موج انقلاب‌ مصر به امریکا رسید
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، بیداری اسلامی ، مصر ، آمریکا
الهام‌جوانان‌امریکا از میدان‌التحریر در قیام وال‌استریت علیه سرمایه‌داری

پلیس نیویورک با هدف پایان دادن به تجمع هزار نفری جوانان آمریکایی علیه سیاست‌های اقتصادی دولت آمریکا (حرکت اعتراضی تسخیر وال استریت) که امروز وارد هشتمین روز خود شده است، 80 نفر از این تجمع کنندگان را با رفتارهای خشونت‌بار دستگیر کرده است.

به گزارش رجانیوز، در حالی که برگزاری اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در امریکا و بیان مسائل پر حاشیه در این مراسم از جمله سخنرانی اوباما، احمدی‌نژاد، محمود عباس و نتانیاهو اکثر تحلیل‌ها و اخبار رسانه‌های جهانی را به خود اختصاص داده است، اعتراض هزار نفری جوانان امریکایی در مرکز اقتصادی نیویورک (خیابان وال استریت) که به گفته این معترضین با الگوگیری از انقلاب مردم مصر آغاز شده است با وجود دنباله‌دار بودن، با بایکوت رسانه‌ای در امریکا مواجه شده است.

شعار اصلی معترضین: وال استریت را اشغال کنید

 در این اعتراضات که با شعار اصلی "تسخیر وال استریت" معروف شده است، جوانان آمریکایی به صراحت "نظام کاپیتالیستی" آمریکا را مورد هجمه انتقادات خود قرار داده‌اند و این نظام را مسبب مشکلات بین‌المللی می‌‎دانند.

تحصیلکرده بودن، و به کار گیری ایده‌های نو در این اعتراضات، از مشخصه‌های جوانان شرکت‌کننده در این اعتراضات است و تبلور آن بر روی پلاکاردها و شعارهای طرح شده، به وضوح قابل مشاهده است.

بررسی شعارهای معترضین نشان می‌دهد که دلایل این اعتراضات، «طرح نجات بانکها»، «بحران وام مسکن» و «اعدام تروی دیویس» سیاهپوست آمریکایی است که چندی پیش توسط دستگاه قضایی آمریکا اعدام شد.

جوانان معترض عنوان کرده‌اند که از مدل تظاهرات در مصر برای اعتراض خود الهام گرفته‌اند و با هدف افزایش تعدا معترضین، خیابان‌های مشرف به خیابان "وال استریت" را که به عنوان نماد اقتصاد کاپیتالیستی غرب و امریکا شناخته می‌شود، ترک نمی‌کنند.

پلیس نیز با اطلاع از این موضوع، تلاش می‌کند به هر وسیله‌‎ای از جمله به خشونت کشاندن تظاهرات و یا دستگیری گسترده معترضین، به این غائله پایان دهد.

معترضین عنوان می‌کنند که ریشه همه مشکلات در وال استریت به عنوان قلب تپنده سیاست‌های اقتصادی دولت آمریکاست و اگر این ساختمان تسخیر و گردانندگان آن بیرون شوند، مشکلات جهانی حل می‌شود.

بر روی پلاکاردهای معترضین، جملات بسیار جالب به چشم می‎خورد که برخی از شعارهای آن‌ها بدین شرح است: «تا زمانی که شما (منظور مردم آمریکا) از خواب بیدار شوید، ما به خاطر شما می جنگیم»، «اگر ما هم اعتراض نکنیم، پس چه کسی باقی می‌ماند؟ اگر الان نباید اعتراض کنیم، پس چه وقتی زمانش می‌رسد؟»، «دروغپردازی در سی ان ان را پایان دهید»، «برای عدالت به ما بپیوندید»، «حمایت شما همه چیز است»، «از ثروتمندان مالیت بگیرید»، «ما برای بهداشت و درمان پول می خواهیم و نه برای رفاه شرکت‌ها»، «وال استریت را تسخیر کنید»، «چه اتفاقی برای "رویای آمریکایی" افتاد؟ به یک کابوس تبدیل شد؟»

پلیس با هدف پایان دادن به تجمع آرام جوانان آمریکایی، اقدام به دستگیری 80 نفر کرده است. استفنز، دانشجوی حقوق، قبل از اینکه دستگیر شود، با اشاره به ساختمان یکی از بانک‌های دولتی گفت: "این همان بانکی است که خانه مادرم را گرفت".

معترضان به روزنامه نیویورک تایمز گفتند که حدود 85 نفر بازداشت شده‌اند و پنج زن با اسپری فلفل مورد حمله قرار گرفته‌اند.

پلیس عنوان کرده که معترضان را به خاطر ایجاد کردن ترافیک در خیابان‌ها دستگیر کرده است! پاتریک برونر سخنگوی معترضان در گفتگو با نیویورک تایمز، رفتارهای پلیس را "به شدت خشونت آمیز" خواند و گفت معترضان به دنبال این هستند که تظاهرات مسالمت‌آمیز باقی بماند.

برونر ادامه داد:"در حال حاضر ما بیشتر از هر زمان دیگری مصمم هستیم که کارمان لازم و درست است."

به نظر می‌رسد پس از اعتراضات جوانان انگلیسی به شکاف طبقاتی در این کشور، ظهور اثرات بحران اقتصادی در امریکا و افزایش سقف بدهی‌های این کشور، شورش‌های جدی را در امریکا بدنبال خواهد داشت.


 

 

هر فرد جای خالی را با کلمه‌ای جالب و ایده پردازانه پر کرده است

این ماسک به عنوان سمبل معترضین و برای شناخته نشدن آنها استفاده می‌شود


 

پلیس تلاش می کند اعتراضات را به خشونت بکشاند تا بهانه سرکوب را فراهم کند

چه بر سر "رویای آمریکایی" (جمله مارتین لوتر رهبر معترضین در سال 1968 که توسط دولت آمریکا ترور شد) آمد؟ به کابوس آمریکا تبدیل شد؟


اینجا هستم چون برای کشورم نگرانم

وال استریت با طمع ورزی خود به اقتصاد گند زد، دولت کمکهای سرسام آوری به وال استریت کرد و مردم به جای اعتراض، برای وال استریت ترحم کردند.. من عدالت می‌خواهم

جملات و شعارهای جالب معترضین روی پلاکاردها، نظر همه را به خود جلب کرده است. جوانان معترض از این پلاکاردها شب‌ها برای خواب استفاده می‌کنند تا بتوانند به صورت شبانه روزی در این تجمع حضور داشته باشند.
 

شرکتهایی که برای حفظ منافع بانکداران و دولتمردان آمریکا، به اقتصاد جهانی ضربه زده اند


ولی امر مسلمین جهان در همایش بیداری اسلامی؛
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، بیداری اسلامی ، سخنرانی
دموکراسی لائیک و افراطی‌گری مذهبی در مقابل اسلام‌گرایی/ نگذارید اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود

رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌عنوان مهمان و سخنران ویژه همایش بیداری اسلامی بیانات مبسوطی را در این همایش ایراد کردند که مورد استقبال حاضران نیز قرار گرفت.

به گزارش رجانیوز، در جریان سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که بخش‌هایی از آن با شعرخوانی از شاعران معروف عرب همراه بود، حاضران چند بار با سردادن تکبیر، بیانات ایشان را تأیید کردند.

ایشان در سخنان خود با یادآوری حرکت‌های بزرگ منطقه، برخی از آسیب‌ها و تهدیدهای پیش رو را نیز گوشزد کردند و پیشنهادهایی ارائه دادند.

متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در ادامه آمده است:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

السّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

الحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلوة والسّلام على سیّدنا محمّد و آله الطّیّبین و صحبة المنتجبین.

قال اللَّه العزیز الحکیم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. «یا أیّها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الکافرین و المنافقین انّ اللَّه کان علیماً حکیماً. واتّبع ما یوحى الیک من ربّک انّ اللَّه کان بما تعملون خبیراً. و توکّل على‌اللَّه و کفى باللَّه وکیلاً».(1)

به حضار گرامى و میهمانان عزیز خوشامد می‌گویم. آنچه ما را در اینجا گرد آورده، بیدارى اسلامى است؛ یعنى حالت برانگیختگى و آگاهى‌اى در امت اسلامى که اکنون به تحولى بزرگ در میان ملت‌هاى این منطقه انجامیده و قیام‌ها و انقلاب‌هایى را پدید آورده که هرگز در محاسبه‌ى شیاطین مسلط منطقه‌اى و بین‌المللى نمى‌گنجید؛ خیزش‌هاى عظیمى که حصارهاى استبداد و استکبار را ویران و قواى نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.

شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعى، همواره متکى به پشتوانه‌هاى تاریخى و تمدنى و محصول تراکم معرفت‌ها و تجربه‌ها است. در 150 سال اخیر حضور شخصیت‌هاى فکرى و جهادى بزرگ جریان‌ساز اسلامى در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهاى دیگرى از آسیا و آفریقا، پیش‌زمینه‌هاى وضع کنونى دنیاى اسلامند.

همچنانکه تحولات دهه‌هاى 50 و 60 میلادى در تعدادى از این کشورها که به رژیم‌هاى غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی‌هاى  مادى منتهى شد و به اقتضاى طبیعت خود پس از چندى در دام قدرتهاى استکبارى و استعمارى غرب گرفتار آمد، تجربه‌هاى درس‌آموزى‌اند که سهم وافرى در شکل دادن به اندیشه‌ى عمومى و عمیق کنونى دنیاى اسلام دارند.

ماجراى انقلاب کبیر اسلامى در ایران که در آن به تعبیر امام خمینى عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش‌رونده‌ى جمهورى اسلامى و تأثیر آن در بیدارى اسلامى امروز، نیز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقى است که یقیناً فصل مشبعى در تحلیل و تاریخ‌نگارى  وضعیت کنونى دنیاى اسلام را به خود اختصاص خواهد داد.

حاصل آنکه حقایق رو به افزایش کنونى در دنیاى اسلام، حوادث بریده از ریشه‌هاى تاریخى و زمینه‌هاى اجتماعى و فکرى نیستند تا دشمنان یا سطحى‌نگران بتوانند آن را موجى گذرا و حادثه‌اى در سطح بینگارند و با تحلیل‌هاى انحرافى و غرض‌آلود، مشعل امید را در دل ملتها خاموش سازند.

من در این گفتار برادرانه میخواهم بر روى سه نقطه‌ى اساسى درنگ کنم:

1-  نگاهى اجمالى به هویت این قیامها و انقلاب‌ها.

2-  خطرات و آسیب‌هاى بزرگى که بر سر راه آن قرار دارد.

3- پیشنهادهایى در علاج‌جویى و پیشگیرى از آسیب‌ها و خطرها.

1-  در موضوع اول، به نظر من مهم‌ترین عنصر در این انقلاب‌ها، حضور واقعى و عمومى مردم در میدان عمل و صحنه‌ى مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمان‌شان، بلکه علاوه بر آن، با جسم و تن‌شان. فاصله‌ى عمیقى است میان چنین حضورى با قیامى که به وسیله‌ى یک جمع نظامى یا حتى یک گروه مبارز مسلح در برابر چشمان بى‌تفاوت مردم یا حتى مورد رضایت آنان انجام می‌گیرد.

در حوادث دهه‌ى 50 و 60 در تعدادى از کشورهاى آفریقا و آسیا، بار سنگین انقلاب را نه قشرهاى گوناگون مردم و جوانان از همه جاى کشورها، که دستجات کودتاگر یا هسته‌هاى کوچک و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصمیم گرفتند و عمل کردند و آنگاه که خودشان یا نسل پس از آنها بر اثر انگیزه‌ها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض کردند، انقلاب‌ها به ضد خود تبدیل شد و دشمن بار دیگر بر آن کشورها تسلط یافت. این به کلى متفاوت است با تحولى که بر دوش توده‌ى مردم است و آنهایند که جسم و جان خود را به میدان مى‌آورند و با مجاهدت و فداکارى، دشمن را از صحنه بیرون می‌رانند.

در اینجا این مردم‌اند که شعارها را می‌سازند، هدف‌ها را معین می‌کنند، دشمن را شناسایى و معرفى و تعقیب می‌کنند، آینده‌ى مطلوب را، اگر چه به اجمال، ترسیم می‌کنند و در نتیجه اجازه‌ى انحراف و سازش با دشمن و تغییر مسیر را به خواص سازش‌کار و آلوده و به طریق اولى به عوامل نفوذى دشمن نمی‌دهند.

در حرکت مردمى ممکن است کار انقلاب با تأخیر انجام گیرد، ولى از سطحى‌گرى و ناپایدارى به دور است؛ کلمه‌ى طیبه‌اى است مصداق کلام خداوند که فرمود:

«ألم تر کیف ضرب اللَّه مثلاً کلمة طیّبة کشجرة طیّبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء».(2) من وقتى پیکر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیدم، یقین کردم که این انقلاب پیروز خواهد شد. حقیقتى را بگویم: پس از پیروزى انقلاب اسلامى و تشکیل نظام اسلامى در ایران که زلزله‌ى عظیمى را در حکومتهاى دنیاطلبان شرق و غرب پدید آورد و ملت‌هاى مسلمان را در جوش و خروشى بى‌سابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتیم که مصر پیش از همه جا به پا خیزد. سابقه‌ى جهاد و روشنفکرى و تربیت شخصیتهاى بزرگ مجاهد و متفکر در مصر، این توقع را در دل ما برمى‌انگیخت. اما از مصر صداى واضحى شنیده نمیشد. من در دل، خطاب به ملت مصر این شعر ابوفراس را زمزمه میکردم: اَراکَ عَصِیَّ الدَّمعِ شیُمتُک الصبر/اَما لِلهوى نهىٌ علیک و لا امرٌ

وقتى ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهاى مصر دیدم، پاسخ خود را شنیدم. ملت مصر با همان زبان دل به من میگفت:

بَلى اَنَا مُشتاقٌ و عِندِىَ لَوعةٌ/ولکنَّ مِثلى لایُذاعُ لهُ سِرٌّ

این سرّ مقدس؛ یعنى انگیزه و عزم قیام، بتدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شکل گرفت و در لحظه‌ى مناسب تاریخى، عریان در صحنه‌اى پرشکوه به میدان آمد.

تونس و یمن و لیبى و بحرین هم دقیقاً محکوم به همین حکمند؛ «و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلاً.»(3)

در چنین انقلاب‌هایى، اصول و ارزش‌ها و هدف‌ها، نه در مانیفست‌هاى پیش‌ساخته‌ى گروه‌ها و حزب‌ها، بلکه در ذهن و دل و خواست آحاد مردمِ حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهاى آنان اعلام و تثبیت می‌شود.

با این محاسبه به روشنى میتوان تشخیص داد که اصول انقلاب‌هاى کنونى منطقه، مصر و دیگر کشورها، در درجه‌ى اول اینها است:

احیا و تجدید عزت و کرامت ملى که در طول زمان با دیکتاتورى حاکمان فاسد و با سلطه‌ى سیاسى آمریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است.

برافراشتن پرچم اسلام که عقیده‌ى عمیق و دلبستگى دیرین مردم است و برخوردارى از امنیت روانى و عدالت و پیشرفت و شکوفایى‌اى که جز در سایه‌ى شریعت اسلامى به دست نخواهد آمد.

ایستادگى در برابر نفوذ و سلطه‌ى آمریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آورده‌اند.

مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلى صهیونیست که استعمار چون خنجرى در پهلوى کشورهاى منطقه فرو برده و وسیله‌اى براى ادامه‌ى سلطه‌ى اهریمنى خود ساخته و ملتى را از سرزمین تاریخى خود بیرون رانده است.

بى‌شک این حقیقت که انقلابهاى منطقه متکى به این اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند آمریکا و غرب و صهیونیسم نیست و آنها همه‌ى تلاش خود را به کار می‌برند تا آن  را انکار کنند، ولى واقعیت با انکار آن دگرگون نمیشود.

مردمى بودن این انقلاب‌ها مهمترین عنصر در تشکیل هویت آنها است. قدرتهاى خارجى که با آخرین توانائیها و شگردهاى خود سعى میکردند حکام مستبد و فاسد و وابسته را در این کشورها حفظ کنند و تنها هنگامى از حمایت آنها دست برداشتند که قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدى براى آنها باقى نگذاشت، حق ندارند خود را در پیروزى این انقلابها سهیم بدانند. در جائى مانند لیبى هم، ورود و دخالت آمریکا و ناتو نمیتواند حقیقت را مشوب کند. در لیبى، ناتو ضایعه‌هاى بى‌جبران آفریده است. اگر دخالت نظامى ناتو و آمریکا نبود، ممکن بود مردم اندکى دیرتر پیروز شوند، ولى در عوض این همه زیرساخت نابود نمیشد؛ این همه نفوس بى‌گناه از زنان و کودکان کشته نمیشدند و آنگاه دشمنانى که خود سالها همراه و همدست قذافى بوده‌اند، مدعى حق دخالت در این کشور مظلوم و جنگ‌زده، نمیشدند.

مردم و نخبگان مردمى و کسانى که از مردم برآمده‌اند، خود صاحبان این انقلابها و متعهد به حراست از آن و ترسیم‌کننده‌ى مسیر آینده و رو به تکامل آن میباشند و خواهند بود ان‌شاءاللَّه.

