| خاطرهای تکان دهنده از لحظه وفات و آخرین جملهای که آیت الله العظمی بروجردی(ره) |
| ساعت ۱۱:٢٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧ کلمات کلیدی: بیوگرافی ، آیت الله العظمی بروجردی ، خاطرات |
|
اطبا که شاید انتظار این حالت را داشتند به سرعت دست به کار شده و سعی مینمودند با ماساژ قلبی و دیگر فنون علمی این حمله را هم برطرف کنند ولی این کار امکان پذیر نگردید. به گزارش سرویس قاب نقره برنا، حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) در ماه صفر 1292 هجری قمری در شهر بروجرد دیده به جهان گشود. در سن 7 سالگی برای تحصیل به مکتب رفت، علوم مقدمات را نزد پدر و اساتید آن روز بروجرد آموخت، در سن هجده سالگی به اصفهان رهسپار شد و مدت چهار سال در مدرسه صدر اصفهان معلومات خود را تکمیل نمود. در سال 1314 پس از بازگشت از اصفهان ازدواج کرد و مجدداً به این شهر عزیمت کرد و پنج سال دیگر هم به تحصیل و تدریس علوم و فنون مختلفه اهتمام ورزید در این دو سفر 9 ساله علوم فقه و اصول و فلسفه و ریاضی را از محاضر فقهاء و حکمای نامی آن عصر همچون مرحوم میرزا ابوالمعالی کلباسی، سید محمد تقی مدرس، سید محمد باقر درچهای، ملامحمد کاشانی، جهانگیرخان قشقایی حکیم مشهور، فرا گرفت و به تدریس فقه، اصول و دیگر علوم پرداخت در سال 1329 ( هـ. ق ) از بروجرد به نجف اشرف رهسپار و به حوزه درس مرحوم آیت الله آخوند ملا محمد کاظم خراسانی درآمد. نه سال از محضر آن فقیه بهره گرفت و در محضر آیت الله شریعت اصفهانی به تحصیل علوم فقه و رجال پرداخت. |
|
| زندگینامه مرحوم «برهان الدین ربانی» |
| ساعت ٢:۱۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، برهان الدین ربانی ، بیوگرافی ، ترور |
|
با کودتای محمد داوود خان در سال ۱۳۵۲ اعضا و هواداران جمعیت اسلامی افغانستان ، تحت تعقیب حکومت داود خان قرار گرفتند ، پس از آن بود که ربانی و عدهای دیگر از فعالان اسلامگرا از افغانستان خارج شده و به پاکستان فرار کردند. ربانی اوایل هفته جاری در آخرین فعالیت زندگی پر فروز و نشیب خود ،برای شرکت در اجلاس "بیداری اسلامی" به تهران سفر کرد. |
|
| برهان الدین ربانی به روایت تصویر |
| ساعت ۱:٢۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱ کلمات کلیدی: برهان الدین ربانی ، بیوگرافی ، عکس ، افغانستان |
|
سرویس عکس تابناک ـ عصر دیروز رئیس جمهور سابق افغانستان ساعاتی پس از بازگشت از اجلاس بیداری اسلامی در تهران مورد حمله انتحاری دو فرمانده طالبان واقع شد و بمبی که در عمامه یکی از آنها جاسازی شده بود، مرد صلح افغانستان را به کام مرگ کشاند. ![]() ![]() 1987، پیشاور پاکستان، ربانی و عدهای دیگر از فعالان اسلامگرا که تحت تعقیب حکومت داوود خان بودند، از افغانستان خارج شده و به پاکستان فرار کردند و در آنجا مبارزات را پی گرفتند. ![]() 1986، دیدار با رونالد ریگان رئیس جمهور پیشین ایالات متحده ![]() 1996، برهان الدین ربانی در کنار ژنرال عبدالرشید دوستم بنیانگذار و رهبر حزب جنبش ملی اسلامی ![]() 1996، دیدار با گلبدین حکمتیار ![]() 1998: ربانی در فرودگاه فیض آباد با خبرنگاران صحبت می کند، او در سال 1996 توسط طالبان از قدرت کنار گذاشته شد. ![]() 2001، تخار در شمال افعانستان، ربانی با نظامیان پایگاه دشت قلعه در تخار دیدار می کند. ![]() 2001: برهان الدین ربانی در جمع هوادارانش پس از اقامه نماز جمعه در مسجد پل خشتی کابل ![]() 2001: حامد کرزای و برهان الدین ربانی در خلال مراسم تحلیف دولت جدید افغانستان در کنار تصویر احمد شاه مسعود ![]() 2001، وزارت کشور افغانستان، ربانی پس از ادای سوگند توسط کرزای به او تبریک می گوید ![]() 2011، برهان الدین ربانی رئیس شورای عالی مسائل صلح افغانستان در یک کنفرانس خبری ![]() ![]() 20 سپتامبر 2011، ربانی بر اثر یک حمله انتحاری در خانه خود در اکبرخان کابل درگذشت.
|
|
| پیشینه بنیامین نتانیاهو لو رفت |
| ساعت ۱٢:٥٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱ کلمات کلیدی: بنیامین نتانیاهو ، بیوگرافی |
|
خانواده نتانیاهو در زمینه تجارت، واردات و صادرات شهرت زیادی دارند. زمانی که جعفر المنیری، رئیسجمهوری سودان شد، خانواده نتانیاهو مجبور به مهاجرت به اراضی اشغالی شدند چرا که المنیری خرید و فروش الکل و مشروبات را منع کرد. بنیامین نتانیاهو سودانیالاصل بوده و نام اصلی وی عبدالرحمن شائول است. |
|
| روزی که آیتالله طالقانی درگذشت |
| ساعت ٢:٤٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله طالقانی ، کودتا 28 مرداد ، بیوگرافی |
|
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ مرحوم طالقانی به مبارزات خود علیه رژیم ادامه داد تا اینکه ساواک وی را به جرم مخفی کردن نواب صفوی در خانهاش دستگیر کرد و بار دیگر به زندان انداخت اما این زندان کوتاه و موقتی بود و طالقانی بزودی آزاد و فعالیت دوباره را آغاز کرد.
|
|
| یادمان شهدای بیت المقدس1/زندگی و وصیت نامه سردار شهید محسن وزوایی |
| ساعت ۱٢:٢٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: جبهه وجنگ ، شهید محسن وزوائی ، بیوگرافی ، عکس |
|
بزرگترین خطر انقلاب آفت نفوذ خطوط انحرافى در خط امام است/ جنازه ام را روی مین ها بیاندازید
|
|
| مروری بر زندگی اسامه بنلادن |
| ساعت ٢:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، بیوگرافی |
|
اسامه بن محمد بن عوض بنلادن، رهبر تشکیلات القاعده، در سال 1957 در ریاض عربستان از یک پدر سعودی و مادر سوری متولد شد. خانواده وی رابطهای قوی با خاندان آل سعود در عربستان داشت. اسامه هفدهمین فرزند از مجموع 52 فرزند پدرش بود که از دانشگاه ملک عبدالعزیز در جده فارغالتحصیل شد.
وی از ثروت و روابطش، در حمایت از مجاهدان افغان در جنگ شوروی سابق علیه افغانستان در سال 1979 استفاده کرده و در سال 1984 یک سازمان موسوم به مرکز خدمات و یک پایگاه آموزش فنون جنگی و عملیات مسلحانه به نام پادگان فاروق برای حمایت از مجاهدان افغان تاسیس کرد که این سازمان و پادگان در جریان جنگ شوروی سابق مورد حمایت آمریکا، پاکستان، عربستان، مصر و برخی دیگر از کشورها بود. در سال 1994 دولت عربستان سعودی به طور رسمی تابعیت بنلادن را باطل کرد و تمام داراییهای باقیمانده وی در این کشور را مسدود کرد. در همین سال، بنلادن هدف یک ترور نافرجام قرار گرفت. بعدها وی امنیت و محافظت شخصی خود را افزایش داد. در سال 1988 بنلادن فعالیتش در افغانستان را با تنظیم پروندههایی برای تشکیلات القاعده جهت ثبت مشخصات شبه نظامیان آغاز کرد و پس از آن به نمادی برای این تشکیلات تبدیل شد.پس از عقبنشینی نیروهای شوروی سابق از افغانستان، بنلادن از سوی عربستان یک قهرمان نام گرفت، اما پس از انتقادهای شدید بنلادن از حضور نیروهای آمریکایی در عربستان در جریان جنگ عراق و کویت در سال 1990، حمایت سعودیها از وی جهتی مخالف یافت و عربستان پس از این موضعگیری بنلادن، وی را فردی مادیگرا و فاسد خواند.عدم حمایت عربستان نهایتا منجر به خروج بنلادن و رفتن وی به سودان و تاسیس مرکز عملیات جدید بنلادن در این کشور شد. وی توانست در انتشار ایدئولوژیها و تفکراتش در جنوب شرق آسیا، آمریکا، آفریقا و اروپا به موفقیتهایی دست یابد. رهبر تشکیلات القاعده در سال 1996 سودان را به مقصد افغانستان ترک کرد و دلیل این امر روابط قدرتمندی بود که با گروه طالبان در این کشور برقرار کرده بود. در همانجا وی جنگ علیه آمریکا را اعلام نمود که با همیاری ایمن الظواهری، دبیرکل گروه جهاد اسلامی مصر، همراه شد. پس از حملات 11 سپتامبر، آمریکا انگشت اتهام خود را مستقیما به سوی بنلادن و القاعده نشانه گرفت و در دسامبر 2001 نیروهای آمریکایی توانستند نواری ویدئویی از بنلادن و طرفدارانش را پیدا کنند که در آن از جزئیات حملات 11 سپتامبر خبر میداد. این نوار ویدئویی یک مدرک علنی برای آمریکاییها شد مبنی بر اینکه بنلادن پیش از حملات 11 سپتامبر از جزئیات آن مطلع بوده است. آمریکا بنلادن را عامل انفجارهای نایروبی، دارالسلام و حوادث 11 سپتامبر میداند و وی را در فهرست مظنونان تروریستی خود قرار داده است. در حالی که گفته میشد بنلادن در سال 2001 در شهر قندهار افغانستان بوده، آمریکا در آن زمان از طالبان خواست وی را تسلیم کند اما گروه طالبان از آمریکا خواسته بود تا مدارکی مستند ارائه کند که نشان دهد بنلادن در حملات 11سپتامبر دست داشته است. پس از آنکه آمریکا بدون دریافت مجوز بینالمللی جنگ علیه افغانستان را آغاز کرد و دولت طالبان را سرنگون کرد، نتوانست بنلادن را در افغانستان دستگیر کند.در همان زمان خبرهایی مبنی بر اینکه بنلادن به دلیل نارسایی کلیوی مرده است، منتشر شد اما نوارهای ویدئویی و صوتی مکرری که از وی پخش شد این ادعا را تکذیب کرد. بنلادن طی این مدت نوارهای ویدئویی و صوتی زیادی را منتشر کرد که در آن بشدت از حضور نیروهای خارجی در عراق و افغانستان انتقاد کرده و آمریکا و نیروهای ائتلاف را به شکستی سهمگین در افغانستان و عراق تهدید کرد. آخرین نوار بنلادن در 24 ژانویه 2010 منتشر شد که طی آن رهبر تشکیلات القاعده متعهد به ادامه حملات علیه آمریکا تا زمانی شد که این کشور به حمایت خود از اشغالگران صهیونیست ادامه دهد. سرانجام رهبر افسانهای تشکیلات القاعده در اول ماه می در جریان یک عملیات اطلاعاتی که با مشارکت 25 نفر از نیروهای ویژه آمریکا و برخی از نیروهای سازمان اطلاعات پاکستان در شهر ابوتآباد پاکستان انجام شد، به همراه تعدادی از همرزمانش کشته شدند. بنلادن را با اسامى مستعارى نظیر بنلادن، شاهزاده، امیر، عبدالله، مجاهد، شیخ، حاجى و رئیس مىشناختند و این علاوه بر القابى نظیر اسامه قهرمان، اسامه قاتل، اسامه مسیح، اسامه ضدتمدن، اسامه متفکر، اسامه عقبمانده، اسامه پاک، اسامه جنایتکار و... است که به او دادهاند. القاعده سازمانی چند ملیتى است که با در اختیارداشتن یک تیم رهبرى با استعداد و موثر که دستهاى از آنها علاوه بر حضور در این سازمان به عنوان نیروهاى ارشد، رهبرى گروههاى دیگر (مانند «جماعهالاسلامیه» و «الجهاد مصر») را نیز در دست دارند، جایگاه و اعتبار خاصى پیدا کرد. در مورد هرم تشکیلاتى القاعده گفته میشود اسامه در صدر گروه و رهبر آن به شمار مىرفت. پس از او مجلس الشورا قرار داشت که تمامى دستورات و نقشههاى عملیاتى در این قسمت طراحى مىشدند. اسامه و محمد عاطف ـ معاون او ـ از اعضاى ثابت این مجلس بودند. ساختار نظامى القاعده به صورت «خوشه انگورى» بود. یعنى گروهها به موازات هم و به طور مستقل عمل مىکردند. به قسمى که هرگز یکدیگر را نمىشناختند و اگر یکى از آنها شناسایى میشد دیگران در امان بودند. القاعده از طریق ثروت بنلادن و کمک سرمایهداران برخى کشورها تامین مالى مىشد. هر فردى که پس از گزینش به القاعده مىپیوست، علاوه بر مسکن، ماهانه مبلغ 150 دلار نیز دریافت مىکرد زیرا بنلادن معتقد بود: «مسلمانانى که به ما مراجعه مىکنند، باید تحت حمایت قرار بگیرند و بهتر است از ما کمک بگیرند؛ تا اینکه سراغ کفار بروند.» گزینش افراد در القاعده، به سختى صورت مىگرفت. برخى تحلیلگران ایمن الظواهری را بازوى راست اسامه و وارث سازمان القاعده مىدانند. دکتر ایمن ربیعالظواهرى 47 ساله و یک پزشک مصرى است. با کشته شدن اسامه بنلادن، رهبری القاعده در دستان ایمن الظواهری قرار میگیرد و باید دید او در آینده چگونه این تشکل را اداره میکند. |
|
| زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی |
| ساعت ۱٢:٥۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤ کلمات کلیدی: شهیدسیدمرتضی آوینی ، بیوگرافی |
|
شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطهی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر میسرود داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد تحصیلات دانشگاهیاش را نیز در رشتهای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورتهای انقلاب به فیلمسازی پرداخت:
شهید آوینی فیلمسازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه دربارهی غائلهی گنبد (مجموعهی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعهی مستند خان گزیدهها) آغاز کرد "با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورتهای موجود رفتهرفته ما را به فیلمسازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همهی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش میآید عکسالعمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعهی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروزآباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنههای جنگ را ما در آنجا، در جنگ با خوانین گرفتیم.
گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانهاش خورده بود، از حلقهی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصرهی خرمشهر برای تهیهی فیلم وارد این شهر شد: "وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونینشهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمیشد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانهروز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی دربارهی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون." مجموعهی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب میشد که یکی از هدفهای آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود. "یک هفتهای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جستوجوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعهی حقیقت این گونه آغاز شد." کار گروه جهاد در جبههها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوستهای پیدا کرد آغاز تهیهی مجموعهی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز میگردد. شهید آوینی دربارهی انگیزهی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین میگوید: "انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آنها را به جبهههای دفاع مقدس میکشاند وظایف و تعهدات اداری. اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرینشان مهدی فلاحتپور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشدهایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. میدانید! زندهترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه میگذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان میدهد.” اواخر سال 1370 "موسسهی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی دربارهی دفاع مقدس بپردازد و تهیهی مجموعهی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلمبرداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال کار تهیهی شش برنامه از مجموعهی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیهی مجموعههای دیگری را دربارهی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعهی محاصره، سقوط و باز پسگیری خرمشهر میپرداخت در ماههای آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامهی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند. شهید آوینی فعالیتهای مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبههها و تهیهی فیلمهای مستند دربارهی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامهی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر میگرفت او طی یک مجموعه مقاله دربارهی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشههای رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهجالبلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهمالسلم و جایگاه آن با جنگهای صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگهایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شدهاند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزمآوران و بسیجیان، در زمرهی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر میکرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمهی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ میسپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامهی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سالها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعهی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینهی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول دهگانهی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنیهاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.
او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه همخوانی نداشت، از ادامهی تدریس صرفنظر کرد. مجموعهی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در مقالهای بلند به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامهی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینهی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامهی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعهی این مقالات در کتاب "آینهی جادو" که جلد اول از مجموعهی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمعآوری و به چاپ سپرده شد. سالهای 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل میشود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینهی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بیاعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامهی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غربزدگی و روشنفکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.
|
|
| عکس: صیادشیرازی از فرماندهی تا ترور |
| ساعت ۱٠:٢٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۳ کلمات کلیدی: عکس ، امیر صیادشیرازی ، بیوگرافی |
|
«امیر سپهبد علی صیاد شیرازی» فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و عضو شورای عالی دفاع بوده است. |
|
| ناگفتههایی از حیات و شهادت حاج عماد مغنیه |
| ساعت ۱:٤۳ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٦ کلمات کلیدی: عماد مغنیه ، ترور ، بیوگرافی |
|
20 سال تلاش برای ترور سر افعی
گروه فرهنگی : روباه، معما، شبح، استراتژیست، مغز متفکر نظامی و شخصیت شماره دو حزب الله لبنان خطابش میکردند. FBI جایزه 5 میلیون دلاری برای تحویل مرده یا زنده او را به 25 میلیون افزایش داد؛ شاید 20 سال تعقیب و گریزش توسط دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی امریکا و اسرائیل پایان پذیرد. میگفتند بسیاری عملیاتهای انتحاری و حتی جنگ سی و سه روزه هم زیر سر او بوده است. لقب "سر افعی" را هم روزنامه هاآرتص چاپ تلآویو به القاب او افزود. عماد مغنیه مقلد آیت الله خامنهای، شاگرد دکتر چمران و جانشین سید حسن نصرالله بود. *****
سال 1996 بود که ردی از مغنیه در یک کشتی پاکستانی در دوحه قطر به دست آمد و عملیات Return ox برای دستگیری او طراحی شد. کارکشته ترین واحدهای دریایی ناوگان پنجم امریکا مستقر در خلیج فارس متشکل از کشتی ها و تکاوران اسکادرانی از سه واحد ویژه آبی خاکی مستقل از یکدیگر(Amphibious Squadron Three) به علاوه کماندوهای واحد شناسایی با همکاری واحد های حرفهای غواصان ماموریت یافتند با حملهای برق آسا عماد مغنیه را که در کشتی پاکستانی راهی دوحه قطر بود دستگیر کنند. عملیات در آخرین دقایق کنسل شد چون واحدهای اطلاعاتی نتوانستند حضور حتمی مغنیه را در کشتی تایید کنند.
*****
حرف و حدیث در خصوصش زیاد بود. اتهام انفجارات و آدمرباییهای لبنان در دهه 80میلادی، ربودن هواپیمای آمریکایی تى.دبلیو.ای در سال 1985، انفجار مقر یهودیان آرژانتین در سال 1994 و عملیات علیه آمریکاییها در عربستان در سال 1996 و... را به او نسبت میدادند. میگفتند گزارشهایی دال بر حضور و نقشآفرینی او در ایران، عراق، افغانستان، پاکستان و دیگر مناطق خاورمیانه وجود دارد. برخی از این حرفها فقط برای تخریب او ساخته شده بود. شیخ "صبحی طفیلی" در خصوص برخی مسائل که مطرح میشد، میگفت:«مغنیه ربطی به این مسایل ندارد.» و سید حسن نصرالله نیز در مصاحبهای در ژوئیه 2003 تصریح میکرد که اتهامات آمریکا علیه مغنیه "اتهاماتی بیش نیست." مشخص نبود او کجا هست و کجا نیست!
*****
یکی از جاسوسان صهیونیست، تحت پوشش تاجری فلسطینی، با فواد برادر عماد مغنیه ارتباط گرفت تا شاید بتواند این بار عماد را به دام بیاندازد. تاجر جاسوس قراری با فواد گذاشت و با این وعده که مقداری تجهیزات و وسایل نظامی از مناطق اشغالی آورده است، خواست که عماد را هم به تله بکشاند. عماد که به این مسئله مشکوک شده بود در جلسه حضور نیافت و فواد به جای او در جریان بمبگذاری به شهادت رسید.
*****
دخترش او را پدری مهربان و مسؤولیت پذیر، دوستی واقعی و خیرخواه و استادی دلسوز میدانست. شرایط سخت پدر خانواده را هم نگران میساخت. فاطمه میگفت:«ما مدتها بود نگران بودیم که نکند برای پدر اتفاقی بیافتد و گریه میکردیم. ما وضعیت سخت امنیتی وی را درک میکردیم و در ذهنمان بود که ممکن است شهید یا اسیر شود اما سعی داشتیم این افکار را از خودمان دور کنیم. ما فکر نمیکردیم که شهادت او تا این حد نزدیک باشد.»
*****
خودش را عضوی کوچک در حزب الله لبنان میدانست. میگفت:«اسرائیلیها و آمریکاییها خیلی مرا بزرگ میکنند و مسئولیت بسیاری از عملیاتها و حوادث را برعهده من مینهند؛ گویی فکر میکنند کلید امور جهان در دست من است.» و تاکید میکرد:«من تنها بخشی کوچک از مجموعه جهادی حزبالله هستم که در راه آرمانهای مقدس مقاومت انجام وظیفه میکنم.»
*****
پانزده سال و نیم بیشتر نداشت که تصمیم گرفت شیوههای جنگ نامتقارن را بیاموزد. سال 1355 بود. میگفت میخواهم با صهیونیستها بجنگم و اینگونه بود که با انیس نقاش یعنی کسی که در سازمان فتح مسئولیت آموزش نیروهایی را در اردوگاهی در جنوب لبنان برعهده داشت، آشنا شد. به این ترتیب به جنبش فتح ارتباط گرفت. سپس وارد جنبش امل شد و اوایل دهه 80 میلادی نیز گمشده خود را در حزبالله یافت.
*****
انیس نقاش:«وقتی که انقلاب اسلامی پیروز شد، او خیلی دلش می خواست به ایران بیاید و با امام خمینی بیشتر آشنا بشود. او از من درباره انقلاب اسلامی ایران می پرسید. عکس و پوسترهای امام را پخش می کرد و بعد از آن با سفارت ایران آشنا شد. وقتی که من رفتم فرانسه و در عملیات اعدام انقلابی "شاهپور بختیار" - که نیروهای ضد انقلاب را برای انجام کودتا علیه انقلاب اسلامی گردآوری کرده بود - مجروح و اسیر شدم، آنها مثل خیلی از دوستان راه خود را ادامه دادند. حاج عماد از این بچه هایی بود که خیلی مراقبت از مشی مبارزاتی میکرد و کاری جدی را در پیش گرفته بود و دلشان به امام و انقلاب اسلامی چسبیده بود.»
*****
سید ابراهیم مرتضی، از سربازان جنگ سی و سه روزه:«در افراد متفاوت می بینیم که وقتی مساله ولایت فقیه مطرح میشود از ارادت زبانی و بحث نظری و فکری فراتر نمی روند اما وقتی به حاج رضوان میرسیم میبینیم که مساله ولایت فقیه در ایشان نه فقط در حرف که در عمل و با تمام توان بروز می کند. با اینکه حاج رضوان هزاران وسیله و عنصر قدرتمند از سلاح حزب الله را دراختیار داشت، در لحظه مواجهه با کوچکترین مسائل هم به رهبر بزگوار حضرت آیت الله خامنهای رجوع میکرد که وظیفه شرعی خود را در آن مساله نیز بداند. وی هنگامی که با مسائل مختلف مواجه می شد به ولایت رجوع میکرد و میگفت که در مقابل ولایت همه چیز و همه کس هیچ اند چرا که ولایت، هدف و مسیر و زندگی او بود و هنگامی که حاج رضوان امام خمینی را درک کرد فهمید که باید در این راه خود را فدا کند. این فقط ویژه خود او نبود و او تمام مجاهدین زیردست خود را نیز تقدیس کننده و پیرو ولایت تربیت کرده بود چرا که معتقد بود پیروی از این راه تنها راه پیروزی است.»
*****
ایران که میآمد سعی میکرد حتماُ به زیارت امام رضا(ع) مشرف شود و اغلب، فرصت زیارت حضرت معصومه(س) را هم از دست نمیداد. شب شهادتش به زیارت حضرت رقیه رفت، در عزاداری حرم شرکت کرد، غذای نذری هم خورد و بعد هم در جلسه شرکت کرد و آخرش هم... راستی آن شب، شب شهادت رقیه بود. هنگامی که قصد داشت سوار ماشینش شود، ماشین دیگری که در نزدیکی او بمبگذاری شده بود، منفجر شد.
