سوابق اتهامات تروریستی غرب به ایران
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، تروریسم ، ایران

تحولات 30 سال اخیر نشان می دهد هر وقت ایران در برابر غرب پیروزی بزرگی بدست آورده یا هرگاه منافع بخشی از غرب به خطر افتاده، دولتهای غربی داستان و تهمت جدیدی علیه ایران علم کرده اند.

چند روزیست که مقامات امریکایی خبر از کشف یک توطئه طراحی شده از جانب ایران برای ترور سفیر عربستان در واشنگتن می دهند.

این خبر واکنشهای زیادی را در رسانه های جهان و در میان تحلیل گران مختلف برانگیخته است. تعداد زیادی از رسانه ها و شخصیت های مختلف ابتدا به بررسی صحت و سقم سناریوی طرح شده توسط مقامات آمریکایی پرداخته اند و پس از اینکه مشخص شد داستان طرح شده توسط مقامات آمریکایی دارای چفت وبسط مناسبی نیست به گمانه زنی در خصوص چرایی طرح شدن این داستان توسط دولت امریکا پرداخته اند.

عده ایی انحراف افکار عمومی از جنبش اعتراضی مردم آمریکا و یا تاثیر گذاری بر روی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را مطرح کرده اند و عده ایی دیگر اختلاف افکنی میان ایران وعربستان و یا اختلال در فرایند دخالت ایران در کشورهای منطقه که اوضاع بسیار حساسی را سپری می کنند و بعضی از آنها در مرحله دولت سازی قرار گرفته اند و یا حتی تاثیر گذاری بر روی انتخابات پیش روی ایران را به عنوان دلایل این موضوع ذکر کرده اند .

اما آنچه در این میان بسیارجلب توجه می کند . جنبه های تخیلی داستانیست که مقامات آمریکایی سرهم کرده اند . گویا شتابزدگی بسیار زیادی برای طرح این موضوع وجود داشته است و فرصتی هم برای سرهم کردن یک داستان سالم و تمیز برضد ایران وجود نداشته است . این همه گمان انفعالی بودن و واکنشی بودن موضوع را در پاسخ به مسئله ای خاص و فوری تقویت می کند . خصوصا اینکه سابقه چنین امری در کارنامه غربیها به دفعات قابل مشاهده است.
 
به عنوان نمونه پس از آنکه دولتهای ایران وانگلستان در میانه دهه ۹۰ میلادی تصمیمم به ارتقا روابط گرفتند و درست زمانی که ایران برای عملی کردن این موضوع مشغول بازسازی سفارت خود در لندن بود، ناگهان مقامات انگلیسی و از جمله جان میجر نخست وزیر وقت این کشور ایران را به حمایت از تروریسم متهم کردند و مدعی شدند که ایران ازارتش جمهوری خواه ایرلند حمایت می کند . این ادعا در طول یک هفته بارها و بارها تکرار شد و در رسانه های بین المللی و خصوصا انگلیسی دامن زده شد. حتی جان میجر در این خصوص به یک نطق آتشین در پارلمان پرداخت.

درست یک هفته بعد رئیس جمهور وقت ایران (آقای هاشمی رفسنجانی) در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که حدود یک هفته قبل و در جریان عملیات ساختمانی تعمیر سفارت ایران در لندن، یک دستگاه میکروفن سیستم اطلاعاتی انگلستان کشف شده است.

بلافاصله مقامات انگلیسی سکوت اختیار کردند و حاضر به پاسخگویی در مورد اتهامات قبلی شان نشدند و رسانه های انگلیسی هم که درگیر یک افتضاح دولتی شده بودند پس از چند روز قضیه را به اصطلاح ماست مالی کردند .

یا در اتفاقی دیگر، زمانیکه رئیس وقت سیا پس از جنگ آمریکا علیه افغانستان به صورت غیره منتظره استعفا کرد، بسیاری به گمانه زنی در خصوص این اقدام پرداختند. خصوصا اینکه با توجه به موفقیت نظامی و اطلاعاتی ایالات متحده در آن زمان، بسیاری تصور این تغییر را نداشتند . نهایتا چند ماه بعد مشخص شد که مقامات اطلاعاتی ایران در یک گاف مامورین امنیتی آمریکا به این موضوع واقف شده اند که مقامات آمریکایی به سیستم رمز گذاری پیامها میان تهران و سفارتخانه هایش دست پیدا کرده اند و این سیستم را بکلی تغییر داده اند . امری که شکستی فاحش برای سیستم اطلاعاتی آمریکا محسوب می شد و نهایتا رئیس آنرا وادار به استعفا کرد.
 
کمی دورتر در افتضاح ایران - کنترا که در ایران به ماجرای مک فارلین مشهور شد جهان شاهد چنین رویه ای از سوی مقامات آمریکایی بوده است . مقامات آمریکایی در آن جریان با تشکیل یک باند بین المللی اسلحه ، به ایران که در آن زمان درگیر جنگ بود پیشنهاد فروش سلاحهای مورد نیاز ایران را دادند و در مقابل از ایران خواستند تا وجوه خود را به شماره حسابی خاص واریز کنند. مقامات آمریکایی از پولی که در این حساب جمع می شد به شورشیان مخالف دولت اورتگا که در آن زمان از مخالفین دولت آمریکا و اتفاقا از دوستان ایران تلقی می شد کمک مالی می کردند.
 
با روشن شدن موضوع ابتدا دولت آمریکا به فرافکنی پرداخت اما نهایتا تاوان سنگینی بابت این موضوع پرداخت و نهایتا مک فارلین مشاور امنیت ملی آمریکا دست به خودکشی زد و بزرگترین افتضاح برای ریاست جمهوری تا آن موقع موفق ریگان رقم خورد.
 
درست به همین دلایل است که به نظر می رسد خبرسازی ناشیانه آمریکائیها به احتمال زیاد نشان از یک شکست فاحش اطلاعاتی دیگر برای سیستم اطلاعاتی ایالات متحده دارد .
 
نکته جالب در این میان سکوت مقامات اطلاعاتی دو طرف است. گرچه طرف آمریکایی عملا حرفی برای گفتن ندارد اما طرف ایرانی هم که در عین حال استاد جنگ روانیست سعی می کند با صبر و تحمل به دنبال وارد کردن و به اصطلاح تله گذاری برای واکنش مقامات کشورها و رسانهای مختلف به دامی باشد که توسط مقامات آمریکایی پهن شده است تا با فاش شدن مسائل پشت پرده بتواند حداکثر ضربه حیثیتی را به آنها وارد کند . گرچه داستانی که آمریکایی ها طرح کردند آنقدر بی سر وته بود .که تقریبا هیچ کس آنرا باور نکرد.

در این میان تنها معذوریت نهادهای اطلاعاتی ایران در خصوص فاش کردن موضوع آنست که مقامات سیاسی ایران علاقه ای به درگیر شدن در منازعات سیاسی داخلی آمریکا ندارند. خصوصا اینکه با فاش شدن ابعاد مختلف موضوع اوباما بیش از هر کس دیگری تاوان این موضوع را خواهد داد.

با توجه به اینکه دادستان کل و رئیس اف بی آی مستقیما درگیر این پرونده مضحک شده اند، می توان حدس زد آنچه دولت آمریکا را به طراحی و اجرای این سناریو واداشته، فشار و اضطرار بسیار شدیدی برای آمریکا ایجاد کرده است که حاضر شده چنین هزینه گزافی از آبروی دادستانی کل و اف بی آی بپردازد.


چه کسانی از رابطه با آمریکا سود می‌برند؟
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، ایران ، آمریکا ، اصلاح طلبان

اصلاح‌طلبان از طرح رابطه با آمریکا خوشحال هستند.

به گزارش ندای انقلاب طرح موضوع رابطه با آمریکا اگر چه می‌تواند یک موضوع چالش‌برانگیز و مورد علاقه رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب برای راه اندازی موج تبلیغاتی باشد، اما مهمتر از اصل این مسئله، موضوع نفعی است که از این موضوع نصیب بعضی گروه‌ها و جریانات سیاسی می‌شود.

rabeteh-009

اصلاح‌طلبان خوشحال از طرح رابطه با آمریکا

بخش عمده‌ای از کسانی که با عنوان اصلاح‌طلبی، سال‌ها در عرصه سیاسی کشور حضور داشته‌اند، نه تنها خواستار عادی سازی رابطه با آمریکا هستند بلکه هیچ شرطی را هم برای این مسئله در نظر نمی‌گیرند.

از سوی دیگر طرح موضوع رابطه با آمریکا نیز می‌تواند از طرق مختلف برای این طیف حایز اهمیت باشد.

سال‌هاست که به مناسبت‌های مختلف از اصلاح‌طلبان انتقاد می‌شود که چرا به صورت جسته و گریخته موضوع رابطه با آمریکا را در زمان حاکمیت ۸ ساله دولت خاتمی طرح کرده‌اند اما اکنون و در صورت تلاش جهت قبح‌زدایی از چنین مسئله‌ای، اصلاح‌طلبان می‌توانند در نقش طلبکار ظاهر شده و جمله معروف «اگر ما چنین می‌کردیم، کفن‌پوشان قم راهی تهران می‌شدند!» را بار دیگر استفاده کرده و یک موج تبلیغاتی برای تطهیر خود به‌راه بیندازند.

این در حالی است که عادی سازی رابطه با آمریکا سبب خواهد شد تا ارتباطات فعلی میان بعضی اصلاح‌طلبان ساکن در خارج از کشور با سازمان‌های مختلف ضدایرانی و صهیونیستی، به عنوان یک رابطه عادی جلوه داده شده و جنبه خائنانه آن مخفی و کتمان شود.

گفتنی است چنین اتفاقی به صورت کم و بیش در حال حاضر و در مورد انگلستان به‌وقوع پیوسته است.

از آنجا که رابطه ایران و آمریکا قطع شده است و حضور اصلاح‌طلبان فراری د رآمریکا ممکن است آنها را به داشتن رابطه با دشمن متهم کند، برای اقناع افکار عمومی، افراد اثرگذار این عده اکنون در پناه انگلستان زندگی کرده و علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت رسانه‌ای و سیاسی می‌کنند.

دیگر گروه‌ها

عناصر تجزیه‌طلب، فرقه‌های انحرافی همچون بهائیت و گروه‌های غیرقانونی مانند ملی‌مذهبی‌ها دیگر برندگان طرح موضوع رابطه با آمریکا هستند و در صورت عادی شدن این رابطه، سود فراوانی خواهند برد.

بر همین اساس در سایه مطرح شدن چنین موضوعی، علاوه برآنکه روابط پنهانی تحت عنوان فعالیت‌های حقوق بشری، احقاق حقوق زنان و مواردی از این دست، از حالت زیرزمینی خارج شده و تحت عنوان رابطه فرهنگی با نهادهای غیردولتی آمریکایی به صورت آزادانه انجام خواهد شد، بلکه راهی جهت ارتباطات گسترده‌تر این گروه‌ها با دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی ایران فراهم خواهد آمد.

از سوی دیگر گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب همواره با این انتقاد از سوی مردم کشور روبه‌برو بوده‌اند که علاوه بر ارتکاب جرایم مختلف و متعدد، به سبب برخورداری از روابط گسترده با آمریکا و متحدانش، خائن به ملت ایران محسوب می‌شوند. همین مسئله یکی از دلایل عدم اقبال عمومی به این گروه‌ها در سراسر کشور بوده است. این در حالی است که در صورت عادی سازی رابطه با آمریکا، قبح این خیانت گروه‌های مذکور ریخته شده و راه برای تبلیغات گسترده آنها و فریب افکار عمومی هموار خواهد شد.

سینه‌چاکان آمریکا در انتظار

بر همین اساس به راحتی می‌توان مدعی شد که بعضی گروه‌های تابلودار که می‌توان از آنها با اصطلاح «ضدانقلاب» یاد کرد، نه تنها چشم‌انتظار عادی سازی رابطه با آمریکا هستند، بلکه برنده اصلی طرح این موضوع در فضای سیاسی کشور هستند.


رمزگشایی از پشت‌پرده ترور دانشمندان در ایران و ناآرامی‌های اخیر سوریه
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: ترور ، ایران ، سوریه ، آمریکا
نیروهای ویژه امریکا در 120 کشور جهان فعالیت مخفیانه دارند/ 85 درصد این نیروها در ایران و سوریه هستند
پایگاه خبری "آسیا تایمز" با انتشار مقاله‌ای از "نیک ترس" تاریخ‌دان مشهور امریکایی به بررسی نقش امریکا در تهدیدهای فیزیکی و اجتماعی علیه کشورهای جهان به‌ویژه ایران پرداخته است.

به گزارش رجانیوز، در این مقاله با یادآوری عملیات دستگیری القاعده در ماه‌های گذشته به احتمال نقش داشتن مستقیم نیروهای جاسوسی ایالات متحده در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران اشاره شده و آمده است:

همین الان که شما مشغول خواندن این متن هستید، یک مأمور جاسوسی امریکا درحال انجام یک عملیات مخفی در نقطه‌ای از جهان است؛ ماموریتی که به طور کاملا پنهانی و به دور از دید افکار عمومی صورت می‌گیرد و به طور مشخص از سوی پنتاگون برای پیشبرد اهداف کاخ سفید به منظور راه انداختن یک جنگ جهانی محدود و غیرملموس برنامه‌ریزی شده است.

گرفتار کردن "اسامه بن لادن" در یک ویلای شخصی توسط نیروهای نظامی ایالات متحده که نهایتاً منجر به فرستادن جنازه او در درون یک صندوق به درون دریا شد، البته آن‌طور که امریکایی‌ها می‌گویند. یکی از این گروه‌های مخفی و مخوف نظامی با نام OPS را افشا کرد.

