آخرین تحولات‌سوریه پس از وعده‌اصلاحات/چهار گروه‌مخالفان چه‌می‌گویند
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، سوریه

مسئولان روسیه و چین پس از وتو کردن قطعنامه شوراى امنیت علیه سوریه در هفته گذشته و روبرو شدن با انتقادهای امریکا و غرب اقدام به ارائه طرح جدید تعدیل شده به منظور برخورد با بحران سوریه کردند. همچنین آنان در اظهارات جدید خود بر ضرورت تسریع در انجام اصلاحات در این کشور و متوقف کردن کلیه مظاهر خشونت تاکید کردند. اقدام مسئولان دو کشور در وتوی قطعنامه شورای امنیت با استقبال فراوان مسئولان سوریه روبرو شد.

اقدامات دولت

اظهارات اخیر مسئولان دو کشور موجب شد که مسئولان سوریه تصمیمات جدیدى را در جهت تسریع در اصلاحات اتخاذ کرده که از مهم‌ترین آنها اعلام محمد بختیان دبیر شوراى ملى حزب بعث در روز پنج‌شنبه مبنى بر تصمیم رئیس‌جمهور سوریه در تشکیل کمیته تدوین قانون اساسى جدید ظرف دو روز آینده است. طرح قانون اساسی جدید قرار است پس از تصویب توسط دو سوم اعضای مجلس به همه پرسى مردم گذاشته شود.

اقدامات مخالفان

از سوى دیگر، اقدام مخالفان دولت سوریه در داخل و خارج در روزهاى اخیر به ساماندهى تشکیلات و نیروهاى خود نیز موجب تسریع دولت در اتخاذ تدابیر جدید شد.

تشکیل "مجلس ملی انتقالى" توسط مخالفان مقیم خارج از کشور پس از ماه‌ها کشمکش، در کشور ترکیه و استقبال سران غرب از تشکیل آن و نیز اقدام مخالفان مقیم داخل در ساماندهى تشکیلات خود در داخل و تأسیس "شورای هماهنگی نیروهای تغییر" و "جریان تغییر واصلاح" و "جریان سوم" نشان دهنده ورود کشور  به مرحله جدیدى از تحولات است.

* "مجلس ملی انتقالی" که روز یکشنبه 10 مهرماه در شهر استانبول ترکیه موجودیت خود را اعلام کرد، نمایندگانی را از اعضای بیانیه دمشق، اخوان المسلمین و لیبرال ها در خود جای داده است، در حالی که "شورای هماهنگی" که در برگیرنده مخالفان داخل است، مشتمل بر احزاب شش‌گانه دموکرات و چهار حزب کُرد و شخصیت‌های مخالف مستقل است.

* "جریان تغییر و اصلاح" نیز که شورای آن مشتمل بر هفت نفر است و چهار نفر از آنان به تازگی از زندان آزاد شدند، افراد برجسته زیر را در خود جای داده است:

- علی حیدر رئیس الحزب القومی السوری الاجتماعی

- قدری جمیل از کمیته ملی اتحاد کمونیست‌ها

- طیب تیزینی سوسیالیست مستقل

- پدر تونی دوره مسئول روابط عمومی مارونی‌های سوریه و...

اعضای این جریان  اخیرا به روسیه رفته و مورد استقبال مسئولان روسیه قرار گرفتند. این گروه اختلاف زیادی بادولت نداشته و بیشتر به دنبال انجام اصلاحات است.

* اقدام گروه دیگرى از مقامات سیاسى به تشکیل "جریان سوم" نیز از جمله رویدادهاى سیاسى دو هفته اخیر است. این جریان که مشتمل بر 40 شخصیت سیاسی و فرهنگی به رهبرى دکتر محمد حبش و طیب تیزینی و تعدادی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس مانند عبد العزیز معگالی و عبد الکریم السید و عدنان دخاخینی و شیخ حسن کفتارو است، با هدف ارائه راه حل میانه جهت خروج از بحران کشور شکل گرفت.

اغلب اعضای این جریان از طرفداران نظام بوده که به دنبال دخالت نکردن ارتش و سازمان امنیت در زندگی شخصی مردم و مجازات شرکت کنندگان در کشتارهای اخیر و بازگشت اعتماد میان مردم و دولت و آغاز اجرای اصلاحات در قانون اساسی هستند.

* جریانات جدیدی نیز در حال شکل گیری است که از مهم‌ترین اعضای این گروه "المبادرة الوطنیة الدیمقراطیة" می‌توان به رهبری محمد سلیمان وزیر اسبق اطلاع رسانی و جمال سلیمان هنرمند برجسته کشور را نام برد.

همچنین شخصیت‌های دیگری مانند میشیل کیلو، عارف دلیله و لؤی حسین که از مخالفان به شمار می روند، اخیرا در جلسات گفت‌وگوی ملی با دولت شرکت و از مواضع گذشته خود عقب نشینی کردند.

ویژگی‎های شورای هماهنگی نیروهای تغییر

شورای هماهنگی ملی نیروهای تغییر اخیراً استقبال مشروط خودرا جهت پیوستن به مجلس ملی انتقالی اعلام کرده است. درعین حال، این شورا بر خلاف مجلس ملی انتقالی، تنها برای تأسیس نظام دموکراسی حاضر است با دولت مذاکره کند اما مجلس ملی انتقالی با هرگونه مذاکره با دولت مخالف است. ضمنا مجلس ملی با دخالت نظامی بیگانگان به ویژه نیروهای سازمان ملل وشورای امنیت موافق است اما شورای هماهنگی با دخالت نظامی بیگانگان به هر شکل مخالف است.

شورای هماهنگی مخالفان در داخل، اجلاس مرکزی خود را در پنج‌شنبه گذشته تحت عنوان چهار "نه" بزرگ برگزار کرد. (نه برای استبداد و فساد... نه برای دخالت نظامی بیگانگان... نه برای فتنه‌های مذهبی وقومی... نه برای خشونت و مسلح کردن انقلاب مردم). این شورا همچنین اعضا کمیته اجرایی خود را که بالغ بر 27 نفر است، انتخاب کرد. از مهم‌ترین شخصیت‌های انتخاب شده:

1- حسن عبد العظیم: دبیرکل اتحاد سوسیالیست دمکرات (سفیر امریکا چندی پیش از وی دعوت نمود که به سفارت امریکا برود اما بامخالفت وی روبرو شد و سفیر مجبور شد به دیدار وی برود)

2- حسین العودات: مخالف سوری که باگرایش چپ.

3- فایز ساره: لیبرال

حسن عبد العظیم هماهنگ کننده شورای هماهنگی در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که در هیچ یک از انتخابات شرکت نخواهد کرد مگر در سایه امنیت و توقف کلیه مظاهر خشونت و گفت‌وگو به‌منظور بررسی راه‌های انتقال قدرت به افراد منتخب توسط مخالفین و نیروهای دولتی که دست خود را به خون افراد بی‌گناه آلوده نشده است و تدوین قانون جدید برای احزاب و انتخابات و قانون اساسی و برگزاری انتخابات سالم.

عبد العظیم همچنین افزود که شورا آمادگی خود را جهت پیوستن افرادی از مجلس ملی انتقالی که با دخالت نظامی بیگانگان مخالف هستند، اعلام کرد.

در بیانیه اختتامیه این اجلاس، کمیته مرکزی شورای هماهنگی هشدار داد که استفاده از نیروی نظامی در برخورد با تظاهرات منجر به دخالت نظامی بیگانگان و آشوب داخلی خواهد شد.

شورای هماهنگی در پایان این اجلاس حسن عبد العظیم را به‌عنوان رئیس شورا و حسین العودات به‌عنوان نائب رئیس و رجاالناصر به‌عنوان دبیر شورا منصوب کرد.

مرحله دوم عملیات مخالفین

از مظاهر دیگر چهره سیاسی کشور در هفته اخیر، اجراى مرحله دوم اعتراض‌هاى مخالفان مسلح در داخل یعنی انجام عملیات تروریستى و تخریبى است.

بسیارى از صاحب‌نظران بر این عقیده هستند که این اقدام مخالفان نشان دهنده موفقیت نداشتن آنان در مرحله اول اعتراض‌ها است که شاهد برپایى تظاهرات خیابانى و به دست گرفتن موقت کنترل برخى از شهرهاى مهم کشور مانند حمص و حماه بوده است.

موقعیت دولت

به هر حال، همانگونه که دولت دارای نقاط ضعف فراوانی اعم از تکیه بر نظام تک حزبی، مذهبی و قومی که منجر به فساد اقتصادی، سیاسی واجتماعی شده بود، مخالفان آن نیز به دلیل عدم انسجام و توانایی در ارائه جایگزین مقتدر موفق به جلب افکارعمومی نشدند.

حوادث روزهاى اخیر همگى حاکى از تصمیم دو طرف بر حرکت به سمت به دست گرفتن سررشته امور و گرفتن گوى سبقت است.

اما در مجموع باید گفت که دولت سوریه به دلیل برخوردارى از ارتش وفادار مجهز و تشکیلات نظامى و انتظامى و امنیتى و حزبى مقتدر تاکنون موفق به کنترل اوضاع به نفع خود شد.

تصمیم جدی بشار جوان، پر شور و اصلاح‌طلب بر اجراى اصلاحات اعم از تغییر کابینه و تصویب قانون جدید انتخابات که مراحل اولیه آن مانند تشکیل کمیته‌ها در حال شکل گیرى است و تصویب قانون جدید رسانه‌ها و قانون تشکیل احزاب و برگزارى جلسات گفت‌وگوی ملى در سراسر کشور با شرکت نخبگان سیاسى، اقتصادى و اجتماعى و همچنین برگزارى جلسات گفت‌وگوى ملى در سطح جوانان و عشایر و شناسایى خواسته‌هاى مردم و اقدام در افزایش حقوق و استخدام بیکاران و افزایش میزان یارانه سوخت (على رغم مخالفت برخى از شخصیت‌های پا به سن گذاشته و محافظه کار حزبى و امنیتى) باعث شد که سررشته اوضاع کشور را همچنان در اختیار داشته باشد.

اشتباهات مخالفان

از سوى دیگر اشتباه‌های فاحش مخالفان در گذشته و نبود برخوردارى از سازماندهى و تشکیلات منسجم و انجام عملیات خشونت آمیز وحشیانه و اظهارات دستگیرشدگان مبنى بر دریافت کمک‌هایى از بیگانگان و تشریح اقدامات آنان در مثله کردن اجساد قربانیان و... همگى به شکل گیرى تصویر نه چندان مناسب از آنان نزد افکار عمومى اعم از نخبگان و توده‌هاى مردمى کمک کرد.

نتیجه‌گیری

به نظر می‌رسد روزهاى آینده شاهد اقدامات جدیدى از سوى دو طرف خواهیم بود.

دولت آمریکا و غرب پس از وتوى قطعنامه شوارى امنیت از سوى  روسیه و چین ناگزیر به روى آوردن به اقدامات جدیدى اعم از اعمال فشارهاى سیاسى و اقتصادى یک طرفه و یا انجام معامله با روسیه و چین خواهد شد، در عین حال، روسیه و چین نیز با وتوى قطعنامه اخیر و ارائه طرح متعادل جهت برخورد با بحران سوریه سررشته امور را در حال حاضر به‌دست گرفته و منتظر اقدامات آمریکا و غرب خواهند نشست.

شکست طرح امریکا و غرب در منزوی کردن سوریه پیامدهای دیگری خواهد داشت. نگرانی  امریکا از اوج‌گیری قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه پس از خروج نیروهای خود از عراق و طرفداری مالکی از قیام مردم بحرین و شکست طرح محکومیت سوریه در شورای امنیت موجب عصبانیت آن‌ها شد.

اقدام اخیر امریکا در اتهام‌زنی ایران در مورد طرح ریزی جهت ترور "جبیر" سفیر عربستان در امریکا نیز در همین راستا است. آن‌ها نگران آینده موقعیت خود پس از خروج  از عراق و به‌دست گرفتن سررشته امور توسط جبهه مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران است. طراحی این توطئه در شرایط فعلی باهدف افزایش تشنج در  روابط ایران با کشورهای خلیج فارس بوده و بهانه تراشیدن جهت ماندن در این منطقه حیاتی خواهد بود.

همچنین موافقت نکردن دولت عراق با ابقای نیروهای امریکا در این کشور موجب عصبانیت بیشتر امریکا شد و انفجارهای شدید روز گذشته عراق در این راستا قلمداد می‌شود.


رجانیوز در گفت‌وگو با زارعی کارشناس مسائل منطقه بررسی کرد
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سوریه ، بشار اسد ، ترکیه
ریشه‌های تمایل ترکیه به سقوط اسد/ چرا منشأ ناآرامی‌ها خارجی است؟
گروه بین‌الملل - مهند حامد: کمبود اطلاعات و فضاسازی رسانه های عربی و غربی در مورد حوادث سوریه مساله‌ای است که افکار عمومی ایران را نسبت به حوادث رخ داده در طی ماه های گذشته در این کشور همپیمان استراتژیک ایران مغشوش کرده است. سعدالله زارعی کارشناس مسائل بین الملل در گفت‌وگو با رجانیوز به سوال‌های خبرنگار ما در مورد نقش ترکیه، ‌اخوان المسلمین و حوادث اخیر سوریه پاسخ داده است.

دیدگاه اخوان المسلمین سوریه نسبت به جریان مقاومت اسلامی در منطقه؛ یعنی ایران و حزب الله دقیقا چیست؟

اخوان المسلمین سوریه بخشی از اخوان المسلمین در جهان اسلام و جهان عرب است  و حکایت جداگانه ای ندارد. اسلام گرایی و رسیدن به حکومت از طریق شیوه های مسالمت آمیز و مشارکت جویانه، روش شناخته شده اخوان المسلمین در همه کشورهای عربی و از جمله در سوریه است.

رابطه اخوان المسلمین با بقیه شعبه های اخوان در سطح جهان عرب بر پایه تعامل و همکاری استوار است در عین حال هرکدام از شعبه های اخوان در جهان عرب از مسائل ملی کشورهای عربی نیز متاثر می شود و بنابراین اخوان المسلمین سوریه در واقع اخوان المسلمینی است که اسلام و ملی گرایی سوریه را در هم ادغام کرده و توسل به شیوه های مسالمت آمیز برای مشارکت در قدرت را نیز در  دایره هدف خود قرار داده است.

رابطه اخوان المسلمین سوریه با حزب الله لبنان، حماس وجهاد اسلامی در فلسطین حسنه است اما  درعین حال، به دلیل مناسبات خاصی که بین اخوان المسلمین سوریه با حزب بعث سوریه وجود دارد  و درواقع تفاوت نگرشی که بین اخوان المسلمین سوریه و حزب الله و حماس نسبت به دولت سوریه وجود دارد، گاهی تفارت هایی در مواضع اخوان نسبت به حزب الله لبنان و حماس فلسطین شاهد هستیم اما این موضوع درحقیقت یک تفاوت استراتژیک به حساب نمی‌آید.

دیدگاه اخوان المسلمین سوریه نسبت به ایران چیست؟

اخوان المسلمین، ایران را به عنوان کشوری اسلامی و پشتیبان جریان عمومی اخوان در سطح جهان اسلام می شناسد و بنابراین اعتماد کافی بین رهبران ایران و رهبران اخوان سوریه وجود دارد؛ البته همان طور که یک دیدگاه انتقادی بین اخوان المسلمین سوریه و حزب الله لبنان در مورد حضور خاندان اسد در رأس حکومت سوریه وجود دارد، همین اختلاف نظر و جنبه انتقادی دیدگاه ها بین ایران و اخوان سوریه نیز وجود دارد.

چرا ترکیه علیه سوریه موضع گیری می کند؟

درواقع این موضوعی است که باید از چند منظر به آن نگاه کرد. یک منظر، دیدگاه جغرافیایی است که در واقع ترکیه احساس می کند در یک فضای بسته جغرافیایی به سر می برد. همین چند روز پیش، نخست وزیر ترکیه اعلام کرد که ترکیه در محدوده آناتولی باقی نمی ماند که درحقیقت، اشاره نخست وزیر به محدودیت های جغرافیایی ترکیه بود.

اگر بخواهیم این موضوع را اندکی مورد کاوش قرار دهیم، می بینیم که ترکیه با توجه به استراتژی نفوذ منطقه ای خود، نمی تواند در کشورهای شمال که کشور های اروپایی هستند، نفوذی داشته باشد چرا که از تفاوت بنیادین در مذهب، اقتصاد و سیاست با آنها برخوردار است.

این موضوع را باید مقداری مورد بحث قرار دهیم. ترکیه از جنبه مرز های شرقی خود، یعنی از لحاظ ارتباط با ارمنستان، گرجستان و آذربایجان و ایران قادر نیست که از این بستر در تحکیم موقعیت منطقه ای خود استفاده کند، چرا که از یک سو رابطه ترکیه و ارمنستان به دلیل ماجرای تاریخی ارامنه در دوره حکومت عثمانیان تیره است، از سوی دیگر رابطه ترکیه با گرجستان به دلیل تحولات سیاسی که وجود دارد حسنه نیست و نیز گرجی ها کمتر از ترکیه تاثیر می پذیرند.

مرزهای جغرافیایی آذربایجان با ترکیه مرزهای یکپارچه ای نیست و ترکیه تنها از طریق نخجوان به جمهوری آذربایجان متصل است، ضمن اینکه اساساً آذربایجان کشور مطرحی در سطح منطقه به حساب نمی آید. ایران هم که بخشی از مرزهای شرقی ترکیه را پوشش می‎دهد، خود دارای داعیه‌ی قدرت منطقه‎ای است و از این رو ترکیه نمی‎تواند روی مرزهای شرقی خود به طور جدی حساب کند.