*****
سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان با حضور بر مزار شهید "عماد مغنیه" متعهد شد در اسرع وقت، انتقام خون وی را از رژیم صهیونیستی بگیرد. او گفتک«اگر میخواهید به این صورت بجنگید، ما هم آمادهایم با شما در تمام جهان به این صورت مبارزه کنیم.»
|
|
| جزئیاتی درخصوص زندگی سعد حریری |
| ساعت ۱:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٧ کلمات کلیدی: سعد حریری ، بیوگرافی |
|
سعد حریری نخست وزیر لبنان روز شنبه در رأس هیأت بلند پایه شامل وزاری، اقتصادی و اداری عازم تهران شد. به همین مناسبت به جزییاتی از زندگی وی اشاره می شود. وی که فرزند دوم رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان از همسر اول و عراقی آن 'نادیه بستانی' است مرحله ابتدائی تا دبیرستان خود را در لبنان، عربستان و فرانسه گذراند و در سال 1992 میلادی از دانشگاه جورج تاون آمریکا دانشنامه مدیریت بین المللی را کسب کرد. زندگی سعد حریری بدور از سیاست شروع شد و در کنار پدرش به عنوان تاجر در شرکت عربستانی 'اوجیه' که میزان فروش آن در سال 2 میلیارد دلار آمریکایی بود، مشغول به کار شد. تعداد پرسنل این شرکت نزدیک به 35 هزار نفر بود که به عنوان یک شرکت عربستانی و یکی از بزرگترین شرکت های خاورمیانه در زمینه ساختمان سازی فعالیت دارد. در حال حاضر کمیته اجرایی شرکت اوجیه تیلیکوم در زمینه مخابرات در خاورمیانه و آفریقا فعالیت دارد. سعد حریری بعد از ترور پدرش در سال 2005 میلادی وارد سیاست لبنان شد و با به دست گرفتن حزب 'المستقبل' ارتباط وسیعی با جریان های سیاسی لبنان برقرار کرد و ستون اصلی گروه 14 مارس را تشکیل داد و در سال 2005 و 2009 در انتخابات مجلس لبنان شرکت کرد. در این انتخابات با هم پیمانان خود اکثریت پارلمانی را به دست آورد و در حال حاضر رییس حزب المستقبل است که 35 نماینده مجلس با اکثریت اهل سنت را شامل می شود. وی در تاریخ 9 نوامبر سال 2009 میلادی بعد از یک بار ناکامی در تشکیل دولت موفق شد به فرمان 'میشل سلیمان' رییس جمهوری لبنان دولت وحدت ملی لبنان که شامل بیشتر گروه های لبنانی تأثیر گذار در عرصه سیاسی است را تشکیل دهد. نخست وزیر لبنان با خانم 'لارا العظم'با اصلیت سوری ازدواج کرده و در حال حاضر 3 فرزند به نام های 'حسام الدین'، 'لؤلؤه' و 'عبدالعزیز' دارد. وی با در اختیار داشتن ثروت هنگفتی که از پدرش به ارث برده در کنار برادران و 'نازک حریری' همسر دوم پدرش یکی از ثروثمندان لبنان و جهان به شمار می رودکه مجله 'فوربس' در سال 2007 میلادی دارایی وی را در لیست ثروتمند ترین اشخاص جهان2 میلیارد و 300 میلیون دلار اعلام کرد. |
|
| سرفصلهایی از زندگانی امام موسی صدر |
| ساعت ۱٢:٤٤ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱۱ کلمات کلیدی: امام موسی صدر ، بیوگرافی |
|
|
|
| متهمـان انفجار 8 شهریور 60 را بیشتر بشناسید |
| ساعت ۱:۳۳ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، بیوگرافی |
|
علی اکبر تهرانی محمد کاظم پیرو رضوی سرهنگ محمد مهدی کتیبه در خصوص چگونگی حضور وی و همکارانش در کمیته اداره دوم ضد اطلاعات ارتش، آنها را معرفی شده از سوی حلیمی رئیس دفتر بازرگان در دفتر نخست وزیری معرفی نموده و گفته است: « در اواخر سال 1357 از طرف نخست وزیری عده ای را برای حفظ اسناد و مدارک سری و طبقه بندی شده در ارتش مأمور کردند . از جمله این افراد آقای کشمیری بود... بدین ترتیب ایشان (کشمیری) کلیه اسناد سری و طبقه بندی شده نیروی هوایی ، ضد اطلاعات و حفاظت اطلاعات آن نیرو را در اختیار گرفت. ایشان تا کمی قبل از انفجار دفتر نخست وزیری در نیروی هوایی بود و با آقای محمد رضوی و آقای داداشی که آنها هم از نخست وزیری معرفینامه داشتند و در ستاد مشترک فعالیت اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی انجام می دادند، همکاری داشت ...» مرحوم زوارهای اما حضور مهندس رضوی را اینگونه ترسیم کرده است: «از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب بود، به هادوی دادستان انقلاب معرفی شدند. از مجرای «هادوی» به اداره دوم ارتش (رکن2) که اصلیترین تشکیلات حفاظتی ارتش به شمار میرفت، معرفی شد. او هم به ساختمانی رفت که مقر اصلی جاسوسی نظامی امریکا در خاورمیانه بود. در مقر فرماندهی اداری سیا در ایران حدود یک کامیون اسناد از طریق او جابهجا و مفقود شد.» درباره نوع ارتباط کشمیری و پیرو رضوی، ری شهری نیز در نقل خاطرات مربوط به کودتای نوژه می نویسد «در این مجموعه که از نیروهای انقلاب تشکیل میشد، دست کم منافقین، دو نفوذی داشتند: یکی همین شخص یعنی کشمیری و دیگری جواد قدیری که بعد از انفجار دفتر نخستوزیری به خارج گریختند... آقای رضوی خیلی مورد اعتماد مرحوم شهید رجایی بود... اما اعتماد ایشان به عنصری مانند کشمیری خطرساز شد. البته با در نظر گرفتن فضای آن روز ایران نمیتوانیم آقای رضوی را مقصر بدانیم، اما قصور وجود داشت... آقای رضوی آنقدر به کشمیری اعتقاد داشت که حتی پس از انفجار دفتر نخستوزیری در پاسخ به سؤال تلفنی اینجانب در این باره میگفت: من هنوز باور نکردهام که کشمیری در این جریان نقش داشته باشد...» این در حالی است که پس از انفجار دفتر نخست وزیری، در نتیجه بازرسی از منزل مسعود در شهرستان کرج، مقادیر زیادی سلاح و مهمات کشف شد. عزت شاهی در خاطرات خود در خصوص جواد قدیری میگوید: «بعد هم چندبار تلفنی با محمد رضوی صحبت کردم و درباره وی هشدار دادم که این آدم خطرناکی است که به دادرسی ارتش نفوذ کرده است ، حرفهایش را باور نکنید. آقای رضوی از حرفهای من ناراحت شد و با بی احترامی خاصی گفت: شما نسبت به اینها عقده دارید، چون اینها شما را در زندان اذیت کرده اند ، شما نسبت به آنها عقده ای شده اید و الان اینطور با آنها برخورد بدی می کنید ، ما باید جاذبه داشته باشیم و این افراد را جذب کنیم، حرفها و برخوردهای امثال شما دافعه ایجاد می کند... من خیلی با او [رضوی] صحبت کردم تا او بالاخره مشکوک بودن جواد را پذیرفت . گفتم شما در جایی که هستید باید نسبت به ایشان شک کنید . او گفت: من به تو هم شک دارم . به خودم هم شک دارم ...در آخر هم ، رضوی حرفهای ما را نپذیرفت ...» طبق نقلهای موجود وی مدتی در اطلاعات دفتر نخست وزیری مشغول بوده و پس از آن به وزارت صنایع سنگین و سپس به شرکت مخابرات رفته است. او در زمان تأسیس وزارت اطلاعات در سال 63، گزینه نخست میرحسین موسوی و اطرافیانش جهت تصدی این سمت بوده که پس از تصویب لزوم مجتهد بودن وزیر اطلاعات این مسئله منتفی می شود. دوستان وی اطلاعاتی از وضع فعلی وی ارائه نمینمایند. خسرو قنبری تهرانی با پیروزی انقلاب خسرو تهرانی به عنوان یکی از اعضای کمیته انقلاب مرکز شروع به فعالیت نمود، سپس بازپرس و پس از آن مسئول اطلاعات آن کمیته گشت. سپس در دوره شهید رجایی و زمانی که بهزاد نبوی بسط ید کامل داشت، به عنوان مسئول دفتر اطلاعات و تحقیقات دفتر نخست وزیری منصوب شد و در نهایت دبیر شورای امنیت گشت که کشمیری از سوی او دعوت کننده جلسات بود و شأن قائم مقامی وی را داشت. یکی از مسئولیتهای اطلاعات دفتر نخست وزیری مسئولیت سایتهای شنود امریکاییها در بهشهر و کبکان بوده است. پیش از انقلاب این پایگاههای پیشرفته وسری در اختیار مطلق امریکاییها بوده و از 119 نفر پرسنل ایرانی مشغول در آن فقط سپهبد برنجیان، رئیس سابق ضد اطلاعات نیروی هوایی، اجازه ورود به آنها را داشته است. در جلسه شورای امنیت که به شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر منتهی شد، خسرو تهرانی یکی از کسانی بود که با مختصر جراحتی، به هوش از صحنه خارج گردید. اتهاماتی که متوجه وی است شامل چگونگی نفوذ عوامل انفجار به داخل دفتر نخست وزیری و چگونگی فرصت دادن به آنها با عنوان نمودن کشمیری به عنوان شهید و صدور اطلاعیههای بعدی است، در حالی که وی از زنده بودن کشمیری به دلیل مشاهده خروج وی از جلسه مطلع بوده است. همچنین وی و همکارانش متهم به مکتوم نگه داشتن برخی اطلاعات حیاتی در راستای دستگیری کشمیری تا لحظه خروج وی از کشور هستند. خسرو تهرانی در همین راستا دستگیر و به مدت 3 ماه هم به زندان افتاد که با پیگیری شدید دوستانش در مجلس و دولت، با مسکوت ماندن پرونده آزاد گردید. در پیچیده و اطلاعاتی بودن تهرانی این بس که فردی همچون فلاحیان در مصاحبه با روزنامه جام جم در خصوص او از تعبیر «اطلاعاتی تو دار» استفاده میکند. تهرانی که به واسطه فعالیت اولیهاش در کمیته مرکز توانسته بود وجهه مثبتی از خویش در ذهن آیتالله مهدوی کنی و برادرش باقری کنی ایجاد نماید، در سال تحصیلی 64-63 پس از ادغام دفتر اطلاعات نخست وزیری در وزارت اطلاعات به دانشگاه امام صادق رفت و مشغول تحصیل شد و در سال72 توانست دوره کارشناسی ارشد پیوسته خود را از دانشگاه امام صادق در رشته علوم سیاسی و معارف اسلامی، با تز پایان نامه «ساخت روانی و جامعه شناسانه سازمان مجاهدین خلق ایران با نگاه به مباحث تکنیکی» به پایان برساند. وی سابقه تدریس در دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده فنون و علوم سیاسی و حضور به عنوان پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری را در کارنامه خود دارد و هم اینک معاون آموزشی و پژوهشی مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی ارشاد دماوند است. جواد قدیری گفته می شود جواد قدیری عامل انتقال دهنده بمبهای ساخته شده از قسمت فنی سازمان به عوامل اجرایی از قبیل کلاهی و کشمیری بوده است. وی که تحصیلکرده دانشگاه صنعتی بوده است همزمان با این اقدامات به همراه محمد کاظم پیرو رضوی در کمیته اداره دوم ارتش حضور به هم می رساند و همزمان در کنار کشمیری مأموریتهای حساس دیگری همچون مقابله با جنگ روانی منافقین را نیز بر عهده میگیرد. جواد قدیری عامل اصلی بمب گذاری در مسجد ابوذر در مقابل مقام معظم رهبری در 6 تیر 1360 بود. عزت شاهی در خاطراتش میگوید: « بعد از قضیه هفت تیر روشن شد که جواد قدیری قبل از آن در جایی گفته بود که همه اینها در این پنج ـ شش روز فاتحهشان خوانده است و از بین میروند. من تلفن زدم و این موضوع را به خسرو تهرانی گفتم و تأکید کردم که حواستان باشد. تهرانی هم گفت که ما بررسی میکنیم. بعد که قضیه آقای خامنهای [ترور رهبر معظم انقلاب] پیش آمد، ما به آدرسی که از جواد قدیری داشتیم، رفتیم و دیدیم که آنجا را تخلیه کردهاند، گویا مدتی در منزل محمد عطریانفر در اختفا بسر برده و بعد هم... از کشور گریخت.» آخرین جنایتی که از وی ثبت شده است، آتش گشودن به روی مردم در 20 شهریور 1360 است که گویا در آستانه گریختن وی از کشور بوده است.