این مساله نشان داد نیروهای عملیاتی ویژه و مخفی امریکا در مناطقی خاص از افغانستان و عراق مستقر هستند؛ رویکردی که به نظر می‌رسد در مناطقی مانند یمن و سومالی نیز به طور گسترده و عمیقی ریشه دوانده است؛ هر چند در سایه باشد.

سال گذشته، روزنامه "واشنگتن پست" گزارش داد که نیروهای امریکایی عملیات ویژه در ۷۵ کشور جهان مستقر شده‌اند. البته این تعداد تا پایان دوران ریاست جمهوری جورج بوش بود و این آمار در حال حاضر در دولت اوبامای دموکرات به حدود ۱۲۰ گروه رسیده است. سخنگوی یکی از این گروه‌های ویژه گفته بود که کاخ سفید به دنبال گسترش دامنه نفوذ خود در عرصه نظامی و البته فکری به ویژه در میان نخبگان جهان است.

ظهور ارتش سری ارتش

گروه عملیات ویژه موسوم به RAID که در سال ۱۹۸۰ میلادی -۱۳۵۹ شمسی- به منظور آزادی اعضای سفارت امریکا در تهران که به تصرف دانشجویان و جوانان ایرانی درآمده بودند، متولد شد، شکست تلخی خورد که طی آن هشت نفر از اعضای ارشد سرویس اصلاعاتی امریکا کشته شدند.

پس از این ماجرا در حالی که نیروهای ویژه از ماجرای جنگ ویتنام نیز سرخورده بودند و حاضر به انجام عملیات‌های جدید نداشتند، به طور ناگهانی توجه خاصی به این گروه‌ها شد و پشتیبانی مالی فراوانی از اعضای آن در دستورکار کنگره قرار گرفت؛ تسهیلاتی مانند خانه رایگان، افزایش قابل توجه حقوق و حتی اعطای درجه و نشان نظامی.

از آن به بعد، نیروهای ویژه که تشکیل گروه SOCOM را دادند، به ترکیبی از نیرو‌ها با قابلیت‌های شگفت‌انگیز تبدیل شد که متشکل بود از شاخه خدمات نظامی ارتش، تجهیزات ویژه نیروی دریایی، کماندوهای نیروی هوایی و تیم سپاه عملیات ویژه که علاوه بر خدمه تخصصی هلی‌کوپتر، تیم قایق، پرسنل امور فنی و روانی و حتی تیم‌های تخصصی و مخفی ایالات متحده امریکا به منظور انجام مأموریت‌های خاص.

ترور افراد، حملات ضدتروریستی، شناسایی دوربرد اهداف، تجزیه و تحلیل اطلاعات، آموزش نیروهای خارجی و نحوه استفاده و مقابله با سلاح‌های کشتار جمعی از جمله این ماموریت‌های خاص است.

بازجویی از افراد با اهمیت بالا در محل دستگیری هم یکی دیگر از اقدامات و ماموریت‌های این گروه‌های ویژه است؛ اتفاقی که به طور گسترده در افغانستان، پاکستان و حتی عراق نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. تا جایی که گفته می‌شود حدود ۲۰ سایت بازجویی ویژه در افغانستان تحت کنترل امریکایی‌ها است.

ساماندهی ترور در ۱۲۰ کشور جهان

به‌طور کلی می‌توان گفت که هم اکنون در ۱۲۰ کشور در سراسر جهان، سربازانی حضور دارند که آماده شنیدن دستور آغاز عملیات از سوی فرماندهان خود هستند تا دست به ترور اهداف از پیش تعیین شده، کشتار، آدم‌ربایی، لگد زدن به در خانه‌ها و ورود به آن، عملیات مشترک با نیروهای خارجی و ماموریت‌های آموزشی با شرکای بومی بزنند؛ سربازانی که ویژه بودن آن‌ها در کوچک، لاغر و نفوذ داشتن تعریف شده است.

نکته جالب در این میان، حضور 85 درصد از این نیروهای مخفی در ایران و سوریه است؛ دو کشوری که به عنوان نماد ایستادگی در برابر خواسته‌های امپریالیستی امریکا شناخته می‌شوند و در سال‌های اخیر هم دامنه تأثیرگذاری خود در خاورمیانه را به شدت افزایش داده‌اند.

امریکایی‌ها هنوز با آنچه که این نیروی ویژه باید انجام بدهد، دست به گریبان هستند. پنهان‌کاری و درز نکردن اطلاعات در مورد نحوه فعالیت آن‌ها موضوعی است که به شدت با پنهان‌کاری از سوی مقامات ارشد کاخ سفید همراه است. در این زمینه، یکی از مقام‌های ارتش امریکا در مورد دلیل این پنهان کاری شدید، می‌گوید: «دسترسی ما به اهداف‌مان در کشورهای خارجی، عامل اصلی در عدم افشای اطلاعات جزیی در این زمینه است.»

شاید همین مساله است که موجب شده تا او درباره نحوه انجام عملیات بن‌لادن اینگونه بگوید: «ما در سایه حرکت کردیم و آرام آرام آنچه را موردنظرمان بود، انجام دادیم.»


اشپیگل: تلاش برای مرتبط کردن ایران با پرونده ترور حریری
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، رفیق حریری ، ایران ، مجله اشپیگل

در اسناد دادگاه حریری ادعا شده است که چهار متهم پرونده حریری، از لبنان خارج شده اند و حداقل سه نفر از آنها هم اکنون در ایران زندگی می کنند.

مجله آلمانی اشپیگل در جدیدترین شماره خود نوشت: دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان به دنبال مرتبط کردن ایران با پرونده ترور حریری است.

به گزارش عصر ایران، این مجله اضافه می کند: دادگاه بین المللی اطلاعاتی دارد که براساس آن ایران با عملیات ترور حریری مرتبط بوده است.

اشپیگل به نقل از منابع اطلاعاتی که نخواست نامشان اعلام شود می نویسد: دادگاه بین المللی حریری که اخیرا نام و مشخصات چهار متهم این پرونده را منتشر کرد به شدت نشانه هایی را دنبال می کند که براساس آن این پرونده به ایران برسد.

این چهار متهم ، همگی عضو حزب الله هستند. دولت لبنان اخیرا اعلام کرد که هیچ نشانی از این چهار متهم به دست نیاورده و امکان بازداشت آنان وجود ندارد.

حزب الله بارها هر گونه ارتباط با ترور رفیق حریری را رد کرده است و با ارائه اسناد و مدارکی، از ارتباط دادگاه بین المللی حریری با مقامات اسرائیلی آمریکایی پرده برداشت.

براساس این گزارش، دادگاه حریری مدعی است این چهار متهم در سال 2004 به ایران سفر کردند و به مدت چند ماه در پایگاه نظامی (امام) خمینی در نزدیکی شهر قم، آموزش های نظامی را برای عملیات های ترور طی کردند.
این گزارش می افزاید: ناظران این آموزش ها، دکورهای شبیه به صحنه ترور و انفجار در بیروت طراحی کرده بودند و عملیات انفجار آزمایشی را نیز انجام دادند.

براساس مطلب اشپیگل ادعا شده است، هم اکنون نیز چهار متهم پرونده حریری، از لبنان خارج شده اند و حداقل سه نفر از آنها هم اکنون در ایران زندگی می کنند.


ادعاهای جدید سعد حریری علیه ایران : در پرونده پدرم سنگ اندازی می کنند!
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، سعد حریری ، حزب الله ، ایران

همه در جهان از عمق رابطه بین حزب الله و ایران آگاهند و موضع ایران نسبت به دادگاه بین المللی بررسی ترور حریری در واقع مکمل موضع حزب الله و در راستای آن است ، واقعیتی که ما امیدواریم به پناه دادن به متهمانی که تحت تعقیب بین المللی هستند نینجامد.

سعد حریری نخست وزیر سابق و رهبر جبهه المستقبل لبنان در اظهاراتی ایران را به سنگ اندازی در راه دادگاه بین المللی بررسی ترور پدرش رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان متهم کرد.

به گزارش عصر ایران سعد حریری که در هفته های گذشته به دلیل دریافت گزارش هایی مبنی بر احتمال ترورش به فرانسه گریخته است ، با متهم کردن ایران افزود :‌"‌ رفتار ایران به گونه ای است که می خواهد بر جنایت ترور سرپوش بگذارد و چنین موضعی به دور از خرد و مسئولیت پذیری است ".

حریری که در واکنش به گزارش اخیر هفته نامه اشپیگل آلمان در متهم کردن ایران به دست داشتن در ترور حریری سخن می گفت در ادامه مدعی شد :‌"‌ همه در جهان از عمق رابطه بین حزب الله و ایران آگاهند و موضع ایران نسبت به دادگاه بین المللی بررسی ترور حریری در واقع مکمل موضع حزب الله و در راستای آن است  ، واقعیتی که ما امیدواریم به پناه دادن به متهمانی که تحت تعقیب بین المللی هستند نینجامد."

این ادعاهای حریری در حالی بیان می شود که ایران و حزب الله بارها بر ضرورت تشکیل دادگاهی ملی برای بررسی شوهد راستین ترور حریری تاکید داشته اند و حتی سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان اسنادی مبنی بر دست داشتن اسراییل در ترور حریری ارایه داده است.

ایران و حزب الله دادگاه بین المللی را به رسمیت نمی شناسند و آن را بازیچه دست آمریکا و اسراییل برای انتقام گیری از حزب الله می دانند ؛ دبیر کل حزب الله لبنان اعلام کرده است که به هیچ وجه افرادی را که به عنوان متهم از سوی این دادگاه اعلام شده را تحویل نخواهد داد.

سعد حریری در ادامه درباره موضع وزارت خارجه ایران در واکنش به گزارش هفته نامه اشپیگل آلمان گفت :‌" موضع وزارت خارجه ایران دقیقا همان موضع حزب الله و دبیر کل آن است . این موضع بخشی از یک سیاست کلی است که هدف آن به شکست کشاندن دادگاه بین المللی ترور حریری و جلوگیری از اجرای عدالت است."

گفتنی است هفته نامه اشپیگل آلمان روز دوشنبه در گزارشی مدعی شده بود که از 4 متهم ترور رفیق حریری که عضو حزب الله هستند 3 تن از آنان از لبنان خارج شده و هم اکنون در ایران زندگی می کنند.

اشپیگل در این گزارش که با تکذیب وزارت امور خارجه ایران مواجه شد ، مدعی شده است که چهار متهم  ترور رفیق حریری   برای اجرای ترورها، در سال 2004 در  پایگاه نظامی "امام خمینی" ایران آموزش دیده اند.

رفیق حریری در فوریه سال 2005 در انفجار مهیبی در بیروت پایتخت لبنان ترور شد. دادگاه بین المللی رسیدگی کننده به ترور او یک ماه و نیم پیش ، کیفرخواست خود را تسلیم دادستان لبنان کرد. بر مبنای این کیفرخواست دادستان لبنان موظف است ظرف مدت یک ماه با جلب و بازداشت 4 متهم آنها را برای محاکمه در اختیار دادگاه قرار دهد .

دولت نجیب میقاتی نخست وزیر لبنان پس از طی مهلت قانونی با صدور بیانیه ای اعلام کرد که از دستگیری چهار متهم به دلیل عدم دسترسی به آنها عاجز است ، از این رو دادگاه بین المللی دو هفته پیش اسامی و مشخصات این چهار متهم را به رسانه ها اعلام کرد.


نظرات جالب کاربران انگلیسی درباره موضع ایران در وب سایت اسکای نیوز
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، انگلیس ، ایران
اسکای نیوز:چرا ایران درباره آشوب‌های لندن اظهار نظر می‌کند؟
کاربرانگلیسی: اگردخالت بداست، چرا شما در امور ایران دخالت کردید؟!

گروه بین الملل: هشدار مقامات ایرانی به مقامات انگلیسی درخصوص رفتار انسانی با معترضان، توجه رسانه‌ها و استقبال قابل توجه افکار عمومی غربی را به خود جلب کرده است.

اسکای نیوز در گزارشی نوشت: مقامات ایرانی هشدار صریحی را به دولت بریتانیا ابراز کرده‌اند. مهمان‌پرست سخنگوی وزارت امور خارجه از پلیس لندن خواسته تا در برابر تظاهرات‌کنندگان خویشتنداری کند.

مهمان‌پرست  دولت بریتانیا را دعوت کرده تا با "اغتشاشگران" باب گفتگو را باز کند و به خواسته‌های آنها به منظور آرام کردن اوضاع گوش کند. وی همچنین از سازمان‌‎های مستقل حقوق بشر خواسته است تا به بررسی مرگ مارک دوگان بپردازند که هفته گذشته توسط پلیس هدف گلوله قرار گرفت.

اسکای نیوز ادامه داد: حتی تهران ابراز اشتیاق کرده که نمایندگان خود را به انگلستان بفرستد و بدین ترتیب تفسیر خود را از وقایع صورت دهد. حسین ابراهیمی از اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس ایران گفته: "مجلس شورای اسلامی آمادگی خود را برای ارسال یک هیئت حقوق بشر به بریتانیا به منظور بررسی نقض حقوق بشر در  این کشور اعلام می‌‎دارد. ما از دولت بریتانیا و سفارت این رژیم در تهران می خواهیم تا بستر مناسب را برای حضور گزارشگران حقوق بشر ایران در بریتانیا فراهم آورند و از بهانه‌های غیر واقعی  خودداری کنند."

