کشف حجاب مینا لاکانی در صدای آمریکا
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: حجاب ، مینا لاکانی ، سیاسی ، صدای آمریکا
شبکه صدای آمریکا بازهم در پخش زنده خود، یک بازیگر دیگر را بدون حجاب به نمایش گذاشت.

به گزارش جام نیوز؛ شبکه صدای آمریکا وابسته به وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا، که دست بلندی در کشف حجاب و حمله به اعتقادات جوانان ایرانی دارد، بازهم در برنامه خود تلاش کرد یک ایرانی بدون حجاب را به نمایش بگذارد.

براساس این گزارش، مینا لاکانی، بازیگرسینما و تئاتر در برنامه شباهنگ صدای آمریکا بدون، حجاب حاضر شده تا اهداف این شبکه ضد ایرانی را تامین کند.
وی در مصاحبه با این شبکه خود را مبرا از حزب بازی خواند ولی مدعی شد به خاطر همبستگی با مردم، از ایران خارج شده است.
لاکانی در این مصاحبه عدم حضورش در صدا وسیما را نه ضعف بازیگری و نامناسب بودن برای نقش، بلکه سیاسی خوانده و تصورات ذهنی مبنی برتماس های مشکوک را مطرح کرد.
یاد آور می شود، مینا لاکانی در سال ۱۳۴۸ درتهران متولد شد و با بازی در تئاتر هملت به کارگردانی دکتر قطب الدین صادقی وارد عرصه ی بازیگری شد. پس از آن با فیلم «پرواز را به خاطر بسپار» به کارگردانی حمید رخشانی اولین تجربه ی سینمائی خود را پشت سر گذاشت، با فیلم «روز فرشته» به کارگردانی بهروز افخمی حضور خود را در سینما تثبیت نمود. لاکانی با بازی در فیلم «دیدار» به کارگردانی محمدرضا هنرمند توانست سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن را از سیزدهمین جشنواره ی فیلم فجر دریافت کند. بعدها او در فیلم های مختلف سینمائی به ایفای نقش پرداخت و حضور در تلویزیون را با سریال «همسفران» و فیلم تلویزیونی «پریماه» تجربه کرد. ایفای نقش در تله تئاترهای «کسب و کارهای آقای فابریزی» و «در پوست شیر» قسمتی دیگر از فعالیت های تلویزیونی لاکانی را شامل می شود.
گفتنی است، پیش از این هم شبکه صدای آمریکا در برنامه خود با نوعی روانشناسی، فریبا داودی مهاجر را مجبور کرد تا روسری را از سر خود بردارد.


رأی دادگاه فرمایشی به بهانه اعتراض به ممنوعیت حجاب اعلام شد
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجاب ، اسلامگرایان
تداوم سیاست‌های صهیونیستی آذربایجان: 66سال حبس برای اسلامگرایان
گروه بین‌الملل- دادگاهی که از مدت‌ها قبل بر اساس سفارش‌های سیاسی تشکیل شده بود، امروز بالاخره پس از صحنه سازی های فراوان به پایان رسید و دکتر صمداف رئیس حزب اسلامی جمهوری آذربایجان به دلیل اعتراض به ممنوعیت حجاب به 12 سال حبس محکوم شد.

به گزارش رجانیوز، سرانجام پس از چندین ماه کش و قوس در دادگاه‌های سیاسی جمهوری آذربایجان، روز گذشته، احکام محکومیت رئیس، معاون، دو تن از منسوبین رئیس و سه نفر از روحانیون حزب اسلامی این کشور صادر شد.

قاضی دادگاه جنایات سنگین باکو "الدار اسماعیل اف" احکام  اسلامگرایان را که به دلیل اعتراض به ممنوعیت حجاب اسلامی در مدارس از حدود 9 ماه پیش تا کنون در زندان به سر می برند، به شرح ذیل اعلام کرد:

دکتر صمداف رئیس حزب اسلامی جمهوری آذربایجان: 12 سال حبس

فردوسی محمد رضایف برادر زن رئیس حزب اسلام: 10 سال حبس

دیانت صمداف پسر عموی رئیس حزب اسلام: 10 سال حبس

واقف عبدالله یف معاون حزب اسلامی جمهوری آذربایجان: 12 سال حبس

روح الله آخوندزاده رئیس حزب اسلامی شعبه آستار: 11 سال و شش ماه حبس

سید عباس فرامیز روحانی برجسته آذری: 11 سال حبس

ذوالفقار میکائیل زاده روحانی و حافظ قرآن: آزادی مشروط

آخرین جلسه محاکمه رئیس و اعضای حزب اسلام آذربایجان در حالی روز گذشته برگزار شد که یکی از شهودی که علیه اسلامگرایان شهادت داده بود، در نامه ای به رئیس جمهور نوشت: من را فریب داده اند و کاغذ سفیدی را امضا کردم تا تمایل خود را به پایان یافتن فعالیت یکی از شبکه های تلویزیونی اعلام کرده باشم اما بعد متوجه شدم که علیه افرادی که تاکنون آنها را ندیده ام، سند اتهامی را امضا کرده‌ام. این شاهد فریب خورده در پایان نامه اش از رئیس جمهوری کشورش در مقابل تهدید ماموران پناه خواسته است.

سیاسی بودن این دادگاه‌ها موضوعی بود که دکتر صمداف در اولین جلسات دادگاه به آن اشاره کرده بود. وی با بیان اینکه "این دادگاه سفارشی است، احکام نه در دادگاه بلکه در نهاد ریاست جمهوری تنظیم شده اند"، خطاب به قاضی پرونده گفت: «بی خود ما و خانواده هایمان را به دادگاه نکشانید، احکام را بخوانید و خود را خلاص کنید.»

براساس این گزارش، هفته گذشته دادستان آذربایجان در لایحه ای پیشنهاد 12 سال حبس را برای دکتر محسن صمداف ارائه کرده بود که این پیشنهاد با اعتراض وکیل رئیس حزب اسلام همراه شد. "انار قاسم اف" پس از پایان جلسه دادگاه وی و تعدادی از فعالان اسلامی جمهوری آذربایجان در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: از ابتدا مشخص بود که دادگاه نه بر اساس موازین حقوقی بلکه بر اساس مسائل سیاسی تشکیل شده و درخواست دادستان مبنی بر 12 سال برای رئیس حزب اسلام این واقعیت را آشکار کرد.

صدور این احکام در حالی بود که قبل از برگزاری دادگاه رئیس، معاون و برخی اعضای حزب اسلام، جلسه فوق العاده این حزب برگزار شد که در طی آن، فساد اداری در کشور مورد انتقاد قرار گرفت و همچنین از احتمال صدور حکم زندان طولانی مدت در خصوص اعضای این حزب ابراز نگرانی شد.

در این جلسه، پایان یافتن فساد ادرای و فضای خفقان سیاسی و اجتماعی در خواست شد. در همین زمینه جمع کثیری از دین‌داران آذری در اعتراض به حکم این دادگاه و هم‌راستایی بودن احکام آن با سیاست‌های صهیونیستی در مقابل دادگاه تجمع کردند که این تجمع منجر به بازداشت تعداد 15 نفر از آنان شد.

اتخاذ سیاست‌های ضد اسلامی در آذربایجان، مسبوق به سابقه است. تعطیلی و تخریب برخی مساجد، انتشار بخش‌هایی از کتاب موهن "آیات شیطانی"، توهین به ساحت پیامبر(ص) و اخیراً ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان نمونه‌هایی از این دست است.

هرچند برخی از این اقدامات به اندیشه‌ی سکولار برخی طیف‌های داخلی در جامعه‌ی آذربایجان باز می‌گردد اما تحلیل‌گران بر این باورند که برخی رژیم‌های خارجی از جمله اسرائیل در تشدید این فضا تأثیر ویژه دارند.

هدف اصلی تل آویو ممانعت از توسعه‌ی اندیشه‌های اسلامی در این کشور است؛ چرا که جمعیت 80 درصدی شیعه در صورت بروز اندیشه های اسلامی، حکومت را وادار به تمایل به سمت تهران می کند و این هم‌راستایی موجب ایجاد سیاست‌های ضد صهیونیستی در جمهوری آذربایجان خواهد شد. از همین رو رژیم صهیونیستی در تلاش است تا با ایجاد زمینه برای گسترش نفوذ خود در آذربایجان، علاوه بر "قداست‌زدایی از اسلام"، نفوذ نرم ایران در این کشور را محدود کند.

اما آنچه که در این دادگاه‌ها قابل تامل است، رویارویی دو اندیشه صهیونیستی و اسلامی در این کشور است، اینکه باکو احکام سنگین علیه معترضین به بی حجابی وضع می کند، نشان دهنده نگرانی سران این رژیم نسبت به افزایش موج اسلامی در این کشور مسلمان نشین است.


گفت و گوی منتشر نشده از امام موسی صدر
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥  کلمات کلیدی: امام موسی صدر ، حجاب ، گفتگو و مصاحبه

حجاب شرعی، آسان تر از آن حجابی است که ما به آن عادت کرده ایم

این شب تاریک گمراهی است و نه شب اسلام. زمانی زن می‌تواند از این تاریکی بیرون بیایید که بپذیرد انسان است و نقش زنانه گی‌اش را همه جا بازی نکند. به این ترتیب او مرد را قانع می‌کند که در خارج از خانه او را شریک خود در سازندگی جهان ببیند نه تابلویی هنری که نگرستن ...

شفاف: «دنیا و دین، علم و فقه، انسان و روحانی دینی، ویژگی‌های جامعی است که به وی امکان می‌دهد تا بدون هیچ مشکلی از زن و با عمق و درایت از اسلام به سخن بگوید؛ عمق و درایتی که به چالش با خرافات و عاداتی می‌رود که مسلمانان به آن دلبسته‌اند ولی هیچ ربطی به اسلام ندارد» این بخشی از سخنان امام موسی صدر در یک گفت‌و‌گوی مطبوعاتی است که در سال ۱۹۶۹ در بیروت انجام شده است.


به گزارش شفاف، خلاصه‌ای ازاین گفتگوکه توسط بنیاد امام موسی صدر ترجمه شده و برای اولین باردر روزگار منتشر شده است، به شرح زیر است:

-آیا اسلام به زن حرمت نهاده و مسلمانان به او اهانت کرده‌اند؟

اذعان می‌کنم و از درون خود رنج می‌برم که وضع زن در آغاز اسلام بسیار بهتر از وضع کنونی‌اش بود.

-احساس رنج سودی ندارد. ما در دورانی هستیم که زن خیز برداشته و حرکت کرده است ولی همچنان زن مسلمان جرات جست و خیز روی زمین و حتی خانه خود را ندارد.

راه حل بازگشت به اصول و به اسلام صحیح است زیرا هیچ دینی به اندازه اسلام و هیچ جامعه‌ای همانند جامعه اسلامی به زن حرمت ننهاده است. منظورم از اسلام، اسلام حقیقی است که در متون اسلامی آمده است و امکان اجتهاد در آن وجود دارد، نه وضعی که مسلمانان در آن به سر می‌برند. دین ما هیچ‌گاه دین متحجری نبوده است.

-پس چرا ما در این وضع قرار داریم؟ چرا اگر زن مسلمان به گونه‌ای رفتار کند که گویی بی‌نیاز از قیومیت و داری عقلی استوار و اندیشه‌ای آزاد است بی‌اعتنا به قانون و دین به حساب می‌آید؟

اسلام هیچ کس را وصی زن قرار نداده است. جز پدرش که تا زمان سن رشد وصی اوست همانطور که وصی برادر اوست که مرد است و در این مساله فرقی میان آن دو نیست. پدر همچنین حق مشورتی در ازدواج اول دخترش دارد. با این حال فکر نمی‌کنم ما از ذهنیت قرن بیستمی فاصله گرفته باشیم.

-وصایت برادران و پسران حتی پسر عمو‌ها...؟

دین چنین چیزی را سفارش نکرده است.

-وصایت همسر؟

اگر به متون دینی باز گردیم و به زبان زمانه سخن بگوییم، باید بگوییم قرآن، ازدواج دو مسلمان را نهاد دموکراتیک کوچکی قرار داده است که هر کدام از آن دو در آن می‌توانند حدود اختیارات خود را بر مبنای توافق پیشین معین کنند اما برای آنکه دموکراسی به بن بست کشیده نشود لازم است اینجامعه دموکراتیک کوچک رئیسی داشته باشد.

-بالطبع این رئیس هم زوج است که ریاست او همیشگی و مادامالعمر است.

آیا جدا شما این ریاست را آرزو می‌کنید؟

-پناه بر خدا، من برای مردی که تن به حکم من دهد، احترامی قائل نیستم.

حتی زن اروپایی نیز اگر حقیقتا زن باشد خواهان حمایت و پشتیبانی مرد است. زن اروپایی و حتی آمریکایی اکنون در حال بدست آوردن بخشی از حقوق و ضمانت‌هایی است که اسلام ۱۴۰۰ سال پیش به زن داده است.

-استقلال مادی و اختیار طلاق و چیزهای دیگر، امتیازاتی است که اهمیت آن در ضمن ازدواج و به ویژه زمانی که ازدواج به شکست کشیده می‌شود، آشکار است. اما پیش از ازدواج و پس از آن در صورتی که ازدواج موفق باشد، زن مسلمان در بند زنجیر است. این واقعیتی است که نمی‌توان از آن گریخت. این شب تاریکی است که باید از آن بیرون آییم.

این شب تاریک گمراهی است و نه شب اسلام. زمانی زن می‌تواند از این تاریکی بیرون بیایید که بپذیرد انسان است و نقش زنانه گی‌اش را همه جا بازی نکند. به این ترتیب او مرد را قانع می‌کند که در خارج از خانه او را شریک خود در سازندگی جهان ببیند نه تابلویی هنری که نگریستن به آن، او را از سازندگی این جهان باز دارد و نه تابلوی فریبایی که لذت جستن از آن او را از پیش بردن کار جهان باز دارد.

-بنابراین تنها راه آزادی زن حذف عنصر زنانگی اوست؟

هرگز بلکه آن را منحصر به وقت خاص خود می‌کند و در اوقاتی دیگر صفات انسانی‌اش را بروز می‌دهد.

-اگر زن چنین چیزی را بپذیرد آیا مرد هم خواهد پذیرفت؟

اینکه زن به چنین چیزی در ارتباط با مردی که همسرش نیست گردن نهد اصلی است که قرآن کریم در سه مورد خلاصه کرده است. آشکار نساختن زینت، عدم تحریک گفتاری، عدم تحریک در راه رفتن و حرکت.

-آیا همسر شما محجبه است؟

حجاب اسلامی دارد. با این حال احساس نمی‌کنم در ادای وظایفش در جامعه و در برابر جامعه‌اش کوتاهی کند. خواهری دارم که در صور زندگی می‌کند و قوی‌ترین موسسات اجتماعی را در جنوب لبنان مدیریت می‌کند و محجبه است اما تکرار می‌کنم که حجاب شرعی آسان‌تر از آن حجابی است که ما به آن عادت کردیم.
 
-اما زنان رزمنده که جهاد آن‌ها را ناگزیر کرده است در حالی که سر و صورت و گاهی موارد زینتشان آشکار است از خانه خارج شوند باید متهم به کفر و خارج شدن از وقار اسلامی شوند؟ امینه دحبور که در فرودگاه زوریخ کار می‌کند شلواری می‌پوشد که جازبه‌های بدنش را آکار می‌کند آیا او با این کار از دین خارج شده است؟

من مطلبی که شما درباره امینه دحبور نوشتید باور داشته و هنوز باور دارم که عفت زن محدود به حفظ عفت فردی‌اش نمی‌شود. بنابراین سخت گیری و دقتی که امروز برای حفظ این عفت اعمال می‌شود نا‌بجاست. من ذلت زنان لهستانی را بعد از تصرف آلمان‌ها فراموش نمی‌کنم. من دوست دارم قدرت آن را بیابم که همه زنان ملت خود را آموزش نظامی دهم و بسیج کنم تا در کنار مردان از تکرای مصیبت جلوگیری کنند.

-هنوز این سخنان در حد شفاهی است. شما که از مسوولانید چه کرده‌اید که این سخنان تحقق یابد؟

اولا در سطح آگاهی بخشی هیچ دری را نکوبیده‌‌ رها نمی‌کنم. در زمینه حقوقی به زودی با کمیته‌ای متخصص در زمینه قانون احوال مدنی خاص همکاری خواهم کرد که می‌کوشد جایگاه اصلی زن را به او بازگرداند. کانون وکلا نیز برای تدوین قانونی مستند به متون فقهی در این زمینه فعالیت می‌کند.

-پس با موانعی که مسلمانانی سر راه‌تان قرار خواهند داد که به این وضع دل خوش کرده‌اند و عرصه برایشان خالی مانده چه می‌کنید؟

اسلام صحیح بزرگ‌ترین یاور ما در برابر برخی مسلمانان است و اوضاع سخت و حالت جهادی که امت ما در حال گذران آن است ما را به آسانی به تحقق اندیشه‌هامان یاری خواهد کرد.

-آیا به راستی شما معتقدید اگر اسلام صحیح با همه اصول و جزئیاتش اجرا شود پاسخ گوی نیازهای زمانه و اوضاع جهادی خواهد بود؟

هوشیاری اسلام در تحول و تکامل بیش از آن حدی است که شما گمان برده‌اید. در فقه اسلامی اصل خاصی داریم که می‌گوید «الصروات التی تبیح المحظورات»
 
من می‌دانم وظیفه دشوار و راه سختی پیش رو داریم اما چاره‌ای جز بازنگری در شخصیت زن مسلمان نداریم به هر حال هر رسالتی نیاز به قربانی دارد. اگر ضرورت مجبورم سازد از باب عمل به رسالت الهی که امانتی از سوی خدا در دست من است وارد چالش خواهم شد. من در آینده چاره‌ای جز با برخورد با اوهام مسلمانان نخواهم داشت زیرا من بار‌ها گفته‌ام هیچ دینی اندازه اسلام زن را تکریم نکرده است. برای مثال آیا می‌دانید که اسلام زن را مجبور به کار منزل نکرده است و زن داوطلبانه آن را انجام می‌دهد و هیچ کس نمی‌تواند زن را مجبور به کار منزل کند؟ مرد باید قدر این خدمت را بداند و به او احترام بگذارد. از اول اسلام این حکم شرع بوده است.

-آیا اسلام با حکومت کردن زن موافق است؟

زن را منع نکرده اما این کار را برای زنان خوش ندارد زیرا زن نقشی بلند‌تر از حکومت کردن دارد و آن زادن و پروردن است.

نحوه برخورد با بدحجابی در گفت وگو با آیت الله سیداحمد خاتمی
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله سیداحمد خاتمی ، حجاب ، جریان انحرافی

خطر را باور کنید

¤ به نظر شما این بحث که به جای اقدام انتظامی در مورد حجاب باید کار فرهنگی کرد، آیا تبدیل به توجیهی برای بدحجابی و کنارآمدن با آن نشده است؟ به عقیده شما نسبت کار انتظامی و فرهنگی در این حوزه چیست؟
- مسئله حجاب و عفاف و دغدغه حضور این عنصر ارزشی در جامعه از اول انقلاب مطرح بوده و متاسفانه از آغاز تاکنون دو نظریه افراطی و تفریطی در این عرصه مطرح بوده. یک نظریه نظریه ای است که می گوید برای مقابله با بدحجابی و بی حجابی فقط باید برخورد کرد. آن هم برخورد فیزیکی.
نظریه دوم که تفریطی است می گوید فقط کار فرهنگی و برخورد قانونی را هم برنمی تابد. به استناد روایات اهل بیت عصمت و طهارت(ع) عرض می کنم که این دو نظریه هر دو نادرست است.
یعنی برخورد فیزیکی صرف، راهی ناصواب است و همین جا این تذکر را بدهم که در نظام جمهوری اسلامی هرگونه برخوردی باید مطابق موازین قانونی و شرعی باشد و اگر قرار باشد هرکس هرچند به بهانه امر به معروف و نهی از منکر برخورد فیزیکی داشته باشد، این منجر به هرج و مرج می شود و هرج و مرج خود منکر دیگری است. از سویی فقط کار فرهنگی هم جواب نداده و نمی دهد. شیوه درست همان است که امام صادق(ع) طبق نقل ها فرموده که باید کار فرهنگی و اجرایی با هم صورت پذیرد. ترجمه حدیث این است؛ خداوند نخواسته زبان باز باشد (زبان نماد کار فرهنگی) و دست بسته باشد (دست نماد کار اجرایی). خداوند این را خواسته که این دو با هم باز و با هم بسته شوند. بنابراین اینجا به صراحت می گویم که ما معتقدیم برای گسترش حجاب وعفاف در جامعه هم باید کار فرهنگی و هم کار اجرایی با هم صورت پذیرد و مفیدترین کار اجرایی همان اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است که 300 ماده دارد و برای 25 نهاد در این زمینه تعیین تکلیف کرده است.
¤ کارنامه های دستگاه های مختلف به خصوص دولت را در زمینه برخورد با ناهنجاری های اجتماعی و بطور ویژه مقوله حجاب وعفاف چطور ارزیابی می کنید؟
- در ارزیابی دستگاه های فرهنگی ضمن تقدیر و تشکر از کارهای خوبی که برخی نهادها صورت داده اند باید بگویم متاسفانه کار بایسته و در خور شأن این عنصر مهم ارزشی صورت داده نشده است.
من ترجیح می دهم به جای نقد این گونه سخن بگویم که مسئله مقابله با ناهنجاری های فرهنگی که از جمله آنها بدحجابی و بی حجابی است به مثابه یک عملیات است.
در عملیات رزمندگان ما چند لشگر هماهنگ می شدند تا نقطه ای فتح می شد. اگر یک لشگر نمی توانست در حوزه مأموریت خود درست عمل کند آن عملیات ناکام می ماند. مسئله حجاب و عفاف هم یک عملیات فرهنگی است باید صدا و سیمای جمهوری اسلامی به صورت بسیجی وارد عرصه کار بشود. کاری که از سیمای جمهوری اسلامی انتظار می رود فقط پخش سخنرانی برای تشویق به حجاب نیست اگرچه این هم لازم است. انتظار می رود فیلم های بلند و کوتاه در رابطه با حجاب و عفاف و عواقب بد حجابی بسازند و خود نیز در برنامه های تولیدی یا برنامه هایی که پخش می شود خط راهبردی شان رعایت این مسئله باشد. رسانه ها نیز در این عرصه کمک کنند. از سوی دیگر نیروی انتظامی به وظیفه قانونی خودش عمل کند. دستگاه قضایی در این عرصه با هماهنگی در صحنه باشد و... بنابراین اگر بخواهد این مسئله به نتیجه برسد این هماهنگی لازم است.
بنده به عنوان طلبه ای که بین مردم هستم انتظارم از دولت محترم و نهادهای فرهنگی درون دولت این است که خطر را باور کنند یعنی در حقیقت متدینین را باور کنند که بشدت از گسترش بدحجابی ها که بعضاً بی حجابی است، بشدت متاثر هستند و آن را خطری برای کیان انقلاب می بینند. اگر این باور در بین خدمتگزاران مسئول این عرصه بوجود آید قطعاً تلاش شایسته تقدیر دیگری خواهند داشت و ما دیگر شاهد انتشار برخی نشریات و مقالات در عرصه تثبیت وضعیت نادرست کنونی حجاب و عفاف نخواهیم بود.
¤ عده ای می گویند ما باید امر به معروف کنیم و نه امر به واجب و همین طور نهی از منکر و نه نهی از حرام. پس اول باید حجاب یک معروف و بی حجابی یک منکر در جامعه شود و سپس امر به معروف و نهی از منکر کرد. پاسخ جنابعالی به این شبهه چیست؟
- تمامی فقهای ما در کتاب امر به معروف و نهی از منکر تصریح دارند که واجبات مصداق معروف و محرمات مصداق منکر است. بنابراین امر به معروف، یعنی امر به واجبات و نهی از منکر یعنی نهی از محرمات. نشانه این بحث این است که آقایان می گویند امر به مستحبات و نهی از مکروهات واجب نیست. پس این سخن که باید ابتدا چیزی معروف شود تا امر به آن واجب باشد یا منکر شود تا نهی آن واجب شود مبنای فقهی ندارد. آری! آنچه در امر به معروف مهم است تحقق معروف است و آنچه در نهی از منکر مدنظر شارع است واقع نشدن منکر است و این امر نیاز به این دارد که کسی که معروفی را ترک کرده آگاهش کنید که چرا واجب را ترک می کند و کسی که مرتکب منکری شده است، اول آگاهش کنیم که کارش منکر است اگر تاثیرگذار بود وظیفه امر به معروف و نهی از منکر تحقق یافته و اگر تاثیر نداشت نوبت مراحل بعدی است.
¤ تفکر غالب در دولت اصلاحات این بود که ما در دوره مدرن زندگی می کنیم و مجبوریم لیبرالیزم را به عنوان بخش جدایی ناپذیر این عصر بپذیریم. این نگاه باعث رویه و اقدامات خاص این دولت در عرصه فرهنگی شد که البته با واکنش سخت مردم کشور هم روبرو شد: فکر نمی کنید اگر دیگران هم با هر تابلویی بخواهند همین راه را در پیش بگیرند به سرنوشت همان قبلی ها دچار خواهند شد؟
- بنده در چند خطبه گذشته به صراحت سخن از لیبرالیزم فرهنگی داشتم و این خطر را متذکر شدم. اصولا تساهل و تسامح فرهنگی و از دین و ارزش های دینی کوتاه آمدن به بهانه هماهنگی با زمانه، ضدارزش است. این تفکر زمینه ساز نمادهای تهاجم فرهنگی است که ما دیروز و امروز شاهد آنیم. تفکری که می گوید به چند تار موی زنان گیر ندهید، تفکری که می گوید اگر قدری روسری کنار رفت جای نگرانی نیست و مشکل ندارد، نتیجه این تفکر همین ناهنجاری های فرهنگی است که بخشی برای همگان محسوس است بخشی هم در برخی از جشن ها، نمایشگاه ها و برخی جشنواره ها خود را نشان می دهد که نمونه هایی را در گذشته دیدیم.
انقلاب اسلامی با انگیزه تحقق احکام اسلامی، تحقق یافت.در این عرصه نباید هیچ گونه تساهل و تسامحی داشت. کمترین تساهل و تسامح را روح بلند شهیدان از ما نخواهند گذشت ما در طول 32 سال انقلاب هر جا به اسلام عمل کردیم، برد کردیم و هر جا عقب نشینی کردیم چه در عرصه فرهنگی و چه در عرصه سیاسی و اقتصادی بازنده بوده ایم. سیاست تساهل و تسامح دیروز و امروز و فردا و فرداها خطری بر کیان و روح انقلاب اسلامی است.
من این سیاست را کاملا ناموفق می دانم. برخی می گویند ما می خواهیم 13 میلیون رایی که به رقیب داده شد را جلب کنیم. اشتباه اینان این است که اولا آن 13میلیون در اولین اغتشاشات ریزش کرد، ریزش بسیار وسیع. کسانی که ماهیت سران فتنه را نمی دانستند و به آنها رأی داده بودند وقتی در عمل دیدند که عملکردشان مورد تایید دنیای استکبار قرار گرفته صادقانه عقب نشینی کردند و دست از حمایت برداشتند. ثانیا هدایت انسانها به راه حق مطلوب همه دلسوزان است. اما با چه شیوه ای؟ با دستمال کثیف نمی شود شیشه کثیف را پاک کرد. آیا با عقب نشینی از ارزش های دینی می خواهند کسانی را به سوی دین دعوت کنند؟ به سوی کدام دین می خواهند دعوت کنند؟ اگر می خواهند دعوت به اسلام ناب محمدی کنند، این اسلام ناب با این تساهل ها سازگار نیست. و اگر برآنند که تغییر ماهیت و هویت بدهند، بدانند که زیان کرده اند و به فضل خدا نمی توانند کمترین تاثیری در جهت تغییر ماهیت و هویت انقلاب اسلامی داشته باشند. هواداران دلسوز انقلاب اسلامی دلبسته به دین و ارزش های اسلامی هستند و مطمئنا در این عرصه ذره ای عقب نشینی نمی کنند. خورشید انقلاب اسلامی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای اجازه ذره ای کوتاه آمدن از مبانی انقلاب اسلامی را نخواهند داد.
¤ حجاب و عفاف یک عنصر محکم دینی است که در قرآن و روایات به صراحت و روشنی از آن یاد و بر آن تاکید شده است. چرا عده ای از این مقوله در راستای رسیدن به اهداف خاص سیاسی خود استفاده ابزاری می کنند و آن را دستمایه ای برای اختلاف و تنش و دعواهای سیاسی قرار می دهند؟
- مسئله حجاب در کل دنیا از حالت یک مسئله فرعی درآمده و یک مسئله اصلی شده است. هر دولتی که می خواهد با اسلام مخالفت کند می گوید حجاب ممنوع و هر دولتی که می خواهد بگوید با مسلمان ها آشتی هستیم، می گوید حجاب آزاد است. بنابراین نباید نگاه ما به این مسئله فرعی باشد.
درست فرمودید که متأسفانه در کشور ما با این مسئله سیاسی برخورد می شود و گاه تبلیغاتی و آن هم تبلیغات انتخاباتی مباحث بصورت مغالطه آمیز مطرح شده و آنچه که در این بین گم می شود تحقق مسئله حجاب است. گاه با گشت ارشاد مخالفت می شود و می گویند که مسئله را انتظامی نکنید. سخن بنده در این رابطه این است که نیروی انتظامی باید به قانون عمل کند و در هر موضوعی و از جمله مقابله با مفاسد برخورد انسانی و توأم با مهر در رأس برنامه ها داشته باشد.
البته همین جا می گویم برای ما آنچه مهم است این است که بدحجابی ها و بی حجابی ها در جامعه نباشد، اگر گشت ارشاد مرتکب تخلفی شد خود باید پاسخگوی آن باشند.
ولی سخن ما این است شما می گویید گشت ارشاد نه، خود در رابطه با حجاب چه کرده اید؟ چه طرح عملی و اجرایی و موثری در رابطه با گسترش عفاف و حجاب به صحنه آوردید؟
در دوره وزیر اسبق کشور جناب پورمحمدی، ایشان آمدند جامعه مدرسین در آنجا به ایشان گفته شد شما حجاب کارگزاران نظام که از دولت حقوق می گیرند را درست کنید باقی اش بماند برای مرحله بعد. ایشان قول داد که این کار را می کنیم اما در عمل دیدیم که کمترین گام در این رابطه برداشته شد. نمی گویم آقای پورمحمدی مقصر بود. سخن بنده با کسانی که می گویند گشت ارشاد نه، این است که شما بیایید اقدامات اثباتی خود را در رابطه با گسترش حجاب نشان دهید. می گویید نمی توان کوچه و خیابان را کنترل کرد، دانشگاه که دست شماست. کارمندان ادارات که حقوق بگیر شما هستند. شما در این رابطه کاری انجام دهید. باز نمی گویم برخورد خشن با آنها داشته باشید لااقل نشان دهید که اراده دارید در راستای تحقق این فریضه تلاش کنید. ناگفته نماند بحمدالله در بدنه اداری ما کارمندان محجبه و عفیفه بسیار فراوانند نباید حقشان ضایع شود اما آنهایی که رعایت نمی کنند باید اراده نظام خودش را نشان دهد که کارمندان نظام اسلامی باید درخور شأن جمهوری اسلامی باشند و خانم بدحجاب و بی حجاب درخور شأن نظام مقدس جمهوری اسلامی که با خون پاک بیش از 200 هزار شهید آبیاری شده، نیست.
¤ فکر نمی کنید این دعواهای اغلب سیاسی و بی مورد در مقوله حجاب علاوه بر آنکه به دین مردم لطمه می زند باعث شادی دشمنان خارجی و فتنه گران داخلی هم می شود؟
- نکته ای که پیوسته باید به آن تاکید کرد این است که نباید جریان فتنه 88 و خیانتی که در این فتنه به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی شد از یادها و خاطره ها برود. این مسئله مسئله اصلی است. زیرا که جریان فتنه که در 9 دی ماه سال 88 به احتضار افتاد بی تردید در پی بازسازی خود است و نباید کسانی که خود را رویاروی جریان فتنه می بینند، خود بهانه به دست فتنه گران داده و یا موجب خوشحالی آنها بشوند. هرگونه حرکتی که سبب جان گرفتن آنها بشود جریان انحرافی است.
بازی با باورهای مردم با هنجارهای مقدس مردم زمینه ساز اختلاف و تنش است و این همان است که جریان فتنه می خواهد. نباید با گفتار و یا رفتار خود آب به آسیاب دشمن ریخت. مقام معظم رهبری یک معیار داده اند که ببینید دشمنان از چه کسی و از چه جریانی و از چه موضعی حمایت می کنند، آن موضع و آن جریان مورد طمع دشمن است. این معیاری کلی است. ما دیدیم در فتنه 88 جریان استکبار، سلطنت طلبان، منافقین فراری، استحاله شدگان، منکرین عصمت امامان، رقاص ها و رقاصه های فراری، جنگ احزاب علیه انقلاب اسلامی به راه انداختند و از جریان فتنه حمایت کردند به همین دلیل مردم به صحنه آمدند و در حماسه 9 دی، تو دهنی محکمی به جریان فتنه زدند. این معیار اختصاص به جریان فتنه ندارد. جریان مکتب ایرانی هم معیوب است و با همین ملاک و معیار می گوییم این جریان هم می تواند مورد طمع دشمن باشد.
¤ سخن پایانی؟
- ما در شرایط کنونی معتقدیم تنها راه درست و صراط مستقیم انقلاب راهی است که مقام معظم رهبری ترسیم فرموده اند. حضرت ایشان بر این تاکید دارند که هیچ گاه مسائل اصلی را از یاد نبریم. نباید مسائل فرعی ایجاد کرد. نباید سخنی گفت که مورد تفرقه بین دوستان و شادی دشمنان باشد.
¤ با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.