در سال 1364 نام قدیری در لیست شورای مرکزی منافقین به عنوان «عضو مرکزیت» سازمان درج گردید. همسر او، زهره عطریانفر نیز از عوامل تروریستی منافقین بود که مدتی پس از او با کمک باقیمانده شبکه نفوذ از کشور گریخت و البته بعدها در راستای سیاستهای سازمان از همسرش جدا گردید. از دوستان صمیمی جواد قدیری در نخست وزیری می توان به مسعود کشمیری، علی اکبر تهرانی ، تقی محمدی، خسرو قنبری (تهرانی)، سعید حجاریان و... اشاره کرد. محسن سازگارا سازگارا در روزهای نخست انقلاب به همراه مرحوم لاهوتی، ابراهیم یزدی، صباغیان و... در پادگان حر (باغشاه سابق) اعلام تشکیل سپاه کردند. او در این مقطع مسئول اطلاعات و تحقیقات سپاه بود. با توجه به تشکیل چند سپاه دیگر در نهایت این سپاه ها در هم ادغام شد و اغلب عناصر لیبرال و همراه با این گروه از سپاه کنار نهاده شدند، وی نیز بعداز گذشت چندین ماه خارج و به رادیو پیوست. ابتدا در بخش تفسیرهای سیاسی و سپس مدیریت تولید رادیو را عهدهدار شد و به فاصله اندکی به عنوان معاون سیاسی-اجتماعی و قائم مقام مشاور در امور اجرایی منصوب می شود. همراهی وی با بهزاد نبوی در حالی بود که وی به عضویت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درآمده بود و به عنوان معاون، بهزاد نبوی را در دوره وزارت صنایع سنگین نیز همراهی می کرد. انتقال مسعود کشمیری به دفترنخست وزیری سیستان و بلوچستان و رشد پله به پله آن، توسط وی انجام گرفت و مدتی نیز کشمیری در دفتر خود وی همکاری کرد. او به جز ارتقای سازمانی کشمیری پس از انفجار دفتر نخست وزیری، نقش عمده ای در انتشار خبر جعلی «شهادت کشمیری» داشت. پس از جلسه محرمانه ای که در نخست وزیری برقرار میشود، اطلاعیهای تنظیم و توسط محسن سازگارا معاون سیاسی - اجتماعی بهزاد نبوی به صدا و سیما جهت اعلام ارسال میگردد. در این اطلاعیه که ساعت 8 صبح از رادیو پخش می شود، «شهادت کشمیری» رسماً اعلام میگردد. در این راستا دیگر متهمین بهزاد نبوی، سعید حجاریان، خسرو تهرانی و مصطفی قنادها بودند. دومین اقدام برای شهید جلوه دادن کشمیری جسد سازی برای وی بوده است تا اصلی ترین ابهام در این خصوص مرتفع گردد. در این راستا او به همراه افرادی همچون علی اکبر تهرانی و نادر قوچکانلو متهمین اصلی در جسد سازی بودند. او همچنین به بهشت زهرا رفته و برای هماهنگی دفن جسد کشمیری تلاش می کند. در حالی که تمام مراحل قانونی همچون شناسایی اجساد، معاینه ، اعلام نظر پزشکی قانونی و صدور مجوز دفن درباره شهیدان رجایی، باهنر و دفتریان به صورت کامل انجام گرفته است، هیچ یک از این مراحل درباره کشمیری طی نمیگردد. او به واسطه این اتهامات دو بار در سال 63 و 65، بازداشت شد اما با فشارهای سیاسی، آزاد و پرونده او به همراه دیگر هم پرونده ای ها متوقف گردید. با توجه به حساسیت بر روی او، به مرور از مسئولیتهای کلیدی خارج، اما حضور خود را در هیأت مدیره سازمان گسترش صنایع سنگین تا اواخر جنگ ادامه داد. بعد ازپایان جنگ تحمیلی در دولت پنجم و ششم با مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری که دوستانش همچون حجاریان در آن فعال بودند همکاری داشت و در کنار این، خود را به عنوان یکی از مؤثرترین اعضای حلقه کیان به عنوان ارگان اصلی استحاله دینی در کشور معرفی میکند. سازگارا پیش از انتشار روزنامه جامعه، مؤسسهای مطبوعاتی را اداره میکرد که از جمله نشریات آن، هفته نامه آینه بود. بعد از پیروزی جبهه اصلاحات درانتخابات دوم خرداد، سازگارا چهره خود را نه تنها به عنوان یک فعال سیاسی و نظریه پرداز اقتصادی دولت بلکه به عنوان مسئول اصلی روزنامه جامعه از شاخص ترین روزنامه های دوم خردادی مطرح می کند؛ روزنامه ای که به عنوان «نخستین روزنامه جامعه مدنی» مطرح می شود. او در سلسله روزنامههای زنجیرهای بعدی نیز به همکاری پرداخت. درنهایت سازگارا بعد از وقایع خرداد ماه سال1382 در کوی دانشگاه و همچنین مطالب منتشر شده برخی از سایت ها به نقل از وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت می شود اما این بار نیز با حمایت برخی از نمایندگان مجلس ششم از زندان آزاد می شود. وی بعد از آزادی از زندان برای معالجه از کشور خارج میشود و به انگلیس وسپس به امریکا میرود و در آنجا ماندگار میشود. محسن سازگارا در حال حاضر مدیر مرکز تحقیقات ایران معاصر در واشنگتن است که به طور مستقیم تحت نظر CIA اداره می شود. وی به طور هفتگی به همراه علیرضا نوریزاده در برنامه تلویزیونی تفسیر خبر که از تلویزیون فارسی صدای امریکا پخش میشود، بهعنوان کارشناس به توهین و ایراد اتهام علیه نظام جمهوری اسلامی میپردازد؛ برنامهای که این روزها با تواتر بیشتری پخش می گردد. در حال حاضر محسن سازگارا حقوق بگیر دولت امریکا در«امریکن اینترپرایز»، «واشینگتن انستیتو» و VOA و پسرش شهاب سازگارا حقوق بگیر رادیو فردا است. رسوایی او تا به حدی بود که حتی چندی پیش محسن سازگارا مورد انتقاد برخی اپوزیسیون خارج از کشور قرار گرفت که چرا به قیمت فروختن ارزان کشور برای خود کسب سرمایه می کند و رفتارهای او به حدی مشمئز کننده بود که موجی علیه وی در میان فراریان خارج نشین نیز فراگیر شد. تقی محمدی محمدی که در کمیته انقلاب منطقه نازیآباد فعال بود، به کمیته اداره دوم ارتش رفت و در بخش ضد جاسوسی، پیگیری جریانات ضد انقلاب راست و ستاد ضد کودتای نوژه فعال شد. سپس وی به جمع حاضر در اطلاعات نخستوزیری پیوست. پس از انفجار هشت شهریور در فاصله کوتاهی تقی محمدی ابتدا به عنوان مأمور دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به کویت اعزام میشود و سپس به عنوان کاردار ایران در افغانستان منصوب میشود. دادستانی انقلاب به دلیل نزدیکی او با مسعود کشمیری عامل انفجار نخستوزیری، با هماهنگی وزارت خارجه و بدون آشکار نمودن موضوع، او را از کابل فراخواند و بازداشت کرد. اما تقی محمدی که پس از شنیدن برخی اعترافات هم پروندهای هایش علیه او، در بازداشتگاه برای اعتراف اعلام آمادگی کرده بود، پس از بیان برخی نکات با نظر کارشناس مربوطه ساعاتی فرصت استراحت دریافت میکند اما در این فاصله به طرز مشکوکی با کمربند در تاریخ 19/1/1365 خودکشی مینماید. برخی از کارشناسان امنیتی دادستانی انقلاب معتقد بودند که اینگونه خودکشی با توجه به اینکه تقی محمدی بر روی رگهای گردنش چوب کبریت گذاشته بود، امکان ندارد و اشخاص دیگری احتمالاً او را کشتهاند و بعد حلقآویزش کردهاند. این امر حتی مورد تصریح علنی روح الله حسینیان در سخنرانی 10/6/1379 نیز قرار گرفت. چند روز بعد کمیتهای متشکل از مصلحی نماینده دادستان کل کشور، نماینده پزشکی قانونی، دکتر شیبانی نماینده مجلس شورای اسلامی، منصوری نماینده وزارت خارجه (به دلیل مأموریت تقی محمدی به عنوان کاردار ایران در افغانستان) به اوین رفته و از نزدیک به بررسی نحوه و کیفیت خودکشی وی میپردازند. از نظر برخی این خودکشی حاصل القائات رابطین بیرونی بوده است تا از ادامه سوخته شدن مهرههای سازمان منافقین جلوگیری شود. تقی محمدی گویا در این بازجویی به ارتباط با جواد قدیری و یکی از عاملین انفجار حزب جمهوری اسلامی اعتراف کرده بود. خوئینیها پس از دریافت گزارش خودکشی تقی محمدی مسئولین پرونده را تحت فشار میگذارد که «وضعیت به این صورت زیاد قابل دوام نیست»در ادامه مسیر رسیدگی نیاز به حضور سعید حجاریان و بهزاد نبوی برای بازجویی به موسوی خوئینیها اعلام میگردد که او پاسخ میدهد مواردی که لازم است را اعلام نمایید تا من خود اقدام به تحقیق نمایم. او در خصوص بازرسی محل کار تقی محمدی نیز اعلام کرد خودش کار تحقیقات را برعهده میگیرد، اما نتیجه آن را برای درج در پرونده و صدور کیفرخواست در اختیار نمیگذارد. مرگ تقی محمدی در لحظهای اتفاق افتاد که بسیاری از گرهها در حال باز شدن بود، اما این رخداد کمک کرد تا در فاصله کمی فشارهای موسوی خوئینیها مؤثر واقع شود و تحقیقات درباره پرونده انفجار نخستوزیری متوقف شود. پس از آن نیز به فاصله اندکی پرونده مسکوت ماند. از دوستان نزدیک تقی محمدی، سعید حجاریان، محمد کاظم رضوی، خسرو تهرانی و محسن سازگارا بودند. تا آنجا که مشهور است سعید حجاریان و سازگارا تدفین و مراسم یادبود «تقی محمدی» را برگزار کردهاند. حبیب الله داداشی |
|
| مروری بر زندگی شهید دکتر عبدالحمید دیالمه |
| ساعت ۳:٥٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی: بیوگرافی ، سیاسی |
|
تولد: 4 اردیبهشت 1333 در تهران در خانوادهای مذهبی. - مرحوم دکتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید فرزندش عبدالحمید (که وحید صدایش میکردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصههای سیاسی و انقلابی آشنا شود. در آن جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته میشد؛ افرادی همچون شهید دکتر بهشتی و مهندس بازرگان. - پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشکیل سازمان پزشکی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه را مدیریت مینمود که این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت. تحصیلات: - پس از طی دوره دبستان ، آغاز دوره متوسطه در دبیرستان هدف شماره 3 / اخذ دیپلم طبیعی و شروع تحصیل علوم حوزوی. - سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت. - سال 1352 به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد. - اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ 14 اسفند 1358. فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب: - ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی. - از سال 1352 تا اواخر سال 1356 شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود. - در سال 1354 به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند. - تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال 54 که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد. - در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد. - برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت. - تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی. - چندین بار دستگیری توسط ساواک . - نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه . - رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای 54-55 در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر. - انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال 1354 در دانشگاه مشهد . فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب: - در سال 1357، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی. - عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه. - عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان. - عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و... . - تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی. - ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. - سخنرانیهای متعدد اعتقادی - سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود 400 ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. - نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر. این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند. - تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب. - شکلدهی تحصن اعتراضآمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. - شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. - عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. - ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. - تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر. - شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . |
|
| رحیم مشایی کیست؟ |
| ساعت ۱:٤٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، بیوگرافی ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
| زندگینامه پرفسور سیدحمید مولانا |
| ساعت ٤:٢٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ کلمات کلیدی: بیوگرافی ، پرفسور حمید مولانا |
