عامل اصلی اتفاقات سال۸۸رهبران جنبش سبز بودند
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدعلی ابطحی ، جنبش سبز ، فتنه 88
محمد علی ابطحی: «حوادث سال ۸۸، اولا که فقط در تهران بود و در شهرستان‌ها هیچ اعتراضی نبود و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد و ثانیا بسیاری از جمله رهبران سبزها در بوجود آوردن این حوادث مقصر بودند.»

به گزارش جام نیوز، محمد علی ابطحی، معاون محمد خاتمی در دوران اصلاحات که در وقایع فتنه ۸۸ به دلیل برخی اتهامات امنیتی مدتی را در بازداشت به سر برده است طی مصاحبه ای جنبش سبز را عامل ضربه خوردن اصلاحات دانست.
سخنان ابطحی در میان رسانه های غربی و اپوزیسیون عکس العمل های مختلفی دربر داشته است، برخی از این رسانه ها همچون جرس، کلمه و … تحت تاثیر شوک اعترافات ابطحی در سکوت به سر می برند و برخی دیگر که تا دیروز از وی حمایت می کردند زبان به دشنام بر علیه او گشودند.
در این راستا سایت خود نویس در بازتاب مصاحبه وی در خبر روز گذشته خود ۱۶ آگوست (۲۵ مرداد) نوشت: «محمد علی ابطحی در اظهاراتی با اشاره به اینکه وی هیچگاه جزو جنبش سبز نیست گفته است اصلاحات از جنبش سبز ضربه خورد.»
این سایت ادامه داد: «وی همچنین با انتقاد از افراط گری‌های جنبش سبز و نیز رهبران سبزها و با رد تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ اضافه کرده که حوادث سال ۸۸، اولا که فقط در تهران بود و در شهرستان‌ها هیچ اعتراضی نبود و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد و ثانیا بسیاری از جمله رهبران سبزها در بوجود آوردن این حوادث مقصر بودند.»
سایت خودنویس به نقل از ابطحی با تاکید بر اینکه «جریان اصلاحات از جنبش سبز خیلی ضربه خورد» نوشت: «جنبش سبز را یک جنبش مرحله‌ای و گذرا می‌دانم.. به جنبش سبز و روش‌هائی که در آن اتخاذ شد و مواضع متناقضی که گرفته شد و یأس و ناامیدی که پراکند، انتقادهای زیادی دارم.»
همچنین خود نویس آورد: «ابطحی در بخش دیگری از سخنان خود به افراطی‌های اصلاحات که مرز مشخصی با اصلاحات مورد نظر خاتمی دارند اشاره کرده و گفته است:‌ “در بین ما جریاناتی هم به عنوان اصلاح‌طلب فعال بودند که مرز کاملا متفاوتی با اصلاحات مدنظر آقای خاتمی داشتند. آنها حق داشتند نظرات خود را بگویند، اما متاسفانه نظراتشان به نام اصلاح‌طلبی مطرح و بیشتر باعث شکست اصلاحات می‌شد تا قوت آن.”»


از «تقلب»، اسم رمز آشوب تا ادعای «سوءتفاهم» موسوی خوئینی ها
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، سیدمحمد خاتمی ، میر حسین موسوی

بولتن نیوز: انتخابات 88 که یادتان هست؟ حوادث و آشوب های بعد از آن چی؟ یادتان که نرفته؟ اصلا مگر می شود فراموش کرد! روزها و ماه های تلخی که مشتی آشوب طلب اجیر شده از سوی طراحان غربی، به بهانه «تقلب» در انتخابات دست به شورش زدند و برای روزها، شهر تهران را ناامن کردند.

                                            

آشوب طلبان به بهانه اینکه انتخابات نظام جمهوری اسلامی یک انتخابات فرمایشی است و در نتیجه نظام یک نظام مردم سالار نیست، خود دست به اقدامات غیر مردم سالارانه و دموکراتیک زدند. آنها حتی راضی نشدند برای احقاق خواسته های خود (فرض محال) در یک حالت دموکراتیک و در چارچوب قوانین و قواعد موجود در نظام حقوقی کشور، مطالبات خود را پیگیری کنند.

چه مضحکانه و یا بهتر بگوییم احمقانه است اقدام کسانی که در ابتدا در انتخابات شرکت می کنند و پس از آنکه رأی نمی آورند کلّ نظام انتخاباتی کشور را زیر سوال می برند! باید از این دسته از افراد پرسید آیا اگر نتیجه انتخابات چیزی شبیه دوم خرداد می شد و کاندیدای جریان شما رأی می آورد باز هم ادعا می کردید که در انتخابات تقلب شده است؟ چگونه است آن موقع که خاتمی با رأی 20 میلیونی منتخب شد ادعای تقلب در انتخابات نداشتید؟

اینها نشان دهنده این موضوع است که اساسا ادعای تقلب در انتخابات دروغی بیش نبوده است. در حقیقت به زعم این افراد، تقلب یعنی زمانی که جریان و کاندیدای ما در انتخابات رأی نیاورد. درست مثل کاری که شیخ منتظری کرد. مادامی که خود به عنوان جانشین ولایت فقیه مطرح بود کتاب قطوری اندر اثبات ولایت «مطلقه» فقیه نوشت و تا آنجا پیش رفت که حتی قائل به اصالت ریاست جمهور هم نشد. اما به محض اینکه از این سمت کنار گذاشته شد از نظریات خود عدول کرد و بسیاری از آنها را پس گرفت.

در فتنه 88 اصلاح طلبان نشان دادند برای آنکه به خواسته های خود برسند حتی حاضرند روزها و ماه ها کشور را نیز به آشوب بکشانند، ماهیت شعارهای سی ساله نظام را تغییر بدهند (تغییر شعار مرگ بر آمریکا به مرگ بر روسیه)، به ارکان اصلی جمهوری اسلامی حمله کرده و آن را زیر سوال برند (ولایت فقیه) و به مقدس ترین اعتقادات مردم توهین کنند. (ماجرای روز عاشورای 88) به همین علت است که ابطحی در اعترافات خود عنوان کرد که «تقلب»، اسم رمز آشوب بود. و گرنه کسی چون مصطفی تاج زاده که خود در دوران اصلاح طلبان به عنوان مجری برگزاری انتخابات بود بهتر از هر کس دیگری می داند تقلب در انتخابات ایران در شرایطی که انتخابات توسط «مجریان مردمی» و نمایندگان هر کاندیدا بر سر صندوق های رأی برگزار می شود آن هم به تعداد 11 میلیون! اساسا ادعای کودکانه و ساده لوحانه ای بیش نیست.

                                                  

حال، با فرا رسیدن انتخابات مجلس شورای اسلامی، مجددا بوی کباب به مشام اصلاح طلبان رسیده و هر روزه سعی دارند با اظهار نظرها، افکار عمومی را برای ورود خود در عرصه انتخابات آماده کنند. اگر چه سیاست آنها تا به حال بر مبنای یکی به نعل و یکی به میخ بوده است و با دست پس می زنند و با پا پیش می آورند اما کدام عقل سلیمی است که منکر علاقه شدید آنها برای ورود به مجلس و تصاحب کرسی های سبز آن شود؟!

اصلاح طلبان در چند ماه اخیر نشان دادند حتی حاضرند برای ورود به انتخابات مجلس، یکدیگر را متهم کنند و با یکدیگر دعوا راه بیاندازند. چنانچه در سخنان این چند وقته خاتمی که به عنوان یکی از محورهای اصلی فتنه 88 بود نیز این امر کاملا مشهود است. خاتمی حتی حاضر شد دوستان قدیمی خود - موسوی و کروبی - را هم فدا کند.

چند روز پیش نیز لیدر اصلی مجمع روحانیون، آقای موسوی خوئینی ها در مطالبی که در نوع خود جالب بود بیان کرد که ماجرا و حوادث بعد از انتخابات تنها یک «سوءتفاهم» بوده است! اگر چه هنوز هم از سران فتنه با عنوان «دو عزیز گرامی» یاد کرد.

                                                

موسوی خوئینی ها در پاسخ به سوال یکی از مخاطبان وبلاگش با ابراز امیدواری برای آزادی سران و فعالان جریان فتنه گفت: «امیدوارم سوءتفاهم ها از میان برداشته شود و نه تنها این دو عزیز گرامی بلکه تمام زندانیان سیاسی در رابطه با انتخابات هشتاد و هشت آزاد شوند، علّت اینکه می گویم سوءتفاهم این است که همه آنها در یک انتخابات قانونی شرکت کرده اند و به نتایج اعلام شده اعتراض داشته و دارند و اعتراض هم حقّ آنان بوده است، ولی آنان ناروا متّهم به براندازی و … شده اند، در حالیکه یقیناً آنان مبرّا از چنین اتّهامی هستند.»

پیش از این نیز ایشان شعار «جمهوری ایرانی» را که بارها و بارها از سوی حامیان شان بر زبان جاری شد را از اصل منکر شده و خود و جریانش را معتقد به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نشان داد. موضوعی که حتی از سوی رسانه ها و سایت های وابسته به اپوزیسیون چون کلمه و جرس و نوروز سانسور شد و برخی از سایت های دیگر ضد انقلاب نیز برای چنین اظهار نظری به شدت به او تاختند.

برای مثال سایت ضد انقلاب ایران گلوبال در تاریخ 28 آگوست (6 شهریور) در مطلبی که حاکی از یاس و ناامیدی شدید حاکم بر جریانات اپوزیسیون بود با اشاره به موفقیت های پیاپی انقلاب های منطقه نوشت: «در این میان اما آنچه نصیب ما شد موجی از سرخوردگی بود که در خلاء یک تشکل درست و حسابی و فقدان یک رهبری همسو با نیازهای واقعی مردم عاید شد! ما ماندیم و یک شورای مجهول الهویه تحت عنوان "هماهنگی راه سبز امید" که نه معلوم است از چه کسانی متشکل شده است و نه معلوم است حرف حسابش چیست. یک روز به نعل می کوبد و روز دیگر به میخ. سخنگویش هم تاکنون کاری غیر از کلی گویی و زدن حرفهای قشنگ نکرده است.»

این سایت سپس با اشاره به اظهارات اخیر موسوی خوئینی ها نوشت: «از طرف دیگر موسوی خوئینی ها هم که مطمئنم در فردای ایران آزاد و در محضر یک دادگاه عادل به کمتر از حبس ابد محکوم نخواهد شد، با تکان دادن دم و خودشیرینی، آن هم در آستانه انتخابات مجلس نهم، باز هم بوی داغ کردن خر را با بوی کباب اشتباه گرفته و به نمایندگی از اصلاح طلبان حکومتی ادعا کرده است که "آنها با شعار علیه رهبری مخالفند"!»

                                                      

ایران گلوبال در ادامه به وضعیت اسفناک اپوزیسیون خارج از کشور پرداخت و افزود: «در خارج از کشور هم متأسفانه پس از گذشت بیش از سی و سه سال از پیدایش پدیده نامبارک جمهوری اسلامی هنوز که هنوز است حتی دو گروه - تکرار می کنم حتی دو گروه - از مخالفین رژیم نتوانسته اند بر سر یک میز بنشینند و با کنار گذاشتن اختلافاتشان، به جنگ دشمن مشترک بروند و با این کار همیشه آب به آسیاب همان دشمن ریخته اند. اینها را که می بینم افسرده می شوم.»

این امر نشان دهنده این موضوع است که اولا اصلاح طلبان و کسانی چون موسوی خوئینی ها و خاتمی و... حاضرند برای منافع سیاسی- اقتصادی آینده خود از مواضع گذشته و همه هم پالگی های خود عدول کنند. ثانیا سانسور و اعتراض رسانه های اصلاح طلب و اپوزیسیون به سخنان موسوی خوئینی ها موید این مطلب است که بر خلاف ادعای وی، آنها هیچ اعتقادی به «جمهوری اسلامی» و مبانی و قوانین آن ندارند. و البته باز هم دم این افراد گرم که حداقل حرف دل شان را زده و رو راست می گویند که اعتقادی به نظام ولایت فقیه ندارند.

القصه، اگر چه مردم هوشیار و با سیاست ایران دیگر گول حرف های زیبا و دهن پر کن اصلاح طلبان را نمی خورند و شکست مکرّر اصلاح طلبان در سال های اخیر موید همین مطلب است اما بر نخبگان و مسئولین کشور نیز فرض است که مراقب رفتار و گفتار آنها بوده و تحرکات آنها را به طور مستمر زیر نظر بگیرند.


"سحابی" و "گنجی" از مبارزه تا معاشقه
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز

خبرنامه دانشجویان ایران: روز گذشته رسانه های بیگانه و ضد انقلاب با انتشار خبری مبنی بر کشته شدن نهال سحابی او را از شهیدان راه سبز دانستند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، معصومه قمی شهره به مسیح علی نژاد سیاهه نویس روزنامه اعتماد و همکار امروز رسانه های جرس و بی بی سی در وبلاگ خود مدعی شد این دو تن به سبب فشار روحی ناشی از زندان خودکشی کرده اند.

در این خبر ها آمده بود که بهنام گنجی عاشق نهال سحابی نیز در شهریور ماه کشته شده است؛ اما واقعا این دو نفر چه کسانی هستند؟


نهال سحابی زن 37 ساله ای که معلم مهدکودک است که رابطه مشکوکی با بهنام گنجی داشته است و به گفته‌ی پدر وی: خانم سحابی فعالیت سیاسی و کار تشکیلاتی سیاسی نمی کرده است.

همچنین پدر نهال سحابی در مورد رابطه ی وی با بهنام گنجی می گوید دخترم 37 ساله بوده و بهنام گنجی 22 سال داشته است و یک احساس مادرانه نسبت به بهنام داشته است؛ دخترم متاهل بوده و هیچ رابطه ای شبیه دوست پسر یا عاشقی بین او و بهنام نبوده است.

اما نظر دوستان و مطالب وبلاگ شخصی خانم سحابی چیز دیگری می گوید؛ مطالبی که مدام از رابطه‌ی عاشقانه‌ی وی و بهنام گنجی حکایت دارد.

وبلاگ نهال اما چیز دیگری می گوید آنجا که می نویسد: "اگه بودی میدونستی چرا اینجا برات مینویسم. هی بهنام. لعنتی. نامرد. ... آره ! آخه بچه با نبودنت چه کنم؟"

یا در مطلب دیگری قبل از آخرین مطلب وبلاگ نوشته است: "دیروز  سر رو سینه ء تو خوابم برد وقتی دستم رو روی اسمت گذاشته بودم که از آن زاویه ء تند،  آفتاب داغ تب دارت نکنه. دستهای سوختم منو  یاد تن داغ ات انداخت  که انگار همیشه تب ناک بود ... بهنام دیروز مسخ شده بودم کنارت. کجا بودی که تعجب کنی و بگی تو چرا یه دقیقه نمی تونی بشینی؟ نشسته بودم بهنام...حدود شش ساعت. وقتی پاشدم سر شده بودم. چرا نمی تونستم برگردم؟ این بار هم یهو اونقدر شلوغ شد که فرصت خداحافظی نداشتم...برگشتم باز هم نشد ...بعد گفتم خداحافظی در کار نیست. رفتی که تموم نشی؟ باشه منم تموم ش نمی کنم."

بهنام گنجی نیز اهل مشهد بوده ولی در تهران درس می‏خوانده است. دوستان نزدیک خانم سحابی و آقای گنجی بر این باورند که خودکشی نهال سحابی و بهنام گنجی عاشقانه است و علت تکذیب آقای سحابی(پدر نهال سحابی) از این رابطه را هم حفظ آبروی خودش می داند چرا که خانم سحابی یک زن متاهل بوده است.

دوستان نهال سحابی و بهنام گنجی همچنین می گویند: بهنام از آنجا که می دانست خانواده نهال راضی نمی شوند آنها به هم برسند خودکشی کرد و نهال سحابی هم بخاطر خودکشی بهنام خودکشی کرده است.

شواهد حاکی از است بهنام گنجی دانشجوی ۲۲ ساله، دوست پسر نهال سحابی نیمه شب پنجشنبه ۱۰ شهریور با خوردن قرص به زندگی خود خاتمه داده بود.

بهنام سحابی در اغتشاشات بعد از انتخابات حضور فعال داشت و یکبار نیز در یک خانه تیمی دستگیر و بازداشت شده و بعد از چند روز آزاد شد اما دوستان او می گویند؛ نهال سحابی دوست صمیمی بهنام گنجی و در واقع معشوق او بود.

آن‏ها عاشق هم بودند. زمانی که بهنام خود کشی می کند و علت مرگش را جویا می شوند، نهال سحابی میگوید: مرگ بهنام یک مرگ عاشقانه بود و مرگ سیاسی نبود و بعضی ها می خواهند بخاطر اینکه او یکبار بازداشت شده مرگش را سیاسی جلوه دهند.

به گفته دوستان نهال سحابی، وی نیز یک شخصیت سیاسی نبود. نهال با این‏که در زمان انتخابات یکی از فعالان ستاد میرحسین موسوی بود ولی یک فعال سیاسی نبود.

خبر ها حاکی از آن است که نهال سحابی نیز همزمان در همان خانه تیمی با بهنام گنجی بازداشت شده بود اما بعد از آن که معلوم می شود علت حضور او مسائل سیاسی نیست آزاد می شود.

نهال سحابی، آخرین پستی که در صفحه فیس‏بوک و وبلاگ خود گذاشته، پنجشنبه هفتم مهر (۲۹ سپتامبر) بوده است. ظاهرا بهنام گنجی و نهال سحابی روزهای پنجشنبه با هم قرار داشتند و هر پنجشنبه را به‏طور کامل با هم می‏گذراندند.

بهنام گنجی در روز پنجشنبه 10 شهریور دست به خودکشی زده است و نهال سحابی هم برای این‏که عشق خود را ثابت کند، دقیقا روز پنجشنبه صبح، حدود ساعت پنج‏ونیم، شش صبح با خوردن قرص خودکشی کرده است.


اطلاعات ابطحی از سفر کدیور به اسرائیل
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدعلی ابطحی ، محسن کدیور ، جنبش سبز

گفته می شود محمدعلی ابطحی اطلاعات مهمی از دو سفر کدیور به اسرائیل و برخی از روابط آنچنانی مهاجرانی با لابی صهیونیست ها، دارد کدیور از ترس افشای این اطلاعات خود را ناچار به تحویل گرفتن ابطحی می داند.

"عماریون"- به گزارش کیهان، ارگان حلقه لندن از یک سو محمدعلی ابطحی را «شهید زنده جنبش سبز»! خطاب کرد و از طرف دیگر خطاب به وی که جزو حامیان کروبی بود، نوشت: شما بسیار تندروتر از حامیان آقای موسوی بودید و نقطه ضعف های فراوان ستاد شما به کل جنبش سبز لطمه زد.
ابطحی هفته گذشته در مصاحبه ای تاکید کرده بود: تندروی های جنبش سبز به اصلاح طلبان خیلی ضربه زد. عمده ترین اشتباه جریان اصلاحات را این می دانم که مواضع طیفی از اصلاح طلبان، حرکات رادیکال بود و قطعا مواضعی نبود که اصلاح طلبی به خاطر آن بنا شده بود. برخی مواضع رادیکال این چنین باعث شکست ما شد. جریان اصلاحات در جنبش سبز خیلی ضربه خورد. مواضع متناقض در جنبش سبز، یأس و ناامیدی را پراکند.
سایت «جرس» بلافاصله پس از این اظهارات ضمن ترور شخصیت ابطحی مدعی شده بود وی زیر فشار و شکنجه کم آورده، این بار مدعی شد ابطحی شهید زنده جنبش سبز است و نوشت: شهید را معنای بسیار است، حاضر، ناظر، محسوس و مشهود، نمونه و سرمشق، میداندار و کانون گرم هر قضیه. نیز جانباز را هم معنای بسیار است و چه زیباتر از آن که او را «شهید زنده» می نامند. آری یک جانباز را با شهید چه تفاوتیست که او هم در راهی که می داند آمیخته به هزار خطر است مردانه گام بردارد و بی هیچ باکی به جان می خرد جنبش سبز در دل خیل عظیم طرفدارانش از این نوع جانباز و از این قماش جانبازیها بسیار دیده و باید متعجب بود که چرا از تکریم این ابرمردان بازنشسته است. جانبازان آن دادگاههای نمایشی نفرت انگیز که گاه تمام و گاه بخشی از آبرو و اعتبار و منصب و جان خود را فدا کردند سخن با آن کسانی است که ابطحی ها و دیگر همرزمانش را برای زخمهایی که بر آبرو و پیشینه دارند سرزنش می کنند! این زخمها ننگ ابطحی ها نیست بلکه سند محکم آبرو و شرف آنهاست. مدال افتخاری است که جنبش سبز با آن بر تمام اقتدار این جبارین می تازد و بر آنها فخر می فروشد آری ابطحی ها شهدای زنده این جنبش اند و احترامشان از همیشه واجب تر.»
سایت وابسته به محسن کدیور با وجود این تعارفات توخالی، طاقت نیاورده و در مطلب دیگری به قلم ابراهیم نبوی نوشت: گاه شرایط بحرانی چنان دشوار می شود که چشم چشم را نمی بیند و زیر این آب گل آلود، یا در این جنگل مه آلود، نمی دانی داری جلو می روی یا دور می زنی یا به عقب برمی گردی. گفتگوی ابطحی در چنین شرایطی منتشر شد. حاصل اینکه او مورد هجوم وحشتناک و سنگین برخی حامیان جنبش سبز، یا برخی از طرفداران تندروی قرار گرفت و در این فضای هشت الهفت، ارتش سایبری نیز مثل همیشه آتش بیار معرکه شد.
وی با پیاده کردن کروبی از قطار جنبش سبز نوشت: آقای ابطحی! شما می گویید اصلاحات از جنبش سبز خیلی ضربه خورد. شما مرد شماره دوم ستاد جناب کروبی بودید، طبیعی است که نمی توانستید عضو جنبش سبز حامی موسوی هم باشید. اینکه شما به سمت آقای کروبی رفتید به دلیل این نبود که جنبش سبز به اصلاحات لطمه می زد، از قضای روزگار، حامیان آقای کروبی بسیار تندروتر از حامیان میرحسین بودند و نقطه ضعف های فراوانی در ستاد زیر نفوذ شما به کل جنبش لطمه زد.
اما فارغ از اینکه طرفداران کروبی بیشتر به جبهه خودشان ضربه زدند یا حامیان موسوی، باید از جرسی ها پرسید ابطحی چه طور می شود هم شهید زنده و جانباز فتنه سبز باشد و هم متهم شود که او و دوستانش بیشترین ضربه را به همین جریان زده اند؟!
گفتنی است اظهارات ابطحی با استقبال بسیاری از فریب خوردگان فتنه سبز روبرو شد به طوری که نفی سخنان مستدل وی از سوی اپوزیسیون امکان پذیر نبود. و اما گفته می شود محمدعلی ابطحی اطلاعات مهمی از دو سفر کدیور به اسرائیل و برخی از روابط آنچنانی مهاجرانی با لابی صهیونیست ها، دارد کدیور از ترس افشای این اطلاعات خود را ناچار به تحویل گرفتن ابطحی می داند.

رئیس ناشی پروژه را لو داد!
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز

اردشیر امیر ارجمند که با روز آنلاین گفت وگو کرده گفته است ایده تشکیل این شورا مربوط به قبل از حصر خانگی میرحسین موسوی است تا «اگر برای او مشکلی پیش آمد کارها ادامه پیدا کند.»

"عماریون"- رئیس خودخوانده شورای موسوم به هماهنگی راه سبز امید که در واقع چیزی جز بازوی رسانه ای منافقین نیست اعتراف کرد این شورا با علم به اینکه تاریخ مصرف موسوی روزی به پایان خواهد رسید تشکیل شد تا جای او را جایی در خارج از ایران پر کند.

اردشیر امیر ارجمند که با روز آنلاین گفت وگو کرده گفته است ایده تشکیل این شورا مربوط به قبل از حصر خانگی میرحسین موسوی است تا «اگر برای او مشکلی پیش آمد کارها ادامه پیدا کند.»

اردشیر امیرارجمند از بستگان مسعود امیرارجمند است که هم اکنون مسئولیت شاخه اطلاعاتی سازمان منافقین در پاریس را برعهده دارد.اردشیر که ادعا می کند با هماهنگی مسعود از ایران خارج شده است هم اکنون در پاریس اقامت دارد اکنون این حدس مطرح شده است که امیرارجمند سال ها در کنار میرحسین موسوی به عنوان یک مهره اطلاعاتی سرویس های غربی عمل کرده و مشغول خط دهی او بوده است.

اظهارات جدید امیرارجمند این تحلیل برخی کارشناسان در داخل را تایید می کند که از مدت ها پیش عقیده داشتند حمایت صریح موسوی و کروبی از پروژه صهیونیستی 25 بهمن یک برنامه ریزی انتحاری از خارج از کشور بود که در واقع هدفی جز حذف این دو نفر و انتقال رهبری آشوبگران به خارج از کشور را نداشت.

امیر ارجمند در بخش دیگری از این مصاحبه تاکید می کند که از نظر او عضویت در چیزی که جنبش سبز می خواند هیچ شرط ایدئولوژیکی ندارد و مثلا لائیک ها هم می توانند عضو جنبش سبز باشند بی آنکه لازم باشد دست از عقاید خود بردارند.

وی همچنین می گوید که شورای بانمک او برای روز 22 خرداد فراخوان راهپیمایی سکوت داده و از این فراخوان استقبال خوبی هم شده است! امیر ارجمند منظور خود از «استقبال خوب» را توضیح نداده ولی احتمالا شاهدی جز این ندارد که مثلا مردم در تهران روزی که در آن راهپیمایی به اصطلاح سکوت برگزار شده بود، بی آنکه شعاری بدهند در خیابان ها راه رفته اند!!

خوشمزه این است که وقتی در پایان مصاحبه خبرنگار از امیر ارجمند می خواهد که نام اعضای این شورای کذایی را اعلام کند وی موضوع را «امنیتی» و «محرمانه» اعلام می کند!سوال این است که اگر اداره کنندگان واقعی این بساط مسخره کسی جز منافقین و سرویس های غربی هستند چه نیاز به پنهان کردن اسامی افراد آن و در پیش گرفتن پز امنیتی آن هم در قلب پاریس وجود دارد؟ آیا امیر ارجمند از اینکه دیگر گروه های ضد انقلاب به هویت کسانی که در حال بالا کشیدن بودجه های اختصاص داده شده از جانب آمریکا و اتحادیه اروپا پی ببرند نگران است؟نکته دیگری که در این مصاحبه به خوبی پیداست این است که وقتی مصاحبه کننده از امیر ارجمند درباره وضع و حال فعلی موسوی سوال می کند او هیچ پاسخ درستی برای عرضه ندارد اما برای اینکه راز اصلی این شورا که همان بی خبری محض از اوضاع داخل ایران است، از پرده بیرون نیفتد به بیان یکی دو جمله کلی با این مضمون که «حال مهندس خوب است» بسنده می کند. پیش از این هم برخی گروه های دیگر ضد انقلاب گفته بودند که امثال امیرارجمند جز بلوف زدن هیچ کار دیگری نمی کنند و همه ادعاهای آنها درباره داشتن اطلاعات ویژه از داخل ایران دروغ است. این بلایی است که عینا بر سر یکی دیگر از وابستگان منافقین یعنی مجتبی واحدی هم آمده است. وی که مدتی است به خارج از ایران گریخته و سعی می کند خود را نماینده ویژه مهدی کروبی جا بزند، چندین بار با ارائه اطلاعات کاملا غلط و خنده دار درباره آخرین وضعیت او آبروریزی به بار آورده است. همین موضوع باعث شده برخی از گروه های اپوزیسیون واحدی و امیر ارجمند را «دکانداران ناشی» بخوانند.
گفتنی است که گروه های اپوزیسیون با توجه به فرار امیرارجمند بعد از بازداشت و در هنگام مرخصی، نسبت به هویت او دچار تردید جدی هستند و معتقدند که او بدون هماهنگی وزارت اطلاعات و یا اطلاعات سپاه قادر به خروج از کشور نبوده است و باید وی را به چشم «مدحی شماره 2» نگاه کرد!

میرحسین از 9 دی تا خانه‌نشینی
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز
سال 89 را می‌توان سال پایان جریان فتنه در داخل ایران دانست؛ سالی که نه تنها مردم هیچ اقبالی به فراخوان‌های سران فتنه نشان ندادند...

  سال 89 را می‌توان سال پایان جریان فتنه در داخل ایران دانست؛ سالی که نه تنها مردم هیچ اقبالی به فراخوان‌های سران فتنه نشان ندادند بلکه خود فتنه گران نیز با توجه به ریزش شدید در پایگاه‌های اجتماعی خود، حاضر به انجام واکنشی نبودند چراکه از یک سو نگران بودند که به خاطر عدم اقبال عمومی، کاریزمای آنها نزد سرویس‌های جاسوسی و اپوزیسیون خارجی از بین برود و تنها پایگاه اتکایی‌شان در خارج کشور نیز برچیده شود و در طرف دیگر نگرانی گسترده‌تری نسبت به واکنش‌های داخلی و احتمال دستگیری و محاکمه خود به دلیل اعمال منافی قانون باعث شده بود که بکوشند در سال 89 فقط از برهه‌های زمانی خاص برای ابراز وجود استفاده کنند  و بر خلاف سال 88 اقدامی برجسته انجام ندهند.  در این نوشتار خواهیم کوشید تا اقدامات میرحسین موسوی را پس از راهپیمایی 9 دی 88 تا آشوب 25 بهمن که منجر به خانه‌نشینی میرحسین موسوی شد مورد بررسی قرار دهیم.


پیام نوروزی

پس از وقایع تلخ عاشورای 88 که منجر به برگزاری راهپیمایی بزرگ 9 دی شد، میرحسین موسوی به عنوان یکی از سران فتنه 88، با مشاهده گسترده شدن اعتراضات نسبت به اقدامات وی در داخل جامعه، تصمیم گرفت سکوت اختیار کند و حتی حاضر به واکنش نسبت به راهپیمای 9 دی و راهپیمایی 22 بهمن نشد؛ موضوعی که باعث ضعف روحی حامیان این جریان در داخل شد چراکه نمی‌توانستند پس از ماه‌ها یکه‌تازی در خیابان‌ها، شاهد این شکست بزرگ باشند. این سکوت میرحسین موسوی حدود 3 ماه طول کشید تا اینکه در آستانه نوروز سال 89، در یک کپی‌برداری آشکار، در دیدار با اعضای حزب منحله مشارکت که به اعتقاد بسیاری عامل ایجاد توهم در میرحسین موسوی در جریان انتخابات سال 88 بود، اقدام به نامگذاری سال 89 به عنوان سال صبر و استقامت کرد؛ نامگذاری‌ای که با بررسی دقیق آن خواهیم فهمید که میرحسین نیز به خوبی ریزش پایگاه‌های اجتماعی را درک کرده و دیگر امیدی به اغتشاشات خیابانی ندارد. از این رو با نامگذاری این سال به نام صبر و استقامت می‌کوشد، تحت این عنوان به بازسازی نیروهای خود اقدام کند.

البته وی در یک پیام ویدئویی که به مناسبت نوروز منتشر کرد نیز کوشید، ادعاهای سابق خود را در خصوص مسئله دار بودن انتخابات دهم ریاست جمهوری تکرار کند و حاضر نشد، حتی در شرایطی که داشت، از مواضع خود عدول کند. وی در بخشی از این پیام ویدئویی اینگونه می‌گوید: «وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاه‌های دانشجویی، کشتار ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار مردم کشور ما نبود.

اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل می‌شد و مردم باید اقناع می‌شدند و به مردم توضیح می‌دادند. اما اینگونه نشد و پاسخ‌ها درخورشان نبود. یکی از به یادماندنی‌ترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که ملت به صورت گسترده در این روز حضور یافتند و آن را به روز تعیین‌کننده‌ای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.»

البته وی در این پیام نیز با درنظر گیری ریزش شدید نیروهای خود خواستار احیای پایگاه‌های اجتماعی فرقه سبز می‌شود و از مردم می‌خواهد که دامنه جنبش سبز را به همه اقشار و قومیت‌ها و استان‌ها گسترش دهند و با ایجاد اشتغال و کمک به مردم در ارتقای وضعیت آنها یاری کنند. وی در این باره می‌گوید: در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به همه اقشار، قومیت‌ها و استان‌ها بکشاند و در عین حال اصل‌ جاودان تکافل اجتماعی– اسلامی را زنده کند. به مردم، همسایگان و محلات باید با تولید کار، اشتغال و کمک رسیدگی کنیم و انواع راه‌های دیگری که در این ارتباط پیش روی مردم قرار دارد.

روز کارگر، فرصتی برای ایجاد اغتشاش

اما پس از این پیام نوروزی، سران فتنه سبز همانند سال پیش کوشیدند تا با سوءاستفاده از مناسبت‌ها و ایامی که طبق روال قدیم راهپیمایی‌های قانونی در آن زمان برگزار می‌شود، نظیر روز قدس و 22 بهمن، همچنان اهداف خود را در کف خیابان‌ها دنبال کنند. آنها که پس از عاشورای 88 عملاً هیچ کدام از فراخوان‌هایشان برای برگزاری تجمع در 22 بهمن و شب چهارشنبه سوری با اقبال عمومی مواجه نشد، اردیبهشت ماه را به دلیل وجود روز کارگر و روز معلم بهترین فرصت دانستند تا با تحریک این دو قشر که معمولاً با مشکلات اقتصادی نیز دست و پنجه نرم می‌کنند، باردیگر اهداف خود را در کف خیابان جست‌وجو کنند، بنابراین وی بر خلاف ادوار گذشته که به این مناسبت‌ها اقدام به صدور بیانیه می‌کرد، پیامی ویدئویی منتشر کرد و در آن اینگونه گفت: حقیقت این است که ما شرایطی در امسال داریم و نزدیک می‌شویم که کشور دارای بحران و مشکلات افتصادی و سیاسی و اجتماعی وسیعی هست و تک تک این بحران‌ها در سرنوشت و گذران زندگی این دوقشر منعکس شده و اثرات زیادی دارد. ما وضعیت اقتصادی کشور رو می‌بینیم. تورم، پایین اومدن نرخ سرمایه‌گذاری‌ها، فساد، رواج دروغ و سوءمدیریت و حقوق معوقه کارگران و بیکاری روزافزون آنها، تعطیلی روزافزون کارخانه‌ها یا با ظرفیت پایین کار کردن کارخانه‌ها در حالی که بازارهای ملی ما پر از کالاهای خارجی شده و در حقیقت ما تمام بازار داخلی خودمان را به بیگانه واگذار کردیم و همه می‌دانیم که این مسئله تا چه اندازه در سرنوشت ملت ما، استقلال و آزادی ما و همچنین در سرنوشت کارگران ما اثر می‌گذارد. از سوی دیگر ما محدود کردن رسانه‌ها را داریم. محدود کردن دهان‌ها و بستن دهان‌ها را داریم. پر کردن زندان‌ها را داریم و محدود کردن تشکل‌های صنفی و سیاسی را داریم که اونهم در سرنوشت کارگران ومعلمان ما اثر می‌گذارد و به همین علت روشن است که امسال کارگران و معلمان پی ببرند گرچه می‌دانم که می‌دانند مسائل و مشکلاتی را که در زندگی روزمره خودشان لمس و درک می‌کنند با مسائل عمده کشور در ارتباط است و این ارتباط گسترده و سنگین است.

اما به رغم صدور این بیانیه و تمامی تلاش‌هایی که سایت‌های وابسته به جریان سبز برای ایجاد ناآرامی در این دو روز داشتند، باز هم نتوانستند موفق شوند.

پیام به سیدحسن خمینی

اما یکی از جالب‌ترین حرکات میرحسین موسوی در سال 89 پیام به سیدحسن‌خمینی بود. سید حسن خمینی که به دلیل برخی مواضع موافق با فرقه سبز مورد انتقاد عمومی قرار گرفته بود، در جریان مراسم بزرگداشت رحلت امام خمینی و هنگام سخنرانی اش با اعتراض شدیدی روبه‌رو شد و عملاً سخنانش نیمه تمام باقی ماند. این موضوع بهترین دستاویز برای موسوی بود تا بار دیگر با صدور اطلاعیه ای علاوه بر اعلام موجودیت، از فرصت پیش آمده سوءاستفاده کرده و با انتساب خود به امام(ره)، بتواند بخشی از آبروی ریخته شده خود را نزد طبقه سنتی جامعه احیا کند. وی در این پیام، اعتراضات به سید حسن خمینی را سازمان یافته قلمداد کرده بود.
نشست خبری مشترک موسوی با کروبی

اما در آستانه فرا رسیدن 22 خرداد 89، موسوی که می‌کوشید با افزایش تحرکات خود، بتواند حامیانش را به خیابان‌ها بکشاند، تصمیم گرفت تا به همراه کروبی یک نشست خبری مشترک برگزار کند. نکته جالب در این نشست خبری این بود که هیچ خبرنگاری در جلسه نبود بلکه موسوی و کروبی به اصطلاح خودشان از طریق اینترنت به سؤالات خبرنگاران پاسخ دادند؛ خبرنگارانی که فقط وابسته به رسانه‌های خود بودند؛ خبرنگارانی از سایت‌های ادوار نیوز، امروز، جرس، کلمه، سحام نیوز، تحول سبز، میزان، ندای سبز آزادی و نوروز...
بیانیه 18 و منشور فرقه سبز

اما فرا رسیدن 22 خرداد 89 اولین سالروز تولد فرقه سبز، موقعیتی دیگر برای میرحسین موسوی و حلقه مشاوران وی بود که پس از شکست‌های متعدد، باردیگر دست به احیای این جریان بزند؛ احیایی که این بار از مسیر تغییر رویکرد می‌گذشت، بنابراین موسوی که پس از بیانیه شماره 17 خود که پس از وقایع عاشورا صادر شده بود، هجدهمین بیانیه خویش را نیز صادر کرد و در آن از مانیفست جدید این فرقه با عنوان «منشور جنبش سبز» پرده برداشت؛ منشوری که به اعتقاد بسیاری همان جزوه زیست مسلمانی بود که موسوی قصد داشت در ایام تبلیغات انتخاباتی آن را عرضه کند اما به دلیل احتمال ریزش آرایشی خود در میان طبقه مذهبی جامعه از این کار منصرف شد. وی در این منشور نیز تمامی تلاش خود را کرده بود تا خلأ بزرگ گرد آوری سرمایه اجتماعی را برطرف کند. از این رو در بخشی از این بیانیه می‌گوید: طبیعی است که متن پیشنهادی نتواند پاسخگوی همه سلیقه‌ها و مطالبات باشد. دلگرمی این همراه کوچک برای این معضل، راه حلی بود که تعدادی از رأی دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پیدا کردند.

البته مشاوران موسوی پس از انتشار این منشور و با مشاهده اعتراضاتی که جریان‌های مختلف اپوزیسیون نسبت به آن داشتند، ویراست دوم این منشور را نیز که اهداف آنها را هم در بر می‌گرفت در سوم اسفند 89 منتشر کردند. گفتنی است در این بیانیه موسوی کوشیده است تا اهداف و چشم اندازهای بنیادین فرقه سبز را تشریح و در قالبی از کلمات ارائه کند و عملاً به این جریان هویت ببخشد.
آذر، ماه دانشجو

با ناکام ماندن تلاش‌های جریان فتنه برای ایجاد آشوب مجدد در خرداد 89، عملاً باردیگر این جریان به رکودی عجیب رفت و به جز برخی ملاقات‌ها و دیدارهای معمولی میرحسین موسوی هیچ تحرکی خاص در این جریان دیده نمی‌شد تا اینکه ماه آذر از راه رسید و سران این جریان تصمیم گرفتند باردیگر شانس خود را این بار از طریق دانشجویان بیازمایند، بنابراین باردیگر میرحسین موسوی دست به قلم شد و اقدام به نگارش متنی برای دانشجویان کرد؛ متنی که در آن، آذر را ماه دانشجو قلمداد کرده بود تا شاید بتواند ازاین طریق روزهایی که می‌تواند، در آن تحرک انجام داد را بیشتر کند. وی در این نوشته کوشیده بود تا با تحریک حس مطالبه گر دانشجویان، آنها را به واکنش وا دارد. وی در بخشی از این بیانیه آورده است: دوستان گرامی، پرسیده‌اید که این روزها که امکان بیان اعتراض‌ها و انتقادها به سبب سرکوب‌های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه‌مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.

به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است.» گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس‌های چهره به چهره، بالابردن توانمندی‌ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفت‌وگو در جمع‌های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه‌های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش‌های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می‌توانند بخشی از تلاش‌های ما و نه همه آن باشد.
درخواست مجوز برای برگزاری راهپیمایی

سران فرقه سبز در حالی به واپسین روزهای سال 89 نزدیک می‌شدند که هیچ کدام از اقدامات آنها نتوانست خواسته‌های آنها را برآورده کند. از سوی دیگر با اوج گیری تحولات در کشورهای منطقه نظیر تونس و مصر و سرنگونی دیکتاتورهای این کشورها توسط مردم، بهترین موقعیت برای سوءاستفاده این جریان به وجود آمد، بنابراین تصمیم گرفتند تا با طراحی سیستمی خاص و به کار گیری تمامی توان فرقه و با به یاری گرفتن توانایی‌های سازمان منافقین و همچنین به میدان آمدن شبکه‌های جاسوسی کشورهای مختلف، دست به برگزاری راهپیمایی بزنند. راهپیمایی که شعارها و مسیر آن توسط سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی طراحی شد. بر این اساس، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در یک نامه در کاغذی ساده به وزیر کشور درخواست برگزاری راهپیمایی در روز 25 بهمن را ارائه دادند. در این نامه آمده بود: بدینوسیله به اطلاع می‌رساند که به منظور اعلام همبستگی با حرکت‌های مردمی در منطقه به ویژه قیام آزادیخواهانه مردم تونس و مصر علیه حکومت استبدادی در کشور، درخواست صدور مجوز برای دعوت به راهپیمایی مردمی طبق اصل 27 قانون اساسی در جهت حمایت از قیام مردم این دو کشور مسلمان را در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعدازظهر از میدان امام حسین تا میدان آزادی را داریم.

اگرچه وزارت کشور هیچ گاه با انجام این راهپیمایی موافقت نکرد اما صدور همین یک نامه کافی بود که رسانه‌های وابسته به فتنه اینگونه وانمود کنند که برگزاری این تجمع قانونی و بلا‌اشکال است. در نهایت این تجمع، غیرقانونی با کمترین تعداد ممکن برگزار شد و در جریان آن صانع ژاله و محمد مختاری به شهادت رسیدند؛ ماجرایی که دستگاه‌های امنیتی با بررسی‌های خود دست منافقین را در این ترورها تایید کردند تا آشوب اسرائیلی در 25 بهمن توسط موسوی و کروبی و هدایت رژیم صهیونیستی در تاریخ خیانت‌های آنان ثبت شود.

با این حال همین وقایع و موج انزجار عمومی در داخل کافی بود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان مهم‌ترین رهبران فرقه سبز به همراه همسرانشان خانه نشین شوند و تمامی ارتباطات آنها با بطن جامعه قطع شود؛ خانه نشینی‌ای که از روز 25 بهمن آغاز شد. با این حال در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۹، سایت کلمه، وب گاه مرتبط با میرحسین موسوی شایع کرد که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همچنین همسران ایشان یعنی زهرا رهنورد و فاطمه کروبی دستگیر شده‌ و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند. اردشیر امیرارجمند مشاور موسوی و مجتبی واحدی مشاور کروبی نیز این خبر را تأیید کرده و خبرگزاری‌های دیگر نظیر بی‌بی‌سی فارسی، بخش فارسی صدای امریکا و یورونیوز آن را به نقل از وب‌گاه کلمه و مشاوران ایشان بازگو کردند اما غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه آن را تکذیب کرد تا اینکه پس از ملاقات فرزندان سران فتنه با آنها، همین سایت در روز سه شنبه ۱۷ اسفند خبر قبلی خود مبنی بر بازداشت موسوی و کروبی به همراه همسرانشان را تصحیح کرد و مدعی شد آقای موسوی و خانم رهنورد در حصر خانگی هستند و نه در پادگان حشمتیه.
بی شک آن چیز که در این میان مشخص است، آنچه در این مدت بر فرقه سبز گذشته است، ثمره خواست خود آنها بوده و هیچ کس در درون نظام مایل به وقوع این حواث تلخ نبوده است و خانه نشینی موسوی و کروبی ثمره دو سال ایجاد نا آرامی در درون جامعه بوده است. حال باید منتظر ماند و دید که آیا با آغاز سومین سال تولد این فرقه نامبارک و پایان یافتن تحرکات این جریان در داخل، آیا شاهد محاکمه میرحسین موسوی و مهدی کروبی خواهیم بود یا خیر؟


از فتنۀ اشراف سبز در ایران تا قیام محرومین انگلستان
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: جنبش سبز ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، سیدمحمد خاتمی

چرا حالا موسوی و کروبی و خاتمی بیانیه نمی دهند؟

اگر بدنۀ اصلی شورشیان بریتانیا را اکثریتی مستضعف بدانیم که برای احقاق حق‌شان تلاش می‌کنند و خون می‌دهند و قصد آنرا دارند تا این حق به محاق رفته را از لای دست‌های معدودی اشراف از قضا حکومتی بیرون بیاورند، افرادی که در ماجرای فتنۀ 88 گمراه آقایون خواص شدند را مشتی اشراف برج‌عاج نشین تشکیل می‌داد که علیه خواست اکثریتی مستضعف قد علم کردند و تنها نیت‌شان تداوم استیلای خویش بر مردم کوخ‌نشینی بود که برای یکبار، به ایشان "نه بزرگ" گفت و بس.

بولتن نیوز: چند روزی می‌شود که شعله‌های خشم مردم طبقات پایین جامعۀ انگلستان، خواب راحت را از چشم سیاستمداران عیاش این مملکت گرفته است. ماجرایی که جرقۀ آن چند ماه پیش زده شد ولی این روزها با قتل جوان سیاه‌پوست انگلیسی دوباره شعله‌ور شده و می‌رود تا مناسبات حاکم در بین دولت و مردم این کشور را به شکل دیگری درآورد.

آنچه در این روزها می‌بینیم، شورش تعداد زیادی از مردم دهک‌های پایین انگلستان است که علیه شکاف طبقاتی موجود و بخصوص تبعیض نژادی همیشگی در این کشور به خیابان‌ها ریخته‌اند و خواستار تغییر اساسی در وضعیت موجود هستند. اما عمق فجایع انسانی رخ داده در این کشور آنقدر زیاد است و ناامیدی عمومی از نبود یک سره سوزن درد مردم در بین مسئولین آنچنان فراگیر شده که مردم را از اصلاحات و رجوع به مکانیزم‌های قانونی قضاوت در این کشور سرخورده نموده و تنها راه موجود برای برون‌رفت مردم از بدبختی‌های موجود را تغییر اساسی در شرایط کنونی انگلستان قرار داده است.

 

معلوم است که وقتی در اوج این شورش، دیوید کامرون نخست وزیر این کشور به تعطیلات رفته و بعد از چند روز وخیم شدن اوضاع به انگلیس برمی‌گردد، نباید هم مردم این سرزمین به مسئولین آن امیدوار باشند. تازه بعد از آمدن هم کلی تحقیر و تهدید و ارعاب که این‌ها یک عده ارازل و اوباشند و مردم نیستند و ما عرصه را بر ایشان تنگ‌تر خواهیم کرد و سرکوب بیشتری را در دستور کار قرار خواهیم داد. این روزها هم که به خانۀ مردم می‌روند و از رایانه تا بالش زیر سر مردم معترض را مورد تجسس قرار می‌دهند.

بدیهی است در این شرایط مردم انگلیس هیچ وقعی به مسئولین‌شان نخواهند نهاد و تنها راه رهایی خویش و مملکت‌شان را از بلای دولت کامرون، قیام و شورش می‌دانند. شورشی متفاوت از جنس غائلۀ سال 88 در ایران. فتنه‌ای که پشت پرده‌اش همۀ استکبارگران دنیا بودند از جمله همین انگلستان و این در حالی است که شورش مردم این کشور علیه دولت کامرون تنها پشت پرده‌اش، فقر و بدبختی مردم است. اما رأس فتنۀ دو سال پیش، قدرت‌طلبان و اشرافی قرار داشتند که چون عموم مردم به ایشان اعتماد نکردند و خود را از مسابقۀ قدرت عقب افتاده می‌دانستند، زمین و زمان را به هم دوختند تا بگویند ما هم سهمی از قدرت داریم. اما رأس قیام مردم تنگ‌دست انگلستان، عده‌ای فقیر و محروم قرار گرفته که نه ادعای استادی اخلاق دارند و نه سودای قدرت.

 

اگر بدنۀ اصلی شورشیان بریتانیا را اکثریتی مستضعف بدانیم که برای احقاق حق‌شان تلاش می‌کنند و خون می‌دهند و قصد آنرا دارند تا این حق به محاق رفته را از لای دست‌های معدودی اشراف از قضا حکومتی بیرون بیاورند، افرادی که در ماجرای فتنۀ 88 گمراه آقایون خواص شدند را مشتی اشراف برج‌عاج نشین تشکیل می‌داد که علیه خواست اکثریتی مستضعف قد علم کردند و تنها نیت‌شان تداوم استیلای خویش بر مردم کوخ‌نشینی بود که برای یکبار، به ایشان "نه بزرگ" گفت و بس.

قیام اشراف علیه مردم در ایران و بالعکس، قیام مردم علیه اشراف در انگلستان! عجیب، اما واقعی و از آن عجیب‌تر و واقعی‌تر، زیرپا گذاشتن آن همه ادعا دربارۀ حقوق بشر و کرامت انسانی است که در جریان فتنۀ 88 گوش عالم و آدم را کر کردند که در ایران حمام خون به راه افتاده، اما این روزها می‌بینیم که به راحتی اسب و سگ پلیس، جوان مردم را جلوی انظار عمومی تکه‌تکه و زیر پا له می‌کند و نه کک آن همه سازمان و کنوانسیون حقوق بشر می‌سوزد و نه از امثال شیرین عبادی ها خبری است تا داد آن همه زن محروم انگلیسی را بگیرد و بعد از آن هم جایزه پشت جایزه.

سایت‌های منتصب به فتنه نیز تنها خبر خارجی‌شان را منحصر به سوریه کرده‌اند آن هم با کلی سانسور و جعل خبر و دریغ از پخش حقیقتی از سودان و مصر و لیبی و این روزها انگلستان. اگر مسلمانان کشورهای عربی از نگاه نژادپرستانۀ ایشان آدم به حساب نمی‌آیند، چشم آبی‌های انگلیسی که تا دیروز برادر خطاب می‌شدند چرا امروز به فراموشی سپرده شده‌اند و کسی از طرف فتنه‌گران سراغی از ایشان نمی‌گیرد؟

 

یاد بیانیه‌های پی‌درپی و بی‌تأثیر موسوی و کروبی افتادم که به خیال در دست داشتن اوضاع، به مردم جهت می‌دادند و کارشان به جایی رسیده بود که خود را رهبر انقلاب‌های بی‌سر مصر و یمن تلقی می کردند. هرچند این روزها دیگر از آن سریال خنده خبری نیست، اما برایم سوالی بوجود آمد و آن اینکه اگر امروز باز هم موسوی می‌توانست بیانیه بدهد، برای قیام طبقۀ فرودست جامعۀ انگلیس علیه اشراف ایشان بیانیه می‌داد یا به یاد پشتوانۀ محدود اجتماعی‌اش می‌افتاد و نمک‌دان اشرافیت را نمی‌شکست؟

هم در قرآن آمده و هم در بیانیات معمار کبیر انقلاب اسلامی‌ست که آینده از آن پابرهنگان و مستضعفان است. این مستضعف یکبار در میان خون و خاک ایران زمین است و یکبار در میان قحطی زدگان سومالی. شاید برای خیلی‌ها عجیب باشد، اما این پابرهنگانی که امام خمینی (ره) ایشان را به وحدت تشویق می‌کند، در انگلیس هم یافت می‌شود. ما مسلمان‌ها، برادران مستضعفی داریم که سال‌ها در پشت استکبار دولت انگلیس پنهان مانده بودند و شاید ما حساب این دو را یکی می‌دانستیم. اما امروز معلوم شد که در قلب اروپا نیز هم دردهای بسیارند، کسانی که آینده از آن ایشان است. انشاءالله.

سیدمجتبی نعیمی


راهپیمایی آرام بود تا اینکه منافقین به پایگاه‌بسیج حمله کردند+ عکس
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، سازمان منافقین ، جنبش سبز ، عکس
مصاحبه جدید خبرنگار سابق نیوزویک و همکار فعلی تلویزیون دولتی انگلیس
مازیار بهاری خبرنگار سابق نیوزویک و همکار فعلی تلویزیون دولتی انگلیس برای دومین بار در روزهای اخیر تاکید کرد که اعضای گروهک تروریستی منافقین در جریان حوادث پس از انتخابات نقش پررنگی در آشوب‌ها و آسیب رساندن به اموال عمومی و همچنین سردادن شعارهای تند علیه مسئولان کشور داشته‌اند.

به گزارش رجانیوز، از همان روزهای ابتدایی اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری و شکل‌گیری تجمع‌های پراکنده در برخی از خیابان‌های تهران، نسبت به سوءاستفاده گروهک‌های تروریستی از این فضای اغتشاش و دامن زدن به گسترش خشونت‌ها هشدارهایی داده شد.

این هشدارها با وجود حمایت رسمی منافقین از ادامه آشوب‌ها از سوی سران فتنه مورد توجه قرار نگرفت و آنان که از اقبال نکردن مردم به خود در جریان انتخابات ناراحت بودند، این مساله را رد کردند.

با این حال، شباهت حوادثی که در تهران روی می‌داد، با سابقه تاریخی اعضای این گروهک تروریستی رد ابتدای انقلاب مانند کشته‎سازی، اقامه نمازجمعه با کفش، دیوارنویسی، ترورهای موردی از جمله دلایلی بود که بر حضور و دخالت مستقیم این سازمان در اغتشاش‌های پایتخت حکایت می‌کرد و در جریان بازداشت‌ها به‌ویژه در روز عاشورای 88 نیز این موضوع کاملاً‌ اثبات شد.

در عین حال، مازیار بهاری که در جریان فتنه 88 در ایران حضور داشت و نخستین فیلم‌ها از حمله اغتشاشگران به پایگاه بسیج و درگیری‌های این منطقه را منتشر کرد، در کتاب خاطرات خود که هفته گذشته از آن رونمایی شد، صراحتا اعضای سازمان مجاهدین خلق را عامل اصلی حمله به پایگاه بسیج و به خشونت کشیده شدن راهپیمایی 25 خرداد عنوان کرد.

بهاری که در جریان آشوب‌ها بازداشت نیز شده بود، منشأ شعارهای ساختارشکنانه را همین افراد دانست و نوشت: «مردم چند بار به این افراد هشدار دادند که ما برای مبارزه با نظام نیامده‌ایم و فقط به نتیجه انتخابات معترضیم، ما نمی‌خواهیم علیه جمهوری اسلامی فحاشی کنیم.»

وی روز گذشته نیز در مصاحبه با سایت ضدانقلاب "خودنویس" که کاریکاتوریست سابق نشریات زنجیره‌ای آن را به‌روز می‌کند، با بیان اینکه "شاهد خشونت شدید مجاهدین خلق بعد از انتخابات ۸۸ بودم"، بار دیگر گروهک منافقین را عامل کشته شدن تعدادی از مردم در روز 25 خرداد دانست.

بهاری در پاسخ به این سوال که چگونه متوجه شده این افراد از اعضای منافقین بوده‌اند، گفت: «بر اساس نوع رفتار؛ چون هیچ‌کس کارت خودش را به من نشان نداد. من همراه با بسیاری دیگر از مردم در راهپیمایی سکوت شرکت کردم. از خیابان وصال تا آزادی و همه محترمانه حتی با مراکز بسیجی که در خیابان آزادی و انقلاب بود، برخورد می‌کردند. من یادم است که در مرکز بسیج قبل از دانشگاه شریف، بسیجی‌ها با حیرت به مردم نگاه می‌کردند، حیرت‌شان از قدرت سکوت مردم بود. ما حدود ساعت هفت رسیدیم میدان آزادی که صدای تیر شنیدم و دوربین را آنجا روشن کردم و رفتم نزدیک میدان آزادی و دیدم یک سری دارند سنگ پرتاب می‌کنند سمت پایگاه بسیج و بعدش شروع کردند پرتاب کوکتل مولوتوف به سمت پایگاه. درست کردن کوکتل مولوتف راحت است اما شما نیازی به امکانات و آمادگی برای درست کردن آن دارید که درست کنید و آتش بزنید و پرت کنید. شعارهای این گروه هم مثل "مرگ بر جمهوری اسلامی" شعارهایی نبودند که با ماهیت آن روز نسبتی داشته باشند و مشخص بود که یک سازمان دیگری، من آن روز حدس زدم سازمان مجاهدین این تحریک را شروع کرده و جمعیت هم تحریک شد و به سمت پایگاه حمله کردند.»

وی در ادامه، حضور موثر این افراد در اغتشاش‌های روز عاشورا را که منجر به هتک حرمت ساحت امام حسین(ع) شد نیز تایید کرده و با بیان اینکه خشونت جزو جدانشدنی تحرکات منافقین است، گفت: «این سازمان در حقیقت می‌خواهد با کار خود از طریق تبلیغات، مردم را به خشونت بکشاند و از طریق عملی هم این نوع رفتار خشن با جوانانی که مبارزه مسالمت‌آمیز می‌کنند، باعث می‌شود که اینها هم به خشونت کشیده شوند.»

موسوی در بیانیه خود که پس از حوادث روز عاشورا و اعلام انزجار گسترده مردم در راهپیمایی تاریخی 9 دی منتشر کرد، ضمن خداجو نامیدن اغتشاشگران عاشورا، از اساس حضور اعضای منافقین در جریان آشوب‌ها را رد کرد و این مساله را توهمی نامید که موجب زنده شدن تروریست‌های منافقین می‌شود.


نقد سیاسی بر اظهارات رضا امیرخانی
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، رضا امیرخانی ، جنبش سبز
توجیه سکوت در فتنه 88 پس از دو سال
گروه سیاسی-‌ یاسر انصاری: 1- رضا امیرخانی نویسنده مشهور ایرانی در آخرین کتابش با عنوان جانستان کابلستان می نویسد: وظیفه من هماره بیان حقیقت مکتوم بود نه حتی بیان حقیقت و این البته یک شرط داشت: رسیدن به حقیقت. جنس آدم سیاسی و خبرنگار دنبال موضع بودند و یارگیری؛ این یکی را قطعا جواب نمی‌دادم. من نمی‌خواستم مثل بسیاری از متظاهران در تنور داغ بچسبانم نان خود را. از آن طرف هم هیچ‌گاه از ترس تکفیر شهادتین نمی‌گویم. تکفیر شیرین‌تر است از تلخی شهادتینی که از سر ترس گفته شود... علی پروین، محمدرضای شجریان، مسعود کیمیایی، حتا حاج منصور ارضی، شخصیت‌های سیاسی نیستند. اگر موضع سیاسی گرفتند، موضعی دارند غیرتخصصی. این موضع‌شان اصالتا قابل نقد نیست. در عین حال اینجور شخصیت‌ها به نشان محبوبیت‌شان و به دلیل تخصص‌شان به شدت مردمی هستند و قسمتی از حرف ایشان حرف مردم است و شنیدنی، شنیدنی‌تر از حرف هر مسئول و وکیل و وزیری اما قسمت سیاسی حرف‌شان اصالتا غیرتخصصی است.

2- رضا امیرخانی هفته گذشته در گفتگو با نشریه نسیم بیداری به اظهارنظرهایی سیاسی پرداخته که جای نقد سیاسی دارد. رضا امیرخانی در دوسال گذشته و حین و بعد از فتنه 88 به گفته خودش همواره مورد سوال درباره ماجراهای سال 1388 بوده است. او هم آنگونه در کتاب جانستان کابلستان می کوشد تا با ترفندهایی از جمله سیاسی نبودن از توجیهی برای سکوتش بیابد در این گفتگو نیز مجبور به پاسخگویی صریح تر این باره شده است، چنان که بسیاری از سخنان امیرخانی حرف های سال 88 است و برای خوانندگان بدون سابقه ذهنی درک آنها دشوار است.

3- اولین نکته ای که از گفته های امیرخانی بر می آید، ‌اطلاق شخصیتی یکی دیگر از نویسندگان معاصر است که از قضا در انتخابات نهم ریاست جمهوری دستبند سبز به دست و یکی از لجوجانه ترین و کریه ترین مواضع را در هفته های اول فتنه دروغین تقلب بر قلم داشت. حال اگر شخصیتی مانند وحید جلیلی که خود از شاگردان مکتب نیستان به نقد این نویسنده بپردازد (نامه وحید جلیلی به سید مهدی شجاعی در تاریخ 20 خرداد 1380 را اینجا می توانید بخوانید) با این ادبیات از سوی امیرخانی مورد خطاب قرار می گیرد: یک آدم سیاسی درجه دو که در پوستین فرهنگ افتاده، به خودش حق می‌دهد که به او توهین کند. این اصطلاحات در واقع رهروی امیرخانی در مسیری است که خود داعیه نقدش را دارد.

4- نویسنده کتاب بی وتن و جانستان کابلستان که دو سفرنامه به آمریکا و افغانستان است در بخش دیگری از سخنانش خواستار الگوگیری جمهوری اسلامی ایران از حکومت فعلی ترکیه درباره فهم دموکراسی و فهم دنیای مدرن شده است. با توجه به ماجرای آن زن بدکاره در رمان بی وتن که با اصلاح «بنده شناس جای دیگری است» توجیه می شود،‌ یحتمل این نویسنده زبردست خواستار اجرای سیاستهای فرهنگی ترکیه در باب توریسم شود که درآمدش از نفت ایران بالاتر است و مدیران "سه لتی" عقلشان به آنجا نمی رسد.

جالب آنجاست که ندای پیروی از مدل ترکیه ای حکومت داری چند سال پیش توسط آقای مصطفی تاج زاده ایدئولوگ حزب مشارکت سر داده شد و او بارها خواستار اجرای سیاست های حزب اعتدال و توسعه ،‌آن هم نه سیاست های انقلابی اش مانند ماجرای کاروان آزادی غزه که سیاست های فرهنگی اش مانند آزادی حجاب (آزادی بی حجابی!) ،‌لغو قصاص (با عنوان دموکراتیک لغو اعدام برای پیوستن به اتحادیه اروپایی) شده بود.
 
5- قفل کردن رضاامیرخانی بر ماجرای ربنای شجریان هم جالب توجه است و به نظر می رسد این هم حرفی است که باید در سال 88 گفته می شد. از سوی دیگر باز هم ردپای اطلاق شخصیتی دوست صمصیمی و سبز رضا امیرخانی در این اظهارنظر دیده می شود و شجریان بهانه ای بیش نیست که در روز دیدار رمضانی رهبر انقلاب با هنرمندان: «از سیدمهدی شجاعی هم دعوت می‌شود تا پشت تریبون حاضر شود. شجاعی که می‌آید معذرت می‌خواهد و می‌گوید که حالش مساعد نیست!» همه باید در خدمت مجید مجیدی و عبدالجبارکاکایی و سهیل محمودی و سید مهدی شجاعی و فاطمه معتمدآریا و شجریان و رضا امیرخانی و محسن مخملباف و حسام آشنا  و حمید فرخ ن‍ژاد و کامبوزیا پرتوی و منیژه حکمت و  پگاه آهنگرانی و محمد نوری زاد و... وگرنه انسداد رسانه ای ایجاد خواهد شد!
 
6- امیرخانی دربخش دیگری از اظهاراتش به ریشه یابی اختلافات احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی می پردازد و می گوید: «من هم شاید به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقد داشته باشم، اما از استاندار آقای هاشمی که تا روز آخر استاندار او بود، نمی‌پذیریم که بیاید و دوره او را نقد کند. اگر این استاندار یک روز مانده به پایان دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی از کارش استعفا می‌داد، به او حق می‌دادم تا پایان عمر رکیک ترین الفاظ را نسبت هاشمی به کار ببرد. هر چند رضا امیرخانی هم می گوید که به هاشمی رفسنجانی نقد دارد اما هیچ گاه تاکنون این نقدها نه نوشته شده و نه گفته شده؛‌ اکنون آیا مخاطب امیرخانی حق دارد که به صرف نگفتن این نقدها او را موافق هاشمی رفسنجانی بداند.»
 
به عنوان مثال آقایان دانش جعفری و پورمحمدی بیش از دو سال و نیم در هیات دولت محمود احمدی ن‍اد حضور داشتند و در این دو سال و نیم هیچ گاه زبان به نقد به رئیس دولت نگوشدند و انتقاداتشان از محافل خصوصی چندین نفره بیرون نمی رفت و به گفته خودشان در صورتی که آنها را عزل نمی کردند قصد استعفا نداشتند و البته در زمان مسئولیت در مجامع عمومی به عنوان نماینده دولت به تحسین رفتار رئیس جمهور می پرداختند. با توجه به این نکات آیا انتقادات آنها از دولت و رئیس جمهور پس از جدایی از دولت را می توان قدرت طلبی و غیرواقعی خواند؟
 
اگر رضاامیرخانی به صورت تخصصی وارد عرصه سیاسی می شد می توانست روایاتی از انتقادات شدید احمدی نژاد به سیاست های وزارت علوم دولت هاشمی رفسنجانی و دانشگاه تهران (در دوران مدیریت محمدرضا عارف) را بشنود. می توانست انتقادات گسترده احمدی ن‍ژاد را به سیاست‌های کارگزاران سازندگی و سیاست تعدیل را در جلسه استانداران با رئیس جمهور بشنود. مهمترین شاهد مخالفت احمدی ن‍‍ژاد با سیاستهای دولت سازندگی نحوه برکناری شبانه او از استانداری توسط عبدالله نوری و به کارگردانی مصطفی تاجزاده باشد. و در نهایت تفاوت مشی مدیریتی احمدی نژاد در استانداری اردبیل،‌شهرداری تهران و دور نهم ریاست جمهوری با هاشمی رفسنجانی نیز مهمترین دلیلی بود که مردم را به باور وجود دوگانه ای واقعی احمدی ن‍ژاد-هاشمی رفسنجانی قانع کرد.
 
7- رضا امیرخانی تغییرات مدیریتی و شخصی احمدی نژاد در دولت دهم نسبت به دولت دهم را تاکتیکی و سیاسی می داند و وجود جریان انحرافی را تکذیب می کند و اشکال را به حامیان سابق احمدی نژاد می داند:  احمدی نژاد به عنوان سیاست ورز قدرت طلب، کمترین تغییرات را داشته است. نوع نگاه او به سیاست به هیچ عنوان آرمانگرایانه نبوده است که بگوییم تغییر کرده است یا منحرف شده است. روزی که در ابتدای دولت می‌خواست تعطیلات نوروز را به شیوه سلف تبلیغاتی‌ آن روزهایش، مرحوم شهید رجایی، پنج روزه کند و امروز نوروز را هدیه ایرانی به امام زمان می‌داند. اتفاقا من در این دوعبارت تناقض نمی‌بینم. چون ایشان در یک دستگاه فکری و منطقی صحبت نکرده است... این شان سیاست‌ورزی مثل احمدی نژاد است. تغییر در احمدی‌نژاد نیست. تغییر در گروهی است که دیروز رای او را مورد تایید امام زمان می‌دانستند و امروز او را مشرک بالله می‌دانند. تغییر مال این آدم‎هاست که موضوعی غیر مقدس را مثل این جور سیاست‌ورزی‌ها را پیوند می‌زنند با مقدسات.
 
در این باره هم رضا امیرخانی براساس چند شنیده تایید نشده و دروغ مانند طرح کم کردن تعطیلات نوروزی در ابتدای دولت نهم می خواهد نتیجه بگیرد که از ابتدا تبلیغ محور و قدرت محور بوده است. این دیدگاه با نگاهی کوتاه بر تفاوت راهبردها ، مدیران،‌ گفتمان و نوع هواداران در دولت نهم و دهم کاملا مضحک و ناشی از عدم بینایی و شنوایی سیاسی است. آیا اولویت های فرهنگی دولت نهم و دهم یکی است؟ آیا حسین صفار هرندی رئیس کمیسیون فرهنگی دولت نهم با رحیم مشایی رئیس کمیسیون فرنگی دولت دهم تفاوتی ندارند؟ آیا مفهوم عدالت ، مهدویت ، ولایت و امامت در لسان شخص اول دولت در دولت نهم و دهم یکی است؟ آیا آیت الله مصباح یزدی مهمترین حامی گفتمان دولت نهم نبود و اکنون فرهاد جعفری نویسنده سکولار کتاب کافه پیانو مهمترین حامی ایدئولو‍ژی جریان نفوذی است! در واقع دیدگاه امیرخانی تغییری نکرده است. او به دلیل خاستگاه اشرافی و حلقه بسته اطرافش از همان ابتدا همین دیدگاه را نسبت به دولت  و احمدی ن‍ژاد داشته است و اکنون اقدامات فرهنگی و سیاسی جریان نفوذی پاس گلی 99درصدی مقابل این نویسنده فرصت طلب قرار داده است.
 
دولت نهم و احمدی ن‍ژاد (82-88) بنا به فرموده رهبر انقلاب گفتمان امام خمینی را احیا کردند،‌ محبوب ترین دولت ایران پس از مشروطه بودند، چند برابر دولت های قبل کار و خدمت کردند و ... امیرخانی هیچ یک از سخنان ره‌بر درباره احمدی ن‍ژاد را نمی بینند ، چون قرار است که نبیند! چون ره‌بر برای نویسنده جوان فقط لقلقه زبانی برای معروف شدن بود اما ره‌بر برای ما نایب امام زمان است.
 
رای به احمدی نژاد مورد تایید امام زمان بود، چرا که نایب امام زمان به صراحت رضایتشان را از دولت نهم ابراز کرده بودند. مهمترین شعار حامیان احمدی نژاد، «احمد دلاور پیرو خط رهبر» بود. امروز نیز احمدی ن‍ژاد شخصیت دوم همان نظام جمهوری اسلامی است که امیرخانی حیثیتش را به چهار شعار و ژست ترکیه ای ها می فروشد! امیرخانی از همه ابزار سیاست سکولار آن هم بدترین نوعش مانند دروغ و تهمت و افترا استفاده می کند تا نظریه غلطش را به کرسی بنشاند. او خنده دارترین و بی پایه ترین دوقطبی ممکن را در فضای سیاسی ایران ترسیم می کند: جریانی موافق آقای احمدی‌نژاد و جریانی مخالف آقای احمدی نژاد! انگار نه انتخاباتی بوده و نه فتنه ای! نه جملی نه صفینی نه نهروانی! نه «نه غزه نه لبنان» و نه «مرگ بر اصل ولایت فقیه»! نه فاجعه عاشورایی رخ داد و نه 30 خردادی! نه موسوی ای بود نه کروبی ای نه خاتمی ای نه خویینی هایی! اول و وسط و آخرش احمدی نژاد بود!
 
8- امیرخانی خودش هم می گوید که در فتنه 88 سکوت کرد،‌بهانه اش هم مخالفت با احمدی ن‍ژاد است. او البته مخالف خوبی های احمدی نژاد است و همه این امتیازات را وسیله تبلیغات می داند. او در برابر یک نامه انتقادی به سید مهدی شجاعی می خروشد اما تمام هشت ماه نبرد مقدس از 22 خرداد88 تا 22 بهمن88 به را به زیارت و سیاحت و کوهنوردی پرداخت تا نشان دهد که می شود شخصی همه حیثیتش را مدیون جریانی باشد اما در وقت ضرور در کنج آسایش به رصد بدر و احد و خیبر پرداخت. می شود نظام اسلامی با 300 هزار شهید را به تقلب و کشتار مردم متهم کرد  و دم بر نیاورد. می شود در لبنان از جیگر و پنجره باز سخن گفت و در تهران موید فقط فلات ایران بود. می شود داستان سیستان نوشت و مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد را هزار بار گفت و آخر در چارچوب انقلاب نگنجید و از تولد نطفه انقلاب اسلامی مردم ایران در دموکراسی و دولت مدرن ترکیه سخن گفت. می شود خود را به نشنیدن این عمار زد و بعدا گفت ما را دفع حداکثری نکنید! می شود دکتر روح الامین را دید که هم مخالف احمدی نژاد بود و هم جنازه پسرش روی دستش ولی در روز عاشورا صف اول مقابله با حرامیان بود می شود رضا امیرخانی را هم دید!
 
آنان که با دل مردم راه نیامدند و اردهای روشتفکری و توهمات ذهنی شان را به واقعیت ترجیح دادند و ساکتین و خواص مردود لقب گرفتند . مردم در 9 دی و 22 بهمن پیروز میدان بودند و بی اهمیت بودن نخبگان بی خاصیت را برای بار هزارمین بار فریاد زدند و آنها که در پیله سکوت ماندند و یا حالشان خوب نبود و یا به جانستان رفته بودند و یا عذری دیگر داشتند بازنده بودند!

محوریت جنبش سبز در بهار عربی!
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز

یکی از مخالفان خارج نشین که مدت ها با نشریات اصلاح طلب همکاری داشته، می گوید انقلاب های عربی نتیجه رویارویی قدرتمندانه جمهوری اسلامی با انواع بحران سازی های آمریکا به ویژه حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ بوده است.

http://www.irupload.ir/images/x359f7sq8yoxpc2d2o3g.jpg

داریوش سجادی در وبلاگ خود (سخن) ضمن به کارگیری تیتری طعنه آمیز (محوریت جنبش سبز در بهار عربی!) نوشت: اعتراف تلویزیون فارسی بی بی سی به تفوق اسلام خواهی در قیام مردمی مصر هر چند با تاخیر همراه بود اما می توان از چنین اعترافی، قدرت تحمیل واقعیت به توهم اصحاب رسانه های مغرض را مستفاد کرد. هرچند اعتراف با تاخیر بی بی سی عاری از شیطنت نبود. این گزارش آنجا به شیطنت نزدیک شد که مقابل دوربین بی بی سی در اعتراف به ماهیت اسلامی بدنه مردمی قیام مصر، ناشیانه بند را آب داد و با آغشته کردن خبر مزبور به سلیقه و داوری خود، اظهار داشت؛ بالاخره چیزی که «همه» از آن «نگران» بودند، اتفاق افتاد و رهبری قیام مصری ها در اختیار اقشار مذهبی قرار گرفت(!)
سجادی نوشت: علی رغم این می توان اعتراف ولو از سر اکراه بی بی سی را به فال نیک گرفت چرا که ۶ ماه پیش تر دیگر خبرنگار بی بی سی از قاهره و از عمق میدان التحریر، شیطنت آمیز و بازیگوشانه تلاش کرد با یافتن یک دختر بی حجاب در میانه معترضین در «التحریر» جنبش انقلابی مردم مصر را به نفع منویات هرهری مسلکانه و عشرت طلبی شخصی اش مصادره کند!
وی در تخطئه جریان موسوم به سبز نوشت: صرف نظر از ناتوانی مغرضان در فهم انقلاب های منطقه یا نارفیقی ایشان با دینامیزم نه چندان پنهان در تحولات مزبور، یک واقعیت را نمی توان کتمان کرد و آن اینکه برای فهم چیستی و چرایی قیام های خاورمیانه نباید و نمی توان گوشه چشمی به تحولات سیاسی- اجتماعی ایران نداشت. بلاتردید قیام های متاخر در خاورمیانه را به نوعی می توان ملهم از آنی دانست که از فردای انتخابات ریاست جمهوری بالغ بر ۸ ماه غرید اما دولتش مستاجل بود. لیکن با فرض پذیرش چنین نسبتی بین جنبش سبز ایران و قیام های خاورمیانه بلافاصله باید اذعان داشت رابطه این قیام ها با جنبش سبز قبل از «برهان استقراء» اتکای بر «برهان خلف» دارد!
وی در توضیح دیدگاه خود نوشت: برای فهم نقش آفرینی جنبش سبز در خیزش ضددیکتاتوری در خاورمیانه باید به نقش و جایگاه محوری جمهوری اسلامی ایران به عنوان نظامی برآمده از کانون یک انقلاب ضداستبدادی و ضداستکباری نزد حافظه تاریخی ملت های مسلمان در خاورمیانه توجه کرد. صورت مسئله از انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران در ذهنیت مسلمانان خاورمیانه مبتنی بر بهتی اولیه از انقلابی بود که توانست در یک نظام دو قطبی جهانی، ضمن پیروزی بر «دیکتاتوری قدرتمند و وابسته پهلوی» مستقل و بدون اتکای بر «ابرقدرت شرقی» سینه به سینه ابرقدرت غربی ایستاده و هماوردی کند. واکنش اولیه ملت های مسلمان خاورمیانه آن هم در موقعیتی که خود نیز نوعا مبتلا به حکومت هایی مشابه با دیکتاتوری پهلوی بودند «به تماشا نشستن فرجام چنان انقلاب و نظام جسور و ساختارشکنی بود.»
سجادی یادآور شد: طی این ۳ دهه آمریکا به منظور «تنبیه ایران» و متقابلا «تنبه دیگران» به منظور اجتناب از الگوبرداری از رفتار ایران کوشید هزینه های زیست مستقلانه و انقلابی ایران را تا آن اندازه بالا ببرد تا از سویی حکومت برخاسته از انقلاب اسلامی را در بلند مدت تضعیف و بلکه از طریق فرسودن انگیزه پایگاه مردمی این انقلاب با تحمیل مضایقه ها و مضیقه های امنیتی و معیشتی، حکام در تهران را به تسلیم وادارد و همزمان این هشدار را به گوش ملت های حاشیه این نظام سرکش برسانند که: زنهار! در الگوبرداری از مدل خمینی لاجرم از مکافات عمل غافل نشوند.
وی با برشمردن فهرست شکست های آمریکا مقابل ایران از جمله در فتنه سبز نوشت: بعد از ۳۰ سال حاشیه نشینی و نظاره گری بر فرجام این چالش نابرابر نهایتا ضمن محاسبه «هزینه- فایده» از تردید خارج شد و به این صرافت افتاد که با توجه به توفیق انقلاب اسلامی در خروج ظفرمندانه از تمامی آوردگاههای مبتلابه، ایشان نیز می توانند! بر این اساس جنبش سبز را به صراحت می توان کانونی ترین آوردگاه جمهوری اسلامی نزد مسلمانان منطقه به حساب آورد.


فالوده خوری محسن کدیور با مامور سابق CIA
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، محسن کدیور ، جنبش سبز

کیهان نوشت:

امضای بیانیه مشترک با 2 مقام اطلاعاتی و امنیتی آمریکا از سوی برخی عناصر ضدانقلاب، تعجب یک سایت وابسته به مخالفان جمهوری اسلامی را برانگیخت.

محسن کدیور، فاطمه حقیقت جو، تریتا پارسی، رامین جهانبگلو، مهرزاد بروجردی، فریده فرهی و... اخیرا بیانیه ای را در کنار پل پیلار (رئیس سابق بخش خاورمیانه در سیا) و جان لیمبرت (از جاسوسان سفارت آمریکا در تهران و رئیس سابق میز ایران در وزارت خارجه) و نیز برخی شهروندان آمریکایی نظیر شائول نجاش، پروانه آبراهامیان، جیمز دوبینز، خوان کول، وین وایت، استفان کینزی و گری سیک امضا کردند که طی آن به بهانه مخالفت با سازمان منافقین، از فتنه سبز اعلام حمایت شده بود.

