| سه خاطره از رضاشاه/ سه چیز را خیلی دوست میداشت: تریاک، پول و قدرت |
| ساعت ٥:٠٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۸ کلمات کلیدی: خاطرات ، رضا شاه |
|
خاطراتی از رضا خان پهلوی به نقل از کتاب خاندان پهلوی به روایت اسنادجلد اول: رضاشاه
1 سپس پیاده شد و به آجودانش گفت او را کاوش کنید. همانطور که پیرمرد مشغول جان کندن بود او را تفتیش کردند و جز مکتوبی که به زمین افتاده بود چیزی نیافتند که در آن دادخواهی از رفتار امنیه کرده بود اما رضاشاه بدون اینکه متأثر شود سوار شد و به راه افتاد. 2 وزیر دربار نیز پشت سر او به ساحل جست و هر دو با هم سوار اتومبیل شده و به وصال تریاک رفتند. 3 شاه در منزل حاج کاظم کوزهکنانی که از تجار درجه یک و ثروتش زبانزد عام و خاص بود وارد شد... چند روزی از توقف شاه به مشهد گذشت، تا آنکه یک روز با همراهان خود که «کوزه کنانی» هم در ردیف آنها بود در باغ منزل شروع به گردش کردند و رضاشاه که از طرز ساختمان آنجا خوشش آمده بود گفت: «حاجی عمارت قشنگی داری، واقعاً من خوشم آمد!» البته غرض از این تمجید این بود که «کوزه کنانی» فوراً بگوید: «اعلیحضرتا قابلی ندارد پیشکش میکنم!» ولی حاجی کاظم در پاسخ شاه میگوید: «قربان، جاننثار خیلی زحمت کشیده، تا مورد نظر همایونی واقع شده است»! چند دقیقه بعد کوزهکنانی درصدد برآمد تا کدورتی را که شاه در دل گرفته بود رفع کند، و برای این کار بهتر از موضوع کارخانه سیگار چیزی به خاطرش نرسید، بدین جهت گفت: «اعلیحضرتاف جان نثار اقدام به وارد کردن کارخانجات سیگار کرده و اکنون روزی هزار نفر در آن کار میکنند» حاجکاظم طوری این موضوع را گفت و وانمود کرد که از این کارخانه غرض خدمت به میهن است و میخواست از این راه مورد لطف شاه واقع شود! رضا خان که از کوزهکنانی سرقضیه منزل دلخوشی نداشت گفت: «چرا هزار نفر را بدون جهت به کار بیهودهای واداشتهای؟! ترا به کارخانه وارد کردن چه!» حاج کاظم را ترس زیادی فراگرفت و تا آخرین لحظه توقف شاه، خویشتن را پنهان کرد. دو روز بعد رضاشاه به تهران آمد و دستور تهیه کارخانه دخانیات را صادر کرد و سیگار و توتون منحصر به دولت شد. او در اولین وهله دستور بستن کارخانه کوزهکنانی را داد تا انتقام خود را از مردی که از خواهش او سرپیچی کرده است بگیرد.... |
|
| به مناسبت سالروز قیام مسجد گوهرشاد و روز حجاب و عفاف |
| ساعت ۱۱:۳۱ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، رضا شاه ، حجاب |
|
بیحجابی؛ قیام مسجد گوهر شاد و مرگ نسخه روشنفکری
