| تشبیه منتقدان به حیوانات و ادعای کذب پیروی از علمای اخلاق مدار |
| ساعت ٢:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، فراکسیون انقلاب اسلامی ، سیدمحمدجواد ابطحی ، جبهه پایداری |
|
ابتدا این سید محمد جواد ابطحی عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس و جبهه پایداری بود که در گفتگویی با خبرگزاری ایلنا منتقدان جبهه پایداری را به «گاو» تشبیه کرد! هنوز رسانهها از شوک این اظهار نظر ادیبانه، ارزش مدارانه و اصول گرایانه! خارج نشده بودند که حمید رسایی انتقادات و تحلیلهای مختلف اصول گرایان پیرامون تحرکات سیاسی اعضای جبهه پایداری و دولت را «کینه شتری» میخواند.
ابراهیم نامدار: هر چه از زمان تشکیل جبهه پایداری میگذرد، زوایای بیشتر و جدیدتری از ماهیت سیاسی و فکری اعضای آن مشخص میشود. این قلم پیش از این در یادداشتهایی به برخی ویژگیهای این تشکل تازه تاسیس از جمله ارتباط آنها با دولت و بخصوص ریشه فزون خواهی و سهم خواهی آنها اشاره کرده است. در یادداشتهای گذشته توضیح داده شد که سهم خواهی اعضای جبهه پایداری در یک توهم خود ساخته ریشه دارد.
این توهم هم چیری نیست جز ادعای مالکیت بر مولفههای ارزشمندی چون عدالت طلبی و ولایت پذیری و ساده زیستی و مبارزه با فساد. اعضای جبهه پایداری با روشن شدن عملکرد دولت در خصوص هر کدام از مولفههای یاد شده، تلاش دارد عملکرد دولت را از اصل مولفهها یا گفتمان آن جدا کرده و گفتمان موسوم به سوم تیر همراه با مولفههای آن را به نام خود کند. در همان یادداشت و در برابر این توهم تاکید شد که مولفههای یاد شده، شخصی و گروهی نیست و متعلق به گفتمان انقلاب اسلامی است. طی مدت زمانی که از تشکیل جبهه پایداری میگذرد، اعضای این تشکل سیاسی ادعای ارتباط خود با بزرگانی چون آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت را برجسته کرده و از آن به عنوان یک نقطه قوت یاد کرده انددرحالی که با مشاهده رفتار و سکنات این قشر ارتباط و سنخیت این جبهه با مشی و منش آیت الله مصباح و آیت الله خوش وقت به کلی محل ابهام و تردید است. در دو سه روز گذشته اظهار نظرهایی از طرف برخی اعضای جبهه پایداری در رسانهها منتشر شده که کوچکترین سنخیتی با فکر و مشی این دو بزرگوار ندارد. ابتدا این سید محمد جواد ابطحی عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس و جبهه پایداری بود که در گفتگویی با خبرگزاری ایلنا منتقدان جبهه پایداری را به «گاو» تشبیه کرد! او در پاسخ به این سؤال که برخی میگویند این جریانها و از جمله کنارگذاشته شدن امثال آقایان باقریلنکرانی و محصولی از مدتها قبل در خود دولت برنامهریزی شده بود تا جریانی به ظاهر مخالف دولت را در انتخابات تشکیل دهند ولی در اصل میخواهند سیاستهای دولت را پیش ببرند، گفت: «این تحلیلهایی است که گاو میکند، بروید این را بنویسید..» هنوز رسانهها از شوک این اظهار نظر ادیبانه، ارزش مدارانه و اصول گرایانه! خارج نشده بودند که حمید رسایی دیگر عضوفراکسیون و جبهه یاد شده در گفتگویی مفصل با خبرگزاری فارس انتقادات و تحلیلهای مختلف اصول گرایان پیرامون برخی اتفاقات و تحرکات سیاسی معطوف به اعضای جبهه پایداری و دولت را «کینه شتری» میخواند. جالب اینکه رسایی ضمن اشاره به نظارت علمایی همچون آیات عظام مصباح یزدی و خوشوقت و یزدی بر فعالیتهای جبهه پایداری، در توضیح و توجیه افتخار خود به وکیل الدوله بودن مدعی میشود: «در طول این سالها ما همواره طبق مشی رهبری حرکت میکردیم و البته به آن افتخار میکنیم». او همچنین افزوده است: «جبهه پایداری همانطور که از اسمش مشخص است راه پایداری بر سر اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی را برای خود برگزیده است و اگر قرار بود بر اثر جوسازی و خبرسازی دست از ارزشها و اصول بردارد هیچگاه وارد میدان نمیشد و مانند برخیها معامله میکرد...» حال نکته قابل تامل این است که آیا آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت موافق این برخورد با منتقدان و حتی مخالفان فکری و سیاسی خود هستند و پاسخ هر نقد و اظهار مخالفتی را این گونه میدهند؟ منش و تفکر ت آیت الله مصباح یزدی چندین سال است که از طرف برخی جریانهای خاص سیاسی به نقد کشیده میشود و در این میان حتی گاها هتاکی و القاب ناپسندی نیز به ایشان نسبت داده میشود. اما تا کنون دیده نشده ایشان از طریق ثواب و انصاف و مباحثات علمی و حوزوی خارج شده و پاسخ منتقدان را به نحوی دیگر بیان کند. حکایت آیت الله خوشوقت استاد مسلم اخلاق اسلامی هم در این خصوص نیاز به توضیح و تشریح ندارد که مثل روز روشن است. مهمتر از این امر رفتار و عملکرد رهبر معظم انقلاب است که آقای رسایی و دوستان همفکر وی در جبهه پایداری مدعی پیروی محض از این سیره هستند. ایشان همواره بر رعایت مسایل اخلاقی و پرهیز از تهمت زدنها و افترا بستنها به یکدیگر تاکید داشته و دارند و بارها هم بابت همین موارد از برخی جریانهای سیاسی و برخی رسانهها گلایه کردهاند. حال با مروری به مواضع و رفتار برخی اعضای جبهه پایداری این سوال به ذهن میرسد، که این قبیل مواضع و اظهارات ادیبانه! که منتقدان و مخالفان را «گاو» میخواند چه سنخیتی با دیدگاه و مشی بزرگانی همچون آیت الله مصباح یزدی یا آیت الله خوشوقت میتواند داشته باشد و چگونه است برخی اینچنین بیمهابا در جاده بیانصافی و تهمت زدن و اهانت حرکت میکنند و خود را همچنان اصولگرا میدانند؟ |
|
| تفرقه خود «فتنه» است / کمیته 8+7 نردبان وحدت اصولگرایان است |
| ساعت ۱٢:۳٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥ کلمات کلیدی: حجت الاسلام مهدی طائب ، سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی |
|
وی با تاکید بر اینکه کمیته ۸+۷ اصولاً برای این بود که اصولگرایان به وحدت برسند، خاطر نشان کرد: این کمیته به عنوان نردبانی برای وحدت اصولگرایان است.همانگونه که فتنهگران را در فتنه مردود میدانیم اگر خود بر سر مسائل غیرضروری، هواهای نفسانی یا کوتهفکریها با یکدیگر تفرقه پیدا کنیم
|
|
| موج تکذیبیهها در قبال خبرسازیهای سایت قالیباف علیه جبهه پایداری |
| ساعت ۱٢:٢٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، دکترعلی لاریجانی ، جبهه پایداری |
|
یحییزاده هم بعد از سالک تکذیب کرد/ بعضی سران جبهه پایداری را از صالحترین نمایندگان دانسته و بارها به حال آنها غبطه خوردهام!
اصرار سایت نزدیک به قالیباف برای انتشار اخبار کذب علیه جبهه پایداری به نقل از نمایندگان مجلس و شخصیتهای موجه جریان اصولگرا بهجایی رسیده که تنها در طی یک هفته اخیر دو تکذیبیه در قبال اظهارات منتشر شده از قول آنها منتشر شده است.به گزارش رجانیوز، در حالی که منطق مخدوش سهم ویژه آقایان لاریجانی و قالیباف در گروه موسوم به 8+7 کاملاً محرز شده و کسی حاضر نیست بهطور روشن دلیل این سهمخواهی را توضیح دهد و حتی برخی از اعضای 8+7 مانند حدادعادل و فدایی نیز توضیح درباره این ماجرا را به آیتالله مهدویکنی حواله میدهند و میگویند نظر خودشان نیز چنین چیزی نبوده است، رسانههای پرشمار منسوب به این دو نفر بهطور مستمر و روزانه در حال فضاسازی علیه جبهه پایداری هستند، چراکه جبهه پایداری بیشترین تلاش را برای حذف این افراد از مرکزیت تصمیمگیری برای اصولگرایان با دلایل سهگانه کرده است. صادق محصولی عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز پنجشنبه گذشته در یک نشست دانشجویی در مورد این دلایل سهگانه توضیح داد: «بعضی ها از بس که حرفی برای گفتن ندارند، می گویند جبهه پایداری سهم خواهی می کند. ما چه سهم خواهیای می کنیم؟ ما می گوییم رهبری فرمودند که قوا در انتخابات دخالت نکنند و احترام انتخابات را داشته باشند، خب اگر یکی از رؤسای قوا یک نماینده داشته باشد، رؤسای قوای دیگر هم می توانند مدعی داشتن نماینده باشند و این درست نیست. ما روی این موضع مقام معظم رهبری تاکید داریم و از این اصل کوتاه نمی آییم؛ شاید از افراد کوتاه بیاییم و بگذریم، شاید از ترجیحات کوتاه بیاییم اما از مواضع رهبری و منویات ایشان و از اصول کوتاه نمی آییم. در دوره قبل، قرار این بود که غیر از جبهه متحد کسی لیست ندهد و یکی از اعضای 6+5 بنده حقیر بودم. شش نفر به عنوان اجرایی داشتیم و پنج نفر که با اجماع شش نفر برای حکمیت انتخاب شده بودند؛ حکم یعنی داور و داور دعوای بین آنهایی را که اختلاف دارند، حل می کند. منتهی داور باید مرضیالاطراف باشد نه اینکه اول هفت نفر به عنوان داور انتخاب شود، بعد بیایند و بگویند نفرات دعوا را تعیین کنیم، به نظر شما جالب نیست؟ حتما هست! یعنی چند نفر اول به عنوان حکم تعیین شوند، بعد اضلاع را تعریف کنند، در حالی که این اضلاع باید حَکَم را تعیین کنند، چون می خواهند به حُکم آنها پایبند باشند. این مسئله در 6+5 اتفاق افتاد و با اجماع سه ضلع پنج نفر را به عنوان حَکَم انتخاب کردند. مطلب دیگر ینکه در آن دوره گفته شد که لیست دیگری ارائه نشود اما برخی از این آقایان که شخصا در 8+7 نماینده دارند، آمدند و لیست اصولگرایان فراگیر را در مقابل لیست جبهه متحد اصولگرایان ارائه دادند. مطلب دیگر اینکه، اینها که در جریان فتنه موفق نبودند، مردود شدند یا ساکت بودند، آیا به عنوان یک معلم شما برای این سه غلط فرد را تشویق می کنید یا تنبیه؟ یعنی دو نفر الان اضافه شده اند به صورت تکی و نه از اضلاع نه گروه ها و نه جریان ها که در 5+6 گذشته نبودند، از آن موقع تا حالا سه مورد ابتلا پیش آمده و آنها رفوزه شده اند، حالا بگوییم بیایید شما را تشویق کنیم و به شما سهم ویژه بدهیم! اینکه جبهه پایداری در معرض فحش، ناسزا و انواع تهمت ها قرار می گیرد، به خاطر این است که ما در مواردی که نظر حضرت آقاست، پایداری می کنیم و نظر ایشان هرچه بود ما مطابق آن عمل خواهیم کرد. تا به حال هم به تناسب مواضعی که داشتیم، سعی کردیم که بر خلاف طرف مقابل نظری نگوییم که وحدت را خدشه دار کند.» اما در مقابل این استدلالها، رسانههای پرشمار منسوب به دو فرد محل مناقشه بهجای ارائه پاسخ قانع کننده تخریب جبهه پایداری را در دستور کار ثابت خود قرار دادهاند و جالب اینجاست که از انتشار مطالب کذب آنهم به نقل از شخصیتهای جریان اصولگرا هیچ ابایی ندارند. در حالی که هفته گذشته حجتالاسلام احمد سالک مصاحبه خود را با یک سایت وابسته به قالیباف تکذیب کرد، امروز نیز حجتالاسلام یحییزاده در نامهای خطاب به گردانندگان این سایت نوشت: «احتراماً به استحضار میرساند روز 21/7/90 خبری از اینجانب با تیتری دال بر اینکه من ادعا کردهام در انتخابات آینده مجلس بعضی از کاندیداهای جریان انحرافی و جبهه پایداری مشترک است، نقل کردهاید که البته من تاکنون هرگز چنین اعتقادی نداشته و هرگز نگفتهام و کاملاً تکذیب می کنم و تقاضا دارم به شکل مطلوب هرچه سریعتر در آن سایت منعکس فرمایید. لازم به ذکر است اینجانب در گفتوگوهایی که بارها با بعضی از فعالین و نخبگان داشتهام همواره تأکید نمودهام که جریان انحرافی بسیار زیرکتر از آن است که کاندیدای خود را برای مجلس نهم معرفی کند و به زعم من با چراغ خاموش شرکت خواهد کرد، حال چطور گوینده این سخنان میتواند مدعی وجود کاندیداهایی مشترک بین جریان انحرافی و اصولگرایی باشد! ضمناً اینجانب همواره بعضی از سران جبهه پایداری را از بهترین، صالحترین، موفقترین نمایندگان مجلس هشتم دانسته و بارها به حال آنها غبطه خوردهام! امیدوارم همواره در اطلاعرسانی، اصل صداقت و سلامت را مبنای فعالیتهای خود قرار دهید.» همین سایت هفته گذشته نیز به نقل از حجتالاسلام سالک عنوان "قدرت جذب «پول» جریان انحرافی برای جبهه پایداری" را انتخاب کرد اما وی یک روز بعد در گفتوگویی اظهارات منتشر شده به نقل از خود را کاملاً تکذیب کرد. وی با انتقاد شدید از نحوه انتشار سخنان خود در یک سایت خبری منتسب به اصولگرایان، تیتر انتخابی این سایت (قدرت جذب «پول» جریان انحرافی برای جبهه پایداری) را حرکتی ژورنالیستی خواند و اظهارداشت: من این سایت و برخی دیگر از سایتهایی را که به دنبال اغراض سیاسی خود هستند را نصحیت میکنم که دست از این کارها خود بردارند. حدود سه ماه قبل نیز در واکنش به توقیف نشریه 9 دی، همین سایت اقدام به خبرسازیهایی کرد که آیتالله مجتهد شبستری امام جمعه تبریز و حجتالاسلام آشتیانی نماینده قم اظهارات منتشر شده به نقل از خود را از اساس تکذیب کردند. حجتالاسلام و المسلمین آشتیانی در تکذیبیه خود نوشت: «ششم تیرماه از طرف آن پایگاه خبری با بنده تماس گرفته شد و خبرنگار مربوطه در سئوال خود اصرار زیادی داشت تا در خصوص توقیف هفته نامه 9 دی از اینجانب تأییدی بگیرد. بنده در پاسخ با اشاره به توجیه کسانی که روزنامه را توقیف کردند، گفتم که هیأت نظارت بر مطبوعات علت را کاریکاتور عنوان میکند ولی این بهانه است. بنده با توقیف هفته نامه 9 دی مخالف هستم و جنس جملاتی را که در مصاحبه آورده شده، از اینجانب نیست و آنرا تکذیب میکنم و به طور کلی اعتمادم از این خبرگزاری سلب شد و به هیچوجه دیگر اعتمادی به آن ندارم. لطفاً طبق قانون مطبوعات این تکذیبیه را در همان قسمت و به همان میزان زمانی که خبر کذب و دروغ قرار گرفته بود، قرار دهید.» این سایت به نقل از حجتالاسلام آشتیانی نوشته بود: «حجت الاسلام رضا آشتیانی نماینده مردم قم در این باره به «فردا» گفت: متاسفانه نشریه ۹ دی با انتشار چنین کاریکاتورهایی راه را برای دیگران هم باز کرد. این اقدام مسئولان به هیچ وجه قابل توجیه نیست. وی با اظهار خشنودی از نحوه برخورد با این نشریه، گفت: باید با چنین اعمالی در حوزه خبر برخورد کرد تا مبادا دیگران هم بر این باور شوند که میتوانند به راحتی به لباس مقدس روحانیت توهین کنند.» آیتالله مجتهد شبستری نیز همان زمان با رد برداشت جانبدارانه از صحبتهایش اعلام کرد: «صحبتهای اینجانب با مرکز خبر حوزه که در برخی خبرگزاریها نیز نقل شده، ارتباطی با جریان توقیف نشریه 9 دی نداشته و در سؤال خبرنگار هم هیچ اشارهای به جریان مذکور نشده بود. اینجانب در مقابل سؤال خبرنگار به طور کلی از حفظ جایگاه روحانیت و از آثار و خدمات روحانیت مطالبی گفتم و تعیین مصداق درباره صحبتهای اینجانب، تکذیب میشود.» |
|
| واکنشها به بازخوانی مواضع ساکتین فتنه در رجانیوز: |
| ساعت ۱٢:٠۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، جبهه پایداری |
|
شما تنگ نظر و شبه اصولگرا هستید ما اصولگرای ناب!
گروه سیاسی- در هفته های گذشته نهضت بازخوانی مواضع چهره های سیاسی در فتنه 88 و حوادث دو سال گذشته، واکنش های گسترده ای را پی داشت. ساکتین فتنه 88 که مخاطب اصلی این گزارش ها بودند، به کمک برخی رسانه ها که به چهره های دارای سهمیه ویژه وابسته اند، در روزهای اخیر کوشیدند تا با هتاکی به جبهه پایداری و علم کردن مباحثی همچون ساکتین انحراف و یا ساکتین اختلاس، بار سنگین مردودی در امتحان بزرگ سال 88 را به فراموشی بسپارند.از سوی دیگر این نکته که برخی چهره های سیاسی خود را مصداق خواص مردود و ساکتین می دانند و در مقابل محکوم کردن خواص مردود فتنه 88 واکنش نشان می دهند نیز قابل توجه است. آنچه در ادامه می خوانید برخی از واکنش های اشخاصی است که یا مواضعشان در فتنه 88 مورد بازخوانی قرار گرفته و یا خود را مصداق خط قرمزهای جبهه پایداری می بینند. باهنر: معلوم است که جبهه پایداری تنگ نظر است و من را با خودشان نمی دانند/ از جبهه پایداری به خاطر مرزبندی با جریان انحرافی ممنونم! "جبهه پایداری مدعی هستند اصولگرایی باید هر چه نابتر و خالصتر باشد ... دید تنگ و بستهی امثال این آقایان طبیعی است که باهنر را در خود جای نمیدهد و توصیهی ما به اینها آن است که دیدشان را بازتر کنند و عمیقتر نگاه کنند و مسائل را واقع گرایانه تحلیل کنند." این تعابیر بخشی از اظهارات محمد رضا باهنر دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین است که در 12 مرداد ماه 90، در نشست خبری خود اعلام کرد. وی در این نشست که تنها شش روز پس از همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری و با حضور آیت الله مصباح یزدی برگزار شد، ترجیح داد ضمن کلی گویی پیرامون مواضع مبهم و چندگانه خود در فتنه 88، نشان حملات خود را به سمت جبهه پایداری ببرد که اعضای آن در فتنه 88 با تحمل بیشترین هزینه ها، صریح ترین مواضع را علیه فتنه گران اتخاذ کرده بودند و از سوی دیگر از نخستین افرادی بودند که با تشخیص هوشمندانه تحرکات جریان نفوذی در دولت، پس از تمام حجت با رییس جمهور و به دور از جنجال ها و هیاهوهای رسانه ای از آن اعلام برائت کرده و در عمل مرزبندی خود را با دوگانه فتنه و انحراف نشان دادند. اما حمله باهنر به جبهه پایداری بهانه عدم مرزبندی با جریان انحرافی! تنها به این مورد نیز خلاصه نشد تا آنجا که وی در 5 شهریور در جمع همفکرانش در قم گفت: "این جبهه (پایداری) از عماریون قم و اخراجیهای دولت تشکیل شده که باید رابطه چهار راس مشائیون، دولت، جبهه پایداری و جریان فتنه مشخص شود تا ببینیم رابطه جبهه پایداری با جریان انحرافی چیست؟ آیا آنها را محکوم میکنند؟" باهنر تنها 24 ساعت پس از این اظهارات، وقتی در برابر سوالات متعدد خبرگزاری فارس قرار گرفت که مگر شما بیانیه های جبهه پایداری و مواضع موسسین این جبهه مبنی بر مرزبندی با جریان انحرافی را ندیده اید؟ گفت: "اگر جبهه پایداری مواضع خودش را نسبت به جریان انحرافی بیان کرده، خوب است؛ خیلی ممنون!" باهنر باز هم ترجیح می داد حمله به اعضای جبهه پایداری و بطور غیرمستقیم تطهیر عملکرد خود و همفکرانش طی فتنه 88 را که با سکوت، مواضع دیرهنگام و دوپهلو به فتنه گران یاری رسانده بودند، در دستور کار قرار دهد، آنجا که که در 12 شهریور 90 در گفتگوی تفصیلی خود با خبرگزاری مهر اعلام کرد: "یکی از اختلافات اساسی ما با برخی از افراد تندرو در میان اصولگرایان همین بود، یعنی ما در میان اصولگرایان نباید اصلاح طلبان درون مجلس را تحریک کنیم و در مقابل آنها مرگ بر فتنه گر بگوییم ... هنگامی که ما این استدلال خود را مطرح میکنیم آنها در جواب میگویند شما به دلیل اینکه به رای آنها نیاز دارید با آنها درگیر نمیشوید. معتقدم ما باید مجلس را مدیریت کنیم." و اینگونه بود که خبرنگار مهر، در وصف حاشیه های این گفتگو نوشت: "بعد از گذشت 30 دقیقه از مصاحبه و گذر سوالات به انتقادات از مواضع و عملکرد باهنر در روزهای ابتدایی پس از انتخابات و شکل گیری فتنه، وی عجله زیادی به رفتن داشت و این بخش از سوالات را با این توضیح که وقت کافی برای پاسخ به همه سوالات ندارد به نوعی ناتمام گذاشت..." کاتوزیان؛ باز هم کلی گویی و سکوت در برابر سران فتنه عکس العمل حمید رضا کاتوزیان نیز در این باره شباهت زیادی با محمد رضا باهنر دارد. کاتوزیان که در طی فتنه 88 حاضر نشد علیه اقدامات و مواضع سران فتنه موضع گیری کند و در مقابل با پر رنگ کردن مسایل حاشیه ای و فرعی، خوراک قابل توجهی برای رسانه های ضدانقلاب تهیه کرد تا آنجا که در پروژه کشته سازی سعیده پور آقایی نیز نقش داشت، از جمله افرادی بود که پس از انتشار مواضعش در فتنه 88 در رجانیوز، در عکس العملی شتاب زده به یکی از سایت های معلق بین خبرسازی و توقیف ماموریت داد در یادداشتی سفارشی، به تطهیر وی بپردازد. وی در این مطلب که به نظر می رسد متن آن را نیز خودش نوشته است، مدعی شد در طی فتنه 88 عملکرد خوبی داشته و با پیگیری پرونده هایی همچون کوی دانشگاه و مجتمع سبحان خدمت قابل توجهی به نظام داشته است اما توضیح نداد چرا در مقابل پروپاگاندایی که در راستای سوژه های ضدانقلاب پسند انجام داد، هیچ گاه حاضر نشد حتی یکبار علیه سران فتنه موضع گیری کند؟ اما این در حالی بود که وی در تاریخ 26 مرداد به جای توضیح عملکرد خود در فتنه 88، ترجیح داد در اظهاراتی بی اساس حمله به جبهه پایداری را در دستور کار قرار دهد: "جبهه پایداری نیز رهبری اصلی و هدایتش بر عهده آقایان مشایی و بقایی است." اما وی توضیح نداد چگونه جبهه پایداری که یکی از علل تشکیل خود را مرزبندی با جریان انحرافی ذکر کرده است، توسط مشایی مدیریت می شود؟! عباسپور: نو اصلاح طلب نیستم/ شبه اصولگرایان می خواهند خودشان را اصولگرای ناب جا بزنند! علی عباسپور فرد تهرانی نیز که طی فتنه 88 علیه سران فتنه موضع گیری مستقیم نکرد و حتی چندی پیش در گفتگو با خبرگزاری آریا اعلام کرد تاکنون از خاتمی مواضع ضد نظام ندیده است! از جمله افرادی است که بعد از بازخوانی مواضع خود در رسانه های مختلف، به جای پاسخگویی و تبیین علت سکوت و رفتار مبهم خود در فتنه، کلی گویی و حمله به جبهه پایداری را در دستور کار قرار داد. عباسپور که بهواسطه عملکردش در مجلس و ارتباط نزدیک فامیلی با عبدالله جاسبی، به حامی وی در صحن مجلس هشتم شهرت دارد، در آخرین هفته شهریورماه سال جاری در گفتوگو با هفته نامه حزب موتلفه، در اظهاراتی مبهم و کلی، حمله به جبهه پایداری را در دستور کار قرار داد: "تلاش بعضی از جریان های متصل به دولت این است که افراد را به انواع مختلف از چارچوب نظام خارج حساب کنند. به عنوان نمونه بنده در انتخابات ریاست جمهوری از هیچ کاندیدایی حمایت نکردم، این امر در رسانه ها موجود است. بعد از انتخابات هم مواضعم را صریحا بیان کرده ام. بنده رهنمودهای حضرت امام، قانون اساسی، و اصل ولایت مطلقه فقیه و پاسداری از این اصول را در چارچوب رهنمودهای مقام معظم رهبری که فصل الخطاب در همه امور است مسیر حرکت خود قرار دادم و این را هم بارها اعلام کردم." اما وی توضیح نداد اگر این مبنا را قبول دارد، چگونه حتی یک موضع گیری صریح و شفاف طی فتنه 88 علیه سران فتنه و ضدانقلاب نداشته است و مگر رهبر انقلاب بارها از خواص نخواستند تا مواضع خود علیه فتنه گران را شجاعانه و صریح بیان کرده و از سکوت و دوگانه گویی پرهیز کنند؟ این عضو حزب موتلفه در ادامه ضمن گلایه شدید از اینکه اخیرا برخی از فعالان سیاسی وی و دیگر همفکرانش را "نواصلاح طلب" نامیده اند، گفت: "دوستانی که ما را به نواصلاح طلبی متهم می کنند اگر روی اصول حرکت کنند، اینها باید شدیدتر از ما نسبت به حرکت های دولت نهم و دهم معترض باشند!" عباسپور در ادامه نوک پیکان را به سمت جبهه پایداری گرفت و می گوید: "این شبه اصولگرایان یا به تعبیر دیگر اصولگرانمایان برای مردم شناخته شده اند و آنها نمی توانند از سابقه یی که دارند فرار کنند و خودشان را به عنوان اصولگرای ناب جا بزنند. اصولگرای ناب، اصولگرایی است که منشور جامعتین را در حقیقت بپذیرد ... بعد از جریانات اردیبهشت سال 90 که دولت دهم رو به افول گذاشت این افراد که پرچم شان در جهت باد خوب حرکت می کند به دنبال فرد دیگری می گردند که به دنبال او حرکت کنند و با سوار شدن بر موج آن فرد ادامه مسیر دهند. همین افرادی که در رسانه ها با اتهام زدن خود را بالامی کشند، کسانی هستند که در دوران اصلاحات با جریان اصلاحات همخوان شدند و هنگامی که دولت اصلاحات رو به افول رفت و دولت نهم و دهم پا به عرصه گذاشت با این دولت نیز همراه شدند تا جایی که در مجلس نیز همین افراد کار را مشکل کردند." اما وی توضیح نداد کدام یک از اعضای جبهه پایداری در زمان اصلاحات با اصلاح طلبان همسو بودند؟ آیت الله مصباح؟ آیت الله خوشوقت؟ غلامحسین الهام؟ باقری لنکرانی؟ روح الله حسینیان؟ و... بادامچیان: جبهه پایداری سهم خواهی می کند اما قالیباف و لاریجانی... اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب موتلفه نیز طی ماه های اخیر نقش قابل توجهی در تخریب جبهه پایداری داشته است، بهگونه ای که از همان روزهای ابتدایی تاسیس جبهه پایداری، وی در گفتوگوهای مختلف به یکی از چهره های ثابت حمله به این تشکل انقلابی تبدیل شده است. در این زمینه وی 26 مرداد در گفتوگو با سایت نزدیک به علی لاریجانی مدعی سهم خواهی جبهه پایداری شد اما توضیح نداد اگر منطق سهم خواهی از دید وی مردود است، چرا این اشکال را به قالیباف و لاریجانی وارد نمی داند که علیرغم تذکر صریح رهبر انقلاب در خرداد ماه سال جاری در دیدار با نمایندگان مجلس مبنی بر دخالت نکردن قوا و کانون های قدرت و ثروت در انتخابات، همچنان بر مقوله نماینده ویژه در 8+7 اصرار دارند؟ بادامچیان هم چنین در گفتگوی دیگری با همین سایت نیز حمله به جبهه پایداری را در دستور کار خود قرار داد. غفوری فرد: مخالفان حضور نماینده قالیباف و لاریجانی در 7+8 اصلاح طلبان هستند/ جبهه پایداری عقبه کافی ندارد! حسن غفوری فرد، دیگر عضو حزب موتلفه است که عملکرد مبهم و غیر قابل قبولش در فتنه 88 موجب شد بیش از گذشته زیر ذره بین رسانه ها قرار بگیرد. وی که به گفته خودش به موسوی رای داد، هر چند بعدها از این رای اعلام پیشمانی کرد اما جزو کسانی بود که سکوت معنادارش در فتنه 88 برای همیشه در کارنامه سیاسی وی حک شد. غفوری فرد نیز همچون برخی دیگر از ساکتین فتنه، یکی از اقدامات ثابتش در طی ماه های اخیر حمله به جبهه پایداری بوده است. از این رو وی در 27 مرداد سال جاری در گفتگو با سایت حامی علی لاریجانی گفت: "جبهه پایداری همان رایحه خوش خدمت است که در حال حاضر هم خودشان دچار انشعاب و تفرقه هستند. فکر نمیکنم با توجه به اینکه این تشکل سیاسی به تازگی اعلام موجودیت کرده از عقبه اجتماعی کافی برخوردار باشد." این روند ادامه داشت تا آنجا که وی در دوم مهرماه 90 در گفتگو با فارس، نکته جالبی را مطرح کرد و با دفاع همه جانبه از وجود نمایندگان قالیباف و لاریجانی در 7+8 مدعی شد: "آقای لاریجانی رئیس قوه مقننه است و سابقه وی در اصولگرایی برای همگان معلوم است و بنابراین از طرف وی در کمیته 7+8 یک نفر شرکت میکند." وی در پاسخ به این سئوال که (طبق هشدارهای رهبر انقلاب) آیا حضور نمایندگان لاریجانی و قالیباف در کمیته 7+8شائبه دخالت کانونهای قدرت و ثروت در انتخابات را به وجود نمیآورد؟ با رد این موضوع گفت: "کی قدرت دارد؟ کی ثروت دارد؟ به نظر من این مباحث اصلا مطرح نیست؛ اینگونه بحثها را اصلاحطلبان مطرح میکنند!" وی درباره این سئوال که اساساً مطالبات جبهه پایداری از کمیته 8+7 شامل همین موضوعات میشود نظر شما چیست، اظهار داشت: "اینکه گفته شود اینها به عنوان عوامل قدرت و ثروت هستند، اهانت به کل اصولگرایی است!" اما این پایان اظهارت غفوری فرد علیه جبهه پایداری نبود بگونه ای که وی در گفتگو با آخرین شماره منتشر شده از هفته نامه حزب موتلفه نیز به نوعی محتوای صحبت های قبلی خود را تکرار کرد و خواستار حضور نمایندگان این جبهه در 7+8 شد اما توضیح نداد آیا شروط این جبهه برای جضور در این مکانیسم برقرار شده است یا خیر؟ |
|
| لنکرانی در واکنش به فساد بزرگ مالی مطرح کرد: |
| ساعت ۱۱:٥٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر کامران باقری لنکرانی ، جبهه پایداری ، حجت الاسلام محسنی اژه ای |
|
سابقه درخشان اژهای در مقابله با مفاسد/ نقش حاشیهسازان دولت در زمینهسازی برای فساد/ طلبکاری بد سابقهها با اتهامزنی به کلیت دولت
عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در واکنش به فساد بزرگ مالی رخ داده در شبکه بانکی کشور با یادآوری سوابق درخشان حجتالاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژهای در مقابله با مفاسد اقتصادی مورد حمایت بخشهایی از قدرت، به نقش جریان حاشیهساز دولت در زمینهسازی برای این فساد نیز اشاره و در ادامه تأکید کرد که جریانهای بد سابقه که در دورههای گذشته از بیتالمال سوء استفاده کرده بودند در حال متهم کردن کلیت دولت هستند.
به گزارش رجانیوز، دکتر کامران باقری لنکرانی در این نوشته که بهطور اختصاصی در اختیار رجانیوز قرار گرفت، نوشت: «اگرچه سر زبان افتادن امثال این حقیر مربوط به حضور در مناصب اجرایی تلقی میشود، اما برادر ارزشمند و متعهدم حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا محسنی اژه ای سالها پیش از کسوت وزارت بهدلیل قهرمانی در عرصه مبارزه با فساد محبوب قلوب مردم حزب اللهی ایران اسلامی شده بود. نقش برجسته او در مبارزه با فساد در سالهایی که اسراف و تجملگرایی موجب تفاخر برخی از صاحب منصبان شده بود و به ویژه رأی قاطع او در پرونده ای که بسیاری از صاحبان قدرت برای رهایی متهمش تلاش کردند و حتی برای محکوم دادگاه، سوغات حکومتی اهدایی آل سعود از بیت الله الحرام را آوردند، فراموش ناشدنی است. خاطرات آن روز جزو افتخارت امروز است و سرمایه ای در نبرد بی امان با مفسدان. از حاشیه های به یاد ماندنی نماز جمعه آن سال های تهران، اظهار محبت های قدر شناسانه مردم، به قاضی قاطع آن روزها و دادستان کل کشور امروز بود.
امروز نیز نظام در برخورد با یکی از پرونده های بزرگ فساد مالی، این قهرمان را به میدان آورده. برخلاف خیلی ها که خیلی دیر به یاد تکالیف خود می افتند وهمین عمل دیر هنگام را هم با منت و تفاخر و غرور انجام میدهند (که خاطرات دردناکی از این سنخ برخوردها را در سال 88 و جریان فتنه همگی در ذهن داریم)، حجت الاسلام والمسلمین محسنی اهل برخورد به هنگام، قاطع و ولایت مدارانه است. حضورش در سیما بلافاصله بعد از رهنمودهای رهبری عظیم الشان انقلاب اسلامی روحی فداه در پرونده فساد مالی اخیر و گزارش دقیق و شفافی که ارایه داد، شاهدی بر همین مدعاست. شیرینی این گفتوگوی صمیمی این بود که از خودش چیزی نگفت و هر چه گفت، از عمل به تکلیف بود و این که در این پرونده به حساب همه متهمان رسیدگی خواهد شد و ضعیف کشی نخواهد شد و لایه های پنهان نیز به سزای اعمال خود خواهند رسید و همه حقوق بیت المال استرداد خواهد شد. البته باید پذیرفت در این پرونده فقط با فساد مالی سروکار نداریم. هرچند که این فساد بزرگ در بستری از فساد مدیران میانی شکل گرفته اما این بسترخود محصول اهمال در نظارت و بازرسی، ساده انگاری و حسن ظن های بیمورد و اشکالات اساسی نظام بانکداری و سیستم مالی و پولی فعلی است. روی کار آمدن دولت نهم همانگونه که رهبری معظم انقلاب فرمودند مفسدین را مرعوب کرد. بررسی های متعدد توسط سازمان های مسئول نشان میدهد در فاصله سال های 85 تا 88 میزان تخلفات در دستگاههای دولتی و شبه دولتی نسبت به زمانهای قبل بهنحو چشمگیری کاهش یافت و در برخی موارد به صفر نزدیک شد. برخوردهای قاطع دولت به ویژه رییسجمهوری محترم حتی با شائبه های فساد، نقش اصلی را در این کاهش داشته است. اما بههمریختگی ناشی از جریان فتنه و مسایل بعد از انتخابات مفسدین را بار دیگربه میدان آورد و حاشیه سازان نیز که فرمول تدبیرشان همان فرمول های دولت های سازندگی و اصلاحات بود، با سوء استفاده از حسن ظنها، زمینه ساز این مفاسد شدند. کسانی که به بهانه این پرونده کلیت دولت رابه فساد مالی متهم میکنند، بسیار بی انصاف هستند. از آنجا که برخی از آنها خود در پرونده هایی از این جنس، سوء سابقه طرفداری همه جانبه از مفسدان را به دلیل برخورد قبیله ای با همه موضوعات از جمله در برخورد با مفاسد اقتصادی، در پیشینه دارند، صحبت های امروزشان در نگرانی از فساد مالی و توصیه به مبارزه با آن، نوعی فرصت طلبی ناشیانه آنهم در آستانه انتخابات مجلس تلقی میشود که در پیشگاه مردم فهیم ایران اسلامی جایی ندارد. اما هیچ کس از فتنه شیطان رهایی ندارد و همه باید بر خود ظنین باشند تا مطمع شیطان قرار نگیرند. همراهی دولت با قوه قضاییه در برخورد قاطع با فساد و زمینه سازان فساد در این پرونده، انشالله تلخی این واقعه را با شیرینی اقامه قاطع حدود الهی جایگزین خواهد کرد. پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند "ساعة من امام عدل افضل من عباده سبعین سنه و حد یقام لله فی الارض افضل من مطر اربعین صباحا" (الکافی ج 17 ص175) یک ساعت حکمرانی پیشوای عدالت مدار از عبادت 70 سال برتر است و برکت اقامه حد در زمین آنگاه که برای خدا باشد از 40 روز بارندگی بیشتر است.» |
|
| انتقادهای اصولگرایان به 8+7 و جدیدترین نظرات جبهه پیروان |
| ساعت ۱۱:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، محمدحسین صفارهرندی ، جبهه پایداری |
|
احتمال تغییر در 8+7/ این ساز و کار جامعترین نیست و تغییر در آن را باید به عقلانیت اضلاع اصولگرایی سپرد
گروه سیاسی- جریان اصولگرایی همانطور که در انتخابات مجلس هشتم با مدل 6+5 و جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات حاضر شد، در پی آن است که برای انتخابات مجلس هشتم نیز به ساز و کار واحدی دست یابد. به گزارش رجانیوز، در حال حاضر، از ساز و کار 8+7 بهعنوان یک مدل اولیه یاد میشود، اگرچه برخی اصرار دارند که این مدل را نهایی بخوانند اما برخی از اصولگرایان که حتی در این مدل نیز نماینده اضلاع اصولگرایی هستند به این ساز و کار انتقاد دارند. شاید مهمترین این انتقادها مربوط به اختصاص نماینده ویژه برای لاریجانی و قالیباف باشد. برخی از جمله محمد حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران نیز از این روش انتقاد کرده و گفته است اگر قرار باشد افراد بهطور مجزا از جریانها نماینده داشته باشند، فردی مانند احمد توکلی بهدلیل سوابقش بر بقیه اولویت دارد. برخی از نزدیکان محسن رضایی هم پس از آنکه دیدند قرار است به لاریجانی و قالیباف سهم ویژه داده شود اما برای رضایی در این فرآیند سهمی در نظر گرفته نشده است، شاکی شده و جبهه ایستادگی را به راه انداختند. حسین کنعانی از نزدیکان رضایی نیز تهدید کرده که چنانچه نظراتشان تأمین نشود، احتمال ارائه لیست جداگانه وجود دارد. اما شاید جدیترین انتقادها به این فرآیند را جبهه پایداری انقلاب اسلامی داشته باشد که نظرات خود را اوائل هفته جاری بهصورت مکتوب نیز به آیتالله مهدویکنی و آیتالله یزدی ارائه کرد. این جبهه که معتقد به تبعیت کامل از ولایت فقیه و مرزبندی با جریانهای فتنه و انحرافی است، معتقد است که بر اساس معیار اول، رهبر معظم انقلاب در دیدار هشتم خرداد ماه با نمایندگان مجلس، بر رعایت احترام انتخابات با دخالت نکردن قوا تأکید کردند که همانطور که قوه مجریه و قضائیه نباید در این قضیه دخالت کنند، رئیس قوه مقننه نیز نباید شأن خود را در حد دخالت در ساز و کار انتخاباتی فروبکاهد، آنچنانکه در انتخابات مجلس هشتم نیز حدادعادل رئیس وقت مجلس از دخالت در مدل جبهه متحد خودداری کرد. حدادعادل نیز هفته گذشته در حاشیه همایش جبهه پایداری وقتی که خبرنگار با یادآوری بیانات رهبر انقلاب در مورد دخالت نکردن مسئولان در انتخابات کشور از وی پرسید "شما در زمانی که ریاست مجلس هفتم را بر عهده داشتید، به این توصیه رهبر معظم انقلاب عمل کردید، آیا در این دوره نیز ریاست مجلس هشتم به این توصیه عمل خواهد کرد"، گفت: هنوز اتفاقی نیفتاده در این دوره هم توصیه های رهبر انقلاب رعایت می شود.
جبهه پایداری همچنین با یادآوری هشدار دیگری از رهبر انقلاب مبنی بر نزدیک نشدن نمایندگان به کانونهای قدرت و ثروت، شهرداری تهران را یکی از این کانونها میداند و تأکید دارد که بر همین اساس، وزن دادن به شخص شهردار تهران مغایر بیانات رهبری است. این جبهه همچنین با یادآوری سابقه فعالیتهای انتخاباتی مجلس هشتم که لاریجانی و قالیباف از لیست موازی ائتلاف اصولگرایان با عنوان "ائتلاف فراگیر اصولگرایان" بر خلاف توافق اصولگرایان مبنی بر حضور در انتخابات با لیست واحد حمایت کردند، تأکید میکند که با توجه به این سابقه عهد شکنی سیاسی نباید با سهم دادن به این افراد به نوعی به آنها جایزه داد! در عین حال، برخی با اصرار بر مدل 8+7 به نوعی القا میکنند که این فرآیند نهایی شده و به منزله وحی منزل همه باید به آن تن بدهند. اما علاوه بر انتقادهای فوق، حبیباله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز میگوید که احتمال تغییر در ساز و کار 8+7 وجود دارد. وی در گفتوگو با شماره امروز (پنجشنبه) هفتهنامه شما در پاسخ به این سؤال که "چشمانداز آینده وحدت و «چشمانداز آینده اصولگرایان بسیار روشن است. آنها بر اساس عقل جمعی به تصمیمسازی و تصمیمگیری میرسند. در انتخابات مجلس هشتم با ساز و کار 6+5 به تصمیم خوبی رسیدند اکنون هم با ساز و کار 8+7 که ممکن است در آینده اندکی تغیر کند روند همگرایی خود را طی میکنند. اصولگرایان همه زعامت آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی و جامعتین را پذیرفتهاند. در جامعه خودشان در انتخابات آینده نامزدی ندارند. آنها دغدغه حفظ انقلاب و حفظ وحدت اصولگرایان را دارند. خالصانه و متواضعانه پای پیش نهادند تا این امر محقق شود. اولین اقدام آنها صدور منشور اصولگرایی بود که مورد استقبال همه اصولگرایان قرار گرفت. اکنون نیز بحثهای ابتدایی صورت گرفته است و یک پایداری برای اتحاد و همگرایی اصولگرایان شکل گرفته است و انشاءالله این پایه هر روز محکمتر میشود. سازمان اصولگرایان هیچ مشکلی برای شکلگیری خود ندارند. هر رجل سیاسی و مذهبی در این سازمان و هر حزب و گروهی جایگاه خاص خود را دارند. هیچ کس جای دیگری را تنگ نمیکند. هر کس به اندازه توان و استعداد خود در مسیر گفتمان خدمت، پیشرفت و عدالت گام برمیدارد. مردم ناظر این فعالیتها هستند و هر کس را فعالتر، مخلص تر دیدند به آن کمک میکنند. اصولگرایان اکنون در حال باز تولید گفتمان خود هستند. ما در آینده شاهد نوعی نوسازی در این گفتمان بر اساس نیازهای مردم و مطالبات مردم بهویژه اقشار محروم هستیم.» در ادامه این گفتوگو نیز وقتی خبرنگار مجدداً میپرسد که "ساز و کار 8+7 چقدر جامع است؟"، عسگراولادی بار دیگر بر احتمال تغییر در این ساز و کار تأکید میکند و میگوید: «ما معتقد نیستیم این ساز و کار جامعترین است، ممکن است در آینده بر اساس آخرین برآوردها مورد قبض و بسط قرار گیرد ما باید این قبض و بسط را به سیاستورزی و عقلانیت اضلاع اصولگرایی بسپریم.» در عین حال، بهنظر میرسد اکثریت جریان اصولگرا ساز و کار فعلی را قابل اصلاح بدانند تا بتواند چتر فراگیرتری ایجاد کند و احتمال چندگانگی در این جریان را کاهش دهد، اگرچه ممکن است یک بخش اقلیت با اصرار بر این ساز و کار و مطلق و بیعیب دانستن آن، بخواهد زمینه انشقاق را ایجاد کند اما همانطور که عسگراولادی تأکید کرده باید قبض و بسط در این ساز و کار به عقلانیت اضلاع اصولگرایی سپرده شود و اجازه نداد برخی با سهمخواهیهای بیمنطق و بدون انعطاف مخل وحدت شوند و برونداد این ساز و کار را نیز به نفع خواص مردود به پیش ببرند. |
|
| غلامعلی حدادعادل در گفتوگویی مطرح کرد: |
| ساعت ۱۱:۱٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، حداد عادل ، جبهه پایداری ، دکترعلی لاریجانی |
|
مخالف نمایندهویژه لاریجانی و قالیباف بودم/باید به مذاکراتمان با جبهه پایداری ادامه دهیم
غلامعلی حدادعادل عضو گروه هفت نفره کمیته موسوم به 8+7 برای وحدت اصولگرایان نظر شخصی خود را مخالفت با حضور نمایندگان اشخاص (لاریجانی و قالیباف) در کمیته وحدت اصولگرایان عنوان و در عین حال خاطرنشان کرد که صرفاً بهدلیل نظر آیتالله مهدویکنی از نظر خود صرفنظر کرده است.به گزارش رجانیوز، در حالی که حدود دو ماه قبل حبیبالله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری که یکی از اعضای کمیته هفت نفره نیز هست، احتمال تغییر در کمیته 8+7 را مطرح کرد و گفت که این ساز و کار جامعترین نیست و تغییر در آن را باید به عقلانیت اضلاع اصولگرایی سپرد، حدادعادل نیز در گفتوگویی اعلام کرد که احتمال دارد 8+7 به 9+8 تغییر یابد. وی با یادآوری سوابق وحدت اصولگرایان و پیروزیهای ناشی از این وحدت، خاطرنشان کرد که از شکلگیری وحدت ناامید نیست و اظهار عقیده کرد: ما باید به مذاکراتمان با دوستانمان در جبهه پایداری ادامه داده و دیدگاههایمان را توضیح بدهیم، صحبتهای آنها را بشنویم و تلاش کنیم تا همه زیر یک چتر واحد جمع شویم و مثل گذشته از اعتمادی که مردم به بدنه اصولگرایان دارند، حُسن استفاده را بکنیم تا بتوانیم پیروزیهای به دست آمده در سالهای گذشته را حفظ و تکرار کنیم. حدادعادل در گفتوگو با نشریه شما در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا در صورت به وحدت رسیدن با جبهه پایداری، احتمال شکلگیری لیستهای دیگری نیز وجود دارد، به انتخابات شورای شهر سوم و لیست جبهه پیروان اشاره کرد و گفت: در انتخابات شوراهای سوم در دقیقه نود جبهه پیروان امام و رهبری هم لیست متفاوتی دادند که ما معترض بودیم و ضررش را هم دیدیم. در ادامه از وی پرسیده شد که جبهه پایداری میگوید شما چه منطقی برای دعوت دو چهره شاخص جریان اصولگرایی دارید؟ بعد انتقاداتی هم متوجه این دو چهره دارند. یعنی قسمت اول سئوالشان این است که چرا این دو چهره؟ دوم اینکه معتقدند آقایان قالیباف و لاریجانی به جهت منع حضور مسئولین رسمی در انتخابات، نباید در ترکیب 8+7 باشند. حدادعادل در پاسخ تأکید کرد: حقیقت این است که بنده هم با حضور نمایندگان افرادی که دارای یک تشکل رسمی سیاسی اعلامشده نیستند، در جبهه متحد اصولگرایان موافق نبودم، هنوز هم موافق نیستم، ولی من مصلحتاندیشی آیتالله مهدویکنی را بر نظر خودم ترجیح دادم. وقتی نظرم را به آیتالله مهدویکنی گفتم و بعد دیدم نظر ایشان این است که این دو نفر هم نماینده داشته باشند، من به احترام ایشان تمکین و فکر کردم حفظ وحدت یعنی اینکه اگر در جایی با هم اختلاف داشتیم، اختلاف را کنار بگذاریم و ببینیم که اگر بر اختلاف پافشاری کنیم، ضررش بیشتر است یا اگر وحدت را حفظ کنیم. وی در ادامه با یادآوری برخی سوابق انقلابی آیتالله مهدویکنی افزود: آقای قالیباف جدا از اینکه شهردار تهران هستند، یک چهره فعال سیاسی هم هستند، در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند و به عنوان یک چهره فعال شناخته شدند. کسی نمیتواند ایشان، فکر ایشان و طرفدارانشان را از شرکت فعال در انتخابات مجلس نهم منع کند. آقای لاریجانی هم همین طور. من احتمال میدهم یک جهت اینکه آیتالله مهدویکنی موافق بودند که این دو نفر در این جمع نمایندهای داشته باشند، این است که اینها هم جدای از بقیه اصولگرایان به فکر یک فهرست جداگانهای نباشند. اگر این تدبیر در ذهن آیتالله مهدویکنی به فرض من صحت داشته باشد، توجیهپذیر است. بالاخره اینکه دوستان جبهه پایداری اگر به این جریان بپیوندند، ما معتقدیم که آنچه همه ما به دست میآوریم، بیشتر از آن چیزی است که هر کداممان از دست میدهیم. در ادامه این گفتوگو، موارد دیگری از استدلال جبهه پایداری برای حضور نداشتن افرادی مانند لاریجانی، قالیباف و باهنر در مرکزیت تصمیمگیری برای اصولگرایان مطرح شد. از وی پرسیده شد: علاوه بر اینکه جبهه پایداری به نقش نماینده داشتن این دو نفر انتقاد دارند، انتقاد دیگری را نسبت به آقای لاریجانی، آقای قالیباف و آقای مهندس باهنر دارند و آن، این است که این سه نفر را افرادی میدانند که در جریان فتنه آن طور که باید وارد نشدند و موضعگیری درستی نداشتند. جنابعالی در خصوص این انتقاد جبهه پایداری و مخصوصاً این سه نفر چه نظری دارید؟ حدادعادل در پاسخ با پذیرش تلویحی این انتقاد و اینکه برخی مواضع این افراد در فتنه مناسب نبوده است، گفت: مسلماً مواضع همه ما که تحت عنوان جبهه متحد اصولگرایان دور هم جمع شدهایم در برابر جریان فتنه یکسان نبوده است. بعضیها خیلی سریعتر واکنش نشان دادند و اعلام موضع کردند، خیلیها صریحتر و شفافتر به میدان آمدند. بعضیها دیرتر آمدند یا دوپهلو صحبت کردند، بعضیها هم سکوت کردند. ما همان موقع به این روش و رفتار آنها انتقاد داشتیم، الان هم انتقاد داریم. ولی سئوال این است که حالا باید با اصرار بر سر این انتقادات کاری کرد که دو باره جریان فتنه پیروز شود یا نه؟ حرف این است. اگر خیلی نگران جریان فتنه هستیم، باید بدانیم که با ادامه کشمکش در بین اصولگرایان ممکن است همان جریان فتنهای که ما این حرفها را در باره آن میزنیم، پیروز شود. ما باید در اینجا با یک واقعبینی متوجه شویم که داریم چه کار میکنیم. مسئله مهم این است. حالا ما این اشخاصی را که در جبهه متحد اصولگرایان هستند، متعلق به جریان فتنه که نمیدانیم. هیچ کدام از اینها متعلق به جریان فتنه نیستند، بلکه عمومشان مخالف بوده و هستند و در این شکی نیست. در نوع موضعگیریشان متفاوت بودند و ما به بعضی مواضع خودمان انتقادهایی داریم. با حفظ همه این حرفها معتقدیم در شرایط فعلی باید دور هم جمع بشویم و فهرست واحد بدهیم. رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری یادآور شد: همه ما معتقدیم که نباید جنگ لفظی بین ما آغاز شود و باید خویشتندار باشیم. به فرض اینکه جبهه پایداری هم ملحق نشود، نباید عرصه، عرصه رقابت ما با جبهه پایداری شود. همیشه هم باید اعلام کنیم که ما آماده استقبال از پیوستن آنها به مجموعه هستیم؛ در عین حال که نباید معطل بمانیم و زمان را از دست بدهیم. در حال حاضر هم این طور است که کارها آغاز شده و پیش میرود و در هم به روی جبهه پایداری باز است. وی در ادامه احتمال ارتقای ترکیب 8+7 به 9+8 را مطرح کرد و گفت که پیشنهاد شده که به اتفاق آرا به 8 نفر یک نفر دیگر هم اضافه کنند که ممکن است به هیچ گروهی تعلق نداشته باشد و قدری خیال همه راحتتر شود که همهی افراد مورد قبول در این هیئت حضور دارند و یک نفر هم از جبهه پایداری در هیئت داوری باشد که دیدگاههای آنها را بیان کند. اینها جزو پیشنهادهای مطرح بوده است و میتواند در جلب نظر جبهه پایداری مؤثر باشد. خبرنگار نظر حدادعادل را در مورد قالیباف با توجه به حمایت از او در انتخابات سال 84 پرسید که وی با بیان اینکه مخالفت با نماینده داشتن قالیباف به معنای مخالفت با شخص وی نیست، اظهار داشت: مخالفت من با نماینده داشتن ایشان به معنی مخالفت من با شخص ایشان نیست. من در وجود آقای قالیباف جهات مثبت زیادی سراغ دارم. معتقد بودم که مثل انتخابات مجلس هفتم و هشتم، بهتر است که تصمیمگیرندگان فقط اضلاع سیاسی باشند که معرف تشکلهای اصلی اصولگرایان هستند و فکر میکردم اگر جبهه پیروان که نوبتِ گذشته هم حضور داشته، رهپویان که در کنار ایثارگران در این چهار سال موجودیت خودش را اثبات کردهاند و تشکل جاافتادهای است و جبهه پایداری که شکل تحولیافتة رایحه خوشِ خدمت است، در کنار هم جمع شوند، کم و بیش همان مدل مجلس قبلی تکرار میشود. ما در مجلس قبلی از اینکه اشخاص نماینده نداشتند، ضرر نکردیم. اصلاً از روز اول گفتند رئیس مجلس که بنده بودم، لازم نیست که حضور داشته باشد یا نماینده داشته باشد؛ بنده هم قبول کردم. رئیس سابق مجلس، تقسیم بندیهایی مانند اصولگرایان تحولخواه شامل جمعیت ایثارگران و حزب رهپویان را که وی و قالیباف را نیز برخی جزو آنها میدانند، الفاظی دانست که اعتبار چندانی برای آنها قائل نیست و گفت: بعضی از سلیقههایم به ایثارگران و رهپویان، بعضیها به آقای قالیباف و بعضیها هم به جبهه پیروان خط امام و رهبری نزدیک است. خیلی هم این اسامی را ریشهدار نمیدانم. هر کسی از یک لفظی خوشش میآید، آن را اعلام میکند. این اسمها مثل جرقههائی هستند که از روی آتش بلند میشوند. یک جرقه، چند ثانیه بیشتر دوام ندارد، بالا میآید، خاموش و سپس فراموش میشود. برگردید به این 32 سال و ببینید در فصل انتخابات چند تا اسم عَلَم شده و امروز همه آنها به فراموشی سپرده شدهاند. این اسامی هم همین طورند. حدادعادل در پاسخ به این سؤال که پسر شما در مصاحبهای گفته بود راست سنتی بهویژه مؤتلفه با مشارکت برخی گروههای دیگر پدرم را کنار گذاشتند و لاریجانی را رئیس مجلس هشتم کردند، از خبرنگار خواست که اجازه دهد به این ماجرا نشود و سکوت کند. |
|
| پرسش و پاسخ دانشجویان با صادق محصولی: |
| ساعت ۱٠:٥٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، صادق محصولی ، جبهه پایداری |
|
آنچه برای جبهه پایداری از نماز و روزه مهمتر است/ پاسخ به شبهه "ساکتین انحراف"/ نتیجه وحدت بدون اصول میشود دولت سازندگی
صادق محصولی عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز پنجشنبه میهمان دومین جلسه از سلسله نشستهای "نقد واقع بینانه، عدالت سیاسی، انتخابات مجلس" بود که اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار کرد.به گزارش رجانیوز، دانشجویان حاضر در این نشست، پرسشها و شبهات خود را در مورد نوع نگاه جبهه پایداری به شرایط و مبانی اصولگرایی، اتهام زنی برخی جریانها به این جبهه مبنی بر سکوت در مقابل انحراف، علت حمایت از ریاست مجلس لاریجانی، تنازل برای وحدت، لیست جداگانه در انتخابات جواب داد که متن این پرسش و پاسخها را خبرنامه دانشجویان منتشر کرد. این روزها در فضای مطبوعاتی و رسانه ای از جمله فضای مجازی بحث های مختلفی در رابطه با اصول گرایی و جبهه پایداری و انتخابات مجلس صورت می گیرد می خواهیم ببینیم نگاه جبهه پایداری چه نگاهی است؟ اصولاً درتخصص های مختلف و کارهای مرتبط با آن، نسبت به مسائل دینی نگاه ها و توجهات در یک حد نیست، مثلا در رشته های فنی مثل مهندسی عمران و... خیلی به موضوع نگاه دین مدارانه توجه نداریم یا در بعضی رشته ها مثل رشته های پزشکی خیلی به اینکه نقش دین در نیازهای ما چیست، توجهی نداریم. اگر کسی بخواهد برجی بسازد به سراغ مهندسی متبحر می رود، نه الزاما متدین. شاید در شرایط مساوی، مهندس دیندارتر را اگر حق الزحمهاش گران تر نباشد، انتخاب کنیم. همچنین، اگر شخصی نیاز به جراح قلب داشته باشد، سعی می کند بهترین جراح قلب قابل دسترسی را پیدا کند. ولی هرچه به سمت رشته هایی می رویم که علوم انسانی در آن بیشتر مطرح است، دین مداری در آنها پررنگتر میشود؛ مثلاً در معماری به دلیل اینکه بحث زیست، اسکان و آرامش انسان مطرح است نگاه دین جلب توجه می کند. رعایت نکاتی مثل اندرونی- بیرونی یا رو به قبله بودن و... در روانشناسی هم همینطور. همین موضوع را در نظر بگیریم و برسیم به مباحثی که به عنوان تکالیف فردی ما مطرح می شود. از منظر اصول عقاید، در بحث تکالیف فردی هر شخص، توصیه دین این است که ما آنقدر مسلط به اصول عقاید باشیم که بتوانیم خودمان استدلال کنیم و تقلید در اصول عقاید جایز نیست. یعنی باید در مسائل اصول عقاید کاملاً دین مدارانه برخورد کنیم و بتوانیم خودمان استدلال و اثبات کنیم. در تکالیف فردی و واجبات مثل نماز و روزه و جهاد و زکات و خمس و... که از اهمیت بالایی برخوردارند، باید یا مجتهد باشی یا مقلد. وقتی مقلد باشیم، دنبال این هستیم که رسالهی مرجع تقلید خود را مو به مو عمل کنیم و در امور عبادات و تکالیف فردی -یعنی در امور فقهی- انسان باید یا شخصا مجتهد باشد و یا مقلد. حال ما که عموما مقلد هستیم، واجب است که احکام رساله را بلد باشیم تا مثلا یک فریضهای مثل نماز را درست انجام بدهیم؛ از غسل و وضو گرفته (مقدمات نماز) تا خود نماز، چگونگی و ترتیب جزییات نماز، چگونگی و دقت در مخارج حروف، حتی توجه به مواردی که واجب نیست و مستحب است، مثل قنوت و بعضی از اذکار مستحب، توجه به نماز یعنی علاوه بر خواندن نماز به صورت صحیح با خواندن نماز ارتباط با خدا برقرار شود تا این نماز ما را از فحشا و منکر باز دارد. در روزه و حج و خمس و زکات و... هم همین گونه است. حال می رسیم به چیزی که در اسلام از نماز هم مهمتر است و در شرایط عمومی، موضوع مهم بحث ولایت است. امام باقر(ع) می فرمایند: "دین به پنج پایه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت" و در ادامه می فرمایند: "برای چهار مورد دیگر به جز ولایت، رخصت و تخفیف قائل شدند ولی برای ولایت تخفیفی وجود ندارد"، یعنی اینکه اگر شما مریض هستی، می توانی نماز را نشسته بخوانی، یا اگر مریضی، می توانی روزه نگیری، اگر پول نداری زکات نمی دهی، اگر استطاعت نداری حج نمی روی، ولی ولایت اهل بیت(ع) واجب است و تخفیف بردار نیست و این اهمیت ولایت را می رساند. مشابه این روایت هم می فرماید که شما به هیچ چیزی مانند ولایت توصیه نشده اید؛ "لم یناد بشی کما نودی بالولایة"، یعنی ما به اندازه ولایت در مورد هیچ چیز دیگری دعوت نشده ایم. بنابراین ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که در شرایط عمومی، مهمتر از نماز، تبعیت از ولایت است. در شرایط فعلی که حاکمیت نظام اسلامی است، موضوع مهم حفظ نظام است؛ طبق فرموده امام(ره) و فرموده حضرت آقا در سالگرد رحلت امام(ره)، حفظ نظام اوجب واجبات است، نظامی که در حال حاضر بر پایه ولایت است. وقتی در نماز حتی در مستحبات آن آنقدر دقت می کنیم که ببینیم خداوند و نبی او چه فرموده و دستور داده اند که مانند آن عمل کنیم، مسلم است که در حفظ نظام که فریضه ای واجب تر است، باید دقت بیشتری کنیم؛ هم برای انجام آن و هم برای چگونگی آن، یعنی در مقدمات، نیات، جزئیات و... .ما در نماز مراقب هستیم که همه چیز را رعایت کنیم، مخارج حروف را رعایت کنیم؛ خوب این دقت ها برای چیست؟ مگر نه برای اینکه خدا از ما راضی باشد؟ حال که ما این همه توجه داریم، همان خدا و پیغمبر(ص) و همان ائمه(ع) به ما دستور داده اند که ولایت مهمتر است. امام راحل که اسلام را دوباره احیا کرد، فرمود که حفظ نظام، اوجب واجبات است. حفظ نظام هم کار فرهنگی سیاسیای را که شما انجام می دهید، نیاز دارد و ارزش آن کمتر از نماز نیست. دشمن میخواهد ما به این جنبه مهمتر اسلام، کمتر توجه کنیم. ما نیز باید اهمیت این موضوع را برای دوستان روشن کنیم تا مطابق تکلیفمان عمل کنیم. چیزی که الان برای جبهه پایداری مهم است، کار فرهنگی و سیاسیای است که از نماز واجب تر است و باید مرّ نظر ولی فقیه باشد. اگر ولایت نباشد، هر چیزی که به عنوان فریضه است، مقبول واقع نمی شود. فرایض همه مثل جسم ما و ولایت مانند روح و جان در بدن است. اگر ولایت نباشد، این چشم این دست و پا و دیگر اعضای بدن فاقد ارزش می شود. اگر روح در بدن باشد، جسم ارزش دارد ولو اینکه اعضا ضعیف باشند. وقتی روح از بدن خارج شد، آن را زیر خاک می کنند، چون فساد و بوی نامطبوعاش همه را آزرده می کند. بنابراین بدون ولایت، کارها مانند این بدن می ماند که جان ندارد و فاقد ارزش می شود و بوی نامطبوعاش همه را آزرده می کند و باید آن را زیر خاک کرد. پس قبولی فرائض به شرط داشتن ولایت با مراتبش است، یعنی ولایت الهی، ولایت نبوی، ولایت امام معصوم و در زمان غیبت ولایت فقیه. بنا بر همین اصل است که امام خمینی(ره) می فرمایند: "ولایت فقیه همان ولایت رسول الله(ص) است." لذا ما در جبهه ی پایداری با این نگاه به تکالیف اجتماعیمان شعارهایمان را تنظیم کردیم. وقتی که مقام معظم رهبری در سالگرد حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) سه شاخص اصلی را برای مکتب امام معرفی کردند، ما دیدیم که در فرهنگ اسلامی، شاخص های اصلی با الهام از فرمایشات رهبری عبارت است از عقلانیت، معنویت و عدالت البته همه حول محور ولایت. لذا شعارمان را این سه شاخص قرار دادیم. منظور از عقلانیت این است که هر کاری میکنیم، بر مبنای خرد و عقل باشد. درباره این موضوع در قرآن دیده می شود که ما تبعیت کورکورانه نداریم و در اسلام تبعیت بر مبنای عقلانیت و بصیرت است و خداوند میفرماید: "قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی" (سوره یوسف آیه 108) یعنی ای پیغمبر بگو من و آنهایی که پیرو من هستند (یعنی مؤمنین) دعوت می کنیم به سوی خدا بر مبنای عقلانیت و بصیرت. در جای دیگر امام علی(ع) می فرماید: "عقل محکمترین پایه ها است." و در جایی دیگر می فرمایند: "عقل پیام آور حق است" لذا شما که می خواهید حق را به دیگران برسانید، باید بر مبنای عقل و بصیرت و همان روشی که راه پیامبر(ص) هست، باشد. در جای دیگر حضرت علی(ع) می فرماید: "ثمرة العقل الاستقامة" یعنی ثمره و میوه عقل و خردورزی، پایداری در راه خداست. مشکل اینجاست که دوستانی داشتیم که "قالوا ربنا الله" خوبی گفتند اما در استقامتشان مشکل پیدا کردند. اما چیزی که برای ما اصیل است و اهمیت دارد، گفتمان سوم تیر یعنی همان گفتمان انقلاب است، نه آن کسی که پرچم گفتمان سه تیر را بلند می کند. تا روزی که کسی پرچم را بلند کرد و در آن راه ماند، ما نیز حمایتش می کنیم. به هیچ کدام ما تضمینی تا آخر داده نشده و خداوند با هیچ کس تا روز آخر عقد اخوت نبسته است که منحرف نشود. بنابراین این نکته باید مد نظر باشد که در خردورزی و عقلانیت، پایداری نشان دهنده این است که شما عقلانیت را به درجه ای رسانده اید که میوه اش بهدست آمده است و عقلانیت تاکید بر پایداری در سیر الی الله دارد. کلمه پایداری جبههی پایداری هم به خاطر این توصیه است که ما قصد داریم انشاء الله در این مسیر پایدار بمانیم. شاخص دیگر مکتب امام(ره) معنویت است؛ معنویت به معنای ضرورت وجود روح در بدن است که اگر روح در بدن نباشد، آن بدن باید دفن شود چون فساد و بوی آن همه را آزرده می کند. معنویت در مکتب امام(ره) یعنی هر چیزی اعم از اندیشه، گفتار و کردار باید با ملاحظه رضای خدا و نیت قرب خدا باشد وگرنه فاقد ارزش است. خداوند متعال در قرآن می فرماید: "الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر" (سوره حج آیه 41) یعنی آنهایی که هرگاه قدرت و توانایی در روزی زمین به آنها دادیم، نماز را برپا می دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند. این آیه به دنبال آیهی "ولینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز" آمده است یعنی اینها کسانی هستند که خداوند را یاری می کنند و خداوند هم ایشان را یاری می کند. بنابراین اگر خداوند به این افراد توانایی و قدرت دهد، اقامه نماز می کنند، زکات می دهند و... این یعنی معنویت و همه کارها را در جهت قرب الی الله و در راه خدا میکند. شاخص دیگر مکتب امام(ره) و فرهنگ اسلامی، عدالت است. امام علی(ع) می فرماید: عدل پایه و شالودهای است که بنیاد هستی بر آن استوار است. در جای دیگر می فرمایند: "هیچ چیز مانند عدالت، شهرها را آباد نمی کند" که به همان حکومتداری بر می گردد. عدالت هم یک شاخص برای سنجش است تا ببینیم چه کسی به مکتب امام و یا به عبارتی به فرهنگ اسلامی نزدیکتر است. خود حضرت حجت(عج) وقتی ظهور میکنند، برای برپایی عدالت و قسط است و این اهمیت عدالت را میرساند. خداوند در قرآن می فرماید: "قل امر ربی بالقسط" (سوره اعراف آیه 29) یعنی بگو پروردگارم مرا به قسط و عدالت دستور داده است و در جای دیگر می فرماید "یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهدا بالقسط"(سوره مائده آیه 8) و... تمام این سه شاخص حول محور ولایت معنی دارد. یعنی اگر این روح در این کالبد نباشد، باید در قبر مدفون شود. آنهایی که می گویند ما عدالت را برپا می کنیم، خردورزانه عمل می کنیم و می گویند که ما معنویت داریم ولی راه های انحرافی را می روند، در هر سه شاخص مشکلشان ولایت است. هر کاری در حیطه خارج از ولایت فقیه در زمان غیبت، حبط و نابود است. جبههی پایداری در صدد ایجاد فضای فرهنگی و سیاسی مناسب جهت حاکمیت گفتمان انقلاب اسلامی یعنی گفتمان امام و مکتب امام و فرامین مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله) به احسن وجه است. از خداوند تبارک و تعالی مسئلت داریم که همه ما را در این مسیر در راه پیاده کردن، بسط دادن و حاکمیت گفتمان انقلاب اسلامی پایدار فرماید. زمانی که جبهه پایداری انقلاب اسلامی شکل گرفت، اعضای این جبهه سه شرط را به عنوان مرزبندی ذکر کردند یعنی مرزبندی با فتنه، جریان انحرافی و ساکتین فتنه. اما اکنون برخی افرادی که احیانا در مظان این سه شرط هستند و به عنوان ساکتین فتنه شناخته شده اند، جنابعالی و دوستان شما را به ساکتین انحراف متهم می کنند. آیا شما در برابر انحراف سکوت کردید؟ البته اول بهتر است یادآوری کنم که سه شاخص و مرزبندی عبارت بود از مرزبندی با جریان فتنه، مرزبندی با جریان انحراف و ولایتمداری کامل. جبهه پایداری به این صورت نیست که عضو گیری خاصی داشته باشد بلکه هرکسی این گفتمان را قبول داشته باشد، ولو اینکه در هر گروهی هم باشد، ما او را از خودمان می دانیم. یعنی جبهه پایداری یک حزب نیست، یک جریان گفتمانی است. البته یک عده موسس این جبهه بوده اند که بحثش جداست اما به این معنی نیست که به صورت فردی عضو گیری کند و بعد از میان این افراد، یک عده را به عنوان نماینده مجلس معرفی کند؛ نه این طور نیست برای ما ملاک ها مهم است. در این فضا می بینیم از سال 88 تاکنون، مقام معظم رهبری فقط سال 88 و دو سه ماه اول درمورد فتنه صحبت نکرده اند، بلکه در هر برهه ای که سخنرانی مهمی دارند، بر این موضوع فتنه، اشاراتی دارند. این اهمیت فتنه را نشان می دهد و ما نباید از موضوع فتنه غافل شویم. جبهه پایداری یکی از نکاتی که بر آن تاکید دارد مسئله مرزبندی ها با فتنه و ساکتین فتنه است و البته برخی خوششان نمی آید و می گویند فتنه تمام شده است و دیگر به آن چه کار داریم؟ ولی بحث فتنه تمام نشده است. بیایید فرض کنیم یک بیماری داریم که این بیمار مثلا سرطان داشته باشد و همزمان با سرطان بیماری ام اس هم بگیرد، حالا به خاطر ام اس که نمی شود از سرطان غافل شد! البته از بیماری دوم هم نباید غافل شد و دارویی را که لازم است باید مصرف کرد. اینکه مقام معظم رهبری فرمودند باید اصلی و فرعی کرد، از سر همین مسئله است. از نظر ما هم فتنه خطرناک است هم انحراف ولی ما به خاطر انحراف اجازه نمی دهیم که فتنه فراموش شود. استرتژی آنهایی که جزو ساکتین در فتنه بودند این است که ما را به ساکتین در برابر انحراف متهم کنند ولی اگر ما جز ساکتین انحراف بودیم، پس چرا الان در خارج از مجموعه و جز مغضوبین هستیم؟ ببینید آنهایی که در جریان ماجرا هستند، خودشان بهتر می دانند اعضای جبهه پایداری از اولین روزهایی که این موضوع انحراف پدیدار شد، نه امروز و دیروز و چند ماه پیش، بلکه از چند سال پیش جلوی این جریان انحرافی ایستادند. موارد متعددی دارد. بهعنوان مثالی که در رسانه ها هم مطرح شده، نماینده دولت در مجلس، یک چک هایی در بین برخی نمایندگان مجلس پخش می کرد، برای اینکه در حوزه انتخابیه خودش خرج کند. تنها کسی که در واکنش به این موضوع یک سیلی محکم به گوش نماینده دولت گذاشت، آقای زارعی از اعضای جبهه پایداری بود که البته آن فرد از آقای زارعی شکایت کرد و وی به دادگاه رفت برای اینکه معتقد بود این گفتمان و گفتمان 3 تیر این چیزها را ندارد. این برای چند سال پیش است و موضوع جدیدی نیست. از کسانی که در دولت هستند، بپرسید که وقتی در دولت ماجرای مکتب ایرانی و منشور کوروش و... پیش آمد، چه کسانی بلکه تنها چه کسانی بودند که درمقابل اینها ایستادند و استدلال کردند و فرمایش حضرت امام را به عنوان سند آوردند؟ کسی نبود جز اعضای جبهه پایداری. البته استراتژی افرادی که در فتنه ساکت بودند، این است که به جای عذرخواهی از عملکردشان و جبران گذشتهشان، به اعضای جبهه پایداری بگویند که شما هم ساکتین انحراف هستید، در حالی که اعضای جبهه پایداری بیشترین مقابله را با جریان انحرافی داشتند و هزینه اش را هم پرداخت کردند. اگر بحث خوردن و بردن باشد که دستشان همگی در یک کاسه است. فتنه و انحراف سرانجامشان یکی است. هر کس که در مسیر ولایت و گفتمان انقلاب نباشد، به نوعی با هم دیگر معامله می کنند و در اصل ناخوشایندی آنها از این است که ما در جبهه پایداری اهل معامله با انحراف و فتنه نیستیم. شما ببینید در سایت ها از جریان انحرافی تا ساکتین فتنه و اصحاب فتنه و ضد انقلاب خارج از کشور همگی با یک رویکرد واحد در صدد تخریب جبهه پایداری هستند و حتی بعضی از گروه هایی که نسبتاً اصولگرا هستند، به خاطر نگاه حزبی فقط شایعات و شائبه ها را علیه جبهه پایداری در رسانه های خودشان مطرح می کنند و اخبار مثبت جبهه مانند بیانیه ها و پاسخ به شایعات را سانسور میکنند. بنابراین هیچ کس به اندازه دوستان جبهه و در راس آن حضرت آیت الله مصباح و حضرت آیت الله خوشوقت که هدایتگر معنوی این جریان هستند، در مقابل انحراف نایستاده و اعلام موضع نکرده است. اشراف و شناخت این بزرگواران از انحراف و اعلام مواضع صریحشان بیانگر موضع جبهه پایداری است و اعضای جبهه نه تنها ساکت نبودند، بلکه بیشترین مقابله را در برابر جریان انحرافی داشته اند و این موضع گیری ها حتی در بیانیه اعلام موجودیت و بیانیه دوم جبهه نیز کاملا مشهود است.
