مرزبانی عقیدتی بسیار مهم‌تر از مرزبانی فیزیکی است
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسن رحیم پور ازغدی ، سخنرانی

سایت خبری تحلیلی دانشجو نیوز: استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به حملات عقیدتی و فرهنگی دشمن تأکید کرد که مرزبانی عقیدتی از مرزبانی فیزیکی بسیار مهم‌تر است.

به گزارش خبرنگار دانشجو نیوز، حسن رحیم‌پور ازغدی، استاد حوزه و دانشگاه در مراسم افتتاحیه حوزه‌های علوم اسلامی دانشگاهیان شهر تهران (دانشگاه‌های امیرکبیر، علم و صنعت، شریف، ‌شهید بهشتی، الزهرا و آزاد شهر ری) که در تالار وزارت کشور برگزار شد، با تأکید براینکه مرزبانی عقیدتی از مرزبانی فیزیکی بسیار مهم‌تر است گفت: اگر دشمن مرزهای فیزیکی را بگیرد اما مرزهای اعتقادی همچنان باقی مانده باشد می‌توان دشمن را خارج کرد اما اگر مرزهای اعتقادی متزلزل شوند بدون حمله فیزیکی افراد تسلیم می‌شوند.

وی با تأکید براینکه باید چگونه اندیشیدن مسلمانانه در عرصه‌های مختلف را تمرین کرد، گفت: گاهی فردی در حوزه یا دانشگاه تمام عمر خود را صرف این می‌کند تا مورد قبول دیگران قرار گیرد و افراد به وی عنوان خاصی بدهند که این کار هدر دادن عمر است.

رحیم‌پور ازغدی با تأکید براینکه باید روش و بینش داشت تا با انگیزه راه را ادامه داد، گفت: دین‌شناسی متفکرانه و مفید باید هدف قرار گیرد این قیدها چند مفهوم سلبی دارد.

وی با اشاره به معنای فقه گفت: فقیه یعنی دین‌شناس متفکر و کسی که قدرت استنباط دارد.

این استاد دانشگاه به فرمایش پیامبر اسلام اشاره کرد و گفت: از دید پیامبر اسلام دین‌شناس متفکر از هزار عابد و زاهد ضرر بیشتری بر شیطان وارد می‌کند.

رحیم‌پور ازغدی افزود: دین‌شناسان عوامانه با چهار مشکل نظری اعتقادات‌شان برباد می‌رود و باید توجه داشت که معرفت دینی از تعبد دینی مهم‌تر و ریشه‌دارتر است.

وی به روایتی از امام صادق (ع) اشاره کرد و گفت: امام صادق (ع) کسی را فقیه می‌داند که معاریض کلمات ائمه را بفهمد یعنی فقط به معنای لفظی کلمات توجه نکند بلکه بفهمد پشت این کلمات، مفاهیم عمیق‌تری وجود دارد و بداند که چه آیاتی را در چه زمانی باید بیان کند.

رحیم‌پور ازغدی افزود: ما به دنبال علم برای علم نیستیم باید علم فایده‌ای برای دنیای بشریت داشته باشد. اسلام طرفدار علم نافع است.

به گزارش دانشجو نیوز،وی با تأکید براینکه حقیقت و فایده قابل تفکیک نیستند، گفت: ما باید به حقایقی که برای ما قابل درک، مفید و کارآمد است بپردازیم. باید به سوی هر علمی که برای امت اسلامی نیاز است برویم این راه عبادت و جهاد است.

این استاد دانشگاه افزود: دانشگاه و حوزه باید روش آموزش‌ و پژوهش‌شان نافع باشد. باید کارآمد باشد و مشکلات معنوی، تکنولوژی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه را حل کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود در درباره روش نشر معرفت دینی با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) گفت: به فرمایش امام صادق (ع) ما سیاهی لشکر نمی‌خواهیم با زور، فریب، تهدید و خشونت نمی‌خواهیم مسلمان جمع کنیم. حتی جهاد در اسلام خشونت علیه دشمنان مردم است. به مردم نباید فشار آورد روش ما با مدارا و معاشرت اخلاقی خوب است. روش بنی‌امیه خشونت و زور است.

وی گفت: امام صادق (ع) فرموده‌اند مردم را عاشق مسیر خودتان کنید. علاقمند به دین کنید و کاری کنید که مردم خودشان علاقمند به دین شوند. به نظر من این حرف امام را باید سردر تمام حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های کشور نوشت.

وی با اشاره به دوران مبارزات امام خمینی (ره)‌ خاطرنشان کرد: تا قبل از امام خمینی در جهان اسلام هیچ‌کس حرف نمی‌زد در حال حاضر حرف‌های امام را در گوشه گوشه دنیا تکرار می‌کنند.

رحیم‌پور ازغدی با اشاره به عملگرایی در اسلام گفت: پیامبر همیشه در خطر جلوتر از مردم و زمان خوردن عقب‌تر از مردم بودند. صرف دانستن کافی نیست باید در برابر مسائل مختلف موضع گرفت گاهی یک بچه مسلمان باید جلوی ۱۰۰ نفر بایستد.


مهمترین سخنان رهبر انقلاب در کجا مطرح شد؟
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی

خبرنامه دانشجویان ایران: "من پیشنهاد ‌می‌کنم که آقای آقا سیدعلی آقا بیایند، خامنه‌ای... ایشان بیایند به‌جای آقای مطهری. بسیار خوب است ایشان، فهیم است، ‌می‌تواند صحبت کند،‌ می‌تواند حرف بزند." این‌ها سخنان امام خمینی است خطاب به دانشجویانی که بعد از شهادت استاد مطهری به دیدار ایشان آمده بودند تا امام از میان شخصیت‌های آن روز کشور و اطرافیان‌شان کسی را به آنان معرفی کنند تا جای شهید مطهری را به‌عنوان یک فقیه و اسلام‌شناس آگاه به مسایل روز و علوم جدید برای آنان پر کرده و شبهات عقیدتی و پرسش‌های سیاسی آنان را در آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی پاسخ دهد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، رهبر انقلاب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حضور مستمری در دانشگاه داشتند. سخنرانی، مناظره، جلسات پرسش و پاسخ هفتگی متناوب در دانشگاه های مختلف و دیدار و ارتباط مستمر با مجموعه‌ها و گروه ‌های دانشجویی از جمله نشانه‌های حضور گسترده آیت‌الله خامنه‌ای در دانشگاه‌ها بود.

دیدار رهبر انقلاب با دانشجویان، اساتید، نخبگان و پژوهشگران که هرساله به مناسبت های مختلف و دفعات گوناگون انجام می‌شود، و علاوه بر این رهبری نظام معمولا به اجلاس‌های سالانه تشکل‌های دانشجویی فراگیر مثل انجمن اسلامی دانشجویان(دفتر تحکیم وحدت و اتحادیه مستقل)، جامعه اسلامی دانشجویان، جنبش عدالت‌خواه دانشجویی و بسیج دانشجویی پیام‌هایی می‌دهند و نقطه نظرات خود را در خصوص فعالیت‌های جنبش دانشجویی مطرح می‌کنند.

ایشان به دانشگاه‌های مختلف رفته و دیدارهایی را با دانشجویان برگزار کرده‌اند. حضور ایشان در دانشگاه‌های افسری امام علی(ع) و امام حسین(ع) معمولا به طور سالانه بوده است و در سفرهای استانی هم ایشان همواره دیدار با دانشجویان استان را دربرنامه‌های خود داشته‌اند.

با این حال به نظر می رسد رهبر انقلاب نکات بسیار مهم و کلیدی در خصوص مسائل مختلف کشوری را در دیدار با دانشجویان مطرح می کنند.

در این میان و از بین دیدارهای صورت گرفته سه دیدار را می توان جز دیدار های خاص و زنجیره ای دانست و آن هم دیدار صورت گرفته در دانشگاه علم و صنعت در سال 87، دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب در ماه رمضان 90 و حضور اخیر ایشان در دانشگاه رازی کرمانشاه.

تاکید بر سیرت و صورت انقلاب، ثبات انقلاب و مردمی بودن انقلاب اسلامی ایران همان زنجیریه ای است که حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با دانشجویان مطرح فرمودند.

ایشان در دانشگاه علم و صنعت تاکید کردند که آنچه مهم است این است که نظام جمهورى اسلامى یک ساخت حقوقى و رسمى دارد که آن قانون اساسى، مجلس شوراى اسلامى، دولت اسلامى، انتخابات - همین چیزهائى که مشاهده میکنید - است، که البته حفظ اینها لازم و واجب است؛ اما کافى نیست. همیشه در دلِ ساخت حقوقى، یک ساخت حقیقى، یک هویت حقیقى و واقعى وجود دارد؛ او را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقى در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقى در حکم روح است؛ در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بماند، نه فایده‌اى خواهد داشت، نه دوامى خواهد داشت؛ مثل دندانى که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولین برخورد با یک جسم سخت در هم میشکند. آن ساخت حقیقى و واقعى و درونى، مهم است؛ او در حکم روح این جسم است. آن ساخت درونى چیست؟ همان آرمانهاى جمهورى اسلامى است: عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزشها، سعى براى ایجاد برادرى و برابرى، اخلاق، ایستادگى در مقابل نفوذ دشمن؛ اینها آن اجزاء ساخت حقیقى و باطنى و درونى نظام جمهورى اسلامى است. اگر ما از اخلاق اسلامى دور شدیم، اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزواء انداختیم، اگر مردمى بودنِ مسئولان کشور را دست‌کم گرفتیم، اگر مسئولین کشور هم مثل خیلى از مسئولین کشورهاى دیگر به مسئولیت به عنوان یک وسیله و یک مرکز ثروت و قدرت نگاه کنند، اگر مسئله‌ى خدمت و فداکارى براى مردم از ذهنیت و عمل مسئولین کشور حذف شود، اگر مردمى بودن، ساده‌زیستى، خود را در سطح توده‌ى مردم قرار دادن، از ذهنیت مسئولین کنار برود و حذف شود؛ پاک شود، اگر ایستادگى در مقابل تجاوزطلبى‌هاى دشمن فراموش شود، اگر رودربایستى‌ها، ضعفهاى شخصى، ضعفهاى شخصیتى بر روابط سیاسى و بین‌المللى مسئولین کشور حاکم شود، اگر این مغزهاى حقیقى و این بخشهاى اصلىِ هویت واقعى جمهورى اسلامى از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهرىِ جمهورى اسلامى خیلى کمکى نمیکند؛ خیلى اثرى نمیبخشد و پسوند «اسلامى» بعد از مجلس شورا: مجلس شوراى اسلامى؛ دولت جمهورى اسلامى، به تنهائى کارى صورت نمیدهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است.

اما رهبری انقلاب در دیدار با دانشجویان در ضیافت افطاری امسال نیز بحث جدیدی تحت عنوان ثبات انقلاب مطرح کردند که به نظر دنباله همان بحث سیرت و صورت انقلاب باشد.

ایشان فرمودند: آن مطلبى که من میخواهم عرض بکنم، در واقع شروع یک بحث است، که حالا این بحث را بعد خود شما جوانها ان‌شاءاللَّه در محافلتان باید دنبال کنید. در این شش هفت ماه گذشته، من در چند سخنرانى به ثبات نظام و انقلاب اشاره کردم و گفتم که ثبات و استمرار و استقرار نظام جمهورى اسلامى از جمله‌ى مهمترین عواملى بوده است که ملتهاى منطقه و ملتهاى مسلمان را امیدوار کرده و میتوان گفت نقش مؤثرى در ایجاد این حرکت عظیم اسلامى منطقه و آزادى و بیدارى ایفاء کرده. امروز میخواهم یک مقدارى راجع به ثبات و استمرار و استقرار انقلاب مطلبى را عرض کنم؛ یک مقدارى آن را باز کنم.

روز گذشته نیز رهبر انقلاب در جمع دانشجویان استان کرمانشاه و در دانشگاه رازی نیز بحث بسیار مهمی را عنوان کردند: من امروز اینجا یک بازخوانى‌اى از هویت کلى و شاکله‌ى کلى انقلاب مطرح میکنم. براى خود ما هم مهم است. ما نمیتوانیم سرمان را پائین بیندازیم و نفهمیم در دنیا چه میگذرد، همین طور جلو برویم. اینجور حرکت کردن که انسان چشم و گوش بسته، بدون توجه، بدون نگاه به اطراف، بدون نگاه به واقعیتها، بدون نگاه به افقهاى دوردست حرکت کند، غالباً به گمراهى و اشتباه منجر خواهد شد. پس خودمان هم باید یک نگاهى بکنیم، یک بازخوانى‌اى بکنیم.

ایشان در سال 77 نیز در دانشگاه تهران بحث مفصلی درباره مسئله روشنفکری بیان کردند و در بخشی از فرمایشاتشان فرمودند: من دوست دارم این بحث را نه به عنوان یک مسؤول، بلکه به عنوان یک روحانى و یک طلبه و به عنوان کسى که تقریباً همه جوانیم را در فضاى روشنفکرىِ زمان خودم گذرانده‏ام و با خیلى از این چهره‏هاى معروف روشنفکرى ایران، یا از نزدیک آشنا بوده‏ام، یا با آثارشان آشنا بوده‏ام و درست آنها را مى‏شناسم - از شاعرشان، نویسنده‏شان، هنرمندشان - مطرح کنم و با شما حرف بزنم. دلم مى‏خواهد شما جوانان این دوره، قدرى فضاى فرهنگ کشورتان را بشناسید؛ چون شما جزو قشرهاى روشنفکر هستید. ببینید کجا قرار دارید، چه بوده و چه شده و مى‏خواهند چه بشود. مایلم شما این نکته را توجّه کنید.

رهبر فرزانه انقلاب در سال 78 در دانشگاه شریف ویژگی های جنبش دانشجویی را تبیین و در بخشی از سخنان خود فرمودند: آرمانگرایى در مقابل مصلحت گرایى است؛ عشق به آرمانها و مجذوب آرمانها شدن. انسان وقتى که در محیط تلاش و کار معمولى زندگى قرار مى‏گیرد، گاهى موانع جلوِ چشم او را مى‏گیرد؛ آرمانها را دور دست و غیرقابل دستیابى به انسان نشان مى‏دهد و این خطر بزرگى است.

اما جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه امیرکبیر در سال 79 را باید اوج تعامل ایشان با دانشگاهیان دانست از جمله مهم‌ترین مطالب مطرح شده در این دیدار از سوی رهبر انقلاب تأکید ایشان بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم در مراکز دانشگاهی و آموزشی بود که برای اولین‌بار در دیدار با دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر مطرح شد.

دانشگاه شهید بهشتی در سال 82 نیز میزبان رهبر انقلاب بود و در این دیدار رهبری هم برای اساتید و دانشجویان در دو جلسه مجزا سخنرانی کردند و بعد هم به سؤالات تقریباً مفصل دانشجویان در جلسه‌ی پرسش و پاسخ، جواب گفتند.


آیت‌الله مصباح: برخی پس از انتخابات 84 شکر نعمت را فراموش کردند
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، انتخابات ، سخنرانی

عضو خبرگان رهبری با اشاره به انتخابات سال ۸۴ و روی کار آمدن دولت جدید، گفت: کسانی که در آن انتخابات باعث روی کار آمدن دولت جدید شدند افراد تهی دست، مظلوم، متدین و دلسوز انقلاب بودند، ولی آدمیزاد شکر نعمت را فراموش کرد.

به گزارش فارس، آیت الله محمد‌تقی مصباح‌ یزدی رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در دیدار با معاونین و  مدیران سیاسی سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و مدیران ارشد سازمان صنایع هوا فضا که ‌در موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار شد، در سخنانی به تشریح ویژگی‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پرداخت و اظهار داشت: تفاوت انقلاب ما با سایر نظام‌ها در عنصر ایمان است.

وی افزود: این عنصر پیش از انقلاب هم به صورت کمرنگ وجود داشت ولی در همان اوائل انقلاب خودش را به بروز و ظهور رساند و منشاء برکات زیادی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شد.

عضو خبرگان رهبری در ادامه با اشاره به دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: در آن دوران با وجود کمبود سلاح و ادوات نظامی، کمتر متخصص نظامی بود که به پیروزی ایران امیدوار باشد.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم افزود: در آن شرایط بحرانی و حساس که ناامیدی در قشرهای مختلف موج می‌زد، برخی از سیاسیون داخلی، از ناتوانی ایران در مقابله با ر‍‍ژیم صدام و همپیمانانش دم می‌زدند و امام خمینی (ره) بود که در مقابل همه این فشارها و تهدیدها ایستاد و فرمود باید دفاع کنیم و حتماً پیروز می‌شویم و دنیا دید که وعده خدا محقق شد و کشور ایران با آن همه کمبودها و سختی‌ها توانست از خاک خود دفاع کند.

مصباح یزدی با بیان اینکه در صحنه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و علمی کشور نیز نمونه‌هایی از این دست وجود دارد، اظهار داشت: کارهایی در کشور ما انجام شده که به تصدیق متخصصین مربوطه وقوعشان امکان ناپذیر بوده و مهم‌ترین عاملی که باعث موفقیت نظام ما شد بدون شک ایمان به خدا و توسل به اولیای الهی است.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم وقوع این حوادث را اتمام حجت خدا بر بندگانش دانست و افزود: این بدین معنی است که غیر از اسباب مادی چیزهای دیگری هم در این عالم وجود دارد و ما نباید از آنها غافل باشیم و موفقیتمان را از عمل خود بدانیم.

وی ادامه داد: یکی از نقاط ضعف انسان این است که بعد از مدتی حوادث را فراموش کرده و از احسان و لطفی که خدا به وی عطا کرده بود غافل می‌شود و باید بدانیم که این آفتی بزرگ است که باید از ابتلای به آن پیشگیری کنیم.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه به بحث عقب نشینی‌های ایران در مذاکرات هسته‌ای در دوره‌های قبل اشاره کرد و اظهار داشت: هر چه نرمش ما در آن مذاکرات بیشتر می‌شد، فشارهای وارده بر کشور نیز چند برابر می‌شد و همین امر موجب شد تا کشور ما به دلیل عقب نشینی‌ها برای مدتی از پیشرفت‌های اتمی باز ماند.

مصباح یزدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به انتخابات سال ۸۴ و روی کار آمدن دولت جدید، خاطرنشان کرد: کسانی که در آن انتخابات باعث روی کار آمدن دولت جدید شدند افراد تهی دست، مظلوم، متدین و دلسوز انقلاب بودند، ولی آدمیزاد شکر نعمت را فراموش کرد.

عضو خبرگان رهبری ادامه داد: اگر می‌خواهیم به این آفت بزرگ دچار نشویم باید همواره به یاد خدا باشیم و باور کنیم که دست خدا بر همه دست‌ها غالب و پیروز است و اگر لغزش و خطایی از ما سر زد بازهم به درگاه خداوند متعال بازگردیم و رابطه خود را با خدا برقرار کنیم تا به سعادت و آرامش برسیم.


دیدار سرشار از عشق و دلداگی بسیجیان کرمانشاه با رهبر معظم انقلاب
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
لازمه دیپلماسی‎هوشمند و ابتکاری، روحیه بسیجی/ بسیج مقابل هر انحراف در حرکت مستقیم انقلاب و نظام خواهد ایستاد
حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در سومین روز از سفر به استان کرمانشاه صبح امروز با هزاران نفر از بسیجیان سرافراز و دلاور این استان دیدار کردند. دیداری که سرشار از عشق و دلدادگی بسیجی به انقلاب و ولایت بود.


به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار به تبیین خاستگاه بسیج و ویژگی‌های منحصر به‌فرد آن، به‌عنوان یکی از ابتکارهای ماندگار و معجزه آسای امام راحل(ره) و همچنین نیاز همه عرصه های کشور به روحیه بسیجی برای ادامه مسیر حرکت پیشرفت نظام اسلامی و مقابله با چالش ها، پرداختند و تأکید کردند: روحیه بسیجی باید روز به روز در همه ارکان و بخش‌های مختلف کشور گسترش و تعمیق یابد و ملت ایران به لطف خداوند با همین روحیه بسیجی قله های اقتدار جهانی را فتح خواهند کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای، سپاه را شاخه برومند برآمده از ریشه انقلاب دانستند و در تشریح چگونگی شکل گیری بسیج به‌عنوان یک حادثه بدیع و بی نظیر در مجموعه حوادث انقلاب اسلامی، افزودند: از آنجا که لازمه هر نهضت و حرکتی، واژه سازی و نهادسازی متناسب با اهداف آن نهضت است، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، امام بزرگوار (ره) با مطالبه سازماندهی بسیج، عمق و ژرفای نگاه خود به نیاز آینده را نشان دادند.

ایشان با اشاره به آرمان‌های بلند نظام اسلامی و ایستادگی این نظام در مقابل نظام سلطه و استکبار، خاطر نشان کردند: چنین نظامی قطعاً همواره با چالش‌های مختلفی مواجه خواهد شد و بر همین اساس امام خمینی(ره) بسیج را بعنوان یکی از ارکان آمادگی دفاعی دائمی کشور پایه گذاری کردند و در آن زمان فرمودند اگر کشوری 20 میلیون انسان آماده دفاع داشته باشد، هیچ قدرتی توانایی طمع ورزی به آن را نخواهد داشت و آن کشور شکست ناپذیر خواهد بود.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه بسیج 20 میلیونی مورد نظر در سال 58، اکنون بسیج ده‌ها میلیونی مورد نظر است، افزودند: البته مسائل نظامی و دفاعی فقط یک بُعد بسیج است و ابعاد متنوع دیگری همچون علم، نوآوری و ابتکار را نیز در بر می گیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پیام امام خمینی(ره) در سال 67 مبنی بر تشکیل بسیج دانشجو و طلبه، آن را نشان دهنده نیاز کشور به روحیه بسیجی در حوزه‌های علمیه و دانشگاه ها دانستند و خاطر نشان کردند: عشق و ایمان و اعتماد به نفس همراه با ابتکار مهمترین ویژگی‌های روحیه بسیجی در عرصه های مختلف است که هم در بُعد دفاعی و هم در بُعد سیاسی و مدیریتی کارایی برجسته ای خواهد داشت.

ایشان در عرصه دفاعی به ابتکار در فرماندهی، سازماندهی، جنگ آوری و جنگ‌افزار اشاره کردند و افزودند: در بُعد سیاسی نیز ابتکار در عرصه گسترده دیپلماسی نیز که با انواع شیطنت ها همراه است، کارآمدی بالایی دارد و لازمه دیپلماسی هوشمند و با ابتکار عمل، روحیه بسیجی است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر گسترده بودن دایره روحیه بسیجی خاطر نشان کردند: روحیه بسیجی می تواند شامل عرصه های مختلفی همچون پیشرفت علمی و علم آموزی بسیجی، تولید ثروت و اقتصاد بسیجی، سیاست ورزی بسیجی، مدیریت بسیجی و سازماندهی بسیجی، است.

حضرت آیت الله خامنه ای، گمنامی و اخلاص در کار را از دیگر ویژگی‌های برجسته روحیه بسیجی برشمردند و افزودند: روحیه بسیجی با این مختصات، می تواند در همه عرصه های کشور بروز و ظهور یابد و البته این روحیه بسیجی به معنای غافل شدن از بسیج آمادگی دفاعی نیست.

ایشان با اشاره به ایستادگی 32 ساله ملت ایران و ظهور تدریجی تفکر اسلامی و انقلابی این ملت در منطقه و توطئه چینی دائمی قدرت‌های جهانی، خاطر نشان کردند: تا رسیدن به پیروزی نهایی، قطعاً چالش و مبارزه وجود خواهد داشت، بنابراین نظام اسلامی همواره نیازمند یک نیروی دفاعی توانا، بیدار، مستحکم و آماده بکار است که همان روحیه بسیجی در عرصه دفاعی است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه صبر و استقامت و ایمان به وعده پیروزی خداوند، عوامل اصلی پیروزی جبهه حق است، افزودند: روحیه بسیجی در عرصه های دفاعی، انتظامی، دولتی و دیپلماسی، این پیروزی را سرعت خواهد بخشید.

حضرت آیت الله خامنه ای دفاع از اصول تغییر ناپذیر اسلامی را از مهم‌ترین وظایف بسیج دانستند و تأکید کردند: بسیج نسبت به حرکت عمومی انقلاب و نظام اسلامی، یک نقش فرا دوره ای دارد و اگر انحرافی در حرکت مستقیم انقلاب و نظام دیده شود، بسیج در مقابل آن خواهد ایستاد.

ایشان پایبندی به قوانین و ضوابط را از لوازم بسیج و روحیه بسیجی برشمردند و تأکید کردند: همانگونه که بسیج و بسیجی باید قانون را رعایت کند، از طرف دیگر، اگر قوانین و ضوابط دست و پاگیری مقابل بسیج و گسترش روحیه بسیجی وجود داشته باشد، باید کسانی که تغییر قوانین بعهده آنان است، این موانع را بر طرف کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، جوانان بویژه جوانان بسیجی را به تعمیق معارف دینی، گسترش تأثیرگذاری در محیط پیرامونی و تقویت ارتباط معنوی توصیه کردند و افزودند: پایبندی نسل جوان امروز به اعتقادات و ارزش‌های اسلامی بیشتر و عمیق‌تر از سال‌های اول انقلاب است.

حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از افرادی که چشم خود را بر نقاط مثبت و پیشرفت‌ها بسته اند و فقط برخی ناهنجاری‌ها را می بینند، خاطر نشان کردند: این روش غلط است. البته ناهنجاری وجود دارد اما اگر سیر این ناهنجاری‌ها، به سمت علاج باشد، باید آنرا علامت درست بودن کارها دانست.

ایشان آینده کشور را بر خلاف میل دشمنان و انسان‌های غرض ورز و بدخواه، بسیار روشن ارزیابی و خاطر نشان کردند: حرکت انقلاب اسلامی، حرکتی موفق بوده است و دلیل آن هم تجربه های عینی و واقعیات موجود و پیشرفت‌های برجسته 32 ساله ملت ایران است.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: حرکت رو به جلو و پیشرفت انقلاب به معنای نبود مشکلات نیست اما اکنون تجربه های متراکمی در عرصه های گوناگون وجود دارد که می تواند الهام بخش مدیران بخش‎های کلان و بخش‎های مختلف دیگر باشد.

در ابتدای این دیدار جمعی از ورزشکاران بسیجی سپاه نبی اکرم(ص)، به اجرای ورزش باستانی و پهلوانی پرداختند.

در این دیدار همچنین سردار سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به آمادگی بالای دفاعی تمام یگان‌های سپاه در منطقه غرب کشور گفت: نیم میلیون بسیجی ضمن تعمیق معارف دینی خود، دژی مستحکم در برابر تهدیدهای سخت و نرم، تشکیل داده اند.

سردار سرتیپ دوم عظیمی فرمانده سپاه نبی اکرم(ص) نیز ضمن خیر مقدم به فرمانده کل قوا، گزارشی از آمادگی های دفاعی این سپاه ارائه کرد.


رهبر معظم انقلاب در دیدار با روحانیون و علمای کرمانشاه
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
حرکت‌های‌منطقه و مأیوس‎شدن از سرمایه‌داری؛ موج‌سوم گرایش به‌اسلام
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی امشب (چهار شنبه) در دیدار علماء، فضلا، روحانیون و طلاب شیعه و اهل تسنن استان کرمانشاه، با اشاره به موج سوم گرایش به اسلام بعد از حرکت‌های اخیر منطقه و جنبش ضد سرمایه داری در غرب، وظیفه روحانیت را مضاعف دانستند و تأکید کردند: امروز که سخن جمهوری اسلامی مبنی بر بی نتیجه بودن نظام مارکسیستی تحقق یافته و در مورد نظام سرمایه داری نیز در حال تحقق است،  علما و روحانیون باید با استفاده از مبانی مستحکم عقلی و متناسب با نیازهای روز، معارف منطقی و ریشه دار اسلام را برای مشتاقانی که در سراسر دنیا، در حال افزایش است، ارائه کنند.

رهبر انقلاب اسلامی روحانیون را به کسب آمادگی های معنوی و علمی برای ورود به عرصه های جدید و سخت توصیه کردند و افزودند: نباید از دشواریهای کار بهراسید بلکه همواره باید به سراغ کارهایی رفت که به ظاهر محال و نشدنی است.

حضرت آیت‌الله خامنه ای، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و همچنین پیروزی بزرگ‌ترین انقلاب دوره کنونی در مصر را از اتفاقات به‌ظاهر محال دانستند و افزودند: روحانیت در تبلیغ دین و انجام وظیفه باید اهداف بزرگ را مد نظر قرار دهد.

ایشان کسب آمادگی برای مقابله با شیوه های تهاجم مخالفان دین اسلام را از جمله ضروریات ورود به عرصه اهداف بزرگ خواندند و تأکید کردند: امروز مخالفان از سخت افزارها و نرم افزارهای مدرن برای تهاجم به اسلام و ایجاد شبهه افکنی در میان جوانان استفاده می کنند که باید برای مقابله با آنها، از شیوه ها و روش‌های متناسب با نیازهای نسل جوان استفاده کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی یکی از روش‌ها برای تضعیف اسلام است افزودند: علمای شیعه و اهل سنت باید به شدت مراقب توطئه‌ها باشند و با برگزاری جلسات مشترک و همکاری با یکدیگر راه‌های مقابله با طراحی های مخالفان را بیابند.

حضرت آیت الله خامنه ای مقابله با تکفیری ها را یکی از وظایف علمای شیعه و اهل سنت برشمردند و با اشاره  به وظیفه مهم روحانیت برای تبلیغ خاطر نشان کردند: بهترین روش برای تبلیغ شناخت مخاطب و آماده کردن مطالب مورد نیاز او، با زبان روز است.

ایشان با تأکید بر لزوم ارائه مستدل و منطقی معارف اسلامی به منظور تأثیرگذاری در لایه های عمیق ذهن مخاطب افزودند: یکی دیگر از وظایف روحانیون، حضور در مسائل اجتماعی است که باید همراه با اخلاق، نصیحت و ارائه طریق باشد.

رهبر انقلاب اسلامی با تقسیم بندی امواج گرایش به اسلام در دنیا به سه مقطع ،خاطر نشان کردند: موج اول گرایش به اسلام، همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد و موج دوم نیز بعد از شکست نظام مارکسیستی شکل گرفت.

حضرت آیت الله خامنه ای حرکت‌های مردمی اخیر در منطقه و مأیوس شدن مردم غرب از نظام سرمایه داری را موج سوم گرایش به اسلام دانستند و تأکید کردند: در چنین شرایط حساس و سرنوشت سازی، روحانیت اسلام، باید به سلاح معنویت و علم مجهز باشد تا بتواند معارف دین را با استفاده از کتاب و سنت به‌صورت عقلانی و قابل فهم برای نسل امروز ارائه کند.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به علمای دینی بزرگ کرمانشاه و حضور خانواده‌های علمی بزرگ در این استان، از مقام علمی و معنوی شهید محراب آیت الله اشرفی و برخی علمای بزرگ کرمانشاه تجلیل کردند.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام و المسلمین علماء نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمانشاه با اشاره به سابقه دینی مردم این استان و حضور علما و شخصیت های دینی برجسته در کرمانشاه گفت: در استان کرمانشاه زمینه گسترش مدارس دینی و تربیت علمای بزرگ همچنان وجود دارد که نیازمند بر طرف شدن برخی مشکلات است.

آیت الله ممدوحی نماینده مردم استان کرمانشاه در مجلس خبرگان نیز در سخنانی با اشاره به معارف عقلانی و منطقی دین اسلام که از کتاب و سنت استخراج شده است، گفت: حوزه های علمیه نقش اساسی را در ارائه الگوی مدیریتی فقه اسلامی، براساس نیازهای روز دارند.


در اجتماع عظیم مردم گیلانغرب مطرح شد
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سخنرانی ، مقام معظم رهبری ، تروریسم ، سیاسی
هشدار شدید رهبر معظم انقلاب به امریکایی‌ها در قبال توطئه مهمل جدید و تهمت تروریسم علیه ایران
رهبر معظم انقلاب با تصریح بر اینکه ایستادگی ملت در حفظ هویت ملی ، کشور را در برابر دشمنان فائق خواهد ساخت ، تاکید کردند جمهوری اسلامی در برابر دشمنان می ایستد و عقب نشینی هم نمی کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری چهارمین روز سفر رهبر معظّم انقلاب اسلامی به استان کرمانشاه به عطر دیدار با مردم مومن، مقاوم و وفادار گیلان غرب معطر شد.

حضرت آیت الله خامنه ای در اجتماع عظیم و پرشور مردم گیلان غرب، آحاد ملت پر استقامت ایران به ویژه جوانان را،'مدافعان هوشیار مرزهای هویت، شخصیت و شرف ملی و دینی' خواندند.

ایشان با اشاره به تهمت های تروریستی اخیر آمریکا به جمهوری اسلامی ایران تأکید کردند: دشمن برای منزوی کردن ملت ایران و گسترش ایران هراسی یقه می دَرّاند و جان می کند اما همانند گذشته جز نفرت بی پایان ملتها از رژیم آمریکا و افزایش علاقه مردم به شعارهای پر افتخار ملت ایران هیچ نتیجه ای بدست نمی آورد.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار که صبح امروز(شنبه) در ورزشگاه شهدای گیلان غرب برگزار شد، پایداری پرشکوه مردم غیور و عزیز این شهر را در دوران هجوم رژیم بعثی، مایه افتخار جوانان این منطقه دانستند.

ایشانو با اشاره به بازدید چند باره خود از گیلان غرب و مناطق اطراف در طول هشت سال جنگ تحمیلی افزودند: جوانان این منطقه بدانند که در دامان خانواده هایی پرورش یافته اند که شجاعت و دلاوری توأم با غربت آنها در دفاع مقدس، حقیقتاً جای افتخار دارد و نشان دهنده وجود زمینه های با ارزش معنوی و انسانی است.

حضرت آیت الله خامنه ای، دوران کنونی را دوران دفاع مقدس از 'هویت و عزت ملی و اعتقادات مستحکم اسلامی' برشمردند و خاطر نشان کردند: همه دختران و پسران جوان و زنان و مردان مومنی که دوران دفاع نظامی از کشور و ملت را درک نکرده اند اکنون با همان روحیه ملی در میدان پر افتخار دفاع از شرف و شخصیت عظیم ملی و اسلامی به نقش آفرینی بپردازند.

ایشان حفظ خاطرات پر معنای دفاع مقدس را از عوامل موثر در حفظ هویت ملی برشمردند و با تجلیل از بانوی مسلمان و شجاع گیلان غربی که در آن دوران تعدادی از نظامیان دشمن را به هلاکت رساند و اسیر کرد، افزودند: حفظ خاطرات پایداری مردم گیلان غرب، قصر شیرین و اسلام آباد، سرپل ذهاب و دیگر مناطق کشور در حفظ هویت ملی، دارای چنان اهمیتی است که شخصیت های برجسته، دانشمندان و عناصر فعال و متفکر باید در این زمینه احساس مسئولیت کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، انکار هویت اسلامی ملت مبارز و قهرمان ایران و منزوی کردن جمهوری اسلامی را مهمترین هدف هجوم مستمر جبهه استکبار خواندند و خاطر نشان کردند: آمریکا، اروپا و دولت‌های وابسته برای درهم شکستن مقاومت ملت ایران به آب و آتش می زنند و خود را می کشند و این واقعیت نشان می دهد که ارزش تاریخی پایداری این ملت عزیز بر سر آرمانها، تا چه حد است.

حضرت آیت الله خامنه ای جنجال روزهای اخیر رسانه های وابسته به شبکه صهیونیستی بین الملل را درباره حمایت ایران از تروریزم، حلقه ای از توطئه های پی در پی مستبدان جهانی خواندند و افزودند: آنها با نسبت دادن یک تهمت مُهمَل و بی معنا به چند ایرانی تلاش کردند بهانه ای به‌دست آورند و جمهوری اسلامی ایران را به‌عنوان مدافع تروریزم مورد هجوم تبلیغاتی سیاسی قرار دهند اما این توطئه نیز نگرفت و نخواهد گرفت و مانند دیگر اقدامات آنها بی فایده و بی اثر می ماند و بر خلاف تصورشان به انزوای بیشتر خود آنها منجر خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به واقعیات و حوادث منطقه و جهان، رژیم آمریکا را در چشم ملت‌های جهان حکومتی منزوی و منفورترین دولت‌ها برشمردند و خاطرنشان کردند: رئیس جمهور کنونی آمریکا دو سال قبل برای فریب افکار عمومی منطقه، در مصر به تملق گویی پرداخت اما امروز در همان کشور و دیگر کشورهای منطقه، مردم شعارهای ضد آمریکایی سر می دهند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به هراس رئیس جمهور آمریکا از مردم منطقه افزودند: این شخص حتی هنگام سفر به افغانستانِ تحت اشغال نیروهای آمریکایی و ناتو نیز، از پایگاه هوایی بگرام خارج نشد و جرأت نکرد به کابل برود چرا که در میان ملت‌ها منزوی است و از آنها می ترسد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گسترش جنبش وال استریت به شهرهای مختلف امریکا خطاب به مقامات این کشور تأکید کردند: شما در میان ملت خود نیز منزوی هستید و از اکثریت مردم می هراسید، آن وقت می خواهید با حرف‌های بیهوده ایران هراسی را عمومی کنید؟

ایشان با تحسین و تجلیل از پایداری ملت ایران به سردمداران استکبار خاطر نشان کردند: این نکته را بخاطر بسپارید که جمهوری اسلامی ایران طرفدار ملت‌های مظلوم است، با ظالمان مخالفت و مبارزه می کند و در مقابل زورگویی و زیاده خواهی شما با همه وجود می ایستد و از هیچ آرمانی عقب نشینی نمی کند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به علاقمندی و طرفداری ملتها از شعارهای جمهوری اسلامی افزودند: در مقابل این اشتیاق روزافزون، سردمداران آمریکا طرفدارانی اقلیتی و یک درصدی دارند و این واقعیت، درست در نقطه مقابل جایگاه جمهوری اسلامی ایران است.

ایشان جوانان کشور را به قدرشناسی از این جایگاه و ظرفیت عظیم توصیه کردند و افزودند: کشور متعلق به جوانان عزیز ایران است و نسل جوان و پر شور، باید با حضور هر چه گسترده تر در میدان‌های علم و فناوری و دیگر عرصه ها، و مقابله هوشیارانه با نفوذ دشمن، خود را برای آینده درخشان ایران آماده کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گسترش روز به روز نهضت اسلامی در منطقه بسیار مهم خاورمیانه تأکید کردند: جوانان فهیم کشور، اسلام را به‌عنوان عامل نجات بخش مادی و معنوی، پاسداری کنند چرا که هیچ تردیدی نیست که آینده متعلق به اسلام است و پرچم اسلام ان‌شاءالله در همه منطقه به اهتراز در خواهد آمد و مجموعه ای مقتدر متحد و با عزت از ملت‌های منطقه تشکیل خواهد داد.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان‌شان با اشاره به وجود زمینه های مستعد در استان کرمانشاه، افزودند: میزان بیکاری در منطقه بالاست و دولت باید با استفاده از امکانات و توانایی های خود برای حل مشکلات استان اقدام کند و جوانان عزیز نیز با پیامدهای اجتماعی بیکاری از جمله اعتیاد و فساد اخلاقی مبارزه کنند.

در ابتدای این دیدار امام جمعه گیلان غرب، ضمن تشکر و خیر مقدم به رهبر انقلاب اسلامی به سابقه درخشان مبارزات مردم این منطقه در جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: تقدیم 750 شهید از جمله 100 زن شهیده و چند کودک خردسال و بیش از 2300 جانباز و آزاده نمره ممتازی را در کارنامه رشادت مردم این خطه به ثبت رسانده است.

حجت الاسلام رضوانی در ادامه بر ضرورت رفع مشکل بیکاری جوانان، کمبود آب کشاورزی و توجه به مقوله فرهنگی تاکید کرد و خواستار توجه بیشتر مسئولان به این منطقه شد.


ولی امر مسلمین جهان در همایش بیداری اسلامی؛
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، بیداری اسلامی ، سخنرانی
دموکراسی لائیک و افراطی‌گری مذهبی در مقابل اسلام‌گرایی/ نگذارید اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود

رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌عنوان مهمان و سخنران ویژه همایش بیداری اسلامی بیانات مبسوطی را در این همایش ایراد کردند که مورد استقبال حاضران نیز قرار گرفت.

به گزارش رجانیوز، در جریان سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که بخش‌هایی از آن با شعرخوانی از شاعران معروف عرب همراه بود، حاضران چند بار با سردادن تکبیر، بیانات ایشان را تأیید کردند.

ایشان در سخنان خود با یادآوری حرکت‌های بزرگ منطقه، برخی از آسیب‌ها و تهدیدهای پیش رو را نیز گوشزد کردند و پیشنهادهایی ارائه دادند.

متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در ادامه آمده است:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

السّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

الحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلوة والسّلام على سیّدنا محمّد و آله الطّیّبین و صحبة المنتجبین.

قال اللَّه العزیز الحکیم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. «یا أیّها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الکافرین و المنافقین انّ اللَّه کان علیماً حکیماً. واتّبع ما یوحى الیک من ربّک انّ اللَّه کان بما تعملون خبیراً. و توکّل على‌اللَّه و کفى باللَّه وکیلاً».(1)

به حضار گرامى و میهمانان عزیز خوشامد می‌گویم. آنچه ما را در اینجا گرد آورده، بیدارى اسلامى است؛ یعنى حالت برانگیختگى و آگاهى‌اى در امت اسلامى که اکنون به تحولى بزرگ در میان ملت‌هاى این منطقه انجامیده و قیام‌ها و انقلاب‌هایى را پدید آورده که هرگز در محاسبه‌ى شیاطین مسلط منطقه‌اى و بین‌المللى نمى‌گنجید؛ خیزش‌هاى عظیمى که حصارهاى استبداد و استکبار را ویران و قواى نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.

شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعى، همواره متکى به پشتوانه‌هاى تاریخى و تمدنى و محصول تراکم معرفت‌ها و تجربه‌ها است. در 150 سال اخیر حضور شخصیت‌هاى فکرى و جهادى بزرگ جریان‌ساز اسلامى در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهاى دیگرى از آسیا و آفریقا، پیش‌زمینه‌هاى وضع کنونى دنیاى اسلامند.

همچنانکه تحولات دهه‌هاى 50 و 60 میلادى در تعدادى از این کشورها که به رژیم‌هاى غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی‌هاى  مادى منتهى شد و به اقتضاى طبیعت خود پس از چندى در دام قدرتهاى استکبارى و استعمارى غرب گرفتار آمد، تجربه‌هاى درس‌آموزى‌اند که سهم وافرى در شکل دادن به اندیشه‌ى عمومى و عمیق کنونى دنیاى اسلام دارند.

ماجراى انقلاب کبیر اسلامى در ایران که در آن به تعبیر امام خمینى عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش‌رونده‌ى جمهورى اسلامى و تأثیر آن در بیدارى اسلامى امروز، نیز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقى است که یقیناً فصل مشبعى در تحلیل و تاریخ‌نگارى  وضعیت کنونى دنیاى اسلام را به خود اختصاص خواهد داد.

حاصل آنکه حقایق رو به افزایش کنونى در دنیاى اسلام، حوادث بریده از ریشه‌هاى تاریخى و زمینه‌هاى اجتماعى و فکرى نیستند تا دشمنان یا سطحى‌نگران بتوانند آن را موجى گذرا و حادثه‌اى در سطح بینگارند و با تحلیل‌هاى انحرافى و غرض‌آلود، مشعل امید را در دل ملتها خاموش سازند.

من در این گفتار برادرانه میخواهم بر روى سه نقطه‌ى اساسى درنگ کنم:

1-  نگاهى اجمالى به هویت این قیامها و انقلاب‌ها.

2-  خطرات و آسیب‌هاى بزرگى که بر سر راه آن قرار دارد.

3- پیشنهادهایى در علاج‌جویى و پیشگیرى از آسیب‌ها و خطرها.

1-  در موضوع اول، به نظر من مهم‌ترین عنصر در این انقلاب‌ها، حضور واقعى و عمومى مردم در میدان عمل و صحنه‌ى مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمان‌شان، بلکه علاوه بر آن، با جسم و تن‌شان. فاصله‌ى عمیقى است میان چنین حضورى با قیامى که به وسیله‌ى یک جمع نظامى یا حتى یک گروه مبارز مسلح در برابر چشمان بى‌تفاوت مردم یا حتى مورد رضایت آنان انجام می‌گیرد.

در حوادث دهه‌ى 50 و 60 در تعدادى از کشورهاى آفریقا و آسیا، بار سنگین انقلاب را نه قشرهاى گوناگون مردم و جوانان از همه جاى کشورها، که دستجات کودتاگر یا هسته‌هاى کوچک و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصمیم گرفتند و عمل کردند و آنگاه که خودشان یا نسل پس از آنها بر اثر انگیزه‌ها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض کردند، انقلاب‌ها به ضد خود تبدیل شد و دشمن بار دیگر بر آن کشورها تسلط یافت. این به کلى متفاوت است با تحولى که بر دوش توده‌ى مردم است و آنهایند که جسم و جان خود را به میدان مى‌آورند و با مجاهدت و فداکارى، دشمن را از صحنه بیرون می‌رانند.

در اینجا این مردم‌اند که شعارها را می‌سازند، هدف‌ها را معین می‌کنند، دشمن را شناسایى و معرفى و تعقیب می‌کنند، آینده‌ى مطلوب را، اگر چه به اجمال، ترسیم می‌کنند و در نتیجه اجازه‌ى انحراف و سازش با دشمن و تغییر مسیر را به خواص سازش‌کار و آلوده و به طریق اولى به عوامل نفوذى دشمن نمی‌دهند.

در حرکت مردمى ممکن است کار انقلاب با تأخیر انجام گیرد، ولى از سطحى‌گرى و ناپایدارى به دور است؛ کلمه‌ى طیبه‌اى است مصداق کلام خداوند که فرمود:

«ألم تر کیف ضرب اللَّه مثلاً کلمة طیّبة کشجرة طیّبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء».(2) من وقتى پیکر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیدم، یقین کردم که این انقلاب پیروز خواهد شد. حقیقتى را بگویم: پس از پیروزى انقلاب اسلامى و تشکیل نظام اسلامى در ایران که زلزله‌ى عظیمى را در حکومتهاى دنیاطلبان شرق و غرب پدید آورد و ملت‌هاى مسلمان را در جوش و خروشى بى‌سابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتیم که مصر پیش از همه جا به پا خیزد. سابقه‌ى جهاد و روشنفکرى و تربیت شخصیتهاى بزرگ مجاهد و متفکر در مصر، این توقع را در دل ما برمى‌انگیخت. اما از مصر صداى واضحى شنیده نمیشد. من در دل، خطاب به ملت مصر این شعر ابوفراس را زمزمه میکردم: اَراکَ عَصِیَّ الدَّمعِ شیُمتُک الصبر/اَما لِلهوى نهىٌ علیک و لا امرٌ

وقتى ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهاى مصر دیدم، پاسخ خود را شنیدم. ملت مصر با همان زبان دل به من میگفت:

بَلى اَنَا مُشتاقٌ و عِندِىَ لَوعةٌ/ولکنَّ مِثلى لایُذاعُ لهُ سِرٌّ

این سرّ مقدس؛ یعنى انگیزه و عزم قیام، بتدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شکل گرفت و در لحظه‌ى مناسب تاریخى، عریان در صحنه‌اى پرشکوه به میدان آمد.

تونس و یمن و لیبى و بحرین هم دقیقاً محکوم به همین حکمند؛ «و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلاً.»(3)

در چنین انقلاب‌هایى، اصول و ارزش‌ها و هدف‌ها، نه در مانیفست‌هاى پیش‌ساخته‌ى گروه‌ها و حزب‌ها، بلکه در ذهن و دل و خواست آحاد مردمِ حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهاى آنان اعلام و تثبیت می‌شود.

با این محاسبه به روشنى میتوان تشخیص داد که اصول انقلاب‌هاى کنونى منطقه، مصر و دیگر کشورها، در درجه‌ى اول اینها است:

احیا و تجدید عزت و کرامت ملى که در طول زمان با دیکتاتورى حاکمان فاسد و با سلطه‌ى سیاسى آمریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است.

برافراشتن پرچم اسلام که عقیده‌ى عمیق و دلبستگى دیرین مردم است و برخوردارى از امنیت روانى و عدالت و پیشرفت و شکوفایى‌اى که جز در سایه‌ى شریعت اسلامى به دست نخواهد آمد.

ایستادگى در برابر نفوذ و سلطه‌ى آمریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آورده‌اند.

مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلى صهیونیست که استعمار چون خنجرى در پهلوى کشورهاى منطقه فرو برده و وسیله‌اى براى ادامه‌ى سلطه‌ى اهریمنى خود ساخته و ملتى را از سرزمین تاریخى خود بیرون رانده است.

بى‌شک این حقیقت که انقلابهاى منطقه متکى به این اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند آمریکا و غرب و صهیونیسم نیست و آنها همه‌ى تلاش خود را به کار می‌برند تا آن  را انکار کنند، ولى واقعیت با انکار آن دگرگون نمیشود.

مردمى بودن این انقلاب‌ها مهمترین عنصر در تشکیل هویت آنها است. قدرتهاى خارجى که با آخرین توانائیها و شگردهاى خود سعى میکردند حکام مستبد و فاسد و وابسته را در این کشورها حفظ کنند و تنها هنگامى از حمایت آنها دست برداشتند که قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدى براى آنها باقى نگذاشت، حق ندارند خود را در پیروزى این انقلابها سهیم بدانند. در جائى مانند لیبى هم، ورود و دخالت آمریکا و ناتو نمیتواند حقیقت را مشوب کند. در لیبى، ناتو ضایعه‌هاى بى‌جبران آفریده است. اگر دخالت نظامى ناتو و آمریکا نبود، ممکن بود مردم اندکى دیرتر پیروز شوند، ولى در عوض این همه زیرساخت نابود نمیشد؛ این همه نفوس بى‌گناه از زنان و کودکان کشته نمیشدند و آنگاه دشمنانى که خود سالها همراه و همدست قذافى بوده‌اند، مدعى حق دخالت در این کشور مظلوم و جنگ‌زده، نمیشدند.

مردم و نخبگان مردمى و کسانى که از مردم برآمده‌اند، خود صاحبان این انقلابها و متعهد به حراست از آن و ترسیم‌کننده‌ى مسیر آینده و رو به تکامل آن میباشند و خواهند بود ان‌شاءاللَّه.

2- در موضوع آسیب‌ها و خطرها. نخست باید تأکید کنم که خطر هست، ولى راه مصونیت از آن نیز هست. توجه به خطر نباید ملتها را بترساند. بگذارید دشمنانتان از شما بترسند و بدانید که : «انّ کید الشّیطان کان ضعیفا».(4) خداوند درباره‌ى گروهى از مجاهدان صدر اسلام می‌فرماید: «الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایماناً و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل. فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لّم یمسسهم سوء و اتّبعوا رضوان اللَّه و اللَّه ذو فضل عظیم».(5)

خطرها را باید شناخت تا در مواجهه با آن حیرت و تردید پیش نیاید و چاره و علاج، شناخته شده باشد.

ما با این خطرها پس از پیروزى انقلاب اسلامى روبه‌رو شدیم و آنها را شناختیم و تجربه کردیم و به خواست خدا و رهبرى امام خمینى و بصیرت و فداکارى مردم‌مان، از بیشتر آنها به سلامت گذشتیم. البته توطئه‌ها از سوى دشمن و عزم راسخ از سوى ملت ما همچنان ادامه دارد.

من این آسیب‌ها را به دو قسم می‌کنم: آنها که در درون خود ما ریشه دارد و از ضعفهاى ما بر میخیزد، و آنها که دشمن به طور مستقیم آن را برنامه‌ریزى میکند.

دسته‌ى اول، چیزهایى از این قبیل است: احساس و گمان اینکه با سقوط حاکم وابسته و فاسد و دیکتاتور، کار تمام شد. راحتىِ خیالِ ناشى از احساس پیروزى و به دنبال آن کم شدن انگیزه‌ها و سست شدن عزم‌ها، نخستین خطر است. و آنگاه این خطر مهیب‌تر می‌شود که اشخاص در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمتِ به دست آمده باشند.

ماجراى جنگ اُحد و غنیمت‌جوئى مدافعان تنگه که به شکست مسلمانان انجامید و مجاهدان از سوى خداوند متعال سرزنش شدند، یک نمونه‌ى نمادین است که هرگز نباید از یادها برد. مرعوب شدن از هیمنه ظاهرى مستکبران و احساس ترس از آمریکا و دیگر قدرت‌هاى مداخله‌گر، آسیب دیگرى از این دسته است که باید از آن پرهیز کرد. نخبگان شجاع و جوانها باید این ترس را از دلها بیرون کنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده‌ها و حمایت‌هاى آنها افتادن نیز آسیب بزرگ دیگرى است که به طور ویژه باید پیشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس باید شناخت و از کید او که در مواردى در پسِ ظاهرِ دوستى و کمک پنهان می‌شود، باید ملت و انقلاب را مصون ساخت. روى دیگر این صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را باید با تدبیر و حزم در هم آمیخت. در مقابل شیطان جن و انس، باید همه‌ى ذخائر الهى در وجود خود را به کار گرفت. ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابیون و رخنه در پشت جبهه‌ى مبارزه، نیز آفتى بزرگ است که با همه‌ى توان باید از آن گریخت.

آسیب‌هاى دسته‌ى دوم را غالباً ملت‌هاى این منطقه در حوادث گوناگون آزموده‌اند. نخستین آسیب، بر روى کار آوردن عناصرى است که خود را متعهد به آمریکا و غرب میدانند. غرب میکوشد پس از سقوط ناگزیر مهره‌هاى وابسته، اصل سیستم و اهرمهاى اصلى قدرت را حفظ کند و سر دیگرى را بر روى این بدن بگذارد و بدین وسیله، سلطه‌ى خود را همچنان ادامه دهد. این به معناى هدر رفتن همه‌ى تلاشها و مجاهدتها است. در این مرحله اگر با مقاومت و هشیارى  مردم مواجه شوند، میکوشند تا بدیلهاى انحرافى گوناگون در پیش پاى نهضت و مردم بگذارند. این سناریو میتواند پیشنهاد مدل‌هاى حکومتى و قانون اساسى‌هائى باشد  که کشورهاى اسلامى را بار دیگر در دام وابستگى فرهنگى و سیاسى و اقتصادى به غرب بیفکند، و می‌تواند نفوذ میان انقلابیون و تقویت مالى و رسانه‌اى یک جریانِ نامطمئن و به حاشیه راندن جریان‌هاى اصیل در انقلاب باشد. این نیز به معنى بازگرداندن سلطه‌ى غرب و تثبیت مدلهاى نوسازى شده‌ى غربى و بیگانه از اصول انقلاب و در نهایت، تسلط آن‌ها بر اوضاع است.

اگر این تاکتیک نیز به نتیجه نرسد، تجربه‌ها به ما میگوید که آنگاه روشهائى چون هرج و مرج و تروریزم و جنگ داخلى میان پیروان ادیان یا قومیتها یا قبائل و احزاب و یا حتى میان ملتها و دولت‌هاى همسایه، و همراه با آن، حصر اقتصادى و تحریم و بلوکه کردن سرمایه‌هاى ملى و نیز هجوم همه جانبه‌ى تبلیغاتى و رسانه‌اى را در پیش خواهند گرفت. مقصود آنان از این همه، خسته و نومید کردن مردم و مردد و پشیمان کردن مبارزان است، که میدانند در این صورت، شکست دادن انقلاب، ممکن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر یا بدنام کردن برخى از آنان و از سوئى خریدن کسانى از سست‌عنصران، نیز در شمار روشهاى متداول قدرتهاى غربى و مدعیان تمدن و اخلاق است.

در ایران اسلامى، اسناد لانه‌ى جاسوسى که به دست انقلاب افتاد، نشان داد که همه‌ى این توطئه‌ها، بدقت از سوى رژیم ایالات متحده‌ى آمریکا براى ملت ایران برنامه‌ریزى شده بود. براى آنان بازگرداندن ارتجاع و استبداد و حاکمیت وابسته در کشورهاى انقلابى، اصلى است که همه‌ى این روشهاى کثیف را تجویز میکند.

3- در آخرین بخشِ سخنانم، توصیه‌هائى را بر اساس تجربه‌ى عینى خودمان در ایران و آنچه از مطالعه‌ى دقیق دیگر کشورها به دست آمده است، در معرض دید و تشخیص و انتخاب شما میگذارم. شک نیست که شرائط ملتها و کشورها در همه چیز یکسان نیست، ولى بیناتى وجود دارد که میتواند براى همه مفید باشد.

اولین سخن آن است که با توکل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعده‌هاى مؤکد نصرت الهى در قرآن و به کارگیرى خرد و عزم و شجاعت، میتوان بر همه‌ى این موانع فائق آمد و پیروزمندانه از آنها عبور کرد. البته کارى که شما بدان همت گماشته‌اید، بسى بزرگ و سرنوشت‌ساز است. پس باید زحمات بزرگ را هم به خاطر آن تحمل کرد. امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) در خطبه‌ای فرموده است: فانّ اللَّه لم یقصم جبّارى دهر قطّ الّا بعد تمهیل و رخاء و لم یجبر عظم أحد من الامم الّا بعد أزل و بلاء و فى دون ما استقبلتم من عتب و ما استدبرتم من خطب معتبر.(6)

توصیه‌ى مهم آن است که خود را همواره در میدان بدانید: «فاذا فرغت فانصب».(7) همیشه خداوند را حاضر و کمک‌کار خود بدانید: «و الى ربّک فارغب».(8) و پیروزیها ما را دچار غرور و غفلت نکند: «اذا جاء نصراللَّه و الفتح و رأیت النّاس یدخلون فى دین اللَّه افواجاً فسبّح بحمد ربّک واستغفره انه کان توابا».(9) اینها پشتوانه‌هاى حقیقى‌یک ملت مؤمن است.

توصیه‌ى دیگر، بازخوانى دائمى اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانى و محکمات اسلام تطبیق داده شوند. استقلال، آزادى، عدالتخواهى، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفى تبعیضهاى قومى و نژادى و مذهبى، نفى صریح صهیونیزم؛ اینها ارکان نهضتهاى امروز کشورهاى اسلامى است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.

اصول‌تان را روى کاغذ بنویسید؛ اصالت‌هاى خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آینده‌ى شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود. انحراف در انقلاب‌ها، از انحراف در شعارها و هدفها آغاز میشود. هرگز به آمریکا و ناتو و به رژیمهاى جنایتکارى چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانى دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند، اعتماد نکنید؛ به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید؛ پشت این لبخندها و وعده‌ها، توطئه و خیانت نهفته است. راه حل خود را خود با بهره‌گیرى از سرچشمه‌ى فیاض اسلام به دست آورید و نسخه‌هاى بیگانه را به خودشان پس دهید.

توصیه‌ى مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبى، قومى، نژادى، قبیله‌اى و مرزى است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامى کلید نجات است. آنها که آتش تفرقه‌ى مذهبى را با تکفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور و عمله‌ى شیطانند.

نظام‌سازى کار بزرگ و اصلى شما است. این کارى پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهاى لائیک یا لیبرالیسم غربى، یا ناسیونالیسم افراطى، یا گرایشهاى چپ مارکسیستى، خود را بر شما تحمیل کند.

اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیرى براى آن متصور نیست. گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است. هدف نهائى را باید امت واحده‌ى اسلامى و ایجاد تمدن اسلامى  جدید بر پایه‌ى دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد.

آزادى فلسطین از چنگال درنده‌ى صهیونیستها نیز هدفى بزرگ است. کشورهاى بالکان و قفقاز و آسیاى غربى پس از هشتاد سال از چنگال شوروى سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیستهاى ظالم نجات یابد؟

نسل امروزِ کشورهاى اسلامى این ظرفیت را دارد که به چنین کارهاى بزرگى بپردازد. نسل جوان امروز مایه‌ى افتخار نسلهاى پیشین خویش است. به قول شاعر عرب:

قالوا: ابوالصَّخر مِن شَیبان قُلتُ لَهُم/کلاّ لَعمَرى ولکن منهُ شیبانٌ‌

وَ کَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُرى شَرَفٍ/کما عَلا برسول اللَّه عدنانٌ‌

به نسل جوان خود اعتماد کنید، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده کنید، و از تجربه‌هاى مجربان و پیران، آنها را بهره‌مند سازید. دو نکته‌ى مهم در اینجا وجود دارد:

اول آنکه ملت‌هاى انقلاب کرده و آزاد شده، یکى از مهمترین خواسته‌هایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت کشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالارى اسلامى» است؛ یعنى حاکمان با رأى مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنى بر معرفت و شریعت اسلامى است. این خود میتواند در کشورهاى گوناگون به اقتضاى شرائط، با شیوه‌ها و شکلهاى گوناگون تحقق یابد، ولى با حساسیت کامل باید مراقب بود که این با دموکراسى لیبرال غربى اشتباه نشود. دموکراسى لائیک و در مواردى ضد مذهب غربى با مردمسالارى اسلامى که متعهد به ارزشها و خطوط اصلى اسلامى در نظام کشور است، هیچ نسبتى ندارد.

نکته‌ى دوم آن است که اسلامگرایى نباید با تحجر و قشرى‌گرى و تعصبهاى جاهلانه و افراطى مشتبه گردد. مرز میان این دو نیز باید پر رنگ باشد. افراط‌هاى  مذهبى که غالباً با خشونت کور همراه است، عامل عقب‌ماندگى و دور شدن از هدف‌هاى والاى انقلاب است، و این به نوبه‌ى خود مایه‌ى جدا شدن مردم و در نتیجه شکست انقلاب خواهد بود. خلاصه کنم:

سخن از بیدارى اسلامى، سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ سخن از یک واقعیت خارجىِ مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیامها و انقلابهاى بزرگى  را پدید آورده و مهره‌هاى خطرناکى از جبهه‌ى دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است. با این حال، صحنه همچنان سیال و نیازمند شکل دادن و به سرانجام رساندن است. آیاتى که در طلیعه‌ى سخن تلاوت شد، دستورالعمل کامل و کارسازى است؛ براى همیشه و بویژه در این برهه‌ى حساس و سرنوشت‌ساز. خطاب به پیامبر اکرم (صلّى اللَّه علیه و آله و سلم) است، ولى در واقع ما همگى بدان مخاطب و مکلفیم. در این آیات، تقوا با همان معنى  بلند و گسترده‌اش، اولین توصیه است، و سپس سرپیچیدن از فرمانبرى کافران و منافقان، و پیروى از وحى الهى، و سرانجام توکل و اعتماد به خداوند.

بار دیگر این آیات را مرور کنیم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. «یا أیها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الکافرین و المنافقین انّ اللَّه کان علیماً حکیماً. واتّبع ما یوحى الیک من ربّک انّ اللَّه کان بما تعملون خبیراً. و توکّل على اللَّه و کفى باللَّه وکیلاً».

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه‌

1) احزاب: 3 - 1
2) ابراهیم: 24
3) احزاب: 23
4) نساء: 76
5) آل‌عمران: 174 - 173
6) نهج‌البلاغه: خطبه‌ى 88
7) شرح: 7
8) شرح: 8
9) نصر: 3 - 1


ولایت مطلقه فقیه یعنی انعطاف پذیری دستگاه ولایت
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، خبرگان رهبری ، سخنرانی

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، با اشاره به اقدام تاریخی و بی‌سابقه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در تشکیل نظام سیاسی مبتنی بر فقه اسلامی، به تبیین چالش ظاهری میان «حفظ هویت و اصول نظام» با «تحقق نیافتن برخی اهداف مادی و معنوی» پرداختند.

به گزارش شفاف از پایگاه دفتر حفظ و نشر آثار رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، با اشاره به اقدام تاریخی و بی‌سابقه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در تشکیل نظام سیاسی مبتنی بر فقه اسلامی، به تبیین چالش ظاهری میان «حفظ هویت و اصول نظام» با «تحقق نیافتن برخی اهداف مادی و معنوی» پرداختند و ضمن تشریح معنای صحیح ولایت مطلقه فقیه و تأکید بر لزوم تصحیح و تکمیل مستمر مسیر حرکت نظام افزودند: حوادث بسیار عظیمی در منطقه در حال رخ دادن است که باید با تبیین دقیق و صحیح مفهوم مردمسالاری دینی برای ملتهای مسلمان، خلاء موجود را در زمینه جهت گیری آینده این حوادث، پُر کرد.


ایشان، با اشاره به سابقه بسیار دیرین فقه سیاسی در فقه شیعه خاطر نشان کردند: با وجود این سابقه عریق و ریشه دار، «نظام سازی بر اساس فقه اسلامی» تا قبل از امام راحل عظیم الشأن سابقه نداشته است و آن بزرگوار، اول کسی است که در مقام نظر و عمل، یک نظام سیاسی را بر مبنای مردمسالاری دینی و ولایت فقیه، مطرح و ایجاد کرد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای پس از بیان اهمیت بی‌بدیل و تاریخ ساز اقدام امام خمینی در نظام سازی سیاسی، افزودند: تحقق اهداف کلان مادی و معنوی این نظام، بطور طبیعی به زمان طولانی نیاز دارد و به همین علت، در کوتاه مدت و میان مدت ممکن است این تصور در ذهن برخی پیش آید که حفظ و پایبندی به اصول و مبانی نظام، مانع از دسترسی به پیشرفت و محقق شدن اهداف شده است.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین نگاه صحیح به این چالش بزرگ، به صبر پُر عظمت امام در تحمل فشار‌ها و دشواری‌ها اشاره کردند و افزودند: امام، هیچگاه چه در مسائل داخلی و چه در مسائل خارجی از مبانی و اصول، کوتاه نیامد و ضمن پیگیری اهداف، همواره به هویت نظام، کاملاً وفادار بود.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، پیگیری توأمان هر دو طرف این چالش، یعنی حفظ هویت نظام و دستیابی به پیشرفتهای مادی و معنوی را راه حل مسئله دانستند و خاطر نشان کردند: باید این واقعیت را یک اصل مهم و قطعی دانست که حفظ اصول نظام و پیشرفت و تعالی کشور، هم جهت و سازگارند و نباید بخاطر برخی مشکلات به قناعت حداقلی اکتفا کرد و از اصول کوتاه آمد.
ایشان، حفظ هویت نظام و پیگیری همزمان روند تحقق اهداف مادی، علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را کاری مهم، پیچیده و سخت برشمردند و خاطر نشان کردند: پیشرفتهای امروز کشور که در سایه حفظ اصول بدست آمده با وضع ایران در اول انقلاب قابل مقایسه نیست و این حقیقت نیز نشان می‌دهد که پیشرفت و تعالی جامعه، با حفظ اصول و هویت نظام امکان پذیر است، ضمن اینکه نصرت الهی نیز تنها در پرتو وفاداری به مبانی اسلام، شامل حال ملت و کشور خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی در دومین نکته از سخنانشان در جمع اعضای مجلس خبرگان، به تبیین لزوم تصحیح و تکمیل مستمر مسیر حرکت نظام پرداختند.
ایشان، نظام سازی را امری جاری و نه دفعی و یکباره خواندند و افزودند: اصلاح و تکمیل مسیر حرکت، جزو متمم نظام سازی است و باید با رصد و بررسی مداوم، اشتباهات را تصحیح، نواقص را رفع و نظام سازی را تکمیل کرد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، در ادامه همین بحث، موضوع ولایت مطلقه فقیه را ناظر به بحث نظام سازی و اصلاح حرکت نظام دانستند و افزودند: بُعد مهمی از مفهوم اطلاق که ابتدا در قانون اساسی نبود و امام به ولایت فقیه منضم و اضافه کردند به همین مسئله باز می‌گردد.
رهبر انقلاب افزودند: ولایت مطلقه فقیه یعنی انعطاف پذیری دستگاه ولایت. و معنای این مسئله این است که مجموعه دستگاههای تصمیم ساز و تصمیم گیر که رهبری در رأس آن‌ها قرار دارد بطور دائم با انتخاب آنچه درست‌تر و کامل‌تر است، خود را بطور مدام متحول کنند و با تکمیل نظام سازی، کشور را به پیش ببرند.
ایشان با اشاره به تناقض ذاتی فهم دشمنان از مفهوم ولایت مطلقه فقیه افزودند: آن‌ها می‌گویند ولایت مطلقه یعنی کشور بر اساس میل فقیه عادل حرکت کند در حالیکه فقیهی که عادل است نمی‌تواند به میل خود عمل کند.
رهبر انقلاب در تعبیر دیگری افزودند: مطلقه یعنی در دستِ کلیددار اصلی نظام، حالت انعطافی وجود دارد که می‌تواند هر جا لازم شود مسیر را تصحیح و تکمیل کند.
ایشان در تشریح تفاوت برداشت‌ها از مفهوم انعطاف پذیری در بحث ولایت فقیه افزودند: برداشت خطرناکی که باید از آن بر حذر بود اشتباه گرفتن انعطاف با انحراف و کوتاه آمدن در مقابل فشارهای بیرونی است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در همین زمینه تأکید کردند: نباید بخاطر فشارهای سیاسی ـ تبلیغاتی دشمنان قسم خورده اسلام و ایران، در هیچ مسئله‌ای، از اصول و مبانی کوتاه آمد و در چارچوب‌های غربی حرکت کرد چرا که این مسئله تجدید نظر و انحراف است نه انعطاف.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین برداشت صحیح از انعطاف پذیری، پاسخ بروز به مسائل تازه در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و دیگر زمینه‌ها اشاره کردند: بعنوان مثال در بحث بانکداری اسلامی و یا موارد دیگر، مسائل تازه‌ای بروز می‌کند که فقه مکلف است آن‌ها را حل کند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با انتقاد از برآورده نشدن انتظار ایشان در ایجاد کرسی‌های آزاد فقهی در حوزه علمیه قم افزودند: باید در حوزه، «درسهای خارج استدلالیِ قوی»، مخصوص فقه حکومتی، وجود داشته باشد تا درباره مسائل و چالشهای نو به نو بحث فقهی شود و سپس نتایج این مباحث در اختیار نخبگان و روشنفکران دانشگاهی و غیر دانشگاهی قرار گیرد تا آن‌ها را به فرآورده‌هایی قابل استفاده برای افکار عمومی تبدیل کنند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در ادامه سخنانشان درباره آثاری که نظام سازی امام خمینی می‌تواند در بر داشته باشد به حوادث عظیم ماههای اخیر در مصر، تونس، لیبی و یمن اشاره کردند و افزودند: دیکتاتورهای متکی به آمریکا و غرب یکی پس از دیگری سرنگون می‌شوند و آینده ملت‌ها در معرض احتمالات گوناگونی است که باید این احتمالات را به طور دقیق تحت نظر داشت.
رهبر انقلاب، در اختیار گرفتن زمام امور تحولات جاری منطقه را بدست نخبگان دینی، یکی از احتمالات مطرح دانستند اما افزودند: بازگشت عوامل نظام‌های دیکتاتوری سابق با ظاهری متفاوت و نیز خطر بسیار بزرگ استقرار نظام‌های وابسته به غرب تحت پوشش دموکراسی و آزادی در این کشور‌ها، از دیگر مسیرهای محتمل است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند در این اوضاع و احوال پیچیده، طرح موضوع مردمسالاری دینی می‌تواند به کمک ملتهای منطقه بشتابد و بعنوان هدیه و یادگار امام خمینی نیازهای آنان را بر طرف سازد و با روشن کردن آینده ملت‌های منطقه، نگذارد دشمنان از خلاءهای موجود استفاده کنند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در بخش دیگری از سخنانشان، ماه مبارک رمضان امسال را برای مردم ایران و نظام اسلامی پر برکت‌تر و با صفا‌تر از گذشته خواندند و افزودند: حضور با طراوت و شوق آفرین انبوه جوانان، نوجوانان و دیگر قشرهای ملت مومن ایران در جلسات تلاوت قرآن و مراسم ذکر و دعا و نیایش، حضور سیاسی آگاهانه و معتقدانه در مراسم روز جهانی قدس و حالت خشوع و تضرع ملت در عید سعید فطر، همه و همه نشانه‌های رحمت و لطف الهی است و این باران فضل الهی جز با اخلاص و ایمان و اعتقاد عمیق ملت به مبانی اسلام، با هیچ انگیزه دیگری، قابل تحقق نیست.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، با استناد به آیات قرآنی نصرت مومنین را تجلی نصرت الهی به نظام اسلامی خواندند و افزودند: ایمان ملت و یاری آنان، زمینه کارهای بزرگ را برای نظام اسلامی فراهم می‌کند.
ایشان، با اشاره به انواع وسایلی که دشمنان با اتکاء به آن‌ها انحراف اخلاقی جوانان را دنبال می‌کنند افزودند: با همه این اقدامات، مردم به توفیق الهی، از ایمان راسخ برخوردارند و وجود جوانان با ظواهر متفاوت در مراسم معنوی، نشان می‌دهد که نسل جوان دل در گرو محبت الهی دارد و همین جهت، شیرینی نصرت مومنین و نصرت پروردگار را به همراه آورده و خواهد آورد.
در ابتدای این دیدار آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: در دو روز برگزاری اجلاس، سخنرانان، مطالب خوبی در خصوص موضوعات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بیان کردند که از دلسوزی آنان برای انقلاب و کشور نشأت می‌گیرد.
آیت الله هاشمی شاهرودی عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان هم در گزارشی از دو روز نشست خبرگان ملت گفت: خبرگان منتخب ملت در بیانیه پایانی نشست بر حفظ وحدت و حضور حداکثری در انتخابات و نیز رصد توطئه‌های دشمن و جریان فتنه، و پرهیز از طرح مسائل تنش زا در کشور تأکید کردند.


متن کامل سخنرانی دکتر الهام در دفتر پژوهش‌های فرهنگی
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، غلامحسین الهام ، جریان انحرافی ، سخنرانی
تاکتیک‌های جریان‌انحرافی برای خدشه در حرکت اصیل 84/ تکیه‌گاه‌های فتنه ناامیدکردن نیروهای‌انقلاب را مدیریت می‌کنند

دکتر غلامحسین الهام یک ماه و نیم قبل (23 تیر) در اولین همایش منطقه ای دفتر پژوهش‌های فرهنگی در مشهد مقدس به‌عنوان سخنران حاضر شد و نکات مهمی را در مورد ابعاد مکتب امام؛ عقلانیت، معنویت و عدالت و ویژگی‌ها، ابزارها و کارکردهای جریان انحرافی مطرح کرد.

رجانیوز، متن کامل این سخنرانی راهبردی را منتشر می‌کند:

السلام علی المهدی الذی وعد الله عزوجل به الامم و یجمع به الکلم و یلم به الشعث و یملأ الارض به قسطا و عدلا و یمکن له و ینجز به وعد المومنین

تحیات قلبی و خالصانه خود را تقدیم به آستان آقا علی ابن موسی الرضا(ع) می کنم که توفیق عتبه بوسی آستان مقدسش را با دیدار شما عزیزان استان های خراسان شمالی، جنوبی و رضوی که ما همه در ظل آستان رضوی حیات انقلابی داریم، عطا فرمود و این ایام و اعیاد مبارک را به ویژه ولادت قطب عالم امکان و مولود منتظر و عدالت مورد تمنای بشر حضرت صاحب الامر به محضر شما عزیزان تبریک عرض می کنم.

من در یک فرصت کوتاه چند نکته درباره وضعیت و جریانات امروز بخصوص موقعیت اصولگرایی واقعی و اصیل عرض می‌کنم.

جریان انقلاب اسلامی با هر حرکتی که برخوردار از ویژگی های عقلانیت، معنویت و عدالت باشد، تداوم پیدا می کند. حرکتی که در سوم تیر 1384 اتفاق افتاد، یک حرکت انقلابی- اسلامی بود. این حرکت در واقع، احیای انقلاب اسلامی و حرکت مجدد انقلاب بعد از یک دوره رکود و به خصوص انحراف تدریجی از مبانی بود. ویژگی هایی که عرض می نمایم همان ویژگی هایی است که رهبر معظم انقلاب در بیان مکتب امام آن را تبیین و تحلیل فرمودند و هر بخش این شاخصه ها با یک حرکت و جریان انحرافی مورد تقابل قرار می گیرد.

همیشه عقلانیت انقلاب یعنی عقلانیت رحمانی نظام اسلامی با سودجویی، عقلانیت مادی و محافظه کاری و در واقع منافع مادی دنیوی مورد تهاجم قرار می گیرد. بعد از پایان دفاع مقدس برای انحراف از مبانی انقلابی، عصر جدید بعد از دفاع مقدس را به عنوان دوران خردگرایی و عقل گرایی توصیف کردند که در واقع، طوری مفهوم سازی و تعریض به انقلاب بود، به دلیل این که ارزش های ایجاد شده مبتنی بر انقلاب را به ویژه معنویت و عدالت را حرکتی غیر عقلانی توصیف کنند.

عقلانیت از نظر برخی تخطئه ارزش های دینی است

در مبارزه انتخاباتی سال 84 هم بعضی از کاندیداها بر عقلانیت در برابر حرکت انقلابی تکیه ویژه ای داشتند. آن عقلانیت که در واقع تخطئه ارزش های اصیل دینی انقلاب است، در واقع عقلانیت نیست یک ابزار برای تقابل با این جریان است. عقلانبت حقیقی و عقلی که ما عبد به الرحمن است، عقل انقلاب اسلامی، عقلانیتی که پایه شریعت را تشکیل می دهد، با عقلانیت مادی گرایی انحرافی که ارزش های اصیل دینی و اسلامی را تخطئه می کند، متفاوت است و این یک مفهوم مشترکی است که برای تخطئه حرکت انقلابی از آن استفاده می شود.

طرح انقلابی سال 84 هم دائم با این نقادی مواجه بود؛ به عنوان این که حرکت های اصیل، حرکت های یک شبه و کارشناسی نشده است مبتنی بر تصمیم سازی های غیرقابل سنجش، ماورایی، و مبتنی بر سحر و جادو و رمل و اسطرلاب است؛ یعنی یک حرکتی بود که حرکت اصیل انقلابی را تخطئه می کرد و این تقابل را نشان می داد.

دلیل شکست مفتضح جریان متکی به بیگانه در سال 88

اما شاخص عدالت که شیرین ترین پیام برای مردم است، همان چیزی بود که ذائقه مردم با همه ظرفیت به آن سمت گرایش پیدا کرد؛ چه در انتخابات سال 84 و چه در انتخابات سال 88 بخصوص در مقابله با سنگین ترین فتنه. عدالت هم این ظرفیت را دارد که یک شاخص محسوس و ملموس به خصوص در حوزه رفتاری از سوی حاکمان برای مردم باشد. این نیاز به بحث تئوریک ندارد. وقتی مردم احساس عدالت بکنند و حس عدالت داشته باشند و آن را در نظام ببینند، یک کشش ذاتی و فطری دارد و هر طور بخواهی مردم را دور کنی، مردم به آن سمت گرایش می یابند و با تمام توان خود از آن حمایت می کنند. انتخابات این را نشان داد. به خصوص سال 88 جاذبه ای که توانست موجب پیروزی گفتمان انقلاب اسلامی و شکست مفتضح جریان فساد و متکی بر بیگانه و در واقع عدالت سوز شود، همان حس عدالت و باور عدالت بود. این جاذبه ای است که نیاز به تبلیغ ندارد و همان حس برای مردم جهت حضور آن ها و تصمیم آن ها در همه انتخابات ها کافی است.

جریان مقابل و ضد حرکت انقلابی هم عدالت را با تعابیر انحرافی مثل توزیع فقر و امثال این مفاهیم مورد تخطئه قرار داد. امام صریحاً معنویت و عدالت را هدف روشن و انحصاری انقلاب اسلامی معرفی فرمودند. اشکال دیگری مانند خرافه گرایی و مکتب های انحرافی دیگر در این عرصه تلاش هایی بود که معنویت اصیل انقلابی را مورد هجوم قرار داد. هر جریانی که این شاخص های اصیل حرکت انقلاب را از مسیر خود خارج کند، از نظر ما جریان انحرافی است، حالا با هر بخش باشد. موفقیت ما هم در تداوم این جریان است.

تبلور خواسته های رهبری در مدیریت 16 ساله در سال 84 متبلور شد

استمرار نظری ارزش های ذکر شده به ویژه عدالت که ارزش محسوس برای مردم است و تداوم عملی عدالت در اجرا و عمل، راه موفقیت کشور است. سال 84 از دل مردم به این خواسته ها جواب مثبت داده شد، یعنی حرکت جدید انقلابی در کشور صورت گرفت. این خواسته ها تبلور خواسته های رهبری در مدیریت 16 ساله ایشان بود که منجر به این حرکت در سال 84 شد. مجموعه ای از بیانات ایشان به عنوان قاموس عدالت در آغاز نیمه دوم سال 84 منتشر شد که دغدغه های مستمر رهبری را به خصوص در عرصه عدالت در همه بخش ها نشان می دهد.

سیستم حقوقی ما به گونه ای است که با کمال تأسف ولایت فقیه در این سیستم مبسوط الید نیست. یعنی قالب ها و چارچوب های موجود در حد زیادی بر اساس سیستمی عمل می کنند که مطالبات رهبری و حرکت اجرایی کشور در همه عرصه ها، به صورت یک حرکت مطلوب که با شتاب مناسب و جهت گیری درست باشد، محقق نمی‌شود.

امیرالمومنین اگر یک مالک اشتر داشته باشد، با خیال راحت جبهه های مختلف را در این عرصه مدیریت می کند

وظیفه رهبری حفاظت، برای جلوگیری از انحراف کلیدی و سقوط انقلاب خواهد بود. انتخابات ریاست جمهوری، رئیس جمهوری را با سلایق و نظرات مستقیم مردم برمی گزیند. میزان حساسیت رئیس جمهور بر مبانی ارزشی و اصول گرایی، شتاب حرکت کشور را تعیین می کند و اگر جریان انحرافی موجود باشد، رهبر که کل جهت گیری را رصد می کند، برای بازگرداندن جریان به مسیر اصلی صرف انرژی خواهد کرد و این موجب می شود که از انرژی رهبری که باید صرف حرکت به سوی آرمان ها و ایده آل ها گردد، کاسته شود.

این واضح است که تلاش های رهبری برای تبیین یک اصلاح گری واقعی، اصیل و مبتنی بر نیازهای ضروری جامعه و گفتمان انقلاب اسلامی در دوران دوم خرداد وقت کشور را گرفت و همین‌طور در جریان گفتمان سازندگی، برای آن که ساختن کشور مبتنی بر عدالت باشد، ایشان به‌منظور اصلاح رفتار کارگزاران حکومتی در این هشت سال انرژی زیادی برای مدیریت و مراقبت این حرکت صرف کرد. در حالی که اگر دولت، یک دولت پا به کار باشد که این حرف ها و آرمان ها را پذیرفته باشد و بتواند عمل کند، دست رهبری را در تحقق این آرمان ها باز می کند.

دولت مثل یک سرباز میان میدان می ماند که اگر درک کامل و دقیقی از مبانی داشته باشد، خواسته های فرماندهی را با سرعت و آن شکل که مطلوب اوست، محقق می کند. امیرالمومنین اگر یک مالک اشتر داشته باشد، با خیال راحت جبهه های مختلف را در این عرصه مدیریت می کند. اما اگر ده‌ها ابوموسی داشته باشد، ده‌ها نیروی جدید لازم دارد که آن ها را هدایت و مراقبت کند و فعال کند. اگر انحرافی هم در بصیرت و فکر و مبنا وجود داشته باشد مشکل مضاعف است.

هر رهبری طبعاً با این بازوان و ابزاری که دارد، این مشکلات را خواهد داشت و مقداری از آن طبیعی است. در هر حال هر رهبری برای تحقق آرمان هایش به ابزار اجرایی نیاز دارد و این ابزارها هستند که رهبری را در این عرصه کمک می کنند.

نمی توان در اصالت حرکت سوم تیر84 خدشه وارد کرد

رهبری در حرکتی که در سال 84 محقق شد با امید و اطمینان و آرامش بیشتری تحقق آرمان های خود را مشاهده و در مقاطع مختلفی این مسأله را ابراز می فرمودند. در خطبه نماز جمعه فرمودند: آقای فلانی را که من در سال های انقلاب می شناسم و چنین و چنان هستند، مقصود آقای هاشمی، اما دیدگاه های من در بعضی جهات به آقای احمدی نژاد نزدیک تر است تا آقای هاشمی. این به آن معناست که حرکت دولت اسلامی را که این دولت موسوم به آن شد، به جهت حرکت در مبانی انقلاب یعنی اصول انقلاب به ویژه تکیه بر عدالت و معنویت از هر جریان دیگری به خود نزدیک تر دیدند و این تعبیر را، علنی به مردم بیان داشتند که این دولت از محبوب ترین دولت‌های بعد از مشروطیت است و در جمع خواص هم فرمودند معلوم نیست که دولتی در آینده بهتر از این بتوانیم داشته باشیم.

این نشان می دهد که یک حرکت امید بخش برای تحقق مطالبات رهبری صورت گرفته بود. لذا حرکت سال 84 یک حرکت انقلابی و اصیل بود و نه امروز نه در آینده، نمی‌توان در اصالت این حرکت خدشه کرد. یک حرکت سالم متولد شده است و باید در این مسیر صحیح تداوم یابد. تداوم یک حرکت، یک مقوله است و اصالت یک حرکت در شروع و تولد بحث دیگری است.

امروز یک جریان انحرافی که از متن فتنه بیرون می آید، به‌دنبال این است که اصالت حرکت سال 84 را مخدوش کند. این یک انحراف بزرگ است. این یک حرکت ضد انقلابی برای توقف حرکت اصیل انقلاب اسلامی است. نه مردم در جهت گیری و حرکت درست سال 84 اشتباه کردند نه در 88 و هنوز هم مردم این حرکت را قبول دارند و حمایت می کنند. چون عدالت ذاتاً این ویژگی را داراست. اما جریانی که در مقابل این حرکت موضع گیری می کند، جریان فتنه است. در این که فتنه به یک جریان ضد انقلابی تبدیل شده است، هیچ تردیدی نیست. فتنه به نقطه تکوین آخر خود رسید و ماهیت خود را در تقابل با نظام اسلامی نشان داد. حال چه افرادی عالمانه وارد این عرصه شدند و چه افرادی که سقوط کردند و راه برگشت ندارند. اشخاصی که از فتنه حمایت کردند، حالا چه از روی بی بصیرتی باشد یا هر چیز دیگری، در هر حال منافع دنیوی آن ها را به آن جا کشید که در مقابل انقلاب مواضع غلط بگیرند و در مقابل انقلاب بایستند و در کنار جریان فتنه باشند. این یک نمره منفی در حرکت سیاسی آن هاست و باید در حافظه بلند مدت ملت برای همیشه قرار بگیرد.

می خواهند به هاشمی در برابر رهبری مشروعیت بدهند

به هر حال جریان فتنه به یک جریان برانداز ضد انقلاب تبدیل شده و ما نباید همان طوری که رهبری فرمودند خطر این جریان برانداز را نادیده بگیریم. هم نباید نادیده بگیریم، هم نباید ضعیف بشماریم بلکه در برابر تحلیل های دیگر این را مهم تر بشماریم. غلبه این مسأله باز از تلاش های جریان مخالف است که می خواهند با توجه به برخی مسائل و مشکلات موجود اصالت این حرکت را تخطئه و اصالت حرکت ضد انقلابی فتنه را اثبات کنند. آقای هاشمی هنوز از انتخابات آزاد صحبت می کند و بعضی از اشخاص در جبهه اصولگرایی هنوز آقای هاشمی را یک مجتهد سیاسی می دانند که به او این مجوز را می دهند که با اجتهاد سیاسی خود در برابر اجتهاد مطلقه ولی امر یک جریان جدید بسازد و این جواز را به او می دهند که خودش را اصالت بدهد و به رفتار سیاسی او در مقابل رهبری مشروعیت داده شود. این یعنی تعدد رهبری که دوگانگی در حاکمیت است و این انحراف است.

نتیجه این‌گونه انحراف‌هایی که از نظر فکری پیش می آید و گاهی ناشی از سوء استنباط ها و برداشت ها و بینش های سیاسی است، اصالت دادن به حرکت ضد نظام و برانداز فتنه ای است که با تلاش ها و مجاهدت های بی نظیر مردم پایان پیدا کرده است. حداقل در 9 دی 88، یک نقطه ختم بر آن گذاشته شده است. این جریان خطرناکی است. اگر رهبری در این هفته های گذشته تجزیه و تحلیل‌شان در مورد این قضیه بوده، به خاطر خطر و حساسیتی است که این جریان هنوز هم دارد و هنوز هم دنبال این است که از بعضی ضعف ها بهانه بسازد و اصالت انقلابی حرکت 84 و حرکت انقلاب را و احیای گفتمان انقلاب را یعنی خود انقلاب را تخطئه کند.

این مسأله مهمی است که ما نباید دچار غفلت شویم، روحیه انقلابی را از دست ندهیم، سلامت و اصالت گفتمان ارزش های انقلاب یعنی عدالت و معنویت را و شاخص هایی را که بر این مبنا در رفتار حکومتی و حاکمیتی داشته است، فراموش نکنیم.

برنامه های جریان انحرافی برای محافظه کار کردن جریان سوم تیر

اما طبیعی است هر حرکت انقلابی از درون خودش با مشکلاتی مواجه است. جریان‌هایی تلاش خواهند کرد همیشه با ورود در متن انقلاب، مسیر انقلاب را به تدریج از جایگاه اصیل خودش دور کنند. جریان انحرافی که در مسیر حرکت اصیل انقلابی 84 می بینیم، یک چنین جریانی است. جریانی است که در متن گفتمان قرار گرفته و از درون می خواهد این حرکت انقلابی را به یک حرکت ایستا و محافظه کار تبدیل کند.

مهم ترین کارکرد جریان انحرافی در درون این گفتمان این است که ارزش های انقلابی را به واقع گرایی های پراگماتیستی تبدیل کند که در دوران سازندگی و اصلاحات ما شاهد آن بودیم و این سقوط ارزش های انقلابی خواهد بود. آدم های انقلابی را به آدم های محافظه کار تبدیل کنند و تحقق این مسأله یعنی مدیریت فرآیندی که در طول زمان به تدریج ارزش ها را جابجا کنند و به تدریج ارزش های جدیدی را خلق کنند و به تدریج گفتمان جدیدی را جایگزین گفتمان انقلاب کنند.

این کاری است که جریان انحرافی در متن حرکت اصیل انقلابی دارد انجام می دهد و در این حرکت تدریجی به مرور آدم های حامل گفتمان را هم جابجا خواهد کرد. آدم‌های حامل ارزش های متعالی و انقلابی، با ویژگی عدالت و معنویت گرایی پاک و سالم انقلاب را حذف خواهد کرد و ادم هایی را که این تفکر را ندارند اما می توانند تغییر گفتمان بدهند، تقویت کنند. هم افکار و اندیشه ها و گفتمان به تدریج جابجا می شود و هم آدم ها و افراد و حامل های گفتمان جابجا می شود. این یک حرکت تدریجی برای انحراف در مسیر انقلاب است. این را باید مدیریت کرد. این حرکت در آغاز است. ما نمی توانیم با برخورد این حرکت در نقطه ابتدایی و میانی، برخوردی بکنیم که در نقطه انتهایی باید کرد.

تبدلی جریان انحرافی به یک غده بدخیم انحراف بزرگتر است

جریان فتنه پیش انتخابات 88 یعنی در سال قبل از انتخابات و اواخر 87 تعریفی دارد. ممکن است ما این هویت را ببینیم که در انتها به کجا خواهد رسید اما در 87 نمی توان همان نوع داوری را در مورد فتنه داشت که در 88 داریم. بینش دقیق سیاسی و انقلابی و در واقع بینش دینی و بصیرت دینی این فهم را می‌کند که با حرکت چه رفتاری باید کرد. اما تعریف قضایی جریان فتنه در 88 با تعریف سیاسی فتنه در انتخابات 87 متقاوت است. چنانچه در ادبیات رهبری در خطبه 29 خرداد یک ادبیات می بینیم در سخنان امروز ایشان و در ادبیات امروز ایشان راجع به فتنه چیز دیگری می بینیم. این فتنه به نقطه تکوین انحطاطی و از نظر آنها نقطه کمال خودش رسیده و شفاف شده است. سال 87 نمی شود قضاوتی کرد که بعد از عاشورای 88 می شود کرد. این یک جریانی است که به آن نقطه کمال خودش در ظاهر، کمال که نیست در واقع به نقطه شکوفایی تکوینی خودش، هویت خودش رسیده است ودر واقع ماهیت ضد انقلابی خودش را نشان داده است.

اما برای جریان انحرافی معلوم نیست تا کی به آن نقطه می رسد یا می تواند برسد، لذا این خطر تدریجی وجود دارد حرکت آخر را امروز نمی توان انجام داد. امروز باید مراقبت کرد. امروز می شود این را با یک واکسن دفع کرد. با یک درمان می شود دفع کرد. نباید گذاشت به سرطان تبدیل شود. سرطان که شد، غده بدخیم که شد، با جراحی از بین می رود. امروز باید این غده را که هنوز بد خیم نیست، رفع کرد. انحراف بزرگ‌تر این است که این غده را تبدیل کنیم به یک غده بدخیم که بخواهد نظام آن را با جراحی از بین ببرد.

یک مثال ساده برای تبیین این موضوع می توان مطرح کرد که شاید به یک شوخی شبیه باشد، این رفتاری که ما در مقابله با جریان انحرافی داریم، نباید مشابه کاری باشد که عده ای عوامانه برای مهار آتش یک انسان به‌کار گرفته بودند. در بیمارستانی که سوختگی های او را درمان می کردند، دیدند استخوان های او نیز شکسته است. گفتند چه شده؟ پاسخ دادند که ما با بیل آتش را خاموش کردیم. اگر کسی آتش گرفت، آتش او را با بیل خاموش نکنید، شاید آتش خاموش شود ولی استخوان‌های او را نیز خواهید شکست. استخوان های یک حرکت اصیل را نشکنیم. آنچه به نظر من دغدغه رهبری است، این است که استخوان های حرکت اصیل انقلابی را ما اشتباها خرد نکنیم. انحراف در همان است که یک آدم انقلابی تبدیل می شود به یک آدم محافظه کار و به تدریج ضد انقلاب که در باورهای خودش متنزل می شود.

لذا جریان انحرافی در انتها دنبال همین جریانی است که امروز فتنه گران ظاهرا با آن مقابله می کنند ولی با هم یکسان هستند و آن این است که اصالت حرکت انقلابی را از مردم بگیرند. آدم های انقلابی را هم بگیرند لذا اول دنبال این است که احمدی نژاد را با هویت 84 اش از انقلاب بگیرد و دوم اینکه خود این حرکت را از ملت بگیرد. این جریان سنگینی است که ما باید در روند حرکت سیاسی‌مان بخصوص در آینده انتخابات مجلس، آن را مراقبت کنیم.

احمدی نژاد معلول ظرفیت عدالت پذیری جامعه ماست

حرکتی که احمدی نژاد را به‌وجود آورد، در متن انقلاب نهفته است و آن حرکت زنده است. احمدی نژاد یک چهره ناشناس بود. علامت هایی که او ابراز کرد، علامت های شناخته شده انقلاب بود. وقتی بحث عدالت را مطرح کرد، رهبر معظم انقلاب فرمودند همین که عدالت را مطرح کرد، پیروزی بود، حتی اگر پیروز هم نمی شد، به دلیل اینکه غبار را از شعارهای انقلاب گرفت و شعارهای انقلاب را احیا کرد، پیروزی است. نمی شد این حرف ها را زد. مگر همین رهبر انقلاب در همین دوره دولت نهم نفرمودند در صحبت هایی که مکرر داشتند، بعضی از مسئولین خجالت می کشیدند از اسلام حرف بزنند. انگار کم داشتند، انگار بدهکار بودند، امروز ما از اصالت حرکت انقلابی با قوت حرف می زنیم و دفاع می کنیم و این حرکت در دنیا هم خودش را نشان داد و یک جهش و امید تازه آفریده است در توجه به انقلاب اسلامی‌مان.

این نشان می دهد که این ظرفیت موجود بوده و احمدی نژاد معلول آن است نه علت آن. احمدی نژاد معلول ظرفیت عدالت پذیری جامعه ماست. اگر کسانی فکر می کنند که باید مسیر عدالت را عوض کنند تا انتخاب شوند و فکر می کنند این گفتمان شکست خورده، اشتباه مجدد سال 84 خودشان را تکرار خواهند کرد و اگر کسی در وجودش این باور نباشد که عدالت حرکت اصیل انقلاب است، همان بهتر که دچار اشتباه بشود و مردم را دچار اشتباه نکند و این اتفاق خواهد افتاد.

حرکت مردم این گفتمان را شناخت و با همه وجود حمایتش کرد. این مصداق نصرت مؤمنان بود. نصرت مومنان به صحنه آمد و انقلاب را نجات داد. انتخابات مظهر نصرت مؤمنین بود چه در 84 چه در 88. این حرکت الان هم ظرفیتش وجود دارد. اصولگرایی تابلویی برای افراد و جریان‌های خاص نیست. اصولگرایی تابلوی یک تفکر گفتمان است. هر کس حامل این گفتمان شد، اصولگراست. اصالت خودش را از احزاب و تابلوها نمی گیرد.

تکیه گاه های فتنه می خواهند اصولگرایان را مدیریت کنند

آیا اصولگرایان به وحدت خواهند رسید؟ اگر اصولگرا باشند، قطعاً وحدت محتوم است. امکان پذیر نیست وحدتی نباشد و اگر وحدتی نیست، اصولگرایی نیست. اصولگرای اصیل یعنی حقیقت اصولگرایی، وحدت پذیر است. کما این که این وحدت و انسجام در 84 و 88 خود را نشان داد و جامعه ما جامعه اصولگراست. انقلاب باقی است، تداوم دارد. هر جریان انحرافی که بخواهد گفتمان بدلی بسازد، شکست خواهد خورد. به خصوص که گفتمان انحرافی موجود، آشکارا افکار غیر اسلامی را تبیین و تبلیغ می کند. شاخص های آن هم واضح است. بنابراین حرکت مردمی ما یک حرکت انقلابی است. ظرفیت آن هم وجود دارد. هم عدالت جاذبه دارد هم مردم طعم عدالت را در طول این سال ها چشیده اند و برای آن ها مزه عدالت وجود دارد. حرکت اصیل سوم تیر 84 این پیام را داشته است و این در جامعه زنده است.

دشمن دنبال این است که حاملان گفتمان، روحیه خود را ازدست بدهند و خودشان را تمام شده بدانند، خودشان را شکست خورده بدانند. این یک توطئه بزرگ تر دشمن است. امروز جریان اصیل انقلاب را رهبری مدیریت می کند. امروز این گفتمان اصیل مثل همه مواقعی که وجود داشته است، به خصوص الان که وارد عرصه اجرا شده است و یک قدرتی پیدا کرده است، خاکریزهای دستگاه اجرایی و تقنینی را فتح کرده است و رهبری به عنوان رهبری این جریان، امروز هدایت و حفاظت از این جریان انقلابی را به دست گرفته است. بنابراین متکی به ملت و گفتمان رهبری است و این گفتمان غالب است. ما باید این را حفاظت بکنیم. حفاظت آن بر این است که اولاً دچار اشتباه نشویم و در اصالت باورهایمان تردید نکنیم و دست فتنه را در پشت سر حاملان دروغین این جریانی که امروز آمده اند و روحیه جریان 84 را می خواهند تخریب کنند، بببینیم.

من امروز نشانه هایی می بینم که باقی مانده های جریان‌های مدیریت کننده فتنه و تکیه گاه‌های فتنه به دنبال این هستند که همه جریان‌ها را از پشت صحنه مدیریت کنند؛ هر کدام را به شکلی. یک طرف با یک جنگ فرهنگی، روحیه انقلابی را از مردم بگیرند و عدالت را گفتمان ناکام و شکست خورده بدانند و اساساً انقلاب را یک دروغ و یک فریب تعبیر کنند.

این ها دنبال این هستند که هر کدام از ما را به شکلی مدیریت کنند. باید احزاب اصولگرا از مدیریت این جریان‌ها، خود را بیرون بکشند. امروز بصیرت آن است که دست های اداره کننده نهان فتنه را پشت جریان‌های خودی پیدا کرد. هر حرکتی که این اصالت را خدشه دار کند و به فتنه در هر بعد و قسمتی بخواهد اصالت بدهد، یک انحراف است.

مرزبندی جریان اصولگرایی با فتنه گران در همه‌ی لایه هایش باید شفاف باشد. موضوع فتنه تمام شده نیست و انحراف و انحطاط و غلط بودن مبانی آن با اشکال‌های دیگر اثبات نمی شود. هر جا ما در مسیر حق دچار مشکل شویم، اثبات باطل نمی کند. منحرف شدن هر حرکت از مسیر حق، اصالت حق را به طرف باطل نخواهد داد. شکست خوردن هم در جبهه حق اصالت را به باطل نمی دهد. چون آن جا احدی الحسنیین و عمل به تکلیف است و پیروزی است. این بحث من است.

فرض من این است که آینده از آن انقلاب اسلامی است. آینده در حرکتی که از سال 84 صورت گرفته، برگشت پذیر نخواهد بود. ادامه دارد. ادامه اش با حضور ما در صحنه است. با مراقبت از جریان‌ها و حمایت از جریان‌هایی است که این پرچم را در دست دارند. حرکت انقلابی نه توقف پذیر است نه عقب گرد می کند، نه منحرف می شود. حرکت سال 84 با شتاب بیشتری رو به جلو است نه توقف نه عقبگرد نه انحراف. ما با مراقبت از این جریان‌ها باید از نیروهایی که حامل این ارزش بوده اند و کارنامه روشنی در مقابله با فتنه داشته اند و گفتمان انقلاب را باور دارند و مکتب امام باورشان است، حمایت کنیم و آن ها باید نظام را دنبال بکنند.

مشکلاتی که در حفظ انقلاب وجود دارد نباید موجب یأس شود. باید موجب حرکت شود. هر حرکتی ما را باید به نقطه کمال برساند. ما منتظر موعودیم و در این انتظار باید خالص شویم. خلوص در این است که همه ما تجربه می شویم. تجربه بشویم تا اصحاب خالص به دست بیایند. تا نیاز به آن دولت در همه وجود ما ملموس شود. ما به یک افق روشنی چشم دوخته ایم و با فاصله زیاد اما در مسیرش قرار گرفته ایم. انقلاب، ما را در مسیر حقیقت موعود قرار داده است. اما فاصله ها خیلی زیاد است. باید آمادگی پذیرش عدالت مهدوی را پیدا بکنیم و این هم در حرکت است هم در پایداری. استقامت و مقاومت در یک حرکت از ایجاد آن حرکت اهمیت بیشتری دارد. ما باید مقاومت و پایداری‌مان را به این ارزش ها حفظ بکنیم.

والسلام علی عباد الله الصالحین


توصیه های مهم رهبر معظم انقلاب به اعضای دولت:
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
عدالتخواهی، استکبارستیزی و مقابله با اشرافی‌گری علت اقبال به رییس‌جمهور/اگر تقید به این شعارها سست شود توفیقات الهی کم می‌شود/دولت حاشیه سازی نکند/در فرهنگ انقلابی عمل کنید
رهبر معظم انقلاب اسلامی رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت با قدردانی صمیمانه از حضور پرشور ملت در راهپیمایی روز جهانی قدس، پایبندی دولت به اصول و ارزشها و شعارهای جذابی همچون عدالتخواهی، استکبار ستیزی و خدمت رسانی صادقانه را ضروری و اثرگذار خواندند و تأکید کردند: جهاد اقتصادی نیازی حیاتی و زمینه ساز پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک هفته دولت و گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر، به حضور پرشکوه مردم در راهپیمایی روز قدس اشاره کردند و افزودند: از مردم عزیز ایران که در راهپیمایی روز قدس، بار دیگر عظمت خود را نشان دادند، صمیمانه قدردانی می کنم.
 
ایشان، روز قدس امسال را نمادی از حضور و انگیزه ملت ایران دانستند و خاطرنشان کردند: این حضور و شکوه و عظمت، امید را در فضای منطقه گسترش می دهد و انگیزه ملتها را برای استقامت دو چندان خواهد کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با قدردانی از خدمات دولت، بر پایبندی به شعارها و جهت گیریهای اعلام شده تأکید کردند و افزودند: علت اقبال مردم در انتخابات سال 84 و 88 به رئیس جمهور همین شعارهای جذاب و ضروری بود چرا که مردم به ارزشها و آرمانها پایبند و دلبسته اند.
 
ایشان، عدالتخواهی، استکبارستیزی، ساده زیستی، مقابله با منش اشرافیگری، «مقابله با ویژه خواری و سوءاستفاده از ارتباطات اقتصادی و غیراقتصادی» و خدمت رسانی صادقانه را از جمله شعارهای جذاب دولت خواندند و افزودند: اصول و ارزشهایی که امام خمینی می فرمود و باعث محبوبیت ایشان در قلب ملتها شد از اساسی ترین شعارهای دولت است که باید کاملاًٌ به آن پایبند بود.
 
رهبر انقلاب اسلامی، کار برای خدا را رمز برخورداری از توفیق الهی و ایجاد جذابیت در دلهای مردم برشمردند و تأکید کردند: اگر به هر علت تقید به شعارهای دولت سست شود توفیقات الهی نیز کم خواهد شد بنابراین با همان شور و نشاط و تلاش به خدمت صادقانه و بدون توقع ادامه دهید.
 
ایشان گزارشهایی را که وزراء و معاونان رئیس جمهور در این دیدار بیان کردند، گزارشهایی خوب، مستند، منطقی و متکی به آمار بویژه آمار مقایسه ای خواندند و افزودند: این گزارشها را باید به مجموعه نخبگان و زبدگان کشور نیز ارائه داد و اقدامات انجام گرفته را برای آنان تشریح کرد. 
 
رهبر انقلاب اسلامی یکی از اشکالات دولت را حضور کم رنگ در میان نخبگان دانشگاهی و حوزوی دانستند و تأکید کردند: باید رئیس جمهور و وزراء اقدامات دولت در بخشهای مختلف بویژه در خصوص مسائل اقتصادی را که از مسائل اصلی کشور و مورد چالش موافقان و مخالفان دولت است، در جمع نخبگان مطرح کنند تا با استفاده از دیدگاهها و همچنین نظرات انتقادی آنان، هم افزایی بوجود آید.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه باید از انتقادها و اشکالات مجامع نخبگان استقبال کرد، افزودند: نباید به دلیل نحوه بیان برخی از مسائل، از دیدگاههای سازنده و مفید اکثریت نخبگان محروم شد.
 
بیان نقاط ضعف به موازات نقاط قوت از دیگر توصیه های رهبر انقلاب به رئیس جمهور و هیأت وزیران بود.
 
ایشان بیان نقاط ضعف را باعث اثرگذاری بیشتر در دلهای مردم دانستند و افزودند: همراه با تشریح کارها و بیان نقاط قوت، به صراحت به مردم بگویید که این کارها را نتوانستیم انجام دهیم و مطمئن باشید مردم، کسی را برای کاری که تلاش کرده اما نتوانسته انجام دهد، مؤاخذه نمی کنند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ضرورت برخورد صحیح در قبال انتقادهایی که از دولت در رسانه ها یا مراکز قانونی مطرح می شود افزودند: تنها جهت گیری صحیح در قبال انتقادات رویکرد توجیه کننده و تبیین کننده است و رویکرد مخاصمه و حمله متقابل به نتیجه ای نمی رسد.
 
ایشان در این زمینه به دولتمردان توصیه کردند با رویکرد تبیینی در جلسات عمومی و با مردم صحبت کنید، به سؤالات و ابهامات پاسخ دهید تا این مسائل در رسانه ها نیز پخش و مسائل روشن شود که در این صورت غرض ورزی غرض ورزان به جایی نمی رسد.
 
رهبر انقلاب، توجه دولت به اولویتها را مهم خواندند و افزودند: باید با کار کارشناسی و دقیق، اولویتها را مشخص و براساس آن حرکت و تلاش کرد.
 
ایشان دادن وعده به مردم را باعث افزایش توقعات خواندند و افزودند: تحقق وعده های داده شده دولت به مردم، امری مطلوب و ضروری است و باعث استحکام ایمان و اعتقاد مردم می شود و برعکس اگر این وعده ها محقق نشود در ذهن مردم، مشکل ایجاد می کند.
 
رهبر انقلاب مقایسه میان عملکرد دولت با دولتهای قبلی را کاری خوب برشمردند اما افزودند: خیلی مهم است که مقایسه ای نیز میان وعده های دولت و کارهای انجام شده صورت پذیرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای سخنانشان در جمع اعضای دولت دهم را با تشریح ضرورت جهاد اقتصادی از 3 منظر ادامه دادند. 1- از منظر رونق اقتصادی و حل مشکلات معیشتی مردم 2- از زاویه ضرورت رسیدن به اهداف چشم انداز و 3- از منظر مقابله با اهداف خصمانه نظام سلطه بر ضد ملت ایران.
 
ایشان جهاد اقتصادی را یک نیاز قطعی و نه صرفاً یک اولویت دانستند و در تشریح بیشتر این نکات افزودند: معیشت مردم برای نظام اسلامی بسیار مهم است و تنها یک اقتصاد خوب، سالم و قوی می تواند کشور را به این هدف برساند و اقتصاد خوب و توانا نیز نیاز به مجاهدت اقتصادی دارد.
 
رهبر انقلاب انگیزه دوم برای جهاد اقتصادی را ضرورت حیاتی رسیدن به اهداف چشم انداز برشمردند و افزودند: در این سند بسیار مهم، تبدیل ایران به قدرت اول اقتصادی منطقه پیش بینی شده است و اگر این هدف محقق نشود و در این عرصه از رقبا عقب بمانیم ضربات اساسی خواهیم خورد بنابراین چاره دیگری جز جهاد اقتصادی نداریم.
 
حضرت آیت الله خامنه ای مقابله با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب را سومین انگیزه نظام، مسئولان و ملت برای جهاد اقتصادی خواندند و افزودند: سلطه گران همه امکانات خود را برای زدن ضربات اساسی به اقتصاد ایران به کار گرفته اند اما هوشمندی، زیرکی و تدبیر مسئولان و ایستادگی ملت، آنها را ناکام خواهد گذاشت.
 
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: دشمنان در اوایل امسال از تحریم های فلج کننده و هوشمند سخن می گفتند اما تحریم ها نه تنها فلج کننده نشد بلکه به برکت هوشمندی نظام و مردم در موارد متعدد به تحرک و خودکفایی و کارهای بزرگ در کشور منجر گشت.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، شکست را سرنوشت قطعی امریکا و جبهه استکبار در تحریم ایران خواندند و تأکید کردند: با توجه به واقعیات جهانی، امکان ادامه طولانی مدت این تحریم ها وجود ندارد و باید با جهاد اقتصادی، «توکل و اعتماد به خدا» و حرکت هدفمند و هوشمندانه آنها را خنثی کرد.
 
رهبر انقلاب اسلامی، طرح تحول اقتصادی را یکی از مصادیق جهاد اقتصادی برشمردند و تأکید کردند: به لطف خداوند اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها بعنوان یکی از محورهای طرح تحول اقتصادی آغاز شده ولی لازم است بقیه محورهای دیگر این طرح در دو سال باقیمانده دولت، به جریان بیفتد. 
 
حضرت آیت الله خامنه ای در خصوص اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها، به ضرورت تقویت بخش تولید اشاره کردند و افزودند: مصوبه قانونی برای کمک به واحدهای تولیدی هنوز تحقق پیدا نکرده و باید با اجرای این مصوبه، در کوتاه مدت منابع به واحدهای تولیدی نیازمند تزریق شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اظهار نگرانی از واردات برخی کالاها و محصولات خاطر نشان کردند: باید در سیاستهای واردات بازنگری جدی شود و از واردات بویژه محصولات زراعی و باغی و واردات کالاهایی که در آن مزیت تولید داریم، پرهیز شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه توصیه های خود به مجموعه دولت، لزوم توجه بسیار جدی به موضوع فرهنگ را متذکر شدند و خاطر نشان کردند: در موضوع فرهنگ اعم از کتاب، کارهای هنری و مؤسسات هنری باید بدون رودربایستی و با قاطعیت، جهت گیریهای انقلابی و اسلامی لحاظ شود.
ایشان با اشاره به محدود بودن منابع و لزوم تعیین اولویتها در موضوعات فرهنگی، دولت را به پرهیز از حاشیه سازی توصیه کردند.
 
رهبر انقلاب با اشاره به نیاز فراوان کشور به کار و تلاش و روحیه کاری و خطر پذیری دولت، خاطر نشان کردند: در چنین شرایطی شایسته نیست که دولت خود را درگیر حاشیه ها کند که البته برخی اوقات، دولت با کم توجهی زمینه ساز این حاشیه ها می شود و برخی اوقات هم حاشیه هایی است که دیگران بوجود می آورند.
ایشان نکاتی هم درباره علاقه به ایران مطرح کردند. 
 
رهبر انقلاب اسلامی در این زمینه خاطر نشان کردند: اگر قرار است مسئله علاقه به ایران مطرح شود، یکی از مهمترین راهها، تحکیم و گسترش زبان و ادبیات فارسی است. 
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در مورد علاقه به ایران، بجای تأکید بر ایران قبل از اسلام، بر ایران بعد از اسلام تأکید شود زیرا افتخارات ایران بعد از اسلام در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشته است. ایشان تأکید کردند: رشد پیشرفتهای علمی، هنری، فرهنگی و حتی نظامی در ایران بعد از اسلام بویژه در دوران دیلمی، سلجوقیان و صفویه بهیچ وجه قابل مقایسه با ایران قبل از اسلام نیست. 
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر می خواهید از ایران و ایرانی گری حمایت کنید، ایران بعد از اسلام، مستندتر و آشکارتر است.
 
ارتباط میان سه قوه و همکاری قوا نکته دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هیأت دولت به آن اشاره کردند. حضرت آیت الله خامنه ای خطاب به دولت تأکید کردند: در مسائل مربوط به قوا، در مواردی که کوتاه آمدن امکان پذیر است، کوتاه بیایید، در مواردی که با تبیین قابل حل است، تبیین کنید و در مواردی هم که با ارتباطات دوستانه حل می شود، از این روش استفاده کنید.
 
در ابتدای این دیدار آقای احمدی نژاد رئیس جمهور مهرورزی، عدالت گستری، خدمت گذاری و همدلی و هم افزایی را از اصول و محورهای کاری این دولت ذکر کرد و گفت: همه موفقیتهای دولت نهم و دهم، حاصل پایبندی به ارزشهای الهی و آرمانهای انقلاب است.
 
وی با اشاره به نظارت نهادهای رسمی کشور بر فعالیت دستگاههای دولتی، حمایت از محرومین، مردمی بودن، پاک دستی و همدلی را خط ثابت این دولت برشمرد.
 
رئیس جمهور افزود: در این دولت با جهت گیریهای روشن، نسل جدیدی از مدیران و نیروهای مؤمن، کارآمد و پایبند به ارزشهای انقلاب پا به عرصه خدمت گذاشتند که همواره آماده خدمت و کار هستند.
 
آقای احمدی نژاد خاطرنشان کرد: دولت نهم و دهم در سخت ترین شرایط کشور و تحت فشار بی سابقه دشمنان با همراهی مردم و حمایتهای رهبر انقلاب، خدمات گسترده ای برای کشور انجام داده است. 
 
پس از سخنان رئیس جمهور شماری از معاونان وی و تعدادی از وزیران به بیان گزارش عملکرد حوزه های خود پرداختند.
 
آقای رحیمی معاون اول رئیس جمهور گزارشی از حوزه ستادی و شوراهای ویژه دولت بیان کرد. معاون اول رئیس جمهور با اشاره به برگزاری بیش از پنج هزار جلسه با حضور وزراء و مدیران و کارشناسان در 10 ستاد و کار گروه گفت: در ستاد تدابیر ویژه اقتصادی با برگزاری 56 جلسه و تصمیمات اتخاذ شده، شدیدترین تحریم های غرب یا بی نتیجه مانده و یا تأثیر آنها به حداقل رسیده است. بررسی مسائل خرد و کلان مربوط به هدفمندسازی یارانه ها در 70 جلسه ستاد هدفمندی یارانه ها، تصمیم گیری درخصوص موارد کلان رشوه خواری، زمین خواری، قاچاق و پولشویی و ساماندهی صندوق های قرض الحسنه و برخی شرکتهای لیزینگ در 274 جلسه اصلی و فرعی ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، فراهم کردن زمینه های لازم بمنظور ایجاد 5/2 میلیون شغل در 44 جلسه شورایعالی اشتغال و نظارت بر قیمت اقلام و کالاها و کنترل عرضه و تقاضا و جلوگیری از شوک احتمالی در بازار در پی اجرای هدفمندی یارانه ها در 27 جلسه کارگروه کنترل بازار، بخش دیگری از گزارش معاون اول رئیس جمهور در مورد حوزه ستادی و شوراهای ویژه دولت بود.
 
آقای رحیمی در ادامه گزارش خود به جلسات و تصمیمات ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، کارگروه ویژه رئیس جمهور در امور نفت، کارگروه ترانزیت، شورایعالی صادرات غیرنفتی و شورایعالی اداری نیز اشاره کرد و گفت: رشد 83 درصدی کشفیات قاچاق، افزایش سرمایه گذاری در صنعت نفت تا مرز 54 میلیارد دلار در دولت دهم، افزایش 34 درصدی ترانزیت کالا در سال 89، و برنامه ریزی برای صادرات غیرنفتی تا مرز 45 میلیارد دلار از جمله نتایج تصمیمات اتخاذ شده در این شوراها و کارگروهها بوده است.
وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز در این دیدار اعلام کرد دولت با پیگیری مدل اسلامی – ایرانی پیشرفت، اجرای سیاستهای کلی اصل 44 را در دستور کار جدی قرار داده بگونه ای که به موازات واگذاری مسئولیتها، میزان واگذاری مالکیتها به بخش خصوصی نیز از سال 84 تاکنون به 500 شرکت و 85 هزار میلیارد تومان بالغ شده که دهها برابر گذشته است.
آقای حسینی افزود: تاکنون 40 میلیون نفر دارای سهام عدالت شده اند که این میزان تا 45 میلیون نفر افزایش خواهد یافت.
 
وزیر اقتصاد قانون هدفمند کردن یارانه را گامی در جهت گسترش عدالت خواند و اعلام کرد: رشد مصرف در انرژی، آب و گندم متوقف شده و میزان مصرف 5 تا 30 درصد کاهش یافته است.
آقای حسینی از کاهش نقطه به نقطه تورم از تیرماه سال جاری خبر داد اما تأکید کرد برای حل مشکل تورم و بیکاری تلاشهای مضاعفی انجام خواهد شد.
 
به گفته آقای حسینی رشد اقتصادی کشور هر سال بیشتر شده است به گونه ای که مراکز جهانی نیز از بهبود اوضاع اقتصادی ایران در پی هدفمند کردن یارانه و اجرای اصل 44 سخن می گویند.
افزایش شاخص بورس به 25 هزار و پانصد واحد و افزایش سرمایه گذاری بورس به 118 هزار میلیارد تومان از دیگر نکات گزارش وزیر اقتصاد بود.
آقای حسینی با اشاره به افزایش بودجه عمرانی به 24 درصد افزود: سهم مالیات نیز در هزینه های دولت به حدود 42 درصد در سال 89 رسیده است که نشان دهنده تلاش برای رهایی از اتکای به درآمدهای نفتی است. 
وزیر اقتصاد با تأکید بر ناکامی تحریمهای غرب افزود: افزایش ترانزیت کالای 111 کشور خارجی از مسیر ایران، رشد 124 درصدی جذب سرمایه های خارجی و رشد تجارت خارجی از شاخصهایی است که نشان می دهد تحریم های غرب با تدابیر نظام و دولت و ایستادگی مردم به اهداف خود نرسیده است.
 
وزیر اقتصاد و دارایی، در جمع بندی گزارش خود افزود: شتاب حرکت کشور به سمت عدالت براساس سیاستها و فعالیتهای دولت افزایش یافته است که گسترش بیمه های تأمین اجتماعی – افزایش حقوق مستمری بگیران و سهام عدالت از نشانه های آن است.
 
رئیس کل بانک مرکزی سومین عضو هیأت دولت بود که گزارشی از وضع پولی، و بانکی کشور ارائه کرد.
آقای بهمنی در گزارش خود با اشاره به سیاست کنترل نرخ تورم و رسیدن آن به 4/12 درصد در پایان سال 89 گفت: در پایان تیرماه سال نود، نرخ تورم به 3/16 درصد افزایش یافت که علت آن، اجرای قانون هدفمندی یارانه ها بود.
رئیس کل بانک مرکزی خاطرنشان کرد: بدون در نظر گرفتن تأثیر مستقیم و غیرمستقیم، هدفمندسازی یارانه ها، نرخ تورم قاعدتاً 9/9 درصد می بود.
 
مهار بی رویه رشد نقدینگی، شفاف سازی مطالبات معوق و مهار رشد آن، رشد 140 درصدی فروش اوراق مشارکت به میزان 157 هزار میلیارد ریال، افزایش منابع قرض الحسنه، ساماندهی مؤسسات مالی غیرپولی، گسترش سیستم های الکترونیک و افزایش تراکنش های الکترونیکی، مدیریت بازار ارز، تعیین ابزارها و عقود جدید در بانکداری اسلامی، برنامه ریزی برای حذف صفرهای پول ملی و اختصاص 17 میلیارد دلار از منابع بانکی برای سرمایه گذاری در طرحهای نفت، گاز و پتروشیمی، محورهای دیگر گزارش رئیس کل بانک مرکزی بود.
 
وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز در این دیدار در گزارشی با مقایسه میان سالهای 78 تا 83 و 84 تا 89 گفت: سرمایه گذاری صنعتی و معدنی در این مدت از 14 هزار میلیارد تومان به بیش از 90 هزار میلیارد تومان رسیده است.
آقای غضنفری گفت: در سال 83، سه هزار و هفتصد معدن در کشور فعال بوده اند که در سال 89 به 5700 معدن و استخراج مواد معدنی نیز از 155 میلیون تن به 285 میلیون رسیده است.
افزایش دو برابری ظرفیت تولید خودرو، افزایش تولید سیمان از 32 میلیون تن به 74 میلیون تن، افزایش ظرفیت ذخیره سازی سیلوها به 9 میلیون تن از دیگر نکات گزارش آقای غضنفری بود.
وزیر صنعت معدن و تجارت با اشاره به افزایش محصولات کشاورزی و صادرات خدمات فنی مهندسی گفت: با مدیریت واردات کشور متوسط نسبت واردات به صادرات از 5/4 برابر به 3/2 برابر کاهش یافته است که نشان می دهد واردات و صادرات در روند متعادل شدن قرار دارد.
 
وزیر صنعت، معدن و تجارت در پایان گزارش خود اعلام کرد امیدواریم با سرمایه گذاری 70 هزار میلیارد تومانی در سالجاری و سال آینده، بیش از 1800 پروژه نیمه تمام معدنی و صنعتی را به مرحله بهره برداری برسانیم.
 
آقای خلیلیان وزیر جهاد کشاورزی در این دیدار در گزارشی به تولید 107 میلیون تن محصولات کشاورزی در سال 89 و رشد پانزده درصدی آن نسبت به سال 88 ، رسیدن به مرحله تولید پایدار در تولید گندم و برنامه ریزی برای صادرات 2 میلیون تن گندم در سال جاری، افزایش تولید برنج به دو میلیون و دویست و سی هزار تن در سال 89 ، و برنامه ریزی برای خودکفائی در تولید برنج در 2 سال آینده، افزایش کیفیت برگ سبز چای کشور و تولید 31 درصدی چای درجه یک در سال 90 ، و افزایش چهل درصدی تولید ابریشم در کشور، اشاره کرد.
 
آقای خلیلیان به توسعه زیرساختهای آب و خاک در بخش کشاورزی و افزایش اراضی تحت پوشش آبیاری تحت فشار و سامانه آبیاری مدرن نیز اشاره کرد و در خصوص صادرات و واردات محصولات کشاورزی گفت: صادرات محصولات کشاورزی در برنامه سوم 6 میلیارد دلار بود که در شش سال اخیر به بیش از 21 میلیارد دلار رسیده است. وزیر جهاد کشاورزی همچنین با اشاره به افزایش ظرفیت صنایع فرآوری محصولات کشاورزی، توسعه جنگل ها، مرتع داری و آبخیزداری، کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیائی گفت: میزان واردات محصولات کشاورزی تا پایان تیر ماه امسال، 27 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته است.
 
آقای نیکزاد نیز در این دیدار در گزارشی مقایسه ای میان 8 سال قبل از دولت آقای احمدی نژاد با 6 سال دولت نهم و دهم گفت: احداث راه، بزرگراه و راه اصلی از 59 هزار کیلومتر به 72 هزار کیلومتر رسیده است و راه روستایی نیز از 43 هزار به 57 هزار کیلومتر بالغ شده است.
 
وزیر راه و شهرسازی، توسعه 10 برابری ناوگان هوایی و افزایش حجم ترانزیت کالاها را از دیگر نتایج فعالیتهای دولتمردان در 6 سال اخیر برشمرد و گفت: از سال 76 تا 83 حدود 3 میلیون واحد مسکونی احداث شده بود که در 6 سال اخیر به 4850 میلیون واحد رسیده است.
افزایش ساخت بیمارستانها، صنعتی سازی ساختمان، نوسازی مدارس، واگذاری بخش های مهمی از صنایع ارتباطات، موبایل و اینترنت به بخش خصوصی، افزایش ضریب نفوذ اینترنت،  افزایش هزار درصدی روستاهای برخوردار از خدمات الکترونیک و افزایش حجم مخازن سدها از 32 میلیارد به 43 میلیارد متر مکعب از دیگر مسائلی بود که مهندس نیکزاد در گزارش خود به آنها اشاره کرد.
وی همچنین آثار مثبت مسکن مهر را تشریح کرد.
 