تحلیل جالب محمدعلی ابطحی درباره "خاتون":
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدعلی ابطحی ، حجاب ، روزنامه ایران

مدیران دولتی ادای ما را در نیاورند/ این شعار‌ها مختص ماست

در ادامه واکنش ها به ویژه نامه روزنامه ایران حتی محمد علی ابطحی هم دست به قلم شد و تحلیل خود را از علل انتشار ویژنامه "خاتون" منتشر کرد.

به گزارش جهان، معاون حقوقی و پارلمانی رئیس دولت اصلاحات که این روزها ترجیح می دهد از پنجره وبلاگش درباره رویدادهای عرصه سیاسی موضع گیری کند، نوشته است: انتشار خاتون نامه از سوی روزنامه ایران وابسته به دولت با نگاه متسامح به مسئله حجاب، آخرین حلقه از تغییر رفتارهای اطرافیان آقای رئیس جمهور است.

به اعتقاد او "منصفانه ترین نگاه به رفتارهای دولتی ها در طرح گاه گاه اندیشه های متسامح در سیاست خارجی و داخلی این است که در نزدیکی انتخابات، علاقمندند علاوه بر هواداران سابق، مخاطبان جدیدی را جذب نمایند. این در حالی است که مخاطبان جدید، از آغاز، آزادیهای شخصی و سیاسی و اجتماعی خود را با سیاستهای دولت در تناقض می دیدیند."

ابطحی در ادامه به تلویح می گوید آنچه در "خاتون" آمده شعارهایی مختص اصلاح طلبان است و دیگران در پیگیری آن ناموفق خواهند بود: "این ایده اگر قابل اجرا باشد برای یک سیاستمدار کاربه‌جا و مناسبی است که بخواهد هوادارانش را افزایش دهد. با اینکه در مثل مناقشه نیست اما در ضرب المثل های فارسی داریم: کلاغی که تمرین کرد تا مثل کبک راه برود، راه رفتن خودش هم یادش رفت. بعضی شعارهای دولتمردان فعلی دقیقا تمرین راه رفتن کبکی است که نه تنها مخاطبان جدیدی را به آنها اضافه نمی کند بلکه راه رفتن خود را هم فراموش و مخاطبان قدیم را هم پراکنده میکنند."

وی سپس تعدادی از شعارها و اقدامات جریان فتنه را که با هدف جلب نظر قشری از جامعه سر داده شده، نام می برد اما آن‌ها را بی نتیجه می داند: طرح مکتب ایرانی و اهمیت دادن به نمادهای ایرانی ، داشتن مشاور رئیس جمهور با ملیت آمریکائی، دعوت زنان به استادیوم های ورزشی، حمایت از مردم اسرائیل، تظاهر به آزاد بودن جوانها و فاصله گرفتن از اتفاقات پس از انتخابات ۸۸ و در نهایت انتشار خاتون نامه با هدف تسامح در امر حجاب، بی شک مخاطبانی را جلب خواهد کرد. اما اینها مخاطبان دولت نهم و دهم نیستند. پیشینه و سابقه به قدرت رسیدن آنها و تصوری که مردم از مکتب آنها دارند این است که اطرافیان رئیس جمهور مثلا وقتی شعارایران برای ایرانیان دوران اصلاحات را تکرار میکنند، برای تحمیق آنان است و جذب این شعارها نمیشوند.

ابطحی تنها فایده این رویکرد را قطع شدن پیوند مخاطبان اصلی با دولت می داند: مخاطبان اصلی دولت که تصورشان بر این بوده که خصیصه بارز این دولت مخالفت با تسامح و تساهل است، پیوندهای خودشان را با این دولت قطع شده می بینند.

او سپس برای توضیح بیشتر سخنانش اذعان می کند که اگر امروز سران دولت اصلاحات یا سایر اصلاح طلبان از امور و رویکرد دینی یا پایداری و ایستادگی در عرصه سیاست خارجی و فرهنگی و...(در مقابل تسامح) دم بزنند، مردم باور نخواهند کرد: اگر امروز آقای خاتمی و یا هریک از ما، مردم را به شفا گرفتن از چاه جمکران و یا مخالفت با تسامح و تساهل دعوت کنیم، مورد پذیرش جامعه قرار نمی گیرد.

ابطحی در پایان نوشته است: انتشار خاتون نامه روزنامه ایران هواداردولت، از سوی مردم طرفدار آن بحث ها، فریبکاری و از سوی مردم مخالف این نگاه، خیانت تلقی میشود. کبک اگر کبک بماند و کلاغ اگر کلاغی راه رود، مقبول است. هم کبک و هم کلاغ بودن معادله زیان آوری است. جریان دولتی برای انتخابات با این شعارهای بی پیشینه نه میتواند کلاغ بماند و نه میتواند کبک وار راه برود.


بررسی شبهات «خاتون»
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، قدیری ابیانه ، حجاب ، روزنامه ایران

نشانی غلط ندهید!
اگر به معماری و تزیینات کلیساهایی توجه کنیم که بسیار پیش‌تر از ناصرالدین شاه در غرب ساخته شده‌اند. می‏بینیم که در این کلیساها حضرت مریم(سلام‌الله علیها) با چادر سیاه و پوشش کامل به تصویر کشیده شده است. چه طور ممکن است کسی بتواند ادعا کند چادر سیاه از محافل اشرافی زنان غرب می‏آید؟!
گروه فرهنگی - اجتماعی برهان؛ « خواهانم که زنان پوشش شایسته بر تن کنند و خویشتن را به نجات و متانت بیارایند، نه به گیسوان بافته یا طلا و مروارید یا جامه‏های فاخر، بلکه به زیور اعمال نیکو آراسته شوند، چنان که شایسته‌ی زنانی است که مدعی خداپرستی‌اند.»

دکتر «محمدحسن قدیری ابیانه» دکترای مدیریت استراتژیک و سفیر سابق ایران در مکزیک و ایتالیا؛ با خواندن بند ۹ و ۱۰ از نامه‌ی اول «پوس رسول» به «تیموتائوس اول» در انجیل، خاطر نشان می‏کند که تمامی ادیان الهی در توجه به منزلت حقیقی زن و پوشیده بودن او تأکید دارند، اما کارنامه‌ی امروز غرب در ترویج برهنگی زن به نوعی دور افتادن از ریشه‌های حقیقی مسیحیت است. در این میان بی انصافی است که حجاب به عنوان یک ارزش مسلم الهی – اسلامی در یک ویژه‌نامه‌ی داخلی به مجالس اشرافی اروپا و الگوگیری ناصرالدین شاه از این مجالس نسبت داده شود.

**به تازگی شاهد انتشار ویژه‌نامه‌ی روزنامه‌ی ایران با عنوان «خاتون» بودیم که در آن آشکارا عنوان شده بود حجاب یا چادر، چهره‌ی زن را قاب می‌گیرد و بیش‌تر باعث جلب توجه می‏شود. دیدگاه شما در این باره چیست؟

ما باید ببینیم مرجع و معیار این اظهارنظرها کجاست، بنده معتقدم اگر اسلام به عنوان شارع مقدس حکم داد که تمام بدن زن پوشیده بماند و فقط چهره و کفین در معرض دید قرار گیرد به خوبی نسبت به تبعات این حکم آگاه بوده است. اظهارنظر شگفتی است که بگوییم حجاب چهره‌ی زن را قاب می‌گیرد و به نوعی وسیله‌ی تحریک است. امروز در غرب چگونه زن را وسیله‌ی تحریک جنسی قرار داده‏اند؟ معلوم است با نمایش اندام در صورتی که حجاب این اقدام را خنثی می‏کند. امروز در جوامعی که جذابیت جنسی به یک ارزش اجتماعی تبدیل شده، زیبایی جسمی زن به صورت ویترین مورد توجه است. در اسلام جذابیت فیزیکی زن یک ارزش صرفاً زناشویی است و نباید وارد روابط اجتماعی شود، چرا که عامل تبعیض در میان زنان می‏گردد. حجاب در واقع مانع ورود جذابیت‌های جنسی و تحریک کننده به روابط اجتماعی است و عامل عزت زن و سلامت جامعه به شمار می‌آید.

**آقای کلهر در این مصاحبه رنگ سیاه چادر را نشأت گرفته و وارد شده از مجالس تشریفاتی غرب در زمان حضور ناصرالدین شاه دانسته است. در این باره نظرتان چیست؟

بنده توجه ایشان را به معماری و تزیینات کلیساهایی جلب می‏کنم که بسیار پیش‌تر از ناصرالدین شاه در غرب ساخته شده‌اند. در این کلیساها حضرت مریم(سلام‌الله) با چادر سیاه و پوشش کامل به تصویر کشیده شده است. بنده تعجب می‏کنم چه طور ممکن است کسی این تصاویر را ندیده باشد آن وقت ادعا کند چادر سیاه از محافل اشرافی زنان غرب می‏آید.

نکته‌ی دیگری که باید به آن اشاره شود این است که اگرچه در گذشته چادر به عنوان حجاب شهرنشینی مطرح بوده - اکثریت مردم در آن زمان عشایر و روستایی بودند و زنان چادر سرشان نمی‏کردند- اما حجاب روستایی یا عشایری تمام دستورات اسلام درباره‌ی پوشش را رعایت می‏کرده است.

**ادعای دیگر در این باره این است که رنگ سیاه مخصوص یهودی‌ها است؟!

این شاید به یک معنا درست باشد اما نتیجه‌ی غلطی از آن گرفته شده است. ریشه‌ی تمامی ادیان الهی یکی است و اسلام، مسیحیت و دین یهود تحریف نشده بر مسأله‌ی رعایت حجاب و پوشیدگی توجه دارند. هم‌چنان که گفته شد حضرت مریم(سلام‌الله) در عمده تصاویر باقی مانده از وی با چادر سیاه به تصویر کشیده شده است. به فرض اگر میان یهودیان و مسیحیان چادر سیاه رواج داشته به خاطر این است که این دو از ادیان الهی هستند.

**شبهه‌ی دیگری که در این باره مطرح شده این است که حجاب در دوره‌ی زرتشت و هخامنشیان بسیار کامل‌تر از اسلام بوده و به نوعی اسلام حجاب زن را سبک‌تر کرده است.

حجاب زنان نمی‌تواند کامل‌تر از آنی باشد که اسلام بر آن تأکید کرده است. البته به یک معنا اسلام بسیاری از قید و بندهای دوران ایران باستان را از پای زنان باز کرد اما نباید این صورت مسأله تحریف گردد. در آن دوران به زنان اجازه‌ی حضور و فعالیت اجتماعی داده نمی‏شد. اسلام اجازه داده است که زن در فعالیت‌های مفید و مؤثر اجتماعی شرکت کند. در این میان برخی تصور می‏کنند حجاب یکی از موانع حضور زنان در جامعه است، در حالی که اگر کمی چشم‌هایمان را باز کنیم و غرض‏ورزی‌ها را کنار بگذاریم، مشاهده خواهیم کرد که به حق حجاب وسیله‏ای است که حضور زنان در فعالیت‌های اجتماعی همراه با حفظ شأن و منزلت آن‌ها را میسر می‏سازد بدون آن که پای جذابیت‌های فیزیکی وسط کشیده شود.

جالب این جاست که در همین مصاحبه رنگ مشکی حجاب را نشانه‌ی تکبر دانسته‌اند. اتفاقاً اسلام این غرور را تأیید می‏کند. امام علی(علیه‌السلام) در حدیثی می‌فرمایند:‌«بهترین خصلت‌های زنان، بدترین خصلت‌های مردان است.» ایشان اشاره می‏کنند که زنان اگر مغرور باشند خود را در اختیار نامحرم قرار نمی‏دهند. حجاب از مظاهر اعتماد به نفس زنان است، اگر زنی این اعتماد به نفس را نداشته باشد، بازیچه‌ی دست هوس بازان می‏شود.

متأسفانه حجاب همیشه بازیچه‏ی دست سیاستمداران بوده است. به هر حال این اتفاق نشان داد که باید بیشتر از پیش هوشیار باشیم زیرا دشمن در اردوگاه خودی کمین کرده است و این مسأله هوشیاری بیش از پیش مردم و مسؤولین را می‏طلبد. باید با این اقدام برخورد جدی شود و تدابیری اندیشیده شود تا دیگر شاهد تکرار این گونه مسائل در کشور نباشیم و کسی جرأت نکند از درون دولت به ارزش های دینی و اعتقادی مردم توهین کند و به راحتی آن ها را زیر سؤال ببرد.

با تشکر از این‏که وقت خود را به برهان اختصاص دادید


پاسخ روایی و تاریخی به ادعای بی‌اساس کلهر در مورد چادر مشکی
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کلهر ، حجاب ، روزنامه ایران

انتشار ویژه‌نامه موهن روزنامه ایران در ابتدای هفته جاری واکنش‌های زیادی در میان مراجع تقلید، علما، نمایندگان مجلس، صاحب‌نظران فرهنگی و مذهبی در پی داشت و علاوه بر موج محکومیت‌ها، مرجع قضایی و هیئت نظارت بر مطبوعات نیز این تخلف را محرز دانسته و با اعلام جرم، پرونده این روزنامه را به دادگاه فرستادند.

به گزارش رجانیوز، اما گردانندگان روزنامه ایران که اکنون این رسانه متعلق به بیت‌المال را به بولتن جریان انحرافی و بازتاب دهنده پچ پچ‌های محفلی خود تبدیل کرده‌اند، به‌جای عذرخواهی از مردم و جبران این خطا، علاوه بر توجیه‌گری به منتقدان که طیف وسیعی را از جمله مراجع و علما شامل می‌شوند حمله کرده و آن‌ها را اقتدارگرا یا افرادی که تحت تأثیر رسانه‌های اقتدارگرا هستند، می‌خوانند که مطالب این نشریه را نخوانده اما بر اثر این جوسازی‌ها، موضع‌گیری می‌کنند.

در عین حال، فارغ از زمینه‌های بروز این ماجرا و انتشار نشریه 260 صفحه‌ای رنگی با کاغذ کلاسه و تیتراژ چند صد هزار نسخه‌ای برای ترویج دیدگاه‌های اباحه‌گرانه جریان نفوذی در حوزه مسائل فرهنگی و توهین به قشر متدین جامعه، که رجانیوز دو روز پیش به بررسی آن پرداخت و پیشنهادهایی به مجلس و قوه قضائیه برای جلوگیری از تکرار این موارد و سوء استفاده از رسانه‌هایی که باید در خدمت اهداف نظام باشند، ارائه داد، برخی کاربران با یادآوری اینکه اظهارات سخیف مهدی کلهر در مورد پوشش چادر، القای یک شبهه است، خواستار بیان پاسخ به آن‌ها شدند.

کلهر در این گفت‌وگو با بیان اینکه پوشش چادر در دوره قبل از ناصرالدین شاه با بعد از فرنگ رفتن وی متفاوت بوده، می‌گوید: «چادر هم در ایران کرباس بوده. رنگ‌های آن هم کرم و قهوه‌ای و آبی روشن بوده که با لاجورد درست می‌شده. راه راه بوده و هنوز هم ما این اصطلاح چادر شب رختخوابی را داریم. اصولاً در چادر در زبان فارسی نه چندان گذشته به معنی پوشش بوده است، به همین جهت به خیمه نیز چادر می‌گوییم.»

وی در پاسخ به این سؤال که "چادر مشکی کی وارد ایران می‌شود؟"، می‌افزاید: «از سفرهای اروپایی ناصرالدین شاه. شب که به مجالس عیاشی در اروپا می‌رفت، می‌دید آنجا لباس مردها مشکی است، کلاه سیلندری مردها مشکی است و زن‌ها هم با لباس مشکی می‌آیند. این به نظرش آمد که یک نوع سنگینی و وقار دارد وگرنه در اسلام به صراحت از حضرت رسول(ص) داریم که لباس تیره پوشیدن مکروه است. این رنگ مشکی متکبرانه را ناصرالدین شاه آورد. خدا لعنتش کند. همین‌جور آتش به قبرش ببارد. خیلی مرد ملعونی است، برخلاف آنچه در تواریخ می‌نویسند، مردی عیاش، بی‌عرضه و سخت خودخواه بود. شاید بتوان گفت که بدترین پادشاه قاجاریه هم اوست.»

در ادامه مصاحبه‌کننده می‌پرسد که "پس چرا برخی از مورخین از او طرفداری می‌کنند"، می‌گوید: «اشتباه می‌کنند. اصلاً‌ قاجاریه نکبت‌ترین سلسله در تاریخ تمدنی ماست. در این تردید نکنید، آن چیزی که ناصرالدین شاه از آنجا آورد، این بود، سرداری داخلی که تن رجال بود را مشکی کرد و چادر مشکی را هم به زنان درباری توصیه کرد. حجاب را برنداشت ولی چادر مشکی را توصیه کرد. این چادر مشکی تا همین بعد از انقلاب پارچه‌ای داشت که از فرانسه و انگلیس می‌آمد به‌نام کرپ‌دوشین. اصلاً اسم این پارچه معلوم است که فرانسوی است...»

کلهر همچنین می‌گوید: «از لحاظ فلسفه‌ی حجاب که در قرآن آمده که زن خودش را در مقابل تیر نگاه مردان هیز قرار ندهد، قطعاً‌چادر مشکی بدترین پوشش است، چون چهره زن را قاب می‌کند، یعنی نگاه را به چهره زن متمرکز می‌کند.»

اگرچه روز گذشته خسرو معتضد مورخ، اظهارات کلهر را مزخرف خواند و توضیح داد که چادر از دوره هخامنشیان در ایران سابقه دارد و ناصرالدین شاه پس از سفر فرنگ لباس بالرین‌های مجالس عیاشی را به ایران آورد که شلوارهای چسبان و نازکی بود اما برای رفع این شبهه مراجعه به برخی از اسناد روایی و تاریخی نیز مفید است.

حجت‌الاسلام ابوالحسنی (منذر) در کتاب "سیاه‌پوش در سوگ ائمه نور" با استناد به کتاب‌هایی از جمله "یادداشت‌هایی در زمینه‌ فرهنگ و تاریخ" اثر دکتر غلامحسین یوسفی، "تفسیر المیزان" علامه طباطبایی، "حجاب در اسلام" نوشته احمد محسنی، "زیور عفاف پاسخ به اشکالات و شبهات وارده بر حجاب اسلامی" اثر ستار هدایت‌خواه و "تفسیر کشاف" زمخشری می‌نویسد:

«رنگ سیاه؛ رنگ پوشش و حجاب

رنگ تیره موجب استتار و اختفای اشیا و مانع دیده شدن آن هست. چشم در تاریکی جایی را نمی‌بیند و پارچه یا پرده‌ی سیاه، مایه‌ی احتجاب اشیایی است که در پس آنها قرار دارد. از همین روست که بانوان عفیف و هوشمند مسلمان- خاصه در کشورمان- رنگ لباس‌های رو را، از چادر و مانتو و روسری گرفته تا پیچه و چشم‌آویز و مقنعه، رنگ‌های تیره (سیاه یا سرمه‌ای سیر) بر می‌گزینند و از رنگ‌های روشن و جذاب و چشم‌نو از دوری می‌جویند تا اندام‌شان از چشم نامحرمان پوشیده‌تر، و در نتیجه گوهر عفاف‌شان در دُرج عصمت محفوظ‌تر باشد. در معنی، هرگونه دلبری و مجلس‌آرایی را به خلوت خانه وامی‌گذارند تا پهنه‌ی اجتماع- که محیط کار و فعالیت است، نه بزم و عشرت- از فساد و تباهی پاک، و به همان میزان، کانون خانواده گرم و تابناک باقی بماند. چه نیکو گوید ادیب پیشاوری در قیصرنامه

بپوشند عنبرفشان  موی‌ها/ ستیران، ز نامحرمان روی‌ها

اما:

در آید چو محرم در ایوانشان/ چو گل بشکفد لعل خندان‌شان

از روایات بر می‌آید که رنگ چادر و روسری زنان صدر اسلامی سیاه بوده است و اساساً پیشوایان معصوم این دین، استفاده زنان از لباس‌های رنگین (و به اصطلاح: طاووس مأبی و خودآرایی آنان) در بیرون از خانه را که سبب توجه و رغبت نامحرمان به آن‌ها می شود، نکوهیده‌اند و متقابلاً انتخاب رنگ‌های تیره و سیاه را برای لباس‌های رو توسط زنان در خارج از منزل را به عفاف نزدیک‌تر دانسته و بدان ترغیب کرده‌اند.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ذیل آیه‌ی 58 از سوره‌ی احزاب "یا ایها النبی قل لازواجک  و بناتک و نساءالمؤمنین یدنین علیهن من جلابیهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفوراً رحیما" می‌نویسد:

در کتاب الدُّرُّ المنثور (نوشته جلال‌الدین سیوطی) آمده است که: عبدالرزاق و عبدبن حمید و ابوداود و ابن منذر وابن ابی حاتم و ابن مردویه از ام سلمه نقل می‌کنند که گفته است: زمانی که این آیه نازل شد، زنان انصار بیرون آمدند در حالی که لباس‌های سیاهی پوشیده بودند.

یکی از پژوهشگران، با اشاره به مخالفت برخی افراد (لاابالی یا نادان) با استعمال چادر و عبای مشکین  توسط بانوان مسلمان، و به کارگیری الفاظ تمسخرآمیزی ‌برای این امر، می‌نویسد:

جهت اطلاع این‌گونه افراد باید گفت اتفاقاً‌ پوشیدن چادر و عبای مشکی  که متعارف زنان با ایمان و پرهیزگار زمان ما است، در عصر پیامبر عالی قدر هم رسم بوده، مکرر زنان عباپوش از دیدگاه آن حضرت می‌گذشتند و هیچ‌گاه نمی فرمود این عبای سیاه چیست؟ زنان مسلمان در نظر بیگانگان جلوه‌گری و خودآرایی ندارند، بلکه بر عکس طاووس مآبی و عشوه‌گری و رنگارنگی در مقابل نامحرمان، مورد مذمت واقع شده است، زیرا حرمت و شخصیت زن به جلوه‌گری و بدن‌نمایی در نظر بیگانگان نیست، تا سیاه‌پوشی را بر او خرده گرفت.

نویسنده فوق سپس با اشاره به حدیث ام سلمه که فوقاً ذکر شد (به نقل از سنن ابوداود، 2/182) می‌افزاید:

عایشه همواره زنان انصار را چنین ستایش می‌کرد: "مرحبا به زنان انصار! همین که آیات سوره‌ی نور نازل شد، یک نفر از آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید؛ سر خود را با روسری‌های مشکی می‌پوشیدند".

از همین جا پاسخ کسانی که می‌گویند: چرا ما را به پوشیدن لباس عزاداران وادار می‌کنید؟ روشن می‌شود: اسلام می‌خواهد زن وقتی در اجتماع و در دیدگاه مردان نامحرم ظاهر می‌شود، لباس سنگین بپوشد که توجه نامحرمان را به خود جلب نکند. اما در محیط خانوادگی، آزاد است و اصلاً او را موظف کرده است و لباس‌های رنگارنگ و متنوع و جذاب بپوشد و دلفریبی‌ها و زیبایی‌های خود را محدود به محیط خانواده نماید.

رنگ سیاه،‌ ضمناً مایه کاهش قوه شهوت است (کلام امام صادق علیه‌السلام در این باب قریباً خواهد آمد) و ظاهراً یکی از انگیزه‌های راهبان مسیحی و نیز دراویش مسلمان از پوشیدن جامه‌های تیره و کبود، همین امر بوده است: تقلیل شهوت و کنترل قوای شهوانی خویش (چنانکه، بر پایه روایات متعدد، ائمه اطهار علیهم‌السلام، نیز البته در زیر لباس‌های نرم و سفید خویش، به منظور ریاضت نفس، پلاس سیاه و خشن می پوشیده‌اند).»

همچنین رنه دالمانی در سفرنامه خود (سفرنامه از خراسان تا بختیاری ص 415) می‌نویسد: «زن ایرانی وقتی می‌خواهد از خانه خارج شود، باید چادر سر کند.»

اما بر خلاف ادعای کلهر، آنچنانکه در کتاب پوشاک ایران زمین آمده است: «مسافرت ناصرالدین شاه به فرنگ و دیدن لباس بالرین‌های پطرزبورگ که شلوار چسبان نازکی به‌پا می‌کردند و زیر جامه‌ی بسیار کوتاهی به اندازه‌ی یک وجب روی آن پوشیده و می‌رقصیدند، شاه هوسباز را بر آن داشت که زن‌های حرم خود را به این لباس درآورد. زن‌ها هم شروع به کوتاه نمودن زیر جامه‌ها کردند. تا بالاخره هوس شاه، تمام شد و زیر جامه‌ی کوتاه منسوخ گشت.»

دز همین کتاب صفحه 338 آمده است که "مقنعه و چادر از عناصر اصلی و مهم پوشش زن در خارج از خانه در این دوران بوده است."

دکتر محمد چیت‌ساز نیز در کتاب "تاریخ پوشاک ایرانیان از ابتدای اسلام تا حمله مغول صفحه 97 می‌نویسد: «چادر که سرتاسر بدن را می‌پوشاند، معمولاً سیاه رنگ بود و همراه با آن در جلوی صورت خود از روبند نیز استفاده می‌کردند.»

خسرو معتضد نیز روز گذشته گفت: «کلهر گاهی اوقات قاطی می کند و حرف‎هایی می زند که سندیت تاریخی ندارد. من با کلهر دوست هستم اما در تاریخ با پدرم هم شوخی ندارم. این مزخرفات به هیچ عنوان درست نیست.»

این مورخ با رد این اظهارات کلهر تصریح کرد: بر خلاف گفته آقای کلهر ناصرالدین شاه زمانی که به اروپا رفت شلوار باله را آورد، شلواری که چسبان و بسیار زننده است. ماجرا از این قرار بوده که ناصرالدین شاه روزی در سن پترزبورگ قدم می زند این شلوارها را در پای زنان دید، خوشش آمد و گفت می خواهم اینها را به ایران ببرم.

خسرو معتضد در مورد پوشش چادر زنان ایرانی نیز گفت: از دوران هخامنشیان چادر در ایران بوده است. خانم‌ها به خاطر آب و هوای بد شوش و چند ناحیه دیگر حجاب داشتند. خانم‌ها که در طبقات بالا بوده اند با تخت روان می رفتند و بالای این تخت روان یک پارچه ای بوده است به رنگ مشکی که به آن چادر می گفتند و رنگ آن مشکی بوده است. پس چادر ربطی به اعراب ندارد این که بگوییم چادر را اعراب به ایران آوردند. مردهای ایران نیز به دلیل هوای گرم در تابستان و هوای سرد کردستان کلاه سرشان می گذاشتند.

وی افزود: از زمان دولت صفویان چادر و چاقچور که تمام صورت را می پوشاند، در ایران متداول شد و هیچ کدام ربطی به اسلام ندارد زیرا اسلام قرص صورت و کفین زن را آزاد گذاشته است.