سوالی در خصوص آقای لاریجانی مطرح است اینکه عملکرد آقای لاریجانی سوالات بسیاری در خصوص او پدید آورد اما برخی اعضای حاضر در کمیته موسوم به 8+7 این مسئله را مطرح می کنند که شما که لاریجانی را رئیس مجلس کردید، الان نمی توانید عملکرد وی را نقد کنید و حالا در مقام منتقد ظاهر شده اید. آیا شما آقای لاریجانی را رئیس مجلس کردید؟ پاسخ شما چیست؟ این سوال مسئله ای است که برخی در جهت تخریب جبهه پایداری مطرح می کنند. ببینید میزان برای ما حال فعلی افراد است البته این به این معنی نیست که اگر کسی انحرافی داشت، یا در فتنه بد عمل کرده و مردود بود، بگوییم الان او را مساوی کسی که در مقابل فتنه ایستاد، قرار بدهیم. نه این هم عرض و هم وزن آن نیست ولی اگر کسی توبه کند ما توبه را برای کسی که در فتنه بوده یا ساکت بوده است قابل قبول می دانیم ولی هم وزن کسی که در فتنه با بصیرت و محکم عمل کرده قرار نمی دهیم. این سوال شما دو فرض دارد. در فرض اول؛ در نظر بگیریم که دوستان ما آقای لاریجانی را رییس مجلس کرده باشند که به طور قطع بنده جزو آنها نبودم و نظر مخالف خود را به آقای احمدی نژاد هم عرض کرده بودم و ایشان در جریان بود و الان با صراحت عرض می کنم ولی فرض کنید که بنده یا یکی از دوستان ما با استدلالی به این نتیجه رسیده باشد، خوب وقتی که عملکرد ایشان را در جریان فتنه دیدند، آن را اعلام می کنند و نظرشان تغییر می کند و این توصیه اسلام است. ببینید اگر ملاک وضع قبلی افراد باشد و نه وضع فعلیشان در این صورت که از آقای لاریجانی نزدیک تر به دوستان ما، آقای احمدی نژاد بود! بالاخره خداوند با آزمایش ها و فتنه ها آزمایش می کند و امتحان می گیرد. آقای لاریجانی در زمان ریاست صدا و سیما خدمات خوبی کرد و ما قدردان این زحمات هستیم؛ بنده و آقای لاریجانی 22 سال پیش همزمان در یک وزارتخانه، معاون وزیر و رفیق بوده و هستیم اما به این معنی نیست که مواضع او را در جریان فتنه تایید کنم. پس این که می فرمایند بعضی آقای لاریجانی را تایید کرده اند، خب هر جا که ببینند خلاف آن تایید اثبات شد، درستش این است که از نظرشان برگردند که برگشتند. اما فرض دوم این است که چون دولت از ریاست آقای لاریجانی دفاع کرد -که این موضوع صحت دارد- لذا تصور غلط ایجاد شد که این موضع تمام افراد داخل دولت است که این غلط است و بعضی از افراد دولت موافق ریاست ایشان نبودند که اعضای جبهه پایداری که در دولت بودند، از این دست هستند. تصوری مطرح است و آن اینکه اگر وحدتی بین اصولگرایان به سبب حضور نیافتن جبهه پایداری به وجود نیاید، این وحدت نکردن و اجماع نداشتن در نهایت به نفع جریان انحرافی و فتنه است؟ ما حتما وحدت را مهم می دانیم، حتما استراتژی جبهه پایداری وحدت است و به سمت وحدت هم پیش می رویم، اما باید منظور از وحدت روشن شود. صرف کلمه وحدت، ارزش آفرین نیست، بلکه باید حبل الهی ملاک وحدت باشد نه هر ریسمانی؛ همچنان که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: "واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا". بنایراین ما در وحدت آن مرزبندی ها را می گوییم باید ملاک باشد و اگر نباشد، نتیجه کار این خواهد شد که حزب اللهیهایی که به اصولگراها رویکرد مثبت داشتند، به آن لیست اعتماد نکنند؛ اگر در 7+8 افرادی باشند که در فتنه موفق نبودند و برخلاف منویات رهبری عمل کردند، مردود شدند و با گفته ها و تشویق ها و پیغام دادن ها و بعضی ها هم با سکوتشان پازل دشمن را کامل کردند، اینها اعتماد مردم را جلب نمیکنند تا مردم به آن لیستی که توسط این افراد در مرکزیت وحدت اصولگرایان قرار گرفتند، اعتماد کنند و به آن لیست رای بدهند لذا ما می گوییم که نباید بزرگانمان را برای چیزی که نتیجه عکس می دهد، هزینه کنیم؛ ولی از طرف دیگر هم بر این هستیم که آن منشوری که خود این عزیزان قبول دارند و نوشته اند و ما هم قبول داریم و البته قابل ارتقا و تکمیل می دانیم اما ما به همان مقدار هم قبول داریم تا به همان مقدار هم عمل کنند، می بینیم که بر طبق همان هم برخی از این کسانی که در 7+8 هستند، نمی توانند در آن جا حضور داشته باشند و این اصلاحات ان شا الله صورت بگیرد تا وحدت طوری حاصل شود که از درونش پیروزی اصولگراها در آید اگر هم پیروزی ظاهری در نیاید مهم نیست، چرا مهم نیست؟ چون "احدی الحسنین" است، ما به دنبال عمل به تکلیفیم نه نتیجه؛ ما به دنبال نتیجه نیستیم، نتیجه دست خداست "ما رمیت اذا رمیت و لکن الله رمی" او صلاح می داند که چه شود. ولی اگر به تکلیف عمل نکنیم، هرچند در عمل ظاهرا پیروز شده باشیم اما در باطن چه؟ اگر فقط ظاهر اصولگرایی باشد و باطن چیز دیگری باشد، مثل دولت سازندگی و یا اصولگراهایی میشود که در فتنه مردود شدند. مگر چه فرقی بین بهاصطلاح اصلاحات و سازندگی بود؟ باطنش این می شود. مگر عملکرد دولت سازندگی باعث نشد که اصلاحات (آمریکایی) پیروز شود؟ یعنی در نهایت به ضرر اصولگرایی می شود. پیروزی ما در عمل کردن به تکلیف است. تشکیل جبهه پایداری قوت قلبی برای دوستداران انقلاب بود اما به نظر می رسد که عقلانیت ایجاب می کند که به سمت وحدت در اصول گرایان برویم. به نظر شما بهتر نیست که برای نتیجه مطلوب به سمت وحدت اصوالگرایان برویم؛ چه اینکه حتی حضرت علی(ع) هم برای این مسئله از حق مسلم خود گذشته اند؟ عرض کردم جبهه پایداری حزب نیست؛ ما به دنبال این نیستیم که بگوییم افرادی که در لیست قرار می گیرند، چند نفر از ما باشند. ما به دنبال این هستیم که افرادی که در لیست هستند، باید این مرزبندیها و شاخصه ها را در آن ها لحاظ شده باشند تا مورد تائید جبهه باشند ولو اینکه یک نفر هم از ما نباشد. واقعا باید ببینیم ولی فقیه چه می گوید؟ هیچ کسی نباید دیدگاه ها و نظرات شخصی خود را در رابطه با انتخابات و 8+7 به مقام معظم رهبری نسبت دهد و نباید برخی برای تشکل خاصی از رهبر معظم انقلاب مایه بگذارند؛ ولی در این که وحدت، دغدغه تمام مومنین و شخص مقام معظم رهبری است، تردیدی نیست. پس اینها را باید از هم جدا کنیم. بعضی ها از بس که حرفی برای گفتن ندارند، می گویند جبهه پایداری سهم خواهی می کند. ما چه سهم خواهیای می کنیم؟ ما می گوییم رهبری فرمودند که قوا در انتخابات دخالت نکنند و احترام انتخابات را داشته باشند، خب اگر یکی از رؤسای قوا یک نماینده داشته باشد، رؤسای قوای دیگر هم می توانند مدعی داشتن نماینده باشند و این درست نیست. ما روی این موضع مقام معظم رهبری تاکید داریم و از این اصل کوتاه نمی آییم؛ شاید از افراد کوتاه بیاییم و بگذریم، شاید از ترجیحات کوتاه بیاییم اما از مواضع رهبری و منویات ایشان و از اصول کوتاه نمی آییم. در دوره قبل، قرار این بود که غیر از جبهه متحد کسی لیست ندهد و یکی از اعضای 6+5 بنده حقیر بودم. شش نفر به عنوان اجرایی داشتیم و پنج نفر که با اجماع شش نفر برای حکمیت انتخاب شده بودند؛ حکم یعنی داور و داور دعوای بین آنهایی را که اختلاف دارند، حل می کند. منتهی داور باید مرضیالاطراف باشد نه اینکه اول هفت نفر به عنوان داور انتخاب شود، بعد بیایند و بگویند نفرات دعوا را تعیین کنیم، به نظر شما جالب نیست؟ حتما هست! یعنی چند نفر اول به عنوان حکم تعیین شوند، بعد اضلاع را تعریف کنند، در حالی که این اضلاع باید حَکَم را تعیین کنند، چون می خواهند به حُکم آنها پایبند باشند. این مسئله در 6+5 اتفاق افتاد و با اجماع سه ضلع پنج نفر را به عنوان حَکَم انتخاب کردند. مطلب دیگر ینکه در آن دوره گفته شد که لیست دیگری ارائه نشود اما برخی از این آقایان که شخصا در 8+7 نماینده دارند، آمدند و لیست اصولگرایان فراگیر را در مقابل لیست جبهه متحد اصولگرایان ارائه دادند. مطلب دیگر اینکه، اینها که در جریان فتنه موفق نبودند، مردود شدند یا ساکت بودند، آیا به عنوان یک معلم شما برای این سه غلط فرد را تشویق می کنید یا تنبیه؟ یعنی دو نفر الان اضافه شده اند به صورت تکی و نه از اضلاع نه گروه ها و نه جریان ها که در 5+6 گذشته نبودند، از آن موقع تا حالا سه مورد ابتلا پیش آمده و آنها رفوزه شده اند، حالا بگوییم بیایید شما را تشویق کنیم و به شما سهم ویژه بدهیم! اینکه جبهه پایداری در معرض فحش، ناسزا و انواع تهمت ها قرار می گیرد، به خاطر این است که ما در مواردی که نظر حضرت آقاست، پایداری می کنیم و نظر ایشان هرچه بود ما مطابق آن عمل خواهیم کرد. تا به حال هم به تناسب مواضعی که داشتیم، سعی کردیم که بر خلاف طرف مقابل نظری نگوییم که وحدت را خدشه دار کند. ما با این آقایان یعنی با این هفت نفر جلسه داشتیم، بعد از جلسه از ما خواستند مطالب جلسه را به خاطر اینکه بعضی از دوستان کمیته هفت نفره حرفهایی را گفتند و فضای جلسه را خراب کردند و ما نتیجه نگرفته ایم، شما دیگر اینها را طرح نکنید، چون موجب خدشه وارد شدن به وحدت می شود و شما چیزی نگویید و ما هم گفتیم چشم. بعد می بینیم که یکی از آقایان آمده و بر خلاف واقع، اخباری را منتشر کرد. خب باز هم ما چیزی نگفتیم که این مسائل چطور بوده است. اگر بخواهیم بگوییم یک جمله کافی است که نوار مذاکرات آن جلسه را منتشر کنند و ببینند چیزی خلاف وحدت گفته ایم یا نه؟ استدال قوی تر از این هست؟ مردم خود قضاوت میکنند. به هر حال ما عرض کردیم به تکلیفمان مطابق شرایط و فرمایشات مقام معظم رهبری عمل خواهیم کرد. البته ما تلاش های همه عزیزان در جهت وحدت را ارج می نهیم و حضرات آیات مهدوی کنی و یزدی را از استوانه های انقلاب و فقیهانی دلسوز و مجاهد می دانیم. همه اعضا جبهه پایداری از ارادتمندان واقعی این حضرات هستند و برای سلامتی و توفیق بیشترشان دعاگو هستند و قدردان زحمات سروران. اگر 7+8 لیستی دهد که آقای باهنر و امثال ایشان در آن باشد، چه می کنید؟ ما مطابق تکلیف عمل می کنیم، می خواهیم کاری کنیم فضا برای پیاده شدن نظر مقام معظم رهبری فراهم شود نه که هرجا از سخن رهبری خوشمان آمد، از ایشان مایه بگذاریم و آنجایی که خوشمان نیامد، فرافکنی کنیم. انشاء الله مطابق جمع بندی آن موقع اقدام می کنیم. آیا جنس "جبههی پایداری" با "رایحهی خوش خدمت" متفاوت است و برای جلوگیری از انحراف در آینده چه کار می کنید؟ "رایحهی خوش خدمت" دوستانی بودند که در انتخابات قبلی طرفدار دولت بودند و عمل کردند. بعد از یک سری قضایا یک عده بر گفتمان 3 تیر باقی ماندند و بعضی نماندند. البته از 3 تیر تاکنون رویش ها بیش تر از ریزش هاست، چون ملاک ما افراد نیستند، بلکه ملاک گفتمان 3 تیر است. وقتی مطالبات دانشجویی را می بینیم، می فهمیم رویش ها خیلی بالاست. تلاشمان در جبهه پایداری این است به هیچ وجه صرفا انتخاباتی نگاه نکنیم. هیچ کسی اعم از اعضای جبهه پایداری هم مصون از شر شیطان نیست؛ همچنان که در قرآن آمده است: "ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی" البته عمل جبهه زیر نظر حضرات آیات و تحت هدایت معنوی آن ها جبهه را کم تر در معرض آسیب های شیطانی قرار می دهد و دوستان همدیگر را در جبهه به حق و صبر دعوت می کنند. شما هم هر کجا خطا دیدید، فورا تذکر و اخطار بدهید. امیدواریم همانطور که سفارش بزرگان است، دوستان جبهه پایداری با توسل روزانه در صدد جلب هر چه بیشتر رضای الهی و ائمه اطهار (علیهم السلام) و نائب امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری (ادام الله ظله العالی) برآیند. |
|
| آیا حاج صادق محصولی نماد ابوذر و عمار جبهه پایداری است ؟! |
| ساعت ۱:۱٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، روح الله حسینیان ، صادق محصولی |
|
بسیاری از اعضای جبهه پایداری از کسانی هستند که بدون توجه به توصیههای نخبگان سیاسی در 5 سال گذشته و با بیبصیرتی نسبت به فتنه جریان انحرافی باعث رشد و باروری این جریان شدند تا جاییکه امروز شاهد ارتباط برخی فسادهای اقتصادی کلان با جریان انحرافی هستیم.این جریان که توسط صادق محصولی، میلیاردر شهیر راهبری می شود... روحالله حسینیان در همایش جبهه پایداری خراسان رضوی گفت: «ما که میگوییم "کسانی که رویکرد فرهنگیشان انقلابی نیست، رویکرد خانوادگیشان تمایز خواهانه است، زندگیشان، رفتار و منششان اشرافی است، نباید جلو بیفتند"، به خاطر همین است که ولایت مصون بماند. ولایت علوی سلمان، اباذر، مقداد و عمار پرچم دارش است که انشا الله مقدمه ظهور حضرت مهدی هم آماده شود.»
«اگر ساکتین در برابر حق حضرت امیر سکوت نمیکردند و حمایت میکردند، مسیر تاریخ عوض میشد؛ مگر قاعدین چه کسانی بودند همانهایی که در برابر حق حضرت امیر بی اعتنایی کردند.»
![]()
|
|
| تحلیل محتوای پایگاه اینترنتی حمید رسایی: |
| ساعت ۱:٤٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، حمید رسایی ، جبهه پایداری |
|
آقای رسایی! لطفا از شهرستان پایداری کاندیدا شوید، مردم تهران را به شما امیدی نیست! نگاهی به ۱۰ مطلب اخیر سایت رسمی حمید رسایی به عنوان نماینده بخش بزرگی از تهران، نشان میدهد که در چند ماه اخیر وی هیچ برنامهای برای رفاه مردمی که به او رای دادهاند، به مجلس ارائه نکرده و حتی از هیچ پروژه عمرانی یا فرهنگی به نفع مردم تهران دفاع نکرده است ... شفاف: حمید رسایی، نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر و عضو کمیسیون فرهنگی و رییس کمیته رسانه و هنر این کمیسیون است. در محافل سیاسی بیشتر او را به عنوان یک عضو سیاسی حامی دولت میشناسند تا نماینده مجلسی که به عنوان رئیس کمیته رسانه و هنر به فکر ارتقاء فرهنگ رسانهای و هنر کشور باشد. موضوع گیریها تند او در قبال منتقدین دولت ورد زبانهاست و تذکرات و نطقهای او در صحن علنی مجلس در حمایت از دولت مشهور است. ![]()
«مدیرمسئول ۹ دی خود را ملزم میداند بابت هر گونه قصور و کوتاهی در دفاع از حریم روحانیت معزز و انقلابی عذرخواهی کند؛ به ویژه ما از روحانیت معزز عذرخواهی میکنیم که همچنان لباس روحانیت بر تن کسی است که بر خلاف احکام صریح اسلام و در حالی که لباس روحانیت به تن داشت با دخترکان ایتالیایی دست میدهد.»
«سردبیر و تیم این هفتهنامه همان تیم سابق است و هیچ تغییری در آن ایجاد نشده اما نیروهای جدیدی که تأثیرگذاری هفته نامه ۹ دی را به واسطه توقیف آن شاهد بودند تمایل زیادی برای همکاری با این نشریه دارند و این نیروهای جدید به جمع اعضای تحریریه ۹ دی افزوده خواهند شد.»
«از آنجا که اخیرا باهنر در مصاحبه با هفته نامهای یادآوری تاریخ را به رخ اعضای جبهه پایداری کشیده، مناسب بود تا خاطرهای را به یادشان بیاورم و چند سئوال را که پیش از این نیز در اذهان نقش بسته را مجددا بازخوانی کنم و قضاوت را به خوانندگان واگذارم بویژه دوستان اصولگرایی که در بدنه این جریان عظیم اجتماعی همواره هزینه دادهاند و امثال آقای باهنر نیز همواره از هزینههای داده شده برای خود ردای ریاست و مسئولیت دوخته اند.»
«روز دوشنبه در یکی از اتاقهای مجلس در جلسهای که با حضور برخی از مشاوران و سربازان آقای خاص برگزار شده تصمیم بر این شده تا خبر سازی خود را به شکل دیگری ادامه دادند از جمله سایت آینده نیوز، تابناک و چند سایت دیگر خبرسازی کنند و از جمله تیترهایشان این بود: «نگرانی رسایی از انتشار نوار سخنرانیاش». من از این دوستان خواهش میکنم بیشتر از این دست و پای ما را نلرزانند و سخنرانیام را منتشر نکنند که قالب تهی میکنم.»
«امروز دوستانی به بنده مراجعه کرده و متنی را نشان دادند که سخنرانی و صحبتهای اینجانب در جمعی بود. برخی از همکاران نیز بدون مراجعه راجع متن نوشته شده قضاوت کردند.»
«تا آنجایی که بنده اطلاع دارم چند مورد شکایات نمایندگان از آقای لاریجانی بابت رفتارهای وی و نقض آئیننامه داخلی و بیتوجهیهای وی و گاهاً رفتارهای غیرقابل قبول آقای لاریجانی با اشخاص و نمایندگان بوده، وجود دارد و چند مورد هم هست که تعداد شاکیان بیش از ۳۰ نفر است که یک مورد آن مربوط به لایحه حمایت از خانواده بود که آقای لاریجانی برخلاف آییننامه این لایحه را از دستور کار خارج کرد.»
«صراحت و سرعت عمل در مجازات متعرضان به آمران به معروف و ناهیان از منکر و اطلاعرسانی گسترده در این باره، از تکرار این جنایات جلوگیری میکند.»
|
|
| متن کامل پرسشو پاسخ با اعضای جبهه پایداری در همایش خراسان |
| ساعت ۱:٥٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، روح الله حسینیان ، دکترعلی لاریجانی |
|
لاریجانی بعد از نمازجمعه رهبرانقلاب باز هم گفت اجازه راهپیمایی بدهید/ ضرورت رسیدگی قاطع هر سه قوه به پرونده فساد مالی
گروه استانها- خراسان رضوی: اولین همایش جبهه پایداری خراسان رضوی که با استقبال پرشور فعالان سیاسی در مشهد مقدس برگزار شد، با پرسش و پاسخ حاضران از محصولی، حسینیان و زارعی از اعضای جبهه پایداری همراه بود.در این همایش، حجت الاسلام و المسلمین حسینیان به عنوان سخنران به بیان اهداف شکل گیری جبهه پایداری و وظایف پیش روی آن بر اساس آیات و روایات پرداخت که رجانیوز متن کامل آن را منتشر کرد. در ادامه این همایش، جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد که متن کامل پاسخهای اعضای جبهه به پرسشهای حاضران در جلسه میآید: محصولی: در فتنهها معلوم میشود که افراد چند مرده حلّاج هستند صادق محصولی در پاسخ به این سوال که چرا در جبهه پایداری مرزبندی روشنی با بعضی از مردودین نظام صورت نمیگیرد، گفت: آن قدر موضوع انتقاد از مردودین، قاعدین یا ساکتین از سوی اعضای جبهه پایداری مطرح شده و میشود که برخی دوستان میگویند انتقاد از این موضوع دکان سیاسی یا تجارت سیاسی شده است! عضو جبهه پایداری ادامه داد: اعتقاد ما بر این است که اگر بخواهیم در مسیر ولایت باشیم، در مراحل عملیاتی مورد آزمایش قرار میگیریم و صرف گفتار کافی نیست، اگرچه گفتار و بیان و اعلام موضع در اصولگرایی لازم است. وی با بیان اینکه در فتنهها دست افراد رو شده و معلوم میشود که چند مرده حلّاجند، افزود: وگرنه مصداق آن آیه شریفه "و مِنَ النّاس مَن یَعبُدُ اللهَ عَلَی حَرفٍ فَإن أصابَهُ خَیر إطمَانَّ بِه وَ إن أصابتهُ فِتنَةٌ إنقَلَبَ عَلَی وَجهِه خَسِرَ الدُّنیا وَ الاخِرَة ذلک هُوَ الخُسرانُ المُبین" میشوند که تا فتنه نباشد، خوشحال است و اطمینان دارد اما وقتی فتنه میشود، به آن چیزهایی که قبلاً طرفداری میکرد، پشت میکند و به دنبال آن، قطعاً خسران دنیا و آخرت را دارد که بدترین خسرانها است. محصولی با یادآوری اینکه مسئله قاعدین و ساکتین در زمان پیامبر اکرم(ص) و امیر المؤمنین(ع) هم مطرح بود، گفت: در زمان پیامبر اکرم(ص) عدهای وقتی که فصل دعوا و جنگ و مبارزه نبود، خیلی اهل قیام بودند اما وقتی فصل جنگ میشد، برای فرار از نبرد بهانه تراشی میکردند. مدیر مسئول مدعی اصولگرایی اجازه انتشار جوابیه وزارت کشور به ادعای یکی از سران فتنه را نمیداد وزیر کشور دولت نهم در ادامه به مصداقهایی از عملکرد برخی از اصولگرایان در زمان فتنه اشاره کرد و گفت: وقتی یک نفری با عنوان اصولگرا در روزنامه تحت مسئولیت خود که با بیت المال هم اداره میشود، نامه کاندیدای جریان فتنه را که در آن با تخریب نظام ادعای تقلب در انتخابات مطرح کرده بود، منتشر میکند و بعد از آن جوابیه وزارت کشور را منتشر نمیکند و پس از تأکید و پیگیری بعد از چند روز جوابیه را آن هم برخلاف قانون مطبوعات منتشر میکند (مطابق قانون پاسخ میتواند دو برابر مطلب باشد و در همان صفحه منتشر شود که آن روزنامه نصف جوابیه را در همان صفحه منتشر و بقیه را به صفحات دیگر ارجاع داد) سوال این است که آیا این آقا میتواند در آزمون فتنه به خود نمره قبولی دهد؟ محصولی با بیان اینکه رفتار و سوابق بعضی از این آقایان بسیار روشن و البته مکتوب است، ادامه داد: آن آقایی که این روزها نامش میان کسانی است که بناست در وحدت اصولگرایان نقش آفرینی کند، به جای اینکه فتنهگران را محکوم کند، به روزنامه اعتماد میگوید که وزارت کشور باید جوابگوی اغتشاشها باشد. به کسی که دو بار رفوزه شده، جایزه نمیدهند تنبیهش میکنند عضو جبهه پایداری با بیان اینکه ما باید به دنبال افزایش ظرفیت اصولگرایان باشیم، گفت: موضع جبهه پایداری در مقابل تمام کسانی که در فتنه مردود شدند، بسیار روشن و محکم است، به همین خاطر هم در نامهای که به عنوان جبهه پایداری به حضرات آقایان مهدویکنی و یزدی به منظور وحدت اصولگرایان نوشتیم، اشاره کردیم که برای دو مورد رفوزه شدن ما به کسی جایزه نمیدهیم؛ البته اگر تنبیه نکنیم! یکی به این دلیل که وحدت اصولگرایان را در مجلس هشتم شکستند و لیست دیگری دادند و دیگری مواضع این افراد در جریان فتنه. نظر جبهه پایداری رسیدگی قاطع و توامان سه قوه به پرونده فساد مالی محصولی در ادامه در پاسخ به سولی که نظر جبهه پایداری را در خصوص اختلاس اخیر جویا شده شد، گفت: در رابطه با این موضوع، کلمه اختلاس از نظر حقوقی تعریفی دارد، برای همین است که آقای آملی رئیس محترم قوه قضائیه کلمه خلاف مالی را به کار بردند. وی ادامه داد: این که میگویند 3000 یا 2700 یا آقای نکونام به عنوان رئیس کمیسیون اصل نود فرمودند مثلاً 1700 و خردهای اینها یه خاطر این است که ابعاد قضیه هنوز کامل نشده منتهی در مورد بحث این تخلف بزرگ مالی، از نظر جبهه پایداری این یک اتفاق بسیار زشت و قابل پیگیری است و قطعاً باید هر سه قوه توأمان و با اقتدار نظام این پرونده را پیگیری کنند. محصولی با بیان اینکه این تخلف اقدامی شبکه ای بوده و کار یک یا دو نفر نیست، تصریح کرد: لذا مشخص می شود نظامات حاکم بر بانک ها نظامات درست و کاملی نبوده و بایستی اصلاح شود. وی اظهار داشت: یکی از بندهای تحول اقتصادی هم اصلاح ساختارها و نظامات بانکی است که باید سریع تر به آن عمل شود. عضو جبهه پایداری با اشاره به ضعف و عدم توان کافی دستگاههای نظارتی در این تخلف مالی افزود: دستگاه های نظارتی نباید اجازه میدادند که کار به این جا برسد. محصولی تصریح کرد: حتی آن پایین ترین رقمی که اعلام می کنند بالاترین رقم است آن رقم، رقم کمی نیست. هر رقمی که اعلام بکنند. بنابراین این نشان می دهد که دستگاه های نظارتی باید فعال باشند. وی در عین حال با تاکید بر اینکه نباید در زمینی که دشمن بازی می کند تا اعتماد عمومی مردم را نسبت به نظام تضعیف کند نباید بازی کنیم. افزود: دشمن دنبال این است که در جایی که نظام خودش با اراده و با توجه کامل در صدد رسیدگی است، تخطئه کند. محصولی در ادمه خاطر نشان کرد: موضع گیری رئیس جمهور مبنی بر اینکه با هر کسی که تخلف کرده، برخورد شود، مثبت ارزیابی می کنیم و همچنین از اقدام آقای آملی رئیس محترم قوه قضائیه در برخورد قاطع با این تخلف و انتخاب آقای محسنی اژه ای که در این زمینه تجربیات کافی دارند، تقدیر میکنیم. حسینیان: کسانی مثل باهنر نباید محور اصولگرایی باشند روحالله حسینیان نیز در پاسخ به این سوال تاکید کرد: ما از روز تأسیس جبهه تاکنون یکسره همه حرفمان با دوستانمان همین بوده که باید خط قرمزهایمان را با جریان انحرافی و فتنه مشخص کنیم. وی با بیان اینکه اعتراض ما به 8+7 و دلیل عدم حضورمان در جلسات آنها همین خط قرمزهایمان بود، گفت: نامه ای هم که حاج آقا آقاتهرانی به عنوان دبیر کل جبهه خدمت آیات عظام آیتالله مهدوی و یزدی نوشتند، همین اساس بوده که این جبهه می خواهد به عنوان جبهه اصولگرایی تبلور پیدا کند و بنابراین کسانی همچون آقای باهنر که در جریان فتنه جزء مردودین و ساکتین بودند نباید در محور اصولگرایی قرار بگیرند. رییس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس با بیان اینکه ما آقای باهنر را جزو اصولگرایان میدانیم، افزود: اما اصولگرایی نمره یک تا بیست دارد؛ ممکن است یکی نمره یک بگیرد، یکی دو بگیرد، یکی 10 بگیرد، یکی 12 بگیرد، یکی 18 و یکی هم 20 بگیرد اما در رأس اصولگرایی کسانی که می خواهند اصولگرایی را رهبری و هدایت بکنند، نمرهاشان باید حداقل باید بالاتر از 15 باشد. وی اظهار داشت: حرف ما این است که چرا جناب آقای باهنر در جریان فتنه موضع صریحی بگیرد و اگر یکی دو موردی هم که موضع گیری کرده، دو پهلو بوده است. بعد از نمازجمعه رهبر انقلاب، لاریجانی باز گفت اجازه راهپیمایی بدهید حسینیان با بیان اینکه دوستان همین انتقاد هم نسبت به لاریجانی دارند گفت: در زمانی که مملکت را آتش و خون فرا گرفته بود و فتنه گران داخلی و خارجی دست به دست هم داده بودند، مهم ترین مسأله جناب آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس این بود که گروهی برای بررسی کوی سبحان و جریان کهریزک تعیین کند و گروههایی هم که مجلس برای تحقیق انتخاب کرد در مورد آقای محصولی که آن زمان وزیر کشور بودند آمدند و اعلام کردند که وزارت کشور باید پاسخگوی حمله بچههای حزب اللهی به کوی سبحان باشد. از طرف دیگر آمدند در تلویزیون صحبت کردند و حتی بعد از این که مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه فرمودند که این بساط ها را جمع کنید، آقای لاریجانی آمدند در تلویزیون گفتند که تازه پهنش کنید! و اجازه بدهید که راهپیمایی کنند و حرفشان را بزنند. وی ادامه داد: نسبت به جناب آقای قالیباف هم ما همین اشکال را داشتیم و اعتقادمان هم بر این بوده و در جلسات خصوصی هم گفتیم که ما آقای قالیباف را اصولگرا میدانیم اما نمره قبولی بالاتر از 15 را باید بیاورند که در این جریان قرار بگیرند. حسینیان با بیان اینکه کسانی که شباهتهایی به آقای هاشمی رفسنجانی در مدیریت کشور داشته باشند، نباید دوباره میدان پیدا کنند، اظهار داشت: ما نباید تجربهای را دوباره تجربه کنیم که همان جریانات انحرافی باز در کشور به وجود بیاید، قوم و قبیله گرایی در مملکت نفوذ کند، تشریفات و اشرافیگری در حکومت به وجود بیاید و خدای نکرده جریان انحرافی اشرافیت بروز و ظهور پیدا کند. وی با تاکید بر اینکه به خاطر عملکرد بعضیها نباید فرهنگ غیر انقلابی بروز و ظهور پبدا کند، خاطرنشان کرد: اینها جزو انتقادهای ما بوده که صریحاً اعلام کردیم و حتی بسیاری از این فحش هایی که هر روز در روزنامه ها می نویسند، به خاطر همین است. عضو جبهه پایداری ادامه داد: شما نگاه کنید سایت های وابسته به جناب آقای قالیباف روزی نیست که مقاله ای علیه ما ننوشته و فحاشی نکنند و تهمت نزنند؛ یکی از انتقادهایی که ما به این جریان داریم، این دست آموز پروری است که افرادی را مثل این سایت ها درست کردند، به هر کسی که احساس کردند نسبت به آنها انتقاد دارند فحاشی، توهین و بیاحترامی کنند؛ این نوع روش در زمان حاکمیت جمهوری اسلامی، نظام را به انحراف میکشاند. وی تصریح کرد: ما با این مبانی مخالف هستیم، آنها را انحراف می دانیم، و از منتقدین ساکتین، مردودین و کسانی که امتحان خوبی در جریان فتنه از خود بروز ندادند، هستیم و اصلاً شمشیر تیز ما بر همین مبنا تیزتز شده و حالا هم در مقابل ما به پاست. بنابراین دوستان ما را متهم نکنند که در جریان فتنه، نسبت به ساکتین یا مردودین بی تفاوت هستید یا احساساتی ندارید. اعتقادی به عبور از احمدی نژاد با تمام نقاط ضعفش نداریم عضو جبهه پایداری در پاسخ به این سوال که آیا بنا است از آقای احمدی نژاد عبور کنید، گفت: اعتقاد ما این نیست که باید از آقای احمدی نژاد عبور کنیم چرا که آقای احمدی نژاد با همه نقطه ضعف هایی که از خود بروز داده، احمدی نژادی است که در مقابل استکبار ایستاده، احمدی نژادی است که در مقابل اسرائیل ایستاده، احمدی نژادی است که به هر حال حاکمیت اشرافیت را در این کشور ریشه کن کرده، احمدی نژادی است که عدالت جغرافیایی در این کشور به وجود آورده، بسیاری از روستاها و شهرهای دوردست را جزو این کشور محسوب کرده و خدمات رسانی را به آن جاها انتقال داده، احمدی نژاد کسی است که بین مردم و نظام اعتماد برقرار کرده است. حسینیان با بیان اینکه قبل از احمدی نژاد بین مردم، مسئولین و نظام اعتماد نبود، تصریح کرد: نگاه مردم به مسئولین نگاه طبقه حاکمهای بود که آمده اند و بر مردم حکومت میکنند، اما وقتی که آقای احمدی نژاد را مثل خودشان خاکی یافتند، وزیران را مثل خودشان دیدند که تمایزی برای خود قائل نبودند و همین احمدی نژاد بسیاری از اصول و ارزش های انقلاب را احیا کرد. وی با بیان اینکه احمدی نژاد خطاهای غیرقابل توجیهی هم از خود بروز داد، اظهار داشت: تأخیر در اجرای فرمان رهبر انقلاب، بزرگترین نقصی بود که از آقای احمدی نژاد ظهور پیدا کرد و همه ما اعتقاد داریم قابل توجیه و ترمیم هم نیست. حسینیان ادامه داد: اما وقتی کسی را می خواهیم بسنجیم، مجموعه رفتارهای موجود در او را باید بسنجیم. هنوز هم معتقد هستیم باید تلاش کنیم تا زمینه برای خدمت رسانی آقای احمدی نژاد فراهم شود و این یک سال و اندی که باقی مانده، آقای احمدی نژاد بتواند خودش را بازیابی کند و بازخوانی کند و به همان حالت سابق خود برگردد و کاری نکنیم که آقای احمدی نژاد را در مقابل حاکمیت و نظام قرار بدهیم. وی اظهار داشت: همان طور که از فرمایشات مقام معظم رهبری استنباط میکنیم باید برای ماندن آقای احمدی نژاد و زمینه سازی برای کار کردن و خدمت رسانی او فراهم شود. زارعی: روحانیت؛ محور اصلی جبهه پایداری علی اصغر زارعی، از اعضای جبهه پایداری پاسخگوی سوال یکی از از حاضران در جلسه بود که پرسید: "آیت الله مصباح اعتقادی به حزب و تشکل ندارند و جبهه پایداری را به عنوای چیزی بالاتر از حزب و تشکل تأسیس کردند و به گفته ایشان، هر کس اصول و مرام جبهه پایداری را قبول داشته باشد، عضو جبهه پایداری است. این که جبهه پایداری حزب نیست، تشکل هم نیست اما این که تشکیلات دارد و در همه استان ها هم پایگاه دارد، این را اگر ممکن است کمی شرح دهید که نوع ارتباط گیری امت حزب الله با آن مشخص شود." زارعی در پاسخ به این سوال گفت: تاریخ نشان می دهد که شکل گیری احزاب در کشور ما خیلی هم مفید و مؤثر نبوده و با توجه به فرهنگ اسلامی، شیعی و ولایی هیچ گاه احزاب نتوانستند در کشور ما به این معنا که یک مجموعه ای هستند که مرام نامه و اساس نامه دارند و افراد باید به مرام نامه حزب متعهد باشند، عضو باشند و اعضا باید حزب را بگردانند و حزب به دنبال کسب قدرت در نظام است، نقش مهمی نداشته است؛ وضع احزاب در بعد انقلاب هم می بینیم که به همین صورت است لذا آن چه که با روحیه مردم ما سازگار است، بیشتر تشکل هایی است که در قالب حسینیهها و هیئتها است. وی با بیان اینکه در انقلاب هم اینگونه بود که جریان امت حزب الله، در همه حال گفتمان امام و رهبری را تبعیت کردند، ادامه داد: حالا در بعضی از زمینه ها به نام فرهنگ بسیجی، فرهنگ حزب اللهی مطرح شده است، آن چه که مورد تأیید علماست و تأکیدشان بر آن است که ما هم باید در این مسیر حرکت کنیم، این است که تبدیل به حزبی نشویم که فردا اعضای حزب تبدیل به افرادی شوند که دنبال پست و مقام و این چیزها باشند، این خودش ایجاد مفسده خواهد کرد. عضو جبهه پایداری با اشاره به اینکه مفهوم حرکت بدون حزب این نیست که تشکیلات و سازماندهی نباشد، یادآور شد: مجموعه جبهه پایداری مجموعهای است که باید در یک مرکزیتی باشد، راهبردهایی داشته باشد، هدایت معنوی خودش را از علما دریافت کند و در استان ها هم همین برنامه را داشته باشد. زارعی تصریح کرد: به اقتضای این که پیش هم بودیم یقیناً تغییر و تحولاتی بعضی از دوستانی که قبول مسئولیت می کنند برای یک مرحله ممکن است داشته باشد و ما معتقدیم که فاصله خودمان را با روحانیت به حداقل باید برسانیم و در واقع روحانیت محور اصلی کانون جبهه پایداری علی الاصول باید قرار بگیرد. حسینیان: فتنه گران میخواهند که ما جریان انحرافی را اصل قرار دهیم در ادامه این جلسه پرسش و پاسخ، حسینیان پاسخگوی این سوال بود که آیا مشکلاتی که مردودین نظام برای کشور و ولایت فقیه ایجاد می کنند، بدتر و سنگین تر است یا مشکلاتی که گروه های انحرافی ایجاد می کنند؟ وی با بیان اینکه هر دو مشکلات سخت و بدی است، افزود: باید این نکته را توجه داشت که هر کدام را در ظرف قدرت و توان خودشان ملاحظه کنیم، گروه انحرافی یک گروه ریشه دار تاریخی صاحب پیشینه در این کشور نیست بلکه گروهی است که یک فرد با چهار - پنج نفر از آدم های اطرافشان به همراه عده ای که دل به قدرت اینها بسته اند هوادار دارند، آدم های دارای پیشینه و سابقه ای نیستند که این را ما به عنوان یک مسأله اصلی کشور قرار بدهیم. حسینیان، جریان فتنه را جریانی ریشه دارتر و عمیق تر از جریان انحرافی توصیف کرد و گفت: شما نگاه کنید سردمداران فتنه چه کسانی بودند؟ یکی هشت سال نخست وزیر امام بود؛ یکی شاگرد امام و رییس مجلس و از انقلابیون سابق بوده، این ها بودند که در مقابل نظام ایستادند و نظام را به چالش کشیدند و نزدیک به یک سال برای این کشور مشکل ایجاد کردند. آبروی این کشور را که به عظمت انقلاب به اوج رسیده بود، چنان پایین آوردند که همان اوبامایی که نامه مینوشت برای رهبری و برای مذاکره التماس میکرد، دیدید چگونه برخوردش عوض شد. رییس مرکز اسناد انقلاب اظهار داشت: ما باید در تعامل فتنه و انحراف با هر دو مخالف باشیم و با هر دو مبارزه کنیم، تحت تأثیر هیچ یک قرار نگیریم و هیچ چیزی را تحت الشعاع فتنه قرار ندهیم. حسینیان با بیان اینکه باید مواظب بود چرا که فتنه گران همین را می خواهند که ما جریان انحرافی را اصل قرار دهیم و جریان فتنه را کم کم فراموش کنیم، افزود: ما باید جریان فتنه را اصل قرار دهیم و جریان انحرافی را مواظبت کنیم، منتها مقدم و مؤخر اینها را تشخیص دهیم. زارعی: خواسته جبهه پایداری تحقق منشور اصولگرایی است در ادامه، زارعی در پاسخ به این سوال که در صورت اصرار 8+7 مبنی برحضور ساکتین در فتنه، رویکرد جبهه پایداری چه خواهد بود، گفت: آن وقتی که جبهه پایداری شروع به فعالیت کرد، 8+7 شکل گرفته بود و مذاکرات آنها با جبهه پایداری عمدتاً بعد از اعلام موجودیت جبهه صورت گرفت؛ ما از همان اول هم نقطه نظرات جبهه پایداری را به عرض آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی ساندیم و به طور مکتوب خدمتشان تقدیم کردیم و احساس ما هم این است که در همان جلسات، این بزرگواران اراداتی که جبهه پایداری نسبت به این پاسداشت و بزرگداشت داشت، قبول داشتند. وی ادامه داد: ما باید ببینم هدف جبهه متحد اصولگرایان شکل گیری چه مجلسی است؟ شکل گیری یک مجلس نهم به مراتب قوی تر و انقلابی تر و متدین تر از مجلس هشتم؟ اگر اینطور باشد، مفهومش این است که امت حزب الله که میخواهد به نظر این جبهه عنایت داشته باشد، باید خود این مرکزیت و خود این مجموعه را بپذیرد، مبادا این تردید را داشته باشد و برود رأی دیگری از صندوق ها بیرون بیاورد که تجربه بعضی از انتخابات گذشته اینگونه نشان داده است. عضو جبهه پایداری تصریح کرد: ما چند نوبت مذاکره کردیم و بعضی از نقطه نظرات جبهه پایداری را پذیرفتند و اعلام کردند حاضر هستند یک تغییراتی را بدهند ولی هنوز مذاکرات ادامه دارد و هنوز به آن نقطه پایانی نرسیدیم. وی راهبرد اصلی جبهه پایداری را وحدت برشمرد و افزود: خواسته جبهه پایداری تحقق منشور اصولگرایی است، منشوری که به تصویب آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی رسیده و ما انتظار داریم این منشور اصولگرایی مبنای شکل گیری ساختار مرکزی و نامزدهایی که می خواهند توسط جبهه متحد اصولگرایی معرفی شوند، قرار بگیرد. وی تصریح کرد: امیدواریم که این مذاکرات ادامه پیدا کند تا بتوانیم با یک وحدت و انسجام مجلس نهم را به مراتب بهتر از مجلس هشتم شکل دهیم؛ حالا اگر در حین مذاکرات بحث های دیگری هم پیش بیاید ما پیش بینی نمیکنیم . ما استراتژی خودمان وحدت است که همان را هم دنبال می کنیم. محصولی: جبهه پایداری برای انتخابات مجلس تشکیل نشده است در ادامه این جلسه، محصولی سوال یکی از حاضران مبنی بر اینکه برنامه های جبهه پایداری بعد از انتخابات مجلس چیست، را این چنین پاسخ داد: همان طور که عزیزان فرمودند جبهه پایداری برای انتخابات مجلس تشکیل نشده است، بلکه جبهه پایداری یک جریان گفتمانی است و در نتیجه کار اصلی آن کار فرهنگی است و البته این بدین معنی نیست که کار سیاسی نمی کند؛ بالاخره در مقاطع حساس انقلاب از جمله انتخابات جبهه پایداری وظایف خودش را انجام میدهد. وی در ادامه افزود: جبهه پایداری کار اصلی اش مجلس نیست کار اصلی آن سامان دادن، جمع شدن و تبیین موضع، اصول و گفتمان انقلاب، حضرت امام(ره)، منویات مقام معظم رهبری و مطالبات ایشان از امت حزب الله است. محصولی ادامه داد: ما در رابطه با تمام مواردی که شاید برای کشور پیش بیاید و در جهت رشد و تعالی کشور لازم است قدم برمیداریم و این محقق نمیشود مگر در سایه همفکری، در سایه تعاون، نشستنها، ارتباط برقرار کردنها و همان طور که فرمودند "تعاونوا علی البرِّ و التَّقوی" با همکاری و مساعدت که طلیعه اش در این استان است و ادامه پیدا خواهد کرد. وی همچنین در خصوص سازوکار وحدت اصولگرایان هم گفت: ما استراتژیمان وحدت است و با توجه به آن عمل خواهیم کرد و ما منتظریم اگر حضرت آقا نظر خاصی داشته باشند عمل کنیم و هر چه تکلیفمان باشد عمل خواهیم کرد. |
|
| در دیدار با اعضای جامعه اسلامی دانشجویان مطرح شد |
| ساعت ۱:٥٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، جبهه پایداری |
|
پاسخ دقیق آیتالله مصباح به شبهه اختلاف میان روحانیت و تکروی با یادآوری نمونههایی از رفتار امام(ره)
در دیدار هفته گذشته اعضای اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با آیتالله مصباح یزدی، یکی از دانشجویان سؤالی را درباره همگرایی و وحدت روحانیت بهعنوان مراجع فکری و عقیدتی جامعه مطرح کرد که ایشان با ذکر مثال و نمونههای تاریخی جالبی از رفتارهای امام راحل به این سوال پاسخ گفت.به گزارش رجانیوز، پرسش این دانشجو در مورد آن چیزی که برخی رسانههای فتنه از آن بهعنوان اختلاف میان روحانیت یاد میکنند. در طی دو ماه اخیر بهویژه پس از اعلام موجودیت جبهه پایداری رسانههای جریان فتنه با همراهی برخی از رسانههای منتسب به طیفهای مدعی اصولگرایی تلاش کردند که جبهه پایداری را بهعنوان عامل تفرقه معرفی کنند و در این زمینه حتی مدعی شدند که جبهه پایداری با فعالیت تحت رهبری معنوی آیتالله مصباح در مسیری حرکت میکند که نتیجه آن انشقاق و اختلاف میان روحانیت است. در یکی از این موارد، روزنامه منسوب به قالیباف مدعی شد که جبهه پایداری با سوء استفاده از آیتالله مصباح، قصد دارد ایشان را مقابل آیتالله مهدویکنی قرار دهد. اما در حالی که اعضای جبهه پایداری هر یک با بیان خود به این شبهات پاسخ داده و آنها را رد میکردند، دقیقترین پاسخ را شخص آیتالله مصباح در پاسخ به دانشجوی عضو جامعه اسلامی دانشجویان بیان کرد. این دانشجو بهعنوان مقدمه سؤال خود گفت: «انقلاب اسلامی پس از رحلت امام خمینی گردنه ها و حوادث سنگینی را طی کرد که اگر در کنار مقام معظم رهبری، به تعبیر حضرتعالی سرباز و به تعبیر ما سردارانی چون حضرتعالی وجود نداشتند، معلوم نبود ارزشهای انقلاب اسلامی و آرمان امام خمینی به سرمنزل خود در این مقطع فعلی برسد. در واقع مهمترین نتیجه ای که ما در دوران زعامت امام خامنه ای و مجاهدتهایی که علمایی چون حضرتعالی بهویژه در دوران اصلاحات و بعد از آن داشتید، گرفتیم، بحث مقاومت و پایداری بر ارزشها و گفتمان انقلاب اسلامی بود.» وی ادامه داد: «در حوادثی که از انتخابات دولت نهم به بعد به وقوع پیوست، چیزی که همیشه ما را نگران می کند بحث مرجعیت سیاسی، اجتماعی و فکری روحانیت در بدنه اجتماع است. خیلی ها می خواهند مرجعیت (به معنای مرجعیت شیعه) را در افکار عمومی از مرجعیت فکری و عقیدتی بیندازند و یکی از چیزهایی هم که می توانند در این مسیر دنبال کنن،د این است که بگویند روحانیت در بین خودشان اختلافهای جدی و شدید دارند. دامن زدن به اختلافات میان چهره های شاخص روحانیت (البته جسارتاً برخی مثل آقای هاشمی اگرچه لباس روحانیت دارند، اما در جامعه بهعنوان یک روحانی اصیل شناخته نمی شوند، منظور روحانیت اصیل است) مثل حضرتعالی یا کسانی که در حوزه های علمیه هستند و تریبونهای عقیدتی و فکری را بر عهده دارند، بزرگ جلوه دادن عدم همگرایی و اینکه بگویند اینها نمی توانند باهم سر یک میز بنشینند، دشمنان این را هم دنبال می کنند که یکی از دغدغه های ماست که وظیفه داریم خدمت حضرتعالی بیان کنیم تا از رهنمودهای حضرتعالی استفاده کنیم.» آیتالله مصباح یزدی در پاسخ به این سؤال با بیان اینکه "توقع اینکه یک مجموعه ای که همگی حسن نیت دارند و هدف واحدی هم دارند، در مسایل جزیی یک طور فکر کنند و یک طور تشخیص بدهند، انتظار بجایی نیست"، گفت: البته باید در این جهت سعی و تلاش کرد اما این توقع قابل برآورده شدن و بجا نیست. وی با یادآوری یک نمونه در این زمینه ادامه داد: در اوایل انقلاب، در برهه ای از زمان در نهضت روحانیت، دو شخصیت شناخته شده وجود داشتند که عکسهایشان با هم چاپ می شد. یکی امام بود و یکی شخص دیگری. البته بعضی مراجع دیگر هم در قم، مشهد، تهران و... بودند که آنها هم همگی مورد احترام بودند اما در این حد شهرت بهعنوان رهبری نهضت نبودند اما مسایلی پیش می آمد که گاهی حتی این دو نفر از مراجع هم نمیتوانستند تصمیم واحدی بگیرند. رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در مورد یک نمونه عینی که خود در آن حضور داشته گفت: دفعه اول که امام را دستگیر کردند، ابتدا کسی از ایشان خبری نداشت و بعد از مدتها کم کم جایشان معلوم شد و برخی افراد با ایشان توانستند ملاقات کنند. مدتی امام منزلی در داودیه تهران داشتند تا اینکه ایشان آزاد شد و به قم برگشت. وی افزود: رژیم می خواست از این فرصت استفاده کند و بگوید که با امام آشتی کردند. کوچه امام را آسفالت کردند و برق کشی شد و رفت و آمد وزیران به منزل امام باز شد و... یک روز جریانی پیش آمد که امام راجع به این موضوع خیلی حساسیت داشتند و این موضوع به دست یکی دیگر از مراجع در حال اجرا بود و عملی می شد اما امام با آن مخالف بود. طوری بود که امام دلیل روشنی هم برای اینکه این کار خطا است، نداشتند. بعضی وقتها دلیل روشن داریم که بگوییم این کار غلط است اما امام دلیل روشنی نداشتند و فقط می فرمودند که فلانی را دریابید و نگذارید این کار را انجام بدهد. این در حالی بود که دلیل روشنی هم نمی توانستند بیان کنند. آیتالله مصباح با بیان اینکه "برخی دوستان جوانتر بنا را بر این گذاشتند که با این دو بزرگوار (امام و شخص دیگر) جلساتی بگذارند که نظراتشان به هم نزدیک شود تا نکند شکافی بهوجود بیاید"، اضافه کرد: بالاخره بعد از رفت و آمدهای زیاد که بنده هم جزو آنها بودم، (بعضی از آن جمع بعداً شهید شدند و برخی هم الآن جزو مراجع هستند)، امام فرمودند "اگر نظر آقایان این است که اصل کار را به مشورت بگذارند و طبق نظر اکثریت عمل کنند، من این کار را نمی کنم! چون واجب شرعی من است و نمی توانم کوتاه بیایم. اما اگر در کیفیت کار می گویند مشورت کنیم، چون عمل کردن بر طبق نظر اکثریت را مفیدتر می دانم، حاضرم به مشورت بنشینم. اما نمیتوانم اصل کار را به مشورت بگذارم چرا که واجب شرعی را تشخیص داده ام و باید انجام بدهم". وی با طرح این سؤال که "اگر من و شما بودیم، چه می شد؟ وقتی می دیدیم امام روی موضوع خیلی حساسیت دارد که باید این کار انجام شود و آن کار انجام نشود، چه کار می کردیم؟"، گفت: با این نظر که توقع داشته باشیم همگی با هم یک طور فکر کنیم، چه نتیجه ای می گیریم؟ اگر منتظر بودیم که نظر واحدی ایجاد شود، باید آن کار را ترک می کردیم. چون وحدت نظر پیدا نمی شد. یا باید کار ترک می شد تا به وحدت نظر برسیم یا باید به نظر یک نفر انجام می شد. گاهی اینچنین مواردی پیش می آید. استاد علوم عقلی و نقلی حوزه علمیه قم تصریح کرد: اگر همیشه منتظر باشیم که در هر کاری مشورت کنیم و نظر واحدی اخذ شود یا به نظر اکثریت عمل کنیم، خیلی کارها دیر می شود و باید ترک شود. اما اگر آدم تشخیص داد که اگر این کار انجام نشود، وقتش می گذرد و یک خطر جدی متوجه نظام است، نمی تواند منتظر همفکری باشد، بالاخره یک نفر باید خطر کند. وی با تأکید بر اینکه بهصورت کلی این مطب را میگوید و همیشه اینطور نیست، گفت: اصل بر این است که با کسانی که حسن نیت دارند و هدف واحدی دارند، تبادل نظر کنیم و سعی کنیم نظراتمان را به هم نزدیک و وحدت نظر پیدا کنیم، اما گاهی چیزهایی پیش می آید که اگر انسان بخواهد با نظر اکثریت یا حتی نظر کل عمل کند، اصل مطلب از بین می رود و دیر می شود. آیتالله مصباح گفت: باید سعی کنیم افراد را بهتر بشناسیم و اگر نظرات افرادی که حسن نیت دارند، با ما مخالف شد باز هم نباید به آنها جسارت کنیم، چراکه اختلاف سلیقه طبیعی است. دو نفر پزشک حاذق صد در صد برتر دنیا هم در تشخیص یک بیماری اختلاف نظر دارند، حالا اگر یکی را عمل کردیم و دیگری را عمل نکردیم، نباید به دیگری فحش بدهیم و بگوییم که تو بد فهمیدی. وی با تأکید بر اینکه ما نسبت به آنهایی که سوابق خوبی دارند و امتحانات خوبی داده اند، چه نظراتشان موافق و چه مخالف ما باشد، باید احترام بگذاریم، بیان داشت: در عمل هم باید تا جایی که ممکن است سعی کنیم نظرات به هم نزدیک شود و وحدت نظر داشته باشیم اما گر دیدیم یک جایی نشد، نگوییم اینها استبداد به خرج دادند و تکروی کردند، چون گاهی چاره ای نیست. رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی افزود: در بسیاری از موارد، امام مجبور بود تکروی کند. اگر امام می خواست نظر دیگران را جلب کند، کاری پیش نمی رفت. امروز هم خیلی جاها هست که مقام معظم رهبری عیناً در اینچنین موقعیتهایی قرار می گیرند البته نه مثل امام، چون آن موقع شرایط خیلی حساس بود اما به هر حال چنین مواردی پیش می آید که انسان باید ببیند یا مسأله تفویت می شود و خودش اقدام کند یا اینکه منتظر بماند که دیگران توافق کنند تا جایی که کار به عقب بیفتد و گاهی هم کلا ترک شود. وی در ادامه گفت: ما از یک طرف باید نسبت به افراردی که تجربه و شناخت خوبی از آنها داریم، حسن نظر داشته باشیم و احترام و تأییدشان کنیم و در شرایط مخالفت بدگویی نکنیم، اما آنچه محور اصلی و جهت کار ما را تشکیل می دهد، فکر رهبری است که باید سعی کنیم آن را بهتر بشناسیم و دنبال کنیم، چون من که کسی را نمی شناسم که به اندازه ایشان تجربه مثبت مطمئنی داشته باشد. آیتالله مصباح تصریح کرد: البته باز هم عرض می کنم که این معنایش این نیست که دیگران را تخطئه کنیم و بگوییم که سوء نیست دارند، بلکه تشخیصشان است و شاید اشتباه باشد. وی در پایان با بیان اینکه "توصیه شما را ما هم به چشم می پذیریم که سعی کنیم از نظرات دیگران استفاده کنیم"، اظهار داشت: اگر جایی هم کاری می کنیم، دلمان میخواهد که وحدت نظر داشته باشیم اما گاهی اوقات به جایی می رسیم که اگر انسان بخواهد منتظر باشد تا نظرات دیگران را جلب کند، مسأله تفویت می شود و وقتش می گذرد، لذا انسان ناچار است خطر کند و هرچه اتهام هست به جان بخرد و ناسزا را هم بشنود تا بعد از چند سال معلوم شود که خیلی اشتباه نمی گفته است. |
|
| جبهه پایداری به ارتباط و مشورت با آیتالله مصباح افتخار میکند |
| ساعت ۱:٤٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، آیت الله مصباح یزدی ، دکتر کامران باقری لنکرانی |
|
برخی که زمانی اصولگرا بودند، مروج بیبند و باری و بریز و بپاش شدهاند دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر موفق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت نهم و عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی که اکنون در زادگاه خود شیراز مشغول فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و فرهنگی است، مهمان رجانیوز بود و به سؤالهای متنوعی در مورد سوابق و فعالیتهای خود قبل و بعد از انقلاب اسلامی، فضای دانشگاهها در دهه 60، گروههای فعال دانشجویی، فعالیت جریانهای مخالف روحانیت، نامه شکایت از اکبر گنجی بهدلیل اظهارات موهن در دانشگاه شیراز، علت اقبال جریان موسوم به اصلاحطلب به شیراز، نحوه انتخاب بهعنوان وزیر در دولت نهم، علت جدا شدن از دولت، تفاوتهای دولتهای نهم و دهم و حاشیهسازیها، خاستگاه تشکیل جبهه پایداری و علت مخالفت برخی گروهها از جمله طیفهایی از اصولگرایان با آن، ارتباط جبهه با آیتالله مصباح یزدی و برنامههای اجرایی این جبهه پاسخ داد. بخش اول این گفتوگو پیش از این منتشر شد. متن کامل بخش دوم و پایانی این گفتوگو در ادامه آمده است: حاشیههای فراوان در دولت دهم موجب تقابل و تعارض شد/ برخورد رئیسجمهور با کمترین انحرافها در دولت نهم الگو بود/ 11 روز عدم حضور رئیس دولت، فتنهگران رفوزه را طلبکار کرد/ خاستگاه همه جریانهای انحرافی جدایی از روحانیت است/ جبهه پایداری به ارتباط و مشورت با آیتالله مصباح افتخار میکند/ برخی که یک زمانی اصولگرا بودند، مروج بیبند و باری و بریز و بپاش شدهاند آیا شما در گفتمان دولت تغییری احساس میکنید؟ و اگر این طور است، شاخصهای تفاوت گفتمانی در دولتهای نهم و دهم کدامند؟ دوستانی که در دولت دهم وزیر هستند، انصافاً شبانهروز فعالیت میکنند و حتی بیشتر از حد توانشان زحمت میکشند، منتهی واقعیت این است که در دولت دهم حاشیهها خیلی بیشتر از دولت نهم شد و این مشکل و معضلی است که شاید دولت نهم با آن روبرو نبود. دولت نهم مورد هجمه بود، منتهی جنس هجمهای که به دولت نهم میشد، از جنس هجمه شکستخوردگان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بود. اینها به دولت انتقاد میکردند که مثلاً شما چرا مدیران با تجربه را برمیدارید؟ دولت هم توضیح میداد که من نمیتوانم مدیر فاسد را نگه دارم و یا باید در کشور گردش مدیریت داشته باشیم. یا مثلاً میگفتند چرا برخلاف عرف دیپلماتیک، صحبت از ارزشها میکنید؟ و دولت جواب میداد که این آموزه انقلاب اسلامی و میراث امام است و ما باید این گفتمان را پیگیری کنیم. در دولت دهم اتفاق تلخی که رخ داد، این بود که از اولین روزهای شکلگیری، با قصه معاون اولی، حاشیهای در کنار دولت رقم خورد و این حاشیه به مرور زمان نهتنها کم نشد، بلکه بعضی جاها متن را هم بسیار تحت تأثیر خود قرار داد و این معضل، عرصه را برای دوستانی که علاقهشان خدمتگزاری هست، سختتر کرده است. من فکر میکنم عمده تفاوت در این دو دولت، وجود حاشیههایی در کنار دولت دهم است که این حاشیهها با جریان خدمتگزار و توجه به مسئولیتهای دولت به عنوان قوه مجریه و مسئول اجرای قانون اساسی و منویات رهبری در کشور، گاهی تقابل و تعارض ایجاد و کار را مشکل میکنند. آدمهای حاشیهای در دولت نهم هم بودهاند. چه میشود که در تغییر دولت، اینها به متن تبدیل میشوند؟ چه عناصری در تبدیل شدن اینها به محور در دولت تأثیر دارد؟ هر وقت با خطا یا انحرافی برخورد نشود و در اولین نقاط بروز، جلوی آن گرفته نشود، طبیعت جریان انحرافی و خلاف این است که گسترش و توسعه پیدا میکند. این سنت الهی است که هر وقت رخنهای در بنای مستحکمی پیش میآید، مثل رخنهای که در دولت خدمتگزار پیش آمد، اگر آن را از ابتدا نبندید، مرتباً گسترش پیدا میکند. این موضوع مهمی است که ما باید با رخنهها و انحرافات در ابتدای امر برخورد جدی کنیم. در دولت نهم برای ما نکته بسیار زیبایی بود که آقای رئیسجمهور حتی با تخلفی در حد چند میلیون تومان هم برخورد میکردند. مثلاً مسئولی اوراقی را روی کاغذی چاپ کرده بود که شائبه این میرفت که چنین کاغذ مرغوبی برای آن کار ضرورت نداشته و ایشان میتوانست آنها را روی کاغذ ارزانتری چاپ کند، آقای رئیسجمهور آن مسئول را وادار کردند هزینه اضافی را از جیب خودش بپردازد. یا در سفرهای استانی مراقبت جدی داشتند که در آنها هیچ نوع تشریفاتی نباشد و مثلاً غذای همه یک جور باشد و این نوع مراقبتها وجود داشت. اینها نکات ارزشمندی بود و همینها فضای عمومی کار را ترسیم میکرد. این همان فرهنگی است که ما باید در آن تنفس کنیم و گاهی اوقات متوجه اهمیت آن نیستیم. همین نکات است که جهتگیریهای کلی را ترسیم میکند. نگرانیهای کنونی ناشی از آن است که این حساسیتها گاهی به دلیل نقشآفرینی حاشیهسازان، دیگر مثل سابق، برجسته و بارز نباشند. نمیخواهم بگویم که این مراقبتها الان نیست. ما اگر همین وضعیت فعلی را با وضعیت دولتهای گذشته مقایسه کنیم، نقاط قابل افتخار فعلی فوقالعاده بیشتر از گذشتههاست. یادمان نمیرود که در یکی از دولتهای قبل، رئیسجمهور وقت به استان فارس آمد. در آن سفر نوع تشریفاتی که به کار بردند و بریز و بپاشهایی که کردند، مدتها در محافل دانشگاهی مورد انتقاد بود و همه می پرسیدند این چه وضعی است که برای آمدن رئیسجمهور، این همه تشریفات قائل میشوند؟ رئیسجمهور دو سفر در دولت نهم و یک سفر در دولت دهم و سفرهای دیگری به استان فارس کرد و کاملاً مشخص است که با سفر رؤسای جمهوری قبلی متفاوت است، ولی گاهی اوقات خلاف آنچه که توقع هست، مسائلی اتفاق میافتند که باعث میشوند فضای کمحاشیه، به مرور فرصت گسترش و توسعه پیدا کند و بتواند بهنوعی مسیر انحرافی را بسط بدهند. آیا این انحرافات قبلاً هم مشاهده میشد؟ آیا این شائبه وجود دارد که برخی از مسئولین، قبلاً که جزو دولت بودند، انحرافات را میدیدند و سکوت میکردند و حالا که جزو دولت نیستند، انتقاد میکنند؟ در دولت گذشته دو سه تا صحنه داشتیم که به نظرم دولت کاملاً موضعگیریهای خوبی انجام داد. یکی از آنها موقعی بود که دوستان اصرار داشتند سازمان حج و زیارت را در سازمان گردشگری و میراث فرهنگی و صنایع دستی ادغام و قید چهارمی را هم به این سازمان اضافه کنند. دوستانی در دولت با این موضوع با جدیت مخالفت کردند، چون این را نقطه آغاز یک انحراف میدیدند. ممکن بود در شرایط خاصی چنین بحثی قابل طرح باشد، ولی در کشور ما و با فرهنگ ما و مشکلاتی که در عرصه گردشگری و میراث فرهنگی وجود داشت، این نگرانی جدی بود که اگر چنین اتفاقی رخ بدهد، دیگر ما به زیارت به عنوان یک فرصت خودسازی نگاه نخواهیم کرد و داستان آن متفاوت میشود. این یکی از اصطکاکهایی بود که در دولت قبل پیش آمد و خوشبختانه به این نحو حل شد که این دو سازمان ادغام نشوند و در واقع آن برنامه به نتیجه نرسید. در آن دوره برای انتصاب بعضی از افراد در سمت استانداری، اختلافنظرهای جدی پیش میآمد و در دولت، فضای غالب این بود که اگر نیرویی با این گفتمان، همراهی و همسویی ندارد، در آنجا رأی نمیآورد. اولین وزیر کشور دولت قبل یک نفر را برای استانداری جایی معرفی کردند و عدهای از دوستان گفتند فردی را که معرفی کردهاید، در موردش شائبه مشکلات مالی وجود دارد. ما متهم نمیکنیم، ولی همین صِرف شائبه باعث میشود که نتوانیم ایشان را نماینده ارشد دولت در آن استان بدانیم و بهرغم اصراری که وزیر کشور و بعضی از مسئولین کردند، آن فرد رأی نیاورد و استاندار نشد. این فضای غالب در دولت بود که اوج آن در تعیین معاون اول رئیسجمهور بروز کرد. فضای عمومی دولت این بود که اگر منویات رهبری این است که این را به صلاح نمیدانند، ما این تکلیف را مهمتر از همه چیز، حتی مهمتر از کسوت وزارت و عناوین میدانیم، به همین دلیل هم تا زمانی که رئیسجمهور این ابلاغ را باطل و کان لم یکن اعلام نکردند، هیچ جلسهای با ریاست معاون اول پیشنهادی تشکیل نشد و به نظرم این نکته مهمی است. نمیخواهم بگویم همه اتفاقاتی که در دولت نهم افتاد، اتفاقات خوبی بودند و ما هیچ نقطه ضعفی نداشتیم. خود بنده حالا که فرصت تأملی هست و تجربه بنده هم به مرور بیشتر شده است، متوجه میشوم که خیلی از کارها را میشد بهتر هم انجام داد. الان هم به اعتقاد بنده، فضای عمومی دولت، فقط همین فضای جریان حاشیهساز نیست. اعتقاد دارم اکثریت اعضای دولت علاقمند به نظام، رهبری و عاشق خدمتگزاری هستند و تلاش خودشان را میکنند. اعتقاد دارم دولت دهم در حجم کار و وقتگذاری قابل مقایسه با بسیاری از دولتهای گذشته نیست. دولت نهم بعد از یک تغییر گفتمانی بزرگ آمد و کار را به عهده گرفت. گاهی وقتها مثلاً به یک بخشداری که میرفتیم، احساس خود دوستان در آنجا این بود که یک تحول مبنایی اتفاق افتاده است، یعنی حتی اگر بخشدار هم عوض نشده بود، به ما میگفت تا دیروز وزیر که میآمد اینجا، اگر آن طور رفتار نمیکردیم مؤاخذه میشدیم، امروز که شما آمدهاید، اگر آن طور رفتار کنیم مؤاخذه میشویم! این تغییر گفتمان امر مهمی بود و فکر میکنم دولت نهم چون میخواست یک بازسازی اساسی انجام بدهد، کار مهمی را انجام داد. به همین دلیل من هر دو دولت را قابل افتخار و تقدیر میبینم.
