فلاکت سازمان تروریستی به روایت 3 منافق
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، خبره ویژه

میزگرد یک رسانه آمریکایی با حضور 3 تن از عناصر همسو با منافقین حاکی از آن است که این گروهک در وضعیت بن بست واقع شده و نه حق ماندن در عراق را دارد و نه به سادگی می تواند به کشورهای دیگر عزیمت کند.
امیرحسین گنج بخش در گفت وگو با رادیو فردا اظهار داشت: واقعیت این است که دولتی در عراق است که براساس همکاری های این سازمان و صدام حسین با فشار ایران یا چند دلیل دیگر نمی خواهد سازمان در این کشور حضور داشته باشد.
وی همچنین گفت: متاسفانه سازمان یک سری شرط بندی های سیاسی کرده که روی این شرط بندی ها موفق نشده و الان دارد هزینه های یک سری اشتباهات تاریخی اش را می دهد. همکاری با صدام حسین برای مردم ایران زیاد مورد علاقه نبود. این را هم می دانید که در عملیات مروارید دوستان سازمان در مقابل کردها و شیعه ها ایستادند. نگرانی و تلاش امثال من این است که بتوانیم فشار روی نیروهای آمریکایی و اروپایی بگذاریم و اینها را به یک جایی منتقل کنند تا از بین نروند اگر من خودم بخواهم اگر زوری داشته باشم استفاده کنم می گویم باید جنبه انسانی را تقویت کرد و موضوع تروریسم و اینها مسئله نیست(!) عبدالکریم لاهیجی(بغدادی) که سالیان طولانی با سازمان منافقین همکاری داشته در این میزگرد گفت: تصمیم صدام برای اینکه این سازمان را آن هم در زمان جنگ ایران و عراق در خاک عراق بپذیرد و مسلح کند، یک تصمیم سیاسی بوده است. از سوی دیگر می دانیم دولت عراق کسانی هستند که به عنوان مخالف صدام، مورد حمایت جمهوری اسلامی بودند و آنها هم از این انتقال سازمان به عراق راضی نیستند.
وی اضافه کرد: کشورهای اروپایی و آمریکا و کانادا هم به اینها ویزا نمی دهند چند سال پیش که عده ای از اینها از سازمان جدا شدند، سالها طول کشید که پناهندگی بگیرند. باید ببینیم با توجه به موازنه قدرتی که الان در دنیا وجود دارد آیا ایجاب می کند که یک دولتی یکجا چند هزار نفر از اینها را به عنوان پناهنده بپذیرد. در شرایط فعلی کشورهای اروپایی حتی حاضر نیستند تعدادی از اینها را به طور موقت بپذیرند.
کریم قصیم عضو شورای مقاومت منافقین نیز در این گفت وگو اظهار داشت: مسئله آسان نیست. یک موقع هست که یک نفر می خواهد جابجا شود یا اینکه یک گروهی به صورت متلاشی شده جابه جا شود، اسلحه اش را تحویل بدهد و امکاناتش را بدهد. هیچ بختی برای پذیرش اینها وجود ندارد. سفیر عراق در سازمان ملل می گوید عراق از کشورهای اروپایی خواسته بود ساکنان پادگان اشرف را بپذیرند اما تاکنون این کشورها پاسخ مثبتی نداده اند.


سران فتنه: وای به حالمان اگر وزارت کشور موافقت کند!!
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢۱  کلمات کلیدی: روزنامه کیهان ، خبره ویژه

یک خبر موثق حکایت از آن دارد که درخواست مجوز برای راهپیمایی 22خرداد که از سوی چند گروه مدعی اصلاحات به وزارت کشور ارائه گردیده با هدف و انگیزه رد این درخواست تهیه شده است و سران فتنه اگرچه مطمئن بوده و هستند که با درخواست آنها موافقت نمی شود ولی این نگرانی جدی را نیز دارند که مبادا وزارت کشور با این درخواست موافقت کند و بار دیگر خالی بودن دست آنها از هوادار به نمایش گذارده شود.
براساس یک گزارش کاملا موثق چند روز قبل موسوی و کروبی و خاتمی برای اتخاذ تصمیم درباره 22 خرداد و چگونگی عبور از آن با یکدیگر ملاقات کردند. در این ملاقات اظهارنظرهای متفاوت و متضاد گروه های حامی فتنه در خارج از کشور و برخی از دنباله های داخلی آنها مورد بحث قرار گرفت. تعدادی از حامیان بیرونی معتقد بودند که هرگونه اقدام آشکاری نظیر حرکت های خیابانی، با توجه به کمبود چشمگیر هوادار، می تواند ادعای فراگیری جنبش- بخوانید فتنه- سبز را زیر سؤال ببرد و ضربه دیگری علاوه بر 9 دی و 22 بهمن درپی داشته باشد- اخیرا به 14 خرداد نیز به عنوان یک شکست بزرگ دیگر برای- به اصطلاح- جنبش سبز اشاره می کنند- و درمقابل این دیدگاه، برخی از سایت های بیرونی و حامی فتنه گران نیز، یک اقدام حداقلی برای نشان دادن حضور خود را ضروری می دانستند. موسوی و کروبی و خاتمی در نشست مشترک خود- ابتدا موسوی و کروبی با یکدیگر و سپس با خاتمی- نهایتا به این نتیجه می رسند که در صورت اعلام راهپیمایی، این حرکت به علت فقدان هوادار درخور توجه شکست دیگری برای آنها تلقی شده و به انزوای بیشتر آنان منجر خواهد شد و از سوی دیگر چنانچه هیچ اقدامی صورت ندهند، نیز نشانه آن است که خود به پایان عمر سیاسی خویش اعتراف کرده اند و نهایتا با پیشنهاد خاتمی قرار می شود، تعدادی از گروه های مدعی اصلاحات طی نامه مشترک و یا نامه های جداگانه از وزارت کشور برای راهپیمایی در روز 22 خرداد تقاضای مجوز کنند و از آنجا که به طور قطع و یقین وزارت کشور با این درخواست مخالفت می کند، بعد از اعلام مخالفت وزارت کشور، بیانیه ای تهیه کرده و اعلام کنند برای پیشگیری از سرکوب هواداران به بهانه غیرقانونی بودن راهپیمایی، از انجام این راهپیمایی در روز 22 خرداد منصرف شده ایم! خاتمی در ادامه توضیح می دهد که با اجرای این طرح، اولا؛ در نگاه مردم به عنوان افراد قانون گرا(!!) معرفی می شویم و ثانیا، پدیده سرخوردگی و ریزش هواداران جنبش پوشیده باقی می ماند و می توانیم اعلام کنیم که هواداران زیادی داریم ولی برای جلوگیری از سرکوب آنها، حاضر به انجام راهپیمایی در 22 خرداد نشده ایم!
پیشنهاد خاتمی که قبلا در جمع اختصاصی آنها و بعد از چند جلسه بحث و گفت وگو تهیه شده بود در نهایت با موافقت موسوی و کروبی روبرو می شود. اما موسوی با نگرانی می پرسد: اگر نظام با راهپیمایی موافقت کرده و مجوز بدهد چی؟! در آن صورت باید افرادی را به میدان بیاوریم و از آنجا که چنین امکانی در اختیار نداریم و افراد بسیار اندکی حاضر به حضور در راهپیمایی خواهند شد، باز هم جنبش با ضربه جدیدی روبرو می شود و خاتمی به وی اطمینان می دهد که هرگز وزارت کشور مجوز صادر نمی کند و بالاخره برای محکم کاری بیشتر تصمیم گرفته می شود که گروه های اصلاح طلب درخواست مجوز را به گونه ای ناقص- بدون ذکر کامل هویت گروهی و مسائل دیگری از این دست- تهیه کرده و به وزارت کشور بدهند تا همین نواقص موجود در درخواست نیز بهانه دیگری برای رد درخواست آنها باشد و... سرانجام تصمیم یاد شده به گروه های مدعی اصلاحات اعلام می شود و آنها درخواست مجوز برای راهپیمایی 22 خرداد را به وزارت کشور تسلیم می کنند.
اکنون باید منتظر بخش بعدی پروژه یاد شده بود. طی چند روز آینده سران فتنه بیانیه ای صادر کرده و در آن اعلام خواهند کرد که چون وزارت کشور مجوز راهپیمایی نداده است برای پیشگیری از سرکوب هواداران جنبش سبز(!!) در روز 22 خرداد هیچگونه راهپیمایی و تحرک خیابانی نخواهیم داشت!!


چرا خیابانی شدی؟ پدر جای خود، بیانیه نویسان هم بی تاثیر نبودند
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

به دنبال محاکمه یکی از عناصر محارب و آشوبگر روز عاشورا، تیره و تبار واقعی او از سوی رسانه های ضد انقلاب آشکارتر شد.
رادیو فردا ارگان سازمان سیا «امید- م» متهم سوم پرونده حرمت شکنان عاشورا را فرزند یکی از عناصر ضدانقلاب اعدام شده در سال 67 معرفی کرد. سایت صهیونیستی ایران گلوبال هم نام منافق اعدام شده را «حمید- م» اعلام کرد. این رسانه ها همچنین اذعان کردند مادر محارب دستگیر شده به نام «مهین-ف» نیز جزو عناصر گروهکی و ضد انقلاب دستگیر شده در اوایل انقلاب بوده است. نامبرده به خاطر رافت اسلامی آزاد شده بود. وی طی سالهای اخیر نه با عنوان یک منافق گروهکی بلکه تحت پوشش «مادران صلح»! به همراه شمار دیگری از وابستگان عناصر محارب فعالیت داشته و در برخی اغتشاشات خیابانی به ایفای نقش سازمانی پرداخته است.
«امید-م» محارب دستگیر شده در حوادث روز عاشورا، از بستگان نزدیک ملیحه محمدی از اعضای گروهک فدائیان خلق در خارج کشور است و پیش از این با برخی روزنامه های زنجیره ای همکاری می کرده اما با خیابانی شدن پروژه براندازی، او هم خیابانی شده است.
متهم سوم پرونده حرمت شکنی روز عاشورا روز شنبه در جلسه دادگاه گفت: من در نشریات داخل کشور قلم می زدم. من به پدرم گرایش قلبی دارم اما آنها که از آن سوی آبها ایستاده اند و دوستان پدرم بودند، دوست دارند ما را ملعبه خود قرار دهند. من با برخی روزنامه های اصلاح طلب همکاری داشتم. البته مصاحبه هایی هم با رادیو همبستگی و رادیو زمانه در خارج از کشور انجام دادم.
وی در ادامه دفاعیاتش با انتقاد از سران فتنه گفت: بخشی از این محاکمه در واقع محاکمه من نیست محاکمه سرانی است که فضا را برای رسانه های خارجی و اپوزیسیون باز کردند. چرا آنها پاسخگو نیستند؟ چرا کسانی که با ادعای تقلب، اعلام تجمع کردند، مسئولیت کارشان را نمی پذیرند؟ من روز عاشورا در خیابان طالقانی بودم و وقتی به خانه رسیدم متوجه شدم که چه اتفاقاتی افتاده است. پس آنهایی که با بیانیه های خودشان ما را سرشوق آوردند چه؟


یک راهپیمایی و چند تا جنایت که این حرف ها را ندارد!
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

یک عضو گروهک موسوم به کانون مدافعان حقوق بشر به مغالطه درباره تحرکات عناصر محارب پرداخت و گفت شرکت در راهپیمایی تحت هیچ عنوانی محاربه نیست.
عبدالفتاح سلطانی در گفت وگو با ارگان رسمی سازمان سیا (رادیو فردا) اعضای گروهک های تروریستی نظیر منافقین و تندر را که طبق قانون محارب محسوب می شوند، معترض جا زد و گفت: من معتقدم هیچ کدام از این اتهامات به کسانی که به عنوان اعتراض در راهپیمایی شرکت می کنند، وارد نیست. حداکثر این است که این 5 نفری که متهم به محاربه شده اند، در تظاهرات شرکت کرده و یک دو تا شعار داده اند.
وی متعرض این واقعیت نشد که عناصر تروریست در ایام اغتشاشات و با استفاده از شلوغی و تشنج، اقدام به آتش زدن بانک ها، خودروهای شخصی و عمومی، حمله به پلیس و کانکس آن، ارعاب و حمله به رهگذران عادی کرده اند.
نامبرده عضو کانون گروهک کانون مدافعان حقوق بشر است که توسط شیرین عبادی و با هدایت مستقیم آمریکایی ها راه اندازی شده است. روزنامه هلندی هندلزبلات سال 87 در گزارشی فاش کرد که این گروهک و گروهک موسوم به شورای ملی صلح با نظارت استفان هادلی مشاور امنیت ملی بوش جهت پیگیری پروژه براندازی نرم راه اندازی شده و جایزه اعطایی نوبل به عبادی نیز در همین پروژه هزینه می شود.
سلطانی اواخر آذر ماه امسال چند روز قبل از فوت آقای منتظری به همراه شماری از عناصر گروهکی عضو کانون مدافعان حقوق بشر (ابراهیم یزدی، حبیب پیمان، تقی رحمانی، محمدعلی دادخواه و نرگس محمدی) به ملاقات وی رفت و در آنجا از آقای منتظری به خاطر اینکه از تروریست های قاتل پسر خویش حمایت کرده، قدردانی کرد. شهید محمد منتظری هفت تیر 1360 به همراه شهید بهشتی و هفتاد نفر دیگر از مسئولان در بمب گذاری و جنایت وحشیانه گروهک منافقین به شهادت رسید.
گروهک آمریکایی کانون مدافعان حقوق بشر هرگز متعرض جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی نشده و صرفاً مأموریت داشته به سیاه نمایی علیه نظام اسلامی و دفاع از عناصر برانداز بپردازد.


روزنامه آمریکایی نشنال: احمق تشریف داشتیم
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

یک روزنامه آمریکایی تاکید کرد فکر براندازی و تغییر نظام سیاسی ایران حماقت محض است.
روزنامه نشنال اضافه کرد با وجود هواداران میلیونی جمهوری اسلامی فکر تغییر نظام بی حاصل است.
این روزنامه همچنین نوشت: به دنبال ناکارآمدی تحریم های سازمان ملل، دولت آمریکا متوجه شد که از این روش و نیز تهاجم نظامی نمی تواند به تغییر حکومت در ایران دلخوش نماید اما در این گمان بود که با کمک «سبزها» می توان به تغییر حکومت امید داشت. این فکر احمقانه است. نظامی که میلیون ها هواداری دارد که برای حفظ کشورشان به خیابان می آیند، تکیه بر یک ناآرامی، در چند خیابان برای تغییر نظام حماقت محض است.


طراحان آزمون با اتاق های جنگ نرم مرتبطند؟
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

ترویج افکار ضد انقلابی برخی عناصر اخراجی یا گروهکی و مسئله دار به بهانه آزمون کارشناسی ارشد در رشته های علوم سیاسی و روابط بین الملل، اعتراض دانشجویان و اساتید متعهد را برانگیخته است.
یکی از فارغ التحصیلان رشته علوم سیاسی در این باره به خبرنگار ما گفت: چگونه است که آقای حسین بشیریه پس از اخراج از دانشگاه تهران جذب اتاق فکرهای براندازی در آمریکا می شود و مدل «ترور در خدمت توسعه سیاسی» را تجویز می کند و همزمان کتاب وی به عنوان منبع امتحانی آزمون کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی به افراد آزمون دهنده تحمیل می شود.
وی اضافه کرد: این آقا الان در آمریکا به واسطه رادیو فردا و امثال آن صراحتا از مدل فروپاشی جمهوری اسلامی و لزوم جنگ نرم و براندازی مخملین سخن می گوید و آن وقت نظام آموزشی، دانشجو و فارغ التحصیل علوم سیاسی را مجبور می کند به عنوان منبع امتحانی به کتاب وی مراجعه کند. آیا سرنخ اصلی این خطا یا خیانت در وزارت علوم و متولیان برگزاری کنکور کارشناسی ارشد نیست؟ آیا طراحان سؤال ارتباطی با عناصر نفوذی و ضد انقلاب دارند؟
یک منبع مطلع نیز در گفت وگو با خبرنگار ما تصریح کرد: یک طیف آلوده شامل شماری از مارکسیست های سابق و چپ های پشیمان مدعی اصلاح طلبی همواره تلاش کرده اند با قبضه کردن عرصه کنکور کارشناسی ارشد و دکترا، روند تربیت نیروهای متعهد را دچار اختلال و انحراف کنند.
وی با اشاره به معرفی نوشته های کسانی چون حاتم- ق (از اساتید منحرف و لائیک تربیت مدرس)، احمد- س (از عناصر مرتبط با دفتر هماهنگی بنی صدر) و دکتر ط (از وابستگان کنفدراسیون) به عنوان منابع آزمون کارشناسی ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل در دانشگاههایی مانند دانشگاه تهران تاکید کرد: این نوع میدان دادن به عناصر معارض با اسلام و انقلاب، بخشی از روند جنگ نرم در دانشگاه و آلودن ساحت علوم انسانی به غربزدگی و طفیلی گری اتاق فکرهای جنگ نرم در آمریکا و انگلیس است.


چریک سایبری 21ساله سایت ضدانقلاب را از کار انداخت
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان ، کامپیوتر

سایت رادیو زمانه وابسته به عناصر ضدانقلاب مقیم هلند چند روز است که از کار افتاده است. گردانندگان این سایت می گویند مورد حمله گروهی موسوم به ارتش سایبری ایران قرار گرفته اند.
فرید حائری نژاد سردبیر رادیو زمانه در گفت وگو با بی بی سی تصریح کرد: حمله کنندگان تلاش کرده اند به داخل «سرور» این سایت نفوذ کنند. آنها توانستند وارد حساب کاربری سایت شوند و حتی به داخل ایمیل های صاحبان حساب های کاربری نفوذ کرده اند. آنها تلاش کردند اطلاعات افراد در تماس با سایت را هم به دست بیاورند.
وی همچنین به دویچه وله گفت: حمله کنندگان اول به «سرور» ما حمله کردند و پس از آن وارد «ایمیل اکانت» ما شدند و آخر سر «دومین» ما را تغییر دادند. حمله کنندگان کسانی هستند که چند هفته قبل به تویتر ضربه زدند.
اختر قاسمی از همکاران رادیو زمانه هم با اشاره به اختلال چند روز اخیر این سایت اعلام کرد: از اون جایی که همکاران زمانه امید به درست شدن آن داشتند متاسفانه خبر هک کامل را با تامل و با کمی صبر به دیگر همکاران دادند به طوری که خود من با ایمیل هک شده یکی از همکاران مدتی در چت بودم بدون اینکه متوجه شده باشم که کسی که با من صحبت می کند یک هکر است. بعد از مشخص شدن اینکه فرد مخاطب من هکر است از او پرسیدم که «چرا این کار را انجام می دهند و هدفشان چیست؟ او گفت اولا من یک نفرم و به اندازه یک ارتش کار می کنم و اسمم ارتش است. من یک جوان عادی و متخصص کامپیوتر هستم. بی بی سی و صدای آمریکا و زمانه که تبلیغی نمی گیرند و درآمدی ندارند، معلوم است که از کجا تامین می شوند و از براندازی حرف می زنند.» از او پرسیدم چند سال داری، پاسخ داد 21سال. او گفت ما نمی گذاریم کشورمان را «ری ست» کنید.
گفتنی است رادیو زمانه اگرچه ظاهرا با بودجه دولت هلند اداره می شود اما خواهر خوانده رادیو فردا محسوب می شود و شماری از عناصر ضد انقلاب مقیم کشورهای مختلف اروپایی و آمریکا با آن همکاری می کنند.
نیک آهنگ کوثر که همکار دایمی رادیو زمانه محسوب می شود در پی از کار افتادن این سایت، به کم اهمیت پرداختن کار این هکر 21ساله پرداخت و در سایت «خودنویس» نوشت؛ زمانه که به گفته کارشناسان در طول ماههای اخیر تعداد زیادی از مخاطبان خود را از دست داده بود، از سوی رسانه هایی مثل کیهان و نهادهای امنیتی جدی گرفته می شد. ارتش سایبری ایران بر روی سایت رادیو زمانه نوشته و تصویر همیشگی خود را گذاشته است؛ «ارتش سایبری ایران به تمام مزدوران وطن فروش هشدار می دهد که در دامان اربابان خود نیز آنها را راحت نمی گذارد.» رادیو زمانه که در ماههای اخیر با مشکلات زیادی روبرو بوده و روز به روز همکاران قدیمی و با سابقه خود را به خاطر ضعف مالی(!!) از دست می دهد، با مشکلی دیگر نیز مواجه شد. ارتش سایبری ایران که در طول ماههای گذشته حملات خود را به طور مداوم متوجه سایت های نزدیک به جنبش سبز و حتی جستجوگر «بایدو» کرده بود، این بار سایت زمانه را هک کرده است. گرچه یک کارشناس امنیت اینترنت معتقد است عدم بهره گیری از نیروهای حرفه ای می تواند عاملی برای ضربه پذیر شدن سایت زمانه باشد، اما با توجه به سابقه «ارتش سایبری ایران» در از کار انداختن تعدادی از سایت های بزرگ و به ظاهر امن، می توان قدرت فنی هکرهای وابسته به سپاه پاسداران ]؟![ را بیشتر دانست.
گفتنی است در صفحه از کار افتاده سایت رادیو زمانه دو عبارت «یا حسین(ع)» و «خلیج فارس» با امضای ارتش سایبری ایران دیده می شود.


مواجب می گیرم و بیانیه می نویسم، پس هستم!
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

شماری از عناصر لائیک و ضدانقلاب مقیم آمریکا و اروپا با صدور بیانیه ای، از موضع اخیر موسوی و کروبی در تشکیک نسبت به اعدام دو تروریست و بمبگذار سلطنت طلب حمایت کردند. آنها همچنین به تأسی از موسوی و کروبی خواستار ایجاد تنش و تشنج در راهپیمایی روز 22 بهمن شدند.
بیانیه مذکور به امضای شماری از اصلاح طلبان فراری، شماری از اعضای گروهک های توده، فدائیان خلق، منافقین، اتحاد جمهوری خواهان، شماری از شبه روشنفکران مواجب بگیر سازمان جاسوسی آمریکا رسیده است. در میان امضاها نام داریوش آشوری (مهره مورد اعتماد صهیونیست ها در روزگار پهلوی)، پروانه آبراهامیان، بابک امیر خسروی، رضا براهنی،شهرنوش پارسی پور، مصطفی رخ صفت، رامین جهانبگلو، فاطمه حقیقت جو، علی افشاری، یوسفی اشکوری، عباس میلانی، فرج سرکوهی، اکبر- گاف و همسرش، خانبابا تهرانی، عبدی کلانتری، مجید محمدی، روزبه میرابراهیمی و ... دیده می شود. امضاکنندگان بیانیه، با انکار سوابق تروریستی و جنایتکارانه دو تروریست اعدام شده ادعا کرده اند آنها فقط شعار داده اند و رادیکال ترین شعارها مجازاتش یک تا دو سال زندان است. این ادعا در حالی است که گروهک تروریستی تندرو وابسته به انجمن پادشاهی در یک قلم اقدام تروریستی در شیراز قریب یکصد نفر را به خاک و خون کشید و 13 نفر عزادار بیگناه را به شهادت رساند.
گفتنی است جماعت ضدانقلاب فراری و خارج نشین طی ماه های اخیر تلاش کرده اند با بیانیه پراکنی، ضمن تحریک برخی عناصر ساده لوح در داخل- به شیوه «خارج گود بنشین و بگو لنگش کن»- خود را فعال و به دردبخورنشان دهند تا به لحاظ تمدید اقامت یا دریافت مواجب به مشکلی برنخورند. این طیف از عناصر ضد انقلاب به همراه رسانه های رسمی در آمریکا و اروپا، تبلیغات روانی گسترده ای را برای ایجاد تشنج و اغتشاش به بهانه چهلم درگذشت منتظری (پنج شنبه و جمعه گذشته) تدارک دیدند اما با سپری شدن روزهای مذکور معلوم شد که روی دست چوپان دروغگو بلند شده اند.


