سکولاریسم، بزرگترین تهدید جریان اصولگرائی
دانشجونیوز: با توجه به نزدیک شدن به زمان نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی اشخاص و جریانات سیاسی در صدد جلب اعتماد مرام و منشی انقلابی با نام اصولگرائی هستند تا در بزنگاه انتخابات بتوانند از ظرفیت بالای اعتماد مردم به این جریان (البته از نوع اصیل آن) استفاده نمایند.
طرح بحث پسندیده ی وحدت اصولگرایان ضرورتی اجتناب ناپذیر برای حفظ ارزشهای اسلامی و انقلابی است که از سوئی همدلی و همراهی یاران با وفای انقلاب را می طلبد و از سوی دیگر هوشیاری مردم شریف نسبت به تشخیص ناخالصی های جریان اصولگرائی را.
تامل در اصولگرایی و ارزش های این مرام سیاسی، این تعریف را به ذهن متبادر می سازد که اصولگرایی یعنی، اعتزاز به اسلام، اجتناب از هواهاى نفس، عدالتخواهى و عدالتگسترى، فسادستیزى، ساده زیستى و مردمگرایى، تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور، خردگرایى و تدبیر و حکمت در تصمیمگیرى و عمل. پس با احتساب چنین شاخصه هائی اصول گرایی یک حزب یا جریان خاص سیاسی نیست بلکه یک مرام و مسلک است که مقام معظم رهبری ضمن تاکید بر منش و مرام بودن اصول گرایی، شاخصه های چند گانه ای(1) را برای آن ذکر کرده اند.
یکی از مهمترین شاخصه های انحراف از اصولگرئی، میزان ارزش گذاری بر اساس مبانی تفکر غربی در جامعه دینی است. - در همین رابطه، رهبر معظم انقلاب با تبیین مولفه های اصولگرائی، یکی از مهمترین این مولفه ها را (اعتزاز به اسلام) می دانند (2) - صاحبان این نگرش در واقع همان سکولارهای اصولگرا هستند که بزرگ ترین ضربه را به نهاد آرمانی اصولگرائی وارد خواهند ساخت. بزرگترین آسیب این تفکر، شکاف در جریان اصیل اصولگرایی ایجاد تضاد بر محور تفکر سکولاریسم است، یعنی اصولگرایانی که هم تمدن مادی غربی را پذیرفته اند و هم در جبهه اسلام و انقلاب قرار دارند. که در نهایت در دل تفکر سکولاریسم حل خواهند شد.
دقت به این نکته ضروری است که جمع بین اسلام و سکولاریسم هرگز اتفاق نمیافتد و این موضوع را اندیشمندان سکولار در غرب به خوبی دریافته اند. از همین رو در صددند تا با به حاشیه راندن تفکر تمدنی اسلام که انقلاب اسلامی برخواسته از این تفکر است، تفکر سکولاریسم را در ملت ایران و دیگر ملتهای اسلامی حاکم نمایند. و این مطلوبِ سران استکباری غرب است، زیرا جامعه ای که ایدئولوژی و تفکر تمدنی اش از شئون اجتماعی و سیاسی حذف گردیده و ارزشها و مناسب دینی، فرهنگی و اخلاقی اش به حاشیه رفته است، هیچ هویتی از خود نداشته و جامعه ای با ساختارهای مادی برگرفته از تمدن منحط غرب تشکیل می گردد.
سکولاریسم و تفکر مادی با معرفی اسلام بعنوان یک خرده فرهنگ سعی دارد تا فرهنگ اسلامی را در فرهنگ و تمدن مادی خود حل کند و برای بدست آوردن این مطلوب به ابزار پرورش و آموزش مسلمانان سکولار و شبکه سازی در میان آنان نیاز دارد. شکاف موجود میان اصولگرایان ناشی از همین امر است که بخشی از بدنه اصولگرائی پرورش یافته همین مکتب می باشند که این موضوع به نا کارآمدی علوم انسانی غربی در تامین نیازهای جامعه اسلامی بر می گردد که بارها مورد تاکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است. این دسته بر اساس آموزش های آکادمیک در محیط دانشگاه و ایجاد تعلقات فکری به تمدن مادی، به مبانی غربی برای اداره کشور اعتقاد داشته و در عمل مبانی اسلامی را در مدل اداره حکومت ناکارآمد می دانند.
بنابراین تعاریف، این دسته از اصولگرایان همان مروجان و حامیان اسلام سازشکار هستند که در تضاد نظری با مبانی فکری و تمدنی بنیانگذار کبیر انقلاب و رهبری معظم قرار دارند و اثرات حاکمیت این تفکر بر جامعه در دانشگاه و لایه های مدیریتی سازمان ها و نهاد های دولتی و همچنین حوزه های موثری چون هنر، سینما، موسیقی و حتی لایه هایی از مدیران و سازندگان رسانه ملی، مشهود می باشد که بی شک تاثیر گذار بر افکار عمومی خواهد بود.