عدهای بخشی از علل تبدیل شدن جریان انحرافی از حاشیه به متن را ناشی از این میدانند که جریان اصولگرا چندان رفتار مسالمتآمیزی با آقای احمدینژاد نداشت. چقدر این حرف را درست میدانید؟ توجیه اصولگراها هم این است که آقای احمدینژاد چون خود را متکی به احزاب و جریانها نمیدانست، تمایلی به همراهی با اصولگرایان نداشت. این مسئله را چقدر در متن شدن جریان حاشیهساز مؤثر میدانید؟ من این بحث را خیلی مهم نمیدانم، چون بالاخره هر کسی میتواند دیگری را متهم کند و بگوید شما اولین اشکال را به وجود آوردید. مهم این است که وضعیت فعلی میتوانست خیلی بهتر از این باشد. از نظر آسیبشناسی اشاره کردم... از نظر آسیبشناسی هم این یکی از آن آسیبشناسیهایی است که گاهی به سیکل معیوب مرغ و تخممرغ برمیگردد! انصافاً هر دو گروه میتوانستند خیلی بهتر از این رفتار کنند، یعنی مجلس و مجموعه قوه مقننه، بهرغم اینکه خیلی جاها همراهی کرد، خیلی بهتر میتوانست با دولت تعامل داشته باشد. مجلس در بعضی از بزنگاهها اگر نگوییم با دولت تعارض، ولی یک اختلاف نظر بارز داشت. با توجه به اینکه بار اصلی اداره کشور به عهده دولت هست، توقع این است که مجلس در حدود قوانین بالادستی به دولت کمک کند و به او اجازه را بدهد برنامههای خود را پیش ببرد. بعضی از دخالتهایی که مجلس در قالب قانونگذاری برای برخی از امور جزیی کرد، به نظرم شأن قانونگذاری را تا حدودی مختل کرد. ضرورتی نداشت به خاطر اینکه بگویند ما میتوانیم اعمال قدرت کنیم، برای بعضی از امور جزیی، قانون وضع کنند. باید به دولت مجال خدمتگزاری را میدادند. در بعضی از جاها میشد این مجال بیش از آنی باشد که بود. البته مجلس در بعضی از امور مثل قانون اصل 44 ـ با اینکه شکلگیری قانون اصل 44 به صورت طرح بود، ولی تقریباً تمام نظرات دولت بهنوعی در آن آمد ـ و قانون هدفمند کردن یارانههاـ با اینکه زمزمههایی در مجلس بود که کل لایحه بازنویسی شود، ولی مجلس این کار را نکرد ـ همراهیهای لازم را با دولت کرد که از نقاط مثبت آن است، اما نقاط منفی هم داشت. دولت هم میتوانست سعه صدر بیشتری نشان بدهد و روی بعضی از امور که چندان هم مهم نبودند، پافشاری نکند و از آن مهمتر اینکه چیزی که یا مستقیماً از کانال مجلس و شورای نگهبان و یا از طریق مجمع تشخیص مصلحت به صورت قانون درآمد، دولت حتی اگر اعتقاد داشت که مشکل ایجاد میشود، باید به شکل بهتر و بارزتری از آن تبعیت میکرد تا این شبهه به وجود نیاید که حتی اگر قانون هم نوشته شود، دولت اجرا نمیکند، هر چند که این حرف غلطی است. تفاوت آقای دکتر احمدینژاد با مسئولین دولتهای قبلی این است که آنها هم قانون را اجرا نمیکردند، ولی به زبان نمیآوردند، ولی آقای احمدینژاد به زبان میآورد! میشد خیلی آرامتر مسائل را دید و در قالب اختلافهای نمایان در نیاورد. به نظرم اینکه توقع داشته باشیم که سه قوه مثل هم فکر کنند و مثل هم نظر داشته باشند، توقع بهجایی نیست، اما این توقع را میتوانیم داشته باشیم که این سه قوه همراه و همکار هم باشند و در آنچه که در کشور قانون میشود، با همدیگر معاونت و معاضدت کنند و کارها را پیش ببرند و جایی که پای مصالح نظام در میان هست، آن را قربانی مباحث سلیقهای خود نکنند. در سالهای گذشته هر جا که این اصل مورد توجه قرار گرفته، موجب تقدیر و تشکر مردم شده و هر جا که اختلافات، مبنا قرار گرفتهاند، باعث دلزدگی و دلمردگی و گلایه مردم شده است. گفتید که هر جا تکلیف متعیّن شود، در آنجا وارد میشوید. در قضیه جبهه پایداری که افراد مختلفی با سلایق گوناگون هستند، شما چه تکلیفی احساس کردید که وارد شدید؟ شرایطی که جبهه پایداری اعلام موجودیت کرد، شرایط خاصی بود که کماکان هم بخشی از آن ادامه دارد. بالاخره واقعه تلخی رخ داد و آن موضوع 11 روز عدم حضور رئیس دولت در حوزه مسئولیتش بود که باعث موجی از نگرانی و ابهام در بین نیروهایی شد که در دهه 80 در بسیاری از صحنهها توانستند افتخارآفرینی کنند، مبانی نظام را حفظ کنند و در بسیاری از جاها نقطه عطفهای چشمگیری را در تاریخ انقلاب اسلامی رقم بزنند، مثل سوم تیر، 22 خرداد، نهم دی 88 و اتفاقاتی که رخ دادند. این نیروها، بعد از این اتفاق، دچار تشتّت و ابهام شدند. ابهام اصلی این بود که فتنهگرها و برخی از افرادی که در آن وقایع، بهویژه سال 88، رفوزههای امتحان در پیشگاه مردم بودند و مردم به آنها نمره ردّی داده بودند، دو باره به صحنه آمدند و طلبکارانه و حتی با خشونت از این جریان بازخواست کردند که چه شد؟ دیدید ما راست میگفتیم، درحالی که اتفاقی که رخ داده بود دلیلی بر این نبود که تشخیص سال 88 اشتباه بوده است. اتفاقی که رخ داده بود این بود که کسی که این پرچم را بلند کرده بود، خودش اشتباه کرده بود. ما نباید این اشتباه را به پای تشخیص مردم و غلط بودن این مسیر و راه میگذاشتیم. به نظرمان آمد که اگر ما در این برهه بر همان محورها و ارزشهای دهه 80 که بسیار اثرگذار بودند، تأکید نکنیم، شاهد ارتجاعی جدی به برخی از ضدارزشها و مسائل انحرافی خواهیم بود، به همین دلیل فکر کردیم در این مقطع، ضروری است که با تأکید بر ارزشهای مبنایی و اصولیای که از عمق جان به آنها باور داریم - که در رأس آنها در صحنه اجتماعی، تبعیت محض از ولی فقیه هست و مصداقهایی که این تبعیت پیدا میکند، یعنی تبرا جستن از جریان فتنه و جریان انحرافی و هر جریانی که بخواهد در برابر ولی فقیه بایستد- حرکت جدیدی را آغاز کنیم و فکر کردیم که اگر این سنگر افتتاح نشود، آثار سوئی خواهد داشت که مهمترین آن به فراموشی سپرده شدن این گفتمان و یا حداقل گسست و نوعی ابهام خواهد بود. چرا این جمع؟ خصوصیت جبهه پایداری این است که واقعاً جبهه است و محدود به همین چند نفر هیئت مؤسس نیست. این جبهه، یک جبهه گفتمانی است و از بدو تأسیس تا حالا، بسیاری از دوستانی که در جلسه اعلام رسمی هم نبودند، اظهار تمایل کردند. نکته مهم جبهه پایداری این است که نمیخواهد نقش حزب را ایفا کند و تشکل فراگیری شود که برود و همه ابزارهای قدرت و مجلس و دولت را فتح کند. این جبهه، چون جبهه گفتمانی است، بنایش بر این است که مبانی را روشن و تبیین کند و در جاهایی هم که لازم است، به شکل مصداقی وارد شود، اما بر خلاف احزاب که وقتی بحث مصداقی میکنند، نگاهشان این است که چه کسی عضو ما هست، جبهه پایداری چون جبهه است، نگاهش این نیست که چه کسی عضو ما هست، بلکه این نکته را در نظر میگیرد که چه کسی طرفدار این گفتمان است، میتواند این گفتمان را بهتر پیش ببرد و بهتر، این عرصه را به نتیجه برساند و این به جبهه نوعی آزادمنشی میدهد که کمتر در قالب احزاب امکانپذیر است. اشاره کردید که هدف جبهه پایداری، انتخاباتی نیست. کمی بیشتر در این باره توضیح بدهید. جبهه پایداری به دلیل انتخابات مجلس تشکیل نشد، بلکه به دلیل تحیّری که اتفاقات اردیبهشت 90 پیش آورد، شکل گرفت. دوستانی حتی قبل از تشکیل دولت نهم دنبال سنگری بودند تا از این گفتمان دفاع کنند، ولی اینکه چرا در سال 90 اتفاق افتاد، بخش زیادی به اتفاقاتی که در سه ماهه اول سال 90 رخ داد برمیگردد و این نشان میدهد که اگر بنای این جبهه موضوع انتخابات بود، خیلی زودتر شروع میکرد، چون امروز که معلوم نشده که در سال 90 انتخابات مجلس برگزار میشود و لذا اگر هدف این بود، قبلاً این کار را انجام میداد. تشکیل جبهه پایداری به ضرورت دفاع از این گفتمان و آرمان و میثاق بود. آینده هم این موضوع را نشان خواهد داد و برای خود جبهه هم آزمون خوبی خواهد بود. با شناختی که ما از دوستان جبهه پایداری داریم، توقع داریم که انشاءالله این میثاق پایدار بماند. امیدوارم بیان جبهه پایداری در صحنههای مختلف، بیان گفتمانی داشته باشد و مصداقی هم که وارد میشود، مصداقهایش گفتمانی باشند، نه مصداقهایی نظیر آنچه که در احزاب و صحنههای سیاسی شاهد آنها هستیم. الان وقتی از بسیاری از دستجات و گروههای سیاسی در مورد عملکرد فردی یا مدیریت جایی سئوال میکنید، نرمافزارشان اینجوری کار میکند که این فرد چقدر به ما نزدیک است؟ عضو ما هست یا نه؟ اگر عضوشان بود، آنجا خوب دارد میچرخد و هیچ مشکلی وجود ندارد، اگر عضوشان نبود، بالعکس. ما باید این ادبیات را عوض کنیم. به نظرم این تأکیدی که رهبری معظم انقلاب فرمودند که ما باید برخوردها و رفتارهای قبیلهای را در سیاست و صحنه عمل اجتماعی حذف کنیم، ترجمانش این است که ما در هر جا و در هر مصداقی که صحبت میکنیم و نظر میدهیم و یا تعیّنی داریم، باید معیارمان، اصول و ارزشهایمان باشد. اگر بتوانیم این را جا بیندازیم، آینده انقلاب اسلامی انشاءالله درخشانتر از آنچه که تا حالا بوده، خواهد بود. یکی از شبهاتی که در باره جبهه پایداری مطرح است، این است که اعلام موجودیت این جبهه، بین روحانیت اختلاف به وجود آورد. پاسخ شما به این شبهه چیست؟ و در تکمله، نقش آیتالله مصباح در جبهه پایداری چیست؟ اولاً آنچه که جریانهای انحرافی را حداقل در سه قرن گذشته در کشور ما از جریان اصیل متمایز میکند، خاستگاه جدای از روحانیت آنهاست. تمام جریانهای انحرافی یک قرن گذشته کشور ما، محوریترین مشکل و شروع نقطه انحرافشان، جدایی از روحانیت بوده است. این جدایی از روحانیت گاهی اوقات خیلی برجسته و بارز است، مثل کسانی که اصولاً دین را منکر میشوند؛ گاهی اوقات پیچیدهتر میشود، مثل وقتی که کسی ادعای دینداری میکند، ولی دینش را از متخصص دین که روحانیت باشد، نمیگیرد. گاهی وقتها از این هم پیچیدهتر میشود و در قالب مخالفت یا نوعی عدم اطاعت از ولی امر مسلمین و ولی فقیه بروز میکند. این افراد برای خودشان نوعی اجتهاد سیاسی قائل هستند و به خودشان اجازه میدهند گاهی اوقات ارزشها و معیارهای اصلی را هم با مصلحتسنجیهایی که برای خود دارند، زیر و بالا کنند. به نظرم اگر آن نقطه انحرافی را بشناسیم و از آن دوری کنیم، حرکت ما حرکت انحرافی نمیشود. این نکته مهم در تعالیم ائمه معصومین(ع) هست که شناخت توحید بهتنهایی کفایت نمیکند. انسان برای اینکه بتواند خود را حفظ کند و مسیر را درست برود، ضمن اینکه باید خوبیها را بشناسد، باید بدیها و شرک و نفاق را هم بشناسد که از آنها دوری کند. به نظر من مهمترین انحراف در صحنه عمل اجتماعی، بهویژه در قرن گذشته، جدایی از روحانیت بوده است. گاهی اوقات ظاهراً این جدایی از روحانیت، بارز نیست، مثل همینهایی که برای خودشان نوعی اجتهاد سیاسی قائل هستند و باز از این پیچیدهتر، کسانی که معتقدند عمل سیاسیشان، نباید نسبتی با باورهای دینیشان داشته باشد، یعنی همان باوری که امام با آن مقابله جدی کردند و فرمودند باید دیانت و سیاست ما یکی باشد، حرفی که مرحوم شهید مدرس زدند. اتفاقاً خیلی جالب است که امام مکرر میفرمودند مجلس ما باید مجلسی باشد که مثل مرحوم مدرسها در آن باشند. میفرمودند صحنه انتخابات، یک امتحان الهی است. ما هر چه در دورههای مختلف، بیشتر به انتخاباتها نزدیک میشویم، این امتحان الهی را بیشتر متوجه میشویم، چون در آنجاهاست که بحثهای مصداقی، از جانبداریهای فامیلی گرفته تا جانبداریهای قبیلهای سیاسی و اقتصادی و خیلی چیزهای دیگر اتفاق میافتند و امتحان الهی جلوه و بروز بهتری پیدا میکند. چه جبهه پایداری و چه سایر جریانات برای مقابله با انحراف باید ارتباطشان با روحانیت، یک ارتباط مبنایی و مشخص باشد. نکته اصلی در همه جریانات سیاسی این است که مراقبت جدی کنند تا بههیچ وجه در دام اسلام منهای روحانیت نیفتند. جبهه پایداری اعلام کرده و بنده هم در همینجا اعلام میکنم که جبهه پایداری به آنچه که به عنوان منشور اصولگرایی توسط بزرگان روحانیت اعلام شده، پایبند است. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت، این را یک سند قابل اتکا و مورد قبول میدانند و این را جزو مبانی کار خود تلقی میکنند و همین نشان میدهد مجموعه روحانیت اصیلی که همواره همراه انقلاب بودهاند، در این مبانی با هم مشترکند و این مبانی میتواند چه در جبهه پایداری، چه در سایر سلایقی که وجود دارند و وجود تعدد سلایق هم اشکال خاصی نیست، مبنای کار قرار بگیرد. در خصوص نسبت جبهه پایداری با حضرت آیتالله مصباح این را عرض میکنم که ایشان یکی از شخصیتهای ارزنده انقلاب اسلامی هستند و ما هم از حضرت امام و هم از مقام معظم رهبری تعابیر زیبایی را در مورد ایشان شنیدهایم که نشاندهنده مقام و منزلت علمی ایشان است. جبهه پایداری هم افتخار میکند که با ایشان ارتباط دارد و از نظرات مشورتی ایشان و نیز شخصیتهای بزرگ دیگر استفاده میکندو ما این را یکی از نقاط قوت جبهه میدانیم که ارتباط تنگاتنگی با روحانیت اصیل انقلاب اسلامی، از جمله حضرت آیتالله مصباح یزدی داریم. بحثی که از سوی اعضای جبهه پایداری مطرح میشود این است که ارتباط ما با آیتالله مصباح ارتباط نظارت و رهنمود گرفتن از ایشان است و این طور نیست که بخواهیم از این بزرگوار هزینه کنیم. این بیشتر جنبه تأییدی موضوع است. آیا در ارتباطهای اخیر، موردی بوده که از ایشان تذکر گرفته باشید که نباید این کار میشد و یا این کار را بکنید بهتر است؟ هنوز از عمر جبهه پایداری زمان طولانی نگذشته است. موضعگیریهای رسمی جبهه هم همین سه تا بیانیهای بوده که اعلام کرده و نوعاً تأیید و تشویق از جانب اساتید و بزرگان دریافت کردهایم. یادم نمیآید که مشکل خاصی بروز کرده یا تذکر خاصی داده شده باشد، البته معلوم نیست که بعداً تذکر داده نشود! پس خبرسازی هایی که از طرف برخی محافل درباره رابطه جبهه پایداری و آیت الله مصباح می شود... در بدو تشکیل جبهه پایداری، این نکته در همان اولین جلسات مورد تأکید بزرگان قرار گرفت که مبنای جبهه پایداری این است که در راهی که در آن پا گذاشته که راه دفاع از آرمانها و ارزشهاست، با هیچ جریانی تقابل نکند. این اصلی بود که از ابتدا در این جبهه مورد تأکید بوده و در بیانیه اول جبهه هم به شکلی بارز و نمایان ذکر شده است. در صحبتهای دوستان هم مکرر اشاره شده که جبهه پایداری اصولاً برای مقابله با کسی تأسیس نشده است و برای خود شأن تقابلی قائل نیست. از بدو تأسیس جبهه پایداری، این نکته جزو تذکرات دائمی بزرگان بوده و جبهه هم سعی کرده این نکته را در کارهای خود لحاظ کند، البته این به این معنا نیست که جبهه نظرات و صحبتهای خودش را نگوید، ولی باید توجه داشته باشد که در بیان موضعگیریهایش خدا نکرده شائبه تقابل یا تعارض با جریانهای مدافع انقلاب اسلامی به وجود نیاید. به هر حال وجود سلایق متعدد و نگاههای مختلف، یک اصل انکار ناپذیر است. وقتی مبانی مشترک باشند، باید جلوی تقابل و تعارض را گرفت. نکته مهم این که برخی با اینکه صحبت از اصولگرایی میکنند، رفتارهای اصولگرایانه ندارند. نباید انتقاد از رفتارهای غیراصولگرایانه را تقابل ترجمه کرد. بالاخره امر به معروف و نهی از منکری وجود دارد. اگر حرکتی مخالف معیارها و ارزشها و مبانی اصولگرایی ـ یعنی همان مبانیای که در منشور اصولگرایی ذکر شده- انجام گرفت، در اینجا اعتراض مصداق نهی از منکر است نه مصداق تقابل. در نهی از منکر اصل این است که طرفی که مورد نقد قرار میگیرد، مورد علاقه کسی است که او را از منکر نهی میکند و او دلش نمیخواهد که او اشتباه کند، بنابراین به او تذکر میدهد که این اشتباه را نکن. اگر در بعضی از موضعگیریهای جبهه، شائبه تقابل بوده، به نظرم اگر از این منظر به آنها نگاه کنیم، این شائبه برطرف شود، ضمن اینکه موضعگیریهای رسمی جبهه در قالب بیانیه یا اظهارات سخنگو در هنگامی که اعلام میکند نظر شخصی خود او نیست و از سوی جبهه صحبت میکند، اعلام میشوند. ممکن است برخی نظرات شخصی خود را بگویند. آنچه که به عنوان جبهه، قابل دفاع است، همان چیزی است که در بیانیههای جبهه و یا توسط سخنگو بیان میشود. یکی از مسائلی که از روز اول تأسیس جبهه پایداری مطرح شد، حضور شخص شما در این جبهه است. مرتباً از محافل اصولگرا خبرهایی منتشر میشود که شما با اعضای جبهه اختلاف دارید و یا از آنها جدا شدهاید و یا مثلاً جزو اعضای معترض هستید و با جبهه خطکشیهایی دارید. خصوصیت جبهه این است که همه یک جور نیستند. اگر یک جور بودند، میرفتند حزب تشکیل میدادند. ضمن اینکه ما یک برداشتی داریم که مدل فعالیت اجتماعیای که مورد نظر امام(ره) بود و این مدل را ترجیح میدادند، مدل حزبی نبود. ایشان ضمن اینکه کار تشکیلاتی را تأیید میفرمودند، کار حزبی را به معنای مرسوم تجویز نمیفرمودند. به هر حال ما در اینجا یک جبهه داریم. در جبهه مجموعهای از نظرات مختلف، اما اصول مشترکی هست. اصول مشترک همانهایی است که در بیانیه تأسیس جبهه و سایر بیانیهها ذکر شدهاند. در بعضی از اصول ممکن است اختلاف نظرهایی هم بین افراد باشد که از ارزش آن اصول مبنایی کم نمیکند. بالاخره آدمها با هم تفاوتهایی دارند. مهم این است که اصول مبنایی مورد تأکید همه قرار بگیرد. الان هم موضوع بحثها، سلیقههای جزیی نیست، بلکه همان اصول مبنایی است. مثلاً صحبت میشود وقتی ما میخواهیم در مورد موضوع مهمی مثل انتخابات تصمیمگیری کنیم، باید مراقبت کنیم که این تصمیمگیری بر مبنای همان معیارها و اصولی باشد که مورد تأکید هستند. یا مثلاًً صحبت میشود که شکلگیری گروه تصمیمگیرنده باید بر اساس مبنایی باشد که آن مبنا با همین شاخصها تطبیق پیدا دارند. حالا اگر بتوانیم وضع موجود را ارتقا ببخشیم و بیشتر با شاخصها تطبیق بدهیم خیلی بهتر است تا بگوییم وضع موجود بهتر از این نمیشود. اینها نوع گفتمانهایی است که الان از جانب جبهه دنبال میشود. جریاناتی که اصولگرا تلقی میشوند، معمولاً دارند با جبهه پایداری به صورت تقابلی برخورد میکنند ولی شما میگویید گروههایی که سنخیت دارند باید به هم گرایش پیدا کنند و جبهه اصولگرایی را تقویت کنند. اشکال کار کجاست؟ آیا شما جای کسی را تنگ کردهاید یا آنها جای شما را تنگ کردهاند؟ برخوردها چندگانه هستند. خیلی از دوستان حداقل در بیان و برخی از آنها با حضور و تشریففرماییشان در همان جلسه اعلام رسمی جبهه، اعلام کردند که جبهه پایداری را ظرفیت جدیدی برای اصولگرایی تلقی میکنند و این جنس افراد هم کم نیستند. بعضی از آنها خاموشند و یا کمتر صحبت و اظهارنظر میکنند، ولی کم نیستند و برداشت ما این است که اغلب نگاه جریان اصولگرایی به جبهه پایداری از همین قسم است. تلقیشان این است که جبهه پایداری هم ظرفیتی در درون مجموعه اصولگرایی است. اعتقاد خود ما هم همین است و خود را جدای از جریان اصولگرایی نمیدانیم، بلکه ظرفیتی میبینیم که بهخصوص به رویشهای انقلاب اسلامی که در دهه گذشته نقشآفرینی کردند، کمک میکندتا به شکلی متشکلتر، قویتر و مؤثرتر نظراتشان را بگویند و اثرگذار باشند. بعضیها هم هستند که اینگونه برخورد نمیکنند. همه اینها هم از یک جنس نیستند و انواع و اقسام دارند. بعضیها ابهام دارند. جبهه تازه تأسیس شده و آنها ابهاماتی دارند و میخواهند رفع ابهام کنند. ما این را مبارک میدانیم و در این جهت تلاش هم میکنیم که نظراتمان را در مواقع مختلف اعلام کنیم و نگذاریم ابهامی به وجود بیاید. بعضی از مخالفتها از جنس رفع ابهام نیستند و با اصل این گفتگو و نگاه مخالفند و بیخود هم خودشان را زیر لوای اصولگرایی پنهان میکنند. اگر دقت کنیم، شاخصهایی که برای اصولگرایی میشناسیم و در همین منشور آمده و مقام معظم رهبری، بهخصوص در سالگرد ارتحال حضرت امام به وضوح و امسال هم تحت عنوان شاخصهای خط امام به آنها اشاره فرمودند، شاخصهای روشنی هستند. اگر کسی با این شاخصها تطبیق ندارد، باید خودش را اصلاح و فعلاً از این عنوان صرفنظر کند. بدیهی است هر عنوانی که طرفدارانی دارد، افراد، خودشان را به آن منتسب میکنند. بعضی از این افراد در قضیه دوم خرداد، حضور داشتند و در روزنامههای توقیف شده، مقاله مینوشتند و در جلسات آنها به عنوان کارشناس یا سخنران حضور داشتند، اما حالا میگویند ما اصولگرا هستیم! نمیخواهیم بگوییم نباید کس دیگری را در دایره اصولگرایی راه داد، ولی حداقل این افراد باید خود را با معیارهای اصولگرایی تطبیق بدهند و بعد عنوان اصولگرایی را برای خود انتخاب کنند. خیلیها هم یک زمانی اصولگرا بودهاند و الان هم باورهایشان اصولگرایانه است، اما مخالف اصولگرایی عمل میکنند. مثلاً اگر کسی آمد و در صحنه مسئولیتش اسراف و بریز و بپاش کرد، ولو ناخواسته ترویجکننده فرهنگ بیبند و باری شد و با رفتار سوء زیردستانش مقابله و برخورد نکرد، حتی اگر اعتقادش هم اصولگرایانه باشد، رفتارش اصولگرایانه نیست. همه ما احتیاج به اصلاح داریم و باید مراقبت کنیم و غرّه به فتوحات و تشخیصهای درست قبلیمان نشویم. همه ما در معرض این هستیم که هر آینه لغزشهایی که دیگران را از مسیر انقلاب اسلامی جدا کرد، دامان ما را هم بگیرد. کلیدش این است که برای خودمان خودیّتی قائل نشویم و خوداتکایی و خودبسندگیمان را به حداقل برسانیم و تلاشمان هم این باشد که حضورمان در صحنه عمل اجتماعی، تکلیفگرایانه باشد ولقلقه زبان نباشد. واقعاً نگاهمان این باشد که چیزی را تکلیفمان هست، به همان عمل کنیم. قطعاً تکلیف با بودنِ افراد تعریف نمیشود، یعنی کسی نباید گمان کند که تکلیف این است که خودش کار خیر را انجام بدهد. خیلی امتحان بزرگی است که انسان یاد بگیرد اجازه بدهد که کار خیر را دیگران هم انجام بدهند و او برود کمک کند. بالاخره ممکن است بعضیها اینجوری امتحان شوند که توقعشان این است که همیشه سکاندار باشند. گاهی اوقات هم آدم باید معاون باشد، همیشه که نباید ناخدا بود. آیا در زمینه تبیین گفتمانی که گفتید، برنامه اجرایی مشخصی هم دارید؟ یا چون کار جبههای است هر کسی کار خودش را میکند؟ کار جبههای کار بی در و پیکر نیست. کاری که الان به دنبالش هستیم، همایشهای استانی است. انشاءالله در 31 استان همایشها برگزار خواهند شد. دوستانی که مسئولیت واحدهای شهرستانها را دارند، ماههاست که فعالیت و به شهرستانها رفت و آمد و افراد را شناسایی کردهاند و با نهایت وسواس هم این کار را انجام میدهند. البته ممکن است اشتباه هم بکنیم که همینجا میخواهیم هر جا دوستان و مردم خوب کشورمان دیدند که این جبهه دارد اشتباه میکند، تذکر بدهند که این تشخیص شما اشتباه بوده و یا این کسی که در این شهرستان به او اعتماد کردهاید، اشتباه تشخیص دادهاید. به هر حال تلاش شده کسانی که قرار است این گفتمان را در استانها و شهرستانها دنبال کنند، با وسواس شناسایی شوند و با همان معیارهای تبعیت از رهبری، مخالفت فعال با جریان فتنه و جریان انحرافی اینها را شناسایی کنیم. این برنامه اصلی ما در هفتههای آینده است و بعد هم انشاءالله تلاش خواهیم کرد که در صحنههای مختلف نسبت به تبیین این گفتمان اقدام کنیم و در واقع نظرات خود را به استحضار مردم خوب کشورمان برسانیم و جاهایی هم که لازم باشد، بعدها به شکل مصداقی وارد خواهیم شد. |
|
| پیراهن لکهدار نباید در ویترین اصولگرایان باشد |
| ساعت ۱۱:٢٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، جبهه پایداری ، آیت الله مصباح یزدی |
|
پیراهن لکهدار نباید در ویترین اصولگرایان باشد/ مخالف معرفی نماینده افراد خارج از چارچوب تشکیلات برای تصمیمگیری اصولگرایان هستم
گروه استانها- خوزستان: با نزدیک شدن به فضای انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، فضای سیاسی کشور در تب و تاب بسترسازی برای این جریان مهم اجتماعی است و چیزی نمانده تا در و دیوار شهر از کاغذهای رنگی تبلیغات نمایندگان پر شود. تشکیل جبهه پایداری و کمیته 7+8 از سوی اصولگرایان نیز بیانگر اهمیت انتخابات این دوره از مجلس است.در عین حال، فتنه 88 و پس از آن پا گرفتن جریان انحرافی در دولت، اصولگرایان را بیش از پیش بر انتخاب و معرفی نمایندههای انقلابی و دغدغهمند حساس کرده است اما در این میان، عدهای نیز وجود دارند که بیتوجه به فرمودههای مقام معظم رهبری به دنبال سهمخواهی در انتخابات هستند. ناصر سودانی نماینده مردم اهواز و عضو کمیسیون انرژی مجلس هشتم شورای اسلامی میگوید "مخالف این است که فردی خودش را به عنوان یک تشکیلات و جریان بداند"، وی معتقد است اصولگرایان باید قبل از آنکه میدان به دست نااهلان بیفتد، میدانداری کنند و سریعتر به وحدت برسند. سودانی دارای تحصیلات تخصصی دکترای علوم و قرآن است و در دورههای هفتم و هشتم مجلس به عنوان نماینده اصولگرایان اهواز حضور داشته است. بنا به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، سودانی 45 طرح و لایحه را در هشتمین دوره مجلس امضا کرده است. با نزدیک شدن به فضای انتخاباتی و افزایش تحرکات در بین اهالی مجلس از جمله تشکیل جبهه پایداری، با این عضو فراکسیون اصولگرایان در ارتباط با ساز و کارهای تصمیمگیری در مرکزیت اصولگرایان به گفتوگو نشستیم: آقای دکتر از دید شما چارچوبهای وحدت اصولگرایان و هدف از آن چیست؟ یکی از مهمترین عوامل ماندگاری و موفقیت انقلاب اسلامی اتحادی است که تا الآن ملت ما در برابر دشمنان در عرصههای مختلف از خود نشان دادهاند. یکی از جبهههای این وحدت، جهتگیریهای خدمت رسانی به مردم است که مسئولان را در عرصههای خدمتگذاری با هم متحد میکند. در طول مدت تجربه نمایندگی چه در عرصه استانی و چه در عرصه کشوری، متوجه این نکته بودهایم که هرگاه در مقولهای با هم هماهنگ بودیم، به نتیجه رسیدهایم و هرگاه دچار تفرقه شدیم، نتیجهای جز ناکامی نداشتیم. خوشبختانه اصولگرایان بعد از تجربه تلخ مجلس ششم به خود آمدند و در طول یک دهه اخیر با بازیابی حیثیت اصولگرایی خود و با گزینش محورهای وحدت توانستند موفقیتهایی را به دست آورند و در حقیقت عرصه خدمت رسانی را از دست نامحرمان و نااهلان بگیرند. این مطلب محوری اتحاد قبل از هر چیز برای اصولگرایان وحدت براساس آرمانهای اسلامی است که شاخصترین آرمان انقلاب اسلامی بعد از اعتقادات و باورهای اصلی اعتقادی مانند توحید، نبوت، معاد و ولایت در عرصه راهبردی و دولتی، اعتقاد به محوریت ولایت امر ولیفقیه است. بر این اساس، باید ولی فقیه را فصلالخطاب، نائب امام زمان(عج) و در راس کشور و مشروعیت نظام پذیرفت و در برابر دیدگاهها و مواضع ایشان سر تسلیم فرود آورد. شاخصه اصولگرایان بعد از پایبندی به اصل ولایت فقیه، گذشت از خود و ایثار در راستای حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی است، به تعبیری، خدمت حداکثری و منفعت حداقلی. یعنی خود را برای خدمترسانی جهادی و ایثارگرانه وقف انقلاب کردن. همیشه خود را مدیون انقلاب دانستن و از جان و مال برای انقلاب مایه گذاشتن. این یکی از شاخصههای اصولگرایی در عرصه سیاسی است که میتواند موجب وحدت باشد. از نزدیک گروه اغیاری را که در طول این سی و چند سال آمده بودند، دیدیم که چگونه انقلاب و نظام را برای خود میخواستند و تا زمانی که در مسند قدرت و برخوردار از موقعیت و رانت و جایگاه بودند، حامی بودند اما هرگاه از قدرت کنار زده شدند، به جای اینکه خط خدمت مخلصانه و ایثارگرانه را در پیش بگیرند، به جبهه دشمن پیوستند، در حالی که شاخص اصولگرایان این است که مانند حضرت علی(ع) پرخطرترین مأموریتها را به جان بخرند و تا جایی که مصلحت نظام اقتضا میکند، سختترین آدم در برابر حوادث و با گذشتترین افراد نسبت به حفظ اسلام باشند. حضرت علی(ع) از جان، همسر و فرزندان خود مایه گذاشت تا درخت اسلام پا بگیرد. ایشان اگرچه رسالت و رهبری جهان اسلام بعد از پیامبر شرعا، عقلا، قانونا و عرفا حقاشان بود اما در آنجا سهمخواهی نکرد و چون شرایط به گونهای رقم خورد که باید مسکوت میماند، 25 سال دندان روی جگر نهاد تا نهال اسلام به درخت تنومندی تبدیل شود و از ریشه جدا نشود، زیرا در ابتدا به دلیل دشمنانی که در اطراف اسلام وجود داشت همچنین منافقین و افرادی که تنها ملبس به لباس اسلام بودند و انحرافهای فکری که در ابتدا در نظام اسلامی پیش آمد، و از طرفی مقام طلبی بعضی از یاران رسول اکرم(ص) سبب شد تا حضرت علی(ع) برای کل اسلام احساس خطر کند و بین خود و اسلام، خود را فدا کند. در جریان فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری، عدهای از نخبگان کارنامه قابل قبولی از خود به جای نگذاشتند و در اجرای دستور رهبری سستی کردند. در این فتنه که رهبری معظم انقلاب فرمودند نخبگان اعلام موضع کنند، بسیاری از این افراد موضع صریحی نگرفتند یا سکوت کردند. به نظر شما آیا میتوان با این دسته از افراد به وحدت رسید؟ فتنه 88 برای خواص، توده مردم و زیاده خواهان آزمون سختی بود. به هر حال با مدیریت بسیار عالمانه و آگاهانه مقام معظم رهبری ما این فتنه را پشت سر گذاشتیم. معتقدم در این فتنه کسانی روی لبه حرکت کردند به نحوی که میتوان آنها را به آن سمت هل داد یا اینکه دستشان را گرفت را به این سمت آورد. من مصلحت نظام و انقلاب را براساس رهنمودهای رهبری در این میبینم که باید دست این افراد را بگیریم و به این سمت بیاوریم زیرا هنر انقلاب ما بعد از این، باید تبدیل دشمن به دوست باشد نه اینکه دوست را به دشمن تبدیل کند. این نکته به معنای این نیست که ما چالشهایی را که این افراد در نظام ایجاد کردند، نادیده گرفته و فراموش کنیم، بلکه باید ضمن آنکه ضربههایی را که به کلیت نظام وارد شده از یاد نبریم، آرزو کنیم که فضایی برای جبران گذشته این افراد فراهم شود، زیرا خود این موضوع یک امتحان برای ما و این دسته از افراد است. سعه صدری که اسلام دارد، در هیچکدام از دولتهای دیگر وجود ندارد. پیرو اهل بیت(ع) تجربهاش، تحمل مشکلات است. اگر بتوانیم با منطق و سعه صدر با مخالفان روبرو شویم پیروز میدان خواهیم بود اما با هیاهو و تنش و ایجاد جار و جنجال، مظلوم، ظالم جلوه میکند. اصولگرایی به معنای داشتن سعه صدر برای تحمل دیگران است. در مجلس نیز گروههای مختلفی را تجربه کردهایم و هر جا اصرار همراه با منطق بوده، موفقیت به دست آمده است اما هر جا برای دفاع از حق به جای منطق، احساس خارج از عرف و هیاهوهای غیرعاقلانه مطرح بوده، نتیجه عکس شده است؛ بنابراین میتوان با منطق از حق دفاع کرد. به نظر شما همان افرادی که بر لبه حرکت کردند، میتوانند در مرکزیت اصولگرایان بیایند و تصمیمگیری کنند؟ این موضوع مثل دو پیراهنی میماند که یکی از آن دو کاملا سفید است و دیگری لکه داشته و آن لکه را پاک کردهاند. آن پیراهن لکهدار دیگر از ویترین خارج میشود زیرا نمیشود آن را به عنوان لباس ویترینی مطرح کرد. ویترین یعنی تابلوی اصولگرایی و تابلوی اصولگرایی باید یک لباس کاملا سفید باشد. جبهه پایداری انقلاب اسلامی با حضور بزرگانی چون آیتالله مصباح اعلام موجودیت کرده است. برخی معتقدند این اعلام موجودیت سبب اتحاد بین اصولگرایان میشود اما عدهای دیگر بر این باورند که تشکیل این جبهه وحدت را از بین میبرد، نظر شما در این زمینه چیست؟ صاحبان دغدغه انقلاب و آرمانهای آن براساس حس تکلیف نسبت به دفاع از اصولگرایی و با احساس خطری که برای اصولگرایی میکنند مایل هستند که نوعی حرکت توفنده و شتابنده را ایجاد کنند مثلا برای رسیدن به آرمانهای اصولگرایی گاهی افراد حرکت کندی دارند که موجب خشم افرادی میشوند که پر توانتر هستند و مایلند که به سرعت به اهداف برسند. کسانی هم هستند که در این مسیر متوسط حرکت میکنند. قطعا ما نمیتوانیم همه این افراد را با یک نوع نگاه قیاس کنیم و نمیتوان آنهایی را که کند حرکت میکنند از گردونه خارج کرد. معتقدم جبهه پایداری در خودش یک حرکت توفنده و پرشتاب را میبیند و میخواهد از این سرعت و توانمندی بهره ببرد اما نباید به دیگران به گونهای نگاه بیندازد که آنها تصور کنند خارج از دایره اصولگرایی هستند. زیرا هنگامی که فردی خود را قبول و دیگران را رد میکند اختلاف و تفرقه ایجاد میشود که متاسفانه این موضوع در فضای اصولگرایی و در بعضی شهرها، مراکز استانها و حتی در فضای کشور تجربه شده است. ینکه کسی تعریفش از اصولگرایی این باشد که من اصولگرا هستم و لاغیر، و بعد به دور خود سیم خاردار میکشد و دیگران را از دایره خارج میکند، یکی از آفتهای اصولگرایی است. ما معتقدیم دایره شمول اصولگرایی وسیع و گسترده است. همچنین اینکه اصولگرایی صرفا در افراد انگشت شمار محسوب شود، نمیتواند برای انقلاب مفید باشد زیرا این موضوع خواسته رهبری و توصیه امام نیست و مطلوب نظام و بر مصلحت آن نخواهد بود. با توجه به نیاز امروز کشورمان، باید به جای پرداختن به تفاوتها، مشترکات را در نظر بگیریم و در دایره اصولگرایی نیز به جای آنکه رشتههای منتهی به پیدایش گسست را جستجو کنیم به حلقههای وصل دقت کرد که کدامین حلقهها میتواند متصل کننده باشد. لذا معتقدم که اصولگرایان همه سوار یک کشتی هستند و مقصد، فضا و زمینه کشتی یکی است اما راکبان آن با سلایق گوناگون میتوانند با درک مشترک، تفاهم، خدمترسانی متقابل، آرامش، تحمل یکدیگر و تعالی فکری سوار کشتی شوند و هدف مشترکی را طی کنند و به ساحل نجات برسند. فضای انقلاب اسلامی در امروز اقتضای این را دارد و نباید بگوییم جبهه الف، جبهه ب زیرا ممکن است اینها در جهت حذف یکدیگر در انتخابات یا در عرصههای خدمت رسانی تلاش کنند. اصولگرایان باید در راستای تشویق یکدیگر اقدام کنند؛ مانند چرخوارهای که دندنههای مختلف، مهرههای متنوع و پیچهای گوناگون دارد اما چرخوارهای است که خروجیاش یک کار است و ما چنین آرزویی برای اصولگرایان داریم. جبهه پایداری به تازگی وارد عرصه شده بنابراین اگر بتواند همراهی خوبی با مجموعه اصولگرایان داشته باشد یا اصولگرایان بتوانند جبهه پایداری را دریابند به نظر من این جبهه میتواند در راستای استحکام انقلاب اسلامی گام بردارد. البته به شرط آنکه سرعتاش در حد مجاز باشد. حضور افراد شاخص در این جبهه میتواند سبب شود که سرعت این جبهه غیرمجاز نشود؟ وجود آیتالله مصباح در این جبهه مقومترین عنصر پایداری آن است. اخیرا در دیداری که رهبر انقلاب با نمایندگان مجلس داشتند، ایشان بر رعایت احترام انتخابات و دخالت نکردن قوا تاکید کرده و نمایندگان را از نزدیک شدن به کانونهای قدرت و ثروت نهی کردند و فرمودند نباید افراد خارج از چارچوب جریانها و احزاب اصولگرا، سهم ویژه داشته باشند. اما اکنون شاهد هستیم که تعدادی از افراد صاحب منصب بر معرفی نمایندگانی از سوی خود اصرار دارند، در این باره چه نظری دارید؟ حفظ نظام، یکی از مهمترین مسئولیتهاست که اوجب واجباب است، حفظ سلامت قوه مقننه نیز از واجبات محسوب میشود و باید آن را از نفوذ انحرافات، افراد نامحرم و نااهل به این قوه دور نگه داشت. باور بفرمایید گاهی اوقات از دیدن برخی حرکات و مشاهده بعضی نفرات در مجلس خجالت میکشم حتی از نمایندگی هم سیر میشوم و احساس میکنم که اشتباهی آمدهام اما وقتی به کلیت مجلس نگاه میکنم میبینم خروجی آن به نفع مردم است. افراد اندکی که در مجلس ماهیت غیر متعهدانه و غیر ارزشی دارند و با ترفندهای خاصی وارد مجلس شدهاند، آدم احساس میکند مانند میوههای گندیدهای هستند که در جمع میوههای سالم قرار میگیرند و گاهی اوقات بوی تعفن بر سر سفره به مشام میرسد. همین حرکات بوده که بعضی وقتها فریاد مقام معظم رهبری را به گوش ما میرساند که باید در مجلس نظارتی باشد. بنده در دومین نطقم در مجلس هفتم گفتهام که چرا هیچ سیستم نظارتی در حین نمایندگی بر عملکرد ما وجود ندارد که بعدها وقتی چهار سال دوره خدمت نمایندگان تمام شد، صلاحیتش را تایید کنیم. در این سیستم نظارتی باید مشخص شود که آیا نماینده در کدام ساخت و پاختها و زد و بندها دست دارد؟ آیا خارج از شان نمایندگی رفتار میکند، آیا به رسالتش عملا میکند یا خیر؟ ماهانه یا شش ماه یکبار کارنامه به دست نمایندگان داده شود و آنان را از اشکالات کارشان مطلع کنند. همیشه که موضوع نطق در مجلس یا موافق و مخالف صحبت کردن نیست، رفتارهای بیرون مجلس، موضوعگیریهای درون مجلس، رفت و آمدهای خاص، دخالتهای بهجا و نابهجا، موضوعگیریهای مناسب و غیر مناسب، حضور داشتن یان داشتن در صحنه، ایفای وظیفه یا عدم ایفای آن؛ همه اینها باید یک سائل و مسئولی داشته باشد که متاسفانه چنین کسی نیست. احساس میکنم که در این زمینه خوب کار نشده و هنوز خلأ باقی است. با توجه به اینکه شما در دوره هشتم هم حضور داشتید، هنوز این خلأ را احساس میکنید؟ نظارت بر مجلس طرحی است که مقام معظم رهبری هم آن را مورد تاکید قرار دادهاند و این طرح باید قانون شود اما متاسفانه در مجلس افراد از آن طفره میروند و میخواهند بعد از انتخابات آن را دنبال کنند در حالی که این حق مردم است که نمایندهاشان را بشناساند و بدانند کسی را که به مجلس فرستادهاند به دنبال چیست؟ آیا به دنبال اهداف نظام است یا به دنبال اهداف خود؟ آیا نفع مردم را به نفع جیب خود مصادره میکند یا به نفع انقلاب و نظام؟ همچنین حق نماینده سالم و صالح است که مردم او را تشخیص دهند. این یکی از مهمترین شاخصههایی است که معتقدم باید در انتخابات به ویژه از سوی نیروهای اصولگرا دقت شود تا ببینند که این نماینده بیشتر برای معرفی خود، تامین منافع باند خود، دوستان و خانوادهاش تلاش کرده یا خود را وقف آرمانها و اهداف انقلاب کرده است. فردی را به نفع آرمانهای انقلاب کار کرده میتواند نماینده سالمی باشد نه کسی که رای مردم را گرفته و بعد آن را به کشتی، کارخانه، سرمایهگذاری خارج از کشور و زمین و مزرعه یا قدرت برای فشار بر مسئولان برای نصب مدیر کلان و مدیران تبدیل کرده است. به نظر شما چرا بعضی از نمایندگان از تصویب قانون نظارت بر مجلس طفره میروند؟ احساس ما این است که حرف رهبر بر زمین مانده است! انتظارمان از هیئت رئیسه مجلس بیشتر از اینهاست. هیئت رئیسه باید پررنگتر در این زمینه نقش ایفا کند زیرا ثابت شده که هر کجا هیئت رئیسه بیشتر خواسته در قانون تصحیح یا تلفیقی صورت گیرد، موفق شده است. به بحث خوبی اشاره کردید اما سئوال اینجاست که با توجه به فرمایش مقام معظم رهبری، آیا افراد خارج از چارچوب جریانها و احزاب اصولگرا، میتوانند سهم ویژه داشته باشند؟ ممکن است کسی به اندازه یک جریان برای خود ارزش قائل باشد بنابراین باید دید که وزن این افراد چقدر است اما در جریان اصولگرایی با اینکه یک نفر نماینده معرفی کند مخالفم یعنی تشکیلاتی بخواهد نماینده معرفی کند و بعد این فرد هم بگوید که من هم میخواهم نماینده معرفی کنم. در مجموع با اینکه فردی خودش را به عنوان یک تشکیلات و جریان بداند مخالف هستم. اخیرا رهبری فرمودهاند که باید دقت کرد که انتخابات مجلس به چالش امنیتی برای کشور تبدیل نشود، به نظر شما چه اقداماتی باید صورت گیرد تا چالش امنیتی به وجود نیاید؟ و راههای مقابله با این موضوع چیست؟ در وهله نخست بخشینگری و قومینگری یکی از نکاتی است که میتواند انتخابات را امنیتی کند. به عنوان مثال در شهر اهواز عدهای اصرار دارند که تلفیق نمایندگان در این شهر حتما باید تلفیقی متنوع باشد. یعنی اینکه از طیفهای مختلف در آن حضور داشته باشند. در حالی که به نظر من به جای زوم بر موضوعات ریز و جزیی، باید ویژگی و شرایط را تعریف و شاخصهها را معرفی کرد. اصرار بر فلان جبهه یا فلان جریان یا فلان قوم یک آفت است. با معدل گیری باید افرادی را که دغدغه انقلاب، اصولگرایی و خدمترسانی صادقانه به مردم را دارند شناسایی کرد و آنها را برگزید. دوم اینکه جریانهای سیاسی با تنوعی که دارند به نزاع سیاسی تبدیل نشوند. عرصه انتخابات، عرصه پر هیاهویی است و مسلماً هر کاندیدا طرفدارانی دارد و اذهانی را تحت تاثیر تبلیغات خود قرار میدهد و مجموعهای را متاثر از مجموعهها و تبلیغات خود میکند. در این میان نباید اتفاقاتی رخ دهد که هواداران روبروی هم قرار گیرند. رقبا میتوانند برای معرفی خود و برنامههایشان به راحتی تلاش کنند اما هواداران نباید دچار رویارویی شوند. نکته سوم اینکه اکنون کسانی درصدد هستند تا با استفاده از ترفندهای شیطانی و با تکیه بر پول و افراد صاحب نفوذ که چندان هم به اصول معتقد نیستند وارد مجلس شوند. چنین افرادی همیشه خود را مدیون کسانی میدانند که زمینه ورودشان را به مجلس فراهم کردهاند بنابراین به جای اینکه دغدغه انقلاب و نظام را در مجلس داشته باشند سعی در جهت جبران این خدمت رسانی را دارند! این افراد به راحتی میتوانند طعمه دشمنان قرار گرفته و از اهداف کلان نظام فاصله بگیرند. این موضوع برای نظام امنیتی است ضمن اینکه جریانهای انحرافی که درون نظام پا گرفتهاند ممکن است با ترفند جدید یا شیوههای نوینی وارد عرصه انتخابات شده و عوام فریبی کنند و بخشی از مجلس را در اختیار گیرند. این افراد احتمال میرود به جای اینکه سلامت نظام را تقویت کنند به دنبال زنده کردن مردهها باشند و به جای علم اسلام، علم دیگری را بر سر ایران بخواهند که این خطری برای نظام خواهد بود. ایران امروز مانند ظرفی است که اسلام ناب در آن مستقر شده است. عزت و قداست این ظرف که مانند ضریحی از طلا، چوب یا آهن است و آن را میبوسیم به حرمت امام معصومی است که در آن قرار دارد نه به دلیل چوب یا طلا بودن ضریح. وگرنه کدام فرد را دیدهاید که شیشه جواهر فروشی را ببوسد؟ امروز ایران، عزیز و محبوب همه ماست زیرا اسلام ناب در تار و پود آن هست و تا ابد خواهد بود تا مقدمهساز حضور امام زمان(عج) باشد. زخم خوردگان و ورشکستگان سیاسی ممکن است با ایجاد امواج سیاسی جدید ضمن بالا بردن توقعات مردم، وعدههای فریبنده بدهند و مشکلاتی را که احیانا در جهت پیشبرد توسعه شهرها و استانها بروز کرده بزرگ جلوه دهند و مردم را علیه مسئولان تحریک کنند این هم میتواند خطر امنیتی باشد مثلا در طرح هدفمندی یارانهها با توجه به اینکه این طرح 100 درصد موفق نشد، این افراد روی چند درصدی که موفق نبوده مانور دهند و نیمه خالی را ببینند و مردم را وارد فضایی تحریک آمیز کنند. به نظر شما در این زمینه چه باید کرد؟ باید قبل از آنکه میدان به دست نااهلان بیفتد اصولگرایان میدانداری کنند و قبل از آنکه نیروهای خود را رو در روی هم قرار دهند سریعتر به وحدت برسند. همچنین رسانههایی را که به این اختلافات دامن میزنند و متاسفانه در داخل خیلی سریع هم امتیاز میگیرند، باید شناسایی کرد. نشریه خاتون را مطالعه کردهاید؟ بله، در مورد این نشریه احساسم این است که برای حاشیهپردازی و جنجال آفرینی هدایت شده است. |
|
| دکتر غلامحسین الهام در دانشگاه شیراز: |
| ساعت ۱٠:٥٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، غلامحسین الهام ، انتخابات ، جبهه پایداری |
|
اگر اصحابقدرتو ثروت نمایندهسازیکنند از عدالت نشاننمیماند/انحراف گفتمانی در بستر کارکرد منفی مجلسهشتم در معارضه با دولت توسعه یافت
