودند یا امیدهای‌شان به دلیل برخی سیاست‌ها، کم رنگ شده بود.
 
دومین نمود از دست رفتن سرمایه‌ی اجتماعی آقای هاشمی، انتخابات دوره‌ی ششم مجلس شورای اسلامی بود. در این دوره اگرچه تبلیغات سنگینی علیه شخص هاشمی صورت گرفت اما طبقات پایین جامعه که همواره به دلیل تمایلات انقلابی، طرف‌دار او بودند هم رأی چندانی به او ندادند تا ایشان نفر بیست و نهم شود و با توجه به این‌که احتمال ترجیح کروبی بر او به عنوان رییس مجلس وجود داشت از نمایندگی انصراف داد.
 
اولین نمود از دست رفتن سرمایه‌ی اجتماعی هاشمی، رأی پایین او در انتخابات ریاست جمهوری سال 72 بود.
 
این عمل نوعی اهانت به کسانی بود که او را انتخاب کرده و امید داشتند در مجلس ششم مدافع انقلاب و آرمان‌های امام باشد اما نه تنها این‌گونه نشد بلکه از نمایندگی انصراف داد و بعدها در برابر ضدیت این مجلس و دولت خاتمی در برابر اسلام، انقلاب و امام(ره) آن چنان واکنشی نشان نداد تا حزب اللهی‌ها هم از او کاملاً قطع امید کنند. مجلس ششمی که جام زهر به رهبر معظم انقلاب پیشکش کرد.
 
در انتخابات سال 84 فضا تغییر کرد. کسانی که در سال 78 به هاشمی فحش می‌دادند و آن مسایل را در مجلس ششم بر سرش آوردند به مریدان او تبدیل شدند. وقتی «احمدی نژاد» با وجود تبلیغات سنگین ضد خود، به دور دوم راه یافت، جماعت بریده از انقلاب، ویژه خواران، کلان سرمایه‌داران و آن‌هایی که با هاشمی رودربایستی داشتند به صف طرف‌داران هاشمی پیوستند. در یک هفته بین دور اول و دوم انتخابات هر آن چه از تمسخر، توهین و فحاشی که توانستند علیه رقیب هاشمی ابراز داشتند و آقای «نوبخت» در مناظره با «خوش چهره» به جای بحث درباره‌ی سیاست‌های مسکن، به توهین علیه باورهای ارزشی احمدی نژاد روی آورد. این گونه بود که مردم یک بار دیگر به هاشمی «نه» گفتند. با این حال هاشمی این مسأله را نپذیرفت و به منتخب ملت تبریک نگفت و تریبون مقدس نمازجمعه را به گله و شکایت از کسانی که موجب رأی نیاوردنش شدند تبدیل کرد و تلویحاً صحت انتخابات را زیر سؤال برد.
 
آخرین نمود ریزش سرمایه‌ی اجتماعی آقای هاشمی در انتخابات 88 بود. او که می‌دانست حضورش رأیی ندارد، روی سبد رأی موسوی حساب کرد. نوستالژی موسوی دهه‌ی 60 به علاوه افتادن سران فتنه در دامن ضدانقلاب هم نتوانست بیش‌تر از 13 میلیون نفر را همراه کند و این را مدتی قبل از انتخابات همه‌ی آن‌هایی که دستی بر آتش داشتند، فهمیدند. حتی خاتمی (مسأله‌ای که به علی احمدی گفته بود) با این حال نخواستند این واقعیت را که مردم آن‌ها را نمی‌خواهند، بپذیرند.
 
تمامی نظرسنجی‌های معتبر نشان می‌داد که پس از مناظره‌ی احمدی نژاد ـ موسوی، اقبال عمومی به احمدی نژاد افزایش یافته چرا که او به هاشمی تاخته بود و مردمی که سال‌ها در تاکسی، اتوبوس و محافل خانوادگی از مظالم دولت و خانواده‌ی هاشمی گفته بودند اکنون بازتاب سوز دل خود را در سخنان احمدی نژادی که «به روستاها می‌رفت و برای مردم توضیح می‌داد و مردم همراهش بودند.»
 
هاشمی با نامه‌ی 19 خرداد خود به رهبر معظم انقلاب و تهدید به آتشفشانی شدن شرایط، پایه‌های کمیته‌ی صیانت از آرا را محکم کرد که نوعی موازی کاری با قانون بود. هرچند بعدها در نمازجمعه‌ی 26 تیر، خواستار التزام همگان به قانون شد. این مسأله بیش از پیش توده‌ی مردم را از هاشمی دور کرد. انتشار خبر کذب پاسخ رهبری به نامه‌ی هاشمی آن هم چند ساعت مانده به آغاز انتخابات که با تکذیب دفتر رهبری مواجه شد، ضربه‌ی دیگری بود که به رابطه‌ی بین مردم و هاشمی خورد.
 
آخرین نمود ریزش سرمایه‌ی اجتماعی آقای هاشمی در انتخابات 88 بود. او که می‌دانست حضورش رأیی ندارد، روی سبد رأی موسوی حساب کرد.
 
اظهارنظر همسر او درباره‌ی این‌که اگر موسوی پیروز نشود، تقلب شده و سکوت هاشمی در قبال این اظهارنظر و تلاش‌های آشکار فرزندان او در جریان فتنه‌ی پس از انتخابات، ضربات بعدی را وارد کرد.
 
نمازجمعه‌ی 26 تیر ماه که عده‌ای با کفش به نماز ایستادند و شعارهای انحرافی دادند و قداست این جایگاه باز هم با محوریت هاشمی شکسته شد، مردم را از هاشمی مأیوس کرد. سکوت او در قبال اهانت به عکس امام(ره)، اهانت به نظام، اصل ولایت فقیه و بالاخره فاجعه‌ی عاشورا دیگر برای مردم یک پیام داشت؛ «هاشمی از آن‌ها حمایت می‌کند».
بعید می‌دانم آقای هاشمی از بیش‌ترین شعاری که در حماسه‌ی 9 دی سر داده شد، خبر نداشته باشد؛ حال آن که «موسوی، کروبی و خاتمی» را سران فتنه نامیدند. حتماً نزدیکان وی شعار مرگ بر ... که دیوارهای خیابان‌های انقلاب، آزادی، کارگرجنوبی و شمالی و حتی خیابان قزوین (تلویزیون فقط حضور مردم در خیابان انقلاب را نشان داد) را پر کرده بود را به اطلاع او رسانده‌اند. هاشمی در 19 دی که برای اولین بار پس از 33 سال بیانیه صادر کرد به محکومیت سران فتنه نپرداخت و بدون این‌که از اهانت کنندگان به امام(ره) و مراجع تقلید در سال‌های 76 تا 84 و فتنه‌ی 88 چیزی بگوید، دیگران را به اهانت به مراجع متهم کرد.
 
قصه‌ی فاصله گرفتن هاشمی از مردم و به تبع آن جدایی مردم از هاشمی، از قصه‌های تلخ انقلاب ماست اما واقعیت دارد هرچند هاشمی با معاند خواندن غایله آفرینان 25 بهمن، روزنه‌ای از بازگشت نشان داد و خیلی‌ها را خوشحال کرد. البته او باز هم به مسببان فتنه‌ی 88 تا بهمن 89 نپرداخت و یاران همان معاندان نظام را محکوم نکرد. شاید در گام‌های بعدی این اتفاق بیفتد تا بازگشت هاشمی به سوی ملت، موجب آشتی مردم با او شود. مادامی که رسانه‌های بیگانه او را ستایش می‌کنند و هاشمی با آن‌ها مرزبندی شفاف ندارد و محکوم‌شان نمی‌کند توده‌ی مردم او را نخواهند پذیرفت و تنها چاکران بند کیف پول و قدرت در برابر او زانو خواهند زد، البته تا زمانی که تاریخ مصرف دارد.
 
هاشمی، روزی همان هاشمی دهه‌ی 60 که دل‌ها برایش تنگ شده، خواهد شد که آه شیطان از حلقوم «بی.بی.سی» و «VOA» به وضوح شنیده شود از این‌که یک انقلابی پرسابقه به اصل خود بازگشت.*


عبرت های انتخابات ریاست خبرگان برای آقای هاشمی؛
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی
پـــــاداش ســکــوت

خبرنامه دانشجویان ایران: آیت‌الله مهدوی کنی با 63 رأی موافق وکلای ملت، رئیس مجلس خبرگان رهبری شد رای ای که به نظر می‌رسد پاسخی به عملکردهای چندین و چند ساله هاشمی رفسنجانی باشد.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، پس از گذشت یک سال و نیم از انتخابات ریاست جمهوری دهم و فتنه انگیزی سران فتنه که اکنون لفظ ضدانقلاب شایسته تر به آنان است، هاشمی رفسنجانی امروز نتیجه طبیعی عملکرد خود در این مدت را از سوی نمایندگان خبرگان دریافت کرد.
 
عدم اقبال خبرگان رهبری به هاشمی در حالی است که پس از دوران سازندگی نیز مردم اعتراض های فراوانی به عملکرد وی داشته اند و این رای "نه" پیش از این در انتخابات نهم و دهم تکرار شده بود و کاندیداهای منتسب به هاشمی نتوانسته بودند اکثریت را با خود همراه سازند.
 
اگر از مواضع هاشمی در نامه بدون سلام هاشمی خطاب به رهبر انقلاب در ایام انتخابات و تهدید به انفجار آتشفشان ها و خطابه وی در نماز جمعه 26تیر و مفسده فرزندان و همسر وی را به آقای هاشمی ارفاق دهیم، عدم اقبال اعضای خبرگان با هاشمی را می توان نتیجه طبیعی سکوت هاشمی در یک سال نیم فتنه انگیزی ضدانقلاب دانست.
 
عدم موضع گیری شفاف هاشمی رفسنجانی در قبال اتفاقات ناگوار روز قدس88، 13آبان 88، 16آذر 88 و اهانت به امام و رهبری و هتاکی های روز عاشورا، استیصال و کوتاهی در برابر عملکردهای فتنه گون مهدی و فائزه از هاشمی پدر در نظر مردم یک خواص بی بصیرت ساخت تا جائیکه مردم در راهپیمایی های مختلف از جمله 9دی، 22بهمن، و تشییع جنازه شهید ژاله در شعارهای خود خواستار موضع گیری وی علیه فتنه گران و ضدانقلاب بودند.
 
اینها در حالی است که سایت ها و رسانه های وابسته به هاشمی به خصوص سایت آقازاده فراری سعی دارند با اسطوره سازی از هاشمی عدم اقبال اعضای خبرگان با وی را نوعی از خودگذشتگی هاشمی نشان دهند!
 
عدم ورود هاشمی برای ریاست خبرگان درحالی است که وی با ارزیابی نظر اعضا به خوبی دریافته بود که در این دوره هیچ شانسی برای کسب آرای نمایندگان برای ریاست خبرگان نداشته است.


پروژه مظلوم نمایی برای هاشمی، دستور کار جدید فتنه گران
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی
خبرنامه دانشجویان ایران: پس از انتخابات روز گذشته هیئت رئیسه خبرگان، اطرافیان هاشمی رفسنجانی قصد دارند پروژه مظلوم نمایی وی را به شدت دنبال کنند.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در این راستا روز گذشته سایت آقازاده فراری جریان رسانه ای این پروژه را کلید زد.
 
سایت ها و رسانه های وابسته به هاشمی به خصوص سایت آقازاده فراری سعی دارند با اسطوره سازی از هاشمی عدم اقبال اعضای خبرگان با وی را نوعی از خودگذشتگی هاشمی نشان دهند!
 
عدم ورود هاشمی برای ریاست خبرگان درحالی است که وی با ارزیابی نظر اعضا به خوبی دریافته بود که در این دوره هیچ شانسی برای کسب آرای نمایندگان برای ریاست خبرگان نداشته است.
 
امروز نیز در اقدامی مشکوک با حمله هکرها به سایت دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری اعلامیه تسلیتی با مضمون پیام تسلیت اعضای مجلس خبرگان رهبری بمناسبت رحلت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر گردید.
 
در این اطلاعیه آمده است: هیئت رئیسه و اعضای مجلس خبرگان رهبری در کمال بهت و اندوه رحلت حضرت آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی (رحمه الله علیه) را به پیشگاه مقام معظم رهبری، ملت شریف ایران و بیت ایشان تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم علو درجات را مسئلت می نماید.
 
پیش از این نیز همین جریان با انتشار فیلمی مشکوک از اهانت به فائزه هاشمی قصد مظلوم نمایی برای وی را داشتند.

هاشمی رفسنجانی خبر دفترش را تکذیب کرد
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی
خبرنامه دانشجویان ایران: هاشمی رفسنجانی در سخنان ابتدایی امروز در مجلس خبرگان، دروغ پراکنی دفتر خود را تکذیب کرد.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در پی درج خبری تحت عنوان «دو پیام آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به آیت‌الله مهدوی‌کنی درباره ریاست خبرگان» دفتر هاشمی رفسنجانی با واکنش به این خبر چنین پیامی را از اساس دروغ و کذب خواند اما امروز این خبر توسط هاشمی رفسنجانی تایید شد.
 
 
در خبری که هشتم اسفند منتشر شده بود آمده بود: "آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـت‌الله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند."
 
در این خبر همچنین آمده بود: این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیت‌الله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ".
 
در این خبر تاکید شده بود نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا می‌شدم، نزد مقام معظم رهبری می‌رفتم و ایشان تاکید می‌کردند که شما بیائید اما این‌بار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
 
با انتشار این خبر دفتر هاشمی ضمن تکذیب آن نوشت:
 
"درج اخباری به نقل از منابع آگاه، به گفته یکی از ائمه جمعه موقت تهران یا به نقل از یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری از جمله شیوه‌های منسوخ شده‌ای است که برخی رسانه‌ها با هدف قابل باور کردن شایعات خود ساخته و در جهت تشویش افکار عمومی به کار می‌برند."
 
دفتر هاشمی در تکذیبیه خود نوشته بود: "درج این‌گونه مطالب و شانتاژهای خبری در آستانه برگزاری اجلاس خبرگان آن هم توسط رسانه‌های معلوم‌الحال دور از انتظار نبوده و مجدداً تأکید می‌گردد که هیچ نماینده یا امام جمعه‌ای از طرف آیت‌الله هاشمی رفسنجانی مأمور ارسال یا دریافت هیچ‌گونه پیامی نبوده است و این ادعا به شدت تکذیب می‌گردد."
 
