آیا جریان انحرافی با بابیت و بهاییت قابل قیاس است؟
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، بهائیت

به هر حال وقتی یک جریانی شروع به بیان یک سری اندیشه های نادرست و وارد برخی مسائل اقتصادی می شود،طبیعتل تهدید به شمار می رود و باید با آن مقابله شود.من با سخنانی که به نام اسلام یا اسلام گریزی مطرح می شودصد در صد مخالفم و معتقدم باید با مقابله با چنین اعتقاداتی از راه یافتن آنها به عرصه سیاست جلوگیری کرد.اما این که بخواهیم نتیجه بگیریم که اینها شبیه بابیه یا بهاییه هستند کمی زود است.یعنی جریان انحرافی دارای اندیشه های ناصوابی است که باید به نقد آنها پرداخت اما این که بخواهیم شبیه سازی کنیم، کمی زود است.

شفاف:چگونگی پیدایش بابیه و بهاییه از مسائلی است که بازخوانی آن درشرایط فعلی خالی از لطف نیست. از آنجا که این روز‌ها صحبت از جزیانس موسوم به انحرافی داغ است و از روحانیون عالی رتبه تا سیاستمداران مختلف نسبت به این مساله اظهار نگرانی کرده‌اند و در مورد آن هشدار داده‌اند و حتی در مواردی آن را فرقه‌هایی مانند بابیه و بهاییه مقایسه کرده‌اند.

حجت الاسلام عبدالحسین خسرو پناه روحانی جوانی است که در مورد مساله بابیه و بهاییه اقدام به تالیف کتابی با عنوان «جریان‌شناسی ضد فرهنگ‌ها» کرده است و به بررسی این مساله پرداخته است. به باور رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه اگر با جریانهای باببیه و بهاییه در‌‌ همان گامهای اول خرافی و انحرافیشان برخورد مناسب می‌شدشاید بعد‌ها هیچ وقت نمی‌توانستند به فرقه‌ای تبدیل شوند.

به گزارش شفاف، گزیده‌ای از سخنان وی در گفتگو با روزنامه روزگار به شرح زیر است:

 
*بحث مهدویت و بحث موعودگرایی یکی از اعتقادات مشترک همه ادیان و فرقه‌های دینی است. همه انبیا مساله موعود نهایی را مطرح کرده‌اند و پیامبر اسلام نیز براین مساله تاکید فرموده‌اند.

*در پاسخ به این پرسش شما که چرا بعضی‌ها در این عقیده به انحرافی جبران ناپذیر کشیده می‌شوند، باید عرض کنم عوامل مختلفی در این مساله دخالت دارند. اولین عامل معرفتی است. برخی تصور غلط از مهدویت پیدا می‌کنند وبرای همین هم منشا انحراف می‌شوند. مثلا حدیث معروفی که می‌گوید حضرت ولی عصر (عج) زمانی ظهور می‌کنند که دنیا پر از ظلم و جور باشدو حضرت با خود آن را پر از عدل و داد می‌کنند بعضی تصور می‌کنند که پس باید صبر کرد تا جهان پر از ظلم و جور یا اینکه عالم از ظالم و جائر پر شود. در واقع معتقدان به چینین باوری از یک گزاره خبری نتیجه انشایی گرفتند و حتی به مردم توصیه می‌کنند گناه کنید تا امام زمان ظهور کند. کسانی که در واقع از اجتهاد فقهی برخوردار نیستند، نمی‌توانند فهم متقنی از آموزه‌های دینی داشته باشند و آیات و روایات را نمی‌فه‌مند، طبیعی است که در مساله مهدویت هم اندیشه غلط پیدا می‌کنند که این اندیشه غلط در ‌‌نهایت تبدیل به یک فرقه انحرافی می‌شود. در لایه‌های انجمن حجتیه نیز ما شاهد چنین انحرافاتی بودیم. البته خود موسس انجمن حجتیه مرحوم حاج شیخ محمود حلبی به هیچ وجه دارای چنین اعتقادی نبود اما به هر حال در برخی سطوح و لایه‌های انجمن حجتیه این تفکر غلط مطرح شد که منشاء این انحراف قرار گیرد.