دکتر غلامحسین الهام که این روزها در محافل فرهنگی و دانشجویی حضور فعالی دارد و روز پنجشنبه نیز در جلسه به گزارش رجانیوز، وی ابتدا خطاب به جنبش دانشجویی تاکید کرد که این جنبش باید تلاش کند فراتر از مطالبات احزاب و گروه ها، مطالبات رهبری در قوای مقننه و مجریه تحقق یابد. این استاد دانشگاه با یادآوری مطالبات رهبر معظم انقلاب از پنج دوره مجلس شورای اسلامی که در دورهی ولایت و رهبری ایشان شکل گرفته است، استقلال مجلس و نمایندگان آن را از زمرهی تأکیدات مستمر امام و هبری برشمرده و با استناد به بیانات ایشان در آغاز دورهی هشتم مجلس شورای اسلامی گفت: نمایندگان مردم از تأثیرپذیری از افراد متنفذ بهطور جدی باید پرهیز کنند و استقلالی را که قانون اساسی به آنها برای تصمیم گیری داده است، کاملا حفظ نمایند. وی افزود: توجه خاص رهبری به این که نباید میان ثروت و قدرت پیوند ایجاد شود و ثروت و صاحبان آن بر مجلس و ارکان قدرت چمبره بزنند، به جهت حفظ استقلال مجلس هم در قانونگذاری و حل مشکلات عموم مردم بر پایه عدالت اسلامی و هم در عرصه نظارت. الهام یادآور شد: اگر اصحاب ثروت چه در بخش خصوصی و چه با رانت قدرت از بخش های عمومی که البته آشکارا خلاف موازین قانونی است، نماینده سازی کنند، نه از عدالت نشان می ماند و نه از نظارت اصولی بر دولت. وی با دعوت از دانشجویان به بازخوانی مطالبات رهبری از مجالس بهویژه مجالس هفتم و هشتم که پرچم اصولگرایی را حمل کردهاند، به فرازهایی از بیانات ولایت امر توجه داده که از مجلس هشتم خواستند تا مانع شکل گیری طبقه جدید اشرافی بشوند، در آنجا که فرمودند: «هیچ کس و هیچ مسئولی نباید به شکل گیری یک طبقه جدید اشرافی کمک کند. به همین علت همه مسئولان از جمله نمایندگان مجلس باید پاک وارد میدان شوند و پاک بمانند و در مقابل فتنه های پیچیده کاملا مقاومت و مراقبت کنند.» الهام گفت: اگر در انتخابات مجلس نامزدها تحت تأثیر و نفوذ اشراف جدید و یا تسلیم خاضعانه در برابر مطالبات حزبی و گروهی واقع شوند، قدرت جلوگیری از شکل گیری طبقه جدید را که منحر به خلع ید از ملت می شود، نخواهند داشت. وی در ادامه افزود: عدالت اجتماعی، مبارزه با فساد، مردم سالاری دینی، تحمیل نکردن آرای فردی، حزبی، دولتی و غیره به ملت از ارزش های انقلاب اسلامی است که رهبری بر حاکمیت آن بر مجالس تصریح فرمودند و آزادی انتخاب مردم در چارچوب قانون اساسی را از مبانی انقلاب اسلامی بر شمرده اند. عضو جبهه پایداری اضافه کرد: لذا انتخابات با چنین رویکردی که مآلاً مشارکت حداکثری جامعه را در پی دارد، نقطه تثبیت و ارتقای قدرت ملی و افزایش ضریب نفوذ معنوی کشور و عزت ملت ایران در جهان شده و خواب دشمنان را برای هر نوع تهدید و فشار نرم وسخت بر کشور اسلامی ما، آشفته خواهد کرد؛ چنانکه در سال 88 اتفاق افتاد. وی گفت: سخن رهبری این است که همه مجموعه های سیاسی باید مرزبندی روشن با بیگانگان داشته باشند و برای وحدت جبههی اصولگرایی، این یک شاخص است. الهام با یادآوری فرمایشات رهبری در اوج دورهی سازندگی و انتقال به دورهی اصلاحات که با مجلس پنجم مقارن بود، بر پایبندی به اصول و جدا نکردن ساقه و شاخه از ریشه، گفت: گفتمان های موفق برای پیشرفت و تعالی کشور، رفاه همگانی و تحقق عدالت اجتماعی تنها با حاکمیت گفتمانهای مبتنی بر ارزش های انقلاب اسلامی یعنی گفتمان اسلام ناب که گفتمان امام و رهبری است، قابل تحقق است، چنانکه در دیدار خبرگان، معظم له بر تلاش برای تحقق حد اکثری تاکید و تصریح فرمودند که "حفظ اصول نظام و پیشرفت و تعالی کشور هم جهت و سازگار هستند و نباید به خاطر برخی از مشکلات به قناعت حداقلی اکتفا کرد و از اصول کوتاه آمد." وی با بیان اینکه "مجلس مطلوب آن است که درعرصهی قانونگذاری عدالت را نهادینه کرده و کارکردهای عدالت محور را در قالب قانون پایدار نماید"، عدالت پایدار در قانون گذاری را مطالبه عمومی خواند. در ادامه عضو سابق شورای نگهبان، با یادآوری نقش نظارتی مجلس که از وظایف عمدهی آن در قانون اساسی است، گفت: توزیع قدرت در قانون اساسی به گونه ای است که شرط موفقیت همگرایی و تعامل مثبت و سازندهی همه قواست. در عین حال، دولت به دلیل اینکه در عرصه اجرا و خدمت مهمترین مسئولیت ها را بر عهده دارد، باید محور قرار بگیرد. وی افزود: مقام معظم رهبری از مجلس هشتم همین مطالبه را داشته و خواستند که "برای همکاری با دولت به عنوان یک اصل تکیه کنند چرا که دولت انصافاً پر کار و خستگی ناپذیر است و همان کارها و اهدافی را پیگیری می کند که مجلس در پی آن است." الهام گفت: البته هیچ کس با وکیل الدوله موافق نیست اما نظارت نباید به گونه ای باشد که موجب توقف و کندی حرکت خدمت رسانی به مردم باشد، اگر نظارت در چارچوب اصول گفتمانی انقلاب اسلامی و به دور از رقابت های حزبی و گروهی و جدالهای قبیله گرایانه صورت گیرد، قطعا از هر نوع انحراف در دولت و مجلس و ارکان نظام قاطعانه جلوگیری می شود. وی خاطرنشان کرد: اما نظارت برای تحمیل مطالبات شخصی و گروهی و به دور از مبانی عدالتخواهانه، جز توقف در خدمت و چالش در قدرت و یأس در ملت، ثمرهای نخواهد داشت. الهام با یادآوری بیانات رهبر معظم انقلاب گفت: مجلس باید در اوج اعمال وظایف نظارتی کاملاً مراقب و هوشیار باشد که این امر به وسیلهای برای معارضه بین قوا تبدیل نشود که این معارضه، موجب رخنه در بافت یکپارچهی حاکمیت شده و فرصت برای دشمنان ایجاد میکند. عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی، کارکرد مجلس هشتم در این عرصه را منفی ارزیابی کرد و افزود: ساختاری که رهبری برای حل مشکلات میان مجلس و دولت و در واقع قوای سهگانه تدارک و تدبیر کردند، ناشی از ضعف رفتاری در این جهت و ممانعتهایی داشته که در روند خدمتگزاری عادلانه به مردم صورت گرفت و البته در این فضا، انحراف گفتمانی قابل پیشبینی است و میتواند در بستر این تعارضها توسعه یابد که متأسفانه چنین نیز شد. الهام گفت: ما باید بر سر اصول پایداری داشته باشیم اما هرگز مطالبات سهمخواهانه در انتخابات نداشته باشیم و در برابر سلایق، با نهایت انعطاف برخورد کنیم. در این صورت، مجلس آینده با حاکمیت گفتمان ارزشی انقلاب شکل خواهد گرفت و مطالبات عدالتخواهانه مردم در پرتو اسلام و رشد و تعمیق خدمترسانی خالصانه بر مردم در سایه تبعیت از ولایت با سرعت و شتاب بیشتر برای تحقق خواهد یافت. وی گفت: مواضع افراد در عبور از فتنهها و تهدیدهایی که متوجه نظام اسلامی بوده، در طول زمان، علامت و نشان بارزی از بصیرت و پایداری افراد بر سر آرمانها است. وی، حفظ این گفتمان را رسالت عمدهی جبهه پایداری که بر دوش آحاد ملت معتقد به ولایت فقیه شکل گرفته است، دانست و افزود: انتخابات، ابزار تحقق این ارزشها و استمرار آن در حاکمیت همه قوا است و یک جهاد عقیدتی است و الا فی نفسه و به اعتبار اشغال بخشی از قدرت با رویکردهای دنیاگرایانه، نه تنها مطلوب نیست که تهدید جدی برای انقلاب خواهد بود و ما باید بهطور جدی از چنین رویکردی پرهیز کنیم. |
|
| عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در همایش انجمن اسلامی دانشجویان مستقل: |
| ساعت ۱:۱٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، روح الله حسینیان ، دکترعلی لاریجانی ، جبهه پایداری |
|
علت حمایت از لاریجانی برای ریاست مجلس و مخالفت با حضور او در 8+7/ فکر میکردند موسوی رأی می آورد
عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی بهعنوان سخنران در همایش انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل حاضر شد و با تأکید بر اهمیت تشکیلات و اینکه امام راحل شخصاًدر یک شب 60 نامه برای روحانیون بنام نوشتند و جامعه روحانیت را پایه گذاشتند، به موضوع تشکیل جبهه پایداری انقلاب اسلامی پرداخت و به برخی ابهامها و سؤالها پاسخ داد.به گزارش رجانیوز، سخنان مهم حجتالاسلام حسینیان که بر روی سایت اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل منتشر شده است را در ادامه می خوانید: حجتالاسلام روح الله حسینیان با یادآوری اهمیت تشکیلات گفت: اصل تشکیلات دینی یک اصل خدایی و قرآنی است و یکی از اعتقادات حضرت امام برای پیروزی انقلاب تشکیلات بوده است. جامعه روحانیت از ثمرات نامه های امام بود وی تاکید کرد: امام راحل یک شب با خط خودشان 60 نامه نوشتند و از روحانیون بنام دعوت کردند تا در شب های یکشنبه دور هم جمع شوید و یک چای بنوشید که همین دور هم جمع شدن ها باعث می شود که از اخبار مختلف آگاه شوید و با هم هماهنگ شوید که این گرد هم آیی شما برکتی برای اسلام و انقلاب خواهد داشت که جامعه روحانیت تهران و دیگر شهرستان ها از ثمرات همین نامه ها و جلسات بود. انجمن های اسلامی مستقل ولوله ای در بین قشر روشنفکری دانشگاه ها بهوجود آورد وی با یادآوری تاریخ تاسیس اتحادیه انجمن های اسلامی مستقل گفت: انجمن ها اسلامی مستقل یک تشکیلات با برکتی است که با توجه به زمان تاسیس آن بسیار تاثیرگذار بود. تاسیس اتحادیه در آن زمان همانند جرقه نوری در تاریکی بود. در زمان دوم خرداد عده ای مدعی بودند نقش دین کمرنگ و زدوده شده است که اعلام موجودیت اتحادیه، ولوله ای در بین قشر روشنفکری دانشگاه ها و افرادی مانند تاجزاده به وجود آورد. این اتحادیه از آن زمان تاکنون مواضع صحیح و درستی داشته است و در آخرین آنها در مقابل مقام معظم رهبری مواضع درستی را اتخاذ و اعلام کردید که کسی جرأت گفتن آنها را نداشت. وی لازمه ادامه حرکت در مسیر انقلاب از سوی تشکل های دانشجویی را عمیق شدن دانشجویان در مبانی و اصول دینی عنوان کرد و خواستار تحکیم روابط با علما و حوزه ها شد. ما جزو اخراجی های 4 هستیم! عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا جبهه پایداری از اخراجی های دولت تشکیل شده است گفت: ما جزو اخراجی های 4 هستیم! این گونه نیست که همه از اخراجی ها باشند. بنده، آقای رسایی و آقای زارعی از ورودی ها نبودیم که بخواهیم از اخراجی ها باشیم. ما با دولت بودیم ولی در دولت نبوده ایم. دلیل اخراجی شدن بعضی افراد بخاطر انحرافی بود که در کنار دولت در کمینگاه قرار گرفته بود. همه ما بعد از جریان خانه نشینی 11 روزه آقای احمدی نژاد احساس کردیم که یک نوع سرخوردگی در بین بچه های مذهبی بهوجود آمده است. به همین دلیل جمعی از دوستان با عده ای دیگر صحبت کردند و به این نتیجه رسیدند که یک حرکت امیدوار کننده و یک گفتمان فکری را در جامعه ایجاد کنند. نماینده مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سوالی دیگر مبنی بر اینکه چرا در زمان انتخاب رئیس مجلس به جای آقای حداد عادل به آقای لاریجانی رأی دادید در حالی که امروز او را جزو ساکتین در فتنه می دانید، گفت: آقای لاریجانی در آن زمان از افرادی بود که با سابقه ریاست بر سازمان صداوسیما در هشت سال حاکمیت دوم خردادی ها به عنوان یک نقطه مرکزی بچه های معتقد به راه ولایت را جمع و کمک کرده بود تا در مقابل دوم خردادی ها حذف نشوند و برنامه هایی مانند چراغ و کنفرانس برلین را از صدا و سیما پخش کرد. آقای حداد در مجلس ششم حضور داشتند ولی ما یک اقدام مثبت انقلابی ندیدیم وی گفت: زمانی که هیچ کس حاضر نمی شد به فردی مانند من برنامه بدهد، آقای لاریجانی دستور اکید داده بودند که حتما سخنرانی های بنده پخش شود. آقای لاریجانی یک انسان مبارز بود و زمانی که صحبت می کرد، بر مبنای ادبیات انقلابی بود. همچنین اعتقاد ما نسبت به آقای حداد عادل این است که ایشان فردی بسیار محافظه کارند و ما امیدی برای ایجاد تحول در زمینه کار انقلابی در ایشان نمی دیدیم. چون ایشان از افرادی بودند که در مجلس ششم حضور داشتند ولی ما یک اقدام مثبت انقلابی ندیدیم. همچنین تجربه مجلس هفتم هم بود که باز بر ما ثابت شد که ایشان محافظه کارند. البته من از ارادتمندان به آقای حداد هستم و پشت سر ایشان نماز هم می خوانم. آقای لاریجانی و توکلی دبّه در آوردند که این انتخابات باید دوباره انجام شود حسینیان افزود: پس از انتخاب آقای لاریجانی به ریاست مجلس، ما در اولین دور از حرکت ایشان در مجلس با اختلاف شدید روبرو شدیم. نظر آقای لاریجانی این بود که دیگر جریانی به اسم دوم خرداد وجود ندارد و باید از آنها عبور کنیم که این اولین اختلاف ما بود. اتفاق بعدی زمانی بود که در اوایل مجلس که شعبات برای تعیین اعضای کمسیون ها تشکیل شده و بنده هم رییس یکی از شعبات بودم، ما در کمسیونمان رای گیری کردیم و افرادی انتخاب شدند. بعد آقای لاریجانی به کمک آقای توکلی دبّه در آوردند که این انتخابات باید دوباره انجام شود. به دلیل اینکه دوم خردادیها می خواستند هم در کمیسیون صنعت و هم کمیسیون امنیت ملی باشند و ما مخالف بودیم. آنها انتخابات قانونی ما را باطل کردند و مجددا به دنبال برگزاری انتخابات دیگری بودند که من ایستادگی کردم و این شروعی بود برای دعوای بین من و آقای لاریجانی. تحلیل لاریجانی این بود که موسوی به احتمال قوی رأی خواهد آورد نماینده مردم تهران در ادامه با یادآوری تحلیل غلط لاریجانی در انتخابات سال 88 نیز گفت: در جریان انتخابات هم اختلاف ما با آقای لاریجانی بر سر همین تحلیل غلط بود. تحلیل ایشان این بود که آقای موسوی به احتمال قوی رأی خواهد آورد لذا نباید مجلس را با آقای موسوی درگیر کرد. ما تلاش کردیم که نمایدگان مجلس به نفع آقای احمدی نژاد وارد صحنه شوند و مورد حمایت قرار گیرد و ایشان تلاش کرد چنین اتفاقی نیفتد. حاضر نشدند یک اطلاعیه در حمایت از احمدی نژاد تنظیم کنند روح الله حسینیان تاکید کرد که اگر الان هم اگر آقای حداد عادل بخواهند رئیس مجلس بشوند بنده یکی از مخالفین جدی ایشان هستم. در بخش دوم جلسه که سوالات شفاهی و کتبی مطرح شد یکی از دانشجویان دانشگاه هرمزگان پشت تریبون رفت و حسینیان را اینگونه خطاب کرد: آقای حسینیان! آیا شما به بصیرت اعتقاد دارید؟ و حسینیان جواب داد: سوال سختی کردید! در ادامه عضو انجمن اسلامی دانشگاه هرمزگان گفت: اگر به بصیرت اعتقاد دارید، سوابق انقلابی آقای لاریجانی در صدا و سیما را چه زمانی دیدید. ما که چنین سوابقی را مشاهده نکردیم. زمان ریاست ایشان بدحجابی به بالاترین حد خودش رسیده بود و بازیگران تلویزیون مشغول جولان دادن بودند. آقای عادل که ما برای احترام نام ایشان را نمی آوریم زمانی که ریاست مجلس هفتم را بر عهده داشتند، مجلسی تشکیل شد که بعد از مجلس ششم اصلاح طلبان خط و مشی انقلابی به خود گرفت. شما انتخاب خوبی انجام ندادید. آقای لاریجانی کسی است که دو ماه بعد از انتخاب شدن به عنوان رئیس مجلس در آغوش حسنی نامبارک قرار می گیرد و مدام "یا اخی یا اخی" می گوید. حسینیان در این بین گفت: شاید گفته "یا اخ اخ"(خنده حضار) آیا نباید شما افق دیدتان را بالاتر می بردید و تنها دو سه ماه سابقه انقلابی ایشان را نمی دیدید. این فعال دانشجویی افزود: همه سابقه انقلابی دارند حتی آقای کروبی! اما حتی نمایندگان مجلس هم سکوت کردند که حضرت آقا فرمودند: این عمار. حسینیان پاسخ داد: ما همواره در معرض خطا و اشتباه هستیم. اعتقاد ما بر سابقه انقلابی همین بود که عرض شد. شما یادتان نمی آید در آن دوران وامصیبتی که جناح راست در مقابل آقای خاتمی قرار داشت و هیچ کس جرأت نداشت نه سخنی بگوید نه حرکتی انجام دهد. شما نبودید و مظلومیت راه امام را درک نکردید. به عنوان نمونه وقتی برنامه چراغ درست شد و بنده در مقابل آقای خاتمی ایستادم، اولین کسانی که ما را مورد توبیخ قرار دادند، همین نیروهای مذهبی بودند. بروید مطالعه کنید آقای غفوری فرد چه موضعی در مقابل من گرفته است. اخوی همین آقای لاریجانی را ببینید. همین آقای باهنر چه موضعی در مقابل بنده داشته است. علت این بود که آنچنان یک فضای رعب و وحشت دوم خردادی حاکم شده بود که هر کسی یک جمله در مقابله با اینها می گفت، او را سرکوب می کردند. چند روز پیش سایت رجا مواضع بنده را در قبال فتنه بازخوانی کرد وی در ادامه گفت: یادم نرفته که آقای محمدی عراقی که ما با ایشان هم مدرسه و رفیق بودیم هم تحت تاثیر همین فضا علیه من مصاحبه کرد. در حالی که ما ز دوستان چشم یاری داشتیم. اما فردی مثل آقای لاریجانی دفترش را در اختیار ما قرار می داد تا ما گرد هم بیاییم و برنامه ریزی کنیم، که برای ما یک غنیمت بود و بعد از آن هم خلافی از ایشان ندیدیم که بخواهیم تجدید نظر کنیم. این اتفاقات و تحلیل های غلط در مورد انتخابات بعد از مجلس هشتم پیش آمد که ما در همان زمان موضع گیری کردیم. نفرمایید مجلس چرا در مقابل فتنه سکوت کرد. مجلس سکوت نکرد. چند روز پیش سایت رجا مواضع بنده را در قبال فتنه بازخوانی کرد. ملاحظه کنید من در چند جا موضع گیری کردم. چه کسی در همین مجلس گفت که امروز باید از سران فتنه اعلام بیزاری کنیم. چه کسی در مجلس طومار جمع کرد که رهبران فتنه محارب و مفسد فی الارض هستند. در همین مصاحبه ای که چند روز گذشته آقای باهنر انجام داد، گفت یکی از نمایندگان مجلس گفته بود که این سه نفر سران فتنه را اگر به دست من بدهید، شب تاصبح محاکمه می کنم و در میدان فلان جا به دار می آویزم، این را چه کسی گفته است. آیا در همین مجلس نگفتیم؟ بگویید بعضی از افراد مجلس سکوت کردند یا بگویید رئیس مجلس سکوت کرد یا بگویید آقای باهنر سکوت کرد. علی رغم میل آقای لاریجانی راهپیمایی در اعتراض به عملکرد سران فتنه برگزار کردیم نماینده تهران در مورد موضع گیری حداد عادل گفت: همین آقای حداد عادل واقعا از کسانی بود که در جریان فتنه در مقابل فتنه گران قرار گرفت و موضع گیری های خوبی داشت. همین مجلس بود که علی رغم میل آقای لاریجانی راهپیمایی در اعتراض به عملکرد سران فتنه برگزار کرد. اعتقاد جبهه پایداری بر این است که در مرکزیت اصولگرایان نباید افرادی باشند که جزو ساکتین بودهاند رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پاسخ به سوال دیگری در خصوص حضور افرادی مانند باهنر در مجموعه اصولگرایان افزود: جبهه پایداری در نامه ای که به آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی نوشتند، یکی از عواملی که موجب شد ما در کمیته 8+7 حضور پیدا نکنیم، همین مسئله بود. اعتقاد جبهه پایداری بر این است که در مرکزیت اصولگرایان نباید افرادی باشند که جزو قاعدین و نشستگان فتنه بوده اند. علت این است که ما باید پاسخگوی مردم متدینی باشیم که حماسه هایی مانند 9 دی را خلق کرده اند. به همین خاطر جبهه پایداری در کمیته 7+8 حضور نداشته گر چه از همه طرف مورد حمله و انتقاد قرارگرفته است. سوال دیگری که از نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی شد، این بود که "شما قبلا در تشکیلات دفاع از ارزش ها عضویت داشتید که این مجموعه منحل شد. آیا جبهه پایداری را مانند مجموعه دفاع از ارزش ها می دانید و پیش بینی می کنید که به سرنوشت این مجموعه دچار شود" که وی پاسخ داد: احتمال دارد! ممکن است فردایی برسد و شیطان ما را منحرف کند. ما اعتقاد داریم که "ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی" مگر اینکه خدا به ما رحم کند. ما خودمان نمی دانیم که تا کجا پایدار خواهیم بود و تا کجا پای دار خواهیم بود. ولی چیزی که ما امروز گرد آن آمده ایم، با نیتی خالص و برای دفاع از ارزش ها است. دانشجویی در مورد آینده مجلس و حضور اصلاح طلبان و لزوم شرکت این جریان سیاسی در انتخابات مجلس و اینکه اگر اصلاح طلبان از فضای سیاسی کشور حذف شوند، آیا موجب تک صدایی در کشور نمی شود، پرسید و حسینیان پاسخ داد: هیچ جامعه ای با تک صدایی به رشد نمی رسد و یکی از آسیب های هر حکومتی تک صدایی است. این یک تجربه بشری است که باید یک عده حکومت کنند، یک عده انتقاد کنند، یک عده هم ذره بین بگذارند و نواقص را ببینند و آنها را بازگو کنند. این موجب می شود که حاکمان اصلاح شوند و از نا امیدی مردم و سرخوردگی آنها جلوگیری می شود. اما این عرصه نیازمند رعایت قواعدی است. نمی شود انسان یک نظام را قبول کند ولی پایبند به اصول و قواعدش نباشد. اشکال جریان اصلاح طلب همین است. جریان اصلاح طلب در جایگاه اپوزوسیون بوده و عمل کرده است این فعال سیاسی افزود: جریان اصلاح طلب چه در زمانی که قدرت را به دست گرفته، چه در زمانی که منتقد حکومت است، در جایگاه اپوزوسیون بوده و عمل کرده است. آنها قواعد حکومت داری را رعایت نمی کنند. از طرفی هیچ گاه این جریان کنار گذاشته نشده اند. حتی در جریان انتخابات ریاست جمهوری دور هفتم وقتی آقای معین رد صلاحیت شد خود رهبری دستور دادند که صلاحیت او را تایید کنید. یعنی رهبری تاکید داشت که اینها هم در فضای سیاسی کشور حضور داشته باشند. حسینیان در مورد حضور یا عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات گفت: اگر اعضای این جریان با نام خاصی وارد صحنه نشوند، قطعا به صورت فردی در انتخابات شرکت خواهند کرد. خیلی از همین آقایان اصلاح طلب، بسیاری از مجلسی ها در حال آمده شدن برای شرکت در انتخابات هستند بنابراین تک صدایی نخواهد بود. اگر هم در انتخابات شرکت نکنند، ما شاهد انشعابهایی در جریان اصولگرایان خواهیم بود. رئیس فراکسیون انقلابی مجلس در پاسخ به سوالی دیگری در مورد اینکه چرا جبهه پایداری که همواره از ابعاد سلبی مانند عدم عضویت در جریان انحرافی سخن گفته چرا هیچ وقت از ابعاد ایجابی یک نماینده سخن نمی گوید، گفت: ما در بسیاری از موارد با دید مثبت وارد صحنه شدیم. ما در انتخابات گذشته و در انتخابات مجلس حضور فعالی داریم. در جریان دفاع از دولت همین جبهه با شدت حمایت کرد و در بسیاری از طرح هایی که در مجلس تصویب شد جبهه حضوری فعال داشت. اما نفی کردن باطل جزیی از حرکت الهی است. "فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله" یا "لا اله الا الله". از نبود برخی نمایندگان در مجلس ناراحت نباشید. هرچه نباشند کشور راحت تر است وی در جواب سوالی مبنی بر اینکه چرا صندلی های نمایندگان مجلس در بیشتر مواقع خالی است گفت: از نبود نمایندگان در مجلس ناراحت نباشید. هرچه نباشند کشور راحت تر است (خنده حضار). وی در مورد طرح نظارت بر نمایندگان هم گفت: این واقعیتی است که علی رغم تاکید رهبری بسیاری از نمایندگان علاقه ندارند کسی بر آنها نظارت کند. دلیل این مسئله هم روشن است. وقتی نماینده ای وارد مجلس می شود، در حالی که یک خانه یا یک ماشین دارد اگر نظارت نباشد می تواند هنگام پایان کار مجلسیاش چند خانه و ماشین داشته باشد. اصلاحات طرح نظارت انجام شده و آماده مطرح شدن در صحن مجلس است و امیدوار هستیم که تا پایان این مجلس به تصویب برسد تا هم ما نمایندگان را در بر بگیرد و هم نمایندگان دوره های بعد را. حسینیان در تعریف اصولگرایی گفت: ساده زیستی، رابطه خالصانه و دلسوزانه با مردم، اعتقاد به خدمت گزاری به مردم، استکبار ستیزی و دوری از تجملات و رانت خواری از نکاتی است که یک فرد اصولگرا باید داشته باشد. رعایت نکردن اینها موجب شد که افرادی به راحتی در زمین دشمن بازی کنند و علت طرفداری ما از آقای احمدی نژاد این بود که اصولگرا و احیا کننده آرمان های امام و استکبارستیز بود. خیلی از افراد در ابتدا این گونه هستد ولی بعد که مزه حکومت را چشیدند، از آن مبانی و اصول فاصله می گیرند. باید در اصول پایدار بود و در روش به دنبال بازخوانی و تحول باشیم. اما اصلاح طلبان در اصول دنبال بازبینی و تحول بودند. این جمله که باید افکار امام را به موزه سپد موید همین مطلب است. لاریجانی و قالیباف در جریان فتنه موضع روشنی اتخاذ نکردند رویکرد فرهنگی آنها را می توان در فرهنگسراهای تهران دید |
|
| عضو جبهه پایداری انقلاب در همایش دفتر پژوهشهای فرهنگی کرمان: |
| ساعت ۳:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، غلامحسین الهام ، جریان انحرافی |
|
جریان انحرافی بهدنبال واژگون کردن ظرف خدمات دولت/ علامه مصباح با فداکاری به میدان آمده و در مقابل جفاها مسامحه نخواهد کرد
![]() دکتر غلامحسین الهام که حدود دو ماه قبل در همایش دفتر پژوهش های فرهنگی موسسهی امام خمینی(ره) در مشهد مقدس، نکات مهمی را در مورد ابعاد مکتب امام؛ عقلانیت، معنویت و عدالت و ویژگیها، ابزارها و کارکردهای جریان انحرافی مطرح کرد، امروز (پنجشنبه) نیز در همایش این دفتر در کرمان حاضر شد و به تبیین ویژگیهای مجالس شورای اسلامی پس از انقلاب پرداخت. عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در این همایش که با حضور فعالین فرهنگی و سیاسی کرمان برگزار شد، با تأکید بر لزوم حفظ گفتمان اسلامی و بروز و ظهور آن با برون رفت از فضای تیره ی تبلیغات غلط، خاطر نشان کرد: کسانی که در فتنه ی 88 براندازی را تشخیص ندادند و به راحتی از کنار اهانت به عاشورا و امام(ره) گذشتند، صلاحیت تصمیم گیری برای نظام را ندارند. دکتر غلامحسین الهام صبح پنج شنبه در همایش مکتب امام خمینی(ره) و اصولگرایی راستین در کرمان ضمن مرور وضعیت مجالس انقلاب اسلامی از دورهی اول تاکنون، افزود: خدا را شاکریم که هشت مجلس انقلاب اسلامی را پشت سر می گذاریم و این فرصت ها برای نظام جمهوری اسلامی در پرتو ولایت فقیه حاصل شد که امت اسلامی با بینش و بصیرت و پایداری بر اصول، در 32 سال اخیر بدون وقفه در شرایط سخت و بحرانی، مجلس شورای اسلامی پا گرفت و دستخوش مشکلات نشد و این یک فضیلت بالا برای نظام سیاسی ماست. وی، مجلس اول را در دوران بروز چالش های ابتدای پیروزی انقلاب و با حضور گروه ها و طیف های مختلف سیاسی از چپ و راست، تفکرات التقاطی، اندیشهی ناب امام(ره) و لیبرال، مجلسی در خط امام برشمرد و اضافه کرد: این مجلس باید تجربهی تأسیس دولت اسلامی، قانونگذاری در چهارچوب اسلام و نظارت منطقی و مؤثر بر دولت و نهادهای انقلابی را دنبال می کرد و با حضور اندیشه های مختلف سیاسی، مجلس اول در خط امام(ره) قرار گرفت. الهام در ادامه گفت: با شروع جنگ تحمیلی، عزل بنی صدر از ریاست جمهوری، چالش های اقتصادی و حادثهی هفت تیر، شهیدان باهنر و رجایی از دل مجلس اول به دولت رفتند، نهادهای حقوقی خاصی برای حل مشکلات مردم شکل گرفت و اولین دولتی که مقام معظم رهبری تشکیل دادند، در دوران مجلس اول بود. بر اساس گزارش سایت هجرت، عضو سابق شورای نگهبان، افزود: مجلس دوم در سال 63 با شرایط جنگی کشور باید نیازهای عینی جامعه را حل می کرد، در مجلس دوم تفکراتی به دور از انقلاب شکل گرفت و بحث حذف دانشگاهیان از مجلس مطرح شد که با مخالفت امام(ره) روبرو شد و در این مجلس فقه پویا توسط گروه های چپ، مطرح شد که امام(ره) با درک عمیق از موضوع، بر اجتهاد سنتی و جواهری تاکید کردند. الهام، تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم حکومتی ولایت مطلقهی فقیه برای کاربردی کردن اجتهاد سنتی و جواهری از سوی امام(ره) را یکی از اتفاقهای شاخص این دوره برشمرد و گفت: در مجلس دوم، حوادث حادی داشتیم از جمله 99 نمایندهی مجلس علیرغم تاکید امام بر حفظ دولت، چالش هایی به وجود آوردند و تعابیری به کار گرفتند که بهانه به دست دشمن داد و موجب چالش هایی شدند، هرچند که ما در دل این چالش های مهم سیاسی پرورش پیدا کردیم و حقیقت را گم نکردیم. وی اضافه کرد: در مجلس سوم در تبیین مرزبندی ها به تبیین گفتمان جدید و آسیب شناسی مبادرت کردند و نمایندگان مجلس سوم در عزل قائم مقام رهبری دچار چالش شدند، اصلاح قانون اساسی، انتقال رهبری و ریزش هایی در رابطه با عدم هضم ولایت فقیه در مجلس سوم، از پیامدهای این دوران بود و کسانی در مجلس بودند که کم کم به ضد انقلاب تبدیل شدند و بعضا با رانت خواری با دولت آقای هاشمی کنار آمدند و انحراف و سوء استفاده از قدرت از مشخصه های برخی از نمایندگان این مجلس بود. الهام ادامه داد: مجلس چهارم از سوی شورای نگهبان در بررسی صلاحیت ها مورد کنترل قرار گرفت و در این مجلس برای حذف نظارت استصوابی تلاش شد و طیف غالب در مجلس چهارم، جریان راست حامی آقای هاشمی بودند. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در مورد مشخصات مجلس پنجم خاطر نشان کرد: حزب کارگزاران مولود دولت سازندگی و مجلس پنجم بود که با تجزیهی هاشمی از روحانیت مبارز، جدی نگرفتن تهاجم فرهنگی و تشکیل حزب دولتی کارگزاران همراه بود. وی، همکاری مجلس پنجم با محمد خاتمی رئیسجمهور وقت را بهتر از همکاری مجلس هفتم با احمدی نژاد دانست و گفت: مجلس ششم نیز مورد نفوذ دولت اصلاحات قرار گرفت و در طول تاریخ مجالس انقلاب اسلامی، فاجعه ای بدتر از مجلس ششم نداریم. الهام ادامه داد: در این مجلس برای شکستن همهی نهادهای مؤثر انقلاب اسلامی تلاش شد، می خواستند اصلاحات غربی را در کشور حاکم کنند، با آقای هاشمی همگرایی صرف پیدا کردند، موجب کمرنگ شدن گفتمان امام و انقلاب در کشور شدند، گفتمان غالب در مجلس ششم حذف ولایت فقیه بود تا جایی که دختر هاشمی رفسنجانی گفت "در زمان پدر من، رهبری اختیاری نداشت" وی گفت: فساد فرهنگی و اقتصادی در این دوره ناکارآمدی اصلاح طلبان را در پی داشت که موجب انزجار مردم شد. عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی تصریح کرد: از دل همین مسائل، مجلس هفتم برخاست که گفتمان امام و انقلاب را حاکم کرد، آبادگران شورای شهر را به دست گرفتند، احمدی نژاد خدماتی به مردم ارائه کرد و مردم امیدوار شدند و روح خدمت به مردم، نگرش ها را عوض کرد. الهام افزود: با خطاهای مجلس ششم، مجلس اصولگرای هفتم متولد شد و به دنبال آن، دولت نهم شکل گرفت ولی متاسفانه در مجلس هفتم کم کم رقابت های سیاسی بر اصل نظارت بر ارزش ها و اصول غالب شد و رهبری برای حل اختلاف بین دولت و مجلس، اقدام به نهادسازی کردند. وی یادآور شد: عده ای با نام اصولگرایی وارد مجلس شدند و حرف های دیگری زدند و در این میان دولت، بیشتر خود را درگیر خدمت به مردم کرد ولی در کارهای کلیدی با مجلس دچار چالش های جدی شد؛ چالش های مجلس هشتم بیشتر از مجلس هفتم بود و دولت نیز به تدریج معامله گر و لابی های نامشروع باب شد. الهام افزود: دولت دهم نیز از دل دولت نهم بیرون آمد و در این دولت کسانی آمدند تا ساقه را از ریشه جدا کنند و گفتمان احمدی نژاد را که گفتمان امام و انقلاب و مطالبات بر زمین مانده ی رهبری بود، از مسیر خود منحرف کنند و به جای مردم و محرومین، جایگزین دیگری قرار دهند. این استاد دانشگاه، انحراف ایجاد شده در دولت را از نوع انحراف اصلاح طلبی و سازندگی دانست و گفت: جریانی انحرافی در دولت به دنبال تشدید حاکمیت اصلاح طلبان و به چالش کشیدن احساس آرامش رهبری در برابر این دولت بود. الهام افزود: جریان انحرافی می خواهد ظرف خدمات دولت را واژگون کند اما گفتمان عدالت؛ معنویت و عقلانیت که از دل جریان حمایت از تفکر گفتمانی امام و انقلاب شکل گرفته، باید پایدار بماند، همان جریانی که به دنبال اسلام ناب محمدی(ص)، پایداری اندیشهی اسلامی و اندیشه های رهبری است. عضو سابق شورای نگهبان، گفت: باید زائده هایی را که در این باغ روییده، حذف کنیم و به گل آسیب نرسانیم. الهام خاطر نشان کرد: حضرت علامه مصباح یزدی با فداکاری به میدان آمدند و و در این رابطه با کسی مسامحه نخواهند کرد، هر چند که مورد جفا و هجمه قرار گیرند. وی مجلس نهم را دورهی انتقال از دولتی به دولت دیگر و تأثیرگذار دانست و گفت: همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، نباید اجازه دهیم انتخابات بار امنیتی ایجاد کند و مطالبات رهبری به تدریج اعلام می شود، بلکه باید گفتمان امام، گفتمان غالب در مجلس نهم و انتقال دولت یازدهم شود. |
|
| عضو کمیته داوری اصولگرایان: احتمال اضافه شدن حسینیان به گروه هفت |
| ساعت ۱٠:۱۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی ، روح الله حسینیان |
|
عضو کمیته داوری و نظارت کمیته وحدت اصولگرایان با بیان اینکه به وحدت اصولگرایان امیدوارم در واکنش به خبر ورود حسینیان به هیئت داوری و نظارت کمیته وحدت این خبر را تائید نکرد. به گزارش مهر، آیت الله سید هاشم حسینی بوشهری در حاشیه دهمین اجلاس خبرگان رهبری در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سئوال که آیا با اعلام موجودیت جبهه پایداری و جبهه ایستادگی، وحدت در اردوگاه اصولگرایان محقق می شود؟ گفت: انشاءالله این تشکل ها در مقابل اصولگرایان قرار نمی گیرند و ما شاهد به ثمر رسیدن وحدت در جریان اصولگرا خواهیم بود. خبرنگاری در ادامه درباره اینکه آیا روح الله حسینیان عضو موسس جبهه پایداری به کمیته 7 نفره اصولگرایان اضافه میشود یا نه؟ گفت: من وارد این جزئیات نمیشوم اما همه چیز احتمال دارد. وی در پایان درباره اینکه آیا مجلس خبرگان رهبری فقط بر وحدت اصولگرایان تاکید میکند یا وحدت تشکل های دیگر نیز برای این مجلس مهم است یا نه، افزود: مجلس خبرگان بر وحدت جامعه و دوری از تفرقه و دو دستگی تاکید میکند البته معتقدم مردم ما اهداف و گفتمان انقلاب اسلامی را به خوبی دنبال و پیگیری می کنند. |
|
| عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در گفتوگو با رجانیوز: |
| ساعت ۱٠:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کوچک زاده ، جبهه پایداری ، اصولگرایی |
|
سهم دادن به افراد علاوه بر اضلاع اصولگرا چه معنایی دارد/ ساکتین فتنه را در دایره اصولگرایی هم تعریف کنند در مدیریت صحنه نباید باشند
عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفت: اصولگرایانی که در قضایای فتنه 88 سکوت کردند و موضع خود را صریح اعلام نکردند، هر چند که شاید نتوان آنها را از دایره اصولگرایی خارج کرد اما این افراد در صحنه مدیریت انتخابات برای اصولگرایان پذیرفتنی نیستند. مهدی کوچکزاده در گفتوگو با رجانیوز اظهار داشت: این افراد ممکن است مانند میلیونها جمعیت اصولگرا یکی از آحاد مجموعه اصولگرایی محسوب شوند اما قطعا قابل پذیرش و جزو کسانی که صحنهگردان و مدیریت صحنه انتخاباتی اصولگرایان را بخواهند بکنند، نیستند.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اینکه برخی میگویند ساکتین و مردودین فتنه ممکن است توبه کرده باشند، بنابراین باید از آنها نیز استفاده کرد، با بیان اینکه در این زمینه بحث توبه مطرح نیست، تصریح کرد: اگر کسی در عرصه سیاسی دچار خطای فاحشی شده باشد، عقل حکم میکند که آن فرد دیگر در مدیریت صحنه مسائل سیاسی نمیتواند قرار گیرد. وی در ادامه با انتقاد از سهمخواهی عدهای در انتخابات بیان داشت: قطعاً آنچه که نقطه آغاز اختلافها است، این است که افراد یا جریانهای سیاسی بخواهند سهمخواهی کنند؛ در حالی که افرادی، شایستگی حضور در مجموعه مدیریت اصولگرایان را دارند که از ویژگیهای برجسته در فهم مسائل و اخلاق سیاسی و تقوای جمعی برخوردار باشند. کوچکزاده با انتقاد از سهم دادن ویژه به افراد علاوه بر اضلاع در کمیته موسوم به 8+7 گفت: در عرصه مدیریت انتخابات در جریان اصولگرا نمیتوان به افراد قدرتمند هم سهم داد زیرا آنجا در حقیقت ممیزی و جای رصد کردن و تشخیص افراد فهیم و باتقواست. وی با اشاره به فرمایش رهبری مبنی بر رعایت احترام انتخابات و دخالت نکردن قوا و همچنین پرهیز نمایندگان از نزدیک شدن به کانونهای قدرت و ثروت گفت: نباید افراد خارج از چارچوب جریانها و احزاب اصولگرا سهم ویژه داشته باشند، قدرتمندان و کسانی که در عرصه قدرت اجرایی در کشور جایگاهی دارند معنایی ندارد که خود یا نمایندهاشان در آنجا حضور داشته باشند. وی اظهار داشت: این به معنای طرد کردن آن افراد نیست بلکه در صحنه مدیریت انتخابات اصولگرایان، کسانی باید قرار گیرند که به واسطه تجربه سیاسی و تقوا قادر هستند شایستهترین انسانها را برای حضور در مجلس شناسایی کنند. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ادامه افرادی را که در جریان فتنه، فتنهگری کردند به دو دسته تقسیم کرد و گفت: حساب این افراد را باید از 13 میلیون رآیی که به نامزد شکست خورده انتخاب داده شد، جدا کرد. وی اضافه کرد: دسته اول آقایان خاتمی، موسوی، کروبی و اعضای دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب هستند که اینها ضد انقلاب و ضد جمهوری اسلامی هستند. عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی ادامه داد: برخی دانسته و ندانسته بازیچه دست صهیونیستها و استکبار شدند که این افراد با هیچ شرطی صلاحیت حضور در عرصه انتخابات را ندارند، اینها تعداد کمی هستند که جوانهای مردم را با اطلاعات و تحلیلهای غلط و با بازیچه دست استکبار شدن به صحنه کشاندند و رأی آنها را هم با رفتارهای پس از انتخابات خود ضایع کردند، این افراد بیشرط و شروط شایستگی حضور در انتخابات را ندارند. کوچکزاده تصریح کرد: عدهای هم بازیخوردگان و اراذل و اوباشی هستند که در کف خیابان به جان و مال و ناموس مردم تعرض کردند که اصلا در عرصه نامی ندارند، آنان مزدورانی بودند که انجام وظیفه کردند. وی اظهار داشت: اما 13 میلیون انسانی که در انتخابات به نامزد جریان فتنه رأی دادند، حسابشان جداست، در صورتی که این افراد صلاحیتهای علمی، اخلاقی و سیاسی کافی داشته باشند، میتوانند در صورت تأیید مراجع نظارتی در انتخابات فعال باشند. نماینده اصولگرای مجلس هشتم گفت: بحث 13 میلیون نفر از این دو دسته جداست و در هیچ شرایطی مراجع نظارتی نباید به جریان فتنه اجازه ورود به عرصه انتخابات را بدهند. |
|
| توهین پادوهای فتنه به آیتالله مصباحیزدی در روزنامه منسوب بهقالیباف |
| ساعت ۱۱:۱۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، آیت الله مصباح یزدی ، جبهه پایداری |
روزنامه منسوب به قالیباف شهردار تهران که "تخریب جبهه پایداری" بهعنوان وظیفه روزانهاش تعریف شده است، امروز در ادامه پیگیری مأموریت سازمانی، اقدام به درج گزارش- گفتوگویی کرد که حاوی توهینهای صریح به آیتالله مصباح یزدی است.به گزارش رجانیوز، نکته جالب در جوسازیها علیه جبهه پایداری این است که در ابتدای اغلب این گزارشها امضای فردی دیده میشود که جزو پادوهای رسانهای جریان فتنه بوده و در شرایطی که هنوز افتضاح ناشی از بازداشت سرپرست سابق این روزنامه جمع و جور نشده، رسانه منتسب به آقای قالیباف شمشیر را علیه تشکل انقلابی تحت نظارت دو فقیه و عالم برجسته دینی از رو بسته است. این روزنامه در شماره امروز خود، ادعای سوء استفاده جبهه پایداری علیه آیتالله مصباح یزدی را مطرح کرده و بهنحوی وانمود کرده است که گویا ایشان هیچ ارتباطی با جبهه پایداری ندارد، صرفاً سخنران همایش اعلام موجودیت بوده است و پس از آن جبهه پایداری از نام ایشان سوء استفاده میکنند. نویسنده گزارش سپس این سؤال را طرح میکند که "آیا چنین رفتارهایی نوعی بیاخلاقی سیاسی است یا نوعی تبلیغ انتخاباتی برای رسیدن به کرسیهای بهارستان محسوب میشود؟" اما آنچه که مهمتر از اتهامزنی به جبهه پایداری است، تصویرسازی از آیتالله مصباح (عالم برجستهای که کمتر شخصیتی مانند او مورد تجلیل رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است)، بهعنوان یک روحانی است که نمیتواند جلوی سوء استفاده جریانهای سیاسی را بگیرد یا آنطور که محسن غرویان (شاگرد مطرود آیتالله مصباح) تلویحاً مدعی شده، در حد مسائل شخصی و گروهی خود را تنزل داده است. این روزنامه همچنین بهنحوی القا کرده است که جبهه پایداری قصد دارد میان آیتالله مهدویکنی و آیتالله مصباح یزدی اختلافهایی ایجاد کند.
در این نوشته، القائات گردانندگان روزنامه با آیتالله ممدوحی و حجتالاسلام محسن غرویان به بحث گذاشته شده است. اما کسی که بدون آشنایی با سابقه تهیه کننده این گزارش در حمایت از جریان و سران فتنه که همچنان ادامه دارد، سؤالهای مصاحبه با این دو شخصیت را میخواند، ممکن است تصور کند که وی از طرفداران دو آتیشه جریان اصولگرایی است که اکنون برای رسیدن این جریان به وحدت، آرام و قرار ندارد! سؤالهای مطرح شده در این مصاحبهها: گفتوگو با آیتالله ممدوحی؛
اینکه پادوهای رسانهای جریان فتنه که بعضاً در روز راهپیمایی با شکوه 9 دی 88 از ساختمان همین روزنامه مردم مؤمن و انقلابی را تمسخر میکردند (که منجر به درگیریهایی نیز شد)، بخواهند فقیه و دانشمند برجستهای از جمله آیتالله مصباح را با روشهای منافقانه تخریب کنند یا به جبهه پایداری که متشکل از عناصر انقلابی با سوابق روشن است، حمله کنند، چندان عجیب نیست اما آقای قالیباف که با رسانههای پرشمار مرتبط با خود شرایطی ایجاد کرده که علیرغم مواضع مبهماش در جریان فتنه 88 حضور خود را در مرکزیت تصمیمگیری برای جمعی از اصولگرایان تثبیت کرده است، انتظار میرود به حداقلهای ادعای اصولگرایی پایبند باشد. این هم که روزنامه منسوب به قالیباف برای پاسخ ندادن به ابهامها در مورد سازوکار 8+7، بهویژه حضور نماینده او در این ترکیب، اقدام به فرافکنی و ایراد تهمتهایی مانند "سهمخواهی" و "سوء استفاده از روحانیت" کند تا صورت مسأله عوض شود و کسی سراغ سؤال اصلی را نگیرد، نیز یکی دیگر از بیاخلاقیهای رسانهای است اما کاش بهجای تدارک این حجم از بیاخلاقی رسانهای و صرف کردن انرژی و هزینه، به ابهامهای اساسی در مورد ترکیب 8+7 پاسخ کوتاهی داده میشد تا نشان داده شود که برای تودههای مردم بهعنوان بدنه اصلی جریان اصولگرا، ارزش قائل و حاضر هستند حداقل در مورد منطق سازوکار انتخاباتی که قرار است از درون آن لیست اصولگرایان بیرون بیاید، توضیح دهند. نکته قابل توجه دیگر اینکه اینگونه توهین به آیتالله مصباح منحصر به روزنامه منسوب به شهردار تهران هم نیست بلکه شنیده شده در برخی محافل دیگر نیز این ادعا مطرح شده است اما گویا رسانهای کردن این جسارت برعهده تیم رسانهای ناپخته منسوب به آقای قالیباف با گرایشهای نزدیک به فتنه گذاشته شده است. |
|
| بیانیه جبهه پایداری انقلاب اسلامی بهمناسبت روز هشتم شهریور؛ |
| ساعت ۱:٤٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری |
|
تیر و 22خرداد پالایش انقلاباز اشرافیگری و وادادگی در مقابل مستکبران بود/ دولت دهان متملقان را از خاک پر کند ![]() جبهه پایداری انقلاب اسلامی بیانیه شماره 3 خود را بهمناسبت هشتم شهریور؛ سالروز شهادت رجایی و باهنر و هفته دولت منتشر کرد. به گزارش رجانیوز، در این بیانیه ویژگیهای دولت اسلامی مورد تأکید قرار گرفته و تصریح شده است که "عملکرد خوب در برخی از عرصه ها نباید ما را از ضعف ها و کاستی ها در بعضی دیگر از عرصه ها غافل کند." در بخش دیگری از این بیانیه نیز هشدار داده شده است که "حاسدان و مرتجعان و طالبان بازگشت به قدرت، با ترویج ناامیدی و انکار نقاط مثبت و گاه با تکیه بر دشمنان بیرونی، در پی تضعیف استحکام دولت به ویژه حمایتهای مردمی آن هستند." متن کامل این بیانیه در ادامه آمده است: «هشتم شهریور سالروز شهادت شهیدان رجایی و باهنر گرامی باد. هفته دولت و ایام شهادت این دو شهید بزرگوار که به حق نماد دولتمردان ایران اسلامی هستند، فرصت مغتنمی است تا با بازخوانی معیارهای دولت اسلامی، مسیر آینده انقلاب را تضمین نمود. بیشک در ساختار هر نظامی، دولت جایگاه محوری دارد. آنچه نظام اسلامی را از سایر نظام ها متمایز میکند، نوع نگاه به مقوله دولت و دولتمردی و قدرت و حکومت است. اولین وظیفه دولت اسلامی، ترویج ارزش ها و احکام الهی است. الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ ۗ وَلِلَّـهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿حج. 41﴾ عدالت طلبی در دولت اسلامی نقش محوری دارد. قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ (اعراف 29) ولی عدالت اسلامی قرین عقلانیت و تدبیر و در توجه تام به معنویات حاصل میگردد. عدالت بدون عقلانیت، امکان بروز ندارد و علیرغم شعارها در کوتاه مدت به ضد خود تبدیل میشود. همچنانکه عدالت بدون معنویت نیز سرابی بیش نیست و امکان ماندگاری و دوام ندارد. گسترش علم، دانایی و آزاداندیشی، تأمین عزت ملی، مبارزه با فساد و سلطه، ترویج سادهزیستی و پاسخگویی نیز از دیگر وظایف و شاخصههای دولت اسلامی است. در دولت اسلامی هم ارزشها و آرمانها باید مبنا باشند و هم خدمتگزاری و خدمت رسانی. در حقیقت، این همراهی ایمان الهی و عمل خالصانه و برخواسته از بصیرت است که رمز توفیق دولت اسلامی را رقم میزند. موفقیت های جمهوری اسلامی ایران نیز در 32 سال گذشته در تعهد به این اصل اساسی بروز نموده و بر عکس، هر جا این مبنای طیبه مورد خدشه قرار گرفته، آغاز سستی و فتور و شکست بوده است. امروز تجربه گرانقدری از دولتمداری در نظام مقدس ما شکل گرفته است. تجربه ای که به ویژه در دو دوره اخیر دولت بعد از غفلت هایی که در سنوات قبل رخ داده بود، با ویژگی های برجسته ای چون ساده زیستی، مقابله با منش اشرافیگری و اتراف، تلاش شبانه روزی، خدمت بی منت، استکبار ستیزی و عدالت خواهی شناخته میشود. ارتجاع به روش ها و رویکرد های ناپسندی چون اسراف در استفاده از بیت المال، اشرافیگری، اتراف، عدم پاسخگویی به مردم، بی توجهی به محرومین، ویژهخواری و فامیل گرایی، وادادگی در برابر مستکبران، بی توجهی به ارزشها و آرمانها که میرفت دامان مقدس انقلاب اسلامی را بیالاید، به همت دولت برخاسته از حماسه سوم تیر 84 و تکرار آن در 22 خرداد 88 تا حدود زیادی به پس رانده شد. باید قدردان این پالایش بود و بر محافظت از این مسیر نورانی تاکید داشت، چرا که آفات و آسیب ها همچنان باقی هستند. در عین حال، عملکرد خوب در برخی از عرصه ها نباید ما را از ضعف ها و کاستی ها در بعضی دیگر از عرصه ها غافل کند. غرور و بی توجهی به آفات، آغاز انحطاط است. متملقان در این بین با جلوه دادن به نکات مثبت و پوشاندن نقاط ضعف، تسریع کنندگان شکست ها و عقبگرد ها هستند. همچنان که حاسدان و مرتجعان و طالبان بازگشت به قدرت، با ترویج ناامیدی و انکار نقاط مثبت و گاه با تکیه بر دشمنان بیرونی، در پی تضعیف استحکام دولت به ویژه حمایتهای مردمی آن هستند. وظیفه دل سوزان انقلاب ترویج این نگاه متعادل در حمایت و نقد دلسوزانه توأمان است. نگاه متعادل این نیست که بین غربگرایی و وادادگی فکری و سیاسی در برابر تمدن کفر محور از یک سو و باورها و اندیشه های دینی و نظام اسلامی استکبارستیز از سوی دیگر تعادل برقرار کرد. این امر نشدنی همواره به نفع جبهه استکباری رقم خورده و سرنوشتی جز نفاق و خذلان ابدی برای پیروان خود به بار نخواهد آورد. اعتدال حقیقی در برخورد منصفانه با نقاط قوت و ضعف و تلاش برای حل معضلات کشوراست نه معضل آفرینی و ترویج ناامیدی. البته وظیفه اصلی را در این بین خود دولت بر عهده دارد. دولت باید هرگونه حاشیه سازی را از دامان خود بزداید. سیره علوی در پرکردن دهان حاشیه سازان متملق از خاک است نه میدان دادن به آنها و توجیه عملکرد ناصواب ایشان. استقبال از نظرات نخبگان و نقدپذیری، عمل به قانون به صورت جامع، ملاحظه حال اقشار کم بضاعت در همه تصمیمات و تاکید مضاعف بر ارزش ها و آرمانها و پیروی کامل از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ادام الله ظله الشریف از مهمترین توقعات مردم از دولت است.
امسال که سال جهاد اقتصادی است، مردم مؤمن و بصیر ایران اسلامی از دولت برخاسته از متن خود توقع تلاشی مضاعف دارند؛ همچنانکه از سایر قوا و ارکان نظام نیز متوقع همراهی و حمایت در این مسیر هستند. اتنخاباتی شدن زود هنگام فضای سیاسی کشور میتواند به کاهلی در ایفای وظایف اصلی بیانجامد و نگاه ها را از مسیر خدمت و جهاد اقتصادی به مسیر قدرت طلبی و جلب آرا منحرف کند. بر مبنای بیانات رهبر معظم انقلاب؛ دولت اسلامى شامل همهى کارگزاران نظام اسلامى است؛ نه فقط قوهى مجریه؛ یعنى همه حکومتگران و خدمتگزاران عمومى باید خود را در دایره دولت اسلامی ببینند و برای تحقق شاخصهای آن در سیر چهار مرحلهای انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی و کشور اسلامی تلاش کنند. دولت اسلامی کامل به معنای واقعی کلمه انشاء الله در زمان انسان کامل تشکیل خواهد شد و جمهوری اسلامی بخشی از تطور به سمت آن مقصد نهایی است، بنابراین، باید هر چه بیشتر خود را به نصابهای آن دولت حق نزدیک کند. عید سعید فطر که در پیش روست، فرصت مبارکی است تا با تضرع و ابتهال از درگاه حق و با توسل به اهل بیت علیهم السلام دوام و پیروزی این انقلاب مقدس را با زعامت رهبر فرزانه انقلاب تا ظهور خورشید پنهان عالم هستی مسالت نماییم.» |
|
| عضو جامعه مدرسین:برخی جبهه پایداری را سدی در برابر منافع خود میبینند |
| ساعت ۱۱:٢۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، جبهه پایداری ، اصولگرایی |
|
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفت و گو با خبرگزاری رسا اظهار داشت: عقلانیت، معنویت و ولایت شاخصه های اصلی گفتمان انقلاب اسلامی است و جریانات و گروه های سیاسی به میزان تعهد و پایبندی به این شاخص ها به فرهنگ و گفتمان انقلاب دور یا نزدیک اند. در سالهای اخیر به خصوص در فتنه 88 و پس از آن، آرایش سیاسی کشور با تغییرات زیادی مواجه شده است به گونه ای که مرزهای ارزشی و عقیدتی بسیاری از جریانات و گروه های سیاسی دگرگون شده است و این وضعیت ممکن است نوعی ابهام و سردرگمی را در بین نیروهای انقلاب و بدنه ارزشی جامعه به وجود آورد. در این شرایط ضرورت دارد با بازخوانی مبانی و شاخص های اصلی انقلاب اسلامی، پایبندی جریان های سیاسی به این شاخص ها را بررسی کرده و بر این اساس به سنجش، ارزش گذاری و گزینش جریانات مختلف سیاسی بپردازیم.