آقای قاسمی وزیر نفت نیز گزارشی از حوزه های گاز، بنزین، پتروشیمی، صنعت نفت و بهره برداری از میادین مشترک ارائه کرد. وزیر نفت در خصوص دسترسی به گاز در شهرها و روستاها گفت: در سال 84 تعداد مشترکان گاز، 5/7 میلیون مشترک بود که این میزان در 6 سال اخیر به بیش از سیزده میلیون مشترک رسیده است. 
کاهش مصرف بنزین به 58 میلیون لیتر در روز با وجود افزایش تولید خودرو، در 6 سال گذشته، افزایش تعداد جایگاههای سی ان جی از 75 جایگاه در سال 84 به 1700 جایگاه در سالجاری، و افزایش تولید پتروشیمی از 18 میلیون تن در سال 84 به 52 میلیون تن در سالجاری عدد و رقم های دیگری بود که وزیر نفت در گزارش خود به آنها اشاره کرد.     
 
وزیر نفت به اشاره به بومی سازی طراحی و اجرای طرحهای وزارت نفت و 52 میلیارد دلار سرمایه گذاری داخلی در فازهای قدیم و فازهای باقیمانده پارس جنوبی تأکید کرد: اهتمام برای افزایش استخراج از میادین مشترک با کشورهای همسایه از جمله برنامه های اصلی وزارت نفت است.
وزیر بعدی که در این دیدار گزارش داد آقای شیخ الاسلامی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بود. آقای شیخ الاسلامی در حوزه تعاون از افزایش 2 برابری تعداد تعاونی ها در برنامه چهارم خبر داد و گفت: تعداد اعضای تعاونی ها نیز به بیش از 5 میلیون نفر رسیده است و در مجموع سهم ارزش افزوده بخش تعاون از 5 درصد در سال 83 به 5/8 درصد رسیده است.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: برای سال گذشته ایجاد یک میلیون و یک صد هزار شغل پیش بینی شده بود که با همت و تدبیر دولت و فعالان بخش های مربوط، این میزان به یک میلیون و 600 هزار شغل رسید و برای سال جاری نیز ایجاد 5/2 میلیون شغل پیش بینی شده است.
کاهش فاصله طبقاتی به عنوان مهمترین سیاست دولت در حوزه رفاه، افزایش 38 درصدی شمار افراد بیمه شده و افزایش متوسط حقوق افراد تحت پوشش صندوق تأمین اجتماعی از 140 هزار تومان به 550 هزار تومان در سال 89 دیگر مسئله ای بود که وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به آن اشاره کرد.
آقای بقایی معاون اجرایی رئیس جمهور هم با اشاره به نود سفر استانی دولت با بیش از بیست هزار مصوبه، گزارشی از این سفرها ارائه کرد.
 
معاون اجرایی رئیس جمهور گفت: هشتاد درصد مصوبات دور اول سفرهای استانی، 52 درصد مصوبات دور دوم سفرها، و 26 درصد مصوبات دور سوم سفرها کاملاً محقق شده و 18 درصد از مصوبات دور اول، 25 درصد از مصوبات دور دوم و 23 درصد از مصوبات دور سوم سفرها در دست اجرا است. آقای بقایی با اشاره به بیش از چهارده هزار ملاقات مردمی رئیس جمهور و 32 هزار ملاقات مردمی وزراء در 3 دور سفرهای استانی گفت: حل مشکلات مردم، مهمترین هدف سفرهای استانی است. 
 
آقای میرتاج الدینی معاون پارلمانی رئیس جمهور نیز در این دیدار با اشاره به همکاری دولت و مجلس، فضای کلی روابط قوای مقننه و مجریه را خوب خواند و نکاتی را برای بهبود روند این روابط بیان کرد.
خانم بداغی معان حقوقی رئیس جمهور نیز در گزارش خود به کارشناسی های حقوقی گسترده در دولت و کمیسیونهای تخصصی برای رعایت موازین قانونی و حقوقی در مصوبات اشاره کرد و گفت: رعایت قانون، اصل اساسی در سیاستها و اقدامات دولت به شمار می رود.
 
وزیر امور خارجه آخرین عضو هیأت دولت بود که در این دیدار 3 ساعته گزارش داد. آقای صالحی اعلام کرد: با وجود همه تلاشهای دشمنان، جمهوری اسلامی به یاری خداوند و با تدبیر مسئولان و ایستادگی ملت از موقعیت روزافزونی برخوردار است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فعالان اقتصادی تبیین کردند
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
بی‌رحمانه با کوچک‌ترین مفاسد اقتصادی در دولت برخورد کنید/ تأکید بر قطع وابستگی به نفت تا حد امکان بستن چاه‌های نفتی
فعالان و برگزیدگان بخش خصوصی، مدیران عرصه‌های اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، بانکی، فناوری اطلاعات و خدمات همراه با نمایندگان تشکل‌های صنفی، عصر امروز(چهارشنبه) در دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی به تبادل نظر و بررسی مسائل مختلف اقتصادی پرداختند.

در ابتدای این دیدار که بیش از 3 ساعت طول کشید، 18 نفر از فعالان اقتصادی، دیدگاه‌های خود را درباره اوضاع اقتصادی کشور بیان کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار با تأکید بر تلاش، تدبیر و شتاب بیشتر در تحقق اهداف سند چشم انداز 20 ساله افزودند: دشمن با سلاح ناکارآمد تحریم درصدد زمین زدن ملت ایران و نظام اسلامی است اما این هدف خصمانه، با جهاد اقتصادی مسئولان و مردم ناکام می‌ماند و ملت بزرگ ایران، با امید سرشار به آینده، به جایگاه شایسته خود دست خواهد یافت.

رهبر انقلاب اسلامی دیدار با فعالان اقتصادی بخش‌های دولتی و خصوصی را در مقطع حساس کنونی، اقدامی نمادین برای نشان دادن اهتمام نظام اسلامی به مسئله اقتصاد و تحرک و پیشرفت اقتصادی دانستند و تأکید کردند: پیام جلسه امروز، لزوم توجه بیشتر و جدی‌تر مسئولان و فعالان بخش‌های اقتصادی، و همچنین آحاد مردم به مسئله اقتصاد است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیان گزارش اوضاع اقتصادی کشور از زبان فعالان بخش‌های خصوصی را یکی دیگر از اهداف دیدار امروز برشمردند و افزودند: همانگونه که در سخنان اغلب فعالان مشهود بود با همت مغزهای متفکر، و شخصیت‌های علمی و فنی، پیشرفت‌های چشمگیری در عرصه‌های تولید، خدمات، کشاورزی، صنعت و صنایع دانش‌بنیان به وقوع پیوسته که متأسفانه اغلب مردم از آن مطلع نیستند و باید این افتخارات ملی که متعلق به ملت ایران است، به اطلاع مردم رسانده شوند.

ایشان خاطرنشان کردند: بیان پیشرفت‌ها به معنای نادیده گرفتن نقاط ضعف و کمبودها نیست اما بیان نقاط منفی باید با لحن علاج‌جویانه و امیدبخش باشد تا واقعیات کشور، وارونه جلوه داده نشود.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: یکی از شگردهای جنگ روانی دشمنان در شرایط کنونی، ناامید کردن مردم بویژه نسل جوان و فعال کشور است، بنابراین همواره باید پیشرفت‌ها و ظرفیت‌های شگرف کشور برای اطلاع مردم منعکس شود.

ایشان در بیان علت نامگذاری سال جاری به سال جهاد اقتصادی به هدف جبهه استکبار برای زمین زدن ملت مقاوم ایران و نظام اسلامی از راه اقتصاد اشاره کردند و افزودند: باید با شناخت اهداف، ابزار و سلاح دشمن و با جهاد اقتصادی به مقابله با این هدف رفت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین ویژگی‌های جهاد اقتصادی، به استمرار، همه جانبه‌گی،  هوشمندی و اخلاص اشاره کردند و افزودند: باید این نکته را درک کرد که جهاد اقتصادی، در واقع حرکتی هدفدار در مقابله با حرکت غرض‌آلود و خصمانه دشمن است.

رهبر انقلاب اسلامی هدف واقعی تحریم‌های ایران را فلج کردن اقتصاد کشور خواندند و خاطرنشان کردند: عامل حقیقی این تحریم‌ها مسئله انرژی هسته‌ای نیست چرا که روند تحریم ها، 32 سال پیش هنگامی آغاز شد که نامی از مسائل هسته‌ای در کشور نبود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر مقابله هوشمندانه ملت ایران و مسئولان کشور با تحریم‌ها افزودند: اگر تحریم، مؤثر و برای دشمنان کارگشا بود همان سال‌های اول انقلاب اهداف مستکبران را محقق می‌ساخت چه برسد به اکنون که ملت و نظام در مقابل تحریم‌ها، به تدریج حالت ضدضربه پیدا کرده‌اند.

ایشان دور زدن تحریم‌ها و مهم‌تر از آن روی آوردن به توانایی‌های داخلی را از جمله شیوه‌های موفق ملت و مسئولان در شکست دادن تحریم‌ها برشمردند و افزودند: مقابله افتخارآمیز نظام اسلامی با تحریم‌ها، همچون تمامی 32 سال اخیر، با موفقیت ادامه خواهد یافت.

رهبر انقلاب همچنین با تأکید بر لزوم تحقق اهداف سند چشم انداز 20 ساله و دستیابی ایران به رتبه اول کشورهای منطقه در عرصه‌های مهم و حیاتی افزودند: رقبای منطقه‌ای در حال کار و تلاش شدید هستند و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز، نیازمند سرعت بیشتر، تدبیر و حرکت منضبط‌تر و درواقع نیازمند جهاد اقتصادی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دستیابی به رتبه اول منطقه در مسائل مهم و حیاتی را نه یک هوس بلکه یک نیاز واقعی و سرنوشت‌ساز خواندند و افزودند: در اوضاع کنونی منطقه و جهان، هر کشوری که نتواند از لحاظ اقتصادی، علمی و زیرساخت‌ها از رشد لازم برخوردار شود بی‌رحمانه مورد تطاول قرار می‌گیرد بنابراین باید با استحکام درونی و پیشرفت اقتصادی، اهداف سند چشم انداز را محقق کرد.

رهبر انقلاب ظرفیت‌های کشور را از لحاظ منابع، هوش و استعداد انسانی، منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی، فوق‌العاده خواندند و افزودند باید این ظرفیت‌های درجه یک را بالفعل کرد و رتبه اول منطقه را به دست آورد که این مهم، نیازمند کار و تلاش مضاعف است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به گذشت 5 سال از آغاز اجرای سند چشم‌انداز 20 ساله، کارهای انجام شده در برنامه چهارم توسعه را خوب ارزیابی کردند اما افزودند: برخی اهداف آن برنامه از جمله رشد 8 درصدی، کاهش بیکاری، کاهش تورم و افزایش سرمایه‌گذاری محقق نشده است بنابراین در اجرای برنامه پنجم توسعه، باید همت و تلاش مضاعف انجام داد تا ضمن جبران این کمبودها، سهم برنامه پنجم در تحقق اهداف سند چشم‌انداز محقق شود.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در زمینه اجرای سیاست‌های کلی اصل 44، کارهای خوبی انجام شده اما کافی نیست، خاطرنشان کردند: براساس سیاست‌های ابلاغی اصل 44، باید زمینه یک اقتصاد رقابتی با حضور بخش خصوصی بوجود آید که لازمه چنین کاری، تحرک بیشتر برای اجرای کامل سیاست‌های اصل 44 است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: هدف از اجرای سیاست‌های کلی اصل 44، فقط واگذاری بنگاه‌ها نیست بلکه در کنار واگذاری‌ها باید در زمینه توانمند کردن بخش خصوصی، فراهم کردن امکان مدیریت خوب و نظارت جدی برای جلوگیری از سوءاستفاده‌های احتمالی نیز کارهای اساسی انجام شود.

ایشان برخورد قاطعانه و جدی با مفاسد اقتصادی را یکی از زمینه سازی‌های مناسب برای تشویق حضور سالم و قانونمند بخش خصوصی دانستند و خاطرنشان کردند: مبارزه با مفاسد اقتصادی بسیار مهم و یک رکن اساسی است.

رهبر انقلاب اسلامی خطاب به مسئولان دولتی تأکید کردند: باید نسبت به بروز و نفوذ کوچک‌ترین فساد اقتصادی در دستگاه‌های دولتی بشدت حساس باشید و با آن بی‌رحمانه و بدون هیچ ملاحظه‌ای برخورد کنید چرا که در غیر این صورت مفاسد اقتصادی همچون بیماری واگیر سریعاً گسترش خواهد یافت.

ایشان اجرای کامل سیاست‌های حمایتی از بخش تولید را یکی دیگر از موارد مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: تولید، اساس اقتصاد است و باید در چارچوب اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، سهم بخش تولید حتماً اختصاص یابد.

رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه افزودند: البته بخش تولید هم در قبال این حمایت وظایفی دارد که از آن جمله، صرفه‌جویی در مصرف انرژی، افزایش بهره‌وری، و نوسازی ماشین‌آلات و تجهیزات است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در کنار اعطای تسهیلات به بخش تولید و حمایت از تولیدکنندگان، باید نظارت قوی نیز وجود داشته باشد تا برخی سوءاستفاده‌کنندگان، از تسهیلات اعطایی برای کارهای دیگر استفاده نکنند.

موضوع واردات و صادرات بخش دیگری از سخنان رهبر انقلاب اسلامی در جمع فعالان اقتصادی بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تنظیم و کنترل واردات را لازم دانستند و خاطرنشان کردند: در هر شرایطی باید ملاحظه تولید داخلی از جمله محصولات کشاورزی را کرد ضمن این که این توجیه که واردات به رقابت پذیری تولید داخلی کمک می‌کند، دارای منطق قوی نیست.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درخصوص موضوع صادرات، به رشد بسیار خوب صادرات غیرنفتی در سال‌های اخیر اشاره کردند و افزودند: انتظار این است که رشد صادرات غیرنفتی به گونه‌ای پیش رود که بخش صادرات بر واردات، غلبه پیدا کند و بتوانیم خود را از درآمد نفتی بی نیاز کنیم.

ایشان وابستگی به درآمد نفت را یکی از بلیات کشور دانستند و با یادآوری سخنان چند سال قبل خود مبنی بر قطع وابستگی به درآمد نفت تا حدی که امکان بستن درِ چاه‌های نفت برای هر مدتی امکان‌پذیر باشد، خاطرنشان کردند: رهایی اقتصاد کشور از درآمدهای نفتی، زمینه‌ساز اقتدار و پیشرفت عظیم ملت و نظام اسلامی خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در کنار حمایت دولت از صادرات، صادرکنندگان نیز باید کیفیت، بسته‌بندی، تنوع، استحکام و زیبایی محصولات و تولیدات خود را ارتقا دهند و آنها را در موعد مقرر به دست مشتری و خریدار برسانند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: لازمه تحقق این موارد، نیازمند فرهنگ حُسن عمل در تولیدات است.

ایشان یکی دیگر از موارد ضروری در اقتصاد کشور را تدوین برنامه‌ای جامع برای رشد بخش تعاون دانستند و با اشاره به موضوع مهم لزوم دسترسی یکسان به اطلاعات اقتصادی، افزودند: همه فعالان بخش خصوصی باید به طور یکسان و بدون تبعیض از فرصت‌های سرمایه‌گذاری مطلع باشند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم پیگیری جدی‌تر موضوع شفاف‌سازی اطلاعات، خاطرنشان کردند: محدود بودن دسترسی اطلاعات برای برخی افراد خاص، زمینه‌ساز ویژه‌خواری‌های عجیبی می‌شود که برای مقابله با آن، باید دسترسی به اطلاعات، عمومی شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع بندی مطالب مطرح شده در دیدار فعالین اقتصادی بخش دولتی و خصوصی، اظهار امیدواری کردند: دیدار امروز زمینه ساز انگیزه بیشتر و فعالیت هوشمندانه، هدفدار و مضاعف همه علاقه مندان به ملت، کشور و نظام شود.

ایشان با تأکید بر لزوم توجه به همت مضاعف و کار مضاعف در کنار جهاد اقتصادی، افزودند: آینده کشور، آینده خوبی است و سابقه تاریخی، میراث فرهنگی، توانایی‌های مردمی و ظرفیت‌های طبیعی ایران، همه مؤید این است که ایران می تواند با کار و تلاش بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر مسئولان و مردم به جایگاه والا و شایسته برسد.

در آغاز این دیدار آقایان و خانم‌ها

-    اسدالله عسگراولادی – فعال اقتصادی و صادرکننده

-    سیدمحمد اتابکی – رئیس انجمن صنفی تولید کنندگان سیمان

-    هاشم نامور – مدیرعامل پالایشگاه نفت بندرعباس

-    قاسم نوده فراهانی – رئیس شورای اصناف کشور

-    مجید قاسمی – مدیرعامل بانک پاسارگاد

-    مجتبی شادلو – رئیس هیأت مدیره اتحادیه باغداران ایران

-    حسین قالیباف اصل – مدیرعامل شرکت بورس

-    لیلا لاریجانی – مدیرعامل شرکت گسترش انفورماتیک

-    محمدرضا جبارزارع – مدیرعامل گروه همگام

-    حمیدرضا جمشیدی – رئیس هیأت مدیره شرکت البرز دارو

-    ایرج رهبر – رئیس کانون سراسری انبوه‌سازان کشور

-    محمد آرام بنیار – مدیرعامل شرکت تأمین سرمایه امین

-    ابوالحسن خلیلی – مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های دانه‌های روغنی

-    غلامرضا حبیبی – مدیرعامل مؤسسه توسعه دانش، پژوهش و فناوری فرزان

-    احمدحسن جزنی – نماینده تولیدکنندگان و صادرکنندگان آبزیان

-    عطاءالله آیت‌اللهی – دبیر شورای رسته آب جامعه مهندسان مشاور ایران

-    پرویز رحمتی – رئیس سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کشور

-    و احمد توکلی – نماینده مجلس شورای اسلامی

به تشریح دیدگاه‌ها، انتقادها و پیشنهادهای خود در زمینه‌های مختلف اقتصادی پرداختند. سخنان فعالان اقتصادی در این دیدار عبارت است از:

-    هدف‌گذاری بخش خصوصی برای پیشی گرفتن صادرات غیر نفتی از واردات در پنج سال آینده

-    ضرورت توجه بیشتر دولت به دیدگاه‌ها و مشورت‌های بخش خصوصی

-    ناکارآمدی تحریم‌ها با توجه به افزایش 25 درصدی صادرات در چهار ماهه اول امسال در مقایسه با مدت مشابه سال قبل

-    افزایش بی‌سابقه تولید سیمان به عنوان یکی از شاخص‌های عمران و آبادانی کشور

-    توجه بیشتر به زیرساخت‌های صنعتی برای شتاب یافتن روند توسعه

-    کاهش کارمزد تسهیلات بانکی ویژه صنایع

-    ضرورت توجه به توانایی و ظرفیت اصناف در اجرای سیاست‌های اصل 44

-    کمک بیشتر دولت به واحدهای تولیدی – صنعتی و کشاورزی

-    نگاه تقویت‌کننده بخش دولتی به بخش خصوصی

-    ایجاد زمینه لازم برای رقابت سالم و قانونمند بانک‌های خصوصی و دولتی

-    مدیریت فشارهای ناشی از هدفمند کردن یارانه ها به بخش کشاورزی

-    انتقاد از تعدد مراجع تصمیم‌گیری درباره مسائل کشاورزی

-    پیشنهاد تشکیل شورای عالی فناوری اطلاعات

-    لزوم حمایت بیشتر دولت از سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین

-    افزایش ارزش بازار سرمایه به 118 هزار میلیارد تومان در سال جاری

-    توجه به ظرفیت اقتصادی شرکتهای دانش بنیان

-    پرهیز از تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای در تعیین تعرفه‌های اقتصادی

-    استفاده از ابزارهای جدید مالی برای استحکام بیشتر زیرساخت‌های اقتصادی کشور

-    تأثیر منفی افزایش قیمت مواد اولیه بر روند تولید

-    ضرورت اهتمام بیشتر به بخش تعاونی

-    انتقاد از واردات بی‌رویه، بخصوص محصولات کشاورزی

-    ظرفیت بی‌بدیل کشور برای خوداتکایی کشاورزی

-    سرمایه‌گذاری و اتخاذ تدابیر ویژه برای حل مشکل راندمان پایین آب در بخش کشاورزی و مصارف خانگی

-    راه اندازی نهضت کاهش قیمت تمام شده کالاها و خدمات

-    توجه به ظرفیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در تولید ثروت ملی، اشتغال‌زایی و ارتقای بهره‌وری

-    و اهمیت مراکز خرد اقتصادی به موازات بنگاه‌های بزرگ اقتصادی


علامه مصباح: نتیجه را به خدا واگذارید
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: آیت الله مصباح یزدی ، سخنرانی ، موسسه حفظ و نشر آثار امام (ره)

حضرت علامه مصباح یزدی با بیان ادامه روایت امام باقر علیه السلام گفت: حضرت راحتی نفس را در صحت تفویض می داند. یعنی شخص با اعتقاد به توحید به وظیفه اش عمل کند و نتیجه کارها را به خدا واگذارد، نه اینکه در اثر تنبلی یا بی عرضگی کارها را به خدا بسپارد.

به گزارش سرویس دین و اندیشه بی باک،  رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) راه حل پیشگیری از حواس پرتی را کم کردن خطا ها عنوان کرد و افزود: هرچه کمتر گناه کنیم از پراکندگی روح نجات پیدا می کنیم و در اثر اطاعت خدا به آرامش می رسیم.

 

علامه مصباح یزدی شب گذشته در حسینیه امام خمینی (ره) با اشاره به آیه شریفه « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ» گفت: زندگی دنیا توأم با سختی ها و ناهنجاریهاست. در بینش مادی این سختی ها یک ضرورت است و باید پذیرفت.

وی افزود: در بینش توحیدی سختی های زندگی تفسیر عقلانی دارد. این زندگی زمینه ساز آخرت است و با امتحانات مختلف استعدادها شناخته می شود. پس لازمه این آزمون مهم مبتلا شدن به سختی ها و خوشی هاست.

استاد اخلاق حوزه زندگی این دنیا را به دوران جنینی توصیف کرد و ادامه داد: این دنیا زمینه رشد انسان است برای تولد در عالم ابدی و تفاوتش با دوران جنینی این است که جنین اختیاری در رشد و نمو خود ندارد ولی در این دنیا بازیگر اصلی انسان است و باید خودش را آماده آن دنیا کند.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) انسان را دائما در معرض خطرها و ضررها دانست و گفت: حوادث و بلایای طبیعی که انسان نقشی در آنها ندارد و یک سری مشکلاتی که خود ما بوجود می آوریم منجر به تفکر در رابطه با این سختی ها می شود و زندگی را تلخ و سخت می کند و ممکن است در حالت افراطی فرد دچار بیماری روانی شود.

به گزارش رسا، علامه مصباح پیشنهاد روانشناسان برای رهایی از اضطراب ناشی از سختی ها و ترس از مشکلات را تغافل، عنوان کرد و اظهار داشت: انبیا راه حل بهتری را پیش روی انسان می گذارد اولا باید ماهیت این دنیا را بشناسید که اینجا مقدمه آخرت است و اگر بدانید چطور با حوادث این عالم برخورد کنید سعادتمند می شوید.

وی ادامه داد: نباید توقع داشت که این دنیا خوش بگذرد چون اینجا محل امتحان است و تنها در عالم ابدی برای کسانی که به وظایف خود عمل کرده اند، سختی و رنجی وجود نخواهد داشت.

این استاد حوزه علمیه قم راه حل دیگر در جلوگیری از اضطراب را رسیدن به مقام تفویض دانست و تصریح کرد: انسان اگر تنها دغدغه اش عمل به وظیفه باشد و نتیجه امور را به خدا واگذار کند به آرامش خواهد رسید و از هیچ چیز نخواهد ترسید. این آرامش ناشی از اعتماد به خداست.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان ادامه روایت امام باقر علیه السلام گفت: حضرت راحتی نفس را در صحت تفویض می داند. یعنی شخص با اعتقاد به توحید به وظیفه اش عمل کند و نتیجه کارها را به خدا واگذارد، نه اینکه در اثر تنبلی یا بی عرضگی کارها را به خدا بسپارد.

علامه مصباح یزدی ادامه داد: حضرت راحتی بدن را در تمرکز حواس عنوان می کند. تا یک حدی حواس پرتی ها طبیعی است ولی در صورت افراط باید پیشگیری کرد و این به دست خود فرد شدنی است.

وی راه حل امام باقر علیه السلام را در پیشگیری از حواس پرتی، کم کردن خطاها عنوان کرد و افزود: هرچه کمتر گناه کنیم از پراکندگی روح نجات پیدا می کنیم و در اثر اطاعت خدا به آرامش می رسیم.


چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، حجاب ، سخنرانی
آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند
روز گذشته روزنامه ایران با انتشار ویژه‌نامه‌ای بحث عفاف و حجاب و گشت ارشاد و چادر را مورد بی احترامی و بعضا تمسخر قرار داد.

به گزارش رجانیوز، این ویژه‌نامه با رویکرد کاملاً تقلیل‌گرایانه در موضوع حجاب منتشر شده و در یکی از بخش‌های آن در گفت‌وگو با مهدی کلهر به چادر مشکی که پوشش زنان محجبه ایرانی است، توهین بی‌سابقه‌ای کرده است.

در عین حال، به‌منظور بررسی حجاب برتر؛ چادر در کلام رهبر معظم انقلاب، بخش‌هایی از بیانات ایشان بازنشر داده می‌شود:

مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.
20/7/1373
بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار گروهى از خواهران پرستار، به مناسبت «ولادت حضرت زینب»(س)
---------------

به نظر ما، بحث‌هایى که درباب پوشش زن مى‏شود، بحثهاى خوبى است که انجام مى‏گیرد؛ منتها باید توجه کنید که هیچ بحثى در این زمینه‏هاى مربوط به پوشش زن، از هجوم تبلیغاتى غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطى است. نه این‏که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مى‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه‏ى ملى ماست؛ هیچ اشکالى هم ندارد؛ هیچ منافاتى با هیچ نوع تحرکى هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناى تحرک و کار اجتماعى و کار سیاسى و کار فکرى باشد، لباس رسمى زن مى‏تواند چادر باشد و - همان‏طور که عرض کردم - چادر بهترین نوع حجاب است.

البته مى‏توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‏جا هم بایستى آن مرز را پیدا کرد. بعضی‌ها از چادر فرار مى‏کنند، به خاطر این‏که هجوم تبلیغاتى غرب دامن‌گیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار مى‏کنند، به آن حجاب واقعى بدون چادر هم رو نمى‏آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مى‏دهد!

شما خیال کرده‏اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضاً آن مقنعه‏ى کذایى و آن لباس‌هاى «و لیضربن بخمرهنّ على جیوبهنّ»(6) و همانهایى را که در قرآن هست، درست کردیم، دست از سر ما بر مى‏دارند؟ نه، آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها مى‏خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً این‏جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه که عمل مى‏شد. در آن زمان، زن اصلاً پوشش و حجابى نداشت؛ حتّى در این‏جاها وقتى نوبت به این کارها مى‏رسد، بى‏بندوبارى خیلى بیشتر هم مى‏شود؛ کمااین‏که در زمان شاه، بى‏بندوبارى‏یى که در همین شهر تهران و بعضى دیگر از شهرهاى کشور ما بود، از معمول شهرهاى اروپا بیشتر بود! زن معمولى در اروپا، لباس و پوشش خودش را داشت؛ اما در این‏جا آن‏طورى نبود. آن‏طور که دیده بودیم و شنیده بودیم و مى‏دانستیم و مناظرى که از آن وقت الان جلوى نظر من هست، انسان واقعاً حیرت مى‏کند که چرا بایستى این‏گونه بشود؛ کمااین‏که در خیلى از کشورهاى متأسفانه عقب‏مانده‏ى مسلمان و غیرمسلمان هم همین‏طور است. بنابراین، باید بدقت و با نهایت کنجکاوى و بدون اغماض، مسائل ارزشى را رعایت کرد.
4/10/1370
بیانات در دیدار با اعضاى شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان،(1) جمعى از زنان پزشک متخصص، و مسؤولان اولین کنگره‏ى حجاب اسلامى، به مناسبت میلاد حضرت فاطمه‏ى زهرا(س)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

حضرت آیِةالله خامنه ای تهاجم فرهنگی را هجوم یک مجموعه‍‌ی سیاسی یا اقتصادی به بنیان‌های فرهنگی یک ملت برای دستیابی به مقاصد شوم سیاسی دانستند و افزودند: ریشه کن کردن فرهنگ ملی از طریق فراگیر کردن بی بند و باری، عیاشی و هرزگی در میان یک ملت هدفی است که دشمنان درپی تحقق آن هستند. به‌طور مشخص دوران رضاخان سرآغام تهاجم فرهنگی در کشور ماست و بزرگ‌ترین قدمها به نفع فرهنگ غرب و در حقیقت در جهت سلطه ی غرب بر ایران در همین دوران بر داشته شد و با این بهانه که زن با چادر نمی‎تواند عالم و دانشمند شود و درفعالیتهای اجتماعی شرکت کند، چادرها را از سر زنان برداشتند. اما در عین حال دردوران رضاخان و پسرش هرگز به عموم زنان اجازه ی شرکت فعالانه در حرکتهای اجتماعی و سیاسی داده نشد و آن روزی که زنان ایران، وارد میدان مبارزه و صحنه ی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی شدند و کشور را با دست توانای خود به پیش بردند، چادر به سر کردند.

21/5/1371
دیدار نویسندگان، صاحبنظران و کارکنان رسانه های گروهی

-----------------------------------------------------------------------------

شما ببینید الان چقدر خرج مى‏کنند و زحمت مى‏کشند، براى این‏که حجاب را در دنیا از بین ببرند؛ کشورهایى که خودشان را مهد آزادى هم مى‏دانند، مى‏بینید که چه مى‏کنند براى مبارزه با حجاب. حالا همه آن تشکیلاتى که با حجاب مبارزه مى‏کنند یک طرف، این خواهر ورزشکارِ مؤمن و دخترِ جوانِ ما که با حجاب اسلامى و لباس محجّب - یا با چادر یا با آن شکل زیباى ارزشى - جلوِ دوربین‌هاى دنیا ظاهر مى‏شود و نشان مى‏دهد که به این ارزش پایبند است و این صحنه در همه دنیا منعکس مى‏شود، این یک طرف دیگر؛ او در واقع با این کار، همه آن تبلیغات را خنثى مى‏کند.
14/7/1383
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏در دیدار با ورزشکاران شرکت‏کننده در المپیک و پارالمپیک

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آنها با چه چیز زن مسلمان بیشتر دشمن‌اند؟ با حجاب او. آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند. چرا؟ چون فرهنگ آنها این را قبول ندارد. اروپایی‌ها این‏طورند؛ آنها مى‏گویند هرچه را که ما فهمیده‏ایم، دنیا باید از ما تقلید کند! مایلند که جاهلیت خودشان را بر معرفت عالم غلبه بدهند. آنها مى‏خواهند زن به سبک اروپایى را در جامعه رواج بدهند؛ که عبارت است از سبک مد و مصرف و آرایش در انظار عموم و ملعبه قرار دادن مسائل جنسى بین دو جنس؛ مى‏خواهند این چیزها را به وسیله‏ى زنان رواج بدهند. هرجا با این هدف‌گیرى غربی‌ها مخالفت بشود، فریادشان بلند مى‏شود! اینها کم‏طاقت هم هستند! همین مدعیان غربى، کمترین مخالفتى را با مبانى پذیرفته‏ى خودشان تحمل نمى‏کنند.
22/8/1370
سخنرانى در دیدار با جمع کثیرى از پرستاران، به مناسبت میلاد حضرت زینب کبرى‏(س) و روز پرستار

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

همیشه به شکل غلطى در نظام‌هاى طاغوتى به زن نگاه شده؛ امروز در غرب هم همین جور است. حالا عده‌اى از زنان - مثل خیلى از مردان - در همین نظام‌هاى غربى شخصیت‌هاى برجسته و محترم و پاکیزه‌اى ممکن است در بیایند، لیکن نگاه عمومى به زن که در فرهنگ غربى نهادینه شده، نگاه غلطى است؛ نگاه ابزارى است، نگاه اهانت‌آمیز است. از نظر غرب، علت اینکه شما نباید توى چادر باشید، نباید حجاب داشته باشید، این نیست که آزاد باشید. شما دارید می‌گوئید من با حجاب هم آزادى دارم. او چیز دیگرى مورد نظرش است؛ زن را براى نوازش چشم مرد، براى بهره‌ورى نامشروع مرد، میخواهند به شکل خاصى در جامعه ظاهر بشود. این، بزرگ‌ترین اهانت به زن است؛ حالا ولو با چندین لفّاف تعارف‌آمیز این را بپوشانند و اسم‌هاى دیگرى رویش بگذارند.
28/7/1388
بیانات در دیدار جمعى از بانوان قرآن‌پژوه کشور

--------------------------------------------------------------------

مقام‌ معظم‌ رهبری‌ از چادر به‌ عنوان‌ یک‌ لباس‌ ملی‌ و اسلامی‌ مورد علاقه‌ زنان‌ مسلمان‌ ایران‌ نام‌ بردند و فرمودند: انبوه‌ دختران‌ و زنان‌ مؤمن‌ و حزب‌اللهی‌ که‌ در دانشگاه‌ بهترین‌ علوم‌ را تدریس‌ و بالاترین‌ مدارج‌ علمی‌ را می‌گذرانند و نیز شمار زیادی‌ از بانوان‌ جوان‌ ایران‌ که‌ در آینده‌ای‌ نه‌ چندان‌ دور به‌ مقامات‌ عالی‌ علمی‌، فقهی‌ و فلسفی‌ دست‌ خواهند یافت‌ از افتخارات‌ نظام‌ اسلامی‌ محسوب‌ می‌شوند.
دیدار هزاران‌ تن‌ از خواهران‌ پرستار
20/7/1373

-----------------------------------------------------

حجابِ برتر که شما اشاره کردید -که مراد همین چادر ایرانىِ خود ماست - حقیقتاً حجاب برتر است؛ هیچ تردیدى در این نباید داشت. البته من هیچ وقت نگفتم که چادر را در جایى اجبارى کنند؛ اما همیشه گفته‌ام که چادر یک حجاب ایرانى است و زن ایرانى این را انتخاب کرده و خوب حجابى هم هست و مى‌تواند کاملاً حفاظ و حجاب داشته باشد. حالا بعضی‌ها هستند که از هرچه ایرانى و خودى است، ناراحتند و دل‌شان را مى‌زند؛ دل‌شان مى‌خواهد سراغ چیزهایى بروند که از خودى بودن دورتر است! به‌هرحال اگر حجاب را حفظ کنند، باز هم خلاف شرعى انجام نداده‌اند؛ منتها چیز بهترى را از دست داده‌اند. منتها چیز بهترى را از دست داده‌اند.

اما این‌که شما مى‌گویید «ما چگونه برخورد کنیم؟» ببینید؛ شما با تبلیغات کار کنید. یعنى همان حربه‌اى را که افراد مورد نظر شما براى سست کردن اعتقاد به حجاب به کار مى‌برند، شما هم به کار ببرید. یعنى شما درباره‌ى حجاب بنشینید واقعاً تحقیق کنید، فکر کنید، از لحاظ دینى هم مثلاً درباره‌اش بحث کنید، یا از بحث‌هایى که شده استفاده کنید.

از لحاظ اجتماعى هم روى همین مسأله‌ى کیفیّت حجاب تکیه کنید؛ به ترویج دیدگاه خودتان بپردازید؛ آن چیزى که به نظرتان درست است، آن را بگویید؛ این دغدغه را هم که اینها مى‌آیند تمایل به حجاب را در دلِ مردم از بین مى‌برند، نداشته باشید؛ حجاب از بین نمى‌رود. البته اگر قدرتى مثل قدرت رضاخانى بالاى سرش باشد، یا آن طور که شنیدم در بعضى از کشورها مثل تونس کسى حق ندارد در خیابان با حجاب باشد و اصلاً حقوق بشر هم در این‌جا دیگر مطرح نیست که چرا مردم را مجبور کردید بى‌حجاب باشند - کسانى که مسؤول این چیزها هستند، همین‌طور تماشا مى‌کنند و حرفى هم نمى‌زنند! - بالاخره همان کشف حجاب دوران رضاخانى پیش مى‌آید؛ اما به مجرّد آن‌که این زور برداشته شود، مردم به سمت حجاب برمى‌گردند.

حجاب، ارزشى است منطبق با طبیعت انسان. برهنگى و حرکت به سمت اختلاطِ هرچه بیشتر دو جنس با یکدیگر و افشاء شدن اینها در مقابل یکدیگر، یک حرکت خلاف طبیعى و خلاف خواست انسانى است. شرع مقدّس اسلام هم براى این حدودى را معیّن و مشخّص کرده و کسانى که معتقد و مؤمن هستند، نمى‌شود که این‌طورى با حجاب برخورد کنند. البته ممکن است کسانى بى‌خبر و بى‌اطّلاع باشند؛ بایستى اینها را با حجاب آشنا کرد.

من در همین سال‌هاى اوّلِ انقلاب به‌وضوح دریافتم که بعضى از زنانى که محجّب هستند و خیلى قدر حجاب را نمى‌دانند، اینها اصلاً از حکم حجاب و فلسفه‌ى حجاب و فواید حجاب اطّلاعى ندارند؛ یعنى با اینها کمتر صحبت شده است. البته بعضی‌ها چیزهایى نوشتند؛ سفارش کردیم، کارهایى کردند. الان هم به نظر من همین‌طور است؛ بخصوص در محیط دانشگاه. الحمدللَّه شنیدم که محیط دانشگاه شما، محیط خوبى است. مسؤولان دانشگاه هم، مسؤولان مواظب و مقیدى هستند؛امیدواریم که هرچه هم مى‌گذرد، بهتر شود.

در محیط دانشگاه خودتان، در نشریات خودتان، با نشریات زن - که الان در ایران چند نشریه‌ى مربوط به زنان وجود دارد - با دیگر نشریات رایج صحبت کنید، چیزهایى بنویسید، پخش کنید، در جامعه فکر را بپراکنید؛ منتها با استدلال، با منطق. بهترین راه تأمین حجاب هم همین است که با منطق برخورد شود.

البته اگر چیزى جزو مقرّرات شد و کسى برخلاف آن مقرّرات رفتار کرد، ممکن است قوانینى وجود داشته باشد که دولت برخورد کند؛ که لابد هم مى‌کند. درعین‌حال آن چیزى که در اساس لازم است و مهم‌تر از همه است، این است که شما ذهن این دختر جوان، یا این زن جوان را -که عمده هم خانمهاى جوان هستند- با اهمیت حجاب آشنا کنید؛ یعنى به او تفهیم کنید که حجاب از لحاظ شرعى و از لحاظ منطقى این است. در ذهن او، استدلال صحیح را در مورد رعایت حجاب راسخ کنید.

امیدواریم که ان‌شاءاللَّه روزبه‌روز بهتر شود. البته یکى از عواملى هم که در این زمینه تأثیرات منفى دارد، برخى از این فیلمهایى است که بعضى از زندگیهاى غربى را در دسترس همه مى‌گذارد. اینها در سُست کردن ذهنیّت مردم نسبت به مسأله‌ى حجاب بى‌تأثیر نیست. البته نسبت به پخش این فیلمها هم باید تذکّراتى داده شود.
 

4/12/1377
بیانات در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سر دبیران نشریات دانشجویی

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رضاخان قلدر وقتى خواست از غرب براى ما سوغات بیاورد، اولین چیزى که آورد، عبارت از لباس و رفع حجاب بود؛ آن هم با زور سر نیزه و همان قلدرىِ قزّاقىِ خودش! لباس‌ها نباید بلند باشد؛ باید کوتاه باشد؛ کلاه باید این‏طورى باشد؛ بعد همان را هم عوض کردند: اصلاً باید کلاه شاپو باشد! اگر کسى جرأت مى‏کرد غیر از کلاه پهلوى - کلاهى که آن موقع با این عنوان شناخته مى‏شد - کلاه دیگرى سرش بگذارد، یا غیر از لباس کوتاه چیزى بپوشد، باید کتک مى‏خورد و طرد مى‏شد. این چیزها را از غرب گرفتند!

زن‌ها حق نداشتند حجاب‌شان را حفظ کنند؛ نه فقط چادر - چادر که برداشته شده بود - اگر روسرى هم سرشان مى‏کردند و مقدارى جلوى چانه‏شان را مى‏گرفتند، کتک مى‏خوردند! چرا؟ براى این‏که در غرب، زن‌ها سربرهنه مى‏آیند! اینها را از غرب آوردند. چیزى را که براى این ملت لازم بود، نیاوردند. علم که نیامد، تجربه که نیامد، جِدّ و جهد و کوشش که نیامد، خطرپذیرى که نیامد -هر ملتى بالاخره خصوصیات خوبى دارد- اینها را که نیاوردند.

آنچه را هم که آوردند، بى‏دریغ قبول کردند. فکر و اندیشه را آوردند، اما بدون تحلیل قبول کردند؛ گفتند چون غربى است، باید قبول کرد. فرم لباس و غذا و حرف زدن و راه رفتن، چون غربى است، بایستى پذیرفت؛ جاى بروبرگرد ندارد! براى یک کشور، این حالت بزرگترین سمّ مهلک است؛ این درست نیست.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار جوانان و فرهنگیان در مصلّاى رشت‏
12/2/1380

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گاهى من در همین راه "کُلک چال" که از پایین به بالا مى‌آیم، یا بعکس به طرف پایین مى‌روم، خانم‌هایى را مى‌بینم که با چادر مشکى این راه را طى مى‌کنند. با این‌که قسمتى از این راه، بسیار ناهموار و یا به قول ما مشهدی‌ها قلب است، درعین‌حال خانم‌ها این راه ناهموار را تحمّل مى‌کنند و با چادر مشکى مى‌آیند. خوب؛ این همّت است دیگر. من این‌طور زن‌ها و همچنین افراد مسنّى که این راه‌هاى طولانى را طى مى‌کنند و مى‌روند، بسیار تحسین مى‌کنم.

2/6/1375
مصاحبه در کوهپیمایی


بنیادهای علم سیاست و حقوق
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسن رحیم پور ازغدی ، سخنرانی
من در این فرصتی که در اختیارم هست، سعی می کنم یک نگاه مقایسه ای به یکی از بنیادهای علم سیاست و تعریفی که از آن دو دیدگاه و گفتمان شده است داشته باشم؛ البته وقتی از دو دیدگاه صحبت می کنیم لزوماً تباین کلی و کامل بین آنها قائل نیستم. حتماً مشترکاتی بین همه فلسفه های اجتماعی که بنیان علوم اجتماعی از جمله علوم سیاسی اند وجود دارد. از مشترکات شروع می کنیم. در هر موضوعی باید از مشترکات شروع کرد و با تأکید بر آنها و بعد در نقاط اختلاف و محورهایی که تفاوت به وجود می آید استدلال کرد که چرا راه "الف " را می رویم و راه "ب " را نمی رویم.
من سعی می کنم در این فرصت اولاً به آنچه در متون کلاسیک در باب یکی از پایه ها و بنیادهای اصلی علم سیاست، یعنی تعریف "حق " آمده اشاره ای بکنم، که حتی تعریف "قدرت " مسبوق به تعریف "حق " است. یعنی وقتی از قدرت و حدود آن، مشروعیت قدرت و منشأ قدرت، صحبت می کنید عملاً و واقعاً همه اینها قابل ارجاع، بلکه لازم الارجاع به مفهوم حق و تعریف حق است؛ آنچه که در منابع کلاسیک ترجمه ای در حوزه فلسفه سیاست و علوم سیاسی در باب حق به عنوان محور تعریف مشروعیت قدرت و قدرت به عنوان یکی از بنیادهای علم سیاست مطرح می شود طبق آنچه که در متون کلاسیک درسی هم هست، من گزارش مختصری عرض می کنم برای این که بعد اشاره بکنم فیلسوفان مسلمان در حوزه سیاست به مسأله حق و حقوق و منشأ حق چگونه نگاه می کنند و آن را چطور تفسیر می کنند.

فلسفه و منشاء حق
در متون کلاسیک گاهی تصریح می شود و گاهی نمی شود و یکی از مشکلات آموزشی در علوم اجتماعی از جمله علوم سیاسی و حقوق در دانشگاه های ماست که بدون بررسی ریشه ها، یک مرتبه به شاخه ها می روند و میوه ها را باهم مقایسه می کنند. این یک اشتباه بزرگ است. به لحاظ فلسفی، میوه ها روی شاخه ها رویید ه اند، شاخه ها روی ساقه ها رویید ه اند، ساقه از ریشه آبیاری می شود؛ بنابراین هر وقت هرکسی در هر مکتبی از هر منظری که راجع به حقوق سیاسی و در درجه اول، سخن می گوید باید ابتدا موضع فلسفی خودش را در حوزه حکمت نظری بیان کند. سپس، در حکمت عملی، یعنی در علوم سیاسی، علوم اقتصادی، حقوق و اخلاق عملی. شما هم اظهارنظری بکنید راجع به این که چه کسانی، چه حقوقی و چه حدودی دارند و از جمله در عرصه سیاست چه رابطه متقابلی بین دولت ها و شهروند وجود دارد، چه حقوق متقابلی، چه وظایف متقابلی، باید ابتدا روشن بکنید که فلسفه های مضاف در عرصه حکمت عملی بر چه مباحث تئوریک و ریشه ای در حوزه حکمت نظری مبتنی است. به عبارت دیگر شما در عرصه علوم سیاسی، حقوق، اقتصاد، مکتب های مختلف اقتصادی، سیاسی، حقوقی، منطقاً هیچ اظهارنظری نمی توانید بکنید الا این که قبلاً موضع انسان شناختی خودتان را بیان بکنید، یعنی بگویید چه تعریفی از انسان دارید، چه تعریفی از هستی، جهان، مرگ و زندگی، سعادت و شقاوت، از باید و نباید،اینها همه به هم مربوط می شود، نقطه وصل حکمت عملی و حکمت نظری اگر قیچی شد و بریده شد، آن وقت باب فلسفه سرایی در حوزه حکمت عملی باز می شود. همین اتفاقی که افتاده است، یعنی به خصوص در حوزه فلسفه سیاسی در قرن 20، شما می دانید هرچه جلوتر آمدیم از حوزه استدلال های فلسفی- نظری فاصله گرفتند. علوم سیاسی، جدا شدند، منقطع شدند، به سمت پراگماتیزم و منفعت گرایی پراگماتیستی چرتکه اندازانه آمدند، که الان مشکل را چطور حل بکنیم، در عرصه قدرت، در عرصه سیاست و در عرصه روابط بین الملل.
یکی از منشأهای این نوع عمل گرایی و منفعت گرایی افراطی در حوزه علوم اجتماعی، از جمله علوم سیاسی، در قرن 20 تا امروز که هرچه جلوتر آمدیم، بیشتر شده، زیر سؤال رفتن حکمت نظری است، زیر سؤال رفتن معرف شناسی، انسان شناسی، هستی شناسی و بنیان های فلسفی است و قطع رابطه بین حکمت نظری و حکمت عملی. یعنی این که بایدها از هست ها جداست. بحثی که از "هیوم " به بعد تئوریزه شد و "کانت " به شکل دیگری این را تئوریزه کرد. عملاً دیدگاه های "هیوم " و "کانت " به لحاظ فلسفی، بنیان های علم سیاست را در غرب زیر و رو کرد، چون دیگر رابطه بین حکمت عملی و نظری قطع شد.
در دیدگاه "هیوم " "باید " از "هست " جداست؛ بنابراین معنی آن این است که شما در حوزه علوم سیاسی، اقتصاد و حقوق بشر از جمله حقوق سیاسی، نمی توانی هیچ استدلال فلسفی بکنی، استدلال هستی شناختی، انسان شناختی، جهان شناختی، امکان ندارد، برای این که یک مانع معرفت شناختی بین "هست " و "باید " وجود دارد. این یک حمله بسیار خطرناک به بنیادهای فلسفی سیاست، حقوق، و اخلاق بود. ضربه بعدی در حوزه اپیستمولوژی کانت وارد شد و آن که اصلاً حکمت عملی خودش مبتنی بر بدیهیات خودش است. هیچ ابتنایی بر حکمت نظری ندارد، ما له و علیه اخلاق و حقوق و این مباحث و بنابراین احکام سیاسی و اقتصادی و حقوق نمی توانیم استدلال فلسفی و نظری بکنیم.
این که آنها به چه دلایل تاریخی و فرهنگی به وجود آمد، نمی خواهم متعرض بشوم. فقط می خواهم ابتدای بحث به یکی از نتایج دهشتناک این مسئله توجه داشته باشید.
در فلسفه علوم اجتماعی و علوم سیاسی و حقوق، حقوق سیاسی و حقوق بشر در غرب متأخر در چند قرن اخیر به خصوص از "هیوم " و سپس از "کانت " به بعد تا به امروز، بنیان های فلسفی علم سیاست، متزلزل است و لذا هر چه جلوتر آمدیم بیشتر تصریح کردند که برای سیاست دنبال فلسفه نگردید. همین طور که بنیان های فلسفی اخلاق متزلزل شده، بنیان های فلسفی مکتب های اقتصادی متزلزل شده است. چون وقتی گفتی باب حکمت نظری مسدود است، امکان استدلال و برهان له و علیه هیچ گزاره ای در عرصه مابعدالطبیعه وجود ندارد یا[وقتی] گفتید که رابطه حکمت نظری و حکمت عملی قطع است و هیچ بایدی مستند به هیچ هستی نیست این ها چه معنی دارد؟ معنی اش این است که در دانشکده های حقوق و علوم سیاسی، در دانشکده های علوم اجتماعی، شما دنبال فلسفه برای بایدها و نبایدهای علوم اجتماعی نگردید.
البته دو- سه قرن طول کشید تا به این نتیجه تصریح شد پنج- شش دهه است که صریحا آن را می گویند آخرین نمونه اش آن که ریچارد رورتی آمد در همین ایران و اخیرا فوت کرده است. حدود ده سال پیش در این جا راجع به دموکراسی بحث می کرد. و از لیبرال دموکراسی دفاع می کرد، بعد از او راجع به دموکراسی سؤالات فلسفی پرسیدند. ایشان تعجب کرد و گفت چرا راجع به دموکراسی سؤال فلسفی می پرسید؟ اصلا ما احتیاجی به این نداریم که له یا علیه دموکراسی یا ضد دموکراسی برهان بیاوریم. ما صرفا چرتکه می اندازیم، به منافع نگاه می کنیم. می گوییم ممکن ترین نظام سیاسی یا بهترین نظام سیاسی، لیبرال دموکراسی است و این را می پذیریم. این حرفی بود که آقای ریچارد رورتی زد و به عنوان یکی از آخرین نظریه پردازان لیبرال دموکراسی صریحا اعلام کرد ما برای دموکراسی و لیبرال دموکراسی احتیاجی به هیچ استدلال فلسفی نداریم. من الآن نمی خواهم راجع به درست یا غلط بودن آن بحث کنم. فقط می خواهم به شما دوستان توجه بدهم؛ جمع بندی نکته اول: براساس اپستیمولوژی مدرن و پسامدرن غرب از آنچه که هیوم و سپس کانت تصریح کردند و بعد در دوره پست مدرن، خیلی علنی و شفاف گفته می شود که ما دنبال فلسفه واحد برای هیچ نظام حقوقی و اخلاقی برای همه بشر در همه زمان ها و مکان ها نباید باشیم، چون اصلا این مباحث استدلال بردار و فلسفه بردار نیست. ما با گفتمان های مختلف، اپیستما های مختلف روبه روییم و صرفا بحث توافق و هماهنگی نسبی و اجمالی بین فقدان فلسفه نظری اپیستماها و گفتمان های مختلف مطرح است.
بنابراین آنچه در ذهن برخی افراد به عنوان منادیان و مبلغان کم سواد یا بی سواد علوم سیاسی مدرن ادعا می شود که یک بحث فلسفی پیچیده ای در حوزه علوم سیاسی است و یک مباحث فلسفی است که از طرف دین داران مغفول مانده و با فلسفه ای ثابت می کنیم که مفهومی به عنوان حقوق بشر با مبانی لائیک و غیرالهی تعریف می کنیم روشن شود که اساسا این، وجود خارجی ندارد. یعنی از هیوم و کانت به بعد، هیچ حکمت نظری مستدلی پشت صحنه حکمت عملی از جمله علوم سیاسی و علوم اجتماعی و حقوق نیست و دستگاه نظام های حقوق بشری مادی وجود خارجی ندارد. آنان که طالب این گفتمانند که گفتمان غالب در غرب و غرب زده در جهان است ، همین کتاب ها را ترجمه و تدریس می کنند و براساس همین ها مدرک می دهند.
نمونه ای که روی آن بحث و به آن تکیه می کنند مسئله حقوق طبیعی است که آن موضوع اصلی بحث ماست که روشن کنیم حقوق طبیعی هم جز با تفسیر الهی قابل دفاع نظری و تحقق عملی نیست و هر جا که حقوق طبیعی، حقوق فطری، حقوق ذاتی به عنوان مبنای علم سیاست تعریف شد، اگر رابطه اش با استدلال دینی و الهی، با جهان بینی توحیدی به عالم و آدم و دیدن یک ارتباط غایی بین عالم و آدم قطع شد، حقوق فطری، حقوق ذاتی و حقوق الهی یا هر اسمی که می خواهید روی آن بگذارید، بعد از مدتی زیر سؤال می رود یا منحرف می شود و در عمل میوه تلخ می دهد؛ این اصل ادعای بنده است.
دو دیدگاه را برای شما عرض می کنم و راجع به آنها بحث می کنیم؛
در نگاه کلاسیک که در دانشگاه ها تدریس می شود، براساس متون ترجمه ای اصل مسئله حق و حقوق به عنوان بنیاد تعریف قدرت مشروع و بنیاد قدرت سیاسی از جمله مباحث حقوقی این طور تعریف شده است:
انسان یک حیوان اجتماعی، سیاسی، یک موجود بالضروره اجتماعی است، و برای این که به زندگی اجتماعی ادامه دهد مرزبندی را اختراع کرده است؛ این موردی است که در کتاب های درسی ترجمه می شود.
چون تعدی و تجاوز باعث می شود که جامعه متزلزل شود و افراد پراکنده شوند فلسفه جامعه زیر سؤال می رود، بشر به تدریج موجود سیاسی شده، استعداد سازماندهی پیدا کرده، و لازم دیده که یک مرزبندی و تعریف حقوق و حدود در عرصه روابط اجتماعی بشود. اصلا علم سیاست از همین جا آغاز می شود. نحوه مهندسی حقوق و حدود با محوریت قدرت و توزیع قدرت در جامعه است که تعریف علم سیاست محسوب می گردد و بنیان علم سیاست از یک طرف به تعریف حق برگشته و از یک طرف به قدرت که آیا حق، قدرت را تنظیم و مدیریت و مهندسی می کند، یا قدرت است که تکلیف حق را معلوم می کند.
مکاتب مختلفی که در حوزه سیاست پیدا شدند، خواهم گفت که در کدامیک از این گزاره ها مشترکند(شاید احتیاج به گفتن نباشد) اگر به عرایض بنده دقت کنید متوجه می شوید که در کدام یک از این محورها ما مشترکیم و تفاوتی وجود ندارد و در کدام ها تفاوت ها شروع می شود.
به این عبارتی که عینا از بعضی از متون کلاسیک درسی شما خواندم، توجه بکنید که یکی از نقاط اختلاف از این جا خواهد بود، بعد در توضیحات من روشن می شود.
کل مرزبندی های حقوقی در جامعه محصول سیاسی شدن انسان به عنوان یک موجود و یک حیوان سیاسی است. پیچیدگی قدرت سازماندهی جامعه، استعداد سازماندهی و همه مرزبندی های حقوقی و حدودی در جامعه اختراع بشر است. بشر به اضطرار زندگی اجتماعی (برای این که همدیگر را تکه تکه نکنند) کل قوانین و حتی قوانین و حقوق اولیه را خود اختراع کرد، برای این که جامعه دوام داشته باشد و این محصول ده ها هزار سال تجربه زندگی اجتماعی بشر است و منشأ حق و تکلیف اجتماعی، همین جعل بشری ناشی از اضطرار در زندگی اجتماعی است.
ما خواهیم گفت که در فلسفه حقوق اسلامی، در بعضی حقوق که حالا می توانیم به حقوق درجه دوم تعبیر کنیم (حقوق ثانوی- حقوق فرعی- مصادیق حقوق) مسائلی است که مبتنی بر حقوق اولیه پیش می آید، البته آنجا بحث عقود، قراردادها، اوفوا بالعقود، پروتکل های سیاسی- اجتماعی- اقتصادی، حتما معنا پیدا می کند، آنجا می توانید تعبیر اختراع بکنید، ضمن این که اختراع محض نیست، بحثی است بین فیلسوفان مسلمان در عرصه حقوق، تفاوتی بین انتزاعی محض بودن حقوق یا اعتباری بودن حقوق به این معنا که یک منشأ انتزاع نفس الامری پشت صحنه حقوق بشر، هست، یعنی گرچه حقوق، به یک معنا اعتبار ذهنی است اما این اعتبار پشتوانه ای در نفس الامر عالم و آدم دارد، یعنی ناظر به یک رابطه حقیقی و واقعی بین عالم و آدم است و محصول علی و نتیجه علی واقعی عینی در باب سعادت و شقاوت بشر دارد. حالا خواهیم گفت مسأله نگاه غایی و غایت مدار در باب فلسفه حق و حقوق به کجا برمی گردد و ناظر به کجاست. در این دیدگاه، باز در بحث های کلاسیک که ترجمه می شود، سیر تاریخی و قصه ای که برای شروع علم سیاست سروده می شود این است که بشر احتیاجات متعدد روانی و مادی و... دارد و از زمان ناشناخته ای مجبور شده است که اجتماعی زندگی کند والا نابود می شده است. کسانی که در جامعه هستند برای تامین نیازهایشان وارد عمل می شوند، بین منافع و خواسته های افراد با همدیگر و کم کم احتیاج قهری و پراگماتیستی به مرزبندی قدرت و منافع پیدا می شود، برای این که تمام زندگی سراسر جنگ و تجاوز و هرج و مرج و تعدی و نابودی نشود. هزاران سال طول کشیده است که بشر این را فهمیده است و بعد از تجربه فهمیده است که اگر ما چارچوب هایی تعیین نکنیم که داخل آنها فاعل و مختار و بیرون از آنها محدود باشیم و اگر از آن حد گذشتیم، از خط قرمزها گذشتیم، به اصطلاح آن قوه ای که نماینده جامعه است ما را گوشمالی بدهد تا بعد برگردیم به حریم خودمان (به چارچوب لانه خودمان)

اشکالات به منشأ حق در غرب
این اشکالات به این ترتیب بوده که حدود و حقوق جعل شده است. ما در هر سه مبنای این نگاه به منشأ حقوق اشکال داریم. این که بشر از ابتدا هیچ توجهی به مسأله حق و قانون نداشته است، این که هزاران سال طول کشیده است تا بشر فهمیده که مثل حیوانات بفهمد، خوب حیوانات هم همین طورند. یعنی شما چهار تا گورخر را در یک قفس بیندازی، یک مدتی به هم لگد می زنند، بعد از یک مدتی حریم خودشان را می شناسند. یکی می فهمد که آخور آن طرفی مال آن یکی است و آخور دیگر مال این یکی است و به حریم هم تجاوز نمی کنند، ما فکر می کنیم بشر، یک کمی پیچیده تر از گورخر به ضرورت قانون و حقوق رسیده است. هزاران سال طول نکشیده که از باب اضطرار به این مسأله برسد و در واقع تفاوت پروتکل های ما، با پروتکل های حیوانات، بر سر این است که، پای لفظ و کلمه در بین ما می آید ولی در آنجا نمی آید. آنجا صرفا با لگد، پروتکل امضا می شود.
این تفاوت کافی نیست، حقوق و حدودی که منشأ آنها همان حقوق است، صرفا زاده روابط اجتماعی بشر و اضطرارات نیستند، صرفا اختراعی و قراردادی و وضعی نیستند. این که همه چیز محصول توافق و اضطرارهای درون جامعه باشد و حقوق و قوانین و مسئولیت ها، منشأ بیرونی نداشته باشند، این اولین اختلاف نظر ما با دیدگاه های کلاسیک در حوزه علوم سیاسی و فلسفه سیاست است که در دانشگاه های شما، در کتاب ها به شما آموزش می دهند.
البته فروع حقوق را که شمردند در ذیل این تعریف شده است که من دیگر وارد جزئیات آن نمی شوم. حقوقی که یک سری حقوق خصوصی در ذیل این تعریف می کنند مثل حقوق مدنی، حقوق تجارت که روابط متقابل افراد را با هم تعیین می کند. یک سری حقوق عمومی داخلی تعریف می کنند مثل حقوق اساسی و حقوق جزا که روابط متقابل افراد و دولت را تعیین می کند و یکی هم روابط دولت ها با هم است که حقوق بین المللی عمومی تعریف می شود. ما در فروع بحثی نداریم، این تقسیم بندی ها در حقوق طبیعتا هیچ مشکلی ندارد و ممکن است کسانی پیشنهادهای دیگری داشته باشند، اما روی منشأ این تعریفی که از حق و حقوق شد اشکالاتی داریم که یک مورد آن را عرض کردم.حقوق اساسی که مفاهیم اولیه حقوق سیاسی را می خواهد در جامعه تعریف کند و علوم سیاسی را شکل بدهد، یکی از شعبه های حقوق عمومی داخلی تعریف می شود یا حقوق به طور کلی و بدون قید. آن وقت حقوق اساسی را می آیند به عنوان یک شعبه از حقوق عمومی داخلی تعریف می کنند که می آید ساختار دولت را، شاخه های دولت را تعریف می کند، حقوق و تکالیف افراد را در برابر دولت تعریف می کند و یک بحث راجع به دولت است، یک بحث راجع به حکومت است و یک بحث راجع به حقوق و تکایف شهروندان در برابر دولت است و این که منبع حقوق اساسی چیست. تقسیم بندی ها ادامه پیدا می کند. یکی بحث قانون اساسی است که صد و چند سال اخیر بیشتر مطرح شده و چون قانون اساسی در هیچ کشوری برای همه مسایل کافی نبوده و به کلیات و مسائل مستحدثه اکتفا می کرده گاهی لازم می شده تغییراتی در بخشی از قانون اساسی به وجود بیاید، عملا هم قانون اساسی همه کشورها یا عمل نمی شده یا در معرض تزلزل و تجدیدنظر بوده یا خلأهایی به وجود آمده که با قانون گذاری عمومی خواسته اند آن را پر کنند. ضمن این که اگر خلأ هم نمی داشتند، برای حل مشکلات ریز، مدام نمی شود به قانون اساسی برگشت و ارجاع کرد. طبیعتاً باید یک سری قوانین و حقوق متقابلی که در ذیل قانون اساسی قانون گذاری می شود، ارجاع داد.

منبع سومی که می شمارند بحث عرف است که اصلا بعضی کشورها که بعضی از آنها اتفاقاً هم پدران نظری لیبرالیزام، دموکراسی و هم مشروطیت هستند، مثل خود انگلیس اصلا چیزی به نام قانون اساسی ندارند. هیچ قانون نوشته شده ای که به رأی ملت گذاشته شده باشد یا نمایندگان ملت آنها را تصویب کرده باشند و چارچوب مشخصی برای رفتار حکومت و مردم در برابر هم در آن تعریف شده باشد اصلا وجود خارجی ندارد. بعضی ها این را نمی دانند. با این که اینها نظریه پردازان اصلی هم لیبرالیزم، هم لیبرال دموکراسی، انگلیسی بودند و پدران مشروطیت شمرده می شوند ولی به لحاظ تئوریک در غرب، تا الان هم قانون اساسی ندارند؛ علاوه بر این دیدگاه های پوزیتیویستی اصلا به فلسفه برای حقوق قائل نیستند و مهد پوزیتیویسم انگلستان است. جایی که در حوزه علوم اجتماعی، مهد نظریه های پوزیتیویزم است. یعنی اساساً فلسفه ای برای حقوق و اخلاق و سیاست تعریف نمی شود، که برهان له یا علیه بیاوری، احتیاجی به فلسفه نیست. در حوزه حکمت عملی هم قانون اساسی ندارند اصلا، پدران تئوریک لیبرالیزم و دموکراسی یک قانون اساسی برای کشورشان تعریف نکردند، یعنی تا همین الان هم سلطنت است، سلطنت مشروطه. ضمن این که شما فکر نکنید الان جشن تاج گذاری نوه ملکه انگلیس است با میلیاردها خرج، بعضی ها فکر می کنند ملکه انگلیس اختیارات ندارد. بروید بخوانید ببینید چقدر اختیارات دارد. می گویند اختیارات ندارد و یک شیء تشریفاتی است، اصلا تشریفاتی نیست. ملکه انگلیس اختیاراتش از بسیاری از رئیس جمهورهای دنیا بیشتر است. با این که قانون اساسی هم ندارند، سر و صدایش را در نمی آورند. اینها مواردی است که معمولا پشت پرده تبلیغات پنهان می ماند. در کشورهایی که قانون اساسی مدون ندارند حقوق اساسی صرفاً براساس عرف و عادت و جو و گروه فشار و رسانه ها و بنگاه های سرمایه داری تعریف می شود؛ نام آن را وجدان عمومی می گذارند و در سیستم سیاست ملی اجرا و تثبیت می شود. گاهی می بینید با وجود گذشت یک یا دو قرن همچنان براساس همان تعاریف عمل می شود، در حالی که نه هیچ استدلال فلسفی دارد، نه هیچ قانون نوشته شده ای؛ اصلا هیچ رایی وجود ندارد. اصلا هیچ نوع دموکراسی حقیقی پشت صحنه برای تنظیم این نوع حقوق اساسی وجود ندارد. یعنی نه پارلمان آن را تصویب کرده، نه ملت رای مستقیم داده، نه رای غیرمستقیم داده، هیچ! نه بگوییم یک مجمع خاص انتصابی وجود دارد که این کار را بکند. حدود صلاحیت سه قوه حکومتی، حدود مردم در برابر حکومت و مسائل اساسی، همه اینها به تدریج و خیلی سیال شکل گرفته است. نه برهان فلسفی پشت آن است، نه مبنای دینی و نه در هیچ قانون به رای عموم گذاشته شده ای تصویب شده است. اسمش این است که ما با عرف و عادت بعضی از حقوق اساسی مان را تعریف می کنیم. این هم نکته دوم که این توهمی که در بعضی ذهن ها هست که تفکر لائیکی که پشت مساله مشروطیت و قراردادهای اجتماعی و پروتکل ها و دموکراسی هست، حتماً براساس فلسفه ای است، حتماً پشت آن یک استدلال فلسفی است. گفتیم نه! اصلا رابطه حکمت نظری و عملی وقتی قطع شد یعنی قدرت به تعریف سیاست دیگر مستند به برهان فلسفی نیست؛ له و علیه اخلاق نمی شود برهان آورد. له و علیه حقوق سیاسی هم و در باب حقوق بشر هم همین طور.


رحیم‌پور ازغدی:ساکتین یا می ترسند که نانشان در خطر بیافتد و یا جانشان!
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسن رحیم پور ازغدی ، سخنرانی

به انحراف کشیده شدن بسیاری از افراد در عرصه رسانه تاثیرات بسیار زیادی در مخاطبین خود به همراه دارد.

 
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، این موضوع بحث حسن رحیم پور ازغدی استاد حوزه و دانشگاه است که به بررسی عواملی که باعث منحرف شدن افراد در فضای رسانه شده می پردازد. 
 
متن سخنرانی وی در جمع دانشجویان طرح ضیافت در ذیل آمده است:
 
وقتی انسان خودسازی دینی نکند طبیعی است، وقتی وارد عرصه قدرت و شهرت می شود چون نمی تواند نظرات درست را تشخیص دهد، سرگردان می شود و هویت انقلابی او مخدوش می شود بعد خود را با جو غالب تطبیق می دهد. 
 
عده ای هم به خاطر منافع اقتصادی، خود را با جو غالب همراه می کنند. کسی که وارد جنگ و کار رسانه شد برای دفاع از اسلام کم کم شک می کند. چون فقط الفبای مکتب را می دانست و فکر می کرد مکتب شناس است. 
 
اگر می خواهید به طور حرفه ای در این قسمت کار کنید خودتان را قوی کنید و آثار مولفان اسلامی مثل شهید مطهری، آقای مصباح، آقای جوادی، علامه طباطبایی و علامه جعفری را بخوانید. 
 
برنامه ریزی کنید هفته ای یک کتاب از آثار این بزرگان را بخوانید. بعد از چهار سال بیش از دویست کتاب خوانده اید. اگر این مطالعات نباشد شخص در رسانه های خود از مسائلی صحبت می کند که از آنها اطلاعی ندارد. این چهارشنبه بازار رسانه ای فوایدی هم دارد سرعت اطلاع رسانی زیاد شده است اما ضرر های آن مثل این است که سطح زیاد باشد ولی عمق کم. وراجی زیاد ولی استدلال کم. 
 
به لحاظ نظری باید کتاب های اسلامی را بخوانید و به لحاظ عملی باید التزام به ارزش ها داشته باشید و جان خود را برای اینها بدهید. اگر یک لحظه خودمان به خودمان استراحت بدهیم انقلاب تمام شده است. من کار روتینم را انجام دادم، کلاسم تمام شد اگر اینگونه باشد باختیم. انقلابی کسی است که شب و روز نشناسد. کسانی بودند که در جبهه ها سرپا می خوابیدند و کسانی که یک نفری نظر یک دانشگاه را عوض می کردند منتها با مطالعه. 
 
حالا رسانه یک بوق است. چه چیزی باید در آن بگوییم؟ رسانه هدف نیست بلکه وسیله است. اینکه می گویند اقتضای ذات رسانه مربوط به رسانه نیست مربوط به نقصانیات ماست. اینکه می گویند رسانه ابزاری برای کارهای غیر دینی است و این اقتضای ذات آن است این غلط است. اما این طور نیست که هر چیزی بدون رسانه می گفتی حالا با رسانه می گویی با این تفاوت که مخاطبان و قربانیانش بیشتر اند. 
 
خدا می فرماید " فاذا فرغت فنصب" از هر مرحله ای از این جنگ خلاص شدی آماده ی مرحله بعدی شو. اگر یک لحظه غفلت کنید و این انقلاب به دست نا اهلان بیفتد باید جواب خون چند هزار شهید را بدهید. 
 
ابوسفیان رهبر دشمنان پیامبر و اسلام و پیامبر رهبر مسلمانان بود. بعد از چند دهه معاویه و یزید رهبر جهان اسلام می شوند و اهل بیت پیامبر را شهید می کنند. رسانه مهمترین عامل این موضوع است. 
 
باید مثل جوانانی که وارد عرصه فضایی و هسته ای شدند شما هم باید به عرصه مجازی وارد و آن را فتح کنید .
 
بچه مسلمان هایی داشتیم که اوایل انقلاب می گفتند ما وارد عرصه سینما می شویم و آن را فتح می کنیم. اما بعد از مدتی بخاطر نداشتن بصیرت دینی و سلامت نفس جو گیر شدند و هویت انقلابی آنها مخدوش شد.
 
در عرصه رسانه دشمن از ما قوی تر است اینها اول ظاهرشان را حفظ کردند باطنشان عوض شد. بعد رسانه و مقاله شان عوض شد. بعد حرف و شعار هایشان عوض شد و در انتها ظاهرشان عوض شد. چون نتوانستند توهین و هو کردن های دیگران را تحمل کنند . پیامبر می فرمایند: هیچ پیامبری را به اندازه من اذیت نکردند. لذا آدم هایی داریم که در جنگ در آغوش مرگ می رفتند اما در برابر تهمت ها و توهین ها نتوانستند بایستند.
 
باید آشنای دائمی با معارف اسلامی داشته باشیم. باید بیست- سی سال کار کرد . یک شبه نمی توان ملا شد. 
 
رسانه وقتی زرد می شود که صاحب رسانه خود زرد شده باشد. آیا می توان گفت من شخص دینی ام ولی تفکر در دین ندارم؟ امام علی علیه السلام می فرمایند" ایها الناس لاخیر فی دین لا تفقه فیه" تفقه یعنی درک درست از مسائل. دو نوع تفسیر می توان کرد: یکی اینکه خیری در دینداری بدون تفقه وجود ندارد و یکی اینکه در آن دینی که قابلیت تفقه در آن وجود ندارد خیری نیست. برای پیامبر هم مهمترین چیز عقل بود. ایمان بدون عقل هم فایده ای ندارد. 
 
فرمودند در مسیر حق از کمی تعداد وحشت نکنید. امیرالمومنین می فرمایند: اگر  تمام عرب یک طرف بایستند و من یک طرف، نمی ترسم و یک قدم عقب نمی روم. 
 
ایدئولوژی های بشری مثل مارکسیسم و کمونیسم و ... پس از مدتی کهنه می شوند و حرفی از آنها در بین ما نیست. اما دین الهی هیچ وقت کهنه نمی شود. سنت ما در برابر مدرنیته نیست بلکه دائما نو شونده است. 
 
بعضی مکتب و قرآن را ابزار توجیه مطالب غیر مکتبی می کنند. امام علی می فرمایند: جریانی است که مکتب و قرآن را تفسیر به رای می کند اما جریانی دیگر دیدگاه های خود را بر اساس قرآن شکل می دهد. جریان اول اشتباهات خود را پای قرآن می نویسند و برای اثبات خود از قرآن سوء استفاده می کنند.   
 
کسی که منابع نظری اش درست است ولی منافع شخصی اش ایجاد می کند که اینطور باشد این ها دسته دوم هستند که مشکل نظری ندارند ولی منافع خودشان را بر هدایت ترجیح می دهند ولی برای عده ای هم هدایت الهی اولویت دارد و آن را حاکم می دانند بر نفسانیت خودشان .
 
آن خدشه به هویت انقلابی است در عرصه نظر و این خدشه به همان هویت در عرصه عمل می باشد. بخاطر منافعشان حب و بعض دارند یعنی بعضی از ارزش ها را قبول دارند و برخی را نه و برخورد گزینشی و ابزاری با ایدئولوژی انقلاب با دین و با مکتب می کنند.
 
عده ای آمدند با ادبیات عرفانی، سکولاریسم را جا انداختند، آمدند با ادبیات به اسم دفاع از پیشرفت که سلام هم آن را قبول دارد، ارزش های اصیل و معنوی اسلام را زیر سوال بردند یعنی با بخشی از مکتب بخش دیگری را زدند. نمی آیند با آرم ضد مکتب این کار رو بکنند بلکه از اجزاء ایدئولوژی انقلاب برای ضربه زدن به آن استفاده می کنند و از فروعش برای ضربه زدن به اصول آن استفاده می کنند.
 
هویت انقلابی یعنی آن لحظه ای که بین هوی و هوس، بین نفسانیت و هدایت؛ هدایت را انتخاب کند. اگر بین اصول ارزش های انقلاب با دیدگاه های خودت تضادی می بینی کدام را اصل می بینی و کدام را تبیین می کنی درحالی که به خوشامد گویی برخی افراد نباید کاری داشته باشی؟
 
حالا هدف چیست؟ هدایت یا هوی؟! که البته پوششی انقلابی نیز می تواند داشته باشد.
 
بسیاری تلاشها علیه هویت انقلاب اسلامی در این سی سال شده است که الان هم می شود و با ظاهر وفاداری به دین و مکتب علیه آن برنامه ریزی می شود؛ با ادبیات حقوق بشری و حتی فقهی برای زدن ریشه شریعت، با ادبیات عرفانی علیه ریشه های عرفان اسلامی و با ادبیات ظاهرا فلسفی علیه ریشه های عقلانیت اجتماعی موضع می گیرند. این کارها بسیار پیچیده است و اگر معرفت دینی نداشته باشیم، موج های قوی ما را با خود خواهند برد.
 
نکته بعدی حضور انقلابی در رسانه و هزینه کردن برای دفاع از ارزش ها است.
 
پیامبر خدا می فرمایند: کسانی که در صحنه هستند و  در دفاع از ارزش ها و در مقابل ضد ارزش ها موضع می گیرند و ام به معروف و نهی از منکر می کنند، اینها خلیفه خدا و رسولش بر روی زمین اند.
 
کسانی که فساد را می بینند و موضع می گیرند اینها خلیفه خدا و رسول در روی زمین اند.
 
در روایت است که جبرئیل فرود آمد بر پیامبر تا اسلام را تبیین کند و گفت که اسلام 10رکن دارد که یکی از آن ها امر به معروف و دیگری نهی از منکر است.
 
امر به معروف و نهی از منکر  در رسانه می شود دفاع از ارزش ها و علی الخصوص حمله به ضد ارزش ها که همان معنی نهی از منکر است. کسانی که فساد را می بینند و حرف نمی زنند یا می ترسند که نانشان در خطر بیافتد و یا جانشان!
 
پیامبر اسلام می فرمایند که خدا تضمین کرده کسانی که در دفاع از حق در صحنه باشند بدانند که این نه مالشان را تهدید می کند و نه جانشان را .
 
یکی از خوبی های رسانه این است که خبر،خوب و سریع پخش می شود و بدی آن هم این است که برخی خبرها دروغ پخش می شوند و یا تحریف می شوند. خود شما که در عرصه رسانه قرار می گیری فقط این نیست که بزنی بلکه جاهایی هم می خوری و باید از آبرویت هم مایه بگذاری؛ در موقع ضربه خوردن خیلی ها عقب نشینی می کنند عده ای هم ادامه می دهند ولی انگیزه و خلوصشان را از دست می دهند.
 
یک تعبیری یکی از بزرگان قم داشتند و می گفتند که ممکن است شما ضربه اول را برای رضای خدا بزنی و بعد آن طرف هم ضربه ای به شما می زند ولی ضربه بعدی که شما می زنی ممکن است دیگر برای خدا نباشد و بخواهی چون عصبانی شدی از طرف انتقام بگیری و آن اقلیتی که در صحنه می مانند کم کم خلوصشان را از دست می دهند و یادشان می رود که ما برای چه وارد عرصه شده ایم .
اینجا هم هدف می شود من و رسانه می شود وسیله ای برای تثبیت من!
بالاترین جهاد این است که  در برابر جریان های جور جهان کلمه حق را بگویی و ما این کلمه حقیم در برابر این جریان های جائر که واقعا کار سختی هم هست.
شما وارد عرصه رسانه ای و علمی شوید تا ببینید چقدر فحش و تهمت و دروغ و آبرو ریزی برایتان درست می کنند.
انسان باید روی خودش کار کند و در این عرصه ها و مبارزات قوی شود. در این عرصه رسانه فعال باشید و از حق دفاع کنید از مظلوم و از دین خدا دفاع کنید و بگذارید به شما فحش هم بدهند!
خداوند بیزار و متنفر است از مومن ضعیفی که هویت و صلابت ندارد. پای حق نمی ایستد. در تعبیر دیگری می فرمایند مومن ضعیفی که دین ندارد. یعنی مومن ظاهری است. اگر دین داشته باشد که باید پای دین بایستد. 
در زمان جنگ چگونه بود که جوان 16 ساله به جبهه می آمد ذستش قطع می شود و طحالش را در می آورند و خون بالا می آورد، با این حال از بیمارستان فرار می کند و خودش را به جبهه می رساند. مومنی که ضعیف است و دین ندارد به تعبیر حضرت کسی است که زشتی و حمله به دین را می بیند ولی هیچ عکس العملی نشان نمی دهد. (لاینهی عن المنکر) حضرت فرمودند: مومنی که در عرصه نبرد یک روز مقاومت کند معادل با چهل سال عبادت است. حضرت در جایی دیگر می فرمایند: غیر از سیدالشهدا که لقب حضرت حمزه بوده است کسی سیدالشهدا است که در برابر ظلم و فساد و انحراف بایستد و در این راه کشته شود. 
 
نکته دیگری که در عرصه رسانه بسیار نفوذ پذیر است بحث دنیا طلبی و اخلاص انقلابی است. کسانی را نمی شود خرید که به ماوراء الدنیا وابسته اند. اگر به این دنیا وابسته بودیم فروشی هستیم. حضرت فرمودند همه بشریت به این دنیا مبتلا هستند هرکس هدفش دنیا بود آن هدف از دست رفتنی است. حضرت در ادامه فرمودند سعی کنید هرچه که به دنبالش می روید برای آخرت باشد. چون آنجا اقامت می کنید. 
 
هرچه می خواهید از دنیا بگیرید برای غیر دنیا. قرآن تعبیری دارد می فرماید یک عده شهید می شوند عده ای دیگر " و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا" یک عده هم که مانند کسانی هستند که خط خودشان را عوض نمی کنند. یک راهی که فرد در بیست سال پیش جانش را در آن راه قرار داده الان زیر آب آن را نمی زند. همه مظاهر دنیا تعبیر می کنند حضرت که یک سایه است. الان این سایه ای که اینجا است یک ساعت بعد بزرگ و ساعت بعدی اصلا وجود ندارد. بعد می فرماید: بندگان خدا تقوا پیشه کنید. فرصت ها را غنیمت بشمارید. آنچه را که موقتی است با آن آنچه را که ابدی(آخرت) است بخرید. آماده مرگ باشید. جزو آن مردمی باشید که وقتی به آنها نهیب زدند بیدار شدند و دانستند که دنیا منزل آنها نیست و خداوند شما را بیهوده نیافریده و شما به حال خودتان واگذار نشده اید. یکی از دلایلی که بعضی از انقلابیون عوض می شوند این است که با این مفاهیم فاصله می گیرند. دنبال منافع بودن با انقلابی بودن سازگار نیست. حضرت فرمودند: و طولانی در شب عزم انقلابی در روز را می شکند.
 
پس در آخر دو نکته را دوباره عرض می کنم: 
 
اول شما زرد می شوید بعد رسانه شما. چگونه زرد نشوید؟ معرفت دینی تان را بالا ببرید و هفته ای یک کتاب دینی مطالعه کنید . 
 
دوم اینکه در عرصه عملی هم قوی باشید که با یک سایت یا وبلاگ به جنگ با صدها سایت بروید.

روایت حسن عباسی از یک دین جدید!
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر حسن عباسی ، سخنرانی

second life یا زندگی دوم یکی از موضوعاتی است که امروزه با گسترش فناوری دامن گیر جوامع شده و مشکلات فراوانی پدید آورده است.

 
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، دکتر حسن عباسی رئیس موسسه بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز و اندیشکده یقین با حضور در جمع دانشجویان حاضر در اردوی ضیافت اندیشه به سخنرانی پرداخت. 
 
متن سخنرانی وی در ذیل می آید:
 
برای اینکه مخاطرات مسئله زندگی دوم کاهش پیدا کند و حتی تبدیل به فرصت شود، از خود نفس انسان که  در معرض این قضیه است و بهتر این موضوع را ادراک می کند و می فهمد می توان کمک گرفت و ابعاد بنیادین این موضوع را مورد ارزیابی قرار داد. 
 
برای این منظور هر چند که در social network ساختار شبکه های اجتماعی امروز و تمدن 500 میلیون نفری فیس بوک امید است که با در نظر گرفتن قاره اروپا از نظر جمعیت آرام آرام به قاره آسیا وارد شود و اما موضوع second life یا زندگی دوم اهمیت، حساسیت و مسائل ویژه خاص خودش را ایجاد کرده که ما در بعضی از طبقه های اجتماعی ابعادش را می بینیم.
 
بیشتر مطالبی که بیان می کنم ناظر به چارچوب های خود تحلیل گران غربی در مورد esecond life است. اگر رصد فرهنگی و جریان شناسی فرهنگی کنیم امروز یکی از مهمترین نکات، موضوع زندگی دوم است و برای اینکه این موضوع در آینده به چالش جدی زندگی ما تبدیل نشود از همین امروز که هنوز ما با آن خیلی درگیر نشده ایم باید چاره ای اندیشید. لذا این جلسات در این دوره ها جلسات مقدماتی است و ان شاالله به سمتی برود که در فضای دانشگاه ها به طور عمیق تر و تخصصی تر به این موضوع پرداخته شود.
 
سوال اینجاست که با این پدیده چه باید کرد؟ در سال 1979 و 1980 و همزمان با وقوع انقلاب اسلامی نویسنده کتاب موج سوم گفته بود که در آینده کلبه الکترونیک شکل خواهد گرفت و بعدا این جمله را تحت عنوان کلبه دیجیتالی کامل کرد. امروز کلبه دیجیتالی محقق شده و شما می دانید که هرکس که بوسیله کامپیوتر شخصی خودش می تواند به جامعه تمدنی دیجیتالی در فضای سایبر متصل شود و آن دوره ای که پیش بینی شده بود عملا محقق شده است. 
 
اما نکته ای که برای ما حائز اهمیت است این است که کلبه دیجیتالی و زندگی در فضای سایبر فاقد معناست. کمیت در آن گسترده است اما معنا گوهر نایاب می باشد. اگر معنا را از زندگی بگیریم همان مشکلاتی که امروز انسان غربی با آن مواجه است و هر روز به جای اینکه مشکلاتش را با یک روحانی مطرح کنند با کلینیک های روانکاری مطرح می کنند و به روانشناسان مراجعه می کنند. 
 
اگر مسائل زندگی دوم در فضای سایبر را هم به این مشکلات اضافه کنیم سوال اینجاست که چگونه باید با آنها روبرو شد؟ و این نگرانی باید مطرح شود و چاره ای اندیشید. آشنایی با زندگی دوم اگر با نگاه فلسفی باشد صحبت از آواتار پیش می آید. یعنی وقتی شما صحبت از second life می کنید قبل از اینکه به زندگی دوم بپردازید و قبل از اینکه با سازوکار آن آشنا باشید باید به این مفهوم پاسخ دهید که میزان شناخت شما از آواتار چقدر است؟ 
 
چون انسان در فضای سایبر برای خودش آواتار درست می کند. چه شده که ایالت متحده انیمیشنی به نام آواتار در 60 قسمت درست می کند. چه می شود که شما اسطوره ای از خودتان در فضای سایبر ایجاد کنید و با آن اسطوره زندگی کنید. پس وقتی پرسش فلسفی در مورد زندگی دوم مطرح است، نه در مورد زندگی است نه در مورد فضای سایبر بلکه در مورد مفهومی به نام آواتار است. 
 
این آواتار چیست؟ اسطوره ای است که ما در آن فضا از خودمان می تراشیم و باید بررسی کنیم که چه اتفاقی افتاده است که بشر احساس نیاز کرده و از خودش یک آواتار ساخته است. دلیل اهمیت این موضوع این است که SECOND LIFE یا زندگی دوم جزئی از سبک زندگی آمریکایی است. امروز سبک زندگی آمریکایی یک دین است شما اگر دانشجوی فلسفه دین باشید اگر از شما بپرسند دین یعنی چی؟ می گویید راه و روش زندگی. 
 
سبک زندگی آمریکایی امروز یک دین زمینی است. این دین زمینی به روش های مختلف ترویج می شود و بروز داده می شود از نوع روابط بین انسانها و نوع خوراک و پوشاک بگیرید تا مناسبات سیاسی و رسانه ای. 
 
این اجزا بروز و ظهور دین آمریکایی است. تفاوت دین آمریکایی با دین الهی این است که در دین آمریکایی اصالت از آن انسان است. وقتی اصالت از آن انسان شد و امانیزم مطرح شد بشر حق دارد و از آن به human right تعبیر می شود. 
 
به تبع حقی که هر انسان برای خودش قائل است یک نوع زندگی مخصوصی را برای خودش طراحی می کند. چون انسانها متکثرند و الان 6 میلیارد و 800میلیون انسان روی کره زمین زندگی می کند 6 میلیارد و 800 میلیون سبک زندگی مختلف وجود دارد. 
 
یعنی به این تعداد مدل زندگی داریم. و این باعث کثرت و پلورالیزم در زندگی خواهد شد. این کثرت در زندگی همان شیوه زندگی آمریکایی است. در مقابل دین الهی حق با خداست. وقتی خدا اصالت داشت، حق انسان با معیار الهی سنجیده می شود. چون خدا واحد است حق او هم یکی است. 
 
اعلام جهانی حق خدا در قالب قرآن بیان شده است که در مقابل دین آمریکایی قرار دارد. پس دین رو گرفتی از حق خداست که برای تسهیل زندگی ما آمده است. با توجه به سبک زندگی آمریکایی وقتی شما وارد فضای سایبر می شوید دچار پلورالیزم شخصیت می شوید و می بینید که افراد مختلف از خودشان آواتارهایی را تراشیده اند و با آواتارهایی که با خودشان هیچ سنخیتی ندارد در فضای مجازی زندگی می کند. فردی که مثلا موهایش سفید شده و پا به سن گذاشته از خودش آواتاری می سازد که جوان است. که این جوان انطباقی با خود فرد در عالم حقیقی ندارد. 
 
پس دو مسئله است: یکی اینکه یک قاعده برای زندگی وجود ندارد و زندگی متکثر است. حال وقتی در فضای سایبر رفتیم این افرادی که هر کدام سبک زندگی متفاوتی دارند هر کدامشان در فضای سایبر یک شخصیت اسطوره ای برای خودشان درست می کنند . این اسطوره نماد است. مرحوم شریعتی سخنرانی دارد که می گوید : "علی حقیقتی بر گونه اساطیر". فردی مثل ابوالقاسم فردوسی نمی تواند همزمان رستم باشد، سهراب باشد، رودابه  و سودابه باشد. لذا می آید و این شخصیت ها را در اسطوره اش به کار می برد.  
 
اما علی حقیقتی است بر گونه اساطیر یعنی علی به عنوان پدر، به عنوان همسر، علی به عنوان پیرو پیامبر، به عنوان کسی که شیر روز و زاهد شب است. هرکجا که وارد زندگی امیرالمومنین بشوید حضرت آنجا حقیقت دارد. خیلی ها هستند که در یکی از این زمینه ها خوبند. یک فردی پدر خوبی است ولی معنایش این نیست که همسر خوبی باشد. همه خصیصه های مثبت در کسی جمع نمی شود اما آنجا تاکید می کند که علی حقیقتی است بر گونه اساطیر. همان که انسان نمی تواند باشد در بیرون برای خودش می تراشد. امروز دیگر با این موضوع مواجه نیستیم که فردی مثل فردوسی پیدا شود و اسطوره ها را بنویسد بلکه هرکس اسطوره خودش را می سراید. حماسه ای است که در آن آواتار شخص وجود دارد. مفهوم آواتار در فضای سایبر این است که شمایی که وارد فضای سایبر شدی برای خودت یک اسطوره بساز و آن را بروز بده.  
 
این زندگی دوم سه مسئله را باعث شده است: اول مسئله اخلاقی، بعد فلسفی و سوم مسئله امنیتی. و این مفاهیمی است که خودشان تحلیل کردند و تحلیل ما نیست. آواتار یک لغت سانسکیریت است که در زبان هندوها مطرح است. بعد وارد چین شد و مذهب تائو هم این واژه را پذیرفت و بر این تاکید داشت که آواتار هر چند صد سال یکبار در یک حقیقت بیرونی تجلی می کند. ابعاد این هم این است که یا در یازده حیوان حلول می کند یا در یک انسان. حیواناتی مثل مار، لاک پشت و گاو . وقتی در انسان حلول کرده است این آواتار نجات دهنده بشریت می شود. این شباهت زیادی با موضوع مهدویت ما دارد. از این مسئله الهام گرفتند و در فضای سایبر برده اند. به هرکس که چنین شخصیتی برای خودش درست کند می گویند اسم آن را آواتار بگذار. یعنی این شخصیت منجی خودت است. پس به جای اینکه این حقیقت در یک انسان حلول کند (با توجه به مکتب تائو) در تک تک انسانهایی که در فضای سایبر فعالیت می کنند متجلی می شود و هر فردی یک آواتار می شود و آن آواتار منجی بشریت است و شما تکثر منجی بشریت را نتیجه می گیرید.
 
 
فرد در SECOND LIFE باید یک زمین بخرد و کنار ساحل ویلا درست می کند و خانه را طوری طراحی می کند که دوست دارد.  داخل فضای سایبر یک نفر را پیدا می کند و با او ازدواج می کند. در آنجا ریزترین مسائل شخصی زندگی وجود دارد و با هم ارتباط عاطفی دارند. همه مسائل هست پس نمی توانند جدای از هم زندگی کنند و روزانه باید 8 تا 10 ساعت پای کامپیوتر باشند. اما در ایران چون دسترسی به این فضا امکان پذیر نبوده این روش با بازی سیمز در ایران و در بین جوانان رواج پیدا کرده است اما چرا دختران بیشتر گرایش دارند چون از وضعیت خودشان راضی نیستند یعنی از دختر بودن خودشان راضی نیستند و دوست داشتند پسر باشند و دوم اینکه حتی آن هایی که از این وضعیت خود راضی هستند از زن بودن خوشان راضی نیستند نتیجه طبیعی این است که می روند در فضای سایبر و برای خودشان کاراکتری ایجاد می کنند آنطور که خوشان دوست دارند.
 
این اشکالش در این است که انسان به آن شخص غیر واقعی خودش علاقه مند می شود و از خود اصلی اش نفرت پیدا می کند؛ هرقدر این شکاف روحی روانی بیشتر شود انسان خودش را آن آواتار خود می بیند نه آنگونه که واقعا هست. در نتیجه بیماری بوجود می آید؛ این بیماری امروز گریبان غرب را گرفته است که بی بی سی هم یک گزارش7روزه تهیه می کند.
 
روانشناسان معتقدند که تحریک جنسی از طریق دیدن فقط برای آقایان رخ می دهد نه برای خانم ها که این مسئله امروزه رد شده است. چارچوب بحث این است که در این قضایا این خانواده می پاشد و این افراد برای خودشان آواتار درست می کنند و مسئله این است که چرا این خانمی که میان سال است از خودش یک دختر هجده ساله درست می کند؟ یا آقایی که موهایش ریخته است یک شخصیتی مانند بوروسلی یا آرنولد درست کند؟ اسم این فیلم مستند زنای محصنه در فضای سایبر در زندگی دوم است. هدف بی بی سی این نبوده که چون خانواده های غربی در حال پاشیده شدن هستند این فیلم را بسازد و هشدار دهد اصلا خانواده برای اینها مهم نیست. بخاطر بیماری هایی است که گریبان گیر این افراد می شود. از اینکه این خانم و دو مرد دیگر نشان می دهد حاکی از این است که اینها مریضند و منقطع صحبت می کنند. در واقع معتقدند که در عصر جدید بیماری بدی بوجود آمده که گریبان گیر مردمی شده که در زندگی دوم ایفای نقش می کنند. پس در زندگی دوم بیماری های اخلاقی پدید می آید. مبحث دوم مسئله فلسفی است. 
 
ما پنج نظام معرفتی داریم: توهم، تخیل، تفکر، تعقل و تذکر. این سه مورد در قرآن ممدوح است:تفکر، تعقل و تذکر. اما بشر دو انگاره دارد که مذموم است: توهم و تخیل. مشکل فلسفی که در حال بوجود آمدن است این است که امروز تخیل جایگزین تفکر و تعقل شده است. امروز در آموزش و پرورش توصیه می شوید که فرزندان خودتان را خیال پرداز بار بیاورید. امروز در حوزه رسانه و سینما توصیه می شوید که خیال را پرورش دهید. هنری که اصالت را به خیال میدهد از اساس مذموم است. اما در قرآن خیال مذموم است. موسی علیه السلام وقتی به درگاه فرعون می رود در آنجا جادوگرها مامور می شوند که طناب های خودشان را بیندازند. وقتی طنابها را انداختند موسی علیه السلام خیال کرد که اینها تکان می خورند. قرآن می فرماید که موسی پنداشت که اینها در حال تکان خوردن هستند. در آیه بعد می فرماید که یک خوفی در موسی ایجاد شد که مبادا بر من غلبه کنند که ما به او پیام دادیم و آرامش دادیم و او عصایش را انداخت و سحر آنها را از بین برد. ما امروز یکی از مشکلاتمان این است که دائما به مشهورات دامن می زنیم. 
 
یکی از دعواهای ما با آموزش و پرورش و هنر این بود که ما می پرسیدیم چرا شما این همه اصرار دارید که باید قوه خیال را پرورش داد؟ و مشکل دوم این بود که ما هنری می خواهیم که بر پایه تفکر الهی باشد. اما هنری که بر گرفته از خیال است مثل هری پاتر از دید اسلام مردود است. پس مشکل ما تخیل است. این خانم می رود آواتار خودش را تخیل می کند و خیال می کند که یک فرد چهل ساله، هجده سال دارد. اگر درام و سینما برگرفته از خیال است ما که در قرآن هم قصه داریم پس قصه های قرآن هم خیال است! 
 
چرا قرآن شیوه قصه گویی خودش را احسن القصص می داند؟ جواب این است که قصه هایی که در قرآن است ابتدا رخ داده و بعد قرآن آن را نقل کرده است. این عشق های مثلثی که در فیلم ها می بینید همه به زبان غریزه با شما سخن می گویند ولی قرآن وقتی در سوره یوسف عشق مثلثی را می گوید با زبان فطرت سخن می گوید. عمده مفسرین معتقدند که تلاوت سوره یوسف هیچ گونه حس شهوتی برای انسان ایجاد نمی کند. اما اگر شما درام نویس باشید حتما از المان هایی استفاده می کنید تا زمینه نشستن مخاطب پای فیلم یا سریال فراهم شود. نکته دوم این است که قرآن با بیان این وقایع به شما رشد می دهد نه اینکه اغوا کند. ما قصد بایکت کردن شعر و سینما و فعالیت های هنری را نداریم. اکثر افراد خیال می کنند که دارند فکر می کنند. فکر نمی کنند که دارند فکر می کنند.در فضای علمی هم امروز ما تخیل می کنیم نه تفکر. خیلی از افراد در مدت تحصیل بعد از چند سال استاد می شوند. فردی که استاد فیزیک است نیامده خودش را درس بدهد بلکه یا نیوتن درس می دهد یا انیشتین. 
 
آیا می شناسید استادی را که بیاید خودش را درس بدهد؟ اگر نمی شناسید معنایش این است که آن استاد فکر نکرده تا علمی را تولید کند. خیال می کند که دکتر شده است. چون فکر کردن مانند درد زایمان سخت است. نکته سوم که بحث امنیتی است موضوع خیلی پیچیده است. ما الان در جهان موازی به سر می بریم. جهان موازی جهانی است که انسان در ذهن خودش می سازد. آنها معتقدند که مانند این جهان بی نهایت جهان دیگر وجود دارد. ما دراسلام جهان موازی داریم که آن را محیی الدین عربی بیان می کند. و ما اسم آن را عالم های ممکن می گذاریم. در عالم های ممکن به موازات این عالم های دیگری وجود دارد که ما در این عالم در خوابیم. و بعضا این بحث مطرح است که ما وقتی از این دنیا رفتیم بیدار می شویم. امام راحل می فرمود می توان در این جهان هم بیدار شد که تعبیر می شود به یغضه. 
 
از کوری به بینایی زمینه رویت پدید می آید. از نگاه عرفای مسلمان عوامل ممکن اینها هستند. شما اینجا را عالم ناسوت که پست ترین عالم است  بگیرید، عالم بعدی،عالم جبروت بعد عالم ملکوت بعد عالم لاهوت همینطور بالا می روید. لذا جهان موازی مدرن می گوید این جهان، جهان خوبی است و بقیه جهان را ابتر و ذهنی در نظر بگیرید.در مقوله جهان ها و عالم های ممکن در نگاه عرفان اسلامی ما معتقدیم که این عالم پایین ترین و سخیف ترین سطح عالم است، عالمهای دیگر عالمهای کامل هستند.یک انسان را هم می شناسیم که این مراحل را طی کرده است.
 
ما به جهان های متوالی معتقدیم جهان های متوالی ما اینهاست:
 
جهان اول، این دنیا، جهان دوم، برزخ ، جهان سوم عقبی و آخرت.
 
ما هم جهانی موازی را قبول داریم هم عوامل متوالی را و یک نفر را می شناسیم که این مراحل را طی کرده است هر دو را همزمان.  اون وجود نازنین رسول الله است. زمانی که تا سدره منتهی رفتند و حتی قیامت را دیدند و حال ما را در بهشت و جهنم از نزدیک مشاهده نمودند. ما در مقابل مسئله مهم جهان موازی در موضع انفعال نیستیم. در این زمینه ما مدعی هستیم اما فراموش نکنید جهان موازی را امروز مطرح می کنند تا معاد را بزنند. چون این را مطرح می کنند که عالم متوالی وجود ندارد. هرچه هست عالم موازی است که در چپ و راست اینها بی نهایت عالم وجود دارد. اگر احساس کردید کسی از عالم غیب آمده این از عالم موازی شما آمده آن عالمی که فکر می کردید عالم آخرت است ولی عالم موازی شماست که از این عالم پست تر است در صورتی که ما معتقدیم که عالم اخری دارالقرار و اینجا مزرعه الآخره است.
 
اگر کسی باور کرد که عالم موازی وجود دارد بنیان های معاد برای او زده می شود.  مسئله ی عالم موازی ذهنی است. وقتی ذهنی شد، ما الان دو جهان موازی را تعریف کردیم و در جهان های موازی دو زندگی را تعریف می کنند که زندگی دوم ذهنی است. زندگی دوم سایبری این دو را انطباق می دهد و شما در ذهنت یک شخصیت آزاد می سازی.
 
شما یک ذهنیت دارید و آن دهنیت را در اینجا متجلیمی کنید و بروز می دهید و آنچه در ذهن دارید و به کسی نمی توانید بگویید که چه دوست دارید و نمی توانستید به کسی بگویید که چهره و هیکلی را دوست دارید حالا آنها را در این زندگی می سازید در فضای سابر این دو امر بروز بیرونی دارند این شده مسئله  انسان شناسی و مسئله زندگی ما دو موضوع را توانستیم بهش بپردازیم.موضوع اخلاقی second life و دیگری هم معضل فلسفی second life نکته سوم مسئله امنیتی است.
 
و نکته بعدی مسئله nsa که این را بارها در دانشگاه های مختلف و رسانه های سراسری بحث کرده ایم و مورد تحقیق قرار دادیم که این قضیه چگونه است بعد از اینکه در چند سال گذشته برای نهادهای مهم امنیتی کشور چارچوب این را بررسی کردیم نکاتش و خطرات را که سازمان NSA دارد را معین کردیم بعد مقرر شد که ما در مدارس و دانشگاه ها این را فرهنگسازی کنیم دوستان بدانند که پدیده اینترنت غیر نطامی نیست در ایران اینطور است که زیر نظر وزارت ارتباطات و مخابرات ولی در ایالات متحده این سازمان را وزارت دفاع اداره می کند.
 
NSA یعنی آژانس امنیت آمریکا این آژانس در 1953 زیر نطر پنتاگون مجموعه ای را که شما به نام اینترنت می شناسید به وجود آورید رسانه ها شنیدید که آمریکا ستاد مرکزی جنگ سایبر تشکیل داد این آدم را با حفظ سمت گذاشتن بالا سر جنگ سایبر یعنی همزمان هم رئیس اینترنت است هم قرارگاه مرکزی جنگ در فضای سایبری. همیشه زمانی که از من می پرسند کی آمریکا به ایران حمله می کند می گویم زمانی که زمانی که رئیس این سازمان به ایران بیاد کار می کند می گویم زمانی به ایران حمله می کند می گویم زمانی که رئیس این سازمان به ایران بیاید یعنی اگر شما بدنتان را نگاه کنید یک شبکه عصبی دارد از اینجا اگر شما قطع نخاع شوید حس دارید که حواستان کار می کند اما بدنتان از سیستم عصبی شما دستور نمی گیرد آنقدر برای شما آسیب سازی شده است.
 
 
یک بار به یک رسانه سراسری اعلام کردم که ویندوز برای جاسوسی ساخته شده است. یک عده انسان کوته بین نوشتند که ویندوز قفل شکسته استفاده می کنند و زمانی که به اینترنت  متصل می شوند ویندوز دچار مشکل می شود و فکر می کنند دچار حمله جاسوسی شده اند.
 
زمانی که جامعه با چنین افرادی روبه رو است معلوم است که هک کردن شما کار بسیار آسانی است. وقتی استادهای دانشگاه های شما نمی دانند که اینترنت یک ابزار نظامی است، همه فکر می کنند بعد از مودم و کامپیوترشان هیچ چیز دیگری نیست، نمی دانند که هر کاری پشت مودم انجام می دهند دوستان عزیز nsa، آن طرف نشسته اند و می بینند شما کجا می روید و چه کار می کنید.
 
یک نکته امنیتی تر اینکه همین الان سازمان های امنیتی خودمان هم توانایی انجام چنین کاری را دارند. کسانی که فکر می کنند بیل گیتس عاشق چشم و ابروی انسان ایرانی است و سالی یکبار ماکروسافت ویندوز های xp,seven و vista و بقیه نرم افزارها را همین طور به صورت مجانی برای انسان ایرانی می فرستند تا استفاده کنند نمی دانند که nsa به بیل گیتس دستور داده که سال آینده سیستمی با پنجره ای به صورت ویندوز seven یا xp می خواهد.
 
لینوکس هم برای جاسوسی است. اینکه چه طور در ذهن مسئولین و دانشجویان این موضوع را جا بیندازیم که این فضای که واردش می شویم فضای امنی نیست. سازمان nsa روزی 3 میلیارد پیام را ثبت می کند و 9 هکتار سیستم کامپیوتر دارد که در شمال شهر واشنگتن واقع است و آنجا مغز جهان است. همان طورکه مغز شما مرکز اصلی در بدن شماست در قراردادی که آمریکا در ژنو برای کنترل موتورهای جستجوگر امضا کرد قرار شد که برخی از آنها را امضا کند اما هنوز هشت سال است که زیر بار این قرار داد نرفته است.
 
الان در حال طراحی اینترنت 2 است. وقتی از لپ تاپ استفاده می کنید اولین باری که از قسمت لمسی به عنوان ماوس استفاده می کنید اثر انگشت شما را بر می دارد و همین طور که از وب کم استفاده می کنید چشم شما را اسکن می کند و وقتی با دوستان اطراف لپ تاپ صحبت می کنید صدای شما ضبط می شود و زمانی که به اینترنت وصل می شوید یک آی پی سیزده رقمی در nsa برای شما ثبت می شود که این فرد با این مشخصات و چنین آی پی دارد.
 
از زمانی که سایت دانشگاه خود را باز می کنید می فهمند در چه رشته ای و در کدام دانشگاه در حال تحصیل هستید. و چند واحد پاس کرده اید. در زمانی که بلیط هواپیما می خرید هم همین موضوع مطرح است. تمام این اطلاعات در NSA ذخیره می شود. آقایانی که فکر می کنند اینها واقعیت ندارد بنشینند و سریال 24 را ببینند. آنجایی که هر بار فوری می روند و اطلاعات می گیرند آن سایت NSA است. این قسمت در فصل دوم سریال 24 وجود دارد. آن فردی که کودتا می کند و رئیس جمهور آمریکا را بر کنار می کند آن فرد وابسته به NSA است. وقتی آمریکا آنقدر خوف دارد که احتمال می دهد شخصی از این اطلاعات استفاده کرده و برای دولت آمریکا مشکل ساز شود. ما زمانی که این موضوع را اعلام کردیم 2 ماه بعد سرویس اطلاعاتی چین اعلام کرد که این موضوع درست است و ویندوز ها جاسوسی می کنند. و ما تا در این زمینه ضربه نخوریم بیدار نمی شویم. الان با شما کاری ندارند روزی که شما برای جامعه خودتان فرد مهمی شدید از این اطلاعات علیه تان استفاده می کنند. برای اینکه یک نمونه مثال بزنم باید بگویم که وزیر اطلاعات در جریان فتنه 88 گفته بود که در زمان فتنه آمار پروازهای لندن تهران چند برابر افزایش یافته است. 
 
و هم چنین افرادی که در جریان های بعد از انتخابات اغتشاش ایجاد کردند سازمانهای جاسوسی از شخصیت اینها اطلاعات کاملی داشتند. اطلاعاتی که در شبکه های اجتماعی می گذارید از بمب اتم هم خطرناک تر است. 
 
اگر شما در فضای سایبر بی مهابا حضور داشته باشید به درد فردای کشور نمی خورید. در فضای سایبر افرادی را دور هم جمع می کنند تا بتوانند از شما اطلاعات کسب کنند. همانطور که در اوایل انقلاب اینگونه بود که فردی را وارد زندان می کردند وقتی آن شخص با شما هم صحبت می شد به راحتی می توانست اطلاعات مورد نظر شد را کسب کند که این الان در فضای سایبر در حال رخ دادن است. غیر از آن سه نکته ای که در مورد عواقب second life بیان کردم نکته چهارمی هم وجود دارد و آن این است که این مسئله در مقابل موضوع مهدویت قرار دارد. انبیا آمدند تا سطح عقل بشر را ارتقا دهند. زمانی که حضرت ظهور کنند قرآن را در این عقل های رشد یافته پیاده می کنند و شیطان از این طرف سعی در مخدوش کردن عقل ها دارد که یکی از راه های مخدوش کردن آن این است که فرد 8 ساعت از زندگی را در فضای سایبر می گذراند و به شما می گوید که به دنبال موعود خود نباش موعود و آواتار خود تو هستی.
 
و شما موظف هستید زمانی که به دانشگاه های خود بازگشتید در این حوزه ها روشنگری کنید.

رهبر انقلاب در دیدار پرشور جمعی از دانشجویان:
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
برنامه دشمن: تحریم اقتصادی، ترویج ابتذال و توقف حرکت علمی کشور/ قلباً‌ انتقادهای دانشجویی را تحسین می‌کنم
حدود دو هزار نفر از دانشجویان و نمایندگان تشکل‌های علمی، فرهنگی، سیاسی، انقلابی و صنفی دانشگاه‌های سراسر کشور عصر امروز با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار صمیمی و پرنشاط با تشریح روند انحرافات انقلاب‌های جهان، به تبیین مفهوم ثبات و استقرار انقلاب اسلامی پرداختند و تأکید کردند: انقلاب عظیم ملت ایران با اهداف مشخصی بوجود آمد و به عنوان یک استثناء در تاریخ، همچنان همان اهداف و ارزش‌ها را بدون انحراف پیگیری می‌کند.

ایشان اسلام‌خواهی، استکبارستیزی، حفظ استقلال کشور، کرامت‌بخشی به انسان، دفاع از مظلوم، و پیشرفت و اعتلای همه‌جانبه ایران را از اهداف اصلی انقلاب خواندند و با تأکید بر اتکای انقلاب اسلامی بر ایمان، اعتقادات، انگیزه‌ها و عواطف مردم افزودند: این خط مستقیم، پس از 32 سال همچنان بدون زاویه ادامه دارد و این حقیقت پرطراوت، معنای واقعی ثبات و استقرار انقلاب است.

ایشان با تجلیل از ایستادگی ملت ایران بر عهد خود با پروردگار خاطرنشان کردند: این استقامت تحسین‌برانگیز از نسل قدیم به نسل کنونی منتقل شده است به گونه‌ای که جوانان پرنشاط و صادق دانشجو، که دوران پیروزی انقلاب و زمان امام خمینی(ره) را درک نکرده اند، در جلسه امروز همان آرمان‌ها و مطالباتی را مطرح می‌کنند که نسل اول انقلاب به آن معتقد بوده است.

ایشان خواست‌ها و سخنان نسل امروز دانشجویی کشور را پخته تر، سنجیده‌تر و کارشناسانه‌تر از نسل اول انقلاب خواندند و افزودند: احساسات جوانان امروز همان احساسات جوانان دوران انقلاب است اما عقلانیت‌شان بیشتر شده است و این مسئله بسیار با ارزش است.

رهبر انقلاب اسلامی پس از تبیین حرکت رو به تکامل انقلاب در 32 سال اخیر ادامه این خط سعادت‌بخش و تکامل بیشتر آن را تکلیف اصلی نسل جوان دانشجویی خواندند و افزودند: جوانان و دانشجویان امروز، مسئولان و تصمیم‌گیران آینده کشور هستند و باید با تداوم و تکامل این راه، آن را به نسل‌های بعدی بسپارند و این واقعیت را اثبات کنند که اولین بار در تاریخ انقلاب‌های گوناگون جهان، انقلاب اسلامی همان  حرف‌ها و اصول و ارزش‌های اولیه خود را با همه وجود و بدون انقطاع استمرار بخشیده و انشاءالله به هدف‌های نهایی خود خواهد رساند.

ایشان، انگیزه، همت، شجاعت، قدرت تفکر و عزم راسخ نسل امروز را تضمین‌کننده تداوم راه انقلاب دانستند و خطاب به جوانان میهن افزودند: کشوری که با قدرت و ایستادگی به اینجا رسیده باید به پیش برود و الگویی تمام عیار برای جوامع اسلامی ایجاد کند و این وظیفه مهم تاریخی، از عهده شما نسل پرنشاط و مصمم امروز بر خواهد آمد.

ایشان در تشریح و ثبات و استقلال انقلاب اسلامی به انحراف انقلاب‌ها و حرکت‌های بزرگ مردمی در چند قرن اخیر و سرنوشت آنها اشاره کردند و افزودند: انقلاب کبیر فرانسه  نمونه‌ای از انقلاب‌های بزرگ مردمی بود که بر ضد نظام سلطنتی آن زمان شکل گرفت اما به تدریج از اهداف اولیه مردمی خود فاصله گرفت و در نهایت پس از رنج‌های فراوان بار دیگر نظام سلطنتی در فرانسه حاکم شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای استقلال امریکا و تشکیل این کشور را نیز نمونه دیگری از حرکتهای مردمی برشمردند که در طول سالیان متمادی از اهداف اولیه فاصله گرفت و دچار جنگها و کشتارهای داخلی شد.

ایشان افزودند: انقلاب شوروی نمونه دیگری است که مبانی ایدئولوژیک نیز داشت اما این انقلاب از همان سالهای اول، به سرعت از اهداف اولیه فاصله گرفت و مردم از معادلات سیاسی و اهداف انقلاب حذف شدند.

رهبر انقلاب اسلامی برخی شبه انقلاب‌ها در اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه 60 میلادی در منطقه، شمال افریقا و امریکای لاتین را نمونه های دیگری از انحراف انقلاب‌ها از اهداف انقلابی اولیه دانستند و خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی ایران در طول چند صد سال اخیر یک استثناء است زیرا توانسته است با قدرت و انسجام و با نشاط روز افزون، اهداف و اصول اولیه خود را پیگیری کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان به تشکل‌های دانشجویی چند توصیه کردند. نگاه جبهه‌ای به فعالیت دشمنان انقلاب و اسلام نخستین توصیه ایشان در این زمینه بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: دشمنان انقلاب اسلامی و ملت ایران در روند مقابله با ایران اسلامی، به صورت به هم پیوسته و جبهه‌ای عمل می‌کنند و با نوعی تقسیم‌بندی وظایف در چارچوب یک طرح کلی، به فعالیت‌های جبهه‌ای برضد انقلاب مشغولند که اگر این واقعیت از سوی تشکل‌های دانشجویی درک شود در عمل به وظایف انقلابی، کمک فراوانی به آنها خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی به عنوان مثالی از جبهه‌ای عمل کردن دشمنان انقلاب، به ترور شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضایی‌نژاد اشاره کردند و افزودند: اگر با نگاه صرفاً امنیتی به این جنایات نگریسته شود انسان به خاطر از دست رفتن چند عزیز دچار غم و غصه می‌شود اما اگر به چشم جبهه‌ای به این اقدامات تروریستی نگاه شود آشکار می‌شود که این حرکت در مجموع حرکات دشمن، هدف مهم‌تری داشته است.

رهبر انقلاب اسلامی کوبیدن حرکت علمی در کشور را هدف اصلی این ترورها دانستند و خاطرنشان کردند: جبهه مستکبران در چند حلقه بهم پیوسته، دشمنی خود با انقلاب را دنبال می‌کند که تحریم اقتصادی، ترویج ابتذال، ایجاد تزلزل در مبانی و مسائل اقتصادی از جمله آنهاست و ایجاد ترس در دانشمندان ایران و متوقف کردن حرکت علمی کشور، حلقه مکمل این طرح کلان است.

ایشان خاطرنشان کردند: اگر با این نگاه، حرکت تروریستی دشمنان هوشیارانه تحلیل شود، احساس مسئولیت سنگین‌تری متوجه انسان می‌شود و مشخص می‌گردد که دشمن در حرکاتی به هم پیوسته قصد دارد مانع رشد و پیشرفت علمی کشور شود و از این زاویه، ملت ایران را دچار عقب‌ماندگی مجدد کند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر نگاه به دشمن چنین نگاه هوشمندانه‌ای باشد، آن موقع حمایت او از برخی جریان‌ها یا دخالت او در برخی مسائل کشور معنا پیدا می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تشکل‌های دانشجویی را به کارهای فکری و فرهنگی برنامه‌مند، هدفمند و عمیق توصیه و خاطرنشان کردند: در شرایط فعلی مجموعه‌های دانشجویی باید توجه و توان خود را به سمت کارهای عمیق فکری و تحقیق در زمینه مسائل کلامی، اخلاقی، تاریخی، مسائل انقلاب و مسائل گوناگون کشور معطوف کنند.

ایشان تأکید کردند: در مورد مسائل سیاسی هم باید کارهای عمیق و به دور از احساسات انجام شود.

پرهیز از ابتذال فرهنگی و اخلاقی یکی دیگر از توصیه‌های رهبر انقلاب اسلامی به تشکل‌های دانشجویی بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: امروز یکی از سیاست‌های استکبار، ترویج برنامه‌ریزی شده ابتذال در جامعه و در میان جوانان است، بنابراین باید با این طراحی دشمن، مقابله صحیح شود.

ایشان تشکل‌های دانشجویی را به همکاری، همفکری و همدلی در جهت اهداف انقلاب و به منظور تأثیرگذاری در محیط‌های دانشگاهی توصیه و خاطرنشان کردند: مسئولان و تشکل‌های دانشگاهی نیز باید با یکدیگر همکاری و همدلی داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی فضای محیط های دانشگاهی را در مجموع خوب ارزیابی و تأکید کردند: این ارزیابی به معنای نبود لغزش و یا خطا نیست ولی کلیت فضای دانشگاه‌های کشور، پرنشاط، پرتحرک، و معتقد و پایبند به مبانی دینی است.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین در این دیدار با ابراز خرسندی فراوان از دیدار با جوانان پرنشاط، پرانگیزه و خوش‌روحیه دانشجو خاطرنشان کردند: تفکر، مطالبه براساس تفکر و بیان شجاعانه و با نشاط این مطالبات که در جلسه امروز کاملاً مشهود بود، نیاز امروز جوانان کشور است.

ایشان سخنان دانشجویان در این دیدار را، سنجیده، منطقی و مستدل خواندند و در پاسخ به درخواست یکی از دانشجویان درباره طرح دیدگاه‌های انتخاباتی افزودند: وقت طرح و بیان مسائل انتخاباتی هنوز نرسیده و انشاءالله در آینده بیان خواهد شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تشکیل گروه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی دانشجویی در زمینه‌های مختلف از جمله اقتصاد مقاومتی را بسیار جالب برشمردند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به وارد بودن برخی انتقاداتی که دانشجویان از دستگاه‌های مختلف بیان کردند افزودند: البته در مقام عمل به آرمان‌ها و آرزوها، مشکلات و موانع مختلفی بوجود می آید که باید هنگام قضاوت کردن، آن‌ها را هم در نظر گرفت.

ایشان در پاسخ به یک دانشجوی دیگر، تحرک و فعالیت‌های دستگاه‌های ذیربط را در مسائل جاری و تحولات منطقه بسیار خوب دانستند و افزودند: اعلام نظر دانشجویان در این زمینه به روند کارها کمک خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با تمجید از مطالب سنجیده و دقیق یکی از دانشجویان درباره علوم انسانی افزودند: فکر و اندیشه، مبدأ و مبنای تحول ملت‌ها در طول تاریخ بوده است و حساسیت درباره علوم انسانی نیز از همین واقعیت سرچشمه می‌گیرد.

ایشان با رد تقلید از علوم انسانی غربی تأکید کردند: مبانی تفکرات ما با مبانی تفکرات مادی متفاوت است به همین علت تقلید از علوم انسانی غربی، نمی تواند مشکلی را برای ما حل کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه افزودند: ما از یادگیری علوم انسانی و دیگر علوم غرب و شرق به هیچ وجه احساس سرشکستگی نمی‌کنیم به شرط اینکه این یادگیری به آگاهی و دانایی و افزایش قدرت تفکر ما منتهی شود و با بومی کردن این علوم، از شاگردی به استادی برسیم.

رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به ابهام یکی از دانشجویان درباره فرمایش امیرمؤمنان در زمینه رسوا کردن مفسدان و سوءاستفاده‌کنندگان افزودند: این سخن مولای متقیان به هیچ وجه درباره موارد اثبات نشده و اتهامات افراد نیست و برمبنای منطق اسلام، قطعاً نمی توان به صرف اتهام، اصطلاحاً دست به افشاگری زد.

ایشان خاطرنشان کردند: حتی در مواردی که جرم اثبات شده است بجز مواردی که نفسِ افشاگری، دارای مصلحت و فایده است، اسلام اجازه افشاگری نمی دهد چرا که با این کار خانواده و وابستگان مجرم، بدون هیچ تقصیری، دچار آسیب می‌شوند.

رهبر انقلاب اسلامی، کارهای انجام شده درخصوص سیاست‌های اصل 44 را در مجموع خوب دانستند اما افزودند: طبعاً این کارها نیز کامل و راضی‌کننده نیست اما براساس گزارش‌های مسئولان در این زمینه فعالیت‌های خوبی صورت گرفته است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تدابیر اندیشیده شده برای افزایش فعالیت‌ها و تأثیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به سخنان یکی از دانشجویان درباره لزوم ورود نسل جوان به میدان مسئولیت‌ها پرداختند و افزودند: این ایده، خوب و لازم است اما قبل از ورود به عرصه‌ی قبول مسئولیت، باید صلاحیت‌های علمی و عملی را در خود بوجود آورد و با شناخت مقتضیات مسئولیت، وارد این عرصه شد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به انتقادات صریح دانشجویان از دستگاه‌های مختلف خاطرنشان کردند: بنده قلباً این انتقادها را تحسین می‌کنم البته ممکن است برخی از آنها را قبول نداشته باشم اما همین انتقادات نشان می‌دهد که جوانان برای به عهده گرفتن مسئولیت‌های کشوری، باید ظرفیت تحمل انتقاد را درخود افزایش دهند چرا که هرکسی کاری بر عهده گیرد طبعاً با انتقادهایی مواجه خواهد بود.

در ابتدای این دیدار یازده نفر از دانشجویان و نمایندگان تشکلها به بیان دیدگاههای جامعه دانشجویی درباره مسائل مختلف دانشگاهی، علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پرداختند.

آقایان و خانمها:

-    محمدرضا کاشفی، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی
-    محمدصادق کریمی، دارنده مدال برنز المپیاد دانشجویی
-    ایوب توکلیان، نماینده اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور
-    سمیه چیتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
-    محمد زعیم زاده، نماینده اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل
-    حُسنی زاغری، دارنده مدال طلای ادبی کشور و دانشجوی حقوق بین‌الملل
-    محمد جعفری نژاد، نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی
-    علی بازگیر، نماینده تشکل‌های دانشگاه آزاد اسلامی
-    امیرعباس سالارکیا، دارنده مدال برنز جهانی فیزیک
-    سیدعباس رضایی، نماینده اردوهای جهادی دانشجویی
-    و اسحاق عامری، فرزند شهید و دارنده مقام دوم مسابقه جهانی اختراعات

در سخنان خود بر این نکات تأکید کردند:

-    ضرورت درک عمیق سخنان و رهنمودهای رهبر انقلاب در زمینه مسائل دانشگاهی و دانشجویی و پرهیز از سطحی‌نگری در این زمینه

-    بازنگری در روند جذب دانشجویان دوره دکتری

-    توجه بیشتر همراه با برنامه‌ریزی سه قوه برای تحرک بیشتر و تحقق اهداف سال جهاد اقتصادی به ویژه طراحی اقتصاد مقاومتی

-    توجه به 4 محور «استاد، دانشجو، محتوای دروس و قوانین و مقررات آموزشی – دانشگاهی»، به عنوان زمینه اسلامی شدن دانشگاه‌ها

-    ضرورت حضور مسئولان در دانشگاهها برای پاسخگویی به سئوالات و دغدغه‌های جنبش دانشجویی

-    لزوم برائت عناصر سیاسی و همه خواص از فتنه‌گران به عنوان پیش‌شرط ملت برای فعالیت و حضور عناصر سیاسی در انتخابات مجلس شورای اسلامی

-    پاسخگویی نامزدهای نمایندگی مجلس در قبال هزینه‌هایی که در انتخابات مصرف می کنند

-    تأکید بر ضرورت برخورداری از بصیرت به عنوان نیاز امروز و همیشه انقلاب و ایران

-    توجه به ظرفیت هنر در تبیین مفاهیم دینی و فرهنگی

-    استفاده از ظرفیت‌های دانشجویی و دانشگاهی برای تحول در نظام بانکی

-    انتقاد از بی‌تقوایی سیاسی و بداخلاقی برخی سیاسیون و گروه‌های سیاسی

-    ضرورت بازگشت همه جریان‌های سیاسی به مکتب امام خمینی(ره)

-    انتقاد از فقدان نقشه راه جامع و کارآمد در زمینه مسائل رسانه‌ای و فرهنگی

-    لزوم توجه و ایجاد حساسیت برای اجرایی شدن اصل 8 قانون اساسی و ترویج امر به معروف و نهی از منکر

-    تلاش بی‌وقفه برای حل مشکل فقر و بیکاری

-    لزوم تشکیل مجلسی انقلابی و کارآمد با حضور پرشور ملت در انتخابات اسفندماه

-    انتقاد از برخی برنامه‌های صدا و سیما

-    حمایت عملی مسئولان آموزش عالی از علوم انسانی و حرکت به سمت بومی‌سازی در این حوزه

-    توجه به نخبگان علمی افتخارآفرین و مدال‌آور در سطح جهان به موازات توجه به  مدال‌آوران سایر حوزه‌های غیرعلمی

-    لزوم ایجاد شفافیت در اطلاعات اقتصادی به عنوان مبنایی برای مبارزه با مفاسد اقتصادی

-    انتقاد از خصوصی‌سازی خوابگاه‌های دانشجویی

-    تأکید بر فراهم کردن فرصت اثرگذاری در مسائل کلان کشور برای نخبگان

-    ضرورت ایجاد ارتباط عمیق میان صنعت و دانشگاه

-    لزوم توزیع عادلانه فرصت‌های رشد و بالندگی در همه مناطق کشور

-    نقد عدالت‌طلبانه دانشجویی زبان گویای مطالبات مردم از مسئولان

 در پایان این دیدار نماز جماعت مغرب و عشاء به امامت رهبر معظم انقلاب اقامه شد و دانشجویان روزه خود را همراه با ایشان افطار کردند.


