اشپیگل: تلاش برای مرتبط کردن ایران با پرونده ترور حریری
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، رفیق حریری ، ایران ، مجله اشپیگل

در اسناد دادگاه حریری ادعا شده است که چهار متهم پرونده حریری، از لبنان خارج شده اند و حداقل سه نفر از آنها هم اکنون در ایران زندگی می کنند.

مجله آلمانی اشپیگل در جدیدترین شماره خود نوشت: دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان به دنبال مرتبط کردن ایران با پرونده ترور حریری است.

به گزارش عصر ایران، این مجله اضافه می کند: دادگاه بین المللی اطلاعاتی دارد که براساس آن ایران با عملیات ترور حریری مرتبط بوده است.

اشپیگل به نقل از منابع اطلاعاتی که نخواست نامشان اعلام شود می نویسد: دادگاه بین المللی حریری که اخیرا نام و مشخصات چهار متهم این پرونده را منتشر کرد به شدت نشانه هایی را دنبال می کند که براساس آن این پرونده به ایران برسد.

این چهار متهم ، همگی عضو حزب الله هستند. دولت لبنان اخیرا اعلام کرد که هیچ نشانی از این چهار متهم به دست نیاورده و امکان بازداشت آنان وجود ندارد.

حزب الله بارها هر گونه ارتباط با ترور رفیق حریری را رد کرده است و با ارائه اسناد و مدارکی، از ارتباط دادگاه بین المللی حریری با مقامات اسرائیلی آمریکایی پرده برداشت.

براساس این گزارش، دادگاه حریری مدعی است این چهار متهم در سال 2004 به ایران سفر کردند و به مدت چند ماه در پایگاه نظامی (امام) خمینی در نزدیکی شهر قم، آموزش های نظامی را برای عملیات های ترور طی کردند.
این گزارش می افزاید: ناظران این آموزش ها، دکورهای شبیه به صحنه ترور و انفجار در بیروت طراحی کرده بودند و عملیات انفجار آزمایشی را نیز انجام دادند.

براساس مطلب اشپیگل ادعا شده است، هم اکنون نیز چهار متهم پرونده حریری، از لبنان خارج شده اند و حداقل سه نفر از آنها هم اکنون در ایران زندگی می کنند.


انتشار اسناد اظهارات سید حسن نصرالله درباره ترور حریری+تصویر
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدحسن نصرالله ، رفیق حریری

خبرگزاری فارس: پایگاه خبری الانتقاد در اثبات سند ارائه شده توسط دبیرکل حزب الله درباره انتقال رایانه‌های کمیته بین المللی تحقیق ترور رفیق حریری 3 سند جدید منتشر کرد.

 
به گزارش فارس، پایگاه اطلاع رسانی الانتقاد با انتشار 3 سند جدید باب هرگونه بحث و مناقشه و شک و شبهه در سند ارائه شده توسط سید حسن نصرالله را بست. 
 
سه سند منتشر شده توسط پایگاه اطلاع رسانی الانتقاد به شرح زیر است: 
 
یک: سند اولی مربوط به معافیت مالیاتی غیرمستقیم است. 
 
دوم: این سند مربوط به ماهیت کامیون حامل تجهیزات و وسایلی که ثابت می‌کند، این کامیون حامل تجهیزات و وسایل کمیته بین المللی تحقیق بوده است. 
 
و سند سوم: این سند لیست وسایل و تجهیزات کامیون شماره 39148 است که وسایل و تجهیزات کمیته بین‌المللی را حمل می‌کرد. 
 
سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در سخنان اخیر خود از یکی دیگر از ابعاد همکاری‌های دادگاه ترور حریری با رژیم صهیونیستی پرده برداشته و گفته بود که هنگامی که دادگاه تاسیس شد و بلمار به عنوان دادستان تعیین شد، بیروت مرکز اصلی کمیته تحقیق بود، بعد از لغو کمیته تحقیق آنها بسیاری از کارمندان و تجهیزات خود را از لبنان خارج کردند و تنها 97 دستگاه رایانه کمیته در بیروت ماند، عجیب این بود که این رایانه‌ها از طریق الناقوره به اسرائیل فرستاده شد و از راه فرودگاه بین‌المللی یا بندر بیروت از کشور خارج نشد. چرا این دستگاه‌ها به اسرائیل فرستاده شد؟ چرا این انتقال از طریق بندر انجام نشد؟ در اسرائیل چه بر سر این رایانه‌ها آمد؟ 
 
 

عکس یادگاری رییس دادگاه حریری با مریم رجوی
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، رفیق حریری ، سازمان منافقین ، مریم قجرعضدانلو

آنتونیو کاسزی رییس دادگاه حریری مشاور حقوقی کمیته ‌حذف‌ منافقین از لیست تروریست‌های اتحادیه اروپا است که در سال 2008 در کنفرانسی خواهان حمایت گسترده آمریکا و اروپا از منافقین شد. 

 
به گزارش فارس، آنتونیو کاسزی رییس دادگاه حریری همان مشاور حقوقی کمیته حذف منافقین از لیست تروریست‌های اتحادیه اروپا است که در سال 2008 در کنفرانسی خواهان حمایت گسترده اتحادیه اروپا و آمریکا از منافقین شد. 
 
رییس دادگاه حریری از جمله شرکت کنندگان در کنفرانس "در جستجوی عدالت ـ کمیته اروپایی برای حذف سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریست‌ها " بود که در آن با استناد به موادی سازمان منافقین را دارای مصونیت قضایی دانسته و خواهان حمایت گسترده اتحادیه اروپا و آمریکا از منافقین شدند. 
 
جالب اینکه این فرد قرار است در دادگاه حریری که به دلیل نفوذ گسترده در آن به دادگاه آمریکایی اسراییلی حریری مشهور شده رای صادر کرده است. 
 
مطلب زیر گزارش گونه‌ای از کنفرانس "در جستجوی عدالت ـ کمیته اروپایی برای حذف سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریست‌ها " است که آنتونیو کاسزی رییس دادگاه حریری در آن حضور موثر داشته است: 
 
روز سه‌شنبه 16 سپتامبر 2008 در بروکسل کنفرانسی با حضور اعضای پارلمان اروپا و نمایندگان پارلمان‌های ملی کشورهای عضو، از جمله فرانسه، انگلستان و ایتالیا و همچنین چندین حقوقدان تشکیل شد. 
 
*تشکیل کمیته اروپایی برای حذف سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریست‌ها 
 
آلجو ویدال کوادراس (Alejo Vidal-Quadras) با اعلام تشکیل یک کمیته اروپایی خاطرنشان کرد که قرار است تصمیم شورای اتحادیه اروپا مبنی بر ابقای سازمان مجاهدین خلق ایران در لیست تروریست‌‌ها را مورد تجدید نظر قرار دهد. 
این کمیته کار خود را با تشکیل کنفرانسی یک‎روزه با همراهی گروه داخلی دوستان ایرانی آزاد (Friends of a Free Iran Inter-group) در پارلمان اروپا، آغاز کرد. 
آقای استروان استیونسن (Struan Stevenson)، نایب رئیس حزب خلق اروپا در پارلمان اروپا (European People's Party in the European Parliament)، گفت که کنفرانس "در جستجوی عدالت ـ کمیته اروپایی برای حذف سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریست‌ها " از طرف 2000 نفر از اعضای پارلمان کشورهای مختلف عضو در این پارلمان، حمایت می‌شود. 
 
*اگر سازمان مجاهدین را تروریست می‌دانید اعضای پارلمان اروپا را نیز به آن لیست اضافه کنید 
 
وی ادامه داد که اگر آنچه سازمان مجاهدین خلق ایران مرتکب می‌شود، تروریسم نام دارد، بنابراین ریاست اتحادیه اروپا باید اعضای پارلمان را نیز به آن لیست اضافه کند چرا که ما از اقدامات سازمان مجاهدین خلق حمایت می‌کنیم. پائولو کاساکا (Paulo Casaca)، نایب رئیس گروه دوستان ایرانی آزاد اعلام کرد که هدف از این اقدام برقراری و اجرای عدالت است. 
کمیته مذکور اعلام کرد که به منظور حذف سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریست‌های اتحادیه اروپا، به هرگونه اقدام سیاسی و حقوقی متوسل خواهد شد و عدالتی را که شورا در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران نادیده گرفته بود، اجرا خواهد کرد. 
 
*رییس دادگاه حریری شرکت کننده در کنفرانس کمیته اروپایی برای حذف سازمان مجاهدین از لیست تروریست‌ها 
 
در اولین جلسه این کنفرانس، حقوقدانانی از جمله این افراد حضور داشتند: 
لرد اسلین از هادلی (Lord Slynn of Hadley)، از قضات پیشین دادگاه اروپا 
پروفسور آنتونیو کاسزی (Antonio Cassese)، رییس دادگاه حریری، رئیس پیشین دادگاه محاکمه جنایات بین‌المللی اتحادیه اروپا برای یوگوسلاوی سابق 
پروفسور هرنی لابایل (Herni Labayle)، صاحب کرسی جین مونت (Jean Monnet Chair) در دانشگاه پاو (Pau) 
پروفسور بیل بورینگ (Bill Bowring)، رئیس مجمع وکلای حامی دموکراسی و حقوق بشر اروپا (European Association of Lawyers for Democracy and Human Rights) 
سِر جفری بیندمن (Sir Geoffrey Bindman)، پروفسور حقوقدان مدعو در دانشگاه کالج لندن. 
 
*سازمان مجاهدین از مصونیت قضایی برخوردار هستند 
 
این حقوقدانان از جمله آنتونیو کاسزی در این جلسه، آرای حقوقی خود را در مورد تصمیمی که شورا در ماه جولای اتخاذ و سازمان مجاهدین خلق ایران را همچنان در لیست تروریست‌ها ابقا کرد، ارائه نمودند. 
این حقوقدانان اعلام کردند که بنا به نظر کارشناسی آنها ابقای سازمان مجاهدین خلق ایران در لیست مذکور، غیرقانونی است. از این روی شورا قانون را نادیده انگاشته و از قدرت خود سوء استفاده کرده است. 
این کنفرانس همچنین تغییر و تحولاتی را که به تازگی در محل استقرار اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در پادگان اشرف در عراق روی داده است، به بحث و گفت‏وگو گذاشتند. با استناد به دو قطعنامه‌ای که پارلمان اروپا در 12 جولای 2007 و 4 سپتامبر 2008 به تصویب رسانده بود، تأکید کردند که اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در پادگان اشرف پناهندگان سیاسی به شمار رفته و تحت حمایت چهارمین بند معاهده ژنو می‌باشند و از این روی مورد حمایت بند عدم سرکوب قانون بین‌المللی حمایت از حقوق بشر، قانون بین‌الملل بوده و از مصونیت قضایی برخوردار هستند. 
آنها تأکید کردند که ایالات متحده همچنان باید از پادگان اشرف محافظت کند و رفع حمایت از اعضای پادگان اشرف منجر به یک فاجعه خواهد شد. 
 
* عکس یادگاری با سرکرده منافقین 
 
آنتونیو کاسزی رییس دادگاه حریری و مشاور حقوقی کمیته حذف منافقین از لیست تروریست‌های اتحادیه اروپا است که در سال 2008 در کنفرانسی با مریم رجوی از سرکردگان منافقین عکس یادگاری گرفت.

سخنرانی افشاگرانه سیدحسن نصرالله در شبکه المنار:
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدحسن نصرالله ، لبنان ، رفیق حریری
رای دادگاه حریری، زمینه‌چینی برای صدور کیفرخواست علیه مقاومت/ قضات پرونده با اطلاعات آمریکایی کار می‌کنند
سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله گفت: دادگاه حریری یک تصمیم بین المللی با هدف ضربه زدن به سران مقاومت و همچنین ایجاد جنگ داخلی در لبنان و یا مهم تر از آن ایجاد فتنه در کشور بخصوص میان اهل سنت و شیعیان است.  

 به گزارش رجانیوز، دبیرکل حزب الله شنبه شب از طریق شبکه تلویزیونی المنار گفت: ما قصد داشتیم در ابتدا یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنیم ولی به خاطر برخی از مشکلات فنی، سخنان امشب من از طریق تلویزیون با شما خواهد بود. سخنرانی امشب در واقع ادامه سخنرانی چند ماه پیش است و من ابتدا به شکل خلاصه مواردی که قبلا گفتم بیان می کنم.

دبیرکل حزب الله لبنان ادامه داد: علت اصلی این سخنرانی همانطور که می دانید صدور کیفرخواست دادگاه حریری است که چند تن از برادران مقاومت را که سابقه درخشانی در مبارزه با رژیم صهیونیستی دارند، متهم ساخته است.
کیفرخواست دادگاه حریری که امروز صادر شده، گامی از یک مسیر طولانی است که قبلا شروع و نشانه های آن بعد از پیروزی مقاومت بر رژیم صهیونیسی درسال 2006 میلادی بروز کرده است؛ بلافاصله بعد از این جنگ نشریه 'لوفیگارو' درخصوص متهم شدن حزب الله و سران آن به دست داشتن به ترور رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان صحبت کرد.

وی ادامه داد: دادگاه حریری چند هدف را دنبال می کند که بعد از پایان کار (شکست خورده)خود که ابتدا سوریه و افسران بی گناه را متهم کرده بود، درحال حاضر حزب الله را نشانه رفته است. همچنین در گذشته تأکید کرده بودیم که همه ما و رسانه های خبری جهان اسلام و حتی لبنان باید برای به شکست کشاندن این اهداف دادگاه حریری تلاش کنیم.

شورای امنیت ملی آمریکا، دادگاه حریری را هدایت می‌کند

دبیرکل حزب الله با تأکید بر این که زمان صدور کیفرخواست هدف خاصی را دنبال می کند، تصریح کرد: با این خلاصه، من امشب در مورد سه موضوع صحبت خواهم کرد. اول: کمیته تحقیق بین المللی. دوم: لغو کمیته تحقیق و تشکیل دادگاه حریری و انتخاب 'دانیال بلمار' به عنوان دادستان کل این دادگاه و موضوع سوم موضع ما در برابر این کیفرخواست و چگونگی برخورد با مرحله بعدی است.