تعیین تکلیف اسرائیل برای فتنه سبز
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در واکنش به موضع اخیر مهدی کروبی مبنی بر به رسمیت شناختن دولت و پایبندی به ولایت فقیه و جمهوری اسلامی اعلام کرد: با عقب نشینی کروبی و موسوی، جنبش سبز فرو نخواهد نشست.
اگرچه پیش از این مدارک و شواهد مختلفی نشان می داد رژیم صهیونیستی و دستگاه جاسوسی آن، از تدارک کنندگان اصلی فتنه پس از انتخابات هستند و حتی سران این رژیم علناً از فتنه و آشوب و برخی معرکه گردانان آن حمایت کردند، اما موضع اخیر سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی بار دیگر نشان می دهد که فتنه سبز مشخصاً در پیوند با شبکه صهیونیسم بین الملل تعریف و پردازش شده است.
به هم زدن راهپیمایی روز جهانی قدس توسط اوباش آشوبگر از تدارکات ویژه رژیم صهیونیستی و آمریکا بود به نحوی که چند روز پیش از روز قدس، سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی خواستار سردادن شعار انحرافی و ضد انقلابی «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در روز جهانی قدس شد و عناصر آشوبگر نیز در حاشیه راهپیمایی روز قدس همین شعار را سر داده و روی شعار مرگ بر اسرائیل خط کشیدند. آنها همچنین با حذف اسلام، شعار جمهوری ایرانی سردادند.
سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی دیروز با بررسی مواضع اخیر کسانی چون کروبی نوشت: جنبش سبز با عقب نشینی کروبی و موسوی فرو نخواهد نشست. آیا کروبی قصد دارد صحنه مبارزه را ترک گوید؟ به ویژه آن که برخی تحلیل گران ارزیابی کردند آخرین بیانیه موسوی نیز بویی از تلاش برای کنار آمدن با حکومت داشته است. برخی تحلیل گران می گویند مبارزه فروکش نکرده و مخالفت همچنان باقی است ولی گروه دیگر بر این باور است که گویا کروبی و موسوی از ادامه مبارزه خسته شده و قصد دارند پرچم را زمین بگذارند.
این سایت صهیونیستی نوشت: برخی آشنایان امور ایران ]!؟[ می گویند مبارزه به سطحی رسیده که حتی اگر آن دو تن نیز صحنه را ترک گویند اعتراض و پیکار جنبش فروکش نخواهد کرد و ادامه خواهد یافت. موسوی و کروبی هیچ گاه رهبران و هدایت کنندگان قاطع عملیات ]![ اعتراضی نبودند.
از سوی دیگر محمدعلی عمویی عضو مرکزیت حزب منحله توده در گفت وگو با رادیو زمانه اگرچه تلاش کرد اقدام اخیر کروبی را توجیه کند و اظهار داشت «نباید گفته آقای کروبی را خیلی منفی تعبیر کرد» اما بلافاصله اضافه کرد: «به هر حال سخنانی که هر یک از چهره های شناخته شده اظهار می دارند، بسیار حساس است و باید مراقب باشند چرا که آثار نامطلوب جدی ای بر آن مترتب باشد.
وی برای گرفتن زهر سخنان کروبی به همان استدلال سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی متوسل شد و گفت: این آقایان بارها هم گفته اند که رهبری جنبش را در دست ندارند و این یک حرکت خودجوش است که به قول آقای موسوی، شبکه های اجتماعی دارند عمل می کنند اما هرگونه اظهار نظر توسط چهره ای شناخته شده با حساسیت دنبال می شود. از سوی دیگر تجمعات جنبش یک جنس و یکدست نیست و همه نیروهای معترض از موضع خود شرکت می کنند حتی ممکن است سلطنت طلب ها هم حضور داشته باشند اما بدنه جنبش، خودجوش است.
در این میان روزنامه زنجیره ای اعتماد به قلم صادق زیباکلام ضمن پذیرش عقب نشینی آشکار کروبی، به توجیه و رفع و رجوع آن پرداخته است. اعتماد نوشت: ابتدا میرحسین موسوی در بیانیه هفدهم اش بعد از حوادث عاشورا از مواضع قبلی اش عقب نشینی کرد و انتخابات دهم را به رسمیت شناخت. کم و بیش همزمان با ایشان آقای خاتمی نیز در مکتوبی خطاب به رهبری، دولت و انتخابات را به رسمیت شناخت و برداشتن این گام از سوی آقای کروبی حلقه را کامل کرد. اصولگرایان، امروز و پس از گذشت هفت ماه پس از 22 خرداد، می توانند به درستی ادعا کنند که حریف بالاخره شکست را پذیرفت. اصلاح طلبان که دیگر راه به جایی نداشتند و دیگر کاری از دست شان برنمی آمد، لاعلاج شکست را پذیرفتند و تسلیم شدند.
زیباکلام در عین حال نوشت که «بالا بردن پرچم سفید از سوی اصلاح طلبان خیلی هم به سود اصولگرایان تمام نشده است...» و با لو دادن پروژه افراطیون نوشت: «با به رسمیت شناخته شدن نتیجه انتخابات، فرش متهم کردن اصلاح طلبان به فتنه گری از زیر پای راست افراطی کشیده می شود و آنان دیگر نمی توانند بگویند اصلاح طلبان فتنه گر، متمرد، یاغی، باغی و طاغی اند و چرا دستگیر و محاکمه نمی شوند».
البته آقای زیباکلام تلاش کرده روغن ریخته را نذر امام زاده کند وگرنه معلوم است که تا کجای عناصر افراطی و مذبذب - نظیر همین آقای زیباکلام و روزنامه اعتماد- به درد آمده و چقدر از مواضع اخیر کروبی و خاتمی و موسوی دلخور شده اند. ضمن آن که عقب نشینی آنها به مفهوم نادیده گرفتن جرایم بزرگی که مرتکب شده اند نیست و مجازات خیانتکاران حق قانونی و مسلم مردم است.


پدر عشق بسوزه !
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

افشای ارتباط دو دیپلمات عضو سفارت آلمان با ستاد میرحسین موسوی در جریان آشوب های خیابانی، محافل سیاسی و دیپلماتیک در آن کشور را به دست و پا انداخته است. مجله اشپیگل اعلام کرد «دو نفر یاد شده در گزارش وزارت اطلاعات با نام های یوگی و اینگو، بلافاصله توسط دولت آلمان از ایران خارج و به برلین بازگردانده شده اند.» شتابزدگی دولت آلمان در فراری دادن دو دیپلمات مذکور ، احتمال دخالت آنها در اغتشاشگری را تقویت می کند.
اشپیگل در گزارش خود تلاش کرد دو دیپلمات جاسوس و خرابکار یاد شده را «دو پلیس امنیتی که یکی از آنها صرفا ایمیل عاشقانه با یک زن در تهران مبادله می کرد» جا بزند.
اشپیگل نوشت: دولت آلمان این دو را روز چهارشنبه به دلایل امنیتی به برلین بازگرداند. در این زمینه صرفا یک رابطه عاشقانه بین یکی از دو پلیس آلمانی و یک دختر ایرانی وجود داشته است. دولت و وزارت خارجه آلمان در عین حال می گویند این رابطه عاشقانه که ظاهرا سرویس اطلاعاتی ایران از آن خبر داشته، مایه شرمساری ماست.
اشپیگل ادامه داد: «یکی از این دو نفر به دلیل رابطه با یک زن ایرانی مورد توجه سرویس اطلاعاتی ایران قرار گرفته بود. ایران این زن را مامور اطلاعاتی معرفی کرده است که دیپلماتها در هر وقت روز و شب از او اطلاعات می گرفتند و وی به دستور آلمان ها یک گروه از اغتشاشگران را جذب و در اعتراضات روز عاشورا شرکت داده بود.»
تصویر رمانتیک و عاشقانه دادن به این ارتباط جاسوسی و امنیتی از سوی محافل آلمانی در حالی است که سرویس اطلاعاتی آلمان به اعتبار تحقیر و سرشکستگی آلمان ها در جنگ جهانی دوم، به عنوان ایستگاه اطلاعاتی سازمان «سیا» و «موساد» در قلب اروپا عمل می کند. سرویس اطلاعاتی آلمان (BND) به ویژه طی دهه اخیر به نیابت از آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش کرده تا اعضای گروهک های از هم پاشیده ای نظیر حزب توده، فدائیان خلق، برخی جداشدگان منافقین و تعدادی از افراطیون فراری مدعی اصلاحات را زیر عنوان «اتحاد جمهوری خواهان» تجدید سازمان کند. در این گروهک تازه تاسیس حتی برخی عناصر جبهه ملی و... با گرایش های لیبرالی هم جلب شده اند. برخی سایت های اینترنتی این طیف، از ایستگاه آلمان فعال است.
مسعود فتحی عضو گروهک اتحاد جمهوری خواهان دیروز در گفت وگو با دویچه وله با اشاره به بیانیه اخیر این گروهک گفت: این بیانیه، تایید بیانیه 17آقای موسوی و مطالبات اوست.
وی اضافه کرد: «ما در بیانیه، روی نیروهای برآمده از درون جمهوری اسلامی تاکید کرده ایم. روشنفکران دینی، ملی مذهبی ها، اصلاح طلبان و نیروهای عرفی که البته بیشتر در خارج از کشور هستند. به نظر ما دیالوگ میان اینها و رسیدن به شعارها و برنامه های مشترک، می تواند جنبش را از شرایط کنونی فراتر ببرد.»
گفتنی است سفارت آلمان از یک دهه پیش تلاش کرد به برخی طیف ها در وزارت کشور و خارجه وقت (دولت خاتمی) و احزابی چون مشارکت نزدیک شود که رایزنی های نزدیک با کسانی نظیر رضا خاتمی، محسن میردامادی و مصطفی تاج زاده از آن جمله است. این ارتباطات در آستانه برخی انتخابات از جمله مجلس ششم و هفتم و انتخابات ریاست جمهوری سال 84 شدت گرفت.
سفارت و وزارت خارجه آلمان در عین حال برخی ارتباطات موازی را با برخی عناصر لائیک کانون نویسندگان و طیف سکولار در حلقه کیان (کسانی چون سروش و گنجی و...) برقرار کرد. همچنین طیفی از روحانی نمایان منحرف که در پوشش نواندیش دینی فعالیت می کنند، به واسطه سایت دویچه وله ترویج می شوند.


دیروز دنبال بمباران امروز امید به سران فتنه
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

جان مک کین سناتور ضدایرانی برای چندمین بار از سران فتنه و عناصر آشوبگر حمایت کرد.
مک کین جانشین بوش در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال گذشته بود که به هنگام تبلیغات انتخاباتی، از حمله بمباران ایران دفاع کرده و ترانه «ایران را بمباران کنیم» سر داده بود. وی پس از اوج گیری اعتراض ها مجبور به توجیه و تأویل ترانه خوانی خود شد.
این سناتور ضدایرانی که از عناصر متنفذ و ارشد کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا به شمار می رود، روز شنبه در گفت وگو با صدای آمریکا خواستار حمایت اینترنتی آمریکا از شخص موسوی و کروبی و همچنین آشوبگرانی شد که آنها را مردم شجاع می نامید. وی همچنین گفت: من می دانم آقای میرحسین موسوی نماینده اپوزیسیون در انتخابات ریاست جمهوری ایران بود. بسیاری معتقدند انتخابات مخدوش بود. البته آقای موسوی قدرتمند است اما قدرت واقعی نزد آنهایی است که برای دموکراسی به خیابان پا می گذارند.
وی درباره 55 میلیون دلار اختصاص یافته برای حمایت اینترنتی از آشوب در ایران گفت: من از اظهارات هیلاری کلینتون در این زمینه بسیار خوشحال شدم. آمریکا قصد مداخله نظامی یا خارج از قواعد بین المللی را ندارد اما این شبیه کمک های آمریکا به لخ واسا در لهستان برای چاپ نشریات آنهاست. اکنون ما از فیس بوک و تویتر استفاده می کنیم و درکنار مخالفان در ایران هستیم.
وی در عین حال اضافه کرد: ما در کنار این کمک ها، باید تحریم های مختلف را علیه ایران در زمینه بانکی، کشتیرانی، روابط تجاری و انتقال فناوری پیشرفته اعمال کنیم.
مک کین درباره توقف غنی سازی اورانیوم در ایران گفت: روسیه و چین هنوز با تحریم ها موافقت نکرده اند. اتحادیه اروپا هم ضرب الاجلی گذاشت که به آن عمل نکرد. صادقانه بگویم این بسیار بعید است. باید به روشنی بگویم که این آمریکاست که دست آخر باید امر تحریم رابه دست بگیرد و اعمال کند. باز تاکید می کنم ترکیب تحریم های کمرشکن و تدابیری برای تشویق مخالفان در ایران برای آزادی ]![ موثر خواهد بود.
مک کین یک هفته پیش هم به روزنامه وال استریت ژورنال گفته بود: ما تصمیم گرفتیم به جای بمباران ایران، از مخالفان جمهوری اسلامی به واسطه اینترنت حمایت کنیم و راحتی و امنیت فعالیت اینترنتی مخالفان را تامین کنیم.


اشتباه مامور ناشی MI 6 یا...!
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان ، مهدی کروبی

واحدی سردبیر روزنامه زنجیره ای آفتاب یزد و مشاور کروبی که از چند ماه قبل به انگلیس رفته و با رایزنی و مشورت دولت انگلیس خط روزنامه آفتاب یزد را دیکته می کرد، دیروز دست به یک اشتباه فاحش زد و یا عمداً اشتباه کرد که ما در هر دو صورت آن را لطف خدای سبحان و اراده حضرت حق برای مقابله با کید دشمنان می دانیم. و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین...
واحدی متن دستنوشته ای را که برای استفاده در بیانیه 22 بهمن کروبی تهیه کرده بود، اشتباهاً روی ایمیل کیهان فرستاد! البته این احتمال وجود دارد که سازمان اطلاعاتی انگلیس- اینتلجنت سرویس- عمداً و با هدف رد گم کردن دست به این اقدام زده باشد. ولی از آنجا که مطالب مطرح شده در این متن با حال و هوای سران فتنه و مخصوصا مواضع این روزهای کروبی همخوانی قابل توجهی دارد، بخش هایی از آن را منتشر می کنیم. چرا که در هر دو صورت، یعنی اشتباه یا عمدی بودن ارسال آن روی ایمیل کیهان، می تواند آگاهی بخش و عبرت آموز باشد؛ و ... قضاوت با خوانندگان !
متن دستنوشته با این جمله شروع می شود؛
«جناب آقای کروبی! متنی را که شما گفته بودید نوشته ام و یک متن منسجم با نکات مورد نظر تهیه کرده ام تا به عنوان بیانیه منتشر کنید...»
در بخشی از متن یاد شده آمده است «نخستین سال از دهه چهارم انقلاب اسلامی مردم ایران در حالی به پایان رسید که مردم مؤمن و غیرتمند ایران در این سال با تلخکامی های بزرگ مواجه شد- کذا فی الاصل- اما حوادث امسال بار دیگر روشنگویی و آینده نگری بنیانگذار روشن ضمیر نظام جمهوری اسلامی ایران را بر همگان روشن کرد... رهبر بزرگ انقلاب اسلامی که اسلام را به صورت کامل می خواست و می دانست طعم قدرت عده ای را به نادیده گرفتن بدیهیات اسلام از جمله حفظ آبروی مردم تشبیه خواهد کرد- عین متن است و ظاهرا منظور نویسنده تشویق است- نامه ای شدیداللحن به عضو سالخورده شورای نگهبان نوشت و از این که سیاستمداری جوان را حذف کرده به شدت او را مورد عتاب قرار داد(قضیه خزعلی و سلامتی)... رهبر بزرگ انقلاب اسلامی شاید امروز را با بصیرت خاص خود پیش بینی می کرد و می دانست روزی سخن گفتن آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان و نقش مردم در حکومت عده ای را چنان برآشفته می کند که به بهانه حمله به او از ارادت واقعی امام به مردم و تاکید اما-کذا فی الاصل، منظورش امام بوده است- بر نقش مردم در اداره کشور انتقام می گیرند... بنیانگذار انقلاب اسلامی که می دانست عده ای برای سرکوب مخالف تلاش خواهند کرد، انتقادها را معادل براندازی و ضدیت با نظام تلقی کنند، خطاب به بعضی از مسئولان اعلام کرد که باید تحمل انتقاد ولو به ناحق را داشته باشیم و....»
تهیه کننده این متن- مانند سایر بیانیه ها و اظهارنظرات سران فتنه- تلاش کرده است تا مبانی روشن و صریح نظرات حضرت امام(ره) نظیر دستور صریح ایشان درباره ممنوعیت همکاری با دشمنان اسلام، قانون گریزی، ائتلاف با منافقان و بهائیان و سلطنت طلبان، نادیده گرفته شود. گفتنی است در بیانیه دیکته شده از انگلیس که با برخوردهای منافقانه سران فتنه همخوانی کامل دارد به گونه ای آشکار از کمترین اشاره به تاکیدات حضرت امام(ره) بر دشمنی آمریکا و اسرائیل با اسلام و انقلاب و نظام اسلامی نیز خودداری شده است و... که خود حدیث مفصل دیگری است.


نقش موساد در بمب گذاری هواپیمای مسافربری آمریکا
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

یک هفته نامه آمریکایی فاش کرد تبعه نیجریه ای متهم به بمب گذاری در هواپیمای مسافربری آمریکا از سوی موساد هدایت و پشتیبانی می شده است.
هفته نامه آمریکن فری پرس درگزارشی اعلام کرد: عمر فرخ عبدالمطلب مرد نیجریایی که متهم به بمب گذاری ناموفق در هواپیمای مسافربری آمریکایی همزمان با جشن کریسمس شده، از سوی عوامل موساد پشتیبانی شده و یک تبعه هندی مسئولیت سوار کردن این مرد نیجریایی را برعهده داشت.
در گزارش هفته نامه آمریکایی آمده است: این مرد نیجریه ای بدون پاسپورت سوار هواپیما شد و یک تبعه هند که برای موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل کار می کرده مسئولیت سوارکردن عمر فرخ عبدالمطلب به هواپیما را برعهده داشت.
به گزارش هفته نامه آمریکایی مسافران می گویند در طول پرواز یکی از مسافران از مرد نیجریه ای فیلم می گرفت. به گفته شاهدان، حتی وقتی که مرد نیجریه ای سعی کرد بمب را منفجر کند، مسافری که از او فیلمبرداری می کرد بدون این که وحشت زده شود به فیلمبرداری ادامه داد و حتی پس از نشستن هواپیما و بازرسی چمدان های مسافران، یک مرد هندی به دست نیروهای پلیس دستگیر شد. این در حالی است که مقامات از انتشار فیلم های دوربین های مدار بسته فرودگاه و همچنین هویت مردی که در دیترویت دستگیر شده است خودداری کرده اند.
سازمان های اطلاعاتی هند با موساد ارتباط نزدیکی دارند. خبرگزاری های بین المللی فاش کرده اند، ارتش اسرائیل و موساد مخفیانه در نیجریه فعالیت می کنند.
گفته می شود تبعه نیجریه که متهم به بمب گذاری شده مدتی را در انگلستان به سر برده است. آمریکا و انگلیس براساس سناریوسازی اخیر صهیونیست ها درصددند قشون کشی به کشور یمن را تحت پوشش مبارزه با تروریسم و القاعده توجیه کنند.


رونویسی از آمریکا و اسرائیل با تاخیر 48 ساعته!
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