بیانات مهم رهبر انقلاب با تأکید بر پرهیز از مثبت یا منفی‌گرایی مطلق
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
مثبت‌ها:غلبه‌بر تهدیدها، اعتماد مردم، پیشرفت‌در تحریم/ منفی‌ها: رفتار قبیله‌ای در سیاست‌و اقتصاد و اشرافی‌گری/ برخورد توهین‌آمیزتر غرب‌در مقابل کوتاه‌آمدن‌در برخی‌دوره‌ها
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر یکشنبه در دیدار رؤسای قوای مجریه، مقننه و قضاییه، رییس مجلس خبرگان،اعضای هیأت وزیران، نمایندگان مجلس، مسئولان دستگاهها و سازمانهای مختلف، ائمه جمعه و نمایندگان ولی فقیه در استانها و فرماندهان ارشد نیروهای مسلح در سخنان بسیار مهمی با اشاره به شرایط بی سابقه منطقه و جهان، تحلیل جامعی از شرایط کشور ارائه کردند.

به گزارش رجانیوز، متن کامل بیانات ایشان در ادامه آمده است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم محمّد و ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.

به برادران و خواهران عزیز، مسئولین زحمتکش و دلسوز کشور خوشامد عرض می‌کنم؛ ان‌شاءالله خداوند این ماه شریف را بر همه‌ى شما و بر ملت ایران مبارک بفرماید. خدا را سپاسگزاریم که یک سال دیگر به ما فرصت و مهلت داد تا باز بتوانیم این مجلس صمیمى و گرم را تشکیل بدهیم و درباره‌ى مسائل مبتلابه و مهم کشور مطالبى را بشنویم و بگوئیم.

من عرایضم را به سه قسمت تقسیم میکنم: بخش اول، تذکراتى است که در درجه‌ى اول خود این حقیر احتیاج دارم به اینکه به این تذکرات توجه کنم، که ان‌شاءالله الهام از معنویت ماه رمضان باشد. یک قسمت هم درباره‌ى مسائل کشور با یک نگاه کلى‌ترى است. در قسمت آخر هم اگر ان‌شاءالله وقت شد، یک اشاره‌اى به مسائل حول و حوش خودمان و مسائل منطقه خواهیم کرد.

مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى تبریزى - عارف معروف و مشهور و فقیه بزرگوار - در کتاب شریف »المراقبات«شان میفرمایند: روزه یک هدیه‌ى الهى است که خداى متعال این را به بندگان خود و به مؤمنین هدیه کرده است. تعبیر ایشان این است که: »الصّوم لیس تکلیفا بل تشریف«؛ روزه را به چشم یک تکلیف نگاه نکنید؛ به شکل یک تشریف و تکریم نگاه کنید، که »یوجب شکرا بحسبه«؛ این توجه به فریضه‌ى روزه - که تکریم الهى نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شکر است؛ باید خدا را سپاسگزارى کرد. ایشان براى گرسنگى و تشنگى که مؤمنین در ماه رمضان خودشان را ملتزم به آن میدانند، فوائد متعددى را بیان میکنند که متخذ از روایات و برخاسته‌ى از دل نورانى این مرد بزرگ است. از جمله‌ى آنها، یا اهمّ آنها - که ایشان خودشان می‌گویند این خاصیت از همه مهم‌تر است - این است که میگویند این گرسنگى و تشنگى یک صفائى به دل میبخشد که این صفاى قلبى زمینه را فراهم میکند براى تفکر، که »تفکّر ساعة خیر من عبادة سنة«.(1) این تفکر از نوع تفکرِ مراجعه‌ى به باطن و روح و دل انسان است که حقایق را روشن میکند و باب حکمت را بر روى انسان میگشاید. از این باید استفاده کرد.

درباره‌ى عمر فکر کنیم. عمر سرمایه‌ى اصلى هر انسانى است. همه‌ى خیرات به وسیله‌ى عمر - همین ساعات زودگذر - به دست مى‌آید؛ این سرمایه است که میتواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارک ببیند. درباره‌ى این عمر فکر کنیم. گذر عمر را ببینیم. ناپایدارى ساعات زندگى و روزها و شبهاى اوقات عمر را احساس کنیم. به این گذر زمان توجه کنیم؛ »عمر، برف است و آفتاب تموز«. لحظه به لحظه از این سرمایه دارد کاسته میشود؛ و این در حالى است که این سرمایه، همه چیز ماست براى کسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش میکنیم، در کجا مصرفش میکنیم، در چه راهى آن را خرج میکنیم؟

تفکر در باب مرگ، عبور از این عالم، لحظه‌ى خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملک‌الموت؛ این لحظه براى همه‌ى ما پیش مى‌آید؛ »کلّ نفس ذائقة الموت«؛(2) همه، این را میچشیم. حالِ ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اینها نکاتى است که در خور تدبر و تأمل است. فکر در این زمینه‌ها، از جمله‌ى تفکر لازم و اساسى و ضرورى است.

یک زمینه‌ى دیگر براى تفکر، همین دعاهاست. مضامینى که در دعاهاى مأثور هست، فوق‌العاده است. ایشان در همین »مراقبات« میفرمایند: حقایق و معارفى که در ادعیه‌ى رسیده‌ى از معصومین )علیهم‌السّلام( وجود دارد، یک دهم آن در همه‌ى روایات و خطبِ رسیده‌ى از معصومین )علیهم‌السّلام( وجود ندارد؛ جز آن روایات توحیدى و خطب توحیدى. این دعاها خیلى اهمیت دارد.

من حالا فقره‌اى از یک دعائى را در نظر گرفته‌ام که چند دقیقه‌اى بعضى از جملات آن را عرض بکنم و تکرارى باشد براى آن کسانى که شنیده‌اند، و تذکرى باشد براى آن کسانى که نشنیده‌اند: دعاى بیستم صحیفه‌ى سجادیه؛ دعاى شریف معروف به مکارم‌الاخلاق.

اولِ این دعا میفرماید: »اللّهمّ صلّ على محمّد و ءال محمّد و حلّنى بحلیة الصّالحین و البسنى زینة المتّقین«؛ آرایش بندگان صالح را به من عنایت کن، من را زینت بده به زینت صالحین، و زیور متقین را به من عنایت بفرما. یعنى من را جزو بندگان صالح و متقین و پرهیزگاران قرار بده. بعد درباره‌ى متقین خصوصیاتى را ذکر میکند، که اینکه میگوئیم زیور متقین را به من عنایت کن، من را مزین به زینت متقین کن، یعنى چه. در چه چیزى ما به زینت متقین و پرهیزگاران زیور پیدا کنیم و نزدیک شویم؟ معمولاً وقتى صحبت تقوا به نظر مى‌آید، اجتناب از گناهان فردى و انجام عبادات و این چیزها به ذهن متبادر میشود - که البته آنها یقیناً هست؛ شکى نیست - اما اینجا امام سجاد )علیه الصّلاة و السّلام( بیست و دو سه مطلب را در ذیل این فقره بیان میکنند که ماها را متوجه به ابعاد جدیدى از معناى تقوا، مفهوم تقوا و مصداق تقوا میکند.

"و البسنى زینة المتّقین" در این چیزها: اول، »فى بسط العدل«؛ گستردن عدالت. عدالت را در میان جامعه مستقر کنیم؛ عدالت قضائى، عدالت به معناى تقسیم منابع حیاتى کشور میان آحاد مردم، عدالت به معناى تقسیم درست فرصتها میان مردم. تقوائى که از ما انتظار میرود، جزو پایه‌ها و مبانى این تقواست.

"و کظم الغیظ"؛ فرو خوردن خشم. یک وقت هست که شما یک فرد معمولىِ متعارفى هستید، خشم شما نسبت به یک برادر دینى است، نسبت به یکى از اهل خانواده است، نسبت به یکى از کارکنانتان است - کظم غیظ خیلى فضیلت دارد؛ »و الکاظمین الغیظ و العافین عن النّاس«(3) - یک وقت هم هست که شما یک مسئول اجتماعى هستید، جایگاهى دارید؛ حرکت شما، اثبات و نفى شما، قول و فعل شما در جامعه اثر میگذارد؛ در یک چنین شرائطى، خشم شما دیگر با خشم یک آدم معمولى برابر نیست. علیه کسانى، علیه جریانى خشمگین میشویم و حرفى میزنیم؛ آثار اینچنین خشمى با آثار یک خشم معمولى که حالا انسان بر فرض خشمگین میشود و یک نفر را کتک میزند، خیلى متفاوت است. کظم غیظ؛ خشم را فرو بخورید؛ کار از روى خشم انجام نگیرد. ممکن است شما با یک کسى، با یک جریانى، با یک مجموعه‌اى موافق نباشید؛ اینجا استدلال و منطق حاکم باشد؛ اگر این استدلال و منطق آمیخته شد با خشم، کار را خراب میکند؛ تجاوز از حد انجام میگیرد، اسراف به وقوع میپیوندد؛ »ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا«.(4) اسراف یعنى زیاده‌روى.

"و اطفاء النّائرة"؛ یکى از کارهائى که لازمه‌ى تقواى ماست، فرو نشاندن آتش است. این شعله‌ور شدن آتش - مراد، همین آتشهاى اختلافاتى است که بین مجموعه‌ها هست، بین گروه‌ها هست، بین دستگاه‌ها هست - در حکم آتش سوزان است. سعى همه باید این باشد که اطفاء کنند. نباید بر روى آتش بنزین پاشید، نباید آتشها را مشتعل کرد. اینکه ما مکرر در مکرر توصیه میکنیم به دوستان، به مسئولین، به کسانى که تریبون دارند، به کسانى که حرفشان یا به طور عموم یا در بخشى از فضاى کشور منعکس میشود، که گفته‌ها را، زبانها را، اظهارات را، تعبیرات را کنترل و مراقبت کنند، به خاطر این است. گاهى اوقات یک تعبیرى نه فقط ضد اطفاء نائره است، بلکه مشتعل کردن هرچه بیشتر نائره است؛ اطفاء نیست، بلکه ضد اطفاء است.

"و ضمّ اهل الفرقة"؛ این کسانى که از جماعت مسلمین جدا میشوند، از جماعت کشور فاصله میگیرند، کوشش کنید اینها را نزدیک کنید، منضم کنید. کسانى که میانه‌ى راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید. نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، کسانى که یک ایمان نیمه‌کاره‌اى دارند، بکلى از ایمان ببُرند؛ کسانى که نیمه‌ارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عکس این عمل کنیم؛ کسانى که در نیمه‌ى راه هستند، اینها را جذب کنیم. مصداقهاى تقوا و شعب تقوا اینهاست.

"و اصلاح ذات البین"؛ میانه‌ى افراد را اگر اختلافى وجود دارد، اصلاح کنیم. »و افشاء العارفة و ستر العائبة«؛ درباره‌ى اشخاص، نقاط مثبت را، نقاط خوب را افشاء کنیم، منتشر کنیم. از کسى، از مسئولى کار خوبى سراغ دارید، این را بیان کنید و بگوئید. نقطه‌ى مقابل: اگر چنانچه نقطه‌ى منفى‌اى سراغ دارید، این را افشاء نکنید. افشاء نکردن معنایش این نیست که نهى از منکر نکنید؛ چرا، به خود آن کسى که به کارش اشکالى وارد است و باید ایراد گرفته شود، گفته بشود؛ اما افشاء کردن این چیزها مصلحت نیست. در این باره صحبتهاى زیادى هست. این یک بخشى از این دعاست. بیست و دو سه مطلب بود که حالا این شش هفت تایش را اجمالاً عرض کردیم. دلهامان را به این سمت ببریم. از خدا بخواهیم که »البسنى زینة المتّقین«؛ آرایش متقین را به ما بدهد. بالاخره چاره جز این نیست. روزه هم در قرآن »لعلّکم تتّقون«(5) است؛ روزه را واجب فرمود براى اینکه ما تقوا پیشه کنیم. از جمله‌ى موارد تقوا اینهاست. این، آن بخش اوّلى که عرض کردیم.

بخش دوم، یک برآورد کلى از وضع کشور است. خب، این گزارش بسیار خوب و مبسوطى که رئیس جمهور محترم دادند، گویا بود. نقاط برجسته و روشنى در این گزارش وجود داشت و چقدر خوب است که این مطالب و این اطلاعات به گوش مردم برسد و همه بدانند چه زحماتى کشیده شده، چه خدماتى انجام گرفته. من با یک نگاه دیگرى مسائل کلى کشور را مطرح میکنم، و این براى ما مهم است. چرا مهم است؟ اولاً اطلاع از وضع کلى کشور و اینکه ما کجا قرار داریم، به کجا رسیده‌ایم، از کدام طرف باید برویم، خیلى مهم است، همیشه مهم است؛ لیکن امروز بالخصوص اهمیت بیشترى دارد و شاید بشود گفت به خاطر اوضاعى که بر دنیا حاکم است، اهمیت مضاعفى دارد. اولاً اوضاع منطقه یک اوضاع کاملاً بى‌سابقه‌اى است. بیدارى اسلامى و حادثه‌ى عظیمى که در منطقه به وجود آمده است، این یک چیزى است که از اول انقلاب تا امروز در حیات جمهورى اسلامى شبیه این یا چیزى نزدیک به این مطلقاً سابقه ندارد؛ کار بزرگى انجام گرفته، حادثه‌ى بزرگى اتفاق افتاده. این که ملتى مثل ملت مصر، این حرکت عظیم را انجام بدهند، رژیم را ساقط کنند، بعد شعارهاى اسلامى بدهند، موجودیت حکومت جعلىِ یهودى و صهیونیستى را اوضاع منطقه اینجور تهدید کند، اینها چیزهائى است که اصلاً در ارزیابى‌هاى متعارف نمیگنجد؛ خیلى چیز عظیمى است. خب، ما در یک چنین شرائطى قرار گرفتیم که براى جمهورى اسلامى یک افق روشنِ عجیبى را ترسیم میکند.

وضع دنیا هم فراتر از منطقه، باز یک وضع بى‌سابقه‌اى است. بحران اقتصادى عجیبى که گریبان دولتهاى مستکبر غربى را اینجور محکم چسبیده و دارد تکان میدهد، این هم چیز فوق‌العاده‌اى است؛ این هم چیزى است که به‌آسانى نمیشود از آن گذشت. این تحلیلهائى که شما ملاحظه میکنید غربى‌ها راجع به بحران اقتصادى آمریکا و بعضى از کشورهاى اروپا و اعلام خطرى که نسبت به آینده میکنند، بخشى از قضایاست؛ همه‌ى مطالب گفته نمیشود. اتاقهاى فکر و سیاست‌سازان پشت پرده، طراحان مسائل جهانى در کشورهاى قدرتمند عالم - که عمده‌ى رسانه‌ها هم دست آنهاست - راضى نیستند که ابعاد این بحران براى مردم دنیا آشکار شود؛ والّا ابعاد بحران خیلى بالاتر از این حرفهاست؛ که حالا اگر ان‌شاءالله در آخر صحبت وقت باقى ماند، من چند جمله‌اى عرض خواهم کرد.

یک مسئله‌ى دیگر، رشد جریانهاى افراطى و جریانهاى تروریستى در غرب و بخصوص در اروپاست؛ از نئونازى‌هاى اروپا بگیرید تا نئوکانهاى آمریکا، که دولت قبلى آمریکا از همینها بود؛ اینها صریحاً اعلام افراطى‌گرى میکنند. رئیس جمهور سبکسر قبلى آمریکا علناً اعلام کرد که جنگ صلیبى در پیش است؛ آغاز جنگ صلیبى را اعلام کرد! دیگر از این افراطى‌گرى بالاتر معنى ندارد. بعد هم حمله کردند به دو تا کشور اسلامى. کارهاى دیگرى هم در برنامه‌هاشان بود که خداوند به آنها مهلت نداد و شکست خوردند. خب، اینها مسائل مهمى است. این حادثه‌اى که در نروژ اتفاق افتاد، نباید آن را به صورت یک حادثه‌ى موردى دید. اینجور حوادث غالباً معلول جریانهاى طولانى‌اى است که یک جا خودش را نشان میدهد و بروز میکند، و بروز کرد. حالا چقدر بتوانند کنترل کنند، جلویش را بگیرند، از ادامه‌اش جلوگیرى کنند، این موکول به آینده است؛ باید دید و مطمئن شد؛ که نمیتوانند هم. کمااینکه نئونازى‌ها اول در یک نقطه‌ى از اروپا شروع کردند، بعد یواش یواش توسعه پیدا کردند و امروز در خیلى از کشورهاى اروپا این جریانهاى نئونازى با روشهاى تروریستى، با روشهاى خشن دارند اظهار وجود میکنند.

خب، در یک چنین شرائطى، ما باید خودمان را یک بازشناسى بکنیم، ببینیم ما در چه وضعى هستیم. شرائط مهمى بر دنیا حاکم است که اینها میتواند فرصتهاى بزرگى را در پیش روى ما قرار بدهد. این فرصتها را اگر نبینیم، اگر نشناسیم، اگر از آن درست استفاده نکنیم، اگر بهنگام به سراغ این فرصتها نرویم، ضرر خواهیم کرد. گاهى هم هست که از دست دادن یک فرصت، خودش میشود یک تهدید، خودش موجب عقب‌ماندگى است. لذا بد نیست که از این جهت یک نگاه جمعى و کلى و عمومى به مسائل کشور بکنیم. البته در این نگاه کلى بایستى واقع‌بینانه نگاه کنیم؛ خودمان را نبایستى دچار خطا کنیم؛ یکسونگرى نکنیم. ما نقاط مثبتى داریم، نقاط منفى‌اى هم داریم؛ هر دو را ببینیم. گاهى فقط نگاه منفى غلبه داده میشود. امروز متأسفانه انسان مشاهده میکند که در بین برخى مسئولین و نخبگان سیاسى و غیره کأنه مد شده است که نگاه، نگاه بدبینانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبینند؛ روى نقاط منفى تکیه کنند. در رسانه‌ها و غیررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى میشود. تا انسان میگوید هم چرا، میگویند آقا شما نمیگذارید ما واقعیات را بگوئیم. میگوئید سیاه‌نمائى است، میگوئید فلان است؛ ما میخواهیم حقایق را بگوئیم. نه، این یکسونگرى است. خب، اگر فرض بفرمائید یک واحد تولیدى دچار یک اشکالى میشود و شما میخواهید به عنوان یک نگاه واقع‌بینانه آن را بیان کنید، بسیار خوب، در کنارش مثلاً دو تا واحد تولیدى هم ایجاد شده. اگر این نقطه‌ى مثبت را بیان کنیم، یک جور مسائل کشور را میفهمیم؛ اگر این نقطه‌ى مثبت را بیان نکنیم، مسائل کشور را جور دیگرى خواهیم فهمید. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده کنیم - که البته نقاط منفى وجود دارد - این طبعاً واقع‌بینى نیست؛ این برآورد درستى از اوضاع کشور به ما نخواهد داد؛ منجر به ناامیدى میشود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم این است.

بنده روزها ده بیست تا روزنامه را معمولاً همین طور یک مرورى میکنم. بعضى از روزنامه‌ها هر روزى چهار تا، پنج تا تیتر دارند که هر کدام از این تیترها کافى است دل یک آدم ضعیف را بلرزاند؛ منفى، منفى، منفى، منفى! این کار را دوست میدارند. حالا اغراض سیاسى است، اغراض جذب مشترى است؛ هرچه هست، نمیدانیم؛ کسانى را متهم نمیکنیم؛ اما این واقعیت است، این غلط است. غلبه دادن نگاه منفى، خلاف واقع‌بینى است؛ موجب ناامیدى است.

نقطه‌ى مقابلش هم همین جور است. یعنى غلبه دادن نگاه مثبت، بدون دیدن نقطه‌ى منفى، این هم گمراه کننده است؛ موجب یک رضایتى در انسان میشود که احیاناً این رضایت، رضایت کاذب است؛ این هم درست نیست. نقاط منفى را هم باید در کنار نقاط مثبت دید. این کار را کشور و نظام توانسته انجام بدهد، این کار را نتوانسته انجام بدهد؛ این دو تا را در کنار هم ببینیم. بنابراین اگر بخواهیم اوضاع کشور را درست به دست بیاوریم، باید نقاط منفى و نقاط مثبت را در کنار هم مشاهده کنیم.

خب، این بحث طولانى‌اى لازم دارد. من خواهشم این است که مسئولان، نخبگان، دانشگاهیان و حوزویان بنشینند روى این بحث کار کنند. من امروز یک سررشته‌ى مختصرى را مطرح میکنم، اما این کارِ طولانى‌اى لازم دارد. بنشینند یک فهرستى از نقاط مثبت، یک فهرستى از نقاط منفى تهیه کنند. این نقاط مثبت ظرفیتها را به ما نشان خواهد داد که ما چه ظرفیتها و چه امکاناتى در کشور داریم. آن ستون نقاط منفى اولویتها را به ما نشان خواهد داد که چه کارهائى را باید بکنیم. وقتى که این دو تا را در کنار هم گذاشتیم، این میتواند راه ما را روشن کند؛ بفهمیم چه کار کنیم.

من اینجا پنج شش نقطه را نوشتم، که اینها محصول یک حرکت مستمرِ به‌هم‌پیوسته‌ى نظام جمهورى اسلامى در طول سى و دو سال است، که البته فراز و نشیب داشته است؛ یعنى بعضى سالها، بعضى دوره‌ها، بعضى دولتها بهتر، بعضى‌ها عقب‌تر؛ لیکن مجموعاً در طول این مدت، ما این نقاط مثبت را داشتیم.

اولین نقطه‌ى مثبت و نقطه‌ى قوت نظام این است که نظام ثابت کرده است که توانائى غلبه‌ى بر تهدیدها را دارد؛ این خیلى چیز مهمى است. ما در طول این سى و دو سال تهدیدهاى فراوانى داشتیم - تهدید سیاسى، تهدید امنیتى، تهدید نظامى، تهدید اقتصادى - لازمه‌ى این تهدیدها این بوده است که نظام ضربه بخورد. البته آنها میخواستند نظام را ساقط کنند - حالا این، دور از دسترسشان بود - لااقل نظام را عقب نگه دارند، کشور را عقب نگه دارند. نظام بر همه‌ى این تهدیدها غلبه پیدا کرده است؛ یک نمونه‌اش جنگ تحمیلى بود، یک نمونه‌اش حرکات آمریکائى‌ها بود، یک نمونه‌اش تحریمهاى گوناگون بود. بعضى از اینها مستقیماً از طرف بیگانگان بود؛ مثل تحریمها. تحریمها سالهاى متمادى وجود داشته است، اما سالهاى اخیر شدت پیدا کرده؛ خودشان گفتند تحریم فلج‌کننده. چه به کمک سازمان ملل - که در اختیار خودشان بود - و چه مستقلاً، این تحریمها را تحمیل کردند. اینها مربوط به بیگانگان بود، که مستقیماً آنها دخالت داشتند. تهدیدهائى هم بود که زمینه‌هاى داخلى داشت؛ اگرچه دشمن هم میتوانست از آنها استفاده کند؛ مثل مسئله‌ى قومیتها در کشور. نظام بر همه‌ى اینها غلبه کرد. امروز قومیتهاى گوناگون کشور ما، همه برادروار در کنار هم دارند زندگى میکنند؛ احساس اتصال به نظام و دلبستگى به نظام در همه‌ى آنها محسوس و مشهود است. به نظر من این یکى از مهمترین نقطه قوتهاست. ما در محاسبه‌ى نقاط قوت نظام باید این را در نظر بگیریم. نظامى تنها، بدون پشتیبان بین‌المللى، با دشمنىِ قدرتمندترین قدرتمندان مادى جهانى، در طول سى و دو سال با تهدیدهاى متوالى و پى‌درپى مواجه بوده، اما بر همه‌ى این تهدیدها فائق آمده؛ این خیلى نقطه‌ى مهمى است. به نظر من نقطه‌ى قوت درجه‌ى اول نظام این است.

دوم: اعتماد میان مردم و نظام. کمتر کشورى در دنیا وجود دارد که اعتمادى را که مردم ایران نسبت به نظام جمهورى اسلامى دارند، نسبت به نظام حکومتى خود داشته باشند. دلیل این اعتماد هم همین پدیده‌هاى روشنى است که جلوى چشم همه است. باز یک عده‌اى اینها را نمى‌بینند، هى دم از بى‌اعتمادى مردم میزنند؛ نخیر، مردم به نظام اعتماد دارند. یک دلیل، همین انتخابات دو سال قبل است که بیش از هشتاد درصد از مردمى که حق رأى داشتند و قادر به رأى دادن بودند، در انتخابات شرکت کردند. کجاى دنیا چنین چیزى هست؟ یک نمونه، همین دو راهپیمائى‌اى است که ما هر سال داریم؛ راهپیمائى بیست و دوى بهمن و راهپیمائى روز قدس. این راهپیمائى‌ها مربوط به نظام است؛ مربوط به هیچ دولتى، مربوط به هیچ جریان خاصى نیست؛ مال نظام است. شما ببینید مردم در این حرکت عظیم چه میکنند؛ در سرماى بیست و دوى بهمن، در ماه رمضان با دهان روزه؛ چه اوقاتى که هوا سرد بود، چه حالا که هوا گرم است. ان‌شاءالله خواهید دید روز قدس باز مردم چه عظمتى را از خودشان نشان میدهند. این نشان دهنده‌ى علاقه‌مندى و دلبستگى مردم به نظام است. اعتماد به نظام، از این بهتر و روشن‌تر نمیشود. این حضور، حضور بسیار پرمعنائى است. علاوه بر این، در موارد خاص، مثل نهم دى سال 88، بمجرد اینکه مردم احساس کردند حرکتى که شروع شده است، متوجه به نظام است، متوجه به انقلاب است، متوجه به شخص خاص و دولت خاصى نیست، آن حرکت عظیم را از خود نشان دادند. اینجور نبود که فقط جوانهاى پرشور به میدان بیایند؛ همه آمدند. حادثه‌ى نهم دى یک حادثه‌ى عجیبى است؛ به خاطر دلبستگى مردم به نظام بود. اینها نشان دهنده‌ى اعتماد مردم است. متأسفانه میشنویم همین طور در اظهارات مصلحت‌جویانه، مکرر میگویند: آقا اعتمادِ از دست رفته‌ى مردم را برگردانید! کدام اعتمادِ از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع میکنند؛ اینها نمونه‌هایش بود که عرض کردیم.

سوم: پیشرفت در شرائط تحریم. یکى از نقاط مهم قوت کشور این است. در سخت‌ترین شرائط تحریم، کشور پیشرفت کرده. در چه چیزى پیشرفت کرده؟ یکى در مقوله‌ى علم و فناورى، که آقاى رئیس جمهور در گزارششان به این مسئله اشاره کردند. ما در زمینه‌ى هسته‌اى پیشرفت کردیم، در زمینه‌ى فناورى زیستى پیشرفت کردیم، در فناورى نانو پیشرفت کردیم، در فناورى انرژى‌هاى نو پیشرفت کردیم، در صنایع هوافضا پیشرفت کردیم، در ساخت ابررایانه‌ها پیشرفت کردیم، در مسئله‌ى بسیار مهم سلولهاى بنیادى پیشرفت کردیم، مسئله‌ى شبیه‌سازى همین جور، در رادیوداروها همین جور، در نانوداروهاى ضد سرطان همین جور؛ اینها همه جزو دانشهاى سطح بالاى دنیاست. این چند موردى که من گفتم و بعضى از موارد دیگر، جزو دانشهاى درجه‌ى یک سطح بالاى دنیاست، که بعضى از اینها را پنج تا کشور، ده تا کشور در دنیا بیشتر ندارند؛ ما در اینها پیشرفت کردیم؛ این در حالى بود که درهاى انتقال دانش از همه سوى دنیا روى ما بسته است.

من مقاله‌اى را میخواندم که از یک روزنامه‌ى آمریکائى نقل کردند که همین دو سه روزه منتشر شده. میگوید ایران در مسئله‌ى هسته‌اى یک استثناء است. چین به مسئله‌ى هسته‌اى رسید، از کى گرفت؛ پاکستان رسید، از کى گرفت؛ هند رسید، از کى گرفت؛ ایران از کى گرفت؟ آن مقاله مینویسد: از هیچ کس. این در شرائطى بود که هم تحریم بود و امکانات پیشرفت هسته‌اى به او نمیدادند، و هم با او مبارزه میکردند؛ مثل همین ویروس رایانه‌اى که داخل تشکیلات ما فرستادند. دانشمندان ما، جوانهاى ما در مقابل اینها ایستادند، پیش رفتند و نقشه‌ى دشمن را خنثى کردند. او حتّى به ترور دانشمندان هسته‌اى ما اشاره میکند. اینها چیزهائى است که دشمنان ما دارند میگویند. این مقاله در روزنامه‌ى واشنگتن پست درج شده است. خب، این پیشرفت در علم و فناورى است.

پیشرفت در ایجاد زیرساختهاى کشور - همین آمارهائى که شنیدید - در جاده، بزرگراه، سد، سیلو، کارخانجات، تولید فرآورده‌هاى مهم صنعتى، فولاد، سیمان و امثال اینها. ایجاد زیرساختهاى فراوان در کشور، توانمندى‌هاى فنى و مهندسى در صنایع گوناگون، پیشرفت است.

پیشرفت در اعتماد به نفس ملى. امروز بخصوص جوانهاى ما اعتماد به نفسشان از ده سال پیش، از بیست سال پیش بیشتر است. ایشان درست گفتند، بنده هم اطلاع دارم؛ در زمینه‌هاى علمى، هر کارى که زیرساخت آن در کشور موجود باشد، جوانهاى ما آماده هستند آن را انجام دهند. یعنى هیچ چیزى نیست که ما به جوانهاى دانشمندمان بگوئیم این را دنبال کنید و اینها بعد از اندکى نتوانند؛ مشروط بر اینکه زیرساختش موجود باشد. ما بحمدالله یک چنین وضعى داریم. کارهاى عمرانى گسترده‌اى در کشور انجام گرفته؛ اینها پیشرفت است. در این زمینه‌ها پیشرفتهاى خیلى زیادى داشتیم.

چهارم از نقاط مثبت: اعتبار بین‌المللى. بنده موافق نیستم با این نظر که امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى وضع منفى است؛ به هیچ وجه. گاهى این مسئله در بعضى از اظهارات شنیده میشود، گفته میشود. نخیر، امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى بسیار خوب است. امروز جمهورى اسلامى در فضاى سیاست بین‌المللى، به عنوان یک کشور محترم، اثرگذار، معتبر و متنفذ در دنیا شناخته شده است. این عزت بین‌المللى را که ناشى از عوامل خاص خودش است - حضور مردم، ایستادگى مردم، شعارهاى روشن و واضح انقلاب در دست و زبان مردم و مسئولین - فلان حرکت یک دولتى در یک گوشه‌ى دنیا که حالا یک دهن‌کجى‌اى میکند، یک حرفى میزند، نمیتواند خدشه‌دار کند. این حرکتها همیشه بوده. بعضى خیال میکنند اگر امروز فلان دولت مستکبر، چه در اروپا، چه در غیر اروپا، نسبت به جمهورى اسلامى یک حرفى میزند، یک چیزى میگوید، یک اظهارنظرى میکند که اهانت‌آمیز به جمهورى اسلامى است، این معنایش تنزل رتبه‌ى جمهورى اسلامى است؛ نه، اینها هر وقت توانستند، کردند. آن زمانى هم که ما متأسفانه یک مقدارى در مقابل دشمن کوتاه مى‌آمدیم، از این کارها میکردند. اینجور نیست که ما حالا چون ایستادگى کردیم، چون استقامت به خرج دادیم، بگوئیم اینها را سر لج آوردیم؛ نه. یک روزى در خطابه‌هاى مسئولینمان مناقب آمریکا ذکر میشد؛ همان روزها رئیس جمهور وقت آمریکا با سبکسرى تمام، ایران را به عنوان محور شرارت معرفى کرد! یک روزى یکى از دولتهاى اروپائى نسبت به جمهورى اسلامى اظهار علاقه و ارتباط و اینها میکرد؛ همان دولت سر قضیه‌ى قهوه‌خانه‌ى میکونوس دادگاه تشکیل داد، مسئولین درجه‌ى یک کشور را در آن دادگاه متهم کرد! دولتهاى اروپائى با آنها همدست شدند، همه‌شان سفراى خود را از تهران فراخوانى کردند؛ اینها که یادمان نرفته. خواستند سیلى بزنند، البته سیلى سخت‌ترى خوردند. از همین حسینیه آنچنان سیلى‌اى خوردند که بعد تا مدتها دنبال علاجش بودند! هر وقت توانستند، آنها درصدد سیلى زدن برآمدند. هر وقت ما کوتاه آمدیم، یک خرده‌اى سست برخورد کردیم، آنها پرروتر شدند. نخیر؛ ایستادگى جمهورى اسلامى، تصریح به شعارهاى انقلاب، تصریح به مبانى انقلاب، عزت ما را در دنیا بیشتر کرده است.

امروز بحمدالله اعتبار بین‌المللى ما بسیار خوب است. متقابلاً دولت آمریکا - که دشمن قلدرِ صریحِ مقابل ما بود - امروز منفورترین کشور در منطقه‌ى اسلامى است. در دنیا نظرسنجى میکنند - این را خودشان دارند اعلام میکنند - میگویند اعتبار و آبروى آمریکا در کشورهاى اسلامى، در این منطقه، روزبه‌روز سقوط کرده و پائین رفته. البته اگر ملتهاى اروپا بفهمند که مشکلاتشان ناشى از آمریکا و ناشى از تسلط رژیم صهیونیستى بر سیاستهاى آنهاست، این افت محبوبیت آمریکا در اروپا هم بمراتب بیشتر خواهد بود و همه‌ى این حرکات علیه آمریکا بسیج خواهد شد؛ و این چیزى است که در آینده‌ى نه چندان دورى اتفاق مى‌افتد.

نقطه‌ى روشن دیگر، مسئله‌ى ثبات کشور است؛ على‌رغم این همه توطئه، این همه دسیسه. البته ثبات غیر از رکود است. ما در کشور رکود نداریم؛ حرکت داریم، پیشرفت داریم، جوشش داریم؛ اما نظام، نظام ثابت و مستقرى است؛ استحکام دارد. اینها نقاط مثبت ماست. البته نقاط مثبت فراوان دیگرى هست: الهام‌بخشى، الگوسازى، ضعیف شدن دشمنانمان در صحنه‌ى بین‌المللى، ناامیدى دشمن از منفعل کردن انقلاب. با اینکه روشهاى دشمنان ما پیچیده‌تر شده، امکاناتشان بیشتر شده - این اینترنت و این تشکیلات گوناگون عجیبى که در دنیا وجود دارد، شبکه‌اى که بر دنیا حاکم است - در عین حال از انفعال جمهورى اسلامى مأیوس شده‌اند.

تجربه‌ى متراکم در قانونگذارى، در اجرا؛ این هم جزو نقاط درخشان کشور است. جمعیت کشور، هفتاد و پنج میلیون. البته بنده همین جا عرض بکنم؛ من معتقدم که کشور ما با امکاناتى که داریم، میتواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیرى که میخواهد براى متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد!

خب، اینها نقاط مثبت و درخشانى بود که بحمدالله وجود دارد. البته نقاط مثبت ما بیشتر از اینهاست. اما نقاط ضعف هم داریم. اگر نقاط منفى را نبینیم، ضعفهاى خودمان را نشناسیم، یقیناً ضربه خواهیم خورد. نقاط ضعف ما، هم در زمینه‌هاى اقتصادى است، هم در زمینه‌هاى فرهنگى است. ما خطاها داشتیم، ضعفها داشتیم، بر بعضى از چالشها نتوانستیم غلبه کنیم؛ این واقعیتى است. حتّى در همان تهدیدهائى که مستقیماً از طرف دشمن هست، اگر ما ضربه‌اى خوردیم، تقصیر خود ماست، کوتاهى‌هاى خود ماست. قرآن کریم در قضیه‌ى جنگ احد میفرماید: »ا و لمّا اصابتکم مصیبة قد اصبتم مثلیها قلتم انّى هذا قل هو من عند انفسکم«.(6) در قضیه‌ى احد، آن حادثه‌ى تلخ اتفاق افتاد: مسلمانها اول پیروز شدند، بعد یک عده‌اى مأموریتها را فراموش کردند، تنگه را رها کردند، رفتند سراغ غنیمت جمع کردن؛ دشمن هم توانست نیروهاى اسلام را دور بزند، بیفتد به جانشان، تعدادى از آنها را بکشد، آنها را منهزم کند؛ به طورى که مسلمانها از ترسشان مجبور شدند به کوه پناه ببرند. جان مبارک پیغمبر به خطر افتاد، به پیغمبر ضربه وارد آمد. بعد مسلمانها گفتند: خب، چرا اینجورى شد؟ خدا به ما وعده‌ى پیروزى داده بود. خداى متعال میفرماید که ما شما را پیروز کردیم، وعده‌ى خدا عملى شد، اما شما خودتان هستید که کار را خراب کردید. اولاً اگر دشمن به شما ضربه زد، شما هم متقابلاً به دشمن ضربه‌ها زدید - »قد اصبتم مثلیها« - تعجب نکنید؛ بالاخره در میدان جنگ، زدن و خوردن، هر دو هست. در عرصه‌ى جنگ بزرگِ میدان سیاست و اقتصاد جهانى، آدم، هم میزند، هم میخورد؛ نباید خلاف انتظار باشد. اما »قلتم انّى هذا«؛ میگوئید ما از کجا این ضربه را خوردیم. بعد قرآن میفرماید: »قل هو من عند انفسکم«؛ از خود شما بود، خودتان خطا کردید. ما یک جاهائى خطا کردیم - »انّ الله على کلّ شى‌ء قدیر«(7) - یک جاهائى طبق وظیفه عمل نکردیم؛ یک جاهائى مراقبتهائى که باید انجام بدهیم، انجام ندادیم؛ یک جاهائى دلبستگى‌هاى خودمان را زیر پا نگذاشتیم؛ اینها منجر شده به اشکالاتى - این را هم باید در نظر داشته باشیم - به چیزهائى که باید از آن پرهیز کرد و برحذر بود، سرگرم شدیم؛ به منازعات سیاسى، به مشاجرات سرگرم شدیم؛ به رفاه‌طلبى سرگرم شدیم، به منشهاى اشرافى سرگرم شدیم؛ اینها نقاط ضعف است. وقتى من و شما زندگى‌مان را زندگى رفاه‌طلبانه و اشرافى قرار بدهیم، مردم از ما یاد میگیرند. یک عده‌اى منتظر بهانه‌اند؛ به ما نگاه میکنند، میگویند آقا ببینید اینها چه جورى زندگى میکنند، ما هم میخواهیم همین جور زندگى کنیم. اینها کسانى هستند که دستشان میرسد. یک عده‌اى معتقدند که باید در زندگى مقتصد بود، نباید اسراف کرد، نباید افراط کرد؛ اینها وقتى نگاه میکنند مى‌بینند من و شما اسراف میکنیم، میگویند خب، ما از اینها که بالاتر نیستیم؛ اینها که رؤساى ما هستند. این کارها خطر دارد. روش انقلاب و انقلابیون به تبع آموزش اسلام، اعراض از زندگى رفاه‌طلبانه براى خود بود. براى مردم هرچه میتوانید، رفاه ایجاد کنید؛ هرچه میتوانید، درآمد ملى را زیاد کنید؛ هرچه میتوانید، در کشور ثروت تولید کنید؛ اما خودتان نه. مسئولین لااقل تا وقتى مسئولند، به زندگى رفاه‌طلبى رو نکنند. غفلت از روحیه‌ى جهادى و ایثار، غفلت از تهاجم فرهنگى دشمن، غفلت از در کمین بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در فضاى رسانه‌اى کشور، بى‌مبالاتى نسبت به حفظ بیت‌المال؛ اینها گناهان ماست، اینها نقاط ضعف ماست.

میل به رفتارهاى قبیله‌اى در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، از دیگر نقاط ضعف ماست. رفتار قبیله‌اى معنایش این است که تخطئه یا تأییدى که نسبت به کار کسى میکنم، ناشى نباشد از ماهیت عمل او؛ ناشى باشد از نحوه‌ى ارتباط او با من. اگر از قبیله‌ى ما کسى کار خطائى انجام داد، راحت قابل اغماض باشد؛ اما از قبیله‌ى مقابل اگر همان کار را انجام داد، این قابل پیگیرى و تعقیب میشود. کار خوب اگر از کسى که مربوط به قبیله‌ى ماست، انجام گرفت، قابل تحسین و تشویق باشد؛ اگر از قبیله‌ى دیگر بود، نه. رفتار قبیله‌اى این است. این رفتار، اسلامى نیست، انقلابى نیست. ما متأسفانه اینگونه رفتار را در میان خودمان داریم. نمیگویم همه‌گیر است، فراگیر است؛ اما وجود دارد.

در زمینه‌ى اقتصاد فعالیتهاى زیادى شده، باارزش هم هست؛ اما مسئله‌ى اشتغال حل‌نشده است، مسئله‌ى تورم حل‌نشده است، مسئله‌ى فرهنگ کار حل‌نشده است، مسئله‌ى ساعات مفید کار حل‌نشده است. فرهنگ کار باید در کشور یک جورى باشد که مردم کار را عبادت بدانند؛ هر یک ساعت کار را با شوق بیفزایند در مدت و مقدار کارى که انجام میدهند. باید کار کرد. با بیکارى و بى‌میلى به کار و تنبلى و وادادگى، کشور پیش نخواهد رفت.

در زمینه‌ى فرهنگ، اخلاق عمومى و عدم رواج فضائل اخلاقى، مشکلاتى داریم. باید روزبه‌روز فضائل اخلاقى در بین ما رشد کند. صبر ما، شکر ما، ذکر ما، احسان ما، مروت ما نسبت به دیگران، اجتناب ما از ایذاء دیگران، میل ما به خدمت به دیگران، روزبه‌روز باید در بین جامعه رشد پیدا کند. اینها به خودى خود پیش نمى‌آید؛ اینها کار لازم دارد، تلاش لازم دارد. در این زمینه‌ها کوتاهى داریم. رواج فرهنگ اسراف و تجمل‌گرائى در جامعه، رشد یا عدم توقف میل به خشونت در برخى از بدنه‌ى جوان کشور، مضر است. ما فیلمهائى پخش میکنیم که خود آن کسانى که سازنده‌ى این فیلمها هستند، به خودشان هشدار میدهند و میخواهند خطر این فیلمها را که تولید خشونت در جامعه است، متوقف کنند؛ ولى ما حالا داریم اینها را منتشر میکنیم! اینها مضر است. بچه‌هاى ما از اول با خنجر و با قمه و با اسلحه‌ى گرم - البته پلاستیکى‌اش - آشنا بشوند، انس پیدا کنند، یاد بگیرند؛ خب، اینها خطرات دارد، اشکالات دارد، تبعات دارد، در جامعه آثارش را هم مى‌بینیم؛ این جزو ضعفهاى ماست.

چند سال پیش من در یکى از مجلات آمریکائى دیدم که مصلحینى در آنجا پیشنهاد کرده بودند که این فیلمهاى رائجِ غالبِ هالیوودى را که در آنها یا شهوت بود یا خشونت، یواش یواش کم کنند و فیلمهاى خانوادگى، فیلمهاى معصومانه و نجیبانه را رائج کنند. آنها به فکرند، حالا ما تازه از آنها یاد گرفته‌ایم!

عدم مقابله‌ى درست و منطقى با تباه کردن نسل جوان، یکى دیگر از مشکلات ماست. یک نقشه، تباه کردن نسل جوان است. ما در این خصوص تا حالا مقابله‌ى درستى نداشته‌ایم و موفق نشده‌ایم. همچنین مواد مخدر صنعتى و تهییج غریزه‌ى جنسى و از این چیزها. طرح درست مبانى اعتقادى؛ چه مبانى اعتقادى مربوط به اسلام، چه آنچه که مربوط به انقلاب و نظام جمهورى اسلامى است. عرض کردیم؛ نقاط قوت، امیدهاى ما را افزایش میدهد، ظرفیتها را به ما نشان میدهد؛ نقاط منفى اولویتها را به ما نشان میدهد که چه کار باید بکنیم.

در مورد مسائل منطقه وقت گذشت؛ به نظرم الان باید حدود اذان باشد. در یک کلمه باید عرض بکنم که اوضاع منطقه درست عکس سیاستهاى قدرتهاى غربى و آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل دارد پیش میرود. آنها راجع به ایران برنامه‌هائى داشتند؛ درست عکس آنچه که آنها میخواستند، خداى متعال مقدر کرد و پیش آمد. آنها ایران را تحریم کردند، اما بحران اقتصادى گریبان خودشان را گرفت. آنها فتنه‌ى 88 را براى زمین زدن جمهورى اسلامى تقویت کردند - یا تدارک کردند، یا لااقل پشتیبانى و تقویت کردند - اما نظامها و رژیمهاى وابسته‌ى به خودشان یکى پس از دیگرى زمین خورده یا متزلزل شده. آنها به عراق و افغانستان حمله کردند، براى اینکه ایران را محاصره کنند - بزرگانشان گفتند که این براى محاصره‌ى ایران است - اما خودشان محاصره شدند؛ پاشان در گل فرو رفته، به دام افتادند. آنچه که آنها درباره‌ى ما تدبیر و عمل کردند، خداى متعال عکسش را مقدر کرد و نشد.

در مورد منطقه هم حوادث - همین طور که گفتم - فوق‌العاده است. واقعاً ابعاد آنچه که در مصر و در تونس و در یمن و در بعضى از مناطق دیگر دارد اتفاق مى‌افتد، الان قابل محاسبه نیست؛ ابعاد این خیلى عظیم است. این آوردن نامبارک مصر توى قفس و وارد دادگاه کردن، اصلاً یک حادثه‌ى پرمعناى عجیبى است. مسئله فقط مسئله‌ى اینکه یک رژیمى رفت یا یک قدرتى رفت و یکى دیگر جایش مى‌آید، نیست؛ از این خیلى عمیق‌تر است. امروز رژیم اشغالگر قدس محاصره است در بین کشورهائى که براى مقابله‌ى با او انگیزه دارند. حوادث، حوادث عجیبى است. البته مرتب دارند تلاش میکنند براى اینکه بر امواج بحران در این منطقه سوار شوند و بیدارى را به نحوى کنترل کنند؛ اما نتوانستند و ان‌شاءالله به برکت بیدارى ملتها نخواهند توانست؛ کمااینکه حالا همین شعارهاى اسلامى‌اى که در مصر داده شد، باز مجدداً خواب اینها را پریشان کرد.

البته من در مورد مسائل لیبى نگرانم. در لیبى، سیاست غرب، سیاست بسیار رذیلانه و موذیانه‌اى است. اینها از قیام مردم سوءاستفاده کردند. براى آنها، ماندن و جا پا باز کردن در لیبى خیلى مهم است. اولاً مسئله‌ى نفت لیبى است که برایشان مهم است، ثانیاً فضاى وسیع این کشور است که میتوانند در جاهاى مختلفش پایگاه بزنند، ثالثاً اشراف بر کشور مصر و کشور تونس؛ دو تا کشور انقلابى. در شرق لیبى مصر است، در غرب لیبى تونس است؛ علاوه بر اینکه از آنجا میتوانند بر سودان و بر الجزائر و بر همه‌ى کشورهاى این منطقه مسلط باشند. میخواهند آنجا جاپا محکم کنند. میخواهند زیرساختهاى این کشور را ویران کنند تا بعد اگر راه‌هاى دیگر ممکن نشد، از این طریق خودشان را در لیبى تثبیت کنند. الان دارند زیرساختها را ویران میکنند. به اسم حمایت از مردم، جاده‌ها ویران میشود؛ پالایشگاه‌ها ویران میشود؛ مختصر کارخانجاتى که دارند، ویران میشود. باید اینها ساخته بشود. مردم لیبى خودشان این توانایى را ندارند؛ اینها به بهانه‌ى ساختن، آنجا مى‌آیند. من از مسئله‌ى لیبى نگرانم.

پروردگارا! مردم لیبى را نجات بده؛ مردم یمن را نجات بده؛ مردم بحرین را نجات بده؛ مردم منطقه و مسلمانان منطقه را روزبه‌روز بیدارتر و استوارتر بفرما. پروردگارا! ما را مشمول رضایت خودت قرار بده. از آنچه کردیم، از آنچه گفتیم، از آنچه شنیدیم، راضى باش و آن را از ما قبول بفرما. پروردگارا! قلب مقدس ولى‌عصر را از ما راضى و خشنود کن. زندگى ما و مرگ ما را براى اسلام و در راه اسلام قرار بده.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

1) مستدرک، ج 11، ص 183
2) آل عمران: 185
3) آل عمران: 134
4) آل عمران: 147
5) بقره: 183
6) آل‌عمران: 165
7) همان


حسن عباسی: «ساختمان پزشکان» مروج افکار فروید است
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩  کلمات کلیدی: دکتر حسن عباسی ، سخنرانی
تریبون مستضعفین- رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز به شدت از فیلم «ساختمان پزشکان» انتقاد کرد و آن را مروج افکار فروید دانست.

حسن عباسی در جمع دانشجویان طرح ولایت بسیج دانشجویی در واکاوی موضوع جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمنان با اشاره به افکار «فروید»، جامعه امروزی ما را در دوره فروید دانست و گفت: «مهم‌ترین سریالی که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می‌شود، ساختمان پزشکان مروج افکار فروید روانشناس یهودی است و پشت سر شخصیت‌های اصلی این سریال عکس فروید است.»

وی در مورد محوریت این سریال نیز گفت: «نظریه فروید این است که انگیزه انسان‌ها عامل حرکتشان است و باید انگیزه‌های آنها را کشف کرد؛ این انگیزه‌ها از قسمت ناخودآگاه انسان‌ها نشأت می‌گیرد؛ ناخودآگاه انسان بخشی است که خشم و شهوت انسان را رقم می‌زند و به تعبیر فروید قابل کنترل نیست و کاری که ساختمان پزشکان می‌کند، نشان دادن این انگیزه‌ها و تبیین آنها به مردم است.»

عباسی همچنین حضور مدیران صداوسیما که دارای دکترای روانشناسی هستند، در تیتراژ این سریال را نشانه‌ی این دانست که سریال کاملا حساب شده و با تأیید این مدیران ساخته شده است.

سخنرانی سعید قاسمی در سالگرد اسارت حاج احمد متوسلیان
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حاج سعید قاسمی ، سردار حاج احمد متوسلیان ، سخنرانی
کسی حق ندارد پرونده متوسلیان را با مُهر شهید مختومه اعلام کند

حاج سعید قاسمی سال‌هاست که در سالگرد اسارت فرمانده اسطوره‌ای خود حاج احمد متوسلیان به دست مزدوران اسرائیل، از او و بزرگی و هیبت انقلابی‌اش می‌گوید.

سینه حاج سعید قاسمی پر است از ناگفته‌های پیرامون احمد متوسلیان که در سالیان همراهی این دو در جبهه‌های کردستان، جنوب، سوریه و لبنان به وجود آمده و ماندگار شده است. امسال نیز در سالگرد اسارت احمد متوسلیان، فرمانده بلند آوازه لشکر 27 محمد رسول الله(ص)، حاج سعید قاسمی به شهر تفت یزد، زادگاه آن سردار اسیر در دستان اسرائیل رفته تا از احمد و دلاوری‌هایش بگوید. در ادامه متن کامل این سخنرانی شنیدنی را می‌خوانید:

 

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا روح الله؛ و السلام علیک بجمیع شهدائک؛ الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام؛ طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم؛ فیالیتنی کنا معکم فافوز فوزا عظیما

سلام و درود بیکران خدا به حضرت روح الله و شهدای خوبش که ما را از گمراهی و ظلالت نجات دادند و پیوسته تا عمر داریم مدیون خونشان هستیم،احمد جان ای کاش با شما بودیم، مقطع و زمان شما را درک می‌کردیم . بر ما مقدر می‌شد شاگردی شما را کنیم اگر چه بر من مقدر شد ، اما به دلیل اینکه شاگردی خوبی نکردم این روزها مجبورم که از این شهر به آن شهر و از این دیار به آن دیار به خاطر او باشیم.

اما جالب است بعد از29سال در چنین شبی که فردا صبح واقعه اسارت تو اتفاق می‌افتد هم ولایتی هایت تصمیم گرفتند برای تو سالگرد بگیرند.

خیلی دیر است، نه؟ بیست و نه سال است. انتساب به یزدی ها و تفتی ها و از طرفی هم به تهرانی‌ها و ما بچه‌های دانشگاه علم و صنعت، اما هر کدام به نوعی ذاتی دارند که تاریخ خود و علمداران خود را فراموش می‌کنند.

 قبل از آنکه وارد خط‌های قرمز بشویم می‌گوییم تفتی‌های عزیز و یزدی‌های شهید پرور دست شما درد نکند. اگر چه بعد از 29سال، اما باز هم از همین جا که اراده کردید این مدل را دوباره احیا کنید و بشنوید از اینکه این شیرمرد برای شما چه نام آوری‌هایی را کرد  و چه جاهایی را برای شما فتح کرده. چه چیزهایی را آموزش داده ؟ اگر چه از الکَن زبانی مثل من و رفوزه شده ای در جبهه احمد متوسلیان، باورکردن و گوش کردن مقداری سخت است. من احساسات شما را نسبت به خود قبول می‌کنم. اما "آب دریا را اگر نتوان چشید هم به قدر تشنگی باید چشید" اگر چه که این روزها هم که تنور لبنان و فلسطین و خاورمیانه داغ است.

گفت احمد جان برای امسال تو که دغدغه آن جا را داشته اید ،"بی تو سخت است که  سودای نخستین پی آزادی لبنان و فلسطین گیرند" ،خیلی ها از میان آنها این حرف سر زبانشان است اما برای این حرف ها نیستند.

احمد یک بخش زندگی ای دارد که  در یزد و تفت و زادگاه مادرش "سانیج" پرورش پیدا کرده که به هر حال باید دید که این شیرمرد باید ویژگی‌هایی داشته باشد که در این قد وقواره آدم بپروراند.

بخش دیگر از زندگی احمد برای مقطع طلایی است که هنوز جنگ شروع نشده، 22بهمن 57انقلاب اسلامی‌پیروز شد و تا شروع  جنگ تحمیلی، نزدیک به دوسال است که در این دو سال اتفاقات زیادی افتاده است که به تعبیرسید شهیدان اهل قلم، سید شهید مرتضی آوینی اگر از انقلاب اسلامی‌هیچ نماند جز همین به عنوان دست آورد، اگر چه می‌گوید از این کلمه بدم می‌آید، اما اگر از دست آورد انقلاب هیچ نماند که پرده‌هایی کنار زده شود و چهره‌هایی مثل ایشان که در ذخایری مانند یک گنج تبلور پیدا کردند و خودشان را بروز دادند. تا تو نگویی مثل امیرالمومنین(ع) و مالک دیگر نمی‌آید. اما آمدند که به تعبیر امام (ره) بگویند که می‌شود.

می‌شود که آدمی‌بیاید در ذخایر عالم بشریت در مقطع انفجار نور با همان الگوها ابالفضل العباسی بجنگد و شجاع و جسور باشد."اشداء علی الکفار روحماء بینهم" این دو وجه را باهم داشته باشید، عده ای از ما یک وجه آن را داریم. یا می‌گویند خیلی آدم تندخویی است یا از طرفی می‌گویند خیلی آدم نرمی ‌است و از او کاری بر نمی‌آید. هر دوی این را باهم پرورش دادن.اینکه چگونه پرورش داده باید دید مادر و پدر او در چه مکتبی پرورش پیدا کردند.

حرفی را که برای آخر قصه گذاشته ام  همین ابتدا می‌گویم، مرحوم پدر ایشان حاج غلامحسین،  سه سالی هست که مرحوم شدند.

در مراسم ختم پدر ایشان خیلی‌ها بودند، رییس‌جمهور محترم و جمعیت کثیری از مردم حضور داشتند. گفتم  این جنازه را بگذارید زمین، رفتنم بالای چهارپایه گفتم با کمال بی‌ادبی دو کلمه می‌خواهم صحبت کنم . گفتم حاج غلامحسین در طول حیاتتان خیلی پابوس شما آمدیم، پیوسته می‌خواستم این جسارت را کنم واین سوال را از شما بپرسم  اما میسر نشد. حالا با اینکه می‌دانم  حاضر هستید و اگر هیچ کار نکرده باشید یک فرزند خلف وصالح به این جامع بشری عرضه کرده باشی، شما و هفت پشت تو را کفایت می‌کند.

حاج غلامحسین این مملکت به انرژی هسته‌ای هم دسترسی پیدا کرد، موشک ساخت و هزاران کیلومتر بالا برد .

حاجی همیشه آرزو داشتم این سوال را از تو بپرسم که فرمول تولید بچه شیر چه هست؟ همین کلمه هم رفت روی سایت‌ها و رسانه‌ها آن روز این جمله را از من زدند و خیلی از دوستان به شوخی برای من پیامک زدند که حاجی اگر فرمول تولید بچه شیر را پیدا کردی نامردی نکن و برای ما هم بفرست، مهم است!

مانند شوروی انرژی هسته ای داشته باشی، اگر قرار باشد که مخالف فطرت الهی و مخالف موازین الهی عمل کنی از درون نابود می‌شوی. روزی که استکبار شرق از بین رفت یک پایش در کره مریخ بود و پای دیگرش در کره ماه، اما از درون نابود شد و تبدیل به بیش از ده کشور مستقل شد. پس نباید خیلی هم خوشحال باشیم که به این موفیقیت ها رسیدیم.

کشورهای دیگر برای چه میلیاردی خرج می‌کنند که زورو، اسپایدرمن و سوپرمن می‌سازند، چهره‌های خیالی و دروغی که در ظاهرعدالت محورهستند اما دروغ است و در آرزوی تولید یکی از این شخصیت ها به سر می‌برند. 

 راز ماندگاری ما و تاریخ هر جامعه ای داشتن شخصیت‌هایی که به برکت انقلاب اسلامی ‌مانند محمد بروجردی، ابراهیم همت و حسین خرازی ومصطفی چمران و صیاد شیرازی که نامی‌های آن هستند است. 

این همان چیزی است که می‌گوید ای جماعت ما از این بابت باید اعلام  انزجار و شکایت به اساتید و نظام  آموزش و پرورش و صدا و سیما داشته باشم و شما به عنوان هم ولایتی او باید این مطالبه را داشته باشید اگرچه که دیر اقدام کردید .

مقطع کردستان خودش یک داستانی است که باید حداقل دوساعت وقت گذاشت که از این شیرمرد و مدلی که جنگید صحبت کنم.

میخواهم درباره این دوسالی که هیچ نمی‌دانیم  ومدلی که این ها جنگیدن را به ما یاد دادند و این پیروزی که نگذاشتند فتنه ای را که برای ما نسخه اش را پیچپیده بودند که جدایی طلب ها در استان‌های شما طرح تجزیه طلبی را اجرا کنند صحبت کنم.

به نظر شما چگونه این طرح امریکایی که ریشه آن در کنفرانس  طائف صعودی ها نسخه اش پیچیده شد نگرفت؟

آیا به‌خاطر مدل جنگ آوری احمدها و بچه ها نبود،  ندای این را داشتند "خود مختاری بو کردستان، دموکراسی بو ایران". می‌گفتند که می‌خواهیم آزاد باشیم و حکومت مرکزی کاری با کار ما نداشته باشد. قبول می‌کنیم که ایرانی هستیم اما  در کردستان خودمختاری می‌خواهیم.

نماینده حکومت مرکزی با افرادی به آنجا رفتند در منطقه ای که معلوم نیست چگونه با بالگرد  به آنجا می‌رود و آنها را که پیاده می‌کند خودش جرأت نمی‌کند بنشیند، از در و دیوار خمپاره می‌بارد، این فضا خودش یک فیلمی‌است که آرنولد و رمبو و امثال این ها باید جلوی آن لنگ بیاندازند.

این مسأله طبیعی است اما هنرمندان و نویسندگان ما دوست ندارند سمت این ها بروند و اگرهم بخواهند به مدل خودشان جلو می‌روند.

سال گذشته شخصی برای فیلمسازی در این زمینه ها آمد و گفت که من نویسنده هستم و می‌خواهم داستان احمد را شروع کنم . حاجی شنیده اید که احمد نامزد داشته است؟! گفتم شروع شد آقا؟ باز می‌خواهید فیلم بسازید و حتما باید یک طرف آن دختر زیبای چشم رنگی باشد؟ اگر بخواهیم با این ذائقه ای که در سینما درست کردیم فیلمی‌بسازیم چیزی از آن در نمی‌آید. باید حتما پای دختر زیبایی وسط باشد چون مدل ذائقه ای است که درست کردیم، در اخراجی ها و... اگر نباشد فیلم جذابیت ندارد.

می‌گویند، مگرمی‌شود همه اش عشق الهی و حکومت جهانی و ... باشد این ها چیزهایی بوده که امام(ره) نیز در فکرش کارهای اتیوپی‌هایی بوده. حالا هم30 سال از آن حرف ها گذشته که می‌خواسته قدس و کربلا را بگیرد.

خط مرزها را آمد سخنرانی کرد و گفت این خط چین‌هایی که بین ممالک و دول اسلامی‌قرار داده شده این طرح  انگلیسی صهیونیستی است. مادام که یک گوینده لااله الا الله  در هر جای دنیا وجود داشت باشد ما برای آن باید بجنگیم این تفکر حالا تمام شده است و دیگر ما اینگونه تفکرات را نمی‌بینیم و مسخره می‌کنند می‌گویند پول این مملکت را می‌دهید به سید حسن نصرالله، به فلسطینی ها و افغانی ها در صورتی که خودمان نداریم.

بعد از 29 سال  خیلی بزرگواری کردید نبش قبر کردید و بنر زدید، اگرچه که بنرهایتان هنوز که هنوز است نه تنها شهر را پر نکرده است بلکه در مقابل صدها بنرهای 200 الی 300 متری در ورودی شهر چیزی نیست و هنوز که هنوز است علمدارهایت را باور نداری.

دغدغه شان این نیست احمد جان، دغدغه شان شیلنگ خوب است که من شیلنگ و کاشی خوب تولید می‌کنم و در ورودی شهر بنرهایش را می‌زنم.

 اینگونه دوستان جنگیدن را در کردستان یاد دادند چیزی که امروز در کشورهای همسایه می‌بینیم که کارشان گره خورده و وقتی که بحران می‌شود نمی‌توانند کار را جمع کنند باید توپ و تانک را بگذارند و به آنها شلیک کنند.

احمد به عنوان استاد به ما یاد داد که پسرم کور شلیک نکن، درست است که ناراحت و عصبانی هستی و رفقای تو کنارت شهید شدند و می‌دانی از این خانه شلیک شد اما مردم در این روستا زندگی می‌کنند اگر کور شلیک کنی اینجا تلفات بگیریم هیچ کس و هیچ دادگاهی وجود ندارد. از این روستا حمایت شد و به ما کمین زدند و قطعا ضد انقلابی میان آنان است، پس بنابراین با توپ 106 و107 خاک  روستا را به توپ ببند کسی نمی‌آید به بگوید، صدها نفر را بکُش. در هر نظام و رژیمی‌ممدوح است. امروز سوریه در خیابان می‌ریزند وچون طرح امریکایی است اما چون خوف دارد  و سیستم بعثی است که در یک روز تعداد زیادی کشته می‌شوند. وقتی خون ریخته می‌شود دیگر نمی‌شود خون را جمع کرد.

باید تاریخ و کتاب ها درباره اش بنویسند که چگونه مدل جنگ آوری را که در جنگ گریلا و جنگ کوهستان و جنگ شهری پیچیده ترین نوع جنگ است که اساتید آن اسراییل و انگلیسی ها است و این ها از کجا آورده بودند که حواسشان اینقدر جمع بود و آنقدر افق دید و بصیرت داشتند که کور نباید شلیک کنند در اینجا خون دادن است که راه را باز می‌کند و نه خون گرفتن از مظلوم و محروم، من همین را فقط در یک پرانتز می‌گویم برای اینکه می‌خواهم خاطرات دیگری را از احمد برایتان تعریف کنم.

مدلی که در یکی دوسال در کردستان که همه تبلیغ می‌کنند که این ها با این لباس، جاسوس‌های خمینی اند در چنین شرایطی چگونه باید کار بکند که به مردم کُرد ثابت کند که برای خدمت آمده است.

چهارسال قبل  مراسمی‌با عنوان هزار شهید مریوان گرفتیم، خیلی ها باور نمی‌کردد که در کرستان شهدای بومی‌مریوان هزار نفر باشد، مراسم که گرفته شد متاسفانه مرام احمد متوسلیان درمراسم حاکم نبود، خود ما مراسم را گرفتیم اما وقتی مراسم می‌گیریم توجه نمی‌کنیم.

ردیف اول و دوم نماینده ولی فقیه و فلان سردار است و هرچه کُرد و بومی‌و همه همرزم ها را گفتند برو آن انتها بنشین، همان اول جلسه که دیدم آقایان با بالگرد آمدند و توجیه نیستند بیرون آمدم و تا آخر جلسه را خواندم که این جلسه برای آن‌هایی است که از تهران آمدند و زیر باد خنک نشسته اند و اصلا نمی‌دانند برای چه کسی و با چه هدفی مراسم برگزار شده است. همینطور که ناراحت بودم و در مغازه ها سرمی‌زدیم دوربین را برداشتم و از افراد مختلف و بچه ها می‌پرسیدم احمد متوسلیان می‌شناسی؟

وارد مغازه ای شدم چایی وارداتی عراق بخریم آن روزها برکت بانه و مریوان احمد متوسلیان بود  کسی از احمد یاد نمی‌کند میگویی ال سی دی و ال ای دی می‌خواهید برو بانه دریغ از ورودی شهر و یادی از او کنند و یک برشوری که بگویند که برادر جان خوش آمدی که برکت و صدقه سری محمد بروجردی و احمدها است.

گفت شما برای این گنگره هزار شهید مریوان آمدید؟ گفتیم بله. گفت خاطره دارم می‌خواهید از احمد برایتان بگویم؟ در مغازه را بستیم  و دوربین را کاشتیم.

گفت روزی که اینها وارد شدند اتفاقی پیش آمد و درگیری بین مردم و مغازه کناری ما پیش آمد که یکی از پاسدارهای احمد سیلی بر گوش او زد. خیلی ناراحت شدیم گفتم فردا می‌روم از فرمانده آن شکایت می‌کنم و همه به من خندیدند گفتند توبروی از فرمانده شان شکایت کنی؟

اصرار داشتم که بروم، فردای آن روز رفتم جلوی در پادگان و برخورد کردم با این شخصیت، گفتم می‌خواهم فرمانده شما را ببینم جریان را تعریف کردم، میزی تشکیل داد و پاسدار را صدا کرد، آن پاسدار از60 نفری بود که وصیت نامه نوشتند و آمدند باهاش بجنگند و کشته شوند، کردستانی که رعب و وحشت در دل هر کسی می‌انداخت، احمد آدمی‌نبود که هرکسی را به عنوان نیرو قبول کند، تک تک انتخاب می‌کند و جگر و جنم آنها را می‌بیند و اگر این کاره بودند می‌برد. کسی را می‌برد آنجا که در صحنه عمل خط برایش بشکند.

 آن پاسدار را صدا کرد و آقای کُرد هم نشسته بود، قرآنی روی میز بود و آن را برداشت و گفت این ما و شما و این قرآن حکَم، دست را روی آن بگذار و داستان را تعریف کن، متوجه شد که پاسدار روی خشم و بیهوده در گوش شخص زده است و گفت عزیزم نباید می‌زدی،  دژبان آقا را به زندان ببرید، رفیق ما وقتی این صحنه را دید گفت خیلی فیلم بازی می‌کنند، مگر می‌شود چنین چیزی که نیروی خودش را زندانی کند، بیرون آمدم و فکر کردم این ماجرا دروغی است و از بومی‌ها پیگیری کردم دیدم پاسدار را در سلول کنار سلولی  که برای کوموله و دموکرات است زندانی کردند،عزیزی هست که این اتفاق برایش پیش آمده، عزیزی که 48ساعت به خاطر کاری که کرد در زندان ماند، این خبر در محله ما پیچید و ایمان آوردم آن چیزهایی که می‌گویند روح مسیحایی و روح رسول اللهی این ها هستند. قوای واقعی محمد(ص)هستند.

دوستان از این دست قصه ها زیاد است، داستان‌هایی که از آقا امیر المومنین (ع) شنیده اید، آقا از جنگ خارج می‌شد و به مولا می‌گفتند مرگ برتو که شوهر و برادر ما را کشتی.

در خیابان می‌دید سوال میکرد، بچه جان اینجا چیکار می‌کنی؟ می‌گفت پدرم را پاسدارها کشتند آدرس منزلشان را می‌گرفت که آب و غذای آنان را تأمین کند.

 این است که وقتی به او مأموریت داده می‌شود برای اینکه نبرد بزرگی در فتح المبین کند مردم کرُدی که تا دیروز همه با جماعت پاسدارها مشکل دارند بیایند و گوسفند بکشند و تظاهرات کنند که نباید بگذاریم او برود و برای شما فتح المبین بیاورد .

اینکه چگونه می‌شود قلب‌های پاسداران کُرد را تسخیر می‌کند در این جلسه نمی‌گنجد و زبان الکن من هم یاری نمی‌کند.

احمد در فتح المبین غوغا کرد. خودش می‌رود شناسایی، مثل بعضی ها نیست که این روزها به نیروهایش می‌گوید شما بروید، اوجلو خط حرکت می‌کرد و به نیروها می‌گفت بیایید.

تا زمین را نشناسد و توجیه نشود حاضر نیست درآن زمین عملیات انجام دهد و بچه ها را کور داخل عملیات بفرستد. برای همین در فتح المبین یکی از بچه هاش شد محسن وزوایی ، فرمانده عملیات تسخیر لانه جاسوسی یکی از فرمانده‌های گردان احمد متوسلیان است.

 در فتح المبین با 25کیلومتر عقبه دشمن را می‌زند و توپ خانه دشمن را می‌گیرد و نیروهای توپ خانه وقتی دارند به صدام گزارش می‌دهند که ما درگیر شدیم قرارگاه سپاه کارون فحش می‌دهند به توپ خانه چی ها که چرا، خط مقدم که اعلام درگیری نکرده  تو که توپ خانه هستی و 25کیلومتر عقب هستی اعلام درگیری می‌کنید. این ها که با هم درگیر هستند صدای گلوله‌های بروبچه‌های این ها که در سنگرها می‌زنند متوجه می‌شوند که بچه‌های احمد توپ خانه را گرفتند.

وفیق السامرایی وزیر اطلاعات وقت صدام می‌گوید اگر کمتر ازچهارساعت در مرحله دوم عملیات فتح المبین غفلت کرده بودیم، نیروهای احمد متوسلیان می‌توانستند قرارگاه سپاه چهارم را که صدام حسین درآن بود و فرماندهی می‌کرد که کل خط را از دست ندهند خود صدام را می‌گرفتند.

حضرت آقا در پادگان امام حسین(ع) فرمودند: که یاد احمد متوسلیان و جای سردار جاوید الاثر بسیار سبز در این نقطه است که اگر نبود  فتح خرمشهر به راحتی امکان پذیر نبود.

 احمد در بیت المقدس چند هزاراسیر گرفت ؟ هیچ کس نمی‌داند. چون برایشان مهم نیست که یَل و بچه محله شان فاتح چه داستانی است، به همان اندازه که داستان دروغ پتروس فداکارهلندی را می‌شناسد احمدش را نمی‌شناسد حسین فهمیده را نمی‌شناسد. وقتی کرد ضد انقلاب در زمان آقای هاشمی‌رفسنجانی و آقای خاتمی‌باز بر سر کار برگشت و شد مسئول آموزش و پرورش استان، مگر اجازه می‌دهد فرزندانشان احمد متوسلیان را بشناسند ،وقتی خودتان گنجی را که دارید تبلیغ نمی‌کنید چرا انتظار دارید کردستان  و تاریخ برای احمد این کار را کند.

هنوز دشمن در بخشی از زمین‌های ما حضور دارد تصمیم بر این گرفته شد اسراییلی ها برای اینکه فتح بزرگ خرمشهر را خفیف کنند آن عملیات را انجام دادند و آمدند تا 1982میلادی و همزمان یک ماه بعد از فتح خرمشهر، ازجنوب لبنان تا بیروت را نزدیک به 120کیلومتر را پیشروی کردند.

همه می‌دانند که شما نسبت به جبل عاملی ها و لبنانی ها و شیعیان مظلوم آنجا حساسیت دارید، لذا با دستور مؤکد حضرت امام(ره) و جانشینی وقت فرماندهی کل قوا دستور داده می‌شود که دو یگان از نظام ما برای آزادی لبنان بروند، یک یگان تیپ سرافراز وخط شکن محمد رسول الله (ص) و یگان تیپ 57 ذوالفقار که از ارتش نزدیک به هزار نفر در فاز اول بروند و به سرعت خود را برای نبرد با اسراییلی ها آماده کنند .داستانی که در تاریخ شما مفقود است و کمتر کسی از آن مطلع است .

 در این بیست روزی که در لبنان با هم هستیم ، خیلی تلاش می‌کند که شرایطی که اسراییلی ها دارند شرایط عالی هست برای اینکه ما چند تا ضرب شصت اساسی به آنها بزنیم اما سوری ها حاضر نیستند که با ما همکاری کنند و حاضر نیستند که تامین تجهیزات ما بقی بچه ها که با تجهیزات انفرادی آمدند صلاح سنگین یا حتی آمبولانس، برانکارد در اختیارشان قرار دهند.

در چند جلسه در سوریه حضور داشتیم که یکی از جلسات با رفعت اسد برادر مرحوم حافظ  اسد با سنگ‌اندازی‌هایی که کردند نگذاشتند یگان ما آماده بشود برای اینکه عملیاتی انجام دهیم.

یک اکیپ مرکب از صیاد شیرازی و حسن باقری وضعیت را در آنجا بازرسی کردند و دیدن ما نهایت تلاش خود را کنیم، می‌توانیم یک عملیات انجام دهیم اما عملیات که بدون کشته و اسیر نمی‌شود و بعد نیز یک  جبهه جدیدی باز می‌شود که هیچ راه زمینی به سمت سوریه نداریم و اگر این مسیر قطع شود چگونه پشتیبانی کنیم و جنازه هایمان را برگردانیم و تبادل نیرو کنیم.

این را می‌گویم برای اینکه از رادیو و تلویزیون به دروغ گفته شد که امام(ره) در جریان نبود که این دو یگان و این فرمانده شیرمرد برای جنگیدن رفته است. در تلویزیون توسط فرمانده‌هانی از مجموعه یگان‌های نظامی‌که به دلیل آلزایمر گرفتن تاریخ را هم عوض کردند، چگونه می‌شود که آقای فرمانده محترم زمان جنگ، دو یگان رفته باشند آنجا امام(ره) خبر نداشته باشد یا به او دروغ گفته باشند.

چگونه است که این خاطره را نمی‌خوانی که حضرت آقا نقل می‌کنند و می‌گویند وقتی محسن رضایی به احمد ابلاغ کرد که آماده باش، باید یگان خود را به  لبنان ببری و بجنگی، گفت فرمانده من هستی و بسیار برایم محترم هستی اما برای این مأموریت باید شخصی بالاتر از تو به من ابلاغ کند، احمد آدمی‌بود با ویژگی‌های خاص خودش.

محسن رضایی گفت، ملاقاتی را هماهنگ کردم برای متوسلیان و حضرت آقا. آقا از این به بعد را نقل می‌کند، مقام معظم رهبری به احمد گفتند که در طول تاریخ بشریت کمتر اتفاق می‌افتد چنین مأموریتی برای نبرد با اشقی الاشقیا، یهودی‌های جانی و بچه کش مأموریت بگیرند، آقای متوسلیان امروز این توفیق نصیب شما شده .

حضرت آقا می‌گوید وقتی احمد با من روبوسی کرد دیگر در پوست خودش نبود و وقتی بر روی  پله‌های وزارت دفاع راه می‌رفت مثل اینکه در آسمان قدم برمی‌داشت ، در شور و شعف است برای اینکه می‌خواهد برود و بجنگد. حرف و سخن زیاد است که به بچه ها گفته است من می‌دانم سرنوشت من در نبرد اشقی الاشقیا مشخص می‌شود در چنین شبی بازهم همان کار فتح المبین و بیت المقدس را کرد .

دوباره وسایل خود را جمع کرد و گفت اسراییلی ها کنار ساحل بیروت آمدند و می‌خواهند سفارت ما را بگیرند مدارک و اسنادی  آنجا است که نباید دست دشمن بیفتد.من عازم هستم. او به همراه کاظم رستگار، مقدم، موسوی ، کاردار و کاظم اخوان فرمانده ستاد جنگ‌های نامنظم و خبرنگار راهی شدند.

نیروهای دست پرورده اسراییلی ها و آمریکایی ها احمد را می‌گیرند و از اینجا به بعد روایت‌های زیادی گفته شده است. اما اطلاعات ما حاکی از این است که احمد با دوستان او سر از اسراییل در آوردند.

اما کسی حق ندارد این پرونده را با لفظ شهید احمد متوسلیان ببندد، اگرهرمقام و مسئولی اطلاعات نهایی دارد رو کند، پرونده را می‌بندیم برای آنکه خیلی ها راحت شوند.

برکت دولت نهم و دهم  یک کار کارشناسی قوی تری انجام شد و برادر و خانواده موسوی کمیته پیگیری نیم بند اتفاق افتاد، چون از همان جنسی که در کشور شما هست همان جنس هایتان وزیر امور خارجه و سفیرتان در لبنان است. که وقتی به او می‌گویی که تو نان این آدم را می‌خوری و احمد بلند شد رفت لبنان که حافظ منافع و اسناد تو باشه والان آن آدم خودش و ده نفر که بعد از او سفیر عوض شده حاضر نیستند عکس تورا در سفارت خانه بزنند، نه عکس تو بلکه عکس چمران را هم حاضر نیست که بزند، چرا؟ برای اینکه کمی‌سیاسی می‌شود، سفارت ما که سیاسی نیست ،نامردی که حقوق ماهی هفت هزار یورو می‌گیری اینو بدون صدقه سر احمد در آنجا نان میخورید و شما مال انقلاب نیستید. مراسم گرفتن برای سالگرد پیروزی انقلاب در ترکیه که انقلاب را برای دیگر سفرای کشورها معرفی کنند و در شرایطی که کل منطقه شلوغ شده سفیر ما پنج دقیقه  ازانقلاب صحبت می‌کند و می‌گوید از هر چه بگذریم فرش ایرانی چیز دیگری است .

در شرایطی که مقام معظم رهبری فریاد میزند این اتفاقی که در منطقه افتاده و تا دیروز آرزو داشتیم یک کشور بر علیه سیاستهای استبداد آمریکایی و طاغوت بر هم بریزد و حالا در بیش از ده کشور زنگ بیداری در آنها زده شده است چرا بدنبال اتفاقات داخلی هستید و جریانات انحرافی را در کشور پدید می‌آورید.

کسی حق ندارد پرونده احمد متوسلیان را تا اطلاعات کامل واصل نشده با نام شهید ببندد ، خیلی ها دوست دارند پرونده احمد متوسلیان را ببندند حتی بعضی از هم لباسی‌های او، برای اینکه او آدمی‌بود که حرف هر کسی را قبول نمی‌کرد برای همین نباید همچین مدلی پرورش پیدا کند احمد مانند بعضی ها منم نداشت ، امام(ره) بعد از فتح  خرمشهر دقیقأ نقطه ضعف ما را می‌دانست ، گفت خرمشهر را خدا آزاد کرد. شما استیصال کامل داشتید و آمدید پیش من امام گفتید ما دیگر نمی‌توانیم و در مرحله آخر تمام شده ایم گفتم بروید تا توکلتان چقدر باشد.

یادتان است که بریده بودید، چه شد 19هزار اسیر را گرفتید؟ این قصه را حضرت امام(ره) ماوراء الطبیعی دانستند. در رمضان آقایانی بودند که هر کدام می‌گفتند از یک کانال وارد شوید، خدا هم گفت شماها من که هیچ، نیم من هم نیستید، برای اولین بار فقط پنج گردان از اصفهانی ها و چند گردان از بچه‌های یزد و .. اسیر شدند و خیلی هایشان 10سال در اردوگاه‌های ابوغریب و... پوست انداختند به‌خاطر خود بزرگ بینی هایتان. دلیل آن را از من بپرسی میگویم که در رمضان احمد نداشتیم و اگرنه پیروز می‌شدیم.

درسوریه مهمان سوری ها بودیم، خواستیم با نیروهای احمد وارد حرم حضرت زینب(س) شویم. سوری ها رینگی را دور حرم ایجاد کردند و به مردم می‌گفتند ممنوع. دخول مردم با نیروهای احمد متوسلیان که به‌خاطر روحیه انقلابی دور نیروهای احمد جمع می‌شدند و در شب اول این اتفاق را دیده بودند می‌گفتند که ممنوع است. یک اتفاقی افتاد ده سال بعد از آن اتفاق،من با یک دوستی داشتیم وارد حرم حضرت زینب (س) می‌شدیم خانمی‌جلوی در حرم حضرت زینب(س) رفیق ما را دید گفت من تورا می‌شناسم، گفتم حاج خانم از کجا رفیق ما را می‌شناسید؟ گفت یادتان است شما ده سال پیش اینجا آمدید در حلقه ای که فرمانده سوری نگذاشت ما با شما وارد حرم شویم، تو اینجا بودی یادت است فرمانده تان سیلی زد در گوش آن فرمانده سوری؟

من همینطوری بُهت زده بودم که خدایا این از کجا پیدایش شد و بعد از ده سال ما را می‌شناسد.
آن زن اشاره به این خاطره داشت که فرمانده سوری گفت دستور دارد که مردم با شما داخل حرم نشوند. احمد گفت مسیر را باز کن. در سوریه ای که درآن یک سرباز خدایی می‌کند احمد چنان سیلی به گوش فرمانده سوری گذاشت، مردم همه باهم تکبیر گفتند. سیلی این تا ده سال وده ها سال بعد در ذاکره مردم محروم و مظلوم ماندگار شد.

احمد جان اگر تو بودی قطعآ کار ما در 598 اینگونه گره نمی‌خورد که آن امامی‌که تو دوست داشتی در خرمشهردر مرحله دوم تمام گردان ها کشته و زخمی‌داده بودند و تو گفتی بچه ها ما قول دادیم به امام که خرمشهر را آزاد کنیم.  تا خون در بدن داریم می‌جنگیم تا فقط یک لبخند بر روی لب‌های امام  باز شود.

احمد یادت است که بنی صدر می‌خواست به عنوان فرمانده کل قوا بیاید مریوان بازدید کند، به نماینده بنی صدر گفت پای رییس جمهور وقت و فرمانده کل قوا و اگر هلیکوپتر تو بالای مریوان آمد اولین کسی که آن هلیکوپتر را ساقط کند من هستم ، نماینده بنی صدر به احمد گفت به تو نمی‌خورد از این حرف ها بزنی. گفت همینی که گفتم.

بنی صدرشکایت احمد را به امام کرد که عده ای منافق و اراذل در مریوان فرمانده سپاه شدند و او نگذاشت که من به بازدید بروم، اگر چه که آقای شمخانی در تلویزیون اشاره کرد که باز هم بنی صدر به آنجا رفت که به دلیل آلزایمر ایشان است و اگر تاریخ را برای او دوباره مرور کنند می‌داند که بنی صدر تا زمانی که احمد آنجا بود جرات نکرد به آنجا پا بگذارد، می‌دانست که نمی‌شود پا روی دم شیر بگذارد.

بعد از ملاقاتی که احمد به تهران و جماران خدمت حضرت امام رفته بود احمد دیگر سر از پا نمی‌شناخت. آقای محسن رضایی آنها را به امام معرفی کرد و گفت ایشان احمد متوسلیان فرمانده است. احمد گفت به محض اینکه آقای محسن رضایی من را معرفی کرد دیدم امام از زیر ابروهای کمانی خود یک نگاه تیزبینانه ای به من کردند، جا خوردم و احساس کردم چیزی از من به امام گفته شده و امام از دست من دلخوراست و نگاه آن پر از مفهوم بود، تا زمانی که وقت آن رسید یکی یکی برویم دست بوس امام، لحظه ای که خواستم دست ایشان را ببوسم حضرت امام گفتند احمد متوسلیان که می‌گویند شما هستید؟ گفتم  آقاجان من سرباز کوچک شما هستم.

در گوشم امام گفت "پسرم استوار باش و کار خودت را بکن" احمد همان جا جریان را گرفته بود که در مسیر است.

 آن زمان که احمد در برابر بازدید بنی صدر ایستاد عده ای گفتند که احمد اشتباه می‌کند، بنی صدر رییس جمهور و فرمانده کل قوا است مگر می‌شود در مقابل او ایستاد اما احمد متوسلیان گفت "کسی که عدالت ندارد بر ما ولایت ندارد" ما کجا و احمد متوسلیان کجا، بصیرتی که حضرت آقا سفارش می‌کند همین است. انتهای کار را ببینی.
پرورش یافتگان مکتب تو که یک دانه اش شد عماد مغنیه، اگر امروز بودی چه می‌شد، بچه ها برنگشتند و همان جا ایستادند و آموزشگاه در سکنه امام علی(ع) زدند و برای این روزها شاگرد تربیت کردند.

چهارهزارنیرو برای حزب الله لبنان دنیا را بهم ریخته، از خود سید حسن نصرالله که شاگردی اش را کرده در سکنه امام علی تا سید عباس موسوی، این ویژگی علمدارتان است تفتی ها بشناسید. در شهرتان برای اوتندیس ساخته اید آقای فرماندار؟ چهارتا خیابان در شهر، میدان اصلی یزد را به نام او زدید؟ مهم نیست، شما وقت این کارها را ندارید. صادرات تولید کاشی برای شما سالیانه به مراتب بهتر است. اگر تو بودی قطعا نمی‌گذاشتی فرمان حضرت امام درباره تشکیل ارتش بیست میلیونی تا کنون زمین بماند. اگر بودی نمی‌گذاشتی فرمان حضرت امام(ره) برای تشکل هسته‌های مقاومت در سرتاسر جبهه برای بسیجیان جهان اسلام روی زمین بماند واگر بودی امروز کنار حضرت آقا به عنوان یک مالک شمشیر زن که کل دنیا بهم ریخته اینجا نمی‌ایستادی در مجلس و ریاست و جمهوری و سیستم قضایی در سر و کله هم بزنید و چهار تا زمین خوار را می‌خواهند بگیرند جرأت نمی‌کنند.

اگر تو بودی امروز جرأت نمی‌کردند بعد از گذشت دو دهه ضربه به انقلاب مانند حسن روحانی که همین امروز در یزد بر روی منبر دوباره همان حرفهای سابق را بگویند آدم‌هایی که امروزه لشگرکشی می‌کنند، آدم‌هایی که اطلاعات نظام را فروختند، آدم‌هایی که در مقابل غربی ها کرنش کردن و جلسه با جرج سورس ها گذاشتند ، و باز خاتمی‌ها بیاید اینجا نه برای اینکه به یاد این فقید باشند بلکه بوی پول ،مقام و زمین بر مشامشان رسیده که اینگونه صف کشیده اند .

تو بودی مگر می‌گذاشتی این خبیث ها و نامرد ها دوباره صف تشکیل دهند، افسوس که یک بار هم رفتی برای اینکه این ها را تمام کنی اما افراد بی شعور و نادان در جبهه داخلی همیشه در دقیقه نود  در طی تاریخ شیعه خیمه آخر را که می‌رویم جمع کنیم منافقان دوباره به ما می‌زنند و تاریخ بارها و بارها تکرار می‌شود.

اگر تو بودی ...احمد
 این قوم جهاد کرده آخر سر باخت/ ولی پی زر و زیور باخت
احمد این دور،دور بی تمکین نیست/ در اصغراگر نباخت در اکبر باخت

احمد جان اکنون که براین اعتقاد هستم که بیست و خورده ای سال است که مدل اسراییلی ها اینگونه است که شما را در زندان نگاه می‌دارند تا وقت آن برسد،  آنها مدل شان این گونه است که برای یک سرباز جانی و جنایتکارهر ساله مراسم می‌گیرند.احمد متوسلیان جزو مطالبات این نظام نیست، نظام آنقدر مشغله دارد که وقت ندارد تو را به عنوان مطالبات اصلی داشته باشد و بگوید ما چنین شخصیت‌هایی را هم داشتیم.

 برای همین است که دعا نمی‌کنم که حتی اگر اسیری در این مقطع برگردی و بیایی. می‌دانی چرا؟ برای اینکه منی که مشتاق تو هستم اگر بدانم امروز می‌آیی فرودگاه امام خمینی من به عنوان استقبال کننده ات باشم با هوشی که داری اول من را می‌شناسی و صدا می‌زنی این فرودگاه امام خمینی است این فرودگاه یزد است. اول یک سیلی به گوش من می‌زنی که تا یک سال باید سرخی آن را بپوشانم. اولین کسی که سیلی می‌خورد من هستم. برای چه باید دعا کنم که برگردی؟

درتهران یک چرخ بزنی یا به شهرخودت بیایی یا باید دوباره دعوا راه بیاندازی دوباره به عنوان آدم منافق تورا می‌گیرند. آدمی‌که جانباز است و اعصاب و روانش بهم ریخته است و برای این عصر نیست. تو خوب است با همان جمعیت در آن غار تا زمان ظهور حجت حق بمانی و مولایی بیاید و تو در رکاب او شمشیر بزنی. این جماعت خیلی که از دستشان بربیاید این است که فرماندارشان لطف کرد بعد از 29سال ارادت خودش را به تو نشان دهد.

 احمد جان همان جا در اردوگاه بمان، خوب است باور کنی، یک جاهایی آنها بیشتر از نئوصهیونیسم‌های وطنی مرام دارند کسی که نان امام را بخورد با جرج سورس جلسه نمی‌گذارد کسی که لباس امام را بپوشد که با عبدالله سعودی جلسه نمی‌گذارد . کسی که نان امام را خورده باشد از این ها پول نمی‌گیرد برای براندازی نظام.

احمد جان این حال و روز ما است، ببخش مارا. من خوشحالم از اینکه تو در جمع ما نیستی اما دعا می‌کنم که احمد جان بمانی برای سربازی و شمشیر زدن در ایام ظهور حجت حق.

والسلام علیکم ورحمت الله و برکاته


دود بی‌توجهی به بیانات رهبری درباره اتهام‌زنی به چشم که می‌رود؟
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، سخنرانی

رهبر معظم انقلاب دوشنبه هفته قبل در دیدار با جمعی از مسئولان و کارکنان قوه‌قضائیه، نهی صریحی در قبال اتهام‌زنی، افشاگری و حتی بیان اتهام‌های ثابت شده به‌جز موارد خاص معین شده در شرع مقدس بیان کردند و با عتاب فرمودند که "دادگاه عدلى وجود دارد که در آن دادگاه عدل باید انسان جواب بدهد. زیر جواب می‌مانیم."

به گزارش رجانیوز، ایشان در تبیین دلایل تأکید ویژه‌اشان بر این موضوع، به دو وجه "ظلم بودن" این اقدامات و "تعمیم دادن این موارد در افکار عمومی به‌دلیل وجود این فرهنگ و در نتیجه بی‌اعتمادی مردم به مجموعه نظام" اشاره کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای روز دوشنبه هفته جاری نیز با تأکید مجدد بر خودداری از طرح مسائل اختلافی هشدار دادند که "کار انقلاب از اساس با تبیین، روشنگرى، بیان منطقى، مستدل و دور از هو و جنجال بود. اگر هو و جنجال وارد شد، حرف منطقى را هم خراب خواهد کرد. ممکن است چهار نفر جذب شوند، اما چهار نفر آدم هوشمندتر دفع می‌شوند."

در عین حال،‌ حجت‌الاسلام مهدی طائب که سابقه روشن و مؤثری در مقابله با جریان ‌های التقاطی و منحرف دارد و در دولت نهم نیز از رویکردهای انقلابی دولت مانند سایر یاران جبهه انقلاب و رهبری حمایت می‌کرد، دو روز قبل در چهارمین روز دوره آموزشی والعصر دانشگاه امام صادق(ع) اظهاراتی بیان کرد که انتشار آن‌ها در یک سایت متمایل به جریان فتنه، بازتاب زیادی در سایر رسانه‌ها به‌ویژه رسانه‌های ضد انقلاب داشت.

اما با گذشت دو روز از انتشار این اظهارات و بازتاب‌های زیاد آن، آقای طائب نه این اظهارات را تکذیب کرده و نه در مورد اینکه بخشی از آن دچار تحریف و تقطیع شده باشد، توضیحی برای رسانه‌ها ارسال کرده است، بنابراین، فرض بر این است که انتساب این سخنان به وی مخدوش نیست.

در اینکه، حجت‌الاسلام طائب از نیروهای زحمت‌کشیده جریان انقلاب است که در مقاطع حساس از جمله مقابله با جریان دوم خرداد و فتنه 88 خوش درخشیده و ورود او به این غائله‌ها بصیرت‌زا بوده است، تردیدی نیست.

با این حال، حرمت بیانات و راهبردهای رهبری به‌عنوان علمدار جبهه انقلاب را باید نیروهای جریان انقلاب بیش از همه نگه دارند و با برخی از رفتارهای خود که نتیجه عملی آن از فصل الخطاب افتادن اوامر و نواهی ولی‌فقیه است، موجب شادمانی ضد انقلاب و برخی از جریان‌های داخلی متمایل به فتنه نشوند.

این در حالی است که یکی از استراتژی‌های اصلی جریان فتنه نیز همین از فصل الخطاب انداختن بیانات رهبر انقلاب بود، به‌عنوان نمونه زمانی که ایشان در نمازجمعه تاریخی 29 خرداد 88 بر جمع شدن بساط اردوکشی‌های خیابانی تأکید کردند، مجمع روحانیون و برخی دیگر از تشکل‌های جریان فتنه برای راهپیمایی روز 30 خرداد و تجمع‌های غیرقانونی بعد از آن، فراخوان دادند.

همچنین یکی از انتقادهای جدی در مورد عملکرد آقای احمدی‌نژاد در ماجرای وزیر اطلاعات این بود که این اقدام علاوه بر آنکه یک منکر آشکار و ایستادگی در مقابل امر ولی‌فقیه است، می‌تواند در آینده جریان دارای زاویه با انقلاب را نیز در جسارت‌های خود متجری و مجهز به بهانه کند.

جهت یادآوری بیانات مهم رهبر انقلاب در دیدار با مسوولان و کارکنان قوه قضائیه که مخاطب بخش عمده‌ای از آن، رسانه‌ها و شخصیت‌های جریان انقلاب هستند، بخشی از این بیانات بازخوانی می‌شود:

بیانات در دیدار جمعی از مسئولان و کارکنان قوه قضائیه

«یک مطلب دیگرى که در باب قوه‌ى قضائیه و عملکرد قوه و بازخوردهاى این عملکرد در بیرون باید مورد توجه قرار بگیرد - که الان رئیس محترم قوه هم اشاره کردند - این است: خب، قوه‌ى قضائیه با متهم مواجه است. یک نفرى متهم به یک معنائى میشود؛ قوه‌ى قضائیه وظیفه دارد از راه‌هائى که قانون معین کرده، برود تحقیق کند، تفحص کند و مشخص کند که این اتهام وارد است یا وارد نیست. صرف متهم شدن که جرم نیست. به هر کسى ممکن است یک اتهامى وارد شود. تا وقتى که از طریق قانونى جرم ثابت نشده است، نه در خود قوه، نه در بیرون قوه، نه در تریبونها و منبرهاى رسمى، نه در وسائل ارتباط جمعى، کسى حق ندارد آبروى یک مسلمانى را ببرد؛ این بسیار مسئله‌ى مهمى است. بعضى اوقات انسان مى‌بیند روى قوه‌ى قضائیه فشار مى‌آورند که آقا افشاء کنید. نه آقا، هیچ لزومى ندارد افشاء کردن. در موارد خاصى، بله، شارع مقدس مشخصاً و معیناً خواسته است که مردم مجازات را ببینند، یا مجازات شونده را بشناسند؛ اینها موارد خاصى است، مال همه جا نیست. بخصوص وقتى که در فضاى جامعه روحیه‌ى تعمیم وجود دارد که یک چیزى را به غیر مورد خودش تعمیم میدهند، اینجا انسان خیلى باید احتیاط کند. تا وقتى جرمى ثابت نشده است، قطعاً نبایستى کسى را در معرض قرار داد؛ در معرض اتهام هم نباید قرار داد؛ چون وقتى گفتید متهم است، افکار عمومى تفکیک نمیکند بین متهمى که هیچ گناهى نکرده است، با آن کسى که شواهدى بر گناه او وجود دارد. حتّى بعد از اثبات جرم هم چه لزومى دارد؟ عرض کردم، مگر یک موارد خاص؛ «و لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین».(2) چند موردِ اینجورى داریم. حتّى اگر چنانچه فرض کنیم یک نفرى جرمى هم کرده است، این جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، این شخص به مجازات محکوم هم شده است - فرض کنید رفته زندان - چه لزومى دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر کنیم تا بچه‌ى این آدم که دارد مدرسه میرود، دیگر رویش نشود مدرسه برود؟ چه اشکال دارد که این مدتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده‌اش زندگى عادى‌شان را ادامه دهند؟ خب، جرمى کرد، مجازات شد، تمام شد دیگر. باید حتماً آبروریزى بشود؟ این از نکات بسیار مهمى است.

البته مخاطب این حرف فقط قوه‌ى قضائیه نیست؛ مسئولان قوه، خارج قوه، رسانه‌ها مخاطبند. نه از آن طرف بایستى عملکرد قوه‌ى قضائیه را زیر سؤال برد؛ هر اقدامى که قوه‌ى قضائیه میکند، بگویند نخیر، یک کاسه‌اى زیر نیم‌کاسه هست، یک غرضى هست - نخیر، کسى نباید اینجور عمل کند، اینجور حرف بزند - نه از این طرف، افراد به صرف اینکه متهم به یک معنائى شدند، این اتهام آشکار شود، واضح شود، در افکار عمومى مطرح شود. افکار عمومى از این مسئله چه لذتى میبرد؟ براى افکار عمومى چه فایده‌اى دارد که بداند زیدى، عمروى، بکرى متهم به فلان عمل خلافى است؟ باید به اینها توجه کرد.

عرض کردم؛ آنچه که تضمین‌کننده‌ى همه‌ى این مطالب است، تقواست. تقوا این است که ما مراقب حرفمان، مراقب کارمان، مراقب جهتگیرى‌مان، مراقب رفتارمان باشیم. کوچکترین اعمال ما ثبت میشود؛ «فمن یعمل مثقال ذرّة خیرا یره. و من یعمل مثقال ذرّة شرّا یره» اعمال ما، گفتار ما، الفاظ ما همه ثبت میشود؛ بعد ما را به سؤال و جواب میکشند. دادگاه عدلى وجود دارد که در آن دادگاه عدل باید انسان جواب بدهد. زیر جواب میمانیم. تقوا یعنى همین را رعایت کنیم، همین را مواظبت کنیم.»


طائب: مشایی ابوبکر زمان و نفوذی یهود است
ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، اسفندیار رحیم مشائی ، سخنرانی

احمدی نژاد می دانست که خانه نشستنش از این باب حرام است، و بر این گناه صغیره اصرار کرد و این گناه را به گناه کبیره تبدیل کرد، لذا از عدالت ساقط شد، پس نمی توان گفت که احمدی نژاد شعیب بن صالح است.

آینده: حجت الاسلام مهدی طائب، رییس قرارگاه عمار در چهارمین روز از دوره آموزشی ـ تربیتی والعصر که به همت دانشگاه امام صادق(ع) در اردوگاه صاحب الزمان (عج) تهران برگزار شد، گفت: بحث پیرامون شناخت ماهیت یهود است. گاهی پیرامون اقدامات کلی آن (اقدامات استراتژریک) و گاهی پیرامون اقدامات مقطعی یهود است.

وی خاطر نشان کرد: شکی نیست که وضعیت صهیونیسم و یهود قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، با وضعیت آن ها بعد از انقلاب به طور اساسی تغییر کرده، زیرا انقلاب اسلامی زمینه عملیاتی را در دنیا متفاوت کرد. تا قبل از پیروزی انقلاب ما یهود بر شطرنج سیاسی دنیا مسلط مطلق بود، یعنی دنیا را در دو بلوک شرق و غرب(جماهیر شوروی و آمریکا) تقسیم کرده بود.

حجت الاسلام طائب اشاره کرد: امروز یک محقق فرانسوی با ادله قابل قبول ثابت کرده است که سرخپوست های آمریکایی مسلمان بوده اند و یهود برای سلطه بر قاره آمریکا و یهود، آنان را با زور مجبور به بت پرستی کرده است و بعد تمدن آمریکایی را در آن جا به وجود آورده است.

وی ادامه داد: هنگامی که انقلاب اسلامی پیروز شد، کشوری بر خلاف نظرات یهود پدید آمد، به عبارتی بیرون از این شطرنج سیاسی قرار گرفت و جریانی به صورت سه طرفه شکل گرفت، بر این اساس دیگر شگردهای قبلی یهود کارساز نبود، زیر آنها در معادلاتی جواب گو بود که طرفین مسلط باشند، لذا تا مدتی به دلیل بی اطلاعی هایی که داشتند دچار اشتباه می شدند و به همین جهت جنگ را علیه ایران آغاز کردند، ولی آنها نتوانستند از تاکتیک های سابق استفاده کنند بنابراین مجبور شدند به سمت تاکتیک های جدید و نوین حرکت کنند.


عضو جمعیت رهپویان انقلاب با یادآوری جریان نفوذی یهود، و با طرح این پرسش که امروز ما با چه جریان نفودی یهود مواجه هستیم، به زمان حکومت رسول خدا اشاره کرد و اظهار داشت: ما می توانیم از حکومت پیغمبر(ص) نقطه ضعف بگیریم؟ آیا حکومت پیغمبر را می توان آسیب شناسی کرد؟ یک نظریه این است که پیغمبر(ص) معصوم بودند و کسی که علم مطلق دارد حکومتش نقطه ضعف ندارد، ولی این نظر درست نیست و می توان حکومت پیغمبر را آسیب شناسی کرد؛ برای این کار باید حکومت را تعریف کرد.

وی اضافه کرد:حکومت یعنی مجموعه اداره یک منطقه، شهر و قاره و ... ؛ کلمه مجموعه در ذات حکومت است، همانند این که خدای متعال بر این عالم به صورت مجموعه ای حکومت می کند، خدا برای هدایت انسان ها پیغمبران، برای هدایت پیغمبران، جبرئیل و برای تنظیم امور، ملائک را فرستاد و خلق کرد، به عبارتی خداوند به وسیله ابزار حکومت می کند، بنابراین حکومت پیغمبر(ص) یعنی مجموعه؛ مجموعه پیامبر(ص) و کسانی که در اداره کشور با آن حضرت همکاری می کردند.

رییس قرارگاه عمار در ادامه افزود: پیامبر(ص) معصوم بودند، ولی زیرمجموعه اجرایی ایشان در حکومت به جز علی بن ابی طالب(ع) معصوم نبودند، لذا اشتباه آن ها همان اشتباه حکومت و نقطه ضعف است، اگر تمامی کسانی که با پیامبر همکاری می کردند همانند رسول خدا(ص) بودند حکومت هیچی ضعفی نداشت، ولی چون اینگونه نبودند لذا حکومت پیغمبر دارای آسیب است و بررسی و آسیب شناسی ما در واقع پیرامون حکومت رسول خدا(ص) است و نه حاکمیت آن حضرت.


طائب با ذکر این که حکومت پیغمبر اکرم(ص) از منافقان ضربه خود، عنوان کرد: شیوه برخورد با منافق بر دو نوع است، نخست این که آن را رها نموده و دیگری این که از ضربه زدن آن جلوگیری کرد، لذا نمی توان به آن به صورت علنی(با شمشیر) ضربه وارد کرد، زیرا ضربه علنی به منافق، ضربه وارد کردن به خود است، بنابراین باید پوسته نفاق منافق راتبیین و تشریح کرد و بعد اقدام عملی نمود و باید در نظر داشت که نمی توان منافقان را بدون سیستم امنیتی اطلاعاتی تخریب کرد و چون پیغمبر(ص) چنین نیروی امنیتی نداشتند، حکومت شان دچار مشکلاتی شد.

وی در ادامه این مطلب گفت: امام خمینی(ره) وقتی انقلاب را شروع کرد چند نیروی مفید و ارزشمند داشت که بعد توسط دشمن به شهادت رسیدند، وقتی انقلاب آغاز شد محیط های اردویی و آموزشی در اوایل انقلاب نداشتیم و همانند امروز نبود و با آغاز جنگ امام فرمودند «این جنگ از الطاف خفیه است، بروید آن را جدی بگیرید»، لذا این چنین شد که با توجه و پیروی از سخن امام انقلاب شکوهمند اسلامی ایران توانست به موفقیت های علمی و ارزشی بسیاری در همه عرصه ها برد و در برابر یهود(استکبار جهانی) پیروز شده و پیروز بماند.

حجت الاسلام طائب سپس با بیان این که مستند «ظهور بسیار نزدیک است»، هم اسم و هم محتوایی غلط دارد، گفت: محتوای این مستند به مخاطب القا می کند که امام زمان شش ماه و یا یک سال دیگر باید ظهور کند، لذا منجر می شود که مردم بار سنگین انقلاب شکوهمند اسلامی را بر زمین گذاشته و منتظر ظهور بمانند و یهود(آمریکا و اسرائیل) از این فرصت و خلاء به وجود آمده کمال استفاده را ببرند.

وی ادامه داد: کسی که می گوید ظهور بسیار نزدیک است، باید این منطق را داشته باشد که امام زمان برای تشکیل حکومت نیاز به کارگزار عادل دارد و به اندازه اداره کل دنیا آدم عادل می خواهد، کسانی که این مستند را ساختند باید برای همه مشخص کنند که این مقدار نیروی عادل دارند یا خیر؟

رییس قرارگاه عمار سپس اشاره کرد: در این مستند گفته می شود که احمدی نژاد، شعیب بن صالح است؛ کسی که خود را یازده روز خود را خانه نشین می کند و به هیچ کس نمی گوید که چرا از خانه خارج نمی شود، شعیب بن صالح است؟ امروز احمدی نژاد برای این که به عدالت برگردد باید استغفار کند(انسان به دایره وسعت درگیری وسعت حرام و حلال پیدا می کند)، چون یازده روز در خانه نشست و به هیچ کس نگفت چرا از خانه بیرون نمی آید؛ در نتیجه مردم تهمت زدند که رییس جمهور ضد ولایت است و ...، شیعه دلیل دارد که انسان نباید در مواضع تهمت خودش را قرار دهد و اگر چنین کاری انجام دهد، کار حرام انجام داده است، احمدی نژاد می دانست که خانه نشستنش از این باب حرام است، و بر این گناه صغیره اصرار کرد و این گناه را به گناه کبیره تبدیل کرد، لذا از عدالت ساقط شد، پس نمی توان گفت که احمدی نژاد شعیب بن صالح است.

نویسنده کتاب تبار انحراف با طرح این سؤال که چرا دنیا 32 سال است به طور مرتب به ایران در تمامی عرصه ها حمله می کند، گفت: دشمن به این جهت ایران را مورد هجمه قرار می دهد که ایران مقدمه ساز است و می دانند که سخن امام صحیح است، بنابراین در این سال ها به شدت حمله کردند تا این نظام را نابود کنند.

وی ادامه داد: شیطنتی به ذهن غربی ها برای براندازی نظام جمهوری اسلام خطور کرد که با چهره مثبت وارد شوند، لذا مستند ظهور بسیار نزدیک است را ساختند تا مردم این بار انقلاب را بر زمین بگذارند.

حجت الاسلام طائب خاطرنشان کرد: بی شک این مستند کار یهود بود و این مستند توسط مشایی حمایت شد و مشایی نفوذی آن ها است و ابوبکر زمان است، به عبارتی ابوبکر در مشایی تجلی یافته است.

وی گفت: امروز اگر مشایی را بشناسیم اعتراض ما به احمدی نژاد فروکش خواهد کرد، مشایی فردی بسیار پیچیده، امنیتی، کاربلد و جاسوس است. مشایی از سال 59 که سپاه تشکیل شد در اطلاعات رامسر از نیروهای آقای سردار نقدی بود بنابراین کارهای اطلاعاتی را آموخت و در ایجاد وزارت اطلاعات او نیروی وزارتی و بازجو شد. هنر بازجو در آن موقع این بود که کسی را که بازجویی می کنند، توبه کند؛ یکی از سوژه های ایشان که تواب شد خانمی بود که توابه شد(گفت نظام حقه و ما باطلیم و توبه کرد) و مشایی با این خانم ازدواج کرد لذا از وزارت اطلاعات اخراج شد.

وی اضافه کرد: خانم مشایی دو برادر داشت که از مجاهدین خلق بودند و هستند که یکی از آن ها به درک واصل شد. یکی دیگر هم در این حمله که جدیدا به اردوگاه اشرف در عراق شد، احتمالا فوت کرده است؛ به دلیل این که دو تن از اقوام مشایی از مجاهدین خلق بودند از وزارت اطلاعات اخراج شد. مشایی آدم امنیتی کاربلدی بود که از وزارت اطلاعات خارج شد و دیگر او را تحت نظر نگرفتند و خطرناکترین عنصر، عنصری اطلاعاتی است که اخراج شود ولی تحت نظر نباشد. سپس مشایی با حفظ ظاهر در قالب کارهای فرهنگی جذب تلویزیون شد و در مدتی در سیمای معارف بود.

حجت الاسلام طائب سپس به تبیین چگونگی رییس جمهور شدن احمدی نژاد پرداخت و افزود: سال دوم رییس جمهوری خاتمی جریان حزب الله به این فکر افتاد که اگر روند حاکم به همین ترتیب به سوی جلو حرکت کند جریان خاتمی نظام را از بین خواهند برد، لذا گفتند که جریان حزب الله باید ورود پیدا کند تا بر جریان انتخابات سلطه مردمی پیدا کند و در انتخابات پیروز شود، بنابراین یک گروه هزار نفره از سراسر کشور جمع شدند و از میان آن ها 300 نفر و از بین آن ها گروه شانزده نفره ای تشکیل شد که جلساتی برگزار شد و به این اندیشه بودند که چگونه بتوانند در جریان انتخابات ریاست جمهوری، در انتخاب مردم مؤثر باشند، یکی از افراد آن گروه احمدی نژاد بود و بنده نخستین باری که احمدی نژاد را دیدم در این جلسات بود.

وی ادامه داد: در این جلسه آقایان احمدی نژاد، فدایی، توکلی، باهنر، رحیم پور، مرتضی نبوی، زاکانی و یک نماینده از تلویزیون آمده بودند؛ تنها نکته مطرح این بود که چگونه بر اوضاع سلطه پیدا کنیم. اولین چیزی که مطرح شد این بود که بالاخره در انتخابات باید رأی مردم را جذب کنیم و در آن جلسه بحث شد که تابلویی را بلند کنیم که مردم ذیل این تابلو جمع شوند و در آن جلسه بحث شد و من پیشنهاد دادم که ما همان تابلویی که امام خمینی(ره) بلند کرده بود و مردم آن را به فراموشی سپردند را بلند کنیم، و امام گفته بود که ما مقدمه ساز ظهور امام زمان(عج) هستیم و این امروز فراموش شده است، اگر این تابلو را برای مقدمه سازی بلند کنیم مردم دور این شعار جمع می شوند؛ در آن نشست تنها کسی که خیلی استقبال کرد احمدی نژاد بود و بالاخره این طرح قبول شد.

عضو جمعیت رهپویان انقلاب خاطرنشان کرد: در این جلسات کارها بین افراد تقسیم می شد. آن فردی که از همه بهتر کارش را انجام می داد احمدی نژاد بود( یعنی دیگران امکاناتشان از احمدی نژاد بیشتر بود ولی او با کمترین امکانات کار را بهتر انجام می داد و در اجرا خوب شناخته شد) نتیجه آن جلسات در مجموع این شد که شورای شهر تهران را در دست گرفتیم و شورای شهر و انتخاب شهردار می تواند برای معرفی قدرت عملیاتی حزب الله پله ای باشد. اعضای گروه مشغول انتخاب شهردار بودند و این که چه کسی می تواند شهردار باشد، و آن کسی که از همه از نظر اجرایی خودش را بیشتر نشان داده بود احمدی نژاد بود، لذا شهردار شد، وقتی می خواست شهردار شود برای معاون فرهنگی اش مهره می خواست به آقای ماندگاری گفت ولی ماندگاری امتناع کرد و به افراد دیگری هم گفته بود که آن ها هم امتناع کرده بودند.

رییس قرارگاه عمار اضافه کرد: یکی از آن حلقه های جلسه، مشایی را به احمدی نژاد معرفی کرد ولی احمدی نژاد آن را اول نپذیرفت (گفت اگر مذهبی تر باشد بهتر است) ولی بعد با اصرار قبول کرد، و مشایی وارد کار شد در حالی که جاسوس و نفوذی دشمن بود؛ بنابراین در این حلقه ها دشمن نفوذی داشت و حرکت را می دید و در رقم متوجه شده بود که احمدی نژاد رییس جمهور می شود و معلوم بود، لذا مشایی را کنار دست احمدی نژاد در شهرداری قرار داد و مشایی بر او مسلط شد ـ هیچ کدام از افراد این گروه، مشایی را نمی شناختیم ـ ورود مشایی همانا، و سلطه او روز به روز بیشتر می شد.

وی نیز اشاره کرد: بنده مبدأ اطلاعات آیت الله مصباح را نمی دانم. ولی هر چه بود این حرف را خدایی گفت که مشایی فراماسونر است. ماسون های بزرگ آدم های مرتاض اهل ریاضت هستند و قدرت های شخصی دارند (همانند فروغی که از بزرگترین ماسون های ایران است). مشایی مرتاضی بسیار قوی است؛ ریاضت های شدیدی(نماز ها سه ساعته و ...) کشیده است که هیچ کس تاب و توان آن را ندارد، مشایی از هنگامی که در شهرداری کنار احمدی نژاد شروع به کار کرد یک چایی از احمدی نژاد(در دوران ریاست جمهوری) و شهرداری نخورد و اکثرا روزه است و غذای خود را همیشه به همراه دارد و هیچ دینی ندارد.

حجت الاسلام طائب تشریح کرد: احمدی نژاد هنگامی که وارد شهرداری شد ما از سلطه مشایی بر احمدی نژاد غافل شدیم و احمدی نژاد را تا موقع ریاست جمهوری رها کردیم، و با توجه به این که احمدی نژاد در شهرداری به شدت خود را نشان داد، تصمیم گرفتیم برای ریاست جمهوری گزینه مناسبی است (قبل از ریاست جمهوری احمدی نژاد به یکی از دوستان گفتم که کسی همانند رجایی می خواهد رییس جمهور آینده شود، گفت نگذارید پس بالا بیاید، گفتم چرا؟ پاسخ داد: رجایی دو تا ویژگی داشت که اگر زنده می ماند مقابل امام می ایستاد؛ یکی خیلی اعتماد به نفس داشت یکی هم خیلی بهزاد را قبول داشت، این بهزاد را رجایی آورد در گردونه اجرایی با تمام مشکلاتی که او و همسرش داشت).

وی بیان کرد: در جلسه ای که داشتیم یک عده مخالف ریاست جمهوری احمدی نژاد بودند و با آمدن قالیباف موافق بودند، یک عده قبول داشتند که احمدی نژاد رییس جمهور شود ولی قالیباف باید بیاید که سپر بلای احمدی نژاد بشود تا موافقان هاشمی به سراغ قالیباف می روند و او را مورد حمله قرار دهند و در نتیجه احمدی نژاد بالا بیاید، بنابراین قالیباف آمد و مطرح هم شد و دقیقا سپر بلای احمدی نژاد شد و احمدی نژاد رییس جمهور شد.

عضو جمعیت رهپویان انقلاب ادامه داد: در این جریان مشاهده کردیم که براثر فریبکاری یک واسطه احمدی نژاد و قالیباف با هم به مشکل خوردند و کار داشت خراب می شد چون اولویت ما در آن زمان این بود که به هیچ وجه هاشمی رأی نیاورد جلسه ای گذاشته شد تا ببینیم قضیه چیست که مشاهده کردیم در آن جلسه مشایی هم آمده است(که زورمان نرسید مشایی را بیرون کینم)، احمدی نژاد گفت شما بازی خورده اید، قالیباف را هاشمی آورده است، در حالی که این برای ما خیلی عجیب بود(چون می دانستیم که قالیباف را خود ما جلو آورده ایم) و بعد متوجه شدیم همه این حرف ها القائات مشایی است و متوجه شدیم احمدی نژاد فانی در مشایی شده است.

وی متذکر شد: مشایی از اول جلسه تا آخر جلسه اگر حرف نمی زد، ذکر می گفت ولی در یک جا از هاشمی غیبت کرد و برای ما تعجب بود فردی که نماز سه ساعته می خواند چرا حاضر شده غیبت کند.

حجت الاسلام طائب گفت: مشایی مرتاضی با ظاهر دینی است؛ اخبار غیبی می گوید و تحقق هم پیدا می کند؛ در این مدت زمانی که مشایی با احمدی نژاد بوده است القائات بسیار وحشتناکی به احمدی نژاد داشته است (مخصوصا این که بعضی از سخنان خود را منتسب به امام زمان می کرده است) و این که احمدی نژاد چه کار بکند و چکار نکند و احمدی نژاد هم تبعیت می کند چون فکر می کند که مشایی با امام زمان مرتبط است ( به جهت این که اخبار غیبی می گوید و محقق می شود).

وی با اشاره به دورانی که مشایی رییس سازمان گردشگری شده بود، گفت: سازمان گردشگری جاسوس خانه بود ولی هیچ کدام از معاون ها توسط مشایی عوض نشد، یکی از معاون های مشایی که با ما نسبت داشت نقل می کرد «مشایی آدم عجیبی است نخست وزیر هند به مشایی وقت داد تا مشایی با او ملاقات کند در حالی که کمتر کسی می تواند با نخست وزیر هند ملاقات کند» او نقل می کرد «هنگام ملاقات، نخست وزیر هند در برابر مشایی مؤدب نشسته بود تا مشایی سخن بگوید ـ نخست وزیر هند از ماسون های بزرگ منطقه است».

رییس قرارگاه عمار با بیان این که دشمن مشایی را برای شکست جریان اصولگرا فرستاده است، تصریح کرد: دشمن مشایی را به گونه ای هدایت می کند که اخباری غلط به احمدی نژاد بدهد زیرا احمدی نژاد تابلوی امام زمان(عج) را برداشته است و اگر این پرچم زمین بخورد انقلاب اسلامی نابود می شود.

وی مهم ترین هدف و مأموریت مشایی را زمین زدن جریان اصولگرا و شخص احمدی نژاد دانست و گفت: رهبر معظم انقلاب اسلامی از این امر به صورت جامع اطلاع داشتند و توانستند احمدی نژاد را کنترل کنند و رهبری می دانستند که احمدی نژاد امید اصولگراست، لذا رهبری در چهار سال اول سپر بلا شدند و توانستند به راحتی جریان را در داخل و خارج کنترل کنند تا مشایی موفق نشود.

حجت الاسلام طائب اذعان داشت: در چهار سال دوم مشایی نزدیک احمدی نژاد شد و گفت تو دولت ظهوری و ظهور در زمان تو تحقق پیدا می کند و سپس گفت مجلس ضد ظهور است و باید عوض شود، و هر وزیری که با مشایی زاویه پیدا می کرد سریع آن ها را به جهت این که مانع ظهور بود، برکنار می نمود و احمدی نژاد هم تاوان همین کار را با تخریب آبروی متکی جلوی کفار داد.

وی اظهار داشت: آن روزی که متکی برکنار شد احمدی نژاد در یک شب مأموریتش را از دست داد و هنگامی که سید حسن نصرالله متوجه خانه نشین شدن احمدی نژاد شد دستور داد تمام عکس های احمدی نژاد را جمع کردند و دیگر حزب الله اسمی از احمدی نژاد نیاورد.

عضو جمعیت رهپویان انقلاب خاطرنشان کرد: در زمان خانه نشینی احمدی نژاد، چون روز های دوشنبه با رهبری دیدار دارد، نزد مقام معظم رهبری می رود، هنگامی که خدمت ایشان رسیده بود گفته بود که بگویید مصلحی استعفا دهد، رهبری به احمدی نژاد گفته بودند که به صلاح تو نیست مصلحی استعفا دهد و احمدی نژاد گفته بود استعفا می دهم، رهبری به او گفته بودند که هر طور صلاح می دانید عمل کنید، ولی با خود گفته بود که من دولت ظهورم و نباید کنار بروم اگر بخواهم بمانم باید با مصحلی کنار بیایم و دوباره مجبور شده بود به هیئت دولت بازگردد. اما این خانه نشینی دو نتیجه داشت، نخست این که محبوبیت احمدی نژاد به شدت کاهش پیدا کرد و دیگری این که مشایی منفور ترین آدم در ایران شناخته شد.

وی در پایان اظهار داشت: امروز مشایی نفوذی یهود است، قضیه اصلی این است که می خواستند ما را از جریان بین الملل (بیداری اسلامی) غافل کنند و ملت بار انقلاب را زمین بگذاریم، لذا مسأله اصلی آن ها غافل سازی ملت ایران است.


رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان سپاه به مناسبت روز پاسدار
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سپاه پاسداران ، سخنرانی
کسانی که دراختلاف‌ها می‌دمندآیاشادمانی دشمن را نمی‌بینند/ لزوم روشنگری درقبال حرکت‌های‏ غلط به‌دور ازجنجال
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مسئولین حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه، پاسداری حقیقی از انقلاب اسلامی را حفظ حرکت پیش رونده، پرشتاب، پرنشاط و انقلابی نظام اسلامی به سمت اهداف والای ترسیم شده دانستند و تأکید کردند: یکی از موارد بسیار مهم و ضروری برای ادامه حرکت تکاملی و رو به جلوی انقلاب اسلامی، پرهیز از دمیدن و مشتعل کردن فضای اختلاف، هیاهو و جنجال در جامعه است و همه دستگاهها و جریانهای سیاسی و فکری باید به حفظ وحدت، پایبندی عملی داشته باشند.

به گزارش رجانیوز، در این دیدار که در آستانه سوم شعبان سالروز میلاد بزرگ پاسدار اسلام حضرت سیدالشهدا علیه السلام و روز پاسدار برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک اعیاد شعبانیه بویژه سوم شعبان، نامگذاری سالروز میلاد حضرت امام حسین علیه السلام به عنوان روز پاسدار را ابتکاری پرمغز و جهت دِه خواندند و افزودند: معنای واقعی پاسداری از اسلام با همه ابعاد آن، در دوران ده ساله امامت حضرت اباعبدالله علیه السلام تحقق پیدا کرد، بنابراین بازخوانی رفتار و حرکات آن حضرت در دوران امامت، ترسیم کننده مبانی و شاخص های واقعی پاسداری است.

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین دوران ده ساله امامت حضرت سیدالشهدا علیه السلام، به سرفصل های مهم حرکت ایشان از جمله انذار، تحرک تبلیغاتی، بیدار و حساس کردن خواص، ایستادگی با جان و مجاهدت در مقابل حرکت انحرافی فوق العاده خطرناک آن زمان، و عمل براساس دستورات اسلام، اشاره و خاطرنشان کردند: حرکت و ایثار امام حسین علیه السلام و ابعاد گسترده آن بویژه فجایعی که برای خاندان آن حضرت پیش آمد، موجب ماندگاری این حرکت در تاریخ و حفظ اسلام و ارزشها شد.

حضرت آیت الله خامنه ای یکی از ابعاد سخت حرکت حضرت سیدالشهدا علیه السلام را صبر ایشان در مقابل تردید افکنی های خواص و صاحب نامان آن دوران ارزیابی کردند و افزودند: سخت ترین صبر امام حسین علیه السلام ایستادگی در برابر سخنان به ظاهر مصلحت اندیشانه و وسوسه های افراد صاحب نفوذ و تأثیرگذاری بود که با توجیهات به ظاهر شرعی، امام را از گام گذاشتن در این مسیر منع می کردند اما حضرت اباعبدالله علیه السلام با صبر بر این تردید افکنی ها و با عزم و اراده، وارد میدان شدند و جریان اسلام را از انحرافی بزرگ نجات دادند.

ایشان پس از تبیین معنای واقعی پاسداری در چارچوب حرکت امام حسین (ع)، افزودند: نامگذاری سوم شعبان به عنوان روز پاسدار، بدین معنا است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می خواهد همواره در راه حضرت سیدالشهداء حرکت کند و بررسی منصفانه عملکرد سپاه از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون نیز نشان می دهد سپاه پاسداران حقاً و انصافاً در این راه قدم برداشته و ایستادگی کرده است.