ترکیه در مرزهای غربی با یونان و قبرس مواجه است که سرگذشت تاریخی ترکیه و این دو کشور همواره توام با جنگ و درگیری بوده است. درجنوب، ترکیه با عراق و سوریه مواجه است. به دلیل اینکه حکومت بغداد حکومتی با اکثریت شیعه است، احساس هم خونی بین آنکارا و بغداد وجود ندارد، ضمن اینکه نزدیک به 25 میلیون کُرد که مخالف حکومت ترکیه هستند، بین بغداد و آنکارا فاصله ایجاد کرده اند، بنابراین از ناحیه عراق هم ترکیه نمی تواند نفوذ جغرافیایی داشته باشد. پس فقط سوریه باقی می ماند که در روابط ترکیه و سوریه هم مشکلات عدیده ای وجود دارد.

از یک طرف علوی ها که در سوریه حکومت می کنند، در ترکیه به صورت یک اقلیت محروم به سر می برند و در عین حال ترکیه استان پهناور اسکندریه سوریه را به اشغال  درآورده و از این رو، در فرهنگ مردم سوریه، ترکیه کشوری اشغالگر به حساب می آید.

اینها بیانگر این مطلب است که  ترکیه از نظر جغرافیایی دارای محدودیت های شدید و بسیار گسترده ای است و این محدودیت ها، ترکیه را در قبال تحولات سوریه وسوسه کرده است. مقامات ترکیه گمان می کنند با اعمال فشار بر حکومت سوریه می‌توانند رژیم علوی سوریه را ساقط کنند و به جای آن، رژیم همگرا با خود را بر سر کار آورند و ازین طریق اختناق جغرافیایی خود را از بین ببرند.

نکته دیگر اینکه، ترکیه مایل نیست در سطح منطقه ای به صورت یک کشور همطراز و با مسئولیتی مشترک با قدرت های منطقه حضور داشته باشد. ترکیه در چشم انداز 20 ساله، کشور برتر منطقه را برای خود پیش بینی کرده است، از این جهت، مایل است که در رأس یک بلوک منطقه ای قرار گیرد و گمان می‌کند که تحولات منطقه عربی این فرصت را به جود آورده تا ترکیه با کمک آمریکایی ها و اروپایی ها و رژیم هایی نظیر عربستان بتواند به موفعیت استراتژیک در منطقه دست پیدا کند و به همین جهت هم برای جلب رضایت آنها، سرنگونی نظام سیاسی سوریه را مطرح می کند.

آینده رابطه مقاومت اسلامی با بشار اسد چیست؟

در واقع نظام سیاسی سوریه حلقه میانی بلوک مقاومت به حساب می آید و سرنوشت بلوک مقاومت به میزان زیادی به وضعیت سوریه بستگی دارد. کما اینکه قدرت منطقه ای ایران هم به میزان زیادی به وضع حکومت در سوریه بستگی دارد. این نکته ای است که هم مورد توجه قدرت‌های عضو بلوک مقاومت است و هم مورد توجه قدرت‌های مخالف بلوک مقاومت در منطقه.

به همین جهت، بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند آنچه که در سوریه علیه بشار اسد اعمال می شود، در واقع یک کینه توزی جهانی است که در درجه اول علیه ایران اعمال می شود و هدف نهایی از اعمال فشار بر رژیم بشار اسد نیز شکستن حلقه مقاومت و در نتیجه ضربه زدن به اقتدار منطقه ای ایران و کاستن از قدرت ایران در سطح منطقه است. به همین دلیل هم تمام اعضای بلوک مقاومت به حفظ دولت سوریه و به شکست کشاندن برنامه غرب توجه دارند و همه توان خود را درجهت دفاع از حلقه میانی مقاومت به کار می گیرند.

به نظر شما آیا بشار اسد در مقابل خواسته های اخوان المسلمین که مخالفان اسلام گرای دولت او محسوب می‌شوند، کوتاه می آید؟

بشار اسد از قبل اعلام کرده است که مشکلی با اخوان المسلمین و سایر گروه‌ها و گرایش‌های سیاسی در سوریه ندارد و خود او نیز پیشقدم است تا اصلاحات سیاسی در سوریه به سرانجام برسد و نظام تک حزبی در کشور تبدیل به نظام چندحزبی شود تا گرایش‌های مختلف سیاسی مجال مشارکت در قدرت و حکومت را داشته باشند.

اما مشکل در این خصوص بشار اسد نیست بلکه مشکل یک نظام سیاسی جا افتاده‎ای است که در آن نظام، فقط بشار اسد تصمیم گیرنده نیست؛ یعنی حزب بعث سوریه که از حدود دهه میانی 1340 و پیش از به قدرت رسیدن حافظ اسد در سوریه قدرت را به دست گرفته.  این حزب دروواقع طبقه قدرتی را به وجود آورده که شامل احزاب، شخصیت های سیاسی، شخصیت های نظامی و امنیتی و شخصیت های مملکتی است.

اینها به این سادگی ها حاضر نیستند با برنامه اصلاحات بشار اسد کنار بیایند، بلکه اسد ناچار است که در یک فرآیند زمانی و بدون اینکه با بحران خاصی در درون مواجه شود اصلاحات را در سوریه به سرانجام برساند. این نکته‌ای است که مخالفان اسد هم درک می کنند و می دانند که بشار و علوی ها در سوریه قدرت بلامعارض نیستند، بلکه در سوریه، قدرت حزبی، بین علوی ها و سنی های عضو حزب بعث تقسیم شده.

مخصوصا قدرت نظامی سوریه دراختیار سنی ها قرار دارد، قدرت دولتی یا به تعبیر دیگر الیگارشی سوریه در اختیار سنی ها است و بخش کمی از حکومت در سوریه در سیطره علوی ها قرار دارد. این نکته‌ای است که مخالفان بشار می‌دانند و بر این واقف هستند که اگرچه بشار رییس جمهور سوریه است اما همه قدرت دراختیار اسد نیست.

آیا آمریکا به دنبال بشار ضعیف است یا اینکه بشار کلا نباشد؟

امریکایی‎ها تا چندی قبل تئوری بشار ضعیف را دنبال می کردند که این مساله براساس اطمینان حاصل کردن از موقعیت آینده امنیتی اسرائیل مطرح می شد.  اما به مرور اسرائیلی ها، امریکایی ها را به این باور رساندند که منافع اسرائیل در حذف بشار اسد قرار دارد و بنابراین آمریکایی‌ها به تشویق اسرائیلی ها گرایش خود را از بشار ضعیف به سمت حذف بشار اسد پیش بردند.

ولی نظریه آنها در داخل سوریه با مقاومت شدید مواجه شد و در عمل نظریه حذف بشار اسد از تصمیمات کنار رفت. اما با این وجود آمریکایی‌ها هنوز امیدوارند که بتوانند بشار را ساقط کنند. اجلاس استانبول و بیانیه نهایی که گروه های مخالف بشار اسد در استانبول صادر کردند نشان داد که امکان حذف بشار از حکومت فعلی سوریه ضعیف تر شده و تقریبا می توان گفت که امروز کمتر کسی باور می‎کند که می شود نظام سیاسی فعلی سوریه را از بین برد.

در روزهای اخیر، ما شاهد مقالاتی در نشریات وابسته به عربستان سعودی بودیم که روی مساله پایداری و ماندگاری نظام سیاسی سوریه تاکید کرده بودند.

دلایل‌تان برای اینکه اعتراض‌های سوریه، مردمی نیست و توطئه آمریکا است، چیست؟

در اینکه نظام سیاسی سوریه مثل هر نظام دیگری دارای مخالفانی هست، تردیدی نیست اما آنچه که ما در سوریه مشاهده کردیم، برخلاف مصر، تظاهرات میلیونی و حتی تظاهرات ده‌ها هزار نفری نبود بلکه ما شاهد سلسله حوادثی در برخی شهرهای سوریه بودیم که به صورت زنجیره وار اتفاق افتادند و همه آنها بدون استثنا از سوی کشورهای همجوار سوریه مورد پشتیبانی قرارگرفتند. همه این موارد در سطح بین المللی مورد حمایت سوی اروپا و آمریکا بود، این ها همان مواردی است که اتفاقات سوریه را از آنچه که در مصر، لیبی، یمن، بحرین و سایر کشورهای منطقه رخ داه، متمایز می کند.

جمهوری اسلامی چه اقداماتی در راستای حفظ حکومت اسد انجام داده است؟

جمهوری اسلامی نگرانی خاصی از بابت بقای نظام سیاسی سوریه ندارد چرا که باتوجه به محبوبیت بشار اسد در داخل سوریه و عزمی که او برای پذیرش مخالفان دارد ظرفیت رهبری در سوریه به قدرکافی بالا برده است و بدون دخالت دیگران قادر است که بر مشکلات فائق آید.

به همین دلیل، ایران ضمن آنکه مسائل مربوط به سوریه را با دقت پیگیری کرده اما خودش را نیازمند دخالت ندیده و صرفا گفتگو ها و رایزنی ها با دوستان سوری را به قصد انتقال تجربه سیاسی انجام داده است. آنچه که درباره سوریه مطرح می شود، پیش از آنکه بر روی زمین اتفاقی افتاده باشد، یک درگیری در عرصه رسانه ها و در واقع یک جنگ مجازی است که درابعاد جنگ حقیقی، رخ نمایی شده و با حقیقت فاصله ای به اندازه‌ی فاصله حقیقت تا مجاز دارد.


تلویزیون سوریه هم‌زمان با ناآرامی‌ها در این کشور منتشر کرد
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: جاسوسی ، سوریه ، موساد ، عماد مغنیه
اعترافات جاسوس‌موساد درباره شناسایی خودرو و محل‌جلسه شهید مغنیه
تلویزیون سوریه که این روزها معمولاً صحنه‌هایی از اعتراف‌های مخالفان رژیم را در مورد فعالیت‌های مسلحانه آن‌ها از جمله واردات غیرقانونی اسلحه، توزیع در شهرها و محله‌های دستخوش ناآرامی، گروگان‌گیری از علویان و تغذیه مالی، تسلیحاتی و سیاسی عربستان، ترکیه و قطر منتشر می‌کند، این بار بخشی از اعتراف‌های یک جاسوس موساد را پخش کرد که مأمور شناسایی خودروی شهید عماد مغنیه بوده است.

به گزارش رجانیوز، در فیلم پخش شده از تلویزیون سوریه از این جاسوس با عنوان "انعیم" نام برده شد و وی با توضیح در مورد نحوه آشنایی و همکاری با موساد، مأموریت خود در زمینه شناسایی محل حضور یافتن شهید مغنیه و خودروی او را توضیح داد.

پخش این‌گونه اعتراف‌ها از تلویزیون دولتی سوریه در حالی است که به نظر می‌رسد تشکیلات تبلیغاتی بشار اسد به این نتیجه قطعی رسیده که باید آنچه را که نشان‌دهنده پیوندهای خارجی مخالفانش برای سرنگونی اوست، افشا کند و در این زمینه، حتی بخشی از جزئیات مربوط به توطئه‌های قبلی در این کشور را که پیش از این از انتشار آن‌ها خودداری می‌کرد، به اطلاع افکار عمومی برساند.

انعیم از عوامل دخیل در ترور شهید مغنیه، خود را یک فلسطینی دارای تابعیت اردنی معرفی کرد که به عنوان جاسوس سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی موسوم به "موساد" در سوریه فعالیت می کرده است.

این فرد در اعترافاتش به تسهیل روند عملیات ترور عماد مغنیه در دمشق در سال 2008 میلادی و دادن اطلاعات مورد نظر افسران رژیم صهیونیستی به آنها تا زمان دستگیری اشاره کرد اما درعین حال به زمان، مکان یا شرایط دستگیری خود اشاره ای نکرد.

این جاسوس که "انعیم" نام دارد، خود را متولد سال 1976 میلادی اردن و دارای تابعیت اردنی و فلسطینی معرفی کرد و گفت: در فاصله سال‌های 1995 تا 2000 میلادی در دانشگاه "تشرین" در شهر لاذقیه سوریه در رشته فلسفه تحصیل کرده است.

بر اساس گزارش العالم، انعیم افزود: پس از فارغ التحصیلی درسال 2000 میلادی برای یافتن کار به اردن بازگشته و در زمینه های مختلف اشتغال داشته که آخرین آن مهمان‌داری هواپیما بود.

این تبعه اردن درباره آغاز همکاری‌اش با رژیم صهیونیستی گفت: همکاری من با موساد از طریق یک مخبر به نام "بیرن" آغاز شد که وی را با یک مخبر دیگر به نام "موسی" آشنا کرد.

وی افزود: مراحل اولیه به کارگیری من توسط موساد به اواسط سال 2006 میلادی بازمی گردد و در اوایل سال 2007 میلادی موساد از من خواست تا به سوریه رفته و اطلاعاتی را در زمینه گذرگاه‌ها، نقاط بازرسی، مدت زمان و دستگاه‌های مورد استفاده در بازرسی ها، هزینه های مسافرت، چگونگی انگشت نگاری و تصویربرداری و دستگاه‌های تشخیص هویت گردآوردی کنم که من پس از این کار به اردن بازگشته و از آنجا به شهر الخلیل در فلسطین رفته و اطلاعات مذکور را در اختیار موساد قرار دادم.

انعیم افزود: مرحله دوم شامل جستجو و ایجاد پوششی برای اقامت در سوریه بود که به همین منظور به سوریه رفتم. در آن زمان، خواهرم در همان دانشگاهی که من تحصیل می کردم، دانشجو بود، به همین دلیل متوجه شدم که ادامه تحصیل بهترین راه برای ماندن در سوریه است.

این جاسوس اظهار داشت: در ماه سپتامبر یا اواخر سال 2007 میلادی به سوریه بازگشتم و چند دستگاه به همراه یک کارت حافظه کامپیوتر و نقشه های هوایی در اختیار من گذاشته و آموزش های لازم به من داده شد.

وی در مورد نقش خود در تسهیل ترور عماد مغنیه گفت: در سوم فوریه سال 2008 میلادی با من تماس گرفتند و به من دستور دادند تا به دمشق بروم، نخستین آدرس هایی که در اختیار من قرار دادند، سفارتخانه های ایران و کانادا در دمشق بود.

انعیم ادامه داد: روز چهارم فوریه به سفارت کانادا مراجعه کردم زیرا از من درخواست کرده بودند تا درباره هیأت های دیپلماتیک، سفارتخانه ها و مراکز حزب الله یا جنبش حماس یا هر گروه غیر سوری در این کشور اطلاعات کسب کنم و من به مدت یک ساعت و نیم در آن محله در این باره جستجو کردم و هیچ اطلاعاتی در مورد مواردی که برایم توصیف کرده بودند، به دست نیاوردم، به همین دلیل به لاذقیه بازگشتم و اطلاعاتی را که از من خواسته بودند، در اختیار آنها قرار دادم.

این جاسوس افزود: در روز پنجم فوریه باردیگر با من تماس گرفتند و از من خواستند دوباره به دمشق بروم و در محدوده جغرافیایی گسترده تری اقدام به تحقیق و کسب اطلاعات کنم زیرا مأمور مذکور درباره اطلاعاتش اطمینان داشت و مدعی بود که اماکنی که از من خواسته است تا در مورد آنها اطلاعات جمع آوری کنم، وجود دارند و من نتوانسته ام آنها را بیابم، بنابراین باردیگر به دمشق رفته و به مدت دو ساعت در اطراف سفارتخانه های ایران و کانادا به جستجو پرداختم و هیچ مرکز یا گردهمایی نیافتم و دوباره با مأمور مذکور تماس گرفتم و به وی اطلاع دادم که آنچه از من درخواست کرده بودند، وجود ندارد.

وی در ادامه گفت: پس از آن تا 11 فوریه در لاذقیه ماندم. سپس با من تماس گرفتند و از من خواستند برای سومین بار به دمشق بازگردم. من فردای آن روز پس از آنکه جزئیات بیشتری را به همراه نام خیابان یک فرعی در اختیار من گذاشتند، به دمشق بازگشتم و به همان خیابان فرعی مراجعه کردم و به تحقیق درباره هرگونه مرکز، تجمع یا نمایندگی حزب و یک خودروی پاجیروی نقره ای پرداختم، با وجود جستجوی فراوان خودروی مذکور را نیافتم، به همین دلیل به خیابان اصلی رفتم.

أنعیم افزود: پیش از آنکه به خیابان اصلی برسم یک خودروی پاجیروی نقره ای و به دنبال آن یک مرسدس بنز با شیشه دودی وارد خیابان فرعی شد و من داخل آن خودرو را ندیدم به همین دلیل شماره خودرو را به خاطر سپرده و به شهر لاذقیه بازگشتم.

وی افزود: در روز دوم با کسب اطلاعات از اینترنت و تلویزیون دریافتم که عماد مغنیه ترور شده است و با دیدن تصویر انفجار بر روی اینترنت اطمینان یافتم که خودروی مورد هدف همان پاجیرویی بود که من شماره اش را در اختیار آنها قرار داده بودم.

عماد مغنیه از فرماندهان ارشد حزب الله لبنان در جریان انفجار خودروی بمب گذاری شده در سال 2008 در دمشق به شهادت رسید.


دنده معکوس ترکیه در ماجرای سوریه واشنگتن را شوکه کرد
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، ترکیه ، سوریه ، بشار اسد

کیهان: ارزیابی محافل سعودی حاکی از تداوم اقتدار ایران در معادلات منطقه ای با وجود نقش آفرینی های موضعی و منفی ترکیه و عربستان است.

روزنامه الشرق الاوسط در این زمینه از بی میلی ترکیه نسبت به خطر بیشتر مقابل ایران در تحولات سوریه خبر داد و نوشت: ترکیه در سیاست اخیر خود نسبت به سوریه تعدیل هایی انجام داده و با رد تقاضای آمریکا برای کناره گیری بشار اسد، واشنگتن را شوکه کرده است. این در حالی است که روسیه هم به جمع حامیان اسد پیوسته و نماینده خود را به دمشق اعزام کرده است.

