| ولایت مطلقه فقیه یعنی انعطاف پذیری دستگاه ولایت |
| ساعت ۳:٢٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، خبرگان رهبری ، سخنرانی |
|
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، با اشاره به اقدام تاریخی و بیسابقه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در تشکیل نظام سیاسی مبتنی بر فقه اسلامی، به تبیین چالش ظاهری میان «حفظ هویت و اصول نظام» با «تحقق نیافتن برخی اهداف مادی و معنوی» پرداختند. به گزارش شفاف از پایگاه دفتر حفظ و نشر آثار رهبری، حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، با اشاره به اقدام تاریخی و بیسابقه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در تشکیل نظام سیاسی مبتنی بر فقه اسلامی، به تبیین چالش ظاهری میان «حفظ هویت و اصول نظام» با «تحقق نیافتن برخی اهداف مادی و معنوی» پرداختند و ضمن تشریح معنای صحیح ولایت مطلقه فقیه و تأکید بر لزوم تصحیح و تکمیل مستمر مسیر حرکت نظام افزودند: حوادث بسیار عظیمی در منطقه در حال رخ دادن است که باید با تبیین دقیق و صحیح مفهوم مردمسالاری دینی برای ملتهای مسلمان، خلاء موجود را در زمینه جهت گیری آینده این حوادث، پُر کرد. ![]()
|
|
| هشدار خبرگان به فتنه گران قدیم و جدید تنش آفرینی تحمل نمی شود |
| ساعت ۱:٠٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان فتنه ، خبرگان رهبری |
|
نمایندگان مجلس خبرگان رهبری با صدور بیانیه ای ضمن هشدار نسبت به توطئه های دشمنان و فتنه گران جدید و قدیم به دهمین نشست خود پایان دادند. |
|
| از صندلی خالی هاشمی رفسنجانی تا حلقه خبرگان دور آیت الله مصباح |
| ساعت ۱٠:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آیت الله مصباح یزدی ، خبرگان رهبری |
|
به گزارش فارس، دهمین اجلاس دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری عصر امروز با برگزاری نشست غیر علنی به کار خود پایان داد.نشست عصر امروز خبرگان ملت با حاشیههای نیز همراه بود. * غیبت آیتالله اکبر هاشمیرفسنجانی در جلسه نوبت عصر امروز خبرگان یکی از حاشیههای بود که به دلیل حضور وی در جلسه روز افتتاحیه مجلس خبرگان توجه خبرنگاران را به خود جلب میکرد. * نکته قابل توجه جلسه عصر امروز مجلس خبرگان این بود که در این جلسه اعضا نسبت به روز نخست اجلاسیه مکانهای استقرارشان تغییر کرده بود. * آیتالله دری نجفآبادی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان پس از قرائت بیانیه پایانی اجلاس اعلام کرد که حضرات آیات امامی کاشانی، یزدی، گیلانی و مومن به علت کسالت غیبت داشتند که خبرگان ملت برای آنها آرزوی سلامتی دارد. * پس از اینکه آیتالله دری نجفآبادی بیانیه پایانی اجلاس را قرائت کرد، آیتالله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه به هیئت رئیسه تذکر داد که در بیانیه نباید دخالت بیگانگان در امور سوریه و بحرین با هم در یک جا ذکر شود چراکه در سوریه دخالت نظامی وجود ندارد بلکه فقط آمریکا در این کشور شیطنت میکند. * پس از اینکه آیتالله صادق لاریجانی قریب به این مضمون تذکر فوق را ذکر کرد آیتالله خاتمی اعلام کرد که آیتالله هاشمی شاهرودی هم نظرشان این است که در سوریه مداخله وجود دارد اما این مداخله شیطنت است. ولی در بحرین از اجانب دخالت مستقیم دارند و عربستان این کشور را اشغال کرده است. * پس از پایان قرائت بیانیه نیز آیتالله دری نجفآبادی از مسئولان و دستاندرکاران برگزاری دهمین اجلاس دوره چهارم مجلس خبرگان تشکر کرد اما آیتالله مهدویکنی به وی تذکر داد که از خبرنگاران هم تشکر کند که پس از این تذکر آیتالله دری نجفآبادی از خبرنگاران و رسانههای گروهی نیز قدردانی کرد. * نکته آخر پیش از اعلام رسمی ختم جلسه این بود که فردا خبرگان ملت ساعت 8:30 صبح با امام و آرمانهای شهدا تجدید میثاق خواهند کرد و در ساعت 10:45 نیز با حضور در دفتر رهبر معظم انقلاب با ایشان دیدار خواهند داشت. * جلسه اختتامیه مجلس خبرگان پایان یافت اما گفتوگوی اعضا با آیتالله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه و مصافحه برخی کارمندان مجلس خبرگان با اعضای مجلس خبرگان ادامه داشت. * حلقه زدن خبرگان ملت دور آیتالله مصباحیزدی برای عکاسان و خبرنگاران جالب توجه بود. * مزاح آیتالله خزعلی و آیتالله مصباحیزدی با اعضای مجلس خبرگان نیز از جمله نکات و حاشیههای بود که جلب توجه میکرد. * نکته آخر اینکه اگر چه صحنه مجلس خبرگان تقریبا خالی از نمایندگان ملت بود اما یکی از نمایندگان ملت در مجلس خبرگان رهبری که نام آشنا هم نبود، همچنان در صحن روی صندلی نشسته بود و قرآن تلاوت میکرد. |
|
| مروری بر مواضع رجا و برخی دیگر از رسانهها در انتخابات خبرگان |
| ساعت ۱۱:٥٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، سایت رجانیوز ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری |
|
یک ذره حب ریاست و دنیا در آیتالله مهدویکنی ندیدم/ سایت فتنهگر: علما به آقای مهدوی تذکر دادهاند که ایشان موجب شکاف شده است!
در چند روز گذشته رسانه های نزدیک به شهردار تهران در یک خط تبلیغاتی مدعی تخریب آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیر جامعه روحانیت مبارز تهران شدند. این رسانه ها که برای این دروغشان مستندی ندارند می کوشند تا با تکرار این ادعا، نوعی تواتر رسانه ای را در افکار عمومی ایجاد کنند.
در این زمینه رجانیوز در ادامه بررسی مواضع شخصیت های سیاسی ، به مرور اخبار پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز در ماجرای انتخابات هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری و بررسی مقایسه ای این اخبار با سیاست خبری رسانه های که هم اکنون تبدیل به مدافعان مکانیزم7+8 شده اند، می پردازد.
آیتالله مهدویکنی موفقیت خوبی را در ریاست خبرگان به دست میآورد 11 اسفند:
|
|
| برخی اتفاقات 22 ساله اخیر سنگینتر از حوادث دوران امام بود |
| ساعت ۱٢:٥۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری ، مقام معظم رهبری |
|
رئیس مجلس خبرگان رهبری در خصوص مدیریت مقام معظم رهبری در حوادث خاص مثل فتنه سال گذشته گفت: جریان مدیریت انقلاب در حوادث 22 سال اخیر بسیار خوب بوده گرچه شاید بعضی از اتفاقاتی که در این مدت افتاده است سنگین تر از حوادث دوران امام بوده است. به گزارش خبرنگارمهر آیت الله محمدرضا مهدوی کنی در نشست خبری که قبل از برگزاری دومین جلسه هیئت رئیسه مجلس خبرگان با اصحاب رسانه داشت با اشاره به استحکام نظامی که بنیانگذار جمهوری اسلامی بنا نهاد گفت: با تمام اختلافاتی که وجود داشته این نظام همواره پابرجا بوده و علتش هم تکیه امام به روحانیت و دین بود حتی بسیاری فکر نمی کردند که یک مرتبه خبرگان به حضرت آیت الله خامنه ای برسند و یا در همین انتخابات اخیر میان بنده و آقای هاشمی دعوایی بوجود آید ولی با همه اختلاف سلیقه ای که وجود داشت هیچ دعوایی بوجود نیامد و کار به روال خود ادامه یافت. وی افزود: حال ما باید هر سال امام را در سالگرد ارتحال ملکوتی شان یاد بکنیم زیرا چنین روزهایی یوم الله است. مردم یادشان نرود که امامی داشتند و چه فداکاری ها و اقداماتی را انجام دادند تا انقلاب حفظ شده است. رئیس مجلس خبرگان با اشاره به بحث اخیر در خصوص جریانات انحرافی گفت: من همان موقع به رسانه ها گفتم که این جریان هیچ کاری نمی تواند بکند زیرا در یکی از روزهای آخر عمر امام اهالی حل و عقد کشور جمع شده بودند در همان جا حضرت امام خمینی(ره) فرمودند من به شما دو مطلب را می گویم اول اینکه این انقلاب جا برای خود باز کرده و دشمنان نیز نمی توانند کاری بر علیه آن انجام دهند. وی با اشاره به اینکه این انقلاب یک جریان قوی داشته است و یک کودتا نبوده که عده ای نظامی را تغییر داده و عده ای را نیز از بین ببرند بلکه یک فرهنگی از این بابت شکل گرفته است، تصریح کرد: حرف دوم امام این بود که اگر شما به جان هم بیفتید دشمن نیز از فرصت بوجود آمده سواستفاده می کند. لذا توصیه بنده به همه این است که بیایید با هم باشید. آیت الله مهدوی کنی با اشاره به انتخابات پیش رو گفت: واقعا اگر ما بخواهیم برای خدمت به مردم وارد شویم نباید اینقدر روبروی هم بایستیم و اگر دیدیم کسی بهتر از ما برای مجلس وجود دارد عقب بکشیم چنانکه بزرگان و علما در این گونه مناسب عنوان تفویض را به کار بردند از همین رو من هم در روز واگذاری ریاست خبرگان به اینجانب گفتم این سمت را آقای هاشمی به من تفویض کرد. وی ادامه داد: برخی دوستان به من گفتند چرا عنوان تفویض را به کار بردید؟ به آنها پاسخ دادم این احترامی است که ما از علما و بزرگان یاد گرفته ایم و این فرهنگ باید در انقلاب ما حفظ شود. رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه به فعالیت های مجلس خبرگان رهبری و رویکرد آن اشاره کرد و گفت: ما در مجلس خبرگان دو کار انجام می دهیم یکی تعیین یا کشف رهبری است و دوم نظارت بر عملکرد رهبری است که نظارت استصوابی یا استطلاعی نیست بلکه یک نوع نظارت حراستی است البته در این مسیر توجه به کارها هم می شود ولی به این شکل نیست که ما دائم اشکال بگیریم بعد هم مخالفین نظام بنشینند و بگویند دیدید رهبری چقدر اشکال دارد. وی در ادامه اظهار امیدواری کرد انقلاب و اسلام از شر دشمنان محفوظ بماند و در عین حال گفت: دوستان انقلاب چه آنهایی که اصولگرا هستند و چه غیراصولگراها که انقلاب را قبول دارند را حفظ و به اعتقاد من غیراصولگراها نیز باید در میدان حاضر باشند. آیت الله مهدوی کنی همچنین در رابطه با تداوم انقلاب با رهبری مقام معظم رهبری گفت: جریانات 22 ساله اخیر انقلاب خود بهترین دلیل بر صلاحیت مقام معظم رهبری است اصل مطلب این است که ما شیعه ها اعتقاداتی داریم شاید قبلا خود آیت الله خامنه ای باور نمی کرد که برای رهبری برگزیده شود و این واقعا چیزی نبود که از پیش در رابطه با آن تصمیم گیری شده باشد. وی با بیان اینکه خداوند به خبرگان چنین تصیمی را الهام کرد گقت: قبل از این بحث سخن از شورای رهبری مطرح بود و از قضا بحث شورای رهبری از طرفداران بیشتری برخوردار بود ولی خداوند خواست و اکثریت به رهبری حضرت آیت الله خامنه ای رای دادند. رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه به تاریخ انقلاب در این 22 سال نیز اشاره کرد و گفت: حوادث بسیار سختی در این 22 سال رخ داده است که انصافا مقام معظم رهبری در مدیریت آنها صلاحیت خود را نشان دادند البته ایشان هم قائل به عصمت نیستند ولی در کلیت موضوع واقعا ایشان در موقعیت های حساس مواضع خوبی را اتخاذ کردند. وی در ادامه به سفر مقام معظم رهبری به پیشوای ورامین جهت ملاقات با خانواده یک شهید اشاره کرد و گفت: ایشان حتی در خصوصیات رهبری به موارد جزئی و ریز انقلاب نیز توجه داشته اند. رئیس مجلس خبرگان رهبری با اعلام اینکه ما مثل ایشان بعد از امام (ره) نداشته ایم تصریح کرد: حتی بعضی از مخالفین و همانهایی که ایراد دارند می گویند بهتر از ایشان نداریم و به واقع این رهبری است که تاکنون خوب جریان یافته است. وی همچنین در خصوص رهبری ایشان در حوادث خاص مثل فتنه سال گذشته گفت: جریان مدیریت انقلاب در حوادث 22 سال اخیر بسیار خوب بوده زیرا شاید بعضی از اتفاقاتی که در این مدت افتاده است سنگین تر از حوادث دوران امام بوده است . آیت الله مهدوی کنی ادامه داد: زمانی جنگ با دشمن خارجی جریان داشت ولی امروز در برخی مقاطع مومنین در داخل کشور با هم به مقابله می پردازند. اداره کردن کسانی که در داخل انقلاب با هم درگیر هستند واقعا کار بسیار سختی است حال البته ممکن است همه راضی نباشند و لازمه حکومت خوب نیز این نیست که همه راضی باشند. رئیس مجلس خبرگان رهبری رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بسیار مثبت دانست و گفت : آن چیزی که رهبری انجام می دهد ورود در مسائل جزئی نیست بلکه گاهی کارهایی انجام می شود که رهبری را وادار به ورود به مسائل جزئی می کنند و رهبری فقط در موارد بحرانی اظهارنظر می کند و مجلس و دولت کار خود را باید انجام دهند. اگر اینها به قانون عمل بکنند نیازی به ورود رهبری در امور جاری نیست. آیتالله مهدوی کنی در پایان با اشاره به برخی نگرانی های بوجود آمده برای مردم از اختلاف میان مجلس ودولت تصریح کرد: به مجلسیان گفته ام که چرا برخی مسائلی که قانونی است عمومی کرده و موجب نگرانی می شوید.
|
|
| انتقاد آیت الله مصباح ازکسانی که مقابل فتنه جدیدسکوت کرده اند |
| ساعت ۱۱:۱٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبرگان رهبری ، آیت الله مصباح یزدی ، سپاه پاسداران |
|
تنها افراد اندکی هستند که چشم تیزبینی دارند، خطر را میبینند، آیندهاش را درک و ارزیابی میکنند و طبعاً حساسیت نشان میدهند اما غالباً با چنین افرادی رفتارهای نامهربانانه میشود و این نامهربانیها نه تنها از سوی دشمنان بلکه گاهی اوقات از طرف دوستان نیز دیده میشود که جای تعجب دارد.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: هدف تفکر انحرافی آن است که در آینده این تصور القا شود که تمام فعالیتها و خدمات انجامشده در این چند سال از جانب یک نفر منحرف بوده و او بزرگترین استراتژیست عالم است، بنابراین او باید رئیسجمهور آینده شود.