*عامل دوم که از اهمیت زیادی برخوردار است، عامل نفسانی، روحی و روانی است به این معنا که برخی به هر حال گرفتار هوا و هوسهایی می‌شوند. یعنی به این نتیجه می‌رسند که با ادعای بابیت یا بهاییت به هر حال می‌توانند برای خود دکانی باز کنند و مریدانی را دور خود جمع کنند و این منشا ایجاد یک فرقه انحرافی می‌شود. مثلا آقای علی محمد باب وقتی احساس کرد اگر خود را باب یا واسطه امام زمان معرفی کند می‌تواند از این طریق برای خود منافعی ایجاد کند و عده‌ای را باه درو خود جمع کنئ. کم کم ادعای مهدویت کرد و بعد هم نوبت و بعداز آن حتی مدعی الوهیت شد.

*عامل سوم، عامل سیاسی است که در این مورد می‌توان به جریانهای انحرافی که در کشور ما به وجود می‌آید اشاره کرد. واقعیت این است که عوامل سیاسی استعماری در پیدایش چنین جریانهایی نقش داشته‌اند و از این جریان‌ها حمایت کرده‌اند. طبیعی است که استعمار به دنبال منافع خودش است و در این مورد از تعدد فرقه‌های اسلامی و آسیب پذیری وحدت جهان اسلام منتفع و بهرمند می‌شود.

*وقتی خرافه در جامعه‌ای رواج پیدا کندو مردم از یک جهل نسبی برخوردار باشند، زمینه برای پیدایش و گسترش این فرقه‌های انحرافی فراهم می‌شود و در نتیجه هم باعث می‌شود آن‌ها بتوانند مریدان بیشتری را درو خود جمع کنند. به نظر من جهل مردم و ترویج خرافه می‌توانداز مهم‌ترین عوامل ایجاد چنین جریانهای انحرافی باشد. ازسوی دیگر وقتی جامعه از رشد عقلایی و حیانی مناسبی برخوردار باشد، معمولا این فرقه‌ها فرصت ظهور و بروز پیدا نمی‌کنند.
 
*اگر از‌‌ همان ابتدا با خرافه‌ها یی که چنین فرقه‌هایی را در جامعه ترویج می‌کنند برخورد می‌شد، احتمالا این جریان‌ها اساسا به وجود نمی‌آمدند.

*اصلی ترین انحراف فرقه‌های بهاییه و بابیه به نظر من به حوزه اعتقادات برمی گردد، چون اعتقادات حکم ریشه را دارد. همانطور که و قتی ریشه درخت آسیب می‌بیند ما بقی اجزای درخت را نحت تاثیر قرار می‌دهد اعتقادات نیز چنین است و اگر به انحراف مبتلا شود، تمامی اجزای یک جریان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
 
*برای اینکه بگوییم جریان انحرافی فعلی با بابیه و بهاییه قابل مقایسه است، کمی زود است که قضاوت کنیم. لازم است ابتدا دارای برخی اطلاعات امنیتی و اطلاعاتی باشیم تا بتوانیم این مساله جریان‌شناسی کنیم.

*به هر حال وقتی یک جریانی شروع به بیان یک سری اندیشه‌های نادرست و وارد برخی مسائل اقتصادی می‌شود، طبیعتل تهدید به شمار می‌رود و باید با آن مقابله شود. من با سخنانی که به نام اسلام یا اسلام گریزی مطرح می‌شودصد در صد مخالفم و معتقدم باید با مقابله با چنین اعتقاداتی از راه یافتن آن‌ها به عرصه سیاست جلوگیری کرد. اما اینکه بخواهیم نتیجه بگیریم که این‌ها شبیه بابیه یا بهاییه هستند کمی زود است. یعنی جریان انحرافی دارای اندیشه‌های ناصوابی است که باید به نقد آن‌ها پرداخت اما اینکه بخواهیم شبیه سازی کنیم، کمی زود است.