دبیرکل حزب الله در ادامه سخنان خود گفت: دادگاه حریری به وسیله تصمیمی از شورای امنیت که بر آن آمریکا تسلط دارد، تشکیل شده و ما هرگز نمی توانیم آن را لغو کنیم ولی قبلا در مورد اهداف این دادگاه صحبت کردیم.

سیدحسن نصرالله تصریح کرد: به رغم اینکه درگذشته به شکل کاملا مفصل درخصوص اهداف پرواز هواپیماهای جاسوسی رژیم صهیونیستی و اعتراف های مزدوران این رژیم سخن گفتیم ولی دادگاه حریری هیچ گاه رژیم صهیونیستی را به عنوان متهم معرفی نمی کند؛ درصورتی که با توجه به شواهد و قرائنی که ارائه کردیم، این دادگاه بایستی رژیم صهیونیستی را به عنوان یکی از فرضیه ها در تحقیق خود قلمداد کند.

دبیرکل حزب الله ادامه داد: علت اینکه این دادگاه به دلایل ارائه شده از طرف ما هیچ توجهی نکرد، این است که روند تحقیق این و همچنین خود دادگاه سیاسی است. این دادگاه به جای آن که از رژیم صهیونیستی تحقیق نماید، از این رژیم به عنوان همکار در روند تحقیق خود استفاده کرد.

مدارک و اسناد دادگاه را به اسرائیل فرستادند تا بررسی شود

سیدحسن نصرالله با اشاره به اینکه تحقیق منصفانه و عاری از هرگونه خطا دست کم باید از کارشناسان و مشاوران بی طرفی که هیچ دشمنی و موضع گیری های منفی ندارند، استفاده کرده باشد، گفت: قبل از آنکه دستگاه کامپیوتر ویژه کمیته تحقیق این دادگاه به دادگاه 'لاهه' منتقل شود، ابتدا از راه "ناقوره" به فلسطین اشغالی فرستاده شد و افسرانی که کمیته تحقیق از آنها در کار تحقیق استفاده کرده بود، سوابق ضد مقاومت داشتند.

 وی افزود: یکی از افسران این دادگاه، یک افسر دستگاه اطلاعات آمریکا(سیا) بوده که قبلا مسؤولیت انفجار در منطقه بئر العبد در دهه 80 قرن گذشته را برعهده داشته است و یکی دیگر از این افسران که کمیته تحقیق از آنها استفاده کرده بود، یک افسر آمریکایی بوده که سالهای طولانی شهید عماد مغنیه را تحت تعقیب خود قرار داده بود.
دبیرکل حزب الله تصریح کرد: کسانی که مسوؤل روشن کردن حقیقت این دادگاه شده اند، کسانی هستند که سوابق منفی داشته و بیشترشان وابسته به دستگاه های اطلاعاتی هستند؛ آیا این افراد می توانند به حقیقت دست یابند؟

افشاگری مستند نصرالله علیه دادگاه با فیلم و عکس

سیدحسن نصرالله ادامه داد: ما در مقابل کمیته تحقیقی قرار داریم که نائب رییس تحقیق آن 'گیرهارد لیمان' است که اسناد اعترافات و مدارک کمیته تحقیق را در مقابل دریافت پول می فروخت و اگر وی به امانت کمیته تحقیق خیانت می کند، پس باید دید که وی نسبت به حقایق چه کار می کند.(شبکه المنار همزمان اسناد و فیلم این اقدام لیمان را پخش کرد)

سیدحسن نصرالله گفت: دانیل بلمار (دادستان دادگاه حریری) خود شخصا و کمیته تحقیق در قضیه شاهدان دروغین(که با دروغ پردازی روند تحقیق را منحرف کردند) دست داشته اند و ما اطلاعات و دلایلی در اختیار داریم که این امر را ثابت می کند ولی در مورد آن امروز هرگز صحبت نخواهیم کرد.

دبیرکل حزب الله ادامه داد: مسئله بعدی در مورد تحقیق آن است که مهم ترین شروط هر تحقیق محرمانه بودن آن است ولی جهان به خوبی می داند که چیزی از محرمانه بودن در روند تحقیق دادگاه حریری دیده نشده و همه اطلاعات به دست آمده توسط آنها از همان ابتدا توسط روزنامه ها منتشر شد؛ در این صورت چه چیزی از صداقت و راستی این تحقیق باقی مانده است؟

سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله با اشاره به اینکه هدف عوامل پشت پرده دادگاه حریری، ساقط کردن دولت میقاتی به هر قیمتی است، گفت: آنها بار دیگر کیفرخواست را علم کردند تا به عنوان سلاحی برای قدرت سیاسی گروه دیگر در راستای ساقط کردن دولت استفاده شود.

هدف از این اقدامات، زشت جلوه دادن وجهه مقاومت بود

دبیرکل حزب الله در ادامه سخنان خود گفت: موضوع بعدی در مورد نقض امنیتی کمیته تحقیق دادگاه حریری است که چراکه هر یک از عوامل آنها رابطه ای با دستگاه های اطلاعاتی داشته است؛ حتی گروه چهارده مارس نیز به برخی از اطلاعات این کمیته تحقیق دست یافت.

وی با اشاره به اینکه حتی بعضا خبرها عمدا از کمیته تحقیق منتشر می شد، گفت: هدف از این اقدامات زشت کردن وجهه مقاومت بود که بدترین شکل آن انتشار پنهانی خبر این کمیته طی چند روز گذشته بود که اسامی متهمان توسط رسانه های خبری منتشر شد و بعد از آن بلمار(دادستان دادگاه) می گوید که اسامی متهمان محرمانه است.

دبیرکل حزب الله لبنان تأکید کرد: آخرین نقطه در مورد روند تحقیق و محققان این کمیته، استفاده سیاسی از کیفرخواست برای خدمت به یک گروه است که در واقع هیچ خدمتی به کشف حقیقت نمی کند.

سیدحسن نصرالله تأکید کرد: تمامی اسامی که به صورت عمدی از کمیته تحقیق به بیرون انتشار یافت، کاملا با آنچه که توسط نشریه آلمانی 'اشپیگل' و تلویزیون کانادا منتشر شد، مطابقت دارد.

وی ادامه داد: روزنامه آلمانی اشپیگل در سال 2009 میلادی در زمان انتخابات پارلمانی لبنان اسامی را منتشر کرد و هنگامی که دولت گذشته سقوط کرد و ما برای مشورت با فراکسیون های پارلمانی رفتیم، بار دیگر کیفرخواست را به حرکت درآوردند که بر پارلمان فشار بیاورند و همچنین بعد از پایان تدوین بیانیه هیأت دولت و زمان کسب اعتماد دولت از پارلمان، کیفرخواست را صادر کردند.

دبیرکل حزب الله گفت: آنها منتظر ماندند چرا که معتقد بودند که گروه اکثریت پارلمانی(8 مارس) در تشکیل دولت شکست خواهند خورد ولی دولت تشکیل شد و پس از آن گفتند که باید قبل از به دست آوردن رأی اعتماد پارلمان کاری انجام دهند چرا که هدف به هر قیمتی ساقط کردن دولت میقاتی توسط آنها بود؛ در نتیجه بار دیگر کیفرخواست را علم کردند تا به عنوان سلاحی برای قدرت سیاسی گروه دیگر در راستای ساقط کردن دولت استفاده شود.

وی با اشاره به اینکه این کیفرخواست برای تحقق عدالت نیست بلکه برای تحقق قدرت و سلطه است، افزود: برخی می گویند جوانان مان(متهمان ادعایی دادگاه) را به دادگاه معرفی کنیم تا بی گناهی آنها ثابت شود؛ در مورد این دادگاه و چگونگی تشکیل آن بار دیگر نمی خواهم صحبت کنم ولی به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، چگونگی اقدامات و اصلاحات این دادگاه، تهدید آمیز و شک برانگیز بودن آن را نشان می دهد.

دادستان کل این دادگاه و خود این دادگاه هیچ بویی از انصاف و عدالت نبرده‌اند

سیدحسن نصرالله گفت: دادستان کل این دادگاه و خود این دادگاه هیچ بویی از انصاف و عدالت نبرده اند و دلیل آن برخورد این دادگاه با چهار افسر لبنانی بازداشتی توسط آنها است. سرلشکر جمیل السید(یکی از افسران بازداشتی) بعد از خروج از زندان تاکنون مسئله بی گناهی خود را پیگیری می کند ولی حتی به کمترین حقوق خود دست نیافته است.
دبیرکل حزب الله لبنان ادامه داد: "آنتونیو کاسیزی" بر حسب شهادت یکی از دوستان خود در یک کنفرانس، دوست بسیار ارجمند رژیم صهیونیستی است.

وی تصریح کرد: این دوست بزرگ رژیم صهیونیستی که از او خواسته شده که عدالت را اجرا نماید، مقاومت و کشورهای مقاوم را تروریست می داند؛ تصور کنیم این شخصی است که ما باید از وی انتظار تحقق عدالت را داشته باشیم.(اسناد منتشره همزمان توسط تلویزیون المنار پخش شد)

سیدحسن نصرالله تأکید کرد: از نظر کاسیزی، رژیم صهیونیسیتی تنها کشوری در منطقه است که بر اساس قانون و حقوق بشر عمل می کند و آنچه را که در طول شصت سال علیه فلسطینی ها رخ داده و نزدیک به 11هزار فلسطینی بازداشت شده اند، همه آن نشانه های حقوق بشر است و جنایت رژیم صهیونیستی در لبنان هیچ مسئله ای نیست چراکه به نظر کاسیزی این رژیم جنگی را علیه تروریسم شروع کرده است.

وی ادامه داد: آیا با توجه به این سوابق و با وجود این رییس می توان از این دادگاه انتظار داشت که عدالت تحقق یابد؟

دبیرکل حزب الله با اشاره به اینکه قوانین دادگاه حریری به طریقی تهیه شده که از طریق آن به هر کسی که می خواهد، می توانند اتهام وارد کنند، گفت: البته بعد از صدور کیفرخواست این دادگاه هرگز در میان لبنانی ها به خصوص میان اهل سنت و شیعیان فتنه ای روی نخواهد داد و شهروندان لبنانی باید خیالشان راحت باشند.

نمی‌گذاریم در لبنان هم فتنه ایجاد شود

وی تصریح کرد: یکی از عواملی که نشان دهنده عدم ایجاد فتنه در لبنان است، وجود دولت بی طرف نسبت به آنچه طی شش سال گذشته روی داده، است؛ البته وظیفه ما هم این است که جلوی تحقق اهداف ترور رفیق حریری؛ اهداف دادگاه حریری و همچنین اهداف کمیته تحقیق را بگیریم.

سیدحسن نصرالله ادامه داد: گروه 14 مارس باید آنچه را که خود تحمل آن را ندارد و همچنین آنچه را که دولت سعد حریری تحمل آن را نسبت به موضوع کیفرخواست نداشت؛ بر دولت نجیب میقاتی تحمیل نکند.

دبیرکل حزب الله لبنان سپس پرسید که آیا اگر غیر از میقاتی، کسی دیگری در راس قدرت بود، می توانست کسانی را که متهم هستند دستگیر کند؟ و در ادامه پاسخ داد: نه حکومت حریری و نه حکومت میقاتی نمی توانند افراد یاد شده را نه در 30 روز و نه در یک سال و نه در 30 سال دستگیر نمایند؛آنچه را که ما با آن روبرو هستیم، جزئی از مقاومت ماست که هرگز بر ما چیره نخواهند شد و ما با جدیت راه خود را ادامه می دهیم.

سیدحسن نصرالله به 14 مارس نصحیت کرد که از نجیب میقاتی و از حکومت وی نخواهند که از کیفرخواست دادگاه حریری در مقابل ماندن در قدرت حمایت کند و گفت: اگر چنین چیزی خواستید، من نسخه ای از یادداشت سران ترکیه و قطر که سعد حریری هم با تمام بندهای آن موافقت کرده را به شما می دهم و شما نیز موافقت با همان بندها از سوی میقاتی را بپذیرید.

وی گفت: در آن زمان اگر ما حریری را به عنوان نخست وزیر می پذیرفتیم، این سند توسط سوریه، ترکیه، عربستان، فرانسه و قطر مورد امضا قرار می گرفت و کلینتون هم از آن استقبال می کرد اما ما آن را به دلیل تعهدات ملی مان نپذیرفتیم؛ دولتی که حریری ریاست آن را برعهده داشت، نمی توانست کشور را به ساحل امن برساند.

سیدحسن نصرالله با اشاره به بیانیه اخیر حریری در تاریخی خواندن حکم دادگاه گفت: وی یک سال پیش می گفت، اگر کیفرخواست صادر شود،ما عقل داریم و دلیل آنها را خواهیم دید و اگر دلایل نادرست و شک برانگیز باشد، با آن موافقت نمی کنیم؛ حال امروز چه شده که آنها(حریری و حامیانش) حکم دادگاه را تاریخی عنوان می کنند.

دبیرکل حزب الله ادامه داد: کسانی با تحریک لبنانی ها قصد دارند، فتنه ایجاد کنند و همچنین برخی از مسؤولان 14مارس در فکر آن هستند ولی ما از تمامی لبنانی ها می خواهیم که به آنها توجه نکنند.

آرزوهای رژیم صهیونیستی به شکست خواهد انجامید

سید حسن نصرالله گفت: دادگاه حریری از زمان تأسیس آن، یک هدف سیاسی روشن و مشخص را دنبال می کرد و تمامی دستگاههای آن در خدمت آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند؛ در نتیجه ما این دادگاه را دشمن خود می دانیم و نباید به آن اجازه بدهیم که کشور را به سمت جنگ داخلی بکشاند.

وی افزود: آرزوهای رژیم صهیونیستی به شکست خواهد انجامید چرا که این رژیم براین باور است که بعد از صدور کیفرخواست انفجاربزرگی در لبنان روی خواهد داد ولی همه باید بدانند که مقاومت ثابت قدم، قوی و مستحکم و نسبت به گذشته قوی تر است.

