
| مشایی: ایرانیان بین پیام الهی و پیام انسانی تفاوتی نمی بینند |
| ساعت ۱۱:٢۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
مشایی در ادامه پیام خود میآورد: ایرانی عاشق به دنیا آمده و عشق را فراموش نمی کند و همواره سروده است: دست در دست هم دهیم به مهر - میهن خویش را کنیم آباد رئیس دفتر رئیسجمهور معتقد است که پیام الهی با پیام انسانی تفاوتی ندارد البته او اضافه میکند که انسان کامل شاهراه رسیدن به خدا است. |
|
| آیا تفکرات رئیس جمهور عوض شده یا برای خالی نبودن عریضه سخنی گفته است؟ |
| ساعت ٢:۱٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
هنگامی که مردمانی متعلق به دو فرهنگ با حفظ احترام همدیگر ، در کنار هم زندگی کنند و آداب ، رسوم ،دانش ،باورها ، مناسک و رفتارهای مبتنی بر فرهنگ طرف مقابل را تحمل کنند و در عین حال به فرهنگ خود نیز پایبند باشند ، همزیستی فرهنگ ها متجلی می شود. مانند زندگی دوستانه اقوام و پیروان ادیان مختلف در ایران از دیرباز . مثلاً در شمال غرب ایران ترک شیعه ، کرد سنی و ارمنی مسیحی با فرهنگ ها - و خرده فرهنگ ها -ی مختلف با یکدیگر زندگی می کنند. عصرایران ؛ سید ضیاءالدین احتشام - از آنجا که بحث حاضر در سطح رسانه مطرح می شود ،وارد مباحث آکادمیک فرهنگ و تعریف های 160 گانه آن نمی شوم و می کوشم به زبانی ساده این سخن رئیس جمهور محترم را نقد کنم که در اختتامیه نمایشگاه رسانه های دیجیتال اظهار داشته است :
|
|
| «محرمانه بود/ اعداد ممیز داشت/ امضای من نبود» |
| ساعت ۱:٤٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، حمیدرضا افراشته ، دکتر محمود احمدی نژاد ، فساد اقتصادی |
|
"اعداد و ارقام ممیز داشته، مطالب مهر محرمانه داشته و و او آن را امضا نکرده است". حمیدرضا افراشته، داماد خانواده احمدی نژاد در واکنش به انتشار اسنادی در سایت های خبری (لینک) در مورد درخواست برگزاری همایش توسط وی، در مطلبی در وبلاگش با عنوان "جاعل محترم ممیزها را ندزدید"، به این اسناد پاسخ داده است. وی در این پاسخ نوشته که اعداد و ارقام ممیز داشته، مطالب مهر محرمانه داشته و اگرچه مطالب یا بخش زیادی از آن نوشته وی بوده اما اسناد منتشر شده متعلق به وی نبوده و او آن را امضا نکرده است. از آنجاییکه الف نیز یادداشتی بر مبنای اسناد منتشر شده در سایر رسانه ها درج کرده بود (لینک)، پاسخ وی نیز درج می شود. اگرچه بافرض صحت گفته های آقای افراشته نیز سوال های بسیار دیگری همچون این سوال باقی مانده است که وی اساسا چگونه و با چه شایستگی در دولت به منصب فعلی منصوب شده است که درخواست های اینچنینی نیز مطرح می کند. درخواست هایی که حتی با فرض یک صفر کمتر نیز به اندازه کافی بزرگ تلقی می شود. محرمانه کردن پیشنهاد برگزاری یک همایش! و ... نیز از جمله سوالات دیگر است که بهتر است داماد خانواده محترم احمدی نژاد به آن پاسخ دهد. |
|
| داماد احمدینژاد: پنجاه و یک میلیارد بدهید همایش برگزار کنم! |
| ساعت ۱:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، فساد اقتصادی ، حمیدرضا افراشته |
|
افراشته، داماد احمدینژاد طی نامهای خطاب به بقایی برای برگزاری همایش بین المللی جوانان در تیرماه سال آینده درخواست تأمین بودجۀ ۵۱ میلیارد تومانی از محل بودجۀ نهاد نموده است. افراشته، داماد احمدینژاد طی نامهای خطاب به بقایی برای برگزاری همایش بین المللی جوانان در تیرماه سال آینده درخواست تأمین بودجۀ ۵۱ میلیارد تومانی از محل بودجۀ نهاد را نموده است
به گزارش شفاف به نقل از تعامل نیوز همانگونه که حدس زده میشد حمیدرضا افراشته به همراه همسرش برای شرکت در اجلاس جهانی ان. جی. اوها در ژنو حضور یافت. هرچند سهمیه شرکت در این اجلاس جهانی جزو سهمیههای سازمان ملی جوانان بوده ولی مشخص نشد افراشته از جانب چه ارگانی در این اجلاس شرکت کرده است. حمید رضا افراشته، داماد احمدینژاد پس از بازگشت از سفر ژنو به مدیریت آموزش مرکز ملی جهانی شدن منصوب شده است. «افراشته» داماد خانم پروین احمدینژاد است که علاوه بر عضویت در گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری از جانب رییس دفتر رییس جمهور به عنوان دبیر همایش بین المللی جوانان نیز منصوب شده است. همچنین طی چند روز اخیر خبرنگار تعامل نیوز به سندی دست یافته است که در آن آقای افراشته طی یک نامه خطاب به آقای بقایی برای برگزاری همایش بین المللی جوانان در تیرماه سال آینده درخواست تأمین بودجۀ ۵۱ میلیارد تومانی از محل بودجۀ نهاد را نموده است. نظر خوانندگان محترم را جلب میکنیم به محتوای این درخواست و ارقام درخواستی کاملا غیرواقعی آن؛ از جمله برای سفرهای احتمالی (!!) ۱۵میلیارد تومان، ایجاد و مدیریت پایگاه اطلاع رسانی ۵ میلیارد تومان (!) و... آنچه که از رئیس جمهور مکتبی و انقلابی انتظار میرود اینست که در اجرای عدالت، عادل باشند. ما در اینجا اصلاً قصد نداریم که اقدامات و شعارهای عدالت طلبانۀ شخص رئیس جمهور را نفی کنیم. اما نکته اینجاست که چون انتظارات از ایشان بالاتر است، اقدامات ایشان بیشتر زیر ذره بین قرار میگیرد و آنچه که در جواب نامۀ منتشر شده از دفتر رئیس جمهور توسط حمیدرضا افراشته گفته شده توجیهی بیش نیست. وی مدعی شده بود که «مخالفان گفتمان عدالت دکتر احمدینژاد به این نتیجه رسیدهاند که... گفتمان وی را با مثالهای نقض زیر سؤال ببرند.» و «مردم به رئیس جمهور اعتماد دارند و چنین وصلهای به رئیس جمهور نمیچسبد». بله، نمیچسبید! با آنچه که در مناظرات از ایشان دیدیم واقعاً هم چنین وصلهای به ایشان نمیچسبید. اما نامۀ منتشر شده حقیقت دارد هرچند که به نتیجه نرسیده باشد. مسلماً اجرای عدالت مهم است نه حرف از اجرای آن و فرقی بین رئیس جمهور و نزدیکان ایشان با دیگران وجود ندارد. این یک نصیحت برادرانه به رئیس جمهور محترم جناب آقای دکتر احمدینژاد است تا مبادا قصور و خدای ناکرده تقصیر ایشان در اجرای شعارهایشان به پای نارسا بودن شعارها نوشته شود و اعتماد مردم نسبت به شخص ایشان و دولت محترم که به واسطۀ شعارهای انقلابیشان شکل گرفته، کاهش یابد.
|
|
| احمدی نژاد: خدا مزدی به مشائی دهد که همه متحیر شوند |
| ساعت ٢:۱۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی |
|
او همچون شهید بهشتی مظلوم است و شک ندارم خداوند مزد مظلومیت او را طوری خواهد داد که همه متحیر خواهند شد. مشرق: دکتر احمدی نژاد در اجلاس استانداران سراسر کشور با انتقاد شدید از منتقدان جریان انحرافی گفته است؛ ۲۵ سال است که مشایی را می شناسم و در این مدت نماز شبش ترک نشده، او همچون شهید بهشتی مظلوم است و شک ندارم خداوند مزد مظلومیت او را طوری خواهد داد که همه متحیر خواهند شد. |
|
| مشایی در حمله ناشیانه به کیهان دولت دهم را بدهکار زورگو نامید ! |
| ساعت ۱:۳٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، روزنامه کیهان ، دکتر محمود احمدی نژاد |
حمله ناشیانه سایت مشایی به کیهانهمانگونه که ملاحظه می کنید آقای احمدی نژاد نیز، کاری که امروز، آقای مشایی علیه کیهان انجام داده است را اقدامی ناجوانمردانه و توهم پراکنی می داند. به بیان دیگر آقای مشایی از شدت دستپاچگی برای انتقام از افشاگری های مستند کیهان، آقای احمدی نژاد را زیر سؤال برده و به «گردن کلفتی» و سوءاستفاده متهم کرده است!! و حال آن که مطابق ادعای ایشان اگر کیهان به خاطر بدهی خود به سازمان تامین اجتماعی قابل ملامت باشد کیهان: |
|
| فرار به جلو به سبک سربازان اسفندیار |
| ساعت ۱:٤٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
با پروژه تخریبی علیه شهرداری فاز اول افشاگری های مضحک جریان انحرافی کلید خورد سوال را با سوال جواب دادن مدتی است که دربین حلقه یاران دکتر احمدینژاد رواج یافته است. این شیوهای است که با کمک آن به سادگی میتوان افکار عمومی را از انحرافات و اشتباهات دور کرد و برای مدتی آنها را سرگرم کرد تا شاید مسائل اصلی فراموش شود و یا حداقل زمان ایجاد میکند تا مقداری به کارها سر و سامان داده شود و انتقادات فروکش کند ... شفاف: سوال را با سوال جواب دادن مدتی است که دربین حلقه یاران دکتر احمدینژاد رواج یافته است. این شیوهای است که با کمک آن به سادگی میتوان افکار عمومی را از انحرافات و اشتباهات دور کرد و برای مدتی آنها را سرگرم کرد تا شاید مسائل اصلی فراموش شود و یا حداقل زمان ایجاد میکند تا مقداری به کارها سر و سامان داده شود و انتقادات فروکش کند.
اخیرا نیز با رسانهای شدن وقوع اختلاس ۳هزار میلیاردی، حجم عظیمی از انتقادات و سوالات به سوی دولت مردان روان شده است. سوالاتی که با سفر دکتر احمدینژاد به نیویورک، پاسخی به آنها داده نشد و دولتیها و طرفدارانشان هم نسبت به این اتفاق که شوک بزرگی را به افکار عمومی وارد کرد، سکوت کردهاند و حال این ساکتین اختلاس، کسانی که در برابر دزدی این حجم عظیم از بیت المال سکوت کردهاند، سعی دارند اتهامات مالی خود را به شهرداری تهران برگردانند. البته به نظر میرسد این مطلب، شروع پروژهای است که جریان انحرافی پیش از این وعده آغاز آن را داده بود و اعلام کرده بود به زودی اسنادی درباره مسائل اقتصادی رو خواهد کرد! همین چند روز پیش بود که محمد جعفر بهداد معاون سیاسی دفتر رییس جمهور طی یادداشتی در روزنامه ایران، از افشاگری احمدینژاد در آینده نزدیک خبر داد و به نظر میرسد بالاخره افشاگریها آغاز شده است اما این به قول بهداد افشاگریها اگر به این شکل ادامه داشته باشد، بیش از آنکه این ارگان دولتی مدعی شده، بیسند و مدرک است! ارگان جریان انحرافی که زیر نظر سرباز اسفندیار رحیم مشایی یعنی علی اکبر جوانفکر اداره میشود، امروز در گزارشی شهرداری تهران را متهم به اختلال در بازار ارز و طلا کرد. روزنامه ایران در مطلبی با عنوان «اخلال در بازار طلا و بورس با سوء استفاده از منابع شهرداری تهران» مدعی شده که تغییرات قیمت طلا در داخل کشور متأثر از تحرکات داخلی برخی جریانهای اقتصادی در شهرداری تهران بوده است که تا حد زیادی بر بازار داخلی قیمت سکه و طلا اثرگذاشته است! ادعایی پوچ که از نظر کارشناسان اقتصادی که تحولات اخیر بازار طلا و ارز را دنبال میکنند، خنده دار به نظر میرسد. بسیاری از کارشناسان از مدتها پیش به نقش برخی مراکز خاص دولتی در افزایش نرخ دلار و سکه اشاره کرده بودند و هشدار داده بودند که ایجاد شائبه تامین منابع مالی هدفمندی یارانهها از محل افزایش نرخ ارز اقدامی غیر اصولی است. حتی در بسیاری از موارد به نقدینگی بدون پشتوانه نیز اشاره شده بود که مجال پرداختن به آن نیست اما نکته مهم و اساسی اینجاست که به نظر میرسد باند بزرگ جریان انحرافی که دولت را در سیطره خود دارد به دنبال سرپوشی برای انحرافات اقتصادی- سیاسی و فرهنگی خود است، سعی دارد اذهان افکار عمومی را از انحرافات دولتیها دور کند. سوالهای بسیاری درباره جریان انحرافی، اختلاس ۳هزار میلیاردی، ۱۲ هزار میلیارد مازاد درآمد نفتی، قاچاق عتیقه، استقراض ۵ هزار میلیارد از بانک مرکزی برای پرداخت یارانه، آمارهای اقتصادی ضد و نقیض مانند نرخ تورم و نرخ بیکاری و اعلام نکردن رشد اقتصادی، وضعیت سهام عدالت و... از دولت مطرح است که هنوز به هیچ از آنها پاسخ قانع کنندهای داده نشده است. هنوز مشخص نشده، چرا با وجود مشخص شدن انحرافات حلقهای از یاران دولت، آنها هنوز در بدنه دولت و پستهای کلیدی مشغول فعالیت هستند؟ هنوز پاسخی برای تخلفات اقتصادی جریان انحرافی که بخشهایی از آن رسانهای شد، از سوی دولتیها ارائه نشده است مثلا هنوز مشخص نیست نقش جریان انحرافی در قاچاق عتیقه چه بوده است و داستانی که اخیراً درباره قاچاق عتیقه حتی در سرمقاله روزنامه کیهان مطرح شد دقیقاً چه بوده، چه زوایایی دارد و چگونه کسانی که دم از فرهنگ و تمدن ایرانی میزنند در قاچاق نمادهای فرهنگی به خارج کشور دست داشتهاند؟ هنوز سوالاتی بسیاری درباره اختلاس ۳ هزار میلیاردی و نقش سربازان اسفندیار در آن بیپاسخ مانده و معلوم نیست چگونه فردی توانسته است بدون پشتوانه دولتی این مبلغ عظیم را از بانکهای دولتی کشور اختلاس کند؟ چگونه مرجع این اختلاس بانکی است که مدیر عامل آن وزیر سابق کار دولت آقای احمدینژاد است؟ چرا نامههایی با سربرگ دفتر رئیس جمهور و امضای رئیس دفتر ایشان در حمایت از این گروه اختلاس گر صادر شده است؟ این حامیان اختلاس از دفتر رئیس جمهور تا چه حد در این اختلاس دست داشتهاند و اصلا برنامه ریزی این اختلاس با این حجم مالی کار چه جریانی یا افرادی بوده است؟هنوز ابهامات مردم درباره ثروت صادق محصولی رفع نشده است! هنوز مشخص نیست دلیل تناقضات آمارهای اقتصادی مانند نرخ تورم و نرخ بیکاری چیست؟ و مهمتر اینکه هنوز تکلیف ۱۲ هزار میلیارد مازاد درآمد نفتی مشخص نشده نشده است، درآمدی که باید طبق وعدههای انتخاباتی دکتر احمدینژاد سر سفرههای مردم میرفت اما هنوز خبری از آن نیست که نیست! آنچه مسلم است، سوالهای بیپاسخ زیادی درباره مسائل اقتصادی و مالی و حتی فرهنگی و سیاسی از دولت مردان، بیپاسخ مانده است. سوالهایی که یا با سوال پاسخ داده شدهاند یا در بر ابر آنها سکوت شده است. به نظر میرسد با بالا رفتن حجم انتقادات، سربازان اسفندیار عزم خود را برای پیاده کردن پروژه جدید خود عزم کردهاند تا از این طریق نظر افکار عمومی را به سوی شهرداری تهران و سایر نهادهای غیر دولتی متمرکز کنند. البته این اولین باری نیست که اتهامات خنده دار به شهرداری تهران زده میشود مثلا پیش از این نیز روزنامه تریبون اسفندیار، مدعی شده بود، شهرداری برای درآمد زایی پل عابر پیاده میسازد نه برای رفاه مردم! این روزنامه در بخشی از این گزارش آورده بود: «به نظر میرسد هدف از احداث پل عابر پیاده بیشتر به نفع درآمدزایی مدیران شهری است تا راحتی عابر پیاده، چون استانداردهای مناسب در آن اعمال نشده است. وقتی عابر پیاده به حقوق شهروندی احترام میگذارد و از پل عبور میکند خود را در ارتفاع بالا محصور میبیند و حتی حق دیدن اطراف را ندارد. این امر سبب میشود که پلها بلااستفاده شوند و تنها عده معدودی از آن استفاده کنند.» در هر حال، نکتهای که سربازان اسفندیار تا به حال نسبت به آن بیتفاوت بودهاند و آن را دست کم گرفتهاند، بیداری افکار عمومی است. افکار عمومی، برخلاف تصور حامیان انحراف، بیدار و هوشیار است و تمامی انحرافات و تخلفات اقتصادی را دنبال میکند و میداند کدام نهاد برای خدمت به مردم آماده است و کدام نهاد برای خدمت به جیب خود پیش قدم است! |
|
| خاتمی در سفر سال 87 به شیراز متوجه نبود پایگاه مردمی شد |
| ساعت ۱:٤٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر کامران باقری لنکرانی ، سیدمحمد خاتمی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
احمدینژاد گفت میخواهم با انتخاب وزیر زن آن را از مطالبه انتخاباتی خارج کنم
دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر موفق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت نهم و عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی که اکنون در زادگاه خود شیراز مشغول فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و فرهنگی است، مهمان رجانیوز بود و به سؤالهای متنوعی در مورد سوابق و فعالیتهای خود قبل و بعد از انقلاب اسلامی، فضای دانشگاهها در دهه 60، گروههای فعال دانشجویی، فعالیت جریانهای مخالف روحانیت، نامه شکایت از اکبر گنجی بهدلیل اظهارات موهن در دانشگاه شیراز، علت اقبال جریان موسوم به اصلاحطلب به شیراز، نحوه انتخاب بهعنوان وزیر در دولت نهم، علت جدا شدن از دولت، تفاوتهای دولتهای نهم و دهم و حاشیهسازیها، خاستگاه تشکیل جبهه پایداری و علت مخالفت برخی گروهها از جمله طیفهایی از اصولگرایان با آن، ارتباط جبهه با آیتالله مصباح یزدی و برنامههای اجرایی این جبهه پاسخ داد. متن کامل بخش اول این گفتوگو در ادامه آمده است: در ماجرای اهانت گنجی به مقدسات اعتراض کردیم تا مصداق اصحاب سبت نباشیم/ خاتمی در سفر سال 87 به شیراز متوجه نبود پایگاه مردمی شد/ احمدینژاد گفت میخواهم با انتخاب وزیر زن آن را از مطالبه انتخاباتی خارج کنم/ جریان فتنه هنوز هم میخواهد از هر روزنهای سربرآورد قبل از اینکه وارد بحث جبهه پایداری و مباحث گفتمانی از این دست شویم، برای مخاطب و جامعه این جذابیت وجود دارد که درباره شخصیت شما چیزهایی را بدانند. یک فوق تخصص و استاد دانشگاه در این سطح که قبلاً هم وابستگی به جریانهای قدرت نداشته است، نه آقازاده بوده و نه در حزبی و دستهای، میآید و در جریان اصولگرایی رشد میکند و بعد هم پای آن میایستد و در دولتی که حرفهای آن حرفهای انقلاب است، مسئولیتی دارد و وقتی آن دولت تمام شد، نمیرود گوشه خانه یا مطبش بنشیند، بلکه باز هم پای کار میایستد و همه نوع هزینهای میدهد. در باره پیوند خوردنتان با فرآیندهای انقلابی و حزباللهی در دانشگاه و قبل از دانشگاه بفرمایید.
اولین باری که در یک کار مستقل اجتماعی حضور داشتم، در مهر 1357 بود که تازه وارد دبیرستانی که آن موقع وابسته به دانشگاه پهلوی سابق در شیرا بود، شده بودیم. ورودی آن دبیرستان با کنکور بود. حدود هشت هزار نفر کنکور میدادند 70، 80 نفر کمتر یا بیشتر میپذیرفتند و یکسری را هم با شرایط خاصی از مناطق روستایی میپذیرفتند. برای کنکور این دبیرستان از همه جا شرکت میکردند. ما وارد این دبیرستان شدیم که ورودش هم سخت بود. دو هفتهای مدرسه رفته بودیم که مقارن شد با حرکت امام از نجف به کویت و از کویت به پاریس. آن موقع اعتصابی را پیشبینی کردند و ما هم سر کلاس نرفتیم. تعدادی که سر کلاس نرفتیم محدود بودیم، صبح شاید 20 نفر سر کلاس نرفتند و بعدازظهر هم کمتر از پنج نفر شدند. نگاهمان با همان دوستانی که الان با خیلیهایشان هستیم، این بود که درست است با سختی وارد یک دبیرستان معتبری شدیم و برای آن کنکور دادیم و موقعیت اجتماعی بزرگی است، ولی همه اینها برای چه؟ اگر قرار باشد زندگی کردن برای این باشد که مدرکی بگیرد و شغلی پیدا کند، ارزش دارد یا آدم باید رنگ دیگری به زندگیاش بدهد؟ این دغدغه در جمع دوستانی که با آنها بودیم دغدغه ارزشمند و بزرگی بود و خدا را شکر میکنیم که از ابتدا این دغدغه در مسیر دینی و ارتباط با روحانیت شکل گرفت. به هر حال این نعمتی بود که خدا به ما داد که از ابتدا دوستانمان به مسائل اجتماعی توجه داشتند که ما هم دنبالهروی میکردیم و از منظر دینی به آن نگاه میکردیم. یعنی نگاه به فعالیت اجتماعیشان از سر تکلیف بود، نه اینکه بگویند این هم موجی است که ما در عرصه اجتماعی حضور پیدا کنیم، چون بعد از حرکتی که حدوداً در 15 مهر سال 1357 اتفاق افتاد، بعدها در آبان که قرار شد از مدرسه ما تظاهرات شود خیلیها -شاید 90% بچههای مدرسهـ آمدند، ولی آن موقع مد شده بود و همه میآمدند که ببینند چه خبر است. محور شاخص روحانیت در شیراز چه کسی بود؟ در شیراز شهید دستغیب نقش بیبدیل و اساسیای داشتند. ما توفیق داشتیم که با واسطه با ایشان مرتبط بودیم. روحانیون دیگری هم بودند که خیلی اثرگذار بودند، بعد از انقلاب بیشتر با آنها ارتباطاتی برقرار شد. مرحوم آیتالله ربانی شیرازی و حضرت آیتالله حائری شیرازی که بعداً امام جمعه شیراز شدند. خدا توفیقمان داد که از اول ارتباطاتی را با قم پیدا کردیم، مخصوصاً مرحوم حجتالاسلام والمسلمین سید منیرالدین حسینی الهاشمی، آقامنیرالدین، که ایشان خیلی نگاه عمیقی به موضوعات داشتند و نظرات خیلی خوبی داشتند و کمک میکردند که این جمعی که بودیم و بعداً هم وارد دانشگاه شدیم و توفیق بیشتر حضور در مجامع علمی را پیدا کردیم، بتوانیم این نگاه دینمدارانه را بهتر دنبال کنیم. بعد از انقلاب چطور؟ فعالیتهای بعد از انقلاب ادامه فعالیتهای قبل از انقلابمان بود. ضمن اینکه مدرسه ما قبل از انقلاب انجمن اسلامی داشت و اینجور نبود که انجمن اسلامیاش بعد از انقلاب شکل بگیرد. ما سال اول دبیرستان با انجمن اسلامی فعالیت و همکاری میکردیم. بعد از انقلاب بخشی از مسئولیتهای آن انجمن اسلامی را نسل جوانتر بر عهده گرفتند. اعتماد انجمن اسلامی به روحانیت و رهنمودهای امام کمک کرد که در کجراههایی که پیش میآمد کمتر اشتباه کنیم. در شیراز گروه آقای پیمان، جنبش مسلمانان مبارز پایگاه جدی داشتند. از اولین ماههای بعد از پیروزی انقلاب نشریه «امّت» را بیرون میدادند که در باره موضوعات مختلف تحلیلهایی را ارائه میدادند. خیلیها هم تحت تأثیر قرار گرفتند. همین الان که نگاه کنید دقیقاً میتوانم بگویم ریشه حرفهایی که خیلیها میزنند، فلان مقاله آقای پیمان در سال 58 یا 59 است که اینها دارند مجدداً واگویه میکنند. نکته این بود که آموختن اسلام و حضور جمع ما در صحنه اجتماعی از راه این مکانیسمها نبود. دلیلش هم این بود که این جمع ما اعتقادش به روحانیت را اعتقاد جدیای میدانست. ما در انجمن اسلامی مدرسهمان پلاکاردی داشتیم که امام در سال 58 جملهای را فرمودند که ما آن را روی پلاکاردمان نوشتیم که: «آخوند یعنی اسلام». بلند کردن چنین پلاکاردی در فضای روشنفکری آن موقع خیلی دشوار بود. حتی آنهایی که ادعای اسلام هم داشتند آخوند بودن یا آخوند را قبول داشتن یا با روحانیت ارتباط داشتن را کسر شأن و خلاف قاعده روشنفکری میدانستند. آن موقع گفتن چنین حرفی برای دوستانی که از این عنوان دفاع میکردند خیلی هزینه داشت. برای همین هم آن پلاکارد خیلی محل دعوا بود و همیشه میگفتند: «شما همانهایی هستید که میگویید آخوند یعنی اسلام؟» میگفتیم: «ما هم از این حرف دفاع میکنیم.» بحثهای زیادی میکردیم و میگفتیم همین آقای دکتر شریعتی که شما به نوشتههای او استناد میکنید، میگوید پای هیچ قرارداد استعماریای امضای هیچ آخوندی نیست و یا جلال آلاحمد که میگوید همیشه روشنفکرها بودهاند که به آرمانهای مردم- حتی آرمانهای ملی شان و نه فقط آرمانهای دینی- خیانت کردهاند. بعد هم که جریانات بنیصدر و بقیه پیش آمد. خاستگاه بنیصدریها و امتیها در شیراز کدام جریان ها بود؟ من آن موقع نوجوان محسوب می شدم و هنوز 15 سال هم نداشتم، ولی چون تحرک اجتماعی داشتیم، جاهای مختلف سرک میکشیدیم. شاید کسانی که آن موقع سنشان بالا بوده، بهتر بتوانند آن فضا را ترسیم کنند. چیزی که من یادم هست، بهویژه تا قبل از انقلاب فرهنگی، کسانی که میخواستند در برابر مثلاً مارکسیستها از اسلام دفاع کنند، در فضاهای روشنفکری چند دسته بودند. یک عده کسانی بودند که صحبتهای نهضت آزادی و مهندس بازرگان را دنبال میکردند. اینها در فضای دانشگاهی خیلی طرفدار نداشتند، چون مسئولیت دولت هم با اینها بود و از آنها انتقاد هم میشد، چون مسئله ارتباط با امریکا از سوی آنها هم مطرح بود و حساسیت نسبت به آنها بعد از تسخیر لانه جاسوسی بیشتر هم شد و در نتیجه در دانشگاه پایگاه چندانی نداشتند. گروه دیگر امتیها بودند که حرفهایشان استدلالیتر بود و در استدلالهایشان زیاد به قرآن استناد میکردند، ولی مشخصه آنها نوعی خودبسندگی و خود اتکائی و جدائی از روحانیت و ایستادن در برابر ولیفقیه از همان اول در افکارشان بارز و چشمگیر بود. گروه دیگری هم دنباله رو منافقین بودند و همان مسیر را دنبال میکردند. بنی صدریها هم بودند که چندان آرمان مکتوبی نداشتند و بیشتر احساساتی بودند و یکی دو تا کتاب بنیصدر مثل اقتصاد توحیدی و کیش شخصیت که آن موقع در آمده بود، خیلی مد بود و عمق خاصی هم نداشت و بیشتر از باب مخالفت با جریان اصیل، خطوط خودشان را ترسیم میکردند و میگفتند ما بهشتیای و حزب جمهوریای نیستیم و بیشتر سعی میکردند در چنین فضاهای نفیای خود را از بقیه متمایز کنند. بخشی از دوستان جریان مدافع انقلاب هم در حزب جمهوری اسلامی بودند، بخشی زیر پرچم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودند، عدهای هم رفتند و سپاه فارس را تشکیل دادند. اینها تعدادشان خیلی زیاد نبود، ولی اثرگذار بودند و بهمرور هم توانستند بیشتر خود را اثبات کنند. از نظر تشکیلاتی آن موقع در شیراز دو تا گروه تشکیلاتی داشتیم: سازمان دانشجویان مسلمان که بیشتر کارهایش را آقای محسن کدیور انجام میداد و ستاد دانشجویان مسلمان که آقای عطاالله مهاجرانی بیشتر کارهایش را انجام میداد. این دو تا بین اندیشههای حزب جمهوری اسلامی و امتیها در نوسان بودند و در انتخابات ریاست جمهوری اول، اینها جزو مدافعان سرسخت بنی صدر بودند و به همین دلیل به بچههایی که طرفدار حزب جمهوری اسلامی و مجاهدین انقلاب و روحانیت بودند، تقابلهایی داشتند. بعد از انقلاب فرهنگی، این دو تا تشکیلات منحل شدند و انجمن اسلامی دانشجویان به وجود آمد که یکی از ارکان تحکیم وحدت آن موقع بود.
ما ورودی سال 61 هستیم. چون دبیرستان و دانشگاه ما یکی بود، صدای همه جریانهای سیاسی به گوش دانش آموزان هم میرسید. مثلاً از حزب چند نفره رنجبران در مدرسه ما جلوه و بروز داشت تا گروههای بزرگتر. بعد از انقلاب فرهنگی، فضای سیاسی کشور تقریباً یکدست و فضای دانشگاهها کمی بستهتر شد و جنگ بر همه امور غلبه می کرد. درباره فضای دهه 60 توضیح بدهید. آیا خود شما هم سابقه جبهه دارید؟ مختصری، خیلی قابل اعتنا نیست. در دهه 60، دفاع مقدس بر تمام فعالیتهای سیاسی و اجتماعی سایه افکنده بود، اما این طور نبود که دغدغه همه جنگ باشد. بعد از دهه 60 که ترورهای منافقین به جایی نرسید و تثبیت نظام قطعیت پیدا کرد، از سال 61 کمکم اختلاف سلیقهها و اختلاف نظرها خودش را نشان داد. یکی از اولین اختلاف سلیقهها در بحث قانون کار بود. قرار بود قانون کار اصلاح شود و آقای توکلی وزیر کار بود و سخنگوی دولت و میگفت میخواهم این تغییر در قانون کار را بر اساس شرع مقدس انجام بدهم. در مقابل میگفتند مصالحی وجود دارد که بر اساس نگاه شرعی نمیشود بهطور کامل قانون را اصلاح کرد و این طور شد که عدهای از کابینه اول آقای مهندس موسوی کنار کشیدند و امام هم فرمودند اگر نمیتوانید با هم کار کنید، اشکال ندارد و هر دو گروه هم محترمند و هر کسی که کار اجرایی دستش هست، او باید پاسخگو باشد و کارها را پیش ببرد. این یکی از اولین چالشها بود که در فضای کمی عمیقتر پیش آمد که مثلاً در قالب انتخابات میان دورهای شیراز، خودش را نشان داد. یک عدهای طرفدار نگاه روشنفکریتر و عده ای طرفدار نگاه فقاهتیتری بودند و در انتخابات میان دورهای شیراز، کاندیداهای متفاوتی را مطرح کردند. فضای دانشگاهها در دهه 60 روکش مقدس دفاع مقدس را داشت و دستکم کسی در ظاهر سعی نمیکرد با آن مخالفت کند، هر چند عدهای با اصل بودن جنگ و این که همه مسائل کشور باید تحت الشعاع جنگ باشند و از این منظر به آنها نگاه شود، مخالف بودند و در عمل کارکردهای متفاوتی را هم نشان دادند، اما آن چیزی که خیلی روشن و واضح بود این بود که گروهی که آن موقع تحت عنوان تحکیم وحدت فعالیت میکردند، در مجموعه تشکلهای مسلمان دانشگاه، تک صدایی خاصی را دنبال میکردند، تقریباً به تفکرات مخالف و حتی متفاوت، اجازه بیان نمیدادند. خود من چندین بار برای شرکت در این مجموعه کاندیدا شدم، چون فکر میکردم شاید بشود از این طریق حرفی زد، هر بار به بهانههای مختلف، یا جلوی کار را میگرفتند یا دوستان ما و خودمان را تهدید میکردند و یک بار هم که رأی آوردیم، کلاً آن انتخابات را باطل کردند و گفتند این انتخابات درست نبوده و باید جور دیگری برگزار شود! تلاش جدی داشتند که تک صدایی را حفظ کنند و از نیمه دوم دهه 60 که حرکتهای دیگر دانشجویی مثل جامعه اسلامی دانشجویان شکل گرفت، اولین برخوردهای آنها خیلی خشونتآمیز بود. از اولین جلسهای که ما گذاشتیم، استقبال زیادی شد و اینها در سالن را بستند و نگذاشتند جلسه برگزار شود و بعد هم با کسانی که جلسه را می گرداندند، برخورد فیزیکی کردند. در آن موقع آقای کدیور و همفکران ایشان در این قضیه مؤثر بودند؟ آقای کدیور رفته به قم بود. ایشان درس دانشگاهی خیلی نخواند. کارش بیشتر سیاسی بود و اوایل دهه 60 هم به قم نقل مکان کرد. با اینها مرتبط بود، ولی حضور فیزیکی نداشت. در آن موقع آقای مجید محمدی و دوستانش جزو تئوریسینهای دانشگاه شیراز بودند. او تنها آدم بافکرشان بود و دیگرانی هم بودند که بزن و بهادرهایشان بودند! اگر بخواهیم جلوتر برویم ، در دوره اصلاحات و در سال 77 نامهای که در مورد اکبر گنجی نوشتید که به اعتقاد من اولین حرکت جدی اعتراضی علیه جریان انحرافی اصلاحات بود. با آن زمینههای فکری که توضیح دادید و با آن جوسازیهایی که روزنامهها علیه شما راه انداختند، چه شد که این کار را انجام دادید؟ خبر رسید که آقای گنجی به شیراز آمده و این صحبتها را کرده و کسی هم به او اعتراض نکرده است. جمعی بودیم تحت عنوان انجمن اسلامی پزشکان که جلسات هفتگی با هم داشتیم. در فاصله یکی از این جلسات این اتفاق افتاده بود و اتفاقاً جلسه در مسجد بیمارستان نمازی هم بود. 16، 17 نفر بودیم و دوستان متن پیادهشده نوار را آوردند و ما دیدیم به همه مقدساتی که انقلاب و نظام بر اساس آنها شکل گرفته، توهین کرده است و فراتر از آن به باورهای تشیع و آنچه که اساس اعتقادات ما را در عصر غیبت تشکیل میدهد و ارتباط ما را با ولایت، هم به معنی عام در زمان غیبت و هم به معنی خاص ولایت اهل بیت(ع) متصل میکند، همه را زیر سئوال برده و هیچکس هم هیچ حرفی نزده و بعضیها هم کف و سوت میزنند و خوشحالی میکنند. فضای غالب هم همین بحثهای روشنفکری و انقلت گذاشتنها بود که لااقل در سطح رسانهای خیلی مطلوب بود و اینها هم دامن میزدند. ما آنجا تصمیم گرفتیم متنی را بنویسیم و گفتیم درست است که هیچ کاری از دستمان برنمیآید، اقلاً مثل قوم اصحاب شنبهای که در قرآن فرموده، نشویم. آنها گفتند ما که کاری از دستمان برنمیآید، پس هیچ حرفی نمیزنیم که از آیات قرآن استفاده میشود عذابی که آمد نه فقط بر مجرمین، بلکه بر آنهایی هم که آنها را نهی نکردند، نازل شد. با این استدلال گفتیم بهرغم اینکه میدانیم این کار ما ممکن است هیچ فایده ظاهری نداشته باشد، بلکه برای ما ضرر هم داشته باشد و تا زمانی که اینها قدرت دستشان هست و هم فضای مخالف خود را تحمل نمیکنند، ممکن است بیایند و اذیت و آزار هم برسانند، کما اینکه تلاششان را هم کردند، البته به فضل خدا کاری از پیش نبردند، ولی تلاش کردند که بالاخره هر نوع اذیتی را به امضاکنندگان این نامه برسانند، این نامه تنظیم شد و بیان اعتراضی بود از باب نهی از منکر، آن هم یک منکر بزرگ. در آنجا گفتیم که ما این حرفها را محکوم میکنیم و خواستار رسیدگی از قوه قضائیه به عنوان یک جرم عمومی هستیم که بعد ماجرایش طول کشید. آن موقع دکتر احمد نجابت نماینده مجلس بود، آنها از ما شکایت کردند که دکتر نجابت از جانب ما به دادگاه میرفت و ما از آنها شکایت کردیم که این صحبتها نباید بیپاسخ بماند که بقیه ماجرا را میدانید و ایشان هم در کتابش متن نامه ما و امضاهای ما را زده و ما هم به عنوان یک افتخار از آن یاد میکنیم.
خاستگاه بسیاری از حرکتهای جریان اصلاحات از شیراز بوده است. خاتمی در سال 76 سفرهایش را از شیراز شروع کرد، در سال 88 هم می خواستند برنامه تبلیغاتیشان را از شیراز شروع کنند. دلیل این مساله چیست؟ شیراز یکی ازجاهایی بوده که در طی سالهای مختلف، عقبه روشنفکری که برخی از آنها گسسته از روحانیت بودند و در آنجا کار و برای خودشان پایگاههایی را ایجاد کردند و هم آن جریان فاسدی که یک سرش به باند مهدی هاشمی مرتبط بوده و یک سرش به افراد مشکلداری مثل آغاجری ارتباط پیدا میکرد و آنها هم در آنجا تشکیلاتی داشتند و در واقع اینها در شیراز احساس امنیت کاذبی میکردند. البته این موضوع در سالهای اخیر بهشدت شکسته شد، مثلاً سفری که آقای خاتمی در انتهای سال 87 آمد و میخواست در آن سفر، اعلام رسمی کاندیداتوری کند، عملاً به یک افتضاح سیاسی منجر شد، یعنی تعداد کسانی که حاضر شدند، شاید یک صدم اوراق تبلیغاتی بود که پخش کرده بودند، چند صد هزار اوراق تبلیغاتی پخش شده بود و یک جمعیت حداکثر چهار، پنج هزار نفری با همه تلاش و از شهرستانها با اتوبوس آدم آوردند جمع شده بود. همین هم برای آنها یک هشدار جدی شد. یکی از بزرگانی که در آن سفر با آقای خاتمی ملاقات کرده بود، بعداً برای من تعریف کرد. گفت من به ایشان گفتم: «شما رأی نخواهید آورد. عموم مردم دیگر به شما اعتماد ندارند. عموم مردم این جریان جدید و گفتمانی را که آقای احمدینژاد آورده، میپسندند.» و در باره بحث عوام و خواص با او صحبت کردم و ایشان خودش هم قبول کرد و گفت: «بله، واقعیت این است که ما دیگر مثل گذشته پایگاه مردمی نداریم»، یعنی بهرغم مشکلات قبلی، الحمدلله در سالهای اخیر تغییر جدیای پیدا کرد که یک شاهدش همین قصه بود و شاهد دیگرش هم میزان آرایی بود که آقای احمدینژاد در خرداد 88 در فارس آورد که بینظیر بود. یکی از بالاترین درصد آرای کشور از استان فارس بود. یکی دیگر از بحثها، بحث وزارت خود شماست. به هر حال شما هم سوم تیری محسوب میشدید و یک فوق تخصص نخبه حزباللهی بودید و گفته میشد این دولت اساساً به این دلیل تشکیل شده که امثال شما در آن باشند. چگونه با آقای احمدینژاد ارتباط پیدا کردید؟ نحوه معرفی و آشنایی شما با ایشان چگونه بود؟ من آقای احمدینژاد را اصلاً ندیده بودم، البته دوستان مشترک زیاد داشتیم. مثلاً چه کسانی؟ مثلاً آقای دکتر نجابت. آقای احمدینژاد عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران بود و برخی از اعضای آن شورا، از دوستان قدیمی ما بودند. در قضیه انتخابات هم چون من در هیئت نظارت شورای نگهبان مسئولیت داشتم، نقشی در ستاد تبلیغاتی نداشتم و وظیفه بنده در انتخابات از منظر نظارت بود و این را دنبال میکردیم و در هیچ یک از ستادها از جمله ستاد ایشان نبودم، ولی علاقهها و جهتگیریها مشخص بود. بعد از جریان انتخابات و تمام شدن کارها، ما با همان شأن انجمن اسلامی پزشکان، نسبت به وضعیت درمان و بهداشت کشور تحلیلی را تهیه کردیم و فرستادیم، منتهی معرفی شخص خاصی در آن نبود. دوستانی هم در آنجا مسئول بودند که لیستهایی را تهیه کنند، ظاهراً 40 اسم برای وزارت بهداشت ارائه داده بودند که یکی از آنها هم بنده بودم. من خودم هم دقیقاً نمیدانم چه شد که از بین این اسامی، مرا انتخاب کردند، چون دو سه مرتبه افراد مختلفی حتی تا حد تعیین محافظ هم پیش رفته بودند، منتهی روز آخر بود که با من تماس گرفتند که بیا تهران، میخواهند با تو حرف نهایی را بزنند. قبل از آن یک جلسه با آقای دانش جعفری صحبت کرده بودم و ایشان هم ما را نزد آقای رئیسجمهور برده بود و ایشان یکی دو سئوال از من کرد. من گفتم که به درد وزارت نمیخورم، چون اولاً ساکن شیراز هستم، ثانیاً کسی که میخواهد وزیر شود باید تیمی داشته باشد که من ندارم. دوستانی هستند که آمادگی این کار را دارند و تیمشان هم آماده است و همین الان که شما بگویید میآیند و معاونهایشان هم معلوم است و اسم چند نفری را آوردم. من باید بنشینم و نیروها را بشناسم و وقت کشور تلف میشود. آنها تجربهشان از من بیشتر و قویتر هم هستند و موفقتر هم انشاءالله میشوند. ایشان چیزی نگفت. در آن جلسه اتفاقاً دکتر خوشچهره هم بودند. ما خداحافظی کردیم و آمدیم و خیال میکردیم قضیه منتفی است. برای مرخصی رفته بودم تبریز. از استانداری آمدند گفتند که ریاست جمهوری، شما را خواستهاند و امروز باید بروید. بهانه آوردم و گفتم بلیط نیست و بلیط را آوردند و گفتند بهانهای نیست و خلاصه آمدیم. در آن جلسه آقای رئیسجمهور گفتند که ما تصمیم گرفتهایم که تو وزیر بهداشت بشوی و همان میثاقنامه مشهور را که همه وزرا امضا کرده بودند، مطرح کردند و ما هم خواندیم و گفتیم این میثاقها را قبول داریم، منتهی تأکید میکنیم که دیگران اولی هستند، دلیل این تأکیدم هم این بود که اگر روز قیامت خدای متعال گفت: «تو چرا وزیر شدی؟» میگویم: «تشخیص خودم نبود، تشخیص ایشان بوده». ایشان هم خندید. فقط یک جلسه با ایشان صحبت کردید؟ بله. چطور شد که بعد از چهار سال وزارت شما، درحالی که همه کارشناسان و دولتیها و افکار عمومی شما را وزیر موفقی میدانستند و حتی بازخوردهای موفقیتهای شما در طی آن چهار سال، هنوز هم در افکار عمومی هست، آقای رئیس جمهور تشخیص دادند که تغییری ایجاد شود؟ یعنی چقدر از این قضیه را سیاسی میدانید و چقدر از آن را کاری میدانید؟ من همان چیزی را که خود آقای رئیسجمهور گفتند، میتوانم بگویم. یک روز در مرداد ماه 88 از دفتر ریاست جمهوری مرا صدا زدند و گفتند با تو کار واجبی دارند. دفتر وزارتخانه شهرک غرب بود و گفتم: «اواخر کار وزارت هست و سرم خیلی شلوغ است و دارم کمکم همه چیز را جمع و جور میکنم و اگر اجازه بدهید آخر وقت بیایم»، گفتند: «نه! خودت را تا ساعت 12 برسان». رفتیم و در آن جلسه رئیسجمهور گفتند من به این نتیجه رسیدهام که حتماً وزیرانی را از خانمها معرفی کنم و انتخاب وزیران زن را از مطالبه و یک شعار انتخاباتی که برخی بر روی آن سوار میشوند، خارج کنم. گفتند خیلیها وقتی انتخاب میشوند، از آن اول میگویند که ما میخواهیم یک وزیر زن بگذاریم. ما میخواهیم این موضوع را از مطالبه خارج کنیم. یکی از وزارتخانههایی هم که تصمیم گرفتهام برایش وزیر زن بگذارم، وزارتخانه شماست. شما مشکلی ندارید؟ گفتم نه خیلی هم خوب است و ما هم خوشحال هستیم و هر کسی را که شما تصمیم بگیرید، ما حمایت و کمک میکنیم و اگر هم بخواهید بعد از انتخابات، به ایشان مشورت میدهیم، اگر هم نخواهید، کاری را که از دستمان برمیآید و به پیشرفت کشور و نظام و این گفتمان برخاسته از انقلاب اسلامی کمک میکند، انجام میدهیم. ایشان گفتند با دولت همکاری داشته باش و یکسری مناصبی را پیشنهاد کردند. من خدمتشان عرض کردم بعضی از این کارهایی که میگویید، تخصص من نیست و بلد نیستم. مثلاً؟ مثلاً در عرصه سیاست خارجی مثل سفارت و یکی دو جای دیگر. گفتم اینها کار من نیستند و شما خودتان را اذیت نکنید که حتماً بخواهید پستی به من بدهید. همان کاری که قبل از وزارت میکردم برایم شیرینتر است و اگر اجازه دهید به همان کار بپردازم. ایشان گفتند شما فکر کنید و من هم گفتم شما هم فکر کنید و ببینید چه چیزی به صلاح است و این آخرین دیدار دو به دوی ما قبل از پایان مسئولیت بود. چه شد برخلاف اکثر صاحب منصبانی که مناصب کلیدی کشور را در دست داشتند، به فعالیتهای اجتماعی و سیاسی در کف جامعه برگشتید و نخواستید در سفارتی، بانکی، جایی باشید! حدود 25 سال درس خوانده بودم و این موضوع، مسئولیتی را به عهدهام میگذاشت. در رشتهای که هستم، تعداد استادتمامها در کل کشور 10 نفر هم نیستند. در فوق تخصص گوارش و کبد گمان میکنم هنوز هم جوانترین هستم. من از سال 84 استاد تمام شدم و با اینکه شش سال از استادتمامی من میگذرد، گمان میکنم هنوز هم جوانتر از من کسی نیست. من قبل از وزارت، استادتمام بودم و به همین دلیل وظیفه داشتم که بروم کار علمی خود را انجام بدهم، بیمارانم را ویزیت کنم و به دانشجویان درس بدهم و نمیخواستم از زیر بار این وظیفه شانه خالی کنم. در کنار این موضوع، به کارهای پژوهشی و تحقیقاتی هم علاقه داشتم و این هم بخشی از علاقهام بود و میخواستم این کار را انجام بدهم. نکته سوم هم اینکه نگاه من به فعالیتهای اجتماعی هیچ وقت تفننی نبوده، یعنی هرگز حضورم در این صحنه از باب این نبوده که حالا گاهی با دوستان دور هم بنشینیم، گپی بزنیم و خندهای و تفریحی. من فکر میکردم هر جا که لازم هست حضور پیدا کنیم و کس دیگری هم نیست که آن وظیفه را به عهده بگیرد و در نتیجه تکلیف به ما متعیّن میشود، وظیفه ماست که حاضر شویم، به همین خاطر به شیراز برگشتم و همین کارها را هم انجام دادم. در حال حاضر وقت من تقریباً سه قسمت است. یک قسمت کار طبابت و تدریس است، به کسانی که میخواهند فوق تخصص گوارش و کبد بگیرند و همین طور به دانشجوهای دوره تخصص و بخش کمتری هم به دانشجویان دوره پزشکی عمومی درس میدهم و سه چهار روز در هفته، بعد از ظهرها مریض میبینم. بخش دیگری از فعالیتم، فعالیتهای پژوهشی است. مرکز تحقیقات سیاستگذاری سلامت را با همراهی دوستان در شیراز پایهگذاری کردهایم و قبل از اینکه به تهران بروم، مرکز تحقیقات گوارش و کبد را راهاندازی کرده بودیم که در هر دو مرکز کارهای پژوهشی و تحقیقاتی انجام میدهیم. مرکز اول را که خودمان تأسیس کردیم، با اینکه مدت کوتاهی از عمرش گذشته و تازه در شهریور امسال دو سالگی آن تمام میشود، تا الان بیش از 40 مقاله علمی را تولید کردهایم که همه آنها مقالات نمایهبرداری شده در نمایههای معتبر از جمله ISI بوده و برخی از این مقالهها در دنیا مورد توجه خوبی قرار گرفته است. در زمانی که اپیدمی آنفلوانزا بود، اولین مقالاتی که از کشور ما چاپ شد و برخی از آنها هم مبنای سیاستگذاری در منطقه و حتی جهان قرار گرفت، از مرکز ما بود. در آنجا نشان دادیم که این یک بیماری ملایم، ولی با واگیری بالاست و این مقاله ما در سیاستگذاری جهانی خیلی مؤثر بود که تصمیم درستی گرفته شود. همچنین موقعی که از تهران برگشتیم و هنوز ابعاد جریان فتنه روشن نبود و خیلیها متوجه مخاطراتی که نظام با آنها روبروست، نبودند، کما اینکه بنده اعتقاد دارم با اینکه جریان فتنه، جریان خاموشی است و بسیاری از چهرههای این جریان، مهرههای سوختهای هستند که باید فقط در زبالهدان تاریخ دنبالشان بگردیم، اما هنوز هم اصل جریان و فتنهآفرینیهایش باقی است و از هر روزنهای سر بیرون خواهد آورد تا در صحنه سیاسی کشور اثرگذار باشد، به همین دلیل هم ما سومین بخش فعالیتهایمان را روی بخش اجتماعی گذاشتیم و با همکاری بعضی از دوستان در شیراز «کانون بصیرت» را راهاندازی و به اندازه توانی که داشتیم، سعی کردیم موضوع بصیرت و روشنگری را دنبال کنیم و در بعضی از مقاطع هم خدا توفیق داد که کارهایی را به فضل خدا انجام بدهیم. مثلاً ما به قصه 9 دی فقط به عنوان یک نماد و شعار نگاه نکردیم، بلکه سال 89، در سالگرد 9 دی همایشی را برگزار کردیم و در آن به کالبدشکافی جریان فتنه و آینده انقلاب اسلامی پرداختیم. نگاهمان هم این بود که 9 دی در تاریخ انقلاب اسلامی، یک قله است. این درس را هم از مقام معظم رهبری گرفتیم که باید این قله را هم بشناسیم و هم بشناسانیم. احساس ما این است که حالا چون نزدیک این قله هستیم، عظمت آن را خوب درک نمیکنیم. شاید هرچه دورتر برویم، بهتر بفهمیم که در سال 88 چه رخ داد تا آن را تجربهای برای بزنگاههای بعدی قرار بدهیم. یکی از محورهای کاری ما در کانون بصیرت، این جنس فعالیتهاست. ادامه دارد... |
|
| سنگینی سایه طرح سوال از احمدی نژاد |
| ساعت ۱:٠۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
برخی منابع خبری نزدیک به دولت با ایجاد فضاسازی و تبلیغات روانی برخی اسامی امضا کنندگان را منتشر و اعلام کردند که آنها امضاهای خود را پس گرفتند. برای به جریان انداختن طرح سوال از رئیسجمهور، امضای 73 نفر از 290 نماینده مجلس هشتم کافی است. ولی هیات رئیسه مجلس می گوید تعداد انصراف دهندگان بیشتر از حد معمول بود. اما علی مطهری با رد اظهارات باهنر مبنی بر از حد نصاب افتادن امضاکنندگان سوال از رئیس جمهور گفت: از 100 امضا تنها 16 امضا پس گرفته شده و درصورت تعلل بیشتر هیات رئیسه در این امر، استعفا می دهم علی مطهری روز گذشته در اعتراض به مطرح نشدن سوال از رئیسجمهور تهدید به استعفا کرد در حالی که رئیسجمهور برای هفتمین بار برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل عازم ایالات متحده آمریکا شده ولی همچنان سایهطرح سوال از رئیسجمهور بر دولت سنگینی می کند اما به نظر می رسد این بار عاملی در هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی نمیخواهد که طرح مذکور احیا و عملی شود. این در حالی است که هر گاه اعضای هیات رئیسه در مظان سوال خبرنگاران قرار می گیرند در اظهاراتی میگویند این حق نماینده است که از رئیسجمهور سوال کند. در عین حال به رغم اینکه طرحی با امضای حدود 100 نماینده به هیات رئیسه تقدیم شده بود اما این طرح هیچ گاه مجال نیافت در صحن علنی مجلس طرح شود. اما آنچه باعث شد این طرح یک بار دیگر بر سر زبان ها بیفتد، اظهارات اعضای هیات رئیسه راجع به از حد نصاب افتادن این طرح و در مقابل اصرار طراحان آن است. علی مطهری از جمله چهره های اصولگرای مجلس است که بیشتر به عنوان منتقد دولت شناخته می شود. |
|
| موضع دیرهنگام و فرار به جلو در قبال اختلاس بیسابقه در تاریخ کشور |
| ساعت ۱:۳٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، فساد اقتصادی |
|
احمدینژادِ علمدار مبارزه با فساد کجاست؟ گروه سیاسی- محمود احمدینژاد امروز در حالی دور چهارم سفرهای استانی خود را با سفر به اردبیل آغاز کرد که پیش از این برخی رسانههای دولتی وعده داده بودند که در جریان این سفرها قرار است ناگفتههایی با مردم در میان گذاشته شود.به گزارش رجانیوز، جنجالیترین بخش از سخنان امروز رئیسجمهور در ورزشگاه تختی اردبیل مربوط به واکنش او به سوء استفاده و اختلاس بیسابقه از شبکه بانکی کشور بود که پس از گذشت یک ماه و نیم از کشف این فساد از سوی وزارت اطلاعات، وی سرانجام موضع دیرهنگام و توأم با منت خود را اعلام کرد. احمدینژاد البته پیش از ورود به این بحث، با یادآوری اجرای هدفمندی یارانهها، به افرادی اشاره کرد که در این زمینه مانعتراشی و کارشکنی میکنند، بازار را تحریک میکنند و اطلاعات غلط به مردم میدهند تا اجرای این طرح زمین بخورد. وی سپس اظهارات اخیر خود در مورد امکان سه برابر شدن یارانههای پرداختی به مردم را نیز تکرار کرد و افزود: «من در جایی گفتم که ایمان دارم که میتوان سه برابر مقدار فعلی یارانه را به مردم داد؛ اما برخی ناراحتند و نمیخواهند که در گامهای بعدی این طرح اجرا شود. اگر در اجرای این طرح مشکلی هم ایجاد شده، بیایید آن را با هم حل کنیم. یک دولت آمده است و این کار بزرگ را انجام داده است، حالا اگر در گوشهای مشکلی ایجاد شده، باید در پی حل آن باشیم. برخی سودشان در هدفمند نشدن یارانههاست. زمانی بود که حوالههای بنزین میگرفتند و بجای اینکه آن را در جای خود مصرف کنند، این حوالهها سر از خلیجفارس درمیآورد و به صورت قاچاق از کشور خارج میشد در حالیکه اینها مال مردم بود.» اجرای طرح بزرگ هدفمندی یارانهها که در واقع جلوگیری از توزیع ناعادلانه منابع و هرزرفت منابع ملی است، اقدام شجاعانهای بود که مردم نیز برای اجرای آن کمال همراهی را کردند و دولت نیز توانست با برنامهریزی و جلب اعتماد عمومی بهنحوی کار را مدیریت کند که پیشبینیها در مورد تورم 40 درصدی و 70 درصدی غلط از آب دربیاد. با این حال، غلط درآمدن این پیشبینیها به معنای این نیست که در اجرای این طرح مشکلی وجود ندارد، بهطوری که احتمالاًخود آقای احمدینژاد نیز وجود نقاط ضعف متعدد بهویژه در بخش تولید و صنعت را تأیید میکند، بنابراین، راه حل مواجهه با این شبهات، بیان مطالبی که بوی فرافکنی از آنها میآید، نیست، بلکه دولت باید ضعفها را برطرف کند و به شبهات نیز پاسخ دهد. مردم نیز تفاوت حرف با عمل را متوجه میشوند. رئیسجمهور پس از بیان این نکات در مورد هدفمندی پس از گذشت یک ماه و نیم از کشف و 10 روز از علنی شدن اخبار اختلاس بزرگ در شبکه بانکی کشور بالاخره به سخن آمد اما بهجای آنکه بهدلیل رخ دادن این فساد در زیرمجموعه دولت از مردم عذرخواهی کند و مدعی شماره یک برخورد و ریشهکنی این ماجرا باشد، از جریانهایی نام برد که میخواهند با منسوب کردن این فساد به پاکترین دولت، رد مفسدان اصلی را گم کنند و به قوه قضائیه گفت این افراد را شناسایی و به او معرفی کند. وی در اظهارات خود، ماجرای قرارداد کرسنت را نیز یادآوری کرد تا از آن بهعنوان یک نمونه یاد کرده باشد که دولت خود یک موضوع فساد را کشف و پیگیری کرده اما افراد و رسانههای خاص آن را به دولت منتسب کردهاند. وی در این زمینه گفت که قبل از دولت نهم قرارداد گازی به نام کرسنت نوشته شد که می خواستند گاز را به قیمت مفت بفروشند اما مرحوم کردان این فساد را کشف کرد. احمدینژاد به روزنامه کیهان نیز حمله کرد (بدون نام بردن) و گفت که این روزنامه برای گم کردن رد مفسدان اصلی، کردان را که خود سوء استفاده را کشف کرده بود، متهم کرد. رئیسجمهور با بیان اینکه "برخی آقازاده ها آن قرارداد را منعقد کردند"، عنوان کرد: مرحوم کردان نماینده ما در نفت نزد من آمد و گفت که در این قرارداد، گاز به قیمت مفت فروخته شده است. رییس قوه مجریه با بیان اینکه گروهی در این قرارداد، ملت را فروختند، آنان را برای سوء استفاده 100 میلیون دلاری و نادیده گرفتن ملت سرزنش کرد. این اظهارات در حالی امروز از سوی آقای احمدینژاد بیان شد که با توجه به شعارهای او در زمینه فساد ستیزی، منش شخصی وی و خاستگاه ضد فساد دولت که بر اساس همین شعارها از مردم در سالهای 84 و 88 رأی گرفت، انتظار میرفت که وی با همان حرارتی که در سالهای دولت نهم در سفرهای استانیاش خطاب به مفسدان اقتصادی میگفت که "شیلنگ منابع ملی را از دهان آنها بیرون میکشیم"، اکنون نیز بیرحمانه به روی فسادی که احساسات عمومی را جریحهدار کرده، تیغ میکشید و از مردم نیز صادقانه بهدلیل سهلانگاری شبکه بانکی کشور عذرخواهی میکرد نه اینکه با توجیههای متعدد از سایر پروندههای فساد قرینه بیاورد. رئیسجمهور حدود دو ماه پیش در نامهای به وزیر علوم با استناد به آنچه که شنیدههای خود خواند، خواستار توقف طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاهها شد و این نامه را به رسانهها داد، آیا نباید بعد از یک ماه و نیم از کشف این سوء استفاده بیسابقه، دو خط نامه در توبیخ خاطیان دولتی این ماجرا به رسانهها میآمد؟ مگر آقای احمدینژاد در ماجرای موسوم به تخلف بیمه ایران و در حالی که رقم مورد ادعای سوء استفاده در آن، حدود 60 میلیارد تومان عنوان شده بود، یک شبکه مدیران بیمه ایران را برکنار نکرد. عمده دلسوزان انقلاب و دولت با رصد نشانههای آشکار انحراف گفتمانی در دولت دهم پیشبینی تسری آن به سایر حوزههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و بروز چنین مفاسدی را نیز در دولت میکردند. مواردی مانند هزینههای بیحساب و کتاب در شورای ایرانیان خارج از کشور، پروژه هتلهای کیش و توصیه نامههای متعدد مشایی برای محمد سعید العقیلی که احمدینژاد سال 85 از او بهعنوان مفسد اقتصادی یاد کرده بود، تأسیس بانکهای خصوصی با سرمایههای مشکوک از نشانههای نفوذ جریان انحرافی به گلوگاههای اقتصادی کشور بود. در مورد همین بانک آریا که رئیسجمهور امروز اطلاع داد قبلا به رئیس بانک مرکزی بر اساس گزارشهایی که به ریاست جمهوری رسیده بوده، تذکر داده است، بد نیست صورت جلسه هیئت دولت در شهریور 89 که سرمایه اولیه 200 میلیارد تومانی این بانک برخلاف مصوبه اردیبهشت 89 همین هیئت وزیران که تأکید کرده بود سرمایه اولیه باید 400 میلیارد تومان باشد، مجددا مرور شود. رئیسجمهور عصر امروز در خلخال گفت: «دولت برای اینکه بتواند اموال این افراد را بلوکه کند، قرار شد بی سر و سدا این اموال شناسایی و مسدود کند و بعد خبر آن اعلام شود؛ حال یکی خبر را زودتر داد و بعد عدهای گفتند جلوی این اقدامات را گرفتیم که دستشان درد نکند اما یک باره دیدیم قلمهای خبیث برای فراری دادن مجرمین پشتپرده شروع به متهم کردن خود دولت کردند و پاکترین فرزندان ملت را در دولت متهم کردند و باید گفت این فریادها، فریادهای مقابله عدالت و پاکی است.» در عین حال، روز گذشته سندی منتشر شد که بر مبنای آن، اسفندیار رحیم مشایی به وزیران اقتصاد و راه برای واگذاری شرکت تراوس آنهم خارج از مناقصه و با استناد آن به دستور رئیسجمهور نامه نوشته بود. آیا منظور احمدینژاد از پاکترین فرزندان ملت و پشت پردهها همین مسئله است! آقای احمدینژاد در اظهارات خود با بیان اینکه این اتفاق در یک بانک که خصوصی شده، رخ داده، بهنحوی القا کرد که اختلاس بزرگ ارتباطی با دولت ندارد. این در حالی است که دولت مسئول نظارت بر شبکه بانکی کشور است و مدیرعامل بانک خاطی نیز وزیر کار دولت نهم بوده و در دولت دهم نیز مورد حمایت ویژه معاون اول رئیسجمهور بوده و هست. همچنین دهها خلاف و فساد اقتصادی رخ داده در این سوء استفاده بیسابقه با امضاهای مقامهای دولتی بوده است. اگر در پشت این فساد بزرگ، یک اراده سیاسی نباشد -که البته بعید است- نشانه تعطیل بودن بعد نظارتی بهعنوان مهمترین ابزار جلوگیری از فساد در دولت است و این یعنی شعارهای ضد فساد عمدتاً در سطح شعار است و چنانچه اراده سیاسی نیز به این فساد ضمیمه است، منشأ این فرافکنیها برای مردم روشن میشود. آیا اگر آقای رئیسجمهور اجازه میداد که به پروندههای مطرح در مورد آقایان رحیمی و بقایی رسیدگی شود، کلونیهای فساد به این نتیجه نمیرسیدند که نزدیکترین افراد در این دولت نیز مصونیت ویژه ندارند؟ بنابراین، این جرأت را پیدا نمیکردند که اینچنین با دولت برآمده از شعارهای عدالتخواهانه و ضد فساد بازی کنند. رئیسجمهور در بخشی از سخنان خود مواردی در مورد قرارداد کرسنت نیز بیان کرد که اگرچه به نظر میرسد از حیث روایت تاریخی کشف ماجرا مخدوش باشد، چرا که وی مدعی شد کردان تخلف را کشف کرده بوده، در حالی که کشف تخلف مربوط به سال 83 در مجلس هفتم است اما هدف از بیان این ماجرا چیست؟ توقع مردم از آقازادههای فاسدی که احمدینژاد امروز به آنها اشاره کرد، فساد بود، اما آیا مردم همین توقع را از دولتخواه دارند یا اینکه مردم به این دولت رأی دادند که آن قضایا تکرار نشود؟ آیا تغییر صورت مسئله چیزی را تغییر میدهد؟ آیا کار احمدینژاد که بهعنوان علمدار مبارزه با فساد شناخته میشد، باید به جایی کشیده شود که یک ماه و نیم پس از کشف این ماجرا، خبری که از برخورد او با متخلفان منتشر نمیشود، در مقابل بهجای آنکه مردم شاهد فریاد بلند او بر سر مفسدان و برخورد با آنها باشد، از قوه قضائیه بخواهد که عوامل را شناسایی و به او معرفی کند؟ رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دو هفته قبل با هیئت دولت با یاد کردن از شعارهای عدالتخواهانه و ضد فساد دولت تأکید فرمودند که دولت باید همین شعارها را دنبال کند وگرنه توفیقات الهی کم خواهد شد. آیا همین روشها در دولت در حال پیگیری است یا در جریان نفوذی سایه انحرافش را چنان گسترانده که میخواهد مجموعه دولت را که نیروهای خدمتگزار نیز در آن کم نیستند و برآمده از دغدغههای انباشته نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی را بدنام کند و در واقع با همافزایی عملیاتی با جریان فتنه، موضع این جریان را تقویت و احیا کند. |
|
| این سخنان بوی اومانیسم میدهد... |
| ساعت ٢:۳٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
آقای رییسجمهور به تازگی مطالبی گفتند که هرچند بسیاری از آنها درست و مفید بود، من را به یاد سخنرانیهای آقای خاتمی در دوره ریاست جمهوریشان انداخت. در آن دوره، امثال بنده به ایشان انتقاد میکردیم که رئیس جمهور، ایدئولوگ و نظریهپرداز نیست، بلکه در درجه نخست، مجری سیاستهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نظام است... سرویس فرهنگی ـ دکتر علی مطهری با بیان اینکه انکار جنگ فرهنگی، انکار امر بدیهی است، گفت: مسأله استعمار فرهنگی در قرون اخیر که از طرف غربیها در کشورهای جهان سوم صورت گرفته، یک واقعیت تاریخی است؛ بنابراین، مسأله تهاجم فرهنگی و بلکه به تعبیر رهبر انقلاب «شبیخون فرهنگی» انکارشدنی نیست.
|
|
| فرزند جدید احمدینژاد و مشایی متولد شد! |
| ساعت ۳:٢٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
ر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلسه دوشنبه هیأت دولت در پاسخ به سؤالات خبرنگاران در مورد وزارت فرهنگ و ارشاد، به احتمال تغییر نام این وزارت خانه به وزارت فرهنگ و هنر و حذف عبارت ارشاد اسلامی از آن اشاره کرد. به گزارش شفاف، این پیشنهاد از پیشنهاداتی است که مشایی آن را از حدود یکی دو سال پیش دنبال می کرده و اکنون به صورت علنی آن را عنوان کرده است. حسینی در پاسخ به سؤال خبرنگاران در مورد موضع رئیس جمهور پیرامون حذف عبارت ارشاد اسلامی از نام این وزارت خانه، گفت «ایشان هم با این موضوع مخالفتی ندارند.» هر آن چه مهاجرنی می خواست و یا در خواب آرزوی اجرایش را داشت، در دولت دهم محقق شد یا در حال تحقق است... وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلسه دوشنبه هیأت دولت در پاسخ به سؤالات خبرنگاران در مورد وزارت فرهنگ و ارشاد،
به احتمال تغییر نام این وزارت خانه به وزارت فرهنگ و هنر و حذف عبارت ارشاد اسلامی از آن اشاره کرد. به گزارش شفاف، این پیشنهاد از پیشنهاداتی است که مشایی آن را از حدود یکی دو سال پیش دنبال میکرده و اکنون به صورت علنی آن را عنوان کرده است. حسینی در پاسخ به سؤال خبرنگاران در مورد موضع رئیس جمهور پیرامون حذف عبارت ارشاد اسلامی از نام این وزارت خانه، گفت «ایشان هم با این موضوع مخالفتی ندارند.» از آنجا که اصولاً خلاف رسم مرید و مرادی است که مرید نظر مرادش را نقض کند، قاعدتا محال ممکن بود که احمدینژاد بخواهد خلاف نظر رئیس دفترش اظهار نظر کند.