سایت خودنویس در واکنش به این اتفاق عجیب نوشت: سایت روزنامه فایننشال تایمز این اعلامیه را منتشر اما خیلی زود حذف کرد. یک روزنامه نگار به خودنویس گفت که ممکن است دلیل این مساله، آمدن نام حجت الاسلام کدیور در کنار یک مسئول سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) باشد. به گفته این روزنامه نگار یکی از دلایل حساسیت و حذف احتمالی فهرست از سایت فایننشال تایمز، همراهی نام محسن کدیور و یک مسئول سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و همچنین یک مسئول امنیتی سابق وزارت خارجه این کشور است. اکثر افرادی که در این فهرست حضور دارند، شهروند آمریکا هستند و درخواستشان از دولت و کنگره این کشور از نظر این روزنامه نگار بلااشکال است اما شاید حضور نام محسن کدیور و برخی افراد در این فهرست می توانست باعث ایجاد تحلیل هایی متفاوت از سوی رسانه های حاکمیت در ایران شود.


دومین نفوذی/ احمد باطبی نفوذی وزارت اطلاعات از آب در آمد
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، وزارت اطلاعات

نامزد احمد باطبی می گوید بارها شاهد تماس ماموران اطلاعاتی ایران با او بوده و اکنون اف بی آی آمریکا نیز در جریان این تماس ها قرار دارد.

به گزارش جهان به نقل از کیهان باطبی فرد گمنام اما فرصت طلبی بود که در جریان آشوب تیرماه ۷۸ و با هماهنگی قبلی یک نشریه غربی، پیراهنی رنگی را به عنوان پیراهن خونین دانشجویان سر دست گرفت و تصویر تهیه شده به عنوان سمبل مبارزه جنبش دانشجویی علیه نظام به سراسر دنیا مخابره شد. باطبی مدت اندکی در زندان افتاد و هم سلولی های وی بعدها در خاطراتی که در فضای اینترنت منتشر شد فاش کردند که باطبی از ابتدا دنبال پناهندگی بوده و صراحتا اعلام کرده که مطلقا اهل مبارزه نیست و آن نمایش را نیز صرفا برای تدارک مقدمات دریافت پناهندگی آمریکا اجرا کرده است. اکنون «تارا نیازی» پس از ۲ سال نامزدی با باطبی و سیر جدایی از وی، فاش می کند باطبی با ماموران اطلاعاتی ایران در تماس دایمی بوده است.
نیازی که به شیوه کلاهبرداری مشابهی در آمریکا حضور پیدا کرده در واکنش به انتشار برخی اخبار نوشت: بنده هیچ گاه همسر آقای باطبی نبودم. ما تنها برای دو سال نامزد بودیم و زیر یک سقف زندگی می کردیم اما اگرچه ایشان در تمام نامه ها و ایمیل ها مرا همسر عزیزم خطاب می کرد، خوشبختانه این اتفاق نامیمون و نامبارک هرگز رخ نداد.(!) من شکایتی در اداره پلیس علیه او داشتم به دلیل حادث شدن وقایعی تحت عنوان خشونت خانگی که به اصرار [علی اکبر] موسوی خوئینی از اداره پلیس پس گرفته شد.
وی در وبلاگ اتوپیا همچنین می نویسد: حدود یک سال و اندی پیش چندین بار از اداره FBI با من تماس گرفته شد و مرا به عنوان شاهد و مطلع در خصوص پرونده ای که برای باطبی تشکیل شده بود، احضار کردند. (اداره FBI مشکوک بود به رابطه میان احمد باطبی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی!) با توجه به اینکه آن زمان، اینجانب از بازیها و دسته بندیها و باندبازیهای حال به هم زن در میان این قشر خاص از اپوزیسیون خسته و وحشتزده و فراری بودم، (منظورم دقیقا و تحقیقا قشر خاصی است که تحت عنوان فعال دانشجویی و فعال حقوق زن در این چند سال اخیر به ایالات متحده آمدند و مشغول شدند به یارگیری و تشکیل گنگ و توطئه و دسیسه چینی علیه هر آنکس که منتقد یا مخالف آنان باشد) و من هر بار در پاسخ گفتم که نمی خواهم وارد این بازیهای چندش آور و خطرناک شوم، چون این آدم (باطبی) و دوستان و معاشرینش کسانی هستند که به راحتی هر عمل خطرناکی از دستشان برمی آید (و صابون این گنگ مافیایی بارها به تن ما خورده بود!) نهایتا مامور تحقیق FBI مرا متقاعد کرد که من تحت الحفظ اداره متبوع ایشان شهادت دهم (یعنی برای خودم و دیگران بهتر است که شهادت دهم!) چون شهادت از سایر شواهد و مدارک می تواند معتبرتر باشد. من هم با این تضمین، همه آنچه را که در این دو سال دیده و شنیده بودم، عنوان کردم، منجمله تماس های مکرر شخصی بنام «جوادی» مامور وزارت اطلاعات و گپ و گفت های آن دو.
نامزد سابق باطبی اضافه می کند: پلیس اف بی آی با ردیابی تمام مکالمات و خطوط تلفنی آقای احمد باطبی به صحت گفته های اینجانب پی برده است. پس لطفا کاسه داغتر از آش نشوید. ما که طمع از خیر این جماعت (باطبی و رفقا) بریدیم و بعد از دو سال متوجه شدیم که این امامزاده از آنهایی است که کور می کند اما شفا نمی دهد!
از سوی دیگر وبلاگ ضدانقلابی «سبزنامه ایرانیان» وابسته به امیرعباس فخرآور- کسی که تا مدتها بیشترین ارتباطات را با باطبی داشته- ضمن افشاگری های دیگر نوشت: باطبی با وزارت اطلاعات در طول این سالها ارتباط داشته و به این وزارت در شناسایی و دستگیری بیش از ۲۰۰ تن از مخالفان و اعضای اپوزیسیون کمک کرده است. حسن زارع زاده اردشیر، فرد دیگری است که به مدت ۱۰ سال مشترکا با وزارت اطلاعات در تماس و همکاری بوده است.
داریوش سجادی از دیگر مخالفان خارج نشین نیز با اشاره به افتضاح به بار آمده به واسطه معرکه گیری های باطبی و حمایت های عجیب و غریب از وی نوشت: باطبی خود را به آمریکا رساند و ستاره رسانه های فارسی زبان خارج از کشور اعم از VOA و BBC و روزنت و رادیو فردا و دهها و صدها نشریه و وب سایت شد. اینجانب ناپرهیزی کرده و طی تحریر و انتشار دو نامه سرگشاده به این قهرمان نورسیده اصل ادعای مشارالیه را زیر سؤال بردم. در کسری از زمان خود را مواجه با سیل خروشان اعتراض شیدائیان و شیفتگان این جهان پهلوان کردم و از ابراهیم نبوی با تمجیدیه «پهلوان زنده را عشق است» تا رپرتاژ آگهی های روزنت و BBC و VOA و دیگر جوزدگان، دیدم. ظاهرا تنها گذشت سه سال لازم بود تا واقعیت این «پهلوان پنبه» و «ببر کاغذی اپوزیسیون» اطلاع رسانی شود. افشاگری های نامزد سابق باطبی از بندبازی های این جوان جویای نام، آب سردی بود بر پیکر و جمیع «شیدائیان پهلوان احمد» که از سه سال پیش تاکنون وی را در کنار دیگر پهلوانان و قهرمانان تخیلی شان در آکواریومی موسوم به اپوزیسیون خارج از کشور پرتوآمایی می کردند و اینک از این امکان برخوردارند تا زیر لب و گروهی با خود نجوا کنند:
احمد ما شیره- شیر پاکتی!
احمد ما پلنگه- پلنگه صورتی!


مردود شدگان شانس خود را با تابلوی هاشمی امتحان می کنند
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جنبش سبز
فعالان سیاسی با بیان اینکه افراد و گروه هایی که پایگاه اجتماعی ندارند می کوشند با نام و تابلوی هاشمی وارد رقابت های انتخاباتی شوند، تاکید کردند: ائتلاف طرد شدگان از سوی مردم با مردود شدگان از سوی نظام یک ائتلاف سوخته است بنابراین استفاده از تابلو و برند هاشمی برای پیروزی در انتخابات توهم و سرابی بیش نیست.
 
* تابلوی هاشمی نمی تواند اقبالی برای خارج شدگان از نظام باشد
در همین ارتباط عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با اشاره به اینکه برخی از افراد وابسته به جریان فتنه و خارج از نظام قصد دارند با تابلوی هاشمی وارد عرصه انتخابات شوند،گفت: تابلوی هاشمی نمی تواند اقبال و شانسی برای خارج شدگان از نظام در انتخابات آتی مجلس باشد و کسانیکه زیر این تابلو قرار می گیرند نمی توانند مجوزی برای ورود به انتخابات کسب نمایند.
عشرت شایق در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: افراد دخیل در فتنه 88 و جریانات انحرافی که اصول و ارزش های نظام را زیر پا گذاشته اند تحت هیچ شرایطی حق ورود به انتخابات آتی مجلس را ندارند و مورد اقبال مردم قرار نخواهند گرفت.
وی تصریح کرد: افراد معاند و وابسته به جریان فتنه و کسانی که اعلام برائت خود را از جریان فتنه اعلام ننموده اند و سیاست سکوت را در پیش گرفتند با تابلو هاشمی نیز اقبال و شانسی برای حضور در انتخابات مجلس نخواهند داشت.
شایق خاطرنشان کرد: شورای نگهبان با اجرای قانون اجازه ورود افراد وابسته به فتنه 88 از طریق تابلو و پرچم هاشمی برای ورود به عرصه سیاسی کشور را نخواهند داد.
وی افزود: تابلوی هاشمی نمی تواند اقبالی را برای خارج شدگان از چارچوب نظام داشته باشد و امتیازی برای ورود آن ها به عرصه انتخاباتی محسوب نمی شود.
 
* خوابنماهای طرد شده از سوی جامعه با تکیه بر هاشمی شانسی برای حضور در انتخابات ندارند
عضو جامعه روحانیت مبارز نیز در ادامه با اشاره به اینکه برخی افراد که امکان حضور مستقل در انتخابات را ندارند می کوشند با نام تابلوی هاشمی وارد عرصه رقابت های مجلس شوند و برای خود کسب رای نمایند، گفت: هاشمی به واسطه اقدامات هنجار شکن خود پس از انتخابات 88 جایگاه سابق خود در نظام و مبانی مردم را از دست داده است و افراد خواب نمای طرد شده از سوی جامعه با تکیه بر هاشمی هیچ شانسی برای حضور و موفقیت در انتخابات را ندارند.
جعفر شجونی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران خاطر نشان کرد: هاشمی با اقدامات ساختار شکن پس از انتخابات 88 جایگاهی در نظام ندارد و از نظر مردم جز خواص بی بصیرت و مردود است.
عضو جامعه روحانیت مبارز همچنین تصریح کرد: افرادی که امکان حضور مستقل در انتخابات را ندارند می کوشند تحت لوای هاشمی وارد عرصه انتخابات شوند در حالیکه آن ها سخت در اشتباهند و نمی دانند علم هاشمی واژگون شده دیگر پرچمی ندارد که این جماعت خواب نمای طرد شده از سوی جامعه زیر پرچمش جمع شوند و با تابلوی او در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی شرکت نمایند.
شجونی همچنین اذعان داشت: وابستگان به هاشمی و کسانی که تحت حمایت هاشمی قصد ورود به انتخابات را دارند باید بدانند که هاشمی نیز مثل خاتمی، موسوی، کروبی، مجمع روحانیون و جبهه مشارکت فاقد تابلو بوده و دیگر گرایشی اجتماعی بسوی آن ها وجود ندارد لذا نمی توانند به این واسطه کوچکترین امیدی برای حضور موفقیت در انتخابات آتی داشته باشند.
 
* بصیرت اصولگرایی به جمع شدگان زیر تابلوی هاشمی اجازه دستیابی به کرسی های مجلس را نمی دهد
همچنین در همین ارتباط نیز عضو حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه جریان اصلاح طلب معتدل و کارگزاران به همراه برخی جریان های اصولگرایان مردود و حزب توسعه و عدالت در یک ائتلافی زیر چتر هاشمی قصد ورود به رقابت های انتخابایت را دارند، گفت: هوشیاری و بصیرت اصولگرایان شانسی در اختیار احزاب و افراد مستقلی که در صددند تحت لوای تابلوی هاشمی در انتخابات مجلس نهم شرکت کنند، نخواهند گذاشت.
حمیدرضا ترقی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت:‌ به نظر می رسد جریان اصلاح طلب معتدل و کارگزاران در یک ائتلاف و زیر چتر حزب توسعه عدالت فعالیت های انتخاباتی خود را دنبال کنند و هاشمی نیز همان طور که در دیدار با این حزب اعلام کرده است حمایت و پشتیبانی معنوی خود را از این ائتلاف خواهد داشت.
وی در ادامه در خصوص دلیل فعالیت این ائتلاف زیر چتر حمایتی هاشمی، افزود: تصور طیف هایی که قصد دارند زیر تابلوی هاشمی فعالیت های انتخاباتی خود را انجام دهند این است که ممکن است با تابلوی هاشمی از وزن سیاسی بیشتری برخوردار باشند و شانس بیشتری را برای دستیابی به کرسی های مجلس داشته باشند لذا می کوشند تا با قرار گرفتن زیر تابلوی هاشمی در انتخابات شرکت نمایند.
ترقی با تاکید بر اینکه احزاب و افراد مستقل تحت لوای تابلوی هاشمی هیچ شانسی در انتخابات و فتح کرسی های مجلس نهم ندارند، اظهار داشت: احتمال اینکه جریان فتنه و اصلاح طلبان تندرو برای مقابله با اصولگرایان به این طیف روی بیاورند و از این جریان برای حضور در انتخابات شرکت کنند، بسیار زیاد است.
وی افزود: اما از آنجا که اصولگرایان بصیرت تمام فعالیت های انتخاباتی را رصد می کنند اجازه ورود طیف های وابسته به هاشمی و گروه هایی که زیر تابلوی وی قرار می گیرند را به مجلس نخواهند داد.
 
* هاشمی اقبال عمومی ندارد/استفاده از تابلوی وی پیروزی اصلاح طلبان را ضمانت نمی کند
عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین نیز در همین ارتباط با اشاره به استفاده اصلاح طلبان از تابلوی هاشمی برای ورود به انتخابات مجلس، گفت: استفاده از تابلوی هاشمی برای اصلاح طلبان اقبال عمومی بدنبال نخواهد داشت چرا که به دلیل مواضع دوپهلوی وی در قبال حوادث پس از انتخابات جایگاه خود را در میان مردم با بصیرت ایران از دست داده است.
سید مصطفی میریان در گفتگو با باشگاه خبرنگاران در خصوص تلاش اصلاح طلبان برای ورود به عرصه انتخابات مجلس با تابلوی هاشمی گفت: ‌اصولگرایان مردود شده از هاشمی حمایت کرده و کارگزاران خود را زیر چتر وی می دانند و اصلاح طلبان نیز در این میان مدعی گرفتن قدرت زیر بیرق هاشمی هستند تا بتوانند از وی به عنوان پله استفاده کرده و بعد وی را کنار بگذارند.
وی با اشاره به اینکه نسل جدید اصولگرایان که اکثریت جریان اصولگرایی را تشکیل می دهند هاشمی را قبول ندارند، افزود: کارگزاران نه در نسل جدید جریان اصولگرایی و نه در بدنه مردم جایگاهی نداشته و باید دید مردم بعد از حوادث 88 به اصلاح طلبان اعتماد دارند یا نه.
میریان با اشاره به اینکه هاشمی خود به صورت رسمی وارد عرصه انتخابات نمی شود، اظهار داشت: صرفا استفاده از تابلوی هاشمی برای طیف وی به ویژه اصلاح طلبان اقبال عمومی بدنبال نخواهد داشت چرا که بدلیل مواضع دوپهلوی هاشمی در قبال حوادث پس از انتخابات اقبال عمومی خود را از دست داده است.

وقتی فتنه‌گران برای خود فرش قرمز پهن می‌کنند
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، جنبش سبز ، اصلاح طلبان
دو راهی"اقرار به دروغ تقلب و محکومیت فتنه"یا"سناریوی جدید آشوب"
گروه سیاسی- استارت فعالیت‌های انتخاباتی جریان فتنه را چندی قبل محمد خاتمی زد که با بیان آنچه "شرط  حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات" نامید، به دنبال پیش‎دستی در فعالیت‌های انتخاباتی بود.
 
به گزارش رجانیوز، این اقدام اگرچه با انتقاد بخشی از جریان فتنه روبرو شد و او را تا مرز خیانت به این جریان نیز پیش برد اما عمدتاً طیف هیجانی و جوان‌تر فتنه این نوع واکنش را برگزیدند و در یک سطح بالاتر، این برخوردها (مانند اظهارات مجتبی واحدی) در راستای پروژه در راستای پروژه پاس‌کاری "خاتمی و تندروها" کاملاً هماهنگ شده بود.
 
خاتمی و بخش‌هایی از جریان فتنه معتقدند که حضور نیافتن در انتخابات مجلس به‌عنوان حذف کامل از صحنه سیاسی کشور است و بنابراین، باید زمینه را برای ورود به‌طوری آماده کرد که بیشترین امتیاز از نظام گرفته و کمترین امتیاز داده شود.
 
وی و همفکرانش البته یک توهم و سوء تفاهم نیز دارند و می‌گویند در اثر اتفاق‌های اخیر نظام نیازمند حضور اصلاح‌طلبان است و در این زمینه حاضر است امتیاز بدهد. اگرچه برخی از اعضای این جریان پس از واکنش‌های قاطع نظیر اظهارات فرمانده سپاه، با خاتمی دچار اختلاف نظر شده و گفته‌اند که در این زمینه دچار اشتباه محاسباتی شده‌ایم.
 
در عین حال، برخی از اعضای داخلی جریان فتنه در روند عادی سازی بازگشت خود و سناریوی "امتیازگیری حداکثری و امتیازدهی حداقلی" بحث "شرط گذاری" و حتی فراتر از آن، تعبیر کردن از شروط به "حق" را برای حضور در فرآیند انتخابات مطرح و از موضع طلبکارانه به‌گونه‌ای القا می‌کنند که گویا همه منتظر بازگشت آن‌ها هستند و برایشان فرش قرمز پهن کرده‌اند.
 
در این زمینه، روز گذشته سید هادی خامنه‌ای یک گام به پیش آمده و حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات را یک "حق" نامید و گفت: «اگر فرصت رقابت برای انتخابات مساوی باشد، می توان در این مورد اظهار نظر کرد و در وضعیتی که فرصت‌ها برای گقتن، پاسخ دادن به اتهامات و بیان نظرات و اندیشه‌ها و انتقادات برابر و عادلانه باشد و بیان نظریات و انتقادات، مصون از عواقب امنیتی و قضایی و محدودیت‌های دیگر باشد، می‌توان شرایط مناسب برای برگزاری انتخابات را پیش‌بینی کرد.»
 
وی همچنین بدون اشاره به جنایات فتنه‌گران مدعی شد: «در سال‌های اخیر چندین هزار ساعت علیه جریان اصلاح‌طلبی سخن پراکنی شده و تهمت‌های شگفت‌انگیزی به اصلاح‌طلبان و منتقدان زده شده، ولی هیچ گاه مجال پاسخ گویی به آنها ایجاد نشده است. با این حال چگونه می‌توان انتظار داشت که در انتخابات شرکت کنند و تن به چنین رقابتی بدهند.»
 
این اظهارات درحالی بیان شده که اقدامات این طیف در جریان فتنه تا اندازه‌ای خیانتکارانه و بر مخالف مصالح عمومی بود که مردم در مقاطع مختلف به ویژه در راهپیمایی 9 دی 88، صراحتا حذف این جریان از عرصه سیاسی کشور را مطالبه کردند و بازگشت احتمالی آنان و پذیرش حضور مجدد در عرصه فعالیت‌های سیاسی را منوط به عذرخواهی و اعلام مرزبندی شفاف با جریان‎های برانداز و بیگانه دانستند.
 
واکنش انقلابی مردم به حضور سران فتنه در اماکن عمومی و استقبال از قطع ارتباطات آنان نیز یکی از نمودهای دیگر طرد این جریان از سوی افکار عمومی است.
 
از سوی دیگر، تجربه انتخابات مجلس هشتم نیز نشان می‌دهد، در همین شهر تهران، دو لیست کامل به نام خاتمی و کروبی منتشر شد اما علی‌رغم تبلیغات فراوان و تشکیل ستادهای متعدد، این جریان با ناکامی مطلق مواجه شد.
 
اگرچه هیاهوهای تبلیغاتی و رسانه‌ای جریان فتنه در هفته‌های اخیر اوج گرفته و با رفع توقیف تعدادی از نشریات این جریان -روزنامه اعتماد و هفته‌نامه شهروند امروز- بر دامنه فعالیت‌های رسانه‌ای و سیاسی آنان افزوده شده اما اجماع کاملی در مجموعه نظام وجود دارد که تا قبل از اعلام موضع صریح متعلقین به این طیف در قبال فتنه و محکوم کردن صریح آن، امکان فعالیت انتخاباتی آنان وجود ندارد.
 
در این زمینه همچنین استدلال می‌شود که چون این جریان در انتخابات ریاست جمهوری دهم به ساختارهای قانونی و لوازم انتخابات پایبند نماند و به‌دنبال شکست، مدعی تقلب در انتخابات شد، در حال حاضر باید اقرار کند که در سال 88 به مردم دروغ گفته و بی‌جهت با طرح "دروغ تقلب"، موجب هتک حیثیت نظام شده است و اکنون با اذعان به این مسئله قصد فعالیت سیاسی در چارچوب‌های قانونی را دارند و در ضمن تعهد کنند که دیگر اقدام‌های قبلی را تکرار نکنند.
 
در غیر این‌صورت، اصرار بر بازگشت به رقابت سیاسی در چارچوب ساختارهایی که آن‌ها نظام را بر همین اساس متهم کرده بودند، به معنای این است که این جریان بار دیگر پروژه آشوب را در دستور دارد و در عین حال، اساس کار خود را بر دروغ قرار داده است.
 
از سوی دیگر، حتی با اعلام برائت از سران فتنه نیز -مانند اقدامی که مصطفی کواکبیان و برخی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس انجام دادند- باز هم فرش قرمزی برای حضور آنان در انتخابات مجلس پهن نیست و مردم نشان داده‌اند که دیگر علاقه‌ای به مباحثات و مجادلات بیهوده سیاسی ندارند و به کسانی رای می‌دهند که به دنبال افزایش و ارتقای مناسبات زندگی اجتماعی خود باشند.
 
به نظر می‌رسد اقدامات رسانه‌ای اخیر و فعالیت‌های تبلیغاتی اصلاح‌طلبان که در هفته‌های اخیر به شدت پررنگ شده، بیشتر از آنکه بر پایه معادلات سیاسی و فعالیت‌های حزبی باشد، نوعی بازیابی و احیای پروژه "فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا" است که به دنبال فضاسازی روانی برای احیای مجدد اصلاحات پس از فتنه 88 است.

عوامل فتنه 88 قم در کاخ مرمر چه می‌کنند
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جنبش سبز ، عکس
تجدید قوای فتنه‌گران در قم با تنفس مصنوعی هاشمی رفسنجانی + عکس

دیدار اخیر هاشمی رفسنجانی با برخی از اصلی‌ترین روحانیون فعال در فتنه 88 در حوزه علمیه قم ابهامات جدیدی را در مورد اصرار مجدد هاشمی رفسنجانی بر موضع سیاسی چالش‌زای وی در دوران فتنه ایجاد کرده است. این در حالی است که مردم تا کنون واکنش‌های شدیدی را به این نحوه عملکرد سیاسی هاشمی رفسجانی نشان داده‌اند چنانکه آخرین واکنش‌ها، موجب تغییر و تحول در مدیریت مجلس خبرگان رهبری شد.

به گزارش رجانیوز  در حالی که رسانه‌های نزدیک به هاشمی رفسنجانی دیدار اخیر وی با برخی از روحانیون را دیدار با علمای قم! عنوان کردند، بررسی‌های خبرنگار رجانیوز حاکی از آن است که برخی روحانین حاضر در این دیدار از عوامل فتنه 88 در قم بوده‌اند که نه تنها بارها مورد انتقاد طلاب قرار گرفته‌اند بلکه در برخی از اغتشاشات خیابانی به دلیل هدایت و رهبری اغتشاشات، توسط نیروی انتظامی بازداشت شده بودند.

اگرچه مواضع هاشمی رفسنجانی در همراهی با این جریان سبب شد تا در راهپیمایی تاریخی ۹ دی ۸۸، مردم شعارهای تندی را علیه او و فرزندانش سر بدهند اما به نظر می‌رسد نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم و همچنین پررنگ شدن اقدامات جریان نفوذی در دولت سبب شده تا هاشمی دور جدیدی از فعالیت‌های سیاسی خود را با محوریت این افراد آغاز کند.


 

با این‌حال شاید بتوان شناخته شده‌ترین چهره‌های مرتبط با فتنه 88 در دیدار با هاشمی رفسنجانی را ضیاء مرتضوی، حمیدرضا شریعتمداری، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی و کاظم قاضی‌زاده دانست. تصاویر این افراد که در حوزه علمیه قم به عنوان حامیان فتنه 88 شناخته می‌شوند، پیش از این نیز در ایام حضور در اغتشاشات خیابانی، در رسانه‌ها منتشر شده بود.


ضیاء مرتضوی از عوامل حامی و سازمان دهنده فتنه در قم است که در اکثر بیانیه‌ها و جلسات عناصر فتنه حضور داشته و هم اکنون نیز فعال است. این در حالی است که وی رئیس پژوهشکده فقه و حقوق دفتر تبلیغات اسلامی است. مرتضوی که تلاش زیادی برای تضعیف نیروهای انقلابی در قم داشته و حملات اهانت آمیز وی علیه رئیس جامعه مدرسین در نشریات مختلف منتشر شده است، هماهنگ کننده اصلی برنامه‌های تعامل هاشمی با روحانیون به شمار می‌رود.

حضور در نماز جمعه‌ ۲۶ تیرماه هاشمی رفسنجانی در کنار معترضان در حالی که همه‌ گروه‌های ضد‌انقلاب نیز اعلام حضور کرده بودند، از دیگر اقدامات وی بود؛ این در شرایطی بود که وی و برخی از دوستانش حتی کمتر در نماز جمعه قم دیده می‌شوند.

حمیدرضا شریعتمداری از منصوبان حجت‌الاسلام نواب (مشاور فرهنگی رئیس مجلس) در دانشگاه ادیان بوده و در ساماندهی جریان فتنه در قم نقش مهمی را ایفا می‌کرد. وی در اغتشاشات و آشوب‌های تهران رسما حضور داشت و رجانیوز پیش از این تصاویر حضور او در درگیری‌های خیابانی را منتشر کرده است. وی که از پیروان طیف فکری مصطفی ملکیان و جریان تجدیدنظر طلب است، با فعالیت‌های گسترده در ایام اغتشاشات توانست ضمن دیدارهای متعدد با برخی علما، دانشجویان و طلاب، ذهن برخی از آنان را نسبت به نظام مشوش کند.

پس از آزادی دو نفر از عوامل فتنه یعنی عبدالرحیم سلیمانی که در درگیری‌های بهشت زهرا بازداشت شده بود و ذبیحی یکی دیگر از عوامل فتنه، شریعتمداری و برخی دوستان همفکرش به منزل آن‌ها رفته و تلاش کردند نشان دهند هنوز با این جریان همراه هستند. وی همچنین با انتشار نامه‌ای به حجت الاسلام نواب تلاش کرد بازداشت این افراد را انکار و توجیه کند.

عبدالرحیم سلیمانی اردستانی از عناصر فعال در فتنه که در جریانات آشوب‌های فتنه در تهران حضور فعال داشت. وی که از اساتید دانشگاه مفید قم است، به دلیل حضور در اغتشاشات بهشت زهرا (س) توسط نیروی انتظامی دستگیر و زندانی شده بود.

کاظم قاضی‌زاده نیز از عناصر حامی فتنه و فعال در بیانیه‌های حمایت از فتنه‌گران و مدیر موسسه فهیم است. این درحالی است که دفتر این موسسه محل تجمع عناصر فتنه است.

گفتنی است در آبان ماه 88 جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله مهدوی‌کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران از ادامه حضور عوامل فتنه قم و حوادث پس از انتخابات در جایگاه‌های مدیریتی مرکز مطالعات ادیان و مذاهب و دانشگاه ادیان قم که تحت مدیریت "حجت‌الاسلام نواب" اداره می‌شود، گلایه کرده و خواستار اقدام ایشان شدند.

پس از این ماجرا و افشای عوامل فتنه در قم، برخی از این عوامل درصدد بازسازی وجهه تخریب شده خود بر آمده و تلاش‌هایی را در این زمینه آغاز کرده‌اند؛ به طوری که این افراد در نظر دارند تا در آستانه‌ سال تحصیلی امسال جدید طلاب و دانشجویان، دست به ایجاد موجی جدید برای ملتهب کردن مجدد فضای سیاسی کشور بزنند؛ مساله‌ای که دیدار آنان با هاشمی رفسنجانی، آغازگر این پروژه است.


اذعان ضد انقلاب به نقش محرک‌های جنسی در فتنه 88
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، فساد اخلاقی
اگر علاقه به همجنسگرایی و رابطه آزاد نبود که جنبش سبز وجود نداشت
اعتراف به نقش محرک‌های جنسی در تهییج برخی از جوانان برای حضور در خیابان و دست زدن به اقدامات خشونت آمیز نظیر آتش زدن اموال عمومی و خسارت وارد کردن به امکانات شهری درحالی از سوی یکی از نویسندگان ضدانقلابی بیان شده است که پیش از این نیز برخی از جامعه‌شناسان استفاده از این محرک‌ها را توسط سران برنامه‌ریز ضدانقلاب بررسی و تحلیل کرده بودند. 
 
به گزارش رجانیوز، وجود افکار ضد مذهبی و غیر اخلاقی در میان بخشی از بدنه جریان فتنه و تشکیل اکثریت اعضای این گروه از میان کسانی که نه تنها مبنای اعتقادی و اخلاقی درستی ندارند، بلکه اساسا به دنبال ترویج و دامن زدن به بی بندوباری‌های اخلاقی و جنسی هستند، مساله‌‌ای است که تاکنون از سوی افراد مختلفی بیان شده است اما رسانه‌های وابسته به این طیف در داخل و خارج از کشور تلاش گسترده‌ای برای سانسور این موارد کرده و آن را تکذیب می‌کنند. 
 
با این حال، یکی از فعالان اینترنتی ضد انقلاب با انتقاد از این رویکرد رسانه‌های ضدانقلاب، جریان سبز را مدیون همجنس‌گرایان و منحرفان جنسی دانسته و نقش این افراد در آشوب‌های خیابانی علیه نظام را غیرقابل انکار دانسته است. 
 
جهانگیر شیرازی در نوشته‌ای که سایت ضد انقلاب اخبار روز آن را منتشر کرد، نوشت: جنبش روشنگری جنسی ایران که همجنس‌گرایان جزو عمده ای از بدنه آن می باشند، بر خلاف ادعای برخی افراد به همراه جنبش سبز زاده نشده؛ بلکه حداقل 10 برابر جنبش سبز عمر دارد. این جنبش در بسیج افکار عمومی (چه مخفیانه در داخل و چه علنی در خارج) علیه جمهوری اسلامی سهم انکار ناپذیری داشته و دارد. پیوستن نیروهای خواهان تمایلات گسترده جنسی که مترصد فرصتی برای بروز نارضایتی و خشم خود بر علیه حکومت بودند به جنبش سبز، امری کاملآ طبیعی بود. 
 
وی که مدیریت چند سایت اینترنتی علیه جمهوری اسلامی را برعهده دارد، انکار حضور پررنگ همجنس‌گرایان در حمایت از اغتشاشات و تجمعات علیه نظام به ویژه در خارج از کشور را گناهی بزرگ نامیده و نوشته است: انکار این واقعیت اجتماعی که درصد قابل توجهی از شهروندان را افراد اقلیت‌های جنسی و از جمله همجنس‌گرایان تشکیل می‌دهند، به سود جنبش سبز نمی باشد. نادیده گرفتن اقلیت‌های جنسی و بی توجهی به خواسته‌های منطقی آنان، تنها به معنای ادامه ایزولگی و حاشیه‌نشینی بیشتر این اقلیت محروم و ازدیاد ناخوشی های ناشی از تنهایی و انزوا نیست؛ بلکه به معنای بی‌توجهی به مولفه‌های اصلی حقوق بشر و محروم کردن جامعه از توانایی‌های بالقوه افراد اقلیت‌های جنسی نیز می‌باشد. 
 
او همچنین سران اپوزیسیون را به قطع حمایت‌های خارجی در صورت عدم توجه به خواسته‌های جنسی این افراد تهدید کرده و گفته است: اگر حقوق بشر و دموکراسی ادعایی جنبش سبز از همین امروز در مقابل این همه تعدی و خشونت نسبت به بخشی از شهروندان موضعی صریح و شفاف نگیرد، بدون شک به سختی می‌تواند اعتماد دوستداران آزادی و حقوق بشر را چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی بخود جلب کند. 
 
اعتراف به نقش محرک‌های جنسی در تهییج برخی از جوانان برای حضور در خیابان و دست زدن به اقدامات خشونت آمیز نظیر آتش زدن اموال عمومی و خسارت وارد کردن به امکانات شهری درحالی از سوی یکی از نویسندگان ضدانقلابی بیان شده است که پیش از این نیز برخی از جامعه‌شناسان استفاده از این محرک‌ها را توسط سران برنامه‌ریز ضدانقلاب بررسی و تحلیل کرده بودند. 
 
وحید یامین‌پور نیز چندی پیش در یادداشتی با عنوان "آیا جریان سبز یک جنبش جنسی بود؟" که در رجانیوز منتشر شد، با بررسی علمی این موضوع، نوشت: 
 
«رهبران سیاسی اعتراضات پس از انتخابات حمّالی جریان اعتراضی را بر گرده ی جوانان و دانشجویان گذاشتند. هرچند عدم اقناع کافی و پاسخ مستدلّ منشأ برخی تعارض های فکری و سیاسی و ریشه ی مخالفت عده ای به حساب می آید اما معتقدم زمینه ی گسترده تر شدن مقطعی اعتراضات در میان جوانان،‌ همانطور که گفته شد، تنش و طوفان احساسی مبتنی بر ناکامی در ارضای نیازهای طبیعی است. جوانان و دانشجویان امروز ایران در چه فضایی حضور اجتماعی دارند. اختلاط محدود دختران و پسران در محیط های دانشگاهی و در عین حال عدم امکان اطفای هیجانات طبیعی نوعی ناکامی محرّک را باعث می شود. استنلی هال روانشناس مشهور مسائل جوانان از این مسأله با عنوان «طوفان و تنش(Storm & Stress) یاد می‌کند. همچنین در جامعه شناسی کجروی این مسأله در دسته ی تئوری های پرطرفدار «ناکامی-پرخاشگری» مورد بررسی قرار می گیرد(Frustration-Aggression) . 
 
بی تردید شما هم مکررا‌ در کلاس های درس و جلسات سخنرانی با استدلال و استنادهای فراوان به شبهات ذهنی و فکری راجع به جریانات پس از انتخابات مواجه بوده اید ولی نهایتاً عده ای دختر و پسر جوان را می بینید که علیرغم شکست تئوریک در پاسخ به استدلال ها بر مخالفت و پرخاشگری خود ادامه می دهند. این پرخاش نه از جنس عدم اقناع که ریشه ای زیستی-جنسی دارد و ناخواسته به عنوان واکنشی به ناکامی های طبیعی ابراز می شود. از آن جهت بر این نکته تأکید دارم که باید واقع بینانه جریان های دانشجویی و رفتارهای خاص آنها را مورد واکاوی قرار داد و عجولانه بخاطر یک واکنش هیجانی آنها را داخل در جرگه ی مخالفین نظام یا منافقان ندانست.»

مروری بر مبانی تئوریک حلقه میرحسین موسوی
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز

هابرماس و زیست مسلمانی

کنش اجتماعی و رفتار نخبگان سیاسی و نوع تفسیر آنان از پدیده‌های اجتماعی، از هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی آنان حاصل می‌شود.


تناقضات حاکم بر گفتمان و عملکرد سران فتنه
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز

فتنه سال 1388 را می‌توان بزرگ‌ترین توطئه علیه انقلاب اسلامی و نظام دینی برآمده از آن، از ابتدای پیروزی انقلاب تا سال 1388 دانست...

فتنه سال 1388 را می‌توان بزرگ‌ترین توطئه علیه انقلاب اسلامی و نظام دینی برآمده از آن، از ابتدای پیروزی انقلاب تا سال 1388 دانست؛ فتنه‌ای که اگر نبود عنایات الهی، هوشیاری و قاطعیت رهبری و بصیرت مردم همیشه در صحنه، می‌توانست تومار انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی را در هم پیچید. هرچه از زمان این رخداد مهم در تاریخ انقلاب اسلامی می‌گذرد، ابعاد بیشتری از پشت صحنه‌های داخلی و خارجی آن آشکار می‌گردد.


ریشه‌های شکل‌گیری فتنه 88
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز

گزارش تحلیلی «جوان» از شیوه‌های رفتاری مخالفان جمهوری اسلامی

انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران در 22 خرداد 1388 یکی از شاخص‌ترین انتخابات‌ها در طول تاریخ ایران بود.


سناریوی آشوب پس از انتخابات 88 چگونه رقم خورد؟
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

ناگفته‌هایی از جلسات پنهان فتنه‌گران

گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بی‌شک انتخابات را بهانه‌ای برای پیگیری اهداف متعدد خود قرار دادند.


در گفت و گو با نوسینده‌ی کتاب "جامعه شناسی 22خرداد" مطرح شد؛
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز
واکاوی ریشه‌های وقایع 22 خرداد88

نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 خرداد با یادآوری اینکه اکثریت طرفداران موسوی را طبقات خاص اجتماعی شامل به اصطلاح نخبگان و مرفهین اقتصادی تشکیل می‌دادند، گفت: آنها نمی‌توانستند تبعیت از توده عموم مردم را که پیروز انتخابات بودند تحمل کنند؛ بنابراین سعی کردند با تمام ابزارها، مانع این تحقیر سیاسی اجتماعی شوند.

پرویز امینی نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 خرداد اظهار داشت: بی‌شک انتخابات دهم و حوادث بعد از آن را باید جزء مهمترین مسائل سی ساله انقلاب اسلامی دانست که در آن درس‌ها و عبرت‌های فراوانی وجود دارد. انتخابات 22 خرداد مانند یک آیینه بود که آسیب‌ها، تهدیدها، نقطه قوت‌ها و فرصت‌ها را به طور کاملاً شفاف نشان داد به طوری که می‌توان گفت 22 خرداد 88 تصویر واقعی از جامعه ایران را ترسیم کرد.

امینی گفت: در انتخابات 22 خرداد رکورد مشارکت مردمی با حد نصاب 85 درصد مشارکت مردم در دنیا شکست که پدیده‌ای بی‌نظیر و به چالش کشاننده دموکراسی‌ها و شبه دموکراسی‌های رایج دنیا است که باید مورد بررسی و واکاری قرار گیرد.

نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 برخی دلایل موثر در مشارکت مردم در انتخابات 22 خرداد را "رقابتی بودن انتخابات "، "دو قطبی شدن آن "، "تنوع نامزدها و پوشش فراگیر مطالبات گوناگون جامعه "، "عدم پیش بینی قطعی نتیجه انتخابات " و "برگزاری مناظره‌های زنده تلویزیونی با مخاطب 50 میلیونی " برشمرد و افزود: این دلایل اگرچه موثر بودند اما در توضیح مشارکت 40 میلیونی باید به دنبال علل دیگری بود چرا که این دلایل (غیر مناظره مستقیم کاندیداها)در ادوار دیگر انتخابات ها نیز وجود داشته است ولی چنین مشارکتی رقم نخورده بود و بالاترین سطح مشارکت 30 میلیون نفر بود.

امینی با تشریح شرایط موجود در انتخابات ادامه داد: در واقع "تعدد، تراکم و عمق شکاف های اجتماعی فعال " به انتخابات 22 خرداد جنبه "هویتی " داده بود و هرکس احساس می‌کرد باید از هویتش در برابر دیگری دفاع کند لذا تضاد حداکثری ایجاد شد. شکاف‌های ایجاد شده از یک نظر "اقتصادی و جغرافیایی "، از بعد دیگر "سیاسی و ایدئولوژیک " و در حالت سوم "شکاف توده و نخبه " بود. بنابراین تضاد ایجاد شده بین دو طرف شکاف ها، گروه‌‌بندی‌های اجتماعی و شرایطی را بوجود آورد را شکل داد که آنها نمی‌توانستند نسبت انتخابات بی‌تفاوت باشند.

وی در پاسخ به این سؤال که دلیل کسب رأی بالای احمدی‌نژاد چه بوده است گفت: سبک زندگی ساده زیستانه، ارتباط قوی و فراگیر با مردم، انجام سفرهای استانی به سراسر کشور و مناطق محروم، سخن گفتن با زبان مردم ترجیح مطالبات عمومی مردم بر نخبگان و روشنفکران، شجاعت و جسارت در نقد افراد و جریاناتی که در گذشته به نوعی از مصونیت سیاسی برخوردار بودند گفتمان عدالت، مبارزه با فساد و تبعیض موضع‌گیری در برابر استکبار آمریکا عرب و در پیش گرفتن سیاست تهاجمی، احیای حقوق هسته‌ای کشور از جمله این دلایل بوده است.

نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 در ادامه به موضوع طرح ادعای تقلب از سوی جریان شکست خورده اشاره کرد و توضیح داد: واقعیت اجتماعی این است که اکثریت مردم به سلامت انتخابات اعتماد کامل داشتند و دارند عده‌ای هم که بر اثر تبلیغات شک کرده بودند تقلب یازده میلیونی را غیرممکن می‌دانستند اما به هر حال در ذهن و فکر بخش‌هایی در جامعه به سلامت دچار تردید شده بودند و گمان می‌کردند که تقلب شده است که تبلیغات و جوسازی‌های رسانه‌ای دشمنان و افراد و جریانات فریب خورده داخلی در این تصور بسیار مؤثر بود. بنابراین همین ادعا و القا بسیاری از رفتارهای غلط بعد از انتخابات پایه‌گذاری کرد و دستاوردهای مشارکت عظیم 40 میلیونی مردم را تحت الشعاع قرار داد و کشور دچار خسارت مادی و معنوی زیادی کرد.

امینی با بیان اینکه مدعیان برای ادعای خود مبنی بر تقلب هیچگونه مدارک قابل توجهی نتوانستند ارائه کنند تأکید کرد: باید به این نکته توجه داشت که همه استدلال‌های منصفانه و شواهد قبل و بعد از انتخابات نشان می داد پیروزی احمدی نژاد و نه تنها خلاف انتظار نبود بلکه پیروز نشدن او تعجب آور بود بنابراین اگر قرار بود انگ تقلب زده شود این باید در صورت رأی آوردن موسوی اتفاق می‌افتاد.

وی همچنین به مناظره تاریخی انتخابات اشاره و یادآور شد: برتری احمدی نژاد بر موسوی در مواضع و توانایی‌ها کاملاً محسوس بود چنانچه بعد از مناظره‌ها تکیه کلام موسوی که "چیز " بود به نماد ناتوانی موسوی در جامعه تبدیل شد و در لطیفه‌ها و پیامکها شعار منتشر شد.

* اطرافیان موسوی که غالباً مرفهین اقتصادی بودند، نمی‌توانستند تبعیت از توده مردم را تحمل کنند

این تحلیل‌گر سیاسی ادامه داد: اکثریت طرفداران موسوی را طبقات خاص اجتماعی شامل نخبگان و مرفهین اقتصادی تشکیل می‌دادند لذا آنها به لحاظ روان شناختی نمی‌توانستند مسئله تبعیت از توده عموم مردم و عمدتا فرودست را که پیروز انتخابات بودند را تحمل کنند. آنها احساس کرده بودند که به نوعی از طرف طبقه فرودست اقتصادی یا غیرنخبه در یک مسئله سیاسی تحقیر شده‌اند بنابراین سعی کردند تمام ابزارها و امکانات مالی رسانه‌ای و توان خود را به کار بگیرند تا جلوی این تحقیر سیاسی اجتماعی را بگیرند.

امینی خاطرنشان کرد: به طور مثال عبدی از عناصر جریان اصلاحات گفت: "کیفیت رأی کسی که انتخاب شده هم به لحاظ افراد رأی دهنده که کیفیت اجتماعی اقتصادی‌شان پایین‌تر است و هم به لحاظ انگیزه‌ها و دفاع از آن رأی که غالب آنان کم انگیزه و منفعل هستند با رأی طرف مقابل متفاوت است. رأی دهندگان طرف مقابل و آن 13 میلیون به لحاظ کیفیت و سطح اجتماعی بالاتر هستند " بنابراین همین تفکر موجب می‌شود بعد از 29 خرداد تجمعات ساختارشکنانه در مناطق خاص از تهران برپا شود درحالی که در جنوب تهران چنین چیزی نبود و این در حالی بود که اکثر نارضایتی‌های اجتماعی معمولا از طبقات ضعیف و پایین شروع می‌شود.

وی در ادامه به برنامه براندازی نرم و یا کودتای مخملی توسط جریان برانداز در حوادث فتنه 88 اشاره و تصریح کرد: به لحاظ جامعه شناسی "وجود جریان تجدید نظرطلب و ساختارشکن شبه انقلابی "، "تحولات ارزشی جامعه و شکل‌گیری طبقه هوادار غرب به عنوان آسیب درونی "، "آزادی‌های سیاسی و سازوکار انتخابات به عنوان بستر طبیعی "، علل و زمینه‌های داخلی براندازی نرم در جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.
نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 گفت: جریان تجدیدنظرطلب از آنجایی که نظام سیاسی مستقر در تعارض با اندیشه، فکر و منافع خود می‌بیند، متناسب با شرایط جامعه و امکانات خود به دنبال تغییر آن حرکت می‌کند.

نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 با بیان اینکه برای درک صحیح از رفتارافراد و جریانات باید گذشته آنها را مورد بازخوانی قرار داد، ادامه داد: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران جریان و افرادی با مبانی انقلاب اسلامی و اندیشه‌های امام خمینی(ره) زاویه داشتند و در مقابل اندیشه و عمل بینانگزار جمهوری اسلامی ایران به عنوان نماد انقلاب اسلامی قرار می‌گرفتند. جریان‌های چپ، منافقین، جبهه ملی، نهضت آزادی و اپوزیسیون از این جمله هستند. اما یک جریان تجدیدنظر طلب که در اواخر جنگ و خصوصا سال‌های ابتدایی بعد از پایان جنگ از درون جریان‌های انقلابی زاده شد و شکل گرفت که به مبانی و جهت‌گیری‌های گذشته خود پشت کرده بود و از نظر عملی و اجرایی نیز استراتژی خود را تغییر وضع موجود قرار داده بود.

امینی یادآور شد: حلقه کیان با محوریت سروش و مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری با محوریت موسوی خوئینی‌ها از جمله این جریانات بودند که فکر تجدیدنظرطلبی در آنجا تئوریزه می‌شد و از طریق نشریاتی مانند ماهنامه کیان، دو هفته نامه عصر ما، روزنامه سلام و ... توزیع و منتشر می‌شد.

وی گفت: این جریان تا دوم خرداد 76 چندان به صورت آشکار و صریح در جامعه به عرصه نیامده بود، به طوری که سعید حجاریان یکی از تئوریسین‌های اصلی این جریان تجدیدنظرطلب مطالب خود را با نام مستعار "جهانگیر صالح‌پور " در ماهنامه کیان منتشر می‌کرد. بنابراین در انتخابات دوم خرداد 76 جریان تجدیدنظرطلب که بعدها به جریان اصلاح‌طلب معروف شد با تابلویی غیر از آنچه که با شعاری نظیر "درود بر سه سید فاطمی، خمینی، خامنه‌ای، خاتمی " تبلیغ کرده بود، به صحنه آمد.

*تجدیدنظرطلبی با اصلاح‌طلبی درخواسته خود مبنی بر "تغییر " مشترک است

این کارشناس مسائل سیاسی در پاسخ به این سؤال که آیا میان اصلاح‌طلبی و یا تجدیدنظرطلبی تفاوتی وجود دارد، بیان داشت: تجدیدنظرطلبی با اصلاح‌طلبی درخواسته خود مبنی بر "تغییر " مشترک است. اما در اصلاح‌طلبی تغییر بر اساس مبانی، چارچوب‌ها و آرمان‌های فکری انقلاب‌ها و نظام‌های سیاسی صورت می‌گیرد تا فاصله از نقطه موجود به نقطه آرمانی کاهش یابد. اما در تجدیدنظرطلبی تغییر خود آرمان‌ها و چارچوب‌های جامعه هدف قرار می‌گیرد و تحول و دگرگونی بر ساختارها شامل ارزش‌ها و نهادهای محوری نیز می‌شود. بنابراین دامنه تغییراتی که جریان تجدیدنظرطلب بعد از دوم خرداد هدف خود قرار داده بود همه سطوح ساختاری جمهوری اسلامی را در بر می‌گرفت و این ساختارشکنی هم در زمینه فکری و هم در مواضع راهبردی و هم در اقدامات عملی خود را نشان داد.

*استراتژی اصلی تجدیدنظرطلبان بر دو محور فشار از پائین و چانه‌زنی از بالا استوار بود

امینی به برخی از ساختارشکنی‌های جریان دوم خرداد مانند "حادثه کوی دانشگاه "، "قتل‌های زنجیره‌ای "، "کنفرانس ننگین برلین "، "لایحه دوقلوی خاتمی "، "خروج از حاکمیت "، "تحصن در مجلس ششم " و ... اشاره و خاطرنشان کرد: استراتژی اصلی تجدیدنظرطلبان بر دو محور فشار از پائین و چانه‌زنی از بالا استوار بود. لذا آنها سعی می‌‌کردند با استفاده از روزنامه‌ها و مطبوعات زنجیره‌ای محیط‌های دانشجویی همفکر با خود و احزاب و گروه‌های سیاسی، از پائین به حاکمیت فشار بیاورند و رهبران آنها نیز در بالا وظیفه چانه‌زنی و امتیازگیری را برعهده داشتند.

وی در ادامه به تبیین مبانی فکری برخی از همین افراد ساختارشکن که خود را در جریان دوم خرداد مطرح می‌کردند، اشاره کرد و گفت: این افراد با بکارگیری ابزار رسانه و مطبوعات رأی‌ 20 میلیونی مردم به خاتمی را که با شعار پیروی از خط امام و رهبری به میدان آمده بود، به نوعی پشتوانه خود قرار داد و با اتکای به این مقبولیت مردمی و ایجاد روزنامه‌های متعدد و زنجیره‌ای سعی کردند اصول و ارزش‌های اسلامی و انقلابی جامعه را آماج تهاجم و تخریب خود قرار دهند و به خیال خود اولین گام ساختارشکنی را با قوت و قدرت بردارند.

*هیچ یک از مبانی اعتقادی و اسلامی مردم از تاخت و تاز رسانه‌ای دوم خردادی‌ها در امان نماند

نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 با بیان اینکه هیچ یک از مبانی اعتقادی و اسلامی مردم تاخت و تاز رسانه‌ای دوم خردادی‌ها در امان نماند، گفت: این شبکه با پشتیبانی مالی و سیاسی دولت اصلاحات که افرادی مانند مهاجرانی وزیر ارشاد آن بود این مبانی را به چالش جدی کشید.

امینی در ادامه به عنوان مثال گفت: مثلا شخصی مانند ابراهیم اصغرزاده می‌گفت، خاتمی را ما از گوشه کتابخانه ملی بیرون آوردیم و رئیس جمهور کردیم. او حتی راهپیمایی علیه خدا را نیز مجاز و بی‌اشکال می‌دانست و یا اینکه روزنامه ایران آن زمان نوشت: مردم حق دارند همه مسئولان را به سؤال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسئول پیامبر و امام معصوم باشد بلکه به خدا هم می‌توان اعتراض کرد و او را فتنه‌گر نامید و یا فردی مانند محسن کدیور پا را فراتر گذاشت و گفت " امروز عیسی که سهل است، خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد نخواهند پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچکاره است. همه کاره مردمند " و یا علیرضا علوی‌تبار گفت "جامعه ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و می‌خواهد مدرن و صنعتی شود اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است، بنابراین ما چگونه می‌توانیم به این وضعیت چیره شویم ".

وی22 در ادامه تصریح کرد: اهداف ساختارشکنانه جریان تجدیدنظرطلب در دوران دوم خرداد به مسائل فکری و اعتقادی محدود نشد، لذا آنها سعی کردند مواضع تحقق خارجی ساختارشکنی در نظام و انقلاب را با استفاده از همه ظرفیت‌های اجتماعی و بسترسازی‌های فکری و سیاسی مورد هدف قرار داد. آنها سعی کردند با در اختیار قرار گرفتن دولت و مجلس با طرح مسائل و مواضع ساختارشکنانه‌ای چون حاکمیت دوگانه، نافرمانی مدنی، خروج از حاکمیت، رفراندوم، اصلاح قانون و مطبوعات، ارائه طرح سه فوریتی برای پذیرش پروتکل الحاقی، نامه 130 نفر به رهبری و مسئله جام زهر، ساختارشکنی را به روشنی پیاده کردند.

نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 ادامه داد: آنها در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای سعی کردند با هجوم همه جانبه به نهادهای انقلابی مانند وزارت اطلاعات، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی به تضعیف روحی و روانی و تبلیغاتی مهمترین دستگاه‌های امنیتی و انتظامی کشور بپردازند تا به این وسیله بتوانند از ظرفیت‌های درون نظام پروژه خود را عملیاتی کنند.

امینی همچنین به حادثه 18 تیر در سال 78 اشاره کرد و گفت: مؤلفه‌های مهمی در حادثه کوی دانشگاه وجود داشت که باید مورد توجه قرار گیرد. اعلام استراتژی فتح سنگر به سنگر از سوی سعید حجاریان و اصغرزاده حکایت از کلید زدن تغییرات ساختاری داشت.

*دوم‌خردادی‌ها با حاکم شدن بر مجلس ششم گام‌های ساختارشکنی را تندتر کردند

وی ادامه داد: دوم‌خردادی‌ها با حاکم شدن بر مجلس ششم گام‌های ساختارشکنی را تندتر کردند و با راه‌اندازی و شرکت در کنفرانس ننگین برلین که در آلمان برگزار شد، همراهی و آشتی خود را با اپوزیسیون خارج نشین اعلام کردند. لذا درهم شکستن مرز‌بندی با دشمن و عادی سازی مسئله منفی اپوزیسیون در دستور کار این کنفرانس بود.

نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 همچنین یادآور شد: در سال 81 جریان تجدیدنظرطلب برای ساختارشکنی دو گام بلند و بزرگ برداشت که یکی تحت عنوان اصلاح قانون انتخابات که در آن به دنبال حذف نظارت شورای نگهبان به شکل استصوابی بود و دیگری افزایش اختیارات رئیس جمهور که به نوعی نقض استقلال قوا و خصوصا در ارتباط با دولت و قوه قضائیه بود. پس از آنکه خاتمی این لوایح را به مجلس ارائه داد مانند گذشته سناریوی فشار از پائین و چانه‌زنی در بالا آغاز شد و جریان تجدیدنظرطلب حاکمیت را تحت فشار قرار داد که راهی جز تصویب این لوایح ندارد وگرنه جریان دوم نظام را تهدید به خروج از حاکمیت کرد.

امینی تاکید کرد: هدف آنها از خروج از حاکمیت در واقع به معنای قدرت سیاسی نبود همچنان که بعدها همین آقایان برای بدست آوردن قدرت آنچنان در مواضع خود عقب‌گرد نشان دادند که حاضر شدند از هاشمی رفسنجانی که روزگاری به عنوان "عالیجناب سرخ‌پوش " یاد می‌کردند برای نجات خود و سهیم شدن در قدرت از وی حمایت کنند.

*دوم‌خردادی‌ها از درون مجلس ششم قصدداشتند ساختارشکنی را در ساختن قانون نهادینه کنند

این تحلیل‌گر مسائل سیاسی ادامه داد: گام بعدی تجدیدنظرطلبان تحت فشار قرار دادن رهبر معظم انقلاب برای تن دادن به خواسته‌هایشان بود، بنابراین با نوشتن نامه‌ای تند خطاب به ایشان استراتژی فشار از پائین را این بار از درون مجلس ششم به عنوان بخشی از حاکمیت کلید زدند تا رأس نظام را در برابر خواسته‌های ضد انقلابی و خلاف قانون خود منفعل کنند و ساختارشکنی را در ساختن قانون نهادینه کنند.

امینی در پاسخ به این سؤال که علت انتخاب استراتژی مواجهه نرم آمریکا و غرب با جمهوری اسلامی چیست، گفت: پاسخ آن این است که آمریکا در صحنه طولانی مدت انواع تقابل سخت خود از جمله کودتا، حمله نظامی، تحریم، فشار اقتصادی شکست خورده بود، بنابراین اکثر استراتژیست‌های آمریکایی بهترین راه حل را براندازی از درون و انقلاب نرم می‌‌دانستند.
پرویز امینی در ادامه به برنامه ریزی و طراحی های قبلی برای ایجاد تغییر از درون ایران اشاره کرده که برای آن شواهدی را بیان کرد.

*زیر سؤال بردن سلامت انتخابات یکی از محورهای اصلی حلقه موسوی و کروبی بود

وی با یادآوری اینکه در کشورهای استقلال یافته شوروی سابق نیز مسأله تقلب جرقه اصلی آتش آنها برای انقلاب‌های رنگی بود خاظرنشان کرد: از چند ماه قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری در 22 خرداد 88 زیر سؤال بردن سلامت انتخابات یکی از محورهای اصلی گروه‌های تجدیدنظرطلب که موسوی و کروبی حقله مؤثر آن بودند قرار گرفت.

نویسنده کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد » یادآور شد: در بیانیه 21/1/88 اعلام حمایت سازمان منحله مجاهدین اظهار شد که سلامت انتخابات به شدت به خطر افتاده است به طوری که دیگر تقریباً اعتمادی به آمارهای انتخابات از جمعیت واجد حق رأی گرفته تا آراء شرکت‌کنندگان و تا آراء کاندیداها وجود ندارد. همچنین تاج‌زاده از زبان خاتمی نیز همین شائبه عدم سلامت انتخابات را تکرار می‌کند که "یکی از دغدغه‌های آقای خاتمی سلامت انتخابات است و تا روز انتخابات هم این دغدغه برای همه ما وجود خواهد داشت. راه‌هایی را هم برای مواجه با آن پیش‌بینی کرده‌ایم که به تدریج آنرا با افکار عمومی قرار خواهیم گذاشت ".

*هاشمی رفسنجانی از حمله کسانی بود که در سلامت انتخابات تردید ایجاد کرد

امینی ادامه داد: هاشمی رفسنجانی از حمله کسانی بود که در سلامت انتخابات تردید ایجاد کرد و آنرا زیر سؤال برد، وی در نمازجمعه 4 اردیبهشت 88 با تاکید بر این جملات که "وظیفه‌ای که به مسئولان مربوط می‌شود در خصوص سلامت انتخابات است تا مردم با خیال راحت پای صندوق رای حضور پیدا کنند " یا "مردم باید مطمئن باشند همان رأیی که به صندوق می‌ریزند از صندوق بیرون می‌آید " بر شائبه عدم سلامت در انتخابات دامن می‌زند. این فضاسازی‌ها به حدی ادامه پیدا می‌کند که مقام معظم رهبری در سخنرانی نوروزی خود در حرم رضوی به این شائبه‌آفرینی تذکر داده و مجدداً در دیدار با پرستاران و کارگران این مسئله را بازگو و گوشزد می‌کنند و خدشه‌کنندگان به سلامت انتخابات را تکرارکننده حرف دشمن و حرفی علیه ملت ایران توصیف می‌کنند.

وی اضافه کرد: این جریان با تشکیل "کمیته صیانت از آرا " به صورت مشترک از طرف دو نامزد که امروز به سران فتنه مشهورند، زمینه‌سازی تبلیغاتی را برای جا انداختن شائبه تقلب در افکار عمومی انجام می‌دهد. روزنامه اعتماد ملی درباره این کمیته مشترک چنین نوشت: "مهدی کروبی و میرحسین موسوی شخصاً فعالیت‌های این کمیته را خصوصا در زمان انتخابات دنبال و از تمام اهرم‌های لازم برای امانت‌داری رأی مردم و پاسداشت آن رای استفاده خواهند کرد.

نویسنده کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد» خاطرنشان کرد: همچنین موسوی خوئینی‌ها چهره محوری و لیدر پنهان تجدیدنظران نیز تنها 2 روز مانده به انتخابات به این فضا دامن می‌زند و مخالفت با کمیته صیانت از آرا را دلیل روشن نیت مشکوک کارشکنان تلقی می‌کنند. این فضاسازی کم‌کم تبدیل به شعار عمومی و اصلی هواداران موسوی در انتخابات شد. که می‌گفتند "اگر تقلب نشه، موسوی اول می‌شه " یا "اگر تقلب بشه، ایران قیامت می‌شه " یکی از این نمونه‌هاست.

امینی ادامه داد: ابطحی از اعضای مجمع روحانیون و رئیس دفتر سابق خاتمی و عضو ستاد کروبی در اعترافات خود گفت: "همه دوستانی که صدای ما را می‌شنوند بدانند که موضوع تقلب در ایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوب‌ها شکل بگیرد تا ایران همانند افغانستان و عراق بشود تا جایی که کشور دچار آسیب و سختی بشود. "

*برنامه‌های اجرا شده فته‌گران در وقایع پس از22خرداد با انقلاب‌های رنگی کشور‌های استقلال یافته شوروی مشترک بود

وی همچنین به برخی از اقدامات مشابه تجدیدنظرطلبان با انقلاب‌های رنگی در کشورهایی مانند اوکراین، گرجستان، قرقیزستان و ... اشاره کرد و گفت: جا انداختن مسئله تقلب در انتخابات، پیروز جلوه دادن کاندیدای موردنظر قبل از اعلام نتایج رسمی، نمادسازی‌های رنگی، سازماندهی‌های خیابانی برای ایجاد اهرم فشار، جلب حمایت‌های مالی و رسانه‌ای غرب و پشتیبانی تئوریک و فکری از سوی بنیادها و مؤسسات خاص و نافرمانی مدنی از جمله برنامه‌های مشترک براندازان نرم است.

نویسنده کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد » در ادامه در پاسخ به این سؤال خبرنگار فارس مبنی بر اینکه دلایل شکست براندازی نرم در انتخابات دهم ریاست جمهوری چه بود، گفت: فاصله رأی 11 میلیونی و برگزاری سالم انتخابات، رهبری دینی شجاع و بصیر، اتکای واقعی جمهوری اسلامی ایران به مردم، حساسیت مردم ایران به استقلال و آشکار شدن دست دخالت بیگانگان و ریشه دینی جامعه ایران و آشکار شدن ماهیت ضد انقلابی و ضد اسلامی بعد از انتخابات از دلایل اصلی شکست برنامه دشمن بود.

امینی تاکید کرد: اتکای واقعی نظام جمهوری اسلامی ایران به مردم از اول تأسیس که در قالب مشارکت در انتخابات و شرکت در راه‌پیمایی‌های عظیم و میلیونی نمود داشته است و همچنین خود انتخابات 22 خرداد که نزدیک به 40 میلیون نفر در آن شرکت کرده بودند، پشتوانه محکمی است که این نظام را از قوی‌ترین توطئه‌ها پیروز بیرون می‌آورد، بنابراین ما شاهد بودیم که بعد از هفت هشت ماه فتنه‌گری و بکارگیری شدیدترین هجوم‌های تبلیغاتی و اتهام‌زنی‌ها علیه نظام آحاد ملت در 9 دی و راهپیمایی تاریخی 22 بهمن 88 آن روز تاریخی و الهی را به منصه ظهور رساندند و موجب شدند دشمنان انگشت حیرت به دهان بگیرند.

وی همچنین تاکید کرد: اکثریت قالب جامعه ایران با هر گرایش فکری و سیاسی به انقلاب و اسلام تعلق خاطر داشته و آنرا در چالش‌ها و فتنه‌ها به اثبات رساندند. بنابراین هرکجا کسانی که بخواهند در معارضه با اصول انقلاب دین و مقدسات مذهبی و اندیشه‌های امام خمینی(ره) قرار بگیرند بسرعت از سوی خود مردم کنار گذاشته خواهند شد که از آن جمله می‌توان به جریان بنی‌صدر، منافقین، نهضت آزادی و جریان دوم خرداد نام برد.

این کارشتاس مسائل سیاسی گفت: در انتخابات دهم و حوادث بعد از آن نماد ماجرا شخصی مثل موسوی بود که باید زمان می‌گذشت تا مردم به واقعیت درونی این جریان آگاه شوند. اعلام شعارهای ساختارشکن مانند جمهوری ایرانی، شعار علیه غزه و لبنان، روزه‌خواری در ماه مبارک رمضان در روز قدس، پاره کردن تمثال مبارک حضرت امام خمینی(ره)، اهانت به روز عاشورا و امام حسین(ع) و شعار علیه اصل ولایت فقیه به تدریج چهره پنهان ماجرا را آشکار کرد. بنابراین آن قسمت از مردم که در ابتدا فریب شعارهای دروغین سران فتنه را خورده بودند، به تدریج آگاه شدند و در نهایت مردم در 9 دی در 22 بهمن برائت خود را از این جریان ضد اسلامی نشان دادند.

امینی در ادامه گفت‌وگوی خود با فارس در خصوص مدیریت رهبر معظم انقلاب در قبل و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری اظهار داشت: رهبری مهمترین مؤلفه در چگونگی جهت‌گیری‌های یک جامعه به حساب می‌آید، که نقش بالای تدبر، مدیریت، شجاعت، بصیرت و قدرت مواجهه در چالش‌ها و تحولات را بیشتر از شرایط عادی آشکار می‌شود.

* انتخابات دهم از صحنه‌های مهم آزمون رهبری دینی و "ولایت فقیه " در نظام جمهوری اسلامی بود.

وی تاکید کرد: "کارآمدی در عبور از چالش در چارچوب اصول " الگوی مدیریت رهبر معظم انقلاب در این حوادث بود که به عنوان "مانیفست رهبری اسلامی " باید از آن تعبیر کرد.

نویسنده کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد » مدیریت رهبر معظم انقلاب را به دو مقطع قبل از 22 خرداد 88 و بعد از آن تا 22 بهمن 88 تقسم‌بندی کرد و گفت: یکی از مهمترین کارهای رهبری معظم "گفتمان سازی " بوده است، زیرا از ارکان مهم وظایف و مسئولیت‌های رهبری، حفظ جهت‌گیری اصولی انقلاب و جلوگیری از انحراف به خصوص در مسائل معنوی و ارزش های اسلامی است.

امینی ادامه داد‌: داشتن گفتمان جامع در راستای اهداف و ارزش‌های انقلاب و توانایی مقبول‌سازی آن گفتمان در نزد مردم و گسترش آن بسیار مهم و حیاتی است. چرا که این گفتمان ما مانند روح حاکم بر جامعه است که خواست‌ها، نیازها و اولویت را مشکل می‌دهد، لذا باید با قاطعیت گفت که مهمترین نقش را در گفتمان‌سازی انقلاب حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای داشته‌اند.

*در دوره سازندگی، عدالت و ساده زیستی مسئولان به حاشیه رفت

وی با بیان اینکه در مقاطعی از انقلاب گفتمان‌هایی رودررو و بعضاً معارض با گفتمان امام، رهبری و انقلاب اسلامی شکل گرفت و مهمترین آسیب‌ها را به انقلاب وارد کرد، اظهار داشت: در دوران به اصطلاح سازندگی عده‌ای سعی کردند با غلبه دادن گفتمان سازندگی و توسعه اقتصادی، تجمل‌گرایی، اشرافی‌گری، ماده‌پرستی در معنویت‌گرایی و ساده‌زیستی مسئولان را ترجیح داده و عدالت را به حاشیه ببرند.

*در دوره اصلاحات سعی کردند گفتمان امام(ره) را به موزه تاریخ ببرند که هنوز آثار آن ادامه دارد

نویسنده کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد » افزود: در دوره اصلاحات نیز سعی شد با شعار توسعه سیاسی، جامعه مدنی و تنش‌زدایی که با هدف تضعیف روحیه استکباستیزی صورت گرفت، گفتمان امام خمینی را به موزه تاریخ ببرند که هنوز آثار آن ادامه دارد و باید ریشه بخشی از حوادث بعد از انتخابات دهم را نیز در همین موضوع تحلیل کرد.

امینی به گفتمان‌سازی رهبر حکیم انقلاب اسلامی در انتخابات دهم ریاست جمهوری اشاره کرد و یادآور شد: در انتخابات سال 88 نیز مقام معظم رهبری دو محور گفتمانی را به موازات یکدیگر پیش می‌بردند که یکی موضوع "سیرت و صورت " انقلاب که بیشتر برای حفظ اصول و مبانی انقلاب و دیگری محور‌ "پیشرفت و عدالت " به عنوان گفتمان آینده‌ساز کشور بود.

وی محور دوم مدیریت رهبری تا 22 خرداد را افزایش مشارکت مردم در انتخابات عنوان کرد و گفت: رکوردشکنی حضور 40 میلیونی و مشارکت 85 درصد در انتخابات دهم موجب افزایش اقتدار نظام و تثبیت مردم‌سالاری دینی شد که باید گفت تدبیر رهبر انقلاب در بوجود آمدن این حماسه مهمترین نقش بوده است.

این تحلیل‌گر سیاسی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب همواره تاکید داشتند که مردم باید به صورت گسترده در انتخابات شرکت کنند یادآور شد: رهبر معظم انقلاب در اکثر سخنرانی‌های خود تاکید کردند که "به نظر من مسئله اول در انتخابات مسئله انتخاب این شخص و آن شخص نیست. مسئله اول، مسئله حضور شماست. حضور شماست که نظام را تحکیم می‌کند. "

امینی به تشریح قسمت دوم مدیریت مقام معظم رهبری از 22 خرداد تا 22 بهمن 88 پرداخت و گفت: بعد از آنکه فتنه 88 توسط طراحان و عوامل آنها کلید خورد، بسیاری از افراد و نخبگان از درک صحیح عمق آن ناتوان بودند، لذا اگر مدیریت، درایت و بصیرت بخشی رهبر معظم انقلاب نبود فتنه 88 لطمات بسیار سنگین و جبران‌ناپذیری به کشور وارد می‌کرد.

وی با توضیح اینکه جامعه فتنه‌زده، جامعه‌ای است که تشخیص حق و باطل در آن دشوار می‌شود و مرزهای آن درهم می‌ریزد، گفت: از مهمترین زمینه‌های مستعد کننده فتنه در هر جامعه‌ای این است که تشخیص حق و باطل با عیار افراد و اشخاص سنجیده و ارزیابی شود. چرا که مردم با توجه به سابقه و پیشینه افراد ذهنیتی از گذشته آنها دارند و آنرا معیاری برای موضع فعلی آن تلقی می‌کند. بنابراین با مرور در فتنه‌ها و وقایع صدر اسلام به خوبی می‌توان فهمید که همین افراد سابقه‌دار بزرگترین فتنه‌ها را رقم زده‌اند و با لغزش آنها چه به صورت سهوی و عمدی جامعه اسلامی در خطر لغزش قرار گرفت.

نویسنده کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد » با بیان اینکه در شرایط فتنه برای مردم چهره دشمن به طور شفاف و شناخته شده نیست، افزود: در این شرایط ممکن است کسانی از درون حاکمیت علیه حاکمیت بشورند و چون بخش‌های وسیعی از جامعه حق را به اشخاص و افراد موجه و سابقه‌دار می‌شناختند با لغزش آنها تشخیص آنها نیز دچار انحراف می‌شود لذا بر همین اساس است که جنگ‌های 3گانه امیرالمؤمنین علی(ع) در جمل، صفین و خوارج را مصداق فتنه می‌نامند. چرا که افرادی مانند طلحه الخیر و سیف‌الاسلام زبیر و عایشه همسر پیامبر در جبهه مقابل قرار گرفته بودند.

امینی رفتار، سخن و موضع‌گیری خواص را یکی از مهمترین مؤلفه‌های تأثیرگذار در ایجاد فتنه بعد از انتخابات دانست و گفت: خواص در این فتنه به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول کسانی بودند که سکوت کردند و با سکوت خود به جریان این فتنه کمک و به نوعی آنرا تایید کردند و یا اینکه با جریان فتنه همراه و هم موضع شدند. که البته ریشه این رفتارها از یک جنس نبود اما نتیجه یکسان داشت.

وی افزود: بخش دیگر از خواص تلویحاً و تصریحاً با جریان فتنه همراهی می‌کردند، که اتفاقا این چالش آنها با دولت احمدی‌نژاد نه به خاطر نقاط ضعف آن بلکه مخالفت با نقاط قوت دولت نهم در مسائلی مانند ساده‌زیستی، مبارزه با اشرافیت، پرکاری و ادبیات ضد سلطه در روابط خارجی و ... بود. این افراد در اصل آب به آسیاب دشمن ریختند. و علی‌رغم دانستن واقعیت‌ها به تردید‌ها دامن زدند.

نویسنده کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد » افزود: برخی دیگر از خواص که بر اثر بی‌بصیرتی به فتنه کمک کردند برخی دیگر نیز که واقعیت‌ها را می‌دانستند بر اثر ملاحضات شخصی، سیاسی و روحیه دنیاطلبی امتحان بدی در انتخابات دادند و در نهایت مردود شدند.

امینی با تاکید بر اینکه شاخص تشخیص حق و باطل طبق فرموده امام خمینی مواضع دشمنان شناسنامه‌دار است، گفت: عده‌ای از همین خواص با عدم مرزبندی با دشمن فتنه را کمک کردند.

وی گفت: سیاست‌‌ها و اقدامات رهبر انقلاب در مواجهه با جریان فتنه در واقع "مدارای توأم با قاطعیت "، "عقلانیت همراه با عاطفه " و "شجاعت در کنار صبر " بود که از عمق فقاهت اسلامی و مدیریت ناشی شده از آن برخاسته بود.

نویسنده کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد » با اشاره به رهنمود رهبر معظم انقلاب مبنی بر جذب حداکثری و دفع حداقلی به عنوان سیاست اصلی نظام گفت: رهبر حکیم انقلاب اسلامی با اتمام حجت به جریان ساختارشکن سعی کردند با تبیین مبانی مواجهه نظام و انقلاب با گرایش‌های گوناگون سیاسی و فکری مدارا و قاطعیت را که هرکدام در جای خود لازم‌الاجراست را بعنوان دو چهره اصلی نظام اسلامی معرفی کنند.

امینی در پایان نتایج مدیریت مقام معظم رهبری در حوادث بعد از انتخابات را اینگونه برشمرد: 1- اقتدار مردمی و معنوی انقلاب و رهبری، 2- انزوای سیاسی و مردمی جریان فتنه، 3- انسجام بیشتر مردم از یک سو و بین مردم و نظام از سوی دیگر، 4- شکست سنگین ضد انقلاب و دنباله‌های داخلی آن و بالا رفتن ضریب امنیتی کشور، 5- افزایش جایگاه و موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران.

منبع: خبرگزاری فارس


بازخوانی جالب و مطابق روز! نامه ی آتشین در سایت هاشمی
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جنبش سبز
فرار هاشمی از نامه ای که آتش فتنه را رقم زد

خبرنامه دانشجویان ایران: پس از گذشت دو سال از نامه ی سرگشاده ی هاشمی به رهبری در مورد اتفاقات افتاده در جریان مناظره دو کاندیدای انتخابات ریاست دهم ریاست جمهوری بار دیگر سایت هاشمی با قرار دادن این نامه به دنبال موجه نشان دادن این نامه است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، سایت هاشمی در حرکتی جدید به بازخوانی نامه ی جنجالی و آتشین هاشمی پرداخته و این بار سعی داشته با جوابیه از سوی خود هاشمی مبنی بر تأیید چنین نامه ای، آن را مثبت جلوه دهد.

این سایت در حالی این نامه را قرار داده که در کنار آن و در ابتدا نامه هاشمی به امام (ره) در سال 58 که اشاره به ارتباط وی با امام و نیز برخی موضوعات در مورد رئیس جمهور آن زمان بنی صدر را به گونه ای به کار برده که سعی در مقاسیه این دو و یکسان نشان دادن شرایط نامه ها دارد.

جالب اینکه هاشمی در توضیح نامه ی خود در انتخابات سال 88 اینگونه آورده که " فکر می‌کنم «مضامین نامه ۸۸ روشن است». بنظر اینجانب اظهارنظرها باندی و سیاسی است و تا شرایط همین است، اعتراف نخواهند کرد. ولی نکته مهم این است که خود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند: «درباره مطالب نامه ملاحظه‌ای ندارند» و فقط دو نکته وجود دارد. اول اینکه اگر با من مشورت می‌کردید، می‌گفتم باید بعد از انتخابات منتشر شود که من جواب دادم چند ساعت قبل نامه را خدمت شما فرستادم برای مشورت که جوابی نرسید. فرمودند آقای حجازی نامه شما را موقعی به من داد که مشغول خواندن متن آن در کامپیوتر بودم. نکته دوم اینکه آقای احمدی‌نژاد در آن مناظره شخص شما را متهم نکرده است که جواب دادم هدف اصلی من بودم و فضای مناظره به گونه‌ای بود که جامعه همین را فهمیدند و «عکس‌العمل‌ها که از پیش سازمان‌دهی شده بود، لحظاتی بعد از مناظره شروع به اجرا شد و هنوز هم ادامه دارد که این دلیل روشنی است». به علاوه در مراسم مرقد به ایشان گفتم اگر خودتان جبران کنید، من اعتراض نمی‌کنم که نکردند."

بیان این مطالب در حالی است که هاشمی در نامه ی خود آن هم قبل از فرارسیدن روز انتخابات بستر ایجاد آشوب ها و اغتشاشات خیابانی را فراه نموده و آتش نشان هایی را که خود در نامه اش از آن سخن به میان آورده بود را به واقعیت در خیابان ها دیده شد.

شاه کلید نامه هاشمی بخشی بود که وی ناخواسته پرده از برخی مسائل پشت پرده فتنه ماه های آتی آنمی دهد:

"ی شک بخشی از مردم و احزاب و جریان‌ها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش فشانهای که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها خیابان‌ها و دانشگا‌ها مشاهده می‌کنیم.

اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده‌های زشت و گناه آلودی مثل تهمت‌ها؛ دروغ‌ها و خلاف گویی‌های مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلف‌های صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات شان منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق شکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می‌توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟ "

این نامه که گفته می شود با فشار اعضای خانواده هاشمی به وی نگاشته شده است بدون سلام و تحیت خطاب به ولی امر مسلمین بود و به نوعی "دستورالمعل" ایجاد آشوب های خیابانی به حساب می آید.

البته در همین زمان بود که شعارهای خیابانی برخی از افراد سود جو نیز تغییر کرده و با بیان "اگر تقلب بشه ایران قیامت می شه" جهت جدیدی به خود گرفت.

باز خوانی این نامه در حالی است که هاشمی سعی دارد با بیان مطالبی چون جریان انحرافی، رمالی و ... به تطهیر نامه خود بپردازد.