گروه تاریخ ـ عاطفه صادقی: از 12 خرداد 1313 که رضاخان در اولین و آخرین سفر خارجی خود به ترکیه تصمیم گرفت با زور چماق و دگنک مانند ممالک فرنگی،اسباب ترقی و رفاه جامعه ایرانی را فراهم سازد تا کنون 77 سال میگذرد. رضاخان مرده است و جوانان اکنون از آن ادعای واهی، تنها لیستی از خشونت و جنایات قزاق چکم 21 مرداد 1314 سالروز قیام مردمی مسجد گوهر شاد علیه یکی از تحفههای رضاخانی در راستای مدرن شدن جامعه ایران یعنی کشف حجاب است البته گامهای تدریجی دولت سرانجام به اعلام رسمی کشف حجاب در هفدهم دی 1314 منجر شد ولی مجاهدت علما و خونبهای شهدای مبارزه با کشف حجاب رضاخانی باعث شد این قانون بی ریشه و غیر عاقلانه در طول زمان ابتر شود. سر کلاف کشف حجاب در ایران، به تنها سفر رضاخان به ترکیه بر نمیگردد. قصه از آنجایی آغاز میشود که عدهای روشنفکر از فرهنگ برگشته به فکر طبابت جامعه خود افتادند و این به ظاهر طبیبان با نسخه اشتباه خویش، نه تنها علاج درد نکردند که عزرائیل حکومت رضاخانی شدند. آنها نسخه پیچیدند که از فرق سر تا نوک پا غربی شویم با این تصور ساده دلانه که دامن کوتاه و کلاه شاپو ما را همانند جوامع غربی به پیشرفت میرساند! و اینگونه با پا گرفتن یک اندیشه غلط، دمل چرکین قشریگری به سرطان حکومت رضاخانی ختم شد. احمد کسروی، از نویسندگان غرب زده با برشمردن کشف حجاب در زمره کارهای نیک رضاشاه، چنین مینویسد: «آنچه ما در تهران میبینیم، بیش از این نتیجه پیدا نشده که برخی پیرهزالهای ازجهانبرگشته و برخی از زنهای بیسواد و نافهم، چادر به سر کنند.»
البته روشنفکران ایرانی به تنهایی به چنین اندیشه منوری نرسیدند بلکه اعمال چنین سیاستهای در ترکیه توسط کمال آتاتورک، در ایران توسط رضاخان و در افغانستان توسط امان الله خان، به صورتی هماهنگ توسط انگلیس تقویت و دنبال میشد. چرا که تضعیف و تحقیر باور اسلامی مردم منطقه به معنای جلوگیری از شکلگیری مجدد تمدن اسلامی بود و تجدد خواهی مورد تأیید انگلیس این خطر را مهار میکرد.
امامخمینی(ره) تاکید میکنند که استعمارگران برای به یوغ کشیدن ما ابتدا "به سراغ زنان ما آمدند" امامخمینی(ره) با آگاهی از این سیاست غرب فرمودند: « آنان چون میدیدند که زنان در نهضت مشروطه و پس از آن، نقش برجسته داشتهاند و آنها هستند که میتوانند حتی مردان را به میدان مبارزه بکشند، نخست به سراغ زنان ما آمدند. » همفر، جاسوس معروف انگلیسی، در اوایل قرن دوازدهم هجری دراینباره به وزارت مستعمرات بریتانیا پیشنهاد کرد: «لازم است با این توجیه که حجاب از عادتهای دوره خلفای عباسی بوده و ریشه در اسلام ندارد، زنان مسلمان را تشویق کنیم از حجاب دست بردارند. در این رابطه میتوانیم استناد کنیم که مردم، همسران پیامبر را میدیدند و زنان در عصر پیامبر در تمام کارها شرکت میکردند. بعد ازآنکه زنان مسلمان از حجاب بیرون آمدند، جوانان را نسبت به آنان تشویق و تحریک کنیم تا بین آنان فساد ایجاد شود.» 1)برای همیشه مشروعیت خاندان پهلوی را زیر سوال برد و به عنوان یک نقطه اوج مبارزات در مردم بر ضد حکومتی که با مذهب سر ستیز دارد سقوط پهلوی اول و دوم، تنور مبارزه را گرم نگه داشت. 2) به مردم ایران ثابت کرد که مدرنیته مورد نظر غرب و ترقی غربی، هرگز با اعتقادات و دیانت آنها سر سازگاری ندارد. این تفکر موجب تقویت پایگاه روحانیت شیعی به عنوان نهاد متولی دیانت مردم شد. قیام