استارت آتش بیاری هاشمی برای انتخابات
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، انتخابات ، تشخیص مصلحت نظام

بولتن نیوز : با نزدیک شدن به موعد انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز رایزنی های انتخاباتی و تلاش نخبگان سیاسی برای به کرسی نشاندن کاندیداهای مورد نظر خود برخی از چهره های مهم سیاسی این روزها فعالیت های گسترده ای را آغاز کرده اند که به یقین یکی از با نفوذ ترین آن ها اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است . گرچه دفتر هاشمی رفسنجانی تحرکات انتخاباتی وی را از اساس رد کرده است اما نوع برنامه ها و سخنرانی ها و فعالیت های هاشمی نشان دهنده موضوعی غیر از بیانیه دفتر وی است .

با نزدیک تر شدن به دوازدهم اسفندماه موعد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری طیف های اصلاح طلب که به دلیل عملکرد بسیار بد سردمدارانشان در انتخابات سال 88 از کم ترین محبوبیت سیاسی برخوردار هستند مترصد کوچکترین فرصتی برای بازیابی خود هستند تا بلکه بتوانند تعدادی نماینده را روانه مجلس شورای اسلامی کنند . در این میان شاید هیچ کس به مانند هاشمی رفسنجانی که در انتخابات 88 حامی جدی کاندیدای مورد حمایت آنان بود نتواند به عنوان مراد آن ها وارد عمل شده و راهکارهای پیش رو را برای آن ها تنظیم کند .

در این میان اما پس از انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری که هاشمی مجبور شد صندلی ریاست خود را به آیت الله مهدوی کنی تحویل دهد و سیاست گوشه نشینی را در پیش بگیرد ، رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام به اندازه ای که این روزها و در آستانه انتخابات فعال شده است فعال نبود . دیدارها و سفرها و اظهار نظر ها و تحرکات شدید سایت رسمی هاشمی رفسنجانی این روزها به شدت بوی انتخاباتی گرفته است که حتی بیانیه دفتر وی نیز نمی تواند سرپوشی بر این موضوع بگذارد .

 

هاشمی رفسنجانی یکی از مردودین اصلی فتنه 88 است که به خوبی در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم از پشت نقاب خیرخواهی هایش بیرون آمد و شاید تنها به دلیل کینه ای که از سال 84 از شکست به دل گرفته بود همه ظرفیت های خود را بسیج کرد که کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان یعنی میر حسین موسوی رای آورده و یا بهتر بگویم هر کاری کرد تا احمدی نژاد رنگ پیروزی را به خود نبیند . هاشمی رفسنجانی که تا نزدیک ترین روزهای 22 خرداد هم سعی کرد خود را خیرخواه نظام و انقلاب نشان دهد و کینه تاریخی خود را بروز ندهد با نامه تاریخی اش به رهبر معظم انقلاب اسلامی که بدون سلام و والسلام و با لحن تندی خطاب به ایشان ارسال شده بود جرقه باروت جریان فتنه را زد و به برنامه ریزانی که مدت ها مترصد اثبات نوکری شان به غرب برای پیاده کردن موضوع انقلاب مخملی بودند چراغ سبز را نشان داد که اگر چه نمی تواند به طور آشکار همراه آنان باشد اما می تواند نقش یک پشتیبان را به خوبی ایفا کند .

مردودیت هاشمی در فتنه 88 اما به همین جا ختم نشد و سکوت تعجب برانگیز وی در طول روزهای اغتشاش در تهران و پیام های آشکار و پنهان این سکوت یکی از نکات تاریک کارنامه سیاسی وی در طول انقلاب اسلامی را رقم زد . البته دور و اطرافیان هاشمی نیز در این راه وی را تنها نگذاشتند و از همسر وی عفت مرعشی تا مهدی هاشمی و فائزه هاشمی هریک نقش محوری خود را در تنها نگذاشتن راه پدر ایفا کردند .

اما حالا و در حالی که دو سال از انتخابات 88 می گذرد و بار دیگر فضای غالب کشور به یک فضای سیاسی تبدیل شده است رنگ و بوی حضور هاشمی در عرصه سیاسی بیش از پیش می شود . هیچ تحلیلگر و فرد آشنا به سیاستی نمی تواند قبول کند که هاشمی رفسنجانی که در سال به سال انتخابات در همه عرصه های سیاسی حضور داشته و نشان داده از کوچکترین فرصتی برای کسب قدرت بی بهره نمی ماند در انتخابات 90 و در حالی که مجلس هشتم به پایان راه رسیده است و دولت و شوراهای اسلامی هم سال های پایانی عمر خود را تجربه می کنند این کاردار سیاسی عرصه را خالی کند و حداقل اگر تمایلی به حضور خود ندارد به مهره چینی های افراد مورد نظرش و ارائه راه کارهای خود برای انتخابات نپردازد .

در این میان اما در روزهای گذشته دفتر روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت خبر هرگونه تحرک انتخاباتی رئیس خود را از قبیل معرفی نماینده رابط با جریان‌ها، معرفی لیست پیشنهادی انتخاباتی و یا محوریت یک جریان، جعل شعار "نجات ملّی" به گروهی خاص نسبت داده و از اساس آن را رد کرده است . اما هنوز جوهر پرینت این بیانیه خوش نشده است که خود هاشمی در دیداری غیر انتخاباتی هم به موضوع انتخابات اشاره می کند و تاکید می کند باید اعتماد عمومی مردم را به دست آورد و شرایط دلسوزان نظام را در عرصه انتخابات فراهم کرد تا مردم به انتخابات پا بگذارند . سخنان هاشمی که بالافاصله با ذوق زدگی رسانه هایی همچون روزنامه شرق ، فرهنگ آشتی، اعتماد و آرمان که مدت ها بود به دنبال شروط هاشمی می گشتند روبرو شد از اساس نشان دهنده اصرار هاشمی بر مواضع اشتباه خود و تکرار گذشته دارد .

در این میان چند نکته حائز اهمیت است که اولا نظام جمهوری اسلامی اعتمادی را از دست نداده است که بخواهد دوباره آن را به دست بیاورد چرا که این نظام مفتخر است در طول دوران کوتاه اما با برکت خود نزدیک به سال هایی که از عمرش گذشته است به مردمش فرصت انتخاب را در عرصه عمومی انتخابات داده است و در آخرین نمونه بارز آن با حضور حد اکثری و 85 درصدی چشم جهانیان را متحیر کرده است . حال چه شده است که آقای هاشمی اسم رمز تقلب و عملیات روانی غرب برای  فریب عده ای عنصر داخلی و بی اعتماد کردن مردم به نظام را تحت عنوان اعتماد سازی تکرار می کند؟ سوال اساسی این است که این نظام کدام اعتمادی را سلب کرده است که حالا بخواهد برای بازگشتش تلاش کند .

ثانیا آقای هاشمی باید دیدگاه دقیق خود را از واژه دلسوزان انقلاب روشن کنند چرا که به نظر می رسد همه دلسوزان واقعی نظام به راحتی فرصت ارائه نظر و شرکت در انتخابات را دارند و حال که هنوز ماه ها با موعد انتخابات فاصله داریم به خوبی شور و نشاط و تحرک گروه ها و افراد و تشکل ها را برای برپایی انتخاباتی باشکوه مشاهده می کنیم . آیا دوستانی که در مجموعه جبهه متحد اصولگرایان و دیگر تشکل ها مشغول بستر سازی فضای پرشور انتخاباتی هستند جزو دلسوزان نظام محسوب نمی شوند و یا منظور آقای هاشمی عده ای قلیل است که با هیاهو و تشویش به دنبال به کرسی نشاندن واژه های موهومی چون صیانت از آرا، نظارت بین المللی و یا رفع نظارت شورای نگهبان هستند ؟

 

البته در این میان هرچند هاشمی رفسنجانی فعلا قصد دارد در حاشیه احتیاط در مسائل انتخابات وارد شود ولی فعلا سایت خود را به محلی برای عرضه تفکرات انتخاباتی خود تبدیل کرده است . سایت هاشمی اکنون وظیفه اصلی شروع آتش بیاری هاشمی در انتخابات را بر عهده گرفته است و در اولین اقدام ها با انتشار دوباره نامه بی ادبانه وی در سال 88 به رهبر معظم انقلاب به تاکید یکی بودن احمدی نژاد و جریان انحرافی پرداخته است . از سویی دیگر سایت وی با درج مطالبی با عنوان خیانت با رای مردم خیانت به نظام است و سخنرانی اخیر وی برای فرهم کردن شرایط دلسوزان نظام و اعتماد سازی عملا موضوع شبهه افکنی در سلامت انتخابات و صلاحیت دولت در برگزاری آن را کلید زده است . البته سایت رسمی وی به همین جا هم کوتاه نیامده است و بحث زیر سوال بردن نظارت شورای نگبان را هم با درج مطلبی به نقل از امام در خصوص نگرانی اعضای شورای تبلیغات اسلامی از انتصاب احمد جنتی به ریاست این شورا را آغاز کرده است .

هاشمی به خوبی می داند که دوران سیاسی وی به سر آمده و اگر در هر کشور دیگری غیر از ایران بود باید راه خانه نشینی و یا نهایتا کار اقتصادی را در پیش می گرفت اما وی هنوز عقیده دارد باید با دست و پا زدن در عرصه سیاسی بقا خودش را از دست ندهد و به خصوص در آستانه انتخابات اخیر خود را همچنان مقتدر نشان دهد  . آیا او موفق می شود؟


مدحی از قدرت اطلاعاتی ایران می‌گوید
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، مدحی ، وزارت اطلاعات

عامل نفوذی ایران در اپوزیسیون خارج از کشور در دانشگاه علامه‌طباطبایی از قدرت اطلاعاتی ایران می‌گوید.

محمدحسن عبدالهی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در گفت‌وگو با فارس، با اعلام این خبر گفت: محمدرضا مدحی عامل نفوذی جمهوری اسلامی ایران در اپوزیسیون خارج از کشور با حضور در دانشگاه علامه‌طباطبایی و در جمع دانشجویان از قدرت اطلاعاتی و امنیتی ایران سخن می‌گوید.

وی افزود: این اولین باری است که مدحی برای بیان قدرت اطلاعاتی ایران و آنچه که وی در طول این مدت انجام داده در یک دانشگاه سخنرانی می‌کند.

عبدالهی خاطرنشان کرد: در این مراسم مستند "مهار نشده" پخش شده و در پایان بیانیه بسیج دانشجویی در پاسخ به گزارش اخیر آژانس انرژی اتمی قرائت خواهد شد.

به گفته وی این مراسم ساعت 13 روز دوشنبه 23 آبان در سالن شهید بهشتی دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی دانشگاه علامه‌طباطبایی برگزار می‌شود.

سردار محمدرضا مدحی پس از چندین سال فعالیت اطلاعاتی و نفوذ در اپوزیسیون خارج ‌از کشور چندی پیش توسط دستگاه اطلاعاتی کشور به ایران بازگشت.

پس از افشاگری‌های وی اپوزیسیون خارج از کشور به تلاطم افتاده و ابعادی جدید فعالیت‌ها علیه ایران توسط آمریکا و غرب روشن شد.


موسوی خوئینی‌ها: براندازی نبود “سوءتفاهم” بود
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز ، فتنه 88
آقای موسوی خوئینی‌ها که چند روز پیش گفته بود “هدف اصلاح طلبان فقط جمهوری اسلامی است و آنها نه تنها با شعار علیه رهبری مخالفند”، برای بازداشتن محافل ضدانقلاب از ادامه انتقادات به خود رویکردش را تغییر داد.

http://peymane.ir/files/fa/news/1389/3/1/14869_721.jpg

به گزارش جهان، دبیرکل مجمع روحانیون مبارز در پاسخ یکی از مخاطبان وبلاگش با ابراز امیدواری برای آزادی سران و فعالان جریان فتنه، اعتراض را حق آنان دانسته و با تعبیر پروژه براندازی سال ۸۸ به یک “سوءتفاهم” گفته است: امیدوارم سوءتفاهم ها از میان برداشته شود و نه تنها این دو عزیز گرامی بلکه تمام زندانیان سیاسی در رابطه با انتخابات هشتاد و هشت آزاد شوند، علّت اینکه می گویم سوءتفاهم این است که همه آنها در یک انتخابات قانونی شرکت کرده اند و به نتایج اعلام شده اعتراض داشته و دارند و اعتراض هم حقّ آنان بوده است، ولی آنان ناروا متّهم به براندازی و … شده اند، در حالیکه یقیناً آنان مبرّا از چنین اتّهامی هستند.

آقای موسوی خوئینی ها که چند روز پیش شعار «جمهوری ایرانی» را تخطه و رویکرد جریان فتنه را زیر سوال برده بود، روشن نیست چرا اکنون از جریان فتنه و حامیان شعار “جمهوری ایرانی” دفاع کرده و تلاش آنان را برای براندازی در ایران که با حمایت آشکار غرب و رژیم صهیونیستی و کل جبهه ضدانقلاب همراه بود، تنها یک “سوءتفاهم” و “اتهامی ناروا” توصیف کرده است.

البته خود دبیرکل مجمع روحانیون مبارز و حزب متبوعش از حامیان و تقویت کنندگان فتنه و حتی متهم اصلی آشوب شب ۳۰ خرداد ۸۸ هستند.

آقای موسوی خوئینی ها پیش از موضع گیری امروزش با محکوم کردن بخشی از مواضع فتنه گران مدعی پایبندی اصلاح طلبان به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه شده بود.

برخی محافل ضد انقلاب به خاطر این اظهارات به او حمله کرده و آن را فرصت طلبی و تلاش برای ورود به عرصه سیاسی خوانده بودند.

اما رسانه های همسوی مجمع روحانیون از جمله کلمه، جرس، امروز و نوروز و… که سخنان موسوی خوئینی ها علیه جریان فتنه را سانسور کرده بودند، موضع امروز او در حمایت از موسوی و کروبی را پوشش گسترده داده اند.

ناظران سیاسی دلیل موضع گیری سران مجمع روحانیون علیه فتنه را در پیش بودن انتخابات مجلس نهم و علاقه مندی اعضای این مجمع برای کسب جواز ورود به عرصه سیاسی قلمداد می کنند و معتقدند اعضای مجمع روحانیون در عین حال درصدد با حمایت از سران فتنه، خود را در معرض انتقادات محافل ضدانقلاب و حامی فتنه قرار ندهند.


میرحسین از قبل حکم خود را صادر کرد + سند
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی
میرحسین موسوی در روز قدس سال ۱۳۶۵ ،گفت : مسلمین دست هر خائنی که به سوی اسرائیل دراز شود را قطع خواهند کرد

http://up6.iranblog.com/files/7e20586.jpg

 

ندای انقلاب: راهی که امریکا در تلاش برای تحمیل آن به ماست بریدن ما از جهان اسلام است و اینکه ما پی مصالح خودمان در چارچوب مرزهای جغرافیایی خودمان بپردازیم و نسبت به سرنوشت مسلمانان تحت فشار امریکا حساسیت نداشته باشیم اما انقلاب اسلامی اینها را رد می کند.

روز جهانی قدس تذکر به ملت ماست که سرنوشت ما با سرنوشت همه مسلمانان پیوند خورده است و دفاع از ایران بدون انقلاب اسلامی ، دفاع از ایران شاهنشاهی و ایران امریکایی است.

آزادی قدس جزء هویت انقلاب اسلامی ماست ،انقلاب اسلامی بدون این فکر نمی توانست در کشور ما تحقق یابد و در جهان نفوذ یابد از دست دادن این ایده و این شعار مساوی است با از دست رفتن نفوذ انقلاب در داخل و خارج .

وظیفه ما تذکر است ،ما شما را به سرنوشت شاه ،سادات و تمامی خائنینی که دست دوستی به سمت اسرائیل دراز کردندتوجه می دهیم.مسلمانان نمرده اند ،مسلمین دست هر خائنی را که به سوی اسرائیل دراز شود قطع می کند!!!!!

این سخنان فقط قسمت اندکی از نطق میرحسین موسوی در روز قدس سال ۱۳۶۵ است که بازخوانی آن ،می تواند میزان تغییر ویا به بیان بهتر، نمایان شدن شخصیت واقعی میرحسین موسوی در سال ۱۳۸۸ را نشان دهد.زمانی که در روز قدس، طرفداران موسوی بار دیگر به دعوت او به خیابان ها آمدند و شعار نه غزه ،نه لبنان،جانم فدای ایران را سر دادند و میر حسین بار دیگر به حمایت از کسانی پرداخت که به گفته ی خود او به طرفداری از ایران شاهنشاهی و ایران امریکایی به خیابان ها آمده بودند.

از طرف دیگر بارها و بارها در زمان انتخابات ریاست جمهوری و قبل از آن، سیاست خارجه دولت احمدی نژاد که پیرو همین نوع تفکر انقلابی بود از سوی میرحسین و هم فکرانش به ماجراجویی و ایجاد بحران در کشور متهم شد و این قشر به اصطلاح روشن فکر، احمدی نژاد را به پرهیز از رفتارهای ماجراجویانه تشویق می کردند.

و به راستی که مسلمانان نمرده اند و دست هر خائنی که به سوی اسرائیل دراز شود را قطع خواهند کرد.