حجت الاسلام و المسلمین محمود رجبی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و قائم مقام موسسه امام خمینی (ره)، در گفتگو با خبرگزاری رسا به تبیین شاخص های گفتمان انقلاب پرداخته و موقعیت هر یک از جریانات سیاسی را نسبت به این شاخصها بیان کرده است. وی معتقد است عقلانیت، معنویت و ولایت سه شاخص اصلی فرهنگ انقلاب هستند و جریانات مختلف به میزان پایبندی به این شاخصها به فرهنگ انقلاب دور یا نزدیک اند.
در ادامه این گفتگو را می خوانید:
انقلاب اسلامی ایران از همان آغاز شکل گیری ادبیات و فرهنگ متناسب با خود را تولید کرد که ریشه در ارزشها و باورهای اسلامی دارد؛ این فرهنگ شاخص ها و ویژگیهایی دارد که در تمامی عرصه ها به خصوص در میدان سیاست باید راهنمای مسیر جریانات و گروه های سیاسی باشد. به عنوان شروع سخن، لطفا شاخص ها و ویژگی های اصلی فرهنگ انقلاب اسلامی را تبیین بفرمایید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. بنده از شما دوستان در خبرگزاری رسا تشکر می کنم که بحمدلله در مسیر تبیین و دفاع از فرهنگ انقلاب اسلامی تلاش می کنید؛ آنچه که حضرت امام(ره) به عنوان فرهنگ انقلاب ارائه کردند در واقع فرهنگ اسلام بود که در عرصه اجتماع به حاشیه رانده شده بود و با رخداد انقلاب اسلامی زمینه حضور آن در صحنه اجتماعی فراهم شد.
فرهنگ اسلامی دارای ویژگی هایی است که به چند شاخص اصلی اشاره می کنیم: فرهنگ اسلامی و انقلاب اولا بر مبنای عقلانیت استوار است، از این رو تبعیت بی ملاک و بی مبنا و کورکورانه را توصیه نمی کند؛ قرآن کریم در این باره صریحا می فرماید: قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی. خط مشی پیامبر و امامان هم این است که دعوت به خدا می کنند و بر این اساس اصول و حقایق اسلام را تبیین می کنند و انسان ها چون فطرتا تشنه حقایق هستند، وقتی حق را دیدند به این سمت جلب می شوند.
لذا اسلام از مخالفین هم می خواهد دلیل بیاورید؛ صرف اینکه کسی بی ملاک حرفی بزند معیار پذیرش و تبعیت نیست، البته این عقلانیت متفاوت با عقلانیت غربی است که عقل ابزاری و مادی گرایانه و دنیا گرایانه است.اسلام افق عظیمی را برای بشریت تصویر و ترسیم می کند و عقلانیت را در این جهان بینی و نگاه والا مطرح می کند.
این یک معیار اساسی است، هر گروه و جریان و مکتبی به میزانی که آمادگی دارد با مبنای عقلانیت صحیح حرکت کند و با روش درست دعوت، جهت گیری و موضع گیری کند به این فرهنگ نزدیک است و به میزانی که دنبال هواها و منافع شخصی و گروهی و حزبی است از فرهنگ انقلاب دور می شود.
شاخص دیگر فرهنگ انقلاب معنویت است. در مقابل فرهنگ غرب که روی مادیات تاکید می کند و مسائل معنوی را امور جزیی و فردی تلقی می کند، در فرهنگ انقلاب اسلامی معنویت مانند روحی است که در سیستم انقلاب جریان دارد.
به میزانی که گروه ها و جریانات حقیقتا معتقد به این عنصر هستند، همسوی با انقلاب و فرهنگ آن می باشند.
البته گرایش به معنویت باید از روی حقیقت باشد چرا که ممکن است کسانی که دلبستگی به معنویت ندارند و تابع هواهای نفسانی هستند از این عنصر سوء استفاده کنند و به نام معنویت جامعه رابه سوی عناصر ضد معنوی سوق دهند؛ نظیر عرفانهای کاذب و جریان انحرافی؛ این جریان انحرافی که به وجود آمد از بعضی از عناصر ارزشی مانند مهدویت گرایی که یک اصل بنیادین در تفکر شیعی سوء استفاده می کرد.
شاخص سوم نیز ولایت است، ولایت یک مساله فرعی فقهی و یک مساله جزیی تاریخی نیست؛ بلکه از آغاز بعثت پیامبر(ص) و بعد از ایشان یک مساله اصلی اعتقادی است؛ اسلام و انقلاب بدون ولایت ناقص است، در روایات است که اسلام بر پنچ پایه استوار شده که یکی از آنها ولایت و بلکه کلید سایر ارکان و پایههای اسلام است، نماز و زکات، حج و روزه بدون ولایت اسلام نیست، اصلا کسی که ولایت را کنار می گذارد وارد اسلام نشده است.
انقلاب اسلامی ایران نیز بر اساس ولایتی که مردم برای حضرت امام قائل بودند شکل گرفت و بحران ها را تبدیل به فرصت کرده و دشمنان را مایوس کرده است؛ ما اگر ولایت را نداشیتم در همان آغاز انقلاب از بین رفته بودیم.
بنابراین اگر کسانی با ولایت زوایه بگیرند چه در بعد نظری و چه در بعد عملی باید بدانند که از فرهنگ انقلاب فاصله گرفته اند. کنار گذاشتن حاکمیت و ولایت فقیه همان سکولاریسم و جدایی دین از سیاست است.
البته جریان انحرافی و جریان فتنه چون می دانند مردم راضی نیستند از اسلام و فرهنگ انقلاب و آرمان امام دست بردارند، طبعا برای اینکه نقشه های خود را پیاده کنند، ممکن است ظاهر نمایی کنند و بخواهند مردم را فریب دهند. مقام معظم رهبری در دوره اصلاحات فرمودند من نگرانم که در انقلاب پوسته اسلام و ظاهر آن بماند و از محتوا تهی شود.
در حال حاضر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب در فضای سیاسی کشور مطرح هستند، با توجه به عملکرد این دو جریان، حضرتعالی نسبت هر یک را با فرهنگ انقلاب و شاخص های آن چگونه ارزیابی می کنید؟
همان طور که در سوال است بحث بر سر دو جریان است، البته ممکن است در هر جریان کسانی خلاف روند جریان حرکت کرده باشند که محل بحث نیست.
بین جریان اصلاحات و فرهنگ انقلاب الان یک مرز واقعی وجود دارد؛ اگر تا قبل از فتنه کسانی تردید داشتند که آیا واقعا مرز واقعی است یا نه و یا اینکه این مرز شفاف نبود، با فتنه 88 معلوم شد که مرز واقعی است.
البته اصلاح طلبان قبل از فتنه نیز خدمات زیادی به دشمنان انقلاب کردند. بحمدلله از حافظه ملت ما پاک نشده؛ اینها در دروان اصلاحات همه ارزش های دینی ما را زیر سؤال بردند؛ تا جایی که گفتند جریان کربلا یک نزاع قبلیه ای بود؛ امر مقدسی که حتی مارکسیست ها نیز به عنوان یک ارزش و شکوه از آن یاد می کردند اینها آن را زیر سؤال بردند.
هجمه این جریان به مقدسات و ارزشها به گونه ای بود که تئورسین های نظام سلطه و استکبار جهانی در محافل خود می گفتند خیال ما از انقلاب ایران راحت است.
این حرکت مرموزانه در فتنه دو سال اخیر شفاف شد و صحنه به گونه ای شد که آنها به خوبی خود را نشان دادند؛ وقتی کسانی به صحنه می آیند که در عمل نشان می دهند که قانون اساسی را هم قبول ندارند؛ در روز قدس شعارهای انحرافی علیه آرمان حضرت امام طرح می شود و اینها سکوت می کنند، بعد ادعا می کنند که ما امام و قانون اساسی را قبول داریم. روشن است که این سوء استفاده ابزاری از قانون اساسی و حضرت امام است.
یکی از جنایت های بزرگ آنها این بود که تن به قانون اساسی و ولایت فقیه ندادند. ولایت فقیهی که حضرت امام فرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.
بنابراین وقتی جریانی اصلی ترین و آرمانی ترین ارزش های اسلام، انقلاب و تشیع را به عنوان یک امر بسیار جزیی و منفی قلمداد می کند، بر علیه آرمان های امام راحل شعار می دهد و تن به قانون اساسی نمی دهد، ما نمی توانیم بگوییم این جریان مرز واقعی با فرهنگ انقلاب ندارد، مگر اینکه کسانی توبه کرده و برگشته باشند.
البته آنها تلاش می کنند که خودشان را مدافع انقلاب جلوه دهند؛ در دوران انتخابات و در جریان فتنه نیز می گفتند ما مدافع امام و آرمان های ایشان هستیم؛ اما در عمل دیدیم که تا چه میزان به این اصل پایبند و ملتزم هستند؛ بنابراین مرز و زوایه داشتن جریان اصلاحات با ارزش ها و آرمان های انقلاب نمی تواند مرز غیر واقعی و تنها یک اختلاف سلیقه باشد.
نسبت جریان اصولگرا را با اصول و گفتمان انقلاب چگونه می بینید؟
جریان اصولگرا از طیف های مختلفی تشکیل شده است؛ ما در این جریان می بینیم کسانی هستند که همسویی آگاهانه با دشمن ندارند و حاضر نیستند به انقلاب و آرمان های امام آسیب برسد؛ اما به دلیل ضعف بصیرت اخلاقی، اجتماعی و دینی یک جاهایی لغزش پیدا می کنند.
یک گروه نیز هستند که اگر منافع شان در خطر باشد حاضر نیستند خطر کنند و به میدان بیایند و طبق اصول امام و انقلاب حرکت کنند؛ البته در مواقع عادی و در جاهایی که با منافع شان در تضاد نباشد، از اصولگرایی دم می زنند.
ما در فتنه گذشته از همین طیف کسانی را داشتیم که دچار لغزش های بزرگی شدند و با سکوت خود به جریان فتنه کمک کردند. اینها خیلی جاها آگاهانه و یا ناآگاهانه پازل دشمن را پر کردند و با سخنان بی معیار و بی حساب و جاه طلبی و هواهای نفسانی دشمن را خوشحال کردند. این طیف به یک معنا لب مرز اصولگرایی هستند و حتی برخی از آنان را باید از ریزش های جریان اصولگرایی بدانیم.
طیفی نیز با بصیرت و درایت هستند که تا آخرین توان و قطره خون حاضرند از ارزش های اسلام و انقلاب دفاع کنند.
ما باید در این طیف های موجود هر یک را در جای خود قرار دهیم و میزان همسویی شان را با انقلاب درنظر بگیریم و متناسب با آن در مورد آنها موضع بگیریم؛ نمی شود همه را یکدست بگیریم و بگوییم اصولگرایان همه یکی هستند؛ برخی لب مرز معاندین نظام هستند و جا ندارد که حتی با آنها وحدت برقرار کنیم چه رسد به اینکه مناصب و پست های حساس نظام را به آنها واگذار کنیم.
مقام معظم رهبری همان موقع که جذب حداکثری را مطرح فرمودند و توصیه به وحدت کردند فرمودند البته وحدت با چه کسی؟ وحدت با کسی که با نظام هم سر سازگاری ندارد و یا نسبت به سرنوشت نظام بی تفاوت است معنا ندارد و نمی توان چنین فردی را اصولگرا نامید و لو در برابر اصول گرایان هم موضع نگیرد، کسی که برای او مهم نیست نظام برقرار باشد یا نباشد آیا می توانیم به او اصولگرا بگوییم؟
بنابر این ما باید ببینیم میزان تعهد و التزام و پایبندی طیفهای اصول گرایی به اصول و شاخص های خط امام و رهبری تا چه میزان است و بر اساس این طبقه بندی موضع داشته باشیم. در نتیجه نمی توانیم همه اصولگراهای دچار خطا یا لغزش شده را به یک چوب برانیم و همه را طرد کنیم و بگوییم فقط آنهایی بمانند که در تمام اصول ذره ای خطا و لغزش ندارند، نه از آن طرف مسامحه کنیم تا جایی که با کسانی که در خط مرزی ما و دشمن حرکت می کنند وحدت برقرار کنیم.
به نظر من آنچه ما از زندگانی ائمه اطهار درس می گیریم در این زمینه راهگشا است، امام صادق(ع) در مناظره با کفار و زندیق ها به دفاع جدی از ادیان آسمانی می پرداختند، اما در جایی که اسلام و ادیان تحریف شده مطرح بود، از اسلام دفاع می کردند و در جایی که بحث شیعه و سنی بود از مکتب شیعه و اهل بیت دفاع می کردند و متناسب با شرایط موضع گیری می کردند. جهت گیری اصلی امام، همان اسلام ناب محمدی(ص) بود ولی متناسب با مخاطبان و شرائط موضعگیری متفاوت میشد.
ما متناسب با طبقات و درجاتی که اصولگرایان دارند باید موضع بگیریم، نمی توانیم بگوییم کسانی که از صد نمره، نود را دارند، با آنها اتحاد برقرار نکنیم؛ بلکه در مقابل اصلاح طلبان یا جریانات معاند نظام باید از اینها حمایت کرد؛ البته آنهایی که پایبندی بیشتری به این اصول و معیارها دارند باید برای آنها ارزش بیشتری قائل شد.
با توجه به فرمایشات حضرتعالی، جریان اصول گرا طیفهای مختلفی را در بر دارد که از نظر پایبندی به اصول و ارزشهای انقلاب متفاوت هستند. با توجه به این تفاوت، فلسفه و روش وحدت بین این طیفها را چگونه تحلیل می کنید؟
همان گونه که حضرت آیت الله مصباح یزدی فرمودند وحدت فی حد نفسه یک ارزش نیست، در جنگ احزاب کلیه کفار علیه اسلام متحد شدند؛ این نوع وحدت و اتحاد نه تنها ارزش ندارد بلکه ضد ارزش است. ما اگر به قرآن مراجعه کنیم در تمام مواردی که قرآن توصیه به وحدت می کند تأکید بر معیار دارد: واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا. اول بحث معیار و شاخص را مطرح می کند و می گوید متحد شوید به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید؛ وحدتی مطلوب است که بر اساس پیوند به حبل الله باشد. در آیات دیگری هم که به وحدت سفارش می کند به همین نحو شاخصی را برای وحدت ذکر می کند و در آن محور و چارچوب توصیه به وحدت می کند.
بنا بر این وحدت بایستی بر اساس آرمان ها و ارزش های اسلام و انقلاب باشد؛ بدین منظور ابتدا باید ارزش ها را مشخص کنیم، بعد بگوییم به هر میزان که پایبندی دارید با شما اتحاد داریم؛ بنابر این اصل، تخطی و کوتاه آمدن از اصول و آرمان ها برای برقرار کردن وحدت پذیرفتنی نیست و چنین چیزی امکان ندارد؛ این سخن ضد وحدت مورد نظر بزرگان روحانیت است و حضرت امام و مقام معظم رهبری نیز وحدت با حفظ اصول انقلاب و بر مبنای آرمانهای اسلامی را مد نظر دارند.
مهم اصول و مبانی وحدت و شاخص های آن از جمله ولایتمداری، عقلانیت، معنویت و فرهنگ انقلاب و اسلام است؛ ما وحدت را در چارچوب این فرهنگ با هر کس که دل در گرو این اصول دارد و واقعا به آن معتقد است می پذیریم و باید هم در جهت آن تلاش و حرکت کنیم؛ البته مکانیزم وحدت این است که در هر مرحله مشترکات را مورد نظر قرار دهیم و متناسب با میزان مشترکاتی که داریم، به همان میزان با او متحد می شویم. با حفظ اصول نباید اختلاف سلیقهها موجب تفرق و اختلاف ما شود البته هر قدر بتوانیم با مذاکره از اختلاف سلیقهها هم بکاهیم مطلوب است.
معیار ما در وحدت میزان پایبندی افراد و گروه ها به ارزش ها و آرمان ها است؛ اما از اینکه کاری کنیم که به اختلاف دامن بزنیم و دشمن از آن سوء استفاده کند و به ضرر طیفی شود که پنجاه درصد با ما است و اینکه از نقشه ها و ترفندهای دشمنان غافل شویم، این درست نیست.
بحمدلله جریان های اصول گرا سعی دارند درصدد تخریب همدیگر برنیایند؛ معنای وحدت نیز عدم وجود اختلاف نظر و سلیقه نیست؛ مهم این است که اولا اصول و آرمان ها حفظ شود و در آن مسامحه صورت نگیرد و ثانیا نقاط مشترک را برجسته و تقویت کنیم؛ این مساله سبب یاس دشمنان و تقویت بیشتر اتحاد جریان اصولگرایی با همه طیف های آن می شود. این بسیار مطلوب است و هم عقل و هم دین نسبت به آن حکم می کند و هم خواست رهبری و امام است.
کسانی که جزو شخصیت های برجسته نظام بودند و تمام هویت خود را نیز از انقلاب دارند، انتظار این بود که در مقاطع حساس از جمله فتنه 88 در دفاع از نظام وارد میدان شوند؛ اما سکوت کردند و آن گونه که انتظار می رفت از انقلاب دفاع نکردند؛ حضرتعالی راز سکوت آنها را در چه می دانید و تا چه اندازه وحدت با چنین افرادی را با فلسفه وحدت که تبیین کردید سازگار می دانید؟
ما برای کسانی که در گذشته در صف مدافعان نظام بودند وشاید زحمات زیادی هم کشیدند، اما در مسیر فتنه ها دچار لغزش شدند متاسف هستیم؛ البته این افراد مختلف بودند؛ برخی در فتنه سکوت کردند، برخی اگر فرصتی به دست می آوردند از فتنه گران و سران فتنه تجلیل هم می کردند، برخی از افراد همین اواخر به بهانه وفات نزدیکان یکی از سران فتنه، به تجلیل و تکریم فتنه گر پرداخت و این مایه تاسف است.
با توجه به روشنگری هایی که مقام معظم رهبری انجام دادند، این که کسی باز سکوت کند و یا به هر نحوی از چنین جریانی که به تعبیر رهبری بالاترین ظلم را در حق انقلاب و نظام روا داشته است و همسویی شان با دشمنان بسیار آشکار بود، حمایت کند و یا دو پهلو موضع بگیرد این معنا ندارد، اگر کسی مدار حرکت او معنویت، خدا و ارزش ها باشد مسیر برایش روشن است، من فکر نمی کنم با توجه به روشنگری های رهبر معظم انقلاب و توصیه های دلسوزانه ایشان برای کسی جای ابهام باقی مانده باشد.
بحمدلله مقام معظم رهبری برخورد حکیمانه، مدبرانه، کریمانه و روشنگرانه ای که در طول این مدت داشتند بی نظیر بود؛ اما اگر کسانی حاضر نیستند به هر نحوی نقش خود را به درستی ایفا کنند و یا موضع دوپهلو بگیرند، به نظر من جریان های اصول گرا باید در مورد چنین افرادی تامل جدی داشته باشند.
از کسی که سکوت انتظار نمی رود سکوت معنا ندارد، گاهی برخی سکوت ها از سخن گفتن معنای بیشتری دارد، اگر کسی می خواهد در متن فرهنگ انقلاب قرار بگیرد باید خود را همسو کند و اگر قرار است وحدتی با او ایجاد شود باید خود را هماهنگ کند. اینکه جریان های اصول گرا بخواهند برای این قبیل افراد در سرنوشت کشور و مراکز حساس نقشی قائل باشند به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.
البته ما ناراحت هستیم کسانی با این سوابق چنین موضعی داشته باشند و آرزو می کنیم با جبران گذشته و عذرخواهی از ملت به مسیر مستقیم انقلاب برگردند.
راه آن هم این است که مرز خود را با این گونه جریان ها که اصول و آرمان های اسلام و انقلاب را زیرپا گذاشتند مشخص و موضع خود را شفاف بیان کنند و از سکوت خود که به دشمن کمک کرد دست بردارند، این یک امر طبیعی است .
در مقاطع مختلف به خصوص در ایام انتخابات، نیروهای ارزشی جامعه بر اساس احساس وظیفه نسبت به نظام و انقلاب به صحنه می آیند و جریانات همسو را انتخاب کرده و با تمام وجود از آن حمایت می کنند که در انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم شاهد این موضوع بودیم؛ اما چون این جریانات از دل جریان ارزشی جامعه برنخواسته اند بعد از مدتی دچار انحراف می شوند و این نوعی سرخوردگی را در بدنه ارزشی جامعه ایجاد می کند. در اینجا این سوال مطرح است که چرا این نیروها به تربیت نیرو و کادرسازی رو نمی آوردند تا با اطمینان بتوانند از شخص یا جریانی حمایت کنند؟
اینکه از درون جریان های حق، جریانی باطل بوجود بیاید این یک سنت الهی است؛ مطالعه تاریخ اسلام به ما نشان می دهد که باطل از دل جریان های حق بوجود آمده است، پیامبر که یک دین آورد اما بعد از ایشان ببینید چه بر سر مسلمانان و دنیای اسلام آمد. سایر فرقههای انحرافی هم بخش اعظم آنها از متن جریان حق و ریزشها پدید آمدند؛ راز این مسئله هم این است که انسان ها همواره آزمایش می شوند؛ لحظه لحظه زندگی امتحان است، این یک سنت الهی است، اگر انسان مراقب خود نباشد به میزانی که توان و امکانات او بیشتر باشد، ممکن است دچار انحراف بیشتر شود و انحراف او نیز نقش آفرین و موج آفرین باشد.
ما بعد از پیامبر(ص) انحراف طلحه و زبیر را داریم که از صحابیان و خویشاوندان پیامبر بودند و پیامبر(ص) در زمانی از آنها تجلیل و تکریم کرده است؛ در دوران حضرت علی(ع) نیز افراد خوبی بودند که مسئولیت داشتند اما بعد در لشکر یزید مقابل امام حسین(ع) قرار گرفتند.اینکه توقع داشته باشیم که به گونه ای طراحی کنیم که جریان حقی شکل بگیرد و از درون آن انحرافی بوجود نیاید این توقع بیجایی است.
البته کادر سازی یک مساله اساسی است و نیروهای انقلاب بایستی همیشه به این فکر باشند که هم نسل فعلی خودشان را و هم نسل آینده خودشان را، در سطح خاص و عام تربیت کرده و مبانی آنها را مستحکم کنند و در بعد معنوی آنان را ارتقاء دهند؛ این یک وظیفه است، باید هم از اول انقلاب به خصوص از طرف دولتها که امکانات در اختیار داشتند مورد توجه و سرمایه گذاری قرار می گرفت.
البته من نمی خواهم بگویم ما هم به وظیفه خود عمل کرده ایم؛ یقینا در حوزه نیز نسبت به این موضوع تا حدودی غفلت و کوتاهی شده است.
این کادر سازی به شیوه ای که پیامبر (ص) انجام داد باید صورت بگیرد؛ البته در طول انقلاب نیز این جریان همیشه وجود داشته است، اگر می بیینم در انحرافات که پیش می آید بعضی ها سالم می مانند نشان از تربیت نیرو در سطح جامعه دارد. در دو سال گذشته دیدیم که دشمن که چندین سال برای فتنه طراحی کرده بود و تلاش کرد که در کشور جریانی را ایجاد کند، مردم ظرف چند روز به میدان آمدند و حماسه نهم دی را خلق کردند که توطئه چندین ساله و ترفندهایشان را خنثی کرد.
این نشان از این دارد که به برکت خلوص حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری و دعاهای بزرگان و عنایات حضرت بقیهالله ارواحنافداه خداوند تبارک و تعالی دل های ملت ما را با اسلام و انقلاب اسلامی پیوند زده است. وقتی نسلی که امام و جبهه را ندیده اند این گونه به میدان می آیند، معنای این کادرسازی است، البته این کافی نیست و باید فعالیت ها و برنامه ریزی بیشتر و دقیق تری در این راستا صورت گیرد.
دشمن هم این مساله را می داند و با جدیت دنبال ناتوی فرهنگی است، وظیفه ما در چنین شرایطی تربیت نسل کنونی و نسل بعدی و ارتقاء بصیرت و معنویت آنها است و در این راستا باید رسالت خود را به درستی ایفا کنیم.
بنا بر این به نظر من کادرسازی وجود داشته، منتهی به صورت تشکیلاتی و سازمان دهی شده کم بوده است، در نتیجه ما نباید خیالمان راحت باشد بلکه باید به طور جدی در سطوح مختلف کادرسازی کنیم و نیروهای موجود را حفظ و تقویت کرده و نیروهای جدید را جذب کنیم؛ این وظیفه سنگینی است که به دوش همه ما است و هر کس در هر موقعیتی باید برای این مهم تلاش کند.
در ماه های اخیر تشکل جدیدی با عنوان جبهه پایدای اعلام موجودیت کرد، نسبت این جریان را با نیروهای ارزشی جامعه چگونه می بینید، افق فعالیت این جبهه را فعالیت های سیاسی صرف می دانید یا کارکردی فرا تر از آن برای آن قائل هستید؟
من به نظرم می رسد برخی از افراد سعی دارند این جبهه را کوچک و محدود قلمداد کنند و آن را در سطح انتخابات مجلس تنزل دهند، با شناختی که من از بسیاری از اعضای این جبهه دارم و از بیست سال قبل و شاید هم بیشتر اینها را می شناسم، افرادی هستند که هدف اصلی شان اولا حفظ نیروهای ارزشی انقلاب و ثانیا ارتقاء سطح بصیرت آنان و ثالثا تربیت نسل بعدی در مسیر اسلام ناب محمدی(ص)، آرمانهای حضرت امام، ارزشهای انقلاب و منویات رهبری است.
عنوان جبهه پایداری نیز برای این است که هر کس با اصول و ارزش های انقلاب و اسلام همراه باشد، جزو این جبهه است، یک حزب تشکیل نشده که هر کس کورکورانه بیاید و عضو آن شود. از اول هم به صورت شفاف گفتند هدف ما آرمان های امام و رهبری و ولایت فقیه است، کسانی که می خواهند مخلصانه کار کنند و تابع ولایت فقیه باشند می توانند در این جبهه این مسیر را ادامه دهند.
یکی دیگر از شاخص های اعضای این جبهه مرز بندی با فتنه گران است، بیان این شاخص ها چیزی نیست که بوی سیاسی کاری و سیاست بازی از آن استشمام شود؛ چرا که خط و مشی خودشان را خیلی شفاف بیان می کنند و می گویند اگر دیدید روزی ما از این اصول جدا شدیم ما را نیز کنار بگذارید. در عمل هم اعضای جبهه این گونه بوده اند و به این اصول و آرمانها التزام عملی داشتهاند؛ در دروه ای برخی از اینها در دولت بودند؛ چرا که می دیدند دولت در مسیر ولایتمداری حرکت می کند؛ اما وقتی احساس کردند این گونه نیست کنار کشیدند، یا اگر هم برخی باقی ماندند چون می دیدند نظر مقامات ارشد نظام بر این است که به طور کامل رها نکنند که خلا ایجاد شده و انحراف بیشتر شود.
بنابر این در این جبهه کار سیاسی صرف مدنظر نیست، افرادی که من می شناسم چنین دیدی ندارند، بویژه اینکه حضرت آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت این جبهه را تایید می کنند و اعضای این جبهه با آنها ارتباط جدی دارند و از این بزرگواران رهنمود می گیرند و روشن است که حضرت آیت الله مصباح در عمر شریف خود هیچ گاه نخواسته اند سیاست بازی و سیاسی کاری بکنند، حضرت آیت الله مصباح یزدی دغدغه ای جز اسلام، آرمان های امام و رهبری نداشته و ندارند، آیا چنین شخصیتی با این سابقه می آید برای یک گروه و جریان که می خواهد کار سیاسی صرف بکند سرمایه گذاری کنند؟ اصلا چنین چیزی نیست. تایید این شخصیت علمی و معنوی بی نظیر که مورد تایید حضرت امام و رهبری بوده و هستند بهترین گواه آن است که هدف این جبهه یک کار الهی و انقلابی و نه صرفاً سیاسی است.
نقطه اصلی تشکیل این جبهه این بود که با پیدایش جریان فتنه و جریان انحرافی، نیروهای ارزشی جامعه یک نقطه ای را می خواستند که مسیر انقلاب و ولایت را ادامه دهند و پیوندی با هم داشته باشند و اینها می خواهند نیروهایی که دل در گرو انقلاب دارند با هم باشند و برای تحقق این آرمان یکدیگر را کمک کنند.
جبهه پایداری، جریان اصول گرا و منویات حضرات آیات یزدی و مهدوی کنی را در جهت تلاش برای وحدت اصولگرایان قبول دارند و این بزرگان نیز آنها را به عنوان اصول گرا قبول داشته اند و از آنها خواستهاند که نماینده تعیین کنند، اعضای جبهه هم ارتباط خوبی داشته و سعی کرده اند موضعی نگیرند که وحدت جریان اصول گرا دچار مشکل شود. اعضای این جبهه صریحا اعلام کرده اند که منشور جامعیتن را قبول داریم و البته نظرات و دیدگاه هایی هم داشته اند که مطرح کرده اند و باید به آن توجه و اعتنا شود و مورد بررسی قرار گیرد.
بنابر این من معتقدم جبهه پایداری یک جریان سیاسی صرف نیست و سابقه خود اعضا و موضع گیری ها و ارتباط شان با روحانیت و بزرگان نشان می دهد که ارزش ها و آرمان های اسلام و انقلاب برای آنان مهم است و نگران حفظ و اتحاد نیروهای ارزشی و اصول گرای واقعی جامعه هستند.
بعد از اینکه این جبهه با حمایت آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت اعلام موجودیت کرد هجمه شدیدی در فضای مجازی و رسانه ها از سوی جریان فتنه و جریان انحرافی و برخی از تشکل های اصول گرا بر عیله آن آغاز شد و اتهامات مختلفی را از جمله اختلاف افکنی ، ضدیت با روحانیت ، وابستگی به جریان انحرافی به آن وارد کردند؛ به نظر شما علت این هجمه گسترده علیه جبهه پایداری چیست؟
من فکر می کنم این هجمه به چند دلیل است، بخشی از هجمه ها از سوی طیف های مقابل اصول گرایان یا همان جریان فتنه است، اینها وقتی پایگاه این جریان و دفاع جبهه پایداری از ارزش ها و اصول را می بینند احساس می کنند خطر جدی متوجه شان است، از این رو مخالفت شان طبیعی است و اگر مخالفت نکردند باید تعجب کنیم و البته یکی از بهترین دلیلها بر حقانیت جبهه پایداری نیز همین نکته است و از این جهت باید خشنود باشیم.
ممکن است افرادی نیز در اثر ضعف اطلاعات شخصی و اخبار ناقصی که به آنها داده شده، موضعی گرفته باشند که البته معدود هستند، این موضوع اقتضا می کند که اعضای جبهه پایداری به خوبی اطلاع رسانی کنند.
یک عده نیز که دنبال هواهای نفسانی و منافع شخصی و گروهی خود هستند احساس می کنند اگر این خط و آرمان تثبیت شود آنها به منافع شان نمی رسند؛ طبیعی است که اینها هم مخالفت کنند چون این جبهه و جریان را سدی در برابر منافع خود می بینند و اگر می دانستند این جبهه مانع رسیدن آنها به منافعشان نمی شود با آن کاری نداشتند و مخالفت نمی کردند.
برخی نیز احساس کردند که جمع وسیعی از مردم به این جریان گرایش دارند و از تشکیل این جبهه خشنود شدند؛ کما اینکه در فضای مجازی و در سطح جامعه نشانه های آن مشاهده شد، در نتیجه کسانی که می بیینند اینها در آینده کشور اثرگذار هستند و با ورود آنان به صحنه منافع شان به خطر می افتد با آنها مخالفت می کنند.
افرادی هم هستند که بی ملاک و بی مبنا تعابیری را در مورد جبهه بکار می برند که شایسته خودشان است و حتی یک شاهد هم برای اثبات حرف خودشان ارائه نمی کنند. همه شواهد برخلاف گفته اینان است اما با این وجود چنین ادعاهایی را مطرح می کنند. چنین افرادی نگران این خط استواری هستند که در دفاع از انقلاب ترسیم شده است و از این می ترسند که در صحنه اجتماع نتوانند موقعیتی را بدست آورند. از این رو به موضع گیری علیه این جبهه روی آورده اند.
البته من معتقدم نباید نگران این گونه مخالفت ها بود، در عین حال اعضای جبهه پایداری باید اطلاع رسانی لازم را انجام دهند و ثابت کنند که مخالفان و جوسازان بی شاهد و مدرک حرف می زنند.
اینها عمدتا اغراض دنیایی است، امیدواریم خداوند همه ما را از این اغراض حفظ کند، انسان در مسیر غفلت و بی بصیرتی به جایی برسد که به جای موضع گیری علیه دشمنان نظام، علیه دلسوختگان انقلاب موضع بگیرد این بسیار عجیب است.
در پایان اگر نکته خاصی مد نظر دارید، بفرمائید؟
من در پایان چند نکته را عرض کنم. نکته اول اینکه تلاش های حضرت آیت الله مهدوی کنی و حضرت آیت الله یزدی رؤسای جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جهت وحدت اصول گرایان ارزشمند است و ما از زحمات این بزرگواران قدردانی می کنیم.
همچنین ما در عین حال که معتقدیم اعضای جبهه پایداری در عرصه دفاع از آرمان های نظام و انقلاب و ولایت پیشرو تر هستند اما برای جریان های اصول گرا و کسانی که دل در گرو انقلاب و آرمان های امام دارند احترام قائل هستیم.
نکته دیگری که در اینجا باید یادآوری کنم این است که باید این حساسیت نسبت به ارزش ها و آرمان های انقلاب و اینکه پست های کلیدی در دست کسانی نیفتد که احیانا در مقابله با فتنه خوب به میدان نیامدند وجود داشته باشد تا خدای ناکرده در آینده معضلات بعدی برای نظام پیش نیاید.
ما از خدا می خواهیم که با رایزنی و گفت و گو و روشنگری، جریان های اصول گرا به هم نزدیک و همسو شوند، ما الان دشمن کم نداریم در این شرایط باید در عین حال که اختلافات سلیقه ها را می پذیریم طوری عمل کنیم که رفتار ما با اصول در تعارض نباشد.
بحمد لله ما نعمت بزرگ وجود مقام معظم رهبری را داریم، با وجود ایشان ما نگران نیستیم، رهنمودها و بیانات ایشان فصل الخطاب است و جریان های اصول گرا باید این را مدنظر داشته باشند و هر مشکلی هم که باشد با هدایت ها و بیانات ایشان حل خواهد شد.
باز هم باید برای طول عمر با برکت و اعتلا و قدرت و نفوذ کلمه و صحت ایشان دعا کنیم و چشممان را از این شاخص روشن برنداریم و ان شاءالله با چنین تدبیری وحدت اصول گرایان بیشتر خواهد شد و معاندان و دشمنان آرزوهایشان را با خود به گور خواهند برد.
|
|
| ادامه پاسکاری رسانههای فتنه و مردودین علیه جبهه پایداری |
| ساعت ۱٠:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، آیت الله مهدوی کنی ، جریان انحرافی |
|
روزنامه حامی قالیباف خواب توهین به آیتالله مهدویکنی را دید!
روزنامه تهران امروز از سری رسانههای پرشمار نزدیک به شهردار تهران که حمله به جبهه پایداری را جزو وظایف روزانه خود تعریف کرده است، امروز در صفحه یک خود با انتخاب تیتر "هجمه به آیتالله مهدویکنی" خواب توهین به دبیرکل جامعه روحانیت را دید.به گزارش رجانیوز، این روزنامه با انتشار مصاحبههای روز گذشته ستار هدایتخواه و علی محمد بزرگواری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای جبهه پایداری ادعا کرده است که آنها به آیتالله مهدویکنی توهین و هجمه کردهاند. این ادعا در حالی است که این دو نماینده صرفاً مواردی از انتقادهای موجود به سازوکار 7+8 را بیان کرده و در شرایطی که برخی گروهها بهدنبال بستن فضا و مطرح کردن این سازوکار معیوب بهعنوان وحی منزل هستند، بخشی از انتقادها را عنوان کردهاند. نکته جالب اینکه این گفتوگوها را سایت متمایل به فتنه ایلنا منتشر کرده بود که در طی هفتههای اخیر در یک پروژه مشترک با سایتها و روزنامههای نزدیک به برخی از مردودین فتنه 88 علیه جبهه پایداری وارد عمل شده است. ایلنا در پروژهای که از روز گذشته کلید زده، علاوه بر ادامه دادن فاز تخریب جبهه پایداری با چهرههای تخریبگر تکراری مانند محسن یحیوی، فاز جدیدی نیز طراحی کرده که بر مبنای آن با برخی از اعضای جبهه پایداری، سخنان آیتالله مهدویکنی را مبنی بر اینکه "اهل شرط و شروط نیستم و این موارد را نمیپذیرم" به بحث میگذارد تا در صورت بیان انتقادهای ولو منطقی، در ادامه پروژه سایر رسانههای این حلقه مأمور به تیتر زدن و طرح ادعای "هجمه" و "توهین" شوند. ادامه پاسکاری این رسانهها علیه جبهه پایداری برای حفظ ساز و کار 8+7 در حالی است که تاکنون به ابهامهای جبهه پایداری که به صورت مکتوب نیز در اختیار دبیرکل جامعه روحانیت و رئیس جامعه مدرسین قرار داده شد و در جلسه نمایندگان جبهه پایداری و گروه هفت نفره داوری و نظارت اصولگرایان نیز همین نامهها قرائت شد، داده نشده است و بهنظر میرسد این فضاسازیها با هدف فرافکنی در قبال همان ابهامها صورت میگیرد. در آن نامه با یادآوری بیانات رهبر انقلاب مبنی بر رعایت احترام انتخابات و دخالت نکردن قوا در امر انتخابات، و همچنین پرهیز نمایندگان از نزدیک شدن به کانونهای قدرت و ثروت در زمینه حضور نمایندگان آقایان لاریجانی و قالیباف در کمیته وحدت اصولگرایان طرح ابهام و انتقاد شده بود. همچنین با اشاره به عملکرد این دو شخصیت در جریان فتنه 88 و همچنین خارج از چارچوب 6+5 عمل کردن در جریان انتخابات مجلس نهم نسبت به سهم دادن ویژه به آنها خارج از چارچوب احزاب و جریانهای اصولگرا اعتراض شده بود. در ادامه عیناً متن مصاحبههای ایلنا با هدایتخواه و بزرگواری که با سؤال سفارشی "نظر شما پیرامون سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که به صراحت گفتهاند شروط جبهه پایداری را نمیپذیرند، چیست؟" انجام شده، منتشر میشود: یک عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی نسبت به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که گفته بود شروط جبهه پایداری را نمیپذیریم واکنش نشان داد و گفت: جبهه پایداری پیشنهادات خود را ارایه کرده است، حال اینکه بزرگان بپذیرند یا نپذیرند قطعا در مورد مسوولیت بعدی اش و نتایج و پیامدهایی که خواهد داشت، خودشان پاسخگو خواهند بود. ستار هدایتخواه نماینده مجلس شورای اسلامی و از اعضای جبهه پایداری در گفت وگو با خبرنگار پارلمانی ایلنا، در مورد سخنان آیت الله مهدوی کنی مبنی بر نپذیرفتن شروط جبهه پایداری، اظهارداشت: پیشنهاد جبهه پایداری به نفع جریان اصولگراست. وی در مورد دلایل سخن خود گفت: دلیل این که جبهه پایداری چنین پیشنهادی را داده، این است که اولا حضور نماینده اشخاص در جبهه متحد اصولگرایی هیچ توجیه منطقی ندارد؛ چون اگر بگوییم رییس مجلس است، رییس دولت و رییس قوه قضاییه هم باید نمایندهای داشته باشند و اگر بگوییم ایشان دارای پایگاه اجتماعی است کسانی دیگری هم هستند که پایگاه اجتماعی اشان از این فرد قوی تر است و همین طور اینکه شهردار یک شهر بیاید نماینده داشته باشد و برای کل کشور تصمیم گیری کند از لحاظ افکار عمومی قابل قبول نیست. این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی، اضافه کرد: جریان اصولگرا هم باید به گونهای حرکت کند که افکار عمومی را قانع کند. وی تصریح کرد:یکی دیگر از دلایل اصرار جبهه پایداری برکنار گذاشته شدن نمایندگان آقایان لاریجانی و قالیباف از جبهه متحد اصولگرایی این است که اینها پایگاه اجتماعی ندارند، چرا که در حال حاضر قشر عظیمی از نیروهای ولایی اصولگرا و به تعبیر مقام معظم رهبری این رویشهای جدید اصولگرا و ولایی نسبت به حضور این افراد در جبهه متحد اصولگرایی ایراد و اشکال دارند. هدایتخواه افزود: این جوانان حزب اللهی و ولایی اصولگرا، خیلی از کسانی را که در حال حاضر در کمیته 8+7 تصمیم گیر هستند، به جز جامعتین و آنهایی که مرزی الطرفین هستند و فقط داوری میکنند را نماینده خودشان نمیدانند و به همین جهت است که جبهه پایداری برای این که جریان اصولگرا بتواند پایگاه عظیم تری در میان مردم و به ویژه جوانان کسب کند و آرای بالاتری داشته باشد این پیشنهادات را داده است.
یک عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در واکنش به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی مبنی بر اینکه شروط جبهه پایداری را نمیپذیریم، اظهارداشت: آیت الله مهدوی کنی خودش هم ادعا ندارد معصوم و بیگناه است؛ او هم یک بشر است از این رو 4 الی 5 نفر از پیشکسوتان اصولگرا که بروند پیش ایشان و درباره جبهه پایداری خلاف واقع و طور دیگری حرف بزنند، شاید سبب شود که ایشان ما را در جبهه پایداری به عنوان یک جریان افراطی و تندرو حساب کنند. حجت الاسلام والمسلمین سید محمد علی بزرگواری نماینده مجلس شورای اسلامی و از اعضای جبهه پایداری در گفتو گو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به این سوال که نظر شما پیرامون سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که به صراحت گفتهاند شروط جبهه پایداری را نمیپذیرند، چیست؟ اظهار داشت: آیت الله مهدوی کنی باید نقش پدری خود را در وحدت اصولگرایان عمل کند و ما خواهان همین هستیم یعنی میگوییم در حال حاضر آیت الله مهدوی کنی در جایگاهی قرار گرفتهاند که باید به گونهای رفتار کنند که حتی اصلاح طلبانی که خط قرمزها را رعایت میکنند و اصول انقلاب را قبول دارند آنها را در بر بگیرند، نه اینکه حتی بیایند جبهه پایداری را که همه بچه بسیجیها و حزب اللهی و مسجدیها و هیاتیها در آن هستند به عنوان یک جبهه افراطی معرفی کنند. وی افزود: ما خواهش داریم از این پیشکسوتها و ریش سفیدهای اصولگرایان نروند ذهن علما و بزرگانی مثل آیت الله مهدوی کنی را نسبت به جبهه پایداری و بچه حزب اللهیها خراب کنند. این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی، اضافه کرد: حال اگر افرادی توانستند در مورد جبهه پایداری اثر منفی روی آیت الله مهدی کنی بگذارند ما در تبعیت از رهبری حرکت میکنیم یعنی اگر جایی لازم باشد سکوت کنیم، بسان خار در چشم و استخوان در گلو سکوت میکنیم، چرا که ما فدایی رهبری هستیم و اگر لازم باشد سکوت میکنیم، با علما در نمیافتیم منتهی خواهش ما از آقایان این است که قدری حوزه فکری شان را وسیع تر کنند. وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره فعالیت جبهه پایداری گفت: در واقع آن چیزی که ما از جبهه پایداری میفهمیم این است که این جبهه برای آن به وجود آمده تا خط بچه حزب اللهیها، اصولگراهای اصیل، هیئتیها و بسیجیها را با خط انحرافی جدا کند. بزرگواری اضافه کرد: همه ما حامی دولت بودیم و همه ما حامی آقای احمدینژاد بودیم و این تشکیلات جبهه پایداری را به وجود آوردیم تا خط انحرافی را انگشت نما کنیم و همچنین افکار ننگی که آنها دارند در دامن اصولگراها و بچه حزب اللهیها ننشیند. وی تصریح کرد: پس اینطور نیست که تمام آنهایی که در شکل دهی دولت نهم و دهم و ریاست جمهوری آقای احمدینژاد و روی کارآمدن آن نقش داشتن با جبهه انحرافی یکی باشند، چرا که جبهه انحرافی یک اقلیتی هستند که در برخی مناصب جا خوش کردهاند. بزرگواری با اشاره به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی، گفت: ما معتقدیم آیت الله مهدوی کنی در راس خبرگان است، یعنی جایی که جایگاه رهبری و تعیین کننده رهبری است و از این رو از این جایگاه بسیار با ارزش است و نباید در حوزه حزبها و گروهها کوچک شود. وی افزود: باید سایه چنین جایگاهی بر همه اصولگرایان و همه مملکت باشد و ایشان هم بداند که جبهه پایداری در تقویت ایشان و خبرگان و رهبری حرکت میکند. بزرگواری با بیان اینکه نباید آیت الله مهدوی کنی، جبهه پایداری را افراطی و تندرو حساب کند، گفت: اگر همین جبهه پایداری را بررسی کنیم میبینیم که بچه حزب اللهیها، مذهبیها، هیئتیها و بسیجیهایی هستند که همینها بودند که توانستند جریان فتنه را از کف خیابان جمع کنند و اینها مطیع رهبری هستند. |
|
| رسایی خشم نمایندگان ملت را برانگیخت |
| ساعت ۱:۳٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، حمید رسایی ، جبهه پایداری |
|
سخنان اخیر حمید رسایی نماینده تهران در مجلس و عضو جبهه موسوم به پایداری که حامیان دولت در انتخابات پیش روی مجلس به حساب می آیند، واکنش های گسترده ای را در پی داشت. سفیر: متن این اظهارات که متاسفانه در ۲۹ تیر ماه و جلسه طرح بصیرت ناحیه سلمان سپاه محمد رسول الله بیان شده، چندی پیش در میان نمایندگان مجلس هم پخش شد و موجی از خشم و انتقاد را برانگیخت. گفته می شود که نمایندگان مشغول طراحی ساز و کاری جمعی برای پاسخ دادن به اتهامات و اهانت های مطرح شده علیه عموم نمایندگان، شخصیت های نظام و همچنین اظهارات نا صواب در مورد ارتباط رهبر معظم انقلاب با مجلس هشتم و نمایندگان آن می باشند. در این جلسه نماینده مردم تهران که خود و همفکرانش را معیار بصیرت و ما بقی را فاقد آن می داند، در سخنرانی اولیه معیارهای حق و باطل را مشخص و سپس راجع به خواص طرفدار حق و باطل و خواص مردود بیاناتی ایراد نموده و سپس به صورت مصداقی به تعریف دسته بندی های سیاسی در آستانه انتخابات مجلس آینده به شرح زیر نمود: ۱- دسته اصلاح طلبان به سرپرستی آقای هاشمی رفسنجانی ۲- دسته اصلاح طلبان به اصطلاح اصولگرا به سرپرستی آقای هاشمی رفسنجانی و بازی خوردگی آقای قالیباف و نیز ایفای نقش محسن رضایی ۳- این دسته هم در حقیقت همان دسته ۲ می باشند و فرق آن ها این است که اصولگرای اصلاح طلب هستند و سرپرستی آقای هاشمی رفسنجانی را جزء افتخارات خود می دانند و با دسته دوم هیچ تفاوتی نمی کنند . در این دسته آقای لاریجانی رییس مجلس نمایندگی آقای رفسنجانی را بر عهده دارد . ۴- دسته چهارم اقلیت بسیار ضعیف مجلس هشتم است که عبارتند از : بنده (حمید رسایی) ، آقای کوچک زاده ، آقای حسینیان ، و آقای زارعی که ما نیز مثل دسته های قبلی سرپرست نداریم و نماینده فکری ما خود مقام معظم رهبری است و ما به دنبال این هستیم که خواص باطل و خواص مردود (مثل آقای لاریجانی رییس مجلس و امثالهم ) در لیست مجمع اصولگراها حضور نداشته باشند. یک منبع آگاه حاضر در جلسه فوق سایر اظهارات این نماینده را چنین روایت کرده است. رسایی افزوده است: دراین هدف ملاقات هایی با آیت الله یزدی ، مهدوی کنی ، جنتی و مصباح داشته ایم و برای اینکه بتوانیم به صورت تشکیلاتی جلوی خواص مردود را بگیریم ، اقدام به تشکیل گروهی به نام جبهه پایداری اسلامی نموده ایم و از فردا در رسانه های عمومی اعلام موجودیت می نماییم . وی در توضیح ادعاهای خود به نکاتی راجع به مجلس هشتم و نقش رییس مجلس در فتنه های ۸۸ و ارتباط ایشان با آقای میرحسین موسوی و آقای هاشمی و سخنگو بودن با واسطه ایشان با شبکه رسانه های خارجی بیان داشته و افزوده: بیشتر مصوبه های مجلس با هدایت آقای لاریجانی به نفع جریان اصلاح طلب تصویب گردیده برای مثال مسئله وقف دانشگاه آزاد اسلامی و طرح سوال از رییس جمهور و چند نمونه دیگر. وی در ادامه بیان داشت: گروه لاریجانی خصوصا با کمک آن نماینده ای که گفته من افتخار میکنم جزء لیست اصلاح طلبان باشم با گروه اصلاح طلبان مجلس وحدت کردند و به همین خاطر گروه اصولگراهای واقعی مجلس در اقلیت هستند . نمونه بعدی اینکه ما در روزنامه ۹ دی اقدام به اعلام مواضع روزانه مسئولان کشور خصوصا رییس مجلس در فتنه ۸۸ می کردیم و چون مواضع ایشان بسیار دوپهلو بود مجله و روزنامه ۹ دی را تعطیل کردند. وی با بیان نمونه هایی ادعایی و اثبات نشده در مورد کمک رئیس مجلس به جریان فتنه افزود: یک نمونه دیگر اینکه آقای لاریجانی چند مورد خلاق قانون انجام داده و نامه سوال نمایندگان و کمیسیون اصل ۹۰ را از تریبون مجلس قرائت نکرده است و مواضع ایشان در فتنه طوری بود که شبکه های امریکایی و انگلیسی از این مواضع استفاده می کردند! وی مدعی شد که سایت ..... که مواضعش دوپهلو و فتنه گری است توسط آقای لاریجانی به صورت غیر مستقیم اداره می شود. «ما در سال اول به ریاست ایشان در مجلس رای دادیم ولیکن فهمیدیم که اشتباه کردیم و دیگر رای ندادیم و من اینها را می گویم که شما بشناسید که کلاه به اصطلاح اصولگرایی سرمان نرود.» وی گفت: اینها آقا را تا وقتی قبول دارند که منافع دنیایی آنها در خطر نباشد .... این گروه از اصولگرایان نیز ریزش ها که قرآن نیز به آن ها اشاره کرده را مثل آقای هاشمی را قبول نکرده اند بخاطر همین مواضع آنها روشن نیست . وی سپس وارد موضوع انتخابات آینده شده و افزوده است: ما به گروه هفت + هشت (گروه وحدت اصولگرایان) نامه نگاری کرده ایم و با مدرک به آن ها گفته ایم که نمایندگان اصولگرایان خواص مردود را جزء لیست قرار ندهند و ان شاء الله نیز قرار نمی دهند. شما فرماندهان بسیج امروز سلاحتان در این جنگ نرم قلم می باشد و شما نیز نامه نگاری کنید، کلاس بصیرت بگذارید تا کلاه مجلس قبل سرتان نرود و به نام اصولگرایی انسان هایی با مواضع دوپهلو وارد مجلس نگردند. وی سپس در پی سوال یکی از فرماندهان وی را به تلاش برای بر هم زدن جلسه متهم کرد. مجددا آن فرمانده گفت «آقای رسایی شما بیانات مقام معظم رهبری را در تایید مسئولین نظام زیرپا گذاشته اید و به عناوین مختلف آقای لاریجانی ، قالیباف و ... را در نگاه فرماندهان بسیج سربازان فتنه قرار دادید. ما به احترام جلسه سپاه هیچ کلامی نگفتیم ولی سوال ما که خیلی واضح است جواب نمی دهید و عصبانی می شوید. رسایی در پاسخ گفت: شما بعد از جلسه بیایید. سپس آن فرمانده گفت: من تکلیف خود را نمی خواهم روشن کنم که بعد از جلسه بیایم شما در جلوی این جمع بزرگ بسیجی تکلیف را مشخص کنید که ما باید به حرف آیت الله یزدی و مهدوی کنی رای بدهیم یا به حرف شما که خود را اصولگرای واقعی می دانید. نماینده تهران ناراحت و از مسئولان جلسه خواست او را از جلسه بیرون کنند و خودشان گفتند ضبط ها را خاموش کنید من مطلب محرمانه ای می گویم . رسایی سپس ادعاهایی را آن هم به نقل از مقام معظم رهبری در تائید خود و همفکران و علیه رئیس مجلس و گروهی دیگر از نمایندگان بیان نموده است که اگر چه در اختیار سایت سفیر می باشد ولی از آنجا که حاوی مطالب انتسابی غیر واقع به رهبری معظم انقلاب است، از انتشار آن معذوریم. سپس آقای رسایی از جمع فرماندهان خواست که این مطلب بیرون پخش نشود و گفت من راضی نیستم که صدایم ضبط شده باشد. وی خطاب به آن فرمانده سوال کننده گفت : برادر بسیجی من مجبور شدم برای بصیرت شما این حقیقت را فاش کنم. حالا می خواهی بروی به لاریجانی رای بدهی برو رای بده که آن برادر بسیجی نیز گفت: حرف من لاریجانی نبود ، احمدی نژاد نبود، حرف من این بود که آیا ما باید به گروه رسایی رای بدهیم یا به گروه جامعتین و لیست واحد که متاسفانه شما جوابی ندادید. یاد آوری می شود آقای رسایی تا قضیه دورکاری ۱۱ روزه احمدی نژاد و ورود رهبر معظم انقلاب اسلامی به موضوع عزل وزیر اطلاعات، از حامیان تندروی دولت محسوب می شد و در آن هنگام که همه دلسوزان و بزرگان نظام به حمایت از مقام معظم رهبری و دعوت رئیس جمهور به ولایت پذیری عملی مشغول بودند، طی مقاله ای در نشریه خود و سایت هایی نظیر رجا نیوز وظیفه اصلی اصولگرایان و اهل بصیرت را سکوت اعلام کرده بود! |
|
| گونهشناسی تخریبگران سیاسی و رسانهای |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، جریان فتنه ، جریان انحرافی |
|
سه ضلعی فتنه، انحرافی و مردودین در مقابل جبهه پایداری
یک ماه پس از همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری شاید زمان مناسبی برای ارزیابی فضای رسانهای در قبال این جبهه متشکل از نخبگان انقلابی تحت نظارت دو فقیه برجسته باشد. جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز شش مرداد با سخنرانی آیتالله مصباح اعلام موجودیت و تأکید کرد که تبعیت از ولایت و مرزبندی با جریانهای فتنه و انحرافی ذیل شاخصهای مکتب امام(ره) از شاخصهای این جبهه است.به گزارش رجانیوز، اگرچه اعضای جبهه پایداری در طول این یک ماه به حاشیه سازیها روی خوش نشان نداده و تا آنجا از فضاسازی رسانهای پرهیز دارند که حتی در واکنش به اقدامهای تخریبی و تهمتهایی نظیر سهمخواهی حاضر نشدهاند مواردی از جمله نامه به آیتالله مهدویکنی و آیتالله یزدی، محتوای جلسه با کمیته نظارت و داوری اصولگرایان و یا توصیههای بزرگان مبنی بر شکلگیری این جبهه را علنی کنند اما در مقابل، یک سه ضلعی از جریانهای سیاسی با رسانههایشان بهشدت مشغول تخریب جبهه پایداری شدهاند. این سه ضلعی (جریان فتنه، جریان انحرافی و خواص مردود فتنه) اساس حرکت خود را بر انتشار اخبار کذب و انتساب ادعاهای بیمبنا به جبهه پایداری قرار دادهاند. در ادامه از میان انبوه رسانههایی که هر یک وابسته به یکی از این طیفها هستند و توپخانه پرحجم خود را علیه جبهه پایداری روشن کردهاند، نمونههایی عنوان میشود. محمد رضا باهنر، علی بنایی، اسدالله بادامچیان، محسن یحیوی، علی مطهری، حسن غفوریفرد، علی عباسپور، قطبآبادی، محسن دعاگو، حبیبالله بوربور، محسن غرویان، مجتبی بیگدلی، مریم بهروزی و سید محمد غروی افرادی هستند که در طی این مدت به فضاسازی علیه جبهه پایداری پرداختهاندکه گونهشناسی همین هجمه کنندگان سیاسی و رسانهای به جبهه پایداری، ادبیات و محورهای آنها به تنهایی تا حدود زیادی مشخص کننده میزان حقانیت این جبهه است. خبرآنلاین: اخراجی های دولت احمدی نژاد تشکل انتخاباتی- سیاسی تشکیل دادند اولین خبر این سایت علیه جبهه پایداری در تاریخ 29 تیر 90 و با عنوان "اخراجی های دولت احمدی نژاد تشکل انتخاباتی- سیاسی تشکیل دادند" منتشر شد. در بخشی از این خبر آمده است: «این جریان... با حضور تعدادی از اعضای حذف شده از کابینه و دولتهای نهم و دهم تشکیل شده است. در این تشکل که با هدف شرکت در انتخابات مجلس نهم تشکیل شده است برخی نمایندگان حامی دولت در مجلس شورای اسلامی نیز عضویت دارند.» موسسین این جبهه چندی پیش با آیتالله مصباح یزدی، آیتالله خوشوقت و آیتالله یزدی دیدار کردهاند. سانسور کامل و معنا دار اخبار مرتبط با همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری سایت خبرآنلاین که در پرداختن به بسیاری از اخبار حاشیه ای و ریز تخصص دارد، ترجیح داد اخبار مرتبط با همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی را که در 6 مرداد ماه در تهران برگزار شد، به طور کامل سانسور کند! این در حالی بود که علاوه بر آیت الله مصباح یزدی، دیگر چهره های شاخص اصولگرا از جمله حداد عادل، حسین فدایی، الهام، لنکرانی، حسینیان، شجونی و ... نیز در این همایش حضور داشتند و وزن هر کدام از این افراد موجب شده بود تا بسیاری از رسانه های اصلاح طلب و حتی متمایل به فتنه نیز با جهت گیری های خاص خود، به پوشش حداقلی اخبار این همایش اقدام کنند اما سایت خبرآنلاین صورت مساله را پاک و هیچ خبری از این برنامه را منتشر نکرد. حمله به جبهه پایداری با بازنشر سخنان باهنر: جبهه پایداری دیدش را باز کند! 17 مرداد خبرآنلاین با پوشش کامل نشست خبری محمد رضا باهنر با عنوان "لاریجانی ظرفیت تشکیلاتی بالایی دارد"، به نقل از باهنر به حمله همه جانبه علیه جبهه پایداری پرداخت و نوشت: «در مجموعه اصولگرایان نحله های فکری متفاوتی وجود دارد. اگر بخواهیم دو طرف این تفکر را تعریف کنیم یک طرف قضیه که جبهه پایداری هستند مدعی هستند اصولگرایی هر چه نابتر و خالصتر بهتر و بعد خلوص را به زعم خود تعریف میکنند. هنگامی که این مسئله مطرح میشود آنان میگویند تعداد برای ما مهم نیست. اما طیف مقابل تعریفی از اصولگرایی ارائه میدهد و میگوید که به جز افراد رسمی ضد انقلاب، همه رگههایی از اصولگرایی دارند. این افراط و تفریط مشکلاتی را به وجود میآورد که در اصلاح طلبان هم وجود داشت. ما دنبال این قضیه بودیم که اصولگرایی را در چهارچوب تعریف کنیم. توصیه ما به دوستان جبهه پایداری این است که مقداری دیدشان را باز کنند و مسایل را عمیق تر و واقع بینانه تر ببینند. تصور نکنند که هر قدر خود را محدودتر کنند مقبولیت شان بیشتر خواهد شد.» سکوت دربرابر سهم قالیباف و لاریجانی/ سهمخواهی بد است! خبر آنلاین در 22 مرداد نیز در گزارشی با عنون "ساز ناکوک جبهه پایداری با وحدت اصولگرایان" مدعی سهمخواهی جبهه پایداری شد و با سکوت در برابر علت حضور نمایندگان لاریجانی و قالیباف نوشت: «اکنون این جبهه تازه تاسیس که متشکل از یاران دولت در مجلس و کابینه پیشین محمود احمدینژاد است در معرض این سوال قرار دارد که آیا متناسب با ادعایش در پذیرش محوریت جبهه متحد، حاضر به تمکین از تصمیمات آن خواهد شد یا اینکه از همین ابتدا بر طبل سهمخواهیهای گروهی میکوبد؟ سهمخواهیهایی که مذموم بودن آن بر کسی پوشیده نیست و در ذات خود با اصل وحدت در تناقض است.» وقتی خبرآنلاین تشکیل جبهه پایداری را "متضاد با روحانیت" می داند! همچنین این سایت که طی روزهای اخیر حمله روزانه به جبهه پایداری را با انتشار گفتارها و نوشتارهای خواص مردود در فتنه 88 در دستور کار خود قرار داده، 23 مرداد با انتشار یادداشتی از علی بنایی یکی از چهره های نزدیک به رییس مجلس، تشکیل جبهه پایداری را تلویحا "متضاد با روحانیت" توصیف کرد و البته اشاره ای به این موضوع نکرد که پشتوانه های معنوی این جبهه آیات عظام مصباح یزدی و خوشوقت از روحانیون با سابقه و انقلابی هستند. حمله به جبهه پایداری با توسل به نقطه قوت آن! این سایت در روز 26 مرداد نیز با اسدالله بادامچیان گفتوگو کرد و در واکنش به یکی از نقاط قوت جبهه پایداری (مرزبندی با جریان انحرافی) به قصد تخریب این جبهه نوشت: «آنها (جبهه پایداری) در ابتدای امر خودشان را خیلی بالا گرفتند و اعلام کردند ما همه حامیان آقای احمدی نژاد را جمع کردیم، ولی حرف این است که آقایی مشایی و دوستانش که آنها را قبول ندارند. ضمن اینکه خود این دوستان هم می گویند اینها جریان انحرافی هستند!» این عضو کمیسیون شورا ها همچنین گفت: علاوه بر این، تیم آقای رحیمی هم این دوستان را قبول ندارد! این اظهارات در حالی بیان شد که اساساً مرزبندی با جریان نفوذی در دولت، یکی از علل تشکیل جبهه پایداری بود. جبهه پایداری متوجه وزنش باشد! این سایت در همین روز (26 مرداد) گفتوگو با یکی از اعضای جامعه اسلامی مهندسین به نام محسن یحیوی را نیز منتشر کرد و نوشت: "جبهه پایداری متوجه وزنش باشد" تشکیل جبهه پایداری= مسجد ضرار/ افراطی ها از اصولگرایان جدا شوند بهتر است! توپخانه خبرآنلاین علیه جبهه پایداری تا آنجا فعال شد که اظهارات علی مطهری را نیز که این روزها اجماع تمام طیف های اصولگرا را علیه خود جلب کرده است، بازنشر داد. این سایت در همین روز (26 مرداد) به نقل از سایت متمایل به فتنه فرارو نوشت: «تاسیس جبهه پایداری را شبیه تاسیس مسجد ضرار در صدر اسلام می بینم. در آن زمان عده ای به نام مسجد علیه اسلام فعالیت می کردند و پیامبر دستور تخریب آن مسجد را دادند. امروز نیز عده ای با تاسیس جبهه پایداری، به نام وحدت، تفرقه ایجاد می کنند! اگر این اقدام به معنی جدا شدن از اصولگرایان باشد امری مبارک است چون افراطی های این گروه در فکر و عمل اصول گرا نیستند. اینها به وزن واقعی اجتماعی خودشان توجه ندارند. البته چون وصل به دولت هستند از قدرت رسانه ای و مالی و سیاسی خوبی برخوردارند. اما بعید می دانم پایگاه اجتماعی قوی داشته باشند. امروز آگاهی مردم بالا رفته است.» حمله غفوری فرد به نقطه قوت جبهه پایداری: عقبه اجتماعی ندارند! 27 مرداد نیز خبرسازی خبرآنلاین علیه جبهه پایداری پرحجم بود، بهطوری که در گفتوگو با یکی دیگر از خواص مردود در فتنه 88 که به گفته خودش به موسوی رأی داده و اکنون نیز تأکید دارد خاتمی را جزو سران فتنه نمی داند، حمله به پایگاه اجتماعی جبهه پایداری را در دستور کار قرار داد. غفوری فرد در مصاحبه با این سایت گفت: جبهه پایداری همان رایحه خوش خدمت است که در حال حاضر هم خودشان دچار انشعاب و تفرقه هستند. فکر نمیکنم با توجه به اینکه این تشکل سیاسی به تازگی اعلام موجودیت کرده از عقبه اجتماعی کافی برخوردار باشد! این در حالی است که غفوری فرد توضیح نداد اگر جبهه پایداری عقبه اجتماعی درخوری ندارد، پس چرا اساسا 7+8 این جبهه را به عنوان یکی از اضلاع وحدت به رسمیت شناخته و چطور این حجم از تخریب و هراس از فعالیت این جبهه وجود دارد. ترس از پایگاه اجتماعی جبهه پایداری و حمله دوباره به آن: عقبه اجتماعی ندارند! اما واهمه از بدنه اجتماعی جبهه پایداری در مقایسه با برخی از احزاب و گروه های امتحان پس داده در طی سالهای اخیر، موجب شد تا خبرآنلاین در این روز (27 مرداد) به گفتوگو با غفوری فرد اکتفا نکرده و در گزارش جداگانهای با عنوان "وزن جبهه پایداری در منظر سیاسیون اصولگرا" مجموعه گفتوگوهای تخریبی خود علیه جبهه پایداری را در این گزارش تجمیع کند. توسل به همکار پروژه سعیده پورآقایی برای تخریب جبهه پایداری: جریان مشایی هستند! 28 مرداد نیز روز پرکاری برای این سایت بود، بهطوری که متن گفتوگو با حمیدرضا کاتوزیان که در انتخابات 88 به موسوی رای داده و ستاد جعلی اصولگرایان حامی موسوی را تشکیل داده بود،منتشر شد. وی مدعی شد که "واقعیت این است که جبهه پایداری جریان آقای مشایی است". کشف کاتوزیان بهعنوان یکی از افرادی که در ماجرای کشتهسازی سعیده پورآقایی به شهادت گزارش کمیته سه نفره قوه قضائیه حضور داشت، در حالی است که اعلام برائت از جریان انحرافی و فتنه از اصول اولیه تشکیل جبهه پایداری محسوب می شد. بادامچیان ضمن سکوت دربرابر سهم دادن ویژه به لاریجانی و قالیباف: سهمخواهی در ممکلت ما جایی ندارد! این سایت در همین روز (28 مرداد) گفتوگوی دیگری از بادامچیان عضو ثابت تیم حمله به جبهه پایداری منتشر کرد که وی، ضمن سکوت در برابر سهم دادن ویژه به لاریجانی و قالیباف گفت: «سهم خواهی خیلی در مملکت ما جایی ندارد و این نوع سهم خواهی ها به جایی نمی رسد. این مردم هستند که باید رأی بدهند، مردم ما به خیلی از کسانی که صاحبان قدرت معرفی میکنند، رأی نمی دهند!» در خواست تلویحی برادر همسر جاسبی از شورای نگهبان: رد صلاحیتشان کنید!
