جنایت پنهان مانده مبارک
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسنی مبارک ، مصر ، دیکتاتور

ملت مصر با این‌که از محاکمه حسنی مبارک بسیار خرسند است، با این حال اعتقاد دارد، 10 جنایتی که مبارک مرتکب آن شده، در طومار جنایاتش به آنها اشاره نشده و مورد غفلت قرار گرفته است.

به گزارش فارس به نقل از مجله مصری "روز الیوسف "، اگرچه انقلاب مصر موفق شد، برای اولین بار در تاریخ جهان عرب رئیس جمهور خود را بابت جنایاتی که مرتکب شده، در دادگاه محاکمه کند، با این حال ملت مصر این محاکمه را کامل و تمام نمی‌داند.

در واقع اگرچه مصری‌ها بابت محاکمه مبارک خرسند و خوشحال هستند، با این حال اعتقاد دارند، حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر مرتکب 10 جنایت سنگین و بزرگ شده که هیچ‌گاه در طومار جنایاتش نه به آنها اشاره و نه محاکمه شد.

این جنایات از دید ملت انقلابی مصر به شرح زیر است:

- کشور را ویلایی اختصاصی خود کردند؛ گویی که از پدر به پسر به ارث رسیده است، حال در این میان هرچند بابت این امر نارضایتی وجود داشته باشد.

- احتکار حیات و زندگی سیاسی بگونه‌ای که قدرت سیاسی در کشور تنها و تنها در دست حزب حاکم ملی بود و ندادن اجازه به فعالیت احزاب معارض و دستکاری در انتخابات پارلمانی و غیره.

- ایجاد خلل در وظایف و مسئولیت‌های نخست وزیر، قانون خیانت به کشور که هم اکنون درباره کسانی که در مصر دارای منصب و مقام هستند، به اجرا گذاشته می‌شود، در مورد مبارک که هم اکنون از تمام مناصب عزل شده قابل اجرا نیست، درحالی که همه می‌دانند وی مرتکب چه خیانت‌هایی در حق کشور شده است.

- تباه کردن و از بین بردن رابطه شهروندان با دستگاه پلیس، در ادامه روند تباه ساختن حیات سیاسی در مصر شاهد تخریب رابطه شهروندی با دستگاه پلیس و امنیت کشور نیز هستیم، بگونه‌ای که ملت مصر هیچ‌گاه به نیروهای امنیتی و پلیس خود نمی‌توانند اعتماد کند.

- سوء استفاده از کشور، در صورتی که قانون خیانت بر کشور درباره مبارک به اجرا گذاشته شود، جرمی در کشور باقی نمی‌ماند که وی متهم به آن نشود، از سوء استفاده از جایگاه خود جهت توهین و سوء استفاده از شهروندان و بیت المال گرفته تا تقلب در انتخابات و سرکوب معترضان و فساد در کشور و بسیاری موارد دیگر.

- بازداشت 35 هزار شهروند مصری به موجب اعمال قانون حالت فوق‌العاده و دستگیری این شهروندان توسط دستگاه‌‌های امنیتی و ارتکاب انواع و اقسام جنایت‌ها در حق این افراد.

- مصایبی که بر کشور وارد کرد ؛ این مصائب از زمانی آغاز شد که حسنی مبارک به عنوان معاون انور سادات رئیس جمهور مخلوع مصر در امضای توافقنامه کمپ دیوید مشارکت داشت، و با اجازه دادن به آمریکا و رژیم صهیونیستی جهت نفوذ در کشور هنگام بدست گرفتن قدرت پس از سادات ادامه یافت، وی مسئول مستقیم فجایعی مانند العباره و فروپاشی الدویقه و تصرف اموال و ربوده شدن 19400گرم طلای مصر است سرانجام نیز مشخص نشد، این طلاها چه شدند.

- کشتار شهروندان به نام قانون، در زمان حاکمیت مبارک هزاران شهروند مصری و از جمله جوانان اسلامگرا به نام قانون به زندان و شکنجه و اعدام محکوم شدند.

- خیانت در سوگند، برخلاف سوگند وفاداری که هنگام تصدی پست ریاست جمهوری خورده بود و این که هیچ‌گاه به کشور خیانت نکند، خیانت‌های بیشماری در کشور مرتکب گردید که یکی از آنها گشودن دفتری از موسسه صهیونیستی الاصل "مک کیننزی " در مصر بود.

- به فساد کشاندن نظام، مبارک به عنوان رئیس جمهور مصر مسئول تمام موسسات و نهادهای دولتی کشور بشمار می‌آمد که تمام اختیاراتی که قانون به وی اعطا کرده بود را در اختیار داشت، به همین دلیل باید به خاطر ایجاد فساد و تباهی در این موسسات مورد بازخواست قرار گیرد.
اینها جرایمی است که از دید ملت مصر به نظر می رسد مبارک بابت آنها هیچ‌گاه بازخواست نشده است.


خانوده از هم گسیخته مبارک+تصاویر
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسنی مبارک ، مصر ، دیکتاتور

عکس خانوادگی حسنی مبارک

عکس خانوادگی حسنی مبارک

از تصویر فوق پدر و دو پسر خانواده در زندان به سر می برند و مادر و نوه خانواده در کاخ یاست جمهوری.

بیمارستان شرم الشیخ

بیمارستان شرم الشیخ

مبارک که از هفته ها پیش در این بیمارستان تحت درمان قرار دارد با مرگ دست وپنجه نرم می کند. گفته می شود در این مدت حالت روانی وی روز به روز بدتر شده و وی با کسی حتی سوزان مبارک همسرش هم سخن نمی گوید و تنها کسی که اجازه دارد به ملاقات وی برود نوه اش عمر است.

جمال مبارک

جمال مبارک

وی که از دو ماه پیش تا کنون در زندان طره در بازداشت به سر می برد به زودی به اتهام قتل تظاهرکنندگان در طول قیام مردمی و فساد مالی محاکمه خواهند شد. هفته گذشته وکیل وزارت امور فنی در نهاد ریاست جمهوری افشا کرد که وی متظاهر به دینداری بوده و حتی در وجود پیامبر اکرم (ص) نیز تردید داشته است.

جمال، علا و سوزان مبارک

 

جمال، علا و سوزان مبارک

علا که در تصویر بالا سمت راست ایستاده است نیز به همراه برادرش در زندان طره در قاهره به سر در انتظار محاکمه است.

زندان طره قاهره

زندان طره قاهره

محل بازداشت فرزندان مباک در قاهره توسط نیروهای امنیتی تحت محاصره قرار داد. منابع خبری هفته پیش اعلام کردند علاء و جمال مبارک در عزلت کامل بسر می برند و کمترین ملاقات کننده را در زندان دارند. فقط دو نفر به ملاقات آن ها آمده اند و این دو کسی جز عصام مبارک عموی متهمان و محمود جمال، داماد جمال مبارک نبوده. این منبع آگاه اعلام کرد که خانواده های این متهمان و همچنین دوستانشان از آمدن برای ملاقات با آنان خودداری می کنند.

سوزان مبارک

سوزان مبارک

همسر دیکتاتور مصر این روزها در کنار دو عروسش در کاخ ریاست جمهوری مانده و منتظر تعیین تکلیف همسر و فرزندانش است.

همسر جمال مباراک

همسر جمال مبراک

خدیجه الجمال، گفته می شود با توجه به اینکه پدر او اکثر هزینه های آنان در کاخ ریاست جمهوری، هزینه ارسال غذا به زندان و هزینه های درمانی و پیگیری سلامتی دیکتاتور مخلوع را پرداخت می کند، خود را بانوی نخست کاخ می داند که این مسئله چندان به مذاق سوزان مبارک و هایدی راسخ خوش نیامده است.

همسر جمال مباراک

بنا به اخبار رسیده درگیری های همسر جمال با دیگر عروس خانوده و نیز سوزان مبارک به اوج خود رسیده است تا جایی که سوزان در برخی موارد تحمل این درگیریها را نداشته و شروع به گریه کردن می کند.

همسر جمال مبراک

در یکی از این جنگهای لفظی همسر علاء مبارک به همسر جمال تاکید کرده که از زمانی که پایش را در کاخ ریاست جمهوری گذاشته نحسی را به همراه خود آورده است.

علا مبارک و همسرش

علا مبارک و همسرش

هایدی راسخ، عروس دیگر خانوده مبارک یکی دیگر از کسانی است که در کاخ یاست جمهوری باقی مانده و در کنار مادر شوهر خود روزهای پر تنشی را سپری می کند.

هایدی راسخ

هایدی راسخ

گفته می شود در هر کدام از این درگیریهای لفظی که میان همسر مبارک و زنان علا و جمال رخ می دهد یکی از آنها در صدد قدرت نمایی بر می آید.

کاخ ریاست جمهوری مصر در شرم الشیخ

کاخ ریاست جمهوری مصر در شرم الشیخ

مکانی که روزگار نچندان دور خانواده پر قدرت مبارک را کنار هم جمع می کرد امروز در سکوت و انتظار پذیرای باقی مانده خانواده از هم پاشیده دیکتاتور است.

کاخ ریاست جمهوری مصر در شرم الشیخ

منبع : فرارو


اعلام میزان دارایی های3دیکتاتور
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤  کلمات کلیدی: حسنی مبارک ، زین العابدین بن علی ، معمر قزافی

سخنگوی وزارت امور خارجه سوئیس میزان دارایی های حسنی مبارک، زین العابدین بن علی و معمر قذافی را اعلام کرد.

به گزارش مهر به نقل از شبکه الجزیره، "لارس نوشل" گفت : میزان دارایی های "حسنی مبارک" 474 میلیون دلار، "زین العابدین بن علی" 69 میلیون دلار و"معمر قذافی" 415 میلیون دلار است.

سخنگوی وزارت امور خارجه سوئیس تصریح کرد: مقامات تونسی و مصری تماسهایی با مقامات قضایی سوئیس درباره دارایی های بلوکه شده و برگرداندن آن انجام داده اند، اما شورای ملی موقت لیبی تماسی نداشته است.

خبر دیگر اینکه "علی العیساوی" مسئول امور بین الملل شورای ملی موقت لیبی دیروز با وزیر امور خارجه سوئیس در تونس دیدار کرد. محتوای مذاکرات هنوز مشخص نشده است.

شایان ذکر است انقلابیون لیبی از کشورهای که دارایی هایی رژیم لیبی را بلوکه کرده اند، خواسته بودند که این اموال برای کمکهای انسانی به انقلابیون اختصاص داده شود.


