رسول جعفریان و پیش بینی های تاریخی او
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، رسول جعفریان ، جریان انحرافی

هشدارهای "مورخ" را این بار جدی بگیریم ؛ رشد جریان های تبشیری در فضای غفلت و منازعات درونی ما !

جعفریان در تابستان 1386 طی مطلبی با عنوان «اداره کشور با استخاره و غیب گویی» نسبت به ظهور جریان انحرافی نخستین هشدارهای فکری و تاریخی را داده بود.

عصر ایران ؛ امیرحسین تیموری - چند ماهی است که مقامات سیاسی و مذهبی کشورمان از مرتضی تمدن، استاندار تهران تا آیت الله العظمی وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید نسبت به رشد جریان های تبشیری و مسیحی در کشورمان هشدار می دهند.

هر از چندگاهی خبر می رسد که کلیسایی خانگی کشف شده یا تعدادی از هموطنان به آئین مسیحیت درآمده اند و یا تعدادی در این خصوص بازداشت شده اند. در این زمینه حتی شایعه مسیحی شدن نزدیکان یکی از علما نیز در سایت آینده منتشر شد. در تازه ترین این هشدارها حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات کشورمان، گفته است که فرقه های دگراندیش و انحرافی به تبلیغ در جامعه دانش آموزی مبادرت کرده اند و علیه گرایش دانش آموزان به این فرقه ها هشدار داده است.

اهمیت این مسائل اما از آن جهت است که بیم آن می رود در بحبوحه جدل ها و منازعات سیاسی و اقتصادی دو سال اخیر اینگونه مسائل ریشه ای و حیاتی به دست فراموشی سپرده شود و از این روست که مراجع تقلید عظام خود مستقیم وارد این مقوله شده اند. رسول جعفریان

حدود یک ماه پیش اما در همین زمینه یکی از مورخان و شیعه پژوهان بنام کشورمان در این رابطه هشدارهای جدید و بسیار مهمی را مطرح ساخت. رسول جعفریان که چهار سال پیش یعنی تابستان 1386 طی مطلبی با عنوان «اداره کشور با استخاره و غیب گویی» نسبت به ظهور جریان انحرافی نخستین هشدارهای فکری و تاریخی را داده  و گفته بود:  «خدا رحمت کند شاه سلطان حسین را که تلاش می کرد دولت صفوی را که بیش از دویست سال پاییده بود، در مقابل حمله افغانهای قندهاری، با آش نگهدارد» و نیز افزوده بود: « کسان زیادی در سالهای اخیر یافت شده اند که مدعی ارتباط مستقیم با ائمه هستند و حتی ادعا می کنند فلان جا که روی مین نرفتند، دلیلش این بود که حضرت زهرا (س) آنها را در بیداری هدایت کرد که از آنجا رد نشوند... ارزش این ادعاها حتی از آش سلطان حسین نیز کمتر است» این بار نیز نسبت به ظهور جریان های تبشیری و حتی بهایی هشدارهایی جدی را مطرح کرده است.

وی پیشتر و در یادداشت «آینده مرجعیت»‌ در بهار1387 که هنوز خبری از قیام اصولگرایان علیه جریان انحرافی نبود و کسی سخن از ظهور «بابیت جدید» نمی زد نیز نوشت «...سومین جریان، نه صوفیانه است و نه نوگرایانه، بلکه نوعی تلفیق قطب‌گرایانه و غیب‌گویانه است. کسانی هم که این طرز فکر را می‌پذیرند، راهی میان رمالی قدیم و قطب‌گرایی صوفیانه و شیخ‌پروری را برگزیده‌اند. گاهی هم این مطالب را با گفتمانی ویژه از مباحث مهدویت گره زده و مرجعیت را دور می‌زنند. بابیتی که سیدعلی محمد باب در حوالی سال 1260 ق درست کرد، با انکار مرجعیت آغاز شد. وقتی سید محمدعلی باب، خود مستقیم با منبع شریعت ارتباط دارد، دیگر چه نیازی به مرجعیت است؟»