اما در روز 29 مرداد، قرعه تخریب جبهه پایداری در خبرآنلاین به اسم علی عباسپور از دیگر خواص مردود در فتنه 88 افتاد. وی که به موجب رابطه فامیلی با عبدالله جاسبی، از منافع این دانشگاه نیز حمایت ویژه میکند و اخیرا نیز اعلام کرده است مواضع ضد نظام از خاتمی ندیده است!، در گفتوگو با این سایت به تشریح انحرافات جبهه پایداری پرداخت! عباسپور ضمن تاکید بر اینکه "وزن این گروه را چندان پر اهمیت نمیدانم" در پایان غیر مستقیم از شورای نگهبان خواست تا اعضای این جبهه را رد صلاحیت کند: "جبهه پایداری وابستگی هایی به دولت دارد وبیم آن میرود که از قدرت و امکانات دولتی در راستای مقاصد خود در انتخابات استفاده کند. کما اینکه هماکنون نیز شاهد چنین رفتاری از سوی افراد منتسب به جریان انحرافی هستیم و این زنگ خطری است که باید به آن دقت شود. تغییر و تحولاتی در برخی نقاط و زمزمههای نگران کنندهای در این باره شنیده میشود، که مراقبت و دقت نظر بیشتر شورای نگهبان را میطلبد." تکرار کلی گویی ها پیرامون جبهه پایداری این سایت 30 مرداد نیز با استقبال از یادداشت سایت الف متعلق به احمد توکلی با تیتر "جبهه پایداری به حواشی مهمتر از متن میاندیشد؟" به تکرار کلی گویی ها در این زمینه پرداخت. جبهه پایداری سهمخواهی شگفت انگیز! می کند اما قالیباف و لاریجانی ...؟! خبرآنلاین در همین روز (30مرداد) با بازنشر گفتوگوی سخنگوی جامعه روحانیت با خبرگزاری فارس که تنها اعلام یک خبر عادی و آن هم درخواست جبهه پایداری برای افزودن یک نفر به کمیته هفت نفره و دو نفر به کمیته هشت نفره جبهه متحد اصولگرایان بود، با انتخاب تیتر "سهم خواهی شگفتانگیز جبهه پایداری"، خط تخریبی خود علیه جبهه پایداری را ادامه داد اما توضیح نداد که اگر این حرکت جبهه پایداری سهمخواهی شگفت انگیز! محسوب می شود، حضور نمایندگان لاریجانی و قالیباف در 7+8 چه معنایی دارد؟ هدف جبهه پایداری تغییر قانون اساسی است/ حلقهای هستند که میخواهند به کشور ضربه بزنند! این سایت در ادامه ماموریت روزانه خود که تخریب همه جانبه جبهه پایداری با توسل به انواع شایعات و دروغهاست، در روز 31 مرداد گفتوگو با یک نماینده گمنام مجلس بهنام قطب آبادی را منتشر کرد و به تکرار یک ادعای سوخته، تکراری و بی سند پرداخت: «جبهه پایداری برای محفوظ نگاه داشتن مشایی و جریان انحرافی به وجود آمده تا افکار عمومی را متوجه خود کند!» این نماینده در ادامه بیان ادعاهای کذب خود گفت: «جریان انحرافی بعد از افشا شدن ماهیتش برای آنکه افکار عمومی را از اقدامات خود منحرف کند، جبهه پایداری را طراحی کرد. البته ممکن است برخی که به این جریان پیوسته باشند از پشت پرده آن بی خبر باشند، اما جبهه پایداری برای محفوظ نگاه داشتن مشایی و جریان انحرافی به وجود آمده تا افکار عمومی را متوجه خود کند تا آنها کار خود را برای کسب کرسی های مجلس و تغییر قانون اساسی دنبال کنند. اما وی توضیح نداد چگونه ممکن است تشکلی که با حمایت های معنوی آیت الله مصباح و خوشوقت تشکیل شده و یکی از معیارهای اعضایش را نیز مرزبندی با جریان نفوذی قرار داده است، به دنبال تطهیر جریان انحرافی است و تغییر قانون اساسی را دنبال می کند!» وی در پایان نیز هدف جبهه پایداری را اینطور توصیف کرد: "این مجموعه حلقه ای از زنجیره ای هستند که هدفش ضربه زدن به کشور است." یار دیرینه هاشمی: جبهه پایداری را به رسمیت نمی شناسم اما خیلی افراطی هستند و شکست می خورند! تا زمان تنظیم این گزارش، توپخانه خبرآنلاین علیه جبهه پایداری همچنان کار میکند، به گونه ای که در روز اول شهریور، این سایت متن گفتوگوی ایسنا با محسن دعاگو از اعضای جامعه روحانیت مبارز را که جزو سمپاتهای آقای اکبر هاشمی رفسنجانی است، منتشر کرد و به نقل از وی نوشت: «من چیزی به عنوان جبهه پایداری را به رسمیت نمیشناسم. برخی افراد شاخص این چهره افراد افراطی هستند که نه تحت عنوان اصولگرایی و نه اصلاحطلبی نمیتوان آنها را جمع کرد؛ بر اساس آنچه من اطلاع دارم نتیجه کار اینها شکست قطعی است مگر آنکه رویکرد دیگری غیر از آنچه من اطلاع دارم داشته باشند.» آینده: تخریب همه جانبه جبهه پایداری تنها به سایت های منتسب به خواص مردود خلاصه نمی شود، تا جایی که بسیاری از سایت های متمایل به فتنه نیز در این پروژه مشارکت فعال دارند تا از این طریق نیز عمق کینه خود از اعضا و اهداف این جریان اصیل انقلابی را نمایان کرده باشند.
اینها که اصلاً اصولگرا نیستند! در این زمینه سایت معلق میان توقیف و خبرسازی، جزو رسانههایی است که پیگیری ویژهای برای فضاسازی علیه جبهه پایداری میکند. این سایت در روز 3 مرداد (سه روز قبل از برگزاری همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری)، گفتوگوی علی مطهری با خبرگزاری مهر را با عنوان "مطهری: اینها اصولگرا نیستند، جداییشان مبارک است" بازنشر داد. این در حالی است که اکثر اعضای 7+8 که نمایندگانی غیر از جبهه پایداری نیز در میان آنها وجود دارد، بر اصولگرا نبودن علی مطهری و سوء استفاده رسانه های فتنهگر از وی اجماع دارند. تکرار حملات علیه جبهه پایداری با توسل به اظهارات باهنر این سایت همچنین در روزهای 17 و 18 مرداد در دو بخش جداگانه به بازنشر نشست خبری محمد رضا باهنر پرداخت که یکی از محورهای مهم آن حمله به جبهه پایداری بود. دلسوزی سایت متمایل به فتنه و نزدیک به هاشمی برای وحدت اصولگرایان! سایت نزدیک به آقای هاشمی رفسنجانی در روز 22 مرداد نیز با انتشار مطلبی ذیل عنوان "فقط وحدت فراگیر ملی و اسلامی بد است؟!" به دلسوزی برای وحدت اصولگرایان پرداخت اما توضیح نداد چگونه می توان حامی جریان فتنه بود و در عین حال، نگران وحدت اصولگرایان نیز بود؟ جبهه پایداری چون مخالف قالیباف و لاریجانی است، انحرافی، بی اصالت و مشکوک است! این سایت که سابقه توهین به مقدسات را نیز دارد، در روز 26 مرداد با بازنشر گفتوگوی بوربور سخنگوی جمعیت گمنامی بهنام وفاداران انقلاب اسلامی! که اصل مصاحبه نیز در ایلنا از سایتهای متمایل به فتنه منتشر شده بود، نوشت: «جریانی مانند جبهه پایداری که به دنبال حذف چهره شناخته شده اصولگرایان مانند آقای لاریجانی از کمیته وحدت اصولگرایان است، از یک جریان انحرافی تغذیه می شود!» وی در ادامه نظریه جدید خود مبنی بر اصالت افراد و جریان های اصولگرا بر مبنای قبول کردن یا نکردن لاریجانی و قالیباف گفت: «جریانها و افرادی که در صدد حذف افراد معتبری نظیر آقای علی لاریجانی و همچنین آقای قالیباف از کمیته 7+8 و جبهه متحد اصولگرایی هستند احتمالا به یک جریان مشکوک در کشور مرتبط هستند.» تکرار شاه بیت تخریب ها: رهبری جبهه پایداری برعهده مشایی و بقایی است! این سایت در همین روز (26 مرداد) گفتوگوی کاتوزیان با سایت اعتدال (که ظاهراً به مسئولین روابط عمومی مجلس منسوب است) را بازنشر داد که وی در این مصاحبه به تکرار شاه بیت تخریب ها علیه جبهه پایداری پرداخت. کاتوزیان بدون آنکه سند حرف خود را ارائه دهد، گفت: «رهبری جبهه پایداری هدایتش بر عهده آقایان مشایی و بقایی است!» این اظهارات در حالی بیان شد که کاتوزیان توضیح نداد چگونه رهبری جبهه پایداری بر عهده مشایی و بقایی است اما یکی از معیارهای 3 گانه این جبهه، اعلام برائت و مرزبندی مشخص با جریان انحرافی بوده است؟ اخبار متناقض علیه جبهه پایداری: جبهه پایداری خودش را دست بالا گرفته، نه مشایی قبولش دارد نه رحیمی! سایت معلق میان توقیف و خبرسازی در همین روز (26 مرداد) گفتوگوی بادامچیان را که در تناقض با خبر دیگر منتشر شده در این سایت علیه جبهه پایداری بود، بازنشر داد. بادامچیان در گفتوگو با خبرآنلاین گفته بود که "جبهه پایداری خودش را دست بالا گرفته، نه مشایی قبولش دارد نه رحیمی" باز هم کاتوزیان، باز هم تکرار ادعاهای کذب و تکراری! اما در حالی که به علت نبود نقطه ضعف در میان عملکرد و مواضع اعضای جبهه پایداری، تخریب کنندگان به تکرار ادعاهای کذب در این زمینه روی آورده اند، سایت مزبور گفتوگوی کاتوزیان با خبرآنلاین را نیز بازنشر داد. گفتوگویی که به لحاظ محتوا با گفتوگوی قبلی وی با سایت اعتدال تفاوتی نداشت و تکرار ادعاهای بیاساس بود "جبهه پایداری جریان مشایی است!" انتشار موهومات عباسپور برای تخریب جبهه پایداری! این سایت در همین روز (29 مرداد) با ادامه پاسکاریهای تخریبی علیه جبهه پایداری، یک گفتوگوی دیگر از سایت خبرآنلاین با علی عباسپور از ساکتین فتنه 88 را منتشر کرد و به نقل از وی نوشت: «جبهه پایداری با این دید وارد میدان شده که آنچه مامیگوییم درست است!» اما وی مشخص نکرد که مستند ادعای او چیست و دقیقا چه زمانی و کدام یک از اعضای جبهه پایداری این نکته را بیان کرده است؟ انتشار مطلب سایت توکلی علیه جبهه پایداری در سایت متمایل به فتنه این سایت همچنین در روز 30 مرداد به بازنشر یادداشت سایت الف متعلق به احمد توکلی پرداخت، یادداشتی که محتوای آن نکته جدیدی نداشت و تکرار اتهامهای با عنوان " جبهه پایداری به حواشی مهم تر از متن می اندیشد؟" بود. توسل به یک کامنت! برای تخریب جبهه پایداری اما اوج استیصال این سایت برای تخریب جبهه پایداری مربوط به خبری است که در همین روز (30 مرداد) با مستمسک قرار دادن یک کامنت رجانیوز منتشر کرد. در این کامنت، یکی از کاربران رجانیوز به نقل از رهبر انقلاب، در فتنهها به آیت الله خوشوقت ارجاع داده شده بود و کاربر در ادامه به خواص مردود و سهمخواه انتقاد کرده بود. با این حال، سایت تخریبگر به این نوشته منطقی تاخت تا نشان دهد وقتی هیچ نقطه ضعفی در مواضع و رفتار اعضای جبهه پایداری وجود ندارد، از کنار یک کامنت نیز نمیگذرد. کشف بزرگ: مرزبندی با "فتنه"، شعار تبلیغاتی جبهه پایداری است! این سایت در روز اول شهریور نیز گفتوگوی قطبآبادی با خبرآنلاین را منتشر کرد و نوشت: «مرزبندی با فتنه، شعارتبلیغاتی جبهه پایداری است" این نماینده گمنام توضیح نداد چگونه در حالی که پیش از این فقط مرزبندی جبهه پایداری با جریان انحرافی از سوی تخریب کنندگان شعار نامیده می شد، از این روز، مرزبندی امثال الهام، لنکرانی و رسایی با جریان فتنه نیز شعار تبلیغاتی است؟ الف: در میان رسانههای تخریبکننده جبهه پایداری، سایت الف متعلق به احمد توکلی نیز برخی از شایعات و موارد نادرست و بیاساس را تولید کرده و بازنشر داد. توسل به اظهارات کارشناسان ناشناس! و آغاز خط تخریب جبهه پایداری این سایت در روز 2 مرداد (چهار روز قبل از همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری) خط تخریبی علیه جبهه را آغاز کرد و در آخرین پاراگراف خبری با عنوان "دعوت آیت الله مهدوی از محصولی، حسینیان و آقاتهرانی" نوشت: «برخی کارشناسان(؟!) معتقدند اعلام موجودیت جبهه هایی مانند جبهه پایداری... باعث به وجود آمدن موازی کاری و اخلال در وحدت اصولگرایان می شود.» بازنشر مواضع تخریبی علی مطهری علیه جبهه پایداری
این سایت در روز 3 مرداد نیز گفتوگوی علی مطهری با مهر را که مدعی شده بود سران جبهه پایداری اصولگرا نیستند! بازنشر داد. بازنشر اخبار رسانههای متمایل به فتنه و سکوت در برابر... الف در روز 8 مرداد خبری با عنوان "استقبال معنادار رسانه های اصلاح طلب از تشکیل جبهه پایداری" منتشر کرد اما توضیح نداد که با این معیار، تکلیف استقبال گسترده رسانههای این جریان از اظهارات و نامههای سرگشاده توکلی در طی سالهای اخیر چیست؟ جبهه پایداری افراطیترینها و محافظه کاران هستند این سایت همچنین در روز 8 مرداد با انتشار یادداشتی که آن را متعلق به یکی از کاربران خود خواند و اعلام کرد لزوما این قبیل یادداشت ها مورد تایید نیست، بدترین اهانت ها را به اعضای جبهه پایداری با عناوینی چون "افراطی ترین ها" و "محافظه کاران"، مطرح کرد. این در حالی است که این جبهه با حمایت های معنوی بزرگانی چون آیت الله مصباح و آیتالله خوشوقت تاسیس شد و مشخص نشد همنوایی سایت الف با ادبیات رسانه های ضد انقلاب چه توجیهی دارد؟ بازنشر خبر کذب به نقل از سایتهای قارچگونه شب انتخاباتی سایت متعلق به دکتر احمد توکلی همچنین در روز 9 مرداد با انتشار خبری تخریبی با عنوان "سهم خواهی گروه تازه تاسیس از کمیته اصولگرایان" به نقل از یکی از سایت های قارچی شب انتخاباتی، مدعی شد: «گروههای اصولگرا که مدتی است تلاش می کنند در قالب کمیته 7+ 8 برای انتخابات مجلس نهم به همگرایی برسند و اسامی این کمیته نیز تقریبا قطعی شده گروه تازه تاسیس که نام جبهه پایداری بر خود نهاده چند درخواست را به یکی از بزرگان ارائه داده است. بر پایه این گزارش در دیدار سه نفر از اعضای این گروه با یکی از بزرگان نظام چهار درخواست عجیب مطرح شده که یکی از آنها قرارگرفتن روح الله حسینیان و مرتضی آقا تهرانی در جمع هفت نفره می باشد. اضافه شدن باقری لنکرانی به جمع هشت نفره و معرفی فرد دیگری به جز محمدرضا باهنر از طرف جبهه پیروان از دیگر درخواست های این گروه است. در این دیدار همچنین مطرح شده که محمدباقرقالیباف و علی لاریجانی نیز نباید نماینده ای در کمیته 7+8 داشته باشند.» انتشار خبر دروغ و ادامه تخریب جبهه پایداری سایت الف همچنین در روز 17 مرداد با انتشار خبر کذب با عنوان "دستور ویژه احمدی نژاد به وزرا پیرامون جبهه پایداری" خط تخریبی را ادامه داد. خبری که یکی از سایت های در جه دو منتشر کرده و بلافاصله نیز از سوی همان سایت مورد تکذیب قرار گرفت. چرا محصولی را وارد جبهه پایداری کرده اید؟ چون پولدار است؟ الف در روز 22 مرداد نیز با بازنشر یادداشت یکی از سایت های درجه با عنوان "سوالاتی درباره محوریت یک سرمایه دار دریک گروه سیاسی" مدعی شد: یک سوال از برادران عزیز جبهه پایداری؛ نقش آقای محصولی در ساختار سیاسی جبهه شما چیست؟ ایشان را برای چه به مجموعه خود وارد کردهاید؟ چون "خیلی" پول دارد؟! انتشار خبر دروغ برای اختلاف افکنی میان اعضای جبهه پایداری این سایت همچنین در 24 مرداد نیز با انتشار خبر کذب به نقل از همان سایت "شب انتخاباتی"، مدعی شد که کامران باقری لنکرانی با دیگر اعضای جبهه پایداری اختلاف دارد اما این خبر تنها 24 ساعت نیاز داشت تا تکذیب شود، هر چند سایت الف این تکذیبیه را با دو روز تأخیر و ذیل همان خبر منتشر کرد. بازنشر گفتوگوی علی مطهری: جبهه پایداری مثل مسجد ضرار است! الف همچنین در روز 27 مرداد با توسل دوباره به اظهارات علی مطهری که معمولا خوراک رسانه های ضد انقلاب را مهیا می کند، به بازنشر گفتوگوی وی با سایت فرارو (سایت نزدیک به فتنه گران) پرداخت و نوشت: «مطهری تأسیس جبهه پایداری را شبیه تاسیس مسجد ضرار در صدر اسلام میداند؛ وی میگوید در آن زمان عده ای به نام مسجد علیه اسلام فعالیت می کردند و پیامبر دستور تخریب آن مسجد را دادند. امروز نیز عده ای با تاسیس جبهه پایداری، به نام وحدت، تفرقه ایجاد می کنند.» تکرار کلی گوییها علیه جبهه پایداری این سایت در روز 30 مرداد با انتشار یادداشتی تحت عنوان "جبهه پایداری به حواشی مهم تر از متن می اندیشد؟" به تکرار کلی گویی ها علیه جبهه پایداری پرداخت. یادداشتی که مورد استقبال بسیاری از سایت های متمایل به فتنه نیز قرار گرفت. حمله به جبهه پایداری به بهانه سهمخواهی، سکوت دربرابر سهم لاریجانی و قالیباف سایت تحت مدیریت آقای توکلی همچنین در روز 31 مرداد نیز گفتوگوی سخنگوی جامعه روحانیت با فارس را با تیتر مشابه خبرآنلاین "اقدام عملی جبهه پایداری در جهت سهم خواهی" منتشر کرد اما توضیح نداد که اگر سهمخواهی بد است، چرا این سایت دربرابر سهم ویژه آقایان لاریجانی و قالیباف سکوت کرده است؟ بازنشر اظهارنظر باهنر علیه جبهه پایداری این سایت در روز 5 شهریور نیز اظهارات باهنر علیه جبهه پایداری را که مدعی شده بود این جبهه باید تکلیفش را با جریان انحرافی روشن کند، بازنشر داد. فعالیت مستمر و پرحجم رسانههای نزدیک به قالیباف علیه جبهه پایداری فردا نیوز: علاوه بر فعالیت رسانه های متمایل به فتنه و خواص مردود، رسانههای نزدیک به شهردارتهران نیز فعالیت پرحجم و مستمری در این زمینه دارند و در حالی که قالیباف بهدلیل داشتن سهم ویژه در کمیته وحدت اصولگرایان و مهمتر از آن بهخاطر مواضع نامناسب در دوره فتنه و همچنین نقض عهد در قبال جبهه متحد اصولگرایان در سال 86 مورد انتقاد است، این رسانهها با ترتیب دادن سناریوی فرار به جلو و حمله به جبهه پایداری میکوشند اجازه ندهند که منطق مخالفانشان پرورش پیدا کند. سایت فردا از رسانههای منسوب به قالیباف در روز 4 مرداد گفتوگو با چند تن از چهره های سیاسی را با عنوان "موازی کاری و جبهه سازی پایان یابد؛ تعامل به جای فشار و سهم خواهی" منتشر کرد که در این گفتوگوها، تشکیل جبهه پایداری انتخاباتی و صرفا برای سهمخواهی معرفی شده بود. این سایت البته از مصاحبهشوندگان خود نپرسید که منطق حضور نماینده شهردار تهران در 7+8 چیست و چرا سهم ویژه دادن فقط برای قالیباف بد نیست؟ پروپاگاندای ناموفق برای تلقین اختلاف میان اعضای جبهه پایداری
این سایت در روز 26 مرداد با انتشار خبری تحت عنوان "اختلاف شدید بین اعضای معتدل جبهه پایداری و جبهه رسانهای صادق محصولی" سعی کرد تا خبر دروغ اختلاف میان باقری لنکرانی و دیگر اعضای جبهه پایداری را پر رنگ جلوه دهد اما عمر این خبر دروغ نیز بسیار کم بود چرا که خیلی زود با تکذیب لنکرانی مواجه شد. علاوه بر موارد فوق، این سایت نیز مانند دیگر رسانه های متمایل به فتنه و خواص مردود، در طی یک ماه گذشته، بسیاری از اخبار کذب، تخریبی و شایعات را علیه جبهه پایداری بازنشر داده که عمدتاً در بخشهای مربوط به رسانههای فوق به آنها پرداخته شد. از جمله این موارد: 5 مرداد: غرویان: جبهه پایداری حرکتی افراطی است (به نقل از ایلنا) 8 مرداد: استقبال اصلاح طلبان از تشکیل جبهه پایداری (به نقل از الف) 17 مرداد: هشدار باهنر به پایداریها 17 مرداد: دستور ویژه احمدی نژاد به وزرا پیرامون جبهه پایداری (خبری که توسط سایت منتشر کننده این خبر دروغ تکذیب شد) 30 مرداد: سهم خواهی شگفتانگیز "جبهه پایداری" در عین حال، علاوه بر سایت فردا، برخی دیگر از سایتهای زنجیرهای همسو با آن و نیز روزنامهی تهران امروز نیز بهطور روزانه این اخبار بیاساس و گزارشهای تخریبی را بازنشر میدهند. ایلنا: تیم تخریبگر رسانهای جبهه پایداری محدود به رسانههای متمایل به فتنه، نزدیک به لاریجانی و قالیباف و حامی آقای هاشمی رفسنجانی نیست، بهطوری که حتی ایلنا نیز که بهعنوان تریبون جریان موسوم به اصلاحطلب شناخته میشود، در این زمینه کاملاً فعال عمل میکند و با انتشار گفتوگوهایی خوراک این رسانهها را نیز میسازد. تشکیل جبهه پایداری مقدمه شکاف در اصولگرایان است ایلنا در 31 تیر و در گفتگو با حجت الاسلام سالک نوشت: تشکیل جبهه پایداری و جبهه ایستادگی، مقدمه شکاف در اصولگرایان است. تشکیل جهه پایداری حرکتی افراطی است این سایت در روز 5 مرداد (یک روز قبل از همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری) با انتشار گفتوگویی از محسن غرویان از چهرههای جنجالی حوزه مدعی شد که "تشکیل جبهه پایداری حرکتی افراطی است!" انشقاق در اصولگرایان با تشکیل جبهه پایداری مطرح شد؛ ای کاش ریش سفیدان مانع می شدند ایلنا هم چنین در روز 11 مرداد، در گفتوگو با فرد گمنامی به نام مجتبی بیگدلی که خود را سخنگوی سابق حزبالله ایران(؟!) خواند، مدعی شد: بحث انشقاق در اصولگرایان با تشکیل جبهه پایداری مطرح شده است که به اعتقاد من نباید ریش سفیدان اصولگرایی اجازه این اتفاق را می دادند و قبل از اینها باید برای این گونه مسایل چاره اندیشی می کردند. سکوت در برابر سهمخواهی های خواص مردود و حمله به جبهه پایداری این سایت همچنین از دهه دوم مرداد ماه رویه تخریبی خود را شدت بخشید و بهطور محسوس حجم گفتوگوها علیه جبهه پایداری را افزایش داد. ایلنا در روز 21 مرداد با مریم بهروزی از چهرههای به حاشیه رفته منتسب به اصولگرایان گفتوگو کرد و به نقل از وی نوشت: «جبهه پایداری وحدت اصولگرایان را خدشه دار نکند.» اما توضیح نداد که آیا سهم ویژه قالیباف و لاریجانی وحدت اصولگرایان را خدشه دار میکند یا خیر؟ بر خلاف جبهه پایداری، بسیاری لاریجانی را اصولگرای تمام عیار می دانند!
ایلنا در روز 24 مرداد نیز در گفتوگو با دبیرکل حزب موتلفه، به دفاع تمام قد از علی لاریجانی پرداخت و نوشت: «در مقابل اعضای جبهه پایداری، چه بسیار اصولگرایانی هم هستند که آقای لاریجانی را یک اصولگرای تمام عیار میدانند.» جبهه پایداری چون مخالف لایجانی و قالیباف است، انحرافی است! ایلنا در ادامه مطرح کردن چهرههای حاشیهای برای تخریب جبهه پایداری در روز 26 مرداد به سراغ بوربور رفت و مدعی شد: «جریانی مانند جبهه پایداری که به دنبال حذف چهره شناخته شده اصولگرایان مانند آقای لاریجانی از کمیته وحدت اصولگرایان است، از یک جریان انحرافی تغذیه می شود!» وی در ادامه نظریه جدید خود مبنی بر اصالت افراد و جریان های اصولگرا بر مبنای قبول کردن یا نکردن رییس مجلس گفت: «جریانها و افرادی که در صدد حذف افراد معتبری نظیر آقای علی لاریجانی و همچنین آقای قالیباف از کمیته 7+8 و جبهه متحد اصولگرایی هستند احتمالا به یک جریان مشکوک در کشور مرتبط هستند.» جبهه پایداری ریشه وحدت اصولگرایان را نخشکاند این خبرگزاری متمایل به فتنه در روز 28 مرداد نیز به نقل از زهره الهیان نوشت: «جبهه پایداری ریشه وحدت اصولگرایان را نخشکاند.» جبهه پایداری با رهبری مشایی حرکت میکند ایلنا در 29 مرداد نیز گفتوگو با حمید رضا کاتوزیان را منتشر کرد تا وی به سیاق سایر مصاحبههای خود علیه جبهه پایداری مدعی شود که "جبهه پایداری با رهبری مشایی حرکت میکند." قالیباف و لاریجانی؛ هم اصولگرا هستند، هم عاقلانه عمل کردند ایلنا در روز 31 مرداد در گفتوگو با غروی به تمجید تمام عیار عملکرد قالیباف و لاریجانی در طول فتنه 88 پرداخت و تخریبها علیه جبهه پایداری را ادامه داد. غروی گفت: در زمینه ارزیابی خود از فعالیتهای جبهه پایداری انقلاب اسلامی و اصرار آنها مبنی بر حذف لاریجانی و قالیباف از دایره اصولگرایی و تلاش برای اینکه نمایندهای در جبهه متحد اصولگرایی یا همان کمیته7+8 نداشته باشد، اظهار داشت: «حقیقت این است که هم آقای لاریجانی و هم آقای قالیباف دو شخصیت تأثیر گذار در جریان اصولگرایی و چه بسا در کل جامعه هستند؛ ضمن این که سوابق درخشانی در کارنامه هر دوی این افراد وجود دارد که این مدعا را ثابت می کند.» وی در مورد این سخن برخی از اعضای جبهه پایداری که معتقدند آقایان لاریجانی و قالیباف اصولگرا نیستند، چرا که در جریان انتخابات 88 اصولگرایانه عمل نکردند، گفت: «این دو چهره افرادی هستند که سخت به اصول انقلاب پایبند بوده و در رابطه با مسائل و مشکلات قبل و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال88، بسیار حساب شده و عاقلانه برخورد کردند که همین برخوردهای عاقلانه نقش بسیار مهمی در ایجاد تعادل در جامعه داشت تا مردم به دور از افراط و تفریط، امکان تصمیم گیری داشته باشند.» وی با انتقاد از برخی از موضع گیریهای جبهه پایداری در مورد حذف لاریجانی از کمیته وحدت اصولگرایان گفت: «اصولگرایان نباید پایگاههای اجتماعی موجود خود را نادیده گرفته و افراد تأثیرگذاری چون آقایان قالیباف و لاریجانی را از حضور در جبهه متحد اصولگرایی منع کنند.» غروی با اشاره به انتقادات جبهه پایداری به عملکرد علی لاریجانی گفت: «اصولا برخورد آقای لاریجانی با مسائل انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال88 بسیار حساب شده و به دور از افراط و تفریط بود و این رفتار عاقلانه هم چیزی است که عده ای آن را نمی پسندند، چرا که می خواهند همه مانند خودشان رفتار افراطی داشته باشند. از طرفی ایشان با همان حرکات عاقلانه و به دور از افراط و تفریط خود رفته رفته به آلترناتیوی برای جریانهایی تبدیل می شد که عقبه سالمی نداشتند و از همین رو بود که از همان دو سال پیش موضعگیریهای تندی علیه او اتخاذ شد.» رسانه های جریان انحرافی علیه جبهه پایداری وارد میدان می شوند در تخریب و فضاسازی علیه جبهه پایداری، رسانههای جریان انحرافی نیز نقش فعالی داشتند تا جایی که علاوه بر تعدادی از گزارشهای صفحه سیاسی روزنامه هفت صبح علیه جبهه پایداری که محتوای آن ترکیبی از گفتوگوهای تخریبی سایت های مختلف با خواص مردود علیه این جبهه بود، یکی از سایت های غیر حرفه ای این جریان نیز در مطالبی جداگانه این روند را ادامه داده است.
در این سایت علاوه بر لینک دادن به مطلب تخریبی علیه جبهه پایداری، به انتشار یک مطلب دیگر علیه جبهه پایداری خطاب به رجانیوز! با عنوان "با این رفتارها قطعا جبهه شما پایدار نخواهد ماند!" پرداخت و در مطلب دیگری نیز که با عنوان "وحدت به شرط چاقو!" منتشر ساخت، ضمن حمله جبهه پایداری بیش از پیش مرزبندی جریان نفوذی در دولت با جبهه پایداری را در عمل نشان داد. |
|
| جبهه پایداری دومین بیانیه خود را منتشر کرد؛ |
| ساعت ۳:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، انتخابات ، جریان انحرافی |
|
فلسفه تشکیل و ویژگیهای اعضا/ پرداختن زودهنگام به انتخابات مصلحت نیست/ جریان منحرف در پی تکرار سناریوی توهین به مقدسات
جبهه پایداری انقلاب اسلامی که اولین بیانیه خود را سه هفته قبل در همایش اعلام موجودیت منتشر کرده بود، امروز در دومین بیانیه، به تبیین موضع خود در قبال مسائل جاری اعم از اینکه اعضای جبهه پایداری چه کسانی هستند، پرداختن و ورود زودهنگام به مسائل انتخاباتی، وحدت، ویژهنامه روزنامه جریان انحرافی و روز قدس پرداخت.به گزارش رجانیوز، در این بیانیه از ارسال پیامهای دلگرم کننده علما از سراسر کشور خبر داده و بر این اساس تأکید شده است که این پیامها وظیفه و مسئولیت جبهه پایداری را سنگینتر میکند. اما در شرایطی که برخی جریانها اصرار دارند که اعلام موجودیت جبهه پایداری یک حرکت انتخاباتی است، در دومین بیانیه این جبهه تصریح شده است که "جبهه پایداری در اصل بهمنظور پیشگیری از سرخوردگی و خروج از بلاتکلیفی نیروهای اصیل انقلاب که تعهد بیشتری در پایبندی به اصول نظام و آرمانهای امام راحل و مقام معظم رهبری دارند، تشکیل شده است" در عین حال، افزوده شده است که این جبهه در فضای انتخابات هم روشنگریهای خود را حسب وظیفه، با الهام از کلام نورانی رهبری عزیز خواهد داشت. متن کامل این بیانیه در ادامه آمده است: «بسم الله الرحمن الرحیم انَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ (احقاف 13) امام خمینی (ره): در شب قدر، مسلمانان با شب زنده داری و مناجات خود از قید بندگی غیر خدای تعالی که شیاطین جن و انس اند، رها شده و به عبودیت خداوند در می آیند و در روز قدس که آخرین روزهای شهرالله اعظم است سزاوار است که مسلمانان جهان از قید اسارت و بردگی شیاطین بزرگ و ابرقدرت ها رها شده و به قدرت لایزال الله بپیوندند و دست جنایتکاران تاریخ را از کشورهای مستضعفان قطع و رشته طمع آنان را بگسلانند. "صحیفه نور ج15 ص59" ملت شریف مومن و بصیر ایران اسلامی انقلاب اسلامی ایران بیش از سه دهه راست قامت، با شکوه و عظمت خیرهکننده در مقابل دیدگان جهانیان با طراوت تمام در جهت گسترش فرهنگ آرمانی توحید و عدالت نقشآفرینی میکند و یکی از ثمرات روشن و غیر قابل انکار آن موج بیداری و استکبار ستیزی ملل اسلامی در منطقه و سایر ملتها در جهان است. ملت شریف و هوشیار ایران با درک حساسیتهای زمان در تمامی فراز و فرودهای حوادث 33 ساله در حفظ شعارهای اصیل این نهضت الهی که میراث گرانبهای امام راحل (قدس سره) است، با مجاهدتهای بی دریغ و بذل جان و مال از این کیان بزرگ محافظت نموده است و با عقلانیت قابل تحسین از مرکز ثقل پایداری انقلاب که همان پایگاه ولایت عظما ی فقیه میباشد، پاسداری کرده و در فتنهها و توطئههای پیچ در پیچ، با دشمن داخل و خارج به مقابله برخاسته و با استقامت و پایداری کم نظیر خصم شیطان صفت را در همهی مراحل تهاجم و توطئه زمینگیر نموده است. ملت رشید ایران به این معنا خوب توجه دارد که مبارزه با جهانخواران و ایادی داخلی آن بهدلیل نقشه های پیچیده و مزورانهی آنها، پیچیدگی خاص میخواهد و با سادگی به مصاف خصم دون نباید رفت. فلذا سلاح موثر امروز ما در مبارزه حسب فرمایش ولی امر عزیزمان داشتن بصیرت و آگاهی از پیچیدگی اوضاع سیاسی خارج و داخل است و دشمن هر روز با ترفند جدیدی این تقابل را آرایش میدهد. گاهی اتفاق میافتد دشمن در مقابله با نظام، آرایش خود را با ترکیب خودی و غیر خودی تنظیم میکند و با فریب افکار عمومی تحت عنوان دفاع از نظام و انقلاب ظاهر میشود. گاهی ممکن است جریان انحرافی و فتنه در لباس خیرخواهی ظاهر شود. باید هوشیار بود و پشت نقاب مصلحت نمایانه دشمن چهره واقعی او را نظاره کرد و با تبیین حقایق، پرده از فریبکاریها و خدعه و نیرنگهای دشمن قسم خورده برانداخت. امروز تبیین حقایق یک نگاه استراتژیک در مسایل است که رهبری عزیزمان بر آن تاکید دارد. در شرایط کنونی، روشنگری و بیان عمق حوادث و مسائل از اهم ضروریات است و در این خصوص هر چه گفته یا نوشته شود، امری حیاتی جهت بقا و سلامت نظام و انقلاب به شمار می آید. مشاهده حضور هوشمندانه و با بصیرت زائدالوصف شما عزیزان در همایش ششم مرداد جبهه پایداری انقلاب اسلامی و استقبال بینظیر و پشتیبانیهای گرم و صمیمانه امت بصیر و فهیم و ولایتمدار از سراسر کشور و تذکرات توام با هوشیاری خیل عظیم حزبالله در جهت پرهیز از هرگونه معامله گری سیاسی در آینده فعالیت این جبهه را قدر می نهیم و ضمن تشکر از شما امت حزب الله و فقهای فرزانه که باحضور بزرگوارانه و ارسال پیام خود به همایش موجبات دلگرمی و امید واری و سر افرازی اعضای جبهه پایداری را در سراسر کشور فراهم کردند، اعلام می داریم که بیانات حکیمانه وحمایتهای بی دریغ آن سروران ارجمند موجب احساس هر چه بیشتر سنگینی بار مسولیت بر دوشمان شد لذا در جهت تبیین بیشتر مسایل موار د زیر را به استحضار ملت شریف می رسانیم: 1- جبهه پایداری انقلاب اسلامی تحت رهنمود و هدایت فقیهان وارسته جهت انسجام نیروهای اصیل و ولایی اعلام موجودیت نموده است و استمرار این حرکت انشاءالله پایدار خواهد بود. فلذا اعلام میداریم جبهه پایداری انقلاب اسلامی در اصل بهمنظور پیشگیری از سرخوردگی و خروج از بلاتکلیفی نیروهای اصیل انقلاب که تعهد بیشتری در پایبندی به اصول نظام و آرمانهای امام راحل و مقام معظم رهبری دارند، تشکیل شده است هرچند در فضای انتخابات هم روشنگریهای خود را حسب وظیفه، با الهام از کلام نورانی رهبری عزیزمان خواهد داشت. 2- از آنجاییکه شکل گیری این جبهه با نگاه غیرحزبی بوده و فلذا اعضای آن را تمامی عزیزانی تشکیل می دهند که در سراسر کشور پایبند بر شعارهای اصیل اعلام شده مبتنی بر شاخصهای مکتب امام هستندو در فتنه 88 مشارکت نداشته و یا فتنه را همراهی نکرده و یا با سکوت خود به استمرار آن کمک ننموده و موضع شفاف در مقابل فتنه داشته و جزو خواص بیبصیرت مردود نباشند و نیز با جریان انحرافی همراهی و موافقت نداشته باشند و همچنین تابع احزاب باطلی چون جریان کارگزاران غرب زده و اصلاحطلبان دین ستیز نباشند. 3- همچنانکه در بیانیه اول اعلام گردید، گفتمان جبهه پایداری همان گفتمان امام و رهبری است و بر اصول مورد تأیید رهبری گرانقدر تأکید دارد و به دنبال اصولگرایی حقیقی و راستین است و مطالبات آن، مطالبات امام، رهبری، شهدا و امت حزب الله است. فلذا نگاه حزبی و گروهی به این جبهه دور از واقعیت است. 4- این جبهه پرداختن بیش از حد نیاز و زودهنگام به مسئله انتخابات را مصلحت نمی داند و معتقد است نباید فضای کشور را بیش از حد انتخاباتی کرد تا خدای ناکرده فضای خدمتگزاری تحت تأثیر فعالیتهای سیاسی شود لکن حسب وظیفه در مقابل آرایشهای سیاسی با در نظر گرفتن صرفه و صلاح نظام بهموقع اعلام نظر خواهد کرد. فلذا اهم امور از نظر این جبهه مساله تبیین حقایق مورد نظر رهبری عزیز و انسجام بخشیدن به خیل عظیم نیروهای مخلص و دلداده به نظام و انقلاب می باشد. 5- جبهه پایداری هر ندای حق طلبانه را با عمق جان گوش میکند و با تمسک به سلوک رهبر فرزانه، از اظهار نظرها و انتقادها و فریادهای حق جویانه آحاد امت حزب الله همچون ندای آن دانشجوی شجاع و بصیر در محضر ولی فقیه استقبال میکند و معتقد است این فریادها به منزله زنگ بیدار باشی است که به موقع به صدا در می آید و همگان را دعوت به تامّل و دقت در جهت گیری ها می نماید تا عنداللزوم در نگاه خود نسبت به مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی تجدید نظر نمایند و با بی توجهی نسبت به مسائل اصلی نظام و انقلاب، موجبات تضعیف انگیزه های انقلابی و اسلامی در عمق روح و جان حزب الله را فراهم نکنند و با پذیرش انتقادها و استماع تذکرات دلسوزانه اقشار مختلف بهویژه جوانان پر شور انقلابی، حضور موثر این عناصر ارزشمند را در صحنه تقویت نمایند. 6- این جبهه شدیداً به استراتژی وحدت امت معتقد است و بر آن پافشاری میکند و وحدت را رمز پیروزی میداند و وحدت را در بین امت تقویت می کند و انشقاق در صفوف ملت را موجب خسران و شکست میداند و هرگونه معامله بر سر منافع ملت را از عوامل شکست وحدت می شمارد و معتقد است ساز و کار وحدت را از رهبری باید آموخت و این امر میسر نمی شود الا اینکه در سلوک سیاسی خود تماما از رهبری گرانقدر تبعیت نماییم و رهنمودهای معظم له را در کلیه کردارهای سیاسی خود نصب العین خود قراردهیم. 7- در حکومت اسلامی همه امور بر محور ولایت دارای معنی و اعتبار است و نظام اعتقادی شیعه بر این اساس استوار است. هرفعالیتی و هر تفکری خارج از حوزهی ولایتمداری باطل اعلام شده و ولایتمداری شاخص ارزشمندی است که ظهور آن در کردار انسانها میسر است، و میزان ایمان هر کسی در عمل قابل اندازهگیری است چراکه در بیان ممکن است نفاق بر واقعیت عقاید افراد سایه افکند. 8- هرچند روزهایی از انتشار ویژه نامه موهن خاتون گذشته است، اما از آنجا که به نظر می رسد جریان حاشیه ساز و منحرف، در پی تکرار متواتر این سناریو با ابعاد گسترده تر و همراه با هتاکی به برخی دیگر از مقدسات است، ضمن تقبیح انتشار مطالب شبهه ناک مندرج در این ویژه نامه، به اطلاع میرساند فراتر از اهانت ها و مطالب انحرافی موجود در آن، هدف اصلی این جریان، ایجاد اغتشاش و جلوگیری از به ثمر رسیدن تلاش های خدمتگزاران دلسوز و حقیقی دولت و دیگر ارکان نظام در سال جهاد اقتصادی است. ما معتقدیم به یاری خداوند تبارک و تعالی، بی اعتنایی هوشمندانه به این اقدامات در عین شناخت و تبیین منطقی مبانی انحرافی آن و تمرکز بر مسائل اصلی و پرهیز از مطالب فرعی در این برهه از زمان، نقشه های تفرقه افکنانه این جریان حاشیه ساز را نقش بر آب خواهد ساخت و بدان جهت که این گروه حیات خود را تنها در پناه آشوب آفرینی میبیند، در پی آن است که فضای فکری جامعه را از توجه به مسائل اساسی جهان اسلام به ویژه در آستانه روز قدس منحرف گرداند. از این رو از همه برادران و خواهران مؤمن صمیمانه استدعا داریم همه فریادهای بلند خود را در روز قدس بر سر مستکبران عالم به ویژه رژیم اشغالگر قدس و حامیان آمریکایی و اروپایی آن و مزدوران داخلی آنها که ننگ اقدامات متعفّن آنها در قدس سال 1388 پاک شدنی نیست، برآورند و حمایت همیشگی خود را از مسلمین بهپا خواسته سراسر جهان به ویژه در کشورهای بحرین، یمن و مصر و فلسطین عزیز بار دیگر با صدای رسا به رخ جهانیان بکشانند. روز قدس فرصت مغتنمی است تا بر پیمان خود در اطاعت از ولی امر مسلمین و عمل به دستورات وحدت بخش ایشان و بر انزجار همیشگی از فتنه گرانی که رژیم اشغالگر قدس به آنها دل بسته بود و آنها نیز بسان پیاده نظام مستکبران شعارهای رادیو اسرائیل را تکرار کردند، پافشاری کنیم و با عنایت به فرمایشات مقام معظم رهبری ضمن هوشیاری و آمادگی کامل، در مقابل تحرکات و نقشه های شوم استکبار جهانی و ایادی داخلی آنها یعنی جریان فتنه، مردانه و استواربایستیم. با آرزوی قبولی طاعات و پیروزی نهایی مسلمین جهان جبهه پایداری انقلاب اسلامی» |
|
| پاسخ رسایی به موضع گیری ها علیه جبهه پایداری در گفتگو باخبرنامه دانشجویان ایران |
| ساعت ۱۱:٢۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩ کلمات کلیدی: حمید رسایی ، حمیدرضا کاتوزیان ، علی مطهری ، جبهه پایداری |
|
امثال کاتوزیان و مطهری به فتنه 88 تنفس مصنوعی دادند خبرنامه دانشجویان ایران: روز گذشته حمیدرضا کاتوزیان عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در اظهار نظری مدعی شد رهبری جریان رایحه خوش توسط آقای مشایی صورت می گرفت و این جبهه پایداری نیز رهبری اصلی و هدایتش بر عهده آقایان مشایی و بقایی است. |
|
| گفتوگوی رجانیوز با عضو مجلس خبرگان رهبری؛ |
| ساعت ۱٢:٠٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، جریان فتنه ، جریان انحرافی |
|
جبههپایداری، جبهه مقاومت در مقابل فتنه و انحرافیها/ حضور نماینده صاحبمنصبان در کمیتهاصولگرایان مورد نهی رهبری است
نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری، صاحب چندین عنوان تالیف از جمله علمای شناخته شده در میان اصحاب علم است که همواره با مواضع شفاف و بدون ابهام خود بهویژه در دوره فتنه، یار و یاور انقلاب و نظام بوده و نطق های صریح و روشن گرانه او در مجلس خبرگان رهبری نیز زبانزد است.گفتوگوی رجانیوز با آیت الله دکتر محسن حیدری را که به مقوله وحدت اصولگرایان و تشکیل جبهه پایداری انقلاب اسلامی اختصاص دارد، در ادامه می خوانید: اینروزها با توجه به نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس، موضوع وحدت و ارائه لیست واحد از سوی اصولگرایان بسیار شنیده می شود، این موضوع، طوری عنوان می شود که وحدت در هر شکل ممکن میان جامعه اصولگرایان امری لازم است، تحلیل شما از عنوان و مفهوم "وحدت" چیست؟ برای پاسخ به این سؤال باید به این نکته اشاره کنم که "وحدت" یک عنوان عام است و تفسیرهای مختلفی می توان برای آن داشت، ولی وحدت مؤمنین و به تعبیری وحدت اصولگرایان در مقابل کفار، منافقین، فتنه گران و جریانات انحرافی یک امر لازم است. وحدت از دیدگاه اسلام و قرآن شرایطی دارد و یکی از شرایط آن "هدف مشخص" است و اینکه "محور وحدت" باید مشخص باشد و ویژگیهای افرادی که به این ریسمان وحدت چنگ می زنند، باید مشخص باشد، اینها همه موارد مهمی است که باید بر آن تاکید کرد. خداوند که در قرآن کریم می فرماید "وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ"، خطاب به مؤمنین است، وظیفه کسانی که به پیامبر ایمان دارند، چنگ زدن به این ریسمان الهی است اما مصداق حبل الله، قرآن و عترت و به عبارت دیگر "ولایت "است. ولایت "ولی خدا" همیشه محوریت وحدت است و از آنجا که ما معتقدیم در عصر غیبت، ولی فقیه نماینده و نایب عام امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) است، بنابراین، در عصر غیبت باید همه وحدت و اتحاد بر اساس محور ولایت فقیه باشد. آیت الله مصباح در سخنرانی همایش جبهه پایداری بیان کردند که "وحدت ارزش مطلق نیست و صرف تصور اینکه هر جا عنوان وحدت بود، نمیشود حرفی بر ضد آن زد و همه باید تسلیم شوند، غلط است." کاملاً صحیح است، وحدت اگر مطلق باشد، میشود وحدت بر اساس هر محوری و با هر هدفی! این میشود وحدت مطلق که ما در اسلام وحدت مطلق نداریم. هدف باید اقامه کلمة الله باشد و اجرای احکام و اهداف ارزش های الهی باشد و اعتصام باید به حبل الله، بر اساس محوریت ولایت الهی باشد و با "مؤمنین" باشد. وحدت با منافقین و فتنهگران معنا ندارد. وحدت باید با کسانی باشد که ظاهر و باطنشان یکی باشد و هدفشان هم هدف متعالی است. بنابراین، وحدت به معنای مطلق وجود ندارد و فرمایش آیت الله مصباح کاملا منطبق بر تعالیم قرآن است. شبهه ای که در موضوع وحدت میان اصولگرایان پیش می آید، وحدت با کسانی است که اگرچه در زمره اصولگرایان دانسته میشوند اما در مواردی در اجرای دستور صریح رهبر معظم انقلاب سستی کردند، مثلاً آقا در جریان فتنه تاکید داشتد که نخبگان اعلام موضع کنند اما عده ای از نخبگان اصولگرا موضع صریح در محکومیت فتنه نداشتند یا با تأخیر و دوپهلو چنین اقدامی کردند. سؤال اینجاست که آیا می توان با کسانی که در فتنه 88 سکوت کردند، به وحدت رسید؟ مادامی که این افراد موضع خود را نسبت به فتنه گران اعلام نکرده باشند، مشکوک هستند و وحدت پیدا کردن با آنها عین بی عقلی است. باید صراحتاً تولی و تبرای خود را روشن کنند. فتنه گران اساس نظام و انقلاب و اسلام و ولایت فقیه را هدف و در مقابل آن قرار گرفتند، بنابراین سکوت در مقابل اینها نوعی همراهی با فتنه گران است و وحدت پیدا کردن با ساکتین اساساً بیمعناست. باید مرزبندی خود را روشن و این موارد را محکوم کنند، خط خود را از فتنه گران جدا کنند تا بتوان آنها را بهعنوان مؤمن و اصولگرا تلقی کرد. اصولگرای واقعی همان "مؤمن" یعنی مؤمن به همه اصول الهی از جمله ولایت فقیه است. باید ایمانشان را به ولایت فقیه اثبات کنند، تولای تنها هم کافی نیست بلکه تبری و فاصله گرفتن از دشمنان ولایت فقیه هم لازم است، همانطور که در توحید ابتدا "لا اله" و نفی طواغیت را داریم بعد "الا الله" و اثبات. جبهه پایداری انقلاب اسلامی با حمایت بزرگانی از جمله آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت اعلام موجودیت کرد، نظرتان در مورد تشکیل این جبهه چیست؟ آیا این اعلام موجودیت می تواند موجب ایجاد انشقاق در بین اصولگرایان شود؟ خیر، پدیده بسیار مبارکی است و ما تبریک عرض می کنیم و تایید می کنیم چون کسانی که در این زمینه اقدام کرده اند، افراد شناخته شدهی اصولگرا هستند و موضعشان در مقابل جریانهای نفاق و فتنه مشخص بوده و نسبت به خطوط انحرافی موضع شفافی دارند، بهویژه که بزرگانی همچون آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت هم در این جهت پیش قدم شدند و تایید کردند. ما هم به نوبه خود از این جریان مبارک و با میمنت حمایت می کنیم و این در واقع یک جبهه ای در درون اصولگرایان است. این جبهه ضمن موضع روشن در قبال "اهل سکوت"، فتنه گران و جریانهای انحرافی، پایبند به ولایت فقیه هستند. انقلاب اسلامی با توجه به کفر ستیزی و نفاق ستیزی که دارد، خود به خود دشمنانی دارد که برای نظام مشکلاتی ایجاد می کنند و در مقابل آن ها باید ایستاد و ایستادگی همان پایداری و مقاومت است، همانطور که حزب الله در لبنان در مقابل صهیونیست ها می ایستد، ما هم باید در ایران "جبهه مقاومتی" برای مقابله با جریانهای انحرافی و فتنه گر وابسته به استکبار داشته باشیم. باید روح و اخلاق پایداری و مقاومت را احیا کنیم و در مقابل آن ها بایستیم و بنا بر این اسم بسیار با مسما و حرکت خوبی است. مقام معظم رهبری مسئولان را از دخالت در انتخابات نهی کردند و همینطور در دیدار اخیر با نمایندگان مجلس تاکید داشتند که نمایندگان مجلس به کانون های قدرت و ثروت نزدیک نشوند. اما اخیراً برخی افراد که هم اکنون صاحب منصب هستند اصرار بر معرفی نماینده خاصی از طرف خودشان دارند، نظر شما در مورد این موضوع چیست؟ صاحب منصبانی که خود را اصولگرا می دانند، در واقع دارای دو حیثیت هستند؛ یکی منصبی که دارند و دیگری وابستگیشان به حزب و یا جمعیتی از اصولگرایان. اگر حیثیت اصولگراییشان را در نظر بگیرند که دیگر شخص آنها مطرح نیست. ممکن است یک حزب صدها عضو داشته باشد، طبیعتاً یک نفر یا تعداد محدودی نماینده معرفی می کند و نماینده آن جریان در واقع نماینده افراد صاحب منصب عضو در آن حزب هم هست و معنا ندارد نماینده مستقلی داشته باشد. اگر حیثیت صاحب منصب و حقوقی فرد را در نظر بگیریم که بنا بر نهی صریح مقام معظم رهبری، صاحب منصبان و مسئولین نباید دخالت کنند. پس بهعنوان "شخص" هم معنایی ندارد که نماینده داشته باشند چرا که مورد نهی مقام معظم رهبری قرار می گیرند. |
|
| منطق قوی، مخالفان را به خبرسازی واداشت |
| ساعت ۱٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر کامران باقری لنکرانی ، جبهه پایداری |
|
تکذیبیه لنکرانی به خبرسازی جریانهای ناامید از کوتاه آمدن جبههپایداری
دکتر کامران باقری لنکرانی با ارسال تکذیبیهای به خبرسازی روز گذشته برخی از سایتهای بینام و نشان واکنش نشان داد.در این متن که نسخهای از آن هم در اختیار رجانیوز قرار گرفت، آمده است: «به استحضار میرسانم این جانب در حال حاضر ساکن شیراز میباشم و مشغول به طبابت. برخی از بیماران حقیر از ماهها قبل در نوبت مانده اند و تعهد اخلاقی ایجاب میکند که در موعد مقرر در درمانگاه دانشگاهی شیراز که بهحمد الله تنها محل طبابت این جانب است حضور داشته باشم. همین موضوع باعث میشود که در بسیاری از جلساتی که در تهران برگزار میشود، امکان شرکت نداشته باشم. به هر حال تأسیس جبهه پایداری را یک نقطه عطف در تاریخ معاصر انقلاب میدانم و بر نظرات اعلامی در بیانیه تاسیس این جبهه تاکید دارم و افتخار میکنم که در این جبهه حضور ولو ناچیزی دارم. متمنی است دستور فرمایید مراتب در پایگاه الف به نحو مقتضی منعکس گردد. با احترام دکتر کامران باقری لنکرانی استاد بیماری های داخلی و فوق تخصص بیماریهای گوارش وکبد دانشگاه علوم پزشکی شیراز» به گزارش رجانیوز، لنکرانی در حالی این تکذیبیه را ارسال و بر عضویت در جبهه پایداری افتخار کرده است که روز گذشته خبری مبنی بر اختلاف در جبهه پایداری در یکی از سایتهای بینام و نشان که هویت گردانندگان آن معلوم نیست، منتشر شد و بلافاصله در برخی از سایتها که جریانهای سیاسی هدایت کنندههایشان آرزوی چنین رخدادی را دارند، بازنشر داده شد. در این خبر ادعا شده بود که پس از شرط گذاری جبهه پایداری در مورد وحدت اصولگرایان در دیدار با یکی از مقامهای عالیرتبه نظام، اختلافهایی در میان اعضای آن بهوجود آمده و لنکرانی با رد کردن این شرط گذاریها در دیدار چهار تن از اعضای جبهه پایداری با کمیته نظارت و داوری اصولگرایان حضور نیافته است. این ادعای کذب در حالی است که مشخص نیست منظور خبرسازان از دیدار اعضای جبهه پایداری با یک مقام عالی رتبه نظام کیست و چنانچه مقصود آنها آیتالله مهدویکنی بوده باشد، این مساله، خبر محرمانه و پنهانی نیست، بهطوری که جزئیات این دیدار سه هفته قبل در رسانهها منتشر شد. همچنین آنچه که در این خبر کذب شرط گذاری خوانده شده، بیان ابهامها و نقطه نظرات جبهه پایداری است که در همان دیدار مطرح شد و بنا به تأکید آیتالله مهدویکنی به صورت مکتوب نیز درآمد و پس از برگزاری همایش جبهه پایداری یعنی یکشنبه دو هفته قبل این نامه به آیتالله مهدویکنی و آیتالله یزدی تقدیم شد. در عین حال، پس از آنکه نمایندگان جبهه پایداری بهدلیل باقی ماندن ابهامات و پاسخ داده نشدن به آنها در دومین جلسه کمیته موسوم به 8+7 حضور نیافتند، آیتالله کعبی پیشنهاد داد که در جلسهای میان اعضای جبهه پایداری و کمیته هفت نفره نظارت و داوری اصولگرایان، نقطه نظرات این جبهه بررسی شود. این جلسه نیز هفته گذشته تشکیل شد و همان چهار نفری که به دیدار آیتالله مهدویکنی رفته بودند (حجتالاسلام آقاتهرانی، حجتالاسلام حسینیان، محصولی و الهام) با حضور در این جلسه، نقطه نظرات جبهه پایداری را تبیین کردند. انتظار میرود بهدلیل کوتاه نیامدن جبهه پایداری از منطق قوی خود که بهصورت مکتوب نیز درآمده و در جلسه با کمیته نظارت و داوری نیز همان نامه قرائت شده است، جریانهایی که توجیهی برای سهمخواهی خود در کمیته اصولگرایان ندارند و نمیدانند چگونه باید عملکرد نامناسبشان در جریان فتنه و سهمخواهی اخیرشان را با تحرک انتخاباتی بهنام جریان اصولگرایی جمع کنند، برای انحراف افکار عمومی و تصمیمسازان جریان اصولگرا دست به شایعهسازی و تخریب بیشتری در روزهای آینده بزنند. هفته گذشته نیز یکی از همین سایتها در خبری مدعی دیدار محصولی و احمدینژاد شده بود و این خبرسازی محفلی را که جبهه پایداری طرح فریب احمدینژاد است، رسانهای کرد اما با روشن شدن کذب بودن این خبر ناچار به عذرخواهی و تکذیب خبر شد. |
|
| بررسی تحولات در اردوگاه اصولگرایان |
| ساعت ۱۱:۱٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی |
جمع 7+8 چیست؟تاکید آیت اله مهدوی کنی بر اصولگرایی و نه گروه گرایی تاییدی بر فرمایشات رهبر انقلاب در آسیب شناسی این گروه بود، جای تردید نیست که اگر نمایندگان جریان اصولگرایی هر کدام بخواهند دعوت به خود کنند، اختلاف و یکته تازی وجود خواهد داشت والا اگر قبله و کعبه یکی باشد، اختلافی بروز نخواهد کرد. بولتن نیوز: جریانات اصولگرایی کشور ، 7 ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی باید تکلیف حاصل جمع 7+8 را مشخص کنند چرا که این اولین و مهم ترین گام برای موفقیت در انتخابات است. اما از سوی دیگر فضای امروز سیاسی کشور ملاحضات خاصی را در خود دارد، جریان انحرافی از یک سو و جریان موسوم به اصلاح طلبان از سوی دیگر رقیب اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم خواهند بود، با این شرایط وحدت اصولگرایان مهم ترین مسئله حاضر برای این طیف سیاسی خواهد بود. قبیله گرایی نقطه ضعف جریانات سیاسی است
کمیته 3 نفره اصولگرایی که قرار بود وظیفه شیوخیت این جریان را بر دوش بکشد در میانه راه ناکام ماند و بار خود را بر دوش کمیته ای 15 نفره انداخت، اما آنچه تاکنون از ظواهر امر پیداست این است که وفاق مورد نظر در جریان اصولگرایی آنطور که پیش بینی می شد حاصل نشده، البته رهبر انقلاب در دیدار هفته گذشته خود با مسئولان نظام ، جریان اصولگرایی را آسیب شناسی کرده بودند، ایشان میل به قبیله گرایی در عرصه های مختلف سیاسی و اقتصادی را از نقاط ضعف این جریانات برشمردند، بی تردید تا زمانی که نگاه قبیله ای بر رفتار سیاسی حاکم باشد زیاده خواهی و مطلق انگاشتن خود و نفی دیگری مانع از قرار گرفتن زیر یک پرچم خواهد بود. ما اصولگرا هستیم نه گروه گرا
در همین حال آیت اله مهدوی کنی در نشست اخیر گروه 7+8 تاکید کرد که معنای اصولگرایی این است که شاخص اقدامات ما اصول باشد نه افکار گروهی و خصوصی ما. اگر ما از این نمایندگی تفسیر گروهی انجام دهیم، ممکن است بحث سهم خواهی مطرح شود که درست هم نیست. ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. هدف ما از گردهم آیی رسیدن به همان فکر جمعی است. نه اینکه به دنبال افزایش نفوذ خود و کاهش نفوذ دیگران باشیم. اگر اینگونه فکر کنیم، اصلا اصولگرا نیستیم. تاکید آیت اله مهدوی کنی بر اصولگرایی و نه گروه گرایی تاییدی بر فرمایشات رهبر انقلاب در آسیب شناسی این گروه بود، جای تردید نیست که اگر نمایندگان جریان اصولگرایی هر کدام بخواهند دعوت به خود کنند، اختلاف و یکته تازی وجود خواهد داشت والا اگر قبله و کعبه یکی باشد، اختلافی بروز نخواهد کرد. رأس هرم اصولگرایی اطاعت از ولی فقیه است
در همین حال حداد عادل عضو کمیته 7 نفره، اصحاب فتنه و جریان انحرافی را مهم ترین رقیب اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم دانست و بر وحدت اصولگرایان تاکید کرد، وی گفت رأس هرم اصولگرایی اطاعت از ولی فقیه است، بنابراین اگر کسی بخواهد تحت عنوان اصولگرایی فهرست دیگری را بدهد و مردم را گیج و سرخورده کند، باید در اصولگرایی بودن آن شک کرد.