مسجد گوهرشاد اگرچه به ظاهر شکست خورد ولی افقهای جدیدی از مبارزه دینی تحت نظارت مرجعیت شیعی را برای مردم ایران گشود. در واقع دستاورد اصلی قیام مسجد گوهر شاد، نشان دادن ماهیت اصلی تمدن و رفاه غربی به جامعه ایرانی است. با این قیام و کشتار وحشیانه رضاخان در آستان مبارک رضوی، ثابت شد که نسخه تجویزی روشنفکران برای مدرن شدن جامعه ایران نه تنها به مقدسترین اعتقادات آنها، که به جان آنها نیز رحم نمیکند. در دفاع مقدس هشت ساله نیز، اهمیت حجاب در وصیت نامه رزمندگان حتی هم ردیف خون شهداء ارزیابی میشود؛ -ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من. «شهید محمدحسن جعفرزاده» -توصیه ای که به خواهران دارم این است که اگر می خواهند خون شهیدان را پایمال نکنند، این است که حجاب خود را حفظ کنند. «شهید آبیاران» این تفکر حتی در بیداری اسلامی کشورهای منطقه خود را نشان میدهد. حضور بانوان باحجاب علیه دیکتاتورهای غرب زده و دست نشانده غربی در کشورهای اسلامی به نمادی از روح اسلام خواهی و استکبار ستیزی این بیداری تبدیل شده است 3) کشف حجاب رضاخانی به شکلگیری نهضت رساله نویسی علما در باب حجاب انجامید، صدها رساله پیرامون این موضوع، آثار، دلایل و شبهات پیرامون آن توسط علما نوشته شد که نتیجه آن تبدیل حجاب از یک رفتار دینی به یک گفتمان فکری بود. جهت آماده ساختن زمینه کشف حجاب مجلس، در ششم دی ماه 1307 قانون متحدالشکل نمودن البسه را تصویب کرد که بر اساس آن، پوشیدن کت و شلوار و کراوات و کلاه فرنگی برای مردان، الزامی شد. تلاش های رضا خان باعث شد تا عده ای از زنان غرب زده، بویژه زنان درباری و دولتمردان، به صورت بی حجاب یا بدحجاب، در مجامع و معابر عمومی ظاهر شوند و مردم نیز تحت تاثیر اختناق و ظلم رضاخانی، حساسیت لازم را از خود نشان ندادند. برگزاری جشنهای گرامیداشت بیحجابی در ماههای دی و بهمن 1314 در سراسر کشور از جمله جشن شیراز که میتوان آن را مقدمه قیام مسجد گوهر شاد نامید. چند ماه قبل از قیام مردم مشهد، برگزاری جشن شیراز با حضور علی اصغر حکمت، وزیر معارف در 13 فروردین 1314ه.ش مقدمه قیام مسجد گوهر شاد محسوب میشود. در این جشن پس از ایراد سخنرانی ها ، در خاتمه، عده ای از دوشیزگان بر روی صحنه نمایان می شوند و ناگهان نقاب از چهره برمی گیرند و ارکستر آهنگ رقص می نوازد و دختران به پای کوبی می پردازند. روز بعداین خبر مانند بمبی در شهر میپیچد و عده ای از مردم در مسجد وکیل اجتماع میکنند. در اولین اقدام حسام الدین فال اسیری از علمای شیراز به برگزاری چنین مراسمی اعتراض کرده و آن را از مظاهر بیدینی در جامعه میداند.. اعتراض او باعث میشود تا بلافاصله دستگیر و زندانی گردد. تساوی حقوق زن و مرد یکی از 12 تعالیم اجتماعی بهائیت است. که کشف حجاب و بی بندوباری زنان و مردان ذیل آن قرار میگیرد. در این باره در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کرد. زنی است با نام زرین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین و تنها زنی است که از "حروف حی" محسوب میشود.