| تحلیل شریعتمداری از تحولات جریان انحرافی |
| ساعت ۱:٥٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، حسین شریعتمداری ، مقالات |
|
حماسه اخیر پیام کوبنده ای برای جریان انحرافی نیز داشت که با بهره گیری انگل گونه از رانت های ثروت- بخوانید بیت المال- و قدرت، هر از چندگاه با حاشیه سازی های سفارشی، به دشمنان امید از دست داده بیرونی و اصحاب از نفس افتاده فتنه ۸۸، تنفس مصنوعی می دادند. |
|
| احمدی نژاد: خدا مزدی به مشائی دهد که همه متحیر شوند |
| ساعت ٢:۱۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی |
|
او همچون شهید بهشتی مظلوم است و شک ندارم خداوند مزد مظلومیت او را طوری خواهد داد که همه متحیر خواهند شد. مشرق: دکتر احمدی نژاد در اجلاس استانداران سراسر کشور با انتقاد شدید از منتقدان جریان انحرافی گفته است؛ ۲۵ سال است که مشایی را می شناسم و در این مدت نماز شبش ترک نشده، او همچون شهید بهشتی مظلوم است و شک ندارم خداوند مزد مظلومیت او را طوری خواهد داد که همه متحیر خواهند شد. |
|
| قرارگاه عمار عضو جبهه پایداری نیست |
| ساعت ۱:٤٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، جریان انحرافی ، اصلاح طلبان |
|
جریان اصلاحات و جریان انحرافی در بخش غیرخودی آبشخور یکسانی دارند. غیرخودی یعنی کسی که از دشمن خط میگیرد، بنابراین او دشمن اصلی است، چون در جریان انحرافی هم مثل جریان اصلاحات دو بخش داریم، یکی منحرف بازی خورده و دیگری منحرف. منحرف یعنی کسی که اساساً برای انحراف آمده. بازی خورده یعنی کسی که منحرفش کردهاند و باید او را بیاورید داخل جاده... حجت الاسلام و المسلمین مهدی طائب از جمله مدرسین حوزه است که در عرصه سیاست هم شناخته شده است. علاوه بر تدریس در قم، سخنرانی در اقصی نقاط کشور با هدف جریان شناسی در موضوعات مختلف روز از جمله فعالیت های وی است. نام او در سال های قبل به عنوان عضو موسس و شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب و اخیرا نیز به عنوان رییس قرارگاه عمار - که البته دومی بر خلاف نامش نهادی نظامی نیست – مطرح شد. اما او بر خلاف دیگر فعالان سیاسی نگاه دیگری به این عضویت ها دارد.
به گزارش شفاف، ابعاد مختلف انتخابات مجلس نهم، ترکیب حاضران در عرصه این انتخابات و وحدت اصولگرایان از مهمترین بخش های گفت و گو با مهدی طائب با هفته نامه شما است. گزیده ای از این گفتگو به شرح زیر است: ![]() *در کشور ما برخلاف تقریباً تمام کشورهای دیگر، انتخابات خیلی به نظام و مردم گره خورده، یعنی در اینجا انتخابات، واقعی و صددرصدی است. در انتخابات اینجا ممکن است احزاب در به میدان آوردن مردم نقش داشته باشند، ولی در اصل انتخابات نقش ندارند. در انتخابات اینجا ممکن است اقدامات مسئولین در به میدان آوردن مردم، مؤثر باشد، ولی مسئولین در اصل انتخابات دخالتی ندارند. در اینجا انتخابات صددرصد مردمی است. مردم رأی خودشان را مستقیماً در صندوق میاندازند و شمارش میشود.در ایران انتخابات صددرصد مردمی است. وقتی که مردمی باشد، یعنی این نظام توسط مردم حفظ میشود و ممکن است توسط مردم هم از بین برود، یعنی اگر مردم از این نظام روی گردان بشوند، دیگر این نظام باقی نمیماند. *دشمن هنگامی اقدام میکند که جرئت داشته باشد. میگویند فلانی جرئت اقدام ندارد، یعنی ترسیده است. بنابراین در اینجا میتوانیم اصلی را به دست بیاوریم. هرگاه ما در برابر دشمن آماده و هوشیار باشیم، او اقدام نمیکند، هرگاه غافل باشیم، او اقدام میکند. *غیرخودی کسی است که با دشمن مرتبط است، گرچه گاهی بیاید و در پازل خودیها بازی کند. ما باید این تعاریف را حفظ کنیم، بنابراین اگر میگوییم دشمن، داخلیها کوچکتر از این حرفها هستند که ما آنها را دشمن حساب کنیم. ما طیفی از استکبار جهانی را در برابر خود داریم.لکن در آن تعبیر خودی و غیرخودی بیاییم داخل. اولاً تعبیر اصلاحطلبها غلط است. همیشه بگویید مدعیان اصلاحات، چون اصلاحطلب واقعی، مقام معظم رهبری است. انبیا مصلحین هستند، اولیای الهی مصلحین هستند. *اگر در یک جایی مردم در مورد شناخت دشمن دچار ناکامی بشوند، تقصیرش به گردن کسانی است که متصدی معرفی دشمن بودهاند، یعنی سیستمهای امنیتی و نظارتی. آنها که نمیخواهند بهجای مردم تصمیم بگیرند، بلکه میخواهند به مردم آگاهی بدهند، یعنی سیستم امنیتی در ایران وظیفهاش این نیست که بیاید و بهجای مردم رأی در صندوق بیندازد، بلکه وظیفهاش این است که بیاید و به مردم بگوید که این دشمن است و حق شرکت در انتخابات را ندارد، فلانجا جاسوسی کرده، فلانجا با آمریکاییها ارتباط گرفته، در فرانسه با فلان آقای یهودی جلسه گذاشته، با دشمن ارتباط دارد. * به اعتقاد من در این انتخابات اصولگرایان به بهترین نقطه وحدت و معرفی خیرخواهانه به مردم حضور پیدا خواهند کرد، گرچه طرف مقابل بهگونهای نیست که انتخابات، دوقطبی شود. گروههای دیگری هستند و میآیند و افرادی را معرفی میکنند و جریان انتخابات در این دوره، جریان واقعاً متنوعی خواهد بود. آن جریان اصولگرایی که مردم به معرفیهای آنها اطمینان دارند، به اعتقاد من در این دوره در اوج همگرایی و همسویی با هم انشاءالله وارد میدان میشود. * جریان اصلاحات و جریان انحرافی در بخش غیرخودی آبشخور یکسانی دارند. غیرخودی یعنی کسی که از دشمن خط میگیرد، بنابراین او دشمن اصلی است، چون در جریان انحرافی هم مثل جریان اصلاحات دو بخش داریم، یکی منحرف بازی خورده و دیگری منحرف. منحرف یعنی کسی که اساساً برای انحراف آمده. بازی خورده یعنی کسی که منحرفش کردهاند و باید او را بیاورید داخل جاده. جریان انحرافی هم مثل جریان اصلاحات، یک خودی دارد و یک غیرخودی. آبشخور غیرخودیهای هر دو جریان یکی است و در یک روزی هم علیالاجبار و به اقتضای زمینه کار، یگانه بودنشان را نشان خواهند داد تا بیایند و متحد شوند و وارد میدان شوند.
* من نمیخواهم بگویم تمام کسانی که تحت عنوان اصولگرا به میدان میآیند، اصولگرای واقعی هستند. خیر، من دارم روی مفهوم صحبت میکنم، چون اصولگرا کسی است که به اصول پایبند است. فلسفه، منطق و حکمت در اصول است. در انحراف که فلسفه و حکمت و منطقی وجود ندارد. انحراف و ادعای اصلاحات یعنی دروغ. اصلاحات حق است، اصلاحات یعنی اصولگرایی، یعنی عمل به قرآن، اما ادعای اصلاحات یعنی چه؟ یعنی پوششی از کلمه اصلاحات و زیر این پوشش هرچه تخریب است انجام بدهید. تخریب که اصول و فلسفه و حکمت ندارد. *اگر با توجه به سه اصلی که اصولگرایانی که 1) مورد قبول مجامع علمی و الهی ما هستند و 2) در جریان امور، بصیرتهای لازم را از خود نشان دادهاند و 3) ارتباطشان با اقشار مختلف مردم، ثابت شده است، 7+8 بسته شود، آن اطمینان و طیب خاطر و علقه متن جامعه را میتواند بهخوبی جذب کند و تلاش هم بر این است که به این سه وضعیت یعنی جنبه علمی و الهی، بصیر بودن و ارتباط با مردم تأمین شود. چون به هر تقدیر خود اصولگرایی هم که یک طیف واحد نیست و صفر تا صدی دارد. اصولگرایی از صفر شروع میشود و بالا میرود تا میرسد به صد که رهبر معظم انقلاب هستند. همه شاخصها باید به سمت ایشان باشد. کسانی که شاخص آنها بیش از همه به رهبری نزدیک است و از نظر علمی و بصیرتی به ایشان نزدیکتر هستند، معتمدترین آدمها هستند و ارتباط مردم با آنها هم از همه بیشتر است.
*مقام معظم رهبری و امام هم فرمودند شاخص و میزان، حال فعلی افراد است، یعنی توبه را هم باید قبول کنیم. تمام این آقایانی که اسم بردید و هر کس دیگری، اگر در مقطعی از کسی حمایت کردهاند، باید به آن مقطع مراجعه کنیم و ببینیم این آقا خودیِ بازی خورده بوده یا دشمن خودینما. اگر خودی بازی خورده بوده، هر موقع که از بازی بیاید این طرف، میشود خودی، اما اگر دشمن بوده، هزاران بار هم که در میان خودیها اقدامی کرده باشد، دشمن و غیرخودی است، پس میزان، حال فعلی است. * برای اینکه کسی وارد 7+8 بشود یا نشود، میزان حال فعلی افراد است. باید ببینید در حال حاضر با شاخصهایی که مقام معظم رهبری گفتهاند انطباق دارد یا نه؟ اگر انطباق دارد، راه بدهید، اگر ندارد بگویید برود بیرون. او هم اگر اصولگراست، بپذیرد. برای مثال راجع به فلان آقا بحث است که آیا ایشان در 7+8 بیاید یا نیاید؟ چرا؟ بحثشان این است که آقا جایگاه اجتماعی شما چقدر است؟ خب! بگو نمیآیم. اینکه من اصرار داشته باشم بیایم، اصولگرایی را خدشهدار میکند، چون حرف اول اصولگرایی این است که «ان تقوموا الله» باشد و انسان برای خدا کار کند. *به عنوان کسی که در قرارگاه عمار یک اسمی برایش گذاشتهاند، میدانم که قرارگاه عمار تا اینجا این تصمیم را گرفته که در خدمت همه اصولگرایان باشد، اما فعلاً نام هیچ تابلویی روی قرارگاه عمار نیاید. قرارگاه عمار همه اینها را اصولگرا میداند، اما جزو جبهه پایداری نیست و فراتر از آن هست. به عبارت دیگر فعلاً قرارگاه عمار باید مواضع را تبیین کند، نه تعیین مصداق. قرارگاه عمار الان بصیرتدهی در جهت مواضع و مفاهیم را به عهده دارد.جبهه پایداری به عنوان یک جبهه مطرح شد که متشکل از گروههای متعددی است و گفتند ما حزب نیستیم و اعلام شد که یکی از ارکان آن قرارگاه عمار است. *اگر در رسانهها اعلام کردهاند، اشتباه بوده است. خود جبهه پایداری چنین چیزی را نگفتند و نگفتند که قرارگاه عمار جزو ماست. اگر گفته شده، فردی گفته و ایشان هم شاید برداشتش این بوده که به هر تقدیر کسانی که در قرارگاه عمار هستند، حضرت آیتالله مصباح را قبول دارند، پس لاجرم جزو جبهه پایداری هستند. *قرارگاه عمار به عنوان قرارگاه عمار اصلاً در جریان تأسیس این جبهه پایداری نبوده، هر چند ممکن است افرادی از این قرارگاه جزو آقایان باشند. آقایان هم برای ما قابل احترامند. ما به عنوان قرارگاه عمار جزو مؤتلفه نیستیم. جزو 7+8 هم نیستیم، یعنی شما بزرگترین و فراگیرترین را به عنوان 7+8 تشکیل دادهاید، ولی قرارگاه عمار در آن نیست. چرا؟ چون قرارگاه عمار قرار نیست مصداقی وارد شود. ما آن روزی که قرارگاه عمار را ایجاد کردیم، بهطور ضمنی بین دوستان شرطی گذاشتیم که هر کس در قرارگاه عمار هست کاندیدا نشود. هر وقت خواست کاندیدا شود، از قرارگاه خدحافظی کند و بعد برود که این شائبه پیش نیاید که این جریان قرار است قدرت را برای خودش یا فرد دیگری قبضه کند. قرارگاه عمار مجموعه کسانی است که وظیفه خود را دادن بصیرت به جامعه میداند. فعلاً هم وارد این عرصهها نمیشود. نمیگویم که هرگز از بصیرت به مصداق وارد نمیشویم. هر جا احساس کنیم باید بصیرتدهی کنیم، میآییم، اما فعلاً تصمیم قرارگاه بر این است که مواضع و مفاهیم توضیح داده شوند، نه مصادیق. |
|
| فرار به جلو به سبک سربازان اسفندیار |
| ساعت ۱:٤٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
با پروژه تخریبی علیه شهرداری فاز اول افشاگری های مضحک جریان انحرافی کلید خورد سوال را با سوال جواب دادن مدتی است که دربین حلقه یاران دکتر احمدینژاد رواج یافته است. این شیوهای است که با کمک آن به سادگی میتوان افکار عمومی را از انحرافات و اشتباهات دور کرد و برای مدتی آنها را سرگرم کرد تا شاید مسائل اصلی فراموش شود و یا حداقل زمان ایجاد میکند تا مقداری به کارها سر و سامان داده شود و انتقادات فروکش کند ... شفاف: سوال را با سوال جواب دادن مدتی است که دربین حلقه یاران دکتر احمدینژاد رواج یافته است. این شیوهای است که با کمک آن به سادگی میتوان افکار عمومی را از انحرافات و اشتباهات دور کرد و برای مدتی آنها را سرگرم کرد تا شاید مسائل اصلی فراموش شود و یا حداقل زمان ایجاد میکند تا مقداری به کارها سر و سامان داده شود و انتقادات فروکش کند.
اخیرا نیز با رسانهای شدن وقوع اختلاس ۳هزار میلیاردی، حجم عظیمی از انتقادات و سوالات به سوی دولت مردان روان شده است. سوالاتی که با سفر دکتر احمدینژاد به نیویورک، پاسخی به آنها داده نشد و دولتیها و طرفدارانشان هم نسبت به این اتفاق که شوک بزرگی را به افکار عمومی وارد کرد، سکوت کردهاند و حال این ساکتین اختلاس، کسانی که در برابر دزدی این حجم عظیم از بیت المال سکوت کردهاند، سعی دارند اتهامات مالی خود را به شهرداری تهران برگردانند. البته به نظر میرسد این مطلب، شروع پروژهای است که جریان انحرافی پیش از این وعده آغاز آن را داده بود و اعلام کرده بود به زودی اسنادی درباره مسائل اقتصادی رو خواهد کرد! همین چند روز پیش بود که محمد جعفر بهداد معاون سیاسی دفتر رییس جمهور طی یادداشتی در روزنامه ایران، از افشاگری احمدینژاد در آینده نزدیک خبر داد و به نظر میرسد بالاخره افشاگریها آغاز شده است اما این به قول بهداد افشاگریها اگر به این شکل ادامه داشته باشد، بیش از آنکه این ارگان دولتی مدعی شده، بیسند و مدرک است! ارگان جریان انحرافی که زیر نظر سرباز اسفندیار رحیم مشایی یعنی علی اکبر جوانفکر اداره میشود، امروز در گزارشی شهرداری تهران را متهم به اختلال در بازار ارز و طلا کرد. روزنامه ایران در مطلبی با عنوان «اخلال در بازار طلا و بورس با سوء استفاده از منابع شهرداری تهران» مدعی شده که تغییرات قیمت طلا در داخل کشور متأثر از تحرکات داخلی برخی جریانهای اقتصادی در شهرداری تهران بوده است که تا حد زیادی بر بازار داخلی قیمت سکه و طلا اثرگذاشته است! ادعایی پوچ که از نظر کارشناسان اقتصادی که تحولات اخیر بازار طلا و ارز را دنبال میکنند، خنده دار به نظر میرسد. بسیاری از کارشناسان از مدتها پیش به نقش برخی مراکز خاص دولتی در افزایش نرخ دلار و سکه اشاره کرده بودند و هشدار داده بودند که ایجاد شائبه تامین منابع مالی هدفمندی یارانهها از محل افزایش نرخ ارز اقدامی غیر اصولی است. حتی در بسیاری از موارد به نقدینگی بدون پشتوانه نیز اشاره شده بود که مجال پرداختن به آن نیست اما نکته مهم و اساسی اینجاست که به نظر میرسد باند بزرگ جریان انحرافی که دولت را در سیطره خود دارد به دنبال سرپوشی برای انحرافات اقتصادی- سیاسی و فرهنگی خود است، سعی دارد اذهان افکار عمومی را از انحرافات دولتیها دور کند. سوالهای بسیاری درباره جریان انحرافی، اختلاس ۳هزار میلیاردی، ۱۲ هزار میلیارد مازاد درآمد نفتی، قاچاق عتیقه، استقراض ۵ هزار میلیارد از بانک مرکزی برای پرداخت یارانه، آمارهای اقتصادی ضد و نقیض مانند نرخ تورم و نرخ بیکاری و اعلام نکردن رشد اقتصادی، وضعیت سهام عدالت و... از دولت مطرح است که هنوز به هیچ از آنها پاسخ قانع کنندهای داده نشده است. هنوز مشخص نشده، چرا با وجود مشخص شدن انحرافات حلقهای از یاران دولت، آنها هنوز در بدنه دولت و پستهای کلیدی مشغول فعالیت هستند؟ هنوز پاسخی برای تخلفات اقتصادی جریان انحرافی که بخشهایی از آن رسانهای شد، از سوی دولتیها ارائه نشده است مثلا هنوز مشخص نیست نقش جریان انحرافی در قاچاق عتیقه چه بوده است و داستانی که اخیراً درباره قاچاق عتیقه حتی در سرمقاله روزنامه کیهان مطرح شد دقیقاً چه بوده، چه زوایایی دارد و چگونه کسانی که دم از فرهنگ و تمدن ایرانی میزنند در قاچاق نمادهای فرهنگی به خارج کشور دست داشتهاند؟ هنوز سوالاتی بسیاری درباره اختلاس ۳ هزار میلیاردی و نقش سربازان اسفندیار در آن بیپاسخ مانده و معلوم نیست چگونه فردی توانسته است بدون پشتوانه دولتی این مبلغ عظیم را از بانکهای دولتی کشور اختلاس کند؟ چگونه مرجع این اختلاس بانکی است که مدیر عامل آن وزیر سابق کار دولت آقای احمدینژاد است؟ چرا نامههایی با سربرگ دفتر رئیس جمهور و امضای رئیس دفتر ایشان در حمایت از این گروه اختلاس گر صادر شده است؟ این حامیان اختلاس از دفتر رئیس جمهور تا چه حد در این اختلاس دست داشتهاند و اصلا برنامه ریزی این اختلاس با این حجم مالی کار چه جریانی یا افرادی بوده است؟هنوز ابهامات مردم درباره ثروت صادق محصولی رفع نشده است! هنوز مشخص نیست دلیل تناقضات آمارهای اقتصادی مانند نرخ تورم و نرخ بیکاری چیست؟ و مهمتر اینکه هنوز تکلیف ۱۲ هزار میلیارد مازاد درآمد نفتی مشخص نشده نشده است، درآمدی که باید طبق وعدههای انتخاباتی دکتر احمدینژاد سر سفرههای مردم میرفت اما هنوز خبری از آن نیست که نیست! آنچه مسلم است، سوالهای بیپاسخ زیادی درباره مسائل اقتصادی و مالی و حتی فرهنگی و سیاسی از دولت مردان، بیپاسخ مانده است. سوالهایی که یا با سوال پاسخ داده شدهاند یا در بر ابر آنها سکوت شده است. به نظر میرسد با بالا رفتن حجم انتقادات، سربازان اسفندیار عزم خود را برای پیاده کردن پروژه جدید خود عزم کردهاند تا از این طریق نظر افکار عمومی را به سوی شهرداری تهران و سایر نهادهای غیر دولتی متمرکز کنند. البته این اولین باری نیست که اتهامات خنده دار به شهرداری تهران زده میشود مثلا پیش از این نیز روزنامه تریبون اسفندیار، مدعی شده بود، شهرداری برای درآمد زایی پل عابر پیاده میسازد نه برای رفاه مردم! این روزنامه در بخشی از این گزارش آورده بود: «به نظر میرسد هدف از احداث پل عابر پیاده بیشتر به نفع درآمدزایی مدیران شهری است تا راحتی عابر پیاده، چون استانداردهای مناسب در آن اعمال نشده است. وقتی عابر پیاده به حقوق شهروندی احترام میگذارد و از پل عبور میکند خود را در ارتفاع بالا محصور میبیند و حتی حق دیدن اطراف را ندارد. این امر سبب میشود که پلها بلااستفاده شوند و تنها عده معدودی از آن استفاده کنند.» در هر حال، نکتهای که سربازان اسفندیار تا به حال نسبت به آن بیتفاوت بودهاند و آن را دست کم گرفتهاند، بیداری افکار عمومی است. افکار عمومی، برخلاف تصور حامیان انحراف، بیدار و هوشیار است و تمامی انحرافات و تخلفات اقتصادی را دنبال میکند و میداند کدام نهاد برای خدمت به مردم آماده است و کدام نهاد برای خدمت به جیب خود پیش قدم است! |
|
| اعتماد به نفس رحیمی با اظهار نظر علیه فساد اقتصادی!/ کی گفته انحراف داریم! |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدرضا رحیمی ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی |
|
معاون اول رییس جمهور با یادآوری بحث کشف سوءاستفاده مالی در بانک صادرات،گفت: هرکه کشف کرده خدا به او خیر دهد، اما باید آخر آن را مشاهده کنیم. به گزارش ایسنا، محمدرضا رحیمی با حضور در مراسم بهرهبرداری از 20 دستگاه لوکوموتیو و 22 دستگاه واگن مسافری طی سخنانی با طرح این سوال که در اینگونه جلسات باید واکاوی کرد که چرا بیشتر به جلو نرفتهایم؟ گفت: این روزها بخش اعظمی از وقت مدیران صرف گفتوگوها و عناوین روزنامهها و سایتهایی میشود که پشت صحنهی آن یا 180 درجه عکس است یا همهی واقعیت نیست. وی تصریح کرد: مدتی است که دعوا بر سر کشف 2 هزار و 800 میلیارد سوءاستفاده مالی است. همه دعوا میکنند که ما آن را کشف کردهایم. خدا به هرکسی که آن را کشف کرده، خیر دهد، اما مهم این است که کاری صورت گیرد تا این اتفاقها نیفتد و تکرار نشود. معاون اول رییسجمهور ادامه داد: اکنون چندین هفته است که بحث کشف سوءاستفادهی مالی در بانک صادرات مطرح است. هرکه کشف کرده خدا به او خیر دهد، اما باید آخر آن را مشاهده کنیم. ما اکنون در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی در حال تلاش هستیم که همه چیز بر صفحهی کامپیوتر بیاید و ببینیم که در کجای ایران چه کسی چه میزان وام دریافت کرده است. کار دشوار است، نمیگذارند. رحیمی خاطرنشان کرد: در دیوان محاسبات یکی از مقامات به من گفت که تنها به میدان نرو که میزنند، ما گفتیم یاور باشید تا نزنند. امروز خودش یکی از زنندگان است. همهی ما به برادری و محبت توصیه شدهایم. اصل دین، برابری و دوستی است و بیتردید اگر همهی قدرتها را روی هم بگذاریم بر همهی دنیا فائق میآییم و این سخن من از روی تجربه است. هنگامی که دو دست به هم میرسد و دو دل به هم پیوند میخورد انقلاب بزرگی رخ میدهد، اما از نزاع جز غیبت، تهمت و اتهامسازی چیزی در نمیآید. وی افزود: واقعیت این است که این دولت حدود 4-5 ماه است که در معرض اتهام انحراف است. کدام انحراف؟ واقعیت این است که مفسدان قدرتمند نمیگذارند، بعضی از کارها انجام شود. امروز در راس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی هستم، اما کار دشوار است و وقتی میخواهی شفاف کنی خود مدیران بعضی از بانکها مقاومت میکنند و کارهایشان رو میشود. |
|
| رسایی: آرشیو جامعی از مواضع ۴۷۴ چهره سیاسی درباره جریانات فتنه و انحرافی ... |
| ساعت ۱٢:٥٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، حمید رسایی ، جریان فتنه ، جریان انحرافی |
|
رسایی: آرشیو جامعی از مواضع ۴۷۴ چهره سیاسی درباره جریانات فتنه و انحرافی تهیه کردیم خبرگزاری فارس: یک عضو جبهه پایداری از تهیه آرشیو جامعی از موضعگیریهای ۴۷۴ شخصیت سیاسی در خصوص جریان فتنه و جریان انحرافی توسط این جبهه در راستای فرمایش آیتالله مهدوی کنی و برخی چهرههای اصولگرا درباره شرایط کاندیداهای اصولگرا خبر داد.
فارس: حجتالاسلام حمید رسایی عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی درباره سخنان صریح آیتالله مهدوی کنی درباره شرایط کاندیداهای اصولگرا مینی بر اینکه داوطلبان حضور در لیست، علاوه بر شاخصههای عمومی باید مواضع صریح و شفافی در دوره فتنه و در برابر جریان انحرافی داشته باشند، اظهار داشت: اعضای جبهه پایداری اظهارات حضرت آیتالله مهدوی کنی درباره شرایط کاندیداهای اصولگرا را با توجه بهشناختی که از ایشان دارند در راستای دفاع از اصولگرایی اصیل میدانند.
وی تصریح کرد: مطمئنیم هم ایشان و هم آیتالله یزدی از آرمانهای اصولگرایی در انتخابات پیش رو قطعا حمایت و صیانت خواهند کرد و بر همین اساس جبهه پایداری مسیر خود را همانطور که از ابتدا برای تقویت نیروهای انقلاب طراحی و آغاز کرده، ادامه میدهد.
عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفت که این جبهه مهمترین وظیفه خود را تبیین ملاکها و معیارها و دفاع از آزمانها و ارزشهایی میداند که بدنه جریان اصولگرایی در فتنه ۸۸ و کودتای شکست خورده سبز از آنها دفاع کرده و اکنون نیز بدنه جریان اصولگرایی که آحاد مردم هستند، در برابر جریان انحرافی همان مواضع را حفظ کردهاند.
حجتلاسلام رسایی افزود: برخی از کسانی که در فتنه ۸۸ موضع دو پهلو یا همراه با سکوت داشتند، تلاش میکنند از وجهه شخصیتهای بزرگ استفاده کنند که البته آیتالله مهدوی کنی با بیان اینکه ایشان در جزئیات مسائل دخالت نمیکنند، راه سوءاستفاده را بر این افراد بستند.
وی تصریح کرد: جبهه پایداری در راستای فرمایش حضرتالله مهدوی کنی و برخی اصولگرایان دیگر درباره ملاکهایی نامزدهای اصولگرا، آرشیو جامعی را از مجموعه موضعگیریهای شخصیتهای سیاسی و شخصبتهایی که در جایگاه موضعگیری بودند، تهیه و اظهارات آنها از قبل از فتنه ۸۸ تا بعد از فتنه و حتی روزهای اخیر را جمعاوری کرده است.
حجتالاسلام رسایی این نکته را هم متذکر شد که یکی از مهمترین ملاکها در موضعگیری افراد تا قبل از ۹ دی ۸۸ است که هنوز حضور میلیونی مردم در صحنه اتفاق نیفتاده بود و برخی به همین دلیل با مواضع دوپهلو یا سکوت خود، از فتنهگران حمایت میکردند.
وی در عین حال گفت: ما از نظر زمانی بررسی کردهایم که در چه مواقعی چه اتفاقی افتاده و کسانی که در معرض موضعگیری بودهاند، چرا سکوت کردهاند و سکوت آنها علیرغم دستور مقام معظم رهبری بر موضعگیری شفاف توسط همه افراد از چه باب بوده است.
عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفت: جبهه پایداری تاکنون مجموعهای از اظهار نظرهای ۴۷۴ شخصیت ملی در خصوص فتنه ۸۸ و کودتای شکست خورده سبز تهیه کرده و اگر مسیر حرکت به سوی کسانی برود که فاقد شرط اعلام شده باشند با انتشار عمومی مواضع این افراد جلوی هر گونه انحراف از منشور جامعتین را خواهد گرفت.
وی افزود: در حال حاضر نیز با همکاری مجموعه نیروهایی که در استانها و شهرستانها هستند، در حال جمعآوری مواضع شخصیتهایی استانی و شهرستانی در باره فتنه و کودتای سال ۸۸ و همچنین رابطه این افراد با جریان انحرافی هستیم تا گزینههایی که احتمال دارد از استانها و شهرستانها پیشنهاد شوند، آرشیو کاملی از موضعگیری آنها در خصوص جریانات فتنه و انحرافی داشته باشیم تا مورد بررسی قرار گیرند.
حجتالاسلام رسایی خاطرنشان کرد: معتقدیم برای انتخابات مجلس نهم، در انتخاب گزینهها هر یک از شخصیتهایی که در گردونه انتخاب قرار میگیرند، برای ورود به لیست جریان اصولگرایی باید یک پیوست رفتاری سالم و بدون شبهه بویژه در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی بهمراه داشته باشند که جبهه پایداری در حال تهیه این مجموعه است تا با استناد به آن در مقاطع حساس بتواند وضعیت لیست اصولگرایان را تحلیل کند.
وی با بیان اینکه فهرست مذکور فقط شامل شخصیتهای بنام و مطرح مانند باهنر، مطهری و کاتوزیان نیست و فهرست مذکور فراگیر است، این نکته را گوشزد کرد که «موضعگیری دو پهلو و سکوت افراد به معنای خروج آنها از دایره اصولگرایی نیست اما بر اساس یک قاعده عقلی و سیاسی کسانی که در فتنه ۸۸ و در برابر جریان انحرافی موضع شفاف نداشتند، قطعا نمیتوانند در شاهراه تعیین کاندیداهای اصولگرا یا در فهرست انتخاباتی جبهه اصولگرایی قرار گیرند».
عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در پایان تاکید کرد: اینکه کسانی که در دوران فتنه موضعگیریهایی داشتهاند و بعدا از مواضع خود پشیمان شدهاند، مورد قبول بدنه جریان اصولگرایی نیست و توده مردم بصیر ایران اسلامی که حماسه ۹ دی را آفریدند، اشتباه در این سطح را از نخبگان سیاسی نمیپذیرد.
|
|
| وقتی جریان انحرافی دست شهرام جزایری را از پشت می بندد! |
| ساعت ۱۱:٢۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی ، بانک صادرات |
|
اختلاس ۳ هزار میلیاردی مدیر عامل باشگاه داماش گیلان که بنا بر اخبار رسیده ۹۰ درصد سهام بانک خصوصی آریا را نیز در اختیار دارد فصل تازهای در انحرافات اقتصادی جریانی وابسته به دولت، باز کرد و با این اختلاس ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلاری توسط مالک بانک خصوصی آریا از بانک صادرات، رکورد اختلاس در ایران شکسته شد. حتی پرونده شهرام جزایری که وی را به عنوان جرثومه... شفاف: اختلاس ۳ هزار میلیاردی مدیر عامل باشگاه داماش گیلان که بنا بر اخبار رسیده ۹۰ درصد سهام بانک خصوصی آریا را نیز در اختیار دارد فصل تازهای در انحرافات اقتصادی جریانی وابسته به دولت باز کرد و با این اختلاس ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلاری توسط مالک بانک خصوصی آریا از بانک صادرات، رکورد اختلاس در ایران شکسته شد.
حتی پرونده شهرام جزایری که وی را به عنوان جرثومه فساد اقتصادی در کشور میشناسند نیز چنین حجم عظیم پولی را در بر نمیگرفت و به این ترتیب، مشخص شد، دست جریان موسوم به انحرافی بیش از پیش به انحرافات اقتصادی آلوده است چرا که بانک آریا وابسته به سازمان گردشگری و از ارکانی است که بیتردید جریان انحرافی در آن نفوذ کرده است. ماجرا از این قرار بود که فردی به نام «ا. خ.» که مالک اصلی بانک آریا و مدیر عامل باشگاه داماش گیلان و مالک کارخانه جات آب معدنی داماش است و بیش از ۲۷ هزار کارمند تنها در باشگاه داماش زیر دست وی کار میکنند، با تبانی و نفوذ به رییس شعبه بانک صادرات در محل کارخانه فولاد، اقدام به صدور السیهای جعلی به مبالغ دهها میلیارد تومان میکرده است و بدون آنکه وجه السیهای مذکور را به بانک بپردازد، السیها را دریافت و به بانکهای دولتی و خصوصی دیگر داخلی به قیمتی پایینتر از قیمت رسمی السی میفروخته است.
از آنجا که این السیها در سامانه اطلاعاتی بانک صادرات ثبت نمیشد، خریداران السی با استعلام از همان شعبه صادرکننده، اقدام به خرید السی میکردند و در نهایت مبالغ السیهای مذکور به بیش از ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار یا معادل سه هزار میلیارد تومان میرسد. این اقدام «ا. خ» پس از یک اشتباه توسط بانک صادرات کشف وبه نهادهای نظارتی گزارش میشود تا دست جریان انحرافی بار دیگر برای مردم رو شود. جالب توجه اینجاست که «ا. خ» توانسته بود بدون رعایت مراحل قانونی و از محل همین سوء استفادههای مالی با ساپورت برخی مقامات ارشد دولتی، اقدام به اخذ مجوز از بانک مرکزی برای بانک آریا نماید که با ورود نهادهای نظارتی به موضوع، بانک مرکزی ناگزیر به ابطال مجوز وی شد. نکته مهم درباره این بانک این بود که یک بانک خصوصی با تسهیلات دولتی تاسیس شده بود. یعنی برای احداث این بانک، تسهیلاتی از سوی بانک صادرات به شرکت سرمایهگذاری «امیرمنصور» و شرکت «مهآفرید» ـ که متعلق به «ا. خ» است، واگذار میشود، تسهیلاتی که در تاریخ بانکداری کشور، بیسابقه بوده است و نشان میدهد که جریان انحرافی تا حد توانسته است به سیستم بانکداری و نظام پولی کشور نفوذ کند.
با وجود این که جهرمی؛ مدیر عامل بانک صادرات اعلام کرده که اختلاس از ۷ بانک دیگر بجز بانک صادرات صورت گرفته است اما شواهد نشان از همکاری بانک صادرات با این جریان دارد. هرچند، خبر رسیده که مدیر عامل کارخانههای صنایع آب معدنی داماش بازداشت شده و کلیه حسابهای مالی باشگاه گیلان مسدود شده است و به گزارش انتخاب، یک مسؤول مطلع در باشگاه داماش گیلان با تأیید این خبر گفته است که تمامی فعالیتهای باشگاه داماش تعلیق شده و تنها تیمی که به فعالیت خود ادامه میدهد تیم فوتبال داماش گیلان است، اما به نظر میرسد این پایان ماجرا نیست و در این بین چند هزار نفر بیگناه در این جریان بیکار شدهاند. در هر حال آنچه مسلم است، این تنها فعالیت غیر قانونی جریان انحرافی نبوده و نخواهد بود. اردیبهشت ماه امسال بود که بعد از حرف و حدیثهای بسیار درباره فعالیتهای اقتصادی غیر قانونی جریان انحرافی رئیس سازمان بازرسی کل کشور به طور رسمی خبر از برخی فعالیتهای ناسالم جریان انحرافی درون دولت در زمینههای اقتصادی داد.
پورمحمدی درپاسخ به این سوال که برخی اخبار از فعالیتهای اقتصادی ناسالم جریان انحرافی درون دولت حکایت دارد آیا شما چنین اخباری را تائید میکنید یا نه؟ گفت: ما تلاش کردهایم که در کار خود به صورت حرفهای و تخصصی به پروندهها رسیدگی کنیم حال در جریان رسیدگی به پروندهها گاهی جریاناتی برمی خوریم که افراد در آنها دارای عقاید خاص فکری سیاسی ویا ارتباطات مشکوک خارجی هستند که البته برخورد با اینها در حوزه کاری ما نیست. رئیس سازمان بازرسی کل کشور در عین حال گفت: این سازمان در زمینه فعالیتهای اقتصادی مشکوک و مبهم جدی بوده و هم اکنون در بسیاری از پروژههای در دست بررسی، در این خصوص به اعداد بزرگی نیز رسیده است. وی ادامه داد: برخی از این پروندهها تکمیل شده و برخی دیگر در حال رسیدگی است ولی باید تائید کنم که آدرسها به همان افراد و باندهایی میرسد که دارای دیدگاههای سیاسی و اعتقادی متفاوت بوده و از رفتار نامناسب آنها در مجامع مختلف سخن گفته میشود. این سخنان اولین اظهار نظر رسمی یک مقام مسئول درباره فعالیتهای غیرقانونی اقتصادی جریان انحرافی بود که تایید میکرد اخبار رسیده درباره نفوذ جریان انحرافی در لایههای اقتصادی کشور صحیح است و از شایعات فراتر رفته است. پورمحمدی در آخرین اظهارات خود نیز اختلاس 3 هزار میلیاردی از بانک صادرات و برخی دیگر از بانک ها را تایید کرد و به خبرنگاران گفت:در خصوص بانک صادرات نیز پرونده بزرگی است. البته تنها شروع این پرونده در بانک صادرت بود و در چند بانک بزرگ دیگر نیز ادامه پیدا کرد و تبدیل به این تخلف بزرگ شد. به عبارت دیگر این تخلف سنگین ابتدا از بانک صادرات شروع و در ادامه به بانکهای خصوصی و دولتی دیگر نیز سرایت کرد.
وی با اشاره به دستگیری افرادی از سرپرستی بانک صادرات در شعبهای در خوزستان، تصریح کرد: افراد دیگری نیز از بخش خصوصی دستگیر شدند که از این مبالغ از طریق سوء استفاده بهره برداری میکردند. حجم این پرونده بسیار وسیع است. به نوعی بی سابقهترین پرونده تخلف مالی کشور است که نیازمند به بررسی گسترده در ابعاد مختلف است. این پرونده بخش قضایی و کیفری دارد که برای رسیدگی به جرایمی که صورت گرفته باید در دادگستری و بازپرسی عناوین مجرمانه آن مشخص شود. بر اساس شواهد و قرائن و آنچه درباره بانک آریا و اختلاس ۳ میلیاردی گفته شد، این جریان از سالها پیش با چراغ خاموش فضای اقتصادی ایران را دنبال کرده و میکند و «تاسیس بانک» و اخذ مجوزهای زنجیرهای برای تاسیس بانکهای خصوصی، از اهداف اصلی این جریان بوده و هست که همچنان نیزادامه دارد و در سایه انحرافات فکری جریان مورد اشاره از نظرها دور مانده است. پورمحمدی با اشاره به بیانضباطی سیستم بانکی کشور گفت: باید این مساله کالبد شکافی شود که سازمان در حال انجام است تا شاهد چنین تخلفاتی نباشیم. موضوع دیگر شناسایی جریان حامی سوء استفاده گران است. باید کسانی که بستر چنین سوء استفادههای بزرگی را فراهم کردند شناسایی و به قوه قضاییه معرفی شوند.
وی با اشاره به حجم زیاد پرونده اختلاس بانکی گفت: این پرونده کار عظیمی را میطلبد. بخشی از این پرونده از سال گذشته دنبال میشد که در رابطه با تاسیس یک بانک خصوصی بود که تعلیق شد. یعنی مجوز گرفته بود ولی به بانک مرکزی اعلام شد که مجوز آن لغو شود. بخشی از کار نیز امسال دنبال میشود که امیدواریم در آینده نزدیک موجب صدور حکم شود. در هر حال، اخبار منتشر شده درباره تالارهای کیش ومجموعه ۲۳۰ هکتاری برای پروژه مجموعه تفریحی خلیج فارس که توسط جریان انحرافی به شرکتی تازه تاسیس داده شده بود و تحقیقات بعدی نشان داد افرادی در آمریکا این شرکت را اداره میکنند نیز توسطپور محمدی تایید شد تا این پیش فرض که جریان انحرافی سعی در بر دست گرفتن نبض اقتصاد کشور دارد تا از این طریق با قدرت پول، در کشور ریشه دواند بیش از پیش به حقیقت نزدیک شود چرا که این جریان منحط فکری – اعتقادی که با رواج پروژه فرهنگ ایرانی سعی در زیر سوال بردن ارزشهای انقلاب و مردم دارد، هیچ پایگاه اجتماعی در بین مردم ندارد و قصد دارد با رشوه و بدست آوردن قدرت اقتصادی، در میدان باقی بماند. چرا که این بهترین روش برای حلقههای پیدا و پنهان گروه انحرافی در مرکزیت سیستم پولی و مالی کشور است که با اعطای مجوزهای طلایی برای افراد وابسته به خود که نگاهی به کارنامه فعالیت آنها نشان میدهد برخی از آنان در ردیف بزرگترین بدهکاران به نظام بانکی کشور هستند، در جهت منافع شخصی و گروهی خود حرکت کنند. بانکهای خصوصی چون «آریا» و «گردشگری» از جمله این بانکها هستند که به لطف حمایتهای بیحساب و کتاب لیدرهای جریان انحرافی در کمترین زمان و با بیشترین رانت در عرصه اقتصادی کشور مشغول به فعالیت شدند هر چند که با ورود مراجع قانونی، فعالیت بانکهای خصوصی اینچنینی غیر مجاز اعلام شد و بانک مرکزی ملزم به تعطیلی این بانکها شد اما هنوز فعالیت برخی از آنها ادامه دارد. چندی پیش بود که به دستور رئیس کل بانک مرکزی به مدیر کل نظارت بر بانکها و مؤسسات اعتباری قرار بود ۳۵۰ بازرس از سوی این بانک، فعالیتهای برخی بانکها و موسسات مالی را بررسی و گزارش کنند، اما با کارشکنیهایی که از سوی جریان انحرافی در بانک مرکزی صورت گرفت، این موضوع منتفی و طرح بازرسی که از یکی از بانکهای خصوصی آغاز شده بود، به دلیل به خطر افتادن منافع باند انحرافی و آشکار شدن احتمالی بسیاری از تخلفات در بانکهای منتسب به این گروه متوقف شد و به نظر میرسد اگر به زودی تدابیر جدی برای انحرافات جریان موسوم به انحرافی اندیشیده نشود پروندههای زیادی از اختلاسها و سوء استفادههای میلیاردی روی میز مسئولین قضایی کشور قرار بگیرد و رشته کار از دست مسئولین خارج شود. بیتردید جریان منحط انحرافی با دانستن اینکه هیچ جایی در بین مردم ندارد در کنار سعی برای بستر سازی انحرافات فرهنگی-سیاسی، فعالیت خزنده و آهسته خود در لایههای اقتصادی کشور را نیز آغاز کرده تا ریسمانی برای چنگ زدن داشته باشد و باید دید در آینده برای مبارزه با مفاسد اقتصادی حلقه انحرافی دولت در دولتی که مدعی عدالت پروری و مبارزه با مفاسد اقتصادی است، چه تدابیری اندیشیده خواهد شد.
|
|
| فرزند جدید احمدینژاد و مشایی متولد شد! |
| ساعت ۳:٢٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
ر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلسه دوشنبه هیأت دولت در پاسخ به سؤالات خبرنگاران در مورد وزارت فرهنگ و ارشاد، به احتمال تغییر نام این وزارت خانه به وزارت فرهنگ و هنر و حذف عبارت ارشاد اسلامی از آن اشاره کرد. به گزارش شفاف، این پیشنهاد از پیشنهاداتی است که مشایی آن را از حدود یکی دو سال پیش دنبال می کرده و اکنون به صورت علنی آن را عنوان کرده است. حسینی در پاسخ به سؤال خبرنگاران در مورد موضع رئیس جمهور پیرامون حذف عبارت ارشاد اسلامی از نام این وزارت خانه، گفت «ایشان هم با این موضوع مخالفتی ندارند.» هر آن چه مهاجرنی می خواست و یا در خواب آرزوی اجرایش را داشت، در دولت دهم محقق شد یا در حال تحقق است... وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلسه دوشنبه هیأت دولت در پاسخ به سؤالات خبرنگاران در مورد وزارت فرهنگ و ارشاد،
به احتمال تغییر نام این وزارت خانه به وزارت فرهنگ و هنر و حذف عبارت ارشاد اسلامی از آن اشاره کرد. به گزارش شفاف، این پیشنهاد از پیشنهاداتی است که مشایی آن را از حدود یکی دو سال پیش دنبال میکرده و اکنون به صورت علنی آن را عنوان کرده است. حسینی در پاسخ به سؤال خبرنگاران در مورد موضع رئیس جمهور پیرامون حذف عبارت ارشاد اسلامی از نام این وزارت خانه، گفت «ایشان هم با این موضوع مخالفتی ندارند.» از آنجا که اصولاً خلاف رسم مرید و مرادی است که مرید نظر مرادش را نقض کند، قاعدتا محال ممکن بود که احمدینژاد بخواهد خلاف نظر رئیس دفترش اظهار نظر کند.
به گزارش خبرنگار شفاف، مشایی در محافل خصوصی و جلسات مختلف مدام به این موضوع اشاره میکرده که «چه معنی دارد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته باشیم؟ وزارت باید وزارت فرهنگ باشد. ارشاد اسلامی یعنی چه؟ باید مفاهیمی باشد که همه از آن برداشت واضح و روشنی داشته باشند مانند وزارت فرهنگ و هنر.» نهایتاً هم کما فی السابق باید همان شود که آقای رئیس دفتر میخواهد. هرچه از انتخابات ۸۸ فاصله میگیریم، بیشتر نسبت به استبداد سیاسی و برخورد سلبی احمدینژاد با رسانههای منتقد اشراف پیدا میکنیم. تؤاماً به روحیه لیبرال گونه احمدینژاد در مسائل فرهنگی هم بیش از پیش پی میبریم. از آن گفتوگوهای جنجالی اسفند ۸۸ در مورد تعطیلی گشت ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر گرفته تا بیتفاوتاش نسبت به ابتذال در سینما. ![]() وقتی رئیس جمهوری جسور مانند آقای احمدینژاد در برابر مشایی دچار انفعال است، از حسینی که از جهت شخصیتی هم بسیار نرم و لطیف است هیج توقعی نمیرود. از طرف دیگر استبداد سیاسی حاکم بر وزارت فرهنگ و ارشاد که مجدداً از ادلهای است که بر فرضیهای صحه میگذارد که نام آن را گذاشتهام «باج اجتماعی به ازای اختناق سیاسی». وزارت فرهنگ و ارشاد چهرهٔ کاریکاتورگونهای پیدا کرده است؛ از این جهت که به جای افزایش آزادی بیان در مطبوعات و رسانهها، شاهد افزایش روز افزون ممیزیهای بیجا و سخت گیریهای بیمورد هستیم. نمایشگاه بین المللی کتاب تهران شاهد مثال این مدعاست؛ از طرفی میتوانید رمانهای ترجمه شدهای را پیدا کرد که در آن به معاشقهٔ اروتیک شخصیتهای داستان پرداخته شده است و از دیگر سو به دلایل کاملاً سیاسی و بیربط به آثار شهید بهشتی، پس از سال ۸۸ یعنی برای سه سال متوالی مردم از خرید و استفاده از آثار یکی از نظریه پردازان جمهوری اسلامی محروم شدهاند. به همان ترتیبی که ذکر شد، اگر از جهت سلسله مراتب اداری و شخصیتی پایینتر بیاییم، میرسیم به معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد، جواد شمقدری. علاوه بر جواد شمقدری، خانوادهٔ شمقدری هم در سینمای ایران جریان ساز بوده و هستند که توضیح آن از حوصلهٔ این بحث خارج است. اما آنچه تأسف برانگیز است، داعیه و سبقهٔ مذهبی و به قول ایشان به اصطلاح حزب اللهی بودن این افراد است که اتفاقاً خروجی آن کاملاً عکس ادعایشان را نشان می دهد. معاونتی که به فیلم جرم برای آنکه مسعود کیمیایی افتخار دهد و در مراسم افتتاحیه شرکت کند، جایزهٔ بهترین فیلم را به این فیلم کم ارزش وکم محتوا اعطا کرد. افرادی ظاهرالصلاح ولی در عمل بدتر از مهاجرانی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد دولت خاتمی مسئولین فعلی فرهنگ فرنگی شدهٔ ما هستند. کجاست صفار هرندی که در پاسخ به اعتراضات به خود، به کنایه میگفت ننگ شما آن وزیر فرهنگی است که الآن فراری و لندن نشین است. ![]()
|
|
| رهبری مخالف بود، اما امام زمان به ما گفت احمدی نژاد اسم ها را اعلام کند |
| ساعت ۳:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
مقام معظم رهبری راجع به اینکه آقای احمدی نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد تأکید داشته اند، اما احمدی نژاد اسم آورد. بعدها هم گفت تنها کسی که به من گفت اسم افراد را بیاورم مشایی بود؛ حالا مشایی چه طوری بیان می کند که احمدی نژاد باید این کار را بکند، دیگر برای ما روشن نیست. خلاصه اینکه مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می شود. روزنامه قدس: حجت الاسلام سقای بیریا مطالب مهمی درباره مشایی، احمدینژاد و مکتب ایرانی بیان کرد؛
وی که در دوران مسئولیت خود به دلیل چالشی بودن رابطه دولت با حوزه عملیه و مراجع به شدت مورد انتقاد بود، به تازگی اظهاراتی را بیان داشته است که به گزارش شفاف از خبر آنلاین، اهم اظهارات وی چنین است:
*بنده از زبان آقای احمدینژاد شنیده ام که ایرانیان هیچ گاه بت نپرستیدهاند و همیشه موحد بوده اند و دیگر اینکه ایرانیت از اسلامیت برتر و ریشه دارتر است. یکی از القائاتی که جریان انحرافی بعد از بیداری اسلامی داشت و احمدینژاد آن را به نقل از مشایی بیان کرد این بود که گفت ما تمدن اسلامی و امت اسلامی نداریم. * افکار جریان انحرافی عناصری دارد که هنگامی که کنار یکدیگر گذاشته میشود، در حقیقت انقلاب اسلامی را تضعیف میکند و متأسفانه آقای احمدینژاد بدون توجه به لوازم اینها، آنها را تکرار نموده و نقل میکند. * مشایی عملاً به موضوع حجاب بیاعتنایی میکند و القای بیاعتنایی دارد و عنوان میکند که این مسایل مهم نیست و مسأله ربا در جامعه از اهمیت بیشتری نسبت به این موضوع برخوردار است. * آن چیزی که در حرکتهای جریان انحرافی مشاهده میشود، هدفش این است که روحانیت و ولایت فقیه کنار گذاشته شود. آنها در ظاهر بیان میکنند که ما ولایت فقیه را قبول داریم، منتهی ولایت فقیهی را قبول دارند که برای زمان غیبت است و مدعی هستند الان چون ما در قرب ظهور(ظهورصغری) هستیم، به ولایت فقیه نیازی نداریم. *جریان انحرافی ادعا می کند که متوجه می شود که «مرضی امام زمان» چیست و گاهی نسبت به آن اصول ادعای کلی دارد که بیان می کند خداوند متعال در قرآن می فرماید «کسانی که در راه ما مجاهده می کنند، ما راه را به آنها نشان می دهیم» و این ادعای کلی را دارند و وقتی به آنها گفته می شود این برداشت اشتباهی است، بیان می کنند که امام زمان در حال تدبیر امور است و این تعابیر کلی را برای عوام ذکر می کند. *مشایی به عنوان عنصر اصلی جریان فتنه در قضایای جزئی به سران مدیران اجرایی القا نموده و می گوید که امام زمان اکنون فلان خواسته را دارد، گاهی اوقات هم مواردی پیش آمده که خواسته های او با سخنان مقام معظم رهبری در تضاد بوده است. *به عنوان مثال مقام معظم رهبری راجع به اینکه آقای احمدی نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد تأکید داشته اند، اما احمدی نژاد اسم آورد. بعدها هم گفت تنها کسی که به من گفت اسم افراد را بیاورم مشایی بود؛ حالا مشایی چه طوری بیان می کند که احمدی نژاد باید این کار را بکند، دیگر برای ما روشن نیست. خلاصه اینکه مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می شود. * مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان میخواهد که احمدینژاد اسم افراد را در مناظرهها بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح میشود. |
|
| عضو جبهه پایداری انقلاب در همایش دفتر پژوهشهای فرهنگی کرمان: |
| ساعت ۳:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، غلامحسین الهام ، جریان انحرافی |
|
جریان انحرافی بهدنبال واژگون کردن ظرف خدمات دولت/ علامه مصباح با فداکاری به میدان آمده و در مقابل جفاها مسامحه نخواهد کرد
![]() دکتر غلامحسین الهام که حدود دو ماه قبل در همایش دفتر پژوهش های فرهنگی موسسهی امام خمینی(ره) در مشهد مقدس، نکات مهمی را در مورد ابعاد مکتب امام؛ عقلانیت، معنویت و عدالت و ویژگیها، ابزارها و کارکردهای جریان انحرافی مطرح کرد، امروز (پنجشنبه) نیز در همایش این دفتر در کرمان حاضر شد و به تبیین ویژگیهای مجالس شورای اسلامی پس از انقلاب پرداخت. عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در این همایش که با حضور فعالین فرهنگی و سیاسی کرمان برگزار شد، با تأکید بر لزوم حفظ گفتمان اسلامی و بروز و ظهور آن با برون رفت از فضای تیره ی تبلیغات غلط، خاطر نشان کرد: کسانی که در فتنه ی 88 براندازی را تشخیص ندادند و به راحتی از کنار اهانت به عاشورا و امام(ره) گذشتند، صلاحیت تصمیم گیری برای نظام را ندارند. دکتر غلامحسین الهام صبح پنج شنبه در همایش مکتب امام خمینی(ره) و اصولگرایی راستین در کرمان ضمن مرور وضعیت مجالس انقلاب اسلامی از دورهی اول تاکنون، افزود: خدا را شاکریم که هشت مجلس انقلاب اسلامی را پشت سر می گذاریم و این فرصت ها برای نظام جمهوری اسلامی در پرتو ولایت فقیه حاصل شد که امت اسلامی با بینش و بصیرت و پایداری بر اصول، در 32 سال اخیر بدون وقفه در شرایط سخت و بحرانی، مجلس شورای اسلامی پا گرفت و دستخوش مشکلات نشد و این یک فضیلت بالا برای نظام سیاسی ماست. وی، مجلس اول را در دوران بروز چالش های ابتدای پیروزی انقلاب و با حضور گروه ها و طیف های مختلف سیاسی از چپ و راست، تفکرات التقاطی، اندیشهی ناب امام(ره) و لیبرال، مجلسی در خط امام برشمرد و اضافه کرد: این مجلس باید تجربهی تأسیس دولت اسلامی، قانونگذاری در چهارچوب اسلام و نظارت منطقی و مؤثر بر دولت و نهادهای انقلابی را دنبال می کرد و با حضور اندیشه های مختلف سیاسی، مجلس اول در خط امام(ره) قرار گرفت. الهام در ادامه گفت: با شروع جنگ تحمیلی، عزل بنی صدر از ریاست جمهوری، چالش های اقتصادی و حادثهی هفت تیر، شهیدان باهنر و رجایی از دل مجلس اول به دولت رفتند، نهادهای حقوقی خاصی برای حل مشکلات مردم شکل گرفت و اولین دولتی که مقام معظم رهبری تشکیل دادند، در دوران مجلس اول بود. بر اساس گزارش سایت هجرت، عضو سابق شورای نگهبان، افزود: مجلس دوم در سال 63 با شرایط جنگی کشور باید نیازهای عینی جامعه را حل می کرد، در مجلس دوم تفکراتی به دور از انقلاب شکل گرفت و بحث حذف دانشگاهیان از مجلس مطرح شد که با مخالفت امام(ره) روبرو شد و در این مجلس فقه پویا توسط گروه های چپ، مطرح شد که امام(ره) با درک عمیق از موضوع، بر اجتهاد سنتی و جواهری تاکید کردند. الهام، تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم حکومتی ولایت مطلقهی فقیه برای کاربردی کردن اجتهاد سنتی و جواهری از سوی امام(ره) را یکی از اتفاقهای شاخص این دوره برشمرد و گفت: در مجلس دوم، حوادث حادی داشتیم از جمله 99 نمایندهی مجلس علیرغم تاکید امام بر حفظ دولت، چالش هایی به وجود آوردند و تعابیری به کار گرفتند که بهانه به دست دشمن داد و موجب چالش هایی شدند، هرچند که ما در دل این چالش های مهم سیاسی پرورش پیدا کردیم و حقیقت را گم نکردیم. وی اضافه کرد: در مجلس سوم در تبیین مرزبندی ها به تبیین گفتمان جدید و آسیب شناسی مبادرت کردند و نمایندگان مجلس سوم در عزل قائم مقام رهبری دچار چالش شدند، اصلاح قانون اساسی، انتقال رهبری و ریزش هایی در رابطه با عدم هضم ولایت فقیه در مجلس سوم، از پیامدهای این دوران بود و کسانی در مجلس بودند که کم کم به ضد انقلاب تبدیل شدند و بعضا با رانت خواری با دولت آقای هاشمی کنار آمدند و انحراف و سوء استفاده از قدرت از مشخصه های برخی از نمایندگان این مجلس بود. الهام ادامه داد: مجلس چهارم از سوی شورای نگهبان در بررسی صلاحیت ها مورد کنترل قرار گرفت و در این مجلس برای حذف نظارت استصوابی تلاش شد و طیف غالب در مجلس چهارم، جریان راست حامی آقای هاشمی بودند. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در مورد مشخصات مجلس پنجم خاطر نشان کرد: حزب کارگزاران مولود دولت سازندگی و مجلس پنجم بود که با تجزیهی هاشمی از روحانیت مبارز، جدی نگرفتن تهاجم فرهنگی و تشکیل حزب دولتی کارگزاران همراه بود. وی، همکاری مجلس پنجم با محمد خاتمی رئیسجمهور وقت را بهتر از همکاری مجلس هفتم با احمدی نژاد دانست و گفت: مجلس ششم نیز مورد نفوذ دولت اصلاحات قرار گرفت و در طول تاریخ مجالس انقلاب اسلامی، فاجعه ای بدتر از مجلس ششم نداریم. الهام ادامه داد: در این مجلس برای شکستن همهی نهادهای مؤثر انقلاب اسلامی تلاش شد، می خواستند اصلاحات غربی را در کشور حاکم کنند، با آقای هاشمی همگرایی صرف پیدا کردند، موجب کمرنگ شدن گفتمان امام و انقلاب در کشور شدند، گفتمان غالب در مجلس ششم حذف ولایت فقیه بود تا جایی که دختر هاشمی رفسنجانی گفت "در زمان پدر من، رهبری اختیاری نداشت" وی گفت: فساد فرهنگی و اقتصادی در این دوره ناکارآمدی اصلاح طلبان را در پی داشت که موجب انزجار مردم شد. عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی تصریح کرد: از دل همین مسائل، مجلس هفتم برخاست که گفتمان امام و انقلاب را حاکم کرد، آبادگران شورای شهر را به دست گرفتند، احمدی نژاد خدماتی به مردم ارائه کرد و مردم امیدوار شدند و روح خدمت به مردم، نگرش ها را عوض کرد. الهام افزود: با خطاهای مجلس ششم، مجلس اصولگرای هفتم متولد شد و به دنبال آن، دولت نهم شکل گرفت ولی متاسفانه در مجلس هفتم کم کم رقابت های سیاسی بر اصل نظارت بر ارزش ها و اصول غالب شد و رهبری برای حل اختلاف بین دولت و مجلس، اقدام به نهادسازی کردند. وی یادآور شد: عده ای با نام اصولگرایی وارد مجلس شدند و حرف های دیگری زدند و در این میان دولت، بیشتر خود را درگیر خدمت به مردم کرد ولی در کارهای کلیدی با مجلس دچار چالش های جدی شد؛ چالش های مجلس هشتم بیشتر از مجلس هفتم بود و دولت نیز به تدریج معامله گر و لابی های نامشروع باب شد. الهام افزود: دولت دهم نیز از دل دولت نهم بیرون آمد و در این دولت کسانی آمدند تا ساقه را از ریشه جدا کنند و گفتمان احمدی نژاد را که گفتمان امام و انقلاب و مطالبات بر زمین مانده ی رهبری بود، از مسیر خود منحرف کنند و به جای مردم و محرومین، جایگزین دیگری قرار دهند. این استاد دانشگاه، انحراف ایجاد شده در دولت را از نوع انحراف اصلاح طلبی و سازندگی دانست و گفت: جریانی انحرافی در دولت به دنبال تشدید حاکمیت اصلاح طلبان و به چالش کشیدن احساس آرامش رهبری در برابر این دولت بود. الهام افزود: جریان انحرافی می خواهد ظرف خدمات دولت را واژگون کند اما گفتمان عدالت؛ معنویت و عقلانیت که از دل جریان حمایت از تفکر گفتمانی امام و انقلاب شکل گرفته، باید پایدار بماند، همان جریانی که به دنبال اسلام ناب محمدی(ص)، پایداری اندیشهی اسلامی و اندیشه های رهبری است. عضو سابق شورای نگهبان، گفت: باید زائده هایی را که در این باغ روییده، حذف کنیم و به گل آسیب نرسانیم. الهام خاطر نشان کرد: حضرت علامه مصباح یزدی با فداکاری به میدان آمدند و و در این رابطه با کسی مسامحه نخواهند کرد، هر چند که مورد جفا و هجمه قرار گیرند. وی مجلس نهم را دورهی انتقال از دولتی به دولت دیگر و تأثیرگذار دانست و گفت: همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، نباید اجازه دهیم انتخابات بار امنیتی ایجاد کند و مطالبات رهبری به تدریج اعلام می شود، بلکه باید گفتمان امام، گفتمان غالب در مجلس نهم و انتقال دولت یازدهم شود. |
|
| زمینه چینی برای وقوع فتنه بزرگتر |
| ساعت ۱٢:٥٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان فتنه ، جریان انحرافی |
![]() جریان فتنه و انحرافی از ائتلاف با یکدیگر چه هدفی را دنبال میکنند؟
جریان فتنه با تمسک به نظریههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خلاف خط اسلام و بعضا مغایر با اسلام و تأکید بر جدایی دین از سیاست و نیز مخالفت با برخی از اصول متقن اسلام عملا میکوشد تا...
|
|
| مشایی گفت درحالتی معنوی،یقین کردم خواست امام زمان،آوردن اسم افراد درمناظرههاست |
| ساعت ۱٢:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
بنده از زبان آقای احمدی نژاد شنیده ام که ایرانیان هیچ گاه بت نپرستیده اند و همیشه موحد بوده اند و دیگر اینکه ایرانیت از اسلامیت برتر و ریشه دارتر است |
|
| وزیر اطلاعات در نشست خبرگان اعلام کرد: |
| ساعت ٩:٥۱ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، جریان فتنه ، جریان انحرافی |
|
ائتلافات علنى و عمدتاً مخفى جریان فتنه با جریانهای انحرافى علیه نظام ولایت فقیه
وزیر اطلاعات، از ائتلافات علنى و عمدتاً مخفى جریان فتنه با جریانهای انحرافى خبر داد. حجتالاسلام والمسلمین مصلحی که در دهمین اجلاس مجلس خبرگان سخن میگفت، در سخنانی تصریح کرد: دشمنان در رویایى با نظام، دو استراتژى را دنبال می کنند که استراتژى اول خودش دو شاخه دارد؛ تهاجم به ارزشها هویت دینى و فرهنگ اسلامى و تحریمهاى اقتصادى و سیاسى.
وی همچنین مبارزه با نظام که با استفاده از ابزارهاى نرم و سخت صورت می گیرد، را استراتژی دوم دشمن در جهت مبارزه با نظام برشمرد.
وزیر اطلاعات با تأکید بر نقش وزارت اطلاعات در حراست و حفاظت از دستاوردهاى نظام، از جنگ سخت اطلاعاتى نظام با دشمنان خبر داد.
وى در ادامه از برخى اظهار نظرهاى کارشناسانه که در بعضى موارد حتى موجب از بین رفتن تلاشهاى صورت گرفته می شود، انتقاد کرد و خواستار این شد که مسئولین این نکات امنیتى را در سخنان و مصاحبههاى خود رعایت کنند.
وزیر اطلاعات در ادامه با اشاره به بیدارى اسلامى و انقلابهای بوجود آمده در منطقه، نقش انقلاب اسلامى را در این راستا از اهمیت فوق العادهاى برخوردار دانست.
مصلحی بیدارى اسلامى را آغاز مبارزه با نظام سلطه قلمداد کرد.
وی در بخش دیگرى از سخنان خود به موضوع انتخابات اشاره و به ارائه تحلیلى در این خصوص پرداخت.
مصلحی در ادامه روحیه سربازان گمنام امام زمان را از سطح بالایى برخوردار دانست و این روحیه بالا را نشان از ولایت مدارى نیروهاى این وزارتخانه خواند.
وزیر اطلاعات همچنین از ائتلافات علنى و عمدتاً مخفى جریان فتنه با جریان انحرافى براى مقابله با خط اصلى نظام و انقلاب اسلامى خبر داد.
مصلحی در تحلیل این ائتلافات، آنها را از پیچیدهترین مسائلى دانست که نظام به آنها روبروست.
وی ادامه داد: البته وزارت اطلاعات از سطح بالاى هوشیارى برخوردار است و نخواهد گذاشت این جریانات، انتخابات 12 اسفند (انتخابات مجلس شوراى اسلامى) را به انحراف بکشانند.
وزیر اطلاعات در ادامه گفت: جریان فتنه و جریانات انحرافى هر دو با ویژگی هاى مشترکى در راستاى تقابل جدى با نظام و ولایت فقیه تحرکاتى را دارند.
وى افزود: این تحرکات با تلاش براى القاء فصل الخطاب نبودن ولایت فقیه و تقسیم بندى فرامین رهبرى به حکومتى و غیر حکومتى سیاست خود را دنبال میکند.
وى رویکرد منفعلانه این جریانات با مسأله بیدارى اسلامى را از دیگر اهداف آنها دانست.
مصلحى افزود: از نگاه این جریانها، به دست گرفتن کرسى ریاست جمهورى و کرسی هاى مجلس شوراى اسلامى تنها راه تغییر نظام است؛ مدتى است که با روشهاى گوناگون جذب مردم در حال شکلگیرى است.
وى ادامه داد:بزرگ نمایى مشکلات مردم، ایجاد هراس در بین توده هاى مردم، اتخاذ سیاست تساهل و تسامح، علاقه مندى جدى در خصوص رابطه با آمریکا به نحو پررنگ در عملکرد این جریانات کاملاً هویداست.
وی ادامه داد:همچنین این جریانها می کوشند تا با گفتمان اصلاح طلبانه، تمامى نیروهاى نظام (اصلاح طلبان) را به گونه اى جذب نمایند.
وی تصریح کرد :این گروهها در حال شکل دادن لایههاى مختلف براى جذب نخبگان هستند. از برنامه هاى این جریانات، مقابله با سیاست هاى مقام معظم رهبرى، تأکید بر ملى گرایى افراطى، تأکید بر شبه مدرنیسم، تأکید بر ناکارآمد بودن اسلام و تأکید بر ناکارآمدى روحانیت مى باشد.
مصلحی همچنین احساس بى قدرتى و عجز افراد بر تأثیر گذارى در تصمیمات، احساس بى معنایى سیاسى، ایجاد حسن بى اعتمادى به حاکمیت، بهرهگیرى از مواضع دوپهلو و لغزنده و اتخاذ گرایشات غربى را از دیگر برنامههای این جریانها براى تأثیر گذارى بر نخبگان برشمرد.
وزیر اطلاعات در ادامه سخنان خویش به موضوع تغییر نسل و شکل گیری نسلی که از نظر زمانی با اهداف انقلاب فاصله دارد، پرداخت و افزود:این گروهها با سوء استفاده از بی اطلاعی نسل جدید از مسائل انقلاب به تهی کردن ذهن نسل جدید از اندیشههای حضرت امام و مقام معظم رهبری در بین این نسل می پردازند.
وی به پروژه القاء حواس پرتی جمعی از سوی این جریانات اشاره کرد و از اهداف کوتاه مدت و بلند مدت این قضایا خبر داد.
مصلحی همچنین از تاکتیک مظلوم نمایی جریان اصلاحات پرده برداشت و از فریب برخی از افراد خودی در این مسأله ابراز تأسف کرد.
وی تبیین انحرافی از ولایت فقیه که آنرا دچار نسبیت گرایی کرده را از دیگر برنامه های این گروهها دانست.
وزیر اطلاعات ، در ادامه به تدابیری که برای برگزاری سالم انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی باید اتخاذ کرد، پرداخت.
مصلحی همچنین از شیوه های استحاله فرهنگی خبر داد و از برنامه شبکههای ماهوارهای برای ایجاد استحاله فرهنگی در بین تفکرات گوناگون جامعه خبر داد.
وی وجود شبکه های مختلف در راستای ذائقههای مختلف افراد جامعه را در راستای این اهداف برشمرد.
|
|
| وزیر اطلاعات: جریان انحرافی را فتنه گران بوجود آوردند |
| ساعت ۱٢:۳۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸ کلمات کلیدی: وزارت اطلاعات ، حیدر مصلحی ، جریان انحرافی ، جریان فتنه |
|
حجتالاسلام و والمسلمین حیدر مصلحی سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه روز قدس در مشهد مقدس بود اما سخنان مهم او تاکنون از نگاه قریب به اتفاق رسانه های خبری پوشیده مانده است. به گزارش جهان، وزیر اطلاعات در بخشی از اظهاراتش رویدادهای داخلی را موضوع صحبت قرار داد و گفت: با وجود توطئههای سنگین و متعددی که استکبار برای نظام مقدس جمهوری اسلامی طراحی کرده و همچنان هم این توطئهها در حال اجراست، از جمله بحث تحریمها و بحث فتنه، نظام با سرعت و قدرت به راه خود ادامه میدهد.
وی در ادامه یکی دیگر از توطئه ها جریانها و گروههایی دانست که جریان فتنه برای نجات خود از باتلاق ایجاد کرده است: فتنه برای اینکه خودش را نجات دهد و زمینه برای پیشرفت خود پیدا کند، جریانها و گروههایی به عنوان جریانهای انحرافی به وجود میآورد اما به حول و قوه الهی نظام مقدس جمهوری اسلامی با ثبات و استحکام مسیر مقابله با استکبار و مسیر پیاده کردن اسلام ناب محمدی را که مسیر گفتمان ارزشی و ولایی مقام معظم رهبری است، با قوت جلو میبرد. به گفته وزیر اطلاعات "ممکن است در مسیر گفتمان ارزشی که مقام معظم رهبری در کشور به وجود آوردهاند، با خللی روبهرو شویم مانند دوران سازندگی و اصلاحات که با کمال تاسف شاهد کنار گذاشتن موارد مختلفی از ارزش ها بودیم، اما مقام معظم رهبری با ایجاد گفتمان قوی و محکم در مباحث ارزشی و در مباحث ولایت مداری مسیر کشور را در مسیر یک صراط مستقیم جدی جلو میبرند." حجتالاسلام مصلحی با بیان اینکه ما در این مسیر ممکن است با رویشها و ریزشهایی مواجه شویم تاکید کرد: به هیچ وجه نباید ریزشها ما را از مسیر خارج کند و در ما تردید ایجاد کند. وی تصریح کرد: مسیر گفتمان رهبری مسیری است که پایبندان محکم خودش را دارد و ثابت قدم و استوار از ابتدای انقلاب تا به امروز در تبعیت از ولایت ثابت قدم و استوار در مسیر حق هستند و باقی خواهند ماند و پرچم این انقلاب و نظام را ولی فقیه زمان به دست وجود مقدس امام زمان(عج) تقدیم خواهد کرد. حجتالاسلام مصلحی در بخش دیگری از سخنانش به توطئه صهیونیست ها در سرزمین فلسطین اشاره کرد و گفت: رژیم صهیونیستی با بهرهگیری از حمایت متحدان غربی برآنند که در نهایت بیتالمقدس را پایتخت کشور یهود بنامند و سایر ادیان را یا در آن جذب و یا از آن حذف کنند. وزیر اطلاعات افزود: این امر تهدیدی بزرگ برای آرمانهای بزرگ فلسطین و کل جهان اسلام است و بیداری در برابر آن را برای ملتها و دولتهای مسلمان الزامآور میسازد. وی عنوان کرد: تنها راه مقابله با این توطئه اتحاد جهان اسلام است و روز قدس نمادی از این اتحاد است. مصلحی همچنین با اشاره به تحلیل جریان انحرافی از بیداری اسلامی در منطقه و شمال آفریقا، عنوان کرد: باید توجه داشته باشیم امروز با بیداری اسلامی که در دنیای اسلام شکل گرفته است و هر روز اسلامی بودن خودش را بهتر از روز قبل دارد به نمایش میگذارد، کسانی که از اول آنگونه که مقام معظم رهبری باطن و سر این حرکت را درک کرده و اعلام کردند که این بیداری، اسلامی است، آن را قبول نکردند، امروز با همه وجود اسلامی بودن و ضد استکباری و ضد صهیونیستی بودن این حرکت را درک میکنند. |
|
| ادامه پاسکاری رسانههای فتنه و مردودین علیه جبهه پایداری |
| ساعت ۱٠:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، آیت الله مهدوی کنی ، جریان انحرافی |
|
روزنامه حامی قالیباف خواب توهین به آیتالله مهدویکنی را دید!
روزنامه تهران امروز از سری رسانههای پرشمار نزدیک به شهردار تهران که حمله به جبهه پایداری را جزو وظایف روزانه خود تعریف کرده است، امروز در صفحه یک خود با انتخاب تیتر "هجمه به آیتالله مهدویکنی" خواب توهین به دبیرکل جامعه روحانیت را دید.به گزارش رجانیوز، این روزنامه با انتشار مصاحبههای روز گذشته ستار هدایتخواه و علی محمد بزرگواری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای جبهه پایداری ادعا کرده است که آنها به آیتالله مهدویکنی توهین و هجمه کردهاند. این ادعا در حالی است که این دو نماینده صرفاً مواردی از انتقادهای موجود به سازوکار 7+8 را بیان کرده و در شرایطی که برخی گروهها بهدنبال بستن فضا و مطرح کردن این سازوکار معیوب بهعنوان وحی منزل هستند، بخشی از انتقادها را عنوان کردهاند. نکته جالب اینکه این گفتوگوها را سایت متمایل به فتنه ایلنا منتشر کرده بود که در طی هفتههای اخیر در یک پروژه مشترک با سایتها و روزنامههای نزدیک به برخی از مردودین فتنه 88 علیه جبهه پایداری وارد عمل شده است. ایلنا در پروژهای که از روز گذشته کلید زده، علاوه بر ادامه دادن فاز تخریب جبهه پایداری با چهرههای تخریبگر تکراری مانند محسن یحیوی، فاز جدیدی نیز طراحی کرده که بر مبنای آن با برخی از اعضای جبهه پایداری، سخنان آیتالله مهدویکنی را مبنی بر اینکه "اهل شرط و شروط نیستم و این موارد را نمیپذیرم" به بحث میگذارد تا در صورت بیان انتقادهای ولو منطقی، در ادامه پروژه سایر رسانههای این حلقه مأمور به تیتر زدن و طرح ادعای "هجمه" و "توهین" شوند. ادامه پاسکاری این رسانهها علیه جبهه پایداری برای حفظ ساز و کار 8+7 در حالی است که تاکنون به ابهامهای جبهه پایداری که به صورت مکتوب نیز در اختیار دبیرکل جامعه روحانیت و رئیس جامعه مدرسین قرار داده شد و در جلسه نمایندگان جبهه پایداری و گروه هفت نفره داوری و نظارت اصولگرایان نیز همین نامهها قرائت شد، داده نشده است و بهنظر میرسد این فضاسازیها با هدف فرافکنی در قبال همان ابهامها صورت میگیرد. در آن نامه با یادآوری بیانات رهبر انقلاب مبنی بر رعایت احترام انتخابات و دخالت نکردن قوا در امر انتخابات، و همچنین پرهیز نمایندگان از نزدیک شدن به کانونهای قدرت و ثروت در زمینه حضور نمایندگان آقایان لاریجانی و قالیباف در کمیته وحدت اصولگرایان طرح ابهام و انتقاد شده بود. همچنین با اشاره به عملکرد این دو شخصیت در جریان فتنه 88 و همچنین خارج از چارچوب 6+5 عمل کردن در جریان انتخابات مجلس نهم نسبت به سهم دادن ویژه به آنها خارج از چارچوب احزاب و جریانهای اصولگرا اعتراض شده بود. در ادامه عیناً متن مصاحبههای ایلنا با هدایتخواه و بزرگواری که با سؤال سفارشی "نظر شما پیرامون سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که به صراحت گفتهاند شروط جبهه پایداری را نمیپذیرند، چیست؟" انجام شده، منتشر میشود: یک عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی نسبت به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که گفته بود شروط جبهه پایداری را نمیپذیریم واکنش نشان داد و گفت: جبهه پایداری پیشنهادات خود را ارایه کرده است، حال اینکه بزرگان بپذیرند یا نپذیرند قطعا در مورد مسوولیت بعدی اش و نتایج و پیامدهایی که خواهد داشت، خودشان پاسخگو خواهند بود. ستار هدایتخواه نماینده مجلس شورای اسلامی و از اعضای جبهه پایداری در گفت وگو با خبرنگار پارلمانی ایلنا، در مورد سخنان آیت الله مهدوی کنی مبنی بر نپذیرفتن شروط جبهه پایداری، اظهارداشت: پیشنهاد جبهه پایداری به نفع جریان اصولگراست. وی در مورد دلایل سخن خود گفت: دلیل این که جبهه پایداری چنین پیشنهادی را داده، این است که اولا حضور نماینده اشخاص در جبهه متحد اصولگرایی هیچ توجیه منطقی ندارد؛ چون اگر بگوییم رییس مجلس است، رییس دولت و رییس قوه قضاییه هم باید نمایندهای داشته باشند و اگر بگوییم ایشان دارای پایگاه اجتماعی است کسانی دیگری هم هستند که پایگاه اجتماعی اشان از این فرد قوی تر است و همین طور اینکه شهردار یک شهر بیاید نماینده داشته باشد و برای کل کشور تصمیم گیری کند از لحاظ افکار عمومی قابل قبول نیست. این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی، اضافه کرد: جریان اصولگرا هم باید به گونهای حرکت کند که افکار عمومی را قانع کند. وی تصریح کرد:یکی دیگر از دلایل اصرار جبهه پایداری برکنار گذاشته شدن نمایندگان آقایان لاریجانی و قالیباف از جبهه متحد اصولگرایی این است که اینها پایگاه اجتماعی ندارند، چرا که در حال حاضر قشر عظیمی از نیروهای ولایی اصولگرا و به تعبیر مقام معظم رهبری این رویشهای جدید اصولگرا و ولایی نسبت به حضور این افراد در جبهه متحد اصولگرایی ایراد و اشکال دارند. هدایتخواه افزود: این جوانان حزب اللهی و ولایی اصولگرا، خیلی از کسانی را که در حال حاضر در کمیته 8+7 تصمیم گیر هستند، به جز جامعتین و آنهایی که مرزی الطرفین هستند و فقط داوری میکنند را نماینده خودشان نمیدانند و به همین جهت است که جبهه پایداری برای این که جریان اصولگرا بتواند پایگاه عظیم تری در میان مردم و به ویژه جوانان کسب کند و آرای بالاتری داشته باشد این پیشنهادات را داده است.