جریاناتی که برای انتخابات سهم خواهی می کنند، فضای کشور را به سمت کشمکش سوق می دهند
اما علی لاریجانی در همایش اصناف کشور گفت، دعوا بر سر 7+8، مسئله اصلی و موضوع مهم مملکتی بهحساب نمیآید، وی گفت: جریانات سیاسی که برای ورود به انتخابات مجلس سهمخواهی میکنند، فضای کشور را بهسمت کشمکش سوق میدهند و درنتیجه مشکلات مردم و تولیدکنندگان نادیده گرفته یا به حاشیه رانده خواهد شد. حالت خوف و رجا در بین اصولگرایان وجود دارد
نائب رئیس مجلس هم در نشست 7+8 که پنج شنبه گذشته برگزار شد گفت، حالت خوف و رجایی در بین اصولگرایان وجود دارد. اصولگرایان از صدای تفرقه نگران هستند. از طرف دیگر شاهد همت بالای جامعتین در راستای ایجاد وحدت در جریان اصولگرایان هستند. همتی که شاید بتوان گفت در طول 15سال گذشته، بیسابقه بوده و کار بزرگی است. می توان نتیجه گیری کرد که عمده مشکل کنونی جریان اصولگرایی همان است که رهبر انقلاب هوشمندانه به آن اشاره داشتند، از اول هم معلوم بود که برخی عناصر سعی دارند از فضای مثبت 7+8 برای خود استفاده کنند اما این اشخاص فراموش کرده بودند که اساس شکل گیری این کمیته برای ایجاد وفاق نه رقابت میان جریانات اصولگرایی است. اصولگرایان برای آنکه بتوانند تعداد بیشتری از صندلی های سبز بهارستان را نصیب خود کتتد چاره ای جز رسیدن به یک صدای مشترک ندارند و این اتحاد جز با پذیرش سهم برای تمام عناصر و گروههای اصولگرایی تحقق پیدا نمی کند. 7+8 برای وحدت است نه رقابت و سهم خواهی فضای موجود در گروه 7+8 باید به دنبال همگرایی میان جریانات اصولگرایی باشد نه این که محملی برای رقابت خود اصولگرایان با هم باشد چرا که این کار فقط باعث تفرقه و در نهایت تضعیف جریان اصولگرایی خواهد شد.از سوی دیگر فضا و شکاف در طیف اصولگرایی منجر به باز شدن فضا برای جریان انحرافی و اصلاح طلبان خواهد شد و البته این موضوع اصلا به سود اصولگرایان نخواهد بود. بنظر می رسد تنها راه برای آنکه جریان اصولگرایی بتواند به نتیجه برسد این است که معادله( 7+8=تمام اصولگرایان) برقرار شود و مادام که اشخاص و جریانات به این تساوی پایبند باشند ما شاهد وحدت کامل در میان نیروهای این طیف خواهیم بود. هدف از گروه 7+8 تهیه لیست مشترک انتخاباتی است نکته مهم بعدی لیستی است که گروه وحدت اصولگرایی باید برای انتخابات آماده کند چرا که فی الواقع رسالت اصلی این گروه تهیه لیست مشترک تمام جریانات اصولگرایی برای انتخابات نهم مجلس است، و شکی نیست تا زمانی که گروه7+8 محور مشترک تمام اصولگرایان نباشد رسیدن به لیست مشترک نیز ناممکن خواهد بود و در نتیجه فرصت انتخابات مجلس نهم برای اصولگرایان از دست خواهد رفت. اختلافات نگران کننده نیست البته ناگفته پیداست که اختلافات موجود نگران کننده نخواهد بود چرا که اصولگرایان واقعی به منشور اصولگرایی پایبند خواهند بود و سایه بزرگانی چون آیت اله مهدوی کنی و یزدی به همگرایی این جریان کمک خواهد کرد و در نهایت خروجی مشخصی از این جریان حاصل خواهد شد، البته این موضوع منوط به کنار گذاشتن روحیه قبیله ای درسیاست و پرهیز از سهم خواهی خواهد بود. |
|
| تعریض آیتالله مهدویکنی به نامه جبهه پایداری بدون پاسخ به ابهامات 8+7 |
| ساعت ۱٢:٢٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی |
|
سخنان آیت الله مهدوی کنی در کمیته 8+7 (شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان) که در تاریخ 13 مرداد ایراد شده است، منتشر شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران، مشروح سخنان آیت الله مهدوی کنی در این جلسه بدین شرح است: ماه مبارک رمضان تبریک ماه مبارک رمضان و آغاز به کار کمیته وحدت تشکر از پاسخ به دعوت جامعتین تدوین منشور اصولگرایی سالگرد مشروطیت و آسیب شناسی حضور روحانیت لزوم درس گرفتن از دوره مشروطیت محور وحدت جمع بندی مسایل بر محور منشور اصولگرایی عضویت افراد در گروه ها به معنای سهم خواهی نباید باشد جامعه روحانیت حزب یا حتی صنف نیست رعایت شئونات اخلاقی در فعالیت سیاسی بقای انقلاب وابسته به صفا و صمیمیت است آمادگی گروه 8+7 برای پذیرش نظرات و پیشنهادهای اصولگرایان رعایت قانون عامل پیشرفت پرهیز از جنجالهای رسانه ای اسلام و نظام منهای روحانیت خواسته دشمنان است مبنای انتخاب افراد صلاحیت نه وابستگی پرهیز از اسراف در تبلیغات اطلاع رسانی تبعیت از رهنمودهای رهبری در خصوص انتخابات |
|
| متن کامل سخنان آیتالله مصباح در همایش جبهه پایداری |
| ساعت ۱۱:۱٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی |
|
متن کامل سخنان آیتالله مصباح در همایش جبهه پایداری/ مانیفست وحدت اصولگرایانه
اصول،مراتب، هدفو مرزهایوحدت/ تصور نکنند هرجا عنوان وحدت بود، نمیشود حرفی برضد آن زد و همه باید تسلیم شوند
آیتالله مصباح یزدی دو هفته قبل؛ پنجشنبه 6 مرداد بهعنوان سخنران ویژه به همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی آمد تا آنچنانکه این جبهه اعلام کرده بود که فعالیتش را زیر نظر دو فقیه و عالم برجسته یعنی آیات عظام مصباح و خوشوقت آغاز کرده است، در اولین همایش خود نیز از آنان بهره ببرد.به گزارش رجانیوز، آیتالله مصباح که به گفته خود غیر از شهرهای مقدس قم و مشهد برای سخنرانی به جایی نمیرود، در این همایش حاضر شد و بیش از دو ساعت از وقت خود را نیز برای شنیدن نظر سایر مدعوین و سپس ایراد سخنرانی اختصاص داد. در عین حال، رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) که استاد مسلّم فلسفه و علوم عقلی در حوزه علمیه قم نیز بهشمار میرود و خاطرات مناظرههای او از ابتدای انقلاب و سالهای حاکمیت جریان دوم خرداد مایه دلگرمی و آگاهی نیروهای انقلاب بوده است، در این سخنرانی مطالب مبسوطی را در پاسخ به این سؤالها که "وحدت را باید چگونه کسب کرد؟ آیا هر وحدتی مطلوب است؟ آیا میتوان ملاکی برای مطلوبیت وحدت یافت؟ یک نوع وحدت داریم یا میشود انواعی از وحدتها را تصور کرد؟" مطرح کرد. این سخنان در شرایطی مطرح شد که برخی اصرار دارند به بهانه وحدت از برخی اصول چشمپوشی شود و در مقابل کسانی را که بر این اصول پافشاری دارند، با برچسبهایی مانند وحدتشکن از صحنه بیرون کنند. بخشهایی از سخنان آیتالله مصباح در این همایش همان روز از طریق خبرگزاریها مخابره شد اما متن کامل این سخنان که به نوعی میتوان گفت مانیفست جبهه پایداری در تعیین اصول، مراتب، هدف و مرزهای وحدت است، در ادامه آمده است: إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ؛ مسأله وحدت و اتحاد در ادبیات و فرهنگ ما جایگاه خاصی دارد. داستانها، اشعار و بیانات ادبی فراوانی در این باره وجود دارد، اما این مفهوم به ویژه پس از انقلاب، به مفهومی کلیدی تبدیل شد و جایگاه مهمتری یافت. حضرت امام خمینی(رضواناللهعلیه) از کسانی بود که به این مفهوم جانی دوباره بخشید؛ با این حال اکنون که بیش از 30 سال از عمر انقلاب میگذرد و از وحدت به شکلهای گوناگون در محافل علمی و رسانهها سخن به میان میآید، هنوز آنگونه که باید و شاید مفهوم روشنی از این واژه ارایه نشده است. وحدت مطلوب وحدت را باید چگونه کسب کرد؟ آیا هر وحدتی مطلوب است؟ آیا میتوان ملاکی برای مطلوبیت وحدت یافت؟ یک نوع وحدت داریم یا میشود انواعی از وحدتها را تصور کرد؟ به نظر میرسد اگر کسانی با دقت و حوصله ابعاد مختلف این مفهوم را بررسی کنند، به اندازه یک کتابْ مطلب گردآوری شود، اما در حدی که بضاعت و ظرفیت این مجلس اقتضا میکند، نکتههایی را بیان میکنیم. غیر از وحدت به معنای تکوینی و عرفانی، یک نوع وحدت، وحدت عرفی است که در محاورات ما به کار میرود و مربوط به رفتار اختیاری انسانها میشود. یعنی میگوییم کسانی وحدت دارند که در رفتار با هم همسو باشند. این همسویی از دو ریشه مختلف نشأت میگیرد: یکی اندیشهها، افکار و شناختها، و دیگری خواستها، تمایلات و گرایشها. اگر افکار و گرایشها شبیه هم باشد، بالطبع رفتارها هم شبیه هم خواهد شد و حرکت رفتاری افراد، گروهها و جوامع سمتوسوی واحدی پیدا خواهد کرد، اما اگر تشخیصها و بینشها با یکدیگر متفاوت باشد، طبعاً این تفاوتها در رفتار نیز اثر خواهد گذاشت. همچنین اگر گرایشها، تمایلات و خواستههای افراد با هم تضاد داشته باشد، خواهناخواه این اختلاف در رفتار هم ظهور خواهد کرد. به این ترتیب، وحدتی مطلوب است که انسانها بتوانند با رفتار همسوی یکدیگر، به سوی هدف مطلوبِ واحد حرکت کنند و امکاناتشان را به سوی آن مقصد واحد سوق دهند تا به نتیجه ایدهآل برسند. شمشیری دولبه وحدت، خودبهخود یک ارزش مطلق در کنار ارزشهای الهی و انسانی نیست؛ بلکه ابزاری برای پیشرفت بهتر است. این قصه معروف را حتماً شنیدهاید که پادشاهی در روزهای پایانی عمر خویش، 12 پسرش را به حضور خواند و به هریک از آنان چوبی داد و گفت: بشکنید، و آنان شکستند. پس از آن، 12 چوب را روی هم گذاشت و به هر کدام گفت: بشکنید. چون نتوانستند، رو به آنان کرد و گفت: اگر پس از مرگ من با هم باشید، شکست نمیخورید، اما اگر پراکنده شوید، در مقابل دشمنان شکست خواهید خورد. پس، وحدت میتواند هدفی را تقویت کند، اما ممکن است آن هدف مطلوب یا نامطلوب باشد. کفار هم در جنگ احزاب برای اینکه ریشه اسلام را بکنند با هم متحد شده بودند، اما آیا این وحدت مطلوب بود و آن ایدهآل اخلاقی تحقق پیدا میکرد؟! روشن است که وحدت، ابزار و بهمثابه شمشیری دو لبه است. یعنی اگر وحدت در راه حق به کار برود مطلوب است و اگر در راه باطل محقق شود، مضر است. پس، ارزش وحدت و اتحاد، ارزشی ابزاری است. در واقع، ابتدا باید هدف مقدسی را در نظر گرفت و برای تحقق آن هدف برنامهریزی کرد. سپس، باید تلاش کرد تا نیروهایی که میتوانند در رسیدن به آن هدف مؤثر باشند همسو شوند تا نیروهایشان جهت یافته و متراکم شود. اجمالاً در اصطلاح منطقی، این گزاره که وحدتْ ارزش مطلوبی برای انسان است، از مشهورات است مانند: حُسن صدق، حُسن عدالت، قبح کذب. حُسن اتحاد و وحدت هم گزارهای از سنخ مشهورات است و به قول ابنسینا همانگونه که سایر گزارههای مشهور میتوانند قیدی خفی داشته باشند، این گزاره نیز میتواند دارای قیدی خفی باشد، و آن اینکه وحدتی مطلوب است که در راه حق باشد. حق؛ محور وحدت در اینجا سه نکته مطرح است. نکته اول این است که بعضی تصور نکنند که هرجا عنوان وحدت بود، دیگر نمیشود حرفی برضد آن زد و همه باید تسلیم شوند، بلکه باید دید وحدت برای چیست. نکته دوم اینکه وحدت باید محوری داشته باشد. محال است دو چیز در عین اینکه دو تا هستند، یکی شوند! وقتی دو نفر با هم وحدت دارند یعنی نیروهایشان را با هم همسو میکنند و در یکجهت به کار میگیرند، باید محوری واحد داشته باشند. معمولاً در فعالیتهای اجتماعی صدها و هزاران نفر با دهها انگیزه و گرایش مختلف حضور دارند. افراد و گروههای متعدد هنگامی میتوانند نوعی وحدت معقول و مطلوب داشته باشند که این وحدت، محوری داشته باشد. یعنی تا وقتی که این فعالیتها ارتباطی با آن محور دارد، میشود یک عمل واحد. حال، اگر جهت تغییر کرد، یک فعالیت به راست رفت و یکی به چپ، چون از محور دور شدهاند، دیگر وحدتی در میان نخواهد بود. بنابراین، برای هر وحدت مطلوب و مقدس، باید محور مشخصی باشد که با آن کنترل شود. در واقع، فعالیتهایی که در پرتو وحدت انجام میگیرد، باید با آن محور به عنوان ملاک سنجیده شود. به این ترتیب، هر اندازه فعالیتها به آن محور نزدیک شود، آن وحدت مؤثر نهادینه شده است و هرگاه سمتوسوی فعالیتها تغییر کرد، دیگر وحدتی نخواهد بود. نکته سوم اینکه حقی که میتواند محور وحدت باشد، مراتبی دارد؛ همچنانکه دلبستگی به آن حق و شناخت آن نیز مراتبی دارد. گفتیم که محور وحدت، آن حقی است که شناخت، گرایش و رفتار براساس آن شکل گرفته است، اما آیا سطح شناخت همه مردم با هم برابر است؟ شناخت انسانها گاه در حد تباین و تضاد با یکدیگر اختلاف دارد، و گاه از جهت شدت وضعف، متفاوت است. مراتب وحدت بیشک، آنجا که اختلاف در شناختها در حد تباین و تضاد باشد و همدیگر را نفی کنند، وحدتی حاصل نخواهد نشد. وحدت آنجا ممکن است که شناختها با هم قرابت داشته و همسو باشند. حتی در همینجا نیز مراتب شناخت متفاوت است، ظن، علم، یقین، ایمان و هدایت هم مراتب مختلف دارند. قرآن میفرماید: وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى؛ وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى؛ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا. ایمان همه یکسان نیست. معرفتها هم در یک حد نیست. دلبستگیها و عشقها نیز به یک اندازه نیست. میشود آن را بین صفر و بینهایت درجهبندی کرد؛ البته بینهایت عشق برای خداست، همچنانکه بینهایت علم نیز از آنِ اوست. ما باید برای شناخت حقیقت تلاش کنیم و یقین و دلبستگی خود را به حق بیشتر کنیم. همه ما "خوبی" را دوست داریم، اما آیا برای تحقق آن، همه به یک اندازه فداکاری میکنیم؟ در روایات برای ایمان هفت یا ده سهم برشمردهاند. بالطبع آنکه یک سهم از ایمان دارد، نباید فکر کند که همه باید در حد او باشند و آنکه هفت سهم ایمان را دارد نیز نباید ایمان خود را بر کسانی که صاحب یک سهماند تحمیل کند. بنابراین، با توجه به اینکه مبادی رفتارهای ما، یعنی شناختها و گرایشها دارای مراتبی هستند، طبعاً نزدیکی و همسویی رفتارها با هم نیز مراتب دارند. برای مثال، همه ما به طور طبیعی و فطری، انسانها و به طور کلی جامعه انسانی را دوست میداریم و اگر افرادی بر ضد جامعه انسانی حرکت کنند، نسبت به آنها دشمنی پیدا میکنیم. ما واقعاً همه کفار عالم را دوست داریم و میخواهیم ایمان بیاورند، هدایت شوند و به سعادت برسند؛ البته کسانی که نسبت به حق دشمنی دارند، حسابشان جداست. ما حتی منکران خداوند و آنها را که مادی محضاند و معرفتی نسبت به ماورای طبیعت ندارند، دوست داریم و میخواهیم هدایتشان کنیم، چون در دایره انسان قرار میگیرند، اما آنهایی که خدا را قبول دارند، در یک دایره تنگتری هستند و طبعاً آنها را بیشتر دوست میداریم. در میان خداباوران نیز محبت ما نسبت به کسانی که به ادیان و انبیای الهی هم معتقدند، بیشتر است و نسبت به دسته پیشین در دایره تنگتری قرار میگیرند. در واقع، محبت ما نسبت به کسانی که انبیا را قبول دارند، بیشتر از آنهایی است که فقط خدا را قبول دارند. در این میان، علاقمندی و ارتباط ما نسبت به کسانی که اسلام را قبول دارند، بیشتر و در نتیجه وحدتمان با آنان نیز مستحکمتر است. همچنین، وحدت، علاقمندی و ارتباط ما در میان مسلمانها با شیعیان بیشتر است. اگرچه در دایره شیعیان، گناهکاران هم هستند، ولی ما آنها را هم دوست داریم و برایشان استغفار میکنیم. اکنون، در بین دایره شیعیان، میتوانیم دایره کوچکتری ترسیم کنیم و آنها کسانی هستند که اهل کمالات هستند. آیا محبت ما به شیعهای که خدایناکرده آشکارا معصیت میکند نسبت به آنکه تجاهر به فسق نمیکند، یکسان است؟! مسلماً اینگونه نیست. یعنی ما به عنوان یک مسلمان معتقد به خدا، با کسانی که بهترین شناخت و بیشترین دلبستگی را نسبت به حقایق دینی و ارزشهای اسلامی و انقلابی دارند و بهترین فداکاریها را در راه تحقق اهداف و ارزشهای اسلامی انجام دادهاند، بهتر میتوانیم همکاری کنیم. مرزهای وحدت به همین ترتیب، میتوانیم دایرههای کوچکتری ترسیم کنیم. وحدت و همیاری ما با کسانی که در دوایر کوچکتر قرار میگیرند پررنگتر خواهد بود. این وحدت به معنای عدول از وحدت با سایر مؤمنین در دوایر دیگر نیست، بلکه در یک دایره وسیعتر در صحنههایی دیگر وحدت و ارتباط کمرنگتری وجود دارد. نمیتوانیم آن همکاری و وحدتی را که با شیعیان داریم، با سنیها داشته باشیم. ما با همه اهل تسنن وحدت خواهیم داشت، اما در مقابل کفار. یعنی اگر میان شیعیان و اهل تسنن تضاد و تزاحمی در مصالح پیش آید، قطعاً ما شیعه را مقدم میداریم. این مسأله کاملاً عقلایی است. برای مثال، ما از عمق دلمان به جناب سید حسن نصرالله حفظهالله با آنکه با او هیچ ارتباطی نداریم، عشق میورزیم. چون ایشان هم شناخت کافی نسبت به حقایق اسلام و تشیع دارد، هم در راه دین بهترین فداکاریها را کرده و هم بهترین تدبیرها را برای حفظ اسلام و ارزشهای اسلامی در کشورش به کار بسته و همچنین بهترین افتخارات را برای جامعه شیعه امروز به ارمغان آورده است. آیا ایشان با طلبهای مثل بنده قابل مقایسه است؟ بنابراین، هرچه شناختها و دلبستگیها و ارادهای که منشأ رفتارها میشود، نسبت به فرد یا مجموعهای عمیقتر و شدیدتر باشد، میتواند وحدت مؤثرتر و قویتری را به وجود بیاورد. مطالبی که بیان شد مدلی شبیه دوایر متحدالمرکز را پیش روی ما قرار میدهد. بنابراین، اگرچه ما به همه کسانی که به این کشور اسلامی دلبستگی دارند (غیر از آنهایی که عناد داشته باشند و دنبال براندازی نظام باشند)، علاقه و با آنها ارتباط داریم و خیرشان را میخواهیم، اما ارتباط و اتحاد ما با همه یکسان نیست، بلکه این اتحاد و ارتباط با عدهای در این حد است که تنشی ایجاد نشود، و خصومت و بدگوییای نباشد. به نظر میرسد تأکیداتی که حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری حفظهالله نسبت به وحدت ما با فرقهها، طوایف و اقوام مختلف داشته و دارند، بیشتر ناظر به همین امر است که رفتارها به تخاصم نینجامد. یعنی، همین که انسان روابط دوستانهاش را حفظ کند تا سبب بدبینی نسبت به تشیع، نظام اسلامی و مسئولان کشور نشود، یک نوع وحدت است؛ البته با بعضی از برادران اهل تسنن میتوان وحدتی به مراتبْ قویتر از این برقرار کرد. بنده با مرحوم ماموستا شیخالاسلام بسیار مانوس بودم، به طوری که رابطه بنده با ایشان در مجلس خبرگان از بسیاری از همقطاران و دوستانمان بیشتر بود. ایشان نیز اظهار علاقه شدیدی میکرد. حتی میگفت به دوستان بگو: این معشوق من است! ایشان سنّی بود، اما آنچنان به اهلبیت(علیهمالسلام)، تشیع، امام(ره) و مقام معظم رهبری عشق داشت که شاید بسیاری از شیعیان چنین عشقی را نداشتند. پس لازم است عواملی را که زمینه وحدت را بیشتر میکند، تقویت کنیم، ولی به طور عموم هرچه جهات اشتراک بیشتر باشد، زمینه وحدت نیز بیشتر است. مراتب وحدت در اصولگرایی امروز هم وقتی صحبت از مسائل سیاسی و اشتراک در فعالیتهای سیاسی است، برای گروهی که "اصولگرا" نامیده میشوند دایره خاصی ترسیم میکنیم و نسبت به آنها ارادت ویژهای داریم؛ البته آنها که واقعاً اصولگرا باشند، نه اینکه از این نام سوءاستفاده کنند؛ چون استفاده ابزاری از نام، نوعی نفاق است. ما به همه کسانی که واقعاً به اصول و ارزشهای اسلامی و انقلاب پایبند باشند علاقه داریم و هر خدمتی هم بتوانیم برایشان انجام خواهیم داد، اما این به این معنا نیست که همه آنها یکسانند. ما بعضی از اصولگراها را بیشتر دوست داریم و با آنها ارتباط و همکاری بیشتری داریم، زیرا کسانی را میشناسیم که دلبستگی و شناختشان نسبت به اسلام و ارزشهای اسلامی و انقلابی بیش از سایر اصولگرایان است. اینجاست که به طور طبیعی علاقه ما به آنها بیشتر خواهد بود و وظیفه ما حکم میکند که برای اینکه بتوانیم از آنان بهرهمند شویم، با آنان ارتباط و همکاری بیشتری داشته باشیم. پس، وجود گروهی درون جامعه اصولگرایان به نام "جبهه پایداری" به معنای انشقاق، انشعاب، تباین، تعارض و تضاد نیست، بلکه مشخص شدن گروهی است که برحسب تشخیصِ آن کسانی که در دایره اصولگرایی مشارکت دارند، تعلقاتشان به ارزشهای اسلامی، پایبندیشان به احکام اسلامی و فداکاریشان در راه تحقق اهداف اسلامی بیش از دیگران است، و این امر نباید جای هیچگونه توهم خطا و انحراف باشد. در واقع، این اعلام موجودیت، بیان واقعیتی بوده که عملاً وجود داشته است و فقط در حال حاضر در ذیل یکعنوان قرار گرفته است؛ وگرنه به طور طبیعی حمایت و ارتباط ما نسبت به کسانی بیشتر است که با آنها اشتراک بیشتری داشته باشیم. حال، وقتی معتقدیم شناخت عدهای از اسلام و پایبندیشان به ارزشهای اسلام و انقلاب بیشتر است، علاقه و همکاری ما با آنان نیز بیشتر خواهد شد. این امر، نه به معنای نفی دیگران است و نه به معنای تضاد و تباین با دیگران، و نه به معنای باز کردن یک دکان دیگر! چراکه تجربه سیساله انقلاب حکایت از این دارد که هر دکانی که باز کردیم، از سوی مردم غیر از فحش، تهمت و افترا چیز دیگری عایدی نداشته است؛ البته بحمدالله از سوی خداوند و اولیای پاکش عواید بسیاری نصیبمان شده است. در اینباره نیز ممکن است بگویند: انشقاق و اختلاف کردند، وحدت را به هم زدند و ممکن است هزاران فحش هم نثار ما شود، اما والله علیم بذات الصدور؛ خدا به عمق دلها و خلوص نیتها آگاه است. امیدواریم که نیتهای ما خالص برای خدا باشد و خدا بر اخلاص ما بیفزاید. پروردگارا! تو را به مقام انبیا و اولیا و به مقام شهدا و صالحین و به مقام امام عزیزمان قسم میدهیم که بر علو درجات او روز به روز و ساعت به ساعت بیفزا. سایه مقام معظم رهبری را بر سر ما مستدام بدار. به ما شناخت واقعیتر و صحیحتر، نیت پاکتر، اراده راسختر در جهت پیروی و حمایت از حق مرحمت بفرما. همه دوستانی را که در راه اعلای کلمه حق و تقویت نظام اسلامی قدم برمیدارند، یاری بفرما. بین ما و آنها کمال محبت و صمیمیت برقرار بفرما. دلهای ما را از هرگونه ناپاکی، کینه، دشمنی و بدبینی نسبت به دوستان و مؤمنان و کسانی که قصد خیر دارند، مبرا بفرما. عاقبت امر همه ما ختم به خیر بفرما. |
|
| با ادعای هماهنگیهای پشت پرده محصولی و احمدینژاد |
| ساعت ۱۱:۱٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، صادق محصولی ، جبهه پایداری |
|
خبرسازیهای کذب محفلی علیه جبهه پایداری بالاخره رسانهای شد/ سایت منتشر کننده خبر با انتشار نوشتهای خبر قبلی خود را تکذیب کرد
پس از آنکه بهدنبال اعلام موجودیت جبهه پایداری و مشخص شدن عقبه و پایگاه اجتماعی وسیع این جبهه، برخی از جریانها اقدام به خبرسازیهای محفلی کرده بودند، در نهایت یکی از این خبرها سر از یک سایت خبری درآورد.به گزارش رجانیوز، یک سایت خبری مدعی شد که "صادق محصولی که به نوعی یکی از چهره های شاخص جبهه پایداری محسوب شده و برخی وی را لیدر اقتصادی این جبهه می دانند اخیرا در جلسه ای 2 ساعته گزارشی از روند فعالیت جبهه پایداری به دکتر احمدی نژاد ارائه نموده است. به گفته منابع آگاه بعد از این جلسه احمدی نژاد دستور شفاهی همکاری اعضای هیئت دولت و استانداران با جبهه پایداری را ابلاغ کرده است." این ادعای کذب در حالی مطرح میشود که محصولی پس از کنار رفتن از دولت ارتباطی با رئیسجمهور نداشته است. انتشار این خبر در شرایطی است که در طی دو هفته گذشته این خبرسازی در برخی محافل انجام شده و افرادی مدعی شده بودند که تشکیل جبهه پایداری یکی از سناریوهای احمدینژاد برای انتخابات آینده است. منتشرکنندگان این خبر که ادعای ارزشگرایی دارند، در حالی بهراحتی این خبر کذب را منتشر کردهاند که جبهه پایداری مرزبندی صریح و شفافی با جریانهای فتنه و انحرافی کرده و با اعلام موجودیت این جبهه، هر دو جریان مزبور و متعلقین به آنها با یک شوک شدید سیاسی مواجه شدند. اشراف آیتالله مصباح یزدی و آیتالله خوشوقت بر فعالیتهای این جبهه بهعنوان دو عالم برجسته دینی که بصیرت و حساسیتهای آنها در قبال جریانهای ضد دینی، ضد انقلاب، فتنه و انحرافی زبانزد است، همچنین حضور افرادی که دارای مرزبندی صریح در این جریانها هستند و برای مقابله با آنها هزینههای قابل توجهی دادهاند، ترفند محافل خاص برای منفعل کردن جبهه پایداری را تا حدود زیادی ناکام گذاشته بود. با این حال، به نظر میرسد محافل مرتبط با جریان انحرافی که تثبیت جبهه پایداری را مساوی با انفعال کامل خود و جذب بدنه مردمی حامی احمدینژاد به طیف پرچمداران گفتمان انقلاب اسلامی از جنس احمدینژاد 84 میدانند، با سوء استفاده از حسن نیت گردانندگان یک سایت خبری کمتجربه که سعی میکنند خود را متصل و مرتبط با روزنامه کیهان نشان دهند، خبر کذبی را که جرأت رسانهای کردن آن در رسانههای رسمیاشان را نداشتند، به این نحو منتشر کردند. جبهه پایداری انقلاب اسلامی مورد تأیید بزرگان و علمای انقلاب اسلامی است که با شاخصهای مکتب امام(ره)، تأکید بر تبعیت از ولایت و مرزبندی صریح با جریانهای فتنه و انحرافی روز پنجشنبه 6 مرداد اعلام موجودیت کرد. ظرف کمتر از دو هفته پس از اعلام موجودیت این جبهه، بخش عمدهای از نیروهای مطیع ولایت و معتقد به مشی احمدینژاد سال 84 که پس از برخی اتفاقهای دو سال اخیر در دولت بهویژه ماجرای خانهنشینی احمدینژاد سرخورده و بلاتکلیف شده بودند، پیگیر پیوستن به این جبهه شدند. بر همین اساس، افزایش خبرسازیهای کذب و ادامهی آن طبیعی است اما به نظر میرسد با توجه به تأکیدهای مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر خودداری از نوشتن دروغ و اتهامزنی در رسانهها، افراد مدعی در این زمینه باید دقت کنند که بازی جریانهای منحرف را نخورند و در ماه مبارک رمضان با بیتقوایی مرتکب معاصی کبیره دروغ و تهمت نشوند. سایت منتشر کننده خبر با انتشار نوشتهای خبر قبلی خود را تکذیب کرد سایت منتشر کننده ادعای کذب هماهنگی محصولی و احمدینژاد و دستور رئیسجمهور به استانداریها برای همکاری با جبهه پایداری با انتشار نوشتهای خبر قبلی خود را تکذیب کرد. این سایت نوشت: «ساعاتی پیش خبری بر روی خروجی صراط نیوز منتشر شد که حکایت از حمایت عجیب آقای احمدی نژاد از جبهه پایداری انقلاب داشت! خبری که دقیقا در ساعاتی که مدیرمسئل صراط برای رسیدگی به شکایات اسفندیار رحیم مشایی در دادسرای فرهنگ و رسانه حضور داشت بر روی سایت قرار گرفت و موجبات دلآزردگی طیف وسیعی از خوانندگان حزب اللهی ما را به وجود آورد. متاسفانه ماجرا به قصور یکی از خبرنگاران صراط، آنهم در غیاب مدیرمسئول این پایگاه بازمی گشت. قصوری غیرقابل انکار که متاسفانه منجر به درج یک سوء سابقه نابخشودنی در کارنامهمان گشت. به هرحال هرچند سرعت در کار رسانهای و بیدقتیهای اینچنینی امری طبیعی است. اما از باب تکلیف شرعی بر خود فرض میدانیم از خیل عظیم امت حزب الله که با مشاهده این خبر به تشکل نوپای جبهه پایداری انقلاب اسلامی بدبین گشته و یا حتی به ما بدبین شدند حلالیت طلبیده و عذرخواهی نمائیم؛ که مومن هرگز بر خطای خویش پافشاری نکرده و عذرخواهی در هنگامه خطا را بالاترین آبرو در دوجهان میداند.» |
|
| در گفتوگو با رجانیوز مطرح شد |
| ساعت ۱٢:٠٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی |
|
جبههپایداری مجموعهای از نخبگانانقلاب/ مردودینفتنه حق در صدرنشستن و تصمیمگیری برایاصولگرایان را ندارند
جبهه پایداری انقلاب اسلامی هفته گذشته در حالی اعلام موجودیت کرد که بر سه موضوع تبعیت از ولایت و مرزبندی با جریانهای فتنه و انحرافی تأکید ویژهای دارد. این جبهه همچنین تصریح میکند که خواص مردود و ساکتین در فتنه 88 که نمره قبولی در این آزمون مهم نگرفتند، صلاحیت حضور در مرکزیت تصمیمگیری برای اصولگرایان را ندارند.آیتالله مصباح یزدی نیز روز پنجشنبه در این همایش بهعنوان سخنران اصلی حاضر شد و بحث مبسوطی در مورد وحدت، اصول و زمینههای آن مطرح و تأکید کرد که مهمتر از خود وحدت همین اصول و چارچوبها است، چرا که در غیر اینصورت اتحادهای زیادی ممکن است شکل بگیرد که مبنای آنها غیرالهی است. اما اصرار بر این اصول از سوی جبهه پایداری و تأکید بر پرهیز از سهمخواهی و در عین حال، بدنه فراگیر این جبهه در میان نیروهای انقلابی بهدلیل مرزهای آن موجب شده که برخی از جریانها و افرادی که جزو خط قرمزهای این جبهه هستند، بخواهند این تشکل را به همان چیزهایی که منتقد آن است، مانند سهم خواهی و عمل کردن خارج از چتر روحانیت متهم کنند. تشکیل جبهه پایداری را امری مبارک می دانیم در این زمینه، آیت الله عباس کعبی نماینده آیتالله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در کمیته اصولگرایان در مورد تشکیل جبهه پایداری انقلاب اسلامی میگوید جبهه پایداری یکی از اضلاع تاثیرگذار وحدت اصولگرایان است که تزاحمی با جریان کلی وحدت اصولگرایان ندارد. نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری بر خلاف برخی ادعاها، تأکید میکند که تشکیل جبهه پایداری انقلاب اسلامی تقویت کننده روند وحدت اصولگرایان است و میافزاید: اعضای اصلی تشکیل دهنده این جبهه، نزدیکان رییس جمهور در دولت نهم بودند که در حال حاضر ضمن اعلام برائت از جریان فتنه و هم چنین جریان نفوذی در دولت دهم، با شعار مکتب امام که ذیل آن سه شعار عقلانیت، عدالت و معنویت تعریف می شود، اعلام موجودیت کرده اند. وی که با رجانیوز گفتوگو میکرد، ضمن مبارک دانستن تشکیل جبهه پایداری، اضافه کرد: چهره های شاخص و مؤثر اصولگرایان که در واقع مجموعهای از نخبگان و جوانان انقلابی هستند، در این جبهه به چشم می خورند که باید این موضوع را به فال نیک گرفت و ما هیچگاه تشکیل این جبهه را مخل وحدت ارزیابی نمی کنیم. اصول و آرمانها نباید به بهانه وحدت نادیده گرفته شوند همچنین آیتالله حسن ممدوحی نماینده مردم کرمانشاه در مجلس خبرگان نیز با یادآوری سخنان آیتالله مصباح یزدی در همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری در مورد بایسته های وحدت، گفت: وحدت تنها یک ابزار است و اصل آرمان ها و اهداف انقلاب نباید بهواسطه وحدت یا عدم وحدت، ضربه بخورد. وی در گفتوگو با خبرنگار ما با یادآوری سیره عملی رسول اکرم(ص) تصریح کرد: در صدر اسلام نیز حتی بسیاری از غیر مسلمانان بودند که چون در مقاطع مختلف، وحدت با آنها به نفع اصل اسلام بود، پیامبر با آنها وحدت کردند، بنابراین، وحدت در هر زمانی باید بر مبنای اصول و اهداف انقلاب باشد تا مورد پذیرش قرار بگیرد. نماینده مردم کرمانشاه در مجلس خبرگان در پاسخ به این سؤال که "آیا افرادی که در فتنه 88 جزو ساکتین و خواص مردود بودند، میتوانند در مرکزیت تصمیمگیری برای اصولگرایان قرار بگیرند"، گفت: این افراد در صورت توبه از گفتار و عملکرد خود می تواند مورد پذیرش واقع شوند اما بدون شک نباید آنها را بزرگ کرد و در اولویت قرار داد. مردودین در فتنه، حق تصمیم گیری برای اصولگرایان ندارند در عین حال، حجت الاسلام و المسلمین ناصر سقای بی ریا معتقد است که "بدون شک، وحدت ارزش مطلق نیست چرا که اگر وحدت به هر قیمت و با هر فردی، ارزش مطلق بود، وحدت کفار علیه رسول اکرم (ص) در صدر اسلام، امری با ارزش تلقی می شد." وی ادامه داد: "هر چقدر اشتراکها بیشتر باشد، وحدت راحت تر و بهتر شکل می گیرد اما باید توجه داشت که وحدت باید حول ارزش ها باشد نه ضد ارزش ها." سقای بی ریا با یادآوری سکوت و مواضع دوپهلوی برخی خواص در طول فتنه 88 به رجانیوز گفت: "این موضوع کاملا روشن است که با توجه به حساسیت جایگاه نمایندگی مجلس در نظام ما، کسانی که در آزمون های قبلی مردود شده اند، حق ندارند در صدر بنشینند و برای اصولگرایان تصمیم بگیرند، بلکه افراد با بصیرت و ولایی که پیش از این توانسته اند در برهه های حساس سربلند بیرون بیایند، باید در اولویت برای وحدت و تصمیم گیرهای حساس قرار بیگرند." عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی در پایان تاکید کرد: "شعارهای جبهه پایداری سه رکن اصلی دارد که عبارتند از ولایت مدرای، اعلام برائت از جریان انحرافی و اعلام برائت از جریان فتنه که با این اوصاف به نظر می رسد عملکرد افرادی که می خواهند به نوعی در اولویت قرار بگیرند باید با این سه معیار تطابق داشته باشد." |
|
| نقاط قوت پنجگانه جبهه پایداری انقلاب اسلامی |
| ساعت ۱۱:٤٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، آیت الله مصباح یزدی ، اصولگرایی |
|
جبهه پایداری انقلاب اسلامی پنج شبنه 6 مرداد ماه 1390 رسما اعلام موجودیت کرد. اخبار تفصیلی مربوط به همایش اعلام موجودیت این جبهه را می توان از + و + و + مشاهده کرد اما در این میان توجه به ۵ نکته مهم به عنوان نقاط قوت این جبهه ضروری است: 1.حضور دو تن از فقهای برجسته همچون آیات عظام خوشوقت و مصباح یزدی، به عنوان ناظران بر تاسیس و نحوه عملکرد این جبهه، اولین نقطه برجسته جبهه پایداری است. چرا که بسیاری از جبهه ها از بدو تاسیس با شعارهای کلیشه ای همچون تبعیت از ولایت فقیه و ... سعی در ایجاد بدنه اجتماعی برای خود دارند اما جبهه پایداری از بدو تاسیس، این شعار را در عمل نیز به اجرا گذارده است و ارتباط مستمر اعضای این جبهه با بزرگان مورد اشاره، که بارها و بارها امتحان خود را در میادین مختلف به خوبی پس داده اند، نقطه قوت اصلی و بزرگ این جریان است. ۲. اصرار اعضای این جبهه بر حزب نبودن جبهه پایداری و اثبات این مهم در عمل، از دیگر نقاط قوت آن است. چرا که اولا ایجاد حزب و ساختارها و تشکیلات مربوط به آن، خود آفت های بزرگی دارد و از همه مهم تر اساسا راه اندازی حزب و گروه در یک جامعه در حال گذار به جامعه اسلامی، خود محل بحث های بسیاری است که اشاره به آن فرصت دیگری می طلبد.
۳. حضور افرادی همچون کامران باقری لنکرانی، غلامحسین الهام، مرتضی آقاتهرانی، روح الله حسینیان، علی اصغر زارعی و ... به عنوان چهره های شاخص این جبهه، بیانگر دیگر نقطه قوت این جریان است. چرا که نامبردگان طی سالهای اخیر به خوبی نشان داده اند معیار حمایت و برائت شان از افراد و جریان های مختلف سیاسی جز دوری و نزدیکی آنها به "حق و باطل" نبوده است. به عنوان مثال غلامحسین الهام که روزگاری در قامت رییس دفتر احمدی نژاد، نزدیک ترین فرد به رییس جمهور محسوب می شد، به تدریج با ضریب گرفتن های روز افزون جریان نفوذی نزد رییس جمهور، راه خود را جدا ساخت و عطای حضور در قدرت را به لقای آن بخشید. به عبارت دیگر برای امثال الهام، حضور در قدرت به هر بهانه ای اهمیت نداشت، چرا که فردی در جایگاه ریاست دفتر رییس جمهور که طبعا از نفوذ خاص خود نیز بهره مند است، می توانست با توسل به انواع توجیه ها و ... موقعیت خود را به تزلزل نیندازد اما الهام از این جنس نبود و برخلاف امثال بقایی، رحیمی، ملک زاده، صالحی، احمد زاده و ... حضور در قدرت به هر بهانه ای را برای خود جایز ندانست و امروز نیز علیرغم همه انتقادات خود به جریان انحرافی و اشتباهات رییس جمهور، شجاعانه از اقدامات درست احمدی نژاد حمایت می کند. و از این جنس افراد همچون باقری لنکرانی نیز در جبهه پایداری بسیارند. کامران باقری لنکرانی که روزگاری در دولت نهم به عنوان یکی از جوان ترین و در عین حال موفق ترین وزرای کابینه مشغول به فعالیت خود بود، بعد از انتخاب مرضیه وحید دستجردی به عنوان جانشین خود، نه مانند متکی جار و جنجال به راه انداخت و نه سودای بازگشت به قدرت به هر بهانه را در دستور کار قرار داد. بلکه همچون گذشته به تدریس در دانشگاه علوم پزشکی شیراز ادامه داد و امروز نیز به عنوان یکی از محبوب ترین وزاری تاریخ 33 ساله جمهوری اسلامی، یکی از اعضای شاخص جبهه پایداری است. و هم چنین مرتضی آقاتهرانی، حمید رسایی، علی اصغر زارعی،صادق محصولی، روح الله حسینیان و ... که نزدیک بودنشان به رییس جمهور قبل از حواشی جریان نفوذی برکسی پوشیده نیست، حمایت های اصولی و درست شان از احمدی نژاد را کسی نمی تواند منکر شود و از همه مهم تر آن زمان که حمایت از اقدامات درست و انقلابی احمدی نژاد هزینه داشت مردانه در وسط میدان ایستاده بودند اما وقتی رییس جمهور در عمل نشان داد شخص مشایی و جریان متبوعش به اندازه همه 25 میلیون هودارانش، برایش می ارزد و اصرار بر این موضوع در رفتار و گفتار روزانه احمدی نژاد پر رنگ شد، انتخاب میان گفتمان و شخص، طبیعتا به انتخاب گفتمان برای اعضای جبهه پایداری انجامید و احمدی نژاد با همه محسنات خارق العاده اش، نتوانست جای آرمانهایی را بگیرد که خود معلول آنها بود ... ۴. محفل نخبگانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، یکی از دیگر نقاط قوت آن است و برخلاف "کوتوله ها"یی که این روزها هر کدام به بهای شهرت، قدرت یا ثروت حول جریان نفوذی گرد آمده اند، خالص ترین و در عین حال کارآمدترین رویش های متعهد نسل سوم انقلاب را می توان در جبهه پایداری انقلاب اسلامی مشاهده کرد. افرادی که بسیاری از آنها نیز پیش از این در دو برهه حساس سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 در ستادهای مردمی احمدی نژاد حضور داشتند و همچنان با حفظ شور و نشاط خود، آماده خلق حماسه هایی به مراتب بزرگتر از ۳ تیر و ۲۲ خرداد هستند. ۵. اما شاید یکی از مهم ترین نقاط قوت جبهه پایداری انقلاب اسلامی که به نوعی متمایز کننده آن با همه جریان های دیگر است، پایگاه اجتماعی آن باشد. تردیدی نیست که نه موتلفه، نه جمعیت ایثارگران، نه اصولگرایان تحول خواه، نه رهپویان انقلاب اسلامی و نه هیچ گروه و تشکل دیگری به لحاظ پایگاه و بدنه اجتماعی قابل قیاس با جبهه پایداری نیستند و اصلی ترین پایگاه این جریان نیز "امت حزب الله" است. خودمانی ترش، نماز جمعه ای ها، بچه هیئتی ها و خیلی از مردم عادی که نه علاقه ای به عضویت در احزاب خلق الساعه دارند و نه دنبال بازی های سیاسی و دردسرهای آن هستند، اصلی ترین سرمایه اجتماعی جبهه پایداری می باشند، همانهایی که در سوم تیر 84 نیز از میان کاندیداهای رنگارنگ 7 گانه، نهایتا به گمنام ترین و در عین حال کارآمدترین فرد رای دادند و نه منتظر موتلفه بودند تا ببینند چرا باید به لاریجانی رای داد، و نه منتظر اصولگرایان تحول خواه که چرا باید به قالیباف رای داد؟ و در این میان، بهانه های نخ نما شده برای رای دادن به امثال هاشمی و معین نیز، چاره ساز نبود و در نهایت احمدی نژاد رییس جمهور شد. چرا؟ چون ساده و راحت با توده های مردم ارتباط برقرار گرد. پایگاه اجتماعی اش را از میان هیئت ها و نمازجمعه و ... بدست آورد و این بزرگترین نقطه قوت احمدی نژاد در آن برهه تاریخی بود ... و حال که همه چیز ظاهرا دارد از نو تکرار می شود، تنها اتفاقی که افتاده، این است که جریان حزب الله منسجم تر از همیشه شده است. این بار دیگر نیازی به این نیست که همه صبر کنند تا ببینند بالاخره چه کسی کاندیدا می شود و در بین آنها کی از کی بهتر است؟ خالقان سوم تیر 84 و 22 خرداد 88، از حالا نه با انحرافات جریان نفوذی کنار می آیند نه با امتحان پس داده هایی چون قالیباف و لاریجانی و رضایی و توکلی و ... بلکه 6 مردادماه 1390 با عنوان جبهه "پایداری" اعلام موجودیت کرده اند تا مصداقی باشند بر این آیه شریفه: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ "اسْتَقَامُوا" |
|
| چند نکته در باره تشکیل جبهه پایداری |
| ساعت ۱۱:۳٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی |
|
در هفته گذشته 6 مرداد 90 جبهه پایداری انقلاب اسلامی رسما اعلام موجودیت کرد و به مهم ترین خبر سیاسی هفته تبدیل شد. درباره ضرورت تشکیل این جبهه و اهداف آن نکاتی است که بیان آن ها ضروری است. 1.ضرورت تشکیل جبهه پایداری در واقع همان جبهه گسترده مردمی است که به دور از هرگونه بازی های سیاسی حزبی و جناحی مرسوم با گفتمان سازی درست در طول 32 سال انقلاب اسلامی با تمام وجود به دنبال حفظ و حراست از انقلاب و دستاوردهای ارزشمند آن بوده و خواهد بود. جبهه ای که در آغاز انقلاب اسلامی در برابر سهم خواهی های گروهک ها و احزاب سیاسی ایستاد و از آرمان های امام و انقلاب دفاع کرد و همواره در برابر زیاده خواهی های کسانی که به دروغ خود را صاحب انقلاب دانسته، خود را طلبکار نظام می دانند مقابله کرده است و در مقابل انحرافات مردودین و منحرفان در دوره های مختلف به روشنگری پرداخته به دنبال نهادینه کردن گفتمان امام و انقلاب اسلامی بوده است. این جبهه که در دوران حاکمیت 16 ساله کارگزاران و مدعیان اصلاحات مورد بی مهری هایی قرار گرفته بود با پافشاری بر اصول انقلاب و با فداکاری های زیاد، پرده از چهره مدعیان دروغین اصلاحات بر گرفت و حقیقت آن ها را بر مردم نمایان ساخت و عملا از نفوذ خط انحراف در انقلاب جلوگیری کرد و توانست در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم با غلبه بر احزاب سیاسی به پیروزی های بزرگی دست یابد. پس از کسب این پیروزی ها این جریان به جبهه اصول گرایی شهرت یافت. اصول گرایان توانستند با ساز و کارهایی از قبیل تشکیل جبهه متحد اصول گرایی اکثریت کرسی های مجلس هشتم را نیز ز آن خود سازند و در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز حایز اکثریت آرای 25 میلیونی گردند. ولی در فرآیند انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم دو اتفاق نا خوش آیند به وقوع پیوست که تشکیل جبهه پایداری را ضروری ساخت؛ یکی نفوذ جریان انحرافی در دولت و دیگری حضور جریان ضد دولت در مجلس، که هردو مورد قابل تامل است. الف. نفوذ جریان انحرافی آقای دکتر احمدی نژاد به دلیل عملکرد مثبتی که در دولت نهم از خود نشان داد، مورد حمایت خاص مقام معظم رهبری قرار گرفت و در میان مردم به عنوان رییس جمهور ولایی شناخته شد به طوری که در سراسر کشور نام وی به عنوان معیار و ملاک سنجش ولایی بودن افراد قرار گرفت. به عنوان نمونه وقتی گفته می شد فلانی احمدی نژادی هست یا نه؟ معنایش این بود که آیا ولایی و تابع ولایت هست یا نه؟ انتخاب مشایی به عنوان معاون اول از سوی رییس جمهور و حکم امام خامنه ای مبنی بر "کان لم یکن شدن" حکم وی از سوی رییس جمهور و مقاومت های مشایی و احمدی نژاد در اجرای حکم حکومتی،علامت سوال هایی را در اذهان ایجاد کرد که پاسخ به آن ها دشوار می نمود. به هر حال گرچه این حکم با مقداری تاخیر و با استعفای رحیم مشایی از معاونت اولی اجرا گردید ولی پیش بینی مقام معظم رهبری مبنی بر سرخوردگی طرفداران احمدی نژاد عملا اتفاق افتاد! قرار گرفتن رحیم مشایی در جایگاه ریاست دفتر رییس جمهور و کسب قریب به 18 پست و مسوولیت بر نگرانی ها افزود. اظهار نظرهای غیر کارشناسانه در باره دین و سیاست های کلی نظام که نه در شان او بود و نه در حوزه اختیارات وی، ضربات سنگینی به رییس جمهور وارد کرد. این ضربات در ماجرای عزل وزیر اطلاعات و حکم حکومتی مقام معظم رهبری و خانه نشینی 11 روزه رییس جمهور، به اوج خود رسید. در این شرایط دیگر عنوان احمدی نژادی نمی توانست به عنوان شاخصی برای افراد ولایی از غیر ولایی عمل کند، زیرا خود ایشان نیز در عمل نشان داد در برابر حکم ولایی چندان ولایی عمل نمی کند. سرانجام این پیش بینی تلخ که مشایی احمدی نژاد را به زمین خواهد زد اتفاق افتاد و بدنه عظیم نیروهای ارزشی که در سوم تیر 84 این حماسه عظیم را آفریده بودند دچار سرخوردگی شدند. در این شرایط هر کسی در صدد جذب نیروهای ارزشی بر آمد تا از ظرفیت آن ها در انتخابات مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم به نفع خود استفاده کنند و البته بخش مهمی از آن ها نیز ممکن بود در همان سرخوردگی باقی مانده جذب دیگران نیز نشوند. پیام تشکیل جبهه پایداری با حضور آیت الله مصباح یزدی به همه نیروهای ارزشی و ولایی استان ها این است که شاخصه اصلی همه نیروها ولایی بودن است نه احمدی نژادی بودن. بنابر این چنین نیست اگر فردی از این قطار پیاده شود همه ما سرخورده شویم. این مسیر همان خط ولایت است که روزی با رهبری حضرت امام ره و امروز با قیادت امام خامنه ای با قدرت در حال پیشروی است و ذره ای در اراده آنان سستی و تردید راه پیدا نخواهد کرد. ب. حضور جریان ضد دولت در مجلس هشتم ساز و کار جبهه متحد اصول گرایی در انتخابات مجلس هشتم موجب شد که اصول گرایانی که در سال 84 در ابتدا از فردی غیر از احمدی نژاد حمایت می کردند موفق به حضور در مجلس هشتم بشوند و مع الاسف در موارد متعددی با اقلیت مجلس یعنی اصلاح طلبان نیز به تفاهم می رسیدند ولی در برابر دولت موضع داشتند. گذشته از این که برخی از آن ها در مواردی، غیر ولایی بودن خود را به نمایش گذاشتند. سازماندهی بدنه عظیم اصول گرایی در کشور منهای احزاب سیاسی می تواند مجلسی را رقم بزند که دغدغه اصلی آن موفقیت های حزبی نیست بلکه عملیاتی کردن دغدغه های رهبری و رفع نگرانی های معظم له برای کشور است. از این رو همه نیروهای ارزشی و اصول گرایان واقعی در کشور باید برای تحقق این امر مهم یعنی مجلسی که نمایندگان آن مدرس گونه باشند تلاش کنند. 2.دوایر متحد المرکز گرچه جبهه پایداری با جریانات انحرافی و نفاق گونه و معاندانی که در صدد براندای نظام اسلامی اند سر جنگ دارد ولی رابطه اش با اصول گرایان رابطه دوایر متحد المرکزی است که مرکز همه آن ها یکی است ولی در عین حال هر کدام یک دایره اند. جبهه پایداری بسان یک دایره خاص تری است که در دل دایره بزرگ اصول گرایی قرار دارد و با نیروهایی که احساس می شود تعهد و دلبستگی آن ها نسبت به اصول اسلام و انقلاب بیشتر است رابطه محکم تری دارد و در عین حال با اصول گرایانی که در دایره وسیع تری قرار دارند سر جنگ و تنازع نخواهد داشت هر چند در برخی موارد نیز مواضع آنان را نمی پسندد و آن ها را مورد نقد و انتقاد قرار می دهد. 3. جبهه پایداری حزب نیست جبهه پایداری یک جبهه بزرگ اصول گرایی است و دارای ساز و کارهای حزبی نخواهد بود چنان که اصل جریان اصول گرایی نیز حزب نیست. از این رو برای فعالیت سیاسی نیازی به مجوز از وزارت کشور و کمیسیون احزاب ندارد. بنابر این کسانی که می کوشند جبهه بزرگ پایداری را در حد یک حزب پایین آورند و در ردیف احزابی قرار دهند که در برخی شهرستان ها تعداد اعضایش به انگشتان یک دست نمی رسند سخت در اشتباهند. کسانی که با مواضع آیت الله مصباح آشنا باشند می دانند که هیچ گاه ساز و کار حزبی مورد تایید ایشان نبوده است. بنابر این جبهه پایداری در نقش یک تشکل بزرگ که اعضای آن به دون وابستگی های حزبی و جناحی با سه شاخصه اخلاص در کارها، ولایت پذیری و صداقت در عمل، فعالیت می کنند در بر می گیرد و کسانی را که در انتخابات پیش رو بیش از دیگران دارای این سه ویژگی باشند اصلح شناخته، مورد حمایت قرار می دهند. البته روشن است که یکی از علایم ولایت پذیری افراد این است که در فتنه 88 به موقع ولایت پذیری خود را اثبات کرده اعلام موضع کرده باشند نه آن که بعد از گذشت 6 ماه از وقوع فتنه و پایان یافتن آن و بعد از حضور ده ها میلیونی مردم در 9 دی، برای عقب نماندن از قافله سخنی گفته باشند. و دیگر این که در زمره جریان انحرافی جدید قرار نداشته باشد بلکه موضع رسمی خود را در باره جریان انحرافی بیان کرده و نسبت به آن اعلام موضع کرده باشد. 4. مهمترین هدف هدف جبهه پایداری کسب قدرت نیست بلکه مهم ترین هدفش کسب رضایت خدا و خدمت به بندگان خداست ؛ حقیقتی که در جمله زیبای شهید بهشتی آمده است " ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت" بنابر این به قدرت به عنوان هدف نگاه نمی شود بلکه به عنوان ابزار و وسیله ای که می توان از طریق آن، اسلام و ارزش های آن را گسترش داد و به بندگان خدا خدمت صادقانه بیشتری ارایه کرد. |
|
| جبهه پایداری، ایجاد وحدت یا انشقاق اصولگرایان؟ |
| ساعت ۱۱:٠٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی |
|
روزنامه تهران امروز نیز در مطلبی با عنوان «هشدارهای حداد عادل به جبهه پایداری» در صفحه نخست خود، حضور حداد عادل، عضو کمیته ۷+۸ را در این همایش برجسته کرده است. این روزنامه با اشاره به عدم حضور هیچ عضوی از دولت در این همایش، نوشت: نخستین همایش جبهه پایداری روز ... شفاف: بالاخره بعد از حرف و حدیث های فراوان، پنجشنبه هفته گذشته، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، با برگزاری همایشی و با حضور افرادی چون آیت الله مصباح یزدی، روح الله حسینیان، صادق محصولی و مرتضی آقا تهرانی رسما آغاز به کار کرد.
جبهه پایداری انقلاب اسلامی، ستونهای اصلیاش را چهرههای کنار گذاشته شده از دولت نهم و دهم تشکیل میدهند. خبر تشکیل جبهه پایداری، مورد توجه صفحه سیاسی بسیاری از روزنامههای امروز بود و روزنامههای کشور تحلیل های متفاوتی را از آغاز به کار این جبهه ارائه کردند. ![]() در این میان رویکرد روزنامههای نزدیک به اصلاح طلبان در باره تشکیل این جبهه، به نوعی تاکید بر انشعاب اصولگریان و خارج شدن آنها از دایره وحدت بود. روزگار:جبهه پایداری؛ مکمل جامعتین
روزنامه روزگار در صفحه ۲ خود در تحلیلی با عنوان «اصولگرایانی که نمیخواهند زیر چتر جامعتین باشند» با اشاره به سخنان حسنیان که گفت: مار رقیب اصولگرایان نیستیم بلکه مکمل گروههای برادر هستیم از این رو ما ز یاران چشم یاری داشتیم و منتظر استقبال بودیم در حالی که دوستان را آماده بدرقه خود داشتیم و عدهای نیز در مجلس فاتحه ما را تدارک میبینند، نوشت:
با کنار هم گذاشتن این سخنان حسینیان و مشابه آن که در صحبت های دیگر سخنرانان مراسم نیز وجود داشت میتوان به این نتیجه رسید که در کنار همه شعارهایی که برای وحدت اصولگرایان داده میشود، بانیان این جبهه خود را آنچنان که اصولگرایان دیگر انتظار دارند زیر چتر جامعتین تعریف نمیکنند چرا که حسینیان جبهه پایداری را مکمل گروه های دیگر میدانند و البته به برخورد سایر اصولگرایان نیز با اعضای این جبهه طعنه میزند. این روزنامه نتیجه میگیرد: بنابراین تنها تفاوت این جبهه با سایر اطرافیان و حامیان احمدینژاد در اعلام برائت از افرادی است که به قول اعضای این جبهه منحرف هستند چون دیدگاههای اعضای این جبهه نسبت به اصلاح طلبان و اصول گرایان منتقد تفاوتی با سایر نزدیکان احمدی نزاد که موسوم به حریان انحرافی هستند، ندارد.
اعتماد: برائت جبهه پایداری از جریان انحرافی
روزنامه اعتماد هم با رویکردی نزدیک به روزگار، در گزارشی با عنوان «وزش باد به پرچم یاران آیت الله مصباح» در صفحه یک خود نوشت: جبهه پایداری که ستون های اصلیاش را چهرههای اخراج شده از دولت نهم و دهم و طیفی از حامیان احمدینژاد تشکیل میدهند، با این داعیه که نمیتوانند ببینند آنچه کاشتند توسط جریان خاص درو شود به میدان امده اند.