به گزارش خبرنگار شفاف، مشایی در محافل خصوصی و جلسات مختلف مدام به این موضوع اشاره میکرده که «چه معنی دارد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته باشیم؟ وزارت باید وزارت فرهنگ باشد. ارشاد اسلامی یعنی چه؟ باید مفاهیمی باشد که همه از آن برداشت واضح و روشنی داشته باشند مانند وزارت فرهنگ و هنر.» نهایتاً هم کما فی السابق باید همان شود که آقای رئیس دفتر میخواهد. هرچه از انتخابات ۸۸ فاصله میگیریم، بیشتر نسبت به استبداد سیاسی و برخورد سلبی احمدینژاد با رسانههای منتقد اشراف پیدا میکنیم. تؤاماً به روحیه لیبرال گونه احمدینژاد در مسائل فرهنگی هم بیش از پیش پی میبریم. از آن گفتوگوهای جنجالی اسفند ۸۸ در مورد تعطیلی گشت ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر گرفته تا بیتفاوتاش نسبت به ابتذال در سینما. ![]() وقتی رئیس جمهوری جسور مانند آقای احمدینژاد در برابر مشایی دچار انفعال است، از حسینی که از جهت شخصیتی هم بسیار نرم و لطیف است هیج توقعی نمیرود. از طرف دیگر استبداد سیاسی حاکم بر وزارت فرهنگ و ارشاد که مجدداً از ادلهای است که بر فرضیهای صحه میگذارد که نام آن را گذاشتهام «باج اجتماعی به ازای اختناق سیاسی». وزارت فرهنگ و ارشاد چهرهٔ کاریکاتورگونهای پیدا کرده است؛ از این جهت که به جای افزایش آزادی بیان در مطبوعات و رسانهها، شاهد افزایش روز افزون ممیزیهای بیجا و سخت گیریهای بیمورد هستیم. نمایشگاه بین المللی کتاب تهران شاهد مثال این مدعاست؛ از طرفی میتوانید رمانهای ترجمه شدهای را پیدا کرد که در آن به معاشقهٔ اروتیک شخصیتهای داستان پرداخته شده است و از دیگر سو به دلایل کاملاً سیاسی و بیربط به آثار شهید بهشتی، پس از سال ۸۸ یعنی برای سه سال متوالی مردم از خرید و استفاده از آثار یکی از نظریه پردازان جمهوری اسلامی محروم شدهاند. به همان ترتیبی که ذکر شد، اگر از جهت سلسله مراتب اداری و شخصیتی پایینتر بیاییم، میرسیم به معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد، جواد شمقدری. علاوه بر جواد شمقدری، خانوادهٔ شمقدری هم در سینمای ایران جریان ساز بوده و هستند که توضیح آن از حوصلهٔ این بحث خارج است. اما آنچه تأسف برانگیز است، داعیه و سبقهٔ مذهبی و به قول ایشان به اصطلاح حزب اللهی بودن این افراد است که اتفاقاً خروجی آن کاملاً عکس ادعایشان را نشان می دهد. معاونتی که به فیلم جرم برای آنکه مسعود کیمیایی افتخار دهد و در مراسم افتتاحیه شرکت کند، جایزهٔ بهترین فیلم را به این فیلم کم ارزش وکم محتوا اعطا کرد. افرادی ظاهرالصلاح ولی در عمل بدتر از مهاجرانی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد دولت خاتمی مسئولین فعلی فرهنگ فرنگی شدهٔ ما هستند. کجاست صفار هرندی که در پاسخ به اعتراضات به خود، به کنایه میگفت ننگ شما آن وزیر فرهنگی است که الآن فراری و لندن نشین است. ![]()
|
|
| رهبری مخالف بود، اما امام زمان به ما گفت احمدی نژاد اسم ها را اعلام کند |
| ساعت ۳:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
مقام معظم رهبری راجع به اینکه آقای احمدی نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد تأکید داشته اند، اما احمدی نژاد اسم آورد. بعدها هم گفت تنها کسی که به من گفت اسم افراد را بیاورم مشایی بود؛ حالا مشایی چه طوری بیان می کند که احمدی نژاد باید این کار را بکند، دیگر برای ما روشن نیست. خلاصه اینکه مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می شود. روزنامه قدس: حجت الاسلام سقای بیریا مطالب مهمی درباره مشایی، احمدینژاد و مکتب ایرانی بیان کرد؛
وی که در دوران مسئولیت خود به دلیل چالشی بودن رابطه دولت با حوزه عملیه و مراجع به شدت مورد انتقاد بود، به تازگی اظهاراتی را بیان داشته است که به گزارش شفاف از خبر آنلاین، اهم اظهارات وی چنین است:
*بنده از زبان آقای احمدینژاد شنیده ام که ایرانیان هیچ گاه بت نپرستیدهاند و همیشه موحد بوده اند و دیگر اینکه ایرانیت از اسلامیت برتر و ریشه دارتر است. یکی از القائاتی که جریان انحرافی بعد از بیداری اسلامی داشت و احمدینژاد آن را به نقل از مشایی بیان کرد این بود که گفت ما تمدن اسلامی و امت اسلامی نداریم. * افکار جریان انحرافی عناصری دارد که هنگامی که کنار یکدیگر گذاشته میشود، در حقیقت انقلاب اسلامی را تضعیف میکند و متأسفانه آقای احمدینژاد بدون توجه به لوازم اینها، آنها را تکرار نموده و نقل میکند. * مشایی عملاً به موضوع حجاب بیاعتنایی میکند و القای بیاعتنایی دارد و عنوان میکند که این مسایل مهم نیست و مسأله ربا در جامعه از اهمیت بیشتری نسبت به این موضوع برخوردار است. * آن چیزی که در حرکتهای جریان انحرافی مشاهده میشود، هدفش این است که روحانیت و ولایت فقیه کنار گذاشته شود. آنها در ظاهر بیان میکنند که ما ولایت فقیه را قبول داریم، منتهی ولایت فقیهی را قبول دارند که برای زمان غیبت است و مدعی هستند الان چون ما در قرب ظهور(ظهورصغری) هستیم، به ولایت فقیه نیازی نداریم. *جریان انحرافی ادعا می کند که متوجه می شود که «مرضی امام زمان» چیست و گاهی نسبت به آن اصول ادعای کلی دارد که بیان می کند خداوند متعال در قرآن می فرماید «کسانی که در راه ما مجاهده می کنند، ما راه را به آنها نشان می دهیم» و این ادعای کلی را دارند و وقتی به آنها گفته می شود این برداشت اشتباهی است، بیان می کنند که امام زمان در حال تدبیر امور است و این تعابیر کلی را برای عوام ذکر می کند. *مشایی به عنوان عنصر اصلی جریان فتنه در قضایای جزئی به سران مدیران اجرایی القا نموده و می گوید که امام زمان اکنون فلان خواسته را دارد، گاهی اوقات هم مواردی پیش آمده که خواسته های او با سخنان مقام معظم رهبری در تضاد بوده است. *به عنوان مثال مقام معظم رهبری راجع به اینکه آقای احمدی نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد تأکید داشته اند، اما احمدی نژاد اسم آورد. بعدها هم گفت تنها کسی که به من گفت اسم افراد را بیاورم مشایی بود؛ حالا مشایی چه طوری بیان می کند که احمدی نژاد باید این کار را بکند، دیگر برای ما روشن نیست. خلاصه اینکه مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می شود. * مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان میخواهد که احمدینژاد اسم افراد را در مناظرهها بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح میشود. |
|
| مشایی گفت درحالتی معنوی،یقین کردم خواست امام زمان،آوردن اسم افراد درمناظرههاست |
| ساعت ۱٢:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
بنده از زبان آقای احمدی نژاد شنیده ام که ایرانیان هیچ گاه بت نپرستیده اند و همیشه موحد بوده اند و دیگر اینکه ایرانیت از اسلامیت برتر و ریشه دارتر است |
|
| مشایی در نیمکت، احمدینژاد وارد رینگ میشود! |
| ساعت ۱۱:٥٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
آن قدر کلیدواژهها مکتب ایرانی در این بند عیان است، که توضیح و تفضیل زیادی نمیخواهد. مضاف بر اینکهنژاد پرستی و پان ایرانیسم هم طبق معمول در آن موج میزند که از بدعتهای جدید گفتمان رئیس جمهور است. آن قدر ایران در این بند مهم انگاشته شده که گویی انسان مقام الوهیت پیدا کرده است؛ چرا و بنا بر کدام منطقی اگر فرهنگ و تمدن ایران نباشد، چیز قابل ذکری باقی نمیماند؟ آیا فرهنگ اسلام بدون فرهنگ ایران نمیتوانست پا به عرصهٔ گیتی بگذارد؟ احسان رستگار، شفاف؛ طی حدود یک ماه اخیر، نماد جریان انحرافی سکوت مصلحتی اختیار کرده و در محافل و پستوها اظهار نظر میکند. از آنجا که دولت به انحراف افکار عمومی از سوی خود به سمت مسائل فرعی و انحرافی عادت کرده و از آن برای فرافکنی عملکرد ضعیف خود استفاده میکند؛ نقش قبلی مشایی که ایجاد جنجال و طرح مفاهیم بدعت گذارانه بوده، در حال انتقال به رئیس جمهور است. ![]()
|
|
| زیباکلام: احمدی نژاد و مشایی پیروز انتخابات آینده هستند! |
| ساعت ۱٢:٢۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، صادق زیباکلام ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
بعد از انتخابات 22 خرداد یک بار شما ندیدید و نشنیدید که آقای رحیم مشایی به مخالفان،منتقدان و معترضان به نتایج انتخابات را فتنه گر، منافق، نوکر آمریکا و استکبار جهانی بنامند چراکه اساسا ایشان همچین اعتقادی ندارند. |
|
| اعتراف باهنر به اینکه علاقه نداشته احمدینژاد رأی بیاورد: |
| ساعت ۱۱:٠٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدرضا باهنر ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
مخالفانم در مجلس پنج نفرند! محمد رضا باهنر در گفتوگویی با خبرگزاری مهر مجموع مخالفانش در مجلس هشتم را پنج نفر اعلام کرده است و اعتراف کرده که علاقه نداشته احمدینژاد رأی بیاورد. وی در بخشی از این گفتوگو مدعی شده است: ممکن است عدهای از نمایندگان مجلس به من محبت داشته باشند و استدلالهای من را راحتتر بپذیرند و بتوانم در نظراتشان تاثیر بگذارم. مثالهایی که توسط شما زده شد و به نوعی همه حرفهایی که در رسانهها زده میشود توسط اقلیت 4 یا 5 نفره درون فراکسیون اصولگرایان مجلس که علاقهای به افرادی مانند باهنر ندارند مطرح میشود. همه تلاششان را هم انجام می دهند که باهنر نایب رئیس نشود و یا حتی در شورای مرکزی اصولگرایان هم حضور نداشته باشد. البته در بعضی مواقع هم موفق عمل کرده اند. عمده این گونه سخنان توسط همین 4 یا 5 نفر گفته میشود. البته معتقدم این موضوع اشکالی ندارد اما این موضوع به گونهای نشود که رسانهها باورشان شود که سخنان این افراد باور عمومی در مجلس است چرا که اگر این باور عمومی درون مجلس نسبت به بنده وجود داشت من نمیتوانستم 180رای در انتخابات هیئت رئیسه مجلس کسب کنم. اگر اکثریت مجلسیها باورشان این بود که باهنر به قانون عمل نمیکند وی را به سرعت از هیئت رئیسه مجلس بیرون میکردند. بنابراین باید گفت فریاد این 4 یا 5 نفر بسیار بلند است و صدای آنها بسیار پرهیجان است اما مرکز تولید آن بسیار محدود است. باهنر همچنین در مورد جریان اصلاح طلبان درون مجلس ضمن تأکید بر مواضع دو پهلوی خود در قبال فتنه گفت: من یک بار در پشت تریبون مجلس واژهای را به کار بردم و گفتم که اصلاح طلبان مجلس هشتم «گوشت تلخند» نیستند. یکی از اختلافات اساسی ما با برخی از افراد تندرو در میان اصولگرایان همین بود، یعنی ما در میان اصولگرایان نباید اصلاح طلبان درون مجلس را تحریک کنیم و در مقابل آنها مرگ بر فتنه گر بگوییم و یا آنها را از مجلس بیرون کنیم. چرا که این افراد پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 اعتراضاتی داشتند اما ما در مجلس نطقهای تند و آتشین چالشدار و ساختارشکن از سوی اصلاح طلبان نداشتیم و اگر هم بود بسیار محدود و کم بود. مثلاً ما در مجلس افرادی را داشتیم که افراد نزدیک آنها را در حوادث فتنه دستگیر کردند اما این موضوع وجود نداشت که این افراد بخواهند در مجلس جنجال به پا کنند و در طرفداری از نزدیکان خود سینه سپر کنند. ما مدعی هستیم که دو عامل موجب این موضوع شد اولین آن این بود که این اصلاح طلبان گوشت تلخ نبوده و دوم اینکه ما به خوبی آنها را مدیریت کردیم. در مقابل برخی اصولگرایان تندرو معتقدند که چرا مرگ بر فلانی نگفتیم و هنگامی که ما این استدلال خود رامطرح میکنیم آنها در جواب میگویند شما به دلیل اینکه به رای آنها نیاز دارید با آنها درگیر نمیشوید. معتقدم ما باید مجلس را مدیریت کنیم. اگر در دولت یک اصلاح طلب پیدا شود رئیس جمهور میتواند دستور دهد که آن فرد دیگر در هیچ مقامی به کار گرفته نشود اما ما اگر 6 اصلاح طلب هم در مجلس وجود داشته باشد نمیتوانیم به آنها بگوییم که در مجلس نباشند بلکه ما باید با آنها به گونهای تعامل کنیم که تندروی نکنند و حرفهای بیربط نزنند. در مقابل اگر این مدیریت در دست برخی اصولگرایان تندرو بود فضا را به گونهای مدیریت میکردند که چند نفر از همین اصلاح طلبان در مجلس عصبانی شوند و از سمت خود استعفا دهند و حتی بعدها کار به تحصن هم بکشد. اما ما به هیچوجه این امر را به مصلحت نظام نمی دانیم ولی متاسفانه باید گفت که این طیف تندرو این موضوع را به مصلحت نظام می داند. برخی از افراد در همین مجلس وجود دارند که میگویند هرچه زودتر اصلاح طلبان از کلیت حکومت حذف شوند بهتر و همین موضوع اختلاف جدی ما با افراد تندرو در میان اصولگرایان مجلس است. خبرنگار از باهنر پرسید: "در چند هفته اخیر مباحثی در خصوص مواضع جنابعالی در حوادث پس از انتخابات 88 مطرح شده است با توجه به این که شما از چهره های باسابقه و به نوعی کلاسیک در جناح موسوم به راست هستید و به نوعی یکی از چهره های محوری جریان اصولگرا هم به حساب میآیید، منتقدان شما معتقدند که در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری آن طور که از شما انتظار می رفت موضعگیری صریح به نفع جریان اصیل انقلاب و رهبری نکردید و حتی برخی مطرح می کنند که شما به میرحسین موسوی پیشنهاد دادهاید که در فیلم انتخاباتی وی شرکت کرده و در آن رسما از وی حمایت کنید. اگر امکان دارد پاسخ صریح و شفاف به این موضوع بدهید. تاکید من بیشتر بر مواضع جنابعالی در ابتدای شکلگیری فتنه 88 و چند هفته ابتدایی انتخابات ریاست جمهوری دهم است و انتقاد اصلی بدنه اصولگرایان به برخی از نخبگان جریان اصولگرا هم بیشتر به همین ایام باز میگردد." باهنر در پاسخ به این پرسش نیز مواضع دو پهلوی خود در قبال فتنه را تکرار کرد و گفت: «البته من همواره گفتهام که به احمدینژاد و میر حسین موسوی رای ندادهام، بلکه به محسن رضایی رای دادم با وجود اینکه قاطعانه میدانستم وی رای نمیآورد. من خودم در مجلس شاهد این موضوع بودم که این تندروها به سراغ افرادی رفتند که آنها قسم یاد کردهاند که به احمدینژاد رای دادهاند اما قاطعانه در مقابل آن فرد گفتهاند که تو دروغ میگویی. ما معتقدیم مسئولین نظام با عملکرد و هدایت آگاهی بخش خود می توانند 12 میلیون نفر از 13 میلیون نفری که به میرحسین موسوی رای دادند را از راهی که رفتند بازگردانند. من به هیچوجه و در هیچ زمانی به دنبال میرحسین موسوی نبودم و نمی خواستم او رای بیاورد. البته علاقه نداشتم که احمدینژاد هم رای بیاورد. بنابراین این گونه حرفهای سخیف سیاسی که از زبان اقلیت درون فراکسیون اصولگرایان مطرح میشود بسیار روشن و آشکار است و متاسفانه بحثهای آنها همواره ادامه دارد. برای مثال هنگامی که در مجلس هشتم ما به این دلیل که نمی خواستیم اصلاح طلبان را تحریک کنیم مجلس را به شیوه ای که به مصلحت می دانستیم مدیریت کردیم، این افراد این موضوع را به نزدیکی ما به اصلاح طلبان ترجمه کردند. در حالی که 220 فرد اصولگرا در مجلس حضور دارند و ما اگر بخواهیم رای جمع کنیم این تعداد کافی است. اینها عدهای بودند که فشار آوردند که میرحسین موسوی و مهدی کروبی باید اعدام گردند و همین فشارها موجب شد تا آیتالله آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه مجبور شود در مصاحبهای عنوان کند من به دنبال دستگیری سران فتنه هستم اما مقامات عالیرتبه نظام به دنبال این نیستند. باید بگویم این یک مرض است که این افراد به آن مبتلا هستند. یعنی ما به تمام راههایی که وجود داشت به آنها گفتیم که نظام صلاح نمیداند این افراد بازداشت شوند ولی آنها در پاسخ به ما گفتند اگر شما هم در مجلس علیه سران فتنه شعار دهید نظام مجبور به پذیرش حکم بازداشت خواهد شد.» |
|
| پایان گوشهنشینی یار احمدینژاد |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
دلیل بازگشت مشایی به کابینه هرچه باشد دیر یا زود عیان خواهد شد به همین خاطر آنچه که بیشتر از علت خروج وی از انزوای رسانهییاش مهمتر است، استمرار همراهی وی با احمدینژاد است که برای قریب به اتفاق اصولگرایان که داد همراهی با دولت اصولگرای دهم را سر میدهند ناخوشایند است. ایران: هفته دولت بهانهیی شد تا اسفندیار رحیممشایی به گوشهنشینی قریب به چهار ماههاش در پاستور پایان دهد. رییس دفتر احمدینژاد که از 25 اردیبهشت گذشته تا دیروز از حضور در جلسات هیات دولت و حتی همراهی رییس دولت خودداری میکرد، سرانجام پس از 113 روز کنارهگیری از نشستهای دولتمردان به جمع آنان بازگشت. دیروز محمود احمدینژاد در راس هیات دولت راهی حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی شد تا طبق روال سالهای گذشته در هفته دولت با آرمانهای امام تجدید بیعت کند. همه اعضای هیات دولت از مجتبی ثمرههاشمی، مشاور ارشد احمدینژاد که ایامی است به خاطر سامان دادن به برنامههای انتخاباتی حامیان دولت کمتر در جمع پاستورنشینان دیده میشود گرفته تا حمید بقایی و محمدرضا رحیمی، معاون اجرایی و معاون اول رییس دولت که مدتی است تحرکات سیاسیشان اسباب نقد دیگر اصولگرایان را فراهم کرده است در این مراسم حضور داشتند. |
|
| روایت جعفر شجونی از احمدی نژاد و حلقه یارانش |
| ساعت ۱:٠۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، جعفر شجونی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
رفقای ناباب به آدم ضربه می زند/ دولت پایش را روی پوست موز نگذارد با اینکه «جامعه وعاظ تهران»، «جامعه وعاظ ولایی» را به رسمیت نمیشناسد اما تفکیک اصول گرایان به «سنتی» و «دولتی» شامل «جامعه وعاظ» هم شده است. دبیر جامعه وعاظ تهران، جعفر شجونی است. حامی سر سخت احمدینژاد که در عین حال با یاران و مشاوران او میانهای ندارد. او میگوید، احمدینژاد را باید تعمیر و نگاه داری کرد نه تعویض. /پوست موز، چیز کوچک و بیمقداری است اما همین چیز کوچک قادر است یک آدم ۱۰۰ کیلویی را با مخ زمین بزند. دولت باید مراقب باشد پایش را روی پوست موز نگذارد. دولت احمدینژاد خدمت کرده است اما به خاطر ۱۱ روز سکوت زیر سئوال است. مانی که آقای احمدینژاد نامزد شده بود من خودم پول بلیط هواپیما از جیبم میدادم تا برای او تبلیغ کنم. ما با خود احمدینژاد جنگ نداریم... شفاف: با اینکه «جامعه وعاظ تهران»، «جامعه وعاظ ولایی» را به رسمیت نمیشناسد اما تفکیک اصول گرایان به «سنتی» و «دولتی» شامل «جامعه وعاظ» هم شده است. دبیر جامعه وعاظ تهران، جعفر شجونی است.
حامی سر سخت احمدینژاد که در عین حال با یاران و مشاوران او میانهای ندارد. او میگوید، احمدینژاد را باید تعمیر و نگاه داری کرد نه تعویض. به گزارش شفاف، خلاصهای از سخنان شجونی با امید جوان به شرح زیر است: -دولت احمدینژاد خدمت کرده است اما به خاطر ۱۱ روز سکوت زیر سئوال است. -زمانی که آقای احمدینژاد نامزد شده بود من خودم پول بلیط هواپیما از جیبم میدادم تا برای او تبلیغ کنم. یادم هست شهرهایی که همسر شهید رجایی، مجید انصاری، حسین مرعشی و فائزه هاشمی رفته بودند، من فردایش آنجا بودم و از احمدینژاد دفاع جانانه کردم. -ما با خود احمدینژاد جنگ نداریم اما هر دولتی باید ضعفهایش را بپذیرد. ضعف دولت هاشمی کارگزاران بود، ضعف دولت خاتمی، اصلاح طلبان و ضعف دولت احمدینژاد، جریان انحرافی است. -رفقای ناباب به آدم ضربه میزنند. کسی که فرزند و اطرافی ندارد و ضربه نمیخورد اسمش خداست. یک جای قرآن خدا میفرماید: الحمدالله که نه اولاد دارم نه اطرافی. آدم از این دو طایفه ضربه میخورد. آقایانی هم که ضربه خوردند از آقازادهها بوده است یا اطرافیان ناباب. ما چقدر در جمهوری اسلامی دیدهایم که آقازادههایی خیانت کردهاند و فساد مالی داشتهاند؟! -پوست موز، چیز کوچک و بیمقداری است اما همین چیز کوچک قادر است یک آدم ۱۰۰ کیلویی را با مخ زمین بزند. دولت باید مراقب باشد پایش را روی پوست موز نگذارد.
-در جریان حوادث بعد از انتخابات۸۸، انگلیس شروع به دخالت کرد، امروز همین بلا سر خودش آمده است. -با این حال دولتی که بعد از این سر کار بیاید باید راه احمدینژاد رابرود یعنی کابینهاش در مناطق محروم حضور یابد. -این گفته کلهر دروغ است. چادر نماد ملی ایران است. از قدیم الایام چادر در این مملکت بوده است. فقط اسلام حجاب را نیاورد، تایید و تقویت کرد. شما اگر به مناطقی که زرتشتیان در آن زندگی میکنند سفر کنید، میتوانید چارقدهای قدیمی که شکل چادر است را ببینید. |
|
| دستور ویژه احمدی نژاد برای بورسیه یکی از بستگانش؛ |
| ساعت ۱٢:۱٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
آیا احمدی نژاد علیه خود و اقوامش هم افشاگری خواهد کرد؟! نگاهی به نوشتهها و مصاحبههای حمید افراشته به خوبی نشان میدهد که وی یکی از طرفداران مکتب ایرانی و از حلقه یاران اسفندیار رحیم مشائی است. او در عین حال علاوه بر نسبت فامیلی ارتباط خوبی نیز با محمود احمدی نژاد دارد و باید دید چرا حکم ادامه تحصیل وی توسط رئیس جمهوری تایید شده است که آمده بود تا پارتی بازی و رانت خواری را ریشه کن کند!...احمدی نژاد علاقه زیادی به افشای اسناد در باره دیگران دارد، که نمونه آن در مناظرات انتخاباتی ریاست جمهوری دهم و با لفظ معروف بگم..بگم در سیما دیده شد. حال این سئوال مطرح می شود که در آینده نزدیک، آیا وی اسناد تحصیلی بستگان خویش را هم افشا می کند و به آن خرده می گیرد یا آنها از این امر مستثنی هستند؟! شفاف: با دستور رئیس محترم جمهور یکی از اعضای گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری که از اقوام نزدیک به احمدینژاد محسوب میشود قرار است تا به تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه امیر کبیر مشغول شود.
این خبری است که صراط نیوز منتشر کرده و مدعی شده است، در نامهای که با امضای اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر و رئیس گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری در آمده است خطاب به وزیر علوم از قول رئیس جمهور نوشته شده: «بسمه تعالی - فوری - جناب دانشجو شخصا حل مشکل و اعلام نتیجه کنید». ![]() به گزارش این سایت، این دستور رئیس جمهور در ذیل درخواست اعطای بورس تحصیل داخل کشوری و همچنین جایابی و تعهد خدمت در دانشگاه صنعتی امیر کبیر متعلق به «حمیدرضا الف» از اقوام نزدیک به رئیس جمهور و از حامیان مشایی درج شده است.
به نظر میرسد این خبر اشاره مستقیم به حمید رضا افراشته داماد پروین احمدینژاد، خواهر رئیس جمهور دارد که رئیس گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری نیز هست. حمید رضا افراشته کیست؟ اما حمید رضا افراشته کیست؟ پروین احمدینژاد سه داماد دارد. سه داماد این خانواده روحالله بهمنی، احد قدمی و حمیدرضا افراشته هستند که روحالله بهمنی و احد قدمی مداح اهل بیت هستند و حمیدرضا افراشته متمایز از آنها، همراهی رئیس دفتر دایی همسرش یعنی اسفندیار رحیم مشایی را انتخاب کرده است. حمیدرضا افراشته در سال ۸۴ به نهاد ریاستجمهوری رفت و در گروه مشاوران جوان این نهاد، معاونت استانها را بر عهده گرفت. ![]() او در نهاد ریاستجمهوری و در سمت معاون امور استانها فعالیتهای خوبی داشت و به اکثر شهرها برای افتتاح یا سخنرانی پروژهها سفر کرد. افراشته علاقه زیادی به محمود احمدینژاد دارد و توانسته ارتباط نزدیکی با او برقرار کند اما جالبتر از آن، ارتباط افراشته با رئیس دفتر رئیسجمهور است. او با مشایی ارتباط خوبی دارد و از حلقه نزدیکان رئیسدفتر رئیسجمهور محسوب میشود چنانکه در وبلاگ شخصیاش بارها در حمایت از مشایی و ولایتمدار بودن او مطالبی را منتشر کرده است. مشایی نیز پشتیبانیهای او را جبران کرد وچندی پیش او را به عنوان دبیر همایش بینالمللی جوانان منصوب کرد. افراشته همانند پروین احمدینژاد، هرگز در نقد مشایی و احمدینژاد صحبتی نکرده و ترجیح میدهد با حمایت از مشایی، به پستهای بالاتری در ریاستجمهوری برسد. او حتی در یکی از پستهای وبلاگ خود با نام «هر دم از این باغ...» انتقاداتی را متوجه دو داماد دیگر خانواده احمدینژاد کرده است.
وی در نوشتهای با اشاره به تماس تلفنی خود بعد از برکناری مشایی از معاونت اولی آورده است، مشایی در این تماس گفته است: «باید بدانند که تنها جریان مدافع ولایت، جریانی است که از احمدینژاد منبعث میشود!» داماد پروین احمدینژاد در مهمترین قسمت نوشتهاش با بیخرد خواندن مداحان اهل بیت (ع) در توهینی آشکار مدعی شد: «راهبرد گفتار حضرات خوننده در قهوه خانه» عمو هوشنگ «اتخاذ میشود، نتیجهاش آن است که در مجلس مدح به ذم احمدینژاد و مشایی پرداخته میشود!» وی در ادامه متن خطاب به مداحین اهل بیت (ع) که دو باجناقش هم عضو آنها هستند، آورده است: «اینان که بزرگترین تحلیل عمرشان، تحلیل استعمال» دو سیب «یا» خوانسار «بوده است چگونه میتوانند هزینه گفتارشان را محاسبه نمایند؟!»
افراشته همچنین در یکی از آخرین دفاعیات خود از اسفندیار رحیم مشائی در وبلاگ شخصیش، در انتقاد ازمطلبی تحت عنوان «آیا تشیع مکتب ایرانی است؟»، به قلم استاد معظم، آیت الله جعفر سبحانی، نوشت: «مکتب ایرانی برای شیعه، منشاء نژادی و قومی قایل نیست. و هیچگاه مدعی آ ن نشده است که شیعهزاده تفکر و تلاش ایرانیان است. و برعکس هر چه عزت و عظمت را که برای ایران و ایرانی قایل است، ناشی از سرسپردگی به نظام توحیدی میداند. و قایل است که فرهنگ و تمدن ایرانی، با عجین شدن با فرهنگ مترقی شیعی توانسته است جلوههای بیبدیلی در طول تاریخ ایجاد نمایدو مشایی مکتب ایرانی را در راستای اسلام ناب و در مقابل هر برداشت سخیف، انحرافی و غیر واقعی از اسلام میداند. برداشتهایی که امروزه با عناوینی همچون سلفیگری و وهابیت، ورای مباحث مذهبی و فرقهای به یاران نزدیک محملی برای بهره برداریهای غرب و آمریکا جهت تهدیدات امنیتی علیه جمهوری اسلامی در آمده است.» داماد پروین احمدینژاد همچنین در مصاحبهای در پاسخ به حسین الله کرم که مشایی و طرفداران وی را انجمن حجتیهای خطاب کرده بود، مشایی را تالی تلو احمدینژاد خواند و گفت: «این اظهار نظر که مشایی و اطرافیان او از انجمن حجتیه ایاند یا مروج عرفانهای و جریانات انحرافی، اولین افرادی که مورد هدف این مطالب قرار میگیرند رهبری معظم انقلاب و ملت ایرانند.
این افراد آگاهانه یا ناآگاهانه بر این طبل میکوبند، مشایی تالی تلو احمدینژاد است، سرسپردگی احمدینژاد به ولی فقیه زمانه نیز بر کسی پوشیده نیست. لذا اینگونه تند رویها و جلوتر از رهبری تاختنها رئیس جمهوری که بارها گفته سپربلای رهبری است را تخریب میکند و توهین به احمدینژاد و ولایت مداریاش است و از سویی توهین به رهبری روشن بین، جامع نگر، آگاه، مدیر و مدبر که بارها وی و اقداماتش را تایید نموده است. ایشان در متن تنفیذ نیز بر هوشمندی احمدینژاد تاکید کردهاند.» ***
در هر حال، نگاهی به نوشتهها و مصاحبههای حمید افراشته به خوبی نشان میدهد که وی یکی از طرفداران مکتب ایرانی و از حلقه یاران اسفندیار رحیم مشائی است. او در عین حال علاوه بر نسبت فامیلی ارتباط خوبی نیز با محمود احمدی نژاد دارد و باید دید چرا حکم ادامه تحصیل وی توسط رئیس جمهوری تایید شده است که آمده بود تا پارتی بازی و رانت خواری را ریشه کن کند!
محمود احمدی نژاد علاقه زیادی به افشای اسناد در باره دیگران دارد، که نمونه آن در مناظرات انتخاباتی ریاست جمهوری دهم و با لفظ معروف بگم..بگم در سیما دیده شد. حال این سئوال مطرح می شود که در آینده نزدیک، آیا وی اسناد تحصیلی بستگان خویش را هم افشا می کند و به آن خرده می گیرد یا آنها از این امر مستثنی هستند؟!
|
|
| پیامهای خانه نشینی احمدینژاد |
| ساعت ۱٢:۱٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
مهدی محمدی کارشناس مسائل سیاسی در جلسه هفتگی انصارحزبالله به موضوع جریان شناسی در آستانه انتخابات مجلس پرداخت و گفت:هر بحثی در مورد جامعهشناسی جریانهای سیاسی در ایران باید با ارجاع به فتنه سال ۸۸ انجام شود. |
|
| دستور رئیس جمهور به وزیر علوم برای یکی از اقوامش + سند |
| ساعت ۱٢:٥٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
با دستور رئیس محترم جمهور یکی از اعضای گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری که از اقوام نزدیک به احمدی نژاد محسوب می شود قرار است تا به تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه امیر کبیر مشغول شود . |
|
| ابطحی: اصلاحطلبان برای مقابله با احمدینژاد به سراغ یک چهره .... |
| ساعت ۱٢:٠٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدعلی ابطحی ، اصلاح طلبان ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
ابطحی: اصلاحطلبان برای مقابله با احمدینژاد به سراغ یک چهره غیرمردمی به نام هاشمی رفتند
محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر سید محمد خاتمی در دوره اصلاحات و از فعالان سیاسی اصلاحطلب، هفته گذشته در گفتگویی تفصیلی با «نسیم»، به تشریح وضعیت اصلاحطلبان در انتخابات مجلس نهم، آسیبشناسی جریان اصلاحات، وقایع سال 88 و جنبش سبز و همچنین انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و... پرداخت:
- دلیل شکست اصلاحطلبان در انتخابات 84 مدیریت نادرست جریان اصلاحات برای رسیدن به کاندیدای واحد بود. نتایج انتخابات نشان داد اگر جریان اصلاحات روی یک کاندیدا در سال 84 توافق می کرد، آقای احمدینژاد در دور اول رأی نمیآورد، آقایان کروبی و هاشمی به دور دوم میرفتند و امکان رئیسجمهور شدن کروبی قطعا وجود داشت. - در سال 84 نه هاشمی نماد اصلاحطلبی بود و نه احمدینژاد نماد اصولگرایی. - الآن مایل نیستم در مورد آقای هاشمی صحبت کنم، اما طبعا به دلیل اینکه در آن شرایط هاشمی به عنوان نماد "قدرت - ثروت - حکومت" شناخته شده بود و گزینه غیرمردمی تلقی میشد، هر کس که رقیب ایشان میبود رای می آورد. - سراغ احمدی نژاد نرفتیم چون نمیشد اصلاحطلبان از کسی حمایت کنند که تمام پیشینهاش بر دوش مجموعه مخالفان افراطی اصلاحات بنا شده بود. - پیشینه احمدینژاد ظرفیت جمع کردن تمام مخالفان اصلاحطلبان را داشت و از آن سو نیز اصلاحطلبان به دلیل آن که گزینهای به نام احمدینژاد مقابلشان بود، مجبور شدند در دور دوم انتخابات به سراغ هاشمی بروند. - احمدینژاد فعلی با احمدینژاد 84 متفاوت است. سال 84 اکثرحامیان آقای احمدینژاد عبارت بودند از کسانی که به خاطر تدین، به ایشان رای دادند. حامیان او مخالفان افراطی اصلاحطلبان بودند که معتقد بودند در دوره اصلاحات از لحاظ دینی در جامعه تسامح شده است. نیروهای قدرتمندی پشت ایشان بودند. - تصور من این بود که آقای احمدینژاد می تواند از آن فضا استفاده خوبی بکند. چون برای اولین بار بعد از انقلاب همه قوا هماهنگ بودند. رابطه همه قوا با هم و با محور نظام یعنی رهبری خوب بود. یک فرصت تاریخی بود برای حل مشکلات مردم. - اما بعد از مدتی احمدینژادی که در جایگاه سختترین مدافعان دینداری بود، ناگهان در جایگاه مدافع "لیبرالیسم فرهنگی" قرار گرفت. کسی که دنبال انترناسیونالیسم بود، یک مرتبه تبدیل به یک ناسیونالیست شد. به این ترتیب احمدی نژاد هم حامیان قدرتمند خود را از دست داد هم درون اصلاحطلبی به هیچ وجه ظرفیت حضور نداشت. - عمده ترین مشکل احمدینژاد این است که مخاطبان خود را نشناخت و فکر کرد که با شعار، میتواند مخاطبان رقبای خود را جذب کند و بدنه اصلاحطلبی را پشت سر خودش بیاورد؛ این اشتباه را برخی از دوستان ما نیز انجام دادند که فکر میکردند با یک شعار می توانند اصولگراها را هم در اختیار بگیرند.
- عمدهترین اشتباه جریان اصلاحات را این میدانم که ما طیف گستردهای بودیم که به نام اصلاحات حرف میزدیم. این جریان، طیف گستردهای با مواضع گوناگونی را تشکیل میداد که بخشی از آنها قطعا مواضعی نبود که اصلاحطلبی به خاطر آن بنا شده باشد. مثل حرکتهای رادیکالی که از بیرون نظام هدایت میشد یا حرکتهای افراطی که احساسات و عواطف دینی مردم را مورد توجه قرار نمیدادند. - یک مسئله اصلی اصلاحات این بود که رأس این جریان، یعنی آقای خاتمی همزمان هم رئیسجمهور بود، هم رهبر اصلاحات. دو مسئولیت داشت که باید هر دو را متوازن اداره میکرد که به اعتقاد من آگاهانه این کار را نکرد. خاتمی به دلیل مدیریت اجرائی کشور نخواست هر دو مسئولیت را متوازن اداره کند و همیشه به مسئولیت رسمی خود توجه بیشتری داشت و عمدتا مدیریت جنبش اصلاحات فدای مدیریت کشور شد. در واقع اصلاح طلبی مدیریت متمرکز نداشت. - آقای خاتمی خیلی شفاف از روزی که آمد گفت "قانون اساسی". گفت در چارچوب نظام و منتخب همین قانونی است که شورای نگهبان در آن کاندیدا را تأیید میکند. خاتمی اگر از این چارچوب بیرون میآمد به اعتقاد من خیانت به رأی مردم کرده بود، چون او در همین چارچوب به مردم وعده داده و رأی گرفته بود. - متاسفانه رقبای ما با ناجوانمردی هر کسی ساز مخالف می زد را به عنوان محورهای اصلاحات معرفی می کردند. - از سوی دیگردر بین ما جریاناتی هم به عنوان اصلاحطلب فعال بودند که مرز کاملا متفاوتی با اصلاحات مدنظر آقای خاتمی داشتند. آنها حق داشتند نظرات خود را بگویند، اما متاسفانه نظراتشان به نام اصلاحطلبی مطرح و بیشتر باعث شکست اصلاحات میشد تا قوت آن. انکار نمیکنم من هم در بسیاری از موارد نظرات افراطی داشتم که فکر میکنم باید خودم را نقد کنم. - مثلا در ماجرای قتلهای زنجیرهای سه چهار نفر در دوران وزارت اطلاعات خاتمی کشته شدند. خاتمی اصرار داشت که قاتلان باید مشخص شوند و غده سرطانی باید از وزارت بیرون کشیده شود. رهبری، آقای هاشمی، قوه قضائیه و بخشهای مختلف حکومت از این موضع خاتمی حمایت کردند. اما یک جریان افراطی آمد وسط و این چند مقتول را کرد 8 نفر، بعد 50 نفر و ... و مرحله بعد این بود که مثلا چه کسانی مرحله قبل رئیسجمهور بودند، چه کسانی فتوا دادند و ...، و آن قدر پیش رفتند که کل این پروژه آسیب دید و در آن دوره متوقف شد. - ما در دوره اصلاحات اولا میبایست به واقعیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور توجه جدیتری میکردیم. یک بخشی از این واقعیات این بود که قدرت تقسیم شده است و در مقابل این قدرت تقسیم شده باید همکاری را محور قرار میدادیم و درصدی از خواستههایمان را به خاطر این همراهیها کم می کردیم. ثانیا به عواطف دینی جامعه علاقهمندی بیشتری بروز می دادیم. ثالثا در برابر افراطیگریها جدیتر میایستادیم در این صورت خیلی از بحرانها کم میشد.
- من بین جنبش سبز و اصلاحات تفکیک قائلم. قبل از انتخابات هم خودم جزو جنبش سبز نبودم. - اینکه جریان اصلاحات از جنبش سبز خیلی ضربه خورد را قبول دارم و همیشه روی آن تأکید کردم، به همین دلیل هم رفتم سمت آقای کروبی. جنبش سبز را یک جنبش مرحلهای و گذرا می دانستم. جنبش سبز اگرچه جزئی از اصلاحات محسوب میشود اما به روشهائی که در آن اتخاذ شد و مواضع متناقضی که گرفته شد و یأس و ناامیدی که پراکند، انتقادهای زیادی دارم که اگر الآن آقایان موسوی و کروبی رسانه داشتند، حتما موارد متعدد انتقادات خودم به جریان سبز را علنا در رسانه آنان مطرح میکردم تا آنان نیز فرصت پاسخگوئی داشته باشند. - اتفاقات بعد از انتخابات یک اتفاقات یک مرتبه و پیشبینی نشده نبود. اطمینان به رای در طول این 16 -15 سال خدشه دار شده بود. این به معنای تقلب نیست. ردصلاحیتها و ... که ریشه در سالهای قبل داشت. بحرانهای کوچک که جمع شد، تبدیل شد به آن فضا. شخصیت کاندیداها هم در آن وضعیت موثر بود. مشکل بحران در شهرستانها را هم نداشتیم. عمده اتفاقات تهران بود که آن هم به دلیل مسائل گذشته بود. - افراطگریهای بعد از انتخابات خیلی ضربه زد. یعنی آن شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی که رهبری مطرح کردند، اگر از روز بعد از انتخابات سیاستِ کار می شد، خیلی از بحرانها به وجود نمیآمد.
• افول اصلاحطلبان - من اصلاحات را یک پروسه درازمدت میدانم که در بدنه جامعه جاری است و باید بماند و حتی مخالفان آن هم باید تلاش کنند بماند. به همین دلیل هم فرق میگذارم بین یک پروژهای به عنوان جنبش سبز که برای یک انتخابات طراحی شده بود با پروسهای درازمدت به نام اصلاحات. - تفکر اصلاحطلبی الزاما در جریانات حزبی که به انتخابات منجر میشود شکل نمیگیرد. به اعتقاد من اصلاحطلبی جریانی است که هم انقلاب اسلامی را پذیرا است و هم برای تقویت مبانی این انقلاب و نظام به نقد و اصلاح میپردازد. - معتقدم اصلاحات به این معنا که همیشه یک مجموعهای باشد در "درون نظام" که بخواهد نسبت به کجرویها و انحرافات، اصلاح و حرکت مدنی داشته باشد در عمق بدنه جامعه افول نکرده است و حضور دارد. البته ممکن است افرادی که تابلوی اصلاحات دارند در اثر تبلیغات در اذهان کمرنگ شوند. - اگر جریان اصلاحات نبود، جریانات اصولگرا به خیلی از مواضع امروز خود که مورد پذیرش جامعه است،هرگز نمیرسیدند. - جریان اصلاحطلبی در جامعه وجود دارد، به همین دلیل هم برخی مواقع جریاناتی غیراصلاحطلب به صورت بدلی خواست اصلاحطلبی را مطرح می کنند. - اگر جریان اصلاحطلبی شعار"ایران برای همه ایرانیان" را مطرح می کرد، در درون جامعه این حرف گسترش مییافت و شنیده می شد، اما صحبتهایی که مثلا آقای مشایی در خصوص "مکتب ایرانی" داشت و خیلی هم پُرملاتتر از دوران اصلاحات بیان شد، به دلیل اینکه پیشینهای برای آن در کارنامه آن افراد وجود نداشت، در جامعه شنیده نشد و کسی آن را باور نکرد. همچنانکه اگر آقای خاتمی هم در مورد "چاه مسجد جمکران" حرف میزد، در بین جامعه متدینان شنیده نمی شد. - هر جریان سیاسی که احساس کند نیازی به اصلاح شدن ندارد، حتما میرا خواهد بود.
• انتخابات مجلس نهم - در هر شرایطی، انتخابات یکی از حقوقی است که یک جامعه نباید آن را از دست بدهد و باید بتواند از آن به درستی استفاده کند. - با توجه به اینکه جنبش سبز از اعتراض به "مدیریت و شکل برگزاری انتخابات" آغاز شد و چیزی هم تغییر نکرده و بر اساس همان قانون و مدیران و مجریان انتخابات مجلس هم برگزار میشود، بر این مبنا نمی دانم شرکت در انتخابات را چگونه میتوانند توجیه کنند، علامتی هم برای شرکت آنها نمیبینم. - اما جریان اصلاحات از نظر مبنایی می تواند در انتخابات شرکت کند، چون همواره به "اصلاح از درون" در هر شرایط فکر کرده است. اما در شرایط فعلی اصلاحات به عنوان یک جریان سیاسی اگر بخواهد در معرفی کاندیدا و ساماندهی نیروها برای تشکیلات حزبی فعال باشد، این ظرفیت و امکان را ندارد. - انتخابات مجلس نهم نه با شرط و شروط و تهدید، بلکه با یک همدلی و آشتی ملی باید برگزار شود و مدیریت این آشتی توسط خود نظام میتواند به خوبی انجام شود. البته افراطیهای دو طرف تلاش زیادی میکنند که چنین اتفاقی نیفتد. - اگر سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی رهبری واقعا جدی پیاده شود، انتخابات خیلی بهتر برگزار میشود. - به نظر من و بنا به دلایل گوناگون و منجمله دلائل منطقهای و خستگی از منازعات سیاسی، انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی انتخابات " پرجمعیتی" خواهد بود. ... - یک فردی مثل علی مطهری در مواردی از بیشتر اقلیت اصلاح طلب، اصلاح طلبانهتر و موثرتر رفتار کرده است. - اگر بخواهم تفاوت ابطحی قبل و بعد از زندان را بگویم، این است که واقعگراتر شدهام. |
|
| با ادعای هماهنگیهای پشت پرده محصولی و احمدینژاد |
| ساعت ۱۱:۱٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، صادق محصولی ، جبهه پایداری |
|
خبرسازیهای کذب محفلی علیه جبهه پایداری بالاخره رسانهای شد/ سایت منتشر کننده خبر با انتشار نوشتهای خبر قبلی خود را تکذیب کرد
پس از آنکه بهدنبال اعلام موجودیت جبهه پایداری و مشخص شدن عقبه و پایگاه اجتماعی وسیع این جبهه، برخی از جریانها اقدام به خبرسازیهای محفلی کرده بودند، در نهایت یکی از این خبرها سر از یک سایت خبری درآورد.به گزارش رجانیوز، یک سایت خبری مدعی شد که "صادق محصولی که به نوعی یکی از چهره های شاخص جبهه پایداری محسوب شده و برخی وی را لیدر اقتصادی این جبهه می دانند اخیرا در جلسه ای 2 ساعته گزارشی از روند فعالیت جبهه پایداری به دکتر احمدی نژاد ارائه نموده است. به گفته منابع آگاه بعد از این جلسه احمدی نژاد دستور شفاهی همکاری اعضای هیئت دولت و استانداران با جبهه پایداری را ابلاغ کرده است." این ادعای کذب در حالی مطرح میشود که محصولی پس از کنار رفتن از دولت ارتباطی با رئیسجمهور نداشته است. انتشار این خبر در شرایطی است که در طی دو هفته گذشته این خبرسازی در برخی محافل انجام شده و افرادی مدعی شده بودند که تشکیل جبهه پایداری یکی از سناریوهای احمدینژاد برای انتخابات آینده است. منتشرکنندگان این خبر که ادعای ارزشگرایی دارند، در حالی بهراحتی این خبر کذب را منتشر کردهاند که جبهه پایداری مرزبندی صریح و شفافی با جریانهای فتنه و انحرافی کرده و با اعلام موجودیت این جبهه، هر دو جریان مزبور و متعلقین به آنها با یک شوک شدید سیاسی مواجه شدند. اشراف آیتالله مصباح یزدی و آیتالله خوشوقت بر فعالیتهای این جبهه بهعنوان دو عالم برجسته دینی که بصیرت و حساسیتهای آنها در قبال جریانهای ضد دینی، ضد انقلاب، فتنه و انحرافی زبانزد است، همچنین حضور افرادی که دارای مرزبندی صریح در این جریانها هستند و برای مقابله با آنها هزینههای قابل توجهی دادهاند، ترفند محافل خاص برای منفعل کردن جبهه پایداری را تا حدود زیادی ناکام گذاشته بود. با این حال، به نظر میرسد محافل مرتبط با جریان انحرافی که تثبیت جبهه پایداری را مساوی با انفعال کامل خود و جذب بدنه مردمی حامی احمدینژاد به طیف پرچمداران گفتمان انقلاب اسلامی از جنس احمدینژاد 84 میدانند، با سوء استفاده از حسن نیت گردانندگان یک سایت خبری کمتجربه که سعی میکنند خود را متصل و مرتبط با روزنامه کیهان نشان دهند، خبر کذبی را که جرأت رسانهای کردن آن در رسانههای رسمیاشان را نداشتند، به این نحو منتشر کردند. جبهه پایداری انقلاب اسلامی مورد تأیید بزرگان و علمای انقلاب اسلامی است که با شاخصهای مکتب امام(ره)، تأکید بر تبعیت از ولایت و مرزبندی صریح با جریانهای فتنه و انحرافی روز پنجشنبه 6 مرداد اعلام موجودیت کرد. ظرف کمتر از دو هفته پس از اعلام موجودیت این جبهه، بخش عمدهای از نیروهای مطیع ولایت و معتقد به مشی احمدینژاد سال 84 که پس از برخی اتفاقهای دو سال اخیر در دولت بهویژه ماجرای خانهنشینی احمدینژاد سرخورده و بلاتکلیف شده بودند، پیگیر پیوستن به این جبهه شدند. بر همین اساس، افزایش خبرسازیهای کذب و ادامهی آن طبیعی است اما به نظر میرسد با توجه به تأکیدهای مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر خودداری از نوشتن دروغ و اتهامزنی در رسانهها، افراد مدعی در این زمینه باید دقت کنند که بازی جریانهای منحرف را نخورند و در ماه مبارک رمضان با بیتقوایی مرتکب معاصی کبیره دروغ و تهمت نشوند. سایت منتشر کننده خبر با انتشار نوشتهای خبر قبلی خود را تکذیب کرد سایت منتشر کننده ادعای کذب هماهنگی محصولی و احمدینژاد و دستور رئیسجمهور به استانداریها برای همکاری با جبهه پایداری با انتشار نوشتهای خبر قبلی خود را تکذیب کرد. این سایت نوشت: «ساعاتی پیش خبری بر روی خروجی صراط نیوز منتشر شد که حکایت از حمایت عجیب آقای احمدی نژاد از جبهه پایداری انقلاب داشت! خبری که دقیقا در ساعاتی که مدیرمسئل صراط برای رسیدگی به شکایات اسفندیار رحیم مشایی در دادسرای فرهنگ و رسانه حضور داشت بر روی سایت قرار گرفت و موجبات دلآزردگی طیف وسیعی از خوانندگان حزب اللهی ما را به وجود آورد. متاسفانه ماجرا به قصور یکی از خبرنگاران صراط، آنهم در غیاب مدیرمسئول این پایگاه بازمی گشت. قصوری غیرقابل انکار که متاسفانه منجر به درج یک سوء سابقه نابخشودنی در کارنامهمان گشت. به هرحال هرچند سرعت در کار رسانهای و بیدقتیهای اینچنینی امری طبیعی است. اما از باب تکلیف شرعی بر خود فرض میدانیم از خیل عظیم امت حزب الله که با مشاهده این خبر به تشکل نوپای جبهه پایداری انقلاب اسلامی بدبین گشته و یا حتی به ما بدبین شدند حلالیت طلبیده و عذرخواهی نمائیم؛ که مومن هرگز بر خطای خویش پافشاری نکرده و عذرخواهی در هنگامه خطا را بالاترین آبرو در دوجهان میداند.» |
|
| دروغ پردازی در روزنامه یک روحانی وابسته به هاشمی رفسنجانی |
| ساعت ۱٢:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه جمهوری اسلامی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، مسیح مهاجری |
|
دانشجونیوز:درپی درج تحریفآمیز اظهارات رئیسجمهور در جمع مدیران اجرایی کشور از سوی روزنامه جمهوری اسلامی که وابسته شدید به هاشمی رفسنجانی می باشد ، خبرگزاری ها متن اصلی سخنان احمدینژاد را منتشر کردند. دانشجونیوز:درپی درج تحریفآمیز اظهارات رئیسجمهور در جمع مدیران اجرایی کشور از سوی مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی که وابسته شدید به هاشمی رفسنجانی می باشد ، خبرگزاری ها متن اصلی سخنان احمدینژاد را منتشر کردند
![]() به گزارش دانشجونیوز ، چهارشنبه هفته پیش (۵ مرداد) نشست مشترک هیأت دولت و مسئولان اجرایی کشور با حضور محمود احمدینژاد رئیسجمهور در محل مجلس قدیم برگزار شد. یکی از روزنامههای دروغ پرداز صبح کشور در مطلب دیروز خود با تحریف اظهارات رئیسجمهور مطالبی غیرواقع را به احمدینژاد نسبت داده است که به دنبال آن با پیگیریهای خبرنگار ما اصل سخنان رئیسجمهور و مطالب مطرح شده از سوی آن روزنامه جهت اطلاع افکار عمومی به شرح زیر منتشر میشود: مطلب تقطیع و تحریف شدهای که روزنامه مذکور به رئیسجمهور منتسب کرده، به این شرح است: "احمدی نژاد همچنین خطاب به حاضرین گفت: شما برای خدا کار کنید هر کس و هر عالمی هم مخالفت کرد شما اهمیتی ندهید خدا همه را جارو میکند و به زباله دان تاریخ خواهد انداخت. " اما متن اصلی سخنان رئیسجمهور در نشست مشترک هیأت دولت و مسئولان اجرایی کشور که به صورت تحریف شده در روزنامه فوقالذکر منتشر شد،که خبرگزاری فارس آنرا بدین شرح منتشر کرده است: «من از شما میخواهم که گزارش کار بدید. نذارید فضای کشور رو ببرند به سمت حرفای بیارزش. فضای کشور باید فضای کار باشه. برید بگید، پیگیری کنید. گزارش بدید. حرف بزنید با مردم، مرتب. محرومینرو فراموش نکنید. حالا خدا رو شکر نزدیک هفتاد و دو میلیون نفر یارانه میگیرند. میتونیم بگیم گرسنه وجود ندارد. اما خیلی از مردم هستند مریض دارند، مشکلات دارند. همین پولی هم که میدیم، باید بدن دوا و درمون. محرومین رو دریابید. والله خدابخاطر دعای یک انسان درمانده که همه هستی رو به نفع اون زیرو رو میکنه. خداست دیگه، خدا که مثل ماها نیست. میخواد یه کاری کنه که ملاحظه کنه. فلان آقا چی میگه؟ فلان عالم چه میگه؟ آقا اینجا چه میشه؟ فلان نماینده چی میشه؟ فلانی چی میگه؟ اونجا چی میشه؟ ۲۰۰۰ تا برا خودمون مانع میتراشیم. خودمون برای خودمون میدون مین درست میکنیم، نتونیم عبور کنیم. خدا که این مشکلاترو نداره. یه اراده میکنه همه رو جمع میکنه. جارو میکنه میریزه تو تاریخ. برسید به محرومین، نشست و برخاست کنیم با مردم. نوازش کنیم مردمرو. تکریم کنیم، شخصیت بدیم به این محرومین. بعد خدا شخصیت خواهد داد به ما.»
همچنین گزارش دانشجونیوز می افزاید "مسیح مهاجری"از حامیان جدی سران فتنه بوده و نقش فعالی هم در ستاد انتخاباتی میرحسین داشت.
مهاجری که در دولت هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی نقش مشاور رئیس جمهور را ایفا می کرد، در انتخابات 88 و در تنظیم و برگزاری برنامههای انتخاباتی موسوی از سران فتنه نقش ویژهای داشت و پس از انتخابات و در فتنه 88 نیز کوشید تا هاشمی و فتنه گران را تبرئه و از اعمال آنان حمایت می نمود به گزارش دانشجونیوز متن کامل تحریف شده در روزنامه جمهور اسلامی وابسته به هاشمی بشرح ذیل می باشد
نشست مشترک هیئت دولت و مسئولان اجرایی کشور که با حضور استانداران، معاونین و ۲ نفر از مسئولین اجرایی هر استان در محل مجلس سابق برگزار گردید، دارای حواشی جالبی بود.
دانشجونیوز:درپی درج تحریفآمیز اظهارات رئیسجمهور در جمع مدیران اجرایی کشور از سوی روزنامه جمهوری اسلامی که وابسته شدید به هاشمی رفسنجانی می باشد ، خبرگزاری ها متن اصلی سخنان احمدینژاد را منتشر کردند |
|
| بهت ناظران سیاسی از هوشمندی غافلگیرکننده احمدینژاد! |
| ساعت ٢:۳٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
به طور متوسط رییس دولت در هفته دو تا سه موضع غیرمنتظره اتخاذ می کند و عملا با به دست گرفتن ابتکار عمل، بقیه جناح ها و مسئولان ناگزیر می شوند نسبت به مواضع او موضع گیری کنند و به محض آن که بر موضوع مسلط می شوند، احمدی نژاد با طرح موضوعی جدید آنها را غافلگیر می کند. در حالی که فضای سیاسی کشور به دلیل عدم بلوغ کافی و توسعه احزاب، رسانه های مبتدی و با قابلیت حرفهای پایین و میزان و سطح مطالعه نه چندان بالا، قابل مقایسه با فضای سیاسی کشورهای توسعه یافته که بعضاً حتی صدها سال تجربه انتخابات و احزاب را دارند، نیست، استفاده از شگردهای پیچیده عملیات روانی از سوی دکتر احمدی نژاد و نزدیکان وی موجب شده است بازیگران عرصه سیاسی به ویژه طیف اصولگرا از تحلیل به موقع ابتکارات سیاسی وی ناتوان باشند. |
|
| بیانات منتشرنشده رهبرانقلاب در دیدار ... |
| ساعت ۱۱:۳٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
بیانات منتشرنشده رهبرانقلاب در دیدار رئیسجمهور، اعضای هیأت دولت و اعضای هیأت رئیسه مجلس ما در دوران خوبى واقع شدیم. باید خدا را شکر کنیم، براى اینکه در یک چنین دورانى واقع شدیم و خداى متعال یک چنین نعمت بزرگى، یک چنین فرصت بزرگى در اختیار ما قرار داده که بتوانیم براى جامعهمان، براى کشورمان، براى اسلام عزیز و براى تاریخ مفید باشیم. به گزارش پایگاه حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، متن این بیانات به شرح زیر است: یاد خدا را نباید از قلم انداخت. ما هرچه داریم، از توسل و توجه به حضرت ربوبیت است؛ اوست که دلها را به سمت اهداف والا متوجه میکند؛ اوست که دلها را قرص میکند؛ اوست که دلها را بر روى یک نقطهى ویژه مجتمع میکند. انسانها با هیچ ترفندى نمیتوانند دلها را جذب و مجتمع کنند؛ این دست قدرت الهى است، این کار خداست. بحمداللَّه مردم تو راهند، متوجهاند. ماها باید قدر فرصت را بدانیم. ما که مسئول هستیم، خداى متعال یک فرصتى به ما داده. این مهلت عمر و مهلت مأموریت یافتن - که ما هر کداممان در این نظام براى یک مدتى مأموریتى پیدا کردیم - سر مىآید. این فرصتى که به ما داده شده، باید قدر بدانیم و حداکثر استفاده را بکنیم؛ چون وقتى انسان از این عالم پایش را بیرون گذاشت، همهى درهاى حرکت و تحرک از سوى خود انسان قفل میشود. بله، ممکن است دیگران براى ما استغفار کنند و به درد ما بخورد، یا کارهائى صدقهى جاریه باشد؛ اما دیگر خود ما هیچ کار نمیتوانیم بکنیم، دستمان بسته است. تا در این دنیا هستیم، دستمان باز است؛ میتوانیم خیلى کارها بکنیم. با یک نگاه، با یک لبخند، با یک کلمه حرف، با یک حرکت دست، با یک حرکت قلم، شما الان میتوانید به قدر آسمانها و زمین براى خودتان حسنه ایجاد کنید - در این دنیا اینجورى است؛ میتواند انسان بکند، دست باز است - از اینجا که رفتیم، دست بسته است؛ دیگر هیچ کار نمیتوانیم بکنیم؛ مگر دیگران یک وقتى به یاد ما بیفتند، یک صدقهاى بدهند، استغفارى بکنند، یک چیزکى خواهد رسید؛ که به هیچ وجه جایگزین آن کارى که خود ما میتوانستیم بکنیم، نخواهد شد. لذاست که این فرصت را باید قدر دانست. اگر بخواهیم این قدردانى را به معناى حقیقى کلمه به کار ببندیم، باید همهى نیروها را به صحنه بیاوریم؛ واقعاً کمربستهى کار، وارد میدان شویم و یک مقدارى هم برگردیم به خودمان، نقصهاى خودمان را مشاهده کنیم. ما هر کداممان نقصهائى داریم؛ کم هم نیست. معمولاً عیوب ما انسانها خیلى بیشتر از محسّناتمان است؛ خودمان ملتفت نیستیم. اگر اینجور نبود، کسى مثل پیغمبر با آن عظمت - که نور خالص است و ظلمتى در وجود او نیست - استغفار نمیکرد. پیغمبر هم استغفار میکرد؛ «لأستغفر اللَّه فى کلّ یوم سبعین مرّة». حضرت فرمود: بارها و بارها من در روز استغفار میکنم؛ «انّه لیغان على قلبى». طبیعت بشر، اینجورى است. ما مجموعهاى از ضعفها هستیم؛ اما خداى متعال توان قدرت پیشرفت و حسن بىانتها را هم در ما قرار داده، که میتوانیم همین طور هى بر این ضعفها فائق بیائیم؛ یکى پس از دیگرى این صفرها را تبدیل کنیم به عدد، این منفىها را تبدیل کنیم به مثبتات. خدا که به ما ظلم نمیکند. ما میتوانیم همهى اینها را از آن طرف برگردانیم به عدد. هرچه کردیم، پیش رفتیم. آن مقدارى که باقى میماند و کمبود کار ماست، این را باید متوجه باشیم. یعنى اگر انسان متوجه ضعفهاى خود و کمبودهاى کار خود و عیوب خود نبود، عقب خواهد ماند. یکى از فوائد مسابقه این است دیگر. در مسابقه چون یک رقیب بغل دست انسان هست، آدم کمبود خودش را میفهمد؛ والّا وقتى خود انسان بهتنهائى دارد میدود، یک وقت لازم بداند، مثلاً مىایستد و چند تا سرفه و عطسهاى هم میکند؛ دیگر نمیداند که همین کار چقدر انسان را عقب مىاندازد. وقتى یک نفر بغل دست انسان هست که همان دو ثانیه، پنج ثانیه را هم توقف نکرده، آدم مىبیند که عجب، چقدر انسان جلو افتاد. در زندگى کارى ما، ثانیهها و دقایق و ساعات، عقبافتادگى وجود دارد؛ اینها را باید ببینیم تا به فکر جبران بیفتیم. اگر نتوانیم جبران کنیم، لااقل پیش خداى متعال اقرار کنیم؛ «و ان کان قددنا اجلى و لم یدننى منک عملى فقد جعلت الاقرار بالذّنب الیک وسیلتى».(1) یکى از راههاى تقرب به پروردگار، همین است: اقرار به ذنب و اقرار به کوتاهىها و عقبماندگىها و نقصها و تاریکىهائى که در وجود خودمان هست. به این مسئله توجه کنیم. همهى اینها با توفیقات الهى امکانپذیر است. ما در دوران خوبى واقع شدیم. باید خدا را شکر کنیم، براى اینکه در یک چنین دورانى واقع شدیم و خداى متعال یک چنین نعمت بزرگى، یک چنین فرصت بزرگى در اختیار ما قرار داده که بتوانیم براى جامعهمان، براى کشورمان، براى اسلام عزیز و براى تاریخ مفید باشیم. یک روزى بود که نمیتوانستیم. آن کسانى که میخواستند، انگیزه داشتند، همت داشتند، قادر نبودند؛ امروز آنهائى که همت دارند و انگیزه دارند، قادرند. این را قدر بدانیم و خدا را شکر کنیم. به روح مطهر امام بزرگوارمان رحمت بفرستیم و همچنین به شهداى عزیز و مجاهدان راه حق که این راه را به روى ما گشودند. 1) مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه * این دیدار در تاریخ 15 فروردینماه 90 برگزار شد و رهبر انقلاب در آن به ذکر توصیههایی درباب «مغتنمشمردن فرصتها» پرداختند. |
|
| دیگر چیزی به نام حامیان احمدینژاد نداریم |
| ساعت ۱٢:۳٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدرضا باهنر ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
موضوع اصلا این نیست. ما در این دوره از انتخابات تشکیلاتی به اسم حامیان آقای احمدینژاد نداریم و هیچ اصولگرایی با این عنوان نمیخواهد وارد انتخابات شود که ما بخواهیم با آنها کار بکنیم یا نکنیم./ما اصل را صحبتهای آقای احمدینژاد گرفتیم. ایشان در مصاحبه تلویزیونی گفتند در انتخابات مجلس دخالت نمیکنند و تاکید کردند قوه مجریه ورودی به انتخابات مجلس ندارد و به همین دلیل هم ورود نمایندهیی از آنها در تیم انتخاباتی ما منتفی است. شفاف:روزنامه اعتماد در مصاحبهای با محمدرضا باهنر نوشت:
اخباری مبنی بر شکلگیری شورای حکمیت از سوی صادق محصولی برای ایجاد مثلثی جدید وابسته به حامیان احمدینژاد منتشر شد. این تشکیلات با حضور سه ریشسفید به ساز و کار وحدت شما آسیب میزند. در این باره چه کار میکنید؟ شورای حکمیت منتفی شد و دیگر چنین مسالهیی، موضوعیت ندارد. البته دلایل انحلال را از خودشان بپرسید. اگر خبر شما درست باشد پس حامیان احمدینژاد تنها از طریق همان تشکیلات رایحه خوش خدمت میتوانند وارد ساز و کار انتخاباتی اصولگرایان شوند؟ ما این دوره اصلا تشکیلاتی تحت عنوان رایحه خوش خدمت نداریم. حامیان آقای احمدینژاد همانند انتخابات قبلی با ساز و کار رایحه خوش خدمت به موضوع انتخابات ورود پیدا میکنند، یعنی شما نمیخواهید آن را بپذیرید یا آنها حاضر به پذیرش همکاری با شما نمیشوند؟ خیر، موضوع اصلا این نیست. ما در این دوره از انتخابات تشکیلاتی به اسم حامیان آقای احمدینژاد نداریم و هیچ اصولگرایی با این عنوان نمیخواهد وارد انتخابات شود که ما بخواهیم با آنها کار بکنیم یا نکنیم. پس تشکیلات سیاسی اطراف آقای احمدینژاد قرار است با چه عنوانی وارد انتخابات شوند؟ ما اصل را صحبتهای آقای احمدینژاد گرفتیم. ایشان در مصاحبه تلویزیونی گفتند در انتخابات مجلس دخالت نمیکنند و تاکید کردند قوه مجریه ورودی به انتخابات مجلس ندارد و به همین دلیل هم ورود نمایندهیی از آنها در تیم انتخاباتی ما منتفی است. به هر حال توقع ما هم همین بود که قوه مجریه واردانتخابات نشود. آقای باهنر این دو موضوع با هم فرق دارد. آقای احمدینژاد گفته به عنوان یک فرد حقوقی وارد انتخابات نمیشود. اما به هر حال وی دراین چند سال یک تشکیلات سیاسی راهاندازی کرده و اسمش را گذاشته رایحه خوش خدمت. من از آنچه وضع موجود است صحبت میکنم. الان نه چیزی به اسم رایحه خوش داریم و نه چیزی به اسم حامیان احمدینژاد. پس ساز و کار شما اصولگرایان این است که حامیان احمدینژاد را در عرصه سیاسی به رسمیت نشناسید؟ مگر حامیان آقای احمدینژاد همین 25 میلیون نفری نیستند که به ایشان رای دادند؟ و حلقه سیاسی اطراف ایشان چطور؟ دیگر در اصولگرایی یک حلقه از اصولگرایان که به عنوان یک طیف زیرنظر احمدینژاد باشند، وجود خارجی ندارد. آقایان اصولگرا هستند اما دیگر زیرنظر آقای احمدینژاد کار نمیکنند. قرار هم نیست در انتخابات مجلس به اسم حامیان احمدینژاد فعالیت کنند. پس ستادهای انتخاباتی رایحه خوش خدمتیها و فعالیتهای سیاسی که حداقل در سه انتخابات کشور حضور فعال داشتند چه میشود؟ این دوستان دیگر با هم نیستند و به صورت مستقل میتوانند به تشکیلات کنونی اصولگرایی بپیوندند. ما از حضور آنها به عنوان چهرههای اصولگرا استقبال میکنیم که خدا را شکر الان همچنین موضوعی وجود دارد. پس از نگاه شما اصولگرایان، تشکیلات سیاسی رایحه خوش منحل شده است و حال باید منتظر نظر آنها بود؟ من اصلا خبری ندارم که تشکیلات سیاسی به عنوان رایحه خوش خدمت مجوز گرفته باشد که حالا بخواهد منحل شود. آقایانی بودند که به اسم آقای احمدی نژاد کار میکردند و حالا که آقای احمدینژاد گفته دیگر وارد انتخابات نمیشود، خودشان درواقع دستور انحلال را دادند. به یکی از موضوعات دیگر اصولگرایان بپردازیم. برخی از اصولگرایان معتقدند افرادی مانند لاریجانی و قالیباف، شخص هستند و نمیتوان آنها را در عرصه سیاسی کشور دارای یک تشکیلات سیاسی مانند پیروان خط رهبری یا جامعتین تصور کرد که به هر حال تشکیلات سیاسی به حساب میآیند. به همین دلیل هم از دادن امتیاز مساوی به این افراد، در حالی که وزن سیاسی مهمی ندارند، اعتراض دارند. هر دو این دوستان به هر حال از میزان رای قابل توجهی در جامعه برخوردار هستند و این طور هم نیست که بگوییم تشکیلات سیاسی ندارند. حال شاید چیزی تحت عنوان حزب نداشته باشند اما به هر حال تشکیلات سیاسی دارند که حوزه نفوذی در جامعه دارند و این موضوع به میزانی است که در گروه 8 نفره حضور داشته باشند. این موضوع تصمیم جامعتین است و ما به تصمیمهای جامعتین توجه داریم. |
|
| بخش دوم گفتوگوی خواندنی رجانیوز با امیرحسین قاضیزاده |
| ساعت ۱٠:٢٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان نفوذی |
|
مسلمانهای جزوهخوان و عملگرایی، آفت دولتها/ تشکیلات باید سیال باشد و مرزی جز مخالف ولیّ نداشته باشد
بخش اول گفتوگوی خواندنی رجانیوز با دکتر امیرحسین قاضیزاده نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی روز گذشته منتشر شد.