جنایت تکان دهنده پسر دیکتاتور مصر
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، حسنی مبارک ، ترور

مدارک فوق محرمانه جدیدی کشف شده است که نشان می دهد انفجار های سال ۲۰۰۵ در منطقه توریستی شرم الشیخ مصر که موجب مرگ ۸۸نفر از جهانگردان مصری و خارجی شد به دستور جمال مبارک پسر دیکتاتور مخلوع مصر و برای تصفیه حساب با یک رقیب صورت گرفته است.

به گزارش ایرنا،روزنامه کویتی الجریده روز دوشنبه مدارک فوق محرمانه و تکان دهنده ای را فاش کرد که نشان می دهد جمال پسر مبارک و حبیب العادلی وزیر کشور رژیم مبارک دستور انفجارهای شرم الشیخ در ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۵ را صادر کرده اند تا از یک تاجر مصری که حق کمیسیون جمال از قرارداد صادرات گاز را کاهش داده بود انتقام جویی کنند.

براساس این خبر، مبارک و العادلی دستور انفجار را به تشکیلات سیاسی محرمانه وزارت کشور ابلاغ کردند و این تشکیلات با اجیر کردن یک گروه مسلح، سه مجتمع گردشگری در شرم الشیخ متعلق به 'حسین سالم' تاجر مصری را منفجر کرد تا از وی که با نیرنگ،کمیسیون پسر مبارک از معامله صادرات گاز را از ۱۰ درصد به ۵ درصد کاهش داده بود، انتقام بگیرند.

گروه مسلح مذکور با هماهنگی کامل وزارت کشور مواد منفجره و خودروهای بمب گذاری شده را به شرم الشیخ منتقل کردند تا در ساعت صفر یعنی نیمه شب ۲۳ ژوئیه آن را منفجر کنند.

اما شگفتی بزرگ این بود که گروه مسلح وزارت کشور مصر را فریب داد وانفجارها را در مکانهایی غیر از جاهای معین شده و با شیوه کنترل از راه دور انجام داد در حالی که قرار بود انفجارها برای رد گم کردن به صورت انتحاری صورت گیرد.

این انفجارها که بر اثر آن ۸۸ نفر کشته وصدها نفر زخمی شدند در آن زمان به افراد بدوی و فلسطینیها نسبت داده شد.


آتش زدن مراکز امنیتی برای از بین بردن اسناد جنایات رژیم مبارک
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، حسنی مبارک ، دیکتاتور
درپی تلاش برخی افسران دستگاه امنیت کشور مصر برای از بین بردن اسناد جنایات خودشان و رژیم "حسنی مبارک " دیکتاتور پیشین این کشور، هزاران نفر از مردم با حمله به مقرهای این دستگاه جلوی از بین رفتن یا سوخته شدن اسناد را گرفته و از ارتش خواستند تا از آنها حفاظت کند.

به گزارش فارس به نقل از شبکه تلویزیونی "الجزیره " قطر، هزاران نفر از تظاهرات کنندگان مصری برای جلوگیری از معدوم شدن اسناد موجود در مراکز دستگاه امنیت کشور توسط افسران وابسته به این دستگاه یا سوخته شدن این اسناد، به این مراکز حمله کردند که درپی آن "عصام شرف " نخست وزیر دولت پیشبرد امور مصر از تظاهرات‌کنندگان خواست تا اسنادی را که در اختیار دارند به ارتش مصر تحویل دهند.

وی همچنین از جوانان مصری خواست تا این اسناد را در شبکه اینترنت منتشر نکنند زیرا اسرار کشور به شمار می‌رود و انتشار آن مجاز نیست.

در همین راستا، سرلشکر "سامی عنان " عضو شورای نظامی مصر خود شخصا به مقر دستگاه امنیت کشور در شهر "نصر " برای آگاهی نزدیک از اوضاع و اطمینان دادن به تظاهرات‌کنندگان مبنی بر اینکه اسناد در اختیار ارتش خواهد بود، رفت.

شبکه الجزیره اعلام کرد که یک مجموعه اسنادی را که جوانان انقلاب مصر جلوی از بین رفتن یا سوخته شدن آنها را گرفته اند، در اختیار دارد و برخی از این اسناد مربوط به دیپلمات‌ها و شخصیتهای عرب مقیم قاهره و رویکردهای سیاسی آنها بویژه اسلامگرایان است و تعدادی دیگری از اسناد هم درباره خانواده فعالان و نزدیکان آنها و تحرکات و تماس‌های آنها است و بخشی هم مربوط به روابط با حزب ملی است که ریاست آن را "حسنی مبارک " دیکتاتور پیشین مصر برعهده داشت.

تظاهرات کنندگان مصری شنبه شب با حمله به مرکز دستگاه امنیت کشور در شهر "نصر " در شمال قاهره، محتویات این مرکز را مصادره کردند.

این حمله ساعاتی بعد از حمله گروه دیگری از تظاهرات کنندگان به مرکز دستگاه امنیت کشور در شهر "ششم اکتبر " در نواحی پایتخت روی داد که خواهان حفاظت از اسناد و مدارک این مرکز شدند که بخشی از آنها سوخته است.

ارتش مصر نیز پیش از این تعدادی از افسران مرکز دستگاه امنیت کشور در منطقه "الفراعنه " در شهر اسکندریه را بعد از یورش به این مرکز دستگیر کردند.

صدها تظاهرات کننده موفق شدند که وارد مرکز دستگاه امنیت کشور در شهر نصر شوند که مرکز اصلی این دستگاه به شمار می‌رود تا از پرونده‌ها در مقابل آتش سوزی یا از بین رفتن آنگونه که در برخی از مراکز روی داده است، جلوگیری کنند.

یکی از جوانان که وارد مرکز دستگاه امنیت کشور در شهر نصر شده بود، گفت که آنها همه پرونده‌ها، رایانه‌ها و لوح‌های فشرده را جمع آوری کرده اند و از قضات مستقل مانند "زکریا عبدالعزیز " و "محمود الخضیری " ‌می‌خواهند تا این پرونده‌ها را که بیانگر ظلم و سرکوبگری علیه مردم است، تحویل بگیرند.

"طارق زیدان " یکی از جوانان مصری هم گفت: تظاهرات کنندگان هم‌اکنون به دنبال یافتن محل‌های سری هستند که بازداشت شدگان در آنها نگهداری می‌شوند.

شمار زیادی از مصری‌ها با تظاهرات در برابر مراکز دستگاه امنیت کشور خواهان انحلال این دستگاه و دعوت از شورای نظامی برای تامین امنیت مراکز متعلق به این دستگاه به منظور جلوگیری از معدوم شدن اسناد توسط افسران آن شدند.

ارتش پیش از این مرکز دستگاه امنیت کشور در شهر ششم اکتبر را بعد از حضور گسترده تظاهرات کنندگان محاصره کرد و از بیم بیرون رفتن اسناد از این مرکز از افسران آن خواست تا محل را با خودرو ترک نکنند.

شاهدان عینی گفتند که برخی افسران شاغل در مرکز دستگاه امنیت کشور آن را آتش زدند و ورود خودروهای آتش نشانی به این مرکز جلوگیری کردند.

یک منبع امنیتی بلندپایه مصر روز شنبه گفت که وزارت کشور کار بررسی ساختارسازی دوباره دستگاه امنیت کشور را که معترضان خواهان انحلال آن هستند، آغاز کرده است.


حاکمان فسیل شده پس از سه سخنرانی کنار می روند!
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: زین العابدین بن علی ، حسنی مبارک ، معمر قزافی ، علی عبدالله صالح

یک شبکه خبری در گزارشی جالب با نگاهی نقادانه به بررسی تحولات برکناری حاکمان فرسوده جهان عرب پرداخت و تاکید کرد: مبارک و بن علی پس از سه سخنرانی از قدرت کناره گیری کردند و قذافی تاکنون دو سخنرانی داشته است!

به گزارش خبرگزاری مهر، شبکه خبری الجزیره در گزارشی تصویری با عنوان "رهبران فسیل شده" جهان عرب اعلام کرد: زمانی که بن علی در تونس سقوط کرد یک روزنامه فرانسوی با چاپ تصویری از 4 حاکم جهان عرب این سوال را مطرح کرد که نفر بعدی کیست؟

قذافی یک سخنرانی دیگر تا سقوط

در آن تصویر مبارک، بن علی، قذافی و علی عبدالله صالح در کنار هم قرار داشتند. در نهایت دو نفر از این حاکمان فسیلی تا کنون از قدرت کنار رفته اند و نوبت به دو نفر بعدی رسیده است. یعنی حاکمان لیبی و یمن که در این روزها تحولات گسترده ای را تجربه می کنند.

الجزیره در ادامه این گزارش اعلام کرد: نکته دیگر در سقوط حاکمان عرب این است که بن علی و مبارک پس از سه سخنرانی سقوط کرده اند. اما قذافی تا کنون 2 بار سخنرانی مشابه آنها داشته است. بر این اساس، قذافی یک سخنرانی دیگر تا سقوط جا دارد!

تفاوت قذافی با بن علی و مبارک

این شبکه خبری در ادامه به تفاوتهای میان سخنرانی بن علی و مبارک با اظهارات شدید اللحن قذافی دیکتاتور لیبی اشاره کرد و افزود: رئیسان جمهور مصر و تونس پس از مشاهده خیزش مردمی در کشورهایشان در اظهارات خود به نرمی با مردم سخن گفتند و از ارائه آزادیهای بیشتر سخن گفتند اما نقطه مقابل این دو سرهنگ قذافی بود که با تندترین عبارات با مردم لیبی صحبت کرد.

وی در دومین سخنرانی خود تاکید کرد: انبارهای مهمات و اسلحه را بر روی قبایل لیبی باز خواهم کرد تا تمامی مردم لیبی مسلح شوند و این کشور در آتش بسوزد. 

عبدالله صالح رئیس جمهور یمن نیز پا جای پای دیکتاتور لیبی نهاد و با تندی با مردم سخن گفت. وی تاکید کرد: نیروهای مسلح یمن تا آخرین قطره خونشان از رژیم و حکومت دفاع خواهند کرد.

این در حالی است که مخالفان یمنی به هیچ وجه این مسئله را قبول نکرده و بر لزوم کناره گیری شخص عبدالله صالح از قدرت تاکید دارند.

نکته ویژه درباره روز سقوط سران

اما الجزیره در ادامه به نکته ای خاص اشاره کرد. بر این اساس بن علی دیکتاتور مخلوع تونس در سخنان قبل از کناره گیری اش تاکید کرد: برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 نامزد نمی شوم که البته در روز 14 ژانویه از قدرت کنار رفت.