به دنبال 48 ساعت بمباران گسترده از سوی محافل ضدانقلاب و رسانه های دولتی آمریکا، مهدی کروبی و میرحسین موسوی مجبور شدند اعدام 2تروریست سلطنت طلب را زیر سؤال ببرند.
در خبر مخدوش و مبهمی که از سوی «سحام نیوز» (سایت وابسته به حزب اعتماد ملی) منتشر شده، کروبی و موسوی دیروز در منزل کروبی با هم ملاقات کرده و اعدام دو تروریست یاد شده را «اعدام برخی شهروندان» توصیف کرده اند. در خبر جهت دار و رفو شده! سحام نیوز که توسط عناصر افراطی نفوذی اداره می شود صرفا عباراتی مبهم از این دست وجود دارد؛ «موسوی و کروبی ابراز تاسف کردند»، «آن دو گفتند»، «موسوی و کروبی تاکید کردند» و... گفته می شود این امر برای لاپوشانی اختلافات شدت یافته اخیر صورت گرفته است.
اما قبل از آن که به موضع مذبذب منتشره به نام موسوی و کروبی پرداخته شود، منطقی می نماید که توجه کنیم آنها تحت چه فشار شدید و گسترده ای بودند. از روز پنج شنبه بلافاصله پس از اعدام، عنصر گروهک تروریستی تندر (وابسته به انجمن پادشاهی) فشار محافل سیاسی و رسانه ای ضدانقلاب به موسوی و کروبی شدت گرفت و این در حالی بود که اعضای گروهک تندر با هدایت سرویس های جاسوسی سیا و اینتلیجنس سرویس، عملیات بمب گذاری و جنایت را از چند ماه قبل از انتخابات در شیراز و تهران آغاز کرده و پس از انتخابات هم یکی از اضلاع خشونت و جنایت و ترور در اغتشاشات خیابانی بوده اند. این روند حتی با حضور شماری از اعضای گروهک مذکور در حرمت شکنی روز عاشورا ادامه یافت ضمن اینکه برخی قرائن از همکاری این گروهک با گروهک تروریستی منافقین در برخی ترورهای هدفمند نظیر ترور خواهرزاده موسوی و دکتر علی محمدی فعالیت می کرد.
اعدام محمدعلی (بردیا) علی زمانی و آرش رحمانی پور ابتدا با شوک شدید و سپس فشار گسترده به موسوی و کروبی در میان محافل ضدانقلاب مواجه شد. شبکه های رسانه ضدانقلابی نظیر اخبار روز، ایران امروز، ایران گلوبال، ندای سبز و... با انتقادهای وسیع از سران فتنه سبز می خواستند اعدام این دو نفر را محکوم کنند. جالب اینجاست که در این فشار هماهنگ، گروهک فدائیان خلق در خارج کشور همان لحنی را داشت که بیانیه نویس حزب مشارکت.
فرخ نگهدار عضو مرکزیت گروهک فدائیان خلق با بیان اینکه رهبران سبز باید محکوم کنند، روز جمعه در سایت ایران امروز نوشت: «این اعدام ها قطع نظر از وابستگی یا عدم وابستگی قربانیان به گروهها محکوم است» و این در حالی بود که حزب مشارکت هم که برخی سران آن با چپ های مارکسیست آمریکایی در خارج کشور ارتباطات گسترده ای را به هم زده اند، در نامه ای خطاب به رئیس قوه قضاییه نوشت «صدور احکام شبهه ناک اعدام مورد سؤال است. حکم اعدام برای هرکس که صادر شود مایه تاسف است فارغ از اینکه شخص مجرم واقعا مستحق چنین مجازاتی باشد یا خیر، و ما بدون اینکه ذره ای قرابت فکری یا عملی با این افراد داشته باشیم امروز نگران آن هستیم که قوه قضاییه تحت تاثیر تریبون هایی که هر روز و شب فرمان خونریزی و اعدام بیشتر صادر می کنند، قرار بگیرد.»
بیانیه نویس حزب مشارکت هم تعهد داشت مانند دیگر محافل نفاق متعرض مشی جنایتکارانه تروریست های اعدامی نشود. در بیانیه مذکور بی اعتنا به جمعیت چند ده میلیونی روزهای 8 و 9 دی و پافشاری بر اعدام عناصر محارب و تروریست ادعا شده بود «خبر اعدام 2 نفر از زندانیان موجی از حیرت و تعجب در میان شهروندان ایرانی برانگیخت... افکار عمومی اجرای چنین احکامی را امری سیاسی و تحت فشارهای سیاسی و بدون منطق حقوقی تلقی می کند.» نویسنده یا نویسندگان بیانیه همچنین با لحنی قابل تامل نوشتند «آیا ادعای موجود در مورد فریب متهمان و وعده سبک شدن حکم در صورت ارائه اعترافات ساختگی صحت دارد؟ و اگر چنین باشد آیا اساس چنین دادگاهی مخدوش نمی باشد.»
گفتنی است ادعای اخیر را خود سایت نوروز (وابسته به حزب مشارکت و برخی رسانه های همسو) برای تبرئه تروریست ها ساخته و پرداخته بودند همچنان که سایت نوروز شایعه کشته شدن و سوزاندن چندین نفر شبیه سعیده پورآقایی را منتشر کرد! این در حالی است که فقط در یک فقره انفجار تروریستی در یک حسینیه در شیراز توسط گروهک تندر، 13شهروند بی گناه و عزادار به شهادت رسیدند و دهها نفر دیگر مجروح شدند.
فرخ نگهدار عضو گروهک فدائیان خلق و مرتبط با برخی محافل افراطی در داخل در ادامه تحلیل خود با لحنی جالب توجه می نویسد: کسانی مثل آقایان رفسنجانی، خاتمی، موسوی و حتی کروبی و دیگران با این اعدام ها، به خصوص با نسبت دادن قربانیان به مجاهدین و سلطنتی ها، در وضعیتی بسیار دشوار قرار می گیرند. هزینه موضع گیری برای آنها خیلی بیشتر از ماست. حکومت با ما کاری نمی تواند بکند. اما اعتراض، برای آنها پیامدهای سنگین دارد. تصمیم رهبران سبز به اعتراض، بهایی به سنگینی همان تصمیمی دارد که مهندس بازرگان، وقتی نخست وزیر بود، در اعتراض به اعدام هویدا اتخاذ کرد. اهمیت این تصمیم مینیاتور اهمیت تصمیمی است که آیت الله منتظری، در اعتراض به اعدام های 67 یا در دفاع از حقوق بهائیان اتخاذ کرد. آنها اکنون چه باید بکنند؟ سکوت کنند یا اعتراض کنند؟ آنها باید محکوم کنند. من از آقایان خاتمی، کروبی و موسوی و همفکران می خواهم به خواسته خونین حکومت تن ندهند. آنها اگر هنوز به این نرسیده اند که اعدام عملی شنیع است، لااقل پرسش کنند که شواهد حکم محارب چیست؟ و آیا اعدام شدگان از تمام حقوق قانونی خود برای دفاع برخوردار بوده اند؟
همچنین سایت صهیونیستی ایران گلوبال هم خطاب به موسوی نوشت: روزه سکوت گرفته ای برادر؟ لااقل چیزی بگو، اینها پیشمرگان جنبش سبز بودند]![ اینها رفتند تا یک مو از سر شما و سران اصلاح طلبان جنبش سبز کم نگردد.
سایت ضدانقلابی خودنویس هم در این باره نوشت: برخی دوستان این تحلیل را داشتند که موسوی و کروبی سعی می کنند رهبری را از دولت جدا سازند تا با هزینه ای کمتر بتوانند احمدی نژاد را به زیر کشند و سپس حکومت را دستخوش تغییرات بنیادین کنند اما اصل ماجرا این است که آنان به عنوان مدعیان رهبری جنبش سبز، از مردم جدا شدند. موسوی و کروبی به قیمت خون معترضان می خواهند نظام را حفظ کنند چون می دانند در صورت تغییر رژیم هیچ جایگاهی در حکومت نخواهند داشت.
گفته می شود غیر از شانتاژ 48 ساعته رسانه ای، تماس یا تردد به خانه مهدی کروبی و میرحسین موسوی برای موضع گیری علیه اعدام، تروریست یا حداقل ابراز تردید و تشکیک نسبت به قانونی بودن این رویداد در جریان بوده است که نهایتا منجر به دیدار صبح دیروز موسوی با کروبی و انتشار خبر جهت دار از طرف «سحام نیوز» می شود. در موضع منتشره به اسم این دو نفر نیز به سیاق موضع گیری علنی دولت های آمریکا و انگلیس- که تروریست های مذکور را «مخالفان مسالمت جو» توصیف کردند- و سپس گروهک های مقیم داخل و خارج، از تروریست های محارب و بمبگذار به عنوان «شهروند» یاد شده است.
در خبر منتشره آمده است: «موسوی و کروبی با اشاره به این اعدام گفتند به نظر می رسد کسانی که اقدام به اعدام آنها شد ماهها قبل از برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است. به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپیمایی 22بهمن است.»
این فراز از موضع مشترک کروبی و موسوی از آن جهت حائز توجه است که گروهک های وابسته به آمریکا و انگلیس و اسرائیل (نظیر گروهک تندر) هماهنگ با عناصر نفوذی در ستادهای این دو نامزد، پروژه ناامنی و التهاب را به واسطه انجام ترور و بمب گذاری آغاز کرده بودند و پس از انتخابات هم هرجا آشوب و اغتشاش از سوی آن دو نامزد یا ستادها و حامیان حزبی آنها تدارک، حضور مکمل داشتند که آخرین آن در حرمت شکنی روز عاشورا بود. تصادفی نبود که پس از وقایع تلخ و شرم آور روز عاشورا، آقای موسوی از عناصر محارب و حرمت شکن روز عاشورا- اعضای گروهک های منافقین، تندر، بهایی ها، سلطنت طلب ها و...- به عنوان «مردم خداجو و عزادار حسینی»! یاد و کروبی هم از آنها به عنوان «مردم نجیب» نام برد.
سحام نیوز در گزارش خود از دیدار موسوی و کروبی می افزاید: آن دو تاکید کردند «اکنون اکثریت مردم برای احقاق حقوق خود بدون هیچ گونه واهمه ای در میدان حضور دارند و خواست آنها نیز برگزاری انتخابات آزاد می باشد که متاسفانه گویا صدای اکثریت مردم شنیده نمی شود.» کروبی و موسوی تداوم وضع موجود را موجب وارد شدن ضربه به اصل انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که حاصل رنج و فداکاری ملت ایران است دانستند و افزودند: «به نظر می رسد که در میان برخی از مسئولان کشور توهم توطئه نسبت به تغییر ساختاری در نظام شکل گرفته است که این تفکر کشور را به سقوط می کشاند و اصل نظام را با خطر روبه رو می سازد. اکثریت مردم تنها حق خود را می خواهند و به دنبال تغییرات ساختاری در اصل نظام نیستند ولیکن به نظر می رسد که حاکمیت نسبت به همین صدای حق خواهی مردم نیز احساس خطر می کند در حالیکه شنیدن این صدای اکثریت و پاسخ به آن تنها راهکار خروج از بحران است.»
زدن لاف «اکثریت» در حالی است که کروبی و موسوی هم در انتخابات و هم در حماسه 9 دی، پایبندی قاطبه ملت ایران به اسلام و انقلاب و نظام را مشاهده کردند و فریاد انزجار ملت از بانیان حذف اسلام از جمهوری اسلامی و گستاخی به ساحت امام حسین(ع) و امام خمینی(ره) را شنیدند.
موسوی و کروبی در این موضع تلاش کرده اند ضمن فرار به جلو و دعوت مردم به راهپیمایی 22بهمن- همان گونه که کیهان پیش بینی کرده بود- توطئه وسیع مثلث استکبار (آمریکا، اسرائیل و انگلیس) را در فتنه پس از انتخابات انکارکنند حال آن که تحرکات ضد انقلاب زیر علم حمایت از آن دو و در روزهای روز قدس، 13آبان، 16آذر و روز عاشورا قابل کتمان و انکار نیست.
تازه ترین موضع موسوی و کروبی نشان می دهد که آنها مانند تروریست ها و گروهک ها بخشی از پازل فتنه دشمن بوده اند و به همین دلیل همان گونه که قبلا نیز بارها به اثبات رسیده اجازه مرزبندی حتی با تروریست های آدم کش را نیز ندارند. بدین ترتیب اکنون با صراحت بیشتری می توان گفت که موسوی و کروبی در خون دهها نفر شهروند بی گناهی که در فتنه ضدانقلاب جان باختند، شریکند و دستشان به این خون ها آلوده است.


پیش بینی کیهان درست بود ستاد سیاسی ترور فعال شد
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

سازمان رادیکال و ورشکسته مجاهدین (انقلاب) وارد فاز انگاره سازی و اتهام پراکنی در ترور استاد شهید مسعود علی محمدی شد.
محافل رسانه ای و سیاسی از جمله کیهان پیش بینی کرده بودند که سازمان های جاسوسی بیگانه و مزدوران تروریست آنها، برای این ترور و ترور خواهرزاده میرحسین موسوی طراحی هایی کرده اند تا جریان ساختارشکن را از بن بست خارج و به نفع آنها مظلوم نمایی کنند. بیانیه اخیر منتشره به نام سازمان مجاهدین این گمانه را تقویت می کند.
نویسنده بیانیه مذکور ضمن تلاش برای متهم کردن جمهوری اسلامی و تبرئه سازمان های جاسوسی کارگردان فتنه، از متهم شدن سرویس های اطلاعاتی بیگانه و گروهک منافقین در ترورهای اخیر انتقاد و با اشاره به هشدار محافل سیاسی و رسانه ای از جمله هشدار کیهان درباره اهداف اصلی ترورهای اخیر می نویسد: نوشته آقای شریعتمداری را نمی توان تحلیلی بی مبنا تلقی کرد، مدیرمسئول روزنامه ای که دسترسی به اخبار محرمانه دارد، بی دلیل سخن نمی گوید. باید این افراد احضار و از آنها خواسته شود اطلاعات خود را در اختیار مراجع امنیتی و اطلاعاتی قرار دهند. وزیر سابق اطلاعات هم درجریان ناآرامی های پس از انتخابات مدعی شد ما اطلاع دقیق داریم که در ستاد یکی از کاندیداهای رقیب آقای احمدی نژاد طرح ترور برخی کاندیداها مورد بررسی قرار گرفته است.
بیانیه مذکور همچنین برای رد گم کنی و در راستای اجرای فاز دوم عملیات ترور می نویسد: «از یک سو گفته می شود این ترورها کار سرویس های جاسوسی آمریکا و انگلیس و اسرائیل است و از سوی دیگر کلیه رسانه های حاکمیت، اصلاح طلبان و رهبران جنبش سبز را متهم می کنند که آگاهانه و ناآگاهانه عامل آمریکا و انگلیس و اسرائیل شده اند. کدام را باید باور کرد؛ وابستگی اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز به بیگانگان یا دست داشتن سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل در ترورها؟».
درباره تلاش سازمان مجاهدین برای مصادره ترورها به نفع سران فتنه از یک سو و تبرئه سازمان های جاسوسی بیگانه از سوی دیگر باید گفت اولا شهید رجایی و باهنر توسط یک نفوذی-کشمیری- به شهادت رسیدند که به واسطه کسانی نظیر محسن سازگارا و بهزاد نبوی زمینه نفوذ را پیدا کرده بود و ارتباط این دو با هم و با سازمان مجاهدین مشخص است اگرچه تظاهر به دوستی با شهید رجایی می کردند(و سازگارا امروز علناً آموزش ساختن بمب دستی برای بکارگیری در آشوب خیابانی می دهد!) ثانیاً مگر ترور رفیق حریری در لبنان یا بی نظیر بوتو در پاکستان که از سوی سرویس های جاسوسی رژیم صهیونیستی و آمریکا و انگلیس صورت گرفت، با قربانیان ترور هماهنگ شده بود؟ اما سود این ترورها عاید چه محافلی شد؟ در لبنان، جریان 14 مارس که نزدیک به آمریکا و رژیم صهیونیستی است از ترور رفیق حریری سود کرد و نامزد مورد انتظار آمریکا به نخست وزیری ارتقا یافت و در انتخابات پاکستان هم با متاثر شدن فضای افکارعمومی از ترور بوتو، حزب متبوع وی که نشان شده آمریکا بود، توانست نتیجه را از آن خود کند.
ثالثاً موضع سازمان مجاهدین، اقدامی از جنس انفعال و فرار به جلو است و پس از آن صورت می گیرد که کیهان با استناد به مواضع یک عضو افراطی حزب مشارکت در متهم کردن جریان های داخلی، هشدار داد که پروژه ترورهای اخیر با طیفی از حلقه داخلی فتنه هماهنگ شده و از تحقیق در این زمینه می توان به نتایج مطلوبی رسید. همچنین پروژه های مطالعاتی-امنیتی! وزارت کشور دولت اصلاحات که «سازمان» نقش موثری در آنها داشت و به ضرورت ترور و کشته سازی از درون جریان اصلاح طلبان می پردازد، در کنار اظهارات برخی عناصر تندرو مبنی بر اینکه اصلاحات و جنبش سبز خون می خواهد! می تواند کمک شایانی در کشف سرنخ های ماجرا بکند.


همکاری وسیع مردم در بازداشت هتاکان روز عاشورا
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه

تعداد قابل توجهی از هتاکان به مقدسات در روز عاشورا توسط مردم شناسایی و به مراکز مسئول معرفی شده اند.
پس از حوادث تلخ روز عاشورا که با خروج ده ها میلیونی مردم در روز 9 دی مواجه شد، دستگاه های مسئول با انتشار برخی تصاویر مربوط به اغتشاشگران از مردم خواستند به شناسایی و دستگیری آنها کمک کنند.
به دنبال این درخواست بیش از 150 نفر از این افراد در اثر تماس های مردمی شناسایی و بلافاصله بازداشت شده اند. از افرادی که به تازگی بازداشت شده اند فیلم ها و تصاویر جدیدی به دست آمده که به شناسایی تعداد بسیار بیشتری از هتاکان آشوبگر منجر خواهد شد.


واژگان واژگونه برای تبرئه تروریست های آدم کش
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه

رسانه های ضدانقلاب واکنش های جالبی به اعدام دو تروریست محارب و آشوب طلب نشان دادند.
این رسانه ها اعدام دو عضو گروهک سلطنت طلب و تروریستی تندر- گروهکی که از قبل از انتخابات تا حوادث روز عاشورا با بمب گذاری و ترور و تشویق به تشنج و اغتشاش به انجام ماموریت پرداخته- را نقض حقوق بشر و سرکوب بیرحمانه «مخالفان» توصیف کردند.
رادیو فردا ارگان رسمی سازمان سیا از قول بیل برتن معاون مطبوعاتی کاخ سفید مدعی شد: اعدام محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پور نشانه تازه ای از سرکوب بی رحمانه مخالفان مسالمت جو است و کاخ سفید به شدت آن را محکوم می کند.
صدای آمریکا هم اعدام این دو تروریست محارب را، «قتل ناراضیان سیاسی» خواند. بی بی سی انگلیس از این دو تروریست به عنوان «دو معترض» یاد کرد و از قول میلیبند وزیر خارجه انگلیس نوشت: این مشمئز کننده است. این اعدام ها، ادعای ایران را که به عدالت و حقوق بشر و ارزش های دموکراتیک پایبند است، تضعیف می کند.
چرایی واکنش دولت های آمریکا و انگلیس، و «مخالفان مسالمت جو»، «ناراضیان سیاسی» و «معترض» توصیف کردن تروریست هایی که سوابق آشکار چندین بمب گذاری و ترور و آدم کشی را در کارنامه خود دارند- و چندین پروژه دیگر را به خاطر دستگیری نتوانسته اند به انجام برسانند- هنگامی آشکارتر می شود که توجه کنیم مقر اصلی گروهک سلطنت طلب و تروریستی انجمن پادشاهی (تندر) در دو کشور انگلستان و آمریکا قرار دارد و اساسا به عنوان پروژه های مشترک توسط سیا و اینتلیجنس سرویس راه اندازی شده است.
دیگر رسانه های ضدانقلاب برای وارونه نمایی هویت تروریست های اعدام شده از واژگانی نظیر«اعدام جوانان»، «اوج گیری اعدام های سیاسی»، «کشتار جوانان معترض» و «دو آزادیخواه ایرانی» استفاده کرده اند. آنچه در این میان از همه شرم آورتر است، تعبیر سایت مشارکتی «نوروز» است که در خبر اول درباره تروریست های بمب گذار و آدم کش این گونه تیتر زد: «اعدام دو زندانی سیاسی»!!
برخی شواهد از همکاری طیف افراطی نفوذی در احزاب اصلاح طلب با تروریست ها حکایت می کند که نمونه آن ترور خواهرزاده میرحسین موسوی و دکتر مسعود علی محمدی است.


عملیات روانی پیشکش! خیلی هنر داری خودتو جمع کن!
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه

یک عضو مرکزیت حزب مشارکت، ضمن توهین به کسانی که آنها را «اصولگرایان میانه رو» می خواند، مدعی شد: جنبش سبز، ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رواست.
شکوری راد در حالی به این عملیات روانی!! نخ نما رو کرده که حتی اغلب اصلاح طلبان معتدل و وفادار به انقلاب هم از فتنه سبز و ضدانقلابی گری های نهفته در آن ابراز برائت می کنند و حتی کسی با مختصات آقای خاتمی هم طی هفته های اخیر مکرراً از تندروی های کور و سرمایه سوز موسوی ابراز ناخرسندی کرده است.
شکوری راد در گفت وگو با روزنامه اعتماد و پیش از آن که مدعی شود اصولگرایان میانه رو با اصلاح طلبان در جنبش سبز ائتلاف کرده اند، می گوید: «من اساساً اطلاق واژه اصولگرا را برای جناح مقابل اصلاح طلبان درست نمی دانم... تقریباً می توان گفت در میان اصولگرایان کسی که معتقد به برگزاری انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی باشد وجود ندارد. علت هم این است که اگر نظارت استصوابی نباشد، آنها نمی توانند رأی اکثریت را به دست آورند.»
این اظهارات در حالی است که مدعیان اصلاح طلبی طی 7-6 سال گذشته همه انتخابات را با ناکامی مطلق گذرانده اند هرچند که در انتخابات شورای شهر که پای نظارت استصوابی در میان نبود، مطلق نامزدهای آنها- و حتی نامزدهای گروهک ها- تایید شده بودند. در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و 88 نیز رادیکال ترین و ساختارشکن ترین نامزدهای آنها - از معین گرفته تا موسوی- تایید صلاحیت شدند اما رأی نیاوردند. در انتخابات مجلس هشتم نیز، فهرست یاران خاتمی مطلقاً در تهران - به استثنای یک نفر- ناکام ماند.
عضو مرکزیت مشارکت در ادامه اهانت به طیفی که آنها را اصولگرایان میانه رو توصیف می کرد، گفت: طیف میانه رو اصولگرایان به حفظ ظاهر ]![ معتقد است یعنی معتقد است باید ظاهر دموکراتیک را حفظ کرد. من هم قبول دارم که برخی از افراد که شما نام بردید ]علی مطهری، علی لاریجانی و...[ به دنبال منافع خودشان حرکت می کنند یعنی در حرکتشان بیش از آنکه به اصولی معتقد باشند به این توجه دارند که چگونه حرکت کنند تا موقعیت آینده را برای خودشان حفظ کرده یا ارتقا دهند. به خاطر همین نمی توان خیلی به آنان اعتماد کرد. نباید فکر کنیم آنها مثلاً حقایق را دریافته اند و انسان هایی هستند که تحول پیدا کرده اند]![ نه، پیشینه آنها نشان می دهد که به این مسائل تقید خاصی ندارند، اما در عین حال معتقد به حفظ ظاهر هستند و رفتار و عملکردشان در این راستا است. البته صلاح نیست که من این مطلب را بیشتر باز کنم و کد بیاورم. یا اینکه بگویم چه کسی قابل اعتماد است و چه کسی قابل اعتماد نیست. به دلیل اینکه جنبش سبز یک جنبش بازی است که هر کس می تواند هر فعالیتی که صلاح می داند در چارچوب آن انجام دهد و اگر امروز می بینیم کسانی در برابر افراط گرایی ها ایستاده اند و هر مقدار واکنش نشان می دهند و موضع می گیرند، ما آنها را به همان مقدار سبز می دانیم و اکراه نداریم از اینکه برای آنها به همان اندازه ای که با ما هستند در درون خودمان جایگاه در نظر بگیریم. بنابراین اگرچه ما طیف اصولگرای میانه رو را به عنوان یک فرصت می بینیم اما به این معنا نیست که فکر کنیم لزوماً تا انتها با ما هستند.
این عضو ناشی حزب مشارکت با اذعان به اینکه فتنه سبز بدل دولت وحدت ملی مطرح شده در 8-7 ماه قبل از انتخابات است گفت: حضور موسوی آلترناتیوی شد برای طرح دولت وحدت ملی.
شکوری راد بی آن که به حمایت کامل BBC و VOA و سازمان های سیا و موساد از فتنه سبز طی یک سال اخیر و به ویژه پس از انتخابات اشاره کند یا به مصاحبه دایمی برخی عناصر وابسته به فتنه سبز (نظیر زهرا رهنورد، حسین کروبی و...) با این رسانه های آمریکایی و انگلیسی بپردازد، مدعی شد: بی بی سی و صدای آمریکا شیطنت هایی می کنند که هدایت جنبش سبز را از دست کروبی و موسوی به کسانی منتقل کنند که از اساس این نظام را قبول ندارند. صدای آمریکا این کار را خیلی رو و بی بی سی زیرکانه انجام می دهد.
این ادعا در حالی است که بسیاری از تحلیل ها و اخبار دروغین سایت رسمی حزب مشارکت(نوروز) در 8-7 ماه اخیر عیناً مستند بی بی سی و صدای آمریکا و رادیو فردا و ... قرار گرفته است.