منبع: عصر امروز


بررسی سیاست خارجی دولت موسوی و هاشمی
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی ، وزارت امور خارجه
درک نخبگان سیاسی از سیاست جهانی در ۸ سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بیشتر ژئوپلتیک بود تا ایدئولوژیک. به این جهت تلاش گسترده ای با انعطاف پذیری و جهت گیریهای مصلحت گرایانه صورت گرفت تا ایران از انزوای سیاسی بیرون آمده و یک ایران اسلامی قوی مورد توجه نظام بین الملل برپا گردد!!

http://up6.iranblog.com/files/e512.jpg

به گزارش ندای انقلاب به نقل از خبرگزاری دانشجو، الزمات ناشی از زیستن در نظام به هم پیوستۀ بین المللی، کم کم رویکردهای واقع گرایانه در سیاست خارجی ایران نمود یافت. نظام اسلامی ایران توانست تا حدود زیادی امکانات و محدودیت های خود را شناسایی کند و با توجه به آنها در جهت بازسازی روابط خود با سایر کشورها گام بردارد.
دولت میر حسین موسوی
جمهوری اسلامی برای سامان دادن به اوضاع داخلی و بازسازی کشور، اصلاح طلبی اقتصادی را سرلوحۀ کار خود قرار داد. عنصر محوری گفتمان حاکم در آن دوران عملگرایی در نتظیم و اجرای سیاست خارجی با رعایت ارزشهای اسلامی تشکیل می داد.
در واقع خط مشی عملی و رفتاری ایران در صحنۀ سیاست خارجی در دهۀ دوم انقلاب را میتوان با توجه به منافع ملی و ترتیبات منطقه ای و پرهیز از تحریک دیگران در قالب سیاست عادی سازی روابط مورد بررسی قرار داد.
البته قبل از آقای خامنه ای  در بیانات امام بالاخص از سالهای ۶۱ به بعد خروج از انزوا و گوشه نشینی مطرح می شد به ابتکار و تأیید امام، آقای خامنه ای در مرداد ۶۲ سیاست خارجی « گشایش درها » را برای ایران پی ریخت.
این سیاستی بود که به گفتۀ آیت الله خامنه ای متضمن مناسبات عقلایی، موجه و سالم با همۀ کشورهاست و هدفش خدمت به مصالح و ایدئولوژی ایران است.
خود امام (رض) در ۶ آبان ۶۳ گفت که نداشتن رابطه با دیگر دولتها را « هیچ عقل و هیچ انسانی نمی پذیرد چون معنایش شکست خوردن و فنا و مدفون شدن است…». امروز دنیا مانند یک عائله و یک شهر است وقتی دنیا وضعش اینطور است ما نباید منعزل باشیم.
اما بر خلاف نظر رئیس جمهور، دولت وی در سیاست خارجی بدون کوچکترین انعطاف و در انزوای کامل به سر می برد. شاید این مسئله یکی از دلایل اختلافات جدی موسوی و آقای خامنه ای بود.
وی که سیاست انزوا را در پیش گرفته بود با اکثر دولت های خارجی ایران رابطه ای نداشت و در داخل هم سیاست اقتصادی کوپنی و مالکیت صد درصدی را دنبال می کرد.
نخست وزیری او هم با زعامت حضرت آیت الله خامنه ای بر ولایت فقیه پایان یافت.
دولت علی اکبر هاشمی رفسنجانی
با رحلت جانگداز حضرت امام خمینی(رض) و سپردن مقام خطیر ولایت فقیه به آیت الله خامنه ای ، آقای اکبر هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری رسید و در این دوران بر خلاف دوره قبل مقام نخست وزیر حذف و کلیه امور با رئیس جمهور اداره می شد.
در این دوران که به تعدیل در همه ابعاد شهره است، درسیاست خارجی هم سیاست تعدیل در پیش گرفته شد اما عملا این تعدیل به کناره گیری از شعارها و اصول اولیه انقلاب منجر شد.
شرایط داخلی پس از جنگ وقبول قطع نامه۵۹۸ ضرورت تحول دراولویت بندی اهداف سیاست خارجی  براساس تامین نیازهای اقتصادی و توسعه کشور راخاطر نشان می کرد. تامین هزینه های بازسازی نیازمند درآمدهای نفتی وافزایش همکاری باکشور های دیگر بود.
با پایان مقتدرانه ایران در جنگ با عراق گمان همه آحاد جامعه بر سیاست خارجه قوی و مبتنی بر اصول انقلاب بود اما بر خلاف تصور نخبگان جامعه، سیاست خارجی بر اساس کوتاه آمدن در بسیاری از اصول بود.
در واقع مجریان سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سالهای ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی به نام توجه به ضروریاتی که کشور از لحاظ سیاسی و اقتصادی به آنها محتاج بود، برای دستیابی به اهداف مورد نظر و دستیابی نیازمندی های اقتصادی در پی آن برآمدند که سیاست آرمان گرایانه را با سیاست مصلحت جویانه جایگزین نمایند.
خلاصه آنکه درک نخبگان سیاسی از سیاست جهانی در هشت سال ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی بیشتر ژئوپلتیک بود تا ایدئولوژیک. به این جهت تلاش گسترده ای با انعطاف پذیری و جهت گیریهای مصلحت گرایانه صورت گرفت تا ایران از انزوای سیاسی بیرون آید! و یک ایران اسلامی قوی موردتوجه نظام بین الملل برپا گردد!!
اما این سیاست تعدیل منجر به قبول  تاثیر گزاری ایران در بین الملل و آزاد شدن از تحریم های غرض ورزانه دولت های اروپایی و آمریکایی  نشد و حتی بر خلاف نظر دولتمردان در پایان دولت وقت هیچ کشور اروپایی در ایران سفیر نداشت!
به طور خلاصه می توان سیاست خارجی دوران سازندگی را به شرح زیر خلاصه کرد:
۱٫      ضرورت توجه به مسائل اقتصادی وامنیتی وتامین منافع ملی در بعد اقتصادی موجب شد تا برای دستیابی به اعتبار و قدرت، سیاستی مصلحت سنج وهمزیستی با دیگران را دنبال کند.
۲٫      پذیرش نظم حاکم بر روابط بین الملل
۳٫      احترام به قواعد بین المللی
۴٫      عضویت فعال درسازمان های بین المللی ومنطقه ای
۵٫      تلاش برای بوجود آوردن فضای همزیستی با همسایگان و کشورهای دوست.
۶٫      سیاست صدور انقلاب که دردوران جنگ تزاصلی سیاست خارجی بود به سیاست اسلام دریک کشور در دوران سازندگی تبدیل شد.
۷٫      اگر چه تلاش زیادی شد تاباکشورهای اروپایی روابط دوستانه برقرار شود ولی به دلیل پیش آمدن مسائلی مانند کشته شدن مخالفان نظام دراروپا باعث تنش زایی دراین رابطه نشد!
۸٫      فروپاشی شوروی اگرجه یک فرصت برای سیاست خارجی ایران بود ولی هیچ استفاده ای از آن نشد.
۹٫      جنگ اول خلیج فارس یک فرصت تاریخی برای سیاست خارجی ایران محسوب می شد که می توانست روابط خود را با این کشور ها بهبود بخشد اما این گونه نشد.

عامل اصلی اتفاقات سال۸۸رهبران جنبش سبز بودند
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدعلی ابطحی ، جنبش سبز ، فتنه 88
محمد علی ابطحی: «حوادث سال ۸۸، اولا که فقط در تهران بود و در شهرستان‌ها هیچ اعتراضی نبود و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد و ثانیا بسیاری از جمله رهبران سبزها در بوجود آوردن این حوادث مقصر بودند.»

به گزارش جام نیوز، محمد علی ابطحی، معاون محمد خاتمی در دوران اصلاحات که در وقایع فتنه ۸۸ به دلیل برخی اتهامات امنیتی مدتی را در بازداشت به سر برده است طی مصاحبه ای جنبش سبز را عامل ضربه خوردن اصلاحات دانست.
سخنان ابطحی در میان رسانه های غربی و اپوزیسیون عکس العمل های مختلفی دربر داشته است، برخی از این رسانه ها همچون جرس، کلمه و … تحت تاثیر شوک اعترافات ابطحی در سکوت به سر می برند و برخی دیگر که تا دیروز از وی حمایت می کردند زبان به دشنام بر علیه او گشودند.
در این راستا سایت خود نویس در بازتاب مصاحبه وی در خبر روز گذشته خود ۱۶ آگوست (۲۵ مرداد) نوشت: «محمد علی ابطحی در اظهاراتی با اشاره به اینکه وی هیچگاه جزو جنبش سبز نیست گفته است اصلاحات از جنبش سبز ضربه خورد.»
این سایت ادامه داد: «وی همچنین با انتقاد از افراط گری‌های جنبش سبز و نیز رهبران سبزها و با رد تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ اضافه کرده که حوادث سال ۸۸، اولا که فقط در تهران بود و در شهرستان‌ها هیچ اعتراضی نبود و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد و ثانیا بسیاری از جمله رهبران سبزها در بوجود آوردن این حوادث مقصر بودند.»
سایت خودنویس به نقل از ابطحی با تاکید بر اینکه «جریان اصلاحات از جنبش سبز خیلی ضربه خورد» نوشت: «جنبش سبز را یک جنبش مرحله‌ای و گذرا می‌دانم.. به جنبش سبز و روش‌هائی که در آن اتخاذ شد و مواضع متناقضی که گرفته شد و یأس و ناامیدی که پراکند، انتقادهای زیادی دارم.»
همچنین خود نویس آورد: «ابطحی در بخش دیگری از سخنان خود به افراطی‌های اصلاحات که مرز مشخصی با اصلاحات مورد نظر خاتمی دارند اشاره کرده و گفته است:‌ “در بین ما جریاناتی هم به عنوان اصلاح‌طلب فعال بودند که مرز کاملا متفاوتی با اصلاحات مدنظر آقای خاتمی داشتند. آنها حق داشتند نظرات خود را بگویند، اما متاسفانه نظراتشان به نام اصلاح‌طلبی مطرح و بیشتر باعث شکست اصلاحات می‌شد تا قوت آن.”»


حمایت قاطعانه پدر معنوی فتنه گران از قذافی
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسینعلی منتظری ، معمر قزافی ، جریان فتنه
همین طور که مشغول دیدن مطالب مختلف در این زمینه بودم که دیدم عده ای از دوستانم هم مطالبی را نشر میدهند در مورد نظرات برخی افراد همانند آقای منتظری (پدر معنوی جنبش سبز) در زمان قائم مقامی رهبری ایشان در مورد معمر قذافی!برایم جالب بود و مطالب را پیگیری و مطالعه کردم.

data:image/jpg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wBDAAkGBwgHBgkIBwgKCgkLDRYPDQwMDRsUFRAWIB0iIiAdHx8kKDQsJCYxJx8fLT0tMTU3Ojo6Iys/RD84QzQ5Ojf/2wBDAQoKCg0MDRoPDxo3JR8lNzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzf/wAARCACNALgDASIAAhEBAxEB/8QAHAAAAQUBAQEAAAAAAAAAAAAAAAMEBQYHAQII/8QAOxAAAQMDAgQDBAkDAwUAAAAAAQACAwQFERIhBjFBURNhcQcUIoEjMkJSkaGxwdEVM3IW4fAkJTViY//EABkBAQADAQEAAAAAAAAAAAAAAAACAwQBBf/EACMRAAICAgMAAgIDAAAAAAAAAAABAhEDIQQSMRRBIlETMkL/2gAMAwEAAhEDEQA/ANxQhCAEIQgBCEIAXF1NZqjS4saNxzPZcbSOpWOC4AZJGB1Xh00eM6wfQpmS5wy9+V4cMfV3Vbyfol0HTqyMHk4+gSZuVMDhziO+Qmkro443SSEBrRk5TLLp2B5ZpaeWRvg+XRQ/kZNY0WGKRkrNUbg5p5EJQKtQSSUcp8F+rJ+oeR/BTtJVMqY9TDuNnAjcFWQyKWiEoNDlCByQrCAIQhACEIQAhCEAIQhACEIQAhCEALi6uFAJTyeEwuOc9B3TLJLi53M80tWvBIHVu6bAqmbtlsVSFBvvnnzyvEsjIx8R5/mm9XUthbu4DJxzVNu3ENRVSyQWuF1TK12+nZjPU/sqJ5FEthjlJ6LB72yqlcJHjRHIQG/fI6nyHROJq2GFuSdbz0B3Ko7KW8vDGmaKmbjfw25d+a46K50jxI25PmxuWyxgfmFm+SvDR8dlvklkd8JwXnlE3YN9T19EjDXttlbG900Z1EMcxoP1TjOfRVmivpnqHUk73087hkAOyJO+HftsnEzWt+pvscnKsjkvaK5QrTNUaQWgg5BHNdTGzzGa10khOS6JuSO+E+XoRdpGJqmCEIUjgIQhACEIQAhCEAIQhACEIQAuFdQgIqsfpqXfJNKmpZTRanHfBOE4ujHNqWvx8LtvmqRxzdzSUzo2vaJn4ZE3HUrHkl1s1Yo9qCsqprvUmmildHHG7M728/8AAealaSGCmpRDBG1jByAH5+aibBE2ltzGAnU4ZcT1J6qTBGk5I9ScLze7k7NyjS0NjJ9P38lG3F7gSQRsOWdk8k0se5xeMad8KKuNVTxwjJaR37quatFiKtdTK52uNxbM06mEdxyVgttybdKKKobgOe0B7ezgdwq/PWU8lQGNw3JOCTzSNgr2UdymoZAWh0pdGcfCc9FdgvrRTlS9RvHCv/gaTGdmn9SpdMLFAae0UkTuYibn1xupBezBVFHly9YIQhTIghCEAIQhACEIQAhCEAIQhACEIQCU8TZo3Md15eRWR8aUMo4gp2zhrXNDiw8zIDtzWwqB4nssV0p/FEWqphafDd+yy8rF3hov4+RQnsqbS6Ki1xDdrPhb3VPvdY2BniPuWJ84DA0ucD542V0osCINxkcvNcqKCmmy2MNwdj8OBheUlT2eomU+xyVVzeYopXPdpyc7Z/hR0sdXNUSUr4RJ4JLQC4gBaBaYKGnc9tHFpLSA5+Nieu/fuoKd3u1zrntja6OQa3hxxsO3c+SjVMl6U9tPMybFRTRRns12SMKc4Y4Wn4i4iZK2QMpKcNfM4dTnZo89k9uHuQoXSwRR/SNy1wVh9ks2ai4Rl2PgjdjvgkZ/NX4JXlSKORcIaNKaAGgDkAurg5IXtHknUIQgBCEIAQhCAEIQgBCEIAQhCAEIXMoDq8ldyvEkscYy94aPMrjBS7vSGjuEgYCGPdqbjz6KGuczqehkeOytV4LKmUyxt3aMZVdu1MXUrmluRjOF4+eH5Oj1cE7ikyJs8VXT2wObM0OfI55jk5HO/wAlVb7Vz1L3RzOMQydQadyrsbcZIGvqpJA7GdEbtIHltzUHeLRTEEe7ukl6F7icKqvLLrIK1yF9GaUP16Pq77jyUraLhXWGoFZRMJlxpdGeTm9knZ7NJBWQTGHDHbOwNsZT7iOQR1UZj2a1vbfC5/WXdFOR9lTLzZvaHaa+FrpxJTHYOJGpoPqN1a6WupaxuqlqIph/83hy+d3F1uusc8P9ioPxNHIO/gqxtp2yAOY58bvsSROLHs9CN1ujy2mr8MjwJ+M2zUO4Xc91h7rzxpYSZ6O6OuNIwZMdU0SOA8+R+YPyU5Zfa4JHtjvVs8Bp2M0D9QHmWkZ/Va454MreCf0apkLqjrRebdeKf3i21cVRGeeg7j1HMKQBBVqafhS9HUIQugEIQgBCEIAQuFIVlXDRU76iqlZFCwZc9xwAuNpK2BZzsdFGvvdJ70+mgd400YzJ4e4Z2BPQnss14s45qrpKaSzmSGmJ05B0vmJ5eYHlzVnsdtbaLdDRjeXd8zurnnmc/ksj5SbqJoWBpXImqm5ykfR4YmkbnyDxJXFzj3SNcCYQMnfql48FjccgFW5uXpJRSR1rdiOeU3mi15DhsnQSeN3a3YAxlQcbJKVDSWnYSzYnf8NlH1UYFRGdIzjOSpWSVoGWOBONgoitnDZWAgknIPl/zCg0kWKTE6tzdDmtAB5D02VPvs3iVbwDqEbQ3bueambjcWwRPIc07ai48mqutY+plLt8vdqP8KnIBN8HjUbWkZxyKsNohfVBkY/ud+mMJk6BrKcjBJaMqc4bhkFS14wNLMFMcfoDt9PHSHIe0mPGvDVQOLbT/TrkXtGIZ3lzD0BO/wC60iqEcd18J+0dYwjfq5o5fMKC4qhjm4SlkqNn0xDQ7mcg6QrqOxlRn1tutbaKxlZb5nQ1Me+RycPuuHVp6reeCOMKHiugMlODFVxYFRTOOXRnuO7T0K+eZTqLXsGXs39Qi03Wq4fvNNdbc76SM62t6Sxn6zCtOCTWmORjUlaPqwHIXVHWG7U17tFLcqJwMFRGHtzzHcHzB2UgOS2nneHUIQgBCFx3JAeZXtjY57zhrRkk9AsU444okvtwMVO8iggOIm9JD98j9FbfaZxGKWldaKZ/0src1BB3Yzt6u/RZRkl5J6nK83l57/BG/i4P9yJvhCFtRxJRB+4jcZnZ66QT+uFqTT/1Jb1DVk3ClQ2DiWgL3YDy5hP+QIWqQkurJXHlpAz+KqxKok8zuVitWPocDuutOiCPPXmvcjWkc9k3mfksjHLPNWplK8HWEiZGsrIon8qhrmDPcAEfulcqG4oqPc6akrHODRFWR5J7HLf3XV6cJWqohI0ujy1/PT/Cr9xjOSdJDgrSyobJFFLG5rmEE5/51UVVRS1mTFFgdSpSijqZnd7jL6qkpicmWQHR3xk5+WPzT6CARt1DGT5Jgxj7l7QDBGC6Gkp5A1zTsTgAn0y5XGG0aXNMhBHkqZYyaYygt7paZ7y3bG3mpbh+ma2mjlB+J7clP/CaynDANgE3s2GRywZ/tyHA8juuxikzjGXGLTFRw17N30szJD6Z3/JVzjO4Mlo3UEJBNVI122+Dz/hW7iKMTW2dhGQ5pBCzfgpkVxvlXNWhxitf1Wn7TydIz+CNNtsIrl6hkttwkjkbpdG8ZH/q4ZH6plLB4rCxuB9ph7Hsp3jeKoNa+vq9IbVPcBgcgDgfqFA0ri+IsO7mH8R0Kmnq0aY7VF09jvGRs12/odxk0UFbIREXHaCY9PIO/XC39pyF8g3aADM7QcH6+P1W6+x7jmXiKgltlzcP6lRMBDus8fLV6jr65W2Euys8/Nj6yNKQhCsKAPJRPEl5hsVoqK+b4tDcRszgveeTQpUrE/aVeTeOKjRQzZo7c3S5oOxkPP8ADl8iqs0+kGy3DjeSdFcuVZUVc8tVUv11E7y+Q+fb0ATZwADSOZGFx8hc8uzsTgIcSQF42/s9dJJaEYZS290zWv0HRsexG4W226XxImyHm9jSfXCwarbJFeKeqOfC8RrR8xutrssumka5+DgAnHotaSpV+jHN2yaf8Mbj5JnSNdNJq+yEpLOJqPxIxjJXaQBtNzyXLpX9DjzVZ9pEBqODLiPutY8eWHgqyg/CFFcVR+Lw3c2YyfdnkfIZXU9nKIbha7+AI7bVuJZqGh5P1duR8lY+Lro2ycP1NRDgSOb4UX+bthj05rNYpWywxyjHxtDgDyOQm/FF8qLk60WqofqETnSOdnd/RufPAKKXqOtE37OKU+/1c79z4GkEjfBcP4V7fjAOFV+AY8Q1krCcOLGDPzKtD+m+VGJI94zGo6MinuDjjZ7VI/ZCjqpp8VjxzRnEL3VuuikA6tKo3BsUbL/dacgHxD44HQkgf7q9PewU7jKfslZtapfd+Lp6gu0xmk05Hck7rl7Oj72jSCvo/Ap4S9lHkve0bAkY0rMrdKW1IDgQ4jQQfLktqZG2qoZKOKnzBKwh5cPrZ6rLOILTNb66SLSfGidsTyeOYPzCnB0qLcbG0jGyMe0/aCY8PXer4V4hp7lSH4oHbtJwJGHmD5H+E5gkD484I6EHoU1u1PqiE7Qct5+YU8Uur6nc8FKNn1la66G5W+nrqcl0NRE2VhPYjOELOvYPfv6hw1La5Xgz0D/hBO5jdkj8DkIW1KzzGqZeOKbsyy2CtuDzgxRksHd52aPxK+eqYvFMZZSTLUOMjy45O/8At+q0f201kr57ZagdMEh8V+D9Y5wB8lnkryXOGABqwB22WDlzt9T0OJCo9hJvxu7BuyUf+S8j4Q0jrzXp/wDc09AsRrGl71Nt8crB8TJGuB8gtOsNwEjZIm7h0LJWeYOxVAu0TXWKdxG7Iy4eqmOH55G1NgcD/fhMT/MEA/qFpx7gmY5PZpNPH4dFpJ3cM47bpSndpjDexwlG7jHQNwko/rH/ACUiA7byTeui8ehqYiMh8L2n5tKXYugBwcDyIUkDGLSXOtFIZM6xFpx6FJeBPPdvGeR4ULWhvcgjf81IxBraYANGMuA8t0nETGT1GkbKtumC88EMDbZNJ96c5Po0KdcegURweP8AsIP3nvP6KW6lSXgYswZjTWYdXdE8iHwKNuTy1kmOyMIgr1dnOJp4tgNi5VelI/1DGx2wMIfv1wf91K1w8Rkc3JztiAoa5P8Adq23zNGXyPMRJ+6QCqU7kSrRp0T2tYxjAXOPLSNsKke0ZtPM+N0bs1MIIc5o5t8/MFW61scLQyRr/jc3mRnCZf6fo5JTJV6qhztzrOxVrVo7HTMeljcHF7dyDv5ry4skiIO7XDkpi+0jLddKumiJLI5CG57YBx+ag5xpkaR9vmFyLbZo+iV9lV4dYOOKRr3fQzye6y742fs0/J2PxQqrWF0Ne2RjiHB4wR0wRj890L0YJtWedlilI//Z