 جریان انحرافی و میدان داری مسیحیان و بهائیان

اما دغدغه های جدید جعفریان که خالق اثر بنامی همچون «جریان های سیاسی و مذهبی در ایران» است و سایت معروفشhistorylib.com به تنهایی جور بسیاری از دانشگاه ها و موسسات مطالعات تاریخی در سرزمین مان را می کشد نه تنها همچون دو نوشته سال های 86 و 87 مورد بی توجهی واقع شد که حتی از سوی برخی از سایت های اصولگرا وی به سیاسی کاری متهم شد.

جعفریان در تاریخ 28 اردیبهشت سال جاری نیز طی یادداشتی -که پیش از آخرین یادداشتش منتشر شد و ظاهرا زمینه این حملات را فراهم کرد -با عنوان؛«جریان انحرافی بر سر دین مردم چه آورد؟» می نویسد:

طی دو سال اخیر رفتارهای افراط گریانه در دفاع از آنچه امروزه به عنوان «جریان انحرافی» از آن یاد می شود، به صورت عاملی برای سست شدن بسیاری از ارزشها به ویژه در حوزه ارزشهای دینی گردید و شماری از جوانان ما را ناامید کرد. در این ماجرا، جدای از آن که خط عقل گرایی دینی به شدت تعضیف شد و باب رمالی و جن گیری بازتر گردید، تندروی در دفاع از این ماجرا و استفاده از ادبیات غیر معمول، بیشترین آسیب را به میراث بسیار غنی دینداری که سرمایه سه دهه انقلاب بود، در میان نسل جدید زد.

در آن یادداشت آمده بود:«صاحب این قلم کاری به جنبه های اقتصادی و عدالت اجتماعی و مدیریت جهانی ندارد که هیچ کدام محقق نشد. آنچه از اول مد نظر داشت و در باره آن می نوشت این بود که از روی نصیحت برادرانه به جریان موسوم به جریان انحرافی توصیه می کرد کاری به جنبه های دین و دینداری مردم نداشته باشد و صرفا تلاش کند با مدیریت کشور توانایی انقلاب را در عرصه اجتماع و اقتصاد نشان دهد.»

جعفریان در ادامه افزوده بود: امروز باید از هواداران افراطی این جریان ـ به ویژه چند نماینده ای که همیشه خود را در دفاع از این ماجرا حریص نشان می دانند ـ پرسید: اکنون بعد از این مدت از آن ارزشها چه مانده است؟اکنون در این باره چه باید کرد که نسل جدید در دو سال اخیر از لحاظ دینی بشدت آسیب دیده است. اخلاق در جامعه به دلیل عدم تعهد به اصول اخلاقی دین در میان شماری از سیاست مداران تا مرز نابودی رفت. دروغگویی و دادن آمارهای بی ربط و غلط نشان داد که تا چه اندازه این جماعت به ساده ترین اصول اخلاق انسانی وفادار هستند چه رسد به اسلامی.


رسول جعفریان اما در آخرین نوشته اش با عنوان؛«  میدان داری مسیحیان و بهائیان و اقدامات کم نتیجه مراکز تبلیغی ما» می نویسد: یکی از آثار بالا گرفتن منازعات سیاسی در چند سال اخیر، دور شدن مراکز علمی و مذهبی ما از کارهای علمی و تبلیغی ارزشمند در حوزه دفاع از دین و مواجهه با تبلیغات مسیحیت و بهائیت و در نتیجه میدان داری آنهاست.این در حالی است که فشار تبلیغات مسیحی ـ بهایی طی سالهای اخیر به دلیل ضعف کارهای فرهنگی ـ تبلیغی، نپرداختن به بررسی و نقد این قبیل ادیان و آیین های خود ساخته، درآمیختن بیش از حد دین و سیاست، و بیش از همه دلخوری ها و عصبانیت ها از برخی اقدامات غلط که هرچند نابجا به پای دین نوشته می شود، بیشتر و بیشتر شده و می رود تا لطمات جبران ناپذیری را در میان نسل جدید فراهم آورد.

