| پاسخ رسالت به اظهارات محسن کدیور؛ در اموری که بی صلاحیتید ورود نکنید |
| ساعت ۱٢:٤۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن کدیور ، روزنامه رسالت |
|
روزنامه رسالت در یادداشتی با عنوان«وقتی کدیور چک بلامحل میکشد!» نوشت: *"محسن کدیور" طی سخنانی در جلسهای که ظاهراً به پرسش و پاسخ اختصاص داشته، سخنان مبسوطی را پیرامون مسائل مختلف طرح نموده است. اظهارنظر وی در لندن و در اواخر تیر ماه بیان شده که به تازگی یکی از سایت های ضد انقلاب آن را منتشر کرده است.
* کدیور پیرامون سیستم قضائی موجود در ایران خاطر نشان میکند: "یکی از اشتباهاتی که در جمهوری اسلامی اتفاق افتاد، این همانی فقه و حقوق بود؛ چرا که برداشتن مرز میان قوانین عرفی و شرعی- که در مشروطه مشخص شده بود- توسط جمهوری اسلامی و نه به نفع سیستم عرفی، بلکه تنها به نفع سیستم شرعی بود و قانون مجازات اسلامی نیز که به نظر من یکی از پسرفتهترین قانون نویسیها در جهان معاصر است این کار را بر عهده گرفت و بسیاری از فقها در زمینه قضاوت اشتباه کردهاند که پنداشتهاند قضاوت کردن صرفاً کار فقهاست."
* شناخت مبنایی از دو مقوله "فقه" و "حقوق" دلالت بر آن دارد که میان آن دو ارتباط وجود دارد و نمیتوان آن دو را به کلی جدای از هم تلقی کرد. البته تفاوتهایی بین "فقه" و "حقوق" وجود دارد ولی نکته آن است که نمیتوان صرف آن تفاوتها، حکم بر بی ارتباطی فقه و حقوق راند... با شکلگیری و قوام نظام جمهوری اسلامی، ارتباط تنگاتنگ و در هم تنیده "فقه" و "حقوق" به بار نشسته است و در قالب قوانین موضوعه عینیت یافته است بی آنکه به "عرف" لطمه وارد آید چه اینکه ردپای عرف در بسیاری از قوانین مشهود است؛ ضمن آنکه در "فقه" نیز به مسئله عرف همواره توجه شده است و فقها در فتاوی خود، "عرف" را لحاظ کردهاند.
*این ادعای کدیور مبنی بر اینکه "قانون مجازات اسلامی" از پسرفتهترین قانونها در جهان معاصر است در حالی است که ایشان برای ادعای خود هیچ دلیلی را بیان نمیکنند و تنها از این مطلب گویا عصبانی هستند که چرا قانون مجازات اسلامی، سیستم "شرعی" - و نه عرفی- را حاکم کرده است.با این توصیف؛ اگر به گمان کدیور علت پسرفته بودن قانون مجازات اسلامی، موازین اسلامی و استفاده از مجازاتهای اسلامی چون "حدود"، "قصاص"، "دیات" و "تعزیرات" بر مبنای فقه اسلامی است، باید گفت:اولااین مجازاتها متکی بر قانون الهی "و ما انزل الله" است و ناگفته پیداست که از نقصان قوانین بشری مبرا میباشد. ثانیا فقه اسلامی این ظرفیت و پتانسیل را دارد که بنابر اقتضائات زمانی در هر عصر و دورهای، پیشرفتهترین قوانین از آن متأثر و ملهم باشند.
*جای تعجب است که اساتید و حقوقدانان غربی بر پیشرفته بودن و استحکام فقه اسلامی اعتراف و اذعان دارند ولی کدیور سعی دارد القا نماید که قانون مجازات اسلامی مبتنی بر فقه اسلامی پسرفتهترین قانونها در جهان معاصر است.
* از آنجایی که "لکل مقام مقال" بهتر است کدیور در اموری که تخصص و صلاحیت آن را ندارند، ورود نیابند چرا که آن وقت ادعاهای مطرح شده آن چنان بدون پشتوانه است که گویا چک بلامحل کشیده شده است!(*)
|
|
| رفتار سه هفته گذشته احمدی نژاد مصداق عینی اباحی گری سیاسی |
| ساعت ۱٢:۳۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه رسالت ، دکتر محمود احمدی نژاد |
|
چنین رویکرد و موضعی در تاریخ انقلاب سابقه نداشته و عموم اختلاف نظر ها در وضعیتی که به صدور حکم از جانب ولی فقیه انجامیده به پایان رسیده است. نمونه روشن آن حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب در خصوص قانون مطبوعات در مجلس ششم بود که علی رغم فضاسازی سیاسی و رسانه ای دوم خردادی ها اما در نهایت مورد تمکین قرار گرفت و یا حکم رهبر کبیر انقلاب(ره) درباره تداوم نخست وزیری در سال 1364 که مورد پذیرش رئیس جمهور وقت قرار گرفت.