مولف کتاب "کمیته مجازات" افزود: این حرف‌هایی که بعضی از افراد می زنند، اصلا صحت ندارد. ناصرالدین شاه قصد عیاشی داشت و در کلام یکی از همراهان ناصرالدین شاه این حرف منعکس شده است. ناصرالدین شاه ۱۰ تا ملازم در رکاب داشته است که روز به روز وقایع را می نوشتند و اظهار نظری در این حد چیزی نیست که مخفی بماند و این آقایان باید پاسخگو باشند که کجا چنین چیزی نوشته شده است.

معتضد ادامه داد: آن حکایتی که آقای کلهر به آن اشاره کرده، در واقع مربوط می شود به یکی از سفرهای ناصرالدین شاه به فرنگ که در یکی از برنامه های شبانه چند دختر جوان با لباس های بسیار زننده در مقابل چشمان وی شروع به رقاصی می کنند و ناصرالدین شاه که از آنها خوشش آمده بود، دستور می دهد همه آنان خریداری و به ایران منتقل شوند. بعد که به شاه توضیح می دهند چنین کاری امکان پذیر نیست، ناصر الدین شاه دستور می دهد نمونه شلوارهایی که دختران در مراسم رقص به پا داشتند خریداری و به عنوان سوغات به ایران برده شود و بعدها نیز دستور داد زنان دربار و غیره آن شلوار ها را به پا کنند.


"حجاب" دستور الهی است ، آن را دستمایه منازعات سیاسی نکنید
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجاب ، علی اکبر جوانفکر ، اسفندیار رحیم مشائی

سیاسیونی که ای بسا از وضعیت حاضر در ته دل شان خوشحال هم هستند ، تقوا پیشه کنند و در شرایطی که مراجع قضایی ،‌طبق وظیفه قانونی خود برای شفاف سازی قضیه پیگیر پرونده هستند ،‌ اینان پیش از قاضی حکم محکومیت و حتی ارتداد این و آن را صادر نکنند.

عصرایران - روزنامه ایران،‌ علی اکبر جوانفکر، اسفندیار رحیم مشایی و گروهی که چند ماهی است عنوان "جریان انحرافی"‌ را با خود یدک می کشد ،‌به طور جدی مورد نقد عصرایران بوده اند و البته از سوی آنان نیز هجمه هایی متوجه ما بوده است.
اما هیچ کدام از این ها ،‌دلیل نمی شود مشی عقلمدارانه و منصفانه خود را که همواره در سایت عصرایران به دنبالش بودیم کنار بگذاریم و از "فرصت"‌به وجود آمده برای نواختن ضربه ای بر پیکر حریف "سوء استفاده"‌کنیم و "خاتون"‌را وسیله ای برای تسویه حساب نماییم.

ماجرای خاتون که این روزها به عنوان ویژه نامه ای ضد حجاب و عفاف معروف شده ،‌ عمدتاً‌ بر روی مصاحبه مهدی کلهر ،‌ مشاور پیشین احمدی نژاد متمرکز است و جالب اینجاست که نه از خود نشریه خاتون که از تیتر یک سایت منتقد جریان انحرافی آغاز شد.
این سایت به نقل از خاتون تیتر زده بود:‌ "چادر مشکی‌ اشرافی و متکبرانه است، از مجالس‌عیاشی شبانه‌ اروپا درآمد!" ؛‌طبیعی است که چنین ادبیاتی واکنش هایی هم به دنبال داشته باشد ولی واقع مطلب این است که آنچه کلهر گفته و خاتون منتشر کرده بود ،‌ناظر به اصل حجاب و چادر نبود بلکه نقدی بود بر رنگ "مشکی" چادر که مصاحبه شونده معقتد بود می توان با رنگ های دیگری نیز حجاب اسلامی را رعایت کرد.
در این مصاحبه ،‌ کلهر در یک نگرش تاریخی -  و نه فقهی - درست یا غلط  ،‌مدعی شده بود که رنگ مشکی برای پوشش زنان را ناصرالدین شاه از فرنگ آورده بود. عین جمله کلهر این است:‌"ناصرالدین شاه شب که به مجالس عیاشی در اروپا می رفت،‌می دید آن جا لباس مردها مشکی است. کلاه سیلندری مردها مشکی است و زن ها هم با لباس مشکی می آیند. این به نظرش آمد که یک نوع سنگینی و وقار دارد وگرنه در اسلام به صراحت از حضرت رسول داریم که لباس تیره ژوشیدن مکروه است.این رنگ مشکی متکبرانه را ناصرالدین شاه آورد ."

به درستی یا نادرستی این گزاره تاریخی کاری نداریم و آن را به مورخان و اهل فن می سپاریم ولی خدا را ناظر و شاهد بدانیم و انصاف دهیم که روی سخن کلهر ،‌اصل حجاب نبود بلکه رنگ مشکی آن بود.

این البته اولین باری نیست که بحث رنگ مشکی حجاب زنان ایرانی مورد بررسی قرار گرفته و درباره آن اظهاراتی شده است. مثلا چندی پیش خبرگزاری قرآنی "ایکنا"‌تیتر زد: "رنگ سیاه در طرح جدید چادر جایگاهی ندارد"‌یا نوشت: "اسلام رنگ خاصی برای پوشش و حجاب تعیین نکرده است." و نیز به نقل از خطیب جمعه کرمان آورد:‌"استفاده از رنگ‌های متین و متنوع در انتخاب رنگ چادر خانم‌ها به جای رنگ مشکی منع شرعی ندارد و بانوان باید خود، آن رنگ را انتخاب کنند."
حتی ایسنا هم به نقل از عزت الله ضرغامی ٰ‌رئیس سازمان صدا و سیما در اختتامیه اجلاس رسانه و حجاب و عفاف با تاکید بر تنوع مدل های لباس های زنانه اسلامی نوشت که رسانه ملی آماده برای حمایت از فروشگاه‌ها و مراکز تولیدی است که "مدل‌های متنوع"ی از لباس اسلامی را ارائه می دهند.
لذا بحث این که رنگ چادر خانم ها مشکی باشد یا خیر ،‌موضوع جدیدی به شمار نمی آید و روا نیست چون این بحث امروز در رسانه ای منتشر شده که منتسب است به جریان انحرافی ، آن را در بوق و کرنا کنیم و سبیل تقوا را زیر پا گذاریم.

البته ادبیات کلهر هم در بیان این مطلب چندان جالب نبود و می توانست با شرح و بسط بیشتری سخن بگوید و مواظب جملات خود باشد تا بحث حجاب با بحث رنگ تداخل نیابد و تیترهای ناروا از آن استخراج نشود ولی چه کسی می تواند خودش را اقناع وجدانی و الهی کند که جوانفکر یا کلهر خواسته اند در نشریه رسمی دولت ، حجاب و مشخصاً حجاب برتر یعنی چادر را زیر سوال ببرند؟! حتی اگر کسی معتقد به حجاب هم نباشد ولی اندکی عقل در سرش باشد ،‌ هرگز این کار نمی کند و خود را به دردسر نمی اندازد.
درست است که جوانفکر متعلق به یک طیف سیاسی خاصی است که ما نسبت به آن نقد داریم ولی مسلمان که هست و آنقدر دین و عقل دارد که حجاب را آن هم در رسانه تحت مدیریتش نفی نکند و مگر نه این است که خانواده خود جوانفکر هم چادر به سر می کنند؟ انصاف داشته باشیم.

حجاب از ضروریات دین است و چادر نیز حتماً حجاب کاملی است اما اگر کسی بگوید که رنگ چادر می تواند مشکی نباشد و به رنگ مشکی انتقاد کند که مستحق این همه مجازات نیست. تاسف انگیز است ولی واقعیت دارد که یکی از نمایندگان مجلس در واکنش به این مساله آن را "مصداق بارز رد ضروریات دین" دانسته است که می دانید این جرمی مترادف ارتداد است و حکمش مرگ! به راستی مگر رنگ مشکی از ضروریات دین است؟!

البته شاید آقایان مطالب دیگری را مصداق این ادعا دانسته اند ولی قضیه این است که تا کنون هر آنچه در مذمت این نشریه راجع به اصل حجاب بوده ،‌ مربوط به مصاحبه کلهر و همین چند جمله اش درباره رنگ مشکی بوده است و نوشتار حاضر نیز صرفاً‌ در این باره بحث می کند و الا اگر مطالب واقعاً مشکل دار دیگری وجود داشته باشد ،‌ می تواند در جای خود مورد بررسی جدی و منتقدانه قرار گیرد.

البته یکی دیگر از چیزهایی که در این گفت و گو علم کرده اند این جمله  است که نبرخی سایت ها نوشته اند: کلهر قانون حجاب و عفاف را با "یاسای چنگیز" -فرمانده خونخوار مغول- مقایسه کرده است.

اما در مراجعه به اصل متن می بینیم که کلهر چنین گفته است:‌ "در مورد قانون حجاب معتقدم قانون باید اجرا شود، هرطور که هست.حتی اگر ناقص باشد. من این را در نامه هایی به فرزندم در سال 77 در روزنامه جمهوری نوشتم"یاسای چنگیز" بهتر از نبودنش هست. اما آیا این حجاب ما جامع و کامل است؟ باید بگویم نه نیست.من پیشنهاد می کنم بنشینیم یک قانون حجاب خوب درست کنیم، ممکن است 100 تا ماده و تبصره هم بخورد. "
همان گونه که می بینید ،‌ در این جملات به هیچ عنوان یکسان پنداری قانون حجاب و عفاف و یاسای چنگیز وجود ندارد ، بلکه تاکید شده که این قانون هر چند ناقص است باید بدان عمل شود و البته و باید مراجع قانونی هم آن را اصلاح و تصویب کنند.

جوانفکر  و جریان سیاسی مشایی ،‌ اشتباهات و خطاهایی جدی دارند که می توان بر آنها خرده گرفت و به طور اصولی نقدشان کرد نه این که چند جمله تحریف شده را بدون در نظر گرفتن کلیت یک گفت و گو ، چماق کرد و بر سر حریف سیاسی کوبید.

البته در این میان ،‌حساب علمای دین که فارغ از محاسبات سیاسی دغدغه دین دارند و موظف اند کوچک ترین لغزش ها را فریاد بزنند و مانع از انحرافات بزرگ شوند ، از حساب سیاسیونی که شب و روز به دنبال مچ گیری از رقیب هستند جداست. لذا بهتر است سیاسیونی که ای بسا از وضعیت حاضر در ته دل شان خوشحال هم هستند ، تقوا پیشه کنند و در شرایطی که مراجع قضایی ،‌طبق وظیفه قانونی خود برای شفاف سازی قضیه پیگیر پرونده هستند ،‌ اینان پیش از قاضی حکم محکومیت و حتی ارتداد این و آن را صادر نکنند  چه آن که اگر جرمی رخ داده باشد ، دستگاه قضایی با رعایت عدل و انصاف حکم مقتضی را صادر خواهد کرد.
 
حجاب ،‌ دستور قطعی خداوند متعال است و چادر هم حجاب برتر - و نه تنها نوع حجاب- و این خیلی بد است که مسلمان این دستور الهی را وسیله ای برای بازی های سیاسی خود قرار دهند. بحث ،‌بحث جریان انحرافی و روزنامه ایران و ماجراهای جوانفکر نیست؛‌لب مطلب این است که بروید بازی های سیاسی تان را در جایی بساط کنید که از دین محمد(ص)‌ و احکام نورانی اش مایه گذاشته نشود؛همین!


بحران سازی فرهنگی برای بهره برداری سیاسی
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجاب ، روزنامه ایران

در ماجرای خانه‌نشینی مشهور، جریان انحرافی براساس یک تحلیل غلط معتقد بود ایجاد حاکمیت دوگانه به سرعت تبدیل به تقابل های مختلفی خواهد شد.

وحید زمانیان-انتشار ویژه‌نامه رایگان «خاتون» توسط روزنامه ایران، حاوی پیام‌های بسیار مهمی‌ است. در ماجرای خانه‌نشینی مشهور، جریان انحرافی براساس یک تحلیل غلط معتقد بود ایجاد حاکمیت دوگانه به سرعت تبدیل به تقابل های مختلفی خواهد شد. عدم وقوع این پیش‌بینی و اقدامات بهنگام بدون هیچ هزینه‌ اجتماعی- جریان انحرافی را وادار نمود تا عملیات نماد سازی را با هدف جذب افکار عمومی، شدت بخشد.
هدف این عملیات این است که در پروژه‌های سیاسی بعدی، حداکثر حمایت اجتماعی از طبقه متوسط جلب شود تا مقابله با این جریان برای نظام هزینه‌‌زا باشد.
زمینه‌های بحران‌سازی فرهنگی
با آغاز فصل گرما در تابستان ۹۰ بار دیگر بحث امنیت بحث امنیت اخلاقی شدت گرفت و نیروی انتظامی به فعالیت در این عرصه پرداخت.
در این برهه، برخلاف سال‌های گذشته موضع‌گیری مشخصی از دولتمردان در واکنش به طرح امنیت اخلاقی دیده نشد اما همزمان با این اقدامت، طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و در پی آن حمایت علما و روحانیون از این طرح از یک طرق و مخالفت مسئولین اجرایی با آن، به مسئله‌ای بحث‌برانگیز در جامعه تبدیل شد.
پس از طی دوره‌ای سکوت معنادار و غیبت لیدر جریان انحراف، این بار روزنامه ایران- تریبون رسمی دولت- در تاریخ ۲۲ مرداد ۹۰، به انتشار ویژه‌نامه خاتون، پیرامون حجاب اقدام کرده‌ است.
مطالب ساختارشکنانه این ویژه‌نامه که عجیب‌ترین آن، درباره چادر مطرح شده است عبارت بودنداز:
۱- در سرمقاله این ویژه‌نامه علی‌اکبر جوانفکر به دنبال زمینه‌سازی اجعتماعی برای عدم برخورد قانونی با پدیده بدحجابی است. وی در این یادداشت تصریح کرده‌ است: «اگر حجاب را در حوزه امر به معروف و نهی از منکر قرار دهیم، اشتباه بزرگی خواهد بود که آن را به یک حزوه رسمی و خاص مانند نیروی انتظامی محدود کنیم. امر به معروف و نهی از منکر، فریضه‌ای عام و فراگیر است و فقط زمای مؤثر خواهد افتا که عموم مردم با حساس مسئولیت و ذوق و شوق،‌ به آن عمل کنند...»
۲-در این ویژه‌نغامه روزشماری از دیدگاه‌های فرهنگی احمدی‌نژاد از سال ۸۴ تا کنون ارائه شده است؛ نظراتی چون:
*مشکل ملت ما رنگ لباس و مدل مو نیست
*من جلوی این تعدی‌های به مردم در خیابان‌ها را با کمک خود مردم می‌گیرم...
۳-چاپ مصاحبه‌ای از مهدی‌ کلهر- مشاور رسانه‌ای سابق رئیس جمهور- که در آن با اظهاراتی ساختارشکنانه، سعی در زیر سؤال بردن حجاب چادر داشته است. از جمله موارد ذکر شده در این مصاحبه می‌توان به مطالب زیر اشاره کرد:
*از لحاظ فلسفه حجاب که در قرآن آمده است قطعاً چادر بدترین نوع پوشش است چرا که چهره زن را قاب می‌گیرد.
*رنگ مشکی چادر متکبرانه است و این پوشش برگرفته از مراسم‌های عاشی اروپاست.
۴- نکته قابل توجه دیگر، معرفی بازیگران همراه با جریان انحراف چون مهناز افشار،‌ هدیه تهرانی، الهام حمیدی، ترانه علیدوستی و پگاه آهنگرنی به عنوان «بانوان نقش‌‌آفرین ایران اسلامی» در این ویژه‌نامه است. همچنین عناصر جریان انحراف نظیر آزاده‌اردکانی نیز، در این ویژه‌نامه مورد تمجید واقع شده‌اند.
۵-استفاده ابزاری از تصاویر، برای القای فراگیر بودن رأی احمدی‌نژاد در طیف‌های گوناگون.
۶- استفاده از تیترهایی القایی نظیر:
*ای گشت مرا ارشاد کن!
*افراط در حجاب خطرناک‌تر از بی‌حجابی است.
*خدای تو عاشق نمی‌شود؟
*بعد از انقلاب نتوانستیم یک چارچوب نرم‌افزاری جنسی برای خودمان تعریف کنیم.
۷- استفاده از نام برخی اساتید شناخته شده،‌به منظور ایجاد وجاهت برای ویژه‌نامه خاتون، نظیر:
*آیت‌الله حائری شیرازی
*آیت‌الله قائم‌مقامی
*استاد رحیم‌ پورازغدی و...
این درحالی است که اساتید نامبرده، پس از انتشار ویژه‌نامه نسبت به محتوای آن اعلام برائت کردند.

اهداف جریان انحرافی از انتشار ویژه‌نامه خاتون
مجمموعه برآوردها نشان می‌‌دهد،‌ انتشار این ویژه‌نامه در شرایط فعلی برای محقق کردن اهداف زیر برنامه‌ریزی شده است:
۱- تلاش برای تولید بحران و دوقطبی‌سازی فرهنگی
این جریان از زمان ظهورش، دو ویژگی بحران‌زا و بحران‌زی بودن را به نمایش گذاشته است، در برهه زمانی کنونی که میزان التهاب موجود در جامعه کم شده- و از آنجا که این جریان کاهش التهاب را به نفع خود نمی‌داند. طبق پیش‌بینِ‌ها وارد فاز بحران‌سازی در فضای فرهنگی- اجتماعی و به طور خاص، پیرامون حجاب شده است. همزمانی انتشار این نشریه با ماه مبارک رمضان و لحاظ نمودن عواملی چون: برگزاری مراسم‌های مذهبی و بالا بودن حساسیت‌های دینی، می‌توند برد تنش‌آفرینی این بحران را افزایش دهد.

۲-تست‌زنی نظام و مردم
هسته مرکزی جریان انحراف معتقد است نظام دچار نوعی تزلزل در قدرت شده است و در ضعیف‌ترین موضع خود قرار دارد. پس از وقایع عزل مصلحی و خانه‌نشینی رئیس‌جمهور که این جریان یک سلسله برآود از واکنش‌های سیاسی نظام، مردم و رهبری را در دستور کار داشت، اکنون ب دنبال تست‌زنی واکنش‌ نظام و قشر مذهبی در بعد فرهنگی و قدرت‌سنجی جمهوری اسلامی است.

۳-زمینه‌سازی برای مطرح نمودن طرح‌های بحران‌خیز با هدف جلب آرای عمومی
نتایج برآورد‌ها از تست‌زنی‌هایی که این بحران‌سازی، از نظام و قشر مذهبی در اختیار جریان انحرافی قرار می‌دهد پازل تحلیل جریان از فضای فعلی کشور را کامل خواهد کرد و برآوردی‌ از امکان ارائه یا عدم ارائه طرح‌هایی با قابلیت بحران‌سازی بالا را در آینده نزدیک، به این جریان می‌دهد.

۴- اعتماد سازی از قشر خاکستری
ماجرای خانه‌‌نشینی به جریان انحرافی نشان داد تا زمانی که سرمایه‌اجتماعی آن محدوده به طبقه محروم باشد نمی‌توانند از این سرمایه اجتماعی در منازعه سیاسی به عنوان پشتوانه استفاده کند؛ بنابر این جذب قشر خاکستری و تقابل با نظام به نفع این طبقه، در دستور کار جدی این جریان قرار گرفته است.
جریان انحرافی با سکوت درمقابل جریان فتنه، اعلام شعار‌های ملی‌گرایانه، موضع‌گیری‌های خاص در قبال طرح امنیت اجتماعی و تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها و... اقدام به مقابله با قشر مذهبی نموده است و به دنبال تعریف تمایز بین خود و قشر مذهبی است. این روند اعتمادسازی می‌توند موجب جذب بدنه اجتماعی جریان سبز و قشر خاکستری در انتخابات شود.
در حال حاضر که فضای اجتماعی در اثر شدت عمل ناجا و برخوردهای قاطع قوه قضائیه به ویژه پس از موضوع آب‌بازی در پارک آب و آتش، فرصتی برای این جریان به وجود آورده است تا خود را همراه جوانان و در تقابل با برخوردهای ایجابی دستگاه‌های ذی‌ربط نشان دهد، جریان انحراف می‌کوشد تا با طرح چنین مباحثی به جذب جامعه هدف خود بپردازد.


پادویی جریان انحرافی برای انگلیس حمله رضاخانی به حجاب با 70 سال تأخیر !
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، انگلیس ، حجاب

تازه ترین پروژه جریان انحرافی در اهانت به باورهای دینی مردم درباره مسئله حجاب موج گسترده ای از مطالبه برخورد با عوامل میدانی و همچنین سناریونویسان پشت پرده این جریان را در پی داشته است.
در حالی که روز شنبه دکتر جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران علیه سرپرست روزنامه ایران اعلام جرم کرد همچنان واکنش ها به مطالب موهن ویژه نامه این روزنامه به نام «خاتون» ادامه دارد.
از جمله، دیروز نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به مطالب ضمیمه روزنامه ایران در روز شنبه و تحرکات فتنه آلود جریان انحرافی پیرامون مقوله حجاب به شدت واکنش نشان دادند.
لاله افتخاری نماینده مردم تهران و رئیس فراکسیون زنان مجلس طی سخنانی در جلسه علنی مجلس تاکید کرد که شاهد جریان رضاخانی در مقابله با حجاب هستیم.
وی تصریح کرد: متاسفانه در آنچه به عنوان قانون بودجه 90 چاپ شده، بودجه عفاف و حجاب و نیز ایثار و شهادت حذف شده و به ایرانیان خارج از کشور اختصاص داده شده است.
افتخاری با بیان اینکه «نفوذ جریان انحرافی موجب چاپ قانون بودجه 90 به این شکل شده است»، به مطالب ویژه نامه روزنامه ایران و اهانت هایی که در این ویژه نامه به چادر شده بود، اشاره کرد و گفت: متاسفانه روزنامه ایران در ویژه نامه خود به چادر ما اهانت و هتک حرمت کرده است و باید موضع گیری جدی در برابر این موضوع صورت گیرد و دفاع شود.
محمدرضا باهنر که در غیاب لاریجانی ریاست مجلس را برعهده داشت نیز پس از سخنان لاله افتخاری موضع گرفت و گفت: در خبرها دیدیم که دادستان تهران قول پیگیری مطالب روزنامه ایران را داده است و مجلس نیز از این موضوع پشتیبانی و حمایت می کند تا جلوی این هنجارشکنی ها گرفته شود.
همچنین محمدحسین فرهنگی عضو هیئت رئیسه مجلس در گفت وگو با فارس، با تاکید بر اینکه مطالب منتشره در ویژه نامه روزنامه ایران «مصداق بارز رد ضروریات دین» است اظهار داشت: «هیئت نظارت بر مطبوعات باید اهانت روزنامه ایران به حجاب اسلامی را پیگیری و برخورد قانونی لازم را با مسئولان این روزنامه انجام دهد.»
حجت الاسلام علی بنایی نماینده مردم قم نیز از دیگر نمایندگانی بود که به مطالب موهن ویژه نامه خاتون واکنش نشان داد.
وی تصریح کرد: «جریان انحرافی امروز با حجاب همان می کند که رضاخان در دوره اصلاحات فرهنگی کرد.»
زهره الهیان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هم با انتقاد شدید نسبت به مطالب اهانت آمیز ضمیمه روزنامه ایران درباره حجاب خاطرنشان کرد که جریان انحرافی حجاب و ارزش های مردم را وسیله ای برای رسیدن به جایگاه قدرت در جامعه قرار داده و به دنبال اشاعه بدحجابی در جامعه است.
مخبر کمیسیون فرهنگی مجلس نیز به سخنان مهدی کلهر مشاور سابق رئیس جمهور واکنش نشان داد که در ویژه نامه خاتون اظهارات سخیفی را درباره چادر مشکی و حجاب مطرح کرده بود.
ستار هدایت خواه گفت: «اظهارات کلهر تکرار حرف های بسیار کهنه 4 قرن پیش وزارت مستعمرات انگلیس است که از کتابی با عنوان خاطرات همفر جاسوس انگلیسی استنباط شده است.»
وی افزود: «در این کتاب که توسط وزارت مستعمرات انگلیس تدوین شده، رندانه با پرداختن به نقاط ضعف و قوت حجاب، در پی تشویق زن مسلمان به ترک این فریضه بودند چرا که حجاب را نیز سد راه مطامع استعماری می پنداشتند.»
همچنین خاطرنشان می شود دیروز تذکرات کتبی نمایندگان به رئیس جمهور و مسئولان اجرایی کشور درباره توهین روزنامه ایران به حجاب قرائت شد.
کارشناسان مذهبی و فرهنگی نیز اقدام موهن روزنامه ایران درباره حجاب را محکوم کرده و به تحلیل پشت پرده این اقدام پرداختند.
حجت الاسلام مهدی طائب اقدام موهن روزنامه ایران را مقابله جریان انحرافی با چادر دانست که در ادامه مسیر جریان اصلاحات برای زدودن حیا از جامعه صورت می گیرد.
وی با اشاره به تحرکات مطبوعات زنجیره ای در زمان مدعیان اصلاحات برای زدودن حجاب از جامعه و ترویج بی حیایی خاطرنشان ساخت: «امروز پس از گذشت سال ها از یک لایه دیگر شاهد مطرح شدن موضوع مقابله با چادر هستیم؛ در حقیقت شاکله روزنامه ایران این حرف ها را نمی زند و پس مانده جریان انحرافی، این مطالب را از طریق روزنامه ایران بیان می کند».
در همین ارتباط، مینو اصلانی مسئول بسیج جامعه زنان هم به هدف جریان انحرافی از توهین به حجاب پرداخت و با اشاره به ارتباط گردانندگان ویژه نامه خاتون با جریان انحرافی گفت: «هدف جریان انحرافی از توهین به چادر، جلب آراء خاکستری برای افرادی است که اعتقادی به حجاب ندارند».
در همین زمینه، اما حسن شایانفر کارشناس ارشد امور فرهنگی معتقد است، اقدام سخیف و موهن ویژه نامه خاتون حکایت از آن دارد که گردانندگان این ویژه نامه دارای یک دیدگاه فرهنگی بیمار هستند.
مشاور فرهنگی مدیر مسئول کیهان در ادامه به سابقه سردبیر ویژه نامه خاتون اشاره کرده و افزود، او همان کسی است که در ابتدای دولت نهم مدتی عهده دار سردبیری روزنامه ایران بود و غائله توهین به مردم شریف آذربایجان را با انتشار یک طنز مسئله دار بوجود آورد.
این پژوهشگر و نویسنده تأکید کرد که این جریان بیمار فرهنگی باید از پست ها و شغل های دولتی کنار گذاشته شود.
وی با اشاره به ضرورت مجازات قضایی برای کسانی که به مبانی اسلامی و ارزش ها اهانت می کنند اظهار داشت: «در کنار مجازات های قضایی مانند توقیف روزنامه یا حبس برای نویسندگان بهتر و کارسازتر آن است که مسئولیت آدم های بیمار در حوزه فرهنگ تعلیق شود».
شایانفر تأکید کرد که علاوه بر جنبه های مادی باید خسارات معنوی ناشی از اقدام این جریان انحرافی نیز مورد توجه قرار بگیرد. آنها موجب جریحه دار شدن احساسات پاک مردم مسلمان و روزه دار در ماه مبارک رمضان شده اند چرا که مقوله حجاب در جامعه اسلامی و در میان عموم مردم یک ارزش و فضیلت معنوی است.
وی همچنین با اشاره به جوابیه روابط عمومی روزنامه ایران پیرامون ویژه نامه خاتون گفت: «در این جوابیه نه تنها از ملت مسلمان ایران عذرخواهی نشده است بلکه بر خطاهای غیرقابل توجیه اصرار و پافشاری شده است و همین نشان دهنده یک دیدگاه فرهنگی بیمار است که باید جلوی حضور آن در مسئولیت های فرهنگی گرفته شود».
الگوی حجاب غیراسلامی!
گفتنی است ویژه نامه وقیح و توهین آمیز خاتون که روز شنبه بطور رایگان در ضمیمه روزنامه ایران منتشر شد حاوی 258 صفحه است که در قسمت های مختلف آن به جنگ با حجاب و عفاف رفته و تلاش نموده یک الگوی غیراسلامی پوشش را ترویج نماید.
این ویژه نامه در گفت وگویی با مهدی کلهر مشاور سابق احمدی نژاد برای زیر سؤال بردن چادر مشکی به عنوان حجاب برتر تأکید می کند که چادر مشکی در اثر سفرهای اروپایی ناصرالدین شاه وارد ایران شد. وی می افزاید: «ناصرالدین شاه شب که به مجالس عیاشی در اروپا می رفت، می دید آن جا لباس مردها مشکی است، کلاه سیلندری مردها مشکی است و زن ها هم با لباس مشکی می آیند این به نظرش آمد که یک نوع سنگینی و وقار دارد این رنگ مشکی متکبرانه را او آورد.»
همچنین در این ویژه نامه کاریکاتوری در صفحات پایانی درج شده است که با توهین علنی به عموم زنان محجبه جامعه ایران، بی حجابی- و نه حتی بدحجابی را تقدیس می کند.
در این ویژه نامه همچنین به طرح امنیت اخلاقی که محصول زحمات بی شائبه و خالصانه ناجاست به شدت حمله شده است. انتشار انبوه عکس های زننده و غیرمنطبق با موازین اسلامی از دیگر اتفاقات معنادار و البته تلخی است که در این ویژه نامه رخ داده است.
همچنین انتشار مقالات و گزارش هایی درباره پوشش های ایرانی در زمان داریوش، و یا زنان در دوره هخامنشی نشان دهنده آن است که این ویژه نامه درصدد ایجاد دو قطبی مصنوعی حجاب ایرانی- حجاب اسلامی است.
ویژه نامه ای که سراسر تکذیب می شود
از سوی دیگر؛ بسیاری از کسانی که در ویژه نامه خاتون از آنها نام برده شده یا مطلبی از آنها کار شده است نسبت به اقدامات موهن گردانندگان موضع گرفته و واکنش نشان دادند.
آیت الله سیداحمد خاتمی در واکنش به ویژه نامه ضدحجاب روزنامه ایران تأکید کرد: به جریانی که این مسایل را دنبال می کند نصیحت می کنم که با باورهای اصیل متدینین مقابله نکنید که در این عرصه بازنده اید.
عضو هیئت رئیسه خبرگان رهبری در گفت وگو با مرکز خبر حوزه همچنین تاکید کرد: سخن ما با این ها این است که بدانید این کارها به زیان جریانی است که وارد این بازی ها شده است؛ این ها به عقیده بنده نه تنها بازی فرهنگی که بازی سیاسی را شروع کرده اند.
مجتبی زارعی نیز به سوءاستفاده از نام او در ویژه نامه خاتون اعتراض کرده و در توضیحی مکتوب نوشته است: اینجانب از روند برنامه ریزی، تهیه، تدوین و انتشار این ویژه نامه کمترین اطلاعی نداشته و تحت هیچ شرایطی از سوی دست اندرکاران آن نشریه و یا خبرگزاری ایرنا طرف مشورت واقع نشده ام و از این حیث حق پیگیری حقوقی را نیز برای خود محفوظ می دانم.
همچنین حجت الاسلام سیدمحمد قائم مقامی نیز در واکنش به نحوه انتشار مصاحبه خود در ویژه نامه «خاتون» روزنامه ایران گفت: منظور بنده از این گفت وگو این بود که الزامی بودن حجاب نه تنها یک ضرورت شرعی، بلکه یک ضرورت قانونی نیز محسوب می شود، الزامی بودن حجاب یک ویژگی عالی در نظام اسلامی است.
وحید خاوه ای مشاور مدیرمسئول سابق روزنامه ایران هم در واکنش به ذکر نام او به عنوان یکی از دست اندرکاران ویژه نامه «خاتون» گفت: اینجانب هیچ گونه همکاری با این ویژه نامه نداشته ام و از رفتار ناپسند مدیریت آن در درج نام که بدون اطلاع من بوده، گله مند هستم.
حجت الاسلام غریب رضا نیز توضیحی درباره مطلبی که در ویژه نامه روزنامه ایران از وی چاپ شده بود، منتشر کرد: «مقاله ای که ویژه نامه ایران از بنده منتشر کرده است را، سه سال پیش برای نشریه الکترونیکی چارقد نوشته ام، بدون اجازه و هماهنگی با بنده آن را در این ویژه نامه منتشر کرده اند. مایه ننگ است که اسم یا اثرم در چنین نشریه ای باشد.»
رضازاده محمدی که نام وی در لیست گروه مشاوران ویژه نامه ضد فرهنگی خاتون به چشم می خورد، در وبلاگ شخصی خود این موضوع را تکذیب کرد.
عباس انسانی نیز که نامش به عنوان جانشین سردبیر ویژه نامه حاشیه ساز روزنامه ایران تحت عنوان «خاتون1» درج شده، در گفت وگو با فارس، با تکذیب همکاری خود با این نشریه به عنوان جانشین سردبیر تأکید کرد: مطالب حاشیه ای و نابجای مندرج در این ویژه نامه به هیچ وجه مورد تایید بنده نبوده است.
مریم فاتحی زاده نیز که نام او در گروه مشاوران این نشریه درج شده، با ارسال توضیحی تأکید کرد که هیچ گونه همکاری در زمینه ارائه مشاوره و سایر خدمات به مجله مذکور نداشته است و پس از انتشار نشریه نام خود را دیده است.
فهرست دیگر افرادی که در این ویژه نامه از نام آنها سوءاستفاده شده همچنان در حال افزایش است.
گفتنی است؛ هیئت نظارت بر مطبوعات روز سه شنبه بحث توهین ویژه نامه روزنامه ایران به حجاب اسلامی را بررسی می کند.
علی مطهری با اعلام این مطلب و در گفت وگو با فارس، افزود: اگر اقدام روزنامه ایران شامل برخورد و یا توقیف این روزنامه شود، هیئت نظارت قطعاً رای به توقیف روزنامه ایران خواهد کرد.