به گزارش جهان به نقل از فارس، آیتالله مصباحیزدی رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در دیدار با سردار رحیم صفوی و جمعی از سرداران سپاه پاسداران، درباره نگرش اسلام نسبت به جهان گفت: هر چه سطح کمال افراد و اجتماع بالاتر رود، امتحانات سنگینتر و پیچیدهتر میشود و سختی امتحان دلیل رشد جامعه است تا پاداش بالاتری به دست آید. آیتالله مصباحیزدی دو اصل کلی مرتبط با جامعه اسلامی را مورد توجه قرار داده و تصریح کرد: باورها، اعتقادات و بینشهای ما نسبت به خود، جامعه و جهان هستی و همچنین گرایشها، از عواملی است که باید مراقب آنها بود و محتاطانه عمل کرد و از باورهای غلط و گرایشهای انحرافی که انسان را از اهداف اصیل دور و سرگرم لذتهای زودگذر میکنند، پرهیز کرد. عضو مجلس خبرگان رهبری اضافه کرد: در مقابل این فتنههای پیچیده، بسیاری از افراد زیرک و با فراست هم فریب میخورند و باید برای نجات از این فتنهها به فضل الهی و توسل به اهلبیت علیهمالسلام امید داشت. آیتالله مصباحیزدی ادامه داد: استفاده از همین تجربیات اخیر هم، نیاز به تدبر و عبرتگیری دارد چراکه هر گاه مردم احساس مسئولیت را رها کردند و خود را نسبت به حوادث بیتفاوت نشان دادند، شیطان بر آنها مسلط میشود بنابراین باید خیلی هشیار باشیم، حساسیت نشان داده، وظیفه خود را به درستی انجام دهیم. * برخی گمان میکنند مبارزه با انحرافات به هزینههایش نمیارزد رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) خاطرنشان کرد: از طرف دیگر شیطان با این تجربیات طولانی که از فریب انسانهای مختلف به دست آورده، میداند از کجا شروع کند. او از نقطهای بسیار کمرنگ شروع میکند و تدریجا پیش میرود به طوری که حساسیتی ایجاد نشود و بعضیها هم به خاطر صداقت و صفا و اندکی سادگی، حساسیتی نشان نمیدهند یا توجیه میکنند و یا گمان میکنند که مبارزه با این انحرافات به هزینههایش نمیارزد. آیتالله مصباحیزدی افزود: بعضیها نسبت به خطر اطلاع دارند ولی آن را ساده میانگارند و مسامحه میکنند، بعضی هم که عمق خطر را بیشتر درک میکنند به خاطر تعلق به گروه خاص، واکنش به خطر را به مصلحت گروه خود نمیبینند و عکسالعملی نشان نمیدهند. وی در ادامه گفت: تنها افراد اندکی هستند که چشم تیزبینی دارند، خطر را میبینند، آیندهاش را درک و ارزیابی میکنند و طبعاً حساسیت نشان میدهند اما غالباً با چنین افرادی رفتارهای نامهربانانه میشود و این نامهربانیها نه تنها از سوی دشمنان بلکه گاهی اوقات از طرف دوستان نیز دیده میشود که جای تعجب دارد. عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: ما باید به این هشدارها توجه کنیم، مخصوصاً اگر تجربه مثبتی نسبت به این هشدارها در گذشته وجود داشته باشد. * شیطان تمام تجربیات و حیلههای خود را به کار گرفته تا طرز فکری انحرافی را در جامعه القاء کند آیتالله مصباحیزدی در ادامه سخنان خود اظهار داشت: در چند سال اخیر، چنین احساسی پیش آمده که خطری پیچیده نسبت به اساس فکری جامعه در حال شکلگرفتن است و شیطان تمام تجربیات و حیلههای خود را به کار گرفته تا طرز فکری انحرافی را در جامعه القاء کند. وی به نقطه شروع این تفکر اشاره کرد و گفت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که با بینش عمیق و درک خاص امام (ره) نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی و مدیریت شایسته ایشان و همدلی و یکپارچگی ملت بهوقوع پیوست، دشمنان کوشیدند نقش امام (ره) را در ایجاد این تحول عظیم اسلامی کمرنگ کنند. رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) اضافه کرد: ظهور یک رهبر دینی و نفوذ فوقالعاده او در توده مردم، دشمنان را نسبت به روحانیت حساس کرد، بنابراین کوشیدند از این محبوبیت و نفوذ جلوگیری کنند و تفکر ضد روحانیت را در میان اقشار جامعه رواج دهند. * استراتژی قطعی شیطان تضعیف مرتبه و قداست روحانیت شیعه است آیتالله مصباحیزدی ادامه داد: استراتژی قطعی شیطان این است که بتواند مرتبه و قداست روحانیت شیعه را تضعیف کند چون تنها راه تضعیف اقتدار اسلام و دور کردن جامعه از خداوند، تضعیف روحانیت است. وی با اشاره به چند نمونه از این اقدامات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: قدم اول در القای این تفکر، سعی در کاستن از محبوبیت روحانیت با بزرگ جلوه دادن نقاط ضعف برخی روحانیان و حتی لغزشهای ایشان در تکلم و پوشش و قدم دوم مطرح کردن اسلام منهای روحانیت بود. عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین اظهار داشت: این استراتژی تمام نشده و امروز هم با الگو قرار دادن اروپا در کنار زدن کلیسا، تلاش میکنند تا روحانیت را مانع پیشرفت ایران جلوه دهند و با این ایده، درصدد کنار گذاشتن روحانیت و القای تفکر ضد روحانیت در جامعه هستند. * برخی با القای اداره کشور توسط امام زمان (عج) سعی در تضعیف جایگاه ولیفقیه دارند آیتالله مصباحیزدی یادآور شد: امام خمینی (ره) ایران را برای اسلام میخواست، اما این گروه اسلام را فدای ایران میکنند. وی در ادامه تأکید کرد: کمال استادی این شیاطین در اینجا ظاهر میشود که با القای این فکر که امام زمان (عج) کشور را اداره میکند، سعی در تضعیف جایگاه ولیفقیه دارند و نیاز به وجود ولیفقیه را زیر سؤال میبرند. رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) تصریح کرد: این طرز فکر به سمتی در حال حرکت است که میگوید ما با رابطهای معنوی میتوانیم خواسته امام زمان (عج) را به دست آوریم و کشور را بیواسطه و بدون نیاز به متخصصان اسلامشناس اداره کنیم. * هدف تفکر انحرافی القای منحصر بودن تمام فعالیتها به یک نفر برای رئیسجمهور شدنش است آیتالله مصباحیزدی ادامه داد: هدف این تفکر انحرافی آن است که در آینده این تصور القا شود که تمام فعالیتها، طرحها و خدمات انجامشده در این چند سال از جانب یک نفر منحرف بوده و او بزرگترین استراتژیست عالم است و هر کاری که انجام دادهایم از او الهام گرفتهایم و بنابراین او باید رئیسجمهور آینده شود و کشور را اداره کند. وی همچنین خاطرنشان کرد: این خطر بزرگی است که به نام اسلام، با استفاده از خون شهیدان و بعد از تحمل این همه سختیها بگویند انتخاب شدن چنین کسی که نه شناخت درستی از اسلام دارد و نه سوابق روشنی در انقلاب، مرتبهای از ظهور است، بدین ترتیب شیطان وسایلی فراهم کرده که در دل یک کشور اسلامی با شعارهای دینی، نطفه یک حرکت ضد اسلامی منعقد شود. رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در پایان تأکید کرد: اکنون اگر احتمال ضعیفی هم بدهیم که شیطان چنین نقشهای کشیده است، باید حواسمان جمع باشد، احتیاط کنیم و نسبت به حوادث و فتنهها حساسیت و عکس العمل مناسب انجام دهیم. |
|
| با اکثریت آراء خبرگان ملت |
| ساعت ۱:٤۱ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری |
آیت الله مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان شدآیت الله مهدوی کنی با 63 رأی به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی برنا، اعضای مجلس خبرگان رهبری در انتخابات هیأت رییسه این مجلس با 63 رأی آیت الله مهدوی کنی را به عنوان رییس انتخاب کردند.
بر اساس این گزارش هاشمی رفسنجانی، کاندیدای ریاست مجلس خبرگان رهبری نشده است. نهمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری در دوره چهارم صبح امروز با حضور اعضای خبرگان ملت در محل ساختمان قدیم مجلس شورای اسلامی آغاز به کار کرد. |
|
| اجماع خبرگان رهبری بر ریاست آیت الله مهدوی کنی |
| ساعت ۱:۳٥ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری ، میر حسین موسوی |
|
مهدوی کنی:کاش مرده بودم و حرفهای موسوی را نمیشنیدم
![]() همانطور که پیش از این نیز رجانیوز از درخواست بیش از 50 نفری خبرگان ملت از آیت الله مهدوی کنی خبر داده بود، در آغازین ساعات جلسه امروز خبرگان رهبری، و پس از سخنرانی هاشمی رفسنجانی رئیس پیشین این مجلس و تاکید وی بر عدم کاندیداتوری برای ریاست خبرگان به احترام آیت الله مهدوی کنی، آیت الله مهدوی کنی با کسب64 رای موافق و نزدیک به اجماع خبرگان ملت، به ریاست این مجلس انتخاب شد. هاشمی رفسنجانی نیز در دوره گذشته با رایی نزدیک به رای مهدوی کنی و با 51 رای رئیس مجلس خبرگان رهبری شده بود. به گزارش رجانیوز، در حالی که رسانههای نزدیک به هاشمی رفسنجانی، در ماههای گذشته با انتشار حجم بالایی از اخبار و طراحیهای رسانهای تلاش داشتند تا ریاست خبرگان را تا دوسال دیگر برای هاشمی رفسنجانی تمدید کنند خلاء وجود شخصیتی اخلاقی، فقهی و بی توجه به مقام دنیا در جایگاه ریاست خبرگان پس از ارتحال آیت الله مشکینی از یک سو و اصرار بر مواضع غیر شفاف و ناصحیح هاشمی در جریان فتنه 88 از سوی دیگر سبب شد تا خبرگان رهبری از آیت الله مهدوی درخواست کنند این مسئولیت را بر عهده بگیرد.
![]() این درحالی است که مقام گریزی آیت الله مهدوی کنی که از اول انقلاب و با وجود جایگاه بالای ایشان در میان مبارزین انقلاب اسلامی همواره یکی از محسنات وی محسوب میشد، اینبار نیز سبب شد تا درخواست خبرگان مردم ماهها با جواب منفی آیت الله مهدوی کنی مواجه شود. با این وجود سرانجام آیت الله مهدوی کنی هفته گذشته و پس از انتشار تکذیبیه دفتر هاشمی رفسنجانی مبنی بر ارسال دو پیغام از سوی هاشمی به مهدوی کنی، از تصمیم خود برای پذیرش خواست خبرگان ملت خبر داد.
به نظر میرسد در کنار جایگاه بالای فقهی آیت الله مهدوی کنی که لازمه رئیس مجلس فقها و مجتهدین نظام اسلامی است و همچنین زهد سیاسی و ویژگیهای اخلاقی ایشان که دروس اخلاق وی را از سالیان دراز گذشته به یکی از پربارترین دروس اخلاق تبدیل کرده است، مواضع سیاسی شفاف و محکم ایشان در دفاع از حریم ولایت نیز، از مهمترین ویژگیهایی است که ایشان را به عنوان مناسبترین گزینه برای تصدی ریاست خبرگان پس از ارتحال آیت الله مشکینی تبدیل کرده است.
در ادامه بخشی از نظرات و مواضع صریح و شفاف سیاسی ایشان در دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی و مواجهه با جریان فتنه را باز خوانی میکنیم.
کاش مرده بودم و حرفهای موسوی را نمیشنیدم
نباید قدرت به دست کسانی بیفتد که با ولایت فقیه مشکل دارند
انقلاب ماهها معطل برخی خواص شد تا بفهمند فتنهای هست. جدال آیت الله با فتنه اما نه از بعد انتخابات که از همان زمانی آغاز شد که در سالهای سازندگی و اصلاحات باب حمله به روحانیت و ولایت فقیه و بعد هم قرائتهای متکثر در فضای سیاسی کشور گشوده شد. هشدارهای آیت الله در طول این سالها ادامه یافت و البته در جریانات بعد از انتخابات 88 نمودی دیگر پیدا کرد.
به گزارش رجانیوز او آن روزها با اعلامیهها و سخنرانیهایش صراحتا خواص را نسبت به جریان انحرافیای که آغاز شده بود، انذار میداد و در آستانه انتخابات نیز بار دیگر وارد صحنه شد. آیت الله در خصوص یکی از اعلامیههایش و با اشاره به سخنان رئیس جمهور وقت میگوید:«در آن اعلامیه این نکته را اضافه کردم که متاسفانه آن مسئول محترم ناخود آگاه به مخالفین نظام و انقلاب چراغ سبز نشان میدهد و آنها از بیانات ایشان سوء استفاده میکنند. البته اعتراف دارم که مقاله قدری تند بود...»
سالها گذشت و نوبت به انتخابات دهم رسید تا همان جریان منحرف با تابلوی نخست وزیر امام بار دیگر وارد صحنه شود. اگر چه آن روزها میرحسین موسوی میکوشید گونهای رفتار کند که آرای اصولگرایان را نیز در سبد خود داشته باشد، آیت الله اما میدانست در پسِ پرده چه خبر است و کدام جریان در حال صفآرایی مقابل نظام اسلامی است و همگان را به پذیرش رأی ولایت سوق میداد.
او در این خصوص میگوید:«برخی آقایان گرفتار این فتنه شدند و گروهی را نیز آلوده کردند. معنای فتنه همین است که گاهی سران فتنه خود غافل از آن هستند. بنده همان روزهای اول تأکید داشتم راه حل رفع فتنه یافتن نقطه اتکایی است که این نقطه در همه مکتبها و حکومتها وجود دارد و به آن اعتماد میکنند. مگر کسانی که بخواهند آشوب و اغتشاش بر پا کنند. مصلحت هر کشور و نظامی اقتضاء میکند در هنگام آشوب به سمت آن فصل الخطاب بروند اگر چه آن فصل الخطاب مطابق میل ما نباشد.»
آیت الله مهدویکنی در این خصوص ادامه میدهد:«در این حوادث اخیر برخی آقایان نظرات رهبری را قبول نکردند که با این عمل هم به خود و هم به انقلاب ضربه زدند. اگر آنان نظرات رهبری را قبول میکردند ما این مشکلات بعدی را نداشتیم.»