( لقبی که به بر اساس حروف ابجد به ۱۸ نفر از اولین کسانی که علی محمد باب ایمان آوردند، اطلاق میشود) نخستین واقعه ی کشف حجاب در ایرانِ پس از اسلام، در بدشت- که اکنون در استان سمنان واقع است- روی داد. در این مکان عدهای از بابیان به سرکردگی محمد علی قدوس و طاهره قره العین به دو منظور "اول : نجات باب از زندان ماکو، دوم: تعیین تکلیف بابیه با دین اسلام و اعلام جدایی و مخالفت صریح با دیانت حضرت ختمی مرتبت دور هم جمع شدند. که در این مکان قره العین در برخوردی کاملا متضاد با دین اسلام و مغایر با شرایط اجتماعی زمان خود با به نمایش گذاشتن سیمای برهنه خویش، اولین زنی بود که با "نسخ رسوم گذشته" زمینه های اجتماعی گسترش لادینی و اباحی گری را که از مقاصد استعمار بود فراهم ساخت. وی در اجتماع بدشت چنین گفت:"بدانید احکام شریعت محمدی اکنون به واسطه ظهور باب منسوخ گشته، احکام شریعت جدید باب هنوز به ما نرسیده و اکنون اشتغال شما به نماز و روزه و زکات و سایر آنچه را که محمد (صلی الله علیه و آله) آورده است، همه اعمالی لغو و افعالی باطل است ...امروز امر و تکلیف و نهی و تضییقی وجود ندارد و اکنون ما در زمان فترت واقعیم. پس، از حالت تنهایی به حال اجماع بیرون بیایید و این حجابی را که میان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است، پاره کنید؛ آنها را در کارهای خودتان شریک سازید و کارها را میان خودتان و زنان بعد از آنکه کام دل از آنها برداشتید، تقسیم کنید. با آنها آمیزش داشته باشید. آنها را از خانه ها به انجمن ها ببرید. زنان، گل های زندگی دنیا می باشند. گل را باید از شاخ بچینید و ببویید؛ زیرا گل برای چیدن و بوییدن آفریده شده و شایسته نیست که آن را آماده بدارید و بدان نیک نظر ندارید. آنها را با لذت تمام ببویید. گل و شکوفه را باید چید و برای دوستان به ارمغان فرستاد." بخشهایی از سخنرانی تاریخی حضرت امام خمینی (ره)در عصر عاشورای روز 13 خرداد 1342 در مدرسه فیضیه ناظر به دست داشتن بهائیت در توجه ویژه به زنان به وسیله طرح مسائلی مانند کشف حجاب و تساوی حقوق زن و مرد است. "یک حقایقى در کار است، من باز سرم دارد درد مىگیرد؛ یک حقایقى در کار است. شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این یا سه سال پیش از این بهاییهامراجعه کنید؛ در آنجا مىنویسد: تساوى حقوق زن و مرد، رأى عبدالبهاء است؛ آقایان از او تبعیت مىکنند. آقاى شاه هم نفهمیده مىرود بالاى آنجا، مىگوید: تساوى حقوق زن و مرد. آقا! این را به تو تزریق کردند که بگویند بهایى هستى، که من بگویم کافر است؛ بیرونت کنند. نکن اینطور؛ بدبخت! نکن اینطور. تعلیم اجبارى عمومى نظامى کردن زن، رأى عبدالبهاء است...مطالب خیلى زیاد است، بیشتر از این معانى است که شما تصور مىکنید.مملکت ما، دین ما، در معرض خطر است." آیت الله مرعشی نجفی به چه کسی سیلی زد؟!