نوچه های موساد: کیهان نخوانید گمراه می شوید!
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه

یک سایت راه اندازی شده از سوی حامیان خارجی فتنه سبز، برای عقده گشایی علیه وزارت اطلاعات و سربازان گمنام امام زمان(عج)، شیوه تظاهر به دلسوزی و روش نخ نما شده القای اختلاف در درون نظام را برگزید. وزارت اطلاعات به ویژه طی ماه های اخیر، نقش ماندگاری در شناسایی و انهدام شبکه نفاق هماهنگ کننده آشوب ایفا کرد و به همین دلیل مانند دوران مبارزه با باند مهدی هاشمی معدوم در کانون کینه دشمنان قرار گرفته است.
سایت جدید التاسیس «ندای سبز آزادی»، سایتی است که به تازگی و پس از تعطیلی «موج سبز آزادی» راه اندازی شد و بلافاصله از طرف دو سایت «نوروز» (مشارکت) و جرس (باند مهاجرانی، گنجی و شماری از روزنامه نگاران زنجیره ای فراری که با اسم مستعار فعالیت می کنند) مورد معرفی و تبلیغ قرار گرفت. موج سبز آزادی به کمک تعدادی از مشارکتی ها، اعضای «یاری نیوز» (سازمان رأی قلابی) و چند تن از عناصر فراری مدیریت می شد که با دستگیری برخی از این افراد و شناسایی گردانندگان، فعالیت خود را متوقف کرد.
«ندای سبز» در مقاله ای سفارشی که توسط عناصر اخراجی و پیوند خورده با سازمان های جاسوسی بیگانه نوشته شده، از گارد حمایت از نظام وارد می شود و می نویسد: وزارت اطلاعات باید چشم و گوش صادق نظام باشد. قرار نبود دست بزن یا شیپورچی و چوپان دروغگو باشد. این سایت با اشاره به کسانی چون حجاریان، ربیعی، تاجیک و...، برخی عناصر تجدیدنظرطلب و متنفذ در دولت خاتمی را اطلاعاتی های باهوش معرفی می کند اما از اینکه وزارت اطلاعات نفوذ برخی سرویس های اطلاعاتی بیگانه از جمله انگلیس و آلمان و... را در ستاد موسوی کشف و افشا کرده، ابراز ناخرسندی می کند. این سایت در عین حال لو رفتن ارتباط ستاد موسوی با برخی سرویس های بیگانه را «خالی بندی» قلمداد کرده و ضمن انکار حقایق ادعا می کند: فردای انتخابات رفته اید سران مشارکت و مجاهدین را دستگیر کرده اید به گمان اینکه اینها در ادعای مضحک القای توهم تقلب به مهندس موسوی موثر بودند در حالی که تقریباً هیچ مجاهدینی یا مشارکتی ای در حلقه اطرافیان موسوی وجود نداشت.
برخلاف این ادعا، القای تقلب در انتخابات از چند ماه قبل از خرداد 88، به عنوان پروژه مشترک بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو فردا و سایت های ضد انقلاب از یک سو، و سران مشارکت و مجاهدین (کسانی نظیر تاج زاده، بهزاد نبوی، حجاریان، امین زاده و...) از سوی دیگر کلید زده شد و به تدریج با هوشیاری وزارت اطلاعات ارتباط شبکه های داخلی با بیگانگان- نظیر سفارت انگلیس و... شناسایی شد.
گفتنی است کیهان در همان روزها، پروژه از پیش طراحی شده تقلب را با استناد به دستورالعمل بیگانگان افشا کرده بود.
سایت وابسته به منافقین همچنین شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران که از سوی وزارت خارجه رژیم صهیونیستی چند روز قبل از روزقدس توصیه شده بود، به «رفتار غلط حکومت» نسبت داد و از وزارت اطلاعات خواست دنبال سرنخ های خارجی نباشد. نویسندگان سایت مذکور که ظاهراً دل پر از روشنگری های مستند و آشکار کیهان درباره ماهیت فتنه و عوامل و شبکه های آن دارند، در اقدامی ناشیانه از وزارت اطلاعات خواسته اند از تحلیل های کیهان استفاده نکند و کیهان نخواند.
کیهان براساس ماهیت عملکرد سازمان های جاسوسی مثلث استکبار (آمریکا، انگلیس و اسرائیل) در کودتاهای مخملین کشورهای اروپایی شرق، مراحل فتنه سبز را پیش بینی کرده بود اما گردانندگان سایت مذکور تلاش کرده اند با کتمان این حقیقت و نیز با نادیده گرفتن اعترافات کسانی چون حجاریان که نخبه های اطلاعاتی جریان معرکه گردان فتنه محسوب می شوند، همه عقده و کینه خود را با توهین به وزارت اطلاعات و سربازان گمنام و پرتلاش امام زمان(عج) خالی کنند.


این120 میلیون تومان ناقابل!
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کمک مالی پرداخت شده به ه- ت بازیگر سینما(به خاطر نمایشگاه عکس های وی) را 120 میلیون تومان اعلام کرد.
حمید بقایی با بیان این که نامبرده حدود 200 میلیون تومان درخواست کرده بود، به «فارس» گفت: اما 120 میلیون تومان به وی پرداخت شد.
وی افزود: از مجموع رقم پرداخت شده به تهرانی، 60 میلیون تومان از محل اعتبارات سازمان مناطق آزاد و 60 میلیون نیز در قالب مشارکت درطرح از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پرداخت شده است. سازمان میراث فرهنگی با دو شرط بازپرداخت کمک مالی از محل فروش تصاویر و ارائه نسخه اصلی(فایل اورجینال) تصاویر به سازمان برای نمایش در خارج از کشور به وی کمک کرده است.
وی ادامه داد: از نظر ما شخص عکاس که از هنرمندان مطرح است و در داخل کشور فیلم می سازد مطرح نبوده اما نمی دانیم مشکل همکاری با خانم]...[ برای برگزاری نمایشگاه عکس چیست و چرا نسبت به این مسئله حساسیت وجود داشته که حالا باید هر روز برای این کار خود پاسخگو باشیم.
معاون رئیس جمهور با اشاره به روایت «ما حکم بالعقل حکم بالشرع» گفت: اگر ایراد منتقدین کمک به خانم]...[ موضوع اعتقادات اوست که باید بگوییم ما براساس اعتقادات افراد که با دولت هستند یا نیستند با کسی تعامل نمی کنیم و اگر بحث حجاب اوست که واقعا نمی شود به خاطر این مسئله به کسی کمک نکرد.
بقایی با دستکم گرفتن شعور ملت وخلط مبحث در مفهوم «معامله» افزود: «قانون کسانی که ممنوع المعامله هستند را مشخص کرده و خانم]...[ در این فهرست قرار ندارد که به راحتی در کشور فیلم بازی می کند و فیلم می سازد و فیلم هایش اکران می شود و اگر هم بحث صنفی است که می توان او را عکاس تلقی کرد یا عکس های وی از نظر کیفی خوب است که باید در جای دیگری به این موضوع پرداخت».
این توجیهات نابجا برای یک اقدام غلط و غیرقانونی در حالی صورت می گیرد که اولا بازیگر نه چندان خوشنام مذکور در خدمت سینمای غیرارزشی- و بعضا ضد ارزشی- قرار دارد و ثانیا به بازیگری شناخته می شود نه عکاسی! از طرف دیگر مسئولان میراث فرهنگی باید اعلام کنند که پرداخت کمک های کلان این قدر سهل و آسان است که یک هنرپیشه درجه چندم سینما می تواند با چند فریم عکس گرفتن، 120 میلیون تومان از بیت المال کاسب شود، علنا اعلام کنند تا بقیه شهروندان نیز از این بذل و بخشش های نه چندان بی حساب! بهره مند شوند.


گل به دروازه ضدانقلاب یا شکاف در جبهه فتنه سبز؟!
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

یک سایت وابسته به سازمان «سیا» موضع اخیر مهدی کروبی مبنی بر اینکه احمدی نژاد را رئیس جمهور می داند، گل زدن به دروازه خودی خواند!
هرچند که مسعود بهنود سلطنت طلب مقیم لندن تلاش کرده بود به توجیه و مصادره به مطلوب موضع غافلگیر کننده کروبی بپردازد اما سایت گویانیوز مصر است که اقدام کروبی گل به دروازه خود (ضدانقلاب) بوده است.
گویانیوز در کاریکاتوری، کروبی را در کنار بهنود و چند نفر از عناصر ضدانقلاب دیگر و در وسط زمین فوتبال به تصویر کشیده است. در این کاریکاتور، کروبی توپ را به دروازه ضدانقلاب زده و بهنود در گوشی به او می گوید: حالا ما گفتیم پاس به عقب بود ولی خودمونیم... زدی توی گل خودمون.
سایت ضدانقلابی رادیوزمانه که هماهنگ با رادیوفردا (دیگر ارگان رسمی سازمان سیا) فعالیت می کند، از قول جمشید اسدی از عناصر ضدانقلاب مقیم خارج از کشور به تخطئه اقدام کروبی پرداخت. اسدی با بیان اینکه توضیحات بعدی از قول کروبی چیزی را حل نمی کند، گفت: اینکه ایشان از خرداد 88 تا به امروز منتظر ماندند که امروز اعلام کنند به علت تنفیذ مقام رهبری، این دولت را می پذیرند، موجب کمال تعجب است و از موضع گیری های شیردلانه آقای کروبی به دور است.
وی درباره «لطمه موضع گیری کروبی به جنبش (فتنه) سبز» هم اظهار داشت: این موضع، نفس مبارزه جنبش سبز را زیر سوال می برد. اگر این حرف درست است پس جنبش سبز، آقای کروبی و همه ما باید عذرخواهی کنیم که از 22 خرداد تا به امروز جنجال آفریده ایم.
این عنصر ضدانقلاب در پاسخ خبرنگار که می گفت« آقای کروبی و آقای موسوی همیشه گفته اند جنبش را در چارچوب قانون اساسی راه می برند، الان هم مطابق همین قانون اساسی، احمدی نژاد رئیس جمهور است»، اظهار داشت: همین جاست که با کمال تاسف باید از وقوع یک شکاف در جنبش بیمناک و هراسناک بود. مگر آقای کروبی و آقایان موسوی و خاتمی نمی دانستند دولت احمدی نژاد تنفیذ شده است؟ حس تسلیم طلبی نگران کننده است. این مواضع دقیقاً تسلیم طلبی است.
اما علی کشتگر از اعضای گروهک فدائیان خلق و همکار دایمی رادیو فردا در اظهاراتی متناقض از یکسو مدعی شد «هیچ چیز عوض نشده و حرف های آقای کروبی چیز تازه ای نیست» و از طرف دیگر گفت «آقای کروبی این مسئله را مطرح کرده تا راه گفت وگو و میانجی گری هاشمی بسته نشود البته کروبی تهدید به ترور هم شده بود. فوراً نمی توان روی این نوع مانورها قضاوت کرد. مسلم است در 8 ماه گذشته آقای کروبی و آقای موسوی خیلی رشیدانه مقاومت کردند.
سایت ضدانقلابی روز نت از قول سعید رضوی فقیه هم نوشت: شاید آقایان کروبی، موسوی و خاتمی در بیان ضمیر خود دچار سوءتعبیر ناخواسته شده باشند ]![ لحن کیهان به عنوان اصلی ترین و رسمی ترین مفسر خواسته های نظام حکایت از آن دارد که نظام این مواضع را حمل بر ضعف و سستی و عقب نشینی کرده است.
سایت یاد شده در عین حال در مطلب دیگری به نقل از یکی از اعضای گروهک ادوارتحکیم نوشت: کتمان نمی کنم که اولین واکنش من پس از شنیدن سخنان مهدی کروبی مبنی بر «پذیرش احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت، حس خوبی نبود. شبیه چنین حالتی را اندکی قبلتر نیز پس از خواندن بند اول بیانیه میرحسین موسوی تجربه کرده ام. واقعیت عریان و در عین حال تلخ اکنون ایران، بر سر کار بودن دولتی است که ریاستش را محمود احمدی نژاد برعهده دارد، واقعیتی این چنین آشکار، نیاز به تایید و یا پذیرش امثال موسوی و کروبی و نه هیچ کس دیگر نخواهد داشت. پس چه می شود بیان واقعیتی چنین خاطر دلسپردگان به دو کاندیدای معترض را مکدر می کند؟ و یا چگونه است که اپوزیسیون لمیده بر جای گرم و نرم خارج نشین، با نهایت حق به جانبی بر بوق و کرنا می کنند «سازش» اصلاح طلبان داخل را؟ اما کنش سیاسی آنگاه بر می دهد که منطبق بر واقعیت پیرامون بوده و به دور از وهم و خیال باشد.
نامبرده البته توضیح نداد که حضرات چرا پس از 8-7ماه تاختن در بن بست و سر کوبیدن به دیوار ملت و نظام، تازه به واقعیت پی برده اند.
سایت اخبار روز وابسته به گروهک فدائیان خلق هم طی تحلیلی تاکید کرد: متاسفانه در روزهای اخیر از زبان بعضی از رهبران اصلاح طلب بدون در نظر گرفتن مسیرهای یک مصالحه از موضع قدرت و مبتنی بر هدف موفقیت جنبش اظهاراتی ایراد شده است که در ذهن اکثریت توده ها نشانه هائی از تسلیم و بازگشت به نقطه صفر بوده است. بعضی از این دوستان ظاهراً از رخدادهای روز عاشورا تا حدودی دچار وحشت شده اند.
در همین حال روزنامه آلمانی فرانکفورتر روند شاو تحولات اخیر را نشانه «کمر خم کردن» سران فتنه توصیف کرد و نوشت: آنها نگرانند که در آینده نتوانند هیچ نقشی را ایفا کنند. جنبش سبز در ماه های اخیر دیگر در کنترل آنها نبوده است.
روزنامه آلمانی همچنین نوشته است: عقب نشینی های اخیر نشان از وجود چالش در جنبش سبز را نشان می دهد. این جنبش اگر به سیاستمدارانی اعتماد می کند که ریشه آنها در این نظام است، باید انتظار خیانت ]![ را نیز داشته باشد. خیلی ها در این جنبش کروبی را حامی می دیدند و خیلی های دیگر نیز به وی و میرحسین موسوی، محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی برای داشتن چنین نقشی شک داشتند.


اختلاف روی گزینه آخر
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

در پی جلسه روز دوشنبه وزرای خارجه اتحادیه اروپا، منابع خبری از اختلاف میان اعضای این اتحادیه برای تحریم ایران خبر می دهند.
دویچه وله اگرچه از قول آنجلا مرکل صدراعظم آلمان مدعی شد این آخرین فرصت برای ایران در جهت حل مناقشه هسته ای است و ما ناچار به تدابیر تنبیهی خواهیم شد، اما تصریح کرد: در اتحادیه در زمینه تحریم ایران اختلاف نظر وجود دارد.
مرکل که مهره ای وامدار رژیم صهیونیستی به شمار می رود و بارها عنوان کرده که به خاطر اسرائیل نباید اجازه دهیم ایران هسته ای شود، دوشنبه گفته بود از اینکه احتمالاً در آینده فشار بیشتری به مردم ایران تحمیل شود متأسفیم.
اما دویچه وله درباره جلسه روز دوشنبه وزرای خارجه اتحادیه اروپا گزارش داد: میان اعضای اتحادیه اروپا برسر تحریم ایران اختلاف جدی وجود دارد.
خبرگزاری «ر.پ.آ» آلمان هم در گزارشی از این نشست نوشت: وزرای خارجه اتحادیه اروپا با فاصله گرفتن از تهدید به اعمال تحریمهای جدید علیه ایران، یادآور شدند که هر نوع محدودیت های جدید فقط می تواند از طریق شورای امنیت سازمان ملل صورت گیرد. وزیر خارجه سوئد در بروکسل گفت: ابزار تحریم خیلی تیز است و برای همین هم باید با احتیاط بسیار زیاد مورد استفاده قرار گیرد. ما می خواهیم که ایران به میز مذاکرات بازگردد.
در همین حال مجله آمریکایی تایم سیاست های یکساله اوباما برای مهار ایران را شکست خورده خواند و نوشت: اوباما فقط در سیاستهای داخلی اش نیست که متحمل شکستی سنگین شده بلکه در عرصه سیاست خارجی نیز عقب گردی بزرگ داشته و آن، شکست دو رویکردش در قبال ایران شامل تعامل یا تحریم است. اوباما از دوران مبارزات انتخاباتی اش در سال 2008، وعده محدود ساختن برنامه هسته ای ایران را می داد و متعاقب آن دو رویکرد همزمان یعنی گفت وگو از یک سو و تحریم از سوی دیگر را مطرح می کرد. حال که یک سال از آغاز به کار اوباما می گذرد او در هر دو رویکرد شکست خورده است. او دو بار برای ایران ضرب الاجل تعیین کرد. ضرب الاجل اول سپتامبر گذشته بود. اوباما مجدداً تا پایان سال 2009 ضرب الاجل گذاشت. اما پیشنهاد خروج اورانیوم غنی شده از ایران به جایی نرسید.
تایم اضافه کرد: اگرچه مسئولان آمریکایی از همراهی روسیه با تحریم سخن می گویند اما مواضع واقعی روس ها سردرگم کننده است. بدتر از آنها موضع چینی هاست. ایران در 1+5 شکاف انداخته است. سیاست های اوباما به دردسر افتاده است.


وزارت خارجه آمریکا که نیست، سنگ پاست
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

وزارت خارجه آمریکا نسبت به وضعیت رفاهی سه تبعه بازداشت شده خود که به خاطر ورود غیرقانونی به ایران در کردستان بازداشت شده اند، ابراز نگرانی کرد. کراولی سخنگوی این وزارت گفت: ما از وضعیت رفاهی این 3 کوهنورد]!![ که از ژوئیه بازداشت شده اند، به شدت نگرانیم و احتمال می دهیم آنان در شرایط اسفباری باشند.
وی اضافه کرد: خودداری ایران از دادن اجازه به دیپلمات های سوئیس جهت ملاقات با این 3 تبعه آمریکا در زندان اوین، ظالمانه است.
این لحن طلبکارانه درباره 3 تبعه مذکور که به طور قاچاق و غیرقانونی وارد خاک ایران شده اند، در حالی است که سازمان جاسوسی آمریکا طی یکی دو سال اخیر با عملیات ننگین آدم ربایی، 11تبعه ایران را در برخی کشورها از جمله عربستان و گرجستان، ربوده و به صورت غیرقانونی به خاک آمریکا منتقل کرده است. از سوی دیگر خانواده های این اتباع ایرانی به شدت نگران سرنوشت عزیزان خود هستند که بعضا به عنوان گردشگر و توریست و زائر در کشور محل ربایش به سر می برده اند و اکنون معلوم نیست که اساسا در کجا و در چه وضعیتی به سر می برند. آمریکایی ها همچنین چند سال 5 دیپلمات ایرانی را از کنسولگری ایران در اربیل ربوده و برای مدتی طولانی و به صورتی غیرقانونی در بازداشت و زیر شکنجه و فشار نگهداری کردند.
اخیرا هم رژیم آمریکا با فشار به برخی کشورها نظیر فرانسه و انگلیس و... از آنها می خواهد اتباع مورد نظر ایرانی را که در آن کشورها حضور دارند بازداشت کنند و به آمریکا تحویل دهند. نمونه آخر از این دست، بازداشت مجید کاکاوند مهندس ایرانی است که برای سفر گردشگری به فرانسه سفر کرده و در این کشور با فشار آمریکایی ها بازداشت شده تا به دولت آمریکا تحویل شود. ادعای آمریکا این است که این مهندس ایرانی اقلام ممنوعه! را خریداری و از طریق مالزی به ایران فرستاده است.
معلوم نیست به فرض صحت این ادعا انجام یک معامله از سوی تبعه یک کشور در کشوری دیگر، چه ربطی به کشور سوم (فرانسه) و چهارم ( آمریکا) دارد و آیا به صرف ایراد اتهام می تواند به شیوه اشرار یاغی عمل کرد؟!


بوی توطئه می آید، اما از کدام سو؟
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان ، آیت الله یزدی

آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت بوی توطئه به مشام می رسد.
وی این موضع را درباره انتقاد اخیر آیت الله یزدی عنوان کرده است. آیت الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اخیرا گفته بود: آقای هاشمی اگر امروز می خواهید صحبت کنید جسارت به عکس امام و توهین روز عاشورا را محکوم کنید. معنی ندارد که بیایید و دوباره بر مواضع خود پافشاری کنید.
وی همچنین با بیان اینکه مواضع آقای هاشمی از موضع گیری سه پهلو هم گذشته است، نسبت به دوری هاشمی از نظام ابراز نگرانی کرده بود.
آقای هاشمی در واکنش به این اظهارات تصریح کرد که با اطلاعات رسیده بوی توطئه به مشام می رسد.
فارغ از محتوای نقد و انتقاد مطرح شده بین آقایان یزدی و هاشمی، آنچه در این میان قابل تامل است عبارت آقای هاشمی است مبنی بر اینکه «بوی توطئه به مشام» می رسد.
ابهام این عبارت در این است که چگونه آقای هاشمی انتقاد یک چهره روحانی- آن هم در طراز رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم- نسبت به شخص خود را حمل بر توطئه می کند اما در فتنه انگیزی و آشوب افکنی 7 ماه گذشته، رد پای روشن توطئه های استکبار را مشاهده نمی کند و هشدار نمی دهد. ابهام دیگر این است که «مجرای اطلاعات رسیده» چگونه مجرایی است که انتقاد آقای یزدی را در ظرف توطئه می گنجاند اما توطئه های حقیقی و آشکار انگلیس و اسرائیل و آمریکا را از چارچوب داخلی توطئه خارج می کند! یعنی آتش زدن تصویر حضرت امام، حرمت شکنی بی سابقه در روز عاشورا، شعار دادن به نفع آمریکا و اسرائیل در روز جهانی قدس و روز ملی مبارزه با استکبار، حذف اسلام از جمهوری اسلامی، آتش افروزی و ترور و... هیچ کدام بوی توطئه استکبار علیه اصل نظام را پراکنده نکرد اما انتقاد از شخص آقای هاشمی- فارغ از درست یا نادرست بودن آن- نشانه توطئه بود؟!
شایان ذکر است آقای هاشمی در اظهارات اخیر خود به درستی تصریح کرده است: اصل ولایت فقیه محور جمهوری اسلامی است و اگر ولایت و جایگاه رهبری آسیب ببیند نمی توان آینده خوبی برای کشور متصور بود.


موسوی و کروبی به درد جنگ فرسایشی می خوردند اما...
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان ، میر حسین موسوی

موسوی و کروبی به درد جنگ فرسایشی می خوردند اما...

یکی از عناصر ضدانقلاب و سکولار مقیم آمریکا می گوید موسوی و کروبی به درد مرحله جنگ فرسایشی می خوردند اما برای آینده و فاز تهاجم سیاسی کفایت نمی کنند.
مهرداد- م یکی از 54 نفری است که اخیرا با صدور بیانیه ای ضمن حمایت از فتنه انگیزی های چند ماه گذشته موسوی، بر لزوم ساختارشکنی و حذف جمهوری اسلامی تاکید کردند. وی در گفت وگو با سایت روزنت با رد شعارهای «جمهوری اسلامی، استقلال و مرگ بر آمریکا» گفت: جنبش سبز ماهیت رنگین کمانی دارد. اکنون قلب جنبش (خیابان) بر مغز آن (برنامه و سیاست ها) چیرگی دارد. فاز تهاجم سیاسی برخلاف فاز جنگ فرسایشی امری نیست که آقایان موسوی و کروبی بتوانند از عهده اش برآیند بلکه محتاج مشورت و تبادل فکری با بخش های گوناگون جنبش هستند. آنها رهبران نمادین هستند نه رهبر واقعی و هیچ گاه خود را رهبر جنبش سبز معرفی نکرده اند. موسوی و کروبی ناچار شدند جامه رهبری جنبش را برتن کنند، جامه ای که هنوز برایشان آماده و پرداخته نشده بود.
وی درباره این پرسش که «شعارهایی چون نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران و یا جمهوری ایرانی، شکاف ها را در جنبش سبز عیان کرد، آیا این شکاف می تواند لطماتی به جنبش وارد سازد» گفت: شکافی میان رهبری کنونی جنبش و بخشی از بدنه وجود دارد چون نیروهای گوناگون و رنگین کمانی حضور دارند. طبعا بخشی از شرکت کنندگان سکولارند، مطالبات رادیکال تری دارند. در چند ماه اولیه که مسئله فرسوده کردن نیروهای حکومتی غلبه داشت، به این شکاف کمتر توجه می شد ولی امروز حساسیت بیشتری در این مورد به چشم می خورد. سخنگویان اصلی جنبش باید به این نقیصه توجه جدی کنند. مصالحه یکسویه نیست، غیرخودی ها هم باید قانع شوند. خوشبختانه آخرین بیانیه آقای موسوی گامی مثبت در این راه برداشت و به بخشی از این مطالبات توجه نشان داد.
این ضدانقلاب لائیک که تظاهر به سکولاریسم می کند همچنین گفت: آقایان موسوی و کروبی مجموعا بهتر از حدی که تصور می شد ظاهر شده اند. باید اعتراف کرد میان موسوی یک سال پیش با موسوی امروز تفاوت های قابل توجهی وجود دارد، دست کم او در سخنان رسمی اش تلاش کرده بر تنوع درونی جنبش پای بفشارد. مهدی کروبی البته در سطح مواضع در حد و اندازه دوره انتخاباتی نیست ولی تعهد و افشاگری هایش بسیار مهم و روحیه بخش بوده است. آقای موسوی یکبار برای همیشه باید به این تناقض گویی میان آزادیخواهی برای آینده و بازگشت به آن گذشته طلایی پایان دهد. اشارات گاه به گاه او به «امام خمینی» و قانون اساسی، در بهترین حالت ابهام آفرین است...ما در بیانیه خود با حفظ هویت سکولار، به دفاع از محتوای مترقی بیانیه آقای موسوی پرداختیم.