سیدحسن نصرالله گفت: من به دوستان مقاومت می گویم که نگران نباشید؛ این رویدادها هم جزئی از جنگی است که وارد آن شده ایم؛ جنگی که در گذشته بسیاری از لبنانی ها پرچم این مقاومت را برافراشتند و امروز این اقدامات آنها(در دادگاه حریری) بمباران خانه ها؛ به قتل رساندن زنان و کودکان و جنایت هایشان را تکمیل می کند و این برای ما امری غافل گیر کننده نیست چراکه ما از 1982 خود را برای این جنگ آماده کردیم.

وی با اشاره به روش مقاومت برای مقابله با این توطئه گفت: اگر عقل را بر اقدامات خود حاکم کنیم، می توانیم کشور را از این حادثه که اسرائیلی ها از چند سال پیش منتظر آن بودند، نجات دهیم؛ آنها فقط با ریختن خون دیگران ادامه حیات می دهند.

دبیرکل حزب الله افزود: آنچه از این دادگاه صادر شود، احکام باطلی است که آن را نمی پذیریم و ظلم در حق افراد شرافتمند لبنانی می دانیم؛ اجازه نمی دهیم که این دادگاه ما را تضعیف نموده و به عزت ما خدشه وارد کند.


پشت پرده ترورهای خاورمیانه، دادگاه بین المللی حریری و...+ تصاویر
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، رفیق حریری ، ترور

چنانکه پیش از این خبر داده بودیم، در سالروز ترور رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان، سرویس بین الملل «تابناک»، گزارش مفصل و تکان دهنده ای از پشت پرده ترورهای چند سال گذشته در خاورمیانه و همچنین سناریوی مد نظر غرب برای بهره برداری حداکثری از این وقایع، تهیه کرده که اکنون منتشر می شود. 

به گزارش «تابناک»، همچنان که بارها گفته شده است، دادگاه بین المللی رفیق حریری نقشی بسیار فراتر از بررسی و تحقیق در اقدام مجرمانه «ترور رفیق حریری» در لبنان و خاورمیانه دارد. اکنون که در ششمین سالگرد ترور وی قرار داریم، ارزیابی این دیدگاه حتما آسان تر از سال‌های گذشته است.

بنابر این گزارش، «رفیق حریری» در چهاردهم فوریه سال 2005 ترور شد و پس از آن تحولاتی شگرف که تمامی آن براساس برنامه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی بود در لبنان و منطقه شکل گرفت. همه این تحولات در لبنان از نظر سیاسی و نظامی به نفع رژیم اسرائیل و آمریکا بود و اگر از آن سال تاکنون، مقاومت اسلامی لبنان در سال 2006 در برابر هجوم ارتش اسرائیل شکست می‌خورد آنگاه کل خاورمیانه شاهد تحولاتی گسترده‌تر می‌شد اما حزب الله لبنان با مقاومتی 33 روزه، روند ادامه این سناریوهای بسیار خطرناک را در خاورمیانه و به خصوص در سوریه و لبنان، سد نمود.

برای آن که به روند این سناریو شناختی دقیق تر و بیشتر پیدا کنیم ناچاریم تا چند سالی به عقب برگردیم اما برای تسلط بر سیر حوادث، به تاریخ دقیق شکل گیری همه این تحولات، باید دقت بیشتری کنیم و روند پیاپی تحولات را از نظر دور نداریم زیرا همه این تحولات تداخلی انکار ناپذیر با هم دارند. همه این تحولات پس از سقوط نظام صدام حسین در عراق رخ داده است، تحولی که به اعتقاد سعودی‌ها موازنه طایفی نظام‌های سیاسی در خاورمیانه را بر هم زده و بر همین اساس آن‌ها از آمریکایی‌ها درخواست نموده بودند تا با تغییر نظام سیاسی در سوریه و تغییر حاکمیت آن، توازن طایفی نظام‌های سیاسی در خاورمیانه به ما قبل سقوط صدام حسین بازگردد:


1-    قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل: براساس این قطعنامه همه نیروهای نظامی خارجی در لبنان (اشاره مستقیم به ارتش سوریه) باید از خاک لبنان عقب نشینی کنند و همه نیروهای شبه نظامی (اشاره مستقیم به حزب الله و مقاومت اسلامی لبنان) باید خلع سلاح شوند. زمان صدور این قطعنامه 2/ 9/ 2004 می‌باشد.

2-    ترور رفیق حریری: نخست وزیر پیشین لبنان در تاریخ 14/ 2/ 2005 در قلب بیروت در یک انفجار مهیب به همراه تعدای از مقامات رسمی لبنان و گارد حفاظتش، کشته می‌شود. تیم حفاظت فیزیکی وی مجهز به نظام الکترونی ای بود که روسای جمهور آمریکا از آن استفاده می‌کردند از جمله این که تا شعاع یک کیلومتری می‌توانستند همه دستگاه‌های الکترونیک مثل موبایل را از کار بیاندازند از همین رو عوامل ترور وی باید از امکاناتی فراتر از سیستم حفاظتی حریری برخوردار می‌بودند.



حریری زمانی ترور شد که بحث تمدید ریاست جمهوری «امیل لحود»، رئیس جمهور لبنان و یا تعیین جانشینی برای وی، بحث روز لبنان بود و به شایعاتی در برخی رسانه‌های گروهی عربی و غربی دامن زده می‌شد مبنی بر این که در این خصوص اختلافاتی بین سوریه و «حریری» درگرفته است و این خبری بود که به شدت به عنوان تیتر اصلی در بسیاری از این رسانه‌ها تا ترور «حریری» و پس از آن دنبال می‌شد.

برخی از نیروها، احزاب و سازمان‌های سیاسی مخالف سوریه در لبنان با تکیه بر قطعنامه 1559، جنگ روانی گسترده‌ای علیه سوریه در لبنان راه‌انداخته و به دنبال آن ترور حریری را در راستای مخالفت با همین قطعنامه ارزیابی کردند. از همین رو از لحظه نخست ترور، دمشق و «بشار اسد»، رئیس جمهور سوریه آماج اتهامات این ترور قرار گرفتند. «سعد حریری» فرزند «رفیق حریری» از جمله کسانی بود که از لحظه نخست ترور، انگشت اتهام به سوی سوریه نشانه رفت و دیگر همراهان و متحدان وی نیز از این سیاست جنگ روانی علیه سوریه استفاده کردند.





3-    صدور قعطنامه 1595 شورای امنیت: پس از ترور «رفیق حریری»، شورای امنیت به درخواست آمریکا و فرانسه تشکیل جلسه داده و بدون درنگ طرح تشکیل دادگاه بین المللی رفیق حریری را در شورای امنیت تصویب نموده و پیراهن عثمانی را در رویدادهای لبنان درست می‌کنند که هیچگاه نظیر آن در تاریخ سیاسی لبنان و خاورمیانه پیدا نمی‌شود. این قطعنامه و تشکیل دادگاه بین المللی دادگاه «رفیق حریری» در تاریخ 7/ 4/ 2005 تصویب شد و سرمنشا تحولاتی در لبنان و خاورمیانه شد که تا کنون ادامه دارد.

4-    خروج ارتش سوریه از لبنان: پس از صدور قطعنامه 1559، ترور «رفیق حریری» و قطعنامه 1595، روند خروج ارتش سوریه تسریع یافت و بالاخره ارتش سوریه در میان ناباوری و مخالفت متحدان سوریه در لبنان، مجبور به ترک و عقب نشینی از خاک لبنان شد تا یکی از آرزوهای دیرینه آمریکا و اسرائیل تحقق یابد. ارتش سوریه به شکل رسمی در تاریخ 26/ 4/ 2005 آخرین نیروهای خود را از لبنان خارج نمود. همه این تحولات ناشی از قطعنامه 1559 و سپس ترور «رفیق حریری» بود. ارتش سوریه در حالی از لبنان عقب نشینی نمود که تمامی مخالفان سوریه در لبنان بدون هیچگونه شک و شبهه‌ای سوریه را مسئول ترور «حریری» معرفی نموده و رئیس جمهور این کشور را به خون آشامی در دمشق توصیف می‌کردند که از انگشتان وی خون می‌چکد. در همین چهارچوب بود که «سعد حریری»، «ولید جنبلاط» و «سمیر جعجع»،  بی پروا رئیس جمهور سوریه را مسئول ترور «حریری» معرفی می‌کردند.

 به دنبال همین جار جنجال بزرگ تبلیغاتی در لبنان، ارتش سوریه از لبنان اخراج و سپس حکومتی در لبنان برسرکار آمد که به شدت از سوی آمریکا، فرانسه و دیگر متحدان عربی اش در خاورمیانه و از جمله سعودی، مصر و اردن حمایت می‌شد. با این حساب آمریکا تا این جای کار دستاوردهای دراماتیکی در لبنان به دست آورده است که پیش از آن در حسرت دستیابی به آن‌ها می‌سوخت. از این تاریخ به بعد است که اصطلاح «ثورة الأرز» به معنای «انقلاب ارز» توسط جریان 14 مارس لبنان بر سر زبان‌ها می‌افتد. «ارز» نام درختی در لبنان است که سمبل این کشور است که در پرچم رسمی آن نیز حک شده است. خروج سوریه و مخالفت آشکار با این کشور و رهبری آن تحت نام «انقلاب ارز» در لبنان صورت می‌گرفت.

5-    ترور «سمیر قصیر»، روزنامه نگار مشهور و مخالف سوریه: در تاریخ 2/ 6/ 2005 «سمیر قصیر»، روزنامه نگار مشهور لبنانی در روزنامه «النهار» که دارای مواضع ضد سوری بود در لبنان از طریق انفجار ماشینش ترور می‌شود. دقیقا پس از ترور وی دمشق متهم اصلی می‌شود و از طرف جریان 14 مارس و رهبران سیاسی آن مثل سعد حریری و ولید جنبلاط، عوامل وابسته به سوریه عامل این ترور معرفی می‌شوند.



                                                                             سمیر قصیر


6-
  ترور «جورج حاوی»، رهبر حزب کمونیست لبنان:
وی به همان شکل سابق و با انفجار صندلی اتومبیلش در بیروت ترور می‌شود. وی از رهبران جریان 14 مارس بود و مثل دیگر سران سیاسی 14 مارس دارای مواضع ضد سوری بود. همین امر باعث شد تا بار دیگر انگشت اتهام متوجه سوریه شود. ترور جورج حاوی در تاریخ 21/ 6/ 2005 صورت می‌گیرد.


                                                                               جورج حاوی


7 - 
   دستگیری چهار افسر عالی رتبه لبنانی و بازجویی از «غازی کنعان»:
با تشکیل دادگاه بین المللی «رفیق حریری» در یک اقدام نه چندان غیر منتظره چهار افسر عالی رتبه لبنانی با نشان‌های سرلشکری و سرتیپی به نام‌های «جمیل السید»، «علی الحاج»، «ریمون عازار»و «مصطفی حمدان» در آگوست 2005 دستگیر می‌شوند. حکم دستگیری این افراد را دادستان دادگاه بین المللی رفیق حریری «دتلیف میلس» صادر می‌کند.



مبنای دستگیری این افراد شهادت فردی به نام «زهیر الصدیق» است که در نزد میلس شهادت داده بود که این افسران نقش مستقیم در ترور «رفیق حریری» داشته و با همکاری تشکیلات امنیتی ارتش سوریه، ترور «حریری» را سازماندهی کرده‌اند. «زهیر الصدیق» مدعی بود که در این جلسات برخی از افسران سوری مسئول در ترور «حریری»، مشارکت داشته و حتی وی تلاش کرده تا خبر این ترور را پیش از وقوع به اطلاع شخص «رفیق حریری» و نیز طرف‌های امنیتی لبنان برساند اما موفق نشده است. «زهیر الصدیق» در یکی از شهادت هایش در دادگاه بین المللی «رفیق حریری» از قول «مصطفی حمدان» چنین نقل می‌کند: ما شما را به یک سفری خواهیم فرستاد و آنگاه خداحافظ ای «حریری». وی همچنین مدعی شده بود که «حمدان» و «عازار» امکانات لجستیک عملیات ترور «حریری را در لبنان با کمک سوری‌ها تهیه کرده‌اند.



علی الحاج



جمیل السید


 

ریمون عازار                       مصطفی حمدان


«زهیر الصدیق» علاوه بر اسم این افسران لبنانی، اسم تعدادی از افسران عالی رتبه سوری را نیز به «میلس» می‌دهد. این افسران سوری عبارت بودند از: «غازی کنعان»، رئیس تشکیلات امنیتی سوریه در لبنان در دوران حضور ارتش سوریه در این کشور، «رستم عزالی»، سرلشکر ستاد ارتش سوریه، «محمد خلوف» و جامع جامع از افسران عالی رتبه تشکیلات اطلاعات و امنیت نظامی سوریه. دستگیری افسران عالی رتبه لبنانی، موجی از غضب و خشم علیه سوریه در لبنان راه می‌اندازد و همه بر این یقین می‌رسند که سوریه عامل اصلی ترور «رفیق حریری» بوده است.


زهیر الصدیق


همزمان با دستگیری آنها، برنامه بازجویی از افسران عالی رتبه سوری با موافقت دولت سوریه شکل می‌گیرد و در نخستین گام دادستان دادگاه بین المللی رفیق «حریری» در منطقه‌ای تفریحی به نام «مونتی روزا» در نزدیکی مرز مشترک لبنان و سوریه از «غازی کنعان» مرد پرقدرت سوریه مشهور به «قدرت سایه» در حاکمیت سیاسی لبنان در طول بیست سال، بازجویی می‌کند.



غازی کنعان

این بازجویی در سپتامبر 2005 صورت می‌گیرد. این در حالی بود که وی از اکتبر 2003 تا 12/ 10/ 2005 وزارت کشور سوریه را عهده دار بوده است. یعنی زمانی که به اتاق بازجویی وارد می‌شود حکم وزیر کشوری سوریه را داشته است. وی در شرایطی غیر منتظره در 12/ 10/ 2005 اقدام به خودکشی کرد که در ادامه مطلب به این موضوع نیز خواهیم پرداخت. اما نکته‌ای که این جا می‌توان به آن اشاره کرد این است که بازجویی از وی هرگز باعث نشد تا دادستان دادگاه «رفیق حریری» دلیلی بر دخالت سوریه در ترور «حریری» پیدا کند و این در حالی بود که سران جریان 14 مارس لبنان و از جمله «سعد حریری» تاکید داشتند که «غازی کنعان»، اطلاعات گرانقیمتی را مبنی بر دخالت رهبری و اطلاعات سوریه در ترور پدرش، به دادگاه «رفیق حریری» داده است.

