تهمینه میلانی خطاب به محمد رضا هنرمند:
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  کلمات کلیدی: تهمینه میلانی ، سینما

آن‌ها تا من را دیدند جا خوردند. به‌شان گفتم من نه ادعایی دارم و نه نفوذی اما فیلمم دارد خوب می‌فروشد. شما اگر ادعای مسلمانی دارید چرا برخلاف باور‌هایتان عمل می‌کنید. این کار از نظر شما حرام نیست؟ آن‌ها گفتند زورمان رسید و کردیم... رو به سید ضیاء هاشمی که تا آسانسور مرا همراهی کرد، گفتم: شما فرزندی داری؟ گفت بله، یک پسر دارم. من هم بدون حرفی به خانه رفتم.‌‌ همان شب زلزله آمد. عکس پسر آقای هاشمی افتاده بود ...

شفاف:تهمینه میلانی که به بانوی کارگردانان ایرانی شهرت دارد، با تولید یا اکران هر فیلمش حاشیه‌های فراوانی می‌آفریند و ماه‌ها آب به آسیاب منتقدان و سینماگران می‌ریزد و دمی در تنور آتش آن‌ها می‌دمد و آن‌ها را از رخوت و خمودگی خارج می‌کند. اخیرا این خانم کارگردان در مجله رونا جوابی به اظهارات محمد رضا هنرمند داده است و اعلام کرده «اهل گریه و نفرین نیستم».
 


به گزارش شفاف، ماجرا از آنجایی آغاز می‌شود که مجله رونا در پرونده‌ای به فیلم «دزد عروسک‌ها» ساخته محمد رضا هنرمند می‌پردازد. از آنجایی که این فیلم همزمان با فیلم «بچه‌های طلاق» ساخته تهمینه میلانی اکران می‌شود، محمدرضا هنرمند در مصاحبه خود عنوان می‌کند «میلانی به دفتر مهاب فیلم آمد و با گریه و نفرین، سینما قصه را که بهترین سینماهای تهران بود» را از اکران فیلم «دزد عروسک‌ها» بازداشت.

همان گونه که از میلانی انتظار می‌رفت، او در شماره اخیر (شماره مرداد) این مجله در مقام پاسخ برآمده و به اظهارات هنرمند پاسخ داده است. این یادداشت که تلفنی تنظیم شده است، میلانی در ابتدا از سخنان هنرمند انگشت حیرت گزیده و گفته «از حرف‌های آقای هنرمند حیرت زده شدم. واقعیت چیزی نیست که ایشان می‌گویند». میلانی در ادامه به ذکر ماوقع می‌پردازد که چگونه این فیلم «بچه‌های طلاق» چند هفته پیش از اکران فیلم محمد رضا هنرمند اکران می‌شود و با استقبال مردم مواجه می‌شود و یکی از این سینما‌ها سینمای «شهر قصه» بوده است.

اما طولی نمی‌کشد و فیلم محمد رضا هنرمند وارد این سینما و چند سینمای دیگر می‌شود. تهیه کننده فیلم «بچه‌های طلاق» حوالی ساعت ۱۱ شب با میلانی که در جشن فارغ التحصیلی یکی از دوستان بسر می‌برده، تماس می‌گیرد و خانم کارگردان را از ماجرا آگاه می‌کند. میلانی پس از آگاه شدن، آدرس دفتر مهاب فیلم را می‌گیرد و تنوره کشان روانه آنجا می‌شود. میلانی عنوان می‌کند «من هم آن موقع فیلم اولم بود و از نظر سیاسی قوی نبودم... به مهاب فیلم که رسیدم، آنقدر ترسیده بودم که به راننده آژانس شماره خانه‌ام را دادم و گفتم اگر تا ۱۰ دقیقه دیگر پایین نیامدم، به این شماره زنگ بزن». تهمینه میلانی در توجیه این کار خود می‌گوید «این کار من طبیعی بود. چون آن‌ها چهار مرد بودند و من یک زن تنها».