در حالی که اسکای نیوز و دیگر رسانه‌های غربی تلاش کرده‌اند واکنش افکار عمومی و مخاطبان خود را به این اقدام ایران برانگیزند اما در اتفاقی جالب، واکنش‌های افکار عمومی اکثراً در حمایت از اقدام ایران بوده است.

کاربری با عنوان Dharte010 در ذیل خبر اسکای نیوز عنوان کرده است: اگر بریتانیایی‌ها می‌توانند به کار مردم کشورهای دیگر سرک بکشند، خوب ایرانی‌ها هم می‌توانند. می‌خواهم بدانم که آیا حالا رهبران جهان شجاعت دارند که بگویند که "دیوید کامرون تمام مشروعیت خود را از دست داده است و باید قدرت را رها کند؟!''

 Defiant1337نیز عنوان کرده است: ایرانی‌ها می‌دانند که چگونه مردم جهان سوم را کنترل کنند.

Digiman کاربر انگلیسی عنوان کرده است: ایران؟ این کشوریه که مخالفینش را سنگسار می‌کند!

Crimson Gold دیگر کاربر انگلیسی نیز عنوان کرده است: خوب وقتی که دولتی مثل دولت کامرون داریم که در امور ملت‌های دیگر دخالت می‌کند، باید انتظار واکنش متقابل آن را هم داشت. من طرفدار ایران نیستم ولی رسانه و دولت ما از تبلیغات بر علیه کشوری مثل ایران همیشه استفاده کرده است.

‌کاربر دیگری با عنوان Johny نیز عنوان کرده که: من از سخنان آقای مهمان پرست و عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس ایران استقبال می‌کنم. چون  این طوری حداقل می‌توانیم متوجه شویم که آیا مارک دوگان واقعاً توسط پلیس کشته شده است یا نه!

 Vnews دیگر مخاطب اسکای نیوز نیز تصریح کرده که: احساس می‌کنم که باید این پیشنهاد را با آغوش باز بپذیریم.  مگر ما نبودیم که اول سنگ پرتاب کرده ایم؟!

SomeGuy نیز خاطرنشان کرده: بچه‌ها قبول کنید که خیلی خنده داره! این یک پیشنهاد جدی نیست. ایران فقط با این کار می‌خواد زبان به طعنه گویی باز کنه و حال بریتانیا رو بگیره. اینکه این طعنه و ریشخند در صحنه بین‌الملل نشون داده شده واقعاً خنده داره.

کاربر دیگری با نام Tweetybird تصریح کرد است: ایران حق داره از شورش‌های لندن استفاده  تبلیغاتی کنه. چرا؟ چون دیگه خسته شدم از این مطبوعات بریتانیا که یکسره از کشورهای خارجی به عنوان تبلیغات استفاده می‌کنند و بعد هم با این تاکتیک، نفرت بیشتری نسبت به خارجی‌های بریتانیا  ایجاد می‌کنند. فقط ببینید اسکای داره چکار میکنه!

Dharte010 در نظر دیگری که برای اسکای نیوز گذاشته، تصریح کرده است: اینکه آقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور منتخب ایرانه، یک حقیقت است. مطمئناً اونا انتخابات دارند و کاملا حق دارن در بریتانیا دخالت  داشته باشند. همانطور که بریتانیا سالهاست که دخالت‌های زیادی را در کشور آنها صورت داده است. 


Fools for fools
کاربر انگلیسی دیگری با آوردن این جمله از خبر اسکای نیوز که "تهران ظاهراً مشتاق است تا نمایندگان خود را به انگلستان بفرستد و بدین ترتیب تفسیر خود را از وقایع صورت دهد" ادامه داده است: واقعاً نمیشه اونا رو محکوم کرد. تفسیرهای فاسد ما اینقدر سریع رنگ عوض می‌کند که هیچ وقت نمی دونند چطوری و کی متوقفش کنند. بی صبرانه منتظرم ببینم عکس العمل دنیا چه خواهد بود اگر حکومت ما و پلیس ما مجبور شوند از خشونت علیه شهروندان "یاغی" خودشان استفاده کنند.


چرا ایران از ناآرامی های سوریه حمایت نمی کند؟
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، سوریه ، ایران ، بیداری اسلامی
ناآرامی در سوریه؛ بیداری اسلامی یا فتنه سعودی ـ امریکایی؟

گروه بیداری اسلامی: نظام حاکم بر سوریه یک نظام کاملا سکولار است و از این لحاظ با نظام برآمده از انقلاب اسلامی ایران فاصله زیادی را ایجاد کرده است. این را می  توان از جبهه نسبتا متنوع معارضان سوری دریافت که اخوان المسلمین شاخه سوریه – که گرایش هایی ضد سکولاری دارد- را هم در خود جای داده است. افزون بر اینکه در سوریه آنگونه که جمهوری اسلامی ایران تجربه بیش از سه دهه مردمسالاری دینی را پشت سر گذاشته، تجربه نکرده است. با این حال آنچه نظام سوریه را در طی سی سال گذشته همواره در کنار ایران قرار داده است، مواضع خارجی خانواده اسد بوده است. حافظ اسد در طول جنگ هشت ساله، وقتی دولت های عرب منطقه در کنار آمریکا و شوروی مقابل ملت ایران صف کشیده بودند، در کنار ایران موضع گرفته بود. پس از حافظ هم بشار، وارث سیاست های پدر در حوزه خارجی بود. سوریه در کنار جمهوری اسلامی حامی مقاومت 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه بوده است تا موجب شکاف در تقابل عربی- ایرانی شود.

به همین جهت روابط ایران و سوریه در طول سالیان متمادی برای دولت های منطقه ای همچون عربستان و دولت های غربی رشک برانگیز بوده است و تلاش بسیاری خصوصا از جانب عربستان برای جداشدن سوریه از محور مقاومت صورت گرفته. اما در مقطع فعلی آمریکایی ها به همراه انگلیس و فرانسه و برخی دولت های منطقه ای عزم جزم کرده اند تا ضمن تشدید فشار بر نظام سوریه تحولات خاورمیانه را مدیریت کنند. 
 
نشانه این تلاش ها به وضوح از چند ماه پیش مشخص است. غربی ها یک بار بخت خود را در ایران در 25 بهمن ماه آزمودند اما ناکام ماندند. تحرکات محدود 25 بهمن ماه در خیابان های تهران، می کوشید تهران را در قبال موج برخاسته از شمال آفریقا منفعل کند اما نتیجه عکس داد. نظام ایران ناآرامی های تبلیغاتی را پشت سر گذاشت و با قوت بیشتر به حمایت از بیداری ضد آمریکایی پرداخت. اکنون تمام توجه غرب بر سوریه متمرکز شده است. غربی ها مترصدند به واسطه برخی ضعف های ساختار نظام سوریه و با پوشش گسترده رسانه ای به تحولات سوریه، ضمن مدیریت صحنه در لیبی، یمن و بحرین شکست های مصر و تونس را تا حدی جبران کنند.
 
چنان که به نظر می رسد، نقش برخی شبکه ها همچون الجزیره قطر که تا پیش از این با پوشش گسترده تحولات مصر و تونس مقبولیتی یافته بود، نیز کاملا هماهنگ شده باشد. الجزیره که خود را شبکه ای کاملا حرفه ای می داند، با بی اعتنایی به تحولات بحرین، تمام تلاش خود را برای تمرکز بر تحولات سوریه به کار گرفته است. این جهت گیری های یک سویه موجی از استعفاها را دامن گیر الجزیره کرد. غسان به جدو خبرنگار سرشناس و با سابقه الجزیره و رئیس د فتر این شبکه در بیروت، یکی از این موارد بود. بواقع می توان گفت اظهارات غسان بن جدو پس از استعفا و انتقاد شدید او از عملکرد الجزیره، بسیاری از آنچه درباره سوریه مطرح شده است را زیر سوال می برد. غسان بن جدو در مصاحبه خود با یکی از سایت های داخلی آنچه در سوریه رخ می دهد را انقلاب ندانست و نسبت به انتشار اخبار غیر موثق و دستکاری شده شدیدا اعتراض کرد.
 
با این همه آنچه واضح به نظر می رسد، نظام سوریه برغم وجود ضعف ها و اشتباهات خود در مواجهه با ناآرامی ها، در میان سوری ها از مشروعیت برخوردار است تا آنجا که بسیاری بشار اسد را مردمی ترین رئیس عربی می دانند. عدم گستردگی ناآرامی ها و محدود ماندن به برخی مناطق خاص سوریه و نه مرکز این کشور، نا پیوستگی تجمعات و از همه مهمتر رویکرد گسترده و نظامی اغتشاشگران که به کشته شدن صدها نفر از نیروهای ارتش سوریه منجر شده است و مواردی از این دست همچون ارتباط گسترده بندر بن سلطان و سعد حریری با شبه نظامیان آشوبگر در سوریه سبب شده است تا آنچه در سوریه رخ می دهد انقلابی در ادامه تحولات شمال آفریقا به حساب نیاید.
 
از سوی دیگر هرچند اختلاف نظر در میان سه‌گانه اسد جوان، بعثی‌های سالخورده و ارتش سوریه نقشی جدی در نحوه برخورد با ناآرامی‌های سوریه داشته است، با این حال در طول چند هفته گذشته اسد جوان نشان داده است که  برغم برخی مقاومت ها در بعثی‌های قدیمی، عزم ایجاد اصلاحات در نظام سوریه را دارد. روندی که ایران از تداوم آن حمایت می کند. بیانیه ای که وزارت امور خارجه بیش از یک ماه پیش منتشر کرده به موضع ایران در قبال تحولات سوریه اشاره دارد " تلاشهای رهبری و مردم سوریه برای اصلاحات در جهت منافع ملی این کشور مسئولیتی مهم است که ملازمت آن با مدارا هم در بیان مطالبات و هم در پاسخگویی به آنها موفقیت بزرگی را برای سوریه به دنبال خواهد داشت."

محتوای نامه حقوقی ارسال شده به سفیر عربستان در ایران چه بود؟
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، عربستان سعودی ، ایران ، دانشگاه امام صادق(ع)

قرارگاه بیداری اسلامی دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) با انتشار نامه‌ای به سفیر عربستان سعودی در ایران نسبت به موارد متعدد نقض حقوق بشر از سوی رژیم آل‌سعود در بحرین اعتراض کرد.

 

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) با انتشار نامه‌ای حقوقی سیاسی خطاب به محمد بن عباس الکلابی، سفیر عربستان سعودی در ایران نسبت به موارد متعدد نقض حقوق‌بشر در بحرین اعتراض کرد.

امام خامنه‌ای مدظله العالی: شکی نیست بر اساس حقایقی که خدای متعال تقدیر کرده، خاورمیانه جدید شکل خواهدگرفت و این خاورمیانه، خاورمیانه اسلام خواهد بود.

جناب آقای محمدبن‌عباس‌الکلابی
سفیر رژیم آل‌سعود در ایران

سلام علیکم؛
همانطور که می‌دانید علی‌رغم تلاش‌های استکبار جهانی برای حاکم کردن اسلام آمریکایی در منطقه، ملت‌های مسلمان بر خلاف اراده‌ی آن‌ها و با تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران دیگر حاضر به تحمل حقارت و ظلم حکام وابسته‌ی عرب نیستند.

با این وجود در حالی‌که ملت‌های منطقه در جستجوی اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم می‌باشند ملاحظه می‌شود که حکومت‌های وابسته به غرب حاضر به پذیرش خواسته‌های قانونی مردم نبوده و با سرکوب شدید ایشان بدنبال جلوگیری از گسترش موج بیداری اسلامی در منطقه هستند.

متأسفانه رژیم آل‌سعود با تجاوز غیر قانونی، بازداشت، شکنجه و کشتار بی‌رحمانة مردم بی دفاع و آزادیخواه بحرین و نیز اهانت به مقدسات دینی و مذهبی از قبیل آتش کشیدن قرآن کریم، حمله به مساجد و حسینیه ها موارد متعددی از نقض احکام اسلام و قواعد و مقررات حقوق بین الملل را از خود به نمایش گذاشته است.

در زیر برخی از موارد نقض ‌حقوق‌بشر را بر اساس منشور ملل‌متحد و اعلامیة جهانی حقوق‌بشر به شما متذکر می‌شویم، شاید که پند گیرید.

1. بر اساس بند 2 ماده یک منشور ملل متحد مصوب 1945 میلادی در بیان مقاصد و اصول ملل متحد، بر خود مختاری ملل در انجام امور داخلی تأکید شده است؛ همچنین طبق بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد نیز به عدم استفاده از زور، تهدید و ... علیه تمامیت عرضی هر کشور دیگر اشاره شده است. در نتیجه هرگونه دخالت نظامی دولت عربستان در مسئله داخلی بحرین مخالف نص صریح منشور ملل متحد بوده و نقض آشکار قوانین بین‌المللی به شمار می‌آید.

2. روح کلی حاکم بر اساسنامه شورای همکاری خلیج‌فارس مصوب 21 رجب 1401 هجری مطابق با 25 آیار 1981 میلادی مبتنی بر تعاون و همکاری در غیر حوزه‌های نظامی و امنیتی و دقیقاً در زمینه مسائل سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تعریف شده است.

بدیهی است عدم تصریح به همکاری‌های نظامی و امنیتی در این اساسنامه، بیانگر انصراف آن از این‌گونه همکاری‌ها است. لذا استناد به اساسنامه‌ی شورای همکاری خلیج فارس به منظور توجیه ورود نظامی دولت آل‌سعود به کشور بحرین فاقد هرگونه وجاهت حقوقی و قانونی است.