کودکی مولاناسید حمید مولانا در ۶ اسفند ۱۳۱۵ در تبریز متولد شد. او در شهریور ۱۳۲۰ و در حدود پنج سالگی خود شاهد اشغال ایران توسط نیروهای خارجی شد و اولین دیدگاههای خود را در امور ملی و بین المللی شکل داد: «غم انگیزترین روزهای من در تبریز حمله متفقین در جنگ جهانی دوم به ایران و اشغال تبریز توسط قوای شوروی بود»؛ بعد از فروکش کردن جنگ جهانی دوم، امتناع روسها از اجرای پروتکلهای بین المللی مبنی بر ترک ایران، باعث بوجود آمدن حزب دموکرات آذربایجان به رهبری پیشه وری شد. در این جریانات بود که سید حمید با وجود کوچکی سن خود شکاف بین جامعه مدنی آن روز و دولت و بروکراسی را به طور ملموس دیده و به گفتهٔ خود: «به این پدیدهٔ ناموزون و نظریه پردازی آن علاقه فوق العاده پیدا نمودم». خود مختارها مدتی بعد پدر سید حمید را به طور موقت بازداشت میکنند و پس از مدتی، به دلیل افزایش فشارها علیه خاندان مولانا، این خاندان به تهران هجرت مینمایند. تحصیلات در تهرانکلاس اول تا سوم ابتدایی را در دبستان سعدی در تبریز، کلاس چهارم را در دبیرستان رضوی تهران و پنجم ابتدیی تا هشتم متوسطه را در دبستان و دبیرستان تعلیمات اسلامی جعفری در تهران خواند. سید حمید با گرفتن مدرک سیکل، رشته طبیعی را انتخاب کرد و وارد دبیرستان مروی تهران شد. در سالهای ۱۳۳۱ تا ١٣٣۴ که همزمان با نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد بود، عقاید غربی به طرفداری از دو قطب غرب و شرق، کمونیسم و سوسیالیسم و لیبرالیسم و کاپیتالیسم با شدت تمام تبلیغ میشد و جوانان هر یک طرفدار ایدهای گشته و با آن شناخته میشدند؛ اما سید حمید اینگونه عمل میکرد: «من به هر دو گروه انتقاد داشتم و انقلاب اصیل را در هیچ یک از مکتبها نمیدیدم و همیشه در بحث و صحبت خود آرزو داشتم که روزی یک خیزش و جهش اصیل و یک انقلاب اسلامی و مستقل از این دو قطب، عالمگیر شده و ایران را نیز دربر گیرد». گرایش به معارف اسلامی و حوزهاو در دوران دبیرستان، با مدرسه مروی نیز در ارتباط بوده و پای بعضی از سخنرانیهای مرتضی مطهری در آنجا نشست. نیز قبل از رفتن از تهران با وجود کم بودن سنش، چندین بار اجازه حضور در دروس بزرگان حوزه علمیه قم از جمله آیتالله بروجردی را پیدا کرد و آیتالله خمینی را هم برای اولین بار، در قم دید. هم اکنون نیز او در مساجد مراکز اسلامی حومه واشنگتن شرکت و بارها به دعوت مراکز اسلامی و تشکلهای مسلمانان در مساجد و دانشگاههای شهرهایی مثل لندن، منچستر، هامبورگ، بارسلون، الجزیره و قاهره سخنرانی کردهاند. روزنامه نگاری و عزیمت به آمریکادرمدتی که در تهران بود اغلب اوقات فراغت خود را به مطالعهٔ کتاب و روزنامههای قدیمی در کتابخانهٔ مجلس اختصاص میداد و حتی در بسیاری از جلسات دورههای شانزدهم و هفدهم آن زمان مجلس به عنوان نظارهگر در مذاکرات پرجنجال آنروز حضور داشته و یادداشت برداری میکرد و این امور تأثیر بسزایی در آشنایی وی با مسایل جدید داشتند. آغاز فعالیتهای مطبوعاتی سید حمید مولانا، نویسندگی روزنامهٔ «دانش آموزان» بود که برای محصلان دبیرستانهای آن دوران منتشر میشد؛ زمانی که در سن ۱۹ سالگی مشغول فراگرفتن دروس اقتصاد در دانشگاه تهران بود، از کیهان به او پیشنهاد کار شد و به عنوان سردبیر نشریه جدیدالتایس «کیهان فرهنگی» مشغول کار شد؛ یک سال بعد در سال ۱۳۳۵ به کیهان روزانه منتقل شده وعهده دار صفحه اقتصادی این روزنامه شد. چاپ مقالات مولانا در مطبوعات آنروز قبل از عزیمتش به آمریکا، باعث شد که چندین بار توسط دادستان نظامی وقت مورد تفتیش و بازرسی قرار گیرد. او در سن ۱۹ سالگی، پدر و مادر خود را در یک حادثه رانندگی از دست داد. مشاور ریاست جمهوریحمید مولانا در سال ۱۳۸۷ به طور رسمی به عنوان مشاور محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت ایران برگزیده شد.[۱] همچنین ملک وسیعی در نزدیکی ونک تهران برای راه اندازی بنیاد فرهنگی مولانا در اختیار اوگذاشته شد.[۲] مولانا همچنین اعلام کردهاست که سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا را در هنگام سفر محمود احمدینژاد به نیویورک او به احمدی نژاد پیشنهاد دادهاست.[۳] آراء و اندیشه های مولانا1. الگوی وحدتگرا–رهاییبخش؛ ناصر باهنر در برداشت از این الگو، که مولانا ارائه کرده، مینویسد: «توجه او به موضوع فرهنگ و نقش مهم سنّت در جوامع در حال توسعه، نظریهی مدرنیته، بهویژه نظریههای کلاسیک آنرا به نقد کشیده و دیدگاه متفاوت او به فرهنگ و رسانههای جمعی و ارتباطات سنّتی، افقهای نوینی را در موضوع مورد بحث، بهویژه بر اندیشمندان و سیاستگذاران جوامع در حال توسعه باز کرده است. نظریه او در مجموعه نگرشهای ساختارگرا قرار دارد و ارائهدهنده الگوی وحدتگرا–رهاییبخش است.» «وحدتگرایی در فلسفه، به مکتبی اطلاق میشود، که تلاش میکند، پیچیدگیهای مادّی و ذهنی هستی را مظاهر تجلّی یک حقیقت بنیادی نشان دهد و بهوحدت حیات و پیوستگی متقابل همه اشیا اشاره میکند. این مکتب که به یگانگی معتقد است، در برابر تکثّرگرایی قرار دارد. رهاییبخش در اینجا به مفهوم آزادشده از الزامات و اسارت شخصی است، نوعی از رهاییبخشی که در درون فرد تحقق مییابد.» مولانا در مدل خود که مدل همگرا نیز خوانده میشود، ارتباطات سنّتی را مهمترین ابزار جهان سوم در ارتباطات خود معرفی میکند؛ وی میگوید: «این کانالها [کانالهای سنّتی ارتباطات] که از آنها به ارتباطات شفاهی تعبیر میشود، شامل طیف متنوعی است؛ که در برخی از این کشورها کارکردهای مشابهی با وسایل ارتباط جمعی پیدا کرده و در رسانههای سنتی با مدرن، همگراییهایی بهوجود آمده است. کارکردهای آموزشی و تحرّک سیاسی مساجد دایر، از آن جمله است.» مولانا در مدل همگرا، با تکیه بر مفاهیم حکومت و ارتباطات در اسلام، فرایند تبلیغ را بهعنوان شاخص ارتباطات اجتماعی در اسلام، محور قرار میدهد: وی اصول تعیینکننده مرزهای اخلاقی تبلیغ در اسلام را چهار چیز میداند: 1. «توحید 2. امر به معروف 3. و نهی از منکر 4. امّت یا جامعه ارتباط بین فرهنگی و بینالمللی (در اینجا تأکید بر ملّیت است نه دولت–ملت) عناصر ضروری امّت اسلامی است.» باهنر، این بحث مولانا را اینگونه خلاصه میکند: «او تبلیغ را نظریه ارتباطات و اخلاق در اسلام میداند؛ که برای شناخت آن باید به چهار اصل مهم پایه در اسلام اشاره داشت. "توحید" بهعنوان یک نظریه وحدتگرای اطلاعاتی و ارتباطاتی، "امر به معروف و نهی از منکر" بهعنوان نظریه مسئولیت، راهنمایی و عمل، "امّت"، بهعنوان مفهوم جامعه جهانی و "تقوی" بهعنوان نشانگر سیستم اخلاقی تبلیغ در اسلام. 2. گتو-دولت؛ مولانا آینده جهان را متفاوتتر از امروز و دیروز میبیند. به اعتقاد او، «کشورهای مختلف بهمعنای واقعی استقلال و حاکمیت نخواهند داشت. او میگوید: با زیر سؤال رفتن مطلق بودن ملیّت و ناتوانی دولت–ملتها در تدارک امنیّت و خدمات مورد تقاضای شهروندان، نوعی حس بیپشتوانگی (Allchorlessness) اشاعه مییابد. هویّت فرهنگی، مدعیات قومی و طایفهگرایی مدرن، نشانههای پدیدههایی هستند که در جستجوی تفکر سیاسی محلیاند.» «در حقیقت، دوره پس از جنگ سرد، بعد جدیدی را به آرایش سیستمهای سیاسی در روابط بینالملل افزوده است؛ که من آن را گتو-دولت(Ghetto-states) نامیدهام. گتو-دولتها از حاکمیت، حقوق قانونی و نمایندگی بینالمللی خاصّ دولتهای قانونی برخوردار نیستند. بوسنی و هرزوگوین و سومالیا نمونههایی از این دولتها هستند.» «این مجموعه سرزمینی و ملی جداشده و تجزیهشده، اکنون به جزایر تک افتاده یا به اصطلاح "پناهگاههای امن"(safe havens) در درون دریای دولتها تبدیل شدهاند.» وی در ادامه پیشگوییهای خود، در رابطه با آینده ارتباطات جهانی میگوید: «با تغییراتی که بهوقوع میپیوندد، بسیاری از به اصطلاح دولت-ملتها، تنها نقش رسیدگی به موضوعات محلّی و شخصی را برعهده خواهند داشت و تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و ارتباطی را به سازمانهای منطقهای، فراملّی و بینالمللی واگذار خواهند کرد.» «در عین حال که دولتها بهطور کلی حقوق حاکمیتشان را از دست میدهند (اغلب درست در همان نقطهای که برای نفع خود استقلال بهدست آوردهاند)، برخی دولتها، تواناییشان را برای تجاوز به حاکمیت دیگران، خواسته یا ناخواسته حفظ خواهند کرد.» 3. آراء انتقادی؛ مولانا را باید در زمره اندیشمندان انتقادی بهحساب آورد. او نظام سرمایهداری را بزرگترین مشکل انسانها و بشریت قلمداد کرده و از تعریف علم گرفته تا تبلیغات بازرگانی جهانی منتسب به غرب را به نقد میکشد. او پیوند بین ارتباطات و سرمایهداری را اینگونه توصیف میکند: «روششناسی در ادبیات و ساختار نهادی رشته پژوهش ارتباطات جمعی را میتوان دنبالهرو رشد سرمایهداری و رسانههای جمعی دانست. با محقّقانی همچون پل لازارسفلد از دفتر تحقیقات اجتماعی کلیسا، هدلی کانزیل از مؤسسه تحقیقات اجتماعی بینالمللی پرینتسون و ایئل موسولاپول از مؤسسه تکنولوژی ماساچوست، روند سرمایهگذاری دولت در طی این دوران، بهنفع برخی برنامهها، تأثیر نیرومندی داشته است. این امر، قویّا در گزینش کسانی که سخن معتبری در این زمینه دارند، را تحت تأثیر قرار میداد؛ کسانی که بهعنوان رهبر شناخته میشدند و اینکه کدامیک از الگوهای علمی رقیب، در خصوص ارتباطات باید موضوع سرمایهگذاری، تحقیق و تشویق باشد. این کار، پژوهش ارتباطات را بهسمت مطالعات خبری و تبلیغات نظامی سوق میداد. بهعلاوه، فرصت را برای بحث آزاد، تنگ میکرد و راه را برای آنچه که ممکن است میان پژوهشگران و مؤسساتی که ارتباطات جمعی را بهعنوان ابزار مدیریت اجتماعی و بهمثابه سلاحی در اختلافات اجتماعی قلمداد میکند، هموار میساخت.» مولانا درباره تبلیغات بازرگانی و نقد آن، طی یک مقاله میگوید: «توسعه روزافزون صنعت تبلیغات بازرگانی، باعث شده است تا این امر به یکی از پدیدههای بسیار مهم جوامع امروزی تبدیل شود و در حوزهها و رشتههای علمی مختلف مورد بحث و بررسی قرار گیرد. هرچند بازار جهانی این صنعت، در طول نیمقرن گذشته افت و خیزهای بسیاری داشته، اما همواره نقش پررنگ ایالات متحده و در مرحلهی بعد، سایر کشورهای صنعتی بزرگ، در آن مشهود بوده است. توجه به این مسئله و نیز سازوکارهای حاکم بر این بازار و گسترش بیحد و حصر آن بهویژه از طریق قالبهای جدیدی چون اینترنت، چالشهای بسیاری را در نظامهای ارزشی و فرهنگی کشورهای مختلف، بهخصوص کشورهای در حال توسعه بهوجود آورده است. تبلیغات بازرگانی، امروزه بهعنوان تهدیدی برای "فضای عمومی" در این کشورها محسوب میشود. مطالعهی انتقادی وضعیت ایران نشان میدهد، که نظام تبلیغات بازرگانی در وضعیت نه چندان مناسبی قرار دارد و جای خالی قوانین و سیاستهای کنترلی و بازدارنده در این زمینه کاملاً مشهود است.» با اینهمه، مولانا آینده پیشرفت تکنولوژی را در نهایت، بهنفع کشورهای در حال توسعه و جهان سومی میداند. او اعتقاد دارد، نتیجه این پیشرفت، توجّه به کشورهای در حال رشد را افزایش خواهد داد و این توجه، شکل ارتباطات جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. هنسون و نارولا مینویسند: «توجه به ملل در حال توسعه، بعد از جنگ جهانی دوم در میان دانشگاهیان از شدت بیشتری برخوردار شد؛ چون همانگونه که مولانا(1986) گفته است، روشهای جدید تحقیق، شکل گرفته و توجه به این کشورها، بهدلیل رهایی از سلطه قدرتهای استعماری و همچنیین تأثیر تکنولوژی در کاستن فاصله میان کشورها، افزایش یافته است.» آثار و تألیفاتاز ایشان بیش از 30 کتاب و صدها مقاله و نوشتار به زبانهای مختلف نوشته و ترجمه شده است. بیشتر آثار ایشان به زبان انگلیسی است؛ که بعضی از آثارش نیز توسط اساتیدی چون یونس شکرخواه به فارسی ترجمه شدهاند. برخی آثار ایشان به شرح زیر است: 1. گذر از نوگرایی؛ این کتاب نقد سرمایهداری، نوگرایی، مکتب نوسازی، مکتب سوسیالیستی و بهطور کلی نظامهای غربی و پیشرفته است؛ که در طول تاریخ، کشورهای ضعیف را به استثمار کشیده و آنها را تحقیر و ناکارآمد کردهاند. از نظر مولانا غرب، حتی علم را نیز به استثمار درآورده و آنطور تعریف کردهاند که بهنفع غرب و برای تحقیر کشورهای دیگر باشد. او میگوید: «بهعنوان نمونه، این مفهوم توسعه بهخوبی از گوتیرز روحانی اهل پرو که یک فعّال اجتماعی نیز هست، ترسیم شده است: اصطلاح "توسعه" حاوی یک بار معنایی تحقیرآمیز است ... و بهتدریج میرود تا جای خود را به اصطلاح "رهایی" واگذار کند.» مولانا آینده جهان را در الگوی وحدتگرا-رهاییبخش بهسمت توجه به کشورهای در حال رشد ارزیابی کرده است. 2. ارتباطات جهانی در حال گذار؛ مولانا در این کتاب، ارتباطات جهانی را در حال گذار و تغییر از شیوههای موجود به شیوههای دیگر میداند. بهنظر او مفهوم دولت از مدل قبلی خود در حال متحول شدن و حرکت بهسوی یک شیوه گتو-دولت(Ghetto-State) است؛ که نه استقلال و نه حاکمیت تعریفشده فعلی را نخواهند داشت. وی، در این کتاب به مفهوم امّت در اسلام، تبلیغ، حکومت اسلامی و جایگاه ولی فقیه در مکتب شیعه صحبت میکند و آنرا بهترین مدل ارتباطی در گذشته، حال و آینده معرفی میکند.