او از همان آغاز انگار احساس خطر کرده بود. از همین رو صراحتا وارد عرصه شد و حمایت خود از کاندیدای جبهه انقلاب را علنی کرد. آیت الله در خصوص ورود خود به فضای انتخابات 88 میگوید:«با اینکه بنده بالذات آدم فرهنگی، علمی و تربیتی هستم اما مواقعی که احساس وظیفه کردهام وارد گود سیاست شدهام. در همین جریان انتخابات دهم، هم دعوت به حضور در انتخابات کردم هم به نفع آقای دکتر احمدی نژاد موضعگیری کردم و هم در روز تنفیذ با آنکه حالم خوب نبود، حضور پیدا کردم.»
وقتی مناظرههای تلویزیونی آغاز شد و آنچه رفت که رفت، آیت الله لب به سخن گشود تا با صراحتی بیبدیل در همان روزها بگوید:«کاش مرده بودم و حرفهای موسوی را نمیشنیدم.»
آیت الله در درس اخلاق خود به سخنان میرحسین اشاره کرد و گفت:«آن برادرمان در سخنشان این طور فرمودهاند که من آمدهام اقتصاد خراب ایران را در40 سال گذشته درست کنم. برادر! شما 10 سال قبل از انقلاب را هم چسباندی به 30 سال بعد ازانقلاب؟! یعنی از دوران نظام شاهنشاهی تا بعد از انقلاب، همه اینها یک پرونده با هم است و خراب است که میخواهیم درست کنیم؟!... در این صورت، مخالفین ما میگویند خودشان دارند می گویند 40 سال است که خرابی است و این کم لطفی است و باید از این جور برخورد استغفار کرد.»
آیت الله همان روزها برخی بیانصافیها در خصوص دولت را برنتافت و گفت:«با همه اشکالاتی که به دوره آقای احمدینژاد وارد میکنید، آیا ایشان هیچ کاری نکرده است؟!! شاید بعضی ها از روی حس مخالفت بگویند خوب کوبیدی ولی آیا در یک جامعه اسلامی، انسان مؤمن مطیع قرآن و ولایت خوبی هارا نمیبیند؟ یک وقت است که انسان میگوید کارهایی شده که بعضیها نیمه کاره است بعضیها خوب بود از طریق دیگری وارد میشدیم و بعضیها هم تمام شده است ولی آیا پس از 30 سال شهادت و فداکاری هیچ آثاری وجود ندارد؟!»
آیت الله مهدوی کنی دلسوزانه تذکر میداد:«کسانی که قصد نقد دارند، خوبیها و بدیها را بگویند. شما در مقابل اشکالات بگویید چه راهی برای رفع آنها دارید. مردم این را میخواهند. شما میگویید بیکاری در کشور هست یا نباید بیت المال را اینطوری خرج کرد، راهش را نشان دهید که چگونه باید بیکاری را رفع کرد یا بیتالمال را به درستی مصرف کرد.»
انذارهای دلسوزانه آیت الله اما از همان روزهای نخست شنیده نشد و فضا رفت به همان سمتی که نباید میرفت. برخی منابع خبری از نصیحتها و پیامهای آیت الله که خطاب به میرحسین صادر میشد خبر میدادند؛ اما چه سود؟! آیت الله دلسوزانه به آنها میگفت حتی اگر شما خود را بر حق میدانید، مصالح جامعه اسلامی را بپذیرید؛ مرز خود را با دشمن مشخص کنید؛ به رأی ولایت تن بدهید؛ حداقل این است که تمکین شما در مقابل نظام مصداق صلح امام حسن(ع) را پیدا خواهد کرد. این همه سخنان دلسوزانه اما شنیده نشد و اتمام حجتها نیز راه به جایی نبرد.
چندی بعد سایت خبری ثانیهنیوز خبری را منتشر کرد که حکایت از درخواست میرحسین موسوی برای دیدار با آیت الله داشت. آیت الله اما برخلاف برخی دیگر که با وجود روزافزون شدن لشگرکشیهای خیابانی همپیمانه فتنهگران میشدند، این ملاقات را نپذیرفت. او در پاسخ به این درخواست پایان دادن به اغتشاشات و پذیرش قانون را متذکر شد و تاکید کرد:«آقای موسوی باید ابتدا تکلیفش را با نظام و قانون مشخص کند که اینها را قبول دارد یا نه؟»
آیت الله نگران میدانداری کسانی بود که بالواقع کوچکترین اعتقادی به ولایت فقیه نداشتند. او به هر مناسبتی در این خصوص سخن میگفت. آیت الله در آّبان ماه 88، حتی دیدار مسئولان فرهنگی وزارت علوم را هم غنیمت شمرد تا ضمن اشاره به حوادث بعد از انتخابات اعلام خطر کند و بگوید:«نباید قدرت به دست کسانی بیفتد که با ولایت فقیه مشکل دارند.»
دبیر کل جامعه روحانیت مبارز پیام خود برای 22 بهمن را با این آیه شریفه آغاز کرد که:«جاءالحق و زهقالباطل ان الباطل کان زهوقاً.» و پیشبینی کرد:«مردم مؤمن و غیور ایران با هوشیاری تمام در برابر همه فتنهها میایستند و مانند همیشه پشت سر رهبری از انقلاب اسلامی دفاع خواهند کرد و دست خائنین و متجاوزین را از دامان پاک نظام مقدس جمهوری اسلامی کوتاه خواهند نمود و در بیست و دوی بهمن، جهان شاهد نمایش وحدت آحاد ملت بزرگوار ایران خواهد بود.»
او در بیانیه خود تصریح کرد:«چنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند لما رای الله صدقنا اَنزَل علینا النَصر و عَلی عَدوِنا الکبت. چون در حوادث پس از هجرت خداوند متعال صدق و صفای ما را دید یاریاش را بر ما فرو فرستاد و دشمنان ما را سرکوب نمود.»
برخی فتنهگران تلاش کردند تا راهی به سوی آیت الله بگشایند، اما مواضع آیت الله راسخ بود و روشن. تلاشهای کروبی هم در این راستا ناکام ماند. او بر خلاف هاشمی که همواره با سکوت و مواضع حمایتی خود جریان فتنه را امید میداد، حتی به صراحت در اسفند ماه خبر میانجیگری خود را نیز تکذیب کرد و گفت:«کجا قرار بود من این بحث را دنبال کنم؟ طبعا خود من کسی هستم که خواهان وحدت هستم، ولی بحث میانجیگری من در میان نبوده است. دلم میخواست وحدت شکل بگیرد ولی بعضی از آقایان نخواستند.»
او افزود:«همه باید به مصالح ملی و مذهبی بیاندیشند و همانطور که رهبری فرمودهاند؛ اگر کسی در کشتی نظام سوار نشود از غافله عقب خواهد ماند. ما در کشورمان بر اساس یک سری اصول انقلاب کردیم که این اصول باید حفظ شود، وگرنه عقب میمانیم.»
آیت الله معتقد بود برخی که در دام جریان انحرافی افتادهاند، نیروهای انقلاب بودهاند اما در مسائل سیاسی سوء نیت و حسن نیت حتی برای آنها نیز دیگر ملاک نیست. او در خرداد ماه 89 در جمع اعضای حزب موتلفه اسلامی تصریح کرد:«برخی اشتباهکاران پس از انتخابات را نمیتوان دشمن نامید زیرا نیت همه آنها دشمنی نبود، آنهایی که سوابق خوبی در انقلاب داشتند نمیتوان در مورد نیتشان در مسائل اخیر صحبت کرد اما عمل این افراد عمل بدی بوده است. ما ماموریم با بدیها و ناهنجاریها مبارزه کنیم، سوء نیت و حسن نیت در مسائل سیاسی ملاک صحت عمل نمیباشد.»
آیت الله با صراحت بیشتر ادامه داد:«با کسانی که کفر میورزند نباید رفاقت کنیم، با کافر معاند رفاقت نکنیم، این جزو وظایف ما است، اشتباهاتی که برخیها انجام دادند موجب خوشحالی دشمن شد، در جریان انتخابات دشمن را شاد کردند و دشمنان برایشان کف زدند.»
آیت الله مهدویکنی تأویل نکردن اصول را از دیگر وظایف دانست و اظهار داشت:«ما در انقلاب اسلامی اصول ثابت داریم که قابل تأویل نیست، در جریانات پس از انتخابات برخی این اصول را تاویل کردند و از مواضع خود جا به جا نمودند، یحرفوا الکلم عن مواضعه، لذا اصل ولایت فقیه را نباید تأویل کرد... برای حفظ نظام باید پیرو ولایت بود، متاسفانه کسانی در مقام عمل پس از انتخابات کارهایی کردند که نادرست بود و به نظام ضربه زدند.»
آیت الله در خرداد ماه سال جاری طی مصاحبهای تفصیلی با خبرگزاری فارس به تشریح فتنه و جایگاه رهبری در مواجهه با جریان فتنه پرداخت. دبیر جامعه روحانیت مبارز تهران با اشاره به شناختی که بیش از چهار دهه از ویژگیهای رهبر معظم انقلاب اسلامی دارد، تاکید کرد:«ایشان بهترین فرد برای رهبری این انقلاب پس از دوران حیات امام بودند و امروز هم شایستهترین فرد هستند.»
آیت الله ویژگیهایی را از امام برشمرد و ویژگیهای مقام معظم رهبری را مطابق همان مشی امام راحل دانست. او گفت:«یکی از مهمترین ویژگیهای امام ایستادگی در برابر فشارهای دشمنان اسلام و انقلاب بود. همین ویژگی را در مقام معظم رهبری مشاهده می کنیم که در مواقع حساس یک قدم به عقب بر نداشتهاند و ما درسی که از امام آموختیم آن بود که به جای تکیه بر غرب یا شرق، باید روی پای خود بایستیم تا به مقصد نهایی این انقلاب و نظام اسلامی دست یابیم.»
آیت الله حوادث بعد از انتخابات را مصداق فتنه دانست و با اشاره به مواضع رهبر انقلاب در حوادث بعد از انتخابات گفت:«به نظر من اگر مواضع ایشان در این دوران فتنه نبود نمیتوانستیم این انقلاب را حفظ کنیم.» او به وضعیت فتنهگران اشاره کرد و افزود:«افراد معترض موضعگیریها و برنامههایی را در روزهای پس از انتخابات اجرا کردند که در آن مقطع دشمن به این جریان امیدوار شد و وقتی دشمن به یک جریانی امیدوار میشود، معلوم است که آنها در مسیر انحراف افتادهاند. باید این قضایا زودتر جمع میشد و این اتهامات علیه نظام مطرح نمیشد تا دشمنان بیش از این شاد نمیشدند.»
این مواضع انقلابی را اگر کنار تاکیدات هزار باره هاشمی رفسنجانی بر همان مواضع نماز جمعهاش بگذاریم، آن گاه قیاس بین این دو عضو خبرگان دیگر سخت نیست. مواضع نماز جمعه هاشمی در برگیرنده همان مطالبات خاتمی بود و مواضع مهدوی همان دیدگاه رهبر انقلاب.
مهدوی کنی با یادآوری تلاش دولت هم برای خدمت به مردم تأکید کرد:«علیرغم برخی اشکالاتی که در دولت دهم وجود دارد اما همه کسانی که علاقمند به انقلاب و نظام اسلامی و ایران هستند باید با حفظ انتقادهایی که دارند، دولت را تأیید کنند نه تخریب. انتقاد دلسوزانه یعنی به گونهای برخورد شود که جنبههای مثبت زیرسوال نرود و همه چیز را تخریب نکنند. آنها که خدمات دولت را به طور کلی نادیده میگیرند بر مبنای احساس عمل میکنند نه عقل و منطق.»
آیت الله مهدوی و آیت الله یزدی چندی بعد بیانیه مشترکی را صادر کردند که تعریفی جامع از اصولگرایی ارائه میداد. آیت الله چنی بعد در تحلیل حماسه نهم دی ماه نیز طی مصاحبهای تصریح کرد:«ملت بیدار و انقلابی ایران پس از گذشت 30 سال از انقلاب شکوهمند خود در روز عاشورای حسینی سال 88 با حادثه غیرمنتظرهای روبرو شد و ناگهان مشاهده کرد که گروهی به بهانه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری با شعارهای ضدانقلابی و ضدعاشورایی به صحنه آمدند و با توهین به مقدسات و رفتار و گفتار نابهنجار، عاشورای حسینی را به سخره گرفته و عملا اثبات کردند که مسئله انتخابات بهانه ای بیش نبوده و اینها با اساس انقلاب و دستاوردهای آن مخالفند.»
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری گفت:«اقدامات اینان در این روز بزرگ قلوب تمام شیعیان و عزاداران حسینی را جریحه دار کرد و معلوم شد که علت اصلی این جار و جنجال، موضوع انتخابات نیست و هدف اصلی براندازی و مقابله با نظام و رهبری است.»
رئیس دانشگاه امام صادق افزود:«از این رو ملت با یک احساس دینی و ملی، یکپارچه به میدان آمد و با حرکتی خودجوش در سراسر کشور و بلکه در خارج ایران عکس العمل نشان داد. عزاداران حسینی که در روز عاشورا برای امام حسین علیه السلام و حادثه عاشورا عزاداری می کردند و با مشاهده این جریان ضدعاشورایی با تمام وجود و حتی با فرزندان خردسال خود به صحنه آمدند و اثبات کردند که در پای اسلام و عاشورا از هیچگونه فداکاری دریغ نداشتند و تا پای جان ایستادند.»
این استاد اخلاق در ادامه با اشاره به رفتار فتنه گران گفت:«اما آشوبگران و فتنه جویان از این نکته غفلت داشتند که ملت بصیر ایران به مقدسات دینی و ملی خود پایبندند و آن را فدای حوادث مقطعی و سیاسی و گروهی نمی کنند. از این رو همه آمدند. حتی آنان که به نامزد رقیب رای داده یا متمایل بودند احساس خطر کردند و به ملت پیوستند و رای واقعی خود را با تظاهرات میلیونی و عمومی ابراز داشتند.»
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی همچنین درباره ویژگیها و ابعاد حماسه 9 دی گفت:«در این روز مردم وفاداری خود را به اسلام و قانون اساسی و نظام اسلامی اعلام داشته و با رهبری معظم انقلاب تجدید بیعت کردند و مشت محکمی به دهان بدخواهان زدند ولی با کمال تاسف سران فتنه به خود نیامدند و از حرکات آشوبگران اعلام برائت نکردند و خدا را فراموش کردند و در بیانیهای آنها را مردمان خداجو نامیدند(!) و از این نکته غفلت کردند که تشویق و تحریک مردم در روز عاشورا علیه نظام اسلامی و رهبری نتیجه ای جز خذلان و شکست نخواهد داشت و تبعات آن قطعا دامنگیر آنها خواهد شد و ملت آنها را به عنوان شریک جرم بلکه علت آن شناخته و نام آنها در تاریخ انقلاب به عنوان حرمت شکنان عاشورا ثبت خواهد شد.»