2- در موضوع آسیب‌ها و خطرها. نخست باید تأکید کنم که خطر هست، ولى راه مصونیت از آن نیز هست. توجه به خطر نباید ملتها را بترساند. بگذارید دشمنانتان از شما بترسند و بدانید که : «انّ کید الشّیطان کان ضعیفا».(4) خداوند درباره‌ى گروهى از مجاهدان صدر اسلام می‌فرماید: «الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایماناً و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل. فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لّم یمسسهم سوء و اتّبعوا رضوان اللَّه و اللَّه ذو فضل عظیم».(5)

خطرها را باید شناخت تا در مواجهه با آن حیرت و تردید پیش نیاید و چاره و علاج، شناخته شده باشد.

ما با این خطرها پس از پیروزى انقلاب اسلامى روبه‌رو شدیم و آنها را شناختیم و تجربه کردیم و به خواست خدا و رهبرى امام خمینى و بصیرت و فداکارى مردم‌مان، از بیشتر آنها به سلامت گذشتیم. البته توطئه‌ها از سوى دشمن و عزم راسخ از سوى ملت ما همچنان ادامه دارد.

من این آسیب‌ها را به دو قسم می‌کنم: آنها که در درون خود ما ریشه دارد و از ضعفهاى ما بر میخیزد، و آنها که دشمن به طور مستقیم آن را برنامه‌ریزى میکند.

دسته‌ى اول، چیزهایى از این قبیل است: احساس و گمان اینکه با سقوط حاکم وابسته و فاسد و دیکتاتور، کار تمام شد. راحتىِ خیالِ ناشى از احساس پیروزى و به دنبال آن کم شدن انگیزه‌ها و سست شدن عزم‌ها، نخستین خطر است. و آنگاه این خطر مهیب‌تر می‌شود که اشخاص در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمتِ به دست آمده باشند.

ماجراى جنگ اُحد و غنیمت‌جوئى مدافعان تنگه که به شکست مسلمانان انجامید و مجاهدان از سوى خداوند متعال سرزنش شدند، یک نمونه‌ى نمادین است که هرگز نباید از یادها برد. مرعوب شدن از هیمنه ظاهرى مستکبران و احساس ترس از آمریکا و دیگر قدرت‌هاى مداخله‌گر، آسیب دیگرى از این دسته است که باید از آن پرهیز کرد. نخبگان شجاع و جوانها باید این ترس را از دلها بیرون کنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده‌ها و حمایت‌هاى آنها افتادن نیز آسیب بزرگ دیگرى است که به طور ویژه باید پیشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس باید شناخت و از کید او که در مواردى در پسِ ظاهرِ دوستى و کمک پنهان می‌شود، باید ملت و انقلاب را مصون ساخت. روى دیگر این صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را باید با تدبیر و حزم در هم آمیخت. در مقابل شیطان جن و انس، باید همه‌ى ذخائر الهى در وجود خود را به کار گرفت. ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابیون و رخنه در پشت جبهه‌ى مبارزه، نیز آفتى بزرگ است که با همه‌ى توان باید از آن گریخت.

آسیب‌هاى دسته‌ى دوم را غالباً ملت‌هاى این منطقه در حوادث گوناگون آزموده‌اند. نخستین آسیب، بر روى کار آوردن عناصرى است که خود را متعهد به آمریکا و غرب میدانند. غرب میکوشد پس از سقوط ناگزیر مهره‌هاى وابسته، اصل سیستم و اهرمهاى اصلى قدرت را حفظ کند و سر دیگرى را بر روى این بدن بگذارد و بدین وسیله، سلطه‌ى خود را همچنان ادامه دهد. این به معناى هدر رفتن همه‌ى تلاشها و مجاهدتها است. در این مرحله اگر با مقاومت و هشیارى  مردم مواجه شوند، میکوشند تا بدیلهاى انحرافى گوناگون در پیش پاى نهضت و مردم بگذارند. این سناریو میتواند پیشنهاد مدل‌هاى حکومتى و قانون اساسى‌هائى باشد  که کشورهاى اسلامى را بار دیگر در دام وابستگى فرهنگى و سیاسى و اقتصادى به غرب بیفکند، و می‌تواند نفوذ میان انقلابیون و تقویت مالى و رسانه‌اى یک جریانِ نامطمئن و به حاشیه راندن جریان‌هاى اصیل در انقلاب باشد. این نیز به معنى بازگرداندن سلطه‌ى غرب و تثبیت مدلهاى نوسازى شده‌ى غربى و بیگانه از اصول انقلاب و در نهایت، تسلط آن‌ها بر اوضاع است.

اگر این تاکتیک نیز به نتیجه نرسد، تجربه‌ها به ما میگوید که آنگاه روشهائى چون هرج و مرج و تروریزم و جنگ داخلى میان پیروان ادیان یا قومیتها یا قبائل و احزاب و یا حتى میان ملتها و دولت‌هاى همسایه، و همراه با آن، حصر اقتصادى و تحریم و بلوکه کردن سرمایه‌هاى ملى و نیز هجوم همه جانبه‌ى تبلیغاتى و رسانه‌اى را در پیش خواهند گرفت. مقصود آنان از این همه، خسته و نومید کردن مردم و مردد و پشیمان کردن مبارزان است، که میدانند در این صورت، شکست دادن انقلاب، ممکن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر یا بدنام کردن برخى از آنان و از سوئى خریدن کسانى از سست‌عنصران، نیز در شمار روشهاى متداول قدرتهاى غربى و مدعیان تمدن و اخلاق است.

در ایران اسلامى، اسناد لانه‌ى جاسوسى که به دست انقلاب افتاد، نشان داد که همه‌ى این توطئه‌ها، بدقت از سوى رژیم ایالات متحده‌ى آمریکا براى ملت ایران برنامه‌ریزى شده بود. براى آنان بازگرداندن ارتجاع و استبداد و حاکمیت وابسته در کشورهاى انقلابى، اصلى است که همه‌ى این روشهاى کثیف را تجویز میکند.

3- در آخرین بخشِ سخنانم، توصیه‌هائى را بر اساس تجربه‌ى عینى خودمان در ایران و آنچه از مطالعه‌ى دقیق دیگر کشورها به دست آمده است، در معرض دید و تشخیص و انتخاب شما میگذارم. شک نیست که شرائط ملتها و کشورها در همه چیز یکسان نیست، ولى بیناتى وجود دارد که میتواند براى همه مفید باشد.

اولین سخن آن است که با توکل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعده‌هاى مؤکد نصرت الهى در قرآن و به کارگیرى خرد و عزم و شجاعت، میتوان بر همه‌ى این موانع فائق آمد و پیروزمندانه از آنها عبور کرد. البته کارى که شما بدان همت گماشته‌اید، بسى بزرگ و سرنوشت‌ساز است. پس باید زحمات بزرگ را هم به خاطر آن تحمل کرد. امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) در خطبه‌ای فرموده است: فانّ اللَّه لم یقصم جبّارى دهر قطّ الّا بعد تمهیل و رخاء و لم یجبر عظم أحد من الامم الّا بعد أزل و بلاء و فى دون ما استقبلتم من عتب و ما استدبرتم من خطب معتبر.(6)

توصیه‌ى مهم آن است که خود را همواره در میدان بدانید: «فاذا فرغت فانصب».(7) همیشه خداوند را حاضر و کمک‌کار خود بدانید: «و الى ربّک فارغب».(8) و پیروزیها ما را دچار غرور و غفلت نکند: «اذا جاء نصراللَّه و الفتح و رأیت النّاس یدخلون فى دین اللَّه افواجاً فسبّح بحمد ربّک واستغفره انه کان توابا».(9) اینها پشتوانه‌هاى حقیقى‌یک ملت مؤمن است.

توصیه‌ى دیگر، بازخوانى دائمى اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانى و محکمات اسلام تطبیق داده شوند. استقلال، آزادى، عدالتخواهى، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفى تبعیضهاى قومى و نژادى و مذهبى، نفى صریح صهیونیزم؛ اینها ارکان نهضتهاى امروز کشورهاى اسلامى است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.

اصول‌تان را روى کاغذ بنویسید؛ اصالت‌هاى خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آینده‌ى شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود. انحراف در انقلاب‌ها، از انحراف در شعارها و هدفها آغاز میشود. هرگز به آمریکا و ناتو و به رژیمهاى جنایتکارى چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانى دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند، اعتماد نکنید؛ به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید؛ پشت این لبخندها و وعده‌ها، توطئه و خیانت نهفته است. راه حل خود را خود با بهره‌گیرى از سرچشمه‌ى فیاض اسلام به دست آورید و نسخه‌هاى بیگانه را به خودشان پس دهید.

توصیه‌ى مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبى، قومى، نژادى، قبیله‌اى و مرزى است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامى کلید نجات است. آنها که آتش تفرقه‌ى مذهبى را با تکفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور و عمله‌ى شیطانند.

نظام‌سازى کار بزرگ و اصلى شما است. این کارى پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهاى لائیک یا لیبرالیسم غربى، یا ناسیونالیسم افراطى، یا گرایشهاى چپ مارکسیستى، خود را بر شما تحمیل کند.

اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیرى براى آن متصور نیست. گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است. هدف نهائى را باید امت واحده‌ى اسلامى و ایجاد تمدن اسلامى  جدید بر پایه‌ى دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد.

آزادى فلسطین از چنگال درنده‌ى صهیونیستها نیز هدفى بزرگ است. کشورهاى بالکان و قفقاز و آسیاى غربى پس از هشتاد سال از چنگال شوروى سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیستهاى ظالم نجات یابد؟

نسل امروزِ کشورهاى اسلامى این ظرفیت را دارد که به چنین کارهاى بزرگى بپردازد. نسل جوان امروز مایه‌ى افتخار نسلهاى پیشین خویش است. به قول شاعر عرب:

قالوا: ابوالصَّخر مِن شَیبان قُلتُ لَهُم/کلاّ لَعمَرى ولکن منهُ شیبانٌ‌

وَ کَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُرى شَرَفٍ/کما عَلا برسول اللَّه عدنانٌ‌

به نسل جوان خود اعتماد کنید، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده کنید، و از تجربه‌هاى مجربان و پیران، آنها را بهره‌مند سازید. دو نکته‌ى مهم در اینجا وجود دارد:

اول آنکه ملت‌هاى انقلاب کرده و آزاد شده، یکى از مهمترین خواسته‌هایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت کشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالارى اسلامى» است؛ یعنى حاکمان با رأى مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنى بر معرفت و شریعت اسلامى است. این خود میتواند در کشورهاى گوناگون به اقتضاى شرائط، با شیوه‌ها و شکلهاى گوناگون تحقق یابد، ولى با حساسیت کامل باید مراقب بود که این با دموکراسى لیبرال غربى اشتباه نشود. دموکراسى لائیک و در مواردى ضد مذهب غربى با مردمسالارى اسلامى که متعهد به ارزشها و خطوط اصلى اسلامى در نظام کشور است، هیچ نسبتى ندارد.

نکته‌ى دوم آن است که اسلامگرایى نباید با تحجر و قشرى‌گرى و تعصبهاى جاهلانه و افراطى مشتبه گردد. مرز میان این دو نیز باید پر رنگ باشد. افراط‌هاى  مذهبى که غالباً با خشونت کور همراه است، عامل عقب‌ماندگى و دور شدن از هدف‌هاى والاى انقلاب است، و این به نوبه‌ى خود مایه‌ى جدا شدن مردم و در نتیجه شکست انقلاب خواهد بود. خلاصه کنم:

سخن از بیدارى اسلامى، سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ سخن از یک واقعیت خارجىِ مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیامها و انقلابهاى بزرگى  را پدید آورده و مهره‌هاى خطرناکى از جبهه‌ى دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است. با این حال، صحنه همچنان سیال و نیازمند شکل دادن و به سرانجام رساندن است. آیاتى که در طلیعه‌ى سخن تلاوت شد، دستورالعمل کامل و کارسازى است؛ براى همیشه و بویژه در این برهه‌ى حساس و سرنوشت‌ساز. خطاب به پیامبر اکرم (صلّى اللَّه علیه و آله و سلم) است، ولى در واقع ما همگى بدان مخاطب و مکلفیم. در این آیات، تقوا با همان معنى  بلند و گسترده‌اش، اولین توصیه است، و سپس سرپیچیدن از فرمانبرى کافران و منافقان، و پیروى از وحى الهى، و سرانجام توکل و اعتماد به خداوند.

بار دیگر این آیات را مرور کنیم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. «یا أیها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الکافرین و المنافقین انّ اللَّه کان علیماً حکیماً. واتّبع ما یوحى الیک من ربّک انّ اللَّه کان بما تعملون خبیراً. و توکّل على اللَّه و کفى باللَّه وکیلاً».

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه‌

1) احزاب: 3 - 1
2) ابراهیم: 24
3) احزاب: 23
4) نساء: 76
5) آل‌عمران: 174 - 173
6) نهج‌البلاغه: خطبه‌ى 88
7) شرح: 7
8) شرح: 8
9) نصر: 3 - 1


سفارت اسرائیل در مصر فتح شد! / اسناد در حال خروج از سفارت است
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، اسرائیل ، بیداری اسلامی

پلیس با استفاده از گاز اشک آور سعی در متفرق کردن معترضین داشت، و پزشکان می‌گویند یک نفر به دلیل خفگی از گاز اشک آور شهید، و ۴۵۰ نفر مجروح شده‌اند.

به گزارش شفاف، در حالی که از روز گذشته تظاهرات اعتراضی مردم مصر علیه شورای نظامی و ادامه ارتباط با اسرائیل آغاز شده با پایداری مردم دربرار فشار‌ها این تظاهرات در بامداد امروز، ساعت ۶ صبح به وقت ایران، منجر به فتح سفارت اسرائیل شد.

معترضان، پس از مراسم نماز جمعه دیروز، تظاهرات موسوم به «اصلاح مسیر» جهت تشکیل دولت غیر نظامی و همچنین مخالفت با ارتباط با اسرائیل آغاز گردید که تظاهرات کنندگان به سمت وزارت کشور، ساختمان کابینه دولت و بخشی از ایشان نیز به سمت سفارت دولت صهیونیستی اسرائیل تظاهرات را ادامه داده و خواستار قطع روابط قاهره با تل آویو شده بودند.


تصویری از شروع اعتراضات جمعه در جوار دیوار حائل سفارت اسرائیل در قاهره؛ منبع: پرس تی.وی

هدف اصلی معترضین عبور از دیوار حائلی بود که شورای نظامی مصر برای حفظ امنیت این سفارتخانه احداث کرده است، زیرا سفارت اسرائیل از ابتدای شروع انقلاب از اهداف اصلی انقلابیون بوده است و ماه گذشته نیز یکی از تظاهر کنندگان با صعود از دیوار سفارت و پایین کشیدن پرچم اسرائیل پرچم مصر را به جای آن قرار داده بود.

پلیس با استفاده از گاز اشک آور سعی در متفرق کردن معترضین داشت، و پزشکان می‌گویند یک نفر به دلیل خفگی از گاز اشک آور شهید، و ۴۵۰ نفر مجروح شده‌اند. همچین صدای تیر اندازی نیز در اطراف سفارت شنیده می‌شود؛ کشته شدن پنج افسر پلیس مرزی مصر در ۱۸ آگوست از دلایل محرک این تظاهرات هستند.

به گزارش شفاف از پرس تی. وی، در حالی که جمعیت هزاران نفری با پاره کردن پرچم‌های اسرائیل در حال ابراز احساسات هستند، معترضینی که با شکستن دیوار حائل بتونی به سفارت دسترسی و به آن وارد شده‌اند در حال بیرون کردن اسناد از طریق پنجره‌ها هستند. این ساختمان چند طبقه محل اسکان کارکنان نیز هست و سفیر و بخشی از کارکنان فرار کرده‌اند.

قابل توجه است که، پس از شکست‌های جنگ شش روزه و پس از آن، دولت مصر در وضعیتی شبه آتش بس و همکارانه با دولت اسرائیل قرار گرفت که از دلائل اجبار به بستن مرز رفح در عین فشارهای اجتماعی احتمال گسترش جنگ به مصر بود؛ با این حال با وقوع انقلاب، وضعیت در حال تغییر به اوضاع پیش از پیمان صلح ۱۹۷۹ است. این وقایع در حالی رخ می‌دهد که در اسرائیل نیز صد‌ها هزار نفر در تل آویو در تظاهرات و اعتراض به وضعیت بغرنج اقتصادی دولت نتانیاهو هستند.

سناریوی جدید غرب در لیبی؛ اسامه بن‌لادن سازی از معمر قذافی؟
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، معمر قزافی ، لیبی ، بیداری اسلامی

این بار نوبت به معمر قذافی رسید که در امواج خشم مردم خود گرفتار آید. بعد از بن‌علی در تونس، مبارک در مصر و احتمالاً علی عبدالله صالح در یمن، تحولات دومینو وار خیزش های عربی به ایستگاه طرابلس رسید. ایستگاهی که رسیدن به آن با فراز و نشیب های فراوانی همراه بود. اعلام منطقه پرواز ممنوع از سوی ناتو و قدرت های غربی، مواضع دو پهلوی ترکیه، انعکاس برخی از گزارش های رسانه ای مبنی بر مجوز قذافی در انجام اعمال ضد بشری چون تجاوز و استفاده از سپر انسانی در نبردها، از جمله مواردی بودند که در این پنج ماه بسیار خبرساز شدند.