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
|
سیاسی(۱٤۸٦)
پزشکی(٤۳۱)
اطلاعات عمومی(۳٥٤)
تغذیه(٢٤۳)
اکبر هاشمی رفسنجانی(۱۳٧)
مطالب خواندنی(۱٢٦)
میر حسین موسوی(۱٢٢)
دکتر محمود احمدی نژاد(۱٢٢)
مقام معظم رهبری(۱۱٤)
جریان انحرافی(۱۱٤)
عکس(۱۱۱)
اسفندیار رحیم مشائی(٩٩)
روزنامه کیهان(٧٩)
سیدمحمد خاتمی(٧٧)
جنبش سبز(٧٠)
معمر قزافی(٦٩)
خبر(٦٩)
دیکتاتور(٦۱)
لیبی(٥٩)
فساد اقتصادی(٥٤)
سخنرانی(٥۳)
مهدی کروبی(٥٢)
مقالات(٤٩)
آیت الله مصباح یزدی(٤٧)
خبره ویژه(٤٧)
اصولگرایی(٤٦)
ویتامین ها(٤٥)
وزارت اطلاعات(٤٥)
اسامه بن لادن(٤۳)
القاعده(٤٢)
جبهه پایداری(٤۱)
گفتگو و مصاحبه(٤٠)
ترور(۳۸)
آمریکا(۳٧)
عرفانهای کاذب(۳٧)
جریان فتنه(۳٤)
خواص میوه ها و سبزی ها(۳٤)
علی مطهری(۳۳)
امام خمینی(ره)(۳٢)
شهیدسیدمرتضی آوینی(۳۱)
سازمان منافقین(۳٠)
حسین شریعتمداری(٢٩)
بهداشت دهان و دندان(٢۸)
بهداشت پوست و مو(٢۸)
سیدابوالحسن بنی صدر(٢٦)
ورزش(٢٦)
فراماسونری(٢٥)
قلب(٢٤)
مهدی هاشمی(٢۳)
فائزه هاشمی(٢۳)
کاهش وزن(٢۳)
نظامی(٢٢)
حجاب(٢٢)
خاطرات(٢٢)
بیداری اسلامی(٢۱)
حمید رسایی(٢٠)
متفرقه(٢٠)
مغز(٢٠)
افسردگی(٢٠)
محمدرضا باهنر(۱٩)
شهید مطهری(۱٩)
استرس(۱٩)
سرطان(۱٩)
آیت الله مهدوی کنی(۱٩)
موسوی خوئینی ها(۱٩)
حیدر مصلحی(۱٩)
جبهه وجنگ(۱٩)
فشارخون(۱٩)
امام موسی صدر(۱۸)
انتخابات(۱٧)
دکترعلی لاریجانی(۱٧)
برهان الدین ربانی(۱٧)
سردار محمدباقر قالیباف(۱٦)
بیوگرافی(۱٦)
اکبر گنجی(۱٦)
خبرگان رهبری(۱٦)
مصر(۱٦)
سوریه(۱٦)
محسن رضائی(۱٦)
دجال(۱٥)
روزنامه ایران(۱٥)
روح الله حسینیان(۱٥)
حسینعلی منتظری(۱٤)
حمید بقائی(۱٤)
ایران(۱٤)
تحلیل(۱٤)
ولایت فقیه(۱۳)
پوکی استخوان(۱۳)
حسنی مبارک(۱۳)
پژوهش و تحقیقات(۱۳)
حجت الاسلام مهدی طائب(۱۳)
قند خون(۱۳)
دکتر حسن عباسی(۱٢)
شیخ یوسف صانعی(۱٢)
شهید اسدالله لاجوردی(۱٢)
سکته(۱٢)
افغانستان(۱٢)
دانشگاه آزاد(۱٢)
بارداری(۱٢)
bbc(۱٢)
بحرین(۱۱)
عربستان سعودی(۱۱)
اصلاح طلبان(۱۱)
امام زمان (عج)(۱۱)
قوم یهود(۱۱)
شهید رجایی(۱۱)
سپاه پاسداران(۱۱)
جریان نفوذی(۱۱)
دکتر جاسبی(۱۱)
فساد اخلاقی(۱۱)
حسن رحیم پور ازغدی(۱۱)
آیت الله یزدی(۱٠)
مجیدانصاری(۱٠)
آلزایمر(۱٠)
انگلیس(۱٠)
اختلاس(۱٠)
کامپیوتر(٩)
اوباما(٩)
علی اکبر جوانفکر(٩)
مسعود رجوی(٩)
انرژی هسته ای(٩)
تجاوز جنسی(٩)
زهرا رهنورد(٩)
یمن(٩)
جعفر شجونی(٩)
علی عبدالله صالح(٩)
حجت الاسلام پناهیان(۸)
مدحی(۸)
شهیدحسن آیت(۸)
موساد(۸)
عطاءالله مهاجرانی(۸)
محمدحسین صفارهرندی(۸)
زیبائی(۸)
وزارت امور خارجه(۸)
روزه داری(۸)
مهدی کوچک زاده(۸)
عکس خبری(۸)
گزارش(۸)
مجمع روحانیون مبارز(۸)
طالبان(٧)
مجلس(٧)
رایانه(٧)
محسن مخملباف(٧)
غلامحسین الهام(٧)
کلیه ها(٧)
حاج سعید قاسمی(٧)
گرمازدگی(٧)
انقلاب اسلامی(٧)
محسن کدیور(٧)
عزت الله سحابی(٧)
سایت رجانیوز(٧)
زین العابدین بن علی(٧)
رفیق حریری(٦)
سیدمرتضی نبوی(٦)
حجت الاسلام محسنی اژه ای(٦)
عباس سلیمی نمین(٦)
دکتر کامران باقری لنکرانی(٦)
روزنامه جمهوری اسلامی(٦)
نهضت آزادی(٦)
نادر طالب زاده(٦)
آیت الله العظمی بروجردی(٦)
محمدعلی ابطحی(٦)
شهید باهنر(٦)
آیت الله طالقانی(٦)
مصطفی تاج زاده(٦)
عبدالکریم سروش(٦)
روانشناسی(٦)
اسرائیل(٦)
سینما(٦)
موبایل(٥)
صدای آمریکا(٥)
حداد عادل(٥)
کودتا(٥)
جاسوسی(٥)
حسین فدایی(٥)
بهائیت(٥)
بشار اسد(٥)
بهزاد نبوی(٥)
قوه قضائیه(٥)
محمد هاشمی(٥)
اردوگاه اشرف(٥)
دکترعلی اکبر ولایتی(٥)
شرکتهای هرمی(٥)
انقلاب مشروطه(٥)
صدام حسین(٥)
صادق زیباکلام(٥)
قدیری ابیانه(٥)
جمعیت موتلفه اسلامی(٥)
هاله سحابی(٥)
کودتا 28 مرداد(٥)
شهید عبدالحسین برونسی(٤)
نیکلاس سارکوزی(٤)
ملی - مذهبی(٤)
موسسه حفظ و نشر آثار امام (ره)(٤)
حجت الاسلام مجتبی ذوالنور(٤)
حبیب الله عسگر اولادی(٤)
فارسی وان(٤)
مایه افتخار ایران(٤)
فتنه 88(٤)
علی اکبر محتشمی پور(٤)
مک فارلین(٤)
دستگاه گوارش(٤)
واقعه طبس(٤)
سیلویو برلوسکونی(٤)
حجامت(٤)
ناطق نوری(٤)
اخوان المسلمین(٤)
کلسترول(٤)
کوی دانشگاه(٤)
ملک عبدالله(٤)
شهید چمران(٤)
سیدحسن نصرالله(٤)
صدا و سیما(٤)
دوم خرداد(٤)
سحری(٤)
حسن روحانی(٤)
احمد توکلی(٤)
تهمینه میلانی(٤)
تونس(٤)
عسل(٤)
انجمن حجتیه(٤)
شهید بهشتی(٤)
خبرگزاری فارس(٤)
آیت الله جوادی آملی(٤)
تاریخ ایران(٤)
سیدحسن خمینی(٤)
تحریم(۳)
گلشیفته فراهانی(۳)
ترکیه(۳)
18 تیر(۳)
زندان(۳)
جالب(۳)
عماد مغنیه(۳)
لبنان(۳)
نقد(۳)
تاریخی(۳)
کودکان(۳)
شیطان پرستی(۳)
من و تو(۳)
بانک صادرات(۳)
عباس عبدی(۳)
مناظره(۳)
محمدرضا خاتمی(۳)
احمدشاه مسعود(۳)
رمال(۳)
چشم ها(۳)
مسیح مهاجری(۳)
وصیتنامه(۳)
دانشگاه صنعتی شریف(۳)
شورای نگهبان(۳)
حزب مشارکت(۳)
دکتر شریعتی(۳)
آقازاده ها(۳)
اسدالله بادامچیان(۳)
هادی غفاری(۳)
روزنامه رسالت(۳)
سعد حریری(۳)
مهندس بازرگان(۳)
صادق محصولی(۳)
سازمان مجاهدین انقلاب(۳)
شهید نواب صفوی(۳)
خبر ویژه(۳)
محمد مطهری(۳)
دکترمحمود کاشانی(۳)
دکتر وحید یامین پور(۳)
خبرگزاری ایرنا(۳)
مریم قجرعضدانلو(۳)
دومینیک استراوس کان(۳)
سیدمهدی هاشمی(۳)
ابوشریف(۳)
آیت الله سیداحمد خاتمی(۳)
ملک زاده(۳)
امیر صیادشیرازی(۳)
سیدعلی خمینی(۳)
سیدجمال الدین اسدآبادی(۳)
آل خلیفه(۳)
مسعود کشمیری(۳)
سردار اسماعیل کوثری(۳)
دکترمحمد مصدق(٢)
حمیدرضا افراشته(٢)
علامه شیخ فضل الله نوری(٢)
دکتر فؤاد ایزدی(٢)
شهید دیالمه(٢)
آیت الله سیداحمد علم الهدی(٢)
سیدمحمود دعایی(٢)
سیف الاسلام قذافی(٢)
صادق طباطبائی(٢)
حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی(٢)
سیدکاظم شریعتمداری(٢)
پانته آ فیوضی(٢)
علی یعقوبی(٢)
عباس غفاری(٢)
سردار حاج احمد متوسلیان(٢)
فراکسیون انقلاب اسلامی(٢)
صادق خرازی(٢)
حمیدرضا کاتوزیان(٢)
ارتوپدی(٢)
کودتای مخملی(٢)
محمدرضا رحیمی(٢)
حسین کروبی(٢)
محمد البرادعی(٢)
مصطفی کواکبیان(٢)
آیت الله حائری شیرازی(٢)
شاپور بختیار(٢)
سیداحمد خمینی(٢)
روزنامه اطلاعات(٢)
روابط نامشروع(٢)
بینائی(٢)
ایران گیت(٢)
کارگزاران سازندگی(٢)
جامعه روحانیت مبارز(٢)
محسن هاشمی(٢)
انقلاب مخملی(٢)
جبهه ملی(٢)
تروریسم(٢)
آشپزی(٢)
قهوه(٢)
آرایشگاه(٢)
حزب توده(٢)
امیر قلعه نویی(٢)
کبد(٢)
بانک ملی(٢)
احمد باطبی(٢)
مینا لاکانی(٢)
جلال الدین فارسی(٢)
دانشگاه آکسفورد(٢)
سیا(٢)
غلامرضا تختی(٢)
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم(٢)
11 سپتامبر(٢)
موسوی لاری(٢)
نوری زاده(٢)
افطار(٢)
رضا شاه(٢)
فوتبال(٢)
سرگرمی(٢)
شهادت(٢)
تفریحی(٢)
تناسب اندام(٢)
هالیوود(٢)
کفش(۱)
سالمندان(۱)
حضرت محمد (ص)(۱)
خصوصی(۱)
ایتالیا(۱)
هولوکاست(۱)
یائسگی(۱)
چین(۱)
دیابت(۱)
اضطراب(۱)
خواب(۱)
حقوق بشر(۱)
خستگی(۱)
مترو(۱)
چاقی(۱)
کمونیست(۱)
آرتروز(۱)
روشنفکری(۱)
نانو(۱)
بی نظیر بوتو(۱)
فیدل کاسترو(۱)
کوبا(۱)
جلال آل احمد(۱)
مهناز افشار(۱)
پلیس(۱)
یوگا(۱)
ساواک(۱)
محمد جهرمی(۱)
عبدالله نوری(۱)
همجنسگرایی(۱)
مسیحیت(۱)
سکولاریسم(۱)
روزنامه شرق(۱)
شب قدر(۱)
چرچیل(۱)
آیت الله بهجت(۱)
روزنامه اعتماد(۱)
اسلامگرایان(۱)
ناخن(۱)
صنایع پتروشیمی(۱)
پیری(۱)
شورای عالی انقلاب فرهنگی(۱)
کرسنت(۱)
بیل کلینتون(۱)
داروها(۱)
سنگ کلیه(۱)
بنیامین نتانیاهو(۱)
پیامبر اکرم (ص)(۱)
تونی بلر(۱)
هاشم آغاجری(۱)
محسن آرمین(۱)
محمدعلی طاهری(۱)
آریل شارون(۱)
وزارت نفت(۱)
الجزایر(۱)
کمپ دیوید(۱)
حاج سعید حدادیان(۱)
آیت الله مشکینی(۱)
حاج همت(۱)
مسمومیت(۱)
کودتای نوژه(۱)
رسول منتجب نیا(۱)
بی بی سی فارسی(۱)
ناصر حجازی(۱)
دانشگاه امام صادق(ع)(۱)
سحر و جادو(۱)
ریاست جمهور(۱)
معده(۱)
تیروئید(۱)
اردن(۱)
مصطفی ملکیان(۱)
افشاگری(۱)
سکسکه(۱)
فاکس نیوز(۱)
دخانیات(۱)
ابراهیم یزدی(۱)
دفاع مقدس(۱)
حزب الله(۱)
پروستات(۱)
محمدرضا شاه(۱)