این روزنامه سعودی می نویسد: خبر، کاملا ناگهانی و شوک آور بود هنگامی که ترکیه با مواضع آمریکا برای کناره گیری بشاراسد از قدرت مخالفت کرد. به هیچ وجه قابل باور نیست که این همان ترکیه ای است که چند روز پیش وزیر امور خارجه اش برای نظام سوریه خط و نشان می کشید و هشدار می داد. آنچه اخیرا از ترکیه برداشت می شود چندان باب میل مخالفان نیست. حقیقت این است که به رغم مواضع اخیر ترکیه که مخالفان سوری را خجالت زده کرد و رهبران عرب را خشمگین ساخت، ثابت کرد که آنکارا مواضعش را بدون اتکا به مواضع عربی و بی اعتنا به مواضع ایالات متحده دنبال می کند. حقیقت را نیز درک کرده که اروپا هم از تکرار تجربه سخت لیبی در وضعیت فعلی برای سوریه به شدت نگران است.

الشرق الاوسط با اشاره به موضع قاطع ایران در قبال آشوب افکنی آمریکا در سوریه نوشت: آنکارا خود را در ترک تازی اخیر علیه سوریه تنها دید در حالی که با کشورهای همسایه خود بیش از اینها منافع مشترک دارد که بارزترین آن بحث مبارزه با شورشیان پ.ک.ک است که نیاز مبرم به حمایت و همکاری ایران، سوریه و عراق دارد. برخی از تحلیلگران می گویند در مواضع اخیر عبدالله اوجالان علیه رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه و دولت حاکم بر این کشور تاثیرات ایرانی مشاهده می شود. در چنین فضایی ترکیه ترجیح می دهد که بیش از این خطر نکند و به مصاف همسایگانش نرود. هرچه باشد به ایران و سوریه بیش از دیگر کشورهای منطقه نیاز دارد.

الشر ق الاوسط می افزاید: مسئله اصلی در تحولات منطقه ایران است. تا زمانی که ایران وجود دارد باید کشورهای دیگر همگی برای تحقق خواسته هایشان با آن کنار بیایند. در سوریه تحول ایجاد نمی شود مگر این که با ایران توافقی حاصل شود. این حقیقت را ترکیه دریافته است. اکنون ترکیه فهمیده است که اگر ایران و منافعش را درک نکند، نمی تواند هیچ کدام از برنامه هایش را پیش ببرد. در روزهای آینده ترکیه باز هم مواضع نزدیک با مخالفان سوریه اتخاذ خواهد کرد ولی قطعا دیگر آن ترک تازی را نخواهد داشت و یک تنه پا به میدان نخواهد گذاشت و حتما این مواضع هماهنگ با تهران خواهد بود.

در پایان این یادداشت آمده است: قطعا ترکیه بیش از این خطر نخواهد کرد و اجازه نخواهد داد که بیشتر از این امنیت داخلی و اقتصادی اش آسیب ببیند.

مقارن با انتشار این تحلیل در الشرق الاوسط، روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور تحلیلی را به قلم بلال صائب درباره رویکرد عربستان سعودی نسبت به تحولات سوریه منتشر کرد. در این تحلیل آمده است: ایران از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی، اولویت اصلی سیاست خارجی عربستان سعودی بوده است. با توجه به نفوذ ایران در برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس و به خصوص پس از سرنگونی صدام حسین و گسترش نفوذ ایران در سیاست عراق مهار این کشور هیچگاه برای عربستان کار ساده ای نبوده است. برای عربستان مناسبات با دولت سوریه نیز همواره یک نوع تماس غیرمستقیم با ایران بوده و مجرایی برای محدود کردن فعالیت های ایران در سطح منطقه.

نویسنده با بیان اینکه «معاملات عربستان و سوریه طی سال های 2009 و 2010 در مورد اوضاع لبنان در عمل به تقویت حزب الله و در نتیجه تضعیف سیاست مهار ایران منجر شد»، می افزاید: بیانیه چندی پیش ملک عبدالله در مورد اوضاع سوریه نشان داد که ریاض دیگر برای مناسبات خود با دمشق اهمیت پیشین را قائل نیست. در حقیقت خاندان آل سعود تصمیم گرفته که از آسیب پذیری و ضعف رژیم سوریه بهره برداری کند.

نویسنده کریستین ساینس مانیتور در عین حال خاطر نشان کرد: حاکمان ریاض به دلیل ماهیت دیکتاتوری حکومت خود که شاید بدترین نمونه در جهان عرب باشد نمی توانند بی محابا سوریه را مورد انتقاد قرار دهند. مردم عربستان از نظر آزادی های سیاسی و مدنی در شرایطی بدتر از سوریه قرار دارند. حکومت عربستان می داند که به خاطر بی ثبات و ناروشن بودن اوضاع سوریه باید محتاطانه و با رعایت تعادل عمل کند. فشار بیش از حد می تواند به زیان خود او تمام شود.

«بلال صائب» تاکید می کند: اگر عربستان نتواند با رعایت تعادل و ظرافت لازم در این زمینه عمل کند مسلما بخشی از موقعیت جعلی خود را از دست خواهد داد.


رمزگشایی از پشت‌پرده ترور دانشمندان در ایران و ناآرامی‌های اخیر سوریه
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: ترور ، ایران ، سوریه ، آمریکا
نیروهای ویژه امریکا در 120 کشور جهان فعالیت مخفیانه دارند/ 85 درصد این نیروها در ایران و سوریه هستند
پایگاه خبری "آسیا تایمز" با انتشار مقاله‌ای از "نیک ترس" تاریخ‌دان مشهور امریکایی به بررسی نقش امریکا در تهدیدهای فیزیکی و اجتماعی علیه کشورهای جهان به‌ویژه ایران پرداخته است.

به گزارش رجانیوز، در این مقاله با یادآوری عملیات دستگیری القاعده در ماه‌های گذشته به احتمال نقش داشتن مستقیم نیروهای جاسوسی ایالات متحده در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران اشاره شده و آمده است:

همین الان که شما مشغول خواندن این متن هستید، یک مأمور جاسوسی امریکا درحال انجام یک عملیات مخفی در نقطه‌ای از جهان است؛ ماموریتی که به طور کاملا پنهانی و به دور از دید افکار عمومی صورت می‌گیرد و به طور مشخص از سوی پنتاگون برای پیشبرد اهداف کاخ سفید به منظور راه انداختن یک جنگ جهانی محدود و غیرملموس برنامه‌ریزی شده است.

گرفتار کردن "اسامه بن لادن" در یک ویلای شخصی توسط نیروهای نظامی ایالات متحده که نهایتاً منجر به فرستادن جنازه او در درون یک صندوق به درون دریا شد، البته آن‌طور که امریکایی‌ها می‌گویند. یکی از این گروه‌های مخفی و مخوف نظامی با نام OPS را افشا کرد.

این مساله نشان داد نیروهای عملیاتی ویژه و مخفی امریکا در مناطقی خاص از افغانستان و عراق مستقر هستند؛ رویکردی که به نظر می‌رسد در مناطقی مانند یمن و سومالی نیز به طور گسترده و عمیقی ریشه دوانده است؛ هر چند در سایه باشد.

سال گذشته، روزنامه "واشنگتن پست" گزارش داد که نیروهای امریکایی عملیات ویژه در ۷۵ کشور جهان مستقر شده‌اند. البته این تعداد تا پایان دوران ریاست جمهوری جورج بوش بود و این آمار در حال حاضر در دولت اوبامای دموکرات به حدود ۱۲۰ گروه رسیده است. سخنگوی یکی از این گروه‌های ویژه گفته بود که کاخ سفید به دنبال گسترش دامنه نفوذ خود در عرصه نظامی و البته فکری به ویژه در میان نخبگان جهان است.

ظهور ارتش سری ارتش

گروه عملیات ویژه موسوم به RAID که در سال ۱۹۸۰ میلادی -۱۳۵۹ شمسی- به منظور آزادی اعضای سفارت امریکا در تهران که به تصرف دانشجویان و جوانان ایرانی درآمده بودند، متولد شد، شکست تلخی خورد که طی آن هشت نفر از اعضای ارشد سرویس اصلاعاتی امریکا کشته شدند.

پس از این ماجرا در حالی که نیروهای ویژه از ماجرای جنگ ویتنام نیز سرخورده بودند و حاضر به انجام عملیات‌های جدید نداشتند، به طور ناگهانی توجه خاصی به این گروه‌ها شد و پشتیبانی مالی فراوانی از اعضای آن در دستورکار کنگره قرار گرفت؛ تسهیلاتی مانند خانه رایگان، افزایش قابل توجه حقوق و حتی اعطای درجه و نشان نظامی.

از آن به بعد، نیروهای ویژه که تشکیل گروه SOCOM را دادند، به ترکیبی از نیرو‌ها با قابلیت‌های شگفت‌انگیز تبدیل شد که متشکل بود از شاخه خدمات نظامی ارتش، تجهیزات ویژه نیروی دریایی، کماندوهای نیروی هوایی و تیم سپاه عملیات ویژه که علاوه بر خدمه تخصصی هلی‌کوپتر، تیم قایق، پرسنل امور فنی و روانی و حتی تیم‌های تخصصی و مخفی ایالات متحده امریکا به منظور انجام مأموریت‌های خاص.

ترور افراد، حملات ضدتروریستی، شناسایی دوربرد اهداف، تجزیه و تحلیل اطلاعات، آموزش نیروهای خارجی و نحوه استفاده و مقابله با سلاح‌های کشتار جمعی از جمله این ماموریت‌های خاص است.

بازجویی از افراد با اهمیت بالا در محل دستگیری هم یکی دیگر از اقدامات و ماموریت‌های این گروه‌های ویژه است؛ اتفاقی که به طور گسترده در افغانستان، پاکستان و حتی عراق نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. تا جایی که گفته می‌شود حدود ۲۰ سایت بازجویی ویژه در افغانستان تحت کنترل امریکایی‌ها است.

ساماندهی ترور در ۱۲۰ کشور جهان

به‌طور کلی می‌توان گفت که هم اکنون در ۱۲۰ کشور در سراسر جهان، سربازانی حضور دارند که آماده شنیدن دستور آغاز عملیات از سوی فرماندهان خود هستند تا دست به ترور اهداف از پیش تعیین شده، کشتار، آدم‌ربایی، لگد زدن به در خانه‌ها و ورود به آن، عملیات مشترک با نیروهای خارجی و ماموریت‌های آموزشی با شرکای بومی بزنند؛ سربازانی که ویژه بودن آن‌ها در کوچک، لاغر و نفوذ داشتن تعریف شده است.

نکته جالب در این میان، حضور 85 درصد از این نیروهای مخفی در ایران و سوریه است؛ دو کشوری که به عنوان نماد ایستادگی در برابر خواسته‌های امپریالیستی امریکا شناخته می‌شوند و در سال‌های اخیر هم دامنه تأثیرگذاری خود در خاورمیانه را به شدت افزایش داده‌اند.

امریکایی‌ها هنوز با آنچه که این نیروی ویژه باید انجام بدهد، دست به گریبان هستند. پنهان‌کاری و درز نکردن اطلاعات در مورد نحوه فعالیت آن‌ها موضوعی است که به شدت با پنهان‌کاری از سوی مقامات ارشد کاخ سفید همراه است. در این زمینه، یکی از مقام‌های ارتش امریکا در مورد دلیل این پنهان کاری شدید، می‌گوید: «دسترسی ما به اهداف‌مان در کشورهای خارجی، عامل اصلی در عدم افشای اطلاعات جزیی در این زمینه است.»

شاید همین مساله است که موجب شده تا او درباره نحوه انجام عملیات بن‌لادن اینگونه بگوید: «ما در سایه حرکت کردیم و آرام آرام آنچه را موردنظرمان بود، انجام دادیم.»


برای بیداری اسلامی؛ فرزند خلف انقلاب اسلامی
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، بیداری اسلامی ، سوریه ، انگلیس
اغتشاش؛ از درعای سوریه تا بیرمنگام انگلیس

گروه بین الملل ـ محمد رستم‏‌پور: پلیس تیراندازی که در منطقه تاتنهام در شمال لندن به سر «مارک داگان»، شهروند 29 ساله‏‌ی سیاه‏‌پوست انگلیسی شلیک کرد، گمان نمی‏‌کرد که فشار انگشت اشاره‏‌ی او، آتش خشم هزاران هزار نفر را شعله‏‌ور کند و اختلافات عمیق اجتماعی و تبعیض‏‌های آشکار اقتصادی را تا کف خیابان‏‌های بیرمنگام، پریستول، تاتنهام، لندن، منچستر و... آورد.

خیابان‏‌هایی که برای چشم پزشکی به نام "بشار اسد" بسیار آشناست، پیش از آنکه برادرش "باسل" در یک تصادف رانندگی از بین برود و بشار مجبور شود تحصیلات چشم‏‌پزشکی را در انگلستان رها کند و به دمشق بازگردد. از همین روست که بشار بیش از پدرش "حافظ" به اصلاحات اقتصادی و رفاه اجتماعی توجه دارد.

او میراث‏‌دار حکومتی است که پس از 40 سال، هنوز مورد بغض و کینه سلفیونی است که از سرکوب سال 1982 خشمیگن هستند. پس از کودتایی که در سال1970، حافظ را به قدرت رساند، مفتیان سلفی به مسلمان نبودن علویون حکم کردند. در مقابل، مجتهدان هوشمند شیعه همچون امام موسی صدر و شیخ محمد مهدی شمس‏‌الدین بر اسلام علویون فتوا دادند.

پس از به قدرت رسیدن حافظ، انتقام آغاز شد و درگیری‏‌های قبیله‏‌ای و ستیزهای طایفه‏‌ای شدت گرفت. بازنده از پیش مشخص بود؛ سلفی‏‌ها عقب نشستند و در شهرهای مرزی سکنی گزیدند. حزب بعث امنیت داخلی و سیاست خارجی را در دست گرفت و اقتصاددانان و سیاستمداران و دانشگاهیان علوی، نهادی مدنی را تأسیس کردند و در حکم یک بازوی مشورتی برای رئیس جمهور، برای پیشرفت و توسعه سوریه به طراحی و سیاستگذاری مشغول شدند.

سوریه‏‌ی اسدها، جدا از اختلاف ارضی با اسرائیل بر سر بلندی‏‌های جولان، و با ترکیه بر سر منطقه اسکندرون، به دلیل حمایت و پشتیبانی از جبهه مقاومت در لبنان و فلسطین، مورد بغض و دشمنی تل‏‌آویو است. ترکیه اما سیاستی مدبرانه یا تدبیری مزورانه به نام "تعامل‏‌گرایی نمادین" در پیش گرفته است.

اردوغان در همان حال که در اجلاس داووس، به شیمون پرز رئیس رژیم صیهونیستی بر می‏‌آشوبد، با مقام عالی رتبه نظامی اسرائیل برای برگزاری رزمایش، پیمان نظامی مشترک  امضا می‏‌کند. از سویی در مذاکرات سه‏‌جانبه تهران، دوشادوش مقامات ایرانی و برزیلی زیر قرارداد هسته‏‌ای امضا می‏‌اندازد و در دیگر سو، تضعیف نقش ایران در خاورمیانه را وجه‏‌المعامله پیوستن به اتحادیه اروپا می‏‌کند.

اتحادیه اروپا، دولت بشار را به اِعمال تحریم‏‌های جدید از طریق شورای امنیت تهدید کرده است. "ویلیام هیگ" وزیر امور خارجه انگلیس، پا را از این فراتر گذاشته و در نخستین موضع‏‌گیری نسبت به حوادث سوریه، به تهدید نظامی دمشق تصریح کرده است.

اما "ترزا مِی" وزیر کشور انگلیس، اعتراض و مخالفت کسانی که آنان را "آشوبگر" می‏‌خواند، در محله‏‌های فقیرنشین تاتنهام و شهرهای دیگر تحمل‏‌ناپذیر می‌داند. "دیوید کامرون" نخست‏‌وزیر انگلیس نیز احتمال برقراری حکومت نظامی در شهرهای آشوب‏‌زده را تأیید کرده و خطاب به "اغتشاشگران" فریاد می‌زند: «شما را پیدا می‏‌کنیم، متهم می‏‌کنیم و به مجازات می‏‌رسانیم.»

بیش از 1200 نفر در انگلیس دستگیر شده‏‌اند و احتمال می‏‌رود با استفاده از برنامه جدید پلیس در حمله به خانه‏‌های معترضانی که تصاویر آنها در دوربین‏‌های عمومی شهرها ثبت شده، این آمار افزایش یابد. اما در سوریه، اسد تاکنون دو بار فرمان عفو عمومی را صادر کرده و زندان‏‌ها را از بازداشت‏‌شدگان سلفی و اخوان‏‌المسلمین اردنی خالی کرده است، البته بسیار دیر و پس از دیدار با سیدحسن نصرالله.

پلیس انگلیس در برخورد با "اغتشاشگران" از باتوم، سگ‏‌های وحشی، ابزار ضدشورش و دوربین‏‌های عمومی بهره می‌گیرد؛ و با خشونت تمام می‏‌کوشد در میانه تضاد آزادی و اقتدار، طرف اقتدار و ثبات را بگیرد و فعلاً شعارهای خوش آب و رنگ دموکراسی و آزادی بیان و حقوق بشر را فراموش کند. اما برای آن نگران باشد که ارتش سوریه در شهرهای مرزی در مقابل افراد مسلح آموزش‏‌دیده‏‌ای که از کشور همسایه اردن، وارد سوریه می‏‌شوند؛ آشکارا و به صورت مستقیم شلیک می-کند. و این در حالی است که مسلح بودن طوایف و قبیله‏‌های سلفی- وهابی و اختلاف در حزب بعث در نحوه اداره ارتش، آمار کشته‏‌ها را بالا برده است.