پادوهای اجاره ای !
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، حسین شریعتمداری ، حجاب

صبح شنبه هفته جاری- 22/5/90- ویژه نامه 260 صفحه ای روزنامه ایران، بلافاصله پس از انتشار با موج گسترده ای از خشم توأم با اعتراض مردم و مجامع علمی و دینی روبرو شد و در همان حال، استقبال همراه با ذوق زدگی دشمنان بیرونی و رسانه های وابسته به آنها را در پی داشت. در این ویژه نامه 260 صفحه ای آموزه های اسلامی حجاب و عفاف به گونه ای موهن و شرم آور، و صد البته، ناشیانه، مورد هجوم قرار گرفته بود. درباره محتوای موهن و دم دستی این ویژه نامه، اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی این وجیزه، ضمن ارج نهادن بر غیرت دینی مردم و تقدیر از برانگیختگی آنان علیه دست اندرکاران تهیه و انتشار ویژه نامه یاد شده، در پی اشاره به نکته دیگری است. بخوانید؛
1- طی چند دهه گذشته، ده ها پروژه استعماری با صرف هزینه های هنگفت و نجومی برای مقابله با عفاف و حجاب طراحی شده و به اجرا درآمده است که تقابل خونین رضاخان، برخورد موذیانه و غیرمستقیم محمدرضاخان و مخصوصا پروژه های پرهزینه آمریکا و متحدانش طی 32 سال گذشته، از جمله آنهاست ولی به گواهی شواهد موجود، تمامی این طرح ها و پروژه ها نه فقط ناکام مانده، بلکه به قول مایکل لدین و کنت تیمرمن، نتیجه معکوس نیز داشته است. بنابراین بسیار ساده اندیشانه است اگر تصور شود جریان انحرافی و عوامل میدانی آن با تهیه و انتشار ویژه نامه «خاتون» به دنبال تردیدافکنی در اعتقاد مردم به آموزه های حجاب و عفاف بوده اند. این عده، اگرچه بارها نشان داده اند از قدرت تفکر و تحلیل اندکی برخوردارند- و اساسا به همین علت نیز از سوی عوامل پشت پرده جریان انحرافی به کار گرفته شده اند- ولی به یقین می دانند وقتی از آمریکا و متحدانش برای مقابله با حجاب و عفاف کاری ساخته نیست، اقدام این عوامل دست چندم نیز آب در هاون کوبیدن است. پس ویژه نامه یاد شده، چرا و با چه انگیزه ای تهیه و منتشر شده است؟!
2- ممکن است گفته شود- گفته نیز شده است- که جریان انحرافی از انتشار این ویژه نامه، اهداف انتخاباتی داشته و در پی جذب آرای طیف بی اعتقاد به آموزه های اسلامی بوده است! این نظریه نیز قابل قبول نیست، زیرا به یقین می دانند که وقتی آشکارا، علیه آموزه های اسلامی حجاب و عفاف موضع می گیرند، آرای احتمالی خیل عظیم و چند ده میلیونی مردم مسلمان را از دست می دهند. بنابراین با یک حساب ساده و سرانگشتی می توان گفت که جذب آرای طیف اندک و کم شمار مورد اشاره نیز نمی تواند انگیزه اصلی جریان انحرافی در تهیه و انتشار ویژه نامه موهن «خاتون» باشد.
اکنون باید گفت اگر «تضعیف اعتقاد مردم به حجاب و عفاف» و یا «جذب آرای طیف بی اعتقاد یا کم اعتقاد به حجاب و عفاف» انگیزه انتشار ویژه نامه یاد شده نبوده است- که نبوده و نیست- پس انگیزه اصلی جریان انحرافی از این هنجارشکنی چیست؟
3- جریان انحرافی به گواهی اسناد و شواهد موجود که کیهان بارها به آن پرداخته است، تنها در قد و قواره و حد و اندازه پادوهای اجاره ای سرویس های اطلاعاتی بیگانه و در پیوند پنهان- و امروزه آشکار- با جریان فتنه 88 قابل ارزیابی است. آیا می توانید یک نمونه
- تاکید می شود که فقط یک نمونه- از مواضع و عملکرد چند ساله جریان انحرافی را آدرس بدهید که با فتنه 88 و مدیران بیرونی فتنه یاد شده، هماهنگ و همسان نبوده است؟! حمایت از اشغالگران قدس در پوشش اعلام برادری با «مردم اسرائیل»!، ادعای پایان دوران «اسلامگرایی»!، غارت بیت المال و هزینه کردن آن برای جذب مخالفان داخلی و بیرونی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، روابط پنهان با دیکتاتورهای منطقه، قرائت موهن و بی اثر از ولایت فقیه که به گفته «فرانتس فوکویاما»، «کانون اصلی اقتدار و ماندگاری ایران اسلامی است»، تلاش برای حذف نیروهای وفادار به نظام و مهره چینی افراد بی اعتقاد و بعضا مجرم در بدنه اجرایی کشور و... در این باره گفتنی های دیگری هست که در این وجیزه نمی گنجد.
مروری گذرا بر مواضع و عملکرد جریان انحرافی به وضوح نشان می دهد که این جریان وابسته و متاسفانه لانه کرده در کنار رئیس جمهور محترم، فعالیت خود را عمدتا روی سه محور متمرکز کرده است.
الف: تفرقه افکنی و ایجاد شکاف در صف یکپارچه اصولگرایان. این همان نکته ای است که رهبر معظم انقلاب بعد از انتصاب مشایی
- که او نیز فقط یک پادوی دم دستی است- به معاون اولی رئیس جمهور در نامه ای کوتاه و گویا خطاب به آقای احمدی نژاد، نسبت به آن هشدار دادند و انتصاب وی را «موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان» به رئیس جمهور دانستند، که این تذکر- بخوانید دستور قانونی- با تاخیری غیرقابل توجیه از سوی ریاست محترم جمهوری جامه عمل پوشید، اگرچه، اختصاص بیش از 18 پست کلیدی به نامبرده با دستورالعمل یاد شده همخوانی نداشت. ایجاد شکاف و نهایتا انشعاب در برخی از تشکل ها و جمعیت های اصولگرا، از جمله نمونه های دیگری از این دست است که می گذاریم و می گذریم.
ب: «موازی کاری» با هدف اخلال در اقتدار بین المللی و داخلی نظام اسلامی، که دور زدن وزرا در چرخه امور جاری و اختصاصی وزارتخانه ها- نظیر وزارت نفت، وزارت اطلاعات، وزارت ارشاد، وزارت اقتصاد و دارایی و...- از جمله آنهاست و نیز حرکت موازی و بیرون از ضوابط تعریف شده در مناسبات بین المللی، مانند تعیین نمایندگان ویژه و اعزام آنها به کشورهای خارجی، بدون نظارت وزارت خارجه و... که این ماموریت جریان انحرافی نیز با هوشمندی الهی رهبر معظم انقلاب مورد اعتراض ایشان قرار گرفت ولی جریان یاد شده با بهره گیری از اعتماد- غیرقابل توجیه- رئیس جمهور محترم، فقط واژه «نماینده ویژه» را به «مشاور ویژه» تغییر داده و حرکت انحرافی خود را متوقف نکرد.
ج: حاشیه سازی با هدف تنش آفرینی، که عزل غیرقابل انتظار و توجیه ناپذیر وزیر اطلاعات و سپس خانه نشینی رئیس جمهور محترم و نهایتا تنش آفرینی در جامعه اسلامی یکی از بارزترین نمونه های آن است. گفتنی است که این حاشیه سازی دقیقا هنگامی صورت پذیرفت که خیزش ها و انقلاب های اسلامی در منطقه خاورمیانه با الگو گرفتن از ایران اسلامی آغاز شده بود و قدرت های استکباری در رسانه های خود با استناد به این حاشیه سازی، اصرار داشتند به مردم مسلمان منطقه بقبولانند که ایران اسلامی نمی تواند الگوی خیزش شما باشد، چرا که خود- به زعم آنها- با مشکلات ساختاری در قدرت و «حاکمیت دوگانه»! روبروست! این رخداد در کنار تماس ها و مسافرت های پنهان برخی از عوامل حلقه انحرافی به خارج از کشور، مفهوم و معنای خاصی دارد که پرداختن به آن بیرون از محدوده این وجیزه محدود است.
4- با توجه به شاخصه های جریان انحرافی که به مواردی از آن اشاره شد، انتشار ویژه نامه موهن «خاتون» را فقط می توان در بستر یاد شده به ارزیابی نشست.
آیا به جریان انحرافی ماموریت جدیدی دیکته شده است که با حاشیه سازی از طریق ویژه نامه خاتون در پی انحراف اذهان عمومی از ماموریت یاد شده است؟! آیا عوامل بازداشت شده جریان انحرافی، اعترافاتی کرده و اسنادی را فاش ساخته اند که ویژه نامه خاتون با هدف تحت الشعاع قرار دادن این اعترافات تهیه و منتشر شده است؟! آیا به دنبال بن بست شکننده آمریکا و اسرائیل و متحدان اروپایی آنها در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، ماموریت جدیدی به جریان انحرافی دیکته شده است و قرار است آمریکا و متحدانش با استناد به ویژه نامه یاد شده که تهیه کنندگان آن تابلوی نزدیکی با رئیس جمهور را یدک می کشند، الگوی جمهوری اسلامی را در نگاه مردم مسلمان منطقه مخدوش جلوه دهند؟! آیا انحراف اذهان از درماندگی انگلیس که حیاط خلوت و یکی از کانون های وابستگی جریان انحرافی است، انگیزه انتشار ویژه نامه خاتون بوده است؟ آیا سرنخی از سوءاستفاده های چندصد میلیاردی جریان انحرافی فاش شده است که...
5- جریان انحرافی برخلاف آنچه اصرار به تبلیغ آن دارد، بسیار حقیرتر و دم دستی تر از آن است که بتواند در مقابل اقتدار نظام اسلامی و هوشمندی توده های عظیم مردم مسلمان این مرز و بوم، قدرت عرض اندام داشته باشد. این جریان با نفوذ و لانه کردن در کنار رئیس جمهور محترم به حیات انگلی خود ادامه می دهد و در همان حال از نجابت مردم و ملاحظات آنها نسبت به جایگاه ریاست جمهوری سوءاستفاده می کند. اما، سؤال این است که آیا دستگاه محترم قضایی می تواند در قبال این هنجارشکنی که آشکارا و بدون کمترین تردیدی در بستر پادویی برای بیگانگان صورت می پذیرد، بی تفاوت باشد؟ براساس کدام منطق قانونی، شرعی، اخلاقی و یا ملی می توان به عده ای نظیر گردانندگان روزنامه دولت اجازه داد که بیت المال مسلمین را برای مقابله با آموزه ها و باورهای دینی مردم مسلمان این مرز و بوم و به نفع دشمنان تابلودار بیرونی هزینه کنند؟! آیا، هرکس با هر انگیزه و هویتی خود را به رئیس جمهور محترم نزدیک کند می تواند از حاشیه امن برخوردار باشد؟!
حسین شریعتمداری


از "فائزه" کارگزاران تا "خاتون" انحرافی
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، حجاب ، اکبر هاشمی رفسنجانی

فرقه انحرافی امروز در مقامی نیست که با طرح مساله‌ای جدید، اذهان را از فسادهای سازمان‌یافته این فرقه فارغ ساخته و در دعوای زرگری خود، دامنش را از کرده‌ها، مبری سازد چنانچه سرانجام محاکمه عمومی فسادهای کارگزاران، حذف تدریجی سیاسی هاشمی رفسنجانی از سوم تیر 84 تاکنون را رقم زده است.

سال‌های ابتدایی دهه هفتاد، زمانی بود که کشور تازه از جنگی فرسایشی و هشت ساله فارغ شده و سازندگی در کشور به برکت روحیه جهادی دوران دفاع مقدس آغاز شده بود. گو آنکه دولت مستقر مفهومی به نام جهاد برای سازندگی کشور را اساسا به رسمیت نمی‌شناخت و بر این اساس در منابر عمومی و رسمی، رسانه‌ها و تریبون‌های ملی، به صراحت دوران جنگ و جهاد را تمام شده دانسته و صاحبان جبهه و جنگ و ایثار را بازنشست اعلام می‌نمود و از اینرو تکنو کرات‌های «جنتلمن» را به عنوان مدیران یقه سفید بخش‌های حاکمیتی قرار داده و سینه سوختگان دلسوز به حال ملت و مملکت را به بهانه‌های گوناگون منزوی می‌ساخت اما سرعت فعالیت و سازندگی در بخش‌های عمومی و مردمی رونق مضاعفی یافته فضای کار و تلاش کشور را فراگرفته بود.

سود حاصل از فعالیت‌های سازندگی و رونق یافتن اقتصاد در جامعه‌ای که در اثر فراگیری فرهنگ جنگ و جهاد به زهد و قناعت اسلامی و انسانی عادت کرده بود بالطبع می‌بایست برای رونق‌گیری فعالیت‌های بیشتر اقتصادی و ساختن هر چه بیشتر و پر شتاب‌تر کشور هزینه می‌شد اما طبقه جدید شکل یافته‌ای به نام «کارگزاران سازندگی» که پیش از این اساسا یا در ایران نبوده و بدلیل آلرژی نسبت به بوی خون و باروت‌ جبهه‌ها، در فرنگ به تحصیل و خوشگذرانی مشغول بوده و یا در ایران به هنگامی که از خون جوانان وطن لاله‌ها می‌رویید آنان در ویلاهای شخصی شمال و ... به تمدد اعصاب روی آورده بودند، با چشیدن طعم قدرت و شیرین یافتن آن به فکر تداوم حضور در قدرت، ریاست و سیاست و اقتصاد افتاده و اموال عمومی را همچون قباله به ارث رسیده از مادران‌شان دست به دست کرده و موجب فسادهای عجیب از نوع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و بالطبع فرهنگی شدند.

کار بدانجا رسید که رهبری معظم انقلاب اسلامی در فاصله سال‌های 71 تا 76 مکررا بر جلوگیری از پدید آمدن طبقه اشرافیت جدید انذار داده، حتی در نامگذاری سال‌ها «انضباط اقتصادی» و پرهیز از اسراف در هزینه‌های عمومی و ملی، ترویج روحیه ساده‌زیستی به جای تبلیغ مصرف‌گرایی را تاکیدمی‌فرمودند. هم ایشان در سال 74 واژه‌های نوین «نوکیسه‌گان» و «ثروت‌های باد آورده» را وارد ادبیات سیاسی انقلاب ملت ایران کرده و در گوشزدهای اکید خود در جمع مردم خطاب به دولتمردان‌ هاشمی رفسنجانی از بروز فساد اقتصادی در نهادهای حاکمیتی گلایه‌های شدیدی ابراز داشتند. این گلایه‌های عمومی نشان می‌داد که تاکیدات مکرر معظم له به رئیس جمهور وقت -که سودای مادام‌العمری ریاست جمهوری در سر می‌پروراند - و کارگزاران دولت او بی‌فایده بوده و ایشان با علنی ساختن انتقادات انقلابی، در صدد جلوگیری از
«انحراف» انقلاب اسلامی به کژراهه برآمد‌ه‌اند.

همین مقطع بود که روغنی زنجانی‌ها، نوربخش‌ها، کرباسچی‌ها، عطریانفرها، عبدا... نوری‌ها، مهاجرانی‌ها و مهدی و فائزه هاشمی‌ها سخن از «ضرورت» اجتناب ناپذیر شدن «له شدن» اقشار آسیب‌پذیر - همان مستضعفین صاحبان انقلاب و اداره کننده دفاع مقدس و ولی نعمتان انقلاب و امام و رهبری - در زیر چرخ دنده‌های توسعه به میان آورده و تورم 50 درصدی برگرده مردم سوار ساختند.

گرته‌برداری‌ها -آن هم ناقص و نارسا - از مدل‌های اقتصادی شکست خورده کشورهای دسته چندم اروپایی و همسایه نظیر ترکیه و ... در دولت سازندگی باعث شد تا هجمه‌های اقتصادی فراوان بر دوش مردم قانع و صبور کشور فرود آمده و دولت به جای همدردی و کمک برای بهبود شرایط معیشتی در جواب این سئوال که بالاخره با این قشر وسیع جامعه که در حال نابودی مطلق است چه کنیم؟ پاسخ می داد که: «باید همگی آنها را با کشتی به اقیانوس بریزیم تا دیگر چنین نق‌زن‌هایی وجود نداشته باشند».

این در حالی بود که کرباسچی که خود نمونه تجسم یافته مدیریت «ضد مردمی»، بروکرات، تکنوکرات، لیبرال مسلک و دیکتاتور مآب کارگزارانی بود، در شهر تهران برای خود حکومت خود مختاری را به راه انداخته، به بهانه شهرسازی - البته غربی و اومانیسم محور - و با این توجیه که نشانه‌‌های شهدای «مردم» باعث رنجیدگی خاطر و افسردگی عمومی می‌شود! به جمع‌آوری نمادهای ارزشی و انقلابی از سطح شهر همت گماشت. از سوی دیگر برای آنکه پول تبلیغات سیاسی و انتخاباتی و جیب‌های گشاد هم حزبی‌ها و پول سفرهای خارجی خاندان هزار فامیل ثروت و قدرت کارگزاران تأمین شود، خانه‌های محقر جنوب شهر بر سراهالی خراب می‌شد و پول گزاف تراکم هوایی! از جیب تهی محرومین و مستضعفین تامین می‌شد.

شهرداری با قانون‌های من در آوردی مردم را در «منگنه» قرار داده و از آب برای خود کره می‌گرفت و اینجا اساسا سخنی از «مردم» و «حق» آنان نبود. دانشگاه آزاد که ملک مطلق خاندان هاشمی رفسنجانی و جاسبی بود همچنین به پاتوقی برای چپاول اموال مردم مشغول بود و در این فضا هر که صدایی به مخالفت با زد و بندها و یغما رفتن اموال عمومی و سپس فسادهای مترتب بر آن از قبیل سیاسی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی بر می‌داشت مخالف سردار سازندگی!! تلقی شده و گویا مهدورالدم نیز می‌شد!

گرده رنجور مردم که اکثریت جامعه انقلابی را در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی تشکیل می داد تاب تحمل چنین فشارها، بی‌احترامی‌ها، تحقیرها و توهین‌هایی را نداشت و حال آنکه این مردم بایستی به خاطر مقاومت و تحمل انقلابی خود از سوی دولتی‌ها صاحب بزرگترین تکریم‌ها می‌شدند و از اینرو بود که در دومین دوره ریاست جمهوری رفسنجانی وی با حداقل آراء مردم و در کمترین مشارکت انتخاباتی و آن هم با بازی‌های سیاسی کاندیدا نمایی و بازار گرمی امثال جاسبی برای هاشمی رفسنجانی و ... توانست تنها کف آراء را بدست آورده و به ریاست جمهوری نایل آید.

پدید آمدن بحران‌های امنیتی و اجتماعی نظیر بحران مشهد، اسلامشهر و ... که البته با بی‌تدبیری دولتی‌ها نیز همراه بود از همین عدم اقبال عمومی به کارگزاران سازندگی و شخص هاشمی رفسنجانی و خاندان و فرزندان او حکایت داشت.

تا بدین مرحله اما نه تنها نامی از مردم، اعتقادات آنان و احترام به آنها نبود که با تحمیل فشارهای مختلف به آنان و توهین‌ها و تحقیرهای عمومی حتی از تریبون‌هایی ‌نظیر نماز جمعه تهران - توسط رییس جمهور وقت- طبقه مرفه و اشرافی «خان سالاران نوین، نوکیسه‌گان قدرت طلب و اشرافیت گرایان نوظهور» اساسا محلی از اعراب برای مستضعفین و محرومین و پا برهنگان قائل نبودند. اما هنگامیکه آرام آرام فضای غالب جامعه علیه این جریان در حال بسیج شدن بود، از سویی دیگر مخالفت جدی و تاریخی رهبری معظم انقلاب اسلامی - دام ظله - با مادام‌العمر شدن ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی علنی شده و این جریان دریافت که برای تداوم حضور در قدرت، محتاج به آرای همین مردمی است که تا دیروز ملعبه دست آنان بوده و با تمسخرها، جوک‌ سر سفره و مایه انبساط خاطرنشان را فراهم آورده است، بدین اندیشه افتاد که انتقادات به وضعیت اسفبار و فساد آلود برخی دستگاه‌های دولتی، مطالبه عمومی ضرورت پاسخگویی مسئولین نسبت به رانت‌خواری‌ها، ویژه پردازی‌ها و باندگرایی‌های فامیل سالاران را با بدلی به بازی «برد - برد» برای خود تبدیل سازد.

ابعاد این بازی منجر به آن می‌شد که با به فراموشی سپردن دعوای اصلی، دعوایی فرعی ساخته شده و دمیدن در آن دعوا و یا حتی سکوت نسبت به آن، زمین بازی این طبقه نوکیسه را مهیا سازد. «کارگزاران سازندگی» در سال‌های اواسط دهه 70 با فرهنگی معرفی کردن دعوای خود با طبقه محرومین و مستضعفین اولا صحنه‌درگیری را از فضای منفعل پدید آمده برای خود در بعد فساد اقتصادی و سیاسی به فضای تهاجمی در بعد فرهنگی مبدل ساخت و ثانیا مواجهه منتقدین با خود را به مواججه منتقدین با مردم معرفی و ثالثا در دروغی کاملا رسوا و سراپا زشت، خود را مدافع مردم، جوانان، زنان، دانشجویان، فرهیختگان و ... معرفی کرد. چنانچه در بعد سلبی نیز منتقدین به وضعیت اقتصادی کشور را که همواره خواهان روشن شدن وضعیت بد معیشتی بوده و مثلا قراردادهای پس پرده فلان آقازاده در نفت با فلان شرکت انگلیسی یا ... را زیر سؤال می‌بردند را افرادی متعصب، متصلب،«اقتدارگر»، خشونت‌طلب، ضد فرهنگ، ضد زنان، ضد آزادی، ضد رفاه و آسایش مردم و ضد جوانان و مقتضیات طبیعی آنان قلمداد می‌ساختند.

چنین شد که از یکسو اباحه گری در فرهنگ و فکر، بی‌بندوباری در سینما، تئاتر، کتاب، رسانه‌های مکتوب و نشریات و فضای عمومی جامعه را ترویج و تبلیغ می‌ساختند و از سوی دیگر با واسطه‌‌های متعدد به تهییج غیرت انقلابی و ارزشی اقشار متدین و حزب‌اللهی پرداخته و خود با دمیدن در این تنور، مسبب درگیری‌های فیزیکی این دو جریان با یکدیگر می‌شدند. کارگزاران سازندگی با لاابالی‌گری فرهنگی نظیر ترویج دوچرخه سواری بانوان، ژشت‌های جدید فائزه هاشمی با شلوار لی و روسری فلان رنگی و کیف قرمز در مقابل دوربین‌های رسانه‌ای، به زعم خود چماق متدینین را تیز می‌کرد تا با درگیری ساختگی این دو قشر با یکدیگر، دعوای اصلی را به کناری نهاده و خود که بیشترین صدمات به مردم از هر قشر و گروه و تفکر و فرهنگ وارد ساخته بود را مدعی مردم و حق انتخاب آنان معرفی نماید.

در این میان گرفتار شدن جریان اصیل ارزشی در این بازی سیاسی فرعی هم منجر به آن شد که محمد خاتمی سردار ترس، انفعال و بی‌عرضگی که حتی خود طرفدارانش هم او را در تنبلی و انفعال، بی‌تدبیری و بی‌عرضگی با سلطان حسین صفوی به مقایسه نشستند، بتواند بر موج «تغییر» خواهی عمومی از یکسو و دو قطبی ساخته شده کارگزاران سازندگی سوار شده و هشت سال دیگر همان جریان فاسد تکنوکرات و لیبرال مسلک بر مسند قدرت اجرایی کشور تکیه زند.

امروز اما دقیقاً کارگزاران سازندگی در قالب جریان موسوم به انحرافی خود را بازیابی کرده و درصدد است تا همان روش‌ها، شیوه‌ها و ترفندها را طابق النعل بالنعل تکرار نماید. جریانی که امروز طشت رسوایی فساد اقتصادی خود را از بوم پائین افتاده می‌بیند، پرونده‌های رو شده مفاسد اقتصادی خود از مناطق آزاد تجاری گرفته تا بانک‌های تاسیس خود نظیر «ت» و «گ» و فسادهای رخ داده در قاچاق ارز و دخانیات و ... را مایه آبروریزی و ننگ ابدی برای خود و بالطبع مایه دوری همیشگی خود از قدرت می‌پندارد. در این بین افرادی‌که مع‌الاسف در اطراف رئیس جمهور مردمی، به کمین آبروی با رنج بدست آمده او نشسته و با اقسام روش‌های ماکیاویی در کسب و خرج ‌نامشروع، به فسادهای گوناگون اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و امنیتی هم مبتلایند.

اینان امروز با تأسیس چند پایگاه اطلاع‌رسانی و تصاحب چند نشریه مکتوب درصدد براه اندازی بازی از همان نوع بازی کارگزاران سازندگی در دهه 70 برآمده‌اند. چنانچه جمع‌آوری مطلب و انتشار ویژه‌نامه «خاتون» در جریده دولت که معمولا با دستور مستقیم شخص اول انحرافی و عمله‌گی عناصر دسته چندم در این روزنامه صورت می‌گیرد نیز از همین زاویه قابل رصد است.

همچنین دامن زدن به بحث‌هایی نظیر ماهواره، حجاب ،چادر،جوانان، ابتذال، آب و آتش، تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها و ... در روزنامه‌های دیگر این فرقه همچون «ه‍» و ... ،حکایت از آن دارد که این پروژه‌، دستور کاری دائمی برای این «مدل» از تغییر ذائقه‌ها بوده و این جریان درصدد جانمایی و جا اندازی این انگاره غلط، منحرف و دروغ در میان جامعه است تا با حاشیه‌سازی‌ها، خود را طرفدار جوانان، زنان و... جلوه دهد و منتقدین دیروزین خود به وضعیت مفاسد اقتصادی‌اش را در مقام متهم به دست‌اندازی به حقوق و آزادی مردم نشانده و در نهایت ضد آزادی و رفاه و آسایش عمومی بنامد. چنانچه در ادبیات این جریان نیز همچون کارگزاران، منتقدین ارزشی، متدینین و فسادستیز فرقه انحرافی، اقتدارگرا و خشونت‌طلب لقب داده می‌شوند.