سایت هاشمی در سایت خود در حالی از فتنه گران و جریان انحرافی نام می برد که اساسا بعد از هجمه های شدید معارضین به نظام که با تمام تلاش و توان خود به حمله با نظام روی آورده بودند به سکوت کامل روی آورد.

وی که هنوز نسبت به جریان فتنه در انتخابات 88 موضعی نگرفته است در چند روز گذشته نیز با حمله به مسائل اتفاق افتاده در دولت اینگونه بیان داشته که : همه باید تلاش کنیم اعتماد برخی از مردم را که به تردید افتاده اند، برگردانیم، آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می فهمند یک بازی است و بیت المال را به غارت بردن برای خرید چند رأی و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی دهد.

هاشمی در حالی این سخنان را بیان می کند که خود با سخنان دو پهلوی و دور از صراحتش همیشه جای ابهام را باقی می گذاشته است.

هاشمی در شیوه ی جدید سعی دارد با مسائل حاشیه ای به وجود آمده در دولت به فرار از نامه ای که بستر ایجاد فتنه گری بعد از انتخابات بود، و نیز تطهیر خود از بسترهای آشوب ایجاد کرده در انتخابات بپردازد.


ملاقات مشاور میرحسین با مشاور اوباما
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، اوباما ، جنبش سبز

یکی از سایت های جریان فتنه با انتشار خبری از ملاقات یکی از مشاوران پشت پرده اوباما با مشاور ارشد میرحسین موسوی خبر داد.


«توهم» چگونه موسوی را نابود کرد
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، میر حسین موسوی

به بهانه سالگرد انتخابات 22 خرداد و اغتشاشات پس از آن

امروز آن چیز که از جریان فتنه باقی مانده است، تنها خاطرات تلخی است برای مردم ایران.


دست و پا زدن بی‌بی‌سی فارسی برای ایجاد آشوب در سالروز انتخابات 22خرداد
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، بی بی سی فارسی ، جنبش سبز

خبرنامه دانشجویان ایران: با فرا رسیدن انتخابات پر از حادثه 22 خرداد ماه سال 88 ، رسانه های معارض دوباره برای ایجاد تشویش و آشوب دست به کار می شوند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، سایت بی‌بی‎سی فارسی که در ایام انتخابات به عنوان محل فرماندهی و اطلاع رسانی آشوب های خیابانی عمل می کرد با فرا رسیدن سالروز انتخابات 22 خرداد عملیات جدیدی را برای ایجاد آشوب پی ریزی می کند.

این سایت که فعالیتش وابسته به وزارت امور خارجه انگلیس است در حرکتی جدید، در قسمت "نوبت شما" خود با دعوت از مشاور ارشد یکی از سران فتنه، از مخاطبین خود دعوت به طرح سؤال با توجه به دومین سال انتخابات 88 کرده است.

گفته می شود در قسمت نظرات مخاطبین و طرح سؤال آنها همان شعارهای افراطی جریان موسوم به سبز تبیین شده که با چینش آنها سعی در تحریک مخاطبین خود برای ایجاد تجمعات آشوب گرایانه در خیابان ها دارد.

در برخی از سؤالات پرسیده شده در بخش نظرات آمده است: " آقای امیرارجمند شما تا چه میزان با اصلاح طلبان داخل کشور در خصوص اتحاذ تصمیم هایی این چنینی مبنی بر فراخوان به تجمعات خیابانی در ارتباط هستید؟"

" چرا مسئولان جنبش سبز به پشتوانه آن سیزده میلیونی که حکومت قبول کرده !! ولی در اصل بیست و پنج میلیون هم زیادتر است - هر روز تقاضای مجوز راه پیمایی - طبق اصل 27 قانون اساسی نمی کنند؟ چرا آقای موسوی بعد از انتخابات نرفتند و برای گرفتن مجوز راه پیمایی برای طرفداران خود در وزارت کشور " بست " ننشستند - آن "بست" اعتراضی در وزارت کشور بهتر از این حبس خانگی امروز نبود؟"

البته در این بین نیز برخی از مخاطبین انتقادهای فراوانی را به فرماندهان جریان موسوم به سبز مخصوصا اردشیر امیر ارجمند وارد ساخته اند به طوری که این جریان را به دروغ گویی در مورد اعتراض های آرام می کشانند.

در بخشی از این نظرات آمده؛ " عدم خشونت و اعتراض های صلح امیز و مسالمت امیز آرمان بزرگانی چون گاندی است بزرگانی که با همین سیاست ها به پیشبرد مسایلشان کمک کردند اما جنبش سبز فقط می خواهد مردم را به کشتن دهد و هرگز از اعتصاب نا فرمانیهای مدنی و یا مثلا خاموش کردن چراغ های خانه در یک زمان مشخص در شب برای نشان دادن نارضایتی کمک نمی گیرد"

علاوه بر موضوعات مطرح شده این سایت سعی دارد که با القای مجدد تقلب در بین مخاطبین خود فضایی ملتهبی را برای تجمعات اعتراضی فراهم کند.


توهم بازیابی وجهه حامیان فتنه 88 در ازای حمله به جریان نفوذی منحرف
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: سیدمحمد خاتمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جریان انحرافی ، جنبش سبز

اظهارات اخیر آقای هاشمی رفسنجانی در مورد نگرانی از جریان انحرافی این سوال را در اذهان عمومی مطرح کرده که چرا در حالی که او پیش و پس از انتخابات به‌عنوان تکیه‌گاه داخلی جریان فتنه عمل کرد و حتی برخی از اعضای خانواده او مدیریت و حضور میدانی در آشوب‌های خیابانی داشتند، چنین نگرانی را ابراز نکرد و تاکنون علی‌رغم روشن شدن کامل صحنه وی حاضر به مرزبندی با این جریان نشده است.

به گزارش رجانیوز، هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از افرادی که سایت او آن‌ها را مدیران دستگاه‌های مختلف شهرستان زاهدان خوانده، در پاسخ به اظهار نگرانی در مورد تلاش جریان‌های انحرافی برای مخدوش کردن وحدت و اعتقادات دینی مردم گفت: ممکن است در مقطع و برهه‌ای خاص، جریان یا گروه و باندی خاص بتوانند تعمداً یا سهواً خدشه‌ای به ارزش‌ها وارد و انحرافی در مسیر انقلاب ایجاد و حتی طیف‌هایی را نیز ناخودآگاه با خود همراه کنند، ولی قطعاً جریان‌های انحرافی، بی‌ریشه و سطحی بوده و قادر به ادامه مسیر و تداوم برنامه‌های انحرافی خود نخواهند بود.

او همچنین بر طرد جریان‌های انحرافی از سوی مردم و مسئولان تاکید کرد؛ تاکیدی که البته با رویکرد وی در حمایت از آشوبگران در سال‌های اخیر حتی پس از وقایع 25 بهمن، تناسبی ندارد؛ واقعه‌ای که سبب شد حتی بسیاری از ساکتین جریان فتنه هم لب باز کنند و در نکوهش صریح اغتشاشات سخن بگویند اما هاشمی باز هم با سخنان دوپهلو به استقبال آن رفت.

هاشمی درحالی به صراحت از جریان انحرافی و مسائل مربوط به آن انتقاد کرده که سران این جریان از ابتدا نیز مورد تایید و حمایت مردم و دلسوزان انقلاب نبودند و کسی نمی‌تواند مدعی شود که از ابتدا خطر این گروه را هشدار داده بود.

با این حال، مواضع آقای هاشمی در طول سال‌های اخیر به‌نحوی است که به نظر می‌رسد وی به‌جای تعیین تکلیف کردن برای دیگران، باید ابتدا تکلیف خود را در مقابل انحراف بزرگ و فتنه ریشه‌دار 88 روشن کند، اگرچه او از پیش از انتخابات با حمایت از موسوی، نوشتن نامه بدون سلام و السلام به رهبر انقلاب و سپس حمایت از فتنه‌گران در پشت و روی صحنه مانند نماز جمعه 27 تیر 88، تکلیف خود را روشن کرده است.

او البته روند حمایت از سران داخلی جریان فتنه را از تیر ماه 88 نیز متوقف نکرد و آذر ماه سال 88 در سفری که به مشهد داشت،‌ تلاش کرد که در یک "چرتکه‌اندازی عجیب" جامعه ایران را بر خلاف واقعیت‌ها به دو قطب تصنعی تقسیم کند: «حکومت همه چیز را در دست دارد، پول، نیرو و رسانه دارد و بالاخره کسانی را دارد که در مواقع لزوم در خیابان‌ها جمع شوند. بسیج و سپاه را هم دارد،در آن طرف هم عده زیادی از مردم هستند. دانشجو، دانش‌آموز، استاد، معلم، مدیر، کارگر، کاسب، زن و مرد و... که بعضی‌ها ساکت و بعضی‌ها فعال هستند. این گونه که به جایی نمی‌رسیم.»

این تحلیل عجیب از چهره ایران اسلامی که موجی از انتقادها را علیه هاشمی رفسنجانی برانگیخت،‌ البته چند روز بعد و با راهپیمایی ده‌ها میلیونی مردم در روز 9 دی علیه جریان فتنه، کاملاً رنگ باخت اما هرگز موجب نشد که آقای هاشمی اعتقادش را به "تحلیل ویژه" خود از دست بدهد.

او در یک سال گذشته هم سعی کرد که با اتخاذ مواضعی دو پهلو به زعم خود "جمعیت بزرگ معترضان!" را نرنجاند تا این‌که رو شدن چهره واقعی جریان فتنه در روز 25 بهمن امسال به صراحت پایه‌های تحلیل آقای هاشمی را فرو ریخت.

در عین حال، به‌نظر می‌رسد اظهارات اخیر آقای هاشمی در مورد جریان انحرافی نه به‌عنوان دلسوزی بلکه به عنوان یک پروژه جدید به‌منظور سوءاستفاده از فضای ایجاد شده علیه رفتارهای غلط یک طیف نفوذی در دولت برای تطهیر مردودین فتنه 88 و تغییر صورت مسئله‌ای است که وی، خانواده و همفکرانش باید پاسخگوی آن باشند.

دو هفته قبل نیز روزنامه جمهوری اسلامی که مدیرمسئول آن از اعضای حلقه اول آقای هاشمی است، همین پروژه را کلید زد. این در حالی است که به نظر می‌رسد تصور اینکه عبور از جریان نفوذی مساوی با رو کردن مجدد به سران و حامیان فتنه و خواص مردود بیشتر به یک توهم و اشتباه محاسباتی شبیه است.


شریعتمداری: جریان انحرافی با «جن انگلیسی» ارتباط دارد!
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسین شریعتمداری ، جنبش سبز ، سخنرانی

جریان انحرافی نیز مانند سران فتنه نسبت به شرایط کنونی کشور دچار توهم بود و از آنجا که روی ایستادگی رهبری در مقابل انحراف و بصیرت مردم حساب چندانی باز نکرده بود، سر خود را به سنگ کوبید.

به گزارش جهان ، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در اجتماع بزرگ اصولگرایان استان کرمان و درجمع اعضای شورای هماهنگی اصولگرایان که با حضور حضرت آیت الله جعفری نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمان تشکیل شده بود ابتدا با ارائه شواهد و نمونه هایی از گذشته و حال، موقعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج و نقش برجسته آن در معادلات منطقه ای و بین المللی را طی ۳۲ سال گذشته بی نظیر توصیف کرد و گفت: در حالی که شما مردم ولایتمدار و فداکار شاخ نظام سلطه بین الملل را شکسته و انقلاب های اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا را پدید آورده اید، نباید انتظار داشته باشید که آمریکا و متحدانش دست از دشمنی و کینه توزی بردارند و این قطب قدرتمند اسلام را به حال خود بگذارند.
وی افزود: دشمن از برخورد نظامی طرفی نبسته و به ایجاد جریانات انحرافی و توطئه و فتنه های داخلی دل بسته است. شریعتمداری گفت: در فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ هیچیک از دشمنان بیرونی و گروه ها و جریانات ضد انقلاب داخلی و خارجی را نمی توانید آدرس داده و نام ببرید که در این توطئه حضور فعال نداشته اند ولی این فتنه که به «جنگ احزاب» شبیه بود با مدیریت الهی حضرت آقا و بصیرت مثال زدنی مردم با شکستی سخت و رسواکننده روبرو شد و دشمن از یکسو تمامی سرمایه خود را که به میدان آورده بود، دود کرد و به هوا فرستاد، و از سوی دیگر با افشای چهره ماموران پنهان خود، بی آن که بخواهد خدمت بزرگی به نظام کرد.
مدیر مسئول کیهان گفت: جریان انحرافی لانه کرده در اطراف رئیس جمهور نیز ماهیتی شبیه فتنه ۸۸ دارد با این تفاوت که دشمنان بیرونی، سران فتنه را زیر چتر مسئولیت های سابق آنها پنهان کرده و به میدان فرستاده بودند ولی در ساخت جریان انحرافی از آدم های دم دستی بهره گرفته و آنها را به حلقه اول اطرافیان رئیس جمهور محترم نفوذ داده بودند. و این درحالی است که دولت نهم بعد از عبور از عقبه های سختی مانند کارگزاران و دولت اصلاحات با تلاش شبانه روزی، خدمات بی نظیری را به مردم ارائه کرده و می کند.
شریعتمداری در ادامه سخنان خود به موضوع «جن» و «جن گیری» و سحر و جادو که این روزها درباره جریان انحرافی بر سر زبان هاست اشاره کرد و گفت: وجود «جن» به عنوان یکی از مخلوقات صاحب اراده خداوند تبارک و تعالی قابل انکار نیست و سحر و جادو نیز واقعیتی است که در آموزه های دینی از آن نهی شده است. ولی ماجرای ارتباط جریان انحرافی با «جن» و یا توسل آنها به «سحر و جادو» را که از سوی همین جریان به آن دامن زده می شود یک «طرح فریب» برای رد گم کردن است و جریان انحرافی با پیش کشیدن مسئله «سحر و جادو» و ارتباط با «جن» در پی آن است که بررسی های قضایی و پیگردهای اطلاعاتی را در این نقطه متوقف کند تا دست های پشت پرده این جریان و ارتباط های بیرونی آن از نگاه مقامات امنیتی و اطلاعاتی نظام پنهان بماند و مأموران اطلاعاتی با این تصور که همه انحراف ها و اقدامات جریان یاد شده نتیجه «سحر و جادو» و ارتباط با «جن» است، از ادامه پی گیری منصرف شوند و تنها به تأسف از رویکرد این جریان به «جن» و «جن گیری» بسنده کرده و کانون بیرونی و مدیریت کنندگان اصلی جریان انحرافی دست نخورده باقی بمانند. شریعتمداری ضمن تأکید بر پرهیز از ساده اندیشی گفت: آیا نباید این سؤال برای مسئولان مربوطه مطرح باشد که چرا مواضع جن های مرتبط با این جریان انحرافی با مواضع مقامات آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی شبیه است؟! و افزود: اگر پای «جن» در میان باشد، باید گفت جریان انحرافی با جن های انگلیسی رابطه دارد!
شریعتمداری در ادامه به شاخصه هایی اشاره کرد که با استفاده از آنها می توان «فتنه»ها و «انحرافات» را در همان آغاز شکل گیری شناسایی کرد و در این باره گفت: هرگاه دیدید که مواضع یک جریان یا گروه سیاسی با مواضع اعلام شده دشمنان بیرونی همخوانی دارد، ابتدا با تردید به آن نگاه کنید زیرا بعید نیست که خطایی در کار باشد ولی چنانچه این همخوانی در موارد متعدد تکرار شد، احتمال وابستگی را نادیده نگیرید تا علاج واقعه، قبل از وقوع کرده باشید.
وی یکی دیگر از شاخصه ها را انتقال معیارها از میدان های قابل ارزیابی به میدان های غیر قابل ارزیابی دانست و به عنوان مثال گفت: «مکتب اسلام» برای همه شناخته شده و غیر قابل تحریف است اما وقتی «مکتب ایرانی» جای آن را می گیرد، باید تردید کرد که مبادا کسانی با این جابجایی قصد تحریف آموزه های اسلامی را داشته باشند و افزود: پاسخ «کدام اسلام»؟ معلوم است زیرا اسلام معیارهای تعریف شده ای دارد و غیرقابل تحریف است اما پاسخ «کدام ایران»؟ معلوم نیست؟ ایران پادشاهان دست نشانده پهلوی، ایران شاهان بی عرضه و عیاش قاجار؟ ... و اگر ایران جمهوری اسلامی مورد نظر است چرا خشت نوشته کورش به عنوان سمبل مکتب ایرانی معرفی می شود؟!
مدیر مسئول کیهان در ادامه به پرسش های حاضران پاسخ داد و در پاسخ به سؤالی درباره اظهارات برخی از عوامل فتنه ۸۸ که با اشاره به جریان انحرافی، قصد تطهیر خود را دارند گفت: سران فتنه که تمامی اسناد و شواهد از وابستگی بیرونی آنها حکایت می کند با هر کس و هر جریانی که دشمن آمریکا و اسرائیل و انگلیس بود مخالفت می ورزیدند و مادام که جریان انحرافی خود را بخشی از اصولگرایان جا زده بود، سران فتنه به خیال آن که این جریان هم، بخشی از اصولگرایان و در نتیجه، ضد آمریکا و اسرائیل است با آن دشمن بودند بنابراین اکنون که معلوم شده جریان انحرافی نیز دست کمی از آنها ندارد، فقط می توانند بگویند: «دیدید که این جریان هم مثل ما بود»؟! که در پاسخ باید گفت «دیدید با همه منحرفان برخورد می کنیم»؟!
و اتفاقاً، برای توده های مردم افتخار بزرگی است که هر جا انحرافی می بینند به مقابله با آن برمی خیزند، چه رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس مجلس سابق باشند چه جریان انحرافی خزیده در کنار یک رئیس جمهور خدمتگزار.
مدیر مسئول کیهان در پاسخ به سؤال دیگری گفت: مجلس نهم یکی از سنگرهای کلیدی است و اصولگرایان باید نامزدهای مورد نظر خود را با دقت انتخاب کرده و با صرفنظر کردن از اختلاف سلیقه های جزیی، لیست واحدی ارائه دهند. وی افزود: برای مجلس نهم دو جریان خیز برداشته اند، فتنه گران شکست خورده که تصمیم دارند افرادی را معرفی کنند که رابطه آنان با فتنه ۸۸ فاش نشده باشد تا بتوانند از فیلتر شورای نگهبان رد شوند و جریان انحرافی با بودجه کلان در پی معرفی افرادی از شهرهای کوچک و پرداخت هزینه انتخاباتی آنهاست تا بخشی از مجلس نهم را در اختیار داشته باشد.
شریعتمداری گفت: شورای نگهبان نباید تنها به گزارش مراجع رسمی اکتفا کند بلکه باید اطلاعات مردمی را جمع آوری کرده و براساس گزارش های مستند نسبت به صلاحیت یا عدم صلاحیت داوطلبان تصمیم بگیرد.
مدیر مسئول کیهان در پاسخ پرسش یکی از حاضران گفت: باید مراقب بود که «میانه روها» یعنی کسانی که در جریان فتنه ۸۸ مواضع دوپهلو و غیرشفاف داشته اند، میدان را در دست نگیرند و با سوءاستفاده از آب گل آلود ماهیگیری نکنند.


قلم‌های روان شده آگاهان بین‌المللی پیرامون فتنه 88
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، تیری میسان ، جنبش سبز

رضا سراج: یک تحلیل گر مشهور غربی اخیراً در نوشتاری، ابعاد جدیدی از فتنه 1388 را بیان نموده است. حمایت گسترده از نامزدی که توسط یک شخصیت محوری انتخاب شده، به چالش کشاندن نتایج انتخابات ریاست جمهوری، خرابکاری در مقیاسی وسیع، سرنگونی دولت احمدی نژاد و نظام دینی، برپایی دولت انتقالی توسط موسوی، از جمله مراحلی است که توسط "تیری می‌سان " افشاء شده است.

"تیری می‌سان" (Thierry Meyssan) تحلیل گر سیاسی فرانسوی و موسس پایگاه اینترنتی "ولاتایر " (Volataire) است که مقالات متعددی در حوزه روابط بین الملل به زبانهای انگلیسی، عربی، اسپانیایی و روسی به رشته تحریر درآورده است.

وی همچنین دارای تألیفات زیادی است که از جمله می توان به دو کتاب به نامهای "یازده سپتامبر دروغ بزرگ " و "پنتاگیت " اشاره کرد.

"می‌سان " در مقاله ای با عنوان "شکست انقلاب رنگی در ایران " (Color Revolution Fails in Iran) ، از فتنه سال گذشته در ایران با نام "انقلاب سبز " یاد نموده و پیرامون آن نوشته است: "انقلاب سبز، آخرین مدل و جدیدترین نسخه از انقلاب های رنگی است که در ایران با شکست مواجه شد. " وی در بخش نخست نوشتارش به پیشینه ی انقلاب های رنگی در کشورهای مختلف جهان پرداخته و نقش آمریکا در طراحی، هدایت و حمایت از انقلاب های رنگی و مخملین را تشریح می نماید.

"تیری می‌سان " در بخش دیگری از نوشتارش با عنوان "انقلاب سبز" (The Green Revolution) پیرامون فتنه 1388 می نویسد: "عملیات و سناریوی انقلاب رنگی که در سال 2009 در ایران به اجرا درآمد، در فهرست طویل انقلاب های قلابی و ساختگی قرار دارد. "

وی در صفحه ی ششم مقاله اش به طراحی این عملیات در سال 2007 اشاره نموده و در ادامه می نویسد؛ "در ابتدا، کنگره آمریکا، لایحه تخصیص بودجه 400 میلیون دلاری برای پروژه ی تغییر نظام در ایران را با اکثریت آراء تصویب کرد. البته این بودجه، به غیر از سرمایه گذاری های صورت گرفته توسط موسسه ی اعانه ی ملی برای دموکراسی (NED)، سازمان سیا و سازمان آمریکایی برای توسعه بین المللی (USAID) بود. "

این تحلیل گر مشهور اروپایی با اذعان به نامشخص بودن چگونگی هزینه کرد این بودجه، دریافت کنندگان بودجه ی 400 میلیون دلاری آمریکا برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را به شرح زیر معرفی می کند:

1-یکی از آقازاده ها (1)
2-سلطنت طلبان
3-سازمان منافقین

نویسنده‌ی کتاب "یازده سپتامبر دروغ بزرگ" پیرامون چگونگی تصمیم سردمداران کاخ سفید برای انقلاب رنگی در ایران می نویسد:

"پس از آنکه رئیس ستاد کل نیروهای مسلح آمریکا تأیید کرد نباید هیچ گونه حمله ی نظامی علیه ایران صورت گیرد، دولت بوش تصمیم گرفت یک انقلاب رنگی در ایران، به راه اندازد. سپس این تصمیم به تأیید دولت اوباما نیز رسید. نقشه ها و برنامه های مربوط به پروژه ی انقلاب رنگی در ایران که در سال 2002 توسط موسسه "آمریکن اینتر پرایز " و با همکاری اسرائیل طراحی شده بود، دوباره به جریان افتادند."

این نویسنده فرانسوی در یکی از مهمترین بخش های مقاله اش به مراحل انقلاب رنگی در جریان انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری ایران می پردازد و این مراحل را به شرح زیر برشماری می‌کند:

-حمایت گسترده از یک نامزد انتخاباتی (2)
-به چالش کشاندن نتایج انتخابات ریاست جمهوری
-خرابکاری وسیع و گسترده
-سرنگونی دولت احمدی نژاد و نظام دینی
-برپایی دولت انتقالی توسط میرحسین موسوی

"تیری می‌سان" در نوشتار خود، "مایکل لدین" (یکی از هدایت گران عملیات های سری و پنهان آمریکا) و "موریس آمیتای " (یکی از مدیران سابق کمیته امور عمومی آمریکا (3) - اسرائیل موسوم به آیپک AIPAC) را مسئول پروژه ی انقلاب رنگی در ایران معرفی و تصریح می کند برای پیشبرد پروژه‌ی مذکور، شبکه ی یکپارچه اینترنت نیز بسیج شده بود.

وی سپس به نقش سازمان منافقین در پروژه ی انقلاب رنگی در ایران می پردازد و تصریح می کند که ؛ "سازمان مجاهدین ]منافقین[ خلق در طول اعتراضات انتخاباتی ریاست جمهوری اخیر ایران، تدارکات و تجهیزات لازم برای خرابکاری ارائه کردند، آنها مسوول تحریک زد و خوردهای خیابانی میان طرفداران و مخالفان احمدی نژاد بودند که علاوه بر تحریک در همین درگیری ها نیز حضور داشتند."

این نویسنده و تحلیل گر سیاسی غربی در انتهای مقاله خود می نویسد؛ "پروژه و سناریوی بی ثبات کردن ایران با شکست مواجه شد، زیرا حرکت اصلی این طرح که در پس انقلاب های رنگی قرار داشت به درستی اجرا نشد" وی در این قسمت عوامل شکست انقلاب رنگی در ایران را به شرح زیر ذکر می کند:

-مردم در ایران در تله نیفتادند. آنها نپذیرفتند که احمدی نژاد، مسوول تشدید تحریم های اقتصادی آمریکا برضد تهران است.
-موسوی نتوانست کانون نارضایتی های عمومی برضد احمدی نژاد را به خوبی مدیریت کند.

"می‌سان" پیرامون چگونگی مدیریت بحران توسط مسوولین نظام نیز می نویسد: "مقامات ارشد نظام از برگزاری هرگونه تظاهرات اعتراض آمیز ممانعت بعمل آوردند. آنان اجازه دادند تا طراحان اصلی این توطئه، چهره ی واقعی خودشان را نشان دهند. به این ترتیب، ناآرامی ها و اعتراضات به مناطق حومه تهران محدود شد."

نویسنده مقاله ی "شکست انقلاب رنگی در ایران"، بخش پایانی نوشتار خود را به رسانه های غربی و نقش آنان در تحریک افکار عمومی اختصاص داده است. وی در این خصوص تصریح می کند که؛ "باید متذکر شد که تبلیغات از رسانه های گروهی کشورهای غربی، نقش موفقیت آمیزی در این اعتراض ها از خود به نمایش گذاشتند. افکار عمومی بین المللی واقعاً به این یقین رسیدند که دو میلیون نفر از مردم ایران به خیابان ها ریختند، در حالی که رقم واقعی ده برابر کمتر از این مقدار بوده، این مبالغه های تبلیغاتی کمک شایانی کرد. زیرا آنها نیازی به ارائه مدرک برای ادعاهای خود نداشتند."

*معنادار شدن حوادث قبل و بعد از انتخابات

مطالب این نویسنده ی غربی به عنوان یکی از مصادیق قلم های روان شده ی آگاهان بین المللی، بخشی از ماهیت و پشت پرده ی فتنه 88 را نمایان می سازد. این مقاله از یک سو نقش آمریکا و رسانه های غربی در توطئه ی براندازی نظام جمهوری اسلامی را برملا می کند و از سوی دیگر رابطه معناداری را بین مراحل پنج گانه ی طرح آمریکا برای انقلاب رنگی در ایران با رخدادهای قبل و بعد از انتخابات، ترسیم می نماید.

"تیری می‌سان" در اولین مرحله از مراحل پنجگانه ی انقلاب رنگی در ایران به حمایت از نامزدی که توسط (یک شخصیت محوری) انتخاب شده اشاره دارد. در تطابق این مرحله با رخدادهای قبل از انتخابات، آیا عدم حمایت حزب کارگزاران سازندگی از نامزدی آقای خاتمی و حمایت ناگهانی این حزب از آقای موسوی، نمی تواند معنادار باشد؟ آیا تغییر 180 درجه ای مجمع روحانیون، سازمان منحله ی مجاهدین انقلاب، حزب غیرقانونی مشارکت و حمایت برق آسای آنان از آقای موسوی نشاندهنده تطابق معنادار اقدامات با مرحله ی اول از مراحل پنجگانه ی انقلاب رنگی در ایران نیست؟

نویسنده و تحلیل گر فرانسوی، به چالش کشاندن نتایج انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 را به عنوان مرحله ی دوم طراحی آمریکا برای انقلاب رنگی در ایران می داند. با این اوصاف، القاء تقلب در انتخابات و اصرار بر آن، عدم تمکین به قانون و بهره نگرفتن از ساز و کارهای قانونی برای اعتراض به نتیجه ی انتخابات، نپذیرفتن رأی مردم و همچنین دعوت به اردوکشی خیابانی و نافرمانی مدنی، موید رابطه معنادار این اقدامات با مرحله ی دوم طرح آمریکا می باشد.

خرابکاری وسیع و گسترده به عنوان سومین مرحله از سناریوی آمریکا برای انقلاب رنگی در ایران با به مخاطره انداختن امنیت ملی از سوی فتنه گران و عناصر گروهکهای ضدانقلاب در حوادث پس از انتخابات معنادار می گردد. در مرحله ی سوم طرح مذکور با سوق دادن کشور به لبه ی پرتگاه ناامنی و وادار نمودن مسئولین نظام به پذیرش بدعت ابطال انتخابات، عملاً زمینه ی لازم برای عملیاتی شدن مرحله ی سوم و چهارم سناریوی آمریکا فراهم می گردید.

سرنگونی دولت احمدی نژاد و نظام دینی و برپایی دولت انتقالی توسط میرحسین موسوی به عنوان مراحل چهارم و پنجم طرح آمریکا برای تغییر نظام سیاسی در ایران با شعارهای فتنه گران و عناصر ضدانقلاب در حوادث پس از انتخابات معنادار می شود. در این رابطه شعار "جمهوری ایرانی " و "مرگ بر اصل ولایت فقیه " موید تلاش برای پیاده سازی دو مرحله مذکور می باشد.

همچنین در مقاله ی این نویسنده ی مشهور اروپایی به سه جریان (سلطنت طلبان، منافقین و فتنه گران) به عنوان دریافت کنندگان بودجه ی 400 میلیون دلاری آمریکا برای انقلاب رنگی در ایران اشاره می شود. این مهم از پیوند شوم فتنه گران با سلطنت طلبان، منافقین و سایر گروهک های ضد انقلاب رمزگشایی می نماید و مواضع برخی از سران و عوامل فتنه را معنادار می کند. در این رابطه می توان به موارد زیر اشاره داشت:

- حمایت برخی سران فتنه از معدومین سلطنت طلب موسوم به انجمن پادشاهی که با بمب گذاری در شیراز تعدادی از مردم این شهر را به شهادت رساندند.

- حمایت از قداست شکنان روز عاشورا با عنوان "مردمی خداجو " توسط یکی از سران فتنه. این حمایت در حالی انجام شد که عناصر پدیدآورنده ی این حادثه ی غم بار، بعضاً وابسته به سلطنت طلبان، منافقین و فرقه های ضاله بودند.

- حمایت تلویحی از گروهک تروریستی منافقین با محکوم نمودن اعدام تروریست های وابسته به این گروهک در دهه ی 60

*بخش پایانی

برجسته سازی فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دوازدهم آبان امسال و توجه دادن به آن، هدف این یادداشت است. از این رو در بخش پایانی این نوشتار، سخنان معظم له در دیدار دانشجویان و دانش آموزان پیرامون قلم های روان شده آگاهان بین المللی درخصوص فتنه 88 نقل می‌شود:

"چند سال بعد که قلم های بسته شده ی آگاهان بین المللی روان شود، خواهید خواند که چه توطئه ی بزرگی پشت فتنه 88 بود و چه قصد عجیبی داشتند."

**********
1- تیری می‌سان در مقاله خود به صراحت از افراد نامبرده است و حتی به ارتباط برخی از اعضاء خانواده این آقازاده با مایکل لدین نیز اشاره دارد.

2- تیری می‌سان در این بخش اشاره به حمایت یک شخصیت محوری دارد.

3- می‌سان در مقاله مذکور علاوه بر ذکر سوابق مایکل لدین و موریس آمیتای به نقش این دو با موضوع ایران گیت (ماجرای مک فارلین) و نیز نام رابط آنها در تهران اشاره دارد که در اینجا به خاطر پاره ای از ملاحظات، از ذکر نام وی خودداری می گردد.


تلاش BBC برای زنده‌کردن جنازه‌فتنه با سوءاستفاده از مرحوم‌حجازی
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، bbc ، جنبش سبز ، ناصر حجازی

عطش معنادار تلویزیون دولتی انگلیس برای تبلیغ فعال بودن جریان آشوب که در ماه‌های گذشته رنگ و بوی جدیدی به خود گرفته، موجب شده تا در پوشش اخبار مختلف دچار اشتباه‌های فاحش شود.

 

 به گزارش رجانیوز، امروز در حالی که مردم ورزش دوست تهران به ورزشگاه آزادی رفته بودند تا پیکر مرحوم "ناصر حجازی" دروازه بان اسبق تیم ملی ایران را تشییع کنند، ‌بی‌بی‌سی فارسی تلاش کرد تا از تشییع پیکر مرحوم حجازی هم برای زنده کردن جنازه فتنه استفاده کند اما تحریریه بی‌بی‌سی در این زمینه گاف معناداری داد.

 

تلویزیون دولتی انگلیس در خبری که در سایت اینترنتی خود منتشر کرد، مدعی شد سیدحسن خمینی بر پیکر مرحوم حجازی نماز خوانده است؛ اما این درحالی بود که حجت‌الاسلام علیپور دبیر کمیته فرهنگی منشور اخلاقی، نماز میت را بر پیکر مرحوم حجازی اقامه کرد.

رسانه‌های ضد انقلاب در روزهای اخیر با انتشار بدون منبع این خبر تلاش کرده بودند تا مراسم تشییع ناصر حجازی را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کنند که البته این سناریو با هوشمندی مردم و خانواده مرحوم حجازی ناکام ماند.

اگرچه در این میان نمی‌توان نسبت به سکوت معنادار موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) هم بی‌تفاوت بود که هیچ واکنشی برای تکذیب خبر سایت‌های ضدانقلاب مبنی بر حضور سید حسن خمینی در ورزشگاه آزادی و اقامه نماز میت بر پیکر حجازی نشان نداد.

بی‌بی‌سی در تلاش ناشیانه خود برای سو استفاده سیاسی از مراسم تشییع مرحوم حجازی، به این مورد اکتفا نکرده و در ادعایی جالب که با اظهارات حاضرین در مراسم تشییع ناصر حجازی همخوانی نداشت، مدعی شد که این مراسم تحت تدابیر شدید امنیتی و با حضور گسترده ماموران انتظامی برگزار شده است.

 بی‌بی‌سی برای اثبات ادعای خود، از حمل تابوت مرحوم حجازی توسط ماموران امنیتی هم خبر داده که نگاهی به تصاویر منتشر شده از این مراسم نشان می‌دهد که منظور تلویزیون دولتی انگلیس از ماموران امنیتی، حمل تابوت ناصر حجازی توسط نیروهای ویژه تشریفات بوده که به منظور احترام به جایگاه ملی وی صورت گرفته است.

این گاف تلویزیون دولتی انگلیس درحالی است که فعالان رسانه معتقدند بی‌بی‌سی در ماه‌های اخیر به ویژه در هفته‌های پایانی سال گذشته و در وقایع روز 25 بهمن 89، به طرز عجیبی نقاب بی‌طرفی خود را کنار زده و صراحتا تلاش می‌کند تا به هر وسیله ممکن دست به احیای جریان فتنه بزند؛ مساله‌ای که با انتشار گزارش‌ها و اخبار دروغین درباره تجمعات مخالفان جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و اکنون به گاف‌های متعدد در زمینه مسائل اجتماعی و ورزشی رسیده است.

چندی پیش اعضای اتاق فکر لندن که با محوریت وزیر ارشاد دولت اصلاحات فعالیت می‌کنند، از برنامه ویژه خود برای ایجاد یک مرکز ساماندهی رسانه‌ای در انگلستان خبر داددند که وظیفه آن، سوءاستفاده از هر اتفاق و واقعه اجتماعی در ایران برای زنده نشان دادن جریان ضدانقلاب داخلی است.


انتقاد سازماندهی‌شده دستور کار جدید جریان‌فتنه‌برای بازگشت به قدرت
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، مجیدانصاری ، جنبش سبز

پس از آنکه سخنان خاتمی و فرار به جلوی وی در طرح موضوع بخشش فتنه گران از سوی نظام و متقابلاً گذشت افرادی که او آن‌ها را با کلی‌گویی "مردم" خواند از ظلم‌هایی که در حق‌شان شده است، بازخورد منفی گسترده‌ای داشت، پاسکاری سازماندهی شده در میان تندروها و میانه‌روهای این جریان برای امتیازدهی و امتیازگیری از نظام با انگیزه نهایی اجازه یافتن برای حضور در انتخابات طراحی شده است.

به گزارش رجانیوز، خاتمی در سخنانی که هفته گذشته به نقل از او منتشر شد، با انتقاد ضعیف از جنازه بر زمین مانده فتنه، تلاش کرد در مقام بی طرفی، فتنه‌گران و در مقابل مردم و نظام را که با آن‌ها مقابله کردند، به فراموش کردن همه این مسائل و به تعبیر او بخشش یکدیگر دعوت کند.

با این حال اخبار رسیده به رجانیوز حاکی از آن است که در آخرین تغییرات پروژه خاتمی و یارانش، فشار به نظام برای بازگشت به قدرت به عنوان اصل اساسی استراتژی مذکور در نظر گرفته شده است که بر همین مبنا اشاره تلویحی این جریان به تمایل برای امتیازدهی در میان سخنرانی‌های چهره‌های اصلی جریان مجمع روحانیون از یک سو و رد کردن این سخنان از سوی طیف تندرو اصلاح طلب برای واقعی نشان دادن صحنه از سوی دیگر در دستور کار قرار گرفته است.

همچنین برخی از افراد مانند علیرضا علوی‌تبار نیز مأمور شده‌اند به پروژه بازگشت خاتمی وجهه تئوریک بدهند تا این تلقی ایجاد نشود که این طیف برای بازگشت به قدرت حاضرند تمام آنچه را که به‌عنوان آرمان‌های جریان فتنه شناخته می‌شود، زیر پا بگذارند.

این بخش از جریان فتنه با هدایت خاتمی از یک سو تمایل خود را برای مشارکت سیاسی نشان می‌دهند و ما به‌ازای آن را داد و ستد امتیاز با نظام می‌دانند و از سوی دیگر نیز با روش "با دست پس زدن و با پا پس کشیدن" می‌گویند که در صورت برآورده نشدن انتظارات آن‌ها، انتخابات را تحریم خواهند کرد.

این در حالی است که این جریان به‌دلیل حفظ منافع خود هم که شده از اینکه به‌عنوان "جریان تحریمی" که مساوی با ضدانقلاب است، شناخته شود، ابا دارد و در صورت چراغ سبز نظام و تأیید صلاحیت حداقلی، هرگز انتخابات را تحریم نخواهد کرد، به‌طوری که در انتخابات مجلس هشتم نیز علی‌رغم تبلیغات گسترده مبنی بر تحریم انتخابات، در همین شهر تهران دو لیست انتخاباتی کامل با عناوین "اعتماد ملی" و "یاران خاتمی" ارائه کرد که شکست سنگینی نیز متحمل شد.

پیگیری این استراتژی جدید را می‌توان در اظهارات تند روز گذشته مجید انصاری عضو شاخص مجمع روحانیون در دانشگاه مفید و اصلاح سریع آن در مصاحبه با یک رسانه خبری نیز مشاهده کرد.

همچنین تلاش‌های چراغ خاموش مجمع روحانیون برای حضور در عرصه سیاسی کشور در حالی جدی‌تر می‌شود که این تشکل سیاسی در ایام فتنه با فراخوان غیرقانونی خود نقش غیرقابل انکاری در دامن زدن به اغتشاشات داشته و عملا به یکی از اصلی ترین سازماندهی کنندگان حرکت‌های ضد انقلاب تبدیل شد.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با خبرگان ملت در سال 88 با اشاره به حرکت‌های خارج از چارچوب نظام فرموده بودند: "افرادی که حاضر نیستند قانون و رأی اکثریت را قبول کنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخارآفرین 40 میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف می‌کنند صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست می‌دهند که از دست داده‌اند."


افسوس که ناآرامی‌های بعد از انتخابات ایران به نتیجه‌ای نرسید
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: اسرائیل ، جنبش سبز

نخست وزیر رژیم صهیونیستی که در جریان فتنه 88 چند بار از این جریان حمایت کرده بود، روز گذشته نیز در سخنان خود در برابر نمایندگان کنگره امریکا با یادآوری دشمنی دیرینه نظام برخاسته از انقلاب اسلامی ایران با اسرائیل گفت: امیدها و آرزوهای ما در مورد جمهوری اسلامی با پایان یافتن نارآمی‌های بعد از انتخابات در هم شکسته شد.

به گزارش رجانیوز، بنیامین نتانیاهو با تعبیر از شورش‌ها و ناآرامی‌های پس از انتخابات به "بهار کوتاه دموکراتیک در ایران"، از اینکه این تلاش‌ها به نتیجه نرسید، ابراز تأسف کرد.

وی با ابراز امیدواری در مورد اینکه قیام‌های ملت‌های عربی راه انقلاب اسلامی را نروند، گفت: این امیدهای ما نیز ممکن است خیلی زود به یأس تبدیل شود.

نتانیاهو بار دیگر به هراس رژیم صهیونیستی از برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرد و گفت: بزرگ‌ترین خطری که بشر را تهدید می‌کند، ممکن است به‌زودی ما را در برگیرد که همان رژیم اسلام‌گرایی است که به بمب هسته‌ای نیز دست پیدا کند.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی برای چندمین بار با ابراز هراس از جمهوری اسلامی ایران گفت: آنهایی که تهدید ایران را بی‌مورد می‌دانند، سر خود را مثل کبک در برف فرو کرده‌اند.

وی با انتقاد از کسانی که از محکوم کردن درخواست‌های ایران برای از بین بردن رژیم صهیونیستی خودداری می کنند، افزود: چرا جامعه بین‌المللی در مقابل درخواست‌ها برای ویرانی پیشگیری از اسرائیل سکوت کرده است.

نتانیاهو با تمجید از اقدامات ضد ایرانی نمایندگان کنگره امریکا در اعمال تحریم‌های یکجانبه علیه کشورمان گفت: شما بر خلاف جهان به شیوه‌ای متفاوت عمل کردید و حکومت ایران و اهداف این کشور را محکوم کردید، شما تحریم‌های سنگینی بر ضد ایران اعمال کردید و وجدان بشریت و تاریخ از اقدامات امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران استقبال خواهد کرد.

اظهارات نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی علیه ایران نشان می‌دهد که این رژیم به ناآرامی‌های پس از انتخابات ایران  امید ویژه‌ای داشته و در حال حاضر نیز از الهام‌بخشی جمهوری اسلامی برای قیام ملت‌های عربی به‌شدت واهمه دارد.

همچنین قیام‌های خاورمیانه و شمال افریقا که موجب جابجایی محسوس موازنه استراتژیک به نفع جمهوری اسلامی و تغییر ناخواسته و اجباری تمرکز و اولویت‌بندی امریکا و غرب در قبال برنامه هسته‌ای ایران شده، یکی دیگر از محورهای نگرانی رژیم صهیونیستی است که همیشه کوشیده ایران را به‌عنوان خطر اول معرفی کند.

نتانیاهو در بخش مربوط به اعمال تحریم‌های یکجانبه کنگره امریکا نیز اعتراف کرده است که این نمایندگان بر خلاف جهان در بخش تحریم‌ها به شیوه متفاوت عمل کردند. این در حالی است که امریکا در موضوع تحریم‌ها معمولاً تلاش می‌کند که نوعی اجماع جهانی را القا کند.


خاتمی در دوراهی "اعلام برائت از فتنه و توبه" و "حذف کامل از صحنه سیاسی"
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیدمحمد خاتمی ، جنبش سبز ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

 

تحرکات جدید محمد خاتمی در فاصله یک سال مانده تا انتخابات مجلس نهم برای جلوگیری از فروپاشی کامل جریان سیاسی این طیف در اثر رفتارهای ساختارشکنانه سال 88،‌ با واکنش شدید افکار عمومی و بخشی از فعالان سیاسی مواجه و تأکید شد که پیش‌نیاز هرگونه تحرک جدید، اعلام برائت و توبه از رفتارهای قبلی است.

به گزارش رجانیوز، خاتمی برای ادامه حیات سیاسی خود و بخشی از متعلقینش بر سر دو راهی "اعلام برائت از جریان فتنه و توبه" و "ماندن در جمع سران فتنه و حبس در افکار عمومی" قرار دارد. این در حالی است که به‌زعم او، این بازی برایش دو سر باخت خواهد بود، چرا که در صورت برائت از فتنه و توبه، وی دیگر ظرفیت محدود فتنه‌گری و ساختارشکنی خود و یا حداقل ژست آن را نیز از دست خواهد داد و عملاً بی‌خاصیت‎تر خواهد شد و در صورت ادامه روند یک سال و نیم قبل و همراهی با جریان فتنه نیز همچنان روند انزوای سیاسی او و دوستانش ادامه خواهد داشت و برای همیشه از صحنه مشارکت سیاسی کشور حذف می‌شوند.

در عین حال، برخی ناظران سیاسی نیز معتقدند حتی طیف‌های میانه‎روتر نزدیک به جریان فتنه نیز تمایلی به اینکه خاتمی بخواهد رهبری جریان جدید را برعهده بگیرد، ندارند و در جلسه اخیر با اعضای فراکسیون اقلیت مجلس نیز تعدادی از حاضران این موضوع را مطرح کرده‌اند. این طیف برای صلاحیت نداشتن خاتمی، به عملکرد او در دوره مسئولیتش اشاره می‌کنند.

دوم خرداد سوار شدن بست‏نشینان حلقه کیان و آئین بود بر موج نارضایتی از عملکرد دولت سازندگی و فضای بسته‏ای که غیر‏سیاسی‏شدن جامعه و دانشگاه را تعقیب می‏کرد. آن روزها ناطق نوری یک چهره جامعه روحانیت مبارز و ادامه‏دهنده راه هاشمی به شمار می‏آمد؛ اما تصور از خاتمی این گونه بود که او وضعیت موجود و حکمرانی تمام عیار طبقه برخوردار و اشرافیت سامان‏یافته را به هم خواهد ریخت و فضای بسته گذشته را تغییر خواهد داد؛ تصوری که هرگز واقعیت نداشت.

به عبارت کامل‏تر عملکرد رقیب و کارنامه دولت سازندگی موجی را ایجاد کرده بود که خاتمی توانست بر روی آن سوار شود و زمینه‏ای برای فتنه فراهم آورد. خاتمی برای هاشمی احترام قائل بود و می‏خواست این موضوع را علنی کند اما تیم هدایت کننده او، بر اساس سناریوی تبلیغاتی‌اشان که نمادسازی از ناطق نوری به‌عنوان ادامه دهنده راه هاشمی و تصویرسازی از خاتمی به‌عنوان نماد تغییر بود، وی را از این کار برحذر داشت.

سعید حجاریان در این زمینه می‏گوید: «اول کار آقای خاتمی آمد و گفت من مشاور هاشمی بودم، من وزیر هاشمی بودم و... من مخالفت کردم، گفتم این حرف‏ها بد است! مردم به تو رأی نمی‏دهند! خیلی بود!» ناطق نوری نیز این موضوع را به گونه‏ای دیگر در کتاب خاطرات خود بیان کرده است: «مسئله دیگر این بود که وقتی من از سیاست‏های اقتصادی دولت و شخص ایشان دفاع کردم، می‏گفتند پس ناطق که شق‏القمری نمی‏کند و تحولی در کشور ایجاد نمی‏شود؛ او هم راه رفسنجانی را ادامه می‏دهد. طبیعتا این جریان اثر خود را روی آرا می‏گذاشت. در واقع یکی از عواملی که سبب شد من رای نیاوردم، حمایت من از آقای هاشمی، به این بیانی که عرض کردم، بود و حمایت از آقای هاشمی چوب خوردن داشت.»

خاتمی اگر چه با وجهه‏ای منتقدانه نسبت به وضع موجود رأی آورد، اما حمایت رسمی کارگزاران سازندگی و بعد نیز حضور قابل توجه چهره‏های این جریان در درون دولت نشان داد ماجرا چیز دیگری بوده است. انگار در این میان ناطق باید قربانی می‏شد. سخنان فائزه هاشمی قبل از انتخابات 88 در ورزشگاه آزادی که در آن، دوران اصلاحات ادامه راه دوره سازندگی تلقی می‏شد نیز در واقع تبیینی از همین واقعیت بود؛ واقعیتی که یک پشت پرده داشت با دو جریان هم راستا.

توصیف محمد علی ابطحی از این مسئله جالب است. او با یادآوری احزابی مانند کارگزاران سازندگی می‏گوید: «اینها مجموعه‏هایی در داخل حکومت و چارچوب انقلاب بودند و همان وضعیت آن روز را داشتند و دنبال آلترناتیوی می‏گشتند، کسی که جزء مجموعه خودشان باشد و متفاوت با آنها و فکر دیگری داشته باشد، به سراغ آقای موسوی رفتند و ایشان نپذیرفتند. بعد به سراغ آقای خاتمی آمدند.» کارگزارانی‏ها دنبال کسی می‏گشتند که موج‏سوار خوبی باشد و بقای آنها در شریان‏های حکومتی را نیز تضمین کند. این گونه بود که سازندگی در اصلاحات ادامه پیدا کرد و اشرافیت بورژوا به حیات خود ادامه داد!

خاتمی ایجاد کننده دوم خرداد یا لیدر یک جنبش نبود؛ بلکه به جلودار موج نارضایتی مردم تبدیل شده بود. محسن میردامادی در این زمینه می‏گوید: «هیچ وقت آقای خاتمی لیدر اصلاحات نبود و حتی ادعای آن را هم نداشت، در حقیقت دوم خرداد پدیده‏ای بود که در جامعه بالقوه وجود داشت و آقای خاتمی آمد و جلودار آن شد.»

خاتمی حتی برای رئیس‏جمهور شدن هم نیامده بود و فکر نمی‏کرد نام او از صندوق‏ها بیرون بیاید. او تنها به دنبال مطرح کردن تفکرات حلقه آئین در جمعی عمومی‏تر بود. محمد رضا خاتمی در این خصوص اذعان می‏کند: «علت اصلی آقای خاتمی برای حضور در صحنه، رئیس‏جمهور شدن نبود. علت اصلی فضایی بود که انتخابات در اختیار این جمع می‏گذارد.»

شاید یک علت موافقت برخی اطرافیان خاتمی با کاندیداتوری او نیز همین بود. یعنی آنها خاتمی را برای انتقال این پیام مناسب می‏دیدند، نه برای ریاست جمهوری. خاتمی هم درست با همین ذهنیت کاندیداتوری را پذیرفت. عباس عبدی می‏گوید: «خاتمی در نهایت پذیرفت که نامزد شود و علت آن نیز این بود که فرض قطعی بر انتخاب نشدن بود... پذیرفت به این دلیل شرکت کند که اولا مسائلی را مطرح کند، ثانیا هر چقدر رأی آورد پس از آن به حکومت باید گفت که رأی ما علی رغم خواست شما این مقدار است و باید با این مقدار رأی با ما تعامل صورت گیرد. ثالثا این مشارکت بهترین زمینه بود برای برنامه‏ای که جمع منتهی به آیین مدنظر داشتند.»

در دور دوم نیز تردیدهای خاتمی نشان از آن داشت که او مرد این میدان نیست. هادی خانیکی در این مورد می‏گوید: «تفکری که آقای خاتمی به خاطر آن به میدان آمد، به خصوص در دور دوم، نه تنها تمایل به ادامه کار اجرایی نداشت، بلکه معکوس هم بود و اصرار داشت که نیاید و وقتی هم که ثبت نام کرد بغضش ترکید، نوع تفألی هم که به حافظ زد، از ناپیدا بودن سرنوشت این کار سخن می‏گفت.»

خاتمی بر موجی سوار شد که به لحاظ شخصیتی و مدیریتی هرگز توان پیشبرد و جلوداری آن را نداشت. همین مسئله خیلی زود انتقادات و نهیب همراهان او را موجب شد. در واقع همان روزهای نخست نیز برخی همراهان خاتمی او را مرد این میدان نمی‏دانستند و کمی که گذشت، این تلقی تسری بیشتری یافت و برداشت کامل‏تری از توانمندی‏های او به‌دست آمد. شاید بهتر باشد در این مورد، تریبون سخن به دست یاران خاتمی سپرده شود تا این تلقی مستندتر به تصویر درآید.

محسن کدیور معتقد است خاتمی از همان نخست اهل کیاست نبود. او می‏گوید: «آقای خاتمی یک حسنی دارد و آن اینکه انسان صادقی هستند، هنوز هم صادق هستند. اما در عرصه سیاست، صداقت کافی نیست، بلکه کیاست نیز لازم است... خاتمی هیچ‏گاه نخواست رهبر اصلاحات باشد، نماد اصلاحات بود اما رهبر اصلاحات نبود... شما یک مورد را نشان دهید که سران محافظه‏کاران از مواضع خودشان عقب نشسته باشد و یک مورد هم نشان دهید که آقای خاتمی در موضع خود ایستاده باشد. موارد متعددی می‏توان ذکر کرد که ایشان گفته‏اند که فلان کار را می‏کنند و بعد هم عقب نشستند. من همیشه در چندین صحبت خود گفته‏ام که خط قرمز ایشان کجاست؟»

او معتقد است ظرفیتی که در اختیار خاتمی قرار گرفت، ظرفیتی تاریخی بود که کارهای مهمی می‏شد با اتکای به آن کرد که البته خاتمی ناتوان بود: «شما پتانسیل جوانان ما در سال 76، 77 و 78 در نظر بگیرید، چقدر می‏شد از آن استفاده بهینه کرد؟... چیزهایی که ما از دست دادیم مثل کارت اعتباری بوده. دیگر می‏توان این کارت اعتباری را به دست آورد؟»

عباس عبدی نیز نظر مشابهی دارد. او می‏گوید: «خاتمی از صفت تدارک‏چی برای خود نام برد که فکر می‏کنم جایگاه والایی برای خود قایل شده است! زیرا وی در شرایط کنونی تنها تدارک‏چی نیست، بلکه وظیفه ماله‏کشی بر چاله‏چوله‏های حکومت را هم به حکم اجبار دارد و مسئولیت پاسخ در برابر قدرت نداشته یا غصب شده را هم عهده‏دار است. شاید گفته شود خاتمی از اول هم همین طور بود. حتی اگر این نظر درست باشد، باید بگویم که من و خیلی‏های دیگر در این مورد اشتباه کردیم. من دو مسئله را با هم جمع کردم و به این نتیجه رسیدم که خاتمی در یک خط قرمزی عقب‏نشینی می‏کند و هر بار که عقب‏نشینی کرد گفتم خط قرمز بعدی قطعاً می‎ایستد ولی چنین نشد و دیگر خطی باقی نمانده است که بخواهد از آن دفاع کند.»

در سال‏هایی که عملکرد خاتمی موج انتقادات را در میان همراهان او در پی داشت، او دست به قلم شد تا به جای پاسخ‏گویی در مورد عملکرد خود و شرایط آن روز با آیندگان سخن بگوید! عباس عبدی با طعنه در این مورد می‏گوید: «خاتمی بیشترین مشکلش این بود که رأی و اعتماد را که باارزش‏تر از نفت، معادن طلا و جان انسان‏هاست، بی‏هیچ مابه‏ازایی قربانی کرد و چه بد معامله‏ای کرد. خداوند ببخشایدش. او نباید در دور دوم نامزد می‏شد... تحلیل سخنان و رفتار خاتمی در چند سال اخیر به خوبی نشان می‏دهد که تا چه حد عقبگرد داشته ولی چون هنوز هم می‏خواهد به رسم دیرینه، خویش را مبرا کند و تقصیر را به عهده دیگران بیندازد به انشانویسی روی آورد. او که نمی‏تواند با مردم امروز سخن بگوید، برای آیندگان انشا می‏نویسد. او که بیش از هر کس دیگر از ابعاد ظلم و ستم در جامعه آگاه است و بیش از هر کس مسئول جلوگیری از آن است، فعلا سکوت و حتی تأیید می‏کند و مشغول سفر و مصاحبه و خوش‏و‏بش است و من اگر جای مخالفان اصلاحات بودم حتما راهی پیدا می‏کردم که وی را رئیس‏جمهور مادام‏العمر کنم چرا که بهتر از او وجود ندارد!»

اما مشکل خاتمی و آن چیز که همراهان او را به انتقاد واداشت تنها اختلاف سلیقه نبود بلکه حرف در ناتوانی خاتمی بود و اینکه او توانایی مدیریتی کافی برای پذیرش این مسئولیت نداشته است. محمد رضا خاتمی برادر او به همین مسئله اشاره دارد: «دشواری در تصمیم‏گیری نهایی، تردید در تصمیم‏گیری از جمله مسائلی است که ابهت یا کاریزمای رهبر یک جریان را دچار خدشه می‏کند. کسانی منتظر هستند یک تصمیمی بعد از یک اتفاق گرفته شود، ولی گرفته نمی‏شود.»

محمد علی ابطحی هم که از نزدیکان خاتمی بود، می‏گوید: «در بسیاری از موارد که باید به تغییرات و تحولات روزمره سیاسی دست بزند، نمی‏توانست... در بسیاری از پی‏نوشت‏هایی که در حاشیه نامه‏های مهم و رسمی خطاب به رقبای سیاسی، زیردستان و با همکاران خود می‏نوشت، بیش از آنکه آنها را به اطاعت وادارد، با آنها استدلال می‏کرد و سعی می‏کرد به آنها نشان دهد که غلط فکر می‏کنند. در میدان سیاست، غالباً این شیوه به قاطعیت نداشتن تعبیر می‏شود.»

عباس عبدی بحث را خیلی جدی‏تر از این حرف‏ها می‏داند. او حتی انتقاداتی را که در مورد خاتمی مطرح کرده، نسبت به واقعیت‏ها و حقایق ناچیز قلمداد می‏کند و با یادآوری انتقادهای خود ادامه می‏دهد: «باید بگویم که این تحلیل‏ها، مربوط به قبل از زندان است و اگر بخواهم آنچه را که در جریان این زندان متوجه شده‏ام، بنویسم و این بخش از نگرش خود را عنوان کنم، مطمئناً امکان چاپ نخواهید داشت! بنابراین بهتر است این بخش از مسایل بماند برای بعد.»

کدیور نیز می‏گوید: «معتقدم که ایشان در همان چهار سال اول دوره‏اش تمام شده بود و باید خیلی عاقلانه خودش کنار می‏رفت... البته کارهایی صورت گرفت که البته به میلی‏متر هم نمی‏رسد. در مورد قانون‏گرایی هم جو جامعه به این سمت رفت؛ در آن موقع در خیابان ما را می‏زدند الان با قانون فیتیله‏پیچ می‏کنند، یا به عبارت دیگر با ظاهر قانونی عمل می‏کنند. آن وقت ما می‏گوییم موفقیت است! بله!... آیا 8 سال زحمت کشیدیم که به همین جا برسیم؟»

شاید از همین رو بود که وقتی در آستانه انتخابات 88 خاتمی عزم میدان کرد تا خود داعیه‏دار فتنه‏گران باشد، یاران او به اصلی‏ترین و جدی‏ترین منتقدان حضورش تبدیل شدند. همان کسانی که سال‏ها پیش در حلقه آئین گرد او حلقه می‏زدند و او را شمع محفل خود می‏دانستند این بار به میدان آمدند تا بگویند که اگر نظر ما را می‏خواهید خاتمی مرد این میدان نیست. این همه در موضع‏گیری صریح نشریه شهروند نیز بروز پیدا کرد.

درست از همین روست که فتنه‏گران دیگر مثل گذشته حاضر نیستند روی خاتمی حساب باز کنند و تخم‏مرغ‏هایشان را در سبد او بگذارند. آنها خاتمی را همفکر و هم عقیده خود می‏بینند اما او را چهره‏ای می‏دانند که داشته‏های دوم خرداد را به واسطه عملکرد نادرستش به باد داده است و بزرگترین فرصت تاریخی اعضای حلقه آئین را سوزانده است. از نظر اینان خاتمی اگر چه زمینه‏ساز خوبی برای فتنه بود؛ اما رهبر نالایقی برای آن قلمداد شده و می‏شود. با این حال، طیفی از محافظه کاران جریان دوم خردادی برای ماندن در حاکمیت ممکن است به دنبال احیای خاتمی به‌عنوان سر یک جریان میانه‌روتر نسبت به فتنه‌گران باشند.

این در حالی است که افکار عمومی از خاتمی پیش از هرگونه تحرک جدید انتظار اعلام برائت و توبه نسبت به رفتارهای گذشته را دارند و معتقدند حتی در صورت توبه و جبران، افرادی که قرار است گرد او جمع شوند، چنانچه از بعد از نمازجمعه رهبر انقلاب در تاریخ 29 خرداد، اظهارات و رفتارهایی به نفع جریان فتنه داشته‌اند، ابتدا باید آن‌ها نیز به جمع توابین اضافه شوند وگرنه مردم زمینه تحرک سیاسی جدید را به آن‌ها چه در قالب انتخابات‌هایی مانند مجلس و چه حتی تشکل‌های سیاسی را نخواهند داد.


فرار به جلوی خاتمی برای قبضه مجدد رهبری فتنه و بازگشت به قدرت؛
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، جنبش سبز ، میر حسین موسوی
پروژه لگد زدن به جنازه فتنه و عبور از موسوی کلید خورد

نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی موجب شده تا برخی جریان‌های سیاسی که در فتنه ۸۸ نقش محوری داشته و بر همین مبنا از صحنه سیاسی کشور حذف شده‌اند، اکنون به دنبال بازیابی هویت تشکیلاتی خود با بیان اظهارات نادمانه و حتی عبور از عناصر کلیدی فتنه باشند. 

 
به گزارش رجانیوز، در این زمینه محمد خاتمی، یکی از سران اصلی فتنه در روزهای گذشته و در جمع تعدادی از نزدیکان خود با فرار به جلو سخنانی را مطرح کرد که اگرچه از سوی فعالان سیاسی داخل کشور به عنوان تلاش وی برای نادیده گرفته شدن نقش وی در جریان آشوب‌های سال ۸۸ ارزیابی شد اما جریان اپوزیسیون در خارج از کشور را نیز به واکنش تند و گسترده علیه او واداشت؛ واکنشی که در آن، خاتمی به سوء استفاده از این افراد و قدرت طلبی متهم شده است. 
 
خاتمی در اظهارات خود با یادآوری حوادث پس از انتخابات 88، خواستار فراموشی این وقایع شده و گفته است که "اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می‌گذرد." 
 
وی که با فرار به جلو و تلاش برای تبرئه خود از رهبری جریان فتنه، ماجرای فتنه را تقابل نظام و مردم می‌خواند، با گرفتن ژستی بی طرفانه خواست تا دو طرف یکدیگر را عفو کنند! این در حالی است که همه تلاش فتنه گران، ایجاد شکاف میان مردم و نظام و سپس بر عهده گرفتن هدایت مردم در این شکاف بود که پس از روشن شدن ماهیت اقدامات سران فتنه با حماسه 9 دی و 22 بهمن 88 ناکام ماند. 
 
او در حالی چنین اظهاراتی را مطرح کرده و با عدول از شعارهای رادیکال قصد دارد دو طرف را متهم به تندوری و آن‌ها را به آرامش دعوت کند تا خود نقش منجی را ایفا کند که عملاً در حال حاضر حتی نمایندگان عضو فراکسیون اقلیت مجلس نیز حاضر به همکاری با او نیستند، چرا که معتقدند این اقدام موجب حساسیت نهادهای نظارتی بر روی آنان در زمان بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی می‌شود؛ اتفاقی که سال گذشته نیز رخ داد و پس از دیدار جمعی از اعضای فراکسیون اقلیت، این فراکسیون تأیید کرد که دیدار از طرف فراکسیون برنامه‌ریزی نشده بوده و حتی حاضر نشد اسامی حاضران در این دیدار را به‌طور رسمی اعلام کند. 
 
از سوی دیگر اظهارات جدید رئیس دولت سال‌های 76 تا 84، موجب شده تا سایت‌ها و وبلاگ‌های اپوزیسیون نیز با انتشار مطالب متعدد به او حمله کرده‌ و با یادآوری نزدیک بودن انتخابات مجلس، او را به سهم ‌خواهی و تلاش برای حضور مجدد در مناصب حکومتی متهم کنند؛ مساله‌ای که با تفاوت اندکی از سوی فعالان سیاسی داخل کشور هم مطرح شده و آنان این اظهاران خاتمی را آغاز سناریوی بازگشت به قدرت دانسته‌اند. 
 
کاربران سایت "بالا‌ترین" به عنوان یکی از مراجع اصلی جریان ضدانقلاب، در نوشته‌های متعدد خاتمی را "فریبکار" و "دروغگو" نامیده‌ و معتقد هستند که خاتمی هزینه‌ای برای تقابل با نظام نپرداخته است. 
 
چرخش 180 خاتمی و آغاز پروژه عبور از موسوی؟ 
اظهارنظرها و اقدام‌های هفته‌های اخیر خاتمی حکایت از تلاش برای تعریف یک مرزبندی جدید با دیگر سران فتنه دارد؛ مساله‌ای که با انتشار برخی اخبار در مورد انتشار قریب‌الوقوع یک نامه از سوی وی که در آن بر ضرورت تفکیک جریان اصلاحات از جریان فتنه تاکید شده، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. 
 
این در حالی است که وی بهمن ماه سال گذشته نیز قصد انتشار چنین نامه‌ای را داشت اما با بروز واکنش‌های متعدد، پروژه او ناکام ماند. 
 
وی از روزهای ابتدای شکل‌گیری فتنه 88 به دنبال آن بود تا خود را رهبر اصلاحات و این جریان معرفی کند و با کمرنگ نشان دادن نقش موسوی و کروبی، زمینه را برای محوریت بخشیدن به خود در معادلات قدرت فراهم کند؛ در این زمینه چند بار اخباری از اختلاف نظر و درگیری‌های لفظی او با موسوی در مورد نحوه عملکرد و مدیریت جریان منتشر شد و به‌عنوان یک نمونه مشخص، خاتمی در طول دو سال گذشته هیچ‌گاه حاضر نشد از تعبیر "جنبش سبز" برای این جریان استفاده کند. 
 
با این حال، خاتمی که در ماه‌های اخیر به دنبال ایجاد یک "مرز ساختگی" بین جریان فتنه و طیف اصلاحات است تا از این طریق بتواند جریان متبوع خود را زیر تابلوی «اصلاح‌طلبان معتقد به چارچوب نظام» جمع کند و با معرفی خود به عنوان «ناجی» اصلاح‌طلبان، نه تنها از حذف این جریان جلوگیری کند که زمینه حضور مجدد خود و آن را در عرصه سیاسی کشور فراهم کند. 
 
وی در عین حال تلاش می‌کند خود را از زیر آوار فتنه ۸۸ هم بیرون بکشد و مانند موسوی و کروبی به مرگ سیاسی تن ندهد. این سناریوی مطلوب خاتمی اما با موانع سختی مواجه است. یکی از این موانع جدی این است که خاتمی همچنان از سوی افکار عمومی به عنوان یکی از اضلاع سران فتنه شناخته می‌شود و مواضع وی و تشکل متبوعش (مجمع روحانیون مبارز) در جریان فتنه سال 88 در فهرست اتهامات سنگین او است. 
 
بر این اساس، هدایت فتنه ۸۸، دعوت به تجمع غیرقانونی 25 خرداد 88، صدور بیانیه روز شنبه ۳۰ خرداد ۸۸، حمایت از شعارهای انحرافی "نه غزه، نه لبنان" و "جمهوری ایرانی"، دفاع از جریان هتاک روزعاشورا، تنها بخشی از اتهامات خاتمی و مجمع روحانیون است. 
 
رئیس بنیاد باران با وجود این واقعیت‌ها و در شرایطی که تا امروز حاضر به عذرخواهی و عقب نشینی از مواضع پیشین خود نشده، در روزهای گذشته با فرار به جلو، قصد دارد سناریوی ایجاد مرزبندی در جریان فتنه را نیز کلید بزند. 
 
طرد سران فتنه؛ راهی برای بازگشت به عرصه سیاسی ایران 
 
از سوی دیگر، فعالان سیاسی معتقدند روند ابراز برائت از سران فتنه که سال گذشته و پس از حوادث پراکنده ۲۵ بهمن روند شتابانی به خود گرفته، امسال نیز ادامه پیدا خواهد کرد؛ موضوعی که اکنون به خاتمی رسیده است. 
 
این درحالی است که رهبر معظم انقلاب شرایط حضور در صحنه سیاسی کشور را حرکت در چارچوب نظام عنوان کرده و در اسفند 88 در جمع خبرگان ملت فرمودند: "افرادی که حاضر نیستند قانون و رأی اکثریت را قبول کنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخارآفرین چهل میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف می‌کنند صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست می‌دهند که از دست داده‌اند."  
 
با وجود این مرزبندی مشخص از سوی رهبر معظم انقلاب و همچنین سیاهه پرشمار جرائم خاتمی در دوران فتنه 88 بعید است خاتمی و یارانش حتی با وجود عبور از موسوی و کروبی هم در شمار سیاسیون مجاز به فعالیت در عرصه سیاسی کشور شناخته شوند.

ماهیگیری خاتمی از آب گل آلود جریان انحرافی و مکتب ایرانی
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیدمحمد خاتمی ، جنبش سبز ، سیاسی

پرداخت بیش از حد به مسئله گروه انحرافی و آقای حاشیه ساز دولت دلیلی شده است تا بعضی چهره های موثر در فتنه 88 به ماهگیری از آب گل آلود بپردازند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، محمد خاتمی که به عنوان یکی از لیدر های فتنه سبز اموی شناخته می شود در بحبوحه داغ بودن مسائل حاشیه دار دولت در اقدامی موذیانه سعی دارد تا با حاشیه دار خواندن دولت و مجلس فضا را برای حضور هم مسلکان 2خردادیش در انتخابات اسفند ماه مجلس تلطیف کند.

خاتمی در سخنانی که اخیرا از سایت شخصی اش منتشر شده است اعلام کرده است که مسئولان نظام باید برای راهکار جدیدی برای انتخابات مجلس بچینند که حرف و حدیث نداشته باشد، البته شاید خاتمی فراموش کرده است که در انتخابات مجلس ششم وی با همین راهکار در وزارت کشور توانست قطار تجدیدنظر طلبان را به صورت اتوبوس راهی مجلس کند.

خاتمی از نفرت و شیدایی فزاینده در میان مردم نسبت به دولت گفته است جالب آنکه خاتمی فراموش کرده است که مردم تا چند ماه پیش شعار مرگ بر خاتمی و دار و دسته اش را به عنوان یکی از اصلی ترین شعارهای ضد فتنه خود در تمام راهپیمایی ها فریاد می زدند.

خاتمی که انفعال سیاسی اش در مقابل فشار هسته ای و نیز ادعای هر 9 روز 1بحران را مردم در زمان تصدی وی تجربه کرده بودند سخن از رفتار های مسمومی کرده است که چهره انقلاب را زشت می کند.

رئیس جمهور سابق کشورمان که اخیرا یکی از دوستان نزدیکش پیوند میان اصلاحات و چهره حاشیه ساز دولت را امری میمون دانسته بود جهت ماله کشیدن این امر به تقابل میان اسلام و ایران پرداخته است و این امر را موضوعی انحرافی دانسته جالب آنکه هم پیاله های خاتمی در دوران تجدیدنظر طلبان روزانه 6 شبهه به اصل دین وارد می کردند آیا به عنوان انحراف در دین حساب نمی شد؟

رئیس بنیاد باران که در زمان تصدیش بر ریاست جمهوری وضعیت ارتزاق مردم را وظیفه دولت دگر اندیش خود نمی دانست با حمله به دولت و بنابر استنباط های شخصی اش فعالیت های اقتصادی دولت را زیر سئوال برده  است و معلوم نیست بنابر کدام آمار اعلام می کند:«رشد اقتصادی به شدت پایین آمده و حتی گاه منفی است. اشتغال وضع خوبی ندارد. تولید در همه عرصه‌ها لطمه فراوان دیده است. مگر می‌شود مدعی ایجاد دو و نیم میلیون شغل شد، ولی رشد اقتصادی پایین باشد. ایجاد دو و نیم میلیون فرصت شغلی مستلزم حداقل ۲۰ درصد رشد اقتصادی است.»

به نظر این دست و پا زدن های خاتمی همانطور که خود نیز اعتراف کرده است برای عفو از سوی رهبری و مردم برای بازگشت به عرصه سیاست و به ویژه انتخابات مجلس است، البته آب سربالایی رفتن مسئله انحراف دولت هم دلیلی شده تا خاتمی ابوعطا خوانان وارد معرکه شود.


آقای خاتمی! ماهیت ضددینی جریان متبوعتان را پنهان نکنید
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، جنبش سبز

یکی از اضلاع فتنه 88 با اظهارنظراتی بسیار عجیب و با رویکردی همراه با نفاق مطالبی‌ را در مراسم سوگواری حضرت زهرا (س) مطرح می‌کند که بسیار قابل تأمل و بررسی است.


حباب‌توهم "...دستگیر بشه ایران قیامت میشه" برای مشارکتی‌ها هم ترکید
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

سکوت مطلق و واکنش نشان ندادن جریان ضدانقلاب داخلی نسبت به وضعیت فعلی میرحسین موسوی و مهدی کروبی موجب شده تا سران ارشد برنامه‌ریز جریان آشوب هم به عادی شدن اوضاع و منفعل شدن آشوب‌گران در قبال محدودیت‌های ارتباطاتی این افراد اعتراف کنند.

به گزارش رجانیوز، حزب منحله مشارکت که اکثریت اعضای شورای مرکزی آن به دلیل شرکت در طراحی و همراهی با فتنه ۸۸ بازداشت و محاکمه شده‌اند، در جدید‌ترین اقدام خود دست به انتشار یک بیانیه اینترنتی زد و ضمن تکرار برخی ادعاهای قبلی، صریحا به عادی شدن موضوع قطع ارتباطات موسوی و کروبی برای افکار عمومی و حتی رسانه‌های ضدانقلاب اعتراف کرد.

در بخشی از این بیانیه که در واکنش به بازداشت علیرضا رجایی صادر شده، با یادآوری انفعال جریان آشوب نسبت به سرنوشت سران خود و اعتراض نسبت به آن، آمده است: «نباید گذاشت حصر خانگی رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی و همسران‌شان در گذر زمان به موضوعی عادی و کم هزینه برای حاکمیت تبدیل شود.»

اذعان به بی‌تفاوتی حامیان سابق این افراد نسبت به وضعیت موسوی و کروبی درحالی است که اگرچه حامیان سران ضدانقلاب داخلی از مدت‌ها پیش ادعا کرده بودند که در صورت دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی باز هم آشوب آفرینی می‌کنند و حتی در این راستا شعار‌هایی را مانند "موسوی دستگیری بشه ایران قیامت می‌شه" ساخته بودند اما با وجود گذشت حدود ۳ ماه از قطع ارتباطات آن‌ها، نه تنها ادعاهای جریان فتنه عملی نشده، بلکه در فضای سایت‌های ضدانقلاب نیز تقریبا نامی از آن‌ها برده نمی‌شود.

این مساله از آنجایی جالب توجه است که محافل سیاسی و رسانه‌ای حامی جریان آشوب طلب داخلی از ماه‌ها پیش درباره تبعات دستگیری سران فتنه پیش بینی‌های جالبی را مطرح می‌کردند و بدبینانه‌ترین پیش بینی‌های آنان از «راهپیمایی‌های میلیونی» حکایت می‌کرد! برخی فعالان خارج نشین هم که حتی از «انقلاب یک روزه» سخن گفتند.

با این حال، واکنش نشان ندادن مردم به حصر خانگی موسوی و کروبی موجب شد تا تئوریسین‌های این جریان آخرین برگ برنده خود را هم رو کنند و دست به حراج کارت "موسوی دستگیر بشه؛ ایران قیامت می‌شه" بزنند. در این زمینه، مشاوران خارج‌نشین موسوی و کروبی که پس از ماجرای ۲۵ بهمن سال گذشته به دنبال منحرف کردن اذهان عمومی از این مساله بودند، با همکاری هسته سیاسی منافقین در پاریس طرحی را آماده کردند که نهایتا به سناریوی "سه‌شنبه‌های اعتراض" ختم شد. "اردشیر امیرارجمند" و "سیدمجتبی واحدی" در روزهای پس از ۲۵ بهمن به طور گسترده به مصاحبه با رسانه‌های مخالف ایران مانند تلویزیون دولتی انگلیس و آمریکا پرداختند تا با تبلیغ این پروژه، ضمن به فراموشی سپردن ماجرای ناکامی این روز، زمینه را برای احساسی کردن فضا و تهییج و تحریک آشوبگران به حضور مجدد در خیابان‌های تهران فراهم کنند. با این حال، شکست در روزهای ۲۵ بهمن و اول اسفند موجب شد تا جریان رسانه‌ای آشوب‌ها به فکر دست زدن به یک ریسک تبلیغاتی بیندازد.

ناکامی به رنگ سه‌شنبه‌ها

با این حال، رسانه‌های داخلی و خارجی حامی این جریان از جمله بی‌بی‌سی فارسی، از روز ۹ اسفند با انتشار گسترده خبر کذب دستگیری و انتقال موسوی و کروبی به زندان حشمیته کوشیدند تا از آخرین ترفند‌ها برای کشاندن آشوب‌طلبان به خیابان‌ها استفاده کنند تا در صورت موفقیت احتمالی بتوانند خواسته‌های نامشروع و غیرقانونی خود را به مردم و مسئولان تحمیل کنند. هرچند تئوریسین‌های این جریان می‌دانستند که شکست این سناریو، هزینه سنگینی برای جریان متبوع آنان خواهد داشت اما به نظر آنان چاره‌ای جز القای "اگر موسوی دستگیر بشه، ایران قیامت می‌شه" وجود نداشت. در واقع بدنه جریان فتنه با وجود تکذیب رسمی خبر دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی، عمیقا باور کرده بود که این افراد دستگیر شده‌اند و اکنون نوبت عملی شدن شعار‌ها و وعده‌هایی است که از سال گذشته درباره دستگیری آنان داده بودند؛ شعارهایی که اگر محقق می‌شد، می‌توانست آشوب‌طلبان را به احیای مجدد خود امیدوار کند.

با این حال، "خیابان‌های آرام تهران" و "مردم در حال خرید نوروزی" شاید یکی از ناخوشایند‌ترین صحنه‌هایی بود که ضدانقلاب بازی‌خوره داخلی و سران خارجی آنان درست در محل و زمان قرار ۱۰ اسفند مشاهده کردند. در خیابان‌هایی که به عنوان محل قرار این افراد معرفی شده بود، جمعیت زیادی از مردم مانند روزهای گذشته مشغول خریدهای نوروزی و رفع دیگر نیازهای خود بودند و اوضاع به صورت کاملا عادی جریان داشت. اما آنچه در دل ناکامی این روز روشن و مشخص شد، این بود که تمام توان رسانه‌ای و خیابانی جریان فتنه در داخل و خارج از کشور آن هم با یقین به دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی، فقط تعدادی تجمع ۱۰ - ۲۰ نفره بود.

کارتی که سوخت؛ حسرتی که ماند

بازداشت موسوی و کروبی موضوعی بود که به عنوان کارت آخرین جریان فتنه برای تقابل با جمهوری اسلامی ایران شناخته می‌شد؛ کارتی که رسانه‌های وابسته به این جریان از آن به عنوان پاشنه آشیل برخورد با سران فتنه نام برده بودند.

