این کلاهبردار 1200 میلیارد تومانی کیست؟!
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، خبر ویژه

چند روز پس از افشای نام و سوابق یک بدهکار بزرگ شبکه بانکی کشور، همچنان سکوت در قبال این خبر ادامه دارد و بخش های مربوطه اجرایی که وظیفه شفاف سازی و اطلاع رسانی را دارند، ترجیح داده اند درباره این خبر، سکوت کنند.
هفته نامه «9 دی» اخیرا در خبری اعلام کرد یک بدهکار بزرگ به شبکه بانکی کشور که این نشریه رقم بدهی او را 1200میلیارد تومان عنوان کرده بود، صاحب 30درصد سهام بانک گردشگری (بانک تازه تاسیس متعلق به نزدیکان مشایی) و 34 درصد از سهام بانک سامان است.
بنابر این گزارش، «تنها دارایی این فرد در سالهای گذشته یک سوله بوده که به عنوان انبار و کارهای کوچک صنعتی استفاده می کرده است. وی به تدریج از طریق ارتباط های مختلف دولتی به ثروت کلانی دست پیدا می کند، به طوری که گفته می شود جزو 10سرمایه دار برتر کشور است. وی با هماهنگی بقایی توانسته است تا پوشش خطوط هواپیمایی (آتا) را بگیرد. وی در کارخانه های فولاد نیز سهام دارد.» در عین حال، نهادهایی مانند بانک مرکزی و یا بانکهای گردشگری و سامان که در این خبر از آنها نام برده شده بود، تاکنون، علی رغم بازتاب وسیع خبر، واکنشی نشان نداده اند.
پایگاه خبری «رجانیوز» در واکنش به خبر «9دی» نوشت: بخش های مرتبط باید پاسخگو باشند که چرا در حالی که دولت بارها به ویژه در یک سال اخیر بر برنامه ریزی برای وصول مطالبات معوق بانکها تاکید کرده و جلسات متعددی از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز به همین موضوع اختصاص داده شده، فردی می تواند در عین اینکه یکی از بزرگترین بدهکاران به شبکه بانکی کشور و در واقع بیت المال است، دارنده بیش از 30درصد سهام دو بانک خصوصی نیز باشد. این در حالی است که رئیس جمهور سال 85 در دولت نهم در جریان یکی از سفرهای استانی خود از دو نفر یاد کرد که برای پرداخت بدهی میلیاردی خود، از بانکهای دیگر وام های سنگین گرفته بودند و همین نمونه تا ماهها به عنوان یکی از نشانه های جدیت دولت در برخورد با بدهکاران کلان یا همان کلاهبرداران شبکه بانکی مطرح بود.
جالب اینکه، برخی رسانه ها خاطرنشان کرده اند فردی که خودروی قدیمی پژو 504 رئیس جمهور را در جریان مزایده سال گذشته خریداری کرد، همین بدهکار بانکی و صاحب سهام دو بانک خصوصی بوده است.
این خودرو در مزایده سازمان بهزیستی پس از هفته ها به فروش رسید و در حالی که در روزهای اول گفته می شد انتظار می رود با توجه به محبوبیت احمدی نژاد در منطقه و کشورهای حاشیه خلیج فارس، یک خریدار خارجی از این کشورها برای خرید خودرو اقدام کند، در نهایت اعلام شد که یک ایرانی که خواسته نامش فاش نشود، آن را به رقم دو میلیارد و500 میلیون تومان خریده است.
در جلسه مزایده خودرو، فردی که خود را به خبرنگاران محمود ایساری وکیل شرکت خریدار خودرو معرفی کرد، گفت که «موکلش» برای این کار علاقه «شخصی» به احمدی نژاد و همچنین روحیه استکبارستیزی و صهیونیستی ستیزی وی را درنظر داشته است.