فرقه انحرافی البته امروز در مقامی نیست که با طرح مساله‌ای جدید، بخواهد اذهان عمومی را از فسادهای سازمان‌یافته و منسجم این فرقه فارغ ساخته و در دعوای زرگری ساخته شده خود، دامن خود را از کرده‌ها، مبری سازد. این فرقه اتفاقا نشان داده که هرگاه کشور، دولت، رئیس جمهور و قوا در حال تثبیت و تعالی موقعیت خود بوده، کشور به سمت آرامش، فعالیت کار و تلاش برای مردم و وفاق میان قوا، همبستگی میان ملت و دولت و برداشتن گام‌های خدمت به مردم به پیش رفته، با طرح جعلی و ناشیانه‌ای درصدد رویارویی جدید میان صفوف مردم و دولت بوده تا کار کشور بر زمین معطل بماند. اینجاست که اگر هیچ قرینه‌ای از قرائن امنیتی و اطلاعاتی هم مؤید وابستگی این فرقه به فرق ضاله فتنه و در نهایت سرویس‌های جاسوسی و امنیتی دشمن موجود نبود، تردیدی در خط‌گیری این فرقه از دشمنان باقی نمی‌ماند.

اما فرقه انحرافی باید بداند که سابقه، تجربه، تیم منسجم و تدابیر کارگزاران حتی قدرت نفوذ او در لایه‌های مدیریتی کشور و حتی بهره‌مندی او از حمایت‌های شخصی همچون هاشمی رفسنجانی هم نتوانست جلوی توفندگی حرکت انقلابی مردم و شدت انزجار آنان از اشرافیت مدرن کارگزارانی را سد نماید و سرانجام محاکمه و مطالبه عمومی نسبت به فسادهای سازمان‌یافته آنان، حذف تدریجی هاشمی رفسنجانی از سوم تیر 84 تاکنون را رقم زده است.از دست دادن ریاست جمهوری، ریاست خبرگان رهبری، منبر نمازجمعه تهران و شأن داوری میان قوای سه‌گانه از آن جمله است، حذف فرقه انحرافی که جای خود دارد.

منبع: فارس


چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، حجاب ، سخنرانی
آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند
روز گذشته روزنامه ایران با انتشار ویژه‌نامه‌ای بحث عفاف و حجاب و گشت ارشاد و چادر را مورد بی احترامی و بعضا تمسخر قرار داد.

به گزارش رجانیوز، این ویژه‌نامه با رویکرد کاملاً تقلیل‌گرایانه در موضوع حجاب منتشر شده و در یکی از بخش‌های آن در گفت‌وگو با مهدی کلهر به چادر مشکی که پوشش زنان محجبه ایرانی است، توهین بی‌سابقه‌ای کرده است.

در عین حال، به‌منظور بررسی حجاب برتر؛ چادر در کلام رهبر معظم انقلاب، بخش‌هایی از بیانات ایشان بازنشر داده می‌شود:

مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.
20/7/1373
بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار گروهى از خواهران پرستار، به مناسبت «ولادت حضرت زینب»(س)
---------------

به نظر ما، بحث‌هایى که درباب پوشش زن مى‏شود، بحثهاى خوبى است که انجام مى‏گیرد؛ منتها باید توجه کنید که هیچ بحثى در این زمینه‏هاى مربوط به پوشش زن، از هجوم تبلیغاتى غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطى است. نه این‏که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مى‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه‏ى ملى ماست؛ هیچ اشکالى هم ندارد؛ هیچ منافاتى با هیچ نوع تحرکى هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناى تحرک و کار اجتماعى و کار سیاسى و کار فکرى باشد، لباس رسمى زن مى‏تواند چادر باشد و - همان‏طور که عرض کردم - چادر بهترین نوع حجاب است.

البته مى‏توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‏جا هم بایستى آن مرز را پیدا کرد. بعضی‌ها از چادر فرار مى‏کنند، به خاطر این‏که هجوم تبلیغاتى غرب دامن‌گیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار مى‏کنند، به آن حجاب واقعى بدون چادر هم رو نمى‏آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مى‏دهد!

شما خیال کرده‏اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضاً آن مقنعه‏ى کذایى و آن لباس‌هاى «و لیضربن بخمرهنّ على جیوبهنّ»(6) و همانهایى را که در قرآن هست، درست کردیم، دست از سر ما بر مى‏دارند؟ نه، آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها مى‏خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً این‏جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه که عمل مى‏شد. در آن زمان، زن اصلاً پوشش و حجابى نداشت؛ حتّى در این‏جاها وقتى نوبت به این کارها مى‏رسد، بى‏بندوبارى خیلى بیشتر هم مى‏شود؛ کمااین‏که در زمان شاه، بى‏بندوبارى‏یى که در همین شهر تهران و بعضى دیگر از شهرهاى کشور ما بود، از معمول شهرهاى اروپا بیشتر بود! زن معمولى در اروپا، لباس و پوشش خودش را داشت؛ اما در این‏جا آن‏طورى نبود. آن‏طور که دیده بودیم و شنیده بودیم و مى‏دانستیم و مناظرى که از آن وقت الان جلوى نظر من هست، انسان واقعاً حیرت مى‏کند که چرا بایستى این‏گونه بشود؛ کمااین‏که در خیلى از کشورهاى متأسفانه عقب‏مانده‏ى مسلمان و غیرمسلمان هم همین‏طور است. بنابراین، باید بدقت و با نهایت کنجکاوى و بدون اغماض، مسائل ارزشى را رعایت کرد.
4/10/1370
بیانات در دیدار با اعضاى شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان،(1) جمعى از زنان پزشک متخصص، و مسؤولان اولین کنگره‏ى حجاب اسلامى، به مناسبت میلاد حضرت فاطمه‏ى زهرا(س)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

حضرت آیِةالله خامنه ای تهاجم فرهنگی را هجوم یک مجموعه‍‌ی سیاسی یا اقتصادی به بنیان‌های فرهنگی یک ملت برای دستیابی به مقاصد شوم سیاسی دانستند و افزودند: ریشه کن کردن فرهنگ ملی از طریق فراگیر کردن بی بند و باری، عیاشی و هرزگی در میان یک ملت هدفی است که دشمنان درپی تحقق آن هستند. به‌طور مشخص دوران رضاخان سرآغام تهاجم فرهنگی در کشور ماست و بزرگ‌ترین قدمها به نفع فرهنگ غرب و در حقیقت در جهت سلطه ی غرب بر ایران در همین دوران بر داشته شد و با این بهانه که زن با چادر نمی‎تواند عالم و دانشمند شود و درفعالیتهای اجتماعی شرکت کند، چادرها را از سر زنان برداشتند. اما در عین حال دردوران رضاخان و پسرش هرگز به عموم زنان اجازه ی شرکت فعالانه در حرکتهای اجتماعی و سیاسی داده نشد و آن روزی که زنان ایران، وارد میدان مبارزه و صحنه ی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی شدند و کشور را با دست توانای خود به پیش بردند، چادر به سر کردند.

21/5/1371
دیدار نویسندگان، صاحبنظران و کارکنان رسانه های گروهی

-----------------------------------------------------------------------------

شما ببینید الان چقدر خرج مى‏کنند و زحمت مى‏کشند، براى این‏که حجاب را در دنیا از بین ببرند؛ کشورهایى که خودشان را مهد آزادى هم مى‏دانند، مى‏بینید که چه مى‏کنند براى مبارزه با حجاب. حالا همه آن تشکیلاتى که با حجاب مبارزه مى‏کنند یک طرف، این خواهر ورزشکارِ مؤمن و دخترِ جوانِ ما که با حجاب اسلامى و لباس محجّب - یا با چادر یا با آن شکل زیباى ارزشى - جلوِ دوربین‌هاى دنیا ظاهر مى‏شود و نشان مى‏دهد که به این ارزش پایبند است و این صحنه در همه دنیا منعکس مى‏شود، این یک طرف دیگر؛ او در واقع با این کار، همه آن تبلیغات را خنثى مى‏کند.
14/7/1383
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏در دیدار با ورزشکاران شرکت‏کننده در المپیک و پارالمپیک

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آنها با چه چیز زن مسلمان بیشتر دشمن‌اند؟ با حجاب او. آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند. چرا؟ چون فرهنگ آنها این را قبول ندارد. اروپایی‌ها این‏طورند؛ آنها مى‏گویند هرچه را که ما فهمیده‏ایم، دنیا باید از ما تقلید کند! مایلند که جاهلیت خودشان را بر معرفت عالم غلبه بدهند. آنها مى‏خواهند زن به سبک اروپایى را در جامعه رواج بدهند؛ که عبارت است از سبک مد و مصرف و آرایش در انظار عموم و ملعبه قرار دادن مسائل جنسى بین دو جنس؛ مى‏خواهند این چیزها را به وسیله‏ى زنان رواج بدهند. هرجا با این هدف‌گیرى غربی‌ها مخالفت بشود، فریادشان بلند مى‏شود! اینها کم‏طاقت هم هستند! همین مدعیان غربى، کمترین مخالفتى را با مبانى پذیرفته‏ى خودشان تحمل نمى‏کنند.
22/8/1370
سخنرانى در دیدار با جمع کثیرى از پرستاران، به مناسبت میلاد حضرت زینب کبرى‏(س) و روز پرستار

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

همیشه به شکل غلطى در نظام‌هاى طاغوتى به زن نگاه شده؛ امروز در غرب هم همین جور است. حالا عده‌اى از زنان - مثل خیلى از مردان - در همین نظام‌هاى غربى شخصیت‌هاى برجسته و محترم و پاکیزه‌اى ممکن است در بیایند، لیکن نگاه عمومى به زن که در فرهنگ غربى نهادینه شده، نگاه غلطى است؛ نگاه ابزارى است، نگاه اهانت‌آمیز است. از نظر غرب، علت اینکه شما نباید توى چادر باشید، نباید حجاب داشته باشید، این نیست که آزاد باشید. شما دارید می‌گوئید من با حجاب هم آزادى دارم. او چیز دیگرى مورد نظرش است؛ زن را براى نوازش چشم مرد، براى بهره‌ورى نامشروع مرد، میخواهند به شکل خاصى در جامعه ظاهر بشود. این، بزرگ‌ترین اهانت به زن است؛ حالا ولو با چندین لفّاف تعارف‌آمیز این را بپوشانند و اسم‌هاى دیگرى رویش بگذارند.
28/7/1388
بیانات در دیدار جمعى از بانوان قرآن‌پژوه کشور

--------------------------------------------------------------------

مقام‌ معظم‌ رهبری‌ از چادر به‌ عنوان‌ یک‌ لباس‌ ملی‌ و اسلامی‌ مورد علاقه‌ زنان‌ مسلمان‌ ایران‌ نام‌ بردند و فرمودند: انبوه‌ دختران‌ و زنان‌ مؤمن‌ و حزب‌اللهی‌ که‌ در دانشگاه‌ بهترین‌ علوم‌ را تدریس‌ و بالاترین‌ مدارج‌ علمی‌ را می‌گذرانند و نیز شمار زیادی‌ از بانوان‌ جوان‌ ایران‌ که‌ در آینده‌ای‌ نه‌ چندان‌ دور به‌ مقامات‌ عالی‌ علمی‌، فقهی‌ و فلسفی‌ دست‌ خواهند یافت‌ از افتخارات‌ نظام‌ اسلامی‌ محسوب‌ می‌شوند.
دیدار هزاران‌ تن‌ از خواهران‌ پرستار
20/7/1373

-----------------------------------------------------

حجابِ برتر که شما اشاره کردید -که مراد همین چادر ایرانىِ خود ماست - حقیقتاً حجاب برتر است؛ هیچ تردیدى در این نباید داشت. البته من هیچ وقت نگفتم که چادر را در جایى اجبارى کنند؛ اما همیشه گفته‌ام که چادر یک حجاب ایرانى است و زن ایرانى این را انتخاب کرده و خوب حجابى هم هست و مى‌تواند کاملاً حفاظ و حجاب داشته باشد. حالا بعضی‌ها هستند که از هرچه ایرانى و خودى است، ناراحتند و دل‌شان را مى‌زند؛ دل‌شان مى‌خواهد سراغ چیزهایى بروند که از خودى بودن دورتر است! به‌هرحال اگر حجاب را حفظ کنند، باز هم خلاف شرعى انجام نداده‌اند؛ منتها چیز بهترى را از دست داده‌اند. منتها چیز بهترى را از دست داده‌اند.

اما این‌که شما مى‌گویید «ما چگونه برخورد کنیم؟» ببینید؛ شما با تبلیغات کار کنید. یعنى همان حربه‌اى را که افراد مورد نظر شما براى سست کردن اعتقاد به حجاب به کار مى‌برند، شما هم به کار ببرید. یعنى شما درباره‌ى حجاب بنشینید واقعاً تحقیق کنید، فکر کنید، از لحاظ دینى هم مثلاً درباره‌اش بحث کنید، یا از بحث‌هایى که شده استفاده کنید.

از لحاظ اجتماعى هم روى همین مسأله‌ى کیفیّت حجاب تکیه کنید؛ به ترویج دیدگاه خودتان بپردازید؛ آن چیزى که به نظرتان درست است، آن را بگویید؛ این دغدغه را هم که اینها مى‌آیند تمایل به حجاب را در دلِ مردم از بین مى‌برند، نداشته باشید؛ حجاب از بین نمى‌رود. البته اگر قدرتى مثل قدرت رضاخانى بالاى سرش باشد، یا آن طور که شنیدم در بعضى از کشورها مثل تونس کسى حق ندارد در خیابان با حجاب باشد و اصلاً حقوق بشر هم در این‌جا دیگر مطرح نیست که چرا مردم را مجبور کردید بى‌حجاب باشند - کسانى که مسؤول این چیزها هستند، همین‌طور تماشا مى‌کنند و حرفى هم نمى‌زنند! - بالاخره همان کشف حجاب دوران رضاخانى پیش مى‌آید؛ اما به مجرّد آن‌که این زور برداشته شود، مردم به سمت حجاب برمى‌گردند.

حجاب، ارزشى است منطبق با طبیعت انسان. برهنگى و حرکت به سمت اختلاطِ هرچه بیشتر دو جنس با یکدیگر و افشاء شدن اینها در مقابل یکدیگر، یک حرکت خلاف طبیعى و خلاف خواست انسانى است. شرع مقدّس اسلام هم براى این حدودى را معیّن و مشخّص کرده و کسانى که معتقد و مؤمن هستند، نمى‌شود که این‌طورى با حجاب برخورد کنند. البته ممکن است کسانى بى‌خبر و بى‌اطّلاع باشند؛ بایستى اینها را با حجاب آشنا کرد.

من در همین سال‌هاى اوّلِ انقلاب به‌وضوح دریافتم که بعضى از زنانى که محجّب هستند و خیلى قدر حجاب را نمى‌دانند، اینها اصلاً از حکم حجاب و فلسفه‌ى حجاب و فواید حجاب اطّلاعى ندارند؛ یعنى با اینها کمتر صحبت شده است. البته بعضی‌ها چیزهایى نوشتند؛ سفارش کردیم، کارهایى کردند. الان هم به نظر من همین‌طور است؛ بخصوص در محیط دانشگاه. الحمدللَّه شنیدم که محیط دانشگاه شما، محیط خوبى است. مسؤولان دانشگاه هم، مسؤولان مواظب و مقیدى هستند؛امیدواریم که هرچه هم مى‌گذرد، بهتر شود.

در محیط دانشگاه خودتان، در نشریات خودتان، با نشریات زن - که الان در ایران چند نشریه‌ى مربوط به زنان وجود دارد - با دیگر نشریات رایج صحبت کنید، چیزهایى بنویسید، پخش کنید، در جامعه فکر را بپراکنید؛ منتها با استدلال، با منطق. بهترین راه تأمین حجاب هم همین است که با منطق برخورد شود.

البته اگر چیزى جزو مقرّرات شد و کسى برخلاف آن مقرّرات رفتار کرد، ممکن است قوانینى وجود داشته باشد که دولت برخورد کند؛ که لابد هم مى‌کند. درعین‌حال آن چیزى که در اساس لازم است و مهم‌تر از همه است، این است که شما ذهن این دختر جوان، یا این زن جوان را -که عمده هم خانمهاى جوان هستند- با اهمیت حجاب آشنا کنید؛ یعنى به او تفهیم کنید که حجاب از لحاظ شرعى و از لحاظ منطقى این است. در ذهن او، استدلال صحیح را در مورد رعایت حجاب راسخ کنید.

امیدواریم که ان‌شاءاللَّه روزبه‌روز بهتر شود. البته یکى از عواملى هم که در این زمینه تأثیرات منفى دارد، برخى از این فیلمهایى است که بعضى از زندگیهاى غربى را در دسترس همه مى‌گذارد. اینها در سُست کردن ذهنیّت مردم نسبت به مسأله‌ى حجاب بى‌تأثیر نیست. البته نسبت به پخش این فیلمها هم باید تذکّراتى داده شود.
 

4/12/1377
بیانات در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سر دبیران نشریات دانشجویی

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رضاخان قلدر وقتى خواست از غرب براى ما سوغات بیاورد، اولین چیزى که آورد، عبارت از لباس و رفع حجاب بود؛ آن هم با زور سر نیزه و همان قلدرىِ قزّاقىِ خودش! لباس‌ها نباید بلند باشد؛ باید کوتاه باشد؛ کلاه باید این‏طورى باشد؛ بعد همان را هم عوض کردند: اصلاً باید کلاه شاپو باشد! اگر کسى جرأت مى‏کرد غیر از کلاه پهلوى - کلاهى که آن موقع با این عنوان شناخته مى‏شد - کلاه دیگرى سرش بگذارد، یا غیر از لباس کوتاه چیزى بپوشد، باید کتک مى‏خورد و طرد مى‏شد. این چیزها را از غرب گرفتند!

زن‌ها حق نداشتند حجاب‌شان را حفظ کنند؛ نه فقط چادر - چادر که برداشته شده بود - اگر روسرى هم سرشان مى‏کردند و مقدارى جلوى چانه‏شان را مى‏گرفتند، کتک مى‏خوردند! چرا؟ براى این‏که در غرب، زن‌ها سربرهنه مى‏آیند! اینها را از غرب آوردند. چیزى را که براى این ملت لازم بود، نیاوردند. علم که نیامد، تجربه که نیامد، جِدّ و جهد و کوشش که نیامد، خطرپذیرى که نیامد -هر ملتى بالاخره خصوصیات خوبى دارد- اینها را که نیاوردند.

آنچه را هم که آوردند، بى‏دریغ قبول کردند. فکر و اندیشه را آوردند، اما بدون تحلیل قبول کردند؛ گفتند چون غربى است، باید قبول کرد. فرم لباس و غذا و حرف زدن و راه رفتن، چون غربى است، بایستى پذیرفت؛ جاى بروبرگرد ندارد! براى یک کشور، این حالت بزرگترین سمّ مهلک است؛ این درست نیست.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار جوانان و فرهنگیان در مصلّاى رشت‏
12/2/1380

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گاهى من در همین راه "کُلک چال" که از پایین به بالا مى‌آیم، یا بعکس به طرف پایین مى‌روم، خانم‌هایى را مى‌بینم که با چادر مشکى این راه را طى مى‌کنند. با این‌که قسمتى از این راه، بسیار ناهموار و یا به قول ما مشهدی‌ها قلب است، درعین‌حال خانم‌ها این راه ناهموار را تحمّل مى‌کنند و با چادر مشکى مى‌آیند. خوب؛ این همّت است دیگر. من این‌طور زن‌ها و همچنین افراد مسنّى که این راه‌هاى طولانى را طى مى‌کنند و مى‌روند، بسیار تحسین مى‌کنم.

2/6/1375
مصاحبه در کوهپیمایی


صفار: نوع ورود ویژه‌نامه ایران به موضوع حجاب منافقانه است
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدحسین صفارهرندی ، روزنامه ایران ، حجاب

برهان؛ به دنبال اوج تنش و جنجال آفرینی جریان انحرافی در چند ماه گذشته و واکنش بجا و اصولی رسانه‌های ارزشی، شاهد یک مقطع تقریبا سکوت در رویکرد این جریان بودیم که تحلیل‌گران نکته‌سنج سیاسی از آن تحت عنوان «سکوت فعال» نام می‌بردند و معتقد بودند باید منتظر فاز بعدی چالش زایی این جریان بود. سرانجام این سکوت شکسته شد و این بار تیم مرد جنجالی دولت دهم با ویژه‌نامه‌ی خاتون، ضمیمه‌ی رایگان روزنامه‌ی ایران عرض اندام کرد. در این زمینه با محمدحسین صفار هرهندی، وزیر سابق فرهنگ و ارشاد و کارشناس وتحلیل‌گر مسایل سیاسی به گفت‌و گو نشسته‌ایم:

پس از یک دوره سکوت فعال، جریان انحرافی ویژه نامه‌ای با موضوع «حجاب» و رویکردی لیبرال توسط روزنامه‌ی «ایران» منتشر کرد. به اعتقاد شما این اقدام در چنین شرایطی چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

نفس کاری که صورت گرفت، یکی از مصداق‌های روشن عمل انحرافی بود. انحراف، عبارت است از نشاندن فرع به جای اصل و بردن اصل به حاشیه؛ بر اساس عملکرد ماه‌های گذشته‌ی جریان انحرافی می‌توان گفت مهم‌ترین مشخصه‌ی این جریان، نوعی تباه کاری در حوزه‌ی فرهنگ، اقتصاد و نیز مباحث اخلاقی و مشابه آن بوده است. برای جریانی که به گفته‌ی برخی عناصر دستگیر شده‌ی آن، دچار انحراف اقتصادی بوده و در حوزه‌ی اعتقادی نیز به خصوص در موضوع مهدویت و انتظار، به دنبال دامن زدن و نهادینه سازی نگاهی به شدت فاسد و ناسالم در جامعه و ایجاد نوعی انحراف اعتقادی بوده است، بهترین راه برای فرار از این اتهام‌ها، نوعی فرافکنی می‌باشد. از این رو در این راستا و برای معطوف ساختن توجه افکار عمومی از این انحرافات اقتصادی و اعتقادی، به شکلی جنجالی مسأله‌ای مناقشه برانگیز را مطرح کردند که البته موضوعی فرعی بوده و محل بحث اساسی میان صاحبان اندیشه و نظر نیست. در این میان نوع پردازشی که صورت می‌گیرد نیز به گونه‌ای است که تنها القا کننده‌ی نگاه اصلی آن‌ها به مقوله‌ی حجاب نمی‌باشد. نگاهی که در مصاحبه با برخی عناصر این جریان مطرح شده و نشان دهنده‌ی فاصله‌ی فراوان آن با نگاه خالص دینی و اسلامی است. چراکه هدف اصلی، ایجاد آشوب در فضای ذهنی جامعه و تقابل کاذب میان دو بخش از مردم می‌باشد که بر اساس آن، طرفداران چادر در مقابل مخالفان چادر قرار می‌گیرند و در واقع این مسأله به عنوان عامل اصلی‌ترین دسته‌بندی فرهنگی جامعه معرفی می‌شود.

به اعتقاد بنده نوع پرداخت به این مسأله، منافقانه بوده به گونه‌ای که عوامل آن از یک سو خود را طرفدار حجاب به منزله‌ی یک ضرورت اعتقادی و دینی معرفی کرده و حتی از سوابق تاریخی حجاب قبل از اسلام در ایران که بیان‌گر پای‌بندی به این ارزش است، صحبت به میان آورده و از دیگر سو با الگو نمایی از کسانی که هیچ‌گونه التزام عملی به حجاب ندارند، پوشش آن‌ها را بهترین نوع پوشش معرفی می‌نماید. در واقع در محتوای این ویژه نامه دامن زدن به یک نوع حیرت و سرگردانی موج می‌زند. بنابراین از این رفتار می‌توان نتیجه گرفت که این مجموعه در صدد اثبات هیچ چیزی نبوده و هدف آن صرفاً به هم ریختن و ایجاد آشفتگی و دسته‌بندی کاذب در جامعه می‌باشد. البته این مسأله، شیوه‌ی همیشگی این جریان به شمار می‌رود به گونه‌ای که همواره ارتزاق آن به واسطه‌ی ایجاد یک تضاد در جامعه اعم از تضاد بین دسته‌ها، اقشار اجتماعی و فرهنگی و یا گروه‌های سیاسی صورت گرفته است. بنابراین جامعه باید با حفظ هوشیاری خود و با درک اهداف واقعی و پنهان این جریان، از افتادن در دام آن پرهیز نموده و بهای مورد نظر آن را نپردازد.

هم‌چنین باید گفت در حقیقت نفس اعلام برائت بسیاری از کسانی که حتی در جایگاه مشاور رییس جمهور و یا در رده‌های نزدیک به آن، در قالب نویسنده، مشاور و ... در تهیه‌ی این ویژه نامه از آن‌ها استفاده شده و انتقاد آن‌ها از سوء استفاده و بعضاً تحریف مطالبشان، گواه نیات ناسالم دست‌اندرکاران تولید این نشریه بوده است. البته این قبیل اقدامات توسط روزنامه‌ی ایران در گذشته نیز روی داده است. پیش از این نیز یک ویژه نامه‌ی چهار صفحه‌ای همراه روزنامه‌ی ایران منتشر گردید که پُر بود از اهانت به شخصیت‌های برجسته‌ی نظام اعم از عالمان دینی و یا دست‌اندرکاران؛ در این ارتباط عملکرد ارگانی که منتسب به دولت می‌باشد جای تعجب دارد. چرا که از آن انتظار می‌رود ضمن پرهیز از تحریک افکار عمومی و احساسات جامعه همواره آرامش آفرینی نماید. اما به دلیل حضور افرادی که شأن این جایگاه را حفظ نمی‌کنند شاهد مواردی از این دست می‌باشیم. هر چند این اقدام در یک قالب فرهنگی و با رنگ و لعابی فرهنگی صورت گرفته است اما این‌گونه به نظر می‌رسد که دست‌اندرکاران تولید این ویژه‌نامه در آستانه‌ی انتخابات مجلس شواری اسلامی به دنبال اهدافی سیاسی خود می‌باشند.

هرچند این اقدام در یک قالب فرهنگی و با رنگ و لعابی فرهنگی صورت گرفت لکن این‌گونه به نظر می‌رسد که دست‌اندرکاران آن در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی اهدافی سیاسی را دنبال می‌کنند. به اعتقاد شما این جریان با ایجاد دوقطبی در فضای فرهنگی کشور کدام بخش از جامعه را برای سبد رآی خود نشانه رفته است؟

مهم‌ترین هدفی که این جریان دنبال می‌کند القای دوقطبی یا وجود تعارض میان قشری در مقابل قشری دیگر، می‌باشد. اما از آن‌جایی که این اقدام بسیار ناشیانه صورت می‌گیرد اثرگذاری مطلوب آن‌ها را در پی نخواهد داشت. به عنوان مثال دست‌اندرکاران این نشریه در حالی که خود را به عنوان وکیل مدافع و نماینده‌ی دولت معرفی می‌کنند، این‌گونه القا می‌نمایند که دولت حاضر، اهل تساهل و تسامح فرهنگی بوده و در قبال مسایلی از قبیل پای‌بندی به شرع مقدس و مسایل اخلاقی حساسیت لازم را نداشته و به نوعی در پی تبلیغ آسان گیری‌های آن هستند. اما مشاهده می‌شود در همین ویژه نامه، تمامی خانم‌هایی که منتسب به دولت معرفی می‌شوند ملتزم به پوشش حجاب از نوع چادر هستند. بر این اساس، باید از دست اندرکاران نشریه ای که درصدد مقابله با حجاب بر آمده پرسید چگونه است که خانواده‌ی شخصیت‌های مطرح همین دولت، هم‌چنان پای‌بند به استفاده از چادر بوده و با افتخار و سرافرازی، خود را منتسب به این لباس وارداتی -به قول او- دانسته و هم‌چنان با این کسوت در انظار عمومی ظاهر می‌شوند؟ این پریشانی در پردازش، محصول حضور یک نگاه منحرف از مقوله‌ی فرهنگ و کاملاً جهت دار سیاسی است، تا با ایجاد دوقطبی در جامعه، دامی را برای جذب جماعتی که احیاناً از نظر پوشش ظاهری ملتزم به قواعد جاری کشور نیستند، پهن نماید. این دوگانگی را تنها می‌توان محصول یک نفاق و دورویی دانست. لکن با هوشیاری موجود در جامعه، این اقدام نه به دل افراد ملتزم به حجاب اسلامی -اعم از چادر یا حجاب اسلامی بدون چادر- می‌نشیند و نه به دل کسانی که اهل رعایت حجاب اسلامی نیستند. چرا که آن‌ها گوینده‌ی این ادعاها را ناصادق تشخیص داده و این عدم صداقت مانع از رسیدن دست اندرکاران این نشریه به اهداف خاصشان می‌شود. این جریان با الگوگیری از تجربه‌های گذشته سعی دارد تا با شکل دادن دوگانه‌ای مشابه مدل‌های پیشین، بهره‌ی مورد نظر خود را در فضای سیاسی در آستانه‌ی انتخابات ببرد. این یک ترفند نخ نما شده و رنگ و رو رفته است که تنها می‌تواند افراد ساده لوح را فریب دهد.

بنابراین چنین اقدامی را مسبوق به سابقه می‌دانید؟

بله؛ در اواخر دولت سازندگی، فرزند رییس جمهور وقت با توسل به همین اقدام‌ها، به قطب به اصطلاح معنوی جریانی بدل شده بود که هنجارهای جامعه را مورد تعرض قرار می‌دادند. هرچند می‌توان گفت در یک دوره جامعه به نوعی فریب همین ترفند را خورد و نتیجه‌ی دوگانه‌ی به وجود آمده، راه یافتن این خانم به مجلس شورای اسلامی بود اما با گذشت چند سال از این ماجرا، در انتخابات بعد ایشان حتی بخت انتخاب شدن در آخرین نفرات لیست 30 نفره‌ی تهران را پیدا نکرده و نتوانست از رتبه‌ی 45 یا 46  بالاتر بیاید و آن جا بود که مردم به مضحک بودن یک چنین ترفندی پی بردند، از این رو هیچ یک از دسته‌های اجتماعی به او روی خوشی نشان ندادند.