صالح اسکندری در سرمقاله امروز روزنامه رسالت ، تحت عنوان «تاوان اباحه گری سیاسی» به انتقاد از رفتار رییس جمهور در مسائل اخیر پرداخته و عملکرد دکتر احمدی نژاد را مصداق عینی اباحی گری سیاسی در یک نظام دینی دانسته است. متن این یادداشت به شرح زیر است: نظام های سیاسی مختلف دارای مجموعه ای از قواعد تصمیم گیری هستند که حاکم بر چگونگی اتخاذ تصمیمات و سیاست ها در امور مختلف کشور است. این قواعد تصمیم گیری معمولا در فرهنگ سیاسی و یا در قانون اساسی یک کشور گردآوری و تدوین می گردد. این اصول و قواعد از آنچنان ارزش سیستمی بالایی برخوردار هستند که تعیین کننده ضوابط و چارچوب های ساختاری و کارکردی یک نظام سیاسی تلقی می شوند. در واقع قواعد تصمیم گیری سخت افزار کشورداری است و به عموم فعالیت های سیاسی شکل می دهد.
|
|
| انتقاد رسالت از خانه نشینی طولانی احمدی نژاد |
| ساعت ۱:۳٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، روزنامه رسالت |
|
روزنامه رسالت در سرمقاله خود با عنوان«چرا تاخیر؟!» نوشت:سخنان دکتر محمود احمدینژاد در جلسه هیئت دولت خواب دشمنان انقلاب را به کابوس تبدیل کرد و به هیاهوی 10روزه آنان پایان داد. رئیسجمهور در این جلسه تاکید کرد: "دولت به طور کامل پایبند ولایت فقیه است. دولت تا آخر پای پرچم ولایت فقیه ایستاده است. من تا لحظه آخر عمر در مسیر ولایت علیه استکبار و رژیم صهیونیستی خواهم بود." وی همچنین در مورد دلایل چند روز غیبت خود در خدمت به مردم گفت: "دلایل خانهنشینی چند روزه را در دل خود نگه میدارم."چند نکته در مورد اظهارات رئیسجمهور از دیدگاه افکار عمومی قابل تامل است. در اینکه دولت نهم و دهم وفادارترین دولتهای پس از انقلاب به ولایت فقیه و ایستادن در پای پرچم ولایت فقیه میباشد تردیدی نیست. هیچ نشانهای از عدم وفاداری در عملکرد هیچ یک از وزرای دولت تاکنون ثبت نشده است. کسی هم به این موضوع اعتراضی نداشته و ندارد. البته تاکید رئیس دولت به این معنا از باب تجدید میثاق دولت با نظام و رهبری حرف ارزشمندی است اما سئوال این است که چرا برای اعلام آن 10 روز تاخیر وجود دارد؟ رئیسجمهور تاکید فرمودند؛ "من تا لحظه آخر عمر در مسیر ولایت علیه استکبار و رژیم صهیونیستی خواهم بود." این مهم هم محل تردید مردم و دوستداران دولت و رئیسجمهور نیست. همه میدانند احمدینژاد به خاطر طرح مسئله افسانه هولوکاست مورد کینه سرسختانه صهیونیستها هست. همه میدانند اطاعت رئیسجمهور از ولایت فقیه در گوشت و پوست و استخوان رئیسجمهور است و او یکی از شروط انتخاب وزرای خود را تبعیت از ولایت فقیه قرار داده و این از محورهای اصلی اعتقادی و کاری دولت نهم و دهم است. اما طرح این سخن به دغدغه مردم در مورد علت تاخیر10 روزه بازگشت به کار رئیسجمهور پاسخ نمیدهد. رئیسجمهور البته در جلسه دیروز هیئت دولت به این دغدغه پاسخ گذرا میدهد و میفرماید: "دلایل خانهنشینی چند روزه را در دل خود نگه میدارم." خوب اگر قرار است این دلایل در دل ایشان بماند بنابراین "خانه نشینی" در تاخیر اجرای حکم رهبری بلا موضوع میشود. این نگهداری راز آلود میتوانست 10 روز پیش هم صورت گیرد، تا این همه حاشیه پدید نیاید. رئیسجمهور محترم طی سالهای خدمت در دولت نهم و دهم بسیاری از وزرا و همکاران خود را عزل کرده است و هیچ کس دلایل عزل را از او نپرسیده است. صرفا به این دلیل که در قانون اساسی چنین حقی به اوداده شده است، کسی معترض نبوده است. اما وی در نصب معاون اول و عزل وزیر اطلاعات با مخالفت مقام معظم رهبری روبهرو شد. احمدینژاد در اولی با یک تاخیر چند روزه و در دومی با یک تاخیر 10 روزه و قهر و خانهنشینی امتثال امر کرد. این تردید یا تامل برای چیست؟ مگر نه این است کلیه تصمیمسازی و تصمیمگیریها و عزل و نصبهای دولت به دلیل تنفیذ رهبری مشروعیت دارد؟ پس تاخیر در عمل چه توجیهی دارد؟ |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