اما بالاخره سرهنگ پیر هم بعد از 42 سال حاکمیت استبدادی و کارهای عجیب و قریب از اریکه قدرت به زیر کشیده شد. در فضای دیپلماتیک و رسانه ای سیاست مداران اروپایی و امریکایی طبق معمول این چند ماه اخیر مشابه تونس و مصر درصددند که با مصادره انقلاب های عربی به تصویرسازی های مطلوب خود بپردازند تا شاید از شرمندگی حمایت های مادی و معنوی طولانی مدت خود از دیکتاتورها بکاهند و درآینده هم ضمن حفظ منافع اقتصادی‌شان، افراد و گروه‌های همسو را به قدرت برسانند.

در این زمینه، نیکلا سارکوزی با نادیده انگاشتن تلاش مخالفین رژیم قذافی در جبهه های نبرد با زیرکی خاصی سرنگونی قذافی را آزادسازی می خواند و طوری وانمود می‌کند که گویا نیروهای زمینی ناتو با رشادت تمام وارد باب العزیزیه شده اند! اگرچه نگرانی سارکوزی و اوباما از ساختار سنتی و نه غربی لیبی و نفوذ فرهنگ عمدتاً اسلامی در تار و پود فرهنگ و تاریخ این کشور قابل درک است.

اما در این چند روزی که از سقوط طرابلس می گذرد، دو سوال بیش از پیش ذهن رسانه ها را به خود مشغول کرده است. آیا این پایان کار جماهیر و مدینه‌ی فاضله سرهنگ بود؟ آینده لیبی پس از قذافی به کدام سمت و سو پیش خواهد رفت؟

در عین حال، اگرچه غربی‌‎ها هنوز به‌طور صریح پرده از برنامه‌ها و خواب‌های آینده خود برای لیبی برنداشته‌اند اما انعکاس برخی مواضع گاه و بی‌گاه آنان از میان برخی از اخبار حکایت از احتمال اتخاذ شیوه هایی از عملیات روانی به منظور آماده کردن ذهنیت مردم برای پذیرش دشمنی دیگر برای تمدن بشریت این بار با عنوان کابوس قذافی دارند.

در این پروژه، کشتن و یا پیدا کردن معمر قذافی و پسرانش به منظور محاکمه در دادگاه لاهه می تواند به عنوان بهانه ای به منظور رقم زدن سناریوی بن‌لادن سازی در لیبی مورد سوء استفاده قرار گیرد. تعیین پاداش برای زنده یا مرده دیکتاتور لیبی که از سوی برخی از منابع اعلام شده است، شاهدی بر این مدعا است که این طرح حداقل بر روی میز وجود دارد. در راستای این طراحی احتمالی، تلاش در جهت حفظ امنیت صدور نفت لیبی، تأمین امنیت اسرائیل و از همه مهم تر نظارت بیشتر به منظور استحاله‌ی حرکت های مردمی اخیر خاورمیانه می تواند به عنوان اهداف کلان این سناریو مد نظر قرار داشته باشند.

ناپدید شدن قذافی و اظهارات برخی از مقام‌های اروپایی مبنی بر تلاش در جهت یافتن و محاکمه او به علت جنایات ضد بشری و نقض حقوق بشر اگرچه خبر خوشحال کننده ای است (البته در صورت عادلانه و علنی بودن دادگاه) اما سوء استفاده غرب از حقوق بشر، داستان 10 ساله بن لادن و امریکایی ها و برخی شباهت های رفتاری و روان‌شناختی معمر قذافی به رهبر پیشین القاعده نکته ای است که توسل به این سناریو را محتمل تر کرده است.

بحران فزاینده‌ی اقتصاد امریکا و کشورهای اروپایی از جمله یونان، پرتغال، ایرلند، اسپانیا، ایتالیا و کابوس تسری آن به سایر کشورها در کنار بحران‌های سیاسی و امنیتی در نروژ، انگلیس، آلمان، فضایی ایجاد کرده که غربی‌ها از هر فرصتی برای تغییر تمرکز بر این شرایط بحرانی و معطوف کردن آن به یک نقطه دیگر و طرح صورت مسأله جدید استفاده می‌کنند و رفتارهای خود را بر اساس این تئوری ماکیاولی که "در زمان بحران¬ها توسل به دشمن خارجی فرضی به منظور ایجاد وحدت در داخل و کاهش فشارها بر روی حاکمان بهترین سیاست خواهد بود" تنظیم می‌کنند.

در چارچوب همین نظریه است که احتمالاً فرانکو فراتینی وزیر خارجه ایتالیا که کشورش همیشه از حامیان رژیم قذافی بوده، جزو افرادی بود که در استقبال از سقوط رژیم لیبی پیش‌قدم بود و اعلام کرد که پیشنهاد‌ها برای پناهنده ‌شدن قذافی در کشور خارجی بار‌ها ارائه شد اما اکنون مهلت این پیشنهاد‌ها به پایان رسیده و تنها راه محاکمه قذافی در دادگاه بین المللی لاهه است.

چرخش های ناگهانی مواضع سیاسی و تصویر غیر متمدن از قذافی در رسانه های غربی و از همه مهم تر ارتباط دیکتاتور پیشین لیبی با گروه های تروریستی از جمله دلالیلی است که امکان ظهور بن لادن جدید در سیمای معمر قذافی و خانواده‌اش را برای مخاطب غربی باور پذیر کرده است.

در این زمینه اعزام نیرو به لیبی و انجام حملات هوایی آنگونه که در پاکستان و افغانستان سال‌ها شاهد آن بودیم به بهانه هایی چون مقابله با قذافی و متحدان او در القاعده و گروه‌های بنیادگرا در آینده نزدیک را حداقل به عنوان یک احتمال نمی توان از نظر دور داشت.

به لحاظ تاریخی، پیشنه‌ی آمریکایی ها در دوران جنگ سرد و روزهای پس از حملات 11 سپتامبر نمونه ای عینی از سناریوی دشمن سازی خارجی است. در عصر جنگ سرد، دنیای سرمایه‌داری به منظور حفظ وحدت خود در قبال سوسیالیسم با معرفی شوروی و اقمارش به عنوان نیروهای اهریمنی و شر به مدت نیم قرن تمامی سازوکارها را در جهت مطلوب خود سوق داد. پس از فروپاشی شوروی وجود خلأ دشمن خارجی تا مدت ها بسیاری از مراکز امنیتی و سیاستمداران غربی و به‌ویژه سیاست خارجی آمریکا را تحت تاثیر قرار داده بود. به عنوان نمونه کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه وقت امریکا در دوران حاکمیت نو محافظه کاران در مصاحبه ای اعلام می کند که ما پس از فروپاشی شوروی تا مدت ها نمی دانستیم که دشمن آمریکا در سطح جهان کیست. این مشکل بسیاری از طراحان سیاست خارجی را دچار سردرگمی کرده بود.

برای جبران این کاستی، حوادث 11 سپتامبر و برخی حوادث تروریستی دیگر که به مسلمانان نسبت داده شد، زمینه را به منظور معرفی دشمنی دیگر به منظور هزینه کردن از پول مالیات دهندگان غربی در جهت سود مجتمع های صنعتی و نظامی فراهم کرد. این بار نیروها و کشورهای حامی اسلام گرایان به عنوان منابع تهدید کننده ی فرهنگ و اعتقادات جوامع متمدن به جهانیان معرفی شدند.

اگرچه در آن زمان لیبی به همراه سوریه و ایران در محور شرارت قرار گرفت اما قذافی خیلی زود توانست که با معامله بر سر قضیه‌ی لاکربی و برنامه ی هسته ای این کشور اعتماد آمریکا و اروپا را به خود جلب کند. اما غرب بارها اثبات کرده است که دوستان قابل اعتمادی برای متحدان خود در منطقه نیستند و هرگاه که منافع ایجاد کند، پشت متحدان دیروز خود را به نفع متحدان جدید خالی خواهند کرد.


برای بیداری اسلامی؛ فرزند خلف انقلاب اسلامی
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، بیداری اسلامی ، سوریه ، انگلیس
اغتشاش؛ از درعای سوریه تا بیرمنگام انگلیس

گروه بین الملل ـ محمد رستم‏‌پور: پلیس تیراندازی که در منطقه تاتنهام در شمال لندن به سر «مارک داگان»، شهروند 29 ساله‏‌ی سیاه‏‌پوست انگلیسی شلیک کرد، گمان نمی‏‌کرد که فشار انگشت اشاره‏‌ی او، آتش خشم هزاران هزار نفر را شعله‏‌ور کند و اختلافات عمیق اجتماعی و تبعیض‏‌های آشکار اقتصادی را تا کف خیابان‏‌های بیرمنگام، پریستول، تاتنهام، لندن، منچستر و... آورد.

خیابان‏‌هایی که برای چشم پزشکی به نام "بشار اسد" بسیار آشناست، پیش از آنکه برادرش "باسل" در یک تصادف رانندگی از بین برود و بشار مجبور شود تحصیلات چشم‏‌پزشکی را در انگلستان رها کند و به دمشق بازگردد. از همین روست که بشار بیش از پدرش "حافظ" به اصلاحات اقتصادی و رفاه اجتماعی توجه دارد.

او میراث‏‌دار حکومتی است که پس از 40 سال، هنوز مورد بغض و کینه سلفیونی است که از سرکوب سال 1982 خشمیگن هستند. پس از کودتایی که در سال1970، حافظ را به قدرت رساند، مفتیان سلفی به مسلمان نبودن علویون حکم کردند. در مقابل، مجتهدان هوشمند شیعه همچون امام موسی صدر و شیخ محمد مهدی شمس‏‌الدین بر اسلام علویون فتوا دادند.

پس از به قدرت رسیدن حافظ، انتقام آغاز شد و درگیری‏‌های قبیله‏‌ای و ستیزهای طایفه‏‌ای شدت گرفت. بازنده از پیش مشخص بود؛ سلفی‏‌ها عقب نشستند و در شهرهای مرزی سکنی گزیدند. حزب بعث امنیت داخلی و سیاست خارجی را در دست گرفت و اقتصاددانان و سیاستمداران و دانشگاهیان علوی، نهادی مدنی را تأسیس کردند و در حکم یک بازوی مشورتی برای رئیس جمهور، برای پیشرفت و توسعه سوریه به طراحی و سیاستگذاری مشغول شدند.

سوریه‏‌ی اسدها، جدا از اختلاف ارضی با اسرائیل بر سر بلندی‏‌های جولان، و با ترکیه بر سر منطقه اسکندرون، به دلیل حمایت و پشتیبانی از جبهه مقاومت در لبنان و فلسطین، مورد بغض و دشمنی تل‏‌آویو است. ترکیه اما سیاستی مدبرانه یا تدبیری مزورانه به نام "تعامل‏‌گرایی نمادین" در پیش گرفته است.

اردوغان در همان حال که در اجلاس داووس، به شیمون پرز رئیس رژیم صیهونیستی بر می‏‌آشوبد، با مقام عالی رتبه نظامی اسرائیل برای برگزاری رزمایش، پیمان نظامی مشترک  امضا می‏‌کند. از سویی در مذاکرات سه‏‌جانبه تهران، دوشادوش مقامات ایرانی و برزیلی زیر قرارداد هسته‏‌ای امضا می‏‌اندازد و در دیگر سو، تضعیف نقش ایران در خاورمیانه را وجه‏‌المعامله پیوستن به اتحادیه اروپا می‏‌کند.

اتحادیه اروپا، دولت بشار را به اِعمال تحریم‏‌های جدید از طریق شورای امنیت تهدید کرده است. "ویلیام هیگ" وزیر امور خارجه انگلیس، پا را از این فراتر گذاشته و در نخستین موضع‏‌گیری نسبت به حوادث سوریه، به تهدید نظامی دمشق تصریح کرده است.

اما "ترزا مِی" وزیر کشور انگلیس، اعتراض و مخالفت کسانی که آنان را "آشوبگر" می‏‌خواند، در محله‏‌های فقیرنشین تاتنهام و شهرهای دیگر تحمل‏‌ناپذیر می‌داند. "دیوید کامرون" نخست‏‌وزیر انگلیس نیز احتمال برقراری حکومت نظامی در شهرهای آشوب‏‌زده را تأیید کرده و خطاب به "اغتشاشگران" فریاد می‌زند: «شما را پیدا می‏‌کنیم، متهم می‏‌کنیم و به مجازات می‏‌رسانیم.»

بیش از 1200 نفر در انگلیس دستگیر شده‏‌اند و احتمال می‏‌رود با استفاده از برنامه جدید پلیس در حمله به خانه‏‌های معترضانی که تصاویر آنها در دوربین‏‌های عمومی شهرها ثبت شده، این آمار افزایش یابد. اما در سوریه، اسد تاکنون دو بار فرمان عفو عمومی را صادر کرده و زندان‏‌ها را از بازداشت‏‌شدگان سلفی و اخوان‏‌المسلمین اردنی خالی کرده است، البته بسیار دیر و پس از دیدار با سیدحسن نصرالله.

پلیس انگلیس در برخورد با "اغتشاشگران" از باتوم، سگ‏‌های وحشی، ابزار ضدشورش و دوربین‏‌های عمومی بهره می‌گیرد؛ و با خشونت تمام می‏‌کوشد در میانه تضاد آزادی و اقتدار، طرف اقتدار و ثبات را بگیرد و فعلاً شعارهای خوش آب و رنگ دموکراسی و آزادی بیان و حقوق بشر را فراموش کند. اما برای آن نگران باشد که ارتش سوریه در شهرهای مرزی در مقابل افراد مسلح آموزش‏‌دیده‏‌ای که از کشور همسایه اردن، وارد سوریه می‏‌شوند؛ آشکارا و به صورت مستقیم شلیک می-کند. و این در حالی است که مسلح بودن طوایف و قبیله‏‌های سلفی- وهابی و اختلاف در حزب بعث در نحوه اداره ارتش، آمار کشته‏‌ها را بالا برده است.

با این حال، تصویری که خبرگزاری‏‌ها و رسانه‏‌های غربی از درعا، حماه، حلب و سایر شهرهای آشوب‏‌زده‏‌ی سوری نشان می‏‌دهند، بسیار هولناک‏‌تر و وحشتناک‏‌تر از واقعیتِ موجود است و این همه تنها به دلیل حمایت سوریه از جبهه مقاومت است و نه تعدد و گسترش کشتارها.

فتنه‏‌انگیزی و اختلاف‏‌افکنی جریان 14 مارس که به دنبال انتقام‏‌گیری و عقده-گشایی ناشی از سقوط دولت سعد حریری است، خود حکایت پیچیده دیگری است. عریستان و اردن نیز که ماکیاولیست‌ترین کشورهای عربی منطقه‏‌اند، به دنبال تسکین آلام و دردهای سقوط مبارک، فرار بن‏‌علی و ذلت عبدلله صالح آب در آسیاب "اغتشاشگران" می‏‌ریزند.

در انگلیس، اما نه از سلفیون خبری هست و نه از القاعده و اخوان‏‌المسلمین اردنی؛ در انگلیس، نه پول‏‌های عربستان آدمکش می‏‌خرد، نه طایفه‏‌های وهابی به دلیل اختلافات مذهبی و قبیله‏‌ای بر آتش اختلافات می‏‌دمند. آنچه در انگلیس رخ می‏‌دهد، تصویری کوتاه و منقطع از بی‏‌عدالتی سیاسی، تبعیض اجتماعی و بحران اقتصادی این کشور متمدن غربی است که داعیه دموکراسی و حقوق بشر او، بر دخالت‏‌های سیاسی و نظامی‏‌اش از طریق ناتو و سفارت‏‌خانه‏‌هایش در سرتاسر دنیا، و دخالت‏‌های اقتصادی‏‌اش با عنوان اتحادیه اروپا و صندوق بین‏‌المللی پول پوشش گذاشته است. اما این بار، به‏‌رغم  تمام سرمایه‏‌گذاری‏‌های رسانه‏‌ای و تبلیغاتی استعمار پیر، خیاط در کوزه افتاده است.

بی‏‌تردید، صحنه "اغتشاشات" سوریه و انگلیس، صحنه نمایش رویداد ستیز استضعاف و استکبار است. با این تفاوت که در اولی، استضعاف دولت را در دست دارد و استکبار فتنه‏‌انگیزی می‏‌کند و در دومی، استکبار بر قدرت چنبره زده و استضعاف به خروش درآمده است. نطفه التهابات انگلیس، محله‏‌های فقیرنشین و سیاه‏‌پوست تاتنهام و لندن و بیرمنگام و منچستر است.

در عین حال،‌ نقش ایران و آمریکا جالب توجه است. مبارزه آمریکا در سطح و آشکارا روی می‏‌دهد، تا آنجا که رئیس سازمان سیا به ترکیه سفر می‏‌کند و با مسئولان ستاد ارتش و سازمان اطلاعات ترکیه ملاقات دارد تا آخرین رهنمودهای خود را برای ایجاد جنگ داخلی، یا تجزیه سوریه و یا تغییر اسد از یک مانع به یک مهره به ترک‏‌ها ارائه دهد. در انگلیس، باراک اوباما، یک نظامی برجسته و باسابقه و مجرب در فعالیت‏‌های پلیسی به لندن می‏‌فرستد تا افتضاحات پلیس را در نظامی کردن شهرها و ایجاد انزجار و نفرت عمومی جمع کند.