با این حال، اعلام نشد چه کسی یا چه شرکتی این خودرو را خریده است و اگر این شخص یا شرکت دارای چنین روحیه استکبارستیزی است آیا محل بهتری برای هزینه پولش واقعا نمی توانسته پیدا بکند، آیا می توان باور کرد پول حلالی که با زحمت فرد یا افرادی به دست آمده باشد به همین راحتی صرف خریدی شود که هیچ عایدی برای خریدارش نداشته باشد.
گفته می شود بحث خرید این خودرو یک موضوع حاشیه ای برای ایجاد حاشیه امن در بازپرداخت نکردن بدهی کلان بانکی بدون اطلاع رئیس جمهور و با طراحی برخی افراد مشکوک و نفوذی بوده است.
در حالی که رئیس جمهور محترم بر ریشه کنی ربا و اصلاح نظام بانکی در سال 1390 تاکید ورزیده است و این اقدام در صورت انجام به موفقیت بزرگی در کنار موفقیت طرح هدفمندی یارانه ها تبدیل خواهد شد، انتظار می رود مسئولان محترم و مربوطه دولت، در قبال خبر یاد شده سکوت نکنند و با پیگیری ماجرا و سپردن مفسد اقتصادی مورد اشاره به دست عدالت، از توهم پراکنی دشمنان نسبت به سلامت اقتصادی دولت جلوگیری کنند.
گفتنی است کیهان بارها به طور مستند نسبت به نفوذ برخی نان به نرخ روزخورها که در سایه رئیس جمهور محترم پنهان شده اند هشدارهای دلسوزانه داده است و متاسفانه حلقه نفوذی مورد اشاره همواره به جای پاسخگویی به مستندات کیهان، از شخصیت رئیس جمهور برای رد گم کردن سوءاستفاده کرده است.


بنیادهای خیریه ویژه کلاهبرداری در لندن
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ویژه ، روزنامه کیهان

یک همکار گروهک ملی-مذهبی بخشی از کلاهبرداری های محافل ضدانقلاب در خارج کشور به بهانه ندا آقاسلطان را باز گفت.
«عبداللطیف-ع» که بنابر ادعای خودش مدتی در بازداشت به سر برده، مدت 10 سال است که در لندن اقامت دارد. وی با انتشار گزارشی در وبلاگ خود (روزنامه نگار آزاد)، به راه اندازی بنیادهایی به نام ندا آقاسلطان برای کلاهبرداری و اخاذی پرداخته و می نویسد: ندا آقاسلطان عمراً سیاسی نبود ولی اسم او برای خیلی ها در خارج از ایران تبدیل به دکانی دو نبش و وسیله کسب و درآمد و شغل های نان و آبدار شد. یکی از اولین دکان هایی که به نام او باز شد، «بنیاد خیریه ندا» در لندن بود. این بنیاد البته صرفاً در یک وبسایت خلاصه می شد و هدف خودش را روشنگری، دفاع از حقوق بشر و حمایت از جنبش آزادیخواهانه مردم ایران و از همه جالبتر، جمع آوری پول برای کمک به «فعالین حقوق بشری، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی تبعیدی» اعلام کرد و نوشت «بعد از این خیزشی که در ایران اتفاق افتاده است، حکومت خیلی ها را به جرم شرکت در اعتراض های اخیر از محل کارشان اخراج کرده است، کودکان و زنان زیادی در ایران گرسنه مانده اند و هیچ درآمدی برای تامین حداقل مایحتاج زندگی شان را ندارند، میلیونها (!) جوان تحت شکنجه هستند و خانواده هایشان گرسنه مانده اند، هزاران(!) روزنامه نگار و فعال حقوق بشر از طریق کوههای مرزی ایران و ترکیه از کشور فرار کرده اند و اکنون در خارج از کشور شبها گرسنه می خوابند، وزارت اطلاعات حکومت ایران روزانه به هزاران تن از فعالین حقوق زنان و بخصوص اعضای کمپین یک میلیون امضا تجاوز می کند (یا حضرت عباس!). ای انسان های آزاده برای کمک به مبارزان در ایران، به ما کمک مالی کنید» و خوشمزه تر اینکه اعلام کرده بودند فقط به ما اعتماد کنید، ما با دیگران تفاوت داریم و غیرانتفاعی هستیم و در لندن مستقریم.