![]() بخش دوم این گفتوگو که به موضوع چگونگی رشد نیروهای مسئلهدار در دولت، احتمال روی کار آمدن مجدد جریان فتنه و تعریف تشکیلات در مدل جامعه ولایی اختصاص دارد، در ادامه آمده است:
خلاصه صحبتهای شما این بود که ما در سال 85-84 اشتباه نکردیم، چون حرفها و عملکرد چهار سال اول خوب بود و جبهه مقابل هم روشن بود. حال سؤال اینجاست که چطور میشود آقای احمدینژاد به اینجا میرسد؟ چون ما احمدینژاد را از زمان دانشگاه در سال 81 میشناختیم و نسبت به خانواده وی نیز شناخت داشتیم و در دوره چهار سال اول ریاست جمهوری نیز فضای عمومی حاکم بر دولت همین بود اما چگونه میشود که این افراد مسألهدار نماد دولت میشوند؟ اگر این مسأله حل نشود، اعتماد بدنه متدینین لطمه میخورد و تصور میکنند که دیگر به هیچکس نمیشود اعتماد کرد و نتیجه قطعی این بیاعتمادی، بیعملی است.
یک تعبیری دارم که ما دو جور مسلمان داریم؛ "مسلمانان جزوهخوان"، "مسلمان کتابخوان". در دانشگاه هم دیدهاید که دانشجویان دو گروه هستند؛ دانشجوی جزوهخوان و دانشجوی کتابخوان. جزوهخوان کسی است که برای قبول شدن در امتحان درس میخواند، اما کسی که میخواهد در علم و مطلبی عمیق شود، به منبع آن مراجعه میکند.
در دهه 50 هجری شمسی و پیش از اوج گیری انقلاب، یک جریان اسلامی در قالب جلسات گستردهای به راه افتاد که نسل متدینی تربیت شدند و انقلاب کردند. امثال ما در پای منبرها دینمان را پیدا کردیم و نشستیم و چند آیه و حدیث را یاد گرفتیم و چون فضا، فضای دینی بود همه شروع به تکرار آنها کردیم و الان نیز این حرفها را تکرار میکنیم. منتها آیا ما با نشستن پای منبرها و با همین اندازه ها، اسلامشناس شدیم و آیا انسان با پای منبر نشستن به آن حد اجتهاد دینی میرسد؟
پس نکته اول این است که حد دین ما یک دین قشری است، منتهی ما ذوق خوش و یک مقدار حس معنوی داریم و این دین را با حال معنویمان آمیخته میکنیم و یک دین شخصی برای خود بهوجود میآوریم. این تقریباً مشکل بسیاری از بچه مسلمانهای غیرحوزوی و در مواردی حوزوی است. حالا کسی که تا حدودی اهل علوم غریبه و رفتن پای درس این استاد اخلاق و آن استاد و اهل حافظخوانی است و طبع معنوی دارد، یکطور است و یک کسی که مقداری فلسفیتر فکر میکند و کتابهای شهید مطهری و ملاصدرا را میخواند، طور دیگری است و یک کسی که مسلمان است و پای درس فلان آیتالله بوده و یا کتابهای دکترشریعتی را نیز خوانده است، طور دیگری فکر میکند و حرفهای دیگری میزند.
من در اطراف خود از این قبیل افراد زیاد سراغ دارم. مشهد مرکز تمام نحلههای فکری است؛ از انجمن حجتیه، تفکیکیها و اخباریون بگیرید تا ملی مذهبی، بهایی و پیروان مسعود رجوی و... اما تمام اینها التقاطی است. این جور فهم دین، تا وقتی بر سر کار مهمی نیستید، کار دستتان نمیدهد، اما وقتی بر سر یک کار اساسی باشید و انسان شجاع، جسور و ساختارشکن هم باشید قضیه فرق میکند.
این را در پرانتز بگویم؛ "مستر همفر" در خاطرات خود نحوه پیدا کردن محمد عبدالوهاب را تعریف میکند و میگوید که من در قهوهخانهای در بصره نشسته بودم و دو، سه طلبه در حال بحث با یکدیگر بودند. یکی از آنها گفت که جناب عمر گفته که فلان؛ محمد عبدالوهاب برگشت و گفت که عمر غلط کرده، من میگویم فلان. من با خود گفتم که این فرد به درد میخورد چون کسی است که از مرزهایی که به عنوان تقدس دورش کشیدهاند، عبور میکند. ما با اندک سواد و اندک هوشمان که ممکن است از دیگران بیشتر باشد، وقتی به نقطه اجتهاد برسیم و بخواهیم اجتهاد کنیم و جرأت آن را داشته باشیم که از مرزهای اجتهاد اسلامی بگذریم، به لحاظ فکری کار دست خودمان میدهیم.
نکته دوم بلای عملگرایی است که سر دولتها آمده است. تمام دولتهای ما کار خود را از آرمانگرایی شروع کردند و به عملگرایی ختم شدند. در متن عملگرایی، نتیجهگرایی است و در متن نتیجهگرایی رسیدن به نتیجه به هر قیمت است و فرد تکنوکرات، شما را به هر قیمتی به نتیجه میرساند چون برای رساندن شما به آن چیزی که میخواهید، حاضر است هر کاری را انجام دهد و در واقع به شما سرویس میدهد.
مشهور است که برای خود آقای احمدینژاد نیز بهترین سرویس را آقای مشایی بدون چون و چرا و توجیه و سؤال به او میدهد. مگر خداوند تبارک و تعالی به ما نمیگوید که شما هرچه که من از شما میخواهم انجام دهید، من هم هر آنچه که شما از من بخواهید به آن عمل میکنم. این فطرت انسان است و به همین خاطر به آن به لحاظ فکری، عقلی، حسی و معنوی وابسته میشود. چون بچههای حزباللهی سؤال میکنند، اما و اگر میآورند و شرط میگذارند و آقای احمدینژاد به عنوان رئیس قوه مجریه که میخواهد کار را به پیش ببرد حال و حوصله توضیح دادن ندارد و این اتفاق کمکم و ذره ذره موجب میشود تا گروهی تکنوکرات شکل میگیرد که محوریت پیدا میکنند و سایرین را کنار میزنند.
بر اساس نکته اول، در ریاست جمهوری یک بستر گفتمانی وجود دارد و شخص رییسجمهور اگر یک فرد متخصص در گفتمان دینی نباشد، این بستر برای او آسیب به همراه دارد، مثلاً رییسجمهور باید در هفته، چندین سخنرانی ایراد کند و در هرکدام حرفهای جداگانه و جدیدی را بزند. خب آقای هاشمی بالاخره خودش به مسائل دینی آشنایی داشت و در بیان نظراتش کمتر گاف گفتمانی میداد، آقای خاتمی هم که از ابتدا و اساساً انحراف گفتمانی از انقلاب اسلامی داشت، اما آقای احمدینژاد گرفتار آسیب بستر گفتمانی شد.
اما در مورد نکته دوم، آیا به نظر شما، در این چهار سال و اینکه احمدینژاد به اینگونه افراد تکنوکرات رسید و حتی با برخی از رویشهای سوم تیر که خودش بانی رویش آنها بود، برخورد حذفی کرد، بعضیها بیتأثیر نبودند که در این چهار سال کارشکنی، مانعتراشی، لجبازی و سنگاندازی کردند، بهطوری که برخیها معتقدند که احمدینژاد از دست این کارشکنیها به چنین افرادی پناه آورد.
درست است، البته اینها عوامل مشدد و عوامل مهارکننده دارند. اینها در یک بستر است و زمینه را فراهم کرده و به بروز اینگونه رفتار کمک میکند. اما علت اصلی و اساسی این مسأله دو چیز است؛ یکی اینکه دولت میخواهد به نتیجه برسد و برای رسیدن به نتیجه عجله دارد که البته دولتهای قبلی نیز اینچنین بودند؛ مثلاً آقای هاشمی با اینکه به انقلاب معتقد بود، به تکنوکراتها پناه میبرد. مثلاً آقای هاشمی گفته بود که میخواهد فقرزدایی کند، خوب، این امر نیاز به پول و سرمایهگذاری دارد؛ وقتی پول به اندازه کافی وجود ندارد، ناچار به سرمایهگذاری خارجی هستیم، وقتی هم که سرمایهگذار خارجی میآوریم نمیتوانیم او را منع کنیم و مثلاً به او بگوییم که مشروب نخورد، کراوات نزند و... پس یک موضوع مانند فقرزدایی کمکم در عمل به شما این اجازه را میدهد که چارچوب ساختارهای فرهنگی خود را به هم بریزی و به نتیجه برسی و البته به آن نتیجه هم نمیرسی.
![]() بنابراین با این نگاه، این یک سرنوشت محتوم است؛ یعنی هر کس بیاید سرنوشتش همین است، چه هاشمی تئوریسین انقلاب باشد و چه احمدینژاد.
من نمیگویم که این یک سرنوشت محتوم است. آقای احمدینژاد در حوزه اقتصاد و سیاست و استکبارستیزی به درستی عمل کرد اما در حوزه فرهنگ وا داد؛ به خاطر اینکه منشأ همه چیز را مردم میدانست و وقتی میگفتیم مردم، ایشان میگفت انقلابیها و حزباللهیها که جای خود هستند و از انقلاب برنمیگردند و در صحبتهایش هم گفته بود که این 13 میلیون هم بالاخره مردم ایران هستند و باید به آنها نیز توجه کنیم. اما این دلیل نمیشود که او، این 13 میلیون را اصل قرار دهد.
تمام اینها بهخاطر این است که خدا و ارزشهای الهی اصل قرار نگرفته. وظیفه حکومت این است که ارزشهای الهی را پیاده کند، نه چیز دیگر. بنابراین باید نه تنها در حرف، بلکه در عمل مراقب این کلام باشیم و معیار حق و باطل و شاخصمان این باشد. البته من هم یک مدیر بودم و من نیز از آن کسی که فعالیتش از همه بیشتر بود، تشکر میکردم، اما اگر اشتباهی از او سر میزد، اغماض نمیکردم. البته آقای احمدینژاد از جای دیگری نیز ضربه میخورد و آن این است که اینقدر به او و یارانش تهمت زدند و فشار آوردند که این حرفهایی را که زده میشود، دیگر باور نمیکند و تصورش این است که همه این حرفها دروغ و توطئه است و به همینخاطر اکنون هم که به آقای احمدینژاد مراجعه میکنیم، میگوید اگر چیز مستندی در مورد شخصی دارید، آن را ارایه دهید تا من آن شخص را حذف کنم. در همین اتفاق اخیر نیز در رابطه با معاون وزیر امور خارجه، آقای احمدینژاد گفته بود که مستند ارایه دهید تا وی را عوض کنم.
آقای صدیقی در ایام محرم سال گذشته در بیت رهبری، آیه "فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم" را خواند و گفت سنت الهی این است که اگر کسی از ولی خدا زاویه بگیرد، اینگونه نیست که او از ولی خدا فاصله بگیرد و راه خودش را برود، بلکه خداوند کاری میکند که او در مقابل ولی خدا قرار میگیرد و هم به خودش و هم به همه نشان داده میدهد که چگونه خوار و ذلیل میشود. برخی میگویند اینکه آقای احمدینژاد مثلاً یک لایحه را دو ماه دیرتر به مجلس ارایه میدهد و یا فلان قانون را دیر ابلاغ میکند، چندان نگرانی ندارد، اگرچه نمیگویند که این کار درستی است، اما نگرانی از این است که در این شرایط ایشان با ولی فقیه مسألهدار میشود؛ وگرنه مثلاً در کشوری مانند فرانسه نیز ممکن است یک قانونی را اجرا بکنند یا نکنند.
ببینید، ما در حال حاضر برای خود آقای احمدینژاد نگران هستیم، هر کسی خودش سرنوشت خود را تعیین میکند؛ این انقلاب به مسیر خود با آقای احمدینژاد یا بدون ایشان ادامه میدهد. این اتفاقات نیز خوب است چون باعث انقطاع ما از برخی افراد میشود. ما میگوییم باید به جریانها، گفتمانها و رفتارهای واقعی پی ببریم نه به انسانها و به هیچ انسانی به جز ولی خدا نباید امید بست و نباید به عنوان یک الگو به او نگاه کرد. حتی خود ولی خدا نیز در مراتب سلوکی به نقطهای میرسد که به شما میگوید به من نگاه نکنید، به خدا نگاه کنید و کارش این است که دست شما را بگیرد و به سمت خدا هدایت کند و باز هم خود ولی خدا هدف نیست. خداوند میفرماید: " یا ایهالذین امنوا علیکم انفسکم لایضرّکم من ضل اذا اهتدیتم" در این میان ما باید کلاه خود را دو دستی بچسبیم.
یک نگرانی دیگری که وجود دارد این است که با این ساختار و سوابقی که شما تعریف میکنید، جز این نمیشود انتظار داشت.
ببینید، به اعتقاد من هم ساختار مشکل دارد. ما ابتدا باید ببینیم حکومت از منظر دین چیست و آیا حکومت رابطه بین امت امام و امام امت است و اصلاً امامت امت و امت امام چیست و نسبت ساختارهای حکومتی با امام امت و مردم چیست. باید درباره اینها بحث کنیم و هنوز فاصله زیادی تا رسیدن به نقطه مطلوب داریم.
یعنی باید بگویم که قناعت میکنیم و از کنار آن بگذریم؟
خیر، این یک فرصت برای رشد کردن ماست؛ ما باید این چیزها را ببینیم تا بدانیم مشکل داریم. اینها در واقع برای ما مانند یک کلاس فشرده بصیرت است. ما باید مشکل را حل کنیم، نه اینکه از کنار آن بگذریم. مؤمن همیشه فعال و رو به جلو حرکت میکند و نمینشیند بگوید هر بلایی سرم آمد، آمد. هر موقع که بحث ظهور میشود، میگویم که ما برای اینکه ظهور اتفاق بیفتد، باید ببینیم عوامل غیبت چیست و با از بین بردن عوامل آن، ظهور اتفاق بیفتد. اصلیترین دلیلی که باعث غیبت شده است، این است که مردم توان امامپذیری را نداشتند و برایشان حاکمیت ولی خدا با حاکمیت غیر ولی خدا یکی بود.
در واقع علیالسویه بود، ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.
یا اگر علیالسویه هم نبود، مردم با اینکه همیشه خواهان عدالت بودهاند، اما حال و حوصله اینکه اقدامی بکنند و هزینهای را بپردازند، نداشتند.
بهطور کلی هدف ما از مطرح کردن این مباحث، فقط این نیست که بگوییم کار اشتباهی نکردیم و باز هم هستیم، این مباحث از یک جهت دیگر هم مفید است و آن، اینکه بدنهای که وارد این جریان شده، آنقدر احساس قبح و سرخوردگی نکند که به زمین بچسبد و دیگر نتواند برخیزد، بنابراین، باید مدام بحث شود.
اینها اینقدر در این فتنه بد عمل کردند و اینقدر قبیح بود که هیچیک از بچههای مسلمان احساس قبح نمیکند، البته ممکن است از دست آقای احمدینژاد عصبانی باشند اما هرگز احساس پشیمانی نمیکنند.
البته بچههای انقلابی هرگز از اینکه به احمدینژاد در مقایسه با کروبی و موسوی رأی دادند، احساس پشیمانی نمیکنند، اما آیا فکر نمیکنید که در این فاصله، یک جریان موازی که امتحانش را هم پس داده، مانند آقایان لاریجانی، قالیباف و رضایی دوباره بیایند و عَلَم شوند؟ چون این یک جریانی است که ماهیتاً تکنوکرات است و خیلی هم با هاشمی و یا حتی در مواقعی با خاتمی تفاوت ماهوی نداشته اما اینها ممکن است بیایند به نام عدالت، عقلانیت، وحدت و تعادل و از این قبیل شعارها کاری کنند که گفتمان سوم تیری نتواند تا 20 سال دیگر از جای خود بلند شود و این رویشهای جریان را به زمین بچسبانند و همه منتظر یکدیگر باشند که از جایشان بلند شوند. در یک شرایط مشارکت حداقلی و رکود و سرخوردگی مانند سال 72 هم اینها سر کار بیایند.
بله، تنها در این شرایط و با انفعال ماست که اینها میتوانند روی کار بیایند، وگرنه اینها با تمام نفوذی که دارند، پایگاه مردمی مستقلی خارج از مسیر ولایت ندارند. قضاوت مردم براساس رفتارما دربرابر ولایت است.
شما با این موضوع تا چه حد موافقید که انتخابات مجلس نهم مقطعی برای این است که بعد از آن دوباره یک جریانی بر سر کار بیاید؛ حالا اگر حزباللهیها و جریان سوم تیری بتوانند در مجلس قابل توجه باشند، میشود به ریاستجمهوری آینده امید داشت اما اگر به تعبیر آقای رسایی جریان خواص مردود و یا افرادی از آن طیف و نزدیک به اصلاحطلبان روی کار بیایند، به نوعی مجلس هفتم دوباره تکرار خواهد شد، مجلسی که با آن گفتمان و آن رویکرد میخواهد دولت را بسازد.
من خیلی موافق این حرف نیستم، دلیلش هم این است که جریانهای اجتماعی خیلی تند و غیرقابل پیشبینی شده و مردم نیز هوشیارتر شدهاند و ما نو به نو شاهد انقلابهای انفسی خواهیم بود و این داستانهایی که هماکنون شاهد آنها هستیم، تمام نخواهد شد. آقای احمدینژاد ذائقه مردم و حزباللهیها را تغییر داده و دیگر اینطور نیست که من به عنوان یک عضو تشکیلاتی هر چیز که بالاسریام گفت را کامل و بدون چون و چرا قبول کنم.
حتی اگر شما به تشکل های سنتی هم نگاه کنید، اینطور نیست که هر چیزی را که بزرگان شان بگویند همه قبول کنند و دنبال آنها بروند. در ضمن در طول این دو، سه سال پیوند مردم با مقام معظم رهبری عمیقتر از گذشته شده، چون باور مردم بیشتر شده است. به این نکته هم باید توجه داشت که مردم ما هر زمان که همهچیز کاملا یکدست شده، آمدهاند و آن را به هم ریختهاند. در همین قضیه ریاست جمهوری، آقای مشایی و اطرافیانش یکی از امیدهایشان این است که اگر شورای نگهبان او را رد صلاحیت کرد، مقام معظم رهبری دخالت کنند.
احمدینژاد قدرتش در این است که مردم را داشته و هم اینکه القا کرده که حاکمیت یکدست نیست و من از جنس دیگری هستم و مثلاً هاشمی از جنس دیگر و در طرف دیگر. شما در ابتدای صحبتهای خود به مطلبی اشاره کردید و گفتید که خاستگاه رأی مردمی احمدینژاد این بود که مردم در دوره آقای خاتمی شاهد یک دگرگونی فرهنگی بودند و تنشی که در جامعه ایجاد شده بود، موجب شد تا کارآمدی دورههای بعد و عوامل را زیر سؤال ببرد و مردم را به این تنش و درگیریها مشغول کرد و همچنین روشن شدن یکسری فسادها در جریان قدرت و ثروت موجب شد تا مردم به این نتیجه برسند که اینها به دنبال کار مردم نیستند بلکه به دنبال کار خود هستند و از آن طرف هم تا حدودی شاهد توفیقهای احمدینژاد و مدیریت مردمی او بودند. اما برخی از همین موارد در حال تکرار است، مثلاً همین درگیری دولت و مجلس. ویترینی که مردم از مجموعه نظام شاهد آن هستند اصلاً ویترین خوبی نیست، ویترین درگیری است؛ از طرف دیگر تساهل و تسامحهای فرهنگی که احتمالاً اگر کارکرد انتخاباتی داشته باشد و از پیش هدفگذاری شده باشد، بیشتر از این هم خواهد شد. آیا فکر نمیکنید که مجموعه این عوامل موجب بازگشت اصلاحطلبان خواهد شد؟
![]() خیر؛ اینگونه نخواهد شد. اگر آقای موسوی و همراهانش نتیجه انتخابات را میپذیرفتند و از مردم تشکر میکردند و در خانههای خود مینشستند، بازگشت اصلاحطلبان ممکن بود اما آنها نشان دادند ایران را تا زمانی میخواهند که خودشان بر سر کار باشند و اکنون حتی اگر تایید صلاحیت هم شوند، نمیتوانند برگردند، چون مردم آنها را در لیست خائنین قرار دادند. بنابراین جریان اصلاحات و فتنه قابل برگشت نیست، مگر آنکه مدتی بگذرد تا دو جریان با اسامی جدیدی بهوجود بیایند که محل آن سرمایهگذاری و ایجاد جریان جدید از طریق افرادی است که در دولت فعالیت دارند. این آقایان معتقدند که حال که جریان فتنه مرده است، بیایند و یک جریان جدیدی را ایجاد کنند و کمکم جایگاه خود را شکل دهند. به همین خاطر میگویند که ما اصولگرا نیستیم، اما نمیگویند که چه هستند.
اگر به عنوان مثال آقای سید حسن خمینی بیاید و این جریانها تا انتخابات ریاست جمهوری ادامه پیدا کند، از آنجا که احتمال تایید صلاحیت او هم زیاد است، چه برآوردی دارید؟
خیر، ایشان اگر با عقبه جریان اصلاحات بخواهد وارد شود، رأی نمیآورد. ایشان باید به عنوان یک شخصیت مستقل و با بدنه اجتماعی خودش حرکت کند و به نتیجه برسد. دوم خرداد دیگر تکرار نخواهد شد چون آنها از مرزهایی عبور کردند که مردم آنها را در آن سوی مرز میبینند و اگر آنها خودشان به بازگشت امید داشتند، هرگز اینقدر شلوغ نمیکردند. به خاطر اینکه آنها تا زمانی که بر سر قدرت بودند از این حرفها نمیزدند اما بعد از گذشت زمان متوجه شدند که مردم بیشتر به آنها پشت میکنند. تحلیل اصلاحطلبان در انتخابات 88 این بود که میگفتند یک طیف خاکستری از 40 میلیون رأی وجود دارد. آقای احمدینژاد که در دور قبل، 18 میلیون رأی بیشتر نیاورده و بقیه رأیها مال ماست، بعد که دیدندآقای احمدینژاد 25 میلیون رأی آورد، دیدند که تعداد زیادی از این آرا به نفع انقلاب مصادره شد، یعنی رأیهای خاکستری ناامید به نفع جریان کار و خدمت فعال شد، و برخی از افرادی که بعضاً رأی نمیدادند، امیدوارانه پای صندوق آمدند. به همین خاطر دیگر فرصت برگشت را نیافتند چون سقف رأی پر شده بود، در حالی که آنها فکر میکردند که اگر ملت ایران به صندوقها بیایند، قطعاً آنها رأی خواهند آورد اما اینگونه نبود.
در جریان حزباللهی سوم تیر مدل مطلوب کارکردی تشکیلاتی چیست؟ بنده در نمایشگاه مطبوعات دو سال پیش که با جنابعالی مصاحبهای کردم، شما بحث مفصلی درباره اینکه مدل حزب باید چگونه باشد، داشتید. با توجه به اینکه انتخابات مجلس و ریاست جمهوری را در پیش داریم، اگر ممکن است در اینباره توضیح دهید.
ما برای اینکه به این نقطه برسیم، ابتدا باید آن رابطه امام و امت و امت و امام را تعریف کنیم و ببینیم در این رابطه، نسبت جایگاه تشکیلات سیاسی با امام و امت امام چگونه است. امامت یک سیستم است نه یک فرد و وظیفه امامت خلیفهاللهی است. "الحکم للّه و للرّسول" حکومت مال خداست چون او انسان را آفریده و مالک و عالم مطلق است و قبل از این زندگی و بعد از زندگی را میداند. بنابراین آگاه است که روابط سالم و روابط بد در دنیا چیست، چون سنتهایی که خودش آنها را آفریده است را میشناسد و میداند چه چیزهایی با سنتهای او هماهنگ است و چه چیزهایی مخالف آنها که ما اسم آن را حلال و حرام میدانیم. حال وظیفه خلیفهالله اجرای این احکام است.
در مدل مردمسالاری دینی، سیاستگذاری منطبق بر جایگاه خلیفهاللهی و هدایت عمومی و عامه از شئون ولی است، اجرا از شئون ولی است که برای انتخاب به مردم تفویض شده که این اجرا شامل قانونگذاری و برقراری عدالت است چون قوه قضاییه متصل به ولی فقیه است. بنابراین جایی که اکنون ما در آن قرار داریم، شئونات امام است و اگر غیر از این باشد تصرف عدوانی کردهایم.
در همینجاست که بحث احراز صلاحیتها پیش میآید، چون کسی که قرار است از جانب ولی به او اختیاری تفویض شود، باید سیاستهای ولی فقیه را درک کرده باشد، آنها را قبول و نسبت به آنها معرفت داشته باشد، شجاعت کافی برای پیاده کردن آنها را داشته و کارآمدی لازم را نیز داشته باشد. پس ما باید احراز کنیم که آیا این کاندیداهایی که به رأی مردم میگذارید، شرایط این را که حکم و اختیارات ولی به او تفویض شود، دارد یا خیر که این اتفاق معمولاً نمیافتد و احراز صلاحیت به این معنا نمیشود.
حالا جایگاه تشکیلات در این مجموعه این است که چگونه میتواند در شئونات امامت به امام جامعه کمک کند؛ 1- تشکیلات میتواند مشاور ولی باشد. 2- تشکیلات میتواند مصادیق آن را شناسایی و به مردم معرفی کند. 3- تشکیلات میتواند به نیابت از امام جامعه برای امام جامعه به لحاظ مشورتی خوراک برنامهای برای این دولت و مجلس طراحی و اجرا کند. 4- در حوزه مردمی به جریانسازی اجتماعی روی آورد و نوع اعتقاد و رفتار مردم را مبتنی بر اعتقاد نسبت به امام رشد دهد.
بنابراین، این تشکیلات باید موجودی سیال باشد و مرزی به جز مخالف ولیّ نباید داشته باشد. در این نگاه تشکیلاتی، شهید رجایی اگر خارج از حزب جمهوری اسلامی باشد، برای ریاست جمهوری کاندیدای حزب میشود. بنابراین این تشکیلات هم مرز دارد و هم ندارد؛ مرز داشتن آن بر اساس ارزشهای الهی و اسلامی است اما در داخل با هیچکس مرز ندارد و مرزهایش مرزهای اسلام و انقلاب اسلامی است. در هر جا هم که صلاحیتها و اصلحها را تشخیص داد، به آن رجوع میکند.
نکته دوم نسبت تشکلهای سیاسی با مرجعیت مذهبی است؛ باید مراقب باشیم که ولایت تشکیلاتی جای ولایت دینی و مرجعیت شیعه را نگیرد. البته بحثهایی که باید چگونه این کارها را کرد، بماند.
اینها در تئوری خوب است اما مدل عملیاتی آن چگونه است؟
مدل عملیاتی این تئوری این است که مؤمنین و متدینین زیر نظر اسلامشناسان و فقهای متقی و با تجربه عملیاتی فعالیت داشته باشند. ضمن اینکه احزاب، افکار ولیّ را منتشر میکنند، همیشه به خارج از درون خود به دنبال شناسایی مصادیق و اصلح برای خدمت به نظام باشند. الان اگر شما به هریک از احزاب بگویید که لیستش را برای انتخابات بدهد، معلوم است که اعضای خودش را میدهد. ممکن است در یک جایی شما استثنا داشته باشید، اما روند و فرآیند صحیح نیست و در نهایت نتیجهاش باطل است.
پس نباید اینگونه باشد که یکسری از مؤمنین همدل پای عمل سیاسی که میرسد، میروند و میگویند که نظر ما این است که فلانی انتخاب بشود و بعد هم رها کنند و بروند یا اگر هم رها نمیکنند، به صورت فردی عمل کنند، مثلاً آقای قاضیزاده برای خودش در مجلس یک نظارتی بکند یا نکند یا مثلاً مجموعه جامعه مدرسین نظارت بکنند یا نکنند.
خیر، این غلط است. ببینید، مثلاً برای شکلگیری فراکسیون انقلاب اسلامی در مجلس چگونه کار شد، یک کار تشکیلاتی از قبل انجام نشده بود؛ ما به علت نزدیکی دیدگاههایمان با یکدیگر سر یک سفره نشستهایم. حال منطق این دیدگاهها چیست؟ در جایی که منطق، تشکیلاتی میشود، غلط است اما وقتی که منطق شد حرف ولیّ امر و مصالح عمومی کشور، درست است، آنوقت میشویم یک حزب، یک تشکیلات، یک جبهه و یا یک فراکسیون. بستگی دارد مبنا را کجا بگذارید و آیا در این مبنا مرز دارید یا خیر؟ مثلاً اگر گفتیم من چون از حامیان احمدینژاد در لیست مشهد بودهام، سهم ما بهعنوان احمدینژادیها باید حفظ شود، و این مبنا شود، غلط است.
مدلهایی مانند قرارگاه عمار چقدر با این تعریف همگرایی دارد؟
به نظر من این بهتر از حزب است، اما اینکه من گفتم باید اول ببینیم که وظیفه تشکیلات نسبت به امت و امام چیست و آنها را لیست و برای هریک از آنها برنامهریزی کنیم. سپس باید ببینیم که آیا این فقط باید محصور به خودمان باشد و یا عمومیت داشته باشد و هر کسی را که لایق این کار بود، کشف کرده و به سراغش برویم و از او بخواهیم به ما کمک کند؟ مثلاً شما در سایت رجانیوز فعالیت میکنید و در کنارتان سایت دیگری هست که آن هم حرفهای انقلاب را میزند، ما نباید بگوییم که چون آن سایت نامش رجانیوز نیست، پس قبولش نداریم. به این معنا تعهد تشکیلاتی نمیآورد، تشکیلاتها باید تعهد دینی بیاورند. مثلاً اگر گفتیم مدیر فلانجا باید حتماً مشهدی باشد، در این صورت کمکم این شاخصها جای شاخص اصلحیت را میگیرد. به همین دلیل مثلاً در مجلس بسیاری از رییس کمیسیونها از بدنه خود ضعیفتر هستند، چون با همین نگاه قومیتی به آنها رأی داده شده.
بنابراین لازمه تحقق این چیزی که شما میگویید همان تقوای جمعی است که رهبر معظم انقلاب فرمودند. حال اگر ممکن است درباره اینکه در مورد داستان دولت چه باید کرد نیز کمی توضیح دهید و اینکه میگویند آقای احمدینژاد و مشایی مانند یکدیگر هستند و اگر این دو را از یکدیگر جدا کنیم هر دوی آنها از بین میروند و میگویند بیخود تلاش نکنید این دو را از هم جدا کنید. موضوع دیگر اینکه با این جریان نفوذی یا اگر اسمش را جریان نگذاریم، با این باند چه باید کرد؟
![]() خیر، من میگویم که چند نفر بیشتر نیستند. به عنوان مثال شما در اطراف خودتان 500 نفر رفیق دارید، با یکی از آنها رفاقتتان عمیقتر است و حرفهایش را بیشتر قبول دارید و رفیق گرمابه و گلستانتان است. این مسأله نیز نه نفوذ است و نه هیچ چیز دیگری.
اما به لحاظ کارکرد، در حال حاضر این افراد در مجموعه کار را در دست دارند و هیچکس حق مخالفت با آنها را ندارد و به عبارتی اکنون "فرقان" همین چند نفر هستند. با این افراد باید چه کار کرد و به لحاظ توجیهی و رسانهای چگونه باید این افراد را توجیه کرد؟
هیچ توجیهی ندارد. فرض کنید ما همه این چیزهایی که اکنون میدانیم را در سال 84 نیز میدانستیم، موظف به انتخاب اصلح بودیم و با تمام این چیزهایی که ما الان میدانیم، در آن زمان اصلح چه کسی بود؟ آیا اگر میدانستیم اینقدر رنج میکشیدیم؟ خیر، ما آقای احمدینژاد را انتخاب میکردیم اما کمتر رنج میکشیدیم چون میدانستیم. سؤال این است که آیا با این علمی که در سال 90 نسبت به آقای احمدینژاد داریم، ایشان در سال 84 نسبت به گزینههای آن سال و سال 88 نسبت به گزینههای سال 88 اصلح بوده است یا خیر؟
بله، اصلح بوده اما منظور من این است که ایشان تغییر کرده است. به خاطر اینکه آن ریشهای که لازم است، وجود ندارد.
ایشان تغییر نکرده است. اصلاً ما تحلیل آقای احمدینژاد را رها کنیم و به خودمان بازگردیم و ببینیم که آیا ما بصیرت کافی نداشتهایم؟
ما اشتباه نکردیم اما الان باید چهکار کنیم؟
اگر ما از همان ابتدا میدانستیم آقای احمدینژاد چه کسی بود، الان چه کار میکردیم؟
سطح انتظاراتمان را پایین میآوردیم و تنظیم میکردیم.
جواب همین است، باید سطح انتظارات را پایین بیاوریم. ما اشتباه نکردیم اما ایشان آن چیزی که ما فکر میکردیم و انتظار داشتیم نبود اما در آن زمان بهتر از این گزینه فرد دیگری وجود نداشت که به او رأی بدهیم. دعا میکنیم خداوند تبارک و تعالی به انقلاب اسلامی لطف کند و یک گزینه بهتر از او در دوره بعدی بیاید و ما به او رأی دهیم و در کنارش فعالیت و تلاش کنیم.
به عنوان سؤال آخر؛ در این داستانهای اخیر و از این جنس اتفاقها که ولایت در یک طرف قرار میگیرد و در طرف مقابل فرد دیگری است، دو نوع نگاه وجود دارد، برخی میگویند که همه حق دارند که ولایت و جبهه حق را تقویت کنند و طرف مقابل او را بزنند. نگاه دیگر این است که کسانی حق دارند به دفاع از ولایت، مقابل طرف دیگر بایستند که قبلاً ولایتمداری خودشان را در بزنگاهها ثابت کرده باشند.
اولاً حمایت از ولایت هیچوقت به معنای زدن طرف دیگر نیست.
پس آیا همه حق دارند به عنوان حمایت از ولی فقیه، جایگاه ولیّ و ولایت را تبیین کنند؟
همه حق دارند، شاید توبه کردهاند، البته به شرط اینکه رفتارشان مشکوک و همراه با دروغ نباشد. ما نباید بگوییم که کسی همیشه ضد ولایت فقیه است. شاید کسی توبه کرده و در جایی عقب مانده و اکنون با حمایت از ولی فقیه میخواهد جبران کند اما به شرط آنکه در جاهای دیگر نیز به دنبال جبران باشد نه اینکه در اینجا جبران کند اما در جای دیگری که خود آقا به فتنه میپردازند و جریان مرددین را مطرح میکنند، سکوت کند.
در مقدسترین اعمال دینی ما که نماز است، نیت و انگیزه خیلی مهم است، مثلاً اگر شما در هنگام نماز یک لحظه نیتتان چیز دیگر و ریا باشد، همانجا نمازتان باطل است.
اولاً ما وظیفه نداریم که نیت دیگران را چک کنیم، ثانیاًً وظیفه نداریم که برویم جلوی اظهار نظر دیگران را در مورد حمایت ولی فقیه و تبیین ولایت را بگیریم، ثالثاً وظیفه نداریم که به شخصی بگوییم که دروغ میگوید، شاید راست میگوید و ما خبر نداریم. یکی میگوید که طرفدار ولایت است و ما هم از او قبول میکنیم اما پیش خودمان یک قضاوتی داریم که اگر قرار شد در آینده مثلاً انتخاباتی پیش بیاید و ما خواستیم درمقام قضاوت در مورد آن تصمیمی بگیریم، در آنجا میگوییم که حرفها و اعمالش صادقانه نیست و به کس دیگری رأی میدهیم.
پس وظیفه ما در خصوص دادن بصیرت به جامعه چه میشود؟
ما باید به موضوع بپردازیم نه به انسانها. این توصیه امیرالمؤمنین(ع) است که "انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال" شما میگویید این موضوع درست است و این موضوع غلط. هرکس میخواهد بگوید. بعد مردم میبینند که این آدم یک روز حرف درست میزند و روز دیگر حرف غلط، بنابر فرمایش امیرالمؤمنین(ع) این آدم قابل اعتماد نیست.
شما باید ببینید که چه میگوید نه اینکه چه کسی میگوید و ماهیت موضوع را به مردم توضیح دهید. اما وقتی تبدیل شد به یک جریان که مقابله میکند، آن جریان را معرفی کنید و مشخصاتش را بگویید و اعلام کنید که این جریان نفاق است و این افراد نیز سردمداران آن هستند. ما وقتی که کارهای بد آقایان موسوی و کروبی را میگوییم، منظورمان خود این اشخاص نیستند، خود این افراد که نیامدهاند و در خیابانها آتش بهپا کنند و در هیچیک از این آتش زدنها شخصاً نقشی ندارند اما عقبهای که ایجاد کردهاند نتیجهاش همین آتش زدنهاست و به قول رهبر معظم انقلاب به حدی میرسد که انسان ضد امام حسین(ع) و ضد اسلام نیز به این افراد تکیه میکند، در حالی که خود این افراد نماز میخوانند و مسلمان هستند.
از مشکلات حوزه رسانهای و ما در مجلس این است که ما مثلاً به جای اینکه بگوییم حرف آقای علی مطهری غلط است، به خود آقای علی مطهری میپردازیم و یا به جای آنکه بگوییم حرف آقای کوچکزاده درست است، به خود آقای کوچکزاده میپردازیم. بنابراین زدن آقای کوچکزاده، آقای رسایی و آقای حسینیان از سوی طرف مقابل، یعنی تمام شدن گفتمان!
|
|
| متن کامل صحبت های تکان دهنده نقویان در شبکه سه در نقد "در ایران گرسنه نداریم" |
| ساعت ۱٠:۱٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥ کلمات کلیدی: دکتر محمود احمدی نژاد ، حجت الاسلام نقویان |
|
الان طرف آمده - معذرت می خواهم- به خود فروشی تن می دهد. من می دانم فقط فقر آن را به اینجا رسانده است. فقط فقر. خوب بگویم الحمد لله خودت را فروختی خانم؟ الحمدلله گرسنه نیستی؟ خدا را شکر، خدا را شکر، یک پولی داری امشب بخوری و ببری پیش شوهر و بچه ات؟ خب آدم اشکش در می آید، ناراحت می شود، بهش فشار می آید در این کشور حجت الاسلام و المسلمین نقویان، کارشناس ثابت برنامه سمت خدا، روز گذشته در شرح رساله حقوق امام سجاد (ع) به نقد گفته های دکتر احمدی نژاد پیرامون این جمله که در ایران هیچ کس گرسنه نمی ماند پرداخت و به بیان حقایقی تکان دهنده و تاکنون بیان نشده در صدا و سیما در این برنامه زنده پرداخت، که احتمالاً به منظور جلوگیری از ترکش های احتمالی بازتاب این صحبت ها، از سوی سایت این برنامه سانسور شد.
|
|
| عضو دیگری از حلقه انحرافی بازداشت شد |
| ساعت ٩:٠٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی ، حمید بقائی |
|
آزاده اردکانی که به عنوان دبیر زبان انگلیسی حمید بقایی شناخته میشود دستگیر شد.
به گزارش جهان، این خبر را سایت وابسته به فتنه سبز منتشر کرده و نوشته: آزاده اردکانی رئیس موزه ملی ایران بازداشت شد.
![]() اردکانی از افراد نزدیک به جریان انحرافی است که به واسطه ارتباطش با حمید بقایی تا مرز ریاست بر سازمان ملی جوانان پیش رفت اما به دلیل ادغامها چنین اتفاقی نیافتاد. گفتنی است طی روزهای اخیر تعدادی از اطرافیان فرد منحرف نهاد ریاست جمهوری دستگیر شدهاند که با واکنش رئیس جمهور مواجه شد.
![]() |
|
| احمدی نژاد ؛ دو ماه موضع دفاعی و اینک آغاز موضع تهاجمی |
| ساعت ٩:٠٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی |
|
اینکه چرا احمدی نژاد در ان شرایط بازهم به سراغ موضوع مسکن که یکی از چالش های اساسی خانواده های ایرانی است رفته نشان می دهد که رئیس جمهور بسیار حساب شده عمل کرده است. شفاف : دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم ایران اسلامی در مراسم تجلیل از تعاونیهای مسکن مهر از طرح جدید دولت برای ساخت مسکن ویلایی خبر داد که طبق آن به هر خانواده ایرانی زمینی 1000 متری برای ساخت خانه و احداث باغ داده می شود.احمدینژاد با محاسبه کل اراضی کشور و تقسیم آن به بخشهای مختلف زمینهای قابل استفاده و همچنین زمینهای قابل کشت، گفت: حدود 30 میلیون هکتار زمین برای احداث مسکن باقی میماند که اگر این میزان دو میلیون هکتار به خانوارها اختصاص یابد می توان به هر خانوار هزار متر زمین داد تا آنها یک واحد 100 متری در سه طبقه احداث و الباقی زمین را به باغ تبدیل کنند. وی با اشاره به طرح 200 هزار هکتار فضای سبز در حومه تهران گفت: با اجرای طرح خانه ویلایی برای ایرانیان میتوانیم به یکباره با مشارکت خودم مردم و بدون هزینه هنگفت جهت احداث و نگهداری فضای سبز آنچنانی دو میلیون هکتار فضای سبز شهری به وجود آوریم اینکه چرا احمدی نژاد در ان شرایط بازهم به سراغ موضوع مسکن که یکی از چالش های اساسی خانواده های ایرانی است رفته نشان می دهد که رئیس جمهور بسیار حساب شده عمل کرده است. برای توضیح این مطلب مرور رویدادهای کشور در ماه های اخیر ما را در درک بهتر مطلب کمک می کند. اگر ما فعالیت احمدی نژاد را در دو دوره ریاست جمهوریش رصد کنیم متوجه می شویم که کارهای وی در تمامی زمینه ها با غوغای رسانه ای همراه بوده و همین امر موجب به راه افتادن موجی در جامعه در حمایت از اقدامات دولت می شد بطوریکه در مقاطع مختلف اگر انتقادی از دولت وجود داشت با این تبلیغات به یکباره به محاق می رفت. به عبارت بهتر احمدی نژاد و دولتش همواره در موضع تهاجمی قرار داشتند و همیشه این دیگران بودند که باید پاسخ می دادند . هر کاری هم دولت می کرد باز هم با یک تهاجم دولت در موضع پرسشگر قرار می گرفت و این سبب خروج دولت از موضع پاسخگویی و دفاع می شد که تقویت کننده موقعیت دکتر احمدی نژاد و دولتش بود. به هر حال کسی که همیشه تهاجم می کند موقعیت بهتری دارد نسبت به کسی که در مقام دفاع قرار دارد . احمدی نژاد با علم به این موضوع هیچ گاه در شش سال گذشته اجازه نداده بود در موضع دفاع قرار گیرد و همیشه این دیگران بودند که باید از خود دفاع می کردند نه احمدی نژاد . اما در ماه های اخیر و بویژه پس از ماجرای برکناری وزیر اطلاعات توسط احمدی نژاد و مخالفت مقام معظم رهبری با این حرکت به یکباره جو رسانه ای کشور بر ضد احمدی نژاد شد. رئیس جمهور که در شش سال گذشته رسانه ها را همواره در کنار خود می دید و به بهترین شکل از رسانه ها برای پیشبرد سیاست هایش استفاده می کرد به یکباره جو حاکم بر رسانه ها را علیه خود دید. علاوه بر این موضوع، حکایت جریان انحرافی و رسوا شدن عوامل آن که به نوعی با نزدیکان رئیس جمهور در ارتباط بودند نیز موجب شد تا احمدی نژاد به طور اجباری مجبور به سکوت شود و فضای رسانه ای کشور برای اولین بار ظرف شش سال گذشته فضای علیه دولت را تجربه کند. برای اولین بار در شش سال گذشته احمدی نژاد و دولتش در موضع دفاع قرار گرفتند و نشان دادند این موضع برای این دولت بسیار هم آسیب پذیر است . اما این فضا به هیچ وجه مورد علاقه احمدی نژاد نبود و دولت باید به نوعی از زیر بار انتقادها خارج می شد در گذشته این کار توسط چهره هایی چون اسفندیار رحیم مشایی، محمدرضا رحیمی و یا حمید بقایی انجام می شد که با اظهارتی عجیب به کلی فضای حاکم بر جامعه را تغییر می دادند و به عبارتی افکار عمومی را به سمتی غیر از موضوعات اصلی مردم و جامعه منحرف می کردند. اما این بار داستان فرق می کرد و این چهره ها که خود با اتهاماتی مواجه بودند نمی توانستند همچون گذشته موج رسانه ای ایجاد کنند از همین رو احمدی نژاد خود وارد میدان شد و با طرح اهدای زمین 1000 متری به خانواده های ایرانی موجب شد تا باردیگر تمامی روزنامه ها و سایت های خبری تصویر و سخنان وی را در صفحات خود پوشش دهند و این می تواند یک آغاز جدید برای احمدی نژاد باشد. اینک احمدی نژاد بار دیگر در جایگاه مردی قرار گرفته که می خواهد به هر خانواده ایرانی 1000 متر زمین بدهد تا خانه باغ بسازند و راحت زندگی کنند و منتقدانش در جایگاه کسانی قرار گرفتند که با این موضوع مخالفند . حالا مردمی که نمی دانند آیا واقعاً وعده احمدی نژاد عملی هست یا نه طبیعتاً جانب کسی را می گیرند که می خواهد آنان را از آپارتمان های کوچک نجات دهد و به خانه باغ های بزرگ ببرد . این یعنی تقویت مقطعی موقعیت احمدی نژاد و حداقل تا زمانی که مردم پی ببرند اصلاً چنین وعده ای عملی نیست ، احمدی نژاد موقعیتش را تقویت کرده است ! حالا اگر هم بعداً در آستانه فهمیدن این موضوع قرار گرفتند یک بار دیگر وعده ای دیگر مطرح می شود و افکار عمومی و رسانه ها با آن سرگرم می شوند . بدین ترتیب هم دولت در جایگاه دفاعی قرار ندارد ، هم به صورت مقطعی با وعده های پوپولیستی خودش را تقویت می کند . اینکه آیا اهدای 1000 متر زمین محقق می شود یا نه خود نیازمند بحث های کارشناسی گسترده است اما عنوان کردن این مطلب موجب شده تا فضای رسانه ای کشور که تا قبل از روز یکشنبه مملو از خبرهای جریان انحرافی و فساد افراد نزدیک به دولت بود به یکباره تغییر کند. البته پس از این جریان احمدی نژاد بازهم حرکت خود را ادمه داد و اینبار اتهاماتی را درباره قاچاق کالا وارد کرد که اتفاقاً خیلی از رسانه های ضد انقلاب نیز از آن استقبال کردند و تیتر یک خیلی از رسانه های اپوزیسیون شد . در مجموع به نظر می رسد اکنون احمدی نژاد پس از دو ماه سکوت اجباری بار دیگر سیاست تهاجمی خود را در پیش گرفته و به احتمال قوی در روزهای آینده برای آنکه همچنان فضای رسانه ای کشور را در قبضه خود داشته باشد به سراغ افشاگری هایی برود که وعده آن را به مردم داده بود . اما آنچه در این میان آشکار می نماید این است که علت اصلی اظهارت احمدی نژاد درباره اهدای زمین و همچنین انتقاد تلویحی از یک نهاد انقلابی، در دست گرفتن نبض رسانه ها بوده تا شاید از این طریق اطرافیانش را از حملات منتقدان نجات دهد. اطرافیانی که به تعبیر رئیس جمهور دست درازی به آنها کشور را دچار بحران می کند. |
|
| مقام معظم رهبری: جداً از طرح باغشهرها نگرانم |
| ساعت ۸:٥۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، مقام معظم رهبری |
|
در حالی این روزها طرح دولت برای واگذاری 1000 متر زمین به هر خانواده ایرانی برای ساخت مسکن و باغ میوه در رسانهها داغ شده است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در اسفندماه گذشته از طرح باغشهرها اظهار نگرانی جدی کردهاند. /ایشان با توصیه مؤکد به دولت و مجلس برای در اولویت قرار دادن مسائل محیط زیست و حفظ منابع طبیعی در برنامه ریزیها، از طرح باغ شهرها اظهار نگرانی جدی کردند و افزودند: این موضوع که اخیراً مطرح شده است، زمینه را برای ورود افراد سوءاستفاده کننده و تخریب جنگلها و منابع طبیعی فراهم خواهد کرد. شفاف : در حالی این روزها طرح دولت برای واگذاری 1000 متر زمین به هر خانواده ایرانی برای ساخت مسکن و باغ میوه در رسانهها داغ شده است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در اسفندماه گذشته از طرح باغشهرها اظهار نگرانی جدی کردهاند. محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری در روزهای اخیر از طرح جدید دولت برای ساخت مسکن ویلایی خبر داد که در صورت تصویب، به هر خانواده ایرانی زمینی 1000 متری برای ساخت خانه و احداث باغ داده می شود. به گزارش مهر دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری با این پیشنهاد که میتوان به هر خانواده ایرانی هزار متر زمین داد، تصریح کرده است: در شرایط کنونی، 20 میلیون خانواده در ایران زندگی میکنند که اگر به هریک از این خانوادهها هزار مترمربع زمین داده شود، در مجموع به دو میلیون هکتار زمین نیاز داریم و هر یک از این قطعه زمینها را میتوان به 800 متر باغ و فضای سبز و 100 الی 200 مترمربع بنای مسکونی تبدیل کرد. این درحالی است که حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی 17 اسفندماه 1389 در جمع مسئولان بخشهای مختلف منابع طبیعی، محیط زیست، شهرداری تهران و اعضای شورای اسلامی شهر تهران رهبر انقلاب اسلامی با توصیه مؤکد به دولت و مجلس برای در اولویت قرار دادن مسائل محیط زیست و حفظ منابع طبیعی در برنامه ریزیها، از طرح باغ شهرها اظهار نگرانی جدی کردند و افزودند: این موضوع که اخیراً مطرح شده است، زمینه را برای ورود افراد سوءاستفاده کننده و تخریب جنگلها و منابع طبیعی فراهم خواهد کرد. باتوجه به این تاکیدات، چه خوب است دولت دهم طرح واگذاری 1000 متر زمین به هر خانواده ایرانی برای ساخت مسکن و باغ میوه که هنوز به تصویب هم نرسیده است و به نوعی همان طرح باغ شهرها محسوب میشود، برای همیشه به بایگانی منتقل کند. |
|
| طرح جدید احمدی نژاد: زمین 1000 متری می دهیم تا باغ و خانه بسازید |
| ساعت ۸:٥٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
اصل تعاون یعنی همکاری و یاری متقابل و اگر ما به نقطهای برسیم که همه مردم نسبت به همدیگر احساس مسئولیت مشترک داشته باشند، کشور با سرعت نور به پیش خواهد رفت. روحیه و فرهنگ تعاون پایه همه جهش ها است... شفاف : رییس جمهور از نهایی شدن طرحی خبر داد که بر اساس آن به مردم زمینی در حدود 1000 متر ارائه خواهد شد که ضمن ساختن یک خانه کوچک در این زمین یک باغ میوه پرورش دهند. وی افزود: همه آرزوهای ما در سایه همکاری و تعاون قابل تحقق است، بنابراین کار تعاون باید بیش از پیش افزایش یابد؛ چراکه تعاونیها برای کسانی است که به صورت فردی فرصت رشد و پیشرفت ندارند. رییس جمهور در ادامه با اشاره با فعالیتهای تعاونیها در حوزه مسکن، گفت: تلفیق تعاونی و مسکن باعث اتفاقات بزرگ در کشور شد؛ روزی که طرح مسکن مهر در شورای مسکن مطرح شد عدهای اجرای آن را باور نمی کردند و پیشنهاد می دادند که برای از بین بردن تب تورم مسکن در آن مقطع با تبلیغات اعلام کنیم که 10 هزار واحد مسکونی اجاره به شرط تملیک خواهیم ساخت، تا با آن مقابله کنیم، اما عدهای در مقابل بر طرح مسکن مهر تاکید داشتند و در نتیجه وقتی به نیروی عظیم مردم اتکا کردیم، در استانهای مختلف کشور این کار بزرگ محقق شد. احمدینژاد در ادامه خاطرنشان کرد: هر جا انسانهای دلسوز دست بر دست هم دهند، اتفاقاتی شبیه انقلاب خواهد افتاد. اراده ای که توانست در مسکن مهر حدود یک میلیون مسکن را بسازد، در هر زمینهای وارد شود، خیلی مسائل را که ناممکن به نظر می رسد، ممکن خواهد کرد، برخی هنوز منتظر هستند تا ایرادی از طرح مسکن مهر پیدا کنند و آن را مطرح کنند، اما اگر نگاه منصف وجود داشته باشد این کار را خواهد ستود. طرح مسکن مهر باید ادامه پیدا کند و تمام کسانی که ثبت نام کردهاند، باید مسکن خود را تحویل بگیرند. وی همچنین خاطرنشان کرد: طرح مسکن مهر یک تمرین بود برای یک کار بزرگ و ماندگار. چند سئوال همیشه برای من مطرح بوده است، این که چرا قیمت مسکن در کشور ما آنقدر بالا است که یک نفر باید درآمد همه عمر خود را بدهد و یک واحد مسکونی تهیه کند یا چرا همه باید در آپارتمان زندگی کنیم، آیا این یک اجبار است که فرهنگ ما دیکته کرده یا گذشتگان ما اینگونه بودهاند؟ چه کسی این الگو را به ما داده است. هم اکنون در تهران متوسط قیمت مسکن بین یک میلیون و 500 هزار تا یک میلیون و 800 هزار تومان می باشد، در شهرهای بزرگ کشور نیز متوسط قیمت مسکن یک میلیون تومان است. وی ادامه داد:به نظر من اشکال کار در طراحی شهری و ضوابط و مدیریت شهری ما در 70 ساله گذشته است، مبانی نظری شهرسازی 70 سال پیش تاکنون ما را به اینجا رسانده است، ما یک شهر می سازیم و دور آن خط می کشیم و تعداد زیادی زمین ها در خارج از این خطوط به حاشیه این شهر تبدیل میشوند. گفته می شود این خط برای کاهش هزینه های شهری و ممانعت از ورود شهر به داخل طبیعت و از بین بردن آن است، اما در هیچ شهری من ندیدم که حاشیه نشین درست نشده باشد، هزینههای اداره شهر هم کاهش نیافته است. رییس جمهور در ادامه گفت: بودجه شهرداری تهران 7 هزار 500 میلیون تومان است، یعنی برای هر یک تهرانی یک میلیون تومان هزینه توسط شهرداری میشود. این هزینهها صرف اداره و توسعه شهر تهران می شود که هزینه بالایی است و من هیچ شهری را سراغ ندارم که چنین هزینه بالایی داشته باشد. احمدی نژاد در ادامه سخنان خود با بیان اینکه یکی از دلایل آپارتمان سازی کمبود زمین است،افزود: ما مگر زمین کم داریم، ایران مساحتی بالغ بر یک میلیون و 600 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد که حدوداً 165 میلیون هکتار می باشد کل مراتع و کوهپایهها و جنگلهای ما 100 میلیون هکتار است 36 میلیون هکتار هم اراضی قابل کشت داریم ،30 میلیون هکتار باقی می ماند. مساحت تهران 70 هزار هکتار است و کل روستاها و شهرهای ما حدود یک میلیون هکتار مساحت دارند. این در حالی است که ما 30 میلیون هکتار جا داریم. رییس جمهوردر ادامه گفت: طرحی از قدیم در تهران به اجرا گذاشته شده است که بر اساس آن در حاشیه شهر تهران 200 هزار هکتار جنگل کاری شود و ما حداکثر می توانیم در سال 2 هزار هکتار جنگل کاری کنیم. در حالی که ما می توانیم ساخت و ساز مسکن و جنگل کاری را با هم تلفیق کنیم و به هر خانواده زمینی را دهیم که در آن زندگی کند، این طرح در حال نهایی شدن است، باید تلاش کنیم یک انقلاب واقعی در زمینه شهر سازی اتفاق بیافتد. احمدی نژاد همچنین گفت: کشور ما کشور ثروت مندی است و ما پول به اندازه کافی داریم، اما از آن به خوبی استفاده نمی کنیم باید فکرها را از قالب ها خارج کنیم و تلاش کنیم با طرح های جدید الگوهای موفق ارائه دهیم. رییس جمهور با اشاره به طرح جدید دولت در زمینه مسکن گفت: ما تلاش می کنیم تا پایان سال این طرح را در برخی نقاط کشور اجرا کنیم و این طرح مثل مسکن مهر یک نهضت در کشور راه می اندازد. رییس جمهور کشورمان در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برخی سوء استفادهها و رانت خواری ها، گفت: افرادی هستند که از برخی شرایط غیر عادلانه در کشور به صورت رانتی استفاده می کنند، باید مدیریت کشور را به سمتی ببریم که این زمینه از بین برود. احمدی نژاد در پایان با تشکر از تعاونی های مسکن مهر گفت: شما نشان دادید که می توان کارهای بزرگ را انجام داد. پیش از سخنان رییس جمهور عباسی وزیر تعاون با ارائه آماری از فعالیت های مسکن مهر گفت: در کشور حدود 4 میلیون و 200 هزار نفر در طرح مسکن مهر ثبت نام کردند که یک میلیون و 500 هزار نفر واجد شرایط دریافت تشخیص داده شدند و تاکنون توسط واحدهای تعاونی مسکن مهر مردمی که 7 هزار و 500 واحد هستند، بیش از 800 هزار واحد مسکونی در حال ساخت می باشد. |
|
| متن کامل سوال نمایندگان از رئیس جمهور |
| ساعت ۸:٤٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
با اهداء سلام، به استناد اصل هشتاد و هشتم قانون اساسی و ماده 196 و 197 آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی، ضمن تقدیر از خدمات فراوان دولت در حوزه های مختلف، بدین وسیله سئوالات زیر از رئیس جمهور محترم با یکصد امضا جهت طی مراحل قانونی و روشن شدن اذهان نمایندگان محترم و رفع سوء تفاهمات و به منظور تقویت نظام جمهوری اسلامی ارائه می گردد... سرانجام پس از کش و قوس های فراوان درباره طرح سوال از رییس جمهور در مجلس شورای اسلامی، این طرح با امضای بیش از یک سوم نمایندگان تهیه شد و جهت اعلام وصول، در اختیار هیئت رئیسه مجلس قرار گرفت و قرار است در پایان تعطیلات دو هفته ای مجلس، این طرح در هیئت رئیسه بررسی و در مورد آن تصمیم گیری شود. |
|
| گفتوگوی رجانیوز با امیرحسین قاضیزاده نماینده مشهد/ بخش اول |
| ساعت ۱۱:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان نفوذی |
|
چرا رأی به احمدینژاد اشتباه نبود/ نفوذیها عقبه فکری و شبکه اجتماعی ندارند بلکه بدنبال قدرت و ثروت هستند
اشاره: امیر حسین قاضیزاده نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی اگرچه پزشک است و عضو کمیسیون بهداشت ودرمان مجلس و کمحاشیه اما در زمینه مسائل سیاسی از خوشفکرترینهای مجلس است. قبل از شروع مصاحبه تأکید میکند که برای هر کاری باید حجت شرعی داشت و برای ارزیابی افراد باید حضور آنها در مقاطع حساس و بزنگاههای انقلاب مانند دفاع مقدس، دوم خرداد، فتنههای 78 و 88 بررسی شود.بر این مساله اصرار دارد که رأی به احمدینژاد در سالهای 84 و 88 درستترین کار بود و اگر همان شرایط تکرار شود، کار درست همان است. وی این را که فتنهگرانی که اصل نظام و ولایت فقیه را مورد هجمه قرار دادند، امروز مدعی ولایتمداری شدهاند، نقد میکند و در مورد جریان نفوذی نیز تأکید دارد که نباید نام آن را جریان گذاشت چراکه مبنای تئوریک ندارند و انگیزههای قدرت و ثروت افرادی با همین ویژگیها و هدف مشترک را دور هم جمع کرده که اگر فردااحمدینژاد هم رئیسجمهور نباشد و فرد دیگری سر کار بیاید،این تیپ افراد سعی میکنند به مجموعه او نفوذ کنند. در عین حال، چون ابزارهای قدرت و ثروت را در اختیار دارند، میتوانند خطرآفرین باشند. بخش اول گفتوگوی خواندنی با دکتر قاضیزاده که در دفتر رجانیوز، انجام شد، در ادامه آمده است: شش سال از سوم تیر 84 میگذرد. اکنون عدهای میگویند اینگونه نیست که یک جریان انحرافی تازهای در دولت نفوذ کرده و این دولت پاک و طیب را به فساد کشانده باشد، بلکه این موضوع از ابتدا و از همان سال 84 وجود داشته که به دلایل مختلف یا خودش را نشان نداده و یا نشانههایش در آن زمان هم وجود داشته اما کمتر کسی به آن پی برده و اکنون این انحراف بهصورت واضح شده. با این تعریف، انحراف از ابتدا بوده و رهبری و جریان ارزشگرا اشتباه کردند که از آن حمایت کردند؟ برای بازگشت به سال 84 و نگاه رو به عقب، ما باید دولت و خود آقای احمدینژاد و رابطه ایشان با برخی افراد در داخل دولت را که به صورت ویژه و خاص است، بررسی کنیم و بعد به سال 84 برگردیم و افرادی که آن موقع برای ایشان کار میکردند و نسبت این افرادی که اکنون همهکاره هستند و گفتمان حاکم بر سخنانی را که آقای رییسجمهور بیان میکرده است، مورد بررسی قرار دهیم، بعد بگوییم که آیا اصلاً جریانی در کار بوده و اکنون نیز هست یا خیر؟ چون جریان یک خصوصیات و تعریف خاصی دارد و باید ببینیم آیا این عده که در حال حاضر هستند یک جریان محسوب میشوند و یا این یک جریان نیست و از قبل نیز نبوده است، بعلاوه اینکه آقای احمدینژاد با این گفتمان و این افراد چه تفاوتی با آن دکتراحمدینژاد سال 84 که ما میشناختیم، دارد و در آن زمان چه حرفهایی میزد و اکنون چه میگوید تا بتوانیم قضاوت روشنی نسبت به مسأله داشته باشیم. حال به سال 84 برمیگردیم؛ در آن سال ما دولتی داشتیم که به نام اصلاحات و با شعار اصلاحطلبی و تغییر در اوضاعی که توسط دولت آقای هاشمی ایجاد شده بود، روی کار آمد. این دولت توسط سیدی که از دولت قبل قهر و استعفا کرده بود و با شعار "تغییر و اصلاح" در حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به میدان آمد و اسمش را "جامعه مدنی" گذاشته بود، راه اندازی شد. وقتی که این دولت روی کار آمد، مردم شاهد بودند که اولا سیاستهای اقتصادی این دولت با دولت گذشته فرقی نکرد و کارگزارانش هم همان کارگزاران قبلی بودند و عملا تغییری ایجاد نشد و مردم دیدند که تساهل و تسامحی که در حوزه سیاست خارجی باعث از بین رفتن کرامت و عزت انقلابی شده بود و نگرانیهایی که مردم برای تربیت فرزندان خود داشتند، بیشتر از گذشته شد. البته بنده در ادامه صحبتهای خود خواهم گفت که مردم کجا دکتراحمدینژاد را باور کردند و کجا به او نقد دارند و اصلا چرا روحانیت تصمیم گرفت که صف خود را از دولت جدا کند، اما آغازش از همین نقطه بود که دولت شعارهای انقلابی خود را در حوزه اقتصاد پیاده کرد اما در حوزه فرهنگ این شعارها عملی نشد. بعد از آن کمکم شورای شهر و مجلس ششم که در دست اصلاحات بود، نه تنها همان مسیر دولت گذشته را ادامه داد، بلکه به ایجاد تنش و دعوا و سردرگمی در مردم منجر شد که در دوره آقای هاشمی نیز چنین نبود، یعنی شرایط بدتر شد و همان امنیت ظاهری و ثباتی که در شرایط بسته بودن شدید بین مجلس چهارم و پنجم و دولت آقای هاشمی اتفاق افتاده بود و هر دو یکی بودند نیز به هم خورد، حال آرمانهای جنگ و شهدا نیز بماند. نکته بعدی این بود که روابط پنهانی با قدرتهای استکباری آشکار شد و عدهای جاسوس و... از آب درآمدند. خب، در این شرایط مردم در یک کلام میخواستند شعارهای انقلاب اسلامی یعنی عدالت، ارزشهای فرهنگی، استکبارستیزی و کرامت از بین رفته ایرانی مسلمان در مقابل کشورهای قوم و قبیله گرای منطقه و استکبار جهانی که وعده داده شده بود، احیا شود و "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" به معنای واقعی کلمه تحقق یابد. این شعارها در بطن جریان اصولگرایی بود و جریان اصولگرا به عنوان نقد کننده دوران اصلاحات وارد شد و وقتی وارد شد، شروع کرد به نقد دوره آقای هاشمی رفسنجانی. یعنی بزرگانی از جریان اصولگرا آمدند و دوره آقای هاشمی را نقد کردند، البته برخیها سکوت میکردند و برخیها نیز به انتقاد میپرداختند مانند آقای عسکراولادی که رسما آمدند و گفتند این شرایط ماحصل رفتاری بود که در دولت آقای هاشمی شد. خب، در سال 84، مردم وقتی به گزینههای جریان اصولگرایی نگاه کردند، دیدند که اولاً بسیای از آنها افراد نام آشنایی هستند که در دوران مسوولیتشان نسبت قابل توجهی بین حرفهایی که اکنون میزنند و شعارهایی که میدهند و عملی که کردند، وجود نداشته و ثانیاً در حال حاضر نیز با ترس و لرز شعارهای انقلاب را سر میدهند، یعنی یک نگاه به مردم مؤمن و مسلمان دارند و یک نگاه نیز به طیف خاکستری و یک بار از این سخن میگویند و بار دیگر از آن. مثل مدل تبلیغات انتخاباتی که رقبای اصولگرای آقای احمدینژاد داشتند. همچنین سابقه اینها سابقه مشخصی بود، برخلاف آقای احمدینژاد که تنها دو سال فعالیت او را در شهرداری دیده بودیم و بر اساس عملکرد یکساله وی قضاوت کردیم، اما در طرف مقابل فرصت داشتیم تا در مورد آقای لاریجانی از حضور در وزارت ارشاد تا ریاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران قضاوت کنیم و همچنین در مورد آقای قالیباف نیز فرصت داشتیم تا از زمان جنگ تا حضور او در نیروی انتظامی قضاوت داشته باشیم، به علاوه اینکه این آقایان ضمن اینکه شعار انقلاب را میدادند اما چون نیمنگاهی به آرای طیف خاکستری داشتند، گاهی از ارزشهای انقلاب سخن میگفتند. مگر احمدینژاد در همان دو سال مدیریت بر شهرداری تهران چه کرده بود؟ مدل مدیریت به مدل متفرعن تبدیل شده بود؛ مدیریتی که به مردم نگاه نمیکند. البته در اوایل انقلاب تعدادی نیروهای حزباللهی داشتیم که مدیریتشان مردمی بود اما یا به درجه رفیع شهادت نایل شدند و یا بعداً عمدتاً استحاله شدند. مدل مدیریت تکنوکرات که 16 سال سر کار بود، مدیریتی بود که با پول کارهایش را جلو میبرد، به مدیرانش میرسید و فاصله طبقاتی خیلی برایش مهم نبود.