در دیگر سو، دیپلماسی پیچیده و پنهان ایران در هدایت اتفاق‌ها به سوی اهداف جبهه مقاومت و بیداری اسلامی، تنها یک رویه دارد. رسانه‏‌های داخلی و خارجی ایران نتوانسته‏‌اند سهم مؤثری در بازتاب حوادث و تحلیل واقعیت موضوع در سوریه و انگلیس داشته باشند و از این نظر، باید تصریح کرد که دیپلماسی عمومی ایران، همچون دوران پرالتهاب فتنه 88 در یک تحیر و سرگردانی عجیب به سر می‏‌برد. چنان که صدا و سیما، در یک رویکرد یک‏‌جانبه‏‌گرایانه تنها به سکوت غیرحرفه‏‌ای و نامعقول حوادث سوریه روی آورده است و در قبال ناآرامی‏‌های انگلیس، سیاست تبلیغات ناشیانه و پر سر و صدایی راه انداخته که فهم موضوع و چرایی و چگونگی این التهابات در عمق اروپا را از باور مردم دور کرده است.

اما این همه ماجرا نیست. نخبگان و دانشگاهیان و فعالان عرصه‏‌های غیر دولتی مانند فضای مجازی نیز در این کٌندی و سرگردانی بی‏‌تقصیر نیستند. عرصه‏‌داران فضای مجازی، اگر نگوییم کاری در تبیین و تشریح بیداری اسلامی نکرده‏‌اند، کمتر فعالیت مؤثر تبلیغی داشته‏‌اند. برای اثبات این مهم، کافی است کلمات "مارک داگان" و "ندا آقا سلطان" را در فضای وب جستجو کنیم. حساسیت این روزهای تاریخ تمدن اسلام بی‏‌نظیر است، بهتر است سیاسیون را وا نهیم به سرتراشیدن از یکدیگر و طلب رأی و سهم و کمیته.

بیداری اسلامی، فرزند خلف انقلاب اسلامی است، مبادا فرزند از پدر و شاگرد از استاد پیشی گیرد.


"آیت‌الله خامنه‌ای از ما مصری‌ها به انقلاب مصر آگاه‌تر بود"
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، مصر ، بیداری اسلامی

نویسنده مصری بااشاره‌به هشداررهبر جمهوری اسلامی ایران به مردم مصر برای ممانعت از انحراف انقلاب مصر اعلام کرد که پس از 6 ماه اذعان می‌کند که رهبر ایران از خود مصری‌ها به انقلاب آنان آگاه‌تر بود.

به گزارش فارس، «نیفین مسعد» نویسنده مصری در مقاله‌ای در روزنامه الشروق با اشاره به بصیرت بالای رهبر جمهوری اسلامی ایران اذعان کرد که آگاهی و بصیرت ایشان به انقلاب مصر از خود مصری‌ها بیشتر بوده است.

خانم مسعد در این مقاله اذعان کرد: زمانی که علی خامنه‌ای در فوریه (بهمن‌ماه سال گذشته) اعلام کرد که مصری‌ها در انقلاب خود از روح انقلاب اسلامی ایران الهام گرفتند، بسیاری در مصر از این حرف خشمگین شدند. [آن روز] با سربلندی گفتیم که انقلاب ما انقلابی کاملا مصری است و سران آن جوانان هستند و همه در آن مشارکت کردند. نه امام و نه رنگی سیاسی واحدی. [اما] امروز پس از گذشت شش ماه، این شجاعت را دارم که اعلام کنم این مرد از خود ما مصری‌ها به انقلاب‌مان آگاه‌تر و بابصیرت‌تر بود.

مسعد در ادامه به مراجعه خود به منابع پژوهشی (دو پایان‌نامه مصری) درباره انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد و نوشت: زمانی که به انقلاب ایران مراجعه کردم شوکه شدم. هر کس این دو پایان‌نامه را بخواند درمی‌یابد که ما در مصر همان راهی را می‌رویم که در ایران رفته‌اند. البته با کمی اختلاف.

مسعد افزود: در مارس 1979 (فروردین سال 1358) در ایران همه‌پرسی برگزار شد و در مارس امسال 2011 هم در مصر برگزار شد. در اولی از ایرانی‌ها سوال شد که آیا با جمهوری اسلامی در ایران موافقید یا خیر که 98 درصد به این سوال آری گفتند و در همه‌پرسی دوم در مصر سوال این بود که آیا با اصلاحات قانون اساسی موافقید و بعد پنهان سوال این بود که آیا با ابقای ماده دوم قانون اساسی و با ثبات موافقید یا خیر که 77 درصد مصری‌ها پاسخ آری دادند.

این نویسنده مصری افزود: دریافتم که رهایی [امام] خمینی از نیروهای سیاسی شریک در انقلاب از لیبرال‌ها در سال 1980 گرفته تا چپ‌ها در سال 1981 به اقدام اخیر برخی در مصر برای تحریک مصری‌ها علیه لیبرال‌ها و چپ‌ها و ملی‌گراها بسیار نزدیک است.

وی در ادامه با اشاره به این گفته امام خمینی(ره) که قانون اساسی ایران باید 100 درصد اسلامی باشد اعلام کرد که مصر هنوز قانون اساسی خود را اصلاح نکرده است ولی در راه این کار قدم گذاشته است و بحث‌های داغی درباره آن به راه افتاده است. صبح جمعه گذشته روزنامه الاخبار مصر خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه دکتر محمد یسری دبیر کل هیئت حقوق و اصلاح خواستار تدوین قانون اساسی اسلامی با مشارکت علمای الازهر و شیوخ دیگر از جمله اخوان المسلمون شده است.

وی در ادامه با اشاره به روی کار آمدن ابوالحسن بنی‌صدر در ایران، درباره بنی‌صدر مصر هشدار داد و نوشت: این مقاله نزد من و برای وجدان من سنگین است زیرا چیزی را می‌بینم که ‍‍[آیت‌الله] خامنه‌ای آن را دید، در نتیجه تا زمانی که نیروهای مردمی [مصر] متحد نشوند و از توجه زیادی به دستاوردهای سیاسی دست برندارند و تا زمانی که کشور و ملی‌گرایی خود را با اصولی که برای همه الزام‌آور است، مصونیت نبخشیم، گمان می‌کنم شمارش معکوس برای ابوالحسن بنی‌صدر مصر آغاز شده است.


دید و بازدید معارضان‌اسد با کاخ‌سفید پیش‌بینی رهبرانقلاب را تأیید کرد
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سوریه ، بیداری اسلامی

گروه بیداری اسلامی- "سخنرانی اوباما برای مردم سوریه"، "رهبری امریکا در اعمال فشار علیه سوریه" و "تحریم صنایع نفت و گاز سوریه"؛ اینها بخشی از درخواست هایی است که از جلسه یک ساعت و نیمه کلینتون با معارضان سوری به بیرون درز کرده است. این دیدار سه شنبه گذشته، برای اولین بار بین مقامات امریکایی و معارضان اسد که در واشنگتن مستقر هستند، برگزار شد.

به گزارش رجانیوز، "رضوان زیاده" که او را رسانه های غربی به عنوان مدیر مرکز مطالعات حقوق بشر سوریه معرفی می کنند و در نشست اپوزیسیون خارجی در استانبول هم حضور داشت، یکی از آن افرادی است که با کلینتون ملاقات کرد.

او می گوید که در دیدار با کلینتون به نمایندگی از اپوزیسیون سوریه از اوباما خواسته تا به یاری مردم سوریه بشتابد و رژیم اسد را مجبور کند که هرچه سریع‌تر از قدرت کناره‌گیری کند.

دیدار معارضان سوری با کلینتون در ادامه سفری است که چندی پیش سفیر امریکا به شهر آشوب زده حماه داشت و در آن ضمن دیدار با مخالفان اسد، بی هیچ پرده پوشی از اپوزیسیون نظام حاکم حمایت کرد، اقدامی که بر خلاف اصول مسلم روابط بین کشورهاست. حماه همان شهری است که خشونت های چند روز گذشته در آن، تلفات بالایی را بر جای گذاشته است.

این در حالی است که واکنش ضعیف دمشق به دخالت وقیحانه سفیر امریکا در امور سوریه، موجب شده تا امریکا به دخالت های "رابرت فورد" بیش تر دل ببندد.

در روزهای گذشته رابرت فورد به واشنگتن آمده بود تا پس از دیدار با اوباما با دستور کاری مشخص به دمشق باز گردد. به همین جهت وقتی محافظه کاران کنگره از دولت اوباما خواستند سفیر امریکا را از سوریه فرابخواند، سخنگوی وزارت خارجه امریکا پاسخ داد آقای اوباما معتقد است ادامه حضور سفیرش در دمشق، منافع امریکا را تامین خواهد کرد.

امریکا در هفته های اخیر گفته است که بشار اسد فاقد مشروعیت است و با این وجود ادامه حضور فورد کارکردی جز تحریک ناآرامی ها در سوریه نخواهد داشت.

در این میان، انتظار از دولت سوریه آن بود که در واکنش به دخالت آشکار سفیر امریکا در سوریه لااقل او را اخراج کند. اما دمشق تنها به هشدار به سفیر امریکا بسنده کرد و او را از خروج از دمشق منع کرد.

نمایش هم پیمانی امریکا و سران معارض سوری در چارچوب "دید و بازدید" ها در حالی رو به افزایش است که پیش‌تر رهبر انقلاب با یادآوری تحریکات خارجی در سوریه، حساب جنبش های اعتراضی سوری را با آنچه در سایر کشورهای منطقه عربی می گذرد مجزا دانسته و تأکید کردند که هر جا پای امریکا و اسرائیل وسط باشد، حرکت انحرافی است.

ایشان در دیدار روز مبعث سال جاری با جمعی از مسئولان و کارگزاران نظام تأکید کردند:

«امروز امریکا براى شبیه‌سازى کارى که در مصر و در تونس و در یمن و در لیبى و امثال اینها انجام گرفته است، متوجه شده است که سوریه را -که در خط مقاومت است- دچار مشکل کند. ماهیت قضیه در سوریه با ماهیت قضیه در این کشورها متفاوت است. در این کشورها حرکت ضد امریکا و ضد صهیونیسم بود، اما در سوریه دست امریکا آشکار و مشهود است؛ صهیونیست‌ها دنبال قضیه هستند. ما نباید اشتباه کنیم. ما نباید معیار را فراموش کنیم. آنجایى که حرکت ضد امریکا و ضد صهیونیسم است، آن حرکت، حرکت اصیل و مردمى است؛ آنجایى که شعارها به نفع امریکا و صهیونیسم است، آنجا حرکت انحرافى است. ما این منطق را، این بیان را، این روشنگرى را حفظ خواهیم کرد.»


رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و قشرهای مختلف مردم:
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سوریه ، بحرین ، بیداری اسلامی
تبیین‌ماهیت متفاوت حوادث‌سوریه و مظلومیت‌مردم بحرین/ هرجا به نفع امریکا و صهیونیسم شعار داده شود انحرافی است

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار مسئولان نظام و قشرهای مختلف مردم، با تبریک عید شریف مبعث به ملت ایران و امت اسلامی، بعثت پیامبر اکرم (ص) را بزرگترین نعمت الهی و برترین و پربرکت ترین روزهای سال خواندند و تأکید کردند: بیداری اسلامی ملتهای منطقه، حرکتی در مسیر نبوی است و ملتهای مسلمان و ملت بزرگ ایران، با هوشیاری اجازه نخواهند داد امریکایی ها و صهیونیستها، با ایجاد اختلاف و حیله های دیگر، این حرکت عظیم را منحرف و یا بر آن موج سواری کنند.

به گزارش رجانیوز، ‌متن کامل این بیانات در ادامه آمده است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

تبریک عرض می‌کنم این عید بزرگ و این روز شریف را به حضار محترم این مجلس، مسئولان محترم کشور، سفیران محترم کشورهاى اسلامى و به عموم ملت عزیز ایران و به امت بزرگ اسلامى و به همه‌ى جامعه‌ى بشریت.

اگر عظمت و اهمیت ایام به این باشد که خداى متعال لطفى را در روزى بر بشریت نازل کرده باشد، یقیناً روز مبعث عظیم‌ترین و مهمترین همه‌ى روزهاى سال است؛ چون نعمت بعثت و برانگیختن پیامبر اعظم براى بشریت از همه‌ى نعمتهاى الهى در طول تاریخ بزرگتر است. بنابراین می‌توان به‌جرأت این را گفت که روز مبعث، برترین و بزرگ‌ترین و پربرکت‌ترین روزهاى همه‌ى ایام سال است. خاطره‌ى آن روز را باید گرامى بداریم و عظمت آن حادثه را در نظرمان مجسم کنیم.

امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) فرمود: «ارسله على حین فترة من الرّسل و طول هجعة من الأمم»؛ بعثت در هنگامى اتفاق افتاد که دوران طولانى‌اى بود بشریت از حضور انبیاى الهى محروم بود. از ظهور حضرت عیسى حدود ششصد سال می‌گذشت. صدها سال بود که بشر در میان خود سفیر الهى ندیده بود. نتیجه چه بود؟ «و الدّنیا کاسفة النّور ظاهرة الغرور»؛(1) دنیا تاریک بود، ظلمانى بود، معنویت رخت بربسته بود، بشر در جهالت و گمراهى و غرور به سر میبرد. در یک چنین شرائطى، خداى متعال پیغمبر را فرستاد.

نبى مکرم، آن عنصر شایسته‌اى بود که براى یک چنین حرکت عظیمى، براى طول تاریخ بشریت، خداوند او را آماده کرده بود. لذا توانست در طول 23 سال یک جریانى را به راه بیندازد که این جریان با همه‌ى موانع، با همه‌ى مشکلات، تا امروز تاریخ را جلو رانده و پیش برده است. 23 سال، زمان کوتاهى است. 13 سال از این مدت هم با مبارزاتِ غریبانه گذشت. در مکه اول با پنج نفر و 10 نفر و 50 نفر شروع شد و جمعیت معدودى در زیر فشارهاى طاقت‌فرساى دشمنان متعصب، کور و جاهل توانستند مقاومت کنند. ستون‌هاى مستحکمى ساخته شد، براى اینکه جامعه‌ى اسلامى و تمدن اسلامى بر روى این ستون‌ها قرار بگیرد.

بعد هم خداوند متعال شرایطى را پیش آورد که پیغمبر توانست به مدینه هجرت کند و این نظام و این جامعه را به وجود بیاورد و این تمدن را پى‌ریزى کند. همه‌ى مدتى هم که پیغمبر اکرم این نظام نوپا را پرداخت، ساخت، آماده کرد و پیش راند، 10 سال شده است؛ یعنى یک مدت کوتاه. یک چنین حوادثى معمولاً در طوفان امواج حوادث دنیا گم می‌شود، از بین می‌رود، فراموش می‌شود. 10 سال خیلى مدت کوتاهى است؛ اما در همین مدت پیغمبر اکرم توانست این نهال را غرس کند، آبیارى کند، وسیله‌ى رشد و نمو آن را فراهم کند؛ یک حرکتى را ایجاد کند که این حرکت یک تمدنى را آفرید و این تمدن بر اوج قله‌ى تمدن بشرى در دوران مناسب خود قرار گرفت. یعنى در قرن سوم و چهارم هجرى، در همه‌ى دنیاى آن روز، با سابقه‌ى تمدنها، با حکومت‌هاى مقتدر، با میراث‌هاى گوناگون تاریخى، هیچ تمدنى به عظمت و رونق تمدن اسلامى مشاهده نشده است؛ این هنر اسلام است.

و این در حالى است که از بعد از دوران نبى مکرم اسلام، از بعد از همان دوران ده‌ساله، حوادث گوناگون و تلخى هم براى امت اسلامى به وجود آمد؛ موانع به وجود آمد، اختلافات به وجود آمد، درگیرى‌هاى داخلى پیدا شد. با همه‌ى اینها، انحرافاتى که در طول زمان به وجود آمد، ناخالصى‌هایى که در جریان اسلام پیدا شد و رشد کرد، پیام پیغمبر اکرم و پیام بعثت در طول سه چهار قرن توانست آن عظمت را به وجود بیاورد که همه‌ى دنیا و همه‌ى تمدنهاى امروز مدیون آن تمدن قرن سوم و چهارم هجرى مسلمانان است. این یک تجربه است.

بشریت اگر بیندیشد و انصاف را رعایت کند، تصدیق خواهد کرد که نجات بشر و حرکت بشر به سوى کمال، به برکت اسلام ممکن خواهد شد و لاغیر. ما مسلمان‌ها قدرناشناسى کردیم؛ ما نمک خوردیم و نمکدان را شکستیم؛ ما قدر اسلام را ندانستیم؛ ما پایه‌هایى را که پیغمبر اکرم براى بناى جوامع برجسته و متکامل انسانى بناگذارى کرده بود، در میان خود نگه نداشتیم؛ ما ناشکرى و ناسپاسى کردیم و چوبش را هم خوردیم. اسلام این توانایى را داشت و دارد که بشریت را به سعادت برساند، به کمال برساند و از لحاظ مادى و معنوى او را رشد دهد. این پایه‌هایى که پیغمبر گذاشتند - پایه‌ى ایمان، پایه‌ى عقلانیت، پایه‌ى مجاهدت، پایه‌ى عزت - پایه‌هاى اصلى جامعه‌ى اسلامى است.