مبارک نیز تاکید کرد که برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2011 نامزد نمی شود که وی هم در روز 11 فوریه سقوط کرد.

البته علی عبدالله صالح نیز گفته است که برای انتخابات 2013 نامزد نمی شود که باید ببینیم در روز سیزدهم چه ماهی سقوط می کند. در مقابل قذافی در اظهاراتی جالب گفته است که رئیس جمهور نیستم که استعفا بدهم.

مصر تونس نیست؛ لیبی تونس و مصر نیست؛ یمن تونس و مصر و لیبی نیست!

نکته جالب دیگر این است که حاکمان مصر، لیبی و یمن به صورت سریالی وقایع رخ داده در این کشور را مشابه تونس و حوادث پس از آن نمی دانند.

بر این اساس، مبارک گفت: مصر تونس نیست. بعدها قذافی گفت: لیبی، مصر و تونس نیست و پس از آن هم علی عبدالله صالح گفت: یمن، لیبی و مصر و تونس نیست!

و نکته آخر؛ تغییر عوامل سقوط از مسومیت تا فیسبوک

شبکه خبری الجزیره در ادامه به تغییر عوامل برکناری حاکمان فسیل جهان عرب اشاره داشته و تاکید کرد: در دهه های اخیر اگر درباره علل برکناری حاکمان عرب می پرسیدید به سه مورد کودتا، قتل و یا مرگ از طرق مسمومیت می رسیدید.

اما در این روزها اگر از حاکمان عرب در این باره سوال کنید آنان پاسخی غیر از این نخواهند داد که این شبکه های اجتماعی توییتر و فیس بوک بودند که باعث برکناری ما شدند.


انتشار بخش‌هایی از گفت‌وگوهای خاتمی و مبارک در دیدار سال 86:
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، حسنی مبارک
مبارک به خاتمی: شما صدای عقلانیت و اندیشه در دنیای اسلام هستید/ خاتمی: هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند.

صادق خرازی از نزدیکان محمد خاتمی که در دولت او نیز سفیر ایران در فرانسه بود، متن خاطره‌نگاری‌هایش از سفر فروردین 86 خاتمی به مصر را که وی نیز او را در این سفر همراهی می‌کرده، منتشر کرده است که نکات جالبی از گفت‌وگوهای میان مبارک و خاتمی در آن وجود دارد.

به گزارش رجانیوز،‌ خاتمی که برای شرکت در اجلاس "دنیای اسلام و جهانی شدن" به مصر سفر کرده بوده با حسنی مبارک رئیس‌جمهور دیکتاتور و احمد نظیف نخست‌وزیر این کشور نیز دیدار کرده بود.
 
صادق خرازی می‌گوید "مبارک گفته بود حتماً می‌خواهد با خاتمی خصوصی ملاقات کند و سپس عصر همان روز برای شرکت در اجلاس سران اتحادیه عرب عازم ریاض بود. به خاطر این ملاقات افتتاحیه اجلاس را که قرار بود ساعت 9 باشد عقب انداخته بودند و به ساعت 11 موکول کرده بودند."
 
وی در بخش دیگری می‌نویسد: «مبارک حرمت و احترام زیادی نسبت به آقای خاتمی می‌گذاشت و مدام از شخصیت و اندیشه‌های جهانی آقای خاتمی تجلیل می‌کرد. آقای خاتمی خصوصی به من می‌گفت آقای مبارک از کسانی است که دائماً حرف می‌زند و اگر انسان زرنگی نکند در جایی و در صورت پیدایش کوچکترین مجرا و منفذی حرف نزد، او همچنان ادامه خواهد داد و هرچند که اگر دیگری هم حرفی بزند با فاصله کمی‌ دوباره ایشان سر رشته سخن را به دست می‌گیرد.»
 
نکته قابل توجه اینکه مبارک، خاتمی را صدای عقلانیت،‌منطق و اندیشه در دنیای اسلام می‌خواند و می‌افزاید که می‌خواسته به ایران بیاید اما افرادی که او آن‌ها را "رادیکال‌ها" می‌نامد، مخالفت کرده‌اند. در عین حال،‌ خاتمی می‌گوید "هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند."
 
انتشار این اظهارات در حالی است که جریان فتنه تلاش داشت شرایط ایران و مصر را مشابه‌سازی کند و حتی فراخوان ناکام حضور خیابانی برای روز 25 بهمن که خاتمی هرگز حاضر نشد آن را به صورت علنی رد کند، هیچ انگیزه‌ای غیر از مشابه‌سازی شرایط ایران و مصر نداشت.
 
صادق خرازی بخش‌های بیشتری از گفت‌وگوهای میان خاتمی و مبارک را منتشر کرده،‌ که بخش‌های اصلی آن در ادامه می‌آید:
 
مبارک راجع به شعارهای تند برخی از مقامات منطقه صحبت کرد و گفت: این نوع نگرش مشکلات شما و ما و دنیای اسلام را بیش از گذشته می‌کند و هر روز تهدیدات ایران را افزایش می‌دهد و من مدعی هستم که شما صدای عقلانیت و منطق و اندیشه در دنیای اسلام هستید. ملاقات اول ژنو خارج از پروتکل بود. می‌خواستم به ایران بروم اما رادیکال‌ها بسیار مخالفت کردند. باز هم می‌خندید و منظورش از رادیکال‌ها را به گونه‌ای دیگر بیان کرد. منظورش از رادیکال‌ها آمریکا و سیستم امنیتی خودش بود.
 
خاتمی: هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند. امیدوارم اجلاس سران عرب باعث ناآرامی ‌درمنطقه نشود. شما کمی‌ هم نسبت به مصالح شیعه و سنی و برخی از تندروها حساس باشید. دوستانتان را نصیحت کنید. با دوستی و تفاهم می‌توان بر مشکلات فائق آمد.
 
مبارک: ما هم در پی آن هستیم تا بین سوریه و عربستان سعودی دوستی برقرار شود. مساله قذافی را هم خواستم حل کنم ولی دیوانه‌ام کرد و نتوانستم. شرط عجیبی مطرح شد. پادشاه عربستان بایست از قذافی عذرخواهی می‌کند.به سرهنگ معمر گفتم تو می‌خواستی آنها را بکشی. تو نسبت به همه بدبین هستی. حالا بایست آنها بیایند از تو عذرخواهی کنند. به قذافی گفتم تو به عربستان فحاشی می‌کنی، آمریکایی‌ها سودش را می‌برند. من عربستان را بر حذر داشتم. قذافی خیلی از من دلخور است. آمریکایی‌ها به دنبال برهم زدن منطقه هستند.ایران بایست با تدبیر عمل کند. رودررویی با آمریکایی‌ها به نفع شما نیست. من با شیعه مشکلی ندارم. آمریکایی‌ها دنبال فتنه هستند. اینها نه مصر را می‌خواهند نه شما را. البته منافع ما و منافع اینها یک جایی بهم می‌رسد. ایران می‌بایست کمی‌ با تدبیر عمل کند. آمریکایی‌ها هم به ما فشار می‌آوردند که از ما پایگاه بگیرند ولی ما با تدبیر عمل کردیم گفتیم پایگاه نداریم، ولی هواپیماهای شما برای سوخت‌گیری بیایند و بروند. ما از آنها زمان گرفتیم. شما هم خیلی می‌بایست دقیق عمل کنید، از آنها زمان بگیرید. من به سیستم نظامی و امنیتی خود دستور داده‌ام که به هیچ وجه آمادگی همکاری با آمریکا در قبال جنگ جدیدی در خاورمیانه را نداشته باشد.

انتشار بخش‌هایی از گفت‌وگوهای خاتمی و مبارک در دیدار سال 86:
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، حسنی مبارک
مبارک به خاتمی: شما صدای عقلانیت و اندیشه در دنیای اسلام هستید/ خاتمی: هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند.

صادق خرازی از نزدیکان محمد خاتمی که در دولت او نیز سفیر ایران در فرانسه بود، متن خاطره‌نگاری‌هایش از سفر فروردین 86 خاتمی به مصر را که وی نیز او را در این سفر همراهی می‌کرده، منتشر کرده است که نکات جالبی از گفت‌وگوهای میان مبارک و خاتمی در آن وجود دارد.

به گزارش رجانیوز،‌ خاتمی که برای شرکت در اجلاس "دنیای اسلام و جهانی شدن" به مصر سفر کرده بوده با حسنی مبارک رئیس‌جمهور دیکتاتور و احمد نظیف نخست‌وزیر این کشور نیز دیدار کرده بود.
 
صادق خرازی می‌گوید "مبارک گفته بود حتماً می‌خواهد با خاتمی خصوصی ملاقات کند و سپس عصر همان روز برای شرکت در اجلاس سران اتحادیه عرب عازم ریاض بود. به خاطر این ملاقات افتتاحیه اجلاس را که قرار بود ساعت 9 باشد عقب انداخته بودند و به ساعت 11 موکول کرده بودند."
 
وی در بخش دیگری می‌نویسد: «مبارک حرمت و احترام زیادی نسبت به آقای خاتمی می‌گذاشت و مدام از شخصیت و اندیشه‌های جهانی آقای خاتمی تجلیل می‌کرد. آقای خاتمی خصوصی به من می‌گفت آقای مبارک از کسانی است که دائماً حرف می‌زند و اگر انسان زرنگی نکند در جایی و در صورت پیدایش کوچکترین مجرا و منفذی حرف نزد، او همچنان ادامه خواهد داد و هرچند که اگر دیگری هم حرفی بزند با فاصله کمی‌ دوباره ایشان سر رشته سخن را به دست می‌گیرد.»
 
نکته قابل توجه اینکه مبارک، خاتمی را صدای عقلانیت،‌منطق و اندیشه در دنیای اسلام می‌خواند و می‌افزاید که می‌خواسته به ایران بیاید اما افرادی که او آن‌ها را "رادیکال‌ها" می‌نامد، مخالفت کرده‌اند. در عین حال،‌ خاتمی می‌گوید "هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند."
 
انتشار این اظهارات در حالی است که جریان فتنه تلاش داشت شرایط ایران و مصر را مشابه‌سازی کند و حتی فراخوان ناکام حضور خیابانی برای روز 25 بهمن که خاتمی هرگز حاضر نشد آن را به صورت علنی رد کند، هیچ انگیزه‌ای غیر از مشابه‌سازی شرایط ایران و مصر نداشت.
 