رهبر انقلاب اسلامی لازمه ادامه حرکت رو به رشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با توجه به ویژگیها و شاخص های ترسیم شده برای پاسداری را، ارتقای توانایی، کیفیت و هوشمندی سپاه در همه ابعاد دانستند و خاطرنشان کردند: اگر نسل گذشته سپاه در شرایط و انگیزه های قوی اوائل انقلاب و دوران دفاع مقدس رشد و تکامل پیدا کرد، نسل جوان و جدید سپاه نیز باید از لحاظ معرفت، آگاهی، بصیرت، فداکاری، انجام درست کار و انجام به هنگام وظیفه، به مراتب بالاتر و مستحکم تر باشد زیرا امروز اگرچه جنگ نظامی وجود ندارد ولی جنگی ظریفتر و البته خطرناک تر در جریان است.

رهبر انقلاب اسلامی سپس به تشریح معنای واقعی هویت پاسداری سپاه پرداختند و افزودند: نباید از مفهوم «پاسداری از انقلاب» معنایی محافظه کارانه و حفظ وضع موجود انقلاب برداشت شود.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه انقلاب در ذات خود یک حرکت پیش رونده و پرشتاب به سمت اهداف ترسیم شده است، خاطرنشان کردند: پاسداری از انقلاب به معنای حفظ حرکت پیش رونده و انقلابی نظام اسلامی است.

ایشان لازمه پاسداری سپاه از حرکت انقلابی و پیش رونده نظام اسلامی را دو حرکت درونی و بیرونی در سپاه پاسداران دانستند و افزودند: حرکت درونی که سپاه همواره به آن نیاز دارد دارای دو بُعد معنوی و مادی است که بعد معنوی آن، توجه ویژه به ارزشها و مشخص کردن شاخص های ارزشی پاسداری و سنجش و ارزیابی همه فرماندهان و بدنه سپاه براساس این شاخص ها، به منظور پیشرفت است.

رهبر انقلاب اسلامی درخصوص بُعد مادی حرکت درونی سپاه خاطرنشان کردند: کارهای تشکیلاتی، علمی، تحقیقاتی، و آموزش های نظامی اجزاء بُعد مادی حرکت درونی سپاه هستند که با قرار گرفتن در کنار بُعد معنوی، یک مجموعه زنده، پرنشاط، همیشه جوان و دارای حرکت رو به جلو بوجود خواهند آورد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: چنین مجموعه ای به عنوان الگوی معنویت، بصیرت، پایبندی به اصول، فکر، تدبیر و حرکت در مسیر صحیح، می تواند تأثیرگذار در پیشبرد حرکت مجموعه انقلاب اسلامی باشد.

ایشان یکی از موارد لازم و بسیار مهم برای پاسداری از حرکت پیش رونده و رو به تحول نظام اسلامی را پرهیز از کارهای غیر مفید و مضر برای این حرکت دانستند و افزودند: یکی از این کارهای مضر، دامن زدن به اختلافات و مشتعل کردن فضای اختلاف و هو و جنجال است که باید همه دستگاهها و نهادهای نظام مراقب این موضوع باشند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: باید هرچه ممکن است اختلاف نظرها و اختلاف سلیقه ها را کم کرد و در فضای بحث های اختلافی ندمید.

حضرت آیت الله خامنه ای با اظهار تأسف شدید از برخی بگومگوها و بحث های اختلافی در کشور افزودند: کسانی که به این بحث ها دامن می زنند، آیا خوشحالی دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و تحلیل های آنها را نمی بینند. ابراز شادمانی دشمنان، نشان می دهد این موضوع یک نقطه ضعف است، بنابراین باید از ادامه آن جلوگیری کرد.

ایشان با تأکید بر لزوم تفکیک میان اختلاف نظر با ایستادگی یک جریان در مقابل نظام، خاطرنشان کردند: زمانی ممکن است، جریانی در مقابل انقلاب اسلامی بایستد، که در آن زمان قطعاً وظیفه همه، دفاع از انقلاب است، همانگونه که در حوادث سال 88 اتفاق افتاد.

رهبر انقلاب اسلامی در همین خصوص افزودند: اما زمانی موضوع، اختلاف نظر و سلیقه است و نه ایستادن در مقابل انقلاب. در چنین شرایطی، وظیفه همه، ندمیدن در اختلاف نظرها و در پیش گرفتن شیوه تبیین و روشنگری در مقابل برخی افکار غلط، با در نظر گرفتن همه جوانب آن است.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: من با حرکت روشنگرانه، تبیین منطقی و مستدل در مقابل تفکر غلط مخالفتی ندارم اما نباید این تفکر غلط را نیز تابلو کرد تا همه از آن مطلع شوند.

ایشان تأکید کردند: هرگونه حرکت روشنگرانه باید به دور از هو و جنجال باشد زیرا جنجال، حرف منطقی را هم خراب می کند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم حفظ بیش از پیش وحدت در جامعه افزودند: همه باید همچون صف واحد و دیواری نفوذناپذیر، در مقابل دشمن بایستند.

حضرت آیت الله خامنه ای مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به حفظ و تقویت امید، همت، تلاش و حرکت پیش روندگی توصیه کردند و افزودند: یکی از موارد ضروری در سپاه استمرار برنامه ریزی است.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحولات منطقه، آن را بی سابقه و فصل جدیدی در منطقه و دنیا خواندند و تأکید کردند: در این تحولات، توده های مردمی با گرایش های توحیدی و الهی به معنای واقعی کلمه در میدان هستند و فصل جدیدی در تاریخ منطقه و جهان ورق خورده است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به هراس امریکا و صهیونیستها از الگو قرار گرفتن نظام اسلامی برای مردم منطقه افزودند: امریکا و رژیم صهیونیستی هر اندازه هم که در تبلیغات و رسانه های خود، این موضوع و گرایش های اسلامی مردم منطقه را انکار کنند، نمی توانند واقعیات موجود و حقیقی را تغییر دهند.

ایشان تأکید کردند: موج بعدی حرکتی که اکنون در منطقه آغاز شده است، در کشورهایی فراتر از منطقه خواهد بود و چنین رویدادی به وقوع خواهد پیوست.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تبریک اعیاد شعبانیه و روز پاسدار گزارشی از فعالیتهای حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه بویژه تعیین شاخص ها و معیارهای ارزشی پاسداران ارائه کرد و گفت: توسعه و تعمیق آموزش های عقیدتی و فراهم کردن زمینه شایسته گزینی، شایسته سنجی، شایسته پروری و شایسته گماری در سپاه از جمله برنامه های نمایندگی ولی فقیه است.

سردار سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در سخنانی با گرامیداشت روز پاسدار، حفظ و تقویت شاکله معنوی مجموعه سپاه را از اهداف اصلی برنامه های در دست اقدام خواند و گفت: خودسازی معنوی، توسعه معرفت، شناخت و خودآگاهی، هوشمندی انقلابی، و طراحی راهبردهای اطمینان بخش محورهای اصلی برنامه باز مهندسی در سپاه است.

وی تأکید کرد: منظومه ای مدون تحت عنوان شایسته های پاسداری و شاخص های ارزشی و معنوی تدوین شده است.


رهبر معظم انقلاب در دیدار با متولیان دستگاه قضایی کشور
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی ، قوه قضائیه

نع رسانه‌ای کردن جرم و افشاگری تا قبل از اثبات شدن آن/ زیر سؤال بردن آمارها اعتماد مردم را از بین می‌برد

 حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و مسئولان عالی قوه قضاییه و جمعی از قضات و کارکنان دستگاه قضایی، صبر همراه با بصیرت در مقابل سختی ها را عامل اصلی پیشرفت حرکت رو به جلوی ملت ایران در 33 سال گذشته ارزیابی کردند و با اشاره به نیاز قوه قضاییه به دو رکن مهم اقتدار و اعتماد عمومی افزودند: هرگونه اقدام و یا القای تشکیک برای زیر سؤال بردن فعالیتها، گزارشها و آمارهای مسئولان عالی سه قوه بویژه قوه قضاییه، اقدامی نادرست، ضداعتماد عمومی و برخلاف مصالح کشور است و همه مسئولان، صاحبان تریبون ها و رسانه ها باید به این موضوع مهم کاملاً توجه کنند.

به گزارش رجانیوز، در این دیدار که در آستانه سالگرد حادثه انفجار تروریستی دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال 1360 و شهادت آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب برگزار شد و جمعی از خانواده های شهدای حادثه هفتم تیر نیز حضور داشتند، رهبر انقلاب اسلامی با گرامیداشت یاد و خاطره این شهدا بویژه شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی، خاطرنشان کردند: حادثه هفتم تیر حقیقتاً یک محنت بود اما ملت ایران با صبر و بصیرتی که از طرف امام بزرگوار (ره) تزریق می شد، این محنت را تبدیل به نعمت کرد و موج را به طرف خود دشمن برگرداند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، این درس امتحان پس داده شده ملت ایران را عامل اصلی پیشرفتها و حرکت رو به جلو دانستند و افزودند: ملت ایران به دلیل اهداف والای خود که همان رسیدن به ارزشهای اسلامی و تحقق مبانی اسلامی در جامعه و انتشار آن در جهان است، همواره با زورگویان عالم و استعمارگران و دیکتاتورها و سختی های تحمیلی از طرف آنها مواجه بوده و خواهد بود، بنابراین باید با صبر همراه با بصیرت در مقابل سختی ها ایستاد و محنت ها را به نردبانی برای پیشرفت و ارتقاء تبدیل کرد.
 
مسائل مربوط به قوه قضاییه بخش دیگری از سخنان رهبر انقلاب اسلامی بود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، اقتدار و اعتماد عمومی را دو رکن اصلی مورد نیاز قوه قضاییه برشمردند و تأکید کردند: اقتدار قوه قضاییه با تأمین زیرساختهای مناسب انسانی و فنی بوجود می آید.
 
ایشان افزودند: تربیت انسانهای شایسته، فاضل، امین و درستکار و همچنین ابتکار و نوآوری، وضع قوانین صحیح و بهره گیری درست و براساس تشخیص عقلی، از پیشرفتهای گوناگون فنی و سازمانی، زمینه ساز استحکام درونی قوه قضاییه و اقتدار آن خواهد بود.
 
رهبر انقلاب اسلامی لازمه جلب اعتماد عمومی به عنوان دومین رکن مورد نیاز قوه قضاییه را، تأمین عدالت دانستند و تأکید کردند: تبدیل شدن عدالت به جریانی فراگیر و دائمی در قوه قضاییه نیازمند تقوا، نگاه بی طرفانه در حوادث کوچک و بزرگ، و عملکرد دقیق و حکیمانه به قانون است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در همین خصوص به موضوع سلب اعتماد عمومی هم اشاره کردند و با انتقاد از برخی القای تشکیک ها در اقدامات و گزارشهای قوه قضاییه و همچنین قوای مجریه و مقننه، افزودند: زیر سؤال بردن زحمات و گزارشهای رسمی مسئولان عالی نظام در سه قوه و سلب اعتماد عمومی، کاری غلط و نادرست است و همه مسئولان، صاحبان تریبون ها و رسانه ها باید متوجه این موضوع مهم باشند.
 
ایشان با اشاره به احتمال اشتباه در برخی گزارشها و یا آمارها خاطرنشان کردند: نباید با تعمیم این موضوع و القای شبهه، اعتماد مردم را از بین برد.
 
رهبر انقلاب اسلامی به موضوع رسانه ای کردن اتهامات نیز اشاره کردند و افزودند: متهم شدن به معنای مجرم بودن نیست، بنابراین هیچکس در قوه قضاییه و در خارج از این قوه و در رسانه ها حق ندارد تا زمانیکه جرمی ثابت نشده، آن را رسانه ای کند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از برخی فشارها به قوه قضاییه برای افشاگری، خاطرنشان کردند: هیچ لزومی به افشاگری وجود ندارد و هیچکس حق ریختن آبروی یک مسلمان را ندارد.
 
ایشان با تأکید بر اینکه در شرع فقط در مواردی خیلی خاص، اجازه انتشار مجازات و یا علنی شدن مشخصات شخص مجازات شونده، داده شده است، افزودند: حتی در مواردی که جرم در دادگاه نیز اثبات می شود، نباید نام فرد مجرم علنی و رسانه ای شود زیرا خانواده وی تحت فشار قرار می گیرند و دچار مشکل می شوند.
 
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنان خود با اشاره به پیشرفتهای قوه قضاییه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون و در دوره های مختلف خاطرنشان کردند: در دوره فعلی نیز شخصیت برجسته ای از لحاظ علم، ابتکار، نشاط، انگیزه و همت در رأس قوه قضاییه قرار دارد و اقدامات عالمانه و مبتکرانه تحسین برانگیزی انجام گرفته است.
 
در ابتدای این دیدار، آیت الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضاییه ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای حادثه تروریستی هفتم تیر بویژه شهید آیت الله بهشتی، گزارشی از اقدامات انجام گرفته در قوه قضاییه در دو سال گذشته ارائه کرد.
 
تلاش برای برطرف کردن مشکل کمبود نیروی انسانی کارآمد از طریق جذب یکهزار نیروی جدید، آموزش ضمن خدمت قضات و کارکنان، اهتمام جدی به نظارت درونی در قوه قضاییه از طریق تأسیس معاونت نظارت در دیوانعالی کشور و دادستانی کل کشور و فعال شدن شورایعالی نظارت در قوه قضاییه، توسعه زیرساختهای سخت افزاری و طراحی نرم افزارهای مورد نیاز برای تسهیل در ارائه خدمات، تشکیل معاونت پیشگیری و همکاری با دستگاهها برای پیشگیری از جرم، ایجاد زیرساختهای لازم برای دسترسی آسان مردم به اطلاعات حقوقی، تلاش برای حل مشکلات معیشتی قضات و کارکنان دستگاه قضایی، بهبود شرایط فیزیکی زندانها، و کاهش میانگین زمان رسیدگی به پرونده های قضایی از جمله مواردی بود که آیت الله آملی لاریجانی در گزارش خود به آنها اشاره کرد.
 
رئیس قوه قضاییه همچنین با اشاره به عملکرد دستگاه قضایی در برخورد با عوامل و سران فتنه 88 و تأکید بر برخورد با سایر جریانات انحرافی، گفت: قوه قضاییه به مبارزه بی امان، قاطعانه و عادلانه خود با مجرمان جرایم خاص، قاچاقچیان مواد مخدر، سارقان مسلح، متجاوزان به نوامیس، اشرار و مفسدان اقتصادی ادامه خواهد داد.

گفتاری منتشر نشده از حسن رحیم پور ازغدی درباره شریعتی
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسن رحیم پور ازغدی ، دکتر شریعتی ، سخنرانی

خبرنامه دانشجویان ایران: حسن رحیم پور ازغدی در باب افتراق اندیشه دکتر شریعتی با برخی روشنفکران دو دهه اخیر سخنانی دارد که هفته نامه "دانشجویان" برای اولین بار منتشر کرده است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، وی در بخشی از سخنان خود می گوید: مرحوم شریعتی می‎گفت انسان آرمان‎گرا و جنبش آرمان‎گرا به یک معنا ایده‎آلیستی‎ست ، بله به معنای درست کلمه ایده‎آلیستی‎ست چون ایده دارد . کسی که ایده دارد، به یک معنا ایده‎آلیست است، اما نه ایده‎آلیست به معنای ذهن‎گرا و خیال باف بلکه به معنای آرمان‎گرا .

متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:

شریعتی و روشنفکری دینی انقلابی قبل از انقلاب، حتما باید نقد شود؛ اما نباید سوء تفاهم شده و اشتباه گرفته شود با گفتمان‎هایی که به نام روشنفکری دینی در یکی دو دهه اخیر در کشورهای اسلامی مطرح شد، گفتمان‎هایی که درست برای مهار کردن جریانی به‎وجود آمدند که امثال شریعتی قبل از انقلاب می‎خواستند آن جریان به راه بیفتد و خود نیز جزو سازندگان آن جریان بودند.

به جهت این‎که نسل شما این اسم ها را زیاد شنیده و اطلاعاتی در مورد آن ها ندارد، گاهی واقعا افراد را خلاف آن‎چه که بودند، برای‎تان معرفی می‎کنند و متأسفانه شما بعضا این‎ها را می‎پذیرید.

اما برای بازخوانی دیدگاه‎های مرحوم دکتر علی شریعتی، در باب روشنفکری و ایدئولوژی و آسیب شناسی روشنفکری،

سئوالاتی را مطرح می‎کنیم و پاسخ‎های‎شان را از نگاه دکتر شریعتی خواهیم گفت تا از این رهگذر به درک بهتر گفتمان‎ها نائل شویم.

آیا در گفتمان دکتر شریعتی روشنفکر مساوی بود با دانشمند یا فیلسوف یا انتلکتوئل و افراد آکادمیک؟

درآن زمان در افکار عمومی این تصور وجود داشت که روشنفکر یعنی فردی که تحصیلات دانشگاهی دارد و البته به غرب رفته و برگشته! اما مرحوم شریعتی این هسته از تعریف روشنفکر را مورد حمله قرار داد و روشنفکر را این‎گونه تعریف کرد: روشنفکر کسی است که بین فکر و عمل پل می‎زند و مساوی با تحصیل‎کرده و آکادمیسین هم نیست؛ چه بسا روشنفکری که غیردانشگاهی است و یا دانشگاهیانی که غیر روشنفکرند،که اتفاقا اکثر دانشگاهیان غیر روشنفکراند.

مراد شریعتی از روشنفکر مسئول، کسی‎ست که نسبت به وضع انسانی در زمان تاریخی و مکان اجتماعی خودآگاهی دارد و لذا نسبت به آن احساس مسئولیت می‎کند. در مراحل ابتدایی این روشنفکر مسئول، اگر تحصیل‎کرده هم باشد، چه بهتر؛ ولی در مراحل اصلی انقلاب اکثر تحصیل‎کرده‎های رسمی (انتلکتوئل‎ها) خیلی کارایی نداشتند. ایشان استدلال می‎کردند که رهبران اغلب جنبش‎های مترقی و جوشان در دنیا، جنبش‎های ضداستعماری و آزادی‎بخش، روشنفکران انقلابی و غیرآکادمیک بودند. و البته باید هم این‎گونه باشد، به‎دلیل این‎که تقریبا هیچ‎کدام از رهبران انقلاب‎های بزرگ در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا،  تحصیل‎کرده‎های رسمی دانشگاهی نبودند؛ زیرا روشنفکرانی که مورد نظرند و می‎توانند توده‎ها را برآشوبند و مسیر تاریخ را تغییر بدهند، دانشمندان رسمی نیستند، وارثان گالیله و کوپرلیک و ارسطو نیستند، بلکه کسانی بوده‎اند که به‎دنبال الگوهای پیامبران و رهبران بزرگ تاریخ‎ساز و مردمی بوده‎اند و این خود از آن‎روست که تیپ‎های رسمی معمولا حرف‎های تازه ندارند و نمی‎توانند انرژی تازه‎ای در وجدان جامعه جاری کنند، اینان همان چیزهایی که خوانده‎اند، همانند درس پس می‎دهند! اغلب دانشگاهیان تابع دکترین ترجمه‎ای غرب هستند و آن دکترین اصلا تولید نشده برای دگرگون کردن جهان، بلکه تولید شده  برای حفظ وضع موجود جهان؛ به‎خصوص در عرصه علوم اجتماعی و انسانی و این یعنی می‎خواهند سلطه سرمایه‎داری غرب را حفظ کنند.

در دیدگاه ما روشنفکر در واقع شخصیتی‎ست انقلابی، آگاه و متعهد در برابر سرنوشت جامعه، تلاش‎گر در جهت تغییر ایدئولوژیک وضعیت جهان و نقشه این تغییر و اصلاح انقلابی، ایدئولوژی است .

رسانه‎های غرب در جنگ سرد، برای سرکوب جنبش‎های ضداستعماری حتی قبل از انقلاب ما، ادبیاتی را در دهه شصت ساختند و تا به الان هم ادامه داده‎اند که بر مبنای آن ایدئولوژی عبارت است از: دگماتیسم و جزمیت.

 و یا ایدئولوژی چیزی نیست جز: نفی عقلانیت، نفی آزادی و نفی علیت.

اما تفسیر دکتر علی شریعتی از ایدئولوژی: ایدئولوژی انقلابی، آن جهان بینی حرکت آفرین است که شامل توزیع حرف‎ها، باورها، آرمان‎ها و مشی عقیدتی است، برای آگاهی بخشیدن به حرکت اجتماعی، روش شخصی برای زندگی، شکل ایده‎آل برای شخصیت انسان، مسئولیت‎پذیری برپایه آزادی، آگاهی و فداکاری. بنابراین مذهب به عنوان ایدئولوژی انقلاب عقیده‎ای بود که آگاهانه براساس نیازهای عینی برای میل به ایده‎آل‎ها انتخاب می‎شود. مذهب مقداری عقاید موروثی، احساسات تلقینی و رفتار ناخودآگاه نیست، بلکه تکنیک چگونه زیستن و چگونه ساختن جامعه است.

سوال دیگر آن است که آیا آرمان‎گرایی، خیال‎پردازی است ؟

یکی از محور‎هایی که تحت عنوان نواندیشی دینی از غرب آمده، این است که هدف توسعه است و روش نیز دموکراسی است، آن‎هم بدون هیچ قید و شرط ایدئولوژیک. و این‎که آیین باید آیین واقع‎گرایانه باشد. واقع‎گرایانه به این معنا که ایدئولوگ‎ها ایده‎آلیست و غیرواقع‎بین هستند .

این حرف به این دلیل در غرب زده شد که انقلابیون جهان متهم شوند به این‎که یک مشت احمقند و ایدئولوگ‎ها‎ی‎شان نز یک مشت خرافی‎اند، واقعیت را درست نمی‎بینند و می‎خواهند روی زمین بهشت درست کنند، اما جهنم درست می‎کنند.

اما گفتمانی که روشنفکری دینی متعلق به انقلاب مطرح می‎کرد، درست در نقطه مقابل این بود و بیان می‎داشت که ما در هدف، ایده‎آلیست باشیم و در روش، رئالیست. یعنی در هدف، مطلق‎گرا باشیم، اما در روش باید به ممکن بودن آن در شرایط کنونی نیز اندیشید. پس می‎توان نتیجه گرفت که در روش باید واقع‎بین بود، نه واقع‎گرا.

واقع‎گرا یعنی توجیه‎گر وضع موجود. و واقع‎گرایی یعنی واقعیت هر وقت هرچه هست بپذیر. آرمان‎گرا حتما واقع‎گرا نیست، اما واقع‎بین می‎تواند باشد. بنابراین اشکالی ندارد که ما شعارهایی انتخاب کنیم، بلکه لازم است شعارهایی انتخاب شوند که درست باشند؛ حتی لازم نیست که همین الان بالفعل به دست من ممکن باشد و اجرا شود، ولی هدف باید درست باشد چون  باید مسیر و جهت درست باشند .

پس آیا آرمان‎گرایی خیال‎پردازی‎ست؟ آیا مدینه فاضله و جامعه ایده‎آل و موعود، نوعی اتوپیاسازی و رؤیابینی و یا خواب‎گردی دسته جمعی است؟

مرحوم شریعتی می‎گفت انسان آرمان‎گرا و جنبش آرمان‎گرا به یک معنا ایده‎آلیستی‎ست ، بله به معنای درست کلمه ایده‎آلیستی‎ست چون ایده دارد . کسی که ایده دارد، به یک معنا ایده‎آلیست است، اما نه ایده‎آلیست به معنای ذهن‎گرا و خیال باف بلکه به معنای آرمان‎گرا .

کسی که آرمان دارد، تسلیم واقعیت‎های نادرست نمی‎شود و همواره به یک جامعه‎برین و ‎برتر فکر می‎کند. بنابراین اتوپیا ذاتا موضوع بدی نیست. لازمه آرمان‎خواهی، داشتن مدینه فاضله است، ولو این‎که الان برای من بالفعل قابل دسترس نباشد، ولی جهت مرا مشخص می‎کند و به من انگیزه و نیروی حرکت می‎دهد. ما در هدف، مطلق و در باب وسیله، نسبی هستیم‎. چراکه ما بشریم و در مورد میزان تحقق هدف مجبوریم نسبی عمل کنیم، چون ما خودمان موجودات نسبی هستیم. اما این موجود نسبی باید به تکیه گاه مطلق تکیه کند و نگاهش به یک افق مطلق باشد تا همین موجود نسبی در حد توان خودش به سمت آن مطلق حرکت کند و نزدیک شود. یعنی به جامعه برین بیاندیشید تا به جامعه برتر دست یابید.

هدف این مبنا، که اندیشیدن به جامعه عدل جهانی است، یک اتوپیای ذهنی و خیالی محض نیست؛ بلکه هدفی درست و ممکن، اما بسیار مشکل است و آ« چیزی نیست جز  تشکیل یک امت انسانی برادروار جهانی، با جهت‎گیری تکاملی توحیدی و نفی همه  اشرافیت‎ها و تبعیض‎ها و تعقیب اهداف بهشتی روی زمین، نه تشکیل بهشت روی زمین که ممکن نسیت.

اگر فلسفه‎ای برای زندگی‎داری، هدفی برای مبارزه‎داری و این هدف نهایی ، هدف جامعه را ترسیم می‎کند .


سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در مجلس اول
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سیدابوالحسن بنی صدر ، سخنرانی
چهارده دلیل برای اثبات عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور

ویژه نامه خبرآنلاین در سالگرد عدم کفایت سیاسی اولین رئیس جمهور ایران / سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در مجلس شورای اسلامی، سال 1360

متن سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در مجلس به شرح زیر است:
«در این لحظات حساسی که یکی از سرنوشت‌سازترین صفحات تاریخی ایران رقم زده می‌شود، از خدا می‌خواهم که مرا به آن‌چه که رضای اوست، هدایت کند و از طغیان زبان و دل و غلبه‌ی هوی و هوس نگه دارد. و اکنون که پس از یک سکوت و بردباری طولانی و دردناک، فرصت و تکلیف گفتن و افشا کردن داده است نیز مانند گذشته ما را مدد رساند، یاری کند.
 
مخاطب این سخن، شما نمایندگان مردم هستید و آن‌گاه همه‌ی ملت ایران و بالأخره تاریخ و نسل‌های آینده که در کار ما به دقت‌ نظر خواهند کرد و من با این توجه، در محضر خدا و در حضور شما و همه‌ی کسانی که این سخن را خواهند شنید، اعلام می‌کنم که این‌جانب آقای بنی‌صدر رئیس جمهور را دارای کفایت سیاسی برای اشغال پست خطیر ریاست جمهوری نمی‌دانم.
 
پیش از آن ‌که به دلایل متعدد خود در اثبات این ادعا بپردازم، لازم می‌دانم که اول کفایت سیاسی را که در اصل 110 قانون اساسی به آن اشاره شده، معنا کنم.
 
کفایت سیاسی یعنی این ‌که شخص برای اداره‌ی مسئولیتی که بر عهده‌ی او گذاشته شده، کافی و صالح نباشد. فقدان کفایت سیاسی یعنی در هنگامی که وی آن شرایطی را که برای انجام این مسئولیت در قانون اساسی معین شده، فاقد باشد و کمبود یا عیبی داشته باشد که با آن صفات مقرره منافی است. اصل 115 قانون اساسی صفات لازم برای ریاست جمهوری را از جمله امانت و تقوی، اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی و مدیر و مدبر بودن می‌داند. هرکدام از صفات بالا که در شخصی نباشد، وی برای احراز این مقام فاقد کفایت و صلاحیت است.
 
با این زمینه، اکنون می‌توان به بررسی وضع آقای بنی‌صدر در رابطه با مقام ریاست جمهوری پرداخت. درباره‌ی عدم کفایت آقای بنی‌صدر، یعنی فقدان برخی از این صفات در ایشان، برادران مطالبی قبلاً اظهار کردند که هیچ جوابی از سوی مخالفان طرح به آن مطلب داده نشده است، و به عکس برخی از مخالفان به جای آن ‌که دلیلی بر کفایت آقای بنی‌صدر بیاورند و یا دلایل موافقان طرح را رد کنند، غالباً با تکیه بر شعار و احساسات سعی کرده‌اند حقیقت را بپوشانند.
 
لازم می‌دانم تذکر بدهم نظر من به مخالفینی است که دیروز در آغاز طرح بحث، درباره‌ی مخالفت صحبت کرده‌اند و فرصت را مغتنم شمرده‌اند تا حرف‌های دل خود و حتی نظرات ویژه‌ی خود در مخالفت با جریان فقاهت را که امروز در برابر تخلفات و عدم صلاحیت‌های آقای بنی‌صدر مقاومت می‌کند، به عنوان دفاع از آقای بنی‌صدر در این تریبون بگویند.
 
این عمل تا به آن‌جا عجولانه و ناشیانه انجام گرفت که اولین مخالف پیش از آن‌ که حتی یک کلمه درباره‌ی عدم کفایت آقای بنی‌صدر در مجلس گفته باشد، اظهار داشت که دلایل ادراک شده مربوط به تخلفات آقای بنی‌صدر است نه مربوط به عدم کفایت وی و بلافاصله ایراد گرفت که این دخالت قوه‌ی مقننه در قوه قضائیه است.
 
در اظهارات مخالفان طرح، اصرار عجیبی شد که اثبات عدم کفایت آقای بنی‌صدر را به یک دشمنی شخصی با بنی‌صدر یا به یک جریان حزبی یا سیاسی برگرداند و این برخلاف واقع است.
 
این یک خصومت شخصی یا جریان حزبی نیست. یک تکلیف شرعی و مسئولیت الهی و پاسخ به یک خواست مردمی و عمومی است. اگر نگرانی حفظ انقلاب و اسلام و لزوم ادای مسئولیت در قبال مردم نبود و ما حاضر می‌شدیم آقای بنی‌صدر را با همه‌ی عیوب و اشکالات تحمل کنیم و از مسئولیت الهی نمی‌اندیشیدیم، یقیناً نه آقای بنی‌صدر و نه شاید همین برادران، ما را به انحصارطلبی و قدرت‌گرایی و امثالهم متهم نمی‌کردند.
 
ما به خاطر خدا و در پاسخ به اطمینانی که امام امت ابراز می‌فرمودند و به خاطر مسئولیت سنگینی که در شورای انقلاب برعهده داشتیم، همواره در برابر جهت‌گیری‌های غرب و موج فرهنگ بیگانه از اسلام که به دست آنان گسترش می‌یافت، مقاومت می‌کردیم و این برای آقای بنی‌صدر و جناحی که وی را بهترین سنگر خود می‌شناخت، غیر قابل تحمل بود و همین بود که آن همه اتهام‌ها و اهانت‌ها را به دنبال می‌آورد.
 
یکی از مخالفین طرح به عنوان دفاع از آقای بنی‌صدر اظهار کردند که مخالفان وی برکناری او از فرماندهی کل قوا را مورد بهره‌برداری قرار داده و جو را متشنج کرده‌اند و مجال سخن برای او نگذاشته‌اند.
 
این برادر محترم گویا فراموش کرده است که آقای بنی‌صدر در پاسخ به اقدام امام در برکناری وی اعلامیه‌ای داد که با این ‌که سرشار از کذب و قلب حقیقت بود و در آن مردم را تحریک در مقابل دولت و به شورش و برهم زدن نظم عمومی کرده بود، اجازه یافت که از همین تریبون مجلس خوانده و از طریق رادیو و رسانه‌های گروهی در سراسر کشور پخش شود و البته پیش از آن، بسیاری از رادیوهای وابسته به شبکه‌ی تبلیغاتی صهیونیستی پخش شده بود.
 
اگر آقای بنی‌صدر در مجلس حضور ندارد، هستند آقایانی که همان ادعاهای بی‌دلیل و تهمت‌های ناروایی را که بیش از یک سال است آقای بنی‌صدر با استفاده از همه‌گونه وسائل ارتباط جمعی و بسیاری شیوه‌های تبلیغاتی تحمیل و بارها در سخنرانی و مصاحبه و مقاله گفته و نوشته و کوشیده‌اند تا به خورد اذهان بسیاری از بی‌خبران دهد و البته هرگز موفق هم نشده‌اند. باز هم تکرار کنند و غیرمنصفانه دیگران را شکنجه‌گر و او را فریاد کننده و دیگران را متعرض و او را مدافع جلوه دهند.
 
بله آقایان، جای آقای بنی‌صدر خالی نیست. به جز شما که بلندگویان اوئید، ایشان یک سال و نیم است می‌گوید و می‌نویسد و در مقابل جوابی متناسب با آن ‌همه، اکنون شما هم بخشی از آن را تکرار می‌کنید. گفته‌اند کاش ایشان شخصاً حضور می‌یافت و هرچه می‌خواست هجوم تبلیغاتی نمی‌شنود. ایشان همه‌ی حرف‌های خود را که می‌گفت تا بر شما نیز یک بار دیگر ثابت شود که وی حرفی را که نگفته باشد، ندارد.
 
و این دیگران هستند که گفتنی‌های فروخورده‌ای که برای مصلحت انقلاب و اسلام ناگفته گذاشته‌اند، بر زبان دارند. ما از این برادران گله‌ای نمی‌توانیم داشته باشیم. چرا که پذیرفته‌ایم که آن‌چه امروز همیشه در مقابل خط انقلاب و اسلام راستین ایستاده و با آن در افتاده، یک جریان است و این برادران اگر حتی چنان‌چه اظهار می‌کنند، با آقای بنی‌صدر مخالف هم باشند، نمی‌توانند ربط خود را به آن جریان پوشیده نگه دارند. طیفی که امروز بر محور آقای بنی‌صدر، با دولت‌مردان مکتبی مبارزه می‌کند، شامل این عناصر نیز هست.
 
برادران مخالف با اشاره به حضور مردم در خیابان‌ها و تشویق آقای رجایی که از آنان به نام حزب‌الله نام می‌برد، این کار را خلاف مصلحت و روشی غیر منطقی دانسته، اظهار داشته‌اند که با تحریک مردم هیچ مسئله‌ای حل نمی‌شود. این برادران گویا فراموش کرده‌اند که مردم را آقای رجایی به خیابان‌ها نکشانید. این حضور کوبنده و قاطع مردم فقط و فقط هنر شور و انگیزه ایمانی خود آنان و صدای رسا و همیشه نافذ امام امت بود و همیشه چنین بوده است. در گذشته هم هیچ عامل دیگری نمی‌توانست مردم را به حضور در صحنه وادار کند. نه فقط امروز، در گذشته هم شما نه این حرکت را به درستی می‌شناختید و نه بر آن توانایی داشتید و فرق میان امام بر حق این امت با مدعیان مبارزه‌ی سیاسی را نمی‌دانستید. او به مردم تکیه می‌کند، از آن‌ها مسئولیت می‌خواهد، به آن‌ها اعتماد می‌کند، برای آن‌ها ارزش قائل است و مدعیان سیاست از این ‌همه غافل و از خیرات آن محرومند.
 
روزی که امام به ایران آمده بودند نیز بودند کسانی از مدعیان که امام را به لحاظ صرف وقت طولانی در اجتماعات فشرده‌ی مردم ملامت می‌کردند و به جای آن، نشست و برخاست با سیاسیون و به قول خودشان با آدم‌های حسابی را پیشنهاد می‌نمودند. «حزب‌الله» که آقای رجائی از آنان تشکر کرد و باید هم می‌کرد، همین مردم کوچه و بازار و همین عامه‌ی مردم متوسط و پایین هستند که رجل سیاسی تحقیرشان می‌کند. مجاهد [مجاهدین خلق] و پیکاری و غیره هم می‌زند و می‌کشد و هم متهمشان می‌سازد و روشنفکرنمای وابسته به شرق و غرب باران تهمت و افترا را برسرشان می‌بارد. در عین حال بار اصلی انقلاب بر دوش آن‌هاست، ارتش و سپاه و بسیج متشکل از آن‌هاست، جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها گرم از آن‌هاست، دشمن نگران حضور آن‌هاست و امام امت پشتیبان و مدافع آن‌هاست و من نیز به عنوان یکی از همین مردم به آن‌ها از همین تریبون توصیه می‌کنم که حضور خود را حفظ کنند و صحنه را برای دشمن خالی نکنند.
 
آخرین نکته‌ای که در این مقدمه می‌خواهم بگنجانم، این است که عشق به جمهوری اسلامی ما را هم مثل آن برادری که دیروز سخن گفت، وادار به حراست از نهاد ریاست جمهوری و حمایت از اولین ریاست جمهوری می‌کرد. همین احساس موجب آن شد که ما با این ‌که آقای بنی‌صدر را از اول صالح برای احراز این مقام نمی‌دانستیم، پس از آن ‌که انتخاب شد، از او دفاع کردیم. این‌جانب در نماز جمعه بارها و بارها از او حمایت کردم و مردم را به حمایت از او دعوت کردم و علی‌رغم آن ‌همه فشار تبلیغاتی نسبت به جریان خط امام، عکس‌العمل نشان ندادم. اما جان کلام این‌جاست که وقتی وجود او با استفاده از انواع روش‌های تخریبی برای همین جمهوری به صورت آتشی بی‌علاج درمی‌آید و او در مقام ریاست جمهوری بزرگ‌ترین مدعی جمهوری اسلامی و تحقیرکننده‌ی آن و بلندگوی مخالفان آن می‌شود، آیا باز هم حمایت از او به معنی حمایت از جمهوری اسلامی است؟ نه برادر، منصفانه قضاوت کن.
 
هیچ حمایتی از بنی‌صدر ارزش واقعی و عملی حمایت امام از او را نداشت. اما دیدید که امام هنگامی که پس از یک سال صبر و سکوت دردآلود مشاهده کردند که همچنان خط نفاق و ارتداد و کفر و استکبار سنگر مستحکمی در وجود آقای بنی‌صدر یافته است، حمایت خود را از او سلب کرده‌اند و این را برای خود تکلیف دانسته‌اند. شما که به حمایت امام تا اسفند 59 تکیه می‌کنید، چرا به سلب امام در خرداد 60 تکیه نمی‌کنید؟ اگر عمل امام برای ما و شما حکمت‌آمیز و قابل پیروی است، چرا میان دو عمل امام تفاوت قائلید؟ بیایید به راستی بر این انقلاب، بر این مردم و بر این جمهوری و بر این‌ همه خون به ناحق ریخته دل بسوزانیم. اختلاف نظرها و دودستگی‌ها را در قضاوت‌هایی که به سرنوشت ملت ما مربوط است، دخالت ندهیم و خدا را حاضر و ناظر بشماریم.
 
 دلائل مطرح شده توسط آیت الله خامنه ای
 
اکنون به اصل مسئله می‌رسیم و من دلایل خودم را در موارد زیر خلاصه می‌کنم. البته بعضی از این دلایل شاید به همین زبانی که من خواهم گفت یا به زبان دیگری گفته شده، البته دلایلی هم هست که تا کنون ذکر نشده.
 
1- رئیس‌ جمهور صلاحیت و کفایت خود را باید در احترام به نهادهای قانونی ثابت کند. چرا که مشروعیت او مبتنی بر حرمت قانون‌ اساسی‌ای است که آن نهادها بخشی از تحقق خارجی آن را تشکیل می‌دهند. آقای بنی‌صدر بارها به نهادهای قانونی بی‌حرمتی روا داشته و به این طریق پایه‌ی مشروعیت خود را سست کرده است. نمونه: امضا نکردن لوایح مصوبه‌ی مجلس، اهانت به شورای نگهبان و شورای عالی قضائی، متهم کردن مجلس شورای اسلامی، اهانت دائمی و مستمر به کابینه و شخص رئیس دولت، مخالفت آشکار و پنهان با سپاه پاسداران و جهاد سازندگی و دیگر نهادهای انقلابی و قانونی. وقتی رئیس‌جمهور با بی‌حرمتی به این نهادهای قانونی، خود را که جزئی از مجموعه دولت است، از آن جدا می‌کند، در حقیقت قانون اساسی را که قاعده‌ی وجود خود اوست، سست می‌کند که این حد اعلای بی‌کفایتی است.
 
2- رئیس ‌جمهور بالاترین مقامی است که حفظ حرمت نظام جمهوری اسلامی از او انتظار می‌رود. تحقیر جمهوری تحقیر رئیس ‌جمهوری است. آقای بنی‌صدر در یک جمله‌ی کوتاه، جمهوری اسلامی و نهاد ریاست جمهوری را تحقیر می‌کند: «این جمهوری جمهوری نیست که من فخر کنم رئیس آن باشم.» در این جمله‌ی معروف و زبان‌زد فقط از یک چیز ستایش شده و آن شخص ابوالحسن بنی‌صدر است. هیچ فرهنگی نمی‌تواند شخصی را که برای بزرگ قلمداد کردن خود، در عین حال مقام ریاست جمهوری و نظام جمهوری اسلامی را تحقیر می‌کند، دارای کفایت و شایستگی سیاسی بداند.
 
3- آقای بنی‌صدر در مقابله با کسانی که وی آن‌ها را دشمن خود فرض می‌کرد، از هیچ اقدامی کوتاهی نکرد و حتی از این‌ که رویه‌های تخریبیش اساس جمهوری و استقلال کشور را خدشه‌دار می‌کند، پروایی نورزید. شاید امروز بالأخره وقت آن رسیده باشد که بپرسیم ماجرای بحران عمومی که یکی از نزدیکان و مشاوران وی در مناظره‌ی کذایی تلویزیونی مطرح کرد، واقعاً چه بود؟ سندهای افشاگرانه‌ای در این زمینه در دست است. بر اساس صورت‌جلساتِ یکی از جمع مشاوران و هم‌فکران نزدیک ایشان- این صورت‌جلسه همین‌جا موجود است- یکی از نقشه‌های آنان این بوده است که پس از روی کار آمدن دولتی که مجلس به آن رأی تمایل داد، آقای بنی‌صدر او را نمی‌پسندد، با کارشکنی‌ها و مخالف‌خوانی‌ها جلوی موفقیت او را بگیرند تا بی‌آبرو و ساقط شود و با یک جدال سیاسی، کارها را خود قبضه کنند.
 
رفتار نخست‌وزیر آقای بنی‌صدر و دوستانش در مقابله با دولت آقای رجایی قدم به قدم نشان‌دهنده‌ی همین طرح است. تقوای سیاسی و تعهد اسلامی که شرط اصلی ریاست جمهوری است، چنین روشی را نفی می‌کند و هرگز با آن نمی‌سازد.
 
4- در انقلاب و نیز در جمهوری ما که ثمره‌ی آن بود، ویژگی بارز چشم‌گیری می‌توانست آن را از همه‌ی تجربه‌های متشابه متمایز کند. «حقیقت‌گرایی» به جای «سیاست‌گرایی» بوده. همه‌ چیز در روش و رفتار امام و در خطوط سیاسی داخلی و خارجی ما از چنین روشی خبر می‌داد. آقای بنی‌صدر در مقام ریاست جمهوری این روش را نقض کرد و سیاست‌بازی را جانشین حقیقت‌گرایی کرد. نمونه‌ی این رفتار را در ایشان می‌توان به وضوح و تکرار دید.
 
از آن جمله است موضع‌گیری در مقابل گروه‌ها و گروهک‌ها. پیش از ریاست جمهوری، مجاهدین را به نحوی محکوم کرد. پس از ریاست جمهوری که به سازمان‌دهی آنان احساس نیاز می‌کرد، آن‌ها را به خود نزدیک ساخت. کارت حمل سلاح برای آنان صادر کرد و از عناصر و سازمان‌دهی آنان برای اداره‌ی اجتماعاتی که تشکیل آن را برای مقاصد خود لازم می‌شمرد، بهره گرفت. سندی به خط و امضای رجوی در دست است که حاکی از هم‌فکری و هم‌کاری آنان با آقای بنی‌صدر در رابطه با انتخابات مجلس شورای اسلامی و نقض طرح دومرحله‌ای و بعضی مطالب دیگر است. لحن حرف در این نامه که به خط رجوی است، خطاب به آقای بنی‌صدر جوری است که حاکی از استمرار روابط ایشان می‌باشد. این آقایان خیلی صمیمی و دوستانه پیشنهاد می‌کنند و نظر می‌دهند، سؤال می‌کنند و اعلام هم‌فکری می‌کنند.
 
از آن جمله از موضع‌گیری او نسبت به امام، همین اواخر به ظاهر خود را به امام متعهد وانمود می‌کرد. امام را پدر و مراد خود می‌نامید و نام امام، آری فقط نام را گرامی می‌داشت، اما در عمل همه‌ی جوانب دیگر ولایت فقیه را مورد تعرض قرار می‌داد. امام از سپاه با آن لحن تجلیل می‌کرد و او سپاه را مکرراً، از جمله در 14 اسفند در سخنرانی و غیره، به صراحت می‌کوبید. امام تصرف لانه جاسوسی را انقلاب دوم می‌نامید و او بارها آن را رد می‌کرد. امام قبل از عاشورا به روزنامه‌ها اعتراض کرد و بر آنان به خاطر پرداختن به مسائل تفرقه‌انگیز و تشنج‌انگیز نهیب زد و او در سخنرانی عاشورا گفت که جنگ موجب آن نمی‌شود که روزنامه‌ها محدود شوند. امام هیئت سه نفری را حاکم ساخت و او آن را بی‌اعتبار دانست. امام شورای عالی قضائی را معتبر و مرجع شمرد، او آن را غیر قانونی اعلام کرد. امام در اسفند 59 روزنامه‌ها را موظف به سکوت و عدم تعرض به هم‌دیگر نمود، او در اولین شماره‌ی روزنامه‌اش در فروردین 1360 کارنامه‌ی خود را سرشار از مطالب خلاف حقیقت و تشنج‌انگیز منتشر کرد.
 
یکی از اصول اخلاقی اسلام و مصداق بارز تقوا و امانت که جزء صلاحیت‌ها و شرایط رئیس‌جمهور در قانون اساسی به شمار آمده است. صداقت و راست‌گویی است. آقای بنی‌صدر این شرط را نقض کرده و اساس کار خود را بر عدم صداقت در اظهار و در عمل نهاده است.
 
مثال، بهره‌ی بانکی است که قبلاً بارها گفته‌ام و تکرار نمی‌کنم. اما مثال برجسته و واضح، مسأله‌ی گارد ریاست جمهوری است. به دنبال اعتراض‌هایی که در طی عمل‌کرد روز 14 اسفند نسبت به گارد ایشان در سطح جامعه مشاهده شد، ایشان بارها حضور گارد ریاست جمهوری را منکر شد و در کارنامه‌ی خود صریحاً نوشت «مرا گاردی نیست.» در اختیار این‌جانب یک پرونده‌ی قطور درباره‌ی گارد ریاست جمهوری است. این پرونده بخشی از پرونده‌ی مربوط به گارد ریاست جمهوری است که دو برابر این است و آن‌چه در اختیار بنده است، وجود چنان گاردی که در اوایل سال 1359 تشکیل شد و حتی از مربیان کره‌ای برای آموزش آن کمک گرفته شده است، مدلل می‌سازد. از آن‌ همه فقط به یک برگ اکتفا می‌کنم و بقیه در دسترس است. این نامه‌ای است که آقای بنی‌صدر در تاریخ 25/3/59 نوشته‌اند: «سرکار سرهنگ سیروس پرچمدار، به موجب این فرمان -توجه به تعبیرات بکنید- از تاریخ 11/2/59 به سمت مسؤول گارد حفاظت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌گردید. ضروری است هرچه سریع‌تر نسبت به سازمان‌دهی و آموزش اقدام و از بروز هرگونه بی‌نظمی در کلیه‌ی مراسم، جلوگیری به عمل آورید. رئیس ‌جمهور دکتر ابوالحسن بنی‌صدر -امضای او که پای ورقه موجود است.
 
ایشان با وجود چنین فرمانی، این ‌طور صریح در کارنامه نوشته مرا گاردی نیست. عوامل ایشان هم شروع کردند مقدمه‌چینی که بله، ایشان گاردی ندارند. به دنبال شایعه‌ی مسافرت دو تن از یاران ایشان به اروپا و شاید امریکا برای مقاصدی نامعلوم، ایشان روز 14 اسفند با کمال صراحت و جسارت این شایعه را مطرح کرد. برای اثبات دروغ بودن آن، آن دو نفر مشار الیه را که آقایان منصور فرهنگ و سنجابی بودند، در تریبون نزد خود فراخواند و به مردم نشان داد وحضور آنان در آن ساعت را دلیل دروغ بودن شایعه‌ی مسافرت آنان قلمداد کرد.
 
سندی در اختیار هست که مسافرت آقای منصور فرهنگ را که مضمون شایعه‌ی تکذیب شده است، مسلم می‌سازد. سند: «وزارت امور خارجه، اداره‌ی گذرنامه. خواهشمند است دستور فرمایید جهت جناب آقای دکتر منصور فرهنگ و احمد تاجیک، مشاورین ریاست جمهوری که برای انجام مأموریتی عازم کشورهای فرانسه، انگلیس، ایتالیا، آلمان غربی، اتریش و سوئد هستند، گذرنامه‌ی سیاسی صادر و روادید لازم را تهیه فرمایید. فیش مبلغ چهل هزار یال پول عوارض خروج و چهار قطعه عکس و رونوشت شناسنامه مشار الیهما پیوست می‌باشد».
 
البته بعد، در زیرش رئیس دفتر ریاست جمهوری، آقای تقوی آن را امضا کرده‌اند. در کنار این امضا هم با خط آقای تقوی نوشته است که به اداره‌ی امور مالی ایفاد می‌گردد تا نسبت به مورد مبلغ چهل هزار ریال که بابت عوارض هست، اداره‌ی امور مالی آن را بدهند و نیز بلیت رفت و برگشت را تهیه کنند.
 
در مورد شایعه‌ی اقامت ایشان در یک کاخ، بارها نوشت و گفت که من هیچ خانه‌ای از خود ندارم و در هیچ کاخی سکونت نمی‌کنم. این‌جانب خود و همه اعضای شورای انقلاب سابق و دیگران شک ندارند که ایشان تا آخرین روز اقامت خود در تهران، در کاخ یکی از اعضای خانواده‌ی رژیم سابق که در مجاورت نخست‌وزیری که محل کارشان بود و با همان تزئینات و تشریفات دست‌نخورده باقی مانده، زندگی می‌کرد. در ایام اقامت در دزفول نیز در کاخ سلطنتی -در پایگاه هوایی دزفول است- اقامت داشت. این‌جانب در هر دو محل ایشان را زیارت کرده و به آن شهادت می‌دهم. این وضع تقوا و امانت و صراحت ایشان است. آیا با این وجود کسی می‌تواند مدعی کفایت و صلاحیت لازم در ایشان باشد؟ مثال دیگر وابستگی ایشان به جبهه ملی است که بارها آن را انکار کرده‌اند و مثال‌های فراوان دیگر.
 
5- بی‌شک چهره‌ی منور و شخصیت والای معنوی و روحانی و هوشمندی و قاطعیت امام خمینی سنگین‌ترین وزنه‌ی انقلاب و جمهوری ماست. حضور مردم در صحنه وزنه‌ی عظیم دیگری است که دشمن را مأیوس می‌کند و نظام جمهوری اسلامی صحنه‌ی اقدام و مجاهدت امام و امت است. هم‌اکنون آیا کوشش عمدی یا سهوی در بی‌قدر کردن این عظمت‌ها به چه تعبیر می‌شود؟ به خیانت یا عدم کفایت؟ فعلاً ما به دومی اکتفا می‌کنیم.
 
اکنون به شاه‌کارهای آقای بنی‌صدر در این مورد توجه کنید. در مصاحبه با مجله‌ی «لوماتن» خبرنگار می‌پرسد آیا امام خمینی از این وضع نگران نیست؟ بنی‌صدر: «چرا. مسلماً من به او نامه نوشته‌ام و در این‌باره با او صحبت کرده‌ام. امام فقط به اخبار و اطلاعاتی که دریافت می‌کند و طبق طرز فکر خاص خود عمل می‌کند. از آن‌چه می‌بینیم و تجربه‌ای که در عمل به دست می‌آورم، این نتیجه حاصل می‌شود که امام با واقعیت تماس مستقیم ندارد. شاید هم عقیده دارد که اگر از تمام این مسائل سخن گفته شود، مردم ناامید خواهند شد.»
 
در مصاحبه با «میدل ایست» هم درباره‌ی محدود بودن اطلاعات امام مطالبی هست که البته این مصاحبه، از مصاحبه‌های مفصل و تکان‌دهنده است. در این مصاحبه، دو بار درباره‌ی امام صحبت می‌کند و هر دو بار می‌گوید که به امام اطلاعات نادرستی می‌دهند. در این تعبیر ایشان، امام یک فرد ساده‌ای است که آن‌جا نشسته است، می‌روند و به او خبر می‌دهند و ایشان هم بر طبق آن خبرها نظر می‌دهند. -تاریخ این مصاحبه 8/1/1360 است.- در بخش دیگری از همین مصاحبه درباره‌ی نظام جمهوری اسلامی، آقای بنی‌صدر می‌گوید: «قبلاً، یعنی در دوران شاه، لااقل دورنمایی وجود داشت؛ دورنماهای تمدن بزرگ، امروز حتی این هم وجود ندارد.»
 
در بخش دیگری از همین مصاحبه درباره‌ی حضور مردم در صحنه می‌گوید: «لطیفه‌ای در ایران جاری است؛ طالقانی از بهشت تلگرامی به امام خمینی می‌فرستد که من در بهشت با شاه ملاقات کرده‌ام، اما از شهیدان انقلاب خبری نبود.» بنی‌صدر اضافه می‌کند: «این وحشتناک، ولی گویا و پرمفهوم است.» من از ملت ایران می‌پرسم آیا در ایرانِ شما چنین لطیفه‌ای هست که مضمون آن بی‌ایمانی به خون شهدای انقلاب و در مقابل، ایمان به شاه یعنی قاتل این شهدا باشد؟ آیا این لطیفه را ذهن بی‌اعتقاد آقای بنی‌صدر به انقلاب و خون‌های شهدای انقلاب نساخته و نپرداخته است؟
 
 *مورد ششم از دلایل مطرح شده از سوی آیت‌الله خامنه‌ای در نسخه‌ی قدیمی روزنامه‌ی اطلاعات موجود نیست.
 
 7- رئیس ‌جمهور باید حیثیت جمهوری را در خارج از کشور حفظ کند. تخلف از این کار قطعاً اگر خیانت نباشد، بی‌کفایتی سیاسی و اخلاقی و خیلی بی‌کفایتی‌های دیگری است.
 
در طول 9 ماه گذشته، یعنی اوایل تشکیل دولت جدید و پیش از آن، بزرگ‌ترین بلندگوی تبلیغاتی علیه رژیم جمهوری اسلامی، آقای بنی‌صدر بود و شگفتا که با اصرار در مطبوعات خارج نیز درج و منتشر شد. دولت رجایی را مصیبتی بالاتر از جنگ دانستن، دولت اسلامی را یک دولت بی‌قانون معرفی کردن، این‌ها عیناً تعبیرات ایشان است که در مصاحبه‌های خارجی ایشان وجود دارد و در نزد من هم الان موجود است، آزادی را در ایران به کلی پای‌مال شده وانمود کردن، شایعه‌ی شکنجه را علیرغم گزارش صلیب سرخ و نیز کمیسیون تحقیق در سطح عالم گستردن و خلاصه رژیم کنونی را از رژیم شاه هم بدتر معرفی کردن، جزو شاه‌بیت‌های اظهارات آقای بنی‌صدر است. به گوشه‌ای از مصاحبه با لوماتن توجه کنید:
 
آقای بنی‌صدر: «اکنون دیگر قانون وجود ندارد. چون گذشته افراد را دستگیر می‌کنند. شکنجه می‌دهند. کمیسیونی برای تحقیق در این مورد تشکیل شد و گزارش مسخره‌ای نیز تنظیم کرده‌اند. انسان هیچ حقی ندارد. او را دستگیر می‌کنند و چون زباله از بین می‌برند. قبلاً لااقل دورنماهایی وجود داشت؛ دورنماهای تمدن بزرگ، امروز حتی این هم وجود ندارد.»
 
آیا واقعاً می‌توان تصور کرد که این رئیس ‌جمهورِ یک کشور است که درباره‌ی کشور و نظام خود سخن می‌گوید؟ ملت ایران باید بداند که آقای بنی‌صدر با این اظهارات چه کسانی را در سطح جهان خشنود می‌کرد. نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای بنی صدر به امام که در آن، همه‌ی این اتهاماتِ بی‌قدر کننده‌ی جمهوری اسلامی، به اضافه‌ی نسبت تلویحی خیلی از اشکالات به شخص امام گنجانیده شده است، چگونه پخش شد و چگونه در سطح جهان منتشر گشت؟
 
در دست ما سندی هست که چگونگی انتشار آن را در سطح جهان روشن می‌کند. یکی از کارمندان روزنامه‌ی «هرالد تریبون» فاش می‌کند که در دوم نوامبر 1980 یک ایرانی به دفتر آن روزنامه آمد و پرسید که درج یک آگهی در روزنامه‌ی مذکور چقدر خرج برمی‌دارد؟ او نمی‌خواست که مشخص شود نامه به صورت آگهی چاپ شده و مایل بود به صورت خبر درج شود. روزنامه برای این کار مبلغ گزافی مطالبه می‌کند و وی از آن امتناع می‌ورزد. در روز 16 ژانویه 1981 در حالی که نامه‌ای از دفتر مرکزی «هرالد تریبون» در نیویورک به دست داشت، مجدداً به آن روزنامه مراجعه می‌کند. در آن نامه دستور داده شده بود که نامه‌ی بنی‌صدر بدون دریافت وجه چاپ شود و بدین‌ترتیب به توصیه‌ی دفتر نیویورک آن نامه تماماً در صفحه‌ی اول روزنامه درج می‌گردد.
 
(در این هنگام حجت‌الاسلام خامنه‌ای، صفحه‌ی اول روزنامه‌ی هرالد تریبون را که نامه‌ی آقای بنی‌صدر در آن چاپ شده است، به نمایندگان مجلس و حضار جلسه نشان می‌دهد.)
 
کوشش آقای بنی‌صدر در بی‌آبرو کردن جمهوری اسلامی، بی‌شک با منافع دشمنان جهانی منطبق و مورد علاقه‌ی آن‌هاست. این کمک را به کمتر از عدم کفایت سیاسی نمی‌توان به چیزی تعبیر کرد.
 
 8- کمترین حد کفایت سیاسی آن است: محدوده‌ی مشاوران نزدیک‌تر و یاران و هم‌کاران رئیس‌ جمهور از عناصر بدسابقه و بدنام و لااقل مشکوکو مورد سوء ظن پاک باشند. من لازم ندانستم در مورد اطرافیان آقای بنی‌صدر توضیحات زیادی بدهم، چرا که درباره‌ی آقای تقوی مطالبی در روزنامه افشا شده بود. درباره‌ی آقای فضلی‌نژاد و بعضی از آقایان دیگر که آن اسناد را از وزارتخانه برده‌اند، لزومی ندارد که وقت را بگیریم.
 
9- افشای اسرار اقتصادی کشور نیز یکی دیگر از دلایل عدم کفایت سیاسی آقای بنی‌صدر است. اظهار میزان نیاز ایران به صدور نفت و میزان موجودی ارزی کشور و اظهار فلج اقتصادی از آن جمله است.
 
وی بی ‌آن ‌که توجه کند که موجودی ارزی در ماه هشتم سال پایین است، (ایشان آن ‌وقت صریحاً اظهار کردند) نمی‌توان آن را گناه دولتی دانست که در اواسط ماه ششم بر سر کار آمده است، بلکه معلول عدم کفایت دستگاهی است که بیش از 9 ماه بر جریان اقتصاد جامعه و بانک مرکزی مسلط است و این خود او و مؤسسات نزدیکش را محکوم می‌کند و نه دولت رجایی را. در حقیقت کشور جمهوری اسلامی را در جهان بی‌اعتبار کرد و ضربه‌ی مهلکی بر اعتبار اقتصادی ایران در جهان وارد آورد.
 
او صریحاً اعلان کرد که ما چقدر ذخیره‌ی ارزی داریم، برای این ‌که آقای رجایی را بکوبد و بگوید که دولت از بانک مرکزی وام گرفته و چه کرده و کم شده، در حالی‌که تنظیم پول مسئولیتش با دستگاه اقتصادی کشور، یعنی بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و دارایی است.
 
و این ‌که آقای مهندس سحابی دیروز گفت که بنی‌صدر سه ماه وزیر اقتصاد و دارایی بود، این خلاف است. آقای بنی‌صدر بعد از آن هم که رئیس‌جمهور شد، خودش یک کفیلی گذاشت در شورای انقلاب. همان ‌وقت با تعیین یک وزیر از شورای انقلاب مخالفت شد. یعنی ماها مخالفت می‌کردیم و می‌گفتیم که باید به تصویب شورای انقلاب برسد و ایشان می‌خواست خودش کسی را منصوب کند. تفصیلات زیادی دارد. ایشان می‌توانست به راحتی یک اکثریت ضعیفی از شورای انقلاب پیدا کند، یعنی آقای بنی‌صدر از همان وقت در شورای انقلاب یک اکثریت ضعیف یعنی نصف به علاوه یک می‌توانست پیدا کند و کرد این کار را مثل خیلی‌ کارهای خلاف قانون دیگر.
 
10- در سی‌ام شهریور 59 حمله‌ی بزرگ متجاوزان عراقی به خاک ما آغاز شد. سیزده روز قبل از آن، آقای بنی‌صدر در یک سخنرانی (17 شهریور) با مشتعل کردن آتش اختلافات داخلی و با طرح مسائلی که در فارغ‌ترین اوقات نیز از یک فرد مسئول، ناروا و غیر مسموع است، منشأ یک سلسله خصومت‌های داخلی میان مردم و پیدایش جو اختلاف و کدورت شد. آیا بنی‌صدر در آن هنگام از حدوث قریب‌الوقوع جنگ مطلع بود یا نه؟ به هرترتیب یکی از این دو شکلِ بی‌تقوایی و بی‌کفایتی بر آن منطبق است. به گمان سرکار، بنی‌صدر انتظار چنان حمله‌ای را داشت. خود ایشان یک جا تصریح می‌کند که خبر داشت، ولی قاعدتاً او چنان کسی است که مناقشات و درگیری‌های سیاسی برای او بر هرچیزی مقدم است؛ حتی در حال جنگ. نمونه‌ای از این روحیه را که در طول جنگ نتوانست آن را هرگز پوشیده نگه دارد، در شماره‌های متوالی کارنامه و در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های عاشورا و 14 اسفند و قزوین و اصفهان و غیره به وضوح می‌توان دید. اکنون نمونه‌ای را که در ارتباط با حادثه‌ی سقوط بخش غربی خرمشهر عزیز است، ارائه می‌دهم.
 
در نامه‌ای که این‌جاست و دو سه روز قبل از این حادثه‌ی دردناک به ایشان نوشته‌ام، چنین نوشته‌ام: «در مورد خرمشهر و آبادان نظر من این بوده و هست که این دو شهر را باید دو گردان پیاده مکانیزه یا یک گردان پیاده و یک گردان زرهی در دو سوی این شهر، یعنی یکی در محور خرمشهر-شلمچه و دیگری در تقاطع خطوط ماهشهر-آبادان و اهواز-آبادان حفاظت کنند. تانک‌ها در سنگر قرار گیرند و از آسیب ضد تانک دشمن محفوظ بمانند و از پیش‌روی دشمن جلوگیری کنند و برای نیروهای ضد تانک ما این فرصت را فراهم کنند که به دشمن دستبرد و آسیب وارد آورد. شما در تلگراف از من پرسیده‌اید که اگر از نیروی دیگری اطلاع دارم، چرا به شما اطلاع نداده‌ام. مایه‌ی تعجب است. نیروئی که من از آن خبر دارم، نیروی ارتش است که شما فرمانده آن هستید، بلکه نیروهای پیاده و زرهی مستقر در دزفول است که به قول خودتان شما هر روز دو بار از آن بازدید می‌کنید. من می‌گویم این نیرو که یک ماه است به تدریج جمع شده و هنوز مورد بهره‌برداری واقع نشده است، می‌توانست بخشی از خود را به این منظور اختصاص دهد.
 
همان ‌وقت این نامه را به دفتر امام و اسناد سری مجلس شورای اسلامی فرستادم، در شورای انقلاب هم بایگانی کردم و به شورای عالی دفاع هم برای ثبت در تاریخ فرستادم. سوابق نامه این است که من خدمت امام رسیدم. ایشان در پیام کوتاهی که به وسیله‌ی من به همه‌ی سران نظامی دادند، چند نکته‌ای را گفتند. از جمله این بود که: «در کار آبادان و خونین‌شهر، از سوی مسئولان احساس تعلل می‌کنم. اگر نمی‌توانید، به من بگوئید تا خود در این‌باره تصمیم بگیرم. من باید به اسلام و به این ملت پاسخ بدهم.» این عین عبارت امام بود که من یادداشت کردم و بلافاصله به آقای بنی‌صدر تلگراف کردم. آقای بنی‌صدر در پاسخ تلگراف من یک تلگراف خیلی تندی به من زدند که متن تلگراف ایشان هم موجود است و از این سؤالات و اظهارات من به شدت رنجیده و طلب‌کار و ناراحت شدند که چرا چنین تلگرافی زده‌اید. من در پاسخ تلگراف ایشان این نامه را نوشتم که خیلی مفصل است و فقط بخشی از آن را خواندم. ایشان در کارنامه‌ای که همان روزها نوشته بود و به خاطر مسائلی در روزنامه‌ی انقلاب اسلامی چاپ نشد، (اگر یادتان باشد، یک شماره‌ی انقلاب اسلامی بدون کارنامه درآمد. نسخه‌ی چاپ نشده‌ی‌ آن کارنامه الان در اختیار من است.) ایشان در این کارنامه از این حادثه، مسأله‌ی خرمشهر و تکیه‌ی ما روی مسأله چنین یاد می‌کند: «از آبادان تلفن می‌شد که خرمشهر سقوط کرده است. سرهنگ رضوی‌فر که در خرمشهر دفاع شهر را به عهده دارد، می‌گفتند حصبه دارد و پی‌درپی می‌گفت: «شما قول داده بودید که تا امروز مرا کمک کنید و نیرو برسانید. چرا نیرو نرساندید؟ در برابر خداوند و در برابر ملت مسئول هستید.» بعد دکتر شیبانی گوشی را گرفت که جیغ و داد کند. چند تشر به او زدم و گفتم مگر نیروها در کف دست من است که به سوی تو پرتاب کنم. آن روز که باید عقل به خرج می‌دادید، ندادید. حقیقت را از من پنهان کردید و به فرصت‌طلب‌ها میدان دادید و آن‌ها هم تیشه را برداشتند و به ریشه‌ها زدند.
 
(توضیح حجت‌الاسلام خامنه‌ای: منظور ایشان مسأله‌ی کشف کودتا و گرفتن عناصر کودتاچی است که از نظر ایشان، مسئول سقوط خرمشهر یا پیش‌روی دشمن در 80 کیلومتر در خاک ما آن مسأله است.)
 
کی مانده است که برای شما بفرستم؟ مرا در هیچ زمینه‌ای یاری نکردید، در همه حال و در هر کاری، تا وقتی پای حیات و موجودیت خودمان در میان بود، مرا تنها گذاشتید ...»
 
در صفحه‌ی بعد، باز می‌نویسد: «البته اگر جنگ را هم تمام کنیم، تازه اول داستان است. مشکل‌هایی از این گنده‌تر سر راه ماست. هشدارها دادم وقتی همه‌ی این‌ها بی‌فایده شد. در 17 شهریور مسأله را باز در میان گذاشتم و باز هشدار دادم. متأسفانه روز بعد «سه تفنگدار» زبان به اعتراض به صورتی که همه از آن اطلاع دارند، گشودند. جوری هم رئیس مجلس عنوان مطلب کرد که پنداری امام به او گفته است این کار را بکنید. بعد معلوم شد امام گفته است که مرا با این کار کاری نیست. خود دانید، یا بکنید یا نکنید. (توضیح حجت‌الاسلام خامنه‌ای: که من لازم می‌دانم این‌ جا شهادت خودم را بگویم: من خدمت امام رسیدم. بعد از 17 شهریور، ایشان بعد از مبالغی صحبت به من فرمودند که آقای بهشتی و آقای هاشمی چیزی نگفتند. بخشی از بعضی از خلاف‌های آقای بنی‌صدر را جواب دادند. این تعبیر امام بود که من همان‌ وقت به این برادرها و به بقیه‌ی برادرها گفتم که تعبیر امام این است، ایشان این‌طوری می‌گویند.) آقای رجایی رفت در همین مجلس و چنان شیر شد که گفت اگر به وزرای او توهین شود، یا جای اوست یا جای من و هرگز در کنار رئیس ‌جمهور به سر یک میز نخواهد نشست. صحیح!! مدعی منتخب مردم شد. باز هم از هر سوی به من فشار آمد که دیگر دنبال نکنم ... (بعد از چند سطر) خب خود این‌ها که این ‌جور دنبال قدرت می‌دویدند، این‌ها که می‌خواستند و می‌خواهند همه‌ی ابزار عمل قدرت در دستشان باشد، کجا هستند؟ چرا به فریاد آبادان و خرمشهر نمی‌رسند؟ (خرمشهر را گذاشته است حالا که آقای رجائی پست نخست‌وزیری را گرفته است، به آن‌جا برسد.) گفتند نیروی مردمی به آن‌جا می‌برند؛ پنج هزار، ده هزار، بعد شد 500 تا که هنوز هم نرسیده است. بله آن‌جا که پای خطر هست، آن‌ها نیستند.»
 
من در همین نامه، دروغ ایشان را آشکار کرده‌ام و نوشته‌ام که نیروی مردمی را پنج هزار نفر ما فرستادیم و وارد آن‌جا شدند (فرستادیم که من نفرستادم، من در این‌جا به کمیته و سپاه گفتم، با مشهد تماس گرفتم، با همه‌ی‌ جاهایی که ممکن بود) پنج هزار نفر وارد اهواز شدند که خود ما تحویل گرفتیم و رفتند ماهشهر و خرمشهر و بودند.
 
11- رئیس‌جمهور باید در تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی بکوشد و در این زمینه توجه به خط اصلی انقلاب و رهبری آن که مورد پذیرش تمام توده‌های میلیونی کشور است، حائز اهمیت فراوان است.
 
کفایت سیاسی رئیس‌جمهور در درک صحیح پایه‌های رهبری و حرکت در جهت رهنمودهای آن تجلی می‌کند. آقای بنی‌صدر نه تنها در این جهت حرکت نکرد، بلکه عملاً در مقابل رهبری ایستاد و رهنمودهای امام امت مبنی بر حفظ آرامش و جلوگیری از تشنج‌آفرینی را آشکارا زیر پا نهاد. اختلاف آشکار میان روش او و رهنمودهای امام در آنچه که گذشت و بیشتر از آن، در رفتار مشهود چند ماهه‌ی اخیر او قابل تشخیص است، اما بهتر آن است که از زبان و قلم خود او هم در این زمینه سخنی بشنویم. در همان شماره‌ی کارنامه‌ی منتشر نشده چنین می‌گوید:
 
«خواستم که این گروه‌ها را از خود براند یا بگذارد که ما با کمک مردم آن‌ها را از سر راه برداریم، ممکن نشد. هر تصمیمی به قراری و طوری بلائی به سرش آمد که نتیجه‌ی عکس داد. این آخری که شورای دفاع باشد. ... روز عید فطر من نزد امام رفتم. پنجاه و پنج دقیقه در منتهای هیجان و داد و فریاد همه چیز را گفتم. بعد هم گفتم و تکرار کردم و ... و .... متأسفانه کسانی که کارشان افساد است، هر چیزی را جور دیگر وانمود کردند. نتیجه این شد که اکنون ما یک ملت تنها شده‌ایم در برابر دشمنی که از ابتدا خود را برای چنین دشمنی آماده می‌کرده است. بعد درباره‌ی مجلس گفتم که آقا من خواهان یک مجلس ضعیف نیستم، ولی این مجلس ضعیف است. مجلسی که انتخاباتش در وضعی انجام گرفت که گرفت، که کسانی انتخاب شدند که شدند، مجلسی نیست که با احساس مسئولیت و علم و اطلاع نسبت به مسائل کشور اظهار نظر کند. در مدتی که از عمر مجلس می‌گذرد، محصول کار، دولت رجایی است. در یک نامه به امام نوشتم که مصیبت این دولت از مصیبت جنگ و تجاوز دشمن، به مراتب بیشتر است و دیگر هیچ ...»
 
12- نفی قدرت مطلقه از ویژگی‌های انقلاب ما بود، طبعاً جمهوری ما از پذیرش هر قدرت دیگری ابا و امتناع دارد و قانون اساسی ما نیز بر همین پایه، پایه‌ی شکستن قدرت و تقسیم آن میان نهادهای قانونی، شکل گرفته است. آقای بنی‌صدر، درست به عکس، همواره جویا و تلاش‌گر قدرت مطلقه بود. طبیعی بود که در برابر او مقاومت می‌شود و او این مقاومت را کارشکنی می‌نامید و جای تأسف است که کسانی هنوز هم همان سخن را تکرار می‌کنند و قولاً و عملاً به قدرت‌طلبی و قدرت‌گرایی جنبه‌ی مشروعیت می‌دهند.
 
ایشان بر خلاف صریح قانون اساسی که قوا را منفک و مستقل می‌شمارد و برخلاف اصول مردم‌گرایی، معتقد بود که مجلس باید هماهنگ با رئیس‌جمهور باشد. این توهینی آشکار به مجلس و نمایندگان مردم بود که بارها از طرف ایشان تکرار می‌شد. دستگاه قضایی را که حاضر نبود آلت دست ایشان شود و کسانی را که ایشان مایلند، به مناصب عالی قضائی بگمارد، بارها متهم به فساد و عدم رعایت قانون و شرع می‌کرد و اعضای شورای عالی قضائی را که همه منتخب امام و از برجستگان روحانیون بودند، به قدرت‌طلبی و فسادگرایی، متهم می‌کرد. حتی برای حفظ قدرت مطلق از تعبیر و تفسیر نادرست قانون اساسی هم دریغ نکرد. ایشان در 12 فروردین 1360 اطلاعیه‌ای داد و استناد آورد به نص صریح قانون اساسی و بند پنج بیانیه‌ی مورخ 25/12/59 رهبر انقلاب که گفته‌اند «مسائل مربوط به دفاع در شورای عالی دفاع مطرح و رسیدگی می‌شود و بعد از تصویب، تصمیم‌گیری با فرمانده کل قواست و بدون این نباید در مسائل دفاعی تصمیمی انجام بگیرد. لازم می‌داند به کلیه‌ی ارگان‌ها، وزارتخانه‌ها و نهادها و سازمان‌های دولتی یادآور شود که کلیه‌ی فعالیت‌های تبلیغاتی، نظرات، پیشنهادها، طرح‌های سیاسی درباره‌ی جنگ تحمیلی و هرگونه اقدامی در این زمینه که به نحوی از انحاء در جهان بازتاب داشته باشد، باید در شورای عالی دفاع طرح تا پس از تصویب به وسیله‌ی فرماندهی کل نیروهای مسلح، ابلاغ و به اجرا گزارده بشود.» این را ایشان به صورت اعلامیه‌ای عنوان می‌کند و استناد می‌کند؛ اولاً به قانون اساسی ثانیاً به فرمان امام.
 
در قانون اساسی راجع به شورای عالی دفاع اصلاً به صورت مستقل بحث نشده است؛ به صورت تطوری در ضمن وظایف رهبر اشاره‌ای به شورای عالی دفاع است که در آن اشاره، شورای عالی دفاع هیچ ‌یک از آن وظایفی را که ایشان ذکر کردند، برعهده ندارد. در فرمان مورخ 25/12/59 امام هم عیناً همین‌طور، یعنی قبلاً امام فرمانی داده بودند که طبق آن شورای انقلاب موظف و متعهد کلیه‌ی امور مربوط به جنگ بود و در فرمان 25 اسفند، این وظایف را امام از شورای عالی دفاع گرفتند و شورای عالی دفاع را طبق قانون اساسی منظور داشتند. ایشان یک دروغ صریح و آشکاری را در اعلامیه می‌گنجاند و به آن استناد می‌کند و مقصودش این است که آقای رجایی همان وقت یک اظهاری در زمینه‌ی مسائل بین‌المللی کرده بودند. ایشان می‌گفتند این به جنگ مربوط است و شما چرا در سیاست خارجی که به جنگ مربوط است، با یک یا دو واسطه، این اظهار را کرده‌اید؟ این اعلامیه‌ی ایشان و نحوه‌ی بهره‌برداری ایشان از قانون اساسی است.
 
و حتی در مقابله با مردم نیز در مصاحبه‌ای اعلام کرد که این مردمند که باید خود را عوض کنند نه من. یعنی مردم باید طبق نظر آقای بنی‌صدر عوض شوند. به نظر می‌رسد که منافی این خصلت با تقوی و امانت که از اهم شرایط ریاست جمهوری است، اظهر من الشمس باشد.
 
13- عجیب‌ترین پدیده‌ای که در رابطه با عدم کفایت ایشان قابل بررسی است، اخلال و شورشگری ایشان است. این از هر کس در یک نظام اجتماعی قابل تصور باشد، از رئیس یک دولت غیر معقول است. بارها ایشان مردم را، کارگران را، نظامیان را به مقاومت در برابر نظم موجود دعوت کرده است؛ گویا به جبران غیبت از ایران در دوران مقاومت عمومی در برابر رژیم پهلوی! تا آن‌جا که خبرنگار خارجی که با وی مصاحبه می‌کند، او را رئیس مخالفان دولت می‌داند؛ ایشان هم قبول دارد. آیا این دعوت با آن‌چه که یکی از دوستان وی در مصاحبه‌ی تلویزیونی گفت که در انتظار یک بحران عمومی است، مرتبط است؟ این اخلال‌گری که تا آخرین نظر و سخن آقای بنی‌صدر در مقام ریاست جمهوری منعکس است، لزوماً به معنای جذب گروه‌های اخلال‌گر نیز هست و فقط به معنای تحریک عناصر ساده‌ی کوچه و بازار نیست. اکنون ما شاهد آشوب‌های خیابانی در تهران هستیم که بی‌شک آقای بنی‌صدر از مسئولیت آن بری نیست. اگر سپرده شدن یک کشور به دست آشوب، از طریق رئیس‌جمهورش عدم صلاحیت و عدم کفایت او را نتیجه نمی‌دهد، پس چه چیز را نتیجه می‌دهد؟
 
14- خصلت‌های شخصی ایشان نیز هر کدام در سلب صلاحیت لازم برای رئیس‌جمهوری یک دولت اسلامی دارای نقش و تأثیر است. غرور وی که خود را اندیشه‌ی بزرگ قرن و کتاب خود را بزرگ‌ترین اثر تاریخ اسلام می‌شناسد که نوار این گفته‌ی ایشان که اتفاقاً در همین‌جا در دبیرخانه‌ی کنونی مجلس موجود است. ترفند او که به ارتش وانمود می‌کند که اگر من کنار بروم، همه‌ی شما از بین خواهید رفت و به این وسیله سعی می‌کند خود را در چشم عناصر نظامی «فرشته‌ی نجات» معرفی کند تا شاید بتواند از ارتش بدین‌وسیله به صورت یک ابزار استفاده کند. در حالی ‌که ارتش پس از حمایت امام و اعلام برادری مردم، هرگز محتاج چنین واسطه‌ای بین خود و انقلاب نبود. مقام‌پرستی او که اطرافیان متملق و چاپلوس را در دایره‌ی نزدیک به او نفوذ می‌دهد. خودبزرگ‌بینی او که معتقد است پس از امام، کسی از او مناسب‌تر برای رهبری نیست و بسی خصلت‌های منفی دیگر در او عواملی هستند که از او آدمی فاقد صلاحیت‌های لازم برای احراز ریاست جمهوری مسلمانان و ریاست یک کشور در جامعه‌ی اسلامی می‌سازد.
 
چند موضوع دیگر به نظرم مهم و اساسی می‌رسید که این‌ها را نرسیدم بنویسم. یک موضوع، مسأله‌ی قرارداد پیشنهادی چهار کشور غیر متعهد است که ایشان در اعلامیه‌ی اخیر خود در این مورد یک دروغ آشکار گفته است. این قرارداد، یک قراردادی بود که پیش از این در جلسه‌ی‌ شورای عالی دفاع رو شد و اگر چنان‌چه من مطرح کنم و نمایندگان محترم و ملت ایران اطلاع پیدا کنند که شرایطی که در آن قرارداد به ما تحمیل می‌کرد، چه بود، همه رد خواهند کرد. دو پیشنهاد در زمینه‌ی آن قرارداد در مجلس گفته شد که آن دو پیشنهاد، یکی از سوی آقای رجایی و یکی دیگر از سوی بنده مطرح شد و پذیرفته شد که اگر این دو پیشنهاد عمل بشود، آن وقت این قرارداد قابل قبول تلقی می‌شود و ما هنوز پاسخی به آن قرارداد نداده‌ایم. و ایشان در این اعلامیه وانمود می‌کنند که این قرارداد وجود داشته و بنا بوده که کشورهای غیر متعهد بیایند و تعقیب کنند آن را و عزل ایشان از فرماندهی کل قوا به این کار صدمه زده و پایان آبرومند جنگ را عقب انداخته است و این یک دروغ آشکار است.
 
مسأله‌ی دیگر، یکی دو تا خاطره‌ی مهم از دوران شورای انقلاب است. یکی خاطره‌ی تحویل گرفتن گروگان‌ها از دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و سپردن آنان به دست شورای انقلاب است. این از جمله مسائل غوغاانگیز آن روز بود در داخل شورای انقلاب. در آن روز ما معممین شورای انقلاب، مصراً با این کار مخالفت کردیم و گفتیم که این کار را ما حاضر نیستیم و تقبل نمی‌کنیم. ایشان و بعضی دیگر از آقایان که در شورای انقلاب بودند، مصراً پافشاری می‌کردند که ما بایستی گروگان‌ها را از دانشجویان بگیریم و در اختیار شورای انقلاب بگذاریم و این چیزی بود که همان وقت هیأت‌هایی که واسطه می‌شدند، این را می‌خواستند و ایشان اصرار می‌کرد که انجام شود. خاطره‌ی دوم مسأله‌ی نصب سرپرست رادیو و تلویزیون است که یکی از دوستان خود را در آن‌جا نصب کرد. این‌ها هرکدام یک حادثه است. اما این حادثه نشان‌دهنده‌ی یک جهت‌گیری در کار آقای بنی‌صدر است؛ ایشان که این همه دم از قانون اساسی می‌زند. البته از این کارها در آن دوران بارها داشته است، من سرانگشتی می‌شمارم. یکی این مسأله است. یک مسأله، مسأله‌ی پاک‌سازی است که ایشان یک فردی را به عنوان پاک‌سازی، خودش امضاء کرد و معرفی کرد و حکم شورای انقلاب به او داد و او تمام پاک‌سازی‌های کشور را انجام داده که همان آقای فضلی‌نژاد است که در دفتر ایشان است و مسئول مراجعه‌ی به وزارتخانه‌ها هم برای آوردن پرونده‌ها، همان ایشان بود. و ایشان را حکم داد و به امضای شخص خودش از سوی شورای انقلاب مسئول پاک‌سازی کرد و تمام کارهایی که در پاک‌سازی در سطح کشور انجام گرفته است، جز در آموزش و پرورش که مربوط به ایشان نبود، مربوط به این آقاست. این‌ها کمیته‌های پاک‌سازی در سطح کشور به وجود آوردند و در مقام پاسخ به اعتراض‌های مردم سعی کردند بهره‌ی خودشان را بپوشانند و وانمود کردند که پاک‌سازی‌ها از سوی روحانیون یا عناصری که خودشان مخالف بودند، از سوی آن‌ها انجام گرفته است.
 
مسأله‌ی آقای فراحی هم از همین قبیل است. ایشان یک روز در شورای انقلاب حاضر شدند، در حالی که چند ساعت قبل رادیو اعلام کرده بود که آقای فراحی از سوی شورای انقلاب به سرپرستی رادیو تلویزیون منصوب شده است. ما چند ساعت بعد که در جلسه شرکت کردیم و شدیداً به ایشان اعتراض کردیم که چرا این کار را کردی؟ گفت که من رأی‌گیری کردم و تصویب شد. ما گفتیم که این مسأله مطرح نشده و تصویب نشده است. گفت من رأی گرفتم. گفتیم که از کی رأی گرفتی؟ گفت که دکتر شیبانی موافقت کرده است. گفتیم آقای دکتر شیبانی شما موافقت کردی؟ گفت نه. گفت که آقای بازرگان موافقت کرده است. آقای بازرگان آمد، ایشان هم گفت که موافقت نکرده است. بعد [معلوم شد] ایشان نشسته پای تلفن به آقای بازرگان تلفن کرده و گفته آقا بقیه موافق هستند، شما موافقید که آقای فراحی سرپرست رادیو و تلویزیون باشد؟ آقای بازرگان هم گفته بود خوب. بعد تلفن کرده به آقای شیبانی که آقا بقیه موافقند، شما هم موافقید؟ تلفنی، از دور با این زبان از اعضای شورای انقلاب موافقت گرفته. البته ظاهراً از شش نفر که با خود ایشان می‌شود هفت نفر. ما این را رد کردیم و گفتیم این رأی قانونی نیست. البته چون اعلام شده بود از سوی رئیس‌جمهور و در رادیو اعلام شده بود که آقای فراحی سرپرست رادیو تلویزیون است، شورای انقلاب مصلحت نمی‌دانست که علناً و صریحاً مخالفت کند.
 
یکی دیگر از مسائل، ماجرای فتاوی نظرخواهی ایشان است در مورد محبوبیت در بین مردم، که ایشان یک نظرخواهی کرده بودند که نتیجه‌اش این بود که آقای بنی‌صدر (شاید ارقام را اشتباه کنم، درست یادم نیست، ولی نسبت‌ها نزدیک به این مقدار است.) در میان 80 درصد مردم محبوبیت دارد، امام 53 درصد در میان مردم محبوبیت دارد و بقیه هم که جای خود دارند. ایشان این را آوردند در شورای انقلاب و گفتند که نظرخواهی ما این را نشان می‌دهد که محبوبیت من از امام امروز در جامعه بیشتر است! و همین را ایشان در یک مصاحبه‌ی خارجی گفته بود و بعد در شورای انقلاب مطرح شد. آقای بهشتی سؤال کرد که شما این را گفتی؟ گفت: «نه، این یک دروغ است.» یادش نبود که خودش در شورای انقلاب این را به ما هم گفته است و از اصل قضیه اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد.
 
ایشان با یک چنین معرفتی نسبت به مردم و جامعه کارهای خودش را شروع کرد و ادامه داد. بنده خیال می‌کنم با این تفصیلات، یک دهمش کافی بود برای این‌که عدم کفایت ایشان را ثابت کند. بنده شاید سه برابر آن‌چه گفتم، الان مطلب این‌جا حاضر دارم که می‌توانم بیان کنم. مسأله‌ی عدم کفایت ایشان یک مسأله‌ی واضح و مبین است. واقعاً اگر کسی با این همه اظهارات و دلایل و شواهد قانع نشده باشد که آقای بنی‌صدر کفایت سیاسی و صلاحیت سیاسی و اخلاقی و غیره برای احراز ریاست جمهوری ندارد، باید گفت مثلاً در این مجلس نبوده و گوش نکرده، والا اگر کسی این حرف‌ها را گوش کرده باشد و به این نتیجه نرسد، برای من قابل قبول نیست.
 
اما مطلبی که راجع به هویزه دیروز خانم اعظم طالقانی یک جمله نقل کردند، وظیفه‌ی من است که بگویم آقایان، بنده روز پانزدهم دی ماه خودم در منطقه‌ی هویزه بودم. روز 15 دی روز حمله‌ به نیروهای عراقی از طرف نیروهای ما بود. این‌جا من لازم می‌دانم از این تریبون از فرمانده آن لشکر، سرکار سرهنگ لطفی که آن روز شجاعانه، مؤمنانه و بی‌پروا در صفوف اول حرکت می‌کرد و دائماً در میدان جنگ از آن طرف به این طرف می‌رفت، سپاس‌گزاری کنم و یاد و نام او را نیک بدارم. افسر لایق و شجاعی دیدم در این ماجرا ایشان را. میدان جنگ بود. نیروهای ما حمله می‌کردند. نیروهای دشمن منهدم شده بودند و یک لشکر ما به تمام در خطر بود و حرکت می‌کرد.
 
البته بچه‌های سپاه هم در همان حدود، ساعت دو تا دو و نیم بعد از ظهر بود. همان بچه‌هایی که شهید شدند، آن‌ها را من دیدم که مابین هویزه و آن منطقه که خط اول بود و آن‌ها به سوی خط اول حرکت می‌کردند و می‌رفتند لب کرخه‌کور. یعنی این‌ها از غرب به شرق می‌آمدند، نیروی دشمن هم به عکس حرکت می‌کرد. یعنی فرار می‌کردند که به نیروهای خودشان در «دب حردان» که در غرب اهواز و در شرق این نقطه‌ای که می‌گویم قرار دارد، بپیوندند. که من به بعضی از برادرها گفتم نیروهای ما هم دارد پیش می‌روند؛ عجله نکنید و آن‌ها گفتند که نه ما می‌خواهیم برویم. در آن ماجرا من هیچ‌کس را مقصر نشناختم. فردای آن روز، روز شانزدهم هم تا حدود ساعت سه تا سه و نیم و بعد از ظهر من بودم که اقای بنی‌صدر هم بود و نیروهای ما به تدریج شروع کردند به ضربت خوردن. یعنی نیروهای عراقی، نیروی کمکی بزرگی به کمکشان آمد و نیروهای ما را از پهلو مورد هدف قرار دادند که این برای ما قابل محاسبه نبود و محاسبه نشده بود برای نیروهای ما و دستگاه اطلاعاتی ما. این بود که نیروهای ما شروع کردند به عقب‌نشینی کردن. بین ساعت سه یا سه و نیم بود که با عجله آمدم شهر که در قرارگاه آن لشکر دیگر که هست، حاضر بشوم و به آن فرماندهان و افسران تأکید کنم و سفارش کنم که از یک طرف دیگر وارد شوند. بعضی از برادرهای دیگر نظامی آمدند که مهمات دست و پا کنند و همه آن ساعت،‌ «بینی و بین‌الله» تلاش می‌کردند. یعنی من آن کسانی را که مسئولان سطح بالا هستند، نظامی یا غیرنظامی، نیافتم که تلاش نکنند. البته در آن ساعت که من آمدم، آقای بنی‌صدر نبود؛ یا غذا می‌خورد یا نماز می‌خواند یا خوابیده بود. به هرحال نبود. یکی دو ساعتی لکن بعد که ما آمدیم، ایشان بوده آن‌جا. حدود چند ساعت هم آن‌جا بود و نیروهای ما وقتی منهدم شدند، ایشان آن‌جا بود. شاهد بود و بعداً آمده بود برای ما نقل می‌کرد.
 
علی‌ایﱢ‌حال، در هویزه که بچه‌های ما شهید شدند، من به طور قطع نفی نمی‌کنم، ولی من به هیچ وجه از کسانی یک تعلل عمدی، سستی عمدی، خیانت، خدای نکرده، مشاهده نکردم. چون دیروز شنیده شد که عده‌ای می‌گفتند، این کار کار آقای بنی‌صدر است، نه. درباره‌ی آقای بنی‌صدر ما آن‌قدر اشکال و ایراد وارد و منطقی داریم که محتاج این نیستیم که با این مسأله که هیچ راه اثباتی ندارد، ایشان را متهم کنیم. این را من گناه بنی‌صدر نمی‌دانم. یعنی طبق تشخیص من، تا آن‌جا که من اطلاع دارم، گناه بنی‌صدر نیست. بنی‌صدر اگر گناهی داشته باشد -که حتماً دارد- در جاهای دیگر است. والسلام علیکم و رحمه‌الله.»
 
روزنامه‌ی اطلاعات 7/4/1360 و 10/4/1360


سلب امنیت بخشی از جامعه بدلیل اختلاف صرفاً سیاسی ممنوع
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
سلب امنیت بخشی از جامعه بدلیل اختلاف صرفاً سیاسی ممنوع/از حرکت‌های به تحریک امریکا در منطقه حمایت نمی‌کنیم

رهبر معظم انقلاب اسلامی اظهار داشتند: امام با حساسیت ویژه درباره تسلط هزار فامیل در دوران قاجار و پهلوی، تکیه بر قدرت و ثروت را برای گرفتن مسئولیت، از خطرهای بزرگ می‌دانست.

به گزارش رجانیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در بیست و دومین سالروز فراق امت و امام، ملت مومن و قدرشناس ایران، امروز حرم مطهر روح خدا را، به عرصه تجلی وفاداری عمیق ایرانیان به راه و مکتب امام تبدیل کرد و با ابراز پرشورترین احساسات، باردیگر با جانشین خلف خمینی کبیر، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیمان هوشیاری، بصیرت و استقامت بست. 

رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم و نورانی قشرهای مختلف مردم سراسر کشور، با تبیین ویژگی‌های بیداری اسلامی ملت‌های منطقه به عنوان تحقق پیش بینی مبارک امام، معنای حقیقی ارادت عمیق و ستایش برانگیز ملت را به امام راحل عظیم الشان، پذیرش و پایبندی ملی به مکتب و راه آن بزرگوار خواندند و با تبیین "معنویت، عقلانیت و عدالت "، به عنوان ابعاد اصلی مکتب منسجم و چندبعدی امام تاکید کردند: برکت وفاداری به این میراث گرانقدر امام خمینی، عزت، پیشرفت و تعالی همچون گذشته نصیب ملت ایران خواهد بود. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای 14 خرداد هر سال را فرصتی برای تجدید خاطرات شیرین ملت با امام خمینی(ره) دانستند و با اشاره به تقارن مبارک این روز با آغاز ماه نورانی رجب خاطرنشان کردند: سالگرد رحلت امام امسال با حماسه بیداری اسلامی ملتهای منطقه نیز همراه شده است و تفضل پروردگار، صحت پیش‌بینی آن مرد الهی را به اثبات رسانده است. 

رهبر انقلاب اسلامی، مکتب امام خمینی را ذخیره گرانقدر ملت ایران برشمردند و افزودند: مردم ایران با تکیه بر همین سرمایه عظیم توانسته اند گذرگاه‌های دشوار 32 سال اخیر را با موفقیت پشت سرگذارند و در آینده نیز چنین خواهد بود. 

ایشان با اشاره به امواج پرطراوت احساسات و عواطف ملت نسبت به خمینی روح خدا، خاطرنشان کردند: ارادت عمیق مردم ایران به امام در این عواطف زیبای قلبی خلاصه نمی شود بلکه مفهوم این ارادت سرنوشت ساز، پذیرش و پایبندی به مکتب امام به عنوان راه و خط روشن حرکت همگانی ملت است. 

رهبر انقلاب اسلامی، مکتب امام را، راهنمای نظری و عملی مردم و مسئولین دانستند و خاطرنشان کردند: مکتب امام یک بسته کامل و دارای ابعاد مختلفی است که باید این ابعاد را، باهم و به موازات هم، مورد توجه و عمل قرارداد تا در مسیر پیمودن راه امام، انحرافی و خطایی ایجاد نشود. 

ایشان معنویت، عقلانیت و عدالت را ابعاد اصلی مکتب امام خواندند و با اشاره به توجه همزمان امام به این ابعاد در حرف و در عمل، خاطرنشان کردند: امام اهل سلوک معنوی و ذکر، خضوع و خشوع بود و اتکال و امید او به پروردگار، پایانی نداشت اما در همه احوال "خرد، تدبیر، محاسبه و عقلانیت " را مورد ملاحظه کامل قرار می‌داد و عدالت را نیز همچون معنویت و عقلانیت از متن دین و قرآن پیگیری می‌کرد. 

رهبر انقلاب اسلامی انتخاب مردمسالاری دینی را به عنوان بستر اصلی نظام سیاسی کشور، بارزترین نمونه عقلانیت امام دانستند و افزودند: تکیه بر آرای ملت و نهادینه کردن حضور و انتخاب ملت، آن هم در کشوری که قرنها استبداد و دیکتاتوری بر آن حاکم بوده است، نشان می‌دهد عقلانیت در اداره کشور، از ابعاد اساسی مکتب حیات بخش و سعادت آفرین امام است. 

حضرت آیت الله خامنه‌ای، شناخت دشمنان و هوشیاری و استقامت کامل در مقابل آنان را از دیگر مظاهر خرد و هوشمندی امام خمینی(ره) دانستند و افزودند: برخلاف کسانی که کوتاه آمدن در مقابل دشمنان را در برخی مواقع، اقتضای عقل می‌دانند، امام با تکیه بر خرد پخته خود، عقب نشینی و نرمش در قبال دشمنان را، دادن فرصت پیشروی به آنان می‌دانست و به همین علت، در تمام حیات پربرکت خود، همچون کوه در مقابل دشمنان ایستاد. 

تزریق "روح اعتماد به نفس در ملت " از دیگر نمودهای تکیه امام بر عقل و خرد بود که رهبر انقلاب به آن پرداختند. 

ایشان با اشاره به تلاش بی‌وقفه مستکبران و عوامل داخلی آنها در دوران قاجار و پهلوی برای القای احساس حقارت و ناتوانی در اذهان ملت ایران افزودند: امام به چنین ملتی، روح اعتماد به نفس و خوداتکایی را تزریق کرد و شعار "ما می توانیم " را در اعماق جان آنها قرارداد. 

حضرت آیت الله خامنه‌ای در همین زمینه، پیشرفت خیره کننده جوانان دانشمند کشور را در عرصه‌های مختلف علمی، فناوری و صنعتی، نتیجه ملموس تلاش‌های خردمندانه امام برای احیای "توانایی " در ملت ایران برشمردند. 

رهبر انقلاب اسلامی، روند تدوین قانون اساسی را نمونه دیگری از فکر روشن و عقلانیت بارز بنیانگذار جمهوری اسلامی خواندند و افزودند: امام با محاسبات دقیق، هم انتخاب تدوین کنندگان قانون اساسی را برعهده رای مردم نهاد و هم قانون اساسی تدوین شده را به همه‌پرسی ملت گذاشت. 

رهبر انقلاب اسلامی، مردم را در مکتب امام "صاحبان مملکت " خواندند و خاطرنشان کردند: امام با تکیه بر عقلانیت راهگشای خود، به مردم تفهیم کرد که آنها صاحب و مالک کشورند نه دیکتاتورها و مستبدانی که در رژیم ستم شاهی،‌خود را صاحب کشور می دانستند. 

ایشان در جمع بندی این بخش از سخنانشان افزودند: امام بزرگوارما، با اینگونه اقدامات خردمندانه، ابعاد حقوقی، اجتماعی و سیاسی کشور را آنچنان مستحکم، پایه گذاری کرد که می توان، تمدن عظیم اسلامی را بر این قاعده محکم بنانهاد. 

سخنرانی رهبر انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم مردم در سالگرد عروج امام راحل عظیم الشأن با بررسی و تبیین "معنویت " به عنوان یکی از ابعاد اصلی مکتب امام ادامه یافت. 

حضرت آیت الله خامنه ای، "اخلاص " را مظهر معنویت مثال زدنی امام دانستند و خاطر نشان کردند امام از ابتدای مبارزه براساس احساس تکلیف عمل کرد و مسئولین را نیز به ادای تکلیف و کار برای خدا توصیه می‌کرد. 

رهبر انقلاب اسلامی، رعایت اخلاق را نمود برجسته معنویت در مکتب امام خواندند و تاکید کردند: دوری از "گناه ، تهمت، غیبت، سوءظن، بددلی، غرور و اینگونه مسائل "، مظهر معنویتی است که امام به آن پایبند بود و مردم و مسئولین را نیز به آنها دعوت می کرد. 

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: امام همواره به مسئولین گوشزد می کرد، خود را بالاتر از مردم و عاری از عیب و انتقاد ندانید و آماده شنیدن انتقادات و بیان اشتباهات خود باشید. 

رهبر انقلاب اسلامی ، اشارات امام به برخی اشتباهات صورت گرفته را ناشی از عظمت روح آن عزیز عرش دانستند و افزودند درس بزرگ معنویت امام به همه مسئولین این است که خود را از خطا و اشتباه مصون ندانند. 

حضرت آیت الله خامنه ای، در تبیین "عدالت " به عنوان بعد دیگری از مکتب امام خمینی، به توجه ویژه امام به محرومین اشاره کردند و افزودند: امام ، همواره بر رسیدگی به طبقات ضعیف، اصرار و تاکید داشتند، و با تکرار تعابیری نظیر پابرهنگان و کوخ نشینان، مسئولین را به پرهیز از اشرافیگری و کمک به طبقات محروم فرا می خواندند که این درسهای بزرگ، نباید در هیچ شرایطی فراموش شود. 

رهبر انقلاب اسلامی، توجه مسئولین به رفاه شخصی و تلاش آنان برای جمع آوری ثروت را آفتی بسیار بزرگ برشمردند و خاطر نشان کردند امام از این آفت بکلی برکنار بود و می خواست مسئولین با مردم سراسر کشور انس و ارتباط نزدیک داشته باشند. 

ایشان با اشاره به اصرار امام مبنی بر انتخاب مسئولین از متن مردم افزودند: امام، وابستگی به فامیل و شخصیت ها را ملاک تصدی مسئولیتها نمی دانست و با حساسیت ویژه درباره تسلط هزار فامیل در دوران قاجار و پهلوی، تکیه بر قدرت و ثروت را برای گرفتن مسئولیت، از خطرهای بزرگ می دانست. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پایبندی به مکتب امام خمینی را موجب عزت ملی و شرافت بین المللی ملت خواندند و با تاکید مجدد بر ضرورت نگاه جامع و همزمان به ابعاد مختلف مکتب امام افزودند: اگر کسی یا جریانی بخواهد بنام عقل گرایی از ارزشها عدول کند و با غفلت از خدعه و نقشه پیچیده دشمن،در مقابل او کوتاه بیاید، این عمل، انحراف و خیانت است. 

ایشان بی توجهی به بعد معنوی و اخلاقی امام خمینی را زیر "پوشش عدالت‌خواهی و انقلابی‌گری "، انحراف دیگری از مکتب امام خواندند و خاطرنشان کردند: اگر برادران مومن و کسانی را که به اصل نظام و اسلام معتقدند اما از لحاظ فکری با ما مخالفند مورد اهانت و ایذاء و آزار قرار دهیم از خط امام منحرف شده‌ایم. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه خاطرنشان کردند: اگر به اسم انقلابی گری، امنیت را از بخشی از مردم سلب کنیم، این هم از مصادیق انحراف از خط امام عزیزمان است. 

رهبر انقلاب با اشاره به وجود آراء و عقاید مختلف در جامعه افزودند: اگر عنوان مجرمانه‌ای بر حرکتی منطبق شود دستگاه های مسئول موظف به پیگیری هستند اما اگر کسی دنبال براندازی و اجرای دستور دشمن نیست ولی با مذاق و تفکر سیاسی ما مخالف است نباید عدالت و امنیت را از او سلب و او را زیرپا له کنیم چرا که به فرموده قرآن مخالفت با یک قوم، نباید موجب بی تقوایی و بی عدالتی شود و همه باید در این زمینه ها هوشیار و مراقب باشند. 

رهبر انقلاب اسلامی، ملت ایران را اهل معنویت و توسل و ارتباط با خدا دانستند و در عین حال افزودند: این معنویت، همواره با احساس مسئولیت انقلابی و اجتماعی همراه بوده است و اگر کسانی با عنوان کردن دین و معنویت، دنبال سیاست زدایی از جوانان و مردم هستند دچار انحراف و خطا شده اند. 

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر وفاداری کامل ملت عزیز ایران بر راه و خط امام، و استقامت و ادای مسئولیت ملت در حفظ و تقویت ارزشها افزودند: دشمن تصور می کرد با رحلت امام فروپاشی نظام اسلامی آغاز می شود اما حضور یکپارچه ملت در تشییع پیکر امام و احساسات عظیم مردم در حمایت از تصمیم خبرگان، آنها را مایوس کرد و به فکر برنامه ریزی های ده ساله انداخت. 

ایشان حوادث سال 1378، یعنی ده سال پس از رحلت امام را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: آحاد مردم در 23 تیر 78 توطئه ای را که دشمن ده سال برای آن برنامه ریزی کرده بود باطل کردند. 

حضرت‌آیت الله‌خامنه‌ای به دومین برنامه ریزی 10 ساله دشمن اشاره کردند و افزودند: آنها تصور می کردند در سال 88 برخی زمینه‌ها آماده شده و باتوجه به مطالباتی که "مردم وفادار به نظام " دارند می توانند نقشه خود را عملی سازند اما بعد از دو، سه ماه تلاطم در تهران، مردم در روز قدس و روز عاشورا باطن و عمق خواسته‌های اصلی آنان را فهمیدند و در حماسه نهم دی ماه به آن غائله پایان دادند و در آینده نیز به توفیق الهی ملت با همین هوشیاری، عزم و ایمان و اراده به راه نورانی خود ادامه خواهد داد. 

رهبر انقلاب اسلامی، حضور مردم در صحنه ها را موجب امنیت کشور و خنثی شدن توطئه ها دانستند و با اشاره به کارهای زیربنایی فراوانی که در کشور انجام شده است افزودند: انشاء الله مردم ثمرات این کارها را در کوتاه مدت و بلندمدت احساس خواهند کرد. 

حضرت آیت الله خامنه ای، حضور جوانان دانشمند ایران در رده های برتر رشته های پیشرفته علمی جهان را یکی از ثمرات همدلی و اعتماد متقابل مردم و مسئولان دانستند و افزودند: هر چقدر حضور تعیین کننده ملت و اعتماد مردم و مسئولان ادامه یابد تحقق آرمانهای امام خمینی و پیشرفت کشور، سرعت خواهد گرفت. 

بخش دوم سخنان رهبر انقلاب اسلامی در اجتماع ملت وفادار در بیست و دومین سالگرد ارتحال امام به بررسی مسایل منطقه اختصاص یافت. 

ایشان بیداری عظیم اسلامی در شمال آفریقا و منطقه را حوادثی بسیار مهم و تاریخ ساز خواندند و افزودند: حوادث مصر، تونس، لیبی، یمن و بحرین هر کدام حکم و تحلیل خود را دارد اما وقتی ملتی بیدار شد و احساس قدرت و توانایی یافت هیچ چیز مانع پیروزی او نخواهد شد. 

ایشان افزودند: نظام سلطه، شیطان بزرگ و صهیونیست های خونخوار ، تلاش می کنند پیروزی نهایی ملتها تحقق نیابد اما اگر ملتهای بیدار شده به ندای قرآنی صبر و استقامت پایبند و به وعده های الهی مطمئن باشند، بدون تردید پیروز خواهند شد. 

حضرت آیت الله خامنه ای سیاست غرب در لیبی را ایجاد کشوری ضعیف و بی رمق داشتند و افزودند: لیبی کشوری مهم و دارای منابع سرشار نفت است و در یک قدمی اروپا قرار دارد و غرب می خواهد با ایجاد جنگ داخلی، آن را ضعیف کند تا بعد بطور مستقیم یا غیرمستقیم کنترل آن را بدست گیرد. 

ایشان اوضاع یمن را هم مشابه لیبی دانستند و درباره بحرین افزودند: مردم بحرین در مظلومیت مطلق بسر می برند و غرب و همدستانش می خواهند با اطلاق حرکت شیعی، حرکت مردم بحرین را طائفه ای جلوه دهند البته اکثریت مردم بحرین در طول تاریخ شیعه بوده اند اما مسئله بحرین، مسئله شیعه و سنی نیست بلکه این ملت مظلوم خواهان حقوق اولیه خود یعنی حق رای و نقش آفرینی در تشکیل دولت و حکومت است. 

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: آمریکاییهای دروغگو و خدعه گر با همه ادعای طرفداری از حقوق بشر و دموکراسی، در سرکوب مردم بحرین فعال هستند البته آنها می گویند سعودی ها به بحرین رفته اند اما همه می دانند که سعودی ها بدون چراغ سبز آمریکا نمی توانستند این کار را بکنند به همین علت آمریکایی ها هم در قضایای بحرین مسئولند. 

رهبر انقلاب اسلامی، اسلامی بودن، "ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی " و مردمی بودن را سه شاخص عمده حرکتهای مردمی در منطقه خواندند و افزودند: این ویژگی ها، بخصوص در انقلاب درخشان ملت مصر کاملا آشکار است. 

ایشان تاکید کردند: جمهوری اسلامی هر جا حرکتی را با این شاخص ها مشاهده کند با آن همراه خواهد بود اما اگر ببینیم که تحریک آمریکا و صهیونیست ها در کارست با آن حرکت همراهی نمی کنیم چراکه مطمئنیم شیطان بزرگ و همدستانش به نفع ملتها، کار نخواهند کرد. 

حضرت آیت الله خامنه ای، ملتهای منطقه و شمال آفریقا را به هوشیاری در مقابل تحرکات غرب فراخواندند و افزودند: کمک های به ظاهر دوستانه آمریکا از راههای تسلط بر ملتهاست و مردم منطقه بخصوص ملت مصر با آن میراث غنی اسلامی - فرهنگی باید مراقب باشند که دشمنی که از در بیرون رفته است از پنجره بازنگردد. 

 

ایشان حرکت عظیم مردم مصر در مسئله فلسطین و غزه و گذرگاه رفح را بسیار با ارزش خواندند و افزودند: لازم است اینگونه حرکات ادامه یابد تا به فضل الهی، اهداف انقلاب مصر، کاملاً تحقق یابد. 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ضرورت هوشیاری در مقابل تلاش نظام سلطه برای ایجاد فاصله میان ملتهای منطقه و ملت ایران افزودند: در برخی کشورها از جمله مصر، تکفیری ها و وهابی ها در تلاشند میان مردم نیز اختلاف بیاندازند که باید هوشیار بود. 

ایشان در پایان سخنانشان درباره مسئله فلسطین تاکید کردند: فلسطین تجزیه پذیر نیست و یکپارچه متعلق به مسلمانان است و بدون تردید به آغوش اسلام بازخواهد گشت. 

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: راه حل های آمریکایی در قضیه فلسطین به نتیجه نخواهد رسید و راه حل این مسئله همان پیشنهادی است که جمهوری اسلامی ایران چند سال قبل ارائه کرد و براساس آن، نوع رژیمی که بر کل فلسطین حکومت خواهد کرد براساس همه پرسی از مردم این سرزمین مشخص خواهد شد. 

ایشان افزودند: پس از برقراری حکومت مورد نظر ملت فلسطین در کل این سرزمین، مردم فلسطین درباره صهیونیست هایی که از خارج به این کشور آمده اند تصمیم گیری خواهند کرد.


ناگفته های سخنرانی احمدی‌نژاد در جمع استانداران
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سخنرانی

خبرنامه دانشجویان ایران: محمود احمدی نژاد ردیس جمهور کشورمان 10خرداد در اولین اجلاس استانداران سراسر کشور در سال 1390 که در محل وزارت کشور برگزار شد، حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، این سخنرانی رئیس جمهور بدون حضور خبرنگاران برگزار شد؛ هرچند سایت ریاست جمهوری متنی از سخنان محمود احمدی نژاد در این جلسه منتشر کرد، اما برخی گفته های رئیس جمهور در این خبر یافت نمی شد.

از این رو برخی گفته های رئیس جمهور در این دیدار که تا کنون منتشر نشده است توسط هفته نامه دانشجویان منتشر شد که در ذیل می آید:

براساس این گزارش، رئیس جمهور در این سخنرانی خود با اشاره به مباحثی مبنی بر اینکه برخی عناصر دولت با جن گیرها و رمالان در ارتباط هستند، گفت: حالا که برخی ها را با این عنوان دستگیر کرده اند، بهتر است بگذارند دولت کار خودش را بکند.

وی همچنین در بخش دیگر سخنان خود گفته است: دولت را متهم می کنند که می خواهد در انتخابات دخالت کند، ما کی در انتخابات دخالت کردیم؟ ما به هیچ وجه قصد دخالت در انتخابات را نداشته و نداریم.

احمدی نژاد درباره اظهارنظر های مختلف درباره مسائل مالی و انحرافات فکری مشایی گفت: اگر اینها یک برگ تخلف از آقای مشایی داشتند در بوق و کرنا می کردند. مطالب اخیر هم که منتشر شده سند سازی است.

وی درباره مشایی اضافه کرد: من آقای مشایی را 25سال است که می شناسم و او را فردی مومن و باتقوا می دانم. رئیس جمهور همچنین گفت که برخی ها در چند وقت اخیر شایعه کرده بودند که احمدی نژاد می خواهد استعفا بدهد! اینها گمان کرده اند که الان وقت تقسیم غنائم است، در حالی که من به همه اعلام می کنم که مثل کوه ایستاده ام و تا روز تنفیذ بعدی با جدیت به کار ادامه خواهم داد.

احمدی نژاد همچنین درمورد مسائل مربوط به محمد رضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور گفت: همیشه گفته ام که اگر ثابت شد ایشان یک ریال سوءاستفاده کرده است، در تلویزیون عذرخواهی می کنم؛ من با با اطمینان می گویم که آقای رحیمی یک ریال هم سوءاستفاده نکرده است.

رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود گفت: برخی هم اینگونه عنوان می کنند که من را طلسم کرده اند! خب بیایید طلسم من را بشکنید تا همه راحت شوند!

احمدی نژاد ادامه داد: من نه بچه خوان هستم، نه بچه سرمایه دار، نه شعیب بن صالح! من خاک پای مردم هستم.

رئیس جمهور همچنین در بخش دیگری از سخنانش بار دیگر با اشاره به تبعیت خود از ولی فقیه تاکید کرد که با وجود ولایت در کشور بن بستی وجود ندارد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: برخی می خواهند من را بزنند؛ اما من که گفته ام زمین خورده خدایی ام هستم پس بگذارند کارمان را بکنیم.


آیت‌الله مصباح: امتحان اخیر در کشور از راهی که باور نمی‌کردیم رخ داد
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، سخنرانی

رئیس موسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد که امتحان اخیر در کشور از راهی که باور نمی‌کردیم رخ داد و بالاخره امتحانی صورت گرفت و بعضی از فازهای آن انجام شد و بقیه این امتحان در جریان است اما باید منتظر امتحان‌های سخت‌تری باشیم.

آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی در دیدار اعضای شورای هماهنگی جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه هدف از آفرینش انسان امتحان است، گفت: انسان دایماً باید بر سر دوراهی‌ها قرار بگیرد و امتحان‌های سختی پیش روی او قرار می‌گیرد که فتنه نام دارد و لذا ما دایماً در حال امتحان دادن هستیم.

وی ادامه داد: بزرگترین فتنه در عالم انسان فتنه بعد از رحلت پیامبر(ص) بود.

رئیس موسسه امام خمینی(ره) با بیان اینکه اگر فتنه از مقوله امتحان است قاعدتاً باید مراتب بلندتری داشته باشد، تصریح کرد: هر مقدار انسانها در حال تکامل باشند امتحان‌ها سخت‌تر می‌شود و لذا بعد از فتنه 88 نیز فتنه جدید قابل پیش‌بینی بود چرا که مردم ما در فتنه 88 موفق شدند و امتحان خوبی دادند و برای رفتن به کلاس بالاتر باید امتحان‌های سخت‌تری داد و در آینده نیز باید منتظر امتحان‌های سخت‌تری باشیم.

آیت‌الله مصباح یزدی تاکید کرد:‌ از راهی که باور نمی‌کردیم بالاخره امتحانی صورت گرفت و بعضی از فازهای آن انجام شد و بقیه این امتحان در جریان است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه فتنه امتحان فردی نیست و یک امتحان اجتماعی است که نقطه عطف را ترسیم می‌کند و ممکن است حتی مسیر جامعه را نیز تغییر دهد، افزود: در فتنه کارهای فردی جواب نمی دهد و در مقابل انبوه نیروهای مقابل باید با کار جمعی در برابر فتنه‌ها ایستادگی کرد.

رئیس موسسه امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: در ابتدای فتنه عظیم انباشت نیروها لازم است و از طرفی دیگر تفاوت میان افراد زیاد است و از طرفی دیگر انباشت نیروها نیز لازم است و لذا این مسئله‌ای بود که در طول تاریخ مورد مناقشه و بحث‌های گوناگون قرار گرفت و در نهایت اندیشمندان با بحث و گفتگو تصمیم گرفتند که گروه‌های همفکر بیایند و مفهومی به نام حزب را تشکیل دهند.

وی ادامه داد: هنگامی که مسئله تشکیل حزب مطرح می‌شد به تبع آن الگوی غربی در اذهان جا می‌افتاد و حزب مفهوم خاص خود را داشت و این جریان تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت و حتی در اول انقلاب موجب شد تا بهترین نیروهای انقلاب تصمیم بگیرند که حزب تشکیل دهند و لذا حزب جمهوری اسلامی تشکیل شد.

آیت‌الله مصباح یزدی در ادامه با اشاره به دیدار جمعی از سیاسیون با امام خمینی(ره) گفت: پیش از پیروزی انقلاب که برخی گروه‌ها از امام(ره) رهنمود خواستند ایشان فرمودند که با یکدیگر ائتلاف کنیم و یکی از افرادی که در این موضوع نقش مهمی داشت مرحوم باهنر و رهبر معظم انقلاب بود. ولی به هر حال آنها عنوان کلی حزب را پذیرفتند ولی با ماهیت حزبی که در چارچوب اندیشه‌های اسلامی تشکیل شود و این در مفهوم با یک حزب غربی متفاوت است.

وی با بیان اینکه باید در الگوی تعاون یک تجدید نظر صورت بگیرد، اظهار داشت:‌ باید به دنبال الگویی باشیم که با ارزش ها و باورهای اسلامی سازگار باشد و اگر کسی می‌خواست بر علیه ارزش‌ها کار کند با وی تعارف نداشته باشیم و تعصبات حزبی و گروهی در اندیشه ما تاثیر نگذارد و ملاک تعاون و همکاری فقط تقوا باشد.

رئیس موسسه امام خمینی(ره) تاکید کرد:‌ فتنه اخیر که احساس می‌شود امتحانی بالاتر است و کسانی از آن نگرانی‌هایی دارند باید مشخص شود انگیزه‌های آنها برای مخالفت با این جریان چیست. چرا که ممکن است برخی تنها نگران پیروزی این جریان باشند و بگویند اگر آنها پیروز شوند ما جایگاه خود را از دست می دهیم. ولی این انگیزه مقدسی نیست.

وی ادامه داد: تنها مایه نگرانی باید این باشد که اگر گروه‌ منحرف سر کار بیاید به اسلام و دستاوردهای انقلاب لطمه می‌زند و چنین شواهدی وجود دارد که دین در خطر است و باید مراقب فتنه‌ها باشیم.

آیت‌الله مصباح یزدی در پایان خاطرنشان کرد: کسانی ممکن است در یک جبهه بجنگند ولی زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت داشته باشند و لذا باید واکاوی کنیم بر سر چه عقایدی و چه دیدگاه‌هایی با یکدیگر در حال موافقت و مخالفت هستیم.


شریعتمداری: جریان انحرافی با «جن انگلیسی» ارتباط دارد!
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسین شریعتمداری ، جنبش سبز ، سخنرانی

جریان انحرافی نیز مانند سران فتنه نسبت به شرایط کنونی کشور دچار توهم بود و از آنجا که روی ایستادگی رهبری در مقابل انحراف و بصیرت مردم حساب چندانی باز نکرده بود، سر خود را به سنگ کوبید.

به گزارش جهان ، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در اجتماع بزرگ اصولگرایان استان کرمان و درجمع اعضای شورای هماهنگی اصولگرایان که با حضور حضرت آیت الله جعفری نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمان تشکیل شده بود ابتدا با ارائه شواهد و نمونه هایی از گذشته و حال، موقعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج و نقش برجسته آن در معادلات منطقه ای و بین المللی را طی ۳۲ سال گذشته بی نظیر توصیف کرد و گفت: در حالی که شما مردم ولایتمدار و فداکار شاخ نظام سلطه بین الملل را شکسته و انقلاب های اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا را پدید آورده اید، نباید انتظار داشته باشید که آمریکا و متحدانش دست از دشمنی و کینه توزی بردارند و این قطب قدرتمند اسلام را به حال خود بگذارند.
وی افزود: دشمن از برخورد نظامی طرفی نبسته و به ایجاد جریانات انحرافی و توطئه و فتنه های داخلی دل بسته است. شریعتمداری گفت: در فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ هیچیک از دشمنان بیرونی و گروه ها و جریانات ضد انقلاب داخلی و خارجی را نمی توانید آدرس داده و نام ببرید که در این توطئه حضور فعال نداشته اند ولی این فتنه که به «جنگ احزاب» شبیه بود با مدیریت الهی حضرت آقا و بصیرت مثال زدنی مردم با شکستی سخت و رسواکننده روبرو شد و دشمن از یکسو تمامی سرمایه خود را که به میدان آورده بود، دود کرد و به هوا فرستاد، و از سوی دیگر با افشای چهره ماموران پنهان خود، بی آن که بخواهد خدمت بزرگی به نظام کرد.
مدیر مسئول کیهان گفت: جریان انحرافی لانه کرده در اطراف رئیس جمهور نیز ماهیتی شبیه فتنه ۸۸ دارد با این تفاوت که دشمنان بیرونی، سران فتنه را زیر چتر مسئولیت های سابق آنها پنهان کرده و به میدان فرستاده بودند ولی در ساخت جریان انحرافی از آدم های دم دستی بهره گرفته و آنها را به حلقه اول اطرافیان رئیس جمهور محترم نفوذ داده بودند. و این درحالی است که دولت نهم بعد از عبور از عقبه های سختی مانند کارگزاران و دولت اصلاحات با تلاش شبانه روزی، خدمات بی نظیری را به مردم ارائه کرده و می کند.
شریعتمداری در ادامه سخنان خود به موضوع «جن» و «جن گیری» و سحر و جادو که این روزها درباره جریان انحرافی بر سر زبان هاست اشاره کرد و گفت: وجود «جن» به عنوان یکی از مخلوقات صاحب اراده خداوند تبارک و تعالی قابل انکار نیست و سحر و جادو نیز واقعیتی است که در آموزه های دینی از آن نهی شده است. ولی ماجرای ارتباط جریان انحرافی با «جن» و یا توسل آنها به «سحر و جادو» را که از سوی همین جریان به آن دامن زده می شود یک «طرح فریب» برای رد گم کردن است و جریان انحرافی با پیش کشیدن مسئله «سحر و جادو» و ارتباط با «جن» در پی آن است که بررسی های قضایی و پیگردهای اطلاعاتی را در این نقطه متوقف کند تا دست های پشت پرده این جریان و ارتباط های بیرونی آن از نگاه مقامات امنیتی و اطلاعاتی نظام پنهان بماند و مأموران اطلاعاتی با این تصور که همه انحراف ها و اقدامات جریان یاد شده نتیجه «سحر و جادو» و ارتباط با «جن» است، از ادامه پی گیری منصرف شوند و تنها به تأسف از رویکرد این جریان به «جن» و «جن گیری» بسنده کرده و کانون بیرونی و مدیریت کنندگان اصلی جریان انحرافی دست نخورده باقی بمانند. شریعتمداری ضمن تأکید بر پرهیز از ساده اندیشی گفت: آیا نباید این سؤال برای مسئولان مربوطه مطرح باشد که چرا مواضع جن های مرتبط با این جریان انحرافی با مواضع مقامات آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی شبیه است؟! و افزود: اگر پای «جن» در میان باشد، باید گفت جریان انحرافی با جن های انگلیسی رابطه دارد!
شریعتمداری در ادامه به شاخصه هایی اشاره کرد که با استفاده از آنها می توان «فتنه»ها و «انحرافات» را در همان آغاز شکل گیری شناسایی کرد و در این باره گفت: هرگاه دیدید که مواضع یک جریان یا گروه سیاسی با مواضع اعلام شده دشمنان بیرونی همخوانی دارد، ابتدا با تردید به آن نگاه کنید زیرا بعید نیست که خطایی در کار باشد ولی چنانچه این همخوانی در موارد متعدد تکرار شد، احتمال وابستگی را نادیده نگیرید تا علاج واقعه، قبل از وقوع کرده باشید.
وی یکی دیگر از شاخصه ها را انتقال معیارها از میدان های قابل ارزیابی به میدان های غیر قابل ارزیابی دانست و به عنوان مثال گفت: «مکتب اسلام» برای همه شناخته شده و غیر قابل تحریف است اما وقتی «مکتب ایرانی» جای آن را می گیرد، باید تردید کرد که مبادا کسانی با این جابجایی قصد تحریف آموزه های اسلامی را داشته باشند و افزود: پاسخ «کدام اسلام»؟ معلوم است زیرا اسلام معیارهای تعریف شده ای دارد و غیرقابل تحریف است اما پاسخ «کدام ایران»؟ معلوم نیست؟ ایران پادشاهان دست نشانده پهلوی، ایران شاهان بی عرضه و عیاش قاجار؟ ... و اگر ایران جمهوری اسلامی مورد نظر است چرا خشت نوشته کورش به عنوان سمبل مکتب ایرانی معرفی می شود؟!
مدیر مسئول کیهان در ادامه به پرسش های حاضران پاسخ داد و در پاسخ به سؤالی درباره اظهارات برخی از عوامل فتنه ۸۸ که با اشاره به جریان انحرافی، قصد تطهیر خود را دارند گفت: سران فتنه که تمامی اسناد و شواهد از وابستگی بیرونی آنها حکایت می کند با هر کس و هر جریانی که دشمن آمریکا و اسرائیل و انگلیس بود مخالفت می ورزیدند و مادام که جریان انحرافی خود را بخشی از اصولگرایان جا زده بود، سران فتنه به خیال آن که این جریان هم، بخشی از اصولگرایان و در نتیجه، ضد آمریکا و اسرائیل است با آن دشمن بودند بنابراین اکنون که معلوم شده جریان انحرافی نیز دست کمی از آنها ندارد، فقط می توانند بگویند: «دیدید که این جریان هم مثل ما بود»؟! که در پاسخ باید گفت «دیدید با همه منحرفان برخورد می کنیم»؟!
و اتفاقاً، برای توده های مردم افتخار بزرگی است که هر جا انحرافی می بینند به مقابله با آن برمی خیزند، چه رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس مجلس سابق باشند چه جریان انحرافی خزیده در کنار یک رئیس جمهور خدمتگزار.
مدیر مسئول کیهان در پاسخ به سؤال دیگری گفت: مجلس نهم یکی از سنگرهای کلیدی است و اصولگرایان باید نامزدهای مورد نظر خود را با دقت انتخاب کرده و با صرفنظر کردن از اختلاف سلیقه های جزیی، لیست واحدی ارائه دهند. وی افزود: برای مجلس نهم دو جریان خیز برداشته اند، فتنه گران شکست خورده که تصمیم دارند افرادی را معرفی کنند که رابطه آنان با فتنه ۸۸ فاش نشده باشد تا بتوانند از فیلتر شورای نگهبان رد شوند و جریان انحرافی با بودجه کلان در پی معرفی افرادی از شهرهای کوچک و پرداخت هزینه انتخاباتی آنهاست تا بخشی از مجلس نهم را در اختیار داشته باشد.
شریعتمداری گفت: شورای نگهبان نباید تنها به گزارش مراجع رسمی اکتفا کند بلکه باید اطلاعات مردمی را جمع آوری کرده و براساس گزارش های مستند نسبت به صلاحیت یا عدم صلاحیت داوطلبان تصمیم بگیرد.
مدیر مسئول کیهان در پاسخ پرسش یکی از حاضران گفت: باید مراقب بود که «میانه روها» یعنی کسانی که در جریان فتنه ۸۸ مواضع دوپهلو و غیرشفاف داشته اند، میدان را در دست نگیرند و با سوءاستفاده از آب گل آلود ماهیگیری نکنند.