این در حالی است که صبح امروز هاشمی رفسنجانی اظهار داشت:‌ در ماه‌های اخیر کارهایی صورت گرفت که احساس خطر کردم و به آقای امامی کاشانی گفتم که با آقای مهدوی کنی صحبت و پیشنهاد مرا با ایشان مطرح کند و گفتم که از آیت‌الله مهدوی کنی حمایت می‌کنم و قصدم هم این بود که مسئله را از این طریق حل و از تفرقه در خبرگان جلوگیری کنم.
 
هاشمی رفسنجانی ادامه داد: آیت‌الله مهدوی کنی بحث کسالت و کهولت سن را مطرح کردند اما نظر من این بود که هیئت رئیسه هم در مدیریت مجلس به ایشان کمک می‌کند و در زمان آیت‌الله مشکینی هم این‏گونه بود اما جواب روشنی از آیت‌الله مهدوی کنی نرسید و ایشان مراعات کرده بودند.
 
همچنین تکذیب این خبر توسط محسن هاشمی رفسنجانی نیز از جمله اتفاقات جالب پیرامون این خبر است چه آنکه محسن هاشمی رفسنجانی که هیچ سمتی در دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نداشته و تنها به ریاست مترو تهران مفتخر است، این خبر را طی مصاحبه‌ای تکذیب کرده است! این در حالی است که این پیام را آیت‌الله امامی کاشانی به آیت‌الله مهدوی کنی منتقل کرده و مشخص نیست نقش محسن هاشمی رفسنجانی و دفتر هاشمی در این بین چه بوده است؟

12سناریوی جریان‌خاص برای‌بداخلاقی‌سیاسی‌در آستانه‌اجلاس‌خبرگان
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: مجلس ، خبرگان رهبری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیاسی

اعلام قطعی کاندیداتوری آیت‌الله مهدوی‌کنی برای ریاست خبرگان و اجماع قریب به اتفاق اعضا بر وی، یک جریان خاص را به تکاپو انداخته تا با دست زدن به برخی بداخلاقی‌های سیاسی از این اتفاق جلوگیری و آقای هاشمی رفسنجانی را در رأس این مجلس ابقا کند.

به گزارش رجانیوز، اما در حالی که اغلب متعلقین به جریان فتنه با طمع نسبت به موضع‌گیری‌های آقای هاشمی تمایل دارند که وی بار دیگر در رأس خبرگان قرار بگیرد تا اثبات شود که بر خلاف افرادی که آن‌ها را "تندروها" می‌خوانند، هاشمی و مواضعش مورد تأیید خبرگان ملت است و از سوی دیگر وی کماکان می‌تواند در حاکمیت نقش یک اهرم فشار به نفع آنان را ایفا کند، سایت معروف به وکیل مدافع خاندان آقای هاشمی با فرار به جلو مدعی شد که کنار رفتن آقای هاشمی، خواست مشترک اپوزیسیون و افراطیون حامی دولت است.

در عین حال، اگرچه مرجع ضمیر سخنان هفته گذشته آقای هاشمی مبنی بر اینکه هیچ تمایلی به ریاست ندارد و برخی از رسانه‌ها می‌خواهند این موضوع را القا کنند، با خبر سایت وکیل مدافع روشن شده است اما برخی اخبار دیگر نیز حاکی است ماجرای با دست رد کردن و با پا پس کشیدن بر اساس یک سناریو با مصوبات دوازده‌گانه طراحی شده است.

برخی عناصر وابسته به جریان‌های سیاسی سنتی و تکنوکرات‌های دوره موسوم به سازندگی با راه اندازی یک اتاق فکر به اتخاذ تصمیماتی برای تأثیرگذاری در جلوگیری از شکل گیری تغییر در حوزه ریاست مجلس خبرگان مبادرت کرده‌اند.

مهم‌ترین مصوبات این جلسه به شرح زیر است:

1- تلاش برای بازگشت مهدی هاشمی به کشور و بررسی مدیریت شده پرونده وی و انتساب این اقدام (اصطلاحاً عدالت طلبانه) به پدرش؛

چند تن از افراد اتاق فکر با این تحلیل که از جمله دلایل اعتراض نمایندگان خبرگان به ریاست آن، اقدامات سوء مهدی هاشمی است، اظهار عقید کرده‌اند که اگر بتوان مهدی هاشمی را به طور مدیریت شده به کشور بازگرداند و فواید این اقدام را به نفع پدرش مصادره کرد، آنگاه می توان به شبهه جدی که افکار عمومی و خبرگان وجود دارد، پاسخ داد.

آنان معتقد بودند که این اقدام هیچ هزینه ای برای خانواده مهدی هاشمی نخواهد داشت چرا که به زعم اعضای اتاق فکر مذکور تفکری در بخش هایی از نظام وجود دارد که به دنبال حل بی سر و صدای موضوع مهدی هاشمی است تا پای دیگر مسئولین به میان نیامده و آن مجموعه را با چالش روبرو نکند؛ حتی در جلسه مذکور ادعا شده که سناریویی توسط برخی افراد برای بازگشت مهدی هاشمی به صورت زیر پی گیری می شود:

- صدور حکم قضایی دستگیری مهدی هاشمی و ابلاغ حکم به نیروی انتظامی به عنوان ضابط پرونده
- ممانعت از دسترسی نهادهای مسئول و پیگیر پرونده با نفوذ و تغییر در روند انتقال متهم از فرودگاه تا تحویل وی به دستگاه قضایی
- بازداشت تشریفاتی کوتاه مدت مهدی هاشمی
- ارجاع پرونده به یکی از مجتمع های دادگستری و ممانعت از ورود دادگاه انقلاب در این زمینه
- تلاش برای تعیین بازپرس­های خاص برای رسیدگی به پرونده
- ممانعت از مطرح شدن سایر اتهامات (سیاسی، مالی و... ) و بسنده نمودن به چند پرونده موجود در دادگستری
- صدور حکم سبک که برای همیشه به موضوع خاتمه دهد.

2- ایجاد تردید در مورد حضور آیت‌الله مهدوی‌کنی با طرح شایعاتی نظیر اعلام انصراف آنها از کاندیداتوری در رسانه ها.

3- پیگیری خط تخریبی در مورد آیت‌الله مهدوی به منظور وادار کردن او به کناره‌گیری در شبکه های اجتماعی مجازی نظیر فیس بوک، توئیتر و...

4- انتشار وسیع شایعاتی در فضای عمومی جامعه مبنی بر حمایت مسئولین عالی نظام از ریاست فعلی.

5- پیگیری و پر رنگ کردن هر چه بیشتر اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت در مورد آنچه که به زعم وی "فتنه مهدویت" و "اسلام ایرانی" خوانده می شود.

6- برنامه ریزی برای تکثیر و ارسال فیلم اعتراض به فائزه هاشمی برای نمایندگان محترم مجلس خبرگان و انحراف افکار عمومی از سایر اقدامات وی نظیر شرکت در تجمع‌ها و اغتشاش‌های غیرقانونی 25 بهمن.

7- پررنگ کردن لزوم وحدت در جامعه به‌ویژه نخبگان سیاسی به‌منظور تأثیرگذاری بر احزاب و گروه­های سیاسی.

8- توجیه و تبیین ضرورت حضور آقای هاشمی در انتخابات هیأت رئیسه مجلس خبرگان با دلایلی مانند "عمل به تکلیف شرعی" و این که "تنها با حضور وی در این پست انقلاب اسلامی حفظ خواهد شد."

9- برنامه ریزی برای اعلام نظر و طرح برخی مواضع به ظاهر تند ­علیه جریان فتنه از سوی آقای هاشمی، به منظور زدودن آثار منفی مواضع و سکوت قبلی او در بین اعضای مجلس خبرگان.

10- برنامه ریزی برای تنظیم محتوای مناسب سخنرانی پیش از آغاز دستور اجلاسیه نهم خبرگان به منظور تاثیرگذاری در نمایندگان محترم خبرگان.

11- اعزام عناصر موجه به قم به منظور رایزنی با مراجع معظم تقلید و علما و جلب حمایت آنان از آقای هاشمی.

12- پیگیری و پر رنگ کردن خط مظلوم نمایی و متهم کردن برخی از ارگان‌ها به پیگیری مغرضانه امور در مورد اعضای خانواده آقای هاشمی.


دست و پا زدن یک مجرم امنیتی در نقش وکیل مدافع خاندان هاشمی
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

سایت اینترنتی که تحت نظر یک مجرم امنیتی حوادث سال گذشته اداره می‌شود و در برخی رسانه‌ها به شعبه فیلتر نشده جرس معروف است، دو روز پس از انتشار گزارش "چه کسی مسئول فحاشی به فائزه هاشمی رفسنجانی است؟"، در راستای ایفای مسئولیت وکیل مدافعی اعضای خاندان آقای هاشمی رفسنجانی به میدان آمد و این بار دادستان تهران را به دست قطع‌شده‌اش قسم داد که از این موضوع نگذرد.

مجرم امنیتی گرداننده این سایت و عوامل جویای نام آن -که مقالات برخی از آن‌ها عینا هم در این سایت و هم در سایت‌های ضد انقلاب مانند جرس و کلمه منتشر می‌شود-، در شکوائیه خود در نقش وکیل مدافع مهدی هاشمی به دادستان تهران که تیتر "دادستان! به حرمت دست قطع شده‌تان سکوت نکنید!" برای آن انتخاب شده، با حمله به رجانیوز نوشتند:

«این سایت (رجانیوز) در جملاتی سرشار از اتهام، نوشت: "قوه قضائیه باید در این زمینه پاسخ گو باشد که چرا با نبود تساوی قضایی بین فتنه گران، منجر به چنین رفتارهایی در جامعه می‌شود." و در واقع در شرایطی که تمامی جریان های اخلاق گرای کشور، این حرکت را محکوم کرده و حتی مخالفان جدی هاشمی نیز نهایتاً در قبال این اتفاقات که حد شرعی دارد، سکوت کردند، این رسانه که خبرسازی اش در حمایت از این فحاشی ها، با عوارض بدی همراه شده، دست به محاکمه قوه قضاییه به عنوان متهم وقوع این اتفاق زد که در نوع خود حرکت شرم آوری است. اکنون که دادستان تهران که از جانبازان دفاع مقدس بوده و افتخار دارد یکی از دستان خود را برای دفاع از ناموس مردم ایران تقدیم کرده است، با اعلام موضع رییس قوه قضاییه در آزمونی خطیر قرار دارد.»

صفحه این سایت که سال گذشته فیلتر و گرداننده اصلی آن در چنین روزهایی بازداشت شد، در روزهای اخیر شکل جالبی به خود گرفته، به‌طوری که عوامل آن که در دور جدید فعالیت خود پس از رفع فیلتر تلاش می‌کردند انگ وابستگی به خاندان هاشمی را حتی‌الامکان از خود دور کنند و از حجم اخبار تأیید کننده این ارتباط به‌طور محسوسی بکاهند، ظرف روزهای گذشته صفحه خود را به هاشمی‌نامه تبدیل کرده و از میان حدود 30 خبر اصلی آن، حداقل هشت خبر به‌طور مستقیم در تأیید هاشمی، حمله به منتقدان او و ماجرای فائزه هاشمی در شهرری است.

اما اگرچه وظیفه سازمانی! گرداننده این سایت ایجاب می‌کند که در نقش وکیل مدافع خانم فائزه شکوائیه بنویسد و برای تحریک خواننده، مخاطب و اثبات انجام وظیفه به مافوق سازمانی! از به میان کشیدن ارزش‌هایی مانند قسم دادن دادستان جانباز تهران نیز که از لحاظ رسانه‌ای کاملا غیرحرفه‌ای است، ابایی ندارد اما همچنانکه در همان گزارش قبلی یادآوری شده بود، رجانیوز تأکید می‌کند که در عین مذموم، غیرقانونی و غیر شرعی بودن رفتار کسانی که با هر انگیزه‌ای الفاظ رکیکی خارج از یک اعتراض منطقی را ابراز کرده‌اند، چنانچه قوه قضائیه با فائزه هاشمی نیز مانند سایر متهمان برخورد قانونی و صحیح در مواجهه با اتهاماتش انجام می‌داد، زمینه برای برخوردهای نادرست و غیرقانونی از این دست ایجاد نمی‌شد.

در عین حال،‌ رئیس قوه قضائیه نیز روز گذشته تأکید کرد که افرادی که چنین برخوردهایی کردند، مستحق حد شرعی هستند. این در حالی است که توهین به فائزه هاشمی که قبیح و مستوجب برخورد نیز هست و با اینکه یک واکنش طبیعی و نه البته درست است، جواز شرعی و قانونی ندارد، در نهایت توهین به یک شخص است، اما در مقابل فائزه هاشمی در اغلب تجمع‌های غیرقانونی از فردای انتخابات تا روز یکم اسفند حضور داشته و شعارها و توهین‌هایی علیه نظام اسلامی بیان کرده، آیا قوه قضائیه خود را در این زمینه ملزم به پیگیری و صدور رأی نمی‌داند؟

به‌عنوان یک نمونه، با توجه به اینکه اظهارات موهن فائزه هاشمی علیه رهبر انقلاب، رئیس‌جمهور و نهادهای قانونی کشور است، به حاشیه تجمع غیرقانونی 25 خرداد 88 باز می‌گردد، متن پیاده شده این اظهارات جهت یادآوری و بررسی دستگاه قضایی در مورد اینکه آیا چنین اظهاراتی مستوجب پیگیری و حد هست یا نه، بازخوانی می‌شود. بخش‌هایی از اظهارات توهین‌آمیز فائزه در ادامه حذف شده است که در صورت اراده قوه قضائیه برای رسیدگی به موضوع، رجانیوز می‌تواند فایل صوتی آن را در اختیار مقام‌های این قوه قرار دهد.

فائزه هاشمی: این تظاهرات آرام باید ادامه پیدا کنه.(صدای همهمه جمعیت)

ناشناس: خیلیا سؤال می کنن حالا واقعا تو انتخابات تقلب شده یانه؟

فائزه هاشمی: آره... نه ببینین مدرکی که ...

ناشناس: چون همین دیروز آقای احمدی‌نژاد گفتش که حتی یه دونه از نماینده های کاندیداها شکایت نداشته...

فائزه هاشمی: چرا امروز شورای نگهبان اعلام کرد دو تا از کاندیداها شکایت کردن...

ناشناس: نه نه نه آقای محسن رضایی و آقای کروبی رو که می دونم. نماینده کاندیداها سر صندوق‌ها...