صادق خرازی بخش‌های بیشتری از گفت‌وگوهای میان خاتمی و مبارک را منتشر کرده،‌ که بخش‌های اصلی آن در ادامه می‌آید:
 
مبارک راجع به شعارهای تند برخی از مقامات منطقه صحبت کرد و گفت: این نوع نگرش مشکلات شما و ما و دنیای اسلام را بیش از گذشته می‌کند و هر روز تهدیدات ایران را افزایش می‌دهد و من مدعی هستم که شما صدای عقلانیت و منطق و اندیشه در دنیای اسلام هستید. ملاقات اول ژنو خارج از پروتکل بود. می‌خواستم به ایران بروم اما رادیکال‌ها بسیار مخالفت کردند. باز هم می‌خندید و منظورش از رادیکال‌ها را به گونه‌ای دیگر بیان کرد. منظورش از رادیکال‌ها آمریکا و سیستم امنیتی خودش بود.
 
خاتمی: هر موقع بیائید در ایران از شما استقبال می‌کنند. امیدوارم اجلاس سران عرب باعث ناآرامی ‌درمنطقه نشود. شما کمی‌ هم نسبت به مصالح شیعه و سنی و برخی از تندروها حساس باشید. دوستانتان را نصیحت کنید. با دوستی و تفاهم می‌توان بر مشکلات فائق آمد.
 
مبارک: ما هم در پی آن هستیم تا بین سوریه و عربستان سعودی دوستی برقرار شود. مساله قذافی را هم خواستم حل کنم ولی دیوانه‌ام کرد و نتوانستم. شرط عجیبی مطرح شد. پادشاه عربستان بایست از قذافی عذرخواهی می‌کند.به سرهنگ معمر گفتم تو می‌خواستی آنها را بکشی. تو نسبت به همه بدبین هستی. حالا بایست آنها بیایند از تو عذرخواهی کنند. به قذافی گفتم تو به عربستان فحاشی می‌کنی، آمریکایی‌ها سودش را می‌برند. من عربستان را بر حذر داشتم. قذافی خیلی از من دلخور است. آمریکایی‌ها به دنبال برهم زدن منطقه هستند.ایران بایست با تدبیر عمل کند. رودررویی با آمریکایی‌ها به نفع شما نیست. من با شیعه مشکلی ندارم. آمریکایی‌ها دنبال فتنه هستند. اینها نه مصر را می‌خواهند نه شما را. البته منافع ما و منافع اینها یک جایی بهم می‌رسد. ایران می‌بایست کمی‌ با تدبیر عمل کند. آمریکایی‌ها هم به ما فشار می‌آوردند که از ما پایگاه بگیرند ولی ما با تدبیر عمل کردیم گفتیم پایگاه نداریم، ولی هواپیماهای شما برای سوخت‌گیری بیایند و بروند. ما از آنها زمان گرفتیم. شما هم خیلی می‌بایست دقیق عمل کنید، از آنها زمان بگیرید. من به سیستم نظامی و امنیتی خود دستور داده‌ام که به هیچ وجه آمادگی همکاری با آمریکا در قبال جنگ جدیدی در خاورمیانه را نداشته باشد.

افشای پشت‌پرده‌های خانوادگی پس از پایان تراژدی مبارک
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: حسنی مبارک ، مصر ، دیکتاتور

«سوزان مبارک»، از همسرش حسنی مبارک ۱۰ برابر باهوش‌تر و بلندپروازی‌های او از همسرش بسیار بیشتر است. سوزان در سال ۱۹۴۱ میلادی از پدری مصری و مادری انگلیسی متولد و در ۱۶ سالگی با حسنی مبارک آشنا شد در آن زمان مبارک به عنوان سرهنگ نیروی هوایی مصر ...

 همیشه پس از سقوط دیکتاتور‌ها، رسانه‌های داخلی و خارجی به بررسی زوایای زندگی آن‌ها پرداخته و دلایل تفکر، اقدامات و اتخاذ سیاست‌های مستبدانه را در زندگی آنان جستجو می‌کنند. با سقوط صدام حسین، رئیس جمهور سابق عراق، رسانه‌ها به کنکاش و جستجو در زندگینامه او پرداختند و او را به عنوان فردی بیمار معرفی کردند که گاهی آرام و دوست‌داشتنی و گاهی در پی سیراب کردن عطش آدمکشی و خونریزی خود بر می‌آمد. امروزه رسانه‌ها حسنی مبارک را موضوع تحقیق و بررسی خود قرار داده‌ و در مورد آن مقاله و گزارش می‌نویسند. ولی کدام رسانه‌ها؟ و چه می‌نویسند؟

به گزارش سرویس بین‌المللی «فردا» به نقل از مجله «نیوزویک»، بررسی زندگی ۸۰ ساله حسنی مبارک شاید دلایل بی‌کفایتی او را نشان دهد و بسیاری از پشت‌پرده‌ها را برای ملت مصر و دیگران کشف کند.

مجله آمریکایی نیوزویک، در مقاله‌ای تحت عنوان «تراژدی حسنی مبارک»، زندگینامه مبارک را به طور مفصل توضیح داده است. عنوان این مقاله، برگرفته از‌‌ همان تعبیری است که «دانیل کرتز»، سفیر سابق آمریکا در مصر، در اعلام خبر سقوط مبارک بکار برد. کرتز گفته بود: سقوط مبارک شبیه یک تراژدی است زیرا وی زمانی که در حالتی از ضعف و سستی به سر می‌برد، خود را تنها در مقابل طوفان قدرتمند انقلاب یافت.

سفیر سابق آمریکا در مصر، در مورد سقوط دولت مبارک گفت: داستان سقوط دولت مبارک با داستان سقوط «زین العابدین بن علی»، رئیس جمهور فراری تونس، کاملا متفاوت بود. بن‌علی در حالی که ثروت‌های هنگفتی از تونس را با خود به یغما می‌برد به کاخ پادشاهانه‌ای در عربستان پناه آورد ولی مبارک با آنکه ثروت او را بین ۴۰ تا ۷۰ ملیارد دلار برآورد کرده‌اند تمام آن‌ها را از دست داده و همسر و فرزندان او که در پی موروثی کردن مسند حکومت در مصر بودند، همه بلندپروازی‌های خود را بر باد فنا یافتند و با شرمساری از مصر خارج شدند.

این مجله آمریکایی نوشت: در حالی که خیابان‌های مصر پر از تظاهر کننده و معترض بود، «سوزان مبارک»، همسر حسنی مبارک به یکی از دوستان مورد اطمینان خود با لحنی غمگین می‌گوید: آنچه بر عهده ما بود را انجام داد‌یم و حالا راه‌حلی جز رفتن نداریم.

به گفته این مجله، مبارک هیچ وقت تصور نمی‌کرد که زمانه او را به چنین سرنوشتی مبتلا سازد همانگونه که هیچوقت تصور نمی‌کرد روزی رئیس جمهور مصر شود.

این گزارش زندگینامه مبارک را به بحث می‌گذارد و می‌نویسد: مبارک فرمانده نیروهای هوایی در ارتش مصر بود و بعدا توسط «انورالسادات» - رئیس جمهور وقت مصر- به عنوان مشاور رئیس جمهور انتخاب شد در حالی که خود مبارک حتی خواب این را هم نمی‌دید که روزی معاون رئیس جمهور شود و بزرگ‌ترین آرزوی او این بود که روزی در یکی از کشورهای اروپایی، به عنوان سفیر، گماشته شود.
ولی اکنون که وی به زندگی پادشاهانه عادت کرده و حدودا ۳۰ سال در راس دولت بود ظاهرا توان مشاهده برکناری خود، به این شکل را ندارد.

مجله نیوزویک به نقل از «باربرا ابراهیم»، استاد رشته علوم مدنی، در دانشگاه آمریکایی در قاهره، می‌نویسد: «سوزان مبارک»، از همسرش حسنی مبارک ۱۰ برابر باهوش‌تر و بلندپروازی‌های او از همسرش بسیار بیشتر بود. این مجله آمریکایی مدعی شده که سوزان مبارک در اداره کشور مصر در طول حکومت همسرش، نقش فعالی را ایفا می‌کرد و در واقع نقش اول در اداره کشور را خود او بر عهده داشت.

همچنین مدعی شده که بسیاری از سازمان‌های غیر دولتی را، سوزان مبارک با هدف بهبودی وضع معیشتی در کشورش به مصر دعوت می‌کرد. و از روابط خارجی و دیپلماتیک بیش از مبارک و دولت او سر در می‌آورد.

به گزارش این مجله، سوزان برای آینده فرزندان و نوه‌هایش بسیار امید و آرزو داشت. وی در پی موروثی کردن حکومت در مصر بود و آن را حق انحصاری خانواده خود می‌دانست. در حالی که «علاء مبارک» فرزند بزرگ حسنی مبارک یک پیمانکار ثروتمند بود و به غیر از ورزش به چیز دیگری علاق‌ای نداشت ولی در مقابل «جمال مبارک» که برادر کوچک‌تر وی بود، امید سوزان برای جانشینی پدر و در دست گرفتن پرچم حکومت‌داری در مصربوده است.

نیوزویک به نقل از «زیاد علی» -دوست صمیمی جمال مبارک- نوشت: جمال با آنکه اهل مطالعه و تحصیل و در کل شاگرد پرتلاشی بود ولی به هیچ وجه وارد وادی سیاست نمی‌شد. علی که خود در تظاهرات بر علیه مبارک، شرکت کرده بود گفت: جمال به سختی می‌توانست با کسی ارتباط برقرار کند و ویژگی انزوا در شخصیت او نمایان بود. وی فاقد هرگونه شخصیت کاریزماتیک بوده است او کاملا از جامعه فاصله گرفته و از ارتباط با مردم عادی متنفر بود، نمی‌دانم چنین شخصی چگونه می‌توانست بر مصر حکومت کند؟

به نوشته این مجله، اطراف مبارک پر از افرادی بود که بر عدم اطلاع وی از اتفاقات و حوادث جهان حرص می‌ورزیدند و «صفوت الشریف»، وزیر ارتباطات سابق، این ویژگی را بیش از دیگران دارا بود.

به گزارش سرویس بین‌المللی «فردا»؛ روزنامه صهیونیستی یدیعوت احارونوت، تاثیر سوزان مبارک بر همسرش بسیار زیاد بود ولی در کشورهای عرب این تاثیر زنان به مصر ختم نمی‌شود بلکه شاهزاده «نور» خواهر «ملک حسین»، پادشاه سابق اردن، «رانیا» همسر «ملک عبدالله» و فرزند ملک حسین، «اسماء»، خواهر «بشار الاسد» رئیس جمهور سوریه و دیگرانی که این مجله مدعی شده که اگر بخواهد نام تمام آن‌ها را ذکر کند این مقاله بسیار بلند‌تر از این خواهد شد، نیز در تصمیمات دولتی تاثیر دارند.