به گزارش سرویس سیاسی بی باک؛ الگوگیری خانواده منتظری از سرهنگ معمر قذافی سابقه تاریخی دارد. در سال‌های نخستین پس از پیروزی انقلاب، خانواده آقای منتظری به تاسی از دیدگاه‌های رادیکال قذافی علیه آمریکا در آن مقطع، نسخه‌های بسیار افراطی برای تقابل آمریکا و ایران می‌پیچیدند. همچنین یکی از اتهامات «مهدی هاشمی» (تروریست معروف و از بزرگان بیت آقای منتظری که در سال ۶۶ اعدام شد)‌ در آن سال‌ها، ارتباط مخفیانه با دیپلمات‌های لیبیایی بود، که خارج از کانال رسمی  و در راستای اهداف باند او انجام می‌شد.

احمد منتظری، فرزند آیت‌الله منتظری، در اسفندماه ۱۳۸۳ در گفتگو با سایت اینترنتی «شهروند» در تحلیل تهدیدهای اخیر آمریکا علیه ایران، گفت: «به نظر من تمام مسایل فی‌مابین باید از طریق گفت و گو و مذاکره حل و فصل شوند. بدی‌هایی که متقابلا توسط دو کشور نسبت به یکدیگر صورت گرفته‌اند باید به فراموشی سپرده شوند. من به عنوان یک ایرانی معتقدم گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در سال ۱۳۵۸ عمل بدی بود که از سوی ما صورت گرفت و کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت ملی دکتر مصدق عمل بد آمریکا نسبت به ما بود.»

احمد منتظری افزود: «اگر من به جای دولت بودم، مشابه سرهنگ معمر قذافی عمل می کردم و تمامی تجهیزات مربوطه را به آنها تحویل می‌دادم که تمام شک و شبهه ها برطرف شود. زیرا معتقدم که اگر این کار داوطلبانه صورت نگیرد، تحت فشارهای موجود، دولت به اجبار تن به آن خواهد داد. به نظر من انتخاب راه مذاکره گرچه شاید دیرتر به ثمر بنشیند، اما برای غرب نیز مقرون به صرفه تر از برخورد نظامی خواهد بود. به نظر من سیر حرکت جامعه به گونه ای است که مستبدان مجبور خواهند شد تا مرزهای آزادی‌ها را گسترده تر کنند.»

حسام روحانی در این باره نوشت: امروز وقتی که خبر سقوط دیکتاتور لیبی،معمر قدافی را شنیدم خیلی خوشحال شدم. اینکه بالاخره مردم لیبی و انقلابیون لیبیایی پس از ۶ ماه مبارزه توانستند دیکتاتور را به زیر کشیده و به زباله دان تاریخ بفرستند و طعم آزادی را در ماه مبارک رمضان بچشند.اما وقتی در شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و فرندفید مشغول گشت زدن بودم افرادی همانند جنبش سبزی هار را دیدم که با سوء استفاده از این قضایا و سعی در ربط دادن آن با ایران میخواهند این مساله را به نفع خود مصادره کنند و از آن سوء استفاده نمایند!

همین طور که مشغول دیدن مطالب مختلف در این زمینه بودم که دیدم عده ای از دوستانم هم مطالبی را نشر میدهند در مورد نظرات برخی افراد همانند آقای منتظری (پدر معنوی جنبش سبز) در زمان قائم مقامی رهبری ایشان در مورد معمر قذافی! برایم جالب بود و مطالب را پیگیری و مطالعه کردم.

برایم جالب بود که بدانم  آقای منتظری مخالف تضعیف معمر قذافی بودند و یا مخالف مطرح کردن مساله امام موسی صدر و ربایش وی توسط لیبی بودند و آن را جهت منافع آمریکا میدانستند و از این کار جلوگیری میکردند!(مطلب وبلاگ مهدی دزفولی در مورد  آقای منتظری را بخوانید.)

و یا اینکه وقتی مصاحبه دکتر صادق طباطبائی را مطالعه کردم و متوجه شدم چقدر روابط بیت  آقای منتظری و معمر قذافی نزدیک بوده است که جواب درخواست دکتر طباطبائی و خانواده امام صدر در مورد سرنوشت امام صدر از دفتر آیت الله منتظری می آمده است!(میتوانید برای مطالعه این مساله اینجا را مطالعه کنید.)

و یا اینکه شهید محمد منتظری فرزند  آقای منتظری از طریق فرودگاه مهر آباد و به وسیله سازمان جنبش های آزادی بخش میخواستند برای حمایت از رژیم قذافی به لیبی نیرو و اسلحه صادر کنند و قذافی را یاری دهند!و شهید بهشتی در آن زمان از این کار جلوگیری کردند و محمد منتظری به همین دلیل چند ساعت بازداشت شد و همین مساله باعث دلخوری منتظری از شهید بهشتی شد!و یا چون شهید چمران هم مخالف کمک به قذافی بوده است و مخالف حمایت  آقای منتظری از قذافی در فرودگاه مهر آباد تهران از سید حسین خمینی فرزند شهید حاج آقا مصطفی خمینی سیلی محکمی میخورد!!!(برای مطالعه این مساله اینجا را مطالعه کنید.)

اینهایی که مطرح کردم و امروز در این طرف و آن طرف مطالعه کردم نشان میدهد که تا چه حد روابط معمر قدافی و پدر معنوی جنبش سبز یعنی  آقای منتظری و بیت ایشان نزدیک بوده است و ایشان چه روابط خوب و نزدیکی با فردی همانند قذافی داشتند که حتی حاضر بودند به نوعی از مساله امام موسی صدر کوتاه بیایند.

اینها گوشه ای از تاریخ است که یا جنبش سبزی ها و طرفداران فتنه ۸۸ از سابقه و عقبه رهبران خود نمیدانند و یا نمیخواهند اینها مطرح شود و حقایقی روشن بشود و دیگران با خبر شوند.

متاسفانه گاهی مسائل مختلف بازیچه افرادی قرار میگیرد که خود آن افراد در رابطه با این مسائل گذشته روشن و شفاف و خوبی ندارند و در عین حال دم آزادی و آزادی طلبی میزنند!!!


دلسوزی های موسوی و کروبی برای نظام اسلامی!
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، سیدمحمد خاتمی
نویسنده سایت کلمه مدعی شد خاتمی، کروبی، تاج زاده ودیگر سران فتنه همگی حامی نظام بوده و تمامی اقدامات آنها درطول دو سال گذشته از سر دلسوزی بوده است!

به گزارش جام نیوز؛ در حالی که سران فتنه در طی دو سال گذشته دست به دست دشمنان جمهوری اسلامی ایران از هیچ تلاشی برای تخریب و تضعیف نظام دریغ نکردند، غلامعلی رجایی در یادداشتی که در تاریخ ۴ سپتامبر (۱۳شهریور) در سایت کلمه انتشار یافت، مدعی شد که این افراد همگی دلسوز نظام و انقلاب هستند!!
بر اساس این گزارش؛ وی بدون اشاره به مصاحبه های پی در پی کروبی با رسانه های غربی و اتهامات واهی ای که وی به نظام اسلامی در طول دو سال گذشته می زد، در این باره نوشت:«جناب عباسی فرد که بیش از شش بار با شیخ مهدی کروبی در ایام حصر او در منزلش دیدارهایی چند ساعته داشته است می گفت آقای کروبی درحال حاضر هم هنوز دل در گرو نظام دارد[!] و بارها با تعبیرات احترام آمیز از رهبری یاد می کند و معتقد است آنچه انجام می دهد در راستای مصالح نظام و انقلاب است[!]»
رجایی اضافه کرد:«این نگرانی ها منحصر به کروبی وغیر کروبی نیست. در دیداری خصوصی هم که هفته گذشته با جناب آقای خاتمی در دفترشان در خیابان یاسر داشتم نمونه این نگرانی ها به خوبی دیده می شد، خاتمی هم با تعابیر خاصی علاوه بر برشمردن بعضی گلایه ها از رهبری ، نسبت به ایشان اظهار دلسوزی می کرد.»
این در حالی است که خاتمی و دیگر سران اصلاحات در برابر اقدامات هنجار شکنانه جریان موسوم به سبز سکوت کرده و یا از آن حمایت کرده اند.
رجایی در پایان با چشم پوشی بر تلاش های جریان سبز برای براندازی نظام و خشونت طلبی های خیابانی پیاده نظام این جریان در خیابان های تهران، افزود: «وقتی زندان امثال میردامادی و تاجزاده را عوض نکرده و نخواهد کرد و نوری زاد در بیرون از زندان هم همان است که در زندان بود، چرا بعضی ها که این همه دم از فتنه و براندازی و کودتا و…زدند و حالا که کاملا روشن شده کودتایی از نوع مخملی آن درکار نبوده[!] و اینها صرفا به نحوه برگزاری انتخابات ایراداتی – البته از نوع جدی آن داشته اند- جرأت اقرار و اعتراف به اشتباهشان را ندارند؟»
این درحالی است که سازماندهی ایجاد اغتشاش و نا امنی در خیابان ها در طول ۸ ماه بعد از انتخابات با هماهنگی کامل سران فتنه و فراخوان های متعدد این افراد شکل گرفت، اما اکنون که این جریان سیاسی با شکست کامل رو به رو شده و مورد انزجار مردم انقلابی و همیشه در صحنه ایران است، فتنه گران برای اینکه آب رفته را دوباره به جوی باز گردانند به دنبال این هستند که خود را دلسوز و حامی حکومت اسلامی معرفی نمایند، غافل از آنکه حافظه تاریخی مردم ایران هرگزخیانت و فتنه گری های این طیف سیاسی را فراموش نخواهد کرد.


حجتی کرمانی؛ فوق تخصص توهین و افترا
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجتی کرمانی ، آیت الله مصباح یزدی

بی باک : علما و بزرگان حقیقی دینی و اخلاقی، همواره مشی شان بر آن بوده تا در مقابل انتقادات و حتی توهین های مخالفان خود صبر و سکوت پیشه کنند و هیچگاه برای دفاع از آبرو و عزت خود وارد میدان نشده و از مقابله به مثل خودداری می نمایند از همین رو زمانی که روحانی سیاست زده و معلوم الحالی چون حجتی کرمانی به بهانه توصیه های اخلاقی و با نقاب دلسوزی برای نظام و مردم، سلسه نامه های سرگشاده ای خطاب به حضرت علامه مصباح یزدی می نویسد و همچون سایر دوستان اصلاح طلب خود، بدترین توهین ها و اتهامات را به وی روا می دارد، با بی توجهی و عدم واکنش حضرت علامه مصباح یزدی روبرو می شود که این موضوع برای حجتی کرمانی که هدف عمده اش راه اندازی موج جدید تخریب ها علیه حضرت علامه بوده است، به گونه سنگین تمام می شود از همین رو آقای حجتی در ابتدای نامه سیاسی دومّش، از اینکه با عصبانیت می نویسد: ” از برادر ارجمندم حضرت استاد مصباح یزدی جداً گله‌مندم که در قبال نامۀ من سکوت اختیار فرموده‌، در ردّ یا قبول جزئی یا کلی آن اظهار نظری نکرده‌اند”

حجتی کرمانی یا همان روحانی حامی خاندان زیاده خواه قدرت و ثروت در کشور، که همچون برخی دیگر از خواص بی بصیرت و مدعیان دلسوزی برای نظام که در ایام فتنه در کما بود و توطئه براندازی را مشاهده ننموده است و بعد از آرام شدن کامل مملکت به یکباره دلش برای نظام و مردم احساس سوز (!) کرده است، بار دیگر دست به قلم شده و به اصطلاح یک نامه سرگشاده خطاب به حضرت علامه مصباح یزدی نوشته است.

نامه ای که با اندک تاملی اوج عصبانیت و کینه ورزی وی علیه حضرت علامه مصباح را برملا می کند.

سرگشاده ای که از روی عقده گشایی نسبت به شکستهای علمی وی در مناظرات تلویزیونی سال ۷۸ در مقابل علامه مصباح و شکستهای سیاسی دوستان وی در انتخاباتهای اخیر و عدم ورود عمار پایداری به بازیهای سیاسی طراحی شده توسط خاندان زیاده خواه قدرت و ثروت می باشد.

سوء استفاده از نام امام (ره) و رهبری و برچهره زدن نقاب ولایتمداری به منظور فریب افکار عمومی و نهایتا غیرولایتمدار جلوه دادن منتقدین خود که کاملا با مواضع گذشته  و سکوتهای مستمر وی در سالهای اخیر ناهمگون می باشد، نشان از ماهیت و شخصیت سیاست زده و دوگانه وی دارد.