بی شک ورود صاحبان چنین تفکری و یا به تعبیر دیگر "جریان انحرافی اصولگرائی" ضربه ای عظیم به دست آورد های اخیر ملت ایران و جریان اصیل اصولگرائیِ برخواسته از اراده و عظم انقلابی ملت شریف ایران، که در انتخابات های گذشته بدست آمد و انشاءالله در انتخابات پیش رو بدست می آید، خواهد زد، و این مهم محقق نخواهد شد مگر با توجه خاص یاران اصیل انقلاب و سربازان ولایت فقیه، انشاءالله.
در پایان بخش هائی از سخنان ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای (حفظه الله) که همیشه راهگشای تمامی مشکلات بوده، می آید:
مردم، تشنهى عدالت، تشنهى مبارزه با فساد و تشنهى تمسک به اصول انقلاب بودند، که وقتى دیدند یک نفر صادقانه این شعارها را سر دست گرفته و مطرح میکند، حول محور او جمع شدند؛ خود این نعمت بزرگى است که این تفکر به صورت یک گفتمان مسلط در جامعه درآمد و همچنان ادامه دارد... (1385/06/06)
نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور، اسلام ناب را آنچنان که از کتاب و سنت درک می شود برای ذهنهای مشتاق داخل و خارج از کشور بازگو کنند.نباید برخی افراد به علت احساس حقارت یا شیفتگی در مقابل غرب، احکام و مبانی اسلام را با دیدگاههای غربی منطبق کنند. (14/3/1386)
جوانهاى ما، اهل فکر ما، اهل فرهنگ ما تأمل کنند؛ مسئولین کشور به سمت سیاستهاى اسلامى حرکت کنند. اینى که یا مسئولان ما، یا در دورههاى انتخابات مثل وضع کنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه دیگران حرفهاى غربىها را تکرار کنند، این هیچ امتیازى محسوب نمیشود. امتیاز این نیست که ما آن چیزى را بگوئیم که غرب مىپسندد. اینها کسانىاند که با فکر ایرانى، فکر اسلامى، هویت اسلامى و ایرانى مخالفند. خدا را سپاس میگوئیم که ملت ایران آن رشد و آگاهى لازم را به دست آورد تا توانست بر این همه موانع فائق بیاید. ( 1388/02/26)
تقلید، رایج شدن و پیشرفت تقلید، پیشرفت نیست. وابسته کردن اقتصاد، تقلیدى کردن علم، ترجمه گرایى در دانشگاه؛ که هر چه که آن طرف مرزها، مرزهاى غربى و کشورهاى اروپایى، گفتهاند، ما همان را ترجمه کنیم و اگر کسى حرف زد، بگویند مخالف علم حرف مىزند؛ پیشرفت نیست و ما این را پیشرفت نمىدانیم .( 1385/08/18)
اینکه بنده دربارهى علوم انسانى در دانشگاهها و خطر این دانشهاى ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاهها، هم به مسئولان - به خاطر همین است. این علوم انسانىاى که امروز رائج است، محتواهائى دارد که ماهیتاً معارض و مخالف با حرکت اسلامى و نظام اسلامى است؛ متکى بر جهانبینى دیگرى است؛ حرف دیگرى دارد، هدف دیگرى دارد. وقتى اینها رائج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت میشوند؛ همین مدیران مىآیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد کشور، در رأس مسائل سیاسى داخلى، خارجى، امنیت، غیره و غیره قرار میگیرند. (1389/07/29)
...................................
پی نوشت:
1). بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس جمهور و اعضای محترم دولت در تاریخ (1385/06/06)
2). «اعتزاز به اسلام» یکى دیگر از شاخصههاى اصولگرایى است. ما در دورانِ این بیستوهفت سال، بعضى از مسئولان نظام اسلامى را دیده بودیم که خجالت میکشیدند یک حکم اسلامى یا یک جهتگیرى اسلامى را صریحاً بر زبان بیاورند؛ نه، ما طلبگاریم. من بارها گفتهام، در قضیهى «زن»، ما پاسخگوى غرب نیستیم، غرب باید پاسخگوى ما باشد؛ ما هستیم که سؤال مطرح میکنیم. در زمینهى حقوقبشر، ماییم که طلبگار مدعیان منافق و دو روى حقوقبشر هستیم. بنابراین به اسلام اعتزاز داشته باشید. آنچه را که اسلام به ما آموخته، اگر ما درست یاد گرفته باشیم و دچار کجفکرى و انحراف و غلط فهمى نشده باشیم، چیزى است که باید به آن افتخار کنیم.