درخشش جهانی وزارت اطلاعات همزمان با فشار سیاسی گروه انحرافی
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات ، سخنرانی
این دستاورد بزرگ اطلاعاتی و عملیات زیرکانه وزارت اطلاعات که موجی از تهدیدهای زیربنایی علیه جمهور اسلامی را در مرحله ای حساس متوقف و در عین حال ضربه ای سنگین بر پیکر سازمان سیا زد، در زمانی بدست آمده که اتفاقا این وزارتخانه در داخل هدف فشارهای سیاسی و حملات تبلیغاتی گروه انحرافی در دولت قرار دارد.
به گزارش جهان، حدود یک ماه پس از آنکه رهبر معظم انقلاب در حکمی حکومتی از عزل وزیر اطلاعات جلوگیری و وی را ابقا کردند، خبری مهم و معنادار منتشر شد که حاکی از شناسایی و انهدام "شبکه پیچیده جاسوسی و خرابکاری وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا" بود.

بر اساس گزارش روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ماه نیروهای زبده و مومن وزارت اطلاعات در رویارویی جانانه خویش با عوامل سازمان سیا، ضمن اقدامات متعدد و متنوع اطلاعاتی، ضداطلاعاتی و عملیاتی، تعداد ۳۰ نفر از جواسیس آمریکا را بازداشت و ۴۲ نفر از افسران اطلاعاتی عملیاتی سیا در کشورهای مختلف را نیز شناسایی کردند.

آنچنان که حجت‌الاسلام و المسلمین مصلحی، وزیر اطلاعات، گفته "آمریکایی‌ها به دنبال این بودند که اطلاعاتی در مورد پیشرفت‌های علمی و صنعتی کشورمان در بخش نفت، گاز و در ابعاد مختلف کسب کنند. در مورد وزارت نیرو، برق، کشتیرانی، فرودگاه‌ها و گمرک به دنبال دستیابی به نرم‌افزارهایی بودند."
این دستاورد بزرگ منطقه ای و حتی جهانی وزارت اطلاعات که موجی از تهدیدهای زیربنایی علیه جمهور اسلامی را در مرحله ای حساس متوقف و در عین حال ضربه ای سنگین بر پیکر سازمان سیا زد، در زمانی بدست آمده که اتفاقا این وزارتخانه در داخل هدف فشارهای سیاسی و حملات تبلیغاتی گروه انحرافی در دولت قرار دارد. این گروه که در تغییر مدیریت وزارت اطلاعات ناکام مانده از راه های دیگر درصد تحقق این هدف خود است به همین دلیل شاید موفقیت های مدیریت کنونی این وزارت خانه چندان برای این گروه خوشایند نباشد.

این تلاش های تعجب برانگیز که با سکوت و حتی همراهی رئیس جمهور همراه شده، در شرایطی انجام می گیرد که موفقیت ها و پیروزهای بزرگی در کارنامه دو سال اخیر وزارت اطلاعات بویژه در دوران مدیریت حجت الاسلام مصلحی به ثبت رسیده است به طوری که گفته می شود این وزارت خانه معمولا یک گام از سرویس های جاسوسی دشمنان جلوتر بوده است.

۸۸؛ سالی پرکار برای وزارت اطلاعات
وزارت اطلاعات سالی پرکار و سخت را در سال ۸۸ گذراند. به عنوان نمونه چند هفته پیش از برگزاری انتخابات سرنوشت ساز دهمین دوره ریاست جمهوری، نیروهای اطلاعاتی عوامل چند برنامه ضد امنیتی مشخص شامل انفجار، ترور و تخریب‌های سازمان یافته را که از اردیبهشت ماه ۸۸ تا روز انتخابات برنامه‌ریزی شده بود، شناسایی و دستگیر کردند.
سربازان گمنام حضرت ولی‌عصر(عج) در روز انتخابات ۲۲ خرداد نیز موفق شدند اعضای یکی از شبکه‌های تروریستی را که در صدد بودند در روز انتخابات در مراکز پرجمعیت و شعبات مختلف تهران از جمله حسینیه ارشاد و مسجد النبی بمب‌گذاری کنند، پیش از هرگونه اقدامی شناسایی و دستگیر کنند. 

به دام انداختن ریگی در آسمان 
شاید مهمترین اقدام وزارت اطلاعات در زمان ریاست حجت الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی دستگیری ریگی بود که لرزه بر اندام دستگاه‌های اطلاعاتی دشمن انداخت. 

عقربه های ساعت اولین دقایق صبح روز سه شنبه چهارم اسفندماه ۸۸ را نشان می داد که خبر کوتاه «عبدالمالک ریگی دستگیر شد» دنیا را تکان داد. دولت آمریکا که منتظر رسیدن ریگی به قرقیزستان و دیدار او با هالبروک، نماینده اش در خاور میانه بود، با شنیدن دستگیری ریگی در آسمان توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) شوکه شد. 

انهدام بزرگترین شرکت های هرمی
موفقیت های فرزندان غیور ملت ایران در وزارت اطلاعات تنها به عرصه ضد تروریسم محدود نمی شود، آنها در هفدهم اسفندماه سال ۸۸ هم موفق به انهدام بزرگترین شرکت هرمی کشور با ۵۰۰ میلیارد تومان کلاهبرداری شدند.
همچنین متلاشی شدن یکی از این شرکت‌های معروف، به گلدگوئیست که با جمع‌آوری هشت میلیارد دلار و دو میلیون عضو در سطح کشور فعال بود از جمله اقدامات اساسی وزارت اطلاعات در انهدام شرکت‌های هرمی در این سال بود.

موفقیت های دیگر وزارت اطلاعات
دستگیری عوامل به شهادت رساندن ماموستا برهان امام جمعه موقت و امام جمعه مسجد قبای سنندج و ماموستا محمد شیخ الاسلام نماینده مردم سنندج در مجلس خبرگان رهبری، دستگیری وهابیون جنایتکار در استان آذربایجان غربی، شناسایی و دستگیری عوامل اصلی انفجار زندان ایلام و دهها عملیات دیگر که به دلایل امنیتی هرگز خبری از آنها منتشر نشد، از جمله اقدامات وزارت اطلاعات در سال ۸۸ بود که حد نصاب جدیدی را در این وزارتخانه بر جای گذاشت.

در سال ۸۹ هم وزارت اطلاعات با اهتمام سربازان گمنام امام زمان (عج) توانست بسیاری از توطئه‌های دشمنان انقلاب اسلامی را خنثی سازد. 

آزادی دیپلمات ربوده‌شده ایرانی
۲۳ آبان ۱۳۸۷ گروه‌های مسلح در پیشاور پاکستان با حمله به حشمت الله عطارزاده دیپلمات ایرانی محافظ وی را به قتل رسانده و خود وی را به گروگان گرفته بودند. عطارزاده قریب ۱۷ ماه در اسارت تروریست‌ها بود تا اینکه سرانجام در فروردین ماه ۸۹ با تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی در پاکستان وی آزاد و به کشور بازگردانده شد. 

دستگیری عوامل ترور شهید علیمحمدی/ ضربه مهلک بر پیکره سیستم موساد
یکی از موفقیت‌های قابل توجه وزارت اطلاعات در این سال دستگیری عوامل ترور شهید علیمحمدی دانشمند و استاد برجسته دانشگاه های کشورمان بود؛ آن هم در آستانه سالروز ترور این شهید هسته ای.
وزیر اطلاعات در سخنانی همچنین از شناسایی و نابودی شبکه‌های اطلاعاتی موساد در کشورمان در این عملیات خبرداد.
وزارت اطلاعات در این عملیات با اقدامات پیچیده و چند لایه آفندی و پدافندی و نفوذ به عمق اطلاعاتی رژیم صهیونیستی موفق به کشف اطلاعات بسیار مهم و حساس از تیم‌های جاسوسی و عملیاتی موساد شد که در پی آن ضربات سهمگینی به ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی وارد شد.

راهبرد انقلابی و آینده روشن وزارت اطلاعات
سربازان امام زمان (عج) با پایبندی به ارزشهای انقلاب اسلامی و استفاده از توان، دانش و تخصص بومی توانسته‌اند نقش مهمی در تحولات کشورمان و سطح منطقه ایفا کنند. 

امروز وزارت اطلاعات با ورود به عرصه جنگ نرم با ظرفیت بالایی که در این امر بنابر تجربه‌ای سی سال انقلاب کسب کرده است درصدد آن است که با عملکرد پیش‌دستانه و تهاجمی و در دست گیری ابتکار عمل حربه‌های دشمنان را تحت کنترل خود درآورد و به عنوان پشتوانه ای مقتدر برای پاسداری از ارزش‌ها و آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران عمل کند. 

به فرموده رهبر معظم انقلاب که سال گذشته و در بازدیدی ۶ ساعته از این وزارتخانه صورت گرفت، این وزارتخانه از معدود وزارتخانه‌هایی است که با توان نسل جوان برآمده از انقلاب و به صورت کاملا بومی و بدون الگوپذیری از دیگر مجموعه‌های اطلاعاتی دنیا توانسته نقش بسیار موثری در ثبات و امنیت کشورمان و حتی در سطح منطقه استراتژیک خاورمیانه ایفا کند.

هشدار مهم آیت‌الله مصباح نسبت به ظهور یک علی محمد باب دیگر
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢  کلمات کلیدی: آیت الله مصباح یزدی ، جمعیت موتلفه اسلامی ، سخنرانی

درست است که در ابتدا این سخن برای ارادتمندان و علاقه‌مندان به حضرت بقیه‌الله(عج) خوش باشد،‌ ولی وقتی به آن فکر می‌کنیم، می‌توانیم به آینده خطرناک این سخن پی ببریم...‌ ما وظیفه داریم در مرحله نخست، فردی که شیفته این شخص شده است را متوجه اشتباهاتش کنیم و در مرحله بعد خواص فریب‌خورده را نیز نجات دهیم / اگر این تفکر در جامعه رواج یابد و کسی که این تفکر را رواج می‌دهد، قدرت در اختیار داشته باشد و به احتمال 99درصد کمک‌های خارجی نیز ضمیمه آن شود، چه شرایطی در جامعه به وجود می‌آید؟

برای چندمین بار طی دو هفته گذشته آیت الله مصباح یزدی عضو مجلس خبرگان رهبری نسبت به برخی فرقه های انحرافی و ظهور آنها در عرصه های سیاسی هشدار داد .

به گزارش شفاف  عضو خبرگان رهبری با هشدار نسبت به خطر رواج بابیت جدیدی در کشور، گفت: مراقب باشیم ثمره خون شهداء و مقاومت‌‌ها در برابر دشمنان به پیدایش سید علی محمد باب جدیدی منجر نشود!


 سید علی محمد باب یک طلبه کم سواد بود که ابتدا مدعی ارتباط با امام زمان شد و سپس به تدریج ادعای قائمیت، نبوت و دست آخر الوهیت کرد و فرقه بابیت و بهاییت توسط او و پیروانش در زمان قاجار اختراع شد.

آیت‌الله مصباح یزدی،‌ پیش از ظهر امروز در دیدار اعضای حزب مؤتلفه اسلامی با اشاره به رواج انحراف فکری جدیدی در جامعه و مطرح شدن تعابیری چون «امام زمان(عج) خود جامعه را اداره می‌کند»،‌ تصریح کرد: درست است که در ابتدا این سخن برای ارادتمندان و علاقه‌مندان به حضرت بقیه‌الله(عج) خوش باشد،‌ ولی وقتی به آن فکر می‌کنیم، می‌توانیم به آینده خطرناک این سخن پی ببریم.

به گزارش مرکز خبر حوزه رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) ادامه داد: این سخن به این معنی است که اگر خود ولی عصر(عج) جامعه را اداره می‌کنند،‌ نیازی به واسطه و نائب نیست!

ایشان با ابراز نگرانی از رواج چنین تفکری در جامعه، اظهار داشت: ‌اگر این تفکر در جامعه رواج یابد و کسی که این تفکر را رواج می‌دهد، قدرت در اختیار داشته باشد و به احتمال 99درصد کمک‌های خارجی نیز ضمیمه آن شود، چه شرایطی در جامعه به وجود می‌آید؟

آیت الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: اگر این جریان ادامه یابد و یک روز دیدیم که سید علی محمد باب دیگری به دست خودمان و با ثمره خون شهیدان و مقاومت‌های فراوان به وجود آمده است،‌تعجب نکنیم.

وی افزود: حال اگر کسی ریاست، پول و سوابق داشته باشد و خدمات دولت نهم و دهم نیز در اختیار او قرار گیرد و چه بسا رییس جمهور هم بگوید؛ هر چه دارم از او بوده است! چه تأثیراتی می‌تواند داشته باشد؟

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به مخالفت‌های صورت گرفته با چنین تفکراتی پیش از انقلاب، اظهار داشت:‌ امروز یک مقام رسمی کشور، بیاید و مطرح کند که دیگر دوران تعریف از اسلام و شعار اسلامی گذشته است، پلورالیسمی می‌باشد که در گذشته سایه آن را نیز با تیر می‌زدیم.

ایشان با تأکید بر این که در این جریان، آهسته آهسته شعارهای اسلامی کم‌رنگ می‌شود،‌ بیان داشت: در چنین شرایطی ارزش‌های اسلامی جای خود را به ارزش‌های فردی و نام اسلام جای خود را به ایران می‌دهد؛ هرچند هم بگویند ایشان منظورشان فلان بوده و شفاف هستند.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ارتباط و دیدار با برخی شخصیت‌های بین‌المللی که حتی مقامات بالای کشور نیز تا کنون با آنان ملاقات را بابی دیگر معرفی کرد و گفت: قرائن حاکی از سفر‌های این شخص به سراسر جهان از شرق تا غرب و ملاقات با بالاترین شخصیت‌ها است که در هیچ جا انعکاس نمی‌یابد،‌ تا آنجا که رییس جمهور رسماً وزیر خارجه را کنار می‌گذارد و می‌‌گوید؛ سیاست خارجه من را باید ایشان اداره کنند.

ایشان تأکید کرد: البته با عنایت خداوند و هوشیاری مقام معظم رهبری و بیداری مردم، این واقع نمی‌گردد، ولی دلیل هم ندارد که ما سکوت کنیم و به وظیفه خود عمل نکنیم.

آیت‌الله مصباح یزدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به خدمات دولت نهم و دهم و تأییدات رهبری از این دولت، اظهار داشت: آنچه باعث روی کار آمدن این دولت شد، شعارهایی بود که در سی سال پس از انقلاب مطرح می‌شد و مردم که از فراموش شدن آنها آسیب‌های فراوانی را متحمل شده بودند، به آنها دل بستند؛ البته کارهای عظیمی هم صورت گرفت و مقام معظم رهبری نیز این دولت را تأیید کردند.

ایشان با بیان این که این مسائل دلیل مطلق بودن نمی‌شود، اظهار داشت: در  کنار این خدمات،‌ آهسته آهسته سخنانی مطرح شد که قضاوت‌های فراوانی در این باره صورت گرفت، ولی بعد‌ها مسائلی ظاهر شد که قابل توجیه منطق،‌ برهان و شرع نبود.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)با تأکید بر این که برخی اقدامات اخیر، حتی با اقتضای سیاسی نیز سازگار نبود،‌ خاطرنشان کرد: این که به گونه‌ای رفتار شود که رهبری، مراجع، علما و مردم متدین را از خود ناراضی نمود و کاری کرد که صمیمی‌ترین دوستان نیز با او به مخالفت بپردازند، توجیهی ندارد.

ایشان در پایان تصریح کرد: ‌در این میان ما وظیفه داریم در مرحله نخست، فردی که شیفته این شخص شده است را متوجه اشتباهاتش کنیم و در مرحله بعد خواص فریب‌خورده را نیز نجات دهیم.


رهبر انقلاب در دیدار جمعی از منتخبان مردم، علما و مسئولان استان کردستان:
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی
کارهای برجسته و کم‌نظیری در زمینه عدالت در کشور انجام شده است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از منتخبان مردم استان کردستان، خانواده معظم شهدا، علما و مسئولان این استان، کردستان را  «سرزمین علم، ادب و هنر» ، «صفا، روشندلی و وفاداری» و «دلاوری، شجاعت و مردانگی» دانستند و خاطرنشان کردند: ملت ایران با حرکت روشن بینانه، مجدانه، مستمر و مستقیم خود از لحاظ «علمی، اجتماعی، آبروی سیاسی و عزت ملی» به جایگاهی برتر از گذشته رسیده است.

به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب اسلامی، سفر دو سال پیش به کردستان را، سفری شیرین، جذاب و خاطره انگیز توصیف کردند و با اشاره به ابراز محبت و استقبال گرم مردم خاطرنشان کردند: صمیمیت و وفاداری مردم کردستان به نظام جمهوری اسلامی، فوق العاده، و در کمتر جایی مشاهده می شود.

ایشان به فشار گروهکها و ایجاد فضای رعب و وحشت در کردستان در اوایل انقلاب اشاره کردند و افزودند: مردم کردستان همواره وفاداری خود را به نظام نشان داده اند و تبلیغات پیچیده دشمن هم نتوانسته است این خصوصیت ارزشمند را تحت تأثیر قرار دهد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از علما و بزرگان کردستان خصوصاً شهید شیخ الاسلام و جناب آقای مجتهدی یاد کردند و گفتند: دشمنان وحدت ملی و پیشرفت کشور نتوانستند حقایق سفر کردستان را تحمل کنند لذا انتقام حقیرانه ای از شهید شیخ الاسلام گرفتند و این شخصیت فرزانه و مظلوم را به شهادت رساندند.

ایشان بر تدوین تاریخچه شهدا و علمای سرزمین کردستان که در راه وحدت و عزت این سرزمین به فیض شهادت رسیدند تأکید کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اعتراف دشمن به اقتدار، عزت و جایگاه والای جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاطرنشان کردند: مافیا و امپراطوری تبلیغاتی دشمن از روز اول پیروزی انقلاب هرچه توانست علیه این نظام تبلیغات کرد اما نظام اسلامی نه در مقام ادعا بلکه در عمل، با حرکت در مسیر پیشرفت، این ترفندها را باطل و خنثی کرد.

رهبر انقلاب افزودند: اکنون نام جمهوری اسلامی ایران، برجستگان و اهداف والای آن با شیرینی و عظمت در میان ملتها یاد می شود و این کشور، آبروی بالایی در دل ملتها دارد.

ایشان پشتوانه پیشرفت ایران را حرکت مجدانه، مسلمانانه، متعبدانه و روشن بینانه دانستند و خاطرنشان کردند: ملت ایران با تلاش خود، این پیشرفتها را به دشمن تحمیل کرد و وضع امروز کشور، آینده ی بهتر و روشن تر را نوید می دهد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دهه عدالت و پیشرفت افزودند: کشور از اتحاد، پیشرفت و میل به حرکت علمی برخوردار است ضمن آنکه در زمینه عدالت، کارهای برجسته و کم نظیری انجام شده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به ضرورت ایفای نقش هر استان در پیشرفت کشور تاکید و خاطرنشان کردند: هر مجموعه استانی باید در مسابقه مثبت تلاش و پیشرفت، سهم خود را ادا کند و استان کردستان و نخبگانش هم تلاش کنند برجستگی خود را در این زمینه نشان دهند.

رهبر انقلاب اسلامی، استفاده از استعداد پرشور جوانان کردستانی و ایجاد زمینه اشتغال برای آنان را ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: کردستان، استانی سرزنده و با نشاط است و مسئولان و نخبگان، توجه بیشتری به جوانها نشان دهند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن تشکر از تلاشهای حجت الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی از حاضران خواستند سلام و محبت قلبی و صمیمانه ایشان را به مردم کردستان برسانند.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسینی شاهرودی نماینده ولی فقیه در استان کردستان با گرامیداشت سالروز سفر پرخیر و برکت رهبر انقلاب اسلامی به استان کردستان و دیدار با مردم با وفا و ولایتمدار این استان گفت: با وحدت، همدلی ،آگاهی و بصیرت ستودنی مردم و مسئولان استان، کردستان در مسیر پیشرفت و آبادانی گام برداشته و تمام تلاش ها و توطئه های دشمن برای ایجاد تفرقه خنثی شده است.


سخنان رهبری درباره شهید برونسی
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی ، شهید عبدالحسین برونسی
خبرنامه دانشجویان ایران: حضرت آیت الله خامنه ای درباره شهید 'عبدالحسین برونسی' فرمودند: این شهید عزیز آن چنان در کار مدیریت جنگ پیشرفت می کند که به مقامات عالی می رسد و شخصیت برجسته و جامع الاطرافی می شود.
 
 ایرنا نوشت: رهبر انقلاب در دیدار با خانواده شهید برونسی فرمودند: زمانی که این شهید عزیز وارد جنگ می شود، نه معلومات دانشگاهی دارد و نه عنوان و تیتر رسمی دارد، اما آنچنان در کار مدیریت جنگ پیشرفت می کند که به مقامات عالی میرسد و شخصیت برجسته‌ای می شود، شخصیت جامع‌الاطرافی که مثلا فرمانده‌ تیپ می شود و بعد هم به شهادت می رسد. ایشان اگر چنانچه به شهادت نمی رسید، مقامات خیلی بالاتر - از لحاظ رتبه‌های ظاهری - را هم طی می کرد.
ایشان در ادامه افزودند: در دفاع هشت ساله، در مجموعه داوطلبان و سپاه هیچکس بعنوان فرمانده و رییس وارد میدان نمی شد، همه بر اساس تلاش خودشان به مقامات بالا می رسیدند. یعنی یک نفر بسیجی معمولی بود، بعد می‌دیدند آدم قابلی است فرمانده دسته یا فرمانده گروهان و بعد فرمانده گردان و تیپ می شد.
فرمانده کل قوا اضافه کردند: مدیریت جنگ آن زمان هم فقط مدیریت نظامی نبود بلکه مدیریت سیاسی، فکری، انسانی، ادبی و اخلاقی بود و تا کسی این چیزها را نداشت، نمی توانست مجموعه‌ زیردست خود را اداره و هدایت بکند.
ایشان افزودند: اینها جزو عجایب و چیزهای استثنایی انقلاب ماست که دیگر نظیر ندارد و نمی توان هیچ جای دیگر را با این مقایسه کرد. من از افرادی شنیدم که ایشان (شهید برونسی) در آن وقت، برای مجموعه‌های دانشجویی و دانشگاهی که از مشهد به جبهه می رفتند، صحبت می کرد و همه را مجذوب خودش می کرد.
رهبر انقلاب همچنین تاکید کردند: استعداد انقلاب برای پرورش شخصیت های برجسته و افراد، تا این حد است و اینها را نباید دست کم گرفت. اینها اهمیت انقلاب و عظمت انقلاب و عمق انقلاب را نشان می دهد. ماها به ظواهر نگاه می کنیم، این اعماق را باید دید. وقتی انسان این اعماق را می‌بیند، آن وقت افق در مقابل چشمش اصلا یک چیز دیگری می شود.
ایشان افزودند: به نظر من شهید برونسی و امثال او را باید نماد یک چنین حقیقتی به حساب آورد، حقیقت پرورش انسان های بزرگ با معیارهای الهی و اسلامی، نه با معیارهای ظاهری و معمولی. به هر حال هر چه از این بزرگوار و از این بزرگوارها تجلیل بکنید زیاد نیست و بجاست.
* از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار خانواده شهید عبدالحسین برونسی در سوم اسفند 1388

شعارهای پیاپی نمازگزاران تهران علیه جریان نفوذی
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: حجت الاسلام کاظم صدیقی ، سخنرانی
کسی که در مقابل ولایت‌فقیه بایستد در مقابل خدا ایستاده است

نمازجمعه این هفته تهران با خطبه پرشور حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی در تبیین ولایت فقیه و جایگاه امر آن و شعارهای پیاپی نمازگزاران تهرانی در حمایت از ولی‌فقیه همراه بود.

به گزارش رجانیوز، صدیقی در خطبه اول با بیان اینکه "حضرت زهرا علیها السلام از همان ابتدای تولد دفاع از ولی و خط رهبری را تا قیامت در کلمات زیبای خود تابلو کردند" افزود: ایشان به جهان نشان دادند که پیام‌آور محبت خدا هستند و برای اتمام حجت با دیگران آمده‌اند.

خطیب جمعه این هفته تهران خطبه فدکیه را یکی از جلوه‌های قدرت‌نمایی حضرت زهرا ذکر کرد و گفت که آن حضرت در این خطبه به مسئله رهبری پرداختند و تأکید کردند که کسی که در برابر ولایت بایستد، در برابر خدا ایستاده است.

صدیقی با طرح این پرسش که مردم آن زمان انتقام چه‏چیزی را از امام علی علیه السلام گرفتند که او را کنار گذاشتند و چه‏چیزی باعث می‌شود که زیر بار ولایت نروند، ولایت را بندگی خدا دانست و تصریح کرد: نشان دادن قدرت در برابر دشمن جهاد اصغر است اما کسی که بخواهد اهل بهشت شود، باید در برابر ولی زانو بزند و نشان دهد که در برابر ولی "من " نیست.

امام جمعه موقت تهران رمز بندگی خدا را تسلیم بودن در برابر ولی خواند و تأکید کرد که کسی که فرمان پرچمدار خدا را اطاعت نکند، نمازش قبول نیست.

صدیقی همچنین گفت: ولایت مطلقه فقیه همان ولایت‌الله است و کسی که در برابر او بایستد در برابر خدا ایستاده است و حضرت زهرا هم با او قهر است.

حجت‌الاسلام صدیقی در خطبه‌های دوم نماز جمعه این هفته تهران با بیان اینکه عاقبت بخیری در رعایت تقوا حاصل می‌شود، عمل کردن در چارچوب نظام را مهمترین محور تقوا دانست و گفت: در برخی از روایات آمده است که منظور از هدی المتقین، ولایتمداران است.

وی با بیان اینکه اگر کسی ولایت نداشته باشد ولو عمری در معبد زندگی کند تقوای او مورد پذیرش خدا قرار نخواهد گرفت، افزود: خداوند خواسته است که بنده خودش را منقاد و مطیع خلیفه خدا ببیند و این موضوع را در عمل نشان ‌دهد.

صدیقی افزود: بنا به حساسیتی که می‌بینیم می‌خواهم به موضوعی بپردازم که ابتدا می‌خواهم بگویم بنده هیچ نگرانی ندارم، مضطرب نیستم و هیچ دغدغه‌ای در مردم نسبت به جریان انقلاب و ادامه راه صحیح امام(ره) که محوریت ولایت فقیه است، والله قسم، ندارم.

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه خداوند راه صحیح را از طرق عادی نصیب مردم نکرده است، گفت: خداوند از راه صحیح و راه ولایت حفاظت می‌کند؛ این ولایت صاحبی دارد که هیچ کس نتوانسته و نمی‌تواند آن را بشکند.

وی با تاکید بر اینکه ما مسئله ولایت فقیه را فراتر از قانون اساسی می‌دانیم، به ماجرای تحریم تنباکو توسط آیت الله میرزای شیرازی اشاره کرد و گفت: در حالی که مرحوم میرزای شیرازی به تحریم تنباکو فتوا دادند قانون اساسی ایشان را ولی فقیه شناخته بود؟ شیعه از ابتدا زیر چتر ولی فقیه بوده است، هست و خواهد بود.

صدیقی ادامه داد: وقتی ولی فقیه زمان تنباکو را تحریم کرد در حالی که میرزای شیرازی در یک کشور دیگری زندگی می‌کرد و مسئله قرارداد تنباکو در کشور ایران بود اقدام به صدور فتوای تحریم تنباکو کرد. اما این فتوا قدرت شیعه را در دنیا به قدری دشمنان را مرعوب کرد که دشمنان دیدند متدینین به ولی فقیه پایبندند؛ تجار‌ها درب انبارهای تنباکو را باز کردند و سرمایه‌های خودشان را که عمری بابت آن پول داده بودند در خیابان‌ها ریختند و آتش زدند.

خطیب موقت نماز جمعه تهران تصریح کرد: وقتی ناصرالدین شاه قلیان خواست، گفتند قلیان‌های دربار وجود ندارد. ناصر الدین شاه دوباره گفت که قلیان بیاورید رفتند دیدند که قلیانی وجود ندارد. ناصر الدین شاه بار سوم عصبانی شد و گفت چرا به فرمان شاه دیر پاسخ می‌دهید، گفتند قربان در دربار قلیانی پیدا نمی‌شود.

وی افزود: ناصر الدین شاه زنان حرمسرا را خواست و از آنها پرسید که قلیان‌ها کجا است و در جواب شنید آن کسی که ما را به تو حلال کرده است امروز قلیان را حرام کرده است.

صدیقی با اشاره به برخی مسائل اخیر گفت: یقینا وزرای کابینه (کابینه دولت دهم) قبل از آنکه وزیر دولتی باشند بنده خدا هستند، شیعه امیر المومنین‌اند، مقلد حضرت آقا هستند و تحت ولایت مطلقه‌ای‌ مقام معظم رهبری قرار دارند.

این اظهار‌نظر ‌با شعار "الله‌‌اکبر، خامنه‌ای رهبر " نمازگزاران تهرانی مورد استقبال قرار گرفت.

وی در ادامه بیان داشت: مقام معظم رهبری در جامعه ما نه تنها به عنوان ولی فقیه که قانون اساسی اختیارات آن را مطلقه می‌داند بلکه مرجع تقلید میلیون‌ها مقلد در خارج از کشور و داخل ایران است.

صدیقی گفت: حضرت آیت الله خامنه‌ای اگر منهای انقلاب و قانون اساسی یک مرجع تقلیدی بود که بیشترین مقلد را در جهان دارد و نتیجتا زعیم شیعه بود، این زعیم اگر حکمی کند و در صورتی که انقلاب و قانون اساسی هم نباشد، نه تنها مردم مقید نماز شب و نماز جماعت خوان ما بلکه داش‌های محله نیز با غیرت دینی به خودشان اجازه نمی دادند لحظه‌ای در اجرای فرمان آن بزرگوار تسامحی و تساهلی کنند.

پس از بیان این جملات،‌ نمازگزاران به طور پیاپی شعار دادند "‌خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبرماست"، "ما همه سرباز توایم خامنه‌ای گوش به فرمان توایم خامنه‌ای."

خطیب جمعه تهران افزود: من در محضر حضرت آقا هم آن شب عرض کردم ما قرائن زیادی داریم به هر کسی پرچم زعامت را داده‌اند اولا همه مراجع متدین ما با مقلدین زیادی که دارند والله حامی ایشان هستند مرحوم گلپایگانی فرموده بودند اگر کارهایی صورت بگیرد و اعتراض من منجر به تضعیف نظام شود این کار را نمی‌کنم.

وی تصریح کرد: تضعیف ولایت تضعیف کل دولت و تضعیف ملت است، کسی بگوید من تقویتم در این است که در برابر حرف آقا چون و چرا داشته باشم این ضعف و ناتوان کردن دولتی است که پشتوانه‌ مردمی دارند و اگر این پشتوانه را بردارد دولت برای چه کسی می‌خواهد دولت باشد، مثل دولت بحرین می‌شود ملت خود را می‌کشد و می‌خواهد دولت باشد تو دیگر برای چه کسی می‌خواهی دولت باشی؟ مردم ورامین ما که این بزرگوار هم مثل آنها سینه سپر کند و زیر پرچم ولایت خون بدهد و لحظه‌ای هم آقا را ناراضی نکند در جریان 15 خرداد کفن پوش آمدند و خون آمده بود مگر در آن زمان قانون اساسی امام را ولی فقیه کرده بود؟

وی اظهار داشت: من مطمئن هستم دولت ما؛ رئیس جمهور ما و ملت ما به این قضیه توجه دارند و قطعا این موضوع را در راس برنامه‌هایشان قرار خواهند داد.

امام جمعه موقت تهران در واکنش به تلاش جریان فتنه و دشمنان خارجی برای سوء استفاده از برخی مسائل داخلی تاکید کرد: بنابراین خواب آشفته‌ای که دشمن دیده و یا برخی فتنه گران فکر کردند و ذوق کرده‌اند که دو قدرت در جامعه ما پیش آمده است بدانند که اصلا فرض دو قدرت در ایران وجود ندارد؛ ملت ایران با عقیده‌ای که به مرجعیت و ولایت دارند زمینه‌ای را برای بحث دو قدرت در ایران نمی‌گذارند.

صدیقی با بیان اینکه چتر حمایت حضرت ولی عصر در تمامی سی و چند سال اخیر دیده شده است، گفت: هر وقت مردم ما نگرانی پیدا کردند و از نظر ظاهری فکر کردند دشمن مسیری را در برابر ما مسدود کرده دست غیب آمده و مشکل را حل کرده است.

صدیقی گفت: وزیر آموزش و پرورش می‌گفت مردمی که برای دیدار حضرت آقا آمدند عاشقانه آمدند و خدا می‌داند از دور و نزدیک چقدر مردم برای خود من گریه کردند و می‌گفتند که آقا می‌شود ما هم یک بار خدمت آقا برسیم؟ یک قداستی و یک عقیده‌ ریشه‌داری است که هیچ طوفانی در برابر آن نمی‌تواند بایستد و خواب دشمن قطعا تعبیر نخواهد شد.

وی در ادامه با اشاره به مسایل منطقه گفت: این‌ نسیمی که وزیده است، نسیم حیات است، ملت‌های مرده رمق گرفته‌اند و راه افتاده‌اند بالنده و پیشتاز و ظلم ناپذیر شده‌اند، الحمدلله در وضعیت مصر و تونس ما امیدهای بیشتری داریم، مسیری که پیش می‌رود امیدهای بیشتری ایجاد می‌کند رمز آن این است که این انقلاب‌ها امتداد روح الله است. این روح خدا دمیده است و آرام و آرام همه مرزها را در می‌نوردد، کشورهای اسلامی یکی پس از دیگری خیزش نشان می‌دهند و حیات و زندگی و عزت و غیرت نشان می‌دهند و حقارت‌های گذشته را جبران می‌کنند اما به این جا بسنده نمی‌شود.

صدیقی گفت: ملت‌های اروپا زیر سلطه حکومت‌های وابسته به آمریکا تحقیر شده‌اند دیر یا زود شاهد خواهیم بود که آن‌ها هم بپا خیزند و از حکومت‌های خود مطالباتی برای جبران ذلت‌ها و حقارت‌های گذشته خود داشته باشند و اسلام دین بشریت است دین مناطق اسلامی نیست. تز اسلام حریت و عزت است و می‌رود تا سراسر جهان را در نوردد و وقتی همه عالم بیدار شدند وجود مبارک آقا و صاحب ما خواهد آمد.

امام جمعه موقت تهران درباره اوضاع لیبی گفت: فاجعه در لیبی با حضور نیروهای غربی واقعا مایه تاسف است، اینها جنگ را فرسایشی کرده‌اند می‌خواهند ملت ضعیف شود و هم بتوانند دیکتاتور لیبی را نگه دارند دولت ضعیفی باشد که بتوانند بیشترین باج را از او بگیرند اینها از مردم حمایت نکردند و طرفدار دموکراسی نیستند اینها با آزادی مخالف هستند، دیکتاتورها را خودشان آورده‌اند.

وی ادامه داد: در یمن هم وضعیت مایه تاسف است این حضور و استقامت مردم راهی جز رفتن برای علی عبدالله صالح باقی نگذاشته است اما هر چه بیشتر جنایت می‌کند ما بیشتر تاسف می‌خوریم و به ملت یمن هم اطمینان می‌دهیم که با استقامت و صبر پیروزی‌شان نزدیک است.

وی درباره بحرین گفت: دل‌های ما خون و قلب‌های ما مجروح است آنچه در بحرین می‌گذرد قابل تحمل نیست یک حکومت غاصب نامشروع وابسته به استکبار جهانی و کفر مسلمانان اصیل را زیر ضربات سخت همه جانبه خود قرار داده است، آدم کشی می‌کند کودک و پزشک و پرستار و نوجوان را می‌کشد و مجروحین را بازداشت می‌کند و نمایندگان مردم را می‌گیرند و می‌کشند و از اینها بالاتر در دل شب بدون اذن درها را می‌شکنند و به نوامیس مردم در دل شب تعرض می‌کنند و مردان را دست بسته جلوی زن و بچه‌شان می‌برند و برخی زندانیان را به سعودی و جای دیگر منتقل کرده‌اند دیگر بیشرمی و ظلم را از حد گذرانده‌اند، مساجد را تخریب می‌کنند و قرآن آتش می‌زنند، اما مردم بحرین فرج نزدیک است و فشار به اوج خود رسیده است این‌ها رفتنی‌اند و شما ماندنی هستید.


رهبر معظم انقلاب در جمع معلمان سراسر کشور:
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی
بیداری ملت‎های منطقه تا قلب اروپا پیش خواهد رفت / نظام آموزشی کنونی متکفل نیازهای ملت ایران نیست

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از معلمان از سراسر کشور، مهمترین وظیفه آموزش و پرورش را تربیت انسان‌هایی در طراز نظام جمهوری اسلامی و حرکت عظیم ملت ایران، دانستند و تأکید کردند: بر همین اساس آموزش و پرورش نیازمند تحول بر مبنای یک الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی–اسلامی است که پرورش انسان‌هایی مؤمن، متوکل، شریف، شجاع، مبتکر، صبور، امیدوار به آینده و دارای اخلاق نیک و قدرت خطرپذیری برای ورود به میدان‌های جدید، نتیجه آن باشد.
 
به گزارش رجانیوز، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با گرامی‌داشت یاد و خاطره استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری و روز معلم، شهید مطهری را انسانی برجسته، بصیر و همراه با احساس درد توصیف کردند و افزودند: این انسان بزرگ با چنین ویژگی‌هایی منشأ برکات فراوانی در عرصه علم و فرهنگ و تعلیم و تربیت شد و در نهایت هم خداوند متعال پاداش او را با شهادت داد و او را زنده نگه داشت.
 
ایشان در تبیین نقش و جایگاه معلم خاطرنشان کردند: معلم انسانی است که آینده کشور و تربیت انسان‌های بزرگ و مجاهدان راه حق و افرادی که کشور را اداره خواهند کرد، به دست او است، بنابراین، همه آحاد ملت باید قدر و اهمیت معلم را بدانند و حرمت معلم را پاس بدارند، ضمن آنکه رسانه‌ها و مسئولان نیز نقش بسزایی در شناساندن جایگاه واقعی معلم دارند.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به موضوع تحول در آموزش و پرورش، در بیان علت نیازمندی به این تحول افزودند: از آنجایی‌که نظام کنونی آموزش و پرورش وارداتی است و در آن، نیازها، اقتضائات و فرهنگ ملت ایران در نظر گرفته نشده است، بنابراین آموزش و پرورش نیازمند تحول است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: لازمه این تحول یک الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی – اسلامی است که هدف این الگو نیز باید تربیت انسان‌هایی در طراز نظام جمهوری اسلامی باشد.
 
ایشان خاطرنشان کردند: اگر جمهوری اسلامی ایران می خواهد پرچم اسلام را در دست بگیرد و دنیا و آخرت خود را آباد کند و یاری رسان، شاهد و مبشر برای ملت‌های دیگر باشد، باید انسان‌هایی مؤمن، متوکل، شریف، مبتکر، شجاع، حلیم، دارای استعدادهای جوشان، و قدرت خطرپذیری بالا، تربیت کند.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: لازمه تربیت چنین انسان‌هایی، عمل براساس دستورات اسلام و معارف قرآن است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم مشخص بودن جهت‌گیری در ایجاد تحول در آموزش و پرورش، خاطرنشان کردند: داشتن نگاه کلان و طرح جامع و همچنین لحاظ کردن محوریت معلم، از شروط مهم ایجاد تحول است.
 
ایشان افزودند: هر مقدار که در آموزش و پرورش و ایجاد تحول در آن، سرمایه‌گذاری شود، قطعاً ارزش بازده آن به مراتب بیشتر از سرمایه‌گذاری انجام شده خواهد بود، و همه باید با چنین دیدی به آموزش و پرورش نگاه کنند.
 
رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری کار عظیم و کم نظیر ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره)، در طول تاریخ، خاطرنشان کردند: کشور ایران، نیازمند آموزش و پرورشی در شأن چنین ملتی است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین ابعاد حرکت عظیم ملت ایران افزودند: در شرایطی که عوامل زور و قدرت در دنیا، همه توان و امکانات خود را بر ضد ارزش‌های اسلامی و انسانی بکار گرفته بودند، ملت ایران، غریبانه برای احیای این ارزشها قیام کرد و غریبانه این راه دشوار را پیمود و اکنون به پیروزی‌ها و پیشرفت‌های بزرگی دست یافته است.
 
ایشان حرکت بیداری کنونی در غرب آسیا و شمال افریقا را امتداد حرکت عظیم ملت ایران خواندند و تأکید کردند: این حرکت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و ملت‌های اروپا بر ضد سیاستمداران و زمامداران خود که آنها را تسلیم محض سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی امریکا و صیهونیست‌ها کرده‌اند، به‌پا خواهند خواست.
 
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه این بیداری در اروپا حتمی است، خاطرنشان کردند: بیداری کنونی، عمق حرکت عظیم ملت ایران است و اگر بخواهیم این حرکت با همین شتاب و قدرت ادامه پیدا کند، باید ضمن شکوفا کردن استعدادها و تربیت انسان‌های مقاوم، ایمان، بصیرت، آگاهی و دانش را تقویت و اتحاد و انسجام را مستحکم تر کنیم.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان تأکید کردند: مطمئن باشید جمهوری اسلامی ایران به برکت همت‌های بلند، ایمان‌های قوی و انسان‌های با اخلاص، قله‌های سعادت و پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح خواهد کرد. 
 
در ابتدای این دیدار آقای حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش در سخنانی با اشاره به برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌های انجام گرفته برای تحول بنیادین در آموزش و پرورش گفت: سیاست‌های کلی آموزش و پرورش در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسیده و فلسفه تعلیم و تربیت نیز در دستور کار شورای‌عالی انقلاب فرهنگی است و همچنین برنامه درسی ملی در حال بررسی و تصویب نهایی در شورای‌عالی آموزش و پرورش است.
 
وی افزود: توجه به شکوفایی استعدادها، مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، فناوری‌های جدید، تربیت بدنی، مهارت‌های زندگی، کتابخانه‌های مدارس و مجلات کمک آموزشی، و ارزشیابی کیفی، از جمله مواردی هستند که در برنامه درسی ملی در نظر گرفته شده‌اند.

ضدانقلاب حیثیت‌اخلاقی که‌نداشت،حیثیت‌حرفه‌ای‌هم برای‌خود باقی‌نگذاشته
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی: حاج سعید قاسمی ، سخنرانی

حاج سعید قاسمی اظهارات منتشر شده به نقل از وی در رسانه‌های ضدانقلاب را که حاوی توهین و اتهامات زننده علیه رئیس‌جمهور است، از اساس تکذیب کرد.

این فرمانده دوران دفاع مقدس در گفت‌وگو با رجانیوز با بیان اینکه رهبر انقلاب با درایت و تیزبینی بی‌نظیر خود به آرامش در کشور و پرهیز از القای اختلاف و دودستگی توصیه کرده بودند، افزود: جریان ضد انقلاب که همواره نان خود را در ایجاد اختلاف و دروغ‌پراکنی می‌داند، اقدام به انتشار مطالب کذبی به نقل از بنده کرده است.

وی ادامه داد: این بار اول نیست که چنین تحرکات ضد اخلاقی از این جریان‌های منحرف بروز می‌کند که علاوه بر مخدوش شدن حیثیت حرفه‌ای آن‌ها،‌ هیچ حیثیت و مرز اخلاقی نیز برای خود باقی نگذاشته‌اند.

قاسمی خاطرنشان کرد: برخی رسانه‌های داخلی نیز بدون تحقیق این اظهارات غیراخلاقی و کذب را بازنشر داده‌اند که نشان از بی‌تقوایی آن‌هاست، چرا که بر اساس نصّ صریح قرآن کریم، هر گاه فاسقی برای شما خبری آورد، باید ابتدا در مورد صحت و سقم آن جستجو و تبیّن کرد که جریان ضد انقلاب مصداق تمام فسق است.

وی با یادآوری اینکه جریان حزب‌الله همواره نظرات و انتقادات خود را در چارچوب اخلاق و منطق و به‌دور از هتاکی بیان می‌کند، افزود: در ماجراهای اخیر نیز حزب‌الله بدون نظر نیست اما بر اساس تصریح رهبر معظم انقلاب با درایت از هرگونه القای اختلاف و دودستگی خودداری کرد.

این فرمانده دوران دفاع مقدس در پاسخ به اینکه آیا از رسانه‌های دروغ‌پرداز شکایت می‌کنید، گفت: اغلب منتشر کنندگان این اکاذیب رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب هستند، در عین حال در قبال رسانه‌های داخلی منتشر کننده خبر به‌منظور بالا بردن آستانه حساسیت در باب انتشار بدون تحقیق خبر، پیگیری قضایی خواهم کرد.

گفتنی است رسانه‌های ضدانقلاب، اظهارات از اساس کذبی را به سعید قاسمی نسبت داده‌اند که در این اظهارات، توهین‌های زیادی به رئیس‌جمهور شده است.


انحراف عقیدتی مثل یک بیماری مسری جامعه را نابود می‏کند
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی: آیت الله مصباح یزدی ، سخنرانی
انحراف عقیدتی مثل یک بیماری مسری جامعه را نابود می‏کند/ مطهری با بیماری عقیدتی مبارزه کرد

انحراف در عقیده خصوصا در جامعه ای دینی همچون جامعه ایران که با هجوم تفکرات غربی و التقاطی روبروست، سبب شده است تا ریشه داران در حوزه‎های اندیشه دینی خصوصا حوزه علمیه قم، به آن به چشم یک تهدید همیشگی در جامعه بنگرند. و در این میان، شهید مطهری را باید پرچم دار حرکت مقابله با انحراف عقیدتی در حوزه‎های علمیه تلقی کرد، مقابله‎ای که سرانجام و نهایت آن نیز شهادت وی توسط منحرفین بود.

نشریه"یادآور" سال گذشته با انتشار مصاحبه‎ای از علامه مصباح یزدی، به ریشه شناسی این انحراف پرداخته است. علامه مصباح یزدی در این مصاحبه با اشاره به التقاط موجود در تفکر جریان انحرافی فرقان که عوامل اصلی شهادت استاد مطهری بوده‎اند، قیام در مقابل انحراف فکری را مهمترین هدف خود در طول بیش از 40 سال فعالیت جدی سیاسی و علمی خود عنوان کرده است قیامی که موجب شد تا رهبر معظم انقلاب در زمانه هجوم عقیدتی جریان غربزده به اندیشه‎های دینی، مدال مطهری زمانه را به وی اعطا کند.

رجانیوز، به مناسبت فرارسیدن ایام شهادت استاد شهید مطهری، متن مصاحبه با مطهری زمانه را در باب ریشه یابی انحراف در عقیده تقدیم خوانندگان می‎کند:

همان‌طور که استحضار دارید گروه موسوم به فرقان در سال 1355 با تمایلی ملموس به معارف چپ و اصرار شدید بر تئوری «اسلام منهای روحانیت» شروع به ارائه تعبیر و تفسیرهای قرآنی کرد. اسناد نشان می‌دهند که این گروه در آن برهه در جذب برخی جوانان که انگیزه‌های مبارزاتی داشتند و دنبال شنیدن سخنانی بودند که با منطق مبارزاتی هم جور در بیاید، توفیقاتی داشتند. اینها خود را حزب هم معرفی نمی‌کردند و می‌گفتند که ما یک جریان فکری هستیم. استقبال از این جریان مسبوق به سابقه‌ هم بود، یعنی قبلاً قبح مصادره احکام اسلام و آیات قرآن به نفع جریان چپ و مارکسیسم و نیز اسلام منهای روحانیت، نزد برخی از کسانی که مدعی مبارزه بودند، ریخته بود و در نتیجه، گرایش نسبتاً‌ محسوسی نسبت به این تفکر پیش آمد. حضرت عالی به عنوان شخصیتی که از چهار دهه قبل نسبت به پدیده التقاط و گروه‌های این چنینی حساس بوده‌اید، تصور می‌کنید‌ قبل از ظهور فرقان یعنی در مقطع قبل از سال 55، چه جریاناتی بودند که زمینه‌ساز نفوذ کلمه اینها در بین جوانان و دانشگاهیان شدند و در نتیجه حساسیت چندانی نسبت به حضورشان نشان داده نشد، جز یکی دو مورد که شاخص‌ترین آنها مرحوم شهید مطهری بود.

قبل از پیروزی انقلاب، حوادث و جریاناتی اتفاق افتاد که تجزیه و تحلیل آنها و قضاوت درباره آنها نیاز به فرصتزیادی دارد که طبعا در یکی دو جلسه، میسر نمی‌شود. اجمالا باید نگاهی کلی به فضای فرهنگی و سیاسی آن زمان بیندازیم. در آغاز نهضت امام(ره) و روحانیت، یک جریان سیاسی قوی در کشور وجود داشت و طیفی نسبتاً گسترده از گروه‌ها و احزاب را در بر می‌گرفت که جامع آنها گرایش مارکسیستی بود. شاخص‌ترین احزاب این جریان، یکی حزب توده بود و دیگری فدائیان خلق که بعدها به اکثریت و اقلیت تقسیم شدند، احزاب دیگری هم بودند که رسماً‌ مارکسیست بودند. ادعای جریان چپ این بود که اساساً مارکسیسم، علم انقلاب است و هرجای دنیا انقلابی اتفاق بیفتد، نشأت گرفته از تئوری‌های مارکسیستی است. این طرز فکر در کل دنیا آثار زیادی برجای گذاشت، بر اساس همین نگاه، انقلاب‌های زیادی شکل گرفت و همه آنها هم انقلاب علیه استعمار بود، اما ایدئولوژی آنها مارکسیسم بود، به همین دلیل رفته رفته این گمان تقویت شد که مارکسیسم علم انقلاب است.
 
در کشور ما هم پیدایش و تقویت این تفکر، به سال‌ها قبل بر می‌گردد. حزب توده، سابقه طولانی فعالیت در کشور دارد و سابقه آن به شهریور 20 می‌رسد. این حزب در دوره رضاخان فعال بود و از چهره‌های شاخص آن دکتر ارانی بود. به هرحال مارکسیسم طیف وسیعی از گروه‌ها را در بر گرفت و بسیاری از احزاب، رسماً مارکسیست بودند.
 
در مقابل هم حرکت روحانیت، به‌خصوص از زمانی که به رهبری حضرت امام اوج گرفت، توده مردم مسلمان ایران را جذب کرد. احزاب انقلابی مارکسیستی در واقع این جریان را به عنوان رقیب نیرومند خود دیدند و احساس خطر کردند، گو اینکه در این جریان هیچ زمینه تشکیلاتی وجود نداشت، ولی قوت فکر و یا به اصطلاح امروز، ایدئولوژی، قدرت رهبری امام و نفوذی که در توده‌های مردم داشتند،‌ برای مارکسیست‌ها یک رقیب بسیار خطرناک محسوب می‌شدند. از آن وقت اینها سعی کردند رقیب را تضعیف کنند و در واقع در مقابل خود دو دشمن را می‌دیدند، یکی رژیم شاه و دیگری روحانیت و لذا می‌بایست در دو جبهه بجنگند. عمده فعالیت این گروه‌ها هم در دانشگاه‌ها بود. فعالیت‌های توده‌ای‌شان را هم میان کشاورزان و کارگران بردند. البته در دانشگاه‌ها بیشتر بر فلسفه ماتریالیسم، ماتریالیسم تاریخی، ماتریالیسم فلسفی و مارکسیسم به مثابه ایدئولوژی متمرکز بودند و نسبتاً موفق هم شدند.
 
به هر حال وقتی روحانیت به میدان آمد، آنها احساس کردند رقیب جدیدی پیدا شده و سعی ‌کردند او را از میدان بیرون کنند و در واقع مثلثی تشکیل شد که هر ضلعش دو دشمن داشت. دشمن روحانیت شاه بود و مارکسیسم، دشمن مارکسیسم هم روحانیت بود و شاه و دشمن شاه، هم مارکسیسم بود و هم روحانیت. در این میدان که این سه عنصر در آن با یکدیگر می‌جنگیدند، برای بسیاری از جوانان، به‌خصوص دانشگاهیان تضادی به وجود آمد، یعنی همه بر اساس فطرت پاک خودشان و مشاهداتی که از دستگاه داشتند و ضررهائی که به واسطه وابستگی آن به استعمار متوجه کشور می‌شد، احساس می‌کردند که باید با این دستگاه مبارزه کرد، اما نمی‌دانستند که باید راه روحانیت را انتخاب کنند یا مارکسیسم را برگزینند، از این رو تضادی را در وجود خود احساس می‌کردند. این تضاد در میان کسانی که تحت تاثیر علائق خانوادگی، محیط و یا علائق فردی و شخصی خودشان گرایشات مذهبی داشتند، بیشتر بود. از یک طرف می‌خواستند در فعالیت‌های مبارزاتی شرکت کنند و کم و بیش مارکسیسم را به عنوان علم انقلاب پذیرفته بودند، از یک طرف می‌دیدند مارکسیسم با اسلام نمی‌سازد، این بود که گروه‌های مختلفی با الهام از اشخاص مختلف، سعی کردند به‌نحوی این تضاد را برطرف کنند و کاری کردند که هم از علم مارکسیسم استفاده کنند و آن را به عنوان روشی انقلابی برگزینند و هم از سوی دیگر، از ارزش‌های اسلامی و باورهای خودشان دفاع کنند.
 
در این زمینه سلیقه‌های گوناگون، توسط افراد مختلفی مطرح و دست به کار شدند. چیزی که برای این گروه فرهنگی، دانشگاهی و فرهیخته، مشگل‌گشا تلقی می‌شد، این بود که بعضی از تحصیلکرده‌های ایرانی که در خارج تحصیل کرده بودند، به‌خصوص در رشته‌های جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و حتی تاریخ، در صدد بودند برای حل این تضاد، نسخه‌ای را از اروپا بیاورند. بسیار هم طبیعی بود، چون آن روزها در میان قشر تحصیلکرده ما، شاید یک درصد از افراد هم خود باوری نداشتند و همه چیز اعم از علم، تکنولوژی، اقتصاد، قدرت بین‌المللی و ... را دستاورد غرب می‌دانستند. اگر هم بر زبان نمی‌آوردند، در دلشان بود که ما اگر می‌خواهیم پیشرفت کنیم و از این مشکلات رهائی پیدا یابیم، باید از نسخه‌های خارجی اقتباس کنیم و ببینیم آنها چه راهی را طی کرده‌اند که به اینجا رسیده‌اند و ما هم همان راه را برویم. این مطلبی بود که تقی‌زاده در صدر مشروطیت صراحتاً گفت که ما اگر می‌خواهیم پیشرفت کنیم، باید از مغز سر تا نوک پا، غربی شویم! البته خیلی از اینها سوء‌نیتی هم نداشتند و واقعاً‌ این طور فکر می‌کردند که اگر آنها پیشرفت کرده‌اند، باید دید چه کرده‌اند.
 
در زمینه علوم مهندسی و رشته‌هائی که سر و کار مستقیم با مسائل مادی دارند، از جمله پزشکی، شیمی، فیزیک و ... خیلی راحت می‌شد اقتباس کرد و جواب هم می‌داد، اما در این میان ناخودآگاه قیاسی صورت گرفت که اگر می‌توان در علوم دقیقه از غرب اقتباس کرد، در علوم انسانی هم این کار، شدنی است و همان کسانی که این صنایع و تکنولوژی را به ما داده‌اند، در علوم انسانی هم حرفی برای گفتن دارند و می‌توان از روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد و ...آنها نیز اقتباس کرد.
 
کسانی که به علوم اجتماعی حساسیت داشتند، وقتی که در خارج تحصیل کردند و با فضای آنجا آشنا شدند، ملاحظه کردند که شبیه مشکلات جامعه ما برای آنها هم وجود داشته و آنها توانسته‌اند حل کنند. کسانی هم که استعداد خوبی داشتند و دنبال این بودند که از تجربه‌های غربی‌ها و اروپائی‌ها مواردی را اقتباس کنند، چند چیز در آنجا توجهشان را جلب کرد که مسائل چندان مخفی‌‌ای هم نبودند.
 
یکی از آنها تحول مدرنیته و پیدایش رنسانس بود که نقطه عطفی در تاریخ غرب محسوب می‌شود و هرکس مختصر آشنایی با تاریخ جهان داشته باشد، متوجه خواهد شد که رنسانس، تاریخ اروپا را کاملا به دو بخش متمایز تقسیم کرد. به قول خود غربی‌ها رنسانس باعث شد که ارزش‌ها از آسمان به زمین بیایند، بدین معنا که در دوران قرون وسطی، مردم به دنبال ارزش‌های ملکوتی و آسمانی و الهی بودند، ولی از دوران رنسانس این مسئله عوض شد و محور ارزش‌ها از آسمان به زمین و انسان منتقل گردید و به‌طور کلی گرایشات اومانیستی شکل گرفت.
 
پدیده خاص دیگری که در اروپا روی داد، پدیده پروتستانیسم بود. قبل از پیدایش پروتستانیسم، تحمل سیطره کلیسای کاتولیک بر اروپا و همکاری کلیسا با سلاطین و قدرتمندان و زورمندان، ‌برای مردم مشکل بود. مردم می‌دیدند که اینها برای دوشیدن مردم و ظلم به آنها، دستشان با حاکمان در یک کاسه است و مردم در مقابل آنها و حاکمان قدرتی ندارند. انقلابیون غربی و کسانی که گرایشات اصلاح‌طلبانه داشتند، معتقد بودند باید سیطره کلیسا را که در جهت ظلم و نامردمی کار می‌کند، شکست، والا تا زمانی که کلیسا قدرت داشته باشد، مردم توسری‌خور خواهند بود. زمینه‌هائی فراهم شد که قدرت کلیسا بشکند و غرب در زمینه‌های علوم پیشرفت کند و موجبات تضعیف کلیسا فراهم شود. رفتاری که کلیسا با گالیله و امثال او کرد، آن را بدنام کرد و نیز فسادهائی که در داخل دستگاه کلیسا بود و ظلم‌های گسترده‌ای که می‌کرد، زمینه را برای پیدایش رنسانس و تنزل دستگاه پاپ فراهم کرد.
 
ضربه نهائی را لوتر و امثال او به کلیسا زدند و انتقادات تندی را متوجه این نهاد کردند و آن را مورد حمله شدید قرار دادند. زمینه‌های اجتماعی هم فراهم بود، مردم به کلیسا بدبین شده بودند و از ارزش کلیسا در اذهان کاسته شده بود. اینها هم ضربه نهائی را به کلیسا وارد کردند و بحث‌ پروتستانیسم شروع شد.
 
حالا اینکه اینها چه کسانی بودند و چه اهدافی داشتند، قضاوت‌های مختلفی در باره‌شان هست. بعضی‌ها در این زمینه گرایش‌های تندی دارند که من چون مورخ نیستم، در باره آرای آنها قضاوتی نمی‌کنم. بعضی می‌گویند که این حرکت از دسیسه‌های یهودی‌ها بوده و حتی خود مارتین لوتر هم خطاب به کلیسای کاتولیک گفته بود: «اگر کاتولیک‌ها از اینکه مرا کافر بنامند، خسته شده‌اند، بهتر است مرا یهودی بنامند». به هرحال جریان فوق‌العاده خطرناکی برای کلیسای کاتولیک پیش آمد و معترضین در میان روشنفکران و کشورهائی تازه تاسیسی مثل آمریکای شمالی نفوذ زیادی پیدا کردند. آنها در انگلستان اساسا کلیسای جدیدی را تاسیس کردند و به بسط نفوذ خود پرداختند. در آلمان و فرانسه هم همین‌طور، به‌خصوص آلمان.
 
علتی که باعث شد اینها بتوانند در میان مردم نفوذ زیادی پیدا کنند، این بود که واسطه بین خدا و خلق خدا شدند و به وکالت از طرف خدا، گناهان مردم را می‌بخشیدند! و انجیل را آن ‌گونه که می‌خواستند تفسیر می‌کردند. بعد از این رویداد، آنهائی که از دستگاه کاتولیک گلایه داشتند، نفس راحتی کشیدند و گفتند از دستشان خلاص شدیم و حالا دیگر خودمان می‌توانیم انجیل را معنا و به آن عمل کنیم و نیازی به وساطت پاپ و کشیش نداریم. این نظریه به‌سرعت رواج پیدا کرد و حتی به علوم سیاسی و اقتصادی هم کشید. من در این زمینه تخصصی ندارم و لذا وارد بحث تاثیر این جریان بر تمدن و پیشرفت اروپا نمی‌شوم؛ اما اجمالاً باید اشاره کنم که بعضی‌ها در این باره خیلی مبالغه می‌کنند و اساساً تمدن جدید و نیز اقتصاد را مرهون پروتستانیسم می‌دانند.
 
این دو نقطه عطف تاریخ اروپا، برای دانشجوی مسلمان ایرانی که بین دین و این حرکت‌های اجتماعی و سیاسی که کم و بیش متاثر از مارکسیسم بودند، نوعی تضاد و سرگردانی را ایجاد می‌کرد، مخصوصاً وقتی به محافل علمی و متفکرین تأثیرگذار آنها نگاه می‌کرد که یا رسما مارکسیسم را پذیرفته بودند و یا به‌نحوی از آن متاثر شده بودند، مخصوصا در بین اساتید جامعه‌شناسی و تاریخ دانشگاه‌های مهم فرانسه، مخصوصا سوربن، کسانی مثل گوروویچ وجود داشتند که افکار ماتریالیستی داشتند و فیلسوف جامعه‌شناسی هم تلقی می‌شدند و اینها باعث می‌شدند که روشنفکر ایرانی بگوید بد نیست نسخه‌ای از تحولات غربی را بگیریم و سعی کنیم آن نسخه را در اجتماع خود جا بیندازیم.
 
وقتی این دانشجویان به داخل کشور برگشتند و شروع به فعالیت کردند، آن عده که استعدادی داشتند و وجهه اجتماعی مطلوبی هم برایشان فراهم شد، در دانشگاه‌ها نفوذ پیدا کردند و جوانان را به‌طور کلی و جوانان دانشگاهی را مخصوصاً تحت تاثیر قرار دادند تا از نسخه پروتستانیسم برای اسلام جدیدشان استفاده کنند. فکرشان هم این بود که نه اسلام را کنار می‌گذاریم و نه اسلامی را که آخوندها و روحانیون و علما می‌گویند، می‌‌پذیریم. اگر بخواهیم این را بپذیریم، دست و بالمان حسابی بسته می‌شود و همین که بخواهیم کاری کنیم، می‌گویند حرام و خلاف شرع است، نخواهیم هم بپذیریم، در حرکت‌های اجتماعی پیشرفتی نمی‌کنیم. باید دستمان باز باشد که به هرچه می‌خواهیم عمل کنیم و پایبند به اصول کلامی و فقهی متعارف هم نباشیم. تصور کردند که در جامعه ما هم تضادی شبیه به تضاد کلیسای کاتولیک و روشنفکرها وجود دارد. نمونه آن هم مشروطیت و مخالفان آن بود. مخالفان مشروطیت را کاتولیک‌های مسلمان و روشنفکرها را پروتستان فرض کردند، بنابراین به این نتیجه رسیدند که اگر بخواهیم از این تضاد، خلاصی پیدا کنیم باید پروتستانیسم را از یک طرف و رنسانس را از سوی دیگر - منتهی با ظاهر اسلامی - مطرح کنیم.
 
اینها بحث‌هائی هستند که در نوشته‌های آن دوران مطرح شده‌اند. اینها راهکارهائی را که برای نجات و پیشرفت کشور مطرح می‌کنند، ‌یکی رنسانس اسلامی است و دیگری پروتستانیسم اسلامی. البته این تعابیر را قبلا آخوندوف و امثال او مطرح کرده بودند. قبل از آن را نمی‌دانم، ولی اولین کسانی را که می‌شناسیم امثال آخوندوف و معاصرین او هستند که می‌گفتند ما نباید صریحا با اسلام مخالفت کنیم، چون پیشرفت نخواهیم کرد و مردم به‌آسانی دست از دینشان برنمی‌دارند، بنابراین باید قالب‌ها را حفظ کنیم و محتوا را تغییر بدهیم. این شعار آخوندوف بود. کسان دیگری هم که با او همفکر بودند، عملا همین کار را می‌کردند و می‌گفتند با اسم و شعارهای اسلامی مخالفت نکنید، اما سعی کنید محتوا را عوض کنید و همین را هم پیشنهاد می‌کردند که ما باید در ایران پروتستانیسم را به وجود بیاوریم.  
 
برای دستیابی به این هدف، ابتدا باید روحانیت و حوزه‌های علمیه را تضعیف می‌کردند. البته در این جهت می‌توانستند خوب موفق شوند، چون دستگاه شاه هم با آنها همراه بود. این هدف مشترک شاه و این روشنفکرها و به اصطلاح انقلابیون بود که در این جهت مزاحمی نداشتند و لذا خوب تاختند و هرچه می‌خواستند، حتی به زبان شوخی و طنز و مسخره و توهین به آخوندها می‌گفتند. طبعاً در هر گروهی نقطه ضعف‌هائی می‌شود پیدا کرد و اینها می‌گشتند و این نقطه ضعف‌های نه چندان اساسی را پیدا می‌کردند و زیر ذره‌بین می‌گذاشتند تا جائی که تِز «اسلام منهای روحانیت» تبدیل به یک شعار انقلابی قابل قبول شد. یکی از این روشنفکرها در نامه‌ای به پدرش می‌نویسد: «همان‌طور که مصدق تِز اقتصاد منهای نفت را پیشنهاد کرد، من تِز اسلام منهای روحانیت را پیشنهاد می‌کنم. او موفق نشد. من پیشنهاد کردم و موفق شدم.» و از این بابت به خود می‌بالد!
 
این راه حلی بود که مطرح کردند که ما اسلام را قبول داریم، منتهی خودمان به منابع اسلامی مراجعه می‌کنیم. قرآن برای «ناس» آمده و ما هم «ناس» هستیم. روحانیت چه کاره‌ است؟ علما چه کاره‌اند؟ ما خودمان به سراغ قرآن می‌رویم و آنچه را که خودمان دلمان می‌خواهد از قرآن استفاده می‌کنیم و باز از تئوری‌هائی که در غرب مطرح شده بود، از جمله هرمنوتیک و امثال اینها استفاده و به اصطلاح تفسیر سمبلیک قرآن و شریعت را به عنوان یک استراتژی مطرح کردند و تا حدودی موفق هم شدند، منتهی برای اینکه بتوانند تفسیر دلخواه خودشان را از قرآن ارائه بدهند، درهرحال به مختصر آشنائی با قرآن نیاز داشتند و لذا سعی کردند برخی از طرفداران خود را از میان روحانیون یا طلاب جوان انتخاب کنند؛ سعی کردند در چند شهر بزرگ و مراکز علمیه آنها و در روحانیت نفوذ کنند. مناطق نفوذ آنها یکی در تهران بود و یکی هم در مشهد. در قم هم فعالیت‌هائی کردند، منتهی اینجا دریائی بود که در آن چندان نمی‌توانستند مانور بدهند؛ ولی در مشهد و در تهران موفقیت‌هائی را به دست آوردند؛ یعنی توانستند چهره‌های مبتدی را جذب کنند.
 
مروجین «اسلام منهای روحانیت» چندان بر هویت روشنفکری خود تاکید نداشتند! شاید این نکته را دریافته بودند که اگر بخواهند در قامت یک روشنفکر و به شکل صریح به اسلام حمله کنند، قاعدتا مورد استقبال جامعه متدینین قرار نمی‌گیرند، چون ممکن است حداقل تعبیری که از این رفتار بشود این باشد که اینها درصدد رقابت با روحانیت هستند. این افراد معمولاً سعی زیادی می‌کردند تا بخشی از ابواب جمعی خود را از میان روحانیون انتخاب کنند. چه رابطه‌ای بین ترویج «اسلام منهای روحانیت» آن هم توسط برخی ملبسین به لباس روحانیت با این طیف می‌بینید، به‌خصوص که این روزها هم شاهد مصادیق شاخصی از این جریان هستیم. فلسفه این رویکرد چیست که این تِز توسط کسانی ترویج می‌شود که خودشان قاعدتاً ‌باید مدافع این جایگاه باشند. 
 
من فکر می‌کنم این تاکتیک شناخته‌ شده‌ای است که سابقه طولانی هم دارد. همه جا وقتی ملاحظه می‌شود که توده مردم، مجموعه‌ای از ارزش‌ها را پسندیده و قبول کرده‌اند و برای آن حاضرند فداکاری کنند، اگر بخواهند آن ارزش‌ها را از مردم بگیرند، بهترین کار این است از کسانی که مدافع آن ارزش‌ها حساب می‌شوند، استفاده کنند، چون مردم این ارزش‌ها را از کسانی که پرچمدار آنها هستند، ‌یعنی از علمای دین یاد گرفته‌اند. وقتی کسی را بخواهند علیه دین تحریک کنند و دینش را از او بگیرند، اگر بتوانند از میان کسانی که مروج دین حساب می‌شوند و مردم به آنها اعتماد دارند، کسانی را پیدا کنند، خیلی راهشان باز و آسان می‌شود و لذا دشمنان دین حق، همیشه سعی می‌کردند عوامل خود را از میان کسانی انتخاب کنند که مردم، آنها را به عنوان متولیان دین خود می‌شناسند. 
 
این روش متداولی است. وقتی می‌خواهند با اسلام مبارزه کنند، مستقیما نمی‌گویند اسلام بد است، چون کسی زیر بار نمی‌رود و اقدامشان در نطفه خفه می‌شود، اما اگر بگویند اسلام خیلی هم خوب است و ما هم موافقیم، اما شما اسلام را بد فهمیده‌اید، دلیلش هم این است که فلان عالم این را گفته، کارشان آسان می‌شود، چون مردم می‌گویند ما دین را از عالمان گرفته‌ایم و این هم عالم است، لابد درست می‌گوید. از آنجا که خواسته‌های حیوانی افراد هم با چنین تعبیر و تفسیرهائی تامین می‌شود، کار اینها می‌گیرد، بنابراین خیلی روشن است که حتی وقتی می‌خواهند با دین مخالفت کنند، این کار را به دست کسانی انجام بدهند که به نام مدافعین دین شناخته می‌شوند.
 
من مایلم تکمله‌ای داشته باشم به نکته‌ای که در صدر گفت و گو عرض کردم. روشنفکران و جوانان، راه حل را در این دیدند که بین دین و این افکار جدید آشتی برقرار کنند و بهترین راهش هم این بود که تفسیری را از دین ارائه بدهند که با این رفتارها سازگار باشد. این یک استراتژی بود و از تاکتیک‌های مناسبی هم استفاده کردند، از جمله از زمینه‌های فلسفی، علمی و اجتماعی و نیز از پیدا کردن نمونه‌ها و شواهد تاریخی.
 
مثلا در کشور خودمان شروع کردند به بد گفتن از خواجه نصیر طوسی و علامه مجلسی و تأکید بر اینکه خواجه نصیر وزیر هلاکوخان بود و این را به دنیاطلبی و سودطلبی تفسیر کردند که با روحیه انقلابی نمی‌سازد و اگر ایشان روحیه انقلابی داشت، نباید با حاکم وقت می‌ساخت و یا علامه مجلسی که منصب شیخ‌الاسلامی را در زمان صفویه قبول کرد، باعث شد که صفویه بتوانند بر گرده مردم سوار شوند، درحالی که اینها باید پرچم مبارزه را بلند می‌کردند! این حرف‌ها را زدند و نوشتند و حتی گفتند که فلان شخص یهودی، ارزشش برای ما بیشتر از علامه مجلسی یا خواجه نصیر است، درحالی که خواجه نصیر طوسی کسی است که غیر از خدمات دینی، خدمات علمی فراوانی هم کرده و همچنین خدمات سیاسی و اگر او نبود، معلوم نیست وضع سیاسی ایران چه می‌شد؛ یا علامه مجلسی و نقشی که در ترویج روحانیت و فرهنگ تشیع داشت و خدماتی که شخصا برای ترویج فرهنگ تشیع انجام داد، با هیچ کس قابل مقایسه نیست. خرد کردن چنین شخصیت‌هائی به بهانه اینکه چرا پستی را قبول کرده‌اند، جای بحث فراوان دارد و اگر شاید یک صدم چنین پستی را دستگاه حاکمه به خود این آقایان می‌داد، آن را دو دستی می‌قاپیدند! شعار می‌دادند که ما انقلابی هستیم و با دستگاه نمی‌سازیم، ولی شاید بشود شواهدی را ارائه کرد که همین اشخاص همراهی‌ها و همگامی‌های پنهانی با دستگاه داشته‌اند.
 
مقداری هم به موضوع اصلی این گفت‌و‌گو بپردازیم. خود جناب‌عالی از کی متوجه تأویل و تفسیرهای فرقان شدید؟ اینها حدود 25 جزء از قرآن را تفسیر کرده بودند. خود شما از چه مقطعی متوجه شدید که این نحله سر برآورده و مشغول فعالیت است و اطلاعات شما نسبت به این گروه چگونه تکمیل شد و چه حدسیاتی در باره آینده آنها می‌زدید؟ 
 
نمود و بروز اینها در اوایل پیروزی انقلاب بود. قبل از آن چیزی به حساب نمی‌آمدند و چند جوان کج‌سلیقه تلقی می‌شدند. این طور نبود که قابل اعتنا باشند. در بسیاری از جاها، چند نفر گرایش‌هائی به آنها پیدا ‌کردند، ولی رهبری متمرکزی وجود نداشت. مقدمه‌ای را که عرض کردم عمدتاً برای این بود که زمینه فکری‌ای فراهم شود تا به وسیله آن بشود تحلیل کرد که آنها چگونه ‌توانستند از فضای فرهنگی و سیاسی موجود سوء استفاده کنند. اینکه چطور این گروه‌ها پیدا می‌شوند، روان‌شناسی خاصی دارد. افرادی پیدا می‌شوند که استعداد خاصی دارند و غروری در آنها پیدا می‌شود. می‌بینند کسانی کارهای بزرگی را انجام داده‌‌اند، به خود می‌گویند چرا ما این کار را نکنیم. عامل روانی مشترک بین همه اینها غرور است و اینکه احساس می‌کنند می‌توانند کارهای بزرگی بکنند!   
 
قبل از پیدایش فرقان، گروه مشابهی هم در قم سر برآورد که پس از انقلاب هم تا مدتی مشغول فعالیت‌های خطرناک بود. مؤسس این گروهک هم طلبه ساده‌ای بود که بسیار مغرور بود. من سید مهدی هاشمی را از زمانی که کت و شلواری بود می‌شناختم. همان زمان هم که هنوز درس رسائل و مکاسب می‌خواند، حس می‌کرد عرضه‌ خاصی دارد. او در محل خودشان چند نفری را جمع کرد و احساس کرد می‌تواند کارهایی را انجام بدهد. موفقیت‌های جزئی هم در بعضی کارها پیدا کرد و به این توهم دچار شد که می‌تواند دنیا را تسخیر کند، کشورهای دیگر را تابع دیدگاه خود کند، با رئیس فلان کشور ارتباط برقرار کند و از این نوع بلندپروازی‌ها پیدا کرد. خودش هم نهایتا در اعترافاتش گفت که عامل همه اینها غرور بوده است. تقریبا تمام سران این گروه‌های منحرف، آدم‌های مغروری بودند و همین غرورشان اینها را به انحراف کشاند و عده‌ای را هم به دام انداخت و گرفتار کرد.
 
رهبر گروه فرقان هم همین طور بود. او فرد با استعدادی بود و به یک خانواده فقیر و مذهبی تعلق داشت. او همراه با درس‌های طلبگی که خیلی هم طول نکشید، به مطالعه کتاب‌های روشنفکران روی آورد و سخت تحت تاثیر آنها قرار گرفت و تِز «اسلام منهای روحانیت» را که بعداً اینها پرچمدارش شدند، از نویسنده دیگری اخذ کردند. مطالعات او هم روی همان کتاب‌ها بود و سخنرانی‌هائی هم که می‌کرد، ترجمانی از همان کتاب‌ها بود. تفسیرهائی هم که برای قرآن می‌گفت و می‌نوشت، برگرفته از همان تفسیر سمبلیک قرآن بود که از فرانسه به ارمغان آورده شده بود. فردی که این نگاه را از فرانسه آورد، در تفسیر هابیل و قابیل در قرآن گفته بود: «هدیه قابیل پذیرفته نشد، چون سرمایه‌دار بود! و خوشه‌های گندم هابیل پذیرفته شد، چون کشاورز زحمتکشی بود!» سپس می‌گوید: «من مانده بودم این کلاغ سیاه در این قصه چه کاره است؟ ‌بعد متوجه شدم که آن کلاغ سیاه، آخوند است!» و این آقا شد الگوی تفسیر سمبلیک قرآن! ‌و این نوع نگاه و تفسیر منتقل شد به آقای گودرزی که سواد کم و غرور زیاد داشت و شرایط مساعد اجتماعی هم در او این پرسش را برانگیخت که ما چرا فقط برای داستان هابیل و قابیل این کار را بکنیم؟ می‌شود همه قرآن را این طور تفسیر کرد! متاسفانه بعضی از اشخاصی که الان هم از شخصیت‌های پشت پرده جریانات و آشوب‌های اخیر  هستند، در مسجد قلهک و جاهای دیگر همین حرف‌‌ها را زدند. در سایة اظهارات آن افراد، چهره‌هائی مانند گودرزی هم جرئت بیشتری پیدا می‌کردند.
 
اشاره کردید که در سال 56 و 57 که اینها جزوات تفسیر قرآن خود را پخش کردند، چندان جایگاهی پیدا نکردند و حال آنکه بخش زیادی از نیروهای خود را در همین سال‌ها جذب کردند.
 
به نظرم در اعترافات آنها هم باشد که گفتند ما چند نسخه از این تفاسیر را به زحمت تکثیر کردیم، ولی نتوانستیم آنها را بفروشیم. به‌زحمت در مدرسه‌ای، مسجدی یا پیش شخصیتی این جزوه‌ها را مطرح می‌کردند، چون هم نمی‌خواستند شناخته شوند و هم امکاناتش را نداشتند.
 
با این اوصاف فلسفه حساسیت آیت‌الله مطهری از همان ابتدا در برابر اینها چه بود؟
 
این مسئله، وظیفه‌شناسی یک پزشک دردمند و دردشناس جامعه را می‌رساند که هنگامی که انحرافی پدید می‌آید، می‌تواند پیش‌بینی کند که چه امراض و مفاسدی را به دنبال خواهد داشت. یک پزشک خوب می‌داند که اگر یک بیماری شایع شود، چه بلائی بر سر کشور می‌آید. مرحوم آقای مطهری به عنوان یک اسلام‌شناس واقعی می‌دانست که اگر تفسیر سمبلیک مطرح شود و جا بیفتد، بزرگ‌ترین خطری است که اسلام را تهدید می‌کند و قرائت‌های مختلف و من‌درآوردی از قرآن را به همراه خواهد داشت و از آن پس، هر حرفی بزنید، جواب خواهند داد این قرائت شماست. ما قرائت دیگری داریم! و دیگر چیزی که بشود به آن استناد کرد، باقی نمی‌ماند. 
 
چه خطری بالاتر از این برای دین وجود دارد؟ این خطرات را امثال آقای مطهری درک می‌کردند. دیگران و امثال بنده چه می‌فهمیدیم؟ دیگران می‌گفتند حالا یک طلبه‌ای یک حرفی زده و یک اشتباهی کرده، حرفش ارزشی ندارد، ولی آقای مطهری می‌دانست که این حرف‌ها چه پتانسیلی دارند و چگونه به‌سرعت رواج پیدا می‌کنند، مخصوصا آنکه پدیده‌ای مثل پروتستانیسم در اروپا تلقی می‌شدند. ایشان می‌دانست اینها حرف یک طلبه و صحبت از یک جزوه پلی‌کپی شده نیست و می‌تواند مثل یک بیماری مسری، مراکز دانشگاهی و حتی مراکز حوزوی را آلوده کند و ما شاهد بودیم با همه ضعفی که اینها داشتند، چه زمینه‌هائی را فراهم کردند و منشاء چه فسادهای عجیبی شدند. 
 
گودرزی در تهران و آشوری در مشهد چه فسادهائی که به بار نیاوردند. خانه‌های تیمی کذائی، ازدواج‌های دسته‌جمعی، آن هم به استناد قرآن! آشوری رفته بود به شاهرود و عده‌ای پسر و دختر را دسته‌جمعی عقد کرده بود. آنها گفته بودند ما چنین چیزی را ندیده و نشنیده‌ایم، گفته بود قرآن گفته «نسائکم!» یعنی این زنان برای مجموع شما هستند!‌ هر مرد و زنی در این تیم می‌توانستند با هم زندگی کنند و آشوری اینها را بر اساس همان تفاسیر سمبلیک می‌گفت. او حتی در کتاب «توحید» نوشت: «ماتریالیسم فلسفی اشکالی ندارد، مخصوصاً آنجا که زایا باشد! آن چیزی که ما با آن مخالفیم، ماتریالیسم اخلاقی است، یعنی اینکه عده‌ای دنبال پول باشند، والا ماتریالیسم فلسفی که می‌گوید خدائی نیست، اشکالی ندارد!» و همین‌ها را بر اساس قرآن تفسیر می‌کرد که می‌توانید حساب کنید چه چیزی از کار در می‌آید. 
 
این خطر را امثال آقای مطهری درک می‌کردند. ایشان می‌دانست که این درخت از ریشه فاسد است. تشخیص اینکه فساد مربوط به ریشه است یا برگ یا شاخه، کار امثال آقای مطهری است. ایشان در این زمینه کاملا تنها ماندند و حتی دوستان نزدیکشان هم ایشان را ملامت می‌کردند که چرا این قدر حساسیت به خرج می‌‌دهید؟ یک نفر بوده یک اشتباهی کرده. اشتباه در عالم زیاد است! گذشت روزگار صحت‌ سخنان این بزرگوار را اثبات کرد و از اولین قربانی‌ها هم خود ایشان بودند، بعد هم دیگران و تا امروز هم چه مفاسدی که به بار نیاورده. اگر شهادت آقای مطهری نبود، اینها بسیار گسترش پیدا می‌کردند. خون آقای مطهری بود که باعث شد اینها شناخته شوند و جلوی گسترش افکار‌شان گرفته شود.
 
برحسب شواهد، جناب‌عالی نسبت به تعلیمات و تفاسیر شخص آشوری حساسیت ویژه‌ای نشان می‌دادید. از چه مقعطی از این شخص شناخت پیدا کردید و به این نتیجه رسیدید که باید تعلیمات او را بی‌اثر کرد؟
 
آن‌طور که خاطرم هست، بنده در مدرسه منتظریه، هم معلم بودم و تفسیر و فلسفه می‌گفتم و هم عضو شورای مدیریت مدرسه بودم. مرحوم آقای بهشتی بودند و مرحوم آقای قدوسی و آقای جنتی و بنده. تفکرات انقلابی طبعاً در میان طلاب مدرسه رواج داشت و ما هم در مبارزه با شاه و دستگاه با آنها شریک بودیم و دشمن مشترک همه بود، منتهی بسیاری از طلبه‌های جوان هم تحت تاثیر افکار التقاطی قرار می‌گرفتند، تعدادی از آنها رسماً به دام مجاهدین افتادند که بعضی از آنها هنوز هم در خارج از کشور هستند، بعضی‌ها کشته یا اعدام شدند، بعضی‌ها هم تغییر قیافه دادند و به مقامات و ثروت‌هائی رسیدند! در آن زمان یک عده از طلبه‌های بسیار متدین و علاقمند به امام و انقلاب! برای ترویج افکار انقلابی، کتاب «توحید» آشوری را که قاچاق بود، می‌آوردند و پخش می‌کردند. نام کتاب «توحید» بود و مطالبش به ظاهر تفسیر قرآن و نویسنده آن هم یک فرد روحانی بود و می‌گفتند که او پیش فلان شخصیت هم درس خوانده.
 
طبعاً کسی که می‌خواست درباره مسائل انقلابی اطلاعاتی داشته باشد، تشویق می‌شد که این کتاب را بخواند. یک نسخه از این کتاب به دست ما افتاد. دو سه صفحه‌ای که خواندم، بهت‌زده شدم که چه جور کسی جرئت می‌کند به نام دین چنین حرف‌هائی بزند و این حرف‌ها بین طلبه‌ها، آن هم در مدرسه‌ای که ما مسئولش هستیم، رواج پیدا کند؟ کتاب را دقیقاً مطالعه کردم و دیدم سراپا زهر است! کتابی بود با ادبیات فریبنده و جذاب برای جوان‌ها، اقتباس‌هائی از آثار نویسندگان آن روزها، ولی روحش تفسیر سمبلیک قرآن.
 
عصرهای جمعه یک جلسه هفتگی در مدرسه داشتیم. من بسیار متاثر بودم و در آن جلسه فریاد زدم و عمامه‌ام را به زمین زدم که ما در حوزه باشیم و عمامه سرمان باشد و به نام روحانیت و به نام اسلام، چنین مطالبی پخش شود؟ این برخورد موجب گردید که عده‌ای نسبت به موضوع حساس شوند، والا قبل از این جریان، این کتاب به صورت بسیار عادی و به عنوان کتابی انقلابی مطرح می‌شد و طلبه‌ها گاهی از پول اندک خودشان و قربةالی‌الله این کتاب را می‌خریدند و بین خودشان توزیع می‌کردند! بعد من پیگیری کردم و گفتند نویسنده این کتاب گاهی به قم می‌آید و در اینجا جلساتی دارد و از دستگاه روحانیت سنتی و حتی از شیخ انصاری و امثالهم انتقاد می‌کند و زندگی زاهدانه‌ای هم دارد.
 
آقای قرائتی می‌گفتند: «من شنیده بودم که او وقتی به مهمانی می‌رود، روی تشک نمی‌خوابد؛ حتی فرش را کنار می‌زند و روی زمین می‌خوابد. غذایش یک کف دست نان و کمی ماست است.» به‌شدت تظاهر به زهد می‌کرد. در هرحال انتقاد از روحانیت، استراتژی مشترک این گروه‌ها بود، چون می‌دانستند که تا مردم تابع روحانیت باشند، اینها نمی‌توانند افکار خودشان را قالب کنند و لذا باید روحانیت را کنار بزنند و آنها را از مردم جدا کنند، اگر روحانیت نقطه ضعفی دارد، آن را درشت کنند، اگر هم ندارد، جعل کنند و آنها را از چشم مردم بیندازند. طبیعی است که اگر کسی لباس روحانیت داشته باشد و علیه روحانیت حرف بزند، خیلی موفق‌تر خواهد بود تا مردم عادی. بعدها بنده از منابع مختلفی شنیدم که آقای آشوری با چریک‌های فدائی خلق ارتباط پیدا کرده است.
 
در چند سال اخیر بعضی‌ از وابستگان باند هاشمی، در خاطراتشان برای اینکه راه فرار به جلو را در پیش بگیرند، استناد می‌کنند به دوران کوتاهی که آشوری نزد مقام معظم رهبری در مشهد درس خوانده بود. البته ایشان خودشان در این مورد توضیحات کافی داده‌اند. آیا شما در این مورد تحقیقی کردید؟
 
نه، من اطلاع چندانی از این جهت ندارم. اشاره کردم که آنها در ترویج افکارشان می‌گفتند این کسی است که خدمت آقا درس خوانده است؛ اما این سخن لغوی است. کسانی بودند که نزد پیغمبر اکرم(ص) درس خوانده بودند، نزد امیرالمؤمنین(ع) درس خوانده بودند و عاقبت به خیر نشدند. صرف اینکه کسی در دوره‌ای نزد کسی درس خوانده باشد، ملاک صحت راه و ضامن این نیست که تا به آخر سالم بماند. همه منحرفین در ابتدای امر که منحرف نبوده‌اند. شیطان که شاگرد خود خدا بود.

سئوال مهم‌تر و اساسی‌تر این است که بعد از پیروزی انقلاب الی یومنا‌ هذا،‌ مخصوصاً در مقطع کنونی، کماکان شاهد سر برآوردن افکار و جریانات فرقان‌گونه هستیم، حال آنکه تصور می‌شد با پیروزی انقلاب و تاسیس نظام جمهوری اسلامی و تلاش فکری و علمی که قاعدتاً حوزه‌های علمیه و علما آن را مدیریت خواهند کرد، زمینه بروز این افکار کمتر خواهد شد، اما الان متاسفانه می‌بینیم به‌شدت در بوق این‌گونه تفکرات دمیده می‌شود و تعقیب این سنخ ایده‌ها در محافل دانشگاهی هم بیشتر شده است. از دیدگاه شما چه شد که آن نتیجه مطلوب، یعنی تضعیف زمینه پدید آمدن این افکار و مکاتب پیش نیامد؟ ایراد از متولیان تبیین و تفسیر دین بود؟ حوزه‌های علمیه مقصر بودند و یا سرمایه‌گذاری‌های مروجین آن افکار چندین برابر شد؟ تحلیل شما در این مورد چیست؟
 
به‌طور کلی باید بدانیم در فرهنگ قرآنی اسلامی، ریشه همه این انحرافات از ابلیس است. او قسم خورده تا روز قیامت همه بندگان خداوند، جز عده قلیلی را که «مخلصین له ‌الدین» هستند، گمراه و منحرف کند. تا ابلیس زنده است، نباید انتظار داشته باشیم باب گمراهی و اضلال آدمیان بسته شود. این باب پیوسته و الی «یوم‌ یبعثون» باز خواهد بود. اگر کسی تصور کند زمانی می‌رسد که ما از افکار منحرف‌کننده، راحت و آسوده می‌شویم، اندیشه خیلی خامی است، بلکه بر عکس، باید این انتظار را داشته باشیم که روز به روز بر تجربه ابلیس و پیچیدگی امور افزوده ‌شود و در نتیجه حیله‌ها و ترفندهای ابلیس هم شکل‌های تازه‌ای به خود بگیرد. ابلیس قسم خورده که چنین کند و خواهد کرد، ولی صرف‌نظر از این موضوع، اگر ما شرایط جامعه خودمان را مطالعه و آن را با شرایط تاریخی صدر اسلام تا امروز مقایسه کنیم، مشاهده می‌کنیم که پیغمبر اکرم(ص) وقتی مبعوث شدند، بالاترین حد ظرفیت و توانمندی را برای مدیریت جامعه داشتند و اینکه کسی بهتر از پیامبر اسلام(ص) بتواند مردم را اداره کند، خلق نشده است و نخواهد شد. نه در محتوای تعلیمات ایشان کسری وجود داشت و نه در روش مدیریتشان. 23 سال هم در میان مردم بودند و مردم جزیرة‌العرب را از حضیض مطلق به اوج رساندند. این چیزی بود که همه هم می‌فهمیدند. فقط مقامات معنوی نبود که درکش مخصوص افراد خاصی باشد. همه می‌دیدند و می‌فهمیدند، ولی دیدیم هنوز چند روز از وفات ایشان نگذشته بود که عده‌ای از خواص، آگاهانه یا نا آگاهانه، به‌عمد یا غیرعمد در مسیری افتادند و دیگران را هم به همان مسیری کشاندند که هیچ تناسبی با آموزه‌های دوران پیامبر(ص) نداشت. چندی نگذشته بود که کسی مانند امیرالمؤمنین(ع) گلایه می‌کرد از کسانی که قرآن را تحریف و تفسیر به رای می‌کنند و از عالمان دنیا پرست تا آنجا که می‌گوید اینها فقط صورتشان مثل انسان است. اگر نهج‌البلاغه را مطالعه کنید، متوجه می‌شوید که ایشان مکرراً‌ از وجود چنین اشخاصی می‌نالد. مگر چقدر از رحلت پیامبر(ص) گذشته بود و مگر چند نفر مثل علی(ع) در جامعه حضور داشتند؟ 
 
این نشانه این است که زمینه انحراف مردمان و فعالیت ابلیس و شیاطین انس و جن که همکاران و یاران او هستند، بسیار وسیع است. وقتی در جامعه اسلامی ما نهضت روحانیت و انقلاب اسلامی اتفاق افتاد، باید آن را به عنوان چیزی شبیه به معجزه تلقی کنیم. پیش‌بینی این انقلاب بسیار سخت و دشوار بود. ما در هیچ جا سراغ نداریم که در کشوری، جامعه شناسی بر اساس تئوری‌های علمی پیش‌بینی کرده باشد که در ایران چنین اتفاقی خواهد افتاد و تازه بعد از اینکه اتفاق افتاد، همه گفتند حداکثر 6 ماه دوام می‌آورد و وقتی دیدند 6 ماه نشد، گفتند حداکثر 2 سال، ولی ما دیدیم که 30 سال دوام آورد و این نبود جز اینکه محتوای این انقلاب، محتوای محکمی بود و رهبر آن، رهبری بود که درسش را خوب از پیامبر اکرم‌(ص) یاد گرفته بود.
 
اما به همان دلایلی که بعد از پیامبر(ص) انحرافاتی پیدا شد، در انقلاب ما هم پیدا شد و می‌شود. البته رشد فکر جامعه جهانی به‌طور کلی و جامعه اسلامی بالاخص، مانع شد از اینکه انحرافات، تغییرات اساسی در اصول اولیه انقلاب پدید آورد، چون ما در برهه‌هائی از تاریخ سی ساله انقلاب شاهد بودیم انحرافاتی واقع شد که هیچ فکرش را نمی‌کردیم و با شعار انقلاب و شعار پیروی از خط امام و بازگشت به اساس انقلاب، کارهائی شد که قاعدتاً باید به براندازی اصل نظام اسلامی منتهی می‌شد و الحمدلله خداوند به دست بنده صالحش آتش این فتنه را خاموش کرد، والا آنچه برای جامعه‌شناسان کل دنیا قابل پیش‌بینی بود، این مسئله بود که انقلاب مخملی در ایران موفق خواهد شد و سرمایه‌گذاری‌های کلانی از جهات مختلف علمی، تکنولوژیک، اقتصادی، سیاسی، رسانه‌ای و بسیاری از زمینه‌هائی که هنوز شناخته شده نیست و یا کسانی که می‌دانند، هنوز افشای آنها را مصلحت نمی‌دانند،‌کرده بودند. این نقشه‌ها از سال‌ها قبل کشیده شدند و زمینه‌های اجرائی آن اقلا از چهار سال پیش فراهم شده بود. 
 
نهایتاً باید بگوئیم منشاء این فتنه‌ها بر اساس فرمایش امیرالمومنین هوای نفس است. البته عوامل نزدیکی را هم می‌توان معرفی کرد. شرایط سلبی‌ای که در راه پیشرفت انقلاب وجود داشت و موجب ایجاد انحرافات شد و آن هم اینکه کسانی که باید مدافع اسلام واقعی باشند، در فرصت اندکی که در میان تهاجم‌های داخلی و خارجی فراهم ‌شد، نتوانستند بنیه علمی و فکری و ایدئولوژیک انقلاب را تقویت کنند، یعنی فی‌الواقع فرصت این کار را پیدا نکردند. کسانی مانند شهید آیت‌الله مطهری باید این کار را می‌کردند که از همان روزهای اول انقلاب، دشمنان، آنها را شناختند و ما را از وجودشان محروم کردند. کسان دیگری می‌بایست این کار را می‌کردند که تا آمدند خودشان را بشناسند و بدانند چه کار باید بکنند، گرفتار هزاران مانع و مشکل ‌شدند. همین اندازه‌ای هم که توانستند مقاومت کنند، باید انسان را متوجه این نکته کند که چه نیروی عظیمی در متن و جوهره این انقلاب وجود داشته است. امروز بار دیگر این حرف حق صراحتا اعلام می‌کنم که منشاء همه این انحرافات نقصی است که در علوم انسانی ما یعنی فلسفه، اقتصاد، جامعه‌شناسی، سیاست، روابط مدیریت و روابط بین‌المللی ما وجود دارد.  
 
انعکاس این حرف در مقطع کنونی نیز بسیار سئوال‌برانگیز است. شمائی که دست کم 20 سال است دارید این حرف را از تریبون‌های مختلف می‌فرمائید، حرفتان انعکاس ندارد، اما حرف کسی که از سر استیصال و برای رهائی از مجازات در دادگاه این حرف را می‌زند، همه جا منعکس می‌شود.  
 
اول این را عرض کنم که بنده دست‌کم 36 سال است دارم این مطلب را بیان می‌کنم و نه 20 سال. اگر حرف این شخص انعکاس گسترده پیدا می‌کند، برای آن است که شنیدن این حرف از چنین شخصی بسیار عجیب است و واقعا باورکردنی نیست و لذا نمی‌توان دقیقا ارزیابی کرد که آیا این حرف را صادقانه می‌زند یا نه. به هرحال این حرف را کسی می‌زند که زمانی معاون وزارت اطلاعات بوده و بعد نقش تعیین‌کننده‌ای در فعالیت‌های اصلاح‌طلبان داشته و در واقع تئوریسین اصلاح‌طلبان و رئیس ستاد ریاست جمهوری در دوره‌های قبلی بوده است. با توجه به  نقشی که او به شکلی زیرزمینی در بسیاری از جریانات انحرافی داشته، حالا بیاید و صراحتاً بگوید مشکل ما این است، خیلی جلب توجه می‌کند. خدا کند او به هر نیتی که این حرف را زده، شوکی در مسئولین ایجاد کند و بیشتر به این مسئله اهمیت بدهند. در هرحال کسانی که باید در این جهت کار می‌کردند، ابزار لازم را در اختیار نداشتند.

"مطهری" و چند پرسش از روحانیت
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی: حسن رحیم پور ازغدی ، شهید مطهری ، سخنرانی

متن زیر قسمتی از گفتاری منتشرنشده است که استاد حسن رحیم‌پور ازغدی اردیبهشت ماه 82 در بین خواهران طلبه طرح کرده‌اند و اینک به مناسبت سالگرد شهادت شهید مرتضا مطهری توسط "موسسه طرحی برای فردا" ویرایش یافته و توسط رجانیوز منتشر می‌شود. ضروری است متذکر شویم ویراستاری متن پیش رو صرفا به تبدیل فضای شفاهی بحث به عباراتی نوشتاری اکتفا نموده و پاسخ‌گویی به نقایص احتمالی بر عهده‌ی موسسه می‌باشد. رجانیوز ضمن تشکر از استاد رحیم پور، به مناسب سالگرد شهادت استاد شهید مطهری(ره) این گفتار را برای اولین بار منتشر می کند: 

حضور خواهران محترم سلام عرض می‌کنیم. استاد مطهری را باید شهید معرفت دانست. ایشان شهید معرفت خود شد و به خاطر دانستن چیزهایی که گویی نباید می‌دانست و به خاطر گفتن چیزهایی که نباید می‌گفت، ترور شد. جالب است که اولین نمونه‌های خشونت و ترور بعد از انقلاب به دست کسانی صورت گرفت که مدعی آزاداندیشی، نواندیشی و قرائت تازه از دین بودند. شهید مطهری در واقع به این دلیل کشته شد که تمایز معرفتی را بین دیدگاه‌ها و اندیشه‌های مختلف در این دوران به وضوح بیان کرد و مجامله و تعارف را کنار گذاشت. او در دو جبهه درگیر شد و از هر دو جبهه مورد صدمه و حمله قرار گرفت. از یک طرف جریاناتی که به نام نواندیشی و قرائت تازه از دین و به نام اسلام منهای حوزه شروع کردند به تولید اسلامی که در منابع اصیل دینی اثری از آن نبود و بلکه در تضاد با مقصد و مقصود دین بود یعنی گاهی محکمات دین را نقض می‌کرد. جبهه دوم هم جبهه‌ای بود که استاد مطهری از آن تحت عنوان تحجر، قشری‌گری و رکود و جمود یاد می‌کرد. 


به عنوان نمونه باید به کتاب "اسلام و مقتضیات زمان" ایشان و نیز به رساله‌ای که در باب حجاب نوشت و نقدی که یکی از آقایان آن موقع به نظرات ایشان نوشت و جوابی که شهید مطهری به انتقادات او دادند، اشاره کرد. او استاد را متهم کرده‌بود که شما تحت تاثیر فضاسازی‌های روشنفکری، زن را از خانه به عرصه‌ی اجتماع کشانده‌ای و داری برای این بدعت، توجیه شرعی و فقهی درست می‌کنی. 


چون شهید مطهری در آن تالیف حضور زن در صحنه فعالیت‌های اجتماعی از قبیل سیاست، اقتصاد و علم را کاملا جائز می‌داند و در بحث‌هایش می‌گوید من خوشوقتم که از  اولین کسانی بودم که راه حضور زنان را در صحنه جامعه، در عرصه علم و فرهنگ و سیاست با حفظ حجاب و عفت و حیای اسلامی باز کردم و از کسانی بودم که در این مسیر موثر واقع شدند.


در کتاب "پیرامون جمهوری اسلامی" ایشان به وظایف حوزه‌های علمیه، نقش زن در جمهوری اسلامی، اهداف روحانیت در مبارزات و آزادی عقیده اشاره می‌کند. این‌ها مسائل مهمی است که ایشان می‌گوید، ما باید در نظام جمهوری اسلامی مواجه درستی با این مسایل داشته باشیم.


یعنی یکی تحول در روش کار روحانیت، یکی حل مساله حقوق و تکالیف زن در جامعه‌ی جدید، یکی تکلیف و اهداف روحانیت و یکی مساله آزادی عقیده و اندیشه و نحوه ساماندهی به گفت‌وگوها و مناظرات علمی در جامعه، همان چیزی که امروز از آن تعبیر به آزاداندیشی می‌شود. 


در کتاب "پیرامون انقلاب اسلامی" نیز ایشان غیر از ایراد مباحثی در رابطه با تعریف آزادی تفکر و آزادی عقیده، راجع به عوامل انقلاب اسلامی نیز مباحثی را مطرح می‌کند. در این اثر تبیین می‌کند که مراد ما از آزادی عقیده چیست. ایشان از آزادی تفکر دفاع می‌کند و در برابر آزادی عقیده ان‌قلت می‌آورد، اشکالات منطقی مطرح می‌کند و می‌گوید، آزادی عقیده مفهوم درستی ندارد و در معنا و مفهومی که مطرح می‌شود، قابل مناقشه و خدشه است. به غیر از این، استاد سخنرانی‌های دیگری نیز در همین زمینه‌ها دارند و می‌گویند که اگر این مسایل را درست حل نکنیم و از عهده‌اش درست بر نیاییم، نظامی که بعد از انقلاب تشکیل داده‌ایم در خطر است. مسئله عدالت اجتماعی، مسئله استقلال و آزادی، بحث معنویت و اخلاق در انقلاب اسلامی و نیز بحث روحانیت و انقلاب اسلامی.


من دو بخش از این مطالب را می‌خواهم به صورتی گذرا و با تکیه بر عبارات ایشان اشاره بکنم و در لابه‌لای این فرمایش‌ها نکته‌هایی را که مد نظر دارم، خدمتتان عرض می‌کنم.


در باب تکلیف نظری روحانیت، استاد مطهری وظایف حوزه‌های علمیه بعد از پیروزی انقلاب را تشبیه می‌کند به اوضاع پیش از زمان حضرت باقر (علیه‌السلام) و دوران امام صادق (علیه‌السلام) تا دوران امام رضا (علیه‌السلام) و حتی زمان امامت حضرت امام جواد (علیه‌السلام). تعبیر ایشان این است که در یک دوره‌ای استقرار اسلام و دفاع از اسلام، احتیاج به جهاد و شهادت و خون و شمشیر داشت اما در دورانی دیگر که ظاهرا یک نظام دینی و جامعه دینی مستقر شده‌است و با وجود انحرافی که به دست بنی‌امیه و بنی‌عباس صورت گرفته و صاحبان حقیقی دین در عزلت و انزوا و تحت فشارند اما صورت مسئله عوض می‌شود. در این وضعیت دیگر حمله به اسلام با شمشیر و لشکر صورت نمی‌گیرد؛ صحنه مبارزه تغییر کرده‌است: مبارزه، صحنه مبارزه فرهنگی است. دیگر در زمان امام باقر (علیه‌السلام)، امام صادق (علیه‌السلام) و حضرت رضا (علیه‌السلام) کشته شدن و به استقبال شهادت رفتن هم این مشکل را حل نمی‌کند؛ ممکن است مشکل دیگری را حل کند اما در برابر این مشکل، کارگشا نیست. دورانی است که چون فتوحات اسلامی گسترش پیدا کرده‌است، انواع مکاتب و ادیان مختلف از غرب و شرق، ترجمه شده‌اند و به جهان اسلام راه یافته‌اند، مسلمین با فرهنگ‌ها، مذاهب و عقاید مختلف آشنا شده‌اند و حتی در داخل جهان اسلام جریان‌های کلامی تحت تاثیر این ترجمه‌ها به وجود آمده‌است و دورانی است که اسلام باید سخن‌گویان حکیم، عاقل و دقیقی داشته باشد که بتوانند در برابر تمام این جریانات مختلف موضع دین را روشن کنند. به دنبال انقلاب، آزادی از راه می‌رسد و آزادی با خودش تضاد افکار و عقاید می‌آورد. بحث‌های کلامی و فلسفی جدیدی مطرح می‌شود و در این هنگام دیگر شمشیر کاری از پیش نمی‌برد و سلاح مناسب، کتاب و قلم و تفکر است.


وظیفه امام صادق (علیه‌السلام) در رویارویی با اندیشه‌های مختلف از فرقه‌های کلامی، فقهی و فلسفی بگیرید تا مذاهب یهود و مجوس و کاتولیک تا مکاتب مادی و دهری و ماتریالیستی این بود که در این جبهه وارد عمل بشوند و مکتب را به درستی عرضه بکنند و نشان بدهند. اوضاع زمانه به گونه‌ای شده‌است که حق را از باطل دشوار بتوان تمییز داد، زیرا در کنار عرضه‌های دینی عرضه‌های دیگری هم مطرح شده و در این موقعیت اصلی‌ترین وظیفه رهبر دینی و رهبران دینی این است که تحریفات و انحراف‌ها را به زبان دقیق، روشن و منطقی تبیین بکنند و راه درست را نشان بدهند. اگر امام حسین (علیه‌السلام) هم در زمان امام صادق (علیه‌السلام) یا امام رضا (علیه‌السلام) بودند شمشیر نمی‌کشیدند و همان کاری را می‌کردند که امام صادق (علیه‌السلام) و حضرت رضا (علیه‌السلام) کردند. در این موقعیت شمشیر دیگری به کار می‌آید. 


شهید مطهری هنوز انقلاب پیروز نشده می‌گوید، برای نهضت ما نیز چنین آینده‌ای که در آن بازار عرضه افکار داغ باشد، قابل پیش‌بینی است و بنابراین لازم است که روحانیت ده‌ها برابر گذشته خود را تجهیز کند. روحانیت احتیاج به برنامه‌ریزی و کار منظم و حساب شده دارد. در برابر روحانیت، مردم و خواص جامعه قرار دارند که به مراتب بیش از گذشته به شنیدن حرف درست و دریافت آموزه‌های دین احتیاج دارند. روحانیت باید به سرعت به فکر چاره بیفتد و تا این سیل عظیم به راه نیفتاده، خود را برای مقابله با آن آماده کند. این‌ها پیش‌بینی‌ها و اخطارهای استاد مطهری است قبل از این که انقلاب پیروز بشود. ایشان می‌گوید، من پیش‌بینی می‌کنم که وقتی انقلاب پیروز بشود، چون فضا باز می‌شود و آزادی می‌آید، یک مرتبه انواع مباحث و دیدگاه‌های مختلف همه عرضه و سرازیر خواهد شد. 


بنده پیشنهاد می‌کنم که حتما هم مدیریت حوزه و هم طلاب محترم چه بخش خواهران و چه بخش برادران به موضوعات و محتوای کتاب "پیرامون جمهوری اسلامی" توجه کنند. به شما بگویم: این‌ها کارهایی است که اگر نکنیم قافیه را باخته‌ایم. اگر نتوانیم تولید فکر کنیم، اگر باب اجتهاد به معنای دقیق کلمه در حوزه‌های علمیه باز نشود یعنی اگر شروع نکنیم به فکر کردن در عرصه‌های مختلفی که چه در اصول چه در فروع مواجهه با دین وجود دارد و ایده‌های بدیع و معتبر در این قضایا طرح نکنیم، قافیه را باخته‌ایم. 


فکر نکنیم یک انقلاب را یک نظام را یا یک مردمی را فقط با شهید شدن و شهید دادن می‌شود حفظ کرد. در موقعیت‌هایی کشته شدن هم تاثیری ندارد؛ وقتی که سرزمین فکر یک جامعه و قلمرو اخلاق یک جامعه دارد اشغال می‌شود، روش دفاع، روش مقاومت در برابر اشغالگران فکری و معنوی، همان روش فکری و معنوی است.


البته در این دوران ما از جهاتی، هم دورانی شبیه دوران حضرت امیر (علیه‌السلام) و امام حسن (علیه‌السلام) و سیدالشهدا (علیه‌السلام) را تجربه کردیم و هم دوران حضرت باقر (علیه‌السلام) و امام صادق (علیه‌السلام) و حضرت رضا (علیه‌السلام). اما در شرایط فعلی، راه اساسی صیانت از دین، اجتهاد و تولید فکر است. راهش این است که عقل جمعی حوزه‌های علمیه بیدار بشود، با مشاوره، با مناظره، با گفت‌وگو، با تفکر، با پژوهش، با برگزاری کرسی‌های پاسخ به شبهات و کرسی‌های نظریه‌پردازی منتها در چارچوب دین و محکمات عقل و شرع.


شهید مطهری هنوز انقلاب پیروز نشده به این قضایا اشاره می‌کند و حتی سرفصل‌های اصلی موضوعاتی را که باید بحث بشود، ذکر می‌کند. ایشان می گوید حوزه‌های علمیه مسئول پاسداری از ایمان جامعه اسلامی هستند: دفاع از اصول و فروع اسلام از دیدگاه شیعه و تعلیم و تبلیغ و پاسخ‌گویی به نیازهای مردم. ولی دشواری این مسئولیت در همه زمان‌ها یکسان نیست و بستگی دارد به درجه تمدن و سطح فرهنگ آن جامعه و میزان آگاهی مردم از مسائل مختلف و نیز بستگی دارد به درجه فعالیت نیروهای مخالف و اشاره می‌کنند به روایت "الْعالِمُ بِزَمانِهِ لایَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوابِس" روحانیتی که می‌داند در چه دوره‌ای، در چه عصری و در چه جامعه‌ای زندگی می‌کند و می‌فهمد که در آن شرایط چگونه باید از اسلام حرف زد، با چشم باز مسائل را می‌بیند و پامال شبهات و اشکالات و یورش‌های فکری نمی‌شود. ایشان می‌گوید که می‌خواهم استفاده کنم از عکس این روایت تا معنای روایت مقداری ملموس‌تر بشود: "الجاهِلُ بِزَمانِهِ یَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوابِس". 


حوزه و روحانیتی که دوران خودش و جامعه خودش را نمی‌شناسد و نمی‌داند اطرافش چه اتفاق‌هایی می‌افتد، پامال می‌شود و نمی‌تواند وظیفه‌اش را انجام دهد. ثمر و نتیجه‌ی چنین حوزه‌ای، روحانی‌ای می‌شود که حتی فرزند خودش را دختر و پسر خودش را نمی‌شناسد. می‌خواهد جامعه را با دین آشنا کند در حالی که با فرزند خودش نمی تواند تفاهم برقرار کند؛ فرزندش نمونه‌ای است از وضعیت جامعه‌ای که بیرون از حریم کاشانه‌اش می‌گذرد. یکی از چیزهایی که خیلی ضرورت دارد این است که حوزه‌ی علمیه و طلبه‌ها جامعه را بشناسند و ببینند در جامعه و در هر صنفی چه می‌گذرد. مشکلات واقعی افراد چیست. سئوا‌لاتشان چیست و این پرسش‌ها را چگونه باید پاسخ گفت. اگر روحانیت، منقطع از مردم و واقعیت سپری کند و با جامعه‌ای که بناست آن را هدایت کند، رابطه نداشته باشد کار به جایی می‌رسد که ارتباط بین گوینده و شنونده قطع می‌شود؛ شما چیزهایی می‌گویید و آن‌ها چیزهای دیگری می‌شنوند البته اگر بشنوند. گاهی از اوقات نیز شما چیزهایی می‌گویید و گوش نمی‌کنند، گاهی گوش می‌کنند اما نمی‌شنوند و گاهی می‌شنوند اما چیز دیگری می‌شنوند.  


آقای مطهری می‌گوید روحانی باید بداند که چه عواملی دست اندرکار ساختن جامعه به میل خود هستند؛ چه بذرهایی در زمان حاضر پاشیده می‌شود که در آینده سر بر خواهد آورد؛ روزگار آبستن چه حوادثی است؛ روحانیت باید این قدر در متن جامعه حاضر و آشنای به فضای اجتماع باشد که بتواند پیش‌بینی کند تا پنج سال دیگر، ده سال دیگر چه سوا‌لاتی مطرح می‌شود و چه اتفاقاتی می‌افتد؛ باید خود را برای چه چیزهایی آماده کرد؛ چه مسائلی بعد از این ممکن است پیش بیاید؛ دوره قبل چه سئوا‌لاتی بیشتر مطرح بوده و در شرایط فعلی چه سئوا‌لاتی بیشتر نفوذ دارد و در آینده ممکن است به کدام سمت برویم. 


ایشان تاکید دارند بر این نکته که بی‌توجهی روحانیت به منزله‌ی قشری که مسئول هدایت و رعایت جامعه است، نسبت به آگاهی به اوضاع، خطر بسیار زیادی دارد. می‌گویند، اگر وضع امروز را با زمان مشروطیت و پیش از مشروطیت مقایسه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که آن روز مخاطب روحانیت یک جامعه بسته و راکد بود. این‌ها نمونه‌هایی از عبارات شهید مطهری است. جامعه‌ای بسته و راکد بود که هیچ واردات فکری جز آن چه از حوزه‌های علمیه می‌آمد نداشت؛ مردم در هر منطقه‌ای یک عالم داشتند و در کنار آن عالم دینی کس دیگری نبود که یک چیزی خلاف آن بگوید. 


ایشان می‌گوید اگر از آن حوزه‌ها جز رساله عملیه یا کتاب‌هایی در حدود جلاء‌العیون، حلیه‌المتقین یا معراج‌السعاده صادر نمی‌شد، بدان علت بود که آن جامعه نیز مصرف فکری بیش از این‌ها و غیر از این‌ها نداشت. چیز دیگری به آن جامعه عرضه نمی‌شد. نظام‌های اخلاقی دیگری غیر از این‌ها و یا ده‌ها نظام فکری متغایر مطرح نبود. صرفا همین‌ها بود. از این رو ممکن بود برای جامعه سئوالی به وجود نیاید. شبهه‌ای به وجود نمی‌آمد. بعد استاد مطهری اضافه می‌کند، ولی امروز این توازن به شدت به هم خورده‌است. امروز به طور مستمر از طریق مراکز آموزشی، موسسات آشکار و پنهان نشر کتاب، وسایل ارتباط جمعی از قبیل صداوسیما، سینما و نشریات روزانه، ماهانه و سالانه، کنفرانس‌ها و همایش‌ها، برخورد با مردمی که از کشورهای دیگر می‌آیند یا از طریق مسافرت، به خارج کشور می‌روند (و حالا باید اضافه کرد: ماهواره‌ها و اینترنت و غیره) هزاران نوع و روش زندگی و اندیشه و اخلاق بشری به جامعه عرضه می‌شود. این طور نیست که جامعه نشسته باشد و گوشش فقط در اختیار ما باشد و فقط ما باشیم که با جامعه مکالمه می‌کنیم. استاد اضافه می‌کند، اندیشه‌هایی که از حوزه‌های دینی و توسط شخصیت‌های مذهبی در خارج از حوزه صادر می‌شود اگر چه نسبت به سده پیش، پیشرفت کرده‌است، در قیاس با آن چه از مراکز و مراجع علمی و فلسفی دیگر به داخل کشور صادر می شود، رقم بسیار ناچیزی و نزدیک به صفر است. بعد ایشان می‌گوید، حتی خود حوزه‌های علمیه نیز ا‌لان از بازارهای پر رونق اندیشه‌هایی است که از کانون‌های ضدمذهبی  و غیرمذهبی صادر و وارد حوزه می‌شود.


ایشان همان زمان هم می‌گفت که امروز حتی طلبه‌هایی می‌بینیم که تحت تاثیر مارکسیسم‌اند، طلبه‌هایی که تحت تاثیر لیبرالیزم‌اند. جمله کلیدی شهید مطهری این جمله است که می‌گوید: "اینجاست که هر فرد متدین آگاه، ضرورت تجدید نظر در برنامه‌های حوزه‌های علمیه را شدیدا احساس می‌کند." 


البته باید توجه کنیم که منظور از تجدیدنظر، چه نوع تجدیدنظری است، چون ممکن است بعضی‌ها تا بگوییم تجدید نظر، قرائت‌های انحرافی از تجدید نظر را پیش بکشند، چنان که گفته‌اند. به مجرد این که می‌پرسیم چطور تجدید نظر کنیم، می‌گویند دیگر کتاب‌های فقه و اصول و همه این چیزها را تعطیل کنید. نه، شهید مطهری این پیشنهاد را نمی‌دهد. 


ایشان تصریح می‌کند: "نکته‏اى که ضرورت دارد از آغاز مورد توجه قرار گیرد، این است که هرگونه تجدید نظر و تحول در برنامه‏هاى حوزه‏هاى علمیه باید بر اساس همان فرهنگ غنى و قدیم اسلامى و ادامه همان راه و تسریع در حرکت آن و آفت‏زدایى از آن بوده باشد ... لازم به تأکید است که هر گونه تجدید نظر مبنى بر جایگزین ساختن یک فرهنگ دیگر به جاى فرهنگ اصیل هزار و سیصد ساله اسلامى، خیانت به اسلام و مسلمین است و نتیجه‏اى جز کشاندن امت اسلامى به دامن فرهنگ و تفکر بیگانه شرقى یا غربى، چپ یا راست ندارد."


یا در نمونه‌ای دیگر شهید مطهری به رساله‌ها و توضیح المسائل‌ها اشکالاتی می‌کند، در اصل استاد به نظام توضیح‌المسائل نویسی در کشور اشکال و انتقادی به این مضمون وارد دانسته‌ که اگر کسی از خارج جهان اسلام توضیح‌المسائلی را بردارد و به او بگویند این‌ها احکام دین است و این فرد از ابتدا تا انتهای توضیح‌المسائل را ببیند و سپس بپرسد که "آیا همه‌ی مسائل مورد نظر دین و شریعت محدود به این موارد شده‌است؟" چه جوابی برای او داریم؟ یعنی همه‌ی مسائل اصلی را که یک انسان در زندگی فردی و اجتماعی‌اش در حوزه‌های مختلف با آن‌ها برخورد می‌کند، برشمرده‌اید و در نهایت شده‌است این؟ شهید مطهری می‌گوید، یکی از اشکالات مهمی که به روال اجتهاد و مرجعیت در حوزه‌های ما وارد است این است که اولا از بخش‌های اصلی و عمده اسلام - که مسائل اصول عقاید و مسائل نظام‌های اجتماعی است- غفلت شده‌است. 

به یاد داریم که امام (ره) می‌فرمود، آیات غیر عبادی قرآن کریم، عبادت به معنی‌ا‌لاخص یعنی آیات عقایدی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی قرآن که به اصطلاح فقه اکبر می‌گویند، بیش از صد برابر آیات فقهی به معنی‌ا‌لاخص است. بیش از صد برابر. معنی این نسبت این است که بیش از صد برابر آن چه راجع به دماء ثلاثه و نجاست و طهارت و این‌ها در حوزه‌های علمیه بحث می‌شود، باید مباحثی راجع به عقاید اسلام، فرهنگ اسلام، نظام‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، حقوقی و تربیتی اسلام بیرون بیاید و منتشر شود، در حالی که این چنین نیست. 


سپس ایشان می‌گوید، در نظام تدوین و صدور توضیح المسائل به جامعه چرا به مسائلی که در شرایط فعلی مردم واقعا گرفتارش هستند نمی‌پردازید. بعضا مسائلی در توضیح‌المسائل‌ها چاپ می‌شود که در تمام عمر مراجعه به آن یک بار هم نه اتفاق افتاده نه اتفاق خواهد افتاد. در کنارش مسائلی که شما روزانه به دفعات با آن درگیرید و حکم شرعی می‌طلبد و باید معلوم شود که شرع راجع به این قضیه چه می‌گوید، کاملا مسکوت است. نه این که جامعه نمی‌داند بلکه خود طلاب و روحانیت هم نمی‌دانند؛ برای این که اصلا راجع به چنین مسئله‌ای وقت نگذاشته‌ایم و فکر نکرده‌ایم . همین ا‌لان می‌شود مسائل متعددی را بشماریم که جامعه و حکومت از حیث نظری و عملی گرفتارش است اما بلاتکلیف مانده‌است. مسائل گوناگونی که وجود دارد و هیچ کس راجع به این‌ها فکر نکرده‌است، برای این که اصلا این سئوال مطرح نمی‌شود. چرا مطرح نمی‌شود؟ چرا گروه‌های تحقیقاتی و محافل حوزوی نمی‌نشینند راجع به این مسائل فکر کنند؟ چرا طلبه‌ها گروه‌بندی و سازماندهی نمی‌شوند تا زیر نظر علما و اساتید فاضل شروع به پژوهش کنند؟ چرا منابع و امکانات مالی در اختیار این‌ها قرار نمی‌گیرد؟ ممکن است در سال‌های اول آثار خام و مقدماتی بیرون بیاید اما در نهایت جریان پخته می‌شود و حرکتی صورت می‌گیرد.


آقای مطهری می‌گوید متاسفم که بگویم امروز در حوزه‌های ما اجتهاد وجود ندارد. می‌گوید اغلب افراد کسانی‌اند که همین درس و بحث‌هایی که یاد می‌گیرند همین‌ها را باز به افراد بعدی یاد می‌دهند. محفوظات دارند ولی اجتهاد نمی‌کنند. ایشان می‌گوید که اجتهاد یعنی حل کردن مسائل حل نشده ولی اجتهادی که ا‌لان در حوزه مرسوم است، پاسخ مجدد دادن به مسائل قبلا حل شده‌است. شهید مطهری این پرسش را وارد می‌کند که ا‌لان به چه کسی مجتهد می‌گوییم؟ کسی که مسائلی را که فقهای قبل راجع به آن بحث کرده‌‌اند، تکرار می‌کند و در این لایه متوقف می‌شود. 


تصریح کنیم که با طرح این انتقاد نمی‌خواهیم ارزش کار فقها و تراث فقهی اسلام و شیعه را زیر سئوال ببریم. به نظر ما فقه شیعه بی‌نظیر است و بی‌تردید یکی از بزرگترین تراث فقهی و حقوقی همه ادیان و مذاهب را شیعه دارد. از دقت نظر فوق‌العاده‌ای بهره‌مند است و به تعبیر امام این روش فقاهت جواهری یک روش اجتهادی بسیار قدرتمند و بی نظیر است که باید در فقه شیعه باقی بماند. 