ایمان‌مان را در دل‌هاى خود و در عمل خود تقویت کنیم؛ از خرد انسانى، که هدیه‌ى بزرگ الهى به بشر است، استفاده کنیم؛ جهاد فى‌سبیل‌الله را  چه در میدان‌هاى نبرد نظامى، آن وقتى که لازم باشد؛ چه در میدان‌هاى دیگر، میدان سیاست، میدان اقتصاد و دیگر میدان‌ها - دنبال کنیم و حس عزت و کرامت انسانى و اسلامى را براى خودمان مغتنم بشماریم.

اینها وقتى در یک جامعه‌اى زنده بشود، این جامعه همان حرکت اسلامى را، همان خط نبى معظم اسلام را یقیناً دنبال خواهد کرد. به برکت پیام اسلام، به برکت نداى امام بزرگوار، ما ملت ایران توانستیم بخشى از آن را در زندگى خودمان تحقق ببخشیم؛ آثار و ثمراتش را داریم مشاهده می‌کنیم.

امروز دنیاى اسلام متوجه شده است. این حرکاتى که امروز در برخى کشورهاى شمال آفریقا و منطقه‌ى خاورمیانه مشاهده می‌شود، همان استفاده و استضائه‌ى از نور اسلام و استفاده‌ى از جهت‌گیرى دست مبارک پیغمبر اکرم است. لذاست که آینده‌ى این منطقه، آینده‌ى این کشورها، به توفیق الهى، به حول و قوه‌ى الهى، آینده‌ى روشنى است.

غربى‌ها بیخود لجاجت میکنند، بیخود بر مواضع غلط خودشان پافشارى می‌کنند. آنچه امروز در مصر و در تونس و در برخى کشورهاى دیگر به جریان افتاده است و مشاهده می‌شود، معنایش این است که تاریخ این منطقه ورق خورده است و فصل جدیدى شروع شده است. آن موازنه‌ى غلطِ ظالمانه‌اى که از صد سال پیش، صد و پنجاه سال پیش، مستکبران غربى، مستعمران غربى در این منطقه به وجود آورده بودند و می‌خواستند این را حاکم بر سرنوشت این منطقه‌ى عظیم و حساس بکنند، به هم خورده است؛ فصل جدیدى شروع شده است.

البته امروز قدرت‌هاى مستکبر غربى جان‌سختى به خرج می‌دهند؛ نمی‌خواهند در مقابل این واقعیت بزرگ و غیرقابل انکار تسلیم شوند که ملت‌هاى منطقه بیدار شدند، ملت‌هاى منطقه به اسلام برگشته‌اند؛ لیکن حقیقت همین است. نفس اسلامى در کشورهاى مسلمان دمیده شده است. وابستگان و حکام دست‌نشانده‌ى آمریکا و غرب با این ملت‌ها کارى کردند که این ملت‌ها احساس کردند که جز قیام، جز حرکت عظیم عمومى، جز انقلاب، راهى در مقابل آنها نیست؛ لذا قدم در این راه گذاشتند و دارند پیش می‌روند. این حرکت‌ها یقیناً به نتیجه خواهد رسید.

البته غربى‌ها خیلى تلاش می‌کنند. امروز همه‌ى دستگاه‌هاى تبلیغاتى و سیاسى و اقتصادى آمریکا و بعضى از مزدوران‌شان در این منطقه به کار افتاده است تا این انقلاب‌هاى مردمى را، این قیام‌هاى بزرگ را از مسیر اصلى منحرف کنند؛ جنبه‌ى اسلامى آن را مخفى کنند، مکتوم کنند، انکار کنند؛ کسانى را پیدا کنند که با فریب مردم بر سر کار بیایند و همه‌ى معادله‌ها را باز دوباره به نفع غرب برگردانند. این تلاش‌ها را دارند می‌کنند، لیکن فایده‌اى ندارد؛ ملت‌ها بیدار شده‌اند. وقتى ملتى بیدار شد، وقتى ملتى وارد عرصه شد، جان خود را کف دست گرفت و آمد، دیگر نمی‌شود او را برگرداند، نمی‌شود او را فریب داد. ما امیدواریم این مسیر دشوار ملت‌هاى مسلمانِ قیام کرده و آنهایى که این زمینه در آنها هست، ان‌شاءالله ادامه پیدا کند و این مسیر هرچه کوتاه‌تر شود. نتیجه قطعى است؛ راه ممکن است طولانى باشد، ممکن است کوتاه باشد.

امروز آمریکایى‌ها به کمک صهیونیست‌ها، به کمک برخى از هم‌پیمانان و مزدوران خودشان در منطقه تلاش می‌کنند این انقلاب‌ها را منحرف کنند، بر اینها مسلط شوند، بر روى امواج اینها سوار شوند؛ لیکن فایده‌اى ندارد. البته براى ملت‌ها دردسر درست میکنند - این دردسرها طبیعى است - اختلاف ایجاد می‌کنند؛ ما همه‌ى این چیزها را تجربه کرده‌ایم. در انقلاب ما هم اختلاف ایجاد کردند، نفوذ پیدا کردند، اقوام را به جان هم انداختند، درگیرى‌هاى داخلى درست کردند، یک دشمن خارجى را تحریک کردند که به ما حمله‌ى نظامى کند، لشکرکشى کند؛ اینها همه اتفاق افتاد، اما ملت ایستاد، راه را با قدرت ادامه داد، بر همه‌ى اینها فائق آمد، بعد از این هم فائق خواهد آمد. بنابراین، این مشکلات هست.

امروز مشاهده می‌کنید در مصر، در جاهاى دیگر، اختلافات داخلى ایجاد می‌کنند، درگیرى ایجاد می‌کنند، یقیناً سلسله‌ى ترورها و فتنه‌انگیزى‌ها را به راه خواهند انداخت. علاج عبارت است از همین بیدارى مردم، بیدارى نخبگان؛ نخبگان علمى، نخبگان سیاسى، مسئولان دلسوز و علاقه‌مند به سرنوشت کشور. اینها باید بیدار باشند، مراقبت کنند و ان‌شاءالله کار به بهترین وجهى ادامه پیدا خواهد کرد. این همان ادامه‌ى بعثت پیغمبر و حرکت نبوى است که امروز به این شکل دارد خود را نشان می‌دهد.

ملت‎هاى مظلوم دنبال کرامت خودشان هستند؛ همان عزت و کرامتى که یکى از پایه‌هاى دعوت پیغمبر بود. در طول سال‌هاى متمادى، دشمنان و مستکبران و اشغالگران و مداخله‌گران، ملت‌هاى ما را استثمار کردند؛ در عین حال آنها را تحقیر کردند، ذلیل کردند. ملت‌ها وقتى که از اسلام بهره‌مند باشند، عزت‌طلبند، کرامت‌طلبند. این همان حرکت اسلامى است. حرکت اسلامى معنایش این است.

ما ملت‌هاى مسلمان باید هشیار باشیم. نخبگان کشورهاى اسلامى باید بیدار باشند؛ خودشان را سرگرم بگومگوهاى بى‌مورد و کم‌اهمیت نکنند؛ اختلافات مذهبى، اختلافات قومى، اختلافات سلیقه‌اى و بحث‌هاى حاشیه‌اى را وارد نکنند. آنچه که در این منطقه دارد اتفاق مى‌افتد، عظمتش بیش از این حرف‌هاست.

ما ملت ایران هم خوشحال و خوشوقتیم از این که مى‌بینیم ملت‌هاى مسلمان دارند حرکت می‌کنند و آزادى و کرامت خودشان را به دست مى‌آورند. از آغاز پیدایش و پیروزى این انقلاب در ایران، مواضع انقلاب نسبت به مسائل منطقه، حرکت‌هاى منطقه، قیام‌هاى منطقه، روشن بوده است. هر جایى که حرکت بر ضد استکبار است، بر ضد صهیونیسم است، بر ضد دولت غاصب صهیونیستى در کشور عزیز فلسطین است، این حرکت، حرکت مقبول و مورد حمایت و تأیید ماست. هر جا حرکت علیه آمریکاست، علیه این دیکتاتورىِ بین‌المللى است - که امروز آمریکا یک دیکتاتورى بین‌المللى به وجود آورده است - هر جا حرکت علیه دیکتاتورى‌هاى داخلى است، براى احقاق حق ملت‌هاست، ما با آنها موافقیم.

باید همه هوشیار باشند؛ هم ما هوشیار باشیم، هم ملت‌ها هوشیار باشند؛ بدانند دسائس و حیله‌هاى دشمنان متنوع است، پیچیده است. بصیرت را معیار کار خودمان قرار بدهیم. ملت‌ها توجه داشته باشند؛ آمریکایى‌ها و صهیونیست‌ها و مزدوران‌شان و همراهان‌شان سعى می‌کنند انقلاب‌ها را منحرف کنند؛ کشورهایى را که در آنها بیدارى به وجود آمده است، مورد توجه قرار می‌دهند؛ هرچه می‌توانند، تلاش می‌کنند حرکت این ملت‌ها را منحرف کنند.

ملت مظلوم بحرین هم مثل ملت مصر است، مثل ملت تونس است، مثل ملت یمن است؛ آنجا هم قضیه همین است؛ تفکیک بین اینها معنا ندارد. ما مى‌بینیم متأسفانه کسانى به جاى اینکه به حرف دل ملت‌ها توجه کنند، راهى را می‌روند، حرکتى را می‌کنند که دشمنان این ملت‌ها این حرکت را دارند دنبال می‌کنند.

امروز آمریکا براى شبیه‌سازى کارى که در مصر و در تونس و در یمن و در لیبى و امثال اینها انجام گرفته است، متوجه شده است که سوریه را - که در خط مقاومت است - دچار مشکل کند. ماهیت قضیه در سوریه با ماهیت قضیه در این کشورها متفاوت است. در این کشورها حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم بود، اما در سوریه دست آمریکا آشکار و مشهود است؛ صهیونیست‌ها دنبال قضیه هستند. ما نباید اشتباه کنیم. ما نباید معیار را فراموش کنیم. آنجایى که حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم است، آن حرکت، حرکت اصیل و مردمى است؛ آنجایى که شعارها به نفع آمریکا و صهیونیسم است، آنجا حرکت انحرافى است. ما این منطق را، این بیان را، این روشنگرى را حفظ خواهیم کرد.

البته میدانیم دشمنان نظام جمهورى اسلامى خشمگین می‌شوند، عصبانى می‌شوند، بر توطئه‌هاى خودشان علیه ما مى‌افزایند. ما در مقابل این توطئه‌ها ایستادگى کردیم. ملت آبدیده شده است. ملت ایران در طول این 30 سال، در مقابل انواع توطئه‌ها ایستاده است؛ استقامت کرده است؛ آبدیده شده است. دل‌شان را خوش می‌کنند به بعضى از حوادث داخلى، خوشحالى می‌کنند.

خوشبختانه امروز دستگاه‌هاى گوناگون کشور، با امید، با شوق، مشغول کارهاى خودشان هستند. در همین مدت‌هاى اخیر، در همین سال اخیر، شما ببینید چقدر کار در کشور انجام گرفته است. ما از کشورى که وارد کننده‌ى فرآورده‌هاى نفتى بود، تبدیل شدیم به کشورى که این فرآورده‌ها را صادر می‌کنیم. در زمینه‌هاى مختلف، بحمدالله کشور مشغول است. همین مسئله‌ى کوچک کردن دولت - اقدامى که دولت و مجلس مشترکاً انجام دادند - کار بسیار مهم و بزرگى است؛ اینها بایستى دنبال شود و ان‌شاءالله دنبال می‌شود.

ملت ایران با ایستادگى خود، با مقاومت خود، با اتحاد خود، با امید بى‌پایان خود به کمک الهى، و مسئولان کشور با وحدت کلمه، با همکارى‌هاى خود، ان‌شاءالله خواهند توانست یک بار دیگر امید دشمنان ملت ایران را تبدیل به نومیدى و یأس کنند.

از خداوند متعال می‌خواهیم که به برکات فراوان خود بر این ملت بیفزاید؛ و به برکت این روز شریف و این عید مبارک، و به احترام وجود مقدس خاتم‌الانبیاء، ان‌شاءالله ملت ایران و ملت‌هاى مسلمان را مشمول تفضلات و نصرت خود قرار بدهد و قلب مقدس ولى‌عصر (ارواحنا فداه) را از همه‌ى ما راضى و خشنود کند.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


چرا ایران از ناآرامی های سوریه حمایت نمی کند؟
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، سوریه ، ایران ، بیداری اسلامی
ناآرامی در سوریه؛ بیداری اسلامی یا فتنه سعودی ـ امریکایی؟

گروه بیداری اسلامی: نظام حاکم بر سوریه یک نظام کاملا سکولار است و از این لحاظ با نظام برآمده از انقلاب اسلامی ایران فاصله زیادی را ایجاد کرده است. این را می  توان از جبهه نسبتا متنوع معارضان سوری دریافت که اخوان المسلمین شاخه سوریه – که گرایش هایی ضد سکولاری دارد- را هم در خود جای داده است. افزون بر اینکه در سوریه آنگونه که جمهوری اسلامی ایران تجربه بیش از سه دهه مردمسالاری دینی را پشت سر گذاشته، تجربه نکرده است. با این حال آنچه نظام سوریه را در طی سی سال گذشته همواره در کنار ایران قرار داده است، مواضع خارجی خانواده اسد بوده است. حافظ اسد در طول جنگ هشت ساله، وقتی دولت های عرب منطقه در کنار آمریکا و شوروی مقابل ملت ایران صف کشیده بودند، در کنار ایران موضع گرفته بود. پس از حافظ هم بشار، وارث سیاست های پدر در حوزه خارجی بود. سوریه در کنار جمهوری اسلامی حامی مقاومت 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه بوده است تا موجب شکاف در تقابل عربی- ایرانی شود.

به همین جهت روابط ایران و سوریه در طول سالیان متمادی برای دولت های منطقه ای همچون عربستان و دولت های غربی رشک برانگیز بوده است و تلاش بسیاری خصوصا از جانب عربستان برای جداشدن سوریه از محور مقاومت صورت گرفته. اما در مقطع فعلی آمریکایی ها به همراه انگلیس و فرانسه و برخی دولت های منطقه ای عزم جزم کرده اند تا ضمن تشدید فشار بر نظام سوریه تحولات خاورمیانه را مدیریت کنند. 
 
نشانه این تلاش ها به وضوح از چند ماه پیش مشخص است. غربی ها یک بار بخت خود را در ایران در 25 بهمن ماه آزمودند اما ناکام ماندند. تحرکات محدود 25 بهمن ماه در خیابان های تهران، می کوشید تهران را در قبال موج برخاسته از شمال آفریقا منفعل کند اما نتیجه عکس داد. نظام ایران ناآرامی های تبلیغاتی را پشت سر گذاشت و با قوت بیشتر به حمایت از بیداری ضد آمریکایی پرداخت. اکنون تمام توجه غرب بر سوریه متمرکز شده است. غربی ها مترصدند به واسطه برخی ضعف های ساختار نظام سوریه و با پوشش گسترده رسانه ای به تحولات سوریه، ضمن مدیریت صحنه در لیبی، یمن و بحرین شکست های مصر و تونس را تا حدی جبران کنند.
 
چنان که به نظر می رسد، نقش برخی شبکه ها همچون الجزیره قطر که تا پیش از این با پوشش گسترده تحولات مصر و تونس مقبولیتی یافته بود، نیز کاملا هماهنگ شده باشد. الجزیره که خود را شبکه ای کاملا حرفه ای می داند، با بی اعتنایی به تحولات بحرین، تمام تلاش خود را برای تمرکز بر تحولات سوریه به کار گرفته است. این جهت گیری های یک سویه موجی از استعفاها را دامن گیر الجزیره کرد. غسان به جدو خبرنگار سرشناس و با سابقه الجزیره و رئیس د فتر این شبکه در بیروت، یکی از این موارد بود. بواقع می توان گفت اظهارات غسان بن جدو پس از استعفا و انتقاد شدید او از عملکرد الجزیره، بسیاری از آنچه درباره سوریه مطرح شده است را زیر سوال می برد. غسان بن جدو در مصاحبه خود با یکی از سایت های داخلی آنچه در سوریه رخ می دهد را انقلاب ندانست و نسبت به انتشار اخبار غیر موثق و دستکاری شده شدیدا اعتراض کرد.
 
با این همه آنچه واضح به نظر می رسد، نظام سوریه برغم وجود ضعف ها و اشتباهات خود در مواجهه با ناآرامی ها، در میان سوری ها از مشروعیت برخوردار است تا آنجا که بسیاری بشار اسد را مردمی ترین رئیس عربی می دانند. عدم گستردگی ناآرامی ها و محدود ماندن به برخی مناطق خاص سوریه و نه مرکز این کشور، نا پیوستگی تجمعات و از همه مهمتر رویکرد گسترده و نظامی اغتشاشگران که به کشته شدن صدها نفر از نیروهای ارتش سوریه منجر شده است و مواردی از این دست همچون ارتباط گسترده بندر بن سلطان و سعد حریری با شبه نظامیان آشوبگر در سوریه سبب شده است تا آنچه در سوریه رخ می دهد انقلابی در ادامه تحولات شمال آفریقا به حساب نیاید.
 