آیت الله مهدویکنی چنانکه خود نیز تاکید میکند، چهرهای فرهنگی، علمی و تربیتی است؛ کسی که بعد از انفجار دفتر نخست وزیری عهدهدار اداره مسائل کشور بود و اکنون انگار بار دیگر رسالتی خطیر متوجه او شده است. او را اگر به خود وامیگذاردند بنای ورود در بسیاری حوزهها را نداشت، اما هیچگاه نخواست باری از انقلاب بر زمین بماند یا جریاناتی داعیهدار میدان شوند که حرف رهبری را در ظاهر ارج مینهند و در عمل پشت گوش میاندازند.
|
|
| بازخوانی مواضع صریح و شفاف آیت الله مهدویکنی در مواجهه با انحرافها؛ |
| ساعت ۱:۱٤ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری |
|
گفتم تا پای شهادت ایستادهایم و در مساله ولایت کوتاه نمیآییم
وقتی اکبر گنجی میخواست بر منتقدان اصلاحات بتازد و آنان را بانی قرائت فاشیستی و سلطانی لقب دهد، بر سه نفر تنگ میگرفت و این سه آیت الله مصباح یزدی، آیت الله خزعلی و آیت الله مهدوی کنی بودند. او بیانات آیت الله مصباح یزدی را اطلاعیه جناحی جامعه روحانیت مبارز میخواند و سخنان آیت الله خزعلی را حاکی از دغدغه هایی قابل درک که از راه همدلی می توان انگیزه و علل آن را فهمید!هشدارهای جریان ارزشگرا نسبت به انحرافاتی که از دوران سازندگی کلید خورد و کمکم در کشور ریشه دواند، با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نیز در طول دوره دولتهای هفتم و هشتم جدیتر شد. این در حالی بود که هاشمی رفسنجانی و کروبی این حجم از انتقاد و احساس خطر را به جا نمیدانستند. آیت الله مهدویکنی در این خصوص میگوید: «آقای هاشمی هم گفتند این حرفها چیست که آقای مهدوی میگوید؟ آقای کروبی هم مخالفت کردند. دیگران هم اعتراض کردند ولی من چنین احساس خطری را داشتم و روز به روز هم این احساس بیشتر میشد و بعد هم معلوم شد که حق با من بود حتی بعضی از دوستان که این تعبیر مرا آن وقت مورد اشکال و انتقاد قرار میدادند، گاهی مشابه این تعبیر را به زبان آوردند و خود آقای کروبی در این اواخر در بعضی از سخنرانیهایشان در مجلس داشتند، بیان کردند که مشروطه دارد برمیگردد.» آیت الله از همان نخست نگران روندی بود که ذیل حکمرانی دولت سازندگی آغاز میشد. او خود در این خصوص میگوید: «بنده قبل از انتخابات دوره ششم احساس خطر میکردم و گفتم احساس میکنم که مشروطه دارد تکرار میشود. چون میدیدم برخی از مدیران و مسولان که در متن نظام و در دولت هستند و بودند، مطالبی را اظهار میدارند.» او به کسانی اشاره میکند که به طرافداری از دولت سازندگی و رییس جمهور به رهبری حمله میکردند. آیت الله مهدویکنی تصریح میکند: «گویا بعضی از اصول قانون اساسی برایشان قابل قبول نبود{؟} اگر محترمانه بگویم این اصول برایشان هضم نشده بود و گاهی به طرفداری از دولت آقای هاشمی، رهبری را زیر سوال میبردند و رهبری را مزاحم میدیدند. به خصوص بعد از اینکه جریان کارگزاران و این حرفها پیش آمد و گروه دوم خردادیها نیز به آنها پیوستند و جبهه واحدی تشکیل دادند. من در این جریان که روز به روز پیش میرفت احساس میکردم که جریان، جریانی معمولی نیست از این رو در بعضی از سخنرانیهایم گفتم که من واقعا احساس خطر میکنم همان احساس خطری که در مشروعیت میشد بنابراین با صراحت گفتم که مشروطیت دارد برمیگردد.» ظهور جریان کارگزاران سازندگی در آستانه انتخابات مجلس پنجم شاید سرآغاز کشمکشها و سامانیابی جریانی نوظهور بود. ناطق نوری در این مورد میگوید: «از جانب آقای هاشمی مطرح شد که جریان های دیگری هم هستند و می خواهند لیست بدهند. استنباط من این است که ظاهرا با ایشان صحبت کرده بودند و تصمیم داشتند که یک تشکیلاتی راه بیاندازند و فقط به دنبال بهانه بودند که توجیهی برای تشکیلاتشان بیابند. آقای هاشمی گفتند:"یک عدهای هستند که خواستهایی دارند و اگر شما به خواستههایشان عمل کنید، آنها لیست نخواهند داد. در غیر این صورت، آن ها اقدام به تهیهی لیست میکنند." خواسته آنها این بود که حداقل پنج نفر از افرادی را که معرفی میکنند ما در لیست خودمان قرار دهیم. واقعیت این است که از قبل برنامهها ردیف بود و آنها هم کسانی را پیشنهاد داده بودند که ما نمیتوانستیم همه را به راحتی قبول کنیم. آقای هاشمی ادامه دادند: آقایان امام جمارانی، توسلی، انصاری، محجوب و یک نفر دیگر که بعدا گفتند عبدالله نوری.» ناطق نوری ادامه میدهد:«به دنبال این رفتیم که ببینیم جریان چیست؟ خودم به آقای امام جمارانی تلفن کردم. ایشان گفت: من اصلا کاندیدا نیستم و نمی خواهم به مجلس بیایم. آقای توسلی و آقای انصاری هم همین طور. آقای محجوب قرار گرفتن در لیست جامعه را می پذیرفت. بنابراین معلوم شد که اصلا موضوع چیز دیگری بوده و آن بحث کارگزاران بود که آقای هاشمی آن ها را مطرح کرده بود. آقای عبدالله نوری را هم آقای هاشمی –در مجلس ختم مادرشان- گفت که در لیست بگذارید. در شورای جامعه روحانیت این مسئله مطرح شد و تاکید گردید که این افراد را آقای هاشمی معرفی کرده اند. پس از رای گیری در شورا، آقای محجوب رای آورد، اما آقای عبدالله نوری رای نیاورد که در لیست قرار بگیرد و آقایان دیگر هم در جامعه روحانیت اصلا آن را نپذیرفته بودند.» رای نیاوردن عبدالله نوری بهانه ای بود برای اعلام موجودیت حزب کارگزاران سازندگی. ناطق نوری در این زمینه میگوید: «یقینا در مورد این جریان، قبلا برنامهریزی و مطالعه شده بود زیرا یک حزب به این زودی تشکیل نمی شود و نمی تواند به این سرعت آنچنان سریع وارد میدان شود و تبلیغات گسترده ای راه بیندازد. آقای هاشمی در یک مقطعی، به من گفتند: فائزه دختر ایشان را هم در لیست بگذارید. من گفتم اصلا جامعه روحانیت با این تفکر نمی سازد، بالاخره جریان اصولگرایی و تفکر مذهبی جامعه بسیاری از شعارهای این آقایان را قبول ندارند. در واقع هر چه از این ماجرا گذشت بیشتر روشن شد که طرح این نامزدها اصولا بهانه ای برای اعلام موجودیت کارگزاران بود.» ناطق نوری همچنین ادامه میدهد: «وقتی کارگزاران سازندگی اعلام موجودیت کرد، مقام معظم رهبری یک برخوردی با آنها کرد و فرمود: آنهایی که وزیر هستند و مسؤولیت دارند نمیتوانند در این تشکیلات باشند. لذا چند وزیر که در لیست کارگزاران بودند، کنار رفتند.» آن روزها هم البته بحث تقلب پیش کشیده شد. ناطق میگوید: «در مجلس پنجم رأی اول تهران از من بود، اما بعضیها قائل به آن بودند که رأی اول برای خانم فائزه هاشمی بوده است. و در همین راستا انگشت اتهام تقلب را به سمت وزارت کشور نشانه رفتند به گونهای که حتی بعضی از فرزندان آقای هاشمی برای یقین از صحت شمارش آراء در ستاد انتخابات مستقر شدند که فشار روحی زیادی را برای مسئولین اجرایی فراهم کردند و به نظرم با آنها جفا شد چون واقعا عمل کرده بودند.» ناطق نوری همچنین میگوید:«گاهی خود آقای هاشمی پیگیری میکرد و گاهی فرزندان او میرفتند در وزارت کشور و پای دستگاه کامپیوتر میخوابیدند و میخواستند ببینند این رأیها چه شده است. در این جریان به آقای بشارتی و تابش که مسئولیت انتخابات را داشتند، خیلی جفا شد، آن ها واقعا سالم عمل کرده بودند.» این سرآغاز مواجهه با جامعه روحانیت مبارز تهران بود که به سود مجمع روحانیون مبارز رقم میخورد. کمی بعد با ظهور دولت هفتم، سر و کله جریانهای دیگری که در بدنه دولت سازندگی و در نهادهایی مانند مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری سامان یافته بودند، پیدا شد و حلقه نشینان کیان و آئین پایشان به عرصه سیاست بیش از پیش باز شد. اینجا بود که آیت الله مهدویکنی به صراحت به میدان آمد و نسبت به بازگشت مشروطیت هشدار داد. او خود در این خصوص میگوید: «من مقصودم این بود که حوادث ناگواری که بعد از مشروطه واقع شد، دارد تکرار میشود... من احساس خطر میکردم و میگفتم مشروطه دارد برمیگردد یعنی افرادی یا احزابی خودآگاه یا ناخودآگاه به نام انقلاب، علیه انقلاب فعالیت میکنند چنان که عدهای به نام مشروطیت علیه آن اقدام کردند و استبداد رضاخانی را به ارمغان آوردند. هشدار من در آغاز برای بسیاری قابل قبول نبود و غریب مینمود و احیاناً مورداعتراض قرار میگرفت.» آن روزها کروبی در کنار هاشمی به انتقاد از آیت الله برخواست و در مسجد اعظم قم پرسید آقای مهدوی کیست که این حرفها را میزند؟ مهدوی حق ندارد که اینگونه بلندپروازی کند! مگر مهدوی مرجع تقلید است که از موضع بالا سخن میگوید؟! و... بانیان آزادی اندیشه نمیتوانستند انتقادات آیت الله را تحمل کنند. کمکم باب قرائتهای مختلف از دین باز شد و اینجا باز نوبت نقد جریان ولایتمدار بود. جامعه روحانیت مبارز تهران به پشتیبانی از آیت الله مصباحیزدی و انتقاد از آغاز انحرافات برخواست. در بیانیه این تشکل روحانی آمده بود: «هنگامی که جناب آقای استاد مصباح در نماز جمعه ناصحانه تقاضا می کند نباید در مورد مسلمات و قطعیات دین و نظام قرائت ها را موقوف کنیم و اجازه بدهیم مقدسات و مسلمات در گردونه قرائت ها بازیچه دست این و آن قرار گیرد، متاسفانه برخی از مسئولین محترم به جای آن که این نصیحت مشفقانه را بپذیرند و آن را تایید کنند و راه قیل و قال و مجادله را در این مورد مسدود سازند، بلافاصله فردای آن روز مسئول محترم با موضعگیری تند و واکنش سریع علیه ایشان میگویند ما در اسلام هیچ اصل مسلمی که قرائت بردار نباشد نداریم و همه چیز حتی اصل توحید نیز قرائت های گوناگون دارد.»(خرداد 5/7/1378) در واکنش به چنین اظهارات و مواضعی بود که اکبر گنجی در روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلبان در قامت یک دینشناس دست به قلم برد و نوشت: «دین شناسی آنان حدود سی تا چهل سال از دین شناسی آن که به قول حضرت امام تمام آثارش بلااستثناء خوب است و پاره تن امام بودف فاصله دارد! گویی ابتدا آقایان محترم باید بنشینند یک بار به دقت آثار گرانسنگ مطهری را بخوانند و مبادی معرفت شناختی و کلامی خویش را تصحیح کنند!» آیت الله تنها در پایتخت ننشست بلکه شهر به شهر و استان به استان گشت تا نسبت به انحرافات نوظهور هشدار دهد. او خود در این خصوص میگوید: «حتی من راه افتادم به بعضی از شهرها رفتم. چون واقعا احساس خطر میکردم به بعضی از استانها مانند مشهد و مازندران رفتم. در خود تهران در جلساتی سخنرانی کردم. در جلسهای که برای ائمه جمعه تشکیل شده بود، رفتم و صحبت کردم چون احساس خطر میکردم و الا من زیاد در جریانات سیاسی وارد نمیشدم چون در اینجا احساس خطر میکردم رفتم و آنچه که به نظرم درست آمد، بیان کردم.» در این دوره، باب هجمه به ولایت فقیه آغاز شد و درصدد عرفی کردن تمام قدسیات جامعه اسلامی بر آمدند. آیت الله، ماجرای آن روزها را این گونه تعریف میکند: «شب نوزدهم ماه رمضان همان سال مطالبی از نشریه "عصر ما" خواندم که در آن بحث ولایت را پیش کشیده بود و گفته بود که اصلاً مشروعیت ولایت- نه تنها ولایت فقیه- بلکه ولایت امیرالمومنین و معصومین هم منوط به قبول و رای مردم است. آرام آرام در روزنامه سلام، نوشتند که ولایت الهی نیز منوط به رای مردم است زیرا خداوند خود در قرآن کریم فرموده:"انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا" ما انسان را هدایت کردیم و آنها مختارند میتوانند قبول کنند میتوانند قبول نکنند. اگر قبول کردند هدایت خدا و ولایت او را پذیرفته و به سعادت می رسند و اگر قبول نکردند از آثار هدایت الهی خود را محروم کردهاند پس مردم مختارند بپذیرند یا نپذیرند. اختیار در دست مردم است. متاسفانه اینها ولایت تکوینی را با تشریعی خلط کردند و ندانستند که مقصود از اختیار در آیه شریفه اختیار درحوزه تکوین و آفرینش است نه اختیار در مقام تشریع و تکلیف. زیرا مردم در حوزه تشریع و قانون مکلف و موظف به ادای تکلیفند. به دلیل آیه بعدی در همین سوره "انا اعتدنا للکافرین سلاسل و اغلالاً وسعیراً" اگر الزام و تکلیف نبود مخالفت و نافرمانی مردم موجب عذاب و غل و زنجیر نمیشد.» آیت الله در مقابل انحرافات کوتاه نمیآمد و برخلاف کسانی که به خیالشان میانهرو بودند(!)، به صراحت لب به انتقاد میگشود:«من در سخنرانی شب احیا گفتم ما از روزی که به دنیا آمدیم سقمان را با تربت امام حسین (ع) و آب زمزم گرفتند و ما را به نام امیرالمومنین (ع) و ولایت او بزرگ کردند... من در آن شب گفتم که ما در این راه تا پای شهادت ایستادهایم و در مساله ولایت کوتاه نمیآییم. شما برای اینکه ولایت فقیه را زیر سوال ببرید چرا ولایت علی را زیر سوال میبرید؟ چرا ولایت خدا را زیر سوال میبرید؟ آخر حیا هم خوب چیزی است و بیحیایی هم اندازه دارد. هر چیزی حدی دارد رحمالله امرءً عرف قدره و لم یتعد طوره.» آیت الله از استدلالهای خود و محاجههایش نیز سخن میگوید: «گفتم آیا شما در زمان امام جرات میکردید این حرفها را بزنید؟ چرا شما نان را به نرخ روز میخورید در آن زمان در خط امام بودید، این امام همان امامی است که ولایت فقیه را به صورت مطلق و عام قبول داشت. نظریه امام در سخنان وی درصحیفه نور مکرر آمده است. ولی امروز احساس امنیت میکنید و جانشین او را زیر سوال میبرید؛ البته مساله ولایت فقیه به معنی نفی مقررات عمومی و نادیدهگرفتن مراتب مدیریت در ساختار حکومت و نظام اسلامی نیست. ولایت در مقام اجرا روح حکومت و موجب قوام آن در برابر انحرافات است و در واقع ولایت، عمود نظام اسلامی و انقلاب دینی ما است و اعمال آن بدون حفظ ساختار قانونی، نامعقول و ناممکن است و در حقیقت این ساختار مورد تایید والی است و نظام ولایی بدون این ناممکن است ودر حقیقت این ساختار مورد تایید والی است و نظام ولایی بدون این ساختار عملاً غیر میسر و اصولاً ولایت بدون آن مفهوم و معنا دارد زیرا ولایت دینی مبتنی بر اعتقاد، مردم است و اعتقاد امری قلبی است و با زور و تحمیل به دست نمیآید. از این رو بر فرض تکثر و تعدد والی و بر فرض رقابت وتزاحم به طور قطع رای اکثریت مردم در چارچوب ضوابط دینی تعیین کننده خواهد بود.» سخنان آیت الله واکنشهای جریان تجدیدنظر طلب را به دنبال داشت. حتی بهزاد نبوی نیز دست به قلم برد تا بلکه پاسخ آیت الله را بدهد و او را خاموش کند؛ اما آیت الله همچنان سخن میگفت. او معتقد بود این افراد در زمان امام که بحث ولایت مطلقه مطرح میشد، جرأت پیدا نمیکردهاند حرفی بزنند و اکنون که روی کار آمدهاند، تازه زبانهایشان باز شده و غرضهای اصلیشان برملا شده است. آیت الله در توصیف آنان میگوید: «آنها که در زمان حضرت امام خود را درخط امام میدانستند و شعارشان پیروی ازامام بود،ناگهان کارشان به جایی رسید که حتی ولایت امیر المومنین(ع) را به اراده مردم منوط کردند و علی را در ردیف خلفا و روسا جمهوری قرار دادند و امامت شیعه را با امامت اهل سنت برابر شمردند.» آیت الله مهدویکنی در همان سالها به تفصیل مصاحبههایی انجام داد و در باب تبیین اصل و جایگاه ولایت فقیه سخن راند. او مشروعیت ولایت فقیه را ناشی از انتصاب ولی به پروردگار و امام معصوم قلمداد میکرد و با تبیین مواضع امام راحل در این خصوص توضیح میداد کسانی که به دروغ خود را منتصب به امام میکنند، نسبتی با مواضع او ندارند. |
|
| 12سناریوی جریانخاص برایبداخلاقیسیاسیدر آستانهاجلاسخبرگان |
| ساعت ۱۱:٤٩ ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ کلمات کلیدی: مجلس ، خبرگان رهبری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیاسی |
|
اعلام قطعی کاندیداتوری آیتالله مهدویکنی برای ریاست خبرگان و اجماع قریب به اتفاق اعضا بر وی، یک جریان خاص را به تکاپو انداخته تا با دست زدن به برخی بداخلاقیهای سیاسی از این اتفاق جلوگیری و آقای هاشمی رفسنجانی را در رأس این مجلس ابقا کند. به گزارش رجانیوز، اما در حالی که اغلب متعلقین به جریان فتنه با طمع نسبت به موضعگیریهای آقای هاشمی تمایل دارند که وی بار دیگر در رأس خبرگان قرار بگیرد تا اثبات شود که بر خلاف افرادی که آنها را "تندروها" میخوانند، هاشمی و مواضعش مورد تأیید خبرگان ملت است و از سوی دیگر وی کماکان میتواند در حاکمیت نقش یک اهرم فشار به نفع آنان را ایفا کند، سایت معروف به وکیل مدافع خاندان آقای هاشمی با فرار به جلو مدعی شد که کنار رفتن آقای هاشمی، خواست مشترک اپوزیسیون و افراطیون حامی دولت است. در عین حال، اگرچه مرجع ضمیر سخنان هفته گذشته آقای هاشمی مبنی بر اینکه هیچ تمایلی به ریاست ندارد و برخی از رسانهها میخواهند این موضوع را القا کنند، با خبر سایت وکیل مدافع روشن شده است اما برخی اخبار دیگر نیز حاکی است ماجرای با دست رد کردن و با پا پس کشیدن بر اساس یک سناریو با مصوبات دوازدهگانه طراحی شده است. برخی عناصر وابسته به جریانهای سیاسی سنتی و تکنوکراتهای دوره موسوم به سازندگی با راه اندازی یک اتاق فکر به اتخاذ تصمیماتی برای تأثیرگذاری در جلوگیری از شکل گیری تغییر در حوزه ریاست مجلس خبرگان مبادرت کردهاند. مهمترین مصوبات این جلسه به شرح زیر است: 1- تلاش برای بازگشت مهدی هاشمی به کشور و بررسی مدیریت شده پرونده وی و انتساب این اقدام (اصطلاحاً عدالت طلبانه) به پدرش؛ چند تن از افراد اتاق فکر با این تحلیل که از جمله دلایل اعتراض نمایندگان خبرگان به ریاست آن، اقدامات سوء مهدی هاشمی است، اظهار عقید کردهاند که اگر بتوان مهدی هاشمی را به طور مدیریت شده به کشور بازگرداند و فواید این اقدام را به نفع پدرش مصادره کرد، آنگاه می توان به شبهه جدی که افکار عمومی و خبرگان وجود دارد، پاسخ داد. آنان معتقد بودند که این اقدام هیچ هزینه ای برای خانواده مهدی هاشمی نخواهد داشت چرا که به زعم اعضای اتاق فکر مذکور تفکری در بخش هایی از نظام وجود دارد که به دنبال حل بی سر و صدای موضوع مهدی هاشمی است تا پای دیگر مسئولین به میان نیامده و آن مجموعه را با چالش روبرو نکند؛ حتی در جلسه مذکور ادعا شده که سناریویی توسط برخی افراد برای بازگشت مهدی هاشمی به صورت زیر پی گیری می شود: - صدور حکم قضایی دستگیری مهدی هاشمی و ابلاغ حکم به نیروی انتظامی به عنوان ضابط پرونده 2- ایجاد تردید در مورد حضور آیتالله مهدویکنی با طرح شایعاتی نظیر اعلام انصراف آنها از کاندیداتوری در رسانه ها. 3- پیگیری خط تخریبی در مورد آیتالله مهدوی به منظور وادار کردن او به کنارهگیری در شبکه های اجتماعی مجازی نظیر فیس بوک، توئیتر و... 4- انتشار وسیع شایعاتی در فضای عمومی جامعه مبنی بر حمایت مسئولین عالی نظام از ریاست فعلی. 5- پیگیری و پر رنگ کردن هر چه بیشتر اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت در مورد آنچه که به زعم وی "فتنه مهدویت" و "اسلام ایرانی" خوانده می شود. 6- برنامه ریزی برای تکثیر و ارسال فیلم اعتراض به فائزه هاشمی برای نمایندگان محترم مجلس خبرگان و انحراف افکار عمومی از سایر اقدامات وی نظیر شرکت در تجمعها و اغتشاشهای غیرقانونی 25 بهمن. 7- پررنگ کردن لزوم وحدت در جامعه بهویژه نخبگان سیاسی بهمنظور تأثیرگذاری بر احزاب و گروههای سیاسی. 8- توجیه و تبیین ضرورت حضور آقای هاشمی در انتخابات هیأت رئیسه مجلس خبرگان با دلایلی مانند "عمل به تکلیف شرعی" و این که "تنها با حضور وی در این پست انقلاب اسلامی حفظ خواهد شد." 9- برنامه ریزی برای اعلام نظر و طرح برخی مواضع به ظاهر تند علیه جریان فتنه از سوی آقای هاشمی، به منظور زدودن آثار منفی مواضع و سکوت قبلی او در بین اعضای مجلس خبرگان. 10- برنامه ریزی برای تنظیم محتوای مناسب سخنرانی پیش از آغاز دستور اجلاسیه نهم خبرگان به منظور تاثیرگذاری در نمایندگان محترم خبرگان. 11- اعزام عناصر موجه به قم به منظور رایزنی با مراجع معظم تقلید و علما و جلب حمایت آنان از آقای هاشمی. 12- پیگیری و پر رنگ کردن خط مظلوم نمایی و متهم کردن برخی از ارگانها به پیگیری مغرضانه امور در مورد اعضای خانواده آقای هاشمی. |
|
| سخنان آیتالله واعظ طبسی عضو مجلس خبرگان در جمع روحانیون مشهد مقدس: |
| ساعت ۳:۱۱ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبرگان رهبری |
|
برخی میخواهند هم حق را داشته باشند هم باطل را/ اگر طلحه و زبیر نبودند، معاویه جرأت نفسکشیدن در مقابل امیرالمؤمنین(ع) را هم نداشت
آیتالله واعظ طبسی نماینده ولیفقیه در استان خراسان رضوی چندی پیش در دیدار با جمعی از علما و ائمهی رجانیوز بخشهایی از این سخنان و فیلم آن را بهدلیل اهمیت در شرایط کنونی منتشر میکند: آقایان مدرسین! اساتید محترم! ائمهی محترم جماعات! این پذیرفتنی نیست که ما خودمان را وابستهی به جمهوری اسلامی و نظام اسلامی بدانیم، اما در برابر دشمنان نظام و دوستان نظام بیتفاوت باشیم. این قابل قبول نیست که ما در حوزه باشیم، یک چهرهی علمی باشیم، یک اسلامشناس باشیم، سخن ما، پیام برای جامعهی بشری باشد و خودمان را در زمرهی اهل فکر در جهان اسلام بدانیم، اما در مسایل سیاسی و اجتماعی بیتفاوت باشیم و موضعگیری نکنیم. چگونه ممکن است ما بپذیریم یک فردی با نظام است، پیوند فکری و عاطفی او با نظام براساس ایمان و اعتقاد و باورهای دینیاش قوی است، اما پیام رهبری را بی جواب بگذارد، رهبری را تنها بگذارد. در مشکلات کشور او را کمک و همراهی نکند. بنده به شما آقایان عرض میکنم در حد تجربهای که داریم از قبل از انقلاب تا امروز، این 22 سالی که بر رهبری معظم انقلاب بعد از ارتحال حضرت امام گذشت، دوران بسیار سختی بود، دوران بسیار پیچیدهای بود. ایمان و اقتدار و صراحت و اخلاص و پایداری او موجب شد که قدرتهای بزرگ احساس کنند امام هنوز ادامه دهنده این مدیریت انقلابی است. در چنین شرایطی رهبری را نباید تنها گذاشت. به چه کسی می خواهیم بها بدهیم؟ به چه کسی می خواهیم امتیاز دهیم؟ مگر میشود دو جریان را با هم داشت؟ امکان ندارد یا حق است یا باطل. انسانهایی که علاقهمند به نظام هستند و خود را وابسته به نظام می دانند، حتماً باید اعلام موضع کنند، راه و روش و منش آنها مشخص باشد و آن را باید بدانیم. از حوزههای علمیه و عالمان دینی انتظار این است که از کنار مسایل سیاسی و اجتماعی بیتفاوت نگذرند. بحمد الله شما اهل مطالعهاید، اهل اظهار نظرید، خوب توجه داریم به خدا قسم اگر ناکثین نبودند، اگر طلحه و زبیر -بیعتشکنان- نبودند، هرگز قاسطین ـمعاویه و عمروعاص- جرأت نفس کشیدن در مقابل علی [علیه السلام] را نداشتند. چرا باید امیرالمؤمنین [علیه السلام] در یک دورهی طولانی صبر بکند و تحمل بکند؟ چرا باید دنیایی از علم و تقوا و فضیلت و دانش و معنویت در زاویه قرار بگیرد و چپاولگران، پولپرستان و قدرتطلبان سرکار بیایند؟ علت همین بود. یک عدهای بیعت شکستند، یک عدهای با برداشت غلط از اسلام که مارقین بودند، متحجران آن روز بودند، انسانهایی که دارای جمود فکری بودند، انسانهایی که با هر نوآوری و طرح اندیشهی نو مخالفت میکردند، انسانهایی که کاملاً افکارشان در یک چارچوب خاصی محاصره شده بود و محدود بود، آنها نمیتوانستند علی [علیه السلام] را تحمل بکنند. تمام اینها من حیث المجموع موجب شد که حق، حقیقت، آنکه محور حق است، محور عدالت است و حق را باید با آن سنجید که آن روز علی [علیه السلام] بود، نتواند به عنوان یک حاکم و یک ولی اسلامی، حکومت اسلامی را دنبال بکند و ادامه بدهد. مردم بحمد الله مردمی بسیار هوشمند، آشنا با مسایل سیاسی و اجتماعی [هستند]. واقعاً این هم یکی از برکات این انقلاب و رهبری این انقلاب بود که امروز کوچکترین سخنی اگر یک رجل سیاسی بزرگ غرب یا داخل بر زبان جاری بکند، مردم ما میتوانند دربارهی او تحلیل بدهند، تفسیر بکنند، یعنی تا آخر بخوانند که چه خطی دارد دنبال میشود. با اتکای به چنین مردمی، به اتکای به خداوند، با پیوند با خاندان عصمت و طهارت [علیهم السلام] تردید نکنید که این انقلاب جهانی خواهد شد و همهی زمینههای او هم بحمد الله فراهم است. |
|
| پر شدن خلأ آیتالله مشکینی با مقامگریزی و جایگاه اخلاقی ـ علمی مهدویکنی |
| ساعت ٢:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله مشکینی ، خبرگان رهبری |
|
مطرح شدن نام آیت الله مهدوی کنی به عنوان اصلیترین گزینه ریاست خبرگان و نحوه برخورد وی با درخواست اکثریت خبرگان بار دیگر خاطره پرهیز وی از پذیرش مسئولیتهای حکومتی و زهد سیاسیاش را در سالهای ابتدای پیروزی انقلاب زنده کرده است. به گزارش رجانیوز، این در حالی است که بارزترین ویژگی شخصیتی مرحوم آیت الله مشکینی رئیس پر سابقه و فقید خبرگان رهبری نیز علاوه بر شأنیت بالای فقهی، ویژگیهای بارز اخلاقی و بهویژه زهد سیاسی وی بود، به نظر میرسد ویژگیهای شخصیتی آیت الله مهدوی کنی بتواند خلاهای بوجود آمده در اثر فقدان مرحوم آیتالله میرزا علی مشکینی طی سالهای گذشته در جایگاه ریاست خبرگان را پر کند.