این روزنامه با کلامی کنایه آمیز به برائت جبهه پایداری از جریان انحرافی و فتنه ۸۸ اشاره کرد و نوشت: یک اصل که در این همایش بسیار مشخص بود همانقدر که باید خیال اصولگرایان راحت میشد که آنها برای انشقاق نیامدهاند گویا لازم بود تاکید شود که آنها آمدهاند که احمدینژاد را ازدست مشاییها نجات دهند. بعد هم شاید طبیعی باشد که نوبت به حوادث بعد از انتخابات برسد. کلید واژه جبهه پایداری همین است که اصولگرا یعنی کسی که ثابت کند در حوادث ۸۸ سکوت نکرده است. به نظر میرسد این روزنامه با تاکید بر سخنان اعضای جبهه پایداری درباره وحدت اصولگرایان به شیوهای کنایه آمیز و در سایه قصد دارد به عدم وجود وحدت در جبهه اصولگرایان اشاره کند. شرق: جبهه پایداری بر ضخامت موافقان اصولگرایی نمی افزاید همچنین روزنامه شرق نیز در صفحه ۲ خود در مطلبی با عنوان «آیت الله مصباح: شکل گیری این جبهه باز کردن دکان دیگری نیست» به تحلیل حضور رسمی جبهه پایداری در عرصه سیاسی پرداخته است و همانطور که از تیتر مطلب پیداست، قصد داشته که با برجسته سازی سخنرانی و حضور آیت الله مصباح یزدی، وی را به نوعی رقیب آیت الله مهدوی کنی معرفی کند.
این روزنامه با بیان اینکه حضور این جبهه بر ضخامت موافقان اصولگرایی نمیافزاید، نوشت: در یک بررسی ابتدایی شاید بتوان از چند نظر به کارکردهای این جبهه نگریست. با شروع فعالیت این عده عملا اصولگرایان نیز دارای جبهه شدند تا شاید بتوانند با گردهم آوردن سایر احزاب اصولگرایی جمع اصولگرایان را سرو سامانی دهند (کنایه به بیسر و سامان بودن تشکلهای اصولگرا). همانطور که تشکیل دهنده گان این جبهه عنوان کردهاند یکی از اهداف تشکیل آن انتخابات است. این هدف میتواند در غیاب بعضی از گروههای سیاسی و از منظر دیگربرخی نگرانیها از حضور خیز برداشته یک جریان برای تصاحب مجلس اندکی فضای انتخاباتی را از وضع موجود خارج کند. رویکرد روزنامه شرق نیز در نهایت نزدیک به دو روزنامه اصلاح طلب دیگر است چرا که با تایید و حمایت از تشکیل این جبهه با عنوان باز شدن فضای انتخابات؛ قصد دارد انشعاب اصولگرایان را واقعهای عادی تلقی کند که باید در فضای انتخابات اتفاق بیافتد چرا که این امر به صلاح اصلاح طلبان است. در این میان واکنش دیگر روزنامهها نیز قابل توجه است. روزنامه ملت ما، ایران و هفت صبح در صفحه اول و دوم خود، هیچ اشارهای به تشکیل جبهه پایداری نکردهاند که در این میان البته واضح است که تشکیل چنین جبههای با رویکرد مخالفت با جریان انحرافی به مذاق روزنامه دولتی ایران و روزنامه هفت صبح که نزدیک به مشایی است، خوش نیاید.
تهران امروز:حداد عادل انتقاد کرد، دیگر سخنرانان پاسخ دادند
روزنامه تهران امروز نیز در مطلبی با عنوان «هشدارهای حداد عادل به جبهه پایداری» در صفحه نخست خود، حضور حداد عادل، عضو کمیته ۷+۸ را در این همایش برجسته کرده است. این روزنامه با اشاره به عدم حضور هیچ عضوی از دولت در این همایش، نوشت: نخستین همایش جبهه پایداری روز پنج شنبه بدون حضور هیچ عضوی از دولت برگزار شد. در ابتدای این مراسم غلامعلی حداد عادل از اعضای کمیته وحدت اصولگرایان هشدارهایی را در خصوص خدشه وارد کردن به وحدت اصولگرایان داد. در حالی که اظهارات رئیس کمسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به کام موسسین و اعضای جبهه پایداری شیرین ننشسته بود و سخنرانان بعدی مراسم یعنی حجت الاسلام پناهیان و آیت الله مصباح یزدی به این انتقادها پاسخ داده و صراحتا به از این جبهه حمایت کردند. به نظر میرسد تهران امروز با بیان این مساله اشاره ضمنی به اختلاف بین کمیته ۱۵ نفره و جبهه پایداری دارد. کیهان، خنثی!
واکنش روزنامه کیهان نیز در این ضمینه بسیار جالب توجه است. این روزنامه که همواره از وحدت اصولگرایان حمایت میکند و بر آن اصرار دارد، هیچ موضع انتقادی نسبت به آغاز به کار جبهه پایداری نداشته، بلکه از شروع به کار این جبهه به عنوان مصداقی از وحدت اصولگرایان نام میبرد در حالی که این جبهه قصد ندارد زیر پرچم جامعتین باشد.
این روزنامه با مطلبی تحت عنوان «تازهترین گزارشها از وحدت انتخاباتی در جبهه اصولگرایان» در صفحه اول خود تنها به شرحی از ماوقع مراسم پرداخته است و هیچ اظهار نظری در رابطه با این جبهه نکرده است که در نوع خود عجیب به نظر میرسد. |
|
| همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری/1/ آیتالله مصباح: |
| ساعت ۱٠:٥۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، آیت الله مصباح یزدی |
|
حدت ارزش مطلق نیست ابزاری برای پیشرفت بهتر است/ حضور ما در جبهه پایداری بهدلیل تعلقات بیشتر به ارزشهای اسلام و انقلاب است ![]() همایش جبهه پایداری انقلاب اسلامی صبح امروز و با حضور فعالان سیاسی فرهنگی در تهران برگزار شد. به گزارش رجانیوز، در این مراسم علاوه بر جوانان و اقشار مختلف اصولگرا، چهرههایی همچون آیت الله مصباح یزدی، حجتالاسلام والمسلین مرتضی آقاتهرانی، کامران باقری لنکرانی، حجتالاسلام پناهیان، حجتالاسلام حسینیان، غلامعلی حداد عادل، صادق محصولی، مهدی کوچکزاده، غلامحسین الهام، فاطمه رهبر، حمید رسایی، علی اصغر زارعی، محمد کوثری، بیژن نوباوه، حسین الله کرم، حجت الاسلام شجونی، حجتالاسلام آشتیانی نماینده قم، امیرحسین قاضی زاده نماینده مشهد، محمدحسین فرهنگی، حسین فدایی، سید نظام موسوی، وحید جلیلی، وحید یامینپور، فاطمه آلیا، زهره الهیان، طیبه صفایی، فاطمه واعظ جوادی، سید علی طاهری نماینده گرگان، نصرالله کوهی نماینده کوار و سروستان، بزرگواری نماینده کهکیلویه، مسعود دهنمکی، فتحیپور رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، ولی اسماعیلی نماینده گرمی و تعداد زیاد دیگری از نمایندگان و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی حضور یافتند. در ابتدای این همایش، حجتالاسلام آقاتهرانی پیام مکتوب آیتالله خوشوقت خطاب به حضار را قرائت کرد. متن نامه به این شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم بدینوسیله به استحضار میرسانم دوستان جبهه پایداری انقلاب اسلامی از این جانب جهت سخنرانی در جلسهای که به منظور اعلام موجودیت جبهه تشکیل میشد دعوت کردند اما چون قبل از دعوت آن عزیزان وعده زیارت مرقد مطهر حضرت رضا (ع) را داده بودم امکان اجابت نبود ولی بعد از مراجعت انجام وظیفه خواهم کرد. انشاءالله 30/4/90 اما سخنران ویژه این نشست آیتالله مصباح یزدی بود. این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ابتدای سخنان خود گفت: مفهوم وحدت یکی از مفاهیم کلیدی بعد از انقلاب اسلامی ایران است. این واژه به صورت فراوان در بیانات اهل بیت (ع)، داستانها و اشعار تکرار شده است. وی با طرح این سؤال که ملاک مطلوبیت وحدت کدام است و آیا فقط یک نوع وحدت داریم، گفت: اگر ابعاد وحدت را بررسی کنیم، میتوان یک کتاب مفصل در مورد آن نوشت. وحدت به معنای تکوینی، وجودی و عرفانی را میتوان بررسی کرد. اما وحدت عرفی وحدتی است که در رابطه با رفتار اختیاری انسانها و مقدمات این رفتارها مورد توجه ما است. یعنی کسانی وحدت دارند که در رفتار همسو هستند که از اندیشهها، افکار، خواستها، تمایلات و گرایشها نشأت میگیرد.
وی گفت: وحدت ارزش مطلق نیست بلکه ابزاری است برای پیشرفت بهتر. رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با یادآوری داستان شکستن چوبها توسط فرزندان یک کشاورز به صورت فردی و جمعی خاطرنشان کرد: این داستان به خوبی هدف وحدت را نشان میدهد. آیتالله مصباح در ادامه سخنان خود گفت: زمانی منافقین، کفار و یهود نیز با هم وحدت کردند لذا باید پرسید که آیا این وحدت مطلوب بود؟ این نشان میدهد که وحدت ابزاری و تیری دو لبه و دو دم است که اگر در راه باطل قرار گیرد، خطرهای بزرگی ایجاد میکند و شکست دادن آن مشکل خواهد بود. بنابراین باید در ابتدا یک هدف مقدس را برای وحدت در نظر گرفت و برای آن برنامهریزی کرد و در ادامه همه این نیروها را برای رسیدن به آن بسیج کرد. وی تصریح کرد: برخی تصور نکنند هر کجا عنوان وحدت مطرح بود، دیگر نمیتوان حرفی روی آن زد و همه باید خود را تسلیم آن کنند بلکه باید دید هدف از وحدت چیست و وحدت برای چه؟ این استاد برجسته حوزه علمیه ادامه داد: وحدت حقیقی میان دو چیز متفاوت محال است چرا که وحدت یعنی همسویی با هم و در یک جهت. بنابراین برای ایجاد وحدت باید یک محور واحد وجود داشته باشد. و در صورتی افراد متعدد و گروههای مختلف میتوانند وحدت مطلوب و معقول داشته باشند که وحدت یک محور داشته باشد اما اگر جهت یکی از آنها تغییر کند و یکی به راست و دیگری به چپ برود وحدت نخواهد شد. زیرا از محور دور شدهاند. محور مقیاس و شاقول است که با آن معیار و ملاک وحدت سنجیده میشود. اگر حرکت در راستای آن محور بود وحدت مؤثر خواهد بود ولی اگر جهتها تغییر کند وحدت بیثمر شده و تنها یک نام باقی خواهد ماند. آیتالله مصباح بیان داشت: مسئله دیگر اینکه حقی که میتواند محور وحدت باشد مراتبی دارد و دلبستگی به آن حق هم مراتبی دارد. شناخت آن حق هم مراتبی دارد زیرا شناخت همه مردم از حق مساوی نیست و در شناختها اختلاف، تباین، تضاد و همچنین شدت و ضعف وجود دارد. وی متذکر شد: وحدت در جایی رخ میدهد که شناختها با هم همسو بوده و قرابت داشته باشند. وی با بیان اینکه مراتب شناخت نیز متفاوت است، گفت: این تفاوتها همان گونه است که ایمان، هدایت و ... نیز مراتب مختلف دارد. همه ایمانها، معرفتها، دلبستگیها و عشقها هم در یک مرتبه نیست. بلکه صفر تا بینهایت است که بینهایت عشق و علم برای خود خداوند است. بنابراین باید شناخت خود را به حق قویتر و بالاتر برده و دلبستگی خود را به حق بیشتر کنیم. وی ادامه داد: همه چیزهای خوب را دوست دارند اما همه حاضر نمیشوند برای تحقق آن فداکاری و تلاش کنند. بنابراین نزدیکی و همسویی رفتارها نیز مراتب دارد. همانطور که ما همه انسانها و جامعه انسانی را به صورت فطری دوست داریم. وی ادامه داد: ما حتی کفار عالم را دوست داریم. زیرا میخواهیم آنها مومن شوند تا هدایت شده و رستگار شوند. مگر با آنهایی که با حق عناد دارند. در میان این انسانها کسانی هستند که به خدا معتقدند و به ماورای طبیعه اعتقاد دارند که موجب میشود در دایره انسانهایی که ما آنها را بیشتر دوست بداریم، قرار بگیرند. وی ادامه داد: در میان این معتقدان به خدا کسانی هستند که به انبیا و ادیان الهی معتقدند و اینها در یک دایره تنگتر قرار میگیرند بنابراین محبت ما نیز به آنها بیشتر است. همچنین در میان اینها عدهای هستند که به اسلام معتقدند و در میان آنها نیز کسانی هستند که شیعه هستند که به طبع علاقه، اشتراک و ارتباط ما با آنها بیشتر است. وی در خصوص وحدت شیعه و سنیها خاطرنشان کرد: ما با همه اهل تسنن در مقابل کفار وحدت خواهیم داشت اما طبیعتا وحدت با شیعیان را مقدم میدانیم. وی افزود: وحدت ما با برخی برادران اهل تسنن به مراتب بسیار بهتر با برخی از برادران شیعه بوده است به عنوان مثال در مجلس خبرگان رهبری رابطه من با شیخالاسلام ماموستا از برخی همقطاران خود بیشتر بود. ما رابطه بسیار خوب و عاطفی با هم داشتیم. عشق شیخالاسلام ماموستا به رهبر معظم انقلاب بسیار بالا بود که اینها اشتراکات و زمینههای وحدت را بسیار زیاد میکرد. بنابراین هر چه مبانی، شناختها و دلبستگیها قویتر باشد، وحدت بیشتر است. یعنی همه کسانی که به انقلاب اسلامی معتقد هستند با آنها وحدت داریم اما ارتباط ما با آنها یکسان نیست. وی در ادامه سخنان خود بیان داشت: در مسائل سیاسی کشور کسانی که اصولگرا هستند ما احترام خاصی برای آنها قائل هستیم البته کسانی که واقعا اصولگرا هستند نه اینکه از نام آن سوءاستفاده میکنند. ما همه آنها را دوست داریم و هر کاری از دستمان برآید برایشان انجام میدهیم.
آیتالله مصباح تاکید کرد: حضور ما در جبهه پایداری انقلاب به معنای انشقاق، تضاد و اختلاف نیست بلکه تشخیص وی گفت: این اعلام موجودیت بیان کردن یک واقعیت است که در عمل وجود داشته است. وی تصریح کرد: این به معنی نفی و تضاد با دیگران نیست و حتی به معنای دکان دیگری نیست. چرا که در طول همه این سالها چیزی جز افترا و فحش از به وجود آمدن این دکانها چیزی نصیب کسی نشده است. لذا برخی گفتند که اعلام موجودیت جبهه پایداری به معنای انشقاق و اختلاف است که این درست نیست و خداوند به عمق دلها آگاه است و از نیاتها باخبر است و خداوند بر اخلاص ما میافزاید. |
|
| متن کامل گفتوگو با حدادعادل در حاشیه همایش جبهه پایداری |
| ساعت ۱٠:٥٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، حداد عادل ، جبهه پایداری ، گفتگو و مصاحبه |
|
رجا: شما رئیس مجلس بودید دخالت نکردید/ حداد: هنوز اتفاقینیفتاده این دوره هم توصیههایرهبری رعایت میشود/ وحدت ارزش مطلق نیست
![]() علی رغم نهی صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی از دخالت مسئولان کشور و پرهیز از نزدیک شدن نمایندگان به کانونهای قدرت و ثروت، در انتخابات مجلس، رییس مجلس شورای اسلامی و شهردار تهران با معرفی نمایندگان خود به کمیته وحدت اصولگرایان بهطور رسمی گام در عرصه فعالیت های انتخاباتی گذاشتند. به گزارش رجانیوز، مقام معظم رهبری در دیدار هشتم خرداد ماه سال جاری خود با نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، تصریح کردند: "من میخواهم سفارش کنم که مسئولین کشور مراقب باشند احترام انتخابات را نگه دارند. هم مجلس، هم دولت، هم قوهى قضائیه، احترام انتخابات را نگه دارند. اگر کسى به انحای مختلف دخالت کند، هیچ روا نیست، جایز نیست. باید مردم بر طبق روال قانونى ببینند، تشخیص بدهند، بشناسند و انتخابات انجام بگیرد." در عین حال، پنجشنبه هفته گذشته غلامعلی حدادعادل که اکنون بهعنوان یکی از اعضای کمیته وحدت اصولگرایان به همایش جبهه پایداری آمده بود، در حاشیه این مراسم در جمع خبرنگاران با سؤال خبرنگار رجانیوز در همین زمینه مواجه شد. این سؤال البته از سوی رسانهها سانسور شد و تنها پاسخ کوتاه حداد بر روی خروجی قرار گرفت اما مشخص نشد که وی این اظهارات را در پاسخ به چه رسانهای گفته است. هنگامی که خبرنگار رجانیوز با یادآوری بیانات رهبر انقلاب در مورد دخالت نکردن مسئولان در انتخابات کشور از وی پرسید "شما در زمانی که ریاست مجلس هفتم را بر عهده داشتید، به این توصیه رهبر معظم انقلاب عمل کردید، آیا در این دوره نیز ریاست مجلس هشتم به این توصیه عمل خواهد کرد"، گفت: هنوز اتفاقی نیفتاده در این دوره هم توصیه های رهبر انقلاب رعایت می شود. حداد عادل همچنین در پاسخ به این سوال که آیا اصولگرایان با کسانی که در فتنه سال 88 در زمره ساکتین بوده و بعضا شائبه حمایت از سران فتنه را در سابقه دارند، می توانند وحدت داشته باشند، با یادآوری سخنان آیت الله مصباح در همایش مبنی بر اینکه وحدت ارزش مطلق نیست، گفت: وحدت یک امر مطلقی نیست، ما در هر مرحلهای باید بدانیم که چه درجهای از وحدت ضرورت دارد و آن درجه را رعایت کنیم. وی در عین حال تصریح کرد که اصرار بر درجات بالاتر از وحدت می تواند ضررهایی بزند که با اصول ما مخالف باشد. رییس کمسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: وحدت امری است که در مقایسه با دشمنان بیرونی حدش معین میشود؛ وحدتی که اصولگرایان برای انتخابات میخواهند، یک تعریفی دارد که اصولگرایان در سازوکاری که تعیین شده می نشینند و حدوش را معین می کنند. حدادعادل در پاسخ به این سوال که آیا جبهه پایداری انشقاقی در اصولگرایان است، اظهار داشت: دلیلی نمیبینم تشکل جدید جبهه پایداری را انشعاب و انشقاق از جبهه اصولگرایی معرفی کنیم. وی افزود: چنین واقعیتی قبلا هم در انتخابات مجلس هفتم و هشتم بود و همان واقعیت حالا با یک آرایش و نام مجدد و با یک تجربه بیشتر مجدد قصد دارد که با دیگر اصولگرایان وحدت کند. حدادعادل همچین با تاکید دوباره بر اینکه ما جبهه پایداری را جدا از اصولگرایی نمیدانیم، گفت: جبهه پایداری همانطور که مرزبندی خود را با جریان فتنه مهم میداند، بر مرزبندی با جریان انحرافی هم تأکید دارد که هر دوی این مسئله مهم است و مورد تأیید ما است. |
|
| لنکرانی، الهام، محصولی، حسینیان، آقاتهرانی و زارعی در میزگرد جبهه پایداری/3 |
| ساعت ۱٠:٤٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، آیت الله مصباح یزدی ، روح الله حسینیان |
|
برخی با نگاهحزبی جبهه را رقیبمیدانند/ شایعه مخالفت رهبر انقلاب با تشکیل جبهه پایداری کذب محض است
در پایان همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی که صبح پنج شنبه و با حضور آیت الله مصباح یزدی و جمعی از فعالان سیاسی فرهنگی در تهران برگزار شد، میزگردی با حضور تعدادی از چهره های شاخص این جبهه از جمله حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی، کامران باقری لنکرانی، علی اصغر زارعی، روح الله حسینیان، صادق محصولی و غلامحسین الهام برگزار شد.
به گزارش رجانیوز، در ابتدای این میزگرد صادق محصولی در پاسخ به سوالی مبنی بر نحوه مشارکت این جبهه در انتخابات مجلس نهم و نحوه تعامل آن با اصولگرایان گفت: این جبهه یک حزب نیست و در واقع این جبهه یک گفتمان است و تحت نظر فقهای بزرگوار فعالیت میکند و در واقع دغدغه اصلی اعضای جبهه تبعیت از نظرات ولی امر مسلمین حضرت آیتالله خامنهای است.
وی با اشاره به شاخصهای این جریان گفت: شاخصهای ما تبعیت کامل از ولایت فقیه، مرزبندی با جریان فتنه و حمایتگران از آن و مرزبندی با جریان انحرافی است و در واقع کسی و جریانی که معتقد به این سه وجه باشد، عضو این جبهه حساب میشود. وی با یادآوری اهمیت تقوای جمعی و توجه این جبهه به این موضوع ادامه داد: ما در انتخابات مجلس بر اساس رکنهایی چون وحدت، تبعیت از ولایت فقیه و مرزبندی با جریان فتنه و جریان انحرافی و توجه به نظر فقها و علما حرکت میکنیم. از طرف دیگر معتقدیم باید به رویشهای انقلاب اسلامی بخصوص رویشهای سوم تیر و جوانان حزباللهی و افسران جنگ نرم توجه ویژهای کرد. به گزارش ایسنا، وی با بیان اینکه تعداد زیادی از نمایندگان مجلس هشتم در اینجا حضور دارند، به بحث انتخابات مجلس هشتم اشاره کرد و گفت: مکانیزمی که برای انتخابات مجلس هشتم در آن جلسه 15 نفره مطرح شد و در واقع منجر به مکانیزم جبهه متحد اصولگرایان شد به پیشنهاد بنده و آقای مصلحی مطرح شد و ما شاهد موفقیت نسبی آن نیز بودیم. در مورد انتخابات مجلس نهم نیز از رمضان سال گذشته اقداماتی انجام شد توسط 5 نفر از اصولگرایان که سه نفر از این برادران عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی هستند و این اقدامات منجر به برگزاری جلسه 30 نفره اصولگرایان در دفتر آقای رییسجمهور بود و به دنبال آن کمیته سه نفره تشکیل شد و این نشان دهنده این است که دوستان در جبهه پایداری، در شعار و عمل در راستای وحدت در این دوره و آن دوره پیشقدم هستند. محصولی در ادامه افزود: برخی متاسفانه به خاطر نگاههای حزبی، جبهه را رقیب میدانند و آگاهانه یا ناآگاهانه مطالب کذبی را منتشر میکنند. مثل اینکه مثلا مقام معظم رهبری در دیداری با آیتالله مصباح اعلام کردند که دوستان را از تشکیل چنین جبههای نهی کنند در صورتی که این موضوع کذب محض بود و آیتالله مصباح آن را تکذیب کردند و ما از دفتر مقام معظم رهبری نیز پیگیری کردیم و آنها نیز این موضوع را رد کردند. البته من به دوستان عرض میکنم که این فضاسازیها ادامه خواهد داشت و دوستان آمادگی این مسائل را داشته باشند. وی ادامه داد: چندی پیش نیز مطلب کذب دیگری منتشر شد مبنی بر اینکه عدهای گفتند آیتالله کنی مخالف اعلام موجودیت این جبهه و این همایش است در حالی که چندی پیش من به همراه حجتالاسلام والمسلمین آقاتهرانی، حسینیان، دکتر الهام به دیدار ایشان رفتیم و ایشان این موضوع را تکذیب کردند و گفتند که منظور من برگزاری این همایش و تشکیل جبهه نبوده است و من شما را برادران انقلابی میدانم که باید در صحنه باشید و منظور من این بوده است که حرکت شما در راستای وحدت باشد و به دوستان خود نیز توصیه کنید که وحدت را دنبال کنند. محصولی با بیان اینکه استراتژی ما وحدت است، گفت: ما تلاش خود را بر ای وحدت نیروهای انقلاب اسلامی بر اساس مبنای اصولگرایی به کار خواهیم بست. باقری لنکرانی: رویش های انقلاب با استفاده از هر وسیله برای رسیدن به هدف و فراموش شدن حزبالله مخالفت جدی دارند در ادامه این میزگرد باقری لنکرانی یکی دیگر از اعضای این جبهه در پاسخ به سوالی در مورد ضرورت ایجاد این جبهه اظهار کرد: همان طور که دوستان در این جلسه فرمودند، ما در طول این دوران شاهد فراز و نشیبهای زیادی در مورد تشکلها بودهایم و شاید این سوال وجود داشته باشد که آیا تشکیل این جبهه ضرورت داشت؟ آیا ما با ظرفیتهای موجود نمیتوانیم مبانی و گفتمان را دنبال کنیم؟
وی ادامه داد: به نظر من اگر ما یک نگاهی به وضعیت آرایش نیروهای سیاسی در سطح کشور و کسانی که دارای تریبون رسمی هستند، داشته باشیم میبینیم که یک کاستی جدی در زمینه امکان حضور نیروهای متعهد انقلابی و متدین وجود دارد و ما اگر به روند فعالیتهای اجتماعی نگاه کنیم متوجه برخی از این کاستیها میشویم. باقری لنکرانی ادامه داد: در همین انتخاباتی که پشت سر گذاشتیم برخی از افرادی که از آنها توقع نبود با یک سری ابزارهایی وارد شدند که در واقع استفاده از برخی از این ابزارها، خجالت آور بود. وی افزود: ما بعضا میبینیم که برخی از افراد برای ماندن در قدرت از هر وسیلهای استفاده میکنند و این موضوع گریبانگیر برخی از فعالان سیاسی ما شده است و در واقع اینکه هدف وسیله را توجیه میکند را استراتژی قرار دادهاند و ما آثار این نوع استراتژیها را نیز بعضا میبینیم. وقتی صحبت از این میشود که باید با مردم ارتباط داشت، در ایام انتخابات این ارتباط قرائت میشود به ارتباط با بخشهای مختلف به جز اقشار حزباللهی و برخی این گونه توجیه میکنند که حزباللهیها با ما هستند و ما باید رای دیگران را جذب کنیم. وی با بیان اینکه متاسفانه بعضا در بین برخی از کسانی که زمانی مسوولیت داشتهاند یک نگاه انحصاری به قدرت و ثروت در بین خودشان یا اطراف آنها شکل گرفته است، گفت: ما اکنون با رویشها و نسل جوانی روبهرو هستیم که انقلاب اسلامی را با همان قرائت امام و مقام معظم رهبری باور دارند و با انحصارگرایی، توجیه کردن استفاده از هر وسیله برای رسیدن به هدف و فراموش کردن امت حزبالله و به کنار گذاشتن آن مخالفت جدی دارد و حضور شما در این جمع نیز نشان دهنده این حساسیت است.
باقری لنکرانی گفت: به نظر میرسد ایجاد یک تشکل که رویشهای انقلاب اسلامی را منسجم کند و نگاه اصیل به فرمایشات امام و رهبری را حفظ کند، ضرورت دارد. حسینیان: یکی از ظهورهای جبهه پایداری، سوم تیر 84 بود در ادامه این مراسم حسینیان دیگر چهره شاخص این جبهه در مورد نحوه فعالیت جبهه پایداری در عرصه انتخابات و وی با بیان اینکه کار و هدف ما محدود به انتخابات نیست، گفت: این جریان یک جریان فکری است که بیشتر صبغه فرهنگی دارد. سازمان دهندگان آن بر صبغه فرهنگی آن تاکید دارند و برنامه اصلی ما سازماندهی این تفکر و کار فرهنگی است و سپس امور سیاسی که انتخابات یکی از موارد آن است. حسینیان ادامه داد: جبهه قطعا برنامههای درازمدتی در راستای اهدافی که دنبال میکند دارد و در انتخابات نیز بنا بر وظیفه ملی که داریم فعالانه شرکت میکنیم. زارعی: نشست های استانی جبهه پایداری، ماه رمضان برگزار می شود در ادامه زارعی یکی دیگر اعضای جبهه در پاسخ به سوالی در مورد فعالیت جبهه در استانها نیز گفت: امیدواریم که این جبهه که در واقع یک جریان فکری است و در راستای ارزشهای انقلاب اسلامی و ولایت فقیه است بتواند در استانهای مختلف مجموعه دوستان را دور هم جمع کند و ما در ماه مبارک رمضان این آمادگی را داریم که در استانهای مختلف نشستهای استانی برگزار کنیم. وی با بیان اینکه تعداد زیادی از دوستان در استانها هستند که با شاخصهایی که بیان شده همراه جبهه هستند، ادامه داد: استانهایی که آمادگی داشته باشند ما در ماه مبارک رمضان نشستهای استانی را برگزار میکنیم. زارعی افزود: از سوی جبهه سایتی نیز راهاندازی خواهد شد که به موضوعهای مربوط به جبهه از طریق سایت اعلام خواهد شد. این نماینده مجلس در ادامه با بیان اینکه حضور دوستان در این نشست باعث یاس و ناامیدی دشمنان شد، گفت: اعلام موجودیت این جبهه یعنی اینکه ما پای پرچم ولایت و انقلاب ایستادهایم و دشمنان ما در رسیدن به اهداف خود ناامید میشوند و امیدواریم که این نشستها برکات به همراه خود داشته باشد و روند مثبتی در صحنه انتخابات مجلس نهم داشته باشد. الهام: بنای جبهه، پایداری بر اصول و صداقت در عمل و بیان است سپس دکتر الهام که مجری این میزگرد نیز بود، گفت: سوالات مختلفی مطرح است ولی به علت کمبود وقت امکان پاسخگویی وجود ندارد و انشاءالله در یک نشست رسانهای که به زودی برگزار خواهد شد به سوالات پاسخ داده میشود و در واقع بنای این جبهه پایداری بر اصول و صداقت در بیان و عمل است. آقاتهرانی: جبهه پایداری حزب نیست، هرکس اصول جبهه را قبول داشته باشد، عضو آن است آقاتهرانی یکی دیگر از اعضای این جبهه که دبیر همایش نیز بود در جمعبندی پایانی مطالب گفت: همان طور که دوستان گفتند ما حزب نیستیم. ثبت نام نیز نمیکنیم. اصولی داریم که هر کس به این اصول پایبند باشد با ماست.
وی با اشاره به اهمیت ولایتمداری و تبعیت از ولایت فقیه، گفت: در واقع ما در این راستا حرکت کردهایم که بچههای حزباللهی و متدین، انسجام جدیتری داشته باشند و این گونه نباشد که در برخی از جلسات آنها را حساب نکنند. وی به مانند حسینیان بر صبغه فرهنگی و فکری این تشکل اشاره کرد و گفت: ما در راستای دفاع از ولایت و ارزشها و اصول حرکت میکنیم، ما به دنبال اصول و تعمیق اصول هستیم. آقاتهرانی در ادامه به شایعات و مطالبی که در مورد ایجاد این جبهه مطرح است، اشاره کرد و گفت: ما دیداری با آیتالله مهدوی کنی داشتیم از ایشان برای حضور در این جبهه دعوت کردیم. ایشان عذر داشتند نمیتوانستند حضور داشته باشند، ولی فرمودند که به دوستان خود بگویید که بر اصول وحدت داشته باشند، استراتژی ما نیز همین است و ما به صورت جدی بر اصول پایداری میکنیم. خاستگاه فکری جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفتمان اصیل سوم تیر 84 است در پایان این همایش بیانیه اعلام موجودیت جبهه پایداری توسط دکتر الهام قرائت شد که متن کامل آن در ادامه آمده ملت بزرگ و ولایتمدار ایران انقلاب اسلامی به رهبری نادره دوران، فقیه وارسته و عارف مجاهد حضرت امام خمینی (ره) از آغاز پیروزی تاکنون گرچه با چالشهای فراوانی مواجه بوده است اما جوهره اصیل و آسمانی آن در میان تمامی حوادث و فراز و نشیبها درخشش خود را روزافزون کرده است و اینک بیداری ملتها از جهان اسلام گرفته تا کشورهای غربی نمونهای از آن تلالو پرثمر است. این انقلاب اصیلترین نحله فکری است که در تقابل سنگین همه اندیشههای غیرالهی و مادی شرقی و غربی در میان امواج سهمگین تهاجمات سخت و نرم، پایداری و استحکام خود را به نمایش گذاشته است. انقلاب اسلامی، این کوکب درخشان هدایت، درصدد برچیدن سلطه مستکبران از ساحت دل و اندیشه انسانها و قطع سیطره متجاوزان از اموال و ثروتهای ملل مظلوم جهان است. ملت بزرگ ایران که در پرتو رهبری امام عظیمالشأن (ره) مفتخر به آفرینش چنین انقلاب سترگی است با عبور سرافرازانه از 8 سال جنگ تحمیلی گسترده و بیامان و مهمتر از آن قریب ربع قرن ایستادگی بر آرمانهای متعالی دفاع مقدس و تحمل همه سختیهای بعد از جنگ که کمتر از مقاومت در زمان جنگ نبوده و نیست، عمق وفاداری خود را به آرمانهای انقلاب اسلامی نشان دادهاند. بعد از ارتحال جانسوز امام که رضوان خداوند بر او باد، همه امید دشمن در شکست انقلاب با انتخاب قاطع و دقیق خلف صالح امام (ره) و استقرار رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ناکام ماند. معالوصف دشمن مستکبر و شیطانصفت با تهاجم گسترده و همه جانبه فرهنگی تلاش کرد که امکان اداره جامعه را بر اساس آموزههای اسلام ناب محمدی (ص) غیرممکن جلوه دهد و نظام مبتنی بر مردمسالاری دینی را شکست خورده و ناکارآمد معرفی کند و عدالت اسلامی را غیرقابل تحقق و مغایر با رشد و بالندگی اقتصادی و رفاه مناسب عموم مردم جلوهگر سازد. در آن دوران با اتخاذ برخی سیاستها، عدالت اسلامی در بستر توسعه مبتنی بر آموزههای غربی قربانی شد و شرایطی فراهم گردید که غلطیدن در آغوش سکولاریسم را شدت بخشید و با اقدامات برآمده از مدیریت تکنوکراتهای عموماً غربگرا و عدالتگریز، مطالبات واقعی امت و رهبر معظم انقلاب در تحقق عدالت اسلامی ناکام ماند. متعاقباً پس از 8 سال دوره اصلاحات آمریکایی، ملت ایران که فرصت عظیمی را از دست رفته یافت بار دیگر در 3 تیر 84 پرچمدار آرمانهای اسلام ناب محمدی شد و توانست با حضور پربصیرت خود گفتمان انقلاب اسلامی را که گفتمان خالص ملت بود به قدرت اجرایی بازگرداند و بازوان ولایت را در این عرصه تقویت کند و با نصرت ولی امر مسلمین به مطالبات 16 ساله در تحقق عدالت پاسخ امیدبخشی دهد. کارآمدی این گفتمان باعث شد تا بار دیگر دشمنان با یارگیری از عناصر بیبصیرت همه ظرفیت خود را برای بازگرداندن راه ملت از این حرکت و آرمان متعالی بسیج کنند. در 22 خرداد سال 88 ملت ایران با پیشتازی و مدیریت حکیمانه رهبر فقیه و بصیر خود قدرتمندانه بر آرمانهای اسلامی و انقلابی خویش ایستاد و مهر ناکامی بر کارنامه سیاه دشمن زد و در حماسههای 9 دی و 22 بهمن 88 به مثل میلیونها «عمار» با حضور پرشکوه و پرصلابت خویش دشمن توطئهگر را مأیوس و خواص بیبصیرت را رسوا و منزوی کردند. خواصی که با فراموشی اصول به تکیهگاه فتنه تبدیل شدند و یا با سکوت و اتخاذ مواضع غیر شفاف موجب تقویت و تداوم فتنه گردیدند. اکنون نیز ملت بزرگ و حماسهآفرین ایران اسلامی همزمان با تهدیدات بقایای فتنه در برابر جریان خطرناکی قرار گرفته است که قصد دارد این مسیر زلال و پرصلابت را به اندیشههای انحرافی آلوده کند. اندیشههایی که هیچ سنخیتی با آموزههای مکتب امام و شعارها و اهداف حماسههای 3 تیر و 9 دی ندارد و بستر را برای دوران ورشکستگان مطرود ملت و دشمنان دیرینه و قسم خورده انقلاب فراهم میسازد. این حرکت انحرافی و مطالبات ناسالم آن، نسخه بدل همان جریانی است که با سکوت و همراهی خود فتنهگران را یاری کرده و بعد از آن نیز به رغم تأکیدات صریح رهبر معظم انقلاب نه تنها جریان فتنه را محکوم ننموده بلکه هیچگاه مواضع خود را در برابر آن شفاف نساخته است. در چنین شرایطی سامان دادن جبهه پایداری انقلاب اسلامی تحت اشراف جمعی از فقیهان وارسته و آگاه به زمان جهت انسجام این ملت مخلص و ولایی که خاستگاه فکری خود را همان گفتمان اصیل سوم تیر 84 میداند امری ضروری و اجتنابناپذیر است. این جبهه فراتر از تفکرات حزبی و گروهی در کنار ملت فداکار، رشید و بصیر ایران اسلامی پاسدار آرمانهای انقلاب است و خود را متعهد به مبانی مکتب امام (ره) میداند که منبعث از فقاهت و عقلانیت رحمانی و آموزههای قرآنی اهل بیت است. جبهه پایداری انقلاب اسلامی وظیفه و مسئولیت خطیر خود را تلاش برای تداوم شاخصهای عمده این مکتب یعنی عقلانیت، معنویت و عدالت در حول محور ولایت میداند و به فضل و عنایت الهی همت خود را معطوف به پایداری از اصالت حرکت ملت در انقلاب اسلامی 57 که تجلی آن در حماسههای سال 84 و حضور 40 میلیونی سال 88 است خواهد نمود. بر این اساس شروع فعالیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی با شعار 3 شاخص مهم مکتب امام یعنی عقلانیت، معنویت و عدالت حول محور ولایت را اعلام میکنیم و کار خالص برای خدا و اطاعت از رهبری و صداقت را مردم را وجهه همت خویش قرار میدهیم و ضمن دعوت از همه عزیزان جهت همکاری در چارچوب مواضع اعلامی دست تمامی آحاد معتقد به این مبانی را با اخلاص و محبت و صمیمیت میفشاریم. |
|
| همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی/2 |
| ساعت ۱٠:٤٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری |
|
حسینیان: نمیگذاریم اصولگرایانی که در فتنه دشمن بازی کردند به مجلس بروند/ آقاتهرانی: آیاتعظام یزدی، مصباح و خوشوقت ما را یاری کردند
حجت الاسلامو المسلمین مرتضی آقاتهرانی، حجتالاسلام والمسلمین روحالله حسینیان و دکتر حدادعادل سه سخنران دیگر همایش امروز جبهه پایداری بودند. به گزارش رجانیوز، پس از قرائت قرآن کریم، حجتالاسلام والمسلمین آقاتهرانی با قرار گرفتن پشت تریبون، از قرائت آیات استقامت و پایداری توسط قاری قرآن حاج کریم منصوری تشکر و قدردانی کرد و اظهار داشت: فتح الفتوح از آن پایداران در مسیر ولایت است و ما همیشه در مسیر ولایت خواهیم بود.
وی گفت: بعد از سوم تیر سال 1384 گفتمان امام و رهبری توسط دولت نهم احیا و موجب شد مؤمنان و اهل تقوا بسیار خوشحال شوند و این بسیار ارزشمند بود. عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس ادامه داد: دولت در احیای ارزشهای اسلامی حرکت جدی داشت و پیام این حرکت به فرامرزهای ایران نیز اثرات زیادی گذاشت و با لطف خدا و زحمات عزیزان که در این مسیر استقامت کردند حرکتها ادامه پیدا کرد. آقاتهرانی بیان داشت: استکبارستیزی، احیای ارزشهای انقلاب و عدالتخواهی بار دیگر در نظام جمهوری اسلامی ایران به طور جدی مطرح شدند. اما در مقابل این جریان، جریانی به نام جریان فتنه در داخل کشور به راه افتاد و عدهای نیز از خارج آنها را کمک کردند و این باعث نگرانیها شد. در این دوران حساس فتنه برخیها سکوت کردند و برخیها نیز با فتنه بودند. اما عدهای نیز در مقابل آن فریاد زدند. این نماینده شورای اسلامی ادامه داد: رهبر معظم انقلاب در همین زمینه فرمودند که این زمان وقت سکوت و نشستن نیست. بنابراین هر کاری وقت خود را دارد لذا اگر آن کار در زمان خود انجام نشود فایدهای ندارد. به همین دلیل همه فریادها باید در زمان آن زده شود و اگر زمان آن بگذرد هیچ فایدهای ندارد. حجتالاسلام آقاتهرانی بیان داشت: حزباللهیها و شیعیان در زمانی دیر حرکت کردند و دیر جنبیدند و حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع) به شهادت رسیدند. لذا بعد از آن عدهای فریاد زدند و حرکت کردند اما دیر شده بود. وی ادامه داد: با این دغدغهها چند نفری از دوستان خدمت رهبر معظم انقلاب نامه کوتاهی دادند و در آن نامه برخی دغدغهها را قید کردند که رهبر معظم انقلاب در پاسخ نامه فرمودند این مطالب کوتاه و مبهم است. سخنان و دغدغههای خود را بلندتر بیان کنید. در ادامه نامه مفصلتر و بلندتری را به خدمت حضرت آقا تقدیم کردیم. بنابراین آقا اجازه دادند به محضرشان رسیده و مطالب خود را بیان کنیم. حجت الاسلام آقاتهرانی افزود: من خدمت حضرت آقا چند دقیقهای صحبت کردم و گفتم ما قبل از آنکه به مجلس برویم از آیتالله بهجت کسب تکلیف کرده بودیم و ایشان فرموده بودند "به مجلس بروید برای تحکیم خواستهای زعیم. خواستهای زعیم باید اجرا شود." ما برای همین امر به مجلس آمدیم. حضرت آقا در آن جلسه به هر کدام از ما یک انگشتری هدیه دادند.
وی افزود: در دیدار با آیتالله مصباح یزدی، استاد نکاتی را به ما گوشزد کردند و گفتند تشکل و نشست و برخاستهای خود را داشته باشید اما مبادا حزب تشکیل دهید. حجتالاسلام آقاتهرانی در خاتمه گفت: جبهه پایداری انقلاب اسلامی حضور در محضر علما را غنیمت میشمارد تا هیچگاه در مسیر ولایت اشکال و انحرافی ایجاد نشود. حسینیان: بی عشق خمینی و خامنهای عاشق مهدی شدن دروغی کلاهبردارانه است/ نمی گذاریم اصولگرایانی به مجلس بروند که در فتنه 88 در زمین دشمن بازی کردند در ادامه این همایش حجت الاسلام روحالله حسینیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: انقلاب اسلامی از بدو ظهور همواره با ریزشها و رویشها همراه بوده است اما آنچه بالنده و شتابنده به پیش رفته است، جوهره انقلاب اسلامی است.
وی با بیان اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی، اسلام ناب با اسلام آمریکایی، ملیگرایی و التقاط به چالش کشیده شد اظهار داشت: اما آنچه متولد شد نسلی با خلوص بیشتر و گرایش تودههای مسلمان به سمت و سوی اسلام ناب که در پیروزی آیتالله خامنهای به عنوان رئیس جمهور تبلور یافت. نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: 16 سال گرایشهای فن سالارانه و اندیشههای لیبرال منشانه و حاکمیت تکنوکراتها و سکولارها پیاپی این شجره طیبه را لرزاند اما نتوانست ریشه کن کند و ثمره این 16 سال حماسههای پی در پی همچون 22 خرداد و سوم تیر بود. حسینیان تاکید کرد: بعد از این حماسههای روئیده از رویشها دهه سوم انقلاب اسلامی بود دولتی از آن روئید که احیاگر گفتمان امام بود. دولتی که ساده زیستی را در رفتار و کم مصرفی در عمل و خدمت را در جهاد خود الگو قرار داد. وی با اشاره به دلیل رویگردانی مردم از اندیشههای غیر از اندیشه و گفتمان امام گفت: مردم قهر کرده از حاکمان اجرایی بار دیگر رو به سوی کارگزاران نظام نهادند و بار دیگر نظام اسلامی یک سرمایه بزرگ اجتماعی را کسب و جشن آشتیکنان ملت و دولت دل مردم رنجدیده را شاد کرد. وی خاطرنشان کرد: دولت برآمده از رویشهای جدید با احیای مجدد گفتمان امام بارها بینی ابرقدرتها رابه خاک مالید و مایه امید مستضعفان جهان و موجب غرور ملی شد. نماینده مردم تهران در مجلس در ادامه یادآور شد: این دولت برآمده از موج اسلامخواهی خواست سرخورده ملت بزرگ ایران را در مذاکرات هستهای عزتمدارانه به پیش برد و بار دیگر سرافرازی ملت را در پیروزیها، تکنولوژی به ارمغان آورد. حسینیان ادامه داد: این دولت با شعار عدالت در اولین اقدامات علوی خود دست امتیاز طلبان را قطع، عدالت جغرافیایی را در سر تاسر کشور حاکم کرد. وی انجام سفرهای استانی در دولت نهم و دهم را باعث امیدواری مردم انقلابی ایران به انقلاب عنوان و خاطرنشان کرد: در طی این اقدامات دولت رهبر معظم انقلاب که بسیاری از مطالبات مردم مدارانه خویش نائل آمد از همین رو این دولت را بیش از هر زمان دیگری مورد حمایت بیدریغ خود قرار داد. نماینده مردم تهران در مجلس با ابراز تاسف از تحلیلهای غیرواقعی در جریان انتصاب معاون اول و عزل وزیر اطلاعات ابراز داشت: در این حوادث مردم ولایتمدار با اموری غیرمنتظره روبرو شدند شوک آن روزها آنان را به بهت فرو برده بود. زنان و مردانی که برای پیروزی احمدینژاد از حیثیت خود آبرو گذاشته بودند، اینک خود را خلع سلاح شده و در مقابل طعم دشمنان و سرزنش دو چهرهگان مییافتند. بنابراین تحیر و سرگردانی، یاس و ناامیدی، دلهره و دلمردگی جامعه را فرا گرفت. وی ادامه داد: آنان که همه آرمانهای خود در احمدینژاد ولایی میدیدند اکنون تاب تاخیر در اجرای فرمان را نداشتند. یک خلاء عظیمی در بین نیروها کاملا مشهود بود. عدهای از همان همراهان که بار عظیم رسالت برآمده از حماسه سوم تیر را بر دوش داشتند، با این سؤال مواجه شدند که چیست یاران طریقت. بعد از این تدبیر ما؟ وی در ادامه سخنان خود یادآور شد: در اولین گردهمایی به این نتیجه رسیدند که حرکت خالص برآمده از گفتمان امام نه افرادند و نه متکی به اشخاصند. این حرکت به پیش خواهد رفت و این اشخاص هستند که خود را با این حرکت باید هماهنگ کنند و این حرکت تنها محتاج یک تعامل، هماهنگی و تشکر است. از همین رو با برخی از علمای ربانی به رایزنی نشستند و همگی بر ضرورت پر کردن این خلاء و ایجاد تشکلی غیرحزبی که به ساماندهی نیروها بپردازد، شهادت دادند. که در نتیجه این تشکل با مشورت علما جبهه پایداری انقلاب اسلامی نامگذاری شد. وی در تشریح دلیل نامگذاری این تشکل به نام جبهه پایداری انقلاب اسلامی یادآور شد: جبهه علامت پذیرش همه نیروهای ولایی و پایداری مظهر ماندگاری در خط رهبری و انقلاب اسلامی و اعتقاد به گفتمان امام و انقلاب است. حسینیان خط و مشی جبهه پایداری انقلاب اسلامی را برگرفته از اصول مکتب امام خمینی یعنی عقلانیت، معنویت و عدالت حول محور ولایت نام برد و اظهار داشت: معتقدیم که برای اداره امور کشور ،حل معضلات اقتصادی اجتماعی و سیاسی باید از بهترین برنامهها و ابزارها استفاده کنیم. وی با بیان اینکه ما برای رقابت اصولگرایان نیامدهایم تصریح کرد: اصولگرایان یک طیف وسیعی هستند با ظرفیتهای مختلف، تشکلهای گوناگون که هر کدام قسمتی از این طیف را تحت پوشش قرار میدهند و ما معتقدیم بخشی از این طیف و جریان فکری خاصی را تحت پوشش قرار خواهیم داد. وی افزود: ما رقیب اصولگرایان نیستیم بلکه مکمل گروههای برادر هستیم از این رو ما زیاران چشم یاری داشتیم و منتظر استقبال بودیم در حالی که دوستان را آماده بدرقه خود داشتیم و عدهای نیز مجلس فاتحه ما را تدارک میبینند با این حال ما دست دوستی به اصولگرایان دراز میکنیم و دست آنها میفشاریم بلکه بر دست هر دستی که برای عزت انقلاب، امام و رهبری و ملت مومن ایران دراز شود، بوسه میزنیم. نماینده مردم تهران در مجلس تاکید کرد: ما از خدای بزرگ برای خود صبوری میطلبیم تا اگر دست نوازش دوستان سیلی بر گونه راستمان نواخت گونه چپ را نیز به سویشان بگشاییم چرا که جنگ ما هرگز با خودیها نیست. حسینیان در ادامه سخنان خود با بیان اینکه از خدا خواستهایم در مقابل استکبار، استبداد و ضد انقلاب ذرهآی آرام نگیریم، گفت: ما از فتنهگران چه آنها که فتنه را رهبری و مدیریت کردند، چه آنهایی که میدان داری کردند و چه آنها که حمایت کردند و در خانه و دفتر با سران فتنه نشستند و آنان را تحریک کردند، و چه آنها که با سکوتشان حق و ولیشان را یاری نکردند و فتنه را خوار نکردند و چه آنهایی که روزی بر میخ کوبیدند و روزی بر نعل متنفریم و اعلام برائت میکنیم .بین آنها و ما خطی سرخ به رنگ خون تا قیامت کشیده شده است. وی همچنین با بیان اینکه ما از منحرفین برائت میجوئیم تصریح کرد: منحرفینی که با شعار ولایت به جنگ ولایت آمدهاند و معنویت را پرچمی در مقابل نیابت قرار دادند، از آنها برائت میجوییم. ما ولایت و عدالت را کمال رسالت و نبوت میدانیم و ولایت فقها را مرجعیت مهدویت و امتداد ولایت عصمت میشماریم. نماینده مردم تهران در مجلس خاطرنشان کرد: ما معتقدیم بی عشق خمینی و خامنهای عاشق مهدی شدن جز دروغی کلاهبردارانه نیست. پس این مدعیان دروغین را منحرف میدانیم و با آنان اعلان جنگ میکنیم. حسینیان وحدت با اصولگرایان را هدفی استراتژیک برای این جبهه عنوان و خاطرنشان کرد: ما ملاحظاتی داریم و مصریم به حرفمان اعتنا شود چرا که وحدت اصولگرایان نباید بهانهای برای اصولگرایی باشد. وی ادامه داد: نقش دادن مردودین در مرکز اصولگرایان برای ما پذیرفتنی نیست نه توجیه اشتباه میپذیریم و نه توجیه توبه را. ما نمیتوانیم این سرنوشت انقلاب وملت را به دست اشتباه کاران یا بیبصیرتانی بسپاریم که در لحظات حساس به آرمانهای انقلاب پشت میکنند. وی تاکید کرد: ما به خود اجازه نمیدهیم بار دیگر با نان اصولگرایی افرادی به مجلس بروند که در فتنه 88 در زمین دشمن بازی کردند و انقلاب اسلامی را متهم کردند. نماینده مردم تهران در مجلس در پایان اظهار داشت: ما نمیتوانیم تن به محوریت کسانی بدهیم که بیتالمال را به جیب فتنه گران ریختند و سر بزنگاه حساس در مقابل رهبری ایستادند بنابر این تاکید میکنیم استراتژی ما وحدت اصولگرایان با حفظ اصول و ارزشهای اصولگرایی است. حداد عادل: فرق اصولگرایان با غیراصولگرایان در اعتماد آنها به روحانیت است در ادامه این همایش، غلامعلی حدادعادل رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی اظهار داشت: ما امروز شاهد تولد یک تشکل جدید در انقلاب اسلامی هستیم؛ تشکلی که ریشههای آن در سه دهه قبل موجود بود و امروز تبلور و بروز پیدا کرده است.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه خوب است که قدری درباره محاسن و معایب وجود تشکلها در انقلاب تأمل کنیم، ادامه داد: اگر خدایی نکرده هدف ما این باشد که دور هم جمع شویم و تنها به فکر رسیدن به قدرت و یا باقیماندن بر مسند حکومت باشیم تشکل ما خیر و برکت نخواهد داشت. حدادعادل اظهار داشت: اگر تشکلی به وجود آید برای آنکه تنها یک عده از دوستان هوای هم را داشته باشند و مسئولیتها را بین خود تقسیم کنند قطعا این تشکل به سود انقلاب نخواهد بود. نماینده مردم تهران گفت: اگر تشکلی ایجاد کنیم و هر وقت اسم کسی به میان میآید بپرسیم که آیا فلان فرد را میشناسیم و زمانی که آن شخص نشناختیم نسبت به او بدبین هستیم؛ چنین تشکلی در خدمت انقلاب نخواهد بود. حدادعادل افزود: وجود تشکل در اصل برای انقلاب ضرورت دارد؛ تشکل قبل از انقلاب برای پیروزی و بعد از انقلاب برای اداره کشور لازم است. وی با بیان اینکه کار تشکلها برای سرنگونی حکومت آسانتر از اداره حکومت است، گفت: یک مدار الکتریکی برای اینکه قطع باشد کافی است که یک جای آن قطع شود. ولی برای اینکه این مدار کار کند باید تمام اتصالهای آن برقرار باشد. حدادعادل ادامه داد:در مجلس 290 نماینده وجود دارد و اگر قرار باشد هرکدام از این افراد بدون همراهی دیگران در رأیگیری شرکت کنند نتیجه آن معلوم است. وی با تأکید بر اینکه مباحث مطرح شده در مجلس باید دارای عقبه باشد گفت: ما فقدان عقبههای تشکیلاتی در مجلس را حس میکنیم. البته این مسئله در قوه مجریه هم وجود دارد. حدادعادل اظهار داشت: ما امتحانی را در سال جاری پیش رو داریم و این امتحان انتخابات دوره نهم مجلس است. وی افزود: در انتخابات آینده اصولگرایان باید وحدت داشته باشند و انشاءالله این وحدت حاصل خواهد شد. رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در بخش دیگری از سخنانش خاطرنشان کرد: چند ماه پیش جلسهای در دفتر رئیس جمهور و به دعوت وی تشکیل شد که در این جلسه بیش از 20 نفر از چهرههای اصولگرا حضور داشتند؛ در این جلسه افراد از وحدت میان اصولگرایان سخن گفتند و رئیسجمهور هم پیشنهاد داد که بنده و آقای ولایتی و آقای عسگراولادی ساز و کار وحدت اصولگرایان را دنبال کنیم. که البته بعد از این جلسه ما سه نفر مباحث مختلفی در این زمینه داشتیم. حدادعادل اظهار داشت: بعد از اتفاقاتی که در سال 90 رخ داد مسیر گذشته برای وحدت اصولگرایان دیگر قابل تعقیب نبود. بر این اساس ما سه نفر هم میتوانستیم کار خود را خاتمه دهیم و هم اینکه کارمان را ادامه دهیم. لذا جلسهای تشکیل دادیم و گفتیم که اگر وظیفهای بر دوش ما است باید آن را به سرانجام برسانیم. لذا تلاشمان را برای وحدت اصولگرایان ادامه دادیم. نماینده مردم تهران افزود: برای وحدت حداکثری میان اصولگرایان در محضر آیتالله مهدوی کنی و آیتالله یزدی جلساتی تشکیل شد و بنا شد که با تجربه نسبتاً موفق اصولگرایان در مجلس هفتم و هشتم ساز و کاری برای مجلس آینده در نظر گرفته شود. حدادعادل گفت که جبهه پایداری در جریان وحدت اصولگرایان حضور خواهد داشت و به بنای مجموعه اصولگرایان خواهد افزود. وی افزود: لازمه وحدت تأکید بر حفظ اصول است اما ما اتحادهایی را هم دیدهایم که به دلایل سلبی عدهای دور هم جمع شدهاند؛ مثلا در دوره اصلاحات مشاهده کردیم که افراد هیچ تعریف واحدی از اصلاح طلبی نداشتند و وجه جامعه آنها یک امر سلبی یعنی مخالفت با یک جریان بود و آنها به همین دلیل دور هم جمع شده بودند. حدادعادل گفت: اصلاحطلبان به محض اینکه به پیروزی رسیدند اختلافات درونیشان بروز پیدا کرد. وی با بیان اینکه لازمه وحدت داشتن اصول است گفت: اختلاف سلیقه قطعاً همه جا وجود دارد حتی افراد در یک خانواده هم با هم اختلاف سلیقه دارند. وی با تأکید بر این نکته که ما باید سلایق یکدیگر را بشناسیم و اختلاف سلایق را تحمل کنیم ادامه داد: مهمترین نکته در مسئله وحدت این است که اصول محترم شمرده شوند. نماینده مردم تهران اظهار داشت: اگر به جایی رسیدیم که قصد کردیم انشعاب کنیم آن موقع باید به این سؤال پاسخ دهیم که چه میدهیم و چه میگیریم؛ اگر دیدیم انشعاب ما باعث میشود که هم ما شکست بخوریم و هم آنهایی که با ما اختلاف سلیقه دارند شکست بخورند نباید انشعاب کنیم. حدادعادل با بیان اینکه لازمه وحدت این است که قدری همدیگر را تحمل کنیم گفت: در انتخابات آتی نباید تابع قانون "همه یا هیچ " باشیم یعنی نگوییم یا اینکه باید همه شرایط ما قبول شود و یا اینکه ما نیستیم. رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: همه عناصر اصولگرا با در نظر گرفتن خطر تفرقه باید همدیگر را تحمل کنند. وی ارتباطات اصولگرایان، روحانیت و مرجعیت را نکته مهمی ارزیابی کرد و گفت: امام خمینی (ره) که پرچمدار انقلاب ما بود پرورده شده توسط حوزه علمیه است. وی افزود: فرق اصولگرایان با غیراصولگرایان در ارتباط، احترام و اعتماد آنها به روحانیت است. نماینده مردم تهران ادامه داد: در وحدتی که ما پیش رو داریم باید بحث ارتباط با روحانیت را آموزه و نصبالعین خود قرار دهیم. وی در بخش دیگری از سخنانش به تحولات کشورهای اسلامی اشاره کرد و گفت: در شرایط فعلی ما باید اوضاع منطقه را در نظر بگیریم، امروز جهان اسلام به ندای امام (ره) در 32 سال پیش و رهنمودهای رهبری در 22 سال اخیر پاسخ میدهد. حدادعادل اظهار داشت: امروز بازتاب سخنان امام خمینی (ره) را در جهان اسلام میشنویم و حضور انقلاب اسلامی امروز در همه جا مشهود است. وی ادامه داد: نباید پیروزی حزبالله در جنگ 33 روزه و تأثیر آن بر تفکر ملتهای مسلمان را فراموش کنیم. نماینده مردم تهران جمهوری اسلامی را کانون نهضتهای بیداری در جهان دانست و گفت: باید تلاش کنیم که جریانهای مخالف این نهضتها به قدرت نرسند و پایگاه اصلی این انقلابها دچار ضعف نشود. وی تأکید کرد: ما امروز برای حفظ وحدت فقط در داخل کشور مسئول نیستیم بلکه باید به وحدت در سطح جهان اسلام فکر کنیم. حدادعادل در پایان سخنانش گفت که هرگز نباید مسائل و مشکلات دوران اصلاحات را فراموش کنیم و همچنین نباید از پیروزیهای گذشته مغرور شویم. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

به گزارش
اصرار سایت نزدیک به قالیباف برای انتشار اخبار کذب علیه جبهه پایداری به نقل از نمایندگان مجلس و شخصیتهای موجه جریان اصولگرا بهجایی رسیده که تنها در طی یک هفته اخیر دو تکذیبیه در قبال اظهارات منتشر شده از قول آنها منتشر شده است.


حسین صفارهرندی معتقد هستند که 
همگرایی اصولگرایی را چگونه میبینید؟"، میگوید:
غلامعلی حدادعادل عضو گروه هفت نفره کمیته موسوم به 8+7 برای وحدت اصولگرایان نظر شخصی خود را مخالفت با حضور نمایندگان اشخاص (لاریجانی و قالیباف) در کمیته وحدت اصولگرایان عنوان و در عین حال خاطرنشان کرد که صرفاً بهدلیل نظر آیتالله مهدویکنی از نظر خود صرفنظر کرده است.
صادق محصولی عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز پنجشنبه میهمان دومین جلسه از سلسله نشستهای "نقد واقع بینانه، عدالت سیاسی، انتخابات مجلس" بود که اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار کرد.







دفتر پژوهشهای فرهنگی مؤسسه امام خمینی در کرمان بهطور تفصیلی در مورد ویژگیهای هر یک از مجالس هشتگانه بعد از انقلاب، نکاتی را بیان کرده بود، امروز به دانشگاه شیراز رفت و در اجلاس سالانه انجمنهای اسلامی مستقل دانشجویان، عمده بحث خود را بر مطالبات از مجلس و نظارت بر آن متمرکز کرد.


روزنامه منسوب به قالیباف شهردار تهران که "تخریب جبهه پایداری" بهعنوان وظیفه روزانهاش تعریف شده است، امروز در ادامه پیگیری مأموریت سازمانی، اقدام به درج گزارش- گفتوگویی کرد که حاوی توهینهای صریح به آیتالله مصباح یزدی است.

روزنامه تهران امروز از سری رسانههای پرشمار نزدیک به شهردار تهران که حمله به جبهه پایداری را جزو وظایف روزانه خود تعریف کرده است، امروز در صفحه یک خود با انتخاب تیتر "هجمه به آیتالله مهدویکنی" خواب توهین به دبیرکل جامعه روحانیت را دید.







جبهه پایداری انقلاب اسلامی که اولین بیانیه خود را سه هفته قبل در همایش اعلام موجودیت منتشر کرده بود، امروز در دومین بیانیه، به تبیین موضع خود در قبال مسائل جاری اعم از اینکه اعضای جبهه پایداری چه کسانی هستند، پرداختن و ورود زودهنگام به مسائل انتخاباتی، وحدت، ویژهنامه روزنامه جریان انحرافی و روز قدس پرداخت.
دکتر کامران باقری لنکرانی با ارسال تکذیبیهای به خبرسازی روز گذشته برخی از سایتهای بینام و نشان واکنش نشان داد.
پس از آنکه بهدنبال اعلام موجودیت جبهه پایداری و مشخص شدن عقبه و پایگاه اجتماعی وسیع این جبهه، برخی از جریانها اقدام به خبرسازیهای محفلی کرده بودند، در نهایت یکی از این خبرها سر از یک سایت خبری درآورد.
جبهه پایداری انقلاب اسلامی هفته گذشته در حالی اعلام موجودیت کرد که بر سه موضوع تبعیت از ولایت و مرزبندی با جریانهای فتنه و انحرافی تأکید ویژهای دارد. این جبهه همچنین تصریح میکند که خواص مردود و ساکتین در فتنه 88 که نمره قبولی در این آزمون مهم نگرفتند، صلاحیت حضور در مرکزیت تصمیمگیری برای اصولگرایان را ندارند.



دادیم تعلقات این گروه به ارزشهای اسلام و پایبندی آنها به ارزشهای انقلاب بیش از دیگران است و این نباید جای هیچ توهم و انحرافی باشد.




آیا اینکه این جبهه بعد از انتخابات نیز کارش را ادامه خواهد داد یا نه گفت: اعتقاد ما این است که این جبهه به عنوان یک تاسیسات یا تشکیلات جدید اصولگرا نیست و ما اعتقاد داریم که 
است:




