سحر و ساحری از کجا وارد زندگی مردم شد؟
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سحر و جادو
خبرنامه دانشجویان ایران: این روزها بحث از جن و اجنه و سحر و ساحری به گونه ای بر سر زبان ها افتاده که گویی برای بار اولی است که مقوله سحر و ساحری شنیده می شود.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، اما این که سحر و ساحری چگونه موجودیت یافت، نقل های زیادی شده است که برخی از آن خرافه و برخی دیگر واقعی می نماید. شاید آیه 102 سوره بقره از جمله آیاتی باشد که نحوه ورود سحر و ساحری را شرح می دهد: "یهود از کار و امداد جادوگری که شیاطین در عصر سلیمان برای مردم می‌خواندند و یاد می‌دادند پیروی می‌کردند [و آنها را برای پیشبرد مقاصد خود به کار می‌گرفتند] سلیمان هرگز به سحر و کفر آلوده نشد، لیکن شیاطین کفر می‌ورزیدند و مردم را سحر و جادوگری تعلیم می‌دادند و [نیز یهود] از آنچه بر دو فرشته بابل به نام‌های «هاروت» و «ماروت» نازل شد، پیروی می‌کردند. [آن دو فرشته از طریق باطل کردن سحر، ناچار شیوة کار ساحران را به مردم یاد می‌دادند.] و به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند مگر اینکه قبلاً به او می‌گفتند: "ما وسیلة آزمایش شما هستیم، کافر نشوید و از این تعلیمات استفادة ناصواب نکنید." ولی مردم از آن دو فرشته چیزهایی از جادوگری می آموختند که می‌توانستند میان زن و شوهر جدایی بیفکنند. آنها [علی رغم نصایح فرشتگان] همان درس‌هایی را می‌آموختند که به جای سود برای آنها ضرر داشت ولی جز به اذن و خواست خداوند نمی‌توانستند به آدم‌ها ضرری بزنند و آنها خود می‌دانستند که هر کس خریدار متاع جادو باشد در آخرت بهره‌ای از بهشت نصیب او نخواهد شد و بسیار بد بود بهایی که [آیندة] خود را بدان می‌فروختند، اگر عقل خود را به کار می‌بستند"
 
 
بنی‌اسرائیل زمانی که موسی(ع) هنوز در قید حیات بود شروع به ساختن شبه بت‌هایی از آنچه در مصر دیده بودند کردند و به عبادت آنها پرداختند و پس از مرگ موسی(ع) دیگر ترسی از برگشتن از دین و انحرافات نداشتند. مسلماً این موضوع را نمی‌توان به همه یهودیان تعمیم داد، لذا بعضی از آنان بت‌پرستی مصر باستان را پذیرا شدند. در واقع آنان عقاید «کاهنان مصر» (جادوگران فرعون) را که بنیاد عقاید اجتماعی آن زمان را تشکیل می‌داد ادامه دادند و ایمان خود را کنار گذاردند. یهودیان با پذیرش عقایدی سری و مادی‌گرای مربوط به مصر باستان که بر جادوگری استوار بودند، از احکام تورات چشم‌پوشی نمودند. "نستا، اچ، وبستر" نویسنده انگلیسی کتاب جوامع مخفی و جنبش‌های ویرانگر می‌نویسد:

"جادوگری را که ما می‌شناسیم کنعانیان قبل از اشغال فلسطین توسط بنی اسرائیل اجرا می‌کردند... یهودیان با وجود لعن و نفرین‌هایی که در قانون موسی(ع) علیه جادوگری وجود دارد با نادیده گرفتن هشدارها، گرفتار این بیماری مسری شدند و با تدبیر خود سنت مقدسی را که به ارث برده بودند با عقاید جادوگری که از دیگر اقوام وام گرفتند، مجروح ساختند"

در قرآن آیه‌ی102 سوره بقره به این موضوع اشاره می‌کند. خداوند می‌گوید بنی‌اسرائیل تشریفات و آیین‌های جادوگری و شیطانی را از منابعی خارج از مذهب خویش گرفتند؛ این آیه اعلام می‌کند که برخی یهودیان، با آنکه می‌دانستند با کار خود در آخرت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت، آداب جادوگری را آموختند و پذیرا شدند. از نظر قرآن کریم "هاروت و ماروت" یاد شده در آیه فوق براى آموزش سحر به مردم از جمع فرشتگان انتخاب و به زمین آمدند تا مردم در پرتو آگاهى از سحر، در مقابل سحر ساحران و شیاطین ایستاده، با آن ها مبارزه کنند. بنابراین از قانون خداوند گمراه گشتند و با فروش روح خود به بت‌پرستی گرفتار شدند (عقاید جادویی) و به عبارت دیگر ایمان خود را رها کردند.

در این جدال از یک سو پیامبرانی که از سوی خدا برای یهودیان فرستاده شده بودند و پیروان آنان قرار داشتند و از سوی دیگر یهودیان مغرض که برخلاف فرمان خداوند عمل کردند، به تقلید از فرهنگ شرک‌آمیز پرداختند و به جای پیروی از قانون خداوند از آداب فرهنگی آنان پیروی نمودند. هرچند میل بعضی از یهودیان به بازگشت به ایمان به خدا مطرح است اما در طول تاریخ یهود به تدریج بخش دیگری قدرت یافت و توانست بر یهودیان چیره شود و بعدها خود مذهب را کاملاً دگرگون ساخت. به همین دلیل در تورات و در دیگر کتب عهد قدیم، علاوه بر آنچه در بالا ذکر شد، عناصری وجود دارد که از تعالیم بدعت‌آمیز بت‌پرستان نشأت گرفته‌اند.

در قرآن مجید آمده است که دو فرشته نازل شده به سوى مردم، یعنى هاروت و ماروت، به مردم سحر آموزش مى دادند، نه براى این که مردم از آن در جهت کارهاى خلاف و از جمله تفرقه بین زن و شوهر استفاده کنند، بلکه در جهت مقابله با سحرِ شیاطین و ساحران آن را به کار بندند. زجاج از حضرت على(علیه السلام) روایت مى کند که حضرت فرمودند: "هاروت و ماروت، دور شدن از سحر را به مردم یاد مى دادند، نه آمدن به سمت سحر را."

امام رضا(علیه السلام) در این باره مى فرمایند: "هاروت و ماروت دو فرشته بودند که به مردم سحر آموختند تا از سحر جادوگران پرهیز کنند و آن را باطل نمایند، و به هرکس چیزى در این باره مى آموختند و به او مى گفتند: "ما، وسیله آزمایش تو هستیم، کافر نشو"، ولى گروهى با به کارگیرى چیزى که دستور داشتند از آن دورى کنند، کافر شدند و به وسیله آن چه مى آموختند بین زن و شوهر جدایى مى انداختند." امام جعفر صادق(علیه السلام) و امام حسن عسکرى(علیه السلام) نیز درباره مأموریت هاروت و ماروت، فرمایشى دارند.

در کتاب تفسیر جامع به نقل از امام جعفر صادق(علیه السلام) آمده است که حضرت مى فرمایند: "پس از نوحِ پیغمبر، سحر و عقیده و موهومات زیاد شده بود. خداوند دو فرشته هاروت و ماروت را نزد پیغمبر آن زمان فرستاد که عملیات ساحران را براى او بیان نموده و ضمناً براى ابطال سحر و رد کردن حیله و نیرنگ آن ها اطلاعاتى به او بدهد. پیغمبر مزبور از آن دو فرشته، تعلیماتى فراگرفت و به امر خدا به مردم یاد داد که سحر جادوگران را شناخته و براى باطل نمودن آن ها از دانستنى هایى که به دست آورده بودند، استفاده کنند و به ایشان تأکید و امر شد که خودشان سحر نکنند." از مطالب گفته شده چنین برمى آید که مأموریت و وظیفه هاروت و ماروت آموزش سحر به مردم به منظور ایستادگى و مقابله با سحر ساحران و ابطال آن بود.

در افسانه های خرافی یهود آمده است که هاروت و ماروت دو فرشته هستند الان در چاهی در بابل آویزانند و هر کس در آن چاه سنگی بیندازد و قطره ای از آب آن چاه در اثر پرتاب آن سنگ به آنها برسد کمی از رموز جادوگری یاد خواهد گرفت این گونه خرافات فقط برای خندیدن به مردم ساده لوح آمده بلکه چنین چیزی وجود ندارد.

با این حال به نظر می رسد سحر و ساحری و اجنه وجود داشته اما نکته ای قابل توجه است که قرآن توضیح داده است که اجنه ما را می بینند ولی ما نمی توانیم آنها را ببینیم جن به خاطر طمرد جدشان از از برتری معنوی محروم شدند و در مذهب و دین طابع انسانند پیامبر ندارند اگر مومن باشند می شوند جو یا پری به ترجمه فارس و اگر کافر باشند می شوند شیطان یا دیو معمول این است که آنها نمی توانند ما را اذیت کنند اگر ما خود را خلع صلاح نکنیم یعنی اینکه اگر انسان نماز بخواند دروغ نگوید دزدی نکند فساد نکندو... اگر هم صد ها جن در اتاقش باشند چه اشکال دارد آنها مطیع او می شوند اما اگر انسانی گناه کار باشد دراین صورت زمینه برای آنها فراهم کرده است ولی در کل از هر صد جن زدگی که عنوان می شود به طور قطعی نودو نه تای آن دروغ است و یکی شاید درست باشد.

رسول خدا در حدیثی فرمودند وقتی انسان شب وارد خانه می شود شیاطین به هم میگویند صبر کنید ببینیم می توانیم بخوابیم یا نه اگر انسان وقتی وارد خانه می شود بسم الله نگوید شیاطین می گویند بمانیم امشب اینجا می توانیم شب را سپری کنیم ولی اگر بسم الله گفت می روند موقع غذا هم همین طور می گویند اگر بسم الله نگوییم با ما غذا می خورند یک روز رسول خدا (ص)غذا می خوردند از دور بچه ای دوان دوان آمد که غذا بخورد رسول خدا دستش را گرفت و نگزاشت بخورد فرمودند عجیب است شیطان این بچه را آورد که بدونه بسم الله غذا بخورد تا او نیز بتواند بخورد.

در این بین نکته قابل توجه آن است که راه سیطره و برتری بر عوالم و هم چنین راه سعادت تمسک به رسول ظاهری و رسول باطنی یعنی تمسک به عقل و وحی است.

نکته دیگر اینکه عدم توان توجیه پدیده ها نباید معطوف به توجیهات علوم قریبه شود چه اینکه رشد علوم در آینده ممکن است پدیده هایی که اکنون توجیه آنها مقدور نیست در آینده از راه های علمی قابل توجیه باشد.