اظهارات کروبی آب در لانه مورچگان
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان ، مهدی کروبی

اظهارات کروبی آب در لانه مورچگان

سردرگمی و عقب نشینی برخی عناصر میداندار فتنه، شوک گسترده ای را در محافل ضدانقلابی ایجاد کرده است. پریروز پس از انتشار اظهارات مهدی کروبی مبنی بر به رسمیت شناختن رئیس جمهور و دولت، پسر وی- حسین کروبی- که روابط مشکوکی با محافل بیرونی دارد به همراه رسانه های نشاندار بیگانه به صرافت افتادند تا به نحوی ماجرا را لاپوشانی و رفع و رجوع کنند. در کمتر از چند ساعت، سایت های رسمی بی بی سی انگلیس، صدای آمریکا، رادیو فردا، رادیو زمانه، جرس و... پر شد از مصاحبه های اختصاصی با حسین کروبی که به جای پدر موضع می گرفت و به توجیه اظهارات مهدی کروبی می پرداخت.
اما بازی حسین کروبی با واژه ها نتوانست چیزی از واقعیت بکاهد به ویژه اینکه اظهارات مذکور، پس از انتشار انتقادات داخلی خاتمی در مجمع روحانیون نسبت به تندروی و ساختارشکنی کور و بی فایده صورت می گرفت. گفته می شود خاتمی قبل از آن هم نامه ای متضمن انتقاد از ساختارشکنی و ابراز وفاداری به نظام به محضر رهبر انقلاب ارسال کرده بود. این همه در حالی بود که با وجود کج روی موسوی، بیانیه 17 وی از سوی برخی محافل ضدانقلاب حمل بر انفعال و عقب نشینی شده بود. در چنین فضایی انتشار موضع کروبی مانند ریختن ناگهانی آب سردی بر سر عناصر ضدانقلاب و رسانه های آنها بود. البته برخی از این عناصر ترجیح دادند به تحمیق مخاطبان خود بپردازند. آنها به یکی از 2 شیوه کم اهمیت نشان دادن اظهارات کروبی یا تاکید بر اینکه کار وی و خاتمی و دیگران یک اقدام تاکتیکی برای اختلاف در جبهه مقابل است نه عقب نشینی رد کردند.
علیرضا نوری زاده از ماموران میدانی موساد و سیا که یکی از بازندگان تحولات اخیر به شمار می رود، در اظهارنظری انفعالی گفت: مردم ]بخوانید آشوبگران[ منتظر اظهار نظر کروبی یا نامه خاتمی نمی مانند. مردم معطل این قبیل رهبران نخواهند ماند.
سایت بی بی سی انگلیس هم در توجیه ماجرا نوشت: حوادث روز عاشورا و شعارهای تند طیف های سیاسی را به تامل واداشت و این نگرانی را پدید آورد که ممکن است رشته از دست در برود. برخی شخصیت های اصلاح طلب ابراز نگرانی کردند که جریان ضدانقلاب به دنبال بهره برداری از مطالبات درون ساختاری است. عده ای موضع کروبی را در ادامه بیانیه موسوی و برای عمیق ترکردن شکاف در جناح محافظه کار می دانند.
اما از این توجیهات که بگذریم، دیگر محافل ضدانقلاب نتوانستند آشفتگی موجود در اردوگاه ضد انقلاب را کتمان کنند. سایت ضد انقلابی روزنت در تحلیلی به قلم یکی از عناصر فراری ادوار تحکیم با عنوان «یا شیخ خبری هست؟» به توجیهات حسین کروبی درباره اظهارات مهدی کروبی اشاره کرد و نوشت: همین اظهارات حسین کروبی نکته شک برانگیزتری مطرح می کند و آن اینکه موضع مهدی کروبی تغییر کرده است و این تغییر در جهت تغییر شرایط است. این سخن را باید در کنار بیانیه موسوی درباره به رسمیت شناختن دولت و متن افشا شده نامه خاتمی نهاد تا نگران سازش احتمالی شد.
روزنت می افزاید: درباره اظهارات شیخ اصلاحات چند احتمال وجود دارد. احتمال اول این است که کروبی اشتباه و بی دقتی کرده است. به گمانم سیر وقایع و مصاحبه های بعدی نشان داده که چنین نبوده است. اگر چنین بود با یک تکذیب یا اینکه سخنانش بد برداشت شده مسئله حل می شد. احتمال دوم این است که سازشی در میان است و کروبی با حکومت ساخته است و می خواهد فضا را آرام کند و سهمی بگیرد. این احتمال به گمان نگارنده غلط است. احتمال سوم که به نظر نگارنده صحیح تر می نماید این است که حرکت امروز کروبی پاسخی به کسانی در جبهه دوم خرداد است که در حال پیش بردن سازشی بدون حضور کروبی هستند. این روزها وقایعی اتفاق افتاده است که نشان از آن دارد که بخشی از جبهه اصلاحات در حال مذاکره پشت پرده و ظاهرا از موضعی پایین است. احتمال چهارم این است که کروبی خواسته توپ را در زمین طرف مقابل بیندازد و شکاف را در آن سو ژرف تر کند اما شیخ آن قدر عاقل هست که نباید هم توپ را در زمین حریف انداخت و هم دروازه را خالی کرد.
روزنت با اشاره به انتقادات گسترده از کروبی در سایت های فیس بوک و بالاترین نوشت: شیخ ما دو تاریخ پشت سر خود دارد؛ یک تاریخ، تاریخ عملکرد این یک ساله اوست و تاریخ دیگر نیز عملکرد سی ساله او. این دو تاریخ در بعضی نقاط با هم در تنافرند. به عنوان کسانی که در انتخابات از او حمایت کردیم، این نیست که هرچه شیخ گفت چشم و گوش بسته و دربست به به و چه چه کنیم.
مجله اینترنتی و ضد انقلابی خواندنیها هم با تاکید بر اینکه «شیوخ اصلاحات وا می دهند»، نوشت: با وجود آن که کروبی و موسوی هنوز رسما تصمیم خود را اعلام نکرده اند اما با دادن شعار وحدت و بهانه های دیگر از این دست تلاش می کنند جان خود را از مخمصه رهانده و با یک قیام و عقود از بحران خارج شوند.
از سوی دیگر سایت ضدانقلابی خودنویس که توسط چند عنصر فراری در خارج از کشور مدیریت می شود، این گونه تحلیل کرد: شکی نمانده که بیانیه موسوی وسوسه را در دیگر سران جنبش ایجاد کرد و کروبی هم از قافله عقب نماند. این روند و اقدام خاتمی هم شوکه کننده است و هم بغض آور که سران جنبش در برابر نظام زانو بزنند. مضحکانه]؟![ است که آقای موسوی پس از 6 ماه در بیانیه هفدهم خود بوسه بر تنفیذ نامه احمدی نژاد بزند. مضحکانه است شیخ؟! اصلاحات که از تبار ابوی خود مایه می گرفت اکنون آن را به ثمن بخس بفروشد. شرم آور است به بازی گرفتن مخالفان و گول مالیدن بر سر آنها. حرف های خاتمی خائنانه است. آنها یا ترسیده اند یا منافعشان درخطر افتاده است. این سایت همچنین در تحلیل دیگری به «بازخوانی عقب نشینی اصلاح طلبان» پرداخت و نوشت: حجت تمام شد! سرانجام آنچه منتظرش بودیم رخ داد و صحنه آخر سازش کلید خورد. کروبی امروز صبح رسما دولت را به رسمیت شناخت... فاتحه ای که خاتمی و رفسنجانی برای اصلاح طلبان خواندند با این موضع گیری شیخ شجاع (که برخی او را سازش ناپذیرتر از موسوی می دانستند) تکمیل شد. پس از وقایع ماههای اخیر که نشانه های از دست رفتن کنترل اصلاح طلبان بر معترضان و وحشت طرح شعارهای ساختارشکنانه را شدت بخشید، ابتدا موسوی فرمان عقب نشینی صادر کرد و سپس خاتمی نامه محرمانه نوشت. چقدر اینها بی شرمند. حالا چراغی در برابر جزم اندیشی و پیروی کورکورانه متعصبان موسوی- کروبی روشن شد که برای آنها نقش چه گوارا و گاندی قائل بودند.
سایت های ایران گلوبال، اخبار روز (ارگان گروهک فدائیان خلق) ایران امروز و... دیگر نیز در مطالبی مشابه به انتقاد از بن بست و عقبگرد سران اصلاحات پرداخته اند.
به عنوان مثال ایران گلوبال که از رفتارهای انتحاری کروبی با الفاظ مبالغه آمیز ستایش می کرد، در تحلیل جدید خود نوشت: کروبی از انتخابات 22خرداد تاکنون در پی به قدرت رساندن حزب اعتماد ملی بود اما اکنون مثل آقای بازرگان به عمر سیاسی خود پایان داد.
«ایران امروز» هم از بحران سیاسی و اخلاقی در میان فتنه سبز خبر داد و نوشت اپوزیسیون نمی تواند با جریانی که به نظام امید بسته، روحیه خود را حفظ کند.


این خبر را به خاطر بسپارید !
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

این خبر را به خاطر بسپارید !

پیش از این و طی نزدیک به یکسال گذشته، مراحل مختلف فتنه اخیر را براساس فرمول بیرونی آن، در هر دو بخش قبل و بعد از انتخابات پیش بینی کرده و به گواهی نسخه های موجود کیهان، تمامی این مراحل دقیقاً همانگونه که کیهان پیش بینی کرده بود اتفاق افتاده است. اکنون برپایه همان فرمول، وقت آن است که سران فتنه عقب نشینی گام به گام را آغاز کنند. شاید تصور شود که این مرحله را کروبی با اظهارات اخیر خود درباره به رسمیت شناختن دولت کلید زده است اما اقدام کروبی را باید بیرون از پروژه یاد شده تلقی کرد. کروبی پیش از این هم با اطلاع از این که موسوی و خاتمی و سایر دست اندرکاران-بخوانید ماموران داخلی- فتنه، شعار «تغییر» را برای «کودتای مخملی» خود برگزیده اند، پیشدستی کرده و این شعار را به عنوان تابلوی انتخاباتی خود اعلام کرد. این اقدام کروبی با اعتراض شدید موسوی و خاتمی و... و اطرافیان آنها روبرو شد. گفتنی است اطلاع کروبی از تصمیم موسوی و خاتمی برای انتخاب شعار تغییر، ناشی از اشتباه یکی از واسطه ها بود! این دفعه نیز اظهارات کروبی در به رسمیت شناختن دولت را نمی توان حرکت اصلی تلقی کرد. چرا که کروبی در اظهارات خود تاکید می کند به دلیل تنفیذ حکم احمدی نژاد از سوی رهبرانقلاب، ریاست جمهوری او را پذیرفته است و این ادبیات با فرمول دیکته شده جرج سوروس، جین شارپ و رابرت هلوی همخوانی ندارد، چرا که تاکید بر اصل ولایت فقیه با اهداف از قبل تعیین شده بیگانگان برای سران فتنه در تضاد است. و اما، این روزها، براساس فرمول یاد شده باید منتظر صدور بیانیه ای از سوی موسوی یا خاتمی و یا هر دو نفر آنها بود. تاکید به قید « این روزها» به علت نزدیک بودن دهه فجر و مخصوصاً روز همیشه بزرگ 22 بهمن است. باز هم براساس همان فرمول، موسوی و خاتمی باید در بیانیه خود اولا؛ بر ضرورت حضور در راهپیمایی 22 بهمن تاکید کنند، چرا که در غیر اینصورت 22بهمن نیز مانند 9دی به عنوان رفراندومی بی نظیر علیه سران فتنه و مدیریت بیرونی آن یعنی مثلث سیا، موساد و اینتلیجنت سرویس، ثبت خواهد شد بنابراین سران فتنه با صدور بیانیه باید خود را بخشی از مردم قلمداد کنند. مردمی که روز 9 دی بر اخراج آنها از دایره ملت و نظام و انقلاب تاکید ورزیدند.
ثانیاً؛ و باز هم مطابق همان فرمول ، موسوی و خاتمی باید در بیانیه خود وانمود کنند که حرکتی به نام «جنبش سبز» هنوز وجود دارد و از هواداران فراوانی برخوردار است! این بخش از بیانیه برای آن است که به قول «جرج سوروس» زمینه برای انتقال «کودتای مخملی»- بخوانید فتنه- از خیابان به فضای مجازی فراهم شود، چرا که در خیابان ادعای «فراوانی هوادار» با توجه به ریزش شدید آنها امکان پذیر نیست ولی در فضای مجازی می توان کماکان بر «فراوانی هواداران»! اصرار ورزید. بنابراین اگر موسوی و خاتمی در بیانیه خود سخنی از جنبش سبز!! به میان نیاورند، زمینه ای برای انتقال فتنه از خیابان به فضای مجازی وجود نخواهد داشت.
به سخنرانی طولانی و اخیر هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا توجه کنید. او تاکید می کند که در شرایط کنونی باید اپوزیسیون داخلی را از خیابان ها به فضای مجازی برد و از اختصاص بودجه ویژه برای این انتقال خبر می دهد.
ثالثاً؛ موسوی و خاتمی در بیانیه ای که اکنون وقت انتشار آن است، سردادن یکی از شعارهای مخصوص انقلاب را توصیه می کنند. این شعار احتمالا شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» خواهد بود، چرا که سران فتنه طی چند ماه اخیر، مخصوصا در جریان آشوب آفرینی روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و از همه رسواکننده تر، اهانت به ساحت مقدس امام حسین(ع) در روز عاشورا، نشان داده اند که به هیچیک از مبانی انقلاب و نظام کمترین اعتقادی ندارند ولی راهپیمایی چند ده میلیونی 9 دی به سرویس های سه گانه سیا، موساد و اینتلیجنت سرویس و ماموران داخلی آنها فهمانده است که به خاطر جنایت ها و خیانت های خود بایستی در انتظار محاکمه و مجازات سختی باشند. این بخش از بیانیه، قبل از هر چیز برای فرار از محاکمه و مجازات است.
رابعاً؛ اگر قرار باشد که اراذل و اوباش اجاره ای در روز 22 بهمن هیچ شعاری علیه نظام اسلامی ندهند، کورسوی فتنه نیز تمام شده تلقی می شود و انتقال آن به فضای مجازی که هیلاری کلینتون آشکارا- و جرج سوروس و شارپ در نهان- بر ضرورت آن تاکید ورزیده اند، مسخره خواهد بود، و به این معنی است که «هیچ» را از خیابان به فضای مجازی برده اند! بنابراین، موسوی و خاتمی- مطابق فرمول یاد شده- باید در بیانیه خود اعلام کنند کسانی که شعار ساختارشکنانه سرمی دهند از ما نیستند!!
خامساً؛ به هنگام اجرای همین فرمول در اوکراین، سران کودتای رنگی، خرابکاری ها را به حاکمیت نسبت می دادند، از این روی و از آنجا که سران فتنه بی کم و کاست- و البته بسیار جاهلانه- از همان فرمول استفاده کرده اند، احتمالا در بیانیه خود اعلام می کنند هر کس روز 22 بهمن شعار ساختارشکنانه سرداده و یا دست به آشوب بزند، وابسته به حاکمیت است!!
ممکن است گفته شود وقتی موسوی و خاتمی می بینند که فرمول آنها لو رفته است از صدور بیانیه پیش بینی شده در این نوشته، خودداری می ورزند که باید گفت؛ صدور این بیانیه بخشی از فرمول دیکته شده است و سران فتنه ملزم به انجام آن هستند. مگر مراحل قبلی فتنه از سوی کیهان پیش بینی نشده بود؟ چرا پیشگیری نکردند؟!


تاکتیک های پنهان جنگ نرم به روایت دو مقام سابق آمریکایی
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

دو مقام سابق آمریکایی طی مقاله مشترکی در روزنامه وال استریت ژورنال به بررسی این موضوع پرداختند که «آمریکا چگونه می تواند از اپوزیسیون در ایران حمایت کند و کدام برنامه می تواند در تضعیف جمهوری اسلامی و برنامه اتمی آن موثر باشد».
جیمز کی گلسمن (معاون وزیر امورخارجه در امور دیپلماسی عمومی در دولت بوش) و مایکل دوران (دستیار وزیر دفاع دولت بوش در حوزه دیپلماسی عمومی) در این مقاله تصریح می کنند: موضوع ایران از احتمال بمب گذاری القاعده مهمتر است. اقدام نظامی یا سازش با رژیم ایران هیچ کدام برای مقابله یا تهدید ایران عملی نیست. راه حل سوم، به قدرت رسیدن دولتی ضعیف تر و کمتر متخاصم در ایران است. این راه حل با حوادث پس از انتخابات، عملی تر به نظر می رسد. با این حال آمریکا و متحدانش از توجه جدی به این موضوع شانه خالی کرده اند. سیاستگذاران آمریکایی استدلال می کنند حمایت آشکار از مخالفان به جمهوری اسلامی امکان می دهد تا اعلام کند اپوزیسیون، ماموران آمریکا هستند. با این احوال، آمریکا چگونه می تواند از اپوزیسیون حمایت کند؟
دو مقام سابق آمریکایی در پاسخ سوال مذکور می نویسند: کلید راهگشا برای رسیدن به هدف عمده سیاسی یعنی تغییر ماهیت رژیم، دادن پیام هایی استراتژیک است که حرف و عمل را به هم بیامیزد. هر کاری که انجام می دهیم، هر حرفی که می زنیم و هر کاری که انجام نمی دهیم و هر حرفی که نمی زنیم، باید برای تحقق همین هدف تغییر هماهنگ شود. سیاست مذکور 4 وظیفه جداگانه را در پیش دارد. هدف اول فراهم ساختن حمایت معنوی و آموزش برای انقلاب سبز است. در این زمینه باید طرف های سوم به جای دولت آمریکا نقش اصلی را ایفا کنند. باید به یاد مخالفان و اپوزیسیون آورد که دیگران در اوکراین و گرجستان با طی همان مسیری که آنها می روند، موفق شده اند. به عنوان نمونه باید گزارش هایی منتشر کنیم که در اوکراین یا گرجستان، چه راه هایی کارآیی داشت. توضیحات سرانی نظیر واسلاو هاول از جمهوری چک را نقل کنیم. یا راهنماییهای دگرگونی از طرق مسالمت آمیز را نظیر آنچه جین شارپ زیر عنوان «از دیکتاتوری تا دموکراسی» منتشر کرد، منتشر کنیم یا اثر پیتر اکرمن با نام نیرویی قدرتمند تر. باید مستندهای موجود درباره انتقال قدرت در کشورهای اروپای شرقی را به زبان فارسی دوبله کنیم.
وال استریت ژورنال درباره توصیه های بعدی ادامه می دهد: راه دوم تشدید تحریم های اقتصادی علیه ایران و نسبت دادن آن به جمهوری اسلامی و فساد اقتصادی است. ما باید بگوییم مشکلات اقتصادی نتیجه مدیریت بداقتصادی است همان گونه که اپوزیسیون مشکلات اقتصادی را به سیاست خارجی رژیم مرتبط می کند. راه سوم، انجام اقدامات لازم برای افزایش تماس با ایران و افزایش تماس مخالفان با خارج است. برنامه های رادیو فردا و تلویزیون ماهواره ای صدای آمریکا باید به سرعت تقویت شود و انگلیس را نیز به اقدام مشابه از طریق بی بی سی تشویق کنیم. ما باید به مخالفان در کسب فناوری ارتباطی جدید کمک کنیم.
دو مقام آمریکایی سابق و فعال در حوزه افکار عمومی و جنگ نرم در پایان توصیه می کنند: «باید با اقدامات تبلیغاتی و برخلاف تبلیغات جمهوری اسلامی، اعلام کنیم اصلاح طلبان جریان مردمی و در خدمت کشورشان هستند. باید این تبلیغات را که آمریکا ضعیف شده و می خواهد از طریق ایران، خود را از گرفتاری های خاورمیانه خلاص کند، خنثی کنیم. باید با ادعای جمهوری اسلامی که برنامه هسته ای موجب پیشرفت کشور می شود و غرب دنبال عقب نگاه داشتن ایران است، مقابله کنیم. ما باید افرادی را از داخل ایران به سمینارها دعوت کنیم که حتماً با مخالفت رژیم مواجه خواهد شد و در آن صورت به افکارعمومی ایران بگوییم این رژیم مستقر شماست که می خواهد شما را عقب نگه دارد.»
گفتنی است جیمز گلسمن پیش از این به هنگام حضور در پست معاونت وزارت خارجه آمریکا در امور دیپلماسی عمومی طی سخنانی در موسسه واشنگتن در پیمان خاورنزدیک گفته بود: مردم آمریکا، سیاست خارجی ما را قبول ندارند و اعتماد نمی کنند. ما باید دنبال راضی کردن مردم خود باشیم نه افکارعمومی جهان.


پخمه اصلاحات یا هم تیمی عضو متواری کارگزاران؟!
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

پخمه اصلاحات یا هم تیمی عضو متواری کارگزاران؟!

هتاکی اخیر یکی از اعضای حلقه 5 نفره «اتاق فکر جنبش سبز» در آمریکا علیه امام زمان(عج) و آشکارتر شدن ماهیت حقیقی فتنه سبز موجب واکنش قابل تامل یک رسانه کارگزارانی شد.
سایت شاخه جوانان حزب کارگزاران در مطلبی با عنوان «غضنفر اصلاحات و اهانت او به امام زمان(عج)»، گنجی را فردی ماجراجو توصیف کرد و نوشت: او در انتخابات مجلس ششم با حملات شدید به هاشمی رفسنجانی و نوشتن کتابی با عنوان «عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری» به شهرت رسید و پس از پایان دوران زندان راهی خارج از کشور شد. او اخیرا در گفتگو با شبکه BBC فارسی به انکار امام زمان(عج) پرداخت. حرفهایی که دل هر مسلمان شیعه ای را به درد می آورد. گنجی که در سال 78 و برخلاف نظر بزرگان اصلاحات با تخریب هاشمی بزرگترین ضربه را به پیکر جریان نوپای اصلاحات وارد کرده، امروز گویا با سخنان ساختارشکنانه و بازی با مقدسات قصد دارد ضربه کاری تری به اصلاحات وارد کند. اگرچه سابقه تاریخی نشان داده که مردم ایران از کسانی که از کشور خارج شده و دیگر در راستای منافع ملت ایران حرکت نمی کنند، روی برمی گردانند اما سران اصلاحات و مشخصا «میرحسین موسوی باید هوشیار باشند که امثال اکبر گنجی ها که تنها به دنبال مطرح کردن نام خود آنهم به هر قیمتی هستند به اصلاحات و جنبش سبز مردم ایران آسیب نزنند. گنجی (بخوانید غضنفر اصلاحات!) اگر همان وقت به دلیل تندروی سیاسی و آسیب رساندن به جبهه اصلاحات حذف می شد امروز به خود جرات نمی داد که با عنوان خودخوانده عضو اتاق فکر جنبش سبز، با مقدسات شیعه اثنی عشری گلاویز شود که ایران مرکز فقهی و سیاسی آن بوده و اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان عاشق امام زمان(عج) هستند.»
واکنش این سایت کارگزارانی تنها واکنش اعتراضی از سوی کلیت جبهه اصلاحات و کسانی چون موسوی و کروبی و... محسوب می شود و در جای خود قابل تقدیر است. اما نکته ای انحرافی در واکنش مذکور دیده می شود و آن اینکه گویا گنجی خودسرانه و از سر شهرت طلبی محض- و نه ماموریت دیکته شده و همراهی دیگران- دست به این هتاکی زده است، حال آن که وی عضو حلقه 5 نفره (سروش، کدیور، مهاجرانی و بازرگان) محسوب می شود و آقای مهاجرانی این حلقه را هسته و اتاق فکر جنبش سبز توصیف کرد بی آنکه امثال موسوی و کروبی و گروه های مدعی اصلاحات، این ادعا را رد کنند و حتی مهاجرانی و کدیور هم حاضر نشدند علیه این گستاخی آشکار موضع بگیرند و شایعات منتشره درباره موضع گیری را تکذیب کنند! اگر کارگزارانی ها، اکبر گاف را غضنفر اصلاحات قلمداد می کنند باید توجه داشت که آقای مهاجرانی هم عضو مرکزیت کارگزاران است و با عناصر بدسابقه ای نظیر گنجی و سروش و کدیور گره خورده است و او همان کسی است که اگرچه در سالهای سازندگی با تملق تمام، از هاشمی به عنوان امیرکبیر ایران و سردار بزرگ سازندگی یاد می کرد اما بعدها در دوران وزارت حاضر نشد در برابر هجمه های امثال گنجی و باقی و... علیه هاشمی حتی یک کلمه اعتراض هم بکند. اما رویدادهای بعدی نشان داد معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور در دولت سازندگی، و وزیر ارشاد و سخنگوی دولت اصلاحات اساسا با جریان های ضد دینی و انحرافی نظیر بهائیت و محافل ضد انقلابی دولتی در آمریکا و انگلیس پیوند خورده است.