*من فکر می‌کنم جریان انحرافی در حال فاصله گرفتن از اصول گرایی است و این فاصله گرفتن ممکن است آن‌ها را به دام اصلاح طلبان سوق دهد. در مجموع باید بگویم برخی ابتدا انحراف فکری پیدا می‌کنند و بعد به انحراف عملی دچار می‌شوند. برخی دیگر انحراف عملی آن‌ها منجر به انحراف اعتقادی می‌شود. انحراف عملی هم گاهی اخلاقی و سیاسی است. به نظر من جریان انحرافی دچار آفت سیاست گرایی و قدرت طلبی شده است که در آینده ممکن است کم کم به انحرافات فکر مبتلا شود. حتی ممکن است این جریان بعد‌ها تبدیل به یک فرقه هم بشود اما عرض من این است که برای قضاوت زود است. در واقع من این اشکال را بیش از همه سیاسی می‌بینم.

پخش ربنای شجریان از بی بی سی بعد تبلیغ بهاییت!
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، bbc ، استاد شجریان ، بهائیت

شبکه بی بی سی فارسی که تلاش دارد کوچکترین نمادهای دینی را در اخبار، تصاویر و حتی دکور و گریم گویندگان خود بایکوت کند و حتی مهمترین اخبار دینی و اسلامی را نیز از لیست اخبار قابل پخش خود حذف کند، در بخشی از مجموعه گزارش‌های روز دوشنبه خود اقدام به پخش ربنای محمد رضا شجریان کرد.

به گزارش رجانیوز، در حالی که این شبکه انگلیسی فارسی زبان، یکی از اهداف بلندمدت خود را اسلام زدایی و تغییر سبک زندگی مردم مسلمان ایران قرار داده است، در بخشی از مجموعه گزارشهای دوشنبه خود ضمن پخش ربنای محمد رضا شجریان، از پخش نشدن ربنای توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی که به دلیل درخواست شجریان صورت گرفته است، انتقاد کرد!

انتقاد بی‌بی‌سی از پخش نشدن دعای ماه مبارک رمضان در صدا و سیما با صدای شجریان در حالی کاملا متناقض با سیاست‌های کلان این شبکه به وقوع پیوسته که دقایقی قبل از پخش ربنا، این شبکه گزارش مفصلی در حمایت از بهاییت پخش نموده بود!

گفتنی است رادیو و تلوزیون فارسی زبان بی بی سی با نفوذ مستقیم بهائیان راه اندازی شده و در طول این سالها سعی کرده زمینه روانی را برای اجرای سیاستهای دولت بریتانیا در ایران فراهم کند.


آب انگلستان مزاج محسن کدیور را اسرائیلی کرد
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  کلمات کلیدی: محسن کدیور ، بهائیت ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی

ارگان حلقه لندن رسماً از فرقه استعماری و انگلیس ساخته بهائیت حمایت کرد.

به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، پایگاه اینترنتی جرس وابسته به محسن کدیور در مطلبی خلاف واقع ادعا کرد بهائیان در ایران مورد تجاوز!! قرار می گیرند. کدیور افندی در این خوش خدمتی و سیاه بازی بی سابقه، بهائیان را مردمانی صلح جو و خواهان آرامش که حقوق مذهبی شان در ایران نقض می شود معرفی کرد و مدعی شد به همین خاطر انسانیت زیرپای حکومت ایران له می شود. سایت جرس در عین حال به نیابت از سران بهائیت خواستار مجازات مقامات ایرانی شده است.
حمایت کدیور وسایت جرس از جریان مجعول و انگلیسی بهائیت مسبوق به سابقه است، همچنان که به هنگام دستگیری شماری از اعضای این حزب صهیونیستی در حرمت شکنی عاشورای سال 88 (6 دی 1388)، این سایت به طرفداری صریح از دستگیرشدگان پرداخته بود. برخی سران این گروهک به خاطر جاسوسی برای موساد در بازداشت به سر می برند. برخی عقاید مورد ترویج از سوی بهائیت، عیناً توسط عناصر التقاطی و سکولار نظیر کدیور و سروش و... ترویج می شود.
خاطرنشان می شود خواهر کدیور نیز پیش از این از حقوق قانونی فرقه هایی نظیر بهائیت دفاع کرده بود. این طیف (عناصر نظیر سحرخیز و...) در ستاد کروبی و موسوی نیز حضور داشتند.