با این حال، تصویری که خبرگزاری‏‌ها و رسانه‏‌های غربی از درعا، حماه، حلب و سایر شهرهای آشوب‏‌زده‏‌ی سوری نشان می‏‌دهند، بسیار هولناک‏‌تر و وحشتناک‏‌تر از واقعیتِ موجود است و این همه تنها به دلیل حمایت سوریه از جبهه مقاومت است و نه تعدد و گسترش کشتارها.

فتنه‏‌انگیزی و اختلاف‏‌افکنی جریان 14 مارس که به دنبال انتقام‏‌گیری و عقده-گشایی ناشی از سقوط دولت سعد حریری است، خود حکایت پیچیده دیگری است. عریستان و اردن نیز که ماکیاولیست‌ترین کشورهای عربی منطقه‏‌اند، به دنبال تسکین آلام و دردهای سقوط مبارک، فرار بن‏‌علی و ذلت عبدلله صالح آب در آسیاب "اغتشاشگران" می‏‌ریزند.

در انگلیس، اما نه از سلفیون خبری هست و نه از القاعده و اخوان‏‌المسلمین اردنی؛ در انگلیس، نه پول‏‌های عربستان آدمکش می‏‌خرد، نه طایفه‏‌های وهابی به دلیل اختلافات مذهبی و قبیله‏‌ای بر آتش اختلافات می‏‌دمند. آنچه در انگلیس رخ می‏‌دهد، تصویری کوتاه و منقطع از بی‏‌عدالتی سیاسی، تبعیض اجتماعی و بحران اقتصادی این کشور متمدن غربی است که داعیه دموکراسی و حقوق بشر او، بر دخالت‏‌های سیاسی و نظامی‏‌اش از طریق ناتو و سفارت‏‌خانه‏‌هایش در سرتاسر دنیا، و دخالت‏‌های اقتصادی‏‌اش با عنوان اتحادیه اروپا و صندوق بین‏‌المللی پول پوشش گذاشته است. اما این بار، به‏‌رغم  تمام سرمایه‏‌گذاری‏‌های رسانه‏‌ای و تبلیغاتی استعمار پیر، خیاط در کوزه افتاده است.

بی‏‌تردید، صحنه "اغتشاشات" سوریه و انگلیس، صحنه نمایش رویداد ستیز استضعاف و استکبار است. با این تفاوت که در اولی، استضعاف دولت را در دست دارد و استکبار فتنه‏‌انگیزی می‏‌کند و در دومی، استکبار بر قدرت چنبره زده و استضعاف به خروش درآمده است. نطفه التهابات انگلیس، محله‏‌های فقیرنشین و سیاه‏‌پوست تاتنهام و لندن و بیرمنگام و منچستر است.

در عین حال،‌ نقش ایران و آمریکا جالب توجه است. مبارزه آمریکا در سطح و آشکارا روی می‏‌دهد، تا آنجا که رئیس سازمان سیا به ترکیه سفر می‏‌کند و با مسئولان ستاد ارتش و سازمان اطلاعات ترکیه ملاقات دارد تا آخرین رهنمودهای خود را برای ایجاد جنگ داخلی، یا تجزیه سوریه و یا تغییر اسد از یک مانع به یک مهره به ترک‏‌ها ارائه دهد. در انگلیس، باراک اوباما، یک نظامی برجسته و باسابقه و مجرب در فعالیت‏‌های پلیسی به لندن می‏‌فرستد تا افتضاحات پلیس را در نظامی کردن شهرها و ایجاد انزجار و نفرت عمومی جمع کند.

در دیگر سو، دیپلماسی پیچیده و پنهان ایران در هدایت اتفاق‌ها به سوی اهداف جبهه مقاومت و بیداری اسلامی، تنها یک رویه دارد. رسانه‏‌های داخلی و خارجی ایران نتوانسته‏‌اند سهم مؤثری در بازتاب حوادث و تحلیل واقعیت موضوع در سوریه و انگلیس داشته باشند و از این نظر، باید تصریح کرد که دیپلماسی عمومی ایران، همچون دوران پرالتهاب فتنه 88 در یک تحیر و سرگردانی عجیب به سر می‏‌برد. چنان که صدا و سیما، در یک رویکرد یک‏‌جانبه‏‌گرایانه تنها به سکوت غیرحرفه‏‌ای و نامعقول حوادث سوریه روی آورده است و در قبال ناآرامی‏‌های انگلیس، سیاست تبلیغات ناشیانه و پر سر و صدایی راه انداخته که فهم موضوع و چرایی و چگونگی این التهابات در عمق اروپا را از باور مردم دور کرده است.

اما این همه ماجرا نیست. نخبگان و دانشگاهیان و فعالان عرصه‏‌های غیر دولتی مانند فضای مجازی نیز در این کٌندی و سرگردانی بی‏‌تقصیر نیستند. عرصه‏‌داران فضای مجازی، اگر نگوییم کاری در تبیین و تشریح بیداری اسلامی نکرده‏‌اند، کمتر فعالیت مؤثر تبلیغی داشته‏‌اند. برای اثبات این مهم، کافی است کلمات "مارک داگان" و "ندا آقا سلطان" را در فضای وب جستجو کنیم. حساسیت این روزهای تاریخ تمدن اسلام بی‏‌نظیر است، بهتر است سیاسیون را وا نهیم به سرتراشیدن از یکدیگر و طلب رأی و سهم و کمیته.

بیداری اسلامی، فرزند خلف انقلاب اسلامی است، مبادا فرزند از پدر و شاگرد از استاد پیشی گیرد.


گزارش ویژه کیهان از پشت پرده تحولات سوریه
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، سوریه ، گزارش

تظاهرات مردمی یا جولان تروریست های مسلح؟!

وارونه نمایی درباره سوریه کار را به آنجا رسانده که ملک عبدالله حاکم اشغالگر عربستان و شیخ حمدبن عیسی حاکم قسی القلبی که مردم کشورش را به تیغ اشغالگران سپرده است از «اوضاع سوریه» ابراز نگرانی کرده و از رئیس جمهور این کشور که محبوب ترین رهبرعرب به حساب می آید خواسته است از کشتار مردم دست بردارد و به خواسته های آنان تمکین نماید! اما فاصله میان واقعیت و آنچه با وارونگی تمام به تصویر درمی آید به میزان تفاوت بشار و ملک عبدالله است.
آنچه در این روزها سر و صدای زیادی به پا کرده است واکنش ارتش سوریه به عناصر مسلحی است که جاده های مواسلاتی در دو شهر «دیرالزور» و «حماه» را عملا به کنترل خود درآورده بودند که در هر کشوری حاکمیت با شدت وارد عمل شده و بی هیچ ملاحظه ای مهاجمین مسلح را دفع می نماید و به یک روال عادی و پذیرفته شده در رفتار امنیتی حکومت ها و مطابق با همه استانداردهای امنیتی بین المللی است اما رسانه های غربی و بخصوص رسانه های وابسته به غرب در منطقه در یک اقدام یک پارچه آنچنان وارونه نمایی کردند که گویی در این دو شهر ارتش سوریه به مقابله با مردمی که در یک تظاهرات مسالمت آمیز شرکت کرده و خواستار اصلاحات سیاسی شده اند رفته و دهها نفر از آنان را کشته و صدها نفر را زخمی و یا بازداشت کرده است! در حالیکه نه تظاهراتی بوده و نه مردمی که در نقطه ای اجتماع کرده باشند و نه پای خواسته ای مسالمت آمیز و سیاسی در میان بوده است.
شهر «دیرالزور» (Dayraz zaur) در شرق سوریه و در نزدیکی مرزهای عراق واقع شده است این شهر از زمان اشغال عراق توسط آمریکا مهمترین کانون حضور نیروهای القاعده بوده که با عبور از مرز عراق به این نقطه - در حدود 150 کیلومتری مرز- می آمدند. شهر دیرالزور از نظر مذهبی قرابت زیادی به استان های الانبار و صلاح الدین عراق که طی 7-6 سال گذشته کانون نیروهای القاعده و سلفی ها بوده دارد و از این رو آن گاه که حلقه محاصره این گروه در الانبار و یا صلاح الدین تنگ می شده به این شهر پناه می بردند و به تجدیدقوا می پرداختند و از این رو سوریه همواره متهم به دخالت در ترورها و بمب گزاری های عراق بود و این در حالی است که در آن مقطع تنها می توان سوریه را به لحاظ عدم کنترل دقیق روی مرزهای شرقی اش سرزنش کرد. اما به هر حال این روند سبب آلوده شدن این منطقه به انواع سلاح های غیرمجاز گردید تا اینکه در 5-4 ماه گذشته، سلسله اتفاقاتی در 6 تا 7 شهر سوریه در مجاورت مرزهای شمال شرقی و شمالی -مرز با ترکیه-و در مجاورت شهرهای جنوبی و جنوب غربی- مرز با اردن و لبنان- افتاد و در یک چرخه بین المللی و منطقه ای این مرزها ناامن شد و ارتش و دستگاه امنیتی سوریه توجه خود را به این مناطق معطوف نمود. خلأ حضور ارتش و دستگاه امنیتی در مناطق شرقی و غربی مخالفان بشاراسد را در «دیرالزور» وسوسه کرد. در این اثنا رهبرالقاعده رسما فرمان ساقط کردن نظام سیاسی سوریه و بشاراسد را صادر کرد و این ماجرا به آنجا رسید که در هفته های اخیر عناصر مسلح وابسته به سلفی ها والقاعده دیرالزور را از کنترل دولت دمشق خارج کردند.
در شهر حماه که مرکز استانی در غرب سوریه است عناصر مسلح که از سوی بعضی از گروههای سیاسی حمایت می شدند تلاش کردند که با استفاده از کمک غرب این شهر را از کنترل دولت خارج کنند. پیش از این یکی از منابع غربی فاش کرد که وزارت خارجه انگلیس در گفت وگو با یک هیات سیاسی از معارضین بشار اسد، شرط به رسمیت شناختن معارضین و کمک رسمی به آنها را منوط به جداسازی یکی از شهرهای سوریه از سیطره حکومت مرکزی اعلام کرده بود، که تحلیل گران سیاسی نام این اقدام را تکرار مدل بن غازی در لیبی دانستند.
پس از این معارضین روی «حماه» متمرکز شدند. انتخاب این شهر چند دلیل عمده داشت حماه اگرچه در غرب سوریه واقع شده ولی به دلیل اینکه در حدفاصل آن تا مرزهای ساحلی غرب سوریه استان لاذقیه قرار دارد، شهری مرکزی به حساب می آید. ثانیا حماه مرکز استان است و آزاد کردن آن به معنای آزاد کردن یکی از 16 استان سوریه می باشد. ثالثا حماه در نزدیکی مرزهای مدیترانه- در فاصله حدود 100 کیلومتری- قرار دارد و لذا امکان پشتیبانی خارجی از آن از طریق مدیترانه وجود دارد؛ رابعا حماه مهمترین مرکز سیاسی اخوان المسلمین سوریه است و جدا کردن آن از دمشق به معنای درگیر کردن بزرگترین و پرنفوذترین جریان سیاسی مذهبی علیه نظام حاکم بر سوریه است و این می تواند به رشد مخالفت در شهرهای دیگر منجر شود.
نیروهای معارض پس از دیدار با مقامات اروپایی و به قصد جذب حمایت حداکثری وارد میدان شدند و راههای منتهی به حماه را به تصرف خود درآوردند در اثناء این حرکت سفیر آمریکا در دمشق به شهر حماه رفت و بطور رسمی حمایت دولت آمریکا را در معترضین سوریه اعلام کرد که با واکنش دولت اسد مواجه شد ولی این واکنش تا آنجا نرفت که سفیر اخراج شود. اما سیاست بشاراسد درباره دیرالزور و حماه بر تعجیل استوار نبود چرا که از یک سو از حمایت دولت عراق از معارضین، خیالی آسوده داشت و از سوی دیگر فاصله میان حماه تا مرز دریایی مدیترانه دست خارجی ها را دور می کرد و مهمتر آنکه کنترل مرزهای سوریه با ترکیه، اردن و لبنان از اولویت برخوردار بود اما ارتش و نیروهای امنیتی سوریه پس از تسلط کامل بر اوضاع مناطق مرزی به سمت این دو شهر متوجه شده و با عناصر مسلح در اطراف این دو شهر درگیر شدند. در جریان درگیری ارتش با افراد مسلح وابسته به گروههای سلفی و القاعده توقع می رفت که گروههایی از مردم نیز به حمایت از عناصر مسلح روی بیاورند. اما این اتفاق نیفتاد و معلوم شد که عناصر مسلح از حمایت مردمی برخوردار نیستند. این در حالی است که طی هفته های اخیر رسانه های غربی و عربی و شبکه اینترنتی با صراحت از مردم این دو شهر برای ساقط کردن نظام سیاسی سوریه دعوت می کردند.
در عین حال کاملاً واضح بود که اروپا، آمریکا و رژیم عربستان نیاز به کشته شدن تعداد زیادی از مخالفان بشار اسد داشت تا از این طریق خط امتداد و توسعه درگیری و آشوب را در سوریه دنبال نمایند. آنان می دانستند که اقدام مسلحانه و تلاش برای جداسازی دو مرکز استان واکنش جدی و نظامی ارتش سوریه را در پی خواهد داشت و فراخوان توده ها به شرکت در این درگیری ها نیز معنای دیگری نمی توانست داشته باشد. به هر حال ارتش سوریه دو ماه پس از سیطره گروههای نظامی سلفی بر مراکز حساس این دو شهر وارد عمل شدند و با کشتن دهها نفر از مهاجمین مسلح ابتدا بر مجاری ورودی و مراکز حساس شهر حماه سیطره پیدا کرده و تروریست ها را مهار کردند و سپس متوجه شهر شرقی دیرالزور شدند و در حال پاکسازی این استان از عناصر تروریست تحت حمایت آمریکا و عربستان هستند. این واقعیت دقیق و بی حاشیه اتفاقی است که طی روزهای اخیر در دیرالزور و حماه افتاده که کاملاً با تصویری که شبکه قطری الجزیره و شبکه سعودی العربیه و شبکه های تلویزیونی رژیم صهیونیستی و شبکه های تلویزیونی ترکیه و شبکه های تلویزیونی اروپا و آمریکا ارائه می شود متفاوت است. در عین حال ذکر این نکته هم لازم است که در هیچ شهر دیگر سوریه هم اتفاق نیفتاده و طی دو ماه اخیر شاهد تجمع و با تظاهراتی علیه بشاراسد نبوده است.
از فریادهای گوشخراش و علنی نظام حاکم بر عربستان سعودی کاملاً پیداست که عربستان احساس ناکامی می کند و این اولین بار نیست که ملک عبدالله شکست را در مقابل نظام سوریه و بطور کلی بلوک مقاومت پذیرا می شود. یک بار پس از ترور رفیق حریری عربستان با اقدام گسترده سیاسی، اقتصادی و رسانه ای تلاش کرد تا بشار را از قدرت به زیر آورد که موفق نشد یک بار هم پس از جنگ 33 روزه این تلاش دنبال گردید که آنهم راه به جایی نبرد.
جالب این است که نظام های سعودی و آل خلیفه در عربستان و بحرین در حالی به حمایت از مردم- یعنی گروههای مسلح تروریست سوریه- تظاهر می نمایند که خود آنان با شدت تمام تظاهرات مردمی را در احساء و منامه سرکوب کردند و تانک های خود را به میدان آوردند و زبان بریدند و اطفال را درمقابل چشم مادرانشان کشتند.
اروپا که این روزها از لزوم شنیده شدن صدای مخالفان بشار حرف می زند خود در مواجهه با مخالفان از حداکثر خشونت استفاده می کند. همین دیشب تلویزیون انگلیس در مواجهه با آشوب های یک محله در شمال لندن از زبان شهروندان انگلیسی از لزوم کشتن عوامل این آشوب ها جرف می زد و در چندین فریم از ارتش خواست که با تانک های خود به کمک پلیس بیاید یعنی رساندن خشونت به بالاترین حد ممکن اما مواجهه ارتش انگلیس و به میدان آوردن تانک ها در لندن، منامه و احساء کاملاً قانونی و مطابق با خواسته های مردمی است ولی سرکوب عناصر مسلح در حوالی شهرهای دیرالزور و حماه غیر قانونی است چرا که آنجا سوریه است.


دید و بازدید معارضان‌اسد با کاخ‌سفید پیش‌بینی رهبرانقلاب را تأیید کرد
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سوریه ، بیداری اسلامی

گروه بیداری اسلامی- "سخنرانی اوباما برای مردم سوریه"، "رهبری امریکا در اعمال فشار علیه سوریه" و "تحریم صنایع نفت و گاز سوریه"؛ اینها بخشی از درخواست هایی است که از جلسه یک ساعت و نیمه کلینتون با معارضان سوری به بیرون درز کرده است. این دیدار سه شنبه گذشته، برای اولین بار بین مقامات امریکایی و معارضان اسد که در واشنگتن مستقر هستند، برگزار شد.

به گزارش رجانیوز، "رضوان زیاده" که او را رسانه های غربی به عنوان مدیر مرکز مطالعات حقوق بشر سوریه معرفی می کنند و در نشست اپوزیسیون خارجی در استانبول هم حضور داشت، یکی از آن افرادی است که با کلینتون ملاقات کرد.

او می گوید که در دیدار با کلینتون به نمایندگی از اپوزیسیون سوریه از اوباما خواسته تا به یاری مردم سوریه بشتابد و رژیم اسد را مجبور کند که هرچه سریع‌تر از قدرت کناره‌گیری کند.