آقای احمدینژاد در مدت دو سالی که شهردار بود، این روال را در شهرداری بر هم زد و نگاهش را بر روی مدیریت مردمی و محرومین متمرکز کرد و به این ترتیب مدیریت کمکار به مدیریت پرکار تبدیل شد. اما مردم و حزباللهیها برای تحلیل اینکه اثربخشی این نوع مدیریت چگونه خواهد بود و یا آثار درازمدتش چیست، فرصت کافی پیدا نکردند. بنابراین، رأی به دکتراحمدینژاد در انتخابات سال 84 به دو منظور بود؛ یکی شعارهایی بود که میداد و دیگری عصبانیت و "نه" بلندی بود که مردم میخواستند به 16 سال گذشته بدهند و تنها کسی که این علم را میتوانست به دوش بگیرد و با آقازادهها و تبعیضها برخورد کند، دکتراحمدینژاد بود. کسانی که در این زمینه از همه داغدارتر بودند مانند خانوادههای شهدا، روحانیت انقلابی، آیتالله مصباح و تمام بچه حزباللهیهایی که از روند سنتی سیاست زده شده بودند و میدیدند که مدیران سنتی شعار ولایت را میدهند اما در عمل زد و بند میکنند، از همه سریعتر به دکتر احمدینژاد نزدیک شدند، در واقع میخواستند این فضا را بشکنند. شما اگر به گذشته نگاه کنید، میبینید که رأی آقای توکلی در رقابت با آقای هاشمی (سال 72) نیز تقریباً چنین معنایی داشت. پس چرا توکلی رأی نیاورد؟ چون هنوز فضای اجتماعی به نقطه لبریز شدن نرسیده بود اما در فاصله این 12 سال، صبر و حوصله مردم به لحاظ اجتماعی لبریز شد و تمام توجیهها و امیدهایی که در ذهنشان داشتند و میگفتند که بالاخره درست میشود، اینها سابقه انقلابی دارند و... از بین رفته بود تا اینکه دکتراحمدینژاد آمد و امیدها را زنده کرد. حرفهای دکتراحمدینژاد حرفهای توحیدی بود، بهطوری که در سخنانش پایان مهدوی را برای دنیا ترسیم میکرد و به عبارت دیگر سرتاسر سخنان وی ارزشهای الهی، اسلامی و انقلابی بود و شما ذرهای خارج از این را در حرفهایش در منظر کاندیدای انتخاباتی نمیدیدید. در دورهای که شهردار بود نیز به مساجد و هیأتهای مذهبی کمک میکرد و این در عمل دیده میشد. افرادی هم که در این دوره فعالیت داشتند همه از این تیپ بودند. دکتراحمدینژاد عضو شورای مرکزی ایثارگران، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین و عضو پایهگذار شورای هماهنگی نیروهای انقلاب بود و کسی بود که به عنوان رییس ستاد تلاش زیادی کرد تا در شورای شهر اصولگرایان بر سر کار بیایند. با این نگاه بود که همه به دکتراحمدینژاد رجوع کردند و به او در دور اول و دوم رأی دادند. افرادی هم که دور دکتراحمدینژاد بودند از بچههای لشکر 6 و بسیج اساتید بودند. بنابراین، اگر موقعیت سالهای 84 و 85 دوباره تکرار شود، باز هم بهترین گزینه آقای احمدینژاد است. افردای که میگویند انتخاب و حمایت از احمدینژاد از همان ابتدا اشتباه بود، یک وجهش ناظر به همین است که شما گفتید، یعنی با یک سابقه دو ساله از مدیریت احمدینژاد به وی اطمینان شد و او از درون یک ساختار و سیستم بیرون نیامد که بعدا همان سیستم بتواند وی را بازخواست کند. اگر این استدلال پذیرفته شود، همین افراد میگویند که دیگر شما کاری نداشته باشید و دفعه بعد ما مینشینیم و برای آینده تصمیمگیری میکنیم، شما یکبار یک حرکت خودجوش کردید و نتیجهاش را دیدید، پس دیگر جریان رویشی سوم تیر باید ساکت شود. خب، فرض کنید که نخبگانی که آمدند و محور جریان سوم تیر شدند، ساکت شوند؛ آیا مردم تبعیت میکنند؟ این اشکال از ساختاری است که کارکردهایش کارکردهای مناسبی نبوده و منطبق بر نیازها و اولویتهای مردم نبوده است. چه بسا بسیاری از بزرگانی که آقایان روی آنها دست گذاشتند، در جریان فتنه نشان دادند که کارآمد نیستند و مشخص شد که این افراد خیلی زودتر از آقای احمدینژاد ولی فقیه را تنها میگذارند. یعنی شما میخواهید بگویید که به نحوی سرمایه اجتماعی اصلی دست جمعهایی مانند احزاب اصولگرا یا مثلاً شورای هماهنگی که خودشان را قیم جریان اصولگرایی میدانند، نیست؟ بله. پس این سرمایه دست کیست؟ من در ادامه به این موضوع خواهم پرداخت، اما اکنون میخواهم به سؤال قبلی شما پاسخ دهم. پس مشخص شد که دلیل اینکه مردم در سال 84 به آقای احمدینژاد رأی دادند، چه بود. در طول چهار سال اول ریاست جمهوری دکتراحمدینژاد هم فضای عمومی حاکم بر دولت نهم همین بود. فضای عمومی را قبول دارم. بله، شاید شما بگویید که در آن زمان هم علایمی دیده میشد؛ بله، علایمی وجود داشت، اما به فرموده مقام معظم رهبری وقتی قطاری بر روی ریل در حال حرکت است و مسیرش نیز به درستی و روشنی دیده میشود، اگر مانعی بر سر راه آن وجود دارد، باید آن را از سر راه برداشت نه اینکه قطار را متوقف کرد. اما در سال 88 اتفاق دیگری روی داد و آن صفبندی مجموعه کسانی بود که میخواستند نظام اسلامی ولایی نباشد. بنابراین، موضوع اصلا "دکتراحمدینژاد" نبود. احمدینژاد در سال 88 تبدیل به سمبل پاسداری از انقلاب اسلامی شد و در مقابل آن گروههایی از بهاییها، صهیونیستها و معاندان نظام قرار گرفتند. بسیاری از افرادی نیز که در این صف قرار گرفتند میدان را به خوبی ندیدند و در واقع نباید در جمع مخالفین قرار میگرفتند، آنها مسیرشان را اشتباه تشخیص دادند. اگر الان برخی بخواهند بگویند که درباره دکتراحمدینژاد اشتباه کردهایم، نهایت دلیلی که دارند این است که او در حال حاضر مدیری است که نسبت به مقام معظم رهبری در برخی موارد آنهم نه بهطور دائم و بهعنوان یک رویه، عصیان کرده، اما مسأله جریان فتنه این بود که آیا اساساً نظام اسلامی و ولایت فقیه باشد یا نباشد. آنها تحت حمایت اوباما، بوش، نتانیاهو و... قرار گرفتند و در واقع خود را در جایی قرار دادند که ابزار آمریکا و اسراییل شدند. البته اگر یک درجه به آنها تخفیف دهیم، باید بگوییم که اشتباهی که احمدینژاد پس از شش سال کرد، آنها شش سال پیش کردند. خیر، این دو اصلاً با یکدیگر همطراز و قابل قیاس نیستند. دکتراحمدینژاد در حال حاضر نیز همان حرفهای انقلاب را میزند اما به دلیل اینکه حرفش با عملش در برخی از موارد یکی نیست، ما آن را قبول نمیکنیم. آقای احمدینژاد امروز سمبل مبارزه با صهیونیسم جهانی است. ما از آینده خبر نداریم ولی امروز حرف او، حرف انقلاب است. دکتر احمدینژاد امروز سمبل اسلام انقلابی است که تمام مسلمین جهان را به سمت خود کشانده است و تا به امروز نیز اینگونه بوده است. وی که مبین گفتوگوی تمدنها و با انگلیسیها سر یک سفره نشستن نیست. این به جای خود که آقای احمدینژاد کاری کرده که منطقی و قابل دفاع نیست، اما نباید بیاییم دشمن انقلاب و کسی را که تیشه به ریشه انقلاب زده، از عربها برای انتخاباتش پول میگیرد و دست خود و خانوادهاش در ارتباط با سیستمهای جاسوسی بیگانه کاملاً رو شده، کسی که خانوادهاش رسماً به مقام معظم رهبری اهانت میکند، با او یکی کنیم و حتی این طرف یک چیز هم طلبکار شود. شما میخواهید نتیجه بگیرید که اشتباههای احمدینژاد خط نیست بلکه خطا است، در حالی که به نظر میرسد یک جریان نفوذی در دولت این موارد را طراحی کرده تا تبدیل به خط شود. در ابتدای بحث هم به نوعی در این زمینه که آیا اساساً اطلاق جریان به این گروه درست هست یا نه، تشکیک کردید، آیا واقعاًجریان نفوذی، جریان نیست؟ نه، این جریان نیست؛ یک جریان، مؤلفه، گفتمان، شبکه اجتماعی و سمپات دارد. کدامیک از این موارد در مورد این افراد وجود دارد؟ یکی، دو نفر یک حرفهایی میزنند که مشابه این حرفها را در طول تاریخ خیلیها زدهاند. حتی افرادی بوده اند که جریانسازی شان خیلی قویتر از این افراد و این حرفها بوده است، چون بالاخره در بدنه دانشگاهها و نهادهای دانشجویی رسوخ کرد و بالاخره یک گروه مسلحی به نام فرقان تشکیل شد که فعالیتهای خود را بر مبنای افکار و گفتار همان فرد معرفی کرد. بدیهی است وقتی زمینه فراهم شود، فرصت طلبان جمع می شوند. یکی از قوی ترین زمینه ها، قدرت است. وقتی فرصت طلبان دور مرکز قدرت جمع شدند برای سرویس دهی و نمایش توانایی های شان و ایجاد زمینه نفوذ و در مرحله بعد مقابله با مزاحمان نفوذ، به طور طبیعی به سمت سازمان دهی می روند. در مرحله بعد برای گسترش نفوذ، چارچوب سازی، هویت بخشی گروه و یارگیری اقدام می کنند. این روند عادی است که به صورت اولیه اطراف هر صاحب قدرتی شکل می گیرد. در این مرحله است که ناتوانی و بدلی بودن آنها مشخص می شود. حتی کسانی که به این مجموعهها و گروهها میپیوندند، معمولاً افرادی هستند که به دنبال مقام و پول هستند که با یک هویی هم فرار میکنند و به سراغ یک گروه دیگر میروند. یکی از همین آقایانی که این روزها بحثش بود، ابتدا رفیق آقایان جاسبی و ناطق بود و حالا بعد از همه اینها رفیق سینهچاک آقای احمدینژاد شده و اگر مثلاً این دولت نیز برود و آقای قالیباف رییسجمهور شود، خودش را به آنها میرساند. یعنی شما معتقدید که چون این گروه، یک برنامه تئوریک ندارد و نمیتواند یک شبکه اجتماعی تشکیل دهد، نمیتوان یک جریان به حساب بیاید. بله، همینطور است، چون این گروه فاقد سمپات، سخنران مبلغ و رسانه است. ممکن است یک سایت داشته باشد و به این و آن تهمت بزند، اما نمیتواند این طرز تفکر را تبیین کند. پس با این حساب شما میگویید اینکه برخی میگویند این جریان خطرناک است، اشتباه است چون به گفته شما این جریان چیزی ندارد و این افراد، کسانی نیستند که پای کار باشند، بلکه یکسری افراد متعلق به جریان کلی قدرت و ثروت هستند که همیشه هم هستند. من نمیخواهم بگویم که چه کسی اشتباه میکند و چه کسی درست میگوید. لطفاً من را در مقابل کسی قرار ندهید. منظورم این است که آیا این توصیف، اشتباه است و این جریان، جریان خطرناکی نیست. خیر، جریان بودن این عده و خطرناک بودن آنان دو معنای جدا از یکدیگر دارد. اینها با اتمام دوره در دست داشتن قدرت، از میان میروند. این یک جریان نیست که بتواند خودش را زنده نگه دارد، بلکه یک باند یا گروه یا هر اسم دیگری است که روی آن بگذارید. الان دو اتفاق در حال وقوع است؛ در کنار سمبل انقلابیگری حرفهایی زده میشود که مخالف جریان انقلابی است، مانند تساهل و تسامح فرهنگی و حرفهایی از این قبیل. یعنی درست در جایی که شعارهای انقلابی و اسلامی سر داده میشود، این قبیل حرفها نیز زده میشود و مردم را دچار سردرگمی میکند و این خطرناک است. متصل بودن به قدرت و داشتن پول است که خطرناک است و از این طریق در اصلیترین و حساسترین رکن کشور تأثیر میگذارد و اختلال ایجاد میکند، آن هم در کشوری مانند ایران اسلامی که پرچمدار مبارزه با استکبار است. من معتقدم که این، یک جریان نیست، چون مشخصات و مؤلفههای یک جریان را ندارد از ابتدا هم یک جریان نبوده. ممکن است در رفتارهای سلولی برخی از شبکههای جاسوسی، بعضیها آمده باشند و رخنه کرده باشند و یک اتفاقی افتاده باشد و من از آن بیخبر باشم. اما فتنه یک جریان بود؛ جریان فتنه از زمان ورود روشنفکری به ایران شکل گرفت. در واقع نگاه روشنفکری که از زمان قاجار به ایران وارد شد، تخم جریان فتنه را تا به امروز کاشته است. حتی اگر نخواهیم برگردیم به سقیفه که حکومت بدون ولی و ولایت را پایهگذاری کردند و تنها نگاهمان یک نگاه لیبرالی باشد. جریان روشنفکری از ملی شدن نفت، در جبهه ملی، نهضت آزادی، جریان توده و... آمده و این جنبش را ایجاد کرده تا رسیده به جریان فتنه. اما در حال حاضر این حرکتی که سعی می کند پایگاه قدرتش را در دولت تعریف کند، در مرحلهی هویت بخشی، به سوی گروه سازی فرهنگی رفته تا یک جریانسازی سیاسی و اجتماعی. یعنی مشخصات این حرکت به فرقهسازی مذهبی و ایجاد یک نوع تفکر و تفسیر جدید از دین و القای این نوع فرقه نزدیکتر است تا یک جریانسازی سیاسی و اجتماعی.
اما این گفته شما با گفته قبلیتان تناقض دارد؛ شما گفتید که این گروه برنامه تئوریک ندارند و از طرف دیگر میگویید که اینها فرقهسازی مذهبی و کار ایدئولوژیک میکنند. خیر، بنده نگفتم که اینها عقبه ایدئولوژیک ندارند، من گفتم اینها نتوانستند شبکهسازی اجتماعی و مبلغ جریانی برای خود ایجاد کنند. افرادی هم که آمدند و به آنها نزدیک شدند، نه از زاویه اعتقاد و تفکر، بلکه از باب کسب پول و ثروت نزدیک شدهاند. اما به نظر شما آیا این ترس وجود ندارد که این افراد که به زعم شما یک جریان نیستند و تنها یک گروهک یا باند و یا هر چیز دیگری هستند، با توجه به سرمایهای به نام احمدینژاد به جریان تبدیل شوند؟ ما اکنون میخواهیم به این سؤال جواب دهیم که آیا این جریان از ابتدا انحرافی بوده یا خیر. اینکه آیتالله مصباح ابراز نگرانی میکنند، شاید از این به بعد این قضیه است. اما من میگویم که در حال حاضر چیزی به نام جریان وجود ندارد و هنوز مشخصات جریان را پیدا نکرده است و به فرقه مذهبی که یک فرد با ادعای تقدس و یک قطب و فردی که مدعی کمالات معنوی و شرایط خاصی است و دیگران مرید و پیروش هستند، نزدیکتر است تا یک جریان سیاسی، اجتماعی و فکری. ولی وقتی در جایی یک صحنه عمل سیاسی مانند انتخابات مجلس ایجاد میشود، اینها با هم همافزایی میکنند؛ نمونهاش همین جریان اخیر وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان که با کارگزارانیها همافزایی کردند و حتی میگفتند فائزه هاشمی برای این فرد سفارش میکرده. همانطور که شما میگویید جریان روشنفکری دارای یک عقبه معنوی است، به نظر من اینها هم یک عقبه معنوی دارند اما ممکن است این ظرفیت در یکجا متمرکز نباشد و به صورت پراکنده باشد و در جاهایی که صحنه عمل سیاسی میشود، متمرکز شود. درست است، ولی جریان فتنه یک جریان فکری است و نیرو دارد و برمؤلفههای قدرت سوار است. مثلاً میخواهند در انتخابات آینده نفوذ کنند؛ خوب؛ جریان فتنه برای خودش مهره و متعلق فکری دارد، اما این مجموعه سرمایه انسانی ندارد باید فکر کند و ببیند چه چیز را میتواند بخرد؛ پس فاقد مشخصات یک جریان است. اگر روزی توانست سرمایه انسانی برای خود ایجاد کند و آن را سازماندهی کند، یک جریان است. چقدر این موضوع را محتمل میدانید؟ من با توجه به مؤلفههای موجود در کشور این موضوع را محتمل نمیدانم. جریان فتنه ممکن است بیاید و سوار بر این موضوع شود، چون جریان فتنه برای خودش یک ماهیت مستقل دارد و میتواند از این ابزار استفاده کند. در حالت عکس؛ ممکن است این مجموعه با جریان فتنه پیوند بخورد. چون جریان فتنه برای خودش مستقل است اگر این پیوند صورت گیرد، این مجموعه میشود جزیی از جریان فتنه و تعلق و انحصاری به آن ندارد. پس بیان کردن حرفهایی از جنس و فضای فرهنگی و از این قبیل از سوی این افراد نشاندهنده چیست؟ برای جذب کردن است و میخواهند با بیان این قبیل حرفها، از آن جریانی که عقبه فرهنگی دارد، نیرو جذب کنند و به سمت خود بکشانند اما از آنجایی که جریان فتنه دارای عقبه است، این حرفها را باور نمیکند و این مجموعه هرگز در این زمینه موفق نمیشود. جریان فتنه در یک فضای خلأ نیست که نیاز به یک مرجع برای دست یازیدن به آن داشته باشند. جریان فتنه از دو سال پیش در کشور اتفاق افتاده و هماکنون نیز سایتها و گروههای خبری روی آن کار میکنند و خیلی از آنها یا دستگیر شدهاند و یا از کشور گریختهاند. بنابراین اگر اتفاقی بیفتد، اتصال این مجموعه به جریان فتنه است نه بالعکس. پس این ذوقزدگی که در جریان فتنه بر اثر اتفاقاتی از قبیل غیبت 10 روزه احمدینژاد بهوجود آمد، حباً به اینها نیست بلکه از بغض نظام اسلامی و ولایت فقیه است؟ کاملاً درست است؛ آقای احمدینژاد در اصل کاری کرده است که جریان فتنه هرگز او را نخواهد بخشید و آن کار نیز فریاد بلند علیه اسراییل است، چون اسراییل بت بلند استکبار است و آقای احمدینژاد بهخاطر دشمنیاش با اسراییل هرگز از سوی استکبار بخشیده نخواهد شد و این چیزی است که برای آقای احمدینژاد یک سرمایه معنوی به حساب میآید و انشاءالله او را به معنای واقعی نجات خواهد داد. وی رییسجمهور قانونی است و سیاست مقام معظم رهبری نیز این است که طوری حرف نزنیم که او را لبه پرتگاه نشان دهیم. ما باید کلمات را طوری بیان کنیم که چنین ذهنیتی القا نشود. ادامه دارد... |
|
| دو موضعگیری متفاوت درباره برخورد با مفاسد در کمتر از یک ماه |
| ساعت ٩:٥۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، فساد اقتصادی |
|
17خرداد:اگر تخلفی از بنده،خانواده و نزدیکانم بود، باید طبق قانون رسیدگی شود/ 8 تیر: کابینه خط قرمز است، ورودکنند ایستادگی میکنم
اظهارات روز چهارشنبه رئیسجمهور در حاشیه جلسه هیئت دولت واکنشهای متفاوتی در پی داشت. کلید واژه اصلی این اظهارات، تأکید بر سیاسی بودن بازداشتهای برخی از مقامهای دولتی، خط قرمز خواندن کابینه و تهدید به ورود در صورت تعرض به افراد کابینه بود.به گزارش رجانیوز، خط قرمز خواندن کابینه و تهدید به در میان گذاشتن مسائل با مردم در مورد آنچه که احمدینژاد آن را برخوردهای سیاسی قوه قضائیه در جریان بازداشتها خواند، در حالی است که وی در ابتدای دولت نهم تأکید ویژهای بر برخورد با تخلفات و مفسدین اقتصادی داشت و حتی کمتر از یک ماه قبل نیز در نشست خبری با خبرنگاران تصریح کرد که اگر تخلفی از سوی بنده، خانواده و بستگان در جایی مشاهده شد، باید طبق قانون به آن رسیدگی شود. اگرچه اظهارنظر در مورد نوع و دلیل برخوردها ق رئیسجمهور است اما اولاً این مسائل باید در دیدارهای خصوصی مسئولان نظام به بحث گذاشته شود و ثانیاً اصرار بر خط قرمز بودن کابینه مشابه دفاع آقای هاشمی از کرباسچی و یا مقاومت خاتمی در مقابل رسیدگی به پرونده بهزاد نبوی در پترو پارس است. در عین حال، محمد کاظم انبالویی نیز با انتشار یادداشتی نوشت: «رئیس جمهور محترم چهارشنبه گذشته در واکنش به دستگیری چند نفر از کارمندان دولت، آن را یک حرکت سیاسی تلقی کرد وگفت: "اگر بخواهند به بهانههای گوناگون همکارانم در کابینه را متهم کنند براساس وظیفه اخلاقی، قانونی و ملیام باید بایستم و از همکارانم دفاع کنم. کابینه خط قرمز است" وی افزود: " اگر به نقطهای برسیم و ببینیم آسیب جدی به کشور وارد میشود موظفم مسائل را با مردم در میان بگذارم و به وظایف قانونی خود عمل کنم." این در حالیاست که درست 24 روز قبل در مصاحبه با خبرنگاران، رئیس جمهور در پاسخ به یک سئوال تصریح کرده بود؛ "اگر تخلفی هم از بنده مشاهده شد باید رسیدگی شود" آقای دکتر محمود احمدی نژاد در این مصاحبه با افتخار اعلام کرده بود: "بنده تنها رئیس جمهوری هستم که اعلام کردم که اگر تخلفی از سوی بنده، خانواده و بستگان بنده جایی مشاهده شد، باید طبق قانون به آن رسیدگی و برخورد شود. این موضع اصولی ما از روز اول بوده و الان نیز هست" هر کس که این دو گزاره را در کنار هم بگذارد، نمیتواند تحلیل درستی از رفتار و گفتار رئیس جمهور در موضع گیری چهارشنبه گذشته داشته باشد. کسی که حتی تخلف خود را مصون از رسیدگی و تعقیب نمیداند، چطور امروز رسیدگی به اتهامات چند کارمند دولت را برنمیتابد؟ کدام وظیفه قانونی، اخلاقی و ملی حکم میکند رئیس جمهور در اندازه یک وکیل مدافع برای چند متهم ظاهر شود؟ کدام وظیفه قانونی، اخلاقی و ملی حکم میکند وی علاوه بر نقش وکیل مدافع، ایستادگی و مقاومت در برابر وظایف یک قوه دیگر را هم به عنوان یک تهدید مطرح کند؟ متهم کردن قاضی یا قضاتی که در این حوزه وارد شدهاند به یک حرکت سیاسی، آیا اخلاقاً صحیح است؟ واژه عدالت در گفتمان احمدی نژاد یک کلید واژه حقیقی است. هم او بود که بارها در سخنرانیها تکرار میکرد؛ " برابری افراد در برابر قانون را عدالت میدانیم" (سخنرانی در مراسم یکصدمین سالگرد قانونگذاری و مجلس 6/3/85 ). حال چه شده است که دستگیری چند کارمند دولت که تعدادشان از انگشتان یک دست تجاوز نمیکند، سیاسی است و اگر این دستگیریها به برخی از اعضای کابینه تسری یابد، عبور از خط قرمز تلقی میشود؟ امروز در اغلب دموکراسیهای قلابی جهان، رئیس جمهور، نخست وزیر یا نمایندگان مجلس یا ثروتمندان مشهور توسط دستگاه قضایی تحت تعقیب قرار میگیرند اما کسی قاضی و قضا را متهم به سیاسی کاری نمیکند. اما در ایران اسلامی ما که یک دموکراسی حقیقی حاکم است، دستگیری چند کارمند باید از طرف رئیس جمهور با چوب " حرکت سیاسی" نواخته شود. اگر اطلاعیه روابط عمومی معاونت اجرایی و سرپرست نهاد ریاست جمهوری را به اظهارات آقای احمدی نژاد اضافه کنیم، بیمهری به دستگاه قضا مضاعف میشود. مسئله قضا و داوری و طرح دعاوی خصوصی و عمومی شوخی بردار نیستند. دفاع باید در محکمه صورت گیرد. قاضی باید قضاوت کند. اگر کار را به بیرون از محکمه بکشانیم، این عمل نوعی بازگشت به زندگی انسانهای نخستین در ما قبل تاریخ است. حریم و حرمت نهادهای قانونی کشور چه در قوه قضائیه، چه در قوه مقننه و چه در قوه مجریه نباید شکسته شود. هر نهاد فیصله بخش مأموریت دارد در جایگاه خود عمل کند و از دخالت در نهاد دیگر برای حفظ عدالت و پاسداشت عقلانیت، پرهیز کند. به نظر ما سیاسی کردن پروندههای مالی محاسباتی و حتی پرونده جرایمی که در حوزه خصوصی و عمومی مطرح است، یک راه فرار از عدالت است. در دولتهای پیشین این کار تجربه شده است و متهمان و مجرمان، قانون را دور زدهاند. شایسته نیست در دولتی که گفتمان عدالت و معنویت را نمایندگی میکند، این کار تکرار شود. رئیس جمهور همانطور که از اختیارات و وظایف قانونی خود دفاع میکند، باید به حکم وظایف قانونی خود در قانون اساسی از استقلال قاضی و حریم قضا دفاع کند. اگر قاضی هم اشتباه بکند، راه برای شناسایی خطای قاضی و جبران آن در قوانین کشور بسته نیست و مسیر خاص خود را دارد و قطعاً مسیر آن از متهم کردن قاضی به سیاسی کاری عبور نمیکند.» |
|
| احمدینژاد: در صورت ادامه برخورد با همکارانم به وظیفه قانونی خود عمل میکنم |
| ساعت ۱٢:٥٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
وی تصریح کرد: کابینه خط قرمزی است که اگر بخواهند به آنجا دستاندازی کنند، حتما به کشور آسیب وارد میشود که امیدوارم به خاطر مطامع سیاسی این کار را ادامه ندهند اما...
|
|
| بقایی:من، احمدینژاد و مشایی در جمع سه نفرهمان به اتهامات میخندیم |
| ساعت ۱٠:٥٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، حمید بقائی |
|
حمید بقایی تاکید کرد : خطر بازداشت را احساس نمیکنم .معاون اجرایی رییسجمهور درباره موضوع ارتباط اسفندیار رحیم مشایی با امام زمان(عج) گفت : من سالهاست که با آقای مشایی دوست هستم و تا حالا چنین ادعایی [رابطه با امامزمان] از او نشنیدهام. تمام این مسایلی را که در رابطه با چند و چون عبادت میگویند ما از خود روحانیون یاد گرفتهایم. اظهارات بقایی با روزنامه شرق در پی می آید : |
|
| پشت پرده شعار ساده زیستی افراطیون |
| ساعت ۸:٥٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
ساده زیستی از نظر آقایان این است که جلوی دوربین های عکاسان سر سفره نان و پنیر بنشینند و مثلاً موز را از میوه های جلسات خود حذف کنند . اما وقتی از هواپیمای دولتی برای یک سفر انتخاباتی استفاده شود و یا 20 میلیارد تومان در یک پروژه تبلیغاتی مانند منوریل صادقیه دود شود و برود هوا ککشان نمی گزد !به عبارت بهتر اصل ساده زیستی مهم نیست ، اما نمایش ساده زیست بودن بسیار مهم است . صرفه جویی های ده هزار تومانی و بیست هزار تومانی فوق العاده مهم است ، اما اگر جایی یک مدیری چند میلیارد را حیف و میل کرد فدای سرش . شفاف : از زمانی که انتقاد از احمدی نژاد رواج پیدا کرده است ، بعضی ها که زمانی خودشان از حامیان افراطی احمدی نژاد طی شش سال گذشته بوده اند به ناگهان دچار یک چرخش عجیب شده اند و تندتر از همه به احمدی نژاد می تازند . البته چرخش از حمایت به سمت انتقاد فی نفسه اشکالی ندارد ، اما آنچه که محل اشکال است تندروی و بی اخلاقی است . |
|
| یادمان حماسه سوم تیر/ بخش چهارم و پایانی |
| ساعت ٩:٠٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
حلقهاول احمدینژاد چهکسانی بودند، چهکسانی شدند
سوم تیرماه 84 یکی از مقاطع تاریخی بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای که در آن، گفتمان اصیل عدالتخواهی با کسب اکثریت قابل توجه آرای مردم توانست پس از سالها، مدل جدیدی از حاکمیت برآمده از دل مردم را ارائه کرده و اینچنین بود که دولت نهم به اذعان تمامی دلدادگان به آرمان های انقلاب اسلامی، توانست فصل نوینی از خدمت و توجه به مستضعفین را در جامعه پایه گذاری کند.در این زمینه رجانیوز طی سه گزارش پیشین، به بررسی مواضع احمدی نژاد و دیگر کاندیداهای حاضر در این عرصه و مقایسه آنها با یکدیگر پرداخت. اما در بخش چهارم و پایانی از سلسله گزارشهای یادمان حماسه سوم تیر، آنچه مورد بررسی قرار می گیرد، ترکیب کابینه دولت نهم و اطرافیان رییس جمهور طی سالهای 84 تا 88 است. کامران باقری لنکرانی، پرویز فتاح، غلامحسین الهام، داوود احمدی نژاد، محمد رضا اسکندری، محمد سلیمانی، پرویز داوودی، محمد حسین صفار هرندی، صادق محصولی، مسعود میرکاظمی، محمد جواد حاج علی اکبری، غلامحسین محسنی اژه ای، سعید جلیلی، مسعود زریبافان، احمد سالک، مرتضی آقا تهرانی، علی ثمری، سقای بی ریا و ... چهره های نام آشنای دولت نهم بودند که هر کدام علاوه بر سابقه درخشان خدمت رسانی در عرصه های مختلف، در دوره حضور خود در کابینه دولت نهم نیز همواره از بهترین و خوشنام ترین اعضای کابینه محسوب می شدند. این افراد چه در قامت وزیر، چه در قامت معاون رییس جمهور، مشاور و... همواره با پرهیز از جنجال های رسانه ای و پوچ، با در نظر گرفتن اولویت های کاری خود نه تنها در صدد حاشیه سازی بیجا برای دولت و شخص رییس جمهور نبودند که برعکس ضمن حضور در جمع های مختلف مردمی و دانشجویی، به روایت زحمات و فعالیت های دولت نهم پرداخته و با پاسخگویی شبهات موجود در برهه های مختلف علیه دولت نهم، به کمک رییس جمهور می پرداختند. اگرچه کابینه دولت دهم نیز تا حدی این خصوصیت را حفظ کرد و تداوم حضور افرادی چون مسعود میرکاظمی، صادق محصولی، مسعود زریبافان، سعید جلیلی و اضافه شدن افرادی چون علی نیکزاد، سردار وحیدی، حیدر مصلحی، مجید نامجو و... حاکی از تداوم گفتمان خدمترسانی رییس جمهور در دولت جدید بود اما حذف تعداد قابل توجهی از نیروهای ارزشمند دولت نهم و جایگزینی افرادی که علیرغم سوابق نه چندان روشن و قابل قبول، از اساس با گفتمان جبهه سوم تیر در تضاد بودند منجر به سیر تغییرات قابل توجهی در عملکرد دولت دهم و شخص رییس جمهور شد. ارتقای اسفندیار رحیم مشایی از جایگاه معاونت رییس جمهور در دولت نهم به ریاست دفتر احمدی نژاد و هم چنین ده ها جایگاه حساس و کلیدی دیگر در دولت دهم، معاونت اولی رییس جمهور توسط محمد رضا رحیمی، معاونت اجرایی رییس جمهور توسط حمید بقایی، معاونت نظارت راهبردی با ابراهیم عزیزی و همچنین ضریب گرفتن افرادی از جمله علی اکبر جوانفکر، محمد شریف ملک زاده، روحالله احمد زاده، محمد جعفر بهداد و همچنین اخیرا حذف صادق محصولی و مسعود میرکاظمی به بهانه ادغام وزارتخانه ها و ابقای پرحاشیه حجت الاسلام مصلحی در وزارت اطلاعات، همگی نشانگر تغییرات محسوسی بود که این روزها به راحتی می توان با توجه به آن، علت تغییرات گفتمانی دولت احمدی نژاد طی شش سال اخیر را درک کرد. اتفاقی که پیش از این نیز در تاریخ 33 ساله جمهوری اسلامی مسبوق به سابقه بوده و روند کانالیزه شدن شخصیت های خدمتگزار و موثر در نظام توسط افرادی با سابقه نه چندان قابل قبول، توانسته تا حد فراوانی منجر به تغییر ماهیت آنان شود. از این رو به نظر می رسد یکی از خصوصیات متمایز دولت نهم طی سالهای 84-88 با دولت های قبل از خود، استفاده گسترده از چهره های مقبول و خدمتگزار با خاستگاه گفتمانی جبهه سوم تیر بود اما گذر زمان و تغییراتی که در این زمینه بوجود آمد، دولت دهم را عملا با نوعی ارتجاع گفتمانی مواجه کرده است که این خصیصه بیش از هر چیز دیگر در تضاد با خاستگاه احمدی نژاد در مقایسه با شش سال قبل است. |
|
| عده ای می خواهند کاری کنند که احمدی نژاد ریاست جمهوری را رها کند |
| ساعت ٤:۳۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
حجت الاسلام طائب با تبیین اهداف چشمانداز ۱۴۰۴ گفت: دشمن و جریان انحرافی به شدت به دنبال آن است که جلوی محقق شدن آنرا بگیرد، بنابراین اقدام به پخش CD "ظهور بسیار نزدیک است " کردند تا مسئولان و مدیران کشور از اجرای این سند بسیار مهم باز بدارد. |
|
| از احمدی نژاد سفید تا احمدی نژاد سیاه |
| ساعت ۳:٥٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
شاید ریشه بسیاری از مشکلاتی که امروز به آن دست به گریبانیم همین رفتار افراطی و غیر اخلاقی است . عده ای از سیاسیون افراطی نه حمایت هایشان از افراد منطقی و عاقلانه است و نه انتقاداتشان اخلاقی و منصفانه . یکی را یک روز چنان می برند بالا که انتقاد از او در حد مخالفت با نظام و اسلام و انقلاب قلمداد می شود و بعد از مدتی چنان پایین می آورند که تمام خوبی هایش را ندیده می گیرند . آقای احمدی نژاد نیز مانند همه سیاسیون دیگر نقاط قوتی دارد و نقاط ضعفی . خوبی هایی دارد و بدی هایی . نه سفید مطلق است و نه سیاه مطلق .
|
|
| یادمان حماسه 3 تیر 84/ بخش سوم: گزارشی از آن یک هفته تاریخی |
| ساعت ۳:٤۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، عکس |
|
هاشمی: من خودم پایهگذار اصلاحات بودم / احمدینژاد: وارد محدوده ممنوعه قدرت شدهام
![]() گروه سیاسی: سوم تیرماه 84 یکی از مقاطع تاریخی بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای که در آن، گفتمان اصیل عدالتخواهی با کسب اکثریت قابل توجه آرای مردم توانست پس از سالها، مدل جدیدی از حاکمیت برآمده از دل مردم را ارائه کرده و اینچنین بود که دولت نهم به اذعان تمامی دلدادگان به آرمان های انقلاب اسلامی، توانست فصل نوینی از خدمت و توجه به مستضعفین را در جامعه پایه گذاری کند. اما شاید یکی از مهم ترین نکات مورد توجه، گفتمان عمومی حاکم بر مواضع و سخنان احمدی نژاد در فضای انتخاباتی سال 84 بود. برهه ای که هر یک از کاندیداها با توسل به شعارها و ادبیات خاص سیاسی خود سعی در جلب آرای ملت داشتند و در این بین از میان شعارهای "کار و سازندگی"، "50 هزار تومان برای هر ایرانی"، "دولت رفاه"، "دموکراسی"، "هوای تازه"، "زندگی خوب برای هر ایرانی" و... در نهایت انتخاب ملت شعار "دولت اسلامی" بود؛ گفتمانی که احمدی نژاد با شجاعت آن را مطرح کرد و بر خلاف دیگر کاندیداها نه به دام دوگانه گویی افتاد و نه شعارهای زردی که کمترین سنخیتی را با آرمان های اصیل انقلابی نداشت. از این رو اکثریت ملت با انتخاب تاریخی خود در دو مرحله (27 حرداد و 3 تیر) رییس جمهور جدید ایران اسلامی را برگزیدند. انتخابی که عمق فهم و درایت سیاسی ملت را نشان می داد و در دل خود فقط انتخاب یک رییس جمهور نبود، بلکه بازگشت به همه آرمانهایی بود که پیش از این مردم در بهمن ماه 57 آنها را فریاد زده بودند. در این زمینه، رجانیوز در دو بخش پیشین، به بازخوانی مواضع محمود احمدی نژاد و دیگر کاندیداها از اول تا 27 خرداد 84 و تفاوت چشمگیر آنها با هم پرداخت. اما در بخش سوم سلسله گزارش های یادمان حماسه سوم تیر، فضای انتخاباتی 27 خرداد تا سوم تیر ماه 84 مورد واکاوی قرار می گیرد. برهه ای که در میان شگفتی تمامی ناظران سیاسی، از میان کاندیداهای صاحب نام سال 84، محمود احمدی نژاد توانست با هاشمی رفسنجانی در دور دوم رقابت کند و سرانجام در سوم تیر با کسب بیش از 17 میلیون از آرای مردم در برابر 10 میلیون رای هاشمی، مولد جبهه جدیدی در تاریخ معاصر کشور با تکیه بر گفتمان اصیل انقلاب اسلامی باشد. برهه ای که چپ و راست در ائتلافی نانوشته به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداخته و در جایی که حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از لزوم حمایت از رفسنجانی سخن می گفتند، حزب موتلفه نیز هم هاشمی و هم احمدی نژاد را اصولگرا می دانست! و حتی در این بین قالیباف باز هم با توسل به تعابیر کلی و صحبت های دوگانه از مردم خواست به کسی رای بدهند که به یک اصولگرای اصلاح طلب نزدیک تر است! و لاریجانی نیز با تکذیب حمایت خود از شهردار تهران در برابر هاشمی، ترجیح داد به انتظار روزهای پس از سوم تیر بنشیند ... اما بازخوانی آن برهه علاوه بر همه خاطرات تلخ و شیرینش فوائد دیگری هم دارد و آن هم اینکه شاید بهتر بتوان ریشه فتنه 88 و طرح برخی اتهامات بی اساس همچون تقلب در انتخابات را پیدا کرد. برههای که کاندیداهای اصلاح طلب بدون توجه به اینکه برگزار کننده انتخابات، وزارت کشور دولتی است که مایل است یکی از اصلاح طلبان پیروز نهایی انتخابات باشد، چشم بسته مبحث تقلب در انتخابات را مطرح می کردند تا شاید مرحمی برای عدم اقبال مردم به خود پیدا کنند.
رفسنجانی: خاتمی قول داده انتخابات را سالم برگزار کند/ شایسته نظام ما نیست در آن اتهام تخلف مطرح شود اتهام تقلب در انتخابات تنها مختص انتخابات دهم و فتنه 88 نبود! چرا که پیش از این نیز هاشمی رفسنجانی در حالیکه فضای عمومی کشور حاکی از شکست سنگین وی در دور دوم انتخابات بود و حتی با توجه به اینکه وزارت کشور دولت خاتمی مسئول برگزاری انتخابات بود، غیر مستقیم زمینه اتهام تقلب به نظام را مطرح ساخت و در روز 27 خرداد پس از انداختن رای خود در صندوق گفت: "جناب آقای خاتمی قول دادهاند و تعهد کردهاند که انتخابات را سالم برگزار کنند و من فکر میکنم که ایشان به تعهدشان عمل میکنند" رفسنجانی تصریح کرد: "شایسته نظام ما نیست که در آن اتهام تخلف مطرح شود."
محمود احمدینژاد پس از انداختن رای خود به صندوق گفت: "مردم ما در طول 27 سال گذشته بارها در پای صندوقهای رای حاضر شده و نشان دادهاند به آرمانها و ارزشهای انقلاب پایبند هستند و این بار نیز وفاداری خود به انقلاب را نشان خواهند داد، نتیجه انتخابات خلق یک حماسه و شگفتی خواهد بود." کروبی: انتخابات با آزادی کامل در حال برگزاری است/ تمایل دارم پیروز شوم مهدی کروبی پس از انداختن رای خود به صندوق گفت: "از صبح تاکنون از دو سه استان به من خبر دادند که الحمدالله حضور خوب است و انتخابات با آزادی کامل در حال برگزاری است." وی اظهار داشت: "مهم برای من شرکت گسترده مردم در انتخابات است، اما طبیعی است که وقتی داوطلب هستم تمایل به پیروزی هم دارم."
28 خرداد: کروبی: همه چیز در عرض خواب یک ساعته اصحاب کهف من اتفاق افتاد! / وجود رهبر معظم انقلاب در راس کشور نعمتی بزرگ است مهدی کروبی در نشست خبری خود ضمن اعتراض شدید به نتیجه انتخابات گفت: "تا ساعت 5 بامداد روز شنبه مرتب از تمام استانها با من تماس گرفته میشد و حامیان من مرتب اعلام میکردند که بر اساس آراء مأخوذه، غالبا جزو نفرات اول هستم اما ناگهان از ساعت 7 صبح امروز سخنگوی شورای نگهبان در ساعات اولیه بامداد امروز شنبه درباره وضعیت آرا نامزدها اعلامنظر کرد. همه اینها در یک ساعت خواب من اتفاق افتاد و وقتی دوستان من را از خواب بیدار کردند فکر کردم که خواب اصحاب کهف داشتهام چرا که آنها بعد از 300، 400 سال که بیدار شدند دیدند که همه چیز عوض شده است. برای من هم ورق برگشت و یکی از رقبای من که تا قبل از این ساعت با اختلاف بسیاری از من قرار داشت، پیشی گرفت." وی، اختیارات مقام معظم رهبری بر طبق اصول قانون اساسی را مورد اشاره قرار داد و حضور رهبر معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا در راس امور کشور را نعمتی بزرگ خواند و گفت: "معتقدم هر جا مشکلی پیش آمده و رهبری وارد عمل شدهاند، مساله به راحتی حل شده است." اعتراض شدید معین به نتیجه انتخابات مصطفی معین دیگر نامزد شکست خورده انتخابات نیز که از میان 8 کاندیدا، رتبه ای بهتر از چهارم نتوانست کسب کند با صدور بیانیه ای از تخلف در انتخابات سخن گفت و بدون اینکه توضیح دهد در حالیکه وزارت کشور که برگزار کننده اصلی انتخابات است همسو با وی بوده، چه کسی در انتخابات تخلف کرده، به نتیجه نهایی اعلام شده اعتراض کرد. خاتمی: انتخابات خوب و سالم برگزار شد محمد خاتمی رییس جمهور با حضور در ستاد انتخابات کشور گفت: "در خصوص انتخابات نیز باید بگویم که آنچه که به ما مربوط میشود انتخابات سالم بوده و الان هم نهایت دقت در خواندن آرا انجام میشود و اگر کسی اظهار نظر بیجا و با جایی کرده است، حرف دیگری است. 29 خرداد: معین پس از عدم راهیابی به دور دوم انتخابات: اعتراض دارم و در دور دوم هم شرکت نخواهم کرد! کاندیدای حزب مشارکت در انتخابات پس از ناکامی در راهیابی به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه «من به ساختار انتخابات در کشور ایراد دارم»، گفت: "من همچنان که در انتخابات مجلس هفتم شرکت نکردم، در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری نیز شرکت نخواهم کرد و به نفع هیچ کس هم تبلیغ نخواهم کرد." نظر لاریجانی حمایت از احمدی نژاد نیست محسن آژینی در نمابری به خبرگزاری فارس اعلام کرد: "آنچه تحت عنوان مصاحبه با اینجانب در حمایت از محمود احمدینژاد نامزد انتخابات ریاست جمهوری در سایتهای خبری موجود است نظر شخصی اینجانب بوده و موضع دکتر علی لاریجانی یا ستاد انتخاباتی ایشان نمیباشد."
احمدی نژاد: وارد محدوده ممنوعه قدرت بعضی ها شده ام شهردار تهران در دیدار با جمعی از نمایندگان مجلس هفتم گفت: "ظاهراً بنده از نظر بعضیها وارد منطقه ممنوعه شدهام و جرم بزرگی مرتکب شدهام که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شدهام و علیرغم نظر برخی جناحها، مردم به من رای دادهاند که معتقدم این تلقی دیکتاتوری است و بالندگی کشور را دچار چالش میکند."
هاشمی به دعوت انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران به دانشکده فنی رفت در پاسخ به سوالی در مورد اصلاحات و ادامه آن تصریح کرد: "من خود پایهگذار اصلاحات بودم و معتقدم دولت آقای خاتمی مرحله پیشرفتهتری از آن را ادامه داد و این حرکت استمرار پیدا خواهد کرد." هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سئوالی در مورد وزارت اطلاعات و دغدغههایی که برای تغییر رویه فعلی این وزارتخانه در دولت بعدی وجود دارد گفت: "من روش و منش فعلی وزارت اطلاعات را میپسندم و آن را تقویت خواهم کرد." رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد زندانیان سیاسی گفت: "نباید فضایی ایجاد شود که مجرم در قبال ارتکاب جرم احساس کند که بازخواست نخواهد شد از طرفی دیگر اگر کسی بخواهد با زور و برخلاف قانون و با اعمال سلیقه خود آزادی مردم را سلب کند قابل قبول نیست." اعلام حمایت حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از هاشمی رفسنجانی سازمان مجاهدین و حزب مشارکت از احزاب عمده حامی مصطفی معین در آستانه مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری در بیانیهای حمایت خود را اکبر هاشمی رفسنجانی اعلام کردند. در بیانیه حزب مشارکت آمده است: "جبههی مشارکت ایران اسلامی از همه هموطنان درخواست میکند در روز جمعه با رای دادن به آقای هاشمی رفسنجانی مانع از بروز فاجعه شوند."
خاتمی: مردم به کسی رای دهند که در پی پیشرفت و سازندگی باشد رئیس جمهور در بیانیهای به مردم در خصوص نهمین دوره انتخابات از مردم خواست در ماههای پایانی دوران درخشان و سخت فعالیت وی منصب پرافتخار خدمتگزاری را به آن کس واگذارند که در پی پیشرفت و سازندگی و عدالت مبتنی بر توسعه و قادر به دفاع از عزت و حیثیت و منافع کشور در جهان کنونی باشد. قالیباف: مردم به کاندیدایی رای دهند که به ملاکهای اصولگرایان اصلاحطلب نزدیک است! در حالیکه رقابت میان هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد برای دور دوم انتخابات روز به روز حساس تر می شد و در این میان حتی چهره هایی همچون احمد توکلی نیز حمایت خود را از شهردار تهران اعلام کرده بودند، اما باقر قالیباف در این میان هیچ گاه حاضر نشد علنا از محمود احمدی نژاد حمایت کند و طبق معمول با دوگانه گویی و بکاربردن عبارات کلی اعلام کرد: "در اینجا در این برهه حساس لازم است مبانی خود را در جهت اعلام مواضع جبهه "اصولگریایان اصلاح طلب " اعلام نمایم." وی در ادامه از مردم، همفکران و حامیان خود خواست به کاندیدایی که به ملاکهای اصولگرایان اصلاح طلب نزدیک است رای دهند. موتلفه: هر دو نامزد حاضر در عرصه انتخابات را اصولگرا میدانیم حزب موتلفه اسلامی در بیانیهای در خصوص مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری هر دو نامزد حاضر در صحنه انتخابات را بنا به مصوبه نهایی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی اصولگرا خواند. 1تیر: کروبی:این انتخابات یکی از تاریکترین پروندههایی است که برای خاتمی میماند مهدی کروبی در نشست خبری خود اعلام کرد: در نتیجه انتخابات تقلب شده است و این انتابات یکی از تاریک ترین پرونده هایی است که برای خاتمی خواهد ماند.
3 تیر: رفسنجانی: پیروزی رقیب من مشکلی برای کشور ایجاد نمیکند چون ما در صحنه هستیم/ امیدوارم انتخابات سالم تر برگزار شود! هاشمی رفسنجانی پس از انداختن رای خود به صندوق گفت: "فکر نمیکنم اگر رقیب من در انتخابات پیروز شود مشکلی برای کشور پیش آید چون ما در هر حال در صحنه هستیم" هاشمی در خصوص تضمین سلامت انتخابات نیز گفت: "من در این دوره با استفاده از تجربه مرحله اول با وزارت کشور، ریاست جمهوری و شورای نگهبان مذاکراتی داشتهام و فکر می کنم ضعف های آن دوره تا حدودی برطرف شده و انتخابات این دوره سالمتر برگزار شود!" یونسی: کروبی بالاخره رای نیاورده و حق دارد ناراحت باشد وزیر اطلاعات پس از انداختن رای خود به صندوق با بیان اینکه آقای کروبی بالاخره رای نیاورده و حق دارد ناراحت باشد، گفت: "فرمایشات آقای کروبی را بعداً پاسخ خواهیم داد. البته مستندات ایشان برای خودشان محترم است." عطریانفر: اگر احمدی نژاد پیروز شود جبهه ملی به ریاست هاشمی تشکیل خواهد شد/ اگر هاشمی پیروز شود یعنی مردم سالاری در کشور وجود دارد! محمد عطریانفر پیش از پایان انتخابات با حضور در جمع خبرنگاران در ستاد انتخابات کشور از پیروزی هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری خبر داد. وی گفت: پیشبینی میکنم که در کل کشور بیش از 26 میلیون نفر در انتخابات شرکت کنند که از این میزان بیش از 14 میلیون به هاشمی رفسنجانی و بیش از 11 میلیون به احمدی نژاد رای داده باشند.
|
|
| در جایی که به ابتذال جایزه دهند،نباید انتظار رشد فرهنگی داشت |
| ساعت ۱٢:۳٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: شکل گیری شعارهای انقلابی در پایان دولت اصلاحات و در بدو ورود به انتخابات نهم ریاست جمهوری از سوی شهردار وقت سرفصل جدیدی در حرکت به سوی آرمان های انقلاب به شمار رفت.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ جامعه با دیدن چنین شعارهایی که سال ها از شنیدن آن هم به دور بودند، با اقبال کامل و هم صدا شدن با آن خواستار حاکم شدن این گفتمان که اسم آن از سوی کاندیدای مطرح "عدالت خواهی" نامیده شد، بودند.
![]() احمدی نژاد شخصی که خود را بلندگوی جریان عدالت خواهی قرار داده بود، مهمترین شعار خود را برخود با مفاسد اقتصادی واداری در کشور که تمام درآمد بیت المال را به سوی خود می کشند قرار داد.
"کاندیدای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه کانونهای قدرت و ثروت متاسفانه در مقابل تحول، آنقدر رسانه، حنجره و قلم می خرند و اجازه نمی دهند صدای کسی بلند شود. وی با بیان امتیازات ویژهای که در سیستم اداری کشور وجود دارد، خاطرنشان کرد: افرادی هستند که به خاطر ارتباطات خود در سیستم اداری کشور از امتیازات ویژه ای برخوردارند و در این میان بعضی ها اصلاً به وجود تبعیض اعتقاد ندارند، قطعا باید این گونه گریز گاهها را بست تا عدالت برقرار شود."
بیان این سخنان در حالی بود که وی از قطع دست متعرضین به بیت المال هم سخن به میان آورد.ساختن کشور سخت تر از جنگیدن نیست. "آن روز جوانان ما توانستند دست استکبار را از تعرض به خاک کشورمان کوتاه کنند و امروز هم می توانیم دست متعرضین به بیت المال را قطع کنیم."
بعد از انتخاب شدن احمدی نژاد بود که وی با شکل دادن به هیئت دولت خود حرکت خود را به سوی برخورد با برخی از مفاسد اقتصادی البته در سطوح کوچک آغاز کرد.
تغییر برخی از مدیران که از زمان دولت سازندگی نیز با رویکردهای ناصواب در آن رخنه کرده بودند شروع حرکت احمدی نژاد برای مبارزه با مفاسد اقتصادی و اداری بود.
البته پس از گذشت چند سال از بود که سمت و سوی رویکرد خود را به مفاسد کلان و برخی ارادی که گاها در ساختار دولت ها هم بوده اند تغییر داد.
سخن گفتن از مفاسد بزرگ اقتصادی و افرادی که وام های کلان اقتصادی را با رانت از بانک ها گرفته و هنوز پس از چند سال آن را یا به بانک بازنگردانده بودند و یا به طور کل از بازپرداخت آن خودداری کردند.
این حرکت به جایی رسید که رئیس جمهور حرف از معرفی مفاسد بزرگ اقتصادی نام برد که در آخرین سخنان خود در نشست خبری تعداد آن را 313 نفر نام برد.
اما با تمام این اوصاف وجود برخی از افراد در کنار احمدی نژاد که بسیاری از افراد آنان را مفسد اقتصادی می نامند با وجود برخی از مدارک های موجود احمدی نژاد هنوز معتقد به چنین موضوعی نیست و وی را در سمتی بعد از خود قرار داده است.
این در حالی است که وی در سخنان خود در بین مردم در سال 84 می گفت: "دلیلی ندارد من منافع ملت را فدای گروهها و باندها و احزاب کنم و منطقی ندارد وگرنه در دانشگاه میایستم درس میدهم، ما باید فرصت بدهیم و مردم واقعاً بتوانند سر مدیری که بیتالمال را تلف میکند داد بزنند چرا نباید داد بزنند؟این دولت دستهای غارتگران را از بیت المال کوتاه خواهد کرد، در مقابل بیگانگان گردن افراشته، در برابر مردم خادم و خدمتگزار و همراه غم و شادی آنان خواهد بود."
احمدی نژاد وجود چنین افرادی را خصوصا در ساختارهای قدرت مخالف پیشرفت کشور می دانست و می گفت: "وقتی قلههای ثروت شکل میگیرد، جایی برای آزادی نمیماند و آنها با در دست گرفتن رسانهها، آنقدر فضا را میگیرند که اجازه نمیدهند صدای مردم به جایی برسد و پیشرفت کشور دچار خدشه میشود."
این تنها شعاری نبود که احمدی نژاد آن را مانع پیشرفت کشور می دانست. موضوعات فرهنگی و ایجاد ساختاری درست برای تبیین شعارهای انقلابی از جمله مواردی بود که وی به آن تأکید داشت.
احمدی نژاد در تحلیل ساختار فرهنگی در سال 84 اینگونه بیان داشت که: "متاسفانه تولید فرهنگی اصیل و مناسب در کشور ما بسیار کاهش یافته است و در جایی که به ابتذال جایزه میدهند، نباید انتظار داشته باشیم تولید فرهنگی رشد پیدا بکند. امروز شاهد حضور شبکههای سازمان یافته ترویج ابتذال هستیم که نمیدانم وزارت اطلاعات و ارشاد در این زمینه چه میکنند."
وجود چنین سخنانی در حالی است که چالش بزرگی که هم اکنون دولت با آن مواجه است و با نام جریان انحرافی شناخته شده است طرح های خود را بر اساس چنین شاخصه هایی جلو می برد.
برگزاری برخی از همایش ها که به سمت ابتذال کشیده می شود، برگزاری "کنسرت 'حرکات موزون' ویژه بانوان" ارتباط با برخی از خوانندگان و بازیگران که رویکردی در جهت مسائل ضد فرهنگ دارند از جمله کارهایی است که جریان انحرافی حاضر در دولت به آن اقبال دارد.
|
|
| بازخوانی مواضع احمدی نژاد در تیر ماه 84 |
| ساعت ۱٢:۳٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
احمدی نژاد سال84: اگر زبان علیه مؤمنین و افراد دلسوز گشوده شود از ما و مورد تأیید ما نیست
خبرنامه دانشجویان ایران: انتخابات سوم تیر ماه سال 84 نقطه عطفی بود بر حاکم شدن شعارها و سخنانی که کشور و مردم پس از گذشت چند سال از به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی نیازمند شنیدن چنین سخنانی به صورت برجسته بودند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محمود احمدی نژاد که در دور اول انتخابات نهم ریاست جمهوری توانسته بود با سردادن شعارهای انقلابی و بر گرفته از گفتمان امام (ره) از برخی چهره های مطرح سیاسی مانند لاریجانی و قالیباف پیشه بگیرد، به همراه هاشمی رفسنجانی به دور دوم انتخابات راه یافت.
![]() در مرحله دوم نیز قرار گرفتن وی در مقابل شخصی که مردم به مدت 2 سال در دولت وی با نام سازندگی زندگی کرده بودند به جایی رسید که توانست از آراء 5 میلیونی خود در این مرحله به 17 میلیون برسد و خود را پیروز انتخابات ببیند.
![]() انتخاب شدن احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور در حالی بود که خیلی ها در زمان انتخابات و در بین گمانه زنی ها از وی به عنوان گزینه ای که پیروز انتخابات خواهد بود، نام نمی بردند.
اما بدون شک آنچه که موجب شد احمدی نژاد مورد توجه مردم قرار بگیرد بیان شعارهای عدالت خواهانه و رویکرد وی در حاکم شدن گفتمان انقلاب و اسلام در کشور بود.
![]() ![]() بر همین اساس بود که مردمی که در سال های گذشته چیزی جز به وجود آمدن فاصله طبقاتی و دور ماندن از شعارهای اصیل انقلاب ندیده بودند، با روی آوردن به چنین شعارهایی خواستار قرار گرفتن این شعارها در کشور شدند.
احمدی نژاد که در شعارهای خود حرف از ایجا دولت اسلامی می زد در سخنان خود می گفت: "دکتر احمدی نژاد تحقق جامعه نمونه و پیشرفته اسلامی را منوط به شکل گیری انقلاب سوم ملت ایران دانست و گفت : انقلاب سوم ما همان تشکیل دولت اسلامی است ، دولتی که جهت گیری ها ، وضع قوانین و طراحی های آن برای اداره کشور منبعث از اسلام و تفکر اسلامی است و به نوعی یک تحول در عرصه مدیریت های کشور است."
![]() البته برجسته ترین شعاری که مورد اقبال اکثر جامعه قرار گرفت، شعار عدالت خواهی بود که عملا در 4سال اول بر اساس آن عمل شد که البته در برخی از موارد مخالفت با آن بسیار مورد سؤال قرار گرفت.
![]() اما پس از گذشتن چند سال از انتخابات سال 84 که مردم با شعارهایی از جنس عدالت خواهانه و مطابق با شرایط خود مواجه بودند برخی از چالش های موجود در دولت که اکنون از آن به جریان انحرافی نام برده می شود کاری کرده که حتی بسیاری از مردمی که پا به پای شعار وی می آمدند دیگر هیچ میلی به برخی از مواضع وی و نیز اطرافیان وی ندارند.
![]() رفتار و عملکردهای این گروه که در بسیاری از موارد مخالف فرهنگ اسلام و در اصل به عنوان ضد فرهنگ مطرح می شود دیگر به مضاق خیلی ها خوش نیامد.
سخن گفتن از دوستی با اسرائیل، زیر سؤال بردن حکومت اسلامی پیامبران، و حرف زدن از حکومت ایرانی و حذف اسلام و انقلاب از آن، برگزاری مراسم های ضدفرهنگی با شرایط نا مساعد و اکنون نیز ایجاد حواشی در رویکرد دولت و فضای کشور از جمله عملکرد این جریان به مشار می رود.
وجود این افراد در دولت در حالی است که احمدی نژاد در انتخابات سال 84 این نوع افراد را نابود کننده ی هنر دانسته بود،" احمدی نژاد دولت اسلامی را طرفدار تعالی فرهنگ و هنر دانست و تاکید کرد: وقتی آقایان در عرصه فرهنگ و هنر به ابتذال جایزه می دهند هنر را نابود می کنند."
البته این جریان با قرار گرفتن در کنار احمدی نژاد و رویکرد دولت توانست به عملکرد خود ادامه دهد و حاشیه آفرینی و هزینه سازی خود را ادامه دهد. با این وجود و با هزینه سازی های لیدرهای این جریان در کشور برخلاف خواست مردم و همان کسانی که روزی احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور خود انتخاب کرده بودند از کنار گذاشتن این جریان خودداری کرد به طوریکه انتقاد برخی از دوستان را که نقدی منصفانه در مورد عملکرد این جریان داشته اند را نپذیرفت.
هر چند که وی در سخنان تبلیغاتی خود در سال 84 در شهر قم گفته بود : "در مسیری که در پیش داریم به افراد کاری نخواهیم داشت و با همه دوست هستیم اما آنچه که مهم است روش های غیرعادلانه و فساد انگیز است پس ضمن احترام به همه افراد حرف های خود را می زنیم و کسانی که به نوعی رفتار کنند که زبان ها علیه مومنین و افراد دلسوز گشوده شود از ما و مورد تایید ما نیستند.ما وظیفه داریم که آگاهانه و هوشیارانه در صحنه باشیم و البته تصمیم با ملت بزرگ ایران است و هرچه که ملت تصمیم بگیرد مورد حمایت مومنین و همه نیروهای انقلاب خواهد بود."
رویکرد این جریان به جایی رسید که به اصطلاح با ساختن یک ایدئولوژی برای خود با نام مکتب ایرانی، زمینه به حاشیه راندن اسلام و شعارهای انقلابی و ارزشی را به فکر خود فراهم کردند.
البته گفتنی است که احمدی نژاد در بدو ورود خود به ریاست جمهوری و در دوران انتخابات به این موضوع نیز اشاره کرده بود. "در جامعه اسلامی مدیران باید همراه و شبیه مردم باشند و اگر می بینید غصه و دغدغه عدهای از مدیران شبیه مردم نیست، باید بدانید با آن مدیران نمی توان به جامعه اسلامی رسید. در نخستین گام باید نگرش ها نسبت به دین و اسلام تغییر کند و مسئولان بدانند که اقتباس از برنامه های دیگران فقط مشکلات جامعه را افزایش می دهد ، سعادت جامعه در اجرای احکام نورانی اسلام است و جهت گیری مدیریت ها در برنامه ریزی باید بر مبنای مکتب اسلام باشد."