حجتی کرمانی در نامه سرگشاده ی دوم خود خطاب به علامه مصباح یزدی، به جای ارائه پاسخی قانع کننده به انتقادات وارده به خود، سعی کرده است تا با تمسخر، تحقیر و توهین از کنار مسائل بگذرد و در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی، فضای سیاسی کشور را برای ورود خواص بی بصیرت و حامیان فتنه آماده نماید که در بخشی از نامه دوّمش این موضوع کاملا مشهود است.

وی در واکنش به انتقاد برخی اهالی رسانه از جمله این حقیر پیرامون محتوای نامه سرگشاده اوّل وی، علی رغم ادعای اخلاق مداری اش ،  شیوه ای غیر عالمانه و عوامانه در پیش گرفته است و به هیچ یک از سئوالات منتقدین خود پاسخی قانع کننده نداده است  بلکه صرفا سعی نموده تا به سبک دوستان اصلاح طلب خود اهدافش را با تحقیر دیگران و توهین به مخالفان خود پیش ببرد که این خود محکمترین دلیل بر سیاسی کاری و عدم حسن نیت وی می باشد. البته لازم بذکر است که این شیوه تحقیر و توهین خفت بار به جای پاسخگویی به ابهامات و انتقادات مخالفان، در گذشته از سوی فائزه هاشمی یا همان دخت مراد محبوب آقای حجتی کرمانی بارها اجرا شده است و منتخب ملت را با الفاظی تحقیر آمیز خطاب کرده است.

به هر حال آقای حجتی کرمانی که این روزها سعی دارد تا بار دیگر رسانه ای شود و پروژه تخریب علامه مصباح را دنبال نماید، در نامه سرگشاده دیگری خطاب به علامه مصباح یزدی تا توانسته به رئیس جمهور منتخب ملت، علامه مصباح و منتقدین خود توهین نموده و از اینکه حضرت علامه مصباح یزدی با درایت و متانت مثال زدنی خود وارد بازی سیاسی طراحی شده از جانب خاندان زیاده خواه قدرت و ثروت نشده است و نسبت به شایعه پراکنی و افترائات وی، واکنشی نشان نداده اند، حسابی عصبانی شده و در این نامه افترائات و توهین های قبلی خویش را تکرار کرده و نسبت به انتقادات مخالف خود، واکنشی تند به سبک منطق چاله میدانی داده است که این نوع برخورد از سوی وی که تا این حد جانماز آب کشیده و ادعای اخلاق مداری دارد، یک رسوایی صریح و شفاف می باشد.

وی در بخشی از نامه سرگشاده دوّم خود به متن انتقادی چندی پیش این حقیر اشاره کرده و نوشته است:

نویسندۀ دیگری ( مدیر مسئول پایگاه خبری بی باک) تحت عنوان «نکاتی پیرامون نامۀ سرگشاده حجتی کرمانی به علامه مصباح»، پس از آنکه نامۀ مرا «تکرار سناریوهای مریدان یک خاندان خاص» می‌شمارد، می‌نویسد: «ای کاش آقای حجتی کرمانی اگر حال نوشتن نامه سرگشاده علیه فتنه‌گران را… نداشتند لااقل سکوت مشکوک خود را می‌شکستند و از رندان (؟) روزگار اعلام برائت می‌نمودند».

وی همچنین می افزاید: نویسنده این سخن مرا خطاب به آقای مصباح که شما با تعابیر متفاوت سخن گذشتۀ مرا تصدیق می‌فرمائید، «سخنانی کذب و دروغ نسبت به حضرت علامه مصباح یزدی» دانسته است.

حجتی کرمانی همچنین نوشت: وی ( مدیر مسئول پایگاه خبری بی باک) با تغافل از اینکه رهبر انقلاب، پیوسته ضمن ارشادات لازم و یادآوری کاستیها، از دولتهای پیشین حمایت کرده‌اند می‌نویسد دولتهای هاشمی و خاتمی «سالها دین و فرهنگ و زندگی مردم را به تباهی کشانده و زیرساختهای کشور را به کلی (!!) نابود کرده‌اند»

حجتی کرمانی به جای پاسخی قانع کننده به موضوعات متعدد مطرح شده توسط اینجانب، در پاورقی نامه به اصطلاح سرگشاده ( یا همان عقده گشای ) خود با ادبیاتی غیرعالمانه و عوامانه نوشته اند: ای دل همۀ ما بسوزد به حال این دولت! جگرم کباب شد! آقای احمدی‌نژاد ویرانه‌ای را تحویل گرفت که پیش چشم امام و رهبر کنونی انقلاب، همه چیزش نابود شده بود و امام و رهبری هم پیوسته بر این نابودی صحه می‌گذاشتند و آن را تأیید می‌کردند!!

بگذریم از اخلاق مداری یک بام دو هوای آقای حجتی کرمانی و عدم توان پاسخ گویی وی به سئوالات متعدد این حقیر، امّا اینکه کجا و در چه جمعی حضرت امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری بر نقایص و اشکالات دولتهای گذشته صحه (!) گذاشته اند نیز از همان ادعاهای جالب آقای حجتی کرمانی می باشد و جا دارد آقای حجتی کرمانی تنها یک مورد از صحه گذاشتن امام و رهبری بر نقایص و کوتاهی های دولتهای قبلی را ذکر نمایند و البته اگر آقای حجتی کرمانی بیشتر توضیح دهند که در چه عالمی و با کمک کدام متخصص امور ماوراء طبیعی ( مرتاض ، احضارکننده روح و… ) در دوران بعد از رحلت حضرت امام (ره) به خدمت ایشان رسیدند و از صحه گذاشتن امام راحل بزرگوارمان بر دولت آقای هاشمی و خاتمی کسب اطلاع نمودند، بسیار ممنون و متشکر می شویم.

حجتی کرمانی در ادامه می نویسد: ” وی ( مدیر مسئول پایگاه خبری بی باک) آنگاه تنها «دولتمردان خدوم نهم و دهم» را مورد تأیید «مقام معظم رهبری» شمرده که علاوه بر حل مشکلات روز کشور باید بار کوتاهیهای بی‌شمار دولتهای قبلی را به تنهایی (!)بر دوش بکشد.”

طرح این موضوع نیز آنچنان برای آقای حجتی کرمانی سنگین تمام شده است که وی همچون نامه سرگشاده اوّل خود شتابان در پاورقی نامه شان و در توضیح این بند از نقد مدیر مسئول سایت بی باک که هنوز ارتباط آن ( توضیح آقای حجتی در پاورقی ) با متن انتقادی استناد شده برایمان کشف نگردیده است، نوشت:
” نویسنده که ذوق ادبیش گل کرده می‌نویسد: … کرمان و یزد کویری است و ماهیگیری در کویر کار عاقلانه‌ای نمی‌باشد. وی با تغافل از اینکه آقای مصباح هم یزدی است می‌نویسد: «… عمّار را عمّاریون می‌شناسند و محبتش از دلها بیرن رفتنی نیست». گویا نویسنده معتقد است «عمّار یزدی» می‌تواند در کویر ماهیگیری کند!!. ”

البته اینکه آقای حجتی کرمانی ادعا دارند که ” وی با تغافل از اینکه آقای مصباح هم یزدی است ….” موهومات ذهنی خود را نتیجه گرفته اند حداقل برای منتقدین ایشان مفید و موثر خواهد بود تا  از این پس خود را موظف بدانند که به همراه درج مطالب خود در رسانه ها، در مکتوبی  جداگانه و با استفاده از کلمات ساده ابتدایی درباره برخی جملات نه چندان پیچیده ادبی خود، شرح و تفسیری خدمت ایشان ارسال کنند تا وی همچون این گاف عجیب شان، از نکته اصلی دقت نویسنده به “یزدی بودن علامه مصباح” ، برداشت تغافل ننمایند.

حجتی کرمانی در ادامه در یک نتیجه گیری و ادعایی جالب و با قیافه ای ولایتمدارانه و انقلابی، مدیر مسئول سایت بی باک را به ضدولایت و مخالف نظام بودن و از طرفی هم کاسه با جریان مطرود انحرافی متهم می کند و با آسمان به ریسمان بافتنهای اختصاصی حامیان خاندان زیاده خواه قدرت و ثروت، می نویسد:

” آیا نویسنده می‌فهمد که تلویحاً دارد قصور یا تقصیر را متوجه امام خمینی و رهبر انقلاب کنونی می‌کند که نظرات و تأییدات ایشان در مورد آقای هاشمی و آقای خاتمی در تاریخ انقلاب ثبت شده است؟

وی همچنین بعد از توهین ها و تخریب های مکرر اش علیه حضرت علامه مصباح یزدی ، به یکباره نقش وکیل مدافع علامه مصباح و روحانیت معزز را ایفا می کند و در اقدامی جالب، منتقدین خود را منحرف و مخالف نظام و روحانیت معرفی کند و می نویسد: من بر این باورم که دو گروه متخاصم جدید که یکی شعار هواداری استاد مصباح را می‌دهد و دیگری هم هوادار امام زمان(ع) و مکتب ایرانی است و خود را در دوران «ظهور صغیر» می‌داند، دانسته یا نادانسته، دو لبۀ یک «قیچی»‌اند که روحانیت و رهبری را نشانه گرفته‌اند و بهترین شاهد آن، سخنان اخیر آقای… است که می‌گوید: امام گفت مردم نیامدند «آقا» گفت مردم نیامدند… اما احمدی‌نژاد بود که مردم را آورد!! یعنی: الفاتحه! تازه، این اول ماجراست… باش تا صبح دولتش بدمد… ولتعلمن نبأه بعد حین.”

در پایان جا دارد تا ضمن تاکید و درخواست پاسخ روشن به سئوالات قبلی خود از آقای حجتی کرمانی که در پایان این متن خواهد آمد، نکاتی را خدمت ایشان عرض نمایم.

جناب آقای حجتی!  نویسنده این مطالبی که منجر به عصبانیت و خشم حضرتعالی گردیده و شما را وادار به نگارش نامه سرگشاده دوّم و شاید سوم و چهارم و… کرده است، اتفاقا از هم استانی های حضرتعالی و همشهری جناب آقای هاشمی رفسنجانی می باشد و حداقل با وضعیت مردم مستضعف و محروم استان زادگاه مشترکمان به خوبی آشناست.

استانی که برخی مردم مناطق محروم و کپرنشین آن، سالها از مشکلات آب، برق، بهداشت‌، مسکن و … رنج می‌بردند امّا دولتمردان محبوب حضرتعالی ( همانهایی که از دیدگاه حضرتعالی غده سرطانی نبودند ) عارشان می آمد برای یکبار هم که شده به آنها سری بزنند و با مشکلات متعدد و زندگی مشقت بارشان آشنا شوند.

دولتمردانی که راس هرمشان ، اتفاقا از قبال همان مردم محروم و مستضعف به کاخ و ویلاهایشان رسیده بودند امّا غده سرطانی مورد نظر حضرتعالی به کاخ و ساختمانهای آسمان خراش برخی مسئولین پشت کرد و با لبیک به فرمایشات مقام معظم رهبری (حفظه الله) در کنار کپرنشینان رنجیده نشست و برای فردایشان بدون هیچ چشم داشتی قدمی عملی برداشت تا مفتخر به نشان رئیس جمهور خدمتگزار از دو لب مقام معظم رهبری گردید.

جناب آقای کرمانی! بر همگان روشن است که منتقدین حضرتعالی، در مقابل انحرافات و نقایص دولت فعلی نیز به هیچ وجه سکوت نکرده و نخواهند کرد امّا اینکه از امام(ره) و رهبری مایه بگذارید و برای تخریب وجه دولت خدمتگزار و تلاشهای بی نظیرش و شخصیتهای حامی آن، همه اتفاقات و نکات مثبت رخ داده در کشور را نادیده بگیرید و منتقدین خود را متهم توهین به امام (ره) و رهبری کنید، از همان روضه های است که مستمع را به خنده وا می دارد و بعید می دانم با بصیرت فعلی ملت شریف ایران، کسی از این قبیل “لالایی” ها خوابش ببرد.

جناب آقای صحه گذار! حضرتعالی که مکررا از حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری مایه گذاشته اید قطعا  قادر پاسخ به این سئوالات ابتدایی و بدیهی  خواهید بود که آیا حضرت امام (ره) از همان ابتدا بر بنی صدر نظر مثبت داشتند یا صرفا به احترام رای ملت، سکوت کردند و زمانی که او را از مسئولیت کنار گذاشتند، دلایل عزل وی را با مردم در میان گذاشتند؟ آیا ملاک حضرت امام برای تشخیص میزان تعهد و تدین افراد، حال فعلی آنها بود یا وضعیت گذشته و سابقه و سفیدی موی شان؟! آیا نظر فعلی حضرت امام خامنه ای پیرامون سیاستمداری که متهم به سرکردگی فتنه می باشد و در سفرش به ایتالیا براحتی دستش در دست زنان نامحرم و عریان چفت می شود، همان است که حضرتعالی ادعا می کنید؟! اینکه حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری ( حفظه الله) به تصمیم و رای ملت احترام گذاشته اند و از منتخب مردم تا حد امکان حمایت کرده اند آیا دال بر مصونیت و پاکی دولتمردان اصلاحات خاتمی و هاشمی است؟!

بسیار جای تعجب دارد که حضرتعالی سعی دارید تا خطا و کوتاهی افرادی چون خاتمی و هاشمی را به پای نظام و امام و رهبری می نویسید ( که این خود بزرگترین توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری است) و انتقاد از عملکرد اینچنین افرادی را، در مقابل امام و رهبری و روحانیت معزز قرار گرفتن تعبیر می کنید!

البته با این سبک استدلال حضرتعالی ، اکنون بیش از گذشته به علل شکست حضرتعالی در مناظرات سال ۷۸ با حضرت علامه مصباح یزدی آگاه شدم. چه صغرایی! چه کبرایی! ماشاء الله به این حد وسط و حسن نتیجه گیری!

البته جا دارد تا بار دیگر از شخص حضرتعالی سئوال نمایم که در سالهای اخیر  تا چه حد شخص شما به خواسته های امام و رهبری جامعه عمل پوشانده اید؟ مثلا زمانی که مقام معظم رهبری به برخی خواص و ساکتین فتنه حکم کردند که سکوتشان را بشکنند و در مقابل جریان فتنه صریحا موضع گیری کنند، واکنش حضرتعالی چه بود؟ آیا آنروزها بنابرادعای امروزتان جامعه ولایتمداری به تن کردید یا به فکر تنظیم نامه های سرگشاده و احیانا بدون سلامی برای این روزها بودید؟!

به هر حال ملت ایران از اخلاق مداری یک بام دو هوا و گریه و زاری برای اموات خاندان زیاده خواه قدرت و ثروت به کلی بیزارند و با رای قاطعشان در انتخاباتهای گذشته آنرا به اثبات رسانده اند؟ و اینکه حضرتعالی با سری در زیر برف بخواهید برای بزرگانی چون حضرت علامه مصباح یزدی درس تقوا و بصیرت بدهید ، به قطع راه بجایی نخواهید برد و اینکه به رئیس جمهور محترم و منتخب ملت بزرگ ایران توهین کنید و همگام با یک نویسنده هتاک که متاسفانه از قبال خاندان قدرت از حاشیه امنیتی بالایی نیز برخوردار است، از وی به غده سرطانی تعبیر کنید و حضرت علامه مصباح را صریحا ظالم بخوانید و خود را جای بزرگان اخلاقی بنشانید و دستی به ریش بکشید و با دست دیگر قلم فرسایی کنید از همان نوع اخلاق مداری هایست که ویژه جریانات انحرافی و زیاده خواه است که  حضرتعالی از این انتساب قطعا رنجیده خواهید شد.

امّا اینکه حضرتعالی علامه مصباح یزدی را سفارش به تقوا و اخلاق و بصیرت نمایید، جالبترین طنزی بود که برای مردم به نمایش گذاشتید. علامه مصباح بنابر تصریح اخیر مقام معظم رهبری از چنان بینش و بصیرت و تقوایی برخودارند که هیچ یکی از توهینهای صریح و با کنایه حضرتعالی ( ظالم، بی بصیرت و…) راهگشا برای دوستانتان نخواهد بود و ایشان بیش از دیگران بویژه شخص حضرتعالی به نیت شاگردان و مریدانشان آگاهند و در صورت تخلف هر یک از شاگردان و مریدانشان، با شجاعت همیشگی شان در مقابل خطاهای احتمالی آنها خواهند ایستاند که سخنرانی های انتقادی حضرت علامه علیه برخی اشخاص و جریانات انحرافی اصولگرایی بهترین موید این ادعا می باشد.

جناب آقای کرمانی! به قطع شما نیز معترفید اینکه عده ای در مقابل هتاکان و شایعه پراکنان و در دفاع از حضرت علامه مصباح یزدی، می نویسند و یا سخنرانی می نمایند از باب نیاز حضرت علامه به آنها نمی باشد بلکه آنها صرفا بنابر وظیفه و سیرت اسلامی و انقلابی خود، دفاع از عمار مظلوم زمانه را که عده ای در داخل همگام با گرگان خارجی بی رحمانه به جانش افتاده اند، تکلیف خویش می دانند و الا علامه مصباح یزدی بارها اثبات نموده است که خود را وامدار احدی جز حضرت باری تعالی نکرده است.