8-     ترور «می الشدیاق» مجری مشهور تلویزیون LBC لبنان: میزگردهای معروف «می‌الشدیاق» در تلویزیون LBC و اتخاذ مواضع ضد سوری وی و متهم کردن سوریه در ترورهای سیاسی در لبنان، مشهور بود از همین رو وقتی در تاریخ 25/ 9/ 2005 ترور می‌شود، سوریه به عنوان عامل اصلی آن معرفی می‌شود. اما وی به رغم جراحات بسیار شدید از این ترور جان سالم به در می‌برد. وی دقیقا مثل «جورج حاوی» با انفجار صندلی ماشینش هدف قرار می‌گیرد.


9-     خودکشی «غازی کنعان» در وزارت کشور سوریه: چنانچه قبلا متذکر شدیم، «غازی کنعان» در حدود بیست سال مرد اول سوریه در لبنان بود. مشهور است که وی در این مدت نفر اول تصمیم گیری‌ها در لبنان بوده و ریاست اطلاعات سوریه در این کشور را عهده دار بوده است. بعدها معلوم شد که وی دارای روابط پنهان با برخی از سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی غربی به خصوص آمریکایی داشته و دارای حساب چند صد میلیون دلاری در بانک‌های آمریکا بوده است. براساس اعلام رسمی دولت سوریه وی در تاریخ 12/ 10/ 2005 در محل دفتر کارش با شلیک یک گلوله به دهان خود، خودکشی می‌کند.


رهبران سیاسی 14 مارس در لبنان، وی را عامل اصلی ترور «رفیق حریری» معرفی می‌کردند و مدعی بودند دولت سوریه برای سرپوش گذاشتن بر ترور حریری او را از میان برداشته است. در باره وی باز هم خواهیم گفت. شخص سعد حریری مدعی بود که او اطلاعات گرانبهایی علیه دولت سوریه در بازجویی هایش در برابر دادستان دادگاه بین المللی حریری ارائه کرده است.


10-    صدور قطعنامه 1636: به دنبال ترورهای سلسله‌وار لبنان، یکبار دیگر آمریکا و فرانسه وارد میدان می‌شوند و قطعنامه 1636 را در تاریخ 31/ 10/ 2005 صادر می‌کنند. در این قطعنامه بر قطعنامه‌های پیشین یعنی 1559 (مبنی بر خلع سلاح سریع نیروهای شبه نظامی لبنان) قطعنامه 1595 و لزوم تسریع در تشکیل دادگاه بین المللی رفیق حریری و دستگیری متهمان آن تاکید می‌شود. پشتوانه صدور این قطعنامه ادامه ترورهای سیاسی مشهور در لبنان پس از ترور رفیق حریری بوده است. اما این بار هدف اصلی این قطعنامه هدف قرار دادن متحدان سوریه در لبنان است که البته اشاره مستقیم آن متوجه حزب الله و مقاومت اسلامی است با این هدف که جریان خلع سلاح آن باید تسریع شود. از این مرحله دومین هدف آمریکا و اسرائیل پس از خروج ارتش سوریه در لبنان تعقیب می‌شود که همان خلع سلاح حزب الله لبنان بوده است.

11-    ترور جبران توینی سردبیر روزنامه النهار لبنان: وی به شکل مشابه ترورهای گذشته در تاریخ 12/ 12/ 2005 ترور می‌شود. جبران توینی از بارزترین سران سیاسی 14 مارس به شمارمی رفت و با ترور وی بار دیگر دمشق مسئول اصلی ترور معرفی می‌شود. انتخاب وی در حقیقت قرار دادن جامعه مسیحی لبنان در برابر سوریه بود با در نظر گرفتن این امر که یکی از موجه ترین چهره‌های سیاسی مسیحی لبنان به شمار می‌رفت و فرزند غسان توینی مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه النهار بود.


12-    پناهندگی عبدالحلیم خدام به فرانسه: عبدالحلیم خدام معاون رئیس جمهور سوریه در عهد حافظ اسد و نیز بشار اسد، پس از مخفی شدن از دیدگان در تاریخ 30/ 12/ 2005 رسما به فرانسه پناهنده می‌شود و از همانجا دعوت به سرنگونی نظام سیاسی سوریه و بشار اسد می‌کند. در اولین اقدام در ژانویه 2006، وی در جلسه تحقیق دادگاه بین المللی رفیق حریری در پاریس حاضر شده و رسما شهادت می‌دهد که رفیق حریری به دستور مستقیم بشار اسد در بیروت ترور شده است. او با اظهاراتش پرده از روابط سری با برخی از دولت‌های عربی همچون عربستان سعودی و دولت آمریکا بر می‌دارد و نشان می‌دهد که یکی از کاندیداهای هرم قدرت سیاسی در آینده سوریه و پس از سقوط دولت کنونی سوریه بوده است. دادگاه نظامی سوریه در تاریخ 17/ 8/ 2008 وی را به دلیل ارائه شهادت دروغ در قضیه ترور رفیق حریری، اقدام علیه نظام سیاسی سوریه و ارتباط غیر قانونی با اسرائیل و دولت‌هایی نظیر آمریکا و سعودی، به 13 سال حبس با اعمال شاقه محکوم می‌کند.

13-    جنگ سی و سه روزه ارتش صهیونیستی علیه حزب الله لبنان: در حالی که فضای سنگین سیاسی و امنیتی لبنان از زمان ترور رفیق حریری و توجیه اتهامات دایمی علیه سوریه بر کل خاورمیانه سایه‌انداخته بود، ارتش اسرائیل خود را آماده حمله‌ای ویرانگر علیه مقاومت اسلامی لبنان و زیر ساخت‌های این کشور کرده بود. اسرائیل به بهانه عملیات نظامی مقاومت اسلامی در جنوب لبنان و دستگیری و مجروح شدن تعدادی از نیروهای نظامی اش، در تاریخ 12/ 7/ 2006 حمله‌ای گسترده علیه حزب الله لبنان آغاز می‌کند که به «جنگ سی و سه روزه» شهرت یافته است. فضای سیاسی لبنان پس از صدور قطعنامه 1559 و ترور حریری که بخش عمده آن متوجه سوریه و همپیمانانش در این کشور بود، اسرائیل را بر آن داشت تا در ادامه سناریوی اخراج ارتش سوریه از لبنان، کار حزب الله را نیز به اصطلاح یکسره کند. رژیم صهیونیستی بر این گمان بود که اکنون وقت مناسب برای ریشه کنی حزب الله فراهم شده و این در حالی بود که به قول سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان، برخی از سران سیاسی لبنان (از جریان 14 مارس) همگام با برخی از سران عرب (همچون سعودی و مصر) از قبل پیام‌های ویژه‌ای به آمریکا و اسرائیل ارسال کرده بودند که اکنون زمان تعیین تکلیف حزب الله در لبنان فرارسیده است و این جنگ تا حصول به این هدف باید ادامه یابد. اما حزب الله لبنان با مقاومتی بی نظیر شکستی مهلک بر ارتش رژیم اشغالگر قدس تحمیل نمود و اجازه نداد تا سناریوی دوم آمریکا و اسرائیل در لبنان رقم بخورد و به این ترتیب همه معادله‌های پس از خروج ارتش سوریه از لبنان را بر هم زد.

بی گمان شکست اسرائیل در سرکوب حزب الله باعث گردید تا ادامه نقشه آمریکا در خاورمیانه و هدف قرار دادن مستقیم ایران و سوریه نیز نا کام بماند این در حالی بود که آمریکایی‌ها با کمک هم پیمانان عرب خود، سناریویی خطرناک در سوریه را در دست اقدام داشتند که در ادامه به آن می‌پردازیم.

ترغیب برخی از سران سیاسی وابسته به جناح 14 مارس بر ادامه جنگ 33 روزه توسط اسرائیل هیچ شکی باقی نمی‌گذارد که برنامه حمله نظامی ارتش صهیونیستی به لبنان یک برنامه از پیش طراحی شده در ادامه قطعنامه 1559، ترور حریری، قطعنامه 1595 و قطعنامه 1636 و نیز ادامه ترورهای سیاسی در لبنان بوده است. نکته جالب توجه در مواضع سیاسی 14 مارس در قبال جنگ 33 روزه این بود که آن‌ها حزب الله لبنان را مسئول آغاز جنگ معرفی کردند و همگام با برخی از سران عرب همچون سعودی‌ها و مصری‌ها، حزب الله لبنان را متهم به ماجراجویی در آغاز جنگ و رویارویی با اسرائیل معرفی کردند با آن که همه می‌دانستند که اسرائیل از سال 2004 در صدد آغاز جنگی فراگیر علیه حزب الله در لبنان بوده است.

14-    قطعنامه 1701 شورای امنیت: در تاریخ 11/ 8/ 2006 با تاخیری معنا دار موضوع توقف جنگ بین رژیم صهیونیستی با حزب الله را طرح و تصویب می‌کند و این در حالی است که با کمال تعجب و در اقدامی در حمایت از متجاوز، مقاومت اسلامی لبنان را مسئول آغاز جنگ معرفی می‌کند و هیچ اشاره‌ای به جنایات جنگی اسرائیل و آغاز جنگ در لبنان نمی‌کند اما بر خلع سلاح حزب الله در لبنان و عدم کمک رسانی از خارج (اشاره به سوریه) تاکید می‌کند. این قطعنامه زمانی صادر می‌شود که آمریکا و اسرائیل و متحدان آمریکا در خاورمیانه در میان برخی از کشورهای عربی یقین کامل دارند که ارتش صهیونیستی قدرت سرکوب حزب الله را دیگر ندارند و ادامه جنگ موجب آبروریزی شدیدتری برای ارتش اسرائیل خواهد شد.

15-    ترور بیار امین الجمیل: وی فرزند ارشد امین الجمیل رئیس جمهور اسبق لبنان و رئیس حزب کتائب لبنان بود. بیار در تاریخ 21/ 11/ 2006 ترور شد و در زمان ترور یکی از وزرای دولت لبنان به شمار می‌رفت. با آن که پدر وی هرگز سوریه را به شکل مستقیم متهم نکرد اما اکثر سران سیاسی 14 مارس بار دیگر انگشت اتهام را متوجه دمشق نمودند.



نحوه ترور وی با دیگر ترورها کاملا متفاوت بود. وی این بار با شلیک گلوله‌های مستقیم در بیروت ترور شد. چند روز پیش از ترور وی، نقل و انتقالات مشکوک مبنی بر انتقال سلاح از راه دریا به بیروت منتشر شده بود. عاملان این ترور با این نحوه ترور به نظر می‌رسید که به دنبال رد گم کردن عاملین اصلی ترورها در لبنان بوده‌اند و نشان می‌داد که بر اوضاع بیروت کاملا مسلط هستند.

16-    قطعنامه 1757 شورای امنیت: این قطعنامه همچون قطعنامه‌های دیگر شورای امنیت با حمایت آمریکا و فرانسه صادر شده و بر تشکیل دادگاه بین المللی رفیق حریری تاکید کرده و اعلام می‌کند که دولت لبنان (به ریاست فواد سینیوره و اکثریت پارلمانی لبنان ـ اشاره به اکثریت پارلمانی 14 مارس) در این مسیر در همه زمینه‌ها با شورای امنیت همکاری کاملی نموده و خواهد نمود. این قطعنامه که در تاریخ 31/ 5/ 2007 صادر می‌شود تاکید دارد که همه عوامل ترور حریری و دیگر ترورهای سلسله وار در لبنان به پای میز عدالت کشیده خواهند شد ! و این همان زمانی است که سوریه و هم پیمانان سوریه در لبنان مسئول اصلی تمامی ترورها از سوی 14 مارس لبنان معرفی می‌شوند از همین رو پس از صدور این قطعنامه جریان 14 مارس بی پروا بر حملات خود بر سوریه افزوده و جنگی یک طرفه و کور علیه مقاومت اسلامی در لبنان تحت عنوان خلع سلاح شبه نظامیان مسلح در لبنان می‌گشایند.

17-    ترور ولید عیدو: وی از نمایندگان پارلمان لبنان به شمار می‌رفت و نقشی ویژه در بین سران 14 مارس داشت. وی که در 13/ 6/ 2007 با انفجار ماشینی در مسیر عبورش (انفجار ماشین با کنترل از راه دور) در منطقه الحمام العسکری ترور شد، دارای مواضع آشکار ضد سوریه بود از همین رو همکاران وی در متهم ساختن دمشق و بشار اسد هیچ درنگی نکردند.


18-    ترور آنطوان غانم: وی نیز از نیروهای 14 مارس لبنان (و عضو حزب کتائب لبنان و از شخصیت‌های ضد سوریه) به شمار می‌رفت و طبیعی بود که پس از ترور وی، سوریه متهم اصلی قلمداد شود. وی نیز با انفجار ماشین در تاریخ 19/ 9/ 2007 هدف ترور قرار گرفت. از نکات جالب توجه در پی این ترورها (که چند تن از نمایندگان پارلمان را نشانه رفته بود) این بود که نیروهای 14 مارس مدعی بودند که سوریه با ترور این شخصیت‌ها در پی آن است که پارلمان را از اکثریت جریان 14 مارسی انداخته تا آن‌ها نتوانند رئیس جمهور مورد نظر خود را انتخاب کنند.


19-    ترور فرانسوا الحاج: وی در تاریخ 12/ 12/ 2007 در مسیر ورودی به مقر وزارت دفاع و ستاد ارتش لبنان با انفجار یک ماشین ترور می‌شود. طرف‌های سیاسی 14 مارس در باره این ترور هیاهوی آنچنانی علیه سوریه راه نینداختند اما بسیاری از نیروهای امنیتی مستقل لبنان معتقد بودند که ترور وی به مثابه رد گم کردن در ترورهای سابق است تا کسی به عاملین اصلی این ترورها دست پیدا نکند. از نکات جالب توجه در این ترورها این است که همه آن‌ها در بیروت صورت گرفته است و تا کنون هیچ کس نتوانسته است ردی و نشانی قاطع از عوامل ترور ارائه کند و تشکیلات امنیتی لبنان دست به دهان و بدون هرگونه واکنشی در برابر آن، از آغاز تا کنون فقط نظاره گر بوده است.