یک عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در واکنش به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی مبنی بر اینکه شروط جبهه پایداری را نمیپذیریم، اظهارداشت: آیت الله مهدوی کنی خودش هم ادعا ندارد معصوم و بیگناه است؛ او هم یک بشر است از این رو 4 الی 5 نفر از پیشکسوتان اصولگرا که بروند پیش ایشان و درباره جبهه پایداری خلاف واقع و طور دیگری حرف بزنند، شاید سبب شود که ایشان ما را در جبهه پایداری به عنوان یک جریان افراطی و تندرو حساب کنند. حجت الاسلام والمسلمین سید محمد علی بزرگواری نماینده مجلس شورای اسلامی و از اعضای جبهه پایداری در گفتو گو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به این سوال که نظر شما پیرامون سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی که به صراحت گفتهاند شروط جبهه پایداری را نمیپذیرند، چیست؟ اظهار داشت: آیت الله مهدوی کنی باید نقش پدری خود را در وحدت اصولگرایان عمل کند و ما خواهان همین هستیم یعنی میگوییم در حال حاضر آیت الله مهدوی کنی در جایگاهی قرار گرفتهاند که باید به گونهای رفتار کنند که حتی اصلاح طلبانی که خط قرمزها را رعایت میکنند و اصول انقلاب را قبول دارند آنها را در بر بگیرند، نه اینکه حتی بیایند جبهه پایداری را که همه بچه بسیجیها و حزب اللهی و مسجدیها و هیاتیها در آن هستند به عنوان یک جبهه افراطی معرفی کنند. وی افزود: ما خواهش داریم از این پیشکسوتها و ریش سفیدهای اصولگرایان نروند ذهن علما و بزرگانی مثل آیت الله مهدوی کنی را نسبت به جبهه پایداری و بچه حزب اللهیها خراب کنند. این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی، اضافه کرد: حال اگر افرادی توانستند در مورد جبهه پایداری اثر منفی روی آیت الله مهدی کنی بگذارند ما در تبعیت از رهبری حرکت میکنیم یعنی اگر جایی لازم باشد سکوت کنیم، بسان خار در چشم و استخوان در گلو سکوت میکنیم، چرا که ما فدایی رهبری هستیم و اگر لازم باشد سکوت میکنیم، با علما در نمیافتیم منتهی خواهش ما از آقایان این است که قدری حوزه فکری شان را وسیع تر کنند. وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره فعالیت جبهه پایداری گفت: در واقع آن چیزی که ما از جبهه پایداری میفهمیم این است که این جبهه برای آن به وجود آمده تا خط بچه حزب اللهیها، اصولگراهای اصیل، هیئتیها و بسیجیها را با خط انحرافی جدا کند. بزرگواری اضافه کرد: همه ما حامی دولت بودیم و همه ما حامی آقای احمدینژاد بودیم و این تشکیلات جبهه پایداری را به وجود آوردیم تا خط انحرافی را انگشت نما کنیم و همچنین افکار ننگی که آنها دارند در دامن اصولگراها و بچه حزب اللهیها ننشیند. وی تصریح کرد: پس اینطور نیست که تمام آنهایی که در شکل دهی دولت نهم و دهم و ریاست جمهوری آقای احمدینژاد و روی کارآمدن آن نقش داشتن با جبهه انحرافی یکی باشند، چرا که جبهه انحرافی یک اقلیتی هستند که در برخی مناصب جا خوش کردهاند. بزرگواری با اشاره به سخنان اخیر آیت الله مهدوی کنی، گفت: ما معتقدیم آیت الله مهدوی کنی در راس خبرگان است، یعنی جایی که جایگاه رهبری و تعیین کننده رهبری است و از این رو از این جایگاه بسیار با ارزش است و نباید در حوزه حزبها و گروهها کوچک شود. وی افزود: باید سایه چنین جایگاهی بر همه اصولگرایان و همه مملکت باشد و ایشان هم بداند که جبهه پایداری در تقویت ایشان و خبرگان و رهبری حرکت میکند. بزرگواری با بیان اینکه نباید آیت الله مهدوی کنی، جبهه پایداری را افراطی و تندرو حساب کند، گفت: اگر همین جبهه پایداری را بررسی کنیم میبینیم که بچه حزب اللهیها، مذهبیها، هیئتیها و بسیجیهایی هستند که همینها بودند که توانستند جریان فتنه را از کف خیابان جمع کنند و اینها مطیع رهبری هستند. |
|
| متن کامل سخنرانی دکتر الهام در دفتر پژوهشهای فرهنگی |
| ساعت ۱٠:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، غلامحسین الهام ، جریان انحرافی ، سخنرانی |
|
تاکتیکهای جریانانحرافی برای خدشه در حرکت اصیل 84/ تکیهگاههای فتنه ناامیدکردن نیروهایانقلاب را مدیریت میکنند
![]() دکتر غلامحسین الهام یک ماه و نیم قبل (23 تیر) در اولین همایش منطقه ای دفتر پژوهشهای فرهنگی در مشهد مقدس بهعنوان سخنران حاضر شد و نکات مهمی را در مورد ابعاد مکتب امام؛ عقلانیت، معنویت و عدالت و ویژگیها، ابزارها و کارکردهای جریان انحرافی مطرح کرد. رجانیوز، متن کامل این سخنرانی راهبردی را منتشر میکند: السلام علی المهدی الذی وعد الله عزوجل به الامم و یجمع به الکلم و یلم به الشعث و یملأ الارض به قسطا و عدلا و یمکن له و ینجز به وعد المومنین تحیات قلبی و خالصانه خود را تقدیم به آستان آقا علی ابن موسی الرضا(ع) می کنم که توفیق عتبه بوسی آستان مقدسش را با دیدار شما عزیزان استان های خراسان شمالی، جنوبی و رضوی که ما همه در ظل آستان رضوی حیات انقلابی داریم، عطا فرمود و این ایام و اعیاد مبارک را به ویژه ولادت قطب عالم امکان و مولود منتظر و عدالت مورد تمنای بشر حضرت صاحب الامر به محضر شما عزیزان تبریک عرض می کنم. من در یک فرصت کوتاه چند نکته درباره وضعیت و جریانات امروز بخصوص موقعیت اصولگرایی واقعی و اصیل عرض میکنم. جریان انقلاب اسلامی با هر حرکتی که برخوردار از ویژگی های عقلانیت، معنویت و عدالت باشد، تداوم پیدا می کند. حرکتی که در سوم تیر 1384 اتفاق افتاد، یک حرکت انقلابی- اسلامی بود. این حرکت در واقع، احیای انقلاب اسلامی و حرکت مجدد انقلاب بعد از یک دوره رکود و به خصوص انحراف تدریجی از مبانی بود. ویژگی هایی که عرض می نمایم همان ویژگی هایی است که رهبر معظم انقلاب در بیان مکتب امام آن را تبیین و تحلیل فرمودند و هر بخش این شاخصه ها با یک حرکت و جریان انحرافی مورد تقابل قرار می گیرد. همیشه عقلانیت انقلاب یعنی عقلانیت رحمانی نظام اسلامی با سودجویی، عقلانیت مادی و محافظه کاری و در واقع منافع مادی دنیوی مورد تهاجم قرار می گیرد. بعد از پایان دفاع مقدس برای انحراف از مبانی انقلابی، عصر جدید بعد از دفاع مقدس را به عنوان دوران خردگرایی و عقل گرایی توصیف کردند که در واقع، طوری مفهوم سازی و تعریض به انقلاب بود، به دلیل این که ارزش های ایجاد شده مبتنی بر انقلاب را به ویژه معنویت و عدالت را حرکتی غیر عقلانی توصیف کنند. عقلانیت از نظر برخی تخطئه ارزش های دینی است در مبارزه انتخاباتی سال 84 هم بعضی از کاندیداها بر عقلانیت در برابر حرکت انقلابی تکیه ویژه ای داشتند. آن عقلانیت که در واقع تخطئه ارزش های اصیل دینی انقلاب است، در واقع عقلانیت نیست یک ابزار برای تقابل با این جریان است. عقلانبت حقیقی و عقلی که ما عبد به الرحمن است، عقل انقلاب اسلامی، عقلانیتی که پایه شریعت را تشکیل می دهد، با عقلانیت مادی گرایی انحرافی که ارزش های اصیل دینی و اسلامی را تخطئه می کند، متفاوت است و این یک مفهوم مشترکی است که برای تخطئه حرکت انقلابی از آن استفاده می شود. طرح انقلابی سال 84 هم دائم با این نقادی مواجه بود؛ به عنوان این که حرکت های اصیل، حرکت های یک شبه و کارشناسی نشده است مبتنی بر تصمیم سازی های غیرقابل سنجش، ماورایی، و مبتنی بر سحر و جادو و رمل و اسطرلاب است؛ یعنی یک حرکتی بود که حرکت اصیل انقلابی را تخطئه می کرد و این تقابل را نشان می داد. دلیل شکست مفتضح جریان متکی به بیگانه در سال 88 اما شاخص عدالت که شیرین ترین پیام برای مردم است، همان چیزی بود که ذائقه مردم با همه ظرفیت به آن سمت گرایش پیدا کرد؛ چه در انتخابات سال 84 و چه در انتخابات سال 88 بخصوص در مقابله با سنگین ترین فتنه. عدالت هم این ظرفیت را دارد که یک شاخص محسوس و ملموس به خصوص در حوزه رفتاری از سوی حاکمان برای مردم باشد. این نیاز به بحث تئوریک ندارد. وقتی مردم احساس عدالت بکنند و حس عدالت داشته باشند و آن را در نظام ببینند، یک کشش ذاتی و فطری دارد و هر طور بخواهی مردم را دور کنی، مردم به آن سمت گرایش می یابند و با تمام توان خود از آن حمایت می کنند. انتخابات این را نشان داد. به خصوص سال 88 جاذبه ای که توانست موجب پیروزی گفتمان انقلاب اسلامی و شکست مفتضح جریان فساد و متکی بر بیگانه و در واقع عدالت سوز شود، همان حس عدالت و باور عدالت بود. این جاذبه ای است که نیاز به تبلیغ ندارد و همان حس برای مردم جهت حضور آن ها و تصمیم آن ها در همه انتخابات ها کافی است. جریان مقابل و ضد حرکت انقلابی هم عدالت را با تعابیر انحرافی مثل توزیع فقر و امثال این مفاهیم مورد تخطئه قرار داد. امام صریحاً معنویت و عدالت را هدف روشن و انحصاری انقلاب اسلامی معرفی فرمودند. اشکال دیگری مانند خرافه گرایی و مکتب های انحرافی دیگر در این عرصه تلاش هایی بود که معنویت اصیل انقلابی را مورد هجوم قرار داد. هر جریانی که این شاخص های اصیل حرکت انقلاب را از مسیر خود خارج کند، از نظر ما جریان انحرافی است، حالا با هر بخش باشد. موفقیت ما هم در تداوم این جریان است. تبلور خواسته های رهبری در مدیریت 16 ساله در سال 84 متبلور شد استمرار نظری ارزش های ذکر شده به ویژه عدالت که ارزش محسوس برای مردم است و تداوم عملی عدالت در اجرا و عمل، راه موفقیت کشور است. سال 84 از دل مردم به این خواسته ها جواب مثبت داده شد، یعنی حرکت جدید انقلابی در کشور صورت گرفت. این خواسته ها تبلور خواسته های رهبری در مدیریت 16 ساله ایشان بود که منجر به این حرکت در سال 84 شد. مجموعه ای از بیانات ایشان به عنوان قاموس عدالت در آغاز نیمه دوم سال 84 منتشر شد که دغدغه های مستمر رهبری را به خصوص در عرصه عدالت در همه بخش ها نشان می دهد. سیستم حقوقی ما به گونه ای است که با کمال تأسف ولایت فقیه در این سیستم مبسوط الید نیست. یعنی قالب ها و چارچوب های موجود در حد زیادی بر اساس سیستمی عمل می کنند که مطالبات رهبری و حرکت اجرایی کشور در همه عرصه ها، به صورت یک حرکت مطلوب که با شتاب مناسب و جهت گیری درست باشد، محقق نمیشود. امیرالمومنین اگر یک مالک اشتر داشته باشد، با خیال راحت جبهه های مختلف را در این عرصه مدیریت می کند وظیفه رهبری حفاظت، برای جلوگیری از انحراف کلیدی و سقوط انقلاب خواهد بود. انتخابات ریاست جمهوری، رئیس جمهوری را با سلایق و نظرات مستقیم مردم برمی گزیند. میزان حساسیت رئیس جمهور بر مبانی ارزشی و اصول گرایی، شتاب حرکت کشور را تعیین می کند و اگر جریان انحرافی موجود باشد، رهبر که کل جهت گیری را رصد می کند، برای بازگرداندن جریان به مسیر اصلی صرف انرژی خواهد کرد و این موجب می شود که از انرژی رهبری که باید صرف حرکت به سوی آرمان ها و ایده آل ها گردد، کاسته شود. این واضح است که تلاش های رهبری برای تبیین یک اصلاح گری واقعی، اصیل و مبتنی بر نیازهای ضروری جامعه و گفتمان انقلاب اسلامی در دوران دوم خرداد وقت کشور را گرفت و همینطور در جریان گفتمان سازندگی، برای آن که ساختن کشور مبتنی بر عدالت باشد، ایشان بهمنظور اصلاح رفتار کارگزاران حکومتی در این هشت سال انرژی زیادی برای مدیریت و مراقبت این حرکت صرف کرد. در حالی که اگر دولت، یک دولت پا به کار باشد که این حرف ها و آرمان ها را پذیرفته باشد و بتواند عمل کند، دست رهبری را در تحقق این آرمان ها باز می کند. دولت مثل یک سرباز میان میدان می ماند که اگر درک کامل و دقیقی از مبانی داشته باشد، خواسته های فرماندهی را با سرعت و آن شکل که مطلوب اوست، محقق می کند. امیرالمومنین اگر یک مالک اشتر داشته باشد، با خیال راحت جبهه های مختلف را در این عرصه مدیریت می کند. اما اگر دهها ابوموسی داشته باشد، دهها نیروی جدید لازم دارد که آن ها را هدایت و مراقبت کند و فعال کند. اگر انحرافی هم در بصیرت و فکر و مبنا وجود داشته باشد مشکل مضاعف است. هر رهبری طبعاً با این بازوان و ابزاری که دارد، این مشکلات را خواهد داشت و مقداری از آن طبیعی است. در هر حال هر رهبری برای تحقق آرمان هایش به ابزار اجرایی نیاز دارد و این ابزارها هستند که رهبری را در این عرصه کمک می کنند. نمی توان در اصالت حرکت سوم تیر84 خدشه وارد کرد رهبری در حرکتی که در سال 84 محقق شد با امید و اطمینان و آرامش بیشتری تحقق آرمان های خود را مشاهده و در مقاطع مختلفی این مسأله را ابراز می فرمودند. در خطبه نماز جمعه فرمودند: آقای فلانی را که من در سال های انقلاب می شناسم و چنین و چنان هستند، مقصود آقای هاشمی، اما دیدگاه های من در بعضی جهات به آقای احمدی نژاد نزدیک تر است تا آقای هاشمی. این به آن معناست که حرکت دولت اسلامی را که این دولت موسوم به آن شد، به جهت حرکت در مبانی انقلاب یعنی اصول انقلاب به ویژه تکیه بر عدالت و معنویت از هر جریان دیگری به خود نزدیک تر دیدند و این تعبیر را، علنی به مردم بیان داشتند که این دولت از محبوب ترین دولتهای بعد از مشروطیت است و در جمع خواص هم فرمودند معلوم نیست که دولتی در آینده بهتر از این بتوانیم داشته باشیم. این نشان می دهد که یک حرکت امید بخش برای تحقق مطالبات رهبری صورت گرفته بود. لذا حرکت سال 84 یک حرکت انقلابی و اصیل بود و نه امروز نه در آینده، نمیتوان در اصالت این حرکت خدشه کرد. یک حرکت سالم متولد شده است و باید در این مسیر صحیح تداوم یابد. تداوم یک حرکت، یک مقوله است و اصالت یک حرکت در شروع و تولد بحث دیگری است. امروز یک جریان انحرافی که از متن فتنه بیرون می آید، بهدنبال این است که اصالت حرکت سال 84 را مخدوش کند. این یک انحراف بزرگ است. این یک حرکت ضد انقلابی برای توقف حرکت اصیل انقلاب اسلامی است. نه مردم در جهت گیری و حرکت درست سال 84 اشتباه کردند نه در 88 و هنوز هم مردم این حرکت را قبول دارند و حمایت می کنند. چون عدالت ذاتاً این ویژگی را داراست. اما جریانی که در مقابل این حرکت موضع گیری می کند، جریان فتنه است. در این که فتنه به یک جریان ضد انقلابی تبدیل شده است، هیچ تردیدی نیست. فتنه به نقطه تکوین آخر خود رسید و ماهیت خود را در تقابل با نظام اسلامی نشان داد. حال چه افرادی عالمانه وارد این عرصه شدند و چه افرادی که سقوط کردند و راه برگشت ندارند. اشخاصی که از فتنه حمایت کردند، حالا چه از روی بی بصیرتی باشد یا هر چیز دیگری، در هر حال منافع دنیوی آن ها را به آن جا کشید که در مقابل انقلاب مواضع غلط بگیرند و در مقابل انقلاب بایستند و در کنار جریان فتنه باشند. این یک نمره منفی در حرکت سیاسی آن هاست و باید در حافظه بلند مدت ملت برای همیشه قرار بگیرد. می خواهند به هاشمی در برابر رهبری مشروعیت بدهند به هر حال جریان فتنه به یک جریان برانداز ضد انقلاب تبدیل شده و ما نباید همان طوری که رهبری فرمودند خطر این جریان برانداز را نادیده بگیریم. هم نباید نادیده بگیریم، هم نباید ضعیف بشماریم بلکه در برابر تحلیل های دیگر این را مهم تر بشماریم. غلبه این مسأله باز از تلاش های جریان مخالف است که می خواهند با توجه به برخی مسائل و مشکلات موجود اصالت این حرکت را تخطئه و اصالت حرکت ضد انقلابی فتنه را اثبات کنند. آقای هاشمی هنوز از انتخابات آزاد صحبت می کند و بعضی از اشخاص در جبهه اصولگرایی هنوز آقای هاشمی را یک مجتهد سیاسی می دانند که به او این مجوز را می دهند که با اجتهاد سیاسی خود در برابر اجتهاد مطلقه ولی امر یک جریان جدید بسازد و این جواز را به او می دهند که خودش را اصالت بدهد و به رفتار سیاسی او در مقابل رهبری مشروعیت داده شود. این یعنی تعدد رهبری که دوگانگی در حاکمیت است و این انحراف است. نتیجه اینگونه انحرافهایی که از نظر فکری پیش می آید و گاهی ناشی از سوء استنباط ها و برداشت ها و بینش های سیاسی است، اصالت دادن به حرکت ضد نظام و برانداز فتنه ای است که با تلاش ها و مجاهدت های بی نظیر مردم پایان پیدا کرده است. حداقل در 9 دی 88، یک نقطه ختم بر آن گذاشته شده است. این جریان خطرناکی است. اگر رهبری در این هفته های گذشته تجزیه و تحلیلشان در مورد این قضیه بوده، به خاطر خطر و حساسیتی است که این جریان هنوز هم دارد و هنوز هم دنبال این است که از بعضی ضعف ها بهانه بسازد و اصالت انقلابی حرکت 84 و حرکت انقلاب را و احیای گفتمان انقلاب را یعنی خود انقلاب را تخطئه کند. این مسأله مهمی است که ما نباید دچار غفلت شویم، روحیه انقلابی را از دست ندهیم، سلامت و اصالت گفتمان ارزش های انقلاب یعنی عدالت و معنویت را و شاخص هایی را که بر این مبنا در رفتار حکومتی و حاکمیتی داشته است، فراموش نکنیم. برنامه های جریان انحرافی برای محافظه کار کردن جریان سوم تیر اما طبیعی است هر حرکت انقلابی از درون خودش با مشکلاتی مواجه است. جریانهایی تلاش خواهند کرد همیشه با ورود در متن انقلاب، مسیر انقلاب را به تدریج از جایگاه اصیل خودش دور کنند. جریان انحرافی که در مسیر حرکت اصیل انقلابی 84 می بینیم، یک چنین جریانی است. جریانی است که در متن گفتمان قرار گرفته و از درون می خواهد این حرکت انقلابی را به یک حرکت ایستا و محافظه کار تبدیل کند. مهم ترین کارکرد جریان انحرافی در درون این گفتمان این است که ارزش های انقلابی را به واقع گرایی های پراگماتیستی تبدیل کند که در دوران سازندگی و اصلاحات ما شاهد آن بودیم و این سقوط ارزش های انقلابی خواهد بود. آدم های انقلابی را به آدم های محافظه کار تبدیل کنند و تحقق این مسأله یعنی مدیریت فرآیندی که در طول زمان به تدریج ارزش ها را جابجا کنند و به تدریج ارزش های جدیدی را خلق کنند و به تدریج گفتمان جدیدی را جایگزین گفتمان انقلاب کنند. این کاری است که جریان انحرافی در متن حرکت اصیل انقلابی دارد انجام می دهد و در این حرکت تدریجی به مرور آدم های حامل گفتمان را هم جابجا خواهد کرد. آدمهای حامل ارزش های متعالی و انقلابی، با ویژگی عدالت و معنویت گرایی پاک و سالم انقلاب را حذف خواهد کرد و ادم هایی را که این تفکر را ندارند اما می توانند تغییر گفتمان بدهند، تقویت کنند. هم افکار و اندیشه ها و گفتمان به تدریج جابجا می شود و هم آدم ها و افراد و حامل های گفتمان جابجا می شود. این یک حرکت تدریجی برای انحراف در مسیر انقلاب است. این را باید مدیریت کرد. این حرکت در آغاز است. ما نمی توانیم با برخورد این حرکت در نقطه ابتدایی و میانی، برخوردی بکنیم که در نقطه انتهایی باید کرد. تبدلی جریان انحرافی به یک غده بدخیم انحراف بزرگتر است جریان فتنه پیش انتخابات 88 یعنی در سال قبل از انتخابات و اواخر 87 تعریفی دارد. ممکن است ما این هویت را ببینیم که در انتها به کجا خواهد رسید اما در 87 نمی توان همان نوع داوری را در مورد فتنه داشت که در 88 داریم. بینش دقیق سیاسی و انقلابی و در واقع بینش دینی و بصیرت دینی این فهم را میکند که با حرکت چه رفتاری باید کرد. اما تعریف قضایی جریان فتنه در 88 با تعریف سیاسی فتنه در انتخابات 87 متقاوت است. چنانچه در ادبیات رهبری در خطبه 29 خرداد یک ادبیات می بینیم در سخنان امروز ایشان و در ادبیات امروز ایشان راجع به فتنه چیز دیگری می بینیم. این فتنه به نقطه تکوین انحطاطی و از نظر آنها نقطه کمال خودش رسیده و شفاف شده است. سال 87 نمی شود قضاوتی کرد که بعد از عاشورای 88 می شود کرد. این یک جریانی است که به آن نقطه کمال خودش در ظاهر، کمال که نیست در واقع به نقطه شکوفایی تکوینی خودش، هویت خودش رسیده است ودر واقع ماهیت ضد انقلابی خودش را نشان داده است. اما برای جریان انحرافی معلوم نیست تا کی به آن نقطه می رسد یا می تواند برسد، لذا این خطر تدریجی وجود دارد حرکت آخر را امروز نمی توان انجام داد. امروز باید مراقبت کرد. امروز می شود این را با یک واکسن دفع کرد. با یک درمان می شود دفع کرد. نباید گذاشت به سرطان تبدیل شود. سرطان که شد، غده بدخیم که شد، با جراحی از بین می رود. امروز باید این غده را که هنوز بد خیم نیست، رفع کرد. انحراف بزرگتر این است که این غده را تبدیل کنیم به یک غده بدخیم که بخواهد نظام آن را با جراحی از بین ببرد. یک مثال ساده برای تبیین این موضوع می توان مطرح کرد که شاید به یک شوخی شبیه باشد، این رفتاری که ما در مقابله با جریان انحرافی داریم، نباید مشابه کاری باشد که عده ای عوامانه برای مهار آتش یک انسان بهکار گرفته بودند. در بیمارستانی که سوختگی های او را درمان می کردند، دیدند استخوان های او نیز شکسته است. گفتند چه شده؟ پاسخ دادند که ما با بیل آتش را خاموش کردیم. اگر کسی آتش گرفت، آتش او را با بیل خاموش نکنید، شاید آتش خاموش شود ولی استخوانهای او را نیز خواهید شکست. استخوان های یک حرکت اصیل را نشکنیم. آنچه به نظر من دغدغه رهبری است، این است که استخوان های حرکت اصیل انقلابی را ما اشتباها خرد نکنیم. انحراف در همان است که یک آدم انقلابی تبدیل می شود به یک آدم محافظه کار و به تدریج ضد انقلاب که در باورهای خودش متنزل می شود. لذا جریان انحرافی در انتها دنبال همین جریانی است که امروز فتنه گران ظاهرا با آن مقابله می کنند ولی با هم یکسان هستند و آن این است که اصالت حرکت انقلابی را از مردم بگیرند. آدم های انقلابی را هم بگیرند لذا اول دنبال این است که احمدی نژاد را با هویت 84 اش از انقلاب بگیرد و دوم اینکه خود این حرکت را از ملت بگیرد. این جریان سنگینی است که ما باید در روند حرکت سیاسیمان بخصوص در آینده انتخابات مجلس، آن را مراقبت کنیم. احمدی نژاد معلول ظرفیت عدالت پذیری جامعه ماست حرکتی که احمدی نژاد را بهوجود آورد، در متن انقلاب نهفته است و آن حرکت زنده است. احمدی نژاد یک چهره ناشناس بود. علامت هایی که او ابراز کرد، علامت های شناخته شده انقلاب بود. وقتی بحث عدالت را مطرح کرد، رهبر معظم انقلاب فرمودند همین که عدالت را مطرح کرد، پیروزی بود، حتی اگر پیروز هم نمی شد، به دلیل اینکه غبار را از شعارهای انقلاب گرفت و شعارهای انقلاب را احیا کرد، پیروزی است. نمی شد این حرف ها را زد. مگر همین رهبر انقلاب در همین دوره دولت نهم نفرمودند در صحبت هایی که مکرر داشتند، بعضی از مسئولین خجالت می کشیدند از اسلام حرف بزنند. انگار کم داشتند، انگار بدهکار بودند، امروز ما از اصالت حرکت انقلابی با قوت حرف می زنیم و دفاع می کنیم و این حرکت در دنیا هم خودش را نشان داد و یک جهش و امید تازه آفریده است در توجه به انقلاب اسلامیمان. این نشان می دهد که این ظرفیت موجود بوده و احمدی نژاد معلول آن است نه علت آن. احمدی نژاد معلول ظرفیت عدالت پذیری جامعه ماست. اگر کسانی فکر می کنند که باید مسیر عدالت را عوض کنند تا انتخاب شوند و فکر می کنند این گفتمان شکست خورده، اشتباه مجدد سال 84 خودشان را تکرار خواهند کرد و اگر کسی در وجودش این باور نباشد که عدالت حرکت اصیل انقلاب است، همان بهتر که دچار اشتباه بشود و مردم را دچار اشتباه نکند و این اتفاق خواهد افتاد. حرکت مردم این گفتمان را شناخت و با همه وجود حمایتش کرد. این مصداق نصرت مؤمنان بود. نصرت مومنان به صحنه آمد و انقلاب را نجات داد. انتخابات مظهر نصرت مؤمنین بود چه در 84 چه در 88. این حرکت الان هم ظرفیتش وجود دارد. اصولگرایی تابلویی برای افراد و جریانهای خاص نیست. اصولگرایی تابلوی یک تفکر گفتمان است. هر کس حامل این گفتمان شد، اصولگراست. اصالت خودش را از احزاب و تابلوها نمی گیرد. تکیه گاه های فتنه می خواهند اصولگرایان را مدیریت کنند آیا اصولگرایان به وحدت خواهند رسید؟ اگر اصولگرا باشند، قطعاً وحدت محتوم است. امکان پذیر نیست وحدتی نباشد و اگر وحدتی نیست، اصولگرایی نیست. اصولگرای اصیل یعنی حقیقت اصولگرایی، وحدت پذیر است. کما این که این وحدت و انسجام در 84 و 88 خود را نشان داد و جامعه ما جامعه اصولگراست. انقلاب باقی است، تداوم دارد. هر جریان انحرافی که بخواهد گفتمان بدلی بسازد، شکست خواهد خورد. به خصوص که گفتمان انحرافی موجود، آشکارا افکار غیر اسلامی را تبیین و تبلیغ می کند. شاخص های آن هم واضح است. بنابراین حرکت مردمی ما یک حرکت انقلابی است. ظرفیت آن هم وجود دارد. هم عدالت جاذبه دارد هم مردم طعم عدالت را در طول این سال ها چشیده اند و برای آن ها مزه عدالت وجود دارد. حرکت اصیل سوم تیر 84 این پیام را داشته است و این در جامعه زنده است. دشمن دنبال این است که حاملان گفتمان، روحیه خود را ازدست بدهند و خودشان را تمام شده بدانند، خودشان را شکست خورده بدانند. این یک توطئه بزرگ تر دشمن است. امروز جریان اصیل انقلاب را رهبری مدیریت می کند. امروز این گفتمان اصیل مثل همه مواقعی که وجود داشته است، به خصوص الان که وارد عرصه اجرا شده است و یک قدرتی پیدا کرده است، خاکریزهای دستگاه اجرایی و تقنینی را فتح کرده است و رهبری به عنوان رهبری این جریان، امروز هدایت و حفاظت از این جریان انقلابی را به دست گرفته است. بنابراین متکی به ملت و گفتمان رهبری است و این گفتمان غالب است. ما باید این را حفاظت بکنیم. حفاظت آن بر این است که اولاً دچار اشتباه نشویم و در اصالت باورهایمان تردید نکنیم و دست فتنه را در پشت سر حاملان دروغین این جریانی که امروز آمده اند و روحیه جریان 84 را می خواهند تخریب کنند، بببینیم. من امروز نشانه هایی می بینم که باقی مانده های جریانهای مدیریت کننده فتنه و تکیه گاههای فتنه به دنبال این هستند که همه جریانها را از پشت صحنه مدیریت کنند؛ هر کدام را به شکلی. یک طرف با یک جنگ فرهنگی، روحیه انقلابی را از مردم بگیرند و عدالت را گفتمان ناکام و شکست خورده بدانند و اساساً انقلاب را یک دروغ و یک فریب تعبیر کنند. این ها دنبال این هستند که هر کدام از ما را به شکلی مدیریت کنند. باید احزاب اصولگرا از مدیریت این جریانها، خود را بیرون بکشند. امروز بصیرت آن است که دست های اداره کننده نهان فتنه را پشت جریانهای خودی پیدا کرد. هر حرکتی که این اصالت را خدشه دار کند و به فتنه در هر بعد و قسمتی بخواهد اصالت بدهد، یک انحراف است. مرزبندی جریان اصولگرایی با فتنه گران در همهی لایه هایش باید شفاف باشد. موضوع فتنه تمام شده نیست و انحراف و انحطاط و غلط بودن مبانی آن با اشکالهای دیگر اثبات نمی شود. هر جا ما در مسیر حق دچار مشکل شویم، اثبات باطل نمی کند. منحرف شدن هر حرکت از مسیر حق، اصالت حق را به طرف باطل نخواهد داد. شکست خوردن هم در جبهه حق اصالت را به باطل نمی دهد. چون آن جا احدی الحسنیین و عمل به تکلیف است و پیروزی است. این بحث من است. فرض من این است که آینده از آن انقلاب اسلامی است. آینده در حرکتی که از سال 84 صورت گرفته، برگشت پذیر نخواهد بود. ادامه دارد. ادامه اش با حضور ما در صحنه است. با مراقبت از جریانها و حمایت از جریانهایی است که این پرچم را در دست دارند. حرکت انقلابی نه توقف پذیر است نه عقب گرد می کند، نه منحرف می شود. حرکت سال 84 با شتاب بیشتری رو به جلو است نه توقف نه عقبگرد نه انحراف. ما با مراقبت از این جریانها باید از نیروهایی که حامل این ارزش بوده اند و کارنامه روشنی در مقابله با فتنه داشته اند و گفتمان انقلاب را باور دارند و مکتب امام باورشان است، حمایت کنیم و آن ها باید نظام را دنبال بکنند. مشکلاتی که در حفظ انقلاب وجود دارد نباید موجب یأس شود. باید موجب حرکت شود. هر حرکتی ما را باید به نقطه کمال برساند. ما منتظر موعودیم و در این انتظار باید خالص شویم. خلوص در این است که همه ما تجربه می شویم. تجربه بشویم تا اصحاب خالص به دست بیایند. تا نیاز به آن دولت در همه وجود ما ملموس شود. ما به یک افق روشنی چشم دوخته ایم و با فاصله زیاد اما در مسیرش قرار گرفته ایم. انقلاب، ما را در مسیر حقیقت موعود قرار داده است. اما فاصله ها خیلی زیاد است. باید آمادگی پذیرش عدالت مهدوی را پیدا بکنیم و این هم در حرکت است هم در پایداری. استقامت و مقاومت در یک حرکت از ایجاد آن حرکت اهمیت بیشتری دارد. ما باید مقاومت و پایداریمان را به این ارزش ها حفظ بکنیم. والسلام علی عباد الله الصالحین |
|
| ریشههای هشدار آیتالله مصباح درباره فراماسونری جدید در گفتوگو با حقانی/2 |
| ساعت ۱٢:٥۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، فراماسونری ، جریان انحرافی |
|
ظرفیت تشکیلاتفراماسونری در جمعکردن فرقههای انحرافی زیر یک چتر/ برای ادعای بابیت اول سنگر روحانیت را زدند
چندی پیش آیتالله مصباح یزدی در هشدار کم سابقهای خبر از ظهور و بروز جریانی به نام "فراماسونری جدید"داد. هشداری که باید آن را جدی گرفت چراکه سوابق تاریخی هشدارهای آیتالله نشان میدهد، وی باشناخت کامل از جریان موسوم به "انحرافی "این هشدار را اعلام کرده است.به منظور بررسی بیشتر این هشدار، به گفت گو با دکتر موسی فقیه حقانی نشستیم. وی به گواهی مقالات و سخنرانی هایی که ایراد کرده، یکی از کارشناسان و متخصصان ارشد تاریخ معاصر و بهویژه موضوع "فراماسونری" است. کتاب دو جلدی "فراماسونر ی در ایران " با کوششهای چندین ساله وی تا پایان سال به مخاطبان عرضه خواهد شد. حقانی معاون پژوهشی موسسه تاریخ معاصر، سردبیر فصلنامههای "تاریخ معاصر" و "یادآور" است. مرور سیر تاریخی چگونگی ورود فراماسونری به ایران، فعالیتهای آن و خسارات جبران ناپذیر بر ملت ایران و البته تشابههای "فراماسونری قدیم" و "فراماسونری جدید" میتواند عمق هشدار آیتالله مصباح را نشان دهد. بخش اول این گفتوگو هفته گذشته در رجانیوز منتشر شد که به بررسی نحوه ورود جریان فراماسونری به ایران اختصاص داشت، در بخش دوم از این گفتوگو، به جریانهای همسو و همافزا با فراماسونری یعنی بابیت و بهاییت پرداخته شده و برخی از کارکردهای فراماسونری در ایران در دوره قبل و بهویژه بعد از ناصرالدین شاه بررسی شده است. شعار و مطالبه بابیه چیست؟ این فرقه برای نابودی اسلام و تشیع ازطریق ایجاد شکاف در جامعه ایرانی ایجاد شد.ابتدا ادعای بابیت مطرح شد. یعنی باب کسی است که با امام زمان ارتباط دارد. این ادعا در راستای حذف روحانیت شیعه یعنی سنگر مستحکم مبارزه با استعمار مطرح شد. بعد از مدتی با ادعای مهدویت می گویند که خود حضرت ظهور کرده است، و علی محمد باب همان موعودی است که وعده داده شده است و یک سری از مردم هم باور می کنند و بعدا متوجه می شوند. البته باب ادعاهای مختلفی دارد که با عکس العمل جامعه ایرانی آنها را پس می گیرد. یک بار در شیراز و بار دیگر در تبریز توبه می کند، در تبریز توبه نامه هم می نویسد اما دوباره به او می گویند که ادعاهای خود را که تا اعلام نبوت و الوهیت هم می رسد، تکرار کند. خاندان باب خانواده ای هستند که با الیگارشی یهود ارتباط دارند، آنها در شیراز و بوشهر در کار تجارت تریاک بودند و عموی باب در شیراز تجارتخانه دارد و تجارت تریاک می کند. تجارت تریاک در آن دوره در دست شبکه ای است که جریان صهیونیستی در آن دخیل است. چهره شاخص این خاندان، ساسون است. ساسون ها یهودیان بغدادی هستند و تحت حاکمیت عثمانی ها قرار داشتند، امپراطوری عثمانی مشاهده می کند که این ها برای سرنگونی امپراطوری توطئه می کنند، بنابراین از بغداد بیرونشان میکند و آنها به ایران و بوشهر می آیند. باب با این ها ارتباط دارد، خودش می گوید مدتی که در بوشهر بودم با برخی از علمای بنی اسراییل حشر و نشرداشتم، این علمای بنی اسراییل چه کسانی هستند؟ همین خاندان ساسون و بقایای خاندان ساسون هستند که در بین خانواده های متنفذ صهیونیست جزو چند خانواده اول مانند روچیلدها هستند. بعد این ها از بوشهر به شانگهای می روند. آنجا قدرت اقتصادی بهدست می آورند و بانک شاهنشاهی که در ایران تأسیس می شود، توسط این ها پشتیبانی می شود و از شانگهای به انگلستان می روند و با خاندان سلطنتی انگلیس وصلت می کنند و در زمره خانواده های قدرتمند انگلستان قرار میگیرند. باب با این ها در ارتباط است و با علنی شدن ادعاها از حمایت جدی استعمارگران برخوردار می شود. روس ها به صورت علنی و انگلیسی ها به صورت مخفی. به تعبیر برخی از آگاهان سیاسی، انگلیسی ها کارهای بزرگ و پروژه های بزرگ رادر ایران طراحی می کردند و اجرای آن را به روسیه واگذار می کردند و بهره لازم را می بردند. یکی از مسایلی که به این نحو در ایران اتفاق افتاد، تاسیس فرقه ضاله بابیه است. اگر بخواهند ایران را عقب نگه دارند، باید یک سری عملیات کنند، بخشی از آن این است که نگذارند ایران به تکنولوژِی دست پیدا کند و زیرساخت های اقتصادی خود را محکم کند؛ مثلا جاده بکشد. می خواستیم در خوزستان جاده بکشیم، اجازه نمی دادند. سیستان و بلوچستان را اجازه نمی دادند آباد کنیم، چون نقشه بعدیشان این بود که حالا که به هندوستان آمدند، باید یک حریم امنیتی برای خود ایجاد کنند، بنابراین، مصمم شدند هرات و افغانستان را از ایران جدا کنند و بعد 8000 کیلومتر از سیستان و بلوچستان را از ما گرفتند. سیستان و بلوچستان 15000 کیلومتر مساحت داشت و 8000 کیلومتر از آن را گرفتند و میزان کمی از آن برای ما ماند. بخش دیگری از کارها فرقه سازی است که به اختصار به آن اشاره شد. این ها آن ظرفیت دینی و نقش علما در جنگ ایران و روس را دیدند. در ماجرای گریبایدوف دیدند که یک عالم حرکتی را می کند و مردمی را که شکست خورده اند، به صحنه می کشاند و مردم می ریزند و سفارت روس را با خاک یکسان می کنند. سفیر گستاخ روسیه را می کشند و انگار نه انگار این ملت در جنگ شکست خوردند، با حکم یک عالم دینی، این اتفاق می افتد. بنابراین ایجاد تفرقه در جامعه دینی ایران برایشان مهم بوده است. اگر ایستادگی علما و امیرکبیر در آن تاریخ نبود، فرقه بابیه در براندازی سیاسی و دینی در ایران موفق می شد، آنها برای گرفتن حاکمیت ایران آمده بودند. خواهر حسینعلی نوری (عزیه) در بحث ترور ناصرالدین شاه و در کتاب تنبیه النادمین می گوید که او به قصد گرفتن حکومت، شاه را ترور می کند. اینکه بهائیان نظیر عباس امانت هم به نحوی از امیرکبیر انتقام می گیرند، در پاسخ به ایستادگی او در برابر بهائیت است، چون قصدشان گرفتن حکومت و شکست برایشان خیلی سخت بود. البته دولت های خارجی نیز از آنها حمایت می کردند. حمایت رسمی و علنی سفارت روسیه از علی محمد باب و حسینعلی نوری، از بابیان شورشی در زنجان و بارفروش راه را بر هر توجیهی می بندد. دولت ایران با شورشیهایی که زنجان را اشغال کرده و به کشتار مردم مسلمان مبادرت کرده اند، در حال جنگ است و سفیر روسیه مانع تراشی کرده و امیرکبیر را تهدید می کند به اینکه حق ندارید دست به کشتار بزنید. آن ها دارند کشتار می کنند و مردم را به قتل می رسانند، بعد سفیر بیگانه، دولت ایران را تهدید می کند. در همه صحنه هایی که این ها گرفتار می شوند، شما می بینید که سفیر روسیه می آید و سعی می کند که این ها را نجات دهد. تا اینجای بحث به این رسیدیم که اینها در کشور آمده و در واقع فضاسازی کرده اند و نخبگان را مال خود کرده اند. بعد به این نتیجه می رسند که حکومت را تغییر دهند و بعد بحث مقدمات مشروطه را مطرح می کنند. اما در بحث مشروطه ندیدم که به این تحریکات جریان ماسونی اشاره شود و بیشتر وقایع و رویدادهای تاریخی مدنظر قرار می گیرد نه مسائل پشت پرده؟ ماجرای جنگ های ایران و روس با دخالت فراماسون ها به ضرر مردم و سرزمین ایران به آن ترتیب خاتمه پیدا کرد. انگلیسی ها در جنگ های اول به این نتیجه رسیدند که باید بین ایران و روسیه آتش بس شود، در شرایطی که قفقاز را گرفته اند و به ما می گویند آتش بس کنید. نمی گویند که اول عقب نشینی روس ها از مناطق اشغالی و بعد آتش بس. فتحعلی شاه و عباس میرزا شرط آتش بس را عقب نشینی روس ها اعلام میکنند. اما سرگوز اوزلی وتیم ماسون طرفدار او می گوید که شما آتش بس را بپذیرید، من این ها را متقاعد می کنم که سرزمین های ایران را تخلیه کنند. تیم ماسونی شاه را متقاعد می کنند و آتش بس اعلام می شود. ولی عقب نشینی صورت نمی گیرد و یک مرتبه شاه می بیند که در 1228 جنگ ظاهرا تمام شده است اما بدون تخلیه مناطق اشغالی و تا سال 1338 شرایط نه جنگ و نه صلح بین ما و روس ها حاکم می شود. همان بلایی که در جنگ ایران و عراق می خواستند بر سر ما بیاورند. روسها دست از توسعهطلبی خود بر نداشته و ضمن آزار و شکنجه ایرانیان در سرزمین های اشغالی قصد آغاز جنگهای جدیدی را علیه ایران داشتند. این اقدامات و دسترسی نداشتن به صلح پایدار زمینه شروع جنگ های دوره دوم رافراهم کرد. روس ها تلاش کردند که شروع جنگ را به گردن ایران بیندازند. حتی اگر ما هم شروع کرده بودیم، حق داشتیم، بخش هایی از ایران جدا شده بود و به ما وعده داده بودند که به ما برگردانند و حالا باید پس بگیریم و این حق طبیعی هر ملتی است. تازه این هم نبود، خود این ها یک سری تحریکاتی را کردند و شما نمی دانید که چه نسل کشی در آذربایجان و قفقاز به راه انداخته بودند. این ها را متأسفانه تاریخ نگاری غرب زده مورد غفلت قرار می دهد. کشتاری که از مردم کردند و تجاوزهایی که به زنان کردند، نابودی میراث فرهنگی که در این دوران کردند، کشتار علمای بزرگ که در قفقاز انجام دادند، بسیارفجیع است و هر روز صدای استغاثه مردم قفقاز بلند بود و از دولت، ملت و علمای ایران کمک می خواستند. قفقاز از کانون های پرشور شیعه پرور و روحانی پرور بوده است و درست است که به اردبیل وصل بوده ولی در یک دوره، علمای بزرگی را می بینید که در آن فعالیت می کنند. نزدیک 150 عالم شیعی در قفقاز قد علم می کنند و در راه مبارزه با روس ها شهید می شوند و برخی نیز انواع لطمات را تحمل کردند. عده ای نیز مهاجرت کردند و به ایران آمدند. نمونه آن ها خاندان معظم لنکرانی است که به جهت جهاد و مقاومت در مقابل روس های اشغالگر آسیب زیادی دیدند و بهواسطه همین صدمات و تهدیدهای عملی روس ها به ایران مهاجرت کردند. متاسفانه در زمینه معرفی مصایبی که از طریق تهاجم نظامی و تهاجم فرهنگی روس ها بر مردم سرزمین های ایرانی قفقاز وارد شد، تاکنون کار درخوری نشده است. عمق اثرات سوء اشغالگری وقتی فهمیده می شود که یک ملتی پیشینه قدرت های استعمارگر را بداند. تهاجم فرهنگی روس ها در زمان دولت کمونیستی نیز ادامه یافت و موجب قطع شدن ارتباط عمیق مردم این نواحی با فرهنگ اصیل و عمیق ایرانی و شیعی شد. در هر صورت جریان ماسونی آتش بس را به ایران تحمیل می کند و زمین ها را برنمی گرداند و بعد از 10 سال، دوره جنگ های دوم شروع می شود و در این دوره شما باز می بینید که این جریان ماسونی است که ما را پای میز مذاکره در ترکمانچای می کشاند. بعد از این چه اتفاقی می افتد؟ نوبت به هرات می رسد، انگلیسی ها تحرکاتشان را در هرات گسترش می دهند و دولت ایران می خواهد به هرات برود و آن را پس بگیرد. یک بار در دوره عباس میرزا اقدام می شود ولی به نتیجه نمی رسیم و بار دیگر در دوره محمدشاه اقدام می شودو هرات به محاصره قوای مرکزی درمی آید. کانون جاسوس های انگلیسی در هرات مستقر بود. یک سرگردی به نام هنری پاتینجر که از نیروهای نظامی اطلاعاتی انگلستان در هرات بود با اختیارات تام به خدمت حاکم شورشی هرات در می آید. او یک مدت در چارچوب عملیات اطلاعاتی پنهان انگلیسی ها به عنوان یک مولوی در یکی از مساجد هرات نماز می خوانده و امام جماعت بوده است. او و تیم همراهش مدت ها قبل از این اتفاق به منطقه آمده بودند و کل منطقه را تا اصفهان دو تیم جاسوسی انگلستان کاملا رصد می کنند. یک تیم از سیستان و بلوچستان وارد می شود و به اصفهان می آید و دیگری از هرمزگان. هر دو تیم در اصفهان به هم ملحق می شوند. این ماموریت در راستای تجزیه هرات و افغانستان و نیز سیستان و بلوچستان صورت گرفت. نقاط قوت خود و نقاط ضعف ایران را بررسی می کنند. پاتینجر در حمله ای که ایران برای بازپس گیری هرات کرد، از حاکم شورشی و نافرمان حمایت کرد، از لباس پوششی مولوی گری خارج شد و به حاکم هرات گفت که من به کمک شما آمده ام. کمک هم می کند و نمی گذارد که محمد شاه به نتیجه برسد و سپاه ایران علیرغم اینکه هرات را محاصره می کند، به نتیجه نمی رسد. یکی از همکاران پاتینجر، مانکجی لیمجی هاتریای زردشتی است که در خدمت دستگاه جاسوسی انگلستان در ایران بود که در دوره ناصری وارد ایران می شود و در راه اندازی فراماسونری و حمایت از فرقه ضاله بهائیت کارهای زیادی کرد. چاپ کتابهای جریانهای برانداز ایرانی در چاپخانه های بمبئی، ترویج باستانگرایی از طریق کمک به چاپ کتابهای مجعولی نظیر دبستان مذاهب، پرداخت حقوق مزدوران انگلیس در ایران و... بخشی از فعالیتهای مخرب این فرد در ایران است. دوره بعد، دوره ناصرالدین شاه است که نوبت به جنگ سوم ما بر سر هرات می رسد. در این دوره، سپاه ایران، هرات را می گیرد و انگلیسی ها با استفاده از شبکه ماسونی خودشان که عمده ترین عوامل این ها هستند، خرمشهر را تصرف می کنند. اتفاقا خرمشهر در آن دوره یکی از قوی ترین استحکامات نظامی را برای برخورد با هر نیروی مهاجمی داشت و سقوط خرمشهر عجیب بود! با این حال، انگلیسی ها خرمشهر را می گیرند و به سمت اهواز حرکت و تهدید می کنند که اگر هرات را تخلیه نکنید، ما تا تهران هم می آییم. مقرر شد که مذاکره کنیم و این بار در پاریس و هیئتی به سرپرستی فرخ خان امین الدوله و عضویت میرزا ملکم خان ارمنی و چند نفر دیگر در 1273 به پاریس می روند. قرار بود این افراد به پاریس بروند و از حقوق ایران دفاع کنند و هرات را به ایران بازگردانند. وقتی وارد فرانسه می شوند، ابتدا به عضویت فراماسونری درآمده ودر لژ سنسرآمیتیه پاریس عضویت می یابند و بعد می روند پای میز مذاکره می نشینند و علیرغم دستور دولت ایران هرات را واگذار می کنند و این نشان می دهد که ماسون ها ناصرالدین شاه را فریب دادند. ناصرالدین شاه در نامه ای می نویسد که فرخ خان امین الدوله نتیجه عکس داد و از این فقره و از این بلایی که این ها به سر ما درآوردند، تا قیامت خواهم سوخت. اینها رفته بودند تا هرات را پس بگیرند، رفتند و فراماسون شدند و هرات را واگذار کردند و یک قسمت دیگر از نقشه انگلیس برای این که ایران در وحوشت و بربریت باقی بماند، عملی می شود. چون هرات برای ما یک شهر کلیدی بود و یک جای معمولی نبود. فرخ خان غفاری یا همان امین الدوله و بردار و پسرش که آنها نیز فراماسون شدند، از نظر وابستگی به استعمار بسیار مفتضح هستند. برادر او مهدی خان انحراف دینی نیز پیدا کرد و به خدمت فرقه ضاله بهائیت درآمد. میرزا ملکم خان نیزعضو این هیئت بود. اودر سال1277 برای توسعه فعالیت فراماسونری در ایران تشکیلاتی ماسونی بهنام فراموش خانه راه می اندازد. ملکم خان با برخی از چهره های سیاسی نظیر میرزا حسین خان سپهسالار که صدراعظم ایران بود، ارتباط برقرار می کند و تشکیلات فراماسونری در پرتو چنین همکاری هایی در ایران گسترش می یابد. قرارداد رویتر را همین آقای سپهسالار می بندد، آن وقت می گویند که سپهسالار صدر اعظم مترقی و روشنفکر ایرانی است. وی با کانون های ماسونی در ارتباط است و خودش هم فراماسون است و برادر وی میرزا محسن نیز فراماسون است که مدتی سفیر ایران در عثمانی بود. قرارداد رویتر بسته می شود و 70 سال منابع روی زمینی و زیرزمینی ایران به یک یهودی انگلیسی به نام اسرائیل یوسفات معروف به رویترکه خبرگزاری رویترز نیز متعلق به او بود، واگذار می شود. جالب است بدانیم در تاریخ نگاری عصر قاجار و پهلوی نام واقعی او که بیانگر ریشه های صهیونیستی او است، بیان نمیشود. جریانی که درجنگ های ایران و روسیه اجازه نداد که با استفاده از ظرفیت های دینی و بومی خودمان کار را پیش ببریم و حاکمیت ایران را به جای تدارک امکانات به در خانه دولت های بیگانه کشاند، در راستای سیاست عقب نگهداشتن ایران مدعی است که تنها راه پیشرفت ایران، واگذاری امتیازات به بیگانگان است. شعار از فرق سر تا ناخن پا فرنگی شدن نیز توسط همین جریان سر داده شد. میرزا حسین خان صدر اعظم و میرزا ملکم خان شاه را به فرنگ برده و ترتیب ملاقات لرد روچیلد از چهر ه های شاخص کانون های یهودی، صهیونیستی و فراماسونری را با شاه می دهند. در مرحله بعد، اعطای امتیازات به وابستگان به همان کانون صهیونی- ماسونی آغاز می شود. میرزا حسین خان سپهسالار و ملکم خان با اخذ رشوه های کلان، بالاخره این قرارداد را میبندد و 70 سال بهره برداری از منابع روی زمینی و زیرزمینی در ازای یک پول ناچیزی واگذار می شود. مرحوم حاج ملا علی کنی و سید صالح عرب از علمای ایران در آن دوره هستند که جلوی این ماجرا را می گیرند و مرحوم حاج ملا علی کنی یک نامه مفصل به ناصرالدین شاه می نویسد و می گوید که این چه کاری است که میکنید و لغو امتیاز و قرداد را خواستار می شود. این ادامه همان جریان است که در جنگ های ایران و روس جهاد با کفار روسی را واجب می دانست و معتقد بود به جای تمسک به بیگانگان بدعهد باید از ظرفیت های خودمان برای دفاع استفاده کنیم. در مبارزه با قراداد رویتر ما شاهد صف آرایی مردم به رهبری علما و فراماسونها به سردمداری انگلستان در مقابل یکدیگر هستیم. اولین مواجهه آقای کنی با فراماسونری در همین جاست و یا قبل از این هم بوده است؟ ظاهرا قبل از این هم با ناصرالدین شاه مکاتبه ای داشته است. اطلاعاتی از درون فراموش خانه ملکم به گوش ناصرالدین شاه می رسد که این را با این نامه حاج ملاعلی کنی که کنار هم می گذاریم، می توانیم نتیجه بگیریم که اطلاعات اولیه از سوی حاج ملا علی کنی به ناصرالدین شاه رسیده و اگر هم این طور نبوده، ایشان از این ماجرا مطلع بوده است. چون یک سری نکات در نامه حاج ملاعلی کنی به چشم می خورد که می گوید قبلا هم گفته ام و این برمی گردد به همین گزارش که شاه را از این امر برحذر می کند که به این ها میدان ندهید و اگر این ها پا بگیرند هم سلطنت تو از بین می رود و هم دین ضربه می خورد. ایشان در طی مبارزاتش علیه سلطه استعمار هم قرارداد ننگین رویتر و هم تشکیلات ماسونی را موردهدف قرار می دهد. در سال 1278 بعد از اینکه سه سال این فراموش خانه در ایران فعال است، مرحوم حاج ملاعلی کنی بساط آن را جمع می کند، ماسون ها می روند در یک مجموعه دیگری به نام مجمع آدمیت و پنهانی تر فعالیت خود را دنبال می کنند و شاه هم در این بین بهواسطه هشدار علما هوشیارتر می شود. علما حساس تر شده اند، چون یک پدیده ای آمده است که به دین ضربه می زند و آدم هایی که در آن عضو می شوند، ضمن اینکه وابستگی پیدا می کنند و جاسوسی می کنند و زمینه ساز قراردادهای آن چنانی می شوند، صبغه غیر دینی و سکولاریستی نیز دارند و علما این ها را می بینند و جلوی این جریان را می گیرند، ملکم خان استاد دارالفنون است و زبان درس می دهد و تعداد زیادی از دانش آموزان این مدرسه و معلمان آن به واسطه تبلیغات او فراماسون می شوند، نخبه گرایی که در تعریف فراماسونری عرض کردم، اینجا به شکل واضحی نمایان است. مسئله بعدی که منجر به نهضت تحریم تنباکو می شود، واگذاری امتیاز توتون و تنباکو به کمپانی رزی است. هر چند که واسطه قرارداد تنباکو امین السلطان است ولی در همین ماجرا تشکیلات ماسونی و بقایای باند میرزا ملکم خان او را همراهی می کنند. در این مقطع نیز میرزای شیرازی ضربه کاری را به استعمار و این جریان وابسته می زند. البته نهضت تحریم با رویکرد نفی سلطه اقتصادی کفار و عقیم گذاشتن تلاش های خانمان برانداز ماسون ها در ایران جلوتر از قضیه تحریم تنباکو شروع می شود. شعار این جریان وابسته این است که باید امتیاز بدهیم، ایرانی ها چیزی نمی دانند و ما نه استعداد تمدن سازی داریم و نه کار دیگری می توانیم انجام دهیم، ما باید امتیاز بدهیم تا این ها انگیزه پیداکنند و به ایران بیایند و کشورمان را آباد کنند. از زمانی که ملکم خان و امثال تقی زاده در آن زمان این حرف را زدند، تا سال 57 این مسیر و همین دستورالعمل در کشورمان دنبال می شود، همه اش می گویند که امتیاز بدهیم تا بیایند و کشورمان را آباد کنند. این امام خمینی (ره) است که این جریان را بر هم می زند. در طول سالهایی هم که امتیاز دادیم، هیچ امتیازی نگرفتیم و کشور ما به عنوان یک کشور با اقتصاد تک محصولی مصرفکننده تولیدات غربی ها شد، بدون این که خود به توانایی تولید دست پیداکند. از ورود ماشین آلات گرفته تا تخم مرغ و کره و پنیر و... جهاد اقتصادی که علمای شیعه در طول 100، 150 سال اخیر راه انداخته اند، برای مقابله با این جریان بود. یعنی علما یک بحث تحریم داشتند، مشخصا مانند تحریم تنباکو که برای نفی سلطه کفار بود و جنبه سلبی داشت و یک بحث ایجابی داشتند و آن حمایت از تولیدات داخلی است. مثلا شرکت اسلامیه در سال 1317 در اصفهان با همکاری علما و تجار، با همین انگیزه تأسیس می شود و بعد هم علما از ظرفیت آموزه های دینی برای حمایت از تولیدگر مسلمان در مقابل تجار اجنبی و اجناس خارجی استفاده می کنند. مثلا علمای اصفهان فتوا صادر می کنند و می گویند بعد از این بر مرده ای که کفنش از پارچه خارجی باشد، نماز نمی خوانیم و در کفن و دفنش شرکت نمی کنیم. در ماجرای جهاد اقتصادی، مرحوم حاج ملاعلی کنی، آقا نجفی اصفهانی، حاج شیخ فضل الله نوری، میرزای آشتیانی از سردمداران اصلی محسوب می شوند. هدف آنان هم جلوگیری از نفوذ استعمار و هم ترویج استفاده از تولیدات داخلی است. مرحوم آقا نجفی اصفهانی در اصفهان، مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری در تهران، مرحوم میرزا جواد آقا مجتهد در تبریز، مرحوم فال اسیری در فارس از سردمداران جهاد اقتصادی علیه استعمار و استکبار در کشور هستند و برای همین، این همه از سوی استعمار و عوامل تشکیلات ماسونی ضربه خوردند و به دار آویخته شدند. انگلیسی ها در مقابله با همین مجاهدت هاست که نزد ناصرالدین شاه می روند و به شاه فشار می آورند که باید مرحوم آقا نجفی اصفهانی را از اصفهان بیرون کنید، چون جنوب ایران از کانون هایی بود که فراماسونری برنامه ریزی خاصی برای آن داشت و حضور یک عالم مجاهد همه این برنامه ها رابه هم می ریخت. مرحوم آقانجفی اصفهانی بعدها در مورد قیام تحریم تنباکو می فرمایند اگر آن روز ما قیام نمی کردیم، امروز مسلمانان در مقابل بیگانگان باید دست بسته بایستند. این تفکر دقیقا در مقابل تفکری است که ایرانی را به بندگی خارجی فرا می خواند؛ آن هم ازفرق سرتاناخن پا! مجموعه این اتفاقها و نفوذی که فراماسونرها انجام می دهند، منجر به تضعیف ایران و همان چیزی که سرگور اوزلی می خواست، می شود. ابتدای دوره سلطنت ناصرالدین شاه یک تومان ایران برابر یک پوند انگلیس بود. آن قدر در این دوره امتیاز می دهند که اواسط دوره ناصری، یک پوند انگلیس 50 تومان ایران می شود و اقتصاد داخلی نابود می شود. تجاری که ملی هستند و سرمایه های داخلی ایران در دست آن هاست، یا ورشکست می شوند و یا می روند به سمت اینکه با بیگانه پیوند پیدا کنند و به این ترتیب سرمایه داری، وابسته یا کمپرادور در ایران شکل می گیرد که البته زمینه های آن ازدوران محمد شاه قاجار فراهم شده بود و این بدبختی تا الان دامنگیر کشورمان است. در حال حاضر بخش خصوصی و سرمایه داری ایرانی چقدر در ساختن زیرساخت های اقتصادی ایران و پیشبرد تولید در ایران و سرمایه گذاری تولیدی نقش دارد؟ نقش آنها در واسطه گری و بالا و پایین بردن نرخ طلا و ارز پررنگ تر است. وقتی که پول داشتند، می رفتند از انگلستان و ژاپن جنس می آوردند و الان از چین می آورند و تنها جایی که برای آن از سوی بخش خصوصی کمتر پول صرف می شود، بخش تولید است. یکی دیگر از شگردهای فراماسون ها و حامیان استعمارگر آنها، ایجاد شکاف و اختلاف از جهت دینی و فرهنگی در ایران است.
البته اول آمدند از ظرفیت میسونرهای مسیحی استفاده کردند و در ارومیه، تبریز و اصفهان گروه های تبشیری فعال شدند و بحث راه می انداختند. هانری مارتین معروف به پادری نصرانی یکی از این میسیونرها است که علیه قرآن، اسلام و پیامبر(ص) کتاب نوشت و علما نیز جوابش را دادند. با تمام تلاشی که کردند، نتوانستند جامعه ایرانی را مسیحی کنند، رفتند سراغ فرقه های موجود مانند صوفیه و اسماعیلیه. دیدند که کاری نمی توانند بکنند، ولی استفاده خودشان را کردند و شما دیدید که در اوج درگیری های داخلی در کشور، صوفیه در ایران شورش می کند، حسن خان سالار شورش می کند، اسماعیلیه به رهبری میرزا آقا خان کرمانی شورش می کند و علیه دولت مرکزی وارد جنگ و درگیری می شود. با بی نتجه ماندن این ترفند دنبال ایجاد شکاف در بین شیعه اثنی عشری رفتند، بنابراین، سراغ شیخیه آمدند و از شیخیه برای ایجاد شقاق و نفاق در روحانیت شیعه استفاده کردند که از بطن شیخیه، بابیه بهوجود می آید. در این ماجرا فراماسونری تشکیلاتی است که تمام گروه های معارض را درخود جمع میکند. برای نمونه، میرزا آقاخان کرمانی داماد یحیی صبح ازل وصی باب است خود نیز پیرو فرقه ضاله ازلی و نیز عضو تشکیلات فراما سونری ملکم است. او همراه و همفکر آخوند زاده ملحد است که با همکاری جلال الدین میرزا رییس فراموش خانه ملکم مروج باستانگرایی الحادی است و در چارچوب اصول تفکر ماسونی با هم همکاری دارند. مانکجی هاتریا که از او به عنوان هنری پاتینجر نام بردم نیز همکار و همسو با آنها است. مانکجی قبل از ورود به ایران در بغداد با حسینعلی نوری، رهبر فرقه بهائیت ملاقات دارد و ازتمام ظرفیتهای خود برای کمک به فرقه ضاله استفاده می کند. آخوند زاده که یک ایرانی افسر ارتش روس تزاری است، زمانی که قفقاز از ایران جدا شد، در آنجا در خدمت ارتش تزاری درآمدند و به جای اینکه بیاید به ملت خود ملحق شود و از سرزمین آبا و اجدادی دفاع کند، در خدمت ارتش روسیه قرار گرفت و علیرغم جنایت هایی که روس ها در قفقاز و آذربایجان کردند، همچنان خدمتگزار آنها یاقی ماند. آقای آخوندزاده در همراهی با مانکجی مشوق تشکیل فراماسونری در ایران می شود و به صراحت می گوید که اگر می خواهید به نشئه آزادی برسید و از شر استبداد خلاص شوید، باید بروید و فراموش خانه تأسیس کنید. آخوند زاده از قفقاز در بند قشون تزاری پیغام می دهد و به جامعه ایرانی می گوید که فراماسون شویدو به مانکچی می گوید که من خوشحالم که شما دین اجدادی ما را حمایت می کنید و شر دین اسلام را از سر ما کم می کنید. در ادامه موج باستان گرایی که از ویلیام اوزلی و یارانش نشأت می گیرد، مانکجی و آخوندزاده و جلال الدین میرزا و ملکم خان و تشکیلات فراماسونری ندای باستانگرایی و ستیز با اسلام را سر می دهند. به اسم ضدیت با عرب گرایی، اسلام را تخطئه کردند و با اقسام توهین، ناسزا و بدگویی به ستیز با دین حیات بخش اسلام که مانع اصلی تسلط استعمار بر سرزمین های اسلامی برخاستند. عمده متون ضداسلامی آخوندزاده و غیره که در ایران قابل چاپ نبود، توسط مانکچی به بمبئی می رفت و در آنجا چاپ میشد. چون هند مستعمره انگلیس بود و بدیهی بود که باید آنجا می رفت، چون امور ایران از ناحیه حکومت هند بریتانیا در هند تصدی می شد نه از ناحیه وزارت امور خارجه انگلیس در لندن. شبیه آن کاری که وزارت مستعمرات در کشورهای اسلامی کرد، هند بریتانیا در ایران میکرد. مانکچی فرستاده حکومت هند بریتانیا هست. اردشیرجی هم که بعداً بهجای مانکجی می آید، فرستاده حکومت هند بریتانیا است و به اسم انجمن پارسیان هندبه ایران می آیند. این انجمن با جریان استعماری کاملا همراه است. در هر صورت، این موج اسلام ستیزی و عرب ستیزی، باستان گرایی در این دوره افزایش پیدا می کند و می آید تا دوره مشروطه. این که چگونه فراماسونری همه این گروه های ساختارشکن را در خود جا می دهد، باز می گردد به اصول آن که به شرح آن می پردازم. فراماسونری اصولی دارد که باعث می شود تمام گروههای ساختار شکن زیرمجموعه آن شوند و این نکته ای است که باید به آن دقت کرد. در قانون اساسی فراماسونری یکی از نکاتی که به آن تأکید می شود، اومانیسم و انسان گرایی است. این همان شعار انقلاب های بورژوازی و جزو اهداف این انقلاب هاست. غرب جدید و مدرن بر اساس همین مولفه شکل می گیرد، یعنی نگاه انسان دیگر به آسمان نیست، انسان جای خدا را می گیرد و محور همه چیز می شود. علوم تربیتی و انسانی جدید شکل می گیرد و علوم جدید بر اساس همین رویکرد است که در قرن جدید شکل می گیرد و اینکه تأکید می شود که ما باید به سوی تدوین علوم انسانی اسلامی حرکت کنیم، به این علت است که در اسلام، انسان محور نیست و خدا محور است؛ انسان بنده است. تمام بزرگی و شکوفایی تمدن اسلامی در سایه عبودیت به دست می آید، نه در سایه خود محوری و خود بنیادی. به طور قطع علوم تربیتی ما نمیتواند مطابق علوم تربیتی غرب باشد. تحلیل جامعه و علوم انسانی نیز همین گونه است. جامعه ای که بر اساس تفکرات اسلامی ساخته شده است، با جامعه ای که بر اساس اومانیسم ساخته شده است، تفاوت زیادی دارد. همه چیز فرق می کند حالا یک سری تجربیات عملی هست که بشر می تواند از تجربیات عملی در برخی از جاها استفاده کند. اصل بعدی، دخالت نکردن دین در سیاست یا همان سکولاریسم است، بنابراین، گروه های ساختارشکن مخالف اسلام و روحانیت از این اصل، استقبال می کنند. اصل بعدی نسبی گرایی و یا پلورالیسم است که بسیار بر آن تاکید می کنند. از دوره ای در تاریخ بشر هم یاد می کنند به عنوان دوران ترانسانداس و یا دوران رواداری و روامداری که همان تساهل و تسامح است. این دوره از نظر آنها بهترین دوره است که هیچ یک از ادیان ثلاثه یهودیت، مسیحیت و اسلام مطرح نبودند. البته منظور یهودیت و مسیحیت مسخ نشده است. در تشکیلات فراماسونری از برخی از آموزه های مسیحیت و یهودیت مسخ شده و نیز سمبل های یهودی- مسیحی و مسیحی- صهیونیستی استفاده می کنند. به دلیل تبعیت از آئین های رازآلود با رویکردهای شرک آلود شیطانی و وجود چنین تفکراتی است که کلیسای کاتولیک، حوزه علمیه قم و الازهر مصر حکم تکفیر فراماسونری را صادر میکند، یعنی هم جهان اسلام در کلیت یعنی قم و الازهر و از آن طرف کلیسای کاتولیک حکم تکفیر این ها را صادر میکند و هر کس که وارد جریان فراماسونری شود، از نظر ادیان وحیانی کافر است. اگر ساختار شکنان بخواهند برای رسیدن به اهداف خودتحت لوای تشکیلات واحدی فعالیت کنند، بهترین تشکلی که می تواند آنها را با هم جمع کند، تشکیلات فراماموسونری است. اولا نهان روش است، از حمایتهای استعمار برخوردار است. قابل کنترل هم هست تا اهداف استعمار را انجام دهد و از همه مهمتر این اصول هم در آن هست. به فراماسون ها می گویند که وقتی وارد لژ شدید، یکی بهایی است، یکی مسلمان و دیگری مسیحی است و یا ناتورالیست است، بنابراین از دین صحبت نکنید و براساس ضابطه های پلورالیسم باید با هم تعامل داشته باشید. پوشش این است و با این حرف همه این ها را با هم جمع می کنید لذا وقتی در عصر مشروطه به لژ بیداری نگاه کنید، می بینید که همه تشکل های ضد دینی وضد ملی در آن وجود دارند، ازلی، بابی، بهایی، لیبرال و مسیحی، ملحد و... در آن هست، این چتر را با این کیفیت پهن می کنند و همه گروهها در سایه تشکیلات فراماسونری که بحث اصلیشان نفوذ و تصرف جوامع و کانون های اصلی از درون استفعالیت می کنند. از درون قدرت را در دست می گیرند و آن تغییراتی را که می خواهند ایجاد می کنند. فراماسونری یک تشکیلات منسجم مخفی است که از یک منظر شاید بتوان گفت که از احزاب هم گسترده تر هستند و سعی می کنند که احزاب مختلف را درون خود جمع کنند. کار بابیه و بهاییت در ایران همان طور که ذکرشد، به علت مبارزه علما با آنان و نفرت عمومی که مسلمانان از آنان داشتند، نگرفت و هیچ زمینه ای که مردم پرت و پلاهای این ها را بپذیرند، وجودنداشت. اما استعمار با کمک امثال مانکجی، اردشیر جی و مسیوهایم یهودی، یهودیان و زرتشتیان را به جمعیت اندک بهایی ترزیق می کند. یکی از مواردی که فراماسونرها در آن موثر بودند، همین مسئله است و مخصوصا اردشیرجی و مانکجی هم این کار را می کرد. در مشهد به صورت ناگهانی سه هزار نفر یهودی بهایی می شوند، در همدان تعداد زیادی یهودی بهایی می شوند و یا در یزد و کرمان تعداد زیادی از زردشتی ها بهایی می شوند، چون مسلمانی به این ها ملحق نمی شد، می رفتند و یهود یا نو زرتشتیان را فریب می دادند و علیرغم مخالفت روحانیون یهودی و زرتشتی آنها را وارد فرقه بهایی می کردند تا جمعیت آنان زیادشود. نه اینکه یهودیان یا زرتشتیان استعداد این را داشتند که بهایی شوند، آنها را با ابزارهای مختلف فریب می دادند. مثلا مانکجی می آید، یک مدرسه راه می اندازد و می گوید که من این مدرسه را برای تربیت شما زرتشتی ها ایجاد کردم و 50 نفر دانش آموز زرتشتی را به یزد و یا کرمان می آورد و برایشان مدرسه میسازد و بهایی ها را به عنوان معلم و ناظم مدیر مدرسه می گذارد. بعد از مدتی محصلان زرتشتی با تشویق معلمان و مدیران بهایی خود به فرقه ضاله می پیوستند. نمونه اش میرزا ابوالفضل گلپایگانی است، ایشان معلم مدرسه ای است که مانکجی تاسیس کرده به عنوان تربیت بچه های زرتشتی و عمده این بچه های بهایی می شوند. اردشیرجی از موسسین لژ بیداری در ایران است و از کسانی است که با تفکرات ماسونی قبل از تشکیل لژ بیداری که مربوط به مشروطه می شود، ارتباط دارد. زمانی که زمزمه های مشروطه در ایران بلند می شود، تشکیلات ماسونی که در ایران فعالیت می کند، جامعه آدمیت است که ادامه همان فراموشخان ملکم خان است که عباسقلی خان آدمیت در راس آن قرار دارد. مرگ ناصرالدین شاه یک فرصت طلایی در اختیار این گروههای ساختار شکن قرار می دهد. کاری به ناصرالدین شاه و ماهیت استبدادی اش نداریم، نفس حضور این آدم جلوی این ها را گرفته بود. وقتی ناصرالدین شاه کشته می شود، فعالیت این ها در ایران تا حدود زیادی افزایش پیدا می کند. ازلی ها، بهایی ها، صوفی ها، لیبرالیست ها و... همه این ها زیر چتر فراماسونری به صورت متحد با هم عمل می کنند، گرایش های فرقه ای دارند ولی برای نابودی اسلام و روحانیت به صورت متحد عمل می کنند. در سال 1317 چهار سال بعد از ترور ناصرالدین شاه، انجمن اخوت در ایران شروع به فعالیت می کند. در طبقه بالای خانقاه می نشینند هو می کشند و ذکر می گویند و در طبقه پایین، جلسات ماسونی تشکیل می دهند. انجمن اخوت یک نوع تشکل صوفی - ماسونی است. طبقه بالا خانقاه است و طبقه پائین تشکیلات ماسونی با علائم و تزئینات. یکی دو نفر در این فاصله تلاش می کنند که یک لژ در ایران راه بیندازند نظیر معین الملک برادر میرزا حسین خان سپهسالار که بعدا مشیرالدوله می شود. او در عثمانی فراماسون شده بود و بعد که به ایران می آید، می خواهد تشکیلات ماسونی ایجاد کند. در همین اثنا علما نیز که به جهت تشدید فعالیت ساختارشکنان بی دین و فاسد العقیده نگران شده بودند، دست به کار شده و در صدد اعمال اصلاحاتی در ایران عصر مظفرالدین شاه که فردی ضعیف و بی تدبیر بود، برمی آیند. در چنین شرایطی، تشکیلات فراماسونری جامع آدمیت دچار مسائلی می شود که از درون آن، لژ بیداری ایران ظهور می کند. ادامه دارد... |
|
| گونهشناسی تخریبگران سیاسی و رسانهای |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، جریان فتنه ، جریان انحرافی |
|
سه ضلعی فتنه، انحرافی و مردودین در مقابل جبهه پایداری
یک ماه پس از همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری شاید زمان مناسبی برای ارزیابی فضای رسانهای در قبال این جبهه متشکل از نخبگان انقلابی تحت نظارت دو فقیه برجسته باشد. جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز شش مرداد با سخنرانی آیتالله مصباح اعلام موجودیت و تأکید کرد که تبعیت از ولایت و مرزبندی با جریانهای فتنه و انحرافی ذیل شاخصهای مکتب امام(ره) از شاخصهای این جبهه است.به گزارش رجانیوز، اگرچه اعضای جبهه پایداری در طول این یک ماه به حاشیه سازیها روی خوش نشان نداده و تا آنجا از فضاسازی رسانهای پرهیز دارند که حتی در واکنش به اقدامهای تخریبی و تهمتهایی نظیر سهمخواهی حاضر نشدهاند مواردی از جمله نامه به آیتالله مهدویکنی و آیتالله یزدی، محتوای جلسه با کمیته نظارت و داوری اصولگرایان و یا توصیههای بزرگان مبنی بر شکلگیری این جبهه را علنی کنند اما در مقابل، یک سه ضلعی از جریانهای سیاسی با رسانههایشان بهشدت مشغول تخریب جبهه پایداری شدهاند. این سه ضلعی (جریان فتنه، جریان انحرافی و خواص مردود فتنه) اساس حرکت خود را بر انتشار اخبار کذب و انتساب ادعاهای بیمبنا به جبهه پایداری قرار دادهاند. در ادامه از میان انبوه رسانههایی که هر یک وابسته به یکی از این طیفها هستند و توپخانه پرحجم خود را علیه جبهه پایداری روشن کردهاند، نمونههایی عنوان میشود. محمد رضا باهنر، علی بنایی، اسدالله بادامچیان، محسن یحیوی، علی مطهری، حسن غفوریفرد، علی عباسپور، قطبآبادی، محسن دعاگو، حبیبالله بوربور، محسن غرویان، مجتبی بیگدلی، مریم بهروزی و سید محمد غروی افرادی هستند که در طی این مدت به فضاسازی علیه جبهه پایداری پرداختهاندکه گونهشناسی همین هجمه کنندگان سیاسی و رسانهای به جبهه پایداری، ادبیات و محورهای آنها به تنهایی تا حدود زیادی مشخص کننده میزان حقانیت این جبهه است. خبرآنلاین: اخراجی های دولت احمدی نژاد تشکل انتخاباتی- سیاسی تشکیل دادند اولین خبر این سایت علیه جبهه پایداری در تاریخ 29 تیر 90 و با عنوان "اخراجی های دولت احمدی نژاد تشکل انتخاباتی- سیاسی تشکیل دادند" منتشر شد. در بخشی از این خبر آمده است: «این جریان... با حضور تعدادی از اعضای حذف شده از کابینه و دولتهای نهم و دهم تشکیل شده است. در این تشکل که با هدف شرکت در انتخابات مجلس نهم تشکیل شده است برخی نمایندگان حامی دولت در مجلس شورای اسلامی نیز عضویت دارند.» موسسین این جبهه چندی پیش با آیتالله مصباح یزدی، آیتالله خوشوقت و آیتالله یزدی دیدار کردهاند. سانسور کامل و معنا دار اخبار مرتبط با همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری سایت خبرآنلاین که در پرداختن به بسیاری از اخبار حاشیه ای و ریز تخصص دارد، ترجیح داد اخبار مرتبط با همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی را که در 6 مرداد ماه در تهران برگزار شد، به طور کامل سانسور کند! این در حالی بود که علاوه بر آیت الله مصباح یزدی، دیگر چهره های شاخص اصولگرا از جمله حداد عادل، حسین فدایی، الهام، لنکرانی، حسینیان، شجونی و ... نیز در این همایش حضور داشتند و وزن هر کدام از این افراد موجب شده بود تا بسیاری از رسانه های اصلاح طلب و حتی متمایل به فتنه نیز با جهت گیری های خاص خود، به پوشش حداقلی اخبار این همایش اقدام کنند اما سایت خبرآنلاین صورت مساله را پاک و هیچ خبری از این برنامه را منتشر نکرد. حمله به جبهه پایداری با بازنشر سخنان باهنر: جبهه پایداری دیدش را باز کند! 17 مرداد خبرآنلاین با پوشش کامل نشست خبری محمد رضا باهنر با عنوان "لاریجانی ظرفیت تشکیلاتی بالایی دارد"، به نقل از باهنر به حمله همه جانبه علیه جبهه پایداری پرداخت و نوشت: «در مجموعه اصولگرایان نحله های فکری متفاوتی وجود دارد. اگر بخواهیم دو طرف این تفکر را تعریف کنیم یک طرف قضیه که جبهه پایداری هستند مدعی هستند اصولگرایی هر چه نابتر و خالصتر بهتر و بعد خلوص را به زعم خود تعریف میکنند. هنگامی که این مسئله مطرح میشود آنان میگویند تعداد برای ما مهم نیست. اما طیف مقابل تعریفی از اصولگرایی ارائه میدهد و میگوید که به جز افراد رسمی ضد انقلاب، همه رگههایی از اصولگرایی دارند. این افراط و تفریط مشکلاتی را به وجود میآورد که در اصلاح طلبان هم وجود داشت. ما دنبال این قضیه بودیم که اصولگرایی را در چهارچوب تعریف کنیم. توصیه ما به دوستان جبهه پایداری این است که مقداری دیدشان را باز کنند و مسایل را عمیق تر و واقع بینانه تر ببینند. تصور نکنند که هر قدر خود را محدودتر کنند مقبولیت شان بیشتر خواهد شد.» سکوت دربرابر سهم قالیباف و لاریجانی/ سهمخواهی بد است! خبر آنلاین در 22 مرداد نیز در گزارشی با عنون "ساز ناکوک جبهه پایداری با وحدت اصولگرایان" مدعی سهمخواهی جبهه پایداری شد و با سکوت در برابر علت حضور نمایندگان لاریجانی و قالیباف نوشت: «اکنون این جبهه تازه تاسیس که متشکل از یاران دولت در مجلس و کابینه پیشین محمود احمدینژاد است در معرض این سوال قرار دارد که آیا متناسب با ادعایش در پذیرش محوریت جبهه متحد، حاضر به تمکین از تصمیمات آن خواهد شد یا اینکه از همین ابتدا بر طبل سهمخواهیهای گروهی میکوبد؟ سهمخواهیهایی که مذموم بودن آن بر کسی پوشیده نیست و در ذات خود با اصل وحدت در تناقض است.» وقتی خبرآنلاین تشکیل جبهه پایداری را "متضاد با روحانیت" می داند! همچنین این سایت که طی روزهای اخیر حمله روزانه به جبهه پایداری را با انتشار گفتارها و نوشتارهای خواص مردود در فتنه 88 در دستور کار خود قرار داده، 23 مرداد با انتشار یادداشتی از علی بنایی یکی از چهره های نزدیک به رییس مجلس، تشکیل جبهه پایداری را تلویحا "متضاد با روحانیت" توصیف کرد و البته اشاره ای به این موضوع نکرد که پشتوانه های معنوی این جبهه آیات عظام مصباح یزدی و خوشوقت از روحانیون با سابقه و انقلابی هستند. حمله به جبهه پایداری با توسل به نقطه قوت آن! این سایت در روز 26 مرداد نیز با اسدالله بادامچیان گفتوگو کرد و در واکنش به یکی از نقاط قوت جبهه پایداری (مرزبندی با جریان انحرافی) به قصد تخریب این جبهه نوشت: «آنها (جبهه پایداری) در ابتدای امر خودشان را خیلی بالا گرفتند و اعلام کردند ما همه حامیان آقای احمدی نژاد را جمع کردیم، ولی حرف این است که آقایی مشایی و دوستانش که آنها را قبول ندارند. ضمن اینکه خود این دوستان هم می گویند اینها جریان انحرافی هستند!» این عضو کمیسیون شورا ها همچنین گفت: علاوه بر این، تیم آقای رحیمی هم این دوستان را قبول ندارد! این اظهارات در حالی بیان شد که اساساً مرزبندی با جریان نفوذی در دولت، یکی از علل تشکیل جبهه پایداری بود. جبهه پایداری متوجه وزنش باشد! این سایت در همین روز (26 مرداد) گفتوگو با یکی از اعضای جامعه اسلامی مهندسین به نام محسن یحیوی را نیز منتشر کرد و نوشت: "جبهه پایداری متوجه وزنش باشد" تشکیل جبهه پایداری= مسجد ضرار/ افراطی ها از اصولگرایان جدا شوند بهتر است! توپخانه خبرآنلاین علیه جبهه پایداری تا آنجا فعال شد که اظهارات علی مطهری را نیز که این روزها اجماع تمام طیف های اصولگرا را علیه خود جلب کرده است، بازنشر داد. این سایت در همین روز (26 مرداد) به نقل از سایت متمایل به فتنه فرارو نوشت: «تاسیس جبهه پایداری را شبیه تاسیس مسجد ضرار در صدر اسلام می بینم. در آن زمان عده ای به نام مسجد علیه اسلام فعالیت می کردند و پیامبر دستور تخریب آن مسجد را دادند. امروز نیز عده ای با تاسیس جبهه پایداری، به نام وحدت، تفرقه ایجاد می کنند! اگر این اقدام به معنی جدا شدن از اصولگرایان باشد امری مبارک است چون افراطی های این گروه در فکر و عمل اصول گرا نیستند. اینها به وزن واقعی اجتماعی خودشان توجه ندارند. البته چون وصل به دولت هستند از قدرت رسانه ای و مالی و سیاسی خوبی برخوردارند. اما بعید می دانم پایگاه اجتماعی قوی داشته باشند. امروز آگاهی مردم بالا رفته است.» حمله غفوری فرد به نقطه قوت جبهه پایداری: عقبه اجتماعی ندارند! 27 مرداد نیز خبرسازی خبرآنلاین علیه جبهه پایداری پرحجم بود، بهطوری که در گفتوگو با یکی دیگر از خواص مردود در فتنه 88 که به گفته خودش به موسوی رأی داده و اکنون نیز تأکید دارد خاتمی را جزو سران فتنه نمی داند، حمله به پایگاه اجتماعی جبهه پایداری را در دستور کار قرار داد. غفوری فرد در مصاحبه با این سایت گفت: جبهه پایداری همان رایحه خوش خدمت است که در حال حاضر هم خودشان دچار انشعاب و تفرقه هستند. فکر نمیکنم با توجه به اینکه این تشکل سیاسی به تازگی اعلام موجودیت کرده از عقبه اجتماعی کافی برخوردار باشد! این در حالی است که غفوری فرد توضیح نداد اگر جبهه پایداری عقبه اجتماعی درخوری ندارد، پس چرا اساسا 7+8 این جبهه را به عنوان یکی از اضلاع وحدت به رسمیت شناخته و چطور این حجم از تخریب و هراس از فعالیت این جبهه وجود دارد. ترس از پایگاه اجتماعی جبهه پایداری و حمله دوباره به آن: عقبه اجتماعی ندارند! اما واهمه از بدنه اجتماعی جبهه پایداری در مقایسه با برخی از احزاب و گروه های امتحان پس داده در طی سالهای اخیر، موجب شد تا خبرآنلاین در این روز (27 مرداد) به گفتوگو با غفوری فرد اکتفا نکرده و در گزارش جداگانهای با عنوان "وزن جبهه پایداری در منظر سیاسیون اصولگرا" مجموعه گفتوگوهای تخریبی خود علیه جبهه پایداری را در این گزارش تجمیع کند. توسل به همکار پروژه سعیده پورآقایی برای تخریب جبهه پایداری: جریان مشایی هستند! 28 مرداد نیز روز پرکاری برای این سایت بود، بهطوری که متن گفتوگو با حمیدرضا کاتوزیان که در انتخابات 88 به موسوی رای داده و ستاد جعلی اصولگرایان حامی موسوی را تشکیل داده بود،منتشر شد. وی مدعی شد که "واقعیت این است که جبهه پایداری جریان آقای مشایی است". کشف کاتوزیان بهعنوان یکی از افرادی که در ماجرای کشتهسازی سعیده پورآقایی به شهادت گزارش کمیته سه نفره قوه قضائیه حضور داشت، در حالی است که اعلام برائت از جریان انحرافی و فتنه از اصول اولیه تشکیل جبهه پایداری محسوب می شد. بادامچیان ضمن سکوت دربرابر سهم دادن ویژه به لاریجانی و قالیباف: سهمخواهی در ممکلت ما جایی ندارد! این سایت در همین روز (28 مرداد) گفتوگوی دیگری از بادامچیان عضو ثابت تیم حمله به جبهه پایداری منتشر کرد که وی، ضمن سکوت در برابر سهم دادن ویژه به لاریجانی و قالیباف گفت: «سهم خواهی خیلی در مملکت ما جایی ندارد و این نوع سهم خواهی ها به جایی نمی رسد. این مردم هستند که باید رأی بدهند، مردم ما به خیلی از کسانی که صاحبان قدرت معرفی میکنند، رأی نمی دهند!» در خواست تلویحی برادر همسر جاسبی از شورای نگهبان: رد صلاحیتشان کنید!