فائزه هاشمی: نه. چرا. ببینید قضیه اینه. اینا همه ناظرین رو بیرون کردن سر شمارش آراء سر تجمیع آراء. اینها از سیزده خرداد باید تو هیات‌های اجرایی می بودن اما راهشون ندادن. یعنی تو تمام مراحلی که قانون گفته ناظرین باید حضور داشته باشن راهشون ندادن. دوم، خود کارت ناظرین رو بخش عمده‌ایش رو ندادن همه رو اعلام کردن بیاین سر صندوقا بگیرین . اینا همه خلافه. بعد مثلا من ایشون رو معرفی کردم برای این صندوق فرستادنش اون ور شهر. خب اسم آدما رو صندوقاس. کل سیستم رو به هم ریختن بخاطر این که افراد تازه بیان جاهاشونو پیدا کنن که کجا باید برن. بعد پیامکا قطع شد. ناظرین تمام برنامه‌ریزی‌شون رو این پیامک‌ها بود. یعنی کلی نشسته بودن سیستم داده بودن و اینها که هر کدوم رو یک کد داده بودن از طریق این با هم ارتباط برقرار کنن. اصلا رابطه بین ناظرین قطع شد. این خلافایی که در مورد ناظرین بود. بعد الان صندوقا پر از احمدی نژاده یعنی اگر برن بازشماری کنن، چیزی گیر کسی نمیاد. چون اینا پر کردن یعنی سندسازی‌شون کامله. مطلب بعدی تعرفه‌هاست. تعرفه‌ها نبود. یعنی از ساعت ۱۲ظهر به بعد بسیاری از شهرستان‌ها تعرفه تموم کردن. بعد تعرفه هم نمی‌رسوندن.. یک دو جا مثلا تعرفه رسوندن. دیگه نرسوندن. بعد ده شب به بعد محصولی تو تلویزیون اعلام کرد که گفتیم تا آخرین نفر رای بگیرن. کسی نمونه.[درحالی که] ده شب تمام صندوقا بسته شد. بعضی جاها هم تازه نه شب بسته شد. مردم تو صف‌های طولانی پشت درها موندن. بعد سایت‌های خبری رو بستن. پیامک‌ها قطع شد. ستادای اطلاع‌رسانی ستادا رو مختل کردن. خوب اگر تقلب نبوده پس این کارا برای چی شده؟ چرا این کارا رو کردن؟ اینا همه خودش... پایه انتخابات مخدوشه. چون پایه انتخابات مخدوشه اینا نمی‌گن برین بازشماری کنین رأیا رو. یعنی اینا هرچی رأی داشتن...ببینین ۵۷ میلیون تعرفه چاپ شده یعنی ۱۷ میلیون بیشتر از جمعیت رأی‌دهنده. اینا کجاست؟ اینها رو پر کردن ریختن تو صندوقا، صندوقا کامله همون آرایی که اعلام می‌‌کنن توش هست. اینا اصلا دنبال بازشماری آرا نیستن. ناظرین بیچاره ‌ها اصلا گزارش ندارن چون بیرون‌شون کردن. صورت جلسه‌هایی که باید امضا می‌شد بعد از شمارش آرا، اصلا همونایی هم که بودن سر صندوقا، صورت جلسه امضا نشده. سندی اصلا اینا ندارن که بتونن بر اساس اون سند... آقای کروبی اومد؟ (دو ثانیه نامفهوم)

ناشناس: با اون همه تخلف!

فائزه هاشمی: (پنج ثانیه نامفهوم) [آیت الله] خامنه‌ای احمدی‌نژاد رو می‌خواست. [آیت الله] خامنه‌ای تو این همه دوره کی رهبر بوده؟ تنها دوره‌ای که رهبر بوده الانه. چرا نخواد؟ احمدی‌نژاد با پشتوانه اون این کارا رو می‌کنه؟

(۲۲ ثانیه صدا محیط و گفتگوهای نامفهوم)

ناشناس: دوره پیش آقا خودش نگفت هیچکس برای من هاشمی نمیشه؟ همچین چیزی رو گفت آقا دیگه؟ چی شده الآن. این اختلافات چیه؟ چرا اینجوری شد؟

فائزه هاشمی: نه ببینید. آقا حالا اون حرفو زد ولی شما تاریخ رو که نگاه کنید...

ناشناس: این کروبی نیست...

فائزه هاشمی: نه نیست تاریخو که نگاه بکنید آقا در زمانی که رئیس‌جمهور بود نخست‌وزیرش، میرحسین تحمیلی بود. آقای خمینی گفت باشه. زمانی که بابا رئیس جمهور شد باز رئیس جمهور رئیس جمهور آقا نبود. خاتمی که رئیس جمهور شد، باز اون نبود. تنها دوره‌ای که رهبر واقعیه‌ الانه. این یکی. دوم، کسانی که از آقا حمایت می‌کنن بسیجیا و پاسدارا و انصار حزب‌‌الله و تو این مایه‌ها هستن که اونا هم منافع‌شون تو همین کارای احمدی‌نژاده بنابراین آقا باید منافع این بسیجیا رو حفظ کنه. اگه نکنه نگهش‌ نمی‌دارن. در واقع آقا داره برای خودش این کار رو می‌کنه. سوم،... یعنی منافع رو که نگاه بکنید... آهان! آقا از سال (یک ثانیه نامفهوم) همینه دیگه تو کشورای جهان سوم همیشه باید دچار رهبرای (یک کلمه نامفهوم) ببینید مردم خودمون هم مقصرن. رأیا رو ببینید. یه آدم یه جریان یه فکر ادامه پیدا نمی‌کنه نمی‌تونه بسازه بره. ما یک دموکراسی نیم‌بندی داریم همین دموکراسی، رای‌های مردم گاهی دردسرساز‌ میشه. مثلا یه دوره من میشم نفر اول تهران، یه دوره اصلا رأی نمیارم. این یعنی چی؟ یعنی آدمها... می دونین چیه... تاریخ ما اینجوریه. ما قهرمان‌ساز و اسطوره‌کشیم. آدم‌هامونو میبریم بالا بعد از اون بالا پرتشون می‌کنیم پایین. میکشیم شون. مثلا کی ‌می‌خواد بسازه؟ کی می‌خواد بمونه بسازه؟ ما مشکل روانشناسی جامعه‌خودمون هم هست. یعنی اگر ما سیستم داشتیم، ثبات داشتیم، دموکراسی معنی واقعی پیدا می‌کرد این طور نمی‌شد. (دو ثانیه نامفهوم) یه خط رو می‌گرفتیم ادامه می دادیم (۱۶ ثانیه نامفهوم)

اصلا ببینید یکی از مشکلات اساسی هم مال خاتمی بود. کاره ای نبود یعنی در واقع عرضه کار نداشت. من در واقع عامل اصلی این دیکتاتوری‌ها رو خاتمی می دونم. به این دلیل که سر هیجده تیر اون اومد مسیر رو برد به سمت تندی که همه چهره‌ها رو، رو کرد، لو داد. دست همه اصلاح‌طلبان رو شد بعد رسید به هیجده تیر. از اونجا دیکتاتوریا شروع شد. ببینید انتخابات بعدی دیگه اصلاح‌طلبا دیگه اصلا قدرت نگرفتن. الان هم که می تونستن قدرت بگیرن اینجوری شد، سر بابا اونطوری شد. (سه ثانیه نامفهوم) الان فعلا این اعتراضات باید ادامه پیدا کنه، نظر منه. اینا بفهمند که تقلب به این وحشتناکی به این آسونی نمی‌تونن از کنارش بگذرن، مردم کوتاه‌بیا نیستن.

ناشناس: بله خانم هاشمی یعنی هشت سال حاج‌آقا بودن هشت سال هم اقای خاتمی یعنی ما توسیستم اداری کشورمون جلوی این تفکر رو بگیرن؟

فائزه هاشمی: (دوثانیه نامفهوم) حالا الان که دست اینه. وزارت کشور با اینا بود. ولی دوره آقای هاشمی [خاتمی] از بس بی‌عرضه بود نتونست یه انتخابات برگزار بکنه. اون همه تقلب شد که (وقتی هاشمی رای نیاورد) اون همه تقلب شد آخرش هم اقای خاتمی آمد اعلام کرد انتخابات سالم و بی‌عیب بود چون خودش برگزار کرده بود. چون به نام خودش نوشته می‌شد. نمی‌تونست بگه اینو هم من برگزار کردم.

ناشناس: ولی خاتمی خیلی خیانت کرد...

فائزه هاشمی: خیلی خیلی. یعنی مایه اصلی اینا رو من خاتمی می‌دونم.

ناشناس: حالا شما برای ما چه تدابیری اتخاذ می‌کنین؟ چه کار میشه کرد؟

فائزه هاشمی: ببینید. من که میگم الان به نظر من این اعتراضات باید ادامه پیدا کنه

ناشناس: فقط سالم درگیری نشه...

فائزه هاشمی : درگیری نشه... اعتراضات آروم و (یک کلمه نامفهوم) این بالاخره خسته‌شون می کنه. یعنی این تاثیر میذاره تو روابط خارجی. ببینید الان کشورهای (یک کلمه نامفهوم) تبریک به احمدی‌نژاد نگفتن. غیر از چهار پنج تا کشور بی پول. تبریک نگفتن...

ناشناس: اونا هم همشون کشورهای همسایه هستن...

فائزه: غیر از قطر هیچ کس نگفته...

ناشناس: (ده ثانیه نامفهوم)

فائزه هاشمی: یعنی چیزه. این جوریا. بعد همین کارا ادامه پیدا کنه تا ببینیم چی میشه.

ناشناس: بعد خانم هاشمی صدا وسیما هم با اینا یه دسته...

فائزه هاشمی: بله بله. آخه صدا و سیما زیر نظر [آیت الله] خامنه‌ایه دیگه.

ناشناس: بعد خاتمی( سه ثانیه نامفهوم)

فائزه: تاریخ رو پیچوند. مردم رو پیچوند.

ناشناس: نه نه

فائزه هاشمی: بخدا پیچوند. بلاهایی که احمدی‌نژاد( دو ثانیه نامفهوم) ولی به هر حال همینه دیگه متاسفانه.

ناشناس: (پنج ثانیه نامفهوم)

فائزه هاشمی: ضربه‌شو ملت خورد.

ناشناس: وجهه شما رو خراب کرد.

فائزه: متاسفانه. یعنی ما اصلاح طلبا هرجا فرصتی بوده سوزوندیم. مثل همون دوره دوم خرداد. کلی این همه شیر تو شیر... بعد چنان تفرقه افتاد و ...

ناشناس: اصلا بی‌عرضگی خود خاتمی...

فائزه هاشمی: متاسفانه همین بوده. یا دوره قبل اون پنج تا کاندیدای اصلاح طلب اگه یکی می شدن پشت سر هاشمی، همون مرحله اول تموم شده بود. که چی مثلا؟ خاتمی چه کرده بود که معین می‌خواست بکنه؟! اون مهرعلیزاده چیکار می‌خواست بکنه؟ اون یکی دیگه چیکار می‌خواست بکنه؟ ولی ما می‌سوزونیم. همیشه دیگه فرصت‌ها رو سوزوندیم. تازه این دفعه ملت خوب اومدن...

ناشناس: الان نمیشه تو این چهار سال قوی شد برای چهار سال بعد؟

فائزه هاشمی: چرا اگر برنامه ریزی باشه چرا...

ناشناس: الان با این برنامه‌ای که اینا درست کردن، ما سه تا ریاست جمهوری رو در یک زمان داریم. اگه می‌خواستن آقای میرحسین رو بیارن چهار سال سوپاپ بین مردم و روحانیت می‌شد. سلسله روحانیت هم باقی بود مردم هم متعادل. سوپاپ بین مردم وروحانیت...

فائزه هاشمی: ولی روی قضیه کار می‌‌کرد...

ناشناس: نه نه سوپاپ بین مردم و روحانیت می شد ولی الان نه. الان راحت راحت فهمیدیم قدرت دست کیه و افکارش چیه.

فائزه هاشمی: بله این هست.

ناشناس: خانم هاشمی جمعیتو می بینین...

فائزه هاشمی: بله دارن راه میفتن.

ناشناس: حالا با این تفاسیر یک سوال دیگه.

فائزه هاشمی: آخریه...

ناشناس: آخریه. اگر میرحسین می‌کشید کنار... خاتمی فن بیان بالاتری داره، می شد کاری کرد؟

یعنی خاتمی می ا‌ومد؟

ناشناس: بله.

فائزه هاشمی: نه. ببینید خاتمی مشکلاتش خیلی زیاد بود. بعدش هم اگر میومد کاری نمی‌تونست بکنه. مگه دوره قبل چیکار کرد؟ ممکن بود فقط رای رو (یک کلمه نامفهوم) اینجا موسوی رای رو آورد. خاتمی دشمنانش هم زیادتر بودن. موسوی چون نبوده بیست سال دشمنی هم نداشته اصولگراها هم حامیش بودن. خاتمی نبود. موسوی خیلی چهره بهتری بود.

ناشناس: خاتمی خراب کرد.

ناشناس: چهره بهتری نداشتیم؟

فائزه هاشمی: نیامدن دیگه. مثلا حسن روحانی می‌تونست میومد. لاریجانی میتونست میومد. اونا چون راست هم محسوب می شدن این اتفاق شاید نمی‌افتاد. ولی باز بهتر از احمدی‌نژاد بودن. نیومدن. جرات نکردن بیان.

ناشناس: اون حرفایی رو که آقای احمدی نژاد زد نسبت به خونواده شما چه برنامه ای گذاشتین؟

فائزه هاشمی: ما شکایتشون رو کردیم. ما اعلام کردیم به صدا و سیما که می‌‌خوایم جواب بدیم؛ صدا و سیما نذاشت. بعد الان شکایتامون... یعنی من خیلی از شکایتامو دادم احتمالا اول هفته مطرح بشه. آقای هاشمی هم که بیانیه داد.

ناشناس: اگه بپیچونن شما چه تدابیری دارین؟

فائزه هاشمی: نمی تونن بپیچونن چون مدرکی ندارن. ما خیلی مطمئنیم که (سه ثانیه نامفهوم) ببینین چون بخش عمده‌ای از مردم ما عوامن خوششون اومد از این حرف...

ناشناس: خیلی

ناشناس: ولی خیلی غریبید ها. خیلی کار می کنید. نه خداوکیلی جلوتون نمیگم‌ها...