20-    ترور مسئول بخش فنی اتصالات اطلاعات داخلی لبنان: در تاریخ 25/ 1/ 2008 در انفجار یک ماشین، رئیس بخش امور فنی اتصالات اطلاعات داخلی لبنان مهندس «وسام محمود عید» به همراه یکی دیگر از همکارانش به نام «اسامه مشهور مرعب» کشته می‌شود. گفته شده است که وی مسئول بررسی فنی اتصالاتی بوده است که در هنگام ترور حریری و 22 تن از همراهانش برقرار شده است.



سعد حریری که در هنگام این ترور عازم مصر بود، بدون هیچ درنگی سوریه را مسئول این ترور معرفی کرد. این در حالی است که برخی از منابع امنیتی لبنان مدعی شدند که «وسام محمود عید» به مدارکی دست یافته بود که خلاف یافته‌ها و ادعاهای دادگاه بین المللی رفیق حریری است و برخی از ادعاهای این دادگاه در باره متهمین و نحوه انفجار منجر به قتل حریری را رد می‌کند. اما پس از ترور وی برخی از نیروهای 14 مارس لبنان تاکید نمودند که اطلاعات کسب شده وی باعث شده است تا دادگاه بین المللی ویژه لبنان به عاملین قتل حریری نزدیکتر شوند و بر همین اساس مدعی شدند که اطلاعات وی منجر به تثبیت دستگیری چهار افسر عالی رتبه لبنانی و دخالت سوری‌ها در ترور رفیق حریری شده است، فرضیه‌ای که دو سال بعد به شدت فرو ریخت و آنگاه فرضیه‌ای را قوت بخشید که براساس آن کسانی «وسام محمود عید» را ترور کرده‌اند که از افشای حقیقت ترور حریری بیم داشته‌اند، کسانی که تناقض موجود در اطلاعات و اخبار دادگاه بین المللی رفیق حریری را عاملی برای لو رفتن نقشه منطقه‌ای خود می‌دانستند.

21-    ترور عماد مغنیه در دمشق: فرمانده نظامی حزب الله لبنان که نقشی بی بدیل در رهبری نظامی جنگ 33 روزه حزب الله با ارتش اسرائیل داشت در تاریخ 12/ 2/ 2008 در قلب پایتخت سوریه مورد سوء قصد قرار می‌گیرد و به شهادت می‌رسد. از همان لحظه نخست ترور او، این سوال به میان آمد که چه کسی پشت این ترور قرار دارد؟ هیچ کس شک ندارد که او توسط اسرائیل ترور شده است اما چگونه مردی که بیش از 25 سال در خفا زندگی کرده بود، محل اقامتش لو رفته و بالاخره اسرائیلی‌ها به او دست یافته‌اند؟


22-    دستگیری پسر امیر بندر بن سلطان و وابسته نظامی سعودی در دمشق: پس از ترور عماد مغنیه در دمشق، وابسته نظامی سعودی در دمشق به همراه پسر امیر بندربن سلطان (رئیس وقت شورای امنیت ملی عربستان سعودی) در تاریخ 2/ 3/ 2008 دستگیر می‌شوند. گفته می‌شود که وابسته سعودی زمانی که قصد خروج از سوریه را داشت دستگیر می‌شود حتی گفته شده است که وی سوار بر هواپیمای سعودی عازم کشورش بود که این هواپیما توسط یک جنگنده سوری وادار به بازگشت شده و در فرودگاه بین المللی دمشق مجددا فرود آمده و وی دستگیر می‌شود. مقامات سوری علت دستگیری وی در آن وقت را اقدامات خرابکارانه در کشور سوریه و توزیع بیش از 50 میلیون دلار در بین قبایل سوری و برخی نیروهای دولتی سوریه به منظور اقدامات ضد امنیتی در سوریه ذکر کرده‌اند.

23-    دستگیری برخی از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی سوریه: پس از ترور عماد مغنیه و دستگیری دو مقام مهم امنیتی - نظامی سعودی در دمشق در ماه مارس 2008 تعدادی از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی سوریه نیز بازداشت می‌شوند که اتهام آن‌ها اقدامات براندازانه و همکاری با سرویس‌های امنیتی خارجی بوده است. همه نشانه‌ها حاکی از آن بود که دستگیری این عناصر و نیز دو مقام سعودی بیش از هر چیز با پرونده ترور عماد مغنیه و طرح براندازی در سوریه ارتباط داشته است.

24-    برگزاری کنفرانس سران عرب در دمشق: براساس اعلام قبلی قرار است تا در تاریخ 29و30/ 3/ 2008 اجلاس کنفرانس سران عرب در دمشق برگزار شود، این همان زمانی است که لبنان هنوز رئیس جمهور جدید انتخاب نکرده و در بحران سیاسی به سر می‌برد. در خبرها آمده بود که سعودی و مصر شرط حضور سران خود در این کنفرانس را حمایت سوریه از انتخاب سریع «میشل سلیمان» به عنوان رئیس جمهور لبنان اعلام کرده‌اند و گفته بودند در غیر این صورت در کنفرانس حاضر نخواهند شد. اما این فقط یک روی سکه بود اما آن سوی سکه شرط اصلی و مهم سعودی برای آزادی دو مقام امنیتی سعودی بود که پس از ترور عماد مغنیه در دمشق در بازداشت به سر می‌بردند.

اما سوریه این شرط را نپذیرفت و حاضر به آزادی آن دو نشد و بالاخره پادشاه سعودی در کنفرانس حاضر نشد و همگام با وی حسنی مبارک رئیس جمهور مصر و عبدالله پادشاه اردن نیز از مشارکت در کنفرانس امتناع کرده و نخست وزیر وقت لبنان «فؤاد سینیوره» پا را فراتر از این حد گذاشته و کنفرانس را تحریم کردند تا انزاوی منطقه‌ای سوریه را تشدید کنند، اقدامی که با هماهنگی کامل با آمریکا و فرانسه عملی شد. همه این‌ها تحت عنوان دخالت سوریه در امور داخلی لبنان شکل گرفت. (میشل سلیمان در تاریخ 25/ 5/ 2008 به عنوان رئیس جمهور لبنان انتخاب می‌شود). عدم مشارکت پادشاه سعودی در کنفرانس سران عرب در دمشق (و همراهانش از مصر و اردن و لبنان) نشان می‌داد که آزادی دو مقام امنیتی و نظامی سعودی برای آنها از درجه بسیار بالایی از اهمیت برخوردار است. همراهی مصر و اردن در این خواست سعودی‌ها، این گمانه زنی را بیشتر تقویت نمود که دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی مصر و اردن نیز در ترور عماد مغنیه و ایجاد اخلال امنیتی در سوریه دست داشته‌اند.

در اینجا برای درک دقیق تر مواضع و استراتژی دولت سعودی در برابر دولت سوریه باید به یک دیدار مهم سعود الفیصل با جورج بوش پس از سقوط صدام حسین و روی کار آمدن نظام جدید سیاسی در عراق و قدرت یافتن اکثریت شیعی در قالب به دست گیری دولت در عراق اشاره کرد. در اولین دیدار وزیر خارجه سعودی با جورج بوش پس از روی کار آمدن دولت جدید عراق، وی از برهم خوردن معادله طایفی نظام‌های سیاسی در خاورمیانه و اضافه شدن یک حکومت شیعی جدید در خاورمیانه به شدت اعتراض می‌کند و از وی می‌خواهد تا زمینه به قدرت رسیدن اکثریت اهل سنت در سوریه و کنار رفتن نظام کنونی در این کشور را فراهم کند (فراموش نکنیم که این موضع رسمی وزیر خارجه سعودی، نگاه طایفی پادشاهی عربستان به اوضاع خاورمیانه است که البته فقط مخصوص خودشان است). به عقیده سعود الفیصل نظام کنونی سوریه یک نظام سیاسی مربوط به طائفه علویون در این کشور است که همطراز قدرت شیعیان در ایران و عراق محسوب می‌شود لذا برای بازگشت موازنه سیاسی در خاورمیانه از بوش می‌خواهد که پس از سقوط نظام صدام حسین به عنوان یک نظام وابسته به اهل سنت، زمینه تغییر سیاسی در سوریه را فراهم کنند. این دیدگاه از سال 2004 عملا کلید می‌خورد و هماهنگی دقیق اطلاعاتی ـ امنیتی بین عربستان، سازمان سیا و به تبع آن اسرائیل در خاورمیانه ایجاد می‌شود.

25-    دستگیری آصف شوکت داماد خانواده اسد: پس از بازگشت «غازی کنعان» از لبنان، آصف شوکت تا مدتی عهده دار مسئولیت‌های وی در لبنان بوده است. او از همان زمان به فساد مالی شهرت داشت و مردی بسیار قدرت طلب در خانواده اسد در سوریه به شمار می‌رفت. درگیری وی با ماهر (یکی از پسران حافظ اسد رئیس جمهور فقید سوریه) و تیراندازی ماهر به سوی او که منجر به انتقال آصف به فرانسه برای درمان شد، یک داستان معروف در سوریه است. آصف همسر بشری (از دختران حافظ اسد) بود که بر خلاف نظر پدرش با وی ازدواج می‌کند. اندیشه‌های خطرناک دستیابی وی به «قدرت اولی» در دمشق به هر قیمتی، از مدت‌ها پیش از دستگیری اش، فکر رهبری سوریه را به خود مشغول کرده بود.


سرتیپ محمد سلیمان مشاور امنیت ملی بشار اسد، رئیس جمهور سوریه که روابط بسیار نزدیکی با عماد مغنیه داشت، بشار را از تلاش آصف شوکت برای به دست گیری قدرت سیاسی در سوریه مطلع می‌کند و اسناد و مدارک متقن مبنی بر تلاش آصف برای ایجاد ارتباط با کشورهایی نظیر سعودی، ارائه می‌کند. یکی از روزنامه‌های آلمانی نیز پس از دستگیری آصف شوکت و اختفای کامل وی از صحنه سیاسی و امنیتی سوریه در مقاله‌ای عنوان می‌کند که عماد مغنیه و تشکیلات امنیتی حزب الله لبنان، بشار اسد را از تلاش‌های براندازانه آصف شوکت در سال 2006 مطلع کرده بودند که توسط محمد سلیمان به اطلاع بشار اسد می‌رسد. آصف شوکت در زمان دستگیری در ماه ششم 2008 و خلع ید کامل، ریاست اطلاعات نظامی ارتش سوریه را عهده دار بود. به همراه وی تعداد دیگری از افسران اطلاعاتی سوریه نیز دستگیر می‌شوند که بعدها معلوم می‌شود که این عناصر از طریق ارتباط با وابسته نظامی سعودی در سوریه و نیز فرزند بندر بن سلطان، در ترور عماد مغنیه دست داشته‌اند و تدارک طرح تغییر در راس هرم سیاسی سوریه را داشته‌اند.

26-    آزادی وابسته نظامی و مقام امنیتی سعودی: در تاریخ 2/ 7/ 2008 دو مقام بازداشتی سعودی در سوریه، پس از رایزنی‌های سیاسی – امنیتی و مذاکرات پشت پرده و بده بستان‌های امنیتی و سیاسی بالاخره آزاد و از سوریه اخراج می‌شوند. گفته می‌شود که حزب الله لبنان در جریان کامل تحولات مربوط به این دو بوده و به بسیاری از پشت پرده‌های ترور عماد مغنیه و نیز تلاش برای سرنگونی نظام سیاسی سوریه دست یافته بودند. در همین مرحله است که فرضیه همکاری تشکیلات امنیتی سعودی (با همکاری مصر و اردن) با آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها در ترور عماد مغنیه قطعیت می‌یابد و شکی باقی نمی‌ماند که اسرائیل عامل اصلی ترور عماد مغنیه با همکاری برخی تشکیلات امنیتی کشورهای عربی بوده است. در حقیقت ترور مغنیه فرصتی برای تشکیلات امنیتی سوریه ایجاد کرد تا بخش‌های متصل این تشکیلات به کشورهایی نظیر سعودی را کاملا پاک سازی کند. اما این در حالی بود که سوریه و حزب الله لبنان، حق انتشار اسناد دخالت سعودی در ترور عماد مغنیه و طرح براندازی در سوریه را در شرایط لازم برای خود محفوظ نگهداشتند.

27-    ترور محمد سلیمان مشاور امنیتی بشار اسد: سرتیپ محمد سلیمان معروف به دست راست امنیتی بشار اسد در یک کمین حرفه‌ای در تاریخ 2/ 8/ 2008 در ویلایش واقع در بندر طرطوس سوریه با شلیک تیر مستقیم توسط یک تک تیر انداز بسیار ماهر کشته می‌شود. او در حالی ترور می‌شود که در این وقت بشار اسد در تهران به سر می‌برده است برای همین نقل شده است که وی پس از اطلاع از این خبر، تا زمان ترک تهران هرگز لبخند بر صورتش ظاهر نشد و در غم از دست دادن وی تا پایان سفر بسیار اندوهناک بود. یکی از احتمالات وارده در ترور وی، همکاری همکاران سابق آصف شوکت و نیز انتقام دستگاه اطلاعات و امنیت سعودی از وی در جریان دستگیری دو مقام امنیتی و نظامی سعودی پس از ترور عماد مغنیه در دمشق بوده است. براساس پاره‌ای اخبار «محمد سلیمان» نقش مهمی در دستگیری عوامل ترور مغنیه و کشف ارتباطات آنها با شبکه‌های اطلاعاتی سعودی و دیگر کشورهای عربی داشته است. براساس همین اخبار قایقی که در ترور محمد سلیمان استفاده شده است از سواحل شهر طرابلس در شمال لبنان حرکت کرده بوده است از همین رو یکی از احتمالات وارد در ترور وی دخالت گروه‌های سلفی وابسته به سعودی در شمال لبنان بوده است. احتمال دوم این است که اسرائیل عامل مستقیم ترور محمد سلیمان بوده که آن را به مثابه هدیه‌ای گرانقیمت به تشکیلات امنیتی عربستان سعودی اهداء کرده است.