3. بر اساس پیمان نظامی "سپر جزیره " که با هدف ایجاد یک قدرت نظامی خلیجی جهت دفاع از امنیت کشورهای حوزه خلیج‌فارس و حمایت این کشورها از تعدی‌ها و تجاوزات خارجی تشکیل شده است، هیچ‌گونه ارتباط منطقی بین ورود نظامی هریک از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در اختلافات داخلی و تظاهرات سیاسی کشور عضو دیگر ندارد و در نتیجه اقدامی مغایر با مفاد پیمان نظامی "سپر جزیره "تلقی می‌شود.

4. سوای مداخله‌ی خودسرانه‌ی عربستان در قضیة داخلی بحرین که یک اقدام غیر قانونی و ضد حقوق بشری به شمار می‌آید؛ هرگونه کشتار، سرکوب، بازداشت، شکنجه، تبعید، تجاوز به حریم خصوصی افراد، توهین به مقدسات مذهبی اشخاص، تخریب اماکن مذهبی، منع برگزاری مراسمات مذهبی و دینی و همچنین نقض آزادی اراده مردم در تعیین نوع و مدل حکومت بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر و منشور ملل متحد ممنوع و مصداق آشکار نقض حقوق بشر است.

ذیلاً برخی از حقوقی را که توسط مقررات بین‌المللی برای جامعه‌ی بشری به رسمیت شناخته شده و رژیم آل‌سعود با اقدامات اخیر خود در بحرین مانع از استیفای آن شده است را اشاره می‌کنیم:

الف) به رسمیت شناخته شدن آزادی مذهب و عقیده سیاسی بر اساس بند یک ماده 2 اعلامیه جهانی حقوق بشر؛

ب) لزوم احترام به آزادی‌های اساسی به دور از هرگونه تبعیض مذهبی با توجه به بند 3 ماده یک منشور ملل متحد؛

ج) به رسمیت شناخته شدن حق آزادی و امنیت شخصی طبق ماده سوم منشور ملل متحد؛

د) منع هرگونه شکنجه‌ی متهمان بر اساس ماده پنجم اعلامیة جهانی حقوق‌بشر؛

ه) حق افراد در رجوع به محاکم ملی در برابر تجاوز به حقوق اساسی آنان با توجه به ماده هشتم اعلامیة جهانی حقوق‌بشر؛

و) رعایت امنیت شخصی افراد و عدم ورود خودسرانه به منازل مطابق با ماده دوازدهم اعلامیة جهانی حقوق‌بشر؛

ز) حق آزادی مذهب، عقیده و برگزاری مراسمات مذهبی به طور عمومی یا خصوصی بر اساس مواد هجدهم و نوزدهم اعلامیة جهانی حقوق بشر.

اینک ما دانشجویان ضمن محکوم نمودن اقدامات غیر قانونی دولت عربستان در نقض حاکمیت بحرین و دخالت نظامی در امور داخلی این کشور، از شما انتظار می‌رود که ضمن اعلام مراتب نگرانی و اعتراض ما به حکام سر سپرده عرب، علی الخصوص حاکمان رژیم مستبد و آمریکایی عربستان سعودی، گامی در جهت جلوگیری از ادامة تضییع حقوق مسلمانان بی گناه و مظلوم بحرین بر دارید.

این هشدار را نیز به دولت عربستان خواهیم داد که در صورت عدم خروج هرچه سریع تر از خاک بحرین و عدم توجه به مطالبات مشروع و انسانیِ ملت ستمدیدة عربستان، سرنوشت شوم حسنی مبارک در انتظار رژیم آل‌سعود خواهد بود.

مستندات مربوط به این نامه به پیوست ارائه می‌گردد.

وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ
بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام

بنا براین گزارش، رونوشت این نامه به وزارت امور خارجه، شورای عالی امنیت ملی، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، دفتر سازمان ملل متحد در ایران، اعضای شورای همکاری خلیج فارس، سفارت قطر در ایران، سفارت عمان در ایران، سفارت کویت در ایران، سفارت بحرین در ایران، سفارت امارات متحده عربی در ایران ارسال شده است.

در پایان مستندات نامه حقوقی - سیاسی قرارگاه بیداری اسلامیِ بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام به شرح زیر اعلام می‌شود:

الف) بر اساس بند 2 ماده یک منشور ملل متحد مصوب 1945 میلادی در بیان مقاصد و اصول ملل متحد، بر خود مختاری ملل در انجام امور داخلی تأکید شده است:

«توسعه روابط دوستانه در بین ملل بر مبنای احترام به اصل تساوی حقوق و خود مختاری ملل و انجام سایر اقدامات مقتضی برای تحکیم صلح جهانی.»

ب) طبق بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد بر عدم استفاده از زور، تهدید و ... علیه تمامیت عرضی هر کشور دیگر تأکید شده است:

« کلیه اعضا اختلافات بین المللی خود را با شیوه های مسالمت آمیز به صورتی که صلح و امنیت بین المللی و عدالت به خطر نیافتد حل و فصل خواهند کرد.»

ج) در اساسنامه شورای همکاری خلیج فارس مصوب 21 رجب 1401 هجری مطابق با 25 آیار 1981 میلادی در ماده چهار اساسنامه در بیان اهداف تشکیل شورای همکاری خلیج فارس اینگونه آمده است که:

«اهداف شورای همکاری بر پایه موارد زیر شکل گرفته است:

دستیابی به هماهنگی، یکپارچگی و وابستگی متقابل در میان کشورهای عضو در تمام زمینه‌ها و در جهت رسیدن به وحدت کشورهای عضو، تعمیق و تقویت روابط، پیوندها و اشکال مختلف همکاری بین مردم این کشورها در زمینه‌های مختلف. ایجاد نظام‌‌های مشابه در زمینه‌‌های مختلف از جمله موارد زیر:

امور اقتصادی و مالی

امور بازرگانی و گمرکی و حمل و نقل

امور آموزشی و فرهنگی

امور اجتماعی و بهداشتی

امور رسانه و گردشگری

امور قانونگذاری و اداری

پیشبرد پیشرفت علمی و فنی در صنعت و معدن و کشاورزی و منابع آبی و حیوانی و ایجاد مراکز تحقیقات علمی و راه اندازی پروژه‌های مشترک و تشویق مشارکت بخش خصوصی در جهت منافع کشورهای عضو».

برخی از حقوقی که بواسطه مقررات بین المللی برای جامعه بشری به رسمیت شناخته شده و رژیم آل‌سعود با اقدامات اخیر خود در بحرین مانع از استیفای آن شده است:

الف) به رسمیت شناخته شدن آزادی مذهب و عقیده سیاسی:

بند یک ماده 2 اعلامیه جهانی حقوق بشر: «هرکس می تواند بدون هیچگونه تمایز مخصوصاً از حیث زبان ... مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر ... از تمام حقوق و کلیه‌ی آزادی‌هایی که در اعلامیه‌ی حاضر ذکر شده است، بهره‌مند گردد».

ب) لزوم احترام به آزادی های اساسی به دور از هرگونه تبعیض مذهبی

بند 3 ماده یک منشور ملل متحد: « حصول همکاری بین المللی در حل مسائل بین المللی که دارای جنبه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی یا بشر دوستی است و در پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث نژاد، جنس، زبان یا مذهب و ...»

ج) به رسمیت شناخته شدن حق آزادی و امنیت شخصی:

ماده سوم منشور ملل متحد:« هرکس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.»

د) منع هرگونه شکنجه‌ی متهمان:

ماده پنجم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر: «احدی را نمی‌توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.»

ه) حق افراد در رجوع به محاکم ملی در برابر تجاوز به حقوق اساسی آنان:

ماده هشتم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر:« در برابر اعمالی که حقوق اساسی هر فرد را مورد تجاوز قرار دهد و آن حقوق به وسیله‌ی قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد حق رجوع مؤثر به محاکم ملی صالحه دارد.»

و) امنیت شخصی و عدم ورود خودسرانه به منازل:

ماده دوازدهم اعلامیه‌ی جهانی حقوق‌بشر:« احدی در زندگی خصوصی و امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله‌ی خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد ...»

ز) حق آزادی مذهب، عقیده و برگزاری مراسمات مذهبی به طور عمومی یا خصوصی:

ماده هجدهم اعلامیه‌ی جهانی حقوق‌بشر:« هرکس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و هم چنین متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هرکس می‌تواند منفرداً یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی (از این حق) برخوردار باشد.»

ماده نوزدهم اعلامیه‌ی جهانی حقوق‌بشر:« هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.»


ماجرای قطع رابطه جمهوری اسلامی ایران با رژیم مصر پس از کمپ دیوید
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: مصر ، ایران ، کمپ دیوید

سایت مرکز اسنادانقلاب اسلامی نوشت:

بازخونی تاریخ / به دنبال قراردادصلح ننگین بارژیم اشغالگر قدس توسط رئیس جمهور مصر به دستورخضرت امام جمهوری اسلامی بادولت مصر قطع رابطه کرد.

محمد انور سادات رئیس جمهور مصر به خاطر خیانت به آرمان فلسطین و امّت اسلام و امضای قرارداد ننگین صلح با رژیم اشغالگر قدس با فشار دولت استکباری ایالات متحده آمریکا، موسوم به پیمان کمپ دیوید، مورد انزوای کشورهای اسلامی از جمله جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و با دستور امام خمینی(ره) در چنین روزی، دولت جمهوری اسلامی با دولت مصر قطع رابطه کرد.

امضای قرارداد خائنانه بین مصر و اسرائیل که بدون توجه به خواسته‏های مشروع ملت فلسطین و مصالح امت اسلام انجام گرفت، به معنای صحّه گزاردن به تجاوزات صهیونیسم بین الملل و پایمال کردن حقوق مردم فلسطین که سرزمین آنها مورد تجاوز اسرائیل غاصب قرار گرفته است، می‏باشد.

این قرارداد که تحت نظر آمریکا تنظیم شده بود، جز استقرار اسرائیل در سرزمین‏های اشغالی فلسطین و تثبیت آن به عنوان یک دژ استعماری در منطقه و ذلت و خفت و اسارت مردم مسلمان نتیجه‏ای در برنداشت. انور سادات مدتی بعد، به جرم انعقاد این قرارداد ننگین در حین برگزاری یک رژه نظامی، مورد هدف رگبار خالد اسلامبولی، افسر غیرتمند مصری، قرار گرفت و به کیفر اعمال خویش رسید.


گزارشی درباره نقش آفرینان انقلاب فرهنگی+تصاویر
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، ایران
تسخیر دژ مارکسیست‌ها و تعطیلی دانشگاه‌ها

گروه تاریخ : اولین اتفاق مهم سال 1359، تعطیلی دانشگاه ها به دلیل انقلاب فرهنگی دانشجویان مسلمان بود.دانشجویانی که بعدها نیز بسیار خبرساز بودند.

از فردای پیروزی انقلاب، دانشگاه‌ها در تسخیر و تسلط نیروهای ضد انقلابی قرار گرفته، چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین خلق (منافقین) دانشگاه را تبدیل به دژی تسخیر ناپذیر کرده‌اند ودر دفاتر گروه‌های دانشجویی انواع سلاح‌های جنگی یافت می‌شود. دانشجویان هوادار سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، دانشگاه‌ها را سنگربندی کرده بودند. اما موضوع مهمتر دگرگونی جوانانی است که پای به دانشگاه می‌گذارند، ورود به دانشگاه مترادف است با داخل شدن در مرکز هیاهو و تبلیغات سیاسی گروه‌های سیاسی- نظامی‌که جز شعارها و تحلیل‌های عاطفی و احساسی، چیزی برای عرضه ندارند. درحقیقت، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی (بویژه دانشگاه تهران) به ستاد مرکزی فعالیت و خوراک سازی فکری و تبلیغاتی برای گروه‌های معاند تبدیل شده و این موضوعی نبود که بر رهبران انقلاب پوشیده بماند. در یکی از جلسات شورای انقلاب پیش از شروع سال تحصیلی دکتر بهشتی معتقد بود: «گروه‌های مخالف مسیر انقلاب، ممکن است از تجمع در دانشگاه‌ها و مدارس در جهت اهداف خود، بهره‌برداری کنند، طبعاً باید پیش‌بینی لازم در این امر را داشت.» اما بنی‌صدر مخالفت می کند و در پاسخ می‌گوید:«اگر دانشگاه تعطیل شود، عملاً در دست چپی‌ها قرار می‌گیرد.»

سپس قطب زاده چنین می‌گوید: «چپی‌ها، طرح وسیعی را برای دانشگاه‌ها و مدارس دارند و می‌خواهند در هفته اول شروع سال درسی، همه را به اعتصاب و شورش بکشانند.»

هاشمی‌رفسنجانی هم می‌گوید: جلوی شلوغی دانشگاه‌ها را می‌توان گرفت فقط کافی است عده زیادی از بچه مسلمان‌ها تهران باشند، آنگاه از انقلاب دفاع خواهند کرد. اکثریت اعضای شورای انقلاب، اعتقاد دارند دانشگاه کاملاً در دست گروهک‌ها قرار گرفته و وضع به مرحله خطرناکی رسیده است.هاشمی‌مستقیماً به سراغ نظر اصلی خود، یعنی جلوگیری فوری از آشوب‌ها و اصلاح ساختاری دانشگاه می‌رود: ... بگذارید آنها شلوغ کنند... آن وقت جلوی مردم آنها را تخطئه می‌کنیم.جلوگیری از کار گروهک‌ها کاملاً ممکن است، می‌شود از شلوغی جلوگیری کرد. ما هم که از خشونت نمی‌ترسیم. امروز شروع شود، بهتر از سه ماه دیگر است.