آیت الله کاشانی(۱)
آیت الله جنتی(۱)
مسعود بهنود(۱)
استاد شجریان(۱)
ناتو(۱)
کم خونی(۱)
رضا امیرخانی(۱)
شکنجه(۱)
بت پرستی(۱)
امنیت ملی(۱)
اضافه وزن(۱)
شیخ حسین انصاریان(۱)
ندا آقاسلطان(۱)
ری شهری(۱)
رسول جعفریان(۱)
خاوری(۱)
رکسانا صابری(۱)
ثریا اسفندیاری بختیاری(۱)
جان اف کندی(۱)
رجب طیب اردوغان(۱)
سوء تغذیه(۱)
استاد فرشچیان(۱)
استروئیدها(۱)
فیمینیست(۱)
شهید احمد کاظمی(۱)
سکولاریزم(۱)
گروه فرقان(۱)
آیت الله نوری همدانی(۱)
مهدی کلهر(۱)
حزب کارگزاران(۱)
نوری زاد(۱)
منوچهر متکی(۱)
علی محمد باب(۱)
کاهش چربی(۱)
نخاع(۱)
موسیلینی(۱)
آیت الله امامی کاشانی(۱)
عوامفریبی(۱)
ولادمیر پوتین(۱)
شهید دستغیب(۱)
آیت الله صادق آملی لاریجانی(۱)
آیت الله نمازی(۱)
کوچک زاده(۱)
سردار حجازی(۱)
علی یونسی(۱)
عبدالحسین روح الامینی(۱)
اف بی آی(۱)
سارا شورد(۱)
جیمی کارتر(۱)
قطب زاده(۱)
دانشگاه جندی شاپور(۱)
ویکی لیکس(۱)
سعید منتظری(۱)
رز رضوی(۱)
شهید آیت(۱)
کنفرانس برلین(۱)
کومله(۱)
مجتبی مطهری(۱)
امام علی النقی (ع)(۱)
هوشنگ امیراحمدی(۱)
پرفسور حمید مولانا(۱)
سیستم ایمنی بدن(۱)
هدفمندی یارانه ها(۱)
آیت الله جعفرسبحانی(۱)
ژبیگنیو برژینسکی(۱)
مهندس خدابنده(۱)
مریم سنجابی(۱)
بنیاد کارنگی(۱)
روح الله احمدزاده(۱)
موئیر داگان(۱)
آیت الله محمد فاضل لنکرانی(۱)
ابراهیم اصغرزاده(۱)
دکتر محمدصادق کوشکی(۱)
شهیدعبدالحمید دیالمه(۱)
شهرزاد میرقلی خانی(۱)
راپرت مرداک(۱)
سگهای آموزش دیده(۱)
پریوش سطوتی(۱)
شهیددکتر فاطمی(۱)
آیت الله محمد ری شهری(۱)
اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی(۱)
شهید حسن باقری(۱)
تیری میسان(۱)
دکترمجید ابهری(۱)
حجت الاسلام محسن قرائتی(۱)
آیت الله سیدمحمد خامنه ای(۱)
حجت الاسلام کاظم صدیقی(۱)
شهیدمجید شریف واقفی(۱)
تری میسان(۱)
حجت الاسلام سیدحمید روحانی(۱)
سیدمحمدصادق خرازی(۱)
شهید محسن وزوائی(۱)
علی شکوهی(۱)
آیت الله شبیری زنجانی(۱)
احمد کاشانی(۱)
یوسفی اشکوری(۱)
ملک عبدالله دوم(۱)
شورای امنیت سازمان ملل(۱)
حجت الاسلام نقویان(۱)
آیت الله بهبهانی(۱)
دادگاه میکونوس(۱)
دانشگاه شهیدچمران(۱)
تاندون ها(۱)
شورشهای خیابانی(۱)
مجله اشپیگل(۱)
چاشنی ها(۱)
شعبان بیمخ(۱)
حزب دمکرات(۱)
کندلیزا رایس(۱)
موسسه پژوهشی امام خمینی (ره)(۱)
دفترتحکیم وحدت(۱)
سیدمحمدجواد ابطحی(۱)
حجتی کرمانی(۱)
تشخیص مصلحت نظام(۱)
دانستنی های خودرو(۱)
سردار علی شمخانی(۱)
آیت الله ناصر مکارم(۱)
کلیه و مجاری ادراری(۱)
علی عباسپورتهرانی(۱)
حجت الاسلام محمدتقی رهبر(۱)
جنبش أمل لبنان(۱)
معتصم قذافی(۱)
عایشه قذافی(۱)
حجت الاسلام دکترناصر سقای بی ریا(۱)
سیداحمد فردید(۱)
شهیدرئیس علی دلواری(۱)
شهیدآیت الله قدوسی(۱)
شیخ حسین انصاری(۱)
فنگ شوی(۱)
دونالد ریگان(۱)
سیدعزت الله ضرغامی(۱)
|
| لینکستان |
|
روزنامه کیهان
روزنامه ايران
روزنامه جام جم
سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
پایگاه خبری الف
پایگاه خبری عصر ایران
خبرنامه دانشجویان ایران
پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز
سایت خبری تحلیلی شفاف
سایت خبری تابناک
سایت خبری بولتن نیوز
سایت خبری جهان نیوز
پایگاه اطلاع رسانی جام نیوز
پایگاه خبری تحلیلی فردا
خبرگزاری فارس
خبرگزاری مهر
خبرگزاری ایسنا
خبرگزاری جمهوری اسلامی
اخبار فناوری اطلاعات
شبکه اجتماعی بهشت منکلوب مدیران و متخصصان لیست وبلاگ های تخصصی
|














آفتاب: در روز ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ آیتالله سیدمحمود علایی طالقانی، از چهرههای شاخص انقلاب، دومین رئیس شورای انقلاب، نخستین امام جمعه تهران پس از انقلاب و عضو مجلس خبرگان قانون اساسی درگذشت.
سردار شهید محسن وزوایی در پنجم مرداد ماه سال 1339 در محله نظام آباد تهران، در دامان خانواده ای اصیل و مذهبی دیده به جهان گشود. شهید وزوایی، دبستان و متوسطه را با نمرات عالی سپری کرد. دوره دبیرستان را در مدرسه دکتر هشترودی تهران گذراند و پس از گرفتن دیپلم، با کسب رتبه اول شیمی دانشگاه صنعتی شریف، مشغول به تحصیل شد. محسن وزوایی، در سال های نوجوانی با راهنمایی های مؤثر پدر فرزانه اش، مرحوم حاج حسین وزوایی که از هم رزمان مرحوم آیت اللّه کاشانی بود، قدم به وادی مبارزات ضد استبدادی گذاشت. پس از ورود به دانشگاه، به جریان مکتبی انجمن های اسلامی دانشجویان این دانشگاه پیوست و هم زمان با شرکت در فعالیت های سیاسی و جلسات عقیدتی، از سال 1356 مسئولیت هدایت و جهت دهی به مبارزات دانشجویی ضد دیکتاتوری را در سطح دانشگاه شریف عهده دار شد.

خدا را شکر مى کنم که نعمت زجر کشیدن در راهش را نصیبم نمود. خدا را شکر مى کنم که نعمت شرکت در عملیات به منظور روشن کردن سرزمینهاى سرد و بی روح گشته از وجود صدامیان به نور خدایى نصیبم شد و از خدا مى خواهم که شهادت در راهش را نصیبم فرماید و آنگاه که به مشیت الهى از این دنیاى فانى رفتم در زمره شهدا به حساب مى آیم و از خدا مى خواهم که مرا به حال خود وا مگذارد که بنده اى حقیر و زبون هستم و به درگاه کسى غیر از تو نمیتوانم رو بیاورم. اللهم ارزقنا شهادة فى سبیلک
"حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام میدهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموختهام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل میگویم که تخصص حقیقی در سایهی تعهد اسلامی به دست میآید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمیساختهام اگرچه با سینما آشنایی داشتهام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشتههای خویش را - اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای کوتاه، اشعار و... - در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار ماندهام. البته آن چه که انسان مینویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همهی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم میسازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار او جلوهگر میشود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."


مجموعهی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجابآور است. در حالی که سرچشمهی اصلی تفکر او به قرآن، نهجالبلاغه، کلمات معصومین علیهمالسلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز میگشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آنها را نقد و بررسی میکرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی میدانست چرا که این شناخت زمینهی خروج از عالم غربی و غرب زدهی کنونی را فراهم میکند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد میرساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبهی بشریت" مینامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.












امام موسی صدر در کنار تحصیلات حوزوی، دروس دبیرستان خود را به اتمام رساند، و در سال 1329 به عنوان اولین دانشجوی روحانی در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد، و در سال 1332 از آن فارغ التحصیل گردید. امام موسی صدر قبل از عزیمت به نجف اشرف، از سوی علامه طباطبایی مسئولیت نظارت بر نشریه «انجمن تعلیمات دینی» را بر عهده گرفت. وی همزمان با تحصیل در حوزه علمیه نجف، به عضویت هیئت امناء جمعیت «منتدی النشر» در آمد، و پس از بازگشت به قم ضمن اداره یکی از مدارس ملی این شهر، مسئولیت سردبیری مجله تازه تاسیس «مکتب اسلام» را عهده دار گردید. از مهمترین اقدامات امام موسی صدر در آخرین سال اقامت در شهر قم، تدوین طرحی گسترده جهت اصلاح نظام آموزشی حوزه های علمیه بود، که با همفکری حضرات آیات دکتر بهشتی و مکارم شیرازی صورت گرفت.