از سوی دیگر هرچند اختلاف نظر در میان سه‌گانه اسد جوان، بعثی‌های سالخورده و ارتش سوریه نقشی جدی در نحوه برخورد با ناآرامی‌های سوریه داشته است، با این حال در طول چند هفته گذشته اسد جوان نشان داده است که  برغم برخی مقاومت ها در بعثی‌های قدیمی، عزم ایجاد اصلاحات در نظام سوریه را دارد. روندی که ایران از تداوم آن حمایت می کند. بیانیه ای که وزارت امور خارجه بیش از یک ماه پیش منتشر کرده به موضع ایران در قبال تحولات سوریه اشاره دارد " تلاشهای رهبری و مردم سوریه برای اصلاحات در جهت منافع ملی این کشور مسئولیتی مهم است که ملازمت آن با مدارا هم در بیان مطالبات و هم در پاسخگویی به آنها موفقیت بزرگی را برای سوریه به دنبال خواهد داشت."

اختصاصی رجانیوز/ اسناد منتشر نشده از ویکی لیکس درباره بحرین و ایران
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، بیداری اسلامی ، بحرین ، ولایت فقیه
اعتراف امریکا به محبوبیت روحانیون حامی ولایت فقیه در بحرین

گروه بیداری اسلامی: در یکی از جدیدترین اسناد منتشر شده توسط ویکی لیکس، سفارت امریکا به میزان تاثیر ایران بر مردم بحرین و رابطه فرهنگی تاریخی ایران و بحرین اشاره کرده و از شخصیت‎های تاثیرگذار در بحرین که مروج دکترین ولایت فقیه هستند ازجمله شیخ عیسی قاسم به عنوان شخصیت‎هایی تاثیرگذار در بحرین یاد شده است.

به گزارش رجانیوز این سند که در باریخ 2008/8/5 توسط سفارت امریکا در بحرین تنظیم شده است، نشان می دهد هیچ سند و مدرکی پیرامون ادعاهای آل خلیفه مبنی بر دخالت ایران در امور این کشور وجود ندارد.

در بخش‎هایی از این سند با اشاره به ترکیب شیعه و سنی در بحرین آمده است: "اکثریت شیعیان بحرین مدتهاست به این نتیجه رسیده اند که حاکمان سنی شان برای محافظت از خود در برابر همسایگان شرور به ویژه ایران!، به کمک کشورهای خارجی – اول از همه انگلیس و سپس آمریکا – نیاز دارند. هرچند حاکمان بحرین، روابط نزدیک با حامیان آمریکایی خود را حفظ کرده اند اما در عین حال سعی میکنند تا از تحریک ایران نیز خودداری کرده و کانالهای ارتباطی با رهبران ایرانی را باز نگه دارند.

این سند ادامه می‎دهد: "هم در رژیم گذشته و هم پس از انقلاب اسلامی، مقامات ایرانی، ادعای مالکیت بر بحرین را مطرح کرده اند که آخرین نمونه آن ادعای سردبیر روزنامه نیمه رسمی کیهان در این خصوص بوه است." این سند سپس به روابط شیعیان بحرین با ایران اشاره کرده و مینویسد: "شصت تا هفتاد درصد جمعیت 500 هزار نفری بحرین را شیعیان تشکیل میدهند. به جز تعداد معدودی از خانواده های تاجر، شیعیان بحرین فقیرتر از سنی های این کشور هستند. اکثر شیعیان بحرین عرب هستند و حدود 10 تا 15 درصد آنها دارای نژاد فارسی بوده و به زبان فارسی تکلم میکنند. طبق برآوردها، 30 درصد شیعیان بحرین پیرو روحانیونی هستند که آنها نیز مطیع روحانیون ارشد ایرانی هستند. اکثریت پیرو آیت ا... سیستانی در عراق بوده و تعداد معدودی نیز مرید آیت ا... فضل ا... در لبنان هستند.

این سند با معرفی محبوب‎ترین روحانی شعیه در بحرین می‎افزاید: محبوبترین روحانی شیعه در بحرین، «شیخ عیسی قاسم» است که گهگاه از دکترین ولایت فقیه در ایران حمایت کرده و در نتیجه زیر تیغ انتقادات قرار گرفته است. در زمینه سیاست نیز حاکمان بحرین عمیقاً به ایران بدگمان هستند و از تلاشهای آمریکا برای فشار بر ایران جهت تغییر رفتار این کشور حمایت میکنند. در عین حال خانواده آل - خلیفه سعی میکند تا کانالهای ارتباطی با ایران را باز نگه دارد که شاهد این قضیه سفر پنج ساعته احمدی نژاد به بحرین در نوامبر 2007 است."

در ادامه این سند آمده است: "به علاوه دولت بحرین به مذاکرات خود با تهران برسر قرارداد احتمالی خرید گاز از ایران ادامه میدهد. در نقطه مقابل، رهبران بحرین گاهی اوقات در گفتگو با مقامات آمریکایی، نگرانی خود درباره موشکهای ایرانی و هدفگیری آنها به سمت اهدافی چون تأسیسات دریایی آمریکا در منامه و کاخ پادشاه را اعلام کرده اند، با این حال همانطور که گفته شد دولت بحرین مراقب اعلام مواضع علنی خود درباره ایران است."

این سند همچنین در بخشی با عنوان «خرابکاری ادعایی ایران» آورده است: "مقامات دولتی بحرین گهگاه در دیدارهای خصوصی به مقامات آمریکایی گفته اند که برخی مخالفان شیعی مورد حمایت ایران قرار دارند. هر زمان که این ادعا مطرح شده ما از دولت بحرین خواسته ایم تا شواهد خود را عرضه کند اما تا امروز هیچ مدرک متقاعدکننده ای درباره وجود سلاح های ایرانی یا حمایت مالی ایران بدست نیامده است. با این وجود اگر ایران در مبارزات مسلحانه درگیر شود، شیعیان بحرین همراهی خواهند کرد و احتمالاً تظاهرات خیابانی یک مشکل امنیتی داخلی برای دولت بحرین ایجاد خواهد کرد."

سفارت آمریکا در پایان تحلیل خود نتیجه گیری می کند: "بحرین احتمالاً به روابط محتاطانه خود با تهران از جمله سفرهای دیپلماتیک دوجانبه، روابط تجاری و حضور محدود بانکهای ایرانی در این کشور ادامه خواهد داد. در عین حال بحرین، حمایت پشت پرده خود از تلاش آمریکا برای فشار بر ایران جهت تغییر رفتار این کشور را دنبال خواهد کرد."


سکوت طرابلس در برابر شایعه فرار سرهنگ + تکمیلی
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦  کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی ، دیکتاتور ، بیداری اسلامی

با توجه به این که در سال های اخیر در زمینه های فنی، سیاسی و اقتصادی همکاری های گسترده ای میان ایتالیا و لیبی وجود داشته است، مقامات این کشور اروپایی از منابع خبری دقیقتری در لیبی برخوردار هستند، به همین دلیل، اطمینان وزیر خارجه ایتالیا در طرح این موضوع می تواند برگرفته از همین منابع باشد..رهبر لیبی خطاب به نیروهای ناتو گفت:‌ اگر شما مرا بکشید هرگز نمی‌توانید روحم را که تسکین دهنده قلب میلیون‌ها نفر است از بین ببرید.

در حالی که رسانه ها، ساعتی پیش در خبری فوری، از فرار دیکتاتور لیبی از طرابلس خبر دادند، رسانه های رسمی حکومت قذافی تا کنون به این خبر واکنشی نشان نداده اند!

به گزارش «تابناک»، بیشتر خبرگزاری های معتبر بین المللی، ساعتی پیش و به نقل از  «فرانکو فراتینی»، وزیر امور خارجه ایتالیا مدعی شدند که «معمر قذافی» به احتمال زیاد از طرابلس فرار کرده است.

«فرانتینی» در اظهارات خود، این احتمال را هم مطرح کرده است که «قذافی» بر اثر حمله های ناتو زخمی شده باشد.

طرح این ادعا، در حالی است که تا لحظه انتشار این خبر، رسانه های رسمی و نزدیک به حکومت لیبی در برابر این خبر، سکوت کرده و در تأیید یا تکذیب آن موضعی نگرفته اند.

«قذافی» در روزهای اخیر، کمتر در برابر انظار عمومی حاضر شده و تنها تصاویری از دیدار وی با برخی شخصیت های لیبیایی منتشر شد که به دلیل مشخص نبودن زمان ضبط این تصاویر، مورد تردید رسانه ها قرار گرفت.

«فراتینی» روز پیش نیز در گفت وگو با یک خبرگزاری ایتالیایی گفته بود که «معمر قذافی»، به احتمال زیاد تا پایان ماه می (دهم خرداد) دستگیر می‌شود.

وزیر امور خارجه ایتالیا در گفت وگو با خبرگزاری «آنسا»، افزود: تا پایان ماه جاری میلادی، حکم دستگیری رهبر لیبی و به احتمال زیاد، خانواده وی از سوی دادگاه کیفری بین المللی صادر می‌شود.

بر پایه این گزارش، روز پنجشنبه نیز روزنامه «الزمان» به نقل از منابع یونانی گزارش داده بود که  گفتگوهایی برای خروج قذافی از لیبی انجام گرفته و سرهنگ به زودی از طرابلس فرار خواهد کرد.

این روزنامه افزود: گفته شده که قذافی، دو پیش شرط برای خروج تعیین کرده است؛ نخست اعلام این که جانشین او، پسرش سیف الاسلام به عنوان ملک الملوک لیبی و شرط دوم، تأمین امنیت قضایی خود و خانواده اش از سوی پلیس بین الملل است.

در همین حال، گفته می شود با توجه به اینکه «قذافی» همواره روابط نزدیکی با «رم» داشته است و به ویژه در دوره زمامداری «برلوسکونی» در سال های اخیر در زمینه های فنی، سیاسی و اقتصادی همکاری های گسترده ای میان ایتالیا و لیبی وجود داشت است، مقامات این کشور اروپایی، از منابع خبری دقیقتری در لیبی برخوردار هستند. به همین دلیل، اطمینان وزیر خارجه ایتالیا در طرح این موضوع می تواند منبعث از همین منابع باشد.

البته روابط خوب «قذافی» با مقامات آتن و انتشار خبری نزدیک به این مضمون از سوی منابع یونانی در روزهای گذشته نیز چنین احتمالی را تقویت می کند.

گفتنی است، با وجود انتشار چنین شایعه ای، همچنان درگیری ها میان انقلابیون و نیروهای قذافی در برخی مناطق لیبی ادامه دارد و همزمان جنگنده های ناتو به بمباران اهدافی در لیبی ادامه می دهند.


تکمیلی

معمر قذافی در پیام صوتی که از تلویزیون دولتی لیبی پخش شد اظهارات وزیرخارجه ایتالیا مبنی بر فرارش از طرابلس را رد کرد و گفت: من در جایی هستم که نمی‌توانید به آنجا دست پیدا کنید.

به گزارش روزنامه مصری «الیوم السابع»، «معمر قذافی»، رهبر لیبی در پیام صوتی که از تلویزیون دولتی این کشور چندین ساعت بعد از گزارش وزیر خارجه ایتالیا مبنی بر اینکه وی زخمی شده و طرابلس را ترک کرده، پخش شد،‌ گفت: من در جایی هستم که شما نمی‌توانید به آنجا دست یابید .

قذافی در این پیام عنوان داشت: من به بزدلان صلیبی می‌گویم شما هرگز قادر نخواهید بود به جایی برسید که من در آنجا هستم و بخواهید من را بکشید.

رهبر لیبی خطاب به نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) گفت:‌ اگر شما مرا بکشید هرگز نمی‌توانید روحم را که تسکین دهنده قلب میلیون‌ها نفر است از بین ببرید.

قذافی حمله نیروهای ناتو به باب العزیزیه، مقر اقامتش را محکوم و کشته شدن 3 خبرنگار در این حملات را تسلیت گفت و افزود: بزرگی و عزت از آن ما و ننگ و عار برای بزدلان و مزدوران است.

رهبر لیبی همچنین از رهبران و مسئولانی که با وی تماس گرفته و از زنده بودنش اطمینان حاصل کرده‌اند تشکر کرد.

سخنگوی دولت لیبی نیز گفت: معمر قذافی زخمی نشده است.

«موسی ابراهیم»، سخنگوی دولت لیبی اخبار منتشر شده مبنی بر اینکه «معمر قذافی» در حمله نیروهای ناتو زخمی شده است را رد کرد و گفت:‌ این اخبار تنها برای ایجاد تشویش است و صحت ندارد.

«ابراهیم» تاکید کرد:‌ رهبر لیبی از روحیه بالایی برخوردار است و کنترل اوضاع کشور را برعهده دارد و هیچ گونه مشکلی در خصوص اداره کشور ندارد و هیچ اتفاقی برای وی نیفتاده است.


سیاهه جنایات آل خلیفه علیه مردم بحرین در آغاز چهارمین ماه قیام
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦  کلمات کلیدی: آل خلیفه ، بحرین ، بیداری اسلامی ، دیکتاتور

امروز 14 ماه می میلادی (24 اردیبهشت) در حالی سه ماه پس از قیام مردم 14 فوریه مردم بحرین، شرایط به شکل عجیبی در سرکوب معترضان با همدستی نیروهای امنیتی آل‌خلیفه و آل‌سعود ادامه دارد که علی‌رغم گزارش‌های مستند و دقیق نه تنها سازمان‌های بین‌المللی هیچ اقدام مؤثری برای توقف این جنایت‌ها نکرده‌اند، بلکه با رفتار دوگانه و چراغ سبز امریکا این موارد افزایش یافته است. 

رجانیوز به‌مناسبت پایان سومین ماه قیام شیعیان بحرین علیه رژیم دیکتاتور آل خلیفه، سر تیترهای جنایات بازخوانی می‌کند: 
 
1- کشتار تظاهرکنندگان و معترضان 
 
از 14 فوریه تا 3 آوریل 2011 دستکم 30 نفر از معترضان بحرینی به دست نیروهای نظامی و امنیتی سعودی و بحرینی کشته شده اند. 
 
2- شکنجه و قتل در زندان ها 
 
تا 5 اردیبهشت 1390، پنج بحرینی به نحو مشکوک در زندان جان باخته اند و ‌آثار شکنجه در بدن آنها هویدا بوده است. مقام های بحرینی درخواست کالبد شکافی از آنها را نیز نپذیرفته اند. 
 
3- شکنجه فعالان زن و تعدی به آنها 
 
نیروهای امنیتی بحرین در 30 مارس 2011 خانم آیات القرمزی را بازداشت کردند و تاکنون نیز از سرنوشت وی اطلاعی در دست نیست. برخی گزارش ها حاکی از آن است که وی مورد تجاوز قرار گرفته است. تا به حال 20 زن در بحرین بازداشت شده اند که 10 نفر از آنها پزشک و شش نفر معلم بوده اند. 
 
4- محاصره مراکز درمانی و ممانعت از درمان بیماران 
 
نیروهای بحرینی بیمارستان "السلمانیه" منامه را که تنها بیمارستان عمومی بحرین است، همچنان در اشغال دارند. 
 
5- بازداشت‌های شبانه 
 
تاکنون حداقل دو نفر از رهبران اصلی معارضه به نام های عبدالهادی الخواجه و محمد التاجر شبانه بازداشت شده‌اند و از سرنوشت آن‌ها اطلاعی در دست نیست. 
 
6- اخراج اساتید و دانشجویان 
 
تاکنون 200 دانشجو، 11 استاد و 40 نفراز کادر اداری دانشگاه بحرین اخراج شده اند. 
 
7- اخراج کارگران شرکت کننده در اعتصابات 
 
تا 12 آوریل 2011 (یک ماه قبل) 652 کارگر اخراج شده اند. 
 
8- برخورد با اتحادیه صنفی 
 
تا به حال روسای سه اتحادیه بزرگ کارگران نفت، معلمان و پرستاران بازداشت شده اند. 
 
9-اخراج و بازداشت پزشکان و پرستاران 
 
این اقدام به نحو وسیع به‌ویژه در مورد پزشکان و پرستارانی که به مجرحان اعتراضات یاری رسانده اند، صورت گرفته است. 
 
10- به کارگیری خشونت بیش از حد در برخورد با تظاهرکنندگان 
 
11- استفاده از سلاح های ممنوعه در برخورد با تظاهرکنندگان 
 
نیروهای بحرینی از سلاح ساچمه زن (شوزن) و سلاح‌های جنگی استفاده کرده اند که استفاده از آن علیه معترضان طبق مقررات بین المللی ممنوع است. 
 
12- حمله به اماکن مذهبی 
 
تاکنون، 27 مسجد شیعیان در بحرین تخریب شده است. 
 
13- اختلاف افکنی میان شیعه و سنی 
 
در موراد متعدد، گزارش‌هایی وجود دارد که مخالفان شیعه در قالب اوباش سازماندهی شده و به شیعیان حمله کرده اند.

بزرگترین خیانت برخی داخلی ها به بیداری اسلامی
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: بیداری اسلامی ، سیاسی

1- باتوجه به آغاز موج بیداری اسلامی در منطقه، انقلاب اسلامی فرصتی طلایی جهت گسترش مرزهای اعتقادی خود به دست آ‌ورده است. فرصتی که در طول 32 سال گذشته تصور آن هم محال به نظر می‌رسید!

فرصتی که استفاده موثراز آن تحقق وعده حضرت امام(رضوان‌الله تعالی علیه) در خصوص غلبه مستضعفین بر مستکبران در قرن حاضر را به دنبال خواهد داشت.

