ماجرای موسوی‌لاری، گنجی و شورای نگهبان
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: موسوی لاری ، اکبر گنجی ، شورای نگهبان ، سیاسی

فردی که مصاحبه شونده، او را با اکبر گنجی اشتباه گرفته است، "حسن گنجی" بوده که اکنون نیز در داخل کشور است و اکبر گنجی سابقه هیچگونه همکاری با شورای نگهبان نداشته است. جای تأمل است که افرادی با ادعای سوابق سیاسی، این‌گونه اشتباهات فاحش را مرتکب می‌شوند، مگر آنکه نیات سیاسی خاصی را دنبال نمایند.

فارس: این جماعت مدعی صداقت و شفافیت، هنوز هم در بیان منویات خویش صداقت ندارند.

در پی گاف عمدی یا سهوی وزیر دولت فتنه گر خاتمی،سید روح الله انوری در وبلاگ خود پرده از واقعیت این سناریو پردازی جریان فتنه برداشت.

متن کامل این یادداشت بدین شرح است:
هفته‌نامه مثلث از رسانه‌های وابسته به آقای محسن رضایی، هفته گذشته این تریبون را در اختیار عبدالواحد موسوی‌لاری وزیر کشور دولت خاتمی قرار داد تا وی در قالب گفت‌وگویی تفصیلی به بیان تحلیل‌های خود از فضای سیاسی پس از فتنه 88 پرداخته و با خیال راحت، عملکرد خویش در آن ایام را توجیه کند.

البته مقصود از این نوشته، نقد سخنان وزیر کشور خاتمی نیست، چرا که دیگر حامیان انگشت‌شمار اصحاب فتنه نیز استدلال‌های خام آنان را نمی پذیرند. بلکه غرض این است که روشن شود این جماعت مدعی صداقت و شفافیت، هنوز هم در بیان منویات خویش صداقت ندارند.

نامبرده در گفت‌وگو با هفته‌نامه مثلث، برای اینکه به مصاحبه‌کننده ثابت کند در دولت خاتمی هم با تندروی مخالف بوده است، در توجیه اینکه چرا آن زمان علیه افراطیون حرفی نمی‌زده است، مدعی می‌شود که قبلا نیز «گنجی» در شورای نگهبان با آیت‌ا... جنتی کار می‌کرده است و علی‌رغم تذکر «همه مردم»، ایشان حاضر نشدند صف خود را از «گنجی» جدا کنند! وی می‌گوید: «شما چرا اینگونه سوال‌ها را از آقای جنتی نمی‌پرسید؟ مگر آقای گنجی در شورای نگهبان زیرنظر آقای جنتی کار نمی‌کرد؟ همه مردم می‌گفتند که آقای گنجی در تشکیلات شما مشکل دارد، اما آیا کسی حاضر شد صف خود را از او جدا کند؟»

در ادامه نیز وقتی خبرنگار یادشده می‌پرسد «چسباندن آقای گنجی به جناح راست هم از آن حرف‌هاست. تکلیف گنجی که کاملا معلوم است و ارتباطش با اصلاح طلبان.» می‌گوید: «همینجا هم حافظه‌تان خوب کار نکرد. گنجی مدیر داخلی شورای نگهبان بود. شما چرا از آن طرف قضیه نگاه نمی‌کنید؟ آنها الان حاکم هستند.»

به‌دنبال این موضوع، اداره‌کل روابط عمومی شورای نگهبان طی اطلاعیه‌ای آورد: «فردی که مصاحبه شونده، او را با اکبر گنجی اشتباه گرفته است، "حسن گنجی" بوده که اکنون نیز در داخل کشور است و اکبر گنجی سابقه هیچگونه همکاری با شورای نگهبان نداشته است. جای تأمل است که افرادی با ادعای سوابق سیاسی، این‌گونه اشتباهات فاحش را مرتکب می‌شوند، مگر آنکه نیات سیاسی خاصی را دنبال نمایند.»

اما آقای موسوی‌لاری که فکر نمی‌کرد کسی این حرف‌ها را پی‌گیری کند، طی گفت‌وگویی با روزنامه مردمسالاری، در توجیه اشتباه خود گفت: «من به هیچ عنوان در مصاحبه با هفته‌نامه مثلث، نامی از کسی نبرده‌ام و اگر در متن مصاحبه اسمی برده شده است، این خطای خبرنگار بوده است. پس از سال‌ها کار در مجموعه وزارت کشور و ارتباط با دستگاه‌های مختلف خصوصا شورای نگهبان دیگر فرق نام "حسن گنجی" و "اکبر گنجی" را می‌دانم و اتفاقا منظور من در مصاحبه حسن گنجی بوده است و نه شخص دیگر.»(!)

بنابر آنچه به طور اجمال در شرح ماوقع بیان شد، از اظهارات موسوی لاری، دو نکته برداشت می‌شود؛
1- یا اینکه منظور موسوی‌لاری، اکبر گنجی بوده و وی فرق بین «اکبر گنجی» معروف با «حسن گنجی» از کارمندان سابق شورای نگهبان را نمی‌دانسته است، که در این حالت برای فردی مانند وی که نزدیک دو دوره وزیر کشور دولت خاتمی بوده و علاوه‌بر مسئولیت اجرای چند انتخابات سراسری و ارتباط مستمر با مجموعه شورای نگهبان، خود را یکی از فعالان سیاسی نیز می‌داند، ارتکاب چنین اشتباه فاحشی خیلی سنگین است. کافی است این اشتباه را بگذاریم در کنار ادعاهای این آقایان در تحلیل‌های ریز و درشت راجع به فضای سیاسی، گرایش مردم به اصلاح‌طلبان، انتقاد از مسئولان فعلی و... تا معلوم شود که پایه چنین ادعاهایی تا چه اندازه سست و بی‌پایه است.

2- یا اینکه واقعا منظور آقای موسوی‌لاری از گنجی، «حسن گنجی» از کارمندان سابق شورای نگهبان بوده است و در تمام مدتی که خبرنگار «مثلث» همراه با ابراز تعجبی که چندبار هم برزبان آورده، فکر می‌کرده که منظور آقای موسوی‌لاری «اکبر گنجی» است، وی علی‌رغم آنکه می‌دانسته خبرنگار، منظورش را اشتباه فهمیده، هیچ واکنشی نشان نداده است. در این حالت، آقای موسوی‌لاری قصد داشته از تشابه اسمی «گنجی» در دو فرد مختلف با گرایش‌های مختلف و متضاد، در کنار بی‌خبری خبرنگار «مثلث»، سوءاستفاده کرده و اینگونه مغالطه کند؛ «آن اکبر گنجی که "همه مردم" می‌گفتند "مشکل دارد" سال‌ها در شورای نگهبان با آیت‌ا... جنتی کار می‌کرده است!» دروغی که باورش برای فرد مصاحبه‌کننده نیز بسیار سخت بوده است.

البته آقای موسوی‌لاری در پاسخ به تکذیبیه روابط‌عمومی شورای نگهبان، سعی کرد این موضوع را «خطای خبرنگار»! جلوه دهد و برداشت نخست از مصاحبه خویش را که بیان‌کننده بی‌خبری وی از اوضاع سیاسی مملکت حتی در زمان تصدی یکی از مهمترین وزارتخانه‌های دولتی بود را رد کند. غافل از آنکه تصریح وی به اینکه منظورش در مصاحبه حسن گنجی بوده است و نه شخص دیگر، به‌منزله اعتراف به عدم صداقت در برخورد با خبرنگار و افکارعمومی می‌باشد.

اگرچه بهتر بود آقای موسوی‌لاری به همان برداشت اول که از سیاق مصاحبه به ذهن متبادر می‌شود و بی‌خبری وی از اوضاع مملکت را نمایان می‌سازد، رضایت می‌داد. چرا که با توضیحات بعدی، علاوه‌بر این برداشت، مخاطب را وادار به پذیرش برداشت دوم یعنی عدم صداقت وی در برخورد با افکارعمومی نیز کرده است.


همکاری اکبر گنجی با شورای نگهبان، کذب محض است
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی ، شورای نگهبان

در پی مصاحبه فردی با شماره ۹۱ هفته نامه مثلث و بیان این نکته از سوی وی که اکبر گنجی به عنوان مدیر داخلی با شورای نگهبان همکاری داشته است، اداره کل روابط عمومی شورای نگهبان این مطلب را تکذیب نمود.

ایرنا:  در جوابیه اداره کل روابط عمومی شورای نگهبان آمده است: فردی که مصاحبه شونده، او را با اکبر گنجی اشتباه گرفته است، «حسن گنجی» بوده که اکنون نیز در داخل کشور می‌باشد و اکبر گنجی سابقه هیچگونه همکاری با شورای نگهبان نداشته است. 

جای تأمل است که افرادی با ادعای سوابق سیاسی، این گونه اشتباهات فاحش را مرتکب می‌شوند، مگر آنکه نیات سیاسی خاصی را دنبال نمایند.

اعتراف اکبرگنجی درباره اقتدار رهبرانقلاب
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: اکبر گنجی ، مقام معظم رهبری ، مقالات ، سیاسی

اکبر گنجی در مقاله ای در رادیو زمانه بیانات اخیر مقام معظم رهبری را نشانه کوتاه نیامدن ایشان در عرصه داخلی و بین المللی دانست و با اعتراف به اقتدار آیت الله خامنه ای به بررسی دلایل این مساله پرداخت.

به گزارش جام نیوز؛ اکبر گنجی16آگوست(25 مرداد) در مقاله ای در سایت رادیو زمانه در تحلیل بیانات اخیر رهبرمعظم انقلاب در جمع کارگزاران نظام اسلامی ، با اعتراف به اقتدار مقام معظم رهبری ،این سخنان را نشانه عدم عقب نشینی و کوتاه آمدن ایشان دانست و نوشت: «سخنان او نشان‌دهنده آن است که به هیچ‌وجه حاضر به عقب‌نشینی از مواضع پیشین و سازش با مخالفان داخلی و دولت‌های خارجی نیست.»