حمایت جوانمردانه امام صدر از بستنی فروشی مسیحی در اوایل تابستان سال 1341 در شهر صور، که به فتوای صریح ایشان مبنی بر طهارت اهل کتاب منجر گردید، توجه تمامی محافل مسیحی لبنان را به سمت خود جلب نمود. در اواخر تابستان 1341 مطران گریگوار حداد به شهر صور آمد، و از امام صدر برای عضویت در هیئت امناء «جنبش حرکت اجتماعی» دعوت نمود. از اواخر سال 1341 حضور گسترده امام موسی صدر در کلیساها، دیرها و مجامع دینی و فرهنگی مسیحیان آغاز گردید. سخنرانیهای تاریخی امام صدر در دیرالمخلص واقع در جنوب، و کلیسای مارمارون در شمال لبنان طی سالهای 1341 و 1342، تاثیرات معنوی عمیقی بر مسیحیان آن کشور بر جای نهاد. امام صدر در تابستان سال 1342 و طی سفری دو ماهه به کشورهای شمال آفریقا، طرحی نو جهت همفکری مراکز اسلامی مصر، الجزایر و مغرب با حوزه های علمیه شیعه لبنان در انداخت.
وی در بهار سال 1344، اولین دور سلسله گفتگوهای اسلام و مسیحیت را با حضور بزرگان این دو دین الهی، در مؤسسه فرهنگی «الندوه اللبنانیه» به راه انداخت. وی پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال 1346 به دیدار پاپ شتافت، و نشستی که ابتدائا نیم ساعت پیش بینی شده بود، به تقاضای پاپ بیش از دو ساعت به درازا کشید. امام موسی صدر از سال 1347 به عضویت مرکز اسلام شناسی استراسبورگ در آمد، و از رهگذر همفکری و ارائه سمینارهای متعددی در آن، انتشار آثاری ذی قیمت چون «مغز متفکر جهان شیعه» را زمینه سازی نمود. امام موسی صدر در بهار سال 1348 و بلافاصله پس از افتتاح مجلس اعلای اسلامی شیعیان، از شیخ حسن خالد مفتی اهل سنت لبنان دعوت نمود، تا با همفکری یکدیگر برای توحید شعائر، اعیاد و فعالیتهای اجتماعی طوائف اسلامی، تدبیری بیندیشند. وی در همین خصوص طرح مدونی را به اجلاس سال 1349 «مجمع بحوث اسلامی » در قاهره ارائه نمود، و متعاقب آن به عضویت دائم این مجمع درآمد. امام موسی صدر در سال 1349 رهبران مذهبی مسلمانان و مسیحیان جنوب لبنان را در چارچوب «کمیته دفاع از جنوب» گرد هم آورد، تا برای مقاومت در برابر تجاوزت رژیم صهیونیستی چاره اندیشی نمایند. وی در زمستان سال 1353 و در اقدامی بی سابقه، خطبه های عیدموعظه روزه را در حضور شخصیتهای بلندپایه مسیحی لبنان در کلیسای کبوشیین بیروت ایراد نمود، و اگر آتش جنگ داخلی شعله ور نمی شد، در پی آن بود تا کاردینال مارونی لبنان را برای ایراد خطبه های یکی از نمازهای جمعه شهر بیروت دعوت نماید. امام موسی صدر در زمستان سال 1355 و در جمع سردبیران جرائد بیروت، با پیش بینی صریح حذف فاصله ها و روند جهانی شدن در اواخر قرن بیستم، قرن بیست و یکم را قرن همزیستی پیروان ادیان، مذاهب، فرهنگها و تمدنهای گوناگون نامید، و بر رسالت تاریخی لبنان جهت ارائه الگویی موفق در این زمینه پای فشرد. امام موسی صدر در اواسط سال 1357 موفق گردید رهبران مسلمان و مسیحی لبنان را جهت برپایی یک جبهه فراگیر ملی متقاعد نماید، و در این مسیر تا آنجا پیش رفت که حتی موعد تاسیس و اولین گردهمایی آنان را برای پس از بازگشت خود از سفر لیبی مشخص نمود.
در بررسی ابعاد ناگفته،ابهام آلود و قابل پیگیری پرونده انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر درباره چگونگی نفوذ مسعود کشمیری مجرم ردیف اول این پرونده به اطلاعات نخست وزیری به نام برخی چهره ها بر می خوریم که در این زمینه نقش داشته اند؛ در ادامه به معرفی مختصر برخی از این چهر ه ها می پردازیم.
وی که عموماً او را با عنوان «مهندس محمد رضوی» میشناسند، دانشجوی دانشکده مهندسی برق از دانشگاه صنعتی شریف بوده است. پیرو رضوی همچون بسیاری از دیگر اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سابقه عضویت در سازمان مجاهدین خلق را داشته و مسئول تشکیلاتی وی «خلیل طباطبائی» بود. فردی که در میان نیروهای شاخصی که در دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر آن وقت) جذب نموده بود، بجز پیرو رضوی، اشرف ربیعی (رجوی) نیز قرار دارد. خلیل رفیعی طباطبائی اما تابستان 1352 به دست ساواک افتاد و زیر شکنجه کشته شد. در تیرماه سال 1351 فارغ التحصیل شده و قبل از انقلاب مدتی کارمند شرکت ایران ناسیونال و مدتی نیز کارمند شرکت مخابرات بوده است. رضوی نیز به خاطر همکاری با سازمان، در زمان شاه یک بار دستگیر و مدتی زندانی میشود. وی پیش از پیروزی انقلاب همچنین جذب گروه فلاح، یکی از گروههای تشکیل دهنده سازمان مجاهدین انقلاب میگردد. مرتضی الویری در کتاب خاطرات خود میگوید: « من و آقای «محمد رضوی» شرکتی تحت عنوان «شرکت پوش» تأسیس کردیم که مثلاً کارهای الکترومکانیکی و تعمیرات و مشاوره انجام میداد... دفتر شرکتپوش- در قلهک- را به محل کار گروه «فلاح» تبدیل کردیم... » اعضای این گروه به جهت وجود متخصص در میان آنها و همچنین به دلیل سوابق مبارزاتی و حضور در قسمتهای فنی راهپیماییها (همچون تأمین صوت) در ابتدای انقلاب مورد اقبال قرار گرفتند و به مراکز حساس کشور وارد شدند. مهندس رضوی نیز بعد از انقلاب مسئول کمیته اداره دوم ضد اطلاعات ارتش بوده است و حتی بعدها به عنوان نامزد وزارت اطلاعات مطرح میشود که به دلیل وجود شرط اجتهاد، از سوی مجلس پذیرفته نمی شود.
وی که بیشتر با نام خسرو تهرانی شناخته شده است، در سال 1333 در تهران متولد شد. از اوایل دهه 50 به واسطه ارتباط درون مدرسه با برخی چهرههای سازمان منافقین، جذب سازمان مجاهدین خلق شد. او که از مرتبطین تشکیلاتی محسن خاموشی بوده است، پس از ترور تشکیلاتی شهید مجید شریف واقفی توسط محسن خاموشی و دستگیری و عدم مقاومت خاموشی لو رفته و به جرم ارتباط تشکیلاتی با سازمان از سال 1354 تا 1357 به زندان افتاد و موفق به ادامه تحصیل خود در رشته کشاورزی در کرج نمی شود. نقل است در زندان در ابتدا به طیف میثمی گرایش داشته و پس از آن با برخی مؤسسین سازمان مجاهدین انقلاب همچون بهزاد نبوی و مصطفی قنادها صمیمیت مییابد. از دوستان نزدیک و همفکر وی در دوران حضور در سازمان مجاهدین خلق، حسین ابریشمچی بوده است. خسرو تهرانی یک بار با حسین ابریشمچی جهت تربیت و آموزش تشکیلاتی سوار بر یک موتوسیکلت به زاهدان رفته و بر میگردد. او از همراهی حسین ابریشمچی در زندان با حلقه میثمی میگوید و از موفقیت محمدرضا سعادتی در تلاش فشرده و سخت و کُشنده که او نیز از نزدیک شاهد آن بوده است، برای جذب برخی از اعضای حلقه آنها همچون حسین که منجر به حاکم شدن حلقه گرد مسعود رجوی میگردد. (حسین برادر کوچکتر مهدی ابریشمچی است که بعدها دارای سمتهای بالا در سازمان گشت و جنایتهایی همچون «عملیات مهندسی» را مرتکب شد. او هم اکنون ساکن پادگان اشرف است.)
جواد قدیری که نام کاملش محمد جواد قدیری مدرس است، از اعضای قدیمی و مهم سازمان و نفوذی در کمیته انقلاب مستقر در اداره دوم ستاد ارتش بود. هنگامی که سازمان مجاهدین خلق با ضربه های پی در پی از هم پاشید و مسعود رجوی در زندان ادعای رهبری این سازمان را کرد، جواد قدیری یکی از ایدئولوگها در گرد مسعود رجوی در زندان قصر بود که در برقراری هژمونی رجوی بر اعضای سازمان که در زندان حاضر بودند، نقشی پر رنگ داشت. او پس از انقلاب توانست خود را در صف انقلابیون جا زده و یکی از مهره های کلیدی شبکه نفوذ منافقین گردد. مهدی منتظری رئیس سابق حفاظت اطلاعات ارتش درباره سوابق قدیری می گوید: « جواد قدیری یک آدمی بود که سابقه تشکیلاتی کار با مجاهدین خلق از قبل از انقلاب داشت. حتی زندان هم رفته بود و با [مسعود] «رجوی» هم بند بود و از نوچههای «رجوی» در زندان بود و جالب است که بعد از آزادی از زندان و جریانات انقلاب، یکدفعه سر از دستگاه اطلاعاتی در میآورد... «جواد قدیری» همان اوایل شکلگیری کمیته مستقر در اداره آمد و ... مشغول به کار شد... دوره «رضوی». البته مسئولیت کمیته اداره دوم به عهده «جواد قدیری» نبود. بعد هم در کارهای اطلاعاتی که شروع شد و ستاد خنثی سازی کودتا تشکیل شد، «جواد قدیری» رفت و آمد زیادی پیدا کرد و وارد مباحث اطلاعاتی جدی شد.»
محمد محسن سازگارا، متولد 1334 است. او در سالهای پیش از انقلاب، با پذیرش گرفتن از دانشگاه انستیتوی تکنولوژی ایلینوی به امریکا رفت و با انجمنهای اسلامی دانشجویان مسلمان همکاری میکرد و در آنجا با ابراهیم یزدی آشنا شد. پس از مدتی نیز به عضویت مرکزیت نهضت آزادیبخش خارج از کشور درآمد. با توصیه ابراهیم یزدی در روزهای اوج انقلاب به نوفل لوشاتو پیوست. در آن روزها یکی از کسانی بود که ترجمه سخنان امام را بر عهده داشت که آغاز رخنه او به صفوف انقلابیون بود؛ امری که این روزها بارها توسط رسانه های امریکایی مورد تذکر قرار می گیرد.
تقی محمدی متولد 1336 و ساکن نازیآباد بود که برخی او را از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دانستهاند. او که پیش از انقلاب به شغل آزاد اشتغال داشت، به میان دانشجویان پیرو خط امام رفت. تقی محمدی از دانشجویانی بود که در یکی از روزهای اول تسخیر لانه جاسوسی، باری روزن، وابسته مطبوعاتی سفارت امریکا که به زبان فارسی نیز تسلط داشت را به میان خبرنگاران آورد؛ همان فردی که در تسخیر سفارت کنار گروگانها دیده می شود و در اوایل به اشتباه عکس او به خاطر شباهت با احمدی نژاد معروف شد.
وی که متولد آمل و هم دانشگاهی مهندس رضوی بوده، یک سال زودتر از او از دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی فارغ التحصیل شده است. وی نیز همچون رضوی جذب سازمان مجاهدین خلق گردید و در پیش از انقلاب به اتهام نگهداری مواد منفجره و وسایل تکثیر زندانی میگردد. در زندان با اعضای گروه فلاح آشنا شده و عضو آن میگردد. وی پس از انقلاب همچون دیگر اعضای این گروه از مؤسسین سازمان مجاهدین انقلاب گردید و به همراه رضوی وارد کمیته اداره دوم ارتش شد. وی همچنین همکاریهایی با وزارت کشور، کمیته مرکزی انقلاب اسلامی، دادگاه انقلاب ارتش و گزینش وزارت صنایع سنگین داشته است. حبیب داداشی و سعید حجاریان و مسعود کشمیری به واسطه حکمی که از سوی ابراهیم حکیمی، رئیس دفتر نخست وزیر دولت موقت برای دسترسی به اسناد تا رده به کلی سری نیروهای مسلح به آنها داده شده بود، از اختیارات ویژهای در رفت و آمد آزادانه به محل بایگانی اسناد طبقهبندی شده برخوردار بوده و پروندههای سری مربوط به پروژههای حساس امریکاییها در نیروی هوایی زمان شاه مانند پروژه HB یا IBEX در این مقطع مورد دستبرد واقع شده بود. داداشی از جمله اعضای فعال در سازمان مجاهدین انقلاب بود که در برابر آیتالله راستی کاشانی، نماینده امام در آن سازمان با انتشار بیانیههای رسمی مقابله کرده و در نهایت نیز با اصرار امام به ضرورت اطاعت از نماینده ایشان در سازمان، به همراه افرادی همچون بهزاد نبوی، محسن آرمین، محمد سلامتی، هاشم آغاجری، فیض الله عرب سرخی و ... در تاریخ 30/10/1360 استعفا کردند.