در شرایطی که از ماهها قبل برخی گزینههای مطرح برای ریاست خبرگان رهبری با انواع و اقسام ترفندهای تبلیغاتی، فضاسازی رسانهای و برخی اظهارنظرها تلاش کردهاند فضای خبرگان را بر خلاف نظر صریح رهبر انقلاب به میدان رقابتهای سیاسی تبدیل کنند و در استفاده از تعابیر سخیفی مانند "رقابت آیتاللهها" نیز ابایی ندارند، امتناع آیتالله مهدویکنی در پاسخ مثبت به درخواست چند ماهه اکثریت خبرگان برای تصدی این منصب، بر خلاف معادلات و روشهای سیاستزده فعلی برگ جدیدی از زهد سیاسی را رو کرد.
در عین حال، روحیه دوری گزینی از مناصب از سوی آیتالله مهدویکنی منحصر به مورد اخیر نبوده و وی در طول دوره پس از انقلاب اسلامی علیرغم سوابق مبارزاتی برجسته و اعتماد ویژه امام راحل و رهبر انقلاب به او، بارها سابقه داشته است.
در یکی از مشهورترین این اتفاقات، در سالهای اولیه انقلاب اسلامی درحالی که مهدوی کنی مسئولیت وزارت کشور را بر عهده داشت، پس از پیشنهاد امام راحل(ره) به وی مبنی بر حضور در جمع شش فقیه شورای نگهبان، او در نامهای به امام(ره) با اشاره به سنگین بودن دو مسئولیت عضویت در شورای نگهبان و وزارت کشور، خواستار راهنمایی امام برای پذیرش یکی از این دو پست مهم میشود. وی در نامه خود مینویسد:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
محضر اقدس حضرت آیت اللَّه العظمى امام خمینى- دامت برکاته
چنانکه خاطر شریف مستحضر است در کابینه جدید، مسئولیت وزارت کشور به اینجانب پیشنهاد شده است، با توجه به اینکه به امر حضرتعالى قبلًا به عضویت فقهاى شوراى نگهبان قانون اساسى منصوب و مشغول به کار شدهام، و نیز با توجه به اینکه جمع میان این دو مسئولیت خطیر عملًا امکانپذیر نیست.
استدعا دارم اوامر شریف و راهنماییهاى لازم را در این مورد صادر فرمایید. ادام اللَّه ظلکم العالى.
8/6/59 محمدرضا مهدوى کنى
امام (ره) نیز با توجه به شان فقهی و علمی مهدویکنی و خطیر بودن موضوع شواری نگهبان در پاسخ به ایشان مینویسند:
بسمه تعالى
من بهتر مىدانم جنابعالى در شوراى نگهبان باشید؛ مگر اینکه براى وزارت کشور کسى که شرایط را دارا باشد پیدا نکنید.
ان شاء اللَّه تعالى موفق باشید.
- روح اللَّه الموسوى الخمینی
در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوره چهارم نیز مهدوی کنی برای حفظ وحدت میان نیروهای انقلابی از کاندیداتوری در این انتخابات امتناع و همه را به رأی دادن به حضرت آیتالله خامنهای توصیه کرد.
به نظر میرسد روحیه زهد سیاسی و مقام گریزی آیتالله مهدویکنی در کنار شانیت بالای علمی و فقهی و نیز ویژگیهای بارز اخلاقی وی که او را به یکی از اساتید اخلاق مطرح تهران تبدیل کرده است، بتواند جای خالی ویژگیهای اخلاقی، علمی و زهد سیاسی مرحوم مشکینی در مقام ریاست مجلس خبرگان رهبری پر کند که در سالهای گذشته با خلأ جدی مواجه شده است. در عین حال، وجود داشتن چنین روحیاتی در اکثر اعضای خبرگان نیز موجب شده با ورود مهدویکنی، اجماع قابل توجهی در حمایت از او شکل گرفته که این اجماع نیز یادآور اتفاق نظر اعضای خبرگان در مورد آیتالله مشکینی است.
|
|
| چه کسی پیام هاشمی را به آیتالله مهدوی منتقل کرد؟ |
| ساعت ۱:۱٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، خبرگان رهبری |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: افشای این موضوع که رهبر معظم انقلاب، این بار برخلاف دورههای گذشته هیچگونه نظر نفی و اثباتی در کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس خبرگان اظهار نفرمودهاند، دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی را به تکاپو واداشته است. به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، روز گذشته در منابع خبری اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه آیتالله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـتالله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیتالله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیتالله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ."
نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا میشدم، نزد مقام معظم رهبری میرفتم و ایشان تاکید میکردند که شما بیائید اما اینبار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیتالله مهدوی کنی به ایشان اعلام میکند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و میخواهد کاندیدای ریاست شود.
اما پیرو این خبر، دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی طی اطلاعیهای بدون ذکر دلیل و هیچگونه توضیحی، خبر مذکور را تکذیب کرد و محسن هاشمی رفسنجانی مدیرعامل مترو نیز طی مصاحبه ای به تکذیب خبر مذکور پرداخته است.
با این وجود خبرنگار ما به جزئیات بیشتری از این موضوع دست یافته و آن اینکه پیام آیتالله هاشمی به آیتالله مهدوی کنی از طریق آیتالله امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران انتقال یافته و این 2 عضو مجلس خبرگان نیز این موضوع را تکذیب نمیکنند.
اما از جمله مسائل عجیب اتفاق افتاده پیرامون این خبر آن است که اولاً دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی همچون گذشته که بعضاً اخبار کاملاً موثق را به صورت صوری و کلی تکذیب میکرد، این بار نیز بدون هیچگونه توضیحی خبر را به صورت کلی تکذیب کرده و نسل جدیدی از تکذیبیهها را رونمایی کرده است.
همچنین تکذیب این خبر توسط محسن هاشمی رفسنجانی نیز از جمله اتفاقات جالب پیرامون این خبر است چه آنکه محسن هاشمی رفسنجانی که هیچ سمتی در دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی نداشته و تنها به ریاست مترو تهران مفتخر است، این خبر را طی مصاحبهای تکذیب کرده است! این در حالی است که این پیام را آیتالله امامی کاشانی به آیتالله مهدوی کنی منتقل کرده و مشخص نیست نقش محسن هاشمی رفسنجانی در این بین چه بوده است؟
به نظر میرسد افشای این موضوع که رهبر معظم انقلاب، این بار برخلاف دورههای گذشته هیچگونه نظر نفی و اثباتی در کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس خبرگان اظهار نفرمودهاند، یکی از دلایلی باشد که دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی را بر آن داشته است که این خبر را به شدت تکذیب کنند!
این در حالی است که طی روزهای گذشته سایتها و روزنامههای نزدیک به هاشمی رفسنجانی در اخباری کذب اینگونه القا میکردند که کاندیداتوری برای ریاست مجلس خبرگان از سوی رهبر معظم انقلاب به هاشمی رفسنجانی تکلیف شده است، حال آنکه جمعی از اعضای مجلس خبرگان اعم از آیات عظام نمازی، ممدوحی، قرهباغی، عبداللهی و ... طی مصاحبههایی نظر مثبت رهبر انقلاب درباره کاندیداتوری هاشمی برای ریاست خبرگان را به شدت تکذیب کرده و تأکید کردند که رهبر انقلاب در این باره هیچ نظر نفی یا اثباتی ارائه نفرمودهاند.
|
|
| یکی از نزدیکان دبیرکل جامعه روحانیت در گفتوگو با رجانیوز اعلام کرد؛ |
| ساعت ۱:٠٧ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری |
|
تکذیب ادعای کاندیدا نشدن آیتالله مهدویکنی برای ریاست خبرگان/ درخواست بیش از 50 عضو خبرگان برای کاندیداتوری آیت الله مهدوی کنی
ادعای اسدالله بادامچیان در مورد اینکه آیتالله مهدویکنی کاندیدای ریاست خبرگان نخواهد شد و هاشمی رفسنجانی بار دیگر بهعنوان رئیس این مجلس انتخاب میشود، تکذیب شد. یکی از نزدیکان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در گفتوگو با رجانیوز اظهار داشت: گمانهزنی آقای بادامچیان قویا تکذیب میشود.
وی با بیان اینکه در تماس با بادامچیان از وی در مورد مستند ادعایش سوال شد اما پاسخی نداشت، افزود: متأسفانه برخی افراد و جریانهای سیاسی قصد دارند جایگاه رفیع مجلس خبرگان را نیز به صحنه مناقشات و بازیهای سیاسی خود تبدیل کنند، این در حالی است که رهبر انقلاب در دیدار شهریور ماه سال 86 خود با اعضای خبرگان، صراحتاً از این رویکرد نهی کرده بودند.
سایت خبرآنلاین که در طی یک هفته گذشته برای ابقای هاشمی رفسنجانی در ریاست خبرگان پروپاگاندای شدیدی را به راه انداخته است، روز یکشنبه در خبری به نقل از اسدالله بادامچیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی مدعی شد که ریاست خبرگان بار دیگر با آقای هاشمی خواهد بود چرا که آیت الله مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی در انتخابات حاضر نخواهند شد.
این ادعا در حالی مطرح شد که محتوای مخدوشی از دیدار چهار عضو ارشد حزب مؤتلفه (حبیبی، بادامچیان، غفوریفرد و توکلیبینا) با هاشمی روز گذشته بر روی خروجی یکی از سایتها قرار گرفت که محتوای آن تصویر نوعی تجدید میثاق با رئیس فعلی مجلس خبرگان در شرایط حساس برای او بود. این در حالی است که بنا بر گزارش خبرنگار ما، فضای جلسه، بر خلاف خبری که منتشر شده، بحث و چالش با هاشمی در مورد مواضع او در طول حداقل دو سال اخیر بوده است. با این حال، بر خلاف توافق حاضران جلسه، خبر یکطرفه سخنان هاشمی در اختیار یک سایت قرار گرفته است. هنوز از هویت فردی که این خبر را درز داده، اطلاعی در دست نیست.
تکمیلی
درخواست بیش از 50 عضو خبرگان رهبری برای کاندیداتوری آیت الله مهدوی کنی
مسئول دفتر آیتالله مهدوی کنی اخبار منتشر شده در خصوص عدم کاندیداتوری ایشان برای ریاست مجلس خبرگان رهبری را تکذیب کرد.
به گزارش فارس، مسئول دفتر آیتالله مهدوی کنی اخبار منتشر شده در خصوص عدم کاندیداتوری ایشان را برای ریاست مجلس خبرگان رهبری تکذیب کرد.
حجتالاسلام والمسلمین سید مصطفی میرلوحی اظهار داشت: بیش از 50 تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری از آیتالله مهدوی کنی کرارا تقاضا کردند که در انتخابات آتی هیئت رئیسه، نامزد ریاست مجلس شوند که ایشان هم به درخواست آنها پاسخ مثبت دادند.
وی خاطر نشان کرد: خبری که برخی سایتها از قول آقای اسدالله بادامچیان در خصوص عدم نامزدی آیتالله مهدوی کنی برای ریاست مجلس خبرگان به احترام آقای هاشمی رفسنجانی منتشر کردند، کذب محض است.
حجتالاسلام میرلوحی با اشاره به تماس اخیر خود با بادامچیان به نقل از وی گفت که "من چنین مطلبی را نگفتهام ".
وی در عین حال خبر روز گذشته خبرگزاری فارس در خصوص ارسال دو پیام از سوی آیت الله هاشمی رفسنجانی برای ورود آیتالله مهدوی کنی به انتخابات هیئت ریئسه مجلس خبرگان رهبری را تایید کرد.
|
|
| دو پیغام آیت الله هاشمی به آیت الله مهدوی کنی |
| ساعت ۱٢:۱٦ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبرگان رهبری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، آیت الله مهدوی کنی |
|
یک منبع آگاه گفت: آیت الله هاشمی رفسنجانی با ارسال پیامی از طریق نماینده خود به آیتالله مهدوی کنی از وی درخواست کرد تا برای ریاست مجلس خبرگان رهبری کاندیدا شوند. یک منبع آگاه در گفتوگو با خبرگزاری فارس افزود: آیتالله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـتالله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیتالله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیتالله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ". نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا میشدم، نزد مقام معظم رهبری میرفتم و ایشان تاکید میکردند که شما بیائید اما اینبار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ". به گفته این منبع آگاه چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیتالله مهدوی کنی به ایشان اعلام میکند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و میخواهد کاندیدای ریاست شود. برخی شنیدهها حاکی از آن است که فشارهای ناشی از اطرافیان و برخی جریانات سیاسی آیتالله هاشمی رفسنجانی را وادار به تغییر تصمیم اولیه خود کرده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز در جلسه این مجمع گفت: "در اجلاس دوره قبل خبرگان رهبری، ریاست خبرگان را شخصاً به آیتالله مهدوی کنی پیشنهاد کردم و خود مایل به پذیرش آن نبودم ". |
|
| این دستغیب آن دستغیب نیست |
| ساعت ۱٢:۱۱ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، شهید دستغیب ، خبرگان رهبری |
|
شهید دستغیب: اگر علی محمد برکنار نشود شیراز را ترک میکنم
![]() در حالی که نزدیک شدن به اجلاسیه اسفندماه خبرگان بحثهای دامنه داری را در رابطه با ریاست این مجلس براه انداخته است و همن امر موجب شده تا جریان رسانه ای هاشمی رفسنجانی دست به طراحیهای گسترده برای جلوگیری از تصمیم خبرگان ملت نسبت به تغییر ریاست آن شوند، علی محمددستغیب که اطرافیان او و رسانههای بیگانه از عنوان آیت الله و مرجع تلقید! برای خطاب قراردادنش استفاده میکنند، با انتشار نامه سرگشاده ای تلاش کرد تا در آستانه این اجلاسیه، خوراک مناسبی از مباحث ضد انقلابی در اختیار رسانههای مخالف نظام قرار دهد. علی محمد دستغیب که به مدد استفاده از لقب دستغیب توانست به مجلس خبرگان راه یابد و پس از اظهارنظرهای ضد انقلابی خود و در حالی که اعضای خبرگان مصمم به اخراج وی از این مجلس بودند، به مدد التفات رهبر معظم انقلاب در مسند نمایندگی این مجلس باقی ماند، در ماههای فتنه به عنوان یکی از مراجع تقلید ساختگی اهالی فتنه به ایفای نقش پرداخته است.