گنجی، افزود:« آیت‌الله خامنه‌ای در سطح بین‌المللی نیز به هیچ‌وجه قصد عقب‌نشینی در هیچ یک از امور محل نزاع را ندارد. «عظمت‌طلبی اتمی» از طریق پروژه هسته‌ای بی‌وقفه دنبال شده است و می‌شود. تنها مانع کار، تحریم‌های جهانی است؛ تحریم‌هایی که مانع صدور تکنولوژی با کاربرد دوگانه به ایران می‌شوند. با این‌همه، کوچک‌ترین عقب‌نشینی در مواضع و رفتار او دیده نمی‌شود. این امر معلول چند علت است.»

اکبر گنجی، دلایل اقتدار و عدم عقب نشینی مقام معظم رهبری را چنین برشمرد:
«اول- رسالت الهی نایب امام زمان:...آیت‌الله خمینی بارها این سخن را تکرار می‌کرد که این نظام باید به ظهور حضرت حجت منتهی شود. آیت‌الله خامنه‌ای نیز چنین مقصدی را دنبال می‌کند.
دوم- بهترین دفاع، تهاجم است:آیت‌الله خامنه‌ای همیشه مدافع این استراتژی بوده است. او مدعی است هرجا کوچک‌ترین تزلزلی صورت گرفته، دول دشمن غربی پیش آمده‌اند، اما هرجا رفتارها تهاجمی بوده، آنان عقب نشسته‌اند و پیروزی نصیب ایران شده است.

سوم- ناتوانی جهان غرب:مطابق اطلاعات و تحلیل ولی فقیه، دول غربی نه تنها در موقعیتی قرار ندارند که ایران را مورد تهاجم نظامی قرار دهند، بلکه خود به شدت گرفتار بحران‌های اقتصادی و شورش‌های اجتماعی‌اند. حتی مریدان رهبری شادکامانه اعلام می‌کنند که اعتراض‌های کشورهای اروپایی را "مقام معظم رهبری" از قبل "پیش‌بینی کرده بوده‌اند".»


نگرانی اکبر گنجی از برخورد نظام با جریان انحرافی
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی ، امام زمان (عج) ، جریان انحرافی

اکبر گنجی که همواره وجود امام زمان(عج) را انکار کرده، نگرانی خود را از افشای اتهامات جریان انحرافی ابراز داشت و مدعی شد که این امر منجر به ویرانی فضایل اخلاقی درکشور می شود!

http://up.iranblog.com/images/zz95mcr1fadijofshhw.jpg

به گزارش جام نیوز، اکبر گنجی که چند سالی است به خارج از کشورگریخته، در جریان تجمعات ضد انقلاب در خارج از کشور در کنار گوگوش عکس یادگاری گرفته و بارها نیز وجود مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف را انکار کرده، در یاداشتی در سایت ”روز آنلاین” ضمن حمایت از جریان انحرافی رمالی وجن گیری در کشور، نگرانی خود را از ویرانی فضایل اخلاقی ابراز داشت!
بر اساس این گزارش وی ضمن بی اساس دانستن اعترافات متهمین به جن گیری و رمالی که وابسته به جریان انحرافی هستند، دراین باره نوشت:«مسأله ی دردناک، ویرانی فضایل اخلاقی است[!]، بر سرجامعه ای که این حد از رذالت را تحمل می کند،چه آمده است؟ چرا سکوت؟ این نوع رفتارها با هر کس که صورت بگیرد، محکوم است. این مردابی است که همه را به کام خود فرو خواهد برد، سکوت گروه های سیاسی طالب قدرت شاید توجیه شدنی باشد، اما سکوت مدافعان دموکراسی و حقوق بشر توجیه ناپذیر است.»
وی درادامه تلاش کرد اضافه کرد:«دقت کنید، هوشیار باشید، داستان دروغ گویی و جن گیری و رمالی اگر چه ظاهری خنده دار دارد، اما آنچه در ایران در حال اتفاق است، طنز وشوخی نیست.”تراژدی ای” است که به صورت “روحوضی” اجرا می شود.»
گفتنی است اکبر گنجی که سعی دارد مسئله رمالی وجن گیری را یک نمایش موهوم جلوه دهد، پیش از این نیز به همراه دیگر چهره های بدنام ضد انقلاب همچون نوری زاده، علی افشاری وسازگارا حمایت خود را از جن گیر و رمال اجیر شده جریان انحرافی که تاکنون اعترافات بسیار تکان دهنده ای نموده،اعلام کرده بود.


حمایت اکبر گنجی از کشیش توهین کننده به قرآن
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی

اگبر گنجی با نوشتن مقاله ای در سایت روز آنلاین به حمایت از عملکرد تری جنز کشیش افراطی امریکایی که با اهانت به قرآن کریم سعی در کسب شهرت برای خود داشت پرداخته. وی با طرح این سوال که این آتش زدن برای نشان دادن یا اثبات چه امری بوده است؟ خود پاسخ میدهد او می خواست به مسلمانان یاد بدهد که متن مقدسشان ناروادار است، “دیگری” و “متفاوت” ها را تحمل نمی کند، متنی که اهل تحمل نیست را نباید تحمل کرد

http://www.inn.ir/iran_media/image/2011/03/853370311_orig.jpghttp://media.farsnews.com/Media/8412/ImageReports/8412270370/23_8412270370_L600.jpgدلسوزی برای صلح این توجیهیست که به بهانه آن منور زده های در فکر هر از گاهی به خیال خود سوار بر قاطر اندیشه میشوند و بر اسلام و مبانی آن میتازند . در تازه ترین این تاخت و تازها اکبر گنجی که خیال میکند خورشید از مغز او طلوع کرده و عالم را روشن نموده است با نوشتن مقاله ای در سایت روز آنلاین  به حمایت از عملکرد  تری جنز کشیش افراطی امریکایی که با اهانت به قرآن کریم سعی در کسب شهرت برای خود داشت پرداخته .

به گزارش پایگاه ۵۹۸، این نویسنده فراری که گاه گاهی با نوشته هایش عرض خود میبرد و زحمت ما میدارد در شروع این مقاله خود به تعریف و تمجیدی سخت از تری جنز پرداخته گویی از برادری دفاع میکند که سالها به عشق هم زیسته اند او  چنین می نگارد:

یک کشیش کتاب مقدس مسلمان ها (قرآن) را به آتش می کشد. او متعلق به قبیله ی توسعه نیافته ی افغانستان نیست. او شهروند یکی از توسعه یافته ترین جوامع بشری(آمریکا) است. آری جامعه ی چند فرهنگی آمریکا موطن اوست. دیانت او دیانت غیر متساهل اسلام نیست، دیانت او، دیانت اهل مدارای مسیح است.

کاش آقای گنجی کمی تاریخ میخواندند و جنایات کلیسا را در دوره رنسانس و بعد از آن میخواندند چه قدر این برادران شما اهل مدارا هستند آنها با مدارای کامل مردم را در عراق و افغانستان کشتند چه قدر ویتنام پر مدارایی بود یادتان که نرفته چه قدر سیاهان آمریکایی مورد مدارای دوستان شما قرار میگیرند چه قدر جامعه پیشرفته ی مورد علاقه شما متمدنانه به کشتار کودکان در اقصی نقاط دنیا میپردازد چه مدارای خوبی با زنان و کودکان غزه داشتند.

وی با طرح این سوال که این آتش زدن برای نشان دادن یا اثبات چه امری بوده است؟ خود پاسخ میدهد  او می خواست به مسلمانان یاد بدهد که متن مقدسشان ناروادار است، “دیگری” و “متفاوت” ها را تحمل نمی کند، متنی که اهل تحمل نیست را نباید تحمل کرد.

سپس با لحنی دلسوزانه اینچنین می نویسد : طبیعی است که کشیش مسیحی آتش خشمی را برانگیخته است، آتشی که بی گناهان را سوزاند، در یکی از ناتوسعه یافته ترین جوامع آتش نارواداری در نیستان سازمان ملل افتاد، چند نفر کشته و سر دو تن از بدن جدا شد، آری، اینها هیچ گناهی جز کمک به مردم فقیر افغانستان نداشته اند.


شیر کردن اکبر گنجی برای خودکشی
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی

به گزارش جهان به نقل از کیهان :شماری از عناصر فراری مقیم خارج کشور به دنبال ناامیدی از ایجاد تشنج در ۱۳آبان، ۱۶آذر و روز عاشورا، به نمایش روزه سیاسی و تحصن روی آوردند. مشابه نمایش شیرین عبادی و دوستانش را سال گذشته طیفی از ضدانقلاب (از گنجی تا گوگوش و دیگران) در نیویورک برپا کردند.