28-    آزادی چهار افسر عالی رتبه لبنانی: در تاریخ 29/ 4/ 2009 پس از حدود چهار سال، دادگاه بین المللی رفیق حریری حکم آزادی چهار افسر لبنانی یعنی جمیل السید، علی الحاج، ریمون عازار و مصطفی حمدان را صادر می‌کند و آن‌ها را از همه اتهامات وارده تبرئه می‌کند. براساس اعلام این دادگاه، اتهامات وارده به آن‌ها براساس شهادت‌های کذب شاهدان دروغین بوده است. این نظریه جدید موجی از تحولات سیاسی جدید در لبنان، سوریه و خاورمیانه به راه می‌اندازد و نشان می‌دهد که اتهامات وارده به سوریه و هم پیمانانش در لبنان، اتهامی سیاسی بوده است.

29-    سوریه تبرئه می‌شود: با اعلام نظر دادگاه بین المللی رفیق حریری، عملا سوریه نیز تبرئه شده و بسیاری از رهبران سیاسی 14 مارس لبنان از جمله سعد حریری و ولید جنبلاط اعتراف می‌کنند که آنها گام در مسیر قضاوتی غلط برداشته بودند و همه اتهامات به سوریه را اتهاماتی سیاسی قلمداد می‌کنند و رسما از رهبری، دولت و مردم سوریه عذر خواهی می‌کنند. از این مرحله به بعد، سعد حریری و جنبلاط در صدد جبران مافات در قبال سوریه برمی آیند.

30-    پرونده غازی کنعان، آصف شوکت، عبدالحلیم خدام، محمد سلیمان پس از رای جدید دادگاه: با آزادی افسران عالی رتبه لبنانی و تبرئه سوریه عملا ثابت می‌شود که کشته شدن غازی کنعان و برکناری آصف شوکت و برخی از عناصر اطلاعاتی سوریه هیچ ارتباطی با پرونده ترور حریری نداشته است و این در حالی بود که نیروهایی مثل سعد حریری و ولید جنبلاط قبلا اعلام کرده بودند که دولت سوریه سر این عناصر را به دلیل مشارکت در ترور حریری زیر خاک کرده است. آن‌ها حتی ترور محمد سلیمان را در همین راستا ارزیابی می‌کردند. از سویی دیگر ادعاهای کذب عبدالحلیم خدام نیز در حضور هیئت تحقیقاتی دادگاه بین المللی حریری، بیش از پیش ثابت می‌شود.

31-    از سرگیری روابط عادی سعودی و سوریه: با سفر پادشاه سعودی به سوریه در تاریخ 7/ 10/ 2009 روابط متشنج و سرد سوریه و سعودی روالی عادی میگیرد. پس از آن در تاریخ 30/ 7/ 2010 بار دیگر پادشاه سعودی «ملک عبدالله» به دمشق می‌رود و از آن جا به اتفاق بشار اسد به لبنان می‌روند تا به اصطلاح نقشی مثبت در تحولات لبنان ایفاء کند. این اقدام سعودی به مثابه ترک خاطرات سیاه گذشته و جبران حوادث تلخ پس از ترور عماد مغنیه بوده است و از همین مرحله است که سعودی تلاش می‌کند تا با ارائه شکلی از همراهی با دیگر طرف‌های لبنانی از جمله حزب الله لبنان خاطر آنها و سوریه را به دست آورد و دقیقا پس از این مرحله است که طرح مشترک سعودی – سوری معروف به سین ـ سین برای حل بحران سیاسی لبنان در رابطه با صدور کیفر خواست جدید دادگاه حریری وارد صحنه می‌شود، طرحی که سوریه و حزب الله مشترکا از آن حمایت کردند اما در نهایت سعد حریری، نخست وزیر لبنان آن را نپذیرفت.

32-    صدور کیفر خواست جدید دادگاه بین المللی و این بار علیه حزب الله: از هشت ماه پیش قرائنی و مدارکی مستدل وجود داشت که نشان می‌داد دادستان دادگاه بین المللی ویژه لبنان یا همان ترور حریری، قرار است که تعدادی از عناصر حزب الله را به مشارکت در ترور حریری متهم کند. سفر پادشاه عربستان به سوریه و از آنجا به اتفاق بشار اسد به لبنان، این گمانه زنی را تقویت و قطعی نمود.

آنچه تاکنون در این بررسی آمده است در حقیقت یک روز شمار تقریبا دقیق از تحولات در لبنان و سوریه بوده است. براین اساس می‌توان تحلیلی دقیق تر از روند تحولات در لبنان و سوریه از سال 2004 تاکنون ارائه کرد.

اکنون باید به این فرضیه را مورد بررسی قرار داد که آیا سوریه می‌توانسته است تا عامل اصلی ترور حریری باشد؟ تمامی بررسی‌ها نشان می‌دهد که ترور حریری به هر شکلی که آن را حساب کنیم برخلاف سیاست‌های سوریه بوده است و اصولا دولت این کشور هیچ مصلحتی برای این ترور نداشته است و اتفاقا همه زمینه‌ها و اتفاقات نشان می‌دهد که ترور حریری و دیگر شخصیت‌های سیاسی لبنان دقیقا بر خلاف مصلحت سوریه در لبنان و خاورمیانه بوده است و این زمینه‌ها آن قدر واضح و روشن است که هیچکس تردیدی ندارد که سوریه و به تبع آن هم پیمانانش در لبنان هیچ نقشی در آن نداشته‌اند:

1-    رفیق حریری در زمان ترور رهبر سیاسی طایفه اهل سنت در لبنان به شمار می‌رفته است بنابراین ترور وی منجر به واکنش مستقیم اهل سنت در لبنان می‌شده است و این اقدام یعنی آن که اهل سنت لبنان در برابر عامل این ترور جبهه و موضع مستقیم می‌گیرند.
2-    ترور حریری عملا موجب شد تا ارتش سوریه در کمتر از دو ماه خاک این کشور را ترک کند و این فقط در سایه اتهام سوریه به دخالت در ترور بوده است.
3-    ترور حریری منجر به آن شد تا اهل سنت لبنان (و یا جریانات سیاسی اهل سنت وابسته به حریری) دشمن درجه یک سوریه شوند.
4-    ترور حریری باعث شد تا بخش مهمی از جامعه اهل سنت و مسیحی لبنان علیه سوریه و مقاومت اسلامی وارد معرکه شوند.
5-    آمریکا و فرانسه پس از ترور حریری یکه تاز فضای سیاسی لبنان شدند و تلاش کردند تا دست سوریه را از لبنان کوتاه کنند.
6-    ترور حریری و سپس خروج ارتش سوریه و تضعیف مقاومت عملا منجر به تضعیف ارتش لبنان در برابر هرگونه تجاوز احتمالی از سوی ارتش رژیم صهیونیستی به این کشور شد.
7-    ترور حریری منجر به دخالت مستقیم جامعه موسوم به بین الملل از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد شد، امری که تحت اشراف مستقیم فرانسه و آمریکا در لبنان شکل گرفت تا مقاومت اسلامی و سوریه را به انزوای سیاسی در منطقه و سطح بین الملل بکشانند و مقدمات سرکوب منطقه‌ای و لبنانی آن را فراهم کنند.

اگر بپذیریم که سوریه در ترور حریری و دیگران در لبنان دست داشته است معنایش آن است که سوریه با دست خودش تیغ به ریشه اش زده است چرا که همه این محورها پیش از ترور حریری قابل پیش بینی بوده و هر فرد عادی می‌دانسته که اگر حریری توسط سوریه ترور می‌شد این نتایج اتوماتیک وار شکل می‌گرفته است و این برای سوریه که دستی مستقیم در تحولات سیاسی و امنیتی لبنان داشته است امری کاملا واضح بوده و لذا از نگاه بررسی سیاسی موضوع، هیچگاه سوریه نمی‌توانسته است وارد این معادله یک طرفه و محکوم به شکست شود. برای آن که این دیدگاه روشن تر شود فقط این نکته را در نظر بگیرید که سوریه متهم به ترور حریری شد و تقریبا در یک مقطع مشخص همه آن تحولات فوق الاشاره هفت گانه رقم خورد. اما از همه مهمتر این است که حریری زمانی ترور می‌شود که هم چنان بر هم پیمانی استراتژیک با سوریه و رهبری آن اصرار می‌ورزیده و هیچ نشانه‌ای دال بر سیاه بودن روابط دو طرف وجود نداشته است. و اما از همه مهمتر این که پس از چهار سال، دادگاه بین المللی رفیق حریری رسما اعلام می‌کند اتهاماتی که متوجه سوریه بوده براساس شهادت‌های دروغین بوده و فاقد پایه و اساس حقوقی و قضایی است و آن را اتهاماتی سیاسی علیه دولت این کشور اعلام می‌کند و این در حالی صورت می‌گیرد که کار از کار گذشته و ارتش سوریه از لبنان اخراج و جنگ سی و سه روزه اسرائیل علیه مقاومت اسلامی شکل گرفته و طی چهار سال هزینه‌های امنیتی ـ سیاسی و نظامی سنگینی علیه سوریه و مقاومت اسلامی در لبنان تحمیل شده است و به بیانی دیگر بخش مهمی از خواسته‌های آمریکا، فرانسه و اسرائیل در لبنان تحقق یافته است.

از دیگر اموری که در ترور رفیق حریری باید مورد توجه قرار گیرد نحوه ترور وی بوده است که بیش از پیش ثابت می‌کند که سوریه و یا گروه‌های لبنانی هیچ نقشی در آن نداشته‌اند بلکه بیش از هر چیز دیگری نشان می‌دهد که پشت صحنه ترور حریری و دیگر چهره‌های ضد سوری لبنان (از میان جریان 14 مارس) اسرائیل بوده است:

1-    سازماندهی بسیار قوی پشت ترور حریری وجود داشته است به گونه‌ای که طراحان آن مطمئن بوده‌اند که حریری از این ترور جان سالم بدر نمی‌برد. این سازماندهی مبتنی بر استفاده از تکنولوژی برتر و اطلاعات و امنیت بسیار بالا در ترور حریری بوده است.
2-    فرضیه کاشت بمب با قدرت یک تن TNT در زیر زمین و در مسیر عبور کاروان حریری کاملا رد شده است زیرا چنین اقدامی در محل انفجار کاملا غیر ممکن بوده است چرا که اگرچنین بود حفره‌ای بسیار بزرگتر از حفره‌ای ایجاد می‌کرد که پس از انفجار در محل ترور ایجاد شد.

3-    قدرت انفجاری محل ترور یک تن TNT برآورد شده است اما حفره‌ای که در محل ایجاد شده است به مساحت 9 X 15 بوده است اما این در حالی است که برای ایجاد چنین حفره‌ای حداقل باید شش تن مواد منفجره درماشینی کارگذاری شده بر روی زمین استفاده می‌شده است اما این در حالی است که برآورد نهایی کارشناسان از قدرت بمب فقط حدود یک تن بوده است. این وضعیت نشان می‌دهد که حتما فرضیه‌ای دیگر در نوع انفجار و وسیله انفجاری در میان بوده است که کارشناسان نظامی دادگاه بین المللی رفیق حریری با تعمد آن را از نظر دور نگهداشته‌اند.

4-    اگر فرض بر این باشد که ماشینی در کنار محل عبور کاروان حریری منفجر شده است پس ماشین‌های هدف در کاروان حریری باید به سمت چپ و راست پرتاپ می‌شدند اما این در حالی است که یکی از ماشین‌های حاضر در محل انفجار به طبقه سوم یک ساختمان در حال ساخت پرتاپ می‌شود. این امر ثابت می‌کند که انفجار از پایین به بالا صورت گرفته است. در همین جا این سوال پیش می‌آید که اگر بمب در زیر زمین کار گذاشته نشده پس چه نوع انفجاری باعث شده است که این ماشین از پایین به طبقه سوم ساختمانی پرتاپ کند؟

5-    تکنولوژی نظام الکترونیک تیم حفاظتی رفیق حریری از بهترین و عالی ترین نظام امنیتی الکترونیک در جهان بوده که توسط یک شرکت آمریکایی طراحی و ساخته می‌شود. این همان نظامی است که در تیم حفاظتی روسای جمهور آمریکا نیزاستفاده می‌شود. این نظام حفاظتی به تیم امنیتی کاروان امکان می‌دهد تا تمامی وسایل الکترونیک مثل تلفن همراه در چپ و راست کاروان را در حین حرکت تا شعاع یک کیلومتر از کار انداخته تا امکان انجام عملیات کنترل از راه دور را هیچ تیم تروریستی نداشته باشد. این نظام فقط در صورتی فاقد اثر است که موشکی از بالا، کاروان را مورد هدف قرار داده باشد.

6-    عمق ایجاد شده در محل انفجار و پرتاپ گل و لای برخاسته از زمین مرطوب محل انفجار نشان می‌دهد که فرضیه شلیک موشک از آسمان در بین کاروان حریری یکی از دقیق ترین فرضیه‌های موجود در ترور وی بوده است. تشابه این نوع انفجارها در طی جنگ سی و سه روز لبنان و در جنگ 22 روزه ارتش صهیونیستی با مقاومت اسلامی در نواره غزه به وفور یافت می‌شود و این مخصوص موشک‌هایی است که از طریق هواپیماهای اسرائیل (کم سر و صدا، هدایت شونده و بدون سرنشین) به سوی اهدافشان در لبنان و نوار غزه شلیک شده است.