به هر حال ما همچنان منتظر پاسخ های قانع کننده آقای حجتی کرمانی به سئوالات مان می مانیم تا اگر ایشان به غیر ازتوهین،  مغلطه ، تمسخر و هتاکی، شیوه منطقی دیگری را یاد دارند، به نمایش بگذارند اگرچه نیازی به پاسخ و انتقاد به نامه سرگشاده دوّم ایشان نبود و ناتوانی ایشان در پاسخ به همان انتقادات و سئوالات اولی خود روشنگر بسیاری از واقعیتهاست.

وقتی آقای حجتی کرمانی در پاسخ به نقد یکی از اهالی رسانه نسبت کذایی به حضرات معصومین می بندد و اینچنین از زرتشتی زاده گی خود یاد می کند و آنرا مایه مباهات خود می داند و می نویسد: ” ما ایرانیها همه زرتشتی‌زاده‌ایم و تنها در سلسله نسب، تفاوت داریم و این مایۀ مباهات ماست، زیرا امامان شیعه از امام سجاد(ع) تا امام زمان(عج) از سوی مادر به شهربانو، دختر یزدگرد سوم پادشاه ساسانی نَسَب می‌برند پس ما ایرانیانِ زرتشتی‌زاده، با امامان معصوم شیعه، قوم و خویشیم.” جای تعجب نیست که هتاکی ، توهین و افترا بستن به غیر معصومین، شیوه مرسوم وی باشد.

در حالی که بر همگان واضح و روشن است که ائمه معصومین (علیهم السلام) مورد نظر آقای حجتی کرمانی، نه تنها زرتشی زاده نیستند و به دین سابق مادرشان افتخار نمی کنند بلکه از پدری معصوم و مادری مستبصره و مسلمان شده بدنیا آمده اند که آن مادر نیز اوج عزت و سربلندی خود را در هدایتش بدست خاندان عصمت می داند نه آئین سابقش که آقای حجتی کرمانی به آن افتخار می کند.

برای مشاهده متن نامه و انتقاد بی باک اینجا کلیک کنید


شیخ شجاع همچنان روی مواضعش ایستاده !؟
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، حسین کروبی
حسین کروبی در گفتگو با سحام نیوز گفت: «مهدی کروبی همچنان بر روی مواضع و عقائدش ایستاده است.»
به گزارش جام نیوز، درحالی که رسانه های اپوزیسیون با توجه به انتشار خبر افزایش احتمال توبه کردن کروبی از روی دستپاچگی به مواضع مختلف و متناقضی روی آورده اند، بازهم موضوع اعترافات کروبی تیتر برتر بسیاری از رسانه های اپوزیسیون شد
درهمین زمینه حسین کروبی در گفتگو با سحام نیوز در تاریخ ۳۱ آگوست(۹شهریور) با اشاره به دیداری که باپدرش داشته، گفت : «ایشان هم به لحاظ روحی و هم از نظر جسمی در شرایط مطلوبی به سر می بردند و در تمام طول دیدار با روحیه ای قوی، همچون گذشته در خصوص مسائل صحبت می کردند و همچنان بر مواضع خود بیش از پیش تاکید می کردند.»

وی افزود: « من خبرهای منتشر شده در سایت های حکومتی مبنی بر نوشتن توبه نامه را به ایشان منتقل کردم و ایشان در پاسخ گفتند: من بر مواضع و عقاید فکری خود استوار ایستاده ام و ذره ای از مواضع خود کوتاه نخواهم آمد.»
این درحالی است که در روزهای قبل، رسانه های ضدانقلاب از قول یک گروه موسوم به “کمپین بین المللی حقوق بشر” ! اعلام کردند مهدی کروبی در حال آماده شدن برای اعترافات تلویزیونی است.
رسانه هایی چون گویانیوز، سحام نیوز، رادیو زمانه، رادیو فردا، رادیوفرانسه و العربیه، مطلب کمپین یاد شده را مشترکا بازتاب داده اند که مدعی شده بود چند روانشناس در حال آماده کردن کروبی برای حضور در تلویزیون و ارائه برخی اعترافات هستند.
به نظر می رسد با افزایش احتمال اعتراف کروبی ته مانده های جنبش به اصلاح سبز که خود را در خطر می دیدند و می دانستند که با حذف کروبی هیچ چیزی برایشان باقی نمی ماند، تلاش های خود را برای توجیه اعترافات کروبی آماده کرده بودند.
حتی برخی رسانه های اپوزیسیون به صورت تهاجمی به کروبی حمله ورشده بودند. درهمین زمینه، سایت جرس به بهانه اظهارات اخیر محمدعلی ابطحی مبنی بر ضربه زدن جنبش سبز به اصلاح طلبان تصریح کرد: «ستاد کروبی بیشترین ضربه را به جنبش سبز زد.»
مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی در آمریکا، درگفتگو با برنامه افق صدای آمریکا۲۹ آگوست (۷شهریور)، درخصوص اعترافات وی، کروبی را از رهبری جنبش به اصلاح سبز خلع کرده و گفته بود: «آقای کروبی تحت فشار است. تنها سرگرمی و در واقع شکنجه ایشان تماشای تلویزیون جمهوری اسلامی است. ایشان در زندان مخوف خانگی(!) قرار دارد و رژیم می خواهد به اعتراف وادارشان کند. … اگر مجبور به اعتراف تلویزیونی بشود باز هم اشکالی ندارد چرا که خودشان قبلا اعلام کرده بودند که رهبر جنبش سبز نیستند!»
با داغتر شدن گفتگوها در میان اپوزیسیون و جدی ترشدن احتمال اعتراف کروبی، کارشناس شبکه سلطنت طلب ایران آریایی ۳۱ آگوست(۹شهریور)، با حمله به سران جنبش سبز، گفت: «گول آقای واحدی ،موسوی ، خاتمی و کروبی را نخوریم که هر روز رنگ عوض می کنند و مثل مار هفت خط به گونه ای صحبت می کنند که من یکی نمی فهمم بعضی مواقع چه می گویند.»
وی در توصیف شخصیت واحدی گفت : «بعضی مواقع که پای صحبت های واحدی می نشینم می بینم اینقدر مثل “مارمولک” در صحبت هایش حرکت می کند و وول می خورد که معلوم است حرف هایش راست نیست و فقط می خواهد مارمولک بازی در بیاورد! »
سایت خودنویس که هنوز می خواهد از مواضع کروبی حمایت کند با اشاره به آنچه که «هماهنگی سخنان موسوی خوئینی‌ها، موسوی لاری و ابطحی» می خواند، نوشت: «فعال شدن مجدد مجمع روحانیون مبارز در هفته‌های اخیر در محافل مختلف بحث‌هایی را زنده کرده است، از جمله تلاش این گروه برای گرفتن سهمی در مجلس نهم».
این سایت به سابقه اصلاح طلبان در خالی کردن پشت مهدی کروبی اشاره کرده و افزود: «زمانی که دبیر کل قدیمی مجمع، کاندیدای ریاست جمهوری شد [کاندیداتوری مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴] انتظار می‌رفت بقیه از او حمایت کنند، اما چنین نشد و او را عملا تنها گذاشتند. حتی بعد ازانتخابات و اعتراض مهدی کروبی به تقلب احتمالی در برخی شهرها، موسوی لاری، وزیر وقت کشور و محمد خاتمی، رئیس جمهوری (هر دو عضو مجمع روحانیون مبارز بودند) بر درستی انتخابات تاکید کردند».
البته به نظر می رسد، این نحوه کنار گذاشتن کروبی از سوی فعالان اصلاحات در واقع همان ترس از رسوایی هایی است که پس از اعترافات کروبی به بار می آید.
شایان ذکر است درخصوص خبرسازی های حسین کروبی باید یاد آوری کرد که سال گذشته، حسین کروبی مدعی بیماری مهدی کروبی با داروهای عجیب شده و در مصاحبه با سایت کلمه گفته بود: «اخیرا خبرهایی می رسد مبنی بر اینکه از روسیه داروهایی را وارد ایران کرده اند که بیماری هپاتیت و سرطان از طریق خوراندن آن داروها به افراد منتقل می شود، … آنها یا این داروها را از کشور دوست وارد ساخته و به حاج آقا خورانده اند یا قصد دارند در آینده چنین کاری را انجام دهند.»


کروبی”فامیل درجه یک”نظام است
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی
من هیچ گاه از ایشان نه تنها جمله ای که صراحتا و یا با تعریض حاکی از مخالفت و بی توجهی به نظام مقدس اسلامی و رهبری نظام باشد نشنیده ام/ کروبی فامیل درجه یک انقلاب است.اگر ضربه ای به نظام بخورد مانند این است که پدر این آدم را جلوی چشمش “تیکه پاره” کنند.
http://up.iranblog.com/images/qvt7fqqzvb4gpp78trao.jpg
نام حجت الاسلام عباسی فر گرچه برای آنها که سالهای ریاست آیه الله یزدی را بر مسند قوه قضا به خاطر دارند و یا دوران ریاست وی را بر دیوان عدالت اداری به یاد می آورند نامی آشناست اما آنچه این روزها نام وی را دوباره بر سر زبان ها انداخته نه به خاطر سمت قبلی اش بلکه به خاطر ادعایی است که غلامعلی رجایی چندی پیش در وبلاگش مطرح کرد. وی در آن نوشته ادعا کرده بود عباسی فر به خاطر رفاقتی که با کروبی دارد علی رغم حصر خانگی تاکنون شش بار به دیدنش رفته و اصرار دارد که کروبی هنوز هم “دل در گرو نظام دارد”.

به گزارش ندای انقلاب به نقل از عصر امروز این ادعای عجیب در حالی بود که خانواده کروبی از جمله پسر و همسرش به شدت این ادعا را رد می کنند و می گویند: موضع کروبی همان موضع همیشگی است. همسر کروبی نیز تاکنون بارها ادعا کرده که حصر کروبی به گونه ای است که ملاقات با وی امکان ندارد.

همین ابهامات سبب شد تا به سراغ حجه الاسلام عباسی فر برویم. عضو سابق فقهای شورای نگهبان که به شدت از مصاحبه فراری بود و سماجت خبرنگار ما را “مصاحبه تحمیلی” تعبیر کرد بارها بر دوستی خود با شیخ فتنه گر تاکید نمود اما با این قید که سخنگوی او نیست.و ما در طول مصاحبه هر چه جلوتر رفتیم بیشتر به این پی بردیم که اساسا حجت الاسلام عباسی فر هیچ وقت نمی تواند سخنگوی خوبی برای شیخ فتنه باشد و اگر کسی هم از منویات درونی او خبر داشته باشد همسر و فرزندانش هستند.   او ابراز امیدواری کرد که شرایطی فراهم شود که ما مستقیما سوالاتمان را از خود شیخ بپرسیم! ما هم ابراز امیدواری کردیم تناقضات ۱۸۰ درجه ای ادعاهای وی با عملکرد کروبی به دوستی دیرینه شان لطمه وارد نکند

آنچه در پی می آید ماحصل گفت و گوی چالش برانگیز نیم ساعته و ناتمام خبرنگار عصر امروز با وی است که بارها با فرار وی از پاسخ به تناقضات و بی پاسخ ماندن سوالات همراه بود:

- سوالات شما قطعه ای تاریخی از زندگی امیرمومنان را برایم تداعی کرد که مردم می پرسیدند، علی چرا مسجد رفته؟ مگر او نماز می خواند..! کروبی برای اسلام به زندان رفته، شکنجه شده است،بارها و بارها تبعید شده است. کروبی پیرو مکتبی است که اگر مال ، جان ، پدر ، مادر ، همسر ، فرزند و ایل وتبار خود را در مقابله با اسلام ببیند همه را دور می ریزد تا چه رسد به منافقین و ضدانقلاب خارج نشین و سکولار و مزدوران بی مزد و مواجب استکبار 

- به باور من خون و پوست و گوشت و استخوان کروبی با دشمنان اسلام و با ضد انقلاب از هر نوع در جنگ و ستیز است. این تصور باطلی است که او را از افرادی به حساب آوریم که برایشان هدف وسیله را توجیه می کند. 

- کروبی فامیل درجه یک انقلاب است. 

- من هیچ گاه از ایشان نه تنها جمله ای که صراحتا و یا با تعریض حاکی از مخالفت و بی توجهی به نظام مقدس اسلامی و رهبری نظام باشد نشنیده ام بلکه همواره می بینم  که در نهایت تواضع دل در گرو اسلام و نظام اسلامی داشته و به ارکان نظام و قانون اساسی از سر صدق و مشتاقانه وفادار است. 

- (سوال خبرنگار ما در خصوص تناقض ادعای وی با حرفهای فاطمه کروبی بی پاسخ می ماند)

اگر ضربه ای به نظام بخورد مانند این است که پدر این آدم را جلوی چشمش “تیکه پاره” کنند.

- ( در پاسخ به علت جابجایی کروبی از دیباجی به جماران ) من در جریان تمام ماوقع هستم. آقای کروبی از همان روز های اول می گفتند از ۵ واحد خانه ای که در آن نگهداری می شوم فقط دو واحد آن متعلق به ما می باشد و سه واحد دیگر برای شرکا و افرادی است که سرمایه گزاری کرده و اینجا را ساخته اند.سهام و طبقات مربوط به ایشان باید تحویل وی شود تا متضرر نشده و ظلمی به آنان نشود. اما با شرایطی که در آنجا بود نه امکان تحویل واحدها به صاحبانش فراهم بود و نه مالکان می توانستند در آن تصرف مالکانه نمایند. بنابر این آقای کروبی مصرانه پیشنهاد می کردند مرا به مکان دیگری منتقل نمایید تا حقی از این دوستان ضایع نشود. بعد از چند جلسه و مذاکرات طولانی با دوستان امنیتی، آنها موافقت کردند که جناب آقای کروبی تا جای بهتر و مناسب تری پیدا می شود به پیشنهاد خودشان به محلی که فعلا در آنجا زندگی می کنند جابجا شوند. 

- برای جابجایی ایشان به مکان مناسب تر اقداماتی در شرف انجام می باشد.

- (خبرنگار می پرسد مگر این مزاحمت در زمان انتخابات و بعد از فتنه برای همسایگان ایجاد نمی شد که عباسی فر با تغییر روند مصاحبه به جای پاسخ به تعریف وتمجید از خبرنگار عصرامروز پرداخت و به او توصیه کرد خود را زیاد درگیر این ماجرا نکند)


میرحسین به حضور در انتخابات مجلس امیدوار است!
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، انتخابات
یک هفته پس از دیدار مهدی کروبی با خانوده اش، این بار نوبت میرحسین موسوی بود که با نزدیکانش گرد هم جمع شوند.

http://up6.iranblog.com/files2/521-923476-1-34.jpg

به گزارش جهان،  آنچنان که سایت رسمی میرحسین موسوی نوشته است آقای میرحسین موسوی و خانوده اش در منزل دختر وی دور هم جمع شده اند.

سایت کلمه البته ادعا کرده، تعدادی مامور زن و مرد هم در این مکان حضور داشته اند.

میرحسین و همسرش در این دیدار درباره نقاشی هایشان ابراز نگرانی کرده اند.

به نوشته کلمه “موسوی و رهنورد در جریان این دیدار به اعمال برخی فشارها اشاره کرده و گفته‌اند که تعداد زیادی از آثار هنری‌شان و نقاشی‌های آقای موسوی و خانم رهنورد در روزهای ابتدایی حصر و در بازرسی ها از خانه توسط ماموران خارج شده و در جای نامعلومی نگهداری می شود.”

به نوشته این سایت “این نامزد معترض به انتخابات در این دیدار پس از شنیدن شایعات منتشر شده در برخی رسانه‌ها در مورد بیماری و وضعیت بد جسمی خود، ضمن اظهار تعجب هرگونه بیماری خود و همسرش را به طور جدی رد کرد.”

سایت موسوی همچنین نوشته است: فرزندان آنها در این دیدار شرایط جسمی پدر و مادرشان را کاملا خوب ارزیابی کرده و گفته‌اند که آنها در شرایط مساعد جسمی و روحیه بسیار عالی قرار داشته‌اند.

به نوشته کلمه حضور یکی از مسئولان بلندپایه قضائی در این دیدار واکنش شدید میرحسین موسوی را نیز به دنبال داشته است و آقای موسوی در واکنش به حضور این مقام قضائی گفته بود که این شخص چرا و با دستور چه کسی در خانه فرزندش حضور یافته است.

سایت موسوی اشاره ای به نام این مقام قضایی نکرده اما در ادعایی جالب عنوان کرده است: پس از این دیدار و سخنان صریح میرحسین خطاب به مسئول قضائی، فشارها بر او و همسرش افزایش پیدا کرده و دوباره تمام ارتباطات محدود تلفنی او با خانواده و دختران نیز به طور کامل قطع شده است.

فارغ از ادعای مشکوک کلمه درباره حضور یک مقام ارشد قضایی در این دیدار،‌ موضوع “قطع شدن ارتباطات تلفنی موسوی” در حالی مطرح شده است که همین سایت تاکنون ده ها بار مدعی شده، در مدت حصر موسوی تمام راه های ارتباطی او با خانواده اش قطع بوده است.

اما شاید جالب ترین نکته این دیدار، جمله ای است که از میرحسین درباره انتخابات مجلس نهم نقل شده است.

او گفته است “با تداوم وضعیت فعلی، نمی‌توان امیدی به انتخابات آتی مجلس و شرکت در آن داشت.”
موسوی که به اتهام ایستادگی در برابر رای مردم و قانون، همسویی با دشمنان و براندازی در حصر خانگی به سر می برد و در انتظار محاکمه قضایی است، گویا هنوز به شرکت مجدد در انتخابات امیدوار و منتظر فرش قرمز مسئولان و دعوت از او برای حضور در انتخابات است.