از موسسه در راه حق تا موسسه امام خمینی(ره)

جعفریان در ادامه می افزاید: روزگاری در قم، موسسه در راه حق، یک تنه برابر تبلیغات مسیحیت می ایستاد و تأثیر شگرفی هم در آن دوره داشت، اما امروزه در قم مرکز خاص و موثری که در این باره با رویکرد تبلیغی ـ علمی کار کند وجود ندارد.

وی معتقد است: انجمن حجتیه که روزگاری کار جلوگیری از تبلیغات بهائیان را بر عهده داشت، به دلایلی از جمله مخالفت برخی سران آنها با روند انقلاب و نوع تفکراتشان، کاملا از صحنه کنار گذاشته شد و گاه هم که شنیده می شود در حال حاضر هم برخی فعالیتها را دارند، دیگر کارکرد ضدبهاییت ندارد.... اما در عوض آنها تشکیلات یا موسسه ای که بتواند جای آن را برای مبارزه فکری منظم با بهائیت بگیرد ایجاد نشد. در همین شرایط میلیاردها تومان بودجه صرف موسسات مربوط به مهدویت شد که عوض مواجهه با خطر بهائیت، غالبا به ترویج اندیشه هایی پرداختند که امروز سر از جریان انحرافی درآورده و نه تنها خطر بهائیت را دفع نکرده که به قول برخی از صاحب نظران خود زمینه ظهور بابیت جدیدی را هم فراهم آورده است.

وی در ادامه مطلب که انتقاد منتقدان را برانگیخته می افزاید: در چنین شرایطی، شنیدن این که مثلا بچه فلان روحانی ممکن است مسیحی شده باشد، یا این که فلان جوان ایرانی که برای تحصیل به فرنگ رفته بهایی شود، نباید ما را شگفت زده کند. یکی از مراکزی که بعد از انقلاب از همان موسسه در راه حق برآمد، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی بود که سالهاست با بودجه های کلان و ساختمان های فراوان مشغول کار است، اما طی یک دهه اخیر چنان درگیر سیاست شده که نه تنها از انجام وظایف اصلی خود غافل مانده، و به عکس به رشد جریان انحرافی کمک کرده، که تأثیر مثبت درخوری در تقویت بنیاد های مذهبی جوانان نداشته و به ویژه در مواجهه با بهائیت و مسیحیت کاری انجام نداده است.

حملات رجا و بی باک

اما چند روز پس از انتشار آخرین مطلب این مورخ سختکوش کشورمان که تعداد آثار تحریری و تصحیحی اش در حوزه تاریخ شیعه با کمتر اندیشمندی قابل قیاس است سایت های رجانیوز و بی باک وی را به سیاسی کاری متهم کردند. رجا در این زمینه با انتساب گرایش های فکری جعفریان به علی لاریجانی می نویسد:  مشاور رئیس مجلس و رئیس سازمان اسناد، کتابخانه و موزه‌های مجلس در نوشته‌ای با طرح ادعای افزایش گرایش به مسیحیت، به مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی که یکی از فعال‌ترین مؤسسات دینی کشور است و رهبر انقلاب آن را الگوی حوزه خواندند، حمله کرد. در این نوشته  جعفریان بدون بیان آمار و مستندات ادعای خود، از گرایش روز افزون به مسیحیت خبر داده و با یادآوری فعالیت‌های مراکزی مانند مؤسسه در راه حق و انجمن حجتیه در دوره طاغوت برای مقابله با جریان‌های فکری منحرف از جمله بهائیت، ناگهان به مؤسسه امام خمینی حمله کرده است.