دیدار معارضان سوری با کلینتون در ادامه سفری است که چندی پیش سفیر امریکا به شهر آشوب زده حماه داشت و در آن ضمن دیدار با مخالفان اسد، بی هیچ پرده پوشی از اپوزیسیون نظام حاکم حمایت کرد، اقدامی که بر خلاف اصول مسلم روابط بین کشورهاست. حماه همان شهری است که خشونت های چند روز گذشته در آن، تلفات بالایی را بر جای گذاشته است.

این در حالی است که واکنش ضعیف دمشق به دخالت وقیحانه سفیر امریکا در امور سوریه، موجب شده تا امریکا به دخالت های "رابرت فورد" بیش تر دل ببندد.

در روزهای گذشته رابرت فورد به واشنگتن آمده بود تا پس از دیدار با اوباما با دستور کاری مشخص به دمشق باز گردد. به همین جهت وقتی محافظه کاران کنگره از دولت اوباما خواستند سفیر امریکا را از سوریه فرابخواند، سخنگوی وزارت خارجه امریکا پاسخ داد آقای اوباما معتقد است ادامه حضور سفیرش در دمشق، منافع امریکا را تامین خواهد کرد.

امریکا در هفته های اخیر گفته است که بشار اسد فاقد مشروعیت است و با این وجود ادامه حضور فورد کارکردی جز تحریک ناآرامی ها در سوریه نخواهد داشت.

در این میان، انتظار از دولت سوریه آن بود که در واکنش به دخالت آشکار سفیر امریکا در سوریه لااقل او را اخراج کند. اما دمشق تنها به هشدار به سفیر امریکا بسنده کرد و او را از خروج از دمشق منع کرد.

نمایش هم پیمانی امریکا و سران معارض سوری در چارچوب "دید و بازدید" ها در حالی رو به افزایش است که پیش‌تر رهبر انقلاب با یادآوری تحریکات خارجی در سوریه، حساب جنبش های اعتراضی سوری را با آنچه در سایر کشورهای منطقه عربی می گذرد مجزا دانسته و تأکید کردند که هر جا پای امریکا و اسرائیل وسط باشد، حرکت انحرافی است.

ایشان در دیدار روز مبعث سال جاری با جمعی از مسئولان و کارگزاران نظام تأکید کردند:

«امروز امریکا براى شبیه‌سازى کارى که در مصر و در تونس و در یمن و در لیبى و امثال اینها انجام گرفته است، متوجه شده است که سوریه را -که در خط مقاومت است- دچار مشکل کند. ماهیت قضیه در سوریه با ماهیت قضیه در این کشورها متفاوت است. در این کشورها حرکت ضد امریکا و ضد صهیونیسم بود، اما در سوریه دست امریکا آشکار و مشهود است؛ صهیونیست‌ها دنبال قضیه هستند. ما نباید اشتباه کنیم. ما نباید معیار را فراموش کنیم. آنجایى که حرکت ضد امریکا و ضد صهیونیسم است، آن حرکت، حرکت اصیل و مردمى است؛ آنجایى که شعارها به نفع امریکا و صهیونیسم است، آنجا حرکت انحرافى است. ما این منطق را، این بیان را، این روشنگرى را حفظ خواهیم کرد.»


بشار اسد: اصلاحات طبق جدول زمانی انجام می‌شود
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، بشار اسد ، سوریه

خبرگزاری فارس: همزمان با برگزاری دومین کنفرانس شخصیت‌های مستقل در سوریه و برکناری استاندار حماة و در آستانه سفر وزیر خارجه ترکیه به دمشق، بشار اسد با تاکید بر نقش مردم، اعلام کرد که اصلاحات جدول زمانی دارد.

به گزارش فارس، «بشار اسد» در دیدار گروهی سوری که مقیم آمریکا هستند، بر «مشارکت مردم» در روند سیاسی و اجتماعی سوریه تاکید کرد.

* اصلاحات در سوریه طبق برنامه زمان‌بندی شده ؛

این دیدار روز گذشته انجام شد و بشار اسد که از داخل و خارج سوریه تحت فشار است و وعده اصلاحات فراگیر داده است، تاکید کرد که اصلاحات باید «طبق برنامه‌ای زمان‌بندی شده» به پیش برود.

* برگزاری دومین کنفرانس شخصیت‌های مستقل در سوریه ؛
بنا بر گزارش روزنامه السفیر، همزمان با این سخنان اسد، دومین کنفرانس شخصیت‌های مستقل در دمشق برگزار شد که در میان شرکت‌کنندگان برخی نمایندگان سابق پارلمان سوریه نیز حضور داشتند.

مخالفان داخلی سوریه که در کنفرانس نخست که چندی پیش برگزار شد، بر حل مسالمت آمیز بحران در کشور و اجرای اصلاحات و حرکت به سوی کشوری دموکراتیک تاکید کرده‌ بودند.

* سفر قریب‌الوقوع وزیر خارجه ترکیه به سوریه ؛

در همین حال قرار است احمد داود اوغلو وزیر خارجه ترکیه که در دوره اخیر مناسبات کشورش با سوریه به دلیل نوع موضع‌گیری‌های آنکارا در قبال تحولات دمشق دچار تنش شده بود، بزودی به دمشق سفر کند.

السفیر نوشت: از فضای عرصه سیاسی سوریه اینگونه برمی‌آید که اکنون رضایتمندی بیشتری در مقایسه با روزهای گذشته از سیاست ترکیه وجود دارد. ترکیه پیام‌هایی در یک-دو روز اخیر از طریق بازگشت پناه‌جویان سوریه به مرزهای ترکیه برای دمشق ارسال کرد است.

* برکناری استاندار حماة به دلیل ضعف مدیریت ؛

از سوی دیگر، بشار اسد روز شنبه احمد عبدالعزیز استاندار حماة را از منصب خود برکنار کرد. السفیر تصریح کرد که این اتفاق زمانی افتاد که این مسئول نتوانست اوضاع شهر خود را جمع کند و سامان ببخشد به طوری که مدیریت وی به ناآرامی در اوضاع اقتصادی و خدمات‌رسانی در این شهر منجر شده بود.

منابع مطلع رد کردند که علت برکناری استاندار حماة «گرایش به راهکار امنیتی» [از طرف بشار اسد] باشد زیرا استاندار جدید بزودی منصوب می‌شود و گفت‌وگویی که میان مقامات و قشرهای مردمی است، همچنان جریان دارد.

* نتیجه دادن اصلاحات زمان نیاز دارد ؛

«نجیب هنا» یکی از افرادی که در گروه سوری مقیم آمریکا با بشار اسد دیدار کرد به السفیر اعلام کرد: بشار اسد در دیدار با ما کاملا راحت و شفاف بود و به همه سوالات پاسخ داد.

هنا افزود: اسد اعلام کرد که اصلاحات جاری است و ادامه دارد ولی برای به نتیجه رسیدن به زمان کافی نیاز دارد. اسد به چیزی شبیه جدول زمانی برای اصلاحات اشاره کرد که بخش‌هایی از آن یکشنبه آینده که برای آغاز گفت‌وگوهای ملی تعیین شده است، بررسی می‌شود.

نجیب هنا افزود که «فراغ‌بال شدیدی در دیدار با بشار اسد احساس کرد و امور کاملا در کنترل است». وی اعلام کرد که بشار اسد با انتقاد از برخی مسائل به بروز اشتباهات امنیتی اعتراف و بر وجود و تاثیر منفی عوامل خارجی که کاملا آشکار است، تاکید کرد.


رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و قشرهای مختلف مردم:
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سوریه ، بحرین ، بیداری اسلامی
تبیین‌ماهیت متفاوت حوادث‌سوریه و مظلومیت‌مردم بحرین/ هرجا به نفع امریکا و صهیونیسم شعار داده شود انحرافی است

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار مسئولان نظام و قشرهای مختلف مردم، با تبریک عید شریف مبعث به ملت ایران و امت اسلامی، بعثت پیامبر اکرم (ص) را بزرگترین نعمت الهی و برترین و پربرکت ترین روزهای سال خواندند و تأکید کردند: بیداری اسلامی ملتهای منطقه، حرکتی در مسیر نبوی است و ملتهای مسلمان و ملت بزرگ ایران، با هوشیاری اجازه نخواهند داد امریکایی ها و صهیونیستها، با ایجاد اختلاف و حیله های دیگر، این حرکت عظیم را منحرف و یا بر آن موج سواری کنند.

به گزارش رجانیوز، ‌متن کامل این بیانات در ادامه آمده است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

تبریک عرض می‌کنم این عید بزرگ و این روز شریف را به حضار محترم این مجلس، مسئولان محترم کشور، سفیران محترم کشورهاى اسلامى و به عموم ملت عزیز ایران و به امت بزرگ اسلامى و به همه‌ى جامعه‌ى بشریت.

اگر عظمت و اهمیت ایام به این باشد که خداى متعال لطفى را در روزى بر بشریت نازل کرده باشد، یقیناً روز مبعث عظیم‌ترین و مهمترین همه‌ى روزهاى سال است؛ چون نعمت بعثت و برانگیختن پیامبر اعظم براى بشریت از همه‌ى نعمتهاى الهى در طول تاریخ بزرگتر است. بنابراین می‌توان به‌جرأت این را گفت که روز مبعث، برترین و بزرگ‌ترین و پربرکت‌ترین روزهاى همه‌ى ایام سال است. خاطره‌ى آن روز را باید گرامى بداریم و عظمت آن حادثه را در نظرمان مجسم کنیم.

امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) فرمود: «ارسله على حین فترة من الرّسل و طول هجعة من الأمم»؛ بعثت در هنگامى اتفاق افتاد که دوران طولانى‌اى بود بشریت از حضور انبیاى الهى محروم بود. از ظهور حضرت عیسى حدود ششصد سال می‌گذشت. صدها سال بود که بشر در میان خود سفیر الهى ندیده بود. نتیجه چه بود؟ «و الدّنیا کاسفة النّور ظاهرة الغرور»؛(1) دنیا تاریک بود، ظلمانى بود، معنویت رخت بربسته بود، بشر در جهالت و گمراهى و غرور به سر میبرد. در یک چنین شرائطى، خداى متعال پیغمبر را فرستاد.

نبى مکرم، آن عنصر شایسته‌اى بود که براى یک چنین حرکت عظیمى، براى طول تاریخ بشریت، خداوند او را آماده کرده بود. لذا توانست در طول 23 سال یک جریانى را به راه بیندازد که این جریان با همه‌ى موانع، با همه‌ى مشکلات، تا امروز تاریخ را جلو رانده و پیش برده است. 23 سال، زمان کوتاهى است. 13 سال از این مدت هم با مبارزاتِ غریبانه گذشت. در مکه اول با پنج نفر و 10 نفر و 50 نفر شروع شد و جمعیت معدودى در زیر فشارهاى طاقت‌فرساى دشمنان متعصب، کور و جاهل توانستند مقاومت کنند. ستون‌هاى مستحکمى ساخته شد، براى اینکه جامعه‌ى اسلامى و تمدن اسلامى بر روى این ستون‌ها قرار بگیرد.

بعد هم خداوند متعال شرایطى را پیش آورد که پیغمبر توانست به مدینه هجرت کند و این نظام و این جامعه را به وجود بیاورد و این تمدن را پى‌ریزى کند. همه‌ى مدتى هم که پیغمبر اکرم این نظام نوپا را پرداخت، ساخت، آماده کرد و پیش راند، 10 سال شده است؛ یعنى یک مدت کوتاه. یک چنین حوادثى معمولاً در طوفان امواج حوادث دنیا گم می‌شود، از بین می‌رود، فراموش می‌شود. 10 سال خیلى مدت کوتاهى است؛ اما در همین مدت پیغمبر اکرم توانست این نهال را غرس کند، آبیارى کند، وسیله‌ى رشد و نمو آن را فراهم کند؛ یک حرکتى را ایجاد کند که این حرکت یک تمدنى را آفرید و این تمدن بر اوج قله‌ى تمدن بشرى در دوران مناسب خود قرار گرفت. یعنى در قرن سوم و چهارم هجرى، در همه‌ى دنیاى آن روز، با سابقه‌ى تمدنها، با حکومت‌هاى مقتدر، با میراث‌هاى گوناگون تاریخى، هیچ تمدنى به عظمت و رونق تمدن اسلامى مشاهده نشده است؛ این هنر اسلام است.

و این در حالى است که از بعد از دوران نبى مکرم اسلام، از بعد از همان دوران ده‌ساله، حوادث گوناگون و تلخى هم براى امت اسلامى به وجود آمد؛ موانع به وجود آمد، اختلافات به وجود آمد، درگیرى‌هاى داخلى پیدا شد. با همه‌ى اینها، انحرافاتى که در طول زمان به وجود آمد، ناخالصى‌هایى که در جریان اسلام پیدا شد و رشد کرد، پیام پیغمبر اکرم و پیام بعثت در طول سه چهار قرن توانست آن عظمت را به وجود بیاورد که همه‌ى دنیا و همه‌ى تمدنهاى امروز مدیون آن تمدن قرن سوم و چهارم هجرى مسلمانان است. این یک تجربه است.

بشریت اگر بیندیشد و انصاف را رعایت کند، تصدیق خواهد کرد که نجات بشر و حرکت بشر به سوى کمال، به برکت اسلام ممکن خواهد شد و لاغیر. ما مسلمان‌ها قدرناشناسى کردیم؛ ما نمک خوردیم و نمکدان را شکستیم؛ ما قدر اسلام را ندانستیم؛ ما پایه‌هایى را که پیغمبر اکرم براى بناى جوامع برجسته و متکامل انسانى بناگذارى کرده بود، در میان خود نگه نداشتیم؛ ما ناشکرى و ناسپاسى کردیم و چوبش را هم خوردیم. اسلام این توانایى را داشت و دارد که بشریت را به سعادت برساند، به کمال برساند و از لحاظ مادى و معنوى او را رشد دهد. این پایه‌هایى که پیغمبر گذاشتند - پایه‌ى ایمان، پایه‌ى عقلانیت، پایه‌ى مجاهدت، پایه‌ى عزت - پایه‌هاى اصلى جامعه‌ى اسلامى است.

ایمان‌مان را در دل‌هاى خود و در عمل خود تقویت کنیم؛ از خرد انسانى، که هدیه‌ى بزرگ الهى به بشر است، استفاده کنیم؛ جهاد فى‌سبیل‌الله را  چه در میدان‌هاى نبرد نظامى، آن وقتى که لازم باشد؛ چه در میدان‌هاى دیگر، میدان سیاست، میدان اقتصاد و دیگر میدان‌ها - دنبال کنیم و حس عزت و کرامت انسانى و اسلامى را براى خودمان مغتنم بشماریم.

اینها وقتى در یک جامعه‌اى زنده بشود، این جامعه همان حرکت اسلامى را، همان خط نبى معظم اسلام را یقیناً دنبال خواهد کرد. به برکت پیام اسلام، به برکت نداى امام بزرگوار، ما ملت ایران توانستیم بخشى از آن را در زندگى خودمان تحقق ببخشیم؛ آثار و ثمراتش را داریم مشاهده می‌کنیم.

امروز دنیاى اسلام متوجه شده است. این حرکاتى که امروز در برخى کشورهاى شمال آفریقا و منطقه‌ى خاورمیانه مشاهده می‌شود، همان استفاده و استضائه‌ى از نور اسلام و استفاده‌ى از جهت‌گیرى دست مبارک پیغمبر اکرم است. لذاست که آینده‌ى این منطقه، آینده‌ى این کشورها، به توفیق الهى، به حول و قوه‌ى الهى، آینده‌ى روشنى است.

غربى‌ها بیخود لجاجت میکنند، بیخود بر مواضع غلط خودشان پافشارى می‌کنند. آنچه امروز در مصر و در تونس و در برخى کشورهاى دیگر به جریان افتاده است و مشاهده می‌شود، معنایش این است که تاریخ این منطقه ورق خورده است و فصل جدیدى شروع شده است. آن موازنه‌ى غلطِ ظالمانه‌اى که از صد سال پیش، صد و پنجاه سال پیش، مستکبران غربى، مستعمران غربى در این منطقه به وجود آورده بودند و می‌خواستند این را حاکم بر سرنوشت این منطقه‌ى عظیم و حساس بکنند، به هم خورده است؛ فصل جدیدى شروع شده است.

البته امروز قدرت‌هاى مستکبر غربى جان‌سختى به خرج می‌دهند؛ نمی‌خواهند در مقابل این واقعیت بزرگ و غیرقابل انکار تسلیم شوند که ملت‌هاى منطقه بیدار شدند، ملت‌هاى منطقه به اسلام برگشته‌اند؛ لیکن حقیقت همین است. نفس اسلامى در کشورهاى مسلمان دمیده شده است. وابستگان و حکام دست‌نشانده‌ى آمریکا و غرب با این ملت‌ها کارى کردند که این ملت‌ها احساس کردند که جز قیام، جز حرکت عظیم عمومى، جز انقلاب، راهى در مقابل آنها نیست؛ لذا قدم در این راه گذاشتند و دارند پیش می‌روند. این حرکت‌ها یقیناً به نتیجه خواهد رسید.

البته غربى‌ها خیلى تلاش می‌کنند. امروز همه‌ى دستگاه‌هاى تبلیغاتى و سیاسى و اقتصادى آمریکا و بعضى از مزدوران‌شان در این منطقه به کار افتاده است تا این انقلاب‌هاى مردمى را، این قیام‌هاى بزرگ را از مسیر اصلى منحرف کنند؛ جنبه‌ى اسلامى آن را مخفى کنند، مکتوم کنند، انکار کنند؛ کسانى را پیدا کنند که با فریب مردم بر سر کار بیایند و همه‌ى معادله‌ها را باز دوباره به نفع غرب برگردانند. این تلاش‌ها را دارند می‌کنند، لیکن فایده‌اى ندارد؛ ملت‌ها بیدار شده‌اند. وقتى ملتى بیدار شد، وقتى ملتى وارد عرصه شد، جان خود را کف دست گرفت و آمد، دیگر نمی‌شود او را برگرداند، نمی‌شود او را فریب داد. ما امیدواریم این مسیر دشوار ملت‌هاى مسلمانِ قیام کرده و آنهایى که این زمینه در آنها هست، ان‌شاءالله ادامه پیدا کند و این مسیر هرچه کوتاه‌تر شود. نتیجه قطعى است؛ راه ممکن است طولانى باشد، ممکن است کوتاه باشد.