رییس شهربانی، گستاخی را ادمه داده و آیه الله مرعشی را به قتل تهدید میکند و به ایشان ناسزا میگوید. یک روز بعد از این حادثه، رئیس شهربانی که در بازار قم عبور می کرد، بر اثر ریزش قسمتی از سقف ساختمان بازار و تخریب آوار بر سرش، در دم هلاک میشود.( بر ستیغ نور، علی رفیعی، ص 77) اشاره آیت الله حائری به رگهای گردنشان مهمترین مخالفت علما و مراجع قم با رژیم رضا شاه در ماجرای کشف حجاب بروز یافت. مرحوم آیةالله حائری ضمن رعایت جوانب قضایا و ایستادگی در برابر کسانی که به دنبال گرفتن سوژه و دستاویز کردن آن از مسئله کشف حجاب اظهار نفرت نمود و چون احساس کرد این نقشه شنیع، جدّی است و کارگزاران رژیم به شدّت پیگیر عملی ساختن آن حتّی در شهر مذهبی قم هستند، به عنوان اعتراض، جلسات درس و بحث و نماز جماعت خود را تعطیل کرد و تنفّر خویش را از حوادث پیش آمده اعلام نمود. چون عدّه ای از روحانیون و بازاریان نزد ایشان آمدند و در خصوص کشف حجاب و عوارض ناگوار آن مطالبی به عرض آیة الله حائری رسانیدند، آن مرجع عالیقدر به رگهای گلویش اشاره کرد و گفت: باید تا پای جان مقاومت نمود. من ایستاده ام؛ چرا که مسأله حجاب چیزی [ است ] که ضرورت دین است و بنا به نص قرآن واجب شمرده می شود.( آثار الحجّة، ص 50؛ خورشید حوزه های علمیّه، محمد محمدی اشتهاردی، ص 105) راهکار آیت الله حائری در زمان کشف حجاب و تبدیل مراسم تشییع ایشان به نمایش مخالفت زنان قم با سیاست رضاخانی به دنبال رسمیّت یافتن کشف حجاب، آیة الله حائری یزدی، به چاره جویی پرداخت و از آن جا که مسأله حمّام رفتن، زنان را دچار دشواری می ساخت و آنان را به ناچار به بیرون از خانه می کشاند و با نیروهای انتظامی رویارو می ساخت، آن پیشوای پارسا برای پیشگیری از مواجه شدن زنان وابسته به خانواده اش با پلیس و نیروهای شهربانی و تعدّی به آنان به دلیل رعایت حجاب، زیرزمینی از خانه اش را به گرمابه تبدیل نمود که مورد استفاده زنان فامیل و همسایه قرار گرفت. این راهکار، برای بسیاری از مقلّدین آیةالله حائری به عنوان راهکاری عمومی مورد استفاده قرار گرفت. با رحلت آیة الله حائریرحمة الله علیه در شب هفدهم ذی القعده سال 1355 ه .ق با وجود آن که فشار دستگاه پهلوی در اوج بود و جرأت و قدرت را از همه سلب کرده بود، مراسم تشییع آن عالم عظیم الشأن به نوعی نمایش مخالفت مردم با سیاست راخانی را رقم زد و زنان قم که تا قبل از ارتحال آیة الله حائری برای مصون ماندن از تعدّی مأمورین شهربانی در خصوص حجاب، به خانه ها پناه برده بودند، به بهانه شرکت در مراسم تشییع آن مرحوم به خیابانها ریختند و برای نخستین بار، پس از کشف حجاب، در معابر و مجامع عمومی، با حجاب کامل و چادر و در قالب یک اجتماع بزرگ، حضور یافتند و بدین گونه سدّ اختناق و فشار را در هم شکستند. دیدگاه امام خمینی پس از خلع لباس خود در زمان رضاخان، پیش از آن که طرح تغییر لباس و بر سر گذاشتن کلاه شاپو به مرحله اجرا درآید، برای جلوگیری از مخالفت روحانیان، نخست دولت اعلام کرد به این دلیل که اشخاص غیر روحانی یا روحانی نمایان، نتوانند از پوشیدن لباس و عمامه سوء استفاده کنند، باید اشخاصی که به این لباس ملبّس هستند، از دو نفر از مراجع گواهی بگیرند که آیا برای پوشیدن لباس روحانیت صلاحیت دارند، یا خیر و مجتهدان نیز شهادت نامه بدهند. سپس روحانیان گواهی