فائزه هاشمی: نه همینه واقعا.

ناشناس: یعنی این همه توهین و این همه چیز... انصاری... اینا همه خیلی...

فائزه هاشمی: کی اومد؟

ناشناس: مجید انصاری.

فائزه هاشمی: اِ!

ناشناس: آره

ناشناس: نامه پدرتون چی بود؟

فائزه هاشمی: نامه دادن دیگه... سر اون حرفای احمدی‌نژاد. روزنامه‌ها هم همه نوشتن.

ناشناس: تو حرم امام چی گفت حاج‌آقا به احمدی‌نژاد؟

فائزه هاشمی: بهش گفت تو دروغ گفتی در مورد من، بچه‌هام و دیگران. یا خودت اصلاح کن یا آقای شاهرودی پیگیری می‌کنن و ما ول نمی‌کنیم.

ناشناس: ولی هیچکی شما رو نمی‌شناسه خداوکیلی

فائزه هاشمی: عیب نداره. خداحافظ.

ناشناس: خداحافظ

ناشناس: خداحافظ. مراقب باشید خانم هاشمی.


مقایسه هاشمی با امیرالمونین(ع) برای انتخابات رئیس خبرگان!
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

نزدیک شدن به زمان برگزاری اجلاسیه خبرگان رهبری و جدی شدن تغییر ریاست این مجلس سبب شده است تا رسانه‎های حامی هاشمی رفسنجانی، با به آب و آتش زدن خود و استفاده از شیوه‎های عجیب و مختلف، از جمله مظلوم نمایی، مشابهت سازی تاریخی و دوگانه سازی‎های جعلی،  موضوع انتخابات هیات رئیسه این مجلس را به یک موضوع سخیف سیاسی تنزل داده و وارد دعواهای رایج روز کنند تا بر این اساس از تغییر و جابجایی هاشمی رفسنجانی از ریاست این مجلس جلوگیری کنند.

به گزارش رجانیوز، در کنار شگردهایی که سایت نزدیک به خاندان هاشمی برای تاختن به همه منتقدان رفسنجانی و با هر گونه پیشینه سیاسی در پیش گرفته است، در تازه ترین اقدام، سایت عصرایران نیز که از او به عنوان سایت زرد  یاد می‎شود، به مسائل سیاسی روز هم ورود پیدا کرده و برای جلوگیری از برکناری هاشمی رفسنجانی به مشابهت سازی مظلومیت! هاشمی رفسنجانی با مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام پرداخته است.
 
این سایت در مطلبی به قلم سردبیر خود با عنوان " حال فعلی افراد و سبک تاریخی خوارج: از ترور شخصیت علی(ع) تا ایران 1389"، تلاش کرد تا هاشمی رفسنجانی را به امیرالمومنین و منتقدین وی را به خوارج تشبه کرده است.
 
به نظر می‎رسد قطعیت تغییر هاشمی رفسنجانی در مقام ریاست خبرگان رهبری، سبب شده است تا رسانه های وابسته به وی به هر شیوه‎ای برای جلوگیری از به وقوع پیوستن این اتفاق متوسل شده و موضوع انتخابات ریاست خبرگان رهبری را به مسئله‎ای پیش پا افتاده و سیاسی تبدیل کنند.

چه کسی پیام هاشمی را به آیت‌الله مهدوی منتقل کرد؟
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، خبرگان رهبری

 خبرنامه دانشجویان ایران: افشای این موضوع که رهبر معظم انقلاب، این بار برخلاف دوره‌های گذشته هیچگونه نظر نفی و اثباتی در کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس خبرگان اظهار نفرموده‌اند، دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی را به تکاپو واداشته است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، روز گذشته در منابع خبری اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـت‌الله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
 
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیت‌الله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ."
 
نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا می‌شدم، نزد مقام معظم رهبری می‌رفتم و ایشان تاکید می‌کردند که شما بیائید اما این‌بار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
 
چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیت‌الله مهدوی کنی به ایشان اعلام می‌کند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و می‌خواهد کاندیدای ریاست شود.
 
اما پیرو این خبر، دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی طی اطلاعیه‌ای بدون ذکر دلیل و هیچگونه توضیحی، خبر مذکور را تکذیب کرد و محسن هاشمی رفسنجانی مدیرعامل مترو نیز طی مصاحبه ای به تکذیب خبر مذکور پرداخته است.
 
با این وجود خبرنگار ما به جزئیات بیشتری از این موضوع دست یافته و آن اینکه پیام آیت‌الله هاشمی به آیت‌الله مهدوی کنی از طریق آیت‌الله امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران انتقال یافته و این 2 عضو مجلس خبرگان نیز این موضوع را تکذیب نمی‌کنند.
 
اما از جمله مسائل عجیب اتفاق افتاده پیرامون این خبر آن است که اولاً دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همچون گذشته که بعضاً اخبار کاملاً موثق را به صورت صوری و کلی تکذیب می‌کرد، این بار نیز بدون هیچگونه توضیحی خبر را به صورت کلی تکذیب کرده و نسل جدیدی از تکذیبیه‌ها را رونمایی کرده است.
 
همچنین تکذیب این خبر توسط محسن هاشمی رفسنجانی نیز از جمله اتفاقات جالب پیرامون این خبر است چه آنکه محسن هاشمی رفسنجانی که هیچ سمتی در دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نداشته و تنها به ریاست مترو تهران مفتخر است، این خبر را طی مصاحبه‌ای تکذیب کرده است! این در حالی است که این پیام را آیت‌الله امامی کاشانی به آیت‌الله مهدوی کنی منتقل کرده و مشخص نیست نقش محسن هاشمی رفسنجانی در این بین چه بوده است؟
 
به نظر می‌رسد افشای این موضوع که رهبر معظم انقلاب، این بار برخلاف دوره‌های گذشته هیچگونه نظر نفی و اثباتی در کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس خبرگان اظهار نفرموده‌اند، یکی از دلایلی باشد که دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی را بر آن داشته است که این خبر را به شدت تکذیب کنند!
 
این در حالی است که طی روزهای گذشته سایت‌ها و روزنامه‌های نزدیک به هاشمی رفسنجانی در اخباری کذب اینگونه القا می‌کردند که کاندیداتوری برای ریاست مجلس خبرگان از سوی رهبر معظم انقلاب به هاشمی رفسنجانی تکلیف شده است، حال آنکه جمعی از اعضای مجلس خبرگان اعم از آیات عظام نمازی، ممدوحی، قره‌باغی، عبداللهی و ... طی مصاحبه‌هایی نظر مثبت رهبر انقلاب درباره کاندیداتوری هاشمی برای ریاست خبرگان را به شدت تکذیب کرده و تأکید کردند که رهبر انقلاب در این باره هیچ نظر نفی یا اثباتی ارائه نفرموده‌اند.

دو پیغام آیت الله هاشمی به آیت الله مهدوی کنی
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبرگان رهبری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آیت الله مهدوی کنی

یک منبع آگاه گفت: آیت الله هاشمی رفسنجانی با ارسال پیامی از طریق نماینده خود به آیت‌الله مهدوی کنی از وی درخواست کرد تا برای ریاست مجلس خبرگان رهبری کاندیدا شوند.

یک منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس افزود: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـت‌الله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیت‌الله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ".
نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا می‌شدم، نزد مقام معظم رهبری می‌رفتم و ایشان تاکید می‌کردند که شما بیائید اما این‌بار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
به گفته این منبع آگاه چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیت‌الله مهدوی کنی به ایشان اعلام می‌کند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و می‌خواهد کاندیدای ریاست شود.
برخی شنیده‌ها حاکی از آن است که فشارهای ناشی از اطرافیان و برخی جریانات سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را وادار به تغییر تصمیم اولیه خود کرده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز در جلسه این مجمع گفت: "در اجلاس دوره قبل خبرگان رهبری، ریاست خبرگان را شخصاً به آیت‌الله مهدوی کنی پیشنهاد کردم و خود مایل به پذیرش آن نبودم ".



"رهبری شورایی" حکمی که هاشمی در خبرگان دنبال می‌کند
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگوی مکتوب با هفته نامه‌ی اصلاح طلب «شهروند امروز» به منظور بازسازی فقه سیاسی پیشنهاد کرد باید در کنار شورای نگهبان، شورای فتوا تشکیل شود. این موضوع واکنش‌های زیادی را در محافل حوزوی و دانشگاهی به وجود آورد.

صالح اسکندری- انتخاب هیأت رییسه، دستور کار اجلاس آینده‌ی‌ خبرگان رهبری در هفته‌ی سوم اسفند ماه سال جاری خواهد بود. در آستانه‌ی این انتخاب با توجه به اتفاقات یک سال گذشته بحث‌ها و چالش‌های جدی درباره‌ی آینده‌ی این مجلس و نقش هیأت رییسه در تأثیرگذاری بر روند حاکم بر این مجلس و به خصوص دیدگاه‌های منحصر به فرد سیاسی و فقهی رییس مجلس خبرگان در محافل سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است. در این مقال سعی می‌کنیم کمی درباره‌ی ایده‌ی «شورای فتوا» که سال گذشته توسط رییس مجلس خبرگان مطرح شد، تأمل نماییم و آن را مورد واکاوی سیاسی و فقهی بیش‌تر قرار دهیم.
 
در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم، طرح مسأله‌ی «شورای فتوا» توسط آقای هاشمی رفسنجانی بیش از آن‌که یک مسأله‌ی فقهی باشد، شایبه‌ی سیاسی داشت. احتیاج به تقسیم کار در فقه و به ‌وجود آمدن رشته‌های تخصصی در فقاهت متناسب با پیشرفت بشر مسأله‌ی تشکیل شورای فتوا را در بین برخی از متفکران و فقها برجسته کرده بود اما طرح این موضوع در آستانه‌ی انتخابات و حمایت برخی از جریان‌های سیاسی از دموکراتیزه کردن فقه به خصوص در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی شایبه‌ی فشار به مقام معظم رهبری را به ذهن مترتب می‌ساخت.
 
هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگوی مکتوب با هفته نامه‌ی اصلاح طلب «شهروند امروز» به منظور بازسازی فقه سیاسی پیشنهاد کرد باید در کنار شورای نگهبان، شورای فتوا تشکیل شود. این موضوع واکنش‌های زیادی را در محافل حوزوی و دانشگاهی به وجود آورد. وی در همین باره در پاسخ یکی از نشریات گفته بود: «آن‌چه که من در قم گفتم، انتظار به‌جایی است که بعد از تشکیل نظام اسلامی که در سایه‌ی مجاهدت‌های امام راحل، روحانیت مجاهد، مردم مسلمان و فداکار تحقق یافته، وجود دارد که از این فرصت بی‌سابقه و بی‌نظیر باید بیش‌تر استفاده شود و کاستی‌ها جبران گردد و به خصوص باید در ابواب و فصول فقه حکومتی، سیاسی و مدیریتی که بخشی را که فقه در زمان‌های گذشته است تحول، توسعه و تکامل ایجاد کرد و به نیازهای روزافزون نظام مقدس اسلامی در این خصوص جواب کامل داد و الگویی برای سایر ملت‌های اسلامی که دیر یا زود به این راه مقدس خواهند آمد به وجود آورد و با این اقدام مانع سم‌پاشی‌های کفر و استکبار جهانی که ظالمانه ظرفیت بالای معارف اسلامی برای اداره‌ی جوامع امروزی جهان را مخدوش می‌کند، شد.»(1)
 
این هفته نامه با درج عکس هاشمی رفسنجانی روی جلد و این تیتر که «شورای فتوا باید تشکیل شود» فضای خاصی را القا می‌کند که حکایت از ناکارآمدی وضعیت موجود فقه حکومتی، سیاسی و مدیریتی دارد. شهروند امروز در اشاره‌ای که به مصاحبه‌ی مکتوب هاشمی زد به نکته‌ی در خور توجهی اشاره کرد: «از آغاز به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد رقیب او هاشمی رفسنجانی که پیش از این تنها بر سازندگی تأکید می‌کرد، این روزها بیش از هر زمان دیگری از دموکراسی سخن می‌گوید. گویی هاشمی جدیدی متولد شده که از موضع رییس مجلس خبرگان خواهان دموکراسی است. یعنی هم‌زمان که این روزها حتی اصلاح‌طلبان مذهبی از او به لقب آیت‌الله یاد می‌کنند او نیز از دموکراسی بیش‌تر دفاع می‌کند.»(2)
 
این هفته نامه هم‌چنین نوشت: «تأکید هاشمی رفسنجانی بر ضرورت درونی کردن مفاهیم دموکراتیک و مدرن از دل حوزه‌های علمیه و تأکید وی بر این‌که نهادهای حکومتی مانند شورای نگهبان برای تضمین اسلامی بودن نظام گرچه لازم‌اند اما کافی نیستند، از همین جهت است. در عین حال هاشمی‌رفسنجانی تأکید دارد که حوزه‌ی علمیه باید مباحثی مانند انتخابات، حقوق شهروندی، احزاب و دموکراسی را وارد متون درسی حوزه‌های علمیه‌ی قم کند و بپذیرد که دموکراسی، سازگارترین صورت حکومت در عصر جدید با اسلام است.»(3)
 
هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگوی مکتوب با هفته نامه‌ی اصلاح طلب «شهروند امروز» به منظور بازسازی فقه سیاسی پیشنهاد کرد باید در کنار شورای نگهبان، شورای فتوا تشکیل شود.
 
«عمادالدین باقی» یکی از نویسندگان اصلاح‌طلب که با انتشار کتاب‌هایی چون «تراژدی دموکراسی در ایران» با نظام زاویه گرفت و به زندان محکوم شد، در دفاع از شورای فتوا می‌نویسد: «اگر به برکت انقلاب اسلامی، ساختار سیاسی با گذر از سلطنت به جمهوریت، گامی را در راه دموکراسی و دوری‌گزینی از ساختار فرد محور برداشته است، نهاد مذهب نیز که در دوره‌ی سلطنت پیش ‌ر‌وتر و دموکراتیک بود، انتظار می‌رود از آن پس نیفتد.»(4)
 
وی با طرح احتجاجات صحیح و سقیم برای دفاع از شورای فتوا و تلاش وافر برای پنهان نگه داشتن چهره‌ی دموکراسی‏خواهش، در این مقاله خطاب به مخاطبان اصلاح‌طلبش نوشت: «محتمل است این شیوه در بادی امر چندان جلوه‌گری نکند اما در تداوم خود تبدیل به سنت می‌شود و مشاهده‌ی برکات آن به نهادینه‌تر ساختنش منجر می‌شود. تا نیل به مطلوب، راهی دراز در پیش است اما باید از جایی آغاز کرد. این حرکت بخشی از فرآیند توسعه‌ی عقل جمعی است که فرآیندی اجتناب ناپذیر بوده و انتخاب کردن و همراهی با آن همان اندازه سودمند خواهد بود.»
 