با این حال، ناکامی از استفاده این کارت و سوخت شدن آن به بد‌ترین شکل ممکن موجب شد تا جریان فتنه دیگر چیزی برای ارائه نداشته باشد؛ چرا که مهم‌ترین و اصلی‌ترین برگ خود برای احیای آشوب‌ها را دستگیری سران خود نامیده بود که آرامش تهران در هفته‌های اخیر، این حباب را هم ترکاند و اکنون تنها حسرت است که برای فتنه‌گران باقی مانده است.


تجدیدبیعت کومله با موسوی و کروبی
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

۹ سازمان ضد انقلاب و گروهک تروریستی در بیانیه‌ای به حمایت از سران و جریان آشوب در ایران پرداختند.
به گزارش شبکه ایران، در این بیانیه که اسم گروهک های تروریستی و ضدانقلابی چون کومله، اتحاد جمهوریخواهان، فدائیان خلق، سوسیالیست‏های چپ و جمهوریخواهان لائیک ایران به چشم می خورد، به بهانه فرارسیدن نوروز سال 90 به حمایت از سران و جریان آشوب پرداخته شده است.
 
آنان از دستگیری موسوی و کروبی ابراز نگرانی کرده و مدعی شده اند که این دو نفر با خانواده خود ارتباطی نداشته و ندارند. این در حالی است که دیدار موسوی با فرزندانش در چند روز اخیر بسیار پر سر و صدا بوده است.
 
این گروهک هایی تروریستی و ضدانقلاب با حمایت از جریان آشوب و تکرار ادعای صهیونیست ها درباره فعالیت های هسته ایران عنوان کرده اند که "جمهوری اسلامی ایران باز هم با ادامه سیاست خارجی تنش زای خود در عرصه بین المللی، بی اعتنا به درخواست های جامعه جهانی و قطعنامه های سازمان ملل، هر گونه تلاشی برای پایان دادن به بحران اتمی را عقیم گذاشت."
 
این گروهک ها که در کارنامه برخی از آن ها ده ها ترور و بمبگذاری به چشم می خورد، در پایان خود را "مدافع حقوق بشر و طرفدار آزادی" نامیده اند.
 
علت حمایت گروهک های تروریستی از سران و جریان آشوب
 
گروهک تروریستی کومله در شهریور ماه امسال هم در اعلامیه‌ای از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع و مخالفان آنان را "اوباش" نامیده بود.
 
همچنین گروهک تروریستی منافقین که سابقه ترور بیش از 12 هزار نفر از شخصیت ها و مردم عادی کشورمان را در کارنامه اش ثبت کرده، در هفته های اخیر چندین بار از موسوی و کروبی و آشوبگران حمایت ویژه کرده است.
 
ناظران سیاسی معتقدند علت حمایت گروهک های تروریستی از سران و جریان آشوب، دست یافتن به فضایی است که آشوبگران با اقدامات خود برای اجرای برنامه های تروریستی آنان ایجاد کرده اند.


راز مواضع دوگانه خاتمی/ از محکومیت25 بهمن تا تماس با خانواده موسوی
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، جنبش سبز

پس از انتشار این اظهارات خاتمی علیه عملکرد موسوی و کروبی در 25 بهمن ، مشاوران او نسبت به خدشه دار شدن پایگاهش در بین حامیان این دو هشدار دادند.

در شرایطی که سید محمد خاتمی اخیرا" در تماس یا خانواده های میرحسین موسوی و مهدی کروبی از حصر آنها ابراز ناراحتی کرده ،اخباربدست آمده از یک واقعیت پنهان دراین زمینه حکایت دارد.
چندی پیش سید محمد خاتمی در جلسه ای ضمن انتقاد از دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای راهپیمایی 25 بهمن گفته بود که این اقدام «بدون در نظر گرفتن کمترین تعقل» صورت گرفته است.
وی همچنین ضمن محکوم کردن رفتاری که در روز 25 بهمن توسط فتنه گران صورت گرفت،تصریح کرده بود که با اقدام «عجولانه» و«بی منطق» موسوی و کروبی آنان جمعیتی را خیابان ها آوردند که خود مدیریتی روی آنها نداشتند و تنها زمینه ای را فراهم کردند تا یک عده ضد انقلاب که نه به امام اعتقاد دارند و نه به نظام  به خیابان بیایند و آب به آسیاب دشمن بریزند.
خاتمی همچنین با بیان اینکه دعوت به راهپیمایی 25 بهمن و اول اسفند اقدامی در راستای اهداف ضد انقلاب بوده ،اظهار گلایه کرده بود که چرا موسوی و کروبی چنین اقدامی را انجام داده اند.
گفته می شود بعد از این اظهارات خاتمی بوده که مشاوران وی نسبت به بیان عمومی این قبیل اظهارات خاتمی به وی هشدار داده و با تاکید بر اینکه وی در صورت عدم انتقاد از حصر موسوی و کروبی پایگاه اجتماعی خود را در حامیان این جریان از دست خواهد داد،وی را مجاب به تماس تلفنی با دختران موسوی وانتشار خبر آن کردند.
در همین زمینه شنیده شده که فرآیندی که برای این سناریو فراهم شده بود حاصل پی گیری های یک هفته ای مشاوران خاتمی بوده به شکلی قسمت اعظم این تلاش مصروف هماهنگی با خانواده میرحسین موسوی بوده است.


پیام طوطی سبز لندن به رفقا
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، عطاءالله مهاجرانی ، جنبش سبز

سخنان اخیر مهاجرانی در اردوگاه داخلی و خارجی فتنه، غوغایی به پا کرده است. تئوری‌پرداز اسب‌تروا توانست با این نظریه حداقل در فضای مجازی جایی برای جولان فتنه‌گران پس از راهپیمایی پرشور مردم در 22 بهمن سال 88 فراهم آورد.

عطاء‌الله مهاجرانی (وزیر فراری دولت خاتمی) اخیراً در جلسه‌ای که در کتابخانه «کنزینگتون» لندن برگزارشد، در خصوص تحولات اخیر برخی کشورهای اسلامی نظراتی را ارائه داده و در پاسخ به پرسشی در‌خصوص تناسب ایران با مصر و حوادث اخیر این دوکشور، این دو را از یک جنس نمی‌داند، بلکه به اعتقاد وی ایران کشوری مستقل است و در مقایسه رئیس‌جمهور فراری مصر با رهبری معظم انقلاب اسلامی(قیاسی بی‌ربط)، کارنامه اقتصادی و زندگی رهبر ایران را خالی از هر نقطه سیاه و حتی «نقطه خاکستری» می‌داند.

سخنان اخیر مهاجرانی در اردوگاه داخلی و خارجی فتنه، غوغایی به پا کرده است. تئوری‌پرداز اسب‌تروا توانست با این نظریه حداقل در فضای مجازی جایی برای جولان فتنه‌گران پس از راهپیمایی پرشور مردم در 22 بهمن سال 88 فراهم آورد.

آن روزها مدعیان شعار «ما ‌بیشماریم» ادعا می‌کردند، جمعیت حاضر در خیابان‌های منتهی به میدان آزادی طرفداران آنها بوده‌اند، اما با تئوری مهاجرانی بدون هیاهو وارد خیابان‌ها شده‌ و یکدیگر را نمی‌شناخته‌اند، بنابراین موفق به عرض‌اندام نشده‌اند؟!

در مورد این ادعا بعد از یک سال باید پرسید در 22 بهمن سال جاری که شما بیانیه‌ای برای حضور‌ هوادارانتان به خیابان‌ها نداده‌بودید، مردمی که در شهرهای مختلف این روز بزرگ را پاس‌داشتند چه کسانی بودند؟! این بار که دیگر پای اسبی در میان نبود! که بتوانید مردم را هوادار خود جلوه دهید.

اکنون بعد از افتضاح سال گذشته، پس از گذشت یکسال دوباره شاهد بزرگنمایی از تصویر مخدوش وزیر خائن دوران اصلاحات هستیم، آن هم با اخباری که گویا مهاجرانی طرفدار دوآتشه نظام اسلامی و رهبری آن است!

گفته‌های اخیر مهاجرانی در اردوگاه خارجی فتنه سبز چند هدف اصلی و مهم را می‌تواند در پی داشته باشد که برخی از آنها عبارتند از : ‌

1-تلاش مهاجرانی برای زمینه‌سازی یک عذرخواهی به ملت ایران، به منظور تعمیر پل‌های تخریبی پشت سر خود و توجیه اقدامات گذشته برای بازگشت دوباره به ایران. لازم به ذکر است این مورد در صورتی درست است که واقعاً جریان سبز از او و تئوری‌اش ناراضی بوده و تئوری «اسب تروا» ساخته عناصر اصلی صحنه‌گردان فتنه نباشد.

2-برخی افراد که از عدم همراهی مردمی با فتنه سبز مطمئن شده‌اند، تلاش می‌کنند با «مهره‌سوزی» علت شکست‌های گذشته را برخی افراد مثل مهاجرانی جلوه داده و علت ریزش نفرات در اردوگاهشان را توجیه نمایند.
3- مهاجرانی همان کسی است که در روزهای اول فرارش از ایران، بی‌پروا به همه مقامات نظام اسلامی هتاکی می‌نمود، اکنون تعریف و تمجید او از نظام و مسئولان آن، نشانه‌ای از شکست مبارزه مستقیم با نظام اسلامی‌ است؛ نشانه‌ای از ناممکن بودن موفقیت برای فتنه‌گران در برخورد شارپ با انقلاب اسلامی. بنابراین تئوری‌پرداز نظریه اسب‌تروا احتمالاً می‌خواهد با تئاتر جدیدی تلاش ‌کند با یک مرگ ظاهری به سبک طوطی داستان‌ مولوی، به همپالکی‌های خود در درون نظام اسلامی بفهماند، آنها نیز باید سیاست نفوذ و استحاله را در پیش بگیرند تا بتوانند در حمایت ظاهری از نظام اسلامی، پس از نفوذ در دستگاه‌ مختلف(همان تئوری اسب‌تروا) در وقت مقتضی ضربه‌های اساسی را بر پیکر تنومند انقلاب وارد نمایند.


نظام‌سلطه با راه‌اندازی 874 سایت اینترنتی از فتنه‌گران حمایت کرد
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، امنیت ملی

جریانی تلاش داشت موفقیت اندیشه دینی در مدیریت کارآی نظام اسلامی را ناکارآمد جلوه داده و به چالش بکشد.

دبیر شورای‌عالی امنیت ملی گفت: کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا با حمایت از سران فتنه خواستار آزادی عمل جریان فتنه در ایران شدند و در همان وهله با تصویب 55 میلیون دلار و سرمایه‌گذاری در فضای مجازی و راه اندازی قریب 874 سایت با فتنه‌گران همراهی کردند.
به گزارش خبرگزاری فارس، سعید جلیلی که امروز چهارشنبه به عنوان میهمان ویژه دومین روز نهمین اجلاسیه رسمی دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری در محل سابق مجلس شورای اسلامی سخن می‌گفت، با اشاره به فتنه سال 88 اظهار داشت: در ابتدای پیدایش فتنه 88 در مرحله‌ای بود که در اوج پیشرفت خود به سر می برد و سردمداران غرب در مکاتبه با مسئولان عالی ایران مجبور شدند به این امر اذعان کنند.
وی با یادآوری موفقیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران در آن برهه، ظرفیت‌های اقتدار کشورمان در منطقه و در تعامل با سایر کشورهای جهان را بر شمرد.
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی با استناد به شواهد موجود، اظهار داشت: کشورهای غربی متقاعد شده بودند که این اقتدار و عظمت ایران به ویژه مشارکت مردم در سرنوشت خود در انتخابات بیشترین خطر برای آینده آنهاست.
جلیلی با اشاره به ظهور و بروز برجسته جمهوریت نظام در جریان انتخابات سال گذشته ریاست جمهورس گفت: ظلم بزرگ به نظام این بود که جریانی تلاش داشت موفقیت اندیشه دینی در مدیریت کارآی نظام اسلامی را ناکارآمد جلوه داده و به چالش بکشد.
وی ادامه داد: اقدامات جریان فتنه با تهمت زدن به سلامت انتخابات و سپس اردوکشی خیابانی، غرب و استکبار جهانی را امیدوار کرد و ظلم بزرگ به نظام شکل گرفت؛ در این فتنه غربی ها با یک چرخش کامل پس از انتخابات تلاش کردند قواعد دموکراسی در ایران را انکار کرده و خود را پشت سر جریان فتنه قرار دادند.
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی کشورمان با اشاره به برنامه ریزی فتنه‌گران پس از انتخابات، اظهار داشت: فتنه‌گران از تقلب در انتخابات شروع کردند و کار را با انکار حمایت نظام از فلسطین و در 13 آبان با زیر سئوال بردن ستیز ایران با آمریکا و جسارت به تصویر امام (ره) و زیر سئوال بردن اصل ولایت فقیه پیش بردند و نهایتاً نیز اقدامات آنها به توهین در روز عاشورا کشیده شد.
جلیلی افزود: کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا با حمایت از سران فتنه خواستار آزادی عمل جریان فتنه در ایران شدند و در همان وهله با تصویب 55 میلیون دلار برای از بین بردن سانسور در ایران و قراردادن ضرب‌الاجل 90 روزه برای اجرای آن و سرمایه‌گذاری در فضای مجازی که راه اندازی قریب 874 سایت علیه حکومت را در برداشت، سعی در همراهی با فتنه‌گران داخلی داشتند.
وی با اشاره به اتهام شکنجه زندانیان جریان فتنه توسط بعضی از سران فتنه، توجه خبرگان ملت را به پروژه کشته‌سازی و ادعای واهی جریان فتنه درباره تعداد کشته‌شدگان در حوادث پس از انتخابات جلب کرد.
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی گفت: سران کشورهای غربی پس از مأیوس شدن از اغتشاشات خیابانی و قدرت عملی فتنه‌گران، سعی در تحمیل فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ملت ایران داشتند که منجر به تصویب قطعنامه 1929 شد.
جلیلی با اشاره به مدیریت حکیمانه رهبر معظم انقلاب برای از بین بردن جریان فتنه و هوشیاری مردم در برخورد با عناصر فتنه‌گر، تصریح کرد که در جریان این تحولات نه تنها موفقیت دیپلماسی منطقه‌ای ایران و نیز پیشرفت‌های هسته‌ای کشورمان کم نشده بلکه با سرعت بیشتری به راه خود ادامه داد و ما در آستانه 25 بهمن و به خصوص با الگوگیری کشورهای منطقه از الگوی جمهوری اسلامی بار دیگر در اوج اقتدار قرار گرفتیم.
وی اضافه کرد: موفقیت ایران در نشست‌های ژنو و استانبول بسیار چشمگیر بود و در ادامه میتوان به بالندگی ایران و نقش مقام معظم رهبری در جنبش‌های اخیر به خصوص مصر افتخار کرد.
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی کشورمان گفت: دشمنان جمهوری اسلامی تلاش داشتند با تشبیه ایران به مصر و تونس اجازه ندهند که ایران اسلامی الگویی جهت کشورهای منطقه قرار گیرد و لذا با برنامه ریزی برای اغتشاش در 25 بهمن بار دیگر سران فتنه را مجبور کردند با توسعه ظرفیت دنیای مجازی و فراخوان مردم به خیابان‌ها، به کشورهای منطقه نشان دهند نظام اسلامی هم مانند مصر و تونس با مردم خود دچار چالش است اما تحرکات آنها با هوشیاری مردم در نطفه خاموش شد.
جلیلی خاطر نشان کرد: باید توجه داشت محور جریان بعد از 25 بهمن آمریکا، اسرائیل و انگلیس است که طراحی آن را آمریکا انجام می دهد و ضدانقلاب داخلی مجری برنامه‌های آنهاست.
وی در پایان سخنان خود، مهم‌ترین عامل پیروزی جمهوری اسلامی را در برهه‌های اخیر، پیوند ایمان و عدالت و تدبیر مقام معظم رهبری و وجود اصل ولایت فقیه دانست.
این گزارش می‌افزاید؛ پس از سخنان جلیلی برخی نمایندگان ملت در مجلس خبرگان رهبری سئوالاتی از دبیر شورای‌عالی امنیت ملی مطرح کردند که وی به پرسش‌های آنان پاسخ گفت.


حاج سعید قاسمی در در مراسم افتتاح مرکز فرهنگی رسانه بیداری خوزستان:
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، حاج سعید قاسمی ، جنبش سبز
سرباز باید در خط نظامی جلوی فرمانده باشد در خط فکری عقب/ اگر خط فتنه را رها کنید دشمن دوباره آن را می‌گیرد

حاج سعید قاسمی پنج‌شنبه هفته گذشته در مراسم افتتاحیه مرکز فرهنگی رسانه بیداری در استان خوزستان به تبیین شرایط گذشته و حال انقلاب، نقاط آسیب‌پذیری و تهدیدهای احتمالی در آینده پرداخت. متن کامل این سخنرانی خواندنی در ادامه آمده است:
 این ایام و پیروزی‌های پی در پی شما را در طول این سه دهه و خاصه شنیدن پژواک حرکت بزرگ شما در اقصی نقاط بلاد مسلمین و همچنین پیروزی شما را در هشت ماه نبرد مصرانه با فتنه داخلی تبریک می‌گویم؛ از خداوند منان حضور و ظهور آقا صاحب‌الزمان را بخواهیم تا این پرچم را با صحت و سلامت به دست صاحب اصلی‌اش برسانیم.
 
کوتاه سخن اینکه دوستان در شرایط بسیار حساس و خاصی زندگی می‌کنیم؛ بهتراست این جمله را بگویم؛ در عاشورا مهم این بود که هرکس صدا و ندا را شنید، خودش را به صحنه برساند. بله! ممکن است که در روز واقعه عاشورا خیلی‌ها برای رضای خدا خیلی جاها کار می‌کردند، نماز اول وقت‌شان ترک نمی‌شد و... ولی در آن زمان و مکان قرار نگرفتند. بعد از آن هم ایستادند تا یک مختاری قیام کرد، خدا به آنها هم توفیق داد تا در صف مختار ایستادند و به شهادت رسیدند، ولی فایده نکرد. چرا؟ چون آن موقعی که می‌گفتند أین عمار باید سینه سپر می‌کردند والا باید سر امام بالای نیزه برود و اهل بیت را به اسارت ببرند، بعد بخواهی تصمیم بگیری برای انقلاب از دست رفته چه بکنی که این نمی شود.
 
اما در رأس انقلاب اسلامی ایران، یک رهبر فقیه و آگاه و انقلابی که تجربه فراز و نشیب‌های انقلاب‌های یک سده اخیر را در کارنامه‌اش دارد و انقلاب‌‌ها را بررسی کرده بود و براساس فرمول خاصی این کشتی را هدایت می‌کرد، وجود داشت. یک حلقه پایین‌تر از رهبری، کادری بود که خود امام آن را ساخته بود و آن کادر قادر بود که حرکت را هدایت کند و نگذارد که به جریان‌های انحرافی بیفتد. همچنین این حرکت یک ایدئولوژی و اعتقاد فکری داشت که بر همان اساس، در مورد مکتب اسلام اعتقاد داشت که "الاسلام یعلو و لا یعلی علیه" باز از آن بالاتر در خود پذیرش اسلام، به مکتب شیعه اعتقاد داشت که در این مکتب اعتقاد بر این است که هرجا که ظلم است، باید با آن دست و پنجه نرم کنیم، تفکر و استراتژی "خون بر شمشیر پیروز است" در سرلوحه شعارهایش است و برای رسیدن به این ایدئولوژی، تاکتیک و شگردهایی مشروعی داشت.
 
علی‌رغم اینکه نهضت روح الله فیس‌بوک و توئیتر و اینترنت و ماهواره نداشت اما یک بستر اجتماعی داشت که آن بستر، هیئت‌ها و مساجد بودند که شبکه ارتباطی این حرکت بزرگ را هدایت می‌کردند. نفس گرم انقلاب سینه به سینه توسط علمدارهایش به مخاطبین می‌رسید و آن هیئت‌ها یا به تعبیر امروزی‌ها NGOها خود را موظف می‌دانستند که اگر حضرت آقا در نوفل لوشاتو یا نجف پیامی داد، به سرعت تکثیر شود و به دست مخاطبین برسد. مهم‌تر از این‌ها، قیام، بستر مردمی داشت و مردم این آمادگی را داشتند که برای رسیدن به افق تفکرات رهبر خود، زیر بار تحمل آن فشارها بروند. این انقلاب در نوع خودش کامل بود. این را امروز خیلی‌خوب می‌توانیم درک کنیم. نمونه آن را بخواهید در کشورهای دیگر ببینید، به‌طور ناقص است یعنی اولا اینکه رهبری درستی ندارد و یکی نیست که همه به حرف او گوش بدهند، دوم اینکه در زمینه پذیرفتن یک ایدئولوژی هر کدام یک حرفی می‌زنند "الثورة الدموکراتیه"، "الثوره اللیبرالیه" و هر کدام سازی می‌زنند. چهارم اینکه غربی‌ها می‌آیند تا عنان حرکت‌ها را دست بگیرند؛ چون نسخه‌های مقابله با انقلاب‌ها از قبل پیچیده شده است که چگونه یک انقلاب را منحرف کنند. امام روح‌الله با تجربیاتی که از یک سده گذشته دارد و خیلی مجرب است، حتی حاضر نیست که یک عکس نامربوط با یک چهره ضد انقلاب بگیرد که در جنبش، جریان انحرافی ایجاد کند. معروف است که می‌گویند در جریان نهضت ملی شدن نفت از آیت‌الله کاشانی عکسی منتشر شد که با سپهبد زاهدی به عنوان عامل سیستم ستم‌شاهی گرفته بود که این عکس حکایت از این داشت که این دو روی کاناپه آقای کاشانی در منزل‌شان نشسته‌اند و خنده‌ای بین این ها رد و بدل شد. این عکس در کوران انقلاب در بین مردم منتشر شد و مردم احساس کردند که در پشت روحانیت با این‌ها بده و بستان‌هایی وجود دارد.
 
امام در آن زمان طلبه جوانی بود، خدمت آیت‌الله کاشانی آمد و جلوی درب نشست، آقای کاشانی گفت که بفرمایید داخل ولی امام قبول نکردند و بعد از چند دفعه اصرار، به کنایه فرمودند حضرت آیت‌آلله، فکر می‌کنم که آنجا نجس شده است، آقای کاشانی موضوع را فهمید و گفت که شما می دانید که بین ما چیزی نیست و این مسئله دروغ است. امام گفتند که این مباحث تأثیری ندارد، کاری که نباید می‌شد، شد و در سطح جامعه پیچید که روحانیت با این‌ها همکاری دارند و دستمان در یک کاسه است. فردای آن روز، آقای کاشانی رفت میدان گلوبندک و روی سقف ماشینی ایستاد و موضوع را به صراحت تکذیب کرد.
 
 
حواس امام جمع بود، وقتی در نوفل لوشاتو بودند، وزیر آموزش و پرورش رژیم نزد ایشان رفت و خواست با ایشان ملاقات کند، امام روح الله نپذیرفتند و گفتند که بیرون به آقای آموزگار بگویید که برائت خودشان را در مقابل دوربین‌ها از رژیم اعلام کند، بعد در خدمت ایشان هستیم. این هوش و ذکاوت را داشت که یک موقع از ایشان سوء استفاده نکنند و بالاتر از آن، مجاهدین خلق که در آن زمان مکتبی، مسلح و حافظ قرآن هم بودند و هنوز چکمه‌لیس صدام نشده بودند، خدمت امام در نجف رفتند، گفتند مگر نمی‌‌خواهید انقلاب کنید، شما که در حال حاضر در تبعید به سر می‌برید، یک مجوز و تأییدیه بدهید تا قیام مسلحانه کنیم، هر جایی را که بخواهید بگیریم، حتی اگر بخواهید خود شاه را ترور می‌کنیم، از این بهتر می‌خواهید؟ انقلاب ما مثل انقلاب‌های دیگر نیست که برای رسیدن به هدف از هر وسیله و نیروی نامشروعی استفاده کنیم.
 
یک خبرنگار از امام پرسید که شما از چه زمانی تصمیم به انقلاب گرفتید؟ گفت: هیچ وقت. به تعبیر ما خبرنگار گفت: یعنی چه هیچ وقت، یعنی شما برنامه‌ای ندارید، آقا فرمودند از هر وقت که رسیدیم هر تکلیف و وظیفه‌ای که هست باید انجام دهیم.
 
در یک جای دیگر از ایشان سوال کردند که "آقا این اتفاقی که در 22 بهمن افتاد، قرار بود در خرداد 15 سال قبل یعنی در سال 42 اتفاق بیفتد چرا عقب افتاد؟" فرمودند یک خطایی کردیم، و به حسب آن خطا، 15 سال تبعید شدیم. پایین منبر دوباره از ایشان سوال کردند که موضوع چیست؟ فرمودند که در آن زمان باورمان این شد که از این به بعد، ما مرجع عالی‌قدر هستیم و خدا هم به خاطر این حرف من را تبعید کرد تا بفهمم که همه چیز در ید قدرت الهی است، برای همین یک جمله؛ به نجف تبعید شد تا در آنجا پنجه در پنجره فولادی ضریح حضرت علی علیه‌السلام بیندازد تا بعد که از پله هواپیما در فرودگاه تهران پیاده می‌شود، بگوید که همه چیز در ید قدرت الهی است. تا آخر هم دیدید که بر سر این موضوع ماند و معتقد بود که همه ما مکلف به انجام تکلیف هستیم و این را فهماند که با گرم و سرد شدن شما به عنوان اصحاب، من مسیرم را تغییر نمی‌دهم.
 
این مطلب عجیب است اولین کشوری که از انقلاب ما حمایت کرد و آن را به رسمیت شناخت، آمریکا بود؛ چرا آمریکا؟ چون می‌دانستند که سریع باید سوار موج شوند، مانند همین اتفاقاتی که در لیبی و مصر در حال رخ‌دادن است. برخی معتقدند که امام روح‌الله با ذکاوت خاصی امثال بازرگان را جلو فرستاد و در خط حمله یک رینگ امنیتی ایجاد کرد تا در پناهش وقت داشته باشد ضریب اطمینانی ایجاد کند و آمریکایی‌ها فکر کنند که کار دست آن‌هاست. برخی نیز بر این عقیده‌اند که چون مبنای کار امام الهی بود، خداوند شرایط را به این ترتیب شکل داد و همه چیز را او ساماندهی می‌کند.
 
 
بعد هم که اولین دیدار بازرگان با برژینسکی مشاور امنیتی کاخ سفید رخ داد، دال بر این بود که برای زدن ما، مثل حال و روز الآن قذافی عجله نکنید، بلکه در ایران هم یک رهبر مانند ژان پل چندم که یک سری فرامینی را می‌دهد، هست اما کار اجرایی در دست کس دیگری است و در فرصتی دیگر در یک عملیات نظامی بمبی می‌گذاریم زیر صندلی‌اش و او را ترور می‌کنیم.
 
این موضوعات را از خودم نمی‌گویم. کنت الکساندر دمورانت وزیر اطلاعات فرانسه است که چهار طرح سرنگونی امام را داده است. یکی در همین مرحله ای است که از فرانسه به ایران عزیمت می‌کنند. می‌گوید اگر اجازه می‌دادند داستان را مانند امام موسی صدر تمام می کردم، تا امروز جهان این قدر مصیبت نمی‌دید. می‌گوید که آمریکایی‌ها و شاه با این طرح مخالفت کردند. دوباره طرح ترور امام در قم را دارد و طرحی دیگر برای ترور امام در تهران داشت. خلاصه هرکاری را که احساس می‌کردند باید انجام دهند، مضایقه نمی‌کردند.
 
مشکلی که داریم، این است که هم قدیمی‌ها و هم فرزندانمان، اصلا از این تاریخی که بر ما گذشت و جغرافیایی که بر ما حادث شد، چیزی نمی‌دانیم. همین قدری هم که جبرا در این دو سال اخیر درگیرش شدند به برکت همین فتنه‌ای است که اتفاق افتاد، چون مصیبت‌هایی داشت ولی برکاتی هم داشت؛ دوست و دشمن را شناختیم.
 
خب هر کدام از این موضوعات را که بخواهیم بررسی کنیم باید یک مثنوی چندصدمن کاغذ راجع به آن صحبت کنیم. اینکه چطور می‌شود بازرگان کنار برود، چطور می‌شود که صاحب همین بیت که به نام شهید بزرگوار علم الهدی است، و افرادی مانند محسن وزوایی و ورامینی سفارت آمریکا را تصرف می‌کنند. این قدر این حرکت بزرگ است که آقا روح‌الله از آن به عنوان انقلاب دوم یاد می‌کنند.
 
بازرگان می‌گوید: در این مملکت چند دولت وجود دارد، اینکه یک سری بچه بلند شوند و بیایند سفارت‌خانه را بگیرند که نمی‌شود، من وزیر و سفیر دارم، این می‌شود که بازرگان استعفا می‌دهد و آقا روح‌الله هم قبول می‌کنند.
 
تصمیم گرفته می‌شود که انتخابات برگزار شود، در آن انتخابات، همین بنی‌صدر خائن که در جنگ با ایران خیانت کرد، مردم او را انتخاب کردند. می‌توانید از پدر و مادرهایتان سوال کنید، ممکن است شرمنده شوند و بگویند که ما رای ندادیم. هر کس گفت که من رأی ندادم، سؤال کنید که پس این 11 میلیون رای بنی صدر از کجا آمد؟ ولی ممکن است پدر و مادرتان بگویند که ما رای دادیم چون دلیل داشتیم: یکی اینکه سید بود؛ همین سیادتی که تا الان هم بعضی افراد از این عنوان سوءاستفاده می‌کنند، دوم اینکه آیت‌الله‌زاده بود، پدرش حضرت آیت‌الله بنی صدر بود و سوم اینکه دکترای اقتصاد داشت، کتاب اقتصاد اسلامی نوشته بود؛ پنجم حامی اصلی ولایت فقیه بود لذا بنی صدر صد‌در‌صد آنچه خوبان همه دارند را تنها داشت، اشتباه نکردیم رای دادیم در بین رقبا نیز کسی از وی قدرتر نیست، فرمانده کل قوا بود، رییس شورای عالی انقلاب بود، رییس جمهور بود؛ حداقل این سه مسئولیت را داشت تا اینکه افرادی مثل حسین علم‌الهدی اسناد لانه جاسوسی را به‌هم چسبانیدند، یک موردش این بود که این فرد زمانی که دانشجو بود به عضویت شبکه جاسوسی درآمده است، ماهیانه حقوقی نیز داشت. اسناد به دست آمده را به امام خمینی نشان دادند و گفتند که این آقا که الان گرما‌گرم جنگ است و در کل مقطعی که فرمانده کل قوا بود، یک عملیات انجام داده است و به خاطر این عملیات هویزه از دست رفت و حسین و اصحابش که به تعداد شهدای کربلا قریب به 72 نفر بودند، همه به شهادت رسیدند، خائن است. آقا روح‌الله امشب باید اعلام کنید! یک هفته بعد هم نخواند و تا یک ماه بعد هم نخواند و در نهایت اختلاف بین دانشجویان پیرو خط امام افتاد که آقا چرا اعلام نمی‌کنید. آقا روح‌الله نکند، خدای نکرده شما هم پشت پرده با آن‌ها توافق کرده‌اید. آقا خیانت است اگر اعلام نکنید. ما هر روز در جنگ داریم کشته می‌دهیم، عامل مصیبت این آدم است.
 
آقا روح‌الله نامه را گذاشت و گفت بگذارید تا وقتش برسد. وقت‌اش کی است؟ وقتش زمانی است که تو به این موضوع برسی. قرار نیست آقا روح‌الله برای تو تصمیم بگیرد، این بچه تازه متولد شده باید حرکت کند و زمین بخورد تا راه رفتن را یاد بگیرد. این‌ها باید به بلوغ سیاسی برسند. مردمی که آمریکایی‌ها برایشان تصمیم می‌گرفتند و حتی وکیل نمی‌توانستند انتخاب کنند، یک حزب به نام رستاخیز بوده که به کسی اجازه نفس کشیدن نمی‌داد، مستشار هم که در همین شرکت توتال می‌آمده به خاطر همین نفسی که تو می‌کشیدی و به او می‌خورده، حق توحش می‌گرفته، یعنی حقوق خودش را می‌گرفت و یک حق توحش به خاطر اینکه در بین یک جماعت وحشی زندگی می‌کنم. این شأن ما بوده است. باید هر سال هزاران بار خدا را شکر کرد. به خاطر اینکه امام ما را از این کثافت بیرون آورد و این چنین به ما حریت و آزادگی بخشید.
 
امام گفت: باشد تا وقتش برسد. آقا کی وقتش می‌رسد؟ در آن زمان در سپاه دو قشر ایجاد شده بود. بنی صدریون و بهشتیون. تشخیص نمی‌دادند که سره و ناسره کدام است. یک‌جا بنی‌صدر گفت که آقای بهشتی ممنوع المنبر هستند و حق صحبت کردن ندارند. این موضوع یک طرف و داستان مسعود رجوی با جماعتش طرف دیگر، آن هم نه مسعودی که الان او را می شناسیم. انسان‌هایی زندان رفته و شکنجه شده و هر دخترشان، شصت‌تای این دخترهای امروزی که از خاتمی و کروبی و موسوی حمایت می‌کنند، بود. نیروهای مسعود و مریم را ندیده بودی عزیزم. هر کدامشان یک کشوری را به هم می‌ریختند و به صراحت می‌گویم که خواباندن فتنه مسعود رجوی و دار و دسته‌اش و خنثی کردن آن‌ها، کار آقا روح‌الله و امثال علم‌الهدی و محسن وزوایی به تنهایی نبود، پشتوانه مردمی لازم داشت. خیال‌تان را راحت کنم. برای اینکه بفهمی که جماعت مسعود رجوی و قد و قواره شان در چه حدی بود، اینگونه می‌گویم که بفهمید.
 
تا اینکه شبی که سرخاب و سفیداب مالیده بود تا با مریم و مسعود فرار کنند، جماعت بیرون ریختند و شعار مرگ بر فلانی و درود بر فلانی می‌دادند. یک سال است که رهبر دارد کد می‌دهد، ملت باید این را زودتر از این‌ها می فهمیدند. حواس‌مان باید جمع باشد، چه خواص و چه عوام.
 
فتنه‌های بعدی مانند فتنه شریعتمداری در آذربایجان که خودش برای کل انقلاب کفایت می‌کند، خودش یک داستان است. خلق عرب، دار و دسته دارد، آیت الله دارد، سید دارد، پیروان دارد و خودشان برای همه جریانات کفایت می‌کنند. بمب‌گذاری در اماکن عمومی و خطوط انتقال نفت و تهیه سلاح و مهمات و قاچاق و... خود خلق عرب برای جدا کردن خوزستان کفایت می‌کرد. خلق ترک و مسلمان از طرف دیگر. شمال یک داستان، خلق کرد یک داستان. فتنه‌ها پشت سر هم. از طرف دیگر ترور خواص، امثال مطهری و بهشتی و 72 تن از یارانش و بعد ترور نخست وزیر و رییس جمهور، چهار نفر از ائمه جمعه را به شهادت رسیدند. مثل همین ریگی و طالبان و وهابیون و...که هنوز تشکیل نشده بودند، امثال گروه مسعود رجوی کارهایی می‌کردند. این ها یک طرف و جنگ هشت ساله یک طرف دیگر.
 
در آخر جنگ هم داستان دیگری داشتیم که قرار نبود این گونه تمام شود. قرار بود شما پرچم را در بغداد بزنید. یک شبه پذیرش قطعنامه توسط آقا روح‌الله اعلام شد. آقا شما تا 15 روز پیش اعلام کرده بودید که حسینیان آماده باشید، کمربندها را سفت ببنیدید هیچ کس حق ندارد کوچکترین مسامحه ای کند، چطور این قطعنامه را پذیرفتید! آقا چرا این زهرنامه را امضا کردید؟ گفت باشد تا وقتش برسد و در آینده برای شما مشخص خواهد شد. همه کسانی که داغ آن زخم را داشتند، در همین دوران فتنه دوباره این زخم چرکین سرباز کرد و بوی این زخم که بیرون زد، مجبور شدیم که ببینیم که خدایا داستان چه بود و بخشی از جواب سوال ها را گرفتیم.
 
در مجلس ششم به رهبر انقلاب نامه نوشتند که اگر بخواهید برای زهرنامه نوشتن، مثل حضرت امام دیر اقدام کنید، انرژی و سرمایه را هدر داد‌ه‌اید! همین جماعت حسن روحانی‌ها و امثال این‌ها، به اضافه نماینده های آمریکایی تبار فشار گذاشتند که آقا امضا کنید و این امضای شما موجب امتنان ملت خواهد شد. قشنگ گفت که: خدایا اگر دستبند تجمل نمی بست دست کمانگیر ما را، کسی تا قیامت پیدا نمی کرد از آن گوشه کهکشان تیر ما را، ولی خسته بودیم و یاران همدل به نانی گرفتند شمشیر ما را، ولی خسته بودیم و می برد طوفان تمام شکوه اساطیر ما را، طلا را که مس کرد دیگر ندانم چه خاصیتی بود اکسیر ما را.
 
قطعنامه امضا شد و بعد از آن خیال این جماعت راحت شد. قبل از آن هم می گفتند، جنگ جنگ تا یک پیروزی. امام فرمودند: بس کنید و دیگر این حرف ها را نزنید، جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان. در هر جایی که ندای مظلوم و مسلمانی که فریاد یاللمسلمین بلند شد، آنجا خاک و اقلیم ماست. این شعارهای ایران و... که دو مرتبه باب شده است و از کیسه پوسیده ها در آوردند و شیپور می زنند، یکی نیست به این ها بگوید که در این تابوت جنازه ای نیست که ای احمق ها سینه می زنید.
 
موقعی که کوران جنگ بود، احمد متوسلیان از اینجا هزارتا آدم و یک لشگر را در قلب فلسطین و لبنان برد تا بجنگد. دراین تفکر، بین شلمچه و لبنان فرقی قایل نبود. در این مدل تفکر، چمران در همین سوسنگرد در حالی که می جنگد، شب در مناجات هایش می گوید که ای خدا می دانی که چقدر دوست دارم در کنار آفریقایی ها و برای مبارزه با محرومیت های آن ها می جنگیدم.
 
تا قبل از اینکه آقا روح الله رحلت کنند، یک اتفاق بزرگ دیگر افتاد، و آن این بود: در هر منزل حزب اللهی دو تا عکس و دو تا آقا بود. یکی عکس امام و دیگری آیت الله منتظری به عنوان نایب ایشان که خدای نکرده، اگر برای آقا اتفاقی افتاد پرچم به دست ایشان بیفتد. یک شب گفتند که آقا روح الله پیام داد: با دلی خون بار شما را که از همان اول هم واجد صلاحیت این قصه نمی دانسستم از این مسئولیت خلع می کنم، شما را که تجربه نشان داد، شیخ ساده لوحی هستید، برای این منصب مناسب نیستید.1- منزل خودتان را از لیبرال ها تخلیه کنید. 2- خمس و زکات این ها را نگیرید و کاری به این ها نداشته باشید. 3- در مسایل سیاسی دخالت نکنید و اگر خواستید در حوزه تدریس کنید. نه منتظری‌ای که الان او را می شناسید، بلکه کسی که آقا روح‌الله چندین بار گفتند که من در او خلاصه شده‌ام، یعنی اگر می‌خواهی خامه من را ببینی، در منتظری ببین.
 
پسرم که الان می گویی، آقا چندین سال پیش گفت، هیچ کس برای من فلانی نمی‌شود. این داستان (خلع منتظری) را اگر برای تو تعریف کنند، چه می‌گویی؟ منتظری‌ای که پدر شهید بود و مدرس حوزه بود. امام قسم خورده است، برای این اسلام که به اینجا رسیده است، این اسلام خیلی بالاتر از این هست و باید زن و بچه و رفقا را فدا کرد.
 
مادر ما همان شب که این پیام پخش شد، گفت، بچه قاب عکس را پایین بیاور. گفتم: مادر صبر کن شاید اشتباهی شده است و تلویزیون یک چیزی را خوانده، گفت: می‌گویم، پایین بیاور. بالاخره عصا را زد زیر قاب عکس و ده تیکه شد. ما آمدیم مسجد و گفتیم که چرا این جوری شد. یک عده گفتند که آقا کهولت سن پیدا کرده است و یک عده گفتند که به آقا خط داده اند که این گونه شده است و... ده روز طول کشید تا من قاب عکس را پایین بیاورم و خیلی از دوستانم تا همین الان قاب عکس را پایین نیاورده‌اند.
 
آقا هم رحلت کردند، انتظار فرج از نیمه خرداد کشم، خودش همه چیز را پیش بینی کرده بود. کی و کجا چه اتفاقاتی خواهد افتاد. ترسم از آن است که سلمان رشدی را بزنید و نمی زنید و ده سال دیگر بیایید بگویید که مخالف موازین دیپلماسی بوده است. ده سال دیگر وزیر امور خارجه ای در راس کار آمد که گفت این حکمی که آقا روح الله داده است مخالف دیپلماسی است. زمانی که رحلت کردند خدا بازهم عنایت کرد و به برکت این همه خون، خدا پرچم را به دست فرزند و سیدی از تبار اولیاء و انبیاء، خلف صالح و فقیه سپرد. حسادت ها از این جا شروع شد، فتنه ها دوباره شروع شد، گفتند در زمان آقا روح الله که نتوانستیم (چون جرأت نداشتند) دو مرتبه سر درآوردند گفتند آقا برای خودش، آقا باشد، کار اجرایی دست ماست. طی 16 سال که مسیر ضد ولایت و ضد تفکر آقا روح الله با شیب نرمی به سمت از بین بردن کل تفکر آقا روح الله در وزارت خارجه و کشور و فرهنگ و ارشاد پیش رفت و محصول همه آن قصه ها را در فتنه دیدید. ما هم به این باور رسیدیم که دیگر تمام است، چون این تبلیغ می شد که مردم دیگر تفکر روح الله را نمی خواهند. یک وقت خوب بود ولی دیگر نمی شود ادامه داد. تا کی باید بجنگیم. با همه دنیا که نمی توانیم بجنگیم به قول خاتمی باید یک جا بنشینیم و دیوارهای یخ بی اعتمادی بین ما و آمریکا باید شکسته شود.
 
باز هم این را تو نمی دانی پسرم، تو همین دیروز داشتی دیپلم می گرفتی و همین که افتادی در دانشگاه، گفتند که بدو وقت انتخابات است و به یکی از این دو نفر رای بده. اما یک دفعه در چهار طیف در سال 84 شما مردم تصمیم عجیبی گرفتید که چرای آن را من نمی دانم. سه تیر به نماینده های زر و زور و تزویر زدید و دوباره جریانی را بر سر کار آوردید که در مقابل آن سه جریانی بود که هرکدام به آمریکا چراغ سبز نشان می دادند. همه‌شان هم با امام فالوده خورده بودند. عکس‌هایشان هم هست، عینک دودی، چشم های آبی و چهره ها در زوایای مختلف. شما به کسی رای دادید که اصلا او را نمی شناختید، قیافه چروکیده، قد کوتاه، صورت روستایی و خانواده سالم، دخترها و پسرها در کثافت کاری های اقتصادی به هیچ وجه دست نداشتند و خودش هم پرونده روشنی داشت و شعارهایی که می داد، فتوکپی آقا روح الله بود. تغییر واقعی اینجا اتفاق افتاد. هر کس دیگری که به غیر از احمدی نژاد در مقابل آن جریان های ناصواب قرار می گرفت، سالم بود و این ویژگی ها را می داشت و شعار شفاف می داد، به جای احمدی نژاد رای می آورد. چون رای شما، رای به او نبود، چون او را نمی شناختید، احمدی نژاد نهایتا شهردار تهران بود، به بهبهان و اهواز چه کار دارد. آن جریان خاص ناراحت شد که چرا این کار را کردید، این بیاید، دومرتبه باید مصیبت بکشید، بجنگید و زیر بار فشار اقتصادی بروید. آن دختر شیخ گفت که این مردم، مردم ناصوابی هستند، این ها هر از چندگاه قدر ناشناس هستند، بابای من، آقا را آقا کرد. آیا موقعی که به تو رای دادند تا نماینده زن اول مجلس شوی، اشتباه نبود. مردم از آن موقعی که گفتی، دخترها ایرادی ندارد که با شلوار لی بگردند و دوچرخه سواری کنند، رسیدند به اینکه باید حذف شوی، آنجا مردم قدر ناشناس هستند.
 
در طول این چهارسال هم دیدید که درست تشخیص دادید. مستقیما آمده سینه به سینه در استان ها و جریان‌های آمریکایی را نیز قطع کرده است، مثل برنامه و بودجه امریکایی که پول می گرفت و خاتمی دو سال یک بار استان خوزستان می آمد و مدام در این دانشگاه و آن دانشگاه، در حال ایجاد یک فتنه بود.
 
در این چهارسال به این رسیدند که پول را مستقیم به استاندار بدهند و بگویند این پول در اختیار تو، آن را برای این مردم خرمشهر و آبادان و دیلم که سیلی خورده ها هستند، هزینه و فکری برای این ها کن نه فکر خصوصی سازی و نه فکر بچه های خودت. نه اینکه هر دفعه سراغ شما را گرفتند یا فرانسه ای یا ایتالیا یا دنبال سارکوزی هستید و کاخ الیزه که کلاه بوقی سرت بگذارند، به تو دکترای دروغین بدهند، خود تو اولین آدم درغگویی که دکترای دروغین به تو دادند. دکتر! اگر قدر خودت را می دانستی همان سیاست برای تو کفایت می کرد دکترا نمی خواست، تو سیادت همه ما را در نامه 2003 که به آمریکایی ها دادی، فروختی. نوشتی ما آماده ایم برای منکوب کردن حزب الله و حماس و سپاه پاسداران و برای همه اینها آماده ایم که مذاکره کنیم. موسوی هم از محمود عباس پول گرفت.
 
این سری چه کسانی را که در صحنه ندیدیم. این ها که تا دیروز علمدار جنگ و فرمانده سپاه بودند. این چرا جلودار این هاست؟ برای چه در تلویزیون که با او مصاحبه کردند و پرسیدند که شما چرا جلو رفتید؟ گفت: به دلیل اینکه چون دیدیم که این ها دارند مناقشات را به کف خیابان می کشند، خودم به عنوان اولین نفر رفتم وزارت کشور اعتراض کردم تا در کانال قانونی مسیر اعتراض طی شود و بقیه هم یاد بگیرند و پشت سر ما بیایند.
آقای دانش جعفری را به عنوان نماینده گذاشتند، که دو تا صندلی این طرف‌تر از آقا، با ایشان محاجه کند که آقا قبول کن که در انتخابات تقلب شده است. بی ادبی را هم او شروع کرد تا اینکه بقیه بیایند. بارک الله به تو فرمانده سپاه که تو دهن نماینده ات نزدی! ما متأثریم به خاطر این اتفاق‌ها!
 
ولی اگر می خواهی تو سقوط کنی کسی نمی تواند تو را نجات دهد. معاونش در صدا و سیما در برنامه دیروز و امروز و فردا آمد گفت که امداد الهی در جنگ نبوده و این حرف‌ها خزعبلات است. گفت: جریان بنی صدر جاسوسی نبوده و تنها تلقی اش از ریاست جمهوری اینگونه بوده است. جنگ چرا این گونه تمام شد؟ ما روزهای آخر بند پوتین هم نداشتیم. احمد متوسلیان داستانش به گونه ای دیگر. آیا فتنه را قبول دارید؟ نه فتنه را قبول ندارم. مناقشات سیاسی است بین دو جناح، خود آقا گفته...
 
هشت ماه طول کشید، چرا؟ مردم اول رفتند قم، علما و بزرگان تکلیف ما را مشخص کنید. چه کسی راست می گوید. برخلاف دوره های قبل نشد. یک سری دارند هم نوایی می کنند و یک سری هم دارند... مردم در یک گیجی و کلافگی هستند، تا الان فکر می کنند که داستان، سر یک تقلب است. همه خارجی ها دارند در یک شیپور می دمند و آن قدر این موج رسانه ای قوی است که به همه دارد اثر می کند. بالاخره آیا تقلبی صورت گرفته؟ کمتر کسی هست که در اداره و منزل با این فتنه اذیت نشود.
 
برحسب نسخه ای که آقای جورج سورس برای خاتمی و دار و دسته اش پیچیده بودند، گفت اشتباه کردید در اینکه عجله کردید و فکر کردید که با چند تظاهرات کار تمام می شود. در صورتی که ویژگی انقلاب مخملی این است که صبر و تحمل داشته باشید. یک دفعه نباید از نیروهای مسعود رجوی استفاده کنید. وقتی در جبهه ات از گوگوش تا سروش از مسعود رجوی تا بهایی ها همه را می آوری، دیگر نمی توانی غائله را جمع کنی. بعد همه هم سهم خودشان را می خواهند. هر چند اگر عجله هم نمی کردند باز هم نمی توانستند. شتر در خواب بیند پنبه دانه، فکر می کردند اگر بخواهند مخملی و با صبر و حوصله جلو بیایند، می توانند این جریانی را که سی سال بلوغ سیاسی پیدا کرده، زمین بزنند. اگر هم در مواردی در تشخیص مشکل دارد، برای این است که خواصش بصیرت نداشتند و در همگرایی با فتنه کلافه شده اند.
 
این جریان، تابلوی خط امام را هم ابزار کرد. امام خمینی را برای انتخابات می خواستند، میزان رای ملت است البته اگر ما را بخواهند و اگر به ما رای ندادند، تقلب شده است. با امام تا اینجا کار داشتند. چه پول‌هایی که در کارهای هنری و در این راه‌های ناصواب نگرفتند، دو میلیارد تومان به بهروز افخمی دادند فیلم فرزند صبح را ساخت که هدیه تهرانی با شلوار لی نقش مادر حضرت امام را بازی کند! پشتیبانی کننده کیست؟ دفتر امام. همه اسم هایی که شنیدیم و در گوش‌مان پیچیده. پول‌هایی که تا همین الان هم در شرکت های نفتی و گاز سر راست تبدیل به دلار می شود و بدبخت آن بچه مسجد سلیمانی که در کپر زندگی می کند. پول های ناصواب دانشگاه آزاد که کسی زورش نمی رسد جلوی این رانت‌خواری‌ها و زمین‌خواری‌ها بایستد.
 
اما به هر حال، همه معادلات‌شان اشتباه از آب درآمد، با خارج و داخل هماهنگ شده بودند ولی خدا نخواست. همین شعار معروف اخراجی ها که هر چه خدا خواست همان می شود نه این و نه آن فقط همان می شود. اینجوری نیست که شما بروید با سوروس و عبدالله و محمود عباس و هیلاری و مسعود رجوی ببندید. حداقل به هیلاری می گفتید که یک شب صبر می کرد و در شیپور شما فوت نمی‌کرد. به مسعود رجوی می‌گفتید ساکت شو، تا حداقل بچه های ما فکر کنند که مستقل هستید و به برکت زور بازوی خودتان در صحنه آمدید. اینقدر شما احمق بودید و احمق تر کسانی هستند که حاضر نیستند مرز خودشان را به تعبیر حضرت آقا روشن کنند. به زور بعد از 25 بهمن امسال، اعلام برائت کردند. فایده ندارد، حتی اگر اعلام برائت کردید شما دیگر خواص نیستید... شما مگر نمی گویید سرباز هستید، بیایید در یک خط، مانند همه این هایی که سرباز هستند. حق ندارید دوباره بیایید در اتاق فکر بنشینید و بگویید که ما استراتژیست‌من اتاق فکر هستیم و ما هر چه گفتیم ملت و مردم باید عمل کنند. نه خیر، شما سقوط کردید و کارتان تمام شده است. از این به بعد مردم بنا ندارند آن احترامی که خودتان برای خودتان قایل هستید، به شما بگذارند. شما سقوط کرده اید. یکی از برکات این فتنه این بود که جای خواص و مردم عوض شد. مردم عادت کرده بودند که بپرسند، حاج آقا چه کار کنیم و به چه کسی رای بدهیم و به چه کسی رای ندهیم. هشت ماه طول کشید تا اینکه رسید به شب عاشورا و روز عاشورا که ریختند بیرون و فریاد زدند، مرگ بر اصل ولایت فقیه و روز عاشورا کف زدند و سوت زدند، همین موسوی و دارودسته اش گفتند که این ها اصحاب ما هستند. امت شهید پرور همین ها هستند. مردم در 9 دی به خیابان ها آمدند تا دست تجلی الهی را یک بار دیگر نشان دهند. کسانی در 9 دی آمدند (من نفهمیدم که در اهواز چه گذشت و شما چه کار کردید) ولی در تهران کسانی دست آقا بالای سرشان بود که اگر این ها روز عادی به خیابان می آمدند من اگر مأمور امر به معروف و نهی از منکر بودم، می گفتم این ها را بگیرید. این گونه افراد دست حضرت آقا را گرفته بودند و در جهت ولایت و نظام شعار می دادند. این ها فهمیدند. حالا یک بچه ای به بنی صدر رای داده است، فهمیده که اشتباه کرده و حالا از آن مسیر برگشته است.
 
از اینجا به بعد جای خواص و عوام عوض شده است، مردم دیدند که دیگر نمی شود به خواص اعتماد کرد، تا به حال بچه هایمان را فرستادیم به جبهه و شهید داده ایم، از این به بعد هم پرچم را خودمان نگه می داریم. برکت فتنه این است که شما بار دیگر جمع شدید و دومرتبه احساس خطر می کنید. گوش‌های همه تیز شده است، همین الان علی‌رغم اینکه به احمدی نژاد ارادت داریم، همه کارهایش درست، اما یک جاهایی اشتباهاتی دارد، یک حرف ناصوابی توسط معاون دست چندمش زده می شود، همه حواس‌شان جمع است. ولی حواس‌مان باید جمع باشد و بی خودی فشنگ ها را هدر ندهیم. یک فشنگ خواستید بزنید به یک جریان ناصواب، یک دانه بزنید و بقیه را نگه دارید. موسوی خویینی ها یادت نرود. همان قدر که در مورد مشایی حساسیت داری، این فرد هم یادت نرود. اتاق فکر فتنه یادت نرود. اگر با این قصه به صورت ریشه ای برخورد نکنی، این فتنه را ریشه ای برخورد نکردی، تو دنبال مشایی بودی، دوباره از پشت، همان جریان فتنه در 25 بهمن به تو زدند. در مجموع از 100 نمره بده. چرا خودت را اذیت می کنی. از نظر تو سقوط کرده است رییس جمهور از نظر شرع سقوط کرده است، خب ایرادی ندارد از نظر ما که سقوط نکرده است. دو جا حرف آقا را گوش نکرده است، دو نمره نده. از بیست بده 18 و یا 16 و انشاء الله تا پایان خدمتش بر راستای تفکرات حضرت آقا بماند. انشاء الله تا امروز که سربلند بوده است، بعد از این هم سربلند باشد. حواست باید جمع باشد، با ماسک و امثال این ها نمی شود جریان شیمیایی را گذر کرد. خب، اتفاق خوبی پیش آمد، ریزش و رویش مجدد.
 
اما وظیفه ما؟
 
اول باید دقت کنیم که در این هجمه آتش، چه در آتش کربلای 5 که در این هشت ماه به مراتب سنگین تر از آن بود، وقتی احساس تکلیف می کنی، در منزل وقتی آتش به وجود می آید، جواب نمی توانی بدهی، مثل این عزیزان قاطی می کنی و بدتر از من چیزی می گویی. باید پایت روی پدال ترمز باشد، نه اینه بدتر از من یک دفعه یک چیزی بگویی، صد تا دوربین دارند فیلم می گیرند. باید آستانه صبر و تحمل را بالا ببری، باید حداقل پنج سال کار فرهنگی کنید. نباید دوباره جریان فتنه بیاید معاذالله. اگر این سری بیایند همه را شخم می زنند. سری قبل اولین کسی را که سر کار آوردند، وزیر ارشاد بود که الان در VOA و BBC است و تا قبل از فتنه می آمد تهران یک زن را طلاق می داد و دوباره می رفت. دومرتبه بگذاریم بیایند، سرکارنمی شود.
 
بعد از این هم باید بدانیم که اگر دو مرتبه خواستیم رای بدهیم، باز ملاک و معیارها برای ما مهم است و همه یاد گرفته اند. چون مردم به تفکر رای می دهند نه به قیافه، والا اگر می خواستند به قیافه رای بدهند به این رای نمی دادند، نه هیکل درست و حسابی دارد و نه قیافه لپ گلی مانند بنی صدر داشت که یک مقنعه بر سرش بیندازد و فرار کند. الحمدالله قیافه ندارد، به قول شما ماهی یک بار حمام می رود، همه این ها را گفتید ولی باز هم رای آورد. باز هم دوره بعد به شما می گوییم که چه کسی رای می آورد، بروید یک نفر چروک تر از این پیدا کنید، نروید دنبال خوشگل و خوش قد و قواره و عینک فنسی و چشم آبی، نروید دنبال این آدم ها. مردم دیگر گول نمی خورند. مردم تفکر برایشان مهم است، جهت گیری ها برایشان مهم است.
 
به برکت همین فتنه این هیئت‌هایی که متفرق شده بودند، دومرتبه جمع شدند، در فتنه قبل یک نقطه قوت هیئت‌ها بودند چون هیئت‌ها همه یک دست یک حرف می زدند، در مقابل، پایگاه آنها در بیرون در اداره ها و سازمان ها و دانشگاه ها، حوزه استحفاظی‌شان بود و ما هم در هیئت ها بودیم. هیئت ها در تهران خط را می دادند و هیئت‌هایی که پشتوانه مردمی قوی داشت توانست این آرای متحد و با تفکر رهبری را بیاورد و رای قاطع بیش از 24 میلیون نفر را و تو دهنی بزرگی زد، این قدر اختلاف فاحش بود.
 
هیئت ها و NGOها در دانشگاه‌ها و بسیج در دانشگاه‌ها، باید فعالیت کنند. هنوز خیلی با تفکرات آقا روح الله فاصله داریم. هنوز تفکر روی زمین مانده است. اصلا این بچه نمی داند که موضوع چیست، جالب است هرجا که می رویم این مطالب را می خوانیم، می گوید: این کتاب و این تفکرات چیست که تو هر جا می روی آن را می خوانی. دو میلیارد و خورده ای در دست شما هست و شما فیلم درست می کنید اما قرار نیست این مطالب را تکثیر کنند و قرار نیست که پیام قطعنامه و منشور روحانیت را یک بار دیگر برای بچه من بخوانند. با این گونه تفکرات بیگانه اند. اصل آقا روح الله را دوست دارند اما فرامین اساسی ایشان نسبت به این اتفاقات خوانده نمی شود. بنا نیست اصلا خوانده شود:
 
«آن قدر که اسلام از این روحانیت مقدس نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگری نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمومنین است که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم از این موضوع و ذایقه ها را بیش از این تلخ نکنم، ولی طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مآبی و دین فروشی عوض شده است. شکست خوردگان دیروز سیاست بازان امروز شده اند و قس علیهذا.
 
مردم عزیز ایران باید مواظب باشید که دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفین از به اصطلاح روحانیون سوء استفاده نکنند و با موج آفرینی و تبلیغات از آن نسبت به روحانیون متعهد، بدبین ننمایند و این را دلیل عدالت نظام بدانند که امتیازی برای هیچ کس قائل نیست و خدا می داند که شخصا برای خود مصونیت قایل نیستم اگر تخلفی از من هم سر زند مهیای مواخذه هستم.»
 
یاد داد به مردم که چگونه باشند و برای همین است که این گونه بزرگ منش هستند. پسرم و دخترم لایه های پنهان این فتنه را برای ما بازگو نکردند. پیرهایمان مانند من فراموش کار شده اند و جوانان ما نیز با همین جریانی که در این سه دهه گذشت، اصلاً آشنا نیستند. به برکت همین فتنه است که جوان ما تا عکس بنی صدر و رجوی را می بیند، می شناسد والا...
 
اگر می خواهید از دست ندهید دو مرتبه باید خط را گرم نگه دارید. گرفتن خط کربلای 5 به مراتب راحت‌تر از نگه داشتنش بود. قطعنامه را امضا کردید و به آن طرف هم اعلام کردید که دیگر ادامه نمی دهید، سلاح زمین، بیایید بررسی کنید ببینید که چه کسی متجاوز بوده است و غرامت دهید. آیا انجام دادند؟ سه روز بعد از اینکه امضا کردید و قرار شد که دیگر ادامه ندهند؟ چه اتفاقی افتاد. دوباره برگشتند. مریم رجوی تا اهواز برگشت. سر دوراهی دارخوین تا نرسیده به کیلومتر 15 تانک ها روی جاده آسفالته اهواز- خرمشهر که شش سال پیش گرفته بودیم، رژه رفتند، تا پل فلزی کرخه آمدند، سه راهی دشت عباس، مهران و سومار و گیلان غرب آمدند و تا اسلام آباد آمدند و...
 
همین الان اگر اراده کنند باز هم بزنند امشب بفهمند که این جمعیت را به عنوان پشتوانه نداریم، امشب را به فردا صبح نمی گذارند. علاف نیسیتم که بیاییم بنشینیم اینجا این جماعت همه کار دارند. حضور در اینجا یعنی اینکه ما هستیم.
 
پای کار هستیم. نه پشت سر آقا، بلکه پیشاپیش ایشان. سرباز باید جلوی فرمانده باشد. در خطوط فکری باید پشت سرآقا باشید نه در مسایل نظامی و الا در جبهه جنگ اولین تیری که بیاید به پیشانی فرمانده می خورد. در زمان جنگ همت و حسین خرازی و... را همین گونه از دست دادیم. باید پیشانی جبهه باشیم.
 
حواس ها باید جمع باشد عزیزان. خط را که گرفتید، نگه دارید. بروید مرخصی می زنند دوباره فاو را می گیرند. انتخابات مجلس بود رادیوی ما، یا کد می داد یا اشتباه بود یا خیانت بود، مثل اتفاقات دیگر، می گفت که امروز در فاو 400 نفر از رزمندگان ما رای دادند به فلانی. این یعنی چه؟ 400 رای نه اینکه 400 نفر رای دادند، یعنی اینکه 400 نفر در خط و پای کار هستند. یعنی اینکه 400 نفر بیشتر نیستند، بزنید و داخل کشور بیایید.
 
این نه بزرگ را شما گفتید، به همه این جریان‌ها. اما این "نه" انشاء الله باید از خبرگان به خواص شنیده شود. می خواهید مختار باشید که در خیابان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه بدهند و سرآقا را بالای نیزه ببرند و بعد بیاییم ادای مختار را در بیاوریم. مختار به چه کار می آید؟ برویم قصاص بگیریم که چه شود. آن موقع که گفتند این عمار؟ باید حواستان جمع باشد که کف خیابان باشید. داستان عاشورا یک صبح تا ظهر است. هر کس نرسید چه بشود که بخواهد با مختار همراه شود و قیام کند تا اجرش با سیدالشهدا باشد. معلوم هم نیست که با مختار باشید. جنگ را غنیمت بشمارید و پای کار باشید و خط را رها نکنید. می خواستند کل دانشگاه آزاد را وقف کنند، گفتند یک جوری بنویسید که به ولایت فقیه ارتباطی نداشته باشد. این نظام ممکن است در آینده ولایت فقیه نداشته باشد. ولایت فقیه تمام شد!
 
امشب در جایی نشسته ایم که حسین علم الهدی که رحمت خدا بر او باشد، می گویند، زمانی که می خواستند ولایت فقیه را در قانون اساسی نیاورند، آمد همین جا و متن اینکه چگونه باید این اصل در قانون اساسی گنجانده شود، را نوشت و برد داد به شهید بهشتی و گفت: شنیدیم که می خواهید این اصل را حذف کنید. بچه دانشجویی که تو افتخارت علمداری مکتب حسین علی الهدی است. کاری مهم تر از آنچه که در هویزه انجام داد، کاری که باید نهادینه می شد، کاری که حضرت آقا روح الله گفت: پشتیبان ولایت فقیه باشید... نگفت پشتیبان جبهه و هویزه باشید که در نوع خودش مهم بود.
 
امید و انتظار اینکه انشاءالله در این داستان حضرت آیت الله مهدوی کنی که موید حضرت امام و آقا هستند، انتخاب شوند، خواص ما حواس‌شان جمع باشد که جریان با بصیرتی را بر سر کار بیاورند که بتواند مستقل و انقلابی، ریشه جریان فتنه را بخشکاند تا این امنیت به جامعه سیاسی ما برگردد و بتوانیم نقش‌مان را در صحنه سیاسی بازی کنیم. ما بسیار تأسف می خوریم، که در مصر و لیبی و بحرین و عمان و قطر حضور نداریم. همه می گویند که این زلزله انقلاب شماست، اما اگر این جریان خائن نبودند، دو دهه این انقلاب ها زودتر رخ می داد. ما افسوس می خوریم که در این بحبوحه انقلاب ها باید خط خودمان را نگه داریم. خط ما در دو دهه قبل بوسنی و لبنان و تربیت افرادی مانند عماد مغنیه و سید عباس موسوی بود، این خط می‎توانست جلوتر هم برود، منتهی فتنه نگذاشت. پنج سال نبرد امیرالمومنین و سه نبرد داخلی با خواص و اصحاب فتنه. با خامنه ای کسی نگردد گمراه او در شب فتنه می درخشد چون ماه، در هر نفسم برای او می خوانم لاحول و لا قوه الا بالله.

8 مارس روز کشف حجاب است!
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، جنبش سبز

عقده‌گشایی مجازی آشوبگران علیه اسلام به بهانه روز جهانی زن

 

برنامه‌ریزان جریان ضدانقلاب داخلی نیز به دنبال آن هستند تا از این روز سوءاستفاده کنند و با فراخوان، خواستار حضور هواداران خود در خیابان‎های تهران و احیای آشوب‌های خیابانی شده‌اند؛ فراخوانی که از سوی برخی حامیان این جریان مانند «شیرین عبادی» به عنوان روز کشف حجاب نامگذاری شده است.

شبکه ایران: «قوانین اسلام واپسگرایانه است»، «زن در اسلام جنس دوم است»، «حکم دیه در اسلام غیرانسانی است»، «تعدد زوجات ضدبشر است» و... این عبارات تنها بخشی از اظهارنظرهای افرادی است که در پوشش «تلاش برای احقاق حقوق زنان»، اندیشه‌های فمینیستی درباره زنان را تبلیغ می‌کنند؛ اندیشه‌هایی که قله و فتح‌الفتوح حقوق زنان را در «مرد شدن» خلاصه کرده است. در این تفکر، مرد جایگاه ارزشمندی دارد که زن در صورت عدم احراز اینجایگاه، به شایستگی خود نمی‌رسد. در واقع برای زن ایده‌آل بودن باید به یک مرد تبدیل شد.

این اندیشه‌ها درحالی در زرورق «احقاق حقوق زن» و «پاسداری از جایگاه اجتماعی زن» به دختران جهان پیشکش می‌شود که حامیان این جریان، دین مبین اسلام را که ملاک ارتقای جایگاه افراد را منحصر به دانش، تفکر و ارزش‌های انسانی می‌داند، به «تحجر» و صدور احکام «ضد زن» متهم می‌کنند. جریان موسوم به «فمینیسم ایرانی» نیز که توسط افرادی مثل شیرین عبادی، شادی صدر و شیوا نظرآهاری هدایت می‌شود، در سال‌های اخیر ارتباط گسترده‌ای را با نهادهای به اصطلاح حقوق‌زنان در آمریکا و اروپا برقرار کرده‌اند و با دریافت کمک‌های گسترده مالی از این سازمان‌ها، درصدد هستند تا با ارائه الگوی غربی برای زنان و دختران ایرانی،‌‌ همان تصویری که از «زن برگزیده» در غرب ارائه می‌شود را نقطه کمال دختران معرفی کنند.

با این حال و درحالی که کارنامه سیاه اقدامات این تشکیلات برای زیر سوال بردن احکام اسلامی و ناعادلانه خواندن آن‌ها در زمینه حقوق زنان، زبانزد عام و خاص است، برخی افراد که کباده «روشنفکری دینی» می‌کشند نیز نوای همراهی با این افراد سرداده‌اند و از «غیرانسانی بودن» احکام اسلامی صحبت می‌کنند؛ موضوعی که جریان موسوم به سبز سابقه درخشانی در آن دارد.

فائزه هاشمی: احکام اسلامی، انسانی نیستند!

چندی پیش، فائزه هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با یک سایت الحادی مدعی شد که نص صریح قرآن کریم مبنی بر «تعدد زوجات» و همچنین بحث مربوط به مهریه زنان، «غیرانسانی» است و هیچ انسانی حاضر به پذیرش آن نیست.

این اظهارات توهین‌آمیز فائزه هاشمی دقیقا نشات گرفته از تفکرات همین گروه‌های ضددین است که قبلا هم در روزنامه زن که توسط وی منتشر می‌شد، پوشش داده شده است. وی همچنین چندی پیش اصالت نماد رسمی عفاف و پاکدامنی دختران ایرانی را زیر سوال برد و از اینکه بعد از انقلاب شکوه‌مند اسلامی، پوشش «چادر» به عنوان یک ارزش مطرح شده، ابراز تاسف کرد!

البته توهین به ارزش‌های اسلامی و احکام دینی و «کهنه» و «قدیمی» خواندن آن‌ها منحصر به فائزه هاشمی رفسنجانی نیست؛ پیش از او هم کسی که خود را «روشنفکر‌ترین زن ایران» و «روشنفکر قرآن‌پژوه» نامیده، برخی قوانین دین مبین اسلام را «واپسگرایانه» خوانده بود.

خدمات متقابل جریان آشوب و فمینیسم

زهرا رهنورد چندی پیش رسما از حکم صریح اسلام درباره دیه انتقاد کرد و با «واپسگریانه» خواندن این حکم، گفت: «در قوانین واپس‌گرا زن به عنوان جنس دست چندم تلقی شده، در کدام قلمرو است که تبعیض وبی عدالتی در قوانین ما لحاظ نشده... دیه نامساوی زن و مرد، قوانین تبعیض آمیز مربوط به طلاق و تابعیت و غیره».

رهنورد به این هم اکتفا نکرده و در طی ۶ ماه گذشته، دفعات متعدد به دیدار سران تشکیلات فمینیستی ایران رفته و با سخنرانی‌های آتشی، تلاش مضاعفی را برای جلب توجه و نظر این افراد صورت داده است.

تمام پروژه‌های جریان آشوب علیه حجاب

در همین راستا و به تازگی برخی گروه‌های مخالف نظام در صدد سوءاستفاده از شبکه‌های اجتماعی برای توهین و هتاکی علیه مقدسات دینی و اسلامی ایرانیان هستند؛ موضوعی که به ویژه در زمینه حجاب رنگ و بوی تندتری به خود گرفته است.

در این میان شبکه فمینیستی زنان ضدانقلاب که در خارج از کشور فعالیت می‌کنند، تلاش گسترده‌ای را برای تبدیل هشتم مارس (۱۷اسفند) روز جهانی زن به یک روز مخالفت با احکام اسلامی صورت داده‌اند.

بر همین اساس برنامه‌ریزان جریان ضدانقلاب داخلی نیز به دنبال آن هستند تا از این مساله سوءاستفاده کنند و با فراخوان، خواستار حضور هواداران خود در خیابان‎های تهران و احیای آشوب‌های خیابانی شده‌اند؛ فراخوانی که از سوی برخی حامیان این جریان مانند «شیرین عبادی» به عنوان روز کشف حجاب نامگذاری شده است.


ادامه انشقاق گسترده در لیدرهای فرقه سبز؛
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن کدیور ، جنبش سبز

پس از فحاشی به مهاجرانی نوبت به کدیور رسید

هنوز بحث اختلاف گسترده فرقه سبز و رسانه های ضد انقلاب با عطاءالله مهاجرانی در مورد اظهارات اخیرش داغ بود که امروز یکی از این رسانه ها از عمق اختلافش با محسن کدیور نیز پرده برداشت.

به گزارش جهان، خبرنامه ضد انقلاب و صهیونیستی گویا، امروز در مقاله ای توسط محمد امینی از چهره های ضد انقلاب و سلطنت طلب، به اظهارت اخیر محسن کدیور با شبکه خبری "تهران ریویو" اشاره کرد. 

گویا کدیور در اظهارات خود گفته است: "مدل حکومتی (که) در شرایط فعلی ممکن و شدنی است، یک «جمهوری اسلامی» برپایۀ جا انداختن قرائت دموکراتیک از «همین قانون اساسی جمهوری اسلامی» است." 

نکته ای که رسانه صهیونیستی گویا و ضد انقلابی همچون محمد امینی را شگفت زده و البته عصبانی کرده است، تأکید محسن کدیور بر قبول قانون اساسی فعلی ایران و در ادامه ایجاد یک جمهوری «اسلامی» به عنوان تنها حکومت ممکن است. 

امینی سلطنت طلب که صحبت های کدیور را "پریشان گویی" عنوان کرده است همچنین اشاراتی هم به اظهارات کدیور در زمان حضورش در ایران داشته و صحبت های کدیور پیرامون نقد سکولارزیم و نقد کسانی که به سکولاریزه کردن ایران فکر می کنند را به او یادآوری می کند. 

این ضد انقلاب ایرانی الاصل همچنین به بخش دیگری از صحبت های کدیور نیز اشاره می کند و می گوید: "گفتگوی ایشان با «تهران ریویو» در بهترین تفسیر، پریشان گویی کسی است که هنوز در سودای ماندگاری جمهوری اسلامی با چهره ای رحمانی است." 

سایت سلطنت طلب گویا در ادامه به نقل از امینی به بیان نقدهای دیگری نیز با لحنی کاملا غیر مودبانه که روش و منش همیشگی رسانه های ضد انقلاب است به تفسیر! صحبت های کدیور می پردازد و صحبت های طرح شده را اینگونه به پایان می برد: "به گفته سعدی خرموسی به کعبه بردن؛ که چون از کعبه بازگردد، هنوز خر باشد."!!!


رهنورد در کنار هیلاری و لورا بوش قرار گرفت + سند
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، زهرا رهنورد ، جنبش سبز
موسسه آمریکایی نجات زنان، زهرا رهنورد را "هنرمند و فعال اجتماعی ایرانی و رئیس سابق دانشگاه الزهرا" معرفی کرده و او را به دلیل دفاع از حقوق زنان در جریان جنبش سبز شایسته انتخاب دانسته است.
 
به گزارش پایگاه 598 به نقل از سایت women deliver موسسه آمریکایی نجات زنان، به مناسبت صدمین سالگرد روز جهانی زن، این موسسه فهرستی صدنفره از زنان و مردانی را منتشر کرده که طی سال‌های گذشته برای بیداری زنان سراسر جهان و همچنین آگاهی دادن به آن‌ها برای احقاق حقوق خود تلاش کرده‌اند!
 
بر اساس گزارش موسسه نجات زنان، هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه امریکا، لورا بوش همسر رئیس‌جمهور سابق امریکا، کریستین امان‌پور خبرنگار از آمریکا، نبیل اسپانیولی رئیس بخش مرکزی زنان اسرائیل و چهره هایی دیگر از کشور های اروپایی به ویژه انگلیس در این  فهرست 100 نفره معرفی شده اند.
 
این موسسه آمریکایی، زهرا رهنورد را "هنرمند و فعال اجتماعی ایرانی و رئیس سابق دانشگاه الزهرا" معرفی کرده و او را به دلیل دفاع از حقوق زنان در جریان جنبش سبز شایسته انتخاب دانسته است.
 
همچنین این موسسه، شیرین عبادی، ضد انقلاب و فمینیست معروف را چهره‌ای جهانی، وکیل و فعال حقوق بشر معرفی کرده که چندین دهه را به مبارزه برای احقاق حقوق زنان، کودکان و زندانیان سیاسی در ایران صرف کرده است.
 
 
شایان ذکر است، زهرا رهنورد، در فیلم تبلیغاتی میرحسین موسوی به صراحت آیه قرآن را انکار کرده و پرده از چهره ضد اسلامی خود که در زیر چادر مخفی کرده بود برداشت. به نظر می رسد این هدیه آمریکایی ها برای اتخاذ چنین مواضع ضد اسلامی کمترین چیزیست که سردمداران استکبار جهانی می توانند به وی اهدا کنند.
 
گفتنی است، حضور برخی افراد در این لیست از جمله، کلینتون، بوش و شیرین عبادی نشانگر وابستگی این موسسه است  و احتمال صهیونیست بودن آن را بسیار بالا می برد.

سبزها پس از گنجی،مهاجرانی را هم دراز کردند!
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، عطاءالله مهاجرانی ، جنبش سبز

چاقو کش های اینترنتی سایت بالاترین، همانگونه که اکبر گنجی را پس از تاکید بر عدم تقلب در انتخابات 88 مورد هجوم قرار دادند،مهاجرانی را با رکیک ترین الفاظ مورد عنایت قرار دادند

پس از آن که عطاء الله مهاجرانی عضو اتاق فکر حلقه لندن پس از قریب دو سال هجمه به نظام و مسئولان کشور در رسانه های خارجی ، دو جمله راست درباره نظام و رهبر انقلاب بیان کرد ، حامیان سابق وی در سایت های ضدانقلاب و فتنه سبز، با شدیدترین ادبیات و رکیک ترین الفاظ وی را مورد حمله قرار داده و او را نفوذی جمهوری اسلامی در جریان اپوزیسیون و جنبش سبز معرفی کردند.

مهاجرانی طی اظهاراتی در جمع دانشجویان یکی از دانشگاه های انگلیس  ضمن تاکید بر مطالب قبلی خود علیه نظام جمهوری اسلامی در عین حال خاطرنشان کرد:« نمی‌شود شرایط ایران را مصری کرد چون وابستگی تام و تمام حسنی مبارک به غرب یکی از تفاوت‌های بنیادین این کشور با ایران است. جمهوری اسلامی ایران استقلال بی‌نظیری در عدم هرگونه وابستگی به غرب و شرق دارد.»

مهاجرانی همچنین با مقایسه وضعیت مسئولان ارشد ایران با مصر، درباره وضعیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی رهبر معظم انقلاب اذعان کرد:«"من آیت‌الله خامنه‌ای را خوب می‌شناسم و می‌دانم که در تمام کارنامه‌ اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمی‌توان یافت.»

 این دو اعتراف مهاجرانی که البته کشف جدیدی از جانب او محسوب نمی شود بلکه همه دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی بدان اعتراف و اذعان دارند ، موجب شد تا سایت های ضدانقلاب به شدت مهاجرانی را مورد حمله قرار دهند و با یادآوری مناصب او در جمهوری اسلامی ، لو را عامل نفوذی نظام در جریان اپوزیسیون معرفی کنند.
در همین راستا ، سایت بالاترین که که به «چاله میدان چاقوکش های اینترنتی فتنه سبز» معروف است اکثر لینک های داغ خود را به حمله و فحاشی به مهاجرانی اختصاص داده و نویسندگان و کامنت گذاران این سایت با کلماتی رکیک وتوهین آمیز وی و خانواده اش را مورد اعتراض قرار دادند. در میان مطالب سایت بالاترین علیه مهاجرانی ، مطلب« ن. ک» کاریکاتوریست حامی موسوی از همه تندتر است به گونه ای که وی صراحتا" با ادبیات جنسی مهاجرانی را مورد خطاب قرار داده و با یادآوری موضوع زنان چندگانه وزیر ارشاد دولت خاتمی و عضو اتاق فکر حلقه لندن ،به وی حمله کرده است.