در همین زمینه نشریه 9 دی در شماره اخیر خود با انتشار گزارش مفصلی، به بیان نسبت علی محمد با شهید محراب سیدعبدالحسین دستغیب پرداخته و بنا بر پارهای گزارشات محلی، از احتمال تغییر فامیل این خواهرزاده شهید محراب از "عزیز سربی" به دستغیب خبر داده است. در این گزارش با نقل خاطراتی از شهید محراب آیت الله دستغیب به ارسال نامه ایشان به آیت الله مشکینی و شکایت از اقدامات مخوف باند علی محمد در استان فارس اشاره شده و به نقل از یکی از نزدیکان شهید محراب، از تهدید آن مرحوم مبنی بر ترک شیراز در صورت ادامه اقدامات علی محمد در دادستانی فارس خبر داده شده است. در ادامه این گزارش را می خوانید:
این دستغیب آن دستغیب نیست
ظهور در یک ظهر تابستانی
یک روز تابستانی سال 1387 بود که دو ادعای دوم خردادیها، نگاه تحلیلگران سیاسی را به خود جلب کرد. نخست؛ «در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تقلب خواهد شد!» دوم؛ «دفتر علی محمد شیرازی با ایجاد یک پایگاه مجازی و انتشار رساله عملیه وی، او را مرجع، معرفی کرد.»
طبیعی بود که از ابتدا کشف ارتباط مشخص بین «ادعای زودهنگام تقلب» و «ادعای ظهور یک مرجع تقلید» ساده نبود. "آیا اعطای انبوه لقب «آیت الله» و «مرجعیت» خط سیاسی مشخصی را دنبال میکرد؟ چند روز پیش از آن هم از اعلام مرجعیت «بیات زنجانی» گزارشهائی منتشر شده بود. همزمان رسانههای اجنبی با ولعی تمام، لقب «آیتالله» را به "محمد موسوی خوئینی ها"، "محمد موسوی بجنوری"، "حسین موسوی تبریزی"، "محمد تقی خلجی"، "فاضل میبدی"،"مصطفی محقق داماد" و "محسن کدیور شیرازی" و... اعطا میکردند.
«خط سیاسی» دریافت کنندگان این القاب، مشخص بود همه در سلک جناح اصلاحطلب بودند. همان جناحی که «ادعای زودهنگام تقلب» را نیز مطرح میکرد. پیوند دو ادعای «تقلب» و «مرجعیت دستغیب» 10 ماه بعد بر همگان عیان شد. افق این دو ادعا را پژوهشگرانی که از پیوندهای نانوشته گروهکهای همسوی چون «تبهکاران زنجیرهای» و «مهدی هاشمی معدوم»، «مجمع موسوی خوئینیها»، «سازمان بهزاد نبوی» و... مطلع بودند، حدس میزدند.
درباره نسب دستغیب
علی محمد بن علی اکبر بن علی محمد بن هدایت الله در ۲۳ اسفند ۱۳۱۳ در شیراز به دنیا آمد. او خواهر زاده شهید محراب آیت الله سید عبدالحسین دستغیب است.
هواداران وی در پایگاه مجازی او نکاتی را برای معرفی او ذکر کردهاند که قابل توجه است. از جمله در بخش زندگی نامه وی، با ارائه شجرهنامهای، نسب وی را از طریق خاندان جلیل دستغیب به زید ابن امام زین العابدین میرسانند. اما برخی گزارشهای محلی درباره نسب وی روایت دیگری را ادعا میکنند و میگویند وی در نسب، اسم و حتی صنف، به خاندان جلیل دستغیب مرتبط نیست. بلکه وی فرزند "عزیز سُربی" است که پس از تغییر نام خانوادگی خود قصد بهره برداری از نام خاندان دستغیب را دارد.
به نظر میرسد باید برای نقد رفتار افراطی اطرافیان آقای دستغیب به روایتهای مستند تکیه کرد. برای ادای حق مطلب در خصوص نسب وی به پایگاه مجازی آیت الله سید علی اصغر دستغیب، استناد میکنیم. این پایگاه در آبان ماه 1388 نوشت:
«شهید بزرگوار... سید عبد الحسین دستغیب... دو همشیره داشتند که یکی از آنها با آقای سید علی اکبر دستغیب و دیگری با آقای عزیز سربی ازدواج کردند. مرحوم سید علی اکبر دستغیب و مرحومه سیده همدم (نصرت الشریعه) دستغیب پسر عمو و دختر عمو بودند... و حاصل ازدواج ایشان سه پسر- آقایان سید علی محمد، سید محمد و سید علی اصغر- و یک... دختر است. حضرات آیات سید علی محمد و سید علی اصغر دستغیب هم اکنون نمایندگان مردم فارس در مجلس خبرگان رهبری هستند... بنابراین آقایان فوق الذکر هم از جهت پدری و هم از جهت مادری از سادات میباشند. مرحوم آقای عزیز سربی سید نبود و فقط همسر ایشان از سادات دستغیبی بودند، بعدها بعضی از فرزندان ایشان فامیل خود را از سربی به دستغیب تغییر دادند، لذا آنان از سیادت برخوردار نیستند.»
طرفداران علی محمد دستغیب در پایگاه او، وی را [تنها] مصداق ظهور مرجعیت پس از 80 سال در خاندان دستغیب قلمداد کردهاند. در واقع وی را سرآمد دیگر فضلای این خاندان شریف و حتی شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، معرفی نمودهاند. (دستغیب دات آی آر. زندگینامه).
در این مقال قصد مقایسه مقام علمی دیگر فضلای این خاندان جلیل با وی را نداریم. اما پرهیز او از برگزاری یک مناظره که بارها از سوی افرادی چون حجت الاسلام انجوی نژاد مطالبه گردید و بی پاسخ ماند، نکته قابل تاملی است.
علی محمد دستغیب، از نوجوانی با ارشاد دائی خود شهید دستغیب به دروس حوزوی روی آورد.
دو مسجد و یک انقلاب اسلامی
در جریان انقلاب اسلامی و نیز سالهای دفاع مقدس، دو مسجد در شیراز کانون فعال جوانان انقلابی بود. یکی مسجد «شیشهگرها» که با هدایت آیت الله شیخ عبد الحسین حائری شیرازی(ره) و سپس فرزندش آیت الله محی الدین حائری فعالیت میکرد و دیگری مسجد «آتشیها» بود که بعدها مسجد قُبا نامیده شد.
امامت مسجد اخیر با آیت الله سید ابوالحسن دستغیب - دائی دیگر علی محمد دستغیب - بود. وی در سال ۱۳۴۸ ش. امامت این مسجد را به علی محمد سپرد. در این شرایط گروهی تفرقه افکن با سوء استفاده از رقابتها و هیجانات جوانان انقلابی این دو مسجد، کوشیدند توانائی شگرف این دو سنگر توحیدی را مضمحل سازند.
این تکاپو با تلاش شبکههای مخفی جاسوسی برای نفوذ در میان گروههای انقلابی و اضمحلال یا انحراف آنها ابعاد وسیعتری به خود میگرفت. با این وصف انقلاب اسلامی در سایه تفضلات الهی و مجاهدتهای حضرت امام(ره) و ملت انقلابی ایران به پیروزی رسید. بدیهی بود که بخش هائی از بازماندگان نامکشوف شبکههای جاسوسی، ارتباطات خود را با محافل انقلابی تداوم بخشیدند تا فرصتهای مقتضی را برای مهار انقلاب اسلامی در یابند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، علی محمد دستغیب مسئولیتهای مهمی را در استان فارس بر عهده گرفت. وی مدتی "سرپرست پادگان هوابرد شیراز" و نیز "سرپرستی حزب جمهوری اسلامی در فارس" بود. با حکم آقای منتظری به عنوان «رئیس دادگاه انقلاب استان فارس» و همزمان مسئولیت نمایندگی وی را در دانشگاه شیراز عهدهدار شد. وی سپس به مجلس خبرگان رهبری راه یافت. برای حضور در انتخابات اولین دوره این مجلس، اجتهاد وی از سوی چند تن از جمله جلال الدین طاهری- امام جمعه مستعفی اصفهان- تائید شد.
امید و ناکامی
مناصب علی محمد دستغیب پس از انقلاب اسلامی، به "اطرافیان" وی میدان عمل وسیعی داد. زمانی که وی در دادگاه انقلاب بود، "اطرافیان" زد و خوردهای شتابزده وسیعی را به نام برخورد با ضد انقلاب و خوانین منطقه در پیش گرفتند و به تسویه حسابهای شخصی و تصاحب املاک و اموال مردم پرداختند. تندروی آنها، شکوائیههائی را در پی داشت و موجبات نگرانی شهید دستغیب را فراهم آورد. آیت الله شیخ علی موحدی در این خصوص میگوید:
«سید علی محمد دستغیب در سال 1360 قاضی دادگاه انقلاب بود که گروهی از عناصر چپ دور او نفوذ کرده بودند و کارهای خلافی از جمله گرفتن زمینهای مردم را انجام میدادند که باعث ناراحتی و نگرانی شهید دستغیب شد و ایشان چند بار به سید علی محمد دستغیب تذکر دادند ولی او قبول نمیکرد و به راه خودش ادامه میداد.»
موحدی شهادت شرعی میدهد که شهید دستغیب از فعالیت افراد مسجد قبا و خواهرزادهاش، راضی نبود و به آنها هیچ گاه روی خوش نشان نمیداد. آن شهید، با تداوم رفتار ظالمانه اطرافیان علی محمد دستغیب، طی نامهای خطاب به آیتالله مشکینی- مسئول وقت گزینش و اعزام قضات - خواستار برکناری وی از دادگاه انقلاب شد. موحدی که خود حامل این نامه بوده، تصریح میکند:
«من نامه را به قم بردم و وقتی نامه را به آیت الله مشکینی دادم ایشان پس از خواندن نامه گفتند که آقای عبدالحسین دستغیب (شهید آیت الله دستغیب) از عملکرد سید علی محمد دستغیب در دادگاه شیراز ناراحت هستند و تهدید کردند که اگر ایشان را تعویض نکنم از این جا(شیراز) میرود. سید علی محمد دستغیب وقتی از این واقعه اطلاع پیدا کرد زود استعفا داد و به مکه رفت.»
چندی بعد سید عبدالحسین دستغیب، در 18 آذر 1360 در حالی که ریاست حوزه علمیه فارس، نمایندگی حضرت امام خمینی(ره) در این استان، امامت جمعه شیراز و تولیت آستان مقدس حضرت شاهچراغ را بر عهده داشت، به شهادت رسید.
آیا بین شهادت سومین شهید محراب و باندی که در اطراف علی محمد نفوذ کرده بودند، رابطه ای برقرار بود؟ در پی شهادت او، اطرافیان علی محمد دستغیب امیدوار بودند وی به جای دائی خود به عنوان نماینده حضرت امام(ره) در استان و امام جمعه شیراز منصوب گردد. اما آیت الله محی الدین حائری شیرازی به این مقام برگزیده شد. تولیت آستان مقدس حضرت شاهچراغ نیز پس از شهید دستغیب از سوی حضرت امام(ره) به آیت الله سید مهدی دستغیب-برادر شهید دستغیب- واگذار گردید.
این انتصابات، باند مخوف اطرافیان علی محمد دستغیب را تا حدودی ناکام ساخت. اما چنانکه خواهیم دید آنها از مجرای دیگری برکشیده شدند.
فعالیتهای علمی و آموزشی دستغیب، محمل مناسبی برای تحکیم موقعیت اطرافیان وی بود. آنها با تکیه بر خلا نظارت بر تاسیس و مدیریت مدارس علمیه استان، به توفیقات قابل توجهی نیز دست یافتند. البته موقعیت علمی و معنوی آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی(ره) و برخی دیگر از فضلای شیراز نیز بیش از آن بود که علی محمد دستغیب در فارس موقعیت ممتازی داشته باشد.
در سال 1368 ش. آیت الله نجابت، دارفانی را وداع گفت و پیکرش در جوار مضجع شهید دستغیب آرام گرفت. "اطرافیان" علی محمد دستغیب، وی را به گونهای وارث علمی و فقهی آیت الله نجابت توصیف کردند.
از سال ۱۳۶۸ و همزمان با رحلت آیت الله نجابت وی به توصیه "اطرافیان" به تدریس خارج فقه و اصول نیز پرداخت. بازسازی مسجد قبا، تاسیس کتابخانه باقر العلوم(ع)، اداره مدارس علمیه ابوصالح(عج)، مکتب الاخلاص، بیت الزهراء(س)، امام صادق(ع) - در بخش گویم از توابع شهرستان شیراز- فعالیت آموزشی-فرهنگی وسیعی را برای اطرافیان دستغیب مهیا میساخت.
آنها پذیرش الگو، سرفصلها و هدایت مرکز مدیریت حوزه علمیه قم را رد میکردند و شعار "استقلال مدارس علمیه خود از نفوذ حکومت" را سر میدادند. آیت الله شیخ علی موحد عضو شورای ناظر بر حوزههای علمیه استان فارس در این باره میگوید:
«کسانی آمدند از این خلاء موجود در تاسیس مدارس حوزههای علمیه استفاده و طلبه هایی را جمع و مدارسی را تاسیس کردند و عقیده دارند که خودشان هم باید حاکم بر سیاستهای این مدارس باشند و تقریبا وضع حوزه علمیه سید علی محمد دستغیب اینگونه است و میخواهد خودش حاکم بر مدارس باشد. نماینده حوزه علمیه قم برای بررسی وضعیت حوزه علمیه وی به او مراجعه کرده و ایشان گفتند زیر بار مصوبات حوزه علمیه قم نمیروند.»
اینگونه بود که طی سال گذشته حاصل نظارت گریزی "اطرافیان" علی محمد دستغیب را در آشوبهای مهیب و تهاجمهای خونبار به مردم روزهدار در روز قدس عیان گردید.
میتوانیم برای آشنائی بیشتر با دستغیب، خود را جای فتنه گران گذاشته تا ببینیم وی چه نقشی را میتوانست برای فتنهگران ایفا کند.
صفحات تاریخ را به 8 سال پیش بر میگردانیم. در خرداد 1381 هاشم آغاجری، با توهم "خود لوتر پنداری"! طی سخنانی به ساحت مقدس ائمه هدی(س) و مراجع عظام اهانت کرد. گروهک بهزاد نبوی-سازمان منافقین انقلاب اسلامی- به جای اینکه عضو خود را برجای خویش بنشانند، طی بیانیهای به حمایت از او برخواست. در پاسخ به این اقدام، "جامعه مدرسین حوزه علمیه قم" طی اطلاعیهای "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" را فاقد مشروعیت توصیف و متدینین را از همکاری با آن برحذر داشت. این گروهک که خود را با بحران مشروعیت مواجه دید، برای انحراف افکار عمومی، ایجاد یک شوک خبری در امت اسلامی را تجویز کرد.
در پاسخ به تجویز این گروهک، "جلال الدین طاهری" طی اعلامیهای "در اعتراض به نظام"(!) از امامت جمعه اصفهان استعفا داد.