پس از تسخیر سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان پیرو خط امام که خود جمع انجمن اسلامی دانشگاه‌های تهران، شریف، پلی تکنیک و ملی (شهید بهشتی) بودند، فضای دانشگاه‌های تهران بیش از پیش در اختیار گروه‌های چپ و مارکسیست قرار می گیرد. علی رضا علوی تبار فضای دانشگاه‌ها بخصوص دانشگاه تهران را این گونه شرح می دهد: دانشجویان پیشگام که طرفدار چریک‌های فدایی بودند ، تا پیش از انقلاب معتقد بودند که انقلاب را باید از جنگل‌های شمال شروع کرد، بعد که انقلاب پیروز شد به این نتیجه رسیدند که می‌توانند از کردستان این کار را شروع کنند. به همین دلیل رفته بودند در کردستان پایگاه زده بودند و نیروهای آنها دانشجویان پیشگام در دانشگاه‌ها بودند. کارشان این بود که عضوگیری می‌کردند، تدارکات می کردند و تأمین مالی می کردند. در واقع گروه دانشجویان پیشگام پوشش ارتباطی و تدارکاتی برای جنگ با نیروهای انقلاب در کردستان بود. سر چهارراه ولی عصر روبه‌روی پارک دانشجو یک چادر زده بودند دانشجویان طرفدار سازمان پیکار داد می زدند: حمله پیشمرگان کرد به جاسوسان پاسدار! ماجرا هم این بود که یک جیپ جهاد سازندگی رفته بود آنجا برای ساختن مدرسه و آنها حمله کرده بودند به آن جیپ و بچه‌های داخل آن را تیرباران کرده بودند. بعد در تهران سر چهارراه ولی عصر تبلیغش را می کردند. اطلاعیه کومله را پخش می کردند و عکس بچه‌های شهید جهاد را!

در همین دانشگاه تهران یک میزی گذاشته بودند برای کمک به خلق ترکمن. لباس و تدارکات برای کسانی که به قول خودشان در مقابل هجوم ارتجاع در ترکمن صحرا می جنگیدند. یا این که در کردستان یک عملیات انجام می گرفت و کومله و ضد انقلاب به یک پادگان حمله می کردند . قبلش یک تظاهرات راه‌اندازی می شد در خیابان‌های نزدیک پادگان سنندج، تظاهراتی بود به طرفداری از اصلاحات ارضی در منطقه. اوایل نیروهای انقلاب متوجه نمی شد چرا درست روزی که راهپیمایی اصلاحات ارضی هست آنجا حمله به پادگان صورت می گیرد؟

بعد معلوم شد که در پوشش جمعیتی که آنجا می آیند اینها تدارکات خود را می آورندنزدیک پادگان و در مقرهایی که از قبل آماده کرده‌اند مستقر می کنند که بعد به پادگان حمله کنند. همه نیروها به فکر می افتند که یک دفعه این همه خمپاره از کجا زده شد؟این جمعیت که می آمد در شلوغی، خمپاره را می آورند. بعد معلوم می شود که این تظاهرات و حمله به پادگان نقشه اش در دانشگاه تهران ریخته شده. اینها از دانشگاه یک پوشش خوب ساخته بودند که نیروهای امنیتی به آن دسترسی نداشتند. اگر به خانه تیمی می رفتند به راحتی شناسایی می شدند اما در دانشگاه به همراه جمعیت می آمدند ، هیچ کس هم او را نمی شناخت، آنجا جلسه اش را دفتر گروهک‌ها می گذاشتند و هیچ کس هم خبردار نمی شد.

سید صادق محصولی ، عضو شورای مرکزی آن زمان انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت هم در این باره می گوید: در آن شرایطی که ضد انقلاب می‌رفت در گنبد ، بلوچستان و... در اهواز به عنوان خلق عرب، در کردستان به عنوان خلق کرد، در گنبد به اسم خلق ترکمن علیه نظام و انقلاب که هنوز کاملاً تثبیت نشده بود می‌جنگید و بعد برای درمانش از امکانات بهداری دانشگاه استفاده می‌کرد، از اتاق‌های دانشگاه به عنوان ستادش استفاده می‌کرد یعنی جو سیاسی این چنین بودکه دانشگاه یک مأمنی برای گروه‌های مخالف انقلاب شده بود که به راحتی می‌آمدند و می‌رفتند و سلاح می‌آوردند . زمانی که انقلاب فرهنگی صورت گرفت از دفاتر این گروه‌ها و طرفداران مجاهدین خلق یعنی منافقین در دانشگاه‌ها کلی اسلحه پیدا شد.

درگیری های پراکنده از مشهد شروع شد در مقابل این فضا دانشجویان مسلمان نیز سکوت نکردند و درگیری‌های پراکنده در دانشگاهها در نیمه دوم سال ۵۸ ادامه داشت.

دانشگاه مشهد یکی از اولین دانشگاه‌هایی بود که متشنج شد. در اوایل اسفند 58 درگیری شورای دانشجویان دانشگاه مشهد که به سازمان منافقین نزدیک بودند با دانشجویان مجمع احیای تفکرات شیعی که از سوی شهید عبدالحمید دیالمه راه‌اندازی شده بود منجر به گروگانگیری و جرح تعدادی از دانشجویان شد و دانشگاه چند روز تعطیل شد.

در تمام روزهای بهمن و اسفند 58 درگیری‌های شدید در دانشگاه تهران ادامه داشت. در روز دوم اسفند این درگیری‌ها به اوج رسید . گروه‌هایی از خارج دانشگاه ، به طرفداری و یا مخالفت گروه‌های درگیر وارد دانشگاه شدند و به درگیری‌ها‌ دامن می زدند.محمد ملکی رئیس شورای سرپرستی دانشگاه تهران خواستار تأمین امنیت دانشگاه تهران شد و تهدید کرد چنانچه خواسته اش مورد توجه قرار نگیرد استعفا خواهد کرد. آن اتفاقات سبب بروز درگیری شدید بین ملکی و بنی صدر شد و بنی صدر، ملکی را بی شهامت خواند و در پی آن ملکی در یک کنفرانس خبری در اعتراض به بنی صدر که تازه رئیس جمهور شده بود، استعفا کرد.

اما برنامه‌ریزی‌های دانشجویان مسلمان برای اصلاح وضعیت دانشگاه‌ها فراتر از این درگیری‌ها بود. ابراهیم سیدنژاد عضو وقت شورای مرکزی تحکیم وحدت در این باره می گوید: بعد از شکل‌گیری تحکیم در مهرماه 58، کار فرهنگی را در مجموعه تحکیم شروع کرده بودیم. مثلاً روشنفکران مشروطه مثل آخوندزاده و طالبوف را نقد می‌کردیم و کار پژوهشی انجام می‌دادیم. برخی افراد هم مسئول شده بودند تا روی انقلاب فرهنگی چین کار کنند. کتاب‌هایی هم گمان می‌کنم در خصوص انقلاب فرهنگی چین منتشر شد.براساس همین مطالعات به بحث انقلاب فرهنگی در ایران پرداختیم. مقرر شد ایده‌مان را با مسئولان کشور همچون اعضای شورای انقلاب در میان بگذاریم. دولت موقت سقوط کرده بود و ما در همین فاصله تا فروردین 59 جلساتی را برگزار کردیم. 20 تا 30 نفر بودیم که برای بررسی این موضوع جلسه می‌گذاشتیم در دانشگاه تربیت معلم.

وی درباره افرادی که در این جلسات شرکت می‌کردند، از محمود احمدی نژاد به عنوان یکی از رهبران اصلی نام می برد و می گوید:سید مجتبی‌ثمره هاشمی، رحیمی مدیرسابق سازمان سنجش و‌ هاشم آغاجری و فضل‌الله موسوی و افراد دیگری هم بودند. محدودیتی هم برای حضور وجود نداشت و بنابراین جمع گسترده‌ای شده بود.

عباس عبدی از اعضای وقت انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر هم از پیشرو بودن دانشجویان علم وصنعت در ماجرای انقلاب فرهنگی می‌گوید و اضافه می‌کند که‌هاشم آغاجری با علم و صنعتی‌ها همراه نبود و برای گلایه از این مسئله به دانشجویان در لانه مراجعه کرده بود!

سید نژاد درباره ایده انقلاب فرهنگی هم می گوید: بعد از تصرف سفارت، ‌ ما به دنبال تشکیل جلسه مجمع عمومی دفتر تحکیم وحدت رفتیم. در جلسه مجمع عمومی بود که دیدگاه‌های مختلفی درباره تسخیر سفارت مطرح شد و بحث‌ها به انقلاب فرهنگی رسید.بیشتر من و آقای احمدی‌نژاد این ایده را مطرح و در خصوص ضرورت آن صحبت کردیم.بعد از اینکه مجمع عمومی یک گروه کاری مشخص کرد، این ایده تبدیل به پروژه شد.

انقلاب فرهنگی محصول علم و صنعت بود

صادق محصولی ایده انقلاب فرهنگی را محصول شورای انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت می داند و می گوید: کل دوستان یکی از دلواپسی‌هایشان این بود که بالاخره چه کار می‌شود کرد. هر روز این قضیه تشدید می‌شد و عرصه برای بچه‌های طرفدار انقلاب در دانشگاه‌ها تنگ تر می‌شد و روز به روز هم قضایا به شکلی پیش می‌رفت که در واقع گروه‌های مخالف انقلاب دائماً به اسم یک حزب جدید می‌آمدند و از دانشگاه به عنوان مرکز ستادشان اتاق یا سالن می‌گرفتند و این داشت به صورت قانون می‌شد. یک قانون نانوشته که هر کسی یک حزب اعلام کرد می‌تواند یک دفتر از دانشگاه بگیرد و همین طور بدون هیچ کنترلی پیش می‌رفتند. یعنی یک نوع حاکمیت گروه‌ها بر دانشگاهها بود، نه حاکمیت انقلاب بر دانشگاه‌ها. برای اینکه این حاکمیت تغییر کند و به حاکمیت انقلاب بر دانشگاه تبدیل شود، مستلزم این بود که یک توقفی در وضعیت موجود ایجاد شود تا از یک طرف ، به لحاظ آموزشی که عرض کردم تمام متون ، سیستم و روش‌ها، با آن محورهایی که آنها دنبال می‌کردند تغییر کند و از طرف دیگر به دنبال این بودیم که یک جو مناسب برای کار آموزشی پیش آید، یعنی دانشگاه از حالت سیاست زده صرف و آن هم مرکزی علیه انقلاب نه در جهت انقلاب، تبدیل شود به یک مرکز آموزشی در خدمت انقلاب. سیاست بازی‌های مخالف نظام آن هم از نوع مسلحانه اش یعنی چریکی‌های فدایی مسلحانه با نظام می‌جنگیدند، منافقین مسلحانه می‌جنگیدند، خلق ترکمن، خلق عرب، خلق فلان و... اینها مردم ترکمن و مردم عرب که نبودند، اینها گروهک‌هایی بودند که با سوء استفاده از عنوان خلق ترکمن و خلق عرب و خلق بلوچ و خلق کرد، علیه نظام جنگ می‌کردند و در دانشگاه هم که می‌آمدند کار سیاسی، عملیاتی و حتی پشتیبانی درمانی خودشان را می‌کردند و از امکانات دانشگاه استفاده می‌بردند. خب هر عقل سلیمی‌اجازه این بهره‌برداری را نمی‌دهد و اگر خود دانشجوهای انقلابی به فکر نباشند، چه کسی باید کاری انجام دهد؟ پس از ایده‌پردازی اولیه قرار می شود تا طرح انقلاب فرهنگی با مقامات ارشد نظام در میان گذاشته شود. جانمایه بحث موافقت یا عدم موافقت آنها با تعطیلی دانشگاه‌ها بود. محمد علی رجایی و دکتر سید محمد بهشتی و محمد جوادباهنر در جریان کار قرار گرفتند. به گفته سیدنژاد، رجایی محکم حمایت می کند و می گوید: شهید رجایی حتی بحث تعطیلی مدارس را مطرح کرد و گفت که من اگر می‌توانستم مدارس را هم تعطیل می‌کردم ولی چه کنیم که – به تعبیر ایشان – معلمان‌ های بچه‌های مردم هستند و خانواده‌ها مطمئن‌اند که یک بزرگتری بالای سر بچه‌هاست و اگر مدارس تعطیل شود، ‌ خانواده‌ها اذیت می‌شوند. از نظر آقای رجایی مدارس هم بهره‌وری‌ نداشتند.

دانشجویان مستقر در لانه مخالف بودند

دانشجویان پیرو خط امام که در لانه جاسوسی مستقر بودند نیز طرف مشورت دانشجویان قرار می گیرند، اما سران دانشجویان مستقر درلانه موافقتی با جمعبندی دانشجویان درگیر در دانشگاه‌ها ندارند. سیدنژاد از مذاکره اش با ابراهیم اصغرزاده در لانه می گوید: من در چارچوب رایزنی‌هایم به سفارت هم رفتم و با آقای اصغرزاده مذاکره کردم. با آقای اصغرزاده یک ساعتی صحبت کردم. گزارشی دادم و گفتم که انقلاب فرهنگی یک ضرورت است و برای انجام آن هم باید دانشگاه‌ها تعطیل شوند. آقای اصغرزاده خیلی روشن گفت که من صددرصد مخالف هستم چون هر چه ما در تصرف سفارت داشته‌ایم، شما پنبه خواهید کرد. میلیشیای مجاهدین شب و صبح پشت در سفارت تجمع داشت و تسخیر سفارت به کانون وحدت گروه‌های چپ تبدیل شده بود. آقای اصغرزاده گفت که این حرکت شما درست عکس حرکت لانه است و تفرقه ایجاد می‌کند و وحدت گروه‌ها را از بین می‌برد. گفت که امریکا مترصد چنین فرصتی است تابراساس فضای آشوب داخلی، عملیاتی نظامی انجام دهد. در نهایت هم ایشان گفت که انقلاب فرهنگی بهترین هدیه به امریکاست و محکم مخالفت کرد.