گفتنی است ماهیت جریان فتنه سبز که بر اساس دروغ بنا شده ، به گونه ای است که هیچ کس حتی برجسته ترین چهره های این جریان نیز جرات نمی کنند حرف راستی بر زبان بیاورند و به محض آن که یک کلمه راست از جانب هر کس بیان شود ، چاقو کش های جریان دروغ سبز با بدترین و بی ادبانه ترین مجه ممکن ، او را از پای درآؤرده و به مسیر اصلی حریان هدایت می کنند.

چندی پیش اکبر گنجی که روزگاری قهرمان افسانه ای ضدانقلاب محسوب می شد ، طی مقاله ای موضوع تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری را به عنوان یک ادعای بی پایه مورد بررسی قرار داد و با استناد به حرف های حامیان موسوی و نظرسنجی موسسات خارجی نتیجه گرفت که در انتخابات سال 88 تقلب نشده است. بعد از درج این مقاله ، همان کسانی که در سال های گذشته اکبر گنجی را به اسطوره تبدیل کرده بودند موجی سهمیگن از اعتراض و انتقاد توهین آمیز علیه او به راه انداختند و او را عامل و نفوذی دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی نامیدند. این هجمه چنان سنگین بود که اکبر گنجی طی مقالاتی به شدت از بداخلاقی و بی اخلاقی حاکم بر سبزها و اپوزیسیون انتقاد کرد هر چند فریادهای او دیگر به جایی نرسید.


فخرالسادات محتشمی‌پور :"من رسالت زینبی ام را انجام می دهم"
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصطفی تاج زاده ، جنبش سبز

نگاهی به هتاکی‌های همسر تاج‌زاده

فخرالسادات محتشمی‌پور که سه‌شنبه گذشته در حال تشجیع چند اغتشاشگر در تهران دستگیر شد، طی چند ماه گذشته با انتشار نامه‌های سرگشاده فراوان که به بهانه دفاع از تاج‌زاده منتشر شدند، اقدام به هتاکی علی نظام جمهوری اسلامی می‌کرد.

به گزارش جهان، آنچه که در ادامه می‌خوانید، نگاهیست کوتاه به برخی هتاکی‌های صورت گرفته از سوی فخرالسادات محتشمی‌پور که طی چند ماه گذشته به بهانه دفاع از تاج‌زاده در نامه‌های سرگشاده وی منعکس شده است.

خانم محتشمی‌پور در تمام این نامه‌ها که از سوی رسانه‌های ضدانقلاب منتشر شد، هتاکی‌ها و توهین‌هایی را علیه نظام اسلامی و نهادهای آن مطرح کرده است، که بازخوانی دوباره آنها ضمن تنویر افکار عمومی، سبب می‌شود تا اذهان فعالان سیاسی و قاطبه مردم نسبت به جریان نفاق و فتنه‌های جدید که عموما در قالب افرادی با سوابق بعضا انقلابی رخ می‌نماید؛ آگاهی‌های بیشتری کسب نمایند.

نوشته‌های کوتاهی که در ادامه می‌آید، بخشی از مواضع توهین‌آمیز و فتنه‌انگیز همسر تاج‌زاده است که از لابه‌لای نامه‌های سرگشاده وی که به بهانه دفاع از مصطفی تاج‌زاده در رسانه‌های ضد انقلاب انتشار یافتند، استخراج شده است:

۱_ همسرم از فردای کودتای انتخاباتی!!! دستگیر شد...
۲_ تاج‌زاده در دادگاه‌های فرمایشی!!! شرکت داده شد...
۳_ .... (یک مقام امنیتی) و همکارنش کودتاگرند...
۴_ رژیم ستمشاهی! شرایط بهتری برای زندانیون سیاسی داشت...
۵_ جرم خانواده تاج‌زاده فریاد زدن بر سر ظالم است...
۶_ ... پرونده سازان طالبانی...
۷_ به زندانیان حکم‌های فله‌ای! داده شده...
۸_ دانشجویان را فله‌ای می‌گیرند و می‌بندند...
۹_ حکومت ما حکومت حزب پادگانیست...
۱۰_ "انقلاب مخملی" بازی و ساخته کیهان است...
11_ مقامات قوه قضائیه مدعی هستند
12_ قوه قضائیه به حرف دشمنان تاج‌زاده گوش می‌دهد...
خانم تاج‌زاده در حالی که تمام این نامه‌های توهین‌آمیز و اتهامات غیراخلاقی و غیر عقلی را متوجه مملکتی کرده است که به گفته خودش، شوهر او سالها در همین نظام سمت داشته است؛ مدعیست: "من رسالت زینبی ام را انجام می‌دهم."

و این رسالت زینبی!!! در حالی انجام می‌شود که "مصطفی تاج‌زاده" همواره در پرونده‌هایی همچون اغتشاشات تیرماه ۷۸، طرح کودتا علیه نظام اسلامی، طرح مغالطات سیاسی علیه نظام و ایجاد رادیکالیزم در درون نظام و به ویژه راهبری اغتشاشات در فتنه اخیر، به گواه شهادت همقطارانش،‌ متهم ردیف اول بوده است.


چهره نفاق از 14 اسفند تا 25 بهمن
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: جنبش سبز ، سیدابوالحسن بنی صدر ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

14 اسفند هر سال یادآور غائله‌ای است که منافقین به همراه حامیان بنی‌صدر در دانشگاه تهران و اطراف آن خلق کردند.

14 اسفند هر سال یادآور غائله‌ای است که منافقین

به همراه حامیان بنی‌صدر در دانشگاه تهران و اطراف آن خلق کردند. در این روز و در مراسمی که به مناسبت سالروز درگذشت مصدق در دانشگاه تهران برگزار شده بود، بنی‏صدر در سخنرانی خود، به شخصیت‏های انقلاب و نهادهای انقلابی توهین نمود و در راستای اهداف استکبار جهانی سخن راند که با اعتراض امت حزب‏الله مواجه گردید. پس از آن گارد شخصی بنی‏صدر و منافقان مسلح طی یک برنامه از پیش تنظیم شده، به دستور بنی‏صدر، به مردم انقلابی حمله کرده و گروه بی‏شماری را زخمی و دستگیر نمودند. این حادثه در نهایت شکست ضد انقلاب و حذف آنها از صحنه سیاسی کشور را به دنبال داشت. امروز دقیقا 30 سال از آن روز گذشته اما مشاهده مشابهت‌های فراوان در رفتارها، شعارها و مواضع آن روز بنی‌صدر و حامیانش با سران و حامیان فتنه اسرائیلی امروز، ما را بر آن می‌دارد تا این حادثه را مورد بازخوانی مجدد قرار دهیم و آن را با شرایط حال حاضر فتنه‌گران تطبیق دهیم.
    فقدان تربیت دینی و داشتن مواضع التقاطی
بنی‌صدر یک نیروی بی‌ریشه و بدون اصل و نسب فکری بود، با آنکه روحانی‌زاده بود، اما تربیت عمیق دینی نداشت. وی درکتاب خاطراتش که در فرانسه به چاپ رسید، اعتراف می‌کند که فعالیت‌های دانشجویی‌اش بیشتر تحت تأثیر نیروهای ملی بود تا مکتبی و نگرش‌های ملی‌گرایی عمیق‌تری نسبت به نگرش‌های اعتقادی و دینی داشت. کسانی که خانواده بنی‌صدر در قبل از انقلاب را دیده بودند، مشاهده کرده بودند که رفتار و پوشش غربی داشته و به بدیهیات شرعی نیز معتقد نبودند. اما اینکه چطور چنین فردی به گروه یاران امام پیوست، باید گفت از آنجا که اکثر همراهان امام زبان خارجی نمی‌دانستند تحصیل در فرانسه و آشنایی با زبان این کشور، امتیازی برای بنی‌صدر بود تا بتواند خود را وارد صف یاران امام قرار داده و در پرواز انقلاب با امام همراه شود.  با آنکه اکثر مسئولان اول انقلاب سال‌ها در زندان ساواک بسر برده و زجر کشیده بودند اما آقای میرحسین موسوی حتی یک سیلی نیز نخورده بود. وی در سال‌های 55 تا 57 برای تحصیل در امریکا تشریف داشتند. شهید دیالمه همان روزها متوجه انحراف فکری وی و همسرش شده و تفکرات وی را تأثیر پذیرفته از«جنبش مسلمانان مبارز» به رهبری حبیب‌الله پیمان دانسته بود. این شهید بزرگوار با اشاره به روزنامه جمهوری اسلامی که موسوی سردبیرآن بود، می‌گوید:«موضع‌گیری‌های روزنامه در بعضی از موارد، کم و بیش موضع‌گیری‌های روزنامه امت (منظور روزنامه دکتر پیمان) است. به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ می‌کند اما حتی یک خط، خوب دقت کنید، حتی یک خط در مورد آیت‌‌الله کاشانی نمی‌نویسد.»
  نقاب خط امامی
بنی‌صدر برای نشان دادن میزان ولایت پذیری‌اش کاندیداتوری خود برای ریاست جمهوری را بعد از ملاقات با امام و هنگام خروج از بیت امام(ره) اعلام می‌نماید و روز تنفیذ برخلاف تصور بسیاری از افراد وی ابتدا بر دست امام(ره) بوسه می‌زند. موسوی نیز در بدو ورود به انتخابات احیای آرمان‌های زمان امام و حمایت از مستضعفان را اولویت خود معرفی می‌کند اما به‌تدریج این افکار رنگ باخته و «فلسطین در اولویت ما نیست» و «حمله به نهاد‌های انقلابی» جایگزین آن می‌شوند.
   غرور کاذب و توهم مقبولیت عامه
بنی‌صدر توانست در اولین انتخابات ریاست جمهوری در 5 بهمن و سه ماه پس از تسخیر لانه جاسوسی با نقاب انقلابی‌گری و خط امامی بودن 14 میلیون رأی از مجموع 21 میلیون یعنی 67 درصد را به خود اختصاص دهد. این آرای میلیونی چنان بنی‌صدر را دچار غرور ساخت که فکر می‌کرد می‌تواند از این پس افکار واقعی خود را رو کرده و در مقابل امام و انقلاب بایستد. اما او فراموش کرده بود که رأی مردم به وی در حمایت از امام و انقلاب و به‌دلیل حمایت انقلابیون بود. آقای موسوی نیز همانند بنی‌صدر و به‌رغم آنکه حتی مانند وی موفق به کسب اکثریت آرا نشد اما آرای 13 میلیونی وی را دچار توهم محبوبیت ساخت و فکر می‌کرد می‌تواند با حمایت این آرا به راحتی مقابل نظام بایستد.
   تغییر رفتار بعد از انتخابات
بنی‌صدر بعد از انتخابات با تغییر رفتار 180 درجه‌ای به تقابل با مجلس خط امام می‌پردازد. حزب جمهوری اسلامی را که غالباً از اصحاب امام بودند   متهم به تلاش برای ایجاد دیکتاتوری می‌نماید، نهادهای انقلابی را متهم به چماقداری می‌کند. صدا و سیما را انحصاری و در دست عده‌ای خاص معرفی می‌کند، به نصایح و فرامین امام که در زمینه‌های مختلف صادر می‌شود کمترین توجهی نمی‌کند و سرانجام جمهوری اسلامی را متهم به شکنجه زندانیان می‌نماید و می‌گوید این جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی‌ای نیست که من به آن افتخار کنم.
موسوی نیز روز بعد از انتخابات هویت واقعی خود را نشان داده و همان رفتارهای بنی‌صدر را تکرار می‌کند. مقابله با اوامر ولایت فقیه، حمله به نهادهایی مانند شورای نگهبان و سپاه و بسیج، دیکتاتور خطاب کردن نظام، اتهامات فراوان به نظام، کشته‌سازی ساختگی و متهم کردن نظام به قتل آنان و ده‌ها مورد دیگر از جمله این شباهت‌های رفتاری است.
   انتخاباتی صحیح است  که ‌ پیروز آن باشم!
بنی‌صدر پس از عزل از فرماندهی کل قوا مردم را به استقامت در مقابل جمهوری اسلامی و تجمع و تظاهرات دعوت کرد که یک نمونه آن را در غائله 14 اسفند شاهد بودیم. بنی‌صدر مدعی شد نظام با صندوق‌سازی قصد تقلب در انتخابات را دارد و پس از انتخاب شهید رجایی به عنوان رئیس جمهور نیز ادعای تقلب را مطرح کرد و تنها انتخاباتی‌ که خود در آن پیروز شد را صحیح می‌دانست. موسوی نیز پس از اعلام نتایج آرا و مشاهده شکست سنگین خود حامیانش به حضور در خیابان‌ها و تجمع دعوت کرد و در اولین بیانیه خود آورد که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهد شد. وی حتی به درخواست بازشماری آرا پاسخ مثبت نداد. موسوی تنها بر طبل انتخابات می‌کوبید و انتخاباتی را می‌خواست که نتیجه‌اش پیروزی او باشد.
  ساختارشکنی و ریزش آرا
رفتارهای ساختارشکنانه بنی‌صدر طی یک سال مسئولیت پست ریاست جمهوری باعث شد دلسوزان نظام از حمایت او دست برداشته و منتقد او گردند و نهایتاً در غائله 14 اسفند تنها سازمان منافقین و زاویه‌داران با انقلاب در حمایت از وی به خیابان‌ها بریزند. موسوی نیز که تجمع 25 خرداد 88 وی را دچار توهم و غرور کاذب کرده بود با بیانیه‌ها و رفتارهای ساختارشکنانه روز به روز حامیان خود را از دست داد به گونه‌ای که در ظهر عاشورای 88 تنها عده‌ای عضو رسمی منافقین، سلطنت‌طلب و بهایی در حمایت از این افراد شعار سر می‌دادند.
  دفاع بنی‌صدر  از منافقین
پس از غائله 14 اسفند در دانشگاه تهران، بنی‌صدر در نامه خود که 6 روز بعد خطاب به دادستان کل کشور، آیت‌‌الله موسوی اردبیلی نوشت، علت اصلی بروز واقعه 14 اسفند را نه سخنان تحریک‌کننده‌اش در این روز و شعارها و توهین هوادارانش به امام(ره)، که حضور چماقداران می‌داند و عملاً تمامی نقشه‌های گروهک‌های حامی خود از جمله مجاهدین خلق و... را در حمله به مخالفین خود منکر می‌شود:«آقای دادستان محترم! هیچ کس نمی‌پذیرد که گروهک‌ها چنین و چنان کردند، چرا که اگر چماقداران نمی‌آمدند هیچ کس هیچ کار نمی‌کرد!» میرحسین نیز پس از افتضاح روز عاشورا مقصر را نه شعارهای ضددینی حامیانش که برخورد نظام با این خداجویان می‌دانست.


افشاگری رئیس اطلاعات سپاه درباره فتنه90
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: جنبش سبز

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران گفت: آمریکا شبکه‌سازی‌‌هایی را از سالها قبل در ایران در نظر داشت و برای ورود به جریان فتنه و استفاده از بستر انتخابات، زیرساخت‌های خود را آماده کرده و برای سازماندهی اغتشاشات برنامه‌ریزی کردند.

ه گزارش فارس، حجت‌الاسلام حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران عصر امروز در همایش سراسری دادستان‌های کل کشور با اعلام این مطلب افزود: آمریکایی‌ها برای استراتژی‌های قرن ۲۱ خود مطرح کردند که باید آمریکا از رهبری غرب به رهبری کل جهان سوق داده شود و در قرن ۲۱ رهبری جهان به دست آمریکا باشد و برای این امر در اواخر قرن ۲۰ دو پروژه طراحی کردند که پروژه اول در حوزه دهکده جهانی بود و پروژه دوم استراتژی امنیت ملی آمریکا.

وی ادامه داد: پروژه اول در سال ۱۹۹۷ تنظیم شد و پروژه دوم پس از ۳ سال فعالیت در سال ۲۰۰۲ به اتمام رسید و در اختیار مسئولان آمریکایی گذاشته شد. آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیدند که عمده چالش‌هایی که برای تحقق این ۲ پروژه مطرح می‌شود در منطقه خاورمیانه، اروپا، شرق آسیا و آسیای میانه است.

حجت‌الاسلام طائب با اشاره به این مطلب که عمده رفع موانع چالش‌ها بر سر موضوع خاورمیانه مطرح می‌شود، گفت: آنها به این نتیجه رسیدند که اگر خاورمیانه قدیم را با برخی کشورها پیوند بزنند می‌توانند خاورمیانه جدید را بسازند و بدین ترتیب قدرت برتر را تحقق بخشیدند.

وی با اشاره به این مطلب که آنها به این نتیجه رسیدند که برای آنکه بتوانند به اهداف خود برسند باید آمریکا را به عنوان مغز جهان مطرح کنند و بر این باورند که مغز برای تداوم حیات خود باید قلب داشته باشد، گفت: آنها معتقدند قلب جدید خلیج فارس است و تا زمانی که قلب را در اختیار نگیرند نمی‌توانند ادامه حیات دهند و مستلزم این امر ساختن ایرانی جدید است و باید مسئله ایران را حل کنند.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران با اشاره به این مطلب که آنها برای رسیدن به این موضوع ۳ محور طراحی کردند که عبارت بود از بی‌ثبات سازی کشورهای محور ایران، بی‌ثباتی محیط ایران و سوم بی‌ثباتی نظام حاکم بر ایران گفت: بر این اساس یک تیم ۶نفره از استراتژیست‌های آمریکایی با بکارگیری مرکز مطالعات خود طرحی را برای اوباما علیه ایران تدوین کردند.

وی ادامه داد: اطلاعات ما می‌گوید که این طرح توسط دولت آمریکا در متن کار قرار گرفته و با این طرح عناد و دشمنی را دنبال می‌کنند.

طائب با اشاره به این مطلب که آمریکایی‌ها ۹ گزینه با نام راهی به سوی ایران تدوین کردند، گفت: ۲ گزینه دیپلماتیک، ۳ گزینه نظامی، ۳ گزینه داخلی و یک گزینه هم محدودسازی و مهار بوده است.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران با اعلام این مطلب که در گزینه دیپلماتیک که دولت آمریکا از ابتدای سال ۸۸ این گزینه را با ۲ رویکرد تعامل و اغناء مورد بررسی قرار داد، گفت: در سیاست تعامل چکش و چماق وجود دارد اما در گزینه اغناء خبری از این دو گزینه نیست که دولت اوباما گزینه تعامل را پیش روی خود قرار داد.

طائب افزود: در ابتدای سال ۸۸ که اوباما پیامی به ملت ایران داد امید داشت تا در بستر انتخابات سال ۸۸ به حاکمیت برسد اما رهبر انقلاب این موضوع را افشا کرد و نسبت به آن موضع‌گیری کرد.

وی در تشریح ۳ گزینه نظام آمریکا خاطر نشان کرد: ابتدا جنگ تمام عیار آمریکایی مد نظر بود و ۲ گزینه دیگر جنگ محدود رژیم صهیونیستی و آمریکا بود اما آنها سیاست جنگ را رد کرده زیرا به این نتیجه رسیدند که اگر به این سمت بروند نیاز دارند که حداقل ۲ درصد جمعیت ایران نیرو داشته باشند یعنی یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در صورتی که نمی‌توانستند این تعداد را سازماندهی کنند.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به گزینه‌های محدودسازی اشاره کرد و گفت: آنها بر روی مسئله کودتای مخملی و شورش‌های قومی و جریانی تمرکز کردند اما در کودتای مخملی که هدف اصلی آن براندازی نظام جمهوری اسلامی بود خوشبختانه موفق نشده‌اند.

وی با اشاره به این مطلب که آنها به دنبال ایجاد حکومتی بودند که بیشترین همکاری را با منافع آمریکا داشته باشد، افزود: اینها امیدوار بودند با حرکتی که در انتخابات ۸۸ انجام می‌دهند رفتار جمهوری اسلامی عوض شود.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به حوزه اطلاعات اشاره کرد و گفت: آنها معتقدند نیازمند اطلاعات دقیقی هستند و آمریکا باید از رهبرانی حمایت کند که توسط افراد امنیتی خریداری نشده باشند. بر این اساس آمریکایی‌ها شبکه‌سازی‌های خود را از سالها قبل در ایران انجام داده‌اند و برای ورود به جریان فتنه و استفاده از بستر انتخابات زیرساخت‌های خود را آماده کردند و برای سازماندهی اغتشاشات برنامه‌ریزی کردند.

طائب به تشکیل شبکه‌ای با عنوان مدافعان حقوق بشر در سال ۸۴ اشاره کرد و ادامه داد: موفق شدیم در ابتدای سال ۸۹ با آنها برخورد کنیم و دریافتیم که طرح آنها اینگونه بوده که سازمان منافقین پس از قرارگیری در لیست گروهک‌های منافق به سفارش آمریکا این شبکه را ایجاد کنند.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران همچنین با اشاره به این مطلب که آمریکایی‌ها در عین حال برای آنکه جریان شورش‌گری خود را ادامه دهند شبکه‌هایی را راه‌اندازی کردند که به برخی از آنها اشراف پیدا کردیم و به زودی با آنها برخورد خواهیم کرد، بیان داشت: آمریکایی‌ها فکر می‌کردند می‌توانند این مسیر را ادامه دهند اما آنچه را که شاهد آن هستیم این است که ریزش‌هایی ایجاد شد و دیگر شبکه‌های سازماندهی داخلی با آنها همراه نشدند.

طائب افزود: امروز آمریکایی‌ها اگر بخواهند فراخوانی بزنند آن فراخوان را توسط رسانه‌های خود می‌زنند و از شبکه‌های داخلی حمایت می‌کنند.
آمریکا پس از شکست در کودتای مخملی سال گذشته به این سمت رفت که با نگاهی قومی و مذهبی در شمال غرب و جنوب شرق کشور وارد شود و امسال نیز استفاده از اسلحه را آغاز کرد و شاهد آن هستیم که سازماندهی خود را در ترورهای هدفمند قرار داده که در این بین هم دانشمندان هسته‌ای را مورد هدف قرار داده و هم سوژه‌هایی را برای اختلافات قومی ایجاد کرده است.

وی ادامه داد: در مسئله نظامی آمریکا اول سال ۸۹ اقدام به برگزاری مانورهایی کرد و به این ترتیب می‌خواست قدرت نظامی خود را به رخ بکشد که در این امر موفق نشد و نمونه آن برخورد ایران با زیردریایی بود که قصد عبور از تنگه هرمز داشت.

رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران با اشاره به اینکه پیش‌بینی مقام معظم رهبری مبنی بر ایجاد خاورمیانه جدید در حال تحقق است، گفت: متأسفانه دشمنان بالاخص آمریکا قصد دارند با ورود خود به اینگونه انقلاب‌ها بر روی این موج‌های به وجود آمده سوار شوند و این انقلاب‌ها را به نفع خود مصادره کنند.

وی در خاتمه سخنان خود به استراتژی سال ۹۰ آمریکا برای ایجاد مشکل در کشورمان اشاره کرد و گفت: آنها در پی آن هستند تا در فصل اول سال ۹۰ با گره زدن تحریم‌ها به موج جدید هدفمندی یارانه‌ها مردم را ناراضی جلوه دهند و سپس در فصل چهارم به کودتای مخملی دست بزنند.


جزئیاتی از غائله امریکایی- اسرائیلی و انگلیسی 25 بهمن افشا شد
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، مجلس ، جنبش سبز
تماس سرویس‌های جاسوسی با عوامل اتاق فکر خارج‌نشین و سران فتنه/ نمایندگان با تذکرات پیاپی به حاشیه‌سازی مطهری واکنش نشان دادند

حجت‌الاسلام نکونام رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس در جلسه علنی امروز مجلس گزارش کمیته مرکب از روسای کمیسیون‌های پنج‌گانه‌ی اصل ‌90، فرهنگی، سیاست داخلی و شوراها، امنیت ملی و سیاست خارجی و حقوقی و قضایی در مورد بررسی حوادث روز ‌25 بهمن امروز را قرائت کرد.

به گزارش رجانیوز، در این گزارش، غائله 25 بهمن، اسراییلی، امریکایی و انگلیسی خوانده شده و جزئیات مهمی در مورد آن فاش شده است.

متن کامل این گزارش به شرح ذیل است:

«پیرو ابلاغیه حضرتعالی (رئیس مجلس) مبنی بر بررسی آشوب مورخ ‌25 بهمن 89 تهران و تعیین هیات ویژه‌ای متشکل از روسای کمیسیون‌های امنیت ملی و سیاست خارجی، شوراها و امور داخلی، قضایی و حقوقی، فرهنگی و اصل نودم (‌90) قانون اساسی، کارگروهی با جمع آوری اطلاعات لازم و برگزاری نشست‌هایی با مسئولین دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی، انتظامی، قضایی و سیاست خارجی موضوع را بررسی و گزارش آن را به هیات ویژه منعکس نمود.

این هیات پس از بحث و بررسی، گزارش‌ نهایی خود را تحت عنوان "گزارش بررسی غائله اسراییلی - آمریکایی ‌25 بهمن ‌1389" به پیوست تقدیم می‌دارد.

بر اساس این گزارش:

1- اعمال مجرمانه و منحرفانه‌ای توسط خائنین به نظام جمهوری اسلامی ایران (بر اساس منابع و مستندات دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی) صورت پذیرفته که از آن جمله می‌توان به: حضور فعالانه سازمان تروریستی منافقین با انتشار اطلاعیه‌ها، مصاحبه‌ها و اعزام نیرو، صدور بیانیه‌های مختلف توسط عناصر جریان فتنه، مصاحبه‌های حمایت‌آمیز عوامل جریان فتنه و معاندین برای تهییج افکار عمومی، استفاده از شیوه‌های جنگ روانی، شایعه‌سازی و دروغ پردازی در سایت‌های داخلی، استفاده از سلاح گرم برای پروژه کشته سازی، تعرض به اموال عمومی، ایجاد رعب و وحشت و ناامنی و... اشاره نمود.

2- در جریان فتنه، رییس جمهور و وزیر امور خارجه آمریکا و مقامات انگلیسی و اسراییلی بی‌پروا در رسانه‌های دیداری و شنیداری خود علیه نظام جمهوری اسلامی و اهداف آن مصاحبه‌ها و موضع‌گیری‌های متعددی داشته‌اند که گوشه‌هایی از حمایت‌های پنهان و آشکار آنان در غائله ضدانقلابی ‌25 بهمن دیده می شود.

3- سوء استفاده از مناسبت‌های بعدی می‌تواند خاستگاه توطئه‌ها و برنامه‌های آینده نظام سلطه، غرب و جریان ضد انقلاب علیه جمهوری اسلامی ایران باشد که بایسته و ضروری است تا با تدبیر و درایت نیروهای انقلاب از فتنه‌انگیزی آنان جلوگیری کرد.

جمع‌بندی و پیشنهاد هیات ویژه رسیدگی به شرح ذیل اعلام گردید:

1- بی‌تفاوتی اصحاب سکوت موجب طمع دشمنان گردیده و اتخاذ مواضع مبهم توسط اصحاب تردید به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. امروز حجت بر همگان تمام گشته و انتظار این است که به صورت قاطع و شفاف صف‌بندی خود را مشخص و نظام سلطه را از خود مایوس نمایند. طبیعی است که این انتظار از خواص جامعه بیشتر از دیگران است.

2- غائله و آشوب ‌25 بهمن یک نقشه و طرح کاملا اسراییلی - آمریکایی - انگلیسی و ضدانقلابی و خائنانه علیه ملت بزرگ ایران بوده است. دعوت کنندگان و زمینه‌سازان و مشوقان ناامنی کشور در آن روز همچون میرحسین موسوی و کروبی و دیگران خائن به ملت، ضدانقلاب و مستوجب تعقیب قضایی و برخورد قاطعانه می‌باشند.

3- هیات منتخب با تکیه بر منابع و شواهد و اسناد و مدارک موجود و متقن، رسیدگی قضایی و تعقیب آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و وابستگان و همراهان آنها را که در غائله اخیر نقش داشته‌اند، ضروری می‌داند و صراحتا اعلام می‌دارد توجیهی در عدم برخورد را مجاز نمی‌داند.

در ختام گزارش نیز از مقام معظم رهبری (به جهت درایت و تدبیر بی‌نظیر خود)، مردم عزیز ایران اسلامی و نیروهای نظامی، امنیتی و انتظامی و جان بر کف بسیجی نیز تشکر گردیده است.

مراتب جهت استحضار و صدور دستورات لازم تقدیم می‌گردد.

محمدابراهیم نکونام

رییس کمیسیون اصول نودم (‌90) قانون اساسی و رییس کمیته تحقیق از غائله ‌25 بهمن ‌1389

بسم‌الله الرحمن الرحیم

گزارش بررسی غائله اسراییلی - آمریکایی - انگلیسی ‌25 بهمن ‌1389

همکاران گرامی، نمایندگان محترم ملت شریف ایران

به دنبال حادثه تلخ ‌25 بهمن ماه سال جاری و خروش یکپارچه نمایندگان مجلس شورای اسلامی در محکوم نمودن غائله مزبور و درخواست پیگیری این واقعه توسط هیات ویژه‌ای که ریاست محترم مجلس شورای اسلامی تعیین نمودند، هیات فوق از روسای کمیسیون‌های امنیت ملی و سیاست خارجی، شوراها و امور داخلی، قضایی و حقوقی، فرهنگی و اصل نودم (‌90) قانون اساسی مجلس شورای اسلامی تشکیل گردید و کارگروهی را مسئول جمع‌آوری اطلاعات لازم نمود.

کارگروه فوق با جمع‌آوری اطلاعات و برگزاری نشستی با حضور مسئولین دستگاه‌های امنیتی، اطلاعاتی، انتظامی، قضایی و سیاست خارجی موضوع را بررسی و گزارش خود را به هیات ویژه منعکس نمود که پس از بحث و بررسی، گزارش نهایی هیات به شرح زیر به اطلاع نمایندگان محترم و ملت ایران می‌رسد:

جریان علنی فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ‌88 زمانی شروع شد که جمهوری اسلامی در اوج قدرت در عرصه‌ی بین‌المللی بوده و دست برتر در اکثر معادلات جهانی را داشت به گونه‌ای که غرب را به کرنش در برابر ایران واداشته و اتحادیه‌ی اروپا اصرار به مذاکره و ملاقات با ایران داشت.

شکست پیاپی آمریکا در عرصه‌های سیاسی عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و...، حضور بیش از هشتاد درصد واجدین شرایط رای در انتخابات دهم (بیش از 40 میلیون نفر) و برگزیده شدن رییس جمهور با ‌24 میلیون رای، همگی یک قدرت نرم ملی برای جمهوری اسلامی تولید کرده بود. راهبرد جذب حداکثری و دفع حداقلی، رهبری مقام عظمای ولایت، حضور هوشیارانه مردم در تمام صحنه‌ها و حمایت علما و مراجع عظام این چالش بزرگ و فتنه عمیق را خفه نموده و راهپیمایی‌های ‌9 دی و ‌22 بهمن سال ‌88 فتنه فوق را خاموش کرد و مردم در کنار رهبری، پیروز این میدان بودند.

جنبش‌های مردمی در تونس، مصر، یمن، اردن و بحرین که شعار محوری همه‌ی آنها اسلام‌خواهی بود، آمریکا را در صحنه بین‌الملل به چالش جدی کشید که با فروپاشی حکومت‌های مصر و تونس، ماهیت رژیم اشغال‌گر قدس و منافع استراتژیک استکبار جهانی در منطقه دچار وخیم‌ترین بحران‌ها خواهد شد.

برنامه آمریکا برای مهار جنبش‌های مردمی در کشورهای اسلامی این است که اولا خود را به ظاهر طرفدار مردم این کشورها نشان دهد، ثانیا با ایجاد یک رفرم، انقلاب آنها را تبدیل به اصلاحات شکلی و جزیی نماید. برای اجرای این نقشه، آمریکا تلاش می‌کند نشان دهد الگوی جمهوری اسلامی الگوی موفقی نیست، لذا درصدد برآمده تا با ایجاد اغتشاش در کشور، تئوری خود را به اثبات برساند. به همین جهت آقایان موسوی و کروبی مهره‌های مناسبی برای صحنه‌گردانان این ماموریت در داخل کشور تشخیص داده شدند.

اسناد اطلاعاتی حاکی از آن است که سرویس‌های آمریکا، انگلیس و اسراییل برای رسیدن به یک راهپیمایی به اصطلاح خروشان مردمی با اتاق فکر خارج نشینان جریان فتنه در انگلیس و آمریکا به توافق رسیدند و آنها طی تماس‌هایی با سران فتنه در داخل، آنها را تحریک نمودند که برای قضیه مصر و تونس اطلاعیه بدهند، و مردم را دعوت به حضور در خیابان‌ها به صورت غیرقانونی کنند.

اسناد اطلاعاتی نشان می‌دهد که آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی جهت پشتیبانی از اطلاعیه میرحسین موسوی و کروبی همه گروهک‌های ضد انقلاب اعم از منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، بهائیان و قوم گرایان را در ‌25 بهمن به صحنه آوردند. دستگیری تعدادی از عناصر منافقین در روز ‌25 بهمن نشانگر این واقعیت است. برای انجام این ماموریت دهها شبکه‌ی اینترنتی، دهها هزار ایمیل و بیش از یک میلیون و دویست هزار پیامک به داخل کشور ارسال شد.

سردمداران هیات حاکمه آمریکا و رژیم اشغالگر قدس و انگلیس با هماهنگی منافقین و سلطنت‌طلبان و... از فراخوان موسوی و کروبی حمایت کردند.

سران فتنه داخلی علیرغم اطلاع از این حمایت‌های وسیع خارجی و جریانات ضدانقلاب نه تنها درخواست راهپیمایی خود را لغو نکردند و از آمریکا و ضد انقلاب اعلام برائت ننمودند بلکه بر راهپیمایی غیرقانونی اصرار ورزیدند.

در صبح روز ‌25 بهمن ابتدائا جوانی را (با سابقه دو بار دستگیری) برای الگوسازی به سبک انقلاب تونس به بالای جرثقیل فرستادند تا با شعار وی به نفع فتنه سبز، عده‌ای را برای راهپیمایی تهییج کنند. همزمان شبکه‌های تلوزیونی بیگانه و ضد انقلاب این صحنه را به نمایش گذاشتند.

شلوغ‌ترین نقاط شهر به خصوص در ایام خریدهای نوروزی به نحوی که به طور عادی چهار راههای ولی عصر، میدان انقلاب، میدان امام حسین و... در این ساعات مملو از مردم است را برای تجمع انتخاب کردند و با انداختن میخ در مسیر اتوبوس‌ها و از کار افتادن تعدادی از آنها، منجر به توقف اتوبوس‌های تندرو( خط بی‌آرتی) شد.

پیاده شدن مسافران این اتوبوس‌ها و شلوغی جمعیت پیاده شده، زمینه‌ی سوء استفاده و حضور اراذل و ضدانقلاب را شکل داد تا در حدود پانزده نقطه تجمع گروهای ‌20-50 نفری با سردادن شعار علیه مسئولین نظام و آتش زدن سطل‌های زباله و ایستگاه‌های اتوبوس ماهیت ضد انقلابی خود را نشان دهند. جالب اینجاست که هیچ‌کدام از شعارهای دفاع از مردم تونس و مصر نبود. وجهه غالب این شعارها، علیه نظام جمهوری اسلامی و ارزش‌های ملی و دینی بود.

همزمان با شروع کاریکاتور تظاهرات ‌25 بهمن شبکه توییتر، تلویزیون‌های ماهواره‌ای الجزیره، العربیه، بی‌بی‌سی، وی‌ او ای، یورونیوز با حجم وسیعی این تظاهرات را پوشش می‌دادند، لیکن پس از گذشت یک ساعت از شروع آشوب هنگامی که با توجهی مردم و عدم استقبال و حتی رویارویی مردم با آشوبگران مواجه شدند برنامه‌های خود را قطع نمودند و تصاویر آرشیوی تظاهرات مردمی در ‌22 بهمن و سایر مناسبت‌ها را به عنوان راهپیمایی گروه فتنه در ‌25 بهمن انعکاس دادند.

اردشیر امیراجمند رابط منافقین و نماینده و مشاور آقای میرحسین موسوی (که رسما خود را به این عنوان معرفی نموده) و عضو ستاد انتخاباتی و کمیته صیانت از آراء، با مصاحبه‌های متعدد اهداف راهپیمایی را پوشش می‌داد و بعد از راهپیمایی نیز بیانیه‌ای به اسم آقای موسوی منتشر کرد. این نقش را عینا آقای واحدی سردبیر اسبق و فراری روزنامه آفتاب یزد و مشاور خارج نشین آقای کروبی میهمان دائم بی‌بی‌سی فارسی نسبت به آقای کروبی انجام داد و اطلاعیه‌ای به اسم ایشان تهیه و منتشر نمود.

کشته سازی، یکی دیگر از برنامه‌های آمریکا و انگلیس و اسراییل در این جریانات بود. طبق اسناد اطلاعاتی تیمی از منافقین ماموریت کشته سازی را به عهده داشت. این تیم پس از شهادت شهید صانع ژاله، خبر کشته شدن وی را از طریق سرپل خارج به منافقین منتقل و بلافاصله منافقین در سایت هرانا (ساعت ‌8 شب) آن را منتشر می‌کنند.

اطلاعات موثق حاکی از آن است که حرکت قاطع و سریع مجلس شورای اسلامی در ‌26 بهمن اثرات جدی روی اتاق‌های فکر خارج نشینان و سران فتنه و جریان‌های وابسته در داخل داشته و آنها به شدت از شخصیت‌هایی که به زعم ایشان تاکنون ساکت بوده و به میدان آمده‌اند، ناراحتند و در این ارتباط مصاحبه‌ها و تحلیل‌های مختلفی را ارائه داده‌اند.

اعمال مجرمانه و منحرفانه خائنین:

پس از بررسی منابع و مستندات دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، موارد ذیل مشخص شد:

الف - حضور فعالانه سازمان تروریستی منافقین با انتشار اطلاعیه‌ها، مصاحبه‌ها و اعزام نیرو به داخل کشور (که خوشبختانه اکثر آنها شناسایی و تعدادی نیز مجروح و دستگیر گردیده‌اند)

ب- صدور دهها مورد بیانیه توسط عناصر جریان فتنه، معاند و ضدانقلاب

ج- دهها مورد اعلام حمایت‌های سردمداران کشورهای استکباری از اقدامات ضدانقلابی در 25 بهمن

د- دهها مورد مصاحبه‌های حمایت آمیز عوامل جریان فتنه و معاندین برای تهییج افکار عمومی در 25 بهمن

هیات، پس از بررسی همه جانبه به این نتیجه رسید که ضد انقلاب برای رسیدن به اهداف خود، از شیوه‌های ذیل استفاده نموده است:

1- انفجار خط لوله گاز قم سه روز قبل از غائله به منظور قطع گاز تهران و ایجاد نارضایتی مردم (که با درایت و تلاش مسئولین ذیربط موضوع مرتفع گردید)

2- استفاده از شیوه های جنگ روانی

3- انتخاب معابر شلوغ تهران برای تجمع اراذل و عناصر گروهکی

4- استفاده از میادین بزرگ تهران از جمله میدان آزادی، فردوسی و انقلاب و شبیه سازی به قیام مردمی کشور مصر.

5- شایعه سازی در برخی از سایت‌های داخلی مبنی بر "موافقت وزارت کشور برای راهپیمایی و هم‌چنین شرکت یکی از مهمانان رسمی خارجی در راهپیمایی"

6- دروغ پردازی در سایت‌های داخلی مبنی بر عدم مداخله نیروهای انتظامی در راهپیمایی 25 بهمن

7- ارسال پیامک‌ها و ایمیل‌های فراوان از داخل و خارج در روز 25 بهمن.

8- استفاده از فضای مجازی برای فراخوان و ارتباطات گسترده به صورت شبکه‌های هرمی.

9- نمایش اعزام فردی به بالای دکل با نماد سبز و عکس و شعار

10- استفاده از سلاح گرم برای پروژه‌ی کشته سازی که منجر به شهادت بسیجی صانع ژاله و محمد مختاری و مجروح شده دهها تن گردید.

11- شناسایی افراد برای ترور با هدف ایجاد اختلاف قومیتی و مذهبی.

12- تعرض به اموار عمومی، حرمت شکنی، ایجاد رعب و وحشت و ناامنی.

13- استفاده از سلاح‌های مختلف اعم از شکاری، جنگی و ساچمه‌ای و حتی گاز اشک آور و به کارگیری آنان علیه نیروهای انتظامی و امنیتی و مردم.

گوشه‌هایی از حمایت پنهان و آشکار و نقش استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل در غائله ضد انقلابی 25 بهمن:

قبل و بعد از 25 بهمن و در همان روز رییس جمهور و وزیر امور خارجه‌ی آمریکا و مقامات انگلیسی و اسراییلی بی‌پروا در رسانه‌های دیداری و شنیداری خود علیه نظام جمهوری اسلامی و اهداف آن مصاحبه و موضع‌گیری نمودند از آن جمله:

- هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، دوشنبه مورخ 25/11/89 در سخنانی به تمجید از "آرمان‌های" تظاهرکنندگان ایرانی پرداخت.

- رییس رژیم صهیونیستی نیز در همایش سالیانه انجمن کل سازمان‌های یهودی ایالات متحده در مورد رویدادهای ایران گفت:.... بسیار مشمئز کننده بود دیروز دیدن گروهی از نمایندگان پارلمان ایران که بلند شده و به نام "دموکراسی" احمدی نژاد، فریاد می‌زدند که باید "سران فتنه" را اعدام کرد.

- یکی از کارشناسان رژیم صهیونیستی طی مقاله‌ای در سایت وزارت خارجه اسراییل اعتراف کرد: شعارهای اسلامی مردم مصر خیلی خطرناک است. این نگرانی بسیار جدی است که واقعیت تلخ 32 سال پیش ایران در مصر تکرار شود و اسلام‌گراها حاکمیت این کشور متحد اسراییل را در دست بگیرند.

وی هم‌چنین اعتراف کرد پروژه‌ی راهپیمایی 25 بهمن، ریشه اسراییلی دارد و تاکید کرد که موسوی و کروبی اگرچه ظاهرا برای حمایت از مردم مصر درخواست مجوز راهپیمایی کرده‌اند اما قرار بود که در صورت صدور مجوز، شعارها علیه رژیم اسلامی ایران باشد و حمایت جمهوری اسلامی از آشوب‌های مصر محکوم شود!

- تامیر پاردو رییس جدید سرویس جاسوسی موساد نیز در همین راستا اعلام کرد: وظیفه‌ی اصلی ما تشدید "جنگ سرد" علیه رژیم اسلامی ایران و برنامه‌ی هسته‌ای آن است.

وی تاکید کرد: موساد از چند سال پیش وارد یک جنگ سری خطرناک علیه برنامه‌ی هسته‌یی ایران به لحاظ نیروی انسانی و تکنولوژیک شده است.

- نشریه فارین پالیسی نوشت: آمریکا و غرب در اغتشاشات سال 2009 در ایران سرمایه‌گذاری کرده بودند. این نشریه با بیان این‌که برخی کشورهای غربی تامین کننده هزینه‌های لازم برای آشوب در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری بودند، تصریح کرد: آمریکا همواره به دنبال برنامه‌ای برای تحریک گروه‌های اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی بود و انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 این فرصت را ایجاد کرد تا آمریکا سرمایه‌گذاری لازم برای اغتشاش در ایران را انجام دهد.

تحلیلگر فارین پالیسی در عین حال خاطرنشان کرد: با وجود این سرمایه‌گذاری‌ها و اختصاص بودجه‌های لازم، آمریکا نتوانست به اهداف مورد نظر از این اغتشاش چند ماهه دست یابد و در نهایت جریان اپوزیسیون با ناکامی مواجه شد.

نمایندگان محترم !

ناگفته پیداست که امید دشمنان به پیروزی سریع‌الوقوع وابستگان داخلی خود چنان وسیع بود که بر خلاف عرف رایج سیاسی از کارکنان و امکانات نمایندگی‌های سیاسی و سفارتخانه‌های خود در تهران نیز حداکثر استفاده را نمودند که بازداشت جمعی از پرسنل مستقر در آنها طی آشوب‌های اخیر موید این مدعاست.

ملاحظه می‌شود که مهم‌ترین هدف آمریکایی‌ها انتقال بحران از منطقه به داخل ایران و سبک کردن بار خود است. آمریکایی‌ها تصور می‌کنند برای کنترل تحولات منطقه باید ایران را به خود مشغول کنند. طرف‌های غربی بر این باورند که اگر داخل ایران بحرانی شود، تحرکات انقلابی در منطقه که همه از الگوی ایران تاثیر پذیرفته، رو به خاموشی خواهد رفت.

برنامه‌ی آینده نظام سلطه و جریان ضد انقلاب:

بی‌تردید چنانچه نسبت به غائله ضدانقلابی 25 بهمن 89 با مباشرین و مسببین اصلی آن برخورد قاطع و انقلابی نشود دشمن جری‌تری گشته و او را به این فکر واخواهد داشت که هر از چندی به امنیت و آسایش عمومی شبیخون زده و به پندار واهی خود با تحریک عوامل داخل، کشور را از مسیر بالندگی هر چند به طور موقت و مقطعی بازداشته و با درشت نمایی موضوع، اذهان بین‌المللی را مشوه کند.

سوء استفاده از مناسبت‌های هرچند بی‌ارتباط با موضوع می‌تواند خاستگاه توطئه‌های بعدی غرب علیه انقلاب اسلامی باشد. از این رو بایسته و ضروری است تا با تدبیر و درایت نیروهای انقلاب از فتنه‌انگیزی مزدورانی چون موسوی و کروبی آسوده گردد.

تاکنون حسب شواهد موجود، تذکارها بی‌نتیجه بوده و گویا بنا نیست آنها دست رد مردم به سینه خود را مشاهده و خود را تسلیم حقیقت و قانون نمایند که از مصادیق بارز این حقیقت گریزی و عملکرد ضدانقلابی، صدور اطلاعیه تشکر از هواداران در 26 بهمن می‌باشد، که در ادامه با اتخاذ مواضع همسو با ضد انقلاب داخلی و خارجی برای راهپیمایی غیرقانونی در اول اسفند تقویت گردید و مسئولیت ناپذیری و اراده خیانت اینان به آرمان‌های امام خمینی (ره) و مردم قهرمان ایران را بیش از پیش ثابت نمود.

همکاران نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی

با توجه به مطالب فوق الذکر جمع بندی و پیشنهاد هیات ویژه رسیدگی، به شرح زیر اعلام می‌گردد:

1- بی‌تفاوتی اصحاب سکوت موجب طمع دشمنان گردیده است. اتخاذ مواضع مبهم توسط اصحاب تردید به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. امروز حجت بر همگان تمام گشته و انتظار این است که به صورت قاطع، شفاف و بی‌ابهام صف بندی خود را مشخص و این اقدامات را محکوم و ضد انقلاب و نظام سلطه را از خود مایوس نمایند و به توقع بر حق ملت ایران پاسخ مثبت داده و بر این منوال باقی بمانند. طبیعی است این انتظار از خواص جامعه بیشتر از دیگران است.

2- دخالت سفارتخانه‌های خارجی و عوامل آنها در فتنه 88 و غائله 25 بهمن 89 موضوعی است که به هیچ عنوان قابل پذیرش نمی‌باشد و وزارت امور خارجه مکلف است با این جسارت‌ها و گستاخی‌های غیرقانونی و خارج از عرف بین‌المللی قاطعانه برخورد نماید و گزارش این اقدام خود را عاجلا به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس منعکس نماید.

3- شبکه‌های ماهواره‌ای ابزاری برای فرماندهی جریان فتنه و غائله 25 بهمن بوده که لازم است دولت و قوه قضاییه اقدامات حقوقی و فنی را برای پیشگیری و خنثی سازی این ابزارها معمول دارند. دستگاه‌های مربوطه لازم است با مدیریت و بهره‌گیری فعالانه از فضای مجازی و ماهواره‌ها فرصت را از نظام سلطه و ضدانقلاب بگیرند.

4- شبکه مجازی، ابزاری در اختیار نظام امپراطوری خبری صهیونیستی است و از این ابزار در راستای اهداف تروریستی خود بهره می‌جوید. لازم است وزارت امور خارجه و فرهنگ و ارشاد اسلامی، قوه قضاییه و سایر دستگاه‌های مربوطه اقدامات حقوقی و قضایی و فنی را در سطح داخلی و بین‌المللی اعمال نمایند.

5- از کلیه نیروهای امنیتی،‌ انتظامی و قضایی که صادقانه مجاهدت نموده و ایثارگرانه وارد صحنه‌ها شدند تقدیر و تشکر کرده و حمایت و پشتیبانی مجدد خود را از آنان اعلام می‌نماید و بر ضرورت حفظ کارآمدی و هماهنگی بیشتر بین دستگاه‌ها تاکید می‌کند.

6- با تقدیر و تشکر از کلیه‌ی رسانه‌های متعهد به انقلاب اسلامی خصوصا رسانه‌ی ملی، ضرورت تولید برنامه‌های بصیرت افزا به صورت مستند و هنری و مستمر را تاکید می‌نماید.

7- نظام سلطه و فتنه‌گران و ضد انقلاب می‌پنداشتند که با استفاده از فشار بیرون و تحریم‌ها و اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها، موجبات نارضایتی مردم را فراهم می‌آورند. لذا امید آنان به دمیدن وسوسه‌های شیطانی و ایجاد اختلاف بین مسئولین بود تا بتوانند نقشه‌های شوم خود را دنبال کنند که با اقدام هوشمندانه نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 26/11/89 این دسیسه‌ها نقش بر آب گشت. انتظار می‌رود در این جهت مسئولین نظام جمهوری اسلامی خصوصا سران سه قوه با وحدت کلمه، استکبار جهانی را مایوس نمایند.

8- اقدام وزارت کشور در عدم صدور مجوز برای راهپیمایی ضد انقلابی 25 بهمن قابل تقدیر بوده و معتقدیم که تمسک به اصل 27 قانون اساسی برای کسانی است که اعتقاد و التزام عملی به قانون اساسی دارند، نه ضدانقلاب و جریاناتی که علیه حقوق عمومی و امنیت ملی و در راستای اهداف نظام سلطه گام برمی‌دارند.

9- غائله و آشوب 25 بهمن ماه 1389 یک نقشه و طرح کاملا اسراییلی – آمریکایی – انگلیسی و ضدانقلابی و خائنانه علیه ملت بزرگ بزرگ ایران بوده است.

10- تمامی افراد و جریانات سیاسی و سایت‌های داخلی و خارجی و رسانه‌هایی که زمینه ساز و مبلغ و دعوت کننده برای شرکت در غائله 25 بهمن بودند و هم‌چنان در آن مسیر گام برمی‌دارند دشمنان ملت ایران و در خط آمریکا و اسراییل و انگلیس می‌باشند. لجاجت و عناد سران و عوامل فتنه و کینه و بخل و دشمنی آنها نسبت به بعضی از مسئولین، آنها را به زمینه‌سازان نقشه‌های براندازانه اسراییلی – آمریکایی – انگلیسی تبدیل کرده است.

11- دعوت کنندگان و زمینه سازان و مشوقان ناامن سازی کشور در 25 بهمن و قبل و بعد از آن همچون میرحسین موسوی و کروبی و دیگران، خائن به ملت، ضد انقلاب و مستوجب برخورد قاطعانه و قانونی می‌باشند.

12- هیات منتخب با تکیه بر منابع و شواهد و اسناد و مدارک موجود و متقن، رسیدگی قضایی و تعقیب آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و وابستگان و همراهان آنها را که در غائله اخیر نقش داشته‌اند، ضروری می‌داند و صراحتا اعلام می‌دارد مجلس و نمایندگان خانه ملت دیگر توجیهی در عدم برخورد را مجاز نمی‌داند. رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره) همواره راهنمای مسئولین بوده و هست خصوصا آنجا که در نامه 6/1/68 فرمودند: "... تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام".

13- کلیه آثار زیانبار و خسارت‌های مادی و معنوی که در نتیجه اقدامات ضد انقلابی و خائنانه مشابه 25 بهمن سال 89 در کشور ایجاد می‌شود متوجه همه زمینه سازان بوده و بایستی مدعی‌العموم فهرست خسارت‌های مادی و معنوی چنین اقداماتی را به عنوان کیفرخواست مطرح نماید تا در دادگاه مورد رسیدگی قرار گیرد‌( اقداماتی همچون فراخوان علیه امنیت ملی و ایجاد آشوب و ناامنی و توسل به شیوه‌های مزورانه و حتی مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت برای شهروندان و اهالی محل و کسبه و رانندگان و تخریب و ویرانی اموال عمومی و خصوصی و کشتار و جرح عده‌ای از هموطنان و...)

14- استمرار اقدامات خائنانه و ضدانقلابی و خوش خدمتی به نظام سلطه به منزله اقدام علیه امنیت ملی، اختلال در نظم عمومی، نادیده گرفتن حقوق عمومی می‌باشد و ایجاد حاشیه‌ امن برای عناصر مفسد فی‌الارض غیرقابل قبول است و انتظار از دستگاه‌های امنیتی، انتظامی و قضایی این است که با قوت، هوشمندی و قاطعیت نسبت به پیشگیری از این‌گونه حوادث اقدام نمایند.

15- دستگاه قضایی مطمئن باشد ملت بزرگ ایران با تمام وجود از آنها حمایت خواهد کرد.

در خاتمه این گزارش، جا دارد صمیمانه از مقام معظم رهبری که با درایت و تدبیر بی‌نظیر خود، جان و ذهن مردم را با معرفت و بصیرت معطر نمودند، تشکر نماییم. از ثمرات ارزشمند گفتمان بصیرت در جریانات اخیر، این بود که سران سراب اندیش فتنه پیش از محکومیت در دادگاه‌های عادی، نزد افکار و وجدان‌های بیدار گشته با نور ولایت محاکمه و محکوم گردیدند.

هم‌چنین از مردم عزیز و نیروهای جان بر کف بسیجی که خالصانه در سنگر دفاع از هویت اسلامی نظام، چونان همیشه حاضر گردیدند خالصانه سپاسگزاریم.

حمد و سپاس خداوند منان را که به ما چنین امت بصیر و شجاعی عنایت نمود. حمد و سپاس خداوند را که امت ما را برخوردار از رهبری حکیم و مدیر و مدبر و شجاع و صبور نمود. حمد و سپاس خداوند منان را که انقلاب اسلامی را تحت عنایت حضرت بقیه‌الله الاعظم(عج) به پیروزی‌های عظیم رهنمون فرمود. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته هیات ویژه رسیدگی به غائله 25 بهمن 1389»

پس از اتمام قرائت هر بند، نمایندگان شعارهای «الله اکبر، خامنه‌ای رهبر» و «مرگ بر ضدولایت فقیه» را سر می‌دادند اما علی مطهری با بیان تذکری با ادعاهای قرائت نشدن گزارش مربوط به کوی دانشگاه در مجلس و موضع‌گیری نکردن دولت در قبال فتنه، فضای جلسه را تحت‌الشعاع قرار دارد، به‌طوری که پس از آن، نمایندگان به‌طور پیاپی به تذکر او پاسخ دادند.

مطهری گفت: حادثه‌ی 25 بهمن به هیچ وجه قابل دفاع نیست اما بنده معتقدم همان گونه که گزارش این حادثه به سرعت در مجلس قرائت شد، با توجه به اینکه اکنون بیش از یک سال از تشکیل کمیته بررسی حادثه‌ی کوی دانشگاه می‌گذرد و هنوز این گزارش در مجلس قرائت نشده است، هیات رییسه باید نسبت به این موضوع همت بگمارد. با توجه به اینکه مجلس موضع خود را نسبت به این حادثه مشخص کرده است، خوب است که دولت هم موضع خود را نسبت به این حادثه مشخص کند.

وی با اشاره به مصاحبه‌ اخیر تلویزیونی احمدی‌نژاد گفت: در این مصاحبه‌ تلویزیونی، وقتی مصاحبه کننده از وی سوال کرد موضع شما درباره‌ی حادثه‌ی 25 بهمن چیست؟ وی شروع به دفاع از مشایی و رحیمی کرد و به گونه‌ای بحث را عوض کرد. انتظار داریم دولت همانند مجلس موضع خود را در این زمینه مشخص کند.

لاریجانی در پاسخ به تذکر مطهری گفت: در مورد کمیته‌ای که شما فرمودید نتایج آن به قوه‌ی قضاییه ارسال شده، یعنی کاری در این زمینه باقی نمانده است، در واقع مساله توسط آقای ابوترابی و دوستانشان بررسی شد چون قوه‌ی قضایه به نتایج آنها نیاز داشت، لذا نتیجه‌ی کار آنها به قوه‌ی قضاییه منعکس شده است.

کوچک زاده: قرائت نشدن گزارش حادثه‌ی کوی دانشگاه در مجلس، دروغ است

نماینده‌ی مردم تهران در مجلس گفت: قرائت نشدن گزارش حادثه‌ی کوی دانشگاه در مجلس را دروغ عنوان کرد.

مهدی کوچک‌زاده در پی تذکر علی مطهری در انتقاد از قرائت نشدن گزارش تحقیق از حادثه‌ی کوی دانشگاه، با استناد به بند 11 ماده 23 آیین نامه گفت: برای اطلاع ملت عزیز ایران عرض می‌کنم این توهین به مجلس است که یک نماینده نسبت دروغ به نمایندگان ببندد.

وی افزود: در همین مجلس درخصوص حادثه‌ی کوی دانشگاه حسب دستور رییس‌مجلس، هیاتی تعیین شد و گزارشی در این رابطه و حتی کوی سبحان تهیه شد که این هیات گزارش خود را ارایه کرد و حتی در این‌جا موجب یک سری اختلاف‌نظرهایی هم شد.

کوچک‌زاده خطاب به لاریجانی گفت: آن‌چه همکار شما (مطهری) عنوان کرد مبنی به اینکه این گزارش قرائت نشده، دروغ است ملت ایران در جریان این مساله باشند. اگر ایشان مشکل دیگری دارد، ما نمی‌دانیم.

لاریجانی بعد از تذکر کوچک‌زاده گفت: گزارش اولیه در این رابطه داده شد ولی بنا بود گزارش دیگری ارایه شود که دوستان بررسی‌های خود را انجام داده و این گزارش به قوه‌ی قضاییه هم منعکس شده است.

تذکرات متقابل نمایندگان به یکدیگر، جایگاه مجلس را خدشه‌دارمی‌کند

سپس حسین گروسی در تذکری با استناد به بند 11 ماده 23 با اشاره به تذکرات متعدد نمایندگان نسبت به یکدیگر گفت: با توجه به اینکه گزارش‌هایی که در مجلس خوانده شده قطعا پیگیری‌ها و مراحل خود را طی خواهد کرد، تذکرات متقابل نمایندگان نسبت به یکدیگرتنها باعث می‌شود شأن و جایگاه مجلس مخدوش شود.

وی افزود: درخواست داریم عزیزان ضمن این‌که این تذکرات را ارایه می‌کنند، متقابلا مجددا پاسخگوی یکدیگر نباشند. لاریجانی با تایید سخنان گروسی گفت: اگر دوستان حرف شما را گوش دهند ما هم از آنها تشکر می‌کنیم.


کوثری با انتقاد ازتذکرمطهری: چرا اصل را با فرع تمیز نمی‌دهید؟

نماینده‌ی مردم تهران در مجلس، نسبت به نوع تذکر علی مطهری در جلسه‌ی امروز انتقاد کرد.

اسماعیل کوثری نیز طی تذکری در جلسه‌ی امروز- چهارشنبه - مجلس با استناد به ماده 23 بند 11 با تشکر از هیات تشکیل شده برای بررسی حادثه‌ی 25 بهمن گفت: حضرت امام (ره) فرمودند در مقابل دشمن بایستید و فرزندان ایران این کار را انجام دادند و 200 هزار شهید تقدیم کردند.

وی افزود: پیش از انقلاب هم تعداد زیادی شهید تقدیم شد اما حال جای تاسف است که چرا حتی یک نفر در مجلس آن هم پسر شهید مطهری این چنین مطالبی را بیان می‌کند و اصل را با فرع تمیز نمی‌دهد.

کوثری گفت: چون آقای مطهری را دوست دارم این مساله را عنوان می‌کنم که یک مقدار به فکر باشد. آیا اثبات نشده آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها خیانتکارند که برخی از کشتاری که در لیبی صورت می‌گیرد دفاع می‌کنند؟

لاریجانی بعد از تذکر کوثری گفت: اگر دوستان می‌خواهند یکدیگر را نصیحت کنند،اینکار نباید از طریق تریبون و در قالب تذکر به بنده باشد. شما رفیق یکدیگر هستید، بنشینید، با هم صحبت کرده و نظراتتان را به همدیگر منتقل کنید.

نماینده رودسر: برخی می‌خواهند این گزارش خوب را تحت الشعاع قرار دهند

نماینده مردم رودسر در مجلس شورای اسلامی، گفت: برخی قصد دارند گزارش خوب مجلس در مورد حادثه 25 بهمن را با موارد دیگر تحت‌الشعاع قرار دهند.

اسدالله عباسی با استناد به بند 11 ماده 23 آیین‌نامه در تذکری خطاب به لاریجانی، گفت: به جای آنکه برخی همکاران گزارش هیات ویژه رسیدگی به غائله 25 بهمن را بر اساس دستوری که حضرتعالی دادید که گزارش بسیار جامعی هم بود، مورد توجه قرار دهند، قصد دارند با طرح مباحث دیگر این گزارش را تحت شعاع قرار دهند.

وی با انتقاد از برخی حاشیه‌سازی و فضاسازی‌ها گفت: از حضرتعالی درخواست داریم که برخی اوقات این فرصت‌ها را ندهید چراکه برخی کار و حرکات خوب مجلس را برنمی‌تابند.

نماینده مردم رودسر در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به اینکه قوه قضاییه نیز درحال انجام کار خود است، گفت: شاهد هستیم هیات ویژه‌ای که قبلا در مورد کوی دانشگاه از سوی مجلس مامور شده بودند، پیگیری‌های خود را انجام داده و به قوه قضاییه هم گزارش دادند.

وی گفت: ما وظیفه خود را انجام می‌دهیم اما برخی همکاران به ظاهر فکر می‌کردیم با جریان 25 بهمن مخالفت کرده‌اند ولی در حال حاضر با توجه به موضع‌گیری که کردند، می‌خواهند این مساله را تا حدودی تحت‌شعاع قرار دهند.

رسایی درتذکری: چرا هیات رییسه پس از گزارش 25 بهمن،اجازه تذکرات دامنه‌دارداد؟

نماینده‌ی مردم تهران در مجلس با اشاره به تذکرات متعدد امروز نمایندگان پس از قرائت گزارش حوادث 25 بهمن گفت: اگر هیات رییسه از ابتدا فرصت تذکر به مطهری نمی‌داد این همه تذکرات دامنه‌دار ایجاد نمی‌شد.

حجت‌الاسلام حمید رسایی به دنبال تذکر مکرر نمایندگان در جلسه‌ی امروز با استناد به ماده 23 بند 11 آیین‌نامه گفت: از ابتدا مشخص بود که آقای مطهری چه می‌خواهد بگوید، این مساله را همه‌ی ما متوجه بودیم.

وی افزود: اگر این فرصت توسط هیات رییسه داده نمی‌شد طبیعتا این تذکرات دامنه‌دار هم ایجاد نمی‌شد ولی ما وظیفه داریم از حقوق مردم و از حقوق حیثیت مجلس دفاع کنیم.

رسایی ادامه داد: آن روز که آقای ابوترابی و زاکانی و حتی برخی از دوستان دیگر از تریبون مجلس موضع‌گیری‌هایی کردند و در همین مجلس شورای اسلامی گزارش ارایه شد، آقای کوچک‌زاده تذکری داد که در پی آن برادری بلند شد و گفت کوچک‌زادگان حق ندارند در مورد بزرگ‌زادگان صحبت کنند.

 

نماینده‌ی مردم تهران در مجلس افزود: تذکر آقای کوچک زاده در آن روز نکته‌ای داشت که آن برادرمان یک سال بعد متوجه این نکته شد که آقای کروبی بزرگ‌زاده نیست.

وی گفت: شاید آن روز خیلی‌ها نمی‌دانستند و نمی‌فهمیدند و متوجه نبودند که این فتنه یک دعوای انتخاباتی نیست، شاید آن روز که این گزارش‌ها ارایه می‌شد ما توجه نداشتیم که حوادثی مثل کوی دانشگاه یا حادثه‌ای که در کوی سبحان اتفاق افتاد برای تحت‌الشعاع قرار دادن آتش‌هایی بود که در این میادین تهران برپا شده بود و بعدا همه‌ی ما مستندات آن را شنیدیم که یک نفر فقط در یک قلم 200 میلیون تومان با برخی از اراذل و اوباش برای به آتش کشاندن میادین تهران هزینه کرده بود.

رسایی تصریح کرد: امروز مجددا بعد از طرح یک موضوع اصلی که همه به آن توجه پیدا کردند و حتی برخی از دوستان فراکسیون اقلیت در مجلس هم اعتراف و قبول دارند که دیگر این موضوع یک جریان صرف سیاسی نیست، بلکه ضدانقلاب و عناصر گروهکی و سازمان‌های جاسوسی با تمام قوا پشت آن هستند، یک موضع‌گیری از طرف یک برادر آن هم بعد از گزارش بسیار خوب مجلس مصداق همان مثال مشهور و معروفی است که می‌گوید یک نفر فضله موش را در یک غذای پاکی می‌اندازد که تنها آن غذا را خراب کند که همه باید به این نکته توجه کنند.

لاریجانی طرح این‌گونه مباحث را تکراری دانست.

کواکبیان در تذکری از لاریجانی خواستار شد: عضویت همه سلایق درکمیته‌های مختلف مجلس

نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی، از لاریجانی درخواست کرد در هیات‌های مختلفی که در مجلس برای بررسی مسائل مختلف تشکیل می‌شود از گروه‌های مختلف فکری مجلس استفاده شود.

مصطفی کواکبیان بعد از تذکر رسایی و صحبت‌های وی در خصوص موضع فراکسیون اقلیت با استناد به بند 17 آیین‌نامه خطاب به رسایی گفت: شما فراکسیون خودتان را نمایندگی کنید از طرف ما خیلی حرف نزنید ما خودمان زبان داریم.

وی در ادامه خطاب به لاریجانی، گفت: شما را به خدا قسم اگر می‌خواهید در این مجلس اعتدال رعایت شود ان‌شاءالله که دیگر مثل 25 بهمن در کشور اتفاق نمی‌افتد، اما اگر اتفاق افتاد هیاتی که تعیین می‌شود از همه سلایق مجلس در آن هیات عضویت داشته باشند.

نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی، این مساله را حداقل حقوق نمایندگان دانست و گفت: شما هیاتی را تعیین کردید که الحمدالله همه یک جور فکر می‌کنند، لذا درخواست می‌شود در حوادث این چنینی کما اینکه در کوی دانشگاه این اعتراض را داشتیم، برای رعایت اعتدال حتما از سلایق مختلف استفاده شود.

کواکبیان تصریح کرد: همین فرزند شهید مطهری برای ما افتخار است، ما را که تعیین نمی‌کنید لااقل ایشان را تعیین کنید تا اعتدال رعایت شود.

لاریجانی در پاسخ به کواکبیان، گفت: اینجا بحث انتخاب افراد نبود، ما چند مرجع حقوقی را مشخص کردیم، روسای چند کمیسیون مرتبط با موضوع را مشخص کردیم که نهایتا در کمیسیون اصل 90 این مساله بررسی شد. وی گفت: در کمیسیون اصل 90 هم همه سلایق هستند و اینطور نبود که همه از یک گروه و جریان باشند.

مطهری: تنها گزارش ملاقات اعضای هیات قرائت شد

پس از این تذکرات علی مطهری در تذکر دیگری یادآور شد که پیش از این گزارش هیات تحقیق از کوی دانشگاه در مجلس قرائت نشده بلکه آنچه قرائت شد گزارش ملاقات‌های اعضای آن هیات بود.

مطهری در پاسخ به تذکر کوچک‌زاده، گفت: آقای کوچک‌زاده به بنده نسبت دروغ داد، در حالیکه اساسا تنها گزارش اولیه گزارش حادثه کوی دانشگاه در مجلس خوانده شد.

وی افزود: گزارش ملاقات آن هیات نیز در مجلس مطرح شد که البته مورد اعتراض واقع شد و لذا بقیه آن قرائت نشد و اساسا هیچ گزارشی از کوی دانشگاه در مجلس قرائت نشده است.

لاریجانی در پاسخ به تذکر مطهری گفت: همان روزی که آقای ابوترابی گزارش داد، برخی دوستان هم اعتراض کردند که آخر جلسه بنده جلسه را غیرعلنی کردم.

وی افزود: آقایان زاکانی و نادران و برخی از دوستان آمدند و گزارش اولیه‌ای از اقداماتی که در مورد کوی دانشگاه در همان روزها انجام داده بودند، ارائه کردند، منتهی گزارش اولیه بود و بنا بود که کامل شود.

رییس مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: گزارش کامل شد و مشاهده کردیم قوه قضاییه در حال رسیدگی به آن مساله است و ما هم گزارش و اسناد و مدارک را برای آن قوه فرستادیم.


حراج آبروی بی بی سی در چهار راه دروغ سبز
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز

این نقاب جدید بی بی سی نیز نتوانست مردم بصیر ایران را بفریبد و حتی یک تجمع کوچک نیز روز گذشته در خیابانهای تهران تشکیل نشد.

بنگاه خبرپراکنی بی بی سی وابسته به دولت استعمارگر انگلستان طی دو سال از شروع کار خود از ابزارهای مختلفی برای تاثیرگذاری و جذب مخاطب در میان فارسی زبانان اعم از ایران و سایر کشورهای فارسی زبان بهره می‌گیرد.
تجربه فعالیت شبکه BBC نشان داده است که سیاستگذاران رسانه‌ای در بریتانیا، تبحر خاصی در انتخاب هدفمند استراتژی و به خصوص «زمان راه اندازی رسانه» دارند.

تبلیغ پروپاگاندایی برای همنوا ساختن مخاطب
«پروپاگاندا» یکی از شیوه‌ها و تکنیک‌های رسانه‌ای است که بی بی سی از آن بهره می گیرد؛ توضیح اینکه پروپاگاندا شامل تکنیک‌هایی است که برای تغییر رفتار عامه و تأثیر بر آنها به کار برده می‌شود. در این روش شیوه‌ها، حساب شده و جزئی است، اهداف مشخص و در عین حال محدود بوده و سرانجام موضوعات مورد تبلیغ غالباً سیاسی می‌باشد. درشیوه تبلیغی پروپاگاندا قواعدی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا القا مفاهیم و مطالب از طریق آنها انجام شود.
در یکی از این قواعد شرایطی ترسیم می شود که مخاطب را در فضای جمعی قرار داده تا همنوا با دیگران به رفتارهای جمعی مبادرت ‌کند. به عنوان مثال در شرایط بعد از انتخابات با انتخاب و گزینش تصاویری که ادعای خاص و ناب بودن آن را دارند به گونه ای القا می کنند که اغتشاشات انجام شده بسیار وسیع و گسترده بوده و امکان انعکاس کامل آن نبوده است.
از روشهای دیگر پروپاگاندایی بی بی سی این است که هدف مورد نظر خود را در لفافه و غیر مستقیم بیان می کند چرا که می داند جامعه ایرانی با عنایت به حس میهن دوستی خود از دخالت و نفوذ بیگانگان بر سرنوشت کشورشان بیمناک است. از این رو با استفاده از ضرب المثل قدیمی «یکی به نعل و یکی به میخ» ادای بی طرفی در می آورد و از سوی دیگر با برجسته کردن مشی بی‌طرفی عملاً به طرفداری خود وجهه اخلاقی و قانونی می‌بخشد.
بی بی سی عجله ای برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود ندارد و سعی می‌کند در یک پروسه طولانی و هدفمند برنامه‌های خود را به سرانجام برساند بنابراین بر خلاف برخی شبکه‌های ضدانقلاب که از رویارویی مستقیم با نظام اسلامی سخن می گویند این شبکه با زیرکی خاص استعمارگر پیر، سعی در بزرگنمایی ایرادات کوچک و نادیده گرفتن تواناایی‌های نظام در ابعاد مختلف دارد.

ادعای بی طرفی و شیوه انعکاس اخبار
پیشرفتهای ایران در ابعاد علمی، پزشکی، اقتصادی ، بهبود معیشت مردم در «رسانه بی طرف بی بی سی» جایی ندارد مگر آنکه بخواهند آن پیشرفت را یک خطر برای جامعه جهانی بخوانند از سوی دیگر برای نجات دادن یک زن قاتل از چنگ قانون آسمان و ریسمان را به هم می بافد و طی یکی دو هفته اولین خبر این شبکه می شود. گویی که در ایران 70 میلیون چشم نگران منتظر سرنوشت این قاتل است.
نمونه دیگر بحث هدفمندی یارانه ها بود کخه ای رسانه با انواع ترفندها سعی نمود مردم را از اجرای آن بترساند که این روش گاه با استفاده از یک به اصطلاح کارشناس استفاده می شد و گاها از شاهدان عینی که با تماس با این رسانه از نگرانی جامعه ایرای از اجرای آن خبر می دادند.

از روش غیر مستقیم تا کنار گذاشتن نقاب
البته همیشه این روش غیرمستقیم برای آنان کارایی ندارد و برخی اوقات ناچارند «مستقیم وبدون نقاب» وارد شوند و مردم را به حضور در خیابانها فربخوانند و عملا از صبح تا شب به استخدام رایگان سران فتنه و حامیان خارجی آنان برای ایجاد تجمع و ناامنی در آیند.
آخرین شاهد مثال این امر فراخوان 25 بهمن ماه فتنه گران برای انحراف در نهضت اسلامی خاورمیانه بود که این رسانه سنگ تمام گذاشت وحدود دو هفته شبانه روز به تبلیغ این مراسم می پرداخت تا شاید بتواند چندصد نفری رابه داخل خیابانها بکشاند و با پوشش وسیع آن از سرایت ناآرامی های منطقه به ایران خبردهد و با این بهانه شانه های اسرائیل و آمریکا را از فشار کمرشکن خیزش اسلامی منطقه برهاند.
اما تمام آن سرمایه‌گذاری تمام عیار حتی نتوانست در تهران 10 میلیونی حتی ده هزار نفر را به خیابانها بکشاند در شهرهای دیگر که حتی نتوانستند یک تجمع دو رقمی را به ثبت برسانند. فضاحت 25 بهمن این شبکه را محتاط ساخته تا مقداری محافظا کارانه تر به صحنه بیاید و اندک ابرویی نیز برای خود باقی بگذارد . از این رو اتخاذ رویکرد غیرمستقیم بعد از آن مورد استفاده قرار گرفت.

تحریک احساسات مردم در آستانه دهم اسفند
پس از اعلام فراخوان شعبه خارجی فتنه سبز برای تجمع در روز دهم اسفندماه به بهانه تولد یکی از سران فتنه، این شبکه سعی کرد به جای فراخوانی مردم ، احساسات آنان را تحریک سازد و با تهییج عواطف و استفاده از ابزار شایعه سازی اهداف ناکام خود را پیش ببرد . بدین منظور از چند روز گذشته بر این شایعه دامن زد که موسیوی و کروبی اخیرا بازداشت و به «زندان حشمتیه» منتقل شده اند با اینکه این موضوع چندین بار توسط مسدولان امر تکذیب شد اما آنان تا آخرین لحظات دیروز تلاش داشتند با ابزار تحریک عواطف مردم و جوانان را به خیابان‌ها بکشانند.
اما این نقاب جدید بی بی سی نیز نتوانست مردم بصیر ایران را بفریبد و حتی یک تجمع کوچک نیز روز گذشته در خیابانهای تهران برای دلخوشی صاحبان بی بی سی و حامیان اصلی آن تشکیل نشد.



روز آرام تهران و التماس به کاربران برای حضور در خیابان +عکس
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز

در خیابان‌هایی که به عنوان محل قرار آشوب‌طلبان معرفی شده، مردم مانند روزهای گذشته مشغول خریدهای نوروزی و انجام دیگر کارهای خود هستند. همین موضوع باعث شده است که سایت های ضد انقلاب برای فرار از افتضاح جدید، به مخاطبان خود برای آمدن به خیابان التماس کنند.

به گزارش شبکه ایران، در ادامه برنامه های محافل بیگانه برای انحراف افکار عمومی دنیا از انقلاب های مردم مسلمان منطقه به سمت ایران، آشوب طلبان بار دیگر به ایجاد ناآرامی در برخی خیابان ها مامور شدند.

محافل صهیونیستی در شرایطی این برنامه جدید را به آشوب طلبان داخلی دیکته کرده اند که از روزهای گذشته هم ناکامی آن روشن بود.

به همین دلیل رسانه های حامی آشوب اسرائیلی از جمله بی بی سی فارسی از روز گذشته با انتشار و تحلیل گسترده بر روی خبر کذب انتقال موسوی و کروبی به زندان حشمیته سعی در تحریک فتنه گران و لااقل ایجاد آشوبی کوچک را داشتند.

تهران؛ آرام آرام

اما همه گزارش ها از سطح شهر تهران حاکی از اوضاع آرام و جریان عادی امور است.

به گزارش خبرنگار شبکه ایران در خیابان هایی که به عنوان محل قرار آشوب طلبان معرفی شده، مردم مانند روزهای گذشته مشغول خریدهای نوروزی و انجام دیگر کارهای خود هستند.

همین موضوع باعث شده است که سایت های ضد انقلاب برای فرار از افتضاح جدید، به مخاطبان خود برای آمدن خیابان التماس کنند.

به عنوان نمونه، کاربران سایت بالاترین که از سال گذشته محل هدایت آشوب ها بوده است، از ساعتی پیش دست به دامن همدیگر شده اند و به یکدیگر برای آمدن به خیابان‌ التماس می کنند.

یکی از کاربران این سایت که خود مشغول ارسال و داغ کردن اخبار در سایت است، از دیگر کاربران خواست که برای ایجاد آشوب به خیابان بروند.

جالب آنکه او طوری درخواست خود را نوشته که انگار در کنار میدان انقلاب مشغول شعار دادن است!

 

یک کاربر دیگر هم با ناامیدی از همفکرانش خواسته که به خیابان بیایند!

 

 کاربر دیگر این سایت هم که به نظر می رسد التماس ها مکرر را بی نتیجه دیده سعی در ارائه روشی دیگر به کاربران بالاترین کرده است.

 

رسانه های آشوب طلب که در جریان برنامه دیکته شده پیشین هم شکست خورده بودند با انتشار تصاویر آرشیوی سعی در دلداری دادن به حامیان خود کردند.

به عنوان نمونه سایت بالاترین در روز اول اسفند همچنین در خبری دیگر از "تجمع پرشکوه در اصفهان+ عکس" خبر داد اما در داخل این خبر و زیر عکس ادعایی با شیطنت نوشته شده بود «فکر می کنم درانتشار عکس اشتباه کردم و عکس مربوط به امروز نیست. امروز در واقع به خاطر حضور ماموران تجمعی شکل نگرفت»!

بامزه تر اینکه سایت ضد انقلابی ایران گلوبال یکی از تصاویر مربوط به 25 بهمن را که ترافیک خیابان به انضمام چند نفر از پرسنل نیروهای انتظامی نشان می دهد، به عنوان تظاهرات در رشت جا زد!