بخشی اعظم از جریان فتنه و اپوزیسیون خارج از کشور هرگونه سخن گفتن از حضور در انتخابات را محکوم می کنند.

بر پایه گزارش سایت رسمی موسوی و خلاف انتظار اپوزیسیون، میرحسین درباره زندانیان فتنه ۸۸،‌ سران و فعالان فتنه،‌ آینده این جریان و کسانی که خواستار آزادی اش شده اند، سخنی نگفته است.


مرغ زیبای هاشمی رفسنجانی چیست؟
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دانشگاه آزاد

به گزارش  فارس، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی پیش از ظهر امروز پس از بهره‌برداری از مرکز رشد واحدهای فن‌آوری، مجتمع ورزشی یادگار امام (ره)، پروژه دانشکده عمران، معماری، شهرسازی و نقشه‌برداری و پروژه بانک ملت دانشگاه آزاد قزوین در جمع مسئولان استان، دانشگاه آزاد و تنی چند از اساتید و دانشجویان این دانشگاه بیان کرد: در مورد دانشگاه آزاد امروز خیلی نکات جالب گفته شد.

http://up98.org/upload/server1/01/s/rw5ecu09nr4xysvhq904.jpg

وی ادامه داد: من این ۲۹ سال را که مرور می‌کنم روز به روز مطمئن می‌شوم که توفیق و لطف خدا بوده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: اگر الطاف الهی شامل حال ملت ما و ما نمی‌شد، نمی‌توانستیم چنین کار بزرگی را در چنین شرایطی شکل دهیم.
وی افزود: ما وسیله بودیم  یک مقدار کار کردیم و خدا هم کمک کرد عوامل مادی قضیه هم این است که نیاز به تحصیل در کشور ما بسیار جدی بود و این عشق به کار که آقایان مطرح کردند از نیاز پیدا می‌شود یعنی انسان وقتی احساس نیاز پیدا می‌کند با عشق به هدف می‌رسد، این تشنگی در میان مردم بود امروز هم در مراحل بالاتر هست.
هاشمی رفسنجانی اظهار کرد: این نیاز عامل اصلی توفیق ما بود چرا که جوانان ما به هر قیمتی حاضر بودند درس بخوانند و پدران نیز به هر قیمتی حاضر بودند به طوری که حتی فرش زیرپایشان را بفروشند.
وی تصریح کرد: دانشگاه‌های دولتی هم نمی‌توانستند این نیاز را جواب دهند نه اینکه نمی‌خواستند البته برخی نمی‌خواستند برخی فکر می‌کردند که تحصیلات عالی لوکس است عده کمی باید باشد و بقیه بعد از دوران دبیرستان و هنرستان باید کار کنند.
وی گفت: ما بهترین کارمان این بود که انسان‌های عالم و مومن را تربیت کنیم و کار را دست خودشان بدهیم تا خودشان همه جا مسائلشان را با تدبیر، دانش، فن و هنر حل کنند.

* تحصیل ۸۴٫۵ درصد دانشجویان در دانشگاه‌های غیردولتی
هاشمی رفسنجانی یادآور شد: ما با همین انگیزه که مردم به تحصیل نیاز دارند و آماده پرداخت هزینه تحصیل هستند و دولت هم نمی‌تواند دانشگاه‌ها را مجانی توسعه دهد وارد کار شدیم، دو روز پیش گزارش رسمی آمد که ۱۶٫۵ درصد از کسانی که امسال وارد دانشگاه می‌شوند جذب دانشگاه‌های دولتی می‌شوند یعنی ۸۴٫۵ درصد در دانشگاه‌های پولی هستند.
وی بیان کرد: دانشگاه پولی را دولتی‌ها هم دارند ما هم یک مقدار پولی اداره می‌کنیم آنها که با پولی بودنش مخالفت می‌کردند، حال خودشان آمدند و وارد این ماجرا شدند اگر این پولی را هم می‌گذاشتند مردم انجام می‌دادند خیلی بهتر بود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد: خیلی‌ از مردم بهتر، با تدبیر و عشق بیشتر دانشگاه‌ها را اداره می‌کردند، چه لزومی دارد دولت پول از مردم بگیرد و مردم بیایند پیش دولت درس یاد بگیرند دولت شرایط را فراهم کند خیلی از متخصصان عالم که تعداد زیادی هم بازنشسته هستند حاضرند این مدارس و دانشگاه‌ها را با عشق اداره کنند.
وی ادامه داد: به هر حال دولت هم می‌خواهد رقیبی برای بخش پولی باشد ولی آن زمان مسأله این بود که نیاز بود و دولت هم نمی‌توانست، زمان تأسیس دانشگاه آزاد فکرش را هم نمی‌کردیم که دولت بتواند دانشگاه جدید بسازد بعد هم که دستشان باز شد و ساختند به حدی است که امسال ۱۶٫۵ درصد دانشجو پذیرفته‌اند.
هاشمی رفسنجانی افزود: معلوم است که اولویت افراد دانشگاه بدون پول است، می‌روند آنجا اگر نشد به مراکز دیگر می‌روند.
وی اضافه کرد: با توجه به اینکه دانش برای بشریت مهم و عامل رشد ارتقای فهم، ایمان و … است ما وظیفه خود می‌دانستیم به عنوان مسئول در نظام انقلاب اسلامی مردم را با سواد کنیم راهمان هم این بود و از این راهی هم که به عقلمان رسید استفاده کردیم و این هم لطف خدا بود که این تصور را در ما ایجاد کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد:  خوشبختانه امام (ره) خیلی سطحشان از ما بالاتر بود و استاد عظیم الشانی بودند به طوری که در تمام عمر هفتاد و چند سال کسی را مثل امام ندیدم و در تاریخ هم نخواندم کسی در میان علماء مثل امام (ره) باشد.

* یک میلیون امام پر برکت‌تر از سه هزار میلیارد اختلاس شده
هاشمی رفسنجانی گفت: امام (ره) خیلی حمایت کرد یعنی یک میلیون تومان ایشان به اندازه سه هزار میلیارد تومانی که از دست مردم رفته به درد انقلاب اسلامی می‌خورد، حمایت عملی و لفظی کردند تا کار را به اینجا رساندیم، ما این را لطف خدا می‌دانیم من به شما عرض می‌کنم خیلی خدا را شاکر باشید که خدا ما را در مسیر تحصیل آورده است.
وی خاطرنشان کرد: قران کریم می‌فرماید: هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون، هیچ ملت جاهلی نمی‌تواند سعادتمند باشد، می‌خواهد سعادتمند باشد ولی چشم و گوشش بسته است؛ این کشورهای استعمارگر یکی از اصول استژاتژیکشان این بود که کشورهای دیگر را در جهل نگه دارند و به آنها آن قدر سواد یاد دهند که فقط بتوانند کارهایشان را بهتر انجام دهند البته افراد با استعداد را هم آموزش می‌دهند تا بتوانند از آنها استفاده کنند و این سیاست آنهاست.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: این سیاست استکباری خیلی مردم را عقب انداخته است خیلی از ملت‌ها را بیسواد و کم سواد درست کرده است، در کشور ما با نظام شاهنشاهی که سر و صدایش بلند بود و تیرش می‌خواست به عرش بخورد تعداد باسوادهایی که سواد خواندن و نوشتن داشتند زیر ۵۰ درصد بود هنوز هم از آن جمعیت ما حدود ۲۰ درصد نمی‌توانند، بنویسند.
وی افزود: سواد در کشور ما خیلی عقب افتاده بود، همه دانشجویان کشور نزدیک به چهل میلیونی، کمتر از ۱۵۰ هزار نفر بود اما حالا در کشور ۳٫۵ میلیون دانشجو داریم و هنوز هم برخی در کشور هستند که دستشان به دانشگاه نمی‌رسد.
هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: معلوم است که خیلی دوره بدی بود، الان هم در خیلی از کشورهای دنیا همان بساط باقی است البته آیه قرآن صراحت دارد که وقتی از اهل جهنم می‌پرسند چرا شما در جهنم هستید می‌گویند ما نادان بودیم اگر گوشی داشتیم که بشنویم و عقلی داشتیم در جهنم نبودیم.
وی عنوان کرد: فلاکت دنیا هم معلول بیسوادی مردم است، تأسیس دانشگاه آزاد یک کار خیلی بزرگی بود و خیلی بیشتر از قدرت ما بود ولی خدا لطف کرد و به همت عشق مردم که حاضر شدند هزینه‌های دانشگاه را بدهند، دانشگاه هم هر سال ۲۰ درصد رشد کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: به عنوان نمونه این دانشگاه آزاد قزوین چند سال پیش آمدیم وضعیت ممتازی داشت و امروز می‌بینیم مانند یک موجود زنده رشد کرده است، دانشگاه آزاد همچون موجود زنده‌ای در حال گسترش است و هنوز به سن کمال نرسیده است چراکه سن کمال ۴۰ سالگی است.

* دانشگاه آزاد باندی و جناحی نیست
وی افزود: دانشگاه آزاد طبیعتش این است که کار خودش را می‌کند؛ در باند، گروه و جناح نیست، البته من در جناح بودن را عیب نمی‌دانم بالاخره در جامعه زنده‌ جناح، حزب و باند هست ولی دانشگاه آزاد صبغه علمی‌اش را دارد در دانشگاه آزاد همه طور آدم از همه جریان‌ها هستند.
وی بیان کرد: آن طرف هم برخی می‌آیند و می‌گویند که اینها که شما را اذیت می‌کنند دروغ می‌گویند، استاد سر کلاس اگر چیزی گفته باید بگوید، استاد است؛ ما بنایی برای مسائل باندی و سیاسی نداریم ولو اینکه خودمان در یک جریان باشیم.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: هر کسی در یک جریان و تفکری هست، ولی در دانشگاه آزاد ما می‌خواهیم میدان برای همه باز باشد، یعنی اگر درسش را خوب می‌دهد، مدیریتش را درست انجام می‌دهد؛ از او استقبال کنید و دستش را هم ببوسید.
وی یادآور شد: به هر حال ما بنایمان بر این است که دانشگاه آزاد جایی باشد برای تعلیم، تربیت و اخلاق که بنیه علمی کشور را بالا ببرد و مایه سعادت کشور شود.

* فرار نخبه‌ها مصیبت است
وی تأکید کرد: امروز متأسفانه نخبه‌ها و استعدادهای ما همینطور می‌روند، چرا باید شرایطی به وجود آید که شاگردان ممتاز و در حال تحصیل بهترین دانشگاه‌های ما بروند خارج، حال اگر بروند تا ادامه تحصیل دهند و بازگردند اعتباری است و ما با این مخالف نیستیم.
وی توضیح داد: ما این دانشگاه بین‌المللی را که در قزوین تأسیس کردیم یک آرزوی بلند بالایی داشتیم، فکر می‌کردیم استعدادهای دنیای اسلام بیایند اینجا و پرورش پیدا کنند و شخصیت بزرگ علمی و دینی برای دنیای اسلام و بشریت شوند در نتیجه این همه زمین هم در اختیارشان قرار دادیم، خیلی آرزو داشتیم ولی امروز که از پنجره‌ها نگاه می‌کردم، دیدم خبری نیست.
هاشمی رفسنجانی اضافه کرد: این نظر ما نبود، فکر می‌کردیم باید استعدادها را جمع کنیم و اینجا کانون تقویتی باشد، من تاریخ ایران را که می‌خوانم مهمترین چیزی که از ایران قدیم به ما رسیده دانشگاه جُندی شاپور است.
وی افزود: ارزش مهم دانشگاه جُندی شاپور این بود که نخبگان دنیا که نمی‌خواستند در چین،‌ هند، روم و … زیر بار استبدادها بروند را جذب می‌کرد، آنها هم یا فرار می‌کردند و یا تبعید می‌شدند و در جُندی شاپور می‌آمدند و تحصیل می‌کردند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: ایران قدیم این قدر سعه صدر داشت که اینها را نگه داشت و بعد مسلمانان سعه صدر بیشتری به خرج دادند و اینها را رشد دادند، در پایتخت دنیای اسلام بغداد اینها را با عنوان دارالحکمه جمع کردند.
وی اظهار کرد: اروپایی‌ها میراث علمی ما را گرفتند و بردند و بعد اضافه کردند؛ بعد ما باید خوشه چینی کنیم و از آنها یاد بگیریم.
هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: ما از جوانی امیدمان این بود که اینجا را مرکزی برای دنیای اسلام کنیم، ما دانشگاه آزاد اسلامی را اینجوری می‌خواهیم، کسانی که فکر می‌کنند دانشگاه آزاد حربه سیاسی برای جناحی و شخصی است، اشتباه می‌کنند.
وی اظهار کرد: قطع یقین اینگونه نیست، هیچ وقت در تاریخ ۳۰ ساله ما استفاده اینطوری نشده است و نخواهد شد حتی ما از تشکل‌های سیاسی که در دانشگاه شکل گرفتند، نمی‌خواهیم چه کار کنند؛ گاهی مخالف ما هستند گاهی می‌آیند بر در و دیوار علیه ما چیزی می‌نویسند، در نشریات مطلب می‌نویسند.
وی تصریح کرد: اگر کسی در دانشگاه ما چیزی را نفهمید در اینترنت می‌خواند، از اینترنت نتواند از ماهواره می‌گیرد، از ماهواره نگیرد از سایت‌های گوناگون می‌بیند، همین حرف را من دو ساعت بعد آن طرف دنیا حتی در روستاها هم می‌توانند ‌ببینند حال چرا باید در این شرایط در دانشگاه محدودیت ایجاد کنیم.
هاشمی رفسنجانی ادامه داد: مسیر را درست بروید؛ آینده دانشگاه آزاد در دنیا مهم است چراکه چنین دانشگاهی با یک میلیون و ۶۰۰ هزار دانشجو ندارید، ۳۰ هزار استاد و معلم و این همه فضای آموزشی که همواره رشد می‌کند.
وی خاطرنشان کرد: من وقتی مرکز رشد دانشگاه آزاد قزوین را دیدم، لذت بردم ما می‌خواهیم در همه مراکز دانشگاه‌ها چنین مرکز رشدی داشته باشیم تا مرکز رشد تحقیقات دانشجویان را به جریان سودآْور تبدیل کند، الان هزاران ابتکار و اختراع  دانشجویان و اساتید را داریم که خاک می‌خورد چراکه مأیوس شدند که اینها حتی به پایلوت تبدیل شوند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد: دانشگاه آزاد این کار را بکند، من از دکتر موسی‌خانی و مسئولان استان هم تشکر می‌کنم، البته آقای جاسبی ۳۰ سال عمرش را هم با تمام، عشق، ایمان و هدف صرف این دانشگاه کرده است.
وی یادآور شد: بنده برای رشد دانشگاه هر جا توانستم برای عقیده‌، اعتقاد و امیدی که دارم حمایت خود را خواهم داشت.
هاشمی رفسنجانی افزود: همیشه هم مزاحم داشتیم از مزاحم هم نباید بترسیم، یک مرغ مریض پر و بال کنده که دشمن پیدا نمی‌کند اما مرغ زیبا را همه می‌خواهند، بگیرند.
وی بیان کرد: همیشه حسودانی هستند، یا طمع دارند و یا نمی‌فهمند ما هم در تمام این ۲۹ سال گرفتار بودیم و باز هم خواهیم بود ولی لطف خداوند همیشه حامی بوده و این مسیر بازتر و روشن‌تر خواهد شد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: امید،‌عشق، ایمان و جلب رضایت خداوند مهمترین ثمره کارمان است،‌ آنچه برای ما می‌ماند همین است؛ اگر خدا از ما راضی باشد بگذارید همه از ما ناراضی باشند، اگر هم خدا از ما راضی نباشد تملق دیگران هیچ چیزی را حل نمی‌کند؛ همه عمر ۶۰ تا ۷۰ سال ما را حساب کنید ۱۰ تا ۱۵ سال فعال و در جامعه هستیم مابقی را در خواب و بچگی گذرانده‌ایم.
وی گفت: روز قیامت که می‌شود می‌بینیم طی یک یا نصف روز از این دنیا گذر کردیم، قیامت به بیان الهی نزدیک است بالاخره زندگی اساسی ما خوب خوب یا بد بد در قیامت است، امید که آینده خود و دیگران را سعادتمند کنید.


القاب سران فتنه از سوی مرجع براندازان
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، شیخ یوسف صانعی ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی
مرجع خودخوانده جریان فتنه این روزها مجددا فعال شده و در حال و هوای ازگشت به دوران فتنه است.

شیخ یوسف صانعی مرجع خودخوانده جریان فتنه این روزها مجددا فعال شده و در حال و هوای ازگشت به دوران فتنه است.

http://up98.org/upload/server1/01/s/flrtmlbkkla6yb5e2k.jpg
به گزارش  فتنه نیوز به نقل از ندای انقلاب نامبرده اخیرا در جمع برخی حامیانش که از دانشگاه تهران به دیدارش رفته بودند ضمن اتهام پراکنی مجدد علیه نظام اظهارات جالبی را پیرامون برخی از سران فتنه داشته است.

وی در این دیدار کروبی را مدیری مدبر و موسوی را زبده السادات و الکرام خواند و از حصر خانگی آنها به شدت انتقاد کرد.