این روزنامه اسرائیلی که با انتشار مقاله‌ای با عنوان «در پشت هر طغیانگر، زن قدرتمندی وجود دارد» گزارش مفصلی را به تحلیل زندگی و شخصیت سوزان مبارک اختصاص داده بود.

به گزارش این روزنامه اسرائیلی، سوزان مبارک که طی چند روز گذشته نام او از لیست «زنان مهم» حذف شد، در میان مردم مصر به عنوان کسی که سال‌ها دیکتاتوری و استبداد را تقویت می‌کرد شناخته شده‌بود، روز جمعه، همزمان با سقوط دولت، سرزمین مصر را به شیوه شرم‌آوری ترک می‌کند و کسی را از مقصد خویش آگاه نمی‌سازد.

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: سوزان در سال ۱۹۴۱ میلادی از پدری مصری و مادری انگلیسی متولد و در ۱۶ سالگی با حسنی مبارک آشنا شد در آن زمان مبارک به عنوان سرهنگ نیروی هوایی مصر ادای وظیفه می‌کرد که یک سال پس از آشنایی با مبارک با او ازدواج کرد که دو فرزند به نام‌های علاء و جمال مبارک حاصل این ازدواج بودند.

لازم به ذکر است که سوزان آنقدر اعتماد به نفس داشت که حتی پس از سقوط بن‌علی و فرار او به عربستان فکر نکرد که سرنوشتی همانند سرنوشت او گریبانگیر وی و همسرش خواهد شد و اینکه تمام روابط صمیمانه او با غرب نمی‌تواند کمکی به او بکند.

این روزنامه در پایان می‌نویسد: آخرین اخبار حاکی از آن است که سوزان مبارک به همراه همسر خود در شرم الشیخ مستقر شده‌است. وی اکنون در سن ۷۰ سالگی به سر می‌برد و در حالی که ناز و نعمت پادشاهانه را به تاریخ سپرده، بزرگ‌ترین آرزویش که‌‌ همان موروثی کردن حکومت و رساندن فرزندش جمال مبارک به حکومت بود را در روزهای اخیر از دست داد حالا دیگر باید به زندگی معمولی عادت کند البته اگر زمانه امانش دهد و به‌خاطر دعاوی دادگاهی که بر علیه او شکل گرفته، احضار نشود.

 


ظهور و سقوط یک دیکتاتور به روایت تصویر
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسنی مبارک ، عکس

"مُحَمَّد حُسنی سید مُبارَک" چهارمین رییس جمهوری مصر بود که پس از ترور "انور سادات" در سال 1981، به قدرت رسید و مدت 30 سال بر مصر حکومت کرد.مبارک در تاریخ 11 فوریه 2011 (22 بهمن 1389) با گسترش اعتراضات مردمی از سمتش استعفا داد.


سیا به مبارک تخفیف داد؛
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسنی مبارک

ثروت مبارک و خانواده‌اش این قدر‌ها هم نیست!

ثروت محمد حسنی مبارک دیکتاتور سابق مصر و خانواده وی چیزی در حدود یک الی حداکثر پنج میلیارد دلار است و آنچه اخیرا در برخی گزارش‌های خبری اعلام شده است که ثروت خانواده وی در بانک‌های خارجی بین چهل الی هفتاد میلیارد است صحت ندارد.

سازمان جاسوسی امریکا ثروت رئیس جمهوری سابق مصر را کمتر از خبرهای اعلام شده اعلام کرد.

به گزارش «فردا» شبکه تلویزیونی امریکایی‌ ای بی‌سی به نقل از منابع خبری خود در سازمان جاسوسی امریکا (سیا) خبر داد: ثروت محمد حسنی مبارک دیکتاتور سابق مصر و خانواده وی چیزی در حدود یک الی حداکثر پنج میلیارد دلار است و آنچه اخیرا در برخی گزارش‌های خبری اعلام شده است که ثروت خانواده وی در بانک‌های خارجی بین چهل الی هفتاد میلیارد است صحت ندارد.

شبکه‌ای بی‌سی به نقل از یک مسئول عالی رتبه امریکایی نقل اضافه کرده است که او نمی‌دادند خبر ثروت بالای حسنی مبارک به این میزان از کجا به دست رسانه‌ها رسیده است.

این شبکه گزارش داده است دولت امریکا ۳۳۵ میلیون دلار به مصر برای خرید ۹ هواپیما لوکس کمک کرده است.

گفتنی است روزنامه گاردین انگلیس اخیرا فاش کرد: براساس گزارش‌های محرمانه، ثروت حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر و خانواده‌اش بیش از ۷۰ میلیارد دلار است.

این روزنامه انگلیسی نوشت: خانوده مبارک این ثروت را در بانک‌های سوئیس، انگلیس، آمریکا و مصر واریز کرده‌اند.

درهمین حال افشای یک سند در یک پایگاه خبری مصر نشان می‌دهد که «حسنی مبارک» حداقل ۲۰ میلیارد دلار از ثروت ۷۰ میلیارد دلاری خود را به طلای خالص تبدیل کرده است.

پایگاه خبری «نافذه مصر»، در این سند که از سوی مؤسسه بانکی Caledonaian banking group در سوئیس صادر شده، ارزش سپرده غیر نقدی ارائه شده به این بانک ۲۰ میلیارد دلار تعیین شده است.

بر این اساس، این بانک با صدور رسیدی تاکید کرده که این سپرده را دریافت کرده است.

از سوی دیگر نیز «لارس نوچیل» سخنگوی وزارت خارجه سوئیس اعلام کرد که این کشور تمامی حساب‌های بانکی که احتمال دارد متعلق به حسنی مبارک دیکتاتور سابق مصر باشد را بلوکه کرده است.

این واکنش دقایقی بعد از اعلام استعفای دیکتاتور مبارک که از سی سال پیش قدرت را در این کشور در دست داشت، اعلام شد، وی در این زمینه گفت که هر سرمایه‌ای که متعلق به مبارک باشد را تا سه سال بلوکه کرده است.


30 سال ریاست‌جمهوری مبارک در یک نگاه
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسنی مبارک

شبکه خبری بی‌بی‌سی، پس از سرنگونی مبارک خلاصه‌ای از دوران 30 ساله ریاست‌جمهوری وی را ارائه کرد.

به گزارش سرویس بین الملل شبکه ایران، شبکه خبری بی‌بی‌سی، پس از سرنگونی مبارک خلاصه‌ای از دوران 30 ساله ریاست‌جمهوری وی را ارائه کرد.
این پایگاه اطلاع‌رسانی نوشت: حسنی مبارک بعد از ترور "انور سادات"، رییس‌جمهور اسبق مصر، به رهبری پرجمعیت‌ترین کشور دنیای عرب رسید و بعد از حدود 30 سال با اعتراض‌های مردمی از قدرت کنار رفت.
بنابراین گزارش، در طول 30 سال ریاست جمهوری مبارک بر مصر به دلیل وضعیت فوق‌العاده‌ای که در این کشور برقرار شده بود، اجتماع بیش از پنج نفر ممنوع بود اما مردم در ماه ژانویه سال ۲۰۱۱، با الهام از انقلاب تونس و بی‌توجه به وضعیت فوق العاده و استقرار حکومت نظامی، به خیابان‌ها آمدند و خواهان برکناری مبارک شدند.
بی‌بی‌سی افزود: مردم مصر که از فقر، فساد، بیکاری و حکومت استبدادی در این کشور به ستوه آمده بودند، هفته‌ها دست به اعتراض زدند.
مبارک در یک سخنرانی که اول فوریه از تلویزیون پخش شد، اعلام کرد که در انتخابات ماه سپتامبر نامزد نخواهد شد اما تقاضای معترضان استعفای او بود و آنها اکنون به خواست خود رسیده‌اند.
بی‌بی‌سی در ادامه به شرح زندگی مبارک پرداخته و نوشت: "محمد حسنی مبارک" در چهارم ماه مه سال ۱۹۲۸ در روستای کوچکی در دلتای نیل به دنیا آمد. با وجود اینکه خانواده او فقیر بود، توانست به دانشکده افسری راه یابد و در سال ۱۹۴۹ از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شود و یک سال بعد به نیروی هوایی مصر ملحق شد.

* مبارک؛ افسری که با اسراییل جنگید یا با آن سازش کرد؟!
در آغاز سال ۱۹۷۳ مبارک به عنوان فرمانده نیروی هوایی مصر و معاون وزیر دفاع در جنگ رمضان با اسراییل نقشی محوری داشت. در این جنگ، نیروهای مصری در عملیاتی غافلگیرانه به نیروهای اسراییل که بخشی از شبه جزیره سینا را اشغال کرده بودند، حمله کردند.
نقش او در جنگ سبب شد تا دو سال بعد، هنگامی که انور سادات، رییس‌جمهوری وقت مصر برای تعیین معاون خود تحت فشار بود، مبارک را به این سمت برگزیند. وی سرانجام توانست پس از ترور انور سادات در سال ۱۹۸۱ به ریاست جمهوری مصر دست یابد و چهارمین رییس‌جمهور مصر نام گیرد.
بی‌بی‌سی تصریح کرد: اندک بودند کسانی که باور داشتند، این معاون رییس جمهوری که چندان شناخته شده نبود، بتواند سه دهه قدرت را در دست گیرد.
بر اساس این گزارش، با وجود حمایت اندکی که از حسنی مبارک در صحنه بین المللی وجود داشت، وی با استفاده از موضوع صلح با اسراییل که سبب کشته شدن انور سادات شده بود، توانست خود را به عنوان یک سیاستمدار معرفی کند.
مبارک نقش مهمی در پیمان صلح کمپ دیوید داشت که در سال ۱۹۷۹، بین انور سادات و مناخم بگین، رییس کابینه رژیم صهیونیستی امضا شد. این پیمان سبب شد تا رییس جمهور مصر رابطه خوبی با آمریکا برقرار کند. کشوری که در سال‌های بعد میلیاردها دلار به او کمک کرد. مصر برای غرب یک متحد کلیدی و یک میانجی در مناقشه بین اسراییل و فلسطینی‌ها بود.
بی‌بی‌سی ادامه داد: با این حال، این موضع‌گیری مبارک در قبال روند سازش  اسراییل و برخی گروه‌های فلسطینی سبب خشم اسلام‌گرایان شده بود. دولت مصر هم استدلال می‌کرد که شرایط فوق العاده در مصر برای مبارزه با تروریسم ضروری است.
بی‌بی‌سی مدعی شد: دست‌کم شش بار به جان آقای مبارک سوء قصد شد. خطرناک‌ترین سوء قصد در سال ۱۹۹۵ رخ داد، زمانی که او برای شرکت در اجلاس سران کشورهای آفریقایی به اتیوپی رفته بود و در آدیس آبابا، به لیموزین او حمله شد.