نفوذ بهائیان در رژیم پهلوی
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٥  کلمات کلیدی: مطالب خواندنی ، بهائیت

نفوذ بهائیان در رژیم پهلوی  

مبارزات حضرت امام خمینی(ره) علیه سیاست‌های ضددینی و ضد فرهنگی رژیم پهلوی در 1341ش در جریان انجمن‌های ولایتی و ایالتی به صورت علنی آغاز شد.
با تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی که با حذف قید مسلمان و سوگند به قرآن از این قانون، غیرمسلمانان و در رأس آنان بهائیان بدون هیچ‌گونه منع قانونی می‌توانستند به مناصب و پست‌های مهم دست یابند. اما امام با هوشیاری تمام، متوجه خطر و به صورت فعال وارد صحنه کشور شدند.
ایشان که هدف این لایحه را حاکمیت بهائیان بر سرنوشت ایران ارزیابی می‌کرد، علیه لایحه مذکور و به صورت یک مخالف مقتدر در مقابل رژیم پهلوی قد برافراشتند و در مناسبت‌های مختلف و با سخنرانی‌های روشنگر خویش، علما و مردم را از توطئه‌های شوم استعمار مطلع و خطر بهائیان و اسرائیل را برای اسلام و کشور گوشزد کردند: «... اینجانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می‌کنم، قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد آن در قبضه صهیونیست‌ها است که در ایران به [صورت] حزب بهائی ظاهر شدند...»
از دیدگاه امام، بهائیت با سازمان خود در ایران به جاسوسی برای اسرائیل و امریکا مشغول بود و در اساس برای شکستن مذهب شیعه به وجود آمده بود. تأکید ایشان بر نابودی استقلال ایران توسط استکبار و عوامل آن نظیر اسرائیل، بهائیت و رژیم ستمشاهی، ماهیتی کاملاً ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی به نهضت اسلامی بخشید.
با تبعید امام در آبان 43 به ترکیه، روند هجوم بهائیان به دستگاه حکومت که از پیش آغاز شده بود، شتاب بیشتری یافت و هویدای بهائی، برای حدود 14 سال نخست‌وزیر شد.
در این دوره، روز به روز بر قدرت این فرقه در ایران افزوده شد، تا جایی که در کابینه هویدا 9 وزیر بهائی راه یافت. اینان از موقعیت خود برای ثروتمند شدن جامعه بهائیت استفاده کردند و از این ثروت در راه تبلیغ و ترویج فرقه خود نهایت استفاده را می‌نمودند.


بازخوانی پرونده فرقه ضاله بهائیت از بایگانی تاریخ
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٥  کلمات کلیدی: مطالب خواندنی ، بهائیت