به نظر می‌رسد یکی از نتایجی که این جریان دنبال می‌کند آن است که یک فضای امنیتی علیه آنان شکل بگیرد تا به واسطه‌ی آن، پروژه‌ی القای مظلوم نمایی به جامعه را استارت بزند. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

تصور کنید گروهی متهم هستند که میراث فرهنگی کشور را به حراج گذاشته و با ذخایر معنوی جامعه‌ی ما که اشیا و عتیقه‌هایی با قدمت هزاران ساله می‌باشند از سر سوداگری و به نفع خود معامله کرده باشند. شعارهای چنین افرادی که در قبال به تارج بردن میراث معنوی و فرهنگی این کشور اتهام مشخص داشته‌اند هر چند که با رویکرد دفاع از میراث فرهنگی و سوابق تاریخی باستانی و مکتب ایرانی همراه باشد تا چه حد برای مردم قابل قبول خواهد بود؟ در این خصوص باید گفت دم خروس طمع ورزی‌های شخصی از لای ردای آن‌ها هویداست. بنابراین تصور بنده این است که تغییر دادن صورت مسأله و فریب دادن جامعه، از جمله اهداف پنهان چنین اقدامی است. بر این اساس به اعتقاد بنده واکنش‌هایی از جنس تجمع‌های اعتراض آمیز گروه‌های مختلف برضد مسایل سخیفی که احیاناً در این ویژه نامه مطرح شده حرکت کردن در پازل مطلوب این جریان به شمار می‌آید.

واکنش صحیح را چه می‌دانید؟

بنابراین بی‌توجهی به این اقدام و در عوض برجسته نمودن اتهام‌های اصلی این جریان که فساد اقتصادی و اعتقادی و حرکت در جهت خلاف مصالح و منافع عمومی کشور می‌باشد، بهترین راه مقابله با این جریان به شمار می‌رود. برای کسانی که چندان این جریان را جدی نمی‌گرفتند و با سکوت لیدر جریان معتقد بودند رسانه‌ها نیز باید سکوت کرده و نباید به آن توجه نمایند آیا این اقدام می‌تواند سندی دال بر این واقعیت باشد که این جریان شمشیر را از رو برای اسلام و ارزش‌های انقلاب بسته و سکوت آن صرفاً یک حرکت تاکتیکی بوده است؟

اگر ما به وجود یک جریان انحرافی با آن سوابق و کارنامه‌ی مشخص باور داشته و مطلع باشیم که دستگاه‌های اطلاعاتی کشور نیز نسبت به وجود آن اعلام هشدار نموده و در نهایت متهمان قابل توجهی از آن‌ها در دستگاه قضایی پرونده دارند، چه طور می‌توان پذیرفت که این جریان در یک نقطه اعلام آتش بس نموده و در واقع دست از اعتقادها و اقدام‌های خود برداشته است؟ این یک سکوت و آتش بس تاکتیکی می‌باشد که با هدف کاهش فشار افکار عمومی صورت گرفته و در پی آن است تا هر از چند گاهی با عملیات و اقدام‌های ایضایی نظیر اقدامی که مشاهده شد در حقیقت صورت مسأله‌ی اصلی را به فراموشی سپرده و با طرح موضوعات جدید فرافکنی، در حقیقت، جامعه را به نخود سیاه ارجاع بدهند.


موضع جالب معاون مشایی در حمایت از نشریه موهن:
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، حجاب

چه اشکالی دارد کسی بگوید حجاب را قبول ندارد؟!

معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور به طرح سؤالی پرداخت و پرسید: فرض کنیم که در کشور ما کسی درباره حجاب نظر خاصی دارد و مثلا می گوید که اصل حجاب را قبول ندارم؛ باید با او چه برخوردی شود؟

به گزارش فارس، بهداد همچنین پرسید: تصور کنید اگر رهبر معظم انقلاب با فردی مواجه شوند که می گوید با اسلامی که در این کشور هست و یا توسط عده‌ای ارائه می‌شود که "حجاب " هم در ذیل آن قرار دارد مخالفم، چگونه با وی برخورد خواهند کرد؟

وی در ادامه، خود به این سؤالات پاسخ می دهد و می گوید که "برخورد با چنین افرادی باید نرم‌افزاری باشد و نیازی به جنجال و تکفیر نیست."


واکنش‌ها به یک اقدام ضددینی در بولتن جریان انحرافی/تکمیلی2
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه ایران ، حجاب
این‌ویژه‌نامه از آوارگی‌معرفتی رنج‌می‌برد/ مایه ننگ است که اسم یا اثرم در چنین نشریه‌ای باشد
واکنش‌ها به ویژه‌نامه امروز (شنبه)‌ روزنامه ایران که در آن به حجاب برتر؛ چادر اهانت شده و درصدد نوعی عادی‌سازی بدحجابی و تقبیح برخوردها با این ناهنجاری است، ادامه دارد و تاکنون تعدادی از شخصیت‌هایی که در این ویژه‌نامه از آن‌ها نام برده و یا آثاری از آن‌ها منتشر شده به این اقدام اعتراض کرده‌اند.

در این زمینه مجتبی زارعی نیز به سوء استفاده از نام او در ویژه‌نامه با عنوان "خاتون" که امروز منتشر شد، اعتراض کرد و با ارسال یک توضیح مکتوب برای رجانیوز نوشت:

«با سلام و آرزوی قبولی طاعات به این وسیله نکات زیر در خصوص نشریه‌ی خاتون؛ ویژه‌نامه منتشره مورخ 22/5/90 روزنامه ایران تقدیم حضور می شود. نظر به درج غیر قانونی نام اینجانب در شناسنامه‌ی این نشریه ذیل گروه مشاورین، مستدعی است مراتب از طریق آن رسانه‌ی متعهد به آگاهی عموم برسد:

1- اینجانب از روند برنامه ریزی، تهیه، تدوین و انتشار این ویژه نامه کمترین اطلاعی نداشته و تحت هیچ شرایطی از سوی دست اندر کاران آن نشریه ویا خبرگزاری ایرنا طرف مشورت واقع نشده ام و از این حیث حق پیگیری حقوقی را نیز برای خود محفوظ می دانم.

2- ضمن احترام به همه‌ی مصاحبه شوندگان و تدوین کنندگان نشریه، بنده اما برآنم که خاتون از حیث روش شناختی، از انسجام تئوریک برخوردار نیست و از نوعی آوارگی معرفت شناختی در تبیین جایگاه زن در مدینه‌ی ‌دینی رنج می برد، ضمن اینکه مستتراً درباره‌ی ‌حجاب که هرگز ذیل بوم ایرانی قابل طرح بندی نیست و در محدوده‌ی شریعت مقدسه‌ی اسلام است قرائت های گوناگونی ارائه داده است.

3- بنا به قول رهبر فرزانه‌ی ‌انقلاب اسلامی مد ظله العالی، "چادر لباس ملّی و اسلامی مورد علاقه‌ی ‌زن مسلمان ایرانی است" از این رو نباید این نشانه‌ی ملّی و اسلامی تحت الشعاع آراء و تفسیرهای گروه‌های سیاسی قرار گیرد.

4- حقیر حتّی بر آن است که خاتون از مدل فکری رئیس جمهور متعهد نیز عبور کرده است، چه اینکه پس از شکل گیری دولت نهم،‌ جناب آقای دکتر احمدی نژاد از حیث ساختار و معنا، مرکز امور زنان ریاست جمهوری را دراقدامی تحوّلی و تعالی بخش به مرکز زنان و خانواده‌ی ریاست جمهوری تغییر داده و با اینکار هندسه‌ی نگاه به زن را در ساختار اداری و اجرایی کشور با هویت دینی قرین ساختند. به‌دیگر سخن پا فشاری بر زن و جنسیت او فارغ از کرامت او و نیز غفلت از نهاد گرانسنگ خانواده و توجه به حجاب از چشم انداز ژورنالیسم نوعی ارتجاع مدرن به حساب می آید.

در پایان متواضعانه اعلام می دارد با وجود مادران و شیر زنان فرزند از دست داده و با حضور دامان های پاک گوهر پروراننده‌ی ملّت و سربازان وطن و با آگاهی از وجود مادران وطن که بارها مدال شجاعت و ایثار را از دستان پر مهر امام خامنه ای مد ظله العالی و رئیس جمهور متعهد و انقلابی دریافت کرده اند، بسی جای شگفتی می بود که حقیر جزو مشاورین نشریه ای باشم که نام برخی از افراد غیر موجّه را ذیل عنوان بانوان نقش آفرین ایران دسته بندی و به ملّت بزرگ ایران معرفی کرده است.

با التماس دعای خیر از مادران وطن  که اکنون قد خمیده اند امّا عزت وشرف ما در گرو صبوری‌شان است.»

مهدی کلهر مشاور معزول احمدی‌نژاد در ویژه‌نامه روزنامه ایران که امروز منتشر شد، با توهین به حجاب برتر یعنی چادر، این پوشش را اشرافی و متکبرانه خواند که ناصرالدین شاه از مجالس عیاشی شبانه اروپا الگو گرفت.

در ابتدای این ویژه‌نامه نام برخی از افراد به‌عنوان گروه مشاوران عنوان شده که نام مجتبی زارعی نیز در ابتدای آن وجود دارد.

همچنین برخی از افراد نیز که گفت‌وگوهای آن‌ها در این ویژه‌نامه منتشر شده، به‌شدت معترض هستند و معتقدند این اقدام نوعی کلاهبرداری سیاسی است.

دادستان تهران نیز به‌عنوان مدعی‌العموم علیه این اقدام روزنامه ایران اعلام جرم کرده و هیأت نظارت بر مطبوعات نیز قصد دارد توقیف این روزنامه را بررسی کند.

در عین حال،‌ علاوه بر مجتبی زارعی که به درج نام خود اعتراض کرده، رئیس دفتر آیت‌الله حائری شیرازی ضمن نامناسب اعلام کردن وضعیت جسمانی وی برای مصاحبه، گفت: مطلب منتسب به آیت‌الله حائری در ویژه‌نامه روزنامه ایران، مربوط به چندین ماه پیش است که امروز بدون هماهنگی با ایشان و به صورت تغییریافته منتشر شده است.

حجت‌الاسلام سید محمد قائم‌مقامی نیز در واکنش به نحوه انتشار مصاحبه خود در ویژه‌نامه 'خاتون' روزنامه ایران گفت: منظور بنده از این گفتگو این بود که الزامی بودن حجاب نه تنها یک ضرورت شرعی، بلکه یک ضرورت قانونی نیز محسوب می‌شود، الزامی بودن حجاب یک ویژگی عالی در نظام اسلامی است.

وحید خاوه‌ای مشاور مدیرمسئول سابق روزنامه ایران هم در واکنش به ذکر نام او به عنوان یکی از دست اندرکاران ویژه‌نامه "خاتون" گفت: اینجانب هیچ‌گونه همکاری با این ویژه‌نامه نداشته‌ام و از رفتار ناپسند مدیریت آن در درج نام که بدون اطلاع من بوده، گله‌مند هستم.

حجت الاسلام غریب رضا نیز توضیحی درباره‌ی مطلبی که در ویژه‌نامه‌ی روزنامه‌ی ایران از وی چاپ شده بود، منتشر کرد: «مقاله‌ای که ویژه‌نامه‌ی ایران از بنده منتشر کرده است را، سه سال پیش برای نشریه الکترونیکی چارقد نوشته‌ام. بدون اجازه و هماهنگی با بنده آن را در این ویژه‌نامه منتشر کرده‌اند. مایه ننگ است که اسم یا اثرم در چنین نشریه‌ای باشد»

مطالب این ویژه‌نامه سال گذشته از سوی برخی از عوامل جریان نفوذی تهیه و در اختیار کاوه اشتهاردی مدیرعامل وقت روزنامه ایران قرار گرفت اما وی از انتشار آن امتناع کرد.

در دوره قبلی مدیریت روزنامه ایران بیش از 10 ویژه‌نامه تحقیقی با عنوان‌هایی مانند "رمز عبور" در موضوع‌های مختلف تاریخ انقلاب منتشر شد که بارها از سوی پژوهشگران و فعالان سیاسی و فرهنگی کشور مورد تقدیر قرار گرفت و علی‌رغم محتوای چالشی در موضوعات پربحث به‌دلیل غنا و استواری تحلیلی- منطقی، حتی یک بار هم با چنین واکنش‌هایی مواجه نشد.

رضا زاده محمدی که نام وی در لیست گروه مشاوران ویژه‌نامه ضد فرهنگی خاتون به چشم می‌خورد، در وبلاگ شخصی خود این موضوع را تکذیب کرد.

وی نوشت:

«از طریق یکی از دوستان باخبر شدم که روزنامه ایران که ماه‌هاست رنگ آن را ندیده ام، ویژه نامه ای منتشر کرده و در آن نام اینجانب را به عنوان مشاور تحریریه آورده است. بدینوسیله اعلام می کنم هیچ ارتباطی با این ویژه نامه که خاتون 1 نام دارد ندارم.

درباره محتوای آن هم باید بگویم باز تکرار ایده های مشایی و احمدی نژاد درباره حجاب است و بعضی اضافات خاص. خدا را شکر بینش و سواد دینی حقیر آن‌قدر هست که پیشوای دینی‌ام فلان مهندس پیش پا افتاده نباشد. تنها نظری که می توانم بدهم آن است که کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم. با شناختی که از سردبیر و مسوول این ویژه نامه دارم از آنها می خواهم که ابتدا زن و فرزندان و بستگان خود را با لباس رنگی به خیابان بیاورند و بعد جامعه را به آن توصیه کنند.»

عباس انسانی نیز که نامش به عنوان جانشین سردبیر ویژه‌نامه حاشیه‌ساز روزنامه ایران تحت عنوان «خاتون1» درج شده، در گفت‌وگو با فارس، با تکذیب همکاری خود با این نشریه به عنوان جانشین سردبیر تأکید کرد: مطالب حاشیه‌ای و نابجای مندرج در این ویژه‌نامه به هیچ‌وجه مورد تایید بنده نبوده است.

مریم فاتحی‌زاده نیز که نام او در گروه مشاوران این نشریه درج شده، با ارسال توضیحی تأکید کرد که هیچ‌گونه همکاری در زمینه ارائه مشاوره و سایر خدمات به مجله مذکور نداشته است و پس از انتشار نشریه نام خود را دیده است.


دور جدید حاشیه‌سازی‌های فائزه هاشمی
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی ، حجاب
متأسفانه بعد از انقلاب چادر مشکی و رنگ‌های مرده ارزش شد

فائزه هاشمی دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در دهه‌ی 70 به سبب نمایندگی در مجلس پنجم و مطالب بحث‌برانگیز مندرج در مجله متعلق به وی، حاشیه‌ساز شده بود، بار دیگر پس از سال‌ها با اظهارات خود در برنامه صبحگاهی شبکه دوم سیما حاشیه‌ساز شد.

به گزارش رجانیوز، فائزه هاشمی در این برنامه از اینکه رنگ تیره و مرده مشکی پس از انقلاب به عنوان فرهنگ در چادر، مقنعه، مانتو و روسری زنان ایرانی وارد شد، اظهار تأسف کرد و در بخش دیگری از اظهاراتش نیز مدعی شد در این سال‌های اخیر زنان خانه‌نشین شده‌اند.

این برنامه زنده در حالی پخش شد که مجری برنامه بارها نسبت به هاشمی رفسنجانی و خانواده وی در مقابل میلیون‌ها بیننده ایرانی اظهار خاکساری کرد و گفت افتخاری بالاتر از دیدار و مصاحبه با حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی وجود ندارد.

فائزه هاشمی که توصیه به دوچرخه‌سواری زنان و درج پیام تبریک نوروزی فرح پهلوی در کنار برخی دیگر ساختارشکنی‌های فرهنگی در کارنامه وی در مدیریت مجله زنان وجود دارد، در این برنامه که به‌عنوان رئیس فدراسیون ورزش زنان و با چادر مشکی در برنامه حاضر شده بود، علی رغم اینکه مجری از وی می خواست در موضوع ورزش زنان صحبت کند، گفت: همیشه سعی می‌کنم از کلیشه‌ها فرار کنم، نمی‌خواهم تابع کلیشه‌ها باشم، متأسفانه بعد از انقلاب ما یک سری رفتارها برای خانم ها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی، و رنگ های تیره و مرده ارزش شد.

وی ادامه داد: این ارزش‌ها خوب نبود از هر لحاظ بهداشتی، پزشکی، و روانشناسی، عمل مثبتی نیست.

هاشمی ادامه داد: حتی رنگ مشکی از نظر اسلامی کراهت دارد، یک سری سنت هایی باب شده که البته در حال حاضر خیلی متفاوت شده است.

فرزند هاشمی رفسنجانی در حالی در مقام افتا برآمد و رنگ مشکی را درخصوص چادر مکروه خواند که براساس فتاوای مراجع عظام رنگ مشکی در چادر و عبا و عمامه به‌هیچ وجه کراهت نداشته و بلکه درخصوص چادر استحباب دارد.

هاشمی گفت: در حال حاضر فشاری برای لباس مشکی وجود ندارد ولی شاهد هستیم که اکثر دختران جوان مانتوی مشکی می پوشند، کسی هم به آن ها نمی گوید که چه بپوشید، دخترها از روی شیکی و اینکه رنگ مشکی آدم را لاغر و خوش تیپ می کند، مشکی می پوشند.

وی گفت: در حال حاضر زنان ما وارد به عرصه های دانشگاهی شده اند، نزدیک به 70 درصد دانشجویان ما زنان هستند و مدارک عالیه را کسب کرده اند، از تجربه بسیار بالای اجرایی هم برخوردار هستند، ولی متاسفانه سقف های شیشه ای که وجود دارد و سیاست های غلطی که گاهی اعمال می شود باعث می شود که نتوانند از یک حدی بالاتر بروند.

وی ادامه داد: در افغانستان و عراق 3 الی 4 وزیر زن دارند و حدود 25 درصد نماینده مجلس زن دارند ولی تعداد نمایندگان زن مجلس ما حدود 3 درصد است هر چه هم جلو می رویم، وضعیت بدتر می شود، وقتی ما زن وزیر داشته باشیم و نماینده مجلس به تعداد کافی داشته باشیم آن وقت معاون وزیر، سفیر، رئیس دانشگاه و حتی عضو شوراهای عالی هم داریم.

وی افزود: این عملکردها باعث می شود نگاه زنانه وارد به تصمیم گیری ها شود و موجب می شود که به مشکلات زنان با نگاه زنانه پرداخت شود و مردها یا مشکلات زنان را نمی دانند یا اعتقادی به مشکلات زنان ندارند یا فرهنگ مردسالاری هنوز به شدت در جامعه ما و تمام دنیا وجود دارد. حتی کشورهای غربی و توسعه یافته هم این مشکل را دارند.

هاشمی در ادامه افزود: تا چه زمانی می خواهیم فقط آمار بدهیم که 70 درصد دانشجویان ما دختر هستند، خوب بعد از آن چه می شود، این ها کار نمی خواهند، نمی خواهند رشد کند، دوست ندارند در مدیریت ها حضور داشته باشند،وقتی ما انگیزه حضور را از آنان بگیریم،باعث دلسردی، سرخوردگی و برگشت زنان می شود.

وی ادامه داد: دنیا الان افتخار می کند به پیشرفت زنان ایرانی، هر شخصی می آید و می بیند، تعجب می کند، ولی ما در کشور خودمان حاضر نیستیم در سیستم از این توان استفاده کنیم.

فائزه هاشمی در ادامه ادعا کرد: متأسفانه در سال های اخیر سیاست ها به سمتی می رود که زنان را بیشتر خانه نشین کنند، طرح هایی که اخیرا در مجلس تصویب شده است را ببینید، مثلا در مورد ازدواج مجدد شوهر این اتفاق افتاده است.


تمسخر و توهین بی‌سابقه به حجاب برتر در روزنامه دولت
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه ایران ، حجاب
چادر مشکی‌اشرافی و متکبرانه است، از مجالس‌عیاشی شبانه‌اروپا درآمد!
روزنامه دولتی ایران در ویژه‌نامه رایگان امروز که به مسئله حجاب و پوشش اختصاص دارد، ضمن بیان انتقادات تند علیه طرح امنیت اخلاقی، "چادر مشکی" را  پدیده‌ای نامتناسب با زنان و دختران ایرانی که از سوی ناصرالدین‌شاه قاجار به زنان تحمیل شده، معرفی کرد.

به گزارش رجانیوز، در این ویژه‌نامه که "خاتون" نام دارد و نام بسیاری از اعضای رسانه‌ای جریان نفوذی در دولت نیز در تحریریه آن به چشم می‌خورد، مطالب ساختارشکنانه‌ای در مورد مساله حجاب و پوشش زنان ایرانی بیان شده است که عجیب‌ترین این ادعاها، توهین مستقیم به حجاب برتر یعنی چادر است.

"ایران" در مصاحبه با مهدی کلهر مشاور معزول رسانه‌ای رئیس‌جمهور، رنگ مشکی چادر را "متکبرانه" نامیده و آن را حاصل تحمیل شاهان قاجار به زنان و دختران ایرانی دانسته است که از مجلس عیاشی شبانه در اروپا بیرون آمده است.

کلهر در پاسخ به این سوال که "چادر مشکی از چه زمانی وارد ایران شد؟" گفته است: «از سفرهای اروپایی ناصر الدین شاه. شب که به مجلس عیاشی در اروپا می‌رفت، می‌دید آنجا لباس مردها مشکی است. کلاه سیلندری مردها مشکی است و زن‌ها هم با لباس مشکی می‌ایند. این به نظرش آمد که یک نوع سنگینی و وقار دارد وگرنه در اسلام به صراحت داریم که رنگ تیره مکروه است. این رنگ مشکی متکبرانه را ناصرالدین شاه آورد. خدالعنتش کند. همین‌جور آتش به قبرش ببارد. خیلی مرد ملعونی است.»

مشاور معزول احمدی‌نژاد در حالی خود را در مقام افتا دیده و فتوا می‌دهد که رنگ مشکی چادر مکروه است که اتفاقاً براساس فتاوای مراجع عظام رنگ مشکی در چادر و عبا و عمامه به‌هیچ وجه کراهت نداشته و بلکه در مورد چادر استحباب دارد.

کلهر به همین هم اکتفا نکرده و ضمن آنکه چادر مشکی را پوشش اشرافی که بازمانده شاهان قاجاریه است، نامیده، در اظهار نظر دیگری که در تقابل صریح و جدی با نظر تمام مراجع، علما و بزرگان است، چادر مشکی را بدترین پوشش در زمینه فلسفه حجاب نامیده و قانون حجاب و عفاف را با "یاسای چنگیز" -فرمانده خونخوار مغول- مقایسه کرده است.

در ادامه این ویژه‌نامه هم که با عنوان "روایتی از هفت هزار سال نجابت و شیدایی" منتشر شده، به طور مستقیم و با لحنی تمسخرآمیز به طرح افزایش امنیت اخلاقی و گشت ارشاد حمله شده است؛ رویکردی که به طور معناداری در هماهنگی کامل با مواضع فرهنگی جریان فتنه در سال‌های اخیر است که موجب شده تا این مساله به‌عنوان یک ابزار فشار به جمهوری اسلامی ایران در سازمان‌های حقوق بشری استفاده شود.

به‌عنوان نمونه، فائزه هاشمی حدود یک ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم در یک برنامه تلویزیونی اظهار داشت: همیشه سعی می‌کنم از کلیشه‌ها فرار کنم، نمی‌خواهم تابع کلیشه‌ها باشم، متأسفانه بعد از انقلاب ما یک سری رفتارها برای خانم ها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی، و رنگ های تیره و مرده ارزش شد. این ارزش‌ها خوب نبود از هر لحاظ بهداشتی، پزشکی، و روانشناسی، عمل مثبتی نیست.

یکی دیگر از نکات جالب این ویژه‌نامه که به صورت تمام رنگی و با کاغذ گلاسه منتشر شده، لیست 40 نفر از زنان برتر و الگوی نمونه ایرانی است؛ لیستی که از بازیگران معروف سینما تا همسر یکی از پادشاهان ایران باستان و حتی یک مجری برنامه کودک تلویزیون هم در آن حضور دارند.

مهناز افشار، آزاده اردکانی، الهام حمیدی، ترانه علیدوستی، فهیمه رحیمی، هدیه تهرانی و آزاده آل ایوب از جمله زنانی هستند که عکس آنها به عنوان "چهل بانوی نقش آفرین ایران اسلامی" به نشانه الگوبرداری دختران مسلمان ایران، بر پیشانی روزنامه دولت قرار گرفته‌اند.

این رویکرد ساختارشکنانه فرهنگی روزنامه رسمی دولت در زمینه حجاب و عفاف درحالی اتخاذ شده که پیش از این بسیاری از فعالان فرهنگی و دلسوزان انقلاب با یادآوری تحرکات جریان نفوذی، نسبت به خط مشی منحرف و سکولار آن هشدار داده و از رئیس‌جمهور خواسته بودند تا سکان مدیریت فرهنگی را از دسترس این افراد خارج کند؛ درخواستی که متاسفانه تاکنون با پاسخ مناسبی روبرو نشده است.

مطالب این ویژه‌نامه کم‌محتوا سال گذشته از سوی یکی از اعضای جریان نفوذی به کاوه اشتهاردی مدیرعامل وقت روزنامه ایران برای انتشار تحویل داده شده بود اما وی این ویژه‌نامه را منتشر نکرد تا علی‌اکبر جوانفکر که روزنامه ایران را به بولتن جریان انحرافی تبدیل کرده، عامل بازی با اعتقادات دینی مردم نیز شود و این ویژه‌نامه را منتشر کند.


شجونی: در ایران یخ حزب نمی گیرد
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، جعفر شجونی ، حجاب ، اصولگرایی

قانون برای حجاب هم نصحیت دارد و هم شلاق. این قانون را چه کسی باید اجرا کند؟ بنده شجونی یا دولت؟ دولت اشتباه می​کند که مدام می گوید ما باید فرهنگ سازی کنیم. 1400 سال است که فرهنگ​سازی کردیم. یعنی مردم نمی​دانند حجاب واجب شرعی است؟ قمار حرام است؟ دولت بهانه می​آورد. نمی​دانم این دولت با همه سلامتش چه مشکلی دارد که قانون را اجرا نمی​کند. باید بررسی کرد. من عقیده​ام این است که همان طور که زورکی رضاخان چادر مردم را برداشت باید زورکی سر زنها چادر گذاشت.

«اصولگرایانی که ضد انحراف پیروز انتخابات ریاست جمهوری بعد هستند»، «همان طور که زورکی رضاخان چادر مردم را برداشت باید زورکی سر زنها چادر گذاشت»، «دخترانی که با لباس خواب به خیابان می​آیند جوانان عزب ما را آتش می​زنند»، «احمدی​نژاد که بنی​صدر یا منتظری نیست که بخواهیم ردش کنیم»، «در مملکت ما تا مراجع تقلید هستند، یخ حزب نمی​گیرد»، «آدم با کلفت خانه​اش اینطور برخورد نمی​کند که احمدی​نژاد با متکی کرد!»، «اگر کسی بودجه فرهنگی ریاست جمهوری را خرج ریاست جمهوری آینده خودش بکند والله این انحراف است».

 اینها تنها بخشی از تیترهایی بود که برای مصاحبه با حجت​الاسلام جعفر شجونی می توان برگزید.

«حیف شد»؛ این عبارتی است ک حجت​الاسلام شجونی 77 ساله چهار بار در طول گفت​وگو وقتی سوا​​ل​های درباره رئیس جمهور از وی می​پرسیم، آن را بیان می​کند.

به نسبت دو سال قبل وقتی با او در یک بعد از ظهر گرم در مرداد ماه 90 در کافه خبر  گفت​وگو کردیم او را متفاوت از گذشته یافتیم. اگر سال 88 حامی 100 درصدی رئیس جمهور بود، حالا بعد از خانه نشینی رئیس جمهور، با اینکه می​گوید  همچنان حامی اوست ولی به اندازه گذشته از رئیس جمهور دفاع نمی​کند و پاسخ سوال​ها را با تامل بیشتری می​دهد.

ویژگی این گفت​وگو پراکندگی آن است که به جهت اظهارنظرهای جالب و گاه شاذ این عضو جامعه روحانیت مبارز در متن گنجانده​ایم. از جمله آنکه  وجود پارلمان در حکومت اسلامی را نمی پذیرد و می​گوید امام هم به این خاطر که متهم به دیکتاتوری نشود، آن را قبول کرد.

آینده جریان سیاسی رئیس جمهور، نسبت پارلمان با حکومت اسلامی، موضوع عفاف در جامعه و دلیل عمل نکردن دولت به این مصوبه قانونی، دیدگاه جامعه روحانیت مبارز درباره بازگشت خاتمی به عرصه سیاسی و در نهایت ترکیب مجلس آینده محورهای این گفت وگو است که مشروح آن در ادامه می​آید:

آقای شجونی! بار قبل که با شما گفت وگو کردیم شما به جد از آقای احمدی​نژاد حمایت می​کردید، ولی در اظهارنظرهای اخیرتان...

الان هم حمایت می​کنم. اما ایشان الان نمره منفی در کارنامه​اش دارد. منتها به کلی به آرمان امام خیانت نکرده است. لذا ما آن جور که نسبت به بنی صدر تاختیم، ایشان را نمی​کوبیم. منتها عملکرد ایشان زیر سوال است. ایشان به این سوال که 11 روز کجا بوده، جواب نمی​دهد و به ما درس ولایت فقیه می​دهد!

شما فکر می​کنید حامیان مردمی آقای احمدی​نژاد بعد از خانه نشینی یازده روزه رئیس جمهور کم شده​اند؟

بله که شده است.

حتی در قشر مذهبی و متدین؟

بله، من هر جایی ایران که منبر می​روم سوالاتی که مردم از ما می​کنند، نصفش از همین جنس است. مسلم است که حامیان احمدی​نژاد فروکش کرده​اند. ما دیگر از احمدی​نژاد نمی​خواهیم 4 نفر اصولگرا به ما معرفی کند.

یعنی  پیش بینی می​کنید در انتخابات آتی مجلس، اگر گروهی بخواهند با آرم آقای احمدی​نژاد وارد عرصه بشوند، رای لازم را کسب نکنند؟

باور نکنید کسانی که با آرم احمدی​نژاد به انتخابات بیایند رای بیاورند. البته حیف شد ما دلمان می سوزد. چون  ما در جامعه هستیم و وقتی با دانشجویان یا مردم در مساجد صحبت می​کنم یا  کاغذ به من می​دهند، نصف سوال​ها در رد آقای احمدی​نژاد است. می​گویند چرا ایشان نسبت به رهبری بی​اعتنایی  کرده است.