اما وجود برخی از افراد و جریانات در کنار دولت و فعالیت آنها به گونه ای که اجازه تحقق بسیاری از شعارهای دولت عدالت خواه را نداده و یا در اجرای آن سدی ایجاد کرده، و در کنار آن اصرار رئیس دولت در ماندن آن افراد ضربات فراوانی را به رویکرد این دولت وارد آورده است.
|
|
| یادمان حماسه 3 تیر 84/ بخش اول |
| ساعت ۱۱:٠٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
احمدینژاد با این شعارها و وعدهها از مردم رأی گرفت
سوم تیرماه 84 یکی از مقاطع تاریخی بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای که در آن، گفتمان اصیل عدالتخواهی با کسب اکثریت قابل توجه آرای مردم توانست پس از سالها، مدل جدیدی از حاکمیت برآمده از دل مردم را ارائه کرده و اینچنین بود که دولت نهم به اذعان تمامی دلدادگان به آرمان های انقلاب اسلامی، توانست فصل نوینی از خدمت و توجه به مستضعفین را در جامعه پایه گذاری کند. اما شاید یکی از مهم ترین نکات مورد توجه، گفتمان عمومی حاکم بر مواضع و سخنان دکتر احمدی نژاد در فضای انتخاباتی سال 84 بود. برهه ای که هر یک از کاندیداها با توسل به شعارها و ادبیات خاص سیاسی خود سعی در جلب آرای ملت داشتند و در این بین از میان شعارهای "کار و سازندگی"، "50 هزار تومان برای هر ایرانی"، "دولت رفاه"، "دموکراسی"، "هوای تازه"، "زندگی خوب برای هر ایرانی" و... در نهایت انتخاب ملت شعار "دولت اسلامی" بود. گفتمانی که محمود احمدی نژاد با شجاعت آن را مطرح کرد و بر خلاف دیگر کاندیداها نه به دام دوگانه گویی افتاد و نه شعارهای زردی که کمترین سنخیتی را با آرمان های اصیل انقلابی نداشت. از این رو اکثریت ملت با انتخاب تاریخی خود در دو مرحله (27 حرداد و 3 تیر) رییس جمهور جدید ایران اسلامی را برگزیدند. انتخابی که عمق فهم و درایت سیاسی ملت را نشان می داد و در دل خود فقط انتخاب یک رییس جمهور نبود، بلکه بازگشت به همه آرمانهایی بود که پیش از این مردم در بهمن ماه 57 آنها را فریاد زده بودند. در این زمینه، رجانیوز در سلسله گزارش هایی برای یادآوری فضای حاکم بر عرصه سیاسی کشور در خرداد و تیر 84 که منجر به انتخاب تاریخی ملت شد، در قسمت نخست، ضمن بازنشر گفتمان حاکم بر ادبیات احمدی نژاد در آن برهه که تعابیر دینی و انقلابی بیش از هر زمان دیگری نمود داشت، به مقایسه نانوشته این گفتمان با گفتمان فعلی حاکم بر دولت و عناصر نفوذی آن می پردازد و امیدوار است رییس جمهور ضمن جداسازی خود از این جریان، به خاستگاه اصیل و انقلابی خود و جریان سوم تیر تأکید کند.
|
|
| مشایی معتقد بود14خرداد شهید می شود و15خردادامام زمان ظهور می کند |
| ساعت ۱٢:۱٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مجتبی ذوالنور ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ابعاد جدید و ناپیدایی را از فعالیتهای پشتپرده و تفکرات جریان انحرافی افشاء کرد.
*همۀ بستگان نزدیک رییس جمهور مخالف ارتباط وی با مشایی هستند، حتی مادر ایشان گفت که شما را عاق میکنم، اما آقای احمدینژاد با این وجود بر حفظ جایگاه مشایی تأکید میکند. *آیتالله مصباح یزدی خطر این موضوع را در طول تاریخ بیسابقه و همان جریان فراماسونری میداند و بیان میکند که امیدی به بازگشت این افراد ندارم. * در دورۀ هشت سالۀ اصلاحات، هیچ چیزی از اسلام ندیدیم؛ چرا که جریان سکولاری و لیبرالی بودند که با اعتقاد به عدم صلاحیت دین در ادارۀ جامعه وارد عرصۀ قدرت شده بودند، اما جریان فعلی با نقاب دین، دین را میکوبند و در درون خود اقتصادی، فساد سیاسی، وابستگی به بیگانه و... را دارند. * در یکی از جلسات هیئت دولت آقای صفار هرندی به آقای احمدینژاد گفت که رهبری با این موضوع مخالف هستند، اما آقای احمدینژاد در جواب میگوید که "حکم است، باید انجام شود". آیا از این گفته، غیر این برداشت میشود که ایشان فکر میکند توسط رابطی با امام زمان(عج) ارتباط دارد؟ *گفته میشود که به خاطر اینکه دولت، وجود دو عبدالله را در رأس حکومت کشورهای عربی را از علائم ظهور میداند از سران این دو کشور دعوت به حضور در ایران کرده است.
|
|
| احمدینژاد و مشایی مثل لاله و لادن هستند بخواهیم از هم جدا کنیم هر دو ... |
| ساعت ۱٢:٠۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مجتبی ذوالنور ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
یک گروه هم جریان محافظهکارند که اکثریت کرسی ها را در اختیار دارند و یک عده هم در مجلس نمایندگان بی تاثیری هستند. در آن 11 روزی که احمدینژاد قهر کرده بود 200 نفر از شخصیتهای نظام به صورت تلفنی و حضوری با او صحبت کردند ولی فایدهای نداشت و به تعبیر بنده احمدینژاد رغبتاً بر سر کارش نیامده است و از روی اکراه و ناچاری و اجبار آمد، چون مجلس ملتهب شده بود و ضربالعجل هم تمام شده بود و اگر آن روز ... شفاف : جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه برخی میگویند که اگر احمدینژاد و مشایی را از هم جدا کنیم درست میشود گفت: احمدی نژاد و مشایی مانند لاله و لادن دوقلوهای به هم چسبیده هستند که وقتی آنها را عمل جراحی کردند هر دو از بین رفتند. حجتالاسلام مجتبی ذوالنور شامگاه دوشنبه در همایش بصیرت و جهاد علمی که در سالن همایشهای نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها برگزار شد با اشاره به ضرب الاجل مجلس برای عزل احمدینژاد اظهار داشت: نمایندگان مجلس چند گروه هستند که بعضاً ضدانقلاب هستند که از همان اول علیه دولت بودند. وی ادامه داد: یک گروه هم جریان محافظهکارند که اکثریت کرسی ها را در اختیار دارند و یک عده هم در مجلس نمایندگان بی تاثیری هستند. وی تصریح کرد: عدهای به نماینده شهرشان اعتراض کردند که چرا مثلا در مجلس چنین حرفی را زدی، این نماینده در جواب مردم گفت: بروید نوارهای مجلس را گوش کنید ببینید اصلا من در مجلس حرف زدم. ذوالنور اضافه کرد: یکی از آنها هم گفته بود که من هیچ چیزی نگفتم، فقط گرم بود گفتم کولر را روشن کنید. جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه بعضیها در مجلس بیخاصیت هستند، اظهار داشت: یک گروه هم حزباللهیهای سینه چاکی بودند که از همان اول حمایت کردند. آنها چون رئیس جمهور را رئیس جمهور ارزشها و ولایتمدار میدانستند از او حمایت کردند. پیش بینی بالاترین رأی عدم کفایت سیاسی تاریخ به احمدینژاد در مجلس هشتم وی تصریح کرد: در آن 11 روزی که احمدینژاد قهر کرده بود 200 نفر از شخصیتهای نظام به صورت تلفنی و حضوری با او صحبت کردند ولی فایدهای نداشت و به تعبیر بنده احمدینژاد رغبتاً بر سر کارش نیامده است و از روی اکراه و ناچاری و اجبار آمد، چون مجلس ملتهب شده بود و ضربالعجل هم تمام شده بود و اگر آن روز سر کارش حاضر نمیشد، فردای آن روز استیضاح میشد. ذوالنور اضافه کرد: اگر رأی عدم کفایت سیاسی احمدینژاد در این مجلس مطرح میشد، بالاترین رأی عدم اعتماد تاریخ را میگرفت. وی در بخش دیگری از سخنان خود با طرح این سئوال که در حال حاضر بهترین تدبیر در مورد جریان انحرافی چیست، اظهار داشت: بعضیها میگویند که اگر احمدینژاد و مشایی را از هم جدا کنیم درست میشود.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با ذکر مثالی در این مورد گفت: لاله و لادن دو دختری که به همدیگر چسبیده بودند و وقتی آنها را عمل جراحی کردند هر دو از بین رفتند. وی ادامه داد: بارها احمدینژاد گفته که من یعنی مشایی و مشایی یعنی من بنابراین الان فضای اینها به گونهای است که اگر عمل شود هر دو از بین میروند. ذوالنور تصریح کرد: فضای جامعه برای برخورد مناسب نیست، بنابراین باید مدارا کرد، به این معنی که نگذاریم باند انحرافی هر کاری که دلش میخواهد انجام دهد. وی با بیان اینکه پر و بال را باید قیچی کرد، اظهار داشت: نباید اجازه داد نغمههای شوم پیاده شود و با کمترین هزینه دوران گذر را بگذریم. جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران تأکید کرد: باید کار به جایی برسد که افکار عمومی کاملا توجیه شود و رئیس جمهور هم پی به باطن این جریان ببرد. جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه گفت: جداسازی احمدینژاد و مشایی از هم ممکن نیست و این جداسازی هزینههایی دارد. وی اظهار داشت: الان کارکرد ولایت فقیه در این حوادث رنگارنگی که در مسیر انقلاب پیش میآید مشخص میشود. |
|
| بازی خطرناکی به نام " کار کار مشایی است " |
| ساعت ۱٠:٠٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
در ماجرای انتصاب ملک زاده که ظاهراً از دوستان نزدیک مشایی هست نیز همین اتفاق رخ داده و عده ای گفته اند که باز هم پای مشایی در میان است . /بازی انتساب کارهای بد دولت به مشایی اصلاً عاقبت خوبی برای کشور ندارد . چرا که دولت و رئیس جمهور می توانند هر تصمیمی بگیرند بدون اینکه عواقبی برای آنان داشته باشد . اگر نتیجه کار مثبت بود که حق با رئیس جمهور بوده است و اگر نتیجه کار منفی بود که باز هم کار مشایی بوده است . اما باید جایگاه قانونی و حقوقی افراد را در نظر گرفت . اگر تصمیمی تصمیم رئیس جمهور یک مملکت است این خود اوست که باید پاسخگو باشد .
شفاف : هر بار که اشتباهی در دولت رخ می دهد و جنجالی به پا می شود عده ای می گویند : " کار کار مشایی است " . در ماجرای انتصاب ملک زاده که ظاهراً از دوستان نزدیک مشایی هست نیز همین اتفاق رخ داده و عده ای گفته اند که باز هم پای مشایی در میان است . این در حالی است که در همین روز رجانیوز سایت اصلی حامیان دولت مدعی شده بود انتصاب ملک زاده با نظر مستقیم شخص دکتر احمدی نژاد بوده است و حتی کاظم جلالی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی نیز درباره نشست علی اکبر صالحی با اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت : " وزیر خارجه نیز در پاسخ به نمایندگان گفت که امروز این نقطهنظرات نمایندگان در ارتباط با انتصاب ملکزاده را با رئیسجمهور در میان میگذارد." به عبارت دیگر ماندن یا کنار گذاشتن ملک زاده از این سمت به تصمیم شخص رئیس جمهور بستگی دارد و اوست که باید تعیین تکلیف کند . در چنین شرایطی به نظر می رسد این بازی انتساب همه اتفاقات دولت به مشایی کاربرد چندانی ندارد . چرا که دیگر برای کسی قابل باور نیست همه انتصابات و اظهارات و جابجایی های دولت را به رئیس دفتر رئیس جمهور نسبت دهیم . پس رئیس جمهور در این کشور چه کاره است که رئیس دفترش می تواند وزیر جابجا کند ، معاون وزیر عوض کند و ... ؟ واقعیت این است که مشایی چهره با نفوذ و قدرتمندی در دولت است . اما واقعیت مهم تر این است که رئیس جمهور احمدی نژاد نیز با مشایی هم فکر و نزدیک است و به گفته برخی کارشناسان سیاسی مانند عماد افروغ این دو ، یک روح اند در دو کالبد . از اینرو این شخص دکتر احمدی نژاد است که تصمیمات نهایی در این زمینه ها را اتخاذ می کند . در ماجرای عزل برخی وزرا ، استانداران ، سفرا و این اواخر انتصاب جنجالی در وزارت امور خارجه این تصمیمات شخصی دکتر احمدی نژاد است که چه کسانی بروند و چه کسانی بیایند . ضمن اینکه اساساً برای مردم هم قابل باور نیست که عده ای اتفاقات دولت را به دو گروه خوب و بد تقسیم کنند . هر چه کار خوب است تصمیم دکتر احمدی نژاد و هر چه کار بد است ناشی از تاثیر گذاری اطرافیان رئیس جمهور است ! به نظر می رسد مردم دیگر به این گزاره اعتقادی ندارند و معتقدند که احمدی نژاد و مشایی بسیار به هم نزدیک اند و در بسیاری از موارد بسیار به هم شبیه اند و لذا ماجراهایی مانند انتصاب ملک زاده کار خود احمدی نژاد است . هر چند مشایی به عنوان مشاور و یار و همراه نزدیک رئیس جمهور ممکن است نقش مجری یا مشاور را بازی کند ، اما تصمیم نهایی با احمدی نژاد است . بنابراین به نظر می رسد منتقدان برخی تصمیمات دولت باید کمی شفاف باشند . بازی انتساب کارهای بد دولت به مشایی اصلاً عاقبت خوبی برای کشور ندارد . چرا که دولت و رئیس جمهور می توانند هر تصمیمی بگیرند بدون اینکه عواقبی برای آنان داشته باشد . اگر نتیجه کار مثبت بود که حق با رئیس جمهور بوده است و اگر نتیجه کار منفی بود که باز هم کار مشایی بوده است . مشایی هم که رئیس دفتر رئیس جمهور است و نه می شود استیضاحش کرد ، نه می شود مورد سوال قرار داد و نهایتاً باز هم باید از احمدی نژاد خواهش کرد تا از مشایی دور شود ! اما به نظر می رسد به جای این بازی بی نتیجه ، باید جایگاه قانونی و حقوقی افراد را در نظر گرفت . اگر تصمیمی تصمیم رئیس جمهور یک مملکت است این خود اوست که باید پاسخگو باشد . حتی اگر تاثیر هم پذیرفته باشد این خود اوست که باید پاسخگو باشد نه اینکه با انتساب کارهای غیر قابل توجیه به فردی غیر پاسخگو به نام مشایی ، خیال رئیس جمهور و دولت را از تصمیمات جنجالی شان راحت کنیم. |
|
| آیتالله مصباح 3سال قبل در مورد مشایی چه گفت؟ |
| ساعت ٩:٢۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
در پی اوج گرفتن انتقادات و اعتراضات بزرگان و دلسوزان نظام به شخص رئیس جمهور پیرامون حمایت از برخی نزدیکان خود، حجت الاسلام روانبخش در گفتگو با بی باک گفت: درباره مسائل اخیر کشور، ریشه آن را باید در یک اطاعت ناپذیری جستجو کرد. دبیر سیاسی هفته نامه پرتو اظهار داشت: آقای دکتر احمدی نژاد بی شک پرکارترین، خدوم ترین و ولایتمدارترین رئیس جمهور در ردیف شهید رجائی در این چند ساله بوده و هست و ما برخلاف شانتاژ برخی افراد و رسانه های معلوم الحال، به هیچ وجه از انرژی و وقتی که برای تبلیغ و روی کار آوردن ایشان گذاشته ایم، ناراحت نیستیم. زیرا انتخاب مردم بر اساس گزینش اصلح بوده است و بی شک آقای احمدی نژاد در دو انتخابات گذشته ریاست جمهوری اصلح کاندیدا بوده اند و عقل و شرع اقتضا می کرد که مردم به اصلح رای دهند.
ایشان افزود: کدام رئیس جمهور اینگونه شبانه روز برای مردم وقت صرف کرده است؟ کدام رئیس جمهور تا این حد مقید به مباحث دینی و اعتقادی بوده است؟ چه کسی به تمام شهرهای کشور سرزده تا مشکلات مردم را از نزدیک ببیند؟ این پیشرفتهای کشور در زمینه های هسته ای و عمران و آبادانی حاصل ولایتمداری و ایمان و تلاش جناب آقای احمدی نژاد بوده است. لذا اینکه برخی بخواهند از این نمد برای خود کلاهی بدوزد سخت در اشتباهند چون کاندیدای آنها از همان ابتدا با روحیه ولایتمداری و خدمتگذاری به مردم و انقلاب زاویه داشتند. اینکه ما و سایر مردم به آقای احمدی نژاد اخم می کنیم بخاطر انتظاراتی است که از ایشان داریم. مثلا در قبال خاتمی وقتی صدای مردم در می آمد که دستش را در دست زن ایتالیایی می دیدند. کارگزارنش به امام زمان(عج) و معصومین ( علیهم السلام) توهین می کردند. اساس دین را زیر سئوال می بردند و الا خاتمی کدام قدمش در مسیر ولایت بود که مردم از انحرافاتش خشمگین بشوند؟! کل دوران ریاست جمهوریش در خدمت استکبار و ضدیت با ولایت فقیه و علیه مصالح مردم و کشور بود امّا آقای احمدی نژاد خادم ولایت و مردم بوده است از همین جهت نزد مردم و بزرگان محبوب بوده است و هر جنسی که قیمت و ارزشش بالاتر باشد، مردم نسبت به اتفاقات پیرامونش حساسترند. لذا چرا مردم از اطاعت ناپذیری برخی خواص بی بصیرت که در مجلس هم نشسته اند، زیاد صحبت به میان نمی آورند؟ چون آنها از همان اوّل در امتحانش مردود شده اند و هیچ توقعی ازشان نمی رود. امّا آقای احمدی نژاد همواره در مسیر ولایت بوده است و ملاک محبوبیتش نیز همین بوده است لذا همگان حق دارند که به احتمال انحرافاتش از این مسیر دلنگران باشند و با حساسیت او را زیر نظر داشته باشند و این هیچ جای خوشحالی برای دشمنان داخلی و خارجی نخواهد بود.
حجت الاسلام روانبخش همچنین گفت: در این میان چند نکته قابل ذکر است:
1- ملاک انتخاب صحیح حال فعلی افراد است و آقای احمدی نژاد در دوران انتخابات و حتی در ایام فعلی اصلح کاندیدا بوده و هستند امّا اگر در هر زمانی خدایی نکرده گرفتار کوچکترین انحرافی شوند همانگونه که اخیرا مرتکب اشتباهات فاحشی شده اند، مردم با کسی جز ولایت و انقلاب پیمان نبسته اند لذا با ایشان هم محکم و بدون تعارف برخورد خواهند کرد.
2- تایید و انتخاب جناب آقای دکتر احمدی نژاد توسط مردم و نخبگان کشور به هیچ وجه دال بر عصمت ایشان نمی باشد لذا آقای احمدی نژاد هم باید مراقب باشند تا بخاطر دلبستگی به شخص خاصی، گرفتار انحراف و اشتباه و خدایی نکرده خروج از چارچوب نظام و انقلاب نشوند زیرا این اتفاق برای برخی از افراد انقلاب افتاده است. برخی بخاطر دلبستگی به فرزند و داماد و... حاضر شدند تمام زحمات گذشته شان را به باد دهند.
3- آقای احمدی نژاد باید بداند مشایی جز بی آبرویی چیزی برای او نخواهد داشت و این اصرار وی برای همنشینی با مشایی بسیار جای تامل دارد یادم هست حدود سه سال پیش حضرت علامه مصباح یزدی در یک جمع خصوصی فرمودند " مشایی نهایتا احمدی نژاد را به زمین خواهد زد " ما آن روز فکر نمی کردیم به چه شکل این اتفاق خواهد افتاد. امّا امروز کاملا برای همگان واضح است که مشایی دارد با آبرو و اعتبار و اعتقادات احمدی نژاد بازی می کند از همین جهت از خدا می خواهیم که قبل از انزوای کامل آقای احمدی نژاد، او را از مشایی جدا کند تا همانطور که رهبر عزیزمان پیش بینی کردند، بیش از این موجب سرخوردگی حامیان ریاست جمهوری نشود و خدایی نکرده لطماتی که برخی خواص از جانب فرزندان و نزدیکانشان خوردند، آقای احمدی نژاد از مشایی نخورد.
4-عده ای از افراد و رسانه های معلوم الحال هشدارها و ایرادات بزرگانی چون علامه مصباح یزدی نسبت به خطر بعضی از نزدیکان آقای احمدی نژاد را چماق می کنند تا بر سر حامیان رئیس جمهور بکوبند و می گویند " حالا دیدید ما درست می گفیتم" و " شما احمدی نژاد را روی کار آوردید حالا خودتان هم درستش کنید" در حالیکه این نقطه قوت و راز حقانیت و اصولگرایی بودن ماست که افراد را با حق می سنجیم نه حق را با افراد، لذا اصولگرایان همچون اصلاح طلبان نیستند که اگر هم حزبی هایشان بر خدا و معصومین ( علیهم الاسلام) هم دشنام دادند، سکوت کنند بلکه ما اصولگرایان هر کسی در هر زمانی از اصول و اعقتادات و آرمانهای الهی مان زاویه بگیرد با او برخورد می کنیم و برایمان هم حزبی و غیره تفاوتی ندارد این در حالی است که احمدی نژاد در حال فعلی هم بر تمام کاندیدای رقیبش برتری دارد ما انتظارمان از احمدی نژاد بسیار بالاتر از این حرفهاست او منتخب دلسوزان و دلسوختگان انقلاب است لذا اشتباهاتی چون حمایت از برخی منحرفین و مفسدین از جانب ایشان چه سهوا و چه عمدا به هیچ وجه قابل تحمل نمی باشد لذا واکنش نشان می دهیم و به این اعتراضاتمان افتخار می کنیم و آنرا سند عزت و حق طلبی مان می دانیم.
وی در پایان گفت: شما ببینید شخصی مثل هاشمی رفسنجانی هنوز هم حاضر نیست از سران فتنه اعلام انزجار کند این یعنی حق را فدای افراد کردن و حزب محوری را بر حق محوری اولویت دادن لذا انسان تعجب می کند چگونه اینطور شخصی نسبت به جریان انحرافی نفوذی در بدنه دولت دهم واکنش نشان می دهد و نسبت به جریانات انحرافی پیرامون خود که بعضا دست پرورده ایشان هستند سکوت محض می کند! همینطور می توان این داستان را درباره برخی از نمایندگان مجلس که خود از رفوزه های ایام فتنه هستند، به تماشا نشست. هیچ شکی نیست که برخی نه عاشق ولایتند نه عاشق مردم و انقلاب و هیاهوی امروزشان تنها برای بهره برداری های سیاسی و حزبی می باشد امّا دلسوزان واقعی نظام و انقلاب در جای خود از روی احساس وظیفه و طبق عقل و شرع و با افتخار به آقای احمدی نژاد رای می دهند و در مقابل اشتباهات و انحرافات ایشان هم با افتخار مضاعف ایستادگی خواهند کرد و این مدال افتخار جریان اصولگرایی اصیل است که افراد را با حق می سنجد نه حق را با افراد.
|
|
| بازخوانی مهمترین دهه انقلاب اسلامی2/ گفتگو با ناصر نوبری |
| ساعت ۱:٥٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، ولایت فقیه ، سیدابوالحسن بنی صدر ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
مشکل اصلی نفاق درباره ولایت فقیه و ریشهاش هم خودبزرگبینی بود/ گفت مردم توطئه گران علیه رئیس جمهور را بشناسید
![]() محمد رحمانی: گفتوگو با ناصر نوبری مانند همیشه برای نگارنده شیرین بود چرا که نوبری فارغ از تحلیلهای مبتنیبر شعار با کمک از مستندات دست به تحلیل عمقی میزد. این امر در کنار بیان خاطرات جذاب وی موجب آن شد که در پایان کار فرصت گرفتن قول برای مصاحبههای بعدی را از دست ندهیم.نوبری اولین روزنامهنگار بعد از انقلاب است که محاکمه شده، البته روحیه انقلابی وی بعدها کار دستش میدهد و باعث میشود تا دو بار دیگر، وی از محل کارش در وزارت خارجه اخراج شود. سفیر سابق کشورمان در پایتخت کل بلوک شرق معتقد است که متأسفانه مدعیان لیبرالیسم در ایران نیز تحمل دیدگاههای مخالف را ندارند و حتی دیکتاتورتر برخورد میکنند، وی برای این ادعا مستندات کافی ارائه میدهد. آقای نوبری شما در ایام انقلاب سردبیر هفتهنامه «اطلاعات هفتگی» بودید که مخاطبان فراوانی داشته است، بنابراین شما را میتوان یکی از مطبوعاتیهای قدیمی نامید. فضای حاکم بر مطبوعات در آن دوران چگونه بود؟ فضای مطبوعات در ابتدای انقلاب یعنی همان دو سال اول بسیار گسترده و همهجانبه بود، طبیعتاً آن زمان سیستم جدی در کشور شکل نگرفته بود، خب یک نظامی ساقط شده بود و انقلابیون روی کار آمده بودند و در این بین هر کسی دیدگاه خودش را داشت. از آنجا که در آن شرایط هنوز هیچ روشی بطور نهایی حکمفرما نشده و فکری نیز نهادینه نشده بود، لذا تمام دیدگاهها و راهها در چالش با یکدیگر بودند. بههمین دلیل رسانهها و مطبوعات خیلی متنوع بودند. شما چگونه و چرا به روزنامه اطلاعات پیوستید؟ در ابتدای انقلاب من عضو دبیرخانه شورای انقلاب و مسئول تهیه گزارش از وزارتخانه ارشاد، علوم، آموزش و پرورش بودم. تمام مطالب مربوط به این وزارتخانهها را من جمعآوری میکردم و به آقای بهشتی گزارش میکردم، رئیس شورای انقلاب هم شهید بهشتی بودند که ما مستقیم با ایشان کار میکردیم.آقای بهشتی یکبار یک تماسی گرفتند، گفتند خودتان را سریعاً به دفتر امام برسانید.ما هنگامی که به دفتر حضرت امام رسیدیم، آقای بهشتی و آقای دعایی را که تازه از عراق آمده بود، دیدیم و از همانجا با آقای دعایی آشنا شدیم. به هر حال گفتیم چه شده است؟ آقای بهشتی گفتند امام از فضای مطبوعات ناراحت هستند و معتقدند که انقلاب شده اما مطبوعات همچنان شاهنشاهی مانده است. علت این ناراحتی امام به چه چیزی برمیگشت؟ شهید بهشتی گفت علت اصلی ناراحتی امام بیشتر به مؤسسه اطلاعات برمیگردد، چون بدنه اصلی روزنامه اطلاعات همچنان در دست ساواکیهاست یعنی مطبوعاتی که وابسته به رژیم سابق بودند، هیچ محوری و کنترلی نداشتند و خودشان مجموعه را اداره میکردند. مثلاً در رژیم سابق آقای مشخصی مسئول اطلاعات بود، فرد دیگری هم مسئول کیهان بود. بعد از انقلاب سرپرستان اصلی اینها فرار کرده بودند، نوچههای آنها داشتند روزنامه را اداره میکردند. اینها هم با موذیگری حرفهای مطبوعاتیشان خط پیاده میکردند یعنی دقیقاً سعی میکردند خط اصلی حزبالله را که خط امام بود، تضعیف کنند و خطوط دیگر را تقویت کنند. این دو مؤسسه کیهان و اطلاعات نقش خیلی مهمی داشتند.این بود که حضرت امام ناراحت بودند که شبانه ما دعوت شدیم. همانجا برای اولین بار آقای دعایی نماینده ولی فقیه در مؤسسه اطلاعات شدند. ایشان این طوری حکم گرفتند که همان شب ما سه، چهار نفری به آنجا رفتیم. امام، آقای دعایی را میشناختند منتها ایشان تازه از عراق آمده بودند و سفارتشان در عراق دچار مشکل شده بود. رادیو صدای انقلاب قبل از انقلاب مطالب حضرت امام را از عراق به سمت ایران پخش میکرد، خود آقای دعایی گوینده رادیو صدای انقلاب ایران یا صدای اسلام ایران بود. حالا میخواستند به آقای دعایی حکم دهند، او به آقای بهشتی گفته بود که من هیچ چیز از فضای ایران و مطبوعات ایران نمیدانم، من نمیتوانم. آقای بهشتی وساطت کرده بودند و به امام گفته بودند که ایشان میگوید من هیچ چیز از ایران نمیدانم. نمیتوانم حکم را بگیرم و در ایران کار کنم چون به فضای ایران آشنا نیستم، مگر اینکه به من تیم دهید. در این میان آقای بهشتی ما را صدا کردند که در دفتر امام یک تیم بهعنوان هسته مرکزی مؤسسه اطلاعات شویم. حکم هم آقای دعایی بگیرد و درعین اینکه ما در شورای عالی انقلاب این مسئولیتها را داشتیم، قرار شد که در مؤسسه اطلاعات هم بهعنوان هسته مرکزی با آقای دعایی همکاری کنیم که همان زمان ما به مؤسسه اطلاعات رفتیم.ایشان هم به هر کدام از ما حکم دادند. در واقع یک شورای سرپرستی برای مؤسسه اطلاعات بهوجود آوردیم که مؤسسه توسط یک نفر اداره نشود، بلکه یک شورای سرپرستی آن را اداره کند.ما سه، چهار نفر اعضای شورای سرپرستی مؤسسه اطلاعات شدیم. رئیس شورای سرپرستی هم آقای دعایی شد. هر کدام از ما هم یک حکم گرفتیم که عضو این شورای سرپرستی شدیم هم اینکه قرار شد مجلات مرتبط با روزنامه اطلاعات را نیز اداره کنیم. قرعه من «اطلاعات هفتگی» افتاد. قرار شد من هم عضو شورای سرپرستی مؤسسه اطلاعات باشم، هم عضو شورای سردبیری روزنامه اطلاعات و هم مدیرمسئول و سردبیر روزنامه اطلاعات هفتگی.خب این خودش فضای مطبوعاتی آن زمان را نشان میدهد. فضای آن زمان متنوع و متغیر بود و با این حال ما آمدیم و در روزنامه اطلاعات نشستیم. من تا آن زمان کار ژورنالیستی نکرده بودم. بهیکباره سه سمت مطبوعاتی پیدا کردم و اگر شما آرشیو مؤسسه آن زمان را پیدا کنید، سرمقاله و مقالاتی را که من مینوشتم پیدا میکنید، این در حالی بود که آخرین تجربه نویسندگی من به انشای مدرسه با نمره 15 بازمیگشت. بههر حال من همزمان در دبیرخانه شورای انقلاب نیز فعال بودم، بعد از اینکه کمی تجربه ژورنالیستی پیدا کردم با شهید کلاهدوز بهعنوان مسئول در سپاه پاسداران صحبت کردم که انقلاب، یک نشریه اختصاصی لازم دارد تا برای قشر جوان و بچه محصلها انقلاب را تبلیغ کند و در مقابل نشریه منافقین که در مدارس پخش میشد، تبدیل به تکیهگاهی برای بچه حزباللهیها گردد.سرانجام ایشان تأیید کردند و من «امید انقلاب» ارگان ارتش بیستمیلیونی را خودم طراحی و منتشر کردم و همزمان سردبیر آن نیز شدم.
اصولاً در زمان قدرت لیبرالها، آنان چقدر تحمل نقد مطبوعات را داشتند؟ یکی از تجربیات حرفهای من در ایران همین است. تجربه من در این 32 سال بعد از انقلاب که در مطبوعات و سیاست خارجی کار کردهام نشانگر این است که اتفاقاً کسانی که خیلی دیدگاههای لیبرالانه دارند و در جناح لیبرال قرار میگیرند، در مقابل دیدگاههای قوی مخالف، خیلی دیکتاتورتر و انحصارطلبتر از هر انحصارطلبی میشوند.در مورد آقای بنیصدر من این تجربه را دارم. آقای بنیصدر ادعای آزادمنشی و لیبرالیسم میکرد. من بهعنوان یک کسی که با او مصاحبه میکردم، چنان مورد غضب ایشان قرار گرفتم که او به من ناسزا گفت و صراحتاً گفت تو دروغگویی! آنان به ظاهر لیبرال اما به واقع دیکتاتور هستند. یعنی اینها پرچم لیبرال و آزادمنشی را در دست میگیرند، برای اینکه قدرت بگیرند اما وقتی منافع خودشان مطرح میشود، دیکتاتورتر از هر دیکتاتوری میشوند. من این تجربه را چندین بار دارم.آقای بنیصدر به مؤسسه اطلاعات فشار میآورد و بهدنبال برکناری بنده بود.آقای لیبرالمنش که در مقابل یک رسانه نباید اینطور عمل کند. از قدرت دولتی در برابر رسانه استفاده کند و به امام شکایت کند که آقا در این مؤسسهای که نماینده شما در آنجاست، فردی کار میکند که مدام رئیسجمهور را نقد میکند. خب یک رئیس جمهور واقعاً لیبرال نباید از انتقاد پریشان شود و رسانه را تحت فشار قرار دهد.ادعا و شعار آزادی، ساده است اما پایبندی واقعی به آزادی و آزادمنشی بسیار سخت است. من از همین دوره اخیر حاکمیت دوستان دوم خردادی که مدعی آزادی هستند موارد جدی و مستند دارم که با دیدگاههای مخالف برخورد حاد و دیکتاتور مآبانه کردند. همان موردی که منجر به خروج شما از وزارتخارجه شد؟ بله یک مورد همان بود. در دوره حاکمیت دوم خردادیها بنده مشاور وزیر در برنامهریزیهای استراتژیکی وزارتخارجه بودم. بنده بهعنوان یک کارشناس و دیپلمات حرفهای وقتی دلسوزانه برخی نقاط ضعف در استراتژیهای آن دوره را آن هم نه در سطح رسانه بلکه در جلسات خصوصی درون وزارتخانه مطرح کردم، دوستان دوم خردادی دیدگاه متفاوت و انتقادی را تحمل نکردند و بنده را از کلیه مسئولیتها برکنار کرده و در اختیار کارگزینی جهت اخراج قرار دادند. مورد بعدی هم در مورد یک استاد علوم سیاسی دانشگاه اتفاق افتاد. ایشان یکی، دو مصاحبه در نقد سیاست هستهای آقایان انجام دادند، باز آقایان نتوانستند دیدگاه انتقادی ایشان را تحمل کنند و در سطح آقای رئیسجمهور خاتمی دستور کتبی صادر شد و از وزارت اطلاعات خواسته شد آن استاد دانشگاه مورد پیگرد قرار گیرد. بهنظر من مهم نیست که دیدگاههای آن استاد درست بود یا نه، مهم اینبود که یک استاد صرفاً بهخاطر طرح دیدگاههای متفاوت، تحت پیگرد قرار گرفت، گرچه بعدها انقلاب متوجه شد که دیدگاههای آن استاد و همین طور بنده درست بوده است. شاید اگر دولت عوض نمیشد وی مشکلات جدی پیدا میکرد.ما آقای بنیصدر را قبل از ریاستجمهوری شناسایی کرده بودیم. این شناخت به ما اطمینان داده بود که حاکمیت ایشان برای انقلاب خطرناک است و انحراف ایجاد میکند.
بنابراین من این تجربه را لمس کردهام که در دو جریان حاکمیت لیبرالها و آنهایی که مدعی آزادمنشی هستند، در برابر کار مطبوعاتی حرفهای دیدم که اینها دروغ میگویند. اینها دیکتاتورتر و انحصارطلبتر برخورد کردند. اتفاقاً به نظر من اصولگراها، میزان انحصارطلبیشان کمتر از این کسانی است که مدعی آزادمنشی هستند. میدانید چرا؟ برای اینکه آنها خیلی حزبی برخورد میکنند. شما مثلاً در مجلس زمان دوم خرداد آنقدر تلاطم با دولت نمیبینید اما در مجلس امروز وجود صداهای متفاوتی مانند آقای مطهری را میشنوید، برای اینکه اصولگراها واقعاً به افکار اصولیخودشان اهمیت میدهند تا صرفاً افکار حزبی، اما مجلس قبلی که مجلس دوم خردادی بود، برنامههایشن را در حزب هماهنگ و بعداً در مجلس آن را پیاده میکرد. اولین کسی که در ایران بعد از انقلاب محاکمه مطبوعاتی شده من هستم. توسط چه کسی؟ آقای بنیصدر. مدعیلیبرالیسم. حالا به این بحث برسیم؛ روز 14 اسفند بنیصدر اطلاعات هفتگی را در دستش گرفت و به آن اعتراض کرد. آیا خودتان آن گزارش را نوشتید یا اینکه کار درون حزب جمهوری صورت گرفت؟ ابتدای انقلاب جریانات حزبی آنقدر منسجم نبود که همه چیز در حزب تدوین شود. حزب جمهوری اسلامی بود و دبیر کل حزب خود آقای بهشتی بودند، خودشان روزنامه رسمی داشتند. روزنامه جمهوری اسلامی روزنامه رسمی حزب جمهوری اسلامی بود. سردبیرشان هم در آن زمان آقای میرحسین موسوی بودند. همه اینها بودند اما شاید 10درصد از سهم جریانات مردمی را داشتند. انقلاب مردمی بود، حزبی نبود.حزب، انقلاب را پیروز نکرده بود، مردم انقلاب را پیروز کرده بودند، بنابراین جریانات مردمی خیلی بر جریانات حزبی فائق بودند. امام که لیدر مردم بود، وقتی حرکت میکردند، امواج آن بسیاری از احزاب را میبرد. شما میبینید که چطور منافقین مضمحل شدند و رفتند با اینکه تشکیلات عظیمی داشتند. بنده بهعنوان یک فرد کاملاً مردمی که متأسفانه یا خوشبختانه خصوصیتم این بود که در هیچ حزبی علاقه نداشتم قرار بگیرم، با اینکه دوستان من حزبی بودند مانند شهید حسن اجارهدار که از دوستان دانشگاهی بنده بودند، اما من با آقای بهشتی بهعنوان حکومتی همکاری میکردم، سلیقه من سلیقه گروهی حزبی نبود، بههمین دلیل آن کاری که من کردم، کاملاً شخصی بود. کاملاً ابتکار شخصی بود. چرا؟ چون من آقای بنیصدر را شناخته بودم و مهمترین چیزی که از او شناختم، نفاقش بود. در آن مصاحبه من هست که عصبانی میشود. ایشان اصلاً اعتقاد به روحانیت ندارد. اصلاً اعتقادی به ولایت فقیه ندارد. من به این کاملاً رسیده بودم. ایشان حضور در کنار روحانیون و امام را صرفاً بهعنوان یک وسیله سیاسی میدانست که به حاکمیت برسد. یعنی اینها را نردبان خودش میدانست. بنیصدر از روحانیت و ولایت فقیه بهعنوان نردبانی برای رسیدن به حاکمیت در ایران استفاده کرد. این چیزی هم که میگویم عیناً در مصاحبه من هست. من یک گزارش تحقیقی در مجلهام چاپ کردم و تمام مواضع آقای بنیصدر را قبل از ریاست جمهوری و بعد از ریاست جمهوری درآوریم. البته آن زمان راحت نبود، مثل حالا که کامپیوتر نبود. خودمان کار کردیم یعنی دستی کار میکردیم. تمام اظهاراتش قبل از ریاست جمهوری را درآوردیم که چقدر از امام و روحانیت تعریف میکند. همه اینها هست مثلاً میگوید علت مخالفت این تروریستها و ضد انقلابها با روحانیت این است که روحانیت اصیل است. روحانیت همیشه مدافع ایران در برابر استعمارگران است. این حرفها را قبل از ریاست جمهوری میزد که خودش را به روحانیت و حضرت امام نزدیک کند، بعد از ریاست جمهوری کاملاً به تمام این دیدگاههایش پشت کرد. این را من در ایشان شناسایی کرده بودم، بههمین دلیل سعی میکردم افکار عمومی مردم را هم روشن کنم. شما تاریخ این گزارش را میبینید، ماهها پیش از آن است که مجلس میخواست به این برسد که بنیصدر را ساقط کند.
بعد از انتشار آن گزارش واکنش مردم چطور بود؟ آن مجله نایاب شد. این اولین واکنششان بود. من خودم الان آن را در خانه ندارم یعنی خودم آن را یادگاری ندارم. تأثیراتش اساسی بود، یک جمله شهید بهشتی در مورد آن نشریه گفتند. وقتی آن موج ایجاد شده بود، این جمله را گفته بودند که به نوبری بگویید زدی تو خال. این اصطلاح آقای بهشتی بود. خب خود آقای بهشتی و روزنامهاش در حزب چنین کاری نکرده بودند. شاید هم نمیتوانستند این کار را بکنند. بالاخره یک ملاحظاتی داشتند چرا که آقای بنیصدر رئیس جمهور بود، نمیشد این طور به پروپایش بپیچند. آن طور که من بهعنوان یک فرد مستقل عمل کرده بودم، ولی بنیصدر حزبی میدید. اصلاً احساس میکرد این طراحی آقای بهشتی است. شما بعد از آن تنبیه نشدید؟ بنیصدر بطور جدی پیگیری کردند و مؤسسه را تحت فشار قرار دادند که بنده برکنار شوم. چه برخوردی از طرف هیأت حاکمه با شما صورت گرفت. هیأت حاکمه هم مستقیم برخورد کرد و من مدام احضار میشدم. من وقتی این گزارش تحقیقی را نوشتم که محور آن هم این بود که ایشان نفاق دارند، ایشان خودش را قبول دارد، هیچکس را قبول ندارد، چون ولایت فقیه را قبول ندارد و با ولایت فقیه و روحانیت تنها برای کسب قدرت کنار آمده است. این را من در آن گزارش تحقیقی ثابت کردم. اگر نگاه کرده باشید روی جلد هم تصویری را منتشر کردم که قبل از اینکه روی کار بیاید، با روحانیون بوده و بعد به همه اینها پشت کرده است. این چیزی بود که دقیقاً در مصاحبه قبل از ریاستجمهوری ایشان کشف کردم. همان مصاحبهای که بعدها چاپش کردم. مصاحبهای که به ایشان مستقیم گفتم، تو همه اینها را وسیله کردی برای اینکه روی کار بیایی. تو به اینها اعتقاد نداری. گفت یعنی تو میگویی من آنقدر کوچک هستم که آمدم خودم را به این روحانیون بند کنم، برای اینکه رأی بیاورم. نه آقا میخواهی به تو بگویم من چه کسی هستم؟ گفتم بگو؛ گفت من بزرگترین اندیشه قرن هستم. این کتاب «اقتصاد و توحید»ی که من دارم، بزرگترین اثر قرن است. من این هستم، تو فکر میکنی من خودم را به روحانیون میچسبانم که خودم را بزرگ کنم. این مناظره را من بهعنوان مسئول بخش فرهنگی دبیرخانه شورای انقلاب با بنیصدر قبل از اینکه رئیسجمهور شود انجام داده بودم.
در هفتهنامه عنوان «جلسه خصوصی» را به جای مصاحبه زدید. بله، مصاحبه نبود، جلسه خصوصی بود. جلسه خصوصی را ضبط میکردید! بله، با اطلاع خودشان یک ضبط صوت روی میز بود و همه گفتوگوهای حاضرین را در جلسه ضبط میکرد. هنوز نوار آن را دارید؟ فکر میکنم در اسناد دولتی که از دبیرخانه شورای انقلاب باقی مانده باشد. من خودم ندارم. من هیچکدام را نگه نداشتم، اما 100درصد این نوار در یکی از ارگانهای حکومتی باید حفظ شده باشد. یادم هست آن زمان نوار را به شهید حسن اجارهدار دادم، بین حزبیها پخش کرد، گوش کردند، البته ایشان هم در انفجار حزب شهید شدند. خلاصه اینکه مشکل با ایشان این بود که آیا تو مرد و مردانه ولایت فقیه را قبول داری یا نداری، نداری چرا به دروغ میگویی دارم و برای من مسجل شده بود که ایشان نفاق دارد. دیدگاه من این است که با ایشان هم صادقانه گفتم، اگر شما ولایت فقیه را قبول نداری، بگو قبول ندارم. اگر قبول داری، مشروط به زمان و مکان نیست. دیدید یک بندی را در اطلاعیه دبیرخانه شورای انقلاب آورده بودیم که «اعتقاد به ولایت فقیه در همه گستره زمان و مکان.» زمانی که بنیصدر خواست رئیسجمهور شود، به او گفتیم شرط اولش این استکه طبق این بند اول تو باید به ولایت فقیه در همه گستره زمان و مکان اعتقاد داشته باشی.
منظورتان از بیان این جمله چه بود؟ یعنی تو ولایت فقیه را وسیله کردی. این را زمانی قبول داری و زمان دیگر نه، در این مکان ممکن است قبول کنی اما به ریاست جمهوری که رفتی بگویی قبول ندارم. چرا؟ چون خودت را بزرگترین اندیشه زمان میدانی. وقتی یک نفر خودش را از همه برتر میداند، طبیعتاً وقتی میگوید ولایت فقیه را قبول دارم، دروغ است. البته میتوان دیدگاههای متفاوت با ولایت فقیه داشته باشیم، مثلاً امام در یک زمینه معتقد به نظریه باشند و من بهعنوان کارشناس، یک نظریه دیگر داشته باشم، نمیشود همه نظرات را یکسان کرد، اما وقتی که ولایت فقیه دیدگاهی را حکم کردند، باید فصلالخطاب باشد و همه از آن تبعیت کنیم. آنچه ما از آقای بنیصدر کشف کرده بودیم این بود که تمامش نفاق بود و ثابت شد. وقتی خواسته میشد که سیستم، ریاست جمهوری را از منحرفین جدا کند، نکرد. رابطهاش را با منافقین حفظ کرد. این چیزی بود کهبنده بهعنوان یک شخص نه بهعنوان یک حزب تشخیص داده بودم. از برخورد و تعیین مواضع بنیصدر تشخیص داده بودم که بنیصدر یک زمانی خودش را نشان خواهد داد چون میگوید من بزرگترین اندیشه زمانم. بنابراین به ولایت فقیه پشت خواهد کرد. این دعوایی است که همیشه وجود داشته مثلاً با حضرت امام اینگونه برخورد میکردند؛ امام یک دیدگاهی داشتند که باید این کار را بکنیم، اینها مخالفت میکردند. بقیه میگفتند امام گفته، اینها میگفتند این نظریه امام ارشادی است، ولایی نیست. یعنی این گونه نفاق خود با ولایت فقیه را پنهان میکردند. بههر حال بعد از انتشار این گزارش، بنیصدر بسیار عصبانی شد و این نشریه در مجلس دست به دست میگشت زیرا وقتی ثابت می شد مواضعش با قبل از ریاستجمهوری تغییر کرده عملاً رأیی که از مردم گرفته بود زیر سؤال میرفت و مشروعیت ریاستجمهوریاش مورد تردید قرار میگرفت. وی خیلی عصبانی شد و نزد حضرت امام رفت و از دست بنده شکایت کرد. گفت مؤسسه اطلاعات زیر دست شما آمده و شما در آنجا نماینده گذاشتید. در مؤسسهای که زیر نظر شما اداره میشود، این مجله علیه رئیسجمهور مملکت منتشر شده و به مردم میگوید که من منافقم. قرار شد یک شورای حل اختلاف برای حل اختلافات تشکیل شود که اعضای آن سه نفر بودند. یک نماینده از طرف حضرت امام، یک نماینده از طرف بنیصدر و یک نماینده از طرف شهید بهشتی. نماینده امام آقای مهدویکنی شدند، نماینده آقای بهشتی آقای یزدی شدند، نماینده آقای بنیصدر هم آقای اشراق، داماد حضرت امام شدند. این سه نفر شورای حل اختلاف شدند. قرار شد بحثها و دعواها یکبهیک به آن شورا ارجاع داده شود و آن شورا رسیدگی کند. چون آن زمان که از این محاکم مطبوعاتی تشکیل نشده بود. این کار ما بهعنوان یکی از موارد دعوا شد. آقای بنیصدر این مجله را به آن شورا فرستادند و نامه دادند که علیه رئیسجمهور توطئه شده است و یکی از مشکلات من هفتهنامه اطلاعات است.
ما یک روز در درفتر مجله نشسته بودیم که دیدیم نامه احضاریه آمده و بنده را به این شورا احضار کرده بودند، این سه آقا نشسته بودند. شاید این جلسه نزدیک به یک ساعت طول کشید و آنها شروع به پرس وجو کردند که چرا شما این کار را کردهاید که در جامعه تأثیر گذاشته، من فکر میکنم پایه و بنیان آقای بنیصدر را تکان داده بود. من شروع کردم از خودم دفاع کردم. گفتم ببینید من هیچنظریهای در اینجا از خودم ندادم. عنوان اتهام من این بود: «توطئه علیه رئیسجمهور با استفاده از امکانات مطبوعاتی ملی» چون مؤسسه اطلاعات یک مؤسسه ملی بود، بعد من مجله را درآوردم، یکییکی ورق زدم. گفتم آقا نگاه کنید من هیچ چیزی از خودم نیاوردم. من مطالبی را که ایشان قبل از ریاستجمهوری گفتند، مستند آوردم. بعد مواضع ایشان را در همین زمینه بعد از ریاست جمهوری آوردم. شما یک مطلب اینجا از من نشان دهید که من خودم کار کرده باشم. اگر اینجا این مطالب نشان میدهد که ایشان در کشور دوگانه برخورد کردند، مسئولش خود ایشان هستند نه من؛ مثلاً نوشته بودم؛ بنیصدر در فلان تاریخ و فلان جلسه جملهاش اینچنین است. بعد دوباره جمله مخالف او را در همان موضوع بعد از ریاستجمهوری آورده بودم. 10 مورد آورده بودم که آقای بنیصدر در این موارد مواضعش قبل و بعد از انتخابات عوض شده است. یعنی هیچ متنی به آن اضافه نکردید؟ خیر، مثلاً بهعنوان نمونه: «شما ای تروریستها چرا هدفتان فقط روحانیون مترقی و انقلابی است»، «امروز تمام صداهای ضد انقلاب در داخل و خارج هماهنگ علیه روحانیت مترقی بسیج شدهاند.» اینها مواضع ایشان در خصوص روحانیت قبل از ریاست جمهوری است. در حالی که بعد از ریاست جمهوری با قویترین جریان ضد روحانیت یعنی منافقین متحد میشود. اینها را یکی یکی آورده بودم. خیلی زیاد است. بعد آنجا به آقایان گفتم. من کجا از خودم مطلب آوردم. همه مطالب سخنان بنیصدر است که با هم مقایسه کردم. قیاس و نتیجهگیری را هم برای خود مردم و خوانندگان گذاشتم. هیچ نتیجهگیری هم نکردم. اینها را ما گفتیم و از خودمان دفاع کردیم. آنجا هم به من جوابی ندادند که بالاخره من تبرئه شدم یا نشدم. نتیجه جلسه را به شما نگفتند؟ خب، آنها رفتند شور و مشورت کنند که نتیجه بدهد. نتیجه را که به من مستقیم نمیگفتند، اما آن جلسه یک هفته قبل از 14 اسفند بود. 14 اسفند هم بنیصدر آمد آن هوچیگری را کرد که مجله را آورد و گفت این دارد علیه من توطئه میکند. تحت این عنوان سخنرانی کرد، «مردم توطئهگران علیه رئیسجمهورتان را بشناسید» که یکی مورد بنده بود که نشان داد. بعد خوشبختانه بعد از آن اینها مخفی شدند. مجلس میخواست عدم صلاحیت رئیسجمهور را بررسی کند و به سمت طرد از انقلاب رفتند. این طور ما عملاً از محاکمه نجات پیدا کردیم یعنی خود صورت مسئله پاک شد. یعنی خود فردی که از من شکایت کرده بود، فراری شده بود و دیگر نجات پیدا کردیم. این ماجرای اولین محاکمه مطبوعاتی بود که بنده مورد اتهام قرار گرفتم. من فکر میکنم دفاعیات من درست بود، گرچه جوابی به من داده نشد، چون که بنیصدر فرار کرد. شما تمام متن آن مجله را نگاه کنید، من هیچ چیز از خودم ننوشتم. فقط در تاریخهای متفاوت سخنان ایشان را آوردم. مشکل اصلی ایشان نفاقشان درباره ولایت فقیه و ریشهاش هم خودبزرگبینی او بود. همان کیش شخصیت؟ من به او گفتم این کتاب کیش شخصیت که نوشتی، مشخصات خودت و تصویر خودت است. خیلی عصبانی شد. گفت اگر من آنقدر هنر داشته باشم که راجع به خودم بنویسم، معلوم است هنرمند بزرگی هستم، خودبزرگبینی بنیصدر کار دستش داد. شما اولین بار چه زمانی اسم بنیصدر را شنیدید؟ همراه با امام در پاریس. قطبزاده، بنیصدر و دیگران همه در پاریس نزد حضرت امام میرفتند. از آنجا ایشان مطرح شدند. تصور من این است که اصل شیطان در درون انسان است، بعد شیاطین بیرونی از شیطان درونی استفاده میکنند. چون ممکن است ما بگوییم، این امریکایی بود، او انگلیسی بود، این صهیونیست بود، این عوامل فلان بود، نفوذی بود، شاید سیستمهای اطلاعاتی کشف کنند که این از قبل مثلاً از طریق سرویسهای خارجی کنار امام کاشته شده بود که چنین بلایی را سر انقلاب بیاورد. نمیدانم. این جزو جهالت بنده است، اما من قضاوتی که خودم داشتم بهعنوان کسی که با ایشان دست و پنجه نرم کرده بود، این بود که ایشان پیش از هر شیطان خارجی، شیطان درونیاش برایش مشکل ایجاد کرد. درباره آن مصاحبه مناظرهگونه چگونه بنیصدر حاضر شد مصاحبه را ادامه بدهد؟ ما اعضای دبیرخانه شورای انقلاب بودیم. آن زمان یک شورای انقلاب و یک دبیرخانه بود. دبیرخانه بخش اقتصادی داشت، بخش فرهنگی و آموزشی داشت. من معلم و دانشجو بودم، آمده بودم. گفتم با آقای رجایی انجمن اسلامی معلمان را درست کردیم. در دبیرخانه هم مسئول بخش فرهنگی بودم. چهار، پنج نفر بودیم که افراد زیادی در ارگانها زیر دست ما کار میکردند. یعنی نوک قدرت کشور در شورای انقلاب بود. ارگان دیگری وجود نداشت. این بود که آقایان که کاندیدا بودند، به مجاب کردن دیدگاههای ما بسیار اهمیت میدادند که دیدگاه ما به نفع شان باشد یا نباشد. اینها هم کاندیدا بودند و تلاش بسیاری میکردند که ما را هوادار خودشان کنند و دیدگاه ما را به دیدگاه خودشان نزدیک کنند. چون احساس میکردند ما با تمام ارگانهای کشور در تماس هستیم. این بود که آن مناظره ما دو تا سه ساعت با آقای بنیصدر طول کشید. با آقای جلالالدین فارسی با آقای حبیبی و با تمام کاندیداها بهعنوان دبیرخانه شورای انقلاب این مناظره را انجام دادیم. میگفتیم دیدگاههایتان را مطرح کنید، ببینیم اصلاً به درد کاندیدا شدن میخورید یا نمیخورید. انگار کار ما کشف این دیدگاهها بود. مشکل بنیصدر خودمحوری بود. اگر الان خودش هم به وجدان خودش رجوع کند، به همین حرف میرسد. یک مقدار تواضع نشان میداد، یک مقدار به دیدگاههای مردم اهمیت میداد. به دیدگاههای غیر اهمیت میداد. چون پست پیدا کرده بود، کارهای زیادی میتوانست انجام دهد که با هماهنگی پیش برود اما خودمحوری او را گرفت. بعد از اینکه رئیسجمهور شد به واقع فکر میکرد این رئیسجمهوری محصول درایت شخصی خودش است. وقتی ما به او میگفتیم که شما روحانیت را نردبان خودت کردی و به این قدرت رسیدی، قبول نداشت و فکر میکرد همه آنچه به آن رسیده، محصول درایت خودش است. البته هوشیاری هم داشت، مگر میشود یک آدم بدون هوشیاری در یک کشور بعد از انقلاب رئیسجمهور شود و رأی جمع کند اما نه در آن حد که تصور میکرد، بزرگترین اندیشه زمان است. این شیطان درونی او بود که سبب شد با شیاطین وحشتناک بیرون از وجودش هم همپیمان شود و علیه انقلاب، روحانیت و امام حرکت کند و کار به آنجا برسد که لباس زنانه بپوشد و با چهره زنانه از کشور فرار کند. وقتی آدم نتواند وسوسه شیطان را تشخیص دهد، به چنین سرنوشتی دچار می شود. مشکل سوم بنیصدر را بفرمایید. مشکل بعدی ایشان در سیاست خارجی بود. اصلاً دعوای ایشان با آقای رجایی بر سر سیاست خارجی بود. سیاست خارجی که انقلاب به آن اعتقاد داشت و شما اکنون ثمرات آن را میبینید، در آن زمان گفتن آن و دادن این نظریه سخت بود. انقلاب در آن زمان این اعتقاد را داشت که ثقل سیاست خارجی مردم و نهضتها باید باشد. ثقل سیاست خارجی را از امریکا و ابرقدرتها به مردم تغییر داد. یعنی برعکس سیاست شاه که ثقلش علیه مردم بود، اعتقاد ما این بود که باید مستقل از ابرقدرتها و با مرزبندی از آنها باشد. آقای بنیصدر به این اعتقادی نداشت. به همین خاطر مدتها در مورد وزارت خارجه دعوا بود و این وزارتخانه وزیر نداشت. اکنون شما پس از 30سال نتیجه آن پایداری در دفاع از مردم در برابر ابرقدرتها را میبینید و میبینید که در منطقه یکی پس از دیگری قیام میکنند اما آن زمان نشد. حضرت امام آن زمان برای مصریها پیام دادند: «علمای مصر، روشنفکران مصر به پاخیزید.» در آن دوران ظاهراً این سیاست جواب نمیداد ، اما حالا میبینیم که جواب داده است این نشان میدهد دیدگاه ما درست بود و انقلاب آن زمان ما را به این متهم میکردند که شما میخواهید انقلاب را صادر کنید. میگفتیم خیر، مسئله صدور نیست، مگر کالا یا پارچه است. ما نمیخواهیم چیزی مثل کالا صادر کنیم. موضوعی که الان هم در دنیا مورد بحث قرار گرفته این است که آیا ما این نهضتها را صادر کردیم، آیا اینها زیر سر ما هست یا نیست؟ نگاه ما و انقلاب این بود که انگار در زیر پوسته کره زمین آتشفشان بزرگی به قلیان آمده است. این آتشفشانی که به قلیان آمده در اولین نقطهای که سر بیرون آورده، ایران است چون پوستهاش برای بیرون زدن مناسبتر بوده است. این یک تحول است و از جاهای دیگر هم دیر یا زود بیرون خواهد زد. به قول معروف دیر و زود دارد اما سوختو سوز ندارد. دیدگاه ما به جریان انقلاب در کل منطقه اینگونه بود که برای ایران، مصر و بقیه این اتفاق خواهد افتاد و قطعی است. حضرت امام هم اینگونه نگاه میکردند. ما مطمئن بودیم، این چیزی که اکنون همه به آن دومینو میگویند و با تعجب به آن نگاه میکنند، ما در آن زمان این را میدیدیم. به همین دلیل میگفتیم باید در کنار این جریان ماند. این آتشفشانی است که همه جا را خواهد گرفت. متأسفانه عدهای هم با نگاه کاملاً سطحی به سیاست خارجی نگاه میکردند. مورد چهارم را اشاره فرمایید. مورد چهارم بهعنوان آخرین مورد که مورد اختلاف ما با بنیصدر بود، آن است که بنیصدر میخواست به همین اسبی که از شاه تحویل گرفته بود، یعنی به همین نظام اداری و به همین ساختار سوار شود. ما معتقد بودیم که آن اسب فقط به امثال شاه آنهم به همان شکل سواری میدهد. با آن اسب نمیتوان در مسیر انقلاب حرکت کرد، آن اسب، آن ساختار دولتی و حکومتی، برای همان مدل حکومت تنظیم و طراحی شده است. ما با آن ساختار دولتی و حکومتی نمیتوانیم اهداف انقلاب را پیاده کنیم و باید زیر و رو شود. مثلاً ما درباره وزارت کشاورزی میگفتیم، وزارت کشاورزی آنچه را که انقلاب ما میخواهد نمیتواند انجام دهد. شما نگاه کنید سخنرانی آقای بهشتی را که فقط سه ماه از انقلاب گذشته است، با عصبانیت سخنرانی میکرد. ما همانطور فکر میکردیم. ما اکثراً مانند او فکر میکردیم، میگفت مردم سه ماه از پیروزی انقلاب گذشته است و هنوز ما نتوانستهایم فاصلهها را در کشور از بین ببریم. هنوز یک عده ثروتمند و یک عده فقیر هستند. هنوز در روستاهای ما استضعاف میبارد. دیدگاه ما این بود که با این ساختار حکومتی که از شاه رسیده بود، نمیتوانیم آن نظریه انقلابی را توسعه دهیم. بنابراین اختلاف اینگونه ظهور میکرد. یک نکته مهم را اشاره کردید، من سؤال بعدیام این بود که حالا زودتر میپرسم؛ بنیصدر قبل از آنکه رئیسجمهور شود، شعارهای اقتصادی میداد که بیشتر رنگ سوسیالیستی داشت. اقتصاد توحیدی؟ اقتصاد سوسیالیستی یعنی تقسیم زمین و اینکه سود بانکی باید کم شود، این شعارها چقدر بعد از آنکه ایشان رئیسجمهور شد، عملی شد، یعنی آیا زمینی بین مردم توزیع شد و آیا سود بانکی به صفر رسید؟ این همان چیزی بود که من با عنوان اینکه مواضعش تغییر کرده است، آوردهام. ایشان قبل از رئیسجمهوری مواضعشان این بود و بر همین اساس یکسری از مردم به او رأی دادند که دیدگاههایشان طرفدار مستضعفین بود. وقتی شما بروید به روستاها و به مستضعفین برسید و فاصله طبقاتی را کم کنید حالا اسمش را عدالت اسلامی و هرچه میخواهید بگذارید. بنیصدر قبل از رئیسجمهوریاش مواضعش اینگونه بود اما بعد از ریاست جمهوری عوض شد و دیگر مدافع ساختار شده بود. این بود که انقلاب خودش وارد کار شد، حال شما میتوانید ریشههای تاریخی تأسیس جهاد سازندگی را بیابید. با آن ساختار وزارت کشاورزی انقلاب به روستاها نمیرفت. چطور شد که این نهادهای موازی به تعبیر آقای بنیصدر چماقدار شدند؟ ما نیز همین را گفتیم چرا آنقدر عوض شدی؟ کاملاً زیر و رو شد. انگار میخواست همان مدل شاه را در ایران ادامه دهد. بههیچ چیز نمیشد دست بزنیم. میگفت این طرز فکر دولت و رئیسجمهور نیست؛ بنابراین انقلاب بدون آنکه به او توجه کند، نهادهای انقلابی مانند جهاد سازندگی را در کنار نهادهای رسمی ساخت. اصلاً شما بگویید نهادهای مردمی ساخت. همین کمیته امداد امام خمینی که الان به مستضعفین کمک میکند، از همان دوره است. ما اینطور فکر میکردیم؛ این انقلابی که پیروز شده و میخواهد بهنفع مردم کار کند، با نهادها و سازمانهای زمان شاه نمیتواند به اهدافش برسد و سمبل آن آقای دکتر بهشتی بود که سه ماه بعد از پیروزی انقلاب آن سخنرانی را کرد. فریاد میزد که سهماه است انقلاب پیروز شده، مگر سه ماه چقدر بود. واقعاً عجله داشتیم و آقای بهشتی واقعاً از صمیم قلب میگفت، شب تا صبح خوابش نمیبرد که ما حاکم این کشوریم و در فلان روستا کسی گرسنه میخوابد، نمیتوانست این مسائل را تحمل کند. این احساس واقعی بود و فریبی در کار نبود، این هم چهارمین اختلاف اساسی ما با بنیصدر بود که ما ساختارهای به ارث رسیده را کافی نمیدیدیم و میگفتیم حتماً باید ساختارهای انقلابی و جهادی در کنارش تشکیل شود. آیا خاطره خاصی از 14 اسفند دارید؟ 14 اسفند خیلی برایم سخت بود، آن زمان در مجله بودم، میدانستم که در این ساعت بنیصدر میخواهد در دانشگاهتهران سخنرانی کند، مطلع بودم و رادیو و تلویزیون پخش میکرد. گفتم از روی کنجکاوی بروم ببینم چه خبر است، ما سهراه خیام بودیم، بالای پارک شهر، بعد گفتم قدم زنان اطراف دانشگاه بروم ببینم چه خبر است، چه میخواهد بگوید و چه کار میخواهد بکند. آنجا رفتم. با بلندگو هم پخش میکردند، تمام میلیشیای منافقین هم آمده بودند، جوان بودند، بنیصدر حرف میزد، آنها سوت و هورا میکشیدند، بنده هم داخل جمعیت ایستاده بودم، چون شلوغ بود و همه در دانشگاه جا نمیشدند، من در پشت دانشگاه بودم. خیابان پشتی بلندگو گذاشته بودند. شبیه همان بلندگوهای نماز جمعه، ناگهان دیدم عین این جملات را میگوید، خودم در آنجا حضور داشتم و شنیدم، «آقا ببینید چه کسانی علیه رئیسجمهور توطئه میکنند، این مجله را نگاه کنید.» فکر کردم میخواهد الان چه آدمهای مهمی مثل آقای رجایی را بگوید، من داشتم گوش میدادم. گفت «این مجله اطلاعات هفتگی از حکومت است. از بیتالمال پول میگیرد اما علیه رئیسجمهور شما توطئه میکند.» این جمله را که گفت فرار کردم. گفتم اگر کسی من را بشناسد میگوید بگیریدش و سریع از بین جمعیت خارج شده و فرار کردم. این خاطره را از آن موقع دارم. بطور کلی نهایتاً از این ماجرای مهم چه نتیجهگیری میکنید؟ اول شرایط درونی ماست، بهقول امام(ره) همه اینها از ضعف درونی ماست وقتی ما درون خودمان را به اندازه کافی مهذب نکردیم و نساختیم و قوی نکردیم و در چنین شرایطی در موقعیتهای بزرگتر از ظرفیتمان قرار بگیریم، این بحرانها را پدید میآوریم. دوم شرایط بیرونیاست، بهنظر من شرایط بیرونی هم در ایران برای بهوجود آمدن اینگونه بحرانها مساعد است. ما ایرانیها بسیار گرم و صمیمی و میهماننواز هستیم و با حاکمان مان بسیار با گرمی و با تمجید و تحسین فراوان برخورد میکنیم بویژه کسانی که اطراف یک حاکم را میگیرند در این امر افراط میکنند و وقتی حاکمی ظرفیت نداشته باشد، امر برایش مشتبه میشود و باور میکند که چنین سجایایی دارد و دچار خود بزرگبینی مفرط میشود، شاههای قاجار قبلهعالم می شوند، پهلوی خدایگان شاهنشاه آریا مهر میشود، بنی صدر هم بزرگترین اندیشمند زمان میشود. بزرگی و موقعیت استراتژیکی، جغرافیایی، تنوع منابع و آب و هوای ایران هم به این حالت کمک میکند یعنی مجموعه ایران بهعلاوه ایرانی، شاه سازند البته برای حاکمانی که کم ظرفیتند. امام(ره) بارها با برخوردهای تمجید آمیز برخورد میکردند. ضعف نفس بنیصدر بهعلاوه رأی بالایی که آورده بود (حدود 70 درصد آرا) بطوریکه رأی بالای خود را مرتب بهرخ میکشید باعث خود بزرگبینی مفرط شد و دچار آنچنان توهمی شد که تصور کرد مردم امام(ره) را با او عوض میکنند! بهنظر من بین ملل جهان مردم ایران برخورد علنی شان بسیار غلطانداز است و شور و هیجان و استقبال گرمشان، بسیاری از حاکمان را دچار اشتباه و توهم میکند، تا آخرین سالها، چهارم آبان برای جشن تولد شاه جمعیت بهخیابان میآمد! |
|
| پشت پرده انتصاب معاون جدید وزیر امور خارجه |
| ساعت ۱:۳۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت امور خارجه ، جریان انحرافی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
جریان نفوذی از فرستادن ملکزاده به وزارتخارجه بدنبال چیست
انتصاب محمد شریف ملک زاده به عنوان معاون مالی و اداری وزارت خارجه به دستور شخص رییس جمهور بوده و وزیر خارجه در این زمینه تصمیم گیرنده نبوده است. به گزارش رجانیوز، جریان نفوذی در دولت از مجاب کردن احمدینژاد برای این انتصاب، چهار هدف عمده را دنبال میکند که اولین مورد آن با هدفگذاری آغاز دور جدید انتصاب سفیران است. اطلاعات موجود نشان می دهد که ملک زاده با یک لیست 50 نفره به وزارت خارجه رفته و فرایند انتصاب سفیران ایران در کشورهای مختلف که در سال گذشته قفل شده بود مجددا با محوریت وی از سر گرفته خواهد شد. هدف دوم جریان نفوذی از این انتصاب، انتقال فعالیت مالی و تجاری به بیرون کشور است. جریان انحرافی پس از ماجراهای اخیر و آغاز برخوردهای امنیتی و قضایی با این جریان به این نتیجه رسیده است که بهتر است فعالیت های مالی خود را با استفاه از مجموعه سرمایه ای که در این مدت جمع کرده، به خارج از کشور منتقل کند. مزیت این اقدام از دید این جریان این است که وقتی فعالیت اقتصادی با امکانات وزارت خارجه به خارج از کشور منتقل شود، اولا نظارت نهادهای نظارتی روی آن صفر خواهد شد، ثانیا اشراف اطلاعاتی روی آن حداقل می شود و ثالثا ظرف مدت کوتاهی، یک فرایند تمیز پول شویی رخ خواهد داد و دیگر کسی پیگیر منشا این پول ها و روش کسب آنها در داخل نمی شود. هدفگذاری سوم جریان نفوذی نیز احیای فعالیت های شورای ایرانیان خارج از کشور درون ساختار وزارت خارجه است. پس از قطع بودجه شورای ایرانیان در بودجه 90 توسط مجلس، این جریان تصمیم گرفت که بودجه شورای ایرانیان را از دو محل وزارت ارشاد و وزارت خارجه تامین کند اما ظاهرا آخرین تصمیم این است که کل ساختار شورای ایرانیان درون وزارت خارجه مجددا بازسازی شود. شورای ایرانیان مهم ترین پوشش جریان نفوذی برای برقراری ارتباطات مشکوک خارجی و همچنین فعالیت اقتصادی گسترده بوده است. همچنین جریان نفوذی احساس می کند که این انتصاب، فرایند دستگیری ملک زاده را که در روزهای اخیر به شدت احساس ناامنی می کرد، منتفی می کند. در عین حال، این انتصاب بازخوردهای منفی زیادی در بدنه وزارت امور خارجه داشته و کارکنان این مجموعه احساس میکنند که وزیر خارجه در طول شش ماه گذشته با بیارادگی خود و قرار دادن این وزارتخانه در اختیار سیاستهای جریان نفوذی، عملاً حیثیت کارشناسی این وزارتخانه کلیدی و حتی شخص خود را مخدوش کرده است. این در حالی است که بهدلیل عملکرد نامناسب متکی در ساماندهی فعالیتهای رو به جلو و تهاجمی نسبت به سیاستهای استکباری در وزارتخارجه، انتظار میرفت که وزارتخارجه در دور جدید فعالیت خود از لاک انفعالی خارج شود و در این زمینه حتی بحث تغییر ساختار وزارتخارجه نیز مطرح شد اما با توجه به نوع مدیریت اثرپذیر صالحی نه تنها این انفعال بیشتر شده بلکه ظاهراًتغییر ساختار نیز در راستای سیاستهای جریان نفوذی و نه هدفگذاریهای کلان نظام در حال انجام است. |
|
| مصوبه عجیب دولت در شرایط ویژه بازار پولی و ارزی کشور |
| ساعت ۱۱:٠٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
وزیر اطلاعات از عضویت در شورای پول و اعتبار کنار گذاشته شد
با ابلاغ ریاست جمهوری، وزیر اطلاعات از ادامه عضویت در شورای پول و اعتبار کنار گذاشته شده است.به گزارش رجانیوز، در حالی که تا پیش از این وزیر اطلاعات به عنوان یکی از اعضای منتخب دولت در شورای پول و اعتبار به عنوان عالی ترین رکن سیاستگذاری پولی کشور حضور عضویت داشته است، هیئت وزیران در یکی از جلسات اخیر خود با سلب عضویت وزیر اطلاعات تصویب کرده است که وزیران کار و امور اجتماعی و تعاون، به عنوان وزیران عضو شورای پول و اعتبار تعیین شوند.