7-    اجساد کشته شدگان نشان می‌دهد که از مواد انفجاری مخصوصی در این عملیات استفاده شده است (تشابه این اجساد نیز در لبنان و نوار غزه مشاهده شده است) به گونه‌ای که تا قبل از آن در هیچ‌یک از ترورهایی که در لبنان صورت گرفته مشاهده نشده است. به عقیده کارشناسان نظامی لبنان این مواد مخصوص، فقط در حوزه تعدادی معدود از کشورهای دنیا است. این مواد ضمن ایجاد نوعی خاص از سوختگی‌ها و بدون ایجاد تاثیری مستقیم بر روی اشیایی مثل طلاجات، گردش خون در بدن را در کمتر از یک ثانیه مختل کرده (آن را می‌خشکاند) و برخی از اعضای داخلی بدن را به کلی از هم می‌پاشاند و تمامی افرادی را که در شعاع این انفجار هدف می‌گیرد، به سرعت به قتل می‌رساند. کشف نوعی از مواد اورانیوم در این انفجار، این فرضیه را قطعی می‌کند که نوع مواد انفجاری از این نوع، در دست هیچیک از گروه‌های شبه نظامی و یا ارتش‌های سنتی مثل ارتش سوریه یافت نمی‌شود بلکه ارتش‌هایی از آن استفاده می‌کنند که دارای تکنولوژی جدید برای بکار گیری اروانیوم در بمب‌ها هستند. نمونه این نوع بمب‌ها را ارتش آمریکا در عراق و افغانستان و ارتش اسرائیل در لبنان و نوار غزه به کار گرفته‌اند. بوی تعفن خاصی که از کشته شدگان این نوع انفجار برجای می‌ماند، در محل انفجار کاروان حریری به شکل گسترده‌ای قابل مشاهده بود و نظیر همین وضعیت در حمله موشکی اسرائیل به مرکز پلیس دولت حماس در جنگ 22 روزه، نیز مشاهده شده است.

8-    همانطور که قبلا اشاره شد تیم حفاظتی رفیق حریری به مجهزترین نظام امنیتی – الکترونی مجهز بود. برهمین اساس تنها شرکت سازنده و یا دست اندرکاران امر که به امور فنی آن آگاهی کاملی داشتند می‌توانستند نسبت به از کار انداختن آن و لو از راه دور اقدام کنند بنابراین از طریق یک هواپیما همانند آواکس این کار به راحتی عملی است. تحرک هواپیمای آواکس اسرائیلی در 13 و 14 و 15 فوریه 2005 در مقابل سواحل بیروت این حدس را به یقین تبدیل کرده است که آن‌ها مسئولیت از کار انداختن نظام الکترونیک کاروان حفاظتی امنیتی حریری را به عهده داشته‌اند. برهمین اساس دادگاه بین المللی رفیق حریری در دو نوبت جداگانه و تحت عنوان کامل کردن مستندات ترور حریری از ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی درخواست نمود تا کلیه اطلاعات این هواپیماها و نیز تصاویر ماهواره‌ای سه روز مربوط به این حادثه را در اختیارشان قرار دهند اما جواب هر دو مشترک بود. هر دو طرف (آمریکا و اسرائیل) در پاسخی خنده دار اعلام کردند که نظام ماهواره‌ای و نیز سیستم الکترونیک هواپیماهای آواکس در این روزها با مشکل مواجه بوده لذا از ارائه اطلاعات مورد نظر خودداری کردند. این امر حتی باعث شک بیشتر محققان دادگاه بین الملی رفیق حریری نشد و چه بسا خود را به نادانی زدند تا هرگونه شک و شبهه‌ای پیرامون دخالت احتمالی اسرائیل در این ترور را از اذهان و افکار عمومی خارج کنند.

9-    کشف شبکه جاسوسی اسرائیل در نظام ارتباطات و اتصالات لبنان که چهار ماه پیش به شکل گسترده‌ای (با کمک حزب الله لبنان) کشف گردید بار دیگر ظن قریب به یقین دخالت اسرائیل در ترور رفیق حریری را تقویت نمود. دستگیری تعداد قابل توجه‌ای از مهندسان لبنانی شاغل در نظام تلفن همراه در لبنان و دخالت مستقیم اسرائیل در اداره فنی و نامرئی این سیستم ارتباطی، بار دیگر توجهات را به سوی اسرائیل در ترور حریری جلب نمود. از نکات قابل توجه در کشف این شبکه جاسوسی این بود که اسرائیل با استفاده از این سیطره اتصالاتی می‌توانست کاری کند که ارتباطات تلفنی همراه از اسرائیل انجام شود اما گویی که این اقدام از داخل بیروت صورت گرفته است.

به زبانی دیگر اسرائیل با استفاده از این شبکه جاسوسی گسترده می‌توانست مکالماتی را ضبط کند که انگار از بیروت صورت گرفته و بر روی سیستم اتصالاتی تلفن همراه لبنان ثبت و ضبط گردد اما در حقیقت این اقدام از داخل فلسطین اشغالی صورت گرفته بوده است. براساس متن و مستندات آخرین کیفر خواست دادگاه بین المللی رفیق حریری که طی آن برخی از عناصر حزب الله لبنان در ترور حریری متهم شده‌اند، بخش مهمی از مستندات دادستان این دادگاه متوجه همین مکالمات تلفنی همراه در سه روز مربوط به این حادثه است. مکالمات تلفنی که زاییده افکار پلید سازمان جاسوسی اسرائیل به منظور انحراف مسیر تحقیقات و متهم کردن حزب الله در این ترور بوده است. در این سناریوی اسرائیلی، ضبط مکالمات صوتی در اختیار گروه محققین دادگاه گذاشته شده که به اصطلاح برای سازماندهی ترور حریری صورت گفته است، مکالماتی که به زبان عربی صورت گرفته و بر روی سیستم مخابراتی لبنان ثبت و ضبط گردیده است در حالی که سازمان اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل، خود این کار را طراحی و انجام داده است.

برای چنین اقداماتی، اسرائیل دکل مخابراتی بر روی یکی از تپه‌های مشرف بر بیروت ایجاد کرده بود که هم زمان با کشف شبکه جاسوسی اش در لبنان، توسط ارتش لبنان (و باز هم با کمک نیروهای امنیتی حزب الله) کشف و منهدم گردید. کشف شبکه جاسوسی اسرائیل در سیستم تلفن همراه این کشور اکنون شکی باقی نگذاشته است که مستندات ادعایی دادستان دادگاه حریری، یک سناریوی پست و بی مقدار است که امکان اثبات دروغین بودن آن (همچون همان شاهدان دروغینی که چهار سال سوریه را متهم کردند) به راحتی امکانپذیر است اما مشکل این است که جز محققین و بازجویان و کارشناسان منصوب فرانسوی‌ها، آلمانی‌ها و آمریکایی‌ها کسی اجازه ورود به حلقه آنها را ندارد زیرا با ورود تحقیقات مستقل همه در می‌یابند که اسرائیل عامل اصلی ترور حریری و دیگر چهره‌های سیاسی ضد سوریه در لبنان بوده است.

10-    همانطور که پیشتر ارائه شد همه شخصیت‌های سیاسی لبنانی که پس از حریری در لبنان ترور شده‌اند دارای مواضعی ضد سوری بودند. تقریبا همه آن‌ها سوریه را به دخالت در ترور حریری متهم می‌کردند، اتهامی که بعدها معلوم شد بی پایه و اساس است. از نکات جالب در ترور آن‌ها شباهت ترور‌ها با یکدیگر است که بیش از هر کس و هر تیم تروریستی، رد پای تیم‌های مرگ اسرائیل را نشان می‌دهد، تیم‌هایی که از سال‌های جنگ‌های داخلی لبنان فعال ما یشاء در بیروت با هدف ترور نیروهای برجسته جنبش ملی فلسطین بوده‌اند. وجود شبکه‌های جاسوسی گسترده این رژیم در لبنان و به شکل خاص در بیروت، جابجایی و انتقال دایمی مواد منجره و سلاح به بیروت با استفاده از غواصان نیروی دریایی رژیم صهیونیستی و خلاء بسیار بزرگ امنیتی در سواحل لبنان همه و همه این امکان را به رژیم صهیونیستی می‌دهد که بدون گذاردن هرگونه آثار جرم، اهداف خود در بیروت را هدف قرار داده و به راحتی از انظار مخفی شوند. چه کسی است که نداند ترور بقیه شخصیت‌های سیاسی لبنان (با پیشانی معروف به ضد سوری بودن) نمی‌توانسته کار سوریه باشد بلکه کار تشکیلاتی است که قصد متهم کردن سوریه و ماهی گرفتن از آب گل آلود لبنان را داشته است. فرض کنیم سوریه پشت این ترورها بوده و سپس فرض کنید از میان این همه ترور فقط یکی لو رفته و پای سوریه را به میان می‌کشید آن گاه مگر نه آن که سوریه هم از داخل و هم از خارج به کلی نابود می‌شد؟ آیا ممکن است سوریه در یک چنین فضایی دست به یک ریسک نابودگر بزند؟ آن هم با کیاستی که از این کشور در لبنان سراغ داریم؟... و از همه این‌ها که بگذریم نحوه ترورها، انتخاب اهداف از میان لیست شخصیت‌های لبنانی، و عدم به جا گذاری آثار قتل و نحوه بهره برداری‌های سیاسی پس از هر ترور نشان می‌دهد که سوریه هیچ نقشی در آن نداشته بلکه این اسرائیل بوده است که عاملیت آن را به عهده داشته است.

اما آمریکا و به تبع آن اروپا و اسرائیل از سال 2004 سه هدف عمده را در خارومیانه تعقیب می‌کردند. خروج ارتش سوریه از لبنان، تغییر حاکمیت سیاسی سوریه و خلع سلاح کامل مقاومت اسلامی لبنان رووس این اهداف بودند. در حقیقت هم زمانی این سناریوی بسیار پیچیده، یکی از عناصر مهم آن به شمار می‌رود. تحقق چنین اهدافی مستلزم همکاری دستگاه‌های اطلاعاتی و سیاسی آمریکا، فرانسه، اسرائیل و برخی دیگر کشورهای عربی همچون سعودی و مصر بود که با این اهداف همسویی کاملی داشتند.

پس از صدور قطعنامه 1559، ترور رفیق حریری رقم می‌خورد تا ارتش سوریه به آسانی و بدون تحمیل هرگونه هزینه‌ای به آمریکا و اسرائیل، خاک لبنان را ترک کند. به دنبال استمرار ترورهای متوالی در لبنان، تخریب چهره سوریه در خاورمیانه و به شکل خاص در لبنان و سوریه همچنان ادامه می‌یابد تا زمینه تغییر سیاسی در دمشق نیز فراهم شود. دولت سوریه در این میان به حکومتی قاتل و تروریست شهرت می‌یابد که هم در سوریه اقدام به قتل و ترور می‌کند و هم در لبنان. اظهارات سران سیاسی 14 مارس در لبنان و نیز نیروهای مخالف نظام سیاسی سوریه پس از هر تروری در لبنان در همین راستا قابل ارزیابی است. این درست در زمانی است که آمریکا سفیر خود را از دمشق فراخوانده و روابط سوریه و فرانسه به سردی گراییده و روابط دمشق با کشورهایی همچون سعودی، مصر و اردن به حداقل ممکن تنزل یافته است. در همین دوران است که جامعه بین الملل به رهبری آمریکا در قالب قطعنامه‌های شورای امنیت و نیز احکام و اتهامات دادگاه بین المللی رفیق حریری، سوریه را مسئول اصلی تحولات لبنان معرفی می‌کند تا زمینه برخورد بین المللی و منطقه‌ای از سوی کشورهای عربی با سوریه فراهم شود. در همین زمان است که ارتباط آمریکا با نیروهایی صاحب قدرت امنیتی - سیاسی در داخل سوریه از طریق سازمان‌های اطلاعاتی – امنیتی عربی همکار فراهم می‌شود تا زمینه سقوط دولت بشار اسد در سوریه فراهم شود.

آنچه مسلم است این است که آمریکا و اسرائیل اولین هدف خود در خروج ارتش سوریه را عملی شده دیدند و آنگاه در مقام اجراء و عملی شدن دو اقدام بعدی هم زمان خود یعنی سقوط دولت بشار اسد و خلع سلاح حزب الله برآمدند. تلاش غازی کنعان و تعدادی از افسران عالی رتبه اطلاعات و امنیت سوریه و نیز برخی عناصر ارتش این کشور برای سرنگونی دولت سوریه و نیز پناهنده شدن عبدالحلیم خدام به فرانسه دقیقا در همین رابطه قابل بررسی است. اما اولین تلاش‌های آمریکا و اسرائیل در این رابطه با کشته شدن غازی کنعان و دستگیری تعداد قابل توجهی از افسران عالی رتبه سوری نقش برآب می‌شود اما هرگز از انجام طرح خود مایوس نمی‌شوند. هم زمان با ادامه ترورها و جو متشنج و ملتهب لبنان، جنگ سی و سه روزه آغاز می‌شود تا کار حزب الله لبنان یکسره شود اما این ترفند نیز با مقاومت بی نظیر نیروهای مقاومت اسلامی لبنان با شکستی فضاحت بار مواجه می‌شود. با این شکست بار دیگر روند ترورهای کور در لبنان از سر گرفته می‌شود تا بار دیگر نام سوریه و رهبری آن بر سر زبان‌ها بیفتد. ترور عماد مغنیه در دمشق و در قلب پایتخت این کشور یک زنگ خطر جدی به سوریه بود که نشان می‌داد عناصر اطلاعاتی غرب و اسرائیل آزادنه در دمشق در حال تردد و حرکت هستند. با ترور وی و برخلاف انتظار آمریکا، رگه‌های ارتباطی برخی سازمان‌های اطلاعاتی عربی از جمله سعودی با آمریکا و اسرائیل در سوریه لو می‌رود و دولت این کشور موفق می‌شود تا نسبت به پاکسازی تشکیلات امنیتی و نظامی خود اقدامی سریع انجام دهد. پس از این مرحله پرونده آصف شوکت داماد خانواده اسد در تشکیلات امنیتی سوریه توسط محمد سلیمان باز می‌شود و یکی دیگر از زمینه‌های کودتای نظامی ـ امنیتی در سوریه شناسایی و سرکوب می‌گردد.