جزئیات شگردهای‌ارتباطی‌سران‌ضدانقلاب و علت ایجاد محدودیت‌ارتباطاتی
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

ایجاد محدودیت ارتباطی برای موسوی و کروبی که پس از 25 بهمن به علت ایفای کامل نقش کارگزار امریکا و اسرائیل از سران فتنه به سران داخلی ضدانقلاب تغییر عنوان پیدا کرده‌اند، به‌دلیل عمق ارتباطات ضد امنیتی آن‌ها و پیشگیری از افزوده شدن بر سیاهه جرایم آن‌ها در طول 21 ماه گذشته بوده است.

به گزارش رجانیوز، در پی فراخوان برای حضور خیابانی در روز 25 بهمن که موسوی و کروبی به‌عنوان اعلام کنندگان آن هیچ انگیزه‌ای جز ایجاد درگیری و آشوب به‌منظور مشابه‌سازی ایران و برخی کشورهایی که مردم آن‌ها در اعتراض به دیکتاتوری سران خود قیام کرده‌اند، نداشتند، فضا به مراتب از قبل شفاف‌تر و کاملاً روشن شد که دیگر اردوکشی‌های خیابانی هیچ ارتباطی به مسائلی مانند انتخابات سال گذشته ندارد، بلکه امریکا و رژیم صهیونیستی برای خروج از تهدیدهای کم‌سابقه‌ای که متحدان اصلی‌اشان در منطقه و افریقا با آن مواجه هستند، سناریوی سرشکن کردن این تحولات را تدارک دیده و می‌کوشند با القای مشابه بودن وضعیت ایران، از اینکه کشورمان به یک الگو و استاندارد برای خاستگاه‌های قیام‌های مردمی تبدیل شود، جلوگیری کنند.

نکته جالب در ارتباطات ضد امنیتی موسوی این است که عمده تماس‌های وی با عوامل بیرونی از طریق چت تصویری بوده و وی حتی برای جلوگیری از اینکه صدایش شنود شود، مطالب خود را بر روی کاغذ می‌نوشته و برای مشاهده طرف مقابل، جلوی دوربین وب‌کم می‌گرفته است.

اما در حالی که مطالبه مردمی بسیار فراتر از اعمال محدودیت‌های ارتباطی است و در راهپیمایی‌های مردمی از 9 دی سال گذشته تاکنون، اعدام سران فتنه خواسته شده است، رسانه‌ها و عوامل ضد انقلاب قصد دارند، همین محدودیت اندک را که در واقع لطف نظام به این افراد برای پیشگیری از برخوردهای مردمی و از سوی دیگر اضافه شدن به جرایم‌شان است، به‌عنوان یک فاجعه توصیف کنند.

این در حالی است که با محدود شدن ارتباطات موسوی و کروبی، علناً ضدانقلاب مقیم خارج برای مدیریت صحنه وارد شده و طراحی و اجرای ابتدا تا انتهای پروژه‌هایی را که البته تا امروز ناکام مانده، برعهده گرفته است که این رویکرد اثبات می‌کند تا قبل از این نیز عملاً ضدانقلاب طراح ناآرامی‌ها بوده و افرادی که از آن‌ها به‌عنوان سران فتنه تعبیر می‌شد، صرفاً‌ کارگزاران پروژه‌های ضدانقلاب و سرویس‌های غربی بوده‌اند.

این رویکرد در سایت کلمه که تا پیش از این ادعا می‌شد از سوی نزدیکان موسوی اداره می‌شود نیز وجود دارد، به‌طوری که از زمان قطع ارتباطات سران داخلی ضد انقلاب، این سایت نیز کاملاً به رسانه جریان ضدانقلاب تبدیل شده است. گفته می‌شود حمزه غالبی رئیس شاخه جوانان ستاد موسوی که به فرانسه گریخته است، مدیریت این سایت را برعهده دارد.

سناریوی "ادامه التهاب" در ایران، مصوب سرویس‌های امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی است که موسوی و کروبی در فاز جدید اجرای این سناریو صرفاً نقش کارگزار و عامل اجرایی را برعهده داشتند اما بی‌تدبیری در امکان‌سنجی برای اجرای این پروژه و بصیرت شکل گرفته در میان مردم و نخبگان در اثر تدابیر رهبر انقلاب در طول این ماه‌ها، عملاً این سناریو بی‌اثر شده است، به‌طوری که اکنون سرویس‌های طراح آن معتقد هستند که با تشکیل دو قطبی "انقلابی" و "ضدانقلاب" پس از 25 بهمن، بی‌اعتنایی مطلق مردم و ریزش شدید حامیان فتنه، همچنین محکومیت یکپارچه عوامل حتی از سوی افرادی که در طول این دو سال سکوت کرده بودند، کارت‌های مهمی را از دست داده و شرایط برای ادامه سناریوی التهاب آفرینی دشوار شده است.


تأیید تحلیل رفع‌دغدغه بازداشت موسوی و کروبی/ بی‌بی‌سی محاکمه را جلو انداخت!
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز

تکرار بی‌اعتنایی شهروندان تهران به فراخوان حضور خیابانی (10 اسفند) تهران، تأیید تحلیل قبلی رجانیوز در مورد رفع کامل دغدغه بازداشت و محاکمه موسوی و کروبی از روز 25 بهمن به بعد است.

در حالی که طی روزهای گذشته جریان ضد انقلاب با بسیج کردن کامل امکانات رسانه‌ای و به صحنه آوردن تمام ظرفیت‌های خود تلاش کرد با برجسته‌نمایی خبر قطع ارتباطات موسوی و کروبی و تعبیر از آن به بازداشت، در تهران و برخی شهرهای مهم کشور ناآرامی ایجاد کند، گزارش خبرنگاران ما از سطح شهر حاکی است، جمعیتی که با انگیزه مشخص در مسیر اعلام شده حاضر و بعضاً با مأموران برقرار کننده نظم و امنیت عمومی نیز درگیر شدند، از حدود یک پنجم جمعیت 10 هزار نفری روز 25 بهمن یعنی دو هزار نفر نیز کمتر بود.

این در حالی است که جریان ضد انقلاب به امید پیوستن تماشاگران دیدار تیم‌های فوتبال استقلال تهران و السد قطر از ورزشگاه آزادی، بر خلاف فراخوان‌های قبلی که زمان آن را ساعت 15 اعلام می‌کردند، برای این فراخوان، ساعت 17 را اعلام کردند اما نکته قابل توجه این بود که از ساعت 19:30 به بعد شرایط در میدان‌های آزادی و انقلاب کاملاً عادی بود و حتی اثری از درگیری‌های پراکنده حوالی میدان انقلاب نیز دیگر خبری نبود.

شکست سناریوی "ادامه التهاب" در شرایطی رقم خورد که جریان ضد انقلاب به‌دلیل فاصله داشتن از ایران و برآورد و تخمین‌های غلط انتظار داشت در اثر انتشار خبر ایجاد محدودیت برای موسوی و کروبی موج اجتماعی شکل بگیرد و حتی برای دامن زدن به این فضا از شب گذشته (دوشنبه) شبکه بی‌بی‌سی فارسی ده‌ها بار ادعای کذب بازداشت این دو نفر و انتقال آن‌ها به زندان حشمتیه تهران را تکرار کرد.

با این حال، بی‌اعتنایی مطلق شهروندان تهرانی به این خبر که در اثر نوعی انزجار عمومی نسبت به رفتارهای ضدانقلابی بروز یافته و حتی سایت بی‌بی‌سی نیز ترجیح داده از عنوان "درگیری‌های پراکنده در تهران" برای پوشش خبری آن استفاده کند، شرایطی را ایجاد کرده که به نظر می‌رسد اکنون زمینه برای برداشتن گام‌های بعدی در محاکمه و رسیدگی به جرایم این افراد و جنایاتی که در آن‌ها معاونت و مباشرت داشته‌اند، ایجاد شده است.

بر این اساس، به نظر می‌رسد با قطع ارتباطات موسوی و کروبی و بازداشت بودن سایر عناصر فتنه، جریان ضد انقلاب در زمینه رصد و برآورد واقع‌بینانه با مشکل جدی روبرو شده و متعاقبا اشتباه‌های محاسباتی و شکست تصمیم اشتباه اعلام حضور خیابانی، موجب شده است که هر گونه دغدغه در مورد باقی ماندن بدنه اجتماعی حامی به صورت آتش زیر خاکستر که در شرایط بحرانی به صحنه می‌آیند، به‌طور کامل از بین برود و دستگاه قضایی بتواند گام بعدی برای رسیدگی به جرایم این افراد را بردارد.

رجانیوز، روز 25 بهمن با یادآوری اینکه کمتر از 10 هزار نفر از جمعیت 10 میلیونی تهران آن‌هم پس از 10 روز کری‌خوانی رسانه‌های ضد انقلاب به فراخوان پاسخ داده بودند، تأکید کرد که در اثر بصیرت شکل گرفته در مردم، اکنون بهترین زمان برخورد با سران فتنه است.

در بخشی از این تحلیل آمده بود: «بی‌رغبتی آشکار مردم تهران در همراهی با جریان فتنه نشان داد این تصور در میان برخی افراد که بازداشت موسوی و کروبی ممکن است تبعات سنگینی داشته باشد و بنابراین، هنوز وقت محاکمه آن‌ها فرا نرسیده، درست نبوده و علی‌رغم تأخیر در این اقدام که هزینه‌های زیادی نیز برای کشور داشته است، اکنون با توجه به همراهی واضح این دو نفر با سیاست‌های امریکا و رژیم صهیونیستی و ریزش تقریبا کامل بدنه اجتماعی فتنه،‌ در حال حاضر بهترین زمان برای محاکمه موسوی و کروبی است.»


هادی غفاری از کجا به کجا رسید + تصاویر
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: هادی غفاری ، علی اکبر محتشمی پور ، جنبش سبز

کمتر کسی هست که وقایع سیاسی کشور را دنبال کند و نام هادی غفاری را نشنیده باشد. هادی غفاری از جمله کسانی است که در راه پیروزی انقلاب اسلامی زحمات زیادی کشیده است. با این حال، خیلی ها معتقدند شخصیت وی با ویژگی ناخوشایندی همراه بوده است: تندروی.

به گزارش جهان به نقل از الف به عنوان مثال، در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی هنگامی که امام خمینی به طور صریح روی فعالیت های غیرمسلحانه و انقلاب مبتنی بر آگاهی توده تاکید داشتند، آقای هادی غفاری مردم را به «مصادره سلاح» از پاسبان ها دعوت می کرد [۱]؛ یا به عنوان مثال، در راهپیمایی ها با تقلید از شعارهای مجاهدین خلق، شعار «تنها ره رهایی، جنگ مسلحانه» را برگزیده بود. هنگامی که به ایشان تذکر داده می شد که این شعارها مورد پذیرش امام نیست، با این انتقادات به تندی برخورد می کرد [۱].

پس از انقلاب، آقای غفاری به عنوان نماینده مردم وارد مجلس شورای اسلامی شدند. یکی از موارد برخورد خشونت آمیز ایشان در مجلس، ماجرای حمله به صباغیان و معین فر (از نیروهای ملی مذهبی) است. معین فر داستان این حمله را این طور بازگو می کند: «حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود ۱۰ نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. خصوصاً حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند. ایشان همچنین فحش های عرضی و ناموسی زن، مادر و خواهر نثار من کردند که مستوجب حد است» [۲].

پس از آنکه در دو دهه اخیر شورای نگهبان چند بار صلاحیت ایشان را برای شرکت در انتخابات تایید نکرد، تا مدتها خبر زیادی از ایشان منتشر نمی شد؛ تا اینکه ناگهان در سال ۸۸ در جریان انتخابات ریاست جمهوری، آقای غفاری مجدداً به یک چهره خبرساز تبدیل شد. ابتدا سخنرانی های آکنده از سیاه نمایی ایشان در جمع هواداران مهدی کروبی در کانون توجهات قرار گرفت [۳]. پس از انتخابات، آقای غفاری که روزگاری خود را در خط ولی فقیه معرفی می کرد، طی یک سخنرانی در حضور مهدی کروبی توهین های بی سابقه ای را متوجه رهبر انقلاب کرد و اثبات کرد که التزامی به ولایت فقیه ندارد [۴]. سپس، عکس های وی در راهپیمایی های جنبش سبز منتشر شد:





اما جالب ترین خبر در این میان، ماجرای کشف انبار سلاح و مهمات در مسجد ایشان بود [۵]. پس از این ماجرای اخیر، هادی غفاری ظاهراً سعی می کند موضع گیری خاصی انجام ندهد و کمتر در کانون توجهات قرار می گیرد.
- - - - - - - - -
در اینجا ما با حامیان فتنه کاری نداریم. برخی از این افراد، کسانی هستند که روزی با مخالفان امام با خشونت برخورد می کردند و امروز با همان مخالفان بر سر یک نماد سبزرنگ (!) به تفاهم رسیده اند و عملاً علیه نظام اسلامی خروج کرده اند؛ و البته کماکان از خشونت دست بر نداشته اند.

مخاطب صحبت های بنده جوانانی هستند که امروز به ظاهر در جبهه انقلاب قرار دارند، اما تندروی بخشی از خوی آنها شده. یک روز خودسرانه چماق و زنجیر به دست می گیرند ، و روز دیگر ناسزاهای رکیک نثار مخالفان می کنند . آیا چنین رفتارهایی غیر از فراهم کردن سوژه برای دشمن و تخریب وجهه بسیج و حزب الله، نتیجه دیگری هم دارد؟


فتنه ۸۸ بیش از هر چیز آزمون ولایت پذیری بود. کسانی که امروز مدعی همراهی با ولی فقیه هستند، بدانند که سوابق آنها هر چه باشد، به گرد پای هادی غفاری و محتشمی پور هم نمی رسد. کسانی که در راه آرمان های انقلاب اسلامی مجروح شده اند؛ و در زمان تبعید امام در نوفل لوشاتو افتخار همراهی ایشان را داشته اند.


امروز برخی از این جوانان مدعی ولایت مداری، با حرکات خودسرانه خود قطعاً از مسیر تبعیت از ولی فقیه زمان منحرف شده اند، چرا که مقام معظم رهبری بارها و بارها در برابر حرکات دشمن دستور به سکوت و پرهیز از حرکات خودسرانه داده اند. کسانی که به چنین حرکاتی دست می زنند (با فرض اینکه نفوذی نباشند،) یا بیانات رهبر انقلاب را نشنیده اند، یا اینکه خود را به نشنیدن می زنند، یا اینکه تبعیت از این دستورات را وظیفه خود نمی دانند! برای مثال، مگر رهبر معظم انقلاب به صراحت نفرموده اند که «بارها گفته‌ام، باز هم تکرار مى‌کنم؛ من معتقدم که جوان مملکت بایستى در همه میدانها حضور و آمادگى داشته باشد؛ منتها با انضباط... مگر من بارها نگفته‌ام در اجتماعات کسانى که مخالفند، هیچ کس نباید رفتار خشونت‌آمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال مى‌کند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمى‌کنند؟! حتّى اگر یک حرفى که خون شما را به جوش مى‌آورد به زبان آورند - مثلاً فرض کنید اهانت به رهبرى کردند - باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید» .

درست است که نداشتن کارت بسیج نشانه بسیجی نبودن نیست، اما اگر کسی نیت مبارزه با اغتشاشگران را داشته باشد، «باید» با پذیرش نظم و انضباط و فقط در مواقع ضرورت با تشخیص فرمانده بسیج وارد میدان مقابله با آشوبگران شود. هر عملکردی خارج از این چارچوب، قطعاً با اوامر رهبر انقلاب در تناقض است. رابطه بسیجی با رهبر، رابطه پیرو با ولی امر است، نه رابطه فرزند با «بابا»! هر کسی که ادعای ولایت پذیری دارد، باید گوش به فرمان ولی فقیه باشد. در غیر این صورت، «مهم و مغرور و بزرگ» دانستن نفس ممکن است انسان را به راهی بکشاند که هادی غفاری یک بار آن را پیموده است. متاسفانه سمپتوم های اولیه این بیماری را می توان در دیگر رفتارهای این طیف (نظیر فحاشی های بی محابا به مجلس، قوه قضاییه، مجمع تشخیص و شهرداری) مشاهده کرد.


سخنگوی قوه قضائیه در نشست خبری با خبرنگاران:
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، قوه قضائیه
قطع ارتباطات سران داخلی ضدانقلاب گام اول است، قدم‌های بعدی در صورت اقتضا برداشته می‌شود.

سخنگوی قوه قضائیه پس از چند هفته وقفه، امروز بار دیگر در جمع خبرنگاران حاضر شد تا به سؤال‌های متنوعی در مورد پرونده‌های قضایی، سیاسی و امنیتی در نهمین نشست خبری‌اش پاسخ دهد.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای در پاسخ به در مورد محدودیت‌های ایجاد شده برای موسوی و کروبی، در حالی که تأکید کرد پس از 25 بهمن و روشن شدن کامل مرزها، از این بعد این افراد دیگر به‌عنوان جریان ضدانقلاب شناخته می‌شوند نه جریان فتنه،‌ تأکید کرد که با آن‌ها اتمام حجت شده و در قدم اول ارتباطات تلفنی و غیرتلفنی آن‌ها اعم از رفت‌وآمدها قطع شده اما چنانچه اقتضائات فراهم شود،‌ گام‌های بعدی نیز برداشته می‌شود.

اژه‌ای گفت: فتنه زمانی است که قضایا مبهم باشد و مرزها روشن و شفاف نباشد، امروزه قضایا روشن شده است، تحریکات بیگانگان اجانب واضح و روشن است و اکنون ضد انقلاب به صورت عریان به میدان آمده و طبیعی است که از این به بعد سیاست برخورد با آنها نیز متفاوت خواهد بود. البته با روشن شدن قضایا بسیاری، از اقدامات ضد انقلابان و اجانب، برائت حاصل کرده و می‌کنند که این فضا درست است.

محسنی اژه‌ای با بیان اینکه برخوردی نشده یا نخواهد شد درست نیست، گفت: اقدام و برخورد شده است، اقدام قضایی نیز صورت گرفته، اتمام حجت‌ها و هشدارها انجام شده و مجموعه اینها سبب شده که این جریان رسوا شود و آنان نه تنها جایگاهی در میان مردم ندارند بلکه ضد انقلاب‌ها نیز آنها را مسخره می‌کنند.

سخنگوی قوه قضاییه خاطرنشان کرد: در خصوص سران فتنه پس از اتمام حجت‌ها در قدم اول ارتباطات آنها اعم از رفت و آمد و ارتباطات تلفنی و غیرتلفنی آنان محدود شده و اگر چنانچه اقتضائات فراهم شود قدم‌های بعدی نیز برداشته خواهد شد و اکنون آنها در محدودیت به سر می برند.

گزارشی درباره‌ی "فائزه هاشمی" نیامده است

دادستان کل کشور در عین حال در پاسخ به خبرنگاری که سوال کرد آیا دستگاه قضایی بنا ندارد به اتهامات "فائزه هاشمی" که در روزهای اخیر نیز دستگیر شده بود رسیدگی کند؟ پاسخ داد: اخیرا گفته شد که وی دستگیر و آزاد شده است ولی از ناحیه نیروی انتظامی در خصوص وی نه گزارشی به صورت رسمی به قوه قضاییه واصل شده و نه کسی را تحویل داده‌اند. من نیز شنیدم که وی را حدود یکی دو ساعت در یکی از خیابان‌ها نگه داشته‌اند. به قوه قضاییه هیچ گزارش رسمی از ناحیه نیروی انتظامی و یا هرکسی که وی را مورد سوال و جواب قرار داده نرسیده است.

اطلاعی از عوامل ترور شهید ژاله ندارم

سخنگوی دستگاه قضایی در پاسخ به سوالی مبنی بر دستگیری عوامل به شهادت رسیدن «صانع ژاله» گفت: به دلیل اینکه تحقیقات این پرونده تکمیل نشده و به قوه قضاییه ارسال نشده اطلاعات دقیقی در این خصوص ندارم.

درباره پرونده عقرب سیاه، اظهار کرد: این فرد بر اساس جرایم متعددی که مرتکب شده بود به 10 سال حبس، شلاق و جزای نقدی محکوم شد و حکم وی در مرحله‌ اجراست.

رییس قوه شخصا پرونده عقرب سیاه را پیگیری می‌کند

وی با اشاره به اتهام تجاوز به عنف در این پرونده، افزود: دادگاه، متهم را از این اتهام تبرئه کرده بود که ریاست قوه‌ قضاییه شخصا این پرونده را پی‌گیری کردند و بدون اغراق کل پرونده را مورد مطالعه قرار دادند. سپس نسبت به این تبرئه اعتراض داشتند منتهی مدعی‌العموم و شکات می‌توانند به رای صادره از سوی دادگاه اعتراض کنند تا مراحل بعدی را طی کند.

وی در بخش دیگری از اظهارات خود خاطرنشان کرد: خوشبختانه مردم در جهت معرفی اشرار و کسانی که در زمینه‌ توزیع مواد مخدر تلاش می‌کنند همکاری خوبی با دستگاه قضایی دارند که باید از آن‌ها تشکر کرد.

دادستان کل کشور ادامه داد: از نیروی انتظامی نیز تشکر می‌کنیم؛ زیرا در عین حالی که از توزیع‌کنندگان جزء مواد مخدر غافل نیست، اما بیشتر تمرکز خود را روی قاچاقچیان اصلی و باندهای توزیع عمده‌ی مواد مخدر گذاشته است. بحمدالله اقداماتی در ماه‌های اخیر و به‌ویژه در بهمن ماه داشتیم که رضایت‌بخش بود.

تعدادی از قاچاقچیان مواد مخدر اعدام شد‌ه‌اند

وی گفت: در شهرهای یزد، اصفهان، کرمان و خراسان جنوبی تعدادی از افراد که در امر مواد مخدر فعالیت‌های سنگین داشتند طبق قانون محاکمه و محکوم به اعدام شدند که پس از تایید حکم و طی مراحل قانونی، مجازات آنها به مرحله‌ی اجرا درآمد.

وی گفت: در این میان چهار نفر در حمل 300 کیلوگرم هروئین مشارکت داشتند، فردی هم بود که 31 کیلوگرم کراک به همراه داشت و یک نفر دیگر 60 کیلوگرم مرفین حمل می‌کرد.

چهار متجاوز به عنف اعدام می‌شوند

دادستان کل کشور تاکید کرد: ما مصمم هستیم با کسانی که آرامش و آسایش مردم را به هر نحو به خطر می‌اندازند برخورد کنیم؛ لذا حکم چهار نفر از کسانی که در تهران، پاکدشت و بعضی از شهرهای نزدیک به پایتخت اقدام به آدم‌ربایی و تجاوز به عنف کرده بودند صادر شده و تشریفات اجرا را طی می‌کند.

محسنی اژه‌ای ادامه داد: از همین قبیل فردی در تربت حیدریه بود که حکم وی نیز در دیوان عالی کشور تایید شد. هم‌چنین حکم فردی که در قزوین اقدام به قتل چند نفر کرده است مورد تایید دیوان عالی کشور قرار گرفت. در اصفهان نیز افرادی بودند که دست به سرقت مسلحانه زده و ایجاد رعب و وحشت کرده بودند که پرونده‌ آنان نیز مورد رسیدگی قرار گرفت و حکم آن‌ها صادر شد اما این حکم هنوز قطعی نشده و در دیوان عالی کشور مطرح رسیدگی است. هم‌چنین در مشهد کسانی با ایجاد رعب و وحشت اقدام به سرقت مسلحانه کرده بودند که حکم آن‌ها صادر شده و مراحل نهایی خود را طی می‌کند.

وی در مورد پرونده‌های زمین‌خواری نیز تصریح کرد: سیاست دستگاه قضایی برخورد جدی و قاطع با کسانی است که با جعل و ترفندهای خاص اقدام به تصرف اراضی دولتی می‌کنند.

وی با ذکر مثال‌هایی در این زمینه گفت: در همین راستا پرونده‌هایی در کرج و قزوین تشکیل شده که کیفرخواست پرونده‌ کرج به دادگاه ارسال شده و در مورد پرونده قزوین نیز افرادی بازداشت شده‌اند که متاسفانه برخی از آن‌ها کارمندان اداره ثبت اسناد بوده‌اند.

سخنگوی قوه‌ قضاییه هم‌چنین درباره ورود مواد مخدر به زندان خاطرنشان کرد: خوشبختانه برای جلوگیری از ورود مواد مخدر به زندان اقدامات خوبی از سوی سازمان زندان‌ها صورت گرفته که موثر بوده است، اما باید این اقدامات ادامه پیدا کند. در این راستا افرادی نیز که اقدام به ورود مخدر به زندان می‌کردند شناسایی و دستگیر شدند و متاسفانه افرادی نیز در همین رابطه محکوم به اعدام شده‌اند.

وی به شهروندان هشدار داد که مراقب باشند تا در دام قاچاقچیان مواد مخدر و افرادی که از این طریق اقدامات مجرمانه‌ای صورت می‌دهند نیفتند؛ زیرا جرایم مرتبط با مواد مخدر، مجازات‌های سنگینی در پی دارد.

مشکل قوه قضاییه جدی است

سخنگوی قوه قضاییه در مورد کاهش زمان رسیدگی به پرونده‌ها در دستگاه قضایی گفت: زمان رسیدگی‌ها کاهش یافته ولی باید کمتر شود یکی از دغدغه‌های قوه قضاییه از سال‌های دور این بوده که اگر مردم تظلم‌خواهی و یا طرح شکایتی می‌کنند به پرونده آنها سریع‌تر رسیدگی شود زیرا این امر هم به نفع قوه قضاییه و هم به نفع مردم خواهد بود اما این موضوع مستلزم موارد متعددی از جمله داشتن نیروهای قضایی و اداری به اندازه کافی است.

وی ادامه داد: در این زمینه مشکل قوه قضاییه جدی است و انشاءالله دولت و مجلس در این زمینه نگاه ویژه‌ای به قوه قضاییه کنند و اگر قوه قضاییه را در بودجه در خصوص افزایش نیرو و امکانات یاری نکنند مشکلات کماکان به قوت خود باقی خواهد ماند. براساس آمار ارائه شده قوه قضاییه دو هزار کارمند از پست‌های مصوب کم دارد.

سخنگوی قوه قضاییه تاکید کرد: در خصوص بودجه قوه قضاییه با توجه به کسری‌های متفاوت در سالهای گذشته نیاز است جهشی در بودجه صورت گیرد اگر دولت و مجلس جهشی دربودجه قوه قضاییه اعمال کنند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

جرم مرتکبان در خارج از کشور قابل پیگیری است

خبرنگاری با بیان اینکه عده‌ای در خارج از کشور جریان فتنه و ضد انقلاب را در داخل به عنوان مثال «شیرین عبادی» همراهی می‌کنند از سخنگوی قوه قضاییه سوال کرد که آیا قوه قضاییه آنها را محاکمه خواهد کرد؟ محسنی اژه‌ای پاسخ داد: کسانی که مرتکب جرم شده و تبعه ایران هستند حتی اگر در خارج از کشور باشند و علیه ایران مرتکب جرم شوند، این موضوع قابل پیگیری است و اقدام نیز خواهد شد و این روسیاهی است که برای آنان باقی می‌ماند.

محسنی اژه‌ای تاکید کرد: حتما برای این افراد پرونده تشکیل خواهد شد و آنها باید تعقیب شوند و اگر به ایران نیز بیایند محاکمه خواهند شد.

آخرین وضعیت پرونده انبوه‌سازان شفق

محسنی اژه‌ای در خصوص آخرین نتایج پرونده انبوه‌سازان شفق اظهار کرد: اهتمام قوه قضاییه این است که مردم به حق و حقوق خود برسند متهمانی که در این پرونده‌ها بیشتر مرتکب جرم شده‌اند اکنون در زندان به سر می‌برند. قوه قضاییه تلاش کرد علاوه بر مجازات مجرمان مردم نیز را به حق خود برساند. رییس قوه قضاییه شخصا در این خصوص جلسه گذاشتند و دادستان تهران و رییس دادگستری استان تهران را خواستند و قاضی جدیدی را نیز برای این پرونده قرار دادند. همچنین به کمیته سه نفری که هنوز در خصوص برخی مسال مشاوره می‌دهند تاکید کردند که موضوع را پیگیری کنید.

وی افزود: اکنون مشکلات در این زمینه مشخص شده اموال مشخص شده و در این خصوص برنامه‌ریزی‌هایی صورت گرفته است. در 509 مورد افراد فراخوان شده‌اند و با آنها صحبت شد و پروژه‌ها آرام آرام تحویل آنها داده می‌شود. تعدادی پنج‌شنبه هفته قبل تحویل داده شد و تعدادی نیز پنج‌شنبه هفته جاری تحویل داده می‌شود. ما از کسانی که شاکی این پرونده هستند درخواست می‌کنیم که دادگاه را برای رسیدگی به این پرونده همراهی کنند.

مدرکی علیه انگلیسی‌ها وجود ندارد

سخنگوی قوه قضائیه تاکید کرد: هیچ مدرکی دال بر تصرف غاصبانه باغ قلهک توسط انگلیس در محاکم کیفری و حقوقی ما وجود ندارد.

حجت‌الاسلام و المسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای در ادامه نشست خود با خبرنگاران و در پاسخ به سوالی در خصوص سرنوشت باغ قلهک اظهار کرد: بر اساس پیگیری‌هایی که انجام داده‌ام هیچ مدرکی مدال بر اینکه باغ قلهک به صورت غاصبانه توسط انگلیس تصرف شده باشد، در محاکم کیفری و حقوقی ما وجود ندارد.

وی افزود: هیچ کس نیز از مراکز رسمی چنین ادعایی را مطرح نکرده و شکایت یا گزارشی از جانب مراکز رسمی و وزارت خارجه در این زمینه مطرح نیست.

پرونده بیمه متهم دیگری نیز دارد

دادستان کل کشور در پاسخ به سوالی دیگر در مورد آخرین وضعیت پرونده اختلاس از بیمه ایران با بیان اینکه دو جلسه‌ی این دادگاه برگزار شده و جلسات ادامه می‌یابد، خاطر نشان کرد: این پرونده تنها نسبت به همان 54 نفر در دادگاه در حال رسیدگی است زیرا برای این افراد کیفرخواست صادر شده و پرونده تکمیل شده است اما متهم دیگری نیز هست که تحقیقات در مورد وی ادامه دارد و از این جهت نمی‌توان گفت که پرونده همه متهمان این پرونده به دادگاه ارسال شده است.

وی افزود: مدت زمان رسیدگی به این پرونده بستگی به دفاعیات و اخذ نظرات کارشناسی توسط دادگاه دارد.

سخنگوی قوه قضاییه درخصوص علت مطرح شدن این پرونده در دادگاه کیفری استان نیز گفت: از آنجا که در کیفرخواست صادره به ماده 4 قانون تشدید مجازات ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری اسناد شده و در این ماده مجازات‌های 15 سال حبس تا حبس ابد و حتی مفسد فی‌الارض پیش‌بینی شده است لذا رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه کیفری استان بوده است.

دادستان کل کشور در پاسخ به سوال دیگری در مورد نحوه نظارت بر رفتار و عملکرد قضات تصریح کرد: قطعا همه ما در هر دستگاهی که خدمت می‌کنیم باید رفتارمان با ارباب رجوع خوب باشد؛ اما به هر حال در دستگاه قضایی افرادی مراجعه می‌کنند که شاکی یا متهم هستند و گاه تالمات روحی دارند این افراد با توجه به شرایطی که دارند می‌خواهند حرف‌شان سریعتر شنیده شود اما به هر حال با توجه به حجم بالای کار در دستگاه قضایی، این امر میسر نیست و گاه موجب ناراحتی‌هایی می‌شود.

محسنی اژه‌ای با بیان اینکه در مجموع، برخوردها در دستگاه قضایی خوب است، اظهار کرد: علاوه بر قوانین و مقررات موجود، سیستم‌های نظارتی از جمله دیوان عالی کشور، دادستانی کل کشور، حفاظت اطلاعات قوه قضاییه و دادسرای انتظامی قضات نیز برای نظارت بر رفتار و عملکرد قضات وجود دارد ضمن اینکه برنامه‌های اخلاقی و توصیه‌های مکرر نیز به صورت مستمر در جریان است تا انشاءالله از این جهت به نقطه مطلوب برسیم.

سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوال دیگری در مورد تشکیل پرونده رسمی برای سران فتنه در دستگاه قضایی گفت: چنین پرونده‌ای از زمانی که این افراد اقدام به کارهای خلاف قانون کردند، تشکیل شد. افرادی نیز خارج از قوه قضائیه درخواست‌هایی داشتند، دادستانی کل کشور هم مطالبی را تهیه کرد و همه این موارد به دادستانی تهران ارجاع شد اما در حال حاضر در مرحله جدیدی قرار گرفته‌ایم زیرا با توجه به شفاف شدن مسائل، دیگر بحث از اعتراض و مواردی از این دست نیست، بلکه بحث اقدام علیه نظام و مردم است. در حال حاضر اولین گام برداشته شده که فعلا محدودیت‌هایی برای سران فتنه اعمال شود.

تلاش می‌کنیم با کارچاق‌کن‌ها برخورد شود

محسنی اژه‌ای در پاسخ به سوالی دیگر در مورد اقدام علیه کارچاق‌کن‌ها در دستگاه قضایی گفت: به طور معمول افرادی هستند که سعی دارند در پرونده‌های موجود نفوذ کنند و افرادی نیز سعی می‌کنند که با جعل عنوان و سمت، وانمود کنند که در دستگاه قضایی نفوذ دارند.

محسنی اژه‌ای ادامه داد: حفاظت اطلاعات قوه قضائیه همواره در تلاش است تا با هر دو دسته این افراد برخورد کند و ما نیز در این مقام هستیم که دست کارچاق‌کن‌ها و افرادی را که سعی دارند به پرونده‌ها نفوذ کنند، کوتاه کنیم.

آخرین وضعیت پرونده سه آمریکایی

دادستان کل کشور در خصوص آخرین وضعیت سه تبعه آمریکایی و به ویژه سارا شورد اظهار کرد: دادگاه این متهمان در موعد خود برگزار شد اما خانم شورد نیامد اما یک لایحه به دادگاه فرستاده. اینکه لایحه مذکور کفایت از حضور متهم می‌کند یا خیر، بسته به نظر دادگاه است؛ اما بنده معتقدم بعید می‌دانم که این مطالب کفایت از حضور کند، ولی به هر حال این موضوع بستگی به نظر دادگاه دارد.

وی گفت: اگر این لایحه را دادگاه کافی نداند، مجددا متهم را احضار خواهد کرد و علی‌القاعده تصمیم دادگاه به این طرف سال نخواهد رسید.

وی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر آنچه که آن را راهپیمایی در روز‌های آینده می‌خوانند، گفت: هر کس خلاف قانون عمل کند با او برخورد خواهد شد.

درباره پرونده دادستان سابق تهران تصمیم‌گیری می‌شود

در ادامه این جلسه خبرنگاری پرسید آیا همانگونه که برای برخورد با سران فتنه مصلحت‌اندیشی می‌شود، برخورد با عوامل حادثه کهریزک، کوی دانشگاه و مجتمع سبحان نیز تابع مصالح است؟ محسنی اژه‌ای در پاسخ به این سوال تاکید کرد: برخی از پرونده‌هایی که نام بردید در دادگاه است و حکم نیز در مورد آنها صادر شده و برخی دیگر در مرحله تحقیقات قرار دارد؛ اما بحث مصلحت‌اندیشی مطرح نیست، بلکه هم همواره گفته‌ام رسیدگی به پرونده‌ها تابع اقتضائاتی است که هر زمان این اقتضائات فراهم شود به آنها رسیدگی خواهد شد.

وی افزود: به عنوان مثال در مورد پرونده دادستان سابق تهران مشخصا از مجموعه ذیربط سوال کردم که گفتند در این زمینه استعلاماتی صورت دادند اما هنوز پاسخی نیامده است و به محض پاسخ به استعلامات، تصمیم‌گیری می‌شود زیرا استعلاماتی هستند که در تصمیم قاضی موثرند.

سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوالی دیگر در مورد برخورد با برخی گروه‌ها از جمله فرقه فراماسونری اظهار کرد: ما اگر افرادی، مردم را به فساد بکشانند می‌توانیم تعقیب‌شان کنیم. همچنین اگر افرادی موجب اضلال و گمراهی جوانان شوند می‌توان با آنها برخورد کرد البته ممکن است مواردی وجود داشته باشد که افکار عمومی و جامعه آن را نپذیرد ولی در عین حال جرم هم نباشد. در مجموع نمی‌توان گفت که عملی جرم باشد ولی در قانون پیش‌بینی نشده باشد.

سخنگوی دستگاه قضایی در پاسخ به سوالی دیگر در مورد آزادی زندانیان حوادث پس از انتخابات در آستانه سال جدید گفت: طبق قانون کسانی که مجرم شناخته می‌شوند و دوران محکومیت خود را طی می‌کنند، اصل بر اصلاح‌شان است. طبق قانون نیز باید تشخیص داده شود که فردی متنبه و اصلاح شده و برای جبران مافات اقدام می‌کند، ارفاقاتی برای او در نظر گرفته می‌شود.

وی افزود: با توجه به رافت اسلامی که وجود داشته و دارد و شاید در هیچ جای دیگر دنیا به این میزان مرخصی و عفو زندانیان را نداشته باشیم ممکن است افرادی به مناسبت سال جدید به مرخصی بروند یا مشمول عفو قرار بگیرند اما همه این موارد منوط به رفتار شخص زندانی است.

در ادامه خبرنگاری به اظهارات اخیر دادستان تهران مبنی بر اینکه اهانت به سران نظام جرم است از سخنگوی قوه قضاییه سوال کرد که اخیرا رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به شدت مورد هجمه قرار گرفته آیا دادستان به عنوان مدعی‌العموم در این زمینه ورود نمی‌کند؟ محسنی اژه‌ای پاسخ داد: بارها گفته‌ایم که توهین به هر فردی جرم و خلاف است و اگر توهین به اشخاص حقیقی باشد با شکایت شاکی قابل تعقیب است. اگر به مسوولی به جهت سمتش توهین شود مدعی‌العموم می‌تواند موضوع را تعقیب کند اما اگر به حسب سمت نباشد و توهینی صورت گیرد اگر شکایت شد پیگیری می‌شود و اگر شکایت نشود طبیعتا پیگیری نمی‌شود.

سخنگوی قوه قضاییه تاکید کرد: قوه قضاییه بداخلاقی‌هایی را که از هرجا ، هرکس و علیه هر فردی صورت می‌گیرد ناپسند می‌داند نظر دستگاه قضایی این است که بداخلاقی نباید در کشور وجود داشته باشد.

محسنی اژه‌ای در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر توضیحات بیشتر در خصوص رسیدگی به پرونده معروف شرکت بیمه گفت: این پرونده متهمان متعددی دارد و ممکن است در آینده به متهمان اضافه شود. افرادی که تا کنون برای آنها کیفرخواست صادر شده، 54 نفر هستند اما افرادی نیز هستند که هنوز برایشان کیفرخواست صادر نشده است.

خبرنگار دیگری در خصوص راهکار دستگاه قضایی برای مقابله با موسسات مالی و اعتباری فاقد مجوز سوال کرد که محسنی اژه‌ای پاسخ داد هنوز پرونده‌ای در این خصوص به قوه قضاییه ارجاع نشده و بانک مرکزی در حال صحبت با این گونه موسسات است. نماینده قوه قضاییه در شورای پول و اعتبار حضور دارد و ما به بانک مرکزی توصیه کرده و می‌کنیم که اقداماتی را انجام دهند تا مردم با مشکل مواجه نشوند.

خبرنگار دیگری به تصاویر منتشره از فائزه هاشمی در برخی از سایت‌ها اشاره کرد و گفت مطرح شده که هنگامی که وی در شاه‌عبدالعظیم حضور داشته فحاشی‌هایی به وی شده است آیا در این زمینه پرونده‌ای تشکیل شده؟ که سخنگوی دستگاه قضایی پاسخ داد: همه باید به قانون و اخلاق گردن نهیم اگر فردی حتی متهم و مجرم هم باشد باید با وی درست برخورد شود. در این زمینه به این دلیل که شکایت‌هایی واصل نشده و از جمله مواردی است که باید طرح شکایت شود، پرونده‌ای در این زمینه تشکیل نشده است.

خبرنگاری در خصوص صحت این مطلب که مهدی هاشمی در هنگام خروج از کشور اسنادی را با خود به خارج از کشور منتقل کرده از سخنگوی دستگاه قضایی سوال کرد که وی پاسخ داد خبری در این خصوص ندارم.

تایید سه بازداشت

آخرین سوال این نشست خبری در خصوص بازداشت حسن یونسی، محمدصالح نقره‌کار و عبدالله رمضا‌ن‌زاده بود که سخنگوی دستگاه قضایی با تایید بازداشت این افراد گفت: آنها هنوز نیز در بازداشت به سر می‌برند. پرونده در مرحله رسیدگی است و منجر به صدور کیفرخواست نشده است. البته محمدصالح نقره‌کار در خصوص اتهام جدیدی دستگیر شده است.


چه کسی مسئول فحاشی به فائزه هاشمی رفسنجانی است؟
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، جنبش سبز

سید محمد رضا اصنافی: انتشار فیلم توهین و ناسزا گویی به فائزه هاشمی در جوار حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در فضای مجازی در یکی دو روز گذشته دریچه جدیدی برای تهاجم به بسیج و جبهه مدافعان انقلاب اسلامی باز کرده است.

این اقدام، نابخردانه و عاری از هرگونه تقوا است و در این میان جز فتنه گران و رسانه‌های معاند کسی از آن بهره‌ای نخواهد برد. غلط بودن این اقدام نه تنها از این بابت که توهین، ناسزا و تهمت به انسانی بر فرض دشمن اسلام و مسلمین غلط است بلکه شان و حرمت کلام کسی که خود را متصل به انقلاب می‌داند نیز خارج از استفاده از چنین القابی است. در واقع با این کار و سپس انتشار آن، جمع زیادی از ملت با بصیرت ایران اسلامی و بسیجیان مدافع انقلاب مظلوم واقع و اشتباه دو سه نفر توسط رسانه‌های بیگانه به پای آن‌ها هم گذاشته شده.

اما نکته اساسی، ریشه‌های اصلی این واکنش اجتماعی است که اعتراض‌های متعدد مشابه را در قبال موسوی، کروبی، خاتمی و حتی شخص هاشمی البته عمدتاً بدون به‌کارگیری چنین تعابیر و الفاظی در مجامع مردمی موجب شده است.

به نظر می‌رسد رعایت نکردن عدالت در برخورد با قانون شکنانی مانند خانم هاشمی که بارها چه در کلام و چه در عمل، بی پروا و بی ادبانه به محورهای نظام حمله برده، یکی از همین دلایل اصلی است و قوه قضائیه باید در این زمینه پاسخ گو باشد که چرا با نبود تساوی قضایی بین فتنه گران، منجر به چنین رفتارهایی در جامعه می‌شود.

اما این قبیل برخوردهای تند در یک نگاه جامعه‌شناسانه نه حقوقی بلکه یک اتفاق کاملاً طبیعی است. در تمام دنیا رابطه یک نظام با مردم و مشتاقان آن نظام در یک قالب حقوقی و منطقی تعریف شده. طرفداری یک ملت از یک حکومت در تمام دنیا ناشی از مناسبات سیاسی، اقتصادی و در یک کلام مناسبات منطقی است. اما آنچه که تا کنون اکثر تحلیل گران سیاسی بین‌المللی را از ارائه یک تحلیل نزدیک به واقعیت و یا یک پیش بینی دقیق ناتوان ساخته، شناخت نداشتن از رابطه مردم و نظام در انقلاب اسلامی است.

در واقع، نبود درک رابطه ولایت مدارانه یک ملت با ولی امر در نظام شیعی نقطه شکست اکثر تحلیل‌های بین‌المللی از رخدادهای ایران است. درک اینکه در یک کشور رابطه یک ملت با حاکم خود رابطه‌ای است که در عین عقلانیت، سرشار از محبت است، کمی برای تحلیلگران غربی مشکل است. از این رو، رسانه‌های غربی در تحلیل‌های اغلب کمّی خود، کیفیت رابطه‌ی جوان بسیجی ایرانی را که در مقابل مقام ولایت اشک می‌ریزد، نمی‌توانند تحلیل کنند و یا مشت در خاک شلمچه کردن و به یاد خون‌هایی را که 20 سال پیش ریخته شده، نمی‌توانند در ذهن‌های مادی خویش تجزیه و تحلیل کنند. رابطه‌ی بسیج و بسیجی با ولایت فقیه رابطه‌ای بر اساس محبت است. به قول حسین قدیانی بابای ماست خامنه‌ای!

از این منظر، رفتار خشن و این چنینی را می‌توان واکنشی به تهاجم علیه تمام آرمان‌ها و علایق یک ملت دانست که در عین حال که غیر منطقی و غلط است، طبیعی است. برخورد پلیس با فردی که توهین و حمله به خانواده‌اش را تحمل نکرده و فرد مهاجم را ضرب و شتم کرده، کاملاً قانونی است اما در عین حال، این رفتار دارای نوعی حمایت افکار عمومی نیز هست. خانم فائزه هاشمی آن روز که بی پروا شدیدترین توهین‌ها را به ارکان این نظام می‌کرد و هر چه در توان داشت برای ضربه زدن به نظام اسلامی و رکن اساسی آن بکار گرفته بود، باید فکر این را هم می‌کرد که اگر به پدر کسی توهینی کردی انتظار توضیح منطقی انتظاری خلاف قاعده‌ی اجتماعی خیابان است. جواب توهین به خانواده مردم مشت است نه استدلال!

فائزه هاشمی روز 25 خرداد در حاشیه تجمع غیرقانونی 25 خرداد بدترین اهانت‌ها را علیه ساختارهای رسمی کشور و رهبری مطرح کرد. در روز 30 خرداد پس از نمازجمعه رهبر انقلاب با اعضای خانواده خود با آشوب‌گران همراه شد، در روز قدس، 13 ابان، 16 آذر و حتی هتاکی روز عاشورا همسو با ضدانقلاب، منافقین و بهایی‌ها به خیابان آمد و علیه نظام اسلامی شعار داد. ده‌ها اقدام آشکار و پنهان دیگر از فائزه در طول این مدت کمتر از دو سال ثبت شده است. آیا به جوش آمدن خون مردم از این رفتارها و واکنش نشان ندادن تبعیض‌آمیز دستگاه‌های مسئول در برخورد با او، نمی‌تواند طبیعی باشد. از آنجا که ممکن است بعضی این نوشته را بد تفسیر کنند، مجدداً تاکید می‌شود، الفاظی که علیه فائزه استفاده شده مردود و غیرقابل دفاع است اما واکنش اعتراض‌آمیز به او دیگران که رفتار مشابه او داشته و با آن‌ها برخورد قانونی نشده، حق طبیعی جامعه است.


بنی‌صدر: همه باید از موسوی و کروبی حمایت کنیم
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۸  کلمات کلیدی: سیدابوالحسن بنی صدر ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

رئیس جمهور فراری ایران با تایید مواضع سران داخلی فتنه گفت که همه باید با تمام توان از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع کنیم.

به گزارش شبکه ایران، ابوالحسن بنی‌صدر که اکنون در پاریس سکونت دارد، در مصاحبه با یک رادیوی ضدانقلاب به حمایت ویژه از سران داخلی فتنه پرداخت و گفت که "هر ایرانی و غیر ایرانی باید از حقوق میرحسین موسوی و مهدی کروبی با تمام توان دفاع کند و اینها حق دارند آزاد باشند."
وی اصرار سران داخلی آشوب های اسرائیلی را بر مواضع خود، "با ارزش" دانست.

رئیس جمهور فراری ایران ادعاهایی را که موسوی و کروبی درباره پیروی از خط انقلاب اسلامی و امام راحل مطرح می کنند، این گونه رد کرده است که "گمان من این نیست که رهبران جنبش چنان به گذشته چسبیده اند که هیچ تغییری را نتوانند بپذیرند، حق هر انسان است که تغییر کند."

گفتنی است، بنی صدر در تاریخ ۳۱/۳/۱۳۶۰ از سوی مجلس شورای اسلامی فاقد کفایت سیاسی دانسته شد و امام خمینی که از همراهی بنی‌صدر با گروهک منافقین ناراحت بود، یک روز بعد این رای را تایید کرد.
بنی صدر هم پس از آنکه خیانت های خود به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را افشا شده دید، با پوشش زنانه از کشور گریخت و به فرانسه پناهنده شد.

او از آن زمان تاکنون به فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران مشغول است و در جریان فتنه 88 و آشوب اسرائیلی 25 بهمن از حامیان ویژه آشوب طلبان بوده است.

بنی صدر از سال های گذشته ارتباط نزدیکی با سران گروهک تروریستی منافقین داشته است.

شاید مواضع مشابه آنان در ماه های اخیر در همین راستا باشد. چند روز پیش سرکرده گروهک منافقین همانند بنی صدر، از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و حامیان آنان تقدیر کرد. او تاکید کرد که اقدامات آنان نشانه قاطعی است از اینکه "با در پیش گرفتن راه و رسم اشرف" به دنبال براندازی در ایران هستند.

این گروهک در اغتشاش روز 25 بهمن آشوب طلبان را همراهی کرد و برای تحریک آنان دست به ترور حدود 10 نفر از هموطنان و فرافکنی درباره عوامل ترورها زد.


 
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز
چکیدن یک قطره از خون رأس مبارک حسین(ع) بر پای ابن زیاد در سال ۶۱ هجری، بر پای این ملعون دملی چرکین نهاد که تا آخر عمر آزارش می داد. نظیر همین صحنه را گویا ۱۳۷۰ سال بعد نیز باید به چشم ببینیم. آن هنگام که دملی بر پای شیخ فتنه گران می روید و شاید این دمل حاصل چکیدن خون شهدای فتنه است.
به گزارش جهان، یکی از پسران کروبی تصویری از شیخ فتنه گران را بر روی صفحه فیس بوک خود قرار داده و مدعیست که این عکس مربوط به سال گذشته و آن هنگامیست که کروبی مورد حمله معترضان خود قرار گرفته است.

راویان می گویند: هنگامیکه رأس مبارک حسین ما شیعیان را مقابل ابن زیاد آوردند؛ قطره ای از خون این سر مطهر، بر پای ابن زیاد ملعون چکید.

راویان می گویند: این قطره تا عمق استخوان پسر مرجانه را سوزاند و بر پای او خللی گذاشت که تا آخر عمرش بوی مشمئزکننده ای از ابن زیاد ساطع می شد به طوری که حتی اطرافیانش نیز از نزدیک شدن به این مرد إبا می کردند.

می گویند: این خلل، ابن زیاد را لنگ کرد و او تا آخر عمر منحوس خویش می لنگید تا اینکه به دست مختار ثقفی به درک واصل شد.

ما این صحنه را به گونه ای ملموس تر در مختارنامه هم دیدیم. گویا اینک پس از ۱۳۷۰ سال نیز باید شاهد تکرار دوباره تاریخ و عاقبت "نقاب زنندگان، رکاب زنندگان و تشویق کنندگان" قتال با ولی زمانه باشیم که چگونه خون شهدای مظلوم فتنه بر دامن و بدن آنها نیز می چکد و آنها را رسوای خاص و عام می کند.

تصویری که در ادامه می بینید تصویر شیخ فتنه گران است که از درد نشسته بر پایش که مدعیست در اثر برخورد با معترضینش عارض وی شده؛ ناراحت و ملول است.




ظهور و سقوط فاشیسم در ایران؛
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، میر حسین موسوی
تطابق عملکرد جنبش سبز و جنبش های فاشیستی قرن معاصر

امیرحسین ثابتی: جنبش های فاشیستی دارای خصوصیات کم و بیش مشترکی هستند که همین امر موجب تمایز آنها با دیگر جنبش ها و حرکت های اجتماعی است.

خواسته های متضاد و ناهمگون، ناسیونالیسم افراطی،  وعده های غیرعقلانی متوهمانه رهبران به پیروان، افراط در نادیده گرفتن حقیقت، بسیج توده ای، تلقین کثرت پیروان و در نهایت ناکامی در وصول به اهداف مطرح شده، اصلی ترین خصوصیات این جنبش هاست که نیم نگاهی بر وضعیت آلمان در عصر هیتلر، ایتالیا در عصر موسولینی،  اسپانیا در عصر کابالرو و … موید این ادعاست. اگرچه لزوما تمامی این جنبش ها تطابق 100% با یکدیگر ندارند لکن خصوصیات مورد اشاره تا حد قابل توجهی در همه آنها به چشم می خورد و از این رو می توان با تدقیق در عرصه سیاسی کشور طی 20 ماه گذشته به نمونه کاملی از این مدل دست یافت بویژه آنکه همواره یکی از شرایط ظهور جنبش های فاشیستی، سرخوردگی بدنه این جریان از اوضاع خویش است که سعی می کند با پناه بردن به جریان متبوع جدید، ضمن هویت یابی مجدد در پی جبران تحقیرها و شکست های گذشته بر آید.
 
*          *          *
 
جریان سبز با هدایت میرحسین موسوی در حالی از اسفند ماه 87 کار خود را آغاز کرد که اصلی ترین بدنه این جنبش را اصلاح طلبان تشکیل می دادند. اصلاح طلبانی که از انتخابات دوم شوراهای شهر و روستا در سال 81، دیگر نتوانستند طعم پیروزی را در هیچ یک از عرصه های انتخاباتی بچشند و بدین ترتیب پس از شکست های سنگین در انتخابات مجلس هفتم و هشتم و ریاست جمهوری نهم، در پی سامان دهی مجدد هواداران خود و جبران تحقیر سال های گذشته بودند.
 
از طرف دیگر در چنین شرایطی میرحسین موسوی در نخستین بیانیه خویش که در روزهای منتهی به نوروز 88 منتشر شد بر قانونگرایی، صداقت، پرهیز از افراط و تفریط، بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب، توجه به مستضعفین و ... تاکید کرد و بدین سان جریانی پا به عرصه انتخابات گذارد که تناقضات نظری و عملی آن کاملا مشهود بود. حمایت افراد و جریان های ساختار شکن همچون نهضت آزادی، سازمان مجاهدین انقلاب، جبهه مشارکت و ... از میرحسین موسوی تناسب چندانی با ادعاهای وی مبنی بر بازگشت به آرمانهای انقلاب، اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی، توجه ویژه به مستضعفین و ... نداشت و شاید به همین علت بود که مواضع دوپهلو و متناقض وی در طول مدت قبل از انتخابات همواره یکی از پاشنه آشیل های وی و حامیانش به شمار می آمد.
 
اما با این اوصاف فروردین، اردیبهشت و خرداد 88 در حالی سپری شد که میرحسین موسوی توانسته بود طیف گسترده ای از منتقدین دولت نهم را در اردوگاه خویش جمع کند لکن حوادث بعد از 22 خرداد 88 آغازگر سلسله اقداماتی بود که معنای آنها در گذر زمان بیشتر آشکار گشت.
 
قبل از اعلام رسمی نتایج انتخابات ریاست جمهوری، میرحسین موسوی با صدور پیامی خطاب به هواداران خود از برگزاری جشن پیروزی خبر داد و به تبع آن جریان سبز منکر نتیجه اعلام شده از سوی وزارت کشور شد و در نخستین گام، "کتمان حقیقت" جریان سبز را به سمت و سویی هدایت میکرد که پیش بینی نهایی آن بسیار دشوار می نمود.
 
هر چند گذشت زمان و ریزش قابل توجه هواداران جنبش موسوم به سبز نشان می داد که حقیقت چیز دیگری است اما این ویژگی جریان سبز همانی بود که پیش از این نیز در دیگر جنبش های فاشیستی به کرات دیده شده بود، از جمله هیتلر و موسولینی که همواره بدنه اجتماعی خویش را "ناتمام" و "بیشمار" می پنداشتند و دقیقا همین عامل مشترک موجب کتمان بسیاری از حقایق توسط آنها در عصر خویش بود.
 
از سوی دیگر روز قدس محملی بود برای بروز گرایشات ناسیونالیستی افراطی کسانی که از فدا کردن جانشان در راه ایران سخن گفتند، هر چند شواهد متعددی از اقدامات ضد ملی این طیف وجود داشت اما مطرح کردن گرایشات افراطی ناسیونالیستی، ناخواسته شباهت های این جریان را با جریان های فاشیستی بیشتر می کرد و دقیقا در همین برهه بود که حسین بشیریه اپوزیسیون خارج نشین و استاد سابق علوم سیاسی دانشگاه تهران که پیش از این شاگردانی چون سعید حجاریان، مصطفی تاج زاده، محسن امین زاده و... را پرورش داده بود در گفتگو با نشریه اینترنتی لوگوس علنا به نقش دهی رادیکالی به منتظری اشاره کرد و خواستار بسیج توده ای سبزها توسط وی گردید. وی در این گفتگو اظهار داشت: "منتظری با رهبری جنبش سبز می تواند نقش مهمی در بسیج مردم ایفا کند" خصیصه ای که حرکت جریان سبز در پازل فاشیسم را کامل تر می کرد و بدین ترتیب یکی دیگر از ویژگی های ثابت جریان های فاشیستی (بسیج توده ای) این بار توسط ایدئولوگ شهیر جریان تجدیدنظر طلب مطرح می شد و وی خواستار اجرای این مهم از حسینعلی منتظری شده بود.
 
از دیگر مواردی که طی فتنه پس از انتخابات همواره موجب سردرگمی رهبران و بدنه جریان سبز گشت، خواسته های متناقض بود. بگونه ای که افرادی همچون مرحوم منتظری در نهایت نوع مطلوب حکومت را حکومت دینی آن هم "ولایت فقیه" می دانستند اما از سوی دیگر افرادی همچون عبدالکریم سروش قائل به جدایی قطعی و کامل دین و سیاست از یکدیگر بودند.
 
این در حالی بود که شعار "جمهوری ایرانی" نیز در این برهه بیش از همیشه در میان هواداران این جریان به گوش می خورد و از طرف دیگر برخی گروهک های اپوزیسیون چپگرای خارج از کشور نیز با صدور بیانیه های متعدد خواستار ادامه تحرکات فتنه گران و در نهایت برپایی یک نظام جمهوری شبه سوسیالیستی بودند، خواسته هایی که عملا جریان سبز را به "مجمع الاضداد" مبدل کرده بود و اثبات این مدعا نیز اظهارات عبدالکریم سروش در گفتگو با سایت گویا نیوز است که به صراحت تصریح می کند: "واقعیت این است که در درون جنبش سبز هم دینداران و هم غیردینداران، چپ‌ها و سکولارهای فلسفی و حتی افرادی از انجمن حجتیه وجود دارند و این را نه می‌توان انکار کرد و نه می‌توان مخفی نگاه داشت" و از قضا همین خصوصیت از دیگر ویژگی های ثابت جنبش های فاشیستی در قرن حاضر بوده است. خواسته های متضادی که در نهایت نیز هیچ کدام از آنها عملی نمی شود و امروز که بیش از 20 ماه از 22 خرداد 88 می گذرد، این روند کاملا آشکار به نظر می رسد چرا که جریان موسوم به سبز نه تنها نتوانست جمهوری اسلامی را تغییر دهد، بلکه ابطال انتخابات نیز که کف خواسته های این جریان بود هیچ گاه به وقوع نپیوست و بدین ترتیب جریان مذکور با تلی از خواسته های عملی نشده خود روبروست.
 
مطالبات متناقضی که یکی از آنها نیز جامه عمل به خود نپوشانیده است و بدین ترتیب قدم به قدم یک جنبش فاشیستی در عرصه سیاسی کشور شکل گرفت. جریانی که به لحاظ کمیت و کیفیت شاید قابل قیاس با دیگر جریان های مشابه عصر حاضر در اسپانیا، آلمان، ژاپن، ایتالیا و ... نباشد لکن به لحاظ عملکرد، مشابهت های فراوانی بین آنها به چشم می خورد و در نهایت باید اذعان داشت آنچه که در این بین حتمی است، تعمیم سرنوشت دیگر جنبش های فاشیستی به جریان مذکور است که هم اکنون نیز می توان به خوبی مشاهده گر آن بود و آن هم زوال تمام عیار تمامی جریان های فاشیستی در عصر حاضر، از جمله در جمهوری اسلامی ایران است، جریانی که تولد آن با ایستادگی در برابر خواست اکثریت ملت آغاز شد و زوال آن نیز در همین مهم ریشه دارد.

عوامل پشت پرده انحراف پرونده 18 تیر + اسناد
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز
یکی از مسائلی که سبب شد تا دستگاه قضایی نتواند به طور کامل و شفاف با عاملان و مسببان آشوب ۱۸ تیر برخورد کند، حضور فعالان و برنامه‌ریزان این حوادث در بدنه دولت و کادر اجرایی نظام بود؛ چرا که در آن دوره دولت اصلاحات بر سر کار بود و بسیاری از اعضای دولت نه تنها تلاشی برای خاموش کردن زبانه‌های آتش فتنه نمی‌گردند، بلکه با اقدامات خود به حمایت مادی و معنوی از آشوبگران نیز می‌پرداختند.

شبکه ایران - مهدی خانعلی‌زاده: حوادث و اتفاقاتی که سال گذشته در برخی خیابان‌های تهران رخ داد و سبب شد تا مردم نام آن را فتنه ۸۸ بگذارند، از جهات بسیاری شباهت‌های فراوانی با آشوب‌های شبه دانشجویی در ۱۸ تیر ۷۸ دارد؛ مساله‌ای که حتی برخی از تحلیلگران سیاسی را به این تحلیل رساند که این جریان جدید ادامه‌‌ همان فتنه ۷۸ است.

با این حال و با وجود شباهت‌هایی که میان این دو حادثه وجود دارد، تفاوت‌هایی نیز هستند که سبب شده تا سران فتنه ۸۸ نتوانند مانند سال ۷۸ از مجازات فرار کنند و افراد بی‌گناه را جایگزین خود در مقام اتهام و جایگاه پاسخگویی قرار دهند.

یکی از مسائلی که سبب شد تا دستگاه قضایی نتواند به طور کامل و شفاف با عاملان و مسببان آشوب ۱۸ تیر برخورد کند، حضور فعالان و برنامه‌ریزان این حوادث در بدنه دولت و کادر اجرایی نظام بود؛ چرا که در آن دوره دولت اصلاحات بر سر کار بود و بسیاری از اعضای دولت نه تنها تلاشی برای خاموش کردن زبانه‌های آتش فتنه نمی‌گردند، بلکه با اقدامات خود به حمایت مادی و معنوی از آشوبگران نیز می‌پرداختند.

به عنوان مثال، «سیدمصطفی تاج‌زاده» که در دولت وقت به عنوان معاون وزیر کشور فعالیت می‌کرد، خود یکی از سران هدایتگر اغتشاشگران بود و با پیگیری دقیق و لحظه به لحظه حوادث، به عنوان رابط اصلی دولت با این افراد نقش ایفا می‌کرد؛ تا جایی که حتی گفته می‌شود به سفارش او، آشپزخانه وزارت کشور در میدان فاطمی موظف به تهیه غذای گرم برای اغتشاشگران بود!

همین موضوع سبب شد تا پس از حضور انقلابی مردم در صحنه و جمع شدن بساط فتنه ۱۸ تیر، این افراد با توجه به نفوذ خود در دولت بتوانند ردپای خود در آشوب‌ها را پاک کنند و در مقابل، تقصیر‌ها را به گردن جمعی از دلسوزان انقلاب و حامیان نظام جمهوری اسلامی ایران بیندازند؛ مساله‌ای که در فتنه ۸۸ وجود نداشت و بر سر کار بودن یک دولت انقلابی و اسلامی سبب شد تا جنایات سران فتنه به وضوح و با سند آشکار شود و این افراد راهی به جز پناه بردن به دامان ضدانقلاب خارجی نداشته باشند.

یکی از مواردی که پس از وقایع ۱۸ تیر رخ داد، متهم کردن «فرهاد نظری» فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران و احضار او به دادگاه با شکایت دولت «سیدمحمد خاتمی» بود.

سرتیپ نظری که دارای سابقه جانبازی و پاسداری از خاک ایران را در کارنامه خود دارد، در آن دوران قربانی سیاسی کاری مسئولان وقت دولت شد تا با متهم کردن او، زمینه برای فرار دولتمردان اصلاح‌طلب از رسیدگی به نقش خود در دامن زدن به آشوب‌های خیابانی در اطراف خیابان انقلاب اسلامی فراهم شود.

با این حال، پس از پیگیری مراجع قضایی، دادگاه حکم بر برائت کامل وی از تمامی اتهامات را صادر کرد و نمایندگان مجلس در کمیسیون اصل 90 هم اثبات بی‌گناهی وی از سوی دستگاه قضا را تایید کردند؛ موضوعی که به هیچ عنوان از سوی رسانه‌های طیف اصلاحات پوشش داده نشد و به شدت تحت بایکوت خبری قرار گرفت؛ مساله‌ای که سبب شد تا سرتیپ نظری از مقام خود عزل و برکنار شود.

 

 

 

تظلم‌خواهی وی به مراجع قانونی نظیر مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی هم مسئولان دولت وقت را به عذرخواهی رسمی از نظری وا نداشت؛ تا جایی که مرحوم «حجت‌الاسلام فاکر» رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در نامه‌ای صریح خطاب به رئیس جمهور وقت، خواستار ترس از جزای روز قیامت و اعلام رسمی بی‌گناهی و تبرئه وی شد.

مرحوم فاکر حتی نامه‌ای را برای "علی لاریجانی" دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی کشور نوشت و از او خواست تا گزارشی که در دولت اصلاحات از سوی این شورا تهیه و در آن نسبت‌هایی ناروا به فرهاد نظری داده شده، تصحیح و به اطلاع عموم برسد.

 

 

اگر اصلاح‌طلبان توانستند در ماجرای فتنه 18 تیر خود را از محاکمه به خاطر اقدامات ضدانقلاب خود نجات دهند و حامیان انقلاب اسلامی و افراد ارزشی را در معرض اتهام قرار دهند اما خوشبختانه در ماجرای فتنه 88 به دلیل حضور دولت اسلامی و انقلاب که در رأس آن دکتر احمدی‎نژاد قرار داشت و همچنین همراهی خوب نمایندگان مجلس و همچنین قوه قضاییه، اسناد جنایاتی که سران فتنه در جریان این حوادث مرتکب شده‌اند، همگی ثبت و برای عموم مردم منتشر شده تا همگان بدانند این افراد که داعیه پیروی از راه امام و آرمان‌های انقلاب را داشتند، چه خیانت‌هایی را در حق این نظام صورت دادند.

همین مساله است که سبب شده تا دلسوزان انقلاب امید زیادی به محاکمه این افراد در آینده‌ای نزدیک و رسوا شدن آنان داشته باشند.


حاج سعید قاسمی در مراسم سالگرد شهید حاج عماد مغنیه؛
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، حاج سعید قاسمی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز
فتنه‌گرهای‌آلزایمرگرفته!مگر در مناظره‌نگفتید چه‌کارمان به‌فلسطین‌و لبنان؟

 مهندس حاج سعید قاسمی روز دوشنبه در حالی که تعداد محدودی از فتنه‌گران در خیابان‌های تهران مشغول اخلال در نظم و امنیت عمومی بودند، به‌مناسبت سالگرد شهید حاج عماد مغنیه که از نزدیک با او آشنایی داشته، در سالن سیدالشهداء(ع) تهران سخنرانی کرد.

رجانیوز، مشروح این سخنرانی را که حاوی نکات مهمی در مورد لبنان، حاج عماد و شرایط داخلی کشور است، منتشر می‌کند:
 
اعوذ بالله من اشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا روح الله ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و السلام علیک ایها الجمیع الشهدائنا خاصه هذا العزیز یسمّی به حاج عماد مغنیه و جمیع شهدای استشهادی از حسین فهمیده ما گرفته تا عباس دوران تا جمیع شهدای استشهادی در اقصی نقاط بلاد اسلام، برای شادی روحشان صلواتی عنایت بفرمائید!
 
به نوبه خودم ایام پیروزی بسیار بزرگ شما را در داخل که برقش و کوری چشم آنها این روز را فقط و فقط برای اینکه عربده‌ای بکشند و فقط عکسی بگیرند و توی سایت‌هایشان بگذارند، اعلام وجود کردند، والا در مقابل خیل عظیم شما کسی تاب و تحمل عرض اندام ندارد، مگر با قرتی‌بازی و سایت‌بازی و فیس‌بوک و توئیتر و اینها، والا کوه عظیم شما و پرش‌های کور شب‌پره را چه نسبتی است با هم؟
 
به نوبه خودم تبریک عرض می‌کنم پیروزی شما را در جبهه داخل و جبهه خارج و فروریختن دومینویی یکی پس از دیگری حکومت‌های دیکتاتوری تحت دستور آمریکا و به حول و قوه الهی همان گونه که روح الله ما پیش‌بینی کرد این قرن به حول و قوه الهی، قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین خواهد شد و این پیش‌بینی ان‌شاءالله محقق خواهد گردید باذن الله و در زمان ظهور و حضور شما این اتفاق باذن الله خواهد افتاد.
 
 
اما دوستان، کوتاه سخن در این آخرین لحظاتی که از دوستان‌مان فیض بردیم، اینکه شکوفا شدن نهضت بزرگ حضرت روح‌الله را در اقصی نقاط بلاد مسلمین شاهد هستیم، برای همه کسانی که هنوز که هنوز است در ته دلشان نسبت به اینکه مگر می‌شود که با این توان محدود و با این عِدّه و عُدّه بتوانیم کارهای بزرگی را انجام بدهیم، شک دارند، اگر حرف‌هایش را سانسور نمی‌کردند، یک بار دیگر برای شما حرف‌هایش را می‌گذاشتند که: «آهای جماعت! می‌شَد! می‌شَد.» که یک بار دیگر سازماندهی کنیم و اگر بخواهند به دین ما بزنند، به همه دنیای آنها خواهیم زد.
 
اما در خصوص عماد. مردان بزرگ قاعدتاً این جوری هستند که برایشان کلمه و جمله بزرگ درست کردن، دشوار است و اگر بخواهید برای آنها اسم بسازید، کلمات، تحقیر می شوند: یاقوت مقاومه! آذرخش مقاومت! یا از منظر دیگری نگاه می‌کنند و می‌گویند: روباه مقاومت! یعنی کسی که تیز است، هم اینجا هست، هم نیست. شاید بهترین جمله را چمران بتواند راجع به او بگوید: «کسی که پیوسته به مرگ یورش می‌برد، لکن مرگ از او می‌گریخت.» جمله بسیار زیبای چمران. اگرچه برای خودش گفت، ‌ولی می‌شود آن را برای شاگردانش هم تعمیم داد؛ کسانی که در 14،13 سالگی، چمران را درک کردند، امام موسی صدر را درک کردند و از او درس گرفتند و آن درس‌ها را با قدرت و در زمان و مکانی که باید اجرا می‌کردند، کم نگذاشتند. لطفا با دقت به زمان و مکان توجه کنید. این دو مطلب نکاتی هستند که باید خیلی خوب به آنها توجه داشته باشیم.
 
 
به او عملیات‌های مختلفی را نسبت دادند. بیش از 250 عملیات ریز و درشت در داخل و خارج از لبنان را به عماد نسبت دادند. بزرگ‌ترین آن انفجار مقر تفنگداران آمریکا بود که 270،260 تا از کوماندوها و تفنگداران دریائی آمریکا را به هلاکت رساند. همزمان مقر چتربازهای فرانسوی را در بیروت زد و در آنجا هم تلفات قابل توجهی از آنها گرفته شد. به فاصله اندکی مقر اسرائیلی‌ها در صور زده و بیش از 70،60 نفر تلفات از اسرائیلی‌ها گرفته شد و عملیات‌های ریز و درشت دیگری را در داخل و خارج به او نسبت دادند و به همین خاطر آمریکائی‌ها برای زنده یا مرده این شیرمرد، شاید بزرگ‌ترین جایزه قرن، یعنی 25 میلیون دلار را تعیین کردند.
 
اما به ذهن می‌رسد به شیرمردی چنین یگانه، نباید صرفاً از منظر میلیتاری نگاه کنیم و بگوئیم در تاکتیک‌ها و تکنیک‌های نظامی آدم فرهیخته‌ای بوده که اطلاعات داشته، می‌توانسته طرح‌ریزی و بعد هم عملیات کند و پیوسته جان سالم به در ببرد تا زمانی که وقتش برسد.
 
به ضرس قاطع می‌توان گفت که او تنها یک رزمنده خالص و مخلص و مطیع خاص ولایت آقا روح الله و سید حسن نصرالله و حضرت آقا بوده است و لاغیر؛ چون هم قولاً و فعلاً و عملاً تا زمان شهادتش این گونه عمل کرد. چیزهایی را که باید در خصوص او گفته شود، دوستان گفتند. توانائی‌های خارق‌العاده‌اش در حزب الله و نقش به‌سزایش موجب شد که خیلی زود رشد کرد و بالا کشیده شد.
 
مثل یک ماهی، لیز و دست‌نیافتنی بود. همه جا هم بود و هم نبود و در فرهیختگی و ذکاوتش همین بس که دو سه زبان را خیلی خوب می‌دانست، توی دنیا می‌چرخید، به روز بود؛ از حال و روز مظلومین و محرومین در اکثر نقاط دنیا باخبر بود؛ با جنبش‌های آزادیبخش ارتباط داشت و آنها را می‌شناخت.
 
 
مهم‌تر از همه اینکه از حال و هوای هنری و کارهای رسانه‌ای هم غافل نبود. می‌دانید که یکی از هنرهای حزب الله، نبرد و جنگ رسانه‌ای است، چیزی که ما در زمینه آن ضعیف هستیم و سعی هم کرده‌اند که این گونه بمانیم. در نبرد رسانه‌ای و فتنه‌ای که هشت ماه بر ما طول کشید، به دلیل اینکه نتوانستیم مواضع خودمان را بشناسانیم و اطلاعات درست به خلق الله بدهیم و دیدید که مردم هشت ماه گیج و کلافه بودند. البته به خاطر مریضی برخی عناصر رسانه‌ای ما هم بود که تا همین الان هم این مریضی ادامه دارد و لذا ما نتوانستیم نقش قوی خودمان را در قصه و جنگ رسانه‌ای که دشمن با ما شروع کرده، نقش خود را به‌درستی ایفا کنیم؛ اما حزب الله با موقعیت و محدودیت فضایی و زمانی‌ای که دارد، به‌خوبی توانست از فضای موجود ماهواره‌ای جهانی استفاده کند و با برنامه‌های خوب و تبلیغات بموقع و گرفتن فیلم از عملیات‌های محدود، ولو زدن پرچم روی سنگر دشمن، با موسیقی و ضرباهنگ خاص و اشعار جهادی، روح و نفس جهادی را در سطح جامعه نگه دارد؛ چیزی که متأسفانه در طول این دو دهه اخیر ما به‌کلی اخته شد و نوع اشعارمان، مدل موسیقی‌هایمان دیگر نفس و روح جهادی ندارند. چیزهایی از گل و بلبل و در و دیوار و کوه دماوند و آبشار و امثال اینها و موسیقی‌های عاشقانه‌ای که در مورد هر چیزی مصداق دارند.
 
 
اما عماد از 13 سالگی مشهور به سه شاخصه غیرت داشتن و کریم بودن و شجاعت بود. گفتند که عاشق ائمه(ع) بوده و زیارت حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) را ترک نمی‌کرده است. اینها همه سر جای خودشان، اما باز عرض می‌کنم که طراح بی‌نظیری بود و برای نبرد 33 روزه‌ای که اسرائیلی‌ها همه جانبه آمدند تا از ریشه کار حزب الله را تمام کنند، بسیار عالی طرح‌ریزی کرد. او یکی از کسانی بود که چه در طرح‌ریزی و چه در اجرا توانست 33 روز مقاومت جانانه‌ای را از خود نشان بدهد که فوق‌العاده بود. آمار تلفات بچه‌های حزب الله اعم از مردم و رده‌های رزمنده و مقاتل و نه رده‌های اول، در زیر آن هجمه بمباران‌های سنگین از هوا و زمین و دریا و وجود هواپیماهای شناسائی و تانک‌ها، سرجمع 1300 نفر شد. از خود حزب الله و کسانی که در خط مقدم نبرد بودند، 110 نفر آمار تلفات داده‌اند. درستش هم همین است. زیر آن هجمه سنگین، کشته دادن از مردم و نیروهای رزمنده، هنر نیست؛ به‌خصوص اینکه در زمانی داری می‌جنگی که آمار رسمی مقاتلین حزب الله کلاً 4500 الی 5000 نفر است. اگر همه اینها را بخواهید به صحنه بیاورید و نتوانید درست از آنها استفاده کنید و تجمع جا و مکانشان را برای حمله و دفاع درست خرج نکنید، همان وضعیتی پیش می‌آید که در نبرد 22 روزه برای فلسطینی‌ها اتفاق افتاد و درست در روز اول نبرد70،60 نفرشان در مقر نیروی انتظامی‌شان شهید شدند و صحنه‌های دلخراشی را هم از آنها دیدید و لذا هدایت یک نبرد در برابر ارتش اسرائیل که به لحاظ تجهیزات زبانزد عام و خاص در دنیاست، چنین آمار تلفات پائینی و زدن ضربات مهلک به ناوشکن ثاقب و تانک‌های مرکاوا که ضربه زدن به آنها و انفجارشان به صورت اسطوره در آمده بود و می‌گفتند غیرممکن است که بشود آنها را منهدم کرد، این هم از اتفاقاتی بود که بچه‌های حزب‌الله به فرماندهی حاج رضوان، هیمنه آن را شکستند.
 
در مورد بحث عملیات‌ها حرف و حدیث زیاد بوده، ولی به مباحث کلان و کلیدی نمی‌رسیم و فقط به یکی دو نکته اشاره می‌کنم و بحثم را قبل از نماز باذن‌الله جمع می‌کنم. به هر حال مزد جهاد، چیدن میوه‌ای به حلاوت شهادت است و اگر کسی در این صحنه کم نگذارد و خداوند چنین مزدی را به او ندهد، یک جای کار می‌لنگد.
 
تقدیر چنین رقم خورده بود که در چنین روزی که شما برای برگزاری دومین سالگرد شهادت او که در قلب مرکز امنیتی سوریه و در کنار مرقد بی‌بی رقیه(س) روی داد، جمع شده‌اید، او به شهادت برسد.
 
این شهادت بسیار سخت و ناگوار بود و هنوز که هنوز است کمیته‌هایی که قرار بود اعلام کنند این فاجعه چگونه روی داد،‌ گزارش قانع‌کننده‌ای نداده‌اند و نگفته‌اند او که پیوسته مسائل امنیتی را رعایت می‌کرد، پس چه شد که این بار چنین ضربه‌ای خوردیم و از کجا؟ در آخرین بررسی‌ها رد دستگاه‌های جاسوسی سعودی‌های خبیث و اردنی‌های ملعون و دست‌های پنهان و پشت پرده آنان دیده شده است.
 
امیدواریم که به حق خون این مظلومان و سایر خون‌هایی که در چنین روزهایی در مصر سایر بلاد ریخته شد، پرده اینها کنار برود و به حق امام زمان(عج) حکومتشان سرنگون گردد. امروز اگر اشتباه نکنم از خواهر شهید مغنیه مطلبی در روزنامه‌ها درج شده بود که پنج ماه پیش عماد را خواب دیدم که کوله‌باری پر از مهمات بر دوش دارد. پرسیدم: «عماد! کجا؟» گفت:‌«دارم می‌روم به مصر» پرسیدم: «مصر چرا؟» گفت: «بشارت که عن‌قریب در آنجا پیروزی حاصل می‌شود و بر و بچه‌های حزب الله در آنجا رشد و نمو خواهند کرد.»
 