عبادی و ۶ نفر دیگر از هم طیفان وی که به ارتزاق مالی از سوی سازمانهای ضد ایرانی در آمریکا و اروپا شهره اند، مدعی شده اند به خاطر اعتصاب غذای نسرین ستوده- از عناصر بازداشتی مرتبط با منافقین- در ژنو تحصن می کنند. اتفاق جالب در این میان مصاحبه عبادی با یورونیوز است که در آن مصاحبه ضمن تاکید بر لزوم فشار غرب علیه ایران به بهانه حقوق بشر مدعی شد «مسئله حقوق بشر مسئله ای سیاسی نیست بلکه یک استاندارد بین المللی است.» اما با این حال وی حاضر نشد حتی یک جمله در محکومیت سرکوب گسترده اعتراضات چند میلیونی در لندن و پاریس و برلین سخن بگوید همچنان که به روال همیشگی، جنایات مداوم رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی و اشغالگران آمریکایی و اروپایی در افغانستان و پاکستان را مسکوت گذاشت. وی حتی حاضر نشده ترور دو دانشمند هسته ای ایران و نیز حمله تروریستی سبعانه در چابهار را که به شهادت ۳۷ نفر از هموطنان شیعه و سنی و زن و کودک منجر شد، محکوم کند.
اما در بیانیه صادره از سوی عبادی و دوستانش یک جمله خودنمایی می کند «حال که زورآزمایی با مرگ را بر ما تحمیل کرده است، آزادی باید پیروز شود». این عبارت که تحریک عنصر ساده دل بازداشتی به ایذاء خود است یادآور ماجرای چند سال پیش اکبر گنجی است و تحرکاتی که بعدها کاشف به عمل آمد جریانی مرتبط با خارج انجام داده بودند تا با تحمیق گنجی از مرده او استفاده کنند چرا که تاریخ مصرف وی را تمام شده می دانستند.
ابراهیم نبوی یک ماه پیش طی مقاله ای در «جرس» ضمن توصیف گنجی به عنوان کسی که سم بر زمین می کوبد و مطالب را دیر می فهمد نوشته بود: «اگر می خواستم اکبر گنجی را ترور شخصیت کنم، که در همان روزهایی که حتی همسر گنجی هم توافق کرده بود که او اعتصاب غذا را تا مرگ ادامه دهد، نامه نمی نوشتم که باباجان بی خودی این آدم را شیر نکنید، یک دفعه دیدید جدی گرفت و مرد»! در آن ماجرا هم شیرین عبادی از صحنه گردانان بود.
در همین حال اخیرا میرحسین موسوی از چند نفر از فتنه گران بازداشتی که مدعی اند اعتصاب غذا کرده اند، خواسته بود به این اقدام خود پایان دهند چون جنبش به آنان نیاز دارد. در واکنش به این موضع از سر ناچاری، محافل ضدانقلاب به موسوی اعتراض کردند. از جمله بالاترین در مطلبی نوشت: آقای موسوی گفتند که پیام ایستادگی شما را نسیم سبز رساند، اعتصاب تان را بشکنید! آقای موسوی چه طور به خود اجازه می دهید دستور صادر کنید و از این طریق از دیگران استفاده سیاسی کنید! آیا تکلیف مبارزی که شاید می خواهد تا شهادت]؟![ پیش برود را شما تعیین می کنید؟ آیا فکر می کنید آنها شوخی می کنند؟ اگر راست می گویید شما هم اعتصاب غذا کنید(؟!)
این پایگاه اینترنتی ضدانقلاب در مطلب دیگری خطاب به موسوی نوشته است: به جای این پیام های پوچ اقدام اساسی کن. شما فقط می توانی با اعتصاب غذا به آنها کمک کنی. من به نوبه خود احساس می کنم شما دورو هستید و تکیه تان این است که چرا رئیس جمهور نشدم. در ثانی چرا حکومت شما را مثل آن بازداشتی ها بازداشت نمی کند. مگر شما با آنها چه فرقی دارید؟ این پیام های شما یک بازی سیاسی است که از طرف حکومت راه اندازی شده ]؟![ چون اپوزیسیون یک حکومت لائیک می خواهند و شما بعید است از عهده آن برآیید. شما اگر راست می گفتید باید مثل بقیه و هم بند آنها می شدید.


افشاگری ماهیت جایزه پانصد هزار دلاری به گنجی
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی

کارشناس شبکه سلطنت طلب پارس با اشاره به اعطای جایزه پانصد هزار دلاری غرب به اکبر گنجی در سال ۲۰۱۰، ضمن افشای ماهیت این جایزه، خطاب به وی گفت:« آیا نمی دانستی نلسون فریدمن که جایزه به نام اوست نقش بسیار زیادی در حمایت از دیکتاتور شیلی یعنی پینوشه داشت.»

http://jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/14-2-1390/IMAGE634401417450312500.jpg

به گزارش جام نیوز، شبکه سلطنت طلب پارس ماهیت جایزه پانصد هزاری دلاری به اکبر گنجی را فاش کرد.
کوروش راد منش در مصاحبه با پارس با اشاره به دریافت جایزه پانصد هزار دلاری نلسون فریدمن از سوی اکبر گنجی در سال ۲۰۱۰ گفت:« گنجی اگر ذره ای آبرو و شرف سیاسی داشت هیچ گاه حاضر به دریافت این جایزه نمی شد.»
وی با اشاره به شخصیت نلسون فریدمن ادامه داد:« در سال ۱۹۷۶ در حالی مگا فرید که برنده جایزه اقتصاد نوبل شده بود این جایزه را از پادشاه سوئد دریافت داشت که بسیاری از حاضرین در سالن به این اقدام اعتراض کرده و سروصدا به راه انداختند چرا وی نقش بسزایی در کودتای پینوشه علیه مردم شیلی داشت.»
این فرد ضد انقلاب با اشاره به گرفتن ژست حقوق بشری و دموکراسی خواهی از سوی اکبر گنجی، خطاب وی گفت:« تویی که مدام از این شعارها می دهی چرا این جایزه را دریافت کردی؟»
رادمنش در ادامه با اشاره به مصاحبه اکبر گنجی با رادیو فردا و اعتراف وی به فروکش کردن تجمعات سبزها در پی کشیده شدن آن به سمت شعار علیه ولایت فقیه، افزود:« امروز خیلی راحت دررادیو فردا می نشینی و از تو با عنوان کارشناس مبارزات مدنی یاد می شود، آنگاه اعتراف می کنی که بله در سال ۸۸ مردمی که به خیابانها ریخته بودند، چون جهت عوض شد و فضا رادیکال ، و برخی علیه ولایت فقیه شعار دادند، انبوه مردم ایران تظاهرات و خیابانها را ترک کردند.»


شباهتهای اکبر گنجی و جریان انحرافی
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی ، جریان انحرافی

آفتاب:عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه به اصول‌گرایان گفت: جریان اصول‌گرایی باید در نقد درون‌گفتمانی خود، رشد و صعود جریان انحرافی و رسیدن آنها به مناصب حساس را بررسی کرده تا بار دیگر دچار بلای سیاسی از این نوع نشوند.

http://khabarnegarblog.persiangig.com/Pic/Tasvir7/Akbar%20Gaf.jpg

همان‌طور که از جریان اصلاح‌طلب انتظار می‌رفت پس از واگذاری قدرت در سال ۸۴ و به دست آمدن شکست‌های پی‌در‌پی در شورای دوم، مجلس هفتم، رئیس‌‌جمهوری نهم به این موضوعات نگاه آسیب‌شناسانه داشته باشد و ضعف‌های خود را برسی کند.

غلامعلی دهقان افزود: برآمدن اکبر گنجی‌ها در جریان اصلاحات و رشد صعود جریان انحرافی در دولت اصول‌گرا شباهت زیادی با هم دارند زیرا در هر دوی این جریانات نوعی رادیکالیسم دیده می‌شود. رادیکالیسم یکی نتیجه کارش ساختارشکنی بود و دیگری انحراف فکری و سیاسی در نظام.

دهقان در پایان گفت: وقتی جریان‌های اصیل تحت تاثیر فرصت‌طلبان و قدرت‌طلبان قرار گیرند نتیجه آن به حاشیه رفتن شخصیت‌های دانا و معتدل است بنابر این باید از تاریخ درس آموخت و جو‌گیر دوقطبی‌های کاذب نشد که همین دو قطبی‌های کاذب همانند دوقطبی مشروطه-مشروعه در نهضت مشروطه و دوقطبی مصدق و کاشانی در نهضت ملی شدن نفت و دوقطبی خط امام -غیر خط امام و… نیروهای اصیل را در ۱۰۰ سال اخیر روبروی هم قرارداده است. جریان انحرافی رفتنی است همان طور که ساختارشکنان هم رفتند اما فراموش نکنیم تاریخ باز هم می‌تواند تکرار شود.


اسلام سه گانه از نگاه اکبر گنجی
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی
هر حکمی که در ظاهر اسلام آمده عینا باید در جامعه اجرا شود، مثل قطع کردن دست دزد. پس اسلام بنیاد گرایانه با دموکراسی و حقوق بشر و آزادی تعارض دارد.

به گزارش جام نیوز، اکبر گنجی مجری برنامه راه در تاریخ ۷ آگوست (۱۶مرداد) که از شبکه اندیشه پخش شد، در صحبتهایی اسلام را به اسلام بنیاد گرایانه و اسلام سنت گرایانه و اسلام تجدد گرایانه تقسیم کرد و گفت: «این سه نوع اسلام با هم متفاوت هستند و حکم یکسانی با هم ندارند. از این جهت موقعی که یکی می آید و یک کلمه کلی می دهد و می گوید اسلام چنین است و اسلام چنان است این سخن باطلی است. وقتی کسی می گوید که اسلام این است باید پرسید که منظورت کدام اسلام است، اسلام بنیاد گرایان؟ اسلام سنت گرایان؟ یا اسلام تجدد گرایان؟»
وی افزود: «هر کدام از اینها طیف وسیعی را شامل می شود.»
اکبر گنجی در ادامه به تعریف اسلام بنیاد گرایانه پرداخت و گفت: «این اسلام یک اسلام قشری و ظاهرگراست که مدعی است تمام قران عینا با تمامی الفاظ و حروفش سخنان خداوند است. این گروه می گویند هر حکمی که در ظاهر اسلام آمده عینا باید در جامعه اجرا شود، مثل قطع کردن دست دزد. پس اسلام بنیاد گرایانه با دموکراسی و حقوق بشر و آزادی تعارض دارد. بنیاد گرایان کسانی هستند که خشونت را قبول دارند و به زور می خواهند که دیگران را راهی بهشت کنند. به خشونت متوسل می شوند و معتقدند احکام بایستی به زور اجرا شوند. از جمله نظام های بنیادگرایانه نظام طالبان و جمهوری اسلامی ایران است، چون حکومت اسلامی ایران مدعی است که مجری احکام اسلام است.»
قابل ذکر است که اولا اکبر گنجی در اوایل انقلاب به روشهایی برای امر به معروف و نهی از منکر متوسل می شد که از آن جمله پونز کردن داخل پیشانی افراد بی حجاب بود که این امر به گوش مسئولین وقت رسید و خود گنجی را به خاطر این کار خشن سرزنش کردند و ثانیا نظام اسلامی همیشه با خشونت مخالف بوده و از گروهک طالبان اعلام انزجار کرده است و این دو تفکر هیچ سنخیتی با هم ندارند.