اما در روز 29 مرداد، قرعه تخریب جبهه پایداری در خبرآنلاین به اسم علی عباسپور از دیگر خواص مردود در فتنه 88 افتاد. وی که به موجب رابطه فامیلی با عبدالله جاسبی، از منافع این دانشگاه نیز حمایت ویژه میکند و اخیرا نیز اعلام کرده است مواضع ضد نظام از خاتمی ندیده است!، در گفتوگو با این سایت به تشریح انحرافات جبهه پایداری پرداخت! عباسپور ضمن تاکید بر اینکه "وزن این گروه را چندان پر اهمیت نمیدانم" در پایان غیر مستقیم از شورای نگهبان خواست تا اعضای این جبهه را رد صلاحیت کند: "جبهه پایداری وابستگی هایی به دولت دارد وبیم آن میرود که از قدرت و امکانات دولتی در راستای مقاصد خود در انتخابات استفاده کند. کما اینکه هماکنون نیز شاهد چنین رفتاری از سوی افراد منتسب به جریان انحرافی هستیم و این زنگ خطری است که باید به آن دقت شود. تغییر و تحولاتی در برخی نقاط و زمزمههای نگران کنندهای در این باره شنیده میشود، که مراقبت و دقت نظر بیشتر شورای نگهبان را میطلبد." تکرار کلی گویی ها پیرامون جبهه پایداری این سایت 30 مرداد نیز با استقبال از یادداشت سایت الف متعلق به احمد توکلی با تیتر "جبهه پایداری به حواشی مهمتر از متن میاندیشد؟" به تکرار کلی گویی ها در این زمینه پرداخت. جبهه پایداری سهمخواهی شگفت انگیز! می کند اما قالیباف و لاریجانی ...؟! خبرآنلاین در همین روز (30مرداد) با بازنشر گفتوگوی سخنگوی جامعه روحانیت با خبرگزاری فارس که تنها اعلام یک خبر عادی و آن هم درخواست جبهه پایداری برای افزودن یک نفر به کمیته هفت نفره و دو نفر به کمیته هشت نفره جبهه متحد اصولگرایان بود، با انتخاب تیتر "سهم خواهی شگفتانگیز جبهه پایداری"، خط تخریبی خود علیه جبهه پایداری را ادامه داد اما توضیح نداد که اگر این حرکت جبهه پایداری سهمخواهی شگفت انگیز! محسوب می شود، حضور نمایندگان لاریجانی و قالیباف در 7+8 چه معنایی دارد؟ هدف جبهه پایداری تغییر قانون اساسی است/ حلقهای هستند که میخواهند به کشور ضربه بزنند! این سایت در ادامه ماموریت روزانه خود که تخریب همه جانبه جبهه پایداری با توسل به انواع شایعات و دروغهاست، در روز 31 مرداد گفتوگو با یک نماینده گمنام مجلس بهنام قطب آبادی را منتشر کرد و به تکرار یک ادعای سوخته، تکراری و بی سند پرداخت: «جبهه پایداری برای محفوظ نگاه داشتن مشایی و جریان انحرافی به وجود آمده تا افکار عمومی را متوجه خود کند!» این نماینده در ادامه بیان ادعاهای کذب خود گفت: «جریان انحرافی بعد از افشا شدن ماهیتش برای آنکه افکار عمومی را از اقدامات خود منحرف کند، جبهه پایداری را طراحی کرد. البته ممکن است برخی که به این جریان پیوسته باشند از پشت پرده آن بی خبر باشند، اما جبهه پایداری برای محفوظ نگاه داشتن مشایی و جریان انحرافی به وجود آمده تا افکار عمومی را متوجه خود کند تا آنها کار خود را برای کسب کرسی های مجلس و تغییر قانون اساسی دنبال کنند. اما وی توضیح نداد چگونه ممکن است تشکلی که با حمایت های معنوی آیت الله مصباح و خوشوقت تشکیل شده و یکی از معیارهای اعضایش را نیز مرزبندی با جریان نفوذی قرار داده است، به دنبال تطهیر جریان انحرافی است و تغییر قانون اساسی را دنبال می کند!» وی در پایان نیز هدف جبهه پایداری را اینطور توصیف کرد: "این مجموعه حلقه ای از زنجیره ای هستند که هدفش ضربه زدن به کشور است." یار دیرینه هاشمی: جبهه پایداری را به رسمیت نمی شناسم اما خیلی افراطی هستند و شکست می خورند! تا زمان تنظیم این گزارش، توپخانه خبرآنلاین علیه جبهه پایداری همچنان کار میکند، به گونه ای که در روز اول شهریور، این سایت متن گفتوگوی ایسنا با محسن دعاگو از اعضای جامعه روحانیت مبارز را که جزو سمپاتهای آقای اکبر هاشمی رفسنجانی است، منتشر کرد و به نقل از وی نوشت: «من چیزی به عنوان جبهه پایداری را به رسمیت نمیشناسم. برخی افراد شاخص این چهره افراد افراطی هستند که نه تحت عنوان اصولگرایی و نه اصلاحطلبی نمیتوان آنها را جمع کرد؛ بر اساس آنچه من اطلاع دارم نتیجه کار اینها شکست قطعی است مگر آنکه رویکرد دیگری غیر از آنچه من اطلاع دارم داشته باشند.» آینده: تخریب همه جانبه جبهه پایداری تنها به سایت های منتسب به خواص مردود خلاصه نمی شود، تا جایی که بسیاری از سایت های متمایل به فتنه نیز در این پروژه مشارکت فعال دارند تا از این طریق نیز عمق کینه خود از اعضا و اهداف این جریان اصیل انقلابی را نمایان کرده باشند.
اینها که اصلاً اصولگرا نیستند! در این زمینه سایت معلق میان توقیف و خبرسازی، جزو رسانههایی است که پیگیری ویژهای برای فضاسازی علیه جبهه پایداری میکند. این سایت در روز 3 مرداد (سه روز قبل از برگزاری همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری)، گفتوگوی علی مطهری با خبرگزاری مهر را با عنوان "مطهری: اینها اصولگرا نیستند، جداییشان مبارک است" بازنشر داد. این در حالی است که اکثر اعضای 7+8 که نمایندگانی غیر از جبهه پایداری نیز در میان آنها وجود دارد، بر اصولگرا نبودن علی مطهری و سوء استفاده رسانه های فتنهگر از وی اجماع دارند. تکرار حملات علیه جبهه پایداری با توسل به اظهارات باهنر این سایت همچنین در روزهای 17 و 18 مرداد در دو بخش جداگانه به بازنشر نشست خبری محمد رضا باهنر پرداخت که یکی از محورهای مهم آن حمله به جبهه پایداری بود. دلسوزی سایت متمایل به فتنه و نزدیک به هاشمی برای وحدت اصولگرایان! سایت نزدیک به آقای هاشمی رفسنجانی در روز 22 مرداد نیز با انتشار مطلبی ذیل عنوان "فقط وحدت فراگیر ملی و اسلامی بد است؟!" به دلسوزی برای وحدت اصولگرایان پرداخت اما توضیح نداد چگونه می توان حامی جریان فتنه بود و در عین حال، نگران وحدت اصولگرایان نیز بود؟ جبهه پایداری چون مخالف قالیباف و لاریجانی است، انحرافی، بی اصالت و مشکوک است! این سایت که سابقه توهین به مقدسات را نیز دارد، در روز 26 مرداد با بازنشر گفتوگوی بوربور سخنگوی جمعیت گمنامی بهنام وفاداران انقلاب اسلامی! که اصل مصاحبه نیز در ایلنا از سایتهای متمایل به فتنه منتشر شده بود، نوشت: «جریانی مانند جبهه پایداری که به دنبال حذف چهره شناخته شده اصولگرایان مانند آقای لاریجانی از کمیته وحدت اصولگرایان است، از یک جریان انحرافی تغذیه می شود!» وی در ادامه نظریه جدید خود مبنی بر اصالت افراد و جریان های اصولگرا بر مبنای قبول کردن یا نکردن لاریجانی و قالیباف گفت: «جریانها و افرادی که در صدد حذف افراد معتبری نظیر آقای علی لاریجانی و همچنین آقای قالیباف از کمیته 7+8 و جبهه متحد اصولگرایی هستند احتمالا به یک جریان مشکوک در کشور مرتبط هستند.» تکرار شاه بیت تخریب ها: رهبری جبهه پایداری برعهده مشایی و بقایی است! این سایت در همین روز (26 مرداد) گفتوگوی کاتوزیان با سایت اعتدال (که ظاهراً به مسئولین روابط عمومی مجلس منسوب است) را بازنشر داد که وی در این مصاحبه به تکرار شاه بیت تخریب ها علیه جبهه پایداری پرداخت. کاتوزیان بدون آنکه سند حرف خود را ارائه دهد، گفت: «رهبری جبهه پایداری هدایتش بر عهده آقایان مشایی و بقایی است!» این اظهارات در حالی بیان شد که کاتوزیان توضیح نداد چگونه رهبری جبهه پایداری بر عهده مشایی و بقایی است اما یکی از معیارهای 3 گانه این جبهه، اعلام برائت و مرزبندی مشخص با جریان انحرافی بوده است؟ اخبار متناقض علیه جبهه پایداری: جبهه پایداری خودش را دست بالا گرفته، نه مشایی قبولش دارد نه رحیمی! سایت معلق میان توقیف و خبرسازی در همین روز (26 مرداد) گفتوگوی بادامچیان را که در تناقض با خبر دیگر منتشر شده در این سایت علیه جبهه پایداری بود، بازنشر داد. بادامچیان در گفتوگو با خبرآنلاین گفته بود که "جبهه پایداری خودش را دست بالا گرفته، نه مشایی قبولش دارد نه رحیمی" باز هم کاتوزیان، باز هم تکرار ادعاهای کذب و تکراری! اما در حالی که به علت نبود نقطه ضعف در میان عملکرد و مواضع اعضای جبهه پایداری، تخریب کنندگان به تکرار ادعاهای کذب در این زمینه روی آورده اند، سایت مزبور گفتوگوی کاتوزیان با خبرآنلاین را نیز بازنشر داد. گفتوگویی که به لحاظ محتوا با گفتوگوی قبلی وی با سایت اعتدال تفاوتی نداشت و تکرار ادعاهای بیاساس بود "جبهه پایداری جریان مشایی است!" انتشار موهومات عباسپور برای تخریب جبهه پایداری! این سایت در همین روز (29 مرداد) با ادامه پاسکاریهای تخریبی علیه جبهه پایداری، یک گفتوگوی دیگر از سایت خبرآنلاین با علی عباسپور از ساکتین فتنه 88 را منتشر کرد و به نقل از وی نوشت: «جبهه پایداری با این دید وارد میدان شده که آنچه مامیگوییم درست است!» اما وی مشخص نکرد که مستند ادعای او چیست و دقیقا چه زمانی و کدام یک از اعضای جبهه پایداری این نکته را بیان کرده است؟ انتشار مطلب سایت توکلی علیه جبهه پایداری در سایت متمایل به فتنه این سایت همچنین در روز 30 مرداد به بازنشر یادداشت سایت الف متعلق به احمد توکلی پرداخت، یادداشتی که محتوای آن نکته جدیدی نداشت و تکرار اتهامهای با عنوان " جبهه پایداری به حواشی مهم تر از متن می اندیشد؟" بود. توسل به یک کامنت! برای تخریب جبهه پایداری اما اوج استیصال این سایت برای تخریب جبهه پایداری مربوط به خبری است که در همین روز (30 مرداد) با مستمسک قرار دادن یک کامنت رجانیوز منتشر کرد. در این کامنت، یکی از کاربران رجانیوز به نقل از رهبر انقلاب، در فتنهها به آیت الله خوشوقت ارجاع داده شده بود و کاربر در ادامه به خواص مردود و سهمخواه انتقاد کرده بود. با این حال، سایت تخریبگر به این نوشته منطقی تاخت تا نشان دهد وقتی هیچ نقطه ضعفی در مواضع و رفتار اعضای جبهه پایداری وجود ندارد، از کنار یک کامنت نیز نمیگذرد. کشف بزرگ: مرزبندی با "فتنه"، شعار تبلیغاتی جبهه پایداری است! این سایت در روز اول شهریور نیز گفتوگوی قطبآبادی با خبرآنلاین را منتشر کرد و نوشت: «مرزبندی با فتنه، شعارتبلیغاتی جبهه پایداری است" این نماینده گمنام توضیح نداد چگونه در حالی که پیش از این فقط مرزبندی جبهه پایداری با جریان انحرافی از سوی تخریب کنندگان شعار نامیده می شد، از این روز، مرزبندی امثال الهام، لنکرانی و رسایی با جریان فتنه نیز شعار تبلیغاتی است؟ الف: در میان رسانههای تخریبکننده جبهه پایداری، سایت الف متعلق به احمد توکلی نیز برخی از شایعات و موارد نادرست و بیاساس را تولید کرده و بازنشر داد. توسل به اظهارات کارشناسان ناشناس! و آغاز خط تخریب جبهه پایداری این سایت در روز 2 مرداد (چهار روز قبل از همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری) خط تخریبی علیه جبهه را آغاز کرد و در آخرین پاراگراف خبری با عنوان "دعوت آیت الله مهدوی از محصولی، حسینیان و آقاتهرانی" نوشت: «برخی کارشناسان(؟!) معتقدند اعلام موجودیت جبهه هایی مانند جبهه پایداری... باعث به وجود آمدن موازی کاری و اخلال در وحدت اصولگرایان می شود.» بازنشر مواضع تخریبی علی مطهری علیه جبهه پایداری
این سایت در روز 3 مرداد نیز گفتوگوی علی مطهری با مهر را که مدعی شده بود سران جبهه پایداری اصولگرا نیستند! بازنشر داد. بازنشر اخبار رسانههای متمایل به فتنه و سکوت در برابر... الف در روز 8 مرداد خبری با عنوان "استقبال معنادار رسانه های اصلاح طلب از تشکیل جبهه پایداری" منتشر کرد اما توضیح نداد که با این معیار، تکلیف استقبال گسترده رسانههای این جریان از اظهارات و نامههای سرگشاده توکلی در طی سالهای اخیر چیست؟ جبهه پایداری افراطیترینها و محافظه کاران هستند این سایت همچنین در روز 8 مرداد با انتشار یادداشتی که آن را متعلق به یکی از کاربران خود خواند و اعلام کرد لزوما این قبیل یادداشت ها مورد تایید نیست، بدترین اهانت ها را به اعضای جبهه پایداری با عناوینی چون "افراطی ترین ها" و "محافظه کاران"، مطرح کرد. این در حالی است که این جبهه با حمایت های معنوی بزرگانی چون آیت الله مصباح و آیتالله خوشوقت تاسیس شد و مشخص نشد همنوایی سایت الف با ادبیات رسانه های ضد انقلاب چه توجیهی دارد؟ بازنشر خبر کذب به نقل از سایتهای قارچگونه شب انتخاباتی سایت متعلق به دکتر احمد توکلی همچنین در روز 9 مرداد با انتشار خبری تخریبی با عنوان "سهم خواهی گروه تازه تاسیس از کمیته اصولگرایان" به نقل از یکی از سایت های قارچی شب انتخاباتی، مدعی شد: «گروههای اصولگرا که مدتی است تلاش می کنند در قالب کمیته 7+ 8 برای انتخابات مجلس نهم به همگرایی برسند و اسامی این کمیته نیز تقریبا قطعی شده گروه تازه تاسیس که نام جبهه پایداری بر خود نهاده چند درخواست را به یکی از بزرگان ارائه داده است. بر پایه این گزارش در دیدار سه نفر از اعضای این گروه با یکی از بزرگان نظام چهار درخواست عجیب مطرح شده که یکی از آنها قرارگرفتن روح الله حسینیان و مرتضی آقا تهرانی در جمع هفت نفره می باشد. اضافه شدن باقری لنکرانی به جمع هشت نفره و معرفی فرد دیگری به جز محمدرضا باهنر از طرف جبهه پیروان از دیگر درخواست های این گروه است. در این دیدار همچنین مطرح شده که محمدباقرقالیباف و علی لاریجانی نیز نباید نماینده ای در کمیته 7+8 داشته باشند.» انتشار خبر دروغ و ادامه تخریب جبهه پایداری سایت الف همچنین در روز 17 مرداد با انتشار خبر کذب با عنوان "دستور ویژه احمدی نژاد به وزرا پیرامون جبهه پایداری" خط تخریبی را ادامه داد. خبری که یکی از سایت های در جه دو منتشر کرده و بلافاصله نیز از سوی همان سایت مورد تکذیب قرار گرفت. چرا محصولی را وارد جبهه پایداری کرده اید؟ چون پولدار است؟ الف در روز 22 مرداد نیز با بازنشر یادداشت یکی از سایت های درجه با عنوان "سوالاتی درباره محوریت یک سرمایه دار دریک گروه سیاسی" مدعی شد: یک سوال از برادران عزیز جبهه پایداری؛ نقش آقای محصولی در ساختار سیاسی جبهه شما چیست؟ ایشان را برای چه به مجموعه خود وارد کردهاید؟ چون "خیلی" پول دارد؟! انتشار خبر دروغ برای اختلاف افکنی میان اعضای جبهه پایداری این سایت همچنین در 24 مرداد نیز با انتشار خبر کذب به نقل از همان سایت "شب انتخاباتی"، مدعی شد که کامران باقری لنکرانی با دیگر اعضای جبهه پایداری اختلاف دارد اما این خبر تنها 24 ساعت نیاز داشت تا تکذیب شود، هر چند سایت الف این تکذیبیه را با دو روز تأخیر و ذیل همان خبر منتشر کرد. بازنشر گفتوگوی علی مطهری: جبهه پایداری مثل مسجد ضرار است! الف همچنین در روز 27 مرداد با توسل دوباره به اظهارات علی مطهری که معمولا خوراک رسانه های ضد انقلاب را مهیا می کند، به بازنشر گفتوگوی وی با سایت فرارو (سایت نزدیک به فتنه گران) پرداخت و نوشت: «مطهری تأسیس جبهه پایداری را شبیه تاسیس مسجد ضرار در صدر اسلام میداند؛ وی میگوید در آن زمان عده ای به نام مسجد علیه اسلام فعالیت می کردند و پیامبر دستور تخریب آن مسجد را دادند. امروز نیز عده ای با تاسیس جبهه پایداری، به نام وحدت، تفرقه ایجاد می کنند.» تکرار کلی گوییها علیه جبهه پایداری این سایت در روز 30 مرداد با انتشار یادداشتی تحت عنوان "جبهه پایداری به حواشی مهم تر از متن می اندیشد؟" به تکرار کلی گویی ها علیه جبهه پایداری پرداخت. یادداشتی که مورد استقبال بسیاری از سایت های متمایل به فتنه نیز قرار گرفت. حمله به جبهه پایداری به بهانه سهمخواهی، سکوت دربرابر سهم لاریجانی و قالیباف سایت تحت مدیریت آقای توکلی همچنین در روز 31 مرداد نیز گفتوگوی سخنگوی جامعه روحانیت با فارس را با تیتر مشابه خبرآنلاین "اقدام عملی جبهه پایداری در جهت سهم خواهی" منتشر کرد اما توضیح نداد که اگر سهمخواهی بد است، چرا این سایت دربرابر سهم ویژه آقایان لاریجانی و قالیباف سکوت کرده است؟ بازنشر اظهارنظر باهنر علیه جبهه پایداری این سایت در روز 5 شهریور نیز اظهارات باهنر علیه جبهه پایداری را که مدعی شده بود این جبهه باید تکلیفش را با جریان انحرافی روشن کند، بازنشر داد. فعالیت مستمر و پرحجم رسانههای نزدیک به قالیباف علیه جبهه پایداری فردا نیوز: علاوه بر فعالیت رسانه های متمایل به فتنه و خواص مردود، رسانههای نزدیک به شهردارتهران نیز فعالیت پرحجم و مستمری در این زمینه دارند و در حالی که قالیباف بهدلیل داشتن سهم ویژه در کمیته وحدت اصولگرایان و مهمتر از آن بهخاطر مواضع نامناسب در دوره فتنه و همچنین نقض عهد در قبال جبهه متحد اصولگرایان در سال 86 مورد انتقاد است، این رسانهها با ترتیب دادن سناریوی فرار به جلو و حمله به جبهه پایداری میکوشند اجازه ندهند که منطق مخالفانشان پرورش پیدا کند. سایت فردا از رسانههای منسوب به قالیباف در روز 4 مرداد گفتوگو با چند تن از چهره های سیاسی را با عنوان "موازی کاری و جبهه سازی پایان یابد؛ تعامل به جای فشار و سهم خواهی" منتشر کرد که در این گفتوگوها، تشکیل جبهه پایداری انتخاباتی و صرفا برای سهمخواهی معرفی شده بود. این سایت البته از مصاحبهشوندگان خود نپرسید که منطق حضور نماینده شهردار تهران در 7+8 چیست و چرا سهم ویژه دادن فقط برای قالیباف بد نیست؟ پروپاگاندای ناموفق برای تلقین اختلاف میان اعضای جبهه پایداری
این سایت در روز 26 مرداد با انتشار خبری تحت عنوان "اختلاف شدید بین اعضای معتدل جبهه پایداری و جبهه رسانهای صادق محصولی" سعی کرد تا خبر دروغ اختلاف میان باقری لنکرانی و دیگر اعضای جبهه پایداری را پر رنگ جلوه دهد اما عمر این خبر دروغ نیز بسیار کم بود چرا که خیلی زود با تکذیب لنکرانی مواجه شد. علاوه بر موارد فوق، این سایت نیز مانند دیگر رسانه های متمایل به فتنه و خواص مردود، در طی یک ماه گذشته، بسیاری از اخبار کذب، تخریبی و شایعات را علیه جبهه پایداری بازنشر داده که عمدتاً در بخشهای مربوط به رسانههای فوق به آنها پرداخته شد. از جمله این موارد: 5 مرداد: غرویان: جبهه پایداری حرکتی افراطی است (به نقل از ایلنا) 8 مرداد: استقبال اصلاح طلبان از تشکیل جبهه پایداری (به نقل از الف) 17 مرداد: هشدار باهنر به پایداریها 17 مرداد: دستور ویژه احمدی نژاد به وزرا پیرامون جبهه پایداری (خبری که توسط سایت منتشر کننده این خبر دروغ تکذیب شد) 30 مرداد: سهم خواهی شگفتانگیز "جبهه پایداری" در عین حال، علاوه بر سایت فردا، برخی دیگر از سایتهای زنجیرهای همسو با آن و نیز روزنامهی تهران امروز نیز بهطور روزانه این اخبار بیاساس و گزارشهای تخریبی را بازنشر میدهند. ایلنا: تیم تخریبگر رسانهای جبهه پایداری محدود به رسانههای متمایل به فتنه، نزدیک به لاریجانی و قالیباف و حامی آقای هاشمی رفسنجانی نیست، بهطوری که حتی ایلنا نیز که بهعنوان تریبون جریان موسوم به اصلاحطلب شناخته میشود، در این زمینه کاملاً فعال عمل میکند و با انتشار گفتوگوهایی خوراک این رسانهها را نیز میسازد. تشکیل جبهه پایداری مقدمه شکاف در اصولگرایان است ایلنا در 31 تیر و در گفتگو با حجت الاسلام سالک نوشت: تشکیل جبهه پایداری و جبهه ایستادگی، مقدمه شکاف در اصولگرایان است. تشکیل جهه پایداری حرکتی افراطی است این سایت در روز 5 مرداد (یک روز قبل از همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری) با انتشار گفتوگویی از محسن غرویان از چهرههای جنجالی حوزه مدعی شد که "تشکیل جبهه پایداری حرکتی افراطی است!" انشقاق در اصولگرایان با تشکیل جبهه پایداری مطرح شد؛ ای کاش ریش سفیدان مانع می شدند ایلنا هم چنین در روز 11 مرداد، در گفتوگو با فرد گمنامی به نام مجتبی بیگدلی که خود را سخنگوی سابق حزبالله ایران(؟!) خواند، مدعی شد: بحث انشقاق در اصولگرایان با تشکیل جبهه پایداری مطرح شده است که به اعتقاد من نباید ریش سفیدان اصولگرایی اجازه این اتفاق را می دادند و قبل از اینها باید برای این گونه مسایل چاره اندیشی می کردند. سکوت در برابر سهمخواهی های خواص مردود و حمله به جبهه پایداری این سایت همچنین از دهه دوم مرداد ماه رویه تخریبی خود را شدت بخشید و بهطور محسوس حجم گفتوگوها علیه جبهه پایداری را افزایش داد. ایلنا در روز 21 مرداد با مریم بهروزی از چهرههای به حاشیه رفته منتسب به اصولگرایان گفتوگو کرد و به نقل از وی نوشت: «جبهه پایداری وحدت اصولگرایان را خدشه دار نکند.» اما توضیح نداد که آیا سهم ویژه قالیباف و لاریجانی وحدت اصولگرایان را خدشه دار میکند یا خیر؟ بر خلاف جبهه پایداری، بسیاری لاریجانی را اصولگرای تمام عیار می دانند!
ایلنا در روز 24 مرداد نیز در گفتوگو با دبیرکل حزب موتلفه، به دفاع تمام قد از علی لاریجانی پرداخت و نوشت: «در مقابل اعضای جبهه پایداری، چه بسیار اصولگرایانی هم هستند که آقای لاریجانی را یک اصولگرای تمام عیار میدانند.» جبهه پایداری چون مخالف لایجانی و قالیباف است، انحرافی است! ایلنا در ادامه مطرح کردن چهرههای حاشیهای برای تخریب جبهه پایداری در روز 26 مرداد به سراغ بوربور رفت و مدعی شد: «جریانی مانند جبهه پایداری که به دنبال حذف چهره شناخته شده اصولگرایان مانند آقای لاریجانی از کمیته وحدت اصولگرایان است، از یک جریان انحرافی تغذیه می شود!» وی در ادامه نظریه جدید خود مبنی بر اصالت افراد و جریان های اصولگرا بر مبنای قبول کردن یا نکردن رییس مجلس گفت: «جریانها و افرادی که در صدد حذف افراد معتبری نظیر آقای علی لاریجانی و همچنین آقای قالیباف از کمیته 7+8 و جبهه متحد اصولگرایی هستند احتمالا به یک جریان مشکوک در کشور مرتبط هستند.» جبهه پایداری ریشه وحدت اصولگرایان را نخشکاند این خبرگزاری متمایل به فتنه در روز 28 مرداد نیز به نقل از زهره الهیان نوشت: «جبهه پایداری ریشه وحدت اصولگرایان را نخشکاند.» جبهه پایداری با رهبری مشایی حرکت میکند ایلنا در 29 مرداد نیز گفتوگو با حمید رضا کاتوزیان را منتشر کرد تا وی به سیاق سایر مصاحبههای خود علیه جبهه پایداری مدعی شود که "جبهه پایداری با رهبری مشایی حرکت میکند." قالیباف و لاریجانی؛ هم اصولگرا هستند، هم عاقلانه عمل کردند ایلنا در روز 31 مرداد در گفتوگو با غروی به تمجید تمام عیار عملکرد قالیباف و لاریجانی در طول فتنه 88 پرداخت و تخریبها علیه جبهه پایداری را ادامه داد. غروی گفت: در زمینه ارزیابی خود از فعالیتهای جبهه پایداری انقلاب اسلامی و اصرار آنها مبنی بر حذف لاریجانی و قالیباف از دایره اصولگرایی و تلاش برای اینکه نمایندهای در جبهه متحد اصولگرایی یا همان کمیته7+8 نداشته باشد، اظهار داشت: «حقیقت این است که هم آقای لاریجانی و هم آقای قالیباف دو شخصیت تأثیر گذار در جریان اصولگرایی و چه بسا در کل جامعه هستند؛ ضمن این که سوابق درخشانی در کارنامه هر دوی این افراد وجود دارد که این مدعا را ثابت می کند.» وی در مورد این سخن برخی از اعضای جبهه پایداری که معتقدند آقایان لاریجانی و قالیباف اصولگرا نیستند، چرا که در جریان انتخابات 88 اصولگرایانه عمل نکردند، گفت: «این دو چهره افرادی هستند که سخت به اصول انقلاب پایبند بوده و در رابطه با مسائل و مشکلات قبل و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال88، بسیار حساب شده و عاقلانه برخورد کردند که همین برخوردهای عاقلانه نقش بسیار مهمی در ایجاد تعادل در جامعه داشت تا مردم به دور از افراط و تفریط، امکان تصمیم گیری داشته باشند.» وی با انتقاد از برخی از موضع گیریهای جبهه پایداری در مورد حذف لاریجانی از کمیته وحدت اصولگرایان گفت: «اصولگرایان نباید پایگاههای اجتماعی موجود خود را نادیده گرفته و افراد تأثیرگذاری چون آقایان قالیباف و لاریجانی را از حضور در جبهه متحد اصولگرایی منع کنند.» غروی با اشاره به انتقادات جبهه پایداری به عملکرد علی لاریجانی گفت: «اصولا برخورد آقای لاریجانی با مسائل انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال88 بسیار حساب شده و به دور از افراط و تفریط بود و این رفتار عاقلانه هم چیزی است که عده ای آن را نمی پسندند، چرا که می خواهند همه مانند خودشان رفتار افراطی داشته باشند. از طرفی ایشان با همان حرکات عاقلانه و به دور از افراط و تفریط خود رفته رفته به آلترناتیوی برای جریانهایی تبدیل می شد که عقبه سالمی نداشتند و از همین رو بود که از همان دو سال پیش موضعگیریهای تندی علیه او اتخاذ شد.» رسانه های جریان انحرافی علیه جبهه پایداری وارد میدان می شوند در تخریب و فضاسازی علیه جبهه پایداری، رسانههای جریان انحرافی نیز نقش فعالی داشتند تا جایی که علاوه بر تعدادی از گزارشهای صفحه سیاسی روزنامه هفت صبح علیه جبهه پایداری که محتوای آن ترکیبی از گفتوگوهای تخریبی سایت های مختلف با خواص مردود علیه این جبهه بود، یکی از سایت های غیر حرفه ای این جریان نیز در مطالبی جداگانه این روند را ادامه داده است.
در این سایت علاوه بر لینک دادن به مطلب تخریبی علیه جبهه پایداری، به انتشار یک مطلب دیگر علیه جبهه پایداری خطاب به رجانیوز! با عنوان "با این رفتارها قطعا جبهه شما پایدار نخواهد ماند!" پرداخت و در مطلب دیگری نیز که با عنوان "وحدت به شرط چاقو!" منتشر ساخت، ضمن حمله جبهه پایداری بیش از پیش مرزبندی جریان نفوذی در دولت با جبهه پایداری را در عمل نشان داد. |
|
| جبهه پایداری دومین بیانیه خود را منتشر کرد؛ |
| ساعت ۳:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، انتخابات ، جریان انحرافی |
|
فلسفه تشکیل و ویژگیهای اعضا/ پرداختن زودهنگام به انتخابات مصلحت نیست/ جریان منحرف در پی تکرار سناریوی توهین به مقدسات
جبهه پایداری انقلاب اسلامی که اولین بیانیه خود را سه هفته قبل در همایش اعلام موجودیت منتشر کرده بود، امروز در دومین بیانیه، به تبیین موضع خود در قبال مسائل جاری اعم از اینکه اعضای جبهه پایداری چه کسانی هستند، پرداختن و ورود زودهنگام به مسائل انتخاباتی، وحدت، ویژهنامه روزنامه جریان انحرافی و روز قدس پرداخت.به گزارش رجانیوز، در این بیانیه از ارسال پیامهای دلگرم کننده علما از سراسر کشور خبر داده و بر این اساس تأکید شده است که این پیامها وظیفه و مسئولیت جبهه پایداری را سنگینتر میکند. اما در شرایطی که برخی جریانها اصرار دارند که اعلام موجودیت جبهه پایداری یک حرکت انتخاباتی است، در دومین بیانیه این جبهه تصریح شده است که "جبهه پایداری در اصل بهمنظور پیشگیری از سرخوردگی و خروج از بلاتکلیفی نیروهای اصیل انقلاب که تعهد بیشتری در پایبندی به اصول نظام و آرمانهای امام راحل و مقام معظم رهبری دارند، تشکیل شده است" در عین حال، افزوده شده است که این جبهه در فضای انتخابات هم روشنگریهای خود را حسب وظیفه، با الهام از کلام نورانی رهبری عزیز خواهد داشت. متن کامل این بیانیه در ادامه آمده است: «بسم الله الرحمن الرحیم انَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ (احقاف 13) امام خمینی (ره): در شب قدر، مسلمانان با شب زنده داری و مناجات خود از قید بندگی غیر خدای تعالی که شیاطین جن و انس اند، رها شده و به عبودیت خداوند در می آیند و در روز قدس که آخرین روزهای شهرالله اعظم است سزاوار است که مسلمانان جهان از قید اسارت و بردگی شیاطین بزرگ و ابرقدرت ها رها شده و به قدرت لایزال الله بپیوندند و دست جنایتکاران تاریخ را از کشورهای مستضعفان قطع و رشته طمع آنان را بگسلانند. "صحیفه نور ج15 ص59" ملت شریف مومن و بصیر ایران اسلامی انقلاب اسلامی ایران بیش از سه دهه راست قامت، با شکوه و عظمت خیرهکننده در مقابل دیدگان جهانیان با طراوت تمام در جهت گسترش فرهنگ آرمانی توحید و عدالت نقشآفرینی میکند و یکی از ثمرات روشن و غیر قابل انکار آن موج بیداری و استکبار ستیزی ملل اسلامی در منطقه و سایر ملتها در جهان است. ملت شریف و هوشیار ایران با درک حساسیتهای زمان در تمامی فراز و فرودهای حوادث 33 ساله در حفظ شعارهای اصیل این نهضت الهی که میراث گرانبهای امام راحل (قدس سره) است، با مجاهدتهای بی دریغ و بذل جان و مال از این کیان بزرگ محافظت نموده است و با عقلانیت قابل تحسین از مرکز ثقل پایداری انقلاب که همان پایگاه ولایت عظما ی فقیه میباشد، پاسداری کرده و در فتنهها و توطئههای پیچ در پیچ، با دشمن داخل و خارج به مقابله برخاسته و با استقامت و پایداری کم نظیر خصم شیطان صفت را در همهی مراحل تهاجم و توطئه زمینگیر نموده است. ملت رشید ایران به این معنا خوب توجه دارد که مبارزه با جهانخواران و ایادی داخلی آن بهدلیل نقشه های پیچیده و مزورانهی آنها، پیچیدگی خاص میخواهد و با سادگی به مصاف خصم دون نباید رفت. فلذا سلاح موثر امروز ما در مبارزه حسب فرمایش ولی امر عزیزمان داشتن بصیرت و آگاهی از پیچیدگی اوضاع سیاسی خارج و داخل است و دشمن هر روز با ترفند جدیدی این تقابل را آرایش میدهد. گاهی اتفاق میافتد دشمن در مقابله با نظام، آرایش خود را با ترکیب خودی و غیر خودی تنظیم میکند و با فریب افکار عمومی تحت عنوان دفاع از نظام و انقلاب ظاهر میشود. گاهی ممکن است جریان انحرافی و فتنه در لباس خیرخواهی ظاهر شود. باید هوشیار بود و پشت نقاب مصلحت نمایانه دشمن چهره واقعی او را نظاره کرد و با تبیین حقایق، پرده از فریبکاریها و خدعه و نیرنگهای دشمن قسم خورده برانداخت. امروز تبیین حقایق یک نگاه استراتژیک در مسایل است که رهبری عزیزمان بر آن تاکید دارد. در شرایط کنونی، روشنگری و بیان عمق حوادث و مسائل از اهم ضروریات است و در این خصوص هر چه گفته یا نوشته شود، امری حیاتی جهت بقا و سلامت نظام و انقلاب به شمار می آید. مشاهده حضور هوشمندانه و با بصیرت زائدالوصف شما عزیزان در همایش ششم مرداد جبهه پایداری انقلاب اسلامی و استقبال بینظیر و پشتیبانیهای گرم و صمیمانه امت بصیر و فهیم و ولایتمدار از سراسر کشور و تذکرات توام با هوشیاری خیل عظیم حزبالله در جهت پرهیز از هرگونه معامله گری سیاسی در آینده فعالیت این جبهه را قدر می نهیم و ضمن تشکر از شما امت حزب الله و فقهای فرزانه که باحضور بزرگوارانه و ارسال پیام خود به همایش موجبات دلگرمی و امید واری و سر افرازی اعضای جبهه پایداری را در سراسر کشور فراهم کردند، اعلام می داریم که بیانات حکیمانه وحمایتهای بی دریغ آن سروران ارجمند موجب احساس هر چه بیشتر سنگینی بار مسولیت بر دوشمان شد لذا در جهت تبیین بیشتر مسایل موار د زیر را به استحضار ملت شریف می رسانیم: 1- جبهه پایداری انقلاب اسلامی تحت رهنمود و هدایت فقیهان وارسته جهت انسجام نیروهای اصیل و ولایی اعلام موجودیت نموده است و استمرار این حرکت انشاءالله پایدار خواهد بود. فلذا اعلام میداریم جبهه پایداری انقلاب اسلامی در اصل بهمنظور پیشگیری از سرخوردگی و خروج از بلاتکلیفی نیروهای اصیل انقلاب که تعهد بیشتری در پایبندی به اصول نظام و آرمانهای امام راحل و مقام معظم رهبری دارند، تشکیل شده است هرچند در فضای انتخابات هم روشنگریهای خود را حسب وظیفه، با الهام از کلام نورانی رهبری عزیزمان خواهد داشت. 2- از آنجاییکه شکل گیری این جبهه با نگاه غیرحزبی بوده و فلذا اعضای آن را تمامی عزیزانی تشکیل می دهند که در سراسر کشور پایبند بر شعارهای اصیل اعلام شده مبتنی بر شاخصهای مکتب امام هستندو در فتنه 88 مشارکت نداشته و یا فتنه را همراهی نکرده و یا با سکوت خود به استمرار آن کمک ننموده و موضع شفاف در مقابل فتنه داشته و جزو خواص بیبصیرت مردود نباشند و نیز با جریان انحرافی همراهی و موافقت نداشته باشند و همچنین تابع احزاب باطلی چون جریان کارگزاران غرب زده و اصلاحطلبان دین ستیز نباشند. 3- همچنانکه در بیانیه اول اعلام گردید، گفتمان جبهه پایداری همان گفتمان امام و رهبری است و بر اصول مورد تأیید رهبری گرانقدر تأکید دارد و به دنبال اصولگرایی حقیقی و راستین است و مطالبات آن، مطالبات امام، رهبری، شهدا و امت حزب الله است. فلذا نگاه حزبی و گروهی به این جبهه دور از واقعیت است. 4- این جبهه پرداختن بیش از حد نیاز و زودهنگام به مسئله انتخابات را مصلحت نمی داند و معتقد است نباید فضای کشور را بیش از حد انتخاباتی کرد تا خدای ناکرده فضای خدمتگزاری تحت تأثیر فعالیتهای سیاسی شود لکن حسب وظیفه در مقابل آرایشهای سیاسی با در نظر گرفتن صرفه و صلاح نظام بهموقع اعلام نظر خواهد کرد. فلذا اهم امور از نظر این جبهه مساله تبیین حقایق مورد نظر رهبری عزیز و انسجام بخشیدن به خیل عظیم نیروهای مخلص و دلداده به نظام و انقلاب می باشد. 5- جبهه پایداری هر ندای حق طلبانه را با عمق جان گوش میکند و با تمسک به سلوک رهبر فرزانه، از اظهار نظرها و انتقادها و فریادهای حق جویانه آحاد امت حزب الله همچون ندای آن دانشجوی شجاع و بصیر در محضر ولی فقیه استقبال میکند و معتقد است این فریادها به منزله زنگ بیدار باشی است که به موقع به صدا در می آید و همگان را دعوت به تامّل و دقت در جهت گیری ها می نماید تا عنداللزوم در نگاه خود نسبت به مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی تجدید نظر نمایند و با بی توجهی نسبت به مسائل اصلی نظام و انقلاب، موجبات تضعیف انگیزه های انقلابی و اسلامی در عمق روح و جان حزب الله را فراهم نکنند و با پذیرش انتقادها و استماع تذکرات دلسوزانه اقشار مختلف بهویژه جوانان پر شور انقلابی، حضور موثر این عناصر ارزشمند را در صحنه تقویت نمایند. 6- این جبهه شدیداً به استراتژی وحدت امت معتقد است و بر آن پافشاری میکند و وحدت را رمز پیروزی میداند و وحدت را در بین امت تقویت می کند و انشقاق در صفوف ملت را موجب خسران و شکست میداند و هرگونه معامله بر سر منافع ملت را از عوامل شکست وحدت می شمارد و معتقد است ساز و کار وحدت را از رهبری باید آموخت و این امر میسر نمی شود الا اینکه در سلوک سیاسی خود تماما از رهبری گرانقدر تبعیت نماییم و رهنمودهای معظم له را در کلیه کردارهای سیاسی خود نصب العین خود قراردهیم. 7- در حکومت اسلامی همه امور بر محور ولایت دارای معنی و اعتبار است و نظام اعتقادی شیعه بر این اساس استوار است. هرفعالیتی و هر تفکری خارج از حوزهی ولایتمداری باطل اعلام شده و ولایتمداری شاخص ارزشمندی است که ظهور آن در کردار انسانها میسر است، و میزان ایمان هر کسی در عمل قابل اندازهگیری است چراکه در بیان ممکن است نفاق بر واقعیت عقاید افراد سایه افکند. 8- هرچند روزهایی از انتشار ویژه نامه موهن خاتون گذشته است، اما از آنجا که به نظر می رسد جریان حاشیه ساز و منحرف، در پی تکرار متواتر این سناریو با ابعاد گسترده تر و همراه با هتاکی به برخی دیگر از مقدسات است، ضمن تقبیح انتشار مطالب شبهه ناک مندرج در این ویژه نامه، به اطلاع میرساند فراتر از اهانت ها و مطالب انحرافی موجود در آن، هدف اصلی این جریان، ایجاد اغتشاش و جلوگیری از به ثمر رسیدن تلاش های خدمتگزاران دلسوز و حقیقی دولت و دیگر ارکان نظام در سال جهاد اقتصادی است. ما معتقدیم به یاری خداوند تبارک و تعالی، بی اعتنایی هوشمندانه به این اقدامات در عین شناخت و تبیین منطقی مبانی انحرافی آن و تمرکز بر مسائل اصلی و پرهیز از مطالب فرعی در این برهه از زمان، نقشه های تفرقه افکنانه این جریان حاشیه ساز را نقش بر آب خواهد ساخت و بدان جهت که این گروه حیات خود را تنها در پناه آشوب آفرینی میبیند، در پی آن است که فضای فکری جامعه را از توجه به مسائل اساسی جهان اسلام به ویژه در آستانه روز قدس منحرف گرداند. از این رو از همه برادران و خواهران مؤمن صمیمانه استدعا داریم همه فریادهای بلند خود را در روز قدس بر سر مستکبران عالم به ویژه رژیم اشغالگر قدس و حامیان آمریکایی و اروپایی آن و مزدوران داخلی آنها که ننگ اقدامات متعفّن آنها در قدس سال 1388 پاک شدنی نیست، برآورند و حمایت همیشگی خود را از مسلمین بهپا خواسته سراسر جهان به ویژه در کشورهای بحرین، یمن و مصر و فلسطین عزیز بار دیگر با صدای رسا به رخ جهانیان بکشانند. روز قدس فرصت مغتنمی است تا بر پیمان خود در اطاعت از ولی امر مسلمین و عمل به دستورات وحدت بخش ایشان و بر انزجار همیشگی از فتنه گرانی که رژیم اشغالگر قدس به آنها دل بسته بود و آنها نیز بسان پیاده نظام مستکبران شعارهای رادیو اسرائیل را تکرار کردند، پافشاری کنیم و با عنایت به فرمایشات مقام معظم رهبری ضمن هوشیاری و آمادگی کامل، در مقابل تحرکات و نقشه های شوم استکبار جهانی و ایادی داخلی آنها یعنی جریان فتنه، مردانه و استواربایستیم. با آرزوی قبولی طاعات و پیروزی نهایی مسلمین جهان جبهه پایداری انقلاب اسلامی» |
|
| موسی نجفی ضمن تکذیب گفتوگو با روزنامه ایران: |
| ساعت ٢:٥۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، روزنامه ایران |
|
توهین جریان انحرافی به علما با هدف جریحهدار کردن احساسات جامعه شیعی و شکستن نفوذ کلام آنها است
استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی گفت: اولین نقطهای که همیشه هم استعمارگران، هم فرقههای ضاله و هم جریانهای انحرافی مورد هجوم قرار می دهند، دیوار مرجعیت و اجتهاد است.دکتر موسی نجفی در گفتوگو با رجانیوز ضمن تکذیب گفتوگو با روزنامه ایران تصریح کرد: هرکس یا جریانی به علما اهانت کند، یا نظرات کارشناسی آنها را با لحنی سبک کم ارزش جلوه دهد، بدون شک جریان انحرافی است و از جامعه شیعی طرد می شود. وی با بیان اینکه اینگونه توهینها به علما در تاریخ هم قابل مشاهده است، افزود: یکی از اقدامهایی که در دوران مشروطیت شد، شکستن حرمت علما و مراجع بود که با شکستن حریم آنها، راه را برای تفسیرهای انحرافیشان باز کنند. نجفی، تنها شاخص اصلی در جریانهای دینی و مذهبی را اجتهاد و مرجعیت دانست و افزود: در حال حاضر، شخص ولی فقیه در رأس این اجتهاد و کارشناسی مذهبی قرار دارد. وی با یادآوری رویه در پیش گرفته شده از سوی جریان انحرافی در توهین به علما از آیت لله مصباح تا آیت الله مکارم شیرازی تأکید کرد: توهین این جریان به علما هدفمند است که با هدف شکستن نفوذ کلام این بزرگواران صورت می گیرد. نجفی در ادامه با بیان اینکه بی حرمتی به نظرات علما، جریحه دار کردن احساسات جامعه شیعی است، تصریح کرد: بدون تردید، با شکسته شدن نفوذ کلام علما در میان جامعه، راه برای تفسیرهای انحرافی باز می شود. وی جریان انحرافی را یک نوع جریان روشنفکری اما پیچیدهتر توصیف کرد و گفت: جریان انحرافی با خروج از خط اصیل انقلاب به جریانهای مخالف یعنی روشنفکران و اصلاح طلبان پیام می دهد که در خط فرهنگی به آنها نزدیک شده است، اگرچه در ظاهر در خط سیاسی با آنها تفاوت دارد. این استاد دانشگاه ادامه داد: جریان انحرافی میداند که در آخر خط است و اینگونه رفتارها برای اظهار وجود است. نجفی در واکنش به جعل مصاحبه از وی در روزنامه ایران تصریح کرد: جریان انحرافی با این بی تقواییهای سیاسی و جوسازی های رسانهای که راه انداخته به دنبال مشروعیت سازی کاذب برای خود است، به همین منظور میخواهند پای افرادی که استقلال فرهنگی دارند و در خط انقلاب و ولایت هستند به این جریانهای منحرف بازکنند، اگرچه همراه با بازیهای سخیف سیاسی باشد. وی ادامه داد: بنده 28 کتاب نوشتهام که بسیاری از آنها ضد جریانهای روشنفکری و منحرف است و این افراد میخواهند از امثال ما مطلبی به نفع خود دربیاورند. این استاد دانشگاه تصریح کرد: به یکی از کسانی که از روزنامه ایران جهت عذرخواهی تماس گرفت، گفتم که تنها در صورتی با شما مصاحبه میکنم که آقای مشایی باشند و با ایشان در مورد مکتب ایرانی مناظره کنم، چرا که نظر ایشان در این خصوص را انحرافی می دانم و دو کتاب در این زمینه با موضوع هویت ملی ایران و ارتباط با تشیع نوشتهام. نجفی در پایان با بیان اینکه اینها حرف از تضارب آرا میزنند اما در عمل به نام تضارب آرا حرفهای خودشان را بیان میکنند، تاکید کرد: این جریان را که حساسیتهای متدینین را به درستی برانگیخته است، انحرافی میدانم. به گزارش رجانیوز، روزنامه ایران امروز گفتوگویی از موسی نجفی در تأیید ویژهنامه موهن منتشر کرد که این استاد دانشگاه در قبال جعل مصاحبه از خود در روزنامه ایران پیگیری حقوقی نیز خواهد کرد. |
|
| نحوه برخورد با بدحجابی در گفت وگو با آیت الله سیداحمد خاتمی |
| ساعت ۱:٤۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله سیداحمد خاتمی ، حجاب ، جریان انحرافی |
|
خطر را باور کنید |
|
| پیامهای خانه نشینی احمدینژاد |
| ساعت ۱٢:۱٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
مهدی محمدی کارشناس مسائل سیاسی در جلسه هفتگی انصارحزبالله به موضوع جریان شناسی در آستانه انتخابات مجلس پرداخت و گفت:هر بحثی در مورد جامعهشناسی جریانهای سیاسی در ایران باید با ارجاع به فتنه سال ۸۸ انجام شود. |
|
| دومین نامه آیتالله حائری شیرازی در نقد برخی از افکار انحرافی مشایی |
| ساعت ۱۱:٥۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله حائری شیرازی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
![]() آیتالله حائری شیرازی دومین نامه خود به اسفندیار رحیم مشایی را در نقد برخی از افکار انحرافی که 15 دی سال گذشته نوشته و به او داده است، منتشر کرد. به گزارش رجانیوز، آیتالله حائری که اکنون در بیمارستان نمازی شیراز بستری است، این نامه را با نوشتن مقدمه کوتاهی بر آن از همین مرکز درمانی منتشر کرده است. متن کامل مقدمه نوشته شده به تاریخ روز و نامه هفت ماه قبل در ادامه آمده است: «بسم الله الرحمن الرحیم مقدمه کسانی که به رئیس جمهور هتک حرمت می کنند، گمان نکنند از رئیس جمهور عبور کرده اند، آنها از رهبری عبور کرده اند. فتنه را باید شکافت و چشم فتنه را در آورد. جواب مطالب آشکار، پاسخ های آشکار است! فتنه، پاسخ ندادن به مطالب آشکار است. مناظره حتی با رئوس ملحدین، از شیوه امامان ششم و هشتم (علیهما السلام) است. در آینده نه چندان دور، این شیوه زنده خواهد شد، چون اسلام هنوز زنده است و به حیات خود ادامه میدهد. به عنوان شروع کار در پاسخ به مطرح کننده بحث مکتب ایرانی مطلبی نگاشته ام. مطالب ایشان را مدتها قبل شنیده اید، مطالب ما راهم بشنوید. "الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ" الزمر 18 محی الدین حائری شیرازی بیمارستان نمازی شیراز سوم /رمضان المبارک برابر 13/مرداد ماه /90 جناب آقای مشایی دوست نزدیک دومین شخصیت جمهوری اسلامی سلام علیکم نامه اول قبل از تقدیم به جناب عالی اطلاع رسانی شده بود و شما ملاحظه نکرده بودید و چون نامه مطلب محرمانه ای نداشت، رسانه ای شد. این نامه قبل از رسانه ای شدن، تقدیم حضور تان می گردد. علت نامه نگاری مجدد اصرار شما بر اصول استنباط خودتان است. شما می گویید امروزه موسیقی علمی است که بشر به آن دست یافته و آن نیست که در گذشته منشأ فساد اخلاق بوده است. وقتی می خواهید از آن چه امروز به کار گرفته می شود، دفاع کنید می گویید چون زیباست. چرا ما در عالم متهم به تحریم زیبائی شویم اسلام ضرر می کند اسلام را باید تبرئه کنیم بحث در نیت نیست بحث در روش است. نیت خیر به روش جامع، وحدت آفرین است. نیت خیر با روش غیر جامع ناخواسته فرا افکنی می کند. برای اثبات مدعا موردی را کالبد شکافی می کنم. جریان نهضت حضرت امام حسین علیه السلام و این همه اهمیتی که امامان ما برای اقامه عزای ایشان قائل بودند؛ مرحوم حجة الاسلام حاج شیخ نعمت الله صالحی را بر آن داشت که کتاب شهید جاوید را بنویسد. در این کتاب ایشان علت اهمیت نهضت آن حضرت را تلاش آن حضرت برای براندازی حکومت جور وظلم و تأسیس حکومت عدل و حق معرفی کرد. تا اینجا مشکلی در کار نبود، ایشان برای تکمیل برداشت خود لازم دید بگوید ایشان شهادت خود را پیش بینی نمی کرد و ادله ای که برای اثبات علم به شهادت آن حضرت بود را تضعیف نمود وقتی چنین شد، به خصوص وقتی کتاب به تعریظ دو عالم مبارز و برجسته آن زمان رسید آیت الله العظمی صافی را بر آن داشت که کتاب شهید آگاه را بنویسد. هردو احساس تکلیف کرده بودند و هردو نیت خیر داشتند اما سرانجام طرفداران شهید جاوید دستشان به خون مخالفین آلوده شد. شهادت مرحوم آیت الله شمس آبادی و موارد دیگر نیازی به توضیح ندارد مشکل برخورد غیر جامع برای اثبات حقانیت مطلب حق بود، امام راحل در نوروزی که مصادف با سوم شعبان بود چنین گفت: حسین بن علی برای براندازی حکومت جور وتأسیس حکومت حق قیام کرده بود و از شهادت خود مطلع بود(1). این جانب مورد به مورد اموری راکه برای دفاع از اسلام و راه انسانی اسلامی، جناب آقای رئیس جمهور را قانع کرده اید و بعد از آن بیان نموده اید ذکر می کنم. در تمام موارد مدعا مطلب ناحقی نیست بحث در عدم جامعیت دلیل است. رئیس جمهور که از گفتن هیچ مطلب حقی استیحاش ندارد و از رد هیچ مطلب غیر حقی وحشت ندارد، مرعوب هیچ قدرتی نیست و به هیچ وجه احساس اضطراب نمی کند، کسی که در قلب جهان صهیونیستی دانشگاه کلمبیا از محو شدن اسرائیل از نقشه جغرافیائی به نوعی دفاع می کند که تحسین مخاطبین را در پی دارد از کسی واهمه ندارد. مسأله مکتب ایرانی و مسأله منشور کورش، ریشه هردو بر می گردد به احیاء میراث فرهنگی و این که به اهل عالم بگوئیم ما ملت ریشه داری هستیم. جوان ایرانی ریشه با عظمت خود را بشناسد و به آن ببالد تا وزانت پیدا کند و در مقابل امواج فرهنگی مخالف بایستد. مطلق دیدن میراث فرهنگی برخورد غیر جامع است و نتیجه آن تقسیم جامعه به مخالف و موافق است. عینا کتاب شهید جاوید و شهید آگاه. برخورد جامع عینا مانند اظهارات امام راحل که فرمود حسین بن علی برای تأسیس حکومت عدل و حق و براندازی حکومت جور قیام کرده بود و از شهادت خود مطلع بود. اظهارات جامع امام راحل قضیه را چنان حل کرد که گوئی ابدا وجود نداشته است. ما از منشور کوروش دفاع می کنیم و از میراث فرهنگی خود حفاظت می کنیم چون پایه ملیت ماست. پایه وحدت ملی ماست. استخوان فرهنگ ماست. ما سرمان را بالا می گیریم و به اهل عالم می گوئیم بالاترین چیزی که شما امروز به آن رسیده اید، ما هزاران سال قبل پرچم آن را برافراشته ایم. در حالی که دیگران با سرکوب سایر ملت ها قدرت و عزت و ابهت خود را مطرح می کردند، ما از عزت برای همه، سلامت برای همه، آزادی برای همه دم می زدیم. تا جوان دانش آموز و محصل دانشگاهی ما بگوید دیگران چه دارند که این همه سر و صدا می کنند. بحث در دلیل است و بحث در جامع نگری است. برای اثبات ریشه اهمیت دادن به میراث فرهنگی از قرآن استفاده کنیم. قرآن می گوید: "ملة ابیکم ابراهیم هو سماکم المسلمین من قبل" می گوید اسلام برای شما تازگی ندارد شما از دوره ابراهیم مسلمان بوده اید. شرک در شما ریشه ندارد. شما فرزندتوحیدید. فرزند اسلامید. اسلام دین اجدادی شما است. به ما می آموزد از میراث فرهنگی بهره برداری کنید. این مطلب حقی است که رئیس جمهور می پسندد و شما می خواهید آن را جابیاندازد. برخورد جامع با میراث فرهنگی است که شکاف ها را به هم می آورد برخورد جامع در مقابل مطلق نگری میراث فرهنگی مهم است. کتاب آئین مزدیستی و ترجمه های کتب قبل از اسلام در دسترس ما است. هر انسان شرافتمندی نکات افتخار آفرین را در آن ها می بیند غیر از کتب تخت جمشید و نقوش حرف می زنند در حالی که در تمام میراث های فرهنگی یونان، روم، افریقا، چین و هند مجسمه و نقوش زنان برهنه غوغا می کند. اما در هزاران نقش تخت جمشید، برهنگی نیست. حیا و عفت غیرت و پاکدامنی فریاد می زند(2). نامه خشایار شاه و صحبت های منوچهر که در کتاب تجارب الامم ابن مسکویه آمده است، بزرگواری و عدالت گرائی آن افتخار آفرین است. اما نباید میراث فرهنگی را مطلق دید. در کنار این همه خوبی ها یک استثناء هم داشته اند و آن این که مشاغل باید موروثی باشد(3) و این رنگ مذهبی داشته است. به بینید این یک اشتباه چه کاری به دست ما داده است. این افسانه نیست که یک کفش گر حاضر شد قسمتی از هزینه جنگ با روم را بپردازد در عوض فرزند او به جای کفش گری به شغل دبیری پذیرفته شود. انوشیروان سمبل عدل و قانون نمی پذیرد این کار را خیانت به مذهب می داند و از پذیرفتن کمک بلا عوض صرف نظر می کند. نتیجه این کار چه شد؟ سقراط ها، افلاطون ها و ارسطوهای ما کجا هستند؟ بعد از اسلام فارابی ها، بوعلی سینا ها و دیگران آن اندازه بزرگ و بی شمارند که نام روستاها در تاریخ آمده، با آن که آن روستاها به اندازه ای کوچک بوده که نامشان در جغرافیا نیامده است. ما، قبل از اسلام، در زندان ممنوعیت از تعلیم و تعلم بودیم، اسلام در این زندان را شکست و ما را آزاد کرد و از همه دنیا جلو افتادیم. حتی ده کتاب اصلی عالم اسلام؛ صحاح سته و کتب اربعه نویسندگان آن ها بالاتفاق ایرانی هستند. اگر ما به عالم گفتیم مکتب ایرانی یعنی حتی با مشاغل موروثی یا بدون آن، اگر گفتیم احیاء میر اث فرهنگی یعنی حتی موروثی شدن مشاغل یا بدون آن. خدمات کورش را به بینیم خدمت اسلام را هم ببینیم. این نگاه جامع است. منشور کوروش را چنین دیدگاهی از انزوا خارج می کند. علما می گویند اسلام ما را آزاد کرده ما تابع قرآنیم در مسأله موسیقی هم بحث در دلیل است و بحث در جامعیت است انشاء الله برای فرصتی دیگر والسلام محی الدین حائری شیرازی 15/دیماه برابر 30/محرم الحرام پاورقی ها: 1. صاحب کتاب شهید جاوید می گفت معلوم نیست حضرت علم به شهادت داشته، حضرت بر روال عادی قصد براندازی بنی امیه در او مشی و منعقد می شد. قصد تأسیس حکومت عدل در او 2. می داند شهید می شود، قصد دیگری ندارد. امام می گوید براندازی نسل همه ستمکاران و روی کار آوردن همه حق جویان در نیت حسین بن علی متجلی بود. نه تنها براندازی یزید و حاکم شدن خود، بلکه براندازی همه شروران و روی کار آوردن همه صالحان در نظر آن حضرت بوده و به همین دلیل این همه بر برپائی مراسم آن حضرت تأکید می شود که روح براندازی ظلم و روح برپا کردن حکومت عدل را، در عزادار، احیا می کند و میگوید حتی با علم به شهادت هم به مبارزه ادامه دهید و بر این تأسیس حکومت عدل تلاش کنید. 2. اعلام کنیم عفاف و پاکدامنی و حجاب مترقی مظهر ملیت ماست و کسانی که هرگز گرد هرزه گی غربی بر دامن پاکشان ننشسته باید به کورش بگویند آسوده بخواب که ما بیداریم، نه خانواده سلطنتی پهلوی که بوی آلودگی و فساد و تعفن هرزگی آن ها مشام اهل عالم را متأذی می کند. خانواه شهدا بازماندگان کورش هستند که عزت را در جامعه ما نهادینه کردند نه وطن فروشان و امضا کنندگان اسناد واگذاری کشور به اجانب. مکتب ایرانی باید شعار زن و مرد بسیجی باشد که هم مظاهر عفت اند در تربیت خانوادگی و هم مظاهر استقلال و شرافتند در دفاع از هویت ایرانی. قرآن به مردم مخاطب می گوید اسلام میراث فرهنگی شماست. ما به مردم کشورمان بگوئیم حجاب و عفاف و دفاع از عزت و اقتدار میراث فرهنگی چند هزار ساله شماست. این پرچم میراث فرهنگی را، ما طرفداران حجاب خانواده و ایثار در میدان دفاع، باید بلند کنیم، نه غرب زدگان بی هویت. 3. وقتی همه مشاغل موروثی شد سلطنت هم یکی از مشاغل است. وقتی هیچ کس نمی تواند وارد شغل دیگر شود سلطنت در یک خانواده موروثی می ماند و وقتی چنین امری رنگ مذهبی داشته باشد، این که طفل در شکم مادر به سلطنت می رسد و تاج سلطنت بر بالای بستر مادر قرار می گیرد امری حساب شده است. هرکس به سلطنت رسید حق سلطنت مخصوص فرزندان اوست نه سایر شاهزادگان این که این آئین در سطح اهل کتاب به صراحت تأیید نشده اگر چه مؤیداتی جهت اهل کتاب بودن دارند به احتمال قوی به دلیل همین مسأله مذهبی شدن انحصار مشاغل در ارث است تا بتواند سلطنت از دستبرد مدعیان محفوظ بماند در نتیجه احتمال این که سلاطین چنین مطلبی رادر مذهب گنجانده باشند منتفی نیست و شبهه دین دولتی نه دولتی دینی تقویت می شود.» |
|
| رسول جعفریان و پیش بینی های تاریخی او |
| ساعت ۱:٤۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، رسول جعفریان ، جریان انحرافی |
هشدارهای "مورخ" را این بار جدی بگیریم ؛ رشد جریان های تبشیری در فضای غفلت و منازعات درونی ما !جعفریان در تابستان 1386 طی مطلبی با عنوان «اداره کشور با استخاره و غیب گویی» نسبت به ظهور جریان انحرافی نخستین هشدارهای فکری و تاریخی را داده بود. عصر ایران ؛ امیرحسین تیموری - چند ماهی است که مقامات سیاسی و مذهبی کشورمان از مرتضی تمدن، استاندار تهران تا آیت الله العظمی وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید نسبت به رشد جریان های تبشیری و مسیحی در کشورمان هشدار می دهند.
|
|
| بررسی شاخصه های انحراف از جریان اصیل اصولگرائی؛ |
| ساعت ۱:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، جریان انحرافی ، سکولاریسم |
|
سکولاریسم، بزرگترین تهدید جریان اصولگرائی دانشجونیوز: با توجه به نزدیک شدن به زمان نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی اشخاص و جریانات سیاسی در صدد جلب اعتماد مرام و منشی انقلابی با نام اصولگرائی هستند تا در بزنگاه انتخابات بتوانند از ظرفیت بالای اعتماد مردم به این جریان (البته از نوع اصیل آن) استفاده نمایند. |
|
| پادویی جریان انحرافی برای انگلیس حمله رضاخانی به حجاب با 70 سال تأخیر ! |
| ساعت ۱:۳٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، انگلیس ، حجاب |
|
تازه ترین پروژه جریان انحرافی در اهانت به باورهای دینی مردم درباره مسئله حجاب موج گسترده ای از مطالبه برخورد با عوامل میدانی و همچنین سناریونویسان پشت پرده این جریان را در پی داشته است. |
|
| گفتوگوی رجانیوز با عضو مجلس خبرگان رهبری؛ |
| ساعت ۱٢:٠٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، جریان فتنه ، جریان انحرافی |
|
جبههپایداری، جبهه مقاومت در مقابل فتنه و انحرافیها/ حضور نماینده صاحبمنصبان در کمیتهاصولگرایان مورد نهی رهبری است
نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری، صاحب چندین عنوان تالیف از جمله علمای شناخته شده در میان اصحاب علم است که همواره با مواضع شفاف و بدون ابهام خود بهویژه در دوره فتنه، یار و یاور انقلاب و نظام بوده و نطق های صریح و روشن گرانه او در مجلس خبرگان رهبری نیز زبانزد است.گفتوگوی رجانیوز با آیت الله دکتر محسن حیدری را که به مقوله وحدت اصولگرایان و تشکیل جبهه پایداری انقلاب اسلامی اختصاص دارد، در ادامه می خوانید: اینروزها با توجه به نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس، موضوع وحدت و ارائه لیست واحد از سوی اصولگرایان بسیار شنیده می شود، این موضوع، طوری عنوان می شود که وحدت در هر شکل ممکن میان جامعه اصولگرایان امری لازم است، تحلیل شما از عنوان و مفهوم "وحدت" چیست؟ برای پاسخ به این سؤال باید به این نکته اشاره کنم که "وحدت" یک عنوان عام است و تفسیرهای مختلفی می توان برای آن داشت، ولی وحدت مؤمنین و به تعبیری وحدت اصولگرایان در مقابل کفار، منافقین، فتنه گران و جریانات انحرافی یک امر لازم است. وحدت از دیدگاه اسلام و قرآن شرایطی دارد و یکی از شرایط آن "هدف مشخص" است و اینکه "محور وحدت" باید مشخص باشد و ویژگیهای افرادی که به این ریسمان وحدت چنگ می زنند، باید مشخص باشد، اینها همه موارد مهمی است که باید بر آن تاکید کرد. خداوند که در قرآن کریم می فرماید "وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ"، خطاب به مؤمنین است، وظیفه کسانی که به پیامبر ایمان دارند، چنگ زدن به این ریسمان الهی است اما مصداق حبل الله، قرآن و عترت و به عبارت دیگر "ولایت "است. ولایت "ولی خدا" همیشه محوریت وحدت است و از آنجا که ما معتقدیم در عصر غیبت، ولی فقیه نماینده و نایب عام امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) است، بنابراین، در عصر غیبت باید همه وحدت و اتحاد بر اساس محور ولایت فقیه باشد. آیت الله مصباح در سخنرانی همایش جبهه پایداری بیان کردند که "وحدت ارزش مطلق نیست و صرف تصور اینکه هر جا عنوان وحدت بود، نمیشود حرفی بر ضد آن زد و همه باید تسلیم شوند، غلط است." کاملاً صحیح است، وحدت اگر مطلق باشد، میشود وحدت بر اساس هر محوری و با هر هدفی! این میشود وحدت مطلق که ما در اسلام وحدت مطلق نداریم. هدف باید اقامه کلمة الله باشد و اجرای احکام و اهداف ارزش های الهی باشد و اعتصام باید به حبل الله، بر اساس محوریت ولایت الهی باشد و با "مؤمنین" باشد. وحدت با منافقین و فتنهگران معنا ندارد. وحدت باید با کسانی باشد که ظاهر و باطنشان یکی باشد و هدفشان هم هدف متعالی است. بنابراین، وحدت به معنای مطلق وجود ندارد و فرمایش آیت الله مصباح کاملا منطبق بر تعالیم قرآن است. شبهه ای که در موضوع وحدت میان اصولگرایان پیش می آید، وحدت با کسانی است که اگرچه در زمره اصولگرایان دانسته میشوند اما در مواردی در اجرای دستور صریح رهبر معظم انقلاب سستی کردند، مثلاً آقا در جریان فتنه تاکید داشتد که نخبگان اعلام موضع کنند اما عده ای از نخبگان اصولگرا موضع صریح در محکومیت فتنه نداشتند یا با تأخیر و دوپهلو چنین اقدامی کردند. سؤال اینجاست که آیا می توان با کسانی که در فتنه 88 سکوت کردند، به وحدت رسید؟ مادامی که این افراد موضع خود را نسبت به فتنه گران اعلام نکرده باشند، مشکوک هستند و وحدت پیدا کردن با آنها عین بی عقلی است. باید صراحتاً تولی و تبرای خود را روشن کنند. فتنه گران اساس نظام و انقلاب و اسلام و ولایت فقیه را هدف و در مقابل آن قرار گرفتند، بنابراین سکوت در مقابل اینها نوعی همراهی با فتنه گران است و وحدت پیدا کردن با ساکتین اساساً بیمعناست. باید مرزبندی خود را روشن و این موارد را محکوم کنند، خط خود را از فتنه گران جدا کنند تا بتوان آنها را بهعنوان مؤمن و اصولگرا تلقی کرد. اصولگرای واقعی همان "مؤمن" یعنی مؤمن به همه اصول الهی از جمله ولایت فقیه است. باید ایمانشان را به ولایت فقیه اثبات کنند، تولای تنها هم کافی نیست بلکه تبری و فاصله گرفتن از دشمنان ولایت فقیه هم لازم است، همانطور که در توحید ابتدا "لا اله" و نفی طواغیت را داریم بعد "الا الله" و اثبات. جبهه پایداری انقلاب اسلامی با حمایت بزرگانی از جمله آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت اعلام موجودیت کرد، نظرتان در مورد تشکیل این جبهه چیست؟ آیا این اعلام موجودیت می تواند موجب ایجاد انشقاق در بین اصولگرایان شود؟ خیر، پدیده بسیار مبارکی است و ما تبریک عرض می کنیم و تایید می کنیم چون کسانی که در این زمینه اقدام کرده اند، افراد شناخته شدهی اصولگرا هستند و موضعشان در مقابل جریانهای نفاق و فتنه مشخص بوده و نسبت به خطوط انحرافی موضع شفافی دارند، بهویژه که بزرگانی همچون آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت هم در این جهت پیش قدم شدند و تایید کردند. ما هم به نوبه خود از این جریان مبارک و با میمنت حمایت می کنیم و این در واقع یک جبهه ای در درون اصولگرایان است. این جبهه ضمن موضع روشن در قبال "اهل سکوت"، فتنه گران و جریانهای انحرافی، پایبند به ولایت فقیه هستند. انقلاب اسلامی با توجه به کفر ستیزی و نفاق ستیزی که دارد، خود به خود دشمنانی دارد که برای نظام مشکلاتی ایجاد می کنند و در مقابل آن ها باید ایستاد و ایستادگی همان پایداری و مقاومت است، همانطور که حزب الله در لبنان در مقابل صهیونیست ها می ایستد، ما هم باید در ایران "جبهه مقاومتی" برای مقابله با جریانهای انحرافی و فتنه گر وابسته به استکبار داشته باشیم. باید روح و اخلاق پایداری و مقاومت را احیا کنیم و در مقابل آن ها بایستیم و بنا بر این اسم بسیار با مسما و حرکت خوبی است. مقام معظم رهبری مسئولان را از دخالت در انتخابات نهی کردند و همینطور در دیدار اخیر با نمایندگان مجلس تاکید داشتند که نمایندگان مجلس به کانون های قدرت و ثروت نزدیک نشوند. اما اخیراً برخی افراد که هم اکنون صاحب منصب هستند اصرار بر معرفی نماینده خاصی از طرف خودشان دارند، نظر شما در مورد این موضوع چیست؟ صاحب منصبانی که خود را اصولگرا می دانند، در واقع دارای دو حیثیت هستند؛ یکی منصبی که دارند و دیگری وابستگیشان به حزب و یا جمعیتی از اصولگرایان. اگر حیثیت اصولگراییشان را در نظر بگیرند که دیگر شخص آنها مطرح نیست. ممکن است یک حزب صدها عضو داشته باشد، طبیعتاً یک نفر یا تعداد محدودی نماینده معرفی می کند و نماینده آن جریان در واقع نماینده افراد صاحب منصب عضو در آن حزب هم هست و معنا ندارد نماینده مستقلی داشته باشد. اگر حیثیت صاحب منصب و حقوقی فرد را در نظر بگیریم که بنا بر نهی صریح مقام معظم رهبری، صاحب منصبان و مسئولین نباید دخالت کنند. پس بهعنوان "شخص" هم معنایی ندارد که نماینده داشته باشند چرا که مورد نهی مقام معظم رهبری قرار می گیرند. |
|
| ائتلاف جریان انحرافی با جریان اصلاحات |
| ساعت ۱٢:٥۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، اصلاح طلبان ، سیدمرتضی نبوی |
|
عضو مجمع تشخیص مصلحت گفت: جریان انحرافی باید منزوی شده و از چشم مردم بیفتد. این بهترین مجازات برای آنها است. خبرهایی از ائتلاف این گروه با جریان اصلاحات به گوش میرسد.
![]() به گزارش فتنه نیوز به نقل از فارس، سیدمرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مدیر مسئول روزنامه رسالت عصر یکشنبه در نشست هفتگی انصار حزبالله با اشاره به جریان انحرافی و فاسد قدرت طلب در کشور اظهار داشت: این جریان از درون اصولگرایی بیرون آمد، و از همان ابتدا با روحانیت، سپس مرجعیت و در نهایت با ولایت مشکل پیدا کرد.
وی گفت: این جریان علاوه بر انحراف در عقیده، مشی سیاسی و انقلابی، انحراف در گرایشهای اقتصادی نیز دارد که جای بسیار تأسف و تعجب است. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با یادآوری اینکه از ویژگیهای برجسته دولت احمدینژاد مبارزه با رانتخواری، اشرافیت و قطع دست دستاندازان بیتالمال است، خاطرنشان کرد: امروز این جریان انحرافی سعی دارد از قدرت و ثروت برای دستیابی به اهداف خود سوء استفاده کند. نبوی توضیح داد: در گذشته کسانی که به قدرت رسیده بودند، سعی میکردند به وسیله استفاده از بیتالمال از مراکز قدرت خارج نشوند که آثار بسیار بدی در مردم برجای گذاشته بود، اما شخصی مثل احمدینژاد با این جریان اشرافی به مقابله پرداخت و الحق و الانصاف دست بسیاری از این افراد را کوتاه کرد. نبوی افزود: اما آنچه که جای تاسف دارد این است که این جریان انحرافی از امکانات بیتالمال سوءاستفاده میکند و با کارهایی از جمله بذل و بخشش به برخی چهرههای هنری و … به عبارتی به دنبال شبکهسازی است که با پیگیری سرنخ ماجرا به این جریان برمیگردد. قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین، بعد دیگر این گروه انحرافی را سوءاستفاده در زمینه فساد عقیدتی دانست و گفت: جریان انحرافی از اعتقادات پاک مردم به مهدویت، قصد سوءاستفاده و بهرهبرداری سیاسی دارد. وی گفت: به نظر میرسد این جریان انحرافی با توسل به یک سری مسائل شیطانی که دور از واقعیت هم نیست و طبق آیات قرآنی جزو اعتقادات مسلمانان هم هست، سعی می کنند،افراد را تحت تأثیر قرار دهند. نبوی ادامه داد: اجنّه امروز نیز در دنیا زندگی میکنند که داستان آنها در قرآن مفصل آمده است و سخن از توانایی آنها بسیار است. وی با تاکید بر اینکه داستان شیاطن انس و جن دور از واقعیت نیست، گفت: آنها طبق آیات قرآن علیه انبیا توطئه میکردند، لذا شاید این جریان انحرافی با توسل به بعضی از افرادی که از طریق راه باطل، فسادانگیز و انحرافی به برخی توانمندیهای ماورائی رسیدند، سوء استفاده میکنند و جاذبههای این گروه توانسته تأثیری بر روی برخی افراد بگذارد و حمایت ایشان را جلب کند. نبوی با تاکید بر اینکه باید حساب احمدینژاد را از این گروه انحرافی جدا کنیم، گفت: این گروه انحرافی باید منزوی شوند و از چشم مردم بیفتند که این بهترین مجازات برای آنها است. وی گفت: امروز شخصیتهایی مثل استاد مصباح یزدی و آیتالله حائری شیرازی هشدارهای جدی نسبت به جریان انحرافی میدهند. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: جریان انحرافی مدعی شده است که قصد دارد ۱۵۰ نماینده به مجلس آینده بفرستد تا بتواند ریاست جمهوری آینده را نیز از آن خود کند، لذا خبرهایی از ائتلاف این گروه با جریان اصلاحات به گوش میرسد که نمونه آن در انتخابات هیئت رئیسه اتاق تهران دیده شد. سید مرتضی نبوی با بیان اینکه آزمایش ولایتمداری از سختترین آزمایشهاست، گفت: هرچه مسئولیتها بزرگتر باشد، آزمایشها سختتر میشود، لذا خود رهبر معظم انقلاب در زمان ریاست جمهوریشان در موضوع ولایت پذیری آزمایشهای سختی و موفقی پس دادند. وی در همین زمینه توضیح داد: زمانی که آیتالله خامنهای تصمیم گرفته بود که دیگر میر حسین موسوی را برای نخستوزیری معرفی نکند، افرادی نزد امام راحل رفتند و گفتند که در این شرایط به صلاح نیست که موسوی نباشد؛ لذا امام نیز بر همین اساس فرمودند در این شرایط مصلحت نیست که موسوی نباشد و با وجود اینکه آیتالله خامنهای نظر دیگری داشتند از فرمان ولی فقیه خود اطاعت کردند که نتیجه آن عزت و سربلندی برای ایشان بود؛ بنابراین امروز هر کس تابع ولایت باشد، عزتش بیشتر خواهد شد. |
|
| وجه مشترک جریان انحرافی و جریان فتنه |
| ساعت ۱٢:٥٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، جریان فتنه ، امام زمان (عج) |
|
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با تاکید بر اینکه “جریان انحرافی هیچاعتقادی به امام زمان (عج) و ولیفقیه ندارد ” مبارزه با اسلام ناب و نظام جمهوری اسلامی را از اشتراکات جریان انحرافی و جریان فتنه دانست.
شاخصههای اصولگرایی در منشور اصولگرایی تعبیه شده است - با توجه به اینکه امروز برخی جریانهای منحرف سیاسی از درون جریان اصولگرایی علیه این جریان وارد شدهاند و اصولگرایان را اصولگرا نمیدانند شاخصههای مهم جریان اصولگرایی چیست؟ تبعیت از ولایت فقیه و احترام به مرجعیت، اصولگرایان را از گروه انحرافی تمیز میدهند - به نظر شما کدام شاخصه منشور اصولگرایی، اصولگرایان را از گروه انحرافی تمیز میدهند؟ ضرورتی برای وحدت اصولگرایان در برابر جریان انحرافی نمیبینم - با توجه به اینکه گروه انحرافی رسما در برابر جریان اصولگرایی موضع صریحی دارد، ضرورت اتحاد اصولگرایان در برابر این گروه را چقدر احساس میکنید؟ جریان انحرافی حرکت سیاسی با رنگو لعاب ایدئولوژیک است - برخی از تحلیلگران محور فعالیت گروه انحرافی را سیاسی و برخی دیگر ایدئولوژیک میدانند. نظر شما در این باره چیست آیا گروه انحرافی صرفا یک جریان سیاسی است و یا اینکه یک نگاه ایدئولوژیک را دنبال میکند؟ نیازی به بسیجشدن روحانیت در برابر جریان انحرافی نیست - با توجه به اینکه گروه انحرافی ادعا میکند نگاه ایدئولوژیک دارد آیا شما لازم میدانید که روحانیت برای مقابله نرم با این جریان و دعوت آنها به مناظره با آنها مبارزه کند؟ جریان انحرافی هیچاعتقادی به امام زمان و ولایت فقیه ندارد - به نظر شما چرا مقابله و رویارویی با مراجع تقلید و روحانیت از جمله برنامههای جریان انحرافی است؟ نمیشود با امام زمان باشند اما به رهنمود نایبش توجه نکنند - شما میگوئید جریان انحرافی اعتقادی به امام زمان(عج) ندارد اما در تمامی مکاتبات و سخنرانی سرکردهههای این جریان نام امام زمان نوشته و ذکر میشود و یا اینکه یکی از این سرکردهها منشور حرکت سیاسی خود را حرکت در مسیر امام زمان میداند، این رفتار گروه انحرافی آیا با گفتههای شما در تضاد نیست؟ با تمسک به جنگیر و رمال میخواهند موقعیتی برای خود فراهم کنند - شایع شده جریان انحرافی با برخی افراد معلولالحال و جنگیر و رمال ارتباط داشتند. به نظر شما این ارتباط چه کمکی میتوانست به آنها بکند. اسلام اقدام غیرعقلایی را تایید نمیکند - فرض بر اینکه ارتباط جریان انحرافی با اجنه و رمالها صحت داشته باشد پاسخ شما به عنوان یک روحانی به جوانانی که سؤال میکنند چرا اسلام ارتباط با اجنه، رمالها و جادوگرها را منع کرده است، چیست؟ اشتراک جریان انحرافی و فتنه مبارزه با اسلام ناب محمدی(ره) است - با توجه به اینکه جریانهای انحرافی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در برابر جریان اصیل انقلاب اسلامی قرار گرفته است و ثمره کار آنها فتنه ۸۸ بوده است اشتراکات فتنهگران ۸۸ و با گروه انحرافی در چه اموری میدانید. با توجه به نزدیکی صاحبان افکار انحرافی به قدرت، باید نقشههای بیگانگان شناسایی شود - به نظر شما نحوه مبارزه با جریانی که اسلام ناب و نظام جمهوری اسلامی ایران را تهدید میکند، چگونه باید باشد آیا مقابله نرم مناسبتر است یا مبارزه و یا اینکه برخورد امنیتی با سرکردههای آن؟ هشدار آیتالله مصباح مورد توجه قرار بگیرد - در پایان با توجه به اینکه آیتالله مصباح یزدی از خطر جریان انحرافی به عنوان خطر شدید یاد کردهاند و اعلام کردهاند که یک شخص ارتباطهای متعددی با بیگانگان دارد که اخبار آن نیز منعکس نمیشود، به نظر شما این هشدار چقدر میتواند به هوشیاری دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور کمک کند. |
|
| نگرانی اکبر گنجی از برخورد نظام با جریان انحرافی |
| ساعت ۱٢:٥٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی ، امام زمان (عج) ، جریان انحرافی |
|
اکبر گنجی که همواره وجود امام زمان(عج) را انکار کرده، نگرانی خود را از افشای اتهامات جریان انحرافی ابراز داشت و مدعی شد که این امر منجر به ویرانی فضایل اخلاقی درکشور می شود!