و اما دوستان! در چنین روزی که برای شما مبارک و میمون است و نیز برای فتنه‌گران چون روز والنتاین است و اعلام راه‌پیمایی هم کرده‌اند که پسر و دخترها به سلامتی بیرون بیایند، اما الحمدلله این روزها با هم متقارن شدند تا از آن طرف شیمون پرز اطلاعیه بدهد که بیرون بریزید و خودی نشان بدهید و از گوگوش تا سروش اعلامیه تهییج بدهند و مسعود رجوی هم اعلامیه تهییج بدهد و از این طرف هم ما همچنان سکوت هاشمی‌ها و موسوی‌ها و کروبی‌ها را داشته باشیم تا روزشان برسد.
 
 
اما جماعت و دوستان! درسی که باید بگیریم. بر و بچه‌ها! عزیزم! پسرم! دخترم! ای همه کسانی که پیوسته در دلتان این شعار بود: «یا لیتنا کنا معک: ای کاش با شما بودیم با شما حیات طیبه می‌داشتیم.» امروز ما داریم در چنین حیات طیبه‌ای زندگی می‌کنیم. ما داریم در شرایط خاصی زندگی می‌کنیم؛ لکن در این دو دهه که تفکر روح الله را خواستند از بین ببرند، ما را برای چنین روزهائی آماده نکردند. او خودش پیش بینی کرده بود که روزهائی خواهند رسید که حکم‌هائی را که داده و باید اجرا می‌کردیم، اجرا نمی‌کنیم و بعد اینها برایمان شاخ و شانه می‌کشند. و پیش‌بینی کرده بود تو که روزی با احمد متوسلیانت استاد عماد بودی و استاد سید حسن شده بودی، آن راه را ادامه می‌دادی، امروز که توی این جلسه نشستی، اما دلت می‌تپد که چه خواهد شد، اگر به این فرامین گوش کرده بودند، دیگر امروز دل تو برای اینکه دشمن در کوچه پس کوچه‌های شهر و خانه‌ات عربده بکشد و مست کند و شیشه بشکند، نمی‌لرزید و دیگر قطعاً نبرد خیابانی نداشتیم.
 
به خاطر انحراف در تفکر روح‌الله و از مسیری که او برای ما مشخص کرده بود، امروز به حسب کلام امیرالمؤمنین(ع) باید به نبرد داخل شهرهایتان تن بدهید و بروید آموزش جنگ شهری ببینید. تو الان نباید اینجا باشی. تو الان باید در مصر و در میدان التحریر باشی و به گفته روح الله باید تمام تجربیاتت را انتقال می‌دادی که امروز بی‌تکلیف نباشند. زدند و نامبارک را بیرون کردند، از امروز فتنه شروع می‌شود. ما می‌دانیم چه اتفاقی می‌افتد. اگر چه که یک گام جلوئیم. به هر حال طاغوتی رفت، اما برای این انقلاب به معنای واقعی مردم هزاران نسخه می‌پیچند. انقلابی که در مصر حادث شد، اگر چه کامل نیست، اما انقلاب مردمی است که سه دهه است دارد منفجر می‌شود. این انفجار را در تلویزیون دیده‌اید که دارند فریاد می‌زنند؛ منتهی مثل انقلاب شما کامل نیست، سر ندارد، رهبر ندارد، مبنای آن هم مبنای ولایت فقیهی نیست. شیوخ ضعیف الازهر هم در اینجا علمدار نیستند و خشم مردم به صورت موجی است که این طرف و آن طرف می‌رود و در آینده برایش اتفاقات زیادی هم می‌افتد.
 
خیلی جالب است! فتنه‌گرهای آلزایمر گرفته! امروز را برای حمایت مردم مصر و تونس اعلام راه‌پیمایی کرده‌اید؟ مگر علمدار شما، موسوی ابله در شب اول مناظره نیامد و نگفت چرا برای دنیا شاخ و شانه می‌کشید؟ ما خودمان نداریم. چه کارمان به فلسطین و لبنان و...؟ این اولین کلامی بود که با رقیبش مطرح کرد و بعد، حامی آن 15،14 انگلیسی‌ای شد که توی دریا گرفته بودیم که: «آقا! اینها را برای چه گرفته‌اید؟ و بعد چرا با کت و شلوار ولشان کردید؟» شما در حمایت تز انقلاب مصر بیرون ریخته‌اید؟
 
آقای خاتمی! ملت مصر برای انقلاب، از عبدالله پول نگرفت. مردم برای تغییر (به اصطلاح شما) از جورج سوروس دستور عملیاتی نگرفتند. مردم برای تغییر مورد حمایت سی.ان.ان و بی.بی.سی و العبریه قرار نگرفته بودند. مردم برای انقلاب مورد حمایت و عنایت اسرائیل و آمریکا و اتحادیه اروپا قرار نگرفتند. آقای موسوی! این جماعت برای تغییر از محمود عباس! پول کثیف نگرفتند.
 
دوستان! باور کنید من امروز بسیار خوشحالم که اینها کف خیابان هستند و چون ما اصولاً راحت خوابمان می‌برد و مردمِ این تیپی هستیم و رسانه‌ها و تلویزیون ما هم گیجِ گیج و با فوتبال و فیلم‌های مزخرف و با غفلت ایجاد کردن، در کار استحمار و خر کردن ما هست و می‌بینید که همه خیلی سریع یادشان می‌رود، بدم نمی‌آمد شما را به خیابان می‌بردم. هنوز گرد و غبار فتنه سال گذشته را حتی در خانواده‌های خودمان هم می‌بینیم.
 
چرا هر کسی که الان به لبنان می‌رود، بخصوص بچه‌هایی که در منطقه با هم بودیم، همین که یک خط تماس می‌زند، وقتی برمی‌‌گردد می‌گوید لذت بردم؟ برای اینکه بوی باروت می‌آید و هر روز هم یک نفر را می فرستند هوا، رایحه شهادت در آنجا هست.
 
اما عزیزم! در مورد امروز تهران، بدان، در تابوتی که اینها برایش فاتحه می‌خوانند، جنازه‌ای به قد و قواره شهدای ما وجود ندارد. اینها همه‌اش هوچی‌گری‌های رسانه‌ای است. ده‌هال هزار نفر آمدند توی خیابان‌ها! این حرف‌ها کدام است؟ بالاخره نوادگان مسعود رجوی و مریم عضدانلو و ساواکی‌ها و شاهنشاهی‌ها و اکبر گنجی ملعون و زندانی‌ها را که سرجمع کنید، بالاخره یک رقمی می‌شوند و در این تهران مسموم شده باید بیایند و یک عرض اندامی کنند.
 
امروز این مسئولیت از روی دوش این شهید (حاج عماد) برداشته شد و او سر سفره آقا سیدالشهداء متنعم است که ای کاش شهید نمی‌شد و من یک چرت بیشتر می‌زدم، بیشتر خستگی در می کردم، بیشتر استراحت می‌کردم، اما شهادت او بار مسئولیت را روی شانه همه شما سنگین‌تر کرد، چون او اولاً مجاهدی در صحنه بین‌الملل بود و خواب و آرامش آنها را در صحنه بین‌الملل گرفته بود و ما مجاهد در این قد و قواره کم داریم. چرا؟ چون روزی که او اعلام کرد باید سلمان رشدی را بزنید و ترس من از روزی است که شما این موضوع را به فراموشی بسپارید، این شد که شد و این پیام را برای شما نمی‌داد که: «روحانیون و مردم عزیز حزب‌الله و خانواده‌های محترم شهدا حواسشان را جمع کنند که با این تحمیل‌ها و افکار نادرست، خون عزیزانشان پایمال نشود.» قبلاً حضرت روح الله اینها را گفته. کدام افکار نادرست؟ می‌خواستم نخوانم، ولی اجازه بدهید قسمت دیگری را هم بخوانم.: «آنان که بر این باورند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدیدنظر نمائیم و ما خامی کرده‌ایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم.» اینها را گفتند. هاشمی تکرار کرد، موسوی تکرار کرد.«نباید خامی بکنیم و شعارهای تند یا جنگ‌طلبانه که سبب بدبینی شرق و غرب به ما و نهایتاً انزوای کشور می‌شود، بدهیم.» باز دو مرتبه هاشمی تکرار کرد و حتی آخرین اظهارنظرهایی هم که از او خواستند، در مواضعش تغییراتی نداد.
 
عزیز من! ریشه این فتنه در تفکرات مسموم این آقایان است که این آقایان باید تصمیم بگیرند که یا تفکرات خود را بر اساس تفکرات حضرت روح‌الله و رهبر انقلاب تنظیم کنند یا مطمئن باشند که خود به خود حذف خواهند شد. از منتظری که بالاتر نیستید. امام در باره منتظری گفت: «من نه یک بار که چندین و چند بار در او خلاصه شده‌ام.» وقتی حضرت روح الله دید کار او تمام است و منافقین در بیت او لانه کرده‌اند، نامه‌های مسموم به حضرت روح الله می‌دهد که زندانی‌ها را آزاد کنید و لیبرال‌ها باید سر کار بیایند، یک شب برداشت و نوشت علی‌رغم میل خود، چون شما را برای علمداری چنین مسئولیت سنگینی بعد از خود مشروع نمی‌دانم. شما فرد ساده‌لوحی هستید و بازی لیبرال‌ها و منافقین را خورده‌اید و خلاص! بهترین کار این است که بروی و در حوزه درس بدهی. به هیچ وجه صلاح نیست که دیگر در سیاست دخالت کنی. از او که بالاتر نیستید. این جماعت چنین تجربه‌هائی را هم دارند. یا باید خودتان و بیتتان را از این مسمومیت‌ها و دو پهلو صحبت کردن‌ها پاک کنید. نه فقظ تو آقای هاشمی، بلکه ما بقی آن جماعتی هم که در آن مجمع هستند! باید تصمیم بگیرید که بیائید و دومرتبه هم فرکانس با ولایت بشوید. همه اینها را حضرت روح الله برای ما گفته، هر چند از بس نخوانده‌ایم، گیج می‌زنیم، ولی ان‌شاءالله دو باره بازخوانی می‌خوانیم.
 
حضرت روح الله می‌گوید یک نمونه‌اش سلمان رشدی. «ترس من این است که تحلیلگران امروز 10 سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند باید ببینیم که فتوای قتل سلمان رشدی و احکام اسلامی مطابق قوانین بین‌المللی بوده است یا خیر؟ و نتیجه‌گیری کنند که چون بیان احکام خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفته‌اند، پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانت کنندگان به مقام مقدس پیامبر(ص) و مکتب و اسلام بگذریم. خلاصه کلام اینکه ما باید بدون توجه به غرب حیله‌گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم...»
 
آقای لاریجانی! حضرت روح الله اینها را برای من گفته. من وقتی تو را با حسنی نامبارک می‌بینم، اذیت می‌شوم. من وقتی امشب توی صدا و سیما می‌شنوم که مشائی20 روز قبل از این فروپاشی رفته و از عبدالله اردنی ننه انگلیسی برای این مملکت انقلابی دعوت کرده، قلباً ناراحت می‌شوم. من وقتی می‌بینم این همه افت و خیز هست برای اینکه دریوزگی اینها را بکنند و بروند راهکار باز کنند....راهکار چه چیز را باز کنی عزیز من؟ همه می‌فهمد که تو می‌خواهی بروی آنجا راهکاری باز کنی برای کمک به غزه؟ به چه قیمت؟ به قیمت اینکه عکس تویِ لاریجانی را با حسنی نامبارک بیندازند؟ این جبهه می‌شکند. وقتی این عکس تو در تمام رسانه‌های دنیا چاپ می‌شود، همه از خودشان می‌پرسند چه اتفاقی دارد برای اسلام می‌افتد؟ همه اذیت می‌شوند. نمی‌توانند این تحلیل را باور کنند که تو می‌خواهی مسیر کثیف سیاست و دیپلماسی را جلو ببری که یک علاقاتی برقرار شود که چه بشود! مگر حضرت روح الله تشخیص نمی‌داد که مصر یک جای استراتژیک است و نباید می‌گفت حسنی نامبارک و عبدالله اردنی دوره‌گرد و تونسی چه و چه؟ همه اینها را به فحش کشیده. حضرت روح الله شما تشخیص نمی‌دادید که اینها در خط مقدم هستند و ما می‌توانیم با اینها کنار بیاییم و جبهه‌ای را باز کنیم؟ آقا این نامرد بسته و در اوج جنگ 22 روزه تا همین الان نمی‌گذارد یک پاکت سیمان به دست مردم بدبخت غزه برسد. از آن طرف هر روز می‌زنند با بولدوزر ده تا خانه را خراب می‌کنند، از این طرف دریغ از رساندن یک پاکت سیمان. آخرین کاروان آسیائی غزه که رفته آنجا، این خبیث‌ها چهار تا شرط برایش گذاشته‌اند. 1. جنس‌هائی که می‌خواهند بدهند، اعم از غذا و دارو و چیزهای دیگر، آرم ایران رویشان نباشد. 2. ژنراتور نباشد. 3.هیچ ایرانی‌ای در این کاروان نباشد. 4. بحرینی نباشد و....برایت شرط گذاشته!
 
ابوالغیط بی‌شرف کیست که هر دفعه یک چرت و پرتی بگوید و وزارت امور خارجه فشل نتواند در برابر سیاست خارجی مصر و ابوالغیط اعلام نظر رسمی بکند؟ یا شیخ طنطاوی. این طرف ما یک دولت کریمه انقلابی را توقع داریم که مواضع مشخص داشته باشد. کسی حق ندارد بر اساس این اصول، بازی انجام بدهد. برادر! اگر قرار است با اینها بنشینید با بابا بزرگشان که آمریکائی‌ها هستند، بنشینید. این را همه مردم می‌فهمند. این مردمی که هر روز فریاد مرگ بر آمریکا می‌زنند، این چیزها را می‌فهمند. شما نماینده این نظام هستید. حق ندارید بر اساس تشخیص‌های خودتان بروید آنجا و پشت پرده، اتفاق دیگری را ببندید. تمام این مردم به این دلیل عاشق این نظام هستند که پشت پرده ندارد.
 
خدا می‌داند جماعت! در گرماگرم جنگ -بچه قدیمی‌های جنگ هستند و می‌دانند- وقتی اتفاق مک‌ فارلین پیش آمد، خط شکست. گفتند چه نشسته‌اید؟ این پشت دارند داستان را با مک فارلین می بندند. با هواپیما آمد و در تهران نشست و اینها دارند می‌روند پای میز مذاکره. حزب‌الله! در سال آخر جنگ، شل شد، به خاطر اینکه در همه سنگرها بحث این بود که دیوانه‌ها! دارند آن پشت با همدیگر می‌بندند! وارد زد و بند سیاسی شده‌اند. بروید سر خانه و زندگیتان. تلویزیون تبلیغ می‌کرد که جبهه‌ها پر از آحاد مردم رزمنده است، می‌رفتی توی خط و می‌دیدی که کیلومترها خط خالی است. وقتی اعتماد و ثقه مردمی که در خط مقدم هستند متزلزل می‌شود که احساس می‌کنند پشت پرده خبر دیگری است. حضرت روح الله دیپلماسی را با زبان شماها که تازه چهار واحد علوم سیاسی پاس کردید، مشخص نکرده، بلکه جوری مشخص کرده که ذره‌ای تردید در آن وجود ندارد. این عین کلام اوست: «اگر آمریکا لا اله الا الله هم بگوید، قبول نداریم. آنها می‌خواهند ما را گول بزنند.»
 
آقای لاریجانی! این استراتژی روشن را هم بچه ده دوازده ساله من می‌فهمد، هم پدر بزرگ و مادر بزرگ من. برای این است که آحاد مردم پشتوانه این نظام هستند، نه پشتوانه دیپلماسی پشت درهای بسته. برای همین دانشجوی باغیرت ما ساعت دو و نیم نصف شب می‌رود فرودگاه و هنوز از پله‌های هواپیما پائین نیامدی، داد می‌زند: «رئیس مجلس ما! دیدارت با نامبارک، مبارک!» به او حق بدهی. ما دیگر حرف‌های دوپهلو و حرف‌های انقلابی را از شما قبول نمی‌کنیم. بس است دیگر. عصر این جور حرف‌ها تمام شد. عصر، عصر غلبه مستضعفین بر مستکبرین است.
 
عزیزم! پسرم! دخترم! برای جنگیدن در دو جبهه باید خودت را آماده کنی. یکی جبهه داخل با این مسمومیت‌هائی که ایجاد شده، جنگیدن خیلی سخت است. دوم برای اینکه در ریزش‌هائی که دارد در کشورهای عربی اتفاق می‌افتد نقش مؤثری داشته باشی، هیچ سازمان و ان. جی.او و نهادی نداری. تازه یک چیزی راه انداخته‌اند به اسم «امت واحده» که با شش تا و نصفی آدم ارتباط داشته باشند. زبان خارجی هم بلد نیستی، تشکیلات هم نداری. باریکلا به هاشمی، باریکلا به خاتمی با امکانات و پول‌هائی که دادند، به گفته وزیر اطلاعات 1500 ان.جی.او درست کردند، تشکیلات ارتباطی دارند و هر وقت می‌خواهند سوت می‌زنند و می‌آورند کف خیابان! کو تشکیلات حزب‌الله و ارتباطاتشان؟ کو در زمان همین حکومت عدل احمدی‌نژاد یک ده ان.جی.او حزب‌اللهی که سر پا باشد و در داخل ارتباط داشته باشد، خارج پیشکش؟
 
پسرم! دخترم! تجربه نشان داده که نمی‌شود زیاد هم امیدوار بود. اگر در دور بعد مادر من از اوضاع خسته بشود و عشقش بکشد که به یک سید خوشگل خوش‌قواره گوگوری مگوری عینک پنسی که با نعلینش سِت باشد، رأی بدهد، دو مرتبه باید 8 سال توی سرت بزنی! تا دستت هست، توی دانشگاه و مدرسه و بازار و مسجد نخواب. فشار بگذار و ان.جی.او تشکیل بده، مؤسسه‌ای بزن، ارتباطات را برقرار کن. نمی‌شود هی به هم اس.ام.اس بزنید که مراسم سالگرد عماد گرفته‌ایم، بیا. بروید از اینها یاد بگیرید که چه جوری باید تشکیلات زد؛ اگر چه پول حرام‌خورده‌ها به‌محض اینکه برای این قصه‌ها سوت بزنی، سر خط می‌شوند. بی تشکیلات بودن مشکل حزب الله است.
 
پسرم! دخترم! باید خودت را آماده کنی که در دو جبهه بجنگی. مگر در جستجوی ربنّائی تازه باشیم/ و گر نه صد دعا ز این دست، یک نفرین نخواهد شد / مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم / خدا باغ ما که دلتنگیم، سر سنگین نخواهد شد / به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله‌ور در باد / بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد.
والسلام علی یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیّا و نحن بکم لاحقون و ما به شما ملحق خواهیم شد ان‌شاءالله.

متن‌کامل سخنرانی پناهیان در مراسم تشییع شهید صانع ژاله؛
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جنبش سبز
شعار "مرگ‌بر ساکتین" برگرفته از زیارت‌عاشورا/ مردم نه‌تنها اعدام‌سران‌فتنه بلکه حذف سیاسیون ساکت را می‌خواهند

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در جمعِ انبوهِ تظاهرکنندگان و تشییع کنندگان پیکر شهید «صانع ژاله» که در روز 25 بهمن ماه و در جریان آشوبِ فتنه‌گران به شهادت رسید، طی سخنانی شهادت این عزیز را مُهرِ ابطالی بر فتنه‌ی آشوب‌گران و سبب رسوایی منافقین دانست.


رجانیوزٰ، مشروح این سخنان را که روز گذشته در دانشگاه تهران و در جمع انبوه تشییع کنندگان ایراد شد، به جهت اهمیت آن منتشر می‌کند:
 
شهید ژاله چه افتخاری پیدا کرد/ فتنه‌گران و مسئولان مملکت بدانند...
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
الحمد لله رب العالمین والصلاه الله سیدنا و حبیبنا ابالقاسم مصطفی محمد و اله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما الحجه بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداه و لعن دائم علی اعدائهم اجمعین الا قیام یوم الدین.
 
شهید ژاله چه افتخاری پیدا کرد. باید به خانواده‌ی محترم او که از خطه‌ی غیور مردان کردستان هستند، تبریک گفت که شهادت فرزند آنها مُهر پایانی بود بر جنایت‌های بی حد و اندازه‌ی فتنه‌گران و خون ارزشمند او باعث رسوایی نهایی منافقان مدرن شد. این شهید مظلوم که بسیجی بودن را در پرونده‌ی خود دارد، بدون این که درگیر شده باشد، با موضوع تظاهرات فتنه در 25 بهمن، در حالی که عبور می کرد از کنار خیابان طرف گلوله قرا گرفت تا مظلومیتش پایانی باشد بر مظلومیت و غربت بیش از 30 شهیدی که در این جریان فتنه در این یک سال و اندی داده شده است.
 
فتنه‌گران و مسئولان مملکت بدانند ما از این به بعد برای شهدایی که خدای ناکرده در این راه بدهیم، بیشتر از این شور و غوغایی به‌پا خواهیم کرد. اگر یک نفر از شهروندان و اعضای امت اسلامی ایران نازنین ما، نه شهید بشود، حتی مجروح بشود و از دست فتنه‌گران کتک بخورند، ما برای آن مجروح هم چنین همایش هایی را برقرار خواهیم کرد.
 
آفرین به غیرت دانشگاهیان و آفرین به غیرت دانشجویان هنر که نگذاشتند این شهید عزیز مانند دیگر شهدا در گوشه‌ی غربت و عزلت تشییع بشود و این چنین تشیبع با شکوهی برای او برقرار کرده اند. همین مردم حاضرند و تمنا دارند به پای چوبه‌ی دار سران فتنه بایستند و فریاد بزنند.
 
سیاستمداران کشور حق ندارند به فتنه‌گران فرصت بازگشت بدهند/ توبه گرگ، مرگ است
 
سیاستمداران کشور حق ندارند به فتنه‌گران فرصت بازگشت بدهند. این سخن سخن دیرهنگامی است که به فتنه‌گران فرصت داده شود که اگر شما در خط امریکا و اسرائیل نیستید، خط خود را جدا کنید. دست فتنه‌گران به خون جوانان این مرز و بوم آغشته است. آنها لکه‌ی ننگی هستند که باعث بی‌آبرویی ملت ما هستند. ملت مصر به ما می گوید: «ما مبارک مستبد جنایتکار وابسته به امریکا را سرنگون کردیم، شما ملت بزرگ نمی‌توانید چند فتنه‌گر منحوس را نابود کنید؟»
 
قیام این مردم چرا برای شهید 25 بهمن پرشورتر از تشییع پیکر شهدای پیشین است؟ چون این مردم ثمره‌ی انقلاب خود را در یمن، در تونس، در بحرین و در مصر دیده‌اند. این مردم ثمره‌ی انقلاب خود را و ثمره‌ی خون شهدای خود را و برکت راه حضرت امام و رهنمودهای مقام معظم رهبری را در تحولات منطقه دیده‌اند. چرا جامعه‌ی خود را از لکه‌ی ننگی که فتنه‌گران ایجاد کرده‌اند، پاک نکنند؟ همه این مردم و هزاران برابر بیشتر از این مردم از همه‌ی شهرهای کشور آماده‌اند برای اینکه لکه‌ی ننگین نفاق مدرن که در سران فتنه متجلی شده، برای همیشه از این مرز و بوم پاک بشود.
 
تقاضای مردم طبق آیه قرآن، اعدام است
 
من طبق آیه‌ی قرآن، تقاضای این مردم را به خدمت مسئولان نظام عرض کنم. این خشم مردم نیست این احساسات مردم نیست که تقاضامند اعدام سران فتنه هستند، این قرآن است که می‌فرماید: «إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً» جزای کسانی که امنیت را از بین می برند و با تظاهرات خود زمینه‌ی حضور منافقین در صفوف شورش‌گران زباله دانی را فراهم می آورند، خیابان‌ها را ناامن می‌کنند، این است که «أَنْ یُقَتَّلُوا»‌یا کشته بشوند «أَوْ یُصَلَّبُوا» یا به دارآویخته بشوند «أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ» دست و پای آنها از دو سوی مخالف قطع بشود و بدن مثله شده‌ی آنها روی زمین انداخته شود.
 
مردم خواستار حذف سیاستمدارانی هستند که زمینه شعله گرفتن آتش فتنه شدند
 
این مردم نه تنها می خواهند سران فتنه اعدام شوند، بلکه می خواهند سیاستمدارانی که در در موقعیت و با هر سابقه ای هستند و به هر نحوه زمینه شعله گرفتن آتش فتنه را فراهم کردند آنها هم از صحنه‌ی سیاست حذف شوند.
 
توجه کنید، حرف‌هایی که شاید تاکنون زده نشده باشد، خدمت شما عرض کنم. کدام یک از سیاستمداران در آغاز اولین تظاهرات غیر قانونی که برگزار شد نمی‌دانستند، پیش بینی نمی‌کردند که منافقین در این گونه تظاهرات شرکت خواهند کرد؟ و امریکا پشتیبان این گونه حرکت‌ها خواهد بود و خون‌های مظلوم به زمین ریخته خواهد شد؟
 
تمام سیاستمدارانی که پیش بینی نمی‌کردند این تظاهرات غیرقانونی که از روز اول راه افتاد منجر به ریخته شدن خون مظلومان می شود، آنانی که نمی‌دانستند و پیش‌بینی نمی‌کردند که این تظاهرات مورد حمایت اسرائیل و امریکا قرار خواهد گرفت، آن سیاستمدارانی که در کشور ما پیش‌بینی نمی‌کردند این حرکت مورد رضایت صهیونیزم و قاتلان فلسطینیان مظلوم خواهد بود، آنها احمق هایی هستند که در عرصه‌ی سیاست جا خوش کرده‌اند.
 
چه کسی است که نداند این نظام و این انقلاب دشمن دارد؟ چه کسی است که نداند دشمنان ما از فرصت استفاده می کنند؟ چه کسی است که نداند کوچک‌ترین فرصت دادن به دشمن به هر بهانه‌ای خیانت بزرگ محسوب می شود؟
 
بگذارید سخن امام امت را که در اوج رحمت بود و در صحیفه‌ی امام ثبت است، برای شما بیان کنم. فرمود: «هر کسی به حکم شورای نگهبان بی اعتنایی کند و با‌ آن مخالفت کند و مخالفت خود را به میان مردم بکشد او مفسد فی الارض است» و مفسد فی الارض حکمش اعدام است.
 
چه کسانی مصلحت‌ها را تولید می‌کنند؟/ مسیر انقلاب همواره به سمت شفافیت و کم شدن مصلحت‌ها بوده و هست
 
مردم ما تجربه‌ی تاریخی مظلومیت علی‌بن‌ابیطالب را دارند. مردم ما می دانند که امیرمؤمنینِ مظلوم ما، که اول مظلوم عالم بود، با نصیحت‌هایی که اطرافیان او به او می‌کردند و تحمیل‌گری‌هایی که آغاز کردند، حکمیت را بر علی بن ابیطالب (ع) تحمیل کردند و نگذاشتند علی‌بن‌ابیطالب(ع) مسیر خود را پیروزمندانه پیش ببرد. ما تقاضامندیم که تمام کسانی که می خواستند درجریان این فتنه حکمیت را به مقام معظم رهبری تحمیل کنند، از صفحه‌ی سیاسی جامعه محو شوند.
 
اگر تا کنون مصلحت بوده است قوه‌ی قضایه صبر و نجابت به خرج بدهد که می‌دانیم به اشاره‌ی نورانی مقام عظمای ولایت بوده است، اما این مصلحت که توسط برخی تولید و تحمیل می‌شود، تا کی ادامه پیدا خواهد کرد؟ آیا کسانی که در این مملکت مدام می‌خواهند تولید و تحمیل مصلحت کنند، باید تا قیامت تحمل شوند؟
 
از روز اول انقلاب که انقلاب آغاز شد تا زمان ظهور آقا امام زمان(ع)، از یک زاویه که نگاه کنید، مسیر انقلاب ما این مسیر است که از روز اول حضرت امام فرموده‌اند: تحمیل شدن جریان نهضت آزادی بنا بر مصلحت بود. این مصلحت برداشته شد. تحمل کردن بنی‌صدر مصلحت بود، این مصلحت برداشته شد. تحمل کردن منتظری علی رغم میل و فرموده‌ی حضرت امام، مصلحت بود، این مصلحت برداشته شد. ما از ابتدای انقلاب تا ظهور حضرت یک مسیر را طی می کنیم روز به روز به سمت شفافیت و کم شدن مصلحت و عیان شدن حقیقت پیش خواهیم رفت.
 
اگر مصلحت ها به این دلیل است که مردم تحمل داشته باشند، مردم تحمل دارند،
 
اگر مصلحت ها به این دلیل بوده است که مردم آگاه بشوند مردم آگاه هستند،
 
اگر مصلحت ها به‌خاطر این بوده است که خواص و نخبگان جامعه آگاه بشوند، آگاه شده‌اند. دیگر اگر کسی خود را به خواب زده باشد، نمی‌شود او را بیدار کرد،
 
و اگر مصلحت ها برای این بوده است که خواص پس از آگاهی اقدام کند، ما باید از اقدام مجلس شورای اسلامی تشکر کنیم که ظواهر فریبنده‌ی پست‌ها را کنار گذاشتن و مانند یک بسیجی انقلابی فریاد زدند و درخواست اعدام سران فتنه را مطرح کردند.
 
هر سیاست‌مداری تا کنون می خواسته بیدار بشودٰ بیدار شده است، هر که تاکنون بیدار نشده است، دیگر بیدار نخواهد شد.
 
شعار «مرگ بر ساکتین» برگرفته از زیارت عاشورا و متون دینی
 
من به طور مشخص شعاری را به شما پیشنهاد می کنم و شما اندیشه‌ی این شعار را، هم در زیارت عاشورا و در دیگر زیارت نامه‌های ما بروید ببینید. آنجایی که ما لعن می‌کنیم، نه فقط قاتلین را، بلکه خاذلین را هم لعن می‌کنیم. خاذلین یعنی چه کسانی؟ آنانی که در مقابل مظلومیت حسین(ع) ساکت ماندند و از حق قیام و دفاع نکردند.
 
بر اساس متون و معارف دینی، این شعار را پیشنهاد می‌کنم، تا از امروز و فردا معلوم بشود، چه کسانی مورد نفرین شما بوده‌اند و هستند و خواهند بود. این مردم ما بر اساس معارف دینی اگر بخواهند شعار بدهند، همه خواهند گفت: «مرگ بر ساکتین».
 
چه کسانی سکوت کرده‌اند؟
 
چه کسانی سکوت کرده‌اند؟ کسانی که هنوز فتنه را فتنه نخوانده‌اند، چه کسانی ساکت هستند؟ کسانی که سران فتنه را به عنوان سرانی آشوبگر و خروج یافته از انقلاب ندانسته‌اند. چه کسانی بوده اند؟ کسانی که تقاضای اعدام برای سران فتنه نکرده‌اند. طبق فرمایش حضرت امام چه کسانی ساکت‌اند؟ علمایی که برای بی‌احترامی به کوچکترین موضوعات دینی برمی‌آشوبند، ولی برای بی‌احترامی به ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه که عصاره‌ی پیامبران و راه پیامبران است سکوت کرده‌اند.
 
امروز شنیدیم همین الان که شما دانشگاهیان و مردم درس‌های خود را تعطیل کرده‌اید علمای هوشمند و انقلابی و با بصیرت در حوزه‌های علمیه، در حوزه‌ی علمیه‌ی قم هم هم‌اکنون مانند شما تجمع دارند درس‌های خود را تعطیل کرده‌اند. 
 
اما من می خواهم دردمندانه و سوگمندانه این بی‌شرف‌هایی که حرکت 25بهمن را که شورش چند علاقمند به سطل‌های آشغالی را، قیام با شکوه می دانند برای شما بگویم. اینها عکس امام را و عکس مقام معظم رهبری را به روی زمین گذاشتند و ماشین ها را وادار می کردند و افراد را با کتک وادار می کردند که پا روی این عکس‌های مقدس ما بگذارند.
 
تا کی باید تحمل بشود؟! تا کی باید مظلومیت تحمل کنیم!؟ 18 تیر وقتی اهانتی به مقام معظم رهبری شد، مردم بیست و سوم تیرماه به خیابان‌ها ریختند. وقتی مقام معظم رهبری فرمود «عکس من را هم پاره کردند، کسی چیزی نگوید، صبر و سکوت بکند» مردم گریه کردند به خیابان‌ها آمدند فریاد زدند. آن جمعیتی که آن روز 23 تیر ماه بعد از هیجده تیرماه به خیابان‌ها آمد، امسال در همین مکان شما جمع شدند. 
 
در آن زمان، کسی از شخصیت‌های سیاسی دعوت شده بود برای سخنرانی نیامد، گفت می ترسم مردم نیایند و من ضایع بشوم نمی‌آیم از رهبری دفاع کنم. بعد از این که شما مردم را از تلویزیون در 23 تیرماه دیده بود، گفته بود: «عجب مردم این‌قدر طرفدار رهبری هستند اگر می‌دانستم می‌آمدم.» تو نیامدی و نمی‌آیی و نخواهی آمد.
 
امیدواریم این شهید آخرین شهید قبل از ظهور آقا امام زمان باشد
 
امیدواریم این شهید آخرین شهید قبل از ظهور آقا امام زمان علیه السلام باشد. و این شهید آخرین شهید این فتنه باشد. و خدا سلامتی و شفای عاجل به مجروحین و گلوله خورده‌هایی که در روز 25 بهمن ماه بدون اسلحه به خیابان آمده بودند و یا عبور می‌کردند بدهد.
 
و خداوند متعال بصیرت کامل به خواص جامعه‌ی ما بدهد. آن چنانی که عموم افراد جامعه‌ی ما از این بصیرت برخوردارند.
 
مسئولان مملکتی! به خدا قسم ما جواب مردم جوانان پرشور، دانشگاهیان هوشمند را نه تنها نمی‌توانیم بدهیم، بلکه از اقصی نقاط عالم تماس می‌گیرند، از ترکیه، از پاکستان، افغانستان، عراق، لبنان ، آفریقا کشورهای اروپایی از امریکا، تمام این تماس ها هست، می گویند: "شما در ایران چه کار دارید می‌کنید؟ چهار تا انسان فتنه‌گر از انسانیت خارج شدند، را چه‌جوری نمی‌توایند جلویشان را بگیرید؟" آنها از ما تقاضا دارند. ما نمی‌توانیم پاسخ آنها را بدهیم.
 
انشاء الله عزم را جزم کنند و سفره‌ی ننگین فتنه را در میان این مردم جمع آوری کنند و مردم آسوده خاطر، خود را هر چه سریعتر به مقدمه سازی ظهور آقا امام زمان (ع) برسانند.

مشروح سخنرانی حاج سعید قاسمی در مسجد اعظم قم؛
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، حاج سعید قاسمی ، جنبش سبز
ضرورت رمزگشایی از نقش طراحان فتنه مانند موسوی‌خوئینی‌ها برای جلوگیری از تغییر چهره جریان/ برخی منتظرند ادای مختار را دربیاورند

حاج سعید قاسمی هفته گذشته در تحصن بزرگ طلاب و فضلای مسجد اعظم قم در اعتراض به فتنه و سران آن حاضر شد. رجانیوز مشروح سخنرانی این فرمانده دفاع مقدس را که به تحلیل تاریخی و جامعه شناختی فتنه اختصاص دارد، منتشر می‌کند.

السلام علیک یا روح الله
 
ای کاش با شهدای شما بودیم حضرت روح الله و داغ چنین روزهایی را نمی دیدیم اما به تعبیر سید شهیدان اهل قلم، برای هر کس که ادعای شیعه بودن دارد کربلایی است و عاشورایی که جبرا از آن عبور داده خواهد شد. کربلای ما کجاست، نمی دانیم، عاشورای ما کی است، نمی دانیم لذا در این مکان شریف که سلام و صلوات خاصه همه مجاهدان فی سبیل الله ای که صفحه خونین تاریخ را امضا کردند خدمت بی بی فاطمه معصومه(س) عرض می کنیم و از همه علمای اسلام و علمای گرام و جلیل القدر و از این منبر شریف که به حق جایگاه من نیست، عذر می خواهم که به اجبار، مجبور شدم حتی در این دو پله اش نشستم. از همه شما عزیزان و اساتید جلیل القدر معذرت می خواهم و دست و پای همه شما عزیزان رو می بوسم که هر وقت که احساس خطر می کنید، دل به دریا می زنید و آتش بلا را بر خود می خرید و سرنوشت تاریخ را آنگونه که خدا می خواهد و حضرت روح الله به شما سفارش کرده است، بر آن اساس تغییر واقعی می‌دهید نه تغییری که برخی از این آقایان می خواستند.
 
تغییر را شما رقم می زنید بر مبنای آیه " ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" این جماعت که بخشی از آن‎ها در جمهوری اسلامی در این جا متحصن و بخش عظیم دیگری از دوستان ما در تهران مسجد ارک، در قزوین، در رشت، بیرجند و سایر اقصی نقاط بلاد این سرزمین، پای کار آمدند که تکلیف فتنه گران را یک‌سره کنند، حرف و حدیثی دارند که این حرف و حدیث بر مبنای بصیرت است و هوشیاری نه احساسات. کسی حق ندارد حرکت ما را به حرکت یک سری جوان های تندرو و احساساتی که آمده‌اند و از جایی دیگر خط می گیرند و تحریک شده هستند و حالا به مسجدها آمده و حرف ها و حدیث هایی می زنند و نمی دانند که چه می گویند و از این جور خزعبلاتی که به دوستان ما نسبت می دهند، منتسب کند.

اما دوستان چند نکته برای اینکه همان طور که حضرت آقا فرمودند اگر چه این فتنه آثار زیان باری برای ما داشت، قلب آقا امام زمان (عج) و امام روح الله و شهدا به خاطر اتفاقاتی که پیش آمد، جریحه دار شد، اما حضرت آقا فرمودند برکاتی هم داشت و حرفی که آخر قصه می خواهم بزنم همین جا بزنم، از برکاتش این است که اگر از این فتنه سر به سلامت ببریم، این فتنه باعث ریزش و رویش جدیدی می شود و این به منزله پالایش در انقلاب است، ما به فال نیک می گیریم و حداقل بعد از عبور از این مقطع تاریخی، مطمئناً دوستان سه دهه دیگر بیمه خواهند شد.
 
این که چه کسانی در این مرحله غربال و حذف می شوند و چه کسانی با امام روح الله و رهبر انقلاب فرزند خلف صالح بعد از او می مانند، به عملکرد خود آن‌ها، مواضع و مدل رفتاری آن‌ها بر می گردد که خیلی ها در واقع اگر هم برگردند، باید به کنج انزوا بروند و حق گرفتن مسئولیت‌های کلیدی را ندارند. این چهره هایی که الان می بینیم دو مرتبه چفیه می اندازند و...، اینها دیگر حق ندارند منصب های کلیدی داشته باشند بنا به این دلیل که در مقاطع حساس که اینها خواص جامعه ما محسوب می‌شدند و پرچم دست‌شان بود و جامعه عادت کرده بود به این علمدارها نگاه کند، تعلل کردند و جا ماندند.
 
انقلاب که شد، اولین کشوری که ما را به‌عنوان جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخت، آمریکا بود. چرا؟ چون پای پلکان هواپیما اولین عکسی که مخابره می شود، آمریکا می بیند موفق است، پای پلکان هواپیما وقتی که امام روح الله در حال پایین آمدن است، یک طرف قطب زاده یک طرف بنی صدر یک طرف ابراهیم یزدی قرار دارند. حلقه محاصره از همان اولین گامی که هنوز امام روح الله پایش را به ایران نگذاشته، تنگ است و به محض اینکه نهضت آزادی سر کار می آید با روی کار آمدن اولین نخست وزیر منتخب (آقای بازرگان) قند در دل آمریکایی‌ها آب شد. پس از اولین جلسه ای هم که آن‌ها با برژنسکی در الجزایر گذاشتند ، آمریکایی ها واقعا به این باور افتادند که کار خمینی تمام است.

در این مرحله خیلی ها بر این باورند که امام خیلی خوب بازی کرد، چون آمریکایی ها در این چهار ماه بر این باور بودند که با یک کودتای نظامی و یا یک بمب گذاری در منزل امام کار را تمام خواهند کرد و این برنامه در مدل های مختلف و پروسه های مختلف اتفاق افتاد. یکی از چند سناریو از وزیر اطلاعات وقت فرانسه بود که در جنگ هشت ساله ما نقش زیادی داشت (کتابی هم تحت عنوان جنگ جهانی چهارم دارد) که فقط سه تا از عملیات ها بر ضد امام را او طراحی می کند. وی می گوید اگر این آمریکایی های احمق طرح های مرا اجرا می کردند، جهان این‌قدر دچار مصیبت نمی شد!
 
نظام از همان اول با غائله های زیادی مثل هشت سال جنگ و... مواجه شد تا اینکه قصه به گونه ای تمام شد که اتفاقی در کشور رخ داد که بیشتر برای ما ملموس است که چرا جنگ به گونه ای تمام شد که امام روح الله نمی خواست و قطعنامه ای هم که نوشت از آن به عنوان زهرنامه یاد کرد نه شیرینی که احلی من العسل باشد. بچه‌ها متعجب بودند که خدایا آن فرامینی که حضرت روح الله تا 15 روز قبل آن هم می گفت که عزیزان امروز عاشورای دیگری است، کمربندهای خود را محکم ببندید، کربلاهای دیگری در راه است و هیچ درنگی از هیچ کس پذیرفته نیست، چطور ظرف مدت 15 روز آمد گفت خدایا از هر آنچه گفتم گذشتم و زهرنامه را امضا کرد.
 
امروزه با نگاهی عمیق به عواملی که پشت این پرده بودند، باید یک‌بار دیگر برای شما نسل دومی و سومی ها که آن وقت نبودید، ماجرا را ورق زد. ما صرفاً برای اعدام دو نفر اینجا جمع نشده ایم، ما برای روشن شدن یک جریان انحرافی تاریخی که سعی داشت مشخصاً چه در مقطع حیات طیبه امام(ره)، چه در مقطع دو دهه بعد از رحلت ایشان در مسیر این انقلاب خونین انحراف ایجاد کند، صحبت می‌کنیم. فکر نکنیم با بازداشت اینها، ما هم برویم و تخت بخوابیم! بنده هیچ علاقه ای ندارم که اینها را قوه قضائیه دستگیر کند و اعلام کند که مردم شریف ما اینها را دستگیر کردیم، بروید خانه هایتان و تخت بخوابید، مشکل ما اصلاً این نیست.
 
داستانی که سال گذشته اتفاق افتاد محصول مسمومیت دو دهه جامعه است که در آموزش و پرورش مسموم در تمام مقاطع تحصیلی و در دانشگاه ها و بعضاً‌ حتی در حوزه این مسمومیت ایجاد شده لذا جامعه باید آن را قی می‌کرد،‌ به تعبیر حضرت آقا شاید صورت ظاهر قی کردن خوب نیست، اما جامعه ای که مسموم است باید بالا بیاورد و اگر این طور نشود این مسمومیت موجب مرگ می شود.
 
نگاه ما به اندیشه امام روح الله خمینی بسیار سطحی است. این تفکرات باید نرم افزاری و اجرایی شود. کار دست ما است، نباید طوری عمل می کنیم که در دانشگاه ها فقط دو واحد درسی به نام وصیت نامه امام قرار دهیم.
 
در طول دو دهه یک انحراف فکری، یک جنگ بزرگ فکری بین روح الله بر اساس تفکری که او دارد که اسلام پا برهنه ها، اسلام مجاهدین و اسلام مخلصین بود در مقابل اسلام اشراف زاده ها، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلام به تعبیر او اسلام آمریکایی، یعنی آنها هم مسلمانند، حاجی و شیخ و آیت الله دارند اما از مدل آمریکایی؛ لذا جنگ از اینجا شروع می شود. جنگی که خیلی وقت پیش شروع شده بود که یک طرف علمدارش، امام روح الله است و طرف دیگر اسلام آمریکایی. تکلیف با آمریکا و یهود مشخص است، چون در آن جبهه شعار آنها واضح و مبرهن است. اما گیر این طرف قصه است که هم ولایتی ها، هم لباسی ها، هم درجه ای ها هستند و این در طول این 1400 سال تاریخ اسلام بوده است. من حضرت علی ابن ابی طالب را سال گذشته شناختم، سال گذشته متوجه شدم پنج سال نبرد داخلی حکومت با قاسطین، مارقین و ناکثین یعنی چه؟ هشت سال دفاع مقدس و جنگ با عراق که مانند جنگ آقا رسول الله(ص) برای آوردن و معرفی دین بود. اما تاسف برای وقتی است که در جبهه ای قرار می گیری که در مقابلت، فرزند خودت هست، اقوام و دوستانت هستند،... که چقدر سخت است. این مسمومیت هنوز که هنوز در درون جامعه و خانواده ها وجود دارد.

وقتی که از جبهه و جنگ بر می گشتی، مردم تکریمت می کردند و با استقبال از تو پذیرایی می کردند، به آغوشت می کشیدند. اما سال گذشته خوب فهمیدی وقتی که علی(ع) از جنگ داخلی برگشت، زن‌ها در کوچه و پس کوچه به امیرالمومنین(ع) فحاشی می کردند که تو شوهرم را، پسرم را کشتی و آقا سر به پایین می انداختند و جواب نمی دادند. شما این را کی متوجه شدید، موقعی که بر ضد شما شعار می دادند "بسیجی ما مثل تو نیستیم پول بگیریم بایستیم" و شعار "ما اهل کوفه نیستیم" تو را زیر سوال می بردند.


وای از جنگ داخلی! به ما هم امیر المومنین(ع) و هم امام روح الله سفارش کرد‌اند که جبهه را گسترده کنید و به درون کشورهای اسلامی بکشید، مرزها را فراتر از مرزهای خود ببرید، چرا که امیر المومنین فرمودند که اگر جنگ را خارج از مرزهای خود نبرید، باید در کوچه و پس کوچه های خودتان جنگ داخلی کنید. وقتی حرف های امام روح الله را گوش ندهیم، آن‌وقت باید در داخل درگیرت کنند.
 
قرار گذاشته بودند که این اتفاق بیافتد یعنی با یک شیب ملایم از حذف تفکرات امام روح الله به حذف خلف صالحش برسند و بگویند که اگر اجراییات دست ما باشد، کار را تمام می کنیم.
 
اما این روند طبیعی! از سوی مردم حزب الله پذیرفته نشد. بر خلاف تمام پیش‌بینی‌هایی که این جریان کرده بود، داستان از یک جایی دوباره برگشت. در انتخابات سوم تیر 84 بر اساس همه تحلیل هایی که در دانشگاه و در جامعه می کردند یا باید بر اساس آن شیب به معین رای داده می شد یا دوباره هاشمی بر سر کار می آمد. اما در 3 تیر84 ناباورانه یک نه بزرگ به جریان حاکم و قلدرمابانه زر و زور وتزویر گفته شد که باعث غافل گیری همگان شد.

اصلا کسی باور نمی کرد چرا که این رای مردم، رای به احمدی نژاد نبود. در مقابل او کسانی کاندیدا شده بودند که هر فرد دیگری هم می آمد که سالم بود، چهره‌اش چروکیده تر از احمدی نژاد بود، یک برگ جرم اقتصادی و زد و بند اقتصادی نداشت و مهم‌تر از همه احیاگر تفکر امام روح الله بود و انقلابی تر از احمدی نژاد حرف می زد، مردم قطعاً به او رای می دادند. در مقابل این تفکر، تفکرات انحرافی دیگری بود و چراغ سبزهایی که به آمریکا نشان می‌دادند و حرف های دو پهلویی که می زدند، همگان در خاطرشان هست.
 
اغلب بعید می دانستند که تفکرات امام روح الله بار دیگر به جامعه (مدارس، دانشگاه و حوزه ها) بر گردد. من نمی دانم که این آب از جوی رفته با چه قدرت و عنایتی برگردانده شد. ورق برگشت و تمام تحلیل هایی که داشتند، اشتباه درآمد چون رفته بودند که کار را تمام کنند و قطعا اگر دوباره بر می گشتند، کارشان را با آقا یک‌سره می کردند. به تعبیر حضرت آقا که در همین قم خدمت شما فرمایش کردند این روزها می فهمیم که از 15 سال پیش برای فتنه برنامه ریزی کرده بودند. در این چهار سال هم نشستند و داستان را بستند و کلید فتنه با یک رمز تقلب در انتخابات گذشته زدند و دیدیم که چه شد!
 
داستان در این هشت ماه فتنه ادامه پیدا کرد تا که به داستان روز عاشورا رسید، در قصه روز عاشورا آن اتفاق بزرگ افتاد و همه فهمیدند مسئله چیست وقتی شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه داده شد، تازه مردم فهمیدند که داستان چیست! اگر چه که باز هم حزب الله در صحنه بود اما خط مقدم مشکل داشت. دشمن با فاصله دو گام تا بیت رهبری قرار داشت و آن خیانت ها را کردند. نمی دانم برخی از آقایان منتظر چه هستند منتظر هستند که ادای مختار را دربیاورند؟ سر امام را بالای نیزه ببرند و در خیابان ها اهل بیت اش را بچرخانند، چندین ماه بعد مختار پیدا شود! روزی که رهبر فریاد "این عمار" می زند، آن روز وقت عمل است نه این که بعد بیایید و ادای مختار را دربیاورید، مختار به چه کار می آید؟


رهبر معظم انقلاب فرمودند که زیاد مانند مختار آمدند و شهید هم شدند اما فایده ندارد، حادثه عاشورا یک صبح تا ظهر است و هرکس هر جایی بود و خودش را رساند، می تواند پای رکاب آقا اباعبدالله کربلا را درک بکند و زمانی که آن مقطع تاریخی گذشت، باید تواب بشوی، مختار بشوی و کار از کار گذشته است.
 
این تحصن‌ها و اعتراض‌ها نشان می دهد که جامعه درک واقعی دارد و نمی خواهد دوباره ادای مختار را دربیاورد. موسوی کروبی و خاتمی کار را به جایی رساندند که برای اهدافشان رفتند به سراغ پول های کثیف، در چه جهتی؟ در جهت حمایت از انقلاب مصر؟ البته داستان به این حرف‌ها ختم نمی شود. این اتاق فکری که دارد جریان را وارد این گونه مسائل می کند در اختیار این آدم های احمق و آلزایمر گرفته داخلی نیست، موسوی خاتمی و کروبی اصلا عقل‌شان به این حرف‌ها نمی رسد، احمق تر از این حرف‌ها هستند. باید توجه کرد که مرکز و اتاق فکر فتنه در دست امثال موسوی خوئینی‌هاست و باید دید که دیگر عوامل پشت پرده فتنه چه کسانی هستند؟ این چیزی است که ما از سیستم امنیتی و قضایی می خواهیم. اگر ریشه فتنه را آشکار نکنیم، در دوره بعد انتخابات هم ممکن است دوباره با تغییر چهره برگردند و مثلاً بگویند دنبال کسی باشید، که سید باشد، عینکش قشنگ باشد، از اقوام امام باشد... و دوباره روز از نو و روزی از نو...
 
این منشور روحانیت برای این روزها نوشته شده است که امام می فرمایند: "اینجانب کراراً گفته ام که روحانی نمای غیر مهذب و در غیر خط اسلام از ساواکی برای اسلام و جمهوری اسلامی خطرناک‌تر است و در هر صورت احمد در این باره از خط اسلام و خط روحانیت متعهد پیروی می کند و امید است که انشاءالله تعالی در این خط مستقیم که صراط الله است پایدار باشد" وصیت نامه را برای این می نویسند که بگویند ما هوشیاریم. نمی خواهد به نام امام(ره) دو میلیارد پول بدهید برای ساخت فیلمی که نه امامش، امام ماست و نه حتی فکر کنم که امام شما آلزایمر گرفته ها باشد. از کجا می آورید چنین پول‌هایی را خرج می کنید؟ اگر دروغ است بیایید تکذیب کنید، مرد هستید تکذیب کنید شماها با این پول فیلم ساختید یا اینکه مانتوهای فیروزه ای خریدید برای کف خیابان ها و برای راه اندازی اغتشاشات، اگر شرف دارید تکذیب کنید...
 
سخنان امام خمینی هم در دانشگاه ها و هم در حوزه و صدا وسیما سانسور می شود و برخی ها نمی خواهند بگذارند که تفکر اسلام ناب که همان تفکر امام است، گسترش پیدا کند چون سر سازش با ظلم و کفر را ندارد، که انشاء الله آگاهی ایجاد شده در مقابل این جریان خواهد ایستاد.


ایران بار دیگر علیه فتنه خروشید +عکس
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی
تأکید بر مفسد فی‌الارض بودن سران فتنه و هشدار در مورد ریاست خبرگان

 نمازگزاران جمعه در کشورمان امروز پس از نماز بار دیگر به خیابان‌ها آمدند تا در مقابل آشوب صهیونیستی  روز 25 بهمن که کارگزاران آن سران داخلی فتنه به عاملیت امریکا و اسرائیل بودند و هیچ انگیزه‌ای جز مشابه‌سازی ایران و مصر نداشتند،‌به افکار عمومی دنیا که رسانه‌های غربی آن‌ها را مدیریت می‌کند، این پیام جدی را مخابره کنند که هیچ وجه تشابهی میان معترضان میلیونی به دیکتاتوری حسنی مبارک در مصر با آشوب‌های سطل آشغالی کمتر از 10 هزار نفر در تهران وجود ندارد.

 
به گزارش رجانیوز، در حالی که روز چهارشنبه نیز مردم تهران با حضور در مراسم تشییع پیکر شهید صانع ژاله، به‌طور جدی درخواست محاکمه و اعدام سران فتنه به جرم افساد فی الارض و محاربه را مطرح کرده بودند، در مراسم امرو نمازجمعه نیز از همان زمان که آیت‌الله جنتی پشت تریبون قرار گرفت، فریاد "مرگ بر فتنه‌گر" و "موسوی و کروبی اعدام باید گردند" در فضای دانشگاه تهران طنین‌انداز شد.
 
امام جمعه تهران نیز در واکنش به درخواست محاکمه و اعدام سران فتنه تأکید کرد که اکنون آن‌ها در واقع ساقط و معدوم شده‌اند. آیت‌الله جنتی البته یک درخواست حداقلی مردم را از تریبون نمازجمعه بیان کرد و گفت که دستگاه قضایی باید سران فتنه را حصر خانگی کند.
 
در عین حال، پس از اقامه نمازجمعه در تهران و شهرستان‌ها مردم برای رسوا کردن جنبش صهیونیستی به خیابان‌ها آمدند. در تهران، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران سخنران مراسم بود که با بیان اینکه برخی خواص بی‌بصیرت با سکوت خود 20 ماه جریان فتنه را حیات بخشیدند، تأکید کرد که اکنون آخرین فرصت برای خواص برای اعلام برائت از سران فتنه است.
 
راهپیمایان با سردادن شعارهای "مرگ بر موسوی "، "مرگ بر کروبی "، "مرگ بر خاتمی "، "هاشمی هاشمی بصیرت بصیرت "، "کروبی بی‌سواد عامل دست موساد "،‌ "موسوی بی‌مرام دشمن راه امام "،‌ "ملت ما بیدار است از فتنه‌گر بیزار است "، "ما ملت ایرانیم از فتنه‌گر بیزاریم "، "حرف ما یک کلام محاکمه والسلام "، "کروبی، بی بی سی پیوندتان مبارک "، "عامل آمریکایی اعدام باید گردد "، "فتنه‌گر و آشوب‌گر اعدام باید گردند "، "مجلس انقلابی تشکر تشکر "، "ای رهبر بت‌شکن بت نفاقو بشکن " و "خبرگان جای منافقین نیست" ضمن ابراز خشم و انزجار از سران فتنه و برخی خواص بی‌بصیرت، از دستگاه قضایی کشور خواستند تا هر چه سریع‌تر سران فتنه محاکمه شوند. 
 
 
راهپیمایان همچنین پرچم‌های کشورمان و پرچم‌های "لبیک یا خامنه‌ای " و با در دست داشتن تراکت‌هایی با مضامین "تا پای جان حامی انقلابیم "، "سران فتنه اعدام باید گردند "، "توطئه و اغتشاش نوکری آمریکاست "، "صبر ملت به سر آمده، سران فتنه را اعدام کنید "، "خواص بی‌بصیرت، ضددین و شریعت "، "مسئولان قضایی! مردم در صحنه‌اند از چه می‌ترسید؟" در دست داشتند.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی ذوالنور برخی توطئه‌های دشمنان ملت ایران در طول 32 سال گذشته را یادآوری کرد و در ادامه گفت: فتنه‌گران با حمایت همه‌جانبه دشمنان نظام اسلامی ایران از سال‌ها پیش، انتخابات دهم ریاست‌جمهوری را هدف قرار داده و با برنامه‌ریزی‌های خود سعی داشتند با نفوذ در بدنه اجرایی و فرهنگی کشور به تخریب آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران بپردازند.  دشمنان انقلاب اسلامی فتنه سال گذشته را به وجود آوردند و سعی داشتند بر افکار عمومی مردم سوار شوند و با حمایت گسترده رسانه‌های خود از جمله بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، فیس‌بوک، توئیتر و... به عملیات روانی دست زدند. 
 
وی خاطرنشان کرد: استکبارجهانی با حمایت عمال داخلی خود سعی داشتند با ایجاد راهپیمایی عده‌ای موهوم و جیره‌خوار به اهداف خود برسند و دروغ‌های خود را واقعیت جلوه دهند تا اعتبار ملی را مخدوش کرده و هنجارهای جامعه را بشکنند. فتنه‌گران در فتنه سال گذشته و پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری از خطوط قرمز عبور کردند و سعی داشتند با اقدامات خود به براندازی نظام اسلامی ایران بپردازند اما شکست خوردند. 
 
ذوالنور در خصوص نقش برخی از خواص بی‌بصیرت در شعله‌ور شدن فتنه‌ها در کشورمان، گفت: در جریان فتنه سال گذشته و اخیر برخی از خواص بی‌بصیرت با سکوت مخرب سعی کردند بذر نفاق را بکارند و همچنین با سکوت معنادار خود در پازلی قرار گرفتند که ایادی استکبار جهانی برای‌ آنها فراهم کرده بودند اما مردم مسلمان ایران با صفوف فشرده مانع این فتنه‌انگیزی‌ها شدند. 
 
وی در ادامه تاکید کرد: جمعی از آشوب‌گران در فتنه‌گری‌های یک سال و چند ماهه خود کمونیست‌ها، منافقان، سلطنت‌طلبان، انجمن پادشاهی و سایر گروهک‌های معاند را در کنار خود قرار دادند و با چهره‌های گریم‌کرده سعی داشتند زیر پرچم امام(ره) به تخریب آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران بپردازند. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران خاطرنشان کرد: برخی خواص بی‌بصیرت با سکوت خود زمینه‌ای را فراهم کردند که سران فتنه با ارتکا به آنان همچنان به راه خود ادامه دهند و حتی با سخنان دو پهلو سعی داشتند جریان توهین به امام(ره)‌ و توهین به عزاداران حسینی را مخدوش کنند. 
 
وی با تاکید بر اینکه خواص بی‌بصیرت با سکوت خود 20 ماه جریان فتنه را حیات بخشیدند اما مردم ایران اسلامی در 22 بهمن و 9 دی سال گذشته و 22 بهمن امسال با حضور 50 میلیونی در سراسر کشور تاکنون این توطئه‌ها را خنثی کرده‌اند، اظهار داشت:‌ فتنه‌گران از قبل کسب آمادگی کرده بودند تا 22 بهمن امسال را تبدیل به اغتشاش کنند و پیش از 22 بهمن امسال نشستی را برگزار کردند اما موسوی خوئینی‌ها یعنی همان مرد خاکستری فتنه در این جلسه اعلام داشت "اگر در 22 بهمن به فتنه‌انگیزی بپردازیم و حرکتی را انجام دهیم مردم ما را له می‌کنند و حیات‌مان برباد خواهد رفت."
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به اینکه فتنه‌گران سعی داشتند در 21 بهمن و یک روز پیش از راهپیمائی عظیم 22 بهمن‌ دست به اغتشاش‌آفرینی کنند، خاطرنشان کرد: ملت ایران با حضور میلیونی خود در 22 بهمن طرح فتنه‌گران را ناکام گذاشتند اما ایادی استکبارجهانی که اکنون حیاتشان را در جهان عرب در خطر می‌بینند و شاهد خیزش مردمی در کشورهای مصر، تونس، یمن و ... هستند با طراحی فتنه در 25 بهمن سعی داشتند اتحاد ملت ایران را هدف قرار دهند. 
 
وی با اشاره به اینکه فتنه‌گران با اغتشاش‌آفرینی در 25 بهمن سعی داشتند ذائقه شیرین مردم را در حضور میلیونی خود در 22 بهمن تلخ کنند و حرکت پرشور مردمی را تحت تاثیر قرار دهند، بیان داشت: رسانه‌های غربی نیز بر طبل فتنه‌انگیزی‌ها در روز 25 بهمن کوبیدند چون اکنون مجبورند شکست آمریکا را در خاورمیانه و جهان عرب اعتراف کرده و اعلام کنند. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران با تاکید بر اینکه سران فتنه فکر می‌کردند می‌توانند جمعیت عظیمی را در روز 25 بهمن به خیابان‌ها بریزند، گفت: ملت ایران که اکنون گره دم سران فتنه را با استکبارجهانی دریافته‌اند، با سران فتنه همراهی نکرده و تنها مشتی اراذل و اوباش و کسانی که از مردم و انقلاب اسلامی ایران دلخورند به فتنه‌انگیزی پرداختند. 
 
وی ازود: اغتشاش‌گران در خیابان‌های آزادی و انقلاب اسلامی خون شهیدانی چون "صانع ژاله " را به کف خیابان‌ها ریختند و این امر موجب شد تا خواصی که تا دیروز سکوت اختیار کرده بودند، بیدار شوند و به صراحت اعلام کنند سران فتنه با استکبارجهانی در یک مسیر حرکت می‌کنند. 
 
ذوالنور در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه تجمع مردمی امروز پیام‌های متعددی را دارد، خاطرنشان کرد:‌ اولین پیام خطاب به مقام معظم رهبری است. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران اظهار داشت: ملت ایران بارها به مقام معظم رهبری پیام داده‌اند که هستی و حیات‌مان در دفاع از آرمان‌های امام(ره)، ولایت‌فقیه و انقلاب اسلامی ایران است. 
 
وی افزود: ای مولا و سرور ما، ما خود را آماده کرده‌ایم و منتظر اشاره شما هستیم که اگر اشار‌ه‌ای بفرمائید تا پای جان در راه اعتلای نظام اسلامی ایران حرکت ‌خواهیم کرد. 
 
ذوالنور تاکید کرد: ملت ایران با بصیرت خود همواره نشان دادند اگر مسئولان مربوطه با فتنه‌گران برخورد نکنند و اگر دوباره فتنه‌گران فراخوانی را اعلام کنند و در خیابان‌ها حضور پیدا کنند این بار دیگر زیر پای ملت نابود خواهند شد. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران بیان داشت: پیام دوم این تجمع مردمی به مسئولان تصمیم‌گیر و قوه‌قضائیه است و از زبان مردم به رئیس قوه‌قضائیه و مسئولان این قوه اعلام می‌کنم که تا به حال فرصت دادیم و سران فتنه مورد مدارا قرار گرفته‌اند. 
 
وی افزود: تاکنون به سران فتنه اجازه داده شده است تا باطن خبیث خود را نشان دهند و نقاب نفاق خود را از صورتشان بکشند اما دیگر صبر این مردم بسر رسیده و درخواست ملت ایران از دستگاه قضائی کشور اشد مجازات اسلامی برای سران فتنه است. 
 
ذوالنور در ادامه گفت:‌ پیام سوم این تجمع مردمی خطاب به خواص جامعه است. خواص کشورمان در چند دسته طبقه‌بندی می‌شوند و طبقه اول کسانی هستند که با سران فتنه همراهی داشتند اما به تدریج خود را از فتنه‌گران کنار کشیده و به صفوف ملت ایران ملحق شدند. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران تاکید کرد: قشر دوم از خواص جامعه افرادی هستند که از مسئولان و سیستم اجرائی کشور ناخرسندند اما با سکوت خواسته و یا ناخواسته خود جبهه مقابل ملت ایران را تقویت کرده‌اند. 
 
وی تصریح کرد: قشر سوم از خواص بی‌بصیرت افرادی هستند که مطامع شخصی و منافع و مصلحت خانواده و عشق به فرزندان را واجب‌تر از آرمان‌های انقلاب می‌بینند و عملاً با حضور در تریبون‌ها از انقلاب اسلامی فاصله گرفته‌اند. 
 
ذوالنور تاکید کرد: امروز می‌بینیم که ملت ایران یک صدا بر علیه سران فتنه موضع‌گیری کرده‌اند و لذا به این‌گونه خواص اعلام می‌‌کنیم، پیام ملت ایران این است که اگر بر علیه سران فتنه موضع‌گیری شفاف نکنید، ملت ایران برای همیشه شما را زیر خروارهای شعار خود مدفون و حصر ابدی خواهد کرد و این آخرین فرصت برای این خواص است. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران تصریح کرد: آخرین پیام این تجمع مردمی خطاب به استکبارجهانی است. استکبارجهانی باید بداند که ملت ایران پای آرمان‌های خود ایستاده و در عرصه‌های مختلف همواره امتحان پس داده است. 
 
وی افزود:‌ آنچه که در حال حاضر در دنیا اتفاق می‌افتد به برکت ایستادگی ملت ایران است و اگر در مصر، تونس و سایر کشورهای عربی فریاد الله‌اکبر را می‌شنویم به برکت ایستادگی مردم ایران اسلامی است. 
 
ذوالنور در پایان خاطرنشان کرد:‌ استکبار جهانی بداند ملت ایران تا آخرین قطره خون خود از ولایت‌فقیه و انقلاب اسلامی ایران حمایت خواهد کرد.
 
به گزارش فارس، مردم تهران در تجمع اعتراض‌آمیز خود علیه سران فتنه و اغتشاشگران تاکید کردند که موسوی و کروبی مفسد فی‌الارض هستند و قوه قضائیه باید آنها را به سزای اعمالشان برساند.
 
متن کامل قطعنامه پایانی تجمع امروز جمعه 29 بهمن 89 نمازگزارن تهرانی در محکومیت اغتشاشات 25 بهمن فتنه گران در تهران به شرح ذیل است: 
 
در حالی که انوار تابناک انقلاب اسلامی و پژواک فریادهای دشمن‌شکن و ضداستعماری و استبدادی نهضت ملت بصیر و آزادیخواه ایران به رهبری پربرکت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) با در نوردیدن مرزهای جغرافیایی و سیاسی، آزادی و رهایی ملت‌های مسلمان منطقه و جهان را نوید می‌دهد و بارقه‌های بیداری اسلامی با رویش جوانه‌های انقلاب در اقصی نقاط عالم ارکان سلطه نظام استکبار جهانی را به لرزه افکنده است، عمله‌های سیاسی آمریکا و رژیم اشغالگر اسرائیل که بقاء خویش را در ادامه فتنه‌گری می‌بینند برای اثبات نوکری و وابستگی خود با فراخوانی مذبوحانه و دعوت از مشتی منافق و تفاله‌های سلطنت طلب و اوباش ضدانقلاب برای ایجاد اغتشاش در بیست و پنجم بهمن ماه با هدف خوشنودسازی بیگانگان و امید دادن به دشمنان دین و ملت و فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای رسانه‌های بیگانه و شبکه‌های صهیونیستی و آمریکایی کوشیدند تا با انتقام‌گیری از استقامت و استواری ملتی بصیر که با تکیه بر مواضع هدایت‌گرانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دفاع از اصول و آرمان‌های ارزشی انقلاب اسلامی جریان نفاق و برانداز را در نهم دی و بیست و دوم بهمن سال 88 در گورستان خشم و نفرت خود دفن نمود. 
 
فضایی از رعب و وحشت را برای سرپوش نهادن به شکست‌های پی در پی و مفتضحانه اربابان خارجی خود و کم سو نمودن فروغ بیداری اسلامی در منطقه ایجاد نمایند اقدام رذیلانه‌ای که برگ ننگین دیگری را بر پرونده سراسر سیاه و خائنانه سران فتنه و جبهه نفاق نوظهور افزود. 
 
اکنون در آستانه ایام ولایت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی و آغاز هفته وحدت ما شرکت کنندگان در این تظاهرات اعتراض آمیز در اوج خشم و نفرت نسبت به فتنه‌افروزی و وحدت شکنی جریان نفاق نوظهور و همصدایی سران فتنه با معاندان شناخته شده انقلاب و نظام اسلامی مواضع انقلابی خود را با ندای توحیدی الله اکبر اعلام می‌داریم: 
 
1- حماسه‌سازان شگفتی آفرین بیست و دوم بهمن، سناریوی دروغین حمایت از مردم مصر و دعوت سران فتنه برایایجاد هرج و مرج و اغتشاش در بیست پنجم بهمن ماه را تلاشی مذبوحانه برای محو حلاوت و شیرینی دستاوردهای حضور میلیونی ملت شجاع و قهرمان ایران اسلامی در راهپیمایی یوم الله بیست و دوم بهمن که بر اساس عشق و ارادت به امام و خط اصل آن پیرمرداد در پیروی از ولایت فقیه به حماسه‌ای عظیم برای نمایش ایمان و بصیرت و وحدت و پیوند دوباره ملت با آرمان‌های انقلاب اسلامی تبدیل گردید دانسته و آن راخدمت به دشمنان اسلام و اقدامی در جهت جلوگیری از بازتاب همبستگی ملی و حمایت مردم شریف ایران از قیام ملت به پا خواسته مصر می‌داند و آن را شدیدا محکوم می‌نماید. 
 
2- راهپیمایی شکوهمند بیست و دوم بهمن ماه همه ساله موج بزرگی از امید و خودباوری را در دل شیفتگان انقلاب اسلامی و مردم آزادیخواه جهان نسبت به استحکام و عزت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی و ناامیدی و یأس را در اردوگاه دشمنان کوردل نسبت به عدم تأثیر توطئه‌های گوناگون استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا بر علیه نظام و انقلاب ایجاد می سازد. ما تظاهرکنندگان دعوت به اغتشاش در بیست و پنجم بهمن را عدم همراهی آشکار سران فتنه با ملت بزرگ ایران و به رسمیت نشناختن بیست و دوم بهمن به عنوان روز حاکمیت و پیروزی ملت ایران بر کفر و نفاق و استکبار جهانی توسط مردگان سیاسی دانسته و این دعوت را اعلام رسمی جداسازی راه سران فتنه و عوامل وابسته‌شان از اقیانوس عظیم ملت بزرگ ایران و دوری از صراط مستقیم نهضت و انقلاب اسلامی و پشت کردن به آرمان های امام راحل و مقام معظم رهبری می‌دانیم و خواستار برخورد شدید دستگاه‌های انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی با عوامل داخلی و پیاده نظامان رژیم صهیونیستی می باشیم. 
 
3- ملت ایران آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی را دشمنان اصلی انقلاب اسلامی و سیاست‌های استعماری آنان را اقدامی در جهت چپاول و غارت کشورهای اسلامی و مردم مسلمان می‌داند و هر اقدامی که موجب خوشحالی تأیید و تشویق استکبار جهانی و همپیمانانشان شود را خوش خدمتی و ابراز نوکری به بیگانگان قلمداد نموده و بازی علنی موسوی و کروبی در پازل آمریکا و انگلیس و رژیم جنایتکار اسرائیل و نقش‌آفرینی در سناریوی طراحی شده توسط دشمن را خروج آنان از آرمان‌های امام و انقلاب و مخالفت با اراده و خواست ملت شریف ایران و عمق وابستگی و انحراف سران فتنه دانست و نفرت و انزجار و برائت خود را از حامیان خارجی و داخلی آنان اعلام می‌داریم. 
 
4- شنیدن صدای نفاق و ورشکستگان سیاسی و تفاله‌های رژیم نگون بخت سلطنتی از حلقوم موسوی وکروبی و اقدام جنایتکارانه عوامل مزدور و در ایجاد اغتشاش و آشوب و شهید و مجروح نمودن تعدادی از هموطنان عزیز بار دیگر پرده از چهره خبیث مهره‌های سوخته استکبار و لاشه‌های متعفن سیاسی فتنه 88 برداشت و نشان داد که اتحاد پلید و شوم جیره‌خواران و وابستگان مزدور روی دیگری از نفاق نوظهور و تلاش استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل برای گشودن راهی است که در سال 1360 با عزم و اراده راسخ و استوار ملت غیور و موضع سرسختانه امام عزیز مسدود و منجر به فرار معاندان جنایتکار و پناه گرفتن آنان در زیر چتر حمایتی صدام جنگ افروز و خون آشام گردید لذا ملت ایران پیوستن موسوی و کروبی به اردوگاه جبهه کفر و نفاق و تحرکات مذبوحانه آنان را از ادامه اقدامات کور و جنایتکار منافقان به دستور اربابان خارجی‌شان دانسته و آن را شدیدا محکوم می‌نماید. 
 
5- اکنون که هدایت‌های روشنگرانه رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی و خویشتن‌داری مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی و صبر ملت غیرتمند ایران نتوانسته است سران گمراه فتنه را از جهالت و خواب غفلت بیدار نموده و آنان را از سقوط در جهنم پستی و رذالت و همراهی با دشمنان دیرینه اسلام و انقلاب اسلامی باز دارد ملت آزاده و شهید پرور ایران اجازه نخواهند داد مشتی قدرت‌طلب خود فروخته و ایادی درونی استکبار با عصیان و گردنکشی ارزش‌های اسلامی را به تمسخر گرفته و آرامش جامعه را بازیچه حقد و کینه و خودخواهی قرار دهند و علیرغم آغشته بودن دستان کثیفشان به خون جوانان عزیز از مجازات گریخته و با قرار گرفتن در حاشیه امن همچنان با صور بیانیه‌ای فتنه‌انگیز زمینه خوش رقصی برای دشمنان انقلاب اسلامی به سرکردگی شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار و اذاب داخلی‌شان را فراهم نمایند. 
 
6- باتوجه به فرمایش قاطعانه حضرت امام که فرمود "کسانی که دعوت به راهپیمایی غیرقانونی و اغتشاش می‌کنند
 مفسد فی‌الارض هستند "، شرکت کنندگان در این تظاهرات اعتراض‌آمیز، موسوی و کروبی را مصداق بارز فرمایش آن حضرت دانسته و ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های داغداری که از خرداد سال 88 تاکنون فرزندانشان آماج تیر کینه و بغض منافقان و وطن‌فروشان قرار گرفته‌اند سران فتنه را مسئول تمامی خون‌های به ناحق ریخته شده و همچنین خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از اغتشاشات و آشوب‌های فتنه‌گران می‌داند و با محکوم کردن هرگونه کوتاهی و تعلل در انجام وظیفه نهادهای مربوطه و درخواست اشد مجازات برای سران فتنه از قوه قضاییه مصرانه می‌خواهیم تا فوری و بی‌درنگ به شکایات واصله رسیدگی و با محاکمه موسوی و کروبی که هدفی جز شکستن اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی و خدمت به دشمنان اسلام و انقلاب ندارند مزدوران استکبار را به سزای عمل خیانتکارانه خود برسانند. 
 
7- باتوجه به مواضع روشنگرانه رهبر حکیم انقلاب اسلامی و آشکار شدن اهداف اقدامات ساختارشکنانه سران فتنهملت ایران از خواص خاموش و دارای مواضع مبهم و دوپهلو می‌خواهد تا ضمن پرهیز از گفتار و رفتار بیگانه پسند و ریختن آب به آسیاب فرصت‌طلبان در اسرع وقت مواضع خود را به صورت روشن دقیق و واضح نسبت به سران فتنه و حامیان بیگانه آنان اعلام نمایند. 
 
8- ملت هوشیار و بصیر ایران بار دیگر حمایت خود را از قیام مردم مصر که با الگو قرار دادن انقلاب اسلامی می‌رود تا طومار فرعونیان زمان را در هم پیچد اعلام داشته و رساترین پاسخ به اقدامات رذیلانه و تبلیغات پوچ و دروغین رسانه‌های آمریکا، انگلیس، اسرائیل غاصب و همپیمانانشان را پیروز کامل از فرامین رهبر معظم انقلاب اسلامی و حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی و ادامه راه شهیدان گرانقدر راه استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی می‌داند.

طراحی تیم‌های‌ترور منافقین برای‌ناآرامی و ادامه‌ کشته‌سازی‌در تهران
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: جنبش سبز ، سازمان منافقین ، ترور

گروهک منافقین که در طی دو روز گذشته با ارسال پیام‌های صوتی متعدد به تلفن‌های شهروندان تهران از مبدأ امریکا و برخی کشورهای اروپایی از آن‌ها برای حضور در فراخوان غیرقانونی امروز دعوت می‌کرد، با نفوذ دادن تیم‌های ترور خود قصد دارد پروژه ایجاد ناآرامی در سناریوی کشته‌سازی را به‌طور جدی دنبال کند.

 
به گزارش رجانیوز، در فراخوان برای حضور در تجمع غیرقانونی امروز، نقطه خاصی تعیین نشده و با اعلام میادین اصلی شهر، عملاً تیم‌های ترور منافقین قصد ایجاد رعب و وحشت کور در مناطق مختلف شهر را دارند.
 
در تماس‌های تلفنی با شهروندان تهرانی از مبدأ خارج از کشور برای حضور در فراخوان امروز به‌طور گسترده دعوت شده است.
 
این در حالی است که پس از اعمال محدودیت برای موسوی و کروبی، آن‌چنانکه بی‌بی‌سی فارسی روز جمعه به نقل از اصغر رمضان‌پور مدیرکل مطبوعات در دوره مهاجرانی و تحلیل‌گر ارشد فعلی این شبکه عنوان کرد، هدایت جریان فتنه به‌طور کامل به بیرون منتقل شده است. در این زمینه علی افشاری ضد انقلاب مقیم امریکا نیز اعلام کرده که در شرایط فعلی دیگر موسوی توانایی و شخصیت رهبری جنبش را ندارد و شورای هماهنگی راه سبز امید که به تازگی در امریکا تشکیل شده باید رهبری جنبش را در دست بگیرد.
 
همچنین مشابه روز 25 بهمن، سایت وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی نیز برای آشوب‌های امروز صفحه ویژه ایجاد کرده و حتی از روز گذشته شعارهای پیشنهادی را با جهت‌گیری حمایت صرف از موسوی و کروبی بر روی خروجی قرار داده است.
 
در عین حال، منابع امنیتی معتقدند شکست پروژه کشته‌سازی برای جریان فتنه در روز 25 بهمن که با درایت خانواده‌های دو شهید و با توجه به سوابق آن‌ها و حضور انقلابی مردم در مراسم تشییع و تدفین ناکام ماند، جریان فتنه را که اکنون مرکز طراحی آن به‌طور کامل در خارج از کشور است و تعداد معدودی از آشوب‌گران فقط نقش پیاده نظام آن را ایفا می‌کنند، به این نتیجه رساند که باید با کلید زدن فاز جدید آشوب، این پروژه را ادامه دهند.
 
در این زمینه، تعدادی از تیم‌های ترور منافقین با همکاری برخی از خانواده‌های معدومین قصد دارند در چند نقطه غیرمشخص شهر با استفاده از پوشش تجمعات غیرقانونی به صورت کور شهروندان را هدف گلوله قرار دهند و فاز مقابله مسلحانه با نظام را علنی‌تر از قبل کنند.
 