* شکنجه در دوران مبارک امری عادی بود
رسانه دولتی انگلیس همچنین اذعان کرد: اعضای اخوان المسلمین، بزرگ‌ترین گروه مخالف مبارک معمولاً زندانی می‌شدند و در زندان‌ها شکنجه امری عادی بود. سرویس‌های اطلاعاتی در کشور حضوری پررنگ داشتند و مردم از این بابت ناراضی بودند. به همین دلیل رژیم مبارک همواره مورد انتقاد گروه‌های حقوق بشری نیز قرار داشت.
بی‌بی‌سی مدعی شد: مصر در دوران حکومت مبارک، شاهد دورانی با ثبات بود و توسعه اقتصادی در این کشور نشان می‌داد که مردم مصر با انحصار قدرت در دست او کنار آمده‌اند! اما در سال‌های اخیر مبارک برای نخستین بار هم از سوی آمریکا و هم از داخل کشور، برای ایجاد دمکراسی در کشور تحت فشار قرار گرفت. بی‌بی‌سی توضیح نداد که آنچه از فقر و بیکاری در مصر قبلا بدان اشاره کرده بود، با ادعای اخیر این رسانه چگونه قابل جمع است؟
در پی انقلاب تونس، اعتراضات مردمی دامان حسنی مبارک را نیز گرفت. بعد از چند هفته اعتراض مردمی و حتی با وجود دادن چند امتیاز سیاسی، بی‌توجهی بیشتر به این فشار غیر ممکن بود. تا پنحشنبه، دهم فوریه، گزارش‌هایی مبنی بر قریب الوقوع بودن استعفای مبارک در مصر و سراسر جهان منتشر شد. با این حال،  مبارک پنجشنبه شب یک بار دیگر در یک سخنرانی تلویزیونی اعلام کرد تا برگزاری انتخابات در ماه سپتامبر استعفا نخواهد داد.
بی‌بی‌سی افزود: اما کمتر از ۲۴ ساعت بعد، مبارک که حرف‌هایش معترضین را خشمگین کرده بود، به همراه خانواده‌اش قاهره را ترک کرد. ساعاتی بعد، عمر سلیمان، معاون وی که تازه به این سمت منصوب شده بود، بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و اعلام کرد که حسنیی مبارک از سمت خود استعفا می‌دهد.
این خبر، معترضینی را که در قاهره، اسکندریه و شهرهای دیگر به خیابان‌ها آمده بودند، غرق در شادی کرد.


رمزگشایی از نقش عمر سلیمان در تثبیت حکومت دیکتاتوری سرهنگ‌ها
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، حسنی مبارک
رمزگشایی از نقش عمر سلیمان در تثبیت حکومت دیکتاتوری سرهنگ‌ها

حجت‌الاسلام سید هادی خسروشاهی با توجه به بیش از نیم قرن ارتباط با رهبری حرکت‌های آزادی‌بخش و تلاش و کوشش در راستای شناخت و شناساندن حرکت‌های اسلامی از آغاز نهضت سید جمال‌الدین حسینی تا دوران معاصر، یکی از افراد آشنا به مسائل روز حرکت‌های مردمی تونس و مصر است.

وی در گفت‌وگوی زیر به موضوع زمینه‌های قیام مصر و ناگفته‌های خواندنی از وضعیت جامعه مصر، نحوه روی کار آمدن مبارک و تحولات اخوان المسلمین و رهبران آن پرداخته است.

همچنین با توجه به اینکه شب گذشته عمرو سلیمان اطلاعیه کناره‌گیری حسنی مبارک را از تلویزیون مصر قرائت کرد و با توجه به مدیریت انتقال قدرت که اداره اوضاع به ارتش سپرده شده، خسروشاهی نکات مهمی در مورد نقش سلیمان در سرکوب حرکت‌های اسلامی و تثیبت دیکتاتوری مبارک بیان کرده و همچنین با یادآوری فرآیند به قدرت رسیدن نظامیان که وی آن را "حکومت دیکتاتوری سرهنگ‌ها" می‌خواند، در مورد آینده هشدار می‌دهد.

حوادث اخیر مصر را در واقع باید قیام و انقلاب مردم مصر نامید. این انقلاب در استمرار دیکتاتوری سی ساله آقای حسنی مبارک ریشه دارد و از مدت‌ها قبل وقوع آن پیش بینی می‌شد. اصولاً باید توجه داشت که از زمان کودتای "افسران آزاد" در سال 1952 میلادی، یک نوع "حکومت دیکتاتوری سرهنگ‌ها" در مصر حکمفرما شد. نخست سرهنگ جمال عبدالناصر پس از طرد ناجوانمردانه ژنرال محمد نجیب -نخستین رئیس جمهوری شریف و نجیب مصر- به سرکوب مردم و منحل کردن احزاب و دستگیری و محاکمه مخالفین، به‌ویژه رهبری و اعضای اخوان‌المسلمین پرداخت که ماجرای این برهه از تاریخ مصر بسیار دردناک و اسف‌بار است و شرح آن نیاز به تألیف کتابی قطور دارد.

پس از سرهنگ ناصر، سرهنگ محمد انور سادات که به دنبال برکناری غیرمنتظره سرهنگ حسین‌الشافعی، معاون اول ناصر شده بود، به حکومت رسید و به ادعای خویشان ناصر و رازدار و امین سرّ او آقای محمد حسنین هیکل، با قهوه مسمومی که سادات به خورد ناصر داد، باعث مرگ وی شد... و پس از امضای قرارداد ننگین "کمپ دیوید" او هم توسط سروان خالد اسلامبولی اعدام شد و نوبت به جناب سرهنگ محمد حسنی مبارک رسید! که با اعلام «وضعیت فوق‌العاده» حکومت خود را آغاز کرد و این "وضعیت فوق‌العاده" در طول این 30 سال حکومت وی همچنان ادامه یافت و در نتیجه، هر نوع فعالیت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ممنوع شد و یا زیر نظارت سازمان امنیت وی قرار گرفت و سالیان درازی است که مسئول اول و تام‌الاختیار آن هم همین آقای عمرو سلیمان است که همراه با وزیر کشور به نام "حبیب‌العدلی" -که با آنچه که آشنایی نداشت "عدل" بود-، هرگونه فشار و اختناقی را بر ملت شریف مصر تحمیل کردند و از سوی دیگر برای جلوگیری از توسعه نفوذ معنوی اسلام‌گرایان در میان نسل جوان، به سرکوب حرکت‌های اسلامی و طلیعه‌ی آنها "اخوان‌المسلمین" پرداختند.

در نتیجه، در این دوره‌ی حکومت 30 ساله آقای حسنی مبارک، ملت مصر، محروم از دنیا و آخرت، سرکوب شده توسط سازمان امنیت و وزارت کشور، تحقیر شده در جهان اسلام و عرب، به علت سیاست‌های ضد مردمی رئیس‌جمهوری! خود و فقرزده توسط اشراف و اوباش و سرمایه‌داران حزب دموکراتیک ملی! -حزب حاکم- به شمار می‌آمدند، دچار نوعی سردرگمی، ناامیدی، سستی و تسلیم شدند که در واقع هیچ گونه راهی برای حل مشکلات مادی و معنوی خود پیدا نکردند... این فشار و اختناق و سرکوب و سلب آزادی و دور ساختن مردم مسلمان از مبانی عقیدتی، مذهبی و محروم ماندن مردم از ابتدایی‌ترین وسائل زندگی عادی روزمره و آثار و تبعات اجتماعی، فرهنگی آن در میان نسل جوان و خانواده‌ها... بالاخره دست به دست هم دادند و ملت مسلمان مصر را به عصیان و طغیان و قیام واداشتند که قیام مردم تونس، بهانه‌ای برای آغاز بود!

آیا حسنی مبارک هم در دوره عبدالناصر، نقشی هم در سرکوب و اعدام رهبران اخوان‌المسلمین به عهده داشت؟

رهبری و اعضای اخوان‌المسلمین در دوره سرهنگ عبدالناصر در دو نوبت در دادگاه‌های نظامی او محاکمه و اعدام شدند که یکی از آنها سرهنگ عبدالحکیم عامر، رفیق صمیمی ناصر و سرهنگ خالد محی‌الدین نقش‌های اصلی را به عهده داشتند. در سری دوم، سرهنگ انور سادات و سرهنگ حسین شافعی، به عنوان مدعی و دادستان و قاضی! جلسات محاکمه را اداره کردند که به گفته شخص آقای حسین الشافعی به اینجانب، دستور اصلی از "قیاده" -یعنی ناصر- صادر شده بود. البته در هر دوی این محاکمه‌های غیرقانونی، گروهی از بهترین و فرهیخته‌ترین و دانشمندترین اعضای مکتب ارشاد -کمیته مرکزی- سازمان اعدام شدند که شیخ محمد فرغلی (از علمای الازهر) و دکتر عبدالقادر عوده (فقیه و حقوقدان معروف و صاحب کتاب فقهی "التشریع الجنایی فی الاسلام") ‌و سید قطب صاحب تفسیر سی جلدی "فی ظلال القرآن" از آن جمله بودند.

اما سرهنگ محمد حسنی مبارک ظاهراً در آن دادگاه‌ها نقشی و سمتی به عهده نداشت، ولی به هر حال جزو "افسران آزاد" و از عمله سرهنگ ناصر بود. البته حسنی مبارک در دوره ریاست جمهوری‌ خود با رهبران حرکت‌های اسلامی جهادی که به مبارزه مسلحانه روی آورده‌ بودند، به‌شدت برخورد کرد و ده‌ها نفر از آنها به اعدام و یا زندان‌های درازمدت محکوم شدند که عامل و مسئول اصلی این امر، همین عمرو سلیمان و حبیب‌العدلی، وزیر داخله حسنی مبارک بودند.

البته باید اشاره کرد که انور سادات مدت کوتاهی برای مبارزه با هواداران چپ سرهنگ ناصر و کمونیست‌ها، رهبران اخوان‌المسلمین را از زندان آزاد کرد و آنها به کار فرهنگی، تربیتی مشغول شدند، اما دیری نپایید که پس از سرکوب مخالفان ناصری و چپ‌گراها، مجدداً نوبت به سرکوب اخوان‌المسلمین رسید و این فشار و خفقان تا دوران ریاست حسنی مبارک ادامه یافت.