بر اساس قانون برنامه پنجم توسعه، ترکیب اعضای شورای پول و اعتبار شامل وزیر امور اقتصادی و دارایی یا معاون وی، رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، معاون برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور یا معاون وی، دو تن از وزرا به انتخاب هیأت وزیران، وزیر بازرگانی، دو نفر کارشناس و متخصص پولی و بانکی به پیشنهاد رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و تأیید ریاست جمهوری، دادستان کل کشور یا معاون وی، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن، رئیس اتاق تعاون و نمایندگان کمیسیونهای اقتصادی و برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی (هر کدام یک نفر) به عنوان ناظر با انتخاب مجلس می باشد و ریاست شورا بر عهده رئیس کل بانک مرکزی جمهوریاسلامی ایران خواهد بود.
پیش از این برخی صاحب نظران دلیل تلاش جریان نفوذی برای برکناری وزیر اطلاعات را جلوگیری از پیگیری پرونده های فساد اقتصادی این جریان اعلام کرده بودند.
حضور وزارت تعاون بهعنوان یکی از وزارتخانههای درجه 2 و کنار گذاشتن وزیر اطلاعات در حالی است که نه تنها حضور وزیر اطلاعات در این شورا از گذشته یک روال پذیرفته شده بوده است، با توجه به تحولات بازار پولی و ارزی در ماههای اخیر، تصمیمات این شورا نیز اهمیت خاصی پیدا کرده است. بر همین مبنا این تصمیم که به نظر میرسد بیشتر منشا سیاسی دارد، نگرانیهایی را پیرامون تصمیمات آینده شورای عالی پول و اعتبار بوجود آورده است.
به نظر میرسد وزیر اطلاعات اینبار و در ماجرای کنارگذاشته شدن از شورای پول و اعتبار نیز قربانی تسویه حساب سیاسی جریان نفوذی در دولت شده است. گفتنی است مصوبه جدید دولت با شماره 33979/ت46618ه برای اجرا به بانک مرکزی ابلاغ شده است.
|
|
| چالش بزرگ جریان انحرافی چیست؟ |
| ساعت ٢:٤۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی |
|
خبرنامه انشجویان ایران:جریان انحرافی از زمانی که شکل گرفت به دنبال سخنان جنجالی و رسانه ای بود که از این طریق بتواند خود را در بین رسانه ها و بتبع در بین افکار عمومی جای بیندازد.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ اما در ادامه این جریان با نبود تئوری مواجه شد که برای آن سعی شد به چسباندن این جریان به برخی از روندها و تئوری های فکری خود را ادامه دهنده آن نشان دهند. در این بین نیز برخی از رسانه های جریان اپوزوسیون نیز با طرح کردن تفکرات برخی تئورسین ها که دارای ویژگی مخالف اسلام و ارزش ها دارد سعی در بهره برداری از این جریان انحرافی به وجود آمده برای اهدف خود دارند. مطلب زیر تحلیلی است از احساس نیاز جریان انحرافی به یک عقبه تئوری و موارد مطرح شده در آن. اپیزود اول:: تشبیه و قیاس تشبیه و قیاس مشایی با متفکرین و روشنفکران به چه هدفی صورت میگیرد؟ و چرا بایست هر چند وقت یکبار در فضای رسانهای، وی به شخصیتی معروف تشبیه شود؟ تشبیهاتی از این دست اولاً نشانهی آن هستند که مشائی از وجود مستقل و قابل طرحی در فضای اندیشه برخوردار نیست و با این دست تشبیهات، وی یا پرسنلاش قصد دارند تا از نام دیگران نانی برای او دست و پا کند. در ثانی، تشبیهاتی اینچنین نشانهی یک نیازند. نیازی که با ورود به عرصهی مدیریتی و حضور در فضای تبلیغاتی، نه تنها مرتفع نمیشود بلکه صاحب قدرت و رسانه شدن بهنحوی باعث نمایان شدن آن نیازها نیز میگردد. حضور دائم در فضای رسانهای نیاز به محتوا و مطلب دارد و تا زمانی که رسانهی رسمی و دربست در اختیار مشائی نبود، مدام دغدغهی طرح در رسانههای دیگر را داشت ولی به محض ورود به فضای رسانهای و صاحب روزنامه و هفتهنامه شدن، دیگر بمبهای خبری و اشکال کردن به حضرت نوح(ع) نمیتواند صفحات خالی روزنامه را پر کند و بهناچار هم روزنامه و هم هفتهنامه بدل به عکسنامههایی میشوند با گزارشهایی از بازیگران و شومنها و خالی از تحلیل و محتوای پخته. صرفا ابزاری برای سرگرمسازی. اپیزود دوم:: اعتراف به نیاز نیاز به "تئوری" و "نظر" با در دست گرفتن قدرت، نه تنها تعطیل نمیشود، بلکه عمل در فضای سیاسی نیازمند داشتن "نظر" است و از این روی بایست به دنبال کسانی رفت که برای "عمل کردن" دارای تئوری و ایدئولوژی بوده یا هستند. علاوه بر این بایست نظر متفکر مذکور برای عموم ملموس و شناخته شده نیز باشد. البته خاطرتان باشد که بنا نیست که نظر متفکر مزبور دستورالعمل باشد. خیر. نظریه صرفا یک دستاویز است. در فضای سیاستبازانه، نظریه صرفا کارکردی ابزاری دارد و این کاربردها در چند مورد خلاصه میشود: اول: نظریه بایست توانایی توجیه هر عملکردی را داشته باشد. دوم: نظریه بایست علاوه بر توجیه عملکرد افراد، توانایی جلب رأی هم داشته باشد. عموما اقبال به "نظریه" و "علم" برای کاسبان قدرت صرفا یک ابزار برای همین دو منظور است. پس هرگاه یک فرد قدرتطلب به نظر و تئوری و در کنار آن به فضای رسانهای توجه میکند اولا به دلیل حفظ یا کسب قدرت است و ثانیا نظریه برای او جنبهی حیاتی و عملیاتی ندارد و صرفا ابزاریست که کردههای وی را توجیه میکند و ضامن شناخته شدن او به عنوان یک متفکر پیرو خواهد بود و قابلیت جلب آراء فرد یا جریان خاصی را هم دارد. اپیزود سوم:: فقدان نظر شفاف، قحطی عملکرد واضح نظر واضح و شفاف باعث صفبندیهای اجتماعی میشود و صف مخالف و موافق را از هم جدا کرده و امکان انتخاب را فراهم میآورد. نظر داشتن و شجاعت ابراز نظر، یک "باید" برای ورود به فضای عمومیست. علاوه بر آن بدیهیست که اگر شخصی هیچ موضعگیری خاص و شفافی نداشته باشد و هیچ وجه سلبی یا ایجابی از خود بروز نداده باشد، امکان "انتخاب" و برگزیدهشدن او نیز وجود نخواهد داشت و صرفا به عنوان یک مجهول شناخته خواهد شد که هیچ نظر سلبی یا ایجابی ندارد و تمام نظرات در مقابل او از یک ارج و منزلت برخوردارند. نمونهی واضح این قبیل رفتارها؛ آنجاست که مدام بر عدم انعکاس صریح نظرات در رسانهها تاکید میشود و هر سخنی بعد از ایراد دستخوش تکذیب و تصحیح و جرح میگردد. اپیزود چهارم:: چارهی کار الصاق به یک متفکر عملگرا علاوه بر این چون در سوابق مدیریتی مشائی نیز هیچگونه عملکرد شفاف، شاخص و واضحی وجود ندارد؛ پس هیچ فرد یا (حتی هیچ)جریانی نخواهد فهمید که آیا مشائی میتواند حوائج و نیازهای او را برطرف کند یا خیر؟ و اگر اوضاع بههمین منوال بماند افراد خواهند فهمید که از او توقعی نمیتوان داشت و باز نتیجه آن خواهد بود که مشائی نمیتواند از هواداری لایههای اجتماعی منتفع شود. یا لااقل میزان انتفاع دستهجات از او و پرسنلاش مشخص نخواهد بود و این امتیاز مثبتی در جمع آراء نیست. نتیجتا فقدان نظر و عمل شفاف؛ وی را نیازمند الصاق به یک متفکر عملگرا میسازد و در این میان هر از چندی میتوان از یک متفکر نام برد و با سنجش میزان اقبال عمومی به او، نهایتا گزینهی نهایی و رأیآور را انتخاب نموده و برای مدتی به نام او اکتفا نمود. از این رو گاهی میتوان از نام شریعتی بهره جست و گاهی بایست با نام آوینی قلم زد و تشبه به مددپور جست.
|
|
| نیندیشیدیم که احمدی نژاد هم ظرفیتی دارد آنقدر گفتیم مالک اشتر علی که باورش شد |
| ساعت ٢:٤۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی ، دکتر محمدصادق کوشکی |
|
جریان انحرافی اصولاً یک ماجرای انحرافی است! یعنی نه اصالت دارد و نه حقیقت! راستش را بخواهید مشکل کار احمدینژاد هم بر خلاف نظر بسیاری از دوستان ربطی به جریان انحرافی ندارد! جریان انحرافی خیلی بدبختتر و مفلوکتر از آن است که قدرت سحر و جادو داشته باشد! تمام قدرت این جریان به پولهایی برمیگردد که به صورت بیحساب از بیتالمال به چنگشان افتاده...
محمد صادق کوشکی نوشته است: 1- جریان انحرافی اصولاً یک ماجرای انحرافی است! یعنی نه اصالت دارد و نه حقیقت! راستش را بخواهید مشکل کار احمدینژاد هم بر خلاف نظر بسیاری از دوستان ربطی به جریان انحرافی ندارد! جریان انحرافی خیلی بدبختتر و مفلوکتر از آن است که قدرت سحر و جادو داشته باشد! تمام قدرت این جریان به پولهایی برمیگردد که به صورت بیحساب از بیتالمال به چنگشان افتاده و البته عرصهای که به برکت نرمش های ریاست محترم جمهوری در مناصب اجرایی مملکت برایشان باز شده است! 2- حمایت در منطق دینی اجرای توأمان نهی از منکر و امر به معروف است! تولی و تبرای هماهنگ و همراه است! و البته بهترین هدیهای که میتوان به برادر مؤمن تقدیم کرد عیبهای اوست! اکثریت خواص و عوام جامعه این اصول دینی را در ماجرای احمدینژاد فراموش کردند و چنان نقاط قوت عملکردهای او چشمانشان را گرفته بود که دیگر قادر به دیدن نقاط ضعف او نبودند تا آنجا که وقتی رهبر انقلاب در شهریور ماه سال 86 در دیدار با دولت نهم خطاب به احمدینژاد فرمودند: «فرهنگ در دولت شما مظلوم است!» هیچ یک از خواص یا حتی عوام در مسیر حمایت از این تذکر ضروری و دقیق رهبری به دولت و شخص احمدینژاد قدمی بر نداشتند! چرا که آنها «احمدینژادی» بیعیب و نقص برای خود ساخته بودند و مرتب او را با خاتمی و هاشمی مقایسه میکردند و در همین مقایسهها بود که احمدینژاد مرتب 20 میگرفت و پس از این بیست گرفتنها بود که حامیانش مرتب قربان صدقهاش میرفتند و برایش اسفند دود میکردند و البته کمتر کسی به این نکته میاندیشید که بالاخره محمود هم ظرفیتی دارد! محبان محمود او را بسیار بیشتر حد و اندازه واقعیاش توانا و قهرمان پنداشته و به همین دلیل اضافه بر ظرفیت عشق و محبت و مدح و ثنا نثارش کردند! و البته «حبالشی یعمی و یصم» نتیجه آن شد که هم احمدینژاد و هم محبانش باور کردند که او ستون خیمه انقلاب است و اگر او نبود نظام به بیراهه میرفت (یا از بیراهه نجات پیدا نمیکرد) و از اینجا بود که کمکم در ذهن برخی این نکته خلجان کرد که احمدینژاد منجی انقلاب و نظام است! 3- احمدینژاد یک انسان معمولی و متدین بوده و هست. مثل خیلی از ماها! به تعبیر حضرت امام(ره) اگر قبل از آن که ظرفیتش را پیدا کنیم دنیا و قدرت به ما رو کند بدون تردید بیچاره و عاقبت به شر خواهیم شد. آیا من و تو و احمدینژاد ظرفیت این همه تعریف و تمجید را داریم؟ دشمنی با احمدی نژاد از آنجا شروع شد که مدحش کردیم و عیبها و نواقصش را نادیده گرفته و مالهکشی کردیم. معدود کسانی هم که با بصیرت و بنا به حکم خداوند احمدینژاد را نهی از منکر میکردند هدف تیرهای زهرآلود حامیان و محبان سراسر احساس احمدینژاد قرار گرفتند! نتیجه آن شد که این بنده معمولی خدا جز تملق و تعریف و مدح و ثنا چیزی ندید! آنقدر به او «مالک اشتر علی» گفتیم که هم او باورش شد و هم ما! و البته چون نه مالک اشتر را میشناختیم و نه امیر مؤمنان علی(ع) را، لذا اصلاً سفارش امیر مؤمنان به مالک اشتر را هم ندیدیم که فرموده بودند: ای مالک! باید اطرافیان و حلقه نخست نزدیکان تو افرادی اصیل و شجاع باشند که عیوب و نواقص تو و کارهای تو را قبل از دیگران به تو گوشزد کنند! 4- غرور، تملق بیش از حد اطرافیان، تعطیلی نهی از منکر و حمایت احساسی و خلاف منطق، تیرهای کشنده و زهرآلودی بودند که احمدینژاد را نشانه رفتند! او نیز خود را از این تیرهای زهرآگین که هدفدار به سویش پرتاب می کردند مصون نداشت تا آسیب دید و این روند ادامه پیدا کرد تا این که برادر دینی مان باورش شد که: من آنم که رستم بود پهلوان! 5- در چنین محیطی زودتر از هر فساد دیگری، تملق و چاپلوسی رشد کرد و بسط و گسترش یافت و حلقه اول اطرافیان «محمود» را کسانی تشکیل دادند که تخصص اصلی و اولشان تملق تا مرز بینهایت بود! و البته نمی دانم چرا «محمود» احساس خطر نکرد و به دهان و روی متملقان خاک نپاشید! وقتی عضو کابینه در ویژه نامه روزنامه ایران در اوایل سال 89، احمدینژاد را بهترین و برترین رئیس جمهور تاریخ ایران نامید نه محمود اعتراض کرد و نه حامیان او و نه هیچ فرد دیگری! (البته به ذهن دوستان خطور هم نکرد که این جمله چه نیش و کنایه و طعنهای در خود داشت!) 6- طبیعی است انسانهای شریف و اصیل، مسلمان و انقلابی نتوانند چنین فضایی را تحمل کنند. لذا به تدریج اطراف احمدینژاد از چنین افرادی تخلیه شد و کسانی در اطراف او باقی ماندند که کمر همت برای زمین زدن او بسته بودند و در چنین فضایی دیگر چه نیازی به سحر و جادوست؟ تازه قبول که احمدینژاد سحر و جادو شده اما بانی این سحر و جادو «غرور» بوده و نه این و آن! اگر سحر و جادو کارگر بود چرا کسی نتوانست رجایی را سحر کند؟ 7- اگر از همان ابتدای کار عیوب برادر دینی مان احمدینژاد را به او هدیه میدادیم، اگر خطاهایش را نادیده نمیگرفتیم، اگر نهی از منکر را تعطیل نمیکردیم، اگر دهان منتقدان متدین احمدینژاد را گل نمیگرفتیم، آنگاه احمدینژاد میتوانست روز به روز به نقاط قوتش بیافزاید و از عیوبش بکاهد و هر روز به الگوی «رجایی» نزدیکتر شود! 8- هنوز هم دیر نشده! هنوز هم میتوان احمدینژاد را به مسیر اصلی انقلاب بازگرداند و او را به سرباز مطیع نظام تبدیل کرد. اگر از سر دلسوزی تمامی تخلفات و عیوب را متوجه اطرافیان او و جریان انحرافی نکنیم و باور کنیم که هر فرد نسبتی با اطرافیانش دارد . مادامی که خیال کنیم محمود را چیزخور یا سحر و جادو کردهاند همان مسیر غلط گذشته را طی میکنیم! چون هنوز باورمان نمیشود که قهرمان ذهن ما اشتباه کرده و مسیر خطا را پیموده است! 9- اگر محمود را دوست داریم که داریم او را از بلندای برج غروری که برای او ساخته اند پایین آوریم و از چنگال اطرافیان متملق او برهانیم و یقین داشته باشیم هر فرد معمولی دیگری هم اگر جای محمود بود در چنین فرایند غلطی به همین سرانجام میرسید . 10- و خدا کند چنین شود و اطراف احمدینژاد را کسانی پر کنند که قبل از دیگران عیوبش را به او گوشزد کنند و او را به چشم یک انسان معمولی و برادر دینی نگاه کنند که خیرخواه او هستند و نه یک قهرمان خارقالعاده! نباید به بادکنک فروشان خیابانی اجازه داد بادکنک نفس اماره مان را بیش از اندازه باد کنند! |
|
| احمدی نژاد چه خوابی برای آیتالله مصباح دیده بود؟ |
| ساعت ۱٢:٥٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، آیت الله مصباح یزدی |
|
سخنان احمدی نژاد به دیدارها و رایزنی های او با آیت الله مصباح یزدی اشاره داشت که با هدف راضی کردن ایشان برای کاندیداتوری در انتخابات صورت می گرفت. دکتر احمدی نژاد در تلاش جدی بود که آیت الله مصباح یزدی را برای تصدی پست ریاست جمهوری به صحنه سیاسی بکشاند و خود نیز معاون اول او شود. به گزارش جهان، تقریبا کسی از مهمترین محور جلسه انتخاباتی ۱۵ فعال دانشجویی با یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نهم که در بحبوحه رایزنی های سیاسی و تبلیغاتی صورت گرفت، آگاه نشد.
زمان زیادی از آن ایام همدلی و نزدیکی رئیس جمهور با رئیس موسسه آموزشی پؤوهشی امام خمینی(ره) نگذشته است؛ شاید به همین دلیل هجمه های تبلیغاتی و سیاسی اطرافیان رئیس جمهور به آیت الله مصباح تعجب بسیاری را برانگیخته است؛ هجمه هایی به بهانه انتقاد ایشان از جریان انحرافی! |
|
| مچگیری سایت محسن رضایی از دکتر با اشاره به مناظره 2سال قبل |
| ساعت ۱٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
نیمه های اردیبهشت سال جاری بود که یکی از فعالان رسانه ای در وبلاگش با طرح اظهارات یکی از وزرای کابینه نهم بار دیگر بر این واقعیت صحه گذارد و تأکید کرد که حتی این موضوع در هیأت دولت نیز طرح شده بود. در پی سخنان احمدی نژاد در مرقد امام و اشاره به برنامه آمریکا برای حمله به ایران، سایت محسن رضایی با اشاره به مناظره 2سال قبل این دو نفر به مچگیری پرداخت و نوشت: "آنها برای نجات رژیم جعلی صهیونیستی و خودشان، طراحیهایی چون ۱۱ سپتامبر را انجام دادند و مثل ماجرای هولوکاست اجازه تحقیق درباره آن را نمیدهند. آنها این بهانه را برای نجات اقتصاد خودشان دارند که اول افغانستان، بعد عراق و بعد ایران را در دستور کارشان داشتند اما با هوشیاری ملت و رهبری ما شکست خوردند." این جملات که بخشی از سخنان محمود احمدی نژاد است که امسال در مراسم بزرگداشت رحلت امام(ره) بیان شد در واقع نشانه خوبی است که می گوید آقای رئیس جمهور امروز در قیاس با ۶ سال گذشته به درک وسیع تر و بهتری از تحولات بین المللی رسیده است. |
|
| جدایی از شبکهقدرت عامل انتخاب احمدینژاد بود |
| ساعت ٩:۳٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، گفتگو و مصاحبه |
|
جدایی از شبکهقدرت عامل انتخاب احمدینژاد بود/ فاصله رئیسجمهور از دلسوزان راه چاپلوسان را باز میکند
در نهمین و دهمین دوره ریاست جمهوری، همه دلسوزان انقلاب اسلامی با تمام توانی که در اختیار داشتند، دست به دست هم دادند تا فردی از جنس مردم را به قدرت برسانند و در این راه از توان و ظرفیت های موجود اقشار مختلف جامعه از جمله طلاب، دانشجویان و عموم مردم استفاده شد تا با دست های خالی و کمک نیروهای حزب اللهی به کاندیدایی که معتقد است هیچ گاه از خط ولایت فقیه عدول نخواهد کرد، کمک شود. اکنون با گذشت شش سال از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد هنوز افرادی که پای کار دفاع گفتمانی از او برآمدند معتقدند که حمایتشان از او اصولی بوده و در مقابل جبههای که از ضد انقلاب خارجی تا انحصارطلبان داخلی صفآرایی کرده بودند، بهترین کار را با دفاع از گزینه جریان انقلاب کردند. با این حال، با توجه به حمایت های مردم ولایی در انتخاب دکتر احمدی نژاد، شاید اکنون نوبت به وی رسیده تا در عمل ضمن زدودن حواشی و طرد جریان نفوذی به حسن نیت دوستداران جریان انقلاب پاسخ در خور بدهد. در مجموعه دوم از یادمان حماسه 22 خرداد با سه تن از فعالین مؤثر ستادهای مردمی محمود احمدینژاد گفتوگو کردهایم. فراز و فرودهای یک انتخاب در گفتوگو با رییس ستاد انتخاباتی احمدینژاد در اصفهان: جدایی از شبکه قدرت عامل انتخاب احمدینژاد بود
دلیل اصلی حمایت شما از احمدینژاد و دولت نهم چه بود؟ در واقع چه مؤلفهها و ویژگیهایی دولتنهم را برای شما به عنوان یک دولت شاخص مطرح کرد؟ دلایل متعددی در این زمینه وجود داشت که مهمترین و اساسی ترین علت آن به اوایل انقلاب و جریان خطرناکی که آقای موسوی و کروبی در اختیار گرفته بودند و می شناختم، باز می گردد. احساسم این بود که اگر روزی یکی از این دو نفر میدان دار شود، به نفع انقلاب و نظام نخواهد بود و دایره ولایت فقیه را در کشور محدود کرده و دچار یک بحران می کنند. بنابراین تمام فکرم بر این موضوع متمرکز شد که نگذارم این اتفاق بیفتد. زیرا ولی فقیه در شرایطی قرار دارد که همه مردم به هر مقدار کمک می کنند که بدخواهان ایشان نتوانند کاری از پیش ببرند. با توجه به شناخت قبلی از موسوی می دانستم که تیرهای خود را به سمت ولایت فقیه نشانه رفته است، بنابراین می خواستم که از ولی فقیه به هر قیمت دفاع شود. در انتخابات دهم ریاست جمهوری با توجه به اینکه در اصفهان وحدت رویه وجود نداشت و احتمال ایجاد تشنج در بدنه های تاثیرگذار بود، به عنوان رئیس ستاد حمایتهای مردمی از دکتر احمدینژاد در استان اصفهان مشغول به کار شدم، در واقع احساس کردم می توانم جمع کننده این حلقه های پراکنده بوده و به وحدت اجتماعی در این زمینه کمک کنم. اما آنچه که سبب حمایتم از آقای احمدینژاد شد شناختم نسبت به ایشان بود و اینکه می دانستم که می تواند بار کشور را به دوش بکشد. همچنین با توجه به اینکه تجربه نهم، تجربه رضایت بخشی بود و شخصیت خود احمدینژاد، شخصیت قابل اعتمادی بود، موجب شد تا از ریاست جمهوری ایشان حمایت کنم. خواستههای حقیقی مردمی که سه بار به احمدینژاد رأی دادند، چه بود؟ کلیدی ترین چیزی که مردم از رئیسجمهور می خواهند، تبعیت از ولی فقیه و حرکت در راستای تدابیر و فرامین ولی فقیه است. مردم به همه چیز به دید اعتقادی نگاه می کنند و در این راه سیاسی عمل نمی کنند، از طرفی مردم ما از نوع مدیریت گذشته خسته شده و ضربه خورده بودند، مردم از تبعیض ها و بی عدالتی ها و نوع نگرش به اداره کشور ناراحت بودند و نمی خواستند کشوری را که شعار نه شرقی و نه غربی سر می دهد، به دست یک مشت غرب زده بیندازند. از همه مهمتر اقتصاد بی سرو سامان و روابط جایگزین ضوابط، مشکلاتی بود که مردم با آن در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی دست و پنجه نرم کرده بودند و از این موضوعات رنج می برند و نمی خواستند افرادی تحت عنوان نخبگان بر همه چیز سیطره بیندازند. بنابراین از نظر آنان باید تحولی در این زمینه صورت می گرفت که در نوع نگرش به احمدینژاد، این احساس تحول را حس کردند. به نظر شما تفاوت احمدینژاد در سال 84 با لاریجانی، قالیباف و رضایی در چه بود؟ احمدینژاد از شبکه قدرت جدا بود، هر چند که در دوره خاتمی هم این اتفاق افتاد، مردم در مورد آقای خاتمی هم همین احساس را داشتند اما پشت صحنه ایشان را بعدها متوجه شدند و فهمیدند که شبکه قدرت، دولت او را اداره می کند. احمدینژاد از بطن مردم بود و مردم را بیشتر می فهمید و خواسته های آنان را بیشتر درک می کرد. به نظر مردم احمدینژاد به عنوان یک ناجی می توانست در صحنه اقتصادی و سیاسی کشور ورود داشته باشد. رمز اعتماد مجدد مردم در سال 88 به احمدینژاد علیرغم موج بی سابقه تخریبها در چهار سال اول چه بود؟ احمدینژاد در سال 88 شناخته شده بود و طی چهار سال با مردم ارتباط برقرار کرده بود، رئیسجمهور در روستاها و مناطق زیادی از کشور حضور یافته، بدنه اجتماعی او را درک کرده و در واقع با مردم یک ارتباط عاطفی برقرار کرده بود. حتی بخش زیادی از آن افرادی که به موسوی رأی دادند تا دقیقه 90 با تردید در محل رأی ریزی حاضر شده و نمی دانستند بین احمدینژاد و موسوی کدامیک را انتخاب کنند. خروج نیروهای دلسوز و کانالیزه شدن رئیس جمهور چقدر در تغییر احمدینژاد مؤثر بوده است؟ نیروهای دلسوز از احمدینژاد فاصله نگرفته اند، در واقع احمدینژاد نتوانست کسی را دور خودش جمع کند. رئیسجمهور به کسانی اعتماد کرد که دوستش نبودند و به دوستانی که به او باور داشتند، پشت کرد، او در دوره دهم تغییر شخصیتی پیدا کرد، برخوردهای او دیگر اصولی نبود و در بسیار امور زود عصبانی می شد و سریع قضاوت می کرد. احمدینژاد کسانی را که اطرافش بودند، می رنجاند، هر چند که بسیاری از دور و بری ها افراد سالمی بودند که برخلاف برخوردهای او، هیچ گاه به او پشت نکردند، اما بعضی از خواص احمدینژاد پس از مطرح شدن کاری کردند که آرام آرام احمدینژاد کانالیزه شد. موضوع دیگری که احمدینژاد به آن مبتلا شد این بود که احساس کرد هر چه می گوید و می کند، درست است. بنابراین به نصیحت ها، تذکرها و دلسوزی های دلسوزان پشت پا زد و نتیجه آن هم این است که به مرور شاهد هستیم که رئیسجمهور تنها می شود. از دید شما نوع رابطه احمدینژاد با رهبری در دولت دهم چه تغییر کرده است؟ در نظام جمهوری اسلامی که حاکمیت ولایی است، مسئله حاکمیت دوگانه اتفاق نمی افتد. تبعیت از ولایت فقیه بار اعتقادی دارد، نه سیاسی و برای کسی که در موضع ولایی قرار می گیرد، تبعیت از ولی فقیه وظیفه شرعی تلقی می شود، بنابراین اگر بگوییم احمدینژاد از موضع اعتقادی خود فاصله گرفته است، در واقع به وی تهمت زده ایم و این گفته بار سنگینی دارد. به نظر بنده رئیسجمهور دچار چنین عارضه ای نشده است، زیرا این موضوع اعتقادی بوده و فرد را از حیات ساقط می کند. تبعیت مراجع هم از ولایت فقیه واجب است و در برابر رهبر نمی توانند حکمی صادر کنند اما در این بین، برخی می پرسند عکس العملی که آقای احمدینژاد بروز داد چه بود، که معتقدم ریشه آن را باید در جای دیگری جستجو کرد. نقش احمدینژاد را در مهار فتنه چگونه ارزیابی کردید؟ در این برهه احمدینژاد دمل را پاره کرد. دمل چرکینی که نه درد داشت نه زخم و نه چرکی از آن بیرون می آمد اما رئیسجمهور سوزن برداشت و درست در نقطه چرکین این دمل زد، بنابراین این دمل هر چه داشت، بیرون ریخت. در واقع تا زمانی که فتنه خود را در هاله ای از حق پنهان می کند، قابل مشاهده نیست اما وقتی درونش را بیرون می ریزد، قابل تشخیص می شود. احمدینژاد نیز مسیر را زخمی کرد و بعد ما شاهد وقایعی چون هتک حرمت عاشورا، روز قدس و رخدادهای دیگر بودیم. آیا بدنه اجتماعی گفتمان سوم تیر از انتخاب خود پشیمان است؟ اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم بهتر می توانیم پاسخ این پرسش را بدهیم. مردم به بنی صدر رأی دادند تا رئیسجمهور محبوب آنان باشد، پس از آن با دیدگاه و باور به یک سید حسینی، آقای خاتمی را برگزیدند در مورد احمدینژاد نیز نگاه به اسلام بود و شعار "رجایی دیگری آمد" را مطرح کردند. در واقع توقعی که مردم از آقای احمدینژاد دارند، همان توقعی است که از شهید رجایی داشتند. رجایی خودش را محو امام می دانست و برای امام سینه اش را سپر کرده بود، مردم نیز احمدینژاد را اینگونه درک کرده بودند، پس چرا الان باید ناراحت باشند. مردم آرمانگرا هستند و به همه چیز آرمانی نگاه می کنند، بنابراین اگر چیزی برخلاف انتظار آنان به آرمانها نزدیک نباشد، از آرمانها فاصله نمی گیرند، بلکه از واقعیت فاصله می گیرند. مردم هیچ گاه با آرمانها قهر نکرده اند. آنان در فتنه 88 و 9 دی یک نوع برخورد می کنند و در فتنه 90 و ماجرای قهر آقای احمدینژاد نیز برخورد دیگری دارند. مردم یکبار در 9 دی یکپارچه فریاد شدند و در اردیبهشت و خرداد امسال سکوت را انتخاب کردند. اگر تجربه احمدینژاد -خدای ناکرده- یک تجربه شکست خورده شود، آیا در آینده، بدنه حزب الله باید منتظر انتخاب گزینه هایی از سوی جریان مدعی اصولگرایی بماند و خود نظاره گر باشد؟ مردم شکست های متفاوتی را تجربه کرده و با آن زندگی کرده اند. به نظر من باید به این شکست ها فراز و فرود گفت. این فراز و فرودهایی که طی انقلاب به وجود آمده، جنبه های مثبت و منفی داشته و در بسیاری موارد مردم دوست و دشمن خود را شناخته اند. اکنون نیز هر چه انقلاب به پیش می رود، مردم واقع بین تر می شوند و به مسائل مانند گذشته نگاه نمی کنند. مثلاً در گذشته مردم برای یک روحانی بسیار ارزش قائل بودند اما اکنون تا ندانند آن روحانی در مسیر درست حرکت می کند یا نه، به مدرک، قیافه، صاحب علوم بودن و ادعاها توجهی نمی کنند. در واقع این عملکردها، نوع فهم و نوع نگرش مردم است که مهم بوده و براساس آن تحلیل می کنند. شنیدنیترین خاطره خود از زمان انتخابات را بفرمایید. در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری، رئیس ستاد آقای قالیباف که اکنون نیز یکی از دوستان بنده هستند، به منزل ما آمد و از من خواست تا از آقای قالیباف حمایت کنم. در پاسخش گفتم من در اصول احمدینژاد را نزدیکتر به ارزشها می بینم، پرسید معیارهایت در این زمینه چیست. آن زمان در مورد معیارهای انتخابم با ایشان گفتگو کردم و در پایان در حالی که در فکر فرو رفته بود گفت باید بروم تحقیق کنم که رئیس ستاد آقای قالیباف باقی بمانم یا نه. در دوره انتخابات دهم نیز وقتی آقای موسوی برای سخنرانی به اصفهان آمد، قرار شد که بعد از وی، آقای خاتمی نیز به اصفهان سفری داشته باشد و در حمایت از موسوی برای مردم سخنرانی کند. در این زمان احساس کردم که باید حتما حرکتی کنیم، زیرا در غیر این صورت آرا به شدت ضربه خواهد خورد. بنابراین طی تماس تلفنی با آقای احمدینژاد از ایشان خواستم حتما سفری به این استان داشته باشد زیرا وقتی مردم قدرت را ببینند موضوع متفاوت می شود و آقای خاتمی با حضورش در اصفهان این قدرت را می داد. برای نخستین بار توانستم آقای احمدینژاد را متقاعد کنم که در جمع مردم سخن بگوید. با توجه به اینکه در آن زمان حمایت مسئولان دولتی را نداشتیم اما توانستیم با اراده مردم یکی از تاریخی ترین جمعیتها به میدان امام بیاوریم. عده ای می گفتند جایگاه را جلوتر بزنیم تا اگر جمعیت چندانی در میدان جمع نشد به چشم نیاید اما این موضوع را قبول نکردیم و با خواست خدا شاهد حضور گسترده مردمی بودیم که تنها با پیامک و تبلیغ میدانی از موضوع مطلع و در میدان جمع شده بودند. با آمدن احمدینژاد به اصفهان در مسئله انتخابات ورق به نفع ایشان برگشت. گفتوگوی رجانیوز با عضو شورای مرکزی ستاد حمایتهای مردمی از احمدینژاد در خراسان رضوی؛ موج آرمانی احمدینژاد نباید فرو بنشیند سید وحید موسویان در دوران انتخابات ریاست جمهوری به عنوان عضو شورای مرکزی کمیته طلاب و دانشجویان و تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد حمایت های مردمی از احمدینژاد در استان خراسان رضوی، فعالیت کرد. هر چند که موسویان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز جزو حامیان مردمی احمدینژاد محسوب می شد و همچنان بر عقیده خود محکم ایستاده است اما می گوید باید بررسی موشکافانه ای در جریان ریزش ها و رویش های اطرافیان رئیسجمهور انجام گیرد تا بفهمیم که در کنار این ریزش ها چه رویش هایی روی داده است. با وی که معتقد است سفره خدمت و عدالت باید از میوه های گوناگون پر باشد و رئیسجمهور باید میوه های دیگر نظام را نیز کشف کند، به مناسبت سالروز حماسه 22 خرداد گفتوگو کردیم:
دلیل حمایت شما از احمدینژاد و دولت نهم چه بود؟ در سال 88 شرایط را بررسی کردیم و طی یک ارزیابی، شعارها و برنامه های آقای احمدینژاد را به عنوان سرباز انقلاب با آرمانهای امام راحل، رهبری، مطالبات و شاخص های رهبر نزدیکتر دیدیم، همچنین با توجه به اینکه وی در دوره قبل نیز به عنوان رئیسجمهور فعالیت کرده بود، برای ادامه گفتمان دولت اسلامی این کار لازم بود تا ثمرات آن در دولت بعدی به دست آید. خواستههای حقیقی مردمی که سه بار به احمدینژاد رأی دادند چه بود؟ خواسته ها در دوره نهم ریاست جمهوری در واقع خواسته های امام، انقلاب و رهبری و توده مردمی بود که شامل عدالت فراگیر و حقیقی، معنویت و عدالت، عمل به اسلام، عمل به آرمانهای 30 ساله مردم و شکوفایی ظرفیت های نهفته در جوانان ایرانی بود که می توانند قله های پیشرفت، ابتکار و عدالت را در دنیا فتح کنند. مردم می خواستند رئیسجمهور با رویکرد مستضعف نوازی به خواسته های آنان رسیدگی کند که این همان خواسته های مردم در اول انقلاب نیز بود. شما تفاوت احمدینژاد در سال 84 را با لاریجانی، قالیباف و رضایی در چه دیدید؟ احمدینژاد ناب بود و گفتمان رهبری، وفاداری، ساده زیستی و عمل به ارزش های امام از ویژگی های وی محسوب می شد. احمدینژاد در 27 خرداد سال 84 توانست قلب مردم مستضعف و جوانان کشور را فتح کند. به نظر شما رمز اعتماد مردم در سال 88 به احمدینژاد علیرغم موج بی سابقه تخریبها در 4 سال اول چه بود؟ احمدینژاد با مردم صادقانه روبرو می شد، جانب صداقت را نگه می داشت، راستگو بود و با مردم با ریا صحبت نمی کرد. در واقع حمایت های علمای انقلاب و شخص رهبری از رموز موفقیت رئیسجمهور بود چرا که رهبر به شعارهای دولت نظر مثبت داشت و دولت را در مسیر آرمانهای امام معرفی کرد، در واقع تعبیر رهبری، دولت مکتبی بود و مردم احساس کردند که این مسیر باید استمرار پیدا کنند. خروج نیروهای دلسوز و کانالیزه شدن رئیس جمهور چقدر در تغییر احمدینژاد مؤثر بوده است؟ پیچیدگی شخصیت رئیسجمهور پاسخ به این سئوال را مشکل می کند، هر فردی در مسیری که قرار دارد یک سری رویش ها و ریزش ها را در کنار خود دارد اما باید به این دقت شود که ریزش ها و رویش ها در چه سمتی قرار دارد. پرچم داران مسیر هر چند که ممکن است دچار لغزش هایی شوند اما باید دید که ریزش های آنان از چه جنسی است. ما نباید اجازه دهیم که جوانان آرمانی از اطراف پرچم داران ریزش کنند در واقع باید یکسری از ریزش ها را در پرچم دار جستجو کرد. ریزش خیلی از نیروهای دلسوز از اطراف رئیسجمهور غیر قابل انکار است اما باید بررسی کرد که در کنار این ریزش ها چه رویش هایی روی داده است. در واقع سیر ریزش ها و رویش های اطراف رئیسجمهور باید در این مسیر شش ساله کالبد شکافی شود زیرا این موضوع به صلاح آقای احمدینژاد و آیندگان خواهد بود. ولی در این بین بنده معتقد به کانالیزه شدن رئیسجمهور نیستم زیرا احمدینژاد کسی نیست که بتوان به راحتی او را کانالیزه کرد و این موضوع را باید 100 درصد در اتفاقات دیگر جستجو کرد. با توجه به فکور بودن، هوشمندی و پیچیده بودن شخصیت احمدینژاد، تحلیل او آسان نیست. در این زمینه باید به اشارههای رهبری به این دولت اشاره کرد. من مطالعه و تحلیل متن مکتوب مقام معظم رهبری در سال گذشته را در مورد برکناری معاون اولی آقای مشایی در این زمینه راهگشا می دانم، در آن نامه رهبری اشاره کرد بود که این اتفاق موجب سرخوردگی و اختلاف اطرافیان و علاقمندان به شما خواهد شد. این پیام آقا هیچ گاه تحلیل نشد در واقع حضرت آیتالله خامنهای در قالب این پیام به رئیسجمهور گفته بود که در دوست و دشمن تجدید نظر کن در واقع این پیام به این معنی بود که رئیسجمهور نسبت به مصلحت خود و علاقمندان واقعی خود دقت نظر بیشتری داشته باشد. اما متاسفانه این دقت نشد، به نظر من آن متن رهبری کلید و شاه کلید ریزش های اطراف احمدینژاد خواهد بود. در کل کانالیزه شدن رئیسجمهور را به طور کامل نمی پذیرم زیرا او فردی است که به کاری که میکند، اعتقاد دارد اما متاسفانه در این راستا از توان نیروهای دلسوز استفاده نمی شود. سفره خدمت و عدالت باید از میوه های متنوع پر باشد باید میوه های دیگر را کشف کرد و آقای رئیسجمهور نباید اجازه دهد که سفره از میوه تهی شود. نوع رابطه احمدینژاد با رهبر انقلاب در دولت دهم چه تغییر کرده است؟ من نمی توانم پاسخ صریح و شفافی بین این سئوال بدهم چرا که در یک طرف این قضیه مقام معظم رهبری وجود دارد که خود باید در این باره اظهار نظر کنند و در طرف دیگر رئیسجمهور. احمدینژاد در مورد ارتباطش با رهبری همان ادعای پدر و فرزندی را دارد با همان رابطه ولایی اما سطح حمایت های رهبر انقلاب از شخص ایشان و فراوانی کلامات و واژه های ایشان در حمایت خاص از شخص رئیسجمهور و دولت دچار یک شیب منفی شده است. تذکرات رهبری به دولت زیاد شده و حمایت های رهبر انقلاب از شخص رئیسجمهور به شعارهای کلی دولت تغییر کرده است. در دولت نهم، "آقا" مکرر و محکم از احمدینژاد دفاع می کرد اما در دولت دهم ایشان تنها از شعارهای دولت دفاع کرده و بیشتر به دولت و شخص رئیسجمهور تذکر می دهد، همچنان که مانند این را در جریان معاون اول رئیسجمهور و موضوع وزیر اطلاعات مشاهده کردیم که در نهایت تمام این اتفاقات نشان می دهد که باید یک باز تعریف در این زمینه صورت گیرد. از دید شما نقش احمدینژاد در مهار فتنه چه بود؟ بعضی از مدعیان اصولگرایی یا به تعبیری اصولنمایان معتقدند که تاثیر احمدینژاد در وقوع فتنه سال 88 و حوادث آن دوران کمتر از سران فتنه نبوده است، در حالی که این تحلیل 100 درصد انحرافی، التقاطی و غلط است. با این تحلیل در واقع ساز ناکوکی از مسیر اصولگرایی و منتسبین به اصولگرایی به گوش می رسد زیرا جریانساز فتنه 88 را که مشخصا آقای هاشمی بود، رها کرده و او را از یاوران و همراهان امام می دانند و احمدینژاد را مسبب فتنه معرفی می کنند. بنده معتقدم که کارکرد احمدینژاد در سال 88 این بود که غده چرکین فتنه نرم را که به ویژه پس از جنگ در کالبد نظام به وجود آمده و متورم شده بود، از بدنه نظام خارج کرد و این کارکرد بسیار مثبتی بود، هر چند که این جراحی با سختی و درد همراه بود. خطبه معروف رهبر انقلاب در نماز جمعه 29 خرداد سال 88 فصل الخطابی برای تمام لایه های تحلیلی جریان فتنه بود بر این اساس تحلیل افرادی که نقش احمدینژاد را براساس فتنه یا با کارکرد منفی بررسی می کنند در تناقض با فرمایشات رهبری قرار دارد. آیا بدنهی اجتماعی گفتمان سوم تیر از انتخاب خود پشیمان است؟ به هیچ عنوان، چرا که به تکلیف عمل کرده است و هیچ کس از تکلیف پشیمان نمی شود. اگر تجربه احمدینژاد -خدای ناکرده- یک تجربه شکست خورده شود، آیا در آینده بدنه حزب الله باید منتظر انتخاب گزینه هایی از سوی جریان مدعی اصولگرایی بماند و خود نظاره گر باشد؟ احمدینژاد امروز صاحب یک گفتمان است، او امروز دیگر به تنهایی یک شخصیت نیست، بلکه خودش هم باید بداند که به یک جریان ساز در دهه سوم انقلاب تبدیل شده است. بسیاری از مستضعفان ایران و رهروان این کشور در جهان به شعارهای احمدینژاد دل بسته اند. ظهور شخصیت آرمانی مانند احمدینژاد موجی از امید را در دل تمام عدالتخواهان و آزادگان و پیشکسوتان جنگ و دلسوزان انقلاب و رهروان ایجاد کرد و همانطور که رهبر گرانقدر انقلاب در سال 84 فرمودند: "اگر احمدینژاد رای هم نمی آورد از او تشکر می کردم چون گفتمان عدالت را زنده کرد". احمدینژاد دیگر یک شخصیت نیست بلکه به نماد یک جریان فکری تبدیل شده است. با این وجود، اگر در این دو سال پایانی ریاست جمهوری، خدای ناکرده خلاف رویه تجربه تلخی رخ دهد، ضربه مهلکی به کشور وارد می شود و نظام فشار سنگینی را متحمل خواهد شد، بنابراین امیدوارم هرگز این اتفاق نیفتد. در این شرایط با حاشیه های اطراف دولت ما باید از سوء تحلیل و بزرگ نمایی مسائل کوچک پرهیز کرده و از مسائل بزرگتر غافل نشویم. باید خود را ملازم و ملتزم رهبر انقلاب و تحلیل های ایشان بدانیم. مشروعیت دولت احمدینژاد به سربازی و حرکت در مسیر مطالبات انقلاب و رهبر انقلاب است که ادعای شخص رئیسجمهور نیز بر همین امر است. احمدینژاد باید احمدینژادی عمل کند و احمدینژادی بماند. براساس فرموده خداوند در قرآن، حزب الله نه شکست خواهد خورد نه مردد و سرخورده می شود و این مسیر با پرچم داری نایب امام زمان(عج) و نفس گرم روح اللهی ایشان ادامه خواهد یافت بنابراین امیدوارم احمدینژاد تا آخر این مسیر به عنوان یکی از سربازان این گفتمان عدالتخواهی و آرمانخواهی باقی بماند هر چند که ممکن است ما در این راه با تجربیات تلخی مواجه شویم اما اینکه حزب الله و جریان اصیل انقلاب که سربازان گمنام و بی ادعای رهبر هستند دچار خستگی و سرخوردگی شوند هرگز رخ نخواهد داد. ما نه از گذشته پشیمانیم و نه احساس رخوت و سستی می کنیم بنابراین اگر احمدینژاد دیگری که ادعای سربازی بی چون و چرای ولایت فقیه را داشته باشد بیاید، ما مثل سالهای 84 و 88 به او کمک خواهیم کرد. شنیدنی ترین خاطره خود از زمان انتخابات را بفرمایید. سال 84 یک هفته قبل از برگزاری انتخابات با آقای احمدینژاد در فرودگاه خداحافظی کردم و به ایشان گفتم با این فرصت باقی مانده اصلا وضعیت تبلیغات مناسب نیست. در آن زمان فشار سنگینی بر فضا حاکم بود و همه مردد بودند. ایشان نگاهی به من کرد و پاسخی داد که از اعماق معرفت او به مکتب اهل بیت خبر می داد. گفت: "برو زیارت عاشورا و نماز جعفر طیار بخوان". در واقع ایشان اعتقاد داشت که با توسل به اهل بیت می توان در پیچیده ترین انتخابات سیاسی نیز پیروز شد. صبح روز انتخابات به حرم امام رضا(ع) رفتم و همین کار را کردم. در آن زمان به قدری قلبم آرام شد که ایمان داشتم احمدینژاد پیروز می شود و همین اتفاق نیز افتاد. گفتوگوی رجانیوز با عضو کمیته برنامه ریزی ستاد حمایت های مردمی احمدینژاد در کشور: فاصله رئیسجمهور از دلسوزان راه چاپلوسان را باز میکند منصوری معتقد است که احمدینژاد با درک این موضوع که مردم به سبک و سیاق دوران امام خمینی و آرمانهای ایشان بازگشته اند، توانست از بستر موجود استفاده کرده و فضا را همراه خود کند اما رمز اصلی پیروزی احمدینژاد در انتخابات دهم را در این موضوع می داند که مردم جریان کار و خدمت در دولت قبل را دیدند و احساس کردند که دولت نهم سالم، پاک و خدمتگزار بوده و با عزتمندی مقابل دشمن ایستاده است، از اینها بالاتر، رهبر معظم انقلاب نیز رویکرد های اتخاذ شده از سوی وی را تایید می کنند، بنابراین با جریان بی سابقه مردمی، احمدینژاد حمایت شد تا مسیر دولت نهم ادامه یابد.