از آن‌جا که بنیاد حکومت اسلامی بر فقاهت حکومتی استوار است و ساختارهایی مثل مجلس خبرگان و مجمع تشخیص نقش بازوهای مشورتی ولی فقیه را بازی می‌کنند، طرح مسأله‌ی شورای فتوا با خوانش اصلاح طلبانه از آن تمایلات دموکراسی خواهانه و سکولاریستی در قفای آن را آشکار می‌کرد. هر چند اجتهاد مدرسه‌ای نیز نوعی النصیحه لائمه المسلمین تلقی می‌شود و فقها متفق القولند که حکم ولی فقیه بر اجتهاد مدرسه‌ای مرجح است.
 
آیت‌الله «محمدرضا نکونام»، استاد حوزه‌ی علمیه‌ی قم و نویسنده‌ی کتاب‌های «قرآن پژوهی» و «تحریف ناپذیری و حجیت قرآن کریم» درباره‌ی‌ فتوای‌ شورایی‌ معتقد است: «ما در دین‌ هیچ‌ دلیلی‌ بر مناصب‌ شورایی‌ نداریم‌ و با طرح‌ فتوای‌ شورایی‌، سیستمی‌ که‌ ایجاد می‌شود سیستم‌ نظام‌مداری‌ است‌ نه‌ ناظم‌ مداری‌». به باور این استاد حوزه: «این‌ گفته‌ که‌ با تشکیل‌ شورا، پشتوانه‌ تنها یک‌ نفر نیست‌، بلکه‌ افراد بیش‌تری‌ می‌توانند فکر کنند و نظر بدهند، اساس‌ درستی‌ ندارد؛ چرا که‌ رهبر و یا صاحب‌ فتوا می‌تواند مشورت‌ کند و در هیچ‌ شرایطی‌، ایرادی‌ به‌ مشورت‌ کردن‌ گرفته‌ نشده‌ و حتی‌ خداوند به‌ پیغمبر که‌ خاتم‌ المرسلین‌ است‌ می‌فرماید: «وشاورهم‌ فی‌ الامر، فاذا عزمت‌ فتوکّل‌ علی‌الله ... ؛ با تشکیل‌ چنین‌ شوراهایی‌ اختلاف‌ نظر بیش‌تر می‌شود و ما با گفتن‌ این‌گونه‌ ایده‌ها و سخنان‌ کلی‌ نمی‌توانیم‌ به‌ دین،‌ سیستم‌ بدهیم.‌»(5)
 
مسأله‌ی شورای فتوا اگر چه در آن مقطع در حد طرح موضوع باقی ماند اما در ایام پس از انتخابات به خصوص در دوران فتنه رنگ جدی‌تری به خود گرفت. در ماه‌های بعد، اقدام‌های عملی در این زمینه به طور کاملاً پنهان صورت گرفت که البته پس از افشا بلافاصله تکذیب می‌شد. به عنوان نمونه در اسفند ماه 1388، «مصطفی کواکبیان» ضمن دروغ خواندن تشکیل شورای فتوا توسط خاتمی گفت: «شایعه‌ای مبنی بر آن‌که خاتمی به همراه موسوی خویینی‌ها درصدد تشکیل شورای فتواست همانند خبر ممنوع الخروج شدن ایشان، دروغ و کذب است.» (6)
 
البته نباید فراموش کرد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بارها اعلام کرده که اصلح‌تر از آیت‌الله خامنه‌ای را برای رهبری نمی‌شناسد (7) و طرح شورای فتوا توسط وی یک مسأله‌ی تخصصی فقهی و نه سیاسی است. «علی اکبر پرورش» وزیر آموزش و پرورش در دولت «میرحسین موسوی» در گفت‌وگوی ویژه‌ای با روزنامه‌ی همشهری بخشی از روابط آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با مقام رهبری را این‌گونه توصیف می‌کند: «‍[آقای هاشمی] به من گفت: «من می‌خواهم حالا به تو حرف دیگری بزنم. وقتی آقای خامنه‌ای در خبرگان رهبر شدند، من گفتم رهبری کار سختی است. بالاخره رهبر قبلی امام بوده پس ما باید کمک کنیم. اما بعد دیدم که آقای خامنه‌ای آمد از من هم جلو زد و خیلی تحلیل‌هایش عمیق‌تر شد. من خودم را بالاتر از ایشان می‌دیدم اما بعد دیدم که این آقای خامنه‌ای قبلی نیست. آقای هاشمی می‌فت که به خودم گفتم آقای شیخ اکبر آن کسی که رهبری را به کسی می‌دهد ابزارش را هم در اختیارش می‌گذارد. رهبری را خدا به آقای خامنه‌ای داده، ابزارش را هم در اختیارش قرار داده است، الان هم می‌گویم که برای رهبری جهان اسلام ما «انسب و اصلح» از آقای خامنه‌ای نداریم. این‌ها را آقای هاشمی گفت.» آقای هاشمی در این حرف جدی بود. چون شبیه همین حرف را یک روز دیگر هم که آقای ناطق همین جا دیدن ما آمد از قول آقای هاشمی گفت. آقای ناطق تعریف کرد که چند وقت پیش دیدم آقای هاشمی یک سری قرص از توی جیبش در آورد آب هم خواست و خورد. گفتم که شما که اهل قرص خوردن نیستی. می‌دانید که بنیه‌ی هاشمی خیلی قوی است با این‌که 7 سال از آقا سنش بالاتر است تا حالا عینک نزده است و گوشش هیچ‌گونه مشکلی ندارد. آقای ناطق می‌گفت من پرسیدم که آقای هاشمی شما قرص می‌خورید؟ گفت بله، گفتم شما که اهل قرص نبودید؟ گفت دچار سرگیجه می‌شوم. گاهی وقت‌ها هم که از خواب بلند می‌شوم، زمین می‌خورم. رفتم دکتر این قرص‌ها را تجویز کرد. آقای هاشمی به آقای ناطق گفته بود که من هر وقت که از خواب بیدار می‌شوم یاد این نکته می‌افتم که اگر یک وقت خدای ناکرده آقای خامنه‌ای را از دست بدهیم، می‌بینم که هیچ کس نیست و همین فکر است که من را زمین می‌زند و قرص‌ها را هم برای همین است که می‌خورم. آقای هاشمی می‌گفت که به زنم و به بچه‌هایم هم صریح گفته‌ام که خانم و آقایان! من روی دو تا چیز با کسی معامله نمی‌کنم. یکی روی جمهوری اسلامی و یکی هم در مورد آقای خامنه ای. سر این دوتا معامله نمی‌کنم و محکم پایش می‌ایستم.»(8)
 
البته نباید فراموش کرد هاشمی رفسنجانی برخلاف برخی از فقهای شورای نگهبان از جمله آیت‌الله خامنه‌ای که به نظریه‌ی کشف و تعیین ولایت در یک شخص قایل بودند، اعتقاد داشت که در عصر غیبت چنین تعینی وجود ندارد. وی پس از انتخاب رهبری جدید در مصاحبه با «معصومی، کدخدایی و سروش محلاتی» که در مجله‌ی «حکومت اسلامی» به چاپ رسید گفت: «بعضى‌ها روى نظریه‌ی کشف تأکید کرده و مى‌گفتند: نقش ما این است که آن چیزى را که در واقع متعیّن است، کشف کنیم. ولى من فکر مى‌کنم ممکن است در هر زمانى تعداد زیادى از فقها باشند که صلاحیت داشته باشند، ولى در نهایت باید یکى از آن‌ها انتخاب شود، یا در فرض شورایى بودن، باید سه یا پنج نفر را از میان آن تعداد زیاد انتخاب کرد. بنابراین راه‌کار عقلایى این است که افراد متخصص در این امر، آن‌ها را تعیین کنند. البته معلوم نیست که همیشه آن کسى که اصلح است، انتخاب شود. ممکن است در انتخاب اشتباه هم رخ بدهد؛ یعنى اکثریت اعضاى مجلس خبرگان به یک فرد رأى بدهند، اما در عین حال فرد اصلحى هم در جامعه وجود داشته باشد. در چنین صورتى طرف‌داران نظریه‌ی کشف چه مى‌گویند. آن‌ها باید بپذیرند فردى که انتخاب شده، ولى امر واقعى نیست. من از هیچ دلیلى برداشت نمى‌کنم که در عصر غیبت چنین تعیّنى وجود داشته باشد.»
 
هاشمی رفسنجانی برخلاف برخی از فقهای شورای نگهبان از جمله آیت‌الله خامنه‌ای که به نظریه‌ی کشف و تعیین ولایت در یک شخص قایل بودند، اعتقاد داشت که در عصر غیبت چنین تعینی وجود ندارد.
 
برخی طرف‌داران هاشمی رفسنجانی پس از واکنش‌ها و انتقادهای گسترده‌ای که به این ایده‌ی رییس مجلس خبرگان وارد شد، تلاش کردند با یادآوری موافقت مقام معظم رهبری با مسأله‌ی شورای رهبری پس از ارتحال حضرت امام(ره) کمی از غلظت بار سیاسی و تحمیلی این ایده‌ی هاشمی بکاهند. این در حالی است که در کمیسیون ولایت فقیه شورای بازنگری قانون اساسی مسأله‌ی شورایی بودن رهبری رد شده بود و این مسأله بعداً مورد تأیید حضرت آیت‌الله خامنه ای هم قرار گرفته و امروز به عنوان ممشای تئوریک و پراتیک جمهوری اسلامی، تلقی می‌گردد.
در جلسه‌ی فوق‌العاده‌ی مجلس خبرگان با توجه به توافق‌های پیشین اعضای مؤثر این مجلس بحث روى شوراى رهبرى بود که آیت‌الله خامنه‌اى و آیت‌الله هاشمى رفسنجانى، آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله موسوی اردبیلی و... با آن موافق بودند.
 
البته در کمیسیون ولایت فقیه شورای بازنگری قانون اساسی، مسأله‌ی شورایی بودن رهبری رد شده بود اما این موضوع هنوز رسمیت نیافته و مصوب شورای بازنگری نگشته بود. طرف‌داران «نظریه‌ی فردى بودن رهبرى» معتقد‌اند:
 
اول؛ رهبرى در عصر غیبت، ادامه‌ی رهبرى پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و حضرت على‏(علیه‌السلام) است و ما در آن‌ها، سابقه‌ی شورا نداریم، لذا رهبری شورایی در جانشینی ولی فقیه وجهه‌ی شرعی ندارد.
 
دوم؛ با توجه به ناکارآمدی تجربه‌ی مدیریت شورایی در کشور که حتی موجب بازنگری در قانون اساسی شده بود لذا به نظر نمی‌رسید تجربه‌ی رهبری شورایی بتواند موفق باشد. به زعم طرف‌داران نظریه‌ی رهبری فردی، مقام رهبری باید قاطعیت داشته باشد و با مسایل مختلف با صراحت و قاطعیت برخورد کند. اما در رهبری شورایى ممکن است اختلافات و حتی مشاجراتی رخ دهد. در مقابل طرف‌داران نظریه‌ی رهبری شورایى معتقد بودند:
 
اول؛ رهبری شورایی در قانون اساسی ذکر شده است.
 
دوم؛ شخصیتی هم طراز امام خمینی(ره) برای رهبری وجود ندارد.
 
سوم؛ شورای رهبری طبعاً مرکب از 3 یا 5 نفر است و ترکیب ظرفیت‌های فقهی، مدیریتی، سیاسی هر یک از این اشخاص می‌تواند کاستی‌ها و کمبودهای محتمل را جبران نماید.
 
اما در این بین اتفاقی رخ داد که در نهایت منجر به توافق نهایی بر روی رهبری فردی شد. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با فصل‌نامه‌ی حکومت اسلامی این‌گونه این رخداد را تشریح می‌کند: «در واقع یک اجماع مرکبى درست شده بود. البته تعبیر دقیق این است که بگوییم اجماع نسبى بود و اکثریت مرکبى به‌وجود آمده بود، یک عده از علما که بیش‌تر از جامعه‌ی مدرسین و هم‌فکران آن‌ها بودند به آیت‌الله گلپایگانى توجه داشتند و رهبرى فردى را مى‌گفتند؛ یعنى آن شورایى را که مد نظر ماها بود نمى‌خواستند. عده‌اى دیگر هم مى‌گفتند به طور مشخص آیت‌الله خامنه‌اى. این عده جمع زیادى بودند که ایشان را براى این مقام صالح مى‌دانستند. این افراد مى‌گفتند ما نباید کار را معطل کنیم و باید آیت‌الله خامنه‌اى را انتخاب کنیم و البته این وقتى بود که حرف‌هاى امام در جلسه نقل شد و اعضا با خبر بودند. بنابراین یک عده به خاطر آقاى گلپایگانى و یک عده به خاطر آقاى خامنه‌اى علیه شورایى بودن رهبرى رأى دادند و چون تا آن زمان هنوز کسى نظرش را روى فرد ابراز نکرده بود، آقایان جامعه‌ی مدرسین فکر مى‌کردند به آیت‌الله گلپایگانى مى‌رسند. جمع زیادى هم فکر مى‌کردند با پذیرش رهبریت فرد به آیت‌الله خامنه‌اى مى‌رسند.»(9)
 
در نهایت در مجلس خبرگان رهبری رأی‌‌گیری شد که 45 نفر به رهبری فردی و بیش از 20 نفر به شورای رهبری رأی دادند. بنابراین قرار شد که یک فرد به عنوان ولی‌‌فقیه انتخاب شود.*
 
 
پی‌نوشت‌ها:
 
1- هفته نامه‌ی شهروند امروز، شماره‌ی 57
 
2- همان
 
3- همان
 
4- هفته نامه‌ی شهروند امروز، شماره‌ی 16
 
5- پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله محمدرضا نکونام http://www.nekounam.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/33933/71243.aspx
 
6- خبرگزاری آریا، 19/12/1388، کد مطلب: 20100310150538843
 
http://www.aryanews.com/lct/fa-ir/Story/Archive/20100310150538843.htmچ
 
7- روزنامه‌ی ابتکار، 6/11/1388
 
8- ناگفته‌های علی‌اکبر پرورش در گفت‌وگو با ویژه‌نامه‌ی «گذر از فتنه» روزنامه‌ی همشهری، خرداد 1389
 
9-12- مجلس خبرگان و انتخاب رهبر معظم انقلاب در گفت‌وگو با آیت‌الله هاشمى رفسنجانى، فصل‌نامه‌ی حکومت اسلامی، شماره‌ی 41، ص 121

آقای هاشمی!شما را حاصل عمر امام می‌دانیم اما به گذشته خود پشت پا نزنید
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

خبرنامه دانشجویان ایران: انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های استان خوزستان با توصیف هاشمی به حاصل عمر امام، خطاب به وی نوشتند: به شما هشدار می دهیم که اگر روند فعلی را در پیش بگیرید و از عناصر خائن و وطن فروشی چون موسوی و کروبی و خاتمی برائت نجویید شک نداشته باشید که شما هم از ریزش های انقلاب خواهید بود ولی صمیمانه عرض می کنیم که ما دوست نداریم به سرنوشت شریعتمداری ها دچار شوید و نمی پسندیم که آیندگان در وصفتان بگویند در تاریخ انقلاب شخصی بود به نام هاشمی که به سابقه ی انقلابی خود پشت پا زده وزبیر گونه اسیر دنیا خواهی و قدرت‌طلبی ومال اندوزی و سیاست بازی شده بود تا اینکه نزد ملت منفور و مطرود گردید.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های استان خوزستان در نامه‌ای خطاب به آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی رفسنجانی، نوشتند: اقای هاشمی چرا همچنان به مشی و محتوای نامه بدون سلام و والسلام خطاب به رهبر انقلاب اصرار دارید و با گذشت 20ماه هرجا که لب به سخن می گشایید از محتوای آن که در حقیقت جرقه انقلاب مخملی بود دفاع می کنید.