وضعیت اقتصادی کنونی مردم مصر چگونه است؟

وضع اقتصادی اکثریت مردم مصر رقت‌‌آور است. طبق آمارهای رسمی 40% مردم مصر زیر خط فقر زندگی می‌کنند، یعنی با درآمدی روزانه یک دلار... و خود تصور بکنید که با یک دلار در روز، چگونه می‌توان زندگی کرد؟

نمونه‌‌ای زنده از وضع مسکن مردم مصر، به‌ویژه در قاهره که مرکز رفت و آمدهای بین‌المللی و دیدارهای توریست‌ها از سراسر دنیاست، می‌تواند چهره واقعی اقتصاد مصر امروز را نشان دهد.

طبق نوشته جراید مصری چاپ قاهره، در این شهر حدود صد هزار مقبره خاص -نه گورستان‌های عمومی- وجود دارد که بیشتر در اطراف مساجد معروف یا مقابر اهل بیت و اولیا و بزرگان دین ساخته شده‌اند و دارای مالکیت خصوصی می‌باشند. همه این مقابر مملو از انسان‌ها و خانواده‌هایی هستند که محلی برای سکونت ندارند، یعنی جماعتی بالغ بر یک میلیون نفر -طبق نوشته روزنامه رسمی "الاهرام"- در این مقابر شب را به روز می‌رسانند! و البته در این مقابر که بنده شخصاً به بازدید و بررسی وضع آنها پرداخته‌ام، هیچ گونه امکانات رفاهی اعم از آب شرب و برق و گاز و راه‌های آسفالته وجود ندارد. در واقع مراکزی از فقر، برای پرورش نسلی منحط می‌باشند که افراد مجرمی را -در همه زمینه‌ها: دزدی و فساد و فحشاء و اعتیاد- تحویل جامعه می‌دهند! به‌طور کلی باید گفت که بیکاری و بیسوادی و در واقع "بی همه چیزی" مطلق، پدیده‌ای است فراگیر که سراسر مصر، به‌ویژه قاهره را در بر گرفته است.

سود درآمدهای ویژه از گاز، توریسم، کشاورزی و کارخانه‌ها، نصیب مافیای ثروت و قدرت در اطرافیان مبارک و میان حاکمیت، به‌‌ویژه حزب دموکراتیک! ملی! تمرکز یافته است، یعنی یک طرف فقر مطلق و یک طرف تکاثر مطلق و این وضع عمومی اقتصاد مصر در 50 سال گذشته به‌ویژه در دوران آقای حسنی مبارک است.

سیاست کلی داخلی و خارجی مصر بر چه پایه‌ای استوار است؟ منافع ملی یا طبقه حاکمه یا بیگانگان؟ و اصولا وضع کلی جامعه مصر چگونه است؟

سیاست کلی داخلی کشور مصر توسط مافیای قدرت و ثروت تنظیم و اداره می‌شود. وزارت داخله و الامن‌العام کشور -سازمان امنیت- مجری و طراح و یا پشتیبان چگونگی اجرای این سیاست است و نتیجه نهایی آن هم البته و پیشاپیش روشن است.

اما سیاست خارجی که به‌ظاهر زیر نظر رئیس جمهوری و دولت است، سیاستی بر اساس برنامه "کمپ‌دیوید" و حفظ منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه عربی است و نتیجه این نوع سیاست خائنانه، تحقیر کامل ملت و دور کردن مردم مصر از عزت کرامت و تهی ساختن آنان از احترام و سربلندی و تسلیم شدن در مقابل دشمن خارجی است.

در اجرای این سیاست رذیلانه، نه تنها اسلام‌گرایان تند و بلکه عناصر معقولی را هم که در یک تشکیلات سالم مردمی، تحت عنوان اخوان‌المسلمین می‌خواهند فعال بمانند، سرکوب شده‌اند و اصولاً این نوع احزاب و سازمان‌های وابسته به آنها "غیرقانونی" و "منحله" اعلام شده‌اند و در نتیجه "اسلام‌گرایان" به‌طور مطلق، حق فعالیت اجتماعی و سیاسی ندارند و مراکز فرهنگی و آموزشی یا اقتصادی آنها هم به بهانه‌های گوناگون تعطیل می‌گردد و یا به نفع دولت مصادره می‌‌شود که این روش ضد انسانی و ضد اخلاقی، از دوران نخستین حکومت "افسران آزاد!" به ریاست سرهنگ عبدالناصر آغاز و تمامی متملکات اخوان، حتی کتابخانه‌های عمومی و مدارس آموزشی آنها، تعطیل شدند و یا به نفع دولت مصادره شدند!

محصول نهایی این سیاست داخلی- خارجی، چیزی جز سرکوب مردم و سلطه دیکتاتوری مطلق نیست که در مصر توسط همین آقای عمرو سلیمان رئیس امنیت کشور، به‌طور کامل به مرحله اجرا در آمده بود.

در انتخابات اخیر مجلس شورای مصر، با دستگیری و توقیف کاندیداهای اخوان‌المسلمین و بعضی از عناصر دیگر اپوزیسیون، حتی امکان ثبت‌نام از آنها سلب و مجلسی تشکیل شد که اکثریت قاطع اعضای آن از حزب حاکم بودند! در سیاست خارجی، تبعیت از آمریکا به آن مرحله از رسوایی رسید که مصر مبارک در همه جنایت‌های جنگی در غزه و لبنان عملاً شریک اسرائیل بود؛ یعنی مبارک و عمرو سلیمان علاوه بر موافقت با حمله به غزه و لبنان، در مورد غزه حتی از رسیدن وسائل معیشتی روزانه مردم عادی از طریق مرز "رفح" که تنها راه اتصال غزه از طریق خشکی به دنیای خارج است، جلوگیری کردند و برای آنکه فلسطینی‌ها نتوانند از طریق صحرای سینا و رفح به حفر "نفق"- تونل- بپردازند و غذا و دارو به مردم برسانند، با تصویب قانونی! در طول مرز رفح، "دیوار فولادین" احداث کردند تا فلسطینی‌ها –حماس- نتوانند به زنان و کودکان محاصره شده در غزه دارو و غذا برسانند!

نقش و موقعیت فعلی اخوان‌المسلمین در حوادث کنونی مصر چیست و آنها برای در دست گرفتن قدرت چه برنامه‌ای دارند؟ و سابقه تاریخی آن چیست؟

سازمان یا جمعیت اخوان‌المسلمین در سال 1307 ش( 1928 میلادی) توسط شیخ حسن‌البنا در مصر تأسیس گردید. پدر شیخ حسن‌البنا یکی از علمای الازهر به نام شیخ احمد‌البنا معروف به شیخ احمد الساعاتی بود. این شیخ، فقیه و حدیث‌شناس معروفی بود، ولی برای امرار معاش خود، در اوقات فراغت به تعمیر ساعت می‌پرداخت و به همین دلیل به "ساعاتی" معروف شده بود.

در کنار او شخصی به نام حاج محمد سلطان هم مغازه آموزش تعمیر ساعت داشت که شاگردان بسیاری را تعلیم داد. یکی از این شاگردان وی "حسن‌البنا" بود. مغازه او و شیخ احمد، مرکز تجمع و رفت و آمد "سلفی‌ها" -هواداران بازگشت به خویشتن- به شمار می‌رفت و می‌گویند که سید جمال‌الدین اسدآبادی -معروف به افغانی- در مدت اقامت خود در قاهره، از جمله افرادی بود که اغلب در این محل حضور می‌یافت و به سخن گفتن می‌پرداخت و به همین دلیل، علی‌رغم فاصله زمانی، بعضی‌ها مدعی هستند که حسن‌البنا از طریق حاج سلطان و پدر خود با افکار سید آشنا شده و راه جدیدی را در پیش گرفته است. خود شیخ حسن‌البنا در کتاب خاطراتش به نام "مذکره الدعوه و الداعیه" ‌تصریح می‌کند که راه او "استمرار راه جمال‌الدین و محمد عبده" است.

به هر حال سازمان اخوان‌المسلمین پس از تأسیس به‌سرعت و در عرض پنج سال در سراسر مصر گسترش یافت و شعبه‌های آن حتی در روستاها نیز گشوده شد، زیرا رهبری، یعنی خود شیخ حسن‌البنا به شرق و غرب و جنوب و شمال مصر و به روستاهای دورافتاده سفر و در همه جا مردم را به خیر و نیکی و صلاح و ارشاد دعوت می‌کرد و در تأسیس مدرسه، مسجد، حمام و... به آنها کمک می‌کرد. نفوذ معنوی و توسعه فعالیت اخوان‌المسلمین برای سفارت‌های آمریکا و انگلیس نگران کننده بود، به‌ویژه که اخوان در نخستین "جنگ فلسطین"، نیروهای مجاهد خود را به میدان نبرد فرستاد که در همه جا با موفقیت کامل اقدام کردند و به نبرد و دفاع پرداختند، سپس در جریان مبارزات چریکی "کانال سوئز" برای اخراج نیروهای اشغالگر انگلیس، این فدائیان اخوان بودند که معرکه را اداره می‌کردند و رهبری آن گروه هم به عهده یک شیخ الازهری به نام شیخ محمد فرغلی، عضو جمعیت اخوان بود و انگلیس برای یافتن مرده یا زنده او، جایزه هنگفتی را تعیین کرده بود.

در کودتای افسران آزاد به سال 1952 سازمان نظامی اخوان نقش ویژه‌ای را به عهده داشت و حتی عبدالناصر و انور سادات و یکی دو نفر دیگر از این گروه افسران، خود از اعضای رسمی و مخفی سازمان نظامی اخوان به شمار می‌رفتند و با رهبری -شیخ حسن‌البنا- بیعت کرده بودند.

پس از پیروزی ژنرال محمد نجیب نخستین رئیس جمهوری مصر، هوادار اخوان بود و عبدالناصر برای کسب کامل قدرت، نجیب و اخوان را متهم به همکاری برای "ترور" خود نمود و ناجوانمردانه هر دو را سرکوب کرد. اما علی‌رغم سرکوب او که از همان زمان و تا کنون ادامه یافته است و اخوان جمعیتی غیرقانونی! و به اصطلاح "منحله" باقی مانده است، فعالیت‌ها و خدمات فرهنگی، آموزشی و خیریه‌ای آن هرگز تعطیل نشده و بر خلاف تصور دولت، اخوان قدرت و نفوذ معنوی خود را حفظ کرده و بلکه گسترش داده‌اند.