امروز آمریکایى‌ها به کمک صهیونیست‌ها، به کمک برخى از هم‌پیمانان و مزدوران خودشان در منطقه تلاش می‌کنند این انقلاب‌ها را منحرف کنند، بر اینها مسلط شوند، بر روى امواج اینها سوار شوند؛ لیکن فایده‌اى ندارد. البته براى ملت‌ها دردسر درست میکنند - این دردسرها طبیعى است - اختلاف ایجاد می‌کنند؛ ما همه‌ى این چیزها را تجربه کرده‌ایم. در انقلاب ما هم اختلاف ایجاد کردند، نفوذ پیدا کردند، اقوام را به جان هم انداختند، درگیرى‌هاى داخلى درست کردند، یک دشمن خارجى را تحریک کردند که به ما حمله‌ى نظامى کند، لشکرکشى کند؛ اینها همه اتفاق افتاد، اما ملت ایستاد، راه را با قدرت ادامه داد، بر همه‌ى اینها فائق آمد، بعد از این هم فائق خواهد آمد. بنابراین، این مشکلات هست.

امروز مشاهده می‌کنید در مصر، در جاهاى دیگر، اختلافات داخلى ایجاد می‌کنند، درگیرى ایجاد می‌کنند، یقیناً سلسله‌ى ترورها و فتنه‌انگیزى‌ها را به راه خواهند انداخت. علاج عبارت است از همین بیدارى مردم، بیدارى نخبگان؛ نخبگان علمى، نخبگان سیاسى، مسئولان دلسوز و علاقه‌مند به سرنوشت کشور. اینها باید بیدار باشند، مراقبت کنند و ان‌شاءالله کار به بهترین وجهى ادامه پیدا خواهد کرد. این همان ادامه‌ى بعثت پیغمبر و حرکت نبوى است که امروز به این شکل دارد خود را نشان می‌دهد.

ملت‎هاى مظلوم دنبال کرامت خودشان هستند؛ همان عزت و کرامتى که یکى از پایه‌هاى دعوت پیغمبر بود. در طول سال‌هاى متمادى، دشمنان و مستکبران و اشغالگران و مداخله‌گران، ملت‌هاى ما را استثمار کردند؛ در عین حال آنها را تحقیر کردند، ذلیل کردند. ملت‌ها وقتى که از اسلام بهره‌مند باشند، عزت‌طلبند، کرامت‌طلبند. این همان حرکت اسلامى است. حرکت اسلامى معنایش این است.

ما ملت‌هاى مسلمان باید هشیار باشیم. نخبگان کشورهاى اسلامى باید بیدار باشند؛ خودشان را سرگرم بگومگوهاى بى‌مورد و کم‌اهمیت نکنند؛ اختلافات مذهبى، اختلافات قومى، اختلافات سلیقه‌اى و بحث‌هاى حاشیه‌اى را وارد نکنند. آنچه که در این منطقه دارد اتفاق مى‌افتد، عظمتش بیش از این حرف‌هاست.

ما ملت ایران هم خوشحال و خوشوقتیم از این که مى‌بینیم ملت‌هاى مسلمان دارند حرکت می‌کنند و آزادى و کرامت خودشان را به دست مى‌آورند. از آغاز پیدایش و پیروزى این انقلاب در ایران، مواضع انقلاب نسبت به مسائل منطقه، حرکت‌هاى منطقه، قیام‌هاى منطقه، روشن بوده است. هر جایى که حرکت بر ضد استکبار است، بر ضد صهیونیسم است، بر ضد دولت غاصب صهیونیستى در کشور عزیز فلسطین است، این حرکت، حرکت مقبول و مورد حمایت و تأیید ماست. هر جا حرکت علیه آمریکاست، علیه این دیکتاتورىِ بین‌المللى است - که امروز آمریکا یک دیکتاتورى بین‌المللى به وجود آورده است - هر جا حرکت علیه دیکتاتورى‌هاى داخلى است، براى احقاق حق ملت‌هاست، ما با آنها موافقیم.

باید همه هوشیار باشند؛ هم ما هوشیار باشیم، هم ملت‌ها هوشیار باشند؛ بدانند دسائس و حیله‌هاى دشمنان متنوع است، پیچیده است. بصیرت را معیار کار خودمان قرار بدهیم. ملت‌ها توجه داشته باشند؛ آمریکایى‌ها و صهیونیست‌ها و مزدوران‌شان و همراهان‌شان سعى می‌کنند انقلاب‌ها را منحرف کنند؛ کشورهایى را که در آنها بیدارى به وجود آمده است، مورد توجه قرار می‌دهند؛ هرچه می‌توانند، تلاش می‌کنند حرکت این ملت‌ها را منحرف کنند.

ملت مظلوم بحرین هم مثل ملت مصر است، مثل ملت تونس است، مثل ملت یمن است؛ آنجا هم قضیه همین است؛ تفکیک بین اینها معنا ندارد. ما مى‌بینیم متأسفانه کسانى به جاى اینکه به حرف دل ملت‌ها توجه کنند، راهى را می‌روند، حرکتى را می‌کنند که دشمنان این ملت‌ها این حرکت را دارند دنبال می‌کنند.

امروز آمریکا براى شبیه‌سازى کارى که در مصر و در تونس و در یمن و در لیبى و امثال اینها انجام گرفته است، متوجه شده است که سوریه را - که در خط مقاومت است - دچار مشکل کند. ماهیت قضیه در سوریه با ماهیت قضیه در این کشورها متفاوت است. در این کشورها حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم بود، اما در سوریه دست آمریکا آشکار و مشهود است؛ صهیونیست‌ها دنبال قضیه هستند. ما نباید اشتباه کنیم. ما نباید معیار را فراموش کنیم. آنجایى که حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم است، آن حرکت، حرکت اصیل و مردمى است؛ آنجایى که شعارها به نفع آمریکا و صهیونیسم است، آنجا حرکت انحرافى است. ما این منطق را، این بیان را، این روشنگرى را حفظ خواهیم کرد.

البته میدانیم دشمنان نظام جمهورى اسلامى خشمگین می‌شوند، عصبانى می‌شوند، بر توطئه‌هاى خودشان علیه ما مى‌افزایند. ما در مقابل این توطئه‌ها ایستادگى کردیم. ملت آبدیده شده است. ملت ایران در طول این 30 سال، در مقابل انواع توطئه‌ها ایستاده است؛ استقامت کرده است؛ آبدیده شده است. دل‌شان را خوش می‌کنند به بعضى از حوادث داخلى، خوشحالى می‌کنند.

خوشبختانه امروز دستگاه‌هاى گوناگون کشور، با امید، با شوق، مشغول کارهاى خودشان هستند. در همین مدت‌هاى اخیر، در همین سال اخیر، شما ببینید چقدر کار در کشور انجام گرفته است. ما از کشورى که وارد کننده‌ى فرآورده‌هاى نفتى بود، تبدیل شدیم به کشورى که این فرآورده‌ها را صادر می‌کنیم. در زمینه‌هاى مختلف، بحمدالله کشور مشغول است. همین مسئله‌ى کوچک کردن دولت - اقدامى که دولت و مجلس مشترکاً انجام دادند - کار بسیار مهم و بزرگى است؛ اینها بایستى دنبال شود و ان‌شاءالله دنبال می‌شود.

ملت ایران با ایستادگى خود، با مقاومت خود، با اتحاد خود، با امید بى‌پایان خود به کمک الهى، و مسئولان کشور با وحدت کلمه، با همکارى‌هاى خود، ان‌شاءالله خواهند توانست یک بار دیگر امید دشمنان ملت ایران را تبدیل به نومیدى و یأس کنند.

از خداوند متعال می‌خواهیم که به برکات فراوان خود بر این ملت بیفزاید؛ و به برکت این روز شریف و این عید مبارک، و به احترام وجود مقدس خاتم‌الانبیاء، ان‌شاءالله ملت ایران و ملت‌هاى مسلمان را مشمول تفضلات و نصرت خود قرار بدهد و قلب مقدس ولى‌عصر (ارواحنا فداه) را از همه‌ى ما راضى و خشنود کند.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


چرا ایران از ناآرامی های سوریه حمایت نمی کند؟
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، سوریه ، ایران ، بیداری اسلامی
ناآرامی در سوریه؛ بیداری اسلامی یا فتنه سعودی ـ امریکایی؟

گروه بیداری اسلامی: نظام حاکم بر سوریه یک نظام کاملا سکولار است و از این لحاظ با نظام برآمده از انقلاب اسلامی ایران فاصله زیادی را ایجاد کرده است. این را می  توان از جبهه نسبتا متنوع معارضان سوری دریافت که اخوان المسلمین شاخه سوریه – که گرایش هایی ضد سکولاری دارد- را هم در خود جای داده است. افزون بر اینکه در سوریه آنگونه که جمهوری اسلامی ایران تجربه بیش از سه دهه مردمسالاری دینی را پشت سر گذاشته، تجربه نکرده است. با این حال آنچه نظام سوریه را در طی سی سال گذشته همواره در کنار ایران قرار داده است، مواضع خارجی خانواده اسد بوده است. حافظ اسد در طول جنگ هشت ساله، وقتی دولت های عرب منطقه در کنار آمریکا و شوروی مقابل ملت ایران صف کشیده بودند، در کنار ایران موضع گرفته بود. پس از حافظ هم بشار، وارث سیاست های پدر در حوزه خارجی بود. سوریه در کنار جمهوری اسلامی حامی مقاومت 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه بوده است تا موجب شکاف در تقابل عربی- ایرانی شود.

به همین جهت روابط ایران و سوریه در طول سالیان متمادی برای دولت های منطقه ای همچون عربستان و دولت های غربی رشک برانگیز بوده است و تلاش بسیاری خصوصا از جانب عربستان برای جداشدن سوریه از محور مقاومت صورت گرفته. اما در مقطع فعلی آمریکایی ها به همراه انگلیس و فرانسه و برخی دولت های منطقه ای عزم جزم کرده اند تا ضمن تشدید فشار بر نظام سوریه تحولات خاورمیانه را مدیریت کنند. 
 
نشانه این تلاش ها به وضوح از چند ماه پیش مشخص است. غربی ها یک بار بخت خود را در ایران در 25 بهمن ماه آزمودند اما ناکام ماندند. تحرکات محدود 25 بهمن ماه در خیابان های تهران، می کوشید تهران را در قبال موج برخاسته از شمال آفریقا منفعل کند اما نتیجه عکس داد. نظام ایران ناآرامی های تبلیغاتی را پشت سر گذاشت و با قوت بیشتر به حمایت از بیداری ضد آمریکایی پرداخت. اکنون تمام توجه غرب بر سوریه متمرکز شده است. غربی ها مترصدند به واسطه برخی ضعف های ساختار نظام سوریه و با پوشش گسترده رسانه ای به تحولات سوریه، ضمن مدیریت صحنه در لیبی، یمن و بحرین شکست های مصر و تونس را تا حدی جبران کنند.
 
چنان که به نظر می رسد، نقش برخی شبکه ها همچون الجزیره قطر که تا پیش از این با پوشش گسترده تحولات مصر و تونس مقبولیتی یافته بود، نیز کاملا هماهنگ شده باشد. الجزیره که خود را شبکه ای کاملا حرفه ای می داند، با بی اعتنایی به تحولات بحرین، تمام تلاش خود را برای تمرکز بر تحولات سوریه به کار گرفته است. این جهت گیری های یک سویه موجی از استعفاها را دامن گیر الجزیره کرد. غسان به جدو خبرنگار سرشناس و با سابقه الجزیره و رئیس د فتر این شبکه در بیروت، یکی از این موارد بود. بواقع می توان گفت اظهارات غسان بن جدو پس از استعفا و انتقاد شدید او از عملکرد الجزیره، بسیاری از آنچه درباره سوریه مطرح شده است را زیر سوال می برد. غسان بن جدو در مصاحبه خود با یکی از سایت های داخلی آنچه در سوریه رخ می دهد را انقلاب ندانست و نسبت به انتشار اخبار غیر موثق و دستکاری شده شدیدا اعتراض کرد.
 
با این همه آنچه واضح به نظر می رسد، نظام سوریه برغم وجود ضعف ها و اشتباهات خود در مواجهه با ناآرامی ها، در میان سوری ها از مشروعیت برخوردار است تا آنجا که بسیاری بشار اسد را مردمی ترین رئیس عربی می دانند. عدم گستردگی ناآرامی ها و محدود ماندن به برخی مناطق خاص سوریه و نه مرکز این کشور، نا پیوستگی تجمعات و از همه مهمتر رویکرد گسترده و نظامی اغتشاشگران که به کشته شدن صدها نفر از نیروهای ارتش سوریه منجر شده است و مواردی از این دست همچون ارتباط گسترده بندر بن سلطان و سعد حریری با شبه نظامیان آشوبگر در سوریه سبب شده است تا آنچه در سوریه رخ می دهد انقلابی در ادامه تحولات شمال آفریقا به حساب نیاید.
 
از سوی دیگر هرچند اختلاف نظر در میان سه‌گانه اسد جوان، بعثی‌های سالخورده و ارتش سوریه نقشی جدی در نحوه برخورد با ناآرامی‌های سوریه داشته است، با این حال در طول چند هفته گذشته اسد جوان نشان داده است که  برغم برخی مقاومت ها در بعثی‌های قدیمی، عزم ایجاد اصلاحات در نظام سوریه را دارد. روندی که ایران از تداوم آن حمایت می کند. بیانیه ای که وزارت امور خارجه بیش از یک ماه پیش منتشر کرده به موضع ایران در قبال تحولات سوریه اشاره دارد " تلاشهای رهبری و مردم سوریه برای اصلاحات در جهت منافع ملی این کشور مسئولیتی مهم است که ملازمت آن با مدارا هم در بیان مطالبات و هم در پاسخگویی به آنها موفقیت بزرگی را برای سوریه به دنبال خواهد داشت."

پشت پرده تحولات سوریه؛
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦  کلمات کلیدی: سوریه ، بشار اسد ، عربستان سعودی ، کودتا
امریکا اسد را ساقط می‌خواهد یا ضعیف شده؟

"بندر بن‌سلطان شاهزاده سرشناس سعودی و جفری فلتمن معاون وزیر امورخارجه امریکا در امور خاورمیانه پشت پرده تحولات دو ماه اخیر سوریه هستند." این خبری است که پس از ناآرامی‌های سوریه منتشر شد و حتی جزئیاتی از سفر سال 2008 بن‌سلطان به سوریه و دو میلیارد دلاری که آن‌ها برای متزلزل کردن پایه‌های حکومت اسد جوان کنار گذاشتند، به رسانه‌ها راه یافت. 
 
به گزارش رجانیوز، پایگاه اینترنتی نیلکا که به سازمان های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نزدیک است با انتشار گزارش مبسوطی، جزئیات یک طرح محرمانه برای براندازی دولت اسد را فاش کرد. 
 
این سایت نوشت که بن‌سلطان و جفری فیلتمن با همکاری هم طرحی برای ساقط کردن اسد تهیه کرده اند. این طرح در سال 2008 با دو میلیارد هزینه تهیه شده و کاملاً با تحولات سوریه انطباق دارد. 
 
نیلکا می نویسد: در این طرح از نظر راهبردی به سوء استفاده از تمایل قانونی مردم برای آزادی و تبدیل تمایل های آنها به انقلاب علیه نظام، از طریق متقاعد کردن آنها به بسته بودن راه اصلاح از داخل نظام و ضرورت انقلاب فراگیر و همچنین استفاده از عبارات جذاب و مورد توافق مردم تکیه شده است. از نظر تاکتیکی این طرح سوریه را به سه منطقه (شهرهای بزرگ، شهرهای کوچک و روستاها) تقسیم و پنج باند ایجادکرده است: 
 
 
- باند نخست که محرک اصلی است، از جوانان تحصیل کرده و بیکار تشکیل شده که به صورت غیرمستقیم به صحنه کشانده می شوند. 
 
- باند اراذل و اوباش از قانون شکنان و افراد دارای جرایم سنگینی تشکیل می شود که از مناطق دور دست به مناطق درگیری آورده می شوند و ترجیحاً افراد غیرسوری هستند. 
- باند فرقه گرایان که از جوانان زیر 22 سال که دارای تحصیلات کمتری هستند، تشکیل شده است. 
- باند اصحاب رسانه که از رهبران نهادهای جامعه مدنی که توسط اروپا و نه آمریکا تامین مالی می شوند، تشکیل شده است. 
 
- باند سرمایه داران که از تاجران و صاحبان شرکت ها، بانک و مراکز تجاری فقط در دمشق حلب و حمص تشکیل شده است. 
 
اعتراض‌های دو ماه گذشته عمدتاً در درعا، حمص و لاذقیه بوده و کمتر به پایتخت کشیده شد. البته در لاذقیه که ساکنان آن، عمدتاً از قبیله اسد هستند، ماجرا متفاوت‌تر بود و موج ناآرامی‌ها نیز در آن ماندگار نبود اما در حمص و درعا که هم‌مرز با اردن است، ماجرا به‌گونه دیگری است و هنوز نیز ناآرامی‌ها ادامه دارد. 
 