بازخوانی پرونده فرقه ضاله از بایگانی تاریخ

1ـ اعتقاد به وجود منجی جهانی و اهتزاز پرچم حاکمیت توحید در پایان جهان به دست پیشوای عدل و آزادی (حضرت حجت بن الحسن العسکری)، «باور حیات‌بخشی» است که شیعه را در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود حفظ کرده و به امید دستیابی به آینده روشن، به ادامه جنبش و تکاپو واداشته است. بی‌جهت نیست که این باور حیات‌بخش، انتظار مهدی‌(عج)، از دیرزمان، بویژه در سده‌های اخیر، مورد حمله دشمنان تشیع (خصوصاً کانون‌های استکباری) قرار گرفته و آنان، با صرف هزینه‌های گران و تبلیغات گسترده، به گونه‌های مختلف کوشیده‌اند آن را ضعیف و نابود کنند.
«انکار» وجود حضرت مهدی‌(عج) و «مسخ» چهره ایشان، دو شگرد موازی است که به‌طور همزمان با هدفی واحد یعنی: «مخدوش کردن این باور حیات‌بخش در اذهان مسلمانان، بویژه شیعیان» در قرون اخیر تعقیب شده است. در شگرد نخستین، روایات مربوط به حضرت مهدی‌(عج)، سست و مجعول‌(!) قلمداد شده و وجود ایشان، امری موهوم‌(!) و ساخته پندار شیعیان یا مسلمانان تلقی می‌شود، ولی در شگرد دوم (که خطرناک‌تر است) ادعا می‌شود: حضرت مهدی (عج) (در قالب میرزا علی محمد باب یا حسینعلی بهاء یا غلام احمد قادیانی) سال‌ها است آمده و رفته و اسلام نیز منسوخ شده و به موزه تاریخ پیوسته است!
بابیت و بهائیت، از جمله فرقه‌های استعماری هستند که در قرن 19 به‌وجود آمده و رهبران آن، مدعیات عجیبی، از نیابت خاصه امام عصر گرفته تا قائمیت و پیامبری و حتی خدایی، یدک می‌کشند!
2ـ از نظر بهائیان، «ایران» به اصطلاح مهد امرالله (یعنی مهد بهائیت) است، اما مهد نظم اداری امرالله و در واقع مرکز سازماندهی تشکیلاتی فرقه ضاله، در «امریکا» قرار دارد. چنان‌که دومین (و در حال حاضر مهمترین) مشرق‌الاذکار بهائیان در جهان نیز در ایالت شیکاگوی امریکا بنا شده که اساس آن را عباس افندی در سفر خود به ایالات متحده (1912) گذاشته است.
زمانی که فرقه بابیت، در نزاع‌های درون‌گروهی دهه 1280 ق در عثمانی، به دو گروه «ازلی» (تحت ریاست صبح ازل) و «بهایی» (به رهبری حسینعلی بهاء) تجزیه و تقسیم شد، ازلی‌ها شکار انگلیس شدند و بهائیان، همچنان در سهم روسیه باقی ماندند.
از همان آغاز پیدایش این دو جریان، پیوند تعاملی عمیق میان سران این دو فرقه با کانون‌های استکباری غیر‌قابل انکار است. پیوند دیرین و مستمر بهائیت با روس تزاری، انگلستان، امریکا، صهیونیسم، فراماسونری و رژیم پهلوی در قرن 19 و 20 قابل تأمل و تدقیق و درخور مداقه است.
3ـ فصلنامه تخصصی «تاریخ معاصر ایران» در راستای بررسی‌های تاریخی خود، در مجلدات اخیر سعی کرده به تدقیق و تحلیل کارنامه فکری ـ سیاسی جریان انحرافی بابیت و بهائیت بپردازد.
«تاریخ معاصر ایران» به مدیرمسئولی محمدحسین طارمی و سردبیری موسی فقیه حقانی در سیزدهمین سال انتشار خود مجموعه مستندی را در نقد جریان بابیت و بهائیت فراهم آورده که به گواهی اهل نظر و اصحاب اندیشه، نویسندگان و محققان این مجموعه از بی‌انصافی علمی خود را مصون داشته‌اند و تلاش شده تا بر‌اساس مستندات، کاری پژوهشی و به دور از غرض‌ورزی ارائه دهند.
پیشینه و نقد کارنامه فکری ـ سیاسی جریان بابیت و بهائیت طی سه مجلد از فصلنامه «تاریخ معاصر ایران» (شماره‌های مسلسل 50ـ47) در حجم 2300 صفحه، در قالب 70 مقاله به قلم اساتید و محققان برجسته تاریخ معاصر ایران ارائه شده است و به این اعتبار مجموعه‌ای فراهم آمده که علاوه بر اینکه مورد توجه صاحبنظران قرار گرفته می‌تواند مرجعی قابل استناد برای پژوهشگران این حوزه باشد.