گفتنی است صانعی در ایام فتنه ۸۸ با حمایت بی شائبه از فتنه گران عملا در مرجع تقلید براندازان عمل کرد و تا جایی پیش رفت که بعلت برخی عملکردهایش از مرجعیت خلع شد.


اختلافم با هاشمی از جنگ شروع شد
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جبهه وجنگ

به گزارش ندای انقلاب، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد از اختلافاتش با هاشمی‌رفسنجانی پرده برداشت و تاکید کرد اختلافش با رییس مجمع تشخیص از اداره جنگ شروع شد.

http://media.farsnews.com/Media/8507/Images/jpg/A0233/A0233937.jpg

او در پاسخ به این سوال که چرا طی سالیان اخیر اصرار زیادی دارد نشان دهد خط و ربطش با هاشمی فرق دارد، پاسخ داد :من هیچ اصراری ندارم. همه ، اختلاف نظرهای ما را می‌دانند، البته اهل هیاهو نیستم.

اختلاف نظر من با آقای هاشمی از زمان اداره جنگ شروع شد و در دوره اول ریاست‌جمهوری ایران اوج گرفت ولی هیچگاه این اختلاف نظرها را علنی نمی‌کردم مگر در موارد بسیار نادر. اما در نامه‌هایی به ایشان یا صحبت‌های حضوری نظرات خود را به ایشان می‌گفتم و الان هم می‌گویم.

اگر اعتقادات خود را نسبت به هاشمی بروز می‌دادم جامعه متلاطم و دچار تنش می‌شد.اعتماد ادامه داد:او همچنین انتقادات تند و تیزی به دولت زمان جنگ مطرح کرده و دولت موسوی را متهم به کم‌کاری در حوزه اقتصاد می‌‌کند.


۵۰ دروغ بی بی سی در مستند ۶۰ دقیقه‌ای
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، bbc ، مقام معظم رهبری ، امام خمینی(ره)
مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران با بیان اینکه مستند اخیر بی‌بی‌سی بیش از ۵۰ شبهه و دروغ آشکار دارد، به مستندسازان این شبکه توصیه کرد استنادات خود را در زمینه تحریف تاریخ ارائه دهند.

http://up98.org/upload/server1/01/t/1awaujamqhht1eavv10j.jpg

امیر حسین ثابتی، مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در گفت‌و‌گو با فارس در خصوص تحریف‌ها و دروغ‌های آشکار مستند بی‌بی‌سی پیرامون رهبر معظم انقلاب، با بیان اینکه این مستند بیش از ۵۰ شبهه دارد، اظهار داشت: اینکه بی‌بی‌سی پس از ۳۳ سال درباره رهبر ایران مستند می‌سازد باید به حال تمام دستگاه‌های رسمی و حکومتی جمهوری اسلامی تأسف خورد که چرا در این سال‌ها یک کلیپ سه دقیقه‌ای از حضرت آیت الله خامنه‌ای نساخته‌اند.

وی ادامه داد: وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی و تشکل‌های دانشجویی هرچند در راستای وظایف خود اقداماتی را انجام داده‌اند اما آنقدر ضعیف عمل کردند که مستند رهبر ایران را باید از بی‌بی‌سی و با روایت آنها مشاهده کرد.

ثابتی با اشاره به اینکه شبیه این مستند برای امام (ره) توسط شبکه المنار ساخته شده بود، خاطرنشان کرد: الحمدالله آن مستند به خیر گذشت چراکه شبکه المنار رسانه حزب‌الله لبنان محسوب می‌شود و رویه آن تخریبی نبود اما این مسئله برای دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی نامطلوب است که در رابطه با امام (ره) و رهبر انقلاب که مهم‌ترین شخصیت‌های سیاسی اجتماعی قرن معاصر هستند، مستندی ساخته نشده و المنار و بی‌بی‌سی این‌کار را انجام داده‌اند.

* مستند اخیر بی‌بی‌سی هشداری به تمام دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای است

وی با بیان اینکه مستند اخیر بی‌بی‌سی هشداری به تمام دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای است، افزود: علت ساخت چنین مستندی توسط این شبکه انگلیسی نیز روشن است؛ آنها قطعاً دلشان برای اسلام و کشور ما نسوخته است و این موضوع یک شعار سیاسی نیست و سبقه تاریخی دارد؛ نگاه به جریان کودتای ۲۸ مرداد از دید رادیو بی‌بی‌سی نشان می‌دهد که آنها علیه دکتر مصدق عمل می‌کردند یعنی در آن دوره نیز که یک حکومت سکولار به رهبری مصدق به سمت منافع ملی تلاش‌ می‌کرد، بازهم نقش بی‌بی‌سی علیه ملت ایران بود.

مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه ضلع جدید دشمنی بی‌بی‌سی با ایران پس از انقلاب اسلامی، دشمنی با اسلام و حکومت دینی است، افزود: این حکومت به دلیل دارا بودن پایه‌های ایدئولوژیک و مذهبی مورد دشمنی این رسانه قرار گرفته است.

وی گفت: این مستند قطعاً نشانگر حقانیت رهبر ایران است چرا که امام (ره) نیز بارها فرمودند: “اگر دشمن از شما تعریف کرد، باید به خود شک کنید” و در این مستند ۶۰ دقیقه‌ای بی‌بی‌سی اگرچه سعی کرد بی‌طرفانه ظاهر شود، اما نزدیک به ۶۰ شبهه مطرح می‌کند که این عمق کینه و عداوت دشمن انقلاب را نشان می‌دهد.

ثابتی با تأکید بر اینکه این مستند ژست‌های ناشیانه بی‌بی‌سی برای ادعای بی‌طرفی است، عنوان کرد: در اینکه رویه بی‌بی‌سی، تخریب، شبهه‌افکنی و دروغ‌پردازی است و هیچ تلاشی برای روشنگری نمی‌کند، شکیس نیست از این‌رو مستند اخیر آنها به هیچ عنوان بی‌طرفانه نبود و این امر برای نیروهای انقلاب و افراد ضدانقلاب کاملا مشخص است.

وی یادآور شد: مستند “خط و نشان رهبر” نشانه حقانیت و عملکرد صحیح رهبر انقلاب است چرا که اگر سمت و سوی این مستند نسبت به رهبری غیر از این بود، باید دچار شک می‌شدیم.

ثابتی با بیان اینکه در موارد متعددی شبکه بی‌بی‌سی از برخی روحانیون مخالف حکومت ایران مصاحبه گرفته و از آنها تمجید کرده است که در این زمینه می‌توان به مرحوم منتظری و آیت‌الله صانعی اشاره کرد، افزود: تعارض عملکرد این افراد با مبانی خط امام (ره) کاملاً مشخص است و به همین خاطر بی‌بی‌سی از آنها حمایت کرده است.

این فعال دانشجویی در ادامه با اشاره به برخی از دروغ‌های بی‌بی‌سی در این مستند، اظهار داشت: یکی از دروغ‌های آنها این است که ادعا می‌کنند ” دوستی آقای خامنه‌ای با بهشتی و هاشمی منجر به اتصال ایشان به امام (ره) شد” که این مسئله یک دروغ تاریخی است چراکه حضرت آقا از سال ۳۷ تا ۴۳ به صورت مستقیم شاگرد امام (ره) و مرحوم حائری بودند و تازه در سال ۳۸ با آقای هاشمی دوستی خود را آغاز کردند.

وی ادامه داد: آقای شبیری‌زنجانی نیز این بحث را مطرح کرده و گفته است که “اولین دیدار آقای خامنه‌ای با هاشمی در سال ۳۶ در کربلا بود که هیچ دوستی در آن دیدار شکل نگرفت و آغاز دوستی آنها سال ۳۸ بود” لذا طبق خاطرات رهبری نیز ایشان از سال ۳۸ با هاشمی در ارتباط بودند.

ثابتی در ادامه گفت‌وگوی خود به ۶ دروغ تاریخی بنی‌صدر پیرامون آیت‌الله خامنه‌ای در این مستند اشاره کرد و افزود: به تمام این شبهات به صورت مفصل در وبلاگ خود پاسخ داده‌ام.

وی به نامه منتظری به رهبر انقلاب پس از انتخاب معظم‌له برای رهبری و دروغ دیگر بی‌بی‌سی در این زمینه پرداخت و توضیح داد: زمانی که رهبر انقلاب توسط مجلس خبرگان رهبری انتخاب شدند، اکثریت فقهای آن مجلس بر فقاهت ایشان تأکید داشتند و این موضوع چیز جدیدی نیست.

مسئول سیاسی دانشگاه تهران در همین زمینه تصریح کرد: مقام معظم رهبری در سال ۶۱ برای مجلس خبرگان کاندید می‌شوند که در آن دوره تأیید صلاحیت شده و توسط رأی مردم وارد این مجلس می‌شوند؛ از خصوصیات مجلس خبرگان اول این بود که حتماً افرادی که قصد ورود به آن را داشتند، باید مجتهد مسلم می‌بودند.

* شهید بهشتی نیز بر فقیه بودن آیت‌الله خامنه‌ای تأکید داشت

وی به نامه سرگشاده دانشجویان پیرو خط امام(ره) پس از تسخیر لانه جاسوسی که در پاسخ به ادعای شیخ‌علی تهرانی نوشته شده بود اشاره و عنوان کرد: در آن نامه از تعبیر «فقیه مجاهد خامنه‌ای» استفاده شد و شهید بهشتی نیز این متن را در پاسخ به شیخ‌علی تهرانی ‌خواند و در واقع شهید بهشتی نیز این تعبیر را برای مقام معظم رهبری تأیید کردند.

ثابتی اضافه کرد: در سال ۶۸ نیز تمام فقهای مجلس خبرگان فقیه بودن آیت‌الله خامنه‌ای را تأیید کردند؛ فقط یک نفر یعنی شیخ‌علی تهرانی مخالف بود و مخالفت خود را به صورت علنی اعلام کرد و علت آن نیز وجود سابقه ضدانقلابی وی و کینه‌های شخصی او از رهبر انقلاب است.

* بی‌بی‌سی در این مستند هشت سال تاریخ را جلو آورده است!

وی با اشاره به نامه منتظری و دروغ بی‌بی‌سی در این رابطه، متذکر شد: آقای منتظری چند روز پس از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری پیام تبریک داد که متن این پیام در سایت خود او و سایت رهبر انقلاب موجود است و او در آن پیام برای رهبری آرزوی توفیق کرد، اما بحث “ابتذال مرجعیت شیعه” که این مستند به انتخاب شدن رهبری در سال ۶۸ نسبت می‌دهد مربوط به ۱۳ آبان سال ۷۶ و دعواهای منتظری با نظام است لذا این امر یکی از دروغ‌های دیگر بی‌بی‌سی است که هشت سال تاریخ را جلو آورده است.

* مستندسازان بی‌بی‌سی استنادات خود را در خصوص ادعای دشمنی رهبری با روشنفکران ارائه دهند

ثابتی در بخش دیگری از گفت‌و‌گوی خود به مستندسازان بی‌بی‌سی توصیه کرد که استنادات خود را در خصوص ادعای دشمنی رهبر انقلاب با روشنفکران ارائه دهد چرا که ایشان هرگز تعبیری با این عنوان که روشنفکری دشمن نظام است، ندارند؛ حتی تعابیر ایشان درباره جلال آل‌احمد و شریعتی مثال‌های نقض ادعای بی‌بی‌سی است.

“رهبری جزء معدود کسانی هستند که علاقه روشنی به شریعتی داشتند و در این زمینه فرمودند که شریعتی از دو طرف یعنی از سوی متحجرین، ضدانقلاب و جریان‌های روشنفکر بی‌ریشه، مورد ظلم قرار گرفت، این سابقه تاریخی ارتباط رهبری با جریان‌های روشنفکری و ارتباط ایشان با جریان‌های دانشجویی در قبل و بعد از انقلاب نشان‌دهنده عدم صحت ادعای بی‌بی‌سی است. بنابراین آنها باید برای حرف خود یک سند ارائه دهند.”

وی به دروغ دیگر این مستند مبنی بر شیفتگی رهبری به موسیقی اشاره کرد و گفت: از قبل از انقلاب نیز مطرح بوده که رهبر انقلاب با موسیقی رابطه بدی نداشتند اما ادعای شیفتگی موسیقی و در عین حال نشان دادن فقط بخشی از بیانات ایشان در جمع هیئت دولت خاتمی که می‌فرمایند ” چرا در دانشگاه‌ها ترویج موسیقی می‌شود”، هیچ تعارضی ندارد چرا که آنها در این مستند جرأت نکردند این بخش از فیلم دیدار رهبری با اعضای هیئت دولت وقت را به صورت کامل نشان دهند.

وی ادامه داد: ایشان در آن دیدار فرمودند که “در دانشگاه‌ها ترویج موسیقی می‌شود که نباید بشود” اما بی‌بی‌سی ادامه صحبت‌های ایشان را حذف کرده است و توضیح نداده که آنها هر نوع موسیقی را به اسم حلال بودن مطرح می‌کردند که این خلاف مذاق اسلام است بنابراین ادعای شیفتگی موسیقی رهبری اغراق دیگر بی‌بی‌سی و تقطیع حرف‌های ایشان است.

مسئول سیاسی بسیج دانشگاه تهران به یکی دیگر از ۵۰ دروغ بی‌بی‌سی در این مستند اشاره کرد و ادامه داد: آنها می‌گویند سال ۶۰ که آقای خامنه‌ای رئیس‌جمهور شد، نخست‌وزیر وقت به ایشان تحمیلی بود در حالی که این‌طور نیست چرا که میرحسین موسوی در سال ۶۰ به انتخاب خود آقای خامنه‌ای به مجلس معرفی شد و رأی آورد و در دوره اول، نخست‌وزیر تحمیلی از سوی امام (ره) نبود؛ البته انتخاب اول آیت‌الله خامنه‌ای، ولایتی بود که رأی نیاورد و سپس موسوی مطرح شد لذا نخست‌وزیری وی تحمیلی نبود کما اینکه ایشان در دولت شهید رجایی برای انتخاب شدن موسوی به وزیرخارجه از وی دفاع کردند.

وی یادآور شد: بحث تأسیس وزارت اطلاعات نیز در این مستند به صورت کلی به آقای خامنه‌ای نسبت داده شده است در حالی که در جلد سوم خاطرات ری‌شهری چگونگی تأسیس این وزارتخانه کاملاً مورد بررسی قرار گرفته و نشان می‌دهد که این وزارت اطلاعات را آقای خامنه‌ای تأسیس نکرده است هرچند این امر به معنای نقطه‌ای تاریک محسوب نمی‌شود بلکه دروغ بی‌بی‌سی در اینجا قابل تأمل است.

ثابتی افزود: اگر کسی قرار بود به عنوان وزیر اطلاعات معرفی شود این‌طور نبود که منصوب رئیس‌جمهور باشد و باید مانند وزرای دیگر رأی اعتماد می‌گرفت کما اینکه مرحوم فردوسی‌پور برای بار اول رأی نیاورد و ری‌شهری انتخاب شد.

وی در خاتمه متذکر شد: ادعای بی‌بی‌سی مبنی بر حیاط خلوت شدن وزارت اطلاعات برای رئیس‌جمهور وقت هیچ سند تاریخی ندارد چرا که اولاً یک شورا، مسئول تأسیس یک وزارتخانه‌ را دارد و ثانیاً آن وزیر باید از مجلس مانند سایر وزرا رأی اعتماد می‌گرفت.


ویکی لیکس این بار سراغ مشایی رفت
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، ویکی لیکس

جام نیوز نوشت:‌ سایت رادیو کوچه، ۳۰ سپتامبر(۸مهر) از انتشار اسناد جدید از ویکی لیکس خبر داد. بنابر گزارش این سایت این اسناد این بار مربوط به رحیم مشایی و دیدار وی با سفیر اتریش در ایران بوده است.

http://jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/3-7-1390/IMAGE634525856618437500.jpg

طبق گزارش جام نیوز، سایت رادیو کوچه نوشت: «رحیم مشایی در دیدار با سفیر اتریش در ایران که به دعوت مشایی به دفتر وی رفته بود، به موازی کاری‌ها در دست‌گاه دیپلماسی ایران اشاره کرده و مشاوران رهبری را عاملان سنگ‌اندازی برای رسیدن به توافق با غرب معرفی کرده است.»

این سایت ادامه داد: «رحیم مشایی در این دیدار گفته است ایران از گفت‌وگو با روسیه و فرانسه احساس خوبی ندارد و ترجیح می‌دهد به‌طور مستقیم با آمریکا گفت‌وگو کند، مشایی به سنگ‌اندازی‌های انگلستان در این گفت‌وگوها نیز اشاره کرده است.»

رادیو کوچه افزود: «رحیم مشایی در ادامه گفته است احمدی‌نژاد از این‌که نامه‌اش از سوی اوباما پاسخ نگرفت دل‌خور شد، و وقتی دید اوباما به جای پاسخ دادن به احمدی‌نژاد برای آیت‌الله خامنه‌ای نامه نوشته است به شدت ناراحت شد.»

لازم به یادآوری است هنوز شبهات بسیار زیادی در مورد صحت و سقم اسناد منتشر شده از سوی ویکی لیکس و نیز چگونگی دستیابی این موسسه به اسناد منتشر شده وجود دارد به خصوص که هنوز کشورهای غربی برخورد جدی با این موسسه به خاطر انتشار اسناد محرمانه آنها نکرده و تنها نظاره گر انتشار تدریجی اسناد دلخواه خود از سوی آنها هستند.