اما اشکالی که شهید مطهری می‌گیرد و به نظر بنده نیز وارد است، به این شرح است که می‌گوید ثمره تلاش ذهن‌های قوی و زبده حوزه‌های علمیه چیست؟ می‌بینیم مسائلی را که فقهای قبلی راجع به آن بحث کرده‌اند مثلا راجع به استقبال الی القبله در باب صلوه و به نتیجه رسیده‌است، باز تکرار می‌شود. این قبیل موارد، مسائل لازم و مهمی است و باید هم بحث شود ولی هنر مجتهد نباید به این محدوده محدود شود و در این مرتبه بماند، به قول استاد مطهری، مجتهد ما می‌آید حداکثر یک ا‌لاحوط را می‌کند ا‌لاقوی یا ا‌لاقوی را می‌کند ا‌لاحوط. این‌ها عین جملات شهید مطهری است. توجه داشته‌باشید که مطهری فرق می کند با روشنفکرانی که با ادعای روشنفکری دینی، حوزه و روحانیت و فقه و همه این میراث با ارزش را  زیر سئوال می‌برند. مطهری یک فقیه و متکلم استثنایی و کم‌نظیری است که درد دین دارد و برای دفاع از دین در برابر خطوط انحرافی و التقاطی کشته شده‌است. حضرت امام که خودش یک مرجع عالی قدر است و حکومت دینی تشکیل داده‌است، چرا می‌گوید، اجتهاد مصطلح و معمول در حوزه‌ها برای اداره حکومت و جامعه کافی نیست؟


جریانات انحرافی ضد روحانیت که داعیه‌دار اسلام منهای روحانیت‌اند، راه حل انحرافی‌شان این است که این درخت روحانیت را که درخت کهن‌سالی است از ریشه بکنیم به جایش نهالی به نام روشنفکری دینی بکاریم. با روحانیت نمی شود مسائل را حل کرد. خارج از حوزه‌های علمیه یک فضای روشنفکری می‌سازیم و به این طریق اسلام خارج از حوزه را تعریف می‌کنیم. شهید مطهری می‌گوید، کندن ریشه درخت روحانیت، یعنی کندن ریشه درخت اسلام؛ اسلام منهای روحانیت، یعنی اسلام منهای اسلام و تصریح می‌کند که اگر روحانیت را از اسلام بگیریم و بگویند اسلام منهای حوزه علمیه پیش رود، اگر حوزه کنار برود و حذف شود، مطمئنم که همان بلایی که بر سر مسحیت و ادیان دیگر درآمد به صد سال نرسیده بر سر اسلام نیز خواهد آمد. 


در مقابل، عده‌ی دیگری می‌گویند، نخیر، روحانیت در همین وضعیتی که هست خوب است. هیچ عیبی ندارد. آقای مطهری می‌گوید نخیر؛ نظام حوزه و روحانیت آفت‌زده است. این درخت بیمار است و به وظیفه اش درست عمل نمی‌کند. بسیاری از سئوا‌لات را بدون جواب زمین گذاشته‌اند و جوابی نداده‌اند. اجتهاد نمی‌کنند و از بسیاری از مسائل و مشکلات نظری و عملی که جهان اسلام گرفتارش است نه آگاه‌اند نه وارداند نه راه حلی داده‌اند. 

استاد مطهری می‌گوید دو راه وجود دارد یک راه برون‌رفت، راه پیشنهادی جریان روشنفکرمآبی و جریان‌های متمایل به تفکرات سکولار و لائیک است که می‌گوید این درختی را که شما می گویید آفت‌زده است را مثل دندانی که درد می کند از ریشه بکنیم. ایشان می‌گوید این خیانت به اسلام است. می‌گوید راه برون‌رفت، این است که اول بپذیریم این درخت آفت‌زده است یعنی بپذیریم حوزه و روحانیت درست به وظیفه خودش عمل نمی‌کند و دوم این که این درخت را آفت‌زدایی بکنیم نه این که از ریشه بکنیم. می‌گوید راهش این نیست که ببینیم مارکسیت‌ها یا لیبرالیست‌ها چه می‌گویند، روشنفکرمآب‌ها چه می‌گویند و هر چه آن‌ها می‌گویند ما هم همان کار را بکنیم. فرضا اگر ‌گفتند این بخش از فقه را دور بیندازید ما هم بپذیریم یا اگر گفتند کلامتان را عوض کنید و تبدیل کنید به کلام مبتنی بر اصول دیگری، ما نیز منفعلانه قبول کنیم. نخیر، ما هیچ چیز از دستاورد گذشته خود را دور نمی ریزیم. به همه‌اش افتخار می‌کنیم و پای همه‌اش محکم می‌ایستیم، منتهی در این نقطه متوقف نمی‌مانیم. باید راه بیفتیم و پیش برویم. ما که نمی‌توانیم تا دویست سال دیگر مسائلی را جواب بدهیم و  بحث بکنیم که پانصد سال پیش مطرح شده و جوابش را هم داده‌اند. ما باید مسائلی را که ا‌لان مطرح است، جواب بدهیم. آقای مطهری می‌گوید: "اجتهاد یعنی حل کردن مسائل حل نشده اما اجتهادی که ا‌لان در حوزه‌هاست یعنی تکرار مداوم پاسخ مسائلی که حل شده‌است." به طور مستمر همان‌ پرسش‌هایی را که قبلا جواب داده‌ایم هی همان‌ها را بیاییم جواب بدهیم. آخر مسائل ما که فقط این‌ها نیست. هر تحولی که بخواهیم در حوزه ایجاد بکنیم، باید از همان جوهر حیاتی نیرومند خود حوزه باشد؛ از خارج حوزه با فرهنگ غیردینی و غیرحوزه‌ای اصلاح حوزه را نمی‌پذیریم چون انحراف حوزه است نه اصلاح حوزه. 


ایشان می‌گوید: "هر گونه تجدید نظر مبنى بر جایگزین ساختن یک فرهنگ دیگر به جاى فرهنگ اصیل هزار و سیصد ساله اسلامى، خیانت به اسلام و مسلمین است و نتیجه‏اى جز کشاندن امت اسلامى به دامن فرهنگ و تفکر بیگانه شرقى یا غربى، چپ یا راست ندارد. خوشبختانه تحولات جدید و پیشرفتهاى علوم جدید ضمن این که مسئولیت‌ها را دشوارتر و سنگین‏تر کرده، فرصت‌هاى بسیار مناسبى نیز به وجود آورده و اصالت فرهنگ اسلامى را روشن‏تر و زمینه شکوفایى آن را فراهم‏تر کرده است. حوزه‏هاى علمیه ما اگر از محدودیت‌هاى مصنوعى که خود براى خود به وجود آورده‏اند، خارج گردند و با استفاده از پیشرفت علوم انسانى جدید به احیاى فرهنگ کهن خود و آراستن و پیراستن آن بپردازند و آن را تکمیل نمایند و به پیش سوق دهند (که آمادگى تکامل و پیشروى دارد) مى‏توانند از این انزواى حقارت‏آمیز علمى خارج شوند و کالاهاى فرهنگى خود را در زمینه‏هاى مختلف معنوى، فلسفى، اخلاقى، حقوقى، روانى، اجتماعى، تاریخى با کمال افتخار و سربلندى به جهان دانش عرضه نمایند." 


جالب این که همین نکات سردستی  که آقای مطهری متذکر شده‌اند در این سال‌های پس از انقلاب وارد طراحی و اجرایش نشده‌ایم و یا عملکرد خیلی ضعیفی داشته‌ایم.


ایشان می‌گوید من همین ا‌لان دو دسته وظایف برای حوزه‌های علمیه می‌نویسم. یکی وظایف اصلی و درازمدت و دیگری وظایف فعلی و فوری که همین ا‌لان باید شروع شود. هنوز انقلاب پیروز نشده که آقای مطهری این حرف را می زند. 

وظایف اصلی و افق‌هایی که باید برنامه‌ریزی کنیم تا در دهه‌های پیش‌رو به آن برسیم عبارتند از:


1. "احیاى همه علومى که هم اکنون جزء علوم اسلامى محسوب مى‏شود از تفسیر، حدیث، درایه، رجال، فقه، اصول، ادبیات، تاریخ اسلام، تاریخ ملت‌هاى مسلمان، کلام اسلامى (در کلیه فرقه‌ها)، فلسفه اسلامى، عرفان اسلامى، اخلاق اسلامى، منطق اسلامى، با توجه به سیر تحولى و تاریخى آن‌ها و مشخص ساختن نقش شخصیت‌هایى که در پیشبرد این علوم موثر بوده‏اند... ."


شما بگویید این کار در این بیست و پنج سال پس از انقلاب صورت گرفت؟ یعنی ما سیر تحول تاریخی تمام علوم اسلامی را نوشتیم؟ شما می‌دانید یکی از فعالیت‌هایی که غرب کرده‌است‌، همین تاریخ‌نگاری‌ها و تاریخ‌سازی‌ها است. به عنوان نمونه کل سابقه ورود رشته‌ای به غرب دویست سال بیشتر نیست اما همین دویست سال تاریخ علم را طوری نوشته‌اند که هر کس این را بخواند، می‌پندارد این رشته علمی از دویست سال پیش شروع شده و پدر این رشته علمی هم فلان متفکر غربی است که بیشترش دروغ است؛ تمام این علوم یا در جهان اسلام شروع شد یا از قبل در هند و یونان و... شکل گرفته بود و با ورود به جهان اسلام پخته‌تر شد. شروع این علوم مدرن و حتی علوم انسانی، در جهان اسلام و حوزه‌های علمیه آن موقع بود، منتهی طلبه و دانشجوی ما اطلاع دقیق ندارد. ما تاریخ فقه را هم نمی‌دانیم؛ کدام یک از شما می‌تواند بگوید تاریخ فقه یا اصول یا سیر تحول مسائل کلام در تفکر شیعه چه بوده‌است؟ 


2. "حفظ و نگهدارى و نگهبانى مواریث فرهنگى اسلامى، اعم از علمى و فنى، از طریق فهرست کردن و گردآوردن در حد امکان."


یعنی سابقه تاریخی علم در جهان اسلام در همه حوزه‌ها معلوم شود و مشخص گردد که جهان اسلام دستاوردهای علمی‌اش در هر رشته‌ای چه بوده‌است؟ شما این کتاب‌های علوم انسانی غرب را که بخوانید - حالا این علوم پایه و کاربردی را بنده وارد نیستم؛ همین کتاب‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی را که می‌بینم- به طور دقیقی ثبت کرده‌اند که در چه زمینه و زمانه‌ای چه نظراتی، توسط کدام متفکر ارائه شد و ایضا این که منجر به چه تاثیراتی شد. یک مجموعه اطلاعات شسته رفته دم دستتان است و می‌فهمید که از چه تاریخی این علم در غرب مطرح است و چگونه این سیر را طی کرده‌است. آن وقت فقه و اصول شما یا فلسفه شما بیش از هزار سال سابقه دارد اما به گونه‌ای که بایسته است، چیزی درباره‌اش نمی‌دانیم.  


3. "برقرارى رابطه علمى با همه مراکز علمى اسلامى در کشورهاى عربى، آفریقایى، آسیایى، اروپایى و اطلاع از فعالیتهاى اسلامى در آن مراکز." 


4. "ادبیات فارسى در جنبه‏هاى ارتباط با فرهنگ اسلامى و شناختن زبان فارسى به عنوان زبان دوم اسلامى." راهش هم خواندن و نوشتن است. طلبه‌های ما با ادبیات فارسی اصلا آشنا نیستند. با ادبیات قدیم فارسی، ادبیات جدید فارسی، با شعر و نثرش و ایضا با قواعد نگارش و دستور زبان باید انس و قرابت بیشتری بیابند. 


5. "آشنایى با علوم انسانى جدید از قبیل روان‏شناسى، جامعه‏شناسى، جغرافى جهانى، تاریخ جهانى، در حد بیگانه نبودن." 


یکی از نکاتی که اگر بخواهیم چیزی بنویسیم یا بگوییم، حتما باید رعایت شود - و در روایات هم مورد اشاره قرار گرفته- این است که اول خودتان را در جایگاه شنونده یا خواننده فرض کنید و بسنجید که اگر در موقعیت او بودید، از این مطالب چه درکی می‌داشتید و چه می‌فهمیدید.


منتها این سنجش نیازمند این شعور است که مخاطبتان را بشناسید تا بتوانید خودتان را جای او بگذارید. شما تا زمانی که او را نشناسید، چگونه می‌خواهید خودتان را جای او بگذارید. مراد جایگاه مکانیکی و مکان جسمانی او که نیست، مراد این است که با روحیات و افکار و دردها و ذهنیت او آشنا باشید و بدانید که او از چه زاویه‌ای حرف شما را گوش می‌دهد. 


6. "اطلاع بر فلسفه اخلاق، تعلیم و تعلم مکاتب اخلاقی گوناگون قدیم و جدید و مقایسه آن‌ها با اخلاق اسلامی در حد اجتهاد و تخصص." 

به عنوان نمونه آیا ما در حوزه‌ای مثل حوزه‌ی مشهد یک کرسی نقادی یا نظریه‌پردازی در باب فلسفه اخلاق داریم؟ شما می‌دانید که غربی‌ها بسیار بیشتر از ما راجع به اخلاق و فلسفه اخلاق بحث کرده‌اند و حتی این قبیل موضوعات را از زاویه دید غیراسلامی بلکه الحادی بررسی کرده‌اند. این‌ها ضعف هست یا نیست؟ بعد تعجب می‌کنیم که چرا به حرف ما گوش نمی‌کنند. تازه من اخلاق را می‌گویم که در ظاهر از مسائل دیگر به مذهب نزدیک‌تر است.


7. "اطلاع بر فلسفه تاریخ و تعلیم مکاتب مختلف فلسفه تاریخ و روشن کردن فلسفه تاریخ از نظر قرآن در حد اجتهاد و تخصص." 


خواهش می‌کنم دقت کنید؛ آقای مطهری مدام می‌گوید ما در فلسفه اخلاق مجتهد می‌خواهیم، نداریم. در فلسفه تاریخ مجتهد می‌خواهیم، نداریم. در علوم انسانی اسلامی مجتهد می‌خواهیم، نداریم. تازه ایشان می‌گوید ما در فقه هم مجتهد کم داریم! برای این که یک دنیا مسائل فقهی مطرح است که جوابش فراهم نیست. این اختلاف نظراتی که بین شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی پیش می‌آید و به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع می‌دهند، مقداری از آن به قضایای سیاسی و شبیه به این باز می‌گردد که بنده به این موضوعات نمی‌پردازم اما بخش‌های دیگرش مسائل فقهی است. نمونه‌اش این که دستگاه قضایی ما نیز در خیلی از مسائل، رویه واحد قضایی ندارد. بخشی از علل این وضعیت به شیوه مدیریت و اداره کشور باز می‌گردد اما بخش دیگرش این است که حوزه‌های علمیه کار نمی‌کنند. ما باید دائم یک کرسی داشته باشیم که در مسائل حقوقی، بحث اجتهادی بکند. خواهش می‌کنم مجدد ببینید که آقای مطهری در انتهای تمام این بندهایی که اشاره فرموده‌اند تاکید می‌کنند بر مرتبه اجتهاد و تخصص. 


8. "اطلاع بر مکاتب و سیستم‌های اقتصادی جهان و تعلیم و تعلّم آن مکاتب و روشن ساختن اصول اقتصاد اسلام در حد تخصص و اجتهاد." 

ما چند نفر طلبه داریم که بتوانند در باب نظام اقتصادی اسلام بحث اجتهادی و تخصصی بکنند؟ چند نفرند که بتوانند با فلان مترجم یا فلان نظریه‌پرداز غربی یا غربگرایی که داخل کشور است، هماوردی کنند؟ البته دانشگاه هم تعریفی ندارد و تقریبا همه چیزش ترجمه است و این وضعیت ریشه در بی‌مسئولیتی و سستی دارد.


9. " شناخت ماهیت تمدن و فرهنگ اسلامى توأم با مقایسه با همه تمدن‌ها و فرهنگ‌هاى دیگر (مباحثی تطبیقی و مقایسه‌ای بین فرهنگ و تمدن اسلام با بقیه تمدن‌ها) و روشن ساختن اصالت آن و ممیّزات آن و معرفى روح این فرهنگ."


10. "تاریخ ادیان در حد آشنایى و بیگانه نبودن و احیانا در حد تخصص و اجتهاد." حوزه ما باید کرسی‌هایی داشته باشد که تمام ادیان و مذاهب مختلف را دقیق بشناسند. کلام و فقهشان را بدانند و بررسی کنند که چه اجزائش با اسلام هماهنگ است و چه اجزائش نیست و چه طور باید وارد بحث شد و نقد و رد کرد.


11. این بند خیلی جالب است. "تعلیم مکتب‌هاى رایج الحادى معاصر به صورت بسیار دقیق از قبیل مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم، نهیلیسم (که در دوران استاد مطهری بیشتر مطرح بود) و غیره و نقد آن‌ها با موازین اسلامى." یعنی باید در حوزه مشهد یا قم یک کرسی ثابت باشد و بگویند این کرسی مخصوص نقد مارکسیسم است، این کرسی مخصوص نقد اگزیستانسیالیسم است و... اگر می‌خواهیم در این دوره جدید بمانیم و بقا داشته‌باشیم، راهی جز این نیست و ایده کرسی‌های نقادی و نظریه‌پردازی، دقیقا برای اجرایی کردن این طرح است. 


12. "تعلیم مکاتب حقوقى قدیم و معاصر و مقایسه (آن‌ها) با حقوق اسلامى به عنوان حقوق تطبیقى‏."


13. "فلسفه تطبیقى بر اساس تعلیم زنده‏ترین مکاتب فلسفى معاصر و مقایسه دقیق آن‌ها با فلسفه اسلامى." 


14. " منطق تطبیقى بر اساس تعلیم روش‌هاى منطقى جدید، بالخصوص منطق سمبلیک و مقایسه با منطق اسلامى."


15. "سیره نبوى و سیره ائمه اطهار علیهم السلام به صورت تحلیلى و تفسیرى." 


حوزه‌های علمیه لااقل این بند را که دیگر باید دنبال کنند؟ ما باید برای اقشار و رده‌های سنی مختلف جامعه و به اقتضای ویژگی‌های هر گروه تاریخ‌های تحلیلی مستندی داشته باشیم. برای دانش‌آموزان دبستانی به گونه‌ای، برای دانشجو به گونه‌ای، برای استاد دانشگاه به گونه‌ای دیگر و برای بازاری هم به اقتضای ویژگی‌هایش؛ برای همه این‌ها باید بتوانیم به صورتی مجزا فعالیت‌های تبلیغی داشته و سیره را تفسیر کنیم.


16. "مسائل قرآنى شامل تاریخ نزول آیات و سور، اعجاز قرآن، محکم و متشابه قرآن، ناسخ و منسوخ قرآن، معارف قرآن و غیره." 


این عرصه را هم در حوزه مشکل داریم. متاسفانه به این دروس، درس‌های جنبی می‌گویند. دروس جنبی، یعنی این که مهم نیست، دروس حاشیه است، اگر خواندید که خواندید اگر هم نخواندید، مهم نیست. انگار اگر فقط مسائل طهارت و نجاست را بخوانیم تمام است، گویی که این‌ها اصل دین است. همان طور که پیش از این هم متذکر شدم از مشکلات ما افراط و تفریط است؛ یک عده با اصل فقه و عنایت به احکام مخالف‌اند که این‌ها اصلا منحط‌ و منحرف‌اند. چون با اصل شریعت مخالف‌اند اما عده‌ای هم از این طرف، از اصلی و فرعی کردن اسلام غافل‌اند. آیا وضعیتی که ا‌لان در حوزه‌ها وجود دارد، با مراد و منظوری که در متن قرآن و سنت است واقعا مطابقت دارد و هماهنگ است یا خیر؟ قرآن و سنت روی چیزهایی صد درجه تاکید کرده‌اند اما در حوزه می‌بینیم که راجع به آن‌ها نیم‌درجه تاکید می‌شود و گاهی اصلا اشاره‌ای نمی‌شود و در مقابل، چیزهای دیگری هست که در قرآن و سنت و سیره پیغمبر و اهل بیت (علیهم‌السلام) نیم‌درجه بر آن تاکید شده‌است اما می‌بینیم که در فرهنگ مذهبی جامعه ما و در حوزه، صد درجه تاکید می‌شود. معنای این وضعیت این است که ریخت و هندسه اسلام به گونه‌ای که در متن کتاب و سنت است با آن گونه فرهنگ مذهبی که در جامعه متداول است یا در حوزه‌ها آموزش می‌دهیم، فرق اساسی دارد. دو گونه اسلام است. البته بی‌تردید، مشترکات دارد و بنده نمی‌خواهم بگویم چیزی که در حوزه و فرهنگ مذهبی ماست، اسلام نیست، این را نمی‌گویم. فردا عده‌ای نگویند که فلانی گفته‌است، اسلامی که در حوزه‌های علمیه است، اسلام نیست. چیزی که در فضای حوزه‌ هست، اسلام است اما جزئی از اسلام است نه همه اسلام. باید به دو نکته توجه داشت:


اول این که موضوعات و مقولاتی که در حوزه‌هاست جزئی از اسلام است نه همه اسلام


دوم این که نوع درجه‌بندی و تاکید حوزه‌های علمیه راجع به مسائل نیز فرق می‌کند با آن چیزی که اسلام گفته‌است.


19. "نقش اساسى شیعه در علوم و فرهنگ اسلامى."


20. "تاریخ جهادهاى علمى و اخلاقى و اجتماعى شیعه." شهید مطهر بر این نکته تاکید دارند که طلبه‌ها باید از این تاریخ مطلع شوند.


21. "بحث‌هاى مربوط به امامت، خصوصا با توجه به انحرافات جدید و اثبات امامت به طور عام و امامت هر یک از ائمه به نحو خاص."


22. "مسائل مربوط به وحى و نبوت و اثبات علمى بودن وحى."


23. "مسائل مربوط به معاد."


24. "مسائل مربوط به توحید."


25. " تخصصى و رشته‏اى شدن [علوم اسلامى‏] به علوم ادبى، تاریخى، اصول دینى، فروع دینى و غیره."


بعد ایشان اضافه می‌کند که من می‌دانم این وظایف را در کوتاه مدت نمی‌شود اجرا کرد و نیاز به زمان دارد از اینرو به موازات این وظایف، یک سری وظایف دیگری را برای حوزه‌های علمیه بیان می‌کند که همین ا‌لان باید شروع بشود. نکته قابل توجه این است که شهید مطهری این مطالب را زمانی می‌گوید که انقلاب هنوز پیروز نشده‌‌است. می‌گوید حوزه از همین ا‌لان باید به فکر بیفتد و اشاره می‌کند که آن چه فعلا در امکان مدرسین و محققین است و از هم اکنون باید شروع به کار شود عبارت است از:


الف) کلام جدید. البته با این توضیح که" کلام علمى است که دو وظیفه دارد: دفاع و ردّ شبهات و ایرادات به اصول و فروع اسلام، و دیگر بیان یک سلسله تأییدات براى اصول و فروع اسلام (کلام قدیم تماما متوجه این دو قسمت است) و با توجه به این که در عصر ما شبهاتى پیدا شده که در قدیم نبوده و تأییداتى پیدا شده که از مختصات پیشرفت‌هاى علمى جدید است و بسیارى از شبهات قدیم در زمان ما بلاموضوع است همچنان که بسیارى از تأییدات گذشته ارزش خود را از دست داده است، از این رو لازم است کلام جدیدى تأسیس شود." در ضمن باید توجه داشته‌باشیم که عبارت "کلام جدید" را اولین بار آقای مطهری به کار برده‌اند.

کلام جدید به معنای دفاع از اسلام و تشیّع و رد شبهات و ایراداتی که به اصول و فروع اسلام امروز می‌شود نه اکتفا به شبهاتی که هزار سال به اسلام وارد می‌کردند و امروز اصلا مطرح نیست. البته نه به این معنا که کلام فعلی را دور بیندازیم؛  کلام جدید به این معناست که مبانی، همان مبانی است، روش تعقل و تفکر؛ همان روش است اما به سئوالات جدیدی باید جواب بدهیم. سئوا‌لاتی که پانصد سال پیش که نه، بلکه پنجاه سال پیش مطرح نبوده اما الان مطرح شده‌است. ایشان موضوعاتی را در این عرصه پیش‌بینی کرده که ا‌لان ما گرفتارش هستیم. می‌گوید در کلام جدید لااقل این مسائل باید مورد بحث قرار گیرد: 


یک) فلسفه دین؛ بخش عمده‌ای از کلام جدید مسیحی که امروزه ترجمه و وارد فضای معرفتی کشور می‌شود، همین مقولات فلسفه دین است. "فلسفه دین، علل پیدایش دین از نظر روان‏شناسان و جامعه‏شناسان، نظریات مختلفى که در این زمینه داده شده و همه نقض و طرد شده است، مسئله فطرت دینى و بحث عمیق انسانى درباره فطرت و فطریات، آینده دین و مذهب، مهدویت در اسلام."


دو) "وحى و الهام از نظر علوم روانى جدید (مسئله نبوت)."

امروزه یکی از اصلی‌‌ترین بحث‌های کلام جدید، مسئله تعریف نبوت است، مانند همین مسائلی که از آن تعبیر به تجربه باطنی و تجربه معنوی می‌کنند و دریافت وحی توسط نبی را به مثابه یک تجربه روانی شخصی قلمداد می‌کنند. شهید مطهری آن موقع این فضا و شبهات را پیش‌بینی کرده‌بود.


سه) "بررسى مجدد ادلّه توحید با توجه به ایرادات و شبهاتى که ماتریالیست‌های جدید بر براهین توحید از جمله برهان نظم و برهان حدوث و برهان وجوب و امکان و غیره وارد کرده‏اند با توجه به تأییدات جدید در همه این زمینه‏ها و..."


چهار) بحث امامت و رهبری از جنبه اجتماعی آن نه فقط از جنبه کلامی آن و مسائل ویژه حضرت رسول و قرآن و شبهاتى که در این زمینه وارد شده‌است.


ب) "فلسفه تاریخ با توجه به مکاتب قدیم و جدید از نظریه ابن خلدون گرفته تا نظریه توین‏بى در زمان حاضر و مخصوصا نظریه مارکسیسم..." 


ج) "فلسفه اخلاق مشتمل بر بیان همه فلسفه‏هاى اخلاق قدیم و جدید، مذهبى و غیرمذهبى و تدوین یک فلسفه اخلاق متقن اسلامى و به طور کلى بحثى در تعلیم و تربیت اسلامى.


د) "اقتصاد اسلامى با تبیین مشخصات اقتصاد سرمایه‏دارى و اقتصاد سوسیالیستى و وجوه اشتراک و افتراق اقتصاد اسلامى با هر یک از آن‌ها.


ه) "فلسفه اجتماع از نظر تطبیقى و بیان اصول اجتماعى اسلام و جامعه ایده‏آل اسلامى." 


اگر حوزه این کارهایی را که آقای مطهری بیش از بیست و پنج سال پیش گفته‌اند، نکند و سریع دستی بالا نزنیم حتی بدون انحراف به روشنفکربازی و غرب‌گرایی و شرق‌گرایی دورانی می‌رسد که دیگر ممکن است حتی شمشیرکشیدن هم فایده‌ای نداشته باشد، حتی کشته شدن و شهید شدن هم ممکن است مشکلی از دین حل نکند. برنامه‌ریزی کنیم و وقتمان را درست استفاده کنیم. آسان نگیریم و همین موضوعاتی را که شهید مطهری گفته به تدریج و با دقت نظر وارد نظام حوزه بکنیم. متشکر از این که لطف فرمودید و تحمل کردید و عذرخواهم از این که بحث بیش از اندازه طولانی شد.


پی نوشت‌ها:


تعابیر و مطالبی که در لابه‌لای این بحث از شهید مرتضا مطهری نقل شد از گفتار "روحانیت و انقلاب اسلامی" و مقاله "وظایف حوزه‌های علمیه" در جلد بیست و چهارم و بخش "مفهوم اجتهاد" در گفتار "پرورش عقل" در جلد بیست و دو مجموعه آثار برگرفته شده‌است.

گفتنی است شهید مطهری به غیر از بندهای مذکور در وظایف اصلی حوزه‌های علمیه، دو نکته دیگر را به شرح ذیل متذکر می‌شوند که در این گفتار بیان نشده‌است و به منظور رعایت امانت به متن ویراسته اضافه می‌شود: 

الف) تقویت و ترویج زبان عربى در حد مکالمه کامل و استفاده وافى از هر نوع کتاب عربى به زبان معاصر

ب)  آشنایى هر فرد لااقل با یک زبان خارجى در حد استفاده از کتاب‌ها و سخنرانی‌ها.


6 تذکر بسیار مهم آیت الله خاتمی به "بعضی سیاسیون"
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠  کلمات کلیدی: آیت الله سیداحمد خاتمی ، سیاسی ، سخنرانی

خطیب توانا و عالم نماز جمعه تهران، امروز با اشاره به برخی مسائل داخلی در دو هفته گذشته، به تعبیر خودشان با خطاب قرار دادن "بعضی سیاسیون" 6 تذکر اساسی را مطرح کردند.

به گزارش جهان خطیب جمعه تهران با اشاره به اینکه خطبه ام را به دو مبحث داخلی و خارجی تقسیم بندی می کنم افزود: در مبحث داخلی ۶ نکته مهم و جود دارد که همه آنها بدیهی و روشن است اما گاهی لازم است که بدیهیات را نیز تذکر بدهیم.

وی تاکید کرد: اولین نکته این است که اصل انقلاب اسلامی با ولایت یک ولی فقیه به نام حضرت امام خمینی به سرانجام رسید و این کشور اگر دست بنی صدر و بنی صدرها بود که تا کنون فروخته شده بود. بنابراین تمام موفقیت های کشور در عرصه دانش نوین فناوری، سیاسی و اقتدار سیاسی و دیگر موفقیت ها همه مدیون حضور ولایت فقیه در کشور است.

وی با بیان اینکه بوش رئیس جمهور سابق آمریکا بارها و بارها در خاطرات خود اعلام کرده است که چند بار تا مرز حمله به ایران رفته اند اما حمله نکرده است افزود: کدام قدرت جلوی آنها ایستاده است؟ کدام تدبیر از حمله به ایران جلوگیری کرده است؟ معلوم است که تدبیر مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای بوده است.

به گزارش مهر خاتمی ادامه داد: حتی در طرح هدفمندی یارانه ها اگر حمایت های رهبری نبود و اگر پیگیری های مداوم ایشان نبود حتما این طرح ارزشمند به بار نمی نشست.

خطیب جمعه تهران تاکید کرد: همه موفقیت ها در این کشور بدون تردید مرهون و مدیون ولایت فقیه است و البته هیچ کس منکر همراهی مسئولان خدمتگزار نیست اما اینگونه هم نیست که رهبری از دور دستی بر آتش داشته باشد. بلکه تمام انقلاب ما مدیون رهبری و ولایت فقیه است.

وی ادامه داد: نکته دوم این است که مشروعیت کل نظام به ولایت فقیه است و سه قوه وقتی مشروعیت دارند که امضاء رهبری پای آنها باشد و هیچ قوه ای بدون امضاء رهبری اعتبار ندارد بنابراین اطاعت از ولایت فقیه بر مسئولان کشور بدون تردید واجب شرعی و قانونی است.

خاتمی، حمایت مردمی از مسئولان کشور را نکته سومی دانست که به آن اشاره کرد و افزود: مسئولان کشور باید بدانند که حمایت مردمی از هر مسئول و از هر شخصی بی حساب و کتاب نیست و شاخص حمایت مردم مسئله ولایت فقیه است.

وی ادامه داد: مردم نگاه می کنند و هر مسئولی که به گفتمان ولایت نزدیک تر باشد او را حمایت می کنند و محبوب تر است.

وی تاکید کرد: گفتمان عدالت و مبارزه با فساد تنها گفتمان رهبری است. بنابراین این مسئله نباید مورد غفلت مسئولان قرار گیرد و باید آگاه باشند که حمایت مردم مطلق نیست و این حمایت مردمی مشروع است و تا زمانی ادامه دارد که اطاعت از رهبری وجود داشته باشد.

خطیب جمعه تهران همچنین ادامه داد: در نکته چهارم باید متذکر شوم که شگردهایی را دشمنان ما در دوره به اصطلاح اصلاحات القاء کردند مبنی بر اینکه حاکمیت دوگانه در کشور وجود دارد این در حالیست که این شگردها دروغ بود و امروز نیز همان مطرودان ملت در رسانه های بیگانه دوباره به صحنه آمدند و این دروغ را به مردم القا می کنند که حاکمیت دوگانه در کشور وجود دارد. من باید از این تریبون به آنها بگویم که حاکمیت در کشور ما یگانه است و حاکمیت قانون اساسی است که در متنش ولی فقیه است.

خاتمی گفت: از مسئولان کشور نیز انتظار داریم به گونه ای عمل کنند که دشمنان را در القاء حاکمیت دوگانه در کشور ناکام بگذارند.

خطیب جمعه تهران درخصوص آرامش و امنیت به عنوان مورد دیگر افزود: آرامش و امنیت بستر هر پیشرفتی است و همه پیشرفت های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و نظامی در سایه آرامش و امنیت محقق می شود.

وی ادامه داد: بحمدالله امروز در منطقه آرام ترین و امن ترین کشور نظام جمهوری اسلامی ایران است و دشمنان ایران این روزها به دنبال القاء اختلافات در کشور و وجود التهاب در کشور هستند.

خاتمی از مسئولان کشور خواست طوری عمل کنند که در میدان دشمنان بازی نکنند و خانه های جدول آنها را پر نکنند و رفتاری داشته باشند که توی دهن دشمنان نظام بزنند.

وی ششمین مورد تذکر خود را به این موضوع اختصاص داد که معیاری برای امام راحل و رهبری وجود داشته است که دوست و دشمن را با رفتار دشمن می شناسند و گفت: به آن معنا که اگر دشمن از هر جریانی حمایت کرد متوجه می شویم که عیبی در این جریان ایجاد شده است به عنوان مثال در فتنه اخیر نیز اینگونه شد که انگلیس، آمریکا، سلطنت طلبها، رقاصه های فراری و همه کسانی که از سوی نظام و انقلاب مطرود شده بودند پشت سر جریان فتنه قرار گرفتند و ملت نیز جریان فتنه را طرد کرد. به این گونه دوست از دشمن شناخته شد.

خطیب جمعه تهران مخاطب قرار دادن دشمنان خارجی گفت: هر جریانی که شما حمایت کنید مردم آن جریان را انحرافی می دانند و به ضرر او خواهد بود.


رهبر معظم انقلاب در دیدار پرشور هزاران نفر از کارگران:
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۸  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی
مصرف کالای داخلی؛ جزیی از جهاد اقتصادی/ مبارزه کارگر ایرانی با کسانی که سقوط اقتصادی کشور را می‌خواهند

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز در دیدار هزاران نفر از کارگران سراسرکشور،«پیشرفت» را سرنوشت روشن و قطعی ملت ایران خواندند و با اشاره به جایگاه و شأن بسیار مهم «کارگر» در اسلام و منطق عقلایی افزودند: پایبندی همه «بخشهای دولتی، غیردولتی و مردم» به الزامات سال جهاد اقتصادی، موجب جهش در ایران بزرگ و سرافراز خواهد شد.

در این دیدار که در آستانه روز جهانی کارگر برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامی، از منظر منطق عقلایی، عنصر «کار و کارگر» را حلقه بی بدیل و بسیار مهم تأمین نیازهای حیاتی فرد و جامعه برشمردند.

ایشان در تبیین بیشتر جایگاه «کار و کارگر» افزودند: شأن کارگر در اسلام از منطق عقلایی نیز بالاتر است چرا که اسلام، کارِ کارگر را عبادت و عمل صالح می داند و نبی مکرم بر دست کارگر به عنوان دستی که آتش به آن نمی‏رسد، بوسه می زنند.

حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به نقش جامعه کارگری در به ثمر رسیدن مبارزات ملت با رژیم ستمشاهی افزودند: در اوایل انقلاب اسلامی نیز عوامل وعناصر چپ آن روز یعنی کمونیستها، خیلی تلاش کردند جامعه کارگری را در مقابل اسلام و نظام قرار دهند اما کارگران صدای دین را «صدای آشنا و مطلوب» خود دانستند و در مقابل این توطئه، ایستادند.

رهبر انقلاب اسلامی شرکت وسیع کارگران در دفاع مقدس و بعد از آن، حضور در میدان کار،  تلاش و پیشرفت را نشانه هایی از تعهد عمیق جامعه کارگری به اسلام، انقلاب و ایران برشمردند و خاطرنشان کردند: کارگر با غیرت و با شرف ایرانی، کار خود را پیکار و مبارزه می داند و با کار مجدانه، مبتکرانه و مبتنی بر ذوق و استعداد ایرانی، با دنیای استکبار و کسانی که رکود و سقوط اقتصادی کشور را دنبال می کنند، مبارزه و مقابله می کند.

ایشان سیاست کلی نظام و مسئولان را ایجاد همدلی و صمیمیت میان عناصر دخیل در مقوله «کار» دانستند و در عین حال خاطرنشان کردند: البته کسانی در کشور هستند که به کارگران ظلم می کنند و حقوق آنان را نادیده می‏گیرند اما سیاست کلی نظام اسلامی، همفکری و همدلی «کارگر، کارفرما و دستگاههای مسئول» است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اقدامات و طرحهای مهم دولت برای حل مسائل و بهبود وضع جامعه کارگری افزدند: باید به گونه ای برنامه ریزی و اقدام کرد که جامعه کارگری از جوامع برخوردار و بهره مند کشور شود.

ایشان در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به سال جهاد اقتصادی افزودند: دشمن ضمن ادامه تلاشهای خود در عرصه های فرهنگی، امنیتی، سیاسی و دیگر عرصه ها، مبارزه با اسلام و جمهوری اسلامی را عمدتاً بر روی «اقتصاد» متمرکز کرده است تا میان مردم با نظام و دولت شکاف ایجاد کند و به همین علت باید با همه توان و با تکیه بر اخلاص، فهم و بصیرت به مبارزه و جهاد با دشمن شتافت.

رهبر انقلاب اسلامی، با تأکید بر مسئولیت همه «بخشهای دولتی، خصوصی و عموم مردم» در سال جهاد اقتصادی، جامعه کارگری را به «اتقان» در کارها فراخواندند و افزودند: کار را باید محکم، دقیق و درست انجام داد.

ایشان ارتقای کیفیت کالاهای ایرانی را از دیگر مسئولیتهای جامعه کارگری و کارآفرینان دانستند و خاطرنشان کردند: باید کاری کنیم که کالای داخلی در نظر مصرف کننده ایرانی و غیرایرانی کالایی مطلوب، بادوام و زیبا باشد که البته دستگاههای دولتی باید پیش نیازهای تحقق این هدف از جمله آموزش مهارتهای مختلف را تأمین کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای، تلفیق «هنر و توانایی» ایرانی را زمینه ساز تقویت کیفیت تولیدات داخلی برشمردند و افزودند: برخی محصولات داخلی دارای قدرت رقابت و برخی دیگر به مراتب بهتر از کالاهای مشابه خارجی اند که باید این ویژگی را به همه کالاها و مواد تولیدی خوراکی، پوشاکی و وسائل زندگی تعمیم داد.

ایشان در همین زمینه افزودند باید عرصه تولید کالای برتر در داخل کشور را به همت کارگران، مهندسان و سرمایه گذاران، به عرصه ای دیگر برای تجلی شعار «ما می توانیم» تبدیل کنیم.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به عده ای که مصرف کالای خارجی را نشانه نوعی «تشخص و برتری» می‏پندارند افزودند: دلبستگی به تولیدات بیگانه، و بی اعتنایی به تلاش کارگر ایرانی، بیماری و عادت بدی است که پول و ثروت کشور را به جیب کارگر خارجی سرازیر می کند.

رهبر انقلاب اسلامی، مصرف کالاهای ساخت داخل را یکی از مجاهدتهای ضروری در سال جهاد اقتصادی دانستند و افزودند:  به موازات استقبال مردم از تولیدات داخلی، لازم است کیفیت و مرغوبیت این کالاها، به حد قانع کننده‏ای برسد.

حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح وظایف مسئولان در سال جاری، ایجاد اشتغال و کارآفرینی را بسیار مهم خواندند و افزودند: پرداختن به زیرساختهای اقتصادی در سراسر کشور، توجه کامل به مسئله صنعت و کشاورزی از جمله مسائل بسیار ضروری و تجلی جهاد فی سبیل الله است.

رهبر انقلاب اسلامی بخش پایانی دیدار با کارگران را به مسائل منطقه و ناکامی دشمنان در مقابل ایران اختصاص دادند.

ایشان با یادآوری تلاش مستمر دستگاههای ضدبشری استکبار برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی افزودند: آنها می خواستند با منزوی کردن ایران، نظام اسلامی یعنی «نماد عظمت و شرف اسلامی و انسانی» الهام بخش دیگر ملتها نشود اما ملت ایران و «جمهوری اسلامی»، اکنون، در سلسله قیامهای پرعظمت مردم منطقه، بیش از همیشه مورد توجه و احترام ملتها قرار گرفته اند و دولت امریکا، منفورترین دولتها در اذهان ملتهای منطقه است.

ایشان در همین زمینه تأکید کردند: فردای منطقه، به برکت همت و حرکت ملتها در راه اسلام، به مراتب از امروز منطقه، بهتر خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای، ناکامی دشمنان و توفیق روزافزون ملت ایران را نشانه صدق وعده های الهی دانستند و افزودند: ملت، دولت و مسئولان ایران با یاد خدا و در راه خدا، به تلاش و حرکت خود ادامه می دهند و پروردگار کریم نیز، فضل و رحمت خود را، همواره نصیب این ملت خواهد کرد.

در ابتدای این دیدار آقای شیخ الاسلامی وزیر کار و امور اجتماعی به نقش بی بدیل نیروی انسانی در تحول و پیشرفت اقتصادی اشاره کرد و گفت: این وزارت با همکاری نمایندگان کارگران و کارفرمایان «سند ملی کار شایسته» را به منظور توسعه اشتغال، صیانت از نیروی کار و دفاع از حقوق کار و تولید، تدوین و تصویب کرده است و گامهای خوبی برای اصلاح  سیاستها، قوانین و مقررات برداشته است.

آقای شیخ الاسلامی افزود: توجه به اشتغال جوانان و توسعه مشاغل خانگی، معرفی مفاخر کارگری و کارفرمایان نمونه، واگذاری سهام عدالت، اجرای بیمه تکمیلی کارگران، اعطای وام مسکن مهر و کارت خرید اعتباری از جمله اقدامات انجام شده و در دست انجام این وزارتخانه است.


رهبر انقلاب در دیدار وزیر کشور و جمعی از فرماندهان ناجا:
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٥  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی
رسانه‌ها نبود آرامش‌و دودستگی‌را القا نکنند/ در جلسات‌هرچه می خواهید بگویید اما به جامعه نکشانید زیرا مردم گناهی ندارند

 حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بعد ازظهر امروز در دیدار وزیر کشور، و جمعی از فرماندهان و مسؤولان نیروی انتظامی، تأمین امنیت بویژه امنیت اخلاقی و روانی جامعه را یکی از مهمترین وظایف نیروی انتظامی دانستند و با اشاره به مسؤولیت سنگین رسانه ها، مطبوعات، گروهها و افراد تأثیرگذار برای حفظ آرامش روانی مردم، تاکید کردند شرایط کنونی کشور بسیار آرام و مناسب و روحیه مردم هم مستحکم است بنابراین مسؤولان، نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان مطبوعات و رسانه های مجازی نباید بگونه ای سخن بگویند و یا مطلبی منتشر کنند که القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور شود زیرا این موضوع، خلاف واقع است.

 

ایشان با اشاره به سخنان روز گذشته خود درخصوص برخی مسائل روز، افزودند: متأسفانه برخوردی که برخی روزنامه ها با این سخنان کردند، بجای القای آرامش در کشور، القای دوگانگی و دعوا را می کرد.


رهبر انقلاب اسلامی خطاب به صاحبان قلم و تریبون خاطرنشان کردند: نباید به گونه ای صحبت و یا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگیری در جامعه باشد زیرا این موضوع، خلاف شرایط کنونی کشور است.


حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری برخی اختلاف نظرها میان مسؤولان و فعالان سیاسی در دوران امام (ره) افزودند: امام بزرگوار در آن دوران بارها خطاب به مسؤولان می فرمودند «در جلسات هرچه می خواهید بگویید اما آن را به جامعه نکشانید زیرا مردم گناهی ندارند.»

ایشان با اشاره به تلاش رسانه های بیگانه برای بزرگنمایی برخی اختلاف نظرها، تأکید کردند: نباید از گفته ها و یا نوشته های ما برداشت اختلاف شود و اگر هم اختلاف نظری است نباید جلوی مردم اخم کرد و بهانه به دست رسانه های بیگانه داد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به روحیه بسیار خوب و مستحکم مردم افزودند: آرامش موجود در جامعه و حرکت محکم و آگاهانه مردم به سمت آرمانها چیزی جز لطف و عنایت و قدرت خداوند متعال نیست و باید این نعمت را قدر دانست.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگر ی از سخنان خود با قدردانی از زحمات و تلاشهای فرماندهان و کارکنان نیروی انتظامی در تعطیلات سال نو و همچنین در طول سال گذشته خاطرنشان کردند: مردم این تلاشها و خدمات را می بینند و قدردان آن نیز هستند.

ایشان یکی از مهمترین وظایف نیروی انتظامی را ایجاد امنیت در جامعه بویژه امنیت اخلاقی و روانی برشمردند و افزودند: امنیت اخلاقی در جامعه به معنای آن است که مردم دغدغه ای درخصوص احتمال انحراف اخلاقی فرزندان خود در جامعه نداشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی یکی از ضروریات برقراری امنیت اخلاقی در جامعه را ایجاد مصونیت در درون نیروی انتظامی دانستند و تأکید کردند: این مصونیت درونی جز با چنگ زدن به ریسمان توفیق و فضل الهی به دست نمی آید.
حضرت آیت الله خامنه ای وضعیت نیروی انتظامی را نسبت به گذشته بسیار رو به جلو ارزیابی کردند و افزودند: فرماندهان و مسؤولان نیرو نباید به حد کنونی قانع باشند بلکه باید برای رسیدن به قله، همت کنند.

ایشان همچنین از هماهنگی موجود میان وزارت کشور و نیروی انتظامی اظهار رضایت کردند و خواستار تقویت بیش از بیش این هماهنگی و ارتباط شدند.

در این دیدار سردار سرتیپ احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در گزارشی گفت: تحقق پلیس شایسته و بایسته نظام اسلامی و دستیابی به قدرت نرم و فراگیر و پایدار با استفاده از علم، عقل و تدبیر از جمله اهداف مورد نظر در نیروی انتظامی است.

وی همچنین با اشاره به پیچیدگی مسائل و روابط اجتماعی و تحول در حوزه ارتباطات خاطرنشان کرد: نیروی انتظامی با دستاوردهای خوب خود در حوزه فناوریهای نوین و با تغییر در ساختارها، ابزارها، رویکردها و کارکردها، به دنبال تحقق امنیت فراگیر و پایدار در همه حوزه ها است.

در ابتدای این دیدار نماز جماعت ظهر و عصر به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه شد.


رهبر معظم انقلاب در سخنان مهمی ضمن هشدار به فعالان تبلیغاتی:
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
در قضیه اخیر احساس شد از مصلحت بزرگی غفلت شده است/ تا زنده‎ام نخواهم گذاشت حرکت عظیم ملت منحرف شود

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم استان فارس در سخنان بسیار مهمی ضمن تبیین شرایط حساس کنونی دنیا و منطقه، با توجه به بیداری اسلامی، همه مردم و مسئولان را به حفظ اتحاد و انسجام و کار و تلاش بی‌وقفه، و بهانه ندادن بدست دشمنان نظام اسلامی توصیه و تأکید کردند: امروز قوای سه‌گانه بویژه دولت حقاً و انصافاً در حال خدمت و تلاش هستند و ملت و رهبری همواره از خط کار و خدمت در کشور حمایت خواهند کرد اما هرجا که رهبری احساس کند از مصلحت بزرگی غفلت می شود، وارد خواهد شد و رهبری تا زنده است هیچگاه نخواهد گذاشت، در حرکت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره‌ای انحراف ایجاد شود.
 
به گزارش رجانیوز،حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ایستادگی ملت ایران بر موضع حق خود و الگو شدن آن برای ملتهای منطقه را علت اصلی فشارها و تبلیغات خصمانه بر ضد نظام اسلامی دانستند و افزودند: با وجود همه این فشارها، نظام جمهوری اسلامی محکم ایستاده و کوتاه هم نیامده است و همین استحکام نظام اسلامی موجب شده است، تیغ آنها کند شود و بر صخره فرود آید.
 
ایشان با تأکید بر اینکه ملت و دولت باید این حالت صخره‌گون نظام اسلامی را حفظ کنند، خاطرنشان کردند: نگذارید اختلاف و شکاف بوجود آید و آنچه را که دشمن در تبلیغات و خباثت‌های سیاسی خود می‌خواهد، روی دهد.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به قضایای چند روز اخیر درباره وزارت اطلاعات افزودند: تبلیغات رسانه‌ای بیگانه را در مورد این قضایا که آنچنان اهمیتی هم ندارد ببینید، که چه جنجالی به راه انداخته‌اند و در تحلیل‌های خود می گویند در جمهوری اسلامی ایران شکاف و حاکمیت دوگانه بوجود آمده و رئیس جمهور، حرف رهبری را گوش نکرده است.

انتقاد دوباره صفار هرندی از هاشمی
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدحسین صفارهرندی ، سخنرانی

معاون فرهنگی سپاه در نشست «شکوه بیداری» ـ که توسط مرکز مطالعات فکری و پژوهشی امام رضا(ع) وابسته به بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد، واحد تهران - شمال برگزار ‌شد ـ سخنرانی کرد و به سوالات دانشجویان پاسخ داد.

به گزارش ایسنا محمدحسین صفارهرندی در پاسخ به سوالی اظهار کرد: برخی حضرات متعلق به اردوگاه اصلاح‌طلبی و جنبش سبز این ادعا را مطرح کردند که خیزش‌های منطقه الهام‌ گرفته از جنبش سبز بوده که این قابل تحقیق است و باید شعارها و نتایج قیام‌ها بررسی شود. فرق این دو، این است که آن‌چه در تونس و مانند آن اتفاق افتاد مسجدمحور بود و مساجد را آباد کرد ولی آن‌چه شما می‌گویید، آمدند و حتی گاه مساجد را سوزانند.

وی در پاسخ به سوال دیگری اظهار کرد: صحنه سوریه را باید آن‌گونه که هست بشناسیم. اطلاعاتی که ما از سوریه داریم کم است و بسیاری از اطلاعاتی که غرب می‌دهد توهمات است و هیچ کدام مستند به صحنه نیستند و دلیل آن بسته بودن جامعه سوریه می‌باشد؛ اما آن‌قدر که ما خبر داریم جریاناتی که در سوریه وجود دارد از جنس آن چیزی نیست که در دیگر نقاط منطقه رخ می‌دهد. سیر حوادث را وقتی دنبال می‌کنیم به طور مثال در پیامکی‌هایی که برای مردم سوریه فرستاده می‌شد، بیش از 70 درصد آن از اسرائیل بوده و منشاء این هیجان و اعتراض ملی نیست؛ اگرچه زمینه‌های ملی وجود دارد و کمبودهایی دیده می‌شود؛ اما مسیر هدایت این جریان یک مسیر متفاوت است.

وی افزود: خود آمریکایی‌ها می‌گفتند که نمی‌شود بشار اسد را به این راحتی از قدرت انداخت، بلکه بهتر است با او معامله کنیم.

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا آزادی در اسلام تضمین شده است؟ گفت: اسلام، آزادی را حق خدادادی مردم می‌داند، اما هرکس آزادی را بر محور خود تعریف کند، آزادی به هرج و مرج تبدیل می‌شود. از همین روست که می‌گویند بزرگترین دشمن آزادی، خود آن است.

وی ادامه داد: همه می‌توانند اعتراض کنند؛ اما باید در چارچوب قانون اساسی صورت گیرد. اگر قرار بود در چارچوب قانون نباشد، هر کسی به خیابان می‌آمد و هرج و مرج می‌شد. فرض کنید 13 میلیونی که به آقای موسوی رای دادند و 24 میلیونی که به آقای احمدی‌نژاد رای دادند به خیابان‌ها می‌آمدند آنگاه چه اتفاقی می‌افتاد.

وی با بیان این‌که «نظامات قانونی به خوبی طراحی شده است» افزود: برای اعتراض باید از وزارت کشور مجوز گرفته شود، شعارها، مسیر راهپیمایی و تعداد نفرات مشخص شود و اگر از این‌ها تخطی صورت گیرد مجوز آن حزب یا گروه باطل می‌شود.

معاون فرهنگی سپاه در پاسخ به سوال یکی دیگر از دانشجویان اظهار کرد: یکی از اتهاماتی که به دولت وارد می‌دانند، این است که چرا به اسم یارانه‌ها، سهام عدالت و این‌که به محرومین سیب‌زمینی می‌دهد پول خرج می‌کند و چرا فاصله فقیر و غنی را کم می‌کند؛ اما موضوعی که در مورد کمک به حزب‌الله و مانند این‌هاست، باید بگویم نمی‌دانم در قیاس با چه اطلاعاتی گفته می‌شود که این مبالغ زیاد است، این یک سرمایه‌گذاری معقول است، همان‌طور که آمریکا در عراق و افغانستان سرمایه‌گذاری می‌کند تا قدرت و نفوذ خود را افزایش دهد.

وی افزود: اگر حاصل سرمایه‌گذاری شما این شد که بجای نبرد در مرزهای خودتان، دو هزار کیلومتر آن‌ طرف‌تر جلوی آن را بگیرند به سود شماست و این یک سرمایه‌گذاری خوب است. وقتی اسم حزب‌الله می‌آید، می‌گویند حزب‌الله به نیابت از ایران جلوی اسرائیل را گرفته است، همه کشورهای عربی منطقه می‌دانند اگر جلوی اسرائیل گرفته نمی‌شد از نیل تا فرات را می‌گرفت.

وی در پاسخ به سوال دانشجویی مبنی بر این‌که اگر نظری مخالف نظر امام داشته باشیم، تخلف کرده‌ایم؟ گفت: اگر امام احکام خدا را بگوید و به عنوان کسی که از موضع دین حرف می‌زند، روی حرف او حرفی زده شود خلاف مصلحت عمل شده است؛ اما اگر قبل از اعلام نظر نهایی امام بوده باشد اشکالی ندارد. مقام معظم رهبری نیز به انتقادها گوش می‌دهند و حتی برخی از آن‌ها محل تجدیدنظر قرار می‌گیرد.

صفارهرندی در پاسخ به سوال دیگری نیز گفت: موضوع قیام‌های منطقه با مردم ایران فرق می‌کند. به مردم ایران فرصت داده می‌شود که رای دهند، اما مشکل کشورهای منطقه این است که آن‌ها کسی را که بخواهند به آن رای دهند در انتخابات حضور ندارد.

وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: اگر دقت کنید می‌بینید که ما نسبت به کسانی که اول انقلاب بودند مسائل را آسان‌تر می‌گیریم، اما چپ‌های آن زمان خیلی سخت‌تر عمل می‌کردند. اکبر گنجی که امروز ادعا می‌کند آن روزها دنبال دخترهایی می‌گشت که چند تار مو از زلف‌شان بیرون زده و به روی آن‌ها اسید می‌پاشید و این‌که به او اکبر پونز می‌گفتند برای این بود که به پیشانی دخترهای جوانی که پوشش متفاوتی داشتند پونز می‌چسباند.

دانشجویی با انتقاد از سخنان صفارهرندی درباره عملکرد مسوولان وزارت خارجه و رییس‌جمهور در سیاست خارجی سوال کرد که صفارهرندی در پاسخ اظهار کرد: همچنان که خاتمی به آمریکا رفت و آن مدح بلند را از سران آمریکا کرد و از لینکلن به عنوان شهید یاد کرد،‌ این را کسی قبلا انجام نداده بود، معلوم است راهی که آقای خاتمی صاف کرد بعدش نامه هم می‌نویسند.

وی افزود: امام گفت اگر آمریکا آدم شود با آمریکا هم رابطه برقرار می‌کنیم. موضوع من سر این است که حضرات روزی موضع تند داشتند و بعد موضع‌شان کاملا برعکس می‌شود.

وی در پاسخ به سوال این دانشجو درباره وضعیت اقتصاد در زمان جنگ نیز گفت: در صحیفه آمده و دو بار امام به دولت تشر زده است که درست است زمان جنگ است و بهتر است اقتصاد در دست دولت باشد ولی تلاش نکنید همه چیز دولتی شود.

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به دانشجویی که معتقد بود وی به شخصیت‌های انقلاب تهمت می‌زند، و در مقابل درباره شریعتمداری از وی سوال کرد، افزود: من با آقای شریعتمداری از اوایل انقلاب که در سپاه بود آشنا شدم، اما قبل آن ایشان به زندان ابد در رژیم گذشته محکوم بود و شکنجه‌های او را باید از الویری و خسرو تهرانی بپرسید. تمام دندان‌های ایشان مصنوعی است؛ چراکه با لگد دندان‌های وی را خرد کردند. اگر به موزه عبرت بروید عکس آقای شریعتمداری و خانمش را می‌بینید، چرا با واقعیت ستیز می‌کنید.

وی در پاسخ به سوالی یادآور شد: در کشور ما نیز یک بار خواستند قانون را عوض کنند و پیشنهاد آن را اتفاقا آقای مهاجرانی داد و گفت حیف است آقای هاشمی تنها دو بار رییس‌جمهور باشد، بهتر است قانون را تغییر دهیم؛ اما هم رهبری و هم خود آقای هاشمی و دیگران مانع انجام این کار شدند.

وی افزود: رهبری در نظام ما با نظام‌های دیگر تفاوت‌هایی دارد و وجهی از رهبری مربوط به حوزه اعتقادی و دینی ماست. اگر قانون مشکل دارد باید آن را حل کرد که آن نیز راه دموکراتیک خود را دارد.

معاون فرهنگی سپاه خاطرنشان کرد: در مجلس خبرگان یکی از گزارش‌های مفصل، نظارت بر عملکرد رهبری است و این‌طور نیست که این موضوع به امان خدا رها شود.

وی در پاسخ به سوالی درباره خصوصی‌سازی نیز گفت: اگر پروژه‌های بزرگ ملی که به دلیل فقدان امکانات داخلی به خارج واگذار می‌شده به سپاه که توان انجام این کار را دارد، داده شود چه اشکالی دارد، شرکت‌های تابع نیروهای مسلح به دلیل توانایی لجستیکی که دارند، پروژه‌های بزرگ به آن‌ها داده می‌شود؛ چراکه اگر این توان بماند بعدها به درد جنگ نیز نمی‌خورد. اگر از متروی تهران هم بپرسید که سریع‌ترین و کم‌هزینه‌ترین پیمانکاران چه کسانی هستند، می‌گویند سپاه است.

وی خاطرنشان کرد: یک موضوع درست است، سپاه نباید جایگزین همه شرکت‌ها شود و خودش نیز می‌گوید که من در پروژه‌های بزرگی که دیگران نمی‌توانند انجام دهند وارد می‌شوم.

صفار هرندی در پاسخ به سوالی درباره مرحوم آیت‌الله منتظری گفت: در مورد آقای منتظری بستگی دارد که بر اساس روایت رفقای سابق او بررسی کنید یا به روایت امام؛ اگر به آن‌چه امام درباره منتظری گفته‌اند رجوع کنیم، امام می‌فرماید "متاسفانه جریان ضدانقلاب و منافقین به بیت شما نفوذ کرده‌اند" لذا آقای منتظری به دلیل بازی خوردن از منافقین کاری کردند که اعتبار ایشان در پیش امام و مردم ساقط شد.

وی هم‌چنین گفت: پیش از نامه امام، نامه آقای کروبی است که به عنوان یکی از قطب‌های جریان چپ می‌باشد، آقای کروبی در اسفند 67 در نامه‌ای ایشان را کاملا هو کرده و حرف‌هایی به ایشان گفته که آدم از شنیدن آن‌ها تکان می‌خورد.

وی در پاسخ به سوال دانشجوی دیگری در مورد اظهار نظرش درباره دختر هاشمی رفسنجانی نیز گفت: خود من هیچ‌گاه سعی نکردم برای دیگران سوابق آن‌چنانی بسازم. من در یک متنی سخن می‌گفتم که روزی دختر خانم آقای هاشمی برگشت و گفت که این آقا زمان پدر من و خاتمی رهبر نبود و حالا رهبر شده است، مگر آقای هاشمی اعتبارنامه حکومتی خود را از دست ایشان گرفته است. من گفتم منشا این حرف شیطانی است، برای این‌که خلاف یک امر واقع حرف می‌زند.

معاون فرهنگی سپاه افزود: به نظر من خود آقایان موسوی و کروبی شاید در خلوت خود بگویند چرا به جای کسانی که عشق امام در دل‌شان بود، طرفداران ما، رادیوی آمریکا و لس‌آنجلسی‌ها شدند. خود آقای خاتمی در یک جلسه خصوصی گفته است حاضر نبودیم مردم را به خیابان‌ها بیاوریم که ای کاش این را در بین عموم نیز می‌گفتند.

وی با بیان این‌که «باید در مورد مسائل فرهنگی مانند موضوع حجاب و چادر و مسائلی از این دست که به اینجا رسیده، تحقیق شود» گفت: به نظر من فضای معنوی بهتر از گذشته نیز شده است و امروز تعداد دختران و پسرانی که به اعتکاف می‌روند و همه هستی خود را صرف خدا می‌کنند بسیار بیشتر است در حالی که از این چیزها در زمانی که ما دانشجو بودیم خبری نبود.

به گزارش ایسنا صفارهرندی در بخش ابتدایی سخنرانی خود در این مراسم نیز اظهار کرد: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، محیط فرهنگی و سیاسی به ویژه در دانشگاه‌ها این‌طور تصویر می‌شد که دو جریان مشخص یکی معروف به مذهبی‌ها و دیگر جریان چپ‌ها حضور داشتند که افراد چپ معتقد به مارکسیسم و هر دوی این جریان‌ها، جریان‌هایی آرمان‌خواه بودند.

وی افزود: وجه مشترک آن‌ها، آرمان‌هایی بود که امروز هم برای آن‌ها شعار می‌دهیم، مانند آزادی‌خواهی، عدالت و ایستادگی در برابر استکبار. هر دوی این جریان‌ها در ابتدای سال که گروه‌های جدید دانشجو وارد می‌شدند درصدد یارگیری از آن‌ها بودند و با ارائه نگاه خود، سعی در جذب آن‌ها داشتند.

وی ادامه داد: آن‌چه در این میان دو جریان مذهبی و چپ را از یکدیگر جدا می‌کرد، بحث مبارزه نبود، بلکه مبنای اعتقادی و تفکر فرهنگی اصولی بود که شاید بشود با اغماض این دسته‌بندی را کرد که مذهبی‌ها طرفدار تعبد دینی و چپ‌ها مخالفان تعبد دینی بودند، البته معنای طرفدار تعبد دینی بودن، این نیست که تعقل را قبول ندارند.

معاون فرهنگی سپاه هم‌چنین یادآور شد: مارکسیست‌ها زمانی که جریان مجاهدین خلق نفوذ کرده و از اعتمادی که مذهبی‌ها داشتند، سوءاستفاده کرده بودند برخی را که در مقابل آن‌ها ایستادگی می‌کردند تهدید کرده و سپس تهدید خود را نیز عملی کردند که شهید شریف واقفی پرچم برافراشته این مظلومیت است. او قربانی کینه‌توزی مارکسیست‌هایی شد که تحمل کسانی که پایبند به دین بودند را نداشتند؛ لذا پس از آن بود که مذهبی‌ها سفره خود را از آن‌ها جدا کردند.

وی اظهار کرد: از این‌جا بود که جریانات سیاسی آرایش تازه‌ای به خود گرفتند، هرچند همزیستی جریانات داخلی ادامه داشت، همچنان که جریاناتی که طرفدار نهضت مجاهدین انقلاب، حزب توده یا چریک‌های فدایی خلق بودند و حتی کسانی که دست‌شان به خون شهید واقفی آغشته شده بود در میان نیروهای انقلاب حضور داشتند.

وی خاطرنشان کرد: اما اگر از این موج عظیم مردمی که در انقلاب به حرکت درآمده بود، سوال می‌شد که شما را چه جریانی به صحنه آورده، پاسخ بیش از 90 درصد آن‌ها این بود که ما به دنبال حرکت امام آمده‌ایم و پیشوایی امام چیزی نبود که بتوان آن را با دیگران به صورت مشارکتی تفسیر کرد.

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین گفت: بعد از انقلاب بسیاری از این جریانات تصورشان این بود که باید به خاطر مبارزاتی که در دوران انقلاب داشتند، سهمی به آن‌ها پرداخت شود اما امام در حکم خود به بازرگان فرمود شما را بدون تعلق به تشکیلات‌تان انتخاب کردم، شما هم هر کسی را انتخاب می‌کنید فارغ از تعلق تشکیلاتی باشد.

وی با بیان این‌که «برخی‌ها تصور می‌کردند که انقلاب مال آن‌هاست» افزود: گاهی الان هم برخی در تفسیرهای‌شان می‌گویند انقلاب اسلامی دنباله کار ما در مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت بود که حالا امکان تشکیل یک نظام را پیدا کرده است و همین جا بزنگاه جدایی آن‌ها با نیروهای مذهبی و حضرت امام است.

وی با اشاره به این‌که «تفاوت اندیشه و تفکر در تعیین نام نظام هم پیش می‌آید» ادامه داد: این موضوع که نظام، جمهوری باشد، دموکراتیک یا جمهوری دموکراتیک باشد، طرفداران مختلفی داشت که امام(ره) آن را به رای مردم گذاشت و فرمود که مردم برای جمهوری اسلامی خون داده‌اند و اگر پیش آمدند برای حکومتی از این جنس بوده است.

صفار هرندی ادامه داد: با وجود این‌که جمهوری اسلامی با رای بالای 98 درصدی انتخاب شد، ولی طرفداران نظرات دیگر، دست از موضع خود برنداشتند و این مبارزه که اول شکل آن سیاسی بود، تدریجا با جمع‌آوری سلاح در گروه‌های خود در فتنه‌های مختلفی مانند کردستان، سنندج و استان‌های دارای اقلیت‌های مختلف اتفاق افتاد و آن‌ها متوسل به زور شدند.

وی با بیان این‌که «دفاتر دانشگاهی، محل اعزام نیروهای جریان‌های مخالف برای ایجاد آشوب شده بود» تصریح کرد: این تعارض به نقطه‌ای رسید که جریان اصیل دانشجویی علیه آن اعتراض کرد که بخشی از آن مربوط به آشوب‌ها، بخشی به خاطر متون درسی و بخشی نیز مربوط به وجود افرادی بود که پس از آن منجر به تشکیل کمیته انقلاب فرهنگی شد.

وی یادآور شد: گروه‌های اهل مبارزه مسلحانه به تدریج آهنگ جنگ خود را آغاز کردند که نقطه اوج آن خرداد سال 60 بود و سازمان مجاهدین خلق جلودار آن محسوب می‌شد که مردم به حق نام آن‌ها را منافق گذاشتند.

معاون فرهنگی سپاه هم‌چنین یادآور شد: در فاصله سال‌های 61 تا 67 عملا در محیط داخلی ردی از جریان چپ مارکسیستی را نداریم و کسی از این جریان جرات ابراز وجود در مقابل مردم نداشت و هرکس که این سبقه را ادعا می‌کرد، ناگزیر به فرار از کشور می‌شد.

وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان این‌که «بین سال‌های 62 تا 67 یک محیط تقریبا خودمانی داشتیم» اظهار کرد: اگر رقابتی نیز بین جریانات وجود داشت، رقابت داخلی بود اما از این‌جا، کم‌کم شاهد بازگشت ادبیات قبل از انقلاب هستیم و بین کسانی که طرفدار نظام‌اند، گروه چپ و راست تشکیل می‌شود. این تقسیم‌بندی مبتنی بر کسانی که به نوعی به جریانات چپ پیش از انقلاب تعلق داشتند، شکل گرفت.

وی ادامه داد: بخشی از نیروهای مجاهدین انقلاب، بقایای سازمان‌های چریکی قبل از انقلاب بودند که دیدگاه‌شان مارکسیستی بود یا التقاطی که مثلا بهزاد نبوی خود بارها گفته است که من ابتدا توده‌ای بودم، بعد سه جهانی شدم، بعد در زندان به رجایی برخوردم.

صفارهرندی ادامه داد: برخی نیروهایی که به نظام جمهوری اسلامی ابراز وفاداری کردند مانند لطف‌الله میثمی که بعدها دعوایش با رجوی بر سر سازمان بالا گرفت، اندیشه‌ای که در گذشته تحت عنوان مجاهدین خلق به آن پایبند بوده را رها نکرده و آن‌ها را با خود دارد اما به امام هم ابراز وفاداری می‌کند. از دید آن‌ها، چپ نگاه مقدسی است که هرکه آن را نداشته باشد، راست است و فرقی نمی‌کند که آیت‌الله باشد، امپریالیسم آمریکایی یا ... باشد.

وی خاطرنشان کرد: این ادبیات توسط برخی گروه‌ها و بدتر از آن توسط کسانی که ادعای دفاع از امام(ره) داشتند مانند مجاهدین خلق و تیم بهزاد نبوی شروع شد.

وی ضدیت مطلق با امپریالیسم و غرب را از دیدگاه‌های سیاسی جریان چپ خواند و افزود: به همین دلیل در پای اعلامیه‌های اول این گروه‌ها، مبارزه با امپریالیسم آمریکا شعار محوری آن‌ها محسوب می‌شود و در موضوع اقتصادی نیز چپ‌های مارکسیستی اساسا حقی برای مالکیت خصوصی قائل نبودند اما بعدها تجدیدنظر‌طلب‌های‌شان آمدند و مالکیت را در چارچوب‌هایی به رسمیت شناختند.

معاون فرهنگی سپاه با بیان این‌که «گروه‌های داخلی که خود را چپ معرفی می‌کردند سعی داشتند اقتصاد را در دولت قرار دهند» گفت: لذا در دولت آقای موسوی به واسطه وجود این تفکر، اشخاصی چون نبوی معتقد بودند نباید به غیردولتی‌ها میدان داد که بعدها این رفتار سبب شد امام(ره) به طور صریح به رییس دولت بگوید که کاری نکنید که همه چیز دست دولت باشد، بلکه اجازه دهید مردم نیز وارد شوند و امام چندین بار در این موضوع به آن‌ها تشر زدند.

وی معتقد است: آقای هاشمی که طرفدار آقای موسوی و حامی اصلی او در مقابل جناح راست بود، بعدها در نماز جمعه به گونه‌ای سخنرانی کرد که گویی جواب امام(ره) را می‌داد و می‌گفت نمی‌توانیم مقدرات اقتصادی را به یک عده خاص دهیم اما هفت هشت سال بعد خطبه‌های ایشان در مذمت آن نگاه دولتی و ستایش خصوصی‌سازی بود.

وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: در مرزبندی سیاست داخلی، بزرگترین زاویه جریان چپ (چپ اسلامی) درون نظام با جریانات لیبرال است که به صورت خشونت‌آمیزی با آن برخورد می‌کند و اعلامیه‌های دفتر تحکیم وحدت که جریان دانشجویی جناح چپ محسوب می‌شد، تضاد اصلی در سیاست داخلی با لیبرال‌ها را نشان می‌دهد.

صفارهرندی ادامه داد: دیگر شاخص برجسته جریان چپ، اعلام وفاداری بی‌چون و چرا با ولایت فقیه است که ولایت از جنس مطلقه را تبلیغ می‌کرد و دیگران را به این محکوم می‌کردند که چرا وقتی نگاه رهبری موضوع خاصی است آن را نمی‌گیرید.

وی یادآور شد: در قضیه رای به دولت موسوی، یک گروه 99 نفره رای منفی دادند در حالی که امام(ره) گفته بودند مصلحت این است که به دولت رای دهید. این گروه 99 نفره از سوی جریان چپ به عنوان گروه ضدامام و اسلام معرفی شدند. بعدها از امام پرسیدند که آیا رای آن 99 نفر تمرد از حکم بوده که امام فرمودند نه؛ چراکه این حکم نبود بلکه مصلحت بود که گفتم.

وی هم‌چنین معتقد است: جریانی که سال 72 خود را وارث جریان چپ دهه 60 می‌داند در مساله آمریکا و غرب شل شدند و می‌گویند مبارزه با آمریکا باید معقول و منطقی باشد. چه اتفاقی باعث شد که این‌ها از موضع خود برگردند، دلیل آن این بود که نظام شوروی فرو پاشید و مارکسیست‌ها احساس کردند که به یک حامی نیاز دارند. آن‌ها به جای آن‌که پی به اشتباه خود ببرند، نتیجه‌گیری بدی کردند و وقتی شوروی پاشید،‌ گفتند باید از آمریکا آویزان می‌شدیم و این بار به آن خیمه زدند و امروز بسیاری از مارکسیست‌های بنام نوکر امپریالیسم هستند.

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: از اوایل دهه 70 تمایل چپ سابق، مجاهدین انقلاب و ... به لیبرال‌ها و نهضت آزادی بیشتر می‌شود و حتی دفتر تحکیم وحدت منتظر بزرگترها نمی‌ماند و از یزدی دعوت می‌کند و به او می‌گوید که ما از این به بعد با شما هستیم.

وی خاطرنشان کرد: اکثر جریان‌های سیاسی ما در مسیر، دچار اعوجاج و سستی شدند، ولی جریانی که دنبال پرچمی که امام برافراشته بود راه افتادند یعنی توده مردم منحرف نشدند و امروز برخی به این ملت که نگاه می‌کنند به حال آن‌ها غبطه می‌خورند و سهم عمده‌ای از این ملت در قیام‌های اخیر دارد.

وی با بیان این‌که «اگر در 32 سال کوتاه آمده بودیم، دیگر کسی دنبال ما راه نمی‌افتاد» افزود: نمی‌گویم همه حوادث منطقه از ما الگو گرفته شده؛ چراکه برخی از آن‌ها حتی با ما مخالفند و الگوی ما را قبول ندارند اما اگر بگویم یک الگو که در بوته آزمایش کاملا محک خورده ایران است. عمروموسی رییس اتحادیه عرب گفته است در حالی که ایرانی‌ها در فضا سیر می‌کردند ما مصری‌ها تونل‌های غزه را برای جلوگیری از رسیدن امکانات به آن‌ها گرفته بودیم.

صفارهرندی در بخش پایانی سخنانش اظهار کرد: این‌هایی که گفتند جمهوری ایرانی، زمان انقلاب هم این شعار را می‌دادند اما رای نیاورد. این‌که بعد از این مدت باز این پرچم را بلند کردند چه معنا دارد. در 25 بهمن می‌خواستند زیر بغل آمریکا عصا بزنند که یکی دو ماه بود دائما خبرهای مرگ در مورد عوامل خود در منطقه دریافت می‌کرد.

وی با بیان این‌که «چرا کسانی که خودشان سر جمهوری اسلامی شدن نظام یقه دیگران را می‌گرفتند، کم آوردند» گفت: زیرا از همان ابتدا مبنای نگاه‌شان آلودگی داشت. معتقدم نباید اصرار کرد که این‌ها از اول اجیر شده آمریکا بودند، بلکه بیشتر آن‌ها در مسیر راه کم آوردند و آن هم از آلودگی افکار اولیه‌شان بود.


سخنرانی حاج سعید قاسمی بر مزار شهیدان صیاد شیرازی و آوینی؛
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸  کلمات کلیدی: حاج سعید قاسمی ، شهیدسیدمرتضی آوینی ، امیر صیادشیرازی ، سخنرانی
آقامرتضی این‌روزها را می‌دید که گفت نبرد نهایی با اسلام امریکایی است/ در مقابل انحطاطهایی مانند دعوت از عبدالله اردنی می‌ایستیم

به گزارش رجانیوز، پنج‌شنبه گذشته حاج سعید قاسمی به‌مناسبت سالگرد شهید سید مرتضی آوینی و شهید امیر سپهبد صیاد شیرازی بر مزار این شهیدان گرانقدر سخنرانی کرد.

قاسمی در سخنان خود به برخی ویژگی‌های اخلاقی این شهیدان و ریشه‎های فتنه پرداخت و با یادآوری تحولات منطقه از اینکه یک جریان که در دولت نیز نفوذ کرده است، می‌کوشد ریشه‌های این تحولات را غیر اسلامی معرفی کنند و تحرکاتی مانند دعوت از عبدالله اردنی و ترویج مکتب ایرانی در بحبوحه بیداری اسلامی را آغاز کرده‌اند، به‌شدت انتقاد کرد.

متن کامل این سخنرانی در ادامه آمده است:

السلام علیک یا روح الله ایها العبد الصالح، المطیع لله و لرسوله و السلام علی جمیع شهداءنا. طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم. فیالیتنی کنت معکم فأفوز فوزا عظیما و سلام بر خاصه شهدای این مناسبت آقا سید مرتضی آوینی، امیر سپهبد صیاد شیرازی و مهندس سعید یزدان پرست.

باز هم درود و سلام بی کران خودمان را به ارواح جمیع شهدای نهضت بیداری جهان اسلام خاصه در بحرین می فرستیم که این روزها در نبرد با اشقی الاشقیا امریکا، یهود و آل سعود هستند و یاری همه شما را می‌طلبند؛ باز هم برای شادی روح‌شان صلواتی را بفرستید.


رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه تهران
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٦  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی
سرنوشت محمدرضا پهلوی و بن‌علی در انتظار مبارک/ فتنه88 آخرین نمایشنامه غرب برای از بین بردن روح انقلاب بود

امروز (جمعه) 15 بهمن دانشگاه تهران و خیابان‌های اطراف آن، مطاف عشق بود تا مردم با ایمان تهران، پس از نمازجمعه تاریخی 29 خرداد 88 بار دیگر، نمازجمعه را به امامت ولی امر مسلمین جهان اقتدا کنند.

به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب در حالی به نمازجمعه تهران آمدند که شرایط حساس شمال افریقا به‌گونه‌ای است که همه منتظر شنیدن مواضع، پیش‌بینی‌ها و توصیه‌های ایشان بودند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیانات مهمی که ایراد کردند، خطبه اول را به انقلاب اسلامی ایران و توطئه های غرب در طول 32 سال گذشته برای براندازی، استحاله و روی کارآوردن افراد ضعیف النفس اختصاص دادند.

ایشان فتنه 88 را آخرین نمایشنامه غرب در این صحنه دانستند و پس از تبیین ناکارآمدی این روش‌ها، در این خطبه و در خطبه دوم، تشریح کردند که انقلاب ایران چگونه برای سایر ملت‌ها الهام بخش بوده و سپس تأکید کردند که اکنون انعکاس صدای ملت ایران در شمال افریقا شنیده می‌شود و بر خلاف تحلیل غربی‌ها، احساس حقارت مردم از وابستگی سران‌شان به استکبار عامل اصلی خیزش‌ها است. مشروح بیانات رهبر انقلاب به نقل از ایرنا در ادامه آمده است:

** انعکاس صدای ملت ایران امروز در شمال آفریقا و دیگر نقاط جهان اسلام شنیده می شود

به گزارش ایرنا، حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای خطبه های اول نماز جمعه تهران، همه نمازگزاران عزیز را به رعایت تقوا توصیه کردند و شهادت علی بن موسی الرضا(ع) و رحلت نبی معظم و مکرم اسلام محمد بن عبدالله (ص) و شهادت سبط اکبر حضرت مجتبی(ع) را به مومنان نمازگزار، ملت ایران، شیعیان و مسلمین عالم تسلیت گفتند.

حضرت آیت الله خامنه ای در مورد لزوم رعایت تقوا بیان کردند که خداوند حتی وجود مقدس پیامبر(ص) را برای رعایت تقوا مخاطب قرار می دهد.

ایشان خطاب به نمازگزاران فرمودند: خدا را در نظر داشته باشید و مراقب اعمال، رفتار و گفتار و حتی افکار و تصورات خود باشید.

رهبر انقلاب اسلامی ادامه دادند اگر تقوا حاصل شود، تمام راه های بسته گشوده خواهد شد و خداوند متعال در همه مراحل، ملتی را که دارای تقوا است، یاری خواهد کرد.

ایشان با تاکید بر این که دهه فجر و 22 بهمن امسال شور و حال دیگری دارد تصریح کردند: امروز مردم پس از سال ها مجاهدت مشاهده می کنند که انعکاس صدای آن ها و فریاد مظلومانه و قدرتمندانه آن ها در مناطق دیگری از دنیای اسلام با قدرت و قوت شنیده می شود.

رهبر معظم انقلاب با اشاره به حوادث امروز شمال آفریقا (کشور مصر و تونس) و برخی از کشورهای دیگر بیان فرمودند: این حوادث برای ملت ایران معنای خاصی دارد، این همان چیزی است که همیشه به عنوان پدید آمدن بیداری اسلامی به مناسبت پیروزی انقلاب بزرگ اسلامی ایران گفته می شد.

ولی امر مسلمین جهان با بیان این که دهه فجر اهمیت زیادی دارد، فرمودند که در خطبه اول به مطالبی در مورد انقلاب اسلامی و در خطبه دوم هم در خصوص مسائل مصر و تونس خواهم پرداخت و سپس به زبان عربی مسلمانان عرب زبان را در سراسر منطقه خطاب قرار خواهم داد.

ایشان تاکید کردند که آنچه را که در مورد انقلاب و این حادثه عظیم ملت ایران می گویم، برای ما آموزنده و عبرت آموز است، اولا یک تصویری از واقعیت های جهان است تا ببینیم مستکبران، زورگویان عالم و قدرت های مسلط چه می خواستند و چه شد؟، دنبال چه بودند اما در عمل چه اتفاقی افتاد؟ سپس دو ویژگی از ویژگی های انقلاب را که مربوط به دوره ماست، خواهم گفت.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه به تصویر وضعیت موجود و مقایسه آن با آن چه که زورگویان عالم دنبال آن بودند، پرداختند و فرمودند: فاتحان جنگ بین الملل اول و دوم که عمدتا چند کشور اروپایی و آمریکا بودند، در منطقه مهم خاورمیانه یک سیاست تصویب شده داشتند.

ایشان از دلایل مهم بودن این منطقه را موقعیت سوق الجیشی آن دانستند و در توضیح ویژگی های آن، تاکید کردند که این منطقه نقطه اتصال آسیا، اروپا و آفریقا است، یکی از بزرگترین انبارهای نفت عالم است و نفت شریان حیاتی همه قدرت های صنعتی است که در دنیا مسلط هستند، همچنین ملت های این منطقه دارای تمدن های کهن، ریشه دار و با سوابق تاریخی هستند.

ولی امر مسلمین جهان در مورد سیاست قدرت های بزرگ در منطقه تاکید کردند که سیاست آنها این بود در منطقه باید کشورها و واحدهای سیاسی ضعیفی وجود داشته باشند که با یکدیگر مخالفت و دشمنی داشته و نتوانند متحد باشند.

ایشان تاکید کردند: آنها سیاست تقویت ناسیونالیسم های عربی، ترکی و ایرانی را در طول سال های متمادی دنبال کردند و کشورهایی را که حاکمیت هایشان از لحاظ سیاسی و حکام شان دست نشانده و مطیع باشند، ایجاد کردند.

رهبر انقلاب تاکید کردند همچنین کشورهایی را ایجاد کردند که از لحاظ اقتصادی مصرف کننده باشند که نفت را تقریبا مفت از چنگشان خارج کنند و پول همان نفت را باز خرج واردات کنند تا کارخانه های غربی رونق بگیرند.

ایشان تاکید کردند آنان به دنبال کشورهایی بودند که از لحاظ علمی عقب افتاده باشند و اجازه پیشرفت علمی به آنان داده نشود.

رهبر معظم انقلاب تاکید کردند که این مسائل سرفصل است و هر کدام از اینها حقیقتا یک کتاب شرح و تفصیل دارد.

** ظهور و حضور امام خمینی (ره ) تقدیر خداوند بود

حضرت آیت الله خامنه ای‌ با یادآوری اینکه استراتژیست های غربی با هزاران ساعت مطالعه، فکر و برنامه ریزی برای منطقه سیاست گذاری کرده و آدم هایی را معین و به وسیله آنها کار ها را انجام دادند، اظهارداشتند:‌‌ با این تحلیل می شود رفتار رضا خان، محمد رضا و مصطفی کمال ترکیه و دیگران را تحلیل کرد.

ایشان همچنین افزودند: غربی ها تلاش کردند که مردم منطقه را از نظر فرهنگی، مقلد محض اروپایی ها، از نظر نظامی ذلیل و آسیب پذیر، از نظر اخلاقی فاسد، ‌از نظر مذهبی کاملا سطحی و قانع به مذهب فردی و احیانا مذهب تشریفاتی نشان دهند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی ادامه دادند: آنها تا قبل از پیروزی انقلاب جز در برهه های کوتاهی از زمان مثلا در مقطعی از تاریخ که حکومت مردمی در مصر و یا در ایران هم به طور دیگر ایجاد شد، عموما به طور مطلق در تمامی بخش ها پیشرفت کردند.

مقام معظم رهبری اظهارداشتند‌: ناگهان حادثه بزرگ و انفجار عظیمی رخ داد و اوضاع آنها (غربی ها) را برهم ریخت، به طوری که یک مرد عالم برجسته، حکیم، فقیه، مجاهد، شجاع، خطر پذیر و نافذ الکلمه در ملت ایران به نام امام خمینی (‌ره) ظهور کرد که این ظهور و حضور تقدیر خداوند متعال بود.

** طراح، نقشه کش و مدیر صحنه فتنه 88 بیرون از مرزهای ایران بود و هست

رهبر معظم انقلاب اسلامی در ادامه بیانات خود با یادآوری فرآیند وقوع انقلاب اسلامی ایران افزودند: مردم ایران آماده بودند، خطرها را به جان خریدند، وارد میدان شدند، جان و مال شان را دادند و امتحان خوبی پس دادند.

ایشان اظهار داشتند: این انقلاب همه محاسبات غرب را دچار اختلال کرد. انقلاب اسلامی در ایران قوی ظاهر شد و قوی ادامه پیدا کرد، یعنی اینطور نبود که سال اول و دوم یک هیجانی پدید آید و سپس تمام شود، بلکه ادامه پیدا کرد که من بعدا در مورد این ادامه و استمرار عرایضی دارم که عرض خواهم کرد.

رهبر معظم انقلاب تاکید کردند: امام مثل کوه ایستاد، ملت همه پشت سر امام مثل کوه استوار ایستادند، جبهه دشمن هم هر چه توانست تلاش کرد و هر کاری از دست شان بر می آمد، از جنگ های خیابانی گرفته تا درگیری های قومی، تلاش برای کودتای نظامی، تحمیل جنگ هشت ساله، تحریم اقتصادی و به راه انداختن ماشین عظیم جنگ روانی در طی این 32 سال انجام داد.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه تصریح کردند: 32 سال است که علیه ملت ایران، امام و انقلاب جنگ روانی ایجاد کردند، دروغ گفتند، تهمت زدند، شایعه پخش کردند، سعی کردند اختلاف ایجاد کنند و راه ها را در داخل منحرف کنند.

ایشان در مورد برنامه های قدرت های استکباری در مقابل انقلاب اسلامی، با بیان اینکه هدف اول آنها در درجه اول سقوط و براندازی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بود، خاطر نشان کردند: هدف بعدی این بود که اگر براندازی جمهوری اسلامی تحقق پیدا نکرد، انقلاب را استحاله کنند، یعنی صورت انقلاب باقی بماند، اما باطن، سیرت و روح انقلاب از بین برود که تلاش زیادی در این زمینه کردند که آخرین نمایشنامه آنها که به روی صحنه آمد، همین فتنه 88 بود.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: عده ای در داخل به خاطر حب به نفس و مقام و از این قبیل امراض خطرناک نفسانی اسیر این توطئه شدند.

حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: من بارها گفته ام که طراح، نقشه کش و مدیر صحنه این فتنه در بیرون از این مرزها بود و هست و بعضی دانسته یا ندانسته در داخل با آنها همکاری کردند.

رهبر معظم انقلاب در مورد هدف سوم دشمن تصریح کردند: هدف سوم هم این بود و هست که کاری کنند که اگر نظام اسلامی باقی می ماند، از عناصر ضعیف النفسی که می توان در آنها نفوذ کرد، استفاده کنند و در واقع اینها را در مسائل کشور، طرف های اصلی خودشان قرار دهند.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: هدف آنها این بود که نظامی در کشور به وجود بیاید و ادامه پیدا کند که قدرت کافی نداشته باشد، ضعیف باشد، مطیع و سرسپرده باشد، در مقابل آمریکا نایستد و قد علم نکند که این اهداف آنها تا امروز شکست خورده است.

** نخبگان، ملت و مسوولان خوب ایران تا امروز به دشمن اجازه دستیابی به اهدافش را نداده اند

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه خطبه های نماز جمعه تهران در مورد تغییرات گسترده ایجاد شده در اثر انقلاب اسلامی ایران توضیح دادند، تغییراتی که این انقلاب در کشور بوجود آورده به لحاظ عمق و ژرفا تغییرات مهم و اساسی است.

ایشان ادامه دادند: چند مورد از اتفاقاتی را که افتاد بیان می کنم، البته همه این تغییرات را می دانید و می دانیم، اما خدای متعال نیز در قرآن، ما را متوجه خورشید می کند و می فرماید 'والشمس و ضحیها'، در حالی که خورشید در مقابل چشم ما است، با این حال سوگند یاد می کند تا ما توجه پیدا کنیم که این پدیده، این قدر دارای عظمت است.
مقام معظم رهبری یادآور شدند: پیش از انقلاب، نظام حاکم بر کشور، یک نظام اسلام ستیز عمیق بود که با ظواهر چندان کاری نداشتند اما در حقیقت از نظر عمق، دنبال زدن ریشه های اسلامی مردم بودند.

ایشان ادامه دادند: در این زمینه مثال ها، شواهد و خاطره های زیادی در ذهنم هست که مجال بیان آنها نیست اما انقلاب درست در نقطه مقابل آنها قرار داشت، به طوری که اسلام را محور همه چیز و محور مدیریت قرار داد و اکنون، احکام و قوانین اسلامی معیار و ملاک قوانین کشور است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: قبل از انقلاب اسلامی، کشور به لحاظ سیاسی وابسته بود یعنی حکومت، چه خود محمد رضا، چه دستگاه های گوناگون، مطیع و منتظر اشاره آمریکا بودند.

مقام معظم رهبری ادامه دادند: شواهد فراوانی در این زمینه هست، به عنوان نمونه، 'دکتر امینی' به آمریکا رفت به منظور اینکه آمریکایی ها را برای نخست وزیری خود قانع کند و پس از بازگشت، نخست وزیر شد اما یکی دو سال بعد، شاه که با او مخالف بود، به آمریکا رفت که موافقت آن ها را برای عزل وی از نخست وزیری جلب کند و پس از بازگشت، او را عزل کرد.

ایشان همچنین افزودند: شاه در بسیاری از مسایل، سفیر آمریکا و انگلیس را به کاخ خود دعوت می کرد تا تصمیم های خود را با آنان در میان بگذارد و اگر آنان مخالفتی می کردند، آن تصمیم ها عملی نمی شد.

حضرت آیت الله خامنه ای با بیان اینکه منظور از وابستگی سیاسی رژیم وقت، مطیع آمریکا بودن است، فرمودند: قبل از دوره آمریکا نیز رژیم حاکم مطیع انگلیس بود، به طوری که انگلیسی ها رضا خان را آوردند و وقتی دیدند به دردشان نمی خورد، خودشان او را عزل و از کشور بیرون کردند و پسرش را به جای وی روی کار آوردند.

** امروز قدرت‌های بزرگ نمی‌توانند ادعای تاثیرگذاری بر تصمیم‌های مسوولان ایران را داشته باشند

ولی امر مسلمین جهان در ادامه با تاکید بر وجود استقلال کامل در ایران افزودند: در حال حاضر هیچ یک از قدرت‌های بزرگ نمی توانند ادعا کنند که کوچک ترین تاثیری در تصمیم های مسوولان ایران دارند.

ایشان افزودند: این ایستادگی، استقلال و عزت سیاسی بیشترین جذابیت را برای ملت های جهان دارد و ملت‌ها به این دلیل برای ملت بزرگ ایران احترام ویژه‌ای قایلند که ایران به استقلال سیاسی دست پیدا کرده است.

حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند: قبل از انقلاب اسلامی، حکومت سلطنتی بر ایران حاکم بود که نقطه مقابل آن مردم سالاری است.

ایشان در تبیین تفاوت های عمده ساختار نظام حاکم قبل و بعد از انقلاب فرمودند: مردم در حکومت سلطنتی هیچ گونه نقشی نداشتند، در حالی که مردم در نظام مردمسالاری همه کاره‌اند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: قبل از انقلاب، حکومت مبتنی بر وراثت بود و هنگامی که حاکم از دنیا می رفت، نفر بعدی جایگزین او می‌شد که مردم هیچ نقشی در انتخاب آن نداشتند، در حالی که بعد از انقلاب اسلامی، حکومت کاملا انتخابی است و خواست مردم تعیین کننده است.

ایشان افزودند: انقلاب اسلامی، فضای آزاد، انتقاد، تذکر و حتی مخالفت و اعتراض را برای مردم باز کرد، به طوری که در طول 32 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی سال‌های نخست انقلاب نیز اینگونه بوده است.

ولی امر مسلمین جهان اظهار داشتند: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، علم و فن‌آوری در ایران به صورت کامل به غرب وابسته بود؛ به گونه‌ای که در برخی موارد، مهندسان نیروی هوایی حتی اجازه نداشتند قطعات هواپیما‌ها را برای یافتن مشکل آن باز کنند، چه رسد به اینکه بخواهند آن قطعات را تعمیر کنند، بلکه باید قطعه را در هواپیما می‌گذاشتند و برای تعویض یا تعمیر به آمریکا می‌فرستادند.

مقام معظم رهبری تصریح کردند: بخش صنعت در قبل از وقوع انقلاب اسلامی، به صورت کامل بر اساس مونتاژ بود و هیچ ابتکاری دراین بخش صورت نمی‌گرفت اما بعد از انقلاب، خود باوری علمی و اعتماد به نفس ملی با حضور و پرورش دانشمندانی که اکنون مشابه آنها در برخی رشته ها در دنیا انگشت شمار است، ایجاد شد.
ایشان با یادآوری اینکه 'ایران قبل از انقلاب اسلامی، در مسایل جهان و حتی منطقه هیچ‌گونه تاثیرگذاری نداشت و نمی‌توانست داشته باشد، بلکه کشور تحقیر شده ای بود'، خاطرنشان کردند: اما امروز تمام جهانیان به نفوذ و تسلط ایران اقرار دارند و دایم از حضور ایران در مسایل مختلف سخن می‌گویند.

ایشان به نقل از یکی از مقام های غربی فرمودند: به اعتقاد یک مقام غربی دو چیز است که اگر در میان مسلمانان دست به دست بگردد و ملت‌های مسلمان از آن آگاه شوند، تمام اصول غرب، جذابیت خود را از دست می‌دهد، نخست قانون اساسی جمهوری اسلامی که حکومتی مردمی و پیشرفته امروزی را ممکن می‌سازد که هم متجدد و پیشرفته باشد و هم کاملا دینی است.

** کشور ما اسلامی است و به این اسلامی بودن افتخار می کنیم

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه خطبه های نمازجمعه تهران فرمودند: قانون اساسی جمهوری اسلامی نشان می دهد که می توان حکومتی داشت که متجدد، پیشرفته و امروزی و در عین حال، کاملا دینی باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند: کارنامه این موفقیت های سیاسی، علمی، اقتصادی و نظامی ایران اگر به دست مسلمانان برسد، می بینند که این امر امکان دارد و اتفاق افتاده، بنابراین، آن ها نیز می توانند این نحوه نظام سازی را در پیش چشم داشته باشند.

ایشان با بیان اینکه نمی توان جلوی وقوع سلسله انقلاب ها را گرفت، افزودند: امروز این اتفاق افتاده است، البته 30 سال است که این مطلب تدریجا، آرام آرام در ذهن ملت ها جای می گیرد، رشد می کند، پخته می شود تا امروز به این صورت در شمال آفریقا و مناطق دیگر بروز می کند.

حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند: غربی ها اشتباه های سیاسی زیادی داشته اند و این اشتباه ها به ایران اسلامی کمک کرد، به عنوان نمونه در قضیه هسته ای، اشتباه کردند، به طوری که این موضوع را بزرگ و بر روی آن جنجال کردند که ایران باید از قضیه هسته ای عقب نشینی کند.

رهبر انقلاب در تبیین ابعاد این اشتباه غرب توضیح دادند که دو چیز برای مردم دنیا در این هفت سال روشن شد، یکی اینکه ایران اسلامی در قضیه هسته ای به پیشرفت های غیر قابل انتظاری دست یافت و دیگر اینکه، ایران با همه این فشارها ایستاده و عقب نشینی نمی کند.

ایشان فرمودند: اکنون همه دنیا می دانند که آمریکا، اروپا، دستیاران و دنباله روهای آن ها با همه فشارهایی که آوردند، نتوانستند بر جمهوری اسلامی فائق بیایند.

رهبر انقلاب با یادآوری جنجال غرب در اعمال تحریم بنزین علیه ایران افزودند: ما وارد کننده بنزین بودیم و آنها جنجال و هیاهو بپا کردند و تحلیلگران آنها پیش بینی کردند که با قطع واردات بنزین به ایران، بحران به وجود می آید.

ایشان ادامه دادند: اما همین مساله موجب شد که مسوولان به فکر تولید بیشتر بنزین افتادند و بر اساس گزارشی که به من دادند تا 22 بهمن، کشور به طور کامل از واردات بنزین بی نیاز می شود و حتی بعد از آن می توانیم بنزین را صادر کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی فرمودند: در تحریم سلاح ها در دوران جنگ نیز همین اتفاق افتاد، در زمینه جریان موازی و افراطی اسلامی در همسایگی ما نیز که برای تنه زدن به جمهوری اسلامی بوجود آمد نیز همینطور شد و آفتی به جانشان افتاد که اکنون نمی توانند جلوی آن را بگیرند و علاجش کنند.

ایشان با یادآوری ناکامی غرب در ایجاد اختلاف های مذهبی و فتنه 88 تاکید کردند: برخی با این فتنه در حق ملت جفا کردند اما مردم ایران بر آن ها فائق آمدند.

رهبر معظم انقلاب تاکید کردند: حماسه 9 دی و 22 بهمن سال گذشته به معنای حقیقی کلمه از ایام الله بود، به طوری که به خواست خدا، این دل ها وسط صحنه آمدند و ملت ایران عظمت خود را نشان داد. دشمنان نیز هر کاری کنند، به ضررشان تمام می شود و این واقعیت دنیا است.

مقام معظم رهبری در بخش دیگری از بیانات خود یادآور شدند: برای تشخیص اهمیت و میزان موفقیت هر پدیده ای، باید ببینیم چقدر توانسته الگوی پدیده های دیگر در دنیا باشد و چقدر در این راه استقامت به خرج داده و ثبات داشته است؟

حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند: انقلاب ها هم همین طور هستند، اگر یک انقلاب بخواهد الگو واقع شود، باید خصوصیاتی داشته باشد که مهمترین آن ها، ثبات و استقامت است، به طوری که اگر اینگونه باشد، آن انقلاب الگو است وگرنه همچون برقی است که می زند و خاموش می شود.

ایشان تاکید کردند: انقلاب ما توانسته الهام بخش و الگو باشد و این بر اساس استقامت، پایداری و ایستادگی بر پایه اصولی است که امام راحل تبیین فرمودند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر اینکه انقلاب ما اسلامی و مبتنی بر اسلام است، افزودند: برخی از همان ابتدای انقلاب با جنجال و هیاهو گفتند اسلامی بودن یک نوع عقب گرد و نشان از ارتجاعی بودن است.

ایشان ادامه دادند: عده ای هم این صداها را در کشور پخش کردند، کتاب نوشتند، مقاله منتشر و شایعه سازی کردند تا جمهوری اسلامی را از پایبندی به اسلام عقب بنشانند اما جمهوری اسلامی ایران تسلیم این هوچی گری ها نشد، چرا که کشور ما اسلامی است و افتخار می کنیم که اسلامی هستیم.

** پایبندی جوانان به انقلاب اسلامی بسیار قوی است

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ‌امروز بعد از 32 سال، نگاه کنید به جامعه ما، رفتارها از روز اول اگر اسلامی تر نباشد، حداقل مثل روز اول پیروزی این انقلاب است.

ایشان با بیان اینکه مسوولان کشور به اسلامی بودن افتخار می کنند، فرمودند:‌ البته در طول این 32 سال تلاش زیادی شد و حتی در داخل تشکیلات حکومتی، کسانی بودند که تلاش کردند تا شاید بتوانند با ایجاد زاویه به تدریج انحراف ایجاد کنند ولی نتوانستند.

رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان به مساله مردم سالاری نیز اشاره کردند و اظهار داشتند: ‌از اول امام(ره) اعلام کردند که باید چه در اصل انتخاب جمهوری اسلامی، چه در تدوین قانون اساسی، چه در پذیرش آن قانونی که در مجلس خبرگان تصویب شده بود، چه در انتخاب رییس جمهور و مجلس، مردم نظر بدهند و امام روی این اصول ایستادند.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: ‌32 سال از انقلاب می گذرد با محاسبه رفراندم هایی که برگزار شده، در طول 32 سال، 33 یا 32 بار مردم رای دادند و انتخاب کردند که به طور متوسط، هر سال یک انتخابات می شود که این خیلی مهم است.

ایشان ادامه دادند‌: در طول دوران جنگ نیز که رژیم صدام تهران و برخی شهرهای دیگر را بمباران و موشکباران می کرد، انتخابات تعطیل نشد.

رهبر انقلاب اسلامی به فشارهای برخی در یک دوره از مجلس شورای اسلامی نیز اشاره کردند و فرمودند: یک دوره در مجلس فشار آوردند که شاید بتوانند به دلایل سیاسی خودشان، انتخابات را به تاخیر بیاندازند اما موفق نشدند و تا امروز انتخابات جمهوری اسلامی و حضور مردم حتی یک روز هم تاخیر نداشته است که این همان مردم سالاری است.

ایشان در ادامه فرمودند: روز اول امام گفتند 'جمهوری اسلامی' و بر سر این مردم سالاری ایستادند و قبول نکردند که کسی از مردم سالاری عبور کند، امروز نیز مسوولان کشور از خبرگان رهبری که رهبر را نصب و عزل می کند گرفته تا ریاست جمهوری، مجلس و شوراها منتخبین مردم هستند.

رهبر انقلاب اسلامی یادآور شدند: ‌جریان های گوناگونی در این سال ها سر کار آمدند و این طور نبوده که فقط یک جریان حضور داشته باشد، بلکه رییسان جمهور از اول انقلاب تا امروز هر کدام یک گرایش سیاسی و جهت گیری داشتند، اما همه با انتخاب مردم بر سر کار آمدند.

ایشان در بخش دیگری از سخنانشان در خصوص عدالت اجتماعی فرمودند:‌ از اول انقلاب، امام(ره) بر عدالت تاکید کردند.

ایشان با بیان اینکه عدالت اجتماعی از تمام این کارها سخت تر است، افزدند: استقرار عدالت اجتماعی از حفظ مردم سالاری و بقیه کارهایی که در جمهوری اسلامی شده، سخت تر است، البته نمی گویم که ما تا امروز توانسته ایم به طور کامل عدالت اجتماعی را مستقر کنیم، بلکه هنوز فاصله زیادی داریم.

حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند :‌ آن عدالتی که اسلام از ما خواسته، با آنچه که امروز در جامعه ما است، فاصله زیادی دارد اما حرکت به سمت عدالت اجتماعی متوقف نشد و ادامه یافت و روز به روز شدید تر شده است. امروز حرکت به سمت عدالت اجتماعی از سال های قبل و دوره های قبل نیز بیشتر است.

رهبر معظم انقلاب یکی از نمونه های مهم عدالت اجتماعی را تقسیم و توزیع متناسب فرصت های کشور عنوان کردند و افزودند: ‌در نظام های غافل از این حقیقت اجتماعی، بر روی طبقه و مناطق خاصی از کشور تکیه می شود، اما در جمهوری اسلامی هر چه پیش می آییم، تا امروز که 32 سال گذشته این معنا را قوی تر می بینیم. روستاها و شهرهای دور دست در حوزه مراقبت قرار می گیرند. این همه مسکن سازی در روستاها و جاده سازی به سمت شهرهای دور کشور و روستاها و راه های ارتباطی، نیروی برق، آب مناسب، تلفن و امکانات زندگی، اینها در سراسر کشور توزیع شده است.

** تجلیل رهبر معظم انقلاب از سفرهای استانی هیات دولت واجرای قانون هدفمندی یارانه ها

حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری سفرهای مسئولان کشور به استان ها و شهرهای مختلف فرمودند که مردم در برخی از شهرهای دور هیچ گاه تصور نمی کردند که بتوانند حتی یکی از مسئولان درجه دو کشوری را ببینند، ولی امروز می توانند مسئولان بالا را هم ببینند و این ها ارزش و اهمیت دارد.

ایشان تاکید کردند که وقتی مسئولان به استان های دیگر می روند، انگیزه برای برطرف کردن مشکلات و استقرار عدالت اجتماعی ایجاد می شود.

رهبر معظم انقلاب با تاکید بر این که زندگی مسئولان و رییسان جمهوری که در کشورهای دیگر به حکومت می رسند، به طور کامل متحول می شود، بیان فرمودند که در دنیا مشاهده می کنیم کسی که به حکومت می رسد، زندگی اش به طور کامل متحول می شود، ولی در کشور ما این طور نیست.

حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند: بحمدالله زندگی مسئولین کشور در حد متوسط مردم و گاهی پایین تر از متوسط است که این ها بسیار با ارزش است.

رهبر معظم انقلاب در ادامه مساله سهام عدالت، مسکن روستایی و هدفمند کردن یارانه ها را یادآوری و تصریح کردند که این یک کار بزرگ است که اگر مسئولین بتوانند آن را خوب اجرایی و عمل کنند، بسیار مهم است.

ایشان افزودند: فردی که در خانه چلچراغ و لوستر روشن و بیشتر برق مصرف می کند کجا و آن فردی که یک شعله برق روشن می کند کجا. در گذشته فرد هر چه ثروتمندتر بود، بیشتر از برق استفاده می کرد و این ظلم بود ولی امروز می خواهند جلوی این ظلم را بگیرند و این هدفمندی یارانه ها در مواردی مانند نان و بنزین نیز اجرایی خواهد شد.

رهبر معظم انقلاب با یادآوری استکبارستیزی ملت ایران تاکید کردند که ملت ایران در برابر فشار ها ایستاد، این مساله سخت بود ولی جمهوری اسلامی توانست این کار سخت را با موفقیت انجام دهد.

ایشان ادامه دادند بسیاری  از همان اوایل انقلاب می گفتند حالا که انقلاب پیروز شد، بس است بیاییم با آمریکایی ها تمام کنیم، این معنایش این بود که شعار ظلم ستیزی انقلاب تخطئه شود.

رهبر معظم انقلاب یادآور شدند: در طول زمان، کسانی به دنبال این مساله بودند که با آمریکا همراه شویم و به دامن آنان پناه ببریم اما معنای این حرف فروختن قضیه فلسطین، اغماض در مورد مساله عراق و افغانستان و امثال این ها و چشم بستن بر روی ظلمی است که بر ملت های اسلامی انجام می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر این که این مساله به معنای این است که اعتراض نکنیم فرمودند که آنان به دنبال عادی کردن روابط بودند یعنی ملت مسلمان ایران نتوانند حرفشان را بزنند و مجبور شوند حرف آنان را تایید کنند.

رهبر معظم انقلاب فرمودند ثبات ما پرزحمت ولی با برکت بود و رحمت الهی و توجه ملت ها را جلب کرده است، ایستادگی ملت ایران در این 32 سال بر شعارهای اصلی انقلاب، این برکت بزرگ را داشته که مسئولین کشور ما وقتی به کشورهای دیگر سفر می کنند، آن طور از آنان استقبال می شود و وقتی محبوبیت شخصیت های سیاسی را محاسبه می کنند، مسئولین کشور ما در ردیف اول هستند.

ایشان تاکید کردند که کار ملت ایران الگو شده و امروز نشانه هایش را می بینیم.

** ملت مصر بخاطر طرفداری رژیم مبارک از اسراییل و آمریکا احساس حقارت می کند

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از بیانات خود، عامل خیزش مردم مصر را احساس تحقیر و ذلت عنوان کردند و یادآور شدند که این حرکت از مساجد شروع شده و شعارهای آن دینی از جمله 'الله اکبر' است و مردم مصر نمی گذارند که غربی ها، این حرکت اسلامی را منحرف کنند.

رهبر معظم انقلاب همچنین با یادآوری مشکلات اقتصادی مصر تاکید کردند که نوکری مثل حسنی مبارک نسبت به آمریکا نتوانست مصر را یک قدم به سوی پیشرفت ببرد و بسیاری از جمعیت این کشور زیر خط فقر هستند.

ایشان افزودند: 40 درصد جمعیت هفتاد و چند میلیونی مصر زیر خط فقر هستند و در خود شهر قاهره چند صد هزار نفر از فقرا در قبرستان ها زندگی می کنند.

 ** مساله مصر شکست آمریکاست

رهبر معظم انقلاب با یادآوری سیاست های آمریکا در منطقه فرمودند که مساله مصر، شکست غیر قابل جبرانی برای آمریکاست.

ایشان تاکید کردند امروز بیش از خود مسئولین فراری تونس و مصر، اسرائیلی ها نگران این حوادث هستند، چرا که می دانند اگر مصر از همپیمانی با آنان دست بکشد، چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.

ایشان تصریح کردند همان پیش بینی هایی که امام می کردند، تحقق خواهد یافت.

رهبر معظم انقلاب در مورد حرکت عظیم مردم در تونس و اوج آن در مصر، فرمودند: عامل اصلی این قیام ها احساس ذلت و تحقیرشدگی است که مردم از سران خود دارند.

ایشان با بیان اینکه در تحلیل های جهانی سعی می کنند عامل اصلی این قیام ها نادیده گرفته شود، تاکید کردند: آنها تنها به مسائل اقتصادی و غیراقتصادی که البته موثر است، اشاره می کنند، اما عامل اصلی این حرکت عظیم مردمی، احساس تحقیری است که مردم از وضعیت سران خود دارند.

ولی امر مسلمین جهان با اعلام اینکه این نامبارک مصر، ملت مصر را ذلیل کرد، اظهار داشتند: ابتدا یک جمله راجع به تونس عرض کنم، در تونس بن علی رییس جمهور فراری، به طور کامل وابسته به آمریکا بود، حتی گزارش هایی داریم که وابسته به سازمان سیای آمریکا بود.

رهبر معظم انقلاب افزودند: ببینید برای یک ملت چقدر سخت است که رییس یک ملت آن هم با آن تبختر و نخوت که او داشت، نوکر رسمی دستگاه های آمریکایی باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای تصریح کردند: در تونس که یک کشور مسلمان و دارای سابقه طولانی اسلامی است و مفاخر زیادی در فرهنگ اسلامی از تونس برخاستند، مردم در زمان بن علی برای رفتن به مسجد باید کارت ویژه به همراه خود حمل می کردند که این کارت را دولت به همه نمی داد . همچنین اجازه نماز جماعت که هیچ، نماز فرادی هم در مسجد ممنوع بود و حجاب نیز رسما ممنوع بود.

رهبر معظم انقلاب انگیزه مهم مردم تونس را اسلام خواهی دانستند و تاکید کردند: به محض اینکه این خائن فرار کرد، دختران دانشجو با حجاب به دانشگاه رفتند که این نشان دهنده انگیزه عمیق اسلامی است و تحلیل گران غربی می خواهند این واقعیت ها را مخفی نگه دارند.

ولی امر مسلمین جهان خاطر نشان کردند: انگیزه بعدی مردم در این خیزش ها نیز وابستگی سران کشورهایشان به آمریکاست که این مساله بسیار مهم است و آمریکایی ها مایل نیستند که این موضوع گفته بشود که علت قیام مردم تونس و سپس اوج آن در مصر، وابستگی سران است.

ایشان همچنین افزودند: البته در تونس یک تغییر سطحی صورت گرفت، رییس جمهور فرار کرد اما دستگاه او بر سر کار است و خدا کند مردم در کشور تونس به موقعیت خود درست توجه کنند که مبادا خدای نکرده دشمن بتواند آنها را فریب بدهد.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه اظهار داشتند: مصر کشور بسیار مهمی است، مصر اولین کشور اسلامی است که با فرهنگ غربی آشنا شد، اواخر قرن 18 شروع آشنایی مصر با فرهنگ غربی بود و اولین کشور اسلامی بود که در مقابل آن فرهنگ اروپایی و غربی ایستاد و عیوب آن را فهمید و در مقابل آن مقاومت کرد.

ایشان افزودند: سید جمال الدین بزرگ آن مرد اسلام خواه، شجاع و مبارز و شاگردانش، بهترین جایی را که برای مبارزات خود توانست پیدا کنند، مصر بود. بنابراین، حرکات اسلام خواهی در مصر چنین سابقه ای دارد و شخصیت های بزرگ سیاسی و فرهنگی این کشور، همگی آزادیخواه بودند.

رهبر فرزانه انقلاب اضافه کردند: در اثر این تحولات، مصر از لحاظ فکری و سیاسی رهبر دنیای عرب شد. در دوره طولانی کشورهای عرب به مصر نگاه می کردند، استقلال و آزادیخواهی در آن کشور موج می زد، البته فرصت های خوبی در اختیار مردم آن قرار نگرفت.

ایشان ادامه دادند: مصر در مقاطع های کوتاهی در سال 1967 و 1973، اولین یا بزرگ ترین کشوری بود که به اتفاق سوریه بخاطر قضیه فلسطین وارد جنگ شد. کشورهای دیگر اسلامی در این چند جنگ با اسرائیل ورود پیدا نکردند اما مصر سربازان، ارتش، مردم و پشتیبانی های خود را وارد میدان کرد که البته موفق نبودند.

حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: مصر پناه فلسطینی ها و حتی بسیاری از انقلابیون دیگر کشورها بود، اما چنین کشوری 30 سال است که در دست کسی افتاده که نه فقط آزادیخواه نیست، بلکه دشمن آزادیخواهی است؛ نه فقط ضدصهیونیست نیست بلکه همراه و همکار و امین و نوکر صهیونیست هاست.

رهبر معظم انقلاب تصریح کردند: کشوری که یک روز پرچم مبارزات ضدصهیونیستی در آن، برای همه دنیای عرب الهام بخش بود، کارش به جایی رسید که صهیونیستها در همه فعالیت هایشان علیه فلسطینی ها به کمک این نامبارک متکی شدند.

ایشان افزودند: در قضیه غزه، اگر حسنی مبارک به اسرائیلی ها کمک نمی کرد، نمی توانستند این منطقه را محاصره کنند و مردمی که در غزه محاصره بودند اکنون نیز چهار سال است که در محاصره هستند.

ولی امر مسلمین جهان با یادآوری جنایات صهیونیست ها در جنگ 22 روزه غزه فرمودند: در این جنگ، مردان، زنان و کودکان فلسطینی در آتش اسرائیلی سوختند، نابود شدند، خانه هاشان تخریب شد و حسنی مبارک نگذاشت کاروان های کمکی دیگر نه اینکه از خود مصر، بلکه حتی از دیگر کشورها از جمله مردم ما نیز که می خواستند از مصر عبور کنند، به کمک مردم غزه بروند.

** انعکاس صدای ملت ایران

رهبر معظم انقلاب در ادامه به استقامت مردم مصر اشاره کردند و خطاب به نمازگزاران بیان فرمودند که این استقامت امروز در کشور مصر، انعکاس صدای شما است.

ایشان با اشاره به اظهارات رییس جمهور وقت آمریکا در زمان انقلاب اسلامی ایران فرمودند: رییس جمهور آمریکا که در دوره انقلاب ما رییس جمهور بود، چندی پیش در مصاحبه ای گفت 'این حرف ها و صداهایی که در مصر شنیده می شود برای من آشناست'.

حضرت آیت الله خامنه ای تصریح کردند: آمریکایی ها بخاطر نوکری عواملشان پاداش ندادند و امروز هم پاداش نمی دهند و هر ساعتی که مبارک از مصر فرار کند، به امید خدا مطمئن باشد که اولین دروازه هایی که به روی او بسته خواهد بود، دروازه های آمریکا است، همچنان که بن علی را راه ندادند و هانطور که محمد رضا را راه ندادند.

ایشان خطاب به افرادی که دلشان برای رفاقت و دوستی و اطاعت از آمریکا می تپد، فرمودند: این نمونه ها را ببینید که اینها مثل شیطان هستند که در دعای صحیفه سجادیه می فرماید شیطان وقتی انسان را دچار گناه می کند، به تعبیر بنده به او پشت کرده و می خندد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی ادامه دادند: البته امروز آمریکایی ها و بیش از آنها اسرائیلی ها هم به شدت دست پاچه شده اند و در قضیه مصر دنبال یک راه علاج هستند که آن را هم پیدا نمی کنند، بنابراین، به فریب مردم روی آورده و دم از حمایت مردم می زنند.

ولی امر مسلمین جهان در ادامه متنی را به زبان عربی خطاب به برادران و خواهران عرب در سراسر دنیا قرائت فرمودند.


هفت خطبه تاریخ ساز "آقا"
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، سخنرانی ، مقام معظم رهبری

هنوز 10 سال از انتصاب حضرت آیت الله خامنه ای به امامت جمعه تهران نگذشته بود که پس از عروج آسمانی بنیانگذار انقلاب اسلامی، به وصیت امام خمینی، مجلس خبرگان امام جمعه تهران را به رهبری انقلاب برگزید. امام جمعه تهران در دوران حیات امام، خطبه های تاریخ سازی را مانند خطبه 15 اسفند 1359 که در آن خشم انقلابی در برابر بنی صدر، جایش را به صبر به فرموده امام داده بود، خطبه غرا پس از عزل بنی صدر، خطبه روشنگرانه پس از پذیرش قطع نامه ایراد کرده بود.

در این نوشتار به هفت خطبه تاریخی و تاریخ ساز آیت الله خامنه ای در دوران رهبری ایشان می پردازیم:

خطبه اول

چهل روز از فقدان بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران گذشته بود که آیت الله خامنه ای در روز 23 تیرماه 1368 بر منصب امامت جمعه قرار گرفت. شروع خطبه ها با صدای گریه و ناله مستعمعان همراه بود: «چهل روز از فقدان عظیم و مصیبت‏بار امام بزرگوارمان مى‏گذرد و این اولین جمعه‏اى است که من در فقدان آن عزیز به نماز جمعه مى‏آیم و با شما امت وفادار و یاران مخلص او روبه‏رو مى‏شوم. باور کردن این حقیقت تلخ، بسیار سخت است. در طول سال‌هاى گذشته، تصور دنیاى بى‏روح و فضاى افسرده و زندگى غم‏انگیزى که در آن، امام و رهبر و مراد و معلم و مرشد و پدر و امید ما حضور نداشته باشد، برایمان بسیار دشوار بود. پروردگارا! ما در این مصیبت به تو پناه مى‏بریم، از تو تسلا مى‏جوییم، از تو کمک مى‏خواهیم و به تو شکوه مى‏کنیم. اى بقیةالله، اى حجةبن‏الحسن‏العسکرى! تسلیت این مصیبت بزرگ را به تو عرض مى‏کنیم.»

خطبه اول به امام اختصاص داشت: «اولین کار بزرگ او، احیاى اسلام بود. دومین کار بزرگ او، اعاده‏ى روح عزت به مسلمین بود. سومین کار بزرگ او این بود که به مسلمان‌ها احساس درک امت اسلامى داد. چهارمین کار بزرگ او، ازاله‏ى یکى از مرتجع‌ترین و پلیدترین و وابسته‏ترین رژیم‌هاى منطقه و جهان بود. ازاله‏ى حکومت پادشاهى در ایران، کار پنجم او، ایجاد حکومتى بر مبناى اسلام بود؛ چیزى که به ذهن مسلمان‌ها و غیرمسلمان‌ها خطور نمى‏کرد. کار ششم او، ایجاد نهضت اسلامى در عالم بود. هفتمین کار بزرگ او، نگرشى جدید در فقه شیعه بود. کار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام بود. امام ما این باور غلط را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق یک ملت و دیگر مسلمانان عالم، مى‏تواند زندگى زاهدانه‏اى داشته باشد و به جاى کاخ‌هاى مجلل، در یک حسینیه از دیدارکنندگان پذیرایى کند و با لباس و زبان و اخلاق انبیا با مردم برخورد کند. کار نهم او، احیاى روحیه‏ى غرور و خودباورى در ملت ایران بود و بالاخره دهمین کار بزرگ او، اثبات این نکته بود که «نه شرقى و نه غربى»، یک اصل عملى و ممکن است.»

خطبه دوم اما با تشکر آغاز شد: «اولاً، از خبرگان منتخب مردم به خاطر حسن‏ظنى که به این بنده‏ى حقیر ابراز داشتند و مسؤولیت بزرگ و سنگینى را بر دوش من نهادند، تشکر مى‏کنم. ثانیاً، از آحاد ملت بزرگ ایران و گروه‌هاى پُرشور و وفادار که در طول این مدت به عنوان بیعت و اعلام وفادارى، با پیام و حضور و پیاده‏روى و تهیه‏ى طومار و غیره، تأیید و حمایت خودشان را اعلام داشتند، صمیمانه و با همه‏ى وجود تشکر مى‏کنم و به خاطر وفادارى بى‏نظیرشان نسبت به امام و مقتداى بزرگ امت در طول چهل روز عزاى عمومى، سپاسگزارم.»

در ادامه، مسیر ایران در دوران رهبری ترسیم شد: «ملت همیشه باید بیدار باشد و وحدت کلمه‏ى خود را حفظ کند... شما از همه‏ى دشمنانتان قویترید... باید براى حرکت، کمرمان را محکم ببندیم. ما دیگر جنگ نظامى نداریم؛ اما جنگ با موانع سازندگى پیش روى ماست. باید کشورمان را بسازیم.»

و در انتها: «یاد امام هرگز از دل و جان ما رخت نخواهد بست. امام عزیز! مگر ممکن است ما تو را فراموش کنیم؟ یقیناً این غم بزرگ همچنان ما را تا سالهاى متمادى همراهى خواهد کرد. امام عزیز! ما از امروز - که عید قربان است - باز هم به خاطر تو زندگى و تلاش را شروع مى‏کنیم؛ چون تو این راه را مى‏خواستى و مى‏پسندیدى و مى‏طلبیدى.»

خطبه دوم

ده سال پس از رهبری آیت الله خامنه ای، روز جمعه 18 اردیبهشت سال 1377 مصادف با عاشورای حسینی بود و رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه بحث را به بیان عبرت‌های عاشورا کشاند: «بحث عبرت‌هاى عاشورا مخصوص زمانى است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده این بحث، مخصوص به این زمان است؛ یعنى زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم. ما قضیه را این‏گونه طرح کردیم که چطور شد جامعه اسلامى به محوریت پیامبر عظیم‏الشأن، آن عشق مردم به او، آن ایمان عمیق مردم به او، آن جامعه سر تا پا حماسه و شور دینى و آن احکامى که بعداً مقدارى درباره آن عرض خواهم کرد، همین جامعه ساخته و پرداخته، همان مردم، حتى بعضى همان کسانى که دوره‏هاى نزدیک به پیامبر را دیده بودند، بعد از 50 سال کارشان به آن‏جا رسید که جمع شدند، فرزند همین پیامبر را با فجیع‌ترین وضعى کشتند؟! انحراف، عقبگرد، برگشتن به پشت سر، از این بیشتر چه مى‏شود؟!»

اکنون بعد از گذشت 12 سال از زمان آن خطبه و گذراندن دوران تلخ دوم خرداد، خواندن هشدارهای مستقیم رهبری انقلاب بسیار گواراست: «اما همین حادثه باورنکردنى (عاشورا)، همین حادثه عجیب و حیرت‏انگیز، اتفاق افتاد. چه کسانى کردند؟ همان‌هایى که به خدمتش مى‏آمدند و سلام و عرض اخلاص هم مى‏کردند. این یعنى چه؟ معنایش این است که جامعه اسلامى در طول این 50 سال، از معنویت و حقیقت اسلام تهى شده است. ظاهرش اسلامى است؛ اما باطنش پوک شده است. خطر این‏جاست. نمازها برقرار است، نماز جماعت برقرار است، مردم هم اسم‌شان مسلمان است و عده‏اى هم طرفدار اهل‏بیتند! اهل‏بیت محترمند؛ آن روز هم در نهایت احترام بودند؛ اما در عین حال وقتى جامعه تهى و پوک شد، این اتفاق مى‏افتد. حالا عبرت کجاست؟ عبرت این‏جاست که چه کار کنیم جامعه آن‏گونه نشود. ما باید بفهمیم که آن‏جا چه شد که جامعه به این‏جا رسید؟»

رهبر انقلاب در ادامه چند مثال از مال اندوزی سعد بن عاص، ابوموسی اشعری، طلحه و سعد ابی وقاص آوردند و پس از بیان این مثال ها این گونه نتیجه گرفتند: «عزیزان من! انسان این تحولات اجتماعى را دیر مى‏فهمد؛ باید مراقب بود. تقوا یعنى این. تقوا یعنى آن کسانى که حوزه حاکمیت‌شان شخص خودشان است، مواظب خودشان باشند. آن کسانى هم که حوزه حاکمیت‌شان از شخص خودشان وسیع‌تر است، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب دیگران باشند. آن کسانى که در رأسند، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب کل جامعه باشند که به سمت دنیاطلبى، به سمت دل بستن به زخارف دنیا و به سمت خودخواهى نروند. این معنایش آباد نکردن جامعه نیست؛ جامعه را آباد کنند و ثروت‌هاى فراوان به وجود آورند؛ اما براى شخص خودشان نخواهند؛ این بد است. هر کس بتواند جامعه اسلامى را ثروتمند کند و کارهاى بزرگى انجام دهد، ثواب بزرگى کرده است. این کسانى که بحمدالله توانستند در این چند سال کشور را بسازند، پرچم سازندگى را در این کشور بلند کنند، کارهاى بزرگى را انجام دهند، اینها کارهاى خیلى خوبى کرده‏اند؛ اینها دنیاطلبى نیست. دنیاطلبى آن است که کسى براى خود بخواهد؛ براى خود حرکت کند؛ از بیت‏المال یا غیر بیت‏المال، به فکر جمع کردن براى خود بیفتد؛ این بد است. باید مراقب باشیم. همه باید مراقب باشند که این‏طور نشود. اگر مراقبت نباشد، آن وقت جامعه همین‏طور بتدریج از ارزش‌ها تهیدست مى‏شود و به نقطه‏اى مى‏رسد که فقط یک پوسته ظاهرى باقى مى‏ماند. ناگهان یک امتحان بزرگ پیش مى‏آید -امتحان قیام ابى‏عبدالله- آن وقت این جامعه در این امتحان مردود مى‏شود!»