اوباما: جلوگیری از ایران هسته ای دشواری بزرگ آمریکاست
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

اوباما: جلوگیری از ایران هسته ای دشواری بزرگ آمریکاست

با وجود درشت گویی های رئیس جمهور و وزیرخارجه آمریکا، کارشناسان معتقدند فشار و تحریم علیه جمهوری اسلامی راه به جایی نخواهد برد.
اوباما به تازگی از سخت گیری علیه ایران خبر داده بود و هیلاری کلینتون هم پس از یک سال اصرار بیهوده بر تحریم های فلج کننده، اکنون در کنفرانس خبری مشترک با مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا می گوید: ما در برابر پافشاری ایران صبر نمی کنیم و نخواهیم گذاشت کارها بیش از این به تعویق بیفتد.
کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم در این کنفرانس مطبوعاتی با انکار دشمنی ها و فشارهای بی حاصل 6 سال گذشته در چالش با ایران مدعی شد: ما در کنار آمریکا در برابر ایران ایستاده ایم. 6 سال گفت وگو با ایران درباره مسئله هسته ای نتوانسته نتیجه ای را که انتظار داشتیم به ارمغان آورد بنابراین مجبوریم ببینیم چه کارهایی لازم است دنبال شود و آماده ایم آن را انجام دهیم.
همزمان باراک اوباما برنامه هسته ای ایران را به یک گردو با پوست سخت تشبیه کرد. وی طی سخنانی به مناسبت نخستین سالگرد آغاز ریاست جمهوری اش ضمن ضعیف توصیف کردن احتمال از سرگیری مذاکرات صلح خاورمیانه حتی طی 15 ماه آینده، درباره چالش با ایران گفت: کشورهای هم پیمان ما، برای برداشتن گام های تازه جهت تحریم شدیدتر ایران همنوا هستیم. جلوگیری از هسته ای شدن ایران ]و نه جلوگیری از تولید سلاح هسته ای[ یکی از بزرگ ترین چالش هایی است که در برابر ما قرار دارد. این یکی از دشوارترین مسائل پیش روی ما و مانند یک گردو با پوست سخت است. من به اقدامات قاطع و سخت گیرانه از سوی 1+5 خوش بین هستم و نوع روابط ما با روسیه و تماس با چین می تواند به ما یاری برساند.
تظاهر اروپا و آمریکا به اینکه تاکنون با ایران با نرمش رفتار کرده اند در حالی است که آنها طی چند سال گذشته 3 قطعنامه تحریمی را به تصویب شورای امنیت رسانده و تحریم های خارج از این قطعنامه را هم اعمال کرده اند اما اکنون اذعان می کنند که با این وجود طی 6 سال گذشته به در بسته خورده اند.
در توضیح همین واقعیت، تری کویل پژوهشگر موسسه مطالعات بین المللی و استراتژیک فرانسه به رادیو فردا گفت: سیاست منزوی کردن ایران شکست می خورد و به بن بست خواهد رسید. اقتصاد ایران با تحریم های اقتصادی دچار تنش چندانی نخواهد شد. سیاست عدم مذاکره با ایران هم سیاست بی تاثیری است. بی اثر بودن سیاست انزوای ایران در زمان ریاست جرج بوش به همه ثابت شد. خشمی که از جانب دولت بوش متوجه ایران بود، موجب تضعیف خاتمی و روی کار آمدن احمدی نژاد به عنوان یک قهرمان وطن پرست شد.
این تحلیلگر فرانسوی اضافه کرد: در مورد مسئله هسته ای راه حل دیگری به جز مذاکره با ایران وجود ندارد. حمایت بیش از اندازه آمریکا از مخالفان در ایران، تنها به تضعیف بیشتر آنها منجر خواهد شد چون آنها به عنوان عوامل بیگانه معرفی می شوند.


وقتی اسب های درشکه یکدیگر را گاز می گیرند!
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

وقتی اسب های درشکه یکدیگر را گاز می گیرند!

گروکشی و مجادله میان عناصر فراری مدعی اصلاح طلبی با عناصر ضد انقلاب و سابقه دار مقیم خارج معمولاً حاوی طنزهای جالبی است. در این میان به دنبال صدور بیانیه ای موسوم به بیانیه 5 نفره از سوی مهاجرانی و 4 هم تیمی دیگر وی اسباب مجادلات و «سرتراشی»های جالبی شده است. مهاجرانی پس از صدور بیانیه مذکور که در حمایت از بیانیه 17 موسوی صادر شد، تصریح کرد این 5 نفر هسته اصلی و اتاق فکر جنبش سبز را تشکیل می دهند. این اظهارنظر از سوی عناصر ضد انقلاب سلطنت طلب قدیمی، چپ ها و مارکسیست های آمریکایی و... به عنوان تحقیر ضدانقلاب قدیمی تلقی شد.
بهاءالله مهاجرانی در واکنش به این اعتراض ها، در سایت جرس نوشت «استفاده از تعبیر اتاق فکر باعث کژتابی های بسیاری شده است... بیانیه ما به منزله اتاق فرمان یا نفی دیگران نیست. اثبات شیئی نفی ماسوا ]ماعدا!؟[ نیست. دوست روزنامه نگاری، شیرین و نمکین تعریف می کرد و می گفت: یکی از این افراد که 31 سال است دارند رژیم عوض می کنند، از بیانیه شما خیلی برآشفته بود و می گفت آقا! دوباره این مذهبی ها دارن سفره رهبری جنبش را از دست ما درمیارن! بهش گفتم نه عزیزم محکم سفره را نگه دار به هیچ کس نده!»
همزمان علیرضا نوری زاده مزدور لندن نشین و دیرپای سیا و موساد که گویا امثال مهاجرانی و سروش و کدیور و گنجی را رقبای تازه از راه رسیده و کلاهبردار تیراژ خود یافته، با خطاب قراردادن مهاجرانی و تیم وی نوشت: به هیچ وجه قصد کردیت ]اعتبار[ دادن به خودمان را ندارم اما این روزها بعضی «خود رهبر خوانده ها» در اینجا ]لندن[ صف خودی و غیر خودی و بعضاً نخودی ها را مشخص می کنند. شماری از 3 دهه دوری از خانه پدری را تجربه کرده ایم. ما دیرسالی است گفته ایم، نوشته ایم، مبارزه کرده ایم، هزینه داده ایم]!؟[ با این همه آن قدر سعه صدر داریم که وقتی فلان وزیر یا وکیل سابق به سوی ما می آید، به رویش آغوش می گشاییم و اصلاً به یاد نمی آوریم که این حضرت تا چند وقت پیش همان گونه درباره ما و فعالیت هایمان قضاوت می کرد که امروز حسین شریعتمداری و حیدر مصلحی و حسین تائب درباره ما قضاوت می کنند. ما با نوعی نگاه احساسی سرشار از عرض عین -منظورش غمض عین است- و فراموشی عمومی با اینها برخورد می کنیم، راه و چاه زندگی در تبعید و نحوه برخورداری از امتیازاتی را که برای پناهندگان در بلاد کفر و استکبار قائل شده اند، نشانشان می دهیم، اگر به همراه خانواده شان باشند سریع راه مدرسه و دانشگاه را برای فرزندانشان هموار می کنیم. اگر وارد مجلسی شوند مواظب هستیم کسی کلفت بارشان نکند. در عین حال هر بار در این 30 سال کورسویی از یک چراغ سوئی از داخل ایران به چشممان آمده، با تمام وجود، حضور این کورسو را گرامی داشته ایم. محسن مخملباف چندی پیش برگه به من داد که در آن نوشته بود به عنوان اصل اولیه که پذیرش آن می تواند همه ما را با هر باور و اعتقادی گرد یک محور و در زیر سقف خیمه سبز گرد آورد؛ اولین اصل این بود که به گذشته همدیگر کاری نداشته باشیم.
این مهره بدنام سرویس های جاسوسی اضافه می کند: بعضی از مسافران تازه ضمن برخورداری از مواهب وزارت و وکالت و سفارت، حالا هم که به خارج آمده اند برخلاف اغلب ما که 30 سال است با سختی ها دست و پنجه نرم می کنیم و هنوز از یک زندگی حداقلی برخوردار نیستیم]!!![ وضعیت مالی مطلوب تری دارند. از راه نرسیده، خانه و زندگی مرتب و ضیاع و عمار مکرر دست پا می کنند. خانه تهران را اجاره می دهند و با پول منزل شهرستان یا ویلای شمال در بهترین نقطه تبعیدگاه خانه ای نقدی خریداری می کنند و ما همچنان دوره می کنیم دیروز و امروز را به امید 20 سال دیگر که قسط خانه مان تمام می شود]!!؟[ اغلب این دوستان نه تنها به مشکلات مالی و گرفتاری های مبتلابه ما دچار نشده اند بلکه بعضاً ادا و اطوار امارت و وزارت و وکالت را نیز رها نکرده اند و وقتی با تو روبرو می شوند چنان باد به غبغب می اندازند و سربالا می گیرند که فکر می کنی طرف هنوز هم بر سر کار است و برای استراحت، چند روز به این سو تشریف فرما شده اند.
نوری زاده با بیان اینکه برخی از این عناصر فراری از بورسیه و فرصت مطالعاتی در خارج از کشور استفاده می کنند می نویسد: «زمانی که قرار باشد در اینجا بمانند، چون زمینه سازی ها را از تهران انجام داده اند در پی ملاقاتی با یکی از ما بهتران همه کارهایشان جفت و جور می شود و اغلب بدون آنکه نگران تمدید اقامت و گذرنامه خود باشند مهر اقامت در گذرنامه شان ثبت می شود و البته چنان مهری که در عین حال همه مزایای پناهندگی را نیز برایشان فراهم می کند. حضرات چمدانشان را باز نکرده مثل مبصر کلاس چوب خط به دست، برای جدا کردن خودی و نخودی به پا می خیزند که آقا مگر می شود من با وزیر یا وکیل زمان شاه بیانیه مشترک امضا کنم. وزیر شاه هم می تواند همین حرف ها را به تو بگوید... این را هم بگویم سران رژیم فرستادگانی نزد آقایان موسوی و کروبی فرستاده و خواسته بودند خط خود را از ماها جدا کنند. به ویژه اسم ]من را[ آورده بودند اما آنها تأکید کرده بودند حق ندارند و نمی توانند به انسان هایی که با جان و دل در جهت رساندن پیام جنبش در دنیا فعالیت می کنند، بی حرمتی کنند و آنها را غیر خودی بخوانند. آنها در پذیرش این خواسته خودداری کرده بودند. آن وقت در خارج، از راه نرسیده ها دچار کیش شخصیت شده اند».
اشاره به این نکته ضروری است که نوری زاده اگرچه حتی در میان عناصر ضدانقلاب هم به عنوان فردی که دوست دارد به هر قیمت خود را تحویل بگیرد و مهم جلوه دهد، شناخته می شود ولی اظهارات وی درباره هماهنگی افرادی نظیر بهاءالله مهاجرانی با سرویس های اطلاعاتی انگلیس قبل از فرار به خارج از کشور با شواهد و قرائن و برخی اسناد موجود انطباق دارد.


وابسته سفارت اسرائیل صلاحیت و صداقت موسوی را تأیید کرد
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

وابسته سفارت اسرائیل صلاحیت و صداقت موسوی را تأیید کرد

شماری از عناصر لائیک و ضد دین مقیم خارج از کشور در بیانیه ای ضمن اعلام حمایت از آخرین بیانیه میرحسین موسوی، خواستار براندازی جمهوری اسلامی و ایجاد حکومتی سکولار شدند. این بیانیه را شماری از عناصر بد سابقه گروهکی و بعضاً جذب شده توسط سازمان امضا کرده اند و اسامی عباس معروفی، فرج سرکوهی، حسین باقرزاده، شهرنوش پارسی پور، ماشاءالله آجودانی، صدرالدین الهی، رامین احمدی، باقر پرهام، منصور کوشان و... در میان آنها دیده می شود.
در بیانیه مذکور آمده است: ما ضمن پشتیبانی از مطالبات مطرح شده در بیانیه هفدهم مهندس موسوی، از برپایی نظامی مبتنی بر جدایی دین از دولت دفاع می کنیم و دل بستن به ولایت فقیه را که در قانون اساسی رسمیت یافته، دور از واقع بینی می دانیم.
آجودانی از امضا کنندگان بیانیه کذایی در گفت وگو با بی بی سی انگلیس اظهار داشت: جنبش، یک جنبش چند صدایی است. ما از مطالبات آقای موسوی که بخشی از جنبش را نمایندگی می کند حمایت می کنیم اما انتظار نداریم که او در داخل ایران حرفی را بزند که ما در خارج از ایران می زنیم. ما نگران سرنوشت جنبش سبز هستیم.
گفتنی است اغلب این افراد توسط سایت ها و رسانه های ضد انقلابی راه اندازی شده از سوی دولت آمریکا به کار گرفته شده و مشغول قلمفرسایی علیه جمهوری اسلامی ایران هستند.
از سوی دیگر داریوش آشوری از مهره های مورد اعتماد رژیم صهیونیستی با اشاره به بیانیه دیگری که از سوی وی و شماری از عناصر ضد انقلاب مقیم اروپا و آمریکا پس از بیانیه 17 موسوی صادر شد، به سایت روزنت گفت: آقایان موسوی و کروبی هیچ کدام رهبران فرهمند نیستند. خودشان هم چنین ادعایی ندارند اما استواری یی که این دو از خود نشان داده اند سبب شده بی آن که خود خواسته باشند، به صورت دو فاکتور در چنین جایگاهی قرار گیرند. من از نزدیک دیداری با این دو نداشته ام اما دورادور صداقت و شجاعت آنها را احساس می کنم. آنها این شجاعت را دارند که بر روی حرف خود بایستند.
آشوری از کسانی است که رژیم صهیونیستی در دوران رژیم پهلوی آنها را برای سفر به فلسطین اشغالی برگزید، دکتر شریعتی در مقاله ای درباره آشوری نوشته بود «انگار این آقای داریوش آشوری وابسته مطبوعاتی سفارت اسرائیل در تهران است که هر کس علیه اسرائیل حرفی بزند یا مطلبی بنویسد او خود را موظف به پاسخگویی و دفاع از اسرائیل می داند» (مقاله استعمار و دلالانش، منتشره در مجله فردوسی، سال 1346).
تأیید صداقت و صلاحیت موسوی و کروبی از سوی فردی با مختصاتی نظیر آشوری در حالی است که موسوی در تبلیغات انتخاباتی خود را فردی انقلابی و خط امامی و میهن دوست جا زده و تظاهر می کرد از دروغ گویی منزجر است.


فلج کننده و هدفمند اسم رمز تحریم های بی خاصیت
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

فلج کننده و هدفمند اسم رمز تحریم های بی خاصیت

نخست وزیر رژیم صهیونیستی در ملاقات با صدراعظم آلمان خواستار تحریم های «فلج کننده» علیه ایران شد. سران اسرائیل به همراه صهیونیست مسیحی های حاکم بر آمریکا 30 سال است از تحریم فراگیر برای فلج کردن ملت ایران سخن می گویند.
نتانیاهو در دیدار مرکل گفت: اگر این تحریم های فراگیر الان اعمال نشود پس چه زمانی می خواهد اعمال شود. آنگلا مرکل هم در این ملاقات گفت: اگر واکنش تهران درباره برنامه هسته ای تغییر نکند ما در زمینه اعمال تحریم های بیشتر با کشورهایی که چین هدفی را دنبال می کند، همکاری می کنیم.
نشست شنبه گذشته مقامات وزارت خارجه 1+5 در نیویورک برای تصمیم گیری در زمینه تحریم های جدید بدون نتیجه پایان یافت و این در حالی بود که چین و روسیه بر ادامه روند دیپلماتیک تأکید داشتند. چین یک عضو دون پایه هیئت نمایندگی خود در نیویورک را به این نشست فرستاده بود.
اظهارات بی حاصل و کهنه برخی مقامات غربی درباره تحریم در حالی است که روزنامه لس آنجلس تایمز روز دوشنبه به تحلیل موضوع تحریم پرداخت و نوشت: این روزها در کنار تأکید بر رویکرد دیپلماتیک، از تحریم های هدفدار علیه حکومت ایران نیز سخن می رود. در عین حال جای هیچ شکی نیست که کارایی تحریم ها در سراسر دنیا، محل ابهام است و سابقه ای ضعیف و گنگ دارد. تحریم ها حتی نتوانست کشوری مثل کره شمالی را مهار کند و جلوی برنامه هسته ای آن را بگیرد. اما وقتی صحبت از ایران می شود، تحریم های سنگین جنبه پیچیده ای پیدا می کنند. با وجود فشار تحریم های مالی و بانکی، ایران توانسته شرکایی را حتی در آمریکا، چین و سایر کشورها پیدا کند که حاضر به زیرپا گذاشتن محدودیت های تجاری هستند.
لس آنجلس تایمز درباره این موضوع که تحریم ها احساسات میهن پرستانه را در میان مردم ایران علیه غرب برمی انگیزد و بحث تحریم های هدفمند علیه مقامات جمهوری اسلامی مطرح است، نوشت: تحریم های هدفمند علیه مردم عادی هم اثرگذار می شوند. از سوی دیگر تحریم های یک جانبه آمریکا ناکارآمد است اما کسب رضایت اعضای دیگر شورای امنیت هم یک چالش همیشگی بوده است. ممکن است هیچ راه دیگری جز آزمودن تحریم برای دولت آمریکا وجود نداشته باشد اما حتی در صورت اعمال و اجرای این تحریم ها، کسی نباید انتظار داشته باشد تغییر شگرفی در سیاست هسته ای ایران ایجاد شود.
روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز هم در بررسی موضوع تحریم ها نوشت: دیپلمات های غربی هشدار داده اند در پی اقدام چین برای متوقف کردن تلاش ها برای پیشنهاد بسته جدیدی از اقدامات تنبیهی علیه ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، ممکن است تصویب تحریم های شدیدتر علیه تهران ماه ها به تأخیر بیفتد. نشست نیویورک بی نتیجه پایان یافت. در چند سال گذشته روسیه و چین عامل جلوگیری از تلاش ها برای تشدید تحریم ها بر ایران قلمداد می شوند. این در حالی است که نمایندگان کشورهای غربی می گویند تنها چیزی که ندارند زمان است و سه دور قبلی تحریم ها که مذاکره در مورد آنها تنها چند ماه طول کشید، تاکنون منجر به ترغیب تهران به شفاف سازی درباره برنامه جاه طلبانه هسته ای اش نشده است.
فایننشال تایمز افزود: تأخیر در تصویب تشدید تحریم ها نه تنها به ایران در دراز مدت زمان بیشتری برای تکمیل برنامه های هسته ای می دهد، بلکه در کوتاه مدت نیز بزودی زمان برگزاری کنفرانس بررسی پیمان منع گسترش هسته ای فراخواهد رسید. کشورهای غربی خواستار اعمال تحریم های جدید پیش از آن هستند که تهران فرصت گل آلود کردن آب را در کنفرانس ماه مه سال 2010 در نیویورک بدست آورد و برنامه هسته ای اش را به منازعه میان غرب و کشورهای در حال رشد تبدیل کند.


95 درصد مردم اوکراین رئیس جمهور نارنجی را پائین کشیدند
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

95 درصد مردم اوکراین رئیس جمهور نارنجی را پائین کشیدند

رسانه های غربی با اشاره به نتیجه مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری در اوکراین تاکید می کنند انقلاب مخملی نارنجی به سرعت در این کشور رنگ باخته است.
دویچه وله آلمان با اشاره به اینکه ویکتور یوشچنکو رئیس جمهور نارنجی نتوانست رای 95درصد شرکت کنندگان را جلب کند و کمتر از 5 درصد مردم مجدد به او رای دادند، نوشت: انقلاب نارنجی سال 2005 اکنون رنگ باخته است. بسیاری از وعده ها برای اصلاحات تحقق نیافت. انتظارات سران اصلاحات از غرب عملی نشد، بر مشکلات داخلی اوکراین افزوده شد و به این ترتیب انقلاب نارنجی و رهبران آن به تدریج مقبولیت خود را از دست دادند. به نحوی که یوشچنکو در انتخابات روز یکشنبه کمتر از 5درصد آراء رای دهندگان را به دست آورد. یانکوویچ رقیب اصلی در انتخابات، او را متهم کرد مردم را برای رسیدن به قدرت فریب داده است.
رادیو فردا هم با اشاره به ناکامی فاحش یوشچنکو تاکید کرد: بسیاری از مردم اوکراین از درگیری های درونی بین گروههای فعال در انقلاب نارنجی و بخصوص کشمکش ها بین خانم تیموشنکو و متحد سابق او ویکتور یوشچنکو دلسرد شده اند. حتی در سالهایی که فساد مالی به اوج خود رسیده و اوکراین به شدت از بحران اقتصادی جهانی لطمه خورده است اختلاف و رقابت بین این دو طیف ادامه یافت. اما ویکتور یانکوویچ نامزدی که در دور اول انتخابات بیشترین آراء را به دست آورده، در کنفرانس خبری گفت: مردم به تغییر رای داده اند. ما به پیمان نظامی ناتو نخواهیم پیوست.
بی بی سی انگلیس هم از پیچیدگی اوضاع در اوکراین و فلج شدن معماران انقلاب نارنجی خبر داد و نوشت: اقتصاد اوکراین در رکودی عمیق به سر می برد. اکنون روسیه، تیموشنکو پیروز شود یا یانکوویچ، می تواند از نتیجه خشنود باشد.