در انتقام از این حرکت محمد سلیمان در طرطوس ترور می‌شود تا در زمانی که بشار اسد در تهران به سر می‌برد، پیامی تند و دردناک برای او ارسال کنند. اما از این مرحله به بعد اسناد دخالت برخی کشورهای عربی و از جمله دولت سعودی بر روی میز بشار اسد است و وی می‌تواند مانوری پرقدرت برای رویارویی با آن‌ها تدارک ببیند. از این مرحله است که سعودی مجبور به عقب نشنیی از مواضع خود در قبال دولت بشار اسد شده و با ساز و کارهای پشت پرده که در بین دولت‌های منطقه خاورمیانه امری رایج و طبیعی به شمار می‌رود، سعودی را مجبور به نزدیکی به دمشق می‌کند. با تبرئه سوریه در دادگاه بین المللی رفیق حریری و روشن شدن فساد قضایی و زدو بندهای مالی و سیاسی در این پرونده، سوریه بار دیگر جایگاه ویژه خود در بین کشورهای خاورمیانه را پیدا کرده و با رها شدن از فشارهای بین المللی بار دیگر با اقتدار بیشتر وارد صحنه سیاسی لبنان شده و حمایت مجدد و قوی تر از گذشته خود از مقاومت اسلامی و دیگر هم پیمانانش را از سر می‌گیرد تا آمریکا عملا دو شکست مهم اطلاعاتی و نظامی را در پرونده اش به ثبت برساند.

آمریکا و اسرائیل از یک سو نتوانستند حزب الله لبنان را سرکوب کنند و از سوی دیگر در زمینه سازی سقوط دولت سوریه با دست‌های خالی بیرون آمدند. از همین مرحله به بعد فاز جدید اقدام علیه مقاومت اسلامی لبنان توسط آمریکا و اسرائیل شکل می‌گیرد و این بار نیز بار دیگر با حربه «کیفر خواست» دادستان دادگاه بین المللی رفیق حریری، انگشت اتهام در ترور حریری به سوی برخی از عناصر حزب الله را نشانه می‌روند. هم زمان با این تحرکات، سید حسن نصرالله اسناد دخالت اسرائیل در ترور حریری را رو می‌کند و اسرائیل را به عنوان عامل اصلی ترور حریری و دیگر تروهای مسلسل وار لبنان معرفی می‌نماید.

سعودی برای جبران مافات در قضیه ترور عماد مغنیه و دخالت در طرح براندازی نظام سیاسی سوریه، طرحی را برای حل مناقشه داخلی لبنان و طرح «صدور کیفرخواست جدید» با همکاری سوریه ارائه می‌کند که رضایت خاطر حداقلی حزب الله را در بر دارد اما در دقایق پایانی این طرح که به «سین ـ سین» شهرت یافته است، سعد حریری بار دیگر وارد صحنه شده و به عنوان رهبری سیاسی 14 مارس و نخست وزیر لبنان، این طرح را ملغی شده اعلام می‌کند تا طرح سرکوب حزب الله و این بار از سوی دادگاه بین المللی رفیق حریری و شورای امنیت و ابزارهای حقوقی «فصل هفتم» شورای امنیت کلید بخورد.


اما عقب نشینی دولت سعودی از طرح مشترک سوری – سعودی نیز یک بار دیگر این موضوع را تداعی می‌کند که این دولت همچنان در حال بازی با سیر امور در لبنان و سوریه است و نشان می‌دهد که در آستانه فراموشی انعکاس دخالت این کشور در طرح ترور عماد مغنیه و سرنگونی دولت سوریه قرار گرفته است و با تکیه با حمایت بی دریغ آمریکا، دست به اقداماتی می‌زند که نتیجه آن جز عدم استقرار در لبنان، سوریه و خاورمیانه چیز دیگری نیست. عدم حمایت ریاض از تلاش مجدد مشترک سوریه، قطر و ترکیه در جلوگیری از سقوط کامل طرح دولت وحدت ملی در لبنان و حل موضوع انعکاس صدور کیفر خواست جدید دادگاه بین المللی رفیق حریری، چیزی جز این نشان نمی‌دهد که ریاض بار دیگر به شکل کامل در چهارچوب سیاست‌های آمریکا در لبنان در حال حرکت است و جز به اشاره امریکا، جرعه‌ای آب نمی‌نوشد. اکنون این سوال اساسی مطرح می‌شود که در چنین شرایطی آیا سوریه و حزب الله راضی خواهند شد تا اسناد متقن و انکار ناپذیر دخالت ریاض در طرح سرنگونی دولت سوریه و ترور عماد مغنیه و سرکوب کامل مقاومت اسلامی لبنان را برای افکار عمومی کشورهای اسلامی و عربی، افشاء کنند؟

روند تحولات به خوبی نشان می‌دهد که ترورها در لبنان از حریری تا فرانسوا الحاج توسط اسرائیل کلید خورده است تا از این حربه به اهداف سه گانه خروج ارتش سوریه از لبنان، تغییر حاکمیت سیاسی سوریه و خلع سلاح و سرکوب کامل حزب الله لبنان نایل شود. آن چه مسلم است این است که دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری براساس سیاست‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و اسرائیل اداره می‌شود و به همین دلیل است که هرگز نمی‌تواند مشروعیت داشته باشد. دادگاهی که بدون دلیل در طول چهار سال سوریه و نیروهای هم پیمان این کشور در لبنان را متهم به دخالت در ترور حریری نمود تا در سایه آن به راحتی ارتش سوریه از این کشور عقب نشینی کند و مقدمات سرنگونی دولت سوریه و سرکوبی مقاومت اسلامی فراهم شود. از همین رو هیچ بعید نیست که دادستان دادگاه بین المللی رفیق حریری با هدف قرار دادن و متهم ساختن حزب الله، پا را فراتر از این گذاشته و پس از حرب الله آماج حملات و اتهامات خود را متوجه ایران نماید، دادگاهی که عوامل اصلی آن از جمله دادستان آن «دانییل بلمار» و رئیس دادگاه «دانییل فرانسیس» با هماهنگی کامل و اشاره مستقیم آمریکا، فرانسه و آلمان انتخاب شده‌اند، کشورهایی که از سوی کارشناسان مستقل به همکاری با اسرائیل در ترور رفیق حریری متهم شده‌اند. از نکات جالب توجه در این دادگاه این است که دادستان و یا قاضی آن، تا کنون حاضر نشده‌اند تا اسرائیل را به عنوان یکی از متهمان احتمالی ترور حریری و دیگر شخصیت‌های لبنانی، وارد فاز تحقیقاتی دادگاه کند.

انتشار نوار صوتی جلسات و گفت‌وگوی سعد حریری با برخی از شاهدان دروغین پرونده ترور پدرش (از جمله زهیر الصدیق) که آنها را به ادامه شهادت‌های دروغین ترغیب می‌کند (جلسه‌ای که با حضور دادستان دادگاه بین المللی در یکی از هتل‌های پاریس برگزار شده بود) نشان می‌دهد که این دادگاه مستمسکی برای سرکوب مقاومت اسلامی در لبنان و حامیان منطقه‌ای آن است. حجم و سنگینی اتهامات و احکام این دادگاه آن قدر سنگین می‌تواند باشد که زمینه برخوردهای جدید نظامی در لبنان و منطقه خاورمیانه ایجاد کند. از همین رو است که سید حسن نصرالله بارها ضمن رد هرگونه اتهامی علیه عناصر حزب الله، تاکید کرده است که آمریکا و اسرائیل در چهارچوب حمایت از دادگاه بین المللی رفیق حریری به دنبال ایجاد جنگ سنی – شیعی و نزاع جدید طایفی در لبنان و بهره‌برداری از آن در اهداف منطقه‌ای در خاورمیانه هستند.


افشاگری"می سان" از راز ترور رفیق‎حریری در برنامه "راز" طالب‎زاده
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، رفیق حریری ، نادر طالب زاده
افشاگری"می سان" از راز ترور رفیق‎حریری در برنامه "راز" طالب‎زاده

در کنار برنامه متوقف شده " دیروز، امروز، فردا" شاید برنامه "راز" به تهیه کنندگی نادر طالب زاده از معدود برنامه‎های ماه‎های اخیر رسانه‎ ملی بوده باشد که تنها به دلیل پرداختن به موضوعاتی حول محور "گفتمان انقلاب اسلامی" با مخاطب قابل توجهی روبرو شده است. اگر  یامین پور در برنامه‎اش  گفتمان انقلاب اسلامی در داخل ایران بررسی کرده است، طالب زاده در رازش تلاش کرده تا یاران غیر ایرانی گفتمان انقلاب اسلامی را به مخاطب مشتاقش بشناساند.

به گزارش رجانیوز، در آخرین برنامه از دور جدید راز، نادرطالب زاده به بهانه نزدیک شدن موعد برگزرای دادگاه ترور رفیق حریری، که آگاهان مسائل لبنان آنرا طراحی برای حذف حزب الله از صحنه سیاسی لبنان تعبیر کرده‎اند، با دعوت از "تیری می سان" نویسنده جنجالی فرانسوی ابعاد جدیدی از رازهای این ترور را افشا کرد.

می سان که در جریان حوادث یازده سپتامبر با انتشار کتاب جنجالی " دروغ بزرگ" با اسناد موجود در رسانه‎ها و دستگاه‎های انتظامی امریکا طراحی و اجرای این حادثه را توسط دولت امریکا اثبات کرده بود، در کتاب جدید خود با عنوان" دروغ بزرگ2 " به موضوع ترور رفیق حریری پرداخته و با 10 دلیل بسیار مستند، این ترور و انفجار را متوجه کشورهای غربی از جمله آلمان کرده است.

می سان با حضور در برنامه راز با اشاره به انتشار مقاله خود در لبنان و در یکی از معتبرترین نشریات روسی، موضع خود را موضع یک ناظر بیرونی به پرونده عنوان کرد.

وی در ادامه با اشاره به ویژگی های اجساد سوخته شده در انفجار که نیمی از آن سوخته و نیمی سالم باقی مانده بود و همچنین نحوه پخش شدن اجسام پس از انفجار به صورت عمودی بر خلا ف انتشار افقی اجسام در انفجارهای مشابه و همچنین حفره عمیقی که بر اثر انفجار خودروی حریری در خیابان به وجود آمده بود، این انفجار را برخلاف ادعای کمیته حقیقت یاب که ناشی از انفجار یک تن مواد منفجره از قبیل تی ان تی یا سی جهار عنوان کرده بود، ناشی از انفجار یک سلاح پیشرفته و ناشناخته دانست.

می سان در ادامه این برنامه با اشاره به ملاقاتش با یک گروه اسلحه سازی در کشور آلمان،  عنوان کرد که این گروه با استفاده از تکنولوژی نانو موفق به طراحی بمبی متشکل از اورانیوم غنی شده و مواد مرسوم انفجاری شده‎اند که میزان حرارت و قدرت انفجار آن قابل کنترل و هوشمند است. وی در ادامه با اشاره به وضعیت جسمانی تنها بازمانده ترور حریری و با استناد به گزارش بیمارستان محل بستری وی بدن او را آلوده به اورنیوم غنی شده تشخیص داده بودند، استفاده از اورانیوم غنی شده در این انفجار را حتمی دانسته و بدن نیمه سوخته قربانیان را سندی بر قابل کنترل بودن میزان قدرت بمب بکار گرفته شده دانست.

در ادامه نیز وی اشاره کرد که نمونه خاک محل حادثه پس از بررسی همزمان در سه لابراتوار تنها در لابراتوار مرتبط با رئیس آلمانی کمیته تحقیقات که سابقه همکاری با سیا را نیز در پرونده دارد، حاوی مواد منفجره متعارف(تی ان تی یا سی چهار) تشخیص داده شد و در آزمایشگاه‎های دیگر این خاک حاوی مواد مذکور تشخیص داده نشد و این در حالی بود که بنا بر ادعای کمیته تحقیق، در صورت انفجار یک تن از این مواد، قطعا خاک محل حادثه مملو از بقایای مواد مذکور می‎بود. با اینحال کمیته تحقیق بدون در نظر گرفتن نظر دو آزمایشگاه دیگر به نظر آزمایشگاهی که زیر نظر رئیس خود فعالیت می‎کرده استناده نموده است.

در عین حال و بنا بر سخنان می سان، نحوه پرتاب اشیاء و جهتی که موج انفجار داشته است، حاکی از آن است که انفجار از بالا اتفاق افتاده و احتمالا به وسیله یک راکت که از سوی شئ پرنده‎ای شلیک شده صورت گرفته است. در همین حال امریکا و اسرائیل نیز که در روز مذکور از نحوه و تعداد پروازهای هواپیماهای بدون سرنشین و معمولی بر فراز آسمان بیروت مطلع بوده‎اند هیچگونه اطلاعاتی را در این زمینه در اختیار کمیته تحقیق قرار نداده‎اند.

اما بخش دیگر از سخنان می سان که به کمک او برای اثبات ادعایش مبنی بر استفاده از سلاحی جدید با قابلیت انفجار قابل کنترل و با استفاد از راکت برای ترور حریری آمده، بیانیه شرکت آلمانی بنز است که پس از ترور حریری برای دو روز روی سایت کمپانی باقی مانده و سپس حذف می‎شود. شرکت بنز در این بیانیه با اشاره به تضمین 20 میلیون دلاری این شرکت به رفیق حریری برای ساخت ماشینی ضد گلوله، ضد انفجار و ضد مین انفجار این ماشین بوسیله مواد انفجاری متعارف را غیر ممکن دانسته و این انفجار را ناشی از یک ماده غیر متعارف ارزیابی می‎کند. هر چند این بیانیه بزودی از روی سایت بنز حذف می‎شود ولی یکی از جدی ترین اسناد برای اثبات ادعای می سان است.

در همین حال، تعویض چهار رئیس برای کمیته تحقیق، استفعای 24 نفر از اعضای کمیته و تلاش برای استفاده از شاهدین دروغین برای محکوم کردن سوریه، همگی ادله دیگری برای سالم نبودن این دادگاه عنوان می شود.

به نظر می‎رسد طرح این نگاه از سوی  می‎سان در فضای داخلی لبنان، بخشی از نظرات دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری را که به درخواست دولت غیرقانونی وقت تشکیل شده و تمام تلاش خود را برای محکومیت حزب الله به کار  گرفته است، با چالش جدی مواجه کند.