تجمع‌های جزیره‌ای و کوچک اما با سطح خشونت بالا و انبوه‌سازی در کشته‌ها با اقدام مسلحانه برنامه مشخص تیم عملیاتی آشوب‌های امروز است.

طراحی مستقیم ضدانقلاب برای غائله 25 بهمن
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز
ارتقاء درجه موسوی و کروبی از "سران فتنه" به‌ "سران ضدانقلاب"

جنس غائله هفته گذشته 25 بهمن که با بی‌اعتنایی کامل مردم تهران به تحریک‌های ضدانقلاب ناکام ماند، با فتنه 88 متفاوت بوده و این حرکت را نمی‌توان در ادامه ماجرای سال گذشته و پتانسیل جریان فتنه دانست که سال گذشته در 9 دی و 22 بهمن پرونده آن بسته شده بود.

 
حجم فراخوان برای حضور خیابانی در روز 25 بهمن از روز قدس سال 88 به بعد بی‌سابقه بود، به‌طوری که گروهک‌های مختلف از جمله منافقین، ریگی، رضا ربع پهلوی و... نیز به این فراخوان پیوستند. این فراخوان‌ها در شرایطی بود که شرایط برای دیکتاتور مصر به‌عنوان متحد اصلی امریکا و رژیم صهیونیستی به‌شدت سخت شده و غرب نیاز داشت برای تغییر نقطه کانونی توجه افکار عمومی و سرشکن کردن آن، جبهه‌های جدیدی به نفع خود در سایر نقاط به‌ویژه ایران باز کند.
 
بر این اساس، موسوی و کروبی به‌عنوان کارگزار پروژه امریکایی- صهیونیستی به صحنه آمده و برای روز 25 بهمن فراخوان دادند. این در حالی بود که شرایط با سال 88 کاملاً متفاوت بود و اگر در سال گذشته امریکا و اسرائیل تلاش می‌کردند از فضای موجود و ایجاد ناآرامی‌های به نفع خود فرصت‌سازی و بهره‌برداری کنند، مجبور بودند از شرایط جدید برای دفع تهدید از خود استفاده کنند.
 
با این حال، بی‌اعتنایی مردم تهران به این غائله ضدانقلاب (حضور کم‌تر از 10 هزار نفر در تهران 10 میلیونی) و خروش ایران در واکنش به این تحرک در تشییع جنازه شهید ژاله و به‌ویژه راهپیمایی پس از نمازجمعه هفته گذشته، نشان داد که پتانسیل ضدانقلاب برای تهییج و ایجاد ناآرامی به مراتب پایین است.
 
اما پس از این غائله ناکام، ارتباطات موسوی و کروبی به‌عنوان کارگزاران اصلی غائله ضدانقلاب محدود شد، چرا که این ارتباطات عموماً ضد امنیتی و منجر به اقدامات آن‌ها علیه امنیت ملی می‌شد. انتشار دو بیانیه منسوب به این دو نفر پس از روز 25 بهمن نیز در حالی که سایت‌های ضدانقلاب خبر حصر خانگی و قطع ارتباطات آن‌ها را بازتاب داده بودند، دم خروس دروغ‌گویی این جریان را بیرون زد و بلافاصله مشخص شد بیانیه موسوی را اردشیر امیرارجمند رابط موسوی با سرویس‌های جاسوسی و منافقین و بیانیه کروبی را مجتبی واحدی نوشته است.
 
در عین حال، قطع ارتباطات موسوی و کروبی و پس از آن دعوت ضدانقلاب برای حضور مجدد خیابانی در روز یکم اسفند، نظریه سرپل بودن این دو نفر را کاملاً تأیید کرد و حتی اصغر رمضان‌پور سردبیر ارشد بی‌بی‌سی روز جمعه تأکید کرد که از این به بعد پیام‌ها مستقیماً از خارج ارسال می‌شود.
 
اما در شرایط جدید که جریان ضد انقلاب به‌طور کامل طراحی و هدایت غائله‌ها را در دست گرفته، به‌نظر می‌رسد شرایط ویژه و مصلحت‌هایی که سال گذشته نظام در برخورد با جریان فتنه به‌ویژه موسوی و کروبی لحاظ می‌کرد، دیگر چندان معتبر نیست و برخوردها باید کاملاً در چارچوب مقابله با تحرک‌های ضدانقلابی باشد که در طول 32 سال گذشته از انقلاب اسلامی نیز وجود داشته و به‌دلیل ادامه دشمنی‌ها و طراحی‌های غرب برای مقابله با جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت.
 
در این زمینه، مردم نیز که با حضور در تجمع‌های مختلف در طی دو سال گذشته و به‌ویژه یک هفته اخیر مطالبه محاکمه سران فتنه را خواستار شده بودند، انتظار دارند با اعلام رسمی بازداشت موسوی و کروبی به‌عنوان دو نفر از سران ضدانقلاب در داخل کشور، تا رسیدگی به جزئیات اتهامات، هرگونه ارتباطات آن‌ها که عموماً به اقدام علیه امنیت ملی منجر می‌شود، کماکان قطع بماند.

ماجرای روز 25 بهمن
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز
جمع نشدن 10هزار نفر در تهرانِ 10میلیونی پس از 10روز کری‌خوانی و رفع دغدغه در مورد بازداشت موسوی و کروبی

ماجرای روز دوشنبه 25 بهمن تهران نشان داد که دغدغه برخی تصمیم‌سازان در مورد تبعات بازداشت موسوی و کروبی و احتمال احیای مجدد بدنه اجتماعی جریان فتنه موضوعیت ندارد و با توجه به بازی علنی این دو نفر در پازل امریکا و رژیم صهیونیستی به‌ویژه در جریان سقوط حسنی مبارک، اکنون بهترین زمان برای دستگیری و محاکمه این افراد است.

به گزارش رجانیوز، سرانجام پس از 10 روز جوسازی و کری‌خوانی سران و رسانه‌های جریان فتنه در مورد تجمع روز 25 بهمن، امروز در نهایت چند گروه بین 50 تا 100 نفری در خیابان‌های انقلاب و آزادی تهران حاضر شدند و حتی سرجمع عدد افرادی که با اراده مشخص در این محل حاضر شده بودند، در تهران با بیش از 10 میلیون جمعیت به 10 هزار نفر هم نرسید.

اما بی‌رغبتی مردم تهران به فراخوان موسوی و کروبی آن‌قدر واضح بود که حتی شبکه بی‌بی‌سی فارسی نیز که با ذوق و شوق برای پوشش آن، سه ساعت زودتر از هر روز برنامه‌هایش را آغاز کرده بود، ساعاتی بعد از زبان حسین باستانی ناچار شد اعتراف کند که تجمع امروز تهران فراگیر نبوده و تنها در قالب گروه‌های محدود شکل گرفته است.

راهپیمایی مورد حمایت منافقین، گروهک ریگی، رضا ربع پهلوی، مقام‌های کاخ سفید و رژیم صهیونیستی در حالی برای امروز برنامه‌ریزی شده بود که طراحان آن دو هدف اصلی را مدنظر داشتند. آن‌ها از طرفی قصد داشتند که تحولات اخیر در کشورهای افریقایی و منطقه را که به‌دلیل سیبل شدن متحدان اصلی امریکا و اسرائیل کاملاً‌ به ضرر آن‌ها است، سرشکن کنند ودر نتیجه به بهانه دفاع از مردم مصر و تونس که (اتفاقاً‌ امروز تنها شعاری که معدود فتنه‌گران سر ندادند، در حمایت از مردم مصر و تونس بود!)، متحدان کاخ سفید را از کانون توجه و نفرت عمومی خارج کرده و نقطه ثقل توجه افکار عمومی دنیا را به ایران منتقل کنند. همچنین از طرف دیگر، به‌دنبل این بودند که با آگاهی از اینکه دولت به تجمع‌های ساختارشکنانه آنان که برخلاف اصل 27 قانون اساسی هم بر خلاف مبانی اسلام است و هم قید بدون سلاح در آن رعایت نمی‌شود، پس از صادر نشدن مجوز، در ادامه پروژه هتک آبروی کشور، نظام سیاسی ایران را مشابه کشورهایی با نظام دیکتاتوری مصر و تونس نمایش دهند.

با این حال، حضور ایذایی گروه‌های چند ده نفره در برخی نقاط خیابان‌های آزادی و انقلاب تنها به اخلال در رفت‌وآمد مردم منجر شد و در حالی که از ساعت 15 به بعد هر روز تهران به‌ویژه در مناطق مرکزی شهر ترافیک خاصی را تجربه می‌کند، امروز این ترافیک چند برابر شد و شهروندان زیادی ناچار به پیاده شدن از وسایل نقلیه و پیمودن مسافت طولانی شدند.

همچنین دانشجویان معتقد به نظام در دانشگاه تهران پس از پایان مراسمی که در دانشگاه داشتند، با حضور در مقابل سر در اصلی دانشگاه و در دست گرفتن پرچم‌های یاحسین(ع) و حمل تصاویری از امام راحل و رهبر انقلاب در کنار دانشجویان مؤمن دیگری که از دانشگاه امیرکبیر به آن‌ها پیوستند، به سمت میدان انقلاب حرکت کردند و با سر دادن شعارهای انقلابی، بساط جمع محدود فتنه‌گران را به‌هم زدند.

با این حال،‌ بی‌رغبتی آشکار مردم تهران در همراهی با جریان فتنه نشان داد این تصور در میان برخی افراد که بازداشت موسوی و کروبی ممکن است تبعات سنگینی داشته باشد و بنابراین، هنوز وقت محاکمه آن‌ها فرا نرسیده، درست نبوده و علی‌رغم تأخیر در این اقدام که هزینه‌های زیادی نیز برای کشور داشته است، اکنون با توجه به همراهی واضح این دو نفر با سیاست‌های امریکا و رژیم صهیونیستی و ریزش تقریبا کامل بدنه اجتماعی فتنه،‌ در حال حاضر بهترین زمان برای محاکمه موسوی و کروبی است.


فتنه‌گران در عاشورای88 مقابل کل دین ایستادند
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی: غلامحسین الهام ، جنبش سبز
انتقاد از معضل‌سازی در مجمع‌تشخیص‌مصلحت و رویه تقابلی در مجلس

دکترغلامحسین الهام عضو سابق حقوقدان شورای نگهبان و مشاور حقوقی رئیس‌جمهور یکشنبه شب در سلسله نشست‌های بصیرت قم به ایراد سخنرانی پرداخت. بخش اول این سخنان به موضوع اهمیت حفظ نظام و تبیین اوجب واجبات بودن آن اختصاص دارد و در بخش دوم به موضوع تعامل بین قوا، چالش‌های قانونی و برخی راه‌حل‌ها پرداخته شده است.

رجانیوز، متن این سخنرانی را منتشر می‌کند:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبّوا من الجنه حیث نشاء فنعم اجرالعاملین

خدا را به خاطر همه نعمت‌هایش شاکریم، به ویژه نعمت انقلاب و حکومت اسلامی و رضوان و مغفرت واسعه الهی را برای بنیانگزار این نظام، امام راحل رضوان‌الله تعالی علیه آرزو و تمنا می کینم و برای همه شهدایی که بر سر این آرمان بلند، هستی خود را اهدا کردند و دعا می‌کنیم برای عزت و طول عمر و توفیق و نفوذ بیش از حد مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای مدّ ظله و برای تداوم این نهضت تا اتصال آن به دولت موعود و عدالت تام و مجسم علوی ان‌شاءالله.

سی و سومین سال انقلاب و بهار ایمان و آزادی و عدالت را تبریک عرض می‌کنم. موضوعی را که اعلام کردند، بحث تعامل قواست. مطلب دیگری در ذهنم بود که می‌خواستم عرض کنم. حالا سعی می‌کنم بخش اول را کوتاه‌تر عرض کنم، شاید پایه‌ای برای بحث دوم باشد. امیدوارم در توفیقی که در بهره‌گیری از نظرات شما به عنوان گفت و شنود و پرسش و پاسخ این عناوینی که مطرح می‌کنید، پیش می‌آید، نواقص بحث را تکمیل کنیم.

امام راحل ودیعه بسیار ارزشمندی را به جای گذاشتند. هر انسان بزرگی در طول حیاتش آثار باقی و ماندگاری دارد. در بین علما به هر حال شاگردان آنها مهم‌ترین سرمایه و باقیات صالحاتشان هستند، ولی علاوه بر آن یکی مسجد عظیمی می‌سازد، دیگری مدرسه بزرگی، یکی خیرات خاصی و دیگری بیمارستانی و به هر حال هر کسی با یک نشانی از این امور خیر، نامش را ماندگار می‌کند؛ اما کار امام از همه اینها والاتر و بالاتر بود. امام یک نظام ساختند و آنچه از ایشان باقی ماند بالاترین خیر ممکن و متصوَّر در عصر غیبت بود. آنچه که به تصور نمی‌آمد، با همت و حرکت و جهاد ایشان تصدیق و محقق شد.

نظام جمهوری اسلامی و نظام اسلامی، آن هم نه با یک دفع حداقلی ظلم و ستم، بلکه در یک ظرف حداکثری که در این زمان و این شرایط ممکن است. در این ظرف است که ارزش‌ها رشد می‌کنند، حق در جایگاه خود قرار می گیرد و عدالت استقرار پیدا می‌کند. با خوبی‌ها، پاکی‌ها، معنویت و عبودیت، است که توحید در نظام اسلامی عملی می‌شود و این نعمتی است که حضرت سیدالشهدا(ع) در دعای عرفه آن را از بزرگ‌ترین نعم الهی می‌بینند و خدا را شاکرند که در عصر اسلامی و بعد از بعثت و در عصر توحید دیده به جهان گشودند و در عصر جاهلیت و قبل از اسلام به دنیا نیامدند. سیدالشهدا(ع) این را نعمت بزرگی می‌دانند. نظام جمهوری اسلامی هم برای نسل دوم و سوم انقلاب که بعد از انقلاب به دنیا آمدند، نعمت بزرگی است.

سئوال بنده این است که جایگاه این ارزش کجاست؟ و اهمیت آنچه که ما نظام اسلامی می‌نامیم در چیست؟ طبعاً یکی از مقولات بسیار ارزشمند، این مسئله پایه‌ای است که تکلیف ما نسبت به نظام اسلامی چیست؟ آنچه که امام به عنوان حفظ نظام اسلامی مطرح فرمودند برای ما چه تکلیفی می‌آورد؟ یک بحث مهم، تکلیف ما در حفاظت از نظام اسلامی است.

بنده این امر را از این جهت قابل بازخوانی می‌دانم که در سال‌های اخیر این مهم‌ترین ارزش را با شرایطی مواجه کردند که به‌تدریج مخالفت با آن داشت تبدیل به ارزش می‌شد. در فتنه اخیر، نظام مورد هدف قرار گرفت و اهمیت مسئله هم در همین نکته است. قبل از آن و در سال‌های حاکمیت اصلاحات و جریان دوم خرداد، حذف نظام اسلامی و مخالفت با آن، دقیقاً به صورت ارزش درآمده بود. ما نقطه اوج این موضوع را در مجلس ششم دیدیم که مجلس تحت عنوان اجرای یکی از اصول قانون اساسی و تحت لوای تعریف جرم سیاسی وارد این عرصه شد و نه مخالفت که براندازی نظام را یک امر مقدس تعریف کرد و گفت فرق است بین کسی که مرتکب جرمی چون کشیدن چک بی محل می‌شود، چون او خطرناک است، اما کسی که کل نظام اسلامی را هدف قرار می‌دهد ، انگیزه مقدسی دارد و باید با چنین مجرمی با احترام برخورد کرد! او صاحب یک تفکر و اندیشه است و هر چند این تفکر، اندیشه براندازی نظام باشد، باید مورد احترام قرار بگیرد! این خیلی عجیب بود که مثلاً جرم براندازی نظامی که امام آن نگرش را به آن داشت، می‌شود یک امر قابل حمایت و تحسین و تقدیر و از براندازان نظام اسلامی باید تحت عنوان مجرم سیاسی تجلیل هم بشود!

این یک واژگونی ارزشی، بی‌اعتبار کردن نظام اسلامی، تفاوت قائل نبودن بین خدا و طاغوت و بین حکومت قانونی و حکومت دینی بود، گویی که ما هیچ معیاری نداریم و برای ما هر دو نظام علی‌السویه هستند و انقلاب و شهادت و بسیاری از رفتارهایی که انسان باید در این عرصه انجام بدهد، بی‌معنا هستند. مخالفت با نظام تبدیل شده بود به ارزش در حالی که این یک ننگ است که فرقی نداشته باشد که تو با نظام الهی بجنگی و یا با نظام کفر و ظلم و فساد. جریاناتی سعی می‌کردند این اعتبار را متزلزل کنند و این یک واژگونی ارزشی بود و این در حالی است که توجه امام به نظام اسلامی و اهمیت آن مکرراً در بیانات ایشان وجود داشت.

من به بخشی از فرمایشات امام در این زمینه اشاره می‌کنم. از همان بدو تشکیل دولت اسلامی که با دولت موقت در سال 1357 آغاز شد، امام فرمودند: «این دولت شرع است، دولت دین است، مخالفت با آن، مخالفت با اسلام است، مخالفت با شریعت است.» مخالفت با این نظام از معاصی ویژه‌ای است که جزای ویژه‌ و مجازات‌های سنگینی هم دارد. امام این سخنان را هم خطاب به بازماندگان رژیم سابق که هنوز کاملاً تسلیم نشده بودند و تا قبل از 22 بهمن دولت را تحویل ندادند و هم خطاب به عموم مردم فرمودند تا تکلیفشان را در مورد حفاظت از نظام بدانند. در همان زمان تعیین دولت موقت، امام فرمودند مخالفت با این حکومت مخالفت با شرع است، قیام علیه شرع است و جزای قیام علیه حکومت شرع در قانون و فقه ما بسیار سنگین است، چون به هر حال یا بغی است یا محاربه یا افساد. تعبیر امام این است که من تنبّه می‌دهم به کسانی که حتی این معنا را تخیّل کنند که کارشکنی کنند یا اینکه خدای ناخواسته یک وقت بر ضد این حکومت قیام کنند. من به آنها اعلام می‌کنم که جزای این کار در فقه اسلام بسیار سخت است. قیام بر ضد حکومت خدائی، قیام بر ضد خداست و قیام بر ضد خدا، کفر است.
صحیفه نور، جلد 5، صفحه 31، 15/11/57 یعنی در بدو تأسیس نظام.

امام در یک سال‌هایی این موضوع را مکرر به آحاد مردم می‌فرمودند که تکلیفی متوجه کارگزاران نظام است و تکلیفی هم متوجه آحاد مردم است. باز بخشی از فرمایشات امام را می‌خوانم: «آحاد مردم برای حفظ جمهوری اسلامی تکلیف دارند. این یک واجب عینی و از اهمّ واجبات است. اهمیتش از نماز هم بیشتر است.»

این تعابیر شاید برای عده‌ای قابل هضم نبود و می‌‌پرسیدند چگونه است که امام می‌فرمایند حفظ حکومت اهمیتش از حفظ نماز بیشتر است؟ بعد امام تحلیل می‌فرمایند برای اینکه حفظ اسلام اصل است و نماز، فرع اسلام است. حفظ دین حکمی است برای همه دنیا، یعنی مسلمان و غیرمسلمان و ایرانی و غیر ایرانی ندارد. این تعبیر یک فقیه است. منتهی در آنجا می‌فرمایند که غیرمسلمان‌ها به هر حال هنوز شایستگی این حفاظت را احراز نکرده‌اند. این حکمی است برای همه و در رأس همه واجبات دنیا قرار دارد. آن مسلمی که در افریقاست،‌ حفظ جمهوری اسلامی برایش واجب است، یعنی حفظ دین، تکلیفی است که محدوده جغرافیائی نمی‌شناسد. "صحیفه نور، جلد 19، صفحه 275، 21/11/64 به مناسبت دهه فجر سلگرد انقلاب اسلامی"

در جای دیگر می‌فرمایند: «البته مسئولان به اهمیت حفظ نظام اسلامی توجه دارند.» بعد توضیح می‌دهند که این چه اهمیتی است؟ آن این است که با نظام جمهوری اسلامی هیچ حکم و امری تزاحم ندارد و برای حفظ آن از هیچ کوششی نباید مضایقه کرد. بالاخره گاهی بین دو امر تزاحم پیش می‌آید و ما باید برای حل آن، موضوع اهم را تشخیص و آن را بر مهم ترجیح بدهیم و راهی پیدا کنیم. هنگامی که دو تا تکلیف را نمی‌توانیم همزمان انجام بدهیم، برای یک امر مهم‌تر از یک امر کم‌اهمیت‌تر صرف‌نظر می‌کنیم. اگر مال و ناموس کسی در معرض خطر قرار بگیرد، هر چند حفظ هر دو تکلیف است، اما بدیهی است که حفظ ناموس بر حفظ مال برتری دارد و لذا انسان مالش را تسلیم می‌کند تا از ناموسش دفاع کند. یا در جائی که انسان باید بین سلامت و حفظ جان یکی را انتخاب کند، بدیهی است که حفظ جان واجب‌تر است و لذا انسان مصدوم می‌شود تا حیاتش را حفظ کند. همواره در زندگی انسان تزاحماتی پیش می‌آیند و انسان مجبور است اهم و مهم را پیدا کند. امام می‌فرمایند هیچ چیزی با حفظ جمهوری اسلامی تزاحم ندارد، یعنی موضوعاً بحث تزاحم از نظام جمهوری اسلامی خارج است و اساساً مطرح نمی‌شود که شما بیائید اهم و مهم کنید. یک بار هم مقام معظم رهبری این تعبیر امام را در سالگرد رحلت ایشان تکرار کردند که حفظ نظام اسلامی اوجب واجبات است. امام نفرمودند از اوجب واجبات است، بلکه خودش اوجب واجبات است. "صحیفه نور، جلد 19، صفحه 107"

باز در جای دیگری فرموده‌اند مسئله نظام اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می‌شود و با این نشانه‌گیری‌هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود، از اهم واجبات شرعی و عقلی است که هیچ چیز با آن تزاحم نمی‌کند و لذا از اموری است که احتمال خلل در آن منجّز است. احتمال خلل در نظام به ما جواز می‌دهد که نسبت به آن تدبیر و اقدام کنیم و به علت اهمیت فوق‌العاده نظام باید به احتمالات ضعیف هم ترتیب اثر داد و این احتمال برای ما تنجّز و تکلیف می‌‌آورد.

در جایی در باره خطر منافقین برای نظام، امام می‌فرمایند اگر مثلاً بگویند که در این جمع یک مار وجود دارد، عقل اقتضا می‌کند که سریعاً این مکان را تخلیه و خودمان را از خطر این موجود آسیب‌زننده حفظ کنیم. نمی‌گوییم احتمال دارد نباشد، چون این احتمال تکلیف‌آور است، تنجّز می‌آورد.

احتمال خلل به نظام خیلی حرف سنگینی است. کارکرد این معنا را باید در ارزیابی انتخابات مورد توجه قرار بدهیم. به نظر می‌آید که این تکلیف در عرصه انتخابات برای شورای نگهبان تکلیف سنگینی است که در رد و تأییدها به دلیل اهمیت حفظ نظام باید حتی به احتمالات ضعیف هم اهمیت ویژه بدهد. در جاهای دیگری چون بحث‌های امنیتی و قضائی هم این موضوع مصداق دارد. "صحیفه نور، جلد 19، صفحه 106، 22/11/63 سالگرد انقلاب"

امروز که جمهوری اسلامی در دست شما و ما و همه ملت ایران امانت است، اگر چنانچه خلاف مصالح جمهوری اسلامی و خلاف مصالح اسلام عمل کنیم، به این امانت خیانت کرده‌ایم و در پیشگاه مقدس حق تعالی، هم مجرم هستیم هم خائن.

در آستانه جریاناتی که در قضایای عزل قائم‌مقام رهبری پیش آمد، خیلی‌ها از نمایندگان مجلس و از خواص، مسئله‌دار شدند و این رفتار امام را نمی‌توانستند هضم کنند. امام چند جا به مسئولینی که مسئول توجیه مسائل و آگاهی‌بخشی هستند، بخصوص روحانیت معظم تذکر دادند و در یک جا خطاب‌شان به حضرت آیت‌الله جنتی حفظ الله بوده است که در آن زمان رئیس سازمان تبلیغات اسلامی بودند و با ایشان فرمودند که سفارش این موضوع لازم نیست که دفاع از اسلام و نظام شوخی‌بردار نیست و هر کسی در هر موقعیتی در صورت تخطی باید بلافاصله به مردم معرفی شود و بر سر حفظ نظام با کسی تعارف نداریم. امام فرمودند اینکه نظام در اهداف خود جدی است و با هیچ کس شوخی ندارد و در صورت به خطر افتادن ارزش‌های اسلامی با هر کسی در هر موقعیتی برخورد قاطعانه می‌کند، باید به عنوان یک اصل خدشه‌ناپذیر برای تمامی دست اندرکاران نظام و مردم تبیین و تبلیغ شود و عموم کسانی که به تریبونی و رسانه‌ای دسترسی دارند، طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون باید آثار، انگیزه‌ها و جهات این قضیه ساده را برای مردم روشن کنند. برای امام این مسئله به‌قدری بدیهی است که می‌فرمایند این مسئله ساده را برای مردم روشن کنید که در اسلام مصلحت نظام مقدم بر هر چیزی است و همه باید تابع باشند. اخیراً دیده‌ام بعضی‌ها مصلحت نظام را مجمع تشخیص مصلحت نظام که یک نهاد است، معنا می‌کنند! در حالی که این نهاد برای حفظ آن مصلحت ایجاد شده و به خودی خود وجهی ندارد.

اتفاقاً من این مطلبی را که امام روی آن تأکید دارند در کتاب ولایت فقیه آقای منتظری هم دنبال کرده و دیده‌ام که خود ایشان هم همین عقیده را دارد. ایشان در جائی بحث می‌کند که نظام باید مجهز باشد، تجسس داشته باشد، خطرات را رصد کند، استخبارات داشته باشد و ببیند چه خطراتی نظام را تهدید می‌کند. بعد برای وجوب اینها استدلال می‌کند در وجوب و ضرورت استخبارات می‌گوید روایات خاص و اسناد و دلایل نقلی هم ناظر براین هستند که حفظ نظام و کیان اسلامی متوقف بر حذر از اعداست، یعنی برای حفظ نظام اسلامی باید از خطر دشمنان حذر کرد که لازمه آن این است که مراقب دشمن باشید، ببینید کجا دارد برنامه‌ریزی می‌کند، تجسس کنید، رصد کنید و ببینید برنامه آتی او چیست؟ گام بعدی او برای برخورد با جامعه اسلامی کجاست؟ مراقب تحرکات و اقداماتی را که از او سر می‌زند، باشید، زیرا حفظ نظام از اهمّ چیزهائی است که شارع به آن اهتمام دارد و هم بر دولت و هم بر امت واجب است و لامحاله مقدمات آن هم به حکم عقل و فطرت واجب است. از اخبار کثیره هم این امر استنباط می‌شود. این نظر آقای منتظری در کتاب ولایت فقیه است.

من این تعبیر را در جایی دیده‌ام که امام حفظ نظام اسلامی را حفظ اسلام می‌دانند. من این سخن امام را در جاهایی نقل کرده و دیده‌ام که خیلی‌ها هضم نمی‌‌کنند. امام در جایی فرمودند حفظ نظام اسلامی از حفظ جان امام زمان(عج) هم بالاتر است، به دلیل اینکه خود ایشان هم جانشان را فدای اسلام می‌کنند. سیدالشهدا(ع) در جایی که دیدند و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید، جانشان را فدای اسلام کردند.

روی سخنم با برخی از مؤمنین و متشرعین است که معتقدند دین نباید در سیاست دخالت کند و نیازی به تأسیس حکومت دینی نیست. تأسیس حکومت دینی و وجوب قیام علیه ظلم و تغییر حکومت بحث بحث دیگری است. حالا من سئوالی دارم. تشکیل حکومت اسلامی به نظر شما واجب نیست، اما قطعاً حرام که نیست. ما که نمی‌توانیم بگوئیم اجرای احکام اسلامی حرام است. حالا یک نظام اسلامی شکل گرفته و احکام اسلامی هم عمل می‌شوند. آیا در برابر براندازی این نظام و حذف و تعطیل آن تکلیفی بر عهده ما هست یا نه؟ آیا در اینجا هم همان حکم جاری است؟ قطعاً این طور نیست و موضوع متفاوتی است. حتی اگر قائل به دخالت در سیاست نباشیم، اما مسلمان باشیم، بحث تعطیلی اسلام و احکام اسلامی برایمان یک بحث جدی و اساسی است. به نظر من روی این مسئله که دفاع عقلانی هم دارد و با آزادی‌ها مغایر هم نیست باید کار کرد. این سیستمی است که هیچ کس نمی‌تواند آن را نپذیرد.

ما در دوران اصلاحات گرفتار این نگرش بودیم که عده‌ای به نام دموکراسی شعار می‌دادند که جامعه می‌تواند هر آن حکومت را عوض کند. این امر نامعقولی است، چون بالاخره متغیرها باید بر ثوابتی پایه‌گذاری شوند و اگر حکومتی دائماً سیال و متغیر باشد، هیچ جای ثابتی نخواهیم داشت. دموکراسی طبق این تعریف فردی در انتخابات ریاست جمهوری انتخاب می‌شود و می‌گوید حکومت را مارکسیستی کنیم و چون دموکراسی است، مجلس هم که رأی بدهد، حکومت عوض می‌شود. رئیس جمهور بعدی که می‌آید، می‌گوید اسلامی باشد و همین طور این سیر ادامه پیدا می‌کند. این حکایت ساختن خانه‌ای است که تا سقف می‌رسانیم و بعد تصمیم می‌گیریم آنجا را تبدیل به ورزشگاه کنیم و نوبت بعدی هم به سقف نرسیده، می‌خواهیم آن را تبدیل به اصطبل کنیم. بالاخره از این ساختن‌ها هیچ نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. به این ترتیب نه اقتصاد شکل می‌گیرد نه هیچ امر دیگری. اگر معنی دموکراسی این است که قول امام این یک امر واهی و یک واژه موهوم است.

عده‌ای به عنوان هماهنگی با غرب و الزاماتی که آنها به ما دیکته می‌کردند که نظام باید تغییر کند، با آنها وارد گفتگو شدند که تغییرات را بپذیرند و از بخش اسلامی آن هم شروع کردند و نهادهائی را که از اسلام حفاظت می‌کنند، یعنی شورای نگهبان و سپاه پاسداران را نشانه رفتند و گفتند اینها باید حذف شوند و این تغییرات باید صورت بگیرند. این یک آسیب و تهدید جدی بود که کسانی که باید حافظ نظام اسلامی باشند و برای حفظ آن سوگند خورده بودند، به‌تدریج هماهنگی کردند که این استحاله انجام بشود و این یعنی خیانت به نظام و تهدید نظام.

امام به انتخابات از این منظر نگاه می‌کنند که می فرمایند بی‌توجهی به انتخابات، مسامحه در امور مسلمین است و مسامحه در امور مسلمین حرام و از گناهان جبران ناپذیر است. این مطلب در وصیت‌نامه امام هم هست که شما در بعضی جاها در امور مسلمین تسامح می‌کنید. انتخابات امور مسلمین است و شوخی ندارد. در فتنه 88 شاهد بودیم که در صورت غفلت ملت، چه بلایی از وابستگی و نابودی و بدبختی را به بار آورد. دشمنی را با ابزار سخت در طول 8 سال دفاع مقدس و در برابر تهدیدهای سخت و سنگین نظامی از کشور راندیم تا خواص بیکباره با حرکتی از درون و به اصطلاح با یک حرکت نرم به او واگذار کنند که اگر هوشیاری مردم نبود، این کوری خواص یا دلبستگی آنها به دنیا و یا وابستگیشان این مصیبت را رقم می‌زد.

چگونه می‌توان گفت که خواص این مطلب را نمی‌فهمیدند؟ به نظر من حفظ این نظام دو وجه دارد. یکی حفاظت نرم که جنبه مثبت قضیه است. وقتی می‌گوییم حفظ نظام بر همه واجب است، اولین خطاب به مسئولین از رئیس جهمور گرفته تا مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام و قوه قضائیه و کارگزاران حکومت از صدر تا ذیل تا کدخدای یک ده هستند. حفاظت نرم از این انقلاب یعنی حفاظت از روح دین که اجرای عدالت در عمل است. حاکم عدل‌گستر، مهم‌ترین پرچمدار حفاظت از نظام است و اگر کسی چه در رفتار شخصی، چه در کارکرد عملی و اجرایی نسبت به این فریضه بی‌توجه باشد، بزرگ‌ترین ضربه را به نظام اسلامی می‌زند. حفظ حکومت برای حاکمیت عدالت‌ورزی است. حفظ این نظام به بالا بردن معنویت در جامعه است. معنویت روح این انقلاب است. دولت و دستگاه‌های اجرائی و عملیاتی موظفند بستر کمال معنوی را فراهم کنند.

اگر رفتار حاکمی موجب دلزدگی از اسلام شود و اگر فساد در رفتار یک حاکم اجرایی رخنه کند، آحاد کسانی که نسبت به اسلام بدبین می‌شوند، مسئولیت دارد. پیامبر اعظم(ص) در نامه‌هائی که خطاب به حکام مختلف از جمله خسروپرویز پادشاه ایران می‌نویسند، می‌فرمایند اگر ایمان آوردید که آوردید، اگر نیاوردید،‌ گناه همه مردم به گردن شماست، زیرا ایمان حاکم می‌تواند جامعه را تغییر دهد و اگر او در برابر دین و پیام خدا و اسلام مقاومت کند، جامعه‌ای که تحت فشار و تسلیم اوست، گناهش به گردن اوست. حاکم یعنی کسی که با فساد مبارزه می‌کند، عدالت‌محور است، به معنویت توجه دارد، در جلب رضایت مردم می‌کوشد، با آنان مهربان است و دل‌ها را حول محور اسلام و پیامبر(ص) جمع می‌کند.

محبت آفرینی مهم‌ترین قدرت نرم است. امام این قدرت نرم را داشتند و اصلاً با همین قدرت نرم حکومت تشکیل دادند و با همین قدرت نرم ده سال که هشت سال آن در برابر سخت‌ترین تهدیدات نظامی بود، حکومت را حفاظت کردند. یادمان هست که امام بعد از کودتای نوژه، آنها را استهزا کردند و گفتند گیریم می‌توانستید جماران را هم بمباران کنید. بعد آقای خلبان می‌خواستی کجا بنشینی؟ توی دل مردم جایی داشتی؟ می‌خواستی توی آسمان بمانی؟ بالاخره این مردم هستند که باید تو را بپذیرند که نمی‌پذیرند.

این قدرت نرم نظام جمهوری اسلامی است که وقتی مقام معظم رهبری در مقام ریاست جمهوری به پاکستان و افریقا و جاهای دیگر سفر می‌کردند، استقبال بی‌نظیری صورت گرفت که تا آن زمان از یک رئیس کشور خارجی نشده بود. همین امروز وقتی رئیس جمهوری اسلامی ما در جنوب لبنان در دل خطر می‌رود و آن حرکت عظیم مردم در برابر صهیونیست‌ها صورت می‌گیرد، این قدرت نرمی است که روی بستر اسلام و ایمان حرکت می‌کند. اگر متوجه این نکته نشویم و تصور کنیم که موضوع چیز دیگری است، اشتباه کرده‌ایم. این ایمان است که دل‌ها را به هم ربط می‌دهد. این قدرت نرم جمهوری اسلامی به خاطر همین مواضع حق‌محور و عدالت محوری آن است.

مرز بین حق و باطل را باید فهمید. اولین مأموریت برای حفظ جمهوری اسلامی متوجه متصدیان امر است که باید برای خدا کار بکنند، دل‌های مردم را به دست بیاورند، عدالت‌گستری کنند، با دشمنان مردم دشمن باشند و بفهمند آن چیزی که به آنها اعتبار داده، چیست. نمایندگان مجلس و دولت باید این نگرش را داشته باشند.

این قدرت نرم است و البته در جایی که لازم است، قدرت سخت هم باید به کار گرفته شود. قوت قوه قضائیه در برابر کسانی که در برابر اسلام ایستادند، باید یک قدرت قانونی مبتنی بر احکام شریعت باشد، نه بیشتر، نه کمتر. حاقّ احکام دین عدالت آن است. امام فرمود مجازات مواجهه با نظام اسلامی مجازات سنگینی است و دیدیم که در برابر حکومت ایستادند. عاشورای پارسال دیدیم که در برابر کل دین ایستادند. اینها باید از نظر قضایی هم پاسخگو باشند. دستگاه قضایی برای حفظ نظام باید این قدرت را به اندازه، به موقع و با تدابیر خاص و بر حسب قوانینی که مبتنی بر مصالح مردم و پایه و مبنای آن احکام شریعت است، به کار ببرد.

مصالحی که مجلس در دامنه آزاد حقوقی سیاست‌گزاری و قانون‌گذاری می‌کند، باید در جهت منافع عموم مردم باشند، نه مثل غربی‌ها، لابی‌های خاص جریانات سرمایه سالار و وابسته و ضد مردمی بتوانند قانون را به نفع خودشان استخدام کنند. باید مراقب جریاناتی که می‌خواهند روی نهادهای حکومت تأثیر منفی بگذارند، بود. نباید امثال جزایری‌ها برای تأثیرگذاری بر قانون‌گذاری کشور کارت سبز پیدا کنند. این یک قدرت براندازی نرم نظام از جنس خودی است. بی عدالتی در هر جا، قانون‌گذاری برای مصالح گروه‌های خاص، اشراف جدید و طبقات برگزیده، براندازی نرم از درون و از ناحیه مسئولین است که بسیار مهم است.

یک براندازی نرم را هم از سوی دشمنان نظام در فتنه دیدیم. آنها تلاش می‌کنند اعتقاد نسبت به جمهوری اسلامی را متزلزل کنند، ارزش‌ها را واژگونه نشان بدهند و بعد به اسم انتخابات برای تغییر کارگزاران، تغییر نظام را تبلیغ کنند، یعنی به جای اینکه قطار روی ریل را تعویض کنند، می‌خواهند خود ریل را بکند. در برابر این تهدیدات نرم و سخت و آنچه که احتمال خلل می‌دهد، باید ایستاد.

در زمینه تعامل قوا هم در باره مصادیق و مشکلات اجرایی در خلال گفتگو بیشتر خواهیم پرداخت. در تعامل قوا هم باید اصل نظام را مدّ نظر داشت. هر نماینده مجلس می‌تواند در دوره های مختلف انتخاب شود و هیچ محدودیتی ندارد، ولی عمر نوح هم که داشته باشد، بالاخره این دوره‌ها تمام می‌شوند. جامعه و زمان که متوقف نمی‌شوند. ما همگی می‌آییم و می‌رویم. البته لحظه لحظه ما در داوری الهی باقی است.، حالا به قول امام نمی‌خواهیم بگوییم تاریخ داوری خواهد کرد. داوری تاریخ هم وجود دارد و دست ما نیست. بالاخره می‌آیند و می‌نشینند و کارنامه ما را ورق خواهند زد.؛ ولی مهم‌تر از آن این است که ما در پیشگاه خدا پاسخگو هستیم. بالاخره حیات انسان تمام می‌شود. دوره ریاست جمهوری هم نهایتاً دو دوره متوالی است و در جامعه بازی که مردم به مدیریت خودشان عادت کرده‌اند و بناست جوشش وجود داشته باشد، دو دوره که تمام شد، نوبت افراد جدیدی خواهد شد. یک دوره هشت ساله که بیشتر نیست. دوره‌ها گذشتنی هستند.

اگر ما این را فرض بگیریم که باید همیشه بمانیم و ما اصل هستیم و حق منحصراً در ما و خانواده ما و تبار ماست، دچار انحراف شده‌ایم و این یک خطر نرم است. ما باید بدانیم برای نظامی کار می‌کنیم که از همه ما اولی است، بر همه ما ارجح است و همان است که امام فرمود با هیچ کس تعارف ندارد. اگر این باشد، تعامل وجود خواهد داشت. بعضی وقت‌ها دعواهائی که برای این مرزبندی‌ها به وجود می‌آیند، انسان را دچار همان مشکلاتی می‌کنند که امام و رهبری همواره فریاد می‌زنند و هشدار می‌دهند.

معیار چیست؟ باید روی معیار قانون عمل کنیم. البته قانون ابهاماتی دارد، اجمال‌هایی دارد، مشکلاتی دارد. برای اینها هم راه وجود دارد، به شرط اینکه اصالت را به مان قدرت نرم بدهیم و اینکه حاکمان باید با خدمت‌رسانی آسان و سهل و همراه با عدالت، دل مردم را به اسلام گرم نگه دارند. البته ایمان مردم فراتر از اینهاست و مسئولین را به خط می‌آورد و از برکت نظام اسلامی و امام و مقام معظم رهبری، خداوند امتی را ساخته است که مسئولینشان را کنترل می‌کنند، یعنی مردم همواره از مسئولینشان جلوتر هستند. امام این امت را ساخته است، مع‌الوصف اگر اینها روی اندیشه مردم تأثیر بگذارند، دچار آسیب می‌شویم. باید بنشینیم و با توجه به این مصلحت تعامل کنیم.

خب گاهی این مشکلات را داریم و دعواهائی می‌شود، چون افراد مختلف، اندیشه‌ها و سلیقه‌های مختلفی دارند. بارها این نکته را عرض کرده‌ام که در سیستم حکومتی ما یک ذهنیت مارگزیدگی وجود داشته و لذا کسانی که قانون اساسی را می‌نوشتند، به دلیل وحشت از دیکتاتوری و استبداد، همه جا از ریسمان سیاه و سفید ترسیده‌اند و گفته‌اند نکند مار باشد و در نتیجه تا جایی که توانسته‌اند قدرت را مهار کرده‌اند تا آنجا که در بعضی جاها مدیریت مختل و کار کردن سخت شده است و لذا در هیچ زمانی قانون اساسی با این پراکندگی قدرت را نداشته‌ایم. خوشبختانه در رأس این نظام و این قانون ولی‌امری قرار دارد که 30 سال تداوم این کشور و این تفکر را جا انداخته است. حالا اگر کسانی هرازگاهی می‌خواهند به آن خدشه بزنند، مطلب دیگری است. خود امام راحل بعد از یک تجربه ده ساله فرمودند مشکلاتی هست و باید یک مقداری این قدرت را جمع و جورش کنیم. آنهایی که قانون اساسی را نوشتند، از هر کسی چه عادل چه ناعادل می‌ترسیدند و ابتدا به سراغ شورای رهبری رفتند و خود رهبر را مقید کردند. امام همان اوایل فرمودند آنچه که شما در قانون اساسی راجع به ولایت فقیه آورده‌اید، جزیی از اختیارات ولی فقیه هم نیست و اختیارات او خیلی بیشتر از اینهاست. ولایت فقیه ولایت رسول‌الله است. نترسید. ولایت فقیه دیکتاتوری نیست، ضد دیکتاتوری است. همه تلاش‌های امام مصروف تغییر این تفکر و این باور بود. ده سال هم در حکومت بودند و بیست سال هم هست که جانشین ایشان داده‌اند که این اختیارات هر چه باشند، بوی استبداد نمی‌دهند و این نهاد ویژه‌ای است. به هر حال امام این را فرمودند که ولایت فقیه استبدادستیز است. البته این مطلب سخت جا افتاد و در بازنگری قانون اساسی ولایت مطلقه فقیه پذیرفته شد و آن را در قانون اساسی آوردند. طول کشید تا امام ولایت مطلقه فقیه را تفهیم کردند و برای جامعه جا انداختند و در عمل هم اثبات شد. اگر چه بعضی‌ها از این موضوع استفاده سیاسی و ابزاری کردند.

خاطرمان هست که روحانیون مبارز آن دوران برای کوبیدن جبهه رقیب به ولایت مطلقه متوسل می‌شدند و به هر کسی که مخالف بود، می‌گفتند ضد ولایت فقیه است. همان‌ها بعد از رحلت امام 180 دره تغییر موضع دادند و شدند ضد ولایت فقیه و با رقیب معارضه کردند. انسان وقتی این نشانه‌ها را می‌بیند، می‌گوید طرف ولایت مطلقه خودش را قبول دارد! در بحث‌های دانشجویی آن زمان می‌گفتیم هر جا امام را با عقاید خودمان هماهنگ دیدیم، می‌گوئیم امام. در این صورت ما امام هستیم و ایشان مأموم! نکته مهم این است که شما امام را قبول داشته باشید دنبال‌روی کنید. اگر این جور باشد که شما می‌گوئید، خب حزب توده هم در خط امام است، چون آنها بیشتر از دیگران در نشریاتشان دم از خط امام می زدند و می‌گفتند امام ضد امپریالیسم است. درست هم هست و ضد امپریالیست‌تر از امام در عالم پیدا نمی‌شود. این را که نمی‌توانستند انکار کنند، ولی توی خط امام که نبودند. یک اقتباسی کرده بودند، اما ایمان امام را قبول نداشتند.

به هر حال این اشکال در قانون اساسی اصلاح شد و بعد هم که دیدیم در دوران تهاجم‌های سیاسی و براندازی‌های خودی از درون، استحاله‌‌گران چقدر علیه ولایت مطلقه حرف زدند و براندازان چگونه از طریق قانون‌گذاری نرم در مجلس ششم برای استحاله نظام کار کردند. این خطرات وجود داشتند که آن ولایت مطلقه کنترل‌کننده، محدود شد. هر چه جلوتر آمدیم، شوراهای مختلفی مطرح شدند: شورای ریاست جمهوری، شورای صدا و سیما، شورای عالی قضایی، همه جا شورا. حالا دیگر از شوروی هم شورویست‌تر شده بدیم! و در مدیریت‌های اجرایی به این نحو نمی شود کار کرد. تصورش را بکنید که یک خبر مهم و تعیین کننده باید در صدا و سیما پخش شود. سرعت خبر و تصمیم در مورد انتشار آن، در جامعه رسانه‌ای امروز دنیا، امر بسیار حساسی است. حالا صدا و سیما می‌خواهد خبری را بدهد. یک شورا باید بنشیند و بررسی کند و تصمیم بگیرد که این خبر پخش بشود یا نشود؟ تا شما تصمیم بگیرید، همه موضوع و محتوای خبر عوض شده. شدنی نیست.

چالش‌های بین ریاست جمهوری و نخست وزیر را در دوره بنی‌صدر و شهید رجائی و همین طور میرحسین موسوی و مقام معظم رهبری از یاد نبرده‌ایم، منتهی صبوری، بردباری و سعه صدر و وسعت‌نظر مقام معظم رهبری به گونه‌ای بود که اینها را در درون می ریختند و بالاخره در دوره مجلس چهارم با آن برنامه‌هائی که داشتند، کشور را از ورطه خطر بیرون کشیدند. همان موقع ایشان فرمودند نگذارید فتنه‌گران به مجلس راه پیدا کنند.

من از یکی از شاخص‌های فتنه اخیر شنیدم که می‌گفت من آن موقع خدمت مقام معظم رهبری گفتم که اجماع مرکب این است که مقصود شما از فتنه‌گران ما هستیم. مرجع، ضمیر خودش را پیدا می‌کند! آقا فرمودند من گفته‌ام همه بیایند و فعالیت کنند. اینها خودشان هم اعتراف می‌کردند که چه فتنه‌ها و تنگناهایی را ایجاد کردند. از برکت صبر و صبوری آقا برای حفظ نظام بود که این همه را از سر گذراندیم و حاصل آن تحمل‌هاست که امروز ایشان رهبر جهان اسلامند.

بخشی از این اختلافات به قوانین ما برمی‌گشت، لذا شورای ریاست جمهوری و شورای قضایی را جمع کردیم، اما باز هم مشکلات به‌طور کامل حل نشده‌اند و بخش‌هایی از آن طرف باقی مانده و بخش‌هایی هم از این طرف.

در نظام‌های عرفی دنیا یک نوع نظام ریاستی داریم که رئیس جمهور همه کاره است یا نظام پارلمانی که دولت منبعث از مجلس است. نظام ما یک نظام ترکیبی است و یک جاهایی آثار این تغییرات باقی مانده. مشکلاتی هست که باید با سعه صدر حل‌شان کرد. باید در جاهایی که حل مشکلات با رهبری است، حلشان کرد، ولی یک جاهایی هم هست که می‌توانیم جلوی مشکلات را بگیریم و راهکارهایی پیش بینی شده‌اند، لی در هر حال قانون اساسی چون استبدادگریز بوده، پراکندگی قدرت در آن هست. مردم رئیس جمهور را با هزینه‌های گزاف انتخاب می کنند. فشاری که در انتخابات سال 88 بر مردم وارد شد، بسیار سنگین بود. مردم پای اعتقادشان خون دادند و با آن حساسیت بالا آمدند و شرکت کردند. نظام هم با یک رأی بالا اعتبار جهانی پیدا کرد. بعد که رئیس جمهور می‌آید و به قدرت می‌رسد، از او می پرسند تو چه کاره‌ای؟ در کوچک‌ترین تصمیم‌گیری‌ها می‌بینید که تصمیم‌گیر‌های پارلمانی در برابرش می‌ایستند. مردم توقع کار از رئیس جمهور دارند و از آن طرف محدودیت‌ها، خواسته‌ها و مشکلاتی که وجود دارند، امکان کار را از او می‌گیرد.

رئیس جمهور بالاخره تصمیم می‌گیرد طرح هدفمند کردن یارانه‌ها را پیاده کند. من به محتوای طرح کار ندارم چون تخصص من نیست، ولی این از جمله اموری است که همه مسئولین نظام روی ضرورتش برای کشور اجماع مرکب دارند. همه هم می‌گویند که هر چند یک جراحی بزرگ و کار سختی است، ولی باید با تدبیر انجام شود. دولت فکر کرد که یارانه‌ها را حذف نکنیم، بلکه آن را نقدی کنیم و بر این اساس باید این مقدار به مردم بدهیم. گفتند برای این کار باید قانون تصویب شود. برداشت‌های مختلفی بود، ولی دولت بالاخره قبول کرد که مجلس قانونش را تصویب کند، منتهی آنچه او خواست محقق نشد و مجلس قانونی را گذراند که رئیس جمهور اگر می‌خواست آن را اجرا کند، قطعاً با بحران‌های اجتماعی جدی مواجه می‌شد. همه هم این را قبول داشتند. به این ترتیب دست و پای رئیس جمهور در پوست گردو قرار می‌گیرد، چون نمی‌تواند پاسخگوی این مبلغی باشد که باید به عنوان یارانه نقدی توزیع کند، لذا باید چه کند؟ باید با یک برنامه ریزی زمان بگیرد، طراحی کند و قانونی را که باید 12 ماهه اجرا کند، 4 ماهه اجرا کند، یعنی پولی که باید در 12 ماه توزیع شود، در 4 ماه توزیع شود.

باید در این گونه مسائل، با توجه به مصالح کشور، مرزبندی‌ها را رعایت کرد. یک بخش‌هایی از این اختلافات و این مرزبندی‌هایی که در قانون وجود دارند،‌ قابل حل هستند، زیرا استفاده از قانون و استنباط از قانون هستند. یک بخش‌هائی هم اهمیت حیاتی ندارند. طبق قانون اساسی این دولت است که بودجه را تنظیم می‌کند و برای تصویب به مجلس می‌دهد. بودجه، یک برنامه است، قانون که نیست. ما با مسامحه می‌گوئیم قانون بودجه، اما به یک برنامه مالی یک ساله که نمی شود قانون اطلاق کرد. قانون تا زمانی که توسط قانون دیگری نسخ نشود، دوام دارد. بودجه برنامه درآمدها و هزینه‌های کشور در عرض یک سال است که دولت به مجلس می‌دهد و مجلس می‌تواند آن را تصویب یا رد کند. اما مجلس چه می‌کند؟ اولویت‌های دولت، تأمین منابع دولت، نحوه تحصیل منابع جدید و خلاصه کل بودجه را زیر و رو می‌کند. بالاخره دولت است که می‌داند ظرفیت جامعه برای اخذ عوارض چقدر است، مالیات‌ها چقدرند و مطالب دیگری که دولت بر آنها اشراف دارد. دولت است که می‌داند اگر مالیات حساب نشده‌ای را بر مردم تحمیل کند، مشکل اجتماعی ایجاد می شود. اینها ابزارهای نرم هستند. حالا برای این برنامه‌ای که توسط نهادی غیر از دولت به هم می‌ریزد، باید دولت پاسخگو باشد و این مسئله است که در تعاملات مشکل ایجاد می‌کند.

می‌گوییم که بر اساس قانون اساسی توافق می‌کنیم. حرف دولت این بود که مجلس طبق قانون اساسی یا باید بودجه را رد کند یا تصویب و اگر قرار است تغییری در بودجه به وجود بیاید، باید با تأمین نظرات دولت باشد. بالاخره دولت مسئول برنامه ریزی است. قانون اساسی هم می‌گوید دولت برنامه بودجه‌اش را باید به مجلس بدهد. مجلس می‌تواند رد کند و بگوید بودجه جدیدی بیاورید. اما به شکلی که وجود دارد، دولت می‌تواند بگوید من چرا بودجه بنویسم و مجلس چرا منتظر دریافت لایحه بودجه از طرف دولت است؟ خودش بودجه بنویسد و بدهد تا دولت اجرا کند و خودش هم پاسخگو باشد. وقتی این طور نیست، چالش به وجود می‌‌آید. این مسائل را می‌شود با تعامل حل کرد.

مجلس وظیفه دارد بر دولت نظارت کند. در این تردیدی نیست. قانون اساسی هم گفته که سئوال و استیضاح، حق و تکلیف مجلس است. مجلس می‌تواند با یک حد نصابی از رئیس جمهور هم سوال کند. این یک تکلیف روشن است. استیضاح حتی حق مجلس هم نیست، حق نمایندگان است، یعنی کافی است 10 نماینده با هم توافق کنند که وزیری را استیضاح کنند. اگر 280 نماینده هم مخالف باشند، این حق از آن 10 نفر سلب نمی شود. نهایت این است که استیضاح در بررسی جواب نمی‌دهد و وزیر اعتمادش را حفظ می کند، اما به هر حال این حقی است که قانون اساسی به نمایندگان مجلس داده است که 10 نفر نماینده می‌توانند وزیری را استیضاح کنند. این حداقل را قانون اساسی گفته که با 10 نفر نماینده، استیضاح ممکن است، ولی یک نفر نماینده هم حق سئوال کردن دارد و وزیر هم وظیفه دارد جواب بدهد؛ اما این سئوال و استیضاح را باید بر مصالح عام و عمومی کشور مبتنی کنیم. این نکته مهمی است. اگر این مسائل را در محدوده مطالبات محدود و منطقه‌ای و شخصی محدود کنیم و مصالح عمومی کشور را در نظر نگیریم، به کشور آسیب می زنیم. این همان استفاده نرم از قدرت است برای بقا و مصلحت کشور.

حالا 10 نفر وزیری را استیضاح کرده‌اند. اگر این استیضاح محکم است، باید حفظش کرد و تا آخر هم رفت و با شجاعت و صراحت هم پای آن ایستاد. هر وزیری که از چهارچوب قانون خارج شد، باید در برابرش ایستادگی کرد؛ اما وقتی وزیر می‌رود و با رایزنی کردن، مشکل را حل می‌کند، معلوم است که این تعاملات مبتنی بر ارزش‌های قابل دفاع نیستند. این تعاملات قبل از استیضاح باید صورت بگیرند. چگونه است که امضا می‌کنند و ناگهان برمی‌گردند؟ این نشان می‌دهد که یک تهدیدی جای مصلحت عمومی را می‌گیرد و به همین دلیل است که امضا را پس می‌گیرند و دو باره امضا می‌کنند.

حالا 10 نفر وزیری را استیضاح کرده‌اند و یک نفرشان امضای خود را پس می‌گیرد. در اینجا اشکال قانونی پیش آمده. استیضاح هم که چیز خوبی نیست. البته در یک جایی لازم است، اما آخر الدعواست! درمانی است که وقتی علاج دیگری نیست، باید انجام داد، اما وقتی یک شبهه حقوقی و قانونی وجود دارد، به‌خصوص که این شبهه به قانون اساسی برمی‌گردد، توقف در این نوع شبهات اولی است و اگر یک کمی این بررسی را عقب بیندازید، بهتر است. می‌گویند امضاها شده 9 نفر. خب با 9 نفر نمی‌شود استیضاح کرد. می‌گویند 7 نفر جدید آمده‌اند. اینها جدیدند و لذا این یک استیضاح جدید و امر تازه‌ای است. آدم‌های جدیدی آمده‌اند و استیضاح جدیدی کرده‌اند. استیضاح جدید، اعلام جدید و زمان جدید می‌خواهد. وزیر خیالش راحت است که استیضاح منتفی و مسائل حل و امضاها پس گرفته شده‌اند. شب می‌خوابد و صبح بیدار می شود و می بیند استیضاح در دستور کار مجلس است. می پرسد امضاها چه شده؟ می‌گویند 7 تا امضای جدید آمده. می‌شود این 7 تای جدید را متوقف و بررسی مجدد و اعلام جدید کرد. دیر که نمی‌شود. وزیر را دو سال، دو سال و نیم تحمل کردید، یک هفته دیگر هم تحمل کنید. آن چنان زمان زیادی نیست که به چالش‌ها دامن زده شود می شود تدابیری را انجام داد.

یا از آن سو مجمع تشخیص مصلحت نظام اختیاراتی دارد. امام تصریح کرده‌اند که مجمع تشخیص مصلحت نظام نباید تبدیل شود به قوه‌ای در عرض قوای دیگر. این پایه حکم امام برای تشکیل مجمع در قانون اساسی است. مجمع طبق قانون اساسی، دو وظیفه قانونی کلیدی و چند وظیفه فرعی و پراکنده دارد. دو وظیفه کلیدی مجمع این است که اگر مجلس بر اساس مصلحتی خواست بر خلاف قانون اساسی عمل کند، مجمع تشخیص مصلحت این امر را تشخیص بدهد. حل اختلاف بین شورای نگهبان و مجلس حرف غلطی است، چون این اختلاف معنا ندارد. شورای نگهبان وقتی می‌گوید خلاف قانون اساسی است، حرف آخر است. این طور نیست که بگوییم جای سومی برای حل اختلاف وجود دارد، منتهی به مجلس این حق را داده‌اند که می‌توانی بگوئی در اینجا عبور از قانون اساسی بر اساس مصلحت لازم است. یعنی بار دوم که مجلس بر خلاف نظر شورای نگهبان اصرار می‌کند، اصرارش مبتنی بر مصلحت است و باید پایه‌های مصلحت را مطرح کند، نه اینکه بگوید برود مجمع تشخیص مصلحت. باید بگوید چه مصلحتی اقتضا می‌کند که در اینجا قانون اساسی نقض شود. البته این تزاحم است، همان تزاحمی که امام فرمودند و عیبی هم ندارد، ولی مصلحت اهم را چه کسی باید تشخیص بدهد؟ مجلسی‌ها. باید روی مصلحت بحث شود. بدون بحث کار درستی نیست. می‌گوئید بر اساس مصلحت است؟ باید مشخص شود که چه مصلحتی. در اینجا دیگر حرف آخر حرف مجلس نیست و مجمع هم باید بیاید و بر مصلحت مجلس صحه بگذارد و بگوید شما تشخیص دادید، من هم امضا می‌کنم، چون تشخیص مصلحت حق ولی‌فقیه است و این حق طبق قانون به مجمع تشخیص تفویض شده است. وظیفه مجمع تشخیص قانون‌گذاری جدید نیست.

این اختلاف درست است و در برنامه از این مسائل پیش می‌آید. یک بخش‌هایی از آن مربوط به شریعت است و حل اختلافات در واقع به عهده مجمع تشخیص مصلحت است. در اینجا مجمع هر تصمیمی بگیرد، نهایی است. سئوالی که مطرح می شود این است که این دامنه چقدر است؟ این سئوال خود من هم هست و گاهی در تعاملات قوا موجب اختلافات می شود و یک بحث حقوقی است. سئوال این است که دامنه اصرار بر مصلحت تا کجاست؟ یک وقت هست که مجلس صلاحیت یک کاری را دارد و هر تصمیمی که بگیرد بر اساس آن صلاحیت است، ولو در صلاحیتش یک مقداری از قانون اساسی عبور کند، بر اساس مصلحت و تزاحمات اشکال ندارد؛ اما یک وقت مسائلی هست که ما عقیده داریم مجلس شورای اسلامی صلاحیت تصمیم در آن امور را ندارد. در اینجا پایه متزلزل است. مسئله‌ای که ما داریم این است که شورای نگهبان تا حالا به طور منقّح نگفته است مجلس در کجا صلاحیت ندارد. قانون اساسی در این مورد دو اصل دارد: اصل 71 و اصل 72. اصل 71 می‌گوید مجلس در عموم مسائل کشور در حدود مقرر در قانون اساسی می‌تواند قانون وضع کند. اصل 72 می‌گوید مجلس نمی تواند قوانینی را تصویب کند که مغایر با شرع و قانون اساسی باشد. در اصل 71 می‌گوید اختیارات مجلس عام است، یعنی در عموم مسائل و در اصل 72 می‌گوید مغایر با قانون اساسی نباشد. حرف ما این است که در اصل 71 هم گفته در حدود مقرر در قانون اساسی. این حدود مقرر چه معنی‌ای می‌دهد؟ اگر مقصودش اصل 72 است که تکرار زائد است و قاعدتاً مقصود قانون‌گذارتگرار زائد نیست. در اینجا دارد صلاحیت وضع می‌کند، در آنجا می‌گوید در دامنه صلاحیت نمی‌توانید خلاف قانون اساسی عمل کنید. مشابه دادگاه‌ها. دادگاه انقلبا صلاحیتی دارد. صلاحیتش این است که به جرائم مواد مخدر و محاربه و این مسائل رسیدگی کند. اول باید صلاحیت رسیدگی به امری احراز شود، بعد از صلاحیت می‌گویند تو در عین حال که صلاحیت داری، رأی تو هم باید طبق قوانین و موازین شرع باشد. می‌گوید صلاحیت شما رسیدگی به جرائم مواد مخدر است و در این زمینه صلاحیت ورود داری، اما وقتی رسیدگی می‌کنی، باید رسیدگیت طبق قانون باشد. اگر جرم مربوط به مواد مخدر نباشد، اصلاً نباید به دادگاه انقلاب برود.

اصل 71 قانون اساسی در باره صلاحیت مجلس برای ورود در اموری بحث می‌کند. ما در مورد حدودی که قانون اساسی مطرح کرده بحث داریم. می‌گوییم حدود قانون اساسی یعنی آن جاهایی که قانون‌گذاری لازم است، مثل تعداد وزرا، تعیین مجازات‌ها، تعیین مالیات‌ها و مسائل دیگری که نیاز به قانون‌گذاری دارند، یعنی صلاحیت. حالا اگر صلاحیت داشت، تصمیماتش نباید مغایر قانون اساسی باشد. مجلس در حیطه مسائلی که صلاحیت دارد می‌تواند تصمیم بگیرد، اما محتوای تصمیماتش نباید از چهارچوب قانون اساسی و از احکام شرعی فراتر برود. اگر ضرورت پیش آمد که از قانون اساسی فراتر برود، باید به مجمع تشخیص برود و در آنجا طبق مصلحت عمل شود؛ اما چون این مرزبندی‌ها روشن نیستند، مشکل ایجاد کرده‌اند.

مثالی می زنم. آیا مجلس شورا حق تغییر قانون اساسی را دارد؟ آیا می تواند نظارت را از شورای نگهبان سلب کند؟ آیا می‌تواند اختیارات رئیس جمهور را وسیع کند؟ می‌تواند دوره 4 ساله رئیس جمهور را 8 سال کند؟ طبعاً اینها تغییر در قانون اساسی است. خب حالا فرض کنید که مجلس اینها را تصویب کرد و فرستاد به شورای نگهبان و شورای نگهبان هم رد کرد و گفت شما صلاحیت این کار را ندارید و این خلاف اصل 72 قانون اساسی است. مجلس می‌گوید اصرار می‌کنم و برود مجمع تشخیص مصلحت نظام و در آنجا بگویند مصلحت این است که رئیس جمهور مادام العمر باشد. حالا پیدا کنید پرتقال فروش را!

قانون اساسی این را نمی‌گوید. این نفی قانون اساسی است. باید مرزبندی‌ها را حل کرد. اول باید اثبات کنیم که آیا مجلس این صلاحیت را دارد یا نه؟ اول باید اختیارات تثبیت شوند. اگر صلاحیت تغییر قانون اساسی را نداشت، نمی‌تواند اصرار کند و در اموری که صلاحیت ندارد، به مجمع هم نمی‌تواند ارجاع بدهد، چون به این ترتیب کل قانون اساسی قابل تغییر است و این درست نیست. چالش در اینجاست، والا تصمیمات مجمع تشخیص حکومتی است.

خواسته‌اند اختیارات رئیس جمهور را در بانک مرکزی سلب کنند. در این قضیه چه مصلحتی وجود دارد؟ نمی‌دانم. 30 سال است که این مصلحت وجود نداشته، چطور حالا یکدفعه این مصلحت پیدا شده؟ ربطش دادند به برنامه پنجم، در حالی که این یک برنامه 5 ساله است نه یک قانون‌گذاری دائم برای ایجاد یک ساختار. این عیب مجلس است که برنامه‌هایمان شده‌اند قانون‌گذاری. حالا آمده‌اند این را تصویب کرده‌اند. اولاً این چه معضلی بود؟ معضل که نیست، یک قانون‌گذاری عادی است. مجمع در اینجا حق دارد تصویب کند و وقتی تصویب شد، نهائی می شود. دولت هم مخالف است. در تمام دوره‌های گذشته، دولت محور تشخیص این مصلحت و در گیر اجرا بود. امام توجه ویژه‌ای به نقش متصدیان اجرایی دارند. مصلحت این است که بن بست‌ها باز شوند. مجمع تشخیص مصلحت، ظرفیت کامل نظام برای استفاده از احکام اولیه، احکام ثانویه و احکام حکومتی بود، در حالی که تا آن موقع فقط از احکام اولیه استفاده می‌کردند. بعد این ظرفیت را باز کردند. حالا این چه مصلحتی است که بیکباره تمام کارگزاران اجرایی آن را خلاف مصلحت می‌دانند و می‌‌رود و در مجلس تصویب می‌شود؟ نمی‌دانم.

یک مرتبه چیزی را که مسئله است از قالب مسئله خارج و تبدیل به معضل می‌کنند. معضل را هم که باید رهبری تنفیذ کنند و لذا باید به ایشان ارجاع داده شود؛ اما طبق آنچه که آنها می‌گویند این اختلاف بین شورا و مجمع است و نیازی به ارجاع به رهبری نیست. مشاهده می‌کنید که خود مجمع دارد معضل سازی می‌کند: از قضا سرکنگبین صفرا فزود! یعنی ما وضعیت عادی را تبدیل کردیم به معضل، رهبری می‌گویند این را از برنامه خارج به عنوان معضل بررسی کنید.

ما یک مقدار گرفتار این چالش‌ها هستیم. آقا هم اخیراً فرمودند شورای نگهبان بنشیند، کارشناسی کند، با صاحب‌نظران بحث و راهکارهای عملی را از طریق تفسیر قوانین ارائه دهد. بخش‌هائی از این کار انجام شده و باید تمام شود، ولی تا زمانی که این فضا وجود دارد، باید از ظرفیت‌های تعامل استفاده کنیم. اگر بخواهیم در نظام با این خط‌کش‌ها و مرزبندی‌ها حرکت کنیم و بعد هم مطالبات حزبی و گروهی و مسائل انتخاباتی را هم بر این مسائل غلبه بدهیم، دچار مشکلات و معضلات جدیدی خواهیم شد.

باید از این افق تنگ حزبی و گروهی بیرون بیاییم، به مصلحت عامه نگاه کنیم. اگر از این مناسبات و مطالبات تخلیه شدیم، مصلحت را خوب تشخیص می‌دهیم و نظام را هم خوب حفظ خواهیم کرد، والا خدای ناکرده با رفتارمان اسباب تهدیدهای نرم را خودمان از درون فراهم می‌کنیم و می‌شویم مثال آن کودکی که گریه می‌کرد. آدم سیه‌چرده‌ای که مثل من قیافه ناجوری داشت، بغلش کرد و نوازش‌اش کرد، اما بچه همین که به قیافه او نگاه می‌کرد، از ترس جیغ می‌زد. آدم فهیم و خیری پیدا شد و گفت اگر بچه را زمین بگذاری، خودش آرام می‌شود. حالا نکند یک وقتی ما از کارگزارانی باشیم که معضل‌سازی کنیم که نبود ما موجب حل مشکلات باشد نه بودن ما. خدا نیاورد روزی را که ما دچار چنین آفتی بشویم. پناه می‌بریم به خداوند. ان‌شاءالله مؤیّد باشید. عذرخواهی می‌کنم.

والسلام علیکم و رحمةالله


پیشینه کمک 50 میلیون دلاری ابومازن به میرحسین
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز

می‌توان این مطلب را به خوبی درک کرد که امریکا مدت‌هاست تلاش می‌کند با کمک دلارهای خود نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کند... دلارهایی که کوهی از آنان در مقابل اراده ایرانیان ناتوان است.

خبر کمک 50 میلیون دلاری رئیس سازشکار تشکیلات خودگردان به میرحسین موسوی در حالی منتشر شد که پیش‌تر‌ نیز اظهار نظر‌های فراوانی از سوی مقامات مختلف در خصوص دریافت کمک مالی از سوی ستاد ‌ موسوی شده بود؛ کمک‌هایی که غالب آنها از سوی حکومت‌های عرب منطقه به ستاد موسوی اعطا شده بود و علاوه بر این کمک‌ها، دولت‌های عرب منطقه واسطه بسیار خوبی برای رساندن این کمک‌ها به جریان مخالف نظام بودند.

کمک‌های مستقیم
طرح موضوع کمک 50 میلیون دلاری ابومازن برای راه‌اندازی یک شبکه رادیویی برای تبلیغات به نفع میرحسین موسوی و جریان مخالف نظام در حالی است که قرار‌گیری این موضوع در کنار سایر اتهامات مالی مطرح شده علیه این جریان، نظیر دریافت کمک یک میلیارد دلاری از عربستان سعودی توسط جریان‌های وابسته، راهی جز تکذیب زبانی از جانب موسوی باقی نگذاشته است، البته این موضوعات، تنها اتهامات مالی این جریان نیست، چراکه قبل‌تر ‌ نیز گزارش‌های مختلفی از دریافت کمک‌های مالی توسط افراد وابسته به جریان فتنه از کشورهای حاشیه خلیج فارس منتشر شده تا پرونده این جریان در رابطه با فساد مالی بیش از پیش قطور شود، حتی حمید رسایی نماینده مجلس نیز در زمان انتشار خبر کمک یک میلیارد دلاری سعودی‌ها به سران فتنه، پا را فراتر از این می‌گذارد و به صراحت می‌گوید: آنها در دوران حاکمیت خود بر دستگاه اجرایی کشور مراودات بسیاری با بیگانگان داشتند و از آنان کمک‌های مالی بسیاری دریافت کردند که بیش از مبلغی است که اکنون صدایش درآمده است.
تمامی اینها در حالی است که حدود هشت سال قبل هم آیت‌الله مصباح یزدی اعلام کرده بود که چمدان‌های دلار از طرف استکبار در اختیار تجدیدنظرطلبان قرار گرفته است که البته در آن مقطع انتقادات زیادی از سوی این جریان علیه سخنان آیت‌‌الله مصباح یزدی صورت گرفت، بنابراین قرار‌گیری این موضوعات در کنار سایر اقدامات جریان‌های وابسته به فتنه‌گران که در طول سال‌های مختلف، در قالب‌های مختلف و از نهادهای مختلف‌ (NGO‌های خارجی) کمک‌های مالی دریافت کرده بودند ‌ و خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف براندازانه دشمنان نظام هزینه کرده بودند، می‌تواند سخن چندی پیش وزیر اطلاعات در خصوص هزینه 17 میلیارد و 700 میلیون دلاری دشمنان برای براندازی نظام جمهوری اسلامی را تأیید کند. حیدر مصلحی حدود یک ماه پیش در سالروز حماسه نهم دی گفته بود که دشمنان نظام در طول این سال‌ها حدود 17 میلیارد و 700 میلیون دلار علیه کشورمان هزینه کرده‌اند، البته این کمک موضوعی نیست که فقط در جریان انتخابات و فتنه صورت گرفته باشد، بلکه از گذشته سابقه دارد و حرکت‌هایی از گذشته دنبال می‌شد که می‌خواستند در انتخابات نتیجه آن را بگیرند.

کمک‌های غیرمستقیم
اعتراف به ارائه کمک‌های مالی مستقیم به فتنه‌گران توسط مؤسسات به ظاهر غیرانتفاعی فعال در عرصه جنگ نرم در حالی صورت می‌گیرد که پیش از این نیز دولت امریکا کمک‌هایی را نیز به رسانه‌ها و سایت‌های ضد ایرانی خارج از کشور ارائه و مشخصاً تلاش کرد نقش غیرمستقیمی را در خصوص مسائل داخلی ایران ایفا کند؛ موضوعی که قرار بود به صورت محرمانه پیگیری شود اما با شکست‌های پی در پی این طراحی‌ها و حضور یکپارچه مردم در صحنه‌های دفاع از نظام و حاکمیت حالتی علنی و بی‌پروا به خود گرفت. در حال حاضر دولت امریکا کمک‌های مستقیمی را به رادیو فردا و تلویزیون صدای امریکا کرده و در کنار اینها، هیلاری کلینتون دلارهای گزافی را نیز به سایت‌های توئیتر و فیس‌بوک که محبوبیت زیادی بین ایرانیان دارند، ارائه کرده است، البته این موضوع را باید در کنار هزینه‌های انگلیس و اسرائیل برای رسانه‌های فعال علیه ایران قرار داد. اما این پایان بخش هزینه‌های بی‌شائبه امریکاییان علیه ایران نیست چراکه این دولت علاوه بر کمک به نهادهای فعال در عرصه جنگ نرم و همچنین فتنه‌گران داخلی ایران، کمک‌های سخاوتمندانه‌ای را نیز به تروریست‌های فعال علیه کشورمان نظیر جندالشیطان، مجاهدین خلق و پژاک کرده که اعترافات عبدالمالک ریگی نیز بخشی از این سناریو را افشا کرد. در مجموع با بررسی این شرایط می‌توان این مطلب را به خوبی درک کرد که امریکا مدت‌هاست تلاش می‌کند با کمک دلارهای خود نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کند... دلارهایی که کوهی از آنان در مقابل اراده ایرانیان ناتوان است.


چه کسی نام «جنبش سبز» را انتخاب کرد + سند
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز

سناتور مک‌کین در فصل ۲۵ کتاب «سایه عقاب‌ها» که در سال ۱۳۸۴ چاپ و منتشر شده، حتی عنوان رنگ جنبش موسوم به «سبز» در سال ۱۳۸۸ را نیز پیش‌بینی و به نوعی انتخاب کرده است.

به گزارش مشرق در کتاب «سایه عقاب‌ها» (طرح سری حمله امریکا به ایران) چاپ ۱۳۸۴، مولف با استناد به منابع اطلاعاتی مختلف برآوردی جامع از احتمال حملهٔ آمریکا به ایران را بررسی کرده است. بر این اساس بیشتر اقدامات نظامی امریکا بر ضد ایران دربارهٔ تداوم برنامه‌های هسته‌ای بوده است.

در طی چند سال اخیر نیز مانور اصلی نیروهای مسلح امریکایی بر محور ایران متمرکز شده است. در این مانور امریکا نیروهای زمینی بسیار زیادی را به صحنهٔ نبرد می‌فرستد که ۱۵ تا ۱۷ لشکر را شامل می‌شوند. مقامات امریکایی ترتیبی داده‌اند که لشکر فرضی ایران در این مانور از موشک‌ها و سلاح‌های کشتارجمعی (به احتمال زیاد سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی نه اتمی) برای دفاع استفاده کند. در این مانور نبرد بر روی تهران متمرکز می‌شود جایی که نیروهای امریکایی در خارج از آن در حال نزدیک شدن به پایتخت هستند. این مانور‌ها با نام تلاش یکپارچه برگزار شده است.

مراحل مختلف این مانور در یک سال اجرا می‌شود و مانور اصلی در عرض یک هفتهٔ فشروده در ماه می‌در کالج جنگ کارلیل ایالت پنسیلوانیا انجام می‌شود. مانور اخیر توسط منابع اطلاعاتی اسراییل فاش شده است. پایتخت دشمن فرضی نییر (nair) نام دارد. برای ایجاد جو روانی مسئولان اجرایی مانور توضیح می‌دهند که این شهر پایتختی فرضی است که منطبق بر جغرافیا و فرهنگ ایران است.


اما راه حل مسأله ایران در ‌‌نهایت تقابل فرهنگی و جنگ نرم القاء می‌شود. چنانچه مورد اشاره «مک کین» سناتور امریکایی نیز قرار می‌گیرد. او نیز چون بسیاری از استراتژیست‌های شیطان بزرگ، تنها امکان تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از امواج انقلاب اسلامی در سطح جهان را روش‌های براندازی نرم، کودتای رنگی، نبرد فرهنگی، به آشوب کشیدن کشور به واسطه تحریک اغتشاش‌گران و در ‌‌نهایت فروپاشی از درون می‌داند. بر همین اساس او به موازات اشاره به کودتای رنگی در کشورهایی چون گرجستان، همین روش را برای ایران نیز پیشنهاد و حتی نام آن را نیز با فاصله چند سال سفارش کرده است.


نکته جالب‌تر در فصل بیست و پنجم این کتاب که «شاید این انقلاب سبز باشد» عنوان گرفته دیده می‌شود. سناتور مک‌کین در فصل ۲۵ این کتاب که در سال ۱۳۸۴ چاپ و منتشر شده، حتی عنوان رنگ جنبش موسوم به «سبز» در سال ۱۳۸۸ را نیز پیش‌بینی و به نوعی انتخاب کرده است.


مک‌کین می‌گوید: «دانشجویان در آنجا بسیار باهوش و پیچیده هستند و بسیار فعال در اینترنت می‌باشند. من فکر می‌کنم ما باید یک پیام بفرستیم. فکر می‌کنم باید یک رادیو آزاد ایران داشته باشیم، فکر می‌کنم باید تلویزیون داشته باشیم. باید جنبش آزادی و استقلال را تشویق کنیم اما من فکر نمی‌کنم که موجه باشد که ما از لحاظ نظامی دولت را سرنگون کنیم. اما ما مطمئناً می‌توانیم آن‌ها را تشویق و کمک کنیم. ما این کار را در گرجستان کردیم و آن‌ها انقلاب گل سرخ را داشتند. و این کار را در اوکراین کردیم و آن‌ها انقلاب نارنجی را داشتند. شاید این انقلاب سبز باشد.»

باقی ماجرا برعهده خوانندگان.

 

 «مک کین» در همایش «بنیاد ملی حمایت از دموکراسی» که در اثنای سالگرد انتخابات ایران در اوایل تابستان برگزار شد، گفته بود: ما باید حمایت بیشتری از مخالفان بکنیم. به گفته او ما می‌توانیم دوستان و متحدان خود را برای به چالش کشیدن مشروعیت رژیم ایران به تحرک واداریم. او اذعان داشت: سبز‌ها سربازان ما هستند.