عباس عبدی هم این نظر را تأیید می کند و می گوید: روحیه ضدچپ آنها(علم و صنعتی‌ها) چندان به مذاق بچه‌‌‌های لانه خوش نمی‌آمد. ولی چپی‌ها هم در آن زمان دانشگاه را به ستاد جنگ تبدیل کرده بودند. البته فراموش نکنیم که «انقلاب فرهنگی» در بادی امر یک ایده اجرا شده در چین بود و کمونیست‌ها تصور نمی‌کردند که زمانی این ایده به دست بچه مسلمان‌ها و علیه خودشان به کار گرفته شود. تصفیه اساتید را هم اول همین چپی‌ها آغاز کردند. قبل از انقلاب فرهنگی، در خود دانشگاه‌ها، من و آقای میردامادی، مخالف اخراج آقای دکتر سیروس شفیقی، رئیس دانشگاه بودیم. ولی چپی‌ها به شدت ایشان را محکوم می‌کردند و کسی هم در آن فضا مخالفتش به نتیجه ای نمی رسید و حتی مورد اتهام واقع می شد.

اما عباس عبدی هم علی رغم تمام اختلافات بر اقدام انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها صحه می گذارد و می گوید: وضعیت دانشگاه‌ها اصلا قابل قبول نبود و باید به نحوی قضیه جمع می شد. یک اتفاقی بود که افتاده بود. نمی‌توانستیم کار دیگری بکنیم. البته در آنجا بحث من دفاع از انقلاب فرهنگی هم نبود. بحث آن بود که چرا دانشگاه‌ها به اینجا کشیده شده است. شرایط عادی، حاکم نبود. در آن زمان اختلاف ما با راست‌ها دیگر موضوعیتی نداشت. تقابل دو جریان طرفدار تسخیر سفارت و انقلاب فرهنگی در این زمان دیگر بی‌معنی بود. شاید اختلاف ما با راست‌های مذهبی شدیدتر هم شده بود اما در برابر چنان بحرانی، این اختلافات رنگ می‌باخت.

صادق محصولی هم دلیل مخالفت دانشجویان مستقر در لانه جاسوسی را این گونه شرح می دهد: بعضی از دوستان دفتر تحکیم که بیشتر فکر می‌کردند که این لانه جاسوسی می‌بایست به صورت مرکزی برای ادامه کار سیاسی آنها ادامه داشته باشد حاضر نمی‌شدند بپذیرند و با انقلاب فرهنگی مخالفت می‌کردند. علت این مخالفت‌ها برای ما روشن بود، آنها فکر می‌کردند که با راه‌اندازی این تز که یک حرکت انقلابی و دانشجویی جدید به نام انقلاب فرهنگی بود، دیگر دکان لانه جاسوسی بسته خواهدشد. زیرا بهره برداری سیاسی از آن می‌شد. اما از نظر ما انقلاب فرهنگی در واقع نه تنها معارض حرکت تسخیر لانه جاسوسی نبود بلکه مکمل آن هم محسوب می‌شد .آن نتیجه ای را که انقلاب می‌خواست از تسخیر لانه جاسوسی گرفته شده بود، اما بقیه گروه‌ها وشخصیت‌ها داشتند سوء استفاده شخصی می‌کردند و طبیعی است زمانی که قضیه انقلاب فرهنگی مطرح شد مخالفت‌هایی صورت گرفت و هر چقدر صحبت کردیم نتوانستیم اجماع را بدست آوریم و در آخر زمانی که نتیجه گرفته نشد، دوستان دانشگاه‌های مختلف با هم تماس گرفتند و اینگونه یادم است که گفتند اگر شما شروع کنید ما به دنبال شما می‌آییم و این کار را شروع کردیم و دانشگاه‌های دیگر هم یکی پس از دیگری به انقلاب فرهنگی پیوستند.برنامه‌ها و جلسات در دانشگاه علم و صنعت و پلی تکنیک در زمستان 58 ادامه می یابد. علی شکوری راد عضو منتخب دانشجویان دانشگاه تهران در جلسات هماهنگی می گوید: در اولین جلسه‌ای که در اتاق شورای دانشگاه پلی‌تکنیک برگزار شد و نمایندگان انجمن‌ها در آن شرکت داشتند گرداننده جلسه اعلام کرد وزارت علوم در حال تهیه لایحه استقلال دانشگاه‌هاست و سازمان ملی دانشگاهیان طرحی را بدین منظور تهیه و ارائه کرده است و خوب است ما نیز به عنوان دانشجویان طرفدار انقلاب اسلامی‌و پیرو خط امام طرحی تهیه کنیم و به وزارت علوم بدهیم.آن جلسات هر هفته در دانشگاه‌ پلی‌تکنیک برگزار می‌شد و مباحث مختلفی در باب مفهوم استقلال دانشگاه و چگونگی تعامل آن با دولت و حاکمیت مورد بحث قرار می‌گرفت. با نزدیک شدن پایان سال و تنگنای زمانی جهت ارائه طرح پیشنهادی به وزارت علوم قرار شد ادامه کار به صورت فشرده در ایام تعطیلات نوروزی سال 59 انجام شود.با ورود به سال 59 و پیام نوروزی امام جلسات روند سریعتری به خود می گیردو در ایام تعطیلات نوروزی جلسات تعطیل نمی شود. امام خمینی در بند 11 پیام شان بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاه‏‌های سراسر کشور»، «تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب» و «تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید کردند.

نقشه از دفتر تحکیم وحدت به سرقت رفت

اما یک اتفاق ناگهانی در روزهای پس از نوروز برنامه دانشجویان را جلو می‌اندازد. گروه ویژه دانشجویان طرحی جهت تعطیلی موقت دانشگاه‌ها با عنوان انقلاب فرهنگی تهیه کرده‌اند و به شورای دفتر تحکیم وحدت ارائه می دهند و دفتر تحکیم ضمن پذیرش آن در حال آماده‌سازی و هماهنگی انجمن‌ها به منظور انجام آن می شود. در این فاصله رایزنی‌هایی نیز با برخی بزرگان سیاسی در حال انجام بود که بعضاً موافقت یا مخالفت می‌کردند و هنوز تصمیم قطعی بر اجرای طرح حاصل نشده بود. روزهای پایانی فروردین‌ 59 هماهنگی‌های لازم بین انجمن‌ها انجام شده بود و حالت انتظاری برای اعضای انجمن‌ها جهت اجرای طرح ایجاد شده بود اما مرکزیت تحکیم وحدت تصمیم به اجرا نمی‌گیرد و به نظر می‌رسید تردیدی به وجود آمده است. گفته می شود شورای مرکزی تحکیم وحدت قصد داشت در تابستان و پس از تعطیلی دانشگاه‌ها اقداماتش را آغاز کند. در این فاصله و به دنبال این تاخیر، نسخه‌ای از طرح مکتوب دفتر تحکیم توسط یکی از هواداران سازمان مجاهدین خلق از دفتر مرکزی تازه‌ تأسیس دفتر تحکیم به سرقت می رود و یک روز صبح توسط آنها این طرح چند صفحه‌ای به حالت افشاگرانه در دانشگاه‌‌ها توزیع و بر دیوارها نصب می شود. به دنبال آن دانشگاه‌ها متشنج می شود و کلاس‌های درس اکثراً تعطیل می شود.

بیست و ششم فروردین ۵۹‌هاشمی‌رفسنجانی در تالار اجتماعات دانشکده پزشکی حضور می یابد و برای دانشجویان، مبحثی ایدئولوژیک درباره مبانی فکری اسلامی‌پیش ارائه می کند اما به ناگاه گروهی از دانشجویان هوادار مجاهدین و کمونیست‌ها به طرح مسائلی در مخالفت با سخنان‌هاشمی‌و انتقاد از انقلاب پرداخته و با سر دادن شعارهایی، جلسه را به تشنج کشیدند. درگیری دانشجویان انجمن اسلامی‌و زد و خورد آنان باعث شکسته شدن درهای تالار سخنرانی شد و‌هاشمی‌را مجبور کرد که سخنرانی خود را قطع و از تالار اجتماعات خارج شد. این برخورد تعرض آمیز دامنه وسیعی داشت. نخست روحانیون و مردم تبریز آن را محکوم کردند. حتی بخشی از بازار تبریز در اعتراض به این درگیری تعطیل شد.

موج‌های انتقادات و مخالفت با گروهک‌ها در دانشگاه تبریز و خارج از آن ادامه یافت. راهپیمایی‌هایی اعتراض آمیز صورت پذیرفت و طی روزهای بعد وضع در دانشگاه تبریز دگرگون شد. ساختمان مرکزی دانشگاه تبریز توسط انجمن اسلامی‌دانشجویان تصرف شد. متصرفان طی اعلامیه ای ضمن اعتراض به وقایع اخیر، خواستار تصفیه و پاکسازی دانشگاه شدند. مردم تبریز نیز از این خواسته‌ها حمایت کردند در نتیجه کلاسهای دانشگاه تعطیل شد. شهید دکتر باهنر، عضو شورای انقلاب، ضمن گفت وگویی با اعلام حمایت از متصرفان گفت: «.... در نتیجه دانشجویان اسلامی‌در برابر این رفتار ضد آزادی و ضد نظم که گروه‌های مخالف به وجود آورده بودند، تظاهرات و اقدام به گرفتن دانشگاه کرده‌اند.» شهید دکتر باهنر در زمینه تعطیلی دانشگاه‌ها به طور کلی اظهار داشت:«... زمزمه‌هایی بوده مبنی بر این که گروه‌های اسلامی‌دانشگاه‌ها معتقدند که دانشگاه‌ها باید متناسب با نیازهای انقلاب اسلامی‌تغییر کند و نظام و سیستم تازه ای در آنجا پیاده شود. در این مدت تغییر چشمگیری در سیستم دانشگاه‌ها داده نشده و این هدف را به دنبال پیام امام تعقیب می‌کنند و هدف این است که نظام دانشگاه‌ها را مطابق با انقلاب اسلامی‌عوض کنند...»

سنگین ترین درگیری ها در تربیت معلم

در تهران نیز دانشجویان مسلمان دانشگاه علم و صنعت پیشگام می شوند. روز بیست و هشتم فروردین علم و صنعت میان دانشجویان مسلمان و گروهک‌ها چندبار دست به دست می شود اما غلبه نهایی با دانشجویان مسلمان است. سنگین ترین درگیری‌ها آن روز در دانشگاه تربیت معلم رخ می دهد. این درگیری‌ها منجر به کشته شدن فردی به نام پرویز ستاری شد. تحقیقات، چریک‌های فدایی خلق را مسئول این قتل معرفی می‌کرد.

در دانشگاه مشهد هم درگیری‌ها گسترده می شود. دکتر سید حسن فیروزآبادی در این باره می گوید: در مشهد ‌ سرسختی‌ دشمنان‌ کم‌ نبود به طوری‌ که‌ آن‌قدر تهاجم‌ و جنگ‌ روانی‌ دشمن‌ و گروهک‌ها علیه‌ حرکت‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ دانشجویان‌ سنگین‌ بود که‌ تا ظهر روز اول‌ تقریباً غالب‌ اعضایی‌ که‌ در حرکت‌ اولیه‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ شرکت‌ کرده‌ بودند بریده‌ بودند. بخصوص‌ این‌که‌ بنی‌صدر ‌ نیز با یک‌ پیامی‌که‌ داده‌ بود این‌ کار را محکوم‌ کرد و دلایلی‌ بر رد آن‌ آورده‌ بود.