به گزارش جام نیوز، اکبر گنجی که چند سالی است به خارج از کشورگریخته، در جریان تجمعات ضد انقلاب در خارج از کشور در کنار گوگوش عکس یادگاری گرفته و بارها نیز وجود مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف را انکار کرده، در یاداشتی در سایت ”روز آنلاین” ضمن حمایت از جریان انحرافی رمالی وجن گیری در کشور، نگرانی خود را از ویرانی فضایل اخلاقی ابراز داشت! |
|
| شباهتهای اکبر گنجی و جریان انحرافی |
| ساعت ۱٢:٢٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر گنجی ، جریان انحرافی |
|
آفتاب:عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه به اصولگرایان گفت: جریان اصولگرایی باید در نقد درونگفتمانی خود، رشد و صعود جریان انحرافی و رسیدن آنها به مناصب حساس را بررسی کرده تا بار دیگر دچار بلای سیاسی از این نوع نشوند.
همانطور که از جریان اصلاحطلب انتظار میرفت پس از واگذاری قدرت در سال ۸۴ و به دست آمدن شکستهای پیدرپی در شورای دوم، مجلس هفتم، رئیسجمهوری نهم به این موضوعات نگاه آسیبشناسانه داشته باشد و ضعفهای خود را برسی کند. غلامعلی دهقان افزود: برآمدن اکبر گنجیها در جریان اصلاحات و رشد صعود جریان انحرافی در دولت اصولگرا شباهت زیادی با هم دارند زیرا در هر دوی این جریانات نوعی رادیکالیسم دیده میشود. رادیکالیسم یکی نتیجه کارش ساختارشکنی بود و دیگری انحراف فکری و سیاسی در نظام. دهقان در پایان گفت: وقتی جریانهای اصیل تحت تاثیر فرصتطلبان و قدرتطلبان قرار گیرند نتیجه آن به حاشیه رفتن شخصیتهای دانا و معتدل است بنابر این باید از تاریخ درس آموخت و جوگیر دوقطبیهای کاذب نشد که همین دو قطبیهای کاذب همانند دوقطبی مشروطه-مشروعه در نهضت مشروطه و دوقطبی مصدق و کاشانی در نهضت ملی شدن نفت و دوقطبی خط امام -غیر خط امام و… نیروهای اصیل را در ۱۰۰ سال اخیر روبروی هم قرارداده است. جریان انحرافی رفتنی است همان طور که ساختارشکنان هم رفتند اما فراموش نکنیم تاریخ باز هم میتواند تکرار شود. |
|
| آیا جریان انحرافی با بابیت و بهاییت قابل قیاس است؟ |
| ساعت ۱٢:۳۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، بهائیت |
|
به هر حال وقتی یک جریانی شروع به بیان یک سری اندیشه های نادرست و وارد برخی مسائل اقتصادی می شود،طبیعتل تهدید به شمار می رود و باید با آن مقابله شود.من با سخنانی که به نام اسلام یا اسلام گریزی مطرح می شودصد در صد مخالفم و معتقدم باید با مقابله با چنین اعتقاداتی از راه یافتن آنها به عرصه سیاست جلوگیری کرد.اما این که بخواهیم نتیجه بگیریم که اینها شبیه بابیه یا بهاییه هستند کمی زود است.یعنی جریان انحرافی دارای اندیشه های ناصوابی است که باید به نقد آنها پرداخت اما این که بخواهیم شبیه سازی کنیم، کمی زود است. شفاف:چگونگی پیدایش بابیه و بهاییه از مسائلی است که بازخوانی آن درشرایط فعلی خالی از لطف نیست. از آنجا که این روزها صحبت از جزیانس موسوم به انحرافی داغ است و از روحانیون عالی رتبه تا سیاستمداران مختلف نسبت به این مساله اظهار نگرانی کردهاند و در مورد آن هشدار دادهاند و حتی در مواردی آن را فرقههایی مانند بابیه و بهاییه مقایسه کردهاند.
حجت الاسلام عبدالحسین خسرو پناه روحانی جوانی است که در مورد مساله بابیه و بهاییه اقدام به تالیف کتابی با عنوان «جریانشناسی ضد فرهنگها» کرده است و به بررسی این مساله پرداخته است. به باور رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه اگر با جریانهای باببیه و بهاییه در همان گامهای اول خرافی و انحرافیشان برخورد مناسب میشدشاید بعدها هیچ وقت نمیتوانستند به فرقهای تبدیل شوند. به گزارش شفاف، گزیدهای از سخنان وی در گفتگو با روزنامه روزگار به شرح زیر است: *بحث مهدویت و بحث موعودگرایی یکی از اعتقادات مشترک همه ادیان و فرقههای دینی است. همه انبیا مساله موعود نهایی را مطرح کردهاند و پیامبر اسلام نیز براین مساله تاکید فرمودهاند.
*در پاسخ به این پرسش شما که چرا بعضیها در این عقیده به انحرافی جبران ناپذیر کشیده میشوند، باید عرض کنم عوامل مختلفی در این مساله دخالت دارند. اولین عامل معرفتی است. برخی تصور غلط از مهدویت پیدا میکنند وبرای همین هم منشا انحراف میشوند. مثلا حدیث معروفی که میگوید حضرت ولی عصر (عج) زمانی ظهور میکنند که دنیا پر از ظلم و جور باشدو حضرت با خود آن را پر از عدل و داد میکنند بعضی تصور میکنند که پس باید صبر کرد تا جهان پر از ظلم و جور یا اینکه عالم از ظالم و جائر پر شود. در واقع معتقدان به چینین باوری از یک گزاره خبری نتیجه انشایی گرفتند و حتی به مردم توصیه میکنند گناه کنید تا امام زمان ظهور کند. کسانی که در واقع از اجتهاد فقهی برخوردار نیستند، نمیتوانند فهم متقنی از آموزههای دینی داشته باشند و آیات و روایات را نمیفهمند، طبیعی است که در مساله مهدویت هم اندیشه غلط پیدا میکنند که این اندیشه غلط در نهایت تبدیل به یک فرقه انحرافی میشود. در لایههای انجمن حجتیه نیز ما شاهد چنین انحرافاتی بودیم. البته خود موسس انجمن حجتیه مرحوم حاج شیخ محمود حلبی به هیچ وجه دارای چنین اعتقادی نبود اما به هر حال در برخی سطوح و لایههای انجمن حجتیه این تفکر غلط مطرح شد که منشاء این انحراف قرار گیرد. *عامل دوم که از اهمیت زیادی برخوردار است، عامل نفسانی، روحی و روانی است به این معنا که برخی به هر حال گرفتار هوا و هوسهایی میشوند. یعنی به این نتیجه میرسند که با ادعای بابیت یا بهاییت به هر حال میتوانند برای خود دکانی باز کنند و مریدانی را دور خود جمع کنند و این منشا ایجاد یک فرقه انحرافی میشود. مثلا آقای علی محمد باب وقتی احساس کرد اگر خود را باب یا واسطه امام زمان معرفی کند میتواند از این طریق برای خود منافعی ایجاد کند و عدهای را باه درو خود جمع کنئ. کم کم ادعای مهدویت کرد و بعد هم نوبت و بعداز آن حتی مدعی الوهیت شد. *عامل سوم، عامل سیاسی است که در این مورد میتوان به جریانهای انحرافی که در کشور ما به وجود میآید اشاره کرد. واقعیت این است که عوامل سیاسی استعماری در پیدایش چنین جریانهایی نقش داشتهاند و از این جریانها حمایت کردهاند. طبیعی است که استعمار به دنبال منافع خودش است و در این مورد از تعدد فرقههای اسلامی و آسیب پذیری وحدت جهان اسلام منتفع و بهرمند میشود. *وقتی خرافه در جامعهای رواج پیدا کندو مردم از یک جهل نسبی برخوردار باشند، زمینه برای پیدایش و گسترش این فرقههای انحرافی فراهم میشود و در نتیجه هم باعث میشود آنها بتوانند مریدان بیشتری را درو خود جمع کنند. به نظر من جهل مردم و ترویج خرافه میتوانداز مهمترین عوامل ایجاد چنین جریانهای انحرافی باشد. ازسوی دیگر وقتی جامعه از رشد عقلایی و حیانی مناسبی برخوردار باشد، معمولا این فرقهها فرصت ظهور و بروز پیدا نمیکنند. *اگر از همان ابتدا با خرافهها یی که چنین فرقههایی را در جامعه ترویج میکنند برخورد میشد، احتمالا این جریانها اساسا به وجود نمیآمدند. *اصلی ترین انحراف فرقههای بهاییه و بابیه به نظر من به حوزه اعتقادات برمی گردد، چون اعتقادات حکم ریشه را دارد. همانطور که و قتی ریشه درخت آسیب میبیند ما بقی اجزای درخت را نحت تاثیر قرار میدهد اعتقادات نیز چنین است و اگر به انحراف مبتلا شود، تمامی اجزای یک جریان را تحت تاثیر قرار میدهد. *برای اینکه بگوییم جریان انحرافی فعلی با بابیه و بهاییه قابل مقایسه است، کمی زود است که قضاوت کنیم. لازم است ابتدا دارای برخی اطلاعات امنیتی و اطلاعاتی باشیم تا بتوانیم این مساله جریانشناسی کنیم.
*به هر حال وقتی یک جریانی شروع به بیان یک سری اندیشههای نادرست و وارد برخی مسائل اقتصادی میشود، طبیعتل تهدید به شمار میرود و باید با آن مقابله شود. من با سخنانی که به نام اسلام یا اسلام گریزی مطرح میشودصد در صد مخالفم و معتقدم باید با مقابله با چنین اعتقاداتی از راه یافتن آنها به عرصه سیاست جلوگیری کرد. اما اینکه بخواهیم نتیجه بگیریم که اینها شبیه بابیه یا بهاییه هستند کمی زود است. یعنی جریان انحرافی دارای اندیشههای ناصوابی است که باید به نقد آنها پرداخت اما اینکه بخواهیم شبیه سازی کنیم، کمی زود است. *من فکر میکنم جریان انحرافی در حال فاصله گرفتن از اصول گرایی است و این فاصله گرفتن ممکن است آنها را به دام اصلاح طلبان سوق دهد. در مجموع باید بگویم برخی ابتدا انحراف فکری پیدا میکنند و بعد به انحراف عملی دچار میشوند. برخی دیگر انحراف عملی آنها منجر به انحراف اعتقادی میشود. انحراف عملی هم گاهی اخلاقی و سیاسی است. به نظر من جریان انحرافی دچار آفت سیاست گرایی و قدرت طلبی شده است که در آینده ممکن است کم کم به انحرافات فکر مبتلا شود. حتی ممکن است این جریان بعدها تبدیل به یک فرقه هم بشود اما عرض من این است که برای قضاوت زود است. در واقع من این اشکال را بیش از همه سیاسی میبینم. |
|
| اعتراض طائب به روزنامه ایران: از تفکیک دولت و جریان انحرافی هراس دارید |
| ساعت ۱٢:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، جریان انحرافی ، روزنامه ایران |
|
رئیس قرارگاه عمار ضمن تکذیب مطلب روزنامه ایران گفت: دستاندرکاران این روزنامه با دست زدن به تحریف، ضمن حمایت آشکار از جریان انحرافی در پی ایجاد شبهه در تبعیت اعضای قرارگاه عمار از منویات و فرمایشات رهبر معظم انقلاب هستند. به گزارش فارس، در پی درج مطلبی منتسب به رئیس قرارگاه عمار در روزنامه ایران مورخه 19 مرداد 90، حجتالاسلام مهدی طائب ضمن تکذیب خبر این روزنامه تصریح کرد که وی در هفته جاری هیچگونه سخنرانی در خارج از تهران نداشته است. رئیس قرارگاه عمار اظهار داشت: فلسفه وجودی قرارگاه عمار، تبعیت کامل و محض از ولایت و رهبری است. حجتالاسلام طائب نام مبارک عمار در طول تاریخ را عجین شده با آزادگی و ولایتمداری دانست و گفت: انتخاب این نام برای قرارگاه مزبور، تاسی به سیره این صحابی بزرگوار پیامبر عظیمالشان اسلام بوده که همچون ایشان در پی افشای توطئههای دشمنان اسلام و انقلاب و کنار زدن نقاب نفاق و تزویر از چهره پیاده نظام آنان است. وی افشاگری و هشدارهای بیان شده از خطرات جریان انحرافی را باعث تقویت دولت خدمتگذار دانست و اضافه کرد: اتفاقا جریان انحرافی شکل گرفته در کنار دولت از تفکیک این جریان از دولت خدمتگزار در هراس است و تلاش میکند تا هرگونه افشاگری و انتقاد از این جریان را انتقاد از دولت و ریاستجمهوری تبلیغ کند. این استاد حوزه و دانشگاه، حرکت ناثواب صورت گرفته از سوی روزنامه ایران در ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و غفران الهی، ماهی که مومنان به توجه و دوری از گناه و معصیت و استغفار به درگاه الهی توصیه و دعوت شدهاند را جای تامل دانست و از خدای متعال برای دستاندرکاران این روزنامه طلب مغفرت کرد. حجتالاسلام طائب همچنین حق شکایت از روزنامه ایران را برای قرارگاه عمار محفوظ دانست. |
|
| بازخوانی مواضع حسینیان در قبال جریانهای فتنه و انحراف |
| ساعت ۱۱:٤٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، روح الله حسینیان ، جریان فتنه ، جریان انحرافی |
|
هاشمی از دشمنان نظام حمایت نکند/ موسوی و خاتمی به جنگ امام حسین(ع) آمدهاند/ اعلام برائت از جریان انحرافی
در فاصله هفت ماه مانده تا انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی، جریان اصولگرایی در تلاش است تا ساز و کاری را برای وحدت و حضور در انتخابات حول این محور بیابد. جلسات سال گذشته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران در نهایت منجر به نگارش منشور 12 بندی اصولگرایی شد.به گزارش رجانیوز، در بند یازدهم از این منشور بر "موضعگیری صریح در برابر دشمنان و فتنهها" تأکید شده بود و مجموعه جریان اصولگرایی نیز معتقد است که فتنه 88 یک آزمون و غربال کمنظیر در طول تاریخ انقلاب بود و این آزمون باید کارکردی مشابه یک فرقان و جداکننده را داشته باشد، یعنی همانطور که فتنه 88 در تاریخ انقلاب جداکننده است و این تاریخ مشابه مقاطعی مانند دفاع مقدس، به مقطع قبل و بعد از آن قابل تقسیم است، رفتار و مواضع جریانها و افراد نیز قابل ارزیابی با همین محک است. در این زمینه، به نظر میرسد افرادی که امتحان خوبی در جریان فتنه پس ندادند و جزو ساکتین یا کسانی بودند که کلی و دوپهلوگویی میکردند، نه تنها نباید در مرکزیت تصمیمگیری برای مجموعه اصولگرایی باشند بلکه حتی نباید در لیست اصولگرایان قرار بگیرند و در مقابل افرادی که در اوج فتنه مواضع روشن، شفاف و شجاعانه اتخاذ کردند، می توانند به عنوان چهره های موثر و تاثیرگذار این ساز و کار قرار بگیرند. در این زمینه، همانطور که رجانیوز پیش از این در گزارشی به بازخوانی مواضع محمدرضا باهنر پرداخته بود، در گزارش حاضر ضمن مقایسه نانوشته با دیدگاههای خواص مردود، به بازخوانی مواضع دو سال گذشته حجتالاسلام حسینیان از چهرههای بصیر اصولگرایی در برابر جریان های فتنه و انحرافی میپردازد: آنها که رأی کمی دارند، به تخریب سپاه و بسیج رو آوردهاند/ شورای نگهبان در 30 سال گذشته نشان داده انتخابات را سالم برگزار می کند 27 اردیبهشت ماه 88 و درست همان برهه ای که سپاه و بسیج مورد بیشترین تخریب های دو کاندیدای اصلاح طلب و رسانه های ضدانقلاب بودند و در این بین بسیاری از چهره های اصولگرا نیز سکوت کرده را بر هر گونه موضع گیری ترجیح داده بودند، حسینیان گفت: "کسانی که از همین الان پیشبینی میکنند که رای کمی در انتخابات دارند برای اینکه انتخابات را آلوده کنند، نیروهای نظامی را از جمله بسیج و سپاه را متهم به دخالت میکنند." وی در ادامه طرح ناظران بینالمللی را توطئهای خارجی و با هدف مخدوش کردن برگزاری انتخابات عنوان کرد و گفت: طرح این مسائل از داخل نیست بلکه از سوی خارج هدایت شده و از قبل هم مطرح میشده است. وی ادامه داد: ملت سرافرازی مانند ایران با ابزاری قانونی که قانون اساسی و نخبگان آن به خوبی پیش بینی کردهاند با نظارت شورایی همانند شورای نگهبان تا کنون در این سی سال ثابت کرده که انتخابات را سالم برگزار میکند و آرای مردم نزد آنان محفوظ بوده و طرح این مسائل بیجا از سوی هر کسی که عنوان شود باید با دیده شک و پشتیبانی دشمن به آن نگاه کرد. لاریجانی چون فکر می کند موسوی رای می آورد حاضر به دفاع از احمدی نژاد نیست اما روحالله حسینیان حتی قبل از انتخابات نیز با حضور در استان های مختلف به دفاع از رییس جمهور پرداخته و به روشنگری می پرداخت. وی در 19 خرداد ماه 88 در استان بوشهر در جمع خبرنگاران گفت: "آقای لاریجانی فکر میکند موسوی رأی میآورد از این رو حاضر نشد از احمدینژاد حمایت کند." آقای هاشمی! اکنون با چه کسانی متحد شده اید؟ اما روزهای پس از انتخابات 88، مبدل به میدانی برای همه خواص شده بود. روزهایی که بسیاری بر آن بودند دفاع از نظام، هزینه خواهد داشت لذا سکوت کردند اما در این میان روح الله حسینیان در 24 خرداد ماه در نطق میان دستور خویش در صحن علنی مجلس ضمن تبریک به ملت بابت حضور پرشور در انتخابات و روشنگری پیرامون انحرافات اصلاح طلبان گفت: "سخن آخر بنده به آیت الله هاشمی رفسنجانی است؛ آقای هاشمی هیچکس سوابق انقلابی شما را فراموش نمیکند؛ شما از یاران با استقامت امام بودید، شما امید انقلابیون خط امام بودید اکنون نیز آرزوی همه ما همین است که هاشمی، همیشه هاشمی انقلاب باشد اما شما نگاه کنید اکنون با چه کسانی متحد شدید همانهایی که تا دیروز شما را عالیجناب سرخ و خاکستری مینامیدند و لحظهای در بد نام کردند شما کوتاهی نکردند؟" نامه هاشمی نشانه برنامه ریزی شده بودن اغتشاشات است/ موسوی اگر سندی برای حرفهایش داشته باشد، کلی گویی نمی کند 26 خرداد ماه نیز حسینیان گفت: "برای اغتشاشگران و حامیان افراطی و ساختارشکن موسوی بحث پیروزی یا شکست در انتخابات معنی ندارد؛ بلکه آنان از مدتها قبل پروژه غائله در اغتشاش را طراحی کرده بودند." حسینیان با استناد به مصاحبه 20 روز قبل موسوی با نشریه تایمز که در پاسخ به سوال خبرنگار این روزنامه انگلیسی مبنی بر اینکه سیاست خارجی جمهوری اسلامی را رهبری ایران تعیین میکند؛ شما چه نقشی میتوانید درباره رابطه با آمریکا ایفا کنید؛ گفته بود «زمانی که آیتالله خامنهای هم تظاهرات خیابانی را ببیند، قطعا عقبنشینی خواهد کرد» اظهار داشت: "با این وضع معلوم میشود که آنها پروژه اغتشاش را از قبل آماده کرده بودند و در انتخابات پیروز و یا شکست میخوردند این پروژه را عملیاتی میکردند." وی خطاب به موسوی و جریان مدعی اصلاحات تاکید کرد: "این چه نوع پایبندی به دموکراسی است که شما از آن دم میزنید؛ اما وقتی که در عرصه رقابتهای سیاسی شکست میخورید، غائله و آشوب بپا میکنید." رئیس کمیسیون سیاست داخلی و امور شوراهای مجلس با اشاره به شکایت موسوی به شورای نگهبان در خصوص برگزاری انتخابات گفت که اگر موسوی سند معتبری از تخلفات انتخاباتی داشت کلی گویی نمیکرد و به ارائه سند و مدرک مستدل میپرداخت. نماینده مردم تهران در خانه ملت در بخش دیگری از سخنان خود به نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب اسلامی اشاره و گفت: "قطعا نامه هاشمی رفسنجانی نشانگر این توطئه پشت پرده بود و نشان میداد که این اغتشاشات از قبل طراحی شده و وی برای اینکه قدرتنمایی کند و بگوید دارای نفوذ است این نامه را به رهبری نوشت." وی در پایان تاکید کرد: "نامه هاشمی رفسنجانی قطعا فرصتطلبی بود که میخواست با مستمسک قراردادن نامه قدرتنمایی کند." با آزاد بودن سران فتنه، مملکت آرام نمی شود/ اگر احمدی نژاد پیروز هم نمیشد، برای ناآرامی ها برنامه ریزی کرده بودند روح ا... حسینیان نماینده مردم تهران در مجلس 15 شهریور ماه 88 در جمع خبرنگاران با اشاره به اظهارات سردار جعفری پیرامون نقشه اصلاح طلبان برای کودتا در کشور و اینکه آیا این سخنان به برگرداندن آرامش به جامعه کمک میکند یا بیشتر موجب التهاب آفرینی میشود، اظهار داشت: "من اعتقادی به آرامشی که بدنه مفسدین دستگیر بشوند و سران آزاد باشند، ندارم. فرمانده سپاه، عضو شورای عالی امنیت ملی است و قطعا اطلاعات و اخباری داشتند که آمدند آنها را مطرح کردند." وی با بیان اینکه اظهارات سردار جعفری خبرهای مهمی بود که قطعا باید مقامات امنیتی و کسانیکه مسوول اطلاعات کشور هستند اینها را مد نظر قرار بدهند، اظهار داشت: "معتقدم هرگز آرامشی در کشور بوجود نخواهد آمد وقتی که چشم فتنه باز باشد و اعضای رده دوم و سوم بازداشت شوند." حسینیان با بیان اینکه در جریان انتخابات دو جریان فکری مقابل هم قرار گرفتند و مساله فرد نبود، تصریح کرد:"یک مساله فکری این بود که افرادی در محاکمات آمدند و مسایل انگیزهها و اهداف خود را مطرح میکنند و یک جریان فکری که طرفدار نظام و حاکمیت و ثبات نظام بود." وی با بیان اینکه با این مساله که حرف احمدینژاد این جریانات را به دنبال داشت قبول ندارم تاکید کرد: "اینها از قبل با برنامه تعیین شده به دنبال این مسایل بودند و حتی اگر پیروز هم میشدند این مسایل (نا آرامی ها) وجود داشت." تلاش براندازان تضعیف ولایت فقیه است حجتالاسلام والمسلمین روحالله حسینیان 25 مهرماه 88 گفت: "تلاش جریان برانداز بر این است تا با رسانههای خود جایگاه مهم ولایت فقیه را تضعیف کرده و اگر حتی هیچ بهانهای پیدا نکرد درباره سلامتی ایشان خبرپراکنی کنند." هاشمی اگر صادق است از دشمنان نظام حمایت نکند/ با برهم زنندگان آرامش کشور وحدتی نداریم روحالله حسینیان 27 مهرماه در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالی در خصوص طرح موسوم به برون رفت از وضعیت کشور گفت: "اگر هاشمی رفسنجانی صادق است دست از حمایت از متخلفین بردارد تا در این صورت جامعه به وحدت برسد." حسینیان در ادامه در پاسخ به سئوالی در خصوص طرح وحدت ملی در کشور اضافه کرد: "سئوال اساسی این است که میخواهیم با چه کسانی وحدت کنیم؟ آیا با کسانی که در مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ایستادند، فتنه کردند و نیز کشور را به آشوب کشاندند میخواهیم وحدت کنیم؟" وی در پاسخ به سئوال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا محسن رضایی از هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص نظام خط میگیرد گفت: قطعا همینطور است. وی ادامه داد: هیچ کس با وحدت ملی مخالف نیست. مهم این است که محسن رضایی روزی طرح دولت ائتلافی را مطرح میکند و امروز ندای طرح وحدت ملی را سر میدهد از این رو معلوم است که این طرحها از کجا نشأت میگیرد. نماینده مردم تهران در خانه ملت در پاسخ به سئوالی درباره اینکه ملاکهای شما برای وحدت چیست خاطرنشان کرد: ملاک من همانهایی است که این افراد در مقابلش ایستادند؛ مگر رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر تن دادن به قانون تاکید نکردند؟ اما این افراد جز قانونگریزی چیزی از خود بروز ندادند. وی در ادامه به مباحث خوارج در زمان حکومت امیرالمؤمنین (ع) اشاره کرد و متذکر شد: خوارج شعار "لاحکم الا لله " سر میدادند که امام علی(ع) در پاسخ به آنها میفرمودند: این حکم حق است که از آن باطل برداشت میکنید. امروز کسانی طرح وحدت ملی را مطرح میکنند که متاسفانه وحدت کشور را بهم زدند. حسینیان تصریح کرد: این افراد نه تنها وحدت کشور را از لحاظ نظری بلکه از نظر عمل برهم زدند و موجب درگیری، آتشسوزی و نیز خونریزی در کشور شدند و حال این افراد وحدت ملی را مطرح میکنند. حسینیان در بخش دیگری از سخنانش خطاب به محسن رضایی از مدعیان طرح وحدت ملی گفت: معتقدم که آقای رضایی باید وحدت ملی را از خود شروع کند چرا که سایت تابناک که منتسب به ایشان است، جز پراکندن تخم اختلاف در کشور به دنبال کار دیگری نیست. وی با اشاره به تهمتها و توهینهای سایت منتسب به محسن رضایی گفت: بهتر است رضایی طرح وحدت ملی را از برخورد با سایت خود آغاز کند. اسامی نمایندگان شاکی علیه موسوی مشخص است/ بهتر است فتنه گران 13 آبان هم بیایند تا ماهیت شان معلوم شود 29 مهرماه حسینیان نماینده مردم تهران در خصوص نمایندگان شکایتکننده از میرحسین موسوی نامزد شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: این نمایندگان تعدادشان حدود 100 نفر است و اسامی آنان کاملا مشخص است. نماینده مردم تهران در خانه ملت در خصوص احتمال اقدامات حامیان موسوی در روز 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی گفت: از چند هفته مانده به روز قدس اینها با کمک رسانههای بیگانه و ضد انقلاب و نیز رسانههایشان در داخل تمام تلاش خود را بکار بستند اما دیدیم که این افراد در برابر خیل عظیم ملت ایران چیزی نبودند و تنها چند هزار نفر حضور یافتند. وی تاکید کرد: ما خوشحال میشویم این افراد در روز 13 آبان بیایند چرا که این روز را امام(ره) انقلاب دوم نامیدند و بهتر است که آنها بیایند و خلاف آنرا دوباره انجام دهند تا ماهیت شان معلوم شود. با شعار امام به جنگ امام آمده اند/ ضرغامی با نشان دادن توهین فتنه گران به امام بزرگترین جهاد را کرد/ قوه قضاییه چشم پوشی را کنار بگذارد 21 آذر ماه حجت الاسلام حسینیان با اشاره به توهین فتنه گران به امام در 16 آذر درباره اینکه برخی میخواستند این واقعه توهینآمیز را انکار کنند، اظهار داشت: این افراد با شعار امام به جنگ راه امام آمدهاند چنانچه با قرآن بر نیزهها به جنگ قرآن ناطق رفتند. آیا در اینکه این جماعت، راه امام که همان مبارزه با استکبار و استبداد است زیر پا گذاشتهاند چه توجیهی دارند؟ شعارهای ضد فلسطینی و هواداری از آمریکا را چگونه انکار میکنند؟ تظاهر به روزه خواری در ماه رمضان را که یک عمل عمدی بود چگونه تفسیر میکنند؟ حجت الاسلام حسینیان ادامه داد: البته این افراد تهی مغز باید هم انکار کنند چون میدانند که حمایت آنها از این افراد فاسد جز تیشه زدن به ریشه خود نیست و بزودی انشاءالله ریشه رهبران فاسد و هواداران فاسدتر را خواهند کند. حسینیان در ادامه به عملکرد صدا و سیما در پخش این تصویر اشاره کرد و اظهار داشت: آقای ضرغامی با نشان دادن این صحنه بزرگترین جهاد را کرد؛ این دیکتاتورهای جدید که میخواهند یک اقلیت شکست خورده را بر اکثریت حاکم کنند بزرگترین دیکتاتورهای تاریخ هستند و باید این قول استبداد شکسته شود. وی درباره چگونگی واکنش مسئولان گفت: مسئولان باید به قانون عمل کنند و قوه قضائیه باید چشم پوشی را کنار بگذارد و مقامات انتظامی و اطلاعاتی باید چشم فتنه را هدف بگیرند و اگر توانایی این کار را ندارند باید اعلام کنند، تا این مسئله به امت حزب الله واگذار شود تا خود موضوع را خاتمه دهند. موسوی، خاتمی و هاشمی کوچک تر از آن هستند که بخواهیم با آنان مبارزه کنیم 22 آذر ماه حسینیان با حضور در تجمع امروز دانشجویان در حرم مطهر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی طی سخنانی گفت: دعوای ما با یک فرد به نام موسوی نیست و موسوی کوچکتر از آن است که امت حزبالله و نظام بخواهد با آن مقابله کند. وی اضافه کرد: خاتمی هم ضعیفتر، پستتر، کوچکتر و حقیرتر از آن است که این امت حزبالله و دانشجویان بیدار بخواهند با یک چنین شخص حقیری که چشمش به دست غرب است، مقابله کنند. حتی هاشمی هم کوچکتر از آن است که ما بخواهیم با وی مبارزه کنیم. حسینیان با بیان اینکه ما امروز در مقابل یک جریان باخته که ریشههای آن در اروپا است قرار گرفتهایم، اظهار داشت: ریشههای این جریان در بیدینی و اصلاحاتی که در کشور شعارش را میدادند، وجود دارد و باید با این جریان باطل و ضدخدایی مقابله کنیم. وی با تأکید براینکه بایستی با بصیرت عمل کنیم گفت: ما در مقابل یک جریان باطل که منشأ آن آمریکا و تفالههای داخلی وابسته به آمریکا هستند، مواجه هستیم که قصد دارند با آرمان امام مبارزه کنند به همین دلیل عکس ایشان را پاره کرده و بر روی آن اسکناس انداختند، یعنی آنها میخواهند بگویند که امام (ره) مرده است اما آنها باید بدانند که آنها مردهاند و امام برای همیشه تاریخ زنده است. این نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه قلب این امت و دانشجویان با یاد امام خمینی (ره) میتپد و به زندگی ادامه میدهد، اظهار داشت:خاک بر سر شما که حتی از صدام هم کمتر هستید زیرا وی در زمان اعدام خود گفت تنها مردی که در عالم پیدا میشود آیتالله خمینی است اما شما حتی از صدام نیز پستترید که به خود اجازه میدهید به قلب تپنده ملت ایران توهین کنید. آقای هاشمی! تو بارها به رهبر انقلاب خیانت کردی و کینه خود را نشان دادی وی در ادامه سخنان خود خطاب به هاشمی رفسنجانی نیز اظهار داشت: آقای هاشمی تو بارها در فتنه اخیر به مقام معظم رهبری خیانت کردی و رهبری از تو حمایت کرد اما تو کینه خود را در مشهد نشان دادی و گفتی که اگر مردم رهبری را نخواهند باید برود اما در واقع مردم تو را نمیخواهند و این را بارها با شعارهای خود نشان دادهاند. نماینده مردم تهران در مجلس افزود: تو دیگر در قلب مردم جایگاهی نداری و ما به تبعیت از رهبری تو را به اسلام دعوت میکنیم. حسینیان با بیان اینکه ما دوست داریم که هاشمی پیرو ولایت باشد و دوباره همان هاشمی زمان انقلاب را ببینیم تصریح کرد: نباید هاشمی به خاطر فرزندانش چنین ظلمی را به این ملت روا دارد. هشدار به سید حسن خمینی وی همچنین خطاب به سیدحسن خمینی نیز گفت: جنابعالی متولی حرم مطهر امام بزرگوار هستید و این افرادی که به حرم آمدهاند مهمانهای این حرم هستند؛ به همین دلیل جا داشت که شما در این جلسه شرکت کرده و به مهمانان امام (ره) خوشآمد میگفتید و باز هم به دامن انقلاب میآمدید. این نماینده مردم تهران در مجلس با پرسش این سؤال از سیدحسن خمینی که چرا امام خمینی (ره) را با این عظمت فدای انسانهای سیهرو میکنید، گفت: خاتمی و موسوی کجا امام را قبول دارند و این جریان سبز اموی کجای خطش با امام یکسان است؟ وی افزود: آنها شعار "جمهوری ایرانی " را سر میدهند اما امام گفت که "جمهوری اسلامی " نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر. بسیاری از مخالفان امام در موسسه حفظ و نشر آثار امام جمع شده اند حسینیان هم چنین در این روز (22 آذر) با در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام به جای محکوم کردن بیحرمتی به ساحت امام خمینی به صدا و سیما واکنش نشان داده است، با ابراز تاسف شدید از این کار موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام گفت: بسیاری از مخالفین حضرت امام در این موسسه جمع شدهاند و حتی یکی از روحانینماهایی که در زمان امام به اتهام ارتکاب جرمی از سوی ایشان عزل شده بود امروز در این موسسه پناه گرفته است. وی خاطرنشان کرد: افراد این موسسه به جای آنکه مبلغ اندیشههای بنیانگذار انقلاب اسلامی باشند همانند یک حزب در خدمت فتنهگران قرار گرفتهاند. حسینیان با یادآوری سکوت این موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام در زمان حاکمیت دوم خرداد که مکرر به افکار و اندیشههای امام توهین میشد، خاطرنشان کرد: در این زمان با توجه به جنایاتی که نسبت به افکار و اندیشههای امام از سوی دوم خردادیها انجام شد این موسسه هیچگونه عکسالعملی نشان نداد و حتی در جریانات اخیر که بارها خط امام مورد حمله و سران فتنه قرار گرفت، موسسه مذکور هیچ عکسالعملی نشان نداد. موسوی و خاتمی به جنگ امام حسین (ع) آمده اند دو روز پس از افتضاحات جریان فتنه در روز عاشوری تهران، در هشتمین روز دی ماه 88 روحالله حسینیان نماینده مردم تهران در صحن علنی مجلس در واکنش به هتک حرمت عدهای از حامیان موسوی و خاتمی به روز عاشورای حسینی در تذکری آئیننامهای، اظهار داشت: عدهای از عناصر فاسد با زمینهسازی عدهای دنیا طلب و هواپرست به عاشورای حسینی قرآن کریم در روز عاشورا هتک حرمت کردند. وی افزود: اینجا جا دارد هر مومنی از درد جان دهد و اشکش جاری شود، اینجا دیگر جای تسامح نیست و خون مومنان حسینی باید به گوش آید و فریاد برآورند که هیهات من الذله. نمایندگان مجلس بعد از این گفته حسینیان با فریاد هیهات منالذله وی را همراهی کردند. حسینیان در ادامه خاطرنشان کرد: امروز باید تسامح را کنار گذشته و رسما از کسانی که با نام و نشان این زمینه را فراهم کردند اعلام برائت کنیم. عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس تاکید کرد: وقت آن است که از موسوی و خاتمی که هنوز بیشرمانه دست در دست اوباما به جنگ حسین و ولایت او آمدهاند و از امام خمینی شرم نمیکنند و حسینیه جماران که متعلق به همه شهیدان، جانبازان و انقلابیون است وسیلهای برای کوبیدن امام حسین (ع) و امام خمینی (ره) و راه آنان است،استفاده میکنند اعلام برائت میکنند. حسینیان در پایان از نمایندگان خواست تا دقایقی در راهپیمایی در خارج از صحن مجلس در محکومیت این اقدام پلید شرکت کنند. اگر قوه قضاییه وظیفه اش را انجام ندهد، مردم خودشان غائله را ختم می کنند حجت الاسلام روحالله حسینیان نماینده مردم تهران و رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس با اشاره به هتک حرمت حامیان موسوی در روز عاشورا از عدم واکنش و برخورد دستگاه قضایی با سران فتنه انتقاد کرد و گفت: برخی از مقامات قضایی خودشان را محافظ بعضی از خاندانها و بعضی از اشخاص حساب میکنند. حسینیان در خاتمه با تاکید بر اینکه بیم آن میرود که اگر قوه قضائیه به وظیفه خود در برخورد با سران و جریان فتنه عمل نکند، مردم و نیروهای مذهبی در این مورد خود احساس وظیفه کرده و این غائله را ختم کنند، افزود: آن زمان ممکن است که کار از دست مسئولین خارج شود از این رو مسئولیت این امر متوجه همه نیروهای امنیتی از جمله وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و قوه قضائیه است. محورهای مشترک بیانیه موسوی و نامه رضایی به رهبری، نشانه برنامه ریزی شده بودن آنهاست 12 دی ماه حجت الاسلام حسینیان در گفتوگو با فارس، در نقد نامه اخیر محسن رضایی به رهبر معظم انقلاب با ابراز تعجب از رضایی که بیانیه سراسر تهمت، توهین و نیز باطل موسوی را در نامه خود به رهبر انقلاب عقب نشینی خوانده است، تصریح کرد: متاسفانه آقای رضایی عقب نشینی نظام را، پیشنهاد سازنده در نامه سیاسی خود میانگارد. وی به محورهای مشترک نامه محسن رضایی و بیانیه سراسر توهین موسوی اشاره کرد و اظهار داشت: سخنان مشترکی چون اذعان به وجود بحران، محور قرار دادن اقتصاد، عمل کردن مجلس و قوه قضائیه به وظایف قانونی، محور مشترکی است که در نامه و بیانیه سیاسی محسن رضایی و میر حسین موسوی مشترک است که این امر نشان دهنده آن است که این گونه خواستههای غیر قانونی و احیانا شعارهای حقی که اراده باطل از آنها صادر شده، در یک مرکز مشترک برنامه ریزی میشود و از حلقوم افرادی خاص خارج میشود. وی تاکید کرد: آقای رضایی ضمن آنکه باید توضیح دهد چه کسی این خیانت بزرگ را به جمهوری اسلامی پاسخ میدهد، باید این را هم توضیح دهد که اگر نظام اسلامی با سران فتنه سازش کند، چه کسی باید پاسخ خونهای ریخته شده و شهادت دهها بسیجی و مجروح شدن صدها تن از ماموران نیروی انتظامی و به آتش کشیدن اموال عمومی و مردم را بدهد. حسینیان با طرح این سئوال از محسن رضایی که آیا قادر است این جنایتهای هولناک و بدتر از همه جنایتها یعنی تهمت تقلب به جمهوری اسلامی را جبران کند، متذکر شد: قطعا صدور چنین نامههایی آب به آسیب دشمن ریختن است و موجب ترغیب و تشویق دشمن و سران فتنه به ادامه جنایت خود میشود. سرخورده ام چون اصلاح طلبان نزد رییس مجلس عزیز تر شده اند 17 دی ماه روح الله حسینیان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی از سمت خود استعفا داد. وی در قسمتی از استعفانامه خود علت اقدام خود را این گونه توصیف کرد: " امروز بیش از هر زمانی احساس دلشکستگی و سرخوردگی میکنم ... هر اقدامی آغاز کردیم با رقابت پیچیده پارلمان تاریستهای حرفهای نقش بر آب شد. جناح اصلاحطلب نزد رئیس (مجلس) عزیزتر و ارزشیتر شدند و هر روز ما مطرودتر و بیخاصیتتر. من خود را موجودی شکسته خورده و سرخورده میبینم وقتی میبنییم ریاست کمیته دفاع مجلس (محتشمی پور) یکی از فتنهگرانی است که از بانیان اتهام تقلب در انتخابات بود. وقتی میبینم مجلس اصولگرا نمایندهای را برای این کمیته انتخاب میکند که تا دیروز علناً از یکی از سران فتنه دفاع میکرد و یک روز از عمرش را در راه مبارزه نگذرانده و تنها با تاجران کویتی مینشیند و برمیخیزد و رسالتش توزیع آدامس در بین نمایندگان است. امروز میبینیم دهها نشریه با حمایت بیتالمال تمام ارزشهای اخلاقی و سیاسی امت حزبالله را زیر ضربات خود گرفتهاند. وقتی از ریشه اینها تحقیق میشود میبینیم هر دستهای از اینها از دفتر یکی از مسئولان جمهوری اسلامی سیراب میگردند. امروز مردمی که دنبال صد هزار تومان وام میگردند ناگهان چشم باز میکنند دهها میلیون تومان بیتالمال به جیب هنرپیشههایی میریزد که نه دل در گرو اسلام دارند و نه در گرو حتی این کشور و بدتر ناگهان تصویر آنها را در کنار هم باید شاهد باشیم و هیچکس هم اخم نکند؟ چرا مأیوس و سرخورده نباشم؟ ... من خود را سرخورده و شکست خورده میبینم که کسانی در دفاتر مسئولان نظام جمهوری اسلامی حاکم شدهاند که 180 درجه با رهبری نظام زاویه دارند. چرا احساس یأس و شکست نکنم که با همه فداکاری این مردم معتقد و ولایتی در این نظام کسانی نصب میشوند که تا ثریا فاصله با رهبری نظام دارند کسانی که در این فتنه تا جایی که احساس ترس نکردند از حریف حمایت کردند." یکی از اهانت کنندگان به رهبری، منصوب رییس مجلس در کمیته دفاع از فلسطین است * روح الله حسینیان در نشست بصیرت که در مسجد اهل البیت شهر قم در 29 دی برگزار شد، گفت: متاسفانه در کمیته دفاع از فلسطین، که رئیس آن منصوب رئیس مجلس است شخصی حضور دارد که از اعضای کمیته صیانت از آرا در انتخابات بود. این فرد از جمله افرادی است که مساله تقلب در انتخابات را طراحی و در یکی از منبرهای خود که در دهه محرم برگزار شد به مقام معظم رهبری اهانت کرد و چرا باید چنین فردی در راس چنین کمیته ای باشد. ما بارها نامه نوشته ایم و خواسته ایم این شخص را عزل کنند اما متاسفانه تاکنون اعتنایی نشده است. طرح حکمیت یک طرح انحرافی است/در طول تاریخ از ماجرای حکمیت خیری ندیده ایم اول بهمن ماه 88، حسینیان با حضور در برنامه دیروز، امروز، فردا حاضر شد و گفت: طرح حکمیت را یک طرح انحرافی میدانم و معتقدم سران فتنه نشسـتهاند و به این نتیجه رسیدهاند و گفتهاند مشخص شد که ما پایگاه خود را بعداز 9 دی از دست دادهایم و همچنین پایگاه ما در نظام نیز از دست رفته است که از همینرو این نامهنگاریها را کردهاند که ما توبه کنیم و نسبت به آمریکا اعلام مرزبندی کنیم که البته باید بشود و اینها توبه در نزد خدا است. وی با طرح سؤالی مبنی براینکه مگر مقام معظم رهبری در خطبه های 29 خرداد حکمیت نکرده و راهکارهایشان را اعلام نکردند، عنوان داشت: نمیشود که قانون اساسی و مقام معظم رهبری را کنار بگذاریم یک حکم دیگری را انتخاب کنیم و ما از حکمیت در طول تاریخ و جریان امام علی (ع) نیز خیری ندیدهایم. حسینیان در پاسخ به سؤالی مبنی براینکه آیا طرح حکمیت راه فراقانونی است یا نه گفت: طرح حکمیت یک توطئه است چرا که اگر اینها صادق بودند زمانی که مقام معظم رهبری خطبههای 29 خرداد را فرمودند همه اینها از آن تبعیت میکردند و برای نظام مشکل درست نمیکردند. حسینیان در ادامه با بیان اینکه بعضی از این آقایان در این جناح آدمهای سادهای هستند و حرفهای پشت پرده را علنی میکنند، اظهار داشت: اینها الگویی از افغانستان را مطرح کردهاند، آیا نظام جمهوری اسلامی باید بعد از 30 سال درخشندگی افغانستان را الگوی خود قرار دهد؟ و آیا باید لوئی جرگهای درست کنیم که ریشسفیدان در آن جمع شوند در حالی که قانون اساسی داریم و نهادها و راهکارهای آن مشخص و مقام معظم رهبری در رأس آن است. ملت سران فتنه را فراری داد و همچون تفاله به دور ریخت پس از راهپیمایی عظیم و تاریخی ملت ایران در 22 بهمن 88 و فرار موسوی، کروبی و خاتمی در راهپیمایی از مردم، حسینیان در گفتگو با فارس با اشاره به پیامدهای مهم حضور گسترده مردم در راهپیمایی 22 بهمن و چرایی گریختن سران فتنه از جمع راهپیمایان، گفت: جمعیت بیکران و اقیانوس متلاطم ملت امروز که به دشمنان خارجی و فتنهگران داخلی این پیام را داد که مردم همچنان حاضر به استقامت و جانفشانی برای انقلاب اسلامی خود هستند. وی در بخش دیگری از گفتوگوی خود در چرایی گریختن سران فتنه در راهپیمایی 22 بهمن امسال، اظهار داشت: سران فتنه و حلقه دسته دوم آنان امروز به محض آنکه وارد خیل عظیم راهپیمایان شدند، امواج خروشان ملت آنان را مجبور به فرار کرد و همچون تفالههایی به دور ریخت. حسینیان اضافه کرد: موسوی، کروبی و خاتمی بارها واکنش مردم نسبت به خود را تجربه کردند و متاسفانه به دلیل نداشتن تحلیل و فریب خوردن از دشمنان بارها کجاندیشی خود را نشان دادند. وی هدف سران فتنه برای حضور و سپس گریختن از سیل عظیم ملت در راهپیمایی 22 بهمن امسال را نمایان کردن خود عنوان کرد و گفت: سیل خروشان ملت در راهپیمایی میلیونی امروز موجب گریختن سران فتنه یعنی موسوی، کروبی و خاتمی شد. حسینیان در خاتمه افزود: این وقایع نشان میدهد که مردم همواره پیشرو و پیشبرنده نظام اسلامی هستند و این مسئولین و نخبگان هستند که باید خودشان را با حرکت عظیم ملت تنظیم کنند و الا خوار و ذلیل خواهند شد. قوه قضاییه منتظر بازگشت مهدی هاشمی نباشد، باید از طریق اینترپل او را دستگیر کرد 22 اسفند ماه 88 روحالله حسینیان در گفتگو با فارس با اشاره به اقدام اخیر قوهقضاییه کشورمان در خصوص ایجاد پرونده قضایی برای فائزه و مهدی هاشمی رفسنجانی، اظهار داشت: اگر واقعاً رسیدگی به پرونده فائزه و مهدی هاشمیرفسنجانی در قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران آغاز شود، ما این مسئله را نشانه راهبردی عادلانه میدانیم تا انشاءالله آغازی برای پاسخگو بودن دیگر سران فتنه در محکمه قضایی برای جرایمی که مرتکب شدند، باشد. رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس در ادامه با اشاره به سفر طولانی مدت مهدی هاشمی رفسنجانی به لندن که قبلاً گفته میشد برای سرکشی به شعبههای دانشگاه آزاد به انگلستان رفته است اما بعداً اکبر هاشمیرفسنجانی پدر وی در مشهد اعلام کرد که مهدی هاشمیرفسنجانی برای ادامه تحصیل و گرفتن مدرک دکترا به لندن سفر کرده است، عنوان کرد: قوه قضائیه کشور ما نباید منتظر برگشت مهدی هاشمیرفسنجانی از لندن باشد چرا که ایران عضو اینترپل -پلیس بینالملل- است و میتوانیم به وسیله پلیس بینالملل حکم قضایی صادر و آن را به پلیس بینالملل واگذار کنیم تا وی را دستگیر کرده و به جمهوری اسلامی ایران تحویل دهند. تاکید مجدد بر لزوم محاکمه فائزه و مهدی هاشمی رفسنجانی اما روند مواضع شجاعانه حسینیان پیرامون فتنه گران تنها به سال 88 منحصر نشد بگونه ای که وی در 18 فروردین ماه سال 89 نیز هم چنان پافشاری بر مواضع خود را ادامه داد تا آنجا که با اشاره به برخورد قاطع دستگاه قضایی با جرایم و اتهامات حسین مرعشی، فرزند فائزه هاشمی رفسنجانی و چند باند فساد اقتصادی در کشور، گفت: به نظر میرسد چنین اقدامات قاطعی در برخورد با متهمین و مجرمین سیاسی و اقتصادی نشان دهنده یک اراده قوی در قوه قضائیه است. وی افزود: برخورد با نزدیکان برخی شخصیتها از سوی قوه قضائیه نشان داد عناصری که احساس میکردند در سایه برخی افراد و شخصیتها از مصونیت برخوردار هستند احساس نا امنی کنند. حسینیان ابراز امیدواری کرد که با اقدامات اخیر قوه قضائیه در برخورد با مجرمین سیاسی و باندهای فساد اقتصادی در سال جاری، شاهد برخورد جدیتر با عناصر و عوامل فساد در کشور باشیم. وی اظهار داشت: من هم همانند مردم انتظار دارم که قوه قضائیه همانطور که با برخی از نزدیکان این افراد برخورد کرد به اتهامات کاملا روشن و مستند فائزه و مهدی هاشمی رفسنجانی رسیدگی کند. لاریجانی قبول کرد موضعگیری سبب رنجش دانشجویان میشود پس از ماجراهای مربوط به یکشنبه سیاه مجلس هشتم و تصویب طرحی که طی آن دانشگاه آزاد برای وقف اموال عمومی خود صاحب اختیار دانسته می شد، حجتالاسلام حسینیان در 2 تیر ماه 89 در جمع خبرنگاران درباره مصوبه وقف اموال دانشگاه آزاد و اعتراضهای به وجود آمده علیه این مصوبه مجلس، اظهار داشت: عدهای میخواستند دانشگاه آزاد را به حیات خلوت خود تبدیل و آن را نسل در نسل وقف کنند تا به مسجد ضراری در مقابل انقلاب تبدیل شود. نماینده مردم تهران در مجلس تأکید کرد، الحمدلله مجلس متوجه این اشتباه شد و آن را جبران کرد. وی گفت که موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد، در طرح اولیه نمایندگان قرار نداشت بلکه "علی عباسپورتهرانی " رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس آن را به این طرح اضافه و مجلس از سر غفلت آن را تصویب کرد. حسینیان با تأکید بر اینکه علی لاریجانی رئیس مجلس در واکنش به اعتراضهای ایجاد شده علیه این مصوبه واکنش تندی داشت، گفت: ما نباید با بچههای خودمان که دانشجویان متدین و مذهبی هستند و درد دین، اسلام و انقلاب دارند چنین برخورد کنیم. حتی اگر دانشجویان با عصبانیت برخورد کنند، باید سعهصدر داشته باشیم اگر بچهای به پدر توهین کرد، پدر باید گذشت کند. وی با انتقاد از متهم کردن دانشجویان معترض به مصوبه وقف اموال دانشگاه آزاد، عنوان کرد: تحریک کنندگان احساسات دانشجویان به جای عذرخواهی، موضعگیری میکنند. حسینیان افزود: موضعگیری تند لاریجانی بیشتر سبب تحریک شد و او نباید چنین میکرد؛ من به لاریجانی گفتم که خوب نبود و باعث بدبینی بیشتر به مجلس میشود که خودش هم قبول کرد که موضعگیری سبب رنجش بیشتر دانشجویان میشود. گلایه حسینیان از اقدام قوهقضائیه در احضار رسانههای افشاگر جریان فتنه دوم خرداد 89 نشست تجلیل از رسانههای افشاگر جریان فتنه در مجلس شورای اسلامی به همت اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی برگزار شد. در این نشست حجتالاسلام حسینیان رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی با یادآوری فتنه سال گذشته اظهار داشت: فتنه سبز جنگ تمام عیار حق علیه باطل بود که دشمنان خارجی و داخلی تمام توان خود را برای مقابله با انقلاب اسلامی بروز دادند. وی با ابراز گلایه از دستگاه قضا به دلیل احضار و محاکمه رسانههای انقلابی، گفت: از قوه قضائیه توقع نداشتیم که پس از اتمام این جنگ سربازان خط مقدم آنرا با شکایت واهی عدهای از فتنهگران احضار و محاکمه کند گرچه این یاران انقلاب بادفاع خود تبرئه شدند اما انتظار نیست که قوه قضائیه چنین بدعت باطلی را در جریان انقلاب پایهگذاری کند. وی سپس یادآور شد: اگر این بدعت بهوجود بیاید نگران آنیم که حتی سلطنتطلبها نیز به دلیل سرنگونی رژیمشان توسط امام از بنیانگذار کبیر انقلاب نیز شکایت کنند. هر کس از خط امام خارج شود، حتی اگر نوه امام باشد، هیچ چیز نیست 8 خرداد ماه 89 حجتالاسلام حسینیان با اشاره به دیدار سید حسن خمینی با سران و عوامل فتنه به او متذکر شد که مقام امام آنقدر رفیع است که اقدامات ناشایست، تاثیری بر بزرگی آن حضرت نداشته باشد و گردی بر آستان عظمت ایشان نخواهد نشست. وی در عین حال خطاب به نوه امام توصیه کرد: دوست داریم همانطور که امام راحل آخرین لحظات عمر بابرکتشان از آرمانهای انقلاب، جمهوری اسلامی، تشیع و مردم دفاع میکردند، نوادگان و وابستگان ایشان هم در خط آن حضرت باشند. رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه مردم اشخاص را به صورتی ارزیابی میکنند که در گذشته ارزیابی و قضاوت کردهاند، یاد آور شد: چند سال قبل حسین خمینی (نوه امام) به دامان آمریکا پناه برد اما بعد از مدتها دریوزگی تنها چیزی که ثابت شد این بود که او فقط نوه امام است و هیچ چیز دیگر نیست. حسینیان سپس تاکید کرد: هر کس از خط امام خارج شود، حتی اگر نوه امام باشد، هیچ چیز نیست؛ تنها چیزی که به انسانها شخصیت میدهد رهپویی راه امام است و بس و اگر غیر از این مسیر را بروند خودشان ضرر خواهند کرد. مجلس خبرگان پیام مردم را بشنود و در خصوص ریاست آن تجدید نظر کند حجتالاسلام حسینیان نماینده مردم تهران در مجلس 27 بهمن ماه 89 و تنها دو روز پس از افتضاح پیاده نظام فتنه گران در در 25 بهمن در تهران، با حضور در مراسم تشییع پیکر پاک دانشجوی بسیجی شهید "صانع ژاله " گفت: "این نماینده مجلس تصریح کرد: "خطاب به مسئولان کشور اعلام میکنیم با این مردم همراهی کنید چون جان مردم به لب رسیده و اگر نمیخواهید یا نمیتوانید جریان فتنه را کنترل و مهار کنید لااقل به مردم اجازه دهید تا با فتنهگران مقابله کنند." وی با اشاره به اینکه به خون امامحسین(ع) قسم میخوریم ظرف یک روز ریشه فتنه را میخشکانیم، خاطرنشان کرد: "خطاب به اعضای مجلس خبرگان رهبری و مجتهدان گرانقدر اعلام میکنیم، آیا پیام مردم را نشنیدهاید؟ مردم از شما انتظار دارند که در خصوص ادامه ریاست مجلس خبرگان رهبری تجدیدنظر کنید." آسیبشناسی میان اصولگرایان باید با توجه به عملکردشان در فتنه انجام شود دوره نقاهت حجت الاسلام حسینیان در تابستان 89 منجر شد تا وی چندماهی از فضای رسانه ها به دور باشد لکن 30 بهمن ماه 89 برهه ای بود که وی مجددا مواضع شجاعانه خود را همچون گذشته تکرار کرد. وی در گفتوگو با فارس گفت: عدهای از افراد باید پاسخ دهند که چرا در مقابل فتنهگران از اصول کوتاه آمدند و چرا بعضیها در آن جایی که باید حرف میزدند و از اصول دفاع میکردند، سکوت کرده و دفاع نکردند، لذا این آسیبشناسی میتواند راهگشای آینده وحدت اصولگرایان باشد. افرادی که در فتنه سکوت کردند اصولگرای واقعی نیستند حسینیان 30 خرداد سال 90 نیز مواضع اصولی و شجاعانه خود را مجددا تکرار کرد. وی در حاشیه اولین همایش ملی شهدای بصیرت و یادواره شهید دیالمه گفت: مفاهیم، مبانی و تعاریف اصولگرایی کاملاً روشن و مشخص است. محور اساسی اصولگرایی پیروی از رهبری و ولایت است. فردی که اکنون مدعی اصولگرایی است باید موضعش در جریان فتنه روشن میبود. اگر فردی که در جریان فتنه کوتاه آمده و به نفع آن جریان حرکت کرده و یا سکوت کرده است، اصولگرای واقعی نیست. درباره جریان انحرافی با احمدینژاد اتمام حجت میکنیم حسینیان در حاشیه این همایش در جمع خبرنگاران در پاسخ به سؤال خبرنگاری که پرسید آیا تلاشها ادامه دارد که جریان انحرافی از احمدینژاد دور شود، بیان داشت: تلاشها ادامه دارد اما امیدی نداریم و بالاخره برای اتمام حجت تلاش میکنیم. علت حمله های جریان انحرافی به آیت الله مصباح استقامت ایشان بر اصول است 14 تیر ماه 90 و درست در اوج هجمه های رسانه های جریان انحرافی به آیت الله مصباح، حسینیان با اشاره به شخصیت آیتالله مصباح یزدی گفت: آیتالله مصباح یزدی هم در جریان حاکمیت نیروهای مدعی دوم خرداد و اصلاحطلب ایستادگی کرده و از اصول دفاع کردند و هم در حال حاضر در مقابل جریان انحرافی که در دولت نفوذ کرده، ایستاده است. حسینیان ادامه داد: آیتالله مصباح یزدی در طول این مدت نشان داده است که یک اصولگرای واقعی بوده و دوستیها، دشمنیها، حملات و تصمیمات مخالفانش، وی را از آنچه تصمیم میگیرد، بازنمیدارد. وی خاطرنشان کرد: قطعاً هرکس که در خط اصیل انقلاب، امام و رهبری نیست، علیالقاعده آیتالله مصباح یزدی را مورد توهین و جسارت قرار میدهد و دلیل حملات جریان انحرافی به آیتالله مصباح یزدی هم این است که همه استقامت ایشان بر سر اصول است. اعلام برائت از جریان انحرافی/ بین ما و فتنه گران و ساکتین در برابر فتنه خطی سرخ به رنگ خون تا قیامت کشیده شده است اما آخرین مواضع حسینیان به 6 مردادماه و همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی در تهران باز می گزدد. وی در این همایش اعلام کرد: اعتقاد ما این است که این جبهه به عنوان یک تاسیسات یا تشکیلات جدید اصولگرا نیست و ما اعتقاد داریم که این یک جریان فکری است که در جامعه همراه با انقلاب اسلامی متولد شده و در طول تاریخ انقلاب اسلامی با همه نوساناتی که وجود داشته رشد پیدا کرده و یکی از ظهورهای آن در سوم تیر 84 بوده است. حسینیان در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه از خدا خواستهایم در مقابل استکبار، استبداد و ضد انقلاب ذرهآی آرام نگیریم، گفت: ما از فتنهگران چه آنها که فتنه را رهبری و مدیریت کردند، چه آنهایی که میدان داری کردند و چه آنها که حمایت کردند و در خانه و دفتر با سران فتنه نشستند و آنان را تحریک کردند، و چه آنها که با سکوتشان حق و ولیشان را یاری نکردند و فتنه را خوار نکردند و چه آنهایی که روزی بر میخ کوبیدند و روزی بر نعل متنفریم و اعلام برائت میکنیم .بین آنها و ما خطی سرخ به رنگ خون تا قیامت کشیده شده است. وی همچنین با بیان اینکه ما از منحرفین برائت میجوئیم تصریح کرد: منحرفینی که با شعار ولایت به جنگ ولایت آمدهاند و معنویت را پرچمی در مقابل نیابت قرار دادند، از آنها برائت میجوییم. ما ولایت و عدالت را کمال رسالت و نبوت میدانیم و ولایت فقها را مرجعیت مهدویت و امتداد ولایت عصمت میشماریم. نماینده مردم تهران در مجلس خاطرنشان کرد: ما معتقدیم بی عشق خمینی و خامنهای عاشق مهدی شدن جز دروغی کلاهبردارانه نیست. پس این مدعیان دروغین را منحرف میدانیم و با آنان اعلان جنگ میکنیم. |
|
| روایت آیةالله یزدی از اعتقادات جریان انحرافی |
| ساعت ۱٢:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله یزدی ، جریان انحرافی |
|
مثلا معتقدند که ظهور حضرت نیز همچون غیبت ایشان دو دوره صغری و کبری دارد و هم اینک در دوره صغرای آن هستیم و برخی میتوانند خدمت ایشان برسند و مستقیما از ایشان دستور بگیرند و دیگر نیازی به ولایت فقیه نداریم! این سخن یک مبارزه رسمی با نظام اما در چارچوب و پوسته اسلام است و میخواهند با روش دینی با نظام دینی مبارزه کنند. آیتالله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین در گفتوگویی که سایت مشرق آن را منتشر کرده مسائل مختلفی از جمله توصیههایی را به طلاب و مبلغین در ماه رمضان کرده است.او در بخشی از این گفتوگو تاکید کرده؛ در مورد مسائل سیاسی و اختلاف سلایق سیاسی تعبیر بنده این است که نظام صاحب و مسئول دارد. اینکه هرکس نظر و سلیقه خود را صحیح بداند و برخی موارد را خلاف مبانی نظام بداند صحیح نیست. در چنین مواردی نیز باید با مسئولان گفت و گو کرد. راه غلط را به آنها تذکر داد. |
|
| سه اشتراک جریان فتنه و انحرافی |
| ساعت ۱:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، جریان فتنه |
|
سروری با بیان اینکه فتنه و جریان انحراف در شکل متضاد هستند و یکدیگر را مورد حمله قرار میدهند اما روند متحدالشکلی را دنبال میکنند، بیان داشت: تبدیل اسلام به ایران، طرح موضوع اسرائیل و از بین بردن کینه و خشم ملت ایران نسبت به آمریکا در این دو جریان مشترک است.
به گزارش فارس، پرویز سروری نماینده مردم تهران و قائم مقام جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در شانزدهمین نشست سیاسی این جمعیت، اظهار داشت: با توجه به نزدیک شدن انتخابات سؤالات زیادی در خصوص جریان فتنه و جریان انحرافی و نسبت آنها با نظام سلطه مطرح است و احتمالاتی درباره ورود این دو جریان به انتخابات آتی مورد توجه قرار دارد.
سروری با بیان اینکه به دلیل خلق مدل حکومتی جدید توسط جمهوری اسلامی و اثبات کارآمدی آن، نظام سلطه تلاش خود را برای تسلط بر دنیا از دست رفته میبیند، تصریح کرد: آنها میخواستند مدل سکولاریزم و حذف دین را در عرصه اجتماعی نهادینه کنند که با ظهور انقلاب اسلامی با مشکل مواجه شدند.
وی افزود: مدل حکومتی جمهوری اسلامی حضور دین در عرصههای مختلف به ویژه عرصه اجتماعی است از این رو نظام سلطه با استفاده از خلق عرب در خوزستان و خلق کرد در کردستان و نیز ایجاد ناامنی و کودتا سعی داشت پروژه خود را تکمیل کند اما وقتی نتوانست این کار را انجام دهد با تحمیل تروریست و جنگ به ایران حمله کردند. عضو کمیسیون امنیت ملی در مجلس تصریح کرد: نظام سلطه در فضای جدید در تلاش است با جنگ نرم حرکت خود را در عرصه فرهنگ و اجتماع گسترش دهد بر همین اساس ظهور و بروز آن در فتنه ۸۸ مشخص بود و همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند نباید فتنه را به صورت نقطهای در نظر گرفت بلکه آن یک جریان پیوسته با دشمن است. سروری بر همین مبنا تصریح کرد: در جریان اصلاحات به طور طبیعی مسیر انقلاب به سمت خطرناکی گرایش یافت که تعلیق مطلق در بحث هستهای و حذف شدن از نظام بینالملل از نتایج آن دوران بود. وی با تاکید بر اینکه در دوره اصلاحات مردم احساس کردند که از مبانی انقلاب فاصله میگیرند، خاطرنشان کرد: آنها در دورههای بعد، انقلاب اسلامی را به مبانی خود بازگرداندند، لذا دنیا با روی کار آمدن اصولگرایان شاهد انقلاب عظیم دیگری در عرصه سیاسی کشور بود. سروری ادامه داد: دنیا در این زمان احساس کرد که سیاست خارجی جمهوری اسلامی از حالت دفاعی به حالت تهاجمی تبدیل شده و حرفهای جدیدی در عرصههای مختلف دارد. نماینده اصولگرای مردم تهران در مجلس با اشاره به اینکه انتخابات ۸۸ تیر خلاص به نظام سلطه بود، عنوان کرد: آنها تمام ظرفیت خود را به میدان آوردند و گروههای متضاد را کنار یکدیگر قرار دادند یعنی سلطنتطلبها، بهائیها، منافقین، چریکهای فدایی در خارج و مجمع روحانیون، سازمان مجاهدین و حزب مشارکت در داخل تلاش کردند تا کشور به شرایط پیش از انتخابات ۸۸ باز نگردد. قائم مقام جمعیت رهپویان تصریح کرد: بنابراین فضای پس از انتخابات از فرصت به تهدید تبدیل شد چرا که نظام سلطه نمیخواست فضای پیش از آن زمان ادامه یابد و اگر چنین میشد نسخه کارآمدی از مدل مردمسالاری دینی به دنیا ارائه شده بود هرچند در تحولات اخیر منطقه ما شاهد این امر بودیم. سروری یادآور شد: بنابراین نسبت نظام سلطه با جریان فتنه و جریان انحرافی باید با دقت بررسی شود. سروری اظهار داشت: مکتب ایرانی که از سوی جریان انحرافی مطرح میشود نوعی حصارکشی است. نظام سلطه میداند این اسلام است که در منطقه نورانیت ایجاد کرده نه مکتب ایرانی لذا سعی دارد ایران را از عقبه خود با چنین شعارهایی محروم کند. * اهداف جریان انحرافی و فتنه یکسان است این نماینده مجلس با یادآوری شعار فتنهگران مبنی بر «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران»، خاطرنشان کرد: جریان انحرافی نیز ملت اسرائیل و ملت ایران را مطرح میکند هرچند قواره این دو جریان متفاوت است اما هدف آنها یکسان محسوب میشود. سروری با بیان اینکه فتنه و جریان انحراف در شکل متضاد هستند و یکدیگر را مورد حمله قرار میدهند اما روند متحدالشکلی را دنبال میکنند، بیان داشت: تبدیل اسلام به ایران، طرح موضوع اسرائیل و از بین بردن کینه و خشم ملت ایران نسبت به آمریکا در این دو جریان مشترک است. عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس گفت: این موضوعات باید با دقت تعقیب شود چرا که زلزله بزرگ قرن بیستم یعنی انقلاب اسلامی مسئله اصلی نظام سلطه است و آنها چون نتوانستند از طریق حذف فیزیکی و جنگ سخت به نتیجه برسند فروپاشی از درون را پیش گرفته و حرف خود را از زبان گروههای خودی میزنند لذا یک عده بلندگوی آنها در داخل شدهاند. وی در ادامه با تاکید بر اینکه درفضای اختلاف و تنازع وحدت امکانپذیر نیست، خاطرنشان کرد: جریان انحرافی معتقد بود که فقط باید خود را اصولگرا معرفی کرده و بقیه را از این جرگه حذف کند تا وحدت ایجاد نشود. سروری با بیان اینکه وحدت به معنای تحمل یکدیگر است، اظهار داشت: تمام افرادی که به گفتمان انقلاب، امام راحل، رهبری و قانون اساسی التزام دارند باید یکدیگر را تحمل کرده و به وحدت برسند تا خواسته مقام معظم رهبری در این زمینه تحقق یابد. * دولت آلمان از گروهک تروریستی پژاک حمایت میکند وی در ادامه این نشست در خصوص فعالیت گروهک پژاک عنوان کرد: گروه «پ ک ک» گروهی در ترکیه است که برای بومی کردن آن با ایران پژاک را تشکیل دادهاند و این گروهک خبیث از ادله ما برای تبعیض قائل شدن نظام سلطه نسبت به کشورهای مختلف است. نماینده مردم تهران در مجلس افزود: فردی به نام احمدی که شخصی فاسد در آلمان است رهبر این گروهک محسوب میشود و ما مشخصات و آدرس کامل وی را به مقامات آلمانی دادهایم و به آنها گفتیم که اگر به اصطلاح خواستار مبارزه با تروریسم هستید باید این فرد را که ۳۰۰ نفر از مردم ایران را کشته است، دستگیر کنید. عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: ما مدارک مشخصی به آنها ارایه کردیم که ثابت میکند احمدی رهبر پژاک است و پس از عملیات تروریستی خود بیانیه داده است اما دولت آلمان نه تنها هیچ اقدامی در این رابطه نکرد بلکه با ایجاد گروه حفاظتی برای رهبر پژاک از او حمایت کرد. وی تصریح کرد: سپاه پاسداران با طراحی دقیق توانست تمام راههای منتهی به کمینگاه آنها را شناسایی کرده و ضربات بسیار سختی به پژاک وارد کند و بسیاری از آنها را به هلاکت برساند. سروری افزود: اقدام آنها و به شهادت رساندن برخی از افراد سپاه در درگیری با نیروهای ما اتفاق نیفتاد بلکه آنها با کارگذاری مواد انفجاری در پشت صحنه درگیری فرزندان انقلاب را به شهادت رساندند. * گروهک پژاک همچون کمولهها نابود خواهد شد وی با بیان اینکه در این زمینه با دولت اقلیم کردی صحبت کردهایم، گفت: ما به آنها تاکید کردهایم که با اقلیم کردستان و عراق رابطه خوبی داریم و از آنها خواستیم که به گروهک تروریستی پژاک اجازه ندهد که از خاک آنها علیه ایران استفاده کند اما اگر این روند ادامه یابد ما مجبوریم امنیت مرزهای خود را حفظ کنیم. عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: همانطور که کومولهها و دموکراتها توسط نیروهای انقلاب از فاز نظامی خارج شدند گروهک پژاک نیز با فعالیت سپاه و وارد کردن ضربات هولناک به آنها به این سرنوشت شوم دچار خواهد شد. |
|
| انحراف واقعی، توسعه اقتصادی و سیاسیِ بدون عدالت بود |
| ساعت ۱٠:۳٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، عباس سلیمی نمین |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: عباس سلیمی نمین رییس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، در جمع دانشجویان به نقد و بررسی عملکرد دولتهای نهم و دهم پرداخت.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، رییس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با حضور در پنجمین اردوی تشکیلاتی فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه اراک که در مشهد مقدس برگزار شد، گفت: در گذشته جریان چپ که ادعای عدالتخواهی در دهه اول انقلاب داشت حوزه رادیکال تری نسبت به دانشگاه آزاد داشت که با وعده دادن این که اگر ما روی کار بیاییم این بی عدالتی دانشگاه آزاد که دایر است را بر خواهیم چید و آن را قانونمند خواهیم کرد و دیدیم علاوه بر این که دانشگاه آزاد قانونمند نشد بلکه ولنگارتر و قدرتمندتر در مقابله با قانون نیز شد. ![]() در ابتدای این جلسه سلیمی نمین با نگاهی گذرا به عملکرد دولت های هاشمی رفسنجانی و خاتمی گفت: در دولت هاشمی توسعه اقتصادی بسیار سریعی صورت گرفت که عدالت در آن گم شده بود. وی گفت: فقدان نظارت مردم و نهادهای مختلف مدنی باعث شد که یک قشر خاص و اندک بیشترین بهره را از توزیع ثروت در اختیار خود بگیرند که این را می توان یک انحراف جدی در دولت وقت نامید که شکل گیری این کانون های اقتصادی در تضاد با آرمان های انقلاب اسلامی ایران بود. سلیمی نمین با اشاره به انحراف جریان سازندگی گفت: این انحراف باعث شد که در دوره بعد ما رای خود را متوجه کسانی کنیم که دم از توسعه سیاسی و نظارت بیشتر مردم جامعه بر دولت مردان می زدند، در زمینه توسعه سیاسی کسانی که روزنامه، شبکه اجتماعی گسترده ای و نهاد های مدنی زیادی در اختیار داشتند دچار احساس قدرتی شدند که تلاش کردند مانند دوره قبل قانون اساسی را دور بزنند و زیاده خواهی هایی را بر جامعه تحمیل کنند که دریافتیم توسعه سیاسی بدون عدالت به مراتب بسیار خطرناک و انحراف جدی را در پی داشت. رئیس دفتر مطالعات سیاسی تاریخ معاصر در ادامه گفت: در شرایطی که توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی به انحراف کشیده شده بود، آقای احمدی نژاد توانست با طرح گفتمان عدالت که در راس امور و مطالبات مردم بود به قدرت برسد و آرا مردم را جلب کند. وی افزود: بر اساس همین گفتمان آقای احمدی نژاد وعده هایی مانند مسترد نمودن اموال بیت المال به صاحبان اصلی و وام های کلانی که از بانک ها توسط باند هایی که امکانات اقتصادی زیادی را با استفاده از دور زدن قانون در اختیار قرار گرفته بودند و طی سالیان درازی پرداخت نشده بود را داد. سلیمی نمین با طرح این سوال که چرا این وعده ها تحقق نیافتند یا بخش اعظم آن تحقق نیافت، گفت: به طور قطع یکی از عوامل سوال بالا عدم برخورد هوشمندانه و آگاهانه با قدرت هایی بود که از قبل با در اختیار گرفتن امکانات خاص موجب شکل گیری قدرت های باطل شده بودند و دولت هرگز قادر نبود با شعار و جریان سازی احساسی و زود گذر این مسائل را مهار کند. وی با اشاره به مدیریت مفسد دانشگاه آزاد گفت: به عنوان نمونه دانشگاه آزاد یکی از مصادیق عدم عدالت و تبعیض در جامعه هست و در دانشگاه آزاد پیوند آشکاری بین سیاست و ثروت را می بینیم که فساد را نتیجه می دهد این دانشگاه توانسته بسیاری از قضات و عاملان اجرایی کشور را آلوده کند، زمانی که مدیریت دانشگاه آزاد بتواند زمین روستائیان را به زور تصاحب کند و سپس به وسیله قضاتی که توانسته آلوده کند به مجازات برساند و شخص را از هر نوع دادخواهی باز بدارد. رییس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران ادامه داد: در گذشته جریان چپ که ادعای عدالتخواهی در دهه اول انقلاب داشت حوزه رادیکال تری نسبت به دانشگاه آزاد داشت که با وعده دادن این که اگر ما روی کار بیاییم این بی عدالتی دانشگاه آزاد که دایر است را بر خواهیم چید و آن را قانونمند خواهیم کرد و دیدیم علاوه بر این که دانشگاه آزاد قانونمند نشد بلکه ولنگارتر و قدرتمندتر در مقابله با قانون نیز شد. سلیمی نمین ادامه داد: آقای احمدی نژاد می خواست با یک سری اقدامات سطحی با این فسادها که ریشه دوانیده بود برخورد کند که نتوانست کاری از پیش ببرد. ازجمله حرکات سطحی آقای احمدی نژاد تشویق مداحانی بود که در مقابل دولت قرار داشتند که آقای احمدی نژاد اکنون سعی در تخطئه آن دارد. وی همچنین اظهار داشت: رئیس جمهور بایستی از خود محوری دست بر می داشت و بسیاری از منیت ها را کنار می گذاشت ولی دچار یک خود باوری انحرافی شد که از طریق تملق گویی ها و غلو ها روز به روز بیشتر شد مانند زمانی که عده ای آقای احمدی نژاد را معجزه هزاره سوم بنامند گرچه عده ای به صورت کاملا پیچیده این غلوها را انجام دادند که آدم های هدفدار بودند و آقای احمدی نژاد را دچار غلو های پیچیده ای کردند تا خصلت های خوب آقای احمدی نژاد مانند خدمت رسانی را کمرنگ تر کنند. |
|
| عضو دیگری از حلقه انحرافی بازداشت شد |
| ساعت ٩:٠٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی ، حمید بقائی |
|
آزاده اردکانی که به عنوان دبیر زبان انگلیسی حمید بقایی شناخته میشود دستگیر شد.
به گزارش جهان، این خبر را سایت وابسته به فتنه سبز منتشر کرده و نوشته: آزاده اردکانی رئیس موزه ملی ایران بازداشت شد.
![]() اردکانی از افراد نزدیک به جریان انحرافی است که به واسطه ارتباطش با حمید بقایی تا مرز ریاست بر سازمان ملی جوانان پیش رفت اما به دلیل ادغامها چنین اتفاقی نیافتاد. گفتنی است طی روزهای اخیر تعدادی از اطرافیان فرد منحرف نهاد ریاست جمهوری دستگیر شدهاند که با واکنش رئیس جمهور مواجه شد.