وی اضافه می کند: اینکه در طول مدتی که بنیاد ندا دایر بود چه حجم پولی به حسابش ریخته شد، نمی دانم. اما چندی که از کار بنیاد ندا گذشت، بنیانگذارانش کیسه های پول را برداشتند و الفرار. یعنی اینکه ناگهان غیبشان زد. سایتشان را هم از روی اینترنت حذف کردند و بطور کامل ناپدید شدند. البته آثار سایت و مطالب سابقشان را هنوز هم می توان با استفاده از ذخیره گوگل (گوگل کش) پیدا کرد و خواند، کما اینکه لینکی که در بالا گذاشته ام نیز یکی از همانهاست. اما اگر الان آدرس بنیاد ندا را تایپ کنید با وبسایتی حذف شده روبرو میشود که دامین و نشانی اینترنتی اش هم برای فروش ارائه شده است. بعد از آن، از بنیاد ندا خبری نشد تا اینکه بنیاد ایران ندا ظهور کرد.
این اپوزیسیون مقیم لندن ادامه می دهد بعد از ماجرای بنیاد ندا، جمعی دیگر که مقیم خارج از کشور هستند و هشت شان گروی نه شان بود و شدیداً دچار مضیقه و کمبود و مشکل مالی شده بودند، تصمیم گرفتند با استفاده از اسم و رسم ندا آقاسلطان برای خود کسب و کاری مختصر راه بیندازند. این بزرگواران عقل هایشان را روی هم گذاشتند و قرار شد که تلویزیونی را برپا کنند تحت عنوان تلویزیون ندا یا ایران ندا. اینکه آیا بنیاد ایران ندا ادامه کار همان بنیاد ندای قبلی هست یا خیر، را نمی دانم، اما می دانم که هر دو بنیاد در لندن براه افتاده اند و هر دو هم ادعا کرده اند که موسسه ای خیریه خواهند بود. هر چه هم در عالم اینترنت گشتم که کوچکترین رد و اثر و نشانه ای از قانونی بودن کار بنیاد ایران ندا و مشخصات ثبت شده اش در سازمان ثبت ایالت کالیفرنیای آمریکا را پیدا کنم، موفق نشدم.
وی همچنین نوشت: مشخصاتی که بنیانگذاران بنیاد و تلویزیون ایران ندا از نحوه کارشان ارائه کردند، نشان می دهد آنها بجای بنیادی خیریه، یک شرکت سهامی خاص برای درآمد مالی و سرمایه گذاری و افزایش سود و خرید و فروش سهام راه انداخته اند. و من تصور می کنم عوامل اصلی بنیاد و تلویزیون ایران ندا سه نفر به نامهای مهدی جامی، نیک آهنگ کوثر و معصومه (مصی، مسیح) علی نژاد بوده اند و سایر اسامی اعضای این بنیاد را تزیینی می دانم. البته نقشه ها و کسب و کار این بنیاد و تلویزیون ایران ندا نگرفت و همه برنامه ها و آرزوهایشان روی همان کاغذی که در لندن زیرش را امضا کرده بودند باقی ماند.مهدی جامی قبل از اعلام شروع به کار تلویزیون ایران ندا- که هیچوقت هم شروع به کار نکرد- در مصاحبه ای با رادیو دویچه وله گفته بود « در بین ایرانیان خارج از کشور مساله مالی وجود ندارد. مساله اصلی این بوده که برای هر سرمایه گذاری شما نیاز به اعتمادسازی دارید. یعنی همانطور که اگر در بازار اعتماد وجود نداشته باشد، سرمایه گذاری نمی شود، برای یک ساختار مدنی مثل بنیاد یا شرکت هم اگر اعتمادسازی نشده باشد، طبعاً نمی تواند جلب کمک کند، وگرنه پول وجود دارد. مطمئن باشید در میان ایرانیان خارج از کشور پول بسیار زیاد است» البته مهدی جامی اولین کسی نبود که تصور می کرد با یک چنین طرح و برنامه هایی می تواند به گنج بزند و این «پول های بسیار زیاد» را تبدیل به حقوق مدیران ارشد کند. پیش از او، شیادهای حقوق بشری و کاسبان و روزنامه نگاران جعلی و تبعیدی، با راه انداختن ده ها و بلکه صدها و حتی هزاران سازمان سیاسی، حقوق بشری، کمیته، انجمن، وبسایت و نشریه آنلاین و حزب و گروه و دسته و رادیو تلویزیون ماهواره ای، شروع به استخراج از این معدن طلا کرده بودند. نکته رقت انگیزی که این افراد در اساسنامه بنیاد و تلویزیون ایران ندا نوشته بودند، پیشنهاد فروش خودشان بود.