فیروزآبادی با یادآوری این که سمت سخنگویی انقلاب فرهنگی در مشهد بر عهده وی بوده، می افزاید: بنده‌ به‌ عنوان‌ سخنگوی‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ تکلیف‌ سنگینی‌ بر عهده‌ داشتم‌، بلندگویی‌ تهیه‌ کردم‌ و بالای‌ سردرِ دانشکده‌ پزشکی‌ مشهد رفتم‌ آن‌جا ایستادم‌، افراد را فراخوانی‌ کردیم‌ و من‌ برای‌ ایشان‌ سخنرانی‌ کردم‌. تحلیلی‌ راجع‌ به‌ ضرورت‌ انقلاب‌ فرهنگی‌، پیام‌ حضرت‌ امام(ره‌)، جملات‌ و سفارش‌های‌ ایشان‌ آوردم‌ و به‌ افراد در صحنه‌ گفتم‌ که‌ با اطمینان‌ به‌ تکلیف‌ خود ادامه‌ بدهید، این‌ کار باید‌ به‌ خوبی‌ ان‌شاءالله ادامه‌ پیدا بکند و محصول‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ است‌ که‌ برای‌ ملت‌ انقلابی‌ و مسلمان‌ ما شیرین‌ است‌. دکتر فیروزآبادی می افزاید که تمام‌ خیابان‌ها و کوچه‌های منتهی‌ به‌ دانشگاه‌ مملو از جمعیت‌ مردمی‌بود که‌ پس‌ از اطلاع‌ از انقلاب‌ فرهنگی‌ به‌ حمایت‌ از دانشجویان‌ آمده‌ بودند. از جمله‌ کانون‌هایی‌ که‌ ما نگران‌ آن‌ بودیم‌ که‌ علیه‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ حرکتی‌ سازمان‌ یافته‌ انجام‌ بدهد، مرکز جنبش‌ منافقین‌ بود؛ که‌ در یکی‌ از خیابان‌های‌ اطراف‌ دانشگاه‌ قرار داشت‌.سپس پیاده‌ به‌ آن‌ منطقه‌ رفتم‌ و از فاصله‌ چند ده‌ متری‌ آنجا را زیر نظر گرفتم‌. با توجه‌ به‌ این‌که‌ عناصر زیادی‌ از آنان‌ در باشگاه‌ دانشگاه‌ و بیرون‌ دانشکده‌ها با مردم‌ و دانشجویان‌ درگیر بودند، دیدم‌ که‌ یکی‌ از افراد درجه‌ یک‌ منافقین‌ بیرون‌ در با پوشش‌ ایستاده‌ و مراقبت‌ می‌کند. در درون‌ ساختمان‌ هم‌ افراد آن‌ها ساکت‌ و آرام‌ بودند و از آن‌جایی که‌ این‌ مرکز برای‌ عموم‌ مردم‌ شناخته‌ شده‌ نبود، از بیرون‌ هم‌ هیچ‌گونه‌ تهدیدی‌ علیه‌ آن‌ مرکز وجود نداشت‌. در همان‌ ساعات‌ و لحظات‌ که‌ ما آنجا حضور داشتیم‌ اعلان‌ شد که‌ افراد مسلح ‌ کمیته‌ انقلاب‌ اسلامی‌به‌ مقر منافقین‌ حمله‌ کرده و یک‌ نفر از به‌ اصطلاح‌ مجاهدین‌ در داخل‌ آنجا کشته‌ شده‌ است‌ در حالی‌که‌ ما آنجا حضور داشتیم‌ شاهد هیچگونه‌ اتفاقی‌ نبودیم‌ و وقتی‌ منابع‌ آنها از بین‌ دانشجویان‌ دیدند که‌ گفته‌ می‌شود ما چیزی‌ ندیدیم‌ و نشنیدیم‌ بلافاصله‌ اعلام‌ کردند از ساختمان‌ مجاور و با سلاح‌ مخصوص‌ تیراندازی‌ شده‌ است‌!

در ۲۹ فروردین امام خمینی حرکت دانشجویان مسلمان را تایید می کند و می فرماید که ما از محاصره اقتصادی و تجاوز نظامی نمی‌هراسیم. ما از دانشگاه‌های استعماری می‌هراسیم. در این روز شورای انقلاب در پی دیدار با امام خمینی مهلتی سه روزه به گروه‌ها و احزاب سیاسی برای تعطیلی دفاتر خود در دانشگاه‌های سراسر کشور داده می شود. شورای انقلاب همچنین سه روز تمامی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی را تعطیل می کند. در پی اطلاعیه شورای انقلاب، در این روز درگیری‌های گسترده‌ای میان انجمن‌های اسلامی و دیگر گروهکها در مراکز آموزش عالی در تهران، شیراز، مشهد، بابلسر، کرج و جهرم رخ می دهد. نمازگزاران جمعه به کمک دانشجویان مسلمان در شیراز می روند و دانشکده مهندسی و ادبیات پس از چند ساعت مقاومت گروهکها به تصرف دانشجویان مسلمان در می آید.

سه روز درگیری در دانشگاه تهران

با ورود به ماه اردیبهشت دانشکده‌های علوم اداری و بازرگانی و دانشگاه ملی بدون مقاومت دفاترشان را ترک می کنند اما در دانشگاه تهران سنگین ترین درگیری بعد از انقلاب رخ می دهد. سازمان دانشجویان پیشگام وابسته به چریک‌های فدایی خلق اعلام می کند که حاضر نیست ستادش را در خیابان 16 آذر جمع کند. روز یکشنبه 31 فروردین از عصر تا نزدیک سحر درگیری‌های پراکنده بین دانشجویان مسلمان و ضدانقلاب ادامه دارد. پس از دو ساعت آرامش دانشجویان پیشگام که از سوی میلیشیای سازمان منافقین همراهی می شدندبا چماق و سنگ به مقابله با دانشجویان مسلمان که از طرف سپاه پاسداران حمایت می شدند می پردازند. دور تادور دانشگاه تهران درگیری‌های گسترده است. سیصد نفر زخمی و دو نفر کشته می شوند. زخمی‌ها در میان باران سنگ به بیمارستان شریعتی و امام خمینی منتقل می شوند. پس از دوازده ساعت درگیری گروهک دانشجویان پیشگاه اعلام می کند که ستادش رابه شورای دانشگاه می سپارد اما درگیری‌ها تا ساعت 7 صبح سه شنبه 2 اردیبهشت ادامه می یابد. ساعت 8 صبح دانشگاه در اختیار دانشجویان مسلمان است. در این ماجرا 700 نفر زخمی و 5 نفر کشته شدند. رادیو مردم را به دانشگاه تهران فرامی خواند و از ساعت 9 ده‌ها هزار نفر با شعار «ارتش بیست میلیونی آماده جهاد است فدایی فدایی این آخرین پیام است» ، «راه ما راه علی است برو گم شو کمونیست» ، «فرهنگ امریکایی نابود باید گردد دانشگاه اسلامی ایجاد باید گردد». بنی صدر هم ساعاتی بعد وارد دانشگاه می شود و می گوید که امروز روز بزرگی در تاریخ ماست که حاکمیت مردم از طریق شورای انقلاب به کرسی می نشیند.

بعدها وقتی از بنی صدر پرسیدند که او خود یکی از مجریان تعطیلی دانشگاه‌ها بوده چرا آن را مورد انتقاد و استهزا قرار می دهد، گفت: به من گفته بودند دانشگاه فقط دو روز بسته خواهد ماند!

شورای انقلاب روز ۱۵ خرداد را به عنوان پایان نیمسال دوم تحصیلی اعلام می نماید . پس از تعطیلی دانشگاه‌ها در این روز، فرصتی ایجاد شد تا تغییرات لازم در دانشگاه‌ها انجام شود. مدتی بعد نیز تخلیه خوابگاه‌های دانشجویی آغاز شد که آن هم با بروز درگیری‌هایی همراه بود.

با روشن شدن وضعیت دانشگاه‌ها، اظهارنظرها و ارائه تحلیل درباره دانشگاه‌ها شروع شد.جنبش مسلمانان مبارز ضمن انتقاد از نحوه اشغال دانشگاه، در بیانیه ای اعلام کرد: «اقدامات اخیر در دانشگاه‌ها در جهت یک انقلاب مکتبی سیر نخواهد کرد.»

حزب جمهوری اسلامی‌نیز اطلاعیه ای در تأیید عمل دانشجویان صادر نمود: «نظام دانشگاهی ما باید فرهنگ ‌های وابسته حاکم بر محیط فعلی دانشگاه‌ها و وابستگان به این فرهنگ را از دانشگاه‌ها ریشه کن کند.در پی رهنمودهای امام، بار دیگر دانشجویان مسلمان دانشگاه‌ها به پاخاستند تا با یاری توده‌های روشن بین و بیدار امت، برقراری این نظام اسلامی‌را در دانشگاه‌ها به مستضعفان جهان، بشارت دهند و برماست که چون همیشه به یاریشان بشتابیم.»جاما یا جنبش انقلابی مردم ایران به رهبری دکتر سامی‌حمله به دانشگاه را محکوم کرد. از سوی دیگر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی‌و جامعه روحانیت مبارز از انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها حمایت کردند.محمدتقی شریعتی، طاهر احمدزاده و شیخ علی تهرانی نیز با صدور اعلامیه مشترکی، اشغال دانشگاه‌ها از سوی دانشجویان مسلمان را محکوم کردند.پس از اعلام نظر و تبلیغات گسترده برله و علیه اشغال دانشگاه‌ها توسط انجمن‌های اسلامی‌و تخلیه دانشگاه‌ها از ستادها و دفاتر گروهک‌ها، امام خمینی به ابراز نظر پرداختند و صریحاً از جریانات تصفیه در دانشگاه حمایت می نماید. آخرین حرکت تاریخی، در امور مربوط به دانشگاه‌ها با فرمان مهم امام خمینی مبنی بر تشکیل «شورای انقلاب فرهنگی» محقق شد. این شورا موظف بود زمینه‌های تحول و اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها را ایجاد نماید. نتیجه فعالیت‌های شورا، می‌باید برای همیشه مشکل سیاسی به نام دانشگاه‌ها را از میان بردارد و صورتی علمی‌و پژوهشی، در زیر سایه ترین و اسلامیت بدان بدهد.

در این فرمان نخستین اعضای شورای انقلاب فرهنگی تعیین شدند، این افراد عبارت بودند از حجت الاسلام ربانی املشی، دکتر محمد جواد باهنر، جلال الدین فارسی، شمس آل احمد، دکتر حسن حبیبی، دکتر عبدالکریم سروش و دکتر علی شریعتمداری.

در این زمینه امام خمینی(ره) «معیارهای روشن و دقیقی برای تعیین استاد و دانشجو» به ستاد انقلاب فرهنگی داده و لذا دیگر عذری باقی نمانده بود.


چینی ها پس پرده درباره برنامه هسته‌ای ایران به مقام‌‌های امریکایی چه گفتند؟
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، انرژی هسته ای ، ایران ، چین

یک سند اخیرا منتشر شده از سوی پایگاه اینترنتی ویکی لیکس گفت گوهای مسئولا سفارت امریکا در پکن با مقام های چینی درباره ایران روایت می کند. این سند توصیفی است تقریبا دقیق از قرابت ها و تفاوت های نگاه چین و امریکا به ایران را نشان می دهد.

سفارت چین

09 Beijing 560

تاریخ تهیه و تنظیم: 4/3/2009

تاریخ انتشار: 28/11/2010

موضوع: چین خواستار شفافیت سیاست آمریکا در قبال ایران بوده و می تواند به گفت وگو  با ایران کمک نماید.

1- خلاصه؛ به گفته یکی از مقامات وزارت خارجه چین این کشور مایل است از مسیر سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران آگاه شود و گفت وگو  میان طرفین را تسهیل نماید. چین به روند در پیش گرفته شده توسط 1+5 متعهد بوده و برای روابط دوجانبه اش با ایران ارزش قائل است. هر چند معتقد است تهران نباید روابط اقتصادی اش را با چین مسلم فرض نماید. این مقام چینی بیان می دارد که علی رغم اصرار کشورش از ایران مبنی بر ارائه پاسخ مثبت به پیشنهاد گفت وگو  با آمریکا، دور اول گفت وگو های مستقیم با ایران حول محور هسته ای بسیار دشوار خواهد بود. این مقام چینی می افزاید هم اکنون بسیار زود است که به آن دسته از اقداماتی بیندیشیم که در صورت ساخت بمب هسته ای توسط ایران، باید در قبال این کشور اتخاذ نمود.

یکی از رابطین دانشگاهی اینچنین بیان می دارد که هیچ نقطة بازگشتی برای توسعه فناوری هسته ای ایران متصور نیست و ایرانیان بر این باورند که اگر شکل جدیدی از دیپلماسی را ارائه نمایند می توانند موضع چانه زنی قوی خود را همچنان حفظ نمایند.

2- پولاف، روابط ایران و چین و تلاش های جامعة بین المللی را در قبال موضوع هسته ای ایران، با ژو وی معاون مدیرکل آسیای غربی و مسئول میز ایران در وزارت امورخارجه چین مورد بحث و بررسی قرار داده است. پولاف همچنین با لی گوفو، مدیرکل مرکز مطالعات خاورمیانه در مؤسسه مطالعات بین المللی وزارت امورخارجه چین نیز ملاقات و گفت وگو  داشت (CIIS).

* چین خواستار شفاف سازی در بازنگری سیاسی شد

3- ژو وی به پولاف گفت که چین از نزدیک بازنگری جاری در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران را پیگیری می نماید. وی گفت چین بر این باور است که آمریکا همچنان در پی حفظ نقش رهبری خود در خاورمیانه بوده و نتایج این بازنگری بر روابط چین با منطقه تأثیر گذار خواهد بود. وی افزود پکن امیدوار است آمریکا در تنظیم مجدد سیاست خارجی خود در قبال ایران و بازنگری در آن شفاف سازی بیشتری نماید. چین در حال حاضر جز حدس و گمان در خصوص نحوة این تغییرات که قرار است حول مجموعه ای مهم از موضوعات و دغدغه های مشترک صورت پذیرد چیز دیگری در دست ندارد. ژو در عین حال بر این نکته نیز تأکید نمود که سیاست کلی چین در قبال ایران تغییری نکرده و این کشور همچنان بر اهمیت ثبات در خاورمیانه ومخالفتش با ساخت سلاح های هسته ای در این منطقه تأکید می ورزد. ژو بیان داشت که شفافیت بیشتر دراین زمینه ضروری است چرا که امروز چین از واشینگتن صداهای ضد و نقیضی می شنود که بیانگر وجود دیدگاههای متفاوت در این کشور در قبال ایران است.

4- چین به 1+5 متعهد بوده و آماده است گفت وگو ها میان ایران و آمریکا را تسهیل نماید. چین همچنانکه از بیانیة مشترک اخیر 1+5 در خصوص ایران حمایت نمود، خود را به این گروه پای بند می داند. چین عمیقا امیدوار است یکی از نتایج بازنگری در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران انجام گفت وگو های مستقیم با این کشور باشد. در این مسیر چین می تواند با ایجاد کانال های ارتباطی با ایران نقش مثبت خود را ایفا نماید.