هفته پر کار گنجی در تخریب شیعه و مهدویت
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی

به گزارش  جام‌نیوز، اکبر گنجی در اولین قدم خود برای تخریب تشیع در هفته ای که گذشت در مصاحبه با رادیو زمانه مدعی شد: «تشیع در طول تاریخ به خاطر دلایل بسیاری از جمله منافع، رفته رفته اختراع شد!!!».

http://www.irupload.ir/images/c4mdk6gvlen7wc29rf43.jpg

این مدعی اصلاح طلبی در سایت روز آنلاین با انکار رجعت که از عقاید مسلم شیعه به حساب می آید، به تشکیک در این باره پرداخته و مدعی شد: «شیعیان غالی ادعای رجعت را مطرح کردند تا عطش انتقام خود را سیراب کنند.»
این منکر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در ادامه فعالیت های خود بر ضد فرهنگ مهدویت، پرده ای دیگر را به اجرا گذاشت و با حمایت از مدعیانی که تلاش داشته اند فرهنگ مهدویت را به انحراف بکشانند، در سایت رادیو زمانه با انتشار مقاله ای ضمن تعریف و تمجید از محمدعلی باب(موسس فرقه ضاله بهائیت) به اتهام زنی به فقهای شیعه پرداخت و مدعی شد: «محمدعلی باب هر ادعایی داشت، مجازاتش چوب زدن نبود.»

وی ضمن حمایت از مدعیان دروغین مهدویت در مصاحبه با رادیو زمانه گفت: «جمهوری اسلامی باید به جای زندانی کردن مدعیان امام زمان بودن، به آنها فرصت دهد تا از ادعای خود به طور معقول دفاع کنند.»

گنجی حتی پا را فراتر گذاشته و به حمایت از مدعیان نبوت پرداخته و ادامه داد: «انسان ها حق دارند مدعی نبوت شوند و تا زمانی که آنها برای پیام رسانی به خشونت متوسل نشوند، هیچکس مجاز نیست که مانع کار او شود یا مجازاتش کند.»

وی ضمن تبلیغ افکار وهابیت در انکار مبانی دینی زیارت ائمه(علیهم اسلام) مدعی شد زیارت ائمه معصومین(علیهم السلام) وایجاد بارگاه برای ایشان از اختراعات دوره غزنویان و سلجوقیان بوده است!»
نکته جالب توجه در سخنان گنجی، به عنوان یک به اصطلاح مدافع آزادی، دشمنی وی با شیعه و عقاید آن به خصوص فرهنگ مهدویت است در حالی که سایر تفکرات انحرافی در نزد وی و همفکرانش حق و قابل احترام هستند!

البته ناگفته پیداست انکار اعتقادات دینی و تعالیم اسلامی، آخر و عاقبت افرادی همچون گنجی و … است که به دامان غرب پناه برده اند.


یادآوری یک برخورد دوگانه به بهانه تحریف نظر امام در مورد مسجد جمکران؛
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی ، روزنامه کیهان ، امام خمینی(ره)
تقصیر گنجی نیست که به امام توهین کرده، تقصیر کیهان است که منتشر نموده!

در فروردین 1379، کنفرانسی در برلین با عنوان "ایران پس از انتخابات [مجلس ششم]" برگزار شد که برخی از عناصر شاخص اصلاح طلب و طیف موسوم به روشن فکری دینی در آن حضور داشتند. اینکه درخود آن کنفرانس چه گذشت بحثی دیگر است، اما در حاشیه آن کنفرانس اتفاق مهمی رخ داد که می توان با قرار دادن آن در کنار اتفاقات خود کنفرانس و با توجه به آنکه شرکت کنندگان در کنفرانس خود را "سفیر اصلاحات" می خواندند، به عمق بسیاری از مطالب پی برد.

مصاحبه گنجی با نشریه آلمانی

آن اتفاق مهم مصاحبه اکبر گنجی (عنصر شاخص و خط دهنده اصلاحاتیان) با نشریه آلمانی «تاکس سایتونگ» بود. این نشریه، مصاحبه مزبور را با تیتر «عاقبت [امام] خمینی در موزه تاریخ است»، منتشر کرده بود.

گنجی در بخشی از این مصاحبه صریحاً خود و هم طیف های خود را در کنار امثال منافقین و سلطنت طلب ها و دیگر محاربین قرار داده و با توهین به انقلاب و مردم انقلابی گفته بود: «ما همان سال های اول انقلاب فهمیدیم که این راه به دموکراسی ختم نمی شود. لیکن احتیاج به زمان زیاد و طولانی وتئوری بود تا بتوان این اطلاعات را عملی کرد.

ما با یک حرکت روشنفکرانه از داخل ایران شروع کردیم تا این افکار را ترویج دهیم لیکن تعداد زیادی از دوستان من محبوس و اعدام شدند. این حرکت رفرم حدود 15 تا 16 سال پیش شروع شد و اکنون اولین میوه های خود را می دهد.»

او در این مصاحبه همچنین به تفسیرهای التقاطی از دین و ارائه تصویری لیبرال پسند از آن پرداخته بود ولی آنچه بیش از همه مهم بود فرازی از صحبت های وی بود که گفته بود: «وقتی یک متفکر واقعیات زندگی مردم را درک نکند و عقب بیفتد در انبارها و موزه ها قرار خواهد گرفت... ما تلاش میکنیم [امام] خمینی را به گونه ای تفسیر کنیم که مخالف دموکراسی نباشد.

خمینی دیگر وجود ندارد، آنچه وجود دارد فقط برداشت های ما از سخنان اوست. او به هر حال یک روزی در موزه خواهد رفت و هیچ‌کس نمی تواند جلوگیری کند. این یک تکامل تاریخی است.

دکتر شریعتی نیز به سرنوشت خمینی دچار شده که عقاید او در حرکت امروز اصلاح طلبی دیگر جایی ندارد و نقشی بازی نمی کند. اما ما دکتر را به خوبی در خاطرات  خویش نگه می داریم.»

روشن گری کیهان و فشار افکار عمومی بر تجدیدنظرطلبان

پس از این، روزنامه کیهان (که در همان زمان، پشت پرده بسیاری از رفتارهای تجدیدنظرطلبان را روشن کرده بود) وارد عرصه شد و در این رابطه نیز دست به روشن گری زده و مصاحبه گنجی را بدون دخل و تصرف منتشر کرد.

اما افرادی که می گفتند "دانستن حق مردم است" شروع به جنجال و جوسازی کرده و به این کار کیهان معترض شدند. اما مردم که اخبار واقعی کنفرانس برلین را در نشریات ارزشی خوانده بودند، با مطالعه این مصاحبه بسیار برافروخته تر شدند.

تلاش تجدیدنظر طلبان برای تبرئه خود

فشار افکار عمومی بر حاضرین در آن کنفرانس و خصوصاً اکبر گنجی موجب شد که دو کار از طرف آن طیف صورت گیرد. کار اول آنکه خود گنجی در مصاحبه ها و نوشته هایی ظاهراً به تکذیب آن مصاحبه پرداخت و دیگر نشریات زنجیره ای نیز این تکذیب ها را به تیتر خود تبدیل کردند. اما در متن همان تکذبیه ها مشخص بود که گنجی تنها تیتر انتخاب شده توسط روزنامه آلمانی را تکذیب کرده است نه سخنان خود در مصاحبه را (برای مثال رجوع کنید به روزنامه صبح امروز، 24 فروردین 79، صفحه 16).

اکبر گنجی همان تکذبیه ها را برای نشریه آلمانی هم فرستاد. توضیحی که نشریه آلمانی هم پس از آن منتشر کرد، و در روزنامه صبح امروز 28 فروردین 79 نیز چاپ شد مؤیّد آن بود که گنجی تنها تیتر این مصاحبه را تکذیب کرده است، نه اصل سخنان خود را.

کار دوم طیف تجدیدنظر طلب هم آن بود که برخی شخصیت های به ظاهر موجه آنان (نظیر مجید انصاری) وارد صحنه شدند و به تطهیر گنجی پرداخته و شروع به توهین به کیهان نمودند.

ورود مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام به صحنه

اما همه این کارها، به دلیل آشنایی مردم با افکار این طیف (که در روزنامه های آنان در داخل کشور هم منتشر می شد)، نمی توانست از فشار افکار عمومی بر طیف تجدیدنظر طلب و "سفیران" آن بکاهد. بنابراین، در اینجا بود که پرده ای دیگر نمایان شد و آن ورود تمام قد مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام به صحنه برای دفاع از گنجی و تطهیر او بود.

این مؤسسه در تاریخ 29 فروردین 79  نامه ای به روزنامه کیهان نوشت و طی آن به افشاگری کیهان راجع به سخنان گنجی اعتراض کرد.