مجلد نخست (یعنی شماره 48 – 47 فصلنامه) همپای ارائه انبوه مطالب تاریخی راجع به این جریان، پاره‌ای از «مباحث کلامی – اعتقادی» روشنگر در نقد این جریان را مورد بحث و واکاوی قرار می‌دهد. اما دو مجلد بعدی (شماره‌های 49و50) به اقتضای ماهیت و رویکرد «اصلی» فصلنامه «تاریخ معاصر ایران» عمدتاً عهده‌دار «بحث‌های تاریخی – سیاسی» درباره جریان بابیت و بهائیت است و البته مباحث دو جلد اخیر نیز در عین آن‌که صبغه «تاریخی – سیاسی» دارد، در عین حال می‌تواند دارای نتایج «دینی – اعتقادی» نیز باشد. چرا که مباحث مقالات این شماره فصلنامه از پیوند و تعامل گسترده و آشکار رهبران بابی و بهایی با استعمار تزاری و امپریالیسم بریتانیا و امریکا و... پرده برمی‌دارد.
از جمله مقالات این مجموعه سه جلدی می‌توان به این عناوین اشاره کرد:
* کتاب‌شناسی جریان ضاله بابیت و بهائیت
* میرزا علی محمدباب: از چالش‌های فرار تا توبه و تکذیب ادعا / به قلم ابراهیم کاویان و سعید باغستانی
* بیت‌العدل اعظم بهائیت: بن‌بست مشروعیت/ سیدعلی اسماعیلی
* سران برجسته بهائیت، خادمان روس تزاری/ کاظم مشتاق و ابوذر مظاهری
* وعده‌ها و پیشگویی‌های عجیب سران بهائیت راجع به روس تزاری / سیدمحمد حسینی
* حمایت انگلیس در طول قرن 20 از بهائیان/ رضا غلامی
* بهائیت؛ پیوند عمیق و همه جانبه با استعمار انگلیس / دکتر موسی نجفی
* امپریالیسم امریکا و بهائیت: پیوند دیرین و همه جانبه / فرهاد فاضلی و احمد رهدار
* بهائیان در انجمن‌های ماسونی و شبه ماسونی / علی رجبی
* سرمایه‌داران «بهائی» در ایران عصر پهلوی / محسن نیک پیمان
4- اعتبار هر پژوهش و تحقیق علمی و ارزش نتایج و داوری‌های برخاسته از آن – بویژه در عرصه گزارش و تحلیل مسائل تاریخی – به میزان بهره‌گیری آن پژوهش از «مآخذ و مستندات معتبر»ی است که مستقیم یا غیرمستقیم با موضوع مورد بحث، در پیوند بوده و ابعاد و جوانب گوناگون – آن را – از لایه‌ها و سطوح ظاهری گرفته تا بطون احیاناً مخفی آن – روشن کند.
نویسندگان مجموعه تحقیقی و پژوهشی حاضر کوشیده‌اند هم برای روشن‌تر شدن موضوعات، هم برای سهولت دستیابی خواننده به حقایق پنهان و احیاناً مورد کتمان و انکار، و هم برای اتقان و استحکام هر چه بیشتر برداشت‌ها و استنباط‌های مطروحه از مآخذ «پرشمار» و در عین حال «معتبر» (حتی معتبر نزد فرقه) بهره گیرند.
بخشی عظیم از منابع و مآخذ مباحث موجود در مجموعه حاضر را کتب و مقالات منتشره از سوی مراکز و نشریات رسمی و شناخته شده بهائیت و احیاناً اسناد و نوشته‌های منتشر نشده سران و رهبران فرقه، تشکیل می‌دهد و نویسندگان مجموعه حاضر، عمد داشته‌اند که شالوده و بنیان مباحث و نظریات خود را عمدتاً بر اسناد و مدارک مقبول و معتبر نزد خود فرقه، قرار دهند. چنان که باید گفت قائمه و ستون اصلی مباحث و مستندات مجموعه موجود و برداشت‌ها و نتیجه‌گیری‌های حاصله از آنها بر دوش منابع مهم فرقه و اظهارات و سخنان رهبران و مبلغان سرشناس بهایی استوار است. نگاهی به پی‌نوشت‌های مقالات مجموعه حاضر و کتابنامه آن، مخاطب را با دامنه و عمق وسیع این پژوهش علمی و مستندات آن آشنا می‌کند.
5- «هیأت علمی» این پژوهش 2300 صفحه‌ای با هدف ارائه تصویری علمی و به دور از کلیشه از پیشینه بهائیت و سران و رهبران آن، 70 مقاله این مجموعه را با چیدمان به هم پیوسته برای دستیابی به یک کلیت منسجم سامان داده‌اند تا پژوهشی جهت‌مند و همساز را به داوری اهل نظر و اصحاب اندیشه بگذارند. به این اعتبار، مخاطب این اثر پژوهشی باید ترتیب خوانش مقالات را مدنظر قرار دهد.