خطبه سوم

18 روز از دی ماه سرد سال 1377 گذشته بود که رهبر انقلاب در اوج ماجرای قتل های زنجیره ای و فشار عجیب رسانه‌های زنجیره ای، خطبه‌های نمازجمعه تهران را ایراد کردند. ایشان در ابتدا این قتل ها را مشکوک عنوان کرده و فرمودند: «این حادثه، حادثه بى‏سابقه‏اى براى کشور ما بود. تاکنون چنین حادثه‏اى براى ما پیش نیامده بود. براى مردم هم حادثه جدید و مهم و قابل توجهى بود.»

رهبر انقلاب در ادامه تمثیل زیبایی برای برخی رسانه های داخلی به کار بردند؛ "بچه بی عقل"؛ «بنده که 20 سال است از نزدیک با جزئیات برخوردهاى تبلیغاتى با خودمان مواجهم، از این جنجالى که رادیوهاى بیگانه در این حادثه درست کردند، تعجب نمى‏کنم. البته از بعضى کارهاى خودی‌ها تعجب مى‏کنم! از کار بعضى از این مطبوعاتی‌هاى خودى و رسانه‏هاى داخلى تعجب مى‏کنم! اینها درست مثل بچه بى‏عقلى عمل کردند که پدرش مثلاً در یک برخورد زبانى با یک آدم خبیثِ بدجنسِ بدزبانى درگیر باشد و این بچه بى‏عقل هم از روى بى‏توجهى به موقعیت، بنا کند پدر خودش را مثلاً مسخره کردن! اینها چنین موضعى گرفتند. البته حالا این نگاه خوشبینانه است؛ مبنى بر این است که اینها غرض و مرض و ارتباطى ندارند. اگر چنین باشد، که بحث دیگرى است.»

رهبر انقلاب در ادامه از کادر و مسئولین وزارت اطلاعات تشکر کردند و فرموردند: «عده‏اى در صددند از وزارت اطلاعات انتقام بگیرند و حالا این بهانه خوبى برایشان شده است! مسؤولان وزارت اطلاعات ما، بزرگ‌ترین خدمات را به این کشور کردند. نیروهاى مؤمن و مخلص و صمیمى، از همان روزهاى اول، داخل وزارت رفتند. من فراموش نمى‏کنم؛ چند وقتى از طرف شوراى انقلاب مأمور شدم که به آن‏جا بروم و سرکشى کنم. به آن‏جا رفتم؛ اتاق‌هایى را باز مى‏کردیم، مى‏دیدیم که در زیرزمین، جوانان تحصیلکرده و فهیم نشسته‏اند و براى خاطر این مملکت، این اسناد را دسته‏بندى و حفظ مى‏کنند؛ یعنى براى کشور این اسناد را نگهداشتند. بعد قضایاى معارضین -گروهک منافقین و حزب توده- پیش آمد. اگر این عناصرِ اطلاعات نبودند، اگر این مجموعه نبود، شما خیال مى‏کنید که این انقلاب جان سالم به‏در مى‏برد؟»

آیت الله خامنه ای پس از آن که داریوش فروهر را مخالف بی ضرر جمهوری اسلامی دانستند و بر پیگیری قضیه تاکید کردند، هشداری جدی نیز به پشت صحنه های قضیه قتل های زنجیره ای دادند؛ هشداری که بعدا نشان داد تحلیل رهبر انقلاب از این ماجرای مشکوک کاملا صحیح و مقارن با حقیقت بوده است: «عده‏اى عناصر سوءِ استفاده‏چى و فرصت‏طلب، در این جنجال چند روزه، به خیال این‏که حالا وزارت اطلاعات قدرت و توانى ندارد؛ شیر بى‏یال و دُم و اشکمى شده و مورد تهمت قرار گرفته است، سعى مى‏کنند که فضاى کشور را از چتر امنیتى خالى فرض کنند. من به آنها هم نصیحت مى‏کنم که این اشتباه را نکنند. اشتباه نکنید؛ این انقلاب آسان به دست نیامده است. این امنیتى که در این کشور هست، آسان به دست نیامده است. این حکومت مردمى، به قیمت خون صدها هزار نفر از این مردم به دست آمده است.»

خطبه چهارم

چند هفته از غائله کوی دانشگاه و آشوب در خیابان‌های تهران نگذشته بود که رهبر انقلاب اسلامی در بیستمین سالگرد اقامه اولین نمازجمعه تهران به دانشگاه تهران رفت تا با خطبه های امام گونه‌اش، آرامش را به کشور بازگرداند. در این خطبه بود که رهبر انقلاب برای اولین بار از فتنه سخن گفت: «خطرناک‌ترینِ این حوادث، حادثه‏اى است که فتنه باشد. فتنه، یعنى حادثه غبارآلودى که انسان نتواند بفهمد چه کسى دوست و چه کسى دشمن است و چه کسى با غرض وارد میدان شده و از کجا تحریک مى‏شود. فتنه‏ها را باید با روشنگرى خاموش کرد. هر جا روشنگرى باشد، فتنه‏انگیز دستش کوتاه مى‏شود. هر جا حرف بى‏هدف، کار بى‏هدف، تیراندازى بى‏هدف، تهمت زدن بى‏هدف وجود داشته باشد، فتنه‏انگیز خوشحال مى‏گردد؛ - چون صحنه شلوغ مى‏شود.»

آیت الله خامنه ای در ادامه کد بسیار مهمی از اظهارات مقامات آمریکایی را فاش کردند: «مدتى پیش احساس مى‏شد که مراکز عمده دشمنى با ملت ما، در انتظار حوادثى در ایران هستند؛ در حرف‌هایشان این معنا روشن بود. در سال گذشته، رئیس سازمان جاسوسى کشور امریکا در گزارشى که براى خودشان تهیه کرده بود و داد، این‏طور گفت: در سال 1999 -یعنى همین سال جارى مسیحى- در ایران انتظار حوادثى را داریم که در این بیست سال گذشته -یعنى از اول انقلاب تاکنون- بى‏سابقه است! در واقع با این زبان، نشان مى‏داد که از چیزهایى پشت پرده مطلع است. بعضى از این فراری‌هایى هم که با دشمن همکارى مى‏کنند و به امریکا پناهنده هستند، شبیه این حرف‌ها را زدند. یکى از همین وابستگان فرارى -آن‏طور که در خبرها آمده بود- گفته بود که ما سال آینده به ایران خواهیم رفت!»

رهبر انقلاب در ادامه به نخ تسبیح حوادث سال های 77 و 78 اشاره کردند. همچنین، تاسیس رادیو آزادی و تقویت رادیوهای بیگانه، تضعیف وزارت اطلاعات با قتل های مشکوک، درگیری های ساختگی برای ایجاد اغتشاش ذهنی در مردم، شایعه اختلاف و جنگ قدرت در میان مسئولین، تضعیف سپاه پاسدران، نیروی انتظامی، دستگاه قضایی و صداوسیما، تقویت دستگاه های جاسوسی از جمله اتفاقاتی بود که رهبری به آنها به عنوان زمینه سازی غائله کوی دانشگاه اشاره کردند.

رهبری درانتها آب پاکی را روی دست دشمن ریخت: «این ملت دیگر حاضر نیست زیر بار امریکا برود، این ملت حاضر نیست مثل بعضى از ملت‌هاى دیگر، رژیمى را قبول کند که آن رژیم براى کارهاى کوچک و بزرگ خود باید از امریکا اجازه بگیرد؛ پس، اولین غلطى که در محاسبه‏شان داشتند، این بود که ملت ایران را بد ارزیابى و محاسبه کردند.»

خطبه پنجم

در روز های ابتدایی فروردین 1382 و ساعاتی پس از اشغال بغداد توسط نیروهای آمریکایی، در حالی که برخی مسئولین مرعوب در حال نوشتن نامه تسلیم 2003 به مقصد کاخ سفید بودند، رهبر انقلاب در دومین جمعه سال، خطبه های نمازجمعه را ایراد کردند. ایشان ماجرای اشغال نظامی عراق را به چهار مساله تفکیک کردند: «اول سقوط صدام؛ مردم عراق از رفتن صدام خوشحالند؛ ما هم از رفتن صدام خوشحالیم. صدام آدمى دیکتاتور، بد، ظالم، ناپایبند به عهد و پیمان و بسیار شرور بود.

قضیه دوم، فجایعى است که در این مدت در عراق نسبت به مردم واقع شده است. این فجایع چیزهایى نیست که گم شود. ببینید! سربازان بیگانه دست‌هاى مردان عرب را از پشت بستند، سرهایشان را با کوفیه‏هایشان بستند، روى زمین دمر دراز کردند، به رو خواباندند و با تفنگ بالاى سرشان ایستادند. اینها مگر کم مصیبتى است؟! اینها مگر جبران شدنى است؟! این هم یک ماجراى بسیار مهم است. سرباز آمریکایى زنان محجبه عرب را بازرسى کند؛ جوان آمریکایى که معلوم نیست کیست و از کجا آمده، بیاید زن عرب را که با مقنعه و پوشیه و عبا سر تا پا پوشیده شده، بازرسى کند که مبادا بمب داشته باشد! اینها حقوق بشر است، احترام به انسان‌هاست و احترام به آزادى انسان است که این دروغگوها ادعا مى‏کنند؟!

اما قضیه سوم، یعنى تجاوز نظامى به یک کشور به بهانه وجود سلاح کشتارِ جمعى. این جزو زشت‏ترین و بدترین کارهاست و وجدان جهانى این کار را محکوم کرد و نامشروع دانست.

قضیه چهارم، سلطه بعدى آمریکا بر عراق است. مى‏خواهند علاوه بر این‏که تجاوز کردند و این فجایع و جنایات از آنها سرزده است، اداره عراق را آن هم به وسیله یک حاکم بیگانه -آمریکایى و نظامى که یا صهیونیست است و یا کاملاً مرتبط به محافل صهیونیستى است- برعهده گیرند و او را در رأس یک کشور اسلامى و عربى غیور بگذارند. آنها به خیال خود بین خودشان یک تقسیم‏بندى کرده‏اند که البته نشانه‏هاى اختلاف بین آمریکا و انگلیس پیداست. بصره که بوى نفتش کمى غلیظ‌تر و به مناطق نفتى نزدیک‌تر است و انگلیسی‌‌ها هم که خیلى از بوى نفت خوششان مى‏آید، به انگلیسی‌ها، و بغداد هم که مرکز قدرت است و آمریکایی‎ها نیز از قدرت‏نمایى خوش‌شان مى‏آید، به آمریکایی‎ها رسیده‏است.»

رهبر انقلاب در ادامه چهارشکست سیاسی، ایدئولوژی، رسانه ای و ابهت نظامی را برای آمریکا پیش بینی کردند و در انتها برای پیروزی مردم عراق بر اشغالگران دعا کردند.

خطبه ششم

29خرداد سال 1388، یک هفته پس از انتخابات دهم ریاست جهوری، میلیون‌ها نفر از مردم تهران در خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران جمع شده بودند تا نماز جمعه را به امامت آیت الله خامنه ای اقتدا کنند. ده ها شبکه تلوزیونی که از هفته ها قبل، ایران و انتخاباتش را موضوع یک خبری کرده بودند، خطبه های نماز جمعه را به صورت مستقیم پخش می کردند. سران فتنه نیز اگرچه مانند همیشه با مردم همراه نشدند و به نماز جمعه 29 خرداد نیامدند اما منتظر بودند که میوه یک هفته اغتشاش، اردو کشی خیابانی و فشار به رهبری را در روز 29 خرداد بچینند.

رهبر انقلاب اما خطبه اول نماز را با جمله ای آغاز کردند که می شد تا انتهای کار را پیش بینی کرد: «در مقابل حوادث گوناگون که دل‌ها را به تشویش و اضطراب می اندازد، باید به یاد و ذکر خدا پناه برد و به وعده های پروردگار اعتماد کرد که در این صورت، خداوند کریم آرامش روحی را بر مؤمنان نازل می کند و این سکینه و طمأنینه موجب محکم کردن دل‌ها و استواری گام‌ها خواهد شد.»

خطبه طوفانی 29 خرداد خطاب به ملت، نامزدهای ریاست جمهوری و نخبگان، فعالان سیاسی و نیز سران برخی دولت های مستکبر غربی بود.

رهبر انقلاب پس از تشکر متواضعانه از مردم، دو طرف مناظره ها را مقصر دانستند: «یک طرف به رئیس جمهور قانونی کشور، صریح‌ترین و خجالت آورترین اهانت‌ها و تهمت‌ها را بیان می کرد و با پخش کارنامه های جعلی برای دولت، رئیس جمهور متکی به آرای مردم را دروغ‌گو، خرافاتی و رمال می نامید و اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا می گذاشت و طرف دیگر هم، با اقداماتی مشابه، کارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را کم‌رنگ جلوه می داد و شخصیت‌هایی که عمرشان را در راه نظام صرف کرده اند، زیر سؤال می برد و اتهاماتی را که در مراجع قانونی اثبات نشده است، بیان می کرد.»

آیت الله خامنه ای در ادامه به سابقه درخشان و شناخت 50 سال خود از آقای هاشمی رفسنجانی و در عین حال به اختلاف نظر خود با آقای هاشمی رفسنجانی در موارد متعدد اشاره کردند و فرمودند: «این اختلاف نظر طبیعی است و مردم نباید دچار توهم شوند و به گونه ای دیگر فکر کنند. میان آقای هاشمی و رئیس جمهور نیز از سال 84 اختلاف نظرهای متعددی درباره مسائل خارجی، نحوه اجرای عدالت اجتماعی و برخی مسائل فرهنگی وجود دارد که البته نظر رئیس جمهور به نظر بنده نزدیک‌تر است.»

رهبر انقلاب با تأکید مجدد بر لزوم بر طرف شدن آسیب‌های مناظره، اعلام کردند در همان ایام بعد از مناظره به رئیس‌جمهور تذکر دادم چون می دانستم ترتیب اثر می دهد.

حضرت آیت الله خامنه ای، در ادامه خطاب به ملت افزودند: «همه کسانی که به یکی از چهار نامزد محترم رأی داده اند در درون جبهه انقلاب و متعلق به نظام‌اند و انشاء الله از اجر الهی برخوردارند، به همین علت باید گفت خط انقلاب، 40 میلیون رأی دارد نه بیست و چهار و نیم میلیون رأی که متعلق به رئیس جمهور منتخب است. مردم البته اطمینان دارند اما برخی طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که نظام جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست و ساز و کارهای قانونی انتخابات در کشور ما اجازه تقلب نمی دهد، آن هم تقلب در حد یازده میلیون رأی. در عین حال به شورای محترم نگهبان تأکید شده که به مستندات ارائه شده از جانب کسانی که شبهه دارند حتما رسیدگی شود و اگر در مواردی نیاز به باز شماری صندوق‌ها بود، با حضور نمایندگان نامزدها انجام شود.»

سخنان قاطع رهبر انقلاب به اوج خود رسیده بود: «بنده زیر بارِ بدعت‌های غیرقانونی نمی روم چرا که در هر انتخاباتی طبعا برخی برنده نیستند و اگر امروز چارچوب‎های قانونی شکسته شود، در آینده نیز هیچ انتخاباتی مورد اعتماد نخواهد بود و مصونیت نخواهد داشت.»

بعد از مردم نوبت به سیاسیون، نامزدها و گردانندگان احزاب و جریان‌های سیاسی رسیده بود: «امروز یک لحظه حساس تاریخی برای کشور است و نگاهی به وضع دنیا، خاورمیانه، کشورهای همسایه و همچنین وضع اقتصادی جهان ثابت می کند که در نقطه تاریخی قرار داریم، بنابراین همه وظیفه داریم که در این مرحله تاریخی هوشیار و دقیق باشیم و اشتباه نکنیم. سیاسیون و کسانی که به نحوی مرجعیتی برای بخشی از افکار عمومی دارند، باید خیلی مراقب رفتار و گفتار خود باشند، زیرا با اندکی افراط گری آنها، دامنه افراط گری در بدنه مردم به مراحل حساس و خطرناکی خواهد رسید که خود آنها نیز نخواهند توانست ابعاد آن را جمع کنند. هر حرکت افراطی، به افراطی گری دیگران دامن خواهد زد، اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، خواسته یا ناخواسته، مسئول خون‌ها، خشونت‌ها و هرج و مرج ها خواهند بود. به همه این دوستان قدیمی و برادران توصیه می‌کنم با سعه صدر برخود مسلط باشند و دست‌های دشمن و گرگ‌های گرسنه و کمین کرده را که امروز به‌تدریج نقاب دیپلماسی را کنار زده اند، ببینند و از آنها غفلت نکنند. این آقایان باید به مسئولیت کارهای خود در نزد خداوند فکر کنند. برادران، آخرین وصایای امام بزرگوار را به یاد بیاورید که می گفت همه باید قانون را فصل الخطاب بدانند. حل و فصل همه اختلافات در سر صندوق رأی، فلسفه انتخابات است و انتخابات برای این است که در صندوق های رأی معلوم شود که مردم چه می خواهند نه در کف خیابان‌ها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آن‌هایی که رأی نیاورده اند اردوکشی خیابانی کنند و در مقابل این حرکت، کسانی هم که رأی آورده اند، طرفداران‌شان را به خیابان‌ها بکشانند، پس اصلا چرا انتخابات برگزار می شود؟ ضمن آنکه مردم چه گناهی کرده اند که باید به علت این کارهای ما، از کسب و کار و زندگی خود باز بمانند. زورآزمایی خیابانی بعد از انتخابات در واقع به چالش کشیده شدن اصل انتخابات و مردم سالاری است، از همه می‌خواهم به این روش غلط خاتمه دهند که اگر خاتمه ندهند، مسئولیت تبعات و هرج و مرج آن، به‌عهده آنها خواهد بود. برخی ها بدانند که با حرکات خیابانی نمی توان اهرم فشار بر ضد نظام به‌وجود آورد و مسئولان را وادار کرد تحت عنوان مصلحت زیر بار خواسته های آنها بروند چرا که تن دادن به مطالبات غیر قانونی زیر فشار، شروع نوعی دیکتاتوری است. اینگونه تصورات و محاسبه ها، اشتباه است و اگر این تصورات غلط، عواقبی هم پیدا کند، مستقیما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد بود که اگر ضروری شد، مردم آنها را در وقت لازم خواهند شناخت.

پایان خطبه های رهبر انقلاب در روز 29 خرداد، بوی امام زمان داشت: «یک خطاب آخرى هم عرض کنم به مولامان و صاحب‌مان، حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه): اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام می‌دهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبرویى هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ى اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا کن براى ما؛ صاحب ما تویى؛ صاحب این کشور تویى؛ صاحب این انقلاب تویى؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما.»

خطبه هفتم

روز جمعه 14 خرداد 1389 اولین جمعه ای بود که آیت الله خامنه ای قرار بود پس از حماسه 9 دی 88، نمازجمعه تهران را امامت کند. در حرم امام خمینی، میلیون‎ها نفر با شعارهای کوبنده منتظر رهبر انقلاب بودند.

آیت الله خامنه ای نیز در بیست و یکیمین سالروز رحلت امام خمینی، عمده بحث‌شان را به خط امام اختصاص دادند. ایشان در این اجتماع عظیم که پرشکوه‌تر از اربعین امام خمینی برگزار شد، امام را مهم‌ترین شاخص انقلاب خواندند و افزودند: «نمی‌توانیم و نباید به‌خاطر خوش‌آمد برخی افراد یا جریان‌ها، مواضع امام را پنهان و یا کمرنگ کنیم. امام منهای خط امام، امام بی‌هویت است و سلب هویت از امام، خدمت به امام خمینی(ره) نیست.»

رهبر انقلاب گستره جاذبه و دافعه امام را بسیار وسیع خواندند و گریزی نمادین نیز به مدعیان خط امام زدند که اینکه امام را تجلیل و احترام کنند و او ادعا کند که من در خط امام هستم، این ادعا پذیرفتنی نیست و نمی تواند واقعیت داشته باشد چرا که امام به‌صراحت تاکید می کرد که اگر دشمنان اسلام از ما تعریف کنند، بدانیم که خیانتکاریم.

فراز بعدی سخنان رهبری صریح تر بود، ایشان با اشاره به کسانی که در روز جهانی قدس به‌صراحت در مقابل آرمان‌های امام موضع گیری کردند و در روز عاشورای سال گذشته آن فضاحت را بار آوردند، گفتند: «اگر شخصی در قبال این تحرکاتی که از اساس با مبانی امام مخالف است، اظهار همراهی یا حتی سکوت کند، ملت با درک حقایق، ادعای این فرد را در دنباله روی از امام نمی پذیرد.»

"میزان حال افراد است" نیز از محورهای سخنان رهبر انقلاب بود: «امام بارها می گفت قضاوت در مورد اشخاص باید با محوریت حال فعلی آنها صورت گیرد و این مسئله، شاخص مهمی در درک و پیروی از خط امام است. تمسک به گذشته افراد، هنگامی قابل قبول است که حال فعلی آنان در مقابل گذشته ایشان قرار نداشته باشد اما اگر چنین شد، طبعا گذشته افراد دیگر نمی تواند معیار و ملاک باشد.»


بیانات مهم رهبر انقلاب در درس خارج فقه در مورد غیبت افراد در رسانه‌ها
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۸  کلمات کلیدی: سخنرانی ، مقام معظم رهبری
به صرف توهم مصلحت نباید دست،قلم و وبلاگشان را آزاد کنند
[اگر]به فردی تهمت زدند،چرا قبول می‌کنید؟

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه امروز (89/10/7) در ذیل بحثِ موارد استثناء از حکم حرمت غیبت، در پاسخ به سؤالی پیرامون صدق غیبت در مواردی چون ذکر در نوشته، وبلاگ یا ضبط صوت و تصویر و انتقال آن، به نکات مهمی در تبیین احکام آن اشاره فرمودند. این بخش از بیانات رهبر انقلاب که مستقیماً متوجه برخی تندروی‌ها در میان رسانه‌ها و نویسندگان جریان ارزشگرا است، باید به‌عنوان یک اصل و راهبرد اصلی رسانه‌ای مورد توجه قرار گیرد. رهبر انقلاب، در بیانات خود علاوه بر یادآوری خودداری از غیبت و افترا به افراد، اصل "حسن ظن" را مورد تأکید قرار داده‌اند و حتی در مورد افراد و جریان‌های منحرف و سران آن‌ها نیز تصریح می‌کنند که نباید غیبت آن‌ها را کرد و به آن‌ها تهمت زد، چرا که اظهارات آشکار زیادی برای نقد دارند.

این راهبرد اصلی رسانه‌ای در حالی از سوی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای معتقدین و ملتزمین به ولی‌فقیه بیان شده که در جریان حوادث یک سال گذشته، برخی افراد خود را مجاز دانستند اخبار و تحلیل‌های تأیید نشده فراوانی را منتشر کنند و فضای بدبینی و تهمت را تشدید کنند.

نظر به اهمیت بحث، این بخش از بیانات معظم‌له به نقل از پایگاه حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد:

اینى که اصلاً این کار [غیبت] جایز است یا جایز نیست ولو به قصد اصلاح باشد، این را نمیشود به طور مطلق یک چنین چیزى را پابند شد؛ که ما بگوئیم ما چون میخواهیم در امر جامعه اصلاح کنیم، پس زیدى را، عمروى را یا یک جریانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهیم، غیبت کنیم؛ حالا آن کسانى که این کارها را میکنند، خیلى اوقات به غیبت هم اکتفاء نمیکنند؛ خب، ملاحظه میکنید دیگر. گاهى چیزهائى را مى‌آورند که معلوم نیست حدِّ غیبت(1) بر او صادق باشد؛ شاید مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غیر علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نمیشود این را گفت که اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراین این جایز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است که [در کتب فقهی] ذکر شده است.

منتها باید این موارد صدق کند، احراز بشود. این خیلی مهم است. واقعاً یکى از چیزهائى که ما همه‌مان [باید توجه کنیم]، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم این که حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هر چه به ذهنشان آمد، آن را بگویند؛ اینجور نیست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همین حکم است. یعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن کاغذ است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همه‌ى اینها میشود؛ یعنى ملاک استماع در اینها وجود دارد مسلّماً. شنیدن به گوش خصوصیتى ندارد، خواندن تو نامه هم عین همان است که ما در بحث استماع این را تأکید کردیم و عرض کردیم.

خب، دوربین هم همین جور است. فرض کنید که اگر چنانچه انسان یک خطائى را از کسى دید، این را رفت با دوربین ثبت کرد، بعد آمد یک جائى نشان داد؛ این هم همان است دیگر، چه فرقى میکند؟ یعنى بایستى واقعاً به اینها توجه کرد. محیط را باید محیط اخلاقى کرد. ما اگر بخواهیم جامعه را اصلاح بکنیم، این اصلاح فقط به این نیست که انسان از افراد غیبت بکند. راه‌هاى دیگرى هم وجود دارد. حالا من غیبت را عرض میکنم. فضلاً(2) از تهمت و افتراء و اینها.

بنده یک وقتى به یک مناسبتى در یک صحبت عمومى عرض کردم به مردم که قرآن کریم میفرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً»؛(3) یعنی وقتى افک(4) را شنیدید چرا به همدیگر حسن‌ظن نداشتید؟ یعنى از اول رد کنید افک را. [اگر] آمدند به یک نفرى تهمت زدند، یک چیزى را گفتند - حالا یا با عنوان تهمت یا به عنوان غیبت - چرا قبول میکنید؟ ببینید این کلمه‌ى لولاى تحذیریه در قرآن و در کلام عرب خیلى معناى وسیعى دارد، فقط معنایش «چرا» نیست، که ما بگوئیم چرا این کار را نکردى. چراى با تأکید است. یعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» این است؛ تحذیریه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خیراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نیک ندارید، چرا به هم حسن‌ظن ندارید. تا فوراً کسى آمد، شما بگوئید بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت یقین آن را بداند و نقل بکند. این درست نیست، این ممنوع است. این چیزى که امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چیزهائى است که بایست از همین ادله‌ى غیبت بفهمیم که درست نیست؛ این وضعى که وجود دارد درست نیست. البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحیح اینقدر حرفهاى آشکار وجود دارد که انسان اگر ذکر آنها را بکند، اصلاً هم غیبت نیست، و میتواند انسان نقد بکند. بله مسلّم است، امروز یک جریان صحیح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جریانهاى باطلى هم وجود دارد که به انواع و اقسام طرق میخواهند جامعه را خراب کنند، انقلاب را منحرف کنند؛ در این شکى نیست. آدمهائى هم در رأس این جریانات هستند. چه لزومى دارد که انسان به این آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد که غیبت اینها را بکند. حرف آشکار اینقدر دارند؛ همان حرفهاى آشکار را بیان بکنند، تبیین بکنند، توضیح بدهند، مطلب روشن خواهد شد؛ هیچ نیازى به غیبت کردن نیست که آدم بگوید حالا ما براى اصلاح مثلاً غیبت میکنیم.

بنابراین به نظر من همین ادله‌اى که در باب غیبت خواندیم، این تمام المراد را به ما نشان میدهد؛ یعنى واقعاً همانى که باید بفهمیم از شرع مقدس همین را انسان میفهمد و تشخیص میدهد. باید بر طبق همین هم عمل کرد.

1- معنی غیبت، تعریف غیبت
2- تا چه رسد به
3- سوره‌ی نور، آیه 12
4- تهمت، افترا، نسبت ناروا


متن کامل سخنان دکتر رحیم‌پور در همایش رسی مبانی گفتمان حسینی(ع)/2
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٩  کلمات کلیدی: سخنرانی ، حسن رحیم پور ازغدی
امام‌حسین فرمود قیام کردم برای عمل به سیره جد و پدرم؛ یعنی علم و عدالت

دکتر حسن رحیم‌پور ازغدی روز شنبه در دانشکده الهیات دانشگاه تهران به بررسی مبانی گفتمان حسینی(ع) پرداخت.

به گزارش رجانیوز، بخش دوم از متن کامل این سخنرانی که به تشریح مبنای حکومت و مشروعیت در نگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام اختصاص دارد، در ادامه آمده است:

هر مکتبی در باب عالم و آدم و هستی نگاه و تفسیری دارد که این نگاه خود را در تعریف نوع روابط حقوقی بین انسان و جهان، انسان و انسان نشان می‌دهد. آنگاه شما می‌توانید از دل آن هستی‌شناختی، آنتولوژی، خداشناسی و انسان‌شناسی مسئله حقوقی، حق و تکلیف را استخراج کنید. متوجه نمی‌شوم کسانی که می‌گویند حقوق بشر، اسلامی و غیر اسلامی ندارد، یعنی چه؟ اینکه حقوق اسلامی و غیر اسلامی ندارد یعنی چه؟ اصلاً فهرست حقوق و وظایف یک امر اعتباری است که ما معتقدیم این اعتبار ریشه حقیقی دارد، چرا اکثر شما که برای حقوق ریشه حقیقی قائل نیستید و تقریباً حقوق بشر را به اعتبار محض و عمدتاً به اعتبارات اجتماعی و قراردادی برمی‌گردانید، می‌گویید حقوق اسلامی و غیر اسلامی ندارد؟ شما در هر جامعه‌ای و در هر زمانی حقوق مختص آن را بیان می‌کنید، چون برای آن معیار استدلالی ندارید. حقوق پوزیتیویستی چیست؟ حقوق قراردادی چیست؟ اگر گفتید ما حقوق بشر را صرفاً بر اساس دموکراسی تعیین می‌کنیم، پس دیگر معیاری برای دموکراسی ندارید که بخواهید قضاوت کنید؛ واقعاً چه چیزی حق بشر است و چه چیزی نیست، بلکه باید بگویی هر جامعه در هر جایی بر اساس فرهنگش هر آنچه را که حق خودش می‌داند، می‌شود حقوق بشر از نظر آن جامعه!

بنابراین ما حقوق بشر "الف"، "ب"، "ج" و "د" داریم و به تعداد جوامع در زمان‌های مختلف حقوق بشر خواهیم داشت. اتفاقاً ما چنین چیزی را نمی‌گوییم. کسانی هستند که می‌خواهند جواب دستگاه‌های غربی را بدهند، درحالی که خودشان در دنیا جنایت می‌کنند، ضمن اینکه پلیس حقوق بشر هم هستند؛ مثلاً خودشان چند هزار موشک هسته‌ای دارند و بمب اتم می‌زنند، آن وقت پلیس هسته‌ای هم هستند تا مبادا بقیه این کار را بکنند، اینها در حقوق بشر هم همین‌طورند، در یکی دو قرن جنایت‌هایشان را می‌کنند، بعد پلیس حقوق بشر هم هستند. حالا بعضی از اینها می‌خواهند به آنها جواب بدهند، می‌گویند؛ حقوق بشر یک مقوله فرهنگی است، حقوق بشر شما این‌جوری و حقوق بشر ما این‌طوری است. چنین جوابی سیاسی است؛ یک جواب فلسفی نیست. جواب فلسفی این است که اصلاً حقوق بشر اینجا و آنجا، این زمان و آن زمان، این ملت و آن ملت نداریم. حقوق بشر یک مقوله فرهنگی نیست، اتفاقاً یک امر فلسفی‌ـ‌اخلاقی است و ریشه‌های شرعی دارد. ما می‌توانیم برای کل جهان یک نظام حقوق بشر داشته باشیم، چون بشر در همه جای جهان بشر است و سعادت و شقاوت و خدای بشر یکی است، منتهی بحث این است که آیا آن سیستم حقوق بشری که لایق همه بشریت در همه زمان‌هاست، سیستم حقوق بشر توحیدی‌ـ‌اسلامی است یا حقوق بشر مارکسیستی، فاشیستی و لیبرالیستی است؟ باید به این صورت در این باره بحث کرد؛ نه اینکه بگوییم در تعریف شما حقوق بشر این است و در تعریف ما آن، که در واقع چنین برخوردی یعنی مواجه شدن با موضوع حقوق بشر به‌صورت نسبی‌گرایانه. اتفاقاً شاید کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند به مبانی آنها استناد می‌کنند.

این حرف که حقوق بشر یک مقوله فرهنگی است، طبق مبانی آنها درست است، اما بر اساس مبانی ما این‌طور نیست. اینها بحث‌های بسیار مهمی است و بایستی به‌طور جدی در دنیا مطرح شود، اگر فلسفه بحث این است که چگونه می‌خواهید حقوق بشر، حقوق سیاسی، حق حاکمیت و مشروعیت را تعریف کنید؟ جواب این است، اگر پشت صحنه نظام حقوق سیاسی و اقتصادی فلسفه مادی است، یعنی شعور الهی، ارتباط هدف‌دار و علاقه غائی بین عالم و آدم، انسان و هستی، انسان و انسان نمی‌بیند، مبدأ و معاد و غایت و هدفی را برای عالم و آدم قبول ندارد، نمی‌توانند برای عدالت، آزادی، حقوق بشر، حقوق زن، حقوق مرد، حقوق سیاسی و مشروعیت هیچ مبنای فلسفی و استدلالی بیاورند، می‌توانند در این باره شاعرانه سخن و شعر بگویند، اما نمی‌توانند در این باره فلسفه بگویند. مثل وقتی که فرد ماتریالیست است و ثابت می‌کند به جز ماده هیچی نیست، آنگاه دعوت به فداکاری و معنویت می‌کند! درحالی که این تناقض است، چون از یک طرف به من القا می‌کنی جز ماده و منافع مادی هیچ چیز دیگری نیست و اگر انسان یک حیوان منفعت‌طلب است، آنگاه دعوت به انقلاب، مبارزه و فداکاری و گذشت، برای چیست؟ اینها همه شعر است و فلسفه نیست. کسی می‌تواند به فداکاری و ایثار دعوت کند که عالم را فقط مادی نداند، انسان را موجود خودخواه و پست تعریف نکند، بلکه او را دارای یک روح الهی تعریف کند، آن کس که تعریف معنوی از انسان و عالم می‌کند، می‌تواند توصیه‌های معنوی هم بکند. منطق و مکتبی که می‌گوید، جز ماده چیزی نیست و جز تجربه هیچ معرفتی معتبر نیست، چگونه می‌تواند از کرامت انسان و شرافت و آزادی و قداست حقوق بشر سخن بگوید؟ اصلاً این حرف‌ها را از کجا آورده است؟ قداست، کرامت و شرافت مفاهیم معنوی‌اند، مفاهیم مادی نیستند. با چنان ایدئولوژی، معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی نباید چنین حرف‌هایی را بزنند، چرا که مزخرف و تناقض است.

از کسانی که مشروعیت، عدالت، آزادی، حقوق بشر و حقوق سیاسی را تعریف می‌کنند، سئوال می‌کنیم، آیا رابطه حقیقی‌ـ‌تکوینی و معناداری بین انسان و جهان می‌بینید یا نه؟ اگر رابطه‌ای نیست، در منطق شما حقوق، عدالت، آزادی و مشروعیت نمی‌تواند معیار واقعی داشته باشد و نمی‌توانید برای آن استدلال فلسفی کنید و این مفاهیم قابل استدلال عقلانی نیستند. اگر رابطه‌ای هست که ما می‌گوییم هست، پس باید برای عالم و آدم شعور، غایت و حساب و کتابی قائل شویم و بدان معتقد باشیم. می‌بایست از نظر فلسفی، به عالم نگاه توحیدی داشته باشیم تا بتوانیم برای حقوق و اخلاق استدلال فلسفی کنیم، وگرنه هم حقوق و هم اخلاق صرفاً قراردادی، اکثریتی، دلخواه و عرفی می‌شوند، چون دیگر معیار ندارد و قابل استدلال نیست. با توجه به این مبنا می‌توانیم بگوییم عمل "الف" بد است و چرا بد است، یعنی می‌توانیم استدلال فلسفی کنیم، چون منجر به شقاوت بشر می‌شود، چرا که تعریف بشر، شقاوت و سعادتش این است. با اینکه ظاهر اخلاق و حقوق اعتباری است، اما می‌توانیم برای آن استدلال فلسفی بیاوریم، چون اعتبار، پشتیبانی و بنیان حقیقی دارد و منشاء انتظارش حقیقی است، اعتبار محض نیست، ولی کسی که برای عالم و آدم مبدأ و غایت و معنایی قائل نیست، نمی‌تواند برای حقوق و اخلاق برهان فلسفی بیاورد. اینها نکات بسیار مهمی‌اند و در بعضی از بحث‌ها از آن غفلت می‌کنند.

در بحث‌های سیاسی که جای این حرف‌ها نیست، اما در بحث‌های فلسفی در دنیا باید راجع به این قضیه محکم ایستاد. اگر در جایی می‌بینید استدلال می‌کنند، به مبانی خودشان وفادار نمانده‌اند و در واقع کلاهبرداری می‌کنند، مثلاً یکی از متفکران غرب مارکس را نقد می‌کرد، می‌گفت: "مارکس خدماتی کرد، صدماتی زد، ولی یک کلاهبرداری بزرگ کرد که از نظر فلسفی ماتریالیست است و می‌گوید جز ماده چیزی نیست و از لحاظ اجتماعی تبدیل به یک مصلح اجتماعی شد که با مردم با ادبیات مسیح حرف می‌زد"؛ زحمتشکان جامعه متحد شوید، فداکاری کنید و برای عدالت کشته شوید. درحالی که اینها حرف‌های ماتریالیستی نیست و چه ربطی به ماتریالیسم فلسفی دارد؟ در ماتریالیسم دیالکتیک گفته می‌شود، جهان به‌طور جبری مراحلی را طی می‌کند و به مراحلی می‌رسد، در این میان اختیار، اراده و معنویت انسان معنی ندارد. مارکس یک روزنامه‌نگار بود، وقتی با چنین فلسفه‌ای وارد عالم سیاست می‌شود، چیز دیگری می‌نویسد که ربطی به فلسفه‌اش ندارد. در آنجا از ادبیات مسیح استفاده می‌کند. مسیح حق دارد آن حرف را بزند، چون بنیان معنوی دارد، چرا مارکس چنین حرفی را می‌زند؟ در لیبرالیسم و کمونیسم هم به همین صورت است. اگر اینها به مبانی‌شان وفادار باشند، نمی‌توانند از نظر فلسفی بسیاری از شعارهایی را که در حوزه حقوق بشر و کرامت انسان می‌دهند، بدهند، چون با هم تناقض دارند، ولی با نگاه توحیدی و نگاه حسین‌بن‌علی علیه‌السلام می‌شود این حرف‌ها را زد، چون برای این حرف‌ها استدلال هست.

به یکی از این استدلال‌ها اشاره و عرضم را ختم می‌کنم؛ آنچه که عرض می‌کنم عباراتی است که متفکران اسلامی ما گفته‌اند و دوستان را به آثار شهید مطهری و آقای مصباح در باب فلسفه حقوق و همین‌طور آثار علامه طباطبایی ارجاع می‌دهم. خواهش می‌کنم دقیقاً آثار این آقایان را در باب فلسفه حقوق مطالعه کنید تا ببینید اینها چگونه استدلال دقیق می‌کنند که ما به چه دلایل فلسفی از اخلاق و حقوق سخن می‌گوییم و می‌توانیم در این باره بگوییم، درحالی که ماتریالیست‌ها نمی‌توانند.

در چند دقیقه آخر این عبارات را عرض می‌کنم، البته خلاصه آنها با ادبیات خودم است، اما مطالبی است که اینها روی آن کار کرده‌ و کتاب‌های متعددی نوشته‌اند. من دوستان را دعوت می‌کنم، حتماً این کتاب‌ها را مطالعه کنند.

مبانی فلسفی که برای اخلاق و حقوق می‌گویند، از اینجا شروع می‌شود که در تفکر توحیدی یک علاقه غائی بین اشیاء با یکدیگر و بین اشیاء با بشر، عالم و آدم وجود دارد، یعنی بدون نظام و قاعده نیست و نمی‌توانید هر باید و نبایدی را جعل کنید، به عبارتی حقوق و وظایف استدلال، پشتوانه و ریشه دارند. وقتی گفته شد عالم قاعده دارد و بر آن حکمت و غایت حاکم است، یعنی هر چیزی برای چیزی است، عدالت را چگونه معنا می‌کنند؟ گفته می‌شود؛ «العدل هو وضع کل شیء فی موضعه»، هر چیزی در جای خود. شاید یکی بپرسد، پس جای هر چیزی کجاست؟ این جمله برای درک مصادیق عدالت کافی نیست، بلکه مصادیق اینکه جای هر چیزی کجاست، در تعامل عقل و شرع، با عقل و کمک وحی دریابیم، اما از طرفی، این تعریف کافی است که به ما بگوید این عالم بی‌قاعده و قانون نیست. عدالت یعنی مجموع حقوق و وظایف؛ حال وقتی هر چیزی جایی دارد، پس نمی‌شود خودمان هر چیزی را به عنوان حقوق برای خودمان یا به‌طور مطلق وظیفه‌ای را برای خودمان قرار بدهیم. اگر این تعریف را پذیرفتید، حقوق، فلسفه، مبنا، منطق و ملاکی دارد. در منطق توحیدی و قرآنی بین حقوق و وظایف، یعنی عدالت با واقعیت عالم و آدم یک نسبت واقعی وجود دارد و این نسبت فرضی و قراردادی نیست، البته تماماً مربوط به آخرت نیست، بلکه آثار دنیوی هم دارد. فکر نکنید می‌خواهیم مسائل را فرامادی بنگریم که یعنی عدالت را اجرا کنید تا در آخرت ثوابش را ببرید. درحالی که این‌طور نیست، در همین دنیا نتیجه‌اش را می‌گیرید، ضمن اینکه در آخرت هم ثمره آن را خواهید دید. اینها واقعی‌اند، یعنی هم در دنیا و هم در آخرت آثار واقعی دارند.

در روایت می‌فرمایند: "الرعیه سواد یستعبدهم العدل"، حتی اگر به دنبال مشروعیت به معنای مقبولیت، یعنی نفوذ در مردم باشید که بخواهید مردم قبولتان داشته باشند، باز هم راهش عدالت است، جدا از فضیلت، آخرت و رستگاری، اگر در دنیا به دنبال مشروعیت صرفاً به معنای مقبولیت هستید، یعنی قدرت سلطه و کنترل جامعه را می‌خواهید، راه نیل به آن عدالت است و مردم باید به حقوقشان برسند. با عدل می‌توان توده مردم را آرام نگه داشت. اگر به دنبال رام کردن و آرام کردن مردم هستی و می‌خواهی آنها بنده و برده‌ات باشند، باز هم باید به عدالت عمل کنی و آنها را به حقوقشان برسانی، در این‌صورت تو را تمکین می‌کنند و راحت‌تر می‌پذیرند، حتی اگر صرفاً به دنبال قدرت هستی. در اینجا فرمود: «قلوب الرعیه خزائن راعیها»، قلب مردم، توده‌ها و شهروندان مثل صندوق بانک و خزانه حاکمیت است، «فما اودعها من عدل او جور وجده»، هر چه که حاکمان و تصمیم‌‌گیرندگان در قلب مردم ذخیره بگذارند، همان را خواهند دید، حالا چه کینه بکارند و چه عشق و محبت، همان را درو خواهند کرد. در موضوع مدیریت اجتماعی هر طور که با مردم برخورد کنی، همان پاسخ را از آنها خواهی گرفت. اگر صادقانه برخورد کنی از مردم صداقت می‌بینی، اگر برایشان فداکاری کنی برایت فداکاری می‌کنند، دروغ بگویی، دروغ می‌گویند، کلاه‌برداری، کلاهت را برمی‌دارند.

پس آنچه که راجع به عدالت می‌گوییم، فقط مربوط به آخرت نیست، البته اصل قضیه مربوط به آخرت است، اما دنیایمان هم تأمین می‌شود.

حضرت علی علیه‌السلام در تعبیر دیگری فرمودند: "اما و الذی فلق الحبه، و برأ النسمه"، سوگند به او که جاندار، حیات و زندگی را آفرید، این نشان می‌دهد که این حقوق آثار رفاهی و دنیوی دارد. "ولتبستم العلم لمعدنه"، اگر علم را از جایگاه درستش می‌گرفتید، یعنی اگر می‌گذاشتید ما حرف بزنیم و جلویمان را نمی‌گرفتید و ما را حذف نمی‌کردید؛ "و اخذتم الطریق من وضحه"، اگر راه را از همان مسیر روشن می‌رفتید و لقمه را از پشت سرتان نمی‌خوردید، "و سلکتم من الحق نهجه"، حق را از همان راهی که برایش تبیین و اعلام شده و پیامبر گفته بود می‌رفتید؛ نه‌تنها در آخرت نجات می‌یافتید، ‌بلکه دنیایتان هم درست و درست‌تر می‌شد. "و النهجت بکم السبیل"، راه‌های مختلف رشد، پیروزی و رفاه برایتان شکوفا و باز می‌شد؛ ‌حتی برای دنیایتان. "و بدت لکم الاعلام"، علائم نشان‌دهنده مسیر برایتان نمایان می‌شد؛ "و اضاء لکم‌ الاسلام"، فروغ اسلام شما را می‌گرفت و "فاکلتم رغدا"، "اکل رغدا"، یعنی رفاه دنیوی، همان که تعبیر به توسعه می‌شود؛ یعنی دنیایتان هم کاملاً آباد و مرفه می‌شود. "و ما عال فیکم عائل"،‌ هیچ خانواده‌ای در این جامعه اسلامی بی‌هزینه نمی‌ماند، اگر به مشروعیتی که ما تعریف کردیم عمل می‌کردید و در این مسیر پیش می‌رفتید و فقط به دنبال قدرت دنیوی نبودید، یک خانواده گرسنه در سراسر امت اسلام و جهان وجود نداشت. "و لاظلم منکم مسلم و لا معاهد"، و به هیچ شهروندی ستم نمی‌شد، چه مسلمان و چه غیر مسلمان،‌ یعنی حتی حق آن دگراندیش مسیحی، زرتشتی و یهودی هم محترم بود.

در واقع اگر آن‌طور که ما تعریف کرده بودیم، به حقوق بشر عمل کرده بودید، دنیایتان هم درست بود، امنیت، حقوق، کرامت و رفاه داشتید که همه اینها سرّ ارتباط ولایت با عدالت است.

در روایتی امام صادق(ع) فرمودند: "ان الناس یستغنون اذا عدل بینهم"، اگر عدالت آن‌طور که تعریف می‌کنیم اجرا شود، اولین ثمره آن رفاه عمومی و ریشه‌کنی فقر است. "العدل رأس الایمان، جماع الاحسان، و اعلی مراتب الایمان"، همه نیکی‌ها در عدل و تأمین حقوق بشر بدان صورت که گفته‌ایم آمده است، راه اصلاح جامعه و سامان یافتن آن هم عدل است، "و قل الرعیها یصلحها الا العدل"، راه اینکه کسی بخواهد جامعه را اصلاح کند، عدالت است. اگر دنبال اصلاح فرهنگی و معنوی هستید، باید به حقوق مردم توجه داشته باشید، نمی‌توانید بگویید من به حقوقت کاری ندارم، ولی می‌خواهم از نظر فرهنگی اصلاحت کنم. این کار نشدنی است و اینها از هم جدا نیست. ائمه می‌فرمایند، هر فردی را که می‌خواهید اصلاح معنوی کنید باید به حقوقش هم توجه کنید. وقتی می‌خواهید از تکلیفش بگویید باید از حقوقش هم بگویید و همین‌طور برعکس، و الا آنچه می‌کنید تربیت و عدالت نیست.

بعثت، غدیر، عاشورا و مهدویت همگی یک حرف‌اند، اینکه امام حسین(ع) می‌فرماید من می‌خواهم به سیره جد و پدرم عمل کنم، همین است. لذا وقتی رسول خدا(ص) در غدیر حضرت علی(ع) را منصوب کردند و در جاهای دیگر این تعبیر را فرمودند، نگفتند چون شخصاً علی را بیشتر دوست دارم، ‌حاکم باشد، فرمودند: "علی اعدلکم و اعلمکم بهذا الامر"، علی نسبت به امر حکومت، حقوق، عدالت، تربیت و مشروعیت از هم شما عادل‌تر و عامل‌تر است، او هم عدالت و هم حقوق را بیش از همه شما می‌شناسد و هم در عمل بیش از همه شما ملتزم به عدالت است، ‌به همین دلیل است که خداوند او را به ولایت نصب کرده است، ‌نه به این دلیل که او علی و قوم خویشم است، اگر علی داماد من است، آن شخص که دو بار دامادم است، چون وقتی یک دختر پیامبر از دنیا رفت، ایشان دختر دیگرش را به عقد او در آورد، اگر علی پسرعمویم است، من پسرعموهای دیگری هم دارم، علی به خاطر اینکه پسرعمو یا داماد پیغمبر است، خلیفه نشده است، بلکه به خاطر اینکه اعدل و اعلم است، به این سمت منصوب شد. در واقع علم و عدالت منشاء مشروعیت است. مشروعیت در علوم سیاسی مرسوم ربطی به عدالت و علم ندارد. در هیچ‌کدام از مکاتب علوم سیاسی راجع به مشروعیت روی قضیه عدالت و علم تمرکز نکرده‌اند. اگر در قوانین اساسی کشورهای مختلف مطالعه کنید،‌ متوجه می‌شوید در ضوابطی که برای حاکم،‌ نخست‌وزیر و صدراعظم می‌آورند، شرط عدالت، علم، تقوا، معرفت، اخلاق، معنویت، زهد و جهاد اهمیتی ندارد و اصلاً موجود نیست، چون در قضیه مشروعیت از کمر شروع به بحث کردند، به این مفهوم که چه کسی می‌تواند به قدرت برسد و آن را نگه دارد، درحالی که در این منطق به این صورت به قضیه نمی‌نگرند. مبنا به حقوق و تکالیف مردم و موضوع عدل و علم برمی‌گردد.

استدلالش به این صورت است که عدالت را هم عدل کیهانی، یعنی عدالت تکوینی، هم عدل نفسانی و اخلاقی، یعنی تقوا و هم عدالت اجتماعی می‌گویند، توحید و ولایت هر دو به عدالت مربوط است. عدالت کیهانی، هستی‌شناختی، یعنی خداوند عالم را عادلانه آفرید، عدالت اخلاقی و فردی، به این معنی است که کافی نیست حاکمان فقط عدالت اجتماعی را در بیرون اجرا کنند، عدالت اخلاقی و درونی را هم لازم دارند، اصلاً کسی نمی‌تواند عدالت اجتماعی را اجرا کند، الا اینکه شخصاً از نظر اخلاقی در درون خودش عادل باشد. استدلالش هم روشن است؛ گفته می‌شود کسی که نمی‌تواند در سرزمین شخصیتش عدالت را اجرا کند، چگونه می‌تواند در جامعه عدالت را اجرا کند؟ وقتی کسی تقوا ندارد، یعنی نمی‌تواند در حریم خصوصی و شخصی‌اش عدالت را حاکم کند، در واقع عدالت در اخلاق شخصی‌ام حاکم نیست. وقتی فرد نمی‌‌تواند عادلانه خودش را مدیریت کند، چگونه می‌تواند جامعه را عادلانه مدیریت کند؟ از این‌روست گفته می‌شود یکی از شرایط حاکم تقوا و عدالت فردی است؛ محال است، کسی عدالت اخلاقی و فردی نداشته باشد و بتواند عدالت اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی اجرا کند. ممکن است، در بخش‌هایی تظاهر به اجرا کند، ولی همه اینها موقتی، مقطعی، مصنوعی و صوری است. ایرادی که به قوانین اساسی گرفته می‌شود این است که آنها کلاً شرط علم، عدل و حقانیت را از مشروعیت حذف کرده‌اند و بحث این است که چه کسی می‌تواند به قدرت برسد، حالا چه با دیکتاتوری و کودتا و چه با انتخابات، در روش فرقی نمی‌کند، چون هر دو یک نوع کسب سکوت و اطاعت مردم است، بلکه باید روی مبنا حساس بود. لذا در مبانی ما گفته می‌شود؛ «العدل اساس قوام العالم»، قبل از هر چیز گفته می‌شود باید به عدل کیهانی که همان عدالت هستی‌شناختی است، معتقد باشید که قوام عالم، عدل است، یعنی سراسر این هستی بر مبنای عدل استوار است. در آنجا هم حق رعایت شده است؛ پس از آن عدل تشریعی است که "ان العدل میزان الله" که عدالت ترازوی الهی است، "الذی رجعه بالخلق"، خداوند آن را برای خلق قرار داد، "نصبه لاقامة الحق"، آن را قرار داد تا عدالت تشریعی و اجتماعی برقرار شود و فرمود: "قوام العنان و قوام البریه"، عنان یعنی مردم و بریه، یعنی کل مخلوقات؛ در واقع نه فقط رفاه اجتماعی انسانی، ‌بلکه عدالت در حوزه حیوانات و گیاهان و اشیاء. پیغمبر در زندگی‌شان حتی روی اشیاء هم اسم می‌گذاشتند، حیوانات، درختان، گیاهان، لباس‌ها و ابزارشان، همگی اسم داشتند که این خیلی جالب است. این قضیه حداقل دو معنا دارد، اولاً نظم عجیب ایشان است، ثانیاً نشان‌دهنده این است که ایشان حتی برای اشیاء هم شخصیت قائل بود؛ مثل این بود که پیغمبر به اشیاء هم محبت داشت و همه چیز را آیات خدا می‌دانست. در واقع با این اسم گذاشتن به آن چیز می‌گفت، من با تو صمیمی‌ام، تو چیزی بین بقیه چیزها نیستی. در حقیقت نگاه بر اساس محبت و نظم نگاه‌های هستی‌شناختی است.

احکام و حقوق سیاسی و اجتماعی اسلام، از جمله قضیه مشروعیت، حقوق بشر، عدالت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، قضائی، یعنی مناسبات حقوقی، اقتصادی و سیاسی همگی متناسب با انسان‌شناسی و انسان‌شناسی متناسب با هستی‌شناسی و خداشناسی است؛ اگر انسان را درست شناختیم، نیازهای حقیقی، استعدادهاو روابطش را به‌درستی می‌شناسیم. آنگاه حقوق و احکامی که برای چنین موجودی وضع می‌شود تا راه کمال، تکامل و سعادتش شناخته و طی شود، معلوم و مستدل می‌گردد. به این ترتیب وقتی گفته می‌شود زنا، شراب، غصب، ربا و دروغ نباید انجام بشود، معلوم می‌شود که چرا نباید انجام شود و استدلال دارد. همین‌طور علت اینکه چرا باید جهاد، انفاق، زکات و نماز انجام شود، معلوم است. در واقع همه این بایدها و نبایدها چرا و استدلال دارد و می‌شود راجع به آنها چون و چرا کرد، چون مبنای هستی‌شناختی و غایت‌شناختی دارد. گفته می‌شود در تعامل وحی و عقل ابعاد وجود بشر را درک کنید، درکتان از نوع بشر و بشرشناسی نشان می‌دهد که چه استعدادها و نیازهای حقیقی در بشر است که همه اینها باید شکفته شود و به فعلیت برسد. ضمن اینکه ریشه اخلاق و حقوق در انسان‌شناسی است. بنابراین هم اخلاق برهان دارد و هم حقوق؛ و از نظر ما اعتبار محض نیستند، لذا با قرارداد و رأی اکثریت نمی‌توان کل حقوق و اخلاق را بررسی کرد. مثلاً اگر تمام بشریت منهای یک رأی بدهند که یک انسان بی‌گناه اعدام شود، یا باید اموالش را گرفت و آبرویش را برد، چنین حقی اثبات نمی‌گردد. رأی باید در چارچوب عقل و اخلاق باشد و قرارداد در این چارچوب معتبر است.

اگر از شما پرسیده شود مگر علوم انسانی، حقوق بشر، علوم سیاسی و مشروعیت اسلامی و غیر اسلامی دارد؟ شما بگویید چرا که نه؟ تعریف سکولار از حقوق بشر، اقتصاد و سیاست دنیامحور صرفاً منجر به حقوق بشر، اقتصاد و سیاست دنیامحور می‌شود، علوم انسانی یعنی مکتب‌های مختلف انسان‌شناسی. اگر بشر را مادی تعریف کردند، در این‌صورت توصیه‌ها و حقوق و وظایفی هم که برایش تعریف می‌کنند، مادی خواهد شد، اگر الهی باشد، الهی می‌گردد. چطور تفاوت میان اینها را متوجه نمی‌شوند؟! از توصیف «الف» توصیه مناسب با "الف" بیرون می‌آید، چطور حقوق بشر لیبرالیستی و مارکسیستی متفاوت است و معنا دارد، حالا که نوبت به اسلامی می‌رسد معنایی ندارد؟! ضمن اینکه اسلام با این همه دقت خیلی بیشتر از آنها از نظر فلسفی و اخلاقی راجع به انسان، حقوق و وظایف و اقتصاد و سیاستش بحث می‌کند، درحالی که آنها تا این حد بحث ندارند. البته اگر برهانی هست در بخش عقلی و تجربی‌اش مشترک‌اند، مکتب ما، ایدئولوژی به معنایی که آنها می‌گویند دگم نیست و برهان دارد. بر اساس مکتب توحید در علوم انسانی و سیاسی، منبع اصلی حقوق بشر و عدالت و مشروعیت اراده تشریعی خداوند است. قرآن و روایات همه آنچه را که منابع حقوق بشر خوانده می‌شوند طریقیت دارند. همه نازل و مشیر به تشریع الهی‌اند و کاشفیت دارند، یعنی قبل از حقوق‌شناسی، سیاست و اقتصاد و تعریف مشروعیت، اول هستی‌شناسی و انسان‌شناسی مطرح است. با توجه به فلسفه‌ای که برای حقوق بیان می‌کنیم و می‌گوییم منبع تشریح حقوق و وظایف، خداوند است، استدلال فلسفی می‌کنیم.

به اختصار می‌گویم که وجود خداوند، اوصاف، ذات،‌ صفات و اسم‌هایش اثبات می‌شود، حق خداوند بر همه انسان‌ها، بلکه بر همه مخلوقات با برهان اثبات می‌گردد و از اینجا بحث حقوق، مشروعیت و علم سیاسی را آغاز می‌کنیم. در واقع در یک بحث فلسفی پایه را می‌گیریم و بالا می‌آییم. حق خداوند بر انسان‌ها و مخلوقات محصول اثبات موضوع دیگری است که آن را هم با برهان اثبات می‌کنیم؛ اثبات مالکیت خداوند بر عالم و آدم و بعد حق تصرف خداوند در عالم و آدم، به عبارتی اثبات خالقیت (عالم مخلوق است)، سپس اثبات مالکیت حقیقی، جز خداوند هیچ‌کس مالک حقیقی چیزی نیست، ‌این خداست که حق و ذیحق را آفریده است، خداوند خالق است، ‌پس مالک است، پس حاکم است و حق حاکمیت اساساً و ذاتاً از آن اوست و بس. حالا که خداوند حاکم است، ذاتاً خالقِ مالکِ حاکم حق دارد وظایف و حقوق بشر را تعریف کند. پس منشاء حقوق بشر بر اساس حق‌الله باشد. روایتی از امام سجاد(ع) است که می‌فرمایند: «هو اصل الحقوق»، ریشه همه حقوقی که در عالم تعریف می‌کنیم از جمله حقوق بشر، حقوق سیاسی، حقوق خانواده و غیره حق‌الله است و «منه یتفرّق»، یعنی اینها شاخه‌هایی هستند که از تنه اصلی به وجود آمده‌اند، یعنی باید بتوانید از نظر فلسفی تمام حقوق بشر و حق‌الناس را به حق‌الله برگردانید، ‌و الا توجیه فلسفی ندارد.

نتیجه بعدی اینکه نمی‌توانید هیچ چیزی را به نام حقوق بشر علیه حق‌الله تعریف کنید. نمی‌توان گفت عمل «الف» حقوق بشر است، درحالی که با حق‌الله و شریعة‌الله مخالف دارد، چون اصلاً هیچ حق‌الناسی بدون حق‌الله قابل اثبات نیست و ریشه همه حقوق به الله و حق‌الله برمی‌گردد. این درک قطعی عقلی است که خالقیت، سپس مالکیت، بعد حاکمیت و در نهایت حق تصرف ولایت الهی و در نتیجه حقوق و وظایف در همه عرصه‌های زندگی باید منشاء الهی داشته باشد. البته عقل و شرع به هم کمک می‌کنند تا این را بفهمند. غیر از خداوند ذاتاً هیچ‌کس حق تصرف ذاتی بر هیچ‌ چیز و هیچ‌کس ندارد، از جمله بر خدا؛ هیچ‌کس حقیقتاً حقی بر خدا ندارد. اینکه گفته می‌شود ما بر گردن خدا حق داریم و خداوند وظیفه‌ای نسبت به ما تعریف کرده است، به این معنا نیست که حق‌الله و حق بشر یکی هستند، چون ما متوجه نمی‌شویم، این‌گونه با ما سخن می‌گویند. و الا هیچ‌کس و هیچ چیز بر خدا حقی ندارد،‌ چون همه کس و همه چیز مخلوق خداوند است. این خداست که بر همه چیز و همه کس حق دارد. البته در اینجا سئوال و ابهام هست که چون فرصت نیست از آن عبور می‌کنم.

فقط خداوند قائم به ذات و مستقیم به ذات است، مالکیت حقیقی فقط از اوست که همه اینها استدلال‌های فلسفی برای حقوق بشر است، غیر از خدا هیچ‌کس از خود حق تصرف ندارد، چون هیچ مالکیت و خالقیتی حقیقی نیست. غیر از خدا ذاتاً هیچ حقی بر ما و شما و خودمان بر یکدیگر و هیچ‌کس و هیچ چیز و از جمله بر خداوند نداریم، اگر حقی بر خدا داریم،‌ آن را خداوند برای ما قرار داده است، ما از جانب خودمان در برابر خداوند حقی نداریم؛ بخشی از این حق را خداوند بر رسول، اولیاء و اوصیایش و بخشی را به مردم سپرده است. در نگاه دینی و توحیدی با استفاده از برهان عقلی می‌توان حقوق و عدالت و خاستگاه حق و حقوق بشر را توجیه کرد. حال در حقوق غیر دینی و توحیدی برای حقوق و اخلاق وقتی خالقیت و حاکمیت حقیقی قابل اثبات نیست، چگونه می‌توان برهان عقلی آورد؟ لذا فلسفی‌ترین استدلال‌ها و شبه‌استدلال‌ها برای اینکه بتوانند بدون نگاه دینی از حقوق بشر و وظایفش از جمله مشروعیت و حقوق سیاسی سخن بگویند، در ادبیات قرن هیجدهم که ادبیات فلسفی‌ـ‌دینی بود، می‌گفتند؛ خداوند انسان را آزاد آفرید،‌ پس کسی حق ندارد حقوقش را ضایع کند. آنچه گفته شد استدلال دینی است. اگر این استدلال مبنای آزادی،‌ حقوق بشر و مشروعیت سیاسی است، باید گفت همان خدایی که ما را آزاد آفرید، یک‌سری حدودی هم برای ما قرار داده است؛ همان خدایی که حقوق و آزادی‌هایی قرار داد حدود هم وضع کرد. چطور حقوقش بله و حدودو وظیفه‌اش نه؟!! حقوق بشر بله، تکلیف بشر نه؟! الان ادبیات حقوق طبیعی و حقوق فطری قرن هیجدهم و نوزدهم، چندان مطرح نیست؛ البته اخیراً به صورت دیگری مطرح می‌شود. در حال حاضر که به سمت حقوق قراردادی، عرفی، پوزیتیویستی، سکولار، دموکراتیک و امثالهم پیش می‌رود، چه برهان فلسفی‌ای مطرح می‌شود؟ حداکثر برهانی که می‌توانند مطرح کنند این است که اگر با هم توافق نکنیم و حد و حدودی برای همدیگر قائل نشویم،‌ همگی از بین می‌رویم. مگر نمی‌خواهیم زندگی کنیم و لذت ببریم؟ برای لذت بیشتر بیاییم از بعضی لذت‌هایمان بگذریم. آیا این یک استدلال فلسفی است؟ آیا فلسفی‌ترین استدلالتان فلسفی است؟ این نه استدلال فلسفی است و نه اخلاقی. این پراگماتیسم است، یعنی چون طور دیگری نمی‌شود زندگی کرد، با هم کنار بیاییم. این از نظر ماهیت با کنار آمدن حیوانات در جنگل چه تفاوتی دارد؟ فقط آنها بلد نیستند قرارداد را روی کاغذ بنویسند، درحالی که آنها هم همین کار را می‌کنند. حیوانات به دلیل احترام به حقوق یکدیگر وارد هم نمی‌شوند، بلکه از ترس لگد خوردن به دیگری نزدیک نمی‌شوند. لذا لحظه‌ای که احساس کند می‌تواند بدون اینکه لگد بخورد، بزند، می‌زند. در واقع این طرز تفکر هم همین‌گونه است. فکر می‌کند می‌تواند عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان را بگیرد پس می‌آید و حمله می‌کند. تا وقتی که بتوانند می‌آیند، وقتی هم تو دهانشان بخورد عقب می‌روند. اسم این عمل احترام به حقوق بشر نیست، بلکه حقوق بشر زورکی است، یعنی تا جایی که زورمان می‌رسد برویم و جایی که نمی‌توانیم احترام به حقوق بشر شروع می‌شود.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.


دیکتاتوری‌های یزیدی و سکولارهای مدرن قائل به تفکیک مشروعیت سیاسی از حقانیت هستند
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۳  کلمات کلیدی: سخنرانی ، حسن رحیم پور ازغدی

دکتر حسن رحیم‌پور ازغدی روز شنبه در دانشکده الهیات دانشگاه تهران به بررسی مبانی گفتمان حسینی(ع) پرداخت. بخش اول از متن کامل این سخنرانی که به تشریح مبنای حکومت و مشروعیت در نگاه اهل‌بیت علیهم السلام اختصاص دارد، در ادامه آمده است:

در بعضی از عبارات که از سیدالشهدا علیه‌السلام نقل شده است، ایشان به شیوه‌های مختلف و با ادبیات مختلف می‌خواهند نه فقط به مخاطبان آن وقت، بلکه برای همیشه تاریخ این مسئله را که بین ما و دستگاه حاکم "جنگ قدرت" مطرح نیست، تفهیم کنند. یعنی اینکه چه کسی رئیس باشد و چه کسی مرئوس، مسئله اصلی نیست. دعوا بین دو مکتب و سیره است، ولو این دو سیره هم ممکن است آرم مذهب و ادای مذهبی داشته باشد. برچسب‌ها مهم نیست. اما دو سیره، محتوا و روش حکومت بر جامعه وجود دارد. در یک تعبیری که از سید الشهدا نقل شده است، می‌پرسیدند هدفتان از این حرکت چیست؟ فرمودند: "اریـد ان آمـر بالمعروف وانهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدّی محمّد و سیرة ابی علی‌بن ابی طالب"، هدفم همان هدف جدم پیغمبر اکرم‌(ص) و پدرم علی‌علیه‌السلام است، به همان دلیلی که آنها وارد عرصه سیاسی- اجتماعی- تربیتی شدند، من وارد شدم. پس بحث اشخاص مطرح نیست. برای مدیریت خانواده، جامعه، سیاست، اقتصاد و قضاوت، بحث بر سر دو سیره و روش است که برای تفکیک دقیق‌تر این دو روش روایتی از امام صادق‌علیه‌السلام نقل شده است؛ از ایشان پرسیدند دعوای اهل بیت با اموی‌ها سر چیست و تفاوت اسلام علوی و حسنی و حسینی با اسلام اموی چه بود؟ امام صادق علیه‌السلام در خطابی به عمار بن ابی احوص این تفکیک را دقیق انجام دادند و فرمودند: اختلاف خط ما و خط معاویه بر سر "تربیت و مدیریت" بود. عین عبارت امام چنین است: "فلا تخرفوا بهم اما علمت ان اماره بنی امیه کانت بالسیف و العسف و الجور و ان امارتنا بالرفق و التالف و الوقار و التقیه و حسن الخلطه و الورع و الاجتهاد" فشار بیش از ظرفیت مردم به آنها وارد نکنید. ظرفیت‌ها را بایستی درنظر داشت، ایشان در ادامه می فرمایند مبنای فکری بنی‌امیه بر اساس شمشیر و فشار و بی‌عدالتی و حق‌کشی بود. اینها با قدرت و خشونت و حق‌کشی می‌خواستند بر جامعه مسلط شوند و مسلط بمانند و هدف دیگری جز این نداشتند. قدرت و خشونت در خدمت "سلطه" بود، نه اینکه قدرت وسیله‌ای باشد برای رسیدن به تربیت و عدالت. امام صادق علیه‌السلام در ادامه می‌فرمایند: روش و سیره تربیتی ما در رفق و تألیف و مدارا و تحمل و الفت است. روش مدیریتی و تربیتی ما براساس محبت و عشق و برادری و نرمش و مهربانی و متانت و وقار و تقیه است؛ حتی اگر حاکم باشید تقیه کنید، البته تقیه نه به معنای نفاق و دورویی و عوامفریبی و نه به معنای دودوزه بازی و زیگزاگ رفتن و نه به معنای فدا کردن دین و حق و عدالت برای منافع خود؛ این معنای تقیه نیست؛ تقیه‌ای که اهل بیت علیهم‌السلام گفتند یعنی شناخت درست محیط و رعایت ظرفیت‌ها؛ یعنی با هرکسی، هرجایی به هر شکلی نمی‌شود رفتار کرد. یعنی طبقه‌بندی با حساب و کتاب و "مدیریت بحران". یعنی وقتی یک حرفی خواستی بزنی -ولو حق هم باشد- نگو که با کسی کاری ندارم؛ "با چه کسی"، "کجا"، "چگونه" و "تا چه حد" باید اینها را درنظر بگیری. اصل این است که حرف درست باشد ولی این لازم است، کافی نیست. حرف حق را باید گفت اما باید به این چهار سئوال هم جواب داده شود.


بعضی اوقات اگر شما یک‌جا ظرفیت بالایی از حق را مطالبه کنید کل حق را پس می‌زنند، یعنی حداقل را هم نمی توانی اجرا کنی. شرایط عقلانیت را باید درنظر بگیرید. تقیه به معنای "عقلانیت در مبارزه" و طبقه‌بندی مبارزه است. امام صادق در این روایت می‌فرمایند مدیریت و تربیت و حاکمیت در منظر ما حتی وقتی که تو در قدرت هم هستی توأم با یک نوع تقیه هم هست. یعنی مراعات شرایط و مراعات مخاطب را باید در نظر گفت. البته این به معنای سازش و نه به معنای عقب‌نشینی و مسامحه و ماست‌مالی کردن حقایق نیست.


رکن بعدی در این عبارت از امام صادق "حسن الخلطه" است. روش حکومتی و تربیتی ما حسن مخالطه با مردم است. خلطه یعنی مخلوط بودن با مردم، خاکی بودن، مرزی بین حاکم و مردم نداریم. به لحاظ ظاهر نباید حاکم از مردم عادی تشخیص داده شود. باید با مردم حسن معاشرت هم داشته باشد. اینکه در بین مردم باشی ولی توهین‌آمیز برخورد کنی نه!

و "الورع"؛ پاکدامنی، سوءاستفاده نکردن از قدرت و ثروت عمومی و حتی خصوصی و "الاجتهاد" یعنی کوشش با تمام قدرت برای احیای ارزش‌های اسلامی و حق تأمین حقوقشان و اجرای احکام و فرائض. فرمودند سنت و سیره ما اینهاست.

پس دو نوع نگاه سیاسی و حق حاکمیت وجود دارد. یکی حاکمیتی که صرفا‌ً براساس سیف و جور است یعنی قدرت، خشونت، تحقیر، سرکوب و بی‌عدالتی؛ و یک نوع حکومت روشی است که امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند و براساس رفق، تألف، وقار، مهربانی، نرمی، تقیه، حسن معاشرت با خلق، ورع و کوشش با همه توان برای خدمت به خلق. البته اگر لازم شد برای دفاع از ارزش‌ها باید از سیف و قدرت هم استفاده کرد، اما مبنا بر سیف نیست.

سیف و قدرت اولین راه حل نیست، آخرین راه‌حل است. سپس امام صادق‌علیه‌السلام رو کردند به عمار بن ابی احوس و فرمودند: "فارغبوا الناس فی دینکم و فیما انتم فیه" مردم را علاقه‌مند کنید به مکتب‌تان. مبنای کار ما مبنای ایمانی است، توده‌ها را از گرایشات مختلف به سمت دین‌تان جذب کنید. امام حسین علیه‌السلام تعابیر مختلفی در مراحل مختلف حرکت به سمت کربلا در توضیح اینکه فلسفه این حرکت و شهادت در چیست را بیان می‌کنند. در موارد متعددی به مسئله حق و حقوق اشاره کردند، "حق خدا و حق مردم" فرمودند: انگیزه ما از حکومت و مبارزه "حق" است، چیز دیگری مد نظر ما نیست. یکی از عبارات این است که از ایشان پرسیدند چرا در این شرایط نابرابر که آخرش معلوم است همه‌تان کشته و اسیر می‌شوید وارد می‌شوید، فرمودند که "الا ترون انا الحق لا یؤمن به" نمی‌بینید به حق عمل نمی‌شود، "و ان الباطل لا یتنهی" و نمی بینید که حرف، اخلاق، اقتصاد وحاکمیت باطل مطرح‌ است و هیچ نوع مخالفتی با باطل نمی‌شود؟ چرا از من می‌پرسید چرا حرکت کردی، از تو باید پرسید که چرا حر کت نمی‌کنی! نمی‌بینید باطل علنی است و نسبت به آن اعتراض نمی‌کنید و نمی‌بینید که حق معلوم است و به آن عمل نمی‌شود. همین‌ها برای فریاد زدن و اعتراض کردن کافی است.

در یک روایت دیگر آمده است که یزید به حاکم مدینه -ولید بن عتبة- دستور داد که از امام حسین‌علیه‌السلام بیعت بگیرد. به امام حسین گفت که باید تسلیم شوید والا ما دستور داریم با شما برخورد کنیم. روایت است که امام حسین به 40 نفر از یاران خود دستور مسلح شدن دادند و به آن‌ها فرمودند من به سمت دارالحکومه می‌روم، شما در خیابان‌های اطراف آماده باشید، اگر برگشتم که مشکلی نیست ولی اگر برنگشتم داخل شوید و درگیر شوید. چون احتمال داشت که حرکت کربلا را در همان نطفه خفه کنند.

امام حسین علیه‌السلام در جواب به ولید فرمودند: انا اهل بیت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائکة و مهبط الرحمة بنا فتح الله و بنا ختم، "ما در خانواده‌ای تربیت و بزرگ شدیم که خاندان نبوت و وحی پیامبر است، در خانه‌ای بزرگ شدیم که رفت و آمد فرشتگان بود، وحی و رحمت الهی از آنجا بر کل بشریت نازل می‌شد، آغاز و پایان و گشایش و عاقبت همه کارها به دست ماست؛ تو چگونه از من می‌خواهی بیعت کنم"؛ پس مسئله قدرت سیاسی نیست، مسئله فراتر از آن است. به مسائل نبوت و رسالت و هبوط و رحمت الهی و فتح الهی برمی‌گردد. یعنی ریشه‌های فلسفی- تکوینی- الهیاتی برای این مسئله می‌شمارند. می‌گویند نگاه ما به سیاست و بیعت صرفاً نگاه قدرت محور نیست. نگاه حکمت محور است. اما طرف مقابل چه کسی است؟ از من بیعت برای چه کسی می‌خواهید؟ می‌فرمایند: "و یزید رجل شارب الخمر و قاتل النفس المحَّرمه معلن بالفسق". به لحاظ شخصی این فرد فاسد است و نه تنها خودش فاسد است بلکه فساد و فسق را علنی می‌کند، یعنی می‌خواهد گفتمان فساد را در جامعه حاکم کند. می‌خواست علناً ارزش و ضد ارزش را در سطح جامعه تغییر دهد و به ارزش‌های اسلامی اهانت کند. به لحاظ حقوق انسان هم جان انسان برای این فرد ارزشی ندارد، درحالی‌که جان یک انسان حریم الهی است. ابا‌عبدالله در ادامه می‌فرمایند: "از من می‌خواهی با او بیعت کنم؟ نه فقط من با او بیعت نخواهم کرد، مثل منی هم با مثل اویی بیعت نخواهد کرد"، حتی اگر من هم حسین نبودم و اهل چنین بیتی نبودم، باز هم مثل منی نباید با مثل اویی بیعت کند. "مثلی لا یبایع مثله" یعنی بحث اینکه حسین و یزید دعوای شخصی داشتند تمام شد، یعنی این مخصوص عاشورا و کربلا نیست، اینکه امام صادق‌علیه‌السلام فرمودند: "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" برای اینکه همه جا و همیشه "مثلی لایبایع مثله" یعنی چنان کسانی که از نظر اخلاقی فاسدند و دنبال نشر و اجتماعی کردن فساد هستند و به حقوق و حدود الهی پایبند نیستند برای همیشه تاریخ حکومت چنین احزاب و جناح‌هایی نامشروع است و اینها حق حاکمیت ندارند.

در تعبیر دیگر فرمودند: "اللهم‌ انک‌ تعلم‌ انه‌ لم‌ یکن‌ ما کان‌ منّا تنافساً فی‌ سلطان‌ و لا التماساً من‌ فضول‌الحطام‌ و لکن‌ لنری‌ المعالم‌ من‌ دینک‌ و نظهر الاصلاح‌ فی‌ بلادک‌ و یأمن‌ المظلومون‌ من‌عبادک‌ و یعمل‌ بفوائهنک‌ و سننک‌ و احکامک‌" خدایا تو می‌دانی هر چه از ما سر زده است و خواهد زد براساس جنگ قدرت نبوده و نیست. اصالت حرکت ما بر حکومت نبوده است و خدایا تو می دانی فریادی که زدیم و مبارزه و نبردی را که آغاز کردیم و می‌دانیم آخرش چه خواهد شد و باز هم می‌دانیم که خداوند می‌خواهد ما را کشته و اهل بیت ما را اسیر ببیند اما وقتی این حرکت را کردیم دنبال سهم اضافی از دنیا نبودیم، دنبال قدرت و ثروت و شهرت نبوده و نیستیم. خواستیم پرچمهای حق و باطل معلوم شود که فردا کسی نگوید ما نمی دانستیم حق چیست و باطل کدام است و بگویند ما فکر کردیم اسلام همان چیزی است که معاویه و یزید می‌گویند.

امام حسین علیه‌السلام می‌فرماید: من کشته می‌شوم تا بفهمید که اسلام آن چیزی نیست که اینها می‌گویند. می‌خواهیم با فساد اخلاقی و مدیریتی و حاکمیتی مبارزه کنیم و علنی هم مبارزه کنیم. می‌خواهیم در همه سرزمینها مظلوم به حق خود برسد و ضعیف زیر پای قوی له نشود، امنیت حقوقی داشته باشد و می‌خواهیم به سنت تو و احکام تو عمل شود.

در تعبیر دیگر از ایشان نقل شده است که به مردم کوفه می‌فرمایند: "فلَعمری ما الامام الاَ العامل بالکتاب والاخذ بِالقسط و الداعی بالحق و الحابس نفسه علی ذات الله" به جان خودم سوگند من عامل به کتاب هستم می‌دانید چه کسانی حق حاکمیت دارند؟ فقط کسانی حق حاکمیت بر بشر دارند که بر اساس قوانین خدا حکومت کنند، عدل الهی را رعایت کنند و قسط و عدالت اجتماعی را اجرا نمایند، سعی کنند همه مردم و همه طبقات به حقوق خودشان برسند و به وظایف خود عمل کنند و دعوت به چیزی جز حق نکنند. معیار فقط حق باشد فقط کسانی حق حاکمیت دارند که تمام وجود خودشان را وقف خدا کنند و جز برای خدا چیزی نگویند و انجام ندهند اینها حق حاکمیت دارند غیر از اینها کسی حق حاکمیت بر بشر ندارد. باید عمل به کتاب، اجرای عدالت اجتماعی، دعوت به امور فرهنگی و رسانه دعوت به حق باشد، حاکمان کسانی باشند که خودشان را وقف راه خدا کنند برای خودشان دنبال چیزی نباشند. حکومت حسینی اینگونه است.

یکی به امام حسین گفت آقا اینها شما را نابود می‌کنند! ایشان فرمودند: "اینگونه با من صحبت نکن" "لیس شأنی شأن من یخاف الموت ما اهون الموت علی سبیل نیل العزّ و احیاء الحقّ" شأن ما شأن کسی که از مرگ بترسد نیست، مرگ در نظر ما مثل مرگ در نظر شما نیست. مرگ در راه عزت انسانی شرف و احیای حق چه قدر شیرین است. این نگاه اهل بیت علیهم‌السلام نسبت به مدیریت و تربیت و حکومت است.

در علوم سیاسی گاهی می‌شنوید که وقتی از مشروعیت سیاسی صحبت می‌شود صحبت از مشروعیت دینی و اخلاقی نباید شود که صحبت از مشروعیت جامعه شناختی و سیاسی می‌شود. یعنی صحبت از قدرت حاکمیت باید شود نه صحبت از حق حاکمیت، اینجا دو نگاه مطرح است.

اینها فقط مخصوص دوران امام حسین علیه‌السلام نبود که دستگاه اموی معتقد بود صحبت از حق حاکمیت و مشروعیت الهی و دنبال استدلال اخلاقی- فلسفی یعنی دینی نباید باشید؛ به اهل بیت‌علیهم‌السلام گفتند نمی‌شود هم نبوت در خانواده شما باشد و هم خلافت؛ نبوت برای شما بود، خلافت و امارت هم برای ما. یکی سهم شما و یکی هم سهم ما. بعضی‌ها به مسئله اینگونه نگاه کردند، در حالی‌که اهل بیت می‌گفتند مسئله حکومت و خلافت را نمی‌توانید از مسئله نبوت جدا کنید. مشروعیت سیاسی را نمی‌توانید از مشروعیت دینی یعنی از حقانیت جدا کنید و نباید بکنید. اینها به هم گره خورده است. اول باید بنیان‌های تکوینی مشروعیت را به لحاظ اخلاقی- فلسفی و به لحاظ دینی حل کرد، بعد رفت سراغ مسائل اعتباری، قراردادی، اجتماعی، کنوانسیون‌ها، پروتکل‌ها و حق اطاعات شهروند. اینها همه حقوق اعتباری هستند. باید بر یک حق حقیقی مبتنی باشد.

همین الآن هم بر سر این مسئله دعواست. از غلیظ‌‌ترین دیکتاتوری‌های تا رقیق‌ترین دموکراسی‌ها به این سئوال پاسخ منفی می‌دهند، یعنی این مبنا را قبول ندارند. یا پاسخ منفی می‌دهند یا پاسخ نمی‌دهند و دور می‌زنند؛ "توطئه سکوت".

سئوال این است که مشروعیت سیاسی را می شود از مشروعیت بنیادین و فلسفی و اخلاقی تفکیک کرد؟ یعنی حق حاکمیت را می‌شود از اصل مسئله حقانیت جدا کرد؟ ما می‌گوییم نمی‌شود. هم دیکتاتوری‌های یزیدی می‌گفتند می‌شود و هم دموکراسی‌های سکولار مدرن می‌گویند می‌شود. نگاه پراگماتیستی (منفعت گرایانه) و عمل زده به مقوله قدرت بر نگاه دینی معمولاً در طول تاریخ چربیده است والآن هم می‌چربد. اینها اکثریت هستند. هم در دنیا اکثریت هستند و هم در مسائل آکادمیک اینها اکثریت هستند. قدیماً ‌و جدیداً‌ این مشکل بوده و هست.

من برای اینکه اتهام نزده باشم تعابیری را خدمت شما عرض کنم که عیناً در متون علوم سیاسی غرب وجود دارد و در کشور خودمان هم تدریس می‌شود. وقتی که صحبت از نهاد حکومت و دولت می‌کنند (Government) تمام معادلی که برای این کلمه می‌آورند مسئله "کنترل دیگران" است. دولت و حاکمیت چیست؟ نهادی که دیگران را کنترل می‌کند. اصلاً حکومت در تعریف در علوم سیاسی این است که چگونه اقلیت حاکم، اکثریت را کنترل کنند. در تمام دنیا اینگونه است. چون در تمام دنیا حاکمان عده‌ی محدودی هستند مثلاً چند هزار نفرند. در متون علوم سیاسی‌ که در دنیا مرسوم است آورده شده است که "علم سیاست مدرن فن کنترل اکثریت جامعه توسط اقلیت سیاسی است" این تمام مسئله‌شان است. صحبت کنترل است. از انواع مکانیزمها برای حفظ و بسط قدرت بحث می‌کند. سیاست از منظر مادی یعنی فن کسب قدرت، حفظ قدرت و توسعه قدرت.

در تعریف سیاست از منظر امام حسین‌علیه‌السلام و از منظر اسلامی مسئله‌ از کنترل شروع نمی‌شود. مسئله‌ از حقیقت تکوینی و حق و باطل شروع می‌شود. بعد از مسئله حقانیت می‌رسد به اینکه چه کسانی و چرا حق حاکمیت دارند. به این سؤال ابتدا باید جواب داد، پله سوم است که شما وارد مسئله مکانیزم حاکمیت و کنترل جامعه می‌شوید آنوقت آن مکانیزم باید مقید و مشروط باشد به پاسخی که به این دوسئوال قبلی دادید. یعنی مشروط باشد به پاسخ فلسفی- حقوقی- اخلاقی و شرعی دینی و لذا شما از هر مکانیزمی برای کنترل قدرت در منطق اسلامی و در فلسفه سیاسی اسلام نمی‌توانید استفاده کنید.

امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام فرمودند: همین کارهایی که معاویه انجام می‌دهد من ده برابرش را بلدم. می‌دانم چگونه زمینش بزنم. ولی چه کنم دستم بسته‌است. هدف ما قدرت به هر قیمت نیست. طوری شده بود که می‌گفتند علی‌علیه‌السلام خوب است ولی معاویه سیاسی‌تر است. امیرالمؤمنین می‌فرمایند: من به مراتب از او سیاسی‌تر هستم. اما ما سیاست مقید به اخلاق و شرع را دنبال می‌کنیم نه سیاست مطلق را. اقتصاد مقید به اخلاق و شرع را قبول داریم. اینها می‌گویند نه! سیاست را از دین تفکیک می‌کنند، اقتصاد را هم از اخلاق و شرع تفکیک می‌کنند. آن‌ها آزادی مطلق دارند، ما نداریم. برای ما انسانیت بر قدرت و ثروت مقدم است. لذا اینها می‌گویند قدرت و ثروت و سیاست و اقتصاد و حقوق بشر از دین و اخلاق جدا است.

ما با دسته بسته باید بجنگیم چون اهداف الهی و انسانی داریم این با دست باز می‌جنگد چون تمام هدفش در این دنیاست. جاهایی ممکن است شکست بخوریم، می‌گویند این‌ها شکست خوردند پس حق با کسانی است که پیروز شدند! عده‌ای می‌گویند اگر ما بخواهیم دنبال حق باشیم همیشه شکست می‌خوریم، نه! اولاً شکست و پیروزی با توجه به فلسفه مبارزه معنا می‌شود، اگر فلسفه‌ی مبارزه از نظر تو کسب قدرت و ثروت به هر قیمت است، شکست یعنی از دست دادن قدرت و ثروت، پیروزی یعنی به دست آوردن قدرت و ثروت.

پس اگر فلسفه مبارزه کسب رضایت خداوند و رشد و تکامل الهی و انسانی و انجام وظیفه و تلاش برای احیای حق است صرف پیروزی و یا شکست مادی تأثیری ندارد. به میزانی که تلاش کردی و وارسته تر شدی و دیگران را وارسته‌تر کردی، پیروزی. چه مثل حسین کشته شوی و چه مثل علی حکومت را تشکیل بدهی. چون هدف هر دو احیای حق است نه حکومت کردن هدف است و نه شهید شدن. هر دو وسیله است.

در تعریف صرفاً مادی از حکومت و شیوه حاکمیت و دولت، Government یعنی فرآیند رسمی که قدرت را نهادینه می‌کند، سازمانی است برای حکمرانی و سلسله مراتبی است برای سیستم اقتدار؛ مشروعیت را با همین معنا تفسیر می‌کنند. در علوم سیاسی مشروعیت چگونه تعریف می‌شود؟ آنچه که معادل این کلمه آوردند و مبنای علوم سیاسی است به معنی هر آنچه که ویژگی "اقتدار" بیاورد. یعنی قدرت را به اقتدار تبدیل می‌کند. یعنی قدرت فیزیکی را به قدرت اعتباری تبدیل می‌کند. این می‌شود مشروعیت. این مبنای مشروعیت است. مشروعیت در تعریف علوم سیاسی دنیا به معنای قانونی بودن، حق بودن، حقانیت، مشروع بودن و بر حق بودن نیست. در علوم سیاسی از روش اقتدار صحبت می‌شود. می‌گویند صحبت از حق و باطل علمی نیست. علم به نظر آنها چیست؟ هرآنچه که به شما کمک کند سریعتر، با هزینه کمتر و وقت کمتر به اقتدار برسید و بتوانید حفظش کنید. حالا می‌خواهد از راه دموکراسی یا کودتا یا کلاهبرداری باشد. تو با مبانی فرهنگی و اخلاقی این‌ها را مشروع یا نامشروع بنامی اینها ربطی به علم سیاست ندارد. خود ما این علوم سیاسی را قبول نداریم. این همان سیاست سکولار و سیاست دنیا محور است.

دو نوع سیاستی که امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام می‌فرمایند یکی سیاست به معنای شیطنت و یکی سیاست به معنای عقلانیت. این سیاست به معنای عقلانیت است که با تربیت و حقیقت و اخلاق و عدالت گره خورده است. آنجا قدرت و ثروت هدف است و اینجا وسیله است. می‌بینید دو نوع علوم سیاسی داریم. بعد عده‌ای می‌گویند علوم انسانی را تقسیم به اسلامی و غیراسلامی نکنیم.

مشروعیت در تعریف علوم سیاسی غرب یعنی اصلاً قرار نیست حق حاکمیت ریشه فلسفی برهانی اخلاقی داشته باشد. نمی‌گویم لازم نیست نداشته باشد یا لازم نیست داشته باشد. ممکن است داشته باشد اما هیچ ضرورتی ندارد. هرآنچه که مقوله اطاعت پذیری شهروندی را تحصیل و تعمیم کند مشروعیت می‌شود. اینها عین عبارات درسی و رسمی آکادمیک ما در حوزه علوم سیاسی است. بحث حق و باطل عدل و ظلم رشد و غی رستگاری اینها مطرح نیست. در فلسفه سیاسی مقداری ریشه‌ای تر و فلسفی‌تر با مشروعیت برخورد می‌شود ولی در علوم سیاسی دنبال توجیه اخلاقی و مبنایی مشروعیت نیستند. بیشتر بحث از مکانیزم کسب قدرت و حفظ آن و نظم قدرت می‌باشد. این‌ها را آموزش می‌دهند. به محتوا کاری ندارند مگر در مباحث فرمالیستی و صوری. اینکه چرا یک دولت و حاکمیت بتواند از شهروندانش تقاضای اطاعت کند چرا؟ این در علوم سیاسی پاسخ مستدل فلسفی اخلاقی ندارد. چیزهایی را مفروض می‌گیرند و یا مسکوت می‌گذارند. می‌گویند ربطی به علم سیاست ندارد. می‌گویند اینها بحث فلسفه دینی است و مربوط به اخلاقیات است در علوم سیاسی ما دنبالReal Poitic هستیم سیاسست واقع‌گرا یعنی همین الآن چگونه می‌توانی زودتر و ارزانتر به قدرت برسی و نگه داری آن را. فقط قدرت را بچسب. این بحث‌ها علمی نیست حقانیت را بگذار در کوزه آبش را بخور. اسمش را هم می‌گذارند سیاست علمی و مدرن. کجای این مدرن است؟ این همان سیاستی است که یزید و معاویه رفتند. منتهی آن‌ها آرم مذهب را روی آن می‌زدند شما آرم مذهب را هم برداشتید. چرا می‌گویید در عرصه اقتصاد و سیاست بازار دموکراسی باید مطلق باشد و مقید و مشروط به مبانی فلسفی و اخلاقی و حقوقی نباید باشد. عمدتاً مشروعیت را در علوم سیاسی با واژه‌های جامعه شناختی تفسیر می‌کنند. چون مشروعیت در این دیدگاه صرفاً به معنای قدرت نفوذ میزان تنفیذ مقدار اقتدار قابل اعمال بحث می‌شود به دلیل آن کاری ندارند. لذا در حوزه علوم سیاسی وقتی صحبت از مشروعیت می‌شود صرفاً بحث مقبولیت بحث می‌شود. البته این هم حداکثر آن است تازه اگر دموکراتیک باشند. دیکتاتوری‌های پنهان و پیچیده است که گاهی پشت صحنه سیاسی دارد پشت صحنه الیگارشی است و جلوی صحنه دموکراسی است. ولی حالا خالص‌ترین نوع دموکراسی که فرضی است و خودشان می‌گویند تحقق پیدا نکرده است و برایشان آرمان است در همان هم واژه‌های جامعه شناختی مطرح می‌شود تا واژه‌های فلسفی. به معنی موفقیت. مشروعیت و حقانیت سهمی در مشروعیت سیاسی ندارد مسئله اصلی اعتقاد به آن مشروعیت است یعنی مقبولیت و نه خود مشروعیت.

مثالی بزنم در این خصوص در متون علوم سیاسی در دنیا بحث می‌شود مارکس وبر یکی از نظریه پردازان مشروعیت است در حوزه فلسفه به او می‌گویند مارکس سرمایه‌داری ایشان در آثارش از مفاهیمی مثل حق حاکمیت منشأ حق حاکمیت و غایت حاکمیت تقریباً هیچ جا بحث جدی فلسفی نمی‌کند نقل قول کرده است ولی استدلالی اظهارنظر نکرده است وقتی وارد تقسیم‌بندی مشروعیت می‌شود به معنای چگونگی اعتقاد جامعه به حق حاکمیت یعنی موفقیت و پذیرش آن معنا می‌کند. نه به معنای دلیل حکومت برای حکومت کردن. ما می‌گوییم هر دوی آن لازم است. وبر با اینکه مشروعیت از اساسی‌ترین مباحث سیاسی است مشکل چگونگی اجبار سیاسی را می‌گوید مشکل اصلی در مسئله مشروعیت است دغدغه حق و باطل و استدلال فلسفی اخلاقی برای حکومت هیچ جا مطرح نمی‌شود. دغدغه نحوه اعمال اقتدار بر جامعه را دارند نه دغدغه حق و باطل را. می‌گوید بر پایه عرف و تاریخ است و یا بر پایه کاریزمای شخصیت است یا بر پایه بعضی قوانین و اقتدار حقوقی مدرن‌تر. از آن طرف مخالفینش هم به این شکل بحث می‌کنند مثلاً نئومارکسیست‌ها مفهوم سرمایه‌داری از رضایت شهروند را که مبنای دموکراسی لیبرال است چه نوع مشروعیتی است رضایت شهروندی یعنی چه؟ می‌گویند مکانیزمی که جوامع کاپیتالیستی از طریق آن یعنی ایجاد رضایت از طریق رفورم و دموکراسی و رفاه و سرمایه داری ظاهراً تضادهای طبقاتی را می‌خواهند مهار می‌کنند می‌گویند اینها استدلال برای مشروعیت ندارد این مشروعیت صرفاً یک نوع حفظ هژمونی ایدئولوژیک است. در دموکراسی لیبرال دنبال حقوق مردم نیستیم شما می‌خواهید این هژمونی و ایدئولوژی سرمایه‌داری را حفظ کنید منتهی چگونه؟ دو گونه می‌شود مردم را سرکوب کرد یک جور با چوب در سرشان زد جور دیگر مغزشان را مصرف کرد مثل ماری که روی دوش ضحاک بود که دیگر خودش احساس مسئولیت نکند و فکر نکند اگر یک وقتی از دستش در رفت می‌زند الآن اتفاقاً در اروپا می‌بینید از دستشان در رفته است در آلمان و فرانسه و انگلیس و بلژیک در دانشگاه‌های لندن و منچستر دانشجویان ریختند بیرون دیدید که چگونه می‌زدند اینهایی که می‌گفتند پلیس ما هیچ وقت نمی‌زند ما حرف می‌زنیم بله حرف‌ می‌زنید تا وقتی که طرف حرف نزند وقتی طرح حرف بزند چوب می‌زنید. از یک دانشجوی انگلیسی مصاحبه می‌گرفتند گفت ما تا بحال فکر می‌کردیم فقط کلاه ملت‌های دیگر را برمی‌دارند کلاه خودمان را هم برمی‌دارند. فکر می‌کردیم فقط با دیگر ملت‌ها با خشونت رفتار می‌کنند حالا نوبت خود ما شده است. این همان حرفی است که نئومارکسیستها جواب آنها را می‌دادند می‌گفتند مشروعیت شما همان هژمونی ایدئولوژیک خودتان است اسمش را می‌گذارید دموکراسی حقوق فرد و بشر و آزادی. اینها همه بازی‌های لفظی است. و چون در جامعه سرمایه‌داری بحران‌های بزرگی بوجود می‌آید که منشأ آن انباشت سرمایه‌داری است شما ثبات را نمی‌توانید از طریق رضایت شهروندان تأمین کنید یا به طور مداوم بحرانهای خارجی درست می‌کنید اگر آن‌هم مشکل شما را حل نکرد بحران داخلی درست می‌کنید پس شما هم وقتی می‌گویید مشروعیت لیبرالی حقیقتاً به حق شهروندی کسی کاری ندارید دنبال استمرار حرکت خودتان هستید. روشهای شما همان روشهای کمونیستها و فاشیستهاست فقط روشهایتان کمی پیچیده تر است. پس این مشروعیت نیست شکل دیگری از خود قدرت است این را نئومارکیسستها می‌گویند شما سئوال نمی‌کنید از مشروعیت و قدرت این یک شکلی از اعمال قدرت است. اسمش را می‌گذارید مشروعیت دموکراتیک. من نمی‌خواهم داوری کنم می‌خواهم بگویم موافق و مخالف هر دو مشروعیت را آوردند (از راست نو تا چپ نو) روی امکان حفظ اقتدار. کسب اطاعت شهروند حالا چه به صورت دموکراسی چه به شکل توتالیتر. اینها در علوم سیاسی رسمی دنیا اینگونه بحث می‌کنند بحث را از نیمه شورع می‌کنند در مباحث فلسفی سیاسی امام حسین علیه‌السلام در مبانی ما از ریشه مسئله شروع می‌شود. اول باید تکلیف خود را با مسئله هستی شناسی انسان شناسی ارزش شناسی فرجام شناسی و غایت شناسی مبدآ شناسی و معرفت شناسی حقوق و حق شناسی اول باید تکلیف اینها را روشن کنید. بعد که مسائلی مانند حق و باطل و عدل و ظلم رستگاری و نجات و فرد و جامعه و شقاوت و سعادت معلوم شد آن‌وقت مرحله بعد مکانیزم قدرت بحث می‌شود که بیعت قبیله‌ای چگونه است رأی گیری شهروندی چگونه است و اشکال دیگر اعمال قدرت که در تاریخ بشر بوده و بعد از این هم خواهد بود.

در واقع هیچ‌وقت درباره اینکه چگونه باید بر جامعه حکومت کرد بحث نمی‌شود بحث از این می‌شود که چگونه می‌توان در جامعه حکومت کرد، صحبتی از "باید" نیست؛ وقتی که "باید" آمد یعنی حقوق و اخلاق آمد و مجبوری استدلال فلسفی- اخلاقی- شرعی بیاوری. این نظریه‌پردازان می‌گویند ما با باید و نباید کاری نداریم اینها "ایدئولوژی" و "دگم" است، علمی نیست.

سئوال این است چگونه می‌توان بحث فلسفی‌ـ‌اخلاقی از حق و حقوق به‌صورت عام و حقوق سیاسی‌ـ اجتماعی و حقوق شهروندی به صورت خاص کرد؟ منطق حقوق چیست؟ این آقایان به حقوق هم نگاه ابزاری می‌کنند، اما کلیات نگاه متفکرین اسلامی و کسانی که بر اساس منطق امام حسین علیه‌السلام به حقوق سیاسی می‌نگرند، در روایاتی که از سیدالشهدا خوانده‌ام ذکر کرده‌ام. این موارد را در حاشیه و دامنه آن توضیح می‌دهد که چرا چنین است؟

در دیدگاه‌های مختلف در حوزه معرفت‌شناسی اصلاً نباید راجع به فلسفه حق صحبت کنید، مثلاً اگر نسبی‌گرا یا از کسانی باشید که در جریان شکاکیت‌اند، نمی‌توانید راجع به فلسفه حق بحث کنید، با سوفسطایی یونان کهن تا سوفیسم نو، یا جریان پوزیتیویستی که معیار داوری راجع به هر چیزی را صرفاً تجربه‌گرایی و تجربه‌محوری می‌دانند و تجربه محض نمی‌شود از فلسفه حق صحبت کرد، چون نه حق تجربی است و نه فلسفه آن. لذا طبیعی است که می‌بینید کسانی که در حوزه علوم سیاسی و مدرن اظهارنظر می‌کنند، مسخره می‌کنند و می‌گویند عدالت، حق، باطل، ظلم و مسائل اخلاقی، سنتی، غیر علمی و ایدئولوژیک را کنار بگذارید و در باره سیاست بحث علمی و تجربی کنید. بحث تجربی از قدرت، یعنی چگونه می‌توانند قدرت را به دست بیاورند و آن را نگاه دارند و در اینجا دیگر صحبت باید و نباید نیست؛ و اسم غیر از این را غیر علمی می‌گذارند. بر اساس پوزیتیویسم و تجربه‌گرایی محض که سنت غالب علمی در دانشگاه‌های دنیاست، نمی‌شود از فلسفه حق و حقوق بحث کرد. نمی‌توان قاطعانه بر مبنای شکاکیت معرفت‌شناختی و نسبی‌گرایی از ریشه حق و حقوق از جمله حقوق سیاسی و مشروعیت حرف زد. بر اساس هر نوع تفکر عقل‌گریزی نمی‌شود بحث استدلالی، حتی از نوع مذهبی آن کرد؛ مثلاً اشعری‌گری. با اینکه به نظر من اشعری‌گری در نقطه کاملاً مقابل جریانی مثل پوزیتیویست‌ها، شکاک‌ها یا نسبی‌گراهاست، اما اشاعره مسلمان و مذهبی از یک طرف با جریان پوزیتیویستی و تجربه‌گرای محض و از طرف دیگر با جریان‌های شکاک و نسبی‌گرا بسیار به هم نزدیکند، یعنی دایره‌ای که یک انتهایش یک سر طیف است و دایره‌ای است که اینها کاملاً در کنار هم قرار می‌گیرند، با اینکه اینها مذهبی‌ و آنها غیر مذهبی و بعضی‌هایشان ضد مذهبی‌اند، ولی مبنای نگاهشان به موضوع حقیقت و حقوق تقریباً یکی است. و لذا در کشورهای اسلامی که تفکر اشعری غالب و عقلانیت اسلامی غایب است، جریان‌های سکولار سریع‌تر رشد کرده‌اند، مثلاً در بعضی از کشورهای عربی و کشورهای اسلامی غیر عربی که تفکر کلامی‌شان تفکر اشعری بوده است، یعنی تفکر‌های پوزیتویستی، شکاکانه، نسبی‌گرا و سکولاریسم در جامعه‌ای مثل ایران که از اسلام عدل‌محور عقل‌گرا و مکتب اهل بیت حرف می‌زند، موانع بسیار جدی‌ای دارد. به عبارتی سر "الف"، "باء"، "تاء" و "یاء" با آنها بحث می‌کند، اما در تفکر اشعری جایی برای بحث نیست. بین اشعری‌گری در جهان اسلام و سوفیسم یا همان سوفسطایی‌گری قدیم یونانی (سوفیسم کهنه) و سوفیسم جدید یا نو شباهتی وجود دارد، چون تفکر سوفیسم و سوفسطایی‌گری که نوع افراطی آن شکاکیت و متعادل‌تر آن نسبی‌گرایی است، وجود حقیقت نفس‌الامری و واقعی را که ادراکات ذهنی و اندیشه بشر می‌بایست تابع آن حقیقت و مطابق آن واقعیت باشد، قبول ندارد. بنابراین گفته می‌شود نباید دنبال یک فلسفه واقعی برای حق، حقیقت و حقوق گشت؛ حقیقت و همین‌طور حقوق بشر تابع تو و ذهن توست، تویی که تصمیم می‌گیری چه چیزی حقیقت است و چه چیزی حقیقت نیست یا چه چیزهایی حقوق بشر هست یا چه چیزهایی نیست! چون نه حق و باطل و نه حقوق و وظایف بشر واقعیت قابل درک برای بشر ندارند، در واقع در خارج نفس‌الامری وجود ندارد که بخواهی بدان برسی. بر اساس گفته سوفسطایی‌های قدیم و جدید نباید در جستجوی ریشه فلسفی برای حق باشید، نباید دنبال استدلال برای حقوق بشر، علیه یا له حقوق سیاسی، اجتماعی یا حقوق خانواده بود، بلکه قرارداد می‌کنیم، تصمیم و رأی می‌گیریم که هر آنچه را که بخواهیم فرض و وضع می‌کنیم. ریشه‌هایش به این برمی‌گردد که بشر قدرت عقلی‌ که بتواند حقیقت مستقلی را در خود درک کند ندارد.
حالا ببینیم از این طرف اشاعره چه می‌گویند. اینها هم یک‌سری تفاوت‌ها در بعضی از احکام و حقوق می‌بینند و نمی‌توانند به‌درستی تحلیل کنند، نتیجه گرفتند، صلاح و فساد واقعی، مقیاس دستورات دین و شرع و معیار حقوق و عدالت نیست، احکام، مناتات و ملاکات نفس‌الامری قابل درک برای بشر ندارند. حرفمان این نیست که همه مناتات قابل درکند، اما باید بپذیریم که مناتات و ملاکاتی وجود دارد، یعنی وقتی شارع چیزی را حرام یا واجب کرده یا مثلاً گفته این جزو حق و حقوق و وظیفه توست و آن یکی نیست، بر اساس مناتات، ملاکات واقعی و نفس‌الامری بوده است. در تفکر اشعری چون مقیاسی برای حق، عدالت و شرع نیست و احکام، حقوق و عدالت صرفاً تابع جعل الهی است، از این نظر به تفکر سوفسطایی شبیه می‌شوند، چرا که آنها هم حقیقت را مقیاس ذهن نمی‌دانستند، بلکه ذهن را مقیاس حقیقت می‌دانستند. البته اینها مذهبی و قائل به جعل الهی‌اند، درحالی که آنها این را هم قبول ندارند. اشاعره می‌گویند درک عقلی محال است، ولی جعل شرعی که هست. سوفسطایی‌گرها می‌گویند، هیچ‌کدامشان، بلکه هر دو باطلند؛ و الا از این جهت مبنای هر دو یکی است. بنابراین اشاعر در حوزه عقلانیت به نحوی شکاکان دینی محسوب می‌شوند. البته لااقل التزام به شرع را دارند. با توجه به این مطالب، بین اشعری‌گری ما، از یک طرف با جریان پوزیتیویستی و از طرف دیگر با جریان شکاک و نسبی‌گرای مدرن، پست مدرن و کهنه در غرب شباهت‌هایی وجود دارد، چون این سه چهار مورد با عقلانیت مشکل دارند، اما در منطق اسلامی، شیعی و منطق اهل بیت، موضوع عقلانیت و عدالت در هم گره خورده‌اند و شما تا از نظر توحیدی و هستی‌شناختی، ریشه‌های حق و حقیقت را نفهمید و اثبات نکنید، منطقاً نمی‌توانید در حوزه حقوق بشر، حقوق سیاسی، اقتصادی، خانواده، وظیفه و حدود بحث کنید. آنگاه می‌توانیم برای هر فهرست حقوقی از قبیل حقوق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای مرد، زن، خانواده، کودک، دولت و مردم استدلال کنیم. حتی در پس استدلال نقلی‌مان هم عقل وجود دارد، اما هیچ کدام از دیدگاه‌هایی که ذکر کردم نمی‌توانند چنین حرف‌هایی را بزنند، چون همان‌طور که گفتم مبنایشان متفاوت است.


باز خوانی فرمایشات رهبری پس از انتخابات 22 خرداد
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی

رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی هنگامه‌ی انتخابات ریاست جمهوری دوره‌ی دهم به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری و با توجه به حال و هوای انتخاباتی و مسائلی که از ابتدا در این باره روی داد سخنان کلیدی و توصیه‌های کاربردی را بیان کردند. ایشان در مقاطع گوناگون بسیاری از فتنه‌های ایجاد شده را خنثی کردند. بازخوانی سخنان و توصیه‌های ایشان به همه‌ی جریان‌های سیاسی و به ویژه مردم در جریان انتخابات می‌تواند روشنگری دوباره‌ای باشد تا بتوان با مطالعه این بیانات سره از ناسره جدا شود.

بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از روز انتخابات در 22 خرداد تا دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن را مورد بازخوانی قرار داد. آنچه در ذیل می‌آید گزیده‌ای از فرمایشات ایشان در خصوص انتخابات و حوادث پس از آن است.

انتخابات مظهر حضور فعال مردم در عرصه‌ی سیاسی کشور است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مقام معظم رهبری در روز انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و پس از رای دادن فرمودند:...انتخابات مظهر حضور فعال و پرشور و زنده‌ی مردم در عرصه‌ی سیاسی کشور است. آنطوری که من مشاهده میکنم و میشنوم، بحمدالله در این انتخابات شور و شوق و تحرک مردم بسیار بالاست؛ این را ما از حضور نامزدهای مختلف و از آگاهی و بیداری مردم ناشی میدانیم و خدا را سپاسگزاری میکنیم. و انتظار داریم خدای متعال توفیق بدهد مردم بتوانند با حضور متراکم خود در پای صندوقهای رأی، یک امتحان بزرگ دیگر را بخوبی پس بدهند. و ان‌شاءالله از سوی پروردگار عالم مقدر باشد که بهترین و شایسته‌ترین فرد، برای مدت چهار سال به ریاست قوه‌ی اجرائیه منصوب بشود. مطمئناً وقتی مردم با ایمان و شور و شوق در صحنه هستند، خدای متعال هم تفضل خواهد کرد.

انتخابات همواره سی سال گذشته با امنیت همراه بوده است

باید از این حضور پر شوری که در روزهای اخیر و حتی شبها آنطور که مطلع شدم مردم در خیابانها داشتند، تشکر کنم. هر گروهی طبق میل خودشان و به نظر خودشان شعار میدادند، اما رشد و آگاهی مردم نگذاشت که یک حادثه‌ی تلخی به وجود بیاید؛ در صحنه هستند، شعارهاشان را هم میدهند، شور و شوق خودشان را هم ابراز میکنند، لکن در عین حال رشد و کمال و بلوغ عقلانی خودشان را هم نشان میدهند. امنیت انتخابات خیلی مهم است. ما سی سال است انتخابات داریم و بحمدالله همیشه در انتخاباتها، امنیت برقرار بوده است.

این خیلی نعمت بزرگی است؛ این ناشی از تفضل الهی و ناشی از شعور و درک مردم ماست. امروز هم من امیدوارم و از مردم خواهش میکنم که توجه کنند، همین امنیت، همین آرامش و همین متانت و سکینه‌ی روحی لازم، در آنها وجود داشته باشد. ممکن است بدخواهانی بخواهند در مراکز رأی تشنج ایجاد کنند؛ هرگونه تشنجی به ضرر صندوقهای رأی تمام خواهد شد؛ یعنی به ضرر آراء مردم و به ضرر مردم است؛ اگر کسانی خواستند چنین تشنجی ایجاد کنند، خود مردم نگذارند و با متانت، با صبر و با حلم و وقار خودشان، مانع بشوند از اینکه خواسته‌ی بدخواهان این ملت عملی بشود.

عدم توجه به شایعات

به شایعات هم خیلی گوش نکنند. من دیدم دیروز و دیشب در این پیامکهای فراوانی که دست مردم هست شایعاتی را از قول من نقل میکردند که دروغ محض بود و واقعیت نداشت. آدمهای خوش‌نیت و سالم این کارها را نمیکنند؛ آدمهای ناسالم از این کارها میکنند؛ توی همه‌ی بخشها و همه‌ی گروهها هم کم و بیش ممکن است آدم ناسالم که سوءنیت داشته باشند و حسن‌نیت نداشته باشند پیدا بشود. به این شایعات هم توجه نکنند. امروز هم ممکن است باز شایعاتی نسبت به بخشهای مختلف انتخابات بین مردم وجود داشته باشد؛ ما اعتمادمان در درجه‌ی اول در اول و آخر به لطف خدا و به کمک الهی است و از خدای متعال استعانت میکنیم و کمک میخواهیم، و در درجه‌ی بعد به آگاهی و رشد و هوشیاری مردم است.

بیانات در نشست دوستانه نمایندگان مسئولان اجرائی، نظارتی و کمیسیون تبلیغات انتخابات در 26 خرداد

انتخابات مظهر وحدت ملت و نمایشگر عزت ملى

انتخابات در کشور ما برخلاف بعضى از کشورهاى دیگر، همیشه مظهر وحدت ملت و نمایشگر عزت ملى بوده؛ چون هرکسى که پاى صندوق رأى مى‏آید و رأى به صندوق مى‏اندازد، در واقع رأى به جمهورى اسلامى و نظام اسلامى را دارد تکرار میکند. لذا همیشه دیده‏اید مسئولین کشور و خود بنده اصرار داشتیم بر افزایش آحاد شرکت کننده‏ى در رأى دادن؛ مردم را تشویق میکردیم، ترغیب میکردیم، مردم هم هوشیارانه و در مواقع حساس وارد قضایا میشدند؛ در مواقعى که کشور احتیاج داشته به اینکه یک فریاد رسا و بلندى را در مقابل مخالفان خود و بدخواهان خود در دنیا مطرح بکند، آمده‏اند پاى صندوقهاى رأى و رأى داده‏اند. بنده در چند تا از پیامهاى تبریک انتخابات، این جمله را تکرار کردم: «مردم هوشمند و زمان شناس». این دفعه هم این تعبیر را من آوردم، هم بعضى از دفعات قبل این را ذکر کردم. علت این است که حضور مردم پاى صندوقهاى رأى همیشه نشانه‏ى حضور مردم در صحنه و آگاهى آنها و رأى آنها به نظام جمهورى اسلامى تلقى میشده. لذا انتخابات ما از این جهت همیشه مظهر وحدت ملى و عزت ملى بوده.

انتخابات نباید مایه انشقاق شود

 ما باید سعى کنیم، دقت کنیم که انتخابات مایه‏ى انشقاق نشود؛ این حرف اصلى من است. اینکه ما تصور کنیم که یک گروه مثلاً بیست و چهار میلیونى یک طرفند، یک گروه چهارده میلیونى یک طرفند، این به نظر من یک خطاى بسیار بزرگى است؛ قضیه اینجور نیست. همه در یک طرف قرار دارند. آن کسانى که به رئیس جمهور منتخب این دوره‏ى از انتخابات رأى دادند، همانقدر وابسته‏ى به انقلاب و کشور و نظامند، که آن کسانى که رأى ندادند. مجموعه‏هاى مردمى، فرزندان این کشورند؛ فرزندان این ملتند. این خطاست که ما این دو مجموعه‏ى رأى دهنده را که یک عده‏اى رأى به یک نامزدى دادند، یک عده‏اى رأى به آن نامزد ندادند، اینها را ما متخاصم و متقابل فرض کنیم؛ نه، در یک مسئله‏اى، در یک گزینشى، اینها سلیقه‏شان یک جور نبوده، لکن در اصل قضیه، در اعتقاد به نظام، در پشتیبانى از جمهورى اسلامى، همه‏ى اینها با هم یکى هستند. ما نگاه کنیم به رأى قریب چهل میلیونى مردم در این دوره؛ این مهم است.

پاسداری از اتحاد ملی

 من معتقدم همه‏ى ما وظیفه داریم این را پاسدارى کنیم. یعنى این اتحاد ملى را در گفتن و اعلام صریحِ حمایت از نظام اسلامى را، دست‏کم نگیریم؛ این چیز بسیار مهمى است. امروز نظام اسلامى نشان دارد میدهد که مردم‏سالارىِ واقعى در او حکمفرماست. مردم مى‏آیند مى‏نشینند پاى صحبت نامزدهاى مختلف، گوش میکنند، بعد در حدود شاید ده روز، پانزده روز در خیابانها حضور فعال دارند. این به نظر من خیلى مسئله‏ى مهمى است. ما باید به این شبهاى گوناگون و متعددى که در خیابانهاى تهران و بعضى از شهرستانهاى دیگر مردم جمع میشدند و بعضى از این نامزد، بعضى از آن نامزد حمایت میکردند، شعار میدادند و هیچگونه درگیرى بین اینها وجود نداشت، افتخار بکنیم؛ این خیلى چیز مهمى است. مردم ما اینند؛ اختلاف سلیقه هم دارند، نظرات مختلفى هم نسبت به نامزدهاى مختلف دارند، اما با همدیگر هم کار میکنند. آقاى مهندس موسوى براى من نقل میکردند که توى یک خیابانى که ایشان میرفته، ماشینى با ماشین ایشان همراه میشوند. آنها شروع میکنند حرفى و شعارى را که علیه آقاى موسوى بوده، با خنده گفتن، آقاى موسوى گفت من هم خندیدم و به آنها دست تکان دادم اینجورى و عبور کردم. خوب، این فضا خیلى فضاى خوبى است. این فضا بعد از انتخابات نباید تبدیل بشود به فضاى خصومت و تقابل؛ عده‏اى این را میخواهند در جامعه تحقق ببخشند. این خلاف واقع است.

لزوم مقابله با ایجاد دشمنی

 آن کسانى که اجتماع میکنند براى حمایت از یک نامزد، با آن کسانى که اجتماع میکنند براى حمایت از نامزد دیگر، هر دو ملت ایرانند، گروه‏هائى از مردمند؛ ما باید با این دید نگاه کنیم. آرائى هم دارند؛ یک جمعى رأى به این دادند، یک جمعى رأى به آن دادند. البته قاعده‏ى مردم‏سالارى این است که اکثریت بر اقلیت در مقام عمل تقدم پیدا میکند؛ یعنى آن کسى که اکثریت به او رأى دادند، او مسئولیت را به عهده میگیرد؛ این قاعده‏ى مردم‏سالارى است. اما این به معناى ایجاد تزاحم و ایجاد تعارض و دشمنى نیست. با ایجاد دشمنى همه‏تان مقابله کنید. این مخصوص یک نامزد یا یک ستاد یا یک مجموعه نیست؛ همه وظیفه دارند که با ایجاد نقار و دشمنى و کدورت مقابله کنند.

پیگیری اعتراضات از طریق راه های قانونی و بازشماری صندوقها

ممکن است کسانى همانطور که حالا آقایان هم ذکر کردید، اشکالات و اعتراضاتى را بر مجارى گوناگون امور در انتخابات ثبت کرده باشند و اعتراض داشته باشند، که البته، راه‏هاى قانونى وجود دارد. رسیدگى به اینها حتماً باید انجام بگیرد. مواردى را آقایان ذکر کردید. من درخواست میکنم از آقایان مسئول در وزارت کشور و همچنین در شوراى نگهبان که به این موارد دقیقاً رسیدگى کنند. اگر چنانچه بعضى از اشکالات مقتضىِ این هست که پاره‏اى از صندوقها بازشمارى بشود، اشکالى ندارد. حالا مثلاً یک مورد را آقایان ذکر کردند که آن شخص گفته که رأى فلان نامزد این تعداد است، بعد در شمارش تعداد دیگرى معرفى شده؛ خیلى خوب، کارى ندارد؛ صندوقهاى مورد اشکال را، یا به طور تصادفى تعدادى از صندوقها را بازشمارى کنند؛ خودِ نمایندگان ستادها هم حضور داشته باشند و ببینند، تا اطمینان کامل براى همه حاصل بشود.

سهیم بودن همه مردم در حماسه 22 خرداد

همین رأى‏دهندگان از دو طرف، هم طرف آن کسانى که رأى دادند به نامزد منتخب، هم آن کسانى که رأى ندادند به نامزد منتخب و به دیگرى رأى دادند - که مجموعاً مثلاً حدود چهارده میلیون میشوند - همه‏شان در ایجاد این حماسه‏ى بزرگ سهیم بودند. ما این وحدت را، این نگاه کلان را، نگاه یکسان را فراموش نکنیم و این را از دست ملت نگیریم. همه سهیمند؛ آن کسى که به آقاى دکتر احمدى‏نژاد رأى داده، او هم سهیم است؛ آن کسى که به آقاى مهندس موسوى رأى داده، یا به آقاى کروبى رأى داده، یا به آقاى رضائى رأى داده، آنها هم همه در ایجاد این حماسه‏ى بزرگ سهیمند و کشور مدیون آنهاست و نظام حقیقتاً مدیون این حضور حماسى مردم است که آمدند از نظام خودشان که متعلق به خودشان هست، از انقلابى که متعلق به خودشان هست، دفاع کردند و این اقدام را کردند؛ نگاه اصلى باید این باشد.

 همه در مقابل خراب کاری‌ها بیاستند

کسانى نمیخواهند این موفقیتهاى شما را ببینند. در این قضایا همه موفق شدید، همه پیروز شدید؛ در این جهت که توانستید نظام مورد علاقه‏تان را تحکیم ببخشید. مردم همه پیروزند؛ به خاطر اینکه توانستند یک عظمتى و عزتى را از خودشان بروز بدهند. عده‏اى این را نمیخواهند و طبعاً خرابکارى میکنند، ایجاد اختلال میکنند، از این به آن حرف میبرند، از آن به این حرف مى‏آورند؛ غالباً هم خلاف. بنده چون از اطراف مختلف، حرفها به گوش من میرسد، مى‏بینم این چیزهائى که این طرف از آن طرف میگوید، بعضاً خلاف واقع است؛ هم آن چیزهائى که آن طرف از این طرف بیان میکند، بعضاً خلاف واقع است. پیداست کسانى در وسط نمیخواهند این اتحاد و اتفاق در کشور شکل بگیرد. این حالا آسان‏ترینش است، بدترش هم همین کارهاى خرابکارى‏اى است که شما مى‏بینید انجام میدهند، که البته همه باید در مقابل این خرابکارى‏ها بایستند، اعلام موضع کنند. همه بایستى بگویند. این تخریبهائى که انجام میگیرد، این کارهاى زشتى که انجام میگیرد، بعضاً جنایاتى که واقع میشود، مربوط به هیچکدام از این اطراف قضیه نیست؛ این مربوط به مردم نیست، مربوط به نامزدها نیست؛ مربوط به خرابکارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. مبادا کسى توهم کند و تصور بکند که این مربوط به این است که اینها طرفدار فلان نامزدند؛ نه، اینها مثل همان کسانى هستند که اختلافات مذهبى را بین مسلمانها راه مى‏اندازند که ما مکرر گفته‏ایم اینها نه سنى‏اند، نه شیعه؛ شیعه را علیه سنى، سنى را علیه شیعه تحریک میکنند، و در وضع اتحاد جامعه‏ى عظیم ما هم همین جور است. کسانى که یک طرف را علیه یک طرف تحریک میکنند، کارهائى میکنند به عنوان طرفدارى از یک جهت، در حالى که حقیقتاً طرفدارى از او نیست؛ اینها نه از این طرفند، نه از آن طرف. اینها کسانى هستند که با اصل نظام مخالفند، با آرامش کشور مخالفند، طرفدار تشنجند، طرفدار اغتشاشند، میخواهند آرامش نباشد.

موضع‌گیری صریح علیه اغتشاش آفرینی

 هر کس سرِ کار باشد، اگر نتائج انتخابات غیر از این هم میشد، بنده به طور اطمینان میتوانم عرض بکنم که باز اینجور حوادثى دیده میشد، باز این حوادث پیش مى‏آمد، براى اینکه اصلاً آرامش در کشور نباشد. آنها امنیت کشور را و آرامش کشور را هدف گرفته‏اند و میخواهند این را از بین ببرند. هیچکس نباید به این تشنج‏آفرینى و اغتشاش‏آفرینى کمک کند و همه باید در مقابل او صریح موضع بگیرند. کما اینکه مواضع حقیقى شماها هم جز این نیست. صریح موضع بگیرند، روشن کنند که این خواستِ آنها نیست. و هر کارى که تشنج‏آفرین باشد، واقعاً نکنند؛ یعنى همدیگر را عصبانى نکنند. این را هم من بد نیست در اینجا خطاب به مردمى که خارج از این مجموعه‏ى شما برادران عزیز هستند، توصیه بکنم، که اگر این صحبتها پخش شد، خطاب به مردم هم باشد.

توصیه به مردم

من به مردم عزیزمان هم عرض میکنم: دو جناح و دو گروه، همدیگر را عصبانى نکنند؛ نه آن کسانى که نامزد مورد علاقه‏شان پیروز شده، جورى حرف بزنند، جورى رفتار کنند که آن طرف مقابل را عصبانى کند، جریحه‏دار کند؛ نه آن کسانى که نامزد مورد علاقه‏شان رأى نیاورده، جورى حرف بزنند، جورى اقدام کنند که آن طرف را عصبانى کند؛ نه، همه یک جهت مشترک دارید که آن عبارت است از حضور در این صحنه‏ى انتخابات و دفاع از نظام اسلامى؛ این اساس قضیه است، این آن چیزى است که دل ولى‏عصر (ارواحنا فداه) را راضى میکند و خشنود میکند. این آن چیزى است که ان‏شاءاللَّه موجب رحمت الهى و جریان رحمت الهى در این کشور میشود. این به نظر من درست است.


فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های نماز جمعه تهران به امامت در 29 خرداد1388

انتخابات برای دشمنان یک زلزله سیاسی بود

این انتخابات، عزیزان من! براى دشمنان شما یک زلزله‏ى سیاسى بود؛ براى دوستان شما در اکناف عالم یک جشن واقعى بود؛ یک جشن تاریخى بود. در سى سالگى انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى کنند! این یک جنبش عمومى و مردمى بود براى تجدید پیمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى یک نَفَس تازه کردن، یک حرکت از نو، یک فرصت بزرگ. این انتخابات، مردمسالارى دینى را به رخ همه‏ى مردم عالم کشید.

ادعای تقلب در انتخابات با هدف گرفتن اعتماد از مردم

من اول فروردین در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها میخوانند، تکرار میکنند که بناست در انتخابات تقلب بشود. میخواستند زمینه را آماده کنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفى را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سى سال است که نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملکردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند. دشمن میخواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلزل کند.

رقابت‌ها در انتخابات آزاد و شفاف بود

این رقابتها کاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بین نامزدهاى مختلف بود؛ همه دیدند. به قدرى این رقابتها و این گفتگوها و این مناظره‏ها شفاف و صریح بود، که عده‏اى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم کرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد که الان هم هنوز آثارش را داریم مشاهده میکنیم. من به شما عرض بکنم، فرض ما این بود و هست که این رقابتى که وجود دارد بین چهار نامزد انتخابات، این رقابت میان افراد و جریانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اینى که دشمنان سعى میکنند در رسانه‏هاى گوناگون - که غالباً هم این رسانه‏ها مال این صهیونیستهاى خبیث و رذل است - اینجور وانمود کنند که دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جورى نبود؛ آنها غلط میکنند این حرف را میزنند؛ این واقعیت ندارد.

چهار نامزد متعلق به نظام بودند

این چهار نفرى که وارد عرصه‏ى این انتخابات جدى شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. یکى از اینها رئیس جمهور کشور ماست؛ رئیس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش، مورد اعتماد. یکى از آنها نخست‏وزیرِ هشت سال در دوران ریاست جمهورى خود بنده است. یکى از آنها فرمانده‏ى سپاه در سالهاى متمادى و یکى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. یکى از آنها دو دوره رئیس قوه‏ى مقننه‏ى کشور بوده است؛ رئیس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اینها عناصر نظامند؛ اینها همه‏شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‏نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیرى‏هاى گوناگون سیاسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همه‏شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. این رقابت درون نظام تعریف شد؛ نه رقابت بین درون نظام و بیرون نظام، که رادیوى صهیونیستى و رادیوى آمریکا و رادیوى انگلیسِ خبیث و دیگران هى میخواهند این را دامن بزنند. نخیر، رقابتى بود در درون نظام و بین عناصر وابسته‏ى به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‏شان هم با این سوابق. همه‏شان را من از نزدیک میشناسم، افکارشان را میدانم، سلائقشان را میدانم، خصوصیات رفتاریشان را میدانم، با همه‏شان از نزدیک من کار کردم.

البته بنده همه‏ى دیدگاه‏هاى این آقایان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهایشان و عملکردهایشان از نظر من بدون شک قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به کشور مناسبتر از بعضى دیگر میدانم؛ اما انتخاب به عهده‏ى مردم بوده و هست. مردم انتخاب کردند.

خواست من به کسی گفته نشد

خواست من، تشخیص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات کنند. مردم خودشان طبق معیارهاى خودشان تشخیص دادند، حرکت کردند، عمل کردند؛ میلیونها این طرف، میلیونها آن طرف. بنابراین، مسئله، مسئله‏ى درونى نظام است. اینى که بخواهند صورت مسئله را تغییر بدهند، این صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضد انقلاب نیست؛ اختلاف بین عناصرى در درون چهار چوب نظام است.

 آن مردمى هم که به این چهار نفر رأى دادند، اینها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخیص دادند این براى کشور بهتر است، به نظام پابندى‏اش بیشتر است، به او رأى دادند. آن کسى را که صالحتر براى خدمت به نظام میدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل کردند.

مناظرات ابتکار جالبی بود

اما این رقابتها و مناظرات، که ابتکار مهمى بود؛ ابتکار جالبى بود؛ خیلى صریح بود، خیلى شفاف بود، خیلى جدى بود. این مناظره‏ها تو دهن آن کسانى زد که از بیرون تبلیغ میکردند که این رقابتها نمایشى است، واقعیت ندارد. دیدند نخیر، واقعیت دارد؛ جدى در مقابل هم ایستاده‏اند، با هم بحث میکنند، با هم استدلال میکنند. بنابراین مناظره‏ها و گفتگوها بسیار از این جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عیوبى هم داشت، که حالا هر دو را من عرض خواهم کرد.

فواید مناظره‌ها

آن جهت مثبت، این بود که در این مناظره‏ها و در این گفتگوها و در این گفتارهاى تلویزیونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، یک سیلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى کنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع کردند. مواضع افراد و مواضع گروه‏ها بدون ابهام، بدون پیچیده‏گوئى، عریان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سیاستهایشان چیست، برنامه‏هایشان چیست، پابندى‏هایشان کدام است، تا چه حد است؛ اینها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت کنند. مردم احساس کردند که در نظام اسلامى بیگانه به حساب نمى‏آیند، نظام کشور اندرونى و بیرونى ندارد. همه چیز در مقابل مردم آشکار، همه‏ى نظرات در مقابل مردم بیان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همین دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زینتى نیست. حق انتخاب حقیقتاً متعلق به مردم است، مردم میخواهند آگاهانه، هشیارانه انتخاب کنند. این مناظره‏ها این را نشان داد. یقیناً یکى از علل افزایش ده میلیونى آراء نسبت به آخرین حد نصابِ دوره‏هاى قبل همین بود که ذهن مردم، فکر مردم مشارکت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخیص دادند، وارد میدان شدند. این مناظره‏ها به سطح خیابانها هم کشیده شد، داخل خانه‏ها هم رفت، که اینها قدرت انتخاب مردم را بالا میبرد. اینجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش میدهد، قدرت انتخاب را بالا میبرد. این از نظر جمهورى اسلامى چیز مطلوبى است.

مناظره‌ها ادامه پیدا کند

البته همین جا من عرض بکنم که این گفتگوها نباید به جائى برسد که تبدیل بشود به کدورت و کینه. اگر این شد، آنوقت اثر عکس خواهد داشت. اگر به همان شکلى که آن روز بود و در همان حد باقى بود، این خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همین طور کش پیدا کند، ادامه پیدا کند، هى بگومگو بشود، این تدریجاً تبدیل خواهد شد به کینه. البته خیلى خوب است که این‏جور مناظره‏هائى در سطوح مدیریتى ادامه پیدا کند - البته با حذف آن عیوبى که بعد به آن اشاره خواهم کرد - و افراد، مسئولین، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبیین کنند. خیلى از اوقات اگر چنانچه یک انتقادى به کسى بشود، این فرصتى است براى او که بتواند ذهنها را روشن کند، تبیین کنند، حقیقت را بیان کنند؛ خیلى چیز خوبى است؛ البته با حذف آن عیوبى که عرض خواهم کرد. اگر این جور مناظره‏ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتى در هنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجارى پیدا نمیکند؛ همه‏ى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسنات این مناظرات بود که خیلى خوب بود؛

عیوب مناظره‌ها

 اما عیوبى هم داشت که این عیوب را باید برطرف کرد. در مواردى انسان میدید که در این مناظره‏ها جنبه‏ى منطقى مناظره ضعیف میشد؛ جنبه‏ى احساساتى و عصبى پیدا میکرد؛ جنبه‏ى تخریبى غلبه پیدا میکرد؛ سیاه‏نمائى وضع موجود به شکل افراطى در این مناظره‏ها دیده شد؛ سیاه‏نمائى دوره‏هاى گذشته هم در این مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد که در جائى اثبات نشده است؛ به شایعات تکیه شد، بى‏انصافیهائى احیاناً دیده شد؛ هم بى‏انصافى نسبت به این دولت با این همه حجم خدمت، و هم بى‏انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقایان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم که خوب نبود، گفته شد.

بنده هم مثل بقیه‏ى آحاد ملت نشستم پاى تلویزیون و این مناظره‏ها را تماشا کردم و از آزادى بیان لذت بردم؛ از اینکه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به کمک مردم بیاید تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما این بخش معیوب قضیه، بنده را ناخرسند کرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معیوب، آن تعریضها، آن تصریحها، التهاب‏آور و نگران‏کننده بود، که البته از هر دو طرف هم بود.

هر دو طرف در عیب مناظره مشترک بودند

هر دو طرف در این عیب متأسفانه مشترک بودند. از یک طرف صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونى کشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم این سخنرانى‏ها را براى من مى‏آوردند و من میدیدم یا گاهى مى‏شنیدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به کى؟ به کسى که رئیس جمهور قانونى کشور است، متکى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، مى‏بینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.

این از آن طرف. از این طرف هم همین جور؛ از این طرف هم شبیه همین کارها به نحو دیگرى انجام گرفت. کارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب کمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد که اینها شخصیتهاى این نظامند؛ اینهاکسانى هستند که عمرشان را در راه این نظام صرف کردند. بنده در نماز جمعه هیچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسى متهم به فساد مالى نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائى دارد، بایستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمیشود اینها را رسانه‏اى کرد. اگر چیزى اثبات بشود، فرقى بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمیشود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتى اینجور حرفها مطرح میشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آید، جوانها چیز دیگرى خیال میکنند، چیز دیگرى میفهمند.

هاشمی در خدمت انقلاب و نظام بود

آقاى هاشمى را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهاى بعد از انقلاب نیست؛ من از سال 1336 - یعنى 52 سال قبل - ایشان را از نزدیک میشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‏ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدى و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزى انقلاب از مؤثرترین شخصیتهاى جمهورى اسلامى در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبرى تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهاى زیادى داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهاى دیگرى داشت. در طول این مدت هیچ موردى را سراغ نداریم که ایشان براى خودش از انقلاب یک اندوخته‏اى درست کرده باشد. اینها یک حقایقى است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

 من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داریم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‏ى مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمینه‏ى نحوه‏ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.

ناطق نوری از شخصیت‌های خدوم انقلاب است

در مورد آقاى ناطق نورى هم همین جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصیتهاى خدوم انقلاب است؛ ایشان هم خدمات زیادى کرده و در دلبستگى ایشان به این نظام و انقلاب هیچ شکى نیست.

تذکر به رئیس جمهور

مناظره‏هاى زنده‏ى تلویزیونى خوب است؛ اما این آسیبها باید برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئیس جمهور هم تذکر دادم؛ چون میدانستم ایشان ترتیب اثر میدهند.

پیگیری شبهات از طریق مجاری قانونی

ساز و کارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازه‏ى تقلب نمیدهد این را هر کسى که دست‏اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت! یک وقت اختلافِ بین دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، یک میلیون است، حالا ممکن است آدم بگوید یک جورى تقلب کردند، جابه جا کردند؛ اما یازده میلیون را چه جور میشود تقلب کرد! در عین حال بنده این را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسیدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زیر بار بدعتهاى غیرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتى دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‏اند، بعضى برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتى دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‏اى هست، از راه‏هاى قانونى پیگیرى بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالى در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم که اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند. بنابراین، هیچ مشکلى در این جهت وجود ندارد.

نخبگان سیاسى که قانون را زیر پا بگذارند، مسئول خونها و خشونتها هستند

آن کسانى که به یک نحوى یک نوع مرجعیتى در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤساى احزاب و کارگردانان جریانات سیاسى، و یک عده‏اى از اینها حرف‏شنوى دارند، اینها خیلى باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلى باید مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها کمى افراطى‏گرى کنند، دامنه‏ى این افراطى‏گرى در بدنه‏ى مردم به جاهاى بسیار حساس و خطرناکى خواهد رسید که گاهى خود آنها دیگر نمیتوانند آن را جمع کنند، که ما نمونه‏هایش را دیده‏ایم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطى به افراطى‏گرى دیگران دامن میزند. اگر نخبگان سیاسى بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا براى اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهایند. من به همه‏ى این آقایان، این دوستان قدیمى، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعه‏ى صدر داشته باشید؛ دستهاى دشمن را ببینید؛ گرگهاى گرسنه‏ى کمین‏کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسى را یواش یواش دارند از چهره‏هایشان برمیدارند و چهره‏ى حقیقى خودشان را نشان میدهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید.

 

فصل‌الخطاب بودن قانون

قانون، فصل‏الخطاب است؛ قانون را فصل‏الخطاب بدانید. انتخابات اصلاً براى چیست؟ انتخابات براى این است که همه‏ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. باید در صندوقهاى رأى معلوم بشود که مردم چى میخواهند، چى نمیخواهند؛ نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى که رأى نیاوردند، اردوکشى خیابانى بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آنهائى که رأى آورده‏اند هم، در جواب آنها، اردوکشى کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟ این مردمى که خیابان، محل کسب و کار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اینها چه گناهى کردند؟ که ما میخواهیم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بکشیم؛ آن طرف یک جور، این طرف یک جور. براى نفوذىِ تروریست - آن کسى که میخواهد ضربه‏ى تروریستى بزند - مسئله‏ى او مسئله‏ى سیاسى نیست؛ براى او چه چیزى بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمى که میخواهند راهپیمائى کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششى براى او درست کند، آنوقت مسئولیتش با کیست؟ الان همین چند نفرى که در این قضایا کشته شدند؛ از مردم عادى، از بسیج، جواب اینها را کى‏ بناست بدهد؟ واکنشهائى که به اینها نشان داده خواهد شد - تو خیابان از شلوغى استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروى انتظامى را ترور کنند - که بالاخره واکنشى به وجود خواهد آورد، واکنش احساسى خواهد بود. محاسبه‏ى این واکنشها با کیست؟ انسان دلش خون میشود از بعضى از این قضایا؛ بروند توى کوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزب‏اللهى را، نه آن شلوغ‏کن‏ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون میشود از این حوادث. زورآزمائى خیابانى بعد از انتخابات کار درستى نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است.
من از همه میخواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستى نیست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‏ى آنهاست.

تن دادن به مطالبات غیر قانونی شروع دیکتاتوری است

این تصور هم غلط است که بعضى خیال کنند با حرکات خیابانى، یک اهرم فشارى علیه نظام درست میکنند و مسئولین نظام را مجبور میکنند، وادار میکنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غیر قانونى، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتورى است. این اشتباه محاسبه است؛ این محاسبه‏ى غلطى است. عواقبى هم اگر پیدا کند، عواقبش مستقیماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.

فرمایشات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای  در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه در هفتم تیر‏

نباید ملت را دوشقه کرد

در همین قضایاى اخیر هم ما عرض کردیم، بنده مخالفم که مردم کشورمان را، مردم عزیزمان را به دو بخش تقسیم کنیم؛ یک عده‏اى را مقابل یک عده‏ى دیگر قرار بدهیم. قضیه اینجورى نیست. در خیلى از مسائل، مردم سلیقه‏هایشان، نگاه‏هایشان، نظرهایشان یکى نیست، اما این به معناى اصطکاک و تزاحم و تعارض و دست به یقه شدن نیست. ما نباید مردممان را وادار کنیم که با هم دست به یقه بشوند. من به هر دو طرف نصحیت میکنم: احساسات جوانها را تحریک نکنند، مردم را مقابل هم قرار ندهند. ملت یکپارچه‏اى است، ایمان واحدى دارد، قلباً هم با نظام خود روابط حسنه‏اى دارد؛ نشانه‏ى این روابط حسنه، همین حضور در پاى صندوقهاست. اگر امیدوار نبودند، اگر حسن ظن نداشتند، اگر اعتماد نداشتند، نمى‏آمدند پاى صندوقها. پس این ملت با نظام خود هیچ مشکلى ندارد. نباید این ملت یکپارچه را دو شقه کرد، تقسیم کرد، یک گروه را بر علیه آن گروه دیگر، آن گروه را بر علیه این گروه دیگر تحریک کرد.

خواص سیاسی باید مراقب کار خود باشند

مردم ما به توفیق الهى، به هدایت الهى، به دستگیرى الهى، مردم مؤمنى هستند؛ هم آگاهند، هم مؤمنند، هم حاضر در صحنه‏اند، پا به رکابند در هر جائى که لازم باشد. ماها باید خودمان را اصلاح کنیم. نخبگان و خواص سیاسى بایستى مراقب کار خودشان، حرف زدن خودشان باشند؛ این خطاب به همه‏ى نخبگان است، خطاب به یک طرفِ خاصى، جناح خاصى نیست. همه باید مراقب باشند. همه بدانند این ملت، یک ملت یکپارچه است. احساسات این طرف را علیه آن طرف تحریک کنند، آن یکى بیاید احساسات این طرف را علیه آن طرف تحریک کند، اینها راه به جائى نمیبرد. وقتى شما متحد بودید، وقتى شما همدل بودید، وقتى شما احساس و ابراز اعتماد به کشورتان و نظامتان کردید، آن وقت این وسوسه‏هاى خناسان بین‏المللى، این سیاستمداران ظالم، مداخله‏گر، دور از انسانیت، دیگر اثرى نخواهد کرد.

جانبداری کشورهای اروپایی و آمریکایی نتیجه عکس می‌دهد

مى‏بینید بعضى از سردمداران دنیا - از آمریکائى گرفته تا بعضى از کشورهاى اروپائى - همه‏ى مشکلاتشان تمام شده، مشکل ایران براى اینها باقى مانده است! در یک مسئله‏ى داخلىِ مردمىِ صددرصد مرتبط به ملت ایران، چانه تکان میدهند و اظهارنظرهاى سخیف میکنند؛ غافل از اینکه هر جا آنها پا گذاشتند از مواضع سیاسى، از نظر ملت ایران آنجا نجس خواهد شد.

جانبدارى‏هاى آنها درست بعکس نتیجه میدهد. مردم از خودشان میپرسند چه چیزى موجب شده است که این دشمنانى که سى سال است علیه انقلاب اسلامى دارند تلاش میکنند و از همه‏ى ابزارها و امکاناتشان علیه این کشور و علیه این ملت استفاده کردند، حالا شده‏اند دلسوز؟! مردم توطئه را میفهمند؛ مردم ما خباثت را درک میکنند. مشکل آنها هم همین است. اگر با یک ملت بیهوش بى‏حواسى مواجه بودند، مشکلى نداشتند؛ اما با یک ملت هوشیار مواجه‏اند، با یک ملت مجرب مواجه‏اند.

 


بیانات مقام معظم رهبری در سالروز ولادت حضرت امیرالمومنین در 15 تیر ماه

حضور 85 درصدی در انتخابات برای ملت آبرو ایجاد کرد

در همین قضایاى انتخابات پرشور 22 خرداد که یک حرکت عظیمى از ملت ایران بود، کار بزرگى انجام گرفت. این حضور چهل میلیونى تقریباً در پاى صندوقهاى رأى، یعنى نسبت هشتاد و پنج درصدى کسانى که میتوانستند شرکت کنند، در دنیا جزو رقمهاى بى‏نظیر است. این خیلى براى ملت ایران آبرو ایجاد کرد، خیلى اقتدار براى این ملت بزرگ آفرید؛ براى انقلاب آبرو شد؛ نشان داد که انقلاب بعد از گذشت سى سال، اینجور قدرت و توانائى به صحنه آوردن مردم را دارد. دشمنان دست به کار شدند، بین مردم اختلاف بیندازند، تا حدودى هم موفق شدند. لیکن ملت باید حرکت دشمن را خنثى کند.

 

نیت بیگانگان ایجاد اختلاف بود

رقابت در بین نامزدهاى ریاست جمهورى به نگاه ما، به عقیده‏ى ما، یک رقابت درون‏خانوادگى است، گاهى به عصبانیت هم میکشد. دو برادر هم ممکن است داخل خانواده در مقابل هم قرار بگیرند؛ به دشمن چه ربطى دارد؛ به بیگانه چه ربطى دارد. بیگانگانى که در این قضیه در سطوح مختلف سیاسى و تبلیغاتى وارد این میدان شدند، نیتشان ایجاد شقاق و اختلاف بود؛ ایجاد شکاف بود. بعضى از سران کشورهاى غربى در سطح رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیر خارجه و مسئولان گوناگون، صریحاً در مسئله‏ى داخلى ملت ایران دخالت کردند. به شما چه؟ چرا در ماجرائى که مربوط به ملت ایران است، دخالت میکنید؟ دخالت میکنند، بعد هم میگویند ما دخالت نمیکنیم؛ پس دخالت معنایش چیست؟ تشویق اغتشاشگرى دخالت نیست؟ مردم ایران را اغتشاشگر معرفى کردن، دخالت نیست؟ اهانت نیست؟

اغتشاشگر یک عده معدودی هستند

دو دسته، یک دسته به یک نامزد، یک دسته به یک نامزد دیگر رأى دادند، اکثریت و اقلیتى هست، قواعدى هست، آن کسانى که نامزدشان رأى نیاورده، طبیعى است افسرده باشند، اوقاتشان تلخ باشد؛ اما این معنایش اغتشاش نیست؛ اینها اغتشاشگر نیستند. اغتشاشگر یک عده‏ى معدودى هستند؛ همانهائى که بودجه‏ى تصویب شده‏ى بعضى از دولتهاى غربى را براى ایجاد اختلاف در داخل ایران مصرف میکنند، آنها اغتشاشگرند. در رسانه‏هاى آمریکائى و اروپائى - که غالباً تحت سلطه‏ى صهیونیستهایند و از بن دندان دشمن ملت ایران و دشمن اسلام و دشمن نظام جمهورى اسلامى‏اند - اینجور وانمود میکنند که جمعى از ملت ایران اغتشاشگرند.

اتحاد ملت ایران در مقابل دشمنان

ملت ایران به سران بعضى از کشورها که سعى میکنند از یک مسئله‏ى داخلىِ کشورمان علیه ملت ایران استفاده کنند، اخطار میکند: حواستان جمع باشد، ملت ایران عکس‏العمل نشان میدهد.

اولاً این را همه بدانند، سران کشورهاى استکبارى بدانند، مداخله‏گرانِ فضولِ در مسائل جمهورى اسلامى بدانند: ملت ایران بین خودشان اگر اختلاف هم داشته باشند، وقتى پاى شما دشمنان ملت ایران به میان بیاید، همه با هم متحد میشوند؛ یک دست واحد، یک مشت محکم علیه شما میشوند.

اینجور نیست که شما خیال کنید وقتى از یک جریانى به خیال خودتان دفاع کردید، حمایت کردید، این جریان به شما متمایل خواهد شد؛ ابداً.

ما این اظهارات خصمانه را، این رفتارهاى خصمانه را از این دولتها محاسبه خواهیم کرد، اینها را در حسابشان خواهیم نوشت؛ این را بدانند. در آینده‏ى روابط و تعامل جمهورى اسلامى با این مداخله‏گرها، این رفتار تأثیر منفى خواهد داشت؛ بلاشک؛ این را بدانند، بفهمند. ملت ایران ملتى نیست که زور را تحمل بکند.

برخورد با اخلالگران امنیت مردم

نظام اسلامى با اخلالگران در امنیت مردم طبعاً برخورد میکند. این، وظیفه‏ى نظام است. نظام اسلامى اجازه نمیدهد که کسانى دستخوش فریب و توطئه‏ى دشمن بشوند، زندگى مردم را خراب کنند، آسایش مردم را به هم بزنند، جوانهاى مردم را تهدید کنند. فرزندان این کشور عزیزند؛ همه عزیزند. نظام این اجازه را نخواهد داد؛ اما این را هم باید همه توجه داشته باشند:

مبادا دشمن را با دوست اشتباه بکنیم. دوست را به خاطر یک خطا به جاى دشمن بگیریم و از آن طرف یک عده‏اى هم دشمن خونى و معاند را دوست فرض کنند، به حرف او گوش کنند، توجه بدهند.

این فتنه‏هائى که دشمن بر پا کرده بود، امید بسته بود که شاید بتواند از این آب گل‏آلود ماهى بگیرد. بحمداللَّه این فتنه‏ها تمام شد. هر فتنه‏اى در مقابل حق، در مقابل ملت هوشیار از بین خواهد رفت؛ گرد و غبار فرو خواهد نشست. همیشه همین جور است.

 گرد و غبار انتخابات تمام خواهد شد

حواشىِ ایجاد شده‏ى به وسیله‏ى یک عده دشمن، یک عده غافل، از بین میروند، متن قضیه باقى میماند. متن قضیه این است که در یک انتخابات پرشکوه، تقریباً چهل میلیون نفر از ملت ایران شرکت کرده‏اند. این، متن قضیه است؛ این، حقیقت قضیه است. چهل میلیون، بعد از گذشت سى سال از انقلاب، اعتماد خود را به نظام، امیدوارى خود را به آینده با این حضورشان نشان دادند. این، میماند. متن قضیه این است که رئیس جمهورى با بیش از بیست و چهار میلیون رأى مردم انتخاب شده است؛ اینها متن قضیه است. حواشى، گرد و غبارها، پیرایه‏ها، کارها و حرفهاى دشمن‏شادکن تمام خواهد شد؛ اما این حقیقت میماند.

بیانات مقام معظم رهبری در سالروز عید سعید مبعث در 29 تیر

نقش رسانه‌ها در به آشوب کشیدن ملتها

همه گفتند یک انتخابات چهل میلیونى، یک عظمت بى‏نظیر از اول انقلاب تا حالا، حضور مردم در صحنه بعد از سى سال، قدرت جذب مردم و به صحنه آوردن مردم براى نظام؛ این یک عظمت بود؛ نباید غفلت کنند؛ همه فهمیدند که در چنین وضعیتى نباید غفلت کنند که دشمن کمین گرفته است؛ مراقب است. حالا تا گفته میشود دشمن خارجى، فوراً خارجى‏ها با چهره‏ى حق‏به‏جانب مى‏آیند که نه، نه، ما دخالتى نداریم، ما کارى نکردیم. این بى‏حیائى است؛ همه مى‏بینند. حالا آن کارى که دستگاه‏هاى اطلاعاتى و دیگران کشف می‌کنند و دخالت‌ها را می‌دانند، آن به کنار؛ آن چیزى که همه دارند مشاهده می‌کنند، نقش رسانه‏هاست که مهمترین نقش را در این چند ده سال اخیر، رسانه‏ها در تحولات ملتها داشته‏اند.

من یک وقتى، چند سال قبل از این به عنوان هشدار، اینجا گفتم که رسانه‏ها و دستگاه‏هاى تبلیغاتى و اطلاعاتىِ وابسته‏ى به استکبار، میداندارترین عناصر دشمنان استقلال ملتها براى به آشوب کشیدن ملتها هستند؛ براى اینکه اینها را از مسیرى که دارند حرکت میکنند، منصرف کنند. و چند تا کشور را مثال زدم. خوب، امروز نسبت به آن چند سال قبل که ما این حرف را زدیم، وسائل ارتباطاتى خیلى گسترده‏تر، وسیع‏تر، همگانى‏تر و متنوع‏تر شده است. دشمنان دارند کار میکنند، آن وقت میگویند ما هیچ کارى نمیکنیم! ما هیچ اقدامى نمیکنیم!

دستورالعمل‏هایشان براى گروه‏هاى غافل و نادانِ اغتشاشگر توى رسانه‏هاى خودشان به طور علنى دارد پخش میشود: اینجورى با پلیس درگیر بشوید؛ اینجورى علیه بسیج حرف بزنید؛ اینجورى توى خیابان اغتشاش ایجاد کنید؛ اینجورى تخریب کنید؛ اینجورى آتش بزنید؛ اینها دخالت نیست؟ از این دخالت واضح‌تر؟ علنى‏تر؟ این را مردم ما به چشم دیدند. اینها براى ملت ما تجربه است. اشتباه است اگر کسى خیال کند که یک گروه معدود، آن هم در تهران، فرض بفرمائید به ظرف زباله‏ى شهردارى تعرض میکند - زورش به او میرسد - یا فرض کنید به اموال مردم - به موتورسیکلتشان، به ماشینشان، به بانکشان، به دکانشان - تعرض میکند، این مردمند؛ نه، مردم نیستند. بله، بلندگوى استکبارى وقتى میخواهد از اینها حمایت کند، میگوید مردم. اینها مردمند؟! مردم آن میلیونهائى هستند که تا این اغتشاشگران را، این مفسدین را در صحنه مى‏بینند، کنار میکشند و آنها را با نفرت نگاه میکنند؛ برهم‏زنندگان امنیت عمومى را، آرامش اجتماعى را با انزجار نگاه میکنند.

امتحان نخبگان

نخبگان بدانند هر حرفى، هر اقدامى، هر تحلیلى که به آنها کمک بکند، این حرکت در مسیر خلاف ملت است. همه‏‌ى ما خیلى باید مراقب باشیم؛ خیلى باید مراقب باشیم: مراقب حرف زدن، مراقب موضع‏گیرى کردن، مراقب گفتن‏ها، مراقب نگفتن‏ها. یک چیزهائى را باید گفت؛ اگر نگفتیم، به آن وظیفه عمل نکرده‏ایم. یک چیزهائى را باید بر زبان نیاورد، باید نگفت؛ اگر گفتیم، برخلاف وظیفه عمل کرده‏ایم. نخبگان سر جلسه‏ى امتحانند؛ امتحان عظیمى است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است. اگر بخواهیم به این معنا دچار نشویم، راهش این است که خرد را، که انسان را به عبودیت دعوت میکند، معیار و ملاک قرار بدهیم؛ شاخص قرار بدهیم.

سیاسی کاریها خلاف عقل است

عقل، این سیاسی‏بازى‏ها و سیاسى‏کارى‏هاى متعارف نیست؛ اینها خلاف عقل است. «العقل ما عبد به الرّحمن و اکتسب به الجنان»؛(10) عقل این است که انسان را به راه راست هدایت میکند. اشتباه میکنند آن کسانى که خیال میکنند با سیاسى‏کارى، عقلائى عمل میکنند؛ نه، عقل آن چیزى است که راه عبادت خدا را هموار میکند. شاخصش هم براى ما، بین خودمان و خدا، این است که نگاه کنیم ببینیم در بیان این حرف اخلاص داریم یا نه؟ به فکر خدائیم یا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف میزنم یا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف میزنم؟ براى خاطر خداست یا براى خاطر دل مستمع و غیر مستمع است؟ معیارش این است. به خودمان مراجعه کنیم؛ اقضى القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فریب ندهیم؛ بفهمیم چه کار میکنیم؛ بفهمیم چه میگوئیم؛ چه حرکتى میکنیم.


فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار شرکت‌کنندگان مسابقات بین‏المللى‏ قرآن کریم در سوم مرداد

بی عدالتی و بی انصافی را کنار بگذارید

من مى‏بینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضى‏ها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همه‏ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛(7) اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بى‏انصافى کنید، بى‏عدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بى‏عدالتى‏ها را همه کنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى که این اختلاف سلیقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایره‏ى تکلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید کرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى که تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود.

 بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفیذ حکم دهمین دوره ریاست جمهورى در 12 مرداد

پیامهای انتخابات ریاست جمهوری

اولین پیام این انتخابات این بود که جمهورى اسلامى با گذشت سى سال، قدرت به صحنه آوردن و بسیج ملى را در حدى دارد که نصابهاى متعارف جهانى را رد کرده است و از همه‏ى اینها عبور کرده است. بعضى‏ها در طول این سالها انتظار داشتند که نظام اسلامى با گذشت زمان کهنه بشود، از چشم مردم بیفتد و قدرت بسیج توده‏اى خود را از دست بدهد، این انتخابات نشان داد که نظام اسلامى هر روز که گذشته است، قدرت بسیج توده‏اى آن افزایش یافته؛ در جلب اعتماد آحاد ملت موفق‏تر شده است. این خیلى حقیقت مهمى است. بعضى از قضایاى حاشیه‏اى، این متنهاى مهم را از نظر دور نگه میدارد. متن حقیقت در این انتخابات این است که انقلاب اسلامى، نظام اسلامى، آنچنان زنده و جذاب و رو به رشد است که با گذشت سه دهه، قدرت به صحنه آوردن مردم را در این حد دارد. یک نصاب هشتاد و پنج درصدى که یک نصاب بى‏نظیر یا لااقل کم‏نظیرى است در همه‏ى سطح جهان.

یک پیام دیگر این انتخابات و این حضور عظیم مردمى، وجود اعتماد متقابل میان نظام اسلامى و مردم است. اینکه در این انتخابات، عرصه براى گفتگو کردن، براى ورود افراد با گرایشهاى مختلف، براى به صحنه آوردن و روى دایره ریختن نظرات گوناگون، باز شد. این، نشانه‏ى اعتماد به نفس نظام است و نشانه‏ى این است که نظام اسلامى به مردم خود اعتماد دارد؛ به مردم اعتماد میکند. متقابلاً مردم هم به نظام اعتماد کردند، آمدند آراء خودشان را در صندوقها ریختند. اگر اعتماد به نظام نباشد، این توجه مردمى، این اقبال مردمى، وجود نخواهد داشت. این کسانى که دم از بى‏اعتمادى مردم میزنند - اگر این سخن از روى غرض نباشد، از روى غفلت است - کدام اعتماد از این بالاتر که مردم مى‏آیند در عرصه‏ى انتخابات وارد میشوند، به نظامشان، به دولتشان اعتماد میکنند، رأى خود را به آنها میسپارند و منتظر میمانند که نتیجه‏ى این رأى‏گیرى را از آنها بشنوند؟ این اعتماد بالاى مردم است. این اعتماد به توفیق الهى، به فضل الهى همچنان هست و ما انتظار داریم از مسئولان کشور، از دست‏اندرکاران بخشهاى مختلف که با رفتار خود همچنان این اعتماد را افزایش بدهند. این سرمایه‏ى اصلى نظام اسلامى است.

یک پیام دیگر هم در این انتخابات بود و آن وجود نشاط و امید در مردم است. این البته در کشور ما و جامعه‏ى ما یک چیز طبیعى است؛ چون اکثریت کشور ما جوان هستند و جوان، مظهر نشاط است؛ مظهر امید است. با امید وارد میدان شدند - امید به آینده اگر نباشد، دل ناامید و افسرده وارد میدان انتخاب نمیشود - حضور مردم، حضور جوانها، نشانه‏ى امیدوارى آنهاست.

*تجربه‌های انتخابات ریاست جمهوری

یک تجربه براى ملت ما و مسئولان ما بود که من اصرار دارم بر اینکه این تجربه را همه‏مان جدى بگیریم؛ هم مسئولان جدى بگیرند، هم آحاد مردم جدى بگیرند. و آن تجربه این است که باور کنیم که همیشه امکان ضربه زدن از سوى دشمنان انقلاب و دشمنان ایران اسلامى هست؛ حتّى در بهترین شرائط. همیشه کمین دشمن را در نظر داشته باشیم. غفلت از اینکه ممکن است به حرکت عمومى ملت ایران ضربه‏اى وارد شود، چیز خطرناکى است. هشیار باشید. این همان توصیه‏ى امیر مؤمنان (سلام اللَّه علیه) است که فرمود: «و من نام لم‏ینم عنه».(1) در عرصه‏ى زندگى سیاسى دچار خواب‏آلودگى نشویم؛ در پشت سنگرها خوابمان نبرد. اگر تو خوابت برد، باید بدانى که دشمن ممکن است بیدار باشد. این تحلیل نیست که ما میگوئیم، اطلاع است. دشمنان نظام جمهورى اسلامى سعى کردند، تلاش کردند، شاید بتوانند در فضاى آزادى‏اى که نظام اسلامى به مردم داده است، براى مردم دغدغه و دردسر درست کنند. سعى کردند، پول خرج کردند، رسانه‏هاى زیادى را به کار انداختند، عوامل بسیارى را بسیج کردند، شاید بتوانند از این وضعیتى که براى ملت ایران یک عید به حساب مى‏آمد، یک جشن بزرگ ملى به حساب مى‏آمد، وضعیتى علیه ملت ایران درست کنند؛ تلاش شد. این تجربه بایستى براى ما - همه‏ى ما، همه‏ى آحاد مردم - تجربه‏ى هشداردهنده‏اى باشد. اگر ما در صحنه‏ى زندگى سیاسى و اجتماعى به همدیگر بدبین باشیم، به چشم دشمن به یکدیگر نگاه کنیم، این فرصت براى دشمنان حقیقى ما پیش خواهد آمد. اگر فکر نکنیم، اگر بصیرت نداشته باشیم، اگر فراموش کنیم که دشمنانى در کمین انقلابند، ضربه خواهیم خورد؛ این براى ما تجربه شد.

 

 ما از اول انقلاب در هیچ انتخاباتى حضور چهل میلیونى، هشتاد و پنج درصدى، نداشتیم. در این انتخابات، اولین بار چنین فرصت بزرگى پیش آمد؛ اما در همین فرصت بزرگ، در همین شادى بزرگ، دستهائى به کار افتادند براى اینکه ضربه‏اى به ملت ایران بزنند. باید بیدار بود. این بیدارى فقط در زبان نیست؛ آحاد ملت، گرایشهاى مختلف سیاسى، دلبستگان به کشور، دلبستگان به نظام اسلامى، همه، همه، بایستى به معناى واقعى کلمه بیدار باشند؛ فریب نخورند.

دستهائى از مدتها پیش در کار بودند، مقدماتى فراهم میکردند که بتوانند از مقطع انتخابات علیه ملت ایران استفاده‏اى بکنند. خوشبختانه ملت ایران هوشیار بود و هوشیار است. فضا را غبارآلود کردند، دهانها را قدرى تلخ کردند؛ اما نتوانستند آن کارى را که میخواهند، انجام بدهند. این هوشیارى شما ملت بود. این تجربه‏ى ما بود که بدانیم دشمن ما کمین کرده است.

دشمنان ما هم از این انتخابات به نظر من یک تجربه‏اى اندوخته‏اند، و اگر نیندوختند، باید بیندوزند. و آن این است که: دشمن بداند با چه حقیقتى روبه‏رو است؛ در فهم نظام اسلامى و انقلاب اسلامى دچار اشتباه نشوند؛ خیال نکنند انقلاب اسلامى و نظام اسلامى را با این‏جور کارهاى پیش پا افتاده میتوان به زانو درآورد. نظام اسلامى زنده است. خیال نکنند با یک تقلید مغلوط از حضور عظیم مردمى در انقلاب سال 1357، یک کاریکاتور از آن انقلاب، میتوانند به عظمت انقلاب و نظام اسلامى ضربه بزنند. این تجربه براى دشمن باید پیش آمده باشد. اشتباه نکنند؛ نظام اسلامى با این حرفها شکست نخواهد خورد.

عظمت این انقلاب و عظمت این نظام و ریشه‏دارى نظام جمهورى اسلامى در حوادث این یکى دو ماه اخیر، بیشتر براى دشمنان جمهورى اسلامى آشکار شد. این ملت، ملت با ایمانى است؛ ملت هوشیارى است؛ ملت بااستعدادى است. با مسجد ضرار نمیشود این ملت را شکست داد. ما در تاریخ خودمان نمونه‏هائى را از این داریم: «و الّذین اتّخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و تفریقا بین المؤمنین و ارصادا لمن حارب اللَّه و رسوله».(2) با تقلید از رهبر عزیز و عظیم‏الشأن انقلاب، امام بزرگوار ما، که از دل، از جان، با همه‏ى وجود غرق در قرآن بود، نمیشود این مردم را فریب داد. این مردم دلشان به ایمان روشن است؛ این مردم آگاهند؛ جوانهاى ما آگاهند. این تجربه‏اى است براى دشمن.

امتحانهای انتخابات ریاست جمهوری

امتحانهائى هم در این انتخابات پیش آمد. یک امتحان، امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در این امتحان برنده شدند؛ نمره‏ى قبولى گرفتند. حضور عظیم مردم، یک امتحان عظیمى بود که آنها را سرافراز کرد. بسیارى از آحاد مردم، از جریانهاى سیاسى، طبق وظیفه‏شان عمل کردند. بعضى از خواص هم البته مردود شدند. این انتخابات بعضى‏ها را مردود کرد. برخى از جوانان ما که با صداقت، با سلامت وارد میدان وظیفه میشوند، به رغم هوشیارى‏هایشان، در مواردى اشتباه کردند. بسیارى از جوانان این کشور هم با همان ایمان، با همان صداقت، حرکت درستى کردند. به کسى اعتقاد پیدا کردند، به او رأى دادند؛ یا آن کس رأى آورد یا نیاورد. ملاک این نیست. ملاک این است که انسان عقیده‏اى پیدا کند، هوشیارانه، از روى احساس وظیفه، احساس تکلیف، وارد میدان این عمل سیاسى و حرکت سیاسى بشود. بعد هم همه تسلیم قانون باشند. اکثر قاطع ملت ما - از جوانها، از نخبگان، از توده‏ى عظیم مردم - در این ردیف قرار گرفته‏اند و در این امتحان مقبول شده‏اند. یک عده هم البته فریب خوردند.

یک امتحان هم براى مسئولان کشور است. قدر این نعمت را بدانند. رئیس جمهور محترم و منتخب ما که با آراء بالا، با یک نصاب بى‏نظیر به این مسئولیت بزرگ از سوى مردم گذاشته شدند و گماشته شدند، قدر این نعمت را بدانند؛ شکر بگزارند. همکاران ایشان در دولت آینده قدر بدانند؛ قدر اسلام را، قدر ایمان را، قدر این فروغى که دلهاى این مردم را روشن کرده است و آنها را به این صحنه کشانده است. قدردانى از عظمت این انقلاب اقتضاء میکند که مسئولان کشور همه‏ى توان خود را، همه‏ى تلاش خود را براى خدمت به مردم و براى پیشرفت به سمت اهداف انقلاب به کار بگیرند.

بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی در چهارم شهریور

هیچگونه اغماضى از جرم و جنایت وجود نخواهد داشت

یک بخش مهمى توى بیانات چند نفر از دوستانمان بود که اشاره داشت به مجرمانى که پشت پرده‏ى حوادث اخیر حضور داشتند، و اینکه چرا اینها محاکمه نمیشوند، چرا مجازات نمیشوند، چرا با اینها برخورد نمیشود. من به شما عرض بکنم؛ در قضایائى به این اهمیت، با حدس و گمان و شایعه و این چیزها نمیشود حرکت کرد. ما این انقلاب و این نظام عظیم را محصول مجاهدت یک ملت بزرگ و فداکارى‏هاى عظیم جوانانى میدانیم که چه در دوره‏ى انقلاب، چه در دوره‏ى دفاع مقدس، چه بعد از آن تا امروز فداکارى کردند؛ مثل خود شماها، که در صحنه‏هاى مختلف حضور دارید و گاهى کارهاى بزرگى انجام میگیرد. نمیتوانیم تداوم این نظام را و حرکت کلى این نظام را در سطحى که تصمیم‏گیرى کلان رهبرى در او لازم است، به حدس و گمان و این چیزها مبتنى کنیم. این را شما بدانید، هیچگونه اغماضى از جرم و جنایت وجود نخواهد داشت؛ منتها ما - یا من یا شما، فرق نمیکند؛ چه شما که دانشجو هستید و زبانتان باز است و راحت حرف میزنید، چه من که یک مجموعه‏اى از تجربه و سالهاى متمادى کارکرد در میدان را با خودم همراه دارم؛ در این جهت با هم فرقى نداریم - نمیتوانیم حکم کنیم که باید دستگاه قضا اینجور قضاوت کند؛ نه، دستگاه قضا باید نگاه کند، اگر دلائلى براى مجرمیت کسى، چه در زمینه‏ى سیاسى، چه در زمینه‏ى اقتصادى، چه در زمینه‏ى مفاسد گوناگون پیدا کرد، بر طبق او حکم کند. این شایعاتى که شما شنیده‏اید، بنده هم خیلى از این شایعات را میشنوم؛ ممکن است بسیارى از این شایعات مطابق واقع هم باشد و انسان شواهد و قرائنى هم برایش داشته باشد؛ اما قرینه و شاهد متفرق نمیتواند جرمى را علیه کسى اثبات کند؛ به این نکته توجه داشته باشید. لذا اینجور نیست که فرض کنیم یک مجرم قطعىِ پشت پرده‏اى وجود دارد که دستگاه بنا دارد از جرم او به یک دلیلى بگذرد.

با قضایای کوی دانشگاه و کهریزک برخورد می‌شود

موضوع دیگرى که در بیانات دوستان مطرح شد، تخلفات یا حتّى جنایاتى است که در خلال این حوادث از سوى نیروهاى ناشناس انجام گرفته. شما اشاره کردید به مسائل کوى دانشگاه یا از این قبیل مسائل - حالا کوى دانشگاه را چند نفر از دانشجویان عزیز تکرار کردند؛ شبیه کوى دانشگاه، مسائل دیگرى هم در این مدت اتفاق افتاده - یا مثلاً قضیه‏ى کهریزک را گفتند. این قضایا واقعاً یکى از آن مشکلات و معضلات کار دستگاه‏هاى اجرائى است. اولاً این را به طور قاطع بدانید که با اینها برخورد خواهد شد. حالا نمیخواهیم جنجال بکنیم که دستور بدهیم، این دستور توى رسانه‏ها پخش بشود، باز یک پیوست زده بشود، باز یک پیرو زده بشود؛ من دوست ندارم کار تبلیغاتى انجام بگیرد؛ اما از اولین روزها دستور داده شده و کسانى دنبال هستند؛ منتها کارها باید درست با دقت و با مراقبت پیش برود.

در کوى دانشگاه، در آن شب معین، قطعاً تخلفات بزرگى انجام گرفته، کارهاى بدى انجام گرفته. ما گفته‏ایم پرونده‏ى ویژه‏اى براى این کار تهیه شود و به طور دقیق دنبال بگردند و مجرمان را پیدا کنند و وقتى پیدا کردند، به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند؛ این را من به طور قاطع گفتم.
من از فعالیتهاى پلیس امنیتى‏مان، پلیس انتظامى‏مان، دستگاه بسیجمان تشکر میکنم؛ اینها خیلى کارهاى بزرگى کردند، کارهاى خوبى کردند؛ لیکن این یک بحث جداست. اگر کسى در وابستگى به هر کدام از این سازمانها یک تخلفى انجام داده، یک جرمى انجام داده، او هم باید جداگانه بررسى شود. نه خدمت اینها را به حساب جرم آنها ندیده میگیریم، نه جرم آنها را به حساب خدمت اینها ندیده میگیریم؛ حتماً باید دنبال بشود و دنبال خواهد شد. همین طور قضیه‏ى کهریزک، که حالا آن اعلام شد، پخش شد. قضیه‏ى کوى دانشگاه هم دنبال میشود؛ حتّى افرادى که کسانشان در این قضایا یا به قتل رسیدند - تعداد معدودى هستند - یا آسیب دیدند، آسیب مالى دیدند. بنا شده براى هر کدام اینها پرونده‏ى جداگانه‏اى تشکیل بدهند. دستور داده‏ایم، گفته‏ایم و این قضایا را دنبال خواهیم کرد؛ منتها توجه کنید که این مسائل هیچکدام نباید با مسئله‏ى اصلى بعد از انتخابات خلط شود. حادثه‏ى اصلى نباید تحت‏الشعاع این حوادث قرار بگیرد.

مساله اصلی انتخابات شرکت 85 درصدی در انتخابات است

یک عده‏اى آنچه را که بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمى که به مردم شد، آن ظلمى که به نظام اسلامى شد، آن هتکى که از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسیله‏ى بعضى انجام گرفت، اینها همه را ندیده میگیرند، فرضاً مسئله‏ى فلان حادثه را، زندان کهریزک را، یا قضیه‏ى کوى را قضیه‏ى اصلى دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد میکنند؛ این خودش یک ظلم دیگر است. مسئله‏ى اصلى، مسئله‏ى دیگرى است. مسئله‏ى اصلى این است که مردم در یک حرکت عظیمى، در یک انتخابات پرشورِ خوبِ کم‏نظیرى حضور پیدا کردند و این رأى بالا را توى صندوقها ریختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ این انتخابات، نظام را که در این یکى دو سال اخیر همین طور پى‏درپى پیشرفتهاى اقتصادى و علمى و سیاسى و امنیتى و بین‏المللى براى خودش کسب کرده بود، در یک مرحله‏ى عالى از امتیاز و آبرو قرار میدهد، بعد ناگهان مشاهده میکنیم یک حرکتى صورت میگیرد براى نابود کردن این حادثه‏ى افتخارآمیز! مسئله‏ى اصلى این است.

مساله بعد از انتخابات طراحی شده بود

البته اینى که عرض میکنم، تحلیل است؛ خبر نیست. به اعتقاد من، با تحلیل من، این مسئله از بعد از انتخابات یا از روزهاى حول و حوش انتخابات شروع نشده؛ این از قبل شروع شده، این از قبل طراحى شده، برنامه‏ریزى شده. من متهم نمیکنم افرادى را که دست‏اندرکار بودند، که اینها دست‏نشانده‏ى بیگانه‏هایند یا انگلیسند یا آمریکایند - این را من ادعا نمیکنم، چون براى من این قضیه ثابت نیست؛ چیزى که ثابت نیست، نمیتوانم بگویم - اما آنى که میتوانم بگویم، این است که این جریان، چه پیشقراولانش دانسته باشند، چه ندانسته باشند، یک جریانى بود طراحى‏شده؛ تصادفى نبود. همه‏ى نشانه‏ها نشان میدهد که این جریان طراحى‏شده بود، حساب‏شده بود. البته آنهائى که طراحى کرده بودند، یقین نداشتند که خواهد گرفت.

 بعد از انتخابات که تحرکاتى از طرف بعضى‏ها شروع شد، یک تجاوب نسبى هم از سوى جمعى از مردم تهران صورت گرفت، آنها امیدوار شدند؛ فکر کردند آنچه که تصور میکردند، انجام شد و گرفت و امیدوار شدند. لذا دیدید که این دستگاه‏ها و وسائل رسانه‏اى و صوتى و الکترونیکى و ماهواره‏اى و غیره حضورشان در صحنه را چطور تشدید کردند؛ صریح وارد میدان شدند. قبلاً امیدوار نبودند که این کار بگیرد؛ بعد دیدند نه، گرفت؛ لذا سریع وارد میدان شدند؛ منتها خوشبختانه مثل همیشه که مسائل ایران را بد میفهمند و ملت ایران را نمیشناسند، این دفعه هم نشناختند. اینها تودهنى خوردند، سیلى خوردند، ولى هنوز ناامید نیستند. من به شما عرض کنم دانشجوهاى عزیز! اینها ناامید نیستند؛ دارند قضایا را دنبال میکنند؛ به این زودى هم زمین نمیگذارند. اینها صحنه‏گردانهائى دارند، صحنه‏گردانهائى هم پیدا خواهند کرد.

دانشجویان هوشیار باشند

 دانشگاه باید بهوش باشد. دانشجوى مؤمن و مسلمان و دانشجوئى که به کشورش علاقه‏مند است و دانشجوئى که به آینده‏ى کشور و آینده‏ى نسل خودش دلبسته است، باید هوشیار باشد. بدانید اینها دارند طراحى میکنند؛ البته شکست میخورند. من الان به شما عرض میکنم، اینها در نهایت شکست میخورند؛ اما درجه‏ى بیدارى و هوشیارى من و شما میتواند در میزان خسارت و ضررى که وارد میکنند، تأثیر بگذارد. اگر هوشیار باشیم، نمیتوانند صدمه و ضررى بزنند. اگر غفلت کنیم، احساساتى بشویم، بى‏تدبیر عمل کنیم، یا خواب بمانیم و اینجور عوارض به سراغمان بیاید، ضرر و زیان و هزینه بالا خواهد بود؛ ولو در نهایت موفق نخواهند شد.

از نقاط قوت دولت حمایت کردم

یکى دیگر از موضوعاتى که مطرح شد، مسئله‏‌ى حمایتهاى رهبرى است از دولت یا از رئیس جمهور. خوب، این مطلب روشنى است. اتفاقاً یکى دو تا از خود دوستان هم بیان کردند. دولت کنونى و رئیس جمهور محترم مثل همه‏ى انسانهاى عالم، یک نقاط قوّتى دارد، یک نقاط ضعفى. من که حمایت کردم، از نقاط قوّت حمایت کردم. یک نقاط قوّتى وجود دارد، من از آن حمایت میکنم؛ در هر کى باشد، حمایت میکنم. کى هست که این گرایش، این جهتگیرى، این تحرک، این جدیت را از خودش نشان بدهد و بنده در حد مسئولیتم از او حمایت نکنم؟ از شما دانشجوها که دنبال عدالتید، من حمایت نمیکنم؟ خوب، چرا. آیا اگر از دانشجوئى که عدالت‏خواه است و دنبال عدالت است، رهبرى حمایت بکند، این معنایش این است که از نقاط ضعفى هم که احیاناً توى آن دانشجو هست، انسان حمایت میکند؟ مسلّماً نه. قضیه این است. یک نقاط ضعفى وجود دارد، آن نقاط ضعف را بنده حمایت نمیکنم.

موضع نگرفتن علنى، ناشى از این علل منطقى و معقول است

حالا یکى از سؤالها این بود که چرا علنى موضع نمیگیرید؟ چون لازم نیست علنى موضع گرفتن؛ چه لزومى دارد؟ علنى موضع گرفتن نسبت به یک نقطه‏ى ضعف در یک مسئول، شما خیال میکنید که چقدر کمک میکند به حل آن مشکل؟ هیچى. گاهى اوقات هست که انسان اگر یک چیزى را بدون علنى کردن دنبال علاجش باشد، بهتر علاج خواهد شد، تا اینکه یک چیزى را انسان جنجالى کند. بله، یک وقت هست که هیچ چاره‏اى جز علنى شدن نیست؛ آنجا بله، انسان علنى میکند؛ لیکن اینجور نیست که تصور بشود اگر چنانچه یک ایرادى، اشکالى در مجموعه‏ى مسئولین اجرائى کشور وجود دارد و رهبرى با آنها مخالف است، حتماً بایستى این را در بلندگوها بیان کند؛ نه، گاهى اوقات مصلحت قطعى در این است که انسان یک چیزى را علنى نکند.

حالا اینجا نگوئید آقا حقیقت و مصلحت. این تقابل حقیقت و مصلحت جزو آن حرفهاى محکم نیست. خود مصلحت هم یکى از حقائق است. اینجور نیست که هرچه اسم مصلحت رویش بود، این یک چیز منفى‏اى باشد. بعضى اینجور خیال میکنند: آقا مصلحت‏اندیشى میکنید؟ خوب، بله، گاهى انسان مصلحت‏اندیشى میکند. خود مصلحت‏اندیشى یکى از حقائقى است که باید به آن توجه داشت؛ این جزو مسلّمات و واضحات اسلام است. البته این مسئله حالا جاى بحث و شکافتنش نیست، اما جزو مسلّمات است. صلاح نیست گاهى اوقات انسان یک چیزى را علنى کند. فرض کنید یک نقطه‏ى اشکال کوچکى هست، این را ده برابر بزرگش کنند، مایه‏ى ناامیدى و مایه‏ى سیاه‏نمائى و اینها قرار بدهند؛ چه لزومى دارد؟ خوب، انسان این را به شکل دیگرى حل میکند. بنابراین موضع نگرفتن علنى، ناشى از این علل منطقى و معقول است.


فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه در 20 شهریور

بلواهای انتخابات برای ضربه زدن به پشتوانه مردمی نظام بود

همه‏‌ى این بلواهائى که شما مشاهده کردید در دوره‏ى بعد از انتخابات پیش آمد و پیش آوردند و آنها حمایت کردند، براى همین بود که شاید بتوانند پشتوانه‏ى مردمى انقلاب را ضربه بزنند و از انقلاب بگیرند. بنده عرض کردم نشانه‏ى اعتماد مردم به این نظام، حضور چهل میلیونى در انتخابات بود. حالا در رادیوهاى بیگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تکرار که بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! این، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتیم اینى که هشتاد و پنج درصد مردم مى‏آیند رأى میدهند، چهل میلیون پاى صندوقها مى‏آیند، به هر کسى که رأى میدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه‏ى اعتماد مردم به نظام است - که حقیقت قضیه هم همین است - اینها براى اینکه این حرف را دروغ از آب در بیاورند، مکرر در مکرر تبلیغات کردند که اعتماد مردم از دست رفته؛ چه کار کنیم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه کار کنیم که اعتماد برگردد! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. ان‏شاءاللَّه خواهید دید در انتخابات آینده - که حالا دو سه سال دیگر است - همین مردم با وجود همین بازیگرى‏اى که مخالفان و دشمنان و غافلان و بى‏خبران داخلى کردند، یک حضور مستحکمِ قوى‏اى در انتخابات خواهند داشت.

پس نکته این است که باید همه مراقب باشیم که نظام جمهورى اسلامى - که نظام اسلامى است، نظام دینى است، مفتخر به این است که در قالب احکام دین و اسلام و قرآن میخواهد حرکت کند - تبدیل نشود به یک نظام بى‏اعتقاد به دین؛ به قول آقایان، یک نظام سکولار؛ باطن سکولار، ظاهر دینى؛ باطن مجذوب به فرهنگ غربى و قدرتهاى مسلط بر آن فرهنگ، و ظاهر شعائر دینى و مسائل دینىِ دم‏دستى؛ اینجورى نشود. نظام اسلامى باید به معناى واقعى کلمه، اسلامى باشد و روزبه‏روز به مبانى اسلام نزدیکتر شود؛ این است که گره‏هاى فروبسته را باز میکند، این است که مشکلات را حل میکند، این است که به جامعه عزت و اقتدار میدهد، این است که طرفداران نظام جمهورى اسلامى را در همه جاى دنیا بیشتر خواهد کرد.

مخالفین و موافقین جمهوری اسلامی ایران

عده‏اى نگاه میکنند به دشمنی‌ها، دلشان را از دست میدهند؛ زهره‏شان آب میشود از اینکه مى‏بینند دهانهاى از خشم گشوده، علیه جمهورى اسلامى بدگوئى میکنند، حرف میزنند. خوب، همه‏ى نظامهاى عالم، همه‏ى حکومتهاى عالم دشمنانى دارند و دوستانى؛ امروز هم اینجور است، در طول تاریخ هم اینجور بوده. هیچ حکومتى را شما پیدا نمیکنید که همه‏ى مردم در داخل آن حکومت و خارج آن حکومت با او خوب باشند یا همه با او بد باشند؛ نه، یک عده‏اى موافق دارند، یک عده‏اى مخالف. حکومت پیغمبر هم همین جور بود، حکومت امیرالمؤمنین هم همین جور بود، حکومت معاویه و یزید هم همین جور بود؛ یک عده‏اى موافق، یک عده‏اى مخالف. جمهورى اسلامى هم همین جور است؛ یک عده‏اى موافقش هستند، یک عده مخالفش هستند؛ منتها مسئله این است که ببینیم موافقین یک حکومت کى‏هایند، مخالفین این حکومت کى‏هایند؛ این شاخص است.

یک حکومتى هست که هرچه غارتگر بین‏‌المللى است، با او مخالف است؛ هرچه زورگوى بین‏المللى است، با او مخالف است؛ هر دولت داراى سابقه‏ى سیاه استعمارگرى با او مخالف است؛ هر سرمایه‏دار صهیونیست خبیثى با او مخالف است. خوب، این مخالفتها مایه‏ى افتخار است؛ اینها که نباید کسى را بترساند. موافقینش کى‏هایند؟ ملتهاى مؤمن در سرتاسر دنیا موافق با او هستند؛ ملتهاى مسلمان، غیر ایرانى؛ در آفریقا، در کشورهاى آفریقاى شمالى، در نقاط مسلمان‏نشین آفریقا، در آسیا، تا اندونزى، تا مالزى، در کشورهاى عربى، غیر عربى، در اروپا، جماعتهاى مسلمان، ملتهاى مسلمان، دوستدار او هستند، هوادار او هستند.

در بلواهاى بعد از انتخابات، مسلمانان کشورهاى مختلف اسلامى نگران بودند؛ پیغام میدادند به آشنایان خودشان در اینجا، که در ایران چه خبر است؟ اینها میگفتند ناراحت نباشید، نترسید، جمهورى اسلامى قوى‏تر از این حرفهاست. یک حکومتِ اینجورى است؛ دشمنانش آنهایند، دوستانش اینهایند. همه‏ى بدها و شمرهاى عالم با او دشمنند، همه‏ى مظلومان با او موافقند؛ ملت فلسطین طرفدار اوست، ملتهاى عربىِ مقاوم طرفدار او هستند. بله، دولت آمریکا هم مخالفش است، دولت انگلیس هم که خباثت دویست ساله در ایران دارد - سابقه‏ى خباثت انگلیسى‏ها در ایران، دویست ساله است - با او مخالف است. این مخالفتها کسى را به وحشت نمى‏اندازد. اما یک دولتى بعکس است؛ طرفدارش عبارتند از دزدها و غارتگرها و مستکبرین و زورگویان عالم، مخالفینش عبارتند از ملت خودش یا ملتهاى مؤمن و ملتهاى مظلوم؛ این مایه‏ى ننگ است. جمهورى اسلامى تا امروز مخالفینى داشته است از آن قبیل مخالفین؛ دزدهاى عالم، غارتگرهاى عالم، مستکبرین عالم؛ اینهایند که با جمهورى اسلامى مخالفند؛ اینهایند که در مجامع جهانى سعى میکنند با جمهورى اسلامى مقابله و مخالفت کنند؛ اما آحاد مردم، توده‏هاى مردم، دولتهاى مستقل، سیاستمداران منفک از آن قدرتها، ملتهاى مظلوم، اینها موافق با جمهورى اسلامى‏اند. به خاطر ترس از اینگونه مخالفتها، نباید چهره‏ى تسلیم به دشمن نشان داد. به هر حال نسل جوان ما بایستى هشیار باشد.

فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر در 29 شهریور 

سران غرب فریب رسانه‏هاى خود را خوردند

سران و سیاسیون غرب در این چند ماه فریب رسانه‏هاى خودشان را خوردند، فریب تحلیلگران حرفه‏اى مطبوعات و رادیو تلویزیونهاى خودشان را خوردند، خیال کردند که میتوانند روى ملت ایران اثر بگذارند. روز قدس شما نشان دادید که آنها در پى سراب بودند. حقیقت این است. حقیقت ملت ایران همان چیزى است که در روز جمعه‏ى آخر ماه مبارک رمضان - روز قدس - نشان‏داده شد و نشان‏داده شد که امتداد این عظمت، این حرکت در دنیاى اسلام گسترده است و مخصوص ایران نیست؛ در نقاط مختلف عالم مسلمانها هر جائى که امکان پیدا کردند، روز قدس را با فریاد خود علیه ظلم آمیختند. روز قدس روز بسیار عظیمى است. این کار را شما به بهترین وجهى انجام دادید. یک بار دیگر ملت ایران نشان داد که در مواقع حساس، سخن خود را با رساترین فریاد به گوش مردم دنیا میرساند

بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری  در 2 مهر

نشانه‌های وحدت

یکی از خطوط کاری اصلی دشمن، همین مسئله‌ی تفرقه است... مسئله‌ی اتحاد ملت و کاری که برای ایجاد تفرقه دارد انجام میگیرد، بسیار مسئله‌ی مهمی است. ما نشانه‌های وحدت عمومی مردم را داریم می‌بینیم. شما نماز جمعه‌ها را در ماه رمضان دیدید، روز قدس را دیدید، نمازهای عید فطر را دیدید؛ چه عظمتی! انسان وقتی نگاه میکند نه فقط در تهران، در مشهد، در اصفهان، در کرمان، در تبریز، در مناطق مختلف منظره، منظره‌های بی‌نظیری است؛ اصلاً شاید در طول تاریخ اسلام، هرگز نماز عید فطر با این عظمت، با این و شُکوه‌های عجیب در نقاط مختلف یک کشور، نه فقط در یک شهر دیده نشده! ما امروز اینها را داریم؛ اینها همه نشانه‌ی وحدت است؛ نشانه‌ی همدلی مردم است؛ نشانه‌ی این است که یک مرکز مشترکی وجود دارد که مردم علی‌رغم اختلافات جزئی و فرعی‌ای که با هم دارند، در گرایش و انتماء به این اصل، متفق‌اند؛ دلشان متوجه این مرکز است؛ که این مرکز هم دین است، اصول اسلامی است، ارزشهای والاست، دین خداست.

یکی از خطوط دشمن، ایجاد تفرقه است

... همه باید در مقابل این وحدت سر فرود بیاورند، وقتی این وحدت را می‌بینند. می‌بینید که متأسفانه بعکس، بعضی دم از تفرق میزنند، از روی جهالت، غفلت؛ واقعاً محمول بر غفلت است این چیزها، بیش از آنچه که بر چیزهای دیگری انسان بخواهد اینها را حمل کند. این، مسئله‌ی مهمی است. مسئله‌ی ایجاد وحدت؛ وحدت مذهبی، وحدت قومی، وحدت سلائق سیاسی، اینها مهم است؛ باید سعی کرد. یکی از خطوط دشمن، ایجاد تفرقه است؛ هر چه بتوانند، در هر جا بتوانند، در هر سطحی که بتوانند؛ در سطوح مختلف؛ از مسئولین، غیرمسئولین، آحاد مردم، بین خودِ گروه‌های روحانی، بین خودِ گروه‌های دانشگاهی، بین خودِ جمعها و جمعیتهای واحدهای دیگر اجتماعی، و بین اینها با یکدیگر ایجاد اختلاف کنند، و بین مذاهب. نمونه‌های فراوانش را دارید مشاهده میکنید که در جامعه هست. این یک مسئله است که در جامعه هست. خط دشمن خط ایجاد تفرقه است.

 

دشمن با سلاح رسانه لحظه به لحظه قضایای ما را دنبال می‌کرد

امروز مؤثرترین سلاح بین المللی علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات است؛ سلاح ارتباطات رسانه‌ای است. امروز این قوی‌ترینِ سلاح است و از بمب اتم هم بدتر و خطرناکتر است. این سلاح دشمن را شما در بلواهای بعد از انتخابات ندیدید؟ دشمن با همین سلاح، لحظه به لحظه، قضایای ما را دنبال میکرد و به کسانی که اهل شیطنت بودند، رهنمود میداد. «و انّ الشّیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم»؛ دائم به اولیاء خودشان ایحاء میکردند. خوب، این حضور دشمن است دیگر؛ حضور دشمن را از این واضح‌تر و روشن‌تر میشود فرض کرد؟

آماج دشمن خواص است

دشمن انواع و اقسام کار را میکند؛ انواع و اقسام فعالیت را میکند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئه‌های دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. می‌نشینند طراحی میکنند تا ذهن خواص را عوض کنند؛ برای اینکه بتوانند مردم را بکشانند؛ چون خواص تأثیر میگذارند و در عموم مردم نفوذ کلمه‌ دارند. به نظر من یکی از وظائف اصلی امروز ما و شما، همین است: ما بصیرت خودمان را در مسائل گوناگون تقویت کنیم و بتوانیم ان‌شاءالله بصیرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زیاد بکنیم.

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار عمومى مردم چالوس و نوشهر در 15 مهر

نباید بگذاریم حق و باطل مشتبه شود

مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ همه‌ى مردم کشورند، بخصوص این مناطق حساس. جوانان عزیز! هر چه میتوانید در افزایش بصیرت خود، در عمق بخشیدن به بصیرت خود، تلاش کنید و نگذارید، نگذارید دشمنان از بى‌بصیرتى ما استفاده کنند؛ دشمن به شکل دوست جلوه کند، حقیقت به شکل باطل و باطل در لباس حقیقت. امیرالمؤمنین در یک خطبه‌اى از جمله‌ى مهمترین مشکلات جامعه همین را میشمارد: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احکام تبتدع یخالف فیها کتاب اللَّه».(4) در همین خطبه، امیرالمؤمنین میفرماید: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشکار و ظاهر بشود، کسى نمیتواند زبان علیه حق باز کند. اگر باطل هم خودش را به طور آشکار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان». آن کسانى که مردم را میخواهند گمراه بکنند، باطل را به صورت خالص نمى‌آورند؛ باطل و حق را آمیخته میکنند، ممزوج میکنند، آن وقت نتیجه این میشود که «فهنالک یستولى الشّیطان على اولیائه»؛ حق، براى طرفداران حق هم مشتبه میشود. این است که بصیرت میشود اولین وظیفه‌ى ما. نگذاریم حق و باطل مشتبه بشود.

آن چیزى که دشمن را مشعوف میکند همان خط کج است

امروز در مقابل نظام جمهورى اسلامى که فعلاً قله‌ى اسلام‌طلبى در دنیاى اسلام است، صفوفى قرار گرفته‌اند؛ استکبار جهانى در قلب آن صفوف است؛ صهیونیست در قلب آن صفوف است. اینها به طور صریح، دشمنان خونى اسلامند، پس دشمنان خونى جمهورى اسلامى‌اند. این شد یک معیار. اگر حرکتى کردیم، کارى کردیم که به نفع این دشمن انجام گرفت، باید بدانیم اگر غافلیم، هوشیار بشویم، بدانیم که داریم راه غلط میرویم. اگر حرکتى کردیم که دیدیم این دشمن را خشمگین میکند، بدانیم که راهمان راهِ درست است. دشمن از پیشرفت ملت ایران خشمگین میشود، از موفقیتهاى شما خشمگین میشود، از استحکام نظام اسلامى خشمگین میشود. شما ببینید از کدامیک از کارهاى ما دشمن خشمگین میشود؛ آن چیزى که دشمن را خشمگین میکند، این همان خط درست است. آن چیزى که دشمن را مشعوف میکند، ذوق‌زده میکند، سعى میکند بر روى او هى تکیه کند؛ در تبلیغات، در سیاست‌ورزى، این آن خط کج است؛ این همان زاویه‌دارى است. این معیارها را در نظر داشته باشید. این معیارها حقایق را روشن خواهد کرد. در بسیارى از موارد آن جائى که اشتباهى پیش مى‌آید، با این معیارها میشود آن اشتباه را برطرف کرد.

فرمایشات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعى از نخبگان علمى کشور در 6 آبان

توطئه علیه ایران یک واقعیت است

...اینجور نیست که شما خیال کنید توطئه نسبت به این کشور، یک توهم است؛ نه، یک واقعیت است؛ از همه طرف دارد توطئه میشود. ممکن است آن کسى که در جهت آن توطئه‌ها در داخل کشور محور حرکت قرار میگیرد، خودش اصلاً نفهمد. فهمیدنِ این هم ذکاوت میخواهد. بعضى‌ها این ذکاوت را ندارند. ما آدمها را تجربه کردیم؛ نمیفهمند دارند به ساز کى میرقصند. ولى، این واقعیت را عوض نمیکند که آنها بفهمند یا نفهمند؛ بدانند یا ندانند. این توطئه‌ها وجود دارد.

زیرسؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمى بود که انجام گرفت

مسئله‌ى اصلى در این قضایاى اخیر، اصل انتخابات بود؛ زیر سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمى بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشمتان را میبندید؟! این همه زحمت کشیده بشود، مردم بیایند، یک شرکتِ به این عظمت، یک نصاب‌شکنى، یک رکودشکنى در دنیا در مردمسالارى، در دمکراسى‌اى که اینقدر ادعایش را میکنند، انجام بگیرد، بعد یک عده مفت و مسلّم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فرداى انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است! این کار کوچکى است؟! این جرم کمى است؟! یک قدرى باید منصف بود.

سوء استفاده دشمن از قضایای انتخابات

 توى این قضایا. دشمن هم حداکثر استفاده را از این کرد. یک عده هم هستند در داخل کشور، از اول با نظام جمهورى اسلامى موافق نبودند - مال امروز و دیروز نیست، سى سال است که موافق نیستند - از این فرصت استفاده کردند، دیدند عناصرى وابسته‌ى به خودِ نظام، از خودِ نظام، دارند این جور میداندارى میکنند، اینها هم وقت را مغتنم شمردند، آمدند داخل میدان؛ و دیدید. من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتى که صحنه‌گردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصى دادم. من اگر یک وقتى توى نماز جمعه یک حرفى میزنم، این ابتدا به ساکن نیست؛ حرف خصوصى، پیغام خصوصى، نصیحتِ لازم انجام میگیرد، وقتى انسان ناچار میشود، یک حرفى را مى‌آورد در علن بیان میکند. من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میکنید، اما نمیتوانید تا آخر کنترل کنید؛ مى‌آیند دیگران سوءاستفاده میکنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریکا را خط زدند! معناى این کار چیست؟ آنى که وارد عرصه‌ى سیاست میشود، باید مثل یک شطرنج‌باز ماهر هر حرکتى را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیش‌بینى کند. شما این حرکت را میکنى، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر دیدى در آن حرکت دوم، تو درمیمانى، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى - حالا تعبیر بهترش این است - توى این کار، توى این بازى، توى این حرکت، ناشى هستى، ناواردى. اینها نمیفهمند چه کار میکنند؛ یک حرکتى را شروع میکنند، ملتفت نیستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میکردند. مطلب اصلى این بود. زیر سؤال رفتن انتخابات، مواجه کردنِ مجموعه‌اى از مردم - آنها هیچ نیت سوئى هم ندارند؛ وارد میدان انتخابات شدند، طبق عقیده‌شان عمل کردند؛ خیلى هم خوب - با نظام، با کشور، با حرکت عمومى کشور، اینها کارهاى کوچکى نیست. اگر شما منصفید، آن حرکتهاى جانبى را، آن قضایاى جانبى را ببینید، اهمیتش را هم در نظر داشته باشید؛ اما مهمتر بودنِ این را هم در نظر داشته باشید.

بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای‌ در دیدار دانش‌آموزان در آستانه سیزدهم آبان‌ در 12 آبان

ملت ایران ایستاده است

آن روزى که آمریکا دست از استکبار بردارد، آن روزى که از دخالتهاى بیجا در امور ملتها دست بردارد، یک دولتى مثل بقیه‌ى دولتهاست، براى ما هم دولتى مثل بقیه‌ى دولتها خواهد بود؛ اما تا روزى که آمریکائى‌ها هنوز به طمعِ برگشتن به ایران و تجدید روزگارِ گذشته و عوض کردن تاریخ و به عقب بردن زمان باشند و بخواهند بر کشور ما مسلط بشوند، با هیچ وسیله‌اى نخواهند توانست ملت ما را به عقب‌نشینى وادار کنند؛ این را بدانند. و به این غائله‌هائى هم که بعد از انتخابات پیش آمد، دل خوش نکنند؛ جمهورى اسلامى قوى‌تر از این حرفهاست، عمیق‌تر از این حرفهاست، ریشه‌دارتر از این حرفهاست. جمهورى اسلامى با حوادث بسیار سخت‌ترى هم مواجه شده، که بر همه‌ى اینها فائق آمده؛ حالا چهار نفر آدمهائى که یا ساده‌لوح - حالا هرچه و با هر انگیزه‌اى؛ قضاوت نکنیم - هستند، یا با نیت بد و خباثت‌آلود، یا با نیت نه آنچنان بد، اما همراه با ساده‌لوحى و بد فهمیدن قضایا، با جمهورى اسلامى مواجه شده‌اند، اینها نمیتوانند براى آمریکا در کشور ما فرش قرمز پهن کنند؛ این را بدانند: ملت ایران ایستاده است.

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمع کثیرى از بسیجیان کشور در چهارم آذر

مردم با بصیرتند

یکى از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند، بددل کنند، اختلاف ایجاد کنند؛ یک بهانه‌اى پیدا کنند، با این بهانه بین مردم ایجاد اختلاف کنند؛ مثل همین قضایاى بعد از انتخابات امسال که دیدید یک بهانه‌اى درست کردند، بین مردم ایجاد اختلافى کردند. خوشبختانه مردم ما بابصیرتند. اینجور کارى در کشورهاى دیگر اوضاع کشور را بکلى عوض کرد؛ در جاهاى دیگر، تردیدافکنى در دلهاى مردم نسبت به یکدیگر؛ یک بهانه‌اى مثل بهانه‌ى انتخابات را پیش بکشند، ایجاد تردید کنند، دلها را نسبت به یکدیگر چرکین کنند، مردم را در مقابل هم قرار بدهند؛ بعد در میانه، عناصر دست‌آموزِ مغرضِ معاند را به کارهاى خلاف وادار کنند و مسئولین کشور نتوانند تشخیص بدهند کى بود، چى بود، چه شد. این جزو طرحهاى اساسى است. اینجور کارى را دنبال میکنند.
 خوب، شما ببینید در یک چنین وضعیتى چه چیزى بیش از همه براى انسان مهم است؟ بصیرت. بنده بارها بر روى بصیرت تکیه میکنم، به خاطر همین.

متن ملت را باید از آن عناصر معدود خودفروخته جدا کرد

مردم بدانند چه اتفاقى دارد مى‌افتد؛ ببینند آن دستى را که دارد صحنه‌گردانى میکند، صحنه را شلوغ میکند تا در خلال شلوغى‌هاى مردم، یک عنصر خائنى، یک عنصر دست‌نشانده و دست‌آموزى بیاید کارى را که آنها میخواهند، انجام بدهد و نشود او را توى مردم پیدا کرد؛ این کارى است که دشمن میخواهد انجام بدهد. هر اقدامى که به بصیرت منتهى بشود، بتواند عنصر خائن را، عنصر بدخواه را از آحاد مردم و توده‌ى مردم جدا کند، او را مشخص کند، این خوب است. هر اقدامى که فضا را مغشوش کند، مشوش کند، انسانها را نسبت به یکدیگر مردد کند، فضاى تهمت‌آلود باشد، مجرم و غیر مجرم در آن مخلوط بشوند، این فضا مضر است، مخالف است.

اصرار بنده بر این است که آحاد مردم، ملت ایران، جریانات مختلف سیاسى، همه در مقابل آن افراد معدودى که با اصل این انقلاب مخالفند، با اصل استقلال کشور مخالفند، هدفشان دودستى تقدیم کردن کشور به آمریکا و به استکبار است، با یکدیگر یکى باشند. دشمن از اینگونه عناصر در داخل ملتها دارد؛ در داخل ملت ما هم اینجور کسانى هستند، معدودى از این قبیل پیدا میشوند. متن ملت، آحاد مردم، این توده‌ى عظیم مردمى - از خواص تا عامه‌ى مردم - اینها را باید از آن عناصر معدود خودفروخته جدا کرد؛ نباید اشتباه اتفاق بیفتد. من مى‌بینم در بعضى از اظهارات، در بعضى از حرفها، فضا آنچنان مغشوش میشود که افراد سردرگم میشوند؛ مردم نسبت به همدیگر، نسبت به نخبگانشان، نسبت به مسئولانشان بدبین میشوند؛ این درست نیست.

پرهیز از شایعه پراکنی

 

شایعه‌سازى و شایعه‌پراکنى درست نیست. انسان مى‌بیند صریحاً و علناً به مسئولین کشور - کسانى که بارهاى کشور را بر دوش دارند - تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعه‌سازى میکنند؛ فرق هم نمیکند، چه رئیس جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوه‌ى قضائیه باشد؛ اینها مسئولین کشورند. مسئولین کشور کسانى هستند که زمام یک کارى به اینها سپرده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعه‌پراکنى کرد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد شایعه‌پراکنى کند؛ میخواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسئولین بدبین کند.

 تردید افکنی مضر است

دیدید شما در اوائل همین حوادث بعد از انتخابات - این فتنه‌ى بعد از انتخابات - اولین کارى که شد، تردیدافکنى در کار مسئولین رسمى کشور بود؛ در کار شوراى نگهبان، در کار وزارت کشور. این تردیدافکنى‌ها خیلى مضر است؛ دشمن این را میخواهد. جوانان بسیجى باید ایمان را، بصیرت را، انگیزه را، رعایت موازین و معیارها را، اینها همه را با هم ملاحظه کنند.

نمیشود به هر کسى بگوئیم این ضد ولایت فقیه است

کسانى هم که با اشاره‌ى دشمن، با تشویق دشمن، با لبخند دشمن، با کف زدن دشمن برایشان، میخواهند با این نظام، با این قانون اساسى، با این حرکت عظیم مردمى مواجه کنند، سرشان را دارند به سنگ میزنند؛ سر به دیوار میکوبند، کار بیهوده میکنند. مراقب باشید، مواظب باشید، نمیشود هر کسى را بمجرد یک خطائى یا اشتباهى گفت منافق؛ نمیشود هر کسى را بمجرد اینکه یک کلمه حرفى برخلاف آنچه که من و شما فکر میکنیم، زد، بگوئیم آقا این ضد ولایت فقیه است. در تشخیصها خیلى باید مراقبت کنید. من تأکیدم به شما جوانان عزیز، فرزندان عزیز خود من، جوانان پرشور این کشور در سرتاسر میهن عزیز، همین است. انگیزه‌ها با شدت، با قوّت، با ایمان کامل، با امید کامل به آینده حفظ بشود؛ اما در تشخیصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بى‌دقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد.

فرمایشات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون در 22 آذر

عده‌ای با قانون شکنی باعث جان گرفتن دشمن شدند

 در عرصه‌ى داخلى هم همین جور. شما ملاحظه کنید یک عده‌اى قانون‌شکنى کردند، ایجاد اغتشاش کردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجائى که میتوانستند، تشویق کردند - حالا تیغشان نبرید؛ آن کارى که میخواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را کردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز کردند، جرأت به آنها دادند؛ کارى کردند که دشمنان امام - آن کسانى که بغض امام را در دل داشتند - جرأت پیدا کنند بیایند توى دانشگاه، به عکس امام اهانت بکنند؛ کارى کردند که دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد، تشویق بشود بیاید در مقابل چشم انبوه دانشجویانى که مطمئناً اینها علاقه‌مند به امامند، علاقه‌مند به انقلابند، عاشق کار براى کشور و میهنشان و جمهورى اسلامى هستند، یک چنین اهانتى، یک چنین کار بزرگى انجام بدهند. آن قانون‌شکنى‌شان، آن اغتشاش‌جوئى‌شان - تشویقشان به اغتشاش و کشاندن مردم به عرصه‌ى اغتشاشگرى - این هم نتائجش. این خطاها اتفاق مى‌افتد، عمل خلاف انجام میگیرد، کار غلط انجام میگیرد، بعد براى اینکه این کار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست میشود! فلسفه میبافند؛ استدلال برایش درست میکنند! از ابتلائات بزرگ انسانها این است؛ همه‌مان در معرض خطریم، باید مراقب باشیم. کار خطا را میکنیم، بعد براى اینکه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانیم از کار خودمان دفاع کنیم، یک فلسفه‌اى برایش درست میکنیم؛ یک استدلالى برایش میتراشیم!

شعار طرفدارى از امام میدهند، بعد کارى میکنند که به امام اهانت بشود
 
... شعار طرفدارى از قانون میدهند، عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام میدهند. شعار طرفدارى از امام میدهند، بعد کارى میکنند که در عرصه‌ى طرفداران آنها، یک چنین گناه بزرگى انجام بگیرد؛ به امام اهانت بشود، به عکس امام اهانت بشود. این، کار کمى نیست؛ کار کوچکى نیست. دشمنان از این کار خیلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نیست، تحلیل هم میکنند. بر اساس آن تحلیل، تصمیم میگیرند؛ بر اساس آن تصمیم، عمل میکنند؛ تشویق میشوند علیه مصالح ملى، علیه ملت ایران. اینجا آن چیزى که مشکل را ایجاد میکند، همان فریب، همان غبارآلودگى فضا و همان چیزى است که در بیان امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) هست: «و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالک یستولى الشّیطان على اولیائه»؛(13) یک کلمه‌ى حق را با یک کلمه‌ى باطل مخلوط میکنند، حق بر اولیاء حق مشتبه میشود. اینجاست که روشنگرى، شاخص معیّن کردن، مایز معیّن کردن، معنا پیدا میکند.

چرا متنبه نمیشوند؟

 آن کسى که براى انقلاب، براى امام، براى اسلام کار میکند، بمجردى که ببیند حرف او، حرکت او موجب شده است که یک جهتگیرى‌اى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه میشود. چرا متنبه نمیشوند؟ وقتى شنفتند که از اصلى‌ترین شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف میشود، باید به خود بیایند؛ باید بفهمند که دارند راه را غلط میروند، اشتباه میکنند؛ باید تبرى کنند. وقتى مى‌بینند در روز قدس که براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده میشود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بکشند کنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم. وقتى مى‌بینند سران ظلم و استکبار عالم از اینها حمایت میکنند، رؤساى آمریکا و فرانسه و انگلیس و اینهائى که مظهر ظلمند - هم در زمان کنونى، هم در دوره‌ى تاریخىِ صد سال و دویست ساله‌ى تا حالا - دارند از اینها حمایت میکنند، باید بفهمند یک جاى کارشان عیب دارد؛ باید متنبه بشوند. وقتى مى‌بینند همه‌ى آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اینها حمایت میکند، توده‌اى از اینها حمایت میکند، رقاص و مطرب فرارى از کشور از اینها حمایت میکند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند که کارشان یک عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمیخواهیم حمایت شما را. چرا رودربایستى میکنند؟ آیا میشود با بهانه‌ى عقلانیت، این حقایق روشن را ندیده گرفت، که ما عقلانیت بخرج میدهیم! این عقلانیت است که دشمنان این ملت و دشمنان این کشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما کف و سوت بزنند، شما هم همین طور خوشتان بیاید، دل خوش کنید؛ این عقلانیت است؟! این نقطه‌ى مقابل عقل است. عقل این است که بمجردى که دیدید برخلاف آن مبانى‌اى که شما ادعایش را میکنید، چیزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بکشید کنار، بگوئید نه نه نه، ما نیستیم؛ بمجردى که دیدید به عکس امام اهانت شد، به جاى اینکه اصل قضیه را انکار کنید، کار را محکوم کنید؛ بالاتر از محکوم کردنِ کار، حقیقت کار را بفهمید، عمق کار را بفهمید؛ بفهمید که دشمن چه جورى دارد برنامه‌ریزى میکند، چه میخواهد، دنبال چیست؛ این را باید این آقایان بفهمند. من تعجب میکنم! کسانى که اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از این آقایان یک سیلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به برکت انقلاب اسم و رسمى پیدا کردند و همه چیزشان از انقلاب است، مى‌بینید که دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف کشیدند، خوشحالند، میخندند؛ اینها را که مى‌بینید؟ به خود بیائید، متوجه بشوید.

اشکالى هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت کنند

شما برادران سابق ما هستید. اینها کسانى هستند که بعضى از اینها، یک وقتى به خاطر طرفدارى از امام مورد اهانت هم قرار میگرفتند. حالا ببینند که کسانى که به نام اینها شعار میدهند، عکس اینها را روى دستشان میگیرند، اسم اینها را با تجلیل مى‌آورند، درست نقطه‌ى مقابل، علیه امام و علیه انقلاب و علیه اسلام شعار میدهند و روزه‌خورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، میکنند؛ اینها را مى‌بینید، خب، بکشید کنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشکالى هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت کنند؛ حالا هى ادعا کردند، فرصت هم داده شد؛ گفتیم بیائید، نشان بدهید، ثابت کنید؛ نتوانستند، نیامدند؛ تمام شد. پابندى به قانون اقتضاء میکند که انسان ولو این رئیس جمهورى را که انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بایستى در مقابل قانون، خضوع کند.

حسن و قبح 2 طرف

 معلوم است هیچ کسى نمیتواند بگوید این کسى که انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى که انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ این طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاک است، معیار است. چرا اینجورى میشود؟ چرا؟ این، هواى نفس است.

بعضى از یاران امام با امام مقابله‌ کردند

 اینها مال امروز هم نیست. کسانى که از اوائل انقلاب یادشان هست، میدانند؛ بعضى بودند از یاران امام، از نزدیکان امام در دهه‌ى اول انقلاب و در حال حیات امام، که کارشان به مقابله‌ى با امام کشید؛ کارشان به معارضه‌ى با امام کشید؛ ایستادند پاى اینکه امام را به زانو در بیاورند و خطاى حرکت امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات کنند؛ اما بعد زاویه پیدا کردند. خب، انقلاب اینها را مطرود کرد. کسانى که از نزدیکان امام بودند، از یاران امام بودند، کارشان کشید به یا پناه بردن به دشمن، یا مواجه شدن با انقلاب، یا ضربه زدن به انقلاب. اینها باید عبرت باشد براى همه‌ى ما؛ باید عبرت باشد؛ باید بفهمیم.

به دفع اعتقادی ندارم

 من هیچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداکثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى کأنه خودشان اصرار دارند بر اینکه از نظام فاصله بگیرند. یک اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - که مبارزات انتخاباتى بود - یک عده‌اى تبدیل کردند به مبارزه‌ى با نظام - البته اینها اقلیتند، کوچکند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند، لکن به نام اینها شعار میدهند، اینها هم دل خوش میکنند به این - این باید مایه‌ى عبرت باشد. تبلیغ باید بتواند این حقایق را براى مردم و براى خود آنها روشن بکند که بفهمند دارند خطا میکنند و اشتباه میکنند.

دانشگاه آزمایش خوبی پس داد

 توى همین قضایا هم بارها دیده شده؛ دانشگاه بسیار آزمایش خوبى داد. در همین قضایا نشان داد که توى صحنه است، آگاه است، بیدار است. هرچه هم این ارتباط حوزه و دانشگاه، این پیوند حوزه و دانشگاه بیشتر بشود، این معنویت، این روحیات، بیشتر خواهد شد.

مردم آرامش خود را حفظ کنند

ما البته درخواستمان از مردم این است؛ در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت کردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لکن آرامش‌شان را حفظ کنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ کنید. این کسانى که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانى نیستند که ریشه‌اى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه. با آرامش؛ همه کار با آرامش. اگر یک وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه که وظیفه‌شان باشد، انجام میدهند. البته شناسائى کنند؛ خود دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادى را که منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه کنند. این خودش یک تبلیغ درست و صحیحى است. آگاه کنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیرى اینها را؛ لکن همه کار با آرامش باید انجام بگیرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگیرى مصلحت نیست؛ این چیزى است که دشمن میخواهد. دشمن میخواهد جامعه آرام نباشد. امنیت، مهم است. دشمنان امنیتِ مردم دوست دارند که مردم در ناامنى زندگى کنند، ناراحت بشوند، کلافه بشوند، عصبانى بشوند؛ ما این را نمیخواهیم. ما میخواهیم مردم زندگى‌شان، زندگى آرامى باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقیق خودش را بکند؛ صنعتگر، کشاورز، بازرگان، بتوانند همه کارشان را انجام بدهند. محیط دانشگاه هم باید محیط امنى باشد؛ جوانهاى مردم توى این مجموعه‌ى دانشگاه جمعند، مردم میخواهند جوانهاشان در محیط امنى باشند. این کسانى که محیط دانشگاه را با این اغتشاشگرى ناامن میکنند، با مردم مواجه‌اند، با مردم طرفند. البته دستگاه‌هاى قانونى هم وظائفى دارند؛ باید به این وظائف عمل کنند.

بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام 19 دى

نهم دی در تاریخ ماند

 مطمئن باشید که روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یک روز متمایزى شد. شاید به یک معنا بشود گفت که در شرائط کنونى - که شرائط غبارآلودگىِ فضاست - این حرکت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ کار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام) را مى‌‌‌بیند. این کارها کارهائى نیست که با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور که امام در یک موقعیت حساسى - که من بارها این را نقل کرده‌‌‌‌ام - به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.
در شرائط فتنه، کار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است.


*مردم بیدارند
 این ملت عظیم از قشرهاى مختلف در سراسر کشور نگاه میکنند به صحنه، میشناسند صحنه را؛ خیلى چیز بزرگ و مهمى است. اینى که من عرض میکنم روز نُه دى در تاریخ ماندگار است، به خاطر این است. مردم بیدارند؛ همین است که کشور شما را نگه داشته است عزیزان من! همین است که انقلابتان را حفظ کرده است؛ همین است که جرأت سران استکبار را از آنها گرفته است که بخواهند به ملت ایران حمله کنند؛ میترسند. حالا در تبلیغات، زید و عمرو و بکر را میکشند جلو، بمباران تبلیغاتى میکنند؛ اما حقیقت قضیه چیز دیگرى است.
دشمن حقیقى آنها ملت ایران است، دشمن حقیقى آنها ایمان و بصیرت ملت ایران است، دشمن حقیقى آنها همین غیرت دینى جوانهاست که میجوشد. یک وقتى هم دندان روى جگر میگذارند، صبر هم میکنند، باید هم بکنند؛ اما یک وقت هم آنجائى که وقت حضور در صحنه است، مى‌‌‌‌آیند توى صحنه.

*توصیه به جوانان

جوانان از اطراف و اکناف کشور، از آنچه که تهتّک بیگانگان از ایمان دینى به گوششان میخورد یا با چشمشان مى‌‌‌‌بینند، عصبانى هستند؛ وقتى مى بینند روز عاشورا چگونه یک عده‌‌‌‌اى حرمت عاشورا را هتک میکنند، حرمت امام حسین را هتک میکنند، حرمت عزاداران حسینى را هتک میکنند، دلهاشان به درد مى‌‌‌‌‌آید، سینه‌‌‌‌‌هاشان پر میشود از خشم؛ البته خوب، طبیعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى میخواهم عرض بکنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بى رویه‌‌‌اى، کمک به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میکنند - میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه میکنند، هر روز مى آورند، من نگاه میکنم - مى بینم همین طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله میکنند که چرا فلانى صبر میکند؟ چرا فلانى ملاحظه میکند؟ من عرض میکنم؛ در شرائطى که دشمن با همه‌‌‌ى وجود، با همه‌‌‌‌ى امکاناتِ خود درصدد طراحى یک فتنه است و میخواهد یک بازى خطرناکى را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازى کمک نکرد. خیلى باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادى که شأن قانونى و سمت قانونى و وظیفه ى قانونى و مسئولیت قانونى ندارند، قضایا را خراب میکند.
...اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخى از قضایا بشود، بى‌‌‌‌گناهانى که از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهاى عزیز را، فرزندان عزیز انقلابىِ خودم را از اینکه یک حرکتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.

*دستگاه‌‌‌‌‌‌ها باید وظائفشان را در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر انجام بدهند
 
مسئولین کشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مى‌‌‌‌بینند؛ مى‌‌‌‌بینند مردم در چه جهتى دارند حرکت میکنند. حجت بر همه تمام شده است. حرکت عظیم روز چهارشنبه ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام کرد. مسئولین قوه‌‌‌‌‌ى مجریه، مسئولین قوه‌‌‌ى مقننه، مسئولین قوه‌‌‌‌ى قضائیه، دستگاه‌‌‌هاى گوناگون، همه میدانند که مردم در صحنه‌‌‌اند و چه میخواهند. دستگاه‌‌‌‌‌‌ها باید وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنیت و اینها، هم وظائفشان در زمینه‌‌‌ى اداره‌‌‌‌‌‌ى کشور.

دشمن میخواهد با این حوادث، چرخهاى کشور از کار بیفتد

 مسائل کشور که فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نیست؛ کشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سیاسى دارد، مسائل بین‌‌‌‌‌‌‌المللى دارد، مسائل امنیتى دارد؛ صدها مسئله‌‌‌ی مهم پیش روى مسئولان کشور هست؛ باید اینها را انجام بدهند؛ باید کشور را مدیریت کنند؛ باید کشور را جلو ببرند. دشمن میخواهد با این حوادث، چرخهاى کشور از کار بیفتد؛ نباید به دشمن کمک کرد. دشمن میخواهد با اینگونه حوادث، چرخ پیشرفت اقتصادى متوقف بشود؛ دشمن میخواهد چرخ پیشرفت علمى که بحمداللَّه دور برداشته است و حرکت علمى خوبى آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن میخواهد حضور سیاسى قدرتمندانه ى جمهورى اسلامى در عرصه هاى بین‌‌‌‌‌المللى را که امروز از گذشته بسیار بارزتر و پرجلوه‌‌‌‌تر است، مخدوش کند، خراب کند با این مسائل اینجورى؛ نباید به دشمن کمک کرد. بنابراین مسئولان باید کارهاى خود را در زمینه‌‌‌‌هاى اقتصادى، در زمینه‌‌‌‌‌هاى علمى، در زمینه‌‌‌هاى سیاسى، در زمینه‌‌‌هاى اجتماعى، در همه‌‌ى زمینه هائى که مسئولیتى دارند، وظیفه‌‌‌اى دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همکارى هاى با دولت و مسئولین کشور هم باید ادامه پیدا کند. مردم هم که حضور خودشان را در صحنه نشان داده اند.

گفتند راهپیمائى حکومتى! بى عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف میکنند

بزرگترین ثروت براى یک نظام همین است که مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند این حرکت مردمى را خراب کنند؛ گفتند راهپیمائى حکومتى! بى عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف میکنند؛ دارند از حکومت تمجید میکنند. این چه حکومتى است که در ظرف دو روز - روز عاشورا (یکشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حرکت عظیم راه افتاد - میتواند یک چنین بسیج عظیم ملى را در سرتاسر کشور بکند؟ امروز کدام کشور دیگر، کدام حکومت دیگر چنین قدرتى دارد؟ قوى‌‌‌‌ترین حکومتهاى دنیا و ثروتمندترینشان - که ولخرجى‌‌‌‌هاى زیادى هم براى جاسوس پرورى و خرابکارى و تروریست پرورى دارند - اگر همه ى تلاششان را هم بکنند، نمیتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توى خیابانهاى شهرشان یا کشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر کشور بیایند! اگر به دستور حکومت آمده باشند، این خیلى حکومت مقتدرى است؛ پس خیلى حکومت قوى‌‌‌‌اى است که اینجور امکان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است که در کشور ما حکومت و مردمى وجود ندارد - همه یکى اند - مسئولین حکومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هر کدام قطره‌هائى هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.
 

فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى‌ در 29 دی

دشمن از حضور خالصِ مردمى وحشت دارد

روز قدس که براى ضدیت با اسرائیل است، شما مى‌بینید یک گروه معدودى، یک گروه فریب‌خورده‌اى پیدا میشوند، علیه مسئله‌ى فلسطین و به نفع اسرائیل شعار میدهند؛ روز سیزده آبان که روز معارضه‌ى ملت ایران و برائت و نفرت ملت ایران از استکبار آمریکائى است، مى‌آیند علیه این حرکت، علیه نظام جمهورى اسلامى، علیه اسلامیت شعار میدهند! این معنایش چیست؟ این معنایش این است که دشمن نظام جمهورى اسلامى از این حضور خالصِ پرانگیزه‌ى مردمى وحشت دارد؛ این حضورى که مشتمل است بر تمام گرایشهاى موجود در میان مردم، سلائق سیاسى گوناگون. ملت ایران متحدند، ملت ایران جهتگیرى‌شان روشن است؛ میخواهند این جهتگیرى متحد را، این حرکت منسجم را در تبلیغاتِ خودشان متفرق نشان بدهند؛ ملت ایران را گروه گروه شده و دسته دسته شده و در مقابل هم در مسائل اصولى و اساسى معرفى کنند. هدف، این است؛ با این باید مقابله کرد.

دشمن میخواهد 22 بهمن را متزلزل کند

بیست و دوى بهمن متعلق به ملت ایران است، متعلق به امام بزرگوار است، متعلق به شهداست، متعلق به آن روح و معناى حقیقى انقلاب اسلامى است، مال ملت است؛ دشمن میخواهد این ثروت عظیم و ذخیره‌ى عظیم ملى را متزلزل کند، ضعیف کند. شما با تمام قوا ان‌شاءالله باید در صحنه باشید و عاقلانه و مدبرانه حرکت کنید. ملت هم - بدانید - دلبند و دلبسته‌ى به همین شعارهاى اساسى انقلاب است. امروز در دنیا عزت ملت ایران، عظمت ملت ایران - که دشمن هم به آن اقرار میکند - به برکت همین انقلاب و این حضور مردمى است؛ و ملت ایران این را از دست نخواهند داد.

فضاى غبارآلود، همان فتنه است

دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحتند؛ فضاى شفاف را برنمیتابند؛ فضاى غبارآلود را میخواهند. در فضاى غبارآلود است که میتوانند به مقاصد خودشان نزدیک شوند و به حرکت ملت ایران ضربه بزنند. فضاى غبارآلود، همان فتنه است. فتنه معنایش این است که یک عده‌اى بیایند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان شوند، فضا را غبارآلود کنند؛ در این فضاى غبارآلود، دشمنِ صریح بتواند چهره‌ى خودش را پنهان کند، وارد میدان شود و ضربه بزند.

حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نیست

خوب، حالا در مقابل یک چنین پدیده‌اى، علاج چیست؟ عقل سالم حکم میکند و شرع هم همین را قاطعاً بیان میکند: علاج عبارت است از صراحت در تبیین حق، صراحت در بیان حق. وقتى شما مى‌بینید یک حرکتى به بهانه‌ى انتخابات شروع میشود، بعد یک عامل «دشمن»ى در این فضاى غبارآلوده وارد میدان شد، وقتى مى‌بینید عامل دشمن - که حرف او، شعار او حاکى از مافى‌الضمیر اوست - آمد توى میدان، اینجا باید خط را مشخص کنید، اینجا باید مرز را روشن کنید. همه وظیفه دارند؛ بیشتر از همه، خواص؛ و در میان خواص، بیشتر از همه، آن کسانى که مستمعین بیشترى دارند، شنوندگان بیشترى دارند. این وظیفه است دیگر: مرزها روشن بشود و معلوم بشود که کى چى میگوید. اینجور نباشد که باطل، خودش را در لابه‌لاى گرد و غبارِ برخاسته‌ى در میدان مخفى کند، ضربه بزند و جبهه‌ى حق نداند از کجا دارد ضربه میخورد. این است که حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نیست. خواص باید حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بیان کنند. این، مخصوص یک گرایش سیاسى خاص هم نیست. در داخل نظام اسلامى، همه‌ى گرایشهائى که در مجموعه‌ى نظام قرار دارند، اینها باید صریح مشخص کنند که بالاخره آن حمایتى که مستکبرین عالم میکنند، مورد قبول است یا مورد قبول نیست. وقتى که سران استکبار، سران ظلم، اشغالگران کشورهاى اسلامى، کُشندگان انسانهاى مظلوم در فلسطین و در عراق و افغانستان و خیلى جاهاى دیگر، مى‌آیند وارد میدان میشوند، حرف میزنند، موضع میگیرند، خوب، باید معلوم بشود این کسى که در نظام جمهورى اسلامى است، در مقابل این چه موضعى دارد؛ حاضر است تبرّى بجوید، بگوید من دشمن شمایم؟ من مخالف شمایم؟

وقتى در داخل محیط فتنه، کسانى با زبانشان صریحاً اسلام و شعارهاى نظام جمهورى اسلامى را نفى میکنند، با عملشان هم جمهوریت و یک انتخابات را زیر سؤال میبرند، وقتى این پدیده در جامعه ظاهر شد، انتظار از خواص این است که مرزشان را مشخص کنند، موضعشان را مشخص کنند. دوپهلو حرف زدن، کمک کردن به غبارآلودگى فضاست؛ این کمک به رفع فتنه نیست، این کمک به شفاف‌سازى نیست. شفاف‌سازى، دشمنِ دشمن است؛ مانع دشمن است. غبارآلودگى، کمک دشمن است. این، خودش شد یک شاخص. این یک شاخص است: کى به شفاف‌سازى کمک میکند و کى به غبارآلودگى کمک میکند. همه این را در نظر بگیرند، این را معیار قرار بدهند.

فتنه‌گر و دشمن همیشه هست

...حضرت آقاى جنتى فرمودند که ملت ایران خیالشان از فتنه‌گران راحت بشود. من به ایشان عرض میکنم که فتنه‌گر و دشمن همیشه هست؛ امروز یک دشمن است، فردا یک دشمن دیگر است، پس‌فردا یک کس دیگر است، یک جور دیگر است. یک ملت وقتى بیدار بود، آگاه بود، عازم بود، ایمان خودش را حفظ کرد، زنده بود، رویش داشت، با همه‌ى این معارضه‌ها با آسانى - که روزبه‌روز آسانتر هم خواهد شد - ایستادگى میکند، دست و پنجه نرم میکند، بر همه‌ى این معارضه‌ها هم فائق مى‌آید.

بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای در  دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن 
 
این بازى‌هایى که دشمن در مى‌آورد، براى باج گرفتن از جمهورى اسلامى است

...من نمیدانم چقدر نشستند طراحى کردند، کار کردند تا بتوانند در تهران به یک بهانه‌اى آشوب راه بیندازند؛ خدا میداند که از چه مدت قبل اینها نشستند طراحى کردند؛ خوب، چه شد؟ غیر از این شد که مردم از آنچه که بودند، بیدارتر شدند؟ اگر کسى خیال میکرد که لازم نیست دیگر بیاید توى میدان، از نظام جمهورى اسلامى دفاع کند، با این حوادث، همه احساس کردند که باید همیشه براى دفاع از جمهورى اسلامى حاضر باشند.
 گاهى هم هست که این بازى‌هائى که دشمن در مى‌آورد، براى باج گرفتن از جمهورى اسلامى است. اول انقلاب هم همین جور بود؛ بعضى از این گربه‌رقصانى‌هائى که میکردند، براى این بود که نظام جمهورى اسلامى را وادار کنند که آنها را در قدرت سهیم کند، شریک کند، بدون استحقاق؛ بدون اینکه مردم این را خواسته باشند، پشتوانه‌ى مردمى‌اى وجود داشته باشد. گاهى اینجور است که دشمنان بین‌المللى ما این جنجالها را راه مى‌اندازند، براى اینکه جمهورى اسلامى را وادار کنند به باج‌دهى؛ مثل خیلى از دولتهائى که بمجردى که یک خطرى احساس میکنند، میروند در مقابل ارباب بزرگتر، حاضر میشوند باج بدهند؛ باج پولى بدهند، باج سیاسى بدهند. امام باج نداد - این را همه بدانند - ما هم به هیچ کس از طرف ملت ایران و از طرف خودمان باج نخواهیم داد.


مشروح سخنان رهبر معظم انقلاب؛
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
همه بدانند از طرف ملت ایران و از طرف خود به هیچکس باج نخواهیم داد
حضرت آیت الله خامنه‌ای در دیدار هزاران نفر از مردم استان مازندران،حوادث تاریخی را درس آموز و عبرت انگیز برای ادامه مسیر آینده دانستند و با اشاره به بی اثر بودن طراحی های مختلف 30 سال گذشته به دلیل ایمان و حضور هوشمندانه مردم در صحنه تأکید کردند: امروز نیز مهمترین وظیفه آحاد مردم به ویژه جوانان و افراد تأثیرگذار، حضور در صحنه دفاع از انقلاب و نظام اسلامی و اعتماد به مسئولان است، و اصلی ترین وظیفه مسئولان هم تلاش و کار بی وقفه و همه جانبه و تدبیر برای حل مشکلات و سرعت بخشیدن به حرکت رو به جلوی کشور است.

به گزارش جام جم آنلاین رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار که امروز سه شنبه به مناسبت حماسه ششم بهمن مردم آمل در سال 1360 برگزار شد، با اشاره به نقش آفرینی مردم مؤمن و انقلابی آمل در حادثه ششم بهمن افزودند: این موضوع آنقدر اهمیت داشت که امام (ره) آن را در وصیت نامه تاریخی خود ذکر کردند تا فراموش نشود و برای آیندگان بماند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم درس و عبرت گرفتن از حوادث مختلف انقلاب اسلامی بویژه حماسه ششم بهمن مردم آمل، خاطرنشان کردند: تعبیر ظاهری هزار سنگر از شهر آمل به دلیل سنگربندی خیابانها در حادثه ششم بهمن سال 60 است اما تعبیر واقعی آن به معنای سنگر دلها است که با این تعبیر، به عدد هر انسان مؤمن و با انگیزه ای، سنگری در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد.

ایشان ضمن آسیب شناسی از شکست حرکت برخی ملتها در جهت اهداف و آرمانهای بزرگ تأکید کردند: علت اصلی توقف و شکست حرکت این ملتها، آماده نبودن برای مواجهه با خطرات بود و یکی از درس های حوادث تاریخی، آماده شدن برای خطرات پیش رو و شناخت دقیق آنها است.

رهبر انقلاب اسلامی در تحلیل حوادث سی ساله انقلاب اسلامی و چگونگی انحراف برخی جریانها و گروهها و در نهایت ایستادگی آنها در مقابل مردم، افزودند: در اوائل انقلاب برخی افراد و جریانها که مدعی روشنفکری و طرفداری از رأی مردم و خلق بودند و شعار دموکراسی می دادند در مقابل خلقی که نظام اسلامی را با بهای سنگینی برسر کار آورده و به آن رأی داده بودند، ایستادند و با مردم مقابله مسلحانه کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ترکیب این جریانها و گروهها که شامل منافقین، افراد کافر، طرفداران غرب، و حتی متظاهرین به دین بودند، خاطرنشان کردند: این جریانها ابتدا با سخنان روشنفکرانه به مبانی امام (ره) و جمهوری اسلامی اعتراض کردند و سپس به تدریج میدان مبارزه فکری و سیاسی را به میدان مبارزه مسلحانه و اغتشاش گری تبدیل و برای مردم و مسئولان در زمان جنگ مزاحمت ایجاد کردند.

ایشان با تأکید بر اینکه هویت جمهوری اسلامی ایران همان هویت مردم و عزم و ایمان آنها است، افزودند: در آن زمان با لطف و هدایت الهی، مردم در صحنه حاضر شدند و همه توطئه ها را خنثی کردند. البته این به معنای تمام شدن توطئه ها نبود ولی مهم آن بود که مردم بیدار و در صحنه حاضر بودند و به حرکت خود تا به امروز ادامه دادند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین در تحلیل عملکرد جبهه معارضان نظام اسلامی در طول سی سال گذشته خاطرنشان کردند: در این جبهه همواره دو خطای فاحش وجود داشته است، نخست آنکه خود را بالاتر از مردم می دانستند و دوم آنکه به دشمنان ملت دل بسته بودند.

حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین خطای اول معارضان نظام اسلامی افزودند: نتیجه بالاتر دانستن خود، از مردم، این می شود که اگر مردم در یک حرکت قانونی، اقدام و یا انتخابی کردند، معارضان در مخالفت با اقدام مردم آن را عوام گرایی و مردم را عوام می خوانند.

ایشان با اشاره به دل بستن معارضان نظام اسلامی به دشمنان مردم خاطرنشان کردند: در طول سی سال گذشته دولت امریکا و رژیم صهیونیستی و صهیونیستهای دنیا، دشمن ترین دشمنان ملت ایران بوده اند و امروز هم حقاً و انصافاً دشمن ترین دشمنان هستند و دل بستن به این دشمنان خطای بزرگی است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: وقتی دشمن وارد میدان شده است، باید متوجه شویم و اگر خطا و اشتباهی هم انجام دادیم، آن را تصحیح کنیم.

حضرت آیت الله خامنه ای بی اثر بودن توطئه های امریکا در سی سال گذشته را بسیار واضح و آشکار دانستند و تأکید کردند: دلیل بی اثر بودن توطئه ها، این است که امروز جمهوری اسلامی ایران دهها برابر قویتر از روزها و سالهای اولیه شده است و به حرکت خود با شتاب و قدرت بیشتر ادامه می دهد.

ایشان با اظهار تعجب از عبرت نگرفتن دشمنان ملت ایران، از بی اثر بودن توطئه های قبلی و تلاش برای برنامه های جدید و در عین حال تکراری افزودند: آمریکاییها می گویند 45 میلیون دلار بودجه تصویب کرده اند تا از طریق اینترنت جمهوری اسلامی ایران را شکست دهند که این نشان دهنده اوج درماندگی دشمن است زیرا آنها تاکنون دهها 45 میلیون دلار صرف مقابله با نظام اسلامی از طریق کار دیپلماسی، تحریم، اعزام جاسوس، استخدام مزدور و روشهای دیگر کرده اند ولی به هیچ نتیجه ای نرسیده اند.

رهبر انقلاب اسلامی ناتوانی دشمن در فهم واقعیت انقلاب اسلامی و قدرت مردمی آن را از سنت های الهی دانستند و خاطرنشان کردند: دشمنان ملت ایران مدتها طراحی کردند تا بتوانند به بهانه ای در تهران آشوب ایجاد کنند اما نتیجه این طراحی، آیا غیر از بیداری و هوشیاری بیشتر مردم در دفاع از جمهوری اسلامی شد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: حوادث اخیر باعث شد تا همه مردم برای حضور بیش از پیش در صحنه دفاع از جمهوری اسلامی، احساس وظیفه کنند.

ایشان خاطرنشان کردند: البته در مقاطعی برخی طراحی های دشمن برای وادار کردن نظام اسلامی به باج دادن بوده است اما امام بزرگوار (ره) هیچگاه باج نداد و همه بدانند ما نیز از طرف ملت ایران و از طرف خود به هیچکس باج نخواهیم داد.

رهبرانقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ملت ایران بر حرف حق خود ایستاده است و از آن کوتاه نخواهد آمد، افزودند: ملت ایران می خواهد ملتی مستقل، پویا، حرکت کننده به جلو، عامل به احکام اسلامی، و قدرتمند برای دفاع از حقوق و عقاید خود باشد. آیا این خواسته های بحق، جرم است؟

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: ما براساس دستورات اسلام معتقدیم هرگاه حق و باطل در مقابل یکدیگر قرار گیرند، اگر اصحاب حق، صادقانه در مسیر خواسته حق خود ایستادگی کنند، قطعاً باطل شکست خواهد خورد و تجربه سی سال گذشته نیز همین موضوع را اثبات کرده است.

ایشان در تشریح وظایف مردم و مسئولان در شرایط فعلی خاطرنشان کردند: مهمترین وظیفه آحاد مردم و مسئولان به ویژه جوانان و افرادی که سخن آنان در میان مردم تأثیرگذار است، حفظ احساس مسئولیتِ حضور در صحنه است.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: امروز هیچکس نباید بگوید من تکلیف و مسئولیتی ندارم بلکه همه باید در دفاع از نظام جمهوری اسلامی که دفاع از اسلام، حقوق مردم و عزت کشور است، احساس مسئولیت کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مردم همواره این احساس مسئولیت را به اثبات رسانده اند که نمونه واضح آن راهپیمایی نهم دی بود و در 22 بهمن نیز مردم حضور، آمادگی و سرزندگی خود را همچون گذشته نشان خواهند داد.

ایشان وظیفه مسئولان کشور را نیز کار و تلاشِ همراه با تدبیر برای حل مشکلات دانستند و خاطرنشان کردند: مسئولان قوای سه گانه و همه مسئولان باید کار برای مردم و تدبیر در امور را وظیفه خود بدانند و لحظه ای از آن غفلت نکنند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: نباید حرکت رو به جلوی کشور لحظه ای کُند شود بلکه باید با سرعت بیشتر و همه جانبه تر ادامه یابد.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین وظیفه آحاد مردم در قبال مسئولین را، اعتماد به آنها و پشتیبانی از مسئولان برشمردند و خاطرنشان کردند: یکی از هدفهای دشمن، بی اعتماد کردن مردم به مسئولان است و همه باید در این خصوص هوشیار باشند.

ایشان افزودند: البته پشتیبانی از مسئولان به معنای تذکر ندادن و یا پرهیز از انتقاد بجا و صحیح، نیست اما این تذکر و یا انتقادِ لازم باید همانند تذکر دو همسنگر به یکدیگر باشد و نه بصورت مقابله و رودرویی.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: قرائن فراوان نشان می دهد که دست قدرت الهی پشتیبان این ملت است و خداوند متعال با فضل و عنایت خود، و دعای مستجاب حضرت ولی عصر(عج) این ملت را به هدفهای بلند خواهد رسانید و دشمن را در مقابل این ملت بزرگ ذلیل و خاکسار خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود در تجلیل از افتخارات و رشادتهای مردم مؤمن مازندران بویژه مردم آمل خاطرنشان کردند: چهره آمل در عرصه های مختلف از جمله عرصه مجاهدت فی سبیل الله و وادی علم، فقاهت، معرفت و عرفان چهره درخشانی است و امروز نیز بزرگان روحانی آملی از افتخارات حوزه های علمیه و از ذخائر با ارزش روحانی کشور هستند.

در ابتدای این دیدار آیت الله طبرسی نماینده ولی فقیه در استان مازندران و امام جمعه ساری، در سخنانی ضمن اشاره به سوابق تاریخی و ارادت ویژه مردم مازندران به اهل بیت علیهم السلام و جانفشانی مردم این منطقه در صحنه های مختلف دفاع از انقلاب اسلامی از جمله  حماسه ششم بهمن آمل و دوران دفاع مقدس تأکید کرد: مردم مازندران همواره آماده دفاع از آرمانهای امام (ره) و ارزشهای انقلاب، و گوش به فرمان رهبر انقلاب اسلامی هستند.


سران قوا‌‌ قاطع و قانونی برخورد کنند
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی

رهبر معظم انقلاب بر مقابله با فتنه‌انگیزان، مفسدان و اغتشاشگران تأکید کردند

■ حضرت آیت الله خامنه‌ای در دیدار هزاران نفر از مردم قم: راهپیمایی سراسری نهم دی‌ماه امسال، تجلی دست قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب بود. اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر به جا آورده شود، باز هم کم است
■ مشکل اصلی دشمنان این سرزمین، بصیرت ملت و غیرت دینی جوانان کشور است
■ مسئولان قوای سه‌گانه دیدند که ملت چه می‌خواهد؛ بنابراین باید وظایف خود را در مقابل مفسدان و اغتشاشگران به خوبی انجام دهند
■ دل‌های همه مردم از بی‌حرمتی‌ها در روز عاشورا به درد آمده است اما همه باید مراقب باشیم که با کارهای بی‌رویه به فتنه‌انگیزی دشمن کمک نکنیم
■ در شرایط غبارآلود باید خیلی با احتیاط و تدبیر و البته در وقت خود با قاطعیت عمل کرد تا دشمن در فتنه‌انگیزی ناکام بماند
■ همه باید از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته در دیدار هزاران نفر از مردم قم، حضور عظیم و تعیین کننده ملت مؤمن، بابصیرت و با غیرت ایران را در راهپیمایی سراسری نهم دی ماه امسال، تجلی دست قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب خواندند و تأکید کردند: سلطه‌گران و جریانهای ضد دین که امروز در شرایط غبارآلود فتنه در مقابل نظام و انقلاب شعار می‌دهند همان کسانی هستند که سالها زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب صف آرایی کرده بودند و مردم نیز با درک همین شاخص و حقیقت، حضور تعیین کننده خود را در حفظ نظام و انقلاب، بار دیگر ثابت کردند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به ابعاد مختلف حادثه عظیم 19 دی سال 56 در قم تأکید کردند: قیام 19 دی مردم قم در 32 سال پیش با ویژگی‌هایی همچون بصیرت، موقع شناسی، دشمن شناسی و مجاهدت، مبدأ تحول و ایجاد جریانی عظیم در ملت ایران شد که همچنان درس آموز و تأثیرگذار است.ایشان، اراده و مجاهدت انسانها را زمینه ساز شاخص شدن برخی روزهای تاریخ، از جمله 19 دی 56 دانستند و خاطرنشان کردند: روز 9 دی امسال نیز از جمله روزهایی است که به واسطه حرکت عظیم و فوق العاده مردم، در تاریخ ماندگار شد.حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به شرایط غبارآلود کنونی تأکید کردند: در چنین شرایطی، این حرکت مردم، اهمیت مضاعفی داشت و روح ولایت و روح حسین بن علی‌(ع) در آن دیده می‌شود و همانگونه که امام راحل(ره) همواره می‌گفت تجلی دست قدرت خدا بود.
رهبر معظم ‌انقلاب اسلامی با تأکید بر این‌که در شرایط فتنه، کار دشوارتر و تشخیص سخت‌تر است، به تبیین فتنه انگیزی جبهه مقابل امیرمؤمنان در جنگ صفین پرداختند و افزودند: در آن شرایط سخت و غبارآلود، جناب عمار یاسر که از یاران خاص و خالص و همیشگی امام علی (ع) بود، به روشنگری پرداخت تا به افراد متزلزل یادآوری کند که هیچ تفاوتی بین جبهه مقابله کنندگان با رسول خدا (ص) و دشمنان امیرمؤمنان وجود ندارد جز این‌که جبهه مقابل حضرت علی (ع) در ظاهر ادعای اسلام و طرفداری از قرآن و پیامبر را می‌کند.حضرت آیت الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و در تمام طول حیات امام خمینی (ره) همواره امریکا، انگلیس، دیگر قدرتهای استکباری، مرتجعین وابسته به نظام سلطه و منحرفان داخلی در زیر پرچم مبارزه با امام(ره) و انقلاب قرار داشتند و اکنون هم شرایط به همین صورت است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: از قبل از انتخابات ریاست جمهوری تاکنون، امریکا، انگلیس و رسانه‌های صهیونیستی در کجا ایستاده‌اند؟ جناح‌های ضددین همچون توده‌ای‌ها، سلطنت طلب ها و دیگر مخالفان انقلاب و امام(ره) در کجا قرار دارند؟ آیا جز در زیر همان پرچم مقابله با نظام اسلامی قرار گرفته‌اند؟ بنابراین صف بندی‌ها هیچ تغییری نکرده و این یک علامت و شاخص مهم است.حضرت آیت الله خامنه‌ای حماسه بزرگ 9 دی را نتیجه هوشیاری مردم و درک این شاخص بسیار مهم دانستند و افزودند: اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر به جا آورده شود، باز هم کم است.


عامل اصلی حفظ انقلاب اسلامی و کشور

 
ایشان بیداری و حضور مردم را عامل اصلی حفظ انقلاب اسلامی و کشور و علت وحشت سران استکبار از حمله به ملت ایران دانستند و افزودند: برخلاف برخی تبلیغات رسانه‌ای، مشکل اصلی دشمنان این سرزمین، بصیرت ملت و غیرت دینی جوانان کشور است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای افزودند: با وجود این غیرت دینی جوشان، جوانان در مقابل برخی مسائل صبر پیشه می‌کنند که باید هم چنین باشد ولی هرگاه که زمان حضور در صحنه باشد، در میدان حاضر هستند.
ایشان، توجه به ناکامی استکبار در محاسبات جهانی و منطقه‌ای را در تحلیل صحیح حوادث ماههای اخیر کشور، ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: بیداری ملت ایران، محاسبات استکبار را برهم زده و سلطه گران با هیاهو و جنجال و توطئه تلاش می‌کنند فریاد بصیرت و آمادگی این ملت به گوش امت اسلامی نرسد و موجب بیداری بیشتر ملتها نشود.
حضرت آیت الله خامنه‌ای آزردگی وخشم جوانان عزیز و فرزندان بسیجی ایران را از بی حرمتی عده‌ای به عاشورای حسینی و اباعبدالله الحسین (ع)، امری طبیعی دانستند و افزودند: دلهای همه مردم از این بی حرمتی به درد آمده است اما همه باید مراقب باشیم که با کارهای بی‌رویه، به فتنه انگیزی دشمن کمک نکنیم.


تلاش همه‌جانبه دشمنان برای طراحی فتنه‌ای پیچیده و خطرناک


ایشان تلاش همه جانبه دشمنان را برای طراحی فتنه‌ای پیچیده و یک بازی خطرناک خاطرنشان کردند و افزودند: در این شرایط غبارآلود باید خیلی با احتیاط و تدبیر و البته در وقت خود با قاطعیت عمل کرد تا دشمن در فتنه انگیزی ناکام بماند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای دستگاههای مسئول را به اِعمال کامل و قاطع مُرّ قانون در برخورد با حوادث اخیر موظف کردند و در عین حال افزودند: افرادی که مسئولیت و وظیفه قانونی ندارند نباید در این قضایا دخالت کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به دعوت قرآن کریم به رعایت عدالت و اعتدال افزودند: عده‌ای دشمنی و خباثت می‌کنند و عده‌ای نیز از خباثت کنندگان حمایت می‌کنند اما اگر در این قضایا بدون دقت و درک کافی عمل شود ممکن است بیگناهانی که از این خباثت‌ها بیزارند لطمه جدی ببینند بنابراین همه باید از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود.
حضرت آیت الله خامنه‌ای حرکت عظیم ملت در نهم دی ماه را، اتمام حجتی برای همه دانستند و افزودند: مسئولان قوای سه گانه دیدند که ملت چه می‌خواهد بنابراین باید وظایف خود را در مقابل مفسدان و اغتشاشگران به خوبی انجام دهند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین با یادآوری وظایف مسئولان و دستگاهها در مدیریت صحیح و استمرار حرکت رو به جلوی کشور تأکید کردند دشمن درصدد است با حوادث ماههای اخیر، چرخ پیشرفت اقتصادی و علمی ایران و روند حضور قدرتمندانه جمهوری اسلامی در عرصه‌های بین‌المللی را تخریب کند و مسئولان باید با انجام مدبرانه و قدرتمندانه وظایف خود در عرصه‌های اقتصادی – اجتماعی – علمی – فرهنگی و سیاسی، این هدف را ناکام بگذارند.ایشان حضور مردم در صحنه را بزرگترین ثروت و پشتوانه نظام خواندند و با اشاره به تبلیغات غلط و مغرضانه رسانه‌های بیگانه درباره حکومتی بودن راهپیمایی عظیم نهم دی افزودند: آنها با این گونه تبلیغات، ناخواسته به قدرت مردمی جمهوری اسلامی اعتراف می‌کنند چرا که هیچ حکومتی در جهان قادر نیست ظرف 2 روز چنین بسیج عظیم ملی را انجام دهد و دهها میلیون نفر را به خیابانها بکشاند.رهبر معظم انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان با تجلیل دوباره از بصیرت و آمادگی ملت عزیز ایران افزودند: در پرتو نَفَس گرم امام راحل عظیم الشأن و فداکاری شهیدان گرانقدر، مردم و حکومت، در این کشور بزرگ یک حقیقت واحد به شمار می‌روند و همه مسئولان از جمله اینجانب، فقط قطره‌های کوچکی هستیم در اقیانوس عظیم ملت.