![]() |
|
| احمدی نژاد ؛ دو ماه موضع دفاعی و اینک آغاز موضع تهاجمی |
| ساعت ٩:٠٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی |
|
اینکه چرا احمدی نژاد در ان شرایط بازهم به سراغ موضوع مسکن که یکی از چالش های اساسی خانواده های ایرانی است رفته نشان می دهد که رئیس جمهور بسیار حساب شده عمل کرده است. شفاف : دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم ایران اسلامی در مراسم تجلیل از تعاونیهای مسکن مهر از طرح جدید دولت برای ساخت مسکن ویلایی خبر داد که طبق آن به هر خانواده ایرانی زمینی 1000 متری برای ساخت خانه و احداث باغ داده می شود.احمدینژاد با محاسبه کل اراضی کشور و تقسیم آن به بخشهای مختلف زمینهای قابل استفاده و همچنین زمینهای قابل کشت، گفت: حدود 30 میلیون هکتار زمین برای احداث مسکن باقی میماند که اگر این میزان دو میلیون هکتار به خانوارها اختصاص یابد می توان به هر خانوار هزار متر زمین داد تا آنها یک واحد 100 متری در سه طبقه احداث و الباقی زمین را به باغ تبدیل کنند. وی با اشاره به طرح 200 هزار هکتار فضای سبز در حومه تهران گفت: با اجرای طرح خانه ویلایی برای ایرانیان میتوانیم به یکباره با مشارکت خودم مردم و بدون هزینه هنگفت جهت احداث و نگهداری فضای سبز آنچنانی دو میلیون هکتار فضای سبز شهری به وجود آوریم اینکه چرا احمدی نژاد در ان شرایط بازهم به سراغ موضوع مسکن که یکی از چالش های اساسی خانواده های ایرانی است رفته نشان می دهد که رئیس جمهور بسیار حساب شده عمل کرده است. برای توضیح این مطلب مرور رویدادهای کشور در ماه های اخیر ما را در درک بهتر مطلب کمک می کند. اگر ما فعالیت احمدی نژاد را در دو دوره ریاست جمهوریش رصد کنیم متوجه می شویم که کارهای وی در تمامی زمینه ها با غوغای رسانه ای همراه بوده و همین امر موجب به راه افتادن موجی در جامعه در حمایت از اقدامات دولت می شد بطوریکه در مقاطع مختلف اگر انتقادی از دولت وجود داشت با این تبلیغات به یکباره به محاق می رفت. به عبارت بهتر احمدی نژاد و دولتش همواره در موضع تهاجمی قرار داشتند و همیشه این دیگران بودند که باید پاسخ می دادند . هر کاری هم دولت می کرد باز هم با یک تهاجم دولت در موضع پرسشگر قرار می گرفت و این سبب خروج دولت از موضع پاسخگویی و دفاع می شد که تقویت کننده موقعیت دکتر احمدی نژاد و دولتش بود. به هر حال کسی که همیشه تهاجم می کند موقعیت بهتری دارد نسبت به کسی که در مقام دفاع قرار دارد . احمدی نژاد با علم به این موضوع هیچ گاه در شش سال گذشته اجازه نداده بود در موضع دفاع قرار گیرد و همیشه این دیگران بودند که باید از خود دفاع می کردند نه احمدی نژاد . اما در ماه های اخیر و بویژه پس از ماجرای برکناری وزیر اطلاعات توسط احمدی نژاد و مخالفت مقام معظم رهبری با این حرکت به یکباره جو رسانه ای کشور بر ضد احمدی نژاد شد. رئیس جمهور که در شش سال گذشته رسانه ها را همواره در کنار خود می دید و به بهترین شکل از رسانه ها برای پیشبرد سیاست هایش استفاده می کرد به یکباره جو حاکم بر رسانه ها را علیه خود دید. علاوه بر این موضوع، حکایت جریان انحرافی و رسوا شدن عوامل آن که به نوعی با نزدیکان رئیس جمهور در ارتباط بودند نیز موجب شد تا احمدی نژاد به طور اجباری مجبور به سکوت شود و فضای رسانه ای کشور برای اولین بار ظرف شش سال گذشته فضای علیه دولت را تجربه کند. برای اولین بار در شش سال گذشته احمدی نژاد و دولتش در موضع دفاع قرار گرفتند و نشان دادند این موضع برای این دولت بسیار هم آسیب پذیر است . اما این فضا به هیچ وجه مورد علاقه احمدی نژاد نبود و دولت باید به نوعی از زیر بار انتقادها خارج می شد در گذشته این کار توسط چهره هایی چون اسفندیار رحیم مشایی، محمدرضا رحیمی و یا حمید بقایی انجام می شد که با اظهارتی عجیب به کلی فضای حاکم بر جامعه را تغییر می دادند و به عبارتی افکار عمومی را به سمتی غیر از موضوعات اصلی مردم و جامعه منحرف می کردند. اما این بار داستان فرق می کرد و این چهره ها که خود با اتهاماتی مواجه بودند نمی توانستند همچون گذشته موج رسانه ای ایجاد کنند از همین رو احمدی نژاد خود وارد میدان شد و با طرح اهدای زمین 1000 متری به خانواده های ایرانی موجب شد تا باردیگر تمامی روزنامه ها و سایت های خبری تصویر و سخنان وی را در صفحات خود پوشش دهند و این می تواند یک آغاز جدید برای احمدی نژاد باشد. اینک احمدی نژاد بار دیگر در جایگاه مردی قرار گرفته که می خواهد به هر خانواده ایرانی 1000 متر زمین بدهد تا خانه باغ بسازند و راحت زندگی کنند و منتقدانش در جایگاه کسانی قرار گرفتند که با این موضوع مخالفند . حالا مردمی که نمی دانند آیا واقعاً وعده احمدی نژاد عملی هست یا نه طبیعتاً جانب کسی را می گیرند که می خواهد آنان را از آپارتمان های کوچک نجات دهد و به خانه باغ های بزرگ ببرد . این یعنی تقویت مقطعی موقعیت احمدی نژاد و حداقل تا زمانی که مردم پی ببرند اصلاً چنین وعده ای عملی نیست ، احمدی نژاد موقعیتش را تقویت کرده است ! حالا اگر هم بعداً در آستانه فهمیدن این موضوع قرار گرفتند یک بار دیگر وعده ای دیگر مطرح می شود و افکار عمومی و رسانه ها با آن سرگرم می شوند . بدین ترتیب هم دولت در جایگاه دفاعی قرار ندارد ، هم به صورت مقطعی با وعده های پوپولیستی خودش را تقویت می کند . اینکه آیا اهدای 1000 متر زمین محقق می شود یا نه خود نیازمند بحث های کارشناسی گسترده است اما عنوان کردن این مطلب موجب شده تا فضای رسانه ای کشور که تا قبل از روز یکشنبه مملو از خبرهای جریان انحرافی و فساد افراد نزدیک به دولت بود به یکباره تغییر کند. البته پس از این جریان احمدی نژاد بازهم حرکت خود را ادمه داد و اینبار اتهاماتی را درباره قاچاق کالا وارد کرد که اتفاقاً خیلی از رسانه های ضد انقلاب نیز از آن استقبال کردند و تیتر یک خیلی از رسانه های اپوزیسیون شد . در مجموع به نظر می رسد اکنون احمدی نژاد پس از دو ماه سکوت اجباری بار دیگر سیاست تهاجمی خود را در پیش گرفته و به احتمال قوی در روزهای آینده برای آنکه همچنان فضای رسانه ای کشور را در قبضه خود داشته باشد به سراغ افشاگری هایی برود که وعده آن را به مردم داده بود . اما آنچه در این میان آشکار می نماید این است که علت اصلی اظهارت احمدی نژاد درباره اهدای زمین و همچنین انتقاد تلویحی از یک نهاد انقلابی، در دست گرفتن نبض رسانه ها بوده تا شاید از این طریق اطرافیانش را از حملات منتقدان نجات دهد. اطرافیانی که به تعبیر رئیس جمهور دست درازی به آنها کشور را دچار بحران می کند. |
|
| تجزیه دین در دستور کارجریان انحرافی |
| ساعت ۱:٥۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی |
|
جریان انحرافی که به منظور پشبرد اهداف خود سخت به افکار و عقاید التقاطی چنگ زده در ادامه فعالیت های خود برنامه جدیدی را در دستور کار خود قرار داده است. |
|
| «کرامت سازی» و ادعای الهاماتی از جنس وحی! |
| ساعت ۱٢:۱۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، عرفانهای کاذب ، محمدعلی طاهری |
|
با نگاهی به فرقه های نوظهور و انحرافی دیگر نیز به خوبی درخواهیم یافت که این امر ـ کرامت سازی ـ در میان همه این فرقه ها مرسوم و شایع بوده است، همان گونه که بابی ها برای علی محمد باب، وهابیون برای عبدالوهاب، رام اللهیان برای ایلیا و...؛ کرامات زیادی ساخته و برای مریدانشان مطرح کردند که... یکی از مواردی که فرقه گرایان برای جلب نظر و تحمیق هر چه بیشتر مریدان به آن توجه ویژه ای دارند، بحث «کرامت سازی» برای رئیس فرقه است. ![]()
|
|
| درباره کسی که «توحید، نبوت، معاد و...» را اصول دین نمی داند! |
| ساعت ۱٠:٤۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، علی یعقوبی |
|
وی مدعی است که بصیرت ملکوتی دارد و می گوید در زندگی اش تنها در بین تمام علما و فقها یک پیرزن را دیده است که این دید ملکوتی را داشته است ولا غیر/ وی در غالب سخنرانیهای خود ادعا میکند، مطالبی که میگوید، در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و این سخنان حتی برای علمای شیعه نیز تازگی داشته و... بسم الله الرحمن الرحیم ![]() علی یعقوبی در حال سخنرانی
یادداشت کاملی در این باره رادر ادامه مطلب بخوانید |
|
| حجت الاسلام و المسلمین مصلحی وزیر اطلاعات: |
| ساعت ۱۱:٠٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات |
|
گروه انحرافی نباید موجب غفلت از فتنه 88 شود
وزیر اطلاعات با بیان اینکه گروه انحرافی نباید موجب غفلت ما از فتنه 88 شود، گفت: دیدیم اصلاحطلبان آمریکایی که در فتنه 88 فرار کرده بودند، امروز چگونه خود را نشان دادند و چگونه منافقین کنار آنها لانه کردهاند.به گزارش فارس، حجت الاسلام و المسلمین مصلحی وزیر اطلاعات که در همایش شهدای ترور در حسینیه جماران سخن میگفت اظهار داشت: امروز گروهک منافقین مثل سال های 58 و 59 اقدام نمیکند و نباید انتظار داشته باشیم همانند آن سالها شاهد انفجاراتی شویم که در آن دکتر بهشتی و 72 تن از یارانش به شهادت رسید. هشدار جدی به مسئوالان برای اقدامات مراقبتی وی تاکید کرد که این اقدامات دیگر صورت نمی گیرد زیرا آنها متناسب با شرایط امروز اقدام و از نیروها برای اهداف پلید خود استفاده میکنند از این رو به همه مسئولان در هر ردهای هشدار جدی دارم که باید هوشیار باشیم. گروه انحرافی نباید موجب غفلت ما از فتنه 88 شود مصلحی به فتنه سال 88 اشاره کرد و گفت: این فتنه پیچیده بود و امروز نیز باید توجه داشته باشیم که تحت عنوان گروه انحرافی یا مباحثی از این قبیل از فتنه غافل نشویم. گروههایی هستند که در فتنه و حتی امروز واضح حرف نزدند وی تاکید کرد: باید حواس خود را جمع کنیم گروههایی که در فتنه 88 دوپهلو و سهپهلو حرف می زدند، امروز نیز واضح حرف نمی زنند. درباره فتنه 88 هنوز هم مقام معظم رهبری در فرمایشهای مختلف به نوعی به اهمیت آن اشاره میکنند. پیوند اصلاحطلبان آمریکایی با منافقین در فتنه 88 وزیر اطلاعات تصریح کرد: دیدیم اصلاحطلبان آمریکایی که در فتنه 88 فرار کرده بودند، امروز چگونه خود را نشان دادند و چگونه منافقین که در هر مرحلهای متناسب با آن زمان عمل میکنند، کنار آنها لانه کردهاند. وی ادامه داد: در تجمع هایی که در کشورهای اروپایی برگزار می شود به عنوان مثال "فاطمه حقیقتجو " که نماینده مجلس ششم بود، کنار آنها قرار داشت و نفاق چگونه از آنها استفاده کرد. وقتی در جایگاه مسئول قرار میگیریم نباید اصول را فراموش کنیم مصلحی در ادامه خاطرنشان کرد: بر همین اساس هوشیاری و مراقبت از نکات مهم و قابل توجه است و وقتی در مسئولیت و جایگاه های مدیریتی قرار می گیریم نباید اصول را فراموش کنیم. این ملت عزیزترین های خود را پای نظام گذاشته و تحریم ها و تحمل سختی های اقتصادی و معیشتی و تحریم ها برای او هیچ است و مردم ما این را نشان داده اند. وی تاکید کرد: امروز اگر ملت ایران در منطقه به عنوان بهترین کشور در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قرار دارد برای این است که به علت تحریم ها روی پای خود ایستاده است و از ظرفیت ها، استعدادها و توان خود استفاده میکند. وزیر اطلاعات گفت: امروز سرخوردگی سنگین استکبار این است که هر اقدامی علیه ملت ما انجام داد و هرروز قطعنامه ای صادر کرد اما نتیجه نگرفت و به جایی نرسید. با تدبیر رهبری، انقلاب بهخوبی پیش میرود وی گفت: با تدبیر و رهبری مقام ولایت، انقلاب اسلامی، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و مسئولان این نظام توانسته اند به خوبی مسئولیت ها و وظایف خود را پیش ببرند. وزیر اطلاعات افزود: البته همه اینها برای این است که فردای قیامت شرمنده شهدا نشویم چون شهدا جان خود را در راه این انقلاب گذاشتند و امروز نیز جامعه ما مدیریت و ضعف های مدیریتی ما را جبران می کنند. اینترنت چمدانی بحث جدیدی نیست؛ بیشتر جنگ روانی است مصلحی در حاشیه این همایش در جمع خبرنگاران درباره مباحث سایبری گفت: این اقدام اخیر که با عنوان اینترنت چمدانی مطرح کردند بحث جدیدی نیست یعنی با بررسی هایی که انجام دادیم و نوع مقابله ای که با تهدیدات سایبری آمریکایی ها و اروپایی ها انجام می دهیم در واقع بیشتر بخش عمده ای از جنگ روانی است. وی تاکید کرد که این موضوع با روش هایی که استکبار طراحی کرده است تا بتواند از طریق جنگ نرم به نتیجه برسد تنها یک تغییر روش است و ما نیز راه مقابله با آن را داریم. |
|
| تکرار سناریوی قطبی سازی به سبک کارگزاران |
| ساعت ۱:٠٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، کارگزاران سازندگی ، جریان انحرافی |
|
«جوان» از اهداف جریان حاشیه ای دولت در دوگانه سازی «اقتدارگرا- منجی» گزارش می دهد |
|
| تاکید سیدعلی خمینی بر آگاهی مردم دربرابر فرقه های جدید |
| ساعت ۱٢:۳٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدعلی خمینی ، جریان انحرافی |
|
حجتالاسلام و المسلمین سیدعلی خمینی نوه گرانقدر حضرت امام(س)، درآیین پایانی شانزدهمین جایزه کتاب فصل ویژه زمستان 89و اهدای جایزه به کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی اظهار داشت :آگاهی مردم از فرقه سازی های جدید جلوگیری می کند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران ، حجتالاسلام و المسلمین سیدعلی خمینی در این آیین این پرسش را مطرح کرد که اساساً بررسی تاریخ فرق چه ارزشی می تواند داشته باشد؟ گفت : جای پاسخ به این پرسش، در مقدمه این اثر نیز خالیست. این سوال می تواند در ساحت های مختلف مطرح شود. اوایل که این کار شروع شده بود کسی آمد و می گفت این کتاب چیست که می نویسید؟! یک مشت باطل! شما مگر غیر از این عقیده دارید که مذهب شیعه مذهب حق است؟ باطل را ذکر نکنید تا فراموش شود. شما چرا اینها را نبش قبر می کنید؟ الان هم این سوال مطرح است که فایده این کار چیست؟
|
|
| نظر مشایی در خصوص مجسمه های مستهجن |
| ساعت ۱٢:۱٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، قدیری ابیانه ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
وقتی به مکزیک بازگشتم، آقای ملک زاده یکی از معاونان آقای مشایی، تلفنی با اینجانب تماس گرفت. سلام اقای مشایی را رساند و از قول او از من خواست که در مورد آن مجسمه ها سختگیری نکنم! گفتم که سلام مرا به ایشان برسانید و بگویید این مجسمه ها به هیچ وجه نباید به نمایش درآیند و من به عنوان نماینده ایران در مکزیک قطعا اجازه چنین کاری را نخواهم داد. / من باب تاکید چند بار به مدیر کل موزه ملی که به مکزیک آمده بود یادآوری کردم که نباید مجسمه ها نمایش داده شوند. روز افتتاح با حضور آقای بقایی قائم مقام وقت سازمان گردشگری و میراث فرهنگی برای افتتاح نمایشگاه رفتیم. با کمال تعجب دیدم نه تنها مجسمه ها حذف نشده بلکه در دو طرف درب ورودی نمایشگاه ایران به نحوی قرار گرفته که اولین چیزی که از این نمایشگاه می بینند مجسمه های آن مرد و زن برهنه با عورت های برجسته است. خونم به جوش آمد. در حضور بقایی به مدیر کل موزه ملی گفتم من حساب تو (...) را خواهم رسید و به بقایی گفتم از این لحظه من به سازمان گردشگری و میراث فرهنگی، به اقای مشایی و به شما اعلام جنگ می کنم. بچرخ تا بچرخیم. قدیری ابیانه با اشاره به بیمبالاتی فرهنگی جریان نفوذی گفت: ملکزاده از قول مشایی گفت در مورد مجسمههای مستهجن سختگیری نکن. به گزارش مشرق، بیمبالاتی برخی از عناصر جریان نفوذی در تقید به آداب و احکام شرعی پیش از این نیز در برخی از موارد نظیر مصاحبه آقای مشایی با روزنامه ترکیهای پیگیری ورود زنان به ورزشگاهها مخالفت با اجرای طرحهای ناجا در برخورد با بدحجابی تفسیرهای التقاطی و نسبیگرایانه از احکام و اصرار بر مکتب ایرانی مورد هشدار قرار گرفته بود با این حال سفیر سابق ایران در مکزیک روایت جدیدی از این دست را که در مجموعه شاخصهای جریان نفوذی میتواند بهعنوان نمونه ثبت شود بیان کرده است. وی گفت تصمیم دراین مورد با جناب آقای مشایی است. به وی گفتم من سفیر فوق العاده و تام الاختیار جمهوری اسلامی ایران در مکزیک هستم و به شما رسما اعلام می کنم که حق ندارید این نوع مجسمه های مستهجن را در نمایشگاه بعدی قرار دهید. با مسئولان موزه مکزیک هم تماس گرفتم و پس از کش و قوسهایی آنها نیز با قرار ندادن این مجسمه ها در موزه شهر پوئبلا موافقت کردند. نامه هایی هم به ایران و از جمله به مقامات وقت وزارت امور خارجه و از آن طریق برای آقای مشایی نوشتم که نباید این مجسمه ها در موزه بعدی قرار بگیرند و ضروری است اصولا تجدید نظر اساسی در انتخاب آثار باستانی ایران در نمایشگاه های خارجی بنمایند و جلوی این خیانت فرهنگی را بگیرند. بعدها در سفری به ایران در حاشیه مراسمی مجددا او را که دیگر معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شده بود دیدم و گفتم شما مبلغی را که برای نمایش فرهنگ ایران توسط سفارت جمهوری اسلامی که نماینده رسمی کشور است و قول آن را داده اید دریغ کرده اید و ده ها میلیون تومان به هدیه تهرانی برای نمایشگاه آب داده اید؟! چه اشکالی دارد که ما را هم "تهرانی" فرض کنید و مبلغی را که قول آن را داده اید به سفارت "هدیه" دهید! |
|
| پول بیت المال را به حساب شخصی خودشان ریخته اند + سند |
| ساعت ۱۱:٥٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی |
|
اکنون این سند نشان دهنده این است که متاسفانه جریان انحرافی از هر فرصتی که به دست می آورد نهایت استفاده را می برد و البته طی سال های گذشته نیز ادعاهایی در این زمینه ها وجود داشت که همواره فقط و فقط تکذیب شدند و بعضاً در کمال تعجب متهمان به فساد خواسته اند که منتقدان سند منتشر کنند ! شفاف : اخبار بدست آمده حکایت از آن دارد که برخی وجوه بیت المال بدون ارائه گزارش قانونی به حساب برخی از اعضای جریان انحرافی در سازمان ها و نهادهای مختلف واریز می شود که تاکنون توضیحی از سوی این افراد به مراجع قانونی ارائه نشده است. به گزارش جوان، در همین خصوص مدتی است مبلغ 2 میلیون یورو به حساب شخصی یکی از مهره های جریان انحرافی در وزارت صنایع از محل بودجه عمومی کشور واریز شده است که تاکنون علی رغم تاکید نهادهای مربوطه توضیحی از سوی این فرد با مقامات ذیصلاح ارائه نشده است. تصویر زیر نامه سازمان بازرسی کل کشور به نامبرده است که البته تاکنون از جانب وی بی جواب مانده است.
اکنون این سند نشان دهنده این است که متاسفانه جریان انحرافی از هر فرصتی که به دست می آورد نهایت استفاده را می برد و البته طی سال های گذشته نیز ادعاهایی در این زمینه ها وجود داشت که همواره فقط و فقط تکذیب شدند و بعضاً در کمال تعجب متهمان به فساد خواسته اند که منتقدان سند منتشر کنند ! اما زمانی هم که سند منتشر می شود برای مدتی سکوت می کنند تا آب از آسیاب بیفتد و دوباره با جابجایی چند مهره به ادامه بازی خود می پردازند . اما باید مشخص شود که واقعاً هدف جریان انحرافی از تلاش های بی جد و حصر برای به دست آوردن مبالغ کلان چیست و قرار است با این پول هایی که از بیت المال مسلمین به دست می آورند چه کنند ؟ سوال دیگری که اکنون مطرح است این است که واقعاً این بازی جریان انحرافی تا چه زمانی باید ادامه داشته باشد؟ مردم تا کی باید اخباری ناگوار از این جریان بشنوند و هر روز هر کاری دلشان خواست بکنند ؟ ![]() |
|
| روایت قدیری ابیانه از یک نمونه بیمبالاتی فرهنگی جریان نفوذی |
| ساعت ۱۱:٥٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، قدیری ابیانه ، جریان انحرافی |
|
ملکزاده از قول مشایی گفت در مورد مجسمههای مستهجن سختگیری نکن
بیمبالاتی برخی از عناصر جریان نفوذی در تقید به آداب و احکام شرعی پیش از این نیز در برخی از موارد نظیر مصاحبه آقای مشایی با روزنامه ترکیهای پیگیری ورود زنان به ورزشگاهها مخالفت با اجرای طرحهای ناجا در برخورد با بدحجابی تفسیرهای التقاطی و نسبیگرایانه از احکام و اصرار بر مکتب ایرانی مورد هشدار قرار گرفته بود با این حال سفیر سابق ایران در مکزیک روایت جدیدی از این دست را که در مجموعه شاخصهای جریان نفوذی میتواند بهعنوان نمونه ثبت شود بیان کرده است. محمد حسن قدیری ابیانه در سایت شخصی خود روایتی را از نمایشگاه آثار تاریخی ایران در مکزیک حضور مشایی مجسمههای زننده موجود در نمایشگاه پیگیریهایش برای حذف این مجسمهها از نمایشگاههای بعدی و واکنشهای آن مطرح کرده که متن این نوشته در ادامه آمده است:
«وقتی در اردیبهشت سال 1386 به عنوان سفیر عازم ماموریت مکزیک شدم روزهای پایانی یک نمایشگاه عظیم آثار تاریخی ایران با استقبال گسترده مردم در موزه آنتروپولوژی (مردم شناسی) مکزیک که مهمترین موزه این کشور است روبرو شده بود. بیش از یک میلیون نفر از این موزه دیدن کردند و موفقیتی بسیار بزرگ محسوب می شد. آقای مشایی رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی نیز در افتتاحیه این نمایشگاه شرکت کرده بود.
مطبوعات با آب و تاب فراوان آن را منعکس ساختند و عکس های بزرگی از آن را منتشر می کردند. موزه های دیگری نیز در مکزیک و در سایر کشورها خواستار برگزاری آن شدند. قرار شد در شهر پوئبلای مکزیک نیز این نمایشگاه برگزار گردد.
موزه بر دوران قبل از اسلام تاکید داشت و آثار آن دوران را گرد آوری نموده بود و تقریبا از آثار دوران اسلامی خبری نبود. لیکن آنچه تعجب و تاسف مرا بر انگیخت تعداد قابل توجهی از آثار مستهجن تاریخی بود که در بین این آثار دیده می شد. این مجسمه ها آشکارا و بی شرمانه به اندام های تناسلی مردان و زنان پرداخته بود و در یک مورد نیز معاشقه عریان مرد و زنی را ترسیم می کرد. این مجسمه ها چیزی جز آنچه در ادبیات امروز دنیا صنعت پورن خوانده می شود نبود. قلم از ذکر جزییات این مجسمه ها و انتشار تصاویر آن شرم دارد اما تصاویر آن موجود است.
برخی از روزنامه های مکزیکی به عنوان یک سوژه نادر در مورد ایران، یک صفحه کامل خود را به نمایش این اثار غیر اخلاقی اختصاص داده بودند. گویا هدف سازنده این آثار که به نظر می رسد از عقده های جنسی و روانی در عذاب بوده است، صرفا تمرکز بر عورت ها بوده است.
مجسمه هایی که از یونان به ایران منتقل شده اند و یا در دورانی خاص تحت تاثیر فرهنگ رومی توسط فردی خاص ساخته شده است و به هیچ وجه نمادی از فرهنگ محجوب و اخلاق مدار ایرانی نیست.
به عنوان یک ایرانی از این اقدام مسئولان سازمان میراث فرهنگی بسیار خجالت زده بودم. متاسفانه میراث فرهنگی تقریبا تمام آثار دوران اسلامی را حذف کرده بودند و موزه نیز تصویر مجسمه های عریان را در دهها هزار نسخه به صورت بروشور منتشر کرده بود و مردم را دعوت به دیدن آثار فرهنگی ایران می کرد! شبکه های تلویزیونی در برنامه های خبری خود به نمایش این مجسمه ها می پرداختند. در یک کلام باید گفت حتی کسانی که از موزه نیز بازدید نکرده بودند با مشاهده تبلیغات رسانه ها، آنچه از ایران و فرهنگ ایرانی در ذهنشان جای می گرفت از جمله همین مجسمه های بیشرمانه بود.
در همان روزها مدیرکل موزه ملی ایران به مکزیک آمده بود. به او به شدت اعتراض کردم که چرا این آثار را به نمایش گذاشته اند و این چه نوع معرفی از تاریخ و فرهنگ ایران است؟ به توجیه پرداخت که این مجسمه ها را در 7 کشور دیگر نیز به نمایش درآورده اند و سفرای ایران هیچکدام اعتراض نکرده اند! حالا شما چرا اعتراض می کنید؟ می گفت ما که نمی توانیم این آثار را در ایران به نمایش بگذاریم پس اگر در خارج هم به نمایش نگذاریم پس با آن ها چه کنیم؟ وی اینگونه سعی می کرد جای خالی آثار تاریخی دوران اسلامی را نیز توجیه کند.
گفتم روزهای پایانی نمایشگاه است و اگر بخواهیم آن را برداریم توجه ها بیشتر جلب می گردد و بیشتر سوژه می شود. لذا گفتم در نمایشگاه جدیدی که قرار بود در شهر پوئبلا برپا شود حق ندارند این نوع مجسمه ها را قرار دهند. وی گفت تصمیم دراین مورد با جناب آقای مشایی است. به وی گفتم من سفیر فوق العاده و تام الاختیار جمهوری اسلامی ایران در مکزیک هستم و به شما رسما اعلام می کنم که حق ندارید این نوع مجسمه های مستهجن را در نمایشگاه بعدی قرار دهید. با مسئولان موزه مکزیک هم تماس گرفتم و پس از کش و قوسهایی آنها نیز با قرار ندادن این مجسمه ها در موزه شهر پوئبلا موافقت کردند. نامه هایی هم به ایران و از جمله به مقامات وقت وزارت امور خارجه و از آن طریق برای آقای مشایی نوشتم که نباید این مجسمه ها در موزه بعدی قرار بگیرند و ضروری است اصولا تجدید نظر اساسی در انتخاب آثار باستانی ایران در نمایشگاه های خارجی بنمایند و جلوی این خیانت فرهنگی را بگیرند.
در سفری که برای شرکت در یک سمینار به ایران داشتم، یادداشتی را شخصا به دست آقای دکتر احمدی نژاد رساندم و در خواست کردم که به اقای مشایی دستور لازم را بدهند تا نه تنها در موزه مکزیک بلکه در کل برنامه های نمایش آثار فرهنگی ایران در خارج از کشور از نمایش آنها جلوگیری کنند. با شناختی که از مواضع رئیس جمهور داشتم بر این باور بودم که ایشان حتما دستور لازم را خواهند داد، هر چند اطلاعی از سرنوشت آن نامه ندارم.
وقتی به مکزیک بازگشتم، آقای ملک زاده یکی از معاونان آقای مشایی، تلفنی با اینجانب تماس گرفت. سلام اقای مشایی را رساند و از قول او از من خواست که در مورد آن مجسمه ها سختگیری نکنم! گفتم که سلام مرا به ایشان برسانید و بگویید این مجسمه ها به هیچ وجه نباید به نمایش درآیند و من به عنوان نماینده ایران در مکزیک قطعا اجازه چنین کاری را نخواهم داد.
یکی از دوستانم که مسئولیتی در وزارت خارجه داشت و ارتباط دوستانه ای هم با اقای مشایی داشت، از روی دلسوزی گفت: "چشمانت را ببند و چیزی نگو و با مشایی درگیر نشو. او رابطه ویژه ای با رئیس جمهور دارد و نفوذش می تواند برای موقعیت کاری تو منفی باشد. تو موضوع را منعکس کردی و وظیفه خود را انجام دادی و دیگر تکلیفی بر تو نیست." گفتم من جلوی اینکار غیر شرعی و ضد فرهنگی را خواهم گرفت و عاقبت آن هم برایم مهم نیست.
من باب تاکید چند بار به مدیر کل موزه ملی که به مکزیک آمده بود یادآوری کردم که نباید مجسمه ها نمایش داده شوند. روز افتتاح با حضور آقای بقایی قائم مقام وقت سازمان گردشگری و میراث فرهنگی برای افتتاح نمایشگاه رفتیم. با کمال تعجب دیدم نه تنها مجسمه ها حذف نشده بلکه در دو طرف درب ورودی نمایشگاه ایران به نحوی قرار گرفته که اولین چیزی که از این نمایشگاه می بینند مجسمه های آن مرد و زن برهنه با عورت های برجسته است. خونم به جوش آمد. در حضور بقایی به مدیر کل موزه ملی گفتم من حساب تو (...) را خواهم رسید و به بقایی گفتم از این لحظه من به سازمان گردشگری و میراث فرهنگی، به اقای مشایی و به شما اعلام جنگ می کنم. بچرخ تا بچرخیم.
بقایی که از عکس العمل من جا خورده بود و انتظار چنین برخوردی را نداشت گفت مگر چه شده است؟ گفتم که به او گفته بودم که نباید این مجسمه ها را به نمایش بگذارد و موضوع را هم به آقای مشایی منعکس کرده بودم. آن وقت این از خدا بی خبر آمده آنها را در سردر ورودی نمایشگاه قرار داه است. گفت برویم ببینیم مجسمه ها چیست. وقتی مجسمه ها را دید دستور داد فورا آن را جمع کنند. البته من نمی دانم که ایا واقعا تا قبل از آن مجسمه ها را ندیده بوده است یا نه. مدیرکل موزه ملی ایران تلاش کرد مانع تصمیم او شود، لیکن موثر واقع نیافتاد. مجسمه ها را که درون محفظه شیشه ای بود نمی شد بلافاصله بیرون آورد. لذا روی محفظه را با پارچه پوشاندند. بعدا آقای بقایی گفت که مدیر کل را عوض خواهد کرد و بعدها اینکار را کرد. برخی می گویند که آن فرد هم اکنون بورس دکتری گرفته و در خارج از کشور است.
آقای بقایی همچنین در آن سفر وعده هایی برای تامین مخارج مربوط به فعالیت های گسترده فرهنگی و نمایشگاه هایی که در سفارت برای معرفی تاریخ و فرهنگ اصیل ایران برگزار می کردیم داد که متاسفانه هرگز عملی نشد.
بعدها در سفری به ایران در حاشیه مراسمی مجددا او را که دیگر معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شده بود دیدم و گفتم شما مبلغی را که برای نمایش فرهنگ ایران توسط سفارت جمهوری اسلامی که نماینده رسمی کشور است و قول آن را داده اید دریغ کرده اید و ده ها میلیون تومان به هدیه تهرانی برای نمایشگاه آب داده اید؟! چه اشکالی دارد که ما را هم "تهرانی" فرض کنید و مبلغی را که قول آن را داده اید به سفارت "هدیه" دهید!
قول پیگیری داد ولی خبری نشد تا اینکه دوران معمول سفارت من به پایان رسید و به ایران بازگشتم ولی بودجه ای حواله نشد.
امروز که مسائل آن دوره را مرور می کنم بهتر می توانم هدف از برگزاری موزه آثار تاریخی ایران با حذف دوره اسلامی و تمرکز بر دوره قبل از اسلام با گنجاندن آن مجسمه های مستهجن را در یابم و ابعاد اهداف و فلسفه طرح موضوع مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی هم بیشتر نمایان می شود.
متاسفانه باید اذعان کنم که آقای احمدی نژاد امروز در انتخاب اطرافیان و تصمیم گیری هایش، همان مسیر غلطی را می رود که دولتهای قبلی پیموده اند. بیشترین لطمه را به آبرو و اعتبار آقای هاشمی به عنوان یکی از سرمایه های بزرگ انقلاب، خود او خانواده و برخی از اطرافیانش زدند.
آقای احمدی نژاد هم دستاوردهای بی نظیری در عرصه سیاست خارجی در سالهای اول دوره ریاست جمهوری اش داشت. دستاوردهایی که هنوز هم برای بسیاری از مردم آشکار نشده است. امیدوارم اجازه ندهد بیش از این، فتوحات ارزشمند وی در عرصه دیپلماسی به واسطه برخی دوستان خائن و منحرف و یا ناآگاه به تاراج برود و هرچه زودتر به خود بیاید. ان شاء الله»
|
|
| اخراجخبرنگار"ایران"پساز انتشار یادداشت علیهجریاننفوذی در رجانیوز |
| ساعت ۱۱:٥٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه ایران ، علی اکبر جوانفکر ، جریان انحرافی |
![]() جواد حجتی خبرنگار روزنامه ایران یک روز پس از انتشار یادداشتی علیه جریان نفوذی در سایت رجانیوز از این روزنامه اخراج شد. به گزارش رجانیوز، در این یادداشت که با عنوان "جریان نفوذی و حکم حکومتی" عصر روز شنبه در رجانیوز منتشر شد، با استناد به آیات قرآن کریم و سیره امام خمینی در مورد حکم حکومتی ولیفقیه توضیح داده شده و با نوع مواجهه جریان نفوذی در ماجرای وزیر اطلاعات مقایسه تطبیقی شده بود. در عین حال، روز دوشنبه هنگام مراجعه حجتی به روزنامه ایران، به وی گفته شد که مؤسسه ایران نیازی به همکاری شما ندارد و نامه پایان کار به وی تحویل داده شد. در این نامه، ادعای خلاف واقع حضور نیافتن او در روزنامه پس از اعلام اتمام مأموریتش در دفتر نمایندگی روزنامه ایران در شهرستان ری و فرمانداری ری مطرح شده است. این در حالی است که بر اساس سیستم ثبت حضور روزنامه، وی چند روز پس از بازگشت از مأموریت سفر به عراق همراه با فرماندار ری، در مؤسسه ایران حاضر شده است. با این حال، به نظر میرسد جریان نفوذی که عملاً مدیریت روزنامه ایران را برعهده گرفته و طی هفتههای اخیر از تریبون این روزنامه به شخصیتهای برجستهای از جمله آیتالله مصباح، رئیس قوه قضائیه و فرمانده سپاه توهین کرده است، شهامت اعلام این مطلب را که بهخاطر درج یادداشت علیه باند نفوذی با این خبرنگار برخورد کرده نداشته و با طرح یک ادعای اداری وی را تسویه کرده است. در دوره جدید مدیریت روزنامه ایران تعداد زیادی از خبرنگاران متعهد این روزنامه استعفا داده و یا اخراج شدهاند و در مقابل افرادی که علیرغم کمبهره بودن از دانش و تجربه روزنامهنگاری، به جریان نفوذی تمایل و وابستگی دارند، جایگزین شدهاند. متن کامل یادداشت "جریان نفوذی و حکم حکومتی" در ادامه بازنشر داده میشود تا خوانندگان در مورد منطق موجود در این یادداشت و برخورد متقابل مجموعه در اختیار جریان نفوذی با خبرنگار نویسنده این یادداشت قضاوت کنند: «ادبیات رایج سیاسی کشور پر است از واژگانی که هر کدام به فراخور حال و مقتضی زمان جعل و به کار گرفته شده است. "حکم حکومتی" یکی از این واژگان است که این روزها از زبان اهل سیاست زیاد شنیده می شود. عمر استعمال این واژه شاید از دو دهه تجاوز نکند. این واژه برای اولین بار به طور رسمی توسط مهدی کروبی و آن زمان که ریاست مجلس ششم را بر عهده داشت و در وقتی که طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم به کار برده شد. حکم حکومتی بی تردید از حقوق امام بر امت است و تبعیت از آن لازم؛ بنا بر نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که ولایت فقیه را همان ولایت انبیا و ائمه معصومین (ع) برمی شمارند و به استناد آیه 65 سوره نساء (1) "ایمان ندارد مسلمانی که نه تنها حکم که داوری رسول (ص) را با دل و جان و از عمق وجود نبذیرد" آن کس که حکم ولی فقیه را نه تنها نپذیرد که از عمق جان به آن باور نداشته باشد، مومن نیست. روشن است بنای این نوشتار واکاوی و چرایی لزوم تبعیت از احکام حکومتی نیست که این خود امری است واضح و مبرهن؛ اما سوال اینجاست که آیا کافی است نگاه یک شیعه ولایت پذیر و آرمان گرا به موضوع تبعیت از ولی یک نگاه حداقلی باشد؟ بدین معنا که تنها گوش بر احکام حکومتی داشته تا با امتثال آن التزام خود را به ولایت ثابت کند یا برعکس پیروی از اوامر ولایی را که امروزه شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد، کف میزان ولایت پذیری خود قلمداد نمی کند؟ گفتار و رفتار حضرت روحالله و خلف صالح ایشان از زمانی که تکیه بر کرسی ولایت امری مسلمین زدند، پر است از نکات نغز و راهگشا که در قالب توصیه و اشاد در واقع مانیفست جمهوری اسلامی ایران را شکل داده است که این سلسله از گفتار و رفتار اگرچه در زمره مطالبات امام امت قلمداد می شود اما هیچ کدام در مرزهای احکام حکومتی و چه بسا ارشادی ولی فقیه جا نمی گیرد. آیا امت اسلامی می تواند با این توجیه که مطالبات ولی جزو احکام حکومتی نیست، از تلاش برای تحقق این مطالبات سر باز زند؟ بی شک امت نظام ولایی که با اختیار حدود و ثغور این نظام را پذیرفته و در تحقق آرمان هایش جان خویش را گرو گذاشته و نیل به مدینه فاضله خود را در اجرای بی کم و کاست منویات امام عادلش می داند، دیگر اسیر مرزبندی میان خواسته های ولی نمی شود و نه تنها مطالبات که تمایلات امامش را چراغ راه آینده موعود خود می داند. دوستانی که در زبان و عیان ولایتمداری پر طمطراقی را ادعا می کنند، خوب است وجدان خود را به قضاوت گرفته و این پرسش پاسخ دهند که بر فرض مطالبه ای از سوی ولی امت بر همگان آشکار شد و این خواسته نیز در زمره احکام حکومتی نمی گنجید آیا باید آن را به کناری گذاشت؟ ماجرای اخیر وزارت اطلاعات شاهد خوبی است بر ادعای ولایتمداری حضرات؛اگرچه دوستان با غیر حکومتی خواندن دستور رهبر انقلاب مبنی بر ابقای وزیر اطلاعت انکار واضحات کرده و همچون کسی که با وجود آفتاب در روز تشکیک ایجاد می کند، میزان درک سیاسی خود را نشان دادند -اگر از نقش چرب و شیرین قدرت و ثروت با مسامحه بگذریم- اما باید برای افکار عمومی جامعه ولایی روشن کنند که در این ماجرا سرپیچی از خواسته ولی فقیه اگرچه در زمره حکم حکومتی هم نبوده باشد، جایز است؟ بیتردید امت حزب الله به ولایت فقیهی اعتقاد دارد که مبانی آن را حضرت روحالله پایه نهاده و توسط بزرگانی چون آیت الله مطهری و آیت الله مصباح تبیین شده است نه ولایت فقیهی که ازسوی هاشمی ترسیم و توسط جریان انحرافی که به اذعان تحلیلگران امروزه نقش پادوهای باندهای ثروت و قدرت را ایفا می کنند، تئوریزه می شود. ولایتی که می شود صدایش را به فراخور حال نشنید و یا در فرامینش تشکیک وارد کرد. اینجاست که روشن می شود رمز توهین به بزرگانی چون علامه مصباح یزدی که از سوی جریان انحرافی و قلم به دستان رسانه ای آنها کلید خورده نه به سبب زبان انتقادی استاد است که سیره "مطهری زمان" آشکارا تایید می کند که هشدارهای راهگشا و بهنگام این عالم فرزانه نه از سر تمایلات نفسانی است و ونه از هوای اتصال به شبکه ثروت و قدرت. دلیل اصلی که آیت الله مصباح در میان دولبه قیچی جریان انحرافی و باند هاشمی و دوستان فتنه گرش، که دو روی یک سکه را تشکیل می دهند، قرار گرفته مبانی حقیقی ولایت فقیه است که با استدلال محکم و متقن ایشان ترسیم و تبیین می شود. پر واضح است راه ترویج ولایت فقیهی که هاشمی و جریان انحرافی می خواهند، تخریب شخصیت هایی چون آیت الله مصباح است. مکتب اهل بیت(ع) سرشار است از شاگردانی که با نمایش تصویری کامل و گویا از یک شیعه مطیع خود را به عنوان الگویی جاودانه برای رهروان ائمه هدی (ع) معرفی کرده اند. آنها تبعیت از امام خود را نه تنها در اوامر که در تمام شئون زندگی بر خود فریضه ای واجب تلقی می کردند و برای همین بود که تمام توان خود را برای شبیه شدن به امام خویش به کار بستند. رفتار بزرگ پرچمدار کربلا شاید بهترین نمونه در منش و روش زندگی یک شیعه واقعی باشد. قمر بنی هاشم (ع) که مدال پر افتخار "عبد صالح" را به سینه آویخته دارد، در معرکه کربلا تشنه کام به نهری از آب رسید اما از آن کامی نگرفت. او در حقیقت با زبانی خشکیده فریاد زد که عباس در احساس هم تابع ولی امر خویش است و تا وقتی حسین (ع) احساس تشنگی می کند، ساقی را با آب کاری نیست اگرچه در کنار دریا باشد و به هزار و یک دلیل عقلی می تواند اثبات کند که نوشیدن جرعه ای از آن آب در آن کارزار از شیر مادر هم حلال تر است. پی نوشت: 1- "فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حتّی یُحَکِّمُوکَ فی ما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیمًا" (به پروردگارت سوگند که آنها مؤ من نخواهند بود، مگر اینکه تو را در اختلافات خـود بـه داورى طـلبـنـد؛ و سـپـس در دل خـود از داورى تـو احـساس ناراحتى نکنند، و کاملا تسلیم باشند.)» |
|
| چگونه فتنه گران و گروه انحرافی به یک نقطه رسیدند؟ |
| ساعت ۱٠:۱٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدحسین صفارهرندی ، جریان انحرافی |
|
هرچند جریان منحرفی که به تازگی بروز یافته، حقیرتر از آن است که نظریه پردازی کند، لکن همین ایده را تعقیب میکند؛ تا جایی که سرکرده آن، پایان عصر اسلامگرایی و آغاز عصر انسان را اعلام مینماید. عصر انسان در حقیقت، همان دوره اومانیسمی است که سالها پیش... پیوند دیدگاه سکولار و لائیک با نگاه متحجرانهای که هیچگونه مأموریت اجتماعی برای انسان قایل نیست، ملغمهای از گروههایی را پدید آورده که با وجود تفاوتها، نتیجه واحدی را دنبال میکنند. |
|
| تاثیر یک تفکر انحرافی بر یک جریان انحرافی |
| ساعت ٩:٢٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر شریعتی ، شهید مطهری ، جریان انحرافی |
|
از ترویج آثار شریعتی تا برنامهریزی برای ترور شهید مطهری
گروه فرهنگی ـ عاطفه صادقی: مهرنامه در شماره 11 خود با انتشار مطلبی با عنوان «چراغ رابطه چگونه خاموش شد» که در قالب پرونده «آیت الله مطهری و روشنفکران» ارائه شد، تلاش کرد تا تأثیر اندیشه دکتر شریعتی را بر گروه تروریستی فرقان انکار و تبرئه کند. این نوشتار به همین بهانه و در سالگرد درگذشت دکتر شریعتی به تبارشناسی فکری قاتلان شهید مطهری و تأثیر اندیشه مرحوم شریعتی بر این گروه میپردازد؛
تأثیر تفکر انحرافی بر جریان انحرافی
"گروه فرقان" که مسئولیت ترور شهید قرنی، حاج مهدی عراقی، شهید سید محمد علی قاضی طباطبایی و آیتالله مفتح را در کارنامه خود دارد، در اعلامیهای با افتخار، دلیل ترور استاد مطهری را اینگونه بیان میکند: «فکر به قدرت رسیدن آخوندیسم و آمادهسازی تشکیلاتی آن، از مدتها قبل حتی قبل از خرداد 42 از طرف او طرح شده بود.»
اینکه جریانی در قالب تفسیر قرآن به انحرافی چنان آشکار برسد که درنهایت، ترور بهترین یاران انقلاب را در دستور کار قرار دهد، نشان دهنده تاثیر پذیری و رسوب پنهان انحراف و التقاط در لایههای مختلف آن است.
اصول فکری و اعتقادی فرقان را باید نشأتگرفته از تفکرات اکبر گودرزی و مرحوم شریعتی دانست.
در سال 1356 یعنی سال آغاز فعالیت فرقان، با در گذشت دکتر شریعتی، اولین اعلامیه از سوی این جریان نوپا انتشار یافت. به دنبال صدور آن اطلاعیه، اکبر گودرزی رهبر گروه فرقان به تهدید مخالفان شریعتی و در واقع آقای مطهری پرداخت.
گودرزی از سال 50 تا سال 55 "در جهت راهیابی آزادانه به قرآن و متون اصلی" به مطالعهی قرآن مشغول شد و پس از آن به ترویج دیدگاههای خود به عنوان مفسر انقلابی قرآن پرداخت. طلبهی جوان که حتی دروس حوزوی را نیمهکاره رها کرده و تنها پنج سال به مطالعهی قرآن پرداخته بود، به چنان فهم و استنباطی از قرآن دست یافت که نتیجهاش کشتن بهترین فرزندان ملت بود.
محمدمهدی جعفری از دیداری که در سال 56 همراه با دکتر پیمان با گودرزی داشته، چنین یاد میکند: «من یک جلد تفسیر آنها را مطالعه کردم و به آنان گفتم که این تفاسیر انقلابی و امروزی است و مضمون آن مطابق با روح قرآن نیست. برای نمونه در داستان یوسف، گرگ به معنای ضد انقلاب گرفته شده که حضرت یعقوب، یوسف را برای به دام انداختن ضد انقلاب به سوی آنها فرستاده است. یا در تفسیر بخشی از سورهی بقره گفته بود: راه چاره چیست؟ ... ذبح کردن گاو. آری باید واسطههای بازاری، سرمایهداران، صاحبان شرکتها و کارخانهها از بین بروند.»
تفسیر گودرزی از قرآن، اصولاً در گفتمانی انقلابی- ضد انقلابی ارائه میشد. به عقیدهی شهید مطهری در کتاب علل گرایش به مادیگری و همچنین مجموعه یادداشتهای استاد ج2 ص 222 بزرگترین انحراف فرقان که نشان از افکار مادی و مارکسیستی گودرزی داشت، خالی کردن مفاهیم قرآن از معنویت و تفسیر مادی کردن قرآن دانسته و تصریح میکند: «همهی قرآن را از دیدگاه طبقاتی تفسیر میکنند؛ گویی قرآن آمده در 1400 سال پیش نظریهی ماتریالیسم تاریخی مارکس را بیان کند. [...] اینگونه نفاسیر یعنی خالی کردن مفاهیم دینی از معنویت و همه را تفسیر مادی کردن، همان سیاستی که مارکس پیشنهاد کرد که برای مبارزه با دین، باید مفاهیم دینی را تفسیر مادی کرد.»
گودرزی هنوز 25 سال نداشت که 20 جلد تفسیر قرآن نوشته بود. شرحی دو جلدی بر صحیفهی سجادیه و شرح دعای عرفه هم از محصولات کارگاه اندیشهی او بود که مثل همیشه با نام مستعار به چاپ میرسید. فرقانیها کتاب مقدس دیگری هم داشتند؛ "توحید و ابعاد گوناگون آن". گودرزی در این کتاب سعی میکرد با استناد به برخی آیات قرآن، برداشت عجیب خود را از مفاهیمی مانند توحید و قیامت، توجیه کند.
در بازجوییهای اعضای فرقان، باور به شریعتی یکی از عوامل تاثیر گذار و سرچشمه فکری بر این جریان انحرافی عنوان شده است هر چند با برداشتهای غلط همراه بود و چنین نبود که همه طرفداران شریعتی در سلک آنان باشند.
حسن عزیزی از رهبران فرقانیها، با اشاره به افراد مختلف وابسته به این جریان،میگوید: «خط فکری همه کسانی که نام بردم (گروه فرقان) تقریبا تمایلاتی بین دکتر شریعتی و مجاهدین خلق بود.»
کمال یاسینی، قاتل دکتر مفتح هم دربارهی کتابهایی که مطالعه کرده میگوید: «بیشتر از همه روی شریعتی. نه این که علاقه داشتم، بلکه ایمان و اعتقاد داشتم، تأکید میکردم.» (به نقل از کتاب جریانهاو سازمانهای مذهبی- سیاسی ایران، رسول جعفریان ص 551)
تحلیلهای شریعتی دربارهی نظریه تشیع علوی و صفوی، مسائل طبقاتی، جایگاه روحانیت و تز مذهب علیه مذهب مورد توجه سران گروه بود و تمامی استنادات برخی از جزوههای فرقان به آثار شریعتی بود؛ مانند جزوهی "تحلیلی از اوضاع سیاسی ایران"
فرقانیها خود را مأمور به پایان رساندن تلاش شریعتی برای رهایی اسلام از اسارت آخوندیسم میدانستند: «در نهایت مرحوم دکتر شریعتی آخرین تلاشش را برای جدایی تسنن اموی از تسنن محمدی و تشیع علوی از تشیع صفوی انجام داد و جامعهی ما را تا مرز تدوین ایدئولوژی خلقهای اسیر پیش برد.»(جزوه تحلیلی از اوضاع سیاسی ایران از گروه فرقان ص 7)
باید تاکید کرد که گفتمان حاکم بر نوشتههای فرقان نطابق جدی با نوشتههای شریعتی ندارد ولی نمیتوان انکار کرد که دیدگاه شریعتی بر این جریان بسیار اثر گذار بوده است.
گودرزی در پاسخ به یک پرسش که آیا شما ادامه دهنده راه شریعتی هستید چنین بیان میکند:
فرقان کوشش داشت که افکار و اندیشههای شریعتی را هم ترویج کند. اگر این امر معنایش ادامه دادن راه شریعتی باشد، آری ما ما ادامه دهندگان راه او بودیم. و در پاسخ به سوالی مبنی بر تشکیل فرقان میگوید:
«فرقان جریانی است که با بهره گیری از برداشتهای درست مومنین به خداوند در طول تاریخ و به خصوص شهید شریعتی شکل گرفته است.» (به نقل از کتاب جریانهاو سازمانهای مذهبی- سیاسی ایران، رسول جعفریان ص 552)
|
|
| گفتوگوی رجانیوز با مهدی کوچکزاده/ بخش 2 و پایانی |
| ساعت ٢:٠۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، مهدی کوچک زاده |
|
برخیمعیارها در دولتدهمجابجا شده/جریان سومتیری اجازه شکلگیری دو قطبی"خواصمردود - جریان انحرافی"را نمیدهد
بخش اول گفتوگوی رجانیوز با دکتر مهدی کوچکزاده هفته گذشته منتشر شد. در بخش اول این گفتوگو به سؤالهای متنوعی از جمله "تعریف جدید جریان حامی فتنه از فتنه برای منزوی کردن جریان اصیل حامی احمدینژاد"، "بررسی برخی انحرافها در دولت و اینکه آیا این موارد از ابتدا وجود داشته و ذاتی جریان بوده یا عارضی است"، "سهم جریان حامی احمدینژاد در رشد جریان انحرافی" و... به بحث گذاشته شد. در بخش دوم و پایانی این گفتوگو نیز مواردی مانند علت حمایت از گفتمان جریان سوم تیر، نقش جریان فتنه و خواص مردود در ایجاد انحراف، انتخابات مجلس و مدلهایی برای ورود اصولگرایان و طرح نظارت بر نمایندگان مطرح شده، که در ادامه میآید: آیا جریانی که از احمدینژاد چه در مجلس، چه در رسانهها و چه در بدنه نخبگان حزباللهی حمایت میکرد، حمایتش جنبه سیاسی داشت یا اینکه این دفاع، یک دفاع گفتمانی بود و اگر یک دفاع گفتمانی بود، دولت نهم و شخص احمدینژاد چه ویژگیهایی گفتمانی داشت که حتی رهبر معظم انقلاب نیز گاهی جدیتر از همه حامیان، از دولت حمایت میکرد؟ - اگر بخواهم در یک کلمه بگویم، ما و شما و دیگر حامیان به این دلیل از دولت حمایت میکردیم که بحث عدالت، همنشینی با پابرهنگان و تبعیت از ولایت و بوسیدن دست او در هنگام گرفتن حکم مطرح بود نه خود دولت. یعنی این دولت هنگامی در چشمها بزرگ شد که خود را شکست و ندید و این بحث اصلی بود. رهبر معظم انقلاب هم هر زمان که از دولت حمایت کرده، در واقع از این ویژگیها حمایت کرده است. چنانکه همیشه در سخنانشان فرمودهاند در این دولت عدالت اجرا شد و در این دولت ارزشها و آرمانهای امام(ره) سر دست گرفته شد. ایشان فرمودند که من به خانوادهام گفتم که اگر آقای احمدینژاد رأی هم نمیآورد، همین که پرچم عدالت را در دست گرفت، خیلی باارزش است. لذا عشقی که این جریان مردمی میورزد، به این ارزشهاست و هر کسی در یک خط قرار میگیرد، مورد محبت و حمایت این جریان خواهد بود. این خط از ابتدا درست بوده و تا آخر هم درست و صحیح خواهد بود. حال در این میان یک نفر اشتباه کرده و این قابل بحث است که آیا اشتباه در درون این فرد وجود داشته و بعداً نمایان شده یا همانطور که من گفتم، بر اثر شرایطی که پیش آمد، اتفاق افتاده؛ اما این جریان هست و به کارش هم ادامه خواهد داد. وظیفهای که ما برعهده داریم این است که نگذاریم به ما القا کنند که اصل ارزشها برای این دولت مطرح نبوده و بیارزش بوده. ما دیدیم که در دوران فعالیت این دولت فاصله طبقاتی تا چه حد کاهش یافت و دیدیم که میزان مشارکت مردم به چه میزان بود. اصلاً در همان جریان دوم خرداد بسیاری از مردم و از جمله خود من به آقای خاتمی رأی دادیم اما ما به چه چیز رأی دادیم؟ شاید در آن زمان ما مسائل را سطحی دیدیم و اینکه آقای خاتمی با اتوبوس برای تبلیغات به این طرف و آن طرف میرفت و یا اینکه میگفتند "درود بر سه سید فاطمی؛ خمینی و خامنهای و خاتمی". آن چیزی که امثال بنده را جذب کرد و تعدادشان کم هم نبود و موجب رأی بالای آقای خاتمی شد، همین گفتمانها، رفتارها و شعارها بود. اما بعد دیدیم که اینگونه نیست و آنقدر بر رفتارهای دیگر اصرار و تکرار شد که ما در آنجا به این باور رسیدهایم که فریب خوردهایم. اما در اینجا من چنین فکر نمیکنم که ما فریب خوردهایم و آقای احمدینژاد ما را فریب داده باشد. من واقعاً یک تغییر در ادبیات و رفتار آقای احمدینژاد مشاهده میکنم. آقای احمدینژاد گاهی در سخنانش میگوید که "من بودم که این کار را انجام دادم، من بودم که..."، در حالی که در گذشته اینگونه نبود. من به برخی از دوستان میگویم که اینقدر در مورد جنّ و اینطور چیزها نگویید؛ آنچه خطرناکتر است، غرور است و غرور در آموزههای اسلامی در هر صورتی ناپسند است. این تغییری است که در ایشان حادث شده است. شرایط را هم شاید من کمی بیشتر از شما درک کنم و آقای احمدینژاد نیز بیشتر از من. اگر شما در یک موقعیتی قرار بگیرید که مورد توجه و گاهی تملق بیش از حد واقع شوید، ممکن است دچار غفلت و غرور شوید. همانطور که رهبر معظم انقلاب نیز فرمودند که دو چیز تهدید کننده است؛ غفلت و غرور. بحث مؤلفههای این جریان خدمت را بازتر کنید؛ چون دولت نهم جنسش با این دولت فرق داشت و کسانی که در آن فعالیت داشتند با افرادی که هماکنون در این دولت هستند تفاوت زیادی داشتند. یعنی دولت نهم را فقط آقای احمدینژاد به دولت خدمت تبدیل نکرده بود، بلکه کسانی هم بودند که مدل رفتار و خدمتشان مانند آقای احمدینژاد بود. - در دولت نهم که خود بنده نیز بودم و شما هم میدانید یک معیار مشخصی برای انتخاب همکاران وجود داشت که آن معیار قابل قبول بود، هرچند منجر به انتخاب بعضی مصادیق شد که شاید ما آنها را قبول نداشتیم. مثلا در مورد آقای دانش جعفری، من خودم به رئیسجمهور گفتم که ایشان صراحتاً از سیاستهای تعدیل اقتصادی حمایت میکند. گفت که من با او صحبت کردم و قرار شد که اینجا جای حزب بازی و گرفتن نظریه از مجمع نباشد و با یکدیگر بحث میکنیم و به نتیجه میرسیم. یا منصوب کردن آقای متکی نیز از همین سنخ است و... پس مشخص است که ملاک احمدینژاد در دولت نهم قوم و خویشبازی و رفیق بازی که یکی از ویژگیهای منفور دولتهای قبلی محسوب میشد، نبود و حتی کسانی را که از رقیبانش محسوب میشدند به کابینه آورد. اما در این دولت میبینیم که این معیار برای انتخاب افراد تا حدی وجود ندارد و گاهی میبینیم که در دولت دهم معیارها برای انتخاب افراد به هم خورده است و مشخص نیست که با کدام معیار، چنین افرادی انتخاب میشوند و اینقدر اصرار میشود که یک نفر که مثلاً در استانداری فارس است، به اینجا بیاید و چنین حرفهایی را بزند. پس این یقین میشود که حتماً یک جریان رابطهای وجود دارد و کسی دارد به این عزل و نصبها خط میدهد و آن کس هم آنقدر اشتباه دارد که اگر نگوییم منفور است، محبوب نیست. پس این فرد تغییر کرده است چرا که از ابتدا گفتمانها و رویهاش این نبوده است. کمی هم درباره جبهه مخالفان صحبت کنیم؛ شما فرمودید که از ابتدا و از انتخابات سال 84 و در دولت نهم، ما یک طیف مخالف داریم که از اسرائیل و آمریکا شروع میشود و بعد به اپوزیسیون ضد انقلاب، آقای هاشمی رفسنجانی و آقای لاریجانی، آقای توکلی و... میرسد. این مبنای اختلاف چیست؟ - من در صحبتهای خود هم گفتم کسانی که چه در گذشته و چه امروز و در این مورد ایراد میگیرند و مخالفت میکنند، یک دسته که اسرائیل و آمریکا و جریان بیرونی هستند که ما با آنها کاری نداریم؛ دسته دیگر جریان فتنه هستند که اتفاقاً آنها در این شرایط کمتر فعالیت میکنند، اما یک دسته دیگر خواص مردود هستند که از آقای هاشمی رفسنجانی شروع میشود و به آقای لاریجانی میرسد. اینها همان کسانی هستند که در جریان انحرافی فتنه به معنای واقعی در انتخابات تا ماهها سکوت کردند که فریاد رهبر معظم انقلاب بلند شد که چرا وقتی این فساد و انحراف را میبینید، حرف نمیزنید. این دسته خواص مردود یا جریان تردید هستند و اتفاقاً باید روشن شود که این افراد حق نقد این جریان را ندارند. در جلسه روز چهارشنبه 11 خرداد مجلس، پیش از شروع جلسه علنی و در جلسه غیرعلنی، آقای لاریجانی توضیح داد که ما در جلسهای که داشتیم، تصمیم بر این شد که هرچه سریعتر به این ادغامها رأی دهیم و نظر رهبر معظم انقلاب نیز همین است. سپس از نمایندگان خواست تا به "من قال" کاری نداشته باشند و به "ما قال" بپردازند و اگر واقعا این قضیه را صحیح میدانند، با توجه به توصیهای که شده، به آن رأی دهند و از این قضیه عبور کنیم. پس از آن جلسه علنی مجلس آغاز شد اما ایشان بر خلاف توصیه خودش اجازه داد که تذکرهای متعددی از قبیل اینکه این طرح فوریتش رأی نیاورده و شما یک روزه آن را آوردهاید، داده شود. همچنین ایشان بارها به آقای توکلی اجازه تذکر داد، تا جایی که خود آقای لاریجانی به توکلی گفت "من که عرض کردم، این مطلب توصیه شده است، خوب شما که اینقدر میگویید ولایی هستید..." این حرف آقای لاریجانی بسیار زشت و ناپسند بود و اصلاً چنین ضرورتی نداشت که ایشان چنین سخنی بگوید. پس از آن آقای توکلی ساکت شد. یعنی بهجای اینکه منطق این کار را توضیح بدهد، به نوعی القا کرد که حالا ممکن است نظر مخالف درست باشد ولی رهبری گفته و چارهای نیست! امثال این افراد حق ندارند که به آقای احمدینژاد تهمت بزنند و ایراد بگیرند. پای این ساختارشکنیها را همین افراد و در رأس آنها آقای هاشمی رفسنجانی باز کردند. آقای هاشمی رفسنجانی هنگامی که رهبر معظم انقلاب به نماز جمعه میآیند و خطبهای را میخوانند و میگویند باید این کار را بکنیم؛ ایشان میآید و در خطبه دیگری میگوید که باید فلان کار را بکنیم. بسیاری از کسانی که ما امروز آنها را به عنوان خواص مردود میشناسیم و در قضیه فتنه همیشه معطل و مردد هستند و نمیتوانند تکلیف خودشان را روشن کنند، دلبستگیای که به آقای هاشمی رفسنجانی دارند، موجب شده تا خودشان را به یک فرد متصل کردند. اینکه رهبر معظم انقلاب بر تقوای جمعی تأکید دارد، یعنی باید دایم در آن نهی و پرهیز تذکر داده شود. اگر بخواهیم رو به آینده نگاه کنیم، حتی اگر بگوییم که انشاءالله این انحرافها کم میشود و از آن عبور خواهیم کرد، نحوه تذکر و پرهیز دادنمان باید چگونه باشد و در جریان خودمان چگونه باید به آقای احمدینژاد بپردازیم و ایشان را با چه ادبیاتی باید مخاطب قرار دهیم؟ - بالاخره نقد یک اصولی دارد که باید رعایت شود، یعنی نقد از سر بغض و کینه نباید باشد، بلکه باید عالمانه و منصفانه باشد. علاوه بر همه اینها باید این را فراموش نکنیم که کسانی که در این زمینه بدتر از همه هستند، مترصد این هستند که ما اینگونه نقد کنیم و این فرصت را نباید به آنها داد. البته آقای مشایی را کنار بگذاریم، ولی نقدی که منجر به تضعیف کلیت دولت دولت میشود، درست نیست، نقد باید منصفانه، عالمانه و کارشناسانه باشد. به علاوه باید به اطرافمان نگاه کنیم و ببینیم که چه کسی مترصد نقد کردن غیرمنصفانه ما از دولت است. مقام معظم رهبری فرمودند: "عمل ما کما اینکه درست باشد نباید در پازلی که دشمن برای خود تعریف کرده است، صورت گیرد."
در یک نگاه رو به آینده، ما باید با این جریان چه کنیم و چگونه رفتار کنیم؟ آیا باید هرازچندگاهی یک سند درباره آن بزنیم و آقای احمدینژاد بیاید و بگوید که اینها درست نیست؟ - بر روی مبانی و اصولی که اینها طرح میکنند به شدت باید آن را نقد کرد و هیچ اشکالی ندارد. مثلاً همین که گفته میشود مدیریت انبیا، مکتب فلان، اینها را باید محکم نقد و تحلیل کرد و به آنها پاسخ داد. اما درباره مصادیق فساد و انحراف، من گاهی فکر میکنم که لااقل بخشی از آن توسط خود همین جریان منحرف به آن دامن زده میشود برای سرپوش گذاشتن روی مسائل اصلی دیگر. مانند همین بحث رمالی و جنگیری؛ من احساس میکنم که خود این آقایان به این جریان غیرواقعی به نوعی دامن میزنند تا مسائل اصلیتر تحتالشعاع قرار گیرد و به آنها پرداخته نشود. آیا این دو نفر (احمدینژاد و مشایی) در آینده از هم جدا شدنی هستند؟ - من فکر میکنم ما یک کالایی داریم که دچار فساد شده است و وظیفه ما این است که تا جایی که میشود خوبهایش را جدا کنیم. وظیفه ما به خصوص با موقعیت خطیری که رییسجمهور در کشور دارد، این نیست که آن را با یک چوب بزنیم. درست است که این جریان بیمار شده، اما آن بلور گرانبها به او سپرده شده است. اگر بخواهیم به بحث داخلی خود جریان بپردازیم، وضعیتی که در حال حاضر وجود دارد این است که در صحنه عمل و صحنه کار و حضور سیاسی، شاهد انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم که 9 ماه دیگر قرار است اتفاق بیفتد. آیا احمدینژاد میخواهد برای خود یک لیست بدهد و در آن طرف مجلس نیز میخواهد لیست خود را بدهد و در این میان جریان حزباللهی حذف شود؟ - در هر صورت بدون تردید همه تلاش خود را میکنند تا در موقعیتی قرار بگیرند که بتوانند وظایف خود را انجام دهند. مدل مطلوب چیست؟ اگر ما نتوانیم مدل مطلوب را ارایه کنیم، این جریان حزباللهی که ریشه در حزبهای دیگر نداشته است، در یک عمل سیاسی حذف میشود. باید چه کرد تا این اتفاق نیفتد؟ - احزاب به دنبال این اتفاق خواهند بود اما آن بدنه و جریان مردمی که احمدینژاد را به ریاست جمهوری رساند، نباید این قضیه را رها کنند و تسلیم این شرایط سازمان نایافتگیشان شوند، چون به نظر من آن جریان انحرافی کار خود را میکند اما ما نباید اجازه دهیم که تقابل میان آن جریان انحرافی و ترکیب اصولگرایان صورت گیرد. در حقیقت آن جریان مردمی مشهور به سوم تیری از پتانسیل بسیار بالایی برخوردار است که بدنه اجتماعیاش از همه اینها بیشتر است.
مدل عملیاتیاش چگونه باید باشد؟ چون تا 8-7 ماه دیگر باید وضعیت مشخص شود؟ - به نظر من دلسوزان واقعی انقلاب، ارزشها و ولایت یا همان جریان سوم تیری که پتانسیلشان هم خیلی زیاد است، بهطور قطع نباید اجازه دهند که عرصه رقابت تنها میان مجموعههای منحرف و جریانهای مردودین فتنه باشد که صحنهگردان آن هم آقای هاشمی خواهد بود. آنها در توده مردم هیچ جایگاهی ندارند هرگز رأی نخواهند آورد و امتحانشان را خیلی پیش از اینها پس دادهاند. در سوی دیگر جریان انحرافی میتواند تا حدودی مسألهساز باشد، ولی در بدنه حزبالله هیچ جایی ندارد و حزبالله اعتنایی به اینها نمیکند. اما کسانی که از ابتدا پای کار بودند و زحمت کشیدند، فحش خوردند و تهمت وکیلالدوله شنیدند و به آنها "احمدینژادی" میگفتند، بیشترین ظرفیت رأیآوری را دارند اما سازمانیافته نیستند و امکانات و پول و حزب ندارند. باید روی این قضیه کار شود. ما به سهم خودمان وظیفهای داریم که در حال انجام آن هستیم. بنابراین تا عَلَمی برپا نشود، این توقع که یکسری دور آن جمع شوند، اشتباه است. مثلاً قرار نیست همین اخراجیهای دولت یک علَمی بلند کنند؟ - البته من به اخراجی بودن برای معیار قرار دادن هم اعتقاد ندارم. خیر، معیار نمیکنیم، اما فکر نمیکنید احتمالاً ما در انتخابات آینده اصولگرایان را در چند لیست میبینیم؟ - ببینید، اگر شورای نگهبان وظیفه خود را در جلوگیری از ورود ناخالصیها به خوبی انجام دهد، وقتی آن افراد مورد تأیید مردم باشند که اشکالی ندارد. حتی اگر لیستی هم وجود نداشته باشد. مردم در این ماجراها بسیار پخته شدهاند. از قرارگاه عمار چه خبر؟ - ما در ابتدا سه، چهار نفر بودیم که بنده و آقایان پناهیان، روشن و سعید قاسمی بودیم که دور هم جمع میشدیم و پس از آن این تعداد افزایش یافت. من از همان ابتدا میگفتم که با این امید دارم کار میکنم. نه به خاطر اینکه بخواهم دوباره نماینده شوم، من کسی نیستم اما هیچ سرشکستگی بالاتر از زمین خوردن جریان نیست. نیت ما از همان اول این بود که بتوانیم این جریان را به نتیجه برسانیم و هرکسی از ما برنده میشد، این برای ما نیز یک برد به حساب میآمد. ما از همان اول با این نیت رفتیم که باید یک پرچم و عَلَمی بلند شود. اما این عَلَم باید در میانه میدان برپا شود، والا عَلَمی که در میدان رقابت بلند نشود، دیگر عَلَم نیست، وقتی هم که در وسط میدان برپا شد، دیگر نباید انداخته شود تا به قول شما این جریان سرخورده نشود. - این مطلبی که عرض میکنم نه به عنوان نظر مجموعه عَمار، بلکه برداشت خودم است. چون ما نمیتوانیم طی این مدت کوتاه یک حزب و جریان منسجمی تحت عَلَم عَمار درست کنیم که هیچ حرف نامربوطی در آن زده نشود، بنابراین شاید بهتر باشد که تنها این جریان زنده نگه داشته شود تا پای بزنگاه که یا خودش لیست بدهد یا اینکه برای لیستها و تأیید آنها امضا بدهیم. آقای پناهیان در مصاحبهای که داشت، بسیار خوب و هوشمندانه عمل کرد؛ ایشان نگفت که ما لیست نمیدهیم یا نباید بدهیم. به نظر من مردم در شهرستانها و استانها اعتنا میکنند و بنده، رسایی، پناهیان و... این را به عینه میبینیم. کار دیگری که میتوان انجام داد اینکه بیانیه داد. در یک سال آخر باقیمانده تا پیروزی انقلاب، نه به اسم نهضت آزادی و نه به اسم جبهه ملی، اما 53 نفر از همین ملیگرایان مانند بازرگان و... بودند که در بزنگاههای مختلف اعلامیه میدادند و در ذهن مردم به عنوان یک گروه مبارز القا شده بودند.