را به وزارت معارف ببرند و اجازه پوشیدن لباس دریافت کنند. دولت بدین ترتیب، در مورد کسانی که معمّم بودند، سخت گیری هایی نمود. پس از آن، افراد معمّم، یا در معابر رفت وآمد نمی کردند و در خانه می ماندند، و یا اگر در معابر رفت و آمد می کردند، گرفتار پلیس می شدند. آیت الله محمد فاضل لنکرانی از قول پدر خویش نقل کردند که پدرم فرمود: با عدّ ه ای از دوستان از جمله حضرت امام خمینی جلسه ای تشکیل دادیم و در آن جلسه بحث این بود که اگر کار به جایی برسد که ما را خلع لباس کنند وظیفه چیست؟در نتیجه تصمیم گرفتیم که اگر از لباس هم خارج شدیم، وظیفه تحصیل علوم دینی و ارشاد مردم را به هر صورتی که شده ادامه میدهیم.(مصاحبه با آیةالله محمد فاضل لنکرانی، مجلّه حوزه، شماره 43 و 44) امام خمینی (قدس سره) در بخشی از نامه خود به شهید آیةالله سعیدی (در تاریخ 9 اسفند 1347) چنین بیان میکنند: «در نظر دارم که به یکی از آقایان ائمه (جماعت) در زمان فشار برای تغییر لباس گفتم اگر شما را اجبار به تغییر لباس کنند چه می کنید؟ گفت: در منزل می نشینم و بیرون نمی آیم. گفتم اگر من را اجبار کنند و امام جماعت باشم، همان روز با لباس تازه به مسجد می روم. باید پست ها را نگه داشت و در وقت مقتضی با اعتراض دسته جمعی طرف را کوبید».57) صحیفه نور، ج 22، ص 83؛ علما و رژیم رضا شاه، ص 498) سکوت علما به این دلیل بود که گمان میکردند شاه از این مسائل بی اطلاع است تا این زمان برخی از علما معتقد بودند که کارهای صورت گرفته بدون اطلاع شاه بوده و ایشان مخالف این اعمال ضد دینی بوده و هستند، اما علی اصغر حکمت طی نطقی در میدان جلالیه تهران با حضور رئیس الوزراء (ذکاء الملک) بطور آشکار اعلام میکند که گمان مردم مبنی بر عدم آگاهی رضاشاه از جشن شیراز و خود سرانه بودن این حادثه اشتباه محض است. در این نطق حکمت وقوع این حادثه را مستقما بدستور شخص رضاشاه می داند. این اظهارت و وقوع این حوادث درکشور پس از درج در مطبوعات در سطح شهر مشهد هم انتشار یافت. آیت الله سید عبدالله شیرازی که در این زمان در مشهد حضور داشته و از نزدیک شاهد وقایع بوده است، بیان میکند که چون روزنامه حاوی درج این مطالب به مشهد برای آیت الله حسین قمی ارسال شد. ایشان پس از مطالعه این اخبار و جریانات طی سخنانی گریه کرده، اینطور بیان میکنند که« خلاصه اسلام فدائی میخواهد و من حاضرم فدا شوم.» با اعلام قانون منع حجاب قوانین زیر طی بخشنامههایی به تمامی مراکز دولتی و غیر دولتی ابلاغ شد: 1ــ اعطای وام به کارمندان دولت جهت خرید لباس مناسب برای همسرانشان به منظور حضور در جشنها و میهمانیها "برای اهانت بیشتر به زنان چادری، روسپیان حق بیحجابشدن نداشتند. مجله شهربانی نیز آماری از جرایم اعمال منافی که در زیر چادر انجام شده بود، ارائه داد. حکومت با اقدام به این تبلیغات سعی میکرد نماد عفت را به سمبل بیعفتی تبدیل کند. مهاجرت آیت الله حسین قمی به تهران آیت الله حسین قمی جهت مذاکره با رضاخان به همراه دو فرزندش حاج مهدی و حاج حسن پیرامون مسائلی که به واسطه کشف حجاب پیش آمده بود به تهران هجرت میکنند. قبل از حرکت، از ایشان درباره نحوه عملکرد و اینکه در ملاقات با شاه چه خواهد کرد سوال میشود و ایشان در جواب چنین بیان میکنند:« اول اصرار و التماس میکنم که از برنامههای ضددینی و اسلامی خود دست بردارد و اگر