عزیز من! ما یک قله داریم که اگر آن لق شود، همه ما لق می​شویم. دائر مدار این نظام، ولایت فقیه است. امام (ره) چطور برای ما شاخص بود و کسی بالای حرف ایشان حرف نمی​زد. می​خواست بازرگان باشد یا بنی صدر باشد. ولایت فقیه هم در تورات و انجیل هست. در قرآن هست؟

کجای تورات هست؟

بروید غزل​های سلیمان برای دختران اورشلیم را در تورات ببینید.

تا جایی که بنده می​دانم ولایت فقیه نظریه امام خمینی (ره) است که در درس​های نجف ایشان شکل می​گیرد؟

نه بابا! امام جرات کرد، این حرف را بیان کرد. این حرف شما معنی اش این است که ولایت فقیه تازه پیدا شده است.

مگر آنچه ما امروز به عنوان تئوری ولایت فقیه می​شناسیم، نظریه امام نیست؟

این دروغ محض است. این خلاف عقل و دین ما است. امام جگرش را داشت و آن را مطرح کرد. سایر علما جرات نمی​کردند با طاغوت در بیفتند. این اصل از اول اسلام بوده است. لذا فتحعلی شاه به ملااحمد نراقی می​گوید شما اجازه بدهید ما از طرف شما سلطنت کنیم.

اما در دوران صفوی و قاجار، ما به دو شان فقاهت و سلطنت مواجه هستیم که از یکدیگر جدا بوده است.

آن سلطان با اجازه حاکم شرع حکومت می​کرد. شما ببینید در دوران امام موسی کاظم، علی بن یقطین به امام می​گوید «من شرعا نمی​توانم در دستگاه هارون کارمند باشم. اگر شما اجازه می​دهید من در این مسئولیت باشم». یعنی برای کار خودش اجازه می​گیرد والا  آن حکومت باطل است. بنابراین بعد ازاهل بیت، علما دین هستند. امام حسین( ع )می​فرماید: «الامور به یدل علما بالله» کارها باید دست علما بالله باشد.

شما از دوسال باقی مانده دولت تحلیلتان چیست؟ فکر می​کنید بعد از این دوسال، آینده سیاسی آقای احمدی​نژاد چگونه سپری خواهد شد؟ چهره​ای مثل آقای سلیمی​نمین معتقد است ایشان به استمرار دوران بعد از قدرت خود فکر می​کند.

اولا این حرف​ها کهنه شده است. من از آن آقایی که از ما جدا شد چهار برگ پرینت دارم که نوشته است: « احمدی​نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی​نژاد و بعد از احمدی​نژاد هم رئیس جمهور مشایی است». این حرف​هایی است که او زده است. تکرار این مطالب را هم برای خودم قبیح می​دانم. اینها همه حرف است. وقتی یک فیلتری به اسم شورای نگهبان هست، ما برای خودمان حرف بزنیم که چه بشود؟

 این سوال را از این جهت پرسیدم که شما فکر می کنید دولت بعدی بخشی از بدنه انقلاب اسلامی است یا اینکه ممکن است کسی از اطرافیان فعلی رئیس جمهور هم بتواند  وارد عرصه شود؟

من عقیده دارم اصولگرایانی که ضد انحراف هستند، مملکت را به دست می​گیرند و در انتخابات ریاست جمهوری آینده رای آنها، رای بالایی خواهد بود. برای اینکه برای مردم جا افتاد که فتنه چه بوده است. هر کدام از رئیس​جمهورهای ما کنارش یک آفتی پیدا شده است. زمان آقای هاشمی آن کارگزاران، زمان آقای خاتمی اصلاح طلب​ها و مشارکتی​ها و زمان آقای احمدی​نژاد هم این انحرافی​ها. برای  مردم ما جا افتاده است، مردم می​فهمند.

به نظر من رئیس جمهور بعدی باید مثل احمدی​نژاد کابینه اش را داخل دهات​ها و روستاها ببرد والا یخ دولتش نمی​گیرد.

یعنی شما معتقدید دولت بعدی باید روش​های این دولت را ادامه بدهد تا موفق باشد؟

همین جور است. ببین! احمدی​نژاد یک آدم مسلمانی است. مثل شهید رجایی فکر می​کند. می​خواهد امانی  کار کند. یک بار در مجلس اول شهید رجایی زمانی که رئیس جمهور شده بود، آمد پیش من و گفت: «من حالم از این شکل و قیافه این سازمان برنامه و بودجه بد می​شود». گفتم چرا؟  گفت: «اینها باید سه تا چهار میلیون حقوق بگیرند تا 7 میلون برای من بودجه تصویب بکنند!» این حرف​ها که به شما می​گویم مال 25 سال پیش است. بعد به او گفتم حالا تو چطوری می​خواهی حکومت کنی؟ گفت:امانی. مثلا به من گزارش دادند وضع  فلان نقطه کشور خراب است. من ده گونی پول به یک فرد امینی می​دهم تا او مشکلات آن نقطه را حل کند. به این می​گویند حکومت اسلامی.

این چیزی که شما می​فرمایید خیلی با ساختار حکومت کردن امروز هم​خوان نیست.

الان نیست. زمان امام زمان هست.

یعنی معتقدید این شیوه که ما الان داریم، غلط است؟

بالاخره بدون محاسبه که نمی​شود، اما به شما بگویم که حکومت اسلامی پارلمنتاریسم نیست. شایسته سالاری است. امام خمینی برای اینکه متهم به دیکتاتوری نشود پارلمانتاریسم را قبول کرد. ما الان 32 سال است  که 32 انتخابات داریم ولی چون نوکر آمریکا نیستیم ما را دیکتاتور می​دانند.

یعنی می گویید ما در حکومت اسلامی پارلمان نداریم؟

من اصل  پارلمان را در حکومت اسلامی قبول ندارم.

مگر خدا به پیامبرش نمی​فرماید در امور با مردم شورا کن؟ خوب حال شکلش در یک جامعه بزرگ 75 میلیونی در قالب مجلس نمود پیدا می​کند.

امرهم شورا بینهم درست است. ولی این شیوه که الان پول​ها هدر می​رود و بی​خود خرج می​شود، درست نیست. ائمه سلام الله علیها این راه طولانی را طی نمی​کنند. شایسته سالاری می​کنند. این قدر هزینه​های بی در و پیکر برای اینکه بین آنها «امرهم شورا» بینشان باشد، نیست. فکر نمی​کنم این نحو پارلمانتاریسم را معصوم علیه السلام بیاید قبول کند.

 این حرف​های شما در شرایطی است که شما خودتان مجلس را تجربه کردید!

بله، ما این کار را کردیم و باید هم بکنیم. منتها این غیر از حکومت اسلامی است. ولی اگر پارلمان نداشته باشیم به ما دیکتاتور می​گویند. همین چیزی را که من  گفتم آل خلیفه انجام می​دهد و کسی هم کاری به کارش ندارد! چون نوکر آمریکا است؛ دنیای دنیای غلطی است. آمریکا غلط است، پدر جان!

شما فرمودید آرا آقای احمدی​نژاد کم شده است. فکر می​کنید چه شد که آرای آقای احمدی​نژاد تغییر کرده است؟

 همان بلایی که سر پیشینیان آمد، سر ایشان هم آمد.

ولی آقای احمدی​نژاد همان سال 84هم می گفت که مشکل ما زلف دختران نیست ولی همین مردمی که می​گویید الان منتقد ایشان هستند به آقای احمدی​نژاد رای دادند. بنابراین سیاست های فرهنگی ایشان خیلی هم فرق نکرده است.

من می​گویم درباره همان هم احمدی​نژاد اشتباه کرد. آقای احمدی​نژاد می​ترسد که زلف دختران را برایش بهانه کنند و بعد یک پوست موزی زیر پایش بیندازند و کله پایش کنند! آن وقت​ها هم خودش حرف درستی نزد. ما درباره حجاب قانون داریم، کی باید آن را اجرا کند؟  دولت.

قانون برای حجاب هم نصحیت دارد و هم شلاق. این قانون را چه کسی باید اجرا کند؟ بنده شجونی یا دولت؟ دولت اشتباه می​کند که  مدام می گوید ما باید فرهنگ سازی کنیم. 1400 سال است که فرهنگ​سازی کردیم. یعنی مردم نمی​دانند حجاب واجب شرعی است؟ قمار حرام است؟ دولت بهانه می​آورد. نمی​دانم این دولت با همه سلامتش چه مشکلی دارد که قانون را اجرا نمی​کند. باید بررسی کرد. من عقیده​ام این است که همان طور که زورکی رضاخان چادر مردم را برداشت باید زورکی سر زنها چادر گذاشت.

این حرف را کسی قبول می​کند؟

این حرف ملی، ایرانی و مذهبی است.

زورکی که نمی​شود مردم را دین دارد کرد!

زورکی باید گذاشت. دختری که با لباس خواب! در خیابان آمده، دارد جامعه ما را آتش می​زند. او جوان​های عزب ما را آتش می​زند و تحریک می​کنند. جوان هم که نمی​توانند ارضا شود دیوانه می​شود و یک کارد برمی​دارند! صفحات حوادث روزنامه​ها را شما انگار نمی​خوانید؟! برخی از فیلم​های محرمانه را به من، آقای مهدوی کنی و امام کاشانی دادند که شما ببینید خوابتان نمی​برد.

 ولی ناهنجاری​های اجتماعی چند عاملی است و نباید یک جانبه به آن نگاه کنیم.

چند عاملی هست. من هم قبول دارم. من اروپا هم رفته​ام. ولی به خدا این جور که برخی از دخترهای ما در خیابان راه می​روند، آنجا ندیدم!

این فرمایش اول شما کمی تند نیست؟ فکر نمی​کنید کسی در لباس شما باید زبان موعظه طلبانه​تری داشته باشد و این قدر تند حرف نزند؟ در سوال​های کاربران ما هم  هست که از شما به خاطر ادبیاتتان انتقاد کردند.

من این را قبول ندارم. بنده 30 سال است این طور حرف می​زنم. این حرف​ها بی خود است. باید حالی این دخترها کرد که عزیز من تو اگر مثل یک جواهری، نباید این جور خودت را عرضه کنی. ما زورنمی​گویم. ما فرهنگی حرف می​زنیم. منتها اگر کسی بخواهد  جامعه را به گند بکشاند، ما می​ایستیم. من کی گفتم این دختر 18 ساله​ای که مدرسه می​رود را به زور چادری کنیم؟ برخی​ها با اسلام مبارزه می​کنند. آدم می​فهمد که چه کسی به  دین دهن کجی می​کند.

کاربران خبرآنلاین از شما سوال کردند اگراین سیاست تعمیر و نگهداری درباره آقای رئیس جمهور جواب نداد، چه؟

دارد جواب می​دهد. در مورد ایشان نباید بی​انصافی بود. احمدی​نژاد که بنی​صدر یا منتظری نیست که بخواهیم ردش کنیم. این آدم خدمت کرده، منتها جواب ملت را درباره آن یازده روز نداده است. مردم منتظرش هستند.

فکر می​کنید اصولگرا ها در چه مواردی باید به آقای احمدی​نژاد تذکر می​دادند، ولی از این مساله غفلت کردند؟

اصولگرایانی مثل آقای عسگراولادی یا حبیبی به آقای احمدی​نژاد تذکر می​دادند، منتها ایشان با کسی مشورت نمی​کند. می​گوید من حزبی نیستم. باشد، اما طوری حرف نزن که به سایر احزاب توهین شود. این موتلفه حزب امام است و تا حالا سهم​خواهی هم نکرده است.

این را هم به شما بگویم که در مملکت ما تا مراجع تقلید هستند، یخ حزب نمی​گیرد. چون مرجع تقلید یک فتوا می​دهد و زیرآب هر چی حزب است را می​زند! اینجا که آمریکا نیست که دو حزب به جان هم بیفتند. در ایران پاگرفتن احزاب شدنی نیست. چون بالاترین و قوی​ترین حزب در ایران حزب توده بود که همه را ناراحت می​کرد.

آقای رئیس جمهور به هر حال قدرت دارد. شما بدانید که بعد از این خانه نشینی احمدی​نژاد، عکس​هایش را در لبنان که این همه در سفرش از او استقبال کردند، پائین کشیدند. این احمدی​نژاد با همه خوبی​هایی که دارد، دیگر آن احمدی​نژاد دوسال پیش نیست.حیف شد.

تغییرات آقای احمدی​نژاد در چیست؟ نگاهش به ولایت فقیه تغییر کرده است؟

 ما در قرآن داریم که «یسلمو تسلیما». نسبت به ولایت فقیه باید تسلیم شد. اینکه آقای احمدی​نژاد بگوید من می​توانم فلانی را نخواهم، به خدا درست نیست. ایشان 12 تا مشاور داشت به یکباره همه را بر کنار کرد. یک دلیلی بیاورد، یک  تودیعی بکند! چرا وزیر امور خارجه​اش را اینگونه برداشت؟ آدم با کلفت خانه​اش این جور برخورد نمی​کند. این چه اخلاقی است؟ این اخلاق اسلامی نیست.

دوره اول  که ما نماینده مجلس بودیم، این آقای متکی هم  دانشجو و فارغ التحصیل شبه قاره بود. وقتی که نماز خواندن را مسخره می کردند، اینها بچه مسلمان بودند. چرا با آبروی افراد بازی می​کنید؟ همه این کارها را هم به مشایی نسبت می​دهند. من می​گویم انشاء الله دروغ است. من نمی​گویم مشایی آدم ضد انقلاب، منافق، مال مردم خور و.. است، ولی حیف شد، برای خودش هم بد شد. من عقیده​ام این است که مشایی نماز شبش هم ترک نمی​شود ولی کارهایی کرد که رهبری فرمودند انحراف. رهبری دیگر حامی 100 درصدی آقای احمدی​نژاد نیست و از برخی حرکات ایشان دلخوری دارد.

به آن خواننده شما که از من خواسته بود درباره تعمیر و نگهداری توضیح بدهم، باید بگویم تعمیر یعنی اینکه منحرفین را از دور و برش دور کنیم. چه کسی منحرفین را رد بکند؟ دستگاه قضایی.

آقایی بقایی اخیرا در گفت وگویی  گفته بود که در خلوتمان به کسانی که دولت را متهم به جریان انحرافی بودن می​کنند می​خندیم. در مقابل آقای توکلی اخیرا در نطق خودش در مجلس  تاکید کرد موضوع جریان انحرافی فقط  بحث چند رمال و جن گیری نیست. تحلیل شما از این جریان و زمینه​های شکل گیری آن چیست؟ به دنبال چی هستند؟ با چه ویژگی​های این جریان را باید بشناسیم؟

 اطلاعات من به قدر اطلاعات شما است. من هم چیز پشت پرده​ای نمی​دانم. همه ما منتظریم ببینیم که دستگاه قضایی که می​گوید یک تعدادی را گرفتیم، کارش به کجا می​رسد. این را باید دستگاه قضایی پاسخ دهد. یکی می​گفت جن اینها، انگلیسی است! یکی می​گفت ایرانی است. من هم مثل شما هستنم واطلاعاتی ندارم.

درباره لیدر اینها اسم مشایی را می​آورند. چون آن آقا حرف​هایی را می زد که درشان او نبود. الان چرا مراجع با آقای احمدی​نژاد لج هستند؟ به خاطر حرف​هایی این آقا است. برادر عزیز من. وقتی رهبری می​گویند تا هستم، اجازه نمی​دهم انقلاب از آرمان​هایش منحرف شود، پس معلوم است یک انحرافی هست. اگر کسی بودجه فرهنگی ریاست جمهوری را خرج ریاست جمهوری آینده خودش بکند والله این انحراف است.

آقای شریعتمداری معتقد است جریان انحرافی از اصلاح​طلبان خطرناک​تر است. نماینده مشهد هم اخیرا در گفت​وگو با خبرآنلاین جریان انحرافی را برانداز دانستند.

برانداز؟ والله بعضی می​گویند اینها (جریان انحرافی) در نفاق هستند و سعی دارند در شهرستان​ها به صورت اصولگرا کاندیدا بشوند و بعد بگویند ما مخالفیم. ولی اینها آن 150 کرسی را هم که به دست بیاورند، نمی​توانند برانداز یا ضد ولایت فقیه باشند. چون ملت ما  ولایت فقیه را قبول کرده است. اینها می​خواهند کجا بروند؟ ملت منتظر این حرف​ها نمی​ماند.

کاربران ما از شما ما سوال کردند درباره پشت پرده آقای مشایی بگوئید چون شما بعد از جدایی آقای امیری​فر از جامعه وعاظ، ایشان را به ارتباط با آقای مشایی متهم کردید.

 ما که از پشت​پرده آقای مشایی خبر نداریم. ما به عنوان دبیر جامعه وعاظ از ایشان دعوت کردیم. حتی از من خواستند از ایشان بپرسم که سنی است یا شیعه؟ از کی تقلید می​کند؟ گفت من از آقای شجونی تقلید می​کنم! فردا بی بی سی و رادیو فردا گفتند شجونی مرجع تقلید شده است!

آقای مشایی می​گفت رئیس جمهور گفته این حرف​ها را بزنم. به ایشان گفتیم که به مدیریت انبیا چه کار دارید؟ به احمدی​نژاد کمک کنید کارها را جلو ببرد. متاسفانه یکی از روحانیون ما را هم جدا کرد و با خود برد و البته او هم بدش نمی​آمد. بعد هم شورای مرکزی ما هم آن آقا را اخراج کرد. بعد هم که انشعاب کردند، رفتند علیه روحانیت صحبت کردند. به آیت​الله بهجت اشکال کردند. به آقای مهدوی​کنی اشکال گرفتند. این حرف​هایی که من می​زنم یکی از اعضای آن مجموعه که بعدا ازآن جمع استعفا داد، می​گفت.

وقتی به آن آقایی که از ما انشعاب کرد، گفتیم چرا انشعاب کردی؟ گفت آقای شجونی 6 تا مغازه در فلان جا داشت. اشکال ما به او این بود که چرا انشعاب کردی و زیر بلیط مشایی رفتی و طلبه​های صفر کیلومتر و تازه طلبه را از جامعه وعاظ جدا کردی؟ چون روحانی سابقه​​دار و وارسته که  در جمع آنها نمی​رفت.

 از کجا فهمیدید ایشان با رئیس دفتر رئیس جمهور مرتبط شده است؟

 خودش گفت.

 البته ما زمانی که با ایشان صحبت کردیم این حرف​ها را تکذیب کردند.

 بله، تکذیب کرد. منتها ما مدرک داریم. اول که زیر بار نمی​رفت و گفت که  پشت جریان ما شخصیت​هایی است که نمی​توانم بگویم. اما بعد گفت. شما از آقایانی که  آنجا حضور داشتند بپرسید.

 این جلسه کجا برگزار شد؟

 منزل آقای شجاعی واعظ  بود. آقای بیرجندی بود، آقای فرقانی بود، رضوی​قمی بود، اسدیان بود. اینها همه واعظان تهران هستند. ایشان در آن جلسه گفت که مشایی هفته​ای 5 میلیون تومان به من می​دهد؟

 هفته​ای 5 میلیون؟!

 بله، هفته​ای 5 میلیون. و بعد به هر روحانی که به آنجا ببرم ماهی 100 هزار تومان می​دهد. بعد هم در آن جلسه دست من را بوسید و یک نسخه از سی دی مشایی را به ما داد.

آقا! ما پایمان لب گور است. ما که نمی​رویم دروغ بگوییم. ولی او بعدا رفت این حرف​ها را تکذیب کرد. این آدم دنبال شهرت بود. مثلا می​گفت که چرا آقای باهنر در هیات رئیسه مجلس رای نیاورد؟ خوب باهنر سال قبلش چها رای کم آورد، ولی امسال که دوباره انتخاب شد. یا دنبال این بود که چرا آقای علوی را از ارتش  کنار زدند؟ و... . خوب این جور با آبرو مردم بازی کردن و تهمت زدن​ها باعث می​شود آدم دست آخر یک​جا گیر کند.

من به او گفتم ما  گوشته نشین هستیم، تو مثل یک مشعل سوزان. ولی چون مشعلت، ماده ندارد زود فروکش می​کند و فروکش هم کرد. بعد از دستگیری​اش هم به برخی​ها گفته از من معذرت خواهی کرده است. ولی آن وکیل دادگاه ویژه روحانیت می​گفت ایشان پرونده دارد و باید به اتهماتش رسیدگی و محاکمه شود. حالا هم  که آزادش کردند می​خواهند ببیند با چه کسی ارتباط دارد.

کاربران ما سوال کردند که موضع جامعه روحانیت درباره آقای خاتمی چیست؟ فکر می​کنید امکان برگشت ایشان به عرصه سیاسی کشور هست؟

بنده که سخنگوی جامعه روحانیت نیستم.

یعنی به عنوان عضو جامعه روحانیت تا به حال در این زمینه صحبت نکردید؟ در جامعه روحانیت درباره ایشان بحث نشده است؟

 ببینید. من منبری هستم. یک بار می خواهم بروم شیراز سخنرانی کنم، ولی باید بفهمم کسی مرا برای سخنرانی دعوت کرده است یا نه. بالاخره یکی مرا بخواهد و دعوت کند دیگر. حالا کی آقای خاتمی را می​خواهد؟

 بالاخره بخشی از جامعه ما اصلاح​طلب است و مشی فکری ایشان را بیشتر قبول دارد.

من خیال نمی​کنم. اینها ریزش کردند.

 یعنی معتقدید در مجلس نهم تعداد اصلاح​طلبان کمتر می​شود؟

 ریزش می​کنند. مگر با مکر و حیله داخل مجلس بروند که نمی​توانند. کسی منتظر اصلاح​طلبان  نیست و شما خبرنگارها هم دلتان برای اصلاح طلبان نسوزد! فکر می​کنی الان کسی منتظر آقای خاتمی و کروبی است؟ نشانه​ای هم که گفتم کسی منتظرش نیست این است که با لنگ کفش از او استقبال می​کنند! در مراسم ختم امام جمعه یزد اگر پلیس نبود، خاتمی را کشته بودند. پس عزیز من مردم منتظر اینها نیستند.

پیش بینی شما از ترکیب مجلس بعدی چیست؟

اصولگراها دنبال هم هستند و نمی​خواهند انشقاق کنند.

فکر می​کنید مجلس بعدی ما کیفیت بهتری از مجلس  کنونی خواهد داشت؟

مطمئنا بهتر می​شود.عقیده من این است که ناخالصی​ها از بین می​رود. من خلوص بیشتری در مجلس آینده می​بینم.


به مناسبت سالروز قیام مسجد گوهرشاد و روز حجاب و عفاف
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، رضا شاه ، حجاب
بی‎حجابی؛ قیام مسجد گوهر شاد و مرگ نسخه روشنفکری

گروه تاریخ ـ عاطفه صادقی: از 12 خرداد 1313 که رضاخان در اولین و آخرین سفر خارجی خود به ترکیه تصمیم گرفت با زور چماق و دگنک مانند ممالک فرنگی،اسباب ترقی و رفاه جامعه ایرانی را فراهم سازد تا کنون 77 سال می‌گذرد. رضاخان مرده است و جوانان اکنون از آن ادعای واهی، تنها لیستی از خشونت و جنایات قزاق چکمه پوش را در ذهن دارند.

21 مرداد 1314 سالروز قیام مردمی مسجد گوهر شاد علیه یکی از تحفه‌های رضاخانی در راستای مدرن شدن جامعه ایران یعنی کشف حجاب است البته گامهای تدریجی دولت سرانجام به اعلام رسمی کشف حجاب در هفدهم دی 1314 منجر شد ولی مجاهدت علما و خون‌بهای شهدای مبارزه با کشف حجاب رضاخانی باعث شد این قانون بی ریشه و غیر عاقلانه در طول زمان  ابتر شود.

سر کلاف کشف حجاب در ایران، به تنها سفر رضاخان  به ترکیه بر نمی‌گردد. قصه از آنجایی آغاز می‌شود که عده‌ای روشنفکر از فرهنگ برگشته به فکر طبابت جامعه خود افتادند و این به ظاهر طبیبان با نسخه اشتباه خویش، نه تنها علاج درد نکردند که عزرائیل حکومت رضاخانی شدند. آن‌ها نسخه پیچیدند که از فرق سر تا نوک پا غربی شویم با این تصور ساده دلانه که دامن کوتاه و کلاه شاپو ما را همانند جوامع غربی به پیشرفت می‌رساند!

و اینگونه با پا گرفتن یک اندیشه غلط، دمل چرکین قشری‌گری به سرطان حکومت رضاخانی ختم شد.

احمد کسروی‌، از نویسندگان غرب زده با برشمردن کشف‌ حجاب‌ در زمره کارهای‌ نیک‌ رضاشاه‌، چنین می‌نویسد: «آنچه‌ ما در تهران‌ می‌بینیم،‌ بیش‌ از این‌ نتیجه‌ پیدا نشده‌ که‌ برخی‌ پیره‌زال‌های‌ ازجهان‌‌برگشته‌ و برخی‌ از زنهای‌ بی‌‌سواد و نافهم، چادر به‌ سر کنند.»

البته روشنفکران ایرانی به تنهایی به چنین اندیشه منوری نرسیدند بلکه اعمال چنین سیاست‌های در ترکیه توسط کمال آتاتورک، در ایران توسط رضاخان و در افغانستان توسط امان الله خان، به صورتی هماهنگ توسط انگلیس تقویت و دنبال می‌شد. چرا که تضعیف و تحقیر باور اسلامی مردم منطقه به معنای جلوگیری از شکل‌گیری مجدد تمدن اسلامی بود و تجدد خواهی مورد تأیید انگلیس این خطر را مهار می‌کرد.

امام‌خمینی(ره) تاکید می‌کنند که استعمارگران برای به ‌یوغ‌ کشیدن ما ابتدا "به سراغ زنان ما آمدند"

امام‌‌خمینی(ره) با آگاهی‌ از این‌ سیاست‌ غرب‌ فرمودند: « آنان‌ چون‌ می‌دیدند که‌ زنان‌ در نهضت‌ مشروطه‌ و پس‌ از آن، نقش‌ برجسته‌ داشته‌اند و آنها هستند که‌ می‌توانند حتی‌ مردان‌ را به‌ میدان‌ مبارزه بکشند، نخست‌ به‌ سراغ‌ زنان‌ ما آمدند. »

همفر، جاسوس‌ معروف‌ انگلیسی،‌ در اوایل‌ قرن‌ دوازدهم هجری‌ دراین‌باره به‌ وزارت‌ مستعمرات‌ بریتانیا‌ پیشنهاد کرد: «لازم‌ است‌ با این‌ توجیه‌ که‌ حجاب‌ از عادتهای‌ دوره‌ خلفای‌ عباسی‌ بوده و ریشه‌ در اسلام‌ ندارد، زنان‌ مسلمان‌ را تشویق‌ کنیم‌ از حجاب‌ دست‌ بردارند. در این‌ رابطه‌ می‌توانیم‌ استناد کنیم‌ که‌ مردم، همسران‌ پیامبر را می‌دیدند و زنان‌ در عصر پیامبر در تمام‌ کارها شرکت‌ می‌کردند. بعد ازآن‌‌که‌ زنان‌ مسلمان‌ از حجاب‌ بیرون‌ آمدند، جوانان‌ را نسبت‌ به‌ آنان‌ تشویق‌ و تحریک‌ کنیم‌ تا بین‌ آنان‌ فساد ایجاد شود.»
 
حضرت امام خمینی رحمه الله در خصوص تغییر لباس و کلاه چنین بیان داشتند: «... آن هایی که این قدر قوه تمیز ندارند که کلاه لگنی را که پس مانده درندگان اروپاست، ترقی کشور می دانند، با آن ها حرفی نداریم که آن ها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند و عقل و هوش و حس آن ها را اجانب دزدیده اند... . آن روز که کلاه پهلوی سر آن ها گذاشتند، همه می گفتند: مملکت باید شعار ملی داشته باشد، استقلال در پوشش دلیل استقلال مملکت و حافظ آن است. چند روز بعد، کلاه لگنی [شاپو] گذاشتند سر آن ها، یک دفعه حرف ها عوض شد. گفتند: ما با اجانب مراوده داریم. باید همه هم شکل باشیم تا در جهان با عظمت باشیم. مملکتی که با کلاه عظمت برای خود درست می کند یا برایش درست می کنند، هر روزی کلاهش را ربودند، عظمتش را هم می برند.»
 
اگرچه قیام مسجد گوهر شاد با قتل عام مردم، دستگیری و انزوای علما و اختناق بیشتر فضای سیاسی به ظاهر شکست خورد ولی بازتاب این قیام در جامعه ایرانی، نتایج درخشانی را در پی داشت؛

1)برای همیشه مشروعیت خاندان پهلوی را زیر سوال برد و به عنوان یک نقطه اوج مبارزات در مردم بر ضد حکومتی‌ که با مذهب سر ستیز دارد سقوط پهلوی اول و دوم، تنور مبارزه را گرم نگه داشت.

2) به مردم ایران ثابت کرد که مدرنیته مورد نظر غرب و ترقی غربی، هرگز با اعتقادات و دیانت آن‌ها سر سازگاری ندارد. این تفکر موجب تقویت پایگاه روحانیت شیعی به عنوان نهاد متولی دیانت مردم شد. قیام مسجد گوهرشاد اگرچه به ظاهر شکست خورد ولی افق‌های جدیدی از مبارزه دینی تحت نظارت مرجعیت شیعی را برای مردم ایران گشود.

در واقع  دستاورد اصلی قیام مسجد گوهر شاد، نشان دادن ماهیت اصلی تمدن و رفاه غربی به جامعه ایرانی است. با این قیام و کشتار وحشیانه رضاخان در آستان مبارک رضوی، ثابت شد که نسخه تجویزی روشنفکران برای مدرن شدن جامعه ایران نه تنها به مقدس‌ترین اعتقادات آن‌ها، که به جان آن‌ها نیز رحم نمی‌کند.
 این دستاورد بعدها خود را در قالب انقلاب اسلامی و حضور پر شور زنان  باحجاب در تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی به خوبی نشان داد.