اما آبادگران که چهره شاخص نداشت؛ آبادگران یک اسم و جریان بود که مردم به آن جریان رأی دادند نه به اسم اعضای آن. - در آن زمان آقای ناطق نوری که به او مدام نام آبادگران را گوشزد میکردند، گفته بود که آبادگران دیگر کدام... است؟ بعد که به مجلس آمد در جلسه خصوصی با اصولگرایان، به بالای جایگاه سخنرانی رفت و گفت: «من قصد جسارت به کسی را نداشتم. آبادگران به نظر من یک اسم و یک موجود غیر ذوی العقول است و من به این موجود غیر ذوی العقول توهین کردهام». من در همانجا هم به صورت مکتوب و هم در گوش ایشان گفتم که آقا، شما خودتان را بازی میدهید یا ما را؟ اگر آبادگران یک چیزی روی هوا بود که مردم به آن رأی نمیدادند؛ آبادگران یک هویت ارزشمندی بود که اگرچه مردم من، افروغ، ابوطالب و خوشچهره را نمیشناختند اما با خود گفتند که اینها همان نسلی هستند که وعدهاش را میدهند و این جریان بود که رأی آورد. بنابراین الان جریان عَمار با این مدل نیز میتواند در مجلس آینده ظهور پیدا کند. - بله، واقعا میتواند این اتفاق بیفتد اما این نیازمند کار است و ما تجربه مدیریت چنین کارهایی در مدت کوتاه را نداریم. برخی افرادی در این کار تبحر دارند و میتوانند به خوبی و با پشتوانه مالی مناسب آن را اداره کنند. بنابراین چهار لیست خواهیم داشت؛ لیست اصلاحطلبان، لیست اصولگرایان قیم که همیشه خود را قیم اصولگرایان میدانند، لیست حزبااللهیها و لیست جریان انحرافی؟ - بالاخره برای مصلحت مملکت، در خیلی جاها باید از خیلی حرفهای حق گذشت. در جلسه 36-35 نفرهای که آقای احمدینژاد ترتیب داد، تأکید شد که در نهایت یک لیست تهیه شود. در شهرستانها با داشتن یک و یا دو کاندیدا، دیگر لیست معنا ندارد. به نظر، باید برای شهرهای بزرگ لیست تهیه شود. در شهرهای کوچک دو نکته وجود دارد؛ یکی اینکه اگر چهرههای برجسته جریان اصولگرا که در فتنه امتحان موفقی پس دادند، حاضر شوند به این شهرها بروند و در آنجا سخنرانی کنند، از این خیلی استقبال میشود، این نشاندهنده آن است که این حرفها در این شهرها بسیار اثرگذار است. بحث دیگر که میخواهم مطرح کنم یکی تفاوت دو رویکرد رهبر معظم انقلاب در پایان مجلس هفتم و پایان مجلس هشتم است. چون این دو رویکرد با یکدیگر تفاوت بسیار داشت و رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر از مجلس هشتم بهغیر از موضوع هستهای تجلیل نکردند و همینطور از شخص آقای لاریجانی. - اتفاقاً به نظر من برخی حرفهای ایشان جنبه مثبت داشت و برخیها جنبه منفی. آقای لاریجانی حرفهای بسیاری زد اما مقام معظم رهبری در آن جلسه آن قسمت از حرفهای وی را گلچین کرد از موضع مجلس در سیاست خارجی تجلیل کردند. اما رهبر معظم انقلاب اسمی از آقای لاریجانی نیاوردند و حتی در متن کامل سخنان ایشان نیز نامی از وی برده نشد. در بحث طرح نظارت بر مجلس آیا شما امیدی به تصویب و اجرای آن دارید؟ - فکر نمیکنم، اگر چیزی هم به تصویب برسد، همان کارک است که سر و ته آن را هم بیاورند و به قول معروف خودشان را تابع ولایت بدانند. آقای توکلی حتی نسبت به اینکه نمایندهای که حرف خلافی میزند و قوه قضائیه او را احضار میکند، اعتراض کرده. من فکر میکنم قضیه برخی از این آقایان در اتهاماتی که به دیگران زده و نتوانستهاند اثبات کنند، جدی شده است. این نگاه که اساساً با مبانی دینی ضدیت دارد که هر کس مسئول رفتار و گفتار خودش است، این مگر مسلمانی است که یک نفر به دیگران تهمت بزند، بعد وقتی از او خواستند که دلیلش را بگوید، مدعی شود که مصونیت پارلمانی دارد؟ دقیقاً همینطور است، در هر صورت در موضوع طرح نظارت بر نمایندگان، فکر میکنم اگر هم چیزی تصویب شود، در راستای تحقق ماهیت فرموده رهبر معظم انقلاب نخواهد بود. من یک چیزی را به خود آقای احمدینژاد گفتم و باورم هم همین است. ما وقتی در جمع رفقا و دوستان این اصطلاح "نوکرتم" را به کار میبردیم، میگفتند نوکر نمیخواهم، آقایی، حرف گوش کن. احمدینژاد هم مصداق همین بود؛ بهجای اینکه بگوید مقام عظمای ولایت فرمودند... رفت و عدالت را اجرا کرد؛ حالا آیا ما در مجلس این کار را میکنیم یا شعار میدهیم؟ |
|
| پشت پرده انتصاب معاون جدید وزیر امور خارجه |
| ساعت ۱:۳۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت امور خارجه ، جریان انحرافی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
جریان نفوذی از فرستادن ملکزاده به وزارتخارجه بدنبال چیست
انتصاب محمد شریف ملک زاده به عنوان معاون مالی و اداری وزارت خارجه به دستور شخص رییس جمهور بوده و وزیر خارجه در این زمینه تصمیم گیرنده نبوده است. به گزارش رجانیوز، جریان نفوذی در دولت از مجاب کردن احمدینژاد برای این انتصاب، چهار هدف عمده را دنبال میکند که اولین مورد آن با هدفگذاری آغاز دور جدید انتصاب سفیران است. اطلاعات موجود نشان می دهد که ملک زاده با یک لیست 50 نفره به وزارت خارجه رفته و فرایند انتصاب سفیران ایران در کشورهای مختلف که در سال گذشته قفل شده بود مجددا با محوریت وی از سر گرفته خواهد شد. هدف دوم جریان نفوذی از این انتصاب، انتقال فعالیت مالی و تجاری به بیرون کشور است. جریان انحرافی پس از ماجراهای اخیر و آغاز برخوردهای امنیتی و قضایی با این جریان به این نتیجه رسیده است که بهتر است فعالیت های مالی خود را با استفاه از مجموعه سرمایه ای که در این مدت جمع کرده، به خارج از کشور منتقل کند. مزیت این اقدام از دید این جریان این است که وقتی فعالیت اقتصادی با امکانات وزارت خارجه به خارج از کشور منتقل شود، اولا نظارت نهادهای نظارتی روی آن صفر خواهد شد، ثانیا اشراف اطلاعاتی روی آن حداقل می شود و ثالثا ظرف مدت کوتاهی، یک فرایند تمیز پول شویی رخ خواهد داد و دیگر کسی پیگیر منشا این پول ها و روش کسب آنها در داخل نمی شود. هدفگذاری سوم جریان نفوذی نیز احیای فعالیت های شورای ایرانیان خارج از کشور درون ساختار وزارت خارجه است. پس از قطع بودجه شورای ایرانیان در بودجه 90 توسط مجلس، این جریان تصمیم گرفت که بودجه شورای ایرانیان را از دو محل وزارت ارشاد و وزارت خارجه تامین کند اما ظاهرا آخرین تصمیم این است که کل ساختار شورای ایرانیان درون وزارت خارجه مجددا بازسازی شود. شورای ایرانیان مهم ترین پوشش جریان نفوذی برای برقراری ارتباطات مشکوک خارجی و همچنین فعالیت اقتصادی گسترده بوده است. همچنین جریان نفوذی احساس می کند که این انتصاب، فرایند دستگیری ملک زاده را که در روزهای اخیر به شدت احساس ناامنی می کرد، منتفی می کند. در عین حال، این انتصاب بازخوردهای منفی زیادی در بدنه وزارت امور خارجه داشته و کارکنان این مجموعه احساس میکنند که وزیر خارجه در طول شش ماه گذشته با بیارادگی خود و قرار دادن این وزارتخانه در اختیار سیاستهای جریان نفوذی، عملاً حیثیت کارشناسی این وزارتخانه کلیدی و حتی شخص خود را مخدوش کرده است. این در حالی است که بهدلیل عملکرد نامناسب متکی در ساماندهی فعالیتهای رو به جلو و تهاجمی نسبت به سیاستهای استکباری در وزارتخارجه، انتظار میرفت که وزارتخارجه در دور جدید فعالیت خود از لاک انفعالی خارج شود و در این زمینه حتی بحث تغییر ساختار وزارتخارجه نیز مطرح شد اما با توجه به نوع مدیریت اثرپذیر صالحی نه تنها این انفعال بیشتر شده بلکه ظاهراًتغییر ساختار نیز در راستای سیاستهای جریان نفوذی و نه هدفگذاریهای کلان نظام در حال انجام است. |
|
| کسی که نسبت به فساد اقتصادی نزدیکان خود اقدام نکند، فریبکار است |
| ساعت ۱۱:۳٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، فساد اقتصادی ، حسین فدایی |
|
نایب رئیس کمیسیون اصل نودم قانون اساسی مجلس شورای اسلامی، در نطق میان دستور خود، گفت: باید با هر جریان منحرف که میخواهد با سوء استفاده از موقعیت و جایگاه اجرایی دولت، انحرافی را تحمیل کند، مبارزه شود. همچنین شنیده شده است که برخی با تکیه بر شوراهای راهبردی، قصد دخالت در انتخابات آینده مجلس دارند، نکتهای که نیازمند برخورد مسئولان است. |
|
| آیا جریان انحرافی روش منافقین را دنبال میکند؟ |
| ساعت ۱۱:۳٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، سازمان منافقین ، حسین شریعتمداری |
|
خبرنامه دانشجویان ایران:خبرنامه دانشجویان ایران: روزنامه ایران که علی اکبر جوانفکر مسئولیت آن را به عهده گرفته است در چند روز گذشته با قرار دادن نام آیت الله مصباح یزدی در کنار موسوی، هاشمی و ... آراء و افکار این علام بزرگ را زیر سؤال برد. |
|
| 16ویژگیمشترک جریانهاینفاقو انحراف برای نفوذ |
| ساعت ۸:۳٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان نفوذی ، جریان انحرافی |
|
عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، با اشاره به تجربه 32 ساله جریانهای انحرافی، معاند و منافق برای نفوذ در ساختار نظام، 16 ویژگی مشترک این جریانها را برشمرد. مجتبی شاکری، عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در گفتوگو با فارس در خصوص اقدامات جریان انحرافی، اظهار داشت: تجربه 32 ساله انقلاب اسلامی در مقابله با جریانهای معاند، منافق و منحرف نشان میدهد که طیف جریانهای مقابل گفتمان انقلاب اسلامی برای رخنه در ساختار سیاسی نظام اسلامی با شدت و ضعف از شیوههای مشترکی بهره میبرند تا بتوانند در دوره مشخصی از زمان براندازی نظام را محقق کنند. وی با بیان اینکه این تلاشها دارای ابعاد نظری و عملی است، گفت: برخی جریانها و احزاب توانستند محورهای بیشتری را به تحقق برسانند و برخی نیز با اجرای چند محور دچار فروپاشی و تسلیم در مقابل مردم شدند. عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی تصریح کرد: فتنههای جریانهای ملیگرا، مارکسیست، لیبرال، منافق و متحجر و گرد آمدن یکپارچه آنها در فتنه 88 و فتنههای پیشرو نماد ویژگیهای مشترک این جریانات در مقابله با گفتمان انقلاب اسلامی است. وی در ادامه ویژگیهای مشترک جریانهای منافق و انحرافی برای نفوذ و سلطه در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران را به شرح زیر بیان داشت: 1- بیرون بردن پدیده حق و تکلیف خارج از دایره اسلام ناب و نظام ولایت فقیه و تفسیر دیگر گونه از امور مهمی چون حجت شرعی، امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری 2- جلب حمایت دشمن (آمریکا و صهیونیسم) و ارتباط سازماندهی شده با دستگاههای اطلاعاتی آنان 3- همگرائی با طیفهای مختلف و ائتلاف برای مقابله با نظام، قانون اساسی و ولایت فقیه 4- حذف و یا استحاله واژههیا کلیدی گفتمان انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، استکبارستیزی، مبارزه با صهیونیزم، پیشرفت و عدالت و مردمسالاری دینی. 5- انتقال حوزه ارزیابی گفتمان انقلاب اسلامی به خارج از حوزه نظام و واگذاری آن به داوریهای بینالمللی. 6- تسلط بر پنج رسانه برای انتقال پیام و تکمیل جنگ نرم، رسانه ملی، ماهواره، فضای مجازی، خبرگزاریها، نشریات داخلی و سینما. 7- طراحی رویارویی خشونتآمیز لایههای اجتماعی با حاکمیت با پروژههایی چون نافرمانی مدنی و حتی ترور فیزیکی به جای گفتگوی مسالمتآمیز. 8- تسلط بر چهار وزارتخانه خارجه، کشور، دفاع و اطلاعات. 9- طیف بیاعتنایی با شکستن قانون در حوزه اسناد بالادستی، قوانین مجلس، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی. 10- ساختارمند کردن قومی حزبی دولتی و بینالمللی در امر رانتخواری و مفاسد اقتصادی. 11- اشاعه اباحیگری سکولاریسم فمنیسم و بیبندرباری برای کسب مقبولیت و جلب آرا در انتخابات. 13- برقراری ارتباط خارج از عرف با شخصیتها و سازمانهای به اصطلاح خصوصی 14- انفعال در مقابل تحریم و تهدیدات غرب و تلاش در مقبول واقع شدن داوری و ارزیابی سازمانهای بینالمللی. 15- دامن زدن به حاکمیت دوگانه برای شکستن جایگاه رهبری و برنامهریزی برای ایجاد فاصله بین مردم و رهبری. 16- پنهان کردن راهبرد و رفتار سکولار خود (انسان، حقیقت، حکومت، هستی، بایدها و نبایدها) در پس نمادها و نمودهای دینی و نگاه ابزاری به دین. |
|
| حجتالاسلام حاجتی در پرسش وپاسخ آنلاین با کاربران: |
| ساعت ۸:۳٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، آیت الله مصباح یزدی |
|
علامهمصباح علمدار برخورد با جریانهای انحرافی بوده و هست/ نصیحت، نقد و نفی؛ مراحل مقابله با انحرافها
![]() حجت الاسلام و المسلمین میراحمدرضا حاجتی در پرسش و پاسخ آنلاین با کاربران رادیو اینترنتی مقاومت، به سوالات مختلف پاسخ دادند. امام جمعه موقت اهواز با اشاره به مباحث مطرح شده در مورد جریان موسوم به "انحرافی" گفت: بهعنوان یک پژوهشگر که قریب به 20 سال در مورد اندیشه امام(ره) و آثار جهانی انقلاب ومکتب فکری امام کار کرده ام؛ این شهادت را میدهم که بخشی از افکار و عقاید جریان انحرافی در تضاد بسیار عمیق با اندیشه های امام(ره) است، اینجاست که خطر مشخص می شود. در ادامه بخشهایی از این سخنان را میخوانید: جریان انحرافی بهدنبال تخریب دستاوردهای دولت خدوم ما آرزو می کنیم که آقای احمدی نژاد مبرا از این جریان انحرافی باشند، اگرچه خاطرمان از قضیه خانه نشینی ایشان مکدر است و این موضوع خاطر بسیاری از مومنین را مکدر کرد اما قطعاً یک جریان انحرافی بهدنبال تخریب دستاوردهای عظیم دولت خدوم است. کاملاً شواهد و دلایل و قرائن متقن بر این قضیه دلالت می کند. نقطه اقتدار انقلاب اساساً تاکید می کنم نقطه اقتدار انقلاب و ستون خیمه انقلاب "ولایت فقیه" است و امروزه ولایت فقیه در بهترین مصداقش با لطف و عنایت ویژه حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه) در مقام معظم رهبری متجلی شده است. ما احساس می کنیم سایه امام زمان بر سرماست، چون دست امام خامنه ای بر سر ماست. امروز اگر اندیشه ای بدنبال القای این مطلب باشد که به زمان مدیریت مستقیم امام زمان(عج) رسیده ایم و در پی آن بهدنبال القای این نکته باشد که خب حالا که ما با امام معصوم و مدیریت مستقیم ایشان سر و کار داریم، پس چه نیازی به نائب اوست؟ ما احساس می کنیم که چنین صدا و ندایی صدای شیطان است، البته ممکن است ناآگاهانه از حلقومی بیرون بیاید، ممکن است دشمن واسطه های فراوانی را قرارداده باشد تا این ندا بر زبان عزیزی جاری بشود اما در این تردید نداریم که اصل این ندا خودی نیست و احساس می کنیم که همسو با دشمن است. حمله به ولایت فقیه با تابلوی ارتباط مستقیم با امام زمان(عج) نسخه برگردان فتنه 88 هم اکنون در حال تکرار است، اگر آن زمان به اصل اصیل ولایت فقیه و ارزش های حسینی حمله شد تا مردم اصل ولایت فقیه را کنار بگذارند، امروز احساس می کنیم که جریانی در پی این است که با نام امام زمان(عج) به ولایت فقیه و امام زمان حمله بکند! این جریان با ویژگی های خاص خودش یک جریان انحرافی است. جریانی که با باندهای فساد اقتصادی در حال ارتباط گیری است. جریانی که بهدنبال تزلزل در مدیریت دولت است، آیا وضعیت فعلی برخی وزارتخانه های ما زیبنده دولت جمهوری اسلامی است؟ آیا این وضعیت به طرح عظیم هدفمندی یارانه ها کمکی می کند؟ خیر. کاملاً شفاف است که شخص یا اشخاصی در چهره یک دوست در حال پیگیری طرح های دشمن هستند که بی تردید با هوشیاری امت در سایه ولایت فقیه این جریان انحرافی هم آسیبی به کشور نخواهد رسانید همانطور که حضرت روح الله فرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. علامه مصباح علمدار مقابله با جریانهای انحرافی بوده و هست امام خامنه ای در همین ایام فرموده اند که "تا زمانی که من زنده هستم و مسئولیت دارم، نخواهم گذاشت حرکت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره ای منحرف شود"، این نوعی تکلیف برای نخبگان ایجاد کرده است که باید در خصوص خطوط قرمز و آرمان های انقلاب اسلامی روشنگری کنند. بدون اینکه قصد مبالغه داشته باشم، باید عرض کنم که شخصیت بزرگی مثل حضرت آیت الله مصباح هم در این زمینه همواره یک نقش بسیار ویژه را برعهده داشته اند. بهویژه در سال های موسوم به "اصلاحات" که در واقع "افسادات" فراوانی رخ داد و انحرافات متعددی در بین برخی خواص که بعضاً در دولت جای بازکرده بودند شکل گرفت، علامه مصباح یکی از علمداران اصلی مقابله با انحرافات شدید آن دوران بودنند، انحرافهایی که می توانست سم مهلکی برای انقلاب اسلامی باشد و فضای جامعه اسلامی را مسموم کند. وقتی شخصیتی مثل ایشان نسبت به مسئله ای فریاد می زنند قطعاً برای ما که با این شخصیت بزرگ آشنا هستیم، شفاف است که ایشان در چهارچوب رهنمودها و فرمایشات مقام معظم رهبری قدم بر می دارند، این نکته ای است که همواره خودشان بر آن تاکید کرده اند. علامه مصباح قصد کوبیدن "شخص" را ندارند اما به صراحت بر این مطلب تاکید کرده اند که مقابله با جریانهای انحرافی یک وظیفه است، ما همان طور که وظیفه "تولی" داریم در کنار آن وظیفه "تبری" هم داریم. این درس بزرگ معارف و ادعیه دینی ما همچون "زیارت عاشورا" است. اکنون هم که به فرمایشات آیت الله مصباح مراجعه می کنیم احساس می کنیم که درد دل عامه نیروهای مخلص و معتقد انقلاب را بیان می کنند. این دغدغه ها، دغدغه های شخصی علامه مصباح نیست بلکه دغدغه های جریان اصیل وفادار به آرمان های امام راحل و تابع امام خامنه ای است. ایشان شاخص هایی را بیان کرده اند که باید مورد توجه قرار بگیرد. به هرحال برخی انحرافها کاملاً مشهود و غیر قابل انکار است و ما بر سرآرمان های انقلاب اسلامی با کسی معامله نخواهیم کرد. ما اگر بخوابیم، دشمن نمی خوابد و ممکن است زمانی بیدار شویم که برای بیداری دیر است. فرمایشات آیت الله مصباح در چند سخنرانی اخیرشان نکاتی هشداردهنده از سر صدق و دلسوزی است که لازم است همه نیروهای انقلاب به آن توجه کنند. اینکه چرا ایشان از این تعابیر استفاده کرده اند، نکته ای است که باید به آن توجه کرد! با شناختی که از شخصیت علمی و معنوی ایشان داریم، بهخوبی متوجه می شویم که اینگونه اظهارات از جانب ایشان یک "غفلت" و "سهو" نیست، چون اگر غفلت باشد غفلت بزرگی است و این با شخصیت علمی معنوی ایشان سازگاری ندارد، حتما یک خطر بسیار عظیمی را احساس کرده اند که اینگونه به میدان آمده اند. شهادت می دهم بخشی از افکار جریان انحرافی در تضاد عمیق با مکتب امام است بهعنوان یک پژوهشگر که قریب به 20 سال در مورد اندیشه امام(ره) و آثار جهانی انقلاب ومکتب فکری امام کار کرده ام؛ این شهادت را میدهم که بخشی از افکار و عقاید جریان انحرافی در تضاد بسیار عمیق با اندیشه های امام(ره) است، اینجاست که خطر مشخص می شود. شهادت می دهم که بخشی از اهدافی که جریان انحرافی در قالب عملکرد و اظهار نظرهایشان آنها را مورد هدف قرار داده اند، در واقع با هدف نابودی مکتب امام(ره) برنامه ریزی شده است، یا بصورت عالمانه با برنامه ریزی اتاق های فکر استکبارجهانی و با دلالی و جاسوسی بخشی از این جریان انحرافی و یا جاهلانه و مزدورانه برای دشمن، ولو ناآگاهانه! من این را می توانم شهادت بدهم. مکتب ایرانی... باستان گرایی افراطی... گسترش بدحجابی برای ما این سوال پیش می آید که چطور ممکن است در زمانی که دستگاه های جاسوسی دشمن و مراکز نظرسنجی غربی همچون پیو (Pew Research Center) که اخیراً هم نظر مردم یمن در مورد آل سعود و آمریکا را رصد کرده و سال های گذشته بارها دستگاه های آماری و اطلاعاتی اعلام کرده اند که مردم خاورمیانه در حال یک بیداری اسلامی و گرایش شدید به ارزش های اسلامی هستند و بسیاری از نخبگان در کشورهای غربی به اسلام می گروند، چطور می شود که یکباره سخنگوی یک جریان انحرافی اعلام می کند که زمان اسلامگرایی گذشته است وتمام شده؟ و چطور می شود که در اوج بیداری اسلامی، مفاهیمی همچون باستان گرایی و مکتب ایرانی و ایران گرایی یکباره سرفصل بسیاری از همایش ها می شود؟، این برای ما بسیار مشکوک است. برای ما مشهود است که جریان انحرافی با بهانه های مختلف در حال تضعیف دولت است. برای ما مشهود است که یک جریان انحرافی در حال ارتباط گیری با مراکز بیگانگان است که آنها نابودی انقلاب اسلامی را هدف خود قرار داده اند. برای ما مشهود است که در پرتوی تحلیل های همین جریان انحرافی امروزه بدحجابی در بخش محدودی از جامعه در حال گسترش است. برای ما کاملاً مشهود است که در پرتوی تحلیل های اشتباه و القای همین جریان انحرافی است که از بیداری اسلامی بهعنوان جریانی تعبیر میشود که ممکن است منشأ آن آمریکا باشد و این از آن تحلیل های بی ربط و بی مبناست. نصیحت، نقد و نفی؛ مراحل مقابله به انحرافات اگر ما غافل و بی توجه باشیم، این انحرافها می تواند انقلاب اسلامی را در معرض خطر قرار بدهد. وظیفه ما بیداری و هوشیاری است. خط کش و شاخصه ای که در اختیار ماست، ولایت فقیه است که در مصداق بسیار زیبا در امام خامنه ای متجلی شده است. ما باید هر فکر و جریانی را با اندیشه ولایت فقیه مورد سنجش قرار دهیم، اگر سر ناسازگاری داشت، باید یقین کنیم که آن جریان انحرافی است و باید در مرحله اول "نصیحت" کنیم که نصیحت کردیم، مرحله دوم "نقد" کنیم که نقد کردیم و بعد هم با اقتدار "نفی" کنیم که الان هم این وظیفه را احساس می کنم که علاوه بر نقد، باید این جریان انحرافی را نفی کرد. وظیفه جوانان عزیز ما در جبهه جنگ نرم این است که آگاهیشان را بالا ببرند. همانطوری که ما باید از جریان انحرافی دوری کنیم، باید از حواشی و موضوعات انحرافی کم ارزش هم دوری کنیم. آن چیزی که الان مهم است، این موضوع است که آقای احمدی نژاد در مصاحبه های اخیرشان بر تبعیت از ولایت فقیه تاکید کردند، ما ایشان را تحسین می کنیم؛ آقای رئیس جمهور بر مرزبندیشان با نظام سلطه تاکید کرده اند، ما ایشان را بابت این نکته هم تحسین می کنیم اما به برادر عزیزمان آقای دکتراحمدی نژاد یادآور می شویم که ما احمدی نژادی را در سال 84 به ریاست جمهوری انتخاب کردیم و جریان اصولگرا و شیفتگان ولایت فقیه به او رای دادند، چراکه وی را شیفته و تابع محض ولایت فقیه می دانستند. دعا می کنیم احمدی نژاد همچنان در مسیر باقی بماند ما به احمدی نژادی رای دادیم که وی را دارای یک شخصیت مستقل در تضاد با استکبار می دانستیم. امروز ما باید بر این نکته تاکید کنیم که تا زمانی که مواضع نظری و عملی آقای احمدی نژاد مطابق با خط اصیل اسلام ناب محمدی باشد-که شاخصه آن محوریت ولایت فقیه است- ما هم از ایشان حمایت می کنیم، هرجایی که خدای ناکرده آقای احمدی نژاد و یا هرشخصیت دیگری از این خط منحرف بشود آن را مورد نقد قرار می دهیم، نقد منصفانه! یعنی بنا نداریم تمام خدماتشان را زیر سوال ببریم، اما اگر انحرافی هم مشاهده شود، آن انحراف را نقد می کنیم، برای هوشیاری هرچه بیشتر مردم برآن پای فشاری می کنیم. این مطالبه ای است که همه مسلمانان از ما دارند. این مطالبی که در مورد آقای احمدی نژاد نقل می شود همچون دورکاری 10 روزه ایشان مواردی است که مورد سوال مسلمانان دیگر کشورها هم هست که دلیل این دورکاری چه بوده که امیدواریم دیگر تکرار نشود. به هرحال خط رهبری و رهروان رهبری مشخص است. خدا نکند که ما از راه این رهبر ذره ای منحرف بشویم که آرزومندیم برادرعزیزمان آقای احمدی نژاد هم در مسیر باقی بمانند و خط ولایت فقیه را تبعیت بکنند. ریشه انحراف... جوانان عزیزفعال در عرصه جنگ نرم باید آشنایی و اطلاعات خود را در خصوص مبانی اسلام و انقلاب بالا ببرند. متاسفانه در جامعه ما امام پژوهی بسیار اندک است. امام خامنه ای بحق فرموده اند که شرط بقای ما در راه امام(ره) و رسیدن به آرمان های انقلاب اسلامی، آشنایی با شخصیت امام راحل است. امروز هم احساس می شود انحرافهایی که مشاهده می کنیم، از آنجایی نشأت می گیرد که برخی با واقعیت اندیشه امام و بینش الهی امام گره نخورده اند و گاهی وقت ها خودشان را "امام" جامعه تلقی می کنند! "امام" اندیشه ها! لذاست که به تبیین برخی نظریات انحرافی می پردازند! چه بسا ریشه اش همین موضوع باشد. |
|
| چالش بزرگ جریان انحرافی چیست؟ |
| ساعت ٢:٤۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
خبرنامه انشجویان ایران:جریان انحرافی از زمانی که شکل گرفت به دنبال سخنان جنجالی و رسانه ای بود که از این طریق بتواند خود را در بین رسانه ها و بتبع در بین افکار عمومی جای بیندازد.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ اما در ادامه این جریان با نبود تئوری مواجه شد که برای آن سعی شد به چسباندن این جریان به برخی از روندها و تئوری های فکری خود را ادامه دهنده آن نشان دهند. در این بین نیز برخی از رسانه های جریان اپوزوسیون نیز با طرح کردن تفکرات برخی تئورسین ها که دارای ویژگی مخالف اسلام و ارزش ها دارد سعی در بهره برداری از این جریان انحرافی به وجود آمده برای اهدف خود دارند. مطلب زیر تحلیلی است از احساس نیاز جریان انحرافی به یک عقبه تئوری و موارد مطرح شده در آن. اپیزود اول:: تشبیه و قیاس تشبیه و قیاس مشایی با متفکرین و روشنفکران به چه هدفی صورت میگیرد؟ و چرا بایست هر چند وقت یکبار در فضای رسانهای، وی به شخصیتی معروف تشبیه شود؟ تشبیهاتی از این دست اولاً نشانهی آن هستند که مشائی از وجود مستقل و قابل طرحی در فضای اندیشه برخوردار نیست و با این دست تشبیهات، وی یا پرسنلاش قصد دارند تا از نام دیگران نانی برای او دست و پا کند. در ثانی، تشبیهاتی اینچنین نشانهی یک نیازند. نیازی که با ورود به عرصهی مدیریتی و حضور در فضای تبلیغاتی، نه تنها مرتفع نمیشود بلکه صاحب قدرت و رسانه شدن بهنحوی باعث نمایان شدن آن نیازها نیز میگردد. حضور دائم در فضای رسانهای نیاز به محتوا و مطلب دارد و تا زمانی که رسانهی رسمی و دربست در اختیار مشائی نبود، مدام دغدغهی طرح در رسانههای دیگر را داشت ولی به محض ورود به فضای رسانهای و صاحب روزنامه و هفتهنامه شدن، دیگر بمبهای خبری و اشکال کردن به حضرت نوح(ع) نمیتواند صفحات خالی روزنامه را پر کند و بهناچار هم روزنامه و هم هفتهنامه بدل به عکسنامههایی میشوند با گزارشهایی از بازیگران و شومنها و خالی از تحلیل و محتوای پخته. صرفا ابزاری برای سرگرمسازی. اپیزود دوم:: اعتراف به نیاز نیاز به "تئوری" و "نظر" با در دست گرفتن قدرت، نه تنها تعطیل نمیشود، بلکه عمل در فضای سیاسی نیازمند داشتن "نظر" است و از این روی بایست به دنبال کسانی رفت که برای "عمل کردن" دارای تئوری و ایدئولوژی بوده یا هستند. علاوه بر این بایست نظر متفکر مذکور برای عموم ملموس و شناخته شده نیز باشد. البته خاطرتان باشد که بنا نیست که نظر متفکر مزبور دستورالعمل باشد. خیر. نظریه صرفا یک دستاویز است. در فضای سیاستبازانه، نظریه صرفا کارکردی ابزاری دارد و این کاربردها در چند مورد خلاصه میشود: اول: نظریه بایست توانایی توجیه هر عملکردی را داشته باشد. دوم: نظریه بایست علاوه بر توجیه عملکرد افراد، توانایی جلب رأی هم داشته باشد. عموما اقبال به "نظریه" و "علم" برای کاسبان قدرت صرفا یک ابزار برای همین دو منظور است. پس هرگاه یک فرد قدرتطلب به نظر و تئوری و در کنار آن به فضای رسانهای توجه میکند اولا به دلیل حفظ یا کسب قدرت است و ثانیا نظریه برای او جنبهی حیاتی و عملیاتی ندارد و صرفا ابزاریست که کردههای وی را توجیه میکند و ضامن شناخته شدن او به عنوان یک متفکر پیرو خواهد بود و قابلیت جلب آراء فرد یا جریان خاصی را هم دارد. اپیزود سوم:: فقدان نظر شفاف، قحطی عملکرد واضح نظر واضح و شفاف باعث صفبندیهای اجتماعی میشود و صف مخالف و موافق را از هم جدا کرده و امکان انتخاب را فراهم میآورد. نظر داشتن و شجاعت ابراز نظر، یک "باید" برای ورود به فضای عمومیست. علاوه بر آن بدیهیست که اگر شخصی هیچ موضعگیری خاص و شفافی نداشته باشد و هیچ وجه سلبی یا ایجابی از خود بروز نداده باشد، امکان "انتخاب" و برگزیدهشدن او نیز وجود نخواهد داشت و صرفا به عنوان یک مجهول شناخته خواهد شد که هیچ نظر سلبی یا ایجابی ندارد و تمام نظرات در مقابل او از یک ارج و منزلت برخوردارند. نمونهی واضح این قبیل رفتارها؛ آنجاست که مدام بر عدم انعکاس صریح نظرات در رسانهها تاکید میشود و هر سخنی بعد از ایراد دستخوش تکذیب و تصحیح و جرح میگردد. اپیزود چهارم:: چارهی کار الصاق به یک متفکر عملگرا علاوه بر این چون در سوابق مدیریتی مشائی نیز هیچگونه عملکرد شفاف، شاخص و واضحی وجود ندارد؛ پس هیچ فرد یا (حتی هیچ)جریانی نخواهد فهمید که آیا مشائی میتواند حوائج و نیازهای او را برطرف کند یا خیر؟ و اگر اوضاع بههمین منوال بماند افراد خواهند فهمید که از او توقعی نمیتوان داشت و باز نتیجه آن خواهد بود که مشائی نمیتواند از هواداری لایههای اجتماعی منتفع شود. یا لااقل میزان انتفاع دستهجات از او و پرسنلاش مشخص نخواهد بود و این امتیاز مثبتی در جمع آراء نیست. نتیجتا فقدان نظر و عمل شفاف؛ وی را نیازمند الصاق به یک متفکر عملگرا میسازد و در این میان هر از چندی میتوان از یک متفکر نام برد و با سنجش میزان اقبال عمومی به او، نهایتا گزینهی نهایی و رأیآور را انتخاب نموده و برای مدتی به نام او اکتفا نمود. از این رو گاهی میتوان از نام شریعتی بهره جست و گاهی بایست با نام آوینی قلم زد و تشبه به مددپور جست.
|
|
| نیندیشیدیم که احمدی نژاد هم ظرفیتی دارد آنقدر گفتیم مالک اشتر علی که باورش شد |
| ساعت ٢:٤۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی ، دکتر محمدصادق کوشکی |
|
جریان انحرافی اصولاً یک ماجرای انحرافی است! یعنی نه اصالت دارد و نه حقیقت! راستش را بخواهید مشکل کار احمدینژاد هم بر خلاف نظر بسیاری از دوستان ربطی به جریان انحرافی ندارد! جریان انحرافی خیلی بدبختتر و مفلوکتر از آن است که قدرت سحر و جادو داشته باشد! تمام قدرت این جریان به پولهایی برمیگردد که به صورت بیحساب از بیتالمال به چنگشان افتاده...
محمد صادق کوشکی نوشته است: 1- جریان انحرافی اصولاً یک ماجرای انحرافی است! یعنی نه اصالت دارد و نه حقیقت! راستش را بخواهید مشکل کار احمدینژاد هم بر خلاف نظر بسیاری از دوستان ربطی به جریان انحرافی ندارد! جریان انحرافی خیلی بدبختتر و مفلوکتر از آن است که قدرت سحر و جادو داشته باشد! تمام قدرت این جریان به پولهایی برمیگردد که به صورت بیحساب از بیتالمال به چنگشان افتاده و البته عرصهای که به برکت نرمش های ریاست محترم جمهوری در مناصب اجرایی مملکت برایشان باز شده است! 2- حمایت در منطق دینی اجرای توأمان نهی از منکر و امر به معروف است! تولی و تبرای هماهنگ و همراه است! و البته بهترین هدیهای که میتوان به برادر مؤمن تقدیم کرد عیبهای اوست! اکثریت خواص و عوام جامعه این اصول دینی را در ماجرای احمدینژاد فراموش کردند و چنان نقاط قوت عملکردهای او چشمانشان را گرفته بود که دیگر قادر به دیدن نقاط ضعف او نبودند تا آنجا که وقتی رهبر انقلاب در شهریور ماه سال 86 در دیدار با دولت نهم خطاب به احمدینژاد فرمودند: «فرهنگ در دولت شما مظلوم است!» هیچ یک از خواص یا حتی عوام در مسیر حمایت از این تذکر ضروری و دقیق رهبری به دولت و شخص احمدینژاد قدمی بر نداشتند! چرا که آنها «احمدینژادی» بیعیب و نقص برای خود ساخته بودند و مرتب او را با خاتمی و هاشمی مقایسه میکردند و در همین مقایسهها بود که احمدینژاد مرتب 20 میگرفت و پس از این بیست گرفتنها بود که حامیانش مرتب قربان صدقهاش میرفتند و برایش اسفند دود میکردند و البته کمتر کسی به این نکته میاندیشید که بالاخره محمود هم ظرفیتی دارد! محبان محمود او را بسیار بیشتر حد و اندازه واقعیاش توانا و قهرمان پنداشته و به همین دلیل اضافه بر ظرفیت عشق و محبت و مدح و ثنا نثارش کردند! و البته «حبالشی یعمی و یصم» نتیجه آن شد که هم احمدینژاد و هم محبانش باور کردند که او ستون خیمه انقلاب است و اگر او نبود نظام به بیراهه میرفت (یا از بیراهه نجات پیدا نمیکرد) و از اینجا بود که کمکم در ذهن برخی این نکته خلجان کرد که احمدینژاد منجی انقلاب و نظام است! 3- احمدینژاد یک انسان معمولی و متدین بوده و هست. مثل خیلی از ماها! به تعبیر حضرت امام(ره) اگر قبل از آن که ظرفیتش را پیدا کنیم دنیا و قدرت به ما رو کند بدون تردید بیچاره و عاقبت به شر خواهیم شد. آیا من و تو و احمدینژاد ظرفیت این همه تعریف و تمجید را داریم؟ دشمنی با احمدی نژاد از آنجا شروع شد که مدحش کردیم و عیبها و نواقصش را نادیده گرفته و مالهکشی کردیم. معدود کسانی هم که با بصیرت و بنا به حکم خداوند احمدینژاد را نهی از منکر میکردند هدف تیرهای زهرآلود حامیان و محبان سراسر احساس احمدینژاد قرار گرفتند! نتیجه آن شد که این بنده معمولی خدا جز تملق و تعریف و مدح و ثنا چیزی ندید! آنقدر به او «مالک اشتر علی» گفتیم که هم او باورش شد و هم ما! و البته چون نه مالک اشتر را میشناختیم و نه امیر مؤمنان علی(ع) را، لذا اصلاً سفارش امیر مؤمنان به مالک اشتر را هم ندیدیم که فرموده بودند: ای مالک! باید اطرافیان و حلقه نخست نزدیکان تو افرادی اصیل و شجاع باشند که عیوب و نواقص تو و کارهای تو را قبل از دیگران به تو گوشزد کنند! 4- غرور، تملق بیش از حد اطرافیان، تعطیلی نهی از منکر و حمایت احساسی و خلاف منطق، تیرهای کشنده و زهرآلودی بودند که احمدینژاد را نشانه رفتند! او نیز خود را از این تیرهای زهرآگین که هدفدار به سویش پرتاب می کردند مصون نداشت تا آسیب دید و این روند ادامه پیدا کرد تا این که برادر دینی مان باورش شد که: من آنم که رستم بود پهلوان! 5- در چنین محیطی زودتر از هر فساد دیگری، تملق و چاپلوسی رشد کرد و بسط و گسترش یافت و حلقه اول اطرافیان «محمود» را کسانی تشکیل دادند که تخصص اصلی و اولشان تملق تا مرز بینهایت بود! و البته نمی دانم چرا «محمود» احساس خطر نکرد و به دهان و روی متملقان خاک نپاشید! وقتی عضو کابینه در ویژه نامه روزنامه ایران در اوایل سال 89، احمدینژاد را بهترین و برترین رئیس جمهور تاریخ ایران نامید نه محمود اعتراض کرد و نه حامیان او و نه هیچ فرد دیگری! (البته به ذهن دوستان خطور هم نکرد که این جمله چه نیش و کنایه و طعنهای در خود داشت!) 6- طبیعی است انسانهای شریف و اصیل، مسلمان و انقلابی نتوانند چنین فضایی را تحمل کنند. لذا به تدریج اطراف احمدینژاد از چنین افرادی تخلیه شد و کسانی در اطراف او باقی ماندند که کمر همت برای زمین زدن او بسته بودند و در چنین فضایی دیگر چه نیازی به سحر و جادوست؟ تازه قبول که احمدینژاد سحر و جادو شده اما بانی این سحر و جادو «غرور» بوده و نه این و آن! اگر سحر و جادو کارگر بود چرا کسی نتوانست رجایی را سحر کند؟ 7- اگر از همان ابتدای کار عیوب برادر دینی مان احمدینژاد را به او هدیه میدادیم، اگر خطاهایش را نادیده نمیگرفتیم، اگر نهی از منکر را تعطیل نمیکردیم، اگر دهان منتقدان متدین احمدینژاد را گل نمیگرفتیم، آنگاه احمدینژاد میتوانست روز به روز به نقاط قوتش بیافزاید و از عیوبش بکاهد و هر روز به الگوی «رجایی» نزدیکتر شود! 8- هنوز هم دیر نشده! هنوز هم میتوان احمدینژاد را به مسیر اصلی انقلاب بازگرداند و او را به سرباز مطیع نظام تبدیل کرد. اگر از سر دلسوزی تمامی تخلفات و عیوب را متوجه اطرافیان او و جریان انحرافی نکنیم و باور کنیم که هر فرد نسبتی با اطرافیانش دارد . مادامی که خیال کنیم محمود را چیزخور یا سحر و جادو کردهاند همان مسیر غلط گذشته را طی میکنیم! چون هنوز باورمان نمیشود که قهرمان ذهن ما اشتباه کرده و مسیر خطا را پیموده است! 9- اگر محمود را دوست داریم که داریم او را از بلندای برج غروری که برای او ساخته اند پایین آوریم و از چنگال اطرافیان متملق او برهانیم و یقین داشته باشیم هر فرد معمولی دیگری هم اگر جای محمود بود در چنین فرایند غلطی به همین سرانجام میرسید . 10- و خدا کند چنین شود و اطراف احمدینژاد را کسانی پر کنند که قبل از دیگران عیوبش را به او گوشزد کنند و او را به چشم یک انسان معمولی و برادر دینی نگاه کنند که خیرخواه او هستند و نه یک قهرمان خارقالعاده! نباید به بادکنک فروشان خیابانی اجازه داد بادکنک نفس اماره مان را بیش از اندازه باد کنند! |
|
| انتقام گرفتن از وزیر اطلاعات با چه قیمتی؟ |
| ساعت ۱٢:٥۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، علی اکبر جوانفکر ، وزارت اطلاعات ، جریان انحرافی |
|
آقای جوانفکر به اصلاح اقدامش رضایت نداد تا گزارش هایش مهمترین دستاویز رسانه های ضدانقلاب و بیگانه شود. این رسانه ها تفاوت خبر ایرنا و ایران به عنوان رسانه و سخنگوی دولت با گزارش سایر رسانه ها را دلیلی بر نادرست بودن مستند "الماسی برای فریب" عنوان کرده اند.
به گزارش جهان، مستند "الماسی برای فریب" که شب چهارشنبه ۱۸ خرداد از رسانه ملی پخش شد، حکایت نفوذ هوشمندانه و پیچیده وزارت اطلاعات در عمق دستگاه های جاسوسی غربی و بازی دادن سران کشور آمریکا و ضدانقلاب خارج نشین بود.
شوکی که بر پیکر سازمان سیا و کاخ سفید و دیگر سران کشورهای بازی خورده وارد آمده، تاکنون راهی جز سکوت را به آنان نشان نداده است. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، جو بایدن معاون اوباما، دنیس راس، نماینده ویژه اوباما در خاورمیانه و نیز نمایندگان سران دولتهای فرانسه و رژیم صهیونیستی از جمله مقامات ارشد غربی و صهیونیستی بودند که به همراه سران ضدانقلاب خارج نشین در جریان پروژه هوشمندانه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بشدت بازی خوردند. موضوع این مستند، پروژه براندازانه غرب و رژیم صهیونیستی با مجری گری ضدانقلاب خارج از کشور علیه ملت ایران بود که با ورود محمدرضا مدحی به عنوان نیروی نفوذی ایران هرگز به سرانجام نرسید. ضدانقلاب که نمی توانست افشاگری های مدحی از پنجره رسانه ملی و بازی خوردن چندین ماهه خود را باور کند، ابتدا سکوت کرد سپس با توسل به اقدام تامل برانگیز چند رسانه داخلی به رد محتوای این مستند روی آورد. خبرگزاری ایرنا و روزنامه ایران که هر دو تحت مدیریت علی اکبر جوانفکر اداره می شوند، با انتشار گزارش هایی با عنوان اعترافات یک عنصر وابسته به "سیا"، کوشیدند محمدرضا مدحی را عنصری فریب خورده معرفی کنند که در خدمت سازمان های اطلاعاتی بیگانه بوده و به دلیل پشیمانی در حال اعتراف است. این گزارش سوال برانگیز را ابتدا خبرگزاری ایرنا منتشر کرد اما پس از آنکه روزنامه ایران در شماره روز پنج شنبه خود از مدحی با عنوان "عنصر فریبخورده سیا" و "مهره نظام سلطه" یاد کرد، احتمال هرگونه اشتباه و سهل انگاری در انتشار جهت دار این خبر را از بین برد. محصول این خبر ایرنا و روزنامه ایران این بود که مدحی پس از آنکه از اقدامات خود پشیمان شده به ایران برگشته و به اشتباهاتش اعتراف کرده است؛ خبری تلخ که در واقع چشم پوشی بر تمام زحمات و برنامه ریزی های زیرکانه و چندین ماهه وزارت اطلاعات که حتی متهم شدن این وزارتخانه به ناتوانی در نفوذ به دستگاه های اطلاعاتی و تشخیص و مقابله با اقدامات ضدایرانی آنان دشمن بود. اصرار آقای جوانفکر بر "مهره سیا" خواندن مدحی در شرایطی بود که مسئولان وزارت اطلاعات و سایر رسانه ها همه از مدحی با عنوان نیروی نفوذی ایران برای بازی دادن غرب و عواملش در یک پازل سخت و دقیق یاد کردند. با این حال آقای جوانفکر به اصلاح اقدامش رضایت نداد تا گزارش هایش مهمترین دستاویز رسانه های ضدانقلاب و بیگانه شود. این رسانه ها تفاوت خبر ایرنا و ایران به عنوان رسانه و سخنگوی دولت با گزارش سایر رسانه ها را دلیلی بر نادرست بودن مستند "الماسی برای فریب" عنوان کرده اند. در واقع آنها هیچ دلیل و مستند دیگری برای زیر سوال بردن سخنان مدحی نداشتند. بر پایه این واقعیت بود که احتمال مخالفت با مدیریت وزارت اطلاعات و مخدوش کردن موفقیت ها و دستاوردهای شگفت انگیز آن از سوی آقای جوانفکر به عنوان یار نزدیک اسفندیار رحیم مشایی تقویت شد، بویژه آنکه تلاش این جریان برای برکناری حجت الاسلام حیدر مصلحی پیش تر با حکم رهبر معظم انقلاب ناکام مانده بود. شاید در ادامه این مخالفت هاست که موضوع ناتوان نشان دادن وزارت اطلاعات در مقابله با دشمن و تنزل دادن دستاورد اخیر آن در حد اعترافات یک عنصر فریب خورده، به واقعیت نزدیک شده است؛ گمانه ای که بیش از آنکه گویای عمق کینه جریان مخالف مدیریت وزارت اطلاعات باشد، موجب تاسف از شیوه برخورد با منافع ملی است. |
|
| طائب:رگههایی از رواج سازمانی بیحجابی در جریان انحرافی وجود دارد |
| ساعت ۱٠:۳٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، جریان انحرافی |
|
هدیه دادن به بعضی از هنرپیشههای کذایی و ارتباطات ساده و آسان بین زن و مرد از جمله شکلهای غیر معمولی است که به صورت سازمان یافته تبلیغ میشود و وظیفه نیروی انتظامی است تا با آن برخورد کند. استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه باید با تمام قوا از انهدام، ضعف و سستی حیا در جامعه جلوگیری کنیم، گفت: رگههایی از رواج سازمانیافته بیحجابی در جریان انحرافی وجود دارد. به گزارش فارس ، حجتالاسلام والمسلمین مهدی طائب با اشاره به اهمیت فراوان حیا در دین، اظهار داشت: حیا یکی از مهمترین هنجارها در جوامع است.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: قویترین راه برای تهاجم به دین در جوامع، مورد هجوم قراردادن و آسیب به حیای افراد آن جامعه است که در این صورت دین دچار آسیب میشود و پیامد آن آسیبهای اجتماعی فراوانی است که امروز گریبانگیر غرب شده است. وی با بیان اینکه غرب برای آنکه دین را کنار بگذارد ابتدا حیا را در جوامع غربی هدف قرار داده است، گفت: جوامع غربی نخست دارای حجاب، حدود و مرزهایی بودند؛ آغاز تهاجم فرهنگی از غرب آغاز شد و بعد از دوره رنسانس، حیا مورد هدف قرار گرفت. حجتالاسلام طائب اضافه کرد: با هدف قرار دادن حیا، دین در جوامع غربی از بین رفت و امروز ناهنجاریهایی به دلیل از بین رفتن دین در این جوامع قابل مشاهده است. وی عنوان کرد: هر یک از ادیان الهی چارچوبهای ذاتی را در جوامع انسانی رعایت میکنند که این امر از انهدام جوامع جلوگیری میکند؛ با از بین رفتن این اصول و چارچوبها امروز با جوامعی روبرو هستیم که زندگی تک نفره و طلاق در سریالهای و فیلمهای سینمایی آنها نمایان است. این کارشناس مسائل سیاسی بیان کرد: تقریباً در جوامع غربی سریال و فیلمی نیست که در آن زن و مرد زندگی تنها نداشته باشند. وی ادامه داد: جامعه ما جامعهای دینی است آن هم دین کامل اسلام که شاهد پیشرفتهای خود بر اساس اسلام بودیم، چنین موضوعی برای استکبار پدیده بسیار شومی بوده است و به همین دلیل میخواهد این جامعه را بر هم زند؛ بر این اساس حیا را مورد هدف قرار داده است و ما هم با تمام قوا باید از انهدام، ضعف و سستی حیا در جامعهمان جلوگیری کنیم. حجتالاسلام طائب در ادامه بیان کرد: برای این امر باید کار فرهنگی و اطلاعرسانی فرهنگی صورت گیرد، زنان ما مسلمان هستند و بسیاری از آنها اگر دچار آسیبهای بدحجابی میشوند، به دلیل بیاطلاعی است و سستیهایی که برایشان پیش میآید، با اقدامات فرهنگی برطرف میشود.
|
|
| مدعیان مکتب ایرانی قدرت طلبند/ اصولگراها رهبری را تنها نگذارند |
| ساعت ٩:٥۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی ، جریان انحرافی |
|
اصولگرایان تمام تخممرغهایشان را در سبد انتخابات نریزند و رهبری را در جبهه انقلاب تنها نگذارند/ طرح مکتبایرانی انحرافی و با انگیزه تثبیت قدرت است/ امام(ره) فرمودند ملیگرای واقعی آن بسیجی است که خرمشهر را آزاد کرد/ مدعیان مکتب ایرانی اعتراضی به لشکرکشی عربستان به خلیج فارس نکردند/ جهاد اقتصادی یعنی ورود هویت اسلامی- ایرانی به اقتصاد/ دولت درباره سفر به عربستان و دعوت از عبداالله رسما تبری بجوید/ تحرک جدی از سوی دولت در زمینه جهاد اقتصادی صورت نگرفته است. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: نمیدانم چرا برخی میخواهند هویت شناخته شده ما را به هم بزنند، معلوم نیست که برخی افراد از هویت انقلابی ما چه آسیبی دیدهاند که میخواهند آن را جابه جا کنند و به همین دلیل است که یک بار از ناحیه آزادیخواهی و بار دیگر از ناحیه ایرانیگری به جنگ با هویت انقلاب میآیند؛ برخی مواقع هم از زاویه تحجر و خرافات به مبارزه با هویت انقلابی ما میآیند در حالی که هویت اسلامی- ایرانی یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب بود که در دفاع مقدس تثبیت شد. ![]() * امام خمینی فرمودند ملیگرای واقعی آن بسیجی است که خرمشهر را آزاد کرد ![]() * اصولگرایان رهبر انقلاب را در جبهه انقلاب تنها نگذارند |
|
| عدالتخواهانی که فقط افشا میکنند! |
| ساعت ۱۱:۱٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
سیداحسان خاندوزی |
|
| آقای رئیس جمهور، جریان انحرافی سرعت شما را کند کرده است |
| ساعت ۱۱:٠٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، حسین شریعتمداری ، جریان انحرافی |
|
خبرنامه دانشجویان ایران:خبرنامه دانشجویان ایران: رئیس جمهور در دومین نشست خبری خود با اشاره به کارهای در حال انجام دولت مانند هدفمندی یارانه ها با اشاره به جلسات پی در پی شکل گرفته در هیئت دولت و ارتباط با صاحبنظران، آن را در مسیر خوب تلقی کرد. |
|
| قانونشکنتریندولت بعدازانقلاب،دولتاحمدینژاد بوده است |
| ساعت ٩:٠٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، احمد توکلی ، جریان انحرافی |
|
از احمدی نژاد می خواهم مرحمت کند سکوت خود را کنار بگذارد و از انحرافات امثال مشایی و اطرافیانش دفاع نکند تا معلوم شود چه کسانی مشغول رانت خواری و خرج بیت المال برای اغراض سیاسی هستند. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گفت: احمد توکلی با اشاره به نشست خبری هفته گذشته رئیس جمهور با رسانه ها گفت :اینکه رئیس جمهور اعلام کند قانونی ترین دولت تاریخ ایران بوده است و از خودش تعریف کند هنری نیست و باید مراجع قانونی و رسمی قانونگرا بودن دولت را تایید کنند. آقای احمدی نژاد 3 موضوع مهم و قابل بحث در مصاحبه خود داشتند که اولین آن در مورد قانون گرایی دولت بودبه طوریکه وی مدعی شده است که قانون گراترین دولت تاریخ ایران دولتهای نهم و دهم بوده است.
وی با بیان اینکه موارد مکرر و متعددی از نقض قانون در دولتهای نهم و دهم وجود داشته است ، اظهار داشت: اگر مجری به نحوی اجرا کرد و مجلس یا قاضی طبق قانون اساسی قضاوت کرد که خلاف قانون صورت گرفته است ، دیگر ادعای مجری مسموع نیست و لذا اینکه ایشان خود را قانونمندترین دولت از زمان مادها بداند فایده ای ندارد. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در کشور ما حکومت مردم سالاری حاکم است و طبق قانون مجلس، قوه قضائیه و کمیسیون اصل نود قضاوت می کنند و رئیس مجلس بر قانونی بودن مصوبات دولت نظارت دارد. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه احمدی نژاد به حدی بر این تصور غلط اصرار داشت که خودش را به عنوان مجری قانون اساسی در مقامی می دید که اعلام کرد مصوبات مجلس با قانون اساسی سازگار نیست، تاکید کرد: البته رئیس جمهور این خطا را چند سال پیش مرتکب شد که شورای نگهبان بیانیه رسمی داد و به احمدی نژاد اعلام کرد که حق اظهار نظر در مورد تطبیق قوانین با قانون اساسی را ندارد. توکلی تاکید کرد: همچنین در اواخر سال 88 رئیس جمهور نامه ای خطاب به مقام معظم رهبری نوشت و ادعا کرد که حیطه اختیاراتش از چیزی که در قانون اساسی مرسوم است، باید بیشتر باشد و حتی چند مورد را نیز ذکر کرد و رهبر معظم انقلاب به دلیل اینکه تفسیر قانون بر اساس قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است به آیت الله جنتی حکمی دادند که عده ای از دولت و عده ای از مجلس جلسه ای را با یکدیگر برگزار کنند و بر روی مواردی که رئیس جمهور مدعی است بحث کنند. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ادامه داد: آیت الله جنتی از رئیس مجلس درخواستی مطرح کرد و لاریجانی نیز آقایان ابوترابی، باهنر، دهقان و بنده را مامور کردند و از طرف دولت نیز آقای میرتاج الدینی و خانم بداغی و آقای الهام و عزیزی مطرح شدند که البته آقای الهام در این جلسات شرکت نمی کرد و عزیزی به ندرت در جلسات شرکت می کرد و تنها خانم بداغی و میرتاج الدینی در این جلسات شرکت می کردند و 18 جلسه در مدت 6 ماه و در هر جلسه به مدت 3 ساعت با حضور برخی از اساتید حقوق عمومی دانشگاه های تهران و سه تن از اعضای شورای نگهبان برگزار شد و تقریبا تمامی ادعاهای دولت رد شد. وی تاکید کرد: شورای نگهبان در نهایت به صورت رسمی نظر خود را به رهبر معظم انقلاب اعلام کرد و احمدی نژاد نتوانست ادعاهای غلط خود را تعقیب کند. نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به اینکه همچنین احمدی نژاد نامه ای خطاب به نمایندگان نوشت و دعاوی نادرستی مطرح کرد و نمایندگان نیز جواب وی را دادند و سپس رهبری وی را از تکرار کارهای مشابه منع نمودند تاکید کرد: در این شرایط اینکه رئیس جمهور اعلام کند قانونی ترین دولت تاریخ ایران بوده است و از خودش تعریف کند هنری نیست و باید مراجع قانونی و رسمی قانونگرا بودن دولت را تایید کنند. توکلی تصریح کرد: معتقدم قانون شکن ترین دولت بعد از انقلاب دولت احمدی نژاد بوده است و تکرار ادعاهای وی نفعی به حال کشور ندارد و وی باید به قانون عمل کند. وی به دیگر شاخص های قانون گریزی دولت اشاره و افزود: آخرین مورد آن سرپرستی وزارت نفت بود که با فشار مجلس و بعد از مدتها تمرد، بالاخره شخصی را معرفی کرد و یا اتفاقی که در قضیه ادغام ها پیش آمد و کار به حکمیت رهبر انقلاب انجامید که بر اساس بند 7 اصل 110 قانون اساسی ایشان جلسه ای تشکیل دادند و احمدی نژاد را وادار کردند که به قانون تمکین کند ولی باز هم در آن تمکین اختلالاتی بوجود آوری که مورد اعتراض مجلس واقع شد. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از این گفتگو با اشاره به نشست خبری احمدی نژاد تصریح کرد: موضوع دیگری که در این نشست خبری مطرح شد این بود که احمدی نژاد در پاسخ به این سئوال که اگر اطرافیان تعقیب شوند شما چه اقدامی انجام می دهید ادعا کرد که برای چندمین بار میگوید اگر نزدیکان من و بستگان من تخلفی انجام دادند باید به صورت جدی به آن رسیدگی شود. توکلی ادامه داد: باید در پاسخ بگویم این حرف واقعیت ندارد و هنگامی که رحیمی مورد تعقیب واقع شد، احمدی نژاد مقاومت زیادی انجام داد و حتی تهدید کرد در مقابل این اقدام ایستادگی می کند و در جلساتی که با وی برگزار شد اعلام کرد که این توطئه بر علیه دولت است . نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: سه قاضی با سابقه آقایان اژه ای، رئیسی و خلفی که قضات با سابقه و خوشنام کشورمان هستند پرونده رحیمی را مطالعه کردند و یک سال پیش به نزد احمدی نژاد رفتند و به وی گفتند ما سه قاضی به اتفاق آرا تایید می کنیم که توجه اتهام به آقای رحیمی قطعی است و باید تعقیب شود اما احمدی نژاد 100 دقیقه برای این 3 نفر سخنرانی کرد و از توطئه علیه دولت یاد کرد و به صورت قاطع از معاون اول خود حمایت کرد. وی خاطرنشان کرد: در این زمینه باید به صورت شفاف مشخص شود که رئیس جمهور خلاف می گوید یا درست، در عین حال اگر احمدی نژاد راست می گوید من به صورت جدی استقبال می کنم و معتقدم فردی متهم مانند رحیمی نباید حتی یک ساعت معاون رئیس جمهور باشد. عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی بیان کرد: هم اکنون با اظهارات احمدی نژاد توپ در زمین ریاست قوه قضائیه است و باید سریعا قوه قضاییه رحیمی را تحت تعقیب قرار دهد و تمام ضوابط آیین دادرسی را در خصوص وی اجرا کند تا معلوم شود اگر ما اسم خود را حکومت حضرت علی (ع) می گذاریم حداقل ذره ای شبیه آن هستیم. وی به بخش دیگری از نشست رئیس جمهور نیز اشاره کرد و اظهار داشت: در قسمتی دیگر از این نشست احمدی نژاد مطرح کرد که در قبال اتهامات به نزدیکان خود سکوت وحدت آفرین اتخاذ کرده ام اما در حال حاضر اطرافیان وی به انحراف یا فساد متهم هستند و سکوت دولت یا سخن گفتن دولت جزو حقوق دولت نیست بلکه از وظایف دولت است در جایی که هنگام سخن گفتن است، دولت وظیفه دارد این کار را انجام دهد و جایی که وظیفه سکوت دارد باید این کار را انجام دهد. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: معتقدم دولت وظیفه دارد در خصوص جریان انحرافی سخن بگوید و وظیفه ندارد سکوت کند و این سکوت وحدت آفرین نیست. توکلی در خصوص اینکه چرا رئیس جمهور حق سکوت در برابر انحرافات را ندارد افزود: وقتی اطرافیان احمدی نژاد به انحراف فکری و استفاده از قدرت سیاسی و جلب رای افراد موثر اجتماع و یا نمایندگان متهم می شوند اگر در این هنگام سکوت انجام بگیرد نتیجه آن پایین آمدن مشروعیت دولت است و به تبع آن کارایی دولت تا حد زیادی پایین می آید و اگر این کارایی به حد پایینی برسد مصالح ملی و منافع مردم آسیب می بیند و لذا به دلیل اینکه آسیب به منافع ملی و مردم حق دولت نیست دولت حق ندارد سکوت کند و باید دفاع کند. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: از احمدی نژاد می خواهم مرحمت کند سکوت خود را کنار بگذارد و از انحرافات امثال مشایی و اطرافیانش دفاع نکند تا معلوم شود چه کسانی مشغول رانت خواری و خرج بیت المال برای اغراض سیاسی هستند، رئیس جمهور باید در باره انحرافاتی که ارتباط با جن گیران فاسد یکی از آن هاست و از آن مهمتراتهامات فساد مالی است پاسخ دهد. وی ادامه داد: اگر مردم اطرافیان رئیس جمهور را افراد منزهی بدانند وحدت در ارکان حکومت امکان پذیر خواهد بود اما اگر مردم اطرافیان رئیس جمهور را منحرف و فاسد بدانند، از طریق کاهش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی، منافع ملی دچار آسیب زیادی می شود بنابراین رئیس جمهور باید رسما از قوه قضائیه بخواهد پرونده آقایان رحیمی، مشایی، بقایی و ملک زاده که اتهامات مالی وغیر مالی بسیاری و سوء استفاده از قدرت متوجه آنها است رسیدگی شود. توکلی در پایان اظهار داشت: ضروری است دستگاه قضایی بیش از این مماشات به خرج ندهد و آقای دکتر احمدی نژاد بیش از این در خصوص اطرافیان منحرف و متهم خود طفره نرود، سکوت وی وحدت آفرین نیست.
منبع:مهر
|
|
| جزئیات خوشخدمتی و جعل بیانیه در حمایت از عناصر زلال و پاک! |
| ساعت ۸:۱۱ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، روح الله احمدزاده |
|
یکی از استانداران کشور جزئیاتی در مورد نحوه امضا جمع کردن احمدزاده استاندار سابق فارس برای بیانیه حمایت از جریان انحرافی در ماجرای وزیر اطلاعات را توضیح داد. وی که خواست نامش فاش نشود،به خبرنگار ما گفت که بیانیه اولیهای که با عنوان "بیانیه استانداران سراسر کشور در خصوص حمایت از دولت مردمی و خدمتگزار و ضرورت مقابله با جریان انحرافی شکل گرفته علیه دولت" برای امضا به استانداران داده شد، تمرکز بر دفاع از دولت و شخص رئیسجمهور بود که برخی از استانداران همان بیانیه را نیز بهدلیل وجود شائبه تقویت جریان نفوذی دولت بهخاطر شرایط زمانی امضا نکردند. این استاندار ادامه داد: برخی از استانداران نیز این بیانیه را امضا کردند اما پس از رسانهای شدن متن نهایی بیانیه معلوم شد که احمدزاده که برای جمعآوری امضاها پیشقدم بود، بیانیه دیگری را که در آن حمایت از جریان نفوذی کاملاً غلیظ بود و از تعابیری مانند "تخریب منسوبین رئیسجمهور" و "تضعیف عناصر زلال و پاک" به نفع این جریان استفاده شده بود، بهعنوان متن نهایی آماده کرد. وی با بیان اینکه برخی از استانداران امضاکننده، اساساً بیانیه دوم را ندیده بودند و ظاهراًامضای آنها از روی بیانیه اول اسکن شده و در ذیل بیانیه دوم درج شده است، ادامه داد: به هر حال، پروژه امضا گرفتن از استانداران در حمایت از جریان نفوذی ناکام ماند و با همه جعل و تهدید و تطمیع، نصف استانداران کشور نیز حاضر به امضای بیانیه نشدند. بنا بر این گزارش، روحالله احمدزاده استاندار سابق فارس همزمان با ماجرای برکناری وزیر اطلاعات و مقاومت در مقابل اجرای دستور رهبر معظم انقلاب در زمینه ابقای حجتالاسلام مصلحی، اقدام به جمعآوری امضا از استانداران کرد تا در برابر شخصیتها و رسانههایی که بر ضرورت اجرای دستور رهبر انقلاب تأکید داشتند، جبهه مخالفی از درون دولت شکل دهد. در عین حال، علیرغم اقداماتی مانند جعل بیانیه و حتی تهدید تلویحی برخی از استانداران به برکناری در صورت امضا نکردن بیانیه، تنها 13 نفر از 31 استاندار کشور حاضر به امضا شدند. در ادامه متن بیانیه اولیه و سپس متن تغییریافته آن آمده است:
متأسفانه در روزهای اخیر به بهانه برخی مسائل جزئی و پیش پا افتاده شاهد شکل گیری جریان رسانه ای و تبلیغاتی وسیعی به هدف تضعیف خدمات بزرگ و توصیف ناپذیر دولت محترم و خاصه شخص ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدینژاد هستیم به شکلی که تلاش میشود ضمن نادیده انگاری همه خدمات دولت شائبه اختلاف و زاویه با رهبر معظم انقلاب را در جامعه ایجاد کند و این در حالی است که ایشان بارها بر ضرورت حمایت قاطع از دولت مردمی و عدالت محور تأکید داشتهاند. ما استانداران سراسر کشور ضمن اعلام حمایت قاطع از رئیس جمهور ولایی جهادی و مردمی ضمن تأکید بر ضرورت حفظ آرامش و پرهیز از جنجال آفرینی تبلیغاتی و پرداختن به مسائل حاشیهای اعلام میکنیم روند تخریب و فشارهای تبلیغاتی علیه دولت خدمتگذار که بعضاً با موضعگیریهای برخی فعالین و جریانهای سیاسی باعث ایجاد آشفتگی در فضای عمومی کشور شده است در تعارض آشکار با منویات مقام عظمای ولایت مبنی بر حمایت قاطع از تلاشهای شبانهروزی دولت خدمتگزار بوده و همانگونه که ملت بزرگ ایران با شور و عزم راسخ در میدان انتخابات دهم ریاست جمهوری بصیرت خود را در التزام به مقام عظمای ولایت در حمایت از رئیس جمهور محبوب و مردمی به نمایش گذاشتند انتظار میرود فعالان و جریانهای سیاسی نیز همگام با ملت شریف ایران اسلامی در گفتار و رفتار و مواضع خود به گونهای عمل نمایند که شائبه تضعیف و تخریب دولتمردان در افکار عمومی شکل گیرد و منجر به نارضایتی آحاد مردم در سراسر کشور گردد. در بیانیه دوم که متن تغییر یافته است، پاراگراف اول تغییر داده شده است:
متأسفانه در ماههای اخیر شاهد شکل گیری جریان انحرافی و خزندهی رسانهای و تبلیغاتی با هدف تضعیف عملکرد دولت خدمتگزار و تزویر شخصیت و تخریب برخی دولتمردان خدوم و منتسبین به ریاست محترم جمهور در سطح کشور هستیم. این روند تخریب و تضعیف عناصر زلال پاک و ناب منتسب به دولت در شرایطی صورت میگیرد که رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت حمایت قاطع از دولت مردمی و عدالتمحور تأکید داشتهاند. |
|
| دور سوم ترور شخصیت آیتالله مصباح با بولتنسازی روزنامه دولت |
| ساعت ۸:۱۱ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جریان انحرافی ، آیت الله مصباح یزدی |
|
تجدید نظرطلبان، جریان هاشمی، جریان نفوذی/ روزنامه ایران آیتالله مصباح، رئیس قوهقضائیه و فرمانده سپاه را اقتدارگرا خواند!
روزنامه دولت امروز راهبرد "سکوت الهامبخش وحدت" را که رئیسجمهور سهشنبه گذشته در نشست خبری خود در مقابل سؤالهای متعدد خبرنگاران در مورد جریان نفوذی مطرح کرد، در عمل با حمله به شخصیتهای برجستهای مانند آیتالله مصباح یزدی، رئیس قوه قضائیه و فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیاده کرد و آنها را اقتدارگرا و عامل جنگ روانی علیه دولت خواند. به گزارش رجانیوز، روزنامه ایران در حالی در در ویژهنامه سیاسی امروز (شنبه) با تیتر "جنگیرها و رمال ها را چه کسانی به دولت احمدی نژاد منتسب کردند" به بولتنسازی علیه شخصیتهای جریان نفوذی پرداخت که هفته گذشته نیز معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور وعده معرفی کسانی را که وی "آشوبگران علیه رئیس جمهور" میخواند، داده بود.
در این ویژه نامه که عناصر دست چندم جریان نفوذی آن را تهیه کردند، با کنار هم قرار دادن برخی سخنان علما و شخصیتهای برجسته دینی در کنار برخی اخبار سایتهای یک جریان سیاسی تلاش شده است، یک مجموعه جنگ روانی برای خوانندگان جا انداخته شود. هر چند هر سایت خبری خط مشی و منابع خاص خبری خود را دارد، اما این شیوه تقطیع و تحریف در سخنان شخصیتهایی مانند آیت الله مصباح یزدی، نشانگر بیتقوایی رسانه ای تازه واردها به روزنامه دولت جمهوری اسلامی است. جالب آنجاست که تاکنون در سایت روزنامه ایران و شبکه ایران این ویژه نامه منتشر نشده است. در این ویژه نامه شخصیت هایی مانند آیت الله مصباح یزدی، آیت الله صادق آملی لاریجانی، آیت الله علم الهدی، سردار محمد علی جعفری و حجت الاسلام علیرضا پناهیان اقتدارگرا و عامل جنگ روانی علیه دولت نامیده شده اند. در این ویژهنامه پس از آنکه مواضع شخصیتهای فوق بیان شده، در بخش یازدهم از این افراد بهعنوان افراد اقتدارگرا یاد شده است. از دیگر حربه های جنگ های روانی روزنامه ایران، یکی دانستن مواضع آیت الله مصباح یزدی و آقای هاشمی رفسنجانی است. آیت الله مصباح در سالهای دوران سازندگی، اصلاحات و دولت اخیر با تیزبینی انحرافات جریانهای انحرافی و نفوذی را تشخیص داده و با قاطعیت علیه این جریانها افشاگری میکرد که هزینه این پیشروی را نیز با دریافت انواع دروغ، تهمت و تحریف پرداخته است. به نظر می رسد دور سوم ترور شخصیتی آیت الله مصباح پس از دوران روزنامه های زنجیره ای تجدیدنظرطلبان و حملات سال 1384 پس از شکست هاشمی رفسنجانی در انتخابات نهم ریاست جمهوری توسط حامیان چشم و گوش بسته جریان نفوذی آغاز شده است و بولتن امروز روزنامه ایران نقطه آغاز این ماجراست. این در حالی است که آنچه در این ویژهنامه مستمسک تخریب این فقیه فیلسوف قرار گرفته، نکات اخلاقی و هشدارهای دینی او بدون نام بردن از افراد یا طیف خاصی است و مشخص نیست در صورتی که جریان نفوذی خود را از این اتهامات مبرا میداند، چرا این موارد را به خود گرفته است. رهبر معظم انقلاب در سال 78 همزمان با اوجگیری حملات تجدیدنظر طلبان علیه آیتالله مصباح از ایشان به مطهری زمان یاد کردند و فرمودند جوانانی که محضر شهید مطهری و علامه طباطبایی را درک نکردهاند، از محضر ایشان استفاده کنند. ایشان همچنین اسفند ماه سال گذشته با حضور در مؤسسه امام خمینی و در دیدار با آیتالله مصباح و خانواده ایشان خاطرنشان کردند: «بنده هم به سهم خودم قدر آقای مصباح را میدانم. واقعا میدانم که ایشان در کشور و برای اسلام چه وزنهای هستند و حقا و انصافا ما امروز نظیر ایشان را – حالا به این تعبیر بگوییم – خیلی نادر نظیر آقای مصباح ممکن است وجود داشته باشد با این وزانت علمی و عمق علمی و احاطه و وسعت و با این آگاهی و بینش و صفا. این سه جهت در ایشان جمع است؛ هم علم، هم بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا. این سه تا با هم در وجود ایشان خیلی ارزشمند است. خداوند متعال انشاء الله وجود ایشان را برای ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ایشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ایشان استفاده نمایند. خداوند کسان ایشان را، آقازادههای ایشان، همسر محترم، عروسها و دامادها همه را مشمول لطف و هدایت خودش قرار دهد.» |
|
| رد پای شیطان پرستان در جریان انحرافی |
| ساعت ۱:٢٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، فراماسونری ، جریان انحرافی ، شیطان پرستی |
|
فراماسونری یک تشکیلات نخبه گرا و نهان روش است و کاملا مخفی عمل میکند و اسرارش را به هیچ وجه افشاء نمیکند. / نگاه جهانی از دیگر ویژگیهای فراماسونرها است که در جریان انحرافی جدید هم دیده می شود اساسا فراماسونری با شعار جهان محوری تاسیس شد تا ... رئیس موسسه مطالعات تاریخی ایران معاصر گفت: در جریان انحرافی جدید سر و کله شیطان پرستان دیده میشود و در اعترافات یکی از افرادی که دستگیر شده است این مطلب دیده میشود. |
|
| گفتوگو با مهدی کوچکزاده در آستانه حماسه 22 خرداد/1 |
| ساعت ۱:٢۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کوچک زاده ، جریان انحرافی |
|
تمایز جریان عدالتخواه سوم تیری از گروه انحرافی/ چه کسانی حق نقد ولایتمداری احمدینژاد را دارند
اشاره: دکتر مهدی کوچکزاده نماینده مردم تهران در مجلس را همه به صراحتش میشناسند، از همان دوره مجلس هفتم، زمانی که با صراحت نظراتش را بیان میکرد، در ستاد جنگ روانی جریان موسوم به اصلاحطلب هدف قرار گرفت و در چند شماره با تیتر و عکس یک روزنامههای زنجیرهای مانند شرق تخریب شد. با روی کار آمدن دولت احمدینژاد بهعنوان نماینده حامی دولت در مجلس شناخته شد، این در حالی بود که بارها در کنار حمایتهای خود از اقدامات درست دولت، انتقادهایش را نیز بیان کرد. در آستانه سالروز حماسه دوم خرداد، با وی به گفتوگو نشستیم و روی این بحث متمرکز شدیم که آیا این ادعا که جریانهای فتنه و یا جریانهای به اصطلاح اصولگرای همراه فتنه این روزها بیان میکنند که آیا انتخاب احمدینژاد از ابتدا اشتباه بود و این جریان، یک جریان انحرافی بود، آیا درست است؟ بخش اول این گفتوگوی خواندنی در ادامه آمده است:
مسألهای که در حال حاضر با آن مواجه هستیم این است که عدهای تعریف جدیدی از فتنه ارایه میدهند که بر اساس این تعریف، فتنه اصلی یک جریان بیریشه و بیهویت بوده که با انجام یکسری کارها قدرت را در دست گرفته و چند سال هم همه را به بازی داده و اکنون هویت خود را رو کرده و مشخص شده که با چه انگیزهای آمده است. این صورت مسأله جدیدی از فتنه است که گروهی آن را درست کردهاند و میگویند که این جریان از ابتدا هم منحرف بوده است. این افراد حتی به تعبیری به رهبر معظم انقلاب نیز تعریض میکنند که شما که به ما میگفتید بصیرت داشته باشید، خودتان بصیرت کافی نداشتید و اینها را از ابتدا نشناختید و ندانستید که از اول با این جریان چگونه باید برخورد کرد و آن را تقویت کردید.
از سوی دیگر با این تعریف، بدنه حزبالله که این جریان راه همراهی کرده به و این گفتمان را شاخ و برگ بخشیده، به بیبصیرتی محکوم است و به او میگویند که از این به بعد تو نباید حرف بزنی و این یک دفعه هم که دخالت کردی و به حرف ما گوش ندادی، نتیجهاش این شد. سؤال من از جنابعالی این است که شما تا چه حد این تعریف را قبول دارید و آیا این جریان از ابتدا منحرف بوده و آیا این جریان در طول این شش سال به کشور ضربه زده است و آن عدهای که این حرفها را میزنند، خواستار چه چیز هستند؟
- من اگر بخواهم جواب جامعی در پاسخ به این پرسش شما بگویم، ابتدا لازم میدانم که تعریف جامعی از ریشهدار و بیریشه بودن را بیان کنم. ما نباید از این موضوع یک تعریف ارتجاعی کنیم. کسانی که امروز و از ابتدای به ریاست جمهوری رسیدن آقای احمدینژاد این بحث را عنوان میکردند که افراد بیسابقه و بیریشه در انقلاب آمدهاند و کار را در دست گرفتهاند و این به عاقبت خیری منجر نخواهد شد، تعریف خاصی از ریشهدار بودن دارند و ما نیز تعریف خود را داریم. من برای روشن شدن تعریف ریشهداری به اصلیترین اصلی که اگر در حکومت نباشد، هیچیک از ارکان آن مشروعیت نخواهند داشت، ارجاع میدهم و به بیانات رهبر معظم انقلاب استناد میکنم.
ایشان در خطبههای نماز جمعه 28 آبان 1382 میفرمایند که ما بهعنوان شیعه باید این درس را به یاد داشته باشیم که عدالت قابل اغماض و قابل معامله نیست و هیچیک از مسائل گوناگون، نه مصالح فردی و نه مصالح حکومت در کشور اسلامی نمیتواند با عدالت معامله شود. من متناسب با این جمله از امام(ره) نیز جملهای دارم که میتوانم آن را نقل کنم. امام(ره) در جایی مضمون صحبتشان این بود که بالاخره باید حکومت بماند. امیرالمؤمنین به خاطر عدالت این مشکلات را تحمل کرد. همچنین در جای دیگری در تاریخ 5 شهریور 82 رهبر معظم انقلاب میفرمایند که مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد و تبعیض و نیز عدالتخواهی است و این پایه مشروعیت ماست. در حال حاضر درباره مشروعیت حرفهای زیادی زده میشود و بنده هم از این حرفها بلدم اما حقیقت قضیه این است که اگر ما به دنبال عدالت نباشیم، حقیقتاً من که اینجا نشستهام وجودم نامشروع خواهد بود. یعنی هرچه اختیار دارم و هرچه تصرف کنم، تصرف نامشروع بوده و دیگران هم همینطور هستند. روند کار نباید به سمت تنعم روزافزون مسؤولان و تظاهر به این معنا باشد و این غلط است.
![]() با توجه به این دو مطلب میتوانیم ریشهدار بودن را تعریف کنیم. من میخواهم بگویم که اصلا ریشه این انقلاب در خون جوانانی است که از کوچههای جنوب شهر تهران بیهیچ نام و نشان و هیچگونه وابستگی به خاندانهای بزرگ به تعبیر آقایان، برخاستند. امام(ره) در جایی خطاب میکنند "این جنوب شهریها که شما اکنون آنها را به این نام میخوانید والا یک موی این کوخنشینها به همه شما کاخنشینها میارزد"، ریشه و اصل انقلاب در دل جوانانی است که هیچ نام و نشانی در دورهها و سلطنهها و... نداشتند. این تعریف ریشهدار و ریشهدار بودن است. کسانی که همه هستیشان را در راه برقراری عدالت فدا میکنند که البته این تنها در حکومت اسلامی محقق خواهد بود وگرنه چیز ابتری خواهد ماند. این موضوع در ظاهر ممکن است رفاهی را برای طبقاتی فراهم کند اما در پایان منجر به بیعدالتی و نقض غرض خواهد شد.
مجموعه دولت فعلی از زمانی که به قدرت رسید و اختیار کار اجرایی کشور را در دست گرفت، با افرادی مواجه شد که تعریفشان از ریشهداری همان وابستگی به خاندان کذا بوده و یا اگر بخواهیم با تساهل با آن برخورد کنیم، کسانی که از ابتدا با امام(ره) بودند. بسیاری از کسانی که انقلاب در خون آنها ریشه دارد، اصلا در زمانی که انقلاب پیروز شد و یا از زمان 15 خرداد که انقلاب امام آغاز شد، تازه به دنیا آمده بودند. بنابراین این افراد نمیتوانند ادعای در محضر امام بودن و همراهی امام(ره) را داشته باشند. لذا وقتی این انتقال قدرت در سال 83-84 صورت گرفت، برایشان بسیار تعجبآور و غیرقابل تحمل بود و خود آقای احمدینژاد هم از آن تعبیر میکند به اینکه کسانی که در این دایره تعریف نشده بودند، وارد شدند. اینها منافعی را از دست داده بودند و از همان روز اول شروع به سنگاندازی، دشمنی و مخالفت کردند، اگرچه ادعای غیر از این را داشتند. سند من برای سنگاندازی این افراد نامهای است که آقای هاشمی رفسنجانی در آن انتخاب اولیه آقای احمدینژاد به ریاست جمهوری، در گله از پیروز نشدن خود در انتخابات نوشت که مضمون آن نامه این بود که من چون امیدی به رسیدگی ندارم، به خدا واگذار میکنم و این زدن ریشه انقلابی بود که در خون بچههای جنوب شهر وجود دارد. پس از آن تا دو، سه سال هم هر حرف و تهمتی هم که میخواستند به رییسجمهور میزدند؛ مانند بیتدبیر، کوتوله سیاسی و حرفهایی از این قبیل و پس از سه سال هم گفتند که ما تا به حال مدارا کردیم و از این به بعد برخورد خواهیم کرد. من هم در آن زمان گفتم که اگر این اسمش مداراست که حتما بعد از این کودتای سیاسی خواهید کرد.
یعنی شما میگویید که یک جریان منحرفی که از ابتدا با هدف و نیت خاصی آمده باشد و بخواهد یک جریان اصیل را به حاشیه براند و بعد کار خودش را بکند، وجود نداشته است؟
- اصلاً اینطور نیست و این حرف مبنای منطقی ندارد. در تاریخ صدر اسلام هم وقتی امیرالمؤمنین به حکومت میرسد -البته من اصلاً قصد مقایسه ندارم، بلکه از باب تبیین و شاهد تاریخی است- اگر میخواست از ریشهدارها با معنایی که آقایان از ریشهدار بودن دارند، استفاده کند، باید طلحه و زبیر را به استانداری بصره میگماشت اما ایشان این کار را نکرد. در قسمتی از سریال امام علی(ع) که با استفاده از مستندات تاریخی ساخته شده است، میبینیم که حضرت امیرالمؤمنین(ع) کشاورزی را به استانداری یک استان منصوب میکند. این یک کار اسلامی است و کار اسلامی ریشهدار، معنیدار و صحیح است. شما به کارهای ارتجاعی که در دوران هشت سال اصلاحات و قبل از آن انجام شد، نگاه کنید؛ در آن زمان قوم و خویشبازی مملکت را فرا گرفته بود. پرداختن به مرفهین، چرب کردن سبیل آنها و انواع و اقسام امتیازات را برای اطرافیان از قبیل زمین و تسهیلات و... درست کردن که ما در کمیسیون اصل 90 به موارد متعددی از آنها برخوردیم و اعلام کردیم اما متأسفانه در دوران ریاست رییس قبلی قوه قضاییه به آنها رسیدگی نشد. اگر اینها ریشهداری و نبود انحراف است، ما ریشه نداریم و دچار انحراف هستیم!
اما مجموعه شرایطی که علیرغم زحمات طاقتفرسای شخص رییس دولت و شاکله این دولت کشیده شد، با آنکه ضعفهایی هم داشت که ما منکر آنها نیستیم، ولی جریانی که دسترسی به رسانه داشت و تریبون و امکانات داشت، به جای تشکر از زحمات شخص رییسجمهور و لااقل کارهای مثبت دولت و برخورد منصفانه فقط برخورد حذفی و سلبی کرد.
خب، این جریانی که میگویید چه جریانی بود، چون به نظر میرسد این جریان یک طیف باشد و یک جریان مشخص نیست. شما میگویید که جریان آقای احمدینژاد یک جریان عدالتخواه بوده و ریشهاش هم در عدالتخواهیاش است و اگر هم یک اشکالاتی بر ایشان وارد است، اینگونه نبوده که از ابتدا دارای یک انحراف مشخصی بوده باشد، بلکه بهدلیل یکسری دلایل این مشکلات بهوجود آمده است. درباره این دلایل توضیح دهید.
- نکته اول اینکه اصلاً آن جریانی که آقای احمدینژاد را به ریاست جمهوری رساند، مردم بودند و به هیچوجه چهرهها و جریانهای شناخته شده سیاسی در پیروزی او سهم و دخالتی نداشتند. این برای بنده به عنوان فردی که در عرصه حضور داشتم، اظهر من الشمس است. حتی آقایان اصولگرا تمایلی به اینکه ایشان رییسجمهور شود، نداشتند و من این رأی تودههای مردم را یکی از مهمترین ویژگیهای انتخاب شدن آقای احمدینژاد به ریاستجمهوری میدانم. لذا باید بگویم که اگر مردم را منحرف میدانند، پس دیگر اینقدر سنگ مردم را به سینه نزنند.
این جریان وقتی که از میان خود یک فرد تلاشگر، عدالتخواه و مخلص را بر سر کار آورد، با کارشکنیها و بدگوییهای متعدد ظرف چهار، پنج سال تا امروز مواجه شد. من اولا دلیل این عمل خبطی را که برای بار دوم صورت گرفت (تعلل در ابقای وزیر اطلاعات) و زبان این افراد مخالف را به روی جریان مردمی آقای احمدینژاد باز کرد، بگویم. بار اول این عمل زمانی صورت گرفت که آقای احمدینژاد، آقای مشایی را به معاون اولی منصوب کرد، خوب، تا اینجا اشکالی نبود اما وقتی رهبر معظم انقلاب به ایشان فرمودند که به مصلحت تو نیست و باعث ایجاد اختلاف و سرخوردگی میان دوستان تو میشود، ما انتظار داشتیم نامهای که در جواب رهبر معظم انقلاب نوشته میشود، چنین مضمونی نداشته باشد. به هرحال این عمل انجام شد و ما آن را به حساب خطا گذاشتیم و از آن عبور کردیم. اما دوباره در قضیه وزیر اطلاعات، ما شاهد آن بودیم که این باور در آقای احمدینژاد به وجود آمده که علیرغم اینکه رهبر معظم انقلاب هم از نظر اطلاعات از ایشان در سطح بالاتری قرار دارند و هم به گواهی همه نخبگان روحانی در مجلس خبرگان و همه مردم، پرچمدار دین و عدالت در کشور، مقام معظم رهبری هستند و ایشان بودند که با فراهم کردن زمینه گفتمان عدالت و عدالتخواهی، سبب شد تا آقای احمدینژاد از سوی مردم برگزیده شود، اما علیرغم همه اینها، آقای احمدینژاد پس از قطعی شدن نظر مقام معظم رهبری، برای خودش نظر قایل است. این اشتباه قابل بخشش و گذشت نیست و متأسفانه آنهایی که واقعا بیریشه هستند از همین اشتباه سوء استفاده کردند.
سؤال همین است که این اشتباه محصول چیست؟ آیا محصول یک انحراف مشخص است یا یک خطا و یا خودپرستی است؟ در این جریان که شما آن را جریان مردمی مینامید، عدهای از دلسوزان انقلاب بودند که مثلاً در پایگاه، فلان کانون فرهنگی یا فلان هیأت کار میکردند و پست و مقامی نداشتند و کار سیاسی و فرهنگی خود را در راستای نظام و انقلاب انجام میدادند، این جریان به هر حال در سوم تیر یکپارچه شد و احمدینژاد و دولت نهم از آن برخاست. آیا کاری که اینها انجام دادند و سپس در مسیر دولت نهم آن را ادامه دادند، اشتباه بوده یا اینکه نه، آن جریانی که در این چهار سال در تلاش بوده تا به جریان عدالتخواهی و... ضربه بزند، اکنون میخواهد به بهانه خبط احمدینژاد، این جریان را نیز حذف کند و بگوید که بهخاطر شما بزرگانی از صحنه کنار رفتند و این تنها بهخاطر مدل رفتار و حمایتی که شما میکردید، بود.
![]() - به عقیده من هیچگونه اشکالی به این خط و جریان وارد نیست و اگر اشکالی وارد است، تنها به تخطی یک فرد از این خط و جریان است و آن فرد آقای احمدینژاد است. حال چرا او مرتکب این خطا شده است؟ باید درباره آن بحث کنیم. اما اینطور نیست که بگوییم این جریان از ابتدا اشتباه کرده که این گفتمان را برای خودش برگزیده و در تطبیق این گفتمان به مصادیق، به احمدینژاد رسیده و به او رأی داده است.
اما من میخواهم این موضوع را که چرا آقای احمدینژاد به اینجا رسیده، بگویم. یکی از این دلایل همین مخالفتهای کشنده و بد و بیراههایی است که بر او طی این چند سال روا شد. رهبر معظم انقلاب نیز در خطبههای خود در نماز جمعه فرمودند که رییسجمهور قانونی کشور را رمال و دروغگو و... خطاب کردند و این افراد، خود، دروغگوترین افراد هستند که رأی مردم را برنتابیدند و به انتخابات احترام نگذاشتند. خب، وقتی که شما از همه طرف مورد هجمه قرار میگیرید، این طبیعی است (نمیگویم مطلوب است) که نسبت به همه دچار سوءظن شوید. بخشی از این عزل و نصبها که توسط ایشان صورت گرفت نیز ناشی از همین سوءظنها بود.
مطلب دیگر این است که در این فضای سخت، یک قشری در اطراف آقای احمدینژاد شکل گرفت که اینها به جای اینکه دلسوزانه و از روی خیرخواهی عیبها و نقاط ضعف را متذکر شوند، به تملق برای به کرسی نشاندن عقاید و نظرات خودشان پرداختند و این موجب نوعی رخوت شد. این دو چیز باعث خطای رییسجمهور شد.
ما که به عنوان جریان حامی دولت در رسانه، و شما در مجلس شناخته میشویم، آیا باید اشکالات و عیبهای آقای احمدینژاد را میگفتیم و آن را برجسته میکردیم و اگر این کار را نکردیم آیا مرتکب اشتباه شدیم و نگفتنهای ما موجب این خطاها شد؟
- خیر؛ ما در شرایطی بودیم که اشکالگیری علنی و در تریبون باز نسبت به رییسجمهور به جای اینکه اثر مثبت داشته باشد، اثر منفی داشت و موجب سوء استفاده همان جریان بیریشه میشد. بنده به شخصه در جلسهای که خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم، بخشی از مقصودم از دیدار با ایشان کسب تکلیف در مورد این بود که آیا ایشان ایراد گرفتن نسبت به رییسجمهور در تریبون و به شکل علنی را جایز میدانند یا خیر. البته من به این شکل از ایشان سؤال نکردم، بلکه مسائل و اشکالاتی را مطرح کردم که رهبر معظم انقلاب در پاسخ به من، نقاط مثبت و برجسته دولت را ذکر فرمودند و من اینطور برداشت کردم که ایشان راضی به طرح مشکالات و انتقادات از آقای احمدینژاد به صورت علنی نیستند.
بنابراین ما این کار را کمتر و یا اصلا انجام نمیدادیم، اما در جلسات و جمعهای خصوصی بین ما و خود ایشان، خدا میداند که چقدر تذکر دادیم و مسائل و مشکلات را مطرح کردیم. اکنون برخیها میگویند که چرا حالا نسبت به اطرافیان رییسجمهور و آقای مشایی ایراد میگیرید. خب، این در رسانهها منعکس است که ما دو سال پیش از این و از گذشته بیش از چندین بار با آقای مشایی به همراه اعضای فراکسیون انقلاب فرهنگی دیدار و گفتوگو کردیم و مسائل و مشکلات را با ایشان در میان گذاشتیم و حتی گاهی نیز این گفتوگوها به بحثهای تند و باریک کشیده شد اما این ضرورت را احساس نکردیم که در تلویزیون و یا رسانهها این بحثها را منعکس کنیم، چون انسان مؤمن و فهیم کسی است که بداند چه حرفی را کجا و در چه زمانی مطرح کند.
یک بحث دیگری که مطرح میشود، این است که میگویند آقای احمدینژاد تقلب گفتمانی کرده، یعنی اینکه اگر ایشان در دوره دوم ریاست جمهوری خود میگفت که "من، آقای مشایی هستم و مشایی، عین من است"، آنوقت مسأله طور دیگری بود یا اگر آقای احمدینژاد از ابتدای دولت دهم مشخص میکرد که اطرافیان او کسانی مانند بقایی، مشایی، رحیمی و... هستند، طور دیگری تصمیمگیری میشد و اصلاً ممکن بود نفر دیگری هم از اصولگرایان کاندیدای ریاست جمهوری شود. آیا به نظر شما آقای احمدینژاد محکوم به این نیست که به نوعی مرتکب تقلب گفتمانی شده است؟ زیرا ایشان در دولت نهم با تصویر دیگری از مردم رأی گرفت و در دولت دهم عملکرد و جهتگیریهای خود را تغییر داد.
- من چنین باوری ندارم، چون شما باید ببینید که مثلاً آقای مشایی در آن دوره در میان مردم و اجتماع چه وجهه و چهرهای داشت. البته من نمیگویم که آقای مشایی در آن زمان اینگونه نبود، چون ایشان در آن زمان تا این حد به آقای احمدینژاد نزدیک و در کنار ایشان نبود.
من روی سخنم با خود آقای احمدینژاد است زیرا ایشان میدانست که آقای مشایی چه ویژگیهایی دارد و شناخت کاملی از وی داشت.
- بله، اما من نمیتوانم بگویم که در این صورت آقای احمدینژاد در انتخابات پیروز نمیشد اما عدهای از خواص که از آقای مشایی و تفکرات او در زمان ریاستش در سازمان میراث فرهنگی شناخت داشتند، ممکن بود تجدید نظر کنند. اما نمیتوانم با قطعیت بگویم که ممکن بود احمدینژاد رأی نیاورد، چون مجموعه فعالیتها و خدماتی که از سوی دولت برای مردم شده بود، آنقدر پربار بود که من فکر میکنم مردم باز هم به وی رأی میدادند؛ درصدی از افرادی که به آقای احمدینژاد رأی دادند، مردم عادی بودند؛ البته منظور من این نیست که آنها لاابالی و یا گروه خاصی بودند، این عده از میان همین مردم مسلمان هستند. اینها کسانی بودند که به واسطه فراموش شدن عدالت و عدالت اجتماعی، از رأی دادن مأیوس شدند. وقتی احمدینژاد در بحثهای انتخاباتی و مناظرهها دست روی نقطه اصلی که در ذهن مردم مظهر بیعدالتی بود، گذاشت –فارغ از درست یا غلط بودن آن-، عموم مردم آن نقطه را مظهر بیعدالتی و ظلم در کشور ارزیابی میکردند. وقتی احمدینژاد روی این نقطه دست گذاشت، آن جماعت مسلمان -که شاید به تعبیر شما حزباللهی هم نباشند اما شاید اگر شرایطش پیش بیاید، تا پای جان بایستند و چهبسا که از میان همین جماعت بودند که در زمان جنگ تحمیلی به جبههها و میدانهای جنگ رفتند-، به پای صندوقهای رأی آمدند.
بخشی از این افراد ممکن است آن برداشتی را که من و شما از ملیت و و دشمنیای که امام(ره) با ملیت منحرف میکرد و ما داریم را ندارند، باور آنها این است که ما ایرانی و مسلمان هستیم و نمیتوانند مسائل را تفکیک کنند. دستهای پشت پرده همواره در طول زمان و تاریخ ایران، هرجایی که خواستند ملت را دچار تفرقه کنند و آنها را از وحدت فراگیر بازدارند، بحثهای انحرافی را مطرح کردهاند که یکی از آنها بحث ملیگرایی است. همانطور که امام(ره) میفرمایند: «ملیگرایی اساس بدبختی مسلمین است و ما هرچه از این ملیگرایی دیدهایم، جز بدبدختی چیزی نبوده». امام(ره) در عین حال خودش ملیگراترین انسان بود. ایشان در جایی فرمودند: «من وقتی تصویر شاه را دیدم که در کنار رییسجمهور آمریکا عینکش را برداشته بود و از زیر چشم به او نگاه میکرد، خدا میداند تلخی این صحنه هنوز در ذائقه من هست». این بدان معناست که امام حتی به این راضی نبود که شاه ملت ایران تحقیر شود. اما برای عموم مردم و آنهایی که آمدند و به آقای احمدینژاد رأی دادند، این مسائل به این ریزی شکافته شده نیست و قبح آن را نمیدانند.
اما بحث ما در مورد جریان مرجعی است که احمدینژاد را ترویج کرد؛ همه جریانها و احزاب سیاسی یکسری الزامات را برای خودشان تعریف کرده و خود را در آن چارچوب معرفی میکنند و سعی میکنند گروههای مختلف جامعه را هدف گرفته و جذب خود کنند. چیزی که میگویند این است که آقای احمدینژاد در سال 84 از درون یک فرآیند سیستمی بیرون نیامد، ایشان شخصی ورود کرد و در همان چهار سال اول کارهای مثبتی انجام داد و هرگز نمیتوانیم بگوییم که در آن چهار سال نشانهای از انحراف در وی دیده میشد، اما چهار سال دوم ریاست آقای احمدینژاد به دو شاخه میشود: عدهای میگویند که ایشان از همان ابتدا آمد که کارهایی را انجام بدهد و زمینه را برای آن کارها فراهم کرد که البته با توضیحاتی که شما دادید و آنچه که رهبر معظم انقلاب سراغ داریم و ایشان فرمودند: "دولت نهم قطار انقلاب را به ریلش بازگرداند"، میشود این دیدگاه را رد کرد. با توجه به این مسائل میخواهیم در این مورد صحبت کنیم که اگر شخصی به مثل احمدینژاد از درون یک جریان و فرآیند جمعی بیرون نیاید، آیا ناگزیر است که در مسیر دیگری وارد شود و وقتی جلو میرود میبیند که نه کسی را دارد که از او بهطور سیستمی دفاع و همراهی کند و نه کسی را دارد که در سطح حاکمیت غیر از مقام معظم رهبری از او حمایت کند. این یعنی بحث آسیبشناسی؛ اگر ما در فرآیند دیگری مثلاً در 10 سال دیگر خواستیم برای جریان حزبالله تصمیم بگیریم و آنوقت، یک نفر اصلح و یک نفر صالح مقبول وجود داشت که در بدنه حزبالله و مردم مقبولیت داشت، باید به سمت کدامیک رفت و آسیب کدام ممکن است بیشتر باشد؟ آقای توکلی میگوید که رأی ما به آقای احمدینژاد یک رأی اضطراری بود چون اگر به او رأی نمیدادیم، موسوی رأی میآورد اما ما برای احمدینژاد تبلیغی هم نکردیم چون به آن اعتقاد نداشتیم. ولی اگر رو به آینده و به لحاظ آسیبشناسی بخواهیم بگوییم، اگر ما یک اصلح داشتیم، مثل احمدینژاد که در چهار سال اول دوره ریاست جمهوری خود نیز بدون انحراف و بسیار خوب عمل کرد؛ اما میخواهم بگویم که کسی که از درون یک جریان سیستمی بیرون نیامده، به خاطر اینکه کسی نیست که از او حمایت کند و در واقع کسی را هم ندارد، آیا طبیعی است که انحرافهایی در او ایجاد شود؟ چون سیستمی نیز وجود ندارد که وی پاسخگوی آن باشد و کسی نیست که او را بازخواست کند.