 
سوریه از ابتدا در کنار ایران بوده و برای فعالیت‌های از جنس مقاومت فضا در اختیار گروه‌های مقاومت گذاشته و آن‌ها را تقویت کرده است، به‌طوری که بر خلاف برخی پیش‌بینی‎ها این همکاری‌ها حتی پس از مرگ حافظ اسد و روی کار آمدن بشار افزایش یافت و اگر رژیم‌های حاکم بر مصر و اردن نیمی از همین فضایی را که سوریه به نفع مقاومت ایجاد کرد، در کشورهای خود فراهم می‌کردند، ممکن بود سرنوشت رژیم صهیونیستی تاکنون کاملاً‌ تغییر می‌کرد. 
اما معارضان اسد اکنون عمدتاً بخشی از اخوان‌المسلمین یا همان اخوان سوریه هستند که اگرچه رویکردهای ایدئولوژیک‌تری نسبت به اسد حتی در قبال اسرائیل دارند اما عربستان نقش مؤثری در تحریک آن‌ها دارد و بر اساس ردیابی‌های سیستم امنیتی سوریه، تماس‌ها از ریاض با معترضان درعا به‌طور دائم ادامه دارد. 
 
رژیم سعودی در حالی جبهه‌های متعددی در بحرین، یمن و سوریه را گشوده که به‌نظر می‌رسد متوجه فرآیند گذار مورد نظر امریکایی‌ها شده است و قصد دارد خود را از موج این تحولات با جلوگیری از تسری آن‌ها و هل دادن به سمت رژیم‌های رقیب یا معارض خود محفوظ نگه دارد. 
 
اما در این شرایط، به‌نظر می‌رسد امریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی نیز چندان مایل به سقوط کامل اسد نیستند. در تمام سال‌های گذشته علی‌رغم پناه دادن به گروه‌های مقاومت، مرزهای سوریه با اسرائیل جزو امن‌ترین مرزها بوده و از مرزی مانند جولان یک تیر هم به سمت اسرائیل شلیک نشده است. همچنین ناآرامی در سوریه مستقیماً قابل انتقال به سرزمین‌های اشغالی و کرانه باختری است. اما از همه مهم‌تر اینکه امریکایی‌ها نسبت به حکومت جانشین اسد در صورت سقوط او به‌شدت نگران هستند و می‌دانند که اخوانی‌های سوریه به‌دلیل رویکردهای ضد امریکایی و ضد اسرائیلی‌شان حتی می‌توانند غیرقابل مهارتر باشند. از این رو می‌گویند "دشمنی را که می‌شناسیم، بهتر از دشمنی است که چندان او را نمی‌شناسیم." همچنین معتقدند اسد به صلح اعراب و اسرائیل کمک می‌کند و اصلاحات مورد نظر آن‌ها را با توجه به روحیات جوانانه خود دنبال می‌کند اما اخوانی‌ها چنین کاری نمی‌کنند.  
 
بنابر این، مهم‌ترین راهبرد امریکا در شرایط فعلی، تضعیف اسد است، چرا که معتقدند رئیس‌جمهور جوان وقتی پای موجودیتش در میان باشد، امتیاز می‌دهد. 
 
 
همچنین امریکایی‌ها معتقدند اسد در نهایت خواهد توانست شرایط را کنترل کرده و در قدرت بماند و در این صورت، به‌دلیل قدرت قابل توجه دستگاه امنیتی خود، تلافی خواهد کرد. 
 
در عین حال، راهبرد ایران در مقابل سوریه، ماندن اسد و تضعیف نشدن او است، چرا که تضعیف اسد و امتیاز دادن او، به نفع جبهه مقاومت نخواهد بود. با این حال، رئیس‌جمهور جوان اگر توصیه سال‌های قبل برخی مقام‌های ایران در مورد انجام برخی اصلاحات را و شکستن فضای بسته و تقویت آزادی‌های سیاسی را جدی می‌گرفت، امروز کار به‌جایی نمی‌رسید که بخواهد در ظرف مدت کوتاهی، در داخل و خارج چنین امتیازهای بدهد.

فرار مخفیانه همسر بشار اسد به لندن + عکس
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: بشار اسد ، سوریه ، عکس ، سیاسی

گزارش شده است که شب گذشته همسر بشار اسد با توجه به افزایش درگیری ها در سوریه به انگلیس فرار کرده است.

به گزارش  انتخاب به نقل از دیلی تلگراف، اسما اسد 35 ساله در یک پناهگاه امن  و باشکوه در لندن با سه بچه اش زندگی می کند.



گفته می شود که او خرج زندگی خود در لندن را با 40 میلیارد پوندی که همسرش بشار اسد به خارج از کشور قاچاق کرده است، تامین می کند.

همسر بشار اسد که متولد لندن است، از اغاز درگیری ها در انظار عمومی دیده نشده است.



وی که توسط برخی از مجلات "رز صحرا" نامیده شده بود، ممکن است که بیش از 3 هفته در لندن اقامت داشته باشد.
 یک دیپلمات بلندپایه عرب گفت که به همسر بشار اسد که دارای تابعیت انگلیسی و سوری است، هشدار داده شده بود که به دلیل افزایش درگیری ها هر چه سریع تر از کشور خارج شود.



این منبع افزود: اولین اقدام او سفر به لندن بود که البته خانواده او هم آنجا زندگی می کنند.

وی گفت: خروج او از کشور به طرز مخفیانه ای انجام گرفت اما او در حال حاضر با فرزندانش در لندن در حالی که توسط محافظان احاطه شدند، زندگی می کنند.

گفته شده است که یک مرسدس با پلاک دیپلماتیک در بیرون خانه پدر همسر بشار اسد در لندن پارک شده بود.


 گفتنی است که تاکنون بیش از 800 غیرنظامی در سوریه توسط نیروهای امنیتی کشته شده اند.


حوادث سوریه و بحرین در گفتگوی رجانیوز با دکتر خیرالله پروین
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، یمن ، سوریه ، بیداری اسلامی
طرح براندازی در سوریه را بندر بن سلطان طراحی کرده است/در بد‌ترین شرایط حافظ اسد و حکومتش طرفدار ایران بودند

اوضاع اخیر منطقه و شمال آفریقا که با انقلاب مردم مسلمان تونس آغاز شد و اکنون دامن‌گیر حکام عرب خاورمیانه شده، با تحلیل‌های مختلفی از سوی فعالان سیاسی و کار‌شناسان بین‌المللی روبرو شده است. در این میان و درحالی که اکثر فعالان سیاسی بین‌المللی و داخلی بر این عقیده هستند که منشا این تحولات تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر ملت‌های مسلمان و شکل‌گیری یک جریان بیداری اسلامی است، برخی افراد با استناد به برخی اعتراضات در کشور سوریه علیه دولت بشار اسد به دنبال آن هستند تا علاوه بر غیرواقعی خواندن این مساله، از آن به عنوان یک اهرم فشار بر جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند. در همین راستا و برای تحلیل دقیق‌تر اوضاع سوریه و به طور کلی تحولات منطقه که به شدت غرب به ویژه سران کاخ سفید را نگران کرده، به سراغ «دکتر خیرالله پروین» رفتیم و با او درباره وضعیت کنونی و حوادث احتمالی سوریه در آینده صحبت کردیم:


ابتدا لطفا یک معرفی اجمالی از خود و فعالیت‌هایی که در زمینه صدور انقلاب اسلامی به جهان داشته‌اید، بفرمایید؟


من خیرالله پروین دارای لیسانس و فوق لیسانس از دانشگاه تهران و دکترای حقوق عمومی از دانشگاه دولت لبنان الجامعة اللبنانیه می‌باشم که اکنون عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و به عنوان معاون فرهنگی و دانشجویی این دانشکده انجام وظیفه می‌کنم. بنده دلبستگی به مسائل جهان اسلام دارم و خداوند توفیق نصیبم کرده در این راه قدم بردارم.

در بیشتر کنفرانس‌های مربوط به مقاومت که در بیروت برگذار می‌شود، من به عنوان برگزارکننده و یا فعال سیاسی حاضر هستم. دمشق نیز ‌گاه گاهی چنین کنفرانسهایی داشته ولی جراتی که به خاطر حضور مقاومت در لبنان است ممکن است در جاهای دیگر نباشد. کنفرانسهایی دررابطه با مقاومت و پایداری و استقامت در برابر متجاوزین از جمله صهیونیست‌ها و حمایت از مردم مستضعف فلسطین و حزب الله در آنجا برگذار می‌شد که بنده به خاطر علاقه‌ام به مباحث جهان اسلام بنده توفیق حضور در این کنفرانس‌ها و همایش‌ها نصیبم شد.


نظر شما درباره تحولات جهان اسلام که اکنون اتفاق افتاده چیست؟ منشا این حوادث را در چه چیزی می‌بینید؟


خداوند می‌فرماید که سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهیم مگر آنکه خود آن‌ها بخواهند. مردم باید به پا خیزند در برابر ظلم و برای عدالت. با توجه به روحیه استعمارگری که جهان غرب داشته چه از زمان جنگهای صلیبی و مخصوصا دوره‌های اخیر همیشه به دنبال این بوده که ا ز جهان اسلام بهره برداری کند و استعمار کنند و سو استفاده کند. یک ضرب المثل انگلیسی می‌گوید: «تفرقه بینداز و حکومت کن» که استعمارگران همیشه به دنبال این بوده‌اند. زمانی امپراطوری عثمانی یک قدرت بزرگ اسلامی به حساب می‌آمد. غربی‌ها از این وحدت و قدرت امت اسلامی می‌ترسیدند، اصل را بر تفرقه اندازی قرار دادند و تقریبا موفق شدند تا این قدرت مستحکم را از بین ببرند و حاکمان دست نشانده خود را به قدرت برسانند. مثل رضا خان در ایران و اتا ترک در ترکیه. در گوشه‌ای دیگر از جهان اسلام به واسطه جمال عبد الناصر و بحث پان عربیسم را مطرح کردند. این وضعیت گذشته جهان اسلام بود تا انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام که نه تنها جهان اسلام بلکه دنیا را تغییر داد، تا جایی که بعضی‌ها ولو به ظاهر مجبور شدند تغییراتی را در جهت اسلامی شدن انجام دهند. گفتمان امام و انقلاب اسلامی گفتمانی جدید و بی‌سابقه بود، تا جاییکه می‌رفت تا همه مردم کشورهای اسلامی رهبر خود را امام خمینی بدانند. در این حال جهان غرب و حکام عرب احساس خطر کردند که چه کسی درحال الگو شدن برای مسلمانان است یک شیعه است و شیعیان نباید الگو شوند. سعی کردند شخصیتی مانند امام ولی دست نشانده مطرح کنند، که منجر به ایجاد طالبان و القاعده شد.

تا قبل از این کشور‌های عربی هویت نداشتند و جوانان آن‌ها احساس بی‌هویتی می‌کردند، حکامشان افرادی وابسته و دارای خانواده‌ای فاسد بودند. بنابراین شخصیتی در جهان عرب آن زمان وجود نداشت که بخواهند وی را الگوی خود قرار دهند. در عین حال دیدند گروهی را که با الگو قرار دادن امام و تبعیت از فرامین رهبر انقلاب اسلامی، چگونه بر دشمنی که اعراب در ۶۰ سال نتوانسته بودند آن‌ها را شکست دهند، پیروز شدند. در ‌‌نهایت به این نتیجه رسیدند که با داشتن رهبری خوب برا دشمنان و استعمارگران غلبه پیدا کنند. لذا از آن به بعد سید حسن نصرالله به عنوان رهبر جهان عرب شناخته شد، که خود او به رهبر معظم انقلاب اقتدا می‌کند.

عده‌ای از سیاستمداران نظرشان این است که تحولات اخیر منطقه یک توطئه از جانب آمریکاست.


این حرف پایه و اساسی ندارد. موضع مقام معظم رهبری، رؤسای سه قوه و مراجع عظام در قبال ابن موضوع کاملا روشن است. البته همیشه افرادی هستند که حرفهای بی‌پایه و استدلالی مطرح می‌کنند. امریکایی‌ها در راستای اهدافی که دارند دموکراسی به نفعشان نیست. آن‌ها هر چند وقتی در تنگنا قرار می‌گیرند و به اجبار موضعی به نفع مردم می‌گیرند، اما اگر واقعا طرفدار مردم بودند، در بحرین هم از مردم دفاع می‌کردند.
این یک واقعیت است که الان اگر وابسته‌ترین فرد به آمریکا هم در مصر قرار بگیرد، باز هم برای آمریکا حسنی مبارک نمی‌شود که این نشانه تاثیرگذاری نهضت و خروش عظیم مردم است. بررسی کنید امریکا از اول انقلاب مردمی مصر چند موضع گرفته است. ابتدا از حسنی مبارک حمایت کرد، سپس موضعی میانه گرفت، بعد از آن حامی مردم شد و در ‌‌نهایت یک راه پیش رو داشت و آن تن دادن به رفتن حسنی مبارک بود.


آیا تعبیر مردمی بودن انقلاب‌های منطقه در مورد حوادث اخیر کشور سوریه نیز صدق می‌کند؟

بحث سوریه کاملا متفاوت است. نباید سوریه را با کشورهایی مثل مصر، لیبی، بحرین و اردن و یمن مقایسه کرد. کشور سوریه از نظر ترکیب جمعیتی و نوع حاکمیت با کشورهای دیگر متفاوت است، ترکیب جمعیت در سوریه ۷۵ درصد اهل تسنن، ۱۵ درصد علویون، ۱۰ درصد مسیحی و ۱ درصد نیز شییعیان هستند. دولت سوریه لائیک است. نه ضد اسلام است نه مبلغ اسلام. اما در عین حال سیاست ستیز با اسرائیل و متجاوزین را در سیاست خود دارد. سوریه یکی از کشورهای خط مقدم است، در زمان حافظ اسد نیز اینچنین بود. درست است که در جنوب لبنان حزب الله وجود دارد ولی اگر حزب الله تقویت شده و توانسته اثر گذار باشد یکی از عوامل آن سوریه است. سوریهحامی گردهمایی مقاومت از قبیل حماس جهاد اسلامیاست، سوریه با اسرائیل سازش نکرد، امانیازمند اصلاحات داخلی است. 

 استدلالتان برای مردمی نبودن نا‌آرامی‌های سوریه چیست؟

من قبل از اینکه این جریانات در سوریه شکل بگیرند می‌گفتم که آمریکایی‌ها و سعودی‌ها و صهیونیست‌ها و اهل تسننی که با سوریه خوب نیستند مشکلاتی را در سوریه به وجود می‌آورند. با توجه به ترکیب جمعیتی که در سوریه وجود دارد ۷۵% اهل تسنن، و حکومت دست علویون است؛ ریاست جمهوری ۴۰ سال است که دست علویون است و این بهترین فرصت برای دشمنان سوریه است. ما باید موضوع را ریشه یابی کنیم. به هر حال این ترکیب جمعیت زیاد اهل تسنن که حاکمیت در دستشان نیست مشکلاتی را به وجود می‌آورند. از نظر فکری سوریه قبلا تحت حاکمیت سوسیالیست بوده و در دست علویون است. آمریکا و صهیونیست‌ها و گروه ۱۴ مارس لبنان به دنبال این هستند که اول از همه رابطه سوریه با لبنان را قطع کنند تا لبنان ضعیف شود و حزب الله نتواند این نقشی را که الان دارد داشته باشد. زیرا لبنان از طرفی درکنار اسرائیل است و از طرف دیگر در کنار مدیترانه که در کنترل اسرائیل است و از طرف دیگر هم یک سوریه می‌ماند که اگر آن هم به دست آمریکا بیفتد دیگر لبنان هیچ گونه ارتباطی با بیرون نمی‌تواند داشته باشد. دوم اینکه مقاومت و جهاد اسلامی که یک تهدید برای اسرائیل به حساب می‌آید از سوریه اخراج می‌شوند. سوم، حاکمیتی روی کار می‌آید که با ایران قطع رابطه می‌کند و اگر هم قطع رابطه نکند با ایران هم جهت نیست. تفاوتی که در حاکمیت سوریه در مقایسه با مصر و بحرین و لیبی وجود دارد این است که حکومت اسلامی نیست و اسلام را هم تبلیغ نمی‌کند اما حامی مقاومت است.

در بد‌ترین شرایطی که همه علیه ایران بودند حافظ اسد و حکومتش طرفدار ایران بودند. زمانیکه اجلاس طائف برگزار شد و بعضی از سران کشورهای عربی گفتند جنگ ایران و عراق، جنگ ایران و اعراب است، حافظ اسد گفت بیخود کردید اصلا اینطور نیست جنگ بین ایران و عراق است، و زمانیکه ملک حسین لشکر آورد برای صدام حسین بر علیه ایران، حافظ اسد لشکر خود را به مرز سوریه و اردن برد و آن‌ها را وادار به عقب نشینی کرد. البته سوریه به خاطر منافع خودش از ایران و مقاومت حمایت می‌کند که طبیعی هم هست.

به نظر شما پتانسیل این وجود دارد که حرکت مردم سوریه به نتیجه خاصی علیه دولت این کشور برسد؟ 

 در زمان مرحوم حافظ اسد و در ابتدای مسئولیت بشار اسد ماشینی نبود که عکس حافظ اسد بر آن نباشد. در کشورهای عربی اگر یک چوب هم بالای سرشان باشد تبعیت می‌کنند. مردم سوریه و اعراب مثل مردم ایران اینقدر سیاسی نیستند و اینقدر مطالبات ندارند، آنجا حاکمیت تک حزبی است و فضای بسته‌ای دارد اما پتانسیل این را دارد که این فضای بسته را باز و چند حزبی شود؛ علاوه بر این حاکمیت آن در سوریه مانند دیگر کشورهای عربی فاسد نیست. در سوریه یک طرح برای براندازی حکومت بشار اسد درحال اجراست که «بندر بن سلطان» طرح کرده است. «بندر بن سلطان بن عبد العزیز» ۲۲ سال سفیر عربستان در آمریکا بوده که الان شده دبیر شورای عالی امنیت ملی در عربستان است. طراح این طرح وی بوده که در لازقیه عده‌ای با نام علویان بیایند و اهل تسنن را بکشند در شهر درعا که اکثریت اهل تسنن هستند تعدادی از عده کم علویون را بکشند، در حلب هم عرب‌ها تعدادی از کرد‌ها را بکشند، و در جای دیگر که شیعیان هستند بقیه بیایند شیعیان را بکشند در نتیجه حاکمیت متزلزل می‌شود و مجبور می‌شود باج دهد تا جایی که مجبور به کناره گیری می‌شود.