موافقت نکرد دست او را میبوسم و اگر باز هم موافقت نکرد خفهاش میکنم» ایشان در تصمیم خود قاطع بود بطوریکه قبل از عزیمتش به تهران درحوزه تدریس خود بیان کرد که اگر جلوگیری از این عمل خلاف مذهب، منوط به کشته شدن ده هزار نفر که در راس آنها خودش هم باشد قرار گیرد باز هم ارزش دارد. حیله اسدی، نائب التولیه آستان قدس رضوی قزّاقان و نیروهای شهربانی و آگاهی که در اطراف مسجد و نقاط حساس شهر مشهد مستقر شده بودند، شایع کردند که برای حفاظت از بانکها آمده اند. اسدی، نایب التولیه رضاشاه، از نقشه کشتار مطلع شد و چون می دانست که مجتهدان هم در مسجد هستند، درصدد برآمد که آن ها را از آن جا خارج کند. از این رو، به دروغ پیغام فرستاد که تلگراف شما را اعلی حضرت همایونی پاسخ گفته، تشریف بیاورید برای مذاکره و با این حیله مجتهدان را از کشیک خانه به مسجد دارالتولیه کشاند. او می دانست اگر مجتهدان و عالمان طراز اول در این حمله و یورش کشته شوند، خراسان یک پارچه آتش خواهد شد و این آتش، گسترش خواهد یافت و دیگر به هیچ روی نمی توان از آن جلوگیری کرد. پس با این حیله علما را از مسجد خارج ساخت. بهلول و پیشنهاد تحصن در مسجد گوهر شاد پس از ورود مرحوم شیخ محمد تقی بهلول از فردوس به مشهد و اطلاع از هجرت و زندانی شدن آیت الله قمی ایشان در اعتراض به شرایط پیش آمده در اثر کشف حجاب در حرم امام رضا(عیله السلام) سخنرانی کوتاهی کرده که به واسطه این سخنرانی دستگیر میشوند. پس از آزادی وی در سخنرانی پس از آزادی خویش پیشنهاد تحصن در مسجد گوهرشاد را مطرح میکنند: "...کار از کار گذشته و ما نباید نرمی نشان دهیم باید پایمردی کرده و مقاومت کنیم یا حاج آقا حسین قمی را از زندان آزاد کرده و احکام اسلامی را جاری کنیم یا همه کشته شویم." با وجود مذاکره بهلول با سران نظامی شهر مشهد و تلگراف علمای مشهد به رضاخان و درخواست برای حفظ حرمت استان مقدس رضوی، نظامیان صبح یکشنبه مورخه 21 تیرماه 1314ه.ش با یورش به متحصنین در حرم به سرکوب آنها میپردازند، پس از مدتی مقاومت مردم در مقابل تجهیزات نیروهای رژیم شکسته و آنها قتل و عام میگردند.. عمق جنایت رضاخانی به حدی بوده است که بر اساس مشاهدات یکی از حاضرین تعداد کامیونهایی که مجروحین و کشته شدگان قیام مسجد گوهر شاد را خارج میکردند 56 کامیون ذکر شده است که در محله خشتمالها و باغ خونى مشهد در گودالى ریخته شدند در حالیکه بعضی از انها هنوز زنده بودند. عمق فاجعه جنایت و خون ریزی در مسجد گوهرشاد، شکسته شدن حرمت آستان قدس رضوی و اختناق و دستگیریهای پس از آن به حدی ناگوار بود که برای همیشه بر مشروعیت خاندان پهلوی خط بطلان کشید. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


ه پوش را در ذهن دارند.

رییس شهربانی قم برای اجرای کشف حجاب به حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) وارد میشود .او که مردی گستاخ و بدزبان بود با داد و فریاد به بانوان باحجابی که در کنار ضریح حضرت معصومه(سلام الله علیها) به زیارت اشتغال داشتند پرخاش و حمله میکند تا چادر را از سرشان بگیرد، فریاد و ناله زنان بلند میشود، مرحوم آیه الله العظمی مرعشی نجفی که در آن جا حضور داشتند، بسیارناراحت شده و برای جلوگیری از گستاخی رییس شهربانی او را از این کار نهی کرده، ایستاگی کرده و سیلی محکمی به صورت او میزند.