 در دفاع مقدس هشت ساله نیز، اهمیت حجاب در وصیت نامه رزمندگان حتی هم ردیف خون شهداء ارزیابی می‌شود؛

-ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من. «شهید محمدحسن جعفرزاده»

-توصیه ای که به خواهران دارم این است که اگر می خواهند خون شهیدان را پایمال نکنند، این است که حجاب خود را حفظ کنند. «شهید آبیاران»
 
- ...و شما خواهران حجاب خود را حفظ کنید که حجاب شما سلاح شماست. «شهید اسماعیل اسکندری»
-وصیت من به خواهرانم این است که در شهادت من مثل زینب(س) عمل کنید و حجاب که اصلی ترین مسئله است را رعایت کنید که حجاب حمایت از خون شهداست. «شهید علی آقا باقری»

این تفکر حتی در بیداری اسلامی کشورهای منطقه خود را نشان می‌دهد. حضور بانوان باحجاب علیه دیکتاتورهای غرب زده و دست نشان‌ده غربی در کشورهای اسلامی به نمادی از روح اسلام خواهی و استکبار ستیزی این بیداری تبدیل شده است

3) کشف حجاب رضاخانی به شکل‌گیری نهضت رساله نویسی علما در باب حجاب انجامید، صدها رساله پیرامون این موضوع، آثار، دلایل و شبهات پیرامون آن توسط علما نوشته شد که نتیجه آن تبدیل حجاب از یک رفتار دینی به یک گفتمان فکری بود.
 
اکنون در پرتو انقلاب اسلامی ایران، بحث حجاب به بحثی زنده در میان مسائل مربوط به زنان تبدیل شده است و این بزرگترین دستاورد قیام مسجد گوهرشاد است. حضور دختران و زنان در تمامی عرصه‌های سیاسی، علمی، فرهنگی و خانوادگی با حجاب کامل اسلامی خون‌بهای شهیدان این قیام است.
 
در شرایطی که غرب با تمام توان و نیرو تلاش می‌کند تا زنان جوامع مسلمان را از این نعمت عظیم محروم سازد یکی از اصلی ترین دلایل رأی آوردن نخست وزیر ترکیه، قرار گرفتن همسر باحجابش در کنار وی است و حجاب بانوان به یکی از اصلی‌ترین نمادهای مبارزه با رژیم‌های غرب زده و دیکتاتور منطقه تبدیل می‌شود و آیا با این اوصاف قیام مسجد گوهر شاد شکست خورده است؟!
 
تغییر کلاه مردان، مقدمه کشف حجاب

جهت آماده ساختن زمینه کشف حجاب مجلس، در ششم دی ماه 1307 قانون متحدالشکل نمودن البسه را تصویب کرد که بر اساس آن، پوشیدن کت و شلوار و کراوات و کلاه فرنگی برای مردان، الزامی شد. تلاش های رضا خان باعث شد تا عده ای از زنان غرب زده، بویژه زنان درباری و دولتمردان، به صورت بی حجاب یا بدحجاب، در مجامع و معابر عمومی ظاهر شوند و مردم نیز تحت تاثیر اختناق و ظلم رضاخانی، حساسیت لازم را از خود نشان ندادند.
 
تعویض کلاه مردان مقدمه کشف حجاب زنان بود، که هیچ‌کس جرات نکرد علنا به آن اعتراض کند.
 
جشن شیراز مقدمه قیام مسجد گوهر شاد

برگزاری جشنهای گرامیداشت بی‌حجابی در ماههای دی و بهمن 1314 در سراسر کشور از جمله جشن شیراز که می‌توان آن را مقدمه قیام مسجد گوهر شاد نامید.

چند ماه قبل از قیام مردم مشهد، برگزاری جشن شیراز با حضور علی اصغر حکمت، وزیر معارف در 13 فروردین 1314ه.ش مقدمه قیام مسجد گوهر شاد محسوب می‌شود. در این جشن پس از ایراد سخنرانی ها ، در خاتمه، عده ای از دوشیزگان بر روی صحنه نمایان می شوند و ناگهان نقاب از چهره برمی گیرند و ارکستر آهنگ رقص می نوازد و دختران به پای کوبی می پردازند. روز بعداین خبر مانند بمبی  در شهر می‌پیچد و عده ای از مردم در مسجد وکیل اجتماع می‌کنند. در اولین اقدام حسام الدین فال اسیری از علمای شیراز به برگزاری چنین مراسمی اعتراض کرده و آن را از مظاهر بی‌دینی در جامعه می‌داند.. اعتراض او باعث می‌شود تا بلافاصله دستگیر و زندانی ‌گردد.
 
اولین زنی که در ایران کشف حجاب کرد چه کسی بود؟!

تساوی حقوق زن و مرد یکی از 12 تعالیم اجتماعی بهائیت است. که کشف حجاب و بی بندوباری زنان و مردان ذیل آن قرار می‌گیرد.

در این باره در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کرد. زنی است با نام زرین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین و تنها زنی است که از "حروف حی" محسوب می‌شود.( لقبی که به بر اساس حروف ابجد به ۱۸ نفر از اولین کسانی که علی محمد باب ایمان آوردند، اطلاق می‌شود)

نخستین واقعه ی کشف حجاب در ایرانِ پس از اسلام، در بدشت- که اکنون در استان سمنان واقع است- روی داد. در این مکان عده‌ای از بابیان به سرکردگی محمد علی قدوس و طاهره قره العین به دو منظور "اول : نجات باب از زندان ماکو، دوم: تعیین تکلیف بابیه با دین اسلام و اعلام جدایی و مخالفت صریح با دیانت حضرت ختمی مرتبت دور هم جمع شدند. که در این مکان قره العین  در برخوردی کاملا متضاد با دین اسلام و مغایر با شرایط اجتماعی زمان خود با به نمایش گذاشتن سیمای برهنه خویش، اولین زنی بود که با "نسخ رسوم گذشته" زمینه های اجتماعی گسترش لادینی و  اباحی گری را که از مقاصد استعمار بود فراهم ساخت.

وی در اجتماع بدشت چنین گفت:"بدانید احکام شریعت محمدی اکنون به واسطه ظهور باب منسوخ گشته، احکام شریعت جدید باب هنوز به ما نرسیده و اکنون اشتغال شما به نماز و روزه و زکات و سایر آنچه را که محمد (صلی الله علیه و آله) آورده است، همه اعمالی لغو و افعالی باطل است ...امروز امر و تکلیف و نهی و تضییقی وجود ندارد و اکنون ما در زمان فترت واقعیم. پس، از حالت تنهایی به حال اجماع بیرون بیایید و این حجابی را که میان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است، پاره کنید؛ آنها را در کارهای خودتان شریک سازید و کارها را میان خودتان و زنان بعد از آنکه کام دل از آنها برداشتید، تقسیم کنید. با آنها آمیزش داشته باشید. آنها را از خانه ها به انجمن ها ببرید. زنان، گل های زندگی دنیا می باشند. گل را باید از شاخ بچینید و ببویید؛ زیرا گل برای چیدن و بوییدن آفریده شده و شایسته نیست که آن را آماده بدارید و بدان نیک نظر ندارید. آنها را با لذت تمام ببویید. گل و شکوفه را باید چید و برای دوستان به ارمغان فرستاد."

بخش‌هایی از سخنرانی تاریخی حضرت امام خمینی (ره)در عصر عاشورای روز 13 خرداد 1342 در مدرسه فیضیه ناظر به دست داشتن بهائیت در توجه ویژه به زنان به وسیله طرح مسائلی مانند کشف حجاب و تساوی حقوق زن و مرد است.

"یک حقایقى در کار است، من باز سرم دارد درد مى‏گیرد؛ یک حقایقى در کار است. شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این یا سه سال پیش از این بهاییهامراجعه کنید؛ در آنجا مى‏نویسد: تساوى حقوق زن و مرد، رأى عبدالبهاء است؛ آقایان از او تبعیت مى‏کنند. آقاى شاه هم نفهمیده مى‏رود بالاى آنجا، مى‏گوید: تساوى حقوق زن و مرد. آقا! این را به تو تزریق کردند که بگویند بهایى هستى، که من بگویم کافر است؛ بیرونت کنند. نکن اینطور؛ بدبخت! نکن اینطور. تعلیم اجبارى عمومى نظامى کردن زن، رأى عبدالبهاء است...مطالب خیلى زیاد است، بیشتر از این معانى است که شما تصور مى‏کنید.مملکت ما، دین ما، در معرض خطر است."

آیت الله مرعشی نجفی به چه کسی سیلی زد؟!

رییس شهربانی قم برای اجرای کشف حجاب به حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) وارد می‌شود .او که مردی گستاخ و بدزبان بود با داد و فریاد به بانوان باحجابی که در کنار ضریح حضرت معصومه(سلام الله علیها) به زیارت اشتغال داشتند پرخاش و حمله می‌کند تا چادر را از سرشان بگیرد، فریاد و ناله زنان بلند می‌شود، مرحوم آیه الله العظمی مرعشی نجفی که در آن جا حضور داشتند، بسیارناراحت شده و برای جلوگیری از گستاخی رییس شهربانی او را از این کار نهی کرده، ایستاگی کرده و سیلی محکمی به صورت او می‌زند.

رییس شهربانی، گستاخی را ادمه داده و آیه الله مرعشی را به قتل تهدید می‌کند و به ایشان ناسزا می‌گوید.

یک روز بعد از این حادثه، رئیس شهربانی که در بازار قم عبور می کرد، بر اثر ریزش قسمتی از سقف ساختمان بازار و تخریب آوار بر سرش، در دم هلاک می‌شود.(  بر ستیغ نور، علی رفیعی، ص 77)

اشاره آیت الله حائری به رگ‌های گردنشان

مهمترین مخالفت علما و مراجع قم با رژیم رضا شاه در ماجرای کشف حجاب بروز یافت. مرحوم آیةالله حائری ضمن رعایت جوانب قضایا و ایستادگی در برابر کسانی که به دنبال گرفتن سوژه و دستاویز کردن آن از مسئله کشف حجاب اظهار نفرت نمود و چون احساس کرد این نقشه شنیع، جدّی است و کارگزاران رژیم به شدّت پیگیر عملی ساختن آن حتّی در شهر مذهبی قم هستند، به عنوان اعتراض، جلسات درس و بحث و نماز جماعت خود را تعطیل کرد و تنفّر خویش را از حوادث پیش آمده اعلام نمود. چون عدّه ای از روحانیون و بازاریان نزد ایشان آمدند و در خصوص کشف حجاب و عوارض ناگوار آن مطالبی به عرض آیة الله حائری رسانیدند، آن مرجع عالیقدر به رگهای گلویش اشاره کرد و گفت: باید تا پای جان مقاومت نمود. من ایستاده ام؛ چرا که مسأله حجاب چیزی [ است ] که ضرورت دین است و بنا به نص قرآن واجب شمرده می شود.(  آثار الحجّة، ص 50؛ خورشید حوزه های علمیّه، محمد محمدی اشتهاردی، ص 105)

راهکار آیت الله حائری در زمان کشف حجاب  و تبدیل مراسم تشییع ایشان به نمایش مخالفت زنان قم با سیاست رضاخانی

به دنبال رسمیّت یافتن کشف حجاب، آیة الله حائری یزدی، به چاره جویی پرداخت و از آن جا که مسأله حمّام رفتن، زنان را دچار دشواری می ساخت و آنان را به ناچار به بیرون از خانه می کشاند و با نیروهای انتظامی رویارو می ساخت، آن پیشوای پارسا برای پیشگیری از مواجه شدن زنان وابسته به خانواده اش با پلیس و نیروهای شهربانی و تعدّی به آنان به دلیل رعایت حجاب، زیرزمینی از خانه اش را به گرمابه تبدیل نمود که مورد استفاده زنان فامیل و همسایه قرار گرفت. این راهکار، برای بسیاری از مقلّدین آیةالله حائری به عنوان راهکاری عمومی مورد استفاده قرار گرفت.

 با رحلت آیة الله حائری‌رحمة الله علیه در شب هفدهم ذی القعده سال 1355 ه .ق با وجود آن که فشار دستگاه پهلوی در اوج بود و جرأت و قدرت را از همه سلب کرده بود، مراسم تشییع آن عالم عظیم الشأن به نوعی نمایش مخالفت مردم با سیاست راخانی را رقم زد و زنان قم که تا قبل از ارتحال آیة الله حائری برای مصون ماندن از تعدّی مأمورین شهربانی در خصوص حجاب، به خانه ها پناه برده بودند، به بهانه شرکت در مراسم تشییع آن مرحوم به خیابانها ریختند و برای نخستین بار، پس از کشف حجاب، در معابر و مجامع عمومی، با حجاب کامل و چادر و در قالب یک اجتماع بزرگ، حضور یافتند و بدین گونه سدّ اختناق و فشار را در هم شکستند.

دیدگاه امام خمینی پس از خلع لباس خود

 در زمان رضاخان، پیش از آن که طرح تغییر لباس و بر سر گذاشتن کلاه شاپو به مرحله اجرا درآید، برای جلوگیری از مخالفت روحانیان، نخست دولت اعلام کرد به این دلیل که اشخاص غیر روحانی یا روحانی نمایان، نتوانند از پوشیدن لباس و عمامه سوء استفاده کنند، باید اشخاصی که به این لباس ملبّس هستند، از دو نفر از مراجع گواهی بگیرند که آیا برای پوشیدن لباس روحانیت صلاحیت دارند، یا خیر و مجتهدان نیز شهادت نامه بدهند. سپس روحانیان گواهی را به وزارت معارف ببرند و اجازه پوشیدن لباس دریافت کنند. دولت بدین ترتیب، در مورد کسانی که معمّم بودند، سخت گیری هایی نمود. پس از آن، افراد معمّم، یا در معابر رفت وآمد نمی کردند و در خانه می ماندند، و یا اگر در معابر رفت و آمد می کردند، گرفتار پلیس می شدند.

آیت الله محمد فاضل لنکرانی از قول پدر خویش نقل کردند که پدرم فرمود: با عدّ ه ای از دوستان از جمله حضرت امام خمینی جلسه ای تشکیل دادیم و در آن جلسه بحث این بود که اگر کار به جایی برسد که ما را خلع لباس کنند وظیفه چیست؟در نتیجه تصمیم گرفتیم که اگر از لباس هم خارج شدیم، وظیفه تحصیل علوم دینی و ارشاد مردم را به هر صورتی که شده ادامه می‌دهیم.(مصاحبه با آیةالله محمد فاضل لنکرانی، مجلّه حوزه، شماره 43 و 44)

امام خمینی (قدس سره) در بخشی از نامه خود به شهید آیةالله سعیدی (در تاریخ 9 اسفند 1347) چنین بیان می‌کنند: «در نظر دارم که به یکی از آقایان ائمه (جماعت) در زمان فشار برای تغییر لباس گفتم اگر شما را اجبار به تغییر لباس کنند چه می کنید؟ گفت: در منزل می نشینم و بیرون نمی آیم. گفتم اگر من را اجبار کنند و امام جماعت باشم، همان روز با لباس تازه به مسجد می روم. باید پست ها را نگه داشت و در وقت مقتضی با اعتراض دسته جمعی طرف را کوبید».57) صحیفه نور، ج 22، ص 83؛ علما و رژیم رضا شاه، ص 498)

سکوت علما به این دلیل بود که گمان می‌کردند شاه از این مسائل بی اطلاع است
 

پس از واقعه کشف حجاب در جشن شیراز و دستگیری آیت الله فال اسیری، بی‌حرمتی به یک عالم دینی و حبس وی، موجی از اعتراضات را در کشور بویژه در حوزه‌های علمیه قم، مشهد و تبریز در پی داشت. در تبریز دو مرجع عالیقدر، سید ابوالحسن انگجی و میرزا صادق آقا به تغییر لباس و کلاه شاپو اعتراض و به سمنان تبعید ‌گردیدند. «در مشهد هم که دستور تغییر لباس رسیده بود و خبر جشن شیراز و گرفتاری فال اسیری و تبعید دو نفر از علماء تبریز منعکس گردیده بود، غوغایی برپا کرده و مراجع روحانی را سخت ناراحت نمود. جلساتی برای بحث و گفتگو درباره تغییر لباس و سختگیریهایی که در باره معممین به موقع اجرا گذارده بودند تشکیل می‌گردد. در این جلسات که آیت الله حاج آقا حسین قمی و آیت الله سید یونس اردبیلی و آقازاده فرزند آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و جمعی دیگر از علما و مدرسین درجه اول مشهد شرکت‌ داشتند مسئله تغییر لباس مطرح و اظهار عقیده می‌کنند که دنباله تغییر لباس به برداشتن حجاب منتهی خواهد گردید و باید با شدت از آن جلوگیری نمایند.»

تا این زمان برخی از علما معتقد بودند که کارهای صورت گرفته بدون اطلاع شاه بوده و ایشان مخالف این اعمال ضد دینی بوده و هستند، اما علی اصغر حکمت طی نطقی در میدان جلالیه تهران با حضور رئیس الوزراء (ذکاء الملک) بطور آشکار اعلام می‌کند که گمان مردم مبنی بر عدم آگاهی رضاشاه از جشن شیراز و خود سرانه بودن این حادثه اشتباه محض است. در این نطق حکمت وقوع این حادثه را مستقما بدستور شخص رضاشاه می داند.

این اظهارت و وقوع این حوادث درکشور پس از درج در مطبوعات در سطح شهر مشهد هم انتشار یافت. آیت الله سید عبدالله شیرازی که در این زمان در مشهد حضور داشته و از نزدیک شاهد وقایع بوده است، بیان می‌کند که چون روزنامه حاوی درج این مطالب به مشهد برای آیت الله حسین قمی ارسال شد. ایشان پس از مطالعه این اخبار و جریانات طی سخنانی گریه کرده، اینطور بیان می‌کنند که« خلاصه اسلام فدائی می‌خواهد و من حاضرم فدا شوم.»
قانون رضاخانی؛ روسپیان باید چادر سر کنند!

با اعلام قانون منع حجاب قوانین زیر طی بخش‌نامه‌هایی به تمامی مراکز دولتی و غیر دولتی ابلاغ شد:

1ــ اعطای وام به کارمندان دولت جهت خرید لباس مناسب برای همسرانشان به منظور حضور در جشنها و میهمانیها
2ــ توبیخ و در مواردی اخراج کارمندان دولت در صورت عدم حضور آنها و همسرانشان (بدون حجاب) در ضیافتها
3ـ بازداشت و مجازات مخالفان کشف حجاب
4ــ ممانعت از ورود زنان باحجاب به فروشگاهها، سینماها، گرمابه‌های عمومی، درمانگاهها، و یا ممانعت از سوارشدن آنها به درشکه و اتومبیل.

"برای اهانت بیشتر به زنان چادری، روسپیان حق بی‌حجاب‌شدن نداشتند. مجله شهربانی نیز آماری از جرایم اعمال منافی که در زیر چادر انجام شده بود، ارائه داد. حکومت با اقدام به این تبلیغات سعی می‌کرد نماد عفت را به سمبل بی‌عفتی تبدیل کند.

مهاجرت آیت الله حسین قمی به تهران

آیت الله حسین قمی جهت مذاکره با رضاخان به همراه دو فرزندش حاج مهدی و حاج حسن پیرامون مسائلی که به واسطه کشف حجاب پیش آمده بود به تهران هجرت می‌کنند. قبل از حرکت، از ایشان درباره نحوه عملکرد و اینکه در ملاقات با شاه چه خواهد کرد سوال می‌شود و ایشان در جواب چنین بیان می‌کنند:« اول اصرار و التماس می‌کنم که از برنامه‌های ضددینی و اسلامی خود دست بردارد و اگر موافقت نکرد دست او را می‌بوسم و اگر باز هم موافقت نکرد خفه‌اش می‌کنم» ایشان در تصمیم خود قاطع بود بطوریکه قبل از عزیمتش به تهران درحوزه تدریس خود بیان کرد که اگر جلوگیری از این عمل خلاف مذهب، منوط به کشته شدن ده هزار نفر که در راس آنها خودش هم باشد قرار گیرد باز هم ارزش دارد.

حیله اسدی، نائب التولیه آستان قدس رضوی

قزّاقان و نیروهای شهربانی و آگاهی که در اطراف مسجد و نقاط حساس شهر مشهد مستقر شده بودند، شایع کردند که برای حفاظت از بانک‌ها آمده اند. اسدی، نایب التولیه رضاشاه، از نقشه کشتار مطلع شد و چون می دانست که مجتهدان هم در مسجد هستند، درصدد برآمد که آن ها را از آن جا خارج کند. از این رو، به دروغ پیغام فرستاد که تلگراف شما را اعلی حضرت همایونی پاسخ گفته، تشریف بیاورید برای مذاکره و با این حیله مجتهدان را از کشیک خانه به مسجد دارالتولیه کشاند. او می دانست اگر مجتهدان و عالمان طراز اول در این حمله و یورش کشته شوند، خراسان یک پارچه آتش خواهد شد و این آتش، گسترش خواهد یافت و دیگر به هیچ روی نمی توان از آن جلوگیری کرد. پس با این حیله علما را از مسجد خارج ساخت.

بهلول و پیشنهاد تحصن در مسجد گوهر شاد

پس از ورود مرحوم شیخ محمد تقی بهلول از فردوس به مشهد و اطلاع از هجرت و زندانی شدن آیت الله قمی ایشان در اعتراض به شرایط پیش آمده در اثر کشف حجاب در حرم امام رضا(عیله السلام) سخنرانی کوتاهی کرده که به واسطه این سخنرانی دستگیر می‌شوند. پس از آزادی وی در سخنرانی پس از آزادی خویش پیشنهاد تحصن در مسجد گوهرشاد را مطرح می‌کنند:

"...کار از کار گذشته و ما نباید نرمی نشان دهیم باید پایمردی کرده و مقاومت کنیم یا حاج آقا حسین قمی را از زندان آزاد کرده و احکام اسلامی را جاری کنیم یا همه کشته شویم."

با وجود مذاکره بهلول با سران نظامی شهر مشهد و تلگراف علمای مشهد به رضاخان و درخواست برای حفظ حرمت استان مقدس رضوی، نظامیان صبح یکشنبه مورخه 21 تیرماه 1314ه.ش با یورش به متحصنین در حرم به سرکوب آنها می‌پردازند، پس از مدتی مقاومت مردم در مقابل تجهیزات نیروهای رژیم شکسته و آنها قتل و عام می‌گردند.. عمق جنایت رضاخانی به حدی بوده است که بر اساس مشاهدات یکی از  حاضرین تعداد کامیون‌هایی که مجروحین و کشته شدگان قیام مسجد گوهر شاد را  خارج می‌کردند 56 کامیون ذکر شده است که در محله خشت‌مال‌ها و باغ خونى مشهد در گودالى ریخته شدند در حالیکه بعضی از ان‌ها هنوز زنده بودند.

عمق فاجعه جنایت و خون ریزی در مسجد گوهرشاد، شکسته شدن حرمت آستان قدس رضوی و اختناق و دستگیری‌های پس از آن به حدی ناگوار بود که برای همیشه بر مشروعیت خاندان پهلوی خط بطلان کشید.


کشف حجاب دخترمدیر ایرانی +تصاویر
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجاب ، عکس

رادیو و تلویزیون ملی آمریکا در برنامه‌ای اقدام به نمایش کشف حجاب تعدادی از دختران مسلمان می‌کند که در میان آنها دختر یکی از مدیران دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن نیز دیده می‌شود.

به گزارش جهان به نقل از مشرق، رادیو و تلویزیون ملی آمریکا (NPR) طی برنامه‌ای به نمایش ۱۲ دختر مسلمان می‌پردازد که ابتدا حجاب بر سر دارند و سپس در برابر دوربین این شبکه، حجاب خود را برداشته و شروع به لبخند زدن می‌کنند .



تصویر یکی از شرکت کنندگان در برنامه کشف حجاب

در این میان حرکت خانمی ایرانی به نام صبری جعفرزاده بسیار جالب است که حتی حاضر نشده تا برای لحظاتی در این برنامه کشف حجاب حتی برای نمایش ظاهری روسری بر سر کند.

صبری جعفرزاده، دختر کارمند دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا که حتی حاضر نشد بطور نمایشی حجاب بر سر کند

بر اساس این گزارش، یکی از دختران حاضر شده در این برنامه ضد اسلامی، "صبری جعفرزاده" دختر منوچهر جعفر زاده از کارمندان دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن است.

صبری جعفرزاده هم اکنون در مرکز مطالعاتی وزارت امنیت داخلی در دانشگاه مریلند مشغول به کار است اما در کنار شغل اصلی خود پروژه هایی را به سفارش دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن انجام می دهد.

قابل ذکر است خواهر وی خانم سعاد جعفرزاده قبلا در مرکز آمریکایی صلح USI مشغول بکار بوده که اکنون در مرکز صلح و شبکه توسعه کار می کند و در زمان انتخابات ریاست جمهوری علیه نظام ، بسیج ، شورای نگهبان ، احمدی نژاد و ... همراه با خانم باربارا اسلوین چندین مقاله و گزارش در رسانه های آمریکا منتشر کرده است.


منوچهر جعفرزاده و دخترش صبری

منوچهر جعفرزاده پدر سعاد و صبری از جمله دوستان نزدیک سرکرده گروه انحرافی و محمد خزاعی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل است.

منوچهر جعفرزاده علی رغم تلاش برخی نهاد های نظارتی مبنی بر پایان ماموریتش در واشنگتن با حمایت‌ محمد خزاعی به کار خود در دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن ادامه می‌دهد و تاکنون تلاش‌ها برای برکناری وی بی‌فایده بوده است.
به گزارش مشرق، صبری جعفرزاده که اینک ۲۷ سال سن دارد و گفته خودش از ۹ سالگی آزادنه حجاب بر سر می‌کرده اما در ۲۳ سالگی از داشتن حجاب پشیمان شده دلیل برداشتن حجابش را اینگونه در برنامه کشف حجاب رادیو و تلویزیون ملی آمریکا توضیح می‌دهد: در جامعه ایرانیان آمریکایی، حجاب یک نماد سیاسی، به معنای تائید رژیم اسلامی حاکم بر ایران است.
تحصیلات دانشگاهی جعفرزاده در رشته حقوق بوده و وی به عنوان تحلیل‌گر سیاسی و قانونی "مرکز سلامت و امنیت داخلی" آمریکا نیز فعالیت می‌کند.

لازم به ذکر است حدود یک میلیون زن مسلمان در آمریکا زندگی می‌کنند که بر اساس گزارش "مرکز تحقیقات پیو" ۴۳ درصد از آن‌ها همواره با حجاب در انظار عمومی ظاهر می‌شوند.
جالب اینجاست که آقای منوچهر جعفرزاده تحت حمایت آقای خزایی در مناسبتهایی که رییس جمهور به آمریکا می آید وی را مسؤول دعوت ایرانیان مقیم آمریکا کرده و در حقیقت یکی ازگردانندگان اصلی مراسم رئیس جمهور بوده است.
نکته جالب اینکه این خانم با گرایشات شدید ضددولتی و حمایت علنی از جریان فتنه در برنامه های سال گذشته رییس جمهور در نیویورک در حالی که حجاب مصلحتی بر سر داشت، با جدیت در کنار دوستان خاص رییس جمهوری مشغول انجام وظایف محوله بود! وی در پایان سفر نیز از بودجه دولتی که بارها علیه اش قلم زده و سخن گفته به مدد تیم جریان انحرافی حق الزحمه ناچیز! خود را دریافت کرد.

صبری جعفرزاده در حال حاضر از همکاران و مرتبطین ویژه شورای عالی ایرانیان خارج از کشور می باشد.

حال باید با صدای بلند از وزارت خارجه پرسید؛ در دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن چه خبر است؟


اظهارات دو بازیگر زن درباره مشایی و حجاب
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: رز رضوی ، مهناز افشار ، حجاب

در همین هنگام رز رضوی نیز وارد بحث شد و گفت: شما یک آیه از قرآن بیاورید که در آن با نمایان بودن بدن زن مخالفت شده باشد!

مواجه شدن تعدادی از زائرین با چند بازیگر زن که با سهمیه دولت عازم حج عمره شده اند، گفتگوها و اظهارنظرهای جالبی را از سوی مهناز افشار و رز رضوی رقم زد.

به گزارش مشرق، پس از اعزام تعدادی از بازیگران سینما به حج عمره و حضور آنان در مسجد الحرام، برخی زائران با مشاهده آنان به بحث ها و گفتگوهایی درباره دیدگاه های آنان پرداختند.

بر اساس این گزارش، مهناز افشار، رز رضوی، الهام حمیدی و روناک یونسی حوالی ساعت 1 نیمه شب در مسجدالنبی با تعدادی از زائران ایرانی مواجه شدند که مورد سوال های متعددی قرار گرفتند.

یکی از حضار در این جمع به خبرنگار مشرق گفت: یکی از زائران از مهناز افشار پرسید: درست است که مشایی شما را به حج عمره فرستاده است؟

مهناز افشار پاسخ داد: نه! این سهمیه عمره دولت بوده که لطف کردند و در اختیار ما قرار دادند و ربطی به شخص آقای مشایی یا آقای احمدی نژاد ندارد.

این زائر پرسید: پس چرا تکذیب نمی کنید؟
افشار پاسخ داد: چه چیزی را باید تکذیب کنیم؟ همه دارند از سهمیه و امکانات حکومت استفاده می کنند، خب ما هم جزئی از افرادی هستیم که در حال استفاده از این امکانات هستند؛ ضمنا، اینقدر هم به آقای مشایی بدبین نباشید، ایشان یکی از مومن ترین و روشن ترین افرادی است که من تا حالا دیدم.

یکی دیگر از زائرین به این جمع اضافه شد و به وضعیت حجاب خانم های بازیگر در فیلم ها اعتراض کرد و گفت: وضعیت شما در بعضی از فیلم ها به گونه ای است که نمی توان آن فیلم ها را با خانواده دید.

مهناز افشار در پاسخ به این زائر وضعیت قوانین و حجاب در مالزی را مثال زد و گفت که خوب است همان آزادی و قانون مالزی درباره حجاب در ایران هم پیاده شود.

 در همین هنگام رز رضوی نیز وارد بحث شد و گفت: شما یک آیه از قرآن بیاورید که در آن با نمایان بودن بدن زن مخالفت شده باشد!

این زائر گفت: نظر همه مراجع مبنی بر ممنوعیت نمایان بودن برجستگی های بدن زنان است.

رز رضوی پاسخ داد: برای ما قرآن مهم است، نه ....

رز رضوی همچنین تاکید کرد: در ایران هم وضعیت حجاب باید مثل کشورهایی مانند سوریه، مالزی و لبنان باشد!