- به نظر من این میتواند اتفاق بیفتد.
پس اگر اینطور است، ما اشتباه کردیم به آقای احمدینژاد رأی دادیم و باید به آقای قالیباف رأی میدادیم!
- خیر، منظور من این نبود. ما نباید این را معیار کنیم که حتما به کسی رأی دهیم که یکسری از خواص و گروهی خاص از او حمایت کنند. من این را چیز مثبتی نمیدانم اما میخواهم این را بگویم که این تنها گذاشته شدن وی و این مخالفتها و فحشها و کارشکنیهایی که کردند، میتواند تعادل منطقی این فرد را بر هم بزند. ما نباید از ترس تکرار این قضیه در آینده بگوییم که حتما فرد منتخب باید از دل یکی از جریانهای سیاسی بیرون بیاید، من این را قبول ندارم.
اما جریانهای مخالف به ما میگویند که شما یک بار اشتباه کردید و نتیجهاش این شد، حالا دیگر ساکت بمانید و کنار بروید تا ما کار درست را انجام دهیم.
خیر، اگر اشتباه و یا کوتاهی از جانب ما صورت گرفته، در خاموش کردن عربدههای این آقایان بیریشه بوده که در حقیقت به دنبال تحمیل خط و خطوط جریان سیاسی خود به خواست مردم هستند. من اتفاقاً در عرایضم این را گفتم که یکی از ویژگیهای مثبت آقای احمدینژاد را در این میدانم که این سهمبازی احزاب را به هم زد و با رأی مردم روی کار آمد. ما امروز هیچ حزب و تشکیلات سیاسی نداریم که به دنبال قدرت نباشد و متقابلاً به دنبال تجمع و تشکل برای نیت خیر و امر به معروف و نهی از منکر باشد و به معنای واقعی ما حزب اسلامی نداریم. لذا اینکه ما رضایت دهیم که یک فرد اصلحی بود که یک حزب آن را حمایت میکرد، من قبول ندارم. در مورد این وضعیتی که برای آقای احمدینژاد پیش آمده نیز نمیخواهم بگویم که اگر ایشان از دل یک حزب بیرون میآمد اینگونه نمیشد، اما این کاری که قدرتها و احزاب با او که منتخب مردم بود، کردند، موجب شد که عدهای در اطراف بتوانند از این موقعیت سوءاستفاده کنند و موجب تصمیمهای غلط شوند.
در مورد وزن اشتباهی که آقای احمدینژاد مرتکب شده و چشمانداز آن کمی صحبت کنید و همچنین اینکه اینگونه اشتباه وی را چه کسی میتواند در شرایط کنونی نقد کند؟
![]() - ببینید، من گاهی این اتفاقی که افتاد را به این تعبیر میکنم که یک فردی که مردم یک کالای گرانقیمت را به دست او سپردهاند که به مدت چهار سال آن را نگاه دارد و با خود حمل کند، که اگر دقت نکنیم و این کالا به زمین بخورد، به شدت به آن ضربه میخورد. این فرد دچار یک بیماری شده است به نظر من ایستادن در برابر میل و نظر رهبر معظم انقلاب هیچ توجیهی ندارد. شما اگر سراسر ایران را به سرپنجه تدبیر خودت آباد کنی اما موجب تضعیف چنین رکنی شوی، نظامی را که پرچمدار عدالت در دنیاست را مضمحل کردهای. برای اینکه این مسأله روشن شود، لازم است به شما بگویم که یکی از مشکلات اساسی در نهضتهای منطقه نبودن یک علمدار است و امروز با نگاهی به کشورهای یمن، بحرین، مصر، تونس و... بهتر میشود این قضیه را توضیح داد. به دلیل نبودن چنین عنصری در این کشورها، نگرانی در مورد آنها به شدت احساس میشود. لذا من معتقدم هدف تمام این مقابلهها در این شش، هفت سال به اشکال مختلف تنها رهبری بوده است. حتی در فرمایشات خود مقام معظم رهبری هم بود که میفرمودند اینها با خود رهبری مخالفند و چون حیا میکنند، به رییسجمهور توهین میکنند. این چیزی است که اینها به دنبال آن هستند.
اولاً کسانی میتوانند نسبت به او منتقد باشند که خودشان دچار این بیماری نباشند. من معتقدم که برخی از اینها خود آن ویروس هستند. کسانی که مروج سکولاریسم و جدایی دین از سیاست بودند، امتحانشان را پس دادهاند. کسانی که از ابتدا به دنبال حذف ولایت مطلقه فقیه بودند، نمیتوانند به ما بگویند که دیدید احمدینژاد با ولایت نبود.
نظرات رهبر معظم انقلاب اظهر من الشمس است و مصادیق متعدد آن را در مجلس میتوانم برای شما برشمرم؛ قضیه رأی به وقف دانشگاه آزاد، قضیه تعرفه واردات خودرو و... تمام اینها را مدیریت مجلس با علم به اینکه نظر رهبری با آن موافق نیست، عمل کردند. اینها حق ندارند به هواداران این جریان و مردمی که به معنای واقعی تابع رهبری هستند و آقای احمدینژاد را به قدرت رساندند، بگویند که احمدینژاد شما ضد ولایت از آب درآمد.
اصلاً اگر نقدی هم باشد باید از داخل خود این جریان و کسانی که در این جریان مردمی هستند، باشد. اما مخالفان میگویند که شما حق ندارید حرف بزنید.
- این افراد آرزویشان این است که امثال بنده بیایند و در این مورد موضع شدید بگیرند و البته ما این آرزو را بر دل آنها خواهیم گذاشت. من از ابتدا گفتم که ما حامی یک پرچم و جریانی بودیم که تا آخر هم خواهید بود و از ادامه این راه خسته نمیشویم، حتی اگر دچار چنین معضلاتی شویم. ما خودمان این پرچم را حمل خواهیم کرد و یک راهش این است که این وضعیت را اصلاح کنیم.
اما اینکه آقای احمدینژاد میگوید که من خودم ولایی هستم و عملم دلسوزی برای رهبری است، پذیرفتنی نیست. اولاً حرف با عمل خیلی تفاوت دارد. بله؛ آقای احمدینژاد پس از این ماجرا آمد و در یک صحبت تلویزیونی درباره ولایت فقیه بحث کرد اما این یک ایرادی بزرگی است که به ما وارد بود و بنده خودم به عنوان یک دلسوز بزرگ این جریان، این را یک ایراد بزرگ میدانم، همان ایرادی که به حرفهای آقای هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه وارد بود و آن این بود که ایشان یک حرف درستی را چندین بار تکرار کرد که رهبری و ولایت بدون مردم دست بسته است و مردم بدون رهبری منحرف و گمراه. سؤال من این است که یک وقت این کلمة الحق یراد بها الباطل نباشد. مگر در حال حاضر وضعیت ما این است که ایشان این حرف را میزند و مگر اکنون مردم ما رهبری را تنها گذاشتهاند؟ این حرفی بود که آقای هاشمی نیز در فرصتی که در خطبههای نماز جمعه به وی داده شد، زد. ایشان گفت که پیامبر اکرم(ص) در اواخر عمر گرانقدرش به حضرت علی(ع) فرمود: «ای علی(ع)، اگر مردم تو را نخواستند، آنها را رها کن و برو». مگر حالا مردم علی را نخواستهاند؟ اشاره به این مطلب یا از غفلت آقای احمدینژاد بود و یا القای اطرافیان منحرف. حال گیریم که این حرف اشکال ندارد و از آن بگذریم اما در عمل ما ملتزم به عاشقی به ولایت هستیم. اکنون مشخص شده که بین همین مجموعه اصولگرایان تبعیت از ولایت دو تعریف دارد؛ یک تعریف آن را یکی از چهرههای اصلی آقایان به اصطلاح اصولگرای معتدل یعنی آقای علی مطهری این روزها آن را به وضوح بیان میکند. ایشان در سخنرانیهایش در مجلس به دفعات این را گفته که ما نباید به اینکه در هر موضوعی رهبری چه میگوید کار داشته باشیم، ما باید کار خودمان را انجام دهیم و اگر رهبری در یک جایی دستور یا حکمی دادند، ما به آن عمل کنیم. عرض ما این است که در تعریف ما رابطه اصولگرا با رهبری در رعایت حکم قانونی تعریف نمیشود، بلکه این یک رابطه عاشق و معشوقی است. ثانیاً اگر بخواهیم حرف آقای مطهری را مد نظر قرار دهیم، بسیار خوب، هرجا رهبری با صدای بلند گفت "نکن"، ما هم با صدای بلند تبعیت کنیم. اما بهتر است ایشان پنبه را از گوشهایش درآورد، شاید رهبری در جایی برای حفظ آبروی من و تو با یک اشاره بگوید "نکن". ما باید این را بفهمیم، نه اینکه مجبور شوی پس از چند ماه که تلاش کردی و نتوانستی علیه رییسجمهور امضا جمع کنی، آنوقت رهبری بیاید و در پشت تریبون نماز جمعه بگوید یک فردی یک حرف غلطی زد اما بس است دیگر.
ما این دو نوع اصولگرایی را میفهمیم. البته آقای علی مطهری به صراحت گفت که اتفاقاً من از این ویژگی آقای احمدینژاد خوشم میآید که کاری به کار رهبری ندارد و کار خودش را میکند تا رهبری جلویش را بگیرد. این پذیرفته نیست و اصلاً گلایه ما هم همین است. همچنین آقای احمدینژاد اصلاً در این موضع نیست و نه شرایطش را دارد و نه حقش را که بگوید من برای رهبری دلسوزی میکنم. البته همه ما باید دلسوز و خیرخواه رهبری باشیم اما باید ببینیم که امیرالمؤمنین در خطبه نهجالبلاغه حق متقابل مردم و رهبری را چه میدانند که اتفاقاً من این روزها میبینم که همه این را وارونه میخوانند. حضرت در نهجالبلاغه میفرمایند ای مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقی واجب شده است؛ حق شما بر من آنکه از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیتالمال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بیسواد و نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید. اما حق من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید، هرگاه شما را فرا خواندم اجابت نمایید و فرمانم را اطاعت کنید.
پس میبینیم که این به آن معنا نیست که رو در روی رهبری بایستیم و بگوییم که من خیر تو را میخواهم و این کار را نکن. دلیل منطقی هم دارد؛ ولی فقیه به لحاظ اطلاعاتی و ویژگیهای علمی، عالمترین و عادلترین است که این 90 نفر خبره تشخیص دادهاند. حتماً علی مطهری و محمود احمدینژاد نمیتوانند برای ایشان خیرخواهی کنند و بگویند ما این را درستتر میدانیم. علاوه بر عالم و عادل بودنش، به واسطه جایگاهی که ایشان دارد، مطلعتر از همه ما به جوانب و امور در خارج و داخل است. لذا تصمیم او منطقیترین تصمیم و درستترین تصمیم است. البته شما میتوانید در یک جلسه خصوصی با ایشان گفتوگو کنید. اصلاً همه این شوراهای مشورتی را خود ایشان تشکیل داده که بتوانیم با ایشان بحث و گفتوگو کنیم اما وقتی تصمیم نهایی را خود ایشان گرفت، دیگر باید اطاعت کرد و متأسفانه اینگونه نشد. ما این را نمیپذیریم که آقای احمدینژاد بگوید من 20 سال دیگر را میبینم و برای جمهوری اسلامی خیرخواهی میکنم. مقام معظم رهبری از همه ما خیرخواهتر است.
|
|
| چراغ سبز برخورد با جریان انحرافی، جدیترین پیام نشست خبری احمدینژاد؟ |
| ساعت ۱:۱٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی |
|
![]() دومین نشست خبری رئیسجمهور در سال 90 در حالی برگزار شد که نسبت به مصاحبه قبلی وی با خبرنگاران رسانههای داخلی و خارجی تمایز چندانی نداشت و دکتر احمدینژاد نیز مواضع خود را که اغلب آنها را در همان نشست خبری و گفتوگوی تلویزیونی یک ماه قبل با مردم بیان کرده بود، تکرار کرد. به گزارش رجانیوز، پرسشهای مطرح شده از سوی خبرنگاران در این نشست خبری عمدتاً تکراری، غیرچالشی و سفارشی بود و در مواردی هم که سؤالها به جریان انحرافی مربوط بود، احمدینژاد این موارد را پیشبینی کرده بود و با ابداع تعبیر "وحدت الهامبخش" تأکید میکرد که برای حفظ این نوع از وحدت سکوت خواهد کرد. در زمینه سیاست خارجی شاید جدیدترین خبر رئیسجمهور، تهیه یک طرح از سوی جمهوری اسلامی در مورد بحران بحرین بود. وی همچنین به صراحت هر گونه توافق برای تشکیل دولتهای مستقل فلسطینی و اسرائیلی را رد کرد و گفت که دولت فلسطینی متعلق به تمام سرزمین فلسطین باید باشد. اما در موضوعهای داخلی همانطور که انتظار میرفت، تعداد زیادی از سؤالها به جریان انحرافی و حاشیههای آن مربوط بود که احمدینژاد با پاسخهای سطحی از کنار آنها عبور کرد و تنها در یک مورد که خبرنگار خبرگزاری دانشجو با قرائت سؤال نسبتاً طولانی خود، این جریان را بهطور جدیتری به چالش کشید، رئیسجمهور نتوانست به سیاق سؤالهای قبل با طعنه و خنده از کنار آن عبور کند و با تفصیل بیشتری به آن پاسخ گفت. خبرنگار خبرگزاری دانشجو خطاب به رئیس جمهور گفت: افرادی از منسوبان شما هستند که با طرح مسائلی موجب تشنج در جامعه و در میان هواداران شما می شوند ازجمله ارائه نظرات شاذ در مباحث تخصصی دینی و اینکه روحانیت از شریعت می گوید، و ما از حقیقت، و وقتی با مخالفت ما روبرو می شوند می گویند شما چهار میلیون نفر بیشتر نیستید. این خبرنگار ادامه داد: برای رئیس جمهور جلساتی گزینشی در نهاد ریاست جمهوری با دانشجویان خاص در نظر می گیرند، طوری که به صورت تلفنی افراد مورد نظر را دعوت می کنند، در مراسم سؤالات از پیش هماهنگ شده می پرسند، اجازه ارتباط میان ما و شما را نمی دهند و کوچکترین انتقاد از دولت را نفی کامل خدمات دولت مطرح می کنند. خبرنگار خبرگزاری دانشجو گفت: آقای رئیس جمهور، ما رأی ندادیم که بعد از چهار سال کنج خانه بنشینیم چرا که به فرموده مولای متقیان "بالاترین امر به معروف نسبت به حاکمان است" و از شما تقاضا داریم با این افراد ساده لوح و مغرض که سخنانشان هر روز بهانه تخریب دولت را به مخالفان شما می دهد و موجب سرخوردگی هواداران شما می شود، برخورد و یا آنها را از این کار نهی کنید. این خبرنگار افزود: آقای رئیس جمهور از شما تقاضا می کنم به کمک دستگاه مسئول، به صورت شفاف از پرونده معاون اول شبهه زدایی کنید، ما طرفدار شما بوده و هستیم اما مخالف عده ای ساده و یا مغرض در نهاد ریاست جمهوری هستیم، البته امیدوارم طرح مطالبات دانشجویی موجب نشود که از حضور در کنفرانس های بعدی محروم شویم. رئیس جمهور از این خبرنگار پرسید: شما جزو گزینشی ها بودید یا غیرگزینشی ها؟ که این خبرنگار گفت: غیرگزینشی و رئیس جمهور به وی گفت: شما جواب خود را دادید. احمدی نژاد با کنایه افزود: این حرف هایی که زدید، قرار است جدیداً به صحنه بیاید و یا از فردا پخش شود؟ رئیس جمهور گفت: فکر می کنم خواسته شما مخالف اصول اولیه انسانی است، شما می خواهید ما از کسانی بخواهیم که حرف نزنند و اظهار نظر نکنند، این خیلی بد است و فکر نمی کنم در کشور ما دانشجویی مخالف آزادی بیان باشد، حتماً این طور نیست و به نظر من اینجا اشتباهی اتفاق افتاده است. احمدی نژاد با خنده گفت: دانشجو (وزیر علوم) هر روز در دولت حضور دارد، دانشجو باید پرچمدار فضا و گفتگوی آزاد و اظهار نظر باشد، هنوز سه- چهار روز از صحبت های رهبری نگذشته که گفتند "به خاطر اظهار نظر، کسی را منکوب نکنید"، به صراحت گفتند "چرا به خاطر اظهار نظر به افراد توهین و اهانت می کنید؟" وی افزود: انتظار ندارم یک نفر به عنوان نماینده دانشجویان بگوید که نگذارید عده ای حرف بزنند، چرا نگذاریم؟ بعداً می گویید دولت با کسانی که انتقاد می کنند، بد برخورد می کند، آیا واقعاً با منتقدان بد برخورد کردیم، آیا حتی یک پاسخ هم دادیم؟ رئیس جمهور گفت: من گفتم سکوت، اگر فکر می کنید بالاتر از سکوت کاری می توانیم انجام دهیم، بفرمایید حتماً انجام می دهیم اما خواهش می کنم به دنبال این نباشید که جلوی اندیشه و اظهار نظر بسته شود، این خیلی بد است، باید هر کسی مطلبی دارد اظهار کند، دیگران هم بگویند، باید حق را با حق بشناسیم نه با اشخاص، چون فلان آقا مخالفت کرده بگوییم حتماً چیز بدی است، چرا این طوری است؟ احمدی نژاد افزود: اتفاقاً در فضای دانشجویی باید محیط کرسی های آزاداندیشی و نظریه پردازی را فراهم کنیم و افراد بیایند ایده های خود را مطرح کنند، دیگران هم جواب دهند، همفکری شود تا رشد در جامعه اتفاق بیفتد. یکی از دلایلی که ما سنگین ترین حملات و بی انصافی ها را تحمل می کنیم این است که می خواهیم بگذاریم حرف بزنند، شاید از صد تای آن یک حرف، خوب درآمد نباید در جامعه را بست. رئیس جمهور افزود: احتمال می دهم اشتباهی شده و اطلاعات نادرستی رسیده است، من با کسی گزینشی ملاقات نکرده ام، من که در خیابان ها چهار ساعت راه می روم، یعنی مردم شهرهای گوناگون گزینش شده می آیند؟ در سفر اخیر به استان مرکزی چند هزار دانشجو آمدند، عده ای هم بیرون بودند که من رفتم و با آنها احوالپرسی کردم و گفتم حرفی دارید بزنید. احمدی نژاد گفت: این دولت مردمی ترین دولت و سطح تماس ما با توده های مردم بسیار گسترده است، معمولاً حرفهایی که در جامعه رد و بدل می شود می شنوم، نمی خواهم بگویم همه تصمیمات من درست است، هرگز دولت چنین ادعایی نکرده است اما سعی می کنیم تصمیمات درست باشد و همه دانشجویان و نماینده آنها را دوست داریم. اما جدیترین پیام نشست خبری احمدینژاد را شاید بتوان پاسخ وی به سؤال خبرنگار روزنامه قدس دانست. خبرنگار روزنامه قدس گفت: جنابعالی دو سال پیش در ورزشگاه تختی ارومیه اعلام کردید که مفسدان اقتصادی را معرفی خواهید کرد و در همین خصوص فهرستی 250 نفره را به قوه قضائیه ارسال کردید. این خبرنگار در ادامه پرسید: هم اکنون در قوه قضائیه و دستگاه های نظارتی پرونده های مشابهی در خصوص مسائل اقتصادی مطرح است که به برخی نزدیکان شما در دولت منتسب شده است؛ آیا شما به این پرونده ها هم حساسیت دارید؟ رئیس جمهور در پاسخ گفت: فهرست اعلامی ما به قوه قضائیه شامل 312 نفر بوده که یا زمینی از دولت تصرف کرده و یا منابع بانکی را بازنگردانده اند. اینکه اینها متخلف هستند یا نه بر عهده قاضی است و ما مرجع قضاوت نیستیم. وی گفت: برای چندمین بار می گویم که تنها رئیس جمهوری هستم که اعلام کرده ام هر گونه تخلف از بنده، خانواده و نزدیکانم دیده شد، باید طبق قانون رسیدگی شود و باز این را اعلام می کنم. این موضوع اصولی ما از روز نخست بوده است و بر این موضع هستیم. احمدی نژاد ابراز امیدواری کرد: هر جا کوچکترین تعدی به حقوق ملت صورت گرفت با دقت رسیدگی و حقوق ملت بازگردانده شود چرا که این از آرزوهای ما و جزو پیگیری های دائمی ماست. وی گفت: بخشی از کارهای دائمی ما در شبانه روز، تنظیم امور به گونه ای است که فرصتی برای کسانی که می خواهند دست اندازی به حقوق مردم کنند به وجود نیاید و شاید بخش مهمی از فشارها بر ما، ناشی از همین اصرار ماست. این اظهارنظر احمدینژاد در حالی است که تا پیش از این، در پاسخ به این سؤال که چرا مراجع قضایی با جریان انحرافی و بهویژه سران آن، برخورد نمیکنند، احتمال واکنش منفی رئیسجمهور مطرح و این اقدام بر خلاف مصالح ملی دانسته میشد. با این حال، اظهارنظر خواسته یا ناخواسته اما صریح رئیسجمهور در این زمینه آنهم بهطور علنی فضایی ایجاد کرده است که در صورت وجود مستندات قوی و با توجه به اینکه رئیس قوه قضائیه اعلام کرده است که این جریان مفاسد متعددی دارد و بهویژه در فساد اقتصادی غوطهور است، توجیهی برای برخورد نکردن وجود ندارد و در صورت ادامه رویه فعلی یعنی افشاگریها در مورد انحرافهای جریان نفوذی و برخورد جدی نکردن با سران جریان انحرافی، شائبهای که احمدینژاد نیز آن را مطرح کرد، مبنی بر "نبود اسناد متقن" و "اتهامزنی علیه دولت با انگیزههای سیاسی و به نیت زمین زدن آن" تقویت میشود. |
|
| تبیین شگردهای شیطانی جریان نفوذی |
| ساعت ۱:۱٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، آیت الله مصباح یزدی |
|
تبیین شگردهای شیطانی جریان نفوذی/ نه آن روز که حمایت کردیم و نه امروز، تحت تأثیر هوچیگریها نیستیم
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در جمع شماری از نخبگان سیاسی و فرهنگی سراسر کشور در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم به تبیین شگردهای جریان انحرافی و چگونگی مبارزه با آن پرداخت.به گزارش رجانیوز، آیتالله محمد تقی مصباح یزدی در این گفتار ابتدا به برخی شبهات افرادی پاسخ داد که میگویند شما که پیش از این در روی کار آوردن این جریان نقش داشتید، نباید از آن حمایت میکردید. پاسخ آیتالهی مصباح به این شبهه در حالی مطرح میشود که برخی از رسانههای متمایل به جریان فتنه که خط ضد انقلاب را پشتیبانی میکردند، در طی هفتههای اخیر داعیهدار مقابله با جریان انحرافی شده و با انگ زدن و متهم کردن نیروهای اصیل جریان انقلاب بهعنوان نیروهای پیشرو، قصد دارند علم مقابله با این جریان را از دست آنها بگیرند. در عین حال، رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه همه در اعمال و رفتار خود دارای نقص و عیب هستیم، تصریح کرد: اگر توقع داشته باشیم برای تصدی پست های کشور اسلامی کسانی انتخاب شوند که هیچ نقص و عیبی در رفتار و فکر و اخلاقشان نباشد، باید فقط منتظر ظهور امام زمان(عج) باشیم و این همان تفکر تفریطی هاست که می گفتند این کارها فایده ندارد و باید بنشینیم تا امام زمان(عج) بیاید. وی با تاکید بر اینکه حکومت عدالت امیرمومنان یک الگوی مناسب برای ما است، بیان داشت: ریزش در مسوولین زمان حضرت علی نیز وجود داشت به طوری که برخی از والیان و استانداران حکومت امیرمؤمنان از سران لشکر عمر سعد در کربلا شدند. بر اساس خبری که رسا منتشر کرده، آیتالله مصباح یزدی با یادآوری اینکه نباید در مسؤولین منتظر عصمت باشیم، اظهار داشت: این اشتباه است که به دلیل وجود نقص در مسوولین، رای ندهیم بلکه در هر انتخابی باید سعی کنیم اصلح نسبی را برگزینیم. عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به این سوال که برخی می گویند این کاری بود که خودتان کردید و حالا باید نتیجه آن را هم ببینید، گفت: نه آن روز که برای انتخاب شخصی زحمت کشیدیم تحت تاثیر بودیم و نه امروز تحت تاثیر هوچی گری ها و تبلیغات منفی قرار می گیریم بلکه در هر زمان هر چه که احساس کنیم تکلیف است با تمام توان انجام داده ولو با وظیفه و تکلیف سابق جور نباشد. آیتالله مصباح یزدی در ادامه افزود: بنده قبلا از بعضی اشخاص که شما خوب می شناسید به دلیل جلوگیری از ضرر به نظام بسیاردفاع می کردم که البته همان زمان در بین موجودین بهترین بودند و بعدها همان اشخاص از ریزش های انقلاب شدند. رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به این شبهه که برخی می گویند آیا این حادثه قابل پیش بینی نبود، بیان داشت: خداوند انسان را مختار آفریده و ممکن است بعد از یک عمر گناه، توبه کند مانند حر و یا پس از یک عمر زهد و پارسایی در آخر ریزش کند که باید خیلی مراقب بود. آیتالهر مصباح پس از تبیین دلیل ورود به نقد این جریان علیرغم حمایت قبلی از شخص رئیسجمهور، به شگردهای این جریان نفوذی در دولت پرداخت و با شیطانی خواندن آنها، فسادهای پیچیده و عمیق را نتیجه برنامه ریزی دقیق ابلیس از سالهای قبل دانست و اظهار داشت: این فساد بسیار پیچیده می تواند بزرگترین نعمت الهی را که با تقدیم هزاران شهید به دست آورده ایم، زیر و زبر کند. آیتالله مصباح یزدی افزود: برنامه ریزی شیطان آنقدر دقیق و جامع است که پس از مهیا کردن زمینه ها، یک نفر را از لایه های درونی بیرون می آورد و او شبکه ای را تشکیل می دهد تا بزرگترین نعمت الهی در طول تاریخ اسلام را از بین ببرد. رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با یادآوری اینکه شاید با یک فرمول صد عضوی بتوان دلایل این انحراف عظیم را یافت، تصریح کرد: باید بدانیم از کجا می خواهند ما را فریب دهند و در این راه از چه شگردهایی بهره می برند. آیتالله مصباح یزدی شگردهای جریان انحرافی را شیطانی دانست و گفت: در پاسخ به کسانی که می گویند این آدم قد و قواره اش اینقدر نیست که اینکارها را انجام دهد باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است، البته به برخی می گویند اینها لیاقت آن را ندارند که عنوان جریان را داشته باشند و باید به آنها گروهک انحرافی گفت اما هر چه آنان تجربه شیطنت نداشته باشند، ابلیس با تجربه چندین هزار ساله به کمک اینها آمده است. وی با یادآوری اینکه قرائنی مبنی بر تاثیرگذاری بر رئیس جمهور از طریق وسائل غیر عادی وجود دارد، اظهار داشت: این شخص منحرف با این بهانه که فوق العاده است و ارتباطات معنوی با امام زمان(عج) و اصحاب ایشان دارد، تأثیر عجیبی بر رئیس جمهور گذاشته و اعتمادش را جلب کرده است. عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: صرف اینکه یک نفر عمامه ای بر سر بگذارد و یا خود را اهل زهد و پارسایی و ارتباط با عوالم دیگر نشان دهد، نمی توان به وی اعتماد کرد، اگرچه که برخی از روی ساده لوحی گول این افراد را هم می خورند. آیتالله مصباح یزدی یکی از شگردهای این جریان انحرافی را معرفی سرکرده آن به عنوان یک انسان مقدس و متدین و اهل ارتباط دانست و تصریح کرد: یکی از ترفندهای این جریان این است که می گوید ما غیبت کسی را نمی کنیم و نسبت به دشمنان اسلام نیز تبری نمی جویند که این از جلوه های نفاق است. وی افزود: نمی شود کسی از دینداری و تدین حرف بزند و از امریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان قسم خورده بشریت تبری نجوید و نسبت به آنان بدگویی نکند که این از ریشه های نفاق در این جریان است. رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با یادآوری اینکه بعضی وقت ها غیبت کردن واجب می شود، ترفند مشابه معاویه در این زمینه را خاطر نشان کرد و گفت: وقتی معاویه جهت گرفتن بیعت برای ولایتعهدی یزید خدمت امام حسین(ع) رفته بود، در پاسخ به آقا که فرموده بودند با یزید سگ باز شرابخور بیعت نمی کنم، گفته بود اما یزید در مورد شما اینجور بدگویی نمی کند که شما می گویید. آیتالله مصباح یزدی تفکر تصوف را در جریان انحرافی مشهود دانست و اظهار داشت: در این تفکر به جای امام زمان(عج)، مسئله انسان کامل را مطرح می کنند و مقام امامت را یک مقام معنوی می دانند. عضو مجلس خبرگان رهبری در تشریح زوایای مختلف تفکر تصوف بیان داشت: برخی از متصوفان، قطب خود را انسان کامل می دانند که این مسئله پس از مرگش به پسرش منتقل می شود. وی افزود: از نظر متصوفان، امامت یک روح و نورانیت است که هر کس به آن مقام برسد، با آن اتحاد پیدا می کند و این دسته از افراد معمولا تمایل ندارند که بگویند حجت بن الحسن(عج) زیرا این با عقایدشان سازگار نیست. آیتالله مصباح یزدی ریشه برخی از تفکرات این جریان را در فلسفه غرب دانست و تصریح کرد: این جریان خطرناک برای منحرف کردن هر بخش از جامعه یک برنامه مشخصی دارد که باید هوشیار باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم. رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) مبارزه با کسانی که قصد براندازی نظام و اسلام را دارند، واجب دانست و تصریح کرد: اگر بدانیم کسی قصد خیانت دارد و با او مبارزه نکنیم، گناه کرده ایم و باید جواب بدهیم که چرا با دیدن جریان انحرافی به تکلیف خود عمل نکرده ایم. وی یکی از شگردهای جریان انحرافی را بی توجهی به احکام الهی دانست و گفت: اینها می گویند احکام الهی ظواهر است و باید روح احکام باشد نه ظاهر آن، که این انحراف جدی از خط امامی است که تا آخر عمر از نماز ایستاده دست بر نداشت. عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در روز 14خرداد تصریح کرد: ایشانیکی از ویژگی های مهم خط امام را معنویت و عمل به احکام الهی دانست که عبور از آن انحراف جدی و خطرناکی است که جامعه را تهدید می کند. آیتالله مصباح یزدی با یادآوری اینکه برخی در تبلیغات انتخابات شعار اطاعت از رهبری سر دادند اما در عمل انتظار ما را محقق نکردند، گفت: میزان سنجش عملکرد مسؤولان، ولایت فقیه است و با حرکت در خط ولایت و توسل و دعا به همراه بصیرت، تلاش و مجاهدت می توانیم از گردنه های پرخطر عبور کرده و پرچم را به دست امام زمان برسانیم. |
|
| امام علی النقی (ع) و جریان های انحرافی |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱ کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، امام علی النقی (ع) |
|
باز صفحه فیس بوک امام هادی رادیدم و دلم خون شد.دیدم شهادتش نزدیک است خواستم از امام هادی بگویم زبانم نچرخید .به فکر فرو رفتم از امام هادی جز زیارت جامعه کبیره چیزی یادم نیامد باز شرمنده حضرت زهرا شدم،تازه اسمم را هم گذاشتم بچه شیعه ؛ از امام دهم شیعیان جز یک زیارت چیز دیگری به ذهنم نمیرسد .چیزی برای گفتن نداشتم تا اینکه چند شب پیش در محضر بزرگی نشسته بودم ایشان در مورد امام هادی سخنان جالبی گفت .گفت که یکی از وقایع برجسته در زمان امام هادی پدیدار شدن یا قدرت گرفتن گروه های انحرافی بود؛که ایشان با قدرت در مقابل این گروه ها و مبانی تفکری ایستادند و با هدایت حکیمانه شان ذات پلید این گروه ها را برای مردم آشکار کردند.با شنیدن حرف های آن بزرگ یاد زمان خودمان افتادم که گروه های انحرافی قصد منحرف کردن مسیر انقلاب را دارند.تصمیم گرفتم با نزدیک شدن به شهادت امام هادی ، کمی تحقیق کنم و چکیده ای از مشخصات گروه های انحرافی زمان حضرت هادی و چگونگی رفتار امام را با آنان ذکر کنم.
مکتب های منحرفی که در آن زمان به وجود آمده بودند یا اینکه قدرت پیدا کرده بودند، عبارتند از: غلات، صوفیه، واقفیه،مجسمیّه، باورمندان به رؤیت و … که به تفصیل به توضیح این مکتب ها و رفتار امام با آنها می پردازیم.
غلات غلات، انسانهایى تندرو، افراطى و بىمنطق بودند که درباره ی امامت، مبالغه ی بیش از اندازه نموده، امام را تا سر حد الوهیت و پرستش بالا مىبردند و با بهرهگیرى از عقاید انحرافى خویش، بسیارى از واجبات الهى را حرام و بسیارى از گناهان کبیره را بر خود حلال شمرده بودند.
گاه خود را از سوى امام که خدا قلمداد شده بود پیامبر معرفى کرده و بسیارى از موجبات بدنامى شیعه را در عصر گسترش فرهنگها فراهم مىآوردند. آنان سعى داشتند تا وجوهاتى را که مردم ساده و بىآلایش به امام مىپرداختند، به چنگ آورند و با تشریع بدعتهاى مختلف در دین، به امیال نفسانى خود رنگ شرعى و دینى بدهند اما امام به سختى با آنان مبارزه کرده، آنان را طرد مىکرد.
سران این فرقه عبارت بودند از: على بن حسکه ی قمى؛ فارس بن حاتم؛ حسن بن محمد مشهور به ابن بابا ی قمى؛ قاسم یقطینى یا قاسم بن یقطین و محمد بن نصیر نمیرى یا فهرى؛ که هر کدام از این افراد، به گونهاى در تشریعات این گروه سهیم بودند. به عنوان نمونه على بن حسکه ی قمى، امام هادى(ع) را پروردگار جهانیان مىدانست و خود را از سوى ایشان پیامبر هدایت انسان ها معرفى کرده بود. او تمامى واجبات و فروع دینى، مانند زکات، حج، روزه و… را به شدت زیر سؤال برد. محمد بن نصیر نمیرى، بر بدعتهاى على بن حسکه، جواز ازدواج با محارم (مادر، خواهر، دختر)، حلال بودن لواط و اعتقاد به تناسخ (حلول ارواح مردگان در کالبدى غیر از بدن مادى خود فرد) را افزود.
امام با موضعى صریح و جدى، ضمن برائت و دورى جستن از آنان، حتى دستور قتل یکى از آنان را صادر کرد. ایشان براى نمایاندن چهره ی کریه آنان، در پاسخ شیعیانى که از عقاید منحرف على بن حسکه پرسیده بودند، چنین نگاشت:
ابن حسکه که نفرین خدا بر او باد دروغگویى بیش نیست و من او را در شمار دوستان و شیعیان خود نمىپندارم. خدا او را لعنت کند. به خدا سوگند، پروردگار جهانیان، محمد(ص) و پیامبران پیشین او را مگر به آیین یکتا پرستى و دستور به بر پا داشتن نماز و پرداخت زکات و انجام حج و دوستى و ولایت بر خلق نفرستاد. او نیز مردم را جز به سوى پرستش خداوند دعوت نکرده است. ما جانشینان پیامبر(ص) و بندگان خدا هستیم که هرگز به او شرک نخواهیم ورزید. اگر اطاعتش کنیم، رحمت او شامل حال مان شده و اگر از فرمان او سرپیچى کنیم، گرفتار عذاب دردناک او خواهیم شد. ما نمىتوانیم براى خدا نشانهاى بیاوریم، ولى خدا براى ما و همه ی آفریدگانش، نشانه و دلیل فرو فرستاده است. من از کسى که چنین سخنانى مىگوید، بیزارى مىجویم و از چنین گفتههایى به خدا پناه مىبرم. شما نیز از آنان برائت و بیزارى جویید و آنان را در فشار قرار دهید.
در ادامه، امام، دستور قتل آنان را صادر مىکند. گفتنى است امام به قتل «فارس بن حاتم» که از سران غلات بود نیز فرمان داد که به محض صدور این فرمان یکى از شیعیان امام، او را از صحنه ی روزگار محو و دل امام را شاد کرد.
صوفیه
از دیگر اندیشههاى منحرفى که با رخنه در جامعه ی اسلامى، سبب بدنامى شیعه و تشویش افکار عمومى جامعه مسلمانان شده بود، تصوف بود. پیروان این مکتب، با نمایاندن چهرهاى زاهد، عارف، خدا پرست، بى میل به دنیا و پاک و منزه از پستىها و آلایشهاى دنیایى، مردم را گم راه مىکردند. آن ها نیز چون غلات، از همگى این عنوانها در راستاى اهداف سودجویانه ی خود در زمینههاى گونه گون بهرهمند مىشدند. آن ها در اماکن مقدسى چون مسجد پیامبر(ع) گرد هم مىآمدند و به تلقین اذکار و اوراد با حالتى خاص مىپرداختند، به گونهاى که مردم با دیدن حالت آن ها مىپنداشتند با پرهیزکارترین افراد رو به رو هستند و تحت تأثیر رفتارهاى عوام فریبانه آنان قرار مىگرفتند. امام هادى(ع) نیز با واکنشهایى سریع و به هنگام، این توطئه ی عقیدتى را کشف و خنثى ساخت.
نوشته اند روزى آن حضرت با گروهى از یاران صمیمى خود در مسجد مقدس پیامبر اکرم(ص) نشسته بودند. گروهى از صوفیه وارد مسجد النبى(ص) شده و گوشهاى از مسجد را برگزیده، دور هم حلقه مىزنند و با حالتى ویژه، مشغول تهلیل مىشوند. امام با دیدن اعمال فریبکارانه ی آن ها، به یاران خود فرمود: به این جماعت حیلهگر و دو رو توجهى نکنید. اینان همنشینان شیاطین و ویران کنندگان پایههاى استوار دینند. براى رسیدن به اهداف تن پرورانه و رفاه طلبانه ی خود، چهرهاى زاهدانه از خود نشان مىدهند و براى به دام انداختن مردم ساده دل، شب زنده دارى مىکنند. به راستى که اینان مدتى را به گرسنگى سر مىکنند تا براى زین کردن، استرى بیابند. این ها لا اله الا اللّه نمىگویند، مگر این که مردم را گول بزنند و کم نمىخورند مگر این که بتوانند کاسههاى بزرگ خود را پر سازند و دلهاى ابلهان را به سوى خود جذب کنند. با مردم از دیدگاه و سلیقه ی خود درباره دوستى خدا سخن مىگویند و آنان را رفته رفته و نهانى، در چاه گم راهى (که خود کندهاند)مىاندازند. همه ی این وردهای شان، سماع و کف زدن شان و ذکرهایى که مىخوانند، آوازخوانى است و جز ابلهان و نابخردان، کسى از آنان پیروى نمىکند و به سوى آنان گرایش نمىیابد. هر کس به دیدار آن ها برود، چه در زمان زندگانى او و چه پس از مرگ او، گویى به زیارت شیطان و همه ی بت پرستان رفته است و هر کس هم به آنان کمک کند، مانند این است که به پلیدانى چون یزید و معاویه و ابوسفیان یارى رسانده است. وقتى سخنان امام به این جا رسید، یکى از حاضران با انگیزهاى که امام از آن آگاهى داشت پرسشى مطرح کرد که سبب ناراحتى ایشان شد. او پرسید: «آیا این گفتهها در حالى است که آنان به حقوق شما اقرار داشته باشند؟» امام با تندى به او نگریست و فرمود: دست بردار از این پرسش! بدان که هر کس به حقوق ما اعتراف داشته باشد، هرگز این چنین مشمول نفرین و طعن و لعن ما نمىشود(آنان که این اعمال را انجام مىدهند و به حقوق ما نیز اعتراف دارند) پستترین طایفه صوفیانند؛ چرا که تمامى صوفیان با ما مخالفند و راه شان نیز از ما جداست. آن ها یهودیان و نصرانیان امت اسلامند. همینها هستند که سعى در خاموش کردن نور الهى دارند، ولى خداوند نورش را بر همگان به طور کامل خواهد تاباند هر چند که کافران ناخشنود باشند.
واقفیه واقفیه از دیگر فرقههاى دوران امامت امام هادى(ع) بودند که امامت على بن موسى الرضا(ع) را نپذیرفته و پس از شهادت پدر گرامى ایشان، امام موسى بن جعفر (ع)، متوقف در ولایت پذیرى ائمه شده و در امامت و رهبرى جامعه، دچار ایستایى شدند. آنان با انکار امامان، پس از امام کاظم(ع) و موضعگیرى در مقابل امامان، حتى مردم را از پیروى ایشان منع کردند. امام هادى(ع) نیز براى اثبات جایگاه امامت و پیشوایى خود، با آنان دست به رویارویى فرهنگى زد و آنان را نیز به سان غلات و صوفیان، مشمول لعن و نفرین خود کرد تا آنان را به مردم بشناساند. در این باره «ابراهیم بن عقبة» در نامهاى به امام هادى(ع) مىنویسد: «فدایت شوم! من مىدانم که ممطوره (واقفیه) از حق و حقیقت دورى مىکنند، آیا اجازه دارم در قنوت نمازهایم آنان را نفرین کنم؟» امام با صراحت تمام پاسخ مثبت داد و این گونه بر اندیشههاى گم راه کننده ی آنان خط بطلان کشید. سرکردگى این گروه را «على بن ابى حمزه بطائنى» بر عهده داشت که از زمان امامت على بن موسى الرضا(ع) از پرداخت مالیاتهاى اسلامى به امام خوددارى کرده، به نشانه ی مخالفت و رد صلاحیت ایشان، به رفتارهایى از این قبیل دست مىزد. آن ها رویّه ی خود را هم چنان تا عصر امام هادى(ع) ادامه دادند. روزى امام یکى از آنان، به نام «ابوالحسن بصرى» را دید و چون او را قابل هدایت و بیدارى یافت، به او رو کرد و فقط در یک جمله به او فرمود: «آیا زمان آن نرسیده که به خود آیى؟ سخن روح فزاى ایشان در وى اثرى ژرف بر جاى نهاد و سبب تغییر رویه و بیدارى او گردید».
مجسمیّه این گروه مىپنداشتند خداوند جسم است. آنان برداشتهایى بسیار سطحى و ابتدایى از دین داشتند و از درک مجرّدات و چیزهایى که از سیطره ی جسم و ماده خارج است، بسیار ناتوان بودند. از این رو، همواره بسیارى از حقایق هستى را که خارج از دایره ی ماده بود، انکار مىکردند یا آن را تا عالم مادّه پایین مىکشیدند. کم کم آن ها و اندیشههاى بدوى و یکسویهشان در بین شیعیان رسوخ کرد و عقاید آنان را نیز تحت تأثیر سطحى نگرى و کوتهبینى خود قرار داد. خبر به امام هادى(ع) رسید و شیعیان از امام کسب تکلیف کردند. «ابراهیم بن همدانى» در نامهاى، عقاید منحرف آنان را به عرض امام رساند و از ایشان راهنمایى خواست. او به امام نوشت که در بین شیعیان و دوست داران اهلبیت(ع) افرادى پیدا شدهاند که تحت تأثیر این عقاید پوچ قرار گرفتهاند و مىپندارند که خداوند جسم است. امام در پاسخ او براى روشن شدن پیام مکتب ناب اهل بیت(ع) در این زمینه نگاشت: «پاک و منزه است آن خدایى که هیچ حد و مرزى ندارد! هرگز این گونه توصیف نمىشود، هیچ مثل و مانندى ندارد و او شنواى داناست.»
باورمندان به رؤیت(اشاعره) اشاعره گروهى بودند که مىپنداشتند خداوند را در روز رستاخیز خواهند دید. حتى آن ها بر این عقیده بودند که خداوند با همین چشم مادى قابل دیدن است. شیعیان درباره ی این گروه به امام نامه نوشته و توضیح خواستند. امام در پاسخ نوشت:
پایبندى به این نظریه به هیچ وجه جایز نیست. مگر نه این است که باید بین چشم شما و شىء انعکاسى صورت گیرد که حامل نور باشد و دیدن صورت پذیرد؟ حال اگر انعکاسى و نورى در میان نباشد و این ارتباط برقرار نشود، چگونه امکان دیدن آن شىء وجود دارد؟ در این نظریه اشتباهى بزرگ وجود دارد زیرا بیننده چیزى را مىتواند با چشم خود ببیند که در جسم بودن، با خود او مساوى باشد و در صورت دیده شدن، هر دو به سان هم (جسم)خواهند بود و لازمه ی آن، جسم دانستن خداست؛ چرا که علتها با معلولهاى خود رابطهاى جدایى ناپذیر دارند. بدین ترتیب،امام تفکر مخدوش و منحرف این گروه را نیز باطل اعلام کرد. |
|
| مقابله با جریان نفودی منحرف نیازی به هزینه کردن از ولایت فقیه ندارد |
| ساعت ۱:٠٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله نمازی ، جریان انحرافی |
|
آیت الله نمازی نماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان در خطبه های نماز جمعه روز گذشته کاشان از تکذیب اظهارات خود در جلسه درس خارج فقه و اصول انتقاد کرد.
به گزارش رجانیوز، در حالی که انتظار میرفت امام جمعه کاشان که از علمای روشن ضمیر است پس از اطلاعیه سپاه و دفتر مقام معظم رهبری که طرفین نقل قولهای مطرح شده در اظهارات ایشان بودند، سخنان قبلی خود را تصحیح کند، اما در خطبههای روز گذشته بر اظهارات قبلی خود اصرار کرد و حتی گفت که شکایت سپاه و دفتر رهبری را خدمت رهبر معظم انقلاب مطرح خواهد کرد.
اگرچه آیتالله نمازی از علمای برجسته و در خط روشن ولایت است اما به نظر میرسد اصرار بر مسالهای که مخالف مشی صریح رهبر معظم انقلاب است و هزینه کردن از جایگاه والای ولی فقیه برای مقابله با جریانهای انحرافی اقدام درستی نباشد و ممکن است موجب مظلوم نمایی این جریان و مخدوش شدن استدلالهای روشن موجود برای مقابله با نفوذیها نیز شود.
آیتالله نمازی در بخشی از اظهارات روز گذشته خود از این مساله گلایه کرده است که چرا در اطلاعیه سپاه عنوان "تکذیب" برای اظهارات وی بهکار گرفته شده و در اطلاعیه دفتر رهبری نیز همین موضوع بهنحوی منعکس شده است.
امام جمعه کاشان در این سخنان خود به سوابق مؤثری که از ابتدای انقلاب داشته یاد کرده و بهحق تصویر یک روحانی مجاهد و در خط انقلاب را نشان داده است اما با استناد به این سوابق به سپاه و دفتر مقام معظم رهبری گلایه کرده است که چرا اظهارات او در جلسه درس خارج فقه و اصول را تکذیب کردهاند.
این در حالی است که در حسن نیت و احساس تکلیف این عالم بزرگوار برای مقابله با جریانهای انحرافی تردیدی نیست کمااینکه در جریان فتنه نیز شجاعانه در میدان بودند اما بهتر بود ایشان در مورد صحت و سقم این اظهارات تحقیق بیشتری میکرد و حتی در صورت صحت داشتن آنها نیز نقل عمومی بخش عمدهای از آنها به مصلحت و در راستای تدابیر حکیمانه رهبری نیست.
تبیین شاخصها وملاکهای تفکرات فاسد و یا انحرافات، از جمله وظایف علمای اسلام و شاگردان امام است اما آیا بهتر نیست در این زمینه، مبانی این انحرافها اعم از عقیدتی و رفتاری توضیح داده شود و از نقل شنیدهها و مواردی که علنی کردن آنها به مصلحت جامعه نیست و علاوه بر ضررهای عمده، فایدهای جز هزینه شدن جایگاه رفیع ولایت فقیه ندارد، خودداری شود.
در ادامه بخش پایانی سخنرانی آیتالله نمازی به نقل از سایت دفتر ایشان بازنشر داده میشود:
موضوع پایانی عرض بنده در این خطبه به این شرح است که در هفته گذشته به دلیل اینکه پایان سال تحصیلی حوزه علمیه بود در درس خارج فقه مطالبی را جهت آگاهی آقایان اهل علم و دوستان محفل درس از حوادث جاری کشور به خصوص مسئله جریان انحرافی که به وجود آمده و انحراف اعتقادی که تفکر اینها این است که در زمان غیبت نیازی به واسطه میان مردم و امام زمان نداریم و میتوانیم خود ارتباط برقرار کنیم و نیازی به ولی فقیه نیست. تفکر آنها این است که اگر بشود ولایت فقیه و روحانیت را حذف کنند و اگر نتوانستند منزوی کنند. این بخشی از انحرافات است.
بخش دیگر انحرافات، انحراف مالی و اقتصادی است. ما این مطالب را برای دوستان درس تحلیل کردیم تا مطلع باشند و مردم را آگاه سازند که اگر در آینده بحثی مطرح شد، هوشیار باشند. یکی دو نکته دیگر هم بیان کردیم که بعد از درس عدهای تقاضا کردند که اگر امکان دارد این بحثها پیاده شده و به سایت داده شود. ما هم موافقت کردیم. منتهی بخشی از مطالب که جنبه طبقه بندی داشت را حذف نمودیم. و سایتهای بیگانه و رسانههای غربی روی آن بسیار مانور دادند. حدود 20 هزار مراجعه در 24 ساعت به سایت وجود داشت. چون تماسهای بسیاری گرفته شد تا توضیح داده شود، بیان میکنم که متأسفانه دو اطلاعیه راجع به این مطالب داده شد. یکی اطلاعیه روابط عمومی سپاه و دیگری دفتر مقام معظم رهبری بود. در اطلاعیه روابط عمومی سپاه نسبت به یک جمله تعبیر کرده بودند که تکذیب میشود. البته در اطلاعیه دفتر مقام معظم رهبری با کرامت و احترام بیان کرده بودند اگر از دفتر باشد، رسانهها منعکس کنند و إلا بازتاب ندهند.
بنده از جهت آگاهی عرض میکنم بنده در طول 33 سال انقلاب و قبل از آن تلاشهای بسیاری داشتهام ولی گاهی مسائلی حادث میشود که برخی ناآگاهانه برخورد میکنند. بنده از هر دو اطلاعیه گلایه دارم. هم اطلاعیه روابط عمومی سپاه و هم دفتر مقام معظم رهبری، منتهی در اطلاعیه سپاه تعبیر نادرستی استفاده شده بود. بنده به این آقایان میگویم که مواظب باشید، شما فقیه نیستید و تنها مقلد میباشید. واژه تکذیب یعنی دروغ، دروغ را نسبت به یک فقیه میدهید و این بار حقوقی و فقهی دارد. تکذیب گناه کبیره است، اگر مطابق با واقع نباشد و کسی که گفته است، از نظر شرعی 80 ضربه شلاق دارد. اسلام به این سادگی نیست که هر کس هر چیز را بگوید.
اصلاح خطا، این نیست که شما نسبت کذب دهید. حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه میفرمایند خوب نیست که انسان از خود صحبت کند، "تزکیة المرء نفسه قبیحة" اما چه کند که گاهی در تاریخ مظلوم واقع میشود. حضرت علی علیه السلام فرمودند: سلونی قبل از تفقدونی، هر چه میخواهید اینجا هست. هیچ پرندهای نمیتواند از قله رفیع علم علی بن ابیطالب صعود کند. برخی جاها انسان ناگزیر است که مطلبی را بیان کند اما کسی که تنها یک پاسدار است، در حریم یک فقیه وارد میشود؟! کسی که 50 سال در اسلام زحمت کشیده است. قبل از آنکه شما بیایید، بنده در دوران دفاع مقدس که هشت سال بود، من نه سال در جبههها بودم. بنده در سال 58 حاکم شرع در کردستان بودم، بحرانی ترین منطقه کشور که حتی روزها، کوملهها و دمکراتها جادهها را میبستند و مردم را اسارت به عراق میبردند که بنده تمام این امور را سرکوب کردم. امنیت را در استان کرمانشاه حاکم کردم و همیشه هم در جبههها بودم. خدا شهید صیاد شیرازی را رحمت کند آن موقع از طرف شورای انقلاب میآمدند و به اتفاق مرزها را بازدید میکردیم. شش ماه قبل از جنگ بنده به شورای عالی دفاع که بنی صدر رئیس جمهور بود، در جلسه هشدار داده و گفتم اطلاعات من این است که در آینده نزدیک صدام به ایران حمله خواهد کرد. برخی گفتند صدام غلط میکند که بعد هم غلط کرد. در دوران دفاع مقدس هم در تمام دوران کنار رزمندگان بودم. در دوران دولت اصلاحات که در دانشگاهها عوامل منحرف تئوری ولایت فقیه را دانشگاه تهران زیر سوال برده و حزب الله را بمباران کردند، هیچ یک از مسئولین قدرت پاسخ به شبهات را نداشتند اما بنده در سپاه 12 جلسه سخنرانی شبهات را پاسخ دادم که بعدها به صورت یک کتاب منتشر شد. دورههای طرح بصیرت سرداران هم همین گونه بود که مقام معظم رهبری به فرماندهان دستور دادند که از فلانی در دورههای طرح بصیرت استفاده کنید. شما کجا بودید؟ اینگونه وارد حریم یک فقیه و خدمتگزار که همیشه در خط مقدم بوده است، وارد میشوید؟
در قضیه فتنه سال 88 همه شاهد بودید. آیا این صحیح است؟ بنده گلایه دارم و شکایت این آقایان را انشاءالله بعد از سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) خدمت مقام معظم رهبری خواهم کرد. گلایه دفتر را هم خدمت آقا عرض خواهم کرد. هرچند برخی آقایان تماس گرفته و گفتند منظور شما نبودید و قضیه چیز دیگری بوده است ولی مردم آنچه منعکس شده را میبینند. کاری به نیت شما ندارند. امیدوارم این مطلب برای آقایانی که از شهرهای مختلف قم، اصفهان، تهران تماس گرفتند، مشخص شده باشد. انشاءالله در آینده گزارش مسئله و گلایه را محضر مقام معظم رهبری خواهم داد.
|
|
| گزارش کامل 2روز تحصن دانشجویان شیرازی+عکس و حاشیه |
| ساعت ۱:٢٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: دوشنبه هفته گذشته عبدالله حسینی طی حکمی به سرپرستی استانداری شیراز منصوب و پس از آن طی چند روز با فشارهای زیادی جهت استعفا روبرو شد.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، با مقاومت حسینی، کاربجایی رسید که رحیم مشایی، سرپرست جدید استانداری را احضار کرده و با واکنش حسینی در مقابل وی طی ظی یک شب عزل شد و فرهادسجادی که گفته می شود از مقربان مشایی است به سرپرستی استانداری منصوب می شود.
گفته شده عبدالله حسینی در واکنش به مشایی گفته است: زیر بار استعفا و بله قربان گویی مشایی نخواهم رفت، و اگر می خواهید مرا برکنار کنید؛ بنده تنها دلبسته نظام و ولایت فقیه هستم.
ابتدای این هفته و بعد عزل و نصب ها در استانداری استان فارس که با واکنش شدید دانشجویان و نماینده ولی فقیه در استان شیراز روبرو شد، عصر شنبه بیش از 200نفر از مردم و دانشجویان شیراز جلوی درب استانداری تجمع کردند.
دانشجویان به همراه مردم شیراز در این تجمع با سردادن شعارهایی ضمن اعلام برائت از جریان انحرافی در استان، خواستار انتخاب استانداری شایسته و ولایتمدار، متوقف کردن روند نفوذ جریان انحرافی در عزل و نصب های استان، فصل الخطاب قراردادن حضرت آیت الله ایمانی نماینده محترم ولی فقیه شدند.
در حاشیه تجمع نیز طومار بلندی توسط مردم به محضر رهبر انقلاب نیز امضا شد و مردم نیز با زدن قفلی به درب های استانداری اعلام کردند که فردا 6صبح در جلوی استانداری تجمع خواهند کرد و نخواهند گذاشت سجادی به استانداری وارد شود.
پس از آن تعدادی از تشکل های دانشجویی دانشگاه های شیراز طی نامه ای سرگشاده به حضرت آیت الله ایمانی در اعتراض به سیاست های گروه انحرافی در استان فارس، مسائلی را مطرح نمودند. که متن کامل این نامه به شرح زیر است: باسمه تعالی
نماینده محترم ولی فقیه در استان فارس؛ حضرت آیت الله ایمانی (مدظله العالی)
سلام علیکم
فضای استان فارس این روزها شاهد گروهی از مدیران است که در لباس عدالتخواهی وارد سیستم مدیریت استان شد اما عمق انحراف و وابستگی به جریان انحرافی، حال و روز استان را به شکلی در آورد که شاهد تضعیف روز افزون آن می باشیم. حوادث چند روز گذشته استان و تغییر سرپرست استانداری فارس، ما را بر آن داشت تا چند نکته ای را خدمت حضرتعالی عرض نمائیم:
1- این روزها بغض و کینه انقلابی فرزندان معنوی حضرت روح الله متراکم شده است. دیگر نمی توان شاهد نفوذ بیش از پیش جریان انحرافی در سطوح مدیریتی استان بویژه استانداری بود.
2- عدم تحقق اولویت های کاری استان فارس که ضربه ای مسلم بر مستضعفین این استان وارد ساخته است، کاسه صبر ما را لبریز ساخته است. استانی که بنا به دلایل مدیریتی، جولانگاه مفسدین اقتصادی شده است، زیر قدرت طلبی های سیاسی برخی مدعیان؛ در حال تضعیف می باشد.
3- پیگیری خطوط مکتب ایرانی در استان فارس در تقابل آشکار با اسلام ناب محمدی(ص) است. سومین حرم اهل بیت علیهم السلام، عرصه مانور استانداری بود که از اصلی ترین نفرات مکتب ایرانی در کشور است. ادامه آن روند غلط فرهنگی و سیاسی حقیقتا مخل فرهنگ و سیاست خدا محور در استان می باشد.
حضرت آیت الله
ما دانشجویان پیگیری مطالبات شما که مطالبات به حق مردم شهید پرور استان فارس است را بر خود فریضه ای می دانیم که عدم پیگیری آن عقوبت اخروی را در پی خواهد داشت. و ضمن حمایت قاطع از اقدام انقلابی حضرتعالی در مخالفت با تغییر و تحولات استان که بر مبنای قدرت طلبی و انحراف است، حرکت خود را در برقراری تحصنی از امروز شنبه 7 خرداد، ساعت 18 در مقابل استانداری فارس اعلام می داریم.
امیدواریم که همواره ما را با رهنمون های خود مورد هدایت قرار دهید.
به امید ظهور حضرت صاحب الزمان (عج)
بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی شیراز
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور شیراز
بسیج دانشجویی دانشگاه باهنر شیراز
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
تشکل وصال دانشگاه آزاد
جنبش دانشجویی شیراز در اعتراض به سیاست های گروه انحرافی در تغییر و تحولات مدیران استانداری، تحصن خود را در مقابل استانداری شروع نمود.
امروز نیز تشکلهای دانشجویی دانشگاههای استان فارس در نامهای خطاب به مردم این استان تأکید کردند: احمدزاده استاندار سابق استان فارس، بر مبنای قدرتطلبی و میزپرستی، خود را به جریان انحرافی و تفکرات مشایی فروخت. تشکلهای دانشجویی دانشگاههای استان فارس در نامهای خطاب به مردم این استان نکاتی را متذکر شدند که متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
1- احمدزاده استاندار سابق استان فارس، بر مبنای قدرتطلبی و میزپرستی، خود را به جریان انحرافی و تفکرات مشایی فروخت. او اگرچه بسیار مدعی بود اما میراثی جز حرفهای مکتب ایرانی و جریان انحرافی در استان باقی نگذاشت. جذب حداقلی بودجه که میان استانها کم سابقه بود، موجب تضعیف استان مهم و استراتژیک فارس شد.
مریض بودن تفکر سیاسی و مهمتر از آن تفکر فرهنگی احمدزاده موجب شد تا او در اجلاسیه سرداران و 14 هزار و 600 شهید استان فارس شرکت نکند و حتی سنگاندازیهای او نیز در برگزاری این مراسمها، از حافظه تاریخی شما عزیزان پاک نخواهد شد. او اگرچه مدعی مبارزه با مفسدان بود اما در ماههای پایانی، استانداری عرصهای برای مانور مفسدان اقتصادی و سیاسی و زمینخواران شده بود. بعد از رفتن احمدزاده حسینی سرپرست استانداری شد اما از آنجا که به صورت محدودی در مقابل جریان انحرافی و خواستههای مشایی ایستاد، در عرض چند روز تغییر کرد و سجادی از سوی وزارت کشور سرپرست استانداری فارس شد. ایدهآل سجادی، احمدزاده است و این به معنای ماندن در وضعیت نامطلوب فعلی است.
2- روز جمعه آیتالله ایمانی نماینده ولیفقیه در استان فارس و امامجمعه شیراز در خطبههای نمازجمعه اعلام داشتند: «من به جناب وزیر کشور میگویم فارس بیش از 2 ماه است که در شرایط بلاتکلیفی به سر میبرد. فارس برای حل مشکلات عمرانی خود نگران آینده است. مدیران استان در زمان استاندار سابق دستشان به کار نمیرفت، سؤال من از وزیرکشور این است که چگونه به یکی از معاونان استاندار حکم سرپرستی میدهید و بعد از چند ساعت حکمش را لغو کرده و به دیگری میدهید؟ فارس که بازیچه نیست افرادی را بیاورند و دوران کارآموزی ببینند و سپر پرش افراد شود؛ به استان رحم کنید. این استان خیلی عزیز و بالاست چرا قدر این استان با 5 میلیون نفر جمعیت و 14 هزار و 600 شهید و آن مفاخر عزیز و بالا را نمیدانید؟ چرا فارس ما باید بازیچه این و آن باشد من اخطار میدهم و من اهل این استان هستم پس سرنوشت این استان سرنوشت ماست. نمیشود که این استان را مرتب بازی داد. نخبگان استان پیشنهاداتی را برای مدیریت ارشد استان دادهاند چرا به پیشنهادات ایشان عمل نمیشود؟ برای خدا و انقلاب و برای مردم آینده این استان مظلوم و زجر کشیده کارتان را درست انجام دهید.»
با توجه به آنچه آمد، جنبش دانشجویی استان فارس خود را موظف به پیگیری مطالبات آیتالله ایمانی که همان مطالبات برحق امت حزبالله و مستضعفین است، میداند لذا از دیروز تحصنی را در مقابل استانداری فارس آغاز کرده است. برای ادامه کار و ایجاد فشار مضاعف بر حلقه زور و زر و تزویر در کشور و استان، حضور جدی و حداکثری شما مردم غیور و شهیدپرور در این تحصن امری مؤثر خواهد بود.
دانشجویان متحصن مقابل استانداری فارس همچنین در اقدامی جالب به سیاست های گروه انحرافی در استان اعتراض کردند.
دانشجویانی که از دیروز در اعتراض به سیاست های جریان انحرافی در استان فارس در مقابل استانداری فارس متحصن شده اند، اقدام جالبی انجام داده اند که نشان دهنده عمق انزجار از این گروه در استان می باشد.
![]() ![]() اما امروز نیروی انتظامی با همکاری حراست استانداری بنر نصب شده روی درب استانداری که ورود ممنوع جریان انحرافی به استانداری را بیان می کرد، پاره کردند. دانشجویان که سعی در ممانعت از این اقدام داشتند هم چنان در مقابل استانداری به تحصن خود ادامه داده و بنر دیگر را نصب می کنند.
|
|
| تشبیه توجه برانگیز آیت الله مصباح یزدی از گروه انحرافی |
| ساعت ۱۱:٢٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، جریان انحرافی |
|
آیت الله مصباح یزدی به تشریح صریح افکار و اقدامات جریانی که هیچ اعتقادی به ولایت فقیه و اجرای احکام اسلامی ندارد پرداخت. |
|
| مشایی: چرا نمیتوانید سحرم را باطل کنید؟ |
| ساعت ٢:٢٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
این که آقای مشایی میگوید چرا نمیتوانید سحرم را باطل کنید پاسخی است به سخنان آیت الله مصباح یزدی که چندی پیش در دیدار اعضای حزب موتلفه اسلامی مطرح کرد. سرانجام پس از انتقادات زیادی که از مشایی در زمینه جریان انحرافی صورت گرفت وی لب به سخن گشود و به اتهامات وارد شده دراین باره پاسخ داد و گفت:چرا نمیتوانید سحرم را باطل کنید و احمدینژاد را نجات دهید؟!
|
|
| در جلسات محفلی موسوم به «پارسه» چه می گذرد؟! |
| ساعت ٢:۱٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی |
|
«تابناک» از آنجا که عمیقا از بزرگ شدن مسائلی چون جن گیری و رمالی پیرامون این جریان ـ که البته واقعیت هم دارد ـ احساس خطر کرده و آن را سناریویی طراحی شده برای به حاشیه راندن اصل موضوع (انحرافات عقیدتی و مفاسد اقتصادی این جریان) می پندارد، در مقاطع و موارد گوناگون در چند سال گذشته، به کژی ها و انحرافات عمیق اعتقادی و همچنین سوء مدیریت ها و مفاسد اقتصادی آنان پرداخته است. افشاگری ها علیه جریان انحرافی در دولت از سوی دلسوزان و علاقه مندان به نظام و معتقدین به جبهه انقلاب همچنان ادامه دارد و هر روز شاهد ابراز نگرانی های جدیدی از سوی بزرگان و مسئولین کشور در قبال این جریان هستیم، چنانکه چندی پیش، آیت الله مصباح یزدی در صحبتی نسبت به شکل گیری تشکیلاتی فراماسونری هشدار دادند، که این خود بازگو کننده نگرانی های عمیق دلسوزان نظام و انقلاب در قبال فعالیت های تشکیلاتی جریان انحرافی است. |
|
| توهم بازیابی وجهه حامیان فتنه 88 در ازای حمله به جریان نفوذی منحرف |
| ساعت ٢:٠٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧ کلمات کلیدی: سیدمحمد خاتمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جریان انحرافی ، جنبش سبز |
![]() اظهارات اخیر آقای هاشمی رفسنجانی در مورد نگرانی از جریان انحرافی این سوال را در اذهان عمومی مطرح کرده که چرا در حالی که او پیش و پس از انتخابات بهعنوان تکیهگاه داخلی جریان فتنه عمل کرد و حتی برخی از اعضای خانواده او مدیریت و حضور میدانی در آشوبهای خیابانی داشتند، چنین نگرانی را ابراز نکرد و تاکنون علیرغم روشن شدن کامل صحنه وی حاضر به مرزبندی با این جریان نشده است. به گزارش رجانیوز، هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از افرادی که سایت او آنها را مدیران دستگاههای مختلف شهرستان زاهدان خوانده، در پاسخ به اظهار نگرانی در مورد تلاش جریانهای انحرافی برای مخدوش کردن وحدت و اعتقادات دینی مردم گفت: ممکن است در مقطع و برههای خاص، جریان یا گروه و باندی خاص بتوانند تعمداً یا سهواً خدشهای به ارزشها وارد و انحرافی در مسیر انقلاب ایجاد و حتی طیفهایی را نیز ناخودآگاه با خود همراه کنند، ولی قطعاً جریانهای انحرافی، بیریشه و سطحی بوده و قادر به ادامه مسیر و تداوم برنامههای انحرافی خود نخواهند بود. او همچنین بر طرد جریانهای انحرافی از سوی مردم و مسئولان تاکید کرد؛ تاکیدی که البته با رویکرد وی در حمایت از آشوبگران در سالهای اخیر حتی پس از وقایع 25 بهمن، تناسبی ندارد؛ واقعهای که سبب شد حتی بسیاری از ساکتین جریان فتنه هم لب باز کنند و در نکوهش صریح اغتشاشات سخن بگویند اما هاشمی باز هم با سخنان دوپهلو به استقبال آن رفت. هاشمی درحالی به صراحت از جریان انحرافی و مسائل مربوط به آن انتقاد کرده که سران این جریان از ابتدا نیز مورد تایید و حمایت مردم و دلسوزان انقلاب نبودند و کسی نمیتواند مدعی شود که از ابتدا خطر این گروه را هشدار داده بود. با این حال، مواضع آقای هاشمی در طول سالهای اخیر بهنحوی است که به نظر میرسد وی بهجای تعیین تکلیف کردن برای دیگران، باید ابتدا تکلیف خود را در مقابل انحراف بزرگ و فتنه ریشهدار 88 روشن کند، اگرچه او از پیش از انتخابات با حمایت از موسوی، نوشتن نامه بدون سلام و السلام به رهبر انقلاب و سپس حمایت از فتنهگران در پشت و روی صحنه مانند نماز جمعه 27 تیر 88، تکلیف خود را روشن کرده است. او البته روند حمایت از سران داخلی جریان فتنه را از تیر ماه 88 نیز متوقف نکرد و آذر ماه سال 88 در سفری که به مشهد داشت، تلاش کرد که در یک "چرتکهاندازی عجیب" جامعه ایران را بر خلاف واقعیتها به دو قطب تصنعی تقسیم کند: «حکومت همه چیز را در دست دارد، پول، نیرو و رسانه دارد و بالاخره کسانی را دارد که در مواقع لزوم در خیابانها جمع شوند. بسیج و سپاه را هم دارد،در آن طرف هم عده زیادی از مردم هستند. دانشجو، دانشآموز، استاد، معلم، مدیر، کارگر، کاسب، زن و مرد و... که بعضیها ساکت و بعضیها فعال هستند. این گونه که به جایی نمیرسیم.» این تحلیل عجیب از چهره ایران اسلامی که موجی از انتقادها را علیه هاشمی رفسنجانی برانگیخت، البته چند روز بعد و با راهپیمایی دهها میلیونی مردم در روز 9 دی علیه جریان فتنه، کاملاً رنگ باخت اما هرگز موجب نشد که آقای هاشمی اعتقادش را به "تحلیل ویژه" خود از دست بدهد. او در یک سال گذشته هم سعی کرد که با اتخاذ مواضعی دو پهلو به زعم خود "جمعیت بزرگ معترضان!" را نرنجاند تا اینکه رو شدن چهره واقعی جریان فتنه در روز 25 بهمن امسال به صراحت پایههای تحلیل آقای هاشمی را فرو ریخت. در عین حال، بهنظر میرسد اظهارات اخیر آقای هاشمی در مورد جریان انحرافی نه بهعنوان دلسوزی بلکه به عنوان یک پروژه جدید بهمنظور سوءاستفاده از فضای ایجاد شده علیه رفتارهای غلط یک طیف نفوذی در دولت برای تطهیر مردودین فتنه 88 و تغییر صورت مسئلهای است که وی، خانواده و همفکرانش باید پاسخگوی آن باشند. دو هفته قبل نیز روزنامه جمهوری اسلامی که مدیرمسئول آن از اعضای حلقه اول آقای هاشمی است، همین پروژه را کلید زد. این در حالی است که به نظر میرسد تصور اینکه عبور از جریان نفوذی مساوی با رو کردن مجدد به سران و حامیان فتنه و خواص مردود بیشتر به یک توهم و اشتباه محاسباتی شبیه است. |
|
| درپی واگذاری رایگان یک میلیون و 258 هزار متر مربع زمین به شرکت خصوصی سمگا |
| ساعت ۱:٤۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، حمید بقائی ، جریان انحرافی ، فساد اقتصادی |
|
اراضی ملی واگذار شده از شرکت مورد حمایت مشایی و بقایی پس گرفته شد
خبرگزاری فارس: یک میلیون و 258 هزار متر مربع از زمینهای پارک لویزان که به صورت غیرقانونی و رایگان به شرکت خصوصی مورد حمایت مشایی و بقایی (سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران - سمگا) واگذار شده بود، از این شرکت پس گرفته شد.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، بر اساس اعلام رسمی سایت سمگا، اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی جزو اولین سهامداران شرکت سمگا بوده اند و مدیرعامل این شرکت، مهدی جهانگیری، معاون سابق مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است. در نخستین روز از آغاز پذیرهنویسی شرکت سمگا بر اساس اخباری که رسانه ها در آن روز منتشر کردند و سایت رسمی شرکت سمگا در لینک اخبار خود قرار داده، در تاریخ 19 اردیبهشت ماه سال 88 اسفندیار رحیممشایی رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و حمید بقایی قائممقام وقت سازمان، سهام این شرکت را خریداری کردند. رحیممشایی و بقایی به عنوان نخستین خریداران سهام این شرکت، هر کدام رقم 5 میلیون ریال سهام را به طور نمادین خریداری کردند. همان روز 50 درصد و طی 4 روز بعد، 100 درصد سهام عرضه شده شرکت سمگا توسط بانکها، مؤسسات سرمایه گذاری و افراد مطلع، خریداری شد و پذیره نویسی سمگا قبل از موعد پیش بینی شده به پایان رسید. البته این روزها آقایان اخبار آن روزها را فراموش کرده و خرید نمادین سهام شرکت سمگا را انکار می کنند و می گویند این سهام در آن روز به برخی میهمانان از سوی مهدی جهانگیری مدیر عامل این شرکت اهدا شد که برخی افراد مذکور آن سهام را به تعاونی کارکنان میراث فرهنگی اهدا کردند. |
|
| توضیحات بقایی درباره سهام شرکت سمگا |
| ساعت ۱:٢۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، حمید بقائی ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی |
|
خبرگزاری فارس: بقایی علیرغم آنکه اعلام میکند سهامی در شرکت سمگا نداشته است، میگوید: 500 هزار تومان سهام سمگا را به شکل هدیه دریافت کردهام اما آن را به تعاونی کارکنان سازمان میراث فرهنگی واگذار کردهام. ![]() به گزارش خبرنگار فارس، در حالیکه خبر سهامداری بقایی و مشایی در رسانههای مختلف منتشر شد، بقایی همچنان مصر است که سهامی در شرکت سمگا نداشته است.
|
|
| سنگینی یک ابهام بر موضع آیتالله هاشمی درباره جریان انحرافی |
| ساعت ۱٢:٤٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جریان انحرافی |
|
سرویس سیاسی جهان-عبدالله الماسی:آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام روز گذشته در دیدار جمعی از مدیران دستگاههای مختلف شهرستان زاهدان، موضع خود را در برابر جریان انحرافی در دولت روشن کرد؛ موضعی "صریح"، "قاطع" و "بدون ابهام".
ی در پاسخ به ابراز نگرانی برخی از حاضرین در جلسه در مورد تلاش جریانهای انحرافی برای مخدوش کردن وحدت و اعتقادات دینی مردم گفت: ممکن است در مقطع و برههای خاص، جریان یا گروه و باندی خاص بتوانند تعمداً یا سهواً خدشهای به ارزشها وارد و انحرافی در مسیر انقلاب ایجاد و حتی طیفهایی را نیز ناخودآگاه با خود همراه کنند، ولی قطعاً جریانهای انحرافی، بیریشه و سطحی بوده و قادر به ادامه مسیر و تداوم برنامههای انحرافی خود نخواهند بود.
آقای هاشمی رفسنجانی در ادامه بر "مسیر اصیل انقلاب اسلامی"، "توجه به اصل ولایت فقیه"، "طرد جریانهای انحرافی" و "تکیه واقعی به پشتوانه عظیم مردم" تاکید کرد. این سخنان بسیار بیش تر آنکه تحسین ناظران سیاسی را نسبت به صراحت کلام و موضع روشن رئیس مجمع تشخیصمصلحت درباره جریان انحرافی برانگیزد، آنان را به تامل و تعجب واداشت و خاطره مواضع ابهام آلود و به گفته آیت الله محمد یزدی "چند پهلوی" آقای هاشمی را زنده ساخت که هرگز به محکومیت اقدامات سران فتنه منجر نشد. در واقع مهمترین ابهامی که بر سر سخنان صریح روز گذشته آقای هاشمی و تاکید وی بر "توجه به ولایت فقیه" سنگینی می کند، "رویکرد دوگانه"ای است که او در دو سال گذشته در قبال جریان ضدانقلاب داخلی و سران آن داشت. "تکلیف نظام اسلامی و مردم برای مقابله با اینگونه افراد و گروههای معاند که ممکن است هنوزهم عوامل اندک آنها با اعلام مواضع و شعارهای تند و تخریبی در پی تضعیف نظام باشند روشن است که نمونه آن در ۲۵ بهمن ماه به روشنی اتفاق افتاد." این صریح ترین موضع گیری آقای هاشمی علیه جریان فتنه بود که پس از حدود ۲۰ ماه انتظار و درخواست ناظران و فعالان سیاسی و دانشجویی اتخاذ شد. برخلاف تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب بر موضع گیری شفاف خواص، آقای هاشمی در دو سال اخیر بویژه در جریان فتنه ۸۸ و آشوب های پر هزینه آن، هرگز حاضر به اتخاذ رویکردی روشن درباره فتنهگران نشد که حتی در برخی مواقع از جمله در نمازجمعه ۲۶ تیرماه ۸۸ به حمایت آشکار از آنان پرداخت. به عنوان نمونه، حضرت آیتالله العظمیخامنهای درست ۲۰ روز پس از حماسه مردمی روز ۹ دی ماه و اتمام حجت ملت ایران با جریان فتنه، حامیان آن و خواص ساکت، در دیدار اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى به صراحت به خواص تاکید کردند: انتظار از خواص این است که مرزشان را مشخص کنند، موضعشان را مشخص کنند. دوپهلو حرف زدن، کمک کردن به غبارآلودگى فضاست؛ این کمک به رفع فتنه نیست، این کمک به شفافسازى نیست ... خوب، باید معلوم بشود این کسى که در نظام جمهورى اسلامى است، در مقابل این چه موضعى دارد؛ حاضر است تبرّى بجوید، بگوید من دشمن شمایم؟ من مخالف شمایم؟ نگاهی به این رویدادها ناظران سیاسی را به این سوال ها می رساند که اگر آقای هاشمی آنچنان که دیروز یکشنبه گفت، به "مسیر اصیل انقلاب اسلامی"، "اصل ولایت فقیه" و "طرد جریانهای انحرافی" اعتقاد و التزام عملی دارد، پس در بزنگاه های متعدد دو سال اخیر و جنگ تمام عیار جبهه متحد دشمنان داخلی و خارجی علیه جمهوری اسلامی(در قالب فتنه) کجا بود؟ و در این مدت که رهبر انقلاب شخصا بارها علیه فتنه آمریکایی-اسرائیلی سال گذشته موضع گیری کردند، آیا آقای هاشمی هیچ تکلیفی برای خود ندید؟ |
|
| رفقای گرمابه و گلستان سابق و شرکای اکنون منتقدین |
| ساعت ۱٢:۱۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی |
|
سرویس سیاسی جهان ـ از زمان آغاز دولت دهم و پس از علنی تر شدن انحرافات زشت "فرقه انحرافی" لانه کرده در دولت که منجر به قهر و کناره گیری تدریجی برخی وزرا و نزدیکان صدیق احمدی نژاد از بدنه دولت شد، ماجرایی به مرور شکل گرفت که واکاوی و نگاه دقیق به آن در معارضات کنونی ضروری به نظر می رسد.و آن ماجرا این است که طی یک سال و چند ماه اخیر، برخی صاحب منسبانی که به هر دلیلی از دولت جدا شده اند و یا در معرض جدایی قرار گرفته اند، بلافاصله و بدون در نظر گرفتن سوابق کاری خود؛ در علن یا در خفا علت جدایی از دولت را داشتن زاویه و اختلاف با فرقه انحرافی و نفر اول آن بیان می کنند. |
|
| برکناری مصلحی برای خروج پروندههای فساد بود |
| ساعت ۱٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی |
|
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در سخنانی ضمن افشای بخش هایی از ماهیت باند انحرافی، از مقاصد این گروه در ماجرای وزارت اطلاعات پرده برداشت. |
|
| بابیت در بطن جریان انحرافی! |
| ساعت ۱۱:٥٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: علی محمد باب ، جریان انحرافی |
|
|
|
| در آنچه علم نداری مجادله نکن |
| ساعت ۱۱:٢٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
1.نگارنده در آغاز این مطلب افسوس خود را ابراز می دارد که چرا باید در زمانه حاکمیت اصولگراترین دولت و اصیل ترین حرکت انقلابی در صحنه مدیریت کشور، چنین مرقومه ای را بنگارد.