تنظیم کنندگان این نامه چنین جلوه داده بودند که گنجی مطالب آن مصاحبه خود را تکذیب کرده است، بنابراین، چاپ آن مصاحبه در کیهان کار درستی نبوده است. این در حالی بود که گنجی فقط تیتر مصاحبه را تکذیب کرده بود. در این رابطه در آن نامه آمده بود: «بازگویی و درج عین اظهارات موهن یک نشریه آلمانی [نه یک تجدیدنظر طلب ایرانی!] در صفحه اول روزنامه کیهان سه شنبه 23 فروردین 79 (که متعاقباً بیان مطالب منتشر شده در نشریه مزبور از سوی مصاحبه شونده تکذیب گردیده) مایه تأسف است. مطمئناً افشاگری و نه حتی انگیزه های خیرخواهانه نمی تواند توجیهی مناسب برای اشاعه سخنان نامربوط و موهن که قلوب پیروان حضرت امام خمینی(ره) را جریحه دار می سازد، باشد.»

نکته برجسته در این نامه آن بود که گویی همه تقصیرها در وهله اول به گردن کیهان (به عنوان روزنامه ای که فقط عین مطالب را نقل کرده بود) و در وهله دوم به گردن روزنامه آلمانی بوده است و تنها کسی که در اینجا نقشی نداشته، گوینده آن سخنان است!

تنظیم کنندگان این نامه در ادامه به جای محکوم کردن "اهانت به مقدسات" توسط "سفیر ساختارشکنان"، افشای اهانت به مقدسات را موجب "حریم شکنی" دانسته و نوشته بودند : «نخستین اثر این گونه نقل ها و افشاگری ها شکستن حریم های مورد احترام جامعه اسلامی و عادی ساختن خلاف گویی ها و اهانت به مقدسات است.»

جالب آنکه مسئولان این مؤسسه که به خود به جای عمل به وظیفه قانونی شان در محکوم کردن این سخنان و یا حتی پی گیری قضایی این سخنان، افشا کنندگان آن را (که تنها به وظیفه خود عمل کرده بودند) محکوم کرده و در عوض، وظیفه قانونی خود را از آنها مطالبه نموده بودند: «انتظار داریم در نقل قول هایی از این دست دقت بیشتری نموده و به جای ترویج و اشاعه عین اظهارات توهین آمیز مراتب را از طریق مجاری و مراجع قانونی پی گیری نمایید.»

این موضع گیری صریح مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام فقط نمونه ای بود از برخوردهای این مؤسسه با دلدادگان به امام و نمونه ای بود از حمایتش از توهین کنندگان به ایشان.

سکوت حمایت آمیز مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام در قبال دیگر توهین کنندگان به امام

این چنین موضع گیری هایی از طرف این مؤسسه در حالی صورت می پذیرفت که مسئولان آن در قبال توهین های مکرر به حضرت امام در نشریات زنجیره ای اصلاحاتیان هیچ سخنی ابراز نمی کردند.

«انقلاب اسلامی، متأثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها هم یکسان خواهد بود.» (عباس عبدی، هفته نامه راه نو، شهریور 77)؛ «بعد از انقلاب، شاه مستبد، رفت ولی استبداد همچنان باقی است، تازه رنگ شرعی هم به خود گرفته است.» (ابراهیم یزدی، هفته نامه آبان، فروردین 78)؛ «دشمنی تمام دنیا با ما، انبوه مشکلات اقتصادی جوانان، بی پولی و بی کاری، ثمره سال ها شعار تند و تو خالی و پیش پا افتاده دوران انقلاب است.» (الهه اقراریان، فرزانه ناطقی نژاد، زینب نوحی، هفته نامه پیام هاجر، 78/8/25، صفحه 4)؛ «پس از انقلاب نیز، آمریت کهنه دوره شاهنشاهی باقی مانده و افراد کم سواد، سر کار آمده اند و کهنه پرستی همچنان رواج دارد.» (مجید شریف، هفته نامه آبان، 78/9/13، صفحه 7)؛ حکومت روحانیان، عامل عقب ماندگی جامعه است همچنان که اروپا در قرون وسطی به خاطر حکومت روحانیان دچار خرافه پرستی و مذمت کار شده بود.» (علیرضا دست افشان، روزنامه خرداد، تیر 78)؛ «جریان کسروی و حکمی زاده قمی، اصلاح طلب بودند و امام و شهید نواب صفوی، خشونت گرا و در مقابل جریان اصلاح طلب قرار می گیرند.» (سهراب بهداد، روزنامه نشاط، اسفند 77)؛ «امام، نهضت آزادی را چون فرزندان خویش می دانست و بحث خودی و غیر خودی را مطرح نکرد و همه گروه ها را به طور نسبی تأیید می کرد.» (مجتبی لطفی، روزنامه خرداد، مهر 78)؛ «اعدام منافقین در پایان جنگ، مستند شرعی نداشت.» (فرج الله الهی، هفته نامه آوا، 78/8/4، صفحه 6)؛ «دخالت در سیاست از حقوق شهروندی است و امام خمینی هم نمی تواند کسی را از این کار منع کند. نامه 1/6 امام در صحیفه نور نیامده و نظر امام محسوب نمی شود.» (عمادالدین باقی، هفته نامه پیام هاجر، اسفند 77)؛ «عزل آقای منتظری اشتباه بود و هم اکنون صحت همه ایرادات ایشان، برای همه روشن شده است.» (رضا علیجانی؛، آزادی یا توطئه، صفحه 79 به نقل از مجله ایران فردا)
این مطالب، همه در نشریات زنجیره ای در همان وقت منتشر شده بود ولی این مؤسسه هیچ موضع گیری کوچک و حتی تلویحی هم در محکومیت توهین به امام ننموده بود؛ و این از مؤسسه ای که عمادالدین باقی (رفیق صمیمی اکبر گنجی و از گردانندگان نشریات زنجیره ای دوره اصلاحات) جزو همکاران آن بود، عجیب نیست.

اگر این چنین سخنانی (که نمونه هایی بسیار اندک از آنها در بالا ذکر شد و امثال آن در نشریات «سال های طلایی دوم خرداد» -به قول صادق زیبا کلام- فراوان یافت می شد) از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام محکوم شده بود، کسی جرأت نمی کرد به این فکر کند که العیاذ بالله امام را به موزه بسپارد؛ چرا که از قدیم گفته اند حرمت امام زاده را باید متولی اش نگه دارد.

این در حالی است که نه تنها مؤسسه تنظیم و نشر به وظیفه و مأموریت اصلی خود که برای آن تشکیل شده و از بیت‌المال بودجه میلیاردی دریافت می‌کند، عمل نمی‌کند بلکه بعضا به مدافعان حریم امام مانند نمونه‌ی بالا یا نمونه 16 آذر 89 (اعتراض به صداوسیما به‌دلیل انتشار تصویر جسارت به عکس امام) حمله می‌کند و در برخی موارد نیز خود رأساً‌ اندیشه‌های امام را تحریف می‌کند (نمونه‌ی اخیر مصاحبه رضوی یزدی در مورد مسجد جمکران)


داستان حمایت اکبر گنجی از عباس جن گیر و حمله به سایت شفاف
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: اکبر گنجی ، جریان انحرافی ، عباس غفاری

شاید از نظر گنجی فریب چندین دختر نوجوان و برقراری رابطه نامشروع با آنان مشکل اخلاقی نداشته باشد . شاید از نظر گنجی برقراری رابطه همزمان با یک مادر و دختر بدون اطلاع آنها از این ماجرا اشکالی نداشته باشد . شاید فریب زنان شوهر دار و برقراری رابطه نامشروع با آنان و حتی ازدواج با یک زن شوهردار پیش از طلاق وی از شوهرش مشکلی نداشته باشد ، اما انتشار ماهیت چنین فردی سبب شود که اکبر گنجی بنشیند و در غم از دست رفتن اخلاق یادداشت بنویسد . اما همه ما می دانیم که خورشید همواره پشت ابر نمی ماند...

 

شفاف : اکبر گنجی از نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران  چند وقتی است که دوباره فعال شده است و مرتب در سایت های بی بی سی فارسی و رادیو فردا یادداشت می نویسد .

 اما این بار یادداشت های اکبر گنجی به صورت تلویحی در حمایت از جریانی است که اصولگرایان آن را جریان انحرافی می خوانند . جالب اینکه اکبر گنجی به دفاع از عباس جن گیر می پردازد و تلاش می کند جن گیری در عرصه سیاسی را توجیه کند . کما اینکه چندی پیش نیز یک سایت نزدیک به  آقای "میم" مدعی شد که اگر بتوان از اجنه خوب برای اطلاع از اخبار بهره گرفت ، خیلی هم خوب است !

 اما جالب اینکه اکبر گنجی حمایت خود از جن گیر سیاسی و ورود جن گیری به عرصه سیاست را اخلاقی می داند ، اما سایت شفاف را افشاگر رسوایی ورود جن گیران به حوزه سیاسی بوده است ، را به دلیل افشای این رسوایی متهم به رفتار غیر اخلاقی می کند .

 فارغ از این بی اخلاقی اکبر گنجی که باز هم بدون اطلاع و از سر علاقه زیاد به داستان بافی تلاش کرده سایت شفاف را به یکی از چهره های اصولگرا نزدیک بداند و داستان سرایی کند ، لازم است توجه وی و افرادی مانند علیرضا نوری زاده دیگر داستان سرای اروپا نشین که مشهورند به تحلیل گر را به یک واقعیت جلب کنیم .

 چندی پیش یکی از اقوام آقای عباس جن گیر با سایت شفاف تماس گرفت و از طریق قسمت تماس با ما ایمیل خود را برای ما فرستاد . وی در کامنتش نوشت : " لطفا با ایمیل من تماس بگیرید تا اطلاعات دقیقی از فردی به نام عباس غ را به شما بدهم " .