2- در چنین شرایطی چشم دوستان جدید و دشمنان قدیم انقلاب اسلامی به جمهوری اسلامی دوخته شده است! امروز دوستان جدید انقلاب اسلامی در تونس، مصر، یمن، بحرین و... منتظر ایده‌ها و تفکراتی هستند که راه را برای تشکیل حکومت‌های دینی در این سرزمین‌ها  هموار کنند و این تفکرات بایستی از پایگاه‌های انقلاب اسلامی در جهان یعنی جمهوری اسلامی به مخاطبان و جویندگان حق و حقیقت ارائه و ارسال شود.

3- انجام این مهم جز با تمرکز تمامی قوا بر انجام این رسالت تاریخ‌ساز ممکن نیست و تمرکز تمامی توانایی‌های نظام در صورتی امکان‌پذیر خواهد بود که فضای داخل نظام در آرامش و ثبات و اتحاد قرار داشته باشد.

4- در چنین شرایطی که پیمودن خط اصلی نظام - که خط امام و رهبری است - یگانه راه برقراری ثبات و آرامش و هماهنگی در کلیه ارکان نظام محسوب می‌شود، پیمودن مسیرهای انحرافی، باز کردن دکان‌های جدید اعتقادی، زدن سازهای ناکوک و مخالف و هرگونه تخطی از سیاست‌های ابلاغی رهبری نظام، بزرگترین خدمت به شیطان بزرگ و جبهه جهانی باطل  محسوب می‌شود. امروز دیگر زمانی نیست که افراد و اشخاص از صبر و تحمل و سعه‌صدر رهبری نظام سوءاستفاده کرده و با ارتکاب برخی رفتارها توجه نظام را برهم زده و مانع از تمرکز توانایی‌های نظام برای هدایت موج بیداری اسلامی شوند! تا همین امروز هم فرصت‌های بسیاری از دست رفته و دیگر زمان و جای تعلل و درنگ نیست!

5- یادمان باشد فرمایش حضرت امام را که فرمود: «اگر امروز به دلیل عملکردهای غلط ما اسلام و جمهوری اسلامی سیلی بخورد دیگر امکان بلند شدن از جای خود را نخواهد داشت.» خدا نکند کسی از مسئولان نظام در نواختن این سیلی به گونه اسلام و انقلاب اسلامی مشارکت داشته باشد!


زن بحرینی: مجبورم کردند برقصم تا عکس بگیرند
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: آل خلیفه ، بحرین ، بیداری اسلامی

نامه دردآور یک پزشک بحرینی به یک روزنامه اروپائی درباره نحوه برخورد ماموران امنیتی آل خلیفه با مخالفان دولت پرده از جنایاتی برمی دارد که مطرح شدن آن در رسانه های غربی از عمق فاجعه حاکم بر این کشور کوچک عربی حکایت دارد.

به گزارش مهر، این زن پزشک بحرینی با ارسال نامه ای الکترونیکی ( ایمیل ) به روزنامه ایندیپندنت می نویسد : روزی از همین روزها نیروهای امنیتی من و همکارانم را در بیمارستان بازداشت کردند و به نحوی با من سخن گفتند که تاکنون نظیر آن را تجربه نکرده بودم.

آنها ابتدا به صورت من سیلی زدند و سپس مرا به باد کتک گرفتند و بعد با متهم کردن من به هرزگی، پولهایی که همراهم بود را به من نشان داده و گفتند این پولها را از راه نادرست به دست آورده ای. در خیابان چه می خواهی؟ "ش ی ع ه ک ث ی ف" دولت برای شما آرامش و امکانات تحصیلی آماده کرده و حتی به شما کمک هزینه تحصیل هم می دهد آنوقت شما به خیابان می آئید و علیه دولت شعار می دهید؟

این زن در ادامه می نویسد : شکنجه واقعی زمانی شروع شد که آنها چشمهای من و همکارانم را بستند و سپس مرا مجبور کردند تا با چشمهای بسته در اتاق بازجویی بدوم. من به سرعت می دویدم و بارها به دیوارمی خوردم که نتیجه آن شکستگی سر و زخمهای بزرگ بر روی پیشانیم بود.
نیروهای امنیتی آل خلیفه مرا مجبور کردند تا برای آنها برقصم و آواز "همه پادشاه خلیفه بن سلطان را می خواهند" بخوانم و در این حالت شروع به عکس گرفتن از من کردند.
دردنامه زن بحرینی

آنها سپس به من گفتند : این همان چیزی است که تو لایقش هستی . زیرا تو یک شیعه بی ارزش هستی. تو علیه پادشاه و ولیعهد ما اقدام کرده ای .

این زن در ادامه نامه خود می نویسد : بعد از این سخنان آنها روپوش سفید پزشکی مرا به زور از من گرفتند چون معتقد بودند که من لیاقت این لباس را ندارم و سپس مرا مجبور کردند تا برای آنها برقصم و آواز "همه پادشاه خلیفه بن سلطان را می خواهند" بخوانم و در این حالت شروع به عکس گرفتن از من کردند.

به علاوه به این اقدامات، در حالی که هنوز چشمانم بسته بود بطور ناگهانی مرا کتک می زدند و فریاد می کشیدند: نمی خواهیم صدایت را بشنویم تو همانند یک زن بد کاره فریاد میکشی.

این زن بحرینی به گوشه هایی از شکنجه های نیروهای آل خلیفه اشاره می کند که چون بسیار دردناک و وحشتناک می باشد قابل بیان نیست.

این زن در ادامه نامه خود می نویسد: پس از این شنکنجه ها در حالی که هنوز چشمان بسته بود آنها مرا به داخل اتاقی بردند که افسران مرد و زن در آن حضور داشتند و همگی آنها سوالات مشابهی را پشت سرهم از من مطرح می کردند زیرا خواهان شنیدن پاسخ های مورد دلخواه خود بودند و نتیجه این پرسش و پاسخ آن بود که من مرتبا سیلی و کتک می خوردم.

آنها از من می خواستند بگویم که قصد رفتن به میدان لولو و شرکت در تظاهرات ضد رژیم خلیفه را داشتم اما با وجود تمام این شکنجه ها من فقط علیه وزرات بهداشت و نحوه رسیدگی به مجروحان حوادث اخیر شعار می دادم.

به نوشته این زن بحرینی، ماموران آل خلیفه او را تهدید می کردند که با اشیاء نوک تیز مجروح کرده و سپس در جلوی سگها خواهند انداخت تا این حیوانات نیز به آنها حمله کنند و سپس وی را به دادگاه نظامی برده، اورا محکوم به تحمل چهار سال زندان کرده و تابعیت بحرینی را نیز از او می گیرند.

این زن در پایان می نویسد: در پایان زمانی که آنها به خواست خود نرسیدند از من خواستند تا برگه ای را که در آن عنوان شده بود علیه وزارت بهداشت بحرین تظاهرات کرده ام را امضا کنم. سپس مرا به دخل راهرویی برده و چشمانم را باز کردند و در آنجا دیدم که تمامی همکارانم نیز حاضر هستند. در آن هنگام به دلیل آنکه هیچ یک از همکارانم را از دست نداده ام از خدا تشکر کردم.


حوادث سوریه و بحرین در گفتگوی رجانیوز با دکتر خیرالله پروین
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، یمن ، سوریه ، بیداری اسلامی
طرح براندازی در سوریه را بندر بن سلطان طراحی کرده است/در بد‌ترین شرایط حافظ اسد و حکومتش طرفدار ایران بودند

اوضاع اخیر منطقه و شمال آفریقا که با انقلاب مردم مسلمان تونس آغاز شد و اکنون دامن‌گیر حکام عرب خاورمیانه شده، با تحلیل‌های مختلفی از سوی فعالان سیاسی و کار‌شناسان بین‌المللی روبرو شده است. در این میان و درحالی که اکثر فعالان سیاسی بین‌المللی و داخلی بر این عقیده هستند که منشا این تحولات تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر ملت‌های مسلمان و شکل‌گیری یک جریان بیداری اسلامی است، برخی افراد با استناد به برخی اعتراضات در کشور سوریه علیه دولت بشار اسد به دنبال آن هستند تا علاوه بر غیرواقعی خواندن این مساله، از آن به عنوان یک اهرم فشار بر جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند. در همین راستا و برای تحلیل دقیق‌تر اوضاع سوریه و به طور کلی تحولات منطقه که به شدت غرب به ویژه سران کاخ سفید را نگران کرده، به سراغ «دکتر خیرالله پروین» رفتیم و با او درباره وضعیت کنونی و حوادث احتمالی سوریه در آینده صحبت کردیم:


ابتدا لطفا یک معرفی اجمالی از خود و فعالیت‌هایی که در زمینه صدور انقلاب اسلامی به جهان داشته‌اید، بفرمایید؟


من خیرالله پروین دارای لیسانس و فوق لیسانس از دانشگاه تهران و دکترای حقوق عمومی از دانشگاه دولت لبنان الجامعة اللبنانیه می‌باشم که اکنون عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و به عنوان معاون فرهنگی و دانشجویی این دانشکده انجام وظیفه می‌کنم. بنده دلبستگی به مسائل جهان اسلام دارم و خداوند توفیق نصیبم کرده در این راه قدم بردارم.

در بیشتر کنفرانس‌های مربوط به مقاومت که در بیروت برگذار می‌شود، من به عنوان برگزارکننده و یا فعال سیاسی حاضر هستم. دمشق نیز ‌گاه گاهی چنین کنفرانسهایی داشته ولی جراتی که به خاطر حضور مقاومت در لبنان است ممکن است در جاهای دیگر نباشد. کنفرانسهایی دررابطه با مقاومت و پایداری و استقامت در برابر متجاوزین از جمله صهیونیست‌ها و حمایت از مردم مستضعف فلسطین و حزب الله در آنجا برگذار می‌شد که بنده به خاطر علاقه‌ام به مباحث جهان اسلام بنده توفیق حضور در این کنفرانس‌ها و همایش‌ها نصیبم شد.


نظر شما درباره تحولات جهان اسلام که اکنون اتفاق افتاده چیست؟ منشا این حوادث را در چه چیزی می‌بینید؟


خداوند می‌فرماید که سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهیم مگر آنکه خود آن‌ها بخواهند. مردم باید به پا خیزند در برابر ظلم و برای عدالت. با توجه به روحیه استعمارگری که جهان غرب داشته چه از زمان جنگهای صلیبی و مخصوصا دوره‌های اخیر همیشه به دنبال این بوده که ا ز جهان اسلام بهره برداری کند و استعمار کنند و سو استفاده کند. یک ضرب المثل انگلیسی می‌گوید: «تفرقه بینداز و حکومت کن» که استعمارگران همیشه به دنبال این بوده‌اند. زمانی امپراطوری عثمانی یک قدرت بزرگ اسلامی به حساب می‌آمد. غربی‌ها از این وحدت و قدرت امت اسلامی می‌ترسیدند، اصل را بر تفرقه اندازی قرار دادند و تقریبا موفق شدند تا این قدرت مستحکم را از بین ببرند و حاکمان دست نشانده خود را به قدرت برسانند. مثل رضا خان در ایران و اتا ترک در ترکیه. در گوشه‌ای دیگر از جهان اسلام به واسطه جمال عبد الناصر و بحث پان عربیسم را مطرح کردند. این وضعیت گذشته جهان اسلام بود تا انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام که نه تنها جهان اسلام بلکه دنیا را تغییر داد، تا جایی که بعضی‌ها ولو به ظاهر مجبور شدند تغییراتی را در جهت اسلامی شدن انجام دهند. گفتمان امام و انقلاب اسلامی گفتمانی جدید و بی‌سابقه بود، تا جاییکه می‌رفت تا همه مردم کشورهای اسلامی رهبر خود را امام خمینی بدانند. در این حال جهان غرب و حکام عرب احساس خطر کردند که چه کسی درحال الگو شدن برای مسلمانان است یک شیعه است و شیعیان نباید الگو شوند. سعی کردند شخصیتی مانند امام ولی دست نشانده مطرح کنند، که منجر به ایجاد طالبان و القاعده شد.

تا قبل از این کشور‌های عربی هویت نداشتند و جوانان آن‌ها احساس بی‌هویتی می‌کردند، حکامشان افرادی وابسته و دارای خانواده‌ای فاسد بودند. بنابراین شخصیتی در جهان عرب آن زمان وجود نداشت که بخواهند وی را الگوی خود قرار دهند. در عین حال دیدند گروهی را که با الگو قرار دادن امام و تبعیت از فرامین رهبر انقلاب اسلامی، چگونه بر دشمنی که اعراب در ۶۰ سال نتوانسته بودند آن‌ها را شکست دهند، پیروز شدند. در ‌‌نهایت به این نتیجه رسیدند که با داشتن رهبری خوب برا دشمنان و استعمارگران غلبه پیدا کنند. لذا از آن به بعد سید حسن نصرالله به عنوان رهبر جهان عرب شناخته شد، که خود او به رهبر معظم انقلاب اقتدا می‌کند.

عده‌ای از سیاستمداران نظرشان این است که تحولات اخیر منطقه یک توطئه از جانب آمریکاست.


این حرف پایه و اساسی ندارد. موضع مقام معظم رهبری، رؤسای سه قوه و مراجع عظام در قبال ابن موضوع کاملا روشن است. البته همیشه افرادی هستند که حرفهای بی‌پایه و استدلالی مطرح می‌کنند. امریکایی‌ها در راستای اهدافی که دارند دموکراسی به نفعشان نیست. آن‌ها هر چند وقتی در تنگنا قرار می‌گیرند و به اجبار موضعی به نفع مردم می‌گیرند، اما اگر واقعا طرفدار مردم بودند، در بحرین هم از مردم دفاع می‌کردند.
این یک واقعیت است که الان اگر وابسته‌ترین فرد به آمریکا هم در مصر قرار بگیرد، باز هم برای آمریکا حسنی مبارک نمی‌شود که این نشانه تاثیرگذاری نهضت و خروش عظیم مردم است. بررسی کنید امریکا از اول انقلاب مردمی مصر چند موضع گرفته است. ابتدا از حسنی مبارک حمایت کرد، سپس موضعی میانه گرفت، بعد از آن حامی مردم شد و در ‌‌نهایت یک راه پیش رو داشت و آن تن دادن به رفتن حسنی مبارک بود.


آیا تعبیر مردمی بودن انقلاب‌های منطقه در مورد حوادث اخیر کشور سوریه نیز صدق می‌کند؟

بحث سوریه کاملا متفاوت است. نباید سوریه را با کشورهایی مثل مصر، لیبی، بحرین و اردن و یمن مقایسه کرد. کشور سوریه از نظر ترکیب جمعیتی و نوع حاکمیت با کشورهای دیگر متفاوت است، ترکیب جمعیت در سوریه ۷۵ درصد اهل تسنن، ۱۵ درصد علویون، ۱۰ درصد مسیحی و ۱ درصد نیز شییعیان هستند. دولت سوریه لائیک است. نه ضد اسلام است نه مبلغ اسلام. اما در عین حال سیاست ستیز با اسرائیل و متجاوزین را در سیاست خود دارد. سوریه یکی از کشورهای خط مقدم است، در زمان حافظ اسد نیز اینچنین بود. درست است که در جنوب لبنان حزب الله وجود دارد ولی اگر حزب الله تقویت شده و توانسته اثر گذار باشد یکی از عوامل آن سوریه است. سوریهحامی گردهمایی مقاومت از قبیل حماس جهاد اسلامیاست، سوریه با اسرائیل سازش نکرد، امانیازمند اصلاحات داخلی است. 

 استدلالتان برای مردمی نبودن نا‌آرامی‌های سوریه چیست؟

من قبل از اینکه این جریانات در سوریه شکل بگیرند می‌گفتم که آمریکایی‌ها و سعودی‌ها و صهیونیست‌ها و اهل تسننی که با سوریه خوب نیستند مشکلاتی را در سوریه به وجود می‌آورند. با توجه به ترکیب جمعیتی که در سوریه وجود دارد ۷۵% اهل تسنن، و حکومت دست علویون است؛ ریاست جمهوری ۴۰ سال است که دست علویون است و این بهترین فرصت برای دشمنان سوریه است. ما باید موضوع را ریشه یابی کنیم. به هر حال این ترکیب جمعیت زیاد اهل تسنن که حاکمیت در دستشان نیست مشکلاتی را به وجود می‌آورند. از نظر فکری سوریه قبلا تحت حاکمیت سوسیالیست بوده و در دست علویون است. آمریکا و صهیونیست‌ها و گروه ۱۴ مارس لبنان به دنبال این هستند که اول از همه رابطه سوریه با لبنان را قطع کنند تا لبنان ضعیف شود و حزب الله نتواند این نقشی را که الان دارد داشته باشد. زیرا لبنان از طرفی درکنار اسرائیل است و از طرف دیگر در کنار مدیترانه که در کنترل اسرائیل است و از طرف دیگر هم یک سوریه می‌ماند که اگر آن هم به دست آمریکا بیفتد دیگر لبنان هیچ گونه ارتباطی با بیرون نمی‌تواند داشته باشد. دوم اینکه مقاومت و جهاد اسلامی که یک تهدید برای اسرائیل به حساب می‌آید از سوریه اخراج می‌شوند. سوم، حاکمیتی روی کار می‌آید که با ایران قطع رابطه می‌کند و اگر هم قطع رابطه نکند با ایران هم جهت نیست. تفاوتی که در حاکمیت سوریه در مقایسه با مصر و بحرین و لیبی وجود دارد این است که حکومت اسلامی نیست و اسلام را هم تبلیغ نمی‌کند اما حامی مقاومت است.