میلانی ماجرای حضور خود در دفتر مهاب فیلم را این طور نقل می‌کند «آن‌ها تا من را دیدند جا خوردند. بهشان گفتم من نه ادعایی دارم و نه نفوذی اما فیلمم دارد خوب می‌فروشد. شما اگر ادعای مسلمانی دارید چرا برخلاف باور‌هایتان عمل می‌کنید. این کار از نظر شما حرام نیست؟ آن‌ها گفتند زورمان رسید و کردیم... رو به سید ضیاء هاشمی که تا آسانسور مرا همراهی کرد، گفتم: شما فرزندی داری؟ گفت بله، یک پسر دارم. من هم بدون حرفی به خانه رفتم.‌‌ همان شب زلزله آمد. عکس پسر آقای هاشمی افتاده بود زمین و شکسته بود. آن موقع پسر و خانمش لبنان بودند. هر چقدر زنگ زده بود لبنان کسی جواب نداده بود. به من زنگ زد و گفت: چرا از من پرسیدید بچه دارم؟ بچه من را نفرین کرده‌اید؟ من گفتم اعتقادی به نفرین و این حرف‌ها ندارم. اما هاشمی گفتد نفرینیتان را بردارید. من فیلمتان را برگردانده‌ام».

خانم کارگردان در انتها نیز می‌گوید «من آدم قوی‌ای هستم. این درست است که برای مسائل انسانی گریه می‌کنم اما برای اکران یک فیلم هرگز! تصورم بر این است که ایشان می‌خواستند با این حرف‌ها من را تخریب کنند».
آن‌ها تا من را دیدند جا خوردند. به‌شان گفتم من نه ادعایی دارم و نه نفوذی اما فیلمم دارد خوب می‌فروشد. شما اگر ادعای مسلمانی دارید چرا برخلاف باور‌هایتان عمل می‌کنید. این کار از نظر شما حرام نیست؟ آن‌ها گفتند زورمان رسید و کردیم... رو به سید ضیاء هاشمی که تا آسانسور مرا همراهی کرد، گفتم: شما فرزندی داری؟ گفت بله، یک پسر دارم. من هم بدون حرفی به خانه رفتم.‌‌ همان شب زلزله آمد. عکس پسر آقای هاشمی افتاده بود ...
یکی از ما دو نفر نسخه غلط میلانی برای عقده جوانان!
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱  کلمات کلیدی: تهمینه میلانی ، سینما

در میان افرادی که تصمیم به دیدن فیلمی از تهمینه میلانی می گیرند، دیگر کمتر کسی است که نداند قرار است به تماشای داستانی بنشیند پیرامون مظلومیت دختران یا زنان و پایمال شدن حقشان توسط مردان. و این اندیشه ای است که به آن فمنیسم گفته می شود.


تهمینه میلانی از آن سنخ کارگردانانی است که عقاید خودش را در قالب دیالوگهای بازیگران فیلمش بیان می کند؛ به نحوی که مخاطب در تشخیص اینکه چه محتوایی دارد به او القاء می شود، سختی زیادی را متحمل نمی شود. در جدیدترین ساخته وی-"یکی از ما دو نفر"- نیز چند جمله کلیدی وجود دارد که حرف اصلی فیلم، در آن زده شده است.

سارا، قهرمان یکی از ما دو نفر است. قهرمان هر فیلمی، باید الگوی مخاطب آن فیلم قرار بگیرد. باید دید "سارا" نمونه مناسبی برای الگوگیری نسل جوان، بخصوص دختران هست یا خیر؟

حضرت امیر علیه السلام می فرماید: سه خصیصه است که وجودش در مردان مذموم است ولی در زنان لازم: ترس، تکبر و بخل (البته در مقابل جنس مخالف). مخاطب در شخصیت "سارا"ی یکی از ما دو نفر، ترسی نمی بیند؛ چرا که او همواره سعی دارد که در عمل و در حرف، ثابت کند زن شجاع و نترسی است؛ در عمل حتی حاضر است به تنهایی قدم به خانه مرد مجردی بگذارد که آدمی است خوش ظاهر، دارا، چشم ناپاک و مشروب خور که در هر موقعیتی که سارا را تنها گیر بیاورد، شروع به زدن حرفهای نامربوط می کند و سپس با لحنی خاص، مرموز و تحقیرآمیز از وی می پرسد که: تو می ترسی؟! و او در پاسخ با تعجبی که کمی هم خونسردی در خود دارد، پاسخ می دهد: نه، چرا باید بترسم؟! گویی اگر ترسی در وجودش باشد، آن وقت است که غیر عادی و غیر طبیعی است! و اصلا اهمیتی هم ندارد که عدم وجود ترس در او مانع از این می شود که در قبال آسیبهای احتمالی از سوی طرف مقابلش، خصوصا آدمی با آن مشخصات، پیشگیرانه و با احتیاط بیش تری عمل و رفتار کند. اصلا برای دختری مثل سارا جز موفقیت کاری و اجتماعی، دیگر این مسائل اهمیت چندانی ندارد؛ در حالی که در واقعیت، این دغدغه ای جدی برای دختران می باشد. لذا هر دختر سالم و عادی، با این نوع نگاه و رفتار سارا به هیچ وجه هم ذات پنداری نمی کند.