 ما نیز به عنوان یک رسانه استقبال کردیم و به این فرد ایمیل زدیم و تماس بر قرار کردیم . مشخص شد نامبرده وصی سابق و یکی از اقوام نزدیک آقای عباس جن گیر است که به دلیل متوجه شدن واقعیت شیطان پرستی نامبرده ، ابتدا وی را تهدید به افشاگری کرده است . اما عباس جن گیر که به خوبی خودش و به اصطلاح قدرت خود را می شناخت ، به وی می گوید : " افشاگری علیه من کار راحتی است . لذا خودم با دست خودم ماهیتم را می نویسم و امضا هم می کنم ، تا کار تو راحت شود "

 جن گیر مذکور این نامه را به وصی خود داده و به چهار نفر دیگر از دوستان نزدیکش رونوشت می دهد . اما هیچ کدام از ترس عباس جن گیر و توانایی های شیطانی وی و آسیب هایی که ممکن بود وی به این افراد و یا خانواده شان وارد کند ، جرات پیدا نمی کنند حتی دستخط و امضای وی را افشا کنند .

 حتی وصی عباس جن گیر به دلیل اطلاع از نزدیک بودن وی به برخی چهره های سیاسی صاحب نفوذ ، و از ترس آنان کارخانه و زن و بچه و خانواده خود را در ایران می گذارد و به یکی از کشورهای همسایه ایران می رود تا از شر نیروی شیطانی وی در امان بماند . نامبرده پس از اطلاع از بازداشت عباس جن گیر در تماس با سایت شفاف تعدادی از اسنادی که در دستش بود را برای ما ارسال کرد که دستخط منتشر شده از نامبرده تنها بخشی از این اسناد است .

 از اینرو آقای گنجی حق دارد از اینکه یک رسانه  به واقعیاتی درباره جریان انحرافی پی برده و اسنادی را منتشر کرده ناراحت باشد و در شوک به سر ببرد . چون ما از برخی ارتباطات آقای گنجی با برخی ها بی خبر نیستیم و می دانیم که  ...!

 اما واقعیت این است که نه گنجی و نوری زاده ونه هیچ نویسنده داخل و خارج از کشوری نمی تواند از میزان این رسوایی بکاهد . بسیاری زا واقعیات درباره عباس جن گیر انشاالله روزی افشا خواهد شد اما همین قدر بدانیم که هیچ مسلمان معتقدی این میزان از فاجعه را نمی تواند بپذیرد و انصافاً واقعیات غیر قابل انتشاری در این زمینه وجود دارد که تعریف کردن بخش کوچکی از آن نیز اشک را بر چشمان هر مسلمانی جاری می سازد و به قول یکی از دوستان موی تن انسان را سیخ می کند .

 اهانت شبانه روزی به پیامبر اسلام و قرآن چیزی نیست که آقای گنجی بتواند در آمریکا بنشیند و توجیهش کند . بدترین اهانت در این سال ها کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام (ص)و سوزاندن قرآن کریم بوده است . اما  جن گیر مورد حمایت اکبر گنجی اهانت هایی به قرآن کرده است که صدها برابر سوزاندن قرآن وحشتناک است .

 اتفاقاً ما به دلیل پایبندی به اخلاق و به دلیل اینکه اشاعه منکر نکنیم و دل مسلمانان و مردم ایران را خون نکنیم تنها بخش های کوچکی از این واقعیات را گفتیم . واقعیت بد بددهنی و لجن پراکنی و فحاشی مدام و مستمر عباس جن گیر که این نامه منتشر شده تنها بخشی از آن است برای برخی ها گران تمام شده است .

 جالب اینکه تاریخ این نامه اساسا جدید نیست و به تاریخ 16 فروردین 1381 است که با خط و امضای خودش نوشته شده و بخش های زیادی از نامه به دلیل فحاشی وحشتناک وی منتشر نشده است . بسیاری از دوستان سابق و اعضای خانواده وی شاهد این ادعا هستند که نامبرده در طول شبانه روز در حال فحاشی و بد دهنی بوده است و البته سایت شفاف بخش هایی از این نامه را که فرای بددهنی و فحاشی بوده است منتشر نکرده است . اما معلوم نیست چطور اکبر گنجی دلش به حال اخلاق سوخته و از سایت شفاف انتقاد می کند ؟

 شاید از نظر گنجی که مدافع عباس جن گیر است اهانت مستمر و مداوم به رسول اکرم (ص) و قرآن کریم اساساً اهمیتی نداشته باشد اما انتشار نامه ای که خودش 9 سال پیش با دستخط خودش نوشته و وصی سابق و فامیل نزدیک خودش برای سایت شفاف فرستاده بی اخلاقی است !

 شاید از نظر گنجی فریب چندین دختر نوجوان و برقراری رابطه نامشروع با آنان مشکل اخلاقی نداشته باشد . شاید از نظر گنجی برقراری رابطه همزمان با یک مادر و دختر بدون اطلاع آنها از این ماجرا اشکالی نداشته باشد . شاید فریب زنان شوهر دار و برقراری رابطه نامشروع با آنان و حتی ازدواج با یک زن شوهردار پیش از طلاق وی از شوهرش مشکلی نداشته باشد ، اما انتشار ماهیت چنین فردی سبب شود که اکبر گنجی بنشیند و در غم از دست رفتن اخلاق یادداشت بنویسد . اما همه ما می دانیم که خورشید همواره پشت ابر نمی ماند و بالاخره روزی ماهیت فاسد و شیطانی عباس جن گیر افشا خواهد شد و بسیاری از مدعیان که این روزها برخی آنان را روشنفکر و آزادیخواه و .. می نامند رسوا خواهند شد .

 چه افتضاح است که از نگاه برخی مدعیان آزادیخواهی و روشنفکری ، فردی نماد روشنفکری و آزادیخواهی می شود که دوست نزدیک و یار غار عباس جن گیر بوده است و ... واقعیت این است که جن گیری و روشنفکری مانند جن و بسم الله هستند . اما چگونه اپوزیسیون خارج از کشور می تواند اینها را به هم مرتبط کند خدا می داند .

 البته به زودی معلوم خواهد شد که این به اصطلاح نماد جدید روشنفکری مورد علاقه اکبر گنجی چه انحرافات اقتصادی و اعتقادی و ... داشته است و چه رسوایی هایی که برملا خواهند شد و مردم قضاوت خواهند کرد درباره اخلاق مداران و بی اخلاق ها . انشاالله.


رجانیوز و اکبر گنجی دو لبه یک قیچی
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: سایت رجانیوز ، اکبر گنجی ، محمد مطهری ، سیاسی

درباره حمله رجانیوز به فرزند شهیدی مطهری

معلوم است که وقتی دیدگاه شهید مطهری مطرح نشود و فرزند شهید مطهری نتواند حرف بزند ، چه کسانی رشد می کنند . معلوم است که وقتی فیلسوفان و عالمان و دانشمندان نمی توانند درباره مکتب اسلام حرف بزنند ، یک مهندس مکانیک می آید و به تفسیر اسلام و ترویج مکتب ایران می پردازد . از اینرو نه تنها باید اجازه داد که امثال حجه الاسلام محمد مطهری حرفشان را بزنند بلکه رسانه ها باید تشویق کنند تا چنین افرادی وارد عرصه شوند و واقعیات را برای مردم بازگو کنند .

شفاف : حملات اخیر سایت رجانیوز از سایت های حامی دولت به فرزندان شهید مطهری از جمله حجه الاسلام محمد مطهری با واکنش وی مواجه شده است .

این در حالی است که به نظر می رسد برخی رسانه های خاص با عبرت نگرفتن از فضای خاصی که تندروی های آنان در کشور ایجاد کرده است ، همچنان قصد دارند با دافعه حداکثری حتی اجازه طرح دیدگاه های استاد بزرگ شهید مطهری را هم از فرزندانش بگیرند . اما پرسش اساسی این است که تلاش برای سکوت فرزندان شهید مطهری و اجازه ندادن برای طرح دیدگاه های استاد مطهری به کجا ختم می شود ؟

وقتی فردی مانند محمد مطهری در مطلبی عالمانه و اخلاقی به نقد " مکتب ایرانی " می پردازد ، نتواند حرفش را بزند و نتواند دیدگاه شهید مطهری را مطرح کند ، نتیجه اش این می شود که افرادی بی منطق و تندرو در مطالبی غیر علمی به مخالفت احساسی و نه لزوماً عالمانه با " مکتب ایرانی " می پردازند که این دقیقاً به سود طراحان " مکتب ایرانی " است .

در واقع مکتب اسلام را دو گروه به صورت همزمان و مانند دو لبه قیچی هدف گرفته اند . از یک سو طراحان " مکتب ایرانی " و از سوی دیگر افراطی های احساسی که خودشان حرفی برای گفتن ندارند و با " سیاست زدگی " محض به " آن که می گوید " توجهی نمی کنند و تنها دنبال این هستند که " چه کسی می گوید " .

فرزند شهید مطهری از دیدگاه اینان نباید حرف بزند چون منتقد دولت بوده است و در انتخابات ریاست جمهوری دهم به احمدی نژاد رأی نداده است . این تمام منطقی است که عده ای از رسانه های افراطی دنبال می کنند و دقیقاً آسیبی که از این گروه به کشور و اسلام و نظام وارد می شود به مراتب بیشتر از دیگران است . چرا که به همه چیز از " منظر سیاست " می نگرند و سیاست زدگی آنان سبب می شود هیچ کس جز خودشان را قبول نداشته باشند و با هر حرفی حتی اگر نقطه مشترکی هم با آن داشته باشند مخالفت کنند .