* چین در برقراری رابطه میان تهران – واشنگتن تأثیر گذار است

5- ژو با بیان اینکه هر چند چین و ایران از روابط سیاسی و اقتصادی خوبی با یکدیگر برخوردار هستند اما این به معنای حمایت چین از کلیه سیاست های تهران نیست، افزود چین ارتباطات قوی را با رژیم ایران برقرار نموده و از این ارتباطات برای انتقال و بیان نگرانی های 1+5 و شورای همکاری خلیج فارس در خصوص مسئله اشاعة هسته ای به ایران بهره می برد. پکن به دنبال ترغیب ایران به ایفای نقش مثبت در منطقه است. ژو با بیان تأثیرگذاری ارتباطات چین با ایران در این حوزه ها افزود همکاری هر چند محدود ایران با آژانس بین المللی انرژی هسته ای و 1+5 از نتایج میانجیگری مثبت چین بوده است. چین این موضوع را برای ایران مشخص ساخته است که همکاری های اقتصادی ایران و چین با یکدیگر نباید اینگونه تعبیر شود که چین نسبت به مسئله اشاعة هسته ای بی تفاوت است و یا قصد همکاری با جامعة بین المللی را در این حوزه ندارد.

* گفت وگو  با ایران به صبر نیاز دارد

6- ژو گفت که بازنگری سیاست آمریکا در قبال ایران سب شده است در ایران بحث در مورد نحوة واکنش به این تغییرات داغ شود. بخصوص در مورد احتمال گفت وگو های مستقیم بحث های جدی در حال انجام است. چین از رژیم ایران خواسته است به پیشنهاد آغاز گفت وگو های آمریکا با این کشور پاسخ مثبت دهد. ژو گفت براساس تجربیاتش در حوزة ایران، برای رهبری ایران تصمیم گیری در این مورد بسیار دشوار و پذیرش علنی این پیشنهاد برای وی بسیار سخت است. ژو با بیان این مطلب که توقعات در آمریکا در مورد نحوة واکنش ایران به این پیشنهاد بسیار بالاست، آمریکائیان را توصیه به صبر و حوصله نمود. وی گفت با توجه به اهمیت موضوعات قابل طرح در گفت وگو های احتمالی برای ایالات متحده، این کشور حتی در صورت دشواری این گفت وگو ها باید آن را با ایران دنبال نماید.

 

* اندیشیدن به نگرانی های ناشی از ساخت تسلیحات هسته ای بسیار زود است

7- ژو در این خصوص که اگر ایران مبادرت به ساخت سلاح هسته ای نماید واکنش چین چگونه خواهد بود بیان داشت که چین مسئله اشاعه سلاح های هسته ای را جدی گرفته ومخالف ساخت سلاح هسته ای است. با این وجود چین نگرانی از ساخت سلاح هسته ای توسط ایران را در کوتاه مدت منطقی نمی داند. هر چند چین پیش از تغییر موضع، صبر می کند تا ببیند ایران در توسعه فناوری هسته ای خود تا کجا پیش خواهد رفت. وی افزود هنوز بسیار زود است تا به آن دسته از اقداماتی بیندیشیم که در صورت ساخت بمب هسته ای توسط ایران، باید در قبال این کشور اتخاذ نمود.

8- لی گو فو نیز ضمن تأیید این رویکرد بیان داشت که چین از نزدیک برنامه هسته ای ایران را دنبال می کند اما از اینکه ایران به دنبال ساخت سلاح هسته ای نیست، 100% اطمینان ندارد. ناظرانی که معتقدند نقطة بدون  بازگشتی در توسعة فنی سلاح هسته ای ایران وجود ندارد در اشتباه هستند چرا که مسئله اساساً سیاسی است و نه فنی. ایران در حالی به حرکت در مسیر توسعة برنامة هسته ای خود ادامه می داد که هیچ موضع شفاف داخلی در خصوص نیتش برای تبدیل فناوری هسته ای اش به فناوری ساخت سلاح هسته ای نگرفته بود. اما ایران امیدوار است فناوری هسته ای اش را تا مرحله ای توسعه دهد که هرگاه اراده نماید بتواند ظرف کوتاه ترین زمان ممکن از آن برای ساخت سلاح هسته ای بهره ببرد. با این وجود هنوز یک سری مراحل پیچیده وجود دارند که برای تبدیل سطح فعلی فناوری به سطحی که توان تولید سلاح هسته ای را داشته باشد باید طی شوند که یکی از آنها انجام آزمایش اتمی است. انجام چنین آزمایشی مسلما تأثیر بسزایی روی مسائل سیاسی جامعه بین المللی خواهد داشت.

* آمریکا باید پیشنهاد عینی ارائه نماید

9- لی گفت: گفت وگو های مستقیم آمریکا با ایران در واقع بسیار پیچیده خواهد بود. چرا که در حال حاضر آمریکا برای ترغیب ایران به تغییر رفتار، دستش از هرگونه پیشنهاد خالی است و چیز زیادی برای ارائه به این کشور ندارد. هر چه از عمر رژیم بیشتر می گذرد، اطمینان به مشروعیت داخلی اش بیشتر شده در نتیجة ارزشی که برای عادی سازی روابطش با آمریکا قائل بود نیز روز به روز کاهش می یابد. علاوه بر آن اهمیت تضمین های امنیتی نیز برای دولتی که خود قادر به تأمین امنیتش هست و برای ادامة بقاء خود به آنها نیاز ندارد، کاهش می یابد. وی افزود دولت آمریکا باید خود را برای امتیاز دهی به ایران آماده ساخته و به این کشور پیشنهادی عینی و ملموس ارائه نماید. پیشنهاد لی این بود که آمریکا می تواند از درب «احترام متقابل» وارد شود.

* ایران به نیات آمریکا شک دارد

10- لی گفت با توجه به گفت وگو های مفصلی که با تصمیم گیرندگان و سیاستگذاران ایرانی داشته است دریافته است که آنها نسبت به نیات آمریکا تردید دارند. وی پیشهاد نمود گفت وگو  با ایران برای اینکه آغازی نادرست نداشته باشد، باید بصورت نمادین شروع شود. طرفین ابتدا باید بر اصولی که ارتباط مستقیم با موضوع هسته ای ندارد توافق نمایند. در صورتی هم که ایرانی ها از خود برای تعلیق غنی سازی هسته ای آمادگی نشان دادند، آمریکا می تواند خود را برای همکاری های جدیدتر آماده سازد. وی تأکید نمود که رهبری ایران خود را بازیگر اصلی و عمده در موضوعات منطقه ای می داند که این موضوع نیز به نحوی به آمریکا مرتبط است. بویژه تلاش هایی که جهت استقرار ثبات در عراق و افغانستان صورت می پذیرند نیز در همین راستا تفسیر می شوند.

* مقام ایرانی: سلاح هسته ای فاجعه آمیز خواهد بود

11- به گزارش لی، یکی از معاونین وزارت خارجه ایران در تهران به وی گفته است که ایران خود را قدرتی منطقه ای می داند اما بخوبی آگاه است که اگر ایران قصد ساخت سلاح هسته ای داشت، آمریکا احتمالا شروع به توزیع و استقرار سلاح های هسته ای در منطقه خلیج فارس می کرد که از منظر راهبردی برای ایران فاجعه آمیز است. هدف ایران از توسعة توان هسته ای ، ارائه نمادی از قدرت منطقه ای خویش است. ایران خواهان گفت وگو  با آمریکاست.

* دیگر چالش های گشودن باب مذاکرات

12- لی گفت فضا برای تعامل و گفت وگو  با ایران فراهم شده است اما همچنان موانعی بر سر این راه وجود دارد. رژیم در تهران همچنان به دنبال فرصت هایی است تا به رغم سرکارآمدن دولت جدید آمریکا با جهان تعامل داشته باشد. حتی در ایران بحث هایی در خصوص نشان دادن پاسخ و واکنش مناسب صورت می پذیرد. لی گفت همزمان با بحث های داغی که میان مردم ایران در خصوص نیاز به ادامة برنامة هسته ای وجود دارد، در میان رهبران این کشور نیز بحث بر سر ایده استفاده نظامی و ساخت سلاح با استفاده از دستاوردهای برنامة هسته ای در جریان است. لی تأکید نمود که رهبری ایران همچنان ایدة حملة نظامی آمریکا علیه این کشور در واکنش به توسعه برنامه هسته ای را رد کرده و بیان داشت که تعلیق غنی سازی هسته ای برای آغاز روند جدید با آمریکا ضرورت ندارد.

* سیاست های انتخاباتی ، عاملی تعیین کننده

13- لی گفت انتخابات ریاست جمهوری امسال ایران عاملی مهم در گفت وگو های معنادار ایالات متحده آمریکاست. نامزدی رئیس جمهور سابق ایران محمد خاتمی اولین چالش رئیس جمهور کنونی ایران محمود احمدی نژاد به شمار می رفت. البته خاتمی بدون موافقت صریح رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای قادر به ورود در عرصة مبارزات انتخابات نبود. اما برخلاف انتخابات های گذشته، نامزدهای اصلاح طلب یکی یکی از گردونه انتخابات کنار رفتند تا به این وسیله شانس پیروزی خاتمی افزایش یابد. از سوی دیگر تندروها نیز برای افزایش توان مقابله با خاتمی سعی نمودند اختلافات داخلی خود را کنار گذاشته و بر روی گزینة احمدی نژاد اتفاق نمایند. وی استدلال نمود موافقت سطوح عالی رهبری با نامزدی خاتمی نشان داد که رهبری نظام خاتمی را به اندازة کافی قابل اعتماد و اتکاء دانسته و در صورت روی کار آمدن وی انتظار اجرای اصلاحات اساسی و بنیادین از سوی وی را نخواهد داشت. در این میان، احمدی نژاد شایداحساس می نمود که باید از اعتبار نامة تندروانه خود در مبارزات انتخاباتی هزینه نماید.

* خطاب چین به ایران: روابط اقتصادی را مسلم فرض نکنید.

14- لی گفت چین همچنان برای گسترش روابط اقتصادی با ایران به منظور حفظ نرخ رشد اقتصادی خود ارزش و اهمیت قائل است. وی خاطر نشان ساخت که مقامات چینی به همتایان ایرانی خود اعلام نموده اند که آنها از عدم پیشرفت در مسئله هسته ای ایران مأیوس شده اند چرا که پیشرفت در این زمینه سبب نهادینه سازی سرمایه گذاری در بخش انرژی این کشور می شود. به گفته لی، چینی ها به منظور ترغیب ایرانی ها به نشان دادن پیشرفت در موضوع هسته ای به آنها هشدار داده اند که منافع اقتصادی چین در ایران را مسلم فرض ننمایند. علاوه بر اینکه چین درحال کاهش وابستگی خود به منابع انرژی ایران از طریق بهبود روابط و مناسبات خود با سعودی هاست. (سفر اخیر رئیس جمهور چین ، هو به عربستان سعودی شاهدی بر این ادعا است). توان بالقوة سعودی ها در تأمین انرژی مورد نیاز چین سبب برنامه ریزی چینی ها روی این کشور شده است.


افشای گرایش‌ها و پشت‌پرده‌های تحریم‌ها علیه ایران/3
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، ایران ، آمریکا ، تحریم
این 11 نفر؛‌ سر خط‌های تصویب قطعنامه علیه ایران در کنگره

در بخش‌های اول و دوم این گزارش که به افشای گرایش‌ها و پشت‌پرده‌های تحریم‌ها علیه ایران در ایالات متحده اختصاص دارد، ‌اسامی، سوابق و دیدگاه‌های تعدادی از معاونان و مشاوران ارشد رئیس‌جمهور امریکا و برخی دیگر از مقام‌های دولت این کشور با گرایش‌های ضد ایرانی مشخص بیان شد، در بخش سوم و پایانی، تعدادی از نمایندگان کنگره امریکا که به‌طور ویژه در زمینه صدور قطعنامه‌ها علیه ایران مشارکت می‌کنند، مطرح می‌شود:


افشای گرایش‌ها و پشت‌پرده‌های تحریم‌ها علیه ایران/2
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، ایران ، آمریکا ، تحریم
رمزگشایی از نقش گروه "سزار" در ادامه راهبرد دومسیره

روز گذشته در بخش اول گزارش افشای گرایش‌ها و پشت‌پرده‌های تحریم‌ها علیه ایران، به بررسی ساختارهای مؤسسات تحریمی و بررسی دو شخصیت آن، یعنی استوارت لوی و دانیل گلاسر پرداخته شد.

در بخش دوم این گزارش به بررسی سوابق و دیدگاه‌های رابرت اینهورن، گری سیمور، دنیس راس، جان برنان، دانیل پون‌من،‌ جفری بیدر، دانیل شاپیرو، پانیت تالوار،‌ ریچارد هالبروک و دنیس بلر پرداخته شده است:


افشای گرایش‌ها و پشت‌پرده‌های تحریم‌ها علیه ایران/1
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، ایران ، آمریکا ، تحریم
چهار اصل مورد نظر "لوی" که در تحریم ایران ناکام ماند/ دانیل گلاسر کیست؟

چکیده:یکی از روش‌های ارتقای اشراف اطلاعاتی پیرامون شیب و جهت دورنمای تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران و اتخاذ سیاست‌های بازدارنده مناسب، جریان‌شناسی مبانی فکری و تحرکات طراحان تحریم جمهوری اسلامی ایران در سطوح اجرایی، قانونگذاری، مراکز پژوهشی و لابی‌های پارلمانی – اجرایی آن کشور است.