                               
در عمل نیز در پاسخ پسر جوان که می پرسد: تو از اون دخترایی هستی که تا وارد خونه یه مرد مجرد می شن، زود میگن تکلیف منو روشن کن؟! می گوید: نه، من یک قدم جلوترم؛ من اسم بچه ها را هم انتخاب می کنم...!! واین یعنی اینکه تو باید با شجاعت تمام و بدون ذره ای ترس(ترسی مثبت که از تو مراقبت کند) و حیا، با نامحرمان برخورد کنی تا به ایشان ثابت کنی که خودت از پسشان برمی آیی و حتی اگر با آنان تنها هم شوی، اصلا چیز غیرعادی و خطرناکی نیست!

و به تمام اتفاقات ناگواری که در پی روابط بی در و پیکر دختران و پسران، نه تنها در این جامعه، که در تمام دنیا، بخصوص گریبان دختران را می گیرد، به دیده اغماض بنگری که: چه باک!، من دختر نترسی هستم. غافل از اینکه خداوند ترس را در وجود آدمی قرار داد تا گاهی که باید، بترسد؛ ترسی که بدنبال آن، تو اقدامی انجام دهی و منفعلانه برخورد نکنی که دست آخر که خودت دستی دستی خودت را در موقعیتی حساس و بدون امنیت، گیر انداختی، مجبور شوی از تراس به پایین بپری!

تکبر در مقابل نامحرمان نیز در زنان این چنین است. در حدیثی دیگر می خوانیم: شایسته ترین مرد برای تواضع یک زن، همسر خودش است. ولی در رفتار سارا با جنس مخالف، اثری از تکبر دیده نمی شود. او با همه آدمها( اعم از زن و مرد) به نحوی عادی رفتار می کند. یعنی همان طرز رفتاری را که با همکار خانمش دارد بدون ذره ای تفاوت با همکار مردش نیز دارد و با رفتار و کلامش به طرف مقابلش-که در اینجا پسر جوان مشروب خور است- اجازه می دهد که از چارچوب خود خارج شود.

با این همه، اما از پسر جوان در مورد مسائل کاری، ضربه می خورد. پسر جوانی که چشم ندارد موفقیت کاری او را ببیند ولی در عین حال او را به شکل بیمارگونه ای دوست دارد. در این لحظه، دختر زبان به گلایه می گشاید و با بغض فروخورده ای خطاب به پسر می گوید: همه عقده ای هستن ...! در این جا باید دید که عقده ای بودن به چه معناست؟ و داستان، در پایان برای این مشکل چه راه حلی پیشنهاد می کند؟ اگر عقده را آن آرزوها و علایق سرکوب شده ای بدانیم که شخص چون به نحوی درست به آن دست نیافته، در او جمع شده و باعث بروز رفتارهایی ناسالم از وی می شود، به نظر می رسد نسخه ای که برای این مشکل پیچیده شده است، واقع بینانه نبوده و فرد را به بیراهه می کشاند... . نسخه ای که می گوید روابط دختر و پسر، عادی سازی شود تا عقده هاشان تخلیه گردد؛ مثل رابطه عادی سارا و پسر هم بازی دوران کودکی اش که باهم خیلی دوست و مهربانند و در عین حال به چشم ازدواج به یکدیگر نمی نگرند(!)، علاجی برای مشکلات جوانان جامعه ما نیست.

موضوع این است که برای از بین بردن عقده جوانان، می بایست راه ازدواجشان هموار شده و امکانات ازدواج آسان برایشان مهیا شود و خودشان نیز در این زمینه تقوا و صبر پیشه کنند. نه اینکه برای خالی شدن این عقده ی غالبا غریزی و طبیعی، متوسل به روابط آزاد زن و مرد شد.