در بد‌ترین شرایطی که همه علیه ایران بودند حافظ اسد و حکومتش طرفدار ایران بودند. زمانیکه اجلاس طائف برگزار شد و بعضی از سران کشورهای عربی گفتند جنگ ایران و عراق، جنگ ایران و اعراب است، حافظ اسد گفت بیخود کردید اصلا اینطور نیست جنگ بین ایران و عراق است، و زمانیکه ملک حسین لشکر آورد برای صدام حسین بر علیه ایران، حافظ اسد لشکر خود را به مرز سوریه و اردن برد و آن‌ها را وادار به عقب نشینی کرد. البته سوریه به خاطر منافع خودش از ایران و مقاومت حمایت می‌کند که طبیعی هم هست.

به نظر شما پتانسیل این وجود دارد که حرکت مردم سوریه به نتیجه خاصی علیه دولت این کشور برسد؟ 

 در زمان مرحوم حافظ اسد و در ابتدای مسئولیت بشار اسد ماشینی نبود که عکس حافظ اسد بر آن نباشد. در کشورهای عربی اگر یک چوب هم بالای سرشان باشد تبعیت می‌کنند. مردم سوریه و اعراب مثل مردم ایران اینقدر سیاسی نیستند و اینقدر مطالبات ندارند، آنجا حاکمیت تک حزبی است و فضای بسته‌ای دارد اما پتانسیل این را دارد که این فضای بسته را باز و چند حزبی شود؛ علاوه بر این حاکمیت آن در سوریه مانند دیگر کشورهای عربی فاسد نیست. در سوریه یک طرح برای براندازی حکومت بشار اسد درحال اجراست که «بندر بن سلطان» طرح کرده است. «بندر بن سلطان بن عبد العزیز» ۲۲ سال سفیر عربستان در آمریکا بوده که الان شده دبیر شورای عالی امنیت ملی در عربستان است. طراح این طرح وی بوده که در لازقیه عده‌ای با نام علویان بیایند و اهل تسنن را بکشند در شهر درعا که اکثریت اهل تسنن هستند تعدادی از عده کم علویون را بکشند، در حلب هم عرب‌ها تعدادی از کرد‌ها را بکشند، و در جای دیگر که شیعیان هستند بقیه بیایند شیعیان را بکشند در نتیجه حاکمیت متزلزل می‌شود و مجبور می‌شود باج دهد تا جایی که مجبور به کناره گیری می‌شود.

آیا این طرح اجرا خواهد شد و به نتیجه نهایی مطلوب عربستان خواهد رسید؟ 

بشار اسد دارای یک چهره محبوب است و یک شخصیت بین المللی به حساب می‌آید و مثل قذافی و حسنی مبارک نیست. استکبار ستیزی و عدم وابستگی سوریه به غرب، همراهی با کشورهای مستقل و غیر وابسته، حمایت حاکمیت سوریه از گروه‌های مبارز، در درجه اول فلسطین و بعد لبنان ازویژگی‌های بشار اسد است. علاوه بر این در سوریه صرفا یک گروه حاکم نیست، حق مشارکت برای سایرگروه‌ها به رسمیت شناخته شده است. درست رئیس جمهور از علویون است اما نخست وزیر و وزرا از اهل تسنن هستند. مقامات عمدتااز اهل تسنن هستندریال حتی سران ارتش مثل مصطفی طلاس، عبدالحلیم خدام که سال‌ها در کنار حافظ اسد بودند، ازاهل تسنن هستند ولی در بحرین اینگونه نیست، تشیع که اکثریت جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند جایگاهی ندارند.
 اگر بخواهیم وضعیت را با ایران مقایسه کنیم تفاوت از زمین تا آسمان است، ولی خواسته‌های مردم آنجا با اینجا فرق دارد، آن‌ها از لحاظ اقتصادی در مضیقه هستند. حزب بعث سوریه از لحاظ بین المللی قوی و از لحاظ داخلی کمی ضعیف است که باید اصلاحاتی صورت بگیرد اما با انقلاب، وضعیت آنجا نه تنها بهتر نمی‌شود، بلکه بسیار بد‌تر می‌شود.


با توجه به اینکه مقام معظم رهبری فرمودند در منطقه تحولات بیشتری در راه است، تحلیل شما از این جملات ایشان چیست؟ آیا باید منتظر تحولات جدیدی باشیم؟

امام خمینی (ره) تا از چیزی اطمینان حاصل نمی‌کردند نمی‌گفتند و هر پیش بینی‌ای پیرامون مصر و دیگر جا‌ها کردند، محقق شد و این نه تنها به اعتراف ما بلکه به اعتراف خود غربیهاست، حضرت آقا هم کمتر از حضرت امام نیست و تحلیلشان با دیگران فرق دارد. این وعده خداست و وعده خدا محقق می‌شود و کمر استعمار در منطقه شکسته شده و دیگر وضعیت به قبل بر نمی‌گردد.


شما تحولات بعدی را در چه کشورهایی می‌بینید؟ 

 تصور من اینست که الجزایر این ظرفیت را دارد که بیداری اسلامی در آن محقق شود و به نظر من الجزایر پیشگام‌تر از مصر بود. کشور دیگر مراکش است اما عربستان اینطور نیست. اگر بحرین به نتیجه‌ای برسد در عربستان هم تاثیر گذار است. در مورد کشورهای دیگر مثل قطر و امارات که درآمد سرانه مردم خیلی بالاست و به مردم پول‌های فراوان می‌دهند، مردم فعلا دنبال چنین چیزی نیستند ولی عربستان از کشورهای دیگر بسته‌تر و فاقد هرنوع دموکراسی است و به علت اینکه منافع آمریکا و غرب به ثبات عربستان بستگی دارد سعی می‌کنند باتمام قوا از حاکمیت بسته عربستان حمایت کنند چراکه دموکراسی در عربستان به نفع آمریکا نیست وگرنه عربستان باید قبل از کشورهای دیگر به انقلاب و خیزش مردم مواجه می‌شد.


بیداری اسلامی 6/گفتگوی رجانیوز با منیر شفیق اندیشمند برجسته جهان عرب:
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٦  کلمات کلیدی: بیداری اسلامی ، سیاسی
امروز ما شاهد تحقق شعارهای انقلاب اسلامی ایران در منطقه هستیم

آن هنگامی که نهضت عظیم اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) در سال 1357 به پیروزی رسید رعشه به پیکره رژیم پوسیده صهیونیستی افتاد، مقام های اسرائیل از همان ابتدا بر اهمیت انقلاب اسلامی پی بردند به طوری که در اولین واکنش، "موشه دایان " وزیر دفاع وقت رژیم صهیونیستی اعلام کرد که انقلاب اسلامی ایران، زلزله ای است که منطقه خاورمیانه را سخت تکان داد و اسرائیل را با خطری جدی روبرو ساخت.

امروز ما شاهد پس لرزه های این زلزله عظیم بودیم که با موج خروشان بیداری امتهای مسلمان همچون سیلی در حال به کام بردن رژیمهای وابسته و خودکامه  است.


گفتگوی رجانیوز با دو اندیشمند عراقی و لبنانی:
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٦  کلمات کلیدی: بیداری اسلامی ، سیاسی
انقلابهای جهان عرب یک نهضت عظیم اسلامی بود/ شاهد تولد خاورمیانه اسلامی هستیم

«گسترش موج بیداری اسلامی در دنیای امروز، حقیقتی است که فردای نیکی را به امت اسلامی نوید می‌دهد»،این سخنان حکیمانه مقام معظم رهبری در پیام ایشان به حجاج بیت الله الحرام در سال 1389 امروز با گسترش انقلابهای ملتهای مسلمان برخی کشورهای عربی منطقه وسرنگونی دیکتاتورهای وابسته به غرب وصهیونیسم در حال تحقق است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی قابل پیش بینی بود که جهان اسلام به سمتی حرکت خواهد نمود که ناخوشایند آمریکا واسرائیل خواهد بود.

امروز انقلابهای مصر وتونس ولیبی وبحرین واردن ویمن تمامی برنامه ریزیهای آمریکا واسرائیل برضد منطقه را با شکست روبرو نموده است وآنهایی که روزی در آرزوی تولد خاورمیانه جدید بودند امروز شاهد تولد خاورمیانه بزرگ اسلامی بدست مردم منطقه هستند.

در این راستا وبرای بررسی این موضوع گفتگویی انجام دادیم با دو اندیشمند وشخصیت سیاسی جهان عرب،دکتر شیخ عبدالوهاب خالد الملا رهبر جماعت علمای مسلمین جنوب عراق و نماینده مجلس این کشور وهمچنین شیخ بلال سعید شعبان رهبر جنبش توحید اسلامی لبنان(از مهمترین گروههای اهل سنت این کشور).


*شیخ خالد عبدالوهاب الملا

ارزیابی شما از انقلابهای مردمی در منطقه چیست؟

انقلابهای صورت گرفته در جهان عرب یک نهضت عظیم اسلامی بود، این انقلابها در پاسخ به سالها ظلم وجنایت ودیکتاتوری سران عرب بود که با گسترش روابط خود با دشمنان امت اسلامی برنامه های استبدادی آنها را در جهان عرب اجرا می نمودند.

امروز زمان تغییر فرارسیده است وحکام مستبد عرب باید بدانند که ملتهای بیدار آنها را سرجایشان خواهند نشاند.

به نظر شما تاثیر این انقلابها بر آینده حضور آمریکا در منطقه چگونه است؟

نهضت امروز امت اسلامی لرزه براندام رژیم صهیونیستی وآمریکا انداخته است چون حاکمان مستبد عرب دست نشانده آنها هستند واستبکار وصهیونیسم بین الملل بیم از آن دارد که بجای این دیکتاتورها حاکمانی عادل ومسلمان که براساس اسلام ناب محمدی(ص)عمل می کنند بیایند.

اما من در مورد حضور اشغالگران آمریکایی در عراق باید بگویم پروژه امریکا برای عراق یک پروژه زمانی نیست بلکه یک برنامه دراز مدت استراتژیک است وآنها به هیچ توافقنامه ای که درباره خروج آنها از عراق باشد پایبند نخواهند بود وباید سیاستمداران عراقی با دقت با این مسئله برخورد کنند وبدانند که آمریکا چیزی را به عنوان دوست نمی شناسد وشاهد بودیم که چگون پشت بسیاری از دوستان خود در منطقه را مثل صدام ومبارک خالی نمود.

من در پایان ضمن تشکر از مقام معظم رهبری باید به این مسئله اشاره کنم که همانطور که امام خامنه ای فرمودند بیداری امروز جهان اسلام از برکات انقلاب اسلامی ایران است.


*شیخ بلال سعید شعبان

تاثیر تحولات اخیر منطقه بر اوضاع لبنان وسقوط دولت غربگرای 14 مارس را چگونه ارزیابی می کنید؟

تحولات اخیر در منطقه بر لبنان تاثیر خواهد داشت واولین نشانه های آن سقوط دولت حریری وگروه 14 مارس بود گروهی که وابستگی اش به آمریکا وغرب ودولت های مرتجع از هیچ شخصی پوشیده نبود.

ما امروز شاهد تولد خاورمیانه اسلامی هستیم منطقه ای که ملتهای آن حامی مقاومت هستند وبا انقلابهای خود عزت وکرامت را به کشورهایشان بازگرداندند.

یعنی می توان گفت که موج بیداری اسلامی نیز به نوعی به نفع جبهه مقاومت خواهد بود؟


بله بطور حتم اینطور است ،امروز انقلابهای مصر وتونس ادامه راه انقلاب اسلامی ایران است که در همه جا گسترش پیدا کرده است وتنها راه خلاص لبنان ومنطقه از دخالتهای خارجی ومشکلات پیش رو نابودی اسرائیل است که به دست مقاومت اسلامی محقق خواهد شد.

بطور مثال این دادگاه بین المللی قتل رفیق حریری خود وسیله است تا آمریکا واسرائیل به تضعیف مقاومت وامت اسلامی بپردازند و هدف این دادگاه فشار بر مقاومت است ولی امروز مردم لبنان با پیوستن به موج بیداری اسلامی ضمن خنثی نمودن این برنامه پلید با ساقط نمودن دولت وابسته به گروه غربگرای 14 مارس دست دخالت آمریکا واسرائیل را از امور لبنان قطع نمودند.


بیداری اسلامی4/ گفتگو رجانیوز با رئیس مرکز مطالعات منطقه‌ای الشرق
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳  کلمات کلیدی: بیداری اسلامی ، سیاسی
سقوط رژیم مبارک نابودی یک طاغوت دیگر همچون شاه مقبور ایران بود

در روزهای اولیه آغاز انقلاب مصرو حتی پس از تظاهرات گسترده مردم در 25 ژانویه وشهادت دهها نفر در قاهره واستانهای دیگر سرزمین نیل آمریکا وغربی ها آنچنان از قدرت عامل دست نشانده یشان مبارک در سرکوب انقلاب جوانان مسلمان مصری مطمئن بودند که با تمام قوا از وی حمایت می کردند ولی سرعت تحولات مصر آنان را در بهت فروبرد.

آنچه در پی می آید گفتگوی ما با دکتر مصطفی اللباد تحلیلگر برجسته مصری ورئیس مرکز مطالعات منطقه ای الشرق واز اعضای جنبش کفایه(مخالفان مبارک)می باشد که به بررسی تحولات مصر پرداختیم.


بیداری اسلامی3/ گفتگو اختصاصی رجانیوز با عضو جنبش اخوان المسلمین مصر
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، بیداری اسلامی
سخنان امام‌خامنه‌ای راه درست را در مقابل تمامی مسلمانان جهان قرار داد

گروه بین الملل/ مختار پرتو – احمد قزوینیان: شگفتى هاى سیاست در خاورمیانه کامل شد وقتى که زمام امور مصر پس از سالها دیکتاتوری نظام حسنی مبارک به دست جوانان مسلمان مصر افتاد وهیبت نظام آمریکایی-صهیونیستی در هم شکست. پیروزى انقلابیون مصر در موج بیداری اسلامی که از تونس آغاز شد معادلات سیاسى در منطقه را دستخوش تغییراتی نمود، معادلاتی که به اعتقاد صاحبنظران برجسته شرق وغرب پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره)بطور کلی دگرگون شد و کاخ پوشالین امپریالیسم جهانی را متزلزل نمود و امروز موج بیداری عظیم اسلامی در حال به ثمر نشستن در خاورمیانه که مهد تمدن بشریت است، می باشد .


بیداری اسلامی 2/ گفتگوی اختصاصی رجانیوز با عضو شورای علمای بحرین:
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳۱  کلمات کلیدی: بحرین ، سیاسی ، بیداری اسلامی
با از بین رفتن آل‎خلیفه، پایگاه پنجم امریکا هم نابود خواهد شد

هر چند این روزها سرکوب مردم بحرین توسط خاندان آل‎خلیفه وارد فاز وحشیانه و جدیدی شده و به رسانه‎ها کشیده شده است، ولی سرکوب مردم بحرین توسط این خاندان که در اقلیت مطلق به سر می‎برند، سابقه دیرینه‎ای دارد که با سال‎ها پیش باز می‎گردد.

این در حالی است که موج بیداری اسلامی که اینک از شمال آفریقا به خلیج فارس رسیده است، ستون‎های حکومت آل‎خلیفه را چنان به لزره درآورده است که آل سعود، آل نهیان را هم به صحنه بحرین کشانده است. اما از سوی دیگر استقرار ناوگان پنجم دریایی ارتش امریکا در سواحل بحرین نیز معادله بحرین را به معادله‎ای پیچیده مبدل کرده است.

خروش شیخ نشین‎های حاشیه خلیج فارس بر علیه مردم بحرین در حالی است که در حمله همه جانبه مزدوران صهیونیست علیه مردم بی دفاع غزه، این شیوخ نه تنها اقدامی در جهت حمایت از مردم فلسطین صورت ندادند بلکه برخی اخبار از حمایت‎های پشت پرده از رژیم اسرائیل حکایت داشت.

برای بررسی روند تحولات بحرین گفتگویی انجام دادیم با شیخ عبدالله دقاق عضو شورای علمای بحرین.


بیداری اسلامی 1
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، بیداری اسلامی
عبور امت‌اسلامی از سه‌مانع و حرکت به‌سمت الگوی‌اسلامی‌ایرانی‌حکومت

کشورهای عربی خاورمیانه ای و شمال افریقا از دیرباز مد نظر طمع قدرت های بزرگ بین المللی بوده اند. استعمارگری کهن با پیاده کردن نیروهای خود در این منطقه تسلط بر منابع زیرزمینی و بازار فروش محصولات خود را به‌وجود آورد. اما مردم منطقه نیز از حداقل های بالای آزادگی و هوشیاری انسانی برخوردار هستند چه رسد به اینکه آموزه های اسلامی نیز با حیات‌شان آمیخته است. شروع انقلاب ها و مبارزات استقلال طلبانه به آستانه جنگ جهانی اول و حتی قبل تر از آن برمی گردد. نمونه جنبش تحریم تنباکو یکی از این دست خیزش ها و بیداری هایی است که در جهان اسلام رخ داده است.