اعتراض احمد شیرزاد و پاسخ روزنامه کیهان
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

اعتراض احمد شیرزاد و پاسخ روزنامه کیهان

احمد شیرزاد عضو مرکزیت حزب مشارکت با ارسال توضیحی به خبر ویژه کیهان با عنوان «سرنخ های تازه از نقش موساد در ترور شهید علیمحمدی» واکنش نشان داد. در خبر یاد شده با اشاره به گزارش نشریات اسرائیلی و غربی درباره شناسایی شدن آن شهید از سوی صهیونیست ها در برخی کنفرانس های بین المللی، به نقش موساد در این ترور پرداخته شده و ضمناً تقلای شیرزاد برای ربط دادن این جنایت به اختلافات داخلی تکمیل پروژه موساد ارزیابی شده بود.
احمد شیرزاد پس از 4 روز توضیحی بدین شرح خطاب به مدیرمسئول کیهان ارسال کرد:
متن نامه آقای شیرزاد چنین است؛
در روزنامه کیهان مورخ 26/10/88 مرا «مهره بدنام» خوانده اید و تهدید کرده اید که «تحقیق از بنده می تواند سرنخ هایی از ترور شهید دکتر علیمحمدی را به دست دهد». اگر به کار بردن این لفظ را توهین می پندارید بنا به وظیفه اخلاقی و قانونی در همان روزنامه از من عذرخواهی کنید و اگر آن را توهین نمی پندارید صراحتاً اعلام کنید تا ما هم مجاز باشیم نسبت به شما و دوستانتان از چنین الفاظی استفاده کنیم. و چنانچه دو نوع قانون و رفتار را نسبت به شهروندان مجاز می شمارید که وای بر این کشور اگر چنین رویه ای بر آن حکمفرما شود!
البته هتاکی ها و تهدیدهای شما نسبت به هر کس عامل خوشنامی اوست. خداوند اگر هر نعمتی را از ما دریغ کرده باشد، نعمت آبرو و حسن شهرت را به وفور بخشیده است. دیدید که بعد از سالها هتاکی و توهین نسبت به برخی شخصیت های مذهبی، مردم فهیم ایران با تجلیل عظیم خود نسبت به آنها چه پاسخی به شما دادند. با وجود آن که امید چندانی به قوه قضائیه برای دادخواهی نسبت به تجاوزهای روزنامه کیهان به حقوق شهروندان وجود ندارد، اما به طور قطع از شما شکایت خواهم کرد.
گفته اید که من در مصاحبه های مختلف با رسانه های ضد انقلاب و خارجی تلاش کرده ام ترور شهید علیمحمدی را به اختلافات داخلی ربط دهم. طبق معمول کذب محض گفته اید و من اظهارنظری در این مورد نکرده ام. ضمناً برای اثبات رابطه دوستی خود با آن شهید فقید نیازی به تایید کیهان ندارم. همچنین باز هم ترجیع بند تکراری و کذب خود را در مورد نطق قبل از دستور من در مجلس ششم تکرار کرده اید که نیاز به پاسخ نیست. تنها یادآوری می کنم که معمولا به گفته های آقای کروبی در این مورد استناد می کردید.
اکنون همان آقای کروبی که زمانی حرفش به ظاهر حجت بود آماج شدیدترین دشنام های شماست. خدا شما را از ادامه این راه ناصواب باز دارد.
احمد شیرزاد
30/10/88»
کیهان: درباره توضیحات آقای شیرزاد باید گفت؛ 1- ایشان مصاحبه با رسانه های ضدانقلاب را انکار کرده و این در حالی است که به عنوان مثال در مصاحبه با امید معماریان (از عناصر فراری عضو شبکه های روتاری در آمریکا) که روز پنج شنبه 24دی توسط سایت روزنت منتشر شده، ترور شهید علیمحمدی را «قتل سیاسی» خواند و ضمن ابراز تردید در نقش آمریکا و اسرائیل در این ترور مدعی می شود این اظهارات صرفاً مربوط به تبلیغات رسمی است. وی در عین حال با بیان اینکه دکتر علیمحمدی در انتخابات از میرحسین موسوی حمایت می کرده، تلاش می کند چنین وانمود کند که آن شهید در یک «قتل سیاسی» و به خاطر حمایت از آقای موسوی ترور شده است، یعنی همان توقعی که طراحان اصلی ترور از این جنایت سبعانه داشته اند؛ تشدید اختلافات داخلی و پررنگ کردن رقابت های انتخاباتی در جهت به حاشیه راندن نقش جبهه استکبار در فتنه اخیر. این همان کارکرد مشکوک آقای شیرزاد است که کیهان خواستار تحقیق در ابعاد آن شده و همچنان اصرار دارد.
لابد آقای شیرزاد سایت روز آن لاین و مصاحبه گر بدسابقه آن را در زمره ضدانقلاب تلقی نمی کند که مصاحبه با آنها را تکذیب کرده است! البته مقاله آقای شیرزاد در این زمینه نیز عیناً توسط بدنام ترین سایت های ضدانقلاب منعکس شد.
2- وی هتاکی و توهین را تخطئه می کند اما با یک جست وجوی کوتاه در اینترنت می توان ده ها موضع گیری و مصاحبه و مقاله وی را یافت که به ارزشها و مسلمات جمهوری اسلامی بارها هتاکی کرده است.
3- آقای شیرزاد ماجرای مجلس ششم را انکار و تکذیب می کند و این در حالی است که اظهارات وی مبنی بر اینکه «19 سال به دنیا درباره فن آوری هسته ای دروغ گفته ایم و اکنون دم خروس بیرون افتاده است»! در صورت مذاکرات مجلس ثبت شده است، همین طور است اعتراض آقای کروبی رئیس مجلس به آن اظهارات خائنانه مبنی بر اینکه این حرف ها همان حرف های رادیو اسرائیل است. اینکه آقای کروبی امروز کجاست و چه می کند، نافی اظهارات وی در جلسه علنی مجلس (6-5 سال پیش) نیست. آن روز آقای شیرزاد برای متهم کردن برنامه هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران از سوی صهیونیست ها سند درست می کرد، و امروز در حالی که دشمنان تلاش دارند با ترورهای سبعانه، به اختلاف های داخلی و غفلت از دشمنان حقیقی ملت ایران دامن بزنند، باز هم او به طور تصادفی وسط معرکه است و به طور کاملاً اتفاقی می کوشد جنایت صهیونیست ها را تبدیل به منازعه ای سیاسی و جنجالی کند! البته ارسال توضیح و تظاهر به غیرتی شدن و مظلوم نمایی، چیزی از همسویی و خیانت های انجام گرفته کم نمی کند.


خاتمی: موسوی و کروبی همه راهها را مسدود کرده اند
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

خاتمی: موسوی و کروبی همه راهها را مسدود کرده اند

«به موسوی و کروبی تلفنی گفتم قبل از آن که آقا به نمازجمعه تشریف ببرند شما مطالب تان را بنویسید و به آقا بدهید و اگر به انتخابات اعتراض دارید، بگویید تخلف شده اما شما تعیین تکلیف کنید و ما نظر شما را می پذیریم. من به آنها گفتم این کار به نفعتان است ولی متاسفانه این کار را نکردند.»
اینها جملات سیدمحمدخاتمی است که ضمن ملاقاتی با حجت الاسلام حسین ابراهیمی نماینده مجلس عنوان شده است. ابراهیمی در گفت وگویی به دیدار چندماه پیش با خاتمی اشاره کرده و گفت: افرادی از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در این ملاقات حضور داشتند.
ابراهیمی گفت: این روش که بخواهیم دو خواسته ای را با آشوب و اغتشاش پیگیری کنیم و به سرانجام برسانیم، به هیچ وجه قابل قبول نیست. این قانون شکنی احساسات مردم را جریحه دار کرد.
اظهارات ابراهیمی در حالی است که منابع غیررسمی اخیراً اعلام کرده اند خاتمی در نامه ای به محضر رهبر معظم انقلاب، از مواضع ساختارشکنانه و لجاجت و تندروی موسوی و کروبی ابراز برائت کرده است. اخبار تائید نشده دیگری هم از طرح انتقادات مشابه توسط خاتمی در جلسات اخیر مجمع روحانیون حکایت می کند. انتشار اخباری حاکی از مصلحت اندیشی و فاصله گذاری خاتمی با رویکرد به بن بست رسیده موسوی و کروبی طی چند روز اخیر باعث شد سایت های افراطی، دیروز خبر ملاقات یک هفته پیش برخی از عناصر زندانی آزاد شده با خاتمی را بدون اشاره به زمان این ملاقات منتشر کنند! البته در این خبر نیز خاتمی با وجود طرح برخی انتقادها بر لزوم پایبندی به قانون اساسی تاکید کرده و از همراهی با افراطیون و ساختارشکنان ابراز ناخشنودی می کند.
برخی رسانه های ضد انقلاب در تحلیل های اخیر خود تاکید می کنند خاتمی با وجود همراهی های اولیه، حاضر نیست تا آخر با ساختارشکنان همراهی کند و هزینه بدهد.
خاتمی در برخی ملاقات ها تصریح کرده که موسوی سرمایه به زحمت اندوخته اصلاح طلبان را ظرف چند ماه سوزاند و راه بازگشت به حاکمیت را به کلی مسدود کرد.


این هم «توهم توطئه» است؟!
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

این هم «توهم توطئه» است؟!

شورای امنیت ملی و سازمان جاسوسی آمریکا(سیا) ایران را در اولویت نخست فعالیت جاسوسی قرار دادند.
واشنگتن تایمز گزارش داد این دو نهاد امنیتی و اطلاعاتی آمریکا چین را از اولویت نخست خارج و در اولویت دوم قرار داده اند.
گزارش واشنگتن تایمز، دلیل این که چین از فهرست اولویت های نخست جاسوسان سیا خارج شده این است که مقام های امنیتی آمریکا از این هراس دارند که ممکن است اقدامات گسترده جاسوسان این کشور درباره فعالیت های چین سبب تمرکز پکن بر روی طرح های محرمانه خود و از میان رفتن امکان کسب اطلاعات درباره امکانات نظامی و اقدامات سایبری چین شود.
براساس این گزارش، خارج شدن چین از اولویت نخست جاسوسان آمریکایی با مخالفت «دنیس بلر» رئیس شورای امنیت ملی و «لئون پانتا» رئیس سیا همراه بود. اما مقام های فعلی و سابق سرویس های امنیتی آمریکا معتقد بودند که برای کاهش حساسیت های پکن در این مورد بهتر است چین را از این فهرست خارج کنند. بر همین اساس، چین هم اکنون در اولویت دوم جاسوسان آمریکایی قرار دارد و مواردی همانند تنش های میان پاکستان و هند همراه با چین در این فهرست قرار دارد.
این در حالی است که چندی پیش آمریکا چین را به جاسوسی در فضای سایبر(الکترونیکی) متهم کرد. علاوه بر آن آمریکا در سال گذشته میلادی فرماندهی جدیدی را برای مقابله با اقدامات سایبر ضد آمریکایی راه اندازی کرده است.
این در حالی است که در روزهای گذشته در جدیدترین دور از تنش های میان پکن و دهلی نو، هند، چین را به انجام عملیات های سایبر علیه این کشور و انجام جاسوسی الکترونیک از رایانه ها و سیستم های حساس خود متهم کرد.
گفته می شود قرار دادن ایران در اولویت نخست جاسوسی آمریکا به علت روند رو به رشد اسلامگرایی و قدرت یابی اسلامگرایان در منطقه است و آمریکا کانون این رشد را در ایران می بیند. آمریکایی ها همچنین بارها تاکید کرده اند که کلید گشایش در بن بست معادلات عراق، افغانستان، فلسطین اشغالی، لبنان و حتی برخی کشورهای آمریکای لاتین را باید در ایران جست وجو کرد.
خبر واشنگتن تایمز در حالی منتشر می شود که برخی محافل لجوج یا مغرض داخلی اصرار دارند دشمنی های استکبار جهانی علیه ملت ایران را انکار کنند و هشدار در این زمینه را ناشی از «توهم توطئه» بدانند.
توهم خواندن توطئه هم یکی از پروژه های تولیدی در سازمان ناتوی فرهنگی و توسط کسانی چون کارل پوپر یهودی است.


ما از آمریکا پول نگیریم دلارهای بی زبان مثل قبل هدر می رود!
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

ما از آمریکا پول نگیریم دلارهای بی زبان مثل قبل هدر می رود!

دو تن از عناصر ضد انقلاب مقیم آمریکا با تأکید بر اینکه باید بی هیچ ترسی بودجه های پرداخت شده برای براندازی در ایران را دریافت کرد، خیانت و مزدوری را این گونه توجیه می کنند که اگر ما این پول ها را دریافت و هزینه نکنیم، پول ها مثل گذشته هدر می رود و تلف می شود!
رادیو زمانه که اغلب محصولات و تولیدات رادیو فردا- ارگان رسمی سازمان سیا- را در پوشش رسانه ای هلندی مصرف می کند، درباره لزوم استفاده از بودجه های اختصاصی آمریکا برای براندازی نرم سراغ مهدی یحیی نژاد گرداننده سایت بالاترین و امید معماریان روزنامه نگار فراری رفت. کنگره و دولت آمریکا اعلام کرده اند علاوه بر مبالغ قبلی، 55 میلیون دلار برای تغییر و براندازی در ایران در پوشش حمایت از آزادی اطلاعات اختصاص می دهند.
مهدی یحیی نژاد مدیر بنگاه دروغ پراکنی «بالاترین» - سایتی که مدیریت اصلی آن را منوشه امیر مسئول بخش فارسی رادیو اسرائیل برعهده دارد- در توجیه لزوم دریافت پول های اعطایی رژیم آمریکا گفت: فعالان ایرانی خارج از ایران به خصوص کسانی که با فضای داخل آشنا هستند خیلی ابا داشتند از این که نظراتشان را به کشورهای خارجی در این رابطه که بودجه های بین المللی اختصاص یافته چگونه صرف شود، اعلام کنند. نتیجه این شده که بودجه های صرف شده از سوی کشورهای غربی و آمریکا برای ایران به نوعی هدر برود. نتیجه هم این شده که این پول ها صرف پروژه هایی شده که تأثیر آن در ایران خیلی زیاد نبوده است. یا کسی از محصولات این پروژه ها استفاده نکرده یا اینکه اصلاً محصولات به درد نخوری بوده اند.
در حالی که در میان برخی محافل گروهکی کارچاق کن و مزدور بر سر چگونگی گرفتن سهم بیشتر از دلارهای خون آلوده آمریکایی ها رقابت و دعوا وجود دارد، یحیی نژاد به توجیه اصل پول ها پرداخت و گفت: یک مشکل این است که نیت کشورهای غربی نیت ساده ای نیست. بالاخره آنها به دنبال منافع خود هستند و همیشه دلشان برای ایرانی ها نسوخته است ولی باز هم مأسساتی هستند که حداقل افرادی که در آنها کار می کنند، خیلی به دنبال دموکراسی هستند. این بودجه ها را باید بشود هدایت کرد به خصوص توسط ایرانیان مقیم خارج. باید به شکلی، ابایی که قبلاً بود، ترسی را که قبلاً داشتند، کنار بگذارند و به سراغ این کشورها بروند تا اتفاقی که قبلاً اتفاق افتاده دوباره نیفتد و این بودجه ها هدر نرود چون بالاخره این کشورها این بودجه ها را تصویب خواهند کرد و آنها را خرج خواهند کرد.
اظهارات مدیر «بالاترین» در حالی است که این شبکه هم به لحاظ تأمین محتوا و هم تأمین مالی از سوی سرویس های دولتی آمریکا و رژیم صهیونیستی تغذیه می شود.
امید معماریان هم در گفت وگو با رادیو زمانه با اذعان به اینکه کمک گرفتن از خارجی ها در ایران با بدبینی دنبال می شود، به ستایش از دولت آمریکا پرداخت و مدعی شد دولتی که دستش به خون مردم افغانستان و عراق و دیگر کشورهای دنیا آلوده است، به واسطه اختصاص بودجه های یاد شده «می خواهد از حقوق بشر و دموکراسی در ایران حمایت کند». وی می گوید: «یکی از اموری که دولت جدید آمریکا به آن اهتمام می ورزد، شعارش را می دهد و به عنوان یکی از استراتژی ترین محورهای سیاست خارجی شان مطرح می شود، این است که اقتدار اخلاقی آمریکا را که در هشت سال دوران ریاست جمهوری بوش مخدوش شده بود و تا حد زیادی صدمه دیده بود، دوباره بازیابی کنند. بنابراین وزارت خارجه آمریکا امروز به موضوعاتی مانند حقوق بشر، دسترسی آزاد به اینترنت برای همه، آزادی بیان و... توجه بیشتری نشان می دهد و بیشتر حکم یک موضوع اخلاقی را برایشان دارد تا یک موضوع سیاسی. هر چند به هر حال هر نوع دسترسی آزاد به اطلاعات خود می تواند تحولات سیاسی را به دنبال بیاورد».
وی همچنین درباره نقش عناصر ضد انقلاب مقیم خارج و پیوند آنها با پروژه وزارت خارجه آمریکا گفت: تنها چیزی که اینها می خواهند استفاده از امکانات برای دسترسی آزاد مردم به اطلاعات است. آنها خواهان مداخله نظامی یا اقتصادی کشورهای دیگر نیستند.
گفتنی است نامبرده در برخی نشریات زنجیره ای نظیر حیات نو، یاس نو و وقایع اتفاقیه همکاری داشت و در پرونده ارتباط شبکه وبلاگ نویسان با محافل اطلاعاتی و ضد انقلابی در خارج از کشور بازداشت شد اما پس از آزادی به آمریکا رفت و سر از کلوپ های روتاری و فراماسونری درآورد. وی پیش از این در مواردی و تحت عنوان جایزه، از پول های اعطایی محافل آمریکایی و صهیونیستی بی نصیب نمانده است.


هویت حرمت شکنان عاشورا به روایت سرکرده اشرار تروریست
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان

هویت حرمت شکنان عاشورا به روایت سرکرده اشرار تروریست

سرکرده گروهک تروریستی دموکرات کردستان می گوید «راهپیمایی 13 آبان و به ویژه تظاهرات ]شرارت[ روز عاشورا از جانب جنبش سبز این واقعیت را آشکارتر کرد که اکثریت ترکیب این اپوزیسیون را نیروهای ضدحکومت دینی تشکیل می دهند.»
مصطفی هجری در یکی از سایت های ضدانقلابی نوشت: کنترل جنبش از دست آقای موسوی و آقای خاتمی خارج شده است. مسیر این حرکت، تغییر رژیم است بنابراین اکنون بیش از گذشته لزوم تعیین رهبرانی برای سرنگونی رژیم احساس می شود.


بهاءالله: به شیری که خورده ام شرمنده نیستم
ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، خبره ویژه ، عطاءالله مهاجرانی

بهاءالله: به شیری که خورده ام شرمنده نیستم

بهاءالله مهاجرانی ابراز شرمندگی نسبت به اظهارات سخیف اکبر گنجی درباره امام زمان(عج) را تکذیب کرد. برخی شبکه های خبری دیروز اعلام کرده بودند مهاجرانی اظهارات سخیف گنجی را محکوم کرده و از اینکه نام خود را در کنار وی پای بیانیه 5 نفره گذاشته، ابراز شرمندگی کرده است. اما شبکه ضد انقلابی «جرس» که توسط تیم مهاجرانی و کدیور از خارج کشور مدیریت می شود در واکنش به خبر یاد شده نوشت: «سیدعطاءالله مهاجرانی خبر منتشره درباره وی در فیس بوک و برخی سایتهای خبری مبنی بر شرکت در میزگرد یک رسانه خارجی و اعلام نظر درباره سخنان گنجی را تکذیب کرد. وی به خبرنگار جرس گفت: در روزهای گذشته در هیچ میزگردی شرکت نداشته و در این رابطه سخنی نگفته است. مهاجرانی تاکید کرد که مواضع آقای گنجی درباره قرآن مجید و مهدویت مواضع شخصی ایشان است. وی افزود قبلا مخالفت خود را با چنان مواضعی، طی نقدهایی که منتشر کرده اعلام داشته است.»
گفتنی است در خبر منتشره در فیس بوک آمده بود: «مهاجرانی در میزگردی با حضور کارشناسان سیاسی در یکی از رادیوهای خارجی به شدت از مواضع اخیر اکبر گنجی انتقاد کرد. مهاجرانی در واکنش به سخنان اکبر گنجی علیه اعتقادات اهل تشیع گفت: این سخنان بی ارزش، نیاز به پاسخ ندارد. وی افزود: توهین به ائمه و امام زمان که از سوی گنجی انجام گرفته، من را نسبت به امضای نامه 5 تن از روشنفکران خارج از کشور، دچار تردید کرده، چرا که به هیچ وجه علاقه ای ندارم اسمم در کنار چنین اندیشه ای قرار بگیرد و از این بابت شرمنده ام.»
نکته قابل تامل اینکه سایت «کلمه» وابسته به میرحسین موسوی با انتشار خبر سایت جرس، به تکذیب اظهارات منتسب به مهاجرانی علیه گنجی پرداخت!
این سایت حاضر نشد به انتقاد از موضع ضد امام زمانی اکبر گنجی که در واقع اقتباس از هجمه های بهائیت است بپردازد و این در حالی است که نامبرده طی 7 ماه گذشته، تبدیل به یکی از سخنگویان اصلی موسوی در خارج از کشور شده است.
سایت کلمه البته خیلی هم بی موضع نبود بلکه زیر خبر تکذیبیه مهاجرانی، به نام مخاطبان این عبارات را منتشر کرد: «خوب شد گفتین. چون وقتی این خبر رو شنیدم خیلی از آقای مهاجرانی ناراحت شدم اساسا اعتقادات دینی هر شخصی به خودش مربوط است... این سایت ها هم فقط بلدن فرافکنی کنن و قصدشون اینه که تفرقه بندازن... ممنون آقای مهاجرانی، منم وقتی این خبر رو خوندم خیلی تعجب کردم، اما منتظر تکذیب خبر بودم، با خودم گفتم اگه کلمه هم این خبر رو درج کرد باور می کنم، تا الان هم هر نیم ساعت کلمه را چک کردم تا شاید خبری ببینم که الان دیدم خدا رو شکر، دم کلمه عزیز هم گرم»!
اکبر گنجی به عنوان یکی از 5 عضو حلقه ای که مهاجرانی از آنها به عنوان «اتاق فکر جنبش سبز» یاد می کند اخیرا در مصاحبه با شبکه بی بی سی انگلیس به انکار امام زمان(عج) پرداخته و مدعی شده بود هیچ دلیلی بر وجود امام زمان وجود ندارد. وی همچنین ادعا کرده بود ائمه]ع[ نه معصوم هستند و نه واسطه فیض.
پیش از این، قرینه های بسیاری، از گرایشات بهایی برخی اعضای حلقه 5 نفره حکایت می کرد و علنی کردن ستیزه جویی با امام عصر(عج) این واقعیت را بیشتر نشان می دهد. محسن کدیور که در کنار سروش و مهاجرانی از اعضای حلقه پنج نفره فراریان قرار دارد، برای حفظ ظاهر به «جرس» گفت: «تفاوت های اعتقادی ما مانع از اشتراکات سیاسی نیست» اما توضیح نداد که اولا پس چرا به حلقه 5 نفره خود عنوان روشنفکر دینی داده اند و ثانیا چگونه می توان با منکران امامت و نبوت و قرآن و وحی هم جبهه شد؟!
به نظر می رسد اکبر- گاف مثل همیشه اگرچه دست به حماقت زده اما مثل خروس بی محل، تمام پز «روشنفکری دینی» حضرات را به هم ریخته است.
سوابق فرصت طلبانه باند 5 نفره به ویژه بهاءالله مهاجرانی به قدری سیاه است که نه تنها مردم دیندار ایران هرگز آنها را جدی نمی گیرند بلکه محافل ضدانقلاب نیز به آنها به دیده بدگمانی و کسانی که دارای رفتارهای «هخا»منشی! هستند می نگرند.