با استعفای طاهری، بازماندگان باند «بیت منتظری-سید مهدی هاشمی معدوم»، دست به آشوب در اصفهان زدند. اما مردم انقلابی اصفهان با حضور حماسی در صحنه، چشم فتنه را کور کردند.
در حالی که انتظار میرفت طاهری مانند جمع کثیر مجتهدان جامعه مدرسین و علمای بزرگ به دفاع از اسلام و حقیقت تشیع برخیزد در اقدامی وارونه به دفاع از جسارت آغاجری برخواست! چند روز بعد "مصطفی تاجزاده" گفت: «خوب با طاهری، حالشون رو گرفتیم! ما چند تا از این عروسکها داریم. اگر بازم سر به سرما بذارن یکی دیگه، رو میکنیم!»
نقش دستغیب برای گروهکهای همسو
آیا بین گروهکهای همسو و نیمهمخفی «سازمان منافقین انقلاب»، «تبهکاران زنجیرهای شیراز»، «بیت منتظری-مهدی هاشمی» و... یک ارتباط انداموار و سازمانی برقرار است؟! بگذارید اطلاعات موجود را مانند قطعات یک جورچین(پازل) کنار هم بچینیم؛
1. دستغیب، با حکم آقای منتظری، رئیس دادگاه انقلاب فارس شد.
2. «تبهکاران زنجیرهای شیراز» با تکیه بر موقعیت او در دادگاه انقلاب، به مصادر اموال و املاک مردم، تسویه حسابهای شخصی و سیاسی و... پرداختند. وی به انتقاد شهید دستغیب اعتنائی نمیکرد و پس از مکاتبه ایشان با آیت الله مشکینی و در آستانه برکناری، استعفا داد. آیت الله دستغیب به شهادت رسید.
3. مدارس علمیه دستغیب، تحت چتر مدیریتی «تبهکاران زنجیرهای شیراز»، نظارت حوزه علمیه قم را برنتافتند. در سال 1387 و همزمان با ادعای زودهنگام احتمال تقلب در انتخابات 1388، علی محمد دستغیب اعلام مرجعیت کرد.
4. طاهری که گروهکهای همسو او را یک عروسک میدانستند، با تائید اجتهاد، دستغیب را به حضور در مجلس خبرگان تشویق کرد. بیانیهها و خطابههای دستغیب در مقام عضو مجلس خبرگان و مدعی مرجعیت، آتش فتنه 1388 را شعلهور میساخت.
5. در فتنه 88 و به ویژه در روز قدس-همان روزی که گروهکهای همسو و قبائل فتنه شعار «جمهوری ایرانی» و «نه غزه نه لبنان...» سر دادند، "اطرافیان دستغیب" تحت چتر مدیریتی «تبهکاران زنجیره ای شیراز»، با آلات قتاله، قمه و... به جان مردم روزهدار شیراز افتادند.
به نظر میرسد؛ ارتباط انداموار «این چند گروهک نیمه مخفی» و چتر مدیریتی آنها بر علی محمد دستغیب تا حدودی روشن شد.
دستغیب در خبرگان
لقب مرجعیت دستغیب، بیش از عضویت او در خبرگان، برای قبائل فتنه جاذبه داشت. اما «تبهکاران زنجیره ای شیراز» پیش از فتنه 88 نیز علی محمد دستغیب را بر «جمل» مینشاندند.
در پائیز 1377، و در آستانه برگزاری انتخابات سومین دوره مجلس خبرگان رهبری، آقای منتظری طی سخنانی که به بهانه 13 رجب ایراد کرد، خاتمی را به صفآرائی در برابر ولایت فقیه تشویق کرد. سپس با نقش آفرینی گروهکهای همسو در اصفهان، قم و تهران، غبار فتنهها برخواست. جهتگیری مشخص فتنه، همانند سخنان منتظری علیه ولایت فقیه بود.
قبائل فتنه، با غوغاسالاری میخواستند نظارت کارآمد و موثر شورای نگهبان را در انتخابات، بی اثر کنند و عروسکهای خود را به خبرگان بفرستند. البته آنها به تعداد کافی، افرادی که مجتهد تلقی شوند، نداشتند. بنابراین گروهکهای همسو، در کنار حملات مستقیم به ولایت فقیه، با شعار «لزوم تخصص گرائی در خبرگان» میگفتند؛ باید تعدادی فن سالار و متخصص که ضرورتی هم ندارد، مجتهد باشند(!)، به خبرگان راه یابند. از اهداف دیگر آنها، حذف آیت الله مشکینی از ریاست خبرگان سوم بود.
با این وصف انتخابات سومین دوره مجلس خبرگان رهبری با دقت نظر شورای نگهبان و هوشیاری مردم برگزار و در اولین اجلاسیه خبرگان دوره سوم که در اسفندماه 1377 تشکیل شد آیت الله مشکینی مجددا به ریاست این مجلس برگزیده شد.
در همین شرایط، دستغیب در 10 اسفند 1377 نامهای خطاب به مقام معظم رهبری نوشت که محتوای آن همصدائی معنادار وی را با گروهکهای همسو نمایان میسازد و اهداف فضای ملتهب پائیز 1377 را روشن میکند:
«حضرتعالی توجّه دارید که هر دو دسته ... ارادتمند شما بوده و... در صدد ضربه زدن و یا آشوب نیستند. اما بنا بر مصالحی... استعفای بعضی از متصدّیان امر در زمان حضرت امام(ره) را پذیرفتید و به تدریج اینطور وانمود شد که عنایت سرکار عالی به گروه دیگر بیشتر است که قهراً در جریانات پیش آمده... یک قشر... از عرصه سیاست کنار شدند و تا حدّی مردم از اندیشه و تجربیات آنان محروم گردیدند. تا اینکه به دعای حضرتعالی مردم از همه قشر در انتخابات دوم خرداد 76 شرکت کردند و به رئیس جمهور... رأی دادند و شما هم تنفیذ فرمودید... عدّهای ... جهت خبرگان شرکت کردند که... با اجراء نظارت استصوابی بجز معدودی بقیه برکنار شدند... حقیر در نامههای متعدّد به محضر شریف نوشتم که... دستور شرکت در انتخابات را به ایشان بدهید که مثل اینکه صلاح ندانستید، و بالاخره آن عدّهای هم که مورد قبول واقع شدند انصراف دادند که... این بار هم حقیر طی نامهای به محضر شریف خواستار شدم که عنایت کنید آقایان انصراف خود را پس بگیرند، دیگر اطّلاع ندارم که نظر شریفتان چه بوده و چه شد.»
وی سپس با فهرستی از ادعاها که به دروغپردازیهای گروهک «بیت منتظری-مهدی هاشمی معدوم» و مکاتبات جسارت آمیز آقای منتظری به حضرت امام(ره) نزدیک است، میافزاید:
«گزارش دهنده از... کنترل تلفن و یا رخنه در مجالس خصوصی... شنیده شده که بعضاً با ارعاب و ضرب که به عنوان تعزیر قلمداد میشود، اقرار گرفتهاند... در هر شهری که امام جمعه و نماینده ولیفقیه قدرت بیشتری پیدا کرده ... مخالفین خود را به نام «ضدّ ولایت فقیه» به دادگاه کشانیده... شنیده شده که مایه اصلی نظرات ردّ صلاحیت کاندیداها (در انتخابات مجلس خبرگان) از طرف شورای نگهبان همان گزارشات... است که... مبنای حکم نمیتواند باشد.... در بین طلّاب و فضلاء و علماء خوانده شده به دادگاه ویژه، افراد باطناً صالحی هستند... بالاخره قدرت... دست شما است و آنچه سزاوار حاکم قدرتمند اسلام است، عفو و بخشش است بالاخص نسبت به کسانی که همسنگر شما بودهاند... توجّه دارید که نظارت بر کار منصوبین حضرتعالی که به آنها قدرت حکم و مال و سپاه و ارتش سپردهاید بسیار لازم است.»
در این مجال بنای نقد نفصیلی محتوای این نامه را نداریم اما به دو نکته کفایت میکنیم. نخست آنکه استفاده مکرر از تعابیری مانند «شنیده شده، گزارش شده، قلمداد میشود، بعضاً و...» و بدون اشاره صریح به مصادیق و مستندات، تأثیرپذیری نویسنده از دروغپردازان را تقویت میکند. دوم آنکه اساسا «تبهکاران زنجیرهای شیراز» در دوران ریاست علی محمد دستغیب در دادگاه انقلاب استان فارس، آن قدر از همین دست اقدامات که مورد نقد اوست مرتکب شدند که شهید دستغیب در نامهای به آیت الله مشکینی خواستار برکناری وی از این مسئولیت شد.
تبهکاران زنجیرهای شیراز
![]() در دولت خاتمی، عرصه مدیریت گروهکهای همسو(بهزاد نبوی و...، مجمع موسوی خوئینیهاو...، تبهکاران زنجیرهای شیراز و...) بود. آنها مستقیم یا از طریق اعمال مدیریت در سایه و از طریق یک قائم مقام و معاونان وابسته به خود، وزیر و سازمان مربوطه را با خود همساز میکردند. با همین رویکرد عربسرخی در معاونت وزارت بازرگانی، رمضانپور در معاونت وزارت ارشاد مهاجرانی، تاجزاده در معاونت وزارت کشور، موسوی لاری در معاونت پارلمانی ریاستجمهوری و بعد در وزارت کشور، حجاریان(مظفری) و تاجیک در ریاست جمهوری، سلامتی در وزارت کار، حجتی در وزارت کشاورزی، علی ربیعی(عباد) و... جای گرفتند.
دری نجف آبادی، آخرین گزینه مطلوب مدعیان اصلاحات بود که به وزارت اطلاعات رسید. آنها برای مدیریت سایه در این نهاد "سید مصطفی کاظمی" با نام حقیقی "سید مصطفی موسوی نژاد" اهل ارسنجان فارس، را در نظر گرفته بودند. او عضو شاخص «تبهکاران زنجیرهای» و چهره پنهان هواداران علی محمد دستغیب بود که به عنوان قائم مقام معاونت امنیتی وزارت اطلاعات برکشیده شد.
موسوی نژاد، از نوجوانی به مسجد آتشیها(قبا) آمد و شد داشت. پس از کناره گیری علی محمد دستغیب از دادگاه انقلاب فارس به سبب ارتباط وثیقی که از دهه 1350 با سازمان منافقین انقلاب اسلامی(گروهک نبوی) داشت به نهادهای امنیتی راه یافت، تا مدیرکل اطلاعات استان فارس شد. در زمان حضور وی در این مقام- فاصله نیروهای حزب اللهی مسجد آتشیها (طرفداران علی محمد دستغیب)-مسجد شیشهگرها(هواداران آیت الله حائری شیرازی نماینده ولی فقیه در استان فارس، شدت گرفت.
در جریان انتخابات ریاست جمهوری هفتم، موسوی نژاد به شدت برای توفیق خاتمی تلاش کرد و در مقابل آیت الله حائری شیرازی را حامی رقیب خاتمی قلمداد نمود و فضای سنگینی را علیه نماینده ولی فقیه در استان فارس پدید آورد. وی پس از حضور در وزارت اطلاعات برای تخریب چهره حائری شیرازی در جریان انتخابات خبرگان دوره سوم و نیز حذف وی از مقام نمایندگی ولی فقیه در فارس زحمت زیادی متقبل گردید. رویکردی که تا سالهای اخیر "طرفداران دستغیب" در جریان انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری نیز در پیش گرفتند.
در پائیز 1378 چهار قتل در کشور رخ داد. در پی وقوع این قتلها، وزارت اطلاعات در ۱۵ دی ۱۳۷۷ طی اطلاعیهای با امضای دری نجف آبادی وزیر وقت اعلام کرد:
«وزارت اطلاعات بنابه وظیفه قانونی و بهدنبال دستورات صریح مقام معظم رهبری و ریاست جمهوری، کشف و ریشهکنی این پدیده شوم را در اولویت کاری خود قرار داد و... موفق گردید شبکه مزبور را شناسایی، دستگیر و تحت تعقیب و پیگرد قانونی قرار دهد و با کمال تاسف، معدودی از همکاران مسئولیت ناشناس، کجاندیش و خودسر این وزارت که بیشک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به این اعمال جنایتکارانه زدهاند، در میان آنها وجود دارند.»
کارشناسان مسائل جنائی در یک مثل صنفی، میگویند: «باید متهم را از میان کسانی که بیشتر سود را از جنایت برده اند، جستجو کرد!» از همین منظر میتوان دریافت که هدف کشتن این افراد که به تعبیر مقام معظم رهبری "دشمن بی ضرر بودند" تضعیف اقتدار ولایت فقیه و خدشهدار کردن حیثیت نظام اسلامی بود. زیرا انتشار خبر قتلها،ولایت فقیه و نظام اسلامی را آماج تهمتها و اتهامها قرار داد.
گروهکهای همسو و قبائل فتنه، رسیدگی به پرونده این قتلها، را بهانهای برای گروکشیها و تضعیف بیش از پیش نهادهای امنیتی کشور دیدند و افراد متعددی از جمله شخصیتهائی که دیگر هیچ مسئولیتی در نهادهای امنیتی نداشتند را به عنوان متهم معرفی کردند. در نتیجه "دری نجف آبادی" در ۲۲ بهمن ماه 1378 از وزارت اطلاعات کنارهگیری کرد. زمان استعفای او قابل توجه بود. در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی(گروهک بهزاد نبوی)، "مجمع موسوی خوئینیها" و "تبهکاران زنجیرهای شیراز" به کف مطالبه خود که حذف دری نجف آبادی بود دست یافتند.
اما متهم اصلی این قتلها که بود؟ چندی بعد سعید امامی(اسلامی) از عوامل با سابقه و به حاشیه رانده شده وزارت اطلاعات به طرز مشکوکی جان سپرد. چه متهمی بهتر از یک جسد که نمیتوانست از خود دفاع کند؟ بنابراین عاملان و آمران قتلها، پرونده اتهامی همه قتلها را زیر بغل او گذاشتند و از طریق روزنامههای زنجیرهای وی را به عنوان متهم اصلی معرفی کردند تا به اصطلاح قضایا را جمع و جور کنند. مرگ سعید امامی، در 30 خرداد 1379 واقع و روز بعد اعلام شد. اما یک متهم جدی قتلها، موسوی نژاد(کاظمی) بود و سازمان قضائی نیروهای مسلح، رسماً نام وی را در کنار "مهرداد عالیخانی"، "خسرو براتی" و سعید امامی، چهار عامل اصلی قتلها معرفی کرد.
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |













جماعات مشهد مقدس سخنان مهمی، با یادآوری شرایط سخت دوران رهبری حضرت آیتالله خامنهای، از ایمان، اقتدار، صراحت و اخلاص ایشان بهعنوان خنثی کننده توطئهها نام برد و به برخی افراد که با مواضع چند پهلوی خود بهدنبال این هستند که حق و باطل را با هم داشته باشند، تصریح کرد که این کار امکانپذیر نیست.