همین بلای خانمان سوز و اجازه ندادن برای طرح دیدگاه های عالمانه دیگران است که امروز سبب شده است ، عده ای به راحتی هر چه تمام و بدون هیچ منطق و پایه علمی سوار بر موج احساسات مردمی شوند و شعارهای بی معنا و حرف های بی سر وتهی مانند " مکتب ایرانی " را مطرح کنند . چون خوب می دانند که نیازی نیست حرفشان مبنای علمی داشته باشد ، کافی است حرفی را بزنند که تندروهای احساسی با آن مخالفت کنند و همین سبب جذب یک عده ای در داخل و خارج از کشور شود .

بنابراین آنچه امروز در کشور از رشد جریان های انحرافی مشاهده می کنیم تنها حمایت یک فرد یا یک گروه از این جریان نیست ، بلکه خاموش کردن صدای عالمان و فرهیختگان و تاختن به هر چهره ای که همراهی صد درصد سیاسی با یک گروه افراطی ندارد ، علت اصلی به وجود آمدن خیلی از این اتفاقات است .

آقایانی که امروز دادشان از " مکتب ایرانی " برخواسته و در هر کوی و برزن فریاد می زنند ، باید بدانند که عامل این اتفاقات خودشان هستند . خودشان بودند که هر وقت منتقدی ، عالمی ، فرهیخته ای و چهره ای که خواست حرفی بزند که با حرف آنان تطابق نداشت ، جلویش ایستادند و اکنون نیز حتی حاضر نیستند آنان عالمانه و منطقی به نقد " مکتب ایرانی " بپردازند .

جالب اینکه اپوزیسیون خارج از کشور دریافته مهم نیست چه کسی چه حرفی را می زند ، مهم این است که آن حرف مورد نظر آنان زده شود حتی اگر فردی باشد که سال ها علیه او مطلب نوشته باشند . اکبر گنجی یادداشت می نویسد و در رادیو فردا و بی بی سی به صورت تلویحی و بعضاً آشکارا از برخی اتفاقات رخ داده طی هفته های اخیر حمایت می کند و به دیگر نیروهای اپوزیسون نیز می گوید که مهم نیست فردی که این حرف را می زند در صف مقابلمان بوده ، مهم این است که امروز حرف های مورد نظر ما را می زند . اما در چنین شرایطی عده ای در داخل کشور حتی اجازه طرح دیدگاه های شهید مطهری را نمی دهند .

معلوم است که وقتی دیدگاه شهید مطهری مطرح نشود و فرزند شهید مطهری نتواند حرف بزند ، چه کسانی رشد می کنند . معلوم است که وقتی فیلسوفان و عالمان و دانشمندان نمی توانند درباره مکتب اسلام حرف بزنند ، یک مهندس مکانیک می آید و به تفسیر اسلام و مکتب ایران می پردازد .

از اینرو نه تنها باید اجازه داد که امثال حجه الاسلام محمد مطهری حرفشان را بزنند بلکه رسانه ها باید تشویق کنند تا چنین افرادی وارد عرصه شوند و واقعیات را برای مردم بازگو کنند .

اما به خاطر برخی بداخلاقی ها و تحریف ها و تهمت ها ، متن کامل پاسخ حجه الاسلام دکتر محمد مطهری را به سایت رجانیوز منتشرمی کنیم :
باسمه تعالی
سردبیر محترم سایت رجانیوز
با عرض سلام و احترام
 
در مطلبی که تحت عنوان «کنایه به اسلام انقلابی امام، به بهانه‌ی نقد مکتب ایرانی» در روز یکشنبه 18 اردیبهشت در آن سایت منتشر گردیده، نویسنده محترم اینجانب را به «تعریض به حضرت امام خمینی(ره)» متهم کرده است.  ذکر نکات زیر ضروری به نظر می رسد:
 
1. اینجانب  بنا نداشته و ندارم که به نقدهای غیرمستدل پاسخ دهم، اما چون مطلب فوق حاوی تهمتی آشکار و نارواست که درعنوان مطلب هم قرار داده شده و ممکن است برخی خوانندگانی را که به مطالب شما اعتماد دارند به اشتباه اندازد، ذکر توضیحاتی را لازم دیدم. البته انتشار نقد غیرمنصفانه در سایت شما و نسبت دادن اموری به اینجانب  که هرگز نگفته ام  مسبوق به سابقه است، که نمونۀ آن  نوشتۀ محترمانه فردی به نام  آقای سید عابدین نورالدینی در مطلبی تحت عنوان «نقد اظهارات دکتر محمد مطهری» است که پاسخ برخی از آن نسبتهای نادرست در مقاله ای به قلم آقای دکتر محمد کوکب در نوشتاری تحت عنوان «نقد مشفقانه به شیوۀ وطن امروز» قابل دسترسی است.
 
2. بنده که به «تعریض» به حضرت امام متهم شده ام چنین گفته بودم که شهید مطهری – همچنانکه صریحا در آثار ایشان آمده است - با تعبیر «اسلام انقلابی» مخالف بود و منبع آن را هم ذکر کرده بودم و این مطلب هیچ ارتباطی با حضرت امام نداشت. دلیل اشارۀ به این موضوع در مقالۀ «از ایران اسلامی تا اسلام ایرانی» این بود که به کرات دیده بودم که برخی طرفداران مکتب ایرانی  مخالفت علما با آن را چنین تعبیر می کنند که آنان به نام ایران و ایرانی حساسیت دارند. در پاسخ چنین استدلال کرده بودم که همچنان که شهید مطهری خود انقلابی بود و در عین حال  با تعبیر «اسلام انقلابی» مخالفت کرد، علمای کنونی نیز مشکلی با نام ایران ندارند ولی با چیزی به نام  «مکتب ایرانی» سخت مخالفند. کجای این حرف - که اساسا ذکری از امام خمینی(ره) در آن نیست - تعریض به امام است؟!
 
3. جالب اینجاست که نویسنده خودش پاسخ خودش را داده است زیرا تأکید می کند که اسلام انقلابی مورد نظر شهید مطهری غیر از اسلام انقلابی به معنایی است که در کلام امام آمده است. بنابراین چگونه استناد به سخن شهید مطهری در انحرافی دانستن اسلام انقلابی «تعریض به امام خمینی» محسوب می شود؟ مخالفت شهید مطهری با اسلام انقلابی در مقابل کسانی بود که اسلام را صرفا دین مبارزه می دانستند و به ابعاد دیگر آن بی توجه بوده و با این تفسیر، اتحاد با مارکسیستها را توجیه می کردند و کاربرد اسلام انقلابی در کلام امام در جهت نفی اسلامی بود که بخواهد در جهت توجیه سازش با ستمگران  به کار گرفته شود و این دو نگرش کاملا با یکدیگر سازگارند.
 
4. از سخن نویسندۀ محترم بالاخره به دست نیامد که توصیۀ ایشان چیست؟ آیا صفحات مربوط به اسلام انقلابی در کتب شهید مطهری ممنوع الاستناد است یا باید در چاپهای بعدی حذف گردد یا پیشنهاد سومی دارند؟ شاید مقصود این است که هر کس خواست مطلبی از شهید مطهری نقل کند باید در کنار آن در پرانتز حتما ذکر کند که اگر کلمه مشابهی در کلمات پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین (ع)، ائمه معصومین (ع)، علمای اسلام از صدر اسلام تاکنون و از جمله امام خمینی(ه) آمده، مقصود من تعریض به آنان نیست!
 
5. مطلب قابل ذکر دیگری که ارزش پرداختن داشته باشد در نوشتار نویسنده یافت نشد. اما همین مطالب پراکنده آزمایش جالبی برای دیدن میزان تبعیت سایتهایی امثال رجانیوز از رهبر بزرگوار پیش آورده است. باید دید با وجود توصیه های مکرر رهبر انقلاب به حفظ اصول اخلاقی، سایتهایی که مطلب قبلی شما را در متهم کردن بنده به تعریض به امام خمینی منتشر کرده اند جوابیه را نیز نشر می دهند یا خیر؟
 
6. نمی دانم از کدام نویسنده باید تشکر کنم، زیرا این مطلب ابتدا به نام دیگری منتشر شد و  بعد نام نویسنده به "سجاد فیاض" تغییر یافت! به هر حال کمترین لطف نویسنده در حق بنده، مصمم تر شدن در بیان مطالبی است که قصد دارم بنویسم زیرا هر چه فضای جامعه از حیث تهمت، آلوده تر باشد مسؤولیت بیشتری احساس می شود.
 
دوستان عزیز رجانیوز! صمیمانه به شما توصیه می کنم کمی در نوع برخورد خود دقت فرمایید. فرض کنید حرف شما درست بوده و بنده پسر نوح و بی بصیرت باشم. حال این پسر بی بصیرت نوح، مطلبی را در نقد مکتب ایرانی نوشته است که شما هم در این جهت با او موضع مشترک دارید. آیا شما که انشاء الله دغدغۀ دین دارید باید سعی کنید او را جذب کنید یا چیزی را که اصلا در مقاله او نیامده به وی نسبت داده و او را ضد امام معرفی کنید؟ آیا بر اساس یک توهم یا افترا باید به او بگویید نقد مکتب ایرانی را «بهانه» قرار دادی تا به امام خمینی «کنایه» بزنی؟ آیا این معنای جذب حداکثری است که خود را مقید به آن می دانید؟ از طرف دیگر، شما که منتقدان خود را دائما به خاطر خوشحال کردن دشمن محکوم می کنید آیا ضد امام معرفی کردن فرزندان مطهری آن هم بر اساس یک توهم یا تهمت، دشمن را خوشحال نمی کند؟
 
در پایان به علاقمندان سایت رجانیوز که بسیاری از آنان جوانان متدین و انقلابی هستند تنها از جهت مسئولیت دینی توصیه می کنم که به صرف دیدن مطلبی در یک سایت آن را در وبلاگ یا سایت خود منتشر نکنند و ابتدا به اصل مطلبی که مورد انتقاد واقع شده مراجعه نمایند. انتشار اتهام در فضای اینترنتی به هیچ نحو جبران پذیر نیست. ابعادی از عواقب اینگونه گناهان اینترنتی درمقاله ای تحت عنوان «ایرانیان و خلوت اینترنتی» توضیح داده شده است. خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر فرماید.
 