در ادامه گزارش رجا آمده است: در عین حال، به نظر می‌رسد انتساب این موارد به مؤسسه امام خمینی به‌جای آنکه به دلایل و آمارهای علمی مستند باشد، ناشی از غرض‌ورزی با آیت‌الله مصباح یزدی رئیس این مؤسسه و بینش انقلابی طلاب و فارغ‌التحصیلان آن باشد. اتهام غافل ماندن از وظایف اصلی و کمک به رشد جریان انحرافی در حالی علیه مؤسسه امام خمینی مطرح شده که رهبر معظم انقلاب اسلامی در جریان سفر سال گذشته‌شان به شهر مقدس قم از میان مؤسسات متعدد علمی و پژوهشی تنها اعضای مؤسسه امام خمینی را به حضور پذیرفتند.

 سایت بی باک(نزدیک به موسسه امام خمینی"ره") نیز طی گفت و گویی با حجت الاسلام و المسلمین روانبخش، دبیر سیاسی هفته نامه پرتو و عضو هئیت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) از زبان وی می نویسد: این بسیار واضح است که با توجه به نزدیک شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی، باند هاشمی که متشکل از همه احزاب و جریانات انحرافی سابق و فعلی می باشند، تحرکات خود را شروع کنند. آنها خوب می دانند بزرگانی چون علامه مصباح بخاطر همان صفای باطنی که مقام معظم رهبری از آن تعبیر کردند دارای محبوبیت فراوانی در بین مردم هستند، لذا امثال حضرت علامه مصباح یزدی در انتخابات آتی از هر شخص و جریانی حمایت کنند آن پیروز خواهد شد زیرا برای همگان پر واضح شده است که علامه مصباح اهل معامله و دنیا نیست....آقای جعفریان و اقای حجتی کرمانی حال و روزشان برای همگان آشکار است تنها دارند گوشه ای از دستورات اقای هاشمی و سایر سران باندهای قدرت و ثروت را اجرا می کنند که البته جز افتضاح چیزی عائدشان نخواهد شد.

روانبخش اما در یکی از تازه ترین دفاعیه هایش از آیت الله مصباح و انتقاد از جعفریان می نویسد: مهمترین سوژه ای که این روزها دستمایه تخریب چی ها شده، این است که چرا ایشان از نامزدی احمدی نژاد و دولت ایشان حمایت کرده است پس ایشان در جرم جریان انحرافی نیز شریک است! این گونه حرف های غیر منطقی به حدی است که برخی نویسندگان و مورخان به نام کشور که مدتی است در دام سایت پسر هاشمی افتاده اند را به موضع گیری خنده آوری وادار کرده که بگویند موسسه امام خمینی در این چند سال اخیر جز به رشد جریان انحرافی کاری نکرده است!

هشدار جعفریان را این بار جدی بگیریم

جعفریان متخصص تاریخ صفویه نیز هست. در عصر صفویان که یکی از برهه های تبلیغات گسترده مسیحیان در ایران بود صفویان و علمای شیعه در فضایی باز به این هجمه ها پاسخ دادند و مسیحیان کاری از پیش نبردند که هیچ، قوام دولت ملی شیعی در ایران پای گرفت. بسیاری از منازعات فکری آن دوران توسط این مورخ دوران صفویان تصحیح و منتشر شده است لذا وقتی جعفریان نسبت به این جریانات هشدار می دهد با توجه به این بستر تاریخی است که سخن می گوید.

اگر یادداشت های سال های 86 و 87 جعفریان درباره آسیب های جریان انحرافی را به هیچ انگاشتیم این بار با توجه به ظهور و بروز سیرت این جریان طی ماه های اخیر و نیز هشدارهای مقامات مذهبی و سیاسی درباره ظهور جریان های تبشیری و بهایی . فرقه های دگراندیش جا دارد که به جای انتساب منبع این هشدارها به اغراض سیاسی، این سخنان را جدی گرفته و در بحبوحه جدال ها و منازعات سخت سیاسی برای یافتن راه برون رفت از این مسائل و مشکلات حیاتی که نه همچون جریان انحرافی که فقط ممکن است نظام سیاسی را اندکی بیازارد که می تواند منظومه و سامان فکری و عقیدتی ایران شیعی را مورد هجمه قرار دهد فکری بکنیم.