در انتخابات دور قبل که اینجانب در قاهره بودم، اخوان علی‌رغم فشار حکومت، به‌تنهایی بیش از 80% نماینده به مجلس فرستادند، در حالی که کل احزاب مخالف مانند: الوفد، التجمع، الاحرار، الناصری و... فقط 15 نفر را به مجلس فرستادند که تنها یک نفر از آنها نماینده حزب ناصری! بود.

به هر حال در طول این مدت 30 ساله، حسنی مبارک توسط همین سرتیپ عمرو سلیمان و سرهنگ حبیب‌العدلی -وزیر کشور مخلوع- ظالمانه‌ترین روش‌ها را بر ضد اخوان و سازمان‌های وابسته به آن اعمال کردند، اما اخوان هرگز از پا ننشستند و به مبارزه خود ادامه دادند.

البته در برهه‌ای گروهی از جوانان اخوان از مکتب ارشاد درخواست کردند که به مبارزه مسلحانه دست بزنند، ولی رهبری موافقت نکرد و در نتیجه "گروه‌های جهادی" به وجود آمدند که جدا از اخوان به کارهایی دست زدند. مبارزه اخوان عمدتاً فکری، فرهنگی بود... و اکنون در جریان انقلاب مردم مصر، دخالت مستقیم ندارد، اما به گفته رهبری، چون اخوان جزو مردم هستند، در درون مردم و در همه تظاهرات شرکت دارند، ولی انقلاب را "ویژه خود" نمی‌دانند، بلکه همه مردم مصر، حتی "قبطی‌ها" را هم در آن سهیم می‌دانند؛ یعنی حرکت اخوان رنگ انحصارگرایی ندارد و راز و رمز موفقیت و محبوبیت آن هم در همین نکته نهفته است.

اما در مورد اخذ قدرت و یا به دست گرفتن حکومت، اخوان این بار نیز مانند گذشته رسماً اعلام کرده‌اند که به دنبال کسب قدرت و اخذ حکومت برای سازمان خود نیستند، ولی آمادگی همکاری با همگان برای تغییر بنیادین و سرنگون ساختن کامل رژیم دیکتاتوری 60 ساله افسران آزاد! را دارند و در این راستا وظیفه خود را به‌نحو احسن انجام می‌دهند. امروز سازمان اخوان بی‌تردید نیرومندترین تشکیلات با موفق‌ترین سازماندهی و بیشترین اعضا و هوادار در سراسر مصر می‌باشد، اما این نیرو و قدرت، حکومت را فقط برای خود نمی‌خواهد.

آیا در گذشته و در زمان رژیم سابق، رهبران مذهبی- سیاسی ایران با اخوان‌المسلمین روابطی داشتند؟

تا آنجا که من اطلاع دارم نخستین رابطه اخوت بین رهبر سیاسی مذهبی ایران، یعنی آیت الله کاشانی و اخوان در مراسم حج در سال 1948 میلادی به وجود آمد. در آن دیدار ضمن گفتگو در مورد مسئله تقریب بین شیعه و سنّی تصمیم گرفته می‌شود که یک کنفرانس بین‌المللی- اسلامی با شرکت شخصیت‌های برجسته جهان اسلام در تهران یا قاهره، تشکیل و در آن کنفرانس راه حل‌های عملی برای رفع مشکلات دنیای اسلام و رهائی از قید استعمار غربی یا شرقی بررسی شود. یکی از اعضای معروف اخوان‌المسلمین مصر در کتاب خود به نام "لما ذا اغتیل حسن‌البنا" -چرا حسن‌البنا ترور شد؟- به بررسی این موضوع می‌پردازد و می‌نویسد: «اگر عمر امام حسن‌البنا کوتاه نمی‌شد، او با همکاری آیت‌الله کاشانی در از میان بردن اختلاف شیعه و سنی موفق می‌شد، زیرا این دو در مکه مکرمه به توافق کلی در این زمینه رسیده بودند، اما حسن‌البنا پس از مراجعت از حج در فاصله کوتاهی ترور شد و به شهادت رسید.»

باید اشاره کرد که در همان ایام کوتاه، آیت‌الله کاشانی برای آماده سازی مقدمات تشکیل کنفرانس اسلامی تلاش خود را آغاز کرد که متأسفانه با مخالفت دولت آقای دکتر مصدق موضوع منتفی شد.

چرا دولت دکتر مصدق با این امر مخالفت کرد؟

دولت اعلام کرد که برای این کار بودجه ندارد! ولی در واقع باید قبول کرد که مسئله جنبه سیاسی داشت و دکتر مصدق نمی‌خواسته که موقعیت آیت‌الله کاشانی در سطح جهان اسلام تثبیت و تحکیم شود.

اخوان المسلمین با شخصیت‌های دیگر شیعه و ایرانی ارتباطی برقرار نکردند؟

شهید حسن‌البنا در این راستا بسیار فعال بود، روی عقیده و ایمان در ایجاد "دارالتقریب" در قاهره توسط مرحوم علامه شیخ محمدتقی قمی با ایشان همکاری تنگاتنگی داشت و حتی خود یکی از مؤسسین دارالتقریب بود و شیخ عمر التلمسانی، مرشد اسبق اخوان مصر من نقل کرد که: «علامه قمی وقتی به قاهره وارد شد، جایی برای اقامت نداشت، لذا مدتی در مکتب اخوان اقامت کرد تا محلی برای سکنی پیدا شود.»

پس از علامه قمی، اخوان روابطی با دیگر فعالین میدان دین و سیاست در ایران نداشتند؟

چرا، این روابط همچنان ادامه یافت و با سفر مرحوم آیت‌الله طالقانی به اردن برای شرکت در کنفرانس فلسطین به دعوت دکتر سعید رمضان، داماد حسن‌البنا و سپس سفر ایشان به قاهره و دیدار با رهبران اخوان، این روابط مستحکم‌تر شد. بعدها با شرکت شهید نواب صفوی در کنفرانس قدس در اردن که به دعوت شهید سید قطب در آن شرکت و سخنرانی کرد، روابط ادامه یافت و اتفاقاً پس از پایان کنفرانس قدس، باز به درخواست سید قطب، شهید نواب به قاهره رفت و در آنجا میهمان اخوان‌المسلمین بود و در دانشگاه قاهره برای هزاران دانشجوی مصری وابسته به سازمان دانشجویی اخوان سخنرانی کرد که با حمله چماق به دستان عبدالناصر که تازه به قدرت رسیده بود، این سخنرانی به هم خورد و شهید نواب هم به‌طور موقت دستگیر شد و جمعیت اخوان‌المسلمین هم برای بار دیگر -پس از فاروق- در تاریخ خود، غیرقانونی اعلام شد. من داستان این ماجرا را در کتاب "زندگی و مبارزه نواب صفوی" با اسناد و مدارک آورده‌ام و نقل مجدد آن در این گفتگو ضرورتی ندارد. البته این موضوع را شهید دکتر فتحی شقاقی هم در کتابی تحت عنوان "الشیعه و السنّه ضجّه مفتعله" در قاهره منتشر ساخته است و بنده متن عربی آن را چندین بار در ایتالیا- رم چاپ کردم که در بلاد عربی- اسلامی مختلف منتشر و توزیع شد.

در مورد سفر شهید نواب صفوی به اردن، سوریه، قاهره و روابط او با اخوانی‌ها به تفصیل سخن گفته است که خوشبختانه ترجمه آن توسط حقیر تحت عنوان "شیعه و سنی: غوغای ساختگی" چند بار از سوی "مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی" در ایران چاپ و منتشر شده است. علاقمندان به این موضوع می‌توانند به آن کتاب مراجعه نمایند.

پس از پیروزی انقلاب روش اخوان با ایران اسلامی چگونه بود؟

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اخوان‌المسلمین در واقع به آرزوی تحقق نیافته خود که تشکیل یک حکومت و دولت اسلامی در جهان اسلام بود، رسیدند و گروهی از رهبران اخوان و حرکت‌های اسلامی دیگر با یک هواپیما به ایران آمدند و این پیروزی را به امام خمینی(ره) و ملت ایران تبریک گفتند که داستان آن در همان موقع در جرائد منعکس گردید.

جنابعالی در مدت اقامت در مصر و به عنوان رئیس هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران آیا با حسنی مبارک هم دیداری و گفتگوئی داشتید؟

بلی! من دو بار با آقای حسنی مبارک، همراه وزیر محترم امور خارجه وقت، جناب آقای دکتر خرازی ملاقات داشتم. در دیدار اول، من خواستار افزایش تعداد کارمندان ایرانی نمایندگی قاهره شدم که این پیشنهاد با پاسخ مثبت وی روبرو شد، به شرط آنکه مصر نیز بتواند به همان تعداد افراد خود را در نمایندگی مصر در تهران افزایش دهد که ایران نیز آن را پذیرفت. در این دیدار باز من خواستار باز شدن "صفر" تلفن به ایران شدم که از مدت‌ها قبل "بسته" شده بود و ایرانی‌ها بدون ارتباط با اپراتور مصری، نمی‌توانستند با ایران تماس بگیرند. مبارک از این امر تعجب کرد و گویا اصلاً از آن مطلع نبود! من با خنده ضمن اشاره به تلفنی که روی میز او قرار داشت، گفتم: «آقای رئیس! می‌توانید امتحان کنید.» و او به سوی عمرو موسی که هوادار سرسخت روابط حسنه با ایران بود، برگشت و نگاه کرد. عمرو موسی هم موضوع را تأئید کرد و آن گاه آقای مبارک دستور داد که "صفر" ایران باز شود. ما نامه‌ای از وزارت امور خارجه مصر برای اداره پست و تلفن قاهره گرفتیم که دستور شفاهی رئیس جمهوری را ابلاغ می‌کرد! اما پس از شش ماه پیگیری، بالاخره مدیر اداره مربوطه به رابط ما "محرمانه" گفته بود که "الامن العام"، یعنی همین آقای عمرو سلیمان موافقت نکرده است و در نتیجه صفر ایران تا امروز بسته مانده است. البته ما در سفارت دستگاه ویژه‌ای داشتیم که می‌توانستیم به‌راحتی با ایران و بدون ارتباط با اپراتور! تماس بگیریم و آنها به‌ظاهر از این امر غافل بودند، چون نتوانستند "صفر" آن را ببندند! و یا می‌خواستند باز باند تا بتوانند "شنود" کنند!