دلیل حمایت شما از احمدینژاد در سال 84 چه بود؟ نسبت به شخصیت آقای احمدینژاد طی دوران خدمت ایشان در شهرداری تهران آشنایی داشتم و به این شیوه و نحوه رفتار و مدیریت او علاقمند شدم بنابراین برای آنکه در آینده نیز این سبک و نوع رفتار را با مردم در خدمتگزاری در پیش گیرد تصمیم به حمایت از وی گرفتم تا بتواند در انتخابات به پیروزی برسد. خواستههای حقیقی مردمی که سه بار به احمدی نژاد رأی دادند چه بود؟ مردم در آن مقطع، از مدیریت هاشمی و خاتمی خسته شده و فهمیده بودند که انتخاب ها صحیح نبوده و به آنچه که مد نظرشان بوده است، دست نیافته اند، بنابراین می خواستند کسی در رأس کار قرار گیرد که به خواسته های اقتصادی و اجتماعی آنان جامه عمل پوشانده و شیوه های مدیریتی مردم پسندی داشته باشد. مردم از شنیدن حرفهای تکراری و بی محتوا و بدون پشتوانه عملی خسته شده و دوست داشتند که به آنان توجه شود. در دولت آقای هاشمی گروه گرایی به وجود آمد و مردم به حاشیه رفتند و در دولت آقای خاتمی نیز مردم احساس کردند روحیه استکبار ستیزی در مقابل آمریکا وجود ندارد و احساس عزت آنان از بین رفت. به نظر مردم، مسئولان برای خود حاشیه امنی ایجاد کرده و مشکلات آنان را نمی دیدند. در آن برهه از زمان، مردم دولت را نه تنها بدهکار نظام بلکه طلبکار حس کردند، گویا دولت ناکارآمد بود و کاری برای آنان انجام نمی داد به همین دلیل با ظهور احمدینژاد و مشاهده ساده زیستی، او را به عنوان رئیسجمهور مردمی برگزیدند. تفاوت احمدی نژاد در سال 84 با لاریجانی، قالیباف و رضایی در چه بود؟ رضایی یک رویکرد انتقادی به خود گرفت و با زبان و ادبیات نخبه گرایانه نتوانست نیاز مردم را تشخیص دهد، در آن زمان مردم از شیوه مدیریتی خسته شده بودند اما رضایی قصد داشت بر اساس همان برنامه حرکت کند. لاریجانی نیز با رویکرد رسانهای تلاش داشت در بعد تبلیغاتی، به عنوان مدیری کارآمد قرار گیرد و مواردی چون هوای تازه را مطرح کرد. او به شدت به گروه های راست وابسته شد، هر چند که گروه های راست به عنوان گروه های مذهبی و کارآمد و مردمی تر شناخته شده بودند اما این وابستگی منجر شد که مردم به لاریجانی توجه نکنند. قالیباف که نسبت به دو کاندیدای دیگر موفق تر بود، با گفتمان مدرن ظاهر شد در حالی که این گفتمان آن چیزی نبود که مردم به آن علاقمند باشند. احمدینژاد با درک این موضوع که مردم به سبک و سیاق دوران امام خمینی و آرمانهای ایشان اقبال دارند، توانست از بستر موجود استفاده کرده و فضا را با خود همراه کند. به نظر شما رمز اعتماد مردم در سال 88 به احمدینژاد علیرغم موج بی سابقه تخریبها در چهار سال اول چه بود؟ مردم جریان کار و خدمت در دولت قبل را دیدند و احساس کردند که دولت نهم سالم، پاک و خدمتگزار بوده و با عزتمندی مقابل دشمن ایستاده است از اینها بالاتر، رهبر جامعه نیز ایشان را تایید می کند بنابراین با جریان بی سابقه مردمی، احمدینژاد حمایت شد تا مسیر دولت نهم ادامه یابد. خروج نیروهای دلسوز و کانالیزه شدن رئیس جمهور از دیدگاه شما چقدر در تغییر احمدینژاد مؤثر بوده است؟ در کل انسان با هر طیف از اطرافیان خود که ارتباط داشته باشد، به تدریج رنگ و بوی آنان را پیدا خواهد کرد. دوستان باتقوا سبب می شوند که انسان، مراعات مسائل دینی را کرده و مسیر را گم نکند، اما اگر افرادی اهل تملق و چابلوس دور انسان را بگیرند، عیوبش را به او نخواهند گفت. در مورد دولت کنونی نیز دوستان اصلی که از سال 84 با آقای احمدینژاد همراه بودند و تا بعد از انتخابات 88 نیز او را همراهی کردند، طی فرآیندی به یکباره از کنار وی رفتند. هر چند که احمدینژاد انسانی باتقوا، هوشمند، با ایمان و در مسیر آرمانهای انقلاب است اما خصلت مدیریتی این است که با توجه به سرازیری مشکلات، فرد دوست دارد کمتر مورد سرزنش قرار گیرد، هر چند که این موضوع در دراز مدت فضا را برای چابلوسان باز کرده و ضربه وارد می کند. نوع رابطه احمدینژاد با رهبری در دولت دهم چه تغییر کرده است؟ دولت دهم دولتی است که از جهت گیری های رهبری تبعیت می کند و دارای ویژگی های مثبتی از جمله خدمت شبانه روزی به مردم است. اما درباره این ارتباط متاسفانه موارد خوبی را استشمام نمی کنم. با بهکارگیری برخی از نیروها، این افراد جهت گیری ها را منحرف می کنند و جریان انحرافی غلبه می کند، در واقع آنان مسیر کار و خدمت را منحرف کرده و به سمت گروه گرایی می کشانند. حضور افراد ناسالم در کنار شخصیتی خدمتگزار، به شخص احمدینژاد خدشه وارد کرده و اذهان را تیره می کند و این سئوال پیش می آید که چرا در کنار رئیسجمهور مردمی که از قدرت طلبی مبرا است، چنین افرادی قرار دارند. نباید فراموش کرد که انحراف از موارد کوچک آغاز می شود پس چرا این افراد مورد بازبینی قرار نمی گیرند، مگر یک یا چند نفر چقدر ارزش دارند که رئیسجمهور پشتیبانی مردم و حزب الله را به خاطر آنان از دست بدهد. فکر کنید اگر زمانی افرادی که اکنون حامی دولت هستند، احساس بی تفاوتی کنند، چقدر پشت دولت خالی می شود. یه نظر شما نقش احمدینژاد در مهار فتنه چه بود؟ احمدینژاد در این زمان رویکرد خوبی را انتخاب کرد؛ کار مضاعف که رهبر گرانقدر انقلاب نیز سال بعد را به همین نام انتخاب کرد. با این حساب جریان خدمت رسانی سریع به راه انداخته شد و اجازه داده نشد که مسائل حاشیه ای وارد کار شود. آیا بدنهی اجتماعی گفتمان سوم تیر از انتخاب خود پشیمان است؟ خیر، در واقع مردم مسیری که نیاز داشتند، همین مسیر بود. تا الان نیز این راه درست بوده اما بنده به شخصه احساس نگرانی دارم. مسیرها هر چند به سختی اما تاکنون راه را آسان کرده و امید به آینده را افزایش داده است اما نگرانی از این است که دوباره به سختی های دوم خرداد و قبل از آن بازگردیم. دوست داریم از مسیرهای رهبری که از پیروی کردن از آن تاکنون ضرر نکرده ایم، پیروی کنیم، می ترسم مسیر گم شود و گروههایی بر سر کار بیایند که در ظاهر حرفهای موافق می زنند اما در باطن همراه نیستند. حتی انقلاب پیامبر عظیم الشان اسلام نیز با آمدن چند انسان انحرافی، از مسیر خود منحرف شد. امیدوارم که در سایه رهبر انقلاب اسلامی هیچ گاه مسیر را گم نکنیم. اگر تجربه احمدینژاد -خدای ناکرده- یک تجربه شکست خورده شود، آیا در آینده بدنه حزب الله باید منتظر انتخاب گزینه هایی از سوی جریان مدعی اصولگرایی بماند و خود نظاره گر باشد؟ انتخاب احمدینژاد، شکست خورده نیست زیرا مردم بسیاری از دستاوردهای شش ساله او را دیده اند و شخصیت پاک، ساده زیست و کارآمد احمدینژاد در دولت نهم موجب شد که دوباره او را انتخاب کنند، اکنون اگر مردم احساس کنند که فردی بعد از انتخاب تغییر رویکرد می دهد، او را رها کرده و کسی را که واقعی و حقیقی قدم در این راه بگذارد، انتخاب می کنند. در هر صورت مردم شکست نخواهند خورد بلکه منحرفان از مسیر شکست می خورند، افراد و جریان حزب اللهی کاملا به بلوغ رسیده است و می تواند مدیریت کند، تبعیت از ولایت فقیه هیچگاه به ضرر نبوده و نیست. حزب اللهی ها با این بلوغ فکری قطعا نظاره گر نخواهند بود و جریان را در مسیر اصلی به پیش خواهند برد. شنیدنی ترین خاطره خود از زمان انتخابات را بفرمایید. دوران انتخابات فضا بسیار مغشوش شده بود هر چند که در تهران رقابت پا بهپا داشتیم اما می دانستیم که در شهرستانها استقبال و نگاه مردم به دولت نهم است ولی با این وجود باز هم نگرانی هایی وجود داشت. با توجه به اینکه کار برنامه ریزی در این زمینه را میکردیم، پیش بینی بنده رأی بالای 20 میلیون نفر به احمدینژاد بود. در پایان انتخابات وقتی میزان آرا اعلام شد، احساس فوق العاده خوبی به من و دوستان دست داد که قابل توصیف نیست. |
|
| انتقاد رسایی از احمدینژاد به دلیل اعتماد به مشایی |
| ساعت ۸:۳٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، حمید رسایی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
عضو ارشد فراکسیون انقلاب اسلامی گفت: من از همان ابتدا موضع مشخصی داشت و بارها از اعتماد بیش از اندازه احمدینژاد به مشایی انتقاد کردهام. احمدینژاد به مشایی اعتماد دارد و این اعتماد به مرز اعتقاد رسیده است. به گزارش خبرگزاری فارس، حجتالاسلام حمید رسایی نماینده تهران و سخنگوی فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس که این روزها علاوه بر وکالت مردم، مدیریت هفتهنامه "9 دی " را بر عهده دارد، معتقد است که در انتخابات آینده چهار طیف فتنه، خواص مردود، جریان انحرافی و اصولگرایان حقیقی حضور خواهند داشت و در نهایت اصولگرایان حقیقی که با بصیرت بینظیر در خط ولایت قدم برمیدارند، پیروز این کارزار خواهند شد. وی که بر این باور است که احمدینژاد در سال 84 صفبندی جناحهای سیاسی را از چپ و راست بیرون آورد، بیشترین انتقاد به رئیس جمهور را از ناحیه عدم شناخت وی از دین و اعتقاد ناشی از اعتماد او به اسفندیار رحیممشایی می داند و با آنکه می گوید "دولت دهم با وجود برخی اشکالات هنوز در راستای خط تبیین شده توسط رهبری حرکت می کند و رهبر انقلاب، با وجود برخی کجی ها همچنان این دولت را در مسیر خدمترسانی می دانند "، در عین حال جریان انحرافی نفوذی در دولت را دارای توافقات نانوشته با خواص مردود و اصلاحطلبان برای ایجاد انحراف در خط اصیل انقلاب می داند و با آن به شدت مخالفت می کند. * جامعترین تعریف از اصولگرایی همان است که رهبر انقلاب فرمودند عضو ارشد فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس شورای اسلامی در گفتوگویی تفصیلی در تعریف از اصولگرایی می گوید: برای تعریف اصولگرایی از تعابیر مختلفی استفاده میکنند اما جامعترین تعریف همان است که رهبر انقلاب فرمودند که هر کسی به 4 شاخصه اسلام، انقلاب، امام و رهبری پایبند باشد، اصولگرا محسوب میشود. رسایی البته متذکر شد که "یقیناً منظور رهبر معظم انقلاب، پایبندی عملی به شاخصههای مذکور است نه پایبندی در ادعا و اگر بخواهیم در یک کلمه خلاصه کنیم، باید بگوییم که اصولگرایی همان "تکلیف گرایی " است " و در ادامه مرجع تشخیص "تکلیف " را بر اساس مبانی دینی در دوران امام معصوم، شخص امام معصوم و در دوران غیبت، جانشین امام معصوم یعنی ولی فقیه می داند. او تاکید می کند که این تکلیف هم نه از روی هوا و هوس بلکه بر اساس مصالح جامعه اسلامی و دستورات دینی تعیین می شود. * اصولگرایی همان تکلیفگرایی است نماینده تهران در مجلس درباره رابطه تعبیر تکلیفگرایانه از اصولگرایی با اصلاحات، اظهار داشت: تعریف تکلیفگرایی از اصولگرایی غیر از تعریف اصولگرایی با کارکرد سیاسی آن است که بعضیها از آن استفاده میکنند و هرکس را که اصلاحطلب نیست و یا در برابر آنهاست، اصولگرا میدانند. رسایی افزود: اصلا حسن و قبح اصلاحطلبی و اصولگرایی عقلی نیست؛ یعنی مثل عدل و ظلم نیستند که اساسا به دین و زبان و جغرافیا کار ندارند و عقلا خوب و بد هستند و لذا خوب و بد اصلاحات، بستگی به این دارد که اصلاح چه چیزی باشد و خوب و بد اصولگرایی هم بستگی به این دارد که اصول چه باشد؟ * اصولگرایان بندباز و باندباز... وی اسم این نوع اصولگرایی در برابر اصلاحطلبی را "بندبازی و باندبازی " گذاشته و با اشاره به شفافتر شدن این مرزبندی در جریان فتنه دو سال گذشته، توضیح داد: در زمان فتنه افرادی را مشاهده کردیم که ادعای اصولگرایی داشتند ولی در فتنه نتوانستند سربلند بیرون بیایند و بصیرت لازم در اینکه جریان فتنه دنبال ضربه زدن به نظام و رهبری است، نداشتند. رسایی با بیان اینکه در حوادث اخیر هم کسانی را دیدیم که در روز روشن دنبال حکم حکومتی رهبری درباره ابقای وزیر اطلاعات میگشتند، دیدگاه این افراد را مشابه نگاه کسانی دانست که در جریان فتنه نتوانستند راه درست را تشخیص دهند و در خصوص مصادیق فردی و جریانی صاحبان این دیدگاه گفت: قطعا این موارد نمونههایی در بین شخصیتها داشت و ما از برخی افراد انتظار نداشتیم به دلیل حب و بغضها تا این اندازه دچار بی بصیرتی شوند بلکه انتظار داشتیم اینها اصولگرایانه عمل کنند. * علت برخی انحرافات؛ حب و بغض نسبت به احمدینژاد مدیر مسئول هفتهنامه "9 دی " ریشه مشترک دیدگاههای خواص مردود و جریان فتنه با جریان انحرافی را بسته بودن چشم و گوش آنها به دلیل داشتن حب یا بغض نسبت به احمدینژاد دانست و گفت: همانطور که حب احمدینژاد چشمان جوانفکر را از کار انداخته و او حکم حکومتی رهبری را نمی بیند، در فتنه 88 هم برخی نفهمیدند جریان فتنه دنبال ضربه زدن به ولایت است و دعوا بر سر احمدینژاد نیست و برای همین عدهای سکوت و عدهای هم صحبتهای دو پهلو عنوان یا با فتنهگران همراهی کردند. حجتالاسلام رسایی با بیان اینکه در مجلس عدهای ستادی به نام اصولگرایان حامی [میرحسین] موسوی را تشکیل دادند و حتی افرادی به او تبریک گفتند که این موضوع از مهمترین دلایل در توهم پیروزی موسوی بود، نسبت به تکذیب اخبار منتشره درباره پیام تبریک برخی اصولگرایان به موسوی واکنش نشان داد. * پیام تبریک برخی شخصیتهای مطرح به موسوی غیرقابل انکار است وی با طرح این سؤال که اگر قرار بوده چنین ادعایی تکذیب شود، چرا طی دو سال اخیر این کار نشده، توضیح داد: در همان تکذیبیه صورتگرفته اعلام کردند که ما قبلا بارها این تبریک گفتن را تکذیب کردهایم ولی اگر همه سایتهای خبری را جستجو کنید، تکذیبیهای پیدا نخواهید کرد و اصلا چه چیزی را می خواهند تکذیب کنند وقتی که ساعت 6،5 بعد از ظهر در برابر تلفن اعتراضی موسوی مبنی بر تمام شدن برگههای تعرفه در برخی شهرهای کوچک، ضمن تبریک پیروزی به این فرد گفته بودند که این چهار تا رأی مهم نیست و شما رئیس جمهور شدهاید!؟ نماینده اصولگرای مردم تهران در مجلس هشتم درباره نقطه آغاز اصولگرایی گفت: این واژه از سال 78 و در برابر اصلاحطلبی وارد ادبیات سیاسی کشورمان شد اما این واژهها مطلق نیستند بلکه بستگی دارد اصلاح چه چیز باشد و اصول ما چه اموری باشد و لذا رهبر معظم انقلاب بر همین اساس گفتند که هر اصلاحطلبی اصولگراست و هر اصولگرایی اصلاحطلب است. * اصولگرایان امروز جناح راست دیروز نیستند رسایی در واکنش به تشبیه دو جریان راست و چپ به دو طیف اصولگرایی و اصلاحطلبی افزود: قبول ندارم که جریان راست همان اصولگرایان امروز بودند و جریان چپ هم همان اطلاحطلبان چرا که در آن زمان و حتی در مقطعی از امروز، این مفاهیم و واژهها بیانگر صفبندیهای اعتقادی نبودند بلکه نشانگر صفبندیهای سیاسی بودند. وی اضافه کرد: روزی این رقابت را بین تندروها با محافظهکاران میدانستند و روزی دیگر آن را بین "یت " و "یون " یا همان جامعه روحانیت و مجمع روحانیون و روزی دیگر، بین راست و چپ و روز دیگری بین راست سنتی و راست مدرن با چپ سنتی و چپ مدرن تا اینکه کم کم این واژهها به اصلاحطلبی و اصولگرایی تبدیل شد اما من معتقدم این واژهها با وجود بار معنایی که در دلشان هست، هنوز نتوانستهاند آن مفهوم تقابل و ضدیت را نشان دهند چون اساسا تقابل بین آنها حقیقی نیست. * جنگ حقیقی بین فقر و غناست؛ نه بین جریانات سیاسی این نماینده درباره تقابل حقیقی بین جریانات سیاسی می گوید: "جنگ حقیقی " به تعبیر حضرت امام (ره) جنگ بین فقر و غناست؛ جنگ میان راحتطلبی و عافیتطلبی و ارزشگرایی است و الان چند سال است که مردم دیگر به صرف ظاهر این واژهها صفبندی خود را تعیین نمیکنند بلکه دنبال حقیقت ماجرا هستند. حجتالاسلام رسایی درباره زمان وقوع این جنگ هم، توضیح داد: از زمان سازندگی عدهای خواص و نخبگان سیاسی به این نتیجه رسیدند که باید انتخاباتها به ویژه انتخابات ریاست جمهوری مدیریت شود تا کشور را بتوانیم با هزینه کمتری اداره کنیم؛ آنها معتقدند که نباید دائم در بوق انتخابات بدمیم بلکه اگر مشارکت حداقلی بماند و عدهای حرف گوش کن پای صندوق بیایند، با اشاره ما رئیس جمهور را انتخاب میکنند. وی اضافه کرد: این تفکر آقای هاشمی بود و پس از آنکه رأی او در دوره دوم ریاست جمهوری اش کاهش یافت، کم کم شکل گرفت که اتفاقا در مورد این مسأله با رهبری هم اختلاف نظر داشت و البته در دوم خرداد 76 این بیماری در برخی اصولگرایان که دیدند سطح مشارکت بالا رفت و بر خلاف نظر همه آنها خاتمی از صندوق درآمد، به وجود آمد. "در انتخابات شوراهای اول و مجلس ششم هم این بیماری در دو طرف بیشتر رسوخ کرد و اصولگرایان برد خودشان را در مشارکت حداقلی و اصلاحطلبان در مشارکت حداکثری می دیدند؛ این بیماری بعد از انتخابات شوراهای دوم و مجلس هفتم که مشارکت حداقلی شد و اصولگریان پیروز شدند، وخیمتر شد. " * تحلیل جریانات سیاسی از تحولات انتخاباتی غلط است نماینده تهران در مجلس با غلط دانستن تحلیل جریانات سیاسی از واقعیت انتخابات، گفت: تحلیل جریانات سیاسی این بود که اکثریت مردم از انقلاب و آرمانهای 57 خسته شدهاند و اقلیت پای انقلاب ایستادند؛ در حالی که حوادث انتخاباتی این چند سال نشان داد که مردم انقلابشان را دوست دارند اما از عملکرد برخی انقلابیون گذشته ناراضیاند. رسایی افزود: احمدینژاد در سال 84 توانست این صفبندی را از چپ و راست بیرون آورده و وارد زمین "جنگ فقر و غنا " کند که البته رهبری زمینههای آن را فراهم کرده بودند ولی متأسفانه رئیس جمهور نتوانست خودش در این زمین بماند و به ویژه در دولت دهم احساس مردم عوض شد. * تغییر احساس عمومی نسبت به دولت دهم وی در تبیین این سخن خود توضیح داد: برخی رفتارهای دولت و حمایتهای نامعقول از یک شخص و آن هم شخصی پر حاشیه، سبب شد تا احساس عمومی این شود که این جنگ فقر و غنا در زمین ولایت نیست و همین مسأله سبب شد تا برخی با تردید به آن نگاه کنند. سخنگوی فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هشتم درباره میزان اصولگرایی دولت احمدینژاد گفت: اگر اصولگرایی را اعتقاد به همان 4 اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبری بدانیم، فکر میکنم که دولت نهم امتیاز بالایی میآورد ولی دولت دهم در مواردی لغزش داشته است اما با وجود برخی اشکالات، هنوز این دولت در راستای خط تبیین شده توسط رهبری حرکت میکند و رهبر انقلاب هم با وجود برخی کجیها همچنان این دولت را در مسیر خدمت رسانی میدانند. * اصولگرایی محصول تبعیت از رهبری است نه نیروهای اصولگرا رسایی که با هفتهنامه "سروش " گفتوگو می کرد، در پاسخ به سؤالی در خصوص انتقادهای مکرر رئیس دولت اصولگرا به اصولگرایان با طرح این پرسش که مگر اصولگرایان نباید از یکدیگر انتقاد کنند؟، میگوید: البته مشکل اینجاست که برخی اشخاص و گروهها خود را مایه و اساس اصولگرایی میدانند در حالی که اصولگرایی محصول تبعیت از رهبری و محصول مسیری است که ایشان تبیین کردهاند. وی ادامه می دهد: آقای احمدینژاد نیز شعارهایی مانند عدالت، مبارزه با اشرافیگری، مردمداری و مبارزه با فقر، فساد و تبعیض را در حالی سر داد که رهبری زمینه پذیرش آن را فراهم کرده بودند و معتقدم در دولت نهم رئیس جمهور واقعا توان بالایی برای ریشهکنی این موارد گذاشت و کارهای بزرگی انجام شد اما متأسفانه در دوره دهم، دولت خودش را درگیر حاشیهها کرده و در حال فاصله گرفتن از اهداف اصلی است. "برخی افراد که درباره دولت چنین اعتقادی ندارند، از روز اول همین نظر را داشتهاند که عمدتا منصفانه نبوده و نیست و یکی از دلایل من برای این نتیجهگیری اظهارنظرهای یک کارشناس مطلع و منصف مانند رهبری است که بدون حب و بغض اظهار نظر میکنند و برای ما ملاک است ". * ارتباط تشکیلاتی خواص مردود با راس فتنه عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در بخش دیگری از این گفتوگو درباره فعالیتهای انتخاباتی اصولگرایان و تعیین کمیته سه نفره [علی اکبر ولایتی، حبیبالله عسگراولادی و غلامعلی حدادعادل] برای وحدت نیروهای اصولگرا، اظهار داشت: شخصیتهای مذکور دارای تعقل اصولگرایانه و شخصیتی مثبت هستند اما من تا الان گزارشی از عملکرد این گروه ندارم. رسایی با تاکید بر اینکه از سوی بعضی از افراد تلاشهایی برای به هم خوردن این روند صورت میگیرد، درباره هویت این افراد گفت: عمدتا جریان خواص مردود که می داند اگر به تنهایی در عرصه انتخابات حاضر شود اقبالی ندارد و بهترین راهکار برای پیروزی خود را کشاندن افکار عمومی به یک تصمیم جمعی می داند، دنبال نفوذ بیشتر خودش در این ترکیب است. وی درباره هویت جریان خواص مردود و راز تلاش این جریان برای نفوذ بیشتر در این کمیته سه نفره اصولگرایان اظهار داشت: خواص همان کسانی هستند که در انتخابات دهم به دلیل وابستگی تئوریک و تشکیلاتی به راس فتنه نه تنها سکوت کردند و دو پهلو موضع گرفتند، بلکه در مواردی با فتنهگران همراهی کردند. * همگرایی جریان فتنه و جریان انحرافی رسایی می گوید که قطعا افرادی از این جنس در اطرافیان رئیس جمهور هم پیدا میشود و ادامه می دهد: اصلا من معتقدم جریان انحرافی در ظاهر مقابل جریان فتنه است ولی در حقیقت در همان مسیر گام برمیدارد. عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس در بخش دیگری از گفتوگوی خود به "ارزیابی آرایش نیروها و فعالان سیاسی در عرصه انتخابات آینده " پرداخت و متذکر شد: در انتخابات دور بعد، با چهار طیف "جریان فته، جریان خواص مردود، جریان انحرافی و جریان اصولگرایان حقیقی " رو به رو هستیم. * فقط اصولگرایان حقیقی دغدغه انقلاب دارند او در معرفی اصولگرایان حقیقی می گوید که "در راس این جریان همه متدینین و بچه حزباللهیهایی قرار دارند که 30 سال است برای انقلاب هزینه میدهند و غصه میخورند و مبنای این جریان هم تکلیفگرایی است؛ اگر روزی از احمدینژاد حمایت کرده از روی تکلیف بوده و اگر امروز انتقاد میکند هم از روی تکلیف است ". حجتالاسلام رسایی بزرگانی چون آیتالله مصباح یزدی و شخصیتهایی مانند غلامعلی حداد عادل و بسیاری از افراد دیگر را در این جریان قرار می دهد. * جریان فتنه رمقی برای حضور در عرصه انتخابات ندارد وی درباره نحوه آرایش سیاسی و رقابت بین چهار طیف حاضر در انتخابات آتی هم تصریح کرد که "غیر از جریان فتنه که دیگر رمقی ندارد، رقابت اصلی بین سه طیف دیگر خواهد بود. " نماینده تهران در مجلس در پاسخ به این سؤال که آیا رقابت اصلی در انتخابات آینده بین اصولگرایان خواهد بود و وحدت میان آنها تحقق نخواهد یافت؟، اظهار داشت: حتی اگر به توافق هم برسند، بدنه این جریان چنین توافقی را نمیپذیرد و اگر سال 87 اگر این توافق شکل گرفت و بدنه هم پذیرفت، هنوز فتنه 88 اتفاق نیفتاده بود و هنوز جریان انحرافی خودش را نشان نداده بود. رسایی البته تصریح می کند که "تلاش میشود اینگونه القا شود در انتخابات آتی رقابت اصلی بین جریان خواص مردود و جریان انحرافی است اما هر دو جریان نگران دسته چهارم هستند و قطعا بازی به شکلی که برخی از این آقایان طراحی کردهاند، باقی نمیماند و در آینده نزدیک این بازی به دلیل آنکه آقایان در زمان فتنه عملکرد مناسبی از خود نشان ندادند و جامعه و بدنه جریان اصولگرایی آنها را قبول ندارد، به هم میخورد. * رای منفی موتور رایساز جریان اصولگرا به جریان انحرافی و جریان فتنه وی در پاسخ به این سؤال که آیا در آینده تحرکات انتخاباتی از سوی جریان چهارم آغاز میشود، گفت: البته من سخنگوی جریان یا افرادی نیستم اما میبینم که بدنه جریان اصولگرایی و موتور رایساز این جریان که همان خواص کف خیابان هستند، به جریان خواص مردود و جریان انحرافی تن نمیدهد و به صورت طبیعی جریان چهارم گزینههای خود را خواهد یافت. "اینکه کمیته سه نفره و یا ترکیب هفت نفره و یا هر ترکیب دیگری به توافق برسد یا نرسد مهم نیست، مهم اینست که جریان اصولگرایی روی چه کسانی به توافق برسد؛ به این معنی که در فهرست اصولگرایان قطعا نباید افراد مسئلهدار و کسانی که در جریان فتنه مردود شدند و آنها که جریان انحرافی را قبول دارند، حضور داشته باشند ". * جریان خواص مردود در حال یارگیری است مدیر مسئول هفتهنامه "9 دی " درباره فهرستهای انتخاباتی برای مجلس نهم گفت: گروه خواص مردود ستادهایش را راهاندازی کرده و در حال بارگیری است و حتی درباره فهرستهایشان هم صحبتهایی کردهاند. رسایی افزود: جریان انحرافی هم همینطور؛ اما هر دو جریان میدانند که در بدنه جریان اصولگرایی اقبالی ندارند و هر کدام صرفا بر اساس تحلیلی خود را غالب انتخابات میدانند. * اصلاحطلبان میآیند اما... وی درباره حضور اصلاحطلبان در انتخابات هم می گوید که آنها قطعا در انتخابات آینده شرکت میکنند و از آتجا که عملکرد لایهای از آنان در لفافه بوده، هیچ دلیلی برای رد صلاحیتشان وجود ندارد اما اینها به تنهایی بردی ندارند و همانطور که نشان دادهاند، با لایهای از مدعیان اصولگرایی به توافق خواهند رسید. * توافق اصلاحطلبان با مدعیان اصولگرایی رسایی که معتقد است اصلاحطلبان با افراد برجسته این جریان در انتخابات آینده حضور پیدا نمیکنند، تاکید کرد "همانطور که در انتخابات هیئت رئیسه مجلس اصلاحطلبان و برخی مدعیان اصولگرایی خیلی علنی از همدیگر حمایت کردند، در انتخابات آتی نیز همدیگر را حمایت میکنند و یا در فهرستهایشان استراکاتی پیدا میشود. به گزارش خبرگزاری فارس، این نماینده مجلس هشتم در بخش پایانی این گفتوگو درباره انتقادات تند خود از جریان انحرافی اظهار داشت: همه تلاش جریان رسانهای اصلاحطلب و خواص مردود این بوده که ما را افرادی نشان دهند که بهصورت مطلق از دولت حمایت میکنیم؛ درحالی که روشن است که این طور نیست. * احمدینژاد بهتر از برخی مدعیان اصولگرایی است وی افزود: من سال 84 بعد از انتخاب آقای احمدینژاد در مصاحبهای در پاسخ به این سؤال که آیا در انتخابات بعد هم به احمدینژاد رای میدهید، گفتم که قطعا اگر از احمدینژاد بهتر پیدا کنیم به او رای میدهیم اما الان با همه انتقادات وارده، هنوز احمدینژاد را در موارد متعددی از این مدعیان اصولگرایی بهتر میدانم. * انتقاد مکرر از اعتماد زیاد احمدینژاد به مشایی رسایی اضافه کرد: در مورد آقای مشایی یکی مثل من از همان ابتدا موضع مشخصی داشت و بارها از اعتماد بیش از اندازه احمدینژاد به مشایی انتقاد کردهام و حتی حدود یک سال و نیم قبل در تلویزیون بر سر مواضع مشایی در برابر آقای جوانفکر حاضر شدم؛ منتها تمام تلاش این جریان رسانهای تا مدتی این بود که بگوید ما وکیلالدولهایم و الان هم تمام تلاش می کند بگوید ما یک هفته است که منتقد مشایی شدهایم! "احمدینژاد به مشایی اعتماد دارد و این اعتماد به مرز اعتقاد رسیده است؛ آقای احمدینژاد فردی متدین، انقلابی و مدیر مدبری است اما بی تردید معصوم و فردی دین شناس که نیست و اتفاقا بیشترین اشکالاتی که ما به عملکرد وی داریم از همین منظر عدم شناخت او از دین است ". * ضرورت رد صلاحیت فعالان انتخاباتی زودهنگام عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در خصوص رقابت ریاست جمهوری یازدهم اظهار داشت: اگر چه پنهان نیست که تحرکات برخی آقایان کاملا انتخاباتی است اما هنوز تا ریاست جمهوری آینده زمان زیادی باقی مانده و به نظر من هر کس از الان در این زمینه فعالیت کند، همین بهترین دلیل برای عدم صلاحیت اوست. * اشتراکنظر مشایی و لاریجانی درباره ریاستجمهوری یازدهم حجتالاسلام رسایی دیدار مشایی با هنرپیشهها را نمونهای از تحرکات انتخاباتی زودهنگام دانست و گفت: مشایی به خیال خود 25 میلیون رای احمدینژاد را دارد و تلاش میکند 13 میلیون رای رقیب احمدینژاد را به دست بیاورد؛ البته آقای لاریجانی هم همین برداشت را دارد و فکر میکند 25 میلیون رای خواهد داشت و امروز باید برای به دست آوردن آن 13 میلیون برنامهریزی کند. وی اضافه کرد: آقای لاریجانی معتقد است روند مشایی و حمایتهای بیمبنای آقای احمدینژاد از وی در آینده این 25 میلیون نفر را منتقد خویش خواهد کرد و او تنها گزینه جریان اصولگرا خواهد بود و مشایی هم معتقد است که حمایت از او آرای 25 میلیونی را در سبدش قرار خواهد داد. به اعتقاد رسایی "هر دو جریان برای به دست آوردن 13 میلیون رای راهکاری را انتخاب کردهاند و آقای لاریجانی معتقد است اگر آقای هاشمی را داشته باشد آن میزان رای را هم دارد و لذا هماهنگی خاصی بین آنها میبینید اما مشایی برای به دست آوردن این 13 میلیون سراغ کدخدا نرفته بلکه مستقیم با اهالی ده ارتباط برقرار کرده و از مکتب ایرانی حرف میزند و با هنرپیشهها جلسه میگیرد. " * پیروز انتخابات آینده مردم با بصیرت هستند عضو ارشد فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس در پایان خاطر نشان کرد: هر دو جریان مذکور انتخابات مجلس را برای پریدن به سکوی ریاست جمهوری مهم میدانند ولی من فکر میکنم باز هم مردم با بصیرتی که در فتنه 88 سربلند بودند و در اتفاقات اخیر هم فریب جریان انحرافی را نخوردند، برنده می شوند. |
|
| عدالتخواهانی که فقط افشا میکنند! |
| ساعت ۱۱:۱٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
سیداحسان خاندوزی |
|
| آقای رئیس جمهور، جریان انحرافی سرعت شما را کند کرده است |
| ساعت ۱۱:٠٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، حسین شریعتمداری ، جریان انحرافی |
|
خبرنامه دانشجویان ایران:خبرنامه دانشجویان ایران: رئیس جمهور در دومین نشست خبری خود با اشاره به کارهای در حال انجام دولت مانند هدفمندی یارانه ها با اشاره به جلسات پی در پی شکل گرفته در هیئت دولت و ارتباط با صاحبنظران، آن را در مسیر خوب تلقی کرد. |
|
| قانونشکنتریندولت بعدازانقلاب،دولتاحمدینژاد بوده است |
| ساعت ٩:٠٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، احمد توکلی ، جریان انحرافی |
|
از احمدی نژاد می خواهم مرحمت کند سکوت خود را کنار بگذارد و از انحرافات امثال مشایی و اطرافیانش دفاع نکند تا معلوم شود چه کسانی مشغول رانت خواری و خرج بیت المال برای اغراض سیاسی هستند. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گفت: احمد توکلی با اشاره به نشست خبری هفته گذشته رئیس جمهور با رسانه ها گفت :اینکه رئیس جمهور اعلام کند قانونی ترین دولت تاریخ ایران بوده است و از خودش تعریف کند هنری نیست و باید مراجع قانونی و رسمی قانونگرا بودن دولت را تایید کنند. آقای احمدی نژاد 3 موضوع مهم و قابل بحث در مصاحبه خود داشتند که اولین آن در مورد قانون گرایی دولت بودبه طوریکه وی مدعی شده است که قانون گراترین دولت تاریخ ایران دولتهای نهم و دهم بوده است.
وی با بیان اینکه موارد مکرر و متعددی از نقض قانون در دولتهای نهم و دهم وجود داشته است ، اظهار داشت: اگر مجری به نحوی اجرا کرد و مجلس یا قاضی طبق قانون اساسی قضاوت کرد که خلاف قانون صورت گرفته است ، دیگر ادعای مجری مسموع نیست و لذا اینکه ایشان خود را قانونمندترین دولت از زمان مادها بداند فایده ای ندارد. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در کشور ما حکومت مردم سالاری حاکم است و طبق قانون مجلس، قوه قضائیه و کمیسیون اصل نود قضاوت می کنند و رئیس مجلس بر قانونی بودن مصوبات دولت نظارت دارد. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه احمدی نژاد به حدی بر این تصور غلط اصرار داشت که خودش را به عنوان مجری قانون اساسی در مقامی می دید که اعلام کرد مصوبات مجلس با قانون اساسی سازگار نیست، تاکید کرد: البته رئیس جمهور این خطا را چند سال پیش مرتکب شد که شورای نگهبان بیانیه رسمی داد و به احمدی نژاد اعلام کرد که حق اظهار نظر در مورد تطبیق قوانین با قانون اساسی را ندارد. توکلی تاکید کرد: همچنین در اواخر سال 88 رئیس جمهور نامه ای خطاب به مقام معظم رهبری نوشت و ادعا کرد که حیطه اختیاراتش از چیزی که در قانون اساسی مرسوم است، باید بیشتر باشد و حتی چند مورد را نیز ذکر کرد و رهبر معظم انقلاب به دلیل اینکه تفسیر قانون بر اساس قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است به آیت الله جنتی حکمی دادند که عده ای از دولت و عده ای از مجلس جلسه ای را با یکدیگر برگزار کنند و بر روی مواردی که رئیس جمهور مدعی است بحث کنند. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ادامه داد: آیت الله جنتی از رئیس مجلس درخواستی مطرح کرد و لاریجانی نیز آقایان ابوترابی، باهنر، دهقان و بنده را مامور کردند و از طرف دولت نیز آقای میرتاج الدینی و خانم بداغی و آقای الهام و عزیزی مطرح شدند که البته آقای الهام در این جلسات شرکت نمی کرد و عزیزی به ندرت در جلسات شرکت می کرد و تنها خانم بداغی و میرتاج الدینی در این جلسات شرکت می کردند و 18 جلسه در مدت 6 ماه و در هر جلسه به مدت 3 ساعت با حضور برخی از اساتید حقوق عمومی دانشگاه های تهران و سه تن از اعضای شورای نگهبان برگزار شد و تقریبا تمامی ادعاهای دولت رد شد. وی تاکید کرد: شورای نگهبان در نهایت به صورت رسمی نظر خود را به رهبر معظم انقلاب اعلام کرد و احمدی نژاد نتوانست ادعاهای غلط خود را تعقیب کند. نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به اینکه همچنین احمدی نژاد نامه ای خطاب به نمایندگان نوشت و دعاوی نادرستی مطرح کرد و نمایندگان نیز جواب وی را دادند و سپس رهبری وی را از تکرار کارهای مشابه منع نمودند تاکید کرد: در این شرایط اینکه رئیس جمهور اعلام کند قانونی ترین دولت تاریخ ایران بوده است و از خودش تعریف کند هنری نیست و باید مراجع قانونی و رسمی قانونگرا بودن دولت را تایید کنند. توکلی تصریح کرد: معتقدم قانون شکن ترین دولت بعد از انقلاب دولت احمدی نژاد بوده است و تکرار ادعاهای وی نفعی به حال کشور ندارد و وی باید به قانون عمل کند. وی به دیگر شاخص های قانون گریزی دولت اشاره و افزود: آخرین مورد آن سرپرستی وزارت نفت بود که با فشار مجلس و بعد از مدتها تمرد، بالاخره شخصی را معرفی کرد و یا اتفاقی که در قضیه ادغام ها پیش آمد و کار به حکمیت رهبر انقلاب انجامید که بر اساس بند 7 اصل 110 قانون اساسی ایشان جلسه ای تشکیل دادند و احمدی نژاد را وادار کردند که به قانون تمکین کند ولی باز هم در آن تمکین اختلالاتی بوجود آوری که مورد اعتراض مجلس واقع شد. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از این گفتگو با اشاره به نشست خبری احمدی نژاد تصریح کرد: موضوع دیگری که در این نشست خبری مطرح شد این بود که احمدی نژاد در پاسخ به این سئوال که اگر اطرافیان تعقیب شوند شما چه اقدامی انجام می دهید ادعا کرد که برای چندمین بار میگوید اگر نزدیکان من و بستگان من تخلفی انجام دادند باید به صورت جدی به آن رسیدگی شود. توکلی ادامه داد: باید در پاسخ بگویم این حرف واقعیت ندارد و هنگامی که رحیمی مورد تعقیب واقع شد، احمدی نژاد مقاومت زیادی انجام داد و حتی تهدید کرد در مقابل این اقدام ایستادگی می کند و در جلساتی که با وی برگزار شد اعلام کرد که این توطئه بر علیه دولت است . نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: سه قاضی با سابقه آقایان اژه ای، رئیسی و خلفی که قضات با سابقه و خوشنام کشورمان هستند پرونده رحیمی را مطالعه کردند و یک سال پیش به نزد احمدی نژاد رفتند و به وی گفتند ما سه قاضی به اتفاق آرا تایید می کنیم که توجه اتهام به آقای رحیمی قطعی است و باید تعقیب شود اما احمدی نژاد 100 دقیقه برای این 3 نفر سخنرانی کرد و از توطئه علیه دولت یاد کرد و به صورت قاطع از معاون اول خود حمایت کرد. وی خاطرنشان کرد: در این زمینه باید به صورت شفاف مشخص شود که رئیس جمهور خلاف می گوید یا درست، در عین حال اگر احمدی نژاد راست می گوید من به صورت جدی استقبال می کنم و معتقدم فردی متهم مانند رحیمی نباید حتی یک ساعت معاون رئیس جمهور باشد. عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی بیان کرد: هم اکنون با اظهارات احمدی نژاد توپ در زمین ریاست قوه قضائیه است و باید سریعا قوه قضاییه رحیمی را تحت تعقیب قرار دهد و تمام ضوابط آیین دادرسی را در خصوص وی اجرا کند تا معلوم شود اگر ما اسم خود را حکومت حضرت علی (ع) می گذاریم حداقل ذره ای شبیه آن هستیم. وی به بخش دیگری از نشست رئیس جمهور نیز اشاره کرد و اظهار داشت: در قسمتی دیگر از این نشست احمدی نژاد مطرح کرد که در قبال اتهامات به نزدیکان خود سکوت وحدت آفرین اتخاذ کرده ام اما در حال حاضر اطرافیان وی به انحراف یا فساد متهم هستند و سکوت دولت یا سخن گفتن دولت جزو حقوق دولت نیست بلکه از وظایف دولت است در جایی که هنگام سخن گفتن است، دولت وظیفه دارد این کار را انجام دهد و جایی که وظیفه سکوت دارد باید این کار را انجام دهد. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: معتقدم دولت وظیفه دارد در خصوص جریان انحرافی سخن بگوید و وظیفه ندارد سکوت کند و این سکوت وحدت آفرین نیست. توکلی در خصوص اینکه چرا رئیس جمهور حق سکوت در برابر انحرافات را ندارد افزود: وقتی اطرافیان احمدی نژاد به انحراف فکری و استفاده از قدرت سیاسی و جلب رای افراد موثر اجتماع و یا نمایندگان متهم می شوند اگر در این هنگام سکوت انجام بگیرد نتیجه آن پایین آمدن مشروعیت دولت است و به تبع آن کارایی دولت تا حد زیادی پایین می آید و اگر این کارایی به حد پایینی برسد مصالح ملی و منافع مردم آسیب می بیند و لذا به دلیل اینکه آسیب به منافع ملی و مردم حق دولت نیست دولت حق ندارد سکوت کند و باید دفاع کند. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: از احمدی نژاد می خواهم مرحمت کند سکوت خود را کنار بگذارد و از انحرافات امثال مشایی و اطرافیانش دفاع نکند تا معلوم شود چه کسانی مشغول رانت خواری و خرج بیت المال برای اغراض سیاسی هستند، رئیس جمهور باید در باره انحرافاتی که ارتباط با جن گیران فاسد یکی از آن هاست و از آن مهمتراتهامات فساد مالی است پاسخ دهد. وی ادامه داد: اگر مردم اطرافیان رئیس جمهور را افراد منزهی بدانند وحدت در ارکان حکومت امکان پذیر خواهد بود اما اگر مردم اطرافیان رئیس جمهور را منحرف و فاسد بدانند، از طریق کاهش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی، منافع ملی دچار آسیب زیادی می شود بنابراین رئیس جمهور باید رسما از قوه قضائیه بخواهد پرونده آقایان رحیمی، مشایی، بقایی و ملک زاده که اتهامات مالی وغیر مالی بسیاری و سوء استفاده از قدرت متوجه آنها است رسیدگی شود. توکلی در پایان اظهار داشت: ضروری است دستگاه قضایی بیش از این مماشات به خرج ندهد و آقای دکتر احمدی نژاد بیش از این در خصوص اطرافیان منحرف و متهم خود طفره نرود، سکوت وی وحدت آفرین نیست.
منبع:مهر
|
|
| چراغ سبز برخورد با جریان انحرافی، جدیترین پیام نشست خبری احمدینژاد؟ |
| ساعت ۱:۱٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی |
|
![]() دومین نشست خبری رئیسجمهور در سال 90 در حالی برگزار شد که نسبت به مصاحبه قبلی وی با خبرنگاران رسانههای داخلی و خارجی تمایز چندانی نداشت و دکتر احمدینژاد نیز مواضع خود را که اغلب آنها را در همان نشست خبری و گفتوگوی تلویزیونی یک ماه قبل با مردم بیان کرده بود، تکرار کرد. به گزارش رجانیوز، پرسشهای مطرح شده از سوی خبرنگاران در این نشست خبری عمدتاً تکراری، غیرچالشی و سفارشی بود و در مواردی هم که سؤالها به جریان انحرافی مربوط بود، احمدینژاد این موارد را پیشبینی کرده بود و با ابداع تعبیر "وحدت الهامبخش" تأکید میکرد که برای حفظ این نوع از وحدت سکوت خواهد کرد. در زمینه سیاست خارجی شاید جدیدترین خبر رئیسجمهور، تهیه یک طرح از سوی جمهوری اسلامی در مورد بحران بحرین بود. وی همچنین به صراحت هر گونه توافق برای تشکیل دولتهای مستقل فلسطینی و اسرائیلی را رد کرد و گفت که دولت فلسطینی متعلق به تمام سرزمین فلسطین باید باشد. اما در موضوعهای داخلی همانطور که انتظار میرفت، تعداد زیادی از سؤالها به جریان انحرافی و حاشیههای آن مربوط بود که احمدینژاد با پاسخهای سطحی از کنار آنها عبور کرد و تنها در یک مورد که خبرنگار خبرگزاری دانشجو با قرائت سؤال نسبتاً طولانی خود، این جریان را بهطور جدیتری به چالش کشید، رئیسجمهور نتوانست به سیاق سؤالهای قبل با طعنه و خنده از کنار آن عبور کند و با تفصیل بیشتری به آن پاسخ گفت. خبرنگار خبرگزاری دانشجو خطاب به رئیس جمهور گفت: افرادی از منسوبان شما هستند که با طرح مسائلی موجب تشنج در جامعه و در میان هواداران شما می شوند ازجمله ارائه نظرات شاذ در مباحث تخصصی دینی و اینکه روحانیت از شریعت می گوید، و ما از حقیقت، و وقتی با مخالفت ما روبرو می شوند می گویند شما چهار میلیون نفر بیشتر نیستید. این خبرنگار ادامه داد: برای رئیس جمهور جلساتی گزینشی در نهاد ریاست جمهوری با دانشجویان خاص در نظر می گیرند، طوری که به صورت تلفنی افراد مورد نظر را دعوت می کنند، در مراسم سؤالات از پیش هماهنگ شده می پرسند، اجازه ارتباط میان ما و شما را نمی دهند و کوچکترین انتقاد از دولت را نفی کامل خدمات دولت مطرح می کنند. خبرنگار خبرگزاری دانشجو گفت: آقای رئیس جمهور، ما رأی ندادیم که بعد از چهار سال کنج خانه بنشینیم چرا که به فرموده مولای متقیان "بالاترین امر به معروف نسبت به حاکمان است" و از شما تقاضا داریم با این افراد ساده لوح و مغرض که سخنانشان هر روز بهانه تخریب دولت را به مخالفان شما می دهد و موجب سرخوردگی هواداران شما می شود، برخورد و یا آنها را از این کار نهی کنید. این خبرنگار افزود: آقای رئیس جمهور از شما تقاضا می کنم به کمک دستگاه مسئول، به صورت شفاف از پرونده معاون اول شبهه زدایی کنید، ما طرفدار شما بوده و هستیم اما مخالف عده ای ساده و یا مغرض در نهاد ریاست جمهوری هستیم، البته امیدوارم طرح مطالبات دانشجویی موجب نشود که از حضور در کنفرانس های بعدی محروم شویم. رئیس جمهور از این خبرنگار پرسید: شما جزو گزینشی ها بودید یا غیرگزینشی ها؟ که این خبرنگار گفت: غیرگزینشی و رئیس جمهور به وی گفت: شما جواب خود را دادید. احمدی نژاد با کنایه افزود: این حرف هایی که زدید، قرار است جدیداً به صحنه بیاید و یا از فردا پخش شود؟ رئیس جمهور گفت: فکر می کنم خواسته شما مخالف اصول اولیه انسانی است، شما می خواهید ما از کسانی بخواهیم که حرف نزنند و اظهار نظر نکنند، این خیلی بد است و فکر نمی کنم در کشور ما دانشجویی مخالف آزادی بیان باشد، حتماً این طور نیست و به نظر من اینجا اشتباهی اتفاق افتاده است. احمدی نژاد با خنده گفت: دانشجو (وزیر علوم) هر روز در دولت حضور دارد، دانشجو باید پرچمدار فضا و گفتگوی آزاد و اظهار نظر باشد، هنوز سه- چهار روز از صحبت های رهبری نگذشته که گفتند "به خاطر اظهار نظر، کسی را منکوب نکنید"، به صراحت گفتند "چرا به خاطر اظهار نظر به افراد توهین و اهانت می کنید؟" وی افزود: انتظار ندارم یک نفر به عنوان نماینده دانشجویان بگوید که نگذارید عده ای حرف بزنند، چرا نگذاریم؟ بعداً می گویید دولت با کسانی که انتقاد می کنند، بد برخورد می کند، آیا واقعاً با منتقدان بد برخورد کردیم، آیا حتی یک پاسخ هم دادیم؟ رئیس جمهور گفت: من گفتم سکوت، اگر فکر می کنید بالاتر از سکوت کاری می توانیم انجام دهیم، بفرمایید حتماً انجام می دهیم اما خواهش می کنم به دنبال این نباشید که جلوی اندیشه و اظهار نظر بسته شود، این خیلی بد است، باید هر کسی مطلبی دارد اظهار کند، دیگران هم بگویند، باید حق را با حق بشناسیم نه با اشخاص، چون فلان آقا مخالفت کرده بگوییم حتماً چیز بدی است، چرا این طوری است؟ احمدی نژاد افزود: اتفاقاً در فضای دانشجویی باید محیط کرسی های آزاداندیشی و نظریه پردازی را فراهم کنیم و افراد بیایند ایده های خود را مطرح کنند، دیگران هم جواب دهند، همفکری شود تا رشد در جامعه اتفاق بیفتد. یکی از دلایلی که ما سنگین ترین حملات و بی انصافی ها را تحمل می کنیم این است که می خواهیم بگذاریم حرف بزنند، شاید از صد تای آن یک حرف، خوب درآمد نباید در جامعه را بست. رئیس جمهور افزود: احتمال می دهم اشتباهی شده و اطلاعات نادرستی رسیده است، من با کسی گزینشی ملاقات نکرده ام، من که در خیابان ها چهار ساعت راه می روم، یعنی مردم شهرهای گوناگون گزینش شده می آیند؟ در سفر اخیر به استان مرکزی چند هزار دانشجو آمدند، عده ای هم بیرون بودند که من رفتم و با آنها احوالپرسی کردم و گفتم حرفی دارید بزنید. احمدی نژاد گفت: این دولت مردمی ترین دولت و سطح تماس ما با توده های مردم بسیار گسترده است، معمولاً حرفهایی که در جامعه رد و بدل می شود می شنوم، نمی خواهم بگویم همه تصمیمات من درست است، هرگز دولت چنین ادعایی نکرده است اما سعی می کنیم تصمیمات درست باشد و همه دانشجویان و نماینده آنها را دوست داریم. اما جدیترین پیام نشست خبری احمدینژاد را شاید بتوان پاسخ وی به سؤال خبرنگار روزنامه قدس دانست. خبرنگار روزنامه قدس گفت: جنابعالی دو سال پیش در ورزشگاه تختی ارومیه اعلام کردید که مفسدان اقتصادی را معرفی خواهید کرد و در همین خصوص فهرستی 250 نفره را به قوه قضائیه ارسال کردید. این خبرنگار در ادامه پرسید: هم اکنون در قوه قضائیه و دستگاه های نظارتی پرونده های مشابهی در خصوص مسائل اقتصادی مطرح است که به برخی نزدیکان شما در دولت منتسب شده است؛ آیا شما به این پرونده ها هم حساسیت دارید؟ رئیس جمهور در پاسخ گفت: فهرست اعلامی ما به قوه قضائیه شامل 312 نفر بوده که یا زمینی از دولت تصرف کرده و یا منابع بانکی را بازنگردانده اند. اینکه اینها متخلف هستند یا نه بر عهده قاضی است و ما مرجع قضاوت نیستیم. وی گفت: برای چندمین بار می گویم که تنها رئیس جمهوری هستم که اعلام کرده ام هر گونه تخلف از بنده، خانواده و نزدیکانم دیده شد، باید طبق قانون رسیدگی شود و باز این را اعلام می کنم. این موضوع اصولی ما از روز نخست بوده است و بر این موضع هستیم. احمدی نژاد ابراز امیدواری کرد: هر جا کوچکترین تعدی به حقوق ملت صورت گرفت با دقت رسیدگی و حقوق ملت بازگردانده شود چرا که این از آرزوهای ما و جزو پیگیری های دائمی ماست. وی گفت: بخشی از کارهای دائمی ما در شبانه روز، تنظیم امور به گونه ای است که فرصتی برای کسانی که می خواهند دست اندازی به حقوق مردم کنند به وجود نیاید و شاید بخش مهمی از فشارها بر ما، ناشی از همین اصرار ماست. این اظهارنظر احمدینژاد در حالی است که تا پیش از این، در پاسخ به این سؤال که چرا مراجع قضایی با جریان انحرافی و بهویژه سران آن، برخورد نمیکنند، احتمال واکنش منفی رئیسجمهور مطرح و این اقدام بر خلاف مصالح ملی دانسته میشد. با این حال، اظهارنظر خواسته یا ناخواسته اما صریح رئیسجمهور در این زمینه آنهم بهطور علنی فضایی ایجاد کرده است که در صورت وجود مستندات قوی و با توجه به اینکه رئیس قوه قضائیه اعلام کرده است که این جریان مفاسد متعددی دارد و بهویژه در فساد اقتصادی غوطهور است، توجیهی برای برخورد نکردن وجود ندارد و در صورت ادامه رویه فعلی یعنی افشاگریها در مورد انحرافهای جریان نفوذی و برخورد جدی نکردن با سران جریان انحرافی، شائبهای که احمدینژاد نیز آن را مطرح کرد، مبنی بر "نبود اسناد متقن" و "اتهامزنی علیه دولت با انگیزههای سیاسی و به نیت زمین زدن آن" تقویت میشود. |
|
| ناگفته های سخنرانی احمدینژاد در جمع استانداران |
| ساعت ۱:۳٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سخنرانی |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: محمود احمدی نژاد ردیس جمهور کشورمان 10خرداد در اولین اجلاس استانداران سراسر کشور در سال 1390 که در محل وزارت کشور برگزار شد، حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت. |
|
| شعارهای اعتراضی؛ از سید حسن تا احمدی نژاد |
| ساعت ۱:٠۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سیدحسن خمینی |
|
شاید اتفاقی که در سالگرد رحلت امام(ره) در سال گذشته و هنگام سخنرانی سیدحسن خمینی رخ داد و امسال نیز تکرار شد، با وجود برخی انتقاداتی که به آن وارد بود، اما درس های زیادی را نیز در پی داشت. |
|
| 2 نفری که 4 برابر 20 غول سرمایهدار جهان ثروت دارند! |
| ساعت ۱٠:٥٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸ کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
دکتر احمدی نژاد 6 سال از مافیا و ثروتمندان زالو صفت و... در ایران گفته است، حال اینکه طی این 6 سال، حتی یک مفسد اقتصادی محکوم و به افکار عمومی داخلی معرفی نشده است. توجیه حامیان دولت برای این موضوع آن است که دکتر در داخل با فشارها و مسائل خاصی روبروست. دکتر احمدی نژاد، بار دیگر در سخنان خود پرده از فساد مالی برخی افراد برداشت، اما اینبار نه در عرصه داخلی، بلکه افشاگری دکتر اینبار ناظر بر مفاسد بین المللی بود.
کارلوس اسلیم، ثروتمندترین مرد حال حاضر جهان به همراه خانواده اش جمعا 74 میلیارد دلار ثروت دارند!
بیل گیتس ثروتمند ترین مرد سال های گذشته و دومین مرد ثروتمند حال حاضر جهان، تنها 56 میلیارد دلار سرمایه دارد.
راکفلر از بزرگترین سرمایه داران تاریخ امریکاست. وی در بین 20 ثروتمند بزرگ جهان رتبه اول را دارد، ثروت او را پیتر برنشتاین مطابق با نرخ تورم روز چیزی حدود 336 میلیارد دلار برآورد کرده است.
2 نفرکه به اندازه تمام ثروتمندان تاریخ ثروت دارد
لری پیج و سرگئی برین مالکان اصلی موسسه گوگل هر کدام 19.8 میلیارد دلار دارایی دارند.
بازگشت به گذشته
|
|
| ئیس جمهور باید بداند که آبرسانی به خرمشهر دروغ بود |
| ساعت ۱٢:٥٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
وی خطاب به رئیس جمهوری گفت: باید بفهمید همه قضیه آبرسانی به خرمشهر و آبادان که به شما گفتند دروغ بود، دروغ! عیب است برای رئیس جمهوری که این همه به او دروغ بگویند و متوجه نشود.
|
|
| سرنوشت جالب 4 افشاگری رئیس جمهور |
| ساعت ۱٢:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، فساد اقتصادی |
|
حمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران، از سال ۸۴ تاکنون سخنرانی های جنجالی بسیاری داشته و درباره مسائل بسیاری هم افشاگری کرده است. صحت بخشی از این افشاگری ها سرنوشت جالبی داشته است. به گزارش جهان، در ادامه به چند افشاگری مهم رئیس جمهور و سرنوشت جالب آنان اشاره می شود که بیش از همه گویای نقش گزارش های معنادار اطرافیان احمدی نژاد به اوست. |
|
| دفاع تمام قد رییس جمهور از بقایی/اگر اعطای مجوز جرم است ما به آن افتخار می کنیم |
| ساعت ۱٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، حمید بقائی ، فساد اقتصادی |
|
رییس جمهوری با اشاره به تلاش کشورهای جهان در زمینه فراهم آوردن امکانات و زیرساختهای مورد نیاز توسعه گردشگری اظهار داشت: عدهای میگویند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مجوز ساخت هتل میدهد و این را جرم تلقی میکند که اگر این اقدام جرم است ما به آن افتخار میکنیم. ه گزارش جهان به نقل از فارس، محمود احمدینژاد رئیس جمهور پیش از ظهر امروز چهارشنبه طی سخنانی در مراسم تودیع و معارفه رؤسای قدیم و جدید سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری این سازمان را یکی از مهمترین سازمانهای کشور خواند و اظهار داشت: اگر بخواهیم به لحاظ کیفی ارزیابی داشته باشیم حتماً سازمان میراث در صدر اهمیت قرار میگیرد چرا که هر سه بخش کار سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کار فرهنگی است و فرهنگ نیز اساس حیات و بالندگی انسان است. |
|
| سکوت نامبارک احمدی نژاد برای چیست؟ |
| ساعت ۱۱:٥٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: جنبش عدالتخواه دانشجویی با صدور بیانیهای درباره عملکرد دستگاه دیپلماسی در تحولات اخیر منطقه، انتقاد شدیدی نسبت به نوع نگاه و عملکرد مسئولین وزارت امورخارجه را مطرح کرد. به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در بخشی از بیانیه دانشجویان آمده است: حال چه شده است که ایشان از این ظرفیت بهرهای جهت افشای ظلم چاقوکشان بینالمللی نمیبرند و سکوتی نامبارک را پیشه ساختهاند و یا گاه با تعبیراتی شاذ از این واقعه مهم یاد میکنند؟ تلاش جهت افزایش رابطه با دیکتاتورهایی که یک به یک پرونده شان بسته می شود نشان دهنده ی عدم تسلط دستگاه دیپلماسی بر شاخصه های اسلام ناب، منافع انقلاب اسلامی و همچنین فضای عمومی کشورهای منطقه است. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً (نساء۷۵) چند ماهی است که وعده صادق حضرت روح الله به حقیقت پیوسته است. تحولات بزرگی در جهان اسلام اتفاق افتاده است و زمینه ی مناسبی برای ریشهکن کردن نظامهای فاسد کشورهای اسلامی و طرد روحانینماها فراهم شده است. مردم از مرداب و باتلاق سکوت در آمده و به سوی دریای پاک اسلام ناب حرکت کردهاند. و چه زیباست گسترش فریاد آزادی و عدالتطلبی و مبارزه با ظلم در بسیط زمین. آیا نفوذ اسلام ناب محمدی در کشورهای منطقه و درگیری اسلام ناب و اسلام آمریکایی واضح نیست؟ به حق این تحولات همان قیام مستضعفان بر مستکبران است. امروز بعد از اتفاقات منطقه اول: از دولت و وزارت امور خارجه انتظار میرفت که با تحلیل درست از فضای منطقه بتوانند این تحولات را پیش بینی کنند.که متاسفانه این گونه نبود. این قیامها زمانی اتفاق افتاد که ما تلاشهای بسیاری جهت افزایش سطح همکاری با این دولتها را داشتیم. متاسفانه سالهاست که مسئولان دستگاه دیپلماسی خطهای کلی اسلام ناب محمدی را که امام بزرگوار در پیام پذیرش قطعنامه ۵۹۸ مشخص کردهاند، به فراموشی سپردهاند و بهتر بگوییم در عمل به آن اعتقاد ندارند. رئیس جمهور محترم که مواضع انقلابی و تهاجمیاش در مقابل استکبار جهانی و رژیم غاصب صهیونیستی سبب دلگرمی مستضعفان جهان گردیده بود، موضعی غیر قابل قبول درباره برقراری رابطه با حسنی نامبارک، این آلت دست و جیرهخوار آمریکا داشت. بعد از شروع قیام مردم مصر و دیگر کشورهای منطقه از رئیس جمهور انتظار میرفت تا از ظرفیت دیپلماسی جهت حمایت از ملتهای مستضعف منطقه نهایت بهره را ببرد. حال چه شده است که ایشان از این ظرفیت بهرهای جهت افشای ظلم چاقوکشان بینالمللی نمیبرند و سکوتی نامبارک را پیشه ساختهاند و یا گاه با تعبیراتی شاذ از این واقعه مهم یاد میکنند؟ تلاش جهت افزایش رابطه با دیکتاتورهایی که یک به یک پرونده شان بسته می شود نشان دهنده ی عدم تسلط دستگاه دیپلماسی بر شاخصه های اسلام ناب، منافع انقلاب اسلامی و همچنین فضای عمومی کشورهای منطقه است. دوم: بعد از قیام مستضعفین بر مستکبرین امید آن داشتیم که وزارت خارجه ما با داشتن موضع روشن و قاطع بتوانند این حکم کلی که ادبیات ما، ادبیات حمایت از ملت هاست نه دولت ها را بار دیگر اثبات کنند. مدتی است منتظر موضع روشن و قاطع آقای وزیر در مورد انقلابهای اسلامی بودیم اما دعوت ریاست جمهور از پادشاه خائن اردن و همچنین پافشاری شدید بر آن نشان دهنده فاصله شدید اهداف دستگاه دیپلماسی با اهداف اسلام و انقلاب بود. ادبیات نامیمون دیپلماتیک و ادامه به فعالیت در جهت گسترش روابط با دیکتاتورهای عربی(دیدار با وزیر امارات) دست به دست هم دادند تا لکهی ننگی بر دامن نظام اسلامی ما گذاشته شود. که کارهای غیر دیپلماتیک دیگری نظیر دعوت از همسر امیر قطر بر این ننگ افزود. راستی ما باید بنشینیم تا سران کشور های اسلامی با احساسات یک میلیارد مسلمان در جهان بازی کنند؟به راستی تماشاچی شدن فجایعی که بر ملت عزیز اسلامی ما وارد شد گناه و جرم نمیباشد؟ سوم: امام راحل بارها بر این نکته تاکید داشتند که ملت های اسلامی باید بیدار شوند .حضرت روح الله می فرمود:” مسلمانان تمامى کشورهاى جهان! از آنجا که شما در سلطه بیگانگان گرفتار مرگ تدریجى شدهاید، باید بر وحشت از مرگ غلبه کنید؛ و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبى که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نمایید. به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشید؛ بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایى از بردگى و یورش به دشمنان اسلام باشید؛ که عزت و حیات در سایه مبارزه است. و اولین گام در مبارزه اراده است”با این تفاسیر مردم مسلمان منطقه را دعوت به قیام کردیم. امروز وزیر خارجه ما با جنایتکار اماراتی که برای سرکوب مردم مظلوم بحرین نیرو فرستاده است دیدار می کند. و بار دیگر پرچم سفید را بالا می برد که ما در این اتفاقات هیچ نقشی نداریم. چون اسلام تکلیفی بر ما قرار نداده و ما به دنبال حقوق بشر و صلح هستیم” دولت و مردم زندگی مسالمتآمیزی داشته باشند.”این جملات اقای وزیر چه معنایی دارد؟ در دیدار با وزیر اماراتی ذکر شد”دو طرف باید در جهت تقویت روابط گام بردارند؟” این چه پیامی را به مردم منطقه منتقل خواهد نمود؟ کشوری که نیروی نظامی برای سرکوب مردم بحرین فرستاده است، چه جای گسترش روابط دارد؟ این همه بیتدبیری با چه توجیهی صورت گرفته است؟ دستاورد دیدار با کویت هم عادی شدن روابط با کشوری شد که پیشگام در اخراج یکی از کارمندان سفارتخانه ما بود همچنین روابط با امارات خائن باعث شد که آل خلیفه دیکتاتور هم دست دوستی دراز کند و آقای وزیر هم سرمست از سفرهای اخیر میگوید” این سفرها تاثیرات لازم خود را داشته و اظهارات اخیر پادشاه بحرین قدم خوبی بود که در این زمینه برداشته شد و امیدواریم که در این راستا حرکت شود و شاهد حل و فصل موضوع بحرین باشیم.” حل و فصل؟سکون ملت ها؟هم دست شدن با دولت ها؟خیانت به مستضعفین؟ لعنت بر این ثبات لعنت بر این مصلحت پرستی.لعنت از این افول از عزت و صعود به ذلت. و این ثبات، امنیت و توسعه منطقه که بوی تعفن ادبیات دیپلماتیک و ادبیات سازش واسلام آمریکایی از آن بلند می شود شاه کلید بحث های آقای سخنگوست.جایگاه اسلام در این ادبیات کجاست؟ . به گفته امام بزرگوارمان میانجیگری بین ظالم و مظلوم خود ظلمی بزرگتر است و جوانان انقلابی این مرز و بوم منتظر نخواهند نشست تا دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران این ظلم را مرتکب شود. از دستگاه دیپلماسی انتظار میرفت به جای این کارهای بدون تدبیر به فکر برقراری رابطه با کشورهایی که مردم در آنجا به پیروزی رسیدهاند، همچون مصر و تونس، باشد و با جدیت تمام تلاش خود را بنماید تا مانع مصادره شدن این حرکتها به نفع دشمنان جهان اسلام گردد. سخن آخر: چند سالی است که به توصیه ی امام راحل بغض و کینه ی انقلابیمان را نسبت به آل سعود و اسلام آمریکایی در سینه نگه داشته ایم و آماده ی انتقامیم.امروز که دست جنایتکار آل سعود وآل خلیفه و عبدالله صالح و همه ی سازشکاران به خون برادرانمان آلوده شده است وقت انتقام است. انتقام از همه ی فرزندان نامشروع استکبار. ما مسامحه دولت با این جنایتکاران و ظالمان را برنمی تابیم و به دولت هشدار میدهیم که دست از سیاستهایی که نسبتی با اسلام ناب ندارد و تنه به تنه اسلام آمریکایی میزند، بردارد. |
|
| داماد احمدینژاد: آقایان مشایی و بقایی! انحراف در دولت از جانب شماست |
| ساعت ۱۱:۱٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، حمید بقائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
دبیر شورای مشاورین رئیسجمهور با صدور اطلاعیهای شایعهسازی برخی سایتها مبنی بر برخورد احمدینژاد با وی در پی مصاحبه علیه جریان انحرافی را تکذیب کرد. به گزارش رجانیوز، متن کامل اطلاعیه مهدی خورشیدی دبیر شورای مشاورین رئیسجمهور به شرح ذیل است: عصر روز گذشته اطلاع حاصل کردم یک سایت ناشناخته مدعی شد که رئیسجمهور به بنده هشدار داده است "در سفرهای استانی ایشان را همراهی نکرده و نسبت به آقایان مشایی و بقایی اظهار نظر بیربط نکنیم " با اطمینان کامل از کذب بودن موضوع، بلافاصله به سراغ جناب رئیسجمهور رفتم تا موضوع را از ایشان استعلام نمایم، که ایشان اظهار داشتند به هیچ عنوان چنین سایتی را نمیشناسند و این صحبتها که به نقل از ایشان منتشر شده دروغ است. حال با توجه به ادعای سایت یاد شده ذکر چند نکته را ضروری میدانم: 2- هدف بنده از این حرفها که برخی را اینگونه آشفته کرده است فقط ادای تکلیف بوده است، انتقادی که خودشان هم میدانند وارد است و چیزی جز واقعیت نیست پس علت چیست که وقتی پاسخی برای این انتقادها ندارند متوسل به نقل قول دروغ از رئیسجمهور میشوند؟ 4- جناب آقای مشایی و بقایی! شما به خوبی میدانید که بنده برای پست و مقام و داشتن قدرت نیست که در کنار آقای احمدینژاد در دولت حضور دارم، چرا که چه در دولت باشم و چه نباشم نظر شخصیام در مورد ایشان این است که شخصیتی فرهیخته، دانشگاهی، مردمی، انقلابی، ولایی و مکتبی دارند و پس اگر انحرافی هم در بخشی از دولت وجود دارد از جانب شماست. بنده هیچوقت در دولت به دنبال تصاحب مسئولیتها و ریاستها نبودم، چراکه معتقدم مسئولیت، امانت است و پذیرفتن آن تعهدی در برابر خداوند؛ پس طبیعی است که اظهارنظرهای دلسوزانه به مذاق شماها خوش نیاید. 5- این بی انصافی و ناجوانمردی است که انسان تا جایی که منافعش تامین شود از کسی یا دولتی حمایت کند و وقتی که منافع یا موقعیتش به مخاطره افتاد شروع به فرافکنی و انتقاد و یا خدای ناکرده استهزا کند. (محمود احمدی نژاد هیچگاه دروغگو، منحرف وضد ولایت فقیه نبوده است و ای کاش در دولت نبودم و اینها را راحتتر بیان میکردم.) 6- به تمام عزیزانی که مصاحبه بنده را خواندند عرض میکنم، هیچگاه از تفکرات احمدینژادیام عدول نکردهام، چرا که ایشان را به عنوان رئیسجمهوری مکتبی میشناسم و این امر نباید بهانه شود برای حمله به دولت و یا خدای ناکرده رئیسجمهور محترم. بنده شخصاً نسبت به تفکرات آقایان مشایی و بقایی انتقادات اساسی داشته و تا حد توان مقابل انحرافات آقایان میایستم و اجازه نخواهم داد ذرهای از حیثیث و آبروی آقای احمدینژاد به واسطه این افراد کاسته شود. 7- بنده در سراسر زندگیام احمدینژاد را مملو از ولایتمداری و دفاع از مکتب اسلام دیدهام و به همه فرصتطلبان گوشزد میکنم که اگر دلسوزان واقعی احمدینژاد بودند حتماً به جای واداشتن بنده و دیگران به استعفا و حذف از دولت، خودشان استعفا میدادند. همچنین متذکر میشوم بنده تمایلی به طرح مطالب در رسانهها نداشتم، اما متاسفانه عملکرد آقایان و احساس تکلیف وادارم کرد که این روشنگریها را انجام دهم. امیدوارم در آینده مجبور نشوم مطالب بسیاری که در سینه دارم و اسناد متعدد از انحرافات و مفاسد را منتشر کنم. |
|
| اثبات برنامه امریکاییها برای ترور احمدینژاد در سفر به عراق |
| ساعت ۱٠:۳٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، ترور ، آمریکا |
|
افشاگری یک روزنامه عربی در مورد برنامه برخی جریانها در کشور عراق تحت هدایت نظامیان آمریکایی برای ترور رئیس جمهور ایران در سفر اسفند 86 به بغداد اثبات کننده برخی اظهارنظرهای قبلی در این زمینه است. به گزارش رجانیوز، روز گذشته روزنامه الحیات اعلام کرد که یکی از نمایندگان وقت عراق در برنامه ریزی ترور احمدینژاد در هنگام سفر وی به این کشور دخالت داشت.
بر اساس این گزارش، یکی از نمایندگان وقت پارلمان عراق در برنامه حمله خمپارهای به منطقه سبز امنیتی بغداد همزمان با سفر احمدینژاد به این کشور دخالت داشت.
این نماینده وقت پارلمان عراق "محمد الداینی" نام دارد که پس از کشف این موضوع، مصونیت وی لغو و اقدامات قضایی علیه او آغاز شد.
این خبر درحالی از سوی روزنامه الحیات افشا شده که رئیسجمهور در همان زمان این موضوع را اعلام کرد اما جریان رقیب سیاسی او در ماههای نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری دهم، وی را به دروغگویی و توهم متهم کردند.
احمدینژاد پس از بازگشت از عراق، در مورد حواشی سفر خود گفت: براساس اطلاعات موثق، دشمنان طرح ربودن و ترور خادم ملت را در سفر به عراق برنامه ریزی کرده بودند که به فضل الهی با تغییر یکی دو برنامه در اراده و تصمیم آنها تزلزل ایجاد شد و وقتی متوجه موضوع شدند که عراق را ترک کرده بودیم و آنها همچنان مبهوت ماندهاند.
این مساله حتی در مناظره انتخاباتی موسوی و احمدینژاد هم مطرح شد و موسوی با بیان اینکه "در آن سفر اعلام شد که قرار بوده هواپیما را بربایند. این حرف هزینه ایجاد میکند؛ چرا که اگر قرار بر ربایش بود باید این کار توسط آمریکاییها میشد، در حالی که همین آمریکاییها بنزین هواپیمای ما را تامین کردند و ما نیز به منطقه خضراء که تحت نظارت آنان بود، رفتیم"، اظهارات احمدینژاد را زیرسوال برد.
این نماینده سابق پارلمان عراق، در سال ۲۰۰۹ بعد از فاش شدن برخی اقدامات وی از جمله دخالت در برنامه ریزی انفجار پارلمان از طریق عملیات انتحاری، دخالت در حمله خمپارهای به منطقه سبز امنیتی بغداد در زمان سفر محمود احمدینژاد رئیس جمهور ایران به عراق و حمل و نقل غیرمجاز اسلحه، سلب مصونیت و اقدامات وی نیز از سوی دولت عراق محکوم شد.
|
|
| اتهامات تیم انحراف ؛ از ساختار شکنی تا جاسوسی |
| ساعت ٢:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤ کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سیاسی |
|
امکان دارد مشایی نیز فردا به زندان بیفتد چون از ملکزادهای که قبلاً به دلیل مشکلات اقتصادی اخراج شده، استفاده میکند و از فلان آدم ناسالم نیز استفادههایی میبرد.» ولی شاید اکنون ، حلقه های مفقوده سخنان حجت الاسلام سقای بی ریا و سلیمی نمین را باید بازداشت جاسوسان آمریکایی پر کند ...
|
|
| مراقب باشید مغرور نشوید این از آن دام های بزرگ شیطان است |
| ساعت ٢:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤ کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سیاسی |
|
باید همه شاکر باشیم. هر کسى که به این کشور علاقهمند است، هر کس به اسلام و عظمت اسلام علاقهمند است، هر کس دلبستهى امام بزرگوارمان هست، باید شکرگزار باشد این نعمت بزرگى را که خداى متعال به ما داد. شماها البته، بیشتر هم باید شکرگزار باشید که مسئولیت بر دوش شماست؛ بخصوص آقاى رئیس جمهور بیش از دیگران باید شکرگزار باشند. و هم شاکر باشید. هم مغتنم بشمارید و هم بر اثر این شکرگزارى، تواضعتان را بیشتر کنید. بیانات رهبر معظم انقلاب همیشه بعنوان یک سند راهبردی برای مسئولان و معتقدان به نظام اسلامی باید باشد. جدای از فرمایشات سیاسی رهبری غالباً به توصیه های اخلاقی ایشان یا توجه نمی شود و یا کمتر مورد عنایت قرار می گیرد.این در حالی است که اگر مسئولان نظام به توصیه های اخلاقی ایشان نیز عمل کنند ، شاید بسیاری از مشکلاتی که پیش آمده پیش نمی آمد. دیدار اعضای هیئت دولت در اولین جلسه با ایشان بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز خالی از این نکته نبود. بسیاری از نکاتی که مطرح می شود توسط ایشان اختصاص به هیئت دولت و دستگاه اجرایی ندارد و بلکه بایستی مورد توجه همه آحاد جامعه قرار گیرد. اکنون بخشی از توصیه های ایشان را در تاریخ 16/6/1388 که در جلسه با هیئت دولت ایراد گردیده را با همدیگر مرور می کنیم. ******** مغرور شدن، آغاز انحراف باید همه شاکر باشیم. هر کسى که به این کشور علاقهمند است، هر کس به اسلام و عظمت اسلام علاقهمند است، هر کس دلبستهى امام بزرگوارمان هست، باید شکرگزار باشد این نعمت بزرگى را که خداى متعال به ما داد. شماها البته، بیشتر هم باید شکرگزار باشید که مسئولیت بر دوش شماست؛ بخصوص آقاى رئیس جمهور بیش از دیگران باید شکرگزار باشند. و هم شاکر باشید. هم مغتنم بشمارید و هم بر اثر این شکرگزارى، تواضعتان را بیشتر کنید. مفتخر باشید به رأى مردم، مستظهر باشید به رأى مردم؛ اما مغرور نشوید، که اگر خداى نکرده غرور به سراغ ماها آمد، آن وقت انحرافها و انحطاطهاى گوناگونى را در پیش پاى خودمان خواهیم دید. مراقب باشید؛ این از آن دامهاى بزرگ شیطان است. معمولاً بعد از پیروزىهاى بزرگ، خطرهاى بزرگ وجود دارد. پیروزی ها از آن خداست اهمیت دادن به قانون سعه صدر در برابر انتقادها نکتهى بعدى. براى شنیدن نقد، سینهى گشاده و روى باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمیکنید از اینکه از شما انتقاد کنند. البته این انتقادهائى که میشود، همه یک جور نیست. بعضىها به قصد اصلاح نیست، بلکه به قصد تخریب است؛ داریم مىبینیم دیگر؛ هم از مجموعه مطبوعات خودمان، هم پشتوانهى آنها. دهها رادیو و تلویزیون بیگانه و رسانهى عمومى و بینالمللى در اختیار حرفها و افکارى هست که بنایش بر تخریب است؛ یعنى هیچ بناى اصلاح ندارند. آنچه که نقل میکنند و ذکر میکنند، براى تخریب است. لذاست که واقعیت و غیر واقعیت و خلاف واقع و ضد واقع، همه چیز تویش است. گاهى یک چیز کوچک را بزرگ میکنند، گاهى یک چیزى که نبوده، به عنوان یک حقیقت مسلّم جلوه میدهند. اینها البته هست. این، تخریب است. لیکن در کنار اینها، نقد هم وجود دارد؛ نقدهاى مصلحانه، خیرخواهانه. گاهى از سوى دوستان شماست، گاهى حتّى از سوى کسانى است که دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛ گاهى اینجورى است. به انسان یک نقدى میشود؛ عیبجوئىاى از انسان میشود، انتقادى میشود، که آن طرف هم دوست آدم نیست که آدم به اعتماد دوستى او بخواهد بگوید که خوب، ما گوش میکنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست؛ دشمنىاش هم ثابت نشده. لیکن نقد است؛ انتقاد است. آن را هم حتّى باید گوش کرد. شاید در خلال این نقدها حرفى وجود داشته باشد که به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعهى صدر برخورد بشود. توجه به نصایح علمای دینی من این را اینجا خوب است عرض بکنم: نصیحت علماى دینى را قدر بدانید، مغتنم بشمارید. گاهى علماى دین، بزرگان دین، مراجع حتّى، نصایحى میکنند، دربارهى مسائلى توصیههائى میکنند؛ این را مغتنم بشمرید؛ اینها را حمل بر محبت و علاقهمندى بکنید. ما میدانیم، آقایان، بزرگان علمائى که هستند - حالا گوشه کنار کسانى بر خلاف این معنا باشند، او مورد محاسبهى ما نیست - و امروز در مناطق مختلف، در مراکز حوزههاى علمیهى بزرگ و در شهرستانها هستند، اینها همه طرفدار نظام جمهورى اسلامى و قدردان نظام جمهورى اسلامىاند. مىبینند که نظام جمهورى اسلامى چقدر در جهت پیشرفت اهداف اسلامى کار کرده و دارد کار میکند و تلاش میکند، تلاشهاى شما را هم مىبینند، کمکهاى شما و خدمات شماها را هم دارند مشاهده میکنند. یک وقت توصیهاى میکنند، از روى علاقهمندى است، از روى دلسوزى است؛ اینها را خیلى باید قدر دانست. همچنین نخبگان دانشگاهها هم همین جور. بعضى از نخبگان دانشگاهها مردمان خیرخواهى هستند؛ ما مىبینیم. به بنده گاهى نامههائى مینویسند، من هم بحمداللَّه توفیق دارم، خیلى از این نامههائى که نخبگان و فرزانگان حوزه و دانشگاه به من مینویسند، نگاه میکنم و خودم میخوانم. اگر چه که نامه زیاد است، همهى نامهها را هم انسان نمیتواند بخواند، اما بسیارى از این نامههاى خاص را من بحمداللَّه توفیق پیدا کردهام و خواندهام؛ نگاه کردهام و مىبینم. انتقاد دارند؛ به بنده، به شما، به فلان کار، به فلان اقدام، به فلان تصمیم. ممکن است ایراد داشته باشند، اعتراض داشته باشند. ممکن است آن اعتراض به نظر ما وارد هم نباشد. یعنى حتّى انسان گاهى نامهاى را که میخواند، مىبیند که نه، این اشکالش وارد نیست؛ بر اثر بىاطلاعى از مثلاً فلان موضوع این اعتراض را کرده است که اگر اطلاع داشت، این اعتراض را نمیکرد. اما یک جا هم در خلال حرفها انسان مىبیند که نه، یک نکتهى روشنى، یک حرف خوبى هست، انسان استفاده میکند. این ذهن فعالِ این انسان نخبه را، انسان براى خودش نگه دارد. شما وقتى از انتقاد او، از تذکر او استقبال کردى، در واقع ذهن او و فکر او را به عنوان یک پشتوانهاى براى خودتان نگه میدارى. او احساس میکند که میتواند کمک فکرى براى شما باشد. این همان راهى است که ما همیشه گفتیم بین خودتان و نخبگان باز کنید |
|
| سرنوشت جالب افشاگری های احمدی نژاد |
| ساعت ۱:۳٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤ کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران، از سال ۸۴ تاکنون سخنرانی های جنجالی بسیاری داشته و درباره مسائل بسیاری هم افشاگری کرده است. صحت بخشی از این افشاگری ها سرنوشت جالبی داشته است. در ادامه به چند افشاگری مهم رئیس جمهور و سرنوشت جالب آنان اشاره می شود که بیش از همه گویای نقش گزارش های معنادار اطرافیان احمدی نژاد به اوست. العقیلی اواخر همان ماه- خبرگزاری جمهوری اسلامی در گفتگو با منبعی آگاه که بعد مشخص شد مشاور ارشد وقت اطلاع رسانی رئیس جمهور بوده است، نام این دو "مفسد اقتصادی" را اعلام می کند: محمد رستمی صفا و العقیلی. فروردین ۹۰- نامه هایی عجیب، بدون مهر محرمانه و البته خطاب به مسئولان ارشد دولتی افشا می شود. یکی از این نامه ها با امضای اسفندیار رحیم مشایی مشاور ارشد و رئیس دفتر رئیس جمهور خطاب به رییس کل بانک مرکزی ارسال شده است. مدیرعامل سابق بانک پارسیان مرداد ۱۳۸۶ - دستور تشکیل شورای بازنگری در قوانین نظام بانکی کشور توسط رئیس جمهوری صادر شده و به موجب آن پرویز داوودی، معاون اول وی موظف شد تا با تشکیل شورایی با حضور دانش جعفری(وزیر اقتصاد)، شیبانی(رئیس کل بانک مرکزی)، دیوان اداری(مدیرعال مبانک ملت)، هاشمی(مدیرعامل بانک سرمایه)، معاون بانکی وزیر اقتصاد و دارایی و عبدالله طالبی(مدیرعامل عزل شده بانک پارسیان) با حضور یک حقوقدان، یک فقیه از شورای نگهبان و یک نماینده مجلس به بازنگری در فعالیتهای بانکهای مرکزی، دولتی و خصوصی اقدام و نتایج را به شکل لایحهها، مصوبهها و سند راهبردی ظرف شش ماه تدوین کنند. خرداد ۸۸ - عبدالله طالبی، مدیرعامل سابق بانک پارسیان: خود آقای احمدینژاد هم در جریان تبلیغات دوره نخست ریاستجمهوریشان، انتقادهایی را به بانک پارسیان وارد کردند، از جمله اینکه چگونه ممکن است یک بانک خصوصی ظرف چند سال سرمایه اولیه خود را از ۲۰ یا ۳۰میلیارد تومان به ۲۰۰میلیارد تومان برساند که فکر میکنم، این موضوع هم از جمله موارد تبلیغات انتخاباتی در آن زمان بود. من در آن موقع هم سکوت کردم زیرا میدانستم که این بحثها در تبلیغات انتخاباتی و رقابتهای سیاسی مطرح میشود و فکر میکردم اگر آقای احمدینژاد به ریاستجمهوری برسند با ارائه گزارشهای کارشناسی به ایشان، مساله خود به خود حل خواهد شد. پس از انتخاب ایشان، قبل از اینکه قدرت به آقای احمدینژاد منتقل شود، بنده بارها درخواست ملاقات کردم و بهرغم اینکه دفتر ایشان، ۳بار وقت ملاقات تعیین کرد، اما متاسفانه ملاقاتی صورت نگرفت.