آیا این طرح اجرا خواهد شد و به نتیجه نهایی مطلوب عربستان خواهد رسید؟ 

بشار اسد دارای یک چهره محبوب است و یک شخصیت بین المللی به حساب می‌آید و مثل قذافی و حسنی مبارک نیست. استکبار ستیزی و عدم وابستگی سوریه به غرب، همراهی با کشورهای مستقل و غیر وابسته، حمایت حاکمیت سوریه از گروه‌های مبارز، در درجه اول فلسطین و بعد لبنان ازویژگی‌های بشار اسد است. علاوه بر این در سوریه صرفا یک گروه حاکم نیست، حق مشارکت برای سایرگروه‌ها به رسمیت شناخته شده است. درست رئیس جمهور از علویون است اما نخست وزیر و وزرا از اهل تسنن هستند. مقامات عمدتااز اهل تسنن هستندریال حتی سران ارتش مثل مصطفی طلاس، عبدالحلیم خدام که سال‌ها در کنار حافظ اسد بودند، ازاهل تسنن هستند ولی در بحرین اینگونه نیست، تشیع که اکثریت جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند جایگاهی ندارند.
 اگر بخواهیم وضعیت را با ایران مقایسه کنیم تفاوت از زمین تا آسمان است، ولی خواسته‌های مردم آنجا با اینجا فرق دارد، آن‌ها از لحاظ اقتصادی در مضیقه هستند. حزب بعث سوریه از لحاظ بین المللی قوی و از لحاظ داخلی کمی ضعیف است که باید اصلاحاتی صورت بگیرد اما با انقلاب، وضعیت آنجا نه تنها بهتر نمی‌شود، بلکه بسیار بد‌تر می‌شود.


با توجه به اینکه مقام معظم رهبری فرمودند در منطقه تحولات بیشتری در راه است، تحلیل شما از این جملات ایشان چیست؟ آیا باید منتظر تحولات جدیدی باشیم؟

امام خمینی (ره) تا از چیزی اطمینان حاصل نمی‌کردند نمی‌گفتند و هر پیش بینی‌ای پیرامون مصر و دیگر جا‌ها کردند، محقق شد و این نه تنها به اعتراف ما بلکه به اعتراف خود غربیهاست، حضرت آقا هم کمتر از حضرت امام نیست و تحلیلشان با دیگران فرق دارد. این وعده خداست و وعده خدا محقق می‌شود و کمر استعمار در منطقه شکسته شده و دیگر وضعیت به قبل بر نمی‌گردد.


شما تحولات بعدی را در چه کشورهایی می‌بینید؟ 

 تصور من اینست که الجزایر این ظرفیت را دارد که بیداری اسلامی در آن محقق شود و به نظر من الجزایر پیشگام‌تر از مصر بود. کشور دیگر مراکش است اما عربستان اینطور نیست. اگر بحرین به نتیجه‌ای برسد در عربستان هم تاثیر گذار است. در مورد کشورهای دیگر مثل قطر و امارات که درآمد سرانه مردم خیلی بالاست و به مردم پول‌های فراوان می‌دهند، مردم فعلا دنبال چنین چیزی نیستند ولی عربستان از کشورهای دیگر بسته‌تر و فاقد هرنوع دموکراسی است و به علت اینکه منافع آمریکا و غرب به ثبات عربستان بستگی دارد سعی می‌کنند باتمام قوا از حاکمیت بسته عربستان حمایت کنند چراکه دموکراسی در عربستان به نفع آمریکا نیست وگرنه عربستان باید قبل از کشورهای دیگر به انقلاب و خیزش مردم مواجه می‌شد.


افشای حمایت مالی آمریکا از مخالفان در سوریه
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠  کلمات کلیدی: سوریه ، آمریکا

روزنامه واشنگتن پست آمریکا از حمایت مالی واشنگتن از مخالفان در سوریه خبر داد.

به گزارش شبکه العالم، واشنگتن پست در گزارشی به نقل از نمابرهای دیپلماتیک افشا شده توسط ویکیلیکس نوشت: وزارت امورخارجه آمریکا به جنبش عدالت و سازندگی که از گروه های مخالف سوری است، از سال 2006 مبلغ 6 میلیون دلار پرداخت کرده است.

بر اساس این گزارش، دولت آمریکا از دوران جرج بوش رییس جمهوری سابق، حمایت مالی از مخالفان در سوریه را آغاز کرد، و این کمکها در دوران رییس جمهوری فعلی یعنی باراک اوباما ادامه یافت.

واشنگتن در ژانویه گذشته نخستین سفیر خود را پس از 6 سال به دمشق اعزام کرد.

در گزارش روزنامه واشنگتن پست آمده است: مشخص نیست که آیا آمریکا هنوز به گروه های مخالف سوری کمک مالی می کند یا خیر، اما بر اساس خبرهای فاش شده، این حمایتها حداقل تا سپتامبر 2010 ادامه داشته است.


از طریق منابع صهیونیستی لو رفت
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، سوریه

جزئیات طرح سری بندر- فلتمن برای فتنه در سوریه

پایگاه اینترنتی نیلکا که به سازمان های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نزدیک است با انتشار گزارشی مبسوط، جزئیات یک طرح محرمانه برای براندازی دولت بشار اسد در سوریه را افشا کرد.
پایگاه نیلکا نوشته است که بندربن سلطان و جفری فیلتمن با همکاری هم طرحی برای ساقط کردن اسد تهیه کرده اند. این طرح در سال 2008 با دو میلیارد هزینه تهیه شده و کاملاً با تحولات سوریه انطباق دارد.
نیلکا می نویسد: در این طرح از نظر راهبردی به سوءاستفاده از تمایل قانونی مردم برای آزادی و تبدیل تمایلات آنها به انقلاب علیه نظام از طریق متقاعد کردن آنها به بسته بودن راه اصلاح از داخل نظام و ضرورت انقلاب فراگیر و همچنین استفاده از عبارات جذاب و مورد توافق مردم تکیه شده است. از نظر تاکتیکی این طرح سوریه را به 3 منطقه (شهرهای بزرگ، شهرهای کوچک و روستاها) تقسیم و 5 باند ایجادکرده است.
باند نخست که محرک اصلی است از جوانان تحصیل کرده و بیکار تشکیل شده که به صورت غیرمستقیم به صحنه کشانده می شوند.
باند اراذل و اوباش از قانون شکنان و افراد دارای جرائم سنگینی تشکیل می شود که از مناطق دور دست به مناطق درگیری آورده می شوند و ترجیحاً افراد غیرسوری هستند.
باند فرقه گرایان که از جوانان زیر 22 سال که دارای تحصیلات کمتری هستند تشکیل شده و باند اصحاب رسانه که از رهبران نهادهای جامعه مدنی که توسط اروپا و نه آمریکا تامین مالی می شوند تشکیل شده است.
باند سرمایه داران که از تاجران و صاحبان شرکت ها، بانک و مراکز تجاری فقط در دمشق حلب و حمص تشکیل شده است.
در این طرح درباره شیوه استفاده از این گروه ها و برقراری ارتباط بین آنها آمده است: از آرمان و بلندپروازی جوانان در باند نخست با عبارت های جذاب سوءاستفاده می شود مانند:
- باید رای داشته باشی، ایجاد تغییر فقط با زور امکانپذیر است، آینده در دست توست، علت این وضع سکوت توست.
از توانایی های باند اوباش به روش های زیر استفاده می شود:
آموزش قتل حرفه ای مانند تیراندازی از راه دور و قتل در کمال خونسردی، آموزش به آتش کشیدن ساختمان های دولتی با سرعت و با استفاده از مواد با قابلیت اشتعال بالا، آموزش نفوذ به زندان ها ومراکز پلیس و ساختمان های امنیتی، باند فرقه گرایان باید از روش های زیر موردسوء استفاده قرار گیرد تحریک احساسات آنها برای حمایت یا مخالفت با رئیس جمهور از طریق زور، تاکید بر اینکه طائفه های آنها در شرایط تهدید قرار دارند، جا انداختن مفاهیم استفاده بیش از حد از زور علیه دیگران، متقاعد کردن آنها به اینکه هر کسی که در هر چیزی با آنها مخالفت کند خائن است، سوءاستفاده از سن و سال کم آنها و کمبود دانش و اطلاعات و رساندن آنها به مرحله آمادگی برای هر کاری،از توانایی رسانه ها برای تأثیرگذاری بر افکارعمومی به روش های زیر استفاده می شود: فراهم کردن امکان ارتباط آنها با تلفن های ماهواره ای که نمی توان آنها را زیر نظر گرفت یا قطع کرد، معرفی آنها به عنوان افرادی میهن پرست که با نظام مخالف نیستند و فقط خواستار جامعه مدنی هستند، تهیه تیم های آموزش دیده و آشنا با فناوری های اطلاع رسانی جدید روی اینترنت برای ارتباط با مردم،برگزاری نشست های دوره ای و یکسان سازی نظرات آنها طوری که با هم اختلاف نداشته باشند.
از باند پنجم به عنوان باند سرمایه با استفاده از نگرانی آنها نسبت به مال و ثروتشان به شیوه های زیر استفاده شود:
برقرار کردن ارتباط تاجران با مسئولان تجاری سفارتخانه های غربی تحت پوشش روابط تجاری، برگزاری مراسم با حضور مسئولان تجاری و تنظیم قرارداد میان آنها و کشورهای خلیج فارس، نفوذ به زندگی خصوصی آنها و کسب اطلاعات برای باج خواهی و زورگیری، تحریک آنها با برگزاری نشست هایی علیه نظام حاکم و ایجاد افکاری در آنها در این باره که این کشور کشور شماست اما دیگران بر شما حکومت می کنند. اسد با گرفتن مالیات از شما دزدی می کند ثروت های شما در خطر است و باید به خارج از سوریه منتقل شود. زیرا نظام فرو خواهد پاشید و ما کاری می کنیم که شما بعد از فروپاشی آن بر کشور حکومت کنید. این طرح در مرحله اجرایی شامل چند سناریو است که جزئیات دقیق نحوه آغاز و انجام فعالیت ها را معین می کند.
مراحل اجرایی چنین است:
1- باند «محرک و اولیه»: اگر شخصی مورد هدف قرار گرفت مقادیر کمی پول در اختیار او قرار می گیرد. یک خودروی اجاره ای، یک تلفن همراه و اینترنت در اختیار او قرار داده می شود و از او خواسته می شود به دنبال افراد دیگری مشابه خود باشد و این اقدامات برای آنها نیز تکرار می شود. وقتی تعداد جوانان در شهرهای بزرگ به 5000 نفر در شهرهای کوچک به 1500 نفر و در روستاهای بزرگ به حدود 500 نفر رسید آنها شروع به اعلام تمایل خود برای آغاز اصلاحات می کنند. در این مرحله باید از گفتن هر سخنی که تعرض به هر یک از طرف ها باشد خودداری کرد.
2- حرکت در خیابان در میان جمع هایی مانند بازارهای شلوغ و مساجد بعد از نماز و کوچه تنگ و تقسیم گروه به 3 دسته شعاردهندگان، تصویربرداران و مخفی شدگان صورت می گیرد.
شعاردهندگان در مرکز تجمع می کنند و شروع به فریاد زدن می کنند، افرادی که در گوشه و کنار مخفی شده بودند در اطراف آنها جمع می شوند و عکاسان یا تصویربرداران هم در کنار آنها قرار می گیرند اگر کسی تلاش کرد شعاردهندگان را متوقف کند کسانی که مخفی شده اند از آنها دفاع می کنند و می گویند برادر بگذار حرفش را بزند و اگر کسی برای متفرق کردن آنها تلاش نکرد افرادی که مخفی شده بودند شروع به زدن آنها و مخفی کردنشان می کنند. در هر دو حالت موضوعی بسیار خوب و مناسب برای رسانه ها ایجاد می شود.
به طور کلی باید مسئولان را به سمت شکنجه و توسل به زور و خشونت سوق دهیم مسئولان نیز دور راه دارند یا دخالت می کنند یا نمی کنند.
اگر دخالت نکنند شمار افراد علاقمند به حضور در اعتراضات زیاد می شود زیرا خواسته هایی که جوانان مطرح می کنند با حمایت و تایید شمار بیشتری از جوانان مواجه می شود اما هیچ یک از افراد جدیدی که به این گروه می پیوندند نباید درباره آن چیزی بدانند.
3- در صورت دخالت مسئولان و بازداشت یکی از اعضای شبکه باید در برابر مسئولان خویشتن دار باشد فورا عقب نشینی کند و بدون اینکه کاری انجام دهد که آنها به رفتارش شک کنند فورا به خانه برگردد و در همین مرحله باقی بماند تا نوبت به مرحله بعد برسد. در این مدت حمایت مالی از او همچنان ادامه خواهد داشت.
- اگر مسئولان وارد عمل شوند و یکی از افراد خارج از باند را شناسایی کنند باید از این مسئله نهایت استفاده را کرد، خواستار آزادی او شد و اگر نیروهای امنیتی وی را شکنجه دهند که بسیار بهتر است زیرا ترویج عبارتی مانند شکنجه و آزار و اذیت مردم و ربط دادن آنها به نظام در تحریک احساسات مردم موثر است.
- وقتی حرکت در خیابان شروع می شود باید به سرعت مردم را تحریک کرد و خواسته های آنها را به سطحی بالاتر مانند سرنگونی نظام ارتقا داد. در این باره باید اقدامات زیر انجام شود:
4- وارد کردن باند دوم یعنی اراذل و اوباش به صحنه برای حمله به تظاهرکنندگان و نیروهای امنیتی جزء ضروری طرح است.
5- باید از رویدادهایی که احساسات دینی و اجتماعی را تحریک می کند مانند حمله به زنان که ترجیحا محجبه یا نقاب دار باشند عکس گرفت یا فیلمبرداری کرد بویژه هنگامی که این کار با اقدام تظاهرکنندگان در سر دادن شعار در حمایت از آنها همراه می شود.
اگر نیروهای امنیتی به آنها حمله کنند بسیار عالی است و اگر غیرنظامی ها به آنها حمله کنند باید از واژه نیروهای امنیتی یا لباس شخصی استفاده نمود. اگر هیچ کس به آنها حمله نکرد یکی از افراد این باند خود اقدام به حمله به آنها می کند حتی اگر جراحت های سطحی را به دنبال داشته باشد. تصویری که تهیه می شود نباید بیش از 20ثانیه باشد و تهیه فیلم باید از فاصله بسیار نزدیک انجام شود.
6- استفاده از عامل خون به دلیل اثرگذاری بالای آن روی مردم اهمیت زیادی دارد. کشتن یکی از تظاهرکنندگان خارج از باند که ترجیحا از خانواده بزرگ و معروفی باشد که روابط اجتماعی گسترده ای دارد خیلی عالی است. قتل این افراد باید توسط تک تیرانداز باشد و از همان گلوله هایی استفاده شود که نیروهای امنیتی و پلیس از آن استفاده می کنند.
7- باید اموال بازرگانانی که قبلا اقداماتی تحریک آمیز علیه آنها انجام شده به آتش کشیده شود.
8- تحریک طرفداران اسد و سوق دادن آنها به بحث و جدل با دیگران خصوصا اسلام گرایان، متهم کردن آنها به وابستگی به سازمان اطلاعات لازم است.
9- باید از طریق آشوب و تخریب هرگونه تلاشی از جانب نظام برای ارائه یک راه حل سیاسی را به بن بست کشاند.
10- باند رسانه در اینجا باید وارد شود و چند کار بکند؛ اول ارتباط دادن همه چیز به اسد به عنوان راس سیستم، وانمود کردن اینکه این حوادث تداوم روندهای گذشته است. کم ارزش جلوه دادن اقدامات اسد و مطرح کردن ضعف های تاریخی و نوشتن آن به پای او. اسد خیلی محبوب است ولی این محبوبیت را از طریق تحریک هواداران او به خشونت علیه معترضان باید به نقطه ضعف بدل نمود.
11-فرقه گرایان باید این کارها را بکنند:
- تشویق هر فرقه به انجام جنایت علیه فرقه مذهبی رقیب و انتشار عکس و فیلم آن در اسرع وقت. اینها باید دور از پایتخت باشد و در ابتدا نباید خونریزی زیادی بشود.
- این جنایات باید به حکومت نسبت داده باشد و تصاویر طوری باشد که مردم برای فهم آن نیازی به دانستن زبان عربی نداشته باشند. به این ترتیب تمام کشور در منازعات فرقه ای غرق می شود و حکومت کاملا در بن بست می ماند و امنیت پایتخت را از یاد می برد.
در این حالت دستگاه نظامی و امنیتی فرو می پاشد و راس نظام به عنوان عامل همه مشکلات معرفی می شود و در اینجا نوبت به سرمایه داران می رسد.
آنها باید با سران نظام وارد معامله شده، آنها را بخرند، با دیگر تجار وارد مذاکره شده با تهدید به مصادره اموال یا افشاگری اخلاقی آنها را همراه نمایند و در نهایت باید شورای ملی تشکیل بدهند که غرب آن را به رسمیت بشناسد.