ضرب الاجل به سر رسید... اوباما به جایی نرسید
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، خبره ویژه

یک سلطنت طلب فراری و همکار صهیونیست وی در مؤسسه هادسن آمریکا، ضرب الاجل های دولت اوباما علیه جمهوری اسلامی ایران را بی حاصل توصیف کردند.
نازنین انصاری و جاناتان پاریس در روزنامه وال استریت ژورنال نوشتند: ضرب الاجل اوباما به ایران در زمینه برنامه هسته ای (مبادله اورانیوم غنی شده در خارج از کشور) 31 دسامبر یعنی 19 روز پیش پایان یافت. این ثابت می کند که سیاست های به کار رفته برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی کارایی ندارد.
وال استریت ژورنال همچنین با اشاره به حمایت برخی گردانندگان فتنه سبز از تحریم ایران نوشت: «نمایندگان جنبش سبز می دانند که نقش جامعه بین المللی در فشار به ایران هم اساسی و محوری است اگرچه سنگینی تغییر رژیم، بر دوش مخالفان در داخل قرار دارد. سران جنبش سبز به حمایت خارجی از حقوق بشر و دموکراسی در کنار تقاضای بین المللی برای توقف تولید سوخت هسته ای توسط جمهوری اسلامی امید بسته اند».
مؤسسه هادسن یکی از موسسات آمریکایی فعال در حوزه براندازی است که عناصر سلطنت طلب را در پوشش و حمایت خود دارد. نازنین انصاری در کنار همکاری با موسسه یاد شده، با صدای آمریکا، بی بی سی و نشریه سلطنت طلبان در لندن همکاری دارد و تا همین اواخر در پوشش خبرنگار به کشور تردد داشته است.
نشست اخیر 1+5 در نیویورک برای تشدید تحریم ها همچنان که پیش بینی می شد بی نتیجه پایان یافت. روزنامه کریستین ساینس مانیتور با اشاره به موضع مخالف چین و روسیه و تاکید بر لزوم ادامه دیپلماسی نوشت: «ترجمه این رفتار این است که پکن آب سردی بر دور سوم تحریم های بین المللی ایران ریخت».
ژانگ یسونی، نماینده چین در شورای امنیت سازمان ملل، پیش از این نشست گفته بود که پکن با وضع تحریم های تازه علیه ایران مخالف است.
روزنامه کریستین ساینس مانیتور به نقل از کنت کاتزمن کارشناس مسائل ایران و خاورمیانه در سرویس پژوهشی کنگره آمریکا می نویسد: «این رفتار چین شگفت انگیز نیست. مدتی است که آنها می گویند زمان تحریم های تازه فرا نرسیده و دیپلماسی هنوز ناکارآمد نشده است».


پایان یک مخملی دیگر
ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، خبره ویژه

دویچه وله آلمان از «پایان عصر انقلاب نارنجی (مخملی) در اوکراین» خبر داد. این رسانه آلمانی با اشاره به پیش افتادن نامزد مخالفان (ویکتور یانکوویچ) در نظرسنجی های انتخابات ریاست جمهوری اوکراین و پشت کردن مردم به نامزد مخملی ها نوشت: ویکتور یوشچنکو از سران نارنجی ها دیگر از هیچ شانسی برای پیروزی برخوردار نیست اما تنها نامزدی است که شعار عضویت در پیمان ناتو را می دهد.
دویچه وله اضافه کرد: یوشچنکو تنها رهبر یک انقلاب ]کودتای[ مخملی نیست که پس از یک دوره، از سوی مردم دیگر انتخاب نمی شود. پیش از او نیز لخ والسا رهبر جنبش همبستگی لهستان پس از یک دوره ریاست جمهوری دیگر انتخاب نشد. یوشچنکو مانند بسیاری دیگر دچار «بیماری کاخ نشینی» شد و «بله قربان گویان» مانع از اجرای روند رفرم گشتند. مبارزه با فساد در حد سخن باقی ماند و گزارش هایی از زندگی شبانه پسرش صفحات روزنامه ها را پرکرد. 70 درصد مردم خواهان یک «دست قدرتمند» برای مبارزه با فساد و تغییر هستند.


جاروکش های موساد و سیا آفتابی شدند
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، خبره ویژه

پادوهای رسانه ای سازمان سیا و موساد برای رد گم کنی در ترور سبعانه شهید دکتر مسعود علی محمدی، توجیهات و مغالطه های جالبی ارائه می دهند.
رضا تقی زاده مستخدم ارگان رسمی سازمان سیا(رادیو فردا) در این زمینه مدعی دخالت حزب الله لبنان در ترور دکتر علی محمدی شد! وی در گفت وگو با یکی از رسانه های ضد انقلاب گفت: در عکس هایی که در اینترنت از محل حادثه گرفته شده، یکی از چهره های حزب الله لبنان دیده می شود که سرگرم رفت و روب محل ترور است. به نظر من اگر قرار باشد روی عامل خارجی تکیه کنیم، باید روی این افراد درنگ شود.
این جاروکش سازمان سیا احتمالا خیلی به مغز خود فشار آورده که این ادعا را مطرح کرده و حتما باید مراقب باشد که به خاطر نبوغ فراوان دزدیده نشود چرا که هر انسان با بهره هوشی متوسط می داند برای جاروکشی کردن خیابان، از کشور دیگر آدم نمی آورند تا او را مقابل دوربین ببرند!!
وی در عین حال گفت: اگر قرار باشد آمریکا و کشورهای دیگر توانسته باشند به راحتی نفوذ کرده و بمب منفجر کنند، مسئولان امنیتی باید پاسخگو باشند که چطور امکان انجام چنین طرح هایی را داده اند.
این اظهارات در حالی است که بمب گذاری هایی از این دست ارزش و پیچیدگی عملیاتی چندانی ندارد و با توجه به استخدام تروریست های وابسته به گروهک های منافقین، ریگی، انجمن پادشاهی ها و حتی طیفی از عناصر تندرو سلفی از سوی سازمان های جاسوسی موساد و سیا، انجام چنین ترورهای کوری نیاز به ارسال تروریست از اسرائیل و آمریکا ندارد. از سوی دیگر رسانه های همسو با سازمان های جاسوسی مذکور تلاش کرده اند این ترور جنایتکارانه را به اختلافات انتخاباتی و سلیقه های سیاسی داخل ایران نسبت دهند و همین «تفسیرگذاری»، خود علت ترور را نیز روشن می کند.
در همین حال علیرضا نوری زاده مستخدم مشترک موساد و سیا، در تحلیل مشابهی، به اظهارات شک برانگیز احمد شیرزاد(عضو بدسابقه فراکسیون مشارکت در مجلس ششم) استناد کرد و مدعی شد شهید علی محمدی در آغاز طرفدار انقلاب بوده ولی در ماه های اخیر تغییر رویه داده است(!) وی نیز به سیاق همکار جاسوس خود- تقی زاده- گفت: عضو حزب الله لبنان لحظاتی پس از ترور در صحنه با ژست های مختلف دیده می شود.
گفتنی است همزمان با طراحی سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی و سرداده شدن شعار صهیونیستی «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در حاشیه تظاهرات روز قدس از سوی عوامل میدانی فتنه سبز، سایت های ضد انقلابی وابسته به محافل آمریکایی و صهیونیستی ادعا کردند نیروهای مردمی و بسیجی که به مهار آشوبگران پرداخته اند، از لبنان آورده شده و وابسته به حزب الله لبنان هستند!!


ازهاری می گفت نواره من میگم نوار نیست، فتوشاپه!
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، خبره ویژه

موج انفجار جمعیت در تظاهرات تاریخی 9 دی، برخی عناصر ضد انقلاب را به پریشان گویی واداشته است. مجید محمدی از عناصر فراری ضد انقلاب که از طریق فحاشی های گاه و بیگاه به ملت ایران در ارگان سازمان سیا ارتزاق می کند، در یکی از همان تحلیل های سفارشی و باسمه ای مدعی شد تظاهرات در ایران تبدیل به صنعت دولتی شده و در تظاهرات روز 9 دی چند ده هزار نفر به واسطه ساندیس و تی تاپ به خیابان آورده شده اند.
این خودزنی رسانه ای در حالی است که رادیو فردا دو روز پیش به نقل از روزنامه نیویورک تایمز اذعان کرد «سایت های مخالف جمهوری اسلامی تعداد شرکت کنندگان در تظاهرات تهران را دست کم یک میلیون نفر اعلام کرده اند و این در حالی بود که جمعیت فقط در تهران تا 4 میلیون نفر برآورد شد.»
عضو فراری حلقه کیان در ادامه عقده گشایی خود در رادیو فردا نوشت: شرکت کنندگان در راهپیمایی ها کارمندانی توده وار هستند که اضافه کار و پاداش دریافت می کنند و با راه آهن و اتوبوس به راهپیمایی آورده می شوند.
گویا عقده های این ضد انقلاب ورشکسته خالی نشده بود که پس از چند فحاشی مفصل، به حماقت 3 دهه پیش سرلشکر ازهاری تأسی کرد و نوشت: اگر سفارش برای تظاهرات چند ده میلیونی باشد، جمعیت بیشتری توسط فتوشاپ تولید می شوند و از آرشیوسازمان صدا و سیما فیلم های تظاهرات قبلی که با هلی کوپتر فیلم برداری شده بیرون می آید و در میان تصاویر روز قرار داده می شود(!)
ملت ایران در راهپیمایی روزهای منتهی به انقلاب و در واکنش به ادعای ازهاری مبنی بر اینکه صدای ملت انقلابی صدای نواری است، شعار می دادند ازهاری بیچاره بازم بگو نواره، نوار که پا نداره!
نامبرده همچنین نوشته است: در جمهوری اسلامی صنعتی برای نمایش مردمی بودن حکومتی که با سرکوب مخالفان شکل گرفته به تدریج پایه ریزی شد که تاکنون تداوم یافته است. این صنعت عمدتاً منکر مشارکت و رقابت سیاسی درجامعه سیاسی و از مجرای احزاب و نهادهای مدنی و مبتنی بر نمایش حضور خیابانی بخشی از جامعه توده وار و کارمند است.
این نابغه!! فراری اشاره ای به این حقیقت نکرد که ملت ایران طبق قانون اساسی، بهترین وجه مشارکت را در انتخابات و رقابت سیاسی جست و جو می کنند همچنان که 40 میلیون نفر (85 درصد واجدین شرایط) آرای خود را در صندوق اعتبار نظام ریختند اما وقتی دشمن، نا امید از انتخابات و دموکراسی، طمع کرد به واسطه برخی عناصر آلوده، بخت خود را در اردوکشی خیابانی بیازماید، همان مردم پاسخ دشمن و عناصر آلت دست وی را با راه انداختن اقیانوس جمعیت در خیابان دادند.


شیوع بیماری آلزایمر در جماعت لندن نشین!
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، خبره ویژه

رئیس کمیته رسانه تبلیغات در ستاد میرحسین موسوی با انکار نقش نامبرده در برپایی فتنه و آشوب های خیابانی مدعی شد شعارهای جمهوری ایرانی و نه غزه نه لبنان ربطی به موسوی ندارد.
ابوالفضل فاتح که مدت ها در انگلیس اقامت داشته، می نویسد: کیست که نداند شعار جمهوری ایرانی و نه غزه نه لبنان و توهین به رهبری و اصل ولایت فقیه ربطی به مهندس نداشت.
این ادعا در حالی مطرح می شود که شعارهای «نه شرقی، نه غربی، جمهوری ایرانی» (حذف اسلامی) و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» (در حمایت از رژیم صهیونیستی) اولین بار در تجمع حاشیه عناصر ضد انقلاب در روز جهانی قدس- به دعوت موسوی و کروبی- سر داده شد، همچنان که در تجمعات دیگری از این دست علیه ولایت فقیه شعار داده شد و سرانجام کار به آتش زدن تصویر حضرت امام و شکستن حرمت امام حسین(ع) در روز عاشورا انجامید. جالب اینکه برخلاف تلاش فاتح برای تبرئه موسوی، وی بیانیه 17 خود را پس از حرمت شکنی آشکار روز عاشورا صادر کرد و عناصر هتاک را «مردم خداجو» خواند. این در حالی است که فاتح همان بیانیه رسوا را «تاریخی و مصلحانه که ان شاءالله برکاتش روز به روز آشکارتر خواهد شد» توصیف می کند.
فاتح نیز مانند اقدام اخیر شبکه انگلیسی بی بی سی، برای مظلوم نمایی به نفع موسوی و فتنه گران، به ماجرای قتل امیرکبیر-نخبه کشی- استناد کرد بدون آن که اذعان کند امیرکبیر با توطئه انگلیسی ها و توسط عناصر سرسپرده آنها- امثال میرزا آقاخان نوری- به شهادت رسید و امروز همان انگلیسی ها صراحتاً از موسوی و فتنه سبز وی حمایت می کنند و شبکه بی بی سی نیز به طور مطلق جانبدار آنهاست. مصاحبه کذایی همسر میرحسین موسوی با بی بی سی بلافاصله پس از انتخابات و القای تقلب از این طریق هم هنوز از ذهن مردم نرفته است.
فاتح در ادامه با ساختن چهره ای خیراندیش و دارای دغدغه برای موسوی و بی آن که به حمایت های آشکار استکبار جهانی از نامبرده اشاره کند نوشت: «این شانس بزرگ انقلاب و نظام ماست که رهبران منتقدانش موسوی و خاتمی و کروبی اند. شخصیت هایی که دست آخر هر بحران و رخدادی را هر چند بزرگ به نفع انقلاب اسلامی و مردم فیصله می دهند. به یاد دارم موسوی می گفت دل من برای انقلاب، مردم و جمهوری اسلامی می سوزد که گرفتار این همه بی تدبیری، دروغ و ظلم شده است. ما را چه به بیگانه، ما را چه به معاندان، ما را چه به ساختارشکنی؟ ان شاءالله روزی ابعاد توطئه هایی نظیر پاره کردن تصویر امام و برخی وقایع عاشورا و ترور و قتل مردم بی دفاع آشکار خواهد شد».
فاتح توضیح نمی دهد چرا موسوی حاضر نشد «توطئه روز عاشورا» را محکوم کند بلکه توطئه گران را «مردم خداجو» لقب داد و اگر رفتارهای وی به خاطر دلسوزی برای انقلاب و مردم بود، بدنام ترین دشمنان ملت نظیر رژیم اسرائیل، انگلیس، آمریکا، سلطنت طلبان (رضا ربع پهلوی)، سرکرده منافقین، بهایی ها و... به طور مداوم از عملکرد وی حمایت کردند. مگر حضرت امام نفرموده بود اگر دشمن از شما تعریف کرد، در عمل و رفتار خود شک کنید؟ آیا مفهوم دلسوزی، روی آوردن به قانون شکنی و دیکتاتوری و تحریک به اغتشاش و آشوب است؟
یکی دیگر از نکات جالب ادعاهای فاتح درباره مصاحبه موسوی با نشریه تایم (هفته نامه آمریکایی) است. در این مصاحبه که دقیقا یک روز پیش از انتخابات منتشر شد موسوی می گوید: «در واقع دگرگونی و تغییر در ساختار قدرت با فشار بر رهبری در جهت پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد.»
وی در این مصاحبه در پاسخ به این سؤال که اگر انتخابات را ببازد، آن وقت چه می شود پاسخ داده بود: «تغییرات مدتهاست که آغاز شده است. تنها گوشه ای از این تغییرات به پیروزی در انتخابات مربوط می شود و بخش های دیگر تغییر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود.»
جالب آن که فاتح این مصاحبه را اول به تایمز لندن (روزنامه انگلیسی) منتسب کرده و بعد از بیخ و بن منکر قضیه می شود و از قول موسوی می گوید، مگر ممکن است من چنین حرف هایی زده باشم؟!
بعد هم تایمز لندن و سی ان ان را به گاوبندی با کاندیدای رقیب متهم می کند که باید از او پرسید اولا آیا جناب مهندس در این هفت ماه که 17 بیانیه صادر کرده زبان نداشت که راجع به این موضوع اظهارنظر کند، ثانیا رسانه های خارجی مثل سی ان ان و بی بی سی و تایم و غیره... در ستاد کدام کاندید شعبه زده و مستقیم برنامه پخش می کردند؟ کدام کاندید هنوز انتخابات تمام نشده رسانه های خارجی را جمع کرد و ادعای پیروزی کرد؟
البته آقای فاتح نیز به همراه کمیته رسانه ای کذایی نقش گسترده ای در زمینه سازی القای تقلب- و فریب شخص موسوی - داشته که وقت دیگری باید بررسی شود.
ظاهرا آب و هوای لندن آقای فاتح را هم مانند مهاجرانی و سایر حامیان لندن نشین سران فتنه دچار آلزایمر سیاسی کرده است!


مدیریت جامع به روایت چشم اسفندیار دولت
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، اسفندیار رحیم مشائی

اسفندیار رحیم مشایی مدعی شد پیامبران الهی به درستی جامعه خود را مدیریت نکرده اند.
وی که در پانزدهمین جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی سخن می گفت، اظهار داشت: بروید زندگی نوح را پیدا کنید، مدیریت نکرده، 950 سال بوده اما مدیریت جامع نکرده است. اگر حضرت عیسی(ع) موفق می شد 300 سال مدیریت جامعه را، حضرت موسی(ع) هم 500 سال مدیریت می کرد. البته این سالها را من از خودم نمی گویم بلکه در قرآن در مورد سن نوح نیز نکاتی گفته شده که 950 سال بوده است. اما بروید زندگی نوح را پیدا کنید، مدیریت نکرده، 950 سال بوده اما مدیریت جامع نکرده است. نتوانسته عدالت را برقرار کند.
وی همچنین گفته است: پیامبران که برای عدالت آمدند که البته به این نقطه نرسیدند، هیچ کدام نرسیدند اصلاً نزدیک هم نشدند. البته بخشی از این صحبت ها به این موضوع مربوط می شود اما باید توجه داشته باشیم که اگر حضرت عیسی(ع) 30 سال پیامبر است و سرانجام 30 سال رسالت او این است که مسیحیان می گویند او را به صلیب کشیدند اما ما بنابر قرآن می گوییم فرد دیگری به صلیب کشیده شد. فرق نمی کند در هر حال حضرت عیسی(ع) مدیریتش منتفی شد.
ادعای اینکه پیامبران از جمله حضرت نوح(ع) مدیریت جامع نکرده اند، ادعای گزاف و دور از واقعیتی است چرا که زمینه چنین مدیریتی برای بسیاری از پیامبران به وجود نیامد و به عنوان مثال با وجود 950 سال مجاهدت و دعوت به وحدانیت، عده اندکی به توحید و رسالت حضرت نوح(ع) ایمان آوردند اما به عنوان مثال در روزگار مدیریت کوتاه پیامبراکرم(ص) که یک دوره کوتاه 10 ساله را شامل می شد، بسیاری از سنت های ضدانسانی و ظالمانه جاهلی به حاشیه رانده شد و ظرفیت های فراوان رشد عادلانه اجتماعی و اقتصادی و معنوی و انسانی فراهم گردید.
اما فارغ از بحث های تاریخی و عقیدتی باید از چشم اسفندیار دولت اصولگرا پرسید که این قبیل مباحث کارشناسی و نظری و تخصصی دقیق چه ربطی به شما دارد که هر از چندگاهی اصرار و تعمد دارید وارد آن مباحث شده و اظهارات شائبه برانگیز به زبان جاری کنید و هزینه های آن را پای دولت خدمتگزار بنویسید؟ شما اگر رئیس دفتر رئیس جمهور هستید باید با امانتداری و تحفظ با این جایگاه برخورد کنید چرا که اساساً بدون عنوان و جایگاه، اهمیت و موضوعیتی ندارید که به مراسمی دعوت شوید یا اظهارات شما محل بحث و انتقاد و اعتراض قرار گیرد؟ (بگذریم از برخی تحلیل ها و قرینه ها که بر مسئله سازی تعمدی علیه دولت اصولگرا و شخص رئیس جمهور محترم دلالت می کند یعنی هرگاه جریان های فتنه گر و ضدانقلاب در تنگنا قرار می گیرند، تصادفاً آقای مشایی به اظهارنظرهای جنجالی می پردازد و به عنوان مسئله انحرافی، اذهان را متوجه نقطه دیگری غیر از فتنه گری ها و خصومت های دشمنان انقلاب می کند یا موجب بدگمانی علما و متدینینی می شود که حمایت همه جانبه از دولت اسلامی را مسئولیت و تکلیف خود می دانند. گویا جریانی مصرانه دست به کار است که میان علما و متدینین با دولت فاصله گذاری کند).
به نظر می رسد به جای پرداختن به مدیریت پیامبران اولوالعزم و ضعف تراشیدن برای آنها! بهتر است به این واقعیت انکارناپذیر توجه کرد که مشی و مواضع مشابه اسفندیار رحیم مشایی، خود ضعف بلکه انحراف بزرگی در زمینه مدیریت دفتر رئیس جمهور است و وی به جای نسخه نویسی برای پیامبران بهتر است خود را به عنوان نقطه ضعف دفتر -اگر تعمدی به مسئله سازی علیه دولت ندارد- برطرف کند.
پیشنهاد می شود با توجه به علایق! آقای اسفندیار رحیم مشایی، وی به جای مدیریت دفتر رئیس جمهور به علایق فکری و نظری و تاریخی خود بپردازد و مثلاً به عنوان دانشجوی یکی از رشته های الهیات یا تاریخ یا تاریخ ادیان و... سراغ تحقیق و پژوهش و مطالعه برود یا اینکه یکی از مدیریت های پژوهشی محدود و تاریخی را به آقای مشایی واگذار کنند تا هم او به فرضیه پردازی ها و آزمون و خطا و علایق کذایی خود بپردازد و هم دفتر رئیس جمهور به جای مسئله آفرینی، یاور رئیس جمهور محترم در امر خطیر خدمتگزاری باشد.


ارتش سایبری ایران شبکه اینترنتی «سیا» را به غنیمت گرفت
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٥  کلمات کلیدی: خبره ویژه

تیر شبکه «تویتر» علیه عناصر فعال آشوب کمانه کرد.


وزارت خارجه آمریکا در کنار شبکه هایی چون فیس بوک، از تویتر برای القای تقلب در انتخابات ایران و ایجاد فضای شایعه و التهاب و آشوب، حداکثر استفاده را کرد و حتی به گردانندگان این شبکه جایزه داد اما اکنون خبر می رسد که شبکه اینترنتی مذکور خود به وسیله شناسایی و دستگیری فعالان آشوب تبدیل شده است. محافل غربی حامی آشوب اکنون از تویتر به عنوان «شبکه خطرناک» یاد می کنند.
در این زمینه روزنامه هایی چون تایمز، دی سایت و تلگراف هشدارهای مشابهی را منتشر کردند. دی سایت آلمان در گزارش خود نوشت: تویتر به مخالفان در ایران کمک می کرد اما اکنون جمهوری اسلامی از این شبکه برای شناسایی مخالفان استفاده می کند. تایمز هم از «مشکلات ویژه وسیله ارتباطی» آشوبگران و امکان ردیابی و شناسایی این طیف به واسطه تویتر خبر داد. روزنامه تلگراف هم در هشدار مشابهی نوشت «ایران تکنیکی را مورد استفاده قرار می دهد که به طور خودکار می توان مبادله کنندگان اطلاعات در تویتر را شناسایی کرد بی آن که فرستنده و دریافت کننده از موضوع مطلع شوند. این برای دستگاه امنیتی ایران بسیار ساده است و حتی از این طریق مدارک لازم برای دستگیری افراد جمع آوری می شود. استفاده کنندگان تویتر نباید با ارسال اطلاعات به آدرس های داخلی، موقعیت مخالفان را به خطر بیندازند».
وزیر خارجه آمریکا در اوج آشوب های چند ماه پیش از مدیران تویتر خواسته بود فعلا تعمیرات شبکه را به خاطر حیاتی بودن نقش آنها در آشوب ها متوقف کنند. بعدها کلینتون تصریح کرد «حمایت ما از آشوبگران این بار محرمانه و ویژه بود». اما اکنون همین شبکه به ابزار مهم شناسایی شبکه مرتبط با سازمان سیا و وزارت خارجه آمریکا تبدیل شده است. محافل اطلاعاتی آمریکا، از ایران به عنوان یکی از قدرت های بزرگ سایبری در دنیا نام می برند.