2.در قرآن به همه مؤمنان توصیه شده است که «فلم تحاجّون فیما لیس لکم به علم/ آیه 66 سوره آل عمران، چرا در آنچه به آن علم ندارید مجادله می کنید». افاضات آقای رحیم مشایی درست چند روز پس از طرح مباحث جنجالی راجع به مردم غاصب و نژاد پرست و ضد بشریت نظام منحوس اسرائیل، نگارنده را به یاد توهمات و دیدگاه های پوشالین یک روشنفکر مرعوب در دهه 70 انداخت، آنگاه که او با طرح آرایی چون قبض و بسط شریعت، بسط تجربه نبوی و نهایتاً صراط های مستقیم، سعی در توسعه نوعی نگاه اومانیستی، پلورالیستی و سکولاریستی نسبت به ساحت دین داشت. انبوهی از سخنان ترجمه شده دست دوم که به رنگ و لعاب آیات قرآنی و احادیث و شواهد تاریخی مزیّن و ملبس شده بود، مدت ها ذهن و انرژی جامعه متخصصان و روشنفکران متعهد و انقلابی را برای پاسخ گویی به خود مشغول ساخت. 3. جناب مشایی، بنیاد تاریخ از منظر فلسفه تاریخ در اسلام بر جدال حق و باطل و نهایتاً سیطره و پیروزی حق استوار است. سوره های مبارکه نساء/76، رعد/17 و انبیاء/18 دلالت بر آن دارند که تاریخ بشر بر اساس جدال حق و باطل است و در طول تاریخ همیشه حق و باطل با یکدیگر در حال جنگ بوده اند ولی قرآن تصریح دارد که پیروزی با حق است. مرحوم مطهری در کتاب فلسفه تاریخ به استناد آیه مبارکه «کذالک یضرب الله الحق و الباطل، فأما الزّبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض.../ آیه 17 سوره رعد» می گوید، از این آیه سه نکته مستفاد است: نخست، باطل همواره همراه و به تبع حق پیدا می شود و با نیروی حق حرکت می کند که در ادامه می فرماید نتیجه عملی چنین مقوله ای آن است که آنگاه باطل به جدال حق می آید و با شمشیر حق به حق حمله می کند، آنچنانکه پسر عمر سعد وقتی می خواست مردم را به صحنه نبرد عاشورا با حضرت سیدالشهدا (ع) تحریک نماید، می گفت: «یا خیل الله ارکبی و بالجّنة أبشری». 4.جناب مشایی، در باب فلسفه تاریخ سخن گفته شد، در باب انسان شناسی از منظر اسلام نیز بد نیست سخنی گفته شود. انسان در اسلام خاصه تشیع، انسانی است آزاد و مختار و در عین حال مسئول و مکلف. به عبارتی چون مختار است، پس مسئول است آنچنانکه در قرآن تصریح شده که «انّا هدیناه السبیل اما شاکراً و امّا کفوراً» یا «لا اکراه فی الدین قد تبیّن الرشد من الغی...»، دلالت بر آزادی و اختیار آدمی دارد که در مسیر روشن شده توسط وحی، خود بر بنیاد عقل، صراط مستقیم را از میان صراطهای نامستقیم برگزیند و از شاهراه فطرت انسانی به مقام ربوبیت دست یازد. روشن است در شرایطی که ادمی مختار است به طریقت غریزه و انطباعات نفسانی حرکت نماید یابر صراط مستقیم فطرت. 124 هزار پیامبر و پس از آن ائمه اطهار علیهم السلام، منادی ایمان حقیقت و عدالت بوده اند و نسبت به موانع، انحرافات و آفات زندگی بشر، انذار و تحذیر داده اند. پس اگر فردی یا قومی بر کفر و عصیان و تفرعن و ظلم و غضب، تعصب ورزد و به تعبیر قرآنی به خود خیانت کند، دیگر مجال جدال و بحث نیست. آنچنانکه خداوند می فرماید: «لا تجادل عن الذین یختانون انفسهم/ سوره نساء آیه70. به خاطر کسانی که به خود خیانت می ورزند، مجادله نکن». همچنین باید به یاد داشت که این انسان های غاصب نژاد پرست که در بیت المقدس، بی شرمانه و مذبوحانه، نظاره گر آوارگی هزاران انسان مسلمان بی گناه هستند و غاصبانه بر اراضی و املاک آنان سکنی گزیده اند و فلسطینیان را آواره اردوگاه ها کرده اند و هزاران کودک یتیم و والدین داغدار نتیجه این غصب نامشروع بوده است، قطعاً خائنین به آرمانهای انسانی و بشری هستند و خداوند به صراحت نسبت به حمایت از خائن تحذیر داده است، آنجا که می فرماید: «و لا تکن للخائنین خصیماً/ سوره نساء آیه 105» و به نفع خائنان به مخاصمه برنخیز.» 5.جناب مشایی، به تعبیر قرآن «کسانی که بدون هیچ حجتی که در دست داشته باشند، در آیات خدا جدال می کنند، کار آنان نزد خدا و مؤمنان سخت ناپسند است، غافر/35». توصیه مشفقانه آن است که اگر سهو کلام یا خبط ادراک و فهم یا خلط معنایی صورت پذیرفته، بر این قول ناصواب اصرار نورزید و تئوریزه کردن آن را رها نمایید و «عذر قصور» در پیشگاه خدا و امت اسلامی آورید که حمل بر «قصد تقصیر» نشود. 6.جناب مشایی، احمدی نژاد امروزه نبض تپنده جهان اسلام و امت اسلامی است، سرسلسله مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل. قطعاً نکات شما هیچ خدشه ای بر نگاه ناب و اصیل دولت نهم وارد نساخته و نخواهد ساخت و اگر منافقان و مخالفان دولت اسلامی را انگیزه سوء استفاده و تضعیف و تخریب دولت نهم در سر است، حاشا که مردم، بدنه روحانیت، مراجع مکرم و مقام عظمای ولایت، اجازه دهند که تفرقه و نفاق در میان این صحنه، آشیان سازد. اما باید به یاد داشت صداهای فروخفته بسیاری از فطرت های پاک در اقصی نقاط عالم، در انتظار گشایشی عالمگیر است. با ظهور منجی انسان های در بند طواغیت، حضرت صاحب العصر و الزمان، این سیل عظیم مظلومان و مستضعفان عالم، کاخ استکبار و سلطه جباران و فراعنه تاریخ را فرو خواهند ریخت. امروز ایران اسلامی منادی و تسهیل گر آن گشایش فرجامین تاریخ است و کل امید عالم در این گره کور ظلمات پایان تاریخ به انقلاب اسلامی، گفتمان عدالت و دولت اسلامی است. نباید به گونه ای سخن گفت که امید انقلابیون، آزادیخواهان و مستضعفان جهان را تضعیف کرد و در داخل برای اصولگراترین، مردمی ترین، انقلابی ترین و ولایی ترین دولت پس از انقلاب، هزینه های بی جهت آفرید و روان جامعه را درگیر و انرژی دولت را به هدر داد. والسلام علی من اتّبع الهدی. |
|
| داماد احمدینژاد: آقایان مشایی و بقایی! انحراف در دولت از جانب شماست |
| ساعت ۱۱:۱٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، حمید بقائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
دبیر شورای مشاورین رئیسجمهور با صدور اطلاعیهای شایعهسازی برخی سایتها مبنی بر برخورد احمدینژاد با وی در پی مصاحبه علیه جریان انحرافی را تکذیب کرد. به گزارش رجانیوز، متن کامل اطلاعیه مهدی خورشیدی دبیر شورای مشاورین رئیسجمهور به شرح ذیل است: عصر روز گذشته اطلاع حاصل کردم یک سایت ناشناخته مدعی شد که رئیسجمهور به بنده هشدار داده است "در سفرهای استانی ایشان را همراهی نکرده و نسبت به آقایان مشایی و بقایی اظهار نظر بیربط نکنیم " با اطمینان کامل از کذب بودن موضوع، بلافاصله به سراغ جناب رئیسجمهور رفتم تا موضوع را از ایشان استعلام نمایم، که ایشان اظهار داشتند به هیچ عنوان چنین سایتی را نمیشناسند و این صحبتها که به نقل از ایشان منتشر شده دروغ است. حال با توجه به ادعای سایت یاد شده ذکر چند نکته را ضروری میدانم: 2- هدف بنده از این حرفها که برخی را اینگونه آشفته کرده است فقط ادای تکلیف بوده است، انتقادی که خودشان هم میدانند وارد است و چیزی جز واقعیت نیست پس علت چیست که وقتی پاسخی برای این انتقادها ندارند متوسل به نقل قول دروغ از رئیسجمهور میشوند؟ 4- جناب آقای مشایی و بقایی! شما به خوبی میدانید که بنده برای پست و مقام و داشتن قدرت نیست که در کنار آقای احمدینژاد در دولت حضور دارم، چرا که چه در دولت باشم و چه نباشم نظر شخصیام در مورد ایشان این است که شخصیتی فرهیخته، دانشگاهی، مردمی، انقلابی، ولایی و مکتبی دارند و پس اگر انحرافی هم در بخشی از دولت وجود دارد از جانب شماست. بنده هیچوقت در دولت به دنبال تصاحب مسئولیتها و ریاستها نبودم، چراکه معتقدم مسئولیت، امانت است و پذیرفتن آن تعهدی در برابر خداوند؛ پس طبیعی است که اظهارنظرهای دلسوزانه به مذاق شماها خوش نیاید. 5- این بی انصافی و ناجوانمردی است که انسان تا جایی که منافعش تامین شود از کسی یا دولتی حمایت کند و وقتی که منافع یا موقعیتش به مخاطره افتاد شروع به فرافکنی و انتقاد و یا خدای ناکرده استهزا کند. (محمود احمدی نژاد هیچگاه دروغگو، منحرف وضد ولایت فقیه نبوده است و ای کاش در دولت نبودم و اینها را راحتتر بیان میکردم.) 6- به تمام عزیزانی که مصاحبه بنده را خواندند عرض میکنم، هیچگاه از تفکرات احمدینژادیام عدول نکردهام، چرا که ایشان را به عنوان رئیسجمهوری مکتبی میشناسم و این امر نباید بهانه شود برای حمله به دولت و یا خدای ناکرده رئیسجمهور محترم. بنده شخصاً نسبت به تفکرات آقایان مشایی و بقایی انتقادات اساسی داشته و تا حد توان مقابل انحرافات آقایان میایستم و اجازه نخواهم داد ذرهای از حیثیث و آبروی آقای احمدینژاد به واسطه این افراد کاسته شود. 7- بنده در سراسر زندگیام احمدینژاد را مملو از ولایتمداری و دفاع از مکتب اسلام دیدهام و به همه فرصتطلبان گوشزد میکنم که اگر دلسوزان واقعی احمدینژاد بودند حتماً به جای واداشتن بنده و دیگران به استعفا و حذف از دولت، خودشان استعفا میدادند. همچنین متذکر میشوم بنده تمایلی به طرح مطالب در رسانهها نداشتم، اما متاسفانه عملکرد آقایان و احساس تکلیف وادارم کرد که این روشنگریها را انجام دهم. امیدوارم در آینده مجبور نشوم مطالب بسیاری که در سینه دارم و اسناد متعدد از انحرافات و مفاسد را منتشر کنم. |
|
| سیر نفوذ و انحراف در دولتهای پس از انقلاب |
| ساعت ۱۱:٠٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی |
|
سیر نفوذ و انحراف در دولتهای پس از انقلاب/ مکتب ایرانی و جمهوری ایرانی از یک آبشخورند!
![]() محمد حسینزاده: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با روی کار آمدن دولت موقت، انقلابیون در محک آزمایش قرار گرفتند، آنها که تا دیروز خود منتقد وضع موجود بودند، باید خود کشور را اداره می کردند و مسئولیت های حکومتی را که تازه داشت شکل می گرفت، بر عهده می گرفتند. در سالهای اول قبل از انقلاب به دلیل نبود شناخت کامل در مردم به سیاسیونی که در معرض انتخاب بودند و ورود عده ای با چهره نفاق به عرصه های حکومتی، جریان های مختلف انحرافی سیاسی، عقیدتی، اقتصادی و... در کشور ظهور کردند.
دولت موقت و بعد از آن دولت بنی صدر به دلیل همین انحراف با مردم و اعتقادات و آرمانهایشان از سوی مردم به کنار گذاشته شد. از دولت شهید رجایی تا امروز دولت های مختلف با نگرش های سیاسی متفاوت بر سر کار آمدند که به دلیل مراقبت نکردن از جایگاه مسئولیت و حکومتی که مردم به آنها واگذار کرده اند یا از جانب شخص اول دولت و یا اطرافیان، فرصت برای سوء استفاده از قدرت و زاویه گرفتن از جریان اصیل مردمی و ایجاد جریان انحرافی در کنار آن به وجود آمده است. هر چند حضور جریان انحرافی نتوانسته است جهت گیری کلی کشور را عوض کند ولی در سرعت حرکت قطار انقلاب اسلامی خللی وارد کرده اند.
سازمان مجاهدین
جریانی که متهم اصلی حادثه انفجار نخست وزیری در هشت شهریور بود، در دل دولت شهید رجایی حضور داشت و با حرکت نفاق گونه، جایگاهی برای خود به دست آورد. این جریان توانست در دولت موسوی نیز چند وزارتخانه را تصاحب و با شخص نخست وزیر رابطه ای عمیق بر قرار کند. حضور این جریان در صحنهی اصلی دولت آقای هاشمی رفسنجانی ادامه پیدا یافت تا زمانی که در دولت پس از آن، بار دیگر در مجلس و دولت بهصورت پررنگی نمایان شد. آلوده بودن این جریان به انحراف های عقیدتی و سیاسی در کنار مفاسد اقتصادی آن موجب شد اوج عناد و دشمنیاش را با کشور در فتنهی 88 نشان دهد.
کارگزاران سازندگی
با پایان جنگ و آغاز ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، بحث اصلی کشور، سازندگی و رفع خسارت های ناشی از جنگ شد. دولت با گرفتن وام های مختلف از نهادهای بین المللی و اجرای سیاست های پولی آنها کشور را به سمت مشکلات اقتصادی عدیده ای سوق داد. نوع نگاه اقتصادی دولت سازندگی با نوع نگاه حضرت امام و رهبری انحرافی بارز داشت. تا جایی که مسئولین دولت سازندگی اشکارا بیان می داشتند که برای رشد و توسعه کشور ناچار باید محرومین و مستضعفان در زیر چرخ توسعه له شوند!
این نوع نگاه اقتصادی در خود دولت سبب ایجاد یک طبقهی جدید در تقسیم بندی سیاسی شد. تفکری مبتنی بر نگاه تکنوکرات ها که خود نام کارگزران را بر خود نهادند که حلقه ی اولیه اش را خانواده رییس جمهور وقت تشکیل می داد و بقیه وزیران و معاونان دولت هم حلقهی دوم را تشکیل دادند. صبغهی اصلی این جریان در سالهای اول اقتصادی بود، به طوری که در بیشتر پروژه های مهم اقتصادی کشور مانند بانک ها، دانشگاه آزاد، شرکت های هوایی و بهویژه در نفت حضوری فعال داشت.
اما زمان زیادی نگذشت که انحرافهای اقتصادی جریان کارگزارن خود را نشان داد و غلامحسین کرباسچی شهردار وقت تهران، بهعنوان یکی از شاخصترین چهرههای این جریان به پای میز محاکمه کشیده شد.
با سیطرهی جریان کارگزاران بر شاهراه های اقتصادی کشور، خیز بعدی برای گرفتن مراکز فرهنگی برداشته شد. در این میان جریانی که بعدا اصلاحات نام گرفت با پشتیبانی اقتصادی کارگزاران توانست در انتخابات دوم خرداد 76 به پیروزی برسد و به این ترتیب کارگزارانیها تسلط خود را بر وزارت خانه های اقتصادی کشور در دوران اصلاحات هم ادامه حفظ کردند.
گروه گرایی با محوریت خانواده شخص رییس جمهور در این دوره موجب شد اولین حزب دولت ساخته پس از انقلاب شکل بگیرد. حزبی که از همان ابتدا با زاویه گرفتن از جریان انقلاب هر روز بر طبل جدایی از مردم و رسواییاش بیشتر می کوبید. مهاجرانی که در دولت خاتمی توانست وزیر ارشاد شود و مهدی هاشمی رفسنجانی از جمله افراد مؤثر بر حزب کارگزاران بودند که امروز به دلیل جرایم متعدد به لندن گریخته اند.
دوم خرداد
دوره جریان موسوم به دوم خردادی تکمیل کنندهی جریان انحراف اقتصادی در دولت سازندگی در زمینه فرهنگی و سیاسی بود. بی و بند باری فرهنگی در این دوره با حضور مهاجرانی در رأس وزارت ارشاد شتاب زیادی گرفت و جریان انحرافی سیاسی هم با مدیریت حلقه کیان و مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری انحراف سیاسی را کلید زد. اصلی ترین گزینه جریان انحرافی که رهبری آن را اشخاصی مانند حجاریان بر عهده داشتند، ایجاد حاکمیت دوگانه در نظام جمهوری اسلامی بود. موضوعی که بارها در دوره اصلاحات با پیریزی ماجراهایی مانند قتل های زنجیره ای و کوی دانشگاه با بمباران تبلیغاتی روزنامه های زنجیرهای پیگیری شد و در سال های آخر دولت در قالب مجلس و لوایح دوقلو ادامه پیدا کرد و به شکست انجامید.
دومین حزب دولت ساخته در دولت خاتمی شکل گرفت و بیشتر اعضای دولت به عضویت آن در آمدند. حزب مشارکت در کنار سازمان مجاهدین بیشتر فتنه های دوران اصلاحات را رهبری می کردند.
جریان انحراف در این دوره بیشتر ناشی از انحرافهای فکری بود که محوریت آن را حلقهی کیان بر عهده داشت. این انحراف در عرصه سیاست بهویژه سیاست خارجی نمود ویژهای داشت. قبول تعلیق فعالیت های هسته ای در کنار نامهی ذلت بار دولت وقت به کاخ سفید تنها نمونه هایی از این جریان انحرافی بود. دیدارهای خاتمی با جورج سوروس و رهبری فتنه 88 نیز یکی دیگر از نقاط سیاه کارنامه این جریان انحرافی است.
جریان نفوذی منحرف
اقبال به محمود احمدی نژاد در دولت های نهم و دهم از سویی بخاطر شعار های انقلابی و دینیاش بود که سالها فراموش شده بود و از سوی دیگر ناامیدی از جریان های انحرافی دولت های قبل که دستشان برای مردم رو شده بود.
حرکت رو به جلوی دولت نهم در زنده کردن گفتمان عدالت و خدمات و تغییر چارچوبهای مدیریتی از تحکم بر مردم تا نوکری آنها و احیای ادبیات انقلاب اسلامی و امام خمینی در حوزه سیاست خارجی، نمایش کارآمدی جریان اصولگرایی بود، بهطوری که رهبر معظم انقلاب نیز بارها از زنده شدن این رویکرد و خط خدمت در دولت تقدیر و تأکید کردند که این دولت، قطار انقلاب اسلامی را به ریل اصلی خود بازگرداند.
با این حال، در دولت دهم اگرچه خط خدمت از سوی عناصر خدوم و اغلب وزیران متعهد دولت با شتاب پیگیری شد که در نهایت منجر به اجرای بزرگترین طرح تاریخ اقتصاد کشور شد اما یک جریان نفوذی که اتفاقاً در حوزه خدماترسانی به مردم حضور مؤثری ندارد، شروع به حاشیهسازی و ایجاد مساله برای دولت با روشهایی مانند ایجاد تقابل میان قوا و نهادهای قانونی کشور، درگیر کردن کشور به مسائل انحرافی و اعمال برخی رانتها و مفاسد اقتصادی کرد.
اگر در سال 88 شعار استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی از سوی فتنه گران سر داده می شد، طولی نکشید که همان کلام با رنگ و لعاب دیگری از سوی جریان نفوذی در دولت در قالب نظریه مکتب ایرانی تکرار شد.
نقطه هدف مکتب ایرانی و جمهوری ایرانی هر دو کنار گذاشتن اسلام از مناسبات جامعه بود و هر دو از یک آبشخور می نوشند و آنهم پر رنگ کردن نگاه ناسیونالیستی به جای نگاه دینی و ارزشی است. به همین منظور، همان طور که در زمان اصلاحات تخت جمشید قداست پیدا کرد، در این دوره هم منشور کوروش همان نقش را بازی می کند.
خاتمی برای نفوذ خود در خارج از کشور سازمان گفتگوی تمدن ها را ایجاد کرد و جریان انحراف اکنون شورای ایرانیان خارج از کشور را بهوجود آورده است. رییس دفتر خاتمی با خانم های بازیگر نشست و برخاست می کند و رییس دفتر رییس جمهور در زمان دولت دهم همچنین.
جریانهای انحرافی مکمل هم عمل میکنند در مقابل نظام اسلامی
جریان های انحرافی در طول سالهای بعد انقلاب به تجربه نشان داده اند که مکمل هم عمل می کنند در مقابله با نظام اسلامی. در فتنه ی سال 88 سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در کنار جریان اصلاحات با محوریت حزب مشارکت و با همراهی برخی از اعضای خانواده آقای هاشمی و حزب کارگزاران سازندگی در قدم اول قبل از انتخابات بهصورت هماهنگ اقدام به تخریب احمدی نژاد کردند و در قدم دوم و بعد از انتخابات همکلام و هم قدم با منافقین و ضد و انقلاب و سلطنت طلب به رکن اصلی نظام جمهوری اسلامی، یعنی ولایت فقیه حمله ور شدند.
نکتهی قابل تامل این است که جریان انحرافی که در دولت نهم در حاشیه بود و در دولت دهم توانست قدرت خود را بیشتر کند، در طول این سالها تقریبا هیچ واکنشی به جریان انحرافی تجدید نظر طلب دولت های قبلی و فتنه گران بعد انتخابات از خود نشان نداده و جریان فتنه هم نسبت به رهبر جریان انحرافی در دولت و اهداف و عملکردش واکنش جدی از خود نشان نداده است که گاه در پنهان و گاه در آشکار به تایید آنها هم پرداخته اند، چرا که جریان انحرافی در دولت فعلی هم همان هدف انها را دنبال می کند یعنی تضعیف ولایت فقیه!
تجربهی این سه دهه انقلاب اسلامی نشان داده که مردم بسیار با بصیرت تر از به ظاهر خواص عمل کرده اند و در حرکت رو به جلوی خویش معطل اشخاص نمی شوند و اگر در دوره ای به کسی اقبال نشان داده اند اقبال به جریان و تعبیر رهبری اقبال به خط خدمت است نه شخص.
دشمنان همیشه در طول این سال ها به اشکال مختلف در صدد انحراف در حرکت عظیم مردم در جمهوری اسلامی بوده اند و چون هیچ وقت نتیجه نمی گرفتند، سرمایه گذاری خود را بر روی خواص جامعه انجام داده و هر چند توانسته اند خواصی را از جامعه اسلامی جدا کنند ولی نتوانستند حرکت جمهوری اسلامی را متوقف کنند.
|
|
| افشاگری مشاور سابق رئیس جمهور از اهداف جریان انحرافی |
| ساعت ٢:٢۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
وی با بیان ناگفته هایی از نقشه ها و طرح های جریان انحرافی افزود: راس جریان انحرافی گفته بود شش سال اول، زمان مدارا با نظام اسلامی است و دو سال آخر، زمان ساختار شکنی است. اینها قصدشان این بود که نظام را با چالش مواجه کنند. مشاور سابق رئیس جمهور در امور علما و حوزه های علمیه ، با بیان ناگفته هایی از پشت پرده جریان انحرافی در دولت، هدف این جریان را انزوای حوزه، روحانیت و تبدیل کردن نقش رهبری و ولی فقیه به عنوان یک جایگاه تشریفاتی و حداکثر در حد نصیحت دانست و بر ضرورت هوشیاری در مقابل این جریان تاکید کرد. حجت الاسلام ناصر سقای بی ریا، مسؤول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شب گذشته در همایش مناسبات حوزه و نظام اسلامی که با حضور طلاب و روحانیان در سالن همایش های مدرسه علمیه معصومیه قم برگزار شد، به تبیین رابطه حوزه و نظام پرداخت. وی با اشاره به بیانات امام راحل و مقام معظم رهبری درباره رابطه و تعامل حوزه با نظام اسلامی گفت: باید نسبت به تبیین، ترویج و اجرایی کردن منویات و رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری هماندیشی کنیم و به طور قطع و یقین خداوند نیز ما را در این راه یاری خواهد کرد. رییس مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم تاکید کرد: اگر امت اسلام بخواهد فریضه امر به معروف و نهی از منکر را احیا کند باید از راه یک تشکل وارد شود و یک امت باشد. حجت الاسلام سقای بی ریا با بیان اینکه امت نیاز به حکومت دارد تصریح کرد: نمی شود انتظار داشت رسالتی جهانی را انجام داد اما حکومت نداشت. مسؤول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: امروز فضای خوبی برای اظهارنظر طلاب و روحانیان در عرصه های مختلف فراهم شده است، این فضا راحت به دست نیامده و باید قدر این شرایط را بدانیم و به خوبی از آن استفاده کنیم. مسؤول دفتر جامعه مدرسین تاکید کرد: امروز رهبر معظم انقلاب درصدر همه به مساله امر به معروف و نهی از منکر می پردازند و مطالبه می کنند و صاحبنظران در عرصه های مختلف به تبیین این مساله می پردازند. حجت الاسلام سقای بی ریا موج بیداری اسلامی را نشات گرفته از انقلاب اسلامی ایران دانست و بیان داشت: حرکت عظیمی که این روزها شاهد هستیم پدیده بسیار عجیبی است و نیاز به تحلیل های مختلف دارد، این حرکت ها مبتنی بر حرکت جوانانی است که در صحنه ها و تظاهرات های مختلف حضور دارند. وی ابراز داشت: حمایت نظام اسلامی از مظلومان جهان و ایستادگی در برابر زورگویان باعث شده که نظام اسلامی به الگوی جامعه جهانی و امت اسلام تبدیل شود. حجت الاسلام سقای بی ریا با طرح این سؤال که حوزه چه کاری می تواند در این عرصه انجام دهد، ابراز داشت: تاریخ پرافتخار نظام اسلامی نشان از اصالت حقیقی آن دارد و حوزه باید در این نظام نقش ویژه ای بازی کند. وی با تبیین نقش های مختلف حوزه در نظام اسلامی، تفقه در دین و انذار مردم را از جمله وظایف طلاب و روحانیان دانست و با اشاره به آیه نفر خاطرنشان کرد: سازمان روحانیت باید به دنبال امر به معروف، نهی از منکر و دعوت جامعه و مردم به خیر باشد. حوزه نباید نسبت به تحولات و مسائل بی تفاوت باشد مسؤول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه نظام مولود و برآمده از حوزه های علمیه است، بیان کرد: بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی از این حوزه برخاست و توانست این حرکت را ایجاد کند. این مسؤول حوزوی تصریح کرد: گروههایی همچون نهضت آزادی و ملی گرایان در نخستین گامهای خود با اصل ولایت فقیه مخالفت کردند و گفتند نظام باید مستقل باشد. حجت الاسلام سقای بی ریا تاکید کرد: با وجود نقشه ها و توطئه های دشمنان و بدخواهان نظام اسلامی، هوشمندی جوانان متعهد و انقلابی نگذاشت چنین اتفاقی بیفتد و نه تنها ولایت فقیه تضعیف نشد، بلکه نظام اسلامی به رهبری ولی فقیه به دستاوردهای بسیاری دست یافت و درخشید و حوزههای علمیه نیز نقش خود را در این راستا ایفا کردند. وی تاکید کرد: امروز ولایت فقیه و مقام معظم رهبری در مقام و جایگاهی برجسته قرار دارد و با آگاهی، تدبیر و دوراندشی و مهارت، فتنه ها را مهار میکنند. حجت الاسلام سقای بی ریا بیان داشت: از سخنان و حرف های گروه و جریان انحرافی بر می آید که در نهایت میخواهد به طور کلی روحانیت را کنار بگذارد از این رو میگویند ولایت فقیه باشد اما جز نصیحت کاری نکند. وی بیان داشت: گاهی می گویند ولایت فقیه بدون مردم شمشیری است که تیغه ندارد یا این که ولایت فقیه نباید در امور دخالت کند، البته این مساله را با تعابیر مختلف بیان می کنند، عده ای هم بدون اینکه به ملزومات آن توجه کنند، این مساله را بیان می کنند و می گویند خود امام زمان دارد کشور را اداره می کند و ما نیازی به ولی فقیه نداریم. مسؤول دفتر جامعه مدرسین با اشاره به هشدار آیت الله مصباح یزدی در خصوص جریان انحرافی، بر ضرورت هوشیاری در قبال این جریان تاکید کرد. حجت الاسلام سقای بی ریا ابراز داشت: مقام معظم رهبری تدبیر بسیاری زیبایی کردند و قبل از اینکه این انحراف پخش شود آن را جمع کردند. وی اضافه کرد: به برکت این روشنگری، شخصی که ریشه انحراف است با آن کارها و روابط خاص و عقاید ویژه ای که دارد اهداف و نقشه هایش روشن شد، البته باید هنوز حواسمان جمع باشد. افرادی که از جریان انحرافی حمایت کردند باید جبران کنند حجت الاسلام سقای بی ریا بیان داشت: آنهایی که از جریان انحراف حمایت کردند باید جبران کنند، نه اینکه بتازند و جلو بروند و به کار خود ادامه دهند. وی با بیان ناگفته هایی از نقشه ها و طرح های جریان انحرافی افزود: راس جریان انحرافی گفته بود شش سال اول، زمان مدارا با نظام اسلامی است و دو سال آخر، زمان ساختار شکنی است. اینها قصدشان این بود که نظام را با چالش مواجه کنند. حجت الاسلام سقای بی ریا ابراز داشت: اگر این گونه باشد آنها یک روزی هم در برابر مقام معظم رهبری میایستند از این رو باید در این خصوص هوشیار، مراقب و مواظب باشیم. وی افزود: حوزه های علمیه و روحانیت باید در این شرایط چشم بیدار و ذهن هوشیار نظام باشند، تحولات را رصد کنند و ساده از کنار آن نگذرند و نقش خود را در روشنگری و هدایت مردم و جامعه به درستی ایفا کنند. رفوزه شدگان از سوی ملت با طرح آشتی جلو آمده اند رییس مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در ادامه به ماهی گیری جریان های انحرافی و فتنهگران از اتفاقات اخیر گریزی زد و گفت: البته کسانی که خودشان رفوزه شدند و زمانی در راس امور بودند و کشور را به لبه پرتگاه بردند، امروز فکر می کنند جایگاه پیدا کرده اند. وی بیان داشت: اینها کور خواندهاند، حافظه قوی ملت ایران خیانت های اینها (اصلاح طلبان) نسبت به نظام را فراموش نمی کند، دست اینها به خون برخی از جوانان تا مرفق آغشته است چطور می خواهند به صحنه برگردند و با طرح آشتی جلو بیایند. مسؤول دفتر جامعه مدرسین خطاب به کسانی که با طرح آشتی به دنبال چشم پوشی از ظلم ها و جنایات فتنهگران در حق مردم و نظام هستند، تاکید کرد: بدانید و آگاه باشید ملت و نظام شما را نخواهد بخشید. حجت الاسلام سقای بی ریا بیان کرد: در تمام این مدت آن کسی که پیروز صحنه بوده و هست، امت اسلامی و جوانان مؤمن و حزب اللهی بودهاند که همواره نظام بر دوش آن ها حرکت کرده و در فتنه ها جلوتر از خواص حرکت کردهاند و امروز هم تابع رهبری هستند. |
|
| اتهامات تیم انحراف ؛ از ساختار شکنی تا جاسوسی |
| ساعت ٢:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤ کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سیاسی |
|
امکان دارد مشایی نیز فردا به زندان بیفتد چون از ملکزادهای که قبلاً به دلیل مشکلات اقتصادی اخراج شده، استفاده میکند و از فلان آدم ناسالم نیز استفادههایی میبرد.» ولی شاید اکنون ، حلقه های مفقوده سخنان حجت الاسلام سقای بی ریا و سلیمی نمین را باید بازداشت جاسوسان آمریکایی پر کند ...
|
|
| روایت فلاحیان از رابطه جریان انحرافی با ارواح |
| ساعت ٢:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤ کلمات کلیدی: جریان انحرافی |
|
وزیر اسبق اطلاعات گفت: جریان انحرافی اطلاعات خود را از ارواح خبیثه می گیرد و از طرق غلط و شیطانی رایج در برخی کشورها مانند هند بهره می برد که قطعا باید برای جلوگیری از ترویج این افکار در جامعه با آنها قاطعانه برخورد کرد.
|
|
| پدرخواندههای فکری مستند "ظهور بسیار نزدیک است" |
| ساعت ٢:٢۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، امام زمان (عج) |
|
موج دوم امام زمانی - که در دو دهه اخیر رواج جدی یافته است - عنصر کلیدی نگرش حجتیه را حفظ میکند. یعنی در کانون معنایی امام زمان(ع) میخواهد به فهم، باور و رفتار دینی دست یابد. با این تفاوت که رویکرد غیرسیاسی را کنار میزند...
کارگردان آن، اظهار داشته است که از حدود یک سال و نیم پیش مباحث فکری آن را در سایتهای مرتبط داشته است و فیلمنامه آن را در تابستان 89 و تولید آن را در ماههای آذر و دی 89 انجام داده است. (در گفتوگو با سایت خبرآنلاین) نویسنده این سطور، در سال گذشته (مردادماه) دو یادداشت نگاشت و محتوای دیدگاه او و هماندیشان وی را که در سایت u313 نشر مییافت؛ به نقد و بررسی سپرد. در یادداشت نخست با عنوان «صیانت باور مهدوی از سیاستبازی» (13 مردادماه) به نقد مفاهیم بنیادین این رویکرد پرداخت و تطبیقها و وقتگذاری برای ظهور را مورد کاوش قرار داد. اینکه این دیدگاه در پرتوی مکاشفات یا روایات و یا نقل کلماتی از امام و رهبری میکوشد به گونهای زمان مشخص برای ظهور تعریف کند. در آن یادداشت، ضمن نقد کوتاه این منظر و مبانی، به پیامدهای منفی آن توجه گردید. (ر.ک: صیانت باور مهدوی از سیاستبازی) در یادداشت دوم با عنوان «گستره یک ادعای مهدوی در فضای مجازی» که در 20 مرداد نشر یافت؛ به حدود 30 سایت و وبلاگ اشاره شد که در فضای مجازی از تعیین وقت ظهور و تطبیقهایی از جمله تطبیق شعیببنصالح به آقای احمدینژاد و... سخن گفتهاند و از آن دفاع کردهاند و این که حتی در سایتهای عرب زبان مجال بروز و ظهور یافتهاند و در سطح اطلاع از 8 سایت و وبلاگ عربی یاد شد که چونان دعاوی را عرضه کردهاند. یادداشت دوم با این هشدار به پایان میرسید «در پایان، این قلم باورمند است که چونان سمتوسوگیری قطعاً به ضرر باورهای شیعی- اسلامی است. هر چند مدافعان این ادعا با حسن نیت این مسیر را پیگیری کنند و اصحاب سیاست با سکوت و رضایت (و احیاناً با کمی بدبینی با حمایت) به تماشا بنشینند. دنیای مجادلات سیاسی زودگذر است؛ باورهای بنیادین دینی را خرج آن نباید کرد. (ر.ک: گستره یک ادعای مهدوی در فضای مجازی) اینک با گذشت پس از حدود 9 ماه از آن یادداشتها (و شاید موارد مشابه) این پرسش به گونهای جدی مطرح است که چگونه آن سایت (u313) تا چندی پیش فعال بود؟ آیا امکان پیشگیری از تولید «مستند ظهور بسیار نزدیک است» نبود؟ و آیا با محکوم کردن مراجع و علما... پروندهها پایان مییابد و آیا با دستگیری کارگردان مستند و امثال اینگونه برخوردهای قضایی، این موج مختومه میگردد؟ نویسنده این نوشتار، این گونه تحرکات را محصول موج دوم امام زمانی میداند؛ موج نوی که سیاسی شده نگرشهای انجمن حجتیه است. انجمن مقوله امام زمان (ع) را کلیدیترین مولفه اسلامیت و تشیع قرار میداد و در پرتو آن، به تفسیر فهم و رفتار اسلامی- شیعی میپرداخت. اما در نگرش انجمنی، امام زمان(ع) قبل از ظهور، سیاستزدایی شده بود و برای شیعه منتظر، تکلیف سیاسی نمیآفرید. موج دوم امام زمانی - که در دو دهه اخیر رواج جدی یافته است - عنصر کلیدی نگرش حجتیه را حفظ میکند. یعنی در کانون معنایی امام زمان(ع) میخواهد به فهم، باور و رفتار دینی دست یابد. با این تفاوت که رویکرد غیرسیاسی را کنار میزند و عصر غیبت را با تکلیف سیاسی وسیع قرین میداند. اما همچون گروه نخست، تکیه کلام در گفتار و نوشتار این جمع نیز، نه توحید است و نه نبوت، نه اخلاق است و نه عقاید عام بلکه امامت و در محور امام زمان(ع) است. درباره مولفههای فکری امواج امام زمانی در فرصت دیگر باید نگاشت؛ چه این که این امواج در برهههای مختلف، ظهور و بروزهای گوناگونی یافتهاند. اما کانون مشترک تمامی این امواج، علقه ویژه به زمان ظهور است. علاقهای که از فرقههای بدعتگذار چونان بابیت و بهایت تا فرقههای شیعی چون انجمن حجتیه و موج جدید در آن اشتراک تعلق دارند. در دهه اخیر پارهای از نویسندگان و گویندگان موج دوم، عقبهی فکری این گرایشاند؛ کسانی مانند آقای سیجانی (کارگردان مستند) پیاده نظام این موجاند و نباید گمان برد که با طرد یا دستگیری این عناصر دون پایه، این پایگاه اندیشگی فرو میریزد و یا منقطع میگردد. در دو دهه اخیر، هزاران هزار نفر پای سخنان واعظان و مداحانی نشستهاند که بنیادهای فکری-روانی این موج اخیر را ساخته و پرداختهاند و لشگر گستردهای را در هیأتهای مذهبی، سایتها و وبلاگهای مجازی، نشریات و... در اختیار گرفتهاند. توزیع صدها هزار نسخه از مستند یاد شده را صرفاً نمیتوان به خواست یک جریان سیاسی متعلق دانست (گرچه شاید آن حمایتها بی تأثیر نبود) بلکه باید آن را در موج فکری دید که از آن موج جدید امام زمانی میتوان یاد کرد. در میان کسانی که در عقبه فکری این موج قرار دارند؛ تنها به یک نام و آدرس بسنده میکنم. جناب حجتالاسلام علیرضا پناهیان در بیش از یک دهه اخیر از تأثیرگذاران موثر فکری این موج بودهاند. کافی است که سخنان ایشان مرور مختصری گردد. ایشان در سال 84 در سخنرانی با عنوان ظهور نزدیک است آماده باشیم؛ به سه نوع دلیل شهودی، روائی و دلائل ظهور اشاره میکنند و با ذکر روایات و خاطرات و ... همان مفهوم کانونی مستند ظهور را تقریب مینمایند. در سخن دیگر میگویند: انشاءا... وقتی ظهور محقق شد شما آن موقع متوجه میشوید... دست مجروح سید خراسانی چطور مقدمه آن را فراهم میکند و یا در سخن دیگر گفتهاند: خیلی سخت است برای کسی که بیاد اثبات کند یا ادعا بکند که مقام معظم رهبری سید خراسانی نیستند... در روایات آمده است که این سید در دستش علتی دارد، خالی دارد، مشکلی دارد، خال در زبان عربی به معنای مشکل و جراحت است. بر همین اساس، سخنان وبلاگنویس روحا... را بیراه نمییابم که نوشته است: «[مطالب مستند ظهور را] مدتهاست روی منبر داریم از امثال آقای پناهیان و... میشنویم. نمازهای ظهر مسجد دانشگاه پس از فتنه کلاً نشانهشناسی آخرالزمان شده بود... آقای پناهیان هم که فراوان از این حرفها میزنند! نمیدانم مصاحبه میکنند چه چیز را انکار میکنند... همان روز غائله اسرائیلی 25 بهمن که در دانشکده هنر جمع شده بودیم، مگر همین آقای پناهیان ... نمیفرمود که بعد از مصر منتظر سوریه باشید؛ ظهور نزدیک است. سفیانی از سوریه به پا میخیزد، ما داریم که حتماً بعد از مصر، سوریه شلوغ میشود» این مختصری بود از نمونههای فراوان که نشان میدهد در مواجهه با رخدادهایی چون مستند یاد شده نباید سادهانگاری کرد و یا مشابه برخورد با مفاسد اقتصادی و... ضعیفکشی داشت. این جریان را بایستی با عقبه فکری آن شناخت و به نقد معرفتی و اجتماعیاش پرداخت. گروههای مرجع فکری این گونه طلاب و دانشجویان، در رسانه ملی، مراکز خاص و ... رسمیت و حرمت مییابند و سخنان ایشان در محافل بزرگ و وکوچک، مبنای سیر مطالعاتی- فکری قرار میگیرد و فرآیند روحی- روانی مجموعههایی را میسازد. کارگردان مستند ظهور میگوید که چند صد نفر مباحث فکری مستند را کار کردهاند و بیش از 10 نفر در تولید آن مشارکت داشتهاند. (در گفتوگو با خبرآنلاین) هم اینک در حاشیه وبلاگها و سایتهای مجازی، انبوه کسانی را میتوان دید که از مفاد آن مستند حمایت میکنند. حتی در حوزه علمیه قم، طلاب جوانی هستند که در جلسه نقد مستند آن (که از سوی مرکز تخصصی مهدویت برگزار شد) به دفاع برمیخیزند و یا در حاشیههای پخش مکتوب یا تصویری آن، نکاتی در حمایت از محتوای مستند ابراز میدارند. این همه نشان میدهد که نباید شاخهها را دید و از ریشهها غفلت ورزید. تقریباً در دو دهه متوالی، گروههای مرجع فکری- روانی این نگرش، تولید و تکثیر داشتهاند و اینک در محافل حقیقی- مجازی به یک مجموعهی مورد اعتنا تبدیل گشتهاند. باید در آن گروههای مرجع تأثیرگذاری کرد. از یکسو مواجهات فکری- انتقادیای با ایشان رخ دهد و از سوی دیگر رانتهایی که منابع رسمی قدرت در اختیار آنان قرار داده و میدهند و سخنان آنان را مشروعیت میبخشند؛ قطع گردد. چه این که تحریم و طرد عناصر دون پایه و یا برخوردهای قضایی - امنیتی با آنان، چارهای نمیگشاید. با ادامه روال دو دهه اخیر، مطمئن باید بود که صدها سی.دی، سایت و فیلم چونان ظهور بسیار نزدیک است؛ در راهند! |
|
| رد پای جریان انحرافی در"فولاد ..." |
| ساعت ٢:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤ کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، سیاسی |
|
"م .س"که 7 ماه پیش به سمت مدیرعاملی بزرگترین واحد صنعتی کشور یعنی" فولاد..."منصوب شد پیش ازآن مدیرعاملی شرکت" سنگ ..."و" معاون امور..."را در سوابق خود به یدک می کشد ، ارتباطات بسیار گستردهای با جریان انحرافی دولت برقرار کرده و فعالیت گستردهای در تامین منابع مالی برای این جریان انحرافی به انجام می رساند و به سبب همین همکاری ها... "م .س"که 7 ماه پیش به سمت مدیرعاملی بزرگترین واحد صنعتی کشور یعنی مجتمع" فولاد..."منصوب شد پیش ازآن مدیرعاملی شرکت" سنگ ..."و" معاون امور... وزارت ..."را در سوابق خود به یدک می کشد ، ارتباطات بسیار گستردهای با جریان انحرافی دولت برقرار کرده و فعالیت گستردهای در تامین منابع مالی برای این جریان انحرافی به انجام می رساند و به سبب همین همکاری ها و با حمایت سرکرده جریان انحرافی دولت در ماه گذشته سرپرستی" سازمان توسعه و..." را هم به وی واگذار شده است. ارتباطات گسترده" س" با چند تن از نزدیکان سرکرده جریان انحرافی باعث حمایت همه جانبه این جریان از وی شده است. شنیده ها حاکی است حتی بحث وزارت" س" بر وزارت صنایع و بازرگانی هم ازسوی همین جریان پیگیری و دنبال می شود. "س" ارتباطات گسترده ای با" م.ش"(دبیرکل شورای عالی ا...) برقرارکرده است به گونه ای که مدیرعاملی یکی از بزگترین و حساس ترین بخش "فولاد ..." که بخش عمدهای ازعملیات بازرگانی خصوصا بازرگانی خارجی آن را انجام می دهد از سوی" س"به یکی از اقوام نزدیک "م.ش"سپرده شده است. نام این شرکت" فولاد مت..." است که عملیات بازرگانی شرکت "فولاد ..."را انجام می دهد که مدیرعاملی آن به تازگی به" م.مل" (شوهر خواهرم.ش) سپرده شده است. علاوه بر این" س" ،" م.مل"را به سمت رییس هیات مدیره" شرکت آهن و فولاد ص" تهران منصوب کرده است. این شرکت که بخش عمده ای از فروش سهمیه" فولاد ..."به آن اختصاص می یابد وظیفه توزیع این سهمیه را به شرکت ها و افراد دیگرعهده داراست وعملاهمه رانت فروش سهمیه " فولاد..." در انحصار این شرکت است. جالب تراین که" م.مل"عضو هیات مدیره شرکت" فولاد ا"هم شده است." س"علاوه بر"م.ش"با مدیران دیگراقتصادی آقای خاص (سرکرده جریان انحرافی) هم ازجمله" دکتر ب.ا" مدیرعامل" بیمارستان خصوصی پ" که گفته می شود بخشی از فعالیت های اقتصادی سرکرده جریان انحرافی را به عهده دارد هم ارتباطات گستردهای دارد. از سویی دیگر گفته می شود با اعمال نفود "س"و ترک مناقصه ، معدن" طلای ک" به"ب.ا" واگذار شده است. جالب این که همسر"س" هم درهمین" بیمارستان پ" مشغول فعالیت است. البته خرید شرکت" فولاد ه" به قیمت 1400 میلیارد تومان ازسوی شرکت" فولاد ..." نیزحرف وحدیث های فراوانی را در خصوص نوع مدیریت" س" به همراه داشته است چرا که بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند قیمت واقعی این شرکت بیشتر از 700 میلیارد تومان نبوده است. افزایش تعرفه 15 درصدی فروسیلیس که فروش آن در انحصار شخصی بنام" ح" است از دیگر مواردی است که در دوران کوتاه مدیرعاملی "س"بر" فولاد ..." مساله سازشده است. همین طورمناقصات" طرح ص" " فولاد ..." که به شرکت"سی..."واگذارشده دارای شبهات فراوانی است. گفته می شود علاوه بر این" س"همزمان عضو هیات مدیره حدود 12 شرکت دیگرنیزاست. |
|
| جزئیات جدید از پشت پرده برکناری مصلحی |
| ساعت ۱:٢٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤ کلمات کلیدی: وزارت اطلاعات ، حیدر مصلحی ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی |
|
جزئیات جدید از پشت پرده برکناری مصلحی: پرونده های فسادشان را می خواستند از وزارت اطلاعات خارج کنند. زاکانی تصریح داشت: این جریان یکسری اقداماتی انجام داده و دارای مفاسد اقتصادی سنگین هستند که مراجع قضایی دارند بررسی می کنند و این مفاسد سنگین تر از هزار میلیارد و ... است. شست بررسی مسایل سیاسی روز به همراه پرسش و پاسخ دوشنبه شب در مدرسه علمیه الهادی قم و با حضور علیرضا زاکانی، نماینده مجلس برگزار شد. رسا نوشت:زاکانی در این نشست در سخنانی با اشاره به ایجاد مجموعه انحرافی در دولت گفت: مجموعه انحرافی می خواست با نفوذ در وزارت اطلاعات یگان انحرافی برای خود درست کند. وی ادامه داد: برخی از این افراد دارای پرونده های سنگین هستند و می خواستند این پرونده ها را از وزارت اطلاعات بیرون بکشند و برخی دیگر از پرونده ها را هم استخراج و با برخی قضات معامله کنند که فرد مربوطه دستگیر شده است. زاکانی تصریح داشت: این جریان یکسری اقداماتی انجام داده و دارای مفاسد اقتصادی سنگین هستند که مراجع قضایی دارند بررسی می کنند و این مفاسد سنگین تر از هزار میلیارد و ... است. وی افزود: وزارت اطلاعات چشمان تیزبین نظام برای این تخلفات است و می خواستند این وزارت را برای کارهای خودشان از حیز انتفاع ساقط کنند اما رهبری با نگاه عمیق خود تمام داشته های آنها را برملا و همه بافته های آنها را پنبه کرد. وی تاکید کرد: با برملا شدن این جریان، الان برگشته اند و می خواهند خود را پنهان و با شعار دادن حساسیتها را کم کنند؛ ما هم باید از برگشتشان استقبال کنیم اما مطالبه جدی هم داشته باشیم و راهی جز تسویه عناصر منحرف از دولت وجود ندارد. این نماینده مجلس با بیان اینکه دولت باید این افراد را تسویه کند خاطرنشان ساخت: این افراد کاملا شناخته شده هستند و دولت باید به تقویت جریان خدمتگزاری در درون خود برگردد و تا این امر واقع نشود نباید نیروهای انقلابی قانع شوند. وی با اشاره به بی قانونی کردن دولت بر سر قضیه وزارتخانه ها ادامه داد: نباید خدمات دولت را یکپارچه نادیده نگیریم در عین اینکه جریان انحرافی را هم باید افشا و مانع فعالیتش شویم. وی با بیان اینکه این جریان فاسد و خطرناک است تاکید کرد: این تعبیر را نباید شوخی بگیریم و تصور کنیم همین طوری از سوی بزرگان بیان شده است؛ این جریان خیلی خطرناک است. نماینده مردم تهران در مجلس اظهارداشت: اینکه می گویند فتنه آینده جمع بین نفاق و انحراف است تحلیل نیست بلکه براساس اطلاعات دقیق است؛ اینکه آیت الله مصباح بیان می کنند هیچ وقت چنین خطری برای اسلام نداشتیم عمق این خطر را نشان می دهد. وی افزود: البته اینها کف روی آب هستند و رفتنی، اما اگر ما تحلیل سطحی داشته باشیم همه افراد را می خرند و کسانی را که نمی توانند بخرند بی آبرو می کنند؛ پول در دست اینها هیچی نیست و در جلسات می گویند قیمت فرد چند است می خریم و این موضع را در قالب اعتقادات دنبال می کنند. وی اضافه کرد: اگر دوم خردادی ها با رویه سکولاری به جنگ نظام آمدند، اینها با قالب دینداری دنبال نابودی هستند؛ اگر آنها حزب مشارکت و ... می زدند اینها دنبال به کارگیری ساز و کارهای نظام هستند ؛ شورای های ۱۵ نفره برای انتخابات را در همه استانها تشکیل داده اند و ما با جریات بسیار پیچیده روبرو هستیم. زاکانی بیان کرد: مطالبه جدی ما از احمدی نژاد حذف این جریان است و با شعار نمی شود و در عمل باید ثابت شود. گفتنی است زاکانی پیش از این در سرمقاله هفته نامه پنجره با بیان اینکه رئیس جمهور باید بین جریان انحرافی و خدمتگزاری یکی را انتخاب کند، نوشته بود:انتظار دلدادگان به اسلام و دوستداران کشور عزیزمان ایران این است که از این به بعد شاهد تقویت عناصر خدمتگزار در دولت که بحمدالله فراوانند باشند و بهزودی حذف عناصر مشکوک و منحرف را مشاهده کنند. این تصمیم نیاز به انتخابی از سر اعتقاد و تدبیر دارد و نه اجبار، و لازمه آن نیز شکستن حباب توهم و لجام زدن به شیطانهای درونی و بیرونی است که امید است به همت بلند ریاست محترم جمهوری این مهم حاصل شود و در آینده نزدیک شاهد تقویت خدمتگزاری دولت و اضمحلال جریان انحرافی در دستگاه اجرایی باشیم.
|
|
| بخشی از انحرافات سرباز مشایی در منطقه آزاد ارس + اسناد |
| ساعت ۱:۱٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤ کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی |
|
وی که دارای مدرک دیپلم و تنها سابقه وی سرپرستی کاخ سعد آباد بوده و فاقد هرگونه سابقه مدیریت عمرانی که لازمه مدیریت بر مناطق نسل دوم ( فاقد زیر ساخت ) میباشد، در دی ماه سال گذشته با حکم بقایی بر مسند مدیریت منطقه آزاد ارس تکیه زد.که البته ادعا می شود وی با توصیه مشایی ... سایت شفاف ضمن تقدیر از بدنه متعهد و متخصص دولت به خاطر ارائه اطلاعات دلسوزانه به این سایت ، بخش دیگری از انحرافات اقتصادی جریان موسوم به جریان انحرافی را که از سوی کارکنان زحمت کش و متعهد منطقه آزاد ارس برای سایت شفاف ارسال شده است ، با اسناد مربوطه منتشر می کند : علیرضا مقیمی که دارای مدرک دیپلم و تنها سابقه وی سرپرستی کاخ سعد آباد بوده و فاقد هرگونه سابقه مدیریت عمرانی که لازمه مدیریت بر مناطق نسل دوم ( فاقد زیر ساخت ) میباشد، در دی ماه سال گذشته با حکم بقایی بر مسند مدیریت منطقه آزاد ارس تکیه زد.که البته ادعا می شود وی با توصیه مشایی به این سمت منصوب شده است . معاون برنامه ریزی مرکز امور مناطق آزاد کشور در جلسه معارفه داخلی، مقیمی را با تعبیر صحابه خاص بقایی مورد خطاب قرار می دهد لیکن مقیمی اصرار می کند که بیشتر بعنوان سرباز مشایی معرفی شود. در طول مدت کوتاهی که از مدیریت این سرباز می گذرد، اقدامات عجیب وی در دور زدن ضوابط و تشریفات معاملات دولتی باعث ایجاد شائبه های جدی در خصوص سوء استفاده های کلان مالی شده است که به بخشی از آنها اشاره می شود: 1. سرباز مشایی در اولین تصمیم مدیریتی خود از محل اعتبارات سازمان اقدام به خرید پنج دستگاه خودروی لوکس خارجی با ارزشی بالغ بر سه میلیارد ریال بنام بعضی اشخاص حقیقی!!! می نماید. خرید خودرو با منابع دولتی آنهم بنام افراد مورد دلخواه مدیر عامل امری است بی سابقه و مصداق بارز تصرف در اموال دولتی محسوب می شود. تصویر بخشی از چکهایی که برای خرید این خودروها صادر شده بشرح ذیل می باشد:
با استفاده از این مبالغ یکدستگاه هیوندای وراکروز مدل 2011 به شماره شاسی kmhnu81cdbu139894 خریداری شده است که از سرنوشت این خودرو هیچ اطلاعی در دست نمی باشد. 2- در اواخر سال هشتاد و نه با تاکید مقیمی مبنی بر ضرورت اتمام احداث گیت های ورودی به منطقه، از طرح اصلی که بر اساس قانون اداره مناطق آزاد، شامل احداث محل استقرار دستگاههای ذیربط از جمله ناجا و گمرک بود، صرفنظر شده و به احداث اتاقکی در حد یک عوارضی در هر گیت اکتفا می شود. قبل از انجام هر گونه اقدامی اعم از برگزاری مناقصه و تنظیم قرارداد، موضوع از طریق مدیریت سازمان به یک شرکت پیمانکاری در تهران اطلاع داده می شود و شرکت مذکور بلافاصله با مباشرت کامل پیمانکاران محلی! فعالیت خود را شروع می کند. تصویر نامه زیر به صورت دقیق نشان می دهد که پیمانکار بدون طی کوچکترین فرآیند قانونی و بدون اینکه کوچکترین رابطه حقوقی با سازمان داشته باشد از اول بوسیله مدیر عامل سازمان بعنوان پیمانکار مجری طرح انتخاب شده است و بقیه اقدامات جهت دور زدن ضوابط صورت می پذیرد:
برآورد کارشناسان برای اجرای این پروژه بالغ بر چهار میلیارد بوده است. مدیر سازمان به معاون عمرانی خود تاکید می نماید که مناقصه باید به ترتیبی برگزار شود که پیمانکار مورد نظر برنده مناقصه اعلام شود و لیکن معاون عمرانی تمام اقدامات لازم را برای انجام تشریفات مناقصه محدود معمول می دارد اما با جعل تاریخ نامه شماره 11151/ص89 مسیر قانونی برگزاری مناقصه با همکاری معاون توسعه مدیریت، مشاور اجرایی سازمان و یکی از مدیران معاونت عمران تغییر پیدا می کند. تصویر نامه جعل شده معاون عمران در زیر می آید:
زمانی که مجموع این اقدامات غیر قانونی و مجرمانه، بصورت کتبی طی پیوست نامه شماره 13384/د89 مورد اعتراض معاون عمران قرار می گیرد، مدیر بازرسی و نظارت بر عملکرد سازمان نیز طی نامه شماره 13327/د89 با دلسوزی سعی در منصرف کردن مدیر عامل سازمان از ادامه این روند غیر قانونی می نمایند:
مدیریت با این توجیه که اتمام این پروژه تا پایان سال ضروری می باشد، و بر خلاف دستور رییس جمهور که در نامه شماره 128589/167 دبیر هیئت دولت ابلاغ شده، اقدام به ترک تشریفات مناقصه نموده و قرارداد را با مبلغ هفت میلیارد و پانصد میلیون ریال (بیش از هشتاد و پنج درصد از برآورد اولیه) با شرکت مد نظر خود منعقد می نماید. این در حالی است که اجرای این پرژه تا لحظه تحریر این گزارش به سرانجام نرسیده است. پس از یک هفته معاون عمران از سمت خود عزل و همان مدیری که در این فرآیند با مدیر منطقه همکاری کرده به جای معاون قبلی منصوب می شود.
مجموع این اقدامات موجب استعفای دسته جمعی معاون فرهنگی، اجتماعی و گردشگری، مدیر نظارت و ارزیابی عملکرد و مدیر حقوقی سازمان بر اساس نامه شماره 14016/د89 می شود. ملاحظه متن این استعفا حقایق دردناکی را در خصوص این سازمان آشکار می سازد:
اضافه می نماید توجیه بالا بودن بیش از حد مبلغ قرارداد، فورس ماژور بودن و ضرورت اتمام پروژه تا پایان سال هشتاد و نه اعلام شد واز این ضرورت به عنوان سرپوشی برای تخلفات صورت گرفته استفاده شد. این در حالی است که تا لحظه تحریر این گزارش، پروژه همچنان به سرانجام نرسیده است. ب- طی دستوری که مدیر منطقه در هامش یک نامه تایپ شده در یک صفحه A4 معمولی از طرف شرکتی مجهول در تهران صادر می نماید مقرر می شود به میزان یک میلیارد و پانصد میلیون ریال وسایل بازی از این باصطلاح شرکت خریداری شود لیکن با تاکید معاون وقت فرهنگی مبنی بر ضرورت رعایت تمام موازین قانونی، مقرر می گردد خرید از طریق مناقصه صورت پذیرد و پیش آگهی این مناقصه به ترتیب زیر تنظیم می شود:
لیکن با اطلاع مدیر عامل از طی تشریفات قانونی و احتمال برنده نشدن شرکت مورد نظر، مناقصه لغو و با شکستن قیمت و با استناد به دو برگ کاغذ بدون مهر در اولین مرحله چهار صد و ده میلیون ریال در وجه شرکت مذکور پرداخت شده و پرداخت مابقی نیز در دست اقدام می باشد.
بخش دیگری از تخلفات مالی گسترده و انحرافات مدیریت مذکور بصورت مستند طی روزهای آینده به اطلاع هموطنان خواهد رسید در همین حال آمادگی سایت شفاف را برای انتشار توضیحات مدیر عامل منطقه آزاد ارس و سازمان مربوطه درباره این اسناد اعلام می داریم . بدیهی است هدف سایت شفاف تنویر افکار عمومی است و به عنوان یک رسانه از همینجا از مدیران منطقه آزاد ارس درخواست می کنیم درباره اسناد فوق توضیحات خود را به صورت مستند ارائه کنند |
|
| رمال جریان انحرافی چندماه در کاخ فهد بوده/ 360 تجاوز، بخشی از پرونده اتهامی |
| ساعت ٩:۳۱ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی ، فساد اخلاقی ، رمال |
|
روزنامه جوان نوشت: اخبار بدست آمده حکایت از آن دارد یکی از رمالان در ارتباط با جریان انحرافی که اخیرا بازداشت شده دارای انحرافات و مفاسد عمیق اخلاقی - دینی بوده است. |
|
| بازداشت دوست بیست ساله مشایی |
| ساعت ٩:٠٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
آقای "ک" سالها پیش از این، به همراه مشایی و حمید بقایی و در زمان معاونت مشایی در شهرداری تهران در دوره محمود احمدی نژاد و ریاست وی در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، عضو هیأت مدیره مؤسسه "رایانه شهر" بوده که در زمینه های مختلف رایانه ای فعالیت می کند. وی همچنین با احکام جداگانه مشایی در آن زمان، به عنوان مشاور رئیس سازمان میراث فرهنگی...
شفاف : برخی اخبار از بازداشت یکی از مسئولان ارشد نهاد ریاست جمهوری که از دوستان ۲۰ ساله اسفندیار رحیممشایی است حکایت دارند.
به گزارش فارس، بر اساس اخبار کسب شده از برخی منابع، شب گذشته "ک " مسئول ارشد نهاد ریاستجمهوری در ارتباط با تولید سیدی مستند انحرافی "ظهور بسیار نزدیک است " بازداشت شد.
وی از دوستان ۲۰ ساله رئیس دفتر رئیس جمهور است که در زمان تصدی مسئولیت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و سازمان ایرانگردی و جهانگردی توسط اسفندیار رحیم مشایی مشاور رسمی وی بود. پیش از این نیز عباس امیریفر دبیر کمیسیون فرهنگی دولت و امام جماعت مسجد سلمان نهاد ریاستجمهوری که حامیان سرسخت اسفندیار رحیممشایی است، به دلیل ارتباط با تهیه این مستند انحرافی دستگیر شده بود. در همین زمینه مشرق نوشت : آقای 'ک' روز ۲۳ شهریورماه پارسال، در حکمی از سوی اسفندیار رحیم مشایی به عنوان سرپرست هسته گزینش نهاد ریاست جمهوری منصوب شده بود. آقای "ک" سالها پیش از این، به همراه مشایی و حمید بقایی و در زمان معاونت مشایی در شهرداری تهران در دوره محمود احمدی نژاد و ریاست وی در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، عضو هیأت مدیره مؤسسه "رایانه شهر" بوده که در زمینه های مختلف رایانه ای فعالیت می کند. وی همچنین با احکام جداگانه مشایی در آن زمان، به عنوان مشاور رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در امور فرهنگی و ایثارگران و رئیس ستاد اقامه نماز این سازمان منصوب شده بود. آقای "ک" مدیریت انتشارات "مهر محبوب" را عهده دار است. وی علاوه بر این در مؤسسه "آینده روشن بشریت" نیز همکار مشایی بوده است. این مؤسسه در مهرماه سال ۱۳۸۴ و همزمان با انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری به ثبت رسید که طبق سند ثبتی در روزنامه رسمی کشور، اسفندیار رحیم مشایی ریاست هیئت مدیره آن را بر عهده داشته و حمید بقایی و وی نیز به مدت دو سال یعنی تا سال ۱۳۸۶ عضو هیئت مدیره آن بوده اند اما ادامه عضویت آنها در دوره های بعدی هیئت مدیره این مؤسسه مشخص نیست. همچنین گفته می شود وی چندی پیش به همراه مشایی در مراسم ختم یکی از سران انجمن حجتیه در تهران حضور یافته است. |
|
| مشائی را دستگیر کنید |
| ساعت ۸:٥٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
بحث مطرح شده توسط وی مبنی بر مدیریت مستقیم امام زمان(عج) است و این به معنی نفی ولایت فقیه و ارتباط مستقیم با شخص امام زمان(عج) است. اما یک نگرانی که وجود دارد این است که در آینده رئیس جمهور خدمات دولت ... انصار حزب الله کل کشور در آخرین شماره تریبون رسمی خود از دستگاه های امنیتی بالاخص وزرات اطلاعات درخواست کرد که هر چه سریعتر مشائی را به دلیل اتهامات مالی و عقیدتی دستگیر کنید. |
|
| انتقاد آیت الله مصباح از کسانی که در مقابل فتنه جدید سکوت کرده اند |
| ساعت ۸:٥٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: آیت الله مصباح یزدی ، سیاسی ، جریان انحرافی |
|
تنها افراد اندکی هستند که چشم تیزبینی دارند، خطر را میبینند، آیندهاش را درک و ارزیابی میکنند و طبعاً حساسیت نشان میدهند اما غالباً با چنین افرادی رفتارهای نامهربانانه میشود و این نامهربانیها نه تنها از سوی دشمنان بلکه گاهی اوقات از طرف دوستان نیز دیده میشود که جای تعجب دارد./ این طرز فکر به سمتی در حال حرکت است که میگوید ما با رابطهای معنوی میتوانیم خواسته امام زمان (عج) را به دست آوریم ./ هدف تفکر انحرافی آن است که در آینده این تصور القا شود که تمام فعالیتها و خدمات انجامشده در این چند سال از جانب یک نفر منحرف بوده.
شفاف : تنها افراد اندکی هستند که چشم تیزبینی دارند، خطر را میبینند، آیندهاش را درک و ارزیابی میکنند و طبعاً حساسیت نشان میدهند اما غالباً با چنین افرادی رفتارهای نامهربانانه میشود و این نامهربانیها نه تنها از سوی دشمنان بلکه گاهی اوقات از طرف دوستان نیز دیده میشود که جای تعجب دارد.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: هدف تفکر انحرافی آن است که در آینده این تصور القا شود که تمام فعالیتها و خدمات انجامشده در این چند سال از جانب یک نفر منحرف بوده و او بزرگترین استراتژیست عالم است، بنابراین او باید رئیسجمهور آینده شود.
به گزارش فارس، آیتالله مصباحیزدی رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در دیدار با سردار رحیم صفوی و جمعی از سرداران سپاه پاسداران، درباره نگرش اسلام نسبت به جهان گفت: هر چه سطح کمال افراد و اجتماع بالاتر رود، امتحانات سنگینتر و پیچیدهتر میشود و سختی امتحان دلیل رشد جامعه است تا پاداش بالاتری به دست آید. آیتالله مصباحیزدی دو اصل کلی مرتبط با جامعه اسلامی را مورد توجه قرار داده و تصریح کرد: باورها، اعتقادات و بینشهای ما نسبت به خود، جامعه و جهان هستی و همچنین گرایشها، از عواملی است که باید مراقب آنها بود و محتاطانه عمل کرد و از باورهای غلط و گرایشهای انحرافی که انسان را از اهداف اصیل دور و سرگرم لذتهای زودگذر میکنند، پرهیز کرد. عضو مجلس خبرگان رهبری اضافه کرد: در مقابل این فتنههای پیچیده، بسیاری از افراد زیرک و با فراست هم فریب میخورند و باید برای نجات از این فتنهها به فضل الهی و توسل به اهلبیت علیهمالسلام امید داشت. آیتالله مصباحیزدی ادامه داد: استفاده از همین تجربیات اخیر هم، نیاز به تدبر و عبرتگیری دارد چراکه هر گاه مردم احساس مسئولیت را رها کردند و خود را نسبت به حوادث بیتفاوت نشان دادند، شیطان بر آنها مسلط میشود بنابراین باید خیلی هشیار باشیم، حساسیت نشان داده، وظیفه خود را به درستی انجام دهیم. * برخی گمان میکنند مبارزه با انحرافات به هزینههایش نمیارزد رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) خاطرنشان کرد: از طرف دیگر شیطان با این تجربیات طولانی که از فریب انسانهای مختلف به دست آورده، میداند از کجا شروع کند. او از نقطهای بسیار کمرنگ شروع میکند و تدریجا پیش میرود به طوری که حساسیتی ایجاد نشود و بعضیها هم به خاطر صداقت و صفا و اندکی سادگی، حساسیتی نشان نمیدهند یا توجیه میکنند و یا گمان میکنند که مبارزه با این انحرافات به هزینههایش نمیارزد. آیتالله مصباحیزدی افزود: بعضیها نسبت به خطر اطلاع دارند ولی آن را ساده میانگارند و مسامحه میکنند، بعضی هم که عمق خطر را بیشتر درک میکنند به خاطر تعلق به گروه خاص، واکنش به خطر را به مصلحت گروه خود نمیبینند و عکسالعملی نشان نمیدهند. وی در ادامه گفت: تنها افراد اندکی هستند که چشم تیزبینی دارند، خطر را میبینند، آیندهاش را درک و ارزیابی میکنند و طبعاً حساسیت نشان میدهند اما غالباً با چنین افرادی رفتارهای نامهربانانه میشود و این نامهربانیها نه تنها از سوی دشمنان بلکه گاهی اوقات از طرف دوستان نیز دیده میشود که جای تعجب دارد. عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: ما باید به این هشدارها توجه کنیم، مخصوصاً اگر تجربه مثبتی نسبت به این هشدارها در گذشته وجود داشته باشد. * شیطان تمام تجربیات و حیلههای خود را به کار گرفته تا طرز فکری انحرافی را در جامعه القاء کند آیتالله مصباحیزدی در ادامه سخنان خود اظهار داشت: در چند سال اخیر، چنین احساسی پیش آمده که خطری پیچیده نسبت به اساس فکری جامعه در حال شکلگرفتن است و شیطان تمام تجربیات و حیلههای خود را به کار گرفته تا طرز فکری انحرافی را در جامعه القاء کند. وی به نقطه شروع این تفکر اشاره کرد و گفت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که با بینش عمیق و درک خاص امام (ره) نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی و مدیریت شایسته ایشان و همدلی و یکپارچگی ملت بهوقوع پیوست، دشمنان کوشیدند نقش امام (ره) را در ایجاد این تحول عظیم اسلامی کمرنگ کنند. رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) اضافه کرد: ظهور یک رهبر دینی و نفوذ فوقالعاده او در توده مردم، دشمنان را نسبت به روحانیت حساس کرد، بنابراین کوشیدند از این محبوبیت و نفوذ جلوگیری کنند و تفکر ضد روحانیت را در میان اقشار جامعه رواج دهند. * استراتژی قطعی شیطان تضعیف مرتبه و قداست روحانیت شیعه است آیتالله مصباحیزدی ادامه داد: استراتژی قطعی شیطان این است که بتواند مرتبه و قداست روحانیت شیعه را تضعیف کند چون تنها راه تضعیف اقتدار اسلام و دور کردن جامعه از خداوند، تضعیف روحانیت است. وی با اشاره به چند نمونه از این اقدامات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: قدم اول در القای این تفکر، سعی در کاستن از محبوبیت روحانیت با بزرگ جلوه دادن نقاط ضعف برخی روحانیان و حتی لغزشهای ایشان در تکلم و پوشش و قدم دوم مطرح کردن اسلام منهای روحانیت بود. عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین اظهار داشت: این استراتژی تمام نشده و امروز هم با الگو قرار دادن اروپا در کنار زدن کلیسا، تلاش میکنند تا روحانیت را مانع پیشرفت ایران جلوه دهند و با این ایده، درصدد کنار گذاشتن روحانیت و القای تفکر ضد روحانیت در جامعه هستند. * برخی با القای اداره کشور توسط امام زمان (عج) سعی در تضعیف جایگاه ولیفقیه دارند آیتالله مصباحیزدی یادآور شد: امام خمینی (ره) ایران را برای اسلام میخواست، اما این گروه اسلام را فدای ایران میکنند. وی در ادامه تأکید کرد: کمال استادی این شیاطین در اینجا ظاهر میشود که با القای این فکر که امام زمان (عج) کشور را اداره میکند، سعی در تضعیف جایگاه ولیفقیه دارند و نیاز به وجود ولیفقیه را زیر سؤال میبرند. رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) تصریح کرد: این طرز فکر به سمتی در حال حرکت است که میگوید ما با رابطهای معنوی میتوانیم خواسته امام زمان (عج) را به دست آوریم و کشور را بیواسطه و بدون نیاز به متخصصان اسلامشناس اداره کنیم. * هدف تفکر انحرافی القای منحصر بودن تمام فعالیتها به یک نفر برای رئیسجمهور شدنش است آیتالله مصباحیزدی ادامه داد: هدف این تفکر انحرافی آن است که در آینده این تصور القا شود که تمام فعالیتها، طرحها و خدمات انجامشده در این چند سال از جانب یک نفر منحرف بوده و او بزرگترین استراتژیست عالم است و هر کاری که انجام دادهایم از او الهام گرفتهایم و بنابراین او باید رئیسجمهور آینده شود و کشور را اداره کند. وی همچنین خاطرنشان کرد: این خطر بزرگی است که به نام اسلام، با استفاده از خون شهیدان و بعد از تحمل این همه سختیها بگویند انتخاب شدن چنین کسی که نه شناخت درستی از اسلام دارد و نه سوابق روشنی در انقلاب، مرتبهای از ظهور است، بدین ترتیب شیطان وسایلی فراهم کرده که در دل یک کشور اسلامی با شعارهای دینی، نطفه یک حرکت ضد اسلامی منعقد شود. رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در پایان تأکید کرد: اکنون اگر احتمال ضعیفی هم بدهیم که شیطان چنین نقشهای کشیده است، باید حواسمان جمع باشد، احتیاط کنیم و نسبت به حوادث و فتنهها حساسیت و عکس العمل مناسب انجام دهیم. |
|
| داستان حمایت اکبر گنجی از عباس جن گیر و حمله به سایت شفاف |
| ساعت ۸:۱۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: اکبر گنجی ، جریان انحرافی ، عباس غفاری |
|
شاید از نظر گنجی فریب چندین دختر نوجوان و برقراری رابطه نامشروع با آنان مشکل اخلاقی نداشته باشد . شاید از نظر گنجی برقراری رابطه همزمان با یک مادر و دختر بدون اطلاع آنها از این ماجرا اشکالی نداشته باشد . شاید فریب زنان شوهر دار و برقراری رابطه نامشروع با آنان و حتی ازدواج با یک زن شوهردار پیش از طلاق وی از شوهرش مشکلی نداشته باشد ، اما انتشار ماهیت چنین فردی سبب شود که اکبر گنجی بنشیند و در غم از دست رفتن اخلاق یادداشت بنویسد . اما همه ما می دانیم که خورشید همواره پشت ابر نمی ماند...
اما این بار یادداشت های اکبر گنجی به صورت تلویحی در حمایت از جریانی است که اصولگرایان آن را جریان انحرافی می خوانند . جالب اینکه اکبر گنجی به دفاع از عباس جن گیر می پردازد و تلاش می کند جن گیری در عرصه سیاسی را توجیه کند . کما اینکه چندی پیش نیز یک سایت نزدیک به آقای "میم" مدعی شد که اگر بتوان از اجنه خوب برای اطلاع از اخبار بهره گرفت ، خیلی هم خوب است ! اما جالب اینکه اکبر گنجی حمایت خود از جن گیر سیاسی و ورود جن گیری به عرصه سیاست را اخلاقی می داند ، اما سایت شفاف را افشاگر رسوایی ورود جن گیران به حوزه سیاسی بوده است ، را به دلیل افشای این رسوایی متهم به رفتار غیر اخلاقی می کند . فارغ از این بی اخلاقی اکبر گنجی که باز هم بدون اطلاع و از سر علاقه زیاد به داستان بافی تلاش کرده سایت شفاف را به یکی از چهره های اصولگرا نزدیک بداند و داستان سرایی کند ، لازم است توجه وی و افرادی مانند علیرضا نوری زاده دیگر داستان سرای اروپا نشین که مشهورند به تحلیل گر را به یک واقعیت جلب کنیم . چندی پیش یکی از اقوام آقای عباس جن گیر با سایت شفاف تماس گرفت و از طریق قسمت تماس با ما ایمیل خود را برای ما فرستاد . وی در کامنتش نوشت : " لطفا با ایمیل من تماس بگیرید تا اطلاعات دقیقی از فردی به نام عباس غ را به شما بدهم " . ما نیز به عنوان یک رسانه استقبال کردیم و به این فرد ایمیل زدیم و تماس بر قرار کردیم . مشخص شد نامبرده وصی سابق و یکی از اقوام نزدیک آقای عباس جن گیر است که به دلیل متوجه شدن واقعیت شیطان پرستی نامبرده ، ابتدا وی را تهدید به افشاگری کرده است . اما عباس جن گیر که به خوبی خودش و به اصطلاح قدرت خود را می شناخت ، به وی می گوید : " افشاگری علیه من کار راحتی است . لذا خودم با دست خودم ماهیتم را می نویسم و امضا هم می کنم ، تا کار تو راحت شود " جن گیر مذکور این نامه را به وصی خود داده و به چهار نفر دیگر از دوستان نزدیکش رونوشت می دهد . اما هیچ کدام از ترس عباس جن گیر و توانایی های شیطانی وی و آسیب هایی که ممکن بود وی به این افراد و یا خانواده شان وارد کند ، جرات پیدا نمی کنند حتی دستخط و امضای وی را افشا کنند . حتی وصی عباس جن گیر به دلیل اطلاع از نزدیک بودن وی به برخی چهره های سیاسی صاحب نفوذ ، و از ترس آنان کارخانه و زن و بچه و خانواده خود را در ایران می گذارد و به یکی از کشورهای همسایه ایران می رود تا از شر نیروی شیطانی وی در امان بماند . نامبرده پس از اطلاع از بازداشت عباس جن گیر در تماس با سایت شفاف تعدادی از اسنادی که در دستش بود را برای ما ارسال کرد که دستخط منتشر شده از نامبرده تنها بخشی از این اسناد است . از اینرو آقای گنجی حق دارد از اینکه یک رسانه به واقعیاتی درباره جریان انحرافی پی برده و اسنادی را منتشر کرده ناراحت باشد و در شوک به سر ببرد . چون ما از برخی ارتباطات آقای گنجی با برخی ها بی خبر نیستیم و می دانیم که ...! اما واقعیت این است که نه گنجی و نوری زاده ونه هیچ نویسنده داخل و خارج از کشوری نمی تواند از میزان این رسوایی بکاهد . بسیاری زا واقعیات درباره عباس جن گیر انشاالله روزی افشا خواهد شد اما همین قدر بدانیم که هیچ مسلمان معتقدی این میزان از فاجعه را نمی تواند بپذیرد و انصافاً واقعیات غیر قابل انتشاری در این زمینه وجود دارد که تعریف کردن بخش کوچکی از آن نیز اشک را بر چشمان هر مسلمانی جاری می سازد و به قول یکی از دوستان موی تن انسان را سیخ می کند . اهانت شبانه روزی به پیامبر اسلام و قرآن چیزی نیست که آقای گنجی بتواند در آمریکا بنشیند و توجیهش کند . بدترین اهانت در این سال ها کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام (ص)و سوزاندن قرآن کریم بوده است . اما جن گیر مورد حمایت اکبر گنجی اهانت هایی به قرآن کرده است که صدها برابر سوزاندن قرآن وحشتناک است . اتفاقاً ما به دلیل پایبندی به اخلاق و به دلیل اینکه اشاعه منکر نکنیم و دل مسلمانان و مردم ایران را خون نکنیم تنها بخش های کوچکی از این واقعیات را گفتیم . واقعیت بد بددهنی و لجن پراکنی و فحاشی مدام و مستمر عباس جن گیر که این نامه منتشر شده تنها بخشی از آن است برای برخی ها گران تمام شده است . جالب اینکه تاریخ این نامه اساسا جدید نیست و به تاریخ 16 فروردین 1381 است که با خط و امضای خودش نوشته شده و بخش های زیادی از نامه به دلیل فحاشی وحشتناک وی منتشر نشده است . بسیاری از دوستان سابق و اعضای خانواده وی شاهد این ادعا هستند که نامبرده در طول شبانه روز در حال فحاشی و بد دهنی بوده است و البته سایت شفاف بخش هایی از این نامه را که فرای بددهنی و فحاشی بوده است منتشر نکرده است . اما معلوم نیست چطور اکبر گنجی دلش به حال اخلاق سوخته و از سایت شفاف انتقاد می کند ؟ شاید از نظر گنجی که مدافع عباس جن گیر است اهانت مستمر و مداوم به رسول اکرم (ص) و قرآن کریم اساساً اهمیتی نداشته باشد اما انتشار نامه ای که خودش 9 سال پیش با دستخط خودش نوشته و وصی سابق و فامیل نزدیک خودش برای سایت شفاف فرستاده بی اخلاقی است ! شاید از نظر گنجی فریب چندین دختر نوجوان و برقراری رابطه نامشروع با آنان مشکل اخلاقی نداشته باشد . شاید از نظر گنجی برقراری رابطه همزمان با یک مادر و دختر بدون اطلاع آنها از این ماجرا اشکالی نداشته باشد . شاید فریب زنان شوهر دار و برقراری رابطه نامشروع با آنان و حتی ازدواج با یک زن شوهردار پیش از طلاق وی از شوهرش مشکلی نداشته باشد ، اما انتشار ماهیت چنین فردی سبب شود که اکبر گنجی بنشیند و در غم از دست رفتن اخلاق یادداشت بنویسد . اما همه ما می دانیم که خورشید همواره پشت ابر نمی ماند و بالاخره روزی ماهیت فاسد و شیطانی عباس جن گیر افشا خواهد شد و بسیاری از مدعیان که این روزها برخی آنان را روشنفکر و آزادیخواه و .. می نامند رسوا خواهند شد . چه افتضاح است که از نگاه برخی مدعیان آزادیخواهی و روشنفکری ، فردی نماد روشنفکری و آزادیخواهی می شود که دوست نزدیک و یار غار عباس جن گیر بوده است و ... واقعیت این است که جن گیری و روشنفکری مانند جن و بسم الله هستند . اما چگونه اپوزیسیون خارج از کشور می تواند اینها را به هم مرتبط کند خدا می داند . البته به زودی معلوم خواهد شد که این به اصطلاح نماد جدید روشنفکری مورد علاقه اکبر گنجی چه انحرافات اقتصادی و اعتقادی و ... داشته است و چه رسوایی هایی که برملا خواهند شد و مردم قضاوت خواهند کرد درباره اخلاق مداران و بی اخلاق ها . انشاالله. |
|
| 13 شاخص جریان انحرافی نزدیک به دولت |
| ساعت ۱۱:٢٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی ، خبرگزاری فارس |
|
مدیرعامل خبرگزاری فارس تشریح کرد: به گزارش فارس، حمیدرضا مقدمفر مدیرعامل خبرگزاری فارس که بهعنوان داور در نشست طلاب حوزه علمیه آیتالله مجتهدی تهرانی شرکت کرده بود، پس از ارائه گزارش پژوهشی سه نفر از طلاب در موضوعات «تحولات منطقه و دیپلماسی ایران»، «بررسی یک شبهه درباره نظریه ولایت فقیه» و «مسأله وحدت مسلمین در دنیای امروز»، ارزیابی خود پیرامون هر یک از مطالب ارائه شده را بیان کرد و سپس به سؤالات طلاب و فضلای حوزه علمیه درخصوص مسائل سیاسی روز پاسخ داد. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


به احتمال تغییر نام این وزارت خانه به وزارت فرهنگ و هنر و حذف عبارت ارشاد اسلامی از آن اشاره کرد.



وزیر اطلاعات، از ائتلافات علنى و عمدتاً مخفى جریان فتنه با جریانهای انحرافى خبر داد.
روزنامه تهران امروز از سری رسانههای پرشمار نزدیک به شهردار تهران که حمله به جبهه پایداری را جزو وظایف روزانه خود تعریف کرده است، امروز در صفحه یک خود با انتخاب تیتر "هجمه به آیتالله مهدویکنی" خواب توهین به دبیرکل جامعه روحانیت را دید.








جبهه پایداری انقلاب اسلامی که اولین بیانیه خود را سه هفته قبل در همایش اعلام موجودیت منتشر کرده بود، امروز در دومین بیانیه، به تبیین موضع خود در قبال مسائل جاری اعم از اینکه اعضای جبهه پایداری چه کسانی هستند، پرداختن و ورود زودهنگام به مسائل انتخاباتی، وحدت، ویژهنامه روزنامه جریان انحرافی و روز قدس پرداخت.
استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی گفت: اولین نقطهای که همیشه هم استعمارگران، هم فرقههای ضاله و هم جریانهای انحرافی مورد هجوم قرار می دهند، دیوار مرجعیت و اجتهاد است.

















وزیر اطلاعات با بیان اینکه گروه انحرافی نباید موجب غفلت ما از فتنه 88 شود، گفت: دیدیم اصلاحطلبان آمریکایی که در فتنه 88 فرار کرده بودند، امروز چگونه خود را نشان دادند و چگونه منافقین کنار آنها لانه کردهاند.



















رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در جمع شماری از نخبگان سیاسی و فرهنگی سراسر کشور در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم به تبیین شگردهای جریان انحرافی و چگونگی مبارزه با آن پرداخت.










































شفاف :