بر پایه این گزارش، متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسمه تعالی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام

جناب آقای آیت ا... هاشمی رفسنجانی
به رسم ادب سلام علیکم
نظر به سابقه انقلابی شما وانتظار ملت از جنابعالی وبا توجه به فتنه بزرگ سال گذشته و حوادث اخیر وموضع‌گیری‌های دو پهلو و غیر شفافتان، بر خود لازم دانستیم دل نوشته‌ای برایتان فرستاده و حجت را بر خود و شما تمام کنیم که شاید این مواضع از روی غفلت بوده باشد و نه از روی فاصله با ملت وامام و آرمان‌هایشان.

آقای هاشمی!
میلاد با سعادت پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع) به محضرتان تبریک عرض می‌کنیم. از خوزستان، استان درد و رنج و صبر و بصیرت، دیاری که مناجات‌های چمران‌ها و رشادت‌های همت‌ها و دلاوری‌ها و جانفشانی‌های علم‌الهدی‌ها و هزاران شهید و گواه دیگر را در دل دارد برایتان می‌نویسیم. نگارندگان این نامه جوانان امام ندیده نسل سومی فدایی سید خراسانی امام خامنه ای (مد ظله العالی) هستند که تاپای جان از آرمان‌های امامشان دفاع خواهند کرد.

آقای هاشمی بدانید که ما شما را نیز حاصل عمر امام می‌دانیم.

ای حاصل عمر امام!

آیا فراموش کرده‌ای و نمی‌بینی قیام لاله‌ها و ژاله‌های خونین دیروزی و امروزی را، آیا خون دل خوردن ها ورنج های تاریخ این ملت را فراموش کرده ای؟بیاد اورید آرمان های والای امام روح ا.. (ره) را که اکنون گوشه ای ازتشعشعات آن همچون دم مسیحایی به بیداری مردم مسلمان جهان منجر شده ومدت هاست که لرزه بر اندام استکبار می‌زند. شک نداشته باشید که انگیزه‌ی اصلی مردم مصر و یمن و تونس و بحرین ودیگر ملت های آزادیخواه، اسلام ناب است و رهایی از وابستگی و حقارت و آرزوی مردمان این کشورها، انقلابی همچون انقلاب مردم ایران است.انقلابی که تبلور قاطعیت علیه جباران، عصاره‌ی عصیان مستضعفان علیه مستکبران، فریاد همیشه مظلومان و راه پیروزی محرومان است. انقلابی که رسالتش گسستن زنجیرهای اسارت از دست و پای مغضوبین زمین را بر عهده داشته و پیام قیام پیروزمند مستضعفان را بر تارک تاریخ خواهد داشت و پوزه‌ی کثیف جلادان را سرانجام به خاک خواهد مالید. انقلابی که سرانجام شوم امپریالیسم و سلطه‌گران اجنبی را هم اکنون بر قله‌ی عالم نمایان ساخته ودژ مستحکم توحید را در دوردست های هر ستمکده بر پا خواهد داشت. اکنون که شاهد بیداری مردم بلاد اسلامی و قیام ملت های مظلوم علیع استعمار و استثمار واستکبار، علیه وابستگی و حقارت و ذلت هستیم، ناباورانه است که شما همان مبارز دیروز تبدیل به نقطه اتکا فتنه‌های اخیر شوید. در مواضع شما یاس و نومیدی و ترس از هیمنه پوشالی دشمن موج می‌زند. از چه می‌هراسید وقتی که قیام ملت‌های مسلمان حاکی از آن دارد که آمریکا و همپیمانان غارتگرش ضعیف‌تر و منفورتر از همیشه‌اند. از چه می‌هراسید در حالی که ملت ما پرشورتر از گذشته بر سر آرمان‌های اصیل خود مانده است. بدانید و آگاه باشید که پیروزی نهایی با مستضعفان عالم است. این وعده خداست و به وعده ی خدا شک نداشته باشید.

آقای هاشمی
می‌خواهیم شما را مانند هاشمی اوایل انقلاب، هاشمی زمان امام ببینیم و دوست نداریم شما آن گونه باشید که خودتان امروز اصرار دارید دیده شوید.

اقای هاشمی چرا همچنان به مشی و محتوای نامه بدون سلام و والسلام خطاب به رهبر انقلاب اصرار دارید و با گذشت 20ماه هرجا که لب به سخن می گشایید از محتوای آن که در حقیقت جرقه انقلاب مخملی بود دفاع می کنید؛ آقای هاشمی چرا همچنان به آخرین خطبه نماز جمعه تان می بالید و چندین بار در جمله ای متناقض اعلام کرده که رهبری را فصل الخطاب می‌دانید ولی آخرین خطبه خودتان راکه نقشه راهی برای فتنه گران بود و همه دشمنان انقلاب برای آن کف وسوت زدند را راه حل برون رفت از بحران‌های خود ایجاد کرده می‌دانید و همچنان بر این لجاجت خود اصرار می ورزید!!

آقای هاشمی همان طور که خودتان خوب در جریان هستید مهدی وفائزه هاشمی نقش کلیدی در کوتادی مخملی سال گذشته داشتند، بدانید که ما بسیار دوست داریم در این امتحان الهی به الگوهایی مانند آیت‌الله گیلانی اقتدا کنید که با شجاعت و ایمان به حساب آخرت خودشان، پسر منحرفش را به دست قانون سپرد و مجازات کرد و همچنین شاهد برخورد قاطع حضرت امام(ره) با نوه خودشان بودیم و الا اگر خدای نکرده در این امتحان الهی موفق نشوید و مانند آقای منتظری بخواهید با تعصب از اعضای بیت خودتان حمایت بکنید دیگر نه گوش شنوایی برای بحث های عدالت اجتماعی شما خواهد بود و نه کسی حاضر می شود حضرتعالی را به عنوان ریاست مجلس خبرگان و حتی مجمع تشخیص مصلحت نظام تحمل کند!

به شما هشدار می دهیم که اگر روند فعلی را در پیش بگیرید و از عناصر خائن و وطن فروشی چون موسوی و کروبی و خاتمی برائت نجویید شک نداشته باشید که شما هم از ریزش های انقلاب خواهید بود. ولی صمیمانه عرض می کنیم که ما دوست نداریم به سرنوشت شریعتمداری ها دچار شوید ونمی پسندیم که آیندگان در وصفتان بگویند در تاریخ انقلاب شخصی بود به نام هاشمی که به سابقه ی انقلابی خود پشت پا زده وزبیر گونه اسیر دنیا خواهی و قدرت‌طلبی ومال اندوزی و سیاست بازی شده بود تا اینکه نزد ملت منفور و مطرود گردید. امیدواریم شما نیز با موفقیت در این امتحانات الهی، خودتان در اجرای قانون پیش قدم شوید و از برخورد قانونی با قانون شکنان استقبال کرده و سکوت خود را که نشان از حمایت از جریان فتنه است بشکنید و از مدیریت این جریان آمریکایی داخلی کنار کشیده و دشمنان را از خود ناامید کنید.

والسلام علی من اتبع الهدی
انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های استان خوزستان
انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شهید چمران اهواز
انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علوم وفنون دریایی خرمشهر
انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز
انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز


متن‌کامل سخنرانی پناهیان در مراسم تشییع شهید صانع ژاله؛
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جنبش سبز
شعار "مرگ‌بر ساکتین" برگرفته از زیارت‌عاشورا/ مردم نه‌تنها اعدام‌سران‌فتنه بلکه حذف سیاسیون ساکت را می‌خواهند

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در جمعِ انبوهِ تظاهرکنندگان و تشییع کنندگان پیکر شهید «صانع ژاله» که در روز 25 بهمن ماه و در جریان آشوبِ فتنه‌گران به شهادت رسید، طی سخنانی شهادت این عزیز را مُهرِ ابطالی بر فتنه‌ی آشوب‌گران و سبب رسوایی منافقین دانست.


رجانیوزٰ، مشروح این سخنان را که روز گذشته در دانشگاه تهران و در جمع انبوه تشییع کنندگان ایراد شد، به جهت اهمیت آن منتشر می‌کند:
 
شهید ژاله چه افتخاری پیدا کرد/ فتنه‌گران و مسئولان مملکت بدانند...
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
الحمد لله رب العالمین والصلاه الله سیدنا و حبیبنا ابالقاسم مصطفی محمد و اله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما الحجه بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداه و لعن دائم علی اعدائهم اجمعین الا قیام یوم الدین.
 
شهید ژاله چه افتخاری پیدا کرد. باید به خانواده‌ی محترم او که از خطه‌ی غیور مردان کردستان هستند، تبریک گفت که شهادت فرزند آنها مُهر پایانی بود بر جنایت‌های بی حد و اندازه‌ی فتنه‌گران و خون ارزشمند او باعث رسوایی نهایی منافقان مدرن شد. این شهید مظلوم که بسیجی بودن را در پرونده‌ی خود دارد، بدون این که درگیر شده باشد، با موضوع تظاهرات فتنه در 25 بهمن، در حالی که عبور می کرد از کنار خیابان طرف گلوله قرا گرفت تا مظلومیتش پایانی باشد بر مظلومیت و غربت بیش از 30 شهیدی که در این جریان فتنه در این یک سال و اندی داده شده است.
 
فتنه‌گران و مسئولان مملکت بدانند ما از این به بعد برای شهدایی که خدای ناکرده در این راه بدهیم، بیشتر از این شور و غوغایی به‌پا خواهیم کرد. اگر یک نفر از شهروندان و اعضای امت اسلامی ایران نازنین ما، نه شهید بشود، حتی مجروح بشود و از دست فتنه‌گران کتک بخورند، ما برای آن مجروح هم چنین همایش هایی را برقرار خواهیم کرد.
 
آفرین به غیرت دانشگاهیان و آفرین به غیرت دانشجویان هنر که نگذاشتند این شهید عزیز مانند دیگر شهدا در گوشه‌ی غربت و عزلت تشییع بشود و این چنین تشیبع با شکوهی برای او برقرار کرده اند. همین مردم حاضرند و تمنا دارند به پای چوبه‌ی دار سران فتنه بایستند و فریاد بزنند.
 
سیاستمداران کشور حق ندارند به فتنه‌گران فرصت بازگشت بدهند/ توبه گرگ، مرگ است
 
سیاستمداران کشور حق ندارند به فتنه‌گران فرصت بازگشت بدهند. این سخن سخن دیرهنگامی است که به فتنه‌گران فرصت داده شود که اگر شما در خط امریکا و اسرائیل نیستید، خط خود را جدا کنید. دست فتنه‌گران به خون جوانان این مرز و بوم آغشته است. آنها لکه‌ی ننگی هستند که باعث بی‌آبرویی ملت ما هستند. ملت مصر به ما می گوید: «ما مبارک مستبد جنایتکار وابسته به امریکا را سرنگون کردیم، شما ملت بزرگ نمی‌توانید چند فتنه‌گر منحوس را نابود کنید؟»
 
قیام این مردم چرا برای شهید 25 بهمن پرشورتر از تشییع پیکر شهدای پیشین است؟ چون این مردم ثمره‌ی انقلاب خود را در یمن، در تونس، در بحرین و در مصر دیده‌اند. این مردم ثمره‌ی انقلاب خود را و ثمره‌ی خون شهدای خود را و برکت راه حضرت امام و رهنمودهای مقام معظم رهبری را در تحولات منطقه دیده‌اند. چرا جامعه‌ی خود را از لکه‌ی ننگی که فتنه‌گران ایجاد کرده‌اند، پاک نکنند؟ همه این مردم و هزاران برابر بیشتر از این مردم از همه‌ی شهرهای کشور آماده‌اند برای اینکه لکه‌ی ننگین نفاق مدرن که در سران فتنه متجلی شده، برای همیشه از این مرز و بوم پاک بشود.
 
تقاضای مردم طبق آیه قرآن، اعدام است
 
من طبق آیه‌ی قرآن، تقاضای این مردم را به خدمت مسئولان نظام عرض کنم. این خشم مردم نیست این احساسات مردم نیست که تقاضامند اعدام سران فتنه هستند، این قرآن است که می‌فرماید: «إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً» جزای کسانی که امنیت را از بین می برند و با تظاهرات خود زمینه‌ی حضور منافقین در صفوف شورش‌گران زباله دانی را فراهم می آورند، خیابان‌ها را ناامن می‌کنند، این است که «أَنْ یُقَتَّلُوا»‌یا کشته بشوند «أَوْ یُصَلَّبُوا» یا به دارآویخته بشوند «أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ» دست و پای آنها از دو سوی مخالف قطع بشود و بدن مثله شده‌ی آنها روی زمین انداخته شود.
 