تازه در خود فرض عقده ای بودن جوانان ما نیز حرف است؛ جوانی که مانند امثال خودش، شرایط ازدواج ندارد اما بنابر دستور الهی و دینی خود، در موقعیتهای گوناگون، تقوا پیشه می کند و صبر، این جوان عقده ای است؟ یا جوانی که در همین شرایط است اما دامن از کف می دهد و عقده گشایی می کند؟

خانم میلانی! چرا سارا در پایان فیلم، اشتباه پسر جوان را بیان می کند اما به اشتباهات خودش پی نبرده و به آن اعتراف نمی کند؟ چرا با قیافه و لحن حق به جانب و گویی به نمایندگی از همه زنان جامعه، ادعا می کند که: سعی کرده مثل "آدم" رفتار کند و این مردانند که با عقده هایشان نمی گذارند زنان در محیط اجتماعی پیشرفت کنند؟؛ ولی فراموش می کند که: درست است که باید به زن و مرد به چشم یک انسان نگاه کرد؛ ولی نباید واقعیت را نادیده گرفت که در محیط اجتماع، او مرد است و تو زن؛ و میان شما تفاوت آن قدر هست که گفتن از این تفاوتهای بدیهی، کاری بیهوده است و تو باید با او با در نظر گرفتن مرد بودنش، و زن بودن خودت و رعایت همه نکات مهم پیرامون رابطه درست و سالم زن و مرد، رفتار کنی.

در واقع سارا در پایان فیلم از مشکلاتی می نالد که خود او یکی از مسببین اصلی آن است ولی در فیلم سعی شده بی گناهی سارا و در مقابل، صرفا اشتباه مردان به تماشاگر القاء شود. که دست آخر، پسر جوان تحت تأثیر سارا قرار گرفته، متحول می شود؛ ولی این بار با نگاهی تازه، بدنبال او راه می افتد...!

و نکته آخر اینکه:

خانم میلانی! چرا در فیلمهای نوشته و ساخته شما، هیچ گاه زنان اشتباه نمی کنند؟ و همیشه قربانی خلافکاری های مردان هستند؟ آیا در واقعیت نیز اینچنین است؟!

ای کاش ایشان لااقل برای اثبات توصیه خود به خانم ها مبنی بر شجاعت و فعالیت پویا در اجتماع به عنوان یک "انسان"، این گونه سوالات را با اعتماد به نفس پاسخ می داد؛ نه اینکه با عکس العملهای غیر منطقی نشان دهد انتقادات وارد بر ساخته هایش را برنمی تابد.


تهمینه میلانی در کنار فردی اسرائیلی(عکس)
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠  کلمات کلیدی: تهمینه میلانی ، موساد

عکسی از تهمینه میلانی در کنار هما سرشار فردی اسرائیلی که سابقه همکاری با موساد را دارد و در کنار این دو بهروز وثوقی را مشاهده میکنید!!

http://karton.persiangig.com/Tahmineh%20Milani.jpg

اما درتصویر دیگر این فرد(هما سرشار)را درکنار موشه کاتساو میبینیم.موشه کاتساو رئیس جمهور سابق اسرائیل  که فردی جنجالی در اسرائیل است.


حال بیاندیشیم رابطه تهمینه میلانی کارگردان سینمای جمهوری اسلامی!! با هما سرشار تا چه حد بوده و است؟؟

بیوگرافی موشه کاتساو:

http://karton.persiangig.com/President%20Moshe%20Katsav.jpg

موشه کاتساو (به عبری: מֹשֶׁה קַצָּב به فارسی موسی قصاب). زاده ۱۹۴۵ در یزد هشتمین رئیس جمهور اسرائیل بود که از سال ۲۰۰۰ تا ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۷ میلادی مقام ریاست جمهوری اسرائیل را بر عهده داشت. وی به همراه خانواده‌اش در سال ۱۹۵۱ به اسرائیل مهاجرت کرد. موشه کاتساو فارغ التحصیل از دانشگاه عبری اورشلیم است.

در میان مهاجران ایرانی، کاتساو اولین فردی است که به بالاترین مقام سیاسی کشور دیگری (مقام ریاست جمهوری اسرائیل) دست یافته است.