همکار سابق گروهک ملی-مذهبی در پایان خاطرنشان کرد: دلم برای خانواده ندا آقاسلطان می سوزد. نمی دانم مادر او با دیدن این کاسبی هایی که به نام فرزندش در خارج از کشور راه افتاده چه حس و حالی پیدا می کند؟ چندی پیش هدا آقا سلطان-خواهر مرحوم ندا آقا سلطان- در مطلب کوتاهی که خطاب به مسیح علی نژاد نوشت از او خواهش کرد دست از سر اسم نداآقا سلطان بردارد و برای کسب و کارش راه دیگری را پیدا کند.


توبه آقای دوزیست سران فتنه را به هچل انداخت
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، خبر ویژه ، مصطفی تاج زاده

توبه نامه عضو دوزیست حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از اصول خط امام با استقبال مخالفان انقلاب مواجه شد.
سایت خودنویس در این زمینه، اعترافات تاج زاده را اتفاق بسیار بزرگ توصیف کرد و نوشت: این اتفاق آن قدر مهم است که بسیاری از چپ های حکومتی هنوز نتوانسته اند واکنش مناسبی نشان بدهند. تاج زاده عملاً بدون اینکه تحت فشار حکومت بوده باشد اعترافی کرده که از نظر بسیاری از چپ ها ]اصلاح طلبان[ بدون مورد بوده است. اعترافات او انتظار از سران اصلاح طلبان را بالاتر خواهد برد. موسوی و کروبی از این به بعد براساس موقعیت خود نسبت به اعترافات تاج زاده سنجیده خواهند شد. همه به موسوی نخست وزیر امام خواهند گفت تو نخست وزیر بودی، ]اما[ تاج زاده ای که آن روزگار مدیر جوانی بود اعتراف کرد. آیا حق این است؟
ارگان گروهک فدائیان خلق (اخبار روز) هم با استقبال از حمله تاج زاده به عملکرد دوران حیات امام در پوشش تظاهر به وفاداری به امام، از تاج زاده خواست اعدام سران رژیم پهلوی و کسانی چون امیر عباس هویدا را محکوم کند و نیز برخورد نظام با گروهک های مسلح نظیر فدائیان خلق را محکوم نماید یا علیه رد صلاحیت نامزدهای مجاهدین خلق ]تروریست های منافق[ در اوایل انقلاب موضع بگیرد.
تاج زاده در نامه خود برخورد با کودتای نوژه و سیدکاظم شریعتمداری و نیز گروهک های نهضت آزادی و سایر گروهک های وابسته را مورد حمله قرار داده بود حال آن که امام با وجود بردباری و مهلت دادن به جریان های منافق، خود پیشاهنگ مقابله با جنایت های منافقین بود.