مردم خواستار حذف سیاستمدارانی هستند که زمینه شعله گرفتن آتش فتنه شدند
 
این مردم نه تنها می خواهند سران فتنه اعدام شوند، بلکه می خواهند سیاستمدارانی که در در موقعیت و با هر سابقه ای هستند و به هر نحوه زمینه شعله گرفتن آتش فتنه را فراهم کردند آنها هم از صحنه‌ی سیاست حذف شوند.
 
توجه کنید، حرف‌هایی که شاید تاکنون زده نشده باشد، خدمت شما عرض کنم. کدام یک از سیاستمداران در آغاز اولین تظاهرات غیر قانونی که برگزار شد نمی‌دانستند، پیش بینی نمی‌کردند که منافقین در این گونه تظاهرات شرکت خواهند کرد؟ و امریکا پشتیبان این گونه حرکت‌ها خواهد بود و خون‌های مظلوم به زمین ریخته خواهد شد؟
 
تمام سیاستمدارانی که پیش بینی نمی‌کردند این تظاهرات غیرقانونی که از روز اول راه افتاد منجر به ریخته شدن خون مظلومان می شود، آنانی که نمی‌دانستند و پیش‌بینی نمی‌کردند که این تظاهرات مورد حمایت اسرائیل و امریکا قرار خواهد گرفت، آن سیاستمدارانی که در کشور ما پیش‌بینی نمی‌کردند این حرکت مورد رضایت صهیونیزم و قاتلان فلسطینیان مظلوم خواهد بود، آنها احمق هایی هستند که در عرصه‌ی سیاست جا خوش کرده‌اند.
 
چه کسی است که نداند این نظام و این انقلاب دشمن دارد؟ چه کسی است که نداند دشمنان ما از فرصت استفاده می کنند؟ چه کسی است که نداند کوچک‌ترین فرصت دادن به دشمن به هر بهانه‌ای خیانت بزرگ محسوب می شود؟
 
بگذارید سخن امام امت را که در اوج رحمت بود و در صحیفه‌ی امام ثبت است، برای شما بیان کنم. فرمود: «هر کسی به حکم شورای نگهبان بی اعتنایی کند و با‌ آن مخالفت کند و مخالفت خود را به میان مردم بکشد او مفسد فی الارض است» و مفسد فی الارض حکمش اعدام است.
 
چه کسانی مصلحت‌ها را تولید می‌کنند؟/ مسیر انقلاب همواره به سمت شفافیت و کم شدن مصلحت‌ها بوده و هست
 
مردم ما تجربه‌ی تاریخی مظلومیت علی‌بن‌ابیطالب را دارند. مردم ما می دانند که امیرمؤمنینِ مظلوم ما، که اول مظلوم عالم بود، با نصیحت‌هایی که اطرافیان او به او می‌کردند و تحمیل‌گری‌هایی که آغاز کردند، حکمیت را بر علی بن ابیطالب (ع) تحمیل کردند و نگذاشتند علی‌بن‌ابیطالب(ع) مسیر خود را پیروزمندانه پیش ببرد. ما تقاضامندیم که تمام کسانی که می خواستند درجریان این فتنه حکمیت را به مقام معظم رهبری تحمیل کنند، از صفحه‌ی سیاسی جامعه محو شوند.
 
اگر تا کنون مصلحت بوده است قوه‌ی قضایه صبر و نجابت به خرج بدهد که می‌دانیم به اشاره‌ی نورانی مقام عظمای ولایت بوده است، اما این مصلحت که توسط برخی تولید و تحمیل می‌شود، تا کی ادامه پیدا خواهد کرد؟ آیا کسانی که در این مملکت مدام می‌خواهند تولید و تحمیل مصلحت کنند، باید تا قیامت تحمل شوند؟
 
از روز اول انقلاب که انقلاب آغاز شد تا زمان ظهور آقا امام زمان(ع)، از یک زاویه که نگاه کنید، مسیر انقلاب ما این مسیر است که از روز اول حضرت امام فرموده‌اند: تحمیل شدن جریان نهضت آزادی بنا بر مصلحت بود. این مصلحت برداشته شد. تحمل کردن بنی‌صدر مصلحت بود، این مصلحت برداشته شد. تحمل کردن منتظری علی رغم میل و فرموده‌ی حضرت امام، مصلحت بود، این مصلحت برداشته شد. ما از ابتدای انقلاب تا ظهور حضرت یک مسیر را طی می کنیم روز به روز به سمت شفافیت و کم شدن مصلحت و عیان شدن حقیقت پیش خواهیم رفت.
 
اگر مصلحت ها به این دلیل است که مردم تحمل داشته باشند، مردم تحمل دارند،
 
اگر مصلحت ها به این دلیل بوده است که مردم آگاه بشوند مردم آگاه هستند،
 
اگر مصلحت ها به‌خاطر این بوده است که خواص و نخبگان جامعه آگاه بشوند، آگاه شده‌اند. دیگر اگر کسی خود را به خواب زده باشد، نمی‌شود او را بیدار کرد،
 
و اگر مصلحت ها برای این بوده است که خواص پس از آگاهی اقدام کند، ما باید از اقدام مجلس شورای اسلامی تشکر کنیم که ظواهر فریبنده‌ی پست‌ها را کنار گذاشتن و مانند یک بسیجی انقلابی فریاد زدند و درخواست اعدام سران فتنه را مطرح کردند.
 
هر سیاست‌مداری تا کنون می خواسته بیدار بشودٰ بیدار شده است، هر که تاکنون بیدار نشده است، دیگر بیدار نخواهد شد.
 
شعار «مرگ بر ساکتین» برگرفته از زیارت عاشورا و متون دینی
 
من به طور مشخص شعاری را به شما پیشنهاد می کنم و شما اندیشه‌ی این شعار را، هم در زیارت عاشورا و در دیگر زیارت نامه‌های ما بروید ببینید. آنجایی که ما لعن می‌کنیم، نه فقط قاتلین را، بلکه خاذلین را هم لعن می‌کنیم. خاذلین یعنی چه کسانی؟ آنانی که در مقابل مظلومیت حسین(ع) ساکت ماندند و از حق قیام و دفاع نکردند.
 
بر اساس متون و معارف دینی، این شعار را پیشنهاد می‌کنم، تا از امروز و فردا معلوم بشود، چه کسانی مورد نفرین شما بوده‌اند و هستند و خواهند بود. این مردم ما بر اساس معارف دینی اگر بخواهند شعار بدهند، همه خواهند گفت: «مرگ بر ساکتین».
 
چه کسانی سکوت کرده‌اند؟
 
چه کسانی سکوت کرده‌اند؟ کسانی که هنوز فتنه را فتنه نخوانده‌اند، چه کسانی ساکت هستند؟ کسانی که سران فتنه را به عنوان سرانی آشوبگر و خروج یافته از انقلاب ندانسته‌اند. چه کسانی بوده اند؟ کسانی که تقاضای اعدام برای سران فتنه نکرده‌اند. طبق فرمایش حضرت امام چه کسانی ساکت‌اند؟ علمایی که برای بی‌احترامی به کوچکترین موضوعات دینی برمی‌آشوبند، ولی برای بی‌احترامی به ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه که عصاره‌ی پیامبران و راه پیامبران است سکوت کرده‌اند.
 
امروز شنیدیم همین الان که شما دانشگاهیان و مردم درس‌های خود را تعطیل کرده‌اید علمای هوشمند و انقلابی و با بصیرت در حوزه‌های علمیه، در حوزه‌ی علمیه‌ی قم هم هم‌اکنون مانند شما تجمع دارند درس‌های خود را تعطیل کرده‌اند. 
 
اما من می خواهم دردمندانه و سوگمندانه این بی‌شرف‌هایی که حرکت 25بهمن را که شورش چند علاقمند به سطل‌های آشغالی را، قیام با شکوه می دانند برای شما بگویم. اینها عکس امام را و عکس مقام معظم رهبری را به روی زمین گذاشتند و ماشین ها را وادار می کردند و افراد را با کتک وادار می کردند که پا روی این عکس‌های مقدس ما بگذارند.
 
تا کی باید تحمل بشود؟! تا کی باید مظلومیت تحمل کنیم!؟ 18 تیر وقتی اهانتی به مقام معظم رهبری شد، مردم بیست و سوم تیرماه به خیابان‌ها ریختند. وقتی مقام معظم رهبری فرمود «عکس من را هم پاره کردند، کسی چیزی نگوید، صبر و سکوت بکند» مردم گریه کردند به خیابان‌ها آمدند فریاد زدند. آن جمعیتی که آن روز 23 تیر ماه بعد از هیجده تیرماه به خیابان‌ها آمد، امسال در همین مکان شما جمع شدند. 
 
در آن زمان، کسی از شخصیت‌های سیاسی دعوت شده بود برای سخنرانی نیامد، گفت می ترسم مردم نیایند و من ضایع بشوم نمی‌آیم از رهبری دفاع کنم. بعد از این که شما مردم را از تلویزیون در 23 تیرماه دیده بود، گفته بود: «عجب مردم این‌قدر طرفدار رهبری هستند اگر می‌دانستم می‌آمدم.» تو نیامدی و نمی‌آیی و نخواهی آمد.
 
امیدواریم این شهید آخرین شهید قبل از ظهور آقا امام زمان باشد
 
امیدواریم این شهید آخرین شهید قبل از ظهور آقا امام زمان علیه السلام باشد. و این شهید آخرین شهید این فتنه باشد. و خدا سلامتی و شفای عاجل به مجروحین و گلوله خورده‌هایی که در روز 25 بهمن ماه بدون اسلحه به خیابان آمده بودند و یا عبور می‌کردند بدهد.
 
و خداوند متعال بصیرت کامل به خواص جامعه‌ی ما بدهد. آن چنانی که عموم افراد جامعه‌ی ما از این بصیرت برخوردارند.
 
مسئولان مملکتی! به خدا قسم ما جواب مردم جوانان پرشور، دانشگاهیان هوشمند را نه تنها نمی‌توانیم بدهیم، بلکه از اقصی نقاط عالم تماس می‌گیرند، از ترکیه، از پاکستان، افغانستان، عراق، لبنان ، آفریقا کشورهای اروپایی از امریکا، تمام این تماس ها هست، می گویند: "شما در ایران چه کار دارید می‌کنید؟ چهار تا انسان فتنه‌گر از انسانیت خارج شدند، را چه‌جوری نمی‌توایند جلویشان را بگیرید؟" آنها از ما تقاضا دارند. ما نمی‌توانیم پاسخ آنها را بدهیم.
 
انشاء الله عزم را جزم کنند و سفره‌ی ننگین فتنه را در میان این مردم جمع آوری کنند و مردم آسوده خاطر، خود را هر چه سریعتر به مقدمه سازی ظهور آقا امام زمان (ع) برسانند.

از سوی ناطق نوری و حسن روحانی کلید خورد؛
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: اکبر هاشمی رفسنجانی ، ناطق نوری ، حسن روحانی ، مهدی کروبی
سناریوی "نجات هاشمی" به قیمت عبور از موسوی و کروبی

اظهارنظرهای دیرهنگام افرادی مانند حسن روحانی و علی‌اکبر ناطق نوری در محکومیت فتنه‌گران پس از گذشت 20 ماه در حالی است که به‌نظر می‌رسد با اطمینان از افول قطعی فتنه و تثبیت انزجار عمومی از آن‌ها پروژه "نجات هاشمی" به قیمت عبور از موسوی و کروبی کلید خورده است.

 
به گزارش رجانیوز، در حالی که پس از گذشت 10 روز فراخوان‌های جریان فتنه برای روز 25 بهمن که از لحاظ حجمی قابل مقایسه با مواردی مانند روز 22 خرداد امسال نبود، در شهر تهران با جمعیت بالغ بر 10 میلیون نفر، کمتر از 10 هزار نفر به خیابان آمدند.
 
بی‌اعتنایی به فراخوان فتنه در شرایطی بود که به گفته شاهدان عینی نه تنها مردم با تعداد معدودی از افرادی که با انگیزه مشخص ایجاد آشوب به خیابان آمده بودند، همکاری نمی‌کردند بلکه در مواردی انزجار خود را نیز ابراز می‌کردند.
 
به گفته خبرنگار ما،‌ در یک مورد مشخص زنی که محل سکونتش در اوایل خیابان 12 فروردین تقاطع انقلاب بود،‌ از بالای پنجره در واکنش به فردی که زنگ در منزل او را زده و از وی برای پنهان شدن در خانه‌اش تقاضا می‌کرد، با تندی می‌خواست که به این رفتارها پایان دهند و تأکید کرد که سال گذشته هم که به شما پناه می‌دادیم، اشتباه کردیم.
 
در عین حال،‌ به‌نظر می‌رسد به‌دنبال اطمینان از میرایی قطعی جریان فتنه و قادر نبودن به تجدید حیات با گذشت بیش از یک سال از 9 دی 88، تعدادی از افرادی که با سکوت خود در طول 20 ماه گذشته خدمات زیادی به این جریان کردندٰ به این نتیجه رسیده‌اند که برای مصلحت بالاتری که "نجات هاشمی در آستانه انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان" و "احیای شخصیت خود برای ماندن در لایه‌های نظام" است، باید از موسوی و کروبی عبور کرده و به مرده فتنه لگد بزنند.
 
در این زمینه، مشخصا علی‌اکبر ناطق نوری و حسن روحانی اظهاراتی مطرح کرده‌اند که طرح آن‌ها در زمان فعلی و در حالی که آشوب‌های خرداد و تیر 88، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و حتی روز عاشورا که به مراتب تبعات منفی بیشتری برای کشور داشت، آن‌ها ‌سکوت کرده بودند، عادی به‌نظر نمی‌آید.
 
همچنین آقای هاشمی رفسنجانی نیز که اوایل بهمن ماه جاری به صراحت تأکید کرده بود که مواضعش همان نظراتی است که در خطبه‌های نمازجمعه 26 تیر ماه 88 بیان کرده، به‌طور تلویحی از رفتارهای خلاف قانون انتقاد کرده و در حالی که حاضر نشده است از واژه "فتنه" و اشاره مستقیم به سران آن استفاده کند، گفته است رفتارهای خلاف قانون بر اساس نظر امام راحل حرام است.
 