در ۱۵ اکتبر ۲۰۰۶، پلیس اسراییل ادعا کرد که شواهد کافی برای متهم کردن او به تجاوز جنسی و استراق سمع غیرقانونی را دارد. پس از آن دادستان کل اسراییل در ۲۹ اکتبر به او پیشنهاد کرد که از قدرت کناره بگیرد.اما او نپذیرفت و خود را بی‌گناه دانست. در ۲۳ ژانویهٔ سال بعد دادستان کل اعلام کرد که قصد دارد علیه کاتساو کیفر خواست صادر کند. از آنجا که رییس جمهور مصونیت قضایی دارد، تا قبل از استعفا یا پایان دورهٔ مسئولیت، محاکمه مقدور نیست. اما کاتساو در برابر فشارها مقاومت کرد و استعفا نداد و درخواست مرخصی سه ماهه کرد تا دوران ریاست جمهوریش به اتمام برسد.

پرونده:Moshe Katsav, by Amir Gilad.JPG

در تاریخ 22 مارس 2010 میلادی، دادگاهی در اسرائیل، موشه کاتساو، رئیس‌جمهوری ایرانی تبار سابق اسرائیل را به جرم تجاوز به عنف  و آزار جنسی به هفت سال زندان محکوم کرد. موشه کاتساو در تاریخ دسامبر 2010 میلادی، در یک دادگاه در شهر تل آویو در ارتباط با اتهام تجاوز به یک کارمند زن در دهه ۱۹۹۰ میلادی مجرم شناخته شده‌بود. او در آن سال‌ها سمت وزیر گردشگری اسرائیل را به عهده‌داشت٠


معنی صمیمیت بین تهمینه میلانی و بهروز وثوقی+عکس
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٧  کلمات کلیدی: مطالب خواندنی ، متفرقه ، تهمینه میلانی
خبرنامه دانشجویان ایران: کارگردان فیلم سینمایی "یکی از ما دو نفر" که در آخرین موضع گیری روشن فکرانه خود خواستار عادی و متعارف شدن رابطه ی بین دختر و پسر شده بود، روابط صمیمانه ای با برخی چهره های سینمایی داشته است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، این رابطه صمیمانه! تا جائی است که هما سرشار در سایت خود برخی از این تصاویر صمیمانه را منتشر کرده است.

البته تهمینه میلانی کار گردان فیلم یکی از ما دو نفر نیز از بیان این روابط ابایی نداشته و اخیرا در مصاحبه با یکی از نشریات زرد این روابط را فاش کرده است.

وی در خصوص بهروز وثوقی معتقد است: به نظر من بهترین بازیگر سینمای ایران است و از دوستان خوب من است. صمیمیتی که الان داریم در آمریکا شکل گرفت.

این رابطه در حدی است که به گفته میلانی "بارها شده که من نمایش فیلم در یکی از شهرهای آمریکا داشتم ایشان هفت ساعت رانندگی کردند و خودشان را به افتتاحیه رسانده‌اند".

وی در مصاحبه خود به شدت از کارگردانان و فیلم سازان خاص و ضد انقلاب تمجید کرده است و گفته است: تاسف من این است که چرا ما ۳۳سال خودمان را از اسطوره بازیگری محروم کردیم.

این صمیمیت در تصویر زیر کاملا مشهود است.
 



میلانی که به شدت از نبودن ارتباط بین دخترها و پسرها شاکی است، نبودن این ارتباط را موجب عقده ای شدن جوانان دانسته و اینگونه گفته که مگر می شود در ایران کسی زندگی کند و عقده ای هم نباشد!!

وی در برنامه هفت گفته بود: "متاسفانه سیاست‌های فرهنگی غلط در این چند دهه موجب شده تا لذت آهستگی ارتباط در میان جوانان از بین برود و روابطی که در حد یک سینما رفتن و پارک رفتن بوده به سرعت خانگی شود و بر خلاف جوامع غرب که هر دو طرف، زن و مرد بدون هیچ قضاوتی وارد ارتباط می‌شوند، پسران جوان به دلیل تربیت سنتی خود با دید کاملا مصرفی به جنس مخالف نگاه کرده و ارزشی برای آنها قائل نیستند."

این کارگردان همچنین ادامه داد که همچنان که رابطه ای به اسم برادر و خواهری داریم که متعارف است باید دوستی بین دختر و پسر هم عادی و متعارف شود.