اتهامات مدیران بیمه ایران در این گزارش تخلفات گسترده مالی، واگذاری نمایندگیهای بیمه ایران به اقوام و منسوبان، تبانی در پرداختهای غیرقانونی و وصول نشدن مطالبات دولت از بیمه ایران عنوان شد. محمود احمدینژاد نیز بر اساس این گزارش در نامهای به داود دانش جعفری، وزیر وقت اقتصاد و دارایی از وی خواست فوری اعضای هیات مدیره و مدیرعامل شرکت بیمه ایران را از سمت خود برکنار و افراد «صالح» را جایگزین کند. مهر ماه ۸۸- دادسرای دیوان محاسبات برای رسیدگی به موضوع، پرونده را به سه شعبه خود ارجاع داد. براساس رسیدگی شعب مربوطه، از سوی دادستان دیوان محاسبات دادخواستی در تاریخ ۲۹/۱/۸۸ مشتمل بر ۱۲ بند درخصوص عملکرد سالهای ۸۰ تا ۸۶ بیمه ایران صادر شد. پس از آن رسیدگی به دادخواست تنظیم شده به هیات اول مستشاری ارجاع شد. بر اساس رای هیات مذکور که در تاریخ ۳۰/۷/۸۸ صادر شد، مدیران وقت بیمه ایران در دو مورد به تخلف و در یکی از این دو مورد به جبران ضرر و زیان به مبلغ ۱۲۱ هزارتومان محکوم شدند. هیچکدام از دو مورد در گزارش رحیمی به رییسجمهور نبوده یا جنبه کیفری یا سوءاستفاده از بیتالمال نداشتند. پس از آن،مدیران وقت بیمه به رای اخیر اعتراض کردند. اعتراض در محکمه تجدیدنظر مورد بررسی قرار گرفت و منجر به صدور حکم نهایی شد. در این حکم، مدیران معزول، از دو اتهام مذکور نیز تبرئه شدند.
۱۴ اردیبهشت- رئیس سازمان بازرسی کل کشور در پاسخ به سؤالی در خصوص اسامی حدود ۲۵۰ مفسد اقتصادی و آخرین وضعیت پرونده آنان، گفت: در این خصوص قوهقضائیه به موقع پاسخ خواهد داد اما آنچه که مشخص است، در پرونده این ۲۵۰ نفر چیزی به نام مفسد اقتصادی موجود نیست. |
|
| تفاوت رفتار دو رییس دفتر رییسجمهور در مواجهه با فساد اقتصادی |
| ساعت ۱۱:۱۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، فساد اقتصادی |
|
![]() نگاهی به تفاوت های رفتاری دو رییس دفتر رییس جمهور در برخورد با فساد اقتصادی به روشنی تغییرات صورت گرفته در حلقه اول احمدی نژاد در دولتهای نهم و دهم را نمایان میسازد. |
|
| اشتباهی استراتژیک به نام بت کردن رئیس جمهور |
| ساعت ٩:٠۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی |
|
طی هفته های گذشته و پس از خانه نشینی ده روزه دکتر احمدی نژاد مباحث زیادی درباره این ماجرا در رسانه ها و محافل سیاسی مطرح شده است . اما واقعیت این است که به نظر می رسد به آن اندازه ای که به نقش مشایی در این ماجرا پرداخته شده ، به نقش خود دکتر احمدی نژاد که ...
|
|
| روایت احمد توکلی از پیام روشن رهبری و پایان دوران صبر مجلس |
| ساعت ۸:۱٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: احمد توکلی ، دکترعلی لاریجانی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
این که رهبر معظم انقلاب در این شرایط بر اجرای قانون تاکید می کنند پیام روشنی دارد و مجلس نیز اصرار دارد که دیگر مسیر گذشته تکرار نشود. در سالهای پیش قانون شکنی هایی صورت گرفته است که مجلس حلم به خرج داد و به تعبیر برخی دیگر از خود ضعف نشان داد که شاید هر یک از این تعابیر به نحوی درست باشد.
احمد توکلی رییس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی و نماینده تهران در دوره های هفتم و هشتم مجلس است. او عزل وزیران وزارتخانه های ادغام شده را از اختیارات قانونی رییس جمهور می داند اما معتقد است که این کار خلاف مصلحت است. با دکتر توکلی در خصوص ادغام وزارتخانه ها و انتقاداتی که نسبت به مواضع او وارد می شود به گفت و گو نشستیم. |
|
| باید حباب توهم را شکست |
| ساعت ۱:۳٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦ کلمات کلیدی: دکتر محمود احمدی نژاد ، سیاسی |
|
سوم تا چهاردهم اردیبهشت امسال شاهد رخدادی بودیم که با ویژگی خاصی که داشت در تاریخ انقلاب اسلامی بی مانند بود. جناب آقای دکتر احمدی نژاد در اقدامی بی سابقه در اعتراض به حکم حکومتی مقام معظم رهبری برای ابقای وزیر اطلاعات به منزل رفت و پس از یازده روز خانه نشینی به محل کار خود بازگشت. چرایی حکم رهبر عزیز انقلاب و علت مقاومت ریاست محترم جمهوری، جای بررسی جدی دارد اما در این نوشته سعی دارم به نکاتی چند پیرامون حواشی آن بپردازم:
|
|
| توصیه قرائتی به احمدی نژاد |
| ساعت ۱:٤۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦ کلمات کلیدی: حجت الاسلام محسن قرائتی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سیاسی |
|
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی با اشاره به اینکه برای رسیدن به مدیریت اسلامی داشتن اخلاص از اصول اساسی است ، گفت: آدم مخلص هیچ گاه قهر نمی کند و یا استفعا نمی دهد. |
|
| اولین واکنش به اظهارات دیشب احمدی نژاد |
| ساعت ۱:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، گفتگو و مصاحبه |
|
بله فراتر از کمیته سه نفره، اقدامات دیگری در دست انجام است که سردمداران این جریان ناشناخته نیستند که به دنبال جریانی برای به کرسی نشاندن حامیان رئیسجمهور در مجلس آینده هستند و منابع مالی مشکوکی را در دست دارند. اگرچه رئیسجمهور ورود دولتمردان به انتخابات را رد کرد اما یکی از نمایندگان تهران، معتقد است برخی عناصر دولت در این کار دخالت دارند. |
|
| رویکرد غالب گفتوگوی تلویزیونی یکشنبه شب رئیسجمهور با مردم؛ |
| ساعت ۱:۱٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦ کلمات کلیدی: دکتر محمود احمدی نژاد ، گفتگو و مصاحبه |
|
پرهیز از ورود به حاشیهها و موارد اختلافی و بیان اظهارات دلگرمکننده منوط به پایبندی عملی
![]() رئیسجمهور که پس از نشست خبری 15 فروردین خود با رسانههای داخلی و خارجی در معرض پرسش و پاسخ رسانهای قرار نگرفته بود، به برنامه گفتوگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما آمد و در مدت حدود 80 دقیقه به سؤالهای متنوع در مورد آثار اجرای هدفمندی یارانهها، سایر برنامههای دولت در سال جاری، تحولات منطقه و هستهای و برخی حاشیههای ایجاد شده پاسخ داد. به گزارش رجانیوز، شاید مهمترین ویژگی گفتوگوی تلویزیونی یکشنبه شب احمدینژاد پرهیز از ورود به مباحث حاشیهای بود، بهطوری که وی ترجیح داد علیرغم برخی گمانهزنیها به حاشیههایی که عمدتاً در اثر رفتار او و برخی تصمیمات ایجاد شده بود، ورود حاشیهای نکند و با مواجههای اصولی و تنشزدا از کنار آنها بگذرد. همچنین احمدینژاد که در اثر اتفاقات اخیر مورد انتقاد جمع زیادی از دلسوزان انقلاب اسلامی قرار گرفته و آنها ضرور ولایتپذیری در عمل را یادآوری کرده بودند، پس از اظهارات یکشنبه هفته قبل خود در جلسه هیئت دولت در مورد نقش و جایگاه ولایت فقیه، شب گذشته نیز بدون پرسش مجری بهعنوان کلام آخر و در حالی که به نظر میرسید خود را برای بحث تفصیلی در این زمینه آماده کرده است، نکات ارزشمند و دلگرم کنندهای را در جهت رفع اتهام بیان کرد که پایبندی عملی به آنها مورد انتظار مردم است. |
|
| 13 شاخص جریان انحرافی نزدیک به دولت |
| ساعت ۱۱:٢٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی ، خبرگزاری فارس |
|
مدیرعامل خبرگزاری فارس تشریح کرد: به گزارش فارس، حمیدرضا مقدمفر مدیرعامل خبرگزاری فارس که بهعنوان داور در نشست طلاب حوزه علمیه آیتالله مجتهدی تهرانی شرکت کرده بود، پس از ارائه گزارش پژوهشی سه نفر از طلاب در موضوعات «تحولات منطقه و دیپلماسی ایران»، «بررسی یک شبهه درباره نظریه ولایت فقیه» و «مسأله وحدت مسلمین در دنیای امروز»، ارزیابی خود پیرامون هر یک از مطالب ارائه شده را بیان کرد و سپس به سؤالات طلاب و فضلای حوزه علمیه درخصوص مسائل سیاسی روز پاسخ داد. |
|
| احمدی نژاد چگونه نامزد ریاست جمهوری اصولگرایان شد؟ |
| ساعت ۱۱:٠۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
در ریاست جمهوری دوره نهم جامعه اسلامی مهندسین در کنار دیگر احزاب اصولگرا، حاضر به حمایت از محمود احمدی نژاد، عضو شورای مرکزی خود که مدتی هم مسئول واحد سیاسی بود، نشد و در عوض از علی لاریجانی حمایت کرد...آن روزها دو رویکرد اصلی در تشکل وجود داشت، یکی جوانتر های جامعه که فارغ از تعلقات تشکیلاتی وارد تعاملاتی با دولتیان شده بودند... وزیر پست کابینه موسوی به گفته خودش به دلیل انتشار بودجه در روزنامه دادگاهی شده بود. "آینده"، بخش سیاسی: در شرایطی که بسیاری از اصولگرایان و حامیان دکتر احمدی نژاد، این روزها با اشاره به چند اقدام ایشان، خود را از زمره حامیان رئیس دولت دهم خارج میکنند، اکنون این پرسش به وجود آمده که اساسا حمایت اصولگرایان از محمود احمدی نژاد چگونه عملی شد و چه عواملی در رقم خوردن این پدیده تاریخی - که به ویژه با حوادث سال 88 اهمیتی بیشتر یافت - نقش داشته است. در اولین تلاش در این زمینه،امیر مقدم، که در آن مقطع مسئول روابط عمومی جامعه اسلامی مهندسین و همزمان مسوول دفتر دبیر کل این تشکل نخبه اصولگرا بوده، در یادداشتی اطلاعات دست اولی در اختیار "آینده" گذاشته است؛ اهمیت جامعه اسلامی مهندسین و شخص باهنر به عنوان یکی از لیدرهای جریان اصولگرا به ویژه از آنجا افزایش می یابد که باهنر به گفته خودش اولین نفر در خلقت بوده که رئیس جمهوری احمدی نژاد را پیش بینی کرده است! امیر مقدم می نویسد: در ریاست جمهوری دوره نهم جامعه اسلامی مهندسین در کنار دیگر احزاب اصولگرا، حاضر به حمایت از محمود احمدی نژاد، عضو شورای مرکزی خود که مدتی هم مسئول واحد سیاسی بود، نشد و در عوض از علی لاریجانی حمایت کرد و دبیر کلش هم در قامت رییس ستاد مرکزی این کاندیدا فعال شد. در مرحله دوم از این دوره نیز ضمن بیانیه ای آقایان هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد را اصولگرا و رأی به هر دو را یکسان دانست. هرچند اکثر چهره های شاخص تشکل و عضو شورای مرکزی ترجیح دادند به هاشمی رفسنجانی رای دهند، بگذریم از این که بعدها بعضی رأی خود به هاشمی را انکار کردند. بسیاری از سیاسیون عدم حمایت احزاب از احمدی نژاد در آن انتخابات را به دلیل نگاه و مواضع نامبرده به احزاب و تکرار و تأکید بر سخنانی از این دست که «دولت برآمده از احزاب نیست»، می دانند. موضوعی که دبیرکل حزب سابقاً متبوع ایشان در رد آن میگفت، بستر رشد احمدی نژاد در حزب فراهم شده و از طرفی رای شخص ایشان همان رای مرحله اول انتخابات نهم است. وگرنه در مرحله دوم، این آرای دیگر کاندیداها بود نیز به سبد ایشان سرازیر شد. در دوره دهم نیز برایند مواضع دبیر کل، خروجی جلسات درون تشکیلاتی، عملکرد سوال بر انگیز دولت در بسیاری موارد از جمله تحولات پی در پی در سطح کلان و همراهی تشکل جامعه اسلامی مهندسین با جامعتین -بویژه جامعه روحانیت مبارز که از مدتها قبل بر سکوت تأکید کرده بود- عوامل و نکاتی بودند که سبب می شدند هیچ کس هرگز حمایت جامعه اسلامی مهندسین از احمدینژاد را متصور نباشد. ![]() با نزدیک تر شدن به انتخابات دوره دهم، حضور تعدادی از اعضای شاخص جامعه همچون داوود دانش جعفری در کمپین انتخاباتی محسن رضایی و پیوستن تعدادی از افراد در بدنه تشکل به اصولگرایان حامی میرحسین موسوی و همراهی آنها با چهره هایی چون سید رضا اکرمی و عباس آخوندی و غیره(در حمایت از کسی که در آن مطقع نامزد رسمی و مورد تایید نظام بود و بسیاری از بزرگان اصولگرا حتی وی را اصولگرا خوانده بودند) چنین می نمود که جامعه اسلامی مهندسین قطعاً به گزینه سکوت فکر کند و وارد عرصه حمایت از احمدی نژاد نشود. اما چرا چنین نشد؟
آن روزها دو رویکرد اصلی در تشکل وجود داشت، یکی جوانتر های جامعه بودند که فارغ از تعلقات تشکیلاتی وارد تعاملاتی با دولتیان شده بودند. اکثر دبیران استانی که دیگر یکی از مدیران استان متبوع خود نیز شده بودند، با همراهی یک یا دو نفر از اعضای پر نفوذ شورای مرکزی از ابتدا به دنبال حمایت مطلق از احمدی نژاد بودند، هرگز پیگیری یک مسیر روشن برای رسیدن به حمایت یا عدم حمایت از کاندیدا را بر نمی تافتند و در نهایت نیز نوعی حمایت کور از احمدینژاد را رقم زدند. به گونه ای که حتی در تصمیم گیری های ستاد مرکزی احمدی نژاد، دخالت داده نشدند. خروجی واحد سیاسی، بیانیه ها و محتوای هفته نامه جام نیز به طور کامل متأثر از همین رویکرد بود که توسط مسئول وقت واحد سیاسی مرتضی نبوی تحت حمایت بود. در واکاوی این رویکرد بسیار فراتر هم می توان رفت. آقای نبوی که مدتی بعنوان وزیر پست وتلگراف و تلفن در کابینه میر حسین موسوی حضور داشتند و به گفته خودشان به دلیل انتشار بودجه کشور که آن روزها به صورت محرمانه تهیه و در مجلس بررسی می شد در روزنامه رسالت به دادگاه معرفی شدند، در اداره نشریه جام مشی دیگری را برگزیده بود و چندان قائل به شفافیت نبود (حال آنکه بررسی محرمانه بودجه در زمان جنگ در همه جای دنیا معمول است و انتشار آن به دلیل افشای مواردی از جمله میزان ذخایر ارزی، بودجه دفاعی کشور و ... حتی می تواند موازنه نظامی را به نفع دشمن تغییر دهد). در همان مقطع رویکرد دیگری نیز در تشکل وجود داشت که توسط دبیرکل و بسیاری از اعضای شاخص حمایت می شد و در این رویکرد مسیر و قاعدهای برای رسیدن به حمایت از احمدی نژاد یا هر کاندیدای دیگری تعریف شده بود و بیش از کاندیدامحوری به برنامه محوری اهمیت داده می شد. در این میان عدم رضایت باهنر از مشی جام هرگز از نظرها پنهان نماند، تا آنجا که وی تصمیم به پیگیری اخذ مجوز و انتشار روزنامه «راه پیشرفت» گرفت و خبر آن را همه اعضای شورای مرکزی از رسانه ها دریافت کردند. حضور صمیمی و پررنگ خبرنگاران دراکثر نشست های جامعه اسلامی مهندسین، بسیاری از خروجی و مواضع روابط عمومی و ... نیز به لطف همین رویکرد ممکن شده بود. |
|
| احمدی نژاد : رئیس مجلس فکر می کند عین قانون است |
| ساعت ۱٠:٠٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، دکترعلی لاریجانی ، مجلس |
|
رئیس محترم مجلس ظاهراً فکر میکنند عین قانون هستند که این تصور درستی نیست و باید توجه داشت که نباید فضای کشور را بیجهت آلوده و مشوش کرد.
|
|
| مهر مشایی چگونه در دل این زن جای گرفت؟ +تصاویر |
| ساعت ٢:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، عکس |
|
به گزارش آینده جریان مشایی ـ دست راست احمدی نژاد - با وجود آن که از نگاه معترضان در وقایع پس از انتخابات 88 مقصر و متهم شناخته می شود، اینک با استفاده از آبروی دکتر فاطمی نزد طیف دارای گرایش ملی گرایانه، برای خود پایگاهی دست و پا کرده است؛ امری که با "شعار" مکتب ایرانی و آوردن منشور کوروش نیز همسوست. البته آنان این امر را وظیفه دولت و در راستای جذب ایرانیان خارج از کشور به بازگشت به کشور اعلام میکنند. این عجیب نیست، پیش از این نیز همسر دکتر فاطمی در جریان رخدادهای سال 88، سپر بلای انتقادات شده بود. پریوش سطوتی که از قاتل همسرش با عنوان «اعلی حضرت همایونی» یاد کرده، سالها پیش از انقلاب از حقوق شاهنشاهی ایران استفاده می کرد و حالا هم دفترچه یادداشتش را به احمدی نژاد تقدیم میکند و در مدح مشایی لب باز می کند. اما نکته اینجاست که همزمان با برخی رخدادهای اخیر و بازداشت برخی مرتبطان طیف مشایی، شایع شد که همسر دکتر فاطمی نیز بازداشت شده است تا به این گمانه که آیا او که سالها در خارج از کشور اقامت داشته، زمینه ساز ارتباطاتی بین طیف مشایی با افراد خارج نشین بوده است، دامن زده شود. البته دادستان تهران تلاش کرد بدون تکذیب بازداشت وی، از کنار موضوع عبور کند.
بیش از دو سال از اقامت پریوش سطوتی در ایران می گذرد. وی در یکی از سوئیت های لوکس هتل لاله(متعلق به سازمان میراث فرهنگی) اقامت دارد. اما این بار نه به خرج پهلوی ها، بلکه ... ، او برای رفت و آمد گاه از خودرو های تشریفات ریاست جمهوری استفاده کرده است. او که این امکانات را در اختیار دارد، گفته است: «وقتی به ایران آمدیم اولین ملاقاتمان با آقای رحیم مشایی بود که ایشان را در آن زمان نمی شناختم و از همان روز مهر بزرگی از آقای مشایی در دل ما جای گرفت و بعد از آن با آقای احمدینژاد دیدار کردیم و آن دیدار نیز همه به گریه گذشت. در تمام دوران قبل و بعد از انقلاب تمام آقایان نهایت محبت و احترام را به دکتر فاطمی گذاشتند، ولی من احساس نزدیکی بیشتری با آقای احمدینژاد میکنم و تنها موقعی که به ایران آمدم و خاطرات تلخی از آن ندارم، این مقطع زمانی است»
اقامت 80 میلیونی در هتل لاله ؟
پرداخت این هزینه در حالی است که خانم پریوش منکر هرگونه انگیزه مالی برای حمایت از احمدی نژاد شده و نوشته مطبوعات را که در آن گفته شده وی برای باز پس گیری اموال مصادره ای خانواده خود به ایران آمده و با کمک مشایی قصد بازپس گیری آنها را دارد، رد کرده است. با این حال روابط عمومی شورای ایرانیان خارج از کشور، در جوابیه ای که به یکی از رسانه های فارسی زبان در سال 88 داده است، مدعی شده که خانم سطوتی برای پیگیری مسائل حقوقی و املاک شخصی در ایران اقامت کرده است. هرچند وی در مصاحبه ای با خبر آنلاین گفت هنوز یک چهار دیواری هم برای زندگی ندارد.
پریوش: پیروزی احمدی نژاد در انتخابات زندگیم را متحول کرد!
احمدی نژاد پس از دریافت دفترچه یادداشت های شهید فاطمی در آن دیدار گفت: این خاطرات و یادداشتها سندی ارزشمند و متعلق به ملت بزرگ ایران است که در اختیار مورخین قرار خواهد گرفت. او در ادامه با بیان اینکه: «با انتخاب دکتر احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور، زندگی او دچار تحول شده است» برای وی در خدمت هر چه بیشتر به ملت ایران آرزوی سلامتی و تندرستی کرد.
پس از سه سال تکلیف انتشار یادداشت های شهید فاطمی چه شد؟ آبان ماه سال گذشته خبر در این باره نوشت: در حالی که بسیاری از ناشران حوزه تاریخ در پی انتشار این دفترچه خاطرات بوده اند، همسر دکتر فاطمی گفت :«این دفترچه به عنوان اسناد تاریخی، یادداشت های منتشر نشده ای بود که با حضور رئیس جمهور در منزلم، خواستم آن را به ایشان هدیه بدهم.» مدیر نشر سفید که به انتشار آثار تاریخ معاصر می پردازد، گفت با پی گیری های انجام گرفته در تلاش بودیم تا این یادداشت ها منتشر شود اما هنوز با موافقت روبه رو نشده است.
در اولین دیدار مهر مشایی به دلم نشست، احمدی نژاد همان فاطمی است! تنها تصویری که از دفترچه یادداشت ادعایی دکتر فاطمی منتشر شده است. علی رغم وعده احمدی نژاد در مورد چاپ دفترچه، پس از گذشت بیش از سه سال، هنوز مطالب آن حتی در حجم محدود منتشر نشده است. از سوی دیگر، انتساب این دفترچه به شهید دکتر فاطمی توسط هیچ کارشناسی تایید نشده. پریوش سطوتی در مصاحبه ای در پاسخ به خبرنگاری که از او پرسیده بود هیچ یادگاری از همسر سابقتان دارید یاخیر؟ گفته بود هیچ یادگاری از وی ندارد، با این حال ادعا میکند این دفترچه توسط یک پرستار به دست او رسیده و متعلق به دکتر فاطمی است. برای دیدن در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید.
جسد بی جان دکتر فاطمی، شهید راه استقلال میهن پس از اعدام توسط مزدوران محمدرضا پهلوی
شهید دکتر فاطمی در جلسه غیر علنی دادگاه که در آن به اعدام محکوم شد * آقای مشایی را در دیدار با آقای احمدی نژاد برای بار اول دیدم و تحت تاثیر صمیمیت، وطن پرستی، ادب و متانت ایشان قرار گرفتم. من این خصوصیت را به مقدار بیشتری در آقای احمدی نژاد و مشایی دیدم.
اعلی حضرت همایونی قاتل همسرم!
منیژه سطوتی (همسر تیمسار رحیمی) از لیدرهای جریان سلطنت طلب در لندن است. جریان وی در سال 84 مدعی شد که ابراهیم یزدی از چهره های سرشناس نهضت ازادی به دلیل سیلی خوردن از تیمسار رحیمی(همسرش) دست وی را قطع کرده است او از کسی با لفظ «اعلیحضرت همایونی» یاد می کند که در پاسخ به کرمیت روزولت _ فرمانده کودتای 28 مرداد _ که از شاه در مورد سرنوشت مصدق و یارانش سوال کرده بود می گوید: «در این مورد زیاد فکر کرده ام. مصدق محاکمه می شود.(در این موقع لبهای شاه می لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت... ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد. ولی یک استثنا وجود دارد و آن، حسین فاطمی است. او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می کنند. فاطمی، بیش ازهمه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده ایها را واداشت مجسمه های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.»
نفر بالا سمت راست، تیمسار رحیمی پس از اعدام جریان مشایی تاکنون ضمن حمایت از بیوه دکتر فاطمی، از مبارزان بزرگ علیه دیکتاتوری محمدرضا پهلوی که نقش موثری در ملی شدن صنعت نفت داشته است، تلاش کرده برای خود در بین ملی گرایان پایگاهی ایجاد کند. طی این سه سال، اظهارات پریوش در مدح احمدی نژاد و بالاتر دانستن وی از دکتر فاطمی، ضربه هایی را بر پیکر ملیون وارد کرده است، ولی ایشان همواره در برابر این اظهارات ـ احتمالا به حرمت دکتر فاطمی ـ سکوت پیشه کرد. تمام اینها در حالیست که هنوز بازداشت پریوش سطوتی به طور رسمی اعلام نشده است. دادستان تهران درباره بازداشت پریوش سطوتی، همسر دکتر فاطمی که گفته می شود ارتباط خوبی با دولت دارد، توضیحات مبهمی ارائه داد. این مقام قضایی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه عنوان شده همسر دکتر حسین فاطمی بازداشت شده است گفت: گزارشهایی در این زمینه رسیده است اما موضوع همچنان در دست بررسی قرار خواهد دارد. |
|
| یک کارخانه بعدازافتتاح احمدی نژاد! |
| ساعت ٢:٠٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱ کلمات کلیدی: دکتر محمود احمدی نژاد ، صنایع پتروشیمی |
|
تعطیلی خط تولید این کارخانه بزرگ که باید آن را یکی از افتخارات دولت آقای احمدی نژاد دانست، ازاین جهت نگران کننده است که دولت تصمیم دارد وزارت نفت را در وزارت نیرو ادغام کند و هنوز مشخص نیست چه آینده ای در انتظار واحدهایی نظیر پتروشیمی امیرکبیر قرار دارد. کارخانه معظمی که قرار بود به گفته دکتر محمود احمدی نژاد در کنار دیگر واحدهای تولید در نهضت صنایع پایین دستی پتروشیمی، بیکاری را ریشه کن کند، خود به علت کمبود خوراک تعطیل شد تا فعالیتش از زمان افتتاح حتی به سه ماه هم نرسد. به گزارش تجارت نیوز دکتر محمود احمدی نژاد در حالی واحد پلی اتیلن سبک شرکت پتروشیمی امیرکبیر را در پنج شنبه 28 بهمن ماه 89 افتتاح کرد که از آغاز نهضت ایجاد صنایع پایین دستی پتروشیمی برای ریشه کنی بیکاری در کشور سخن گفت و افتتاح و راه اندازی این واحد را با وجود کارشکنی و سنگ اندازی مخالفان پیشرفت ملت ایران و با تکیه بر دستان توانمند متخصصان داخلی اعلام کرده بود. اما فعالیت های این واحد که در حدود 4000 میلیارد ریال برای افتتاح و راه اندازی اش هزینه شده بود در کمتر از سه ماه فعالیت، به خاطر کمبود خوراک تعطیل و متوقف شد. واحد پلی اتیلن سبک(LDPE) در شرکت پتروشیمی امیرکبیر در ماهشهر در حالی به تعطیلی کشانده شده که قرار بود سالانه بالغ بر 300 هزار تن پلی اتیلن سبک تولید و به کشورهایی نظیر چین، ترکیه و کره جنوبی صادر کند. از طرفی "عادل نژاد سلیم" که از دی ماه 89 به مدیرعاملی پتروشیمی امیرکبیر منصوب شده بود نیز در سخنانی در فروردین ماه با اعلام رسیدن تولید این واحد به 30 هزار تن از فعالیت کامل این واحد خبر داده بود. نژاد سلیم گفته بود که واحد پلی اتیلن سبک با 100درصد ظرفیت خود در حال فعالیت است و سالانه 420 میلیون دلار نیز ارزش تولیدات سالانه آن خواهد بود. واحد پلی اتیلن سبک پتروشیمی امیرکبیر قرار بود طبق برنامه 300 هزار تن خوراک مورد نیاز خود را از دو واحد پتروشیمی امیرکبیر و مارون به مقدار 80 و 220 هزار تن به ترتیب فراهم کند. اما در حال حاضر هر دوی این مجتمع های عظیم ملی، خود دچار کمبود خوراک هستند و نمی توانند خوراک لازم برای این واحد را در اختیار قرار دهند. خط تولید این واحد در حالی متوقف شده است که واحدهای پتروشیمی دیگری نظیر "آریا ساسول" و "پتروشیمی جم" در عسلویه، اتیلن مازاد بر نیاز خود را به صورت خام صادر می کنند. این موضوع سهامداران پتروشیمی امیرکبیر را برآن داشت تا طی نامه ای از آقای احمدی نژاد بخواهند تا برای رفع این مشکل و کمک به پتروشیمی امیرکبیر که قریب به 2300 نفر نیروی انسانی و 3300 سهام دار دارد، وارد عمل شود. رئیس جمهور در بهمن ماه گذشته و در مراسم افتتاح این واحد و 7 واحد پتروشیمی دیگر در بندر ماهشهر با تاکید بر ضرورت توسعه واحدهای پایین دستی صنعت پتروشیمی با هدف ایجاد ارزش افزوده بیشتر و اشتغال، وزارت نفت را مامور کرده بود تا یک ستاد عملیاتی برای پشتیبانی صنعت پتروشیمی ایجاد کند. اما اکنون نه تنها این ستاد ایجاد نشده که یکی از واحدهایی که قرار بود در ریشه کنی بیکاری و ایجاد ارزش افزوده نقش آفرینی کند، خود به محاق تعطیلی رفته است. تعطیلی خط تولید این کارخانه بزرگ که باید آن را یکی از افتخارات دولت آقای احمدی نژاد دانست، ازاین جهت نگران کننده است که دولت تصمیم دارد وزارت نفت را در وزارت نیرو ادغام کند و هنوز مشخص نیست چه آینده ای در انتظار واحدهایی نظیر پتروشیمی امیرکبیر قرار دارد. |
|
| نماینده مجلس: احمدینژاد خاضعانه توبه کند |
| ساعت ٢:٠٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
نماینده تفت و میبد گفت: اگر فرامین رهبری حکم حکومتی باشد، اطلاعت از آن حتی برای مراجع عظام تقلید هم واجب است و برای تاخیر در پذیرش آن، باید توبه کرد. خبرآنلاین: سیدجلال یحییزاده در نطق امروزش با تسلیت شهادت حضرت زهرا(س)، گفت: نظام آسمانی اسلامی ایران نظامی برخواسته از مکتب غنی اسلام، فقه پویا و جهاد و اجتهاد است. گزیده سخنان وی به این قرار است: این نظام مبتنی بر ولایت فقیه هرگز به بنبست نخواهد رسید؛ حتی اگر برخی اتفاقات تلخ ادامه یافته بود و یا خدای ناخواسته تکرار شود، بند 10 اصل 110 قانون اساسی، تکلیف را به صورت شفاف روشن کرده که البته ملت ما مطمئن و معتقد است که مسوولان آن هم کسانی که در این شش سال بیش از پیش تلاش کرده و خود را به خطر انداختند و بیش از همه مسئولان از ولایت سخن گفتند، با درس گرفتن از تجربههای گذشته و با بصیرت و دیانتی که از آنها انتظار میرود، اجازه نخواهند داد که دشمنان کمین کرده خوشحال شده و دوستان صادق رنجیده شوند. حوادث پس از انتخابات درکشور موجب شد در نظام مردمسالاری دینی ایران مردم در انتخابات مختلف به ویژه در انتخاب رئیسجمهور به دنبال گزینهای باشند که حافظ رکن اصلی و محور اساسی انقلاب و ولایت فقیه باشد. امروز به اعتقاد ملت بصیر و فهیم ایران بزرگترین میزان و ملاک تقوا، صداقت، دلسوزی و موفقیت مسئولان ولایتمداری عملی آنهاست و بزرگترین توطئه، اهمال و تاخیر در اجابت تدبیر رهبری است؛ به ویژه اگر حکم حکومتی باشد که اطلاعت از آن حتی برای مراجع عظام تقلید واجب است. این تاخیر اگر از روی غفلت باشد وتکرار هم نشود، گناه بزرگی است که باید مرتکبین آن در پیشگاه خدا توبه کنند و از رهبر معظم و مردم خاضعانه عذرخواهی کند. حال که به حمدالله رئیسجمهورحکم حکومتی رهبر انقلاب را پذیرفته، به دلیل اشتباهی که در این چند روز مرتکب شده صادقانه، خالصانه و خاضعانه توبه کند و مطمئن باشد با این اقدام مجددا محبوب همه دوستدران نظام، خانواده شهدا و مردم قدرشناس ایران خواهید بود. آنچه در مجلس و در ارتباط با بودجه 90 مشاهده شد به خوبی ضرورت ارائه طرحی نو در بودجهنویسی کشور را تبیین میکند؛ اتفاقات بسیار تلخ و خلاف شان و شرع که توسط تعدادی اندک از اعضای کمیسیون تلفیق صورت گرفت و اعضای این کمیسیون و نمایندگان مجلس را نگران کرد نشان دهنده ضرورت بازنگری و تجدیدنظر فوری و دو فوریتی در ترکیب این کمیسیون است که امید است تا دیر نشده در این راستا اقدام شود. تاکید امام راحل و رهبری بر ضرورت التزام به قانون را باید به یاد داشت. متاسفانه در موارد مختلفی از جمله بازتوزیع درآمد حاصله از هدفمندسازی بویژه در مورد صنعت و کشاورزی تعلل طولانی و موضعگیریهای سازمانیافته علیه قانون وزارت ورزش و جوانان، عدم اعتقاد به لزوم معرفی وزرا وزارتخانههای ادغام شده نمونههای جدید و اخیر از قانونشکنی است که امید است بیش از این ادامه نیابد. جای بسی تعجب و تاسف است در حالی که قانون، عقل و شرع اقتضا میکرد مسئولان فعلی ورزش کشور دولت را هر چند در جلسات خصوصی جهت اجرای قانون و معرفی وزرا، تهدید به استعفا کنند بعضا خیلی شفاف و در تریبونهای عمومی اعلام میکنند ما حاضریم سازمان غیرقانونی و منحل شده و ادغام شده را به شکل فعلی اداره کنیم ولی حاضر نیستم به عنوان وزیر پیشنهاد شویم. |
|
| سخنان مهم طائب درباره مشایی |
| ساعت ۱:۳۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
مشایی عامل دشمن است و می خواهد با زمین زدن احمدی نژاد جامعه را به دست دشمن دهد. حجت الاسلام طائب با بیان اینکه مشایی ریاضت کشیده به مقام قدرت رسیده و احمدی نژاد را در دست گرفته است گفت: مشایی عامل دشمن است و می خواهد با زمین زدن احمدی نژاد جامعه را به دست دشمن دهد اما مقابل رهبر انقلاب قرار گرفت و این ستون محکم مانع فعالیت اوست.
حجت الاسلام مهدی طائب استاد حوزه و دانشگاه در جمع طلاب و روحانیون شاهرود گفت: امام (ره) در ایران بصیرت ایجاد کرد انقلاب ما انقلاب بصیرت بود امام گفت ما این انقلاب و بصیرت را صادر می کنیم و بعد از سی سال در مصر «ارحل ارحل» ناشی از بصیرت بلند شد.
وی افزود: احمدی نژاد نسبت به مشایی بی بصیرت است کسی که توانست شعیب بن صالح بسازد می تواند سید خراسانی را هم از سید خراسانی بودن بیندازد.
طائب با ذکر ویژگیهای شعیب بن صالح گفت: شعیب بن صالح باید عادل باشد آیا عادل شما عدالت را بلد است. وی افزود: خود را در مواضع تهمت قرار ندهید احمدی نژاد یک هفته در خانه ماند بدون هیچ توضیحی خود را در موضع تهمت قرار داد خوار کردن مسلمان جلوی کفار کار درستی نیست وقتی وزیر را در کشور غربی از وزارت بر می دارد.
این پژوهشگر مسائل دینی افزود: زیرمجموعه امام زمان باید عادل باشند و عدالت را بشناسند اما آیا شیعب بن صالح ساختگی این ویژگی ها را دارد. طائب گفت: فقدان بصیرت باعث می شود اگر مشایی به احمدی نژاد بگوید این فرد امام زمان نیست احمدی نژاد جلوی امام زمان هم می ایستد این فقدان بصیرت به فرد است.
وی افزود: هر کسی ریاضت بکشد به مقام قدرت می رسد اگر برای خدا باشد هم به قدرت و هم به حکمت می رسد مثل خضر نبی اما مرتاض های هندی فقط به قدرت می رسند.
طائب افزود: احمدی نژاد در مدیریت و اجرا قوی است هر جا مشایی خواست جان احمد نژاد را بگیرد مقام معظم رهبری ایستاد و او نتوانست.
|
|
| رفتار سه هفته گذشته احمدی نژاد مصداق عینی اباحی گری سیاسی |
| ساعت ۱٢:۳۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه رسالت ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
چنین رویکرد و موضعی در تاریخ انقلاب سابقه نداشته و عموم اختلاف نظر ها در وضعیتی که به صدور حکم از جانب ولی فقیه انجامیده به پایان رسیده است. نمونه روشن آن حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب در خصوص قانون مطبوعات در مجلس ششم بود که علی رغم فضاسازی سیاسی و رسانه ای دوم خردادی ها اما در نهایت مورد تمکین قرار گرفت و یا حکم رهبر کبیر انقلاب(ره) درباره تداوم نخست وزیری در سال 1364 که مورد پذیرش رئیس جمهور وقت قرار گرفت.
صالح اسکندری در سرمقاله امروز روزنامه رسالت ، تحت عنوان «تاوان اباحه گری سیاسی» به انتقاد از رفتار رییس جمهور در مسائل اخیر پرداخته و عملکرد دکتر احمدی نژاد را مصداق عینی اباحی گری سیاسی در یک نظام دینی دانسته است. متن این یادداشت به شرح زیر است: نظام های سیاسی مختلف دارای مجموعه ای از قواعد تصمیم گیری هستند که حاکم بر چگونگی اتخاذ تصمیمات و سیاست ها در امور مختلف کشور است. این قواعد تصمیم گیری معمولا در فرهنگ سیاسی و یا در قانون اساسی یک کشور گردآوری و تدوین می گردد. این اصول و قواعد از آنچنان ارزش سیستمی بالایی برخوردار هستند که تعیین کننده ضوابط و چارچوب های ساختاری و کارکردی یک نظام سیاسی تلقی می شوند. در واقع قواعد تصمیم گیری سخت افزار کشورداری است و به عموم فعالیت های سیاسی شکل می دهد.
|
|
| پیشبینی آیت الله جوادی آملی از این روزهای دولت |
| ساعت ۱٢:۳۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله جوادی آملی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
روات حدیث: نزدیک انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ خبر تلخی به گوش رسید. جسارت حامیان محمود احمدی نژاد به آیت الله جوادی آملی. |
|
| دستکاری عکس آقا و احمدی نژاد در ایرنا+ عکس |
| ساعت ۱٢:٠۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، دکتر محمود احمدی نژاد ، خبرگزاری ایرنا |
|
اقدام غیرحرفه ای خبرگزاری ارگان دولت (ایرنا) در بریدن بخشی از یک عکس مربوط به مراسم شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) در رسانه های خارجی بازتاب داشت و بهانه خوبی به دست آنان داد تا از منظر نگاه خود مسائل داخلی ایران را به رخ بکشند.
به گزارش عصر ایران، ایرنا پس از حضور محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا در بیت رهبری انقلاب، با دستکاری در یکی از عکس ها، ماهیت آن را تغییر داد. در عکس منتشر شده از سوی ایرنا، رهبری و رئیس جمهور در کنار یکدیگر بهم لبخند می زنند و این در حالی است که در عکس اصلی، مخاطب احوال پرسی رهبری، آیت الله محمود هاشمی شاهرودی است نه محمود احمدی نژاد! این تحریف ، روز گذشته در فضای مجازی داخل کشور واکنش های منفی متعددی به دنبال داشت به گونه ای که ایرنا پس از مدتی عکس تحریف شده را حذف و عکس کامل را جایگزین آن کرد. ایرنا پیش از این نیز در ماجرای حجه الاسلام مصلحی به انتشار ناقص اظهارات رهبری اقدام کرد که این اقدام با تذکر روابط عمومی دفتر مقام معظم رهبری روبه رو شد. این بار نیز ایرنا با اقدام خود گزک به دست رسانه های خارجی داد . از جمله روزنامه کویتی الرای در جدیدترین شماره خود نوشت:" ایرنا با دستکاری در یکی از تصاویر آیت الله خامنه ای تلاش دارد تا نشان دهد اختلاف نظری با احمدی نژاد وجود ندارد." این روزنامه اضافه کرد:" در راستای اقداماتی که خبرگزاری ایرانی ایرنا به ریاست مشاور احمدی نژاد در پیش گرفته است این خبرگزاری اقدام به انتشار تصویری بریده شده از آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد کرد. در این عکس نشان داده شده است که دو طرف لبخند می زنند . این عکس مربوط به مراسم عزاداری حضرت فاطمه زهرا(س)ست. این در حالی است که عکس اصلی مربوط به خوش آمد گویی آیت الله خامنه ای به محمود هاشمی شاهرودی رئیس سابق قوه قضائیه است." پایگاه خبری ایلاف نیز با انتشار این عکس و خبر نوشت: "عدم پذیرش دستورات ولی فقیه از سوی احمدی نژاد از نظر بخش های سیاسی، پارلمانی، دینی و رسانه ای در ایران به عنوان انحراف از مبانی انقلاب اسلامی تعبیر می شود که ممکن است عواقب بدی را به دنبال داشته باشد و آینده سیاسی احمدی نژاد و یارانش را پایان دهد." ایرنا که زمانی قرار بود به تعبیر رهبر معظم انقلاب ،دست بزن نظام در عرصه اطلاع رسانی بین المللی شود ، با سیاست های غلط و گاف های پی در پی ، اینک تبدیل به نقطه ضعفی برای کشور شده است به گونه ای که حتی رسانه های عربی منطقه هم از سوتی های ان در راستای منافع خود بهره برداری می کنند. مدیریت ایرنا ، هم اکنون در اختیار علی اکبر جوانفکر است که مشاور محمود احمدی نژاد نیز محسوب می شود. او به نوشتن مقاله در مدح احمدی نژاد و مشایی شهرت دارد. ![]() ![]() ![]() |
|
| یکسال پیش؛ مشایی: احمدینژاد گفت تا یکسال دیگر اینها من را کافر خواهند خواند! |
| ساعت ٢:٠٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩ کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سیاسی |
|
مشائی سال گذشته در دیداری غیرخصوصی گفت: "آقای احمدینژاد به من گفته است که تو چوب من را میخوری، من را نمیتوانند بزنند به تو گیر میدهند" مشایی با پیشبینی اینکه "البته نوبت احمدینژاد هم میرسد"، زمان تحقق این پیشبینی را یک سال و نیم دیگر دانست. سایت آرمان ایران نوشت: مشایی رییس دفتر رییسجمهوری اوایل تابستان سال گذشته با نقل قولی از احمدینژاد به طرز عجیبی حوادث امسال را پیرامون خود و احمدی نژاد بدقت پیشبینی نموده بود! به گزارش "آرمان ایران" اواخر تیرماه سال 1389 اسفندیار رحیممشایی پس از برکناریاش با حکم رهبر انقلاب از سمت معاون اولی رییسجمهور در جمع عدهای سخنانی را بیان نموده بود که ضمن آنکه در رسانههای آن سال منتشر گردید بسیاری به دیده تمسخر و پیشگوییهای جدید مشایی به آن نگاه کردند، او گفته بود سال آینده وی و احمدینژاد کافر نامیده خواهند شد و کیهان نیز در این موضوع پیشقدم خواهد شد! متن خبر "جهاننیوز" به تاریخ 28 تیرماه 1389 بدین شرح بود: مشائی در دیداری غیرخصوصی با بیان اینکه عدهای تلاش میکنند به هر تقدیر مرا تخریب کنند، گفت: آقای احمدینژاد به من گفته است که تو چوب من را میخوری، من را نمیتوانند بزنند به تو گیر میدهند. به گزارش جهان وی سپس پیشبینی کرد که البته نوبت احمدینژاد هم میرسد و زمان تحقق این پیشبینی را یک سال و نیم دیگر دانست. وی با بیان اینکه البته آقای احمدینژاد هم میداند که نوبت خودش هم میرسد گفت: یک روز آقای احمدینژاد به من گفت که تا یک سال دیگر من کافر میشوم. مشائی در ادامه توضیح داد که البته منظور ایشان این بود که اینها مرا کافر خواهند خواند. وی سپس تأکید کرد از تمام کسانی که علیه من مطلب خلاف نوشتند، شکایت میکنم تا مسائل روشن شود. وی ادامه داد: از نظر آقای شریعتمداری من مسلمان هم نیستم. از نظر ایشان من جاسوس و منافق و عضو کودتای مخملی هستم. برای خیلی از شما شریعتمداری مظهر حمایت از دولت است. اما ایشان اصلاً احمدینژاد را قبول ندارد. من این موضوع را اثبات میکنم. یک سال دیگر خواهید دید این که ایشان نماینده رهبری هستند دلیل نمیشود که ما ایشان را نقد نکنیم. شما در خیابان به خیلی از کسانی که نسبتشان به رهبر انقلاب بیشتر از ایشان بوده است فحش دادید. این دلیل نمیشود که بخاطر این نسبت وی را نقد نکنیم. من این حرفها را قبول ندارم. رئیس دفتر رئیسجمهور سپس اظهار داشت: عزیزان من یک کلمه اصولگرائی کافی نیست. در میان اصولگرائی آن آدم گندهای که همه شما میشناسیدش هم وجود داشت که احمدینژاد در پیش از انتخابات دوره نهم نسبت به حضور او هشدار داد. |
|
| تشکیل جلسه دولت به ریاست احمدی نژاد و با حضور مصلحی |
| ساعت ۱٠:٥٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩ کلمات کلیدی: دکتر محمود احمدی نژاد ، حیدر مصلحی ، وزارت امور خارجه ، سیاسی |
|
حرف و حدیث ها پایان یافت |
|
| جزئیاتی منتشر نشده از فرقه گرایی جریان انحرافی/"حجتیه نوین" چیست؟ |
| ساعت ۱٠:٥٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩ کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، رمال ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
|
|
| داستان تاسف انگیز یک شهروند از انحرافات رمالی |
| ساعت ۱:٥٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
داستان تاسف انگیز یک شهروند از انحرافات رمالی به نام "عباس غ" ، آقای "م" و خانم پانته آ ... در سالیان قبل حدود سال 1374 من آقای "عباس غ " را از طریق فردی بنام غلامعلی [...]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم. یکسری دعا را با زعفران در کاسه چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و...
طی روزهای گذشته افشاگری سایت شفاف درباره ارتباط برخی رمالان با جریان انحرافی بازتاب گسترده ای در میان کسانی داشته است که پیشتر نیز برخی اطلاعات را در این زمینه داشته اند اما بنا به مصالحی سکوت پیشه کرده بودند . اما به نظر می رسد برخی شهروندان ایرانی با افشاگری های روزهای اخیر تصمیم به اطلاع رسانی درباره واقعیاتی که دیده اند گرفته اند . در همین زمینه آقای یوسف خ از ایرانیان مقیم آلمان اطلاعات خود را درباره جریان انحرافی و برخی مرتبطان آنها برای سایت شفاف ارسال کرده است که بسیار تاسف برانگیز است . اینکه برغم هشدارهای شدیدالحن مراجع عظام تقلید ، دستگاه قضایی و هشدارهای نظام و مسئولان باز هم عده ای که تحصیل کرده هم هستند فریب تعدادی فریبکار را می خورند تاسف بار است . اما آقای یوسف خ در نامه ای که برای سایت شفاف ارسال کرده ، نوشته است : بسم الله النور من یوسف خ هستم و چند سالی هست که در آلمان در یک پروژه ساختمان سازی انبوه مهندس ناظر هستم .
اطلاعات من البته بیشتر درباره آقای "م" [لیدر جریان انحرافی است ] و خانم دیگری بنام پانته آ [...] . در سالیان قبل حدود سال 1374 من آقای "عباس غ " را از طریق فردی بنام غلامعلی [...]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم. یکسری دعا را با زعفران در کاسه چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و بعد گفت با این آب زمزم که در قوطی ای بود ، مخلوطش کن و در سه وعده بخور. من انجام دادم و دست بر قضا گره از کارمان [احتمالا اتفاقی] باز شد . من هیچ وقت به این مسال اعتقاد نداشتم ولی خب راستش را بخواهید ته دلم کمی لرزید. گذشت و گذشت و من هر از گاهی که به تهران می آمدم - آنزمان من در معدن گل گهر کار میکردم ـ به ایشان هم سری می زدم و جالب اینکه هر بار هم یکجایی بود .یک بار در باغی در شهریار و یک بار در شهرری و چندباری هم در خیابان ایران . هربار هم ایشان دعایی برایم مینوشت . آخرین بار که ایران بودم و می خواستم از ایشان خداحافظی کنم و به آلمان بیایم ایشان را در منزل [...] در خیابان سبلان دیدم . گفت فلانی بیا می خواهم تو را به یکی از خواص معرفی کنم که آقای دکتر[...] بودند .ایشان دو سال بعد [...] شدند و من تا آنروز ایشان را اصلا نمی شناختم. رفتیم در حیاط خلوت همان منزل که دکتر با چند نفری نشسته بود و ظرف اناری هم بود. آقای " عباس غ " که همه آقا صدایش می کردند من را معرفی کرد و نشستیم. آقاـ عباس غ ـ اناری را برداشت ونصف کرد و نصفش را در کیسه ای گذاشت و نصفش را به دکتر [...] داد و گفت این را خودت بخور و این راهم به سید بده . من البته نفهمیدم منظورش از سید کیست ؟ رو به من کرد و گفت : فلانی این انارها را مولایمان فرستاده است . خب من هم تحت تاثیر قرار گرفتم و اشکم جاری شد و خلاصه نصف اناری هم خوردم و دعا کردم کار آلمانم درست شود که آقاـ عباس غ ـ گفت شک نکن همه مشکلاتت حل می شود و البته بطور معجزه آمیزی هم حل شد همه اینها باعث شد تا من ایمانم به آقای "عباس غ" بیشتر شود . تا اینکه سال پیش من برای شرکت در مناقصه ساختمان اجلاس در کیش به تهران آمدم و فرمهارا گرفتم و همان روز هم برای اینکه مشکلم این بار هم حل شود ! گشتم و خلاصه آقا را پیدا کردم! در محله دیلمان در شهر ری در یک باغچه مانندی ایشان را دیدم و گفتم: آقا ! این فرمها را تبرک کنید که برنده شوم .ایشان گفت چیست؟ گفتم فلان است و گفت حل شد کارت! همان لحظه پرسیدم چرا؟ گفت: الان می بینی تو از خواصی ! خلاصه کمی که نشستم دیدم آقای "م" از اتاقی آمدند بیرون با دشداشه ای سفید و بلند . "عباس غ" با ایشان حرف زد و ایشان آمد نشست کنار من و حرف زدیم و خلاصه گفت فردا بیا به آدرسی واقع در شمال تهران کنار مدرسه و سفارت ایتالیا . آپارتمانی بود و رفتیم و نشستیم. ایشان گفت کارتان انجام می شود ، اما باید سهم امام(ع) را هم بدهید! که پرسدم چقدر؟ گفت پانصد هزار یورو ! که البته برای من بسیار بالا بود ولی من نگفتم نه و گفتم چشم باید از آلمان بیاورم . همان روز آنجا خانمی را دیدم بی حجاب و با وضعیت آنچنانی که اسمش بود پانته آ [...] که آمد و حرف زد و معلوم شد که ایشان و پدرشان و شرکتشان همه کاره این پروژه هستند ! من برای زیارت امام رضا (ع) عازم مشهد بودم و گفتم چشم، حتما بروم مشهد و بیایم ، ببینیم چه می شود که آقای "م" گفت رازش را نمی دانم ولی تو داری خاص میشوی ،چون ماهم با آقاـ عباس غ ـ فردا عازم مشهدیم . واقعا من سردم شده بود و مانده بودم چه بگویم ؟ خلاصه دو روز بعد در صحن انقلاب آقاـ عباس غ ـ و " م " و خانم پانته آ نشستند و گفتند پول را سریع باید بدهی چون برای سربازان مولا میخواهیم غذا بفرستیم ! من شل شده بودم که بدهم یا ندهم ؟ شب قرارمان شد در احمد آباد. وقتی رفتم در حیاط آن خانه بزرگ نشسته بودم و " عباس غ " و تعداد زیادی هم دورش بودند تا اینکه خلوت که شد رفتیم داخل خانه . بعد از ساعاتی من بودم و آقای " م" و خانم پانته آ و " عباس غ " و دو سه نفر دیگر خلاصه من وعده کردم که تا ماه آینده پول را جور کنم . به تهران آمدم و چند روز بعدش هم به دفتر معماری خانم پانته آ رفتم و درباره کار و مسائل اینگونه صحبت کردم . برگشتم آلمان نتوانستم پول را جور کنم و البته کمی هم تردید داشتم . تا اینکه آقای "م" به برلین آمده بود و رفتم دیدم خانم پانته آ هم هست . اول در کنفرانسی در هتل بودیم و بعد هم در رستورانی در غرب برلین پستدام دعوت شدم که چند نفری بیشتر نبودیم. سر میز نشسته بودیم و خانم پانته آ هم بی حجاب بود . به نظرم می رسد که رفتارشان هم کمی سرخوش بود که فکر کنم چیزی نوشیده بودند و ... من حقیقتا ترسیدم و گفتم چه بسا اتفاقی بیفتد و درد سر بشود . همان شب بعد از اینکه ایشان را تا هتل مشایعت کردم ، ارتباطم را کاملاً قطع کردم . برای کنفرانس ایرانیان خارج از کشور هم برایم دعوتنامه فرستاده بودند که البته بدلیل کار نتوانستم بیایم و دیگر ارتباطی نداشتم تا اینکه چند روز پیش اخباری را شنیدم درباره "عباس غ" که به او می گفتند آقا ! این اطلاعات من بود درباره این آقا و دوستانش چون آقای " م " و خانم پانته آ ... امیدوارم راهگشا باشد . |
|
| جادوگر دستگیر شده با چه کسی در دولت ارتباط داشت؟ |
| ساعت ۱:٥٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
وی ضمن اعتراف ارتباط با برخی از مسئولین دولتی که مسئولیت جریان انحرافی را برعهده دارند به برخی از فعالیتهای خود برای این جریان پرده برمی دارد.در همین حال این جریان انحرافی با فشار به مسئولین این نهاد امنیتی و معرفی او به عنوان کسانی که مانع از فعالیت دولت در عرصه های مختلف می شود! و از رئیس جمهور می خواهند که ... کیهان در گزارشی به برخی از تخلفات حلقه حامیان رئیس جمهور پرداخت.در بخشی از این گزارش آمده است. *فعالیت گسترده و مشکوک چهار گروه «فرقه های رمالی، عرفانی، رسانه ای و رانتخوار» در حاشیه جریان انحرافی متصل به مسئولین ارشد دولت باعث ایجاد گمانه ها و اظهارنظرهایی شده است. *این سه جریان که به موازات هم نقش زیادی در حذف نیروهای انقلابی، درگیری بین قوا و رواج عقاید انحرافی و شبه ناک داشته توانسته است با رانت دولتی برخی از مناصب حکومتی را به نفع خود مصادره کند. *چندی پیش نیروهای اطلاعاتی نسبت به مراودات یک جریان خاص انحرافی در دولت با برخی از رمالان و جن گیرها مطلع می شوند و یکی از این افراد به نام «عباس.غ» را دستگیر می نمایند. وی ضمن اعتراف ارتباط با برخی از مسئولین دولتی که مسئولیت جریان انحرافی را برعهده دارند به برخی از فعالیتهای خود برای این جریان پرده برمی دارد.در همین حال این جریان انحرافی با فشار به مسئولین این نهاد امنیتی و معرفی او به عنوان کسانی که مانع از فعالیت دولت در عرصه های مختلف می شود! و از رئیس جمهور می خواهند که شخصا مساله را پیگیری و خواهان آزادی عباس.غ شوند.اما این نهاد امنیتی بدون توجه به فشارها و بدگویی های سیاسی عملیات شناسایی اعضای شبکه جریان انحرافی و مرتبطین با آنها را آغاز کرده است و کلیه فعالیتهای آشکار و پنهان این جریان را تحت رصد قرار می دهد. *نگاهی به برخی اظهارات چهره های جریان انحرافی نشانگر غوطه ور بودن آنها در یک فرقه خاص است. در این زمینه یکی از چهره های برجسته این جریان در برخی از مناسبات سیاسی از توان شیطانی و غیرشرعی این افراد استفاده کرده و برنامه ها، تصمیمات و راهبردهای اساسی خود را براساس توصیه های غیرشرعی آنان تنظیم می کردند. * همچنین گروهی که تحت عناوین دروغین عرفان و نزدیکی به امام زمان(عج) تحت حمایت جریان انحرافی بودند شناسایی و دستگیر شدند. یکی از سرکردگان این جریان انحرافی «علی. ی» است که دارای ارتباطات پنهان فامیلی، قومی و رانت جویانه با برخی از مسئولین جریان انحرافی است، این فرد که به عنوان ایدئولوگ این فرقه فعال بوده انتصاب اخیر یکی از افراد در پست های دولتی را زمینه ساز تشکیل دولت انتظار ارزیابی کرده است. * این جریان انحرافی همچنین از یک پشتوانه رسانه ای قدرتمند که به شخص اول این جریان متصل بوده است بهره مند است.این جریان رسانه ای با عضوگیری و شناسایی نیروهای توانمند در عرصه اطلاع رسانی اقدام به ارسال اخبار و اطلاعات با تکنیک های متعدد رسانه ای کرده اند.تیم رسانه ای آقای «میم» به گونه ای است که حتی فعالیت سایت های مختلف علیه «میم» را نیز مغتنم شمرده و به نفع وی ارزیابی می نمایند و معتقد هستند که این مسائل منجر به افزایش محبوبیت وی می شود و انجام این اقدامات تخریبی و یا پخش مطالبی مبنی بر شرکت وی در مجالس و جلسات غیرمتعارف باعث ایجاد محبوبیت وی نزد گروهها و اقشار مختلف اجتماع خواهد گردید. * چهارمین گروهی که درجریان انحراف فعالیت می کند؛ رانتخواری یا فعالیت های اقتصادی غیر قانونی است، فعالیتهای مفسدانه این گروه اگرچه از مدتها قبل در دستور کار قوه قضائیه بوده است اما فشارها و اعلام نفوذها مانع از اعمال مجازات و یا رسانه ای شدن آن شده است.علاوه بر موارد فوق سایت «الف» وابسته به احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در گزارشی به افشای «رانتخواری بزرگ در شرکت خصوصی متصل به حلقه قدرت- ثروت» پرداخت و نوشت: شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران مشهور به سمگا با سرمایه 20 میلیارد تومان به ثبت رسیده و تأسیس شده است، ظرف مدت کوتاهی توانسته 6 شرکت اقماری بزرگ تأسیس کند. یکی از شرکت های مولود سمگا، بانک جدیدالتأسیس «گردشگری» است که در بدو تولد، سرمایه آن از 200 میلیارد به 600 میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است. *اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی جزو اولین سهامداران شرکت سمگا بوده اند و مدیرعامل این شرکت، مهدی جهانگیری، معاون سابق مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است. جهانگیری همان کسی است که در سال 87 پس از ماجرای مشهور حمل قرآن با موسیقی و دف، تحت فشار علما و اقشار متدین ناچار به استعفا شد.جهانگیری پس از استعفا از معاونت سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی، شرکت خصوصی سمگا را تأسیس کرد و با حمایت ویژه دولت، همکاری مالی حداقل 10 بانک، مؤسسه مالی و شرکت سرمایه گذاری را جلب کرده است. این شرکت ابتدا قرار بود با عنوان «صندوق سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری» فعالیت کند، اما بعداً به نام «شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری- سمگا» تغییر نام داد.اسفندیار رحیم مشایی، حمید بقایی (رئیس و معاون وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری) و مهدی جهانگیری (معاون مستعفی مشایی) در مراسم آغاز پذیره نویسی شرکت خصوصی سمگا، 19 اردیبهشت 1388 شرکت کرده و سهامدار آن می شوند. همان روز 50 درصد و طی 4 روز بعد، 100 درصد سهام عرضه شده شرکت سمگا توسط بانکها، مؤسسات سرمایه گذاری و فردا مطلع، خریداری شد و پذیره نویسی سمگا قبل از موعد پیش بینی شده به پایان رسید. |
|
| افشای جزئیاتی دیگر از هویت مدعی تسلط به علوم غریبه |
| ساعت ۱:٤٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
افشای جزئیاتی دیگر از هویت مدعی تسلط به علوم غریبه که به جریان انحرافی نزدیک بود + متن دستخط وصی وی مدعی است که "ع ـ غ " بعد از مدتی با آقای "ر" که هم اکنون از مقامات جریان انحرافی است آشنا می شود و بعدا از طریق وی با برخی دیگر از مقامات مشهور جریان انحرافی آشنای می شود . به ادعای وصی وی ، این مقامات جریان انحرافی گاهی به صورت هفتگی به منزل وی رفت و آمد می کردند و برخی از سخنان جنجالی آنان نیز ناشی از ...
|
|
| شخصیت واقعی رمال و جن گیری که با جریان انحرافی ارتباط داشت |
| ساعت ۱:٤٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ کلمات کلیدی: جریان انحرافی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
طبیعتا تاثیر گذاری روی افراد متفاوت است . گاهی تاثیر بر روی یک زن برای وارد شدن به حریم زندگی وی و برقراری ارتباط نامشروع و گاهی هم تلاش برای تاثیر گذاری روی فردی که ممکن است طالب مقام و ثروت باشد .
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |





شما بعد از انقلاب فرهنگی به دانشگاه رفتید؟
گروه سیاسی- محمود احمدینژاد امروز در حالی دور چهارم سفرهای استانی خود را با سفر به اردبیل آغاز کرد که پیش از این برخی رسانههای دولتی وعده داده بودند که در جریان این سفرها قرار است ناگفتههایی با مردم در میان گذاشته شود.
به احتمال تغییر نام این وزارت خانه به وزارت فرهنگ و هنر و حذف عبارت ارشاد اسلامی از آن اشاره کرد.


حامی سر سخت احمدینژاد که در عین حال با یاران و مشاوران او میانهای ندارد. او میگوید، احمدینژاد را باید تعمیر و نگاه داری کرد نه تعویض. 


پس از آنکه بهدنبال اعلام موجودیت جبهه پایداری و مشخص شدن عقبه و پایگاه اجتماعی وسیع این جبهه، برخی از جریانها اقدام به خبرسازیهای محفلی کرده بودند، در نهایت یکی از این خبرها سر از یک سایت خبری درآورد.













اظهارات روز چهارشنبه رئیسجمهور در حاشیه جلسه هیئت دولت واکنشهای متفاوتی در پی داشت. کلید واژه اصلی این اظهارات، تأکید بر سیاسی بودن بازداشتهای برخی از مقامهای دولتی، خط قرمز خواندن کابینه و تهدید به ورود در صورت تعرض به افراد کابینه بود.
سوم تیرماه 84 یکی از مقاطع تاریخی بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای که در آن، گفتمان اصیل عدالتخواهی با کسب اکثریت قابل توجه آرای مردم توانست پس از سالها، مدل جدیدی از حاکمیت برآمده از دل مردم را ارائه کرده و اینچنین بود که دولت نهم به اذعان تمامی دلدادگان به آرمان های انقلاب اسلامی، توانست فصل نوینی از خدمت و توجه به مستضعفین را در جامعه پایه گذاری کند.





























با ابلاغ ریاست جمهوری، وزیر اطلاعات از ادامه عضویت در شورای پول و اعتبار کنار گذاشته شده است.

































شفاف :