این در حالی است که برخی از فرزندان آقای هاشمی در جریان آشوب‌های سال گذشته نقش فعالی داشته و یکی از آنان هنوز متواری است. همچنین اظهارنظرهای وی در طول 20 ماه گذشته عمدتا در خدمت جریان فتنه بوده، به‌طوری که بارها به خبر اول رسانه‌های ضدانقلاب تبدیل شده است.
 
در جلسه دو روز قبل هیئت رئیسه مجلس خبرگان نیز که در نهایت بیانیه‌ای به اسم مجلس خبرگان از آن منتشر شد،‌ آقای هاشمی تمایلی به صدور بیانیه نداشته که با تأکید قاطع سایر اعضای هیئت رئیسه، این بیانیه منتشر شد.
 
اما در حالی که کمتر از 20 روز به انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان باقی مانده است، افرادی مانند ناطق نوری و روحانی که با سکوت و یا اظهارنظرهای مورد تمایل جریان داخلی و خارجی فتنه به امیدواری آن‌ها کمک کرده بودند، باید قبل از چیدن هر سناریوی جدیدی از جمله احیای خود و آقای هاشمی، در مورد رویکرد و مواضع قبلی خود مانند نشست دور یک میز با موسوی خوئینی‌ها و دیگران توضیح دهند.
 
در این میان، تحرکات مشکوک در رسانه ملی نیز برای تطهیر این افراد و برجسته کردن اظهارنظرهایی که گویندگان آن‌ها را از نظام طلبکار نشان می‌دهد، به‌جای اینکه در همین مصاحبه‌ها از آن‌ها پرسیده شود در طول این مدت چرا مهر سکوت بر دهان داشته و یا با جریان فتنه همکاری کرده‌اند،‌ عادی به‌نظر نمی‌رسد.

مشروح مذاکرات جلسه 7/12/87 هیئت امنای دانشگاه آزاد؛
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی ، دکتر جاسبی ، دانشگاه آزاد
دست به یکی کردن هاشمی، موسوی و جاسبی برای وقف غیرقانونی/ رفسنجانی: ممکن است روزی نظام ما ولایت فقیه نداشته باشد

موضوع دانشگاه آزاد و وقف اموال 250 هزار میلیاردی آن از حدود سه سال قبل به یکی از مهمترین سوژه های خبری کشور تبدیل شده بود. این موضوع در کش و قوس حرکت اصلاحی شورای عالی انقلاب فرهنگی از یک سو و تلاش هیأت امنای دانشگاه آزاد برای حفظ وضعیت موجودش از سوی دیگر در حالی به یکی از مهم‌ترین موضوعات کشور تبدیل شد که روز تصویب طرح جنجالی آن در مجلس، یکشنبه سیاه نام گرفت.

بر اساس مصوبه مجلس که هیأت رییسه از طرف کمیسیون اصل 90 در تصویب آن مقصر شناخته شد، اموال عمومی دانشگاه آزاد به بهانه وقف، تبدیل به اموال خصوصی می شد و این کار، رنگ قانونی می گرفت. این مصوبه البته با مقاومت اکثریت نمایندگان انقلابی پس از دو روز، خنثی و همین موضوع موجب شد تا هیأت امنای دانشگاه آزاد به یک‌باره اعلام کند اموال دانشگاه را وقف کرده و صیغه آن را هم جاری کرده است!

در مقابل این اقدام، شورای عالی انقلاب فرهنگی بر مصوبه قانونی خود اصرار کرد و تا یک قدمی تغییر رییس دانشگاه آزاد پیش رفت. بحث ناتمام میان هیأت امنا و شورای عالی انقلاب فرهنگی کار را به آنجا رساند که رهبر انقلاب مجبور به مداخله و تعیین یک هیات کارشناسی فقهی به ریاست رئیس قوه قضائیه برای بررسی موضوع شدند. هیأت کارشناسی مربوطه نیز پس از بررسی موضوع به این نتیجه رسید که وقف دانشگاه آزاد، غیرشرعی و غیرقانونی است و از طرف دیگر هم رهبری اعلام کردند اصلاحیه شورای عالی انقلاب فرهنگی در ماده 5 و 10 اشکالاتی دارد که باید تغییر کند. هفته گذشته، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی موارد اصلاحی را اعلام کرد و اکنون هیأت مؤسس این دانشگاه دو هفته فرصت دارد تا افراد پیشنهادی خود را برای عضویت در هیأت امنا معرفی کند.

در عین حال،‌ هفته نامه 9 دی، امروز سندی از مشروح مذاکرات یکی از جلسات هیأت امنای دانشگاه آزاد را منتشر کرده که با مرور آن می توان به ریشه بسیاری از مواضع اتخاذ شده و یا سکوت برخی از خواص در حوادث اخیر رسید.

در ادامه، ابتدا خلاصه ای از این جلسه و سپس به دلیل اهمیت مطالب طرح شده، عین مذاکرات طرح شده آورده می شود:

هیأت امنای سابق دانشگاه آزاد در جلسه تاریخ 7 اسفند 87 در خصوص موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد و تغییر اساسنامه آن تشکیل جلسه می دهد. در این جلسه، هاشمی رفسنجانی ابتدا در خصوص ارسال اساسنامه پیشنهادی در دست بررسی خودشان به شورای عالی انقلاب فرهنگی و همچنین ارسال کامل یا ناقص آن برای مقام معظم رهبری، از اعضا نظرخواهی می کند و هر یک از اعضا، نظر خود را عنوان می‌کنند. میرحسین موسوی در بین حاضرین بیش از دیگران نگران موضوع وقف دانشگاه آزاد است، بنابراین، پیشنهاد می کند که وقف اموال، در اساسنامه نیاید؛ بلکه اول وقف شود و بعدا اساسنامه پیشنهادی برای رهبری ارسال شود تا وی در برابر عمل انجام شده قرار گیرد. برخی از اعضا در مذاکرات خود از این که سازمان اوقاف بتواند نسبت به این وقف، اشرافی پیدا کند، احساس نگرانی می کنند و حتی یکی از اعضا خطاب به هاشمی می گوید: «شما باید با آقا صحبت کنید حتماً تولیت دانشگاه آزاد مثل خیلی چیزهای کوچک‌تر از این، زیر نظر ولی فقیه باشد و نفرات آن را هم مجمع تشخیص مصلحت، شورای نگهبان و... یعنی افراد هیات موسس را هم ولی فقیه زمان مشخص کنند، در این صورت از شمول کار هم بیرون می‌آید.»

مشروح مذاکرات:

هاشمی: «نه من با این موافق نیستم، اگر بدهیم به اختیار ولایت فقیه، خیلی آسان مثل بقیه جاها در مسیرهایی می‌افتد که نمی خواهیم. مثل بنیاد مستضعفان و تبصره 82 می شود؛ آنها هم اموال‌شان کمتر از دانشگاه آزاد نیست. آن وقت آدم نمی‌داند چه اتفاقی ممکن است بیفتد.»

موسوی: «بله می‌توانیم با این قید بیاوریم که وقف با هیات موسسان خواهد بود و هر کدام از ما هم هر زمان فوت کردیم، چه کسی جایگزین شود و حتی نفرات بعد از آن را هم می‌توانیم مشخص کنیم.»

هاشمی: «بله من هم می‌گویم همین طور تغییر کند. چون وقتی برود زیر نظر رهبری، رهبری یک‌سری ملاحظاتی دارند که معلوم نیست در دانشگاه‌ها بتوانیم آن را اعمال کنیم. مثل اینکه چه کسی را نصب بکنیم و چه کسی را نصب نکنیم. اصلاً مسئولیت لوث می‌شود.»

جاسبی: «من هم موافق آقای هاشمی هستم... ما قبل از اینکه وقف کنیم، بدهیم آقای خامنه‌ای نگاه کنند، نظر بدهند و آنجاهایی که ما نظر داریم، ایشان تأیید بکنند که مثلاً بعداً شورای عالی دبّه در نیاورند و دست‌کاری نکنند. بعد اینجا بیاوریدش و صیغه را بخوانیم و صلوات بفرستیم تا دیگر آنها نتوانند آن قسمت را دست بزنند؛ چون با آن نیتی که واقف، وقف می‌کند، هیچ‌کس نمیتواند دست‌کاری کند.»

هاشمی: «من هنوز نگران این هستم که حتی با این فرض، اینها در اساسنامه‌ای که اصلاح می‌کنند، بندی را بگنجانند که به نحوی دست اوقاف را به یک جای آن بند کنند تا یک شرّی درست کنند.»

هاشمی سپس ادامه می‌دهد: «در اساسنامه و وقف‌نامه بیاوریم این اعضای هیات موسس که موجودند تا زمانی که هستند، خوب است و کسی نمی‌تواند عزل‌شان کند و برای جایگزینی اینها، هیأت مؤسس، خودش باید افرادی را انتخاب کند و بعد از ما هم همین طور باشد. چون ما افرادی را معرفی می‌کنیم که قبول‌شان داریم. یعنی همیشه، هیأت مؤسس برای جایگزینی افراد، خودش تصمیم می‌گیرد که بنابراین تولیت آن یک تولیت ممتد و بر اساس تفکر همین جمع خواهد بود... یعنی باید راه ورود را ببندیم.»

موسوی: «باید به جای اعضای هیأت موسس در اساسنامه، نام این 9 نفر را با عنوان بیاوریم که اینها وقف‌کنندگان هستند تا اگر مؤسس تغییر کرد، وقف برنگردد.»

در این بین، هاشمی پیشنهاد یکی از اعضا را که گفته بود (در صورت فوت کلیه یا اکثریت اعضای مؤسس در یک زمان، ولی فقیه تصمیم گیری کند و این مسأله در اساسنامه گنجانده شود) رد کرده و می‌گوید: «ولی فقیه خوب است؛ ولی اشکالش این است که بعداً اگر نظام ما ولی فقیه نداشته باشد، اگر ما بخواهیم وقف ابدی باشد که نمی‌شود بگوییم ولی فقیه؛ ممکن است نظام ما ولی فقیه نداشته باشد... تعدادی علی البدل داشته باشد که در صورت حادثه جایگزین شود.»

یکی از اعضاء می گوید: «پس مرجعیت شیعه را جایگزین کنیم.»

هاشمی: «نخیر! همان که گفتم... برای اینکه دست‌مان بسته نباشد، عناوین کلی مثل آموزش، تحقیق، توسعه کشور، توسعه علم را در وقف نامه بیاورید که بعداً متولی وقف، مصادیق آن را تشخیص می‌دهد. عناوینی بگویید که همه چیز را شامل بشود.»

هاشمی در پایان در حالی که در ابتدای جلسه اعلام کرده بود در دیدار خصوصی با رهبر انقلاب، ایشان به وی فرموده‌اند شورای عالی انقلاب فرهنگی در جریان جلسه فوق قرار گیرد، بدون توجه به آن توصیه می‌گوید: «ما خبر این جلسه را نباید منتشر کنیم چون من به آقای خامنه‌ای گفته‌ام ما در این جلسه می‌خواهیم تصمیماتی بگیریم و بعد آن را به شورای عالی انقلاب فرهنگی بدهیم. اگر خبر این جلسه را منتشر کنیم و مصوبات را به شورا ندهیم، خوب نیست، بنابراین خبر این جلسه را ندهید.»

اکنون چند سئوال جدی مطرح است که آقای هاشمی به عنوان رییس مجلس خبرگان باید به آنها پاسخ دهد:

در قسمتی از این جلسه، هاشمی می گوید برای این که دست‌مان در وقف اموال دانشگاه، باز باشد، باید از عناوین کلی مثل آموزش، تحقیق و توسعه کشور در وقف نامه استفاده کنیم. دقت کنید این دقیقاً همان کاری است که در طرح برخی از نمایندگان وابسته به دانشگاه آزاد در مجلس صورت گرفت و مشهور شد به مصوبه یکشنبه سیاه. بنابراین بر خلاف آنچه طراحان مصوبه یکشنبه سیاه ادعا می کردند، این طرح از ابتدا برای نجات دانشگاه آزاد بوده است.

اما مهم‌ترین نکته در این مذاکرات این است که هاشمی رفسنجانی در حالی که در رأس مجلس خبرگان قرار دارد و باید مدافع اصلیِ اصل ولایت فقیه باشد، چگونه احتمال می دهد شاید روزی نظام ما ولی فقیه نداشته باشد؟ آیا اساساً نظام بدون ولایت فقیه، اسلامی و مشروع خواهد بود؟ چگونه است هاشمی رفسنجانی دانشگاه آزاد را همیشگی می داند ولی ولایت فقیه را نه؟ کدام نظام مدّنظر هاشمی است که ولی فقیه ندارد؟

شاید گفته شود این ادبیات هاشمی سهو لسان بوده و نه اعتقاد قلبی هاشمی؛ این احتمال، هر چند ممکن است اما با بررسی مواضع هاشمی قبل از فتنه تا امروز به همگان ثابت می کند که این، سهو لسان نیست بلکه نشان از تغییر نگاه هاشمی به این مقوله دارد. با این حساب باید پرسید در این صورت آیا واقعاً هاشمی رفسنجانی باز هم باید بر صندلی ریاست خبرگان تکیه بزند؟ سستی در اعتقاد به ولایت فقیه چگونه با چنین جایگاهی تطابق دارد؟

در قسمتی از جلسه، هاشمی دلیل مخالفت خود با پررنگ شدن نقش رهبری در سرنوشت دانشگاه آزاد را اینگونه اعلام می کند که در این صورت، دانشگاه می افتد در مسیری که ما نمی خواهیم! ایشان باید توضیح دهد این چه مسیری است که رهبر انقلاب می خواهد و هاشمی نمی خواهد؟ هاشمی در بخش دیگری می‌گوید رهبری ملاحظاتی دارند که معلوم نیست ما بتوانیم اعمال کنیم، مانند عزل و نصب رؤسای دانشگاه‌ها! مگر رؤسای دانشگاه آزاد قرار است چه کسانی باشد که تغییر آن‌ها غیرممکن نشان داده می شود؟ به دنبال چه افرادی هستند که مخالفت ولی فقیه را در پی خواهد داشت؟

چرا هاشمی رفسنجانی از اعضای جلسه می خواهد مشروح مذاکرات این جلسه منتشر نشود؟ خود او در ابتدا نظر رهبری را مبنی بر لزوم اطلاع اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان می دارد و در پایان، بر خلاف آن دستور می‌دهد. چرا طراحی مشترک ایشان با آقای جاسبی و موسوی منجر به تحت فشار قراردادن رهبری می‌شود؟