با تقدیم احترام،
محمد مطهری 19 اردیبهشت 90


عضو جنبش ضد دین حامی موسوی باز هم منکر وجود امام‌زمان(عج) شد
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی
اکبر گنجی، یکی از حامیان خارج نشین میرحسین موسوی، بار دیگر منکر یکی از پایه‌های اساسی شیعیان، یعنی "مهدویت " شد.

گنجی که پیش از پناهنده شدن، از به موزه تاریخ سپردن افکار امام خمینی(ره) سخن گفته بود، در گفت‌وگو با شبکه بی.بی.سی فارسی، اندیشه مهدویت را برگرفته از مسیحیت خواند و مدعی شد که هیچ دلیلی مبنی بر وجود امام زمان(عج) وجود ندارد.

اکبر گنجی، یکی از حامیان خارج نشین میرحسین موسوی، که اخیرا به همراه محسن کدیور، عطاء الله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و عبدالعلی بازرگان بیانیه مشترکی را در حمایت از آقای موسوی منتشر کرده است، بار دیگر منکر یکی از پایه‌های اساسی شیعیان، یعنی "مهدویت " شد.

گنجی که پیش از پناهنده شدن، از به موزه تاریخ سپردن افکار امام خمینی(ره) سخن گفته بود، در گفت وگو با شبکه بی بی سی فارسی، اندیشه مهدویت را برگرفته از مسیحیت خواند و مدعی شد که هیچ دلیلی مبنی بر وجود امام زمان(عج) وجود ندارد.

وی همچنین در بخش دیگری از این مصاحبه مدعی شد که ائمه شیعه نه معصوم و نه واسطه فیضند، بلکه تنها، آدم‌هایی عالم و دانشمند بوده‌اند!

عضو جنبش ضد دین حامی موسوی همچنین مانند عبدالکریم سروش، قرآن را نه سخنان الهی بلکه سخنان پیامبر اسلام دانست.

این حامی آقای موسوی پیش از این هم، ضمن ادعای اینکه "اثبات اینکه قرآن، سخن خدا است، ناممکن است "، گفته بود که "قرآن، متنی است که بعدها به‌وسیله‌ مسلمان‌ها، از ترکیب چند گفتمان مختلف، ساخته شده است."

این اظهارات گنجی در حالی مطرح شده است که عطاء الله مهاجرانی چند روز پیش در مصاحبه‌ای تاکید کرد، فاصله میان این 5 نفر (گنجی ، مهاجرانی، سروش، کدیور و بازرگان) با میرحسین موسوی، فاصله میان ابوذر و علی(ع) است!

با این تفسیر مهاجرانی در حقیقت ادعاهای اکبر گنجی، سخنان آقای موسوی بوده که توسط یکی از ابوذرهای وی بیان شده است!

البته سخنانی از جنس مواضع گنجی، از سوی دیگر اعضای این گروه 5 نفره هم ابراز شده است، چنانچه، عبدالکریم سروش، در سال 86 در گفتگو با مجله zemzem با ادعای اینکه دریافت‌های پیامبر اکرم از وحی تجارب و درک‌های شخصی ایشان از الهامات بوده است، به‌طور واضحی بر خلاف معتقدات واضح مسلمانان، ادعای بشری بودن قرآن را مطرح کرد.

وی همچنین در خصوص عصمت پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز شبهاتی وارد کرده بود.

محسن کدیور هم مدعی شده بود که "عصمت در میان آدمیان منحصر به شخص پیامبر است " و ائمه فاقد عصمتند.

عبدالعلی بازرگان، دیگر حامی آقای موسوی نیز، دارای گرایش‌های شبه وهابی است.

وی مواضع خود را پس از یک سلسله بحث در اوایل دهه 70 به صراحت اعلام کرد.

گفتنی است که "این پنج نفر " خود را "اتاق فکر فرقه سبز " و همراهان میرحسین موسوی دانسته‌اند.


انکار امام زمان تازه ترین اعتراف فتنه سبز بهائیت
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، اکبر گنجی

انکار امام زمان تازه ترین اعتراف فتنه سبز بهائیت

همزمان با تظاهر باند عطاء... مهاجرانی به «روشنفکری دینی»، یکی از اعضای این باند مجدداً منکر وجود امام زمان(عج) شد. اکبر گاف در مصاحبه با بی بی سی انگلیس، باور مهدویت را برگرفته از مسیحیت خواند و گفت هیچ دلیلی مبنی بر وجود امام زمان(عج) وجود ندارد.
وی همچنین در بخش دیگری از این مصاحبه مدعی شد که ائمه شیعه نه معصوم و نه واسطه فیضند، بلکه تنها، آدم هایی عالم و دانشمند بوده اند!
این حامی موسوی پیش از این هم، ضمن ادعای این که «اثبات این که قرآن، سخن خدا است، ناممکن است»، گفته بود که «قرآن، متنی است که بعدها به وسیله مسلمان ها، از ترکیب چند گفتمان مختلف، ساخته شده است.»!
این اظهارات در حالی مطرح شده است که عطاء مهاجرانی چند روز پیش در مصاحبه ای تاکید کرد، فاصله میان تیم وی با میرحسین موسوی، فاصله میان ابوذر و علی(ع) است!
البته سخنانی از جنس مواضع گنجی، از سوی دیگر اعضای این گروه 5 نفره هم ابراز شده است، چنانچه، عبدالکریم سروش، در سال 86 در گفت وگو با مجله zemzem با ادعای این که دریافت های پیامبر اکرم(ص) از وحی تجارب و درک های شخصی ایشان از الهامات بوده است، به طور واضحی برخلاف معتقدات واضح مسلمانان، ادعای بشری بودن قرآن را مطرح کرد.
وی همچنین در خصوص عصمت پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز شبهاتی وارد کرده بود. محسن کدیور هم مدعی شده بود که «عصمت در میان آدمیان منحصر به شخص پیامبر است» و ائمه فاقد عصمتند!
گفتنی است درپی صدور بیانیه های 5 نفره((مهاجرانی، سروش، کدیور، عبدالعلی بازرگان و اکبر- گاف) مهاجرانی اعلام کرد این عده، اتاق فکر جنبش سبز هستند. در بیانیه مذکور که شرح و تفسیر بیانیه 17 موسوی محسوب می شد، از جمهوری اسلامی به عنوان ولایت جائر یاد شده بود. میرحسین موسوی به دلایل کاملا روشن هرگز حاضر نشده از تحرکات 7 ماه اخیر باند مذکور و دنباله های آنها در آمریکا و اروپا ابراز برائت کند بلکه این طیف، سخنگویان وی در خارج از کشور محسوب می شوند.
کیهان پیش از این از نقش ویژه جریان انحرافی، استعماری و ضد شیعی بهائیت در فتنه سبز خبر داده بود و اخبار جدید صحت این خبر را تأیید می کند.
گفتنی است براساس اخبار موثق، اکبر گنجی به عنوان کسی که «جسارت حمله مستقیم به اعتقادات اسلامی و شیعی را دارد» از سوی مهاجرانی و کدیور در جمع 5 نفره مورد اشاره پذیرفته شده است. ضمن آن که گنجی در دوران اصلاحات از روابط پنهان و رسوایی برخی سران مدعی اصلاحات نیز اطلاعاتی دارد که به عنوان باج از آن استفاده می کند. وی چند سال قبل از زندان برای سران مدعی اصلاحات پیغام داده بود که اگر اخبار مربوط به او در روزنامه های وابسته به اصلاحات چاپ نشود، دست به افشاگری خواهد زد.


اظهارات حرمت‌شکنانه یکی از 5 نماینده موسوی
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، اکبر گنجی ، خبر

یکی از 5 نماینده موسوی در خارج کشور ضمن رد معصومیت ائمه(ع) منکر وجود امام زمان(عج) شد.
اکبر گنجی یکی از 5 تنی که به همراه محسن کدیور، عطاء‌الله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و عبدالعلی بازرگان، بیانیه مشترکی را در تبیین خواسته‌های فرقه سبز مطرح کرده بود، بار دیگر منکر یکی از پایه‌های اساسی مذهب شیعه، یعنی مهدویت شد. وی در گفت‌وگویی با شبکه بی بی سی فارسی، در اظهاراتی حرمتشکنانه با بیان این که حتی یک دلیل برای وجود امام زمان (عج) وجود ندارد، اندیشه مهدویت را برگرفته از مسیحیت خواند و مدعی شد که هیچ دلیلی مبنی بر وجود امام زمان(عج) وجود ندارد. گنجی همچنین در بخش دیگری از این مصاحبه مدعی شد که ائمه شیعه نه معصوم و نه واسطه فیضند بلکه تنها آدم‌های عالم و دانشمندی بوده‌اند! این اظهارات گنجی در حالی صورت می‌گیرد که عطاءالله مهاجرانی چند روز پیش در مصاحبه‌ای تأکید کرد فاصله میان این 5 نفر (گنجی، مهاجرانی، سروش، کدیور و بازرگان) با میرحسین موسوی، فاصله میان ابوذر و علی(ع) می‌باشد! با این تفسیر مهاجرانی در حقیقت ادعاهای اکبر گنجی، سخنان میرحسین موسوی بوده که توسط یکی از ابوذرهای وی بیان شده است.