تاج زاده طراح تئوری مبارزه زیر پوشی!
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصطفی تاج زاده

به گزارش«ندای انقلاب»،پس از آنکه برخی از عناصر اصلی فتنه از داخل زندان به انتشار نامه ها و مطالبی برای سایت های اپوزیسیون همت گماشته اند،این پرسش در اذهان شکل گرفت که چگونه افرادی مثل تاج زاده در حالی که در زندان به سر می برند با سایت های اپوزسیون همکاری دارند.

tajzadeh-22

بنابه اخبار دریافتی در بررسی های صورت گرفته مشخص شده است که امثال تاج زاده با تهدید برخی از سربازان مبنی نامه ها  و مطالب خود را در لباس های زیر آنان پنهان کرده و از طریق آنان به حلقه واسط های خود به خارج از زندان منتقل می کردند.

همچنین گفته می شود تاج زاده با سوءاستفاده از سادگی این سربازان آنان را تهدید می کردند که در صورت عدم همکاری گزارشی از رفتار آنان را به مقامات زندان ارائه خواهند کرد!

گفتنی است این اقدام فتنه گران و توجه ویژه آنان به مبارزه با لباس زیر! در حالی صورت می پذیرد که آنان به دلیل عدم توجه افکار عمومی بویژه اصلاح طلبان به خود در وضعیت عصبی ای قرار گرفته اند.


روزهایی که موسوی حامی قذافی بود!
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، معمر قزافی ، دیکتاتور

به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران: یادآوری خاطرات گذشته علاوه بر نشان دادن تغییر چهره آدم‌ها و جریان‌های سیاسی، چند فایده دیگر هم دارد.

اول اشاره به تناقضِ آدمهایی است که دیروز خودشان را مخالف صهیونیسم و امپریالیسم، حامی مستضعفان و محرومان دنیا و طرفدار شعارهای انقلابی می‌دانستند و امروز خود را به طور مادرزاد اصلاح طلب،  آزادی خواه، لیبرال، دموکرات، مخالف انزوای ایران، مخالف شعارهای ایدئولوژیک، طرفدار مذاکره با غرب و رژیم صهیونیستی، مخالف دخالت در امور فلسطین و حتی مخالف نظام سوریه و قذافی معرفی می‌کنند!

دوم یادآوری نقش تاریخی، سیاسی و اجتماعی آدم‌های مختلف در دوران مسئولیتشان است.
سوم اشاره به این موضوع که این آدم‌ها از سر لجبازی و مخالفت با وضعیت فعلی، به جایی می‌رسند که منافع ملی، مصلحت‌های نظام، تصمیمات و سیاست‌های رسمی جمهوری اسلامی را حتی در زمان امام و دفاع مقدس هم زیر سوال می‌برند.

چهارم مقایسه اظهارات دیروز این آدم‌ها با ژست‌های امروزشان هم جالب است. ژست‌هایی که نه فقط مخالف سیاست‌های فعلی جمهوری اسلامی که در حقیقت مخالف سیاست و گذشته‌ی خودشان هم هست!

مثلا اگر امروز به برخی سایت‌های اصلاح طلب و یا جریان موسوم به سبز نگاه کنید، تحلیل‌ها و اظهارات زیادی را درباره اوضاع فلسطین، لیبی، سوریه و… می‌بینید که آن تحلیل‌گر و آن نویسنده محترم، خود را مخالف قذافی، بشار اسد و یا حماس و حزب الله نشان می‌دهد. در حالی که دقیقا همین آدم و یا دوستان او در زمان مسئولیتشان در دولت و یا وزارت خارجه، کاری جز تعریف و تمجید و حمایت از گروه‌های مقاومت، اسد و حتی قذافی نداشتند. (نه فقط در ابتدای انقلاب، که حتی در زمان دولت اصلاحات!)

عکس زیر بریده روزنامه جمهوری اسلامی مورخه ۳۰ شهریور ۱۳۶۰ و مربوط به مصاحبه این روزنامه با وزیر خارجه وقت یعنی جناب میرحسین موسوی است. یعنی روزهایی که ژست انقلابی گری خریدار داشت!

آقای موسوی در این مصاحبه داستان سفر خود به لیبی و مذاکره‌اش با مقامات این کشور را تعریف می‌کند. از قذافی دفاع و حمایت می‌کند. از اینکه اظهارات قذافی در ایران منعکس نشده، گلایه می‌کند! همچنین از تشکیل جبهه اسلامی ضدصهیونیستی و ایجاد یک جبهه اسلامی در سراسر جهان خبر می‌دهد و …

هدف از انتشار این سخنرانی، فقط بیان تغییر رفتار آقای موسوی نیست، بلکه مهمتر از آن اشاره به تغییرات بنیادی و ریشه‌ای در همه شعارها و آرمانهایی است که موسوی و آدم‌هایی مثل او، همه‌ی هویت انقلابی، سیاسی و اجتماعی خود را مدیون همان شعارها هستند.

این روزها که در اثر گذشت زمان و فراموشی و بی خبری مردم و مخصوصا جوان‌ها، مدعیان و دروغگویان مشغول تحلیل‌های به ظاهر آزادی‌خواهانه و اصلاح‌طلبانه درباره حوادث سوریه و لیبی و فلسطین هستند و حتی گناه مذاکره با لیبی و قذافی را هم به گردن دیگران می‌اندازند، خواندن این مصاحبه خالی از لطف نیست.

البته ما ایرادی به مواضع انقلابی آقای موسوی در دهه شصت و دیدار او با قذافی نمی‌گیریم، ایرادی هم به پشیمانی و تغییر چهره امروز او و دوستانش نمی‌گیریم؛ اعتراض ما به تحریف واقعیات گذشته و پاک کردن نقش خود در تصمیم‌گیری‌های مختلف نظام و ادعاهای امروزشان است و نیز دروغ‌هایی که امروز درباره دیگران می‌نویسند.


مینا لاکانی بیماری روانی داشت
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مینا لاکانی ، صدای آمریکا

باشگاه خبرنگاران نوشت : مینا لاکانی بازیگر ایرانی که اخیرا از ایران گریخته است، چندی پیش به علت بیماری روانی در یکی از بیمارستان های تهران بستری شده بود.

مینا لاکانی بازیگر سینما و تلویزیون که اخیرا از ایران گریخت، به علت مشکلات روانی، سال ۸۶ در بیمارستان رسول اکرم(ص) تهران بستری شده بود.

گفته می شود وی دچار بیماری “مانیک” بوده و مدتها از این بیماری روانی رنج برده است.

“مانیک” یک بیماری روانی است که در آن فرد بیمار در مقاطعی دچار پرش افکار و سرخوشی غیرقابل کنترل می شود.

http://up98.org/upload/server1/01/t/zumplbombr5iqefok9f.jpg

این بازیگر اخیرا در برنامه شباهنگ صدای آمریکا، بدون حجاب حاضر شده و مدعی شد که به خاطر همبستگی با مردم، از ایران خارج شده است.

لاکانی در این مصاحبه عدم حضورش در صدا وسیما را نه ضعف بازیگری و نامناسب بودن برای نقش، بلکه تصورات ذهنی خود مبنی بر تماس های مشکوک را مطرح کرد.


مقایسه فائزه‌ هاشمی‌ با کاندیدای‌ امریکایی
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، فائزه هاشمی
ه گزارش عماریون در این گفتگو دکتر دامغانی و علیرضا فرقانی به عنوان میهمانان برنامه به تبادل نظر پرداختند. در قسمتی از این برنامه فرقانی به بیان تفاوت مبنایی بین انتخابات ایران و ایالات متحده پرداخت.

http://www.inn.ir/iran_media/image/2009/05/274130509_orig.jpg

این کارشناس مسائل سیاسی در بخشی از اظهاراتش گفت :” در آمریکا انتخاب مردم بر اساس پورنوکراسی است یعنی نفسانیت سالاری در آنجا حکم فرماست. به عنوان نمونه وقتی خانمی که تهیه کننده فیلم های پورنو بود توانست در انتخابات فرمانداری کالیفرنیا رای دوم را به خود اختصاص دهد شاهد این ادعاست. از طرفی در ایران اکثر شعارهای کاندیداها بر اساس فطرت بوده مانند عدالت، مهرورزی و…. . البته در ایران هم بعضی از موج سواری بر نفسانیات بی بهره نبودند و هنوز هم استفاده می کنند و رای جمع می کنند. در انتخابات پنجم مجلس تهران نیز خانمی با طرح شعار دوچرخه سواری توانست رای اول تهران را به خود اختصاص دهد به طوری که رئیس مجلس پنجم در تهران رای دوم را آورد.”

بحران تجاوز از VOA به BBC رسید
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، تجاوز جنسی ، صدای آمریکا ، bbc

به گزارش باشگاه خبرنگاران، برخی منابع طی ۲ روز گذشته از تجاوز مدیر بخش فارسی بی بی سی به یکی از مجریان زن این شبکه به نام “پ.ق” خبر دادند؛ وسعت این خبر و سکوت سنگین ۲ نفر دخیل در این ماجرا تا آنجا پیش رفت که حتی رسانه های ضدانقلاب مجبور به انتشار این خبر شدند و خبر دادند که این مجری از شبکه بی بی سی حذف شده است.

http://shia-leaders.com/images/menuasli/bbc.jpg

در برنامه “نوبت شما” نیز یکی از مخاطبان بی بی سی فارسی پس از لحظاتی در حال بیان ماجرای این تجاوز بر روی آنتن زنده بود که مجری برنامه مذکور بلافاصله سخنان آن مخاطب را قطع و تاکید کرد که مجبوریم “به خاطر رعایت حال آن مجری!” چنین تماس هایی را قطع کنیم.

طبق آخرین بررسی های اینترنتی در مورد عدم حضور چندین باره خانم “پ ق” در برنامه های شبکه بی بی سی طی روزهای گذشته، صحت خبر تجاوز صادق صبا مدیر بخش فارسی بی بی سی به این مجری زن مشهود است و طفره رفتن سیاوش اردلان از پاسخگویی به این سوال گواه این ماجراست. ضمن اینکه این مجری (پ.ق) نیز در صفحه فیس بوک خود هیچگونه واکنشی به این خبر نشان نداده و کاملا سکوت کرده است.

به نظر می رسد پس از افشای تجاوز مهدی فلاحتی و جمشید چالنگی دو تن از مجریان شبکه صدای آمریکا به ۲ مجری زن این شبکه به نام های “ا.س” و “ن.م”، اکنون بحران تجاوز جنسی به بی بی سی فارسی رسیده باشد.


کشف حجاب مینا لاکانی در صدای آمریکا
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: حجاب ، مینا لاکانی ، سیاسی ، صدای آمریکا
شبکه صدای آمریکا بازهم در پخش زنده خود، یک بازیگر دیگر را بدون حجاب به نمایش گذاشت.

به گزارش جام نیوز؛ شبکه صدای آمریکا وابسته به وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا، که دست بلندی در کشف حجاب و حمله به اعتقادات جوانان ایرانی دارد، بازهم در برنامه خود تلاش کرد یک ایرانی بدون حجاب را به نمایش بگذارد.

براساس این گزارش، مینا لاکانی، بازیگرسینما و تئاتر در برنامه شباهنگ صدای آمریکا بدون، حجاب حاضر شده تا اهداف این شبکه ضد ایرانی را تامین کند.
وی در مصاحبه با این شبکه خود را مبرا از حزب بازی خواند ولی مدعی شد به خاطر همبستگی با مردم، از ایران خارج شده است.
لاکانی در این مصاحبه عدم حضورش در صدا وسیما را نه ضعف بازیگری و نامناسب بودن برای نقش، بلکه سیاسی خوانده و تصورات ذهنی مبنی برتماس های مشکوک را مطرح کرد.
یاد آور می شود، مینا لاکانی در سال ۱۳۴۸ درتهران متولد شد و با بازی در تئاتر هملت به کارگردانی دکتر قطب الدین صادقی وارد عرصه ی بازیگری شد. پس از آن با فیلم «پرواز را به خاطر بسپار» به کارگردانی حمید رخشانی اولین تجربه ی سینمائی خود را پشت سر گذاشت، با فیلم «روز فرشته» به کارگردانی بهروز افخمی حضور خود را در سینما تثبیت نمود. لاکانی با بازی در فیلم «دیدار» به کارگردانی محمدرضا هنرمند توانست سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن را از سیزدهمین جشنواره ی فیلم فجر دریافت کند. بعدها او در فیلم های مختلف سینمائی به ایفای نقش پرداخت و حضور در تلویزیون را با سریال «همسفران» و فیلم تلویزیونی «پریماه» تجربه کرد. ایفای نقش در تله تئاترهای «کسب و کارهای آقای فابریزی» و «در پوست شیر» قسمتی دیگر از فعالیت های تلویزیونی لاکانی را شامل می شود.
گفتنی است، پیش از این هم شبکه صدای آمریکا در برنامه خود با نوعی روانشناسی، فریبا داودی مهاجر را مجبور کرد تا روسری را از سر خود بردارد.


درخواست غیر اخلاقی نوری زاد از خانواده زندانیان
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، نوری زاد ، فساد اخلاقی

بولتن نیوز: رسانه های ضد انقلاب در مطلبی که امروز منتشر کردند به جدیدترین افتضاح پیش آمده در این فرقه سبز اشاره کردند.

http://up1.iranblog.com/images/2d6wf08tae8g9p8mf42v.jpg

به گزارش خبرنگار ما سایت ضد انقلابی بالاترین در مطلبی به افشای اقدامات نوری زاد از مجرمان حوادث پس از انتخابات اشاره کرده و از تلاش های ……. وی برای ارتباط با برخی از خانواده های زندانیان فتنه ۸۸ خبر داد.

در این مطلب آمده است در حالی که فتنه گران در زندان به سر می برند، نوری زاد ضمن تماس های مکرر با خانواده برخی از زندانیان جسارت های غیر اخلاقی را نسبت به آنان روا می دارد.

بولتن نیوز ضمن عذر خواهی از بیندگان خود و محکومیت هر اقدام غیر اخلاقی فارغ از منازعات سیاسی متن کامل این مطلب را منتشر می سازد.

آقای نوری زاد از جان خانواده ها چه می خواهید!

ناراحت بود و خمیده اما نه از مقاومت و ایستادگی بر آرمان های جنبش سبز.

هنوز در چهره اش می توانستی موجی از امید به آینده را ببینی .امید به بارنشستن ایستادگی و پایبندی به خون شهدای سبز و مقاومت در زندان های حاکمیت.

او را همچنان مقاوم دیدم و سرشار از انرژی برای نسلی که خیزش را در سال ۸۸ تجربه کرده.

اما نگاهش نگران بود و پر از گلایه.نمی خواست لب به گلایه بگشاید اما از نامرامی برخی دوستان گفت و از نگرانی خانواده های زندانیان سیاسی .برای او که مدتی است به مرخصی آمده شوق دیدار خانواده گرچه بی نهایت بود اما نشستن به پای در دل های عزیزانش شعله ای را در جانش شعله ور ساخته بود.

می گفت ما به زندان رفتیم تا در برابر بی اخلاقی ها،زشتی ها و سرکوب های کسانی ایستادگی کنیم که رنگ وبویی از انسانیت نبرده اند اما انتظار نداشتیم که افرادی همچون محمد نوری زاد که معلوم نیست چگونه آزاد شده و در خانه نشسته و بی اخلاقی و ناجوانمردی را به اوج خود رسانده اند،جولان بی غیرتی می دهند.

سری با تاسف تکان داد و ادامه داد:نوری زاد به بهانه احوال پرسی با خانواده های ما در هفته چندین بار با خانواده ما تماس می گیرد و حال و احوال می کند اما ادامه گفته هایش چندان رنگی از پی گیری وضعیت ما ندارد.

اشک در چشم هایش دیگر جمع شده بود. از تکیه کلام های نامتعارف نوری زاد سخن می گفت و گریه های دختر و همسرش.

تاکید می کرد با سایر دوستان هم تماس گرفته و آن ها هم چنین تماس هایی را تجربه کرده اند.می گفت نمی دانیم بی مهری حاکمیت را تحمل کنیم یا بی حرمتی نوری زاد را به خانواده هایشان.

از تقاصی سخن به میان می آورد که نوری زاد باید بهای آن را بپردازد.تقاصی که جبنش به عنوان یک تصفیه باید بدان اقدام کند.

صحبت با او سخت دلم را متلاطم کرد براستی بهای ایستادن بر اصولی که به سختی بدست آمده باید پرده درانی وشهوت پرستی کسانی باشد که خائن به جنبش هستند و خانواده هایشان.

هنوز زنگ صدایش در گوشم طنین انداز است که خانواده های زندانیان سخت نگران اقدامات غیر اخلاقی نوری زاد هستند.

http://up1.iranblog.com/images/49qtksr8sgpecepkpuoy.jpg


دو رویی علی مطهری در موضوع استعفا
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری

بولتن نیوز : علی مطهری در حالی اعلام می کند که به خاطر استیفای حقوق مردم از سمت نمایندگی خود استعفاء داده که وی اصلا در دفتر ملاقات مردمی خود حاضر نمی شود و هیچ ملاقاتی با موکلین خود ندارد و اصلا مکاتباتی هم برای مردمی که به وی رای دادند تا کنون انجام نداده است .

http://basir-news.com/wp-content/uploads/2011/07/20110228135650t350-IMAGE634339695334253750.jpg
به گزارش خبرنگار پارلمانی بولتن نیوز علی مطهری نماینده به ظاهر اصولگرای مردم تهران که طراح اصلی سئوال از رئیس جمهور است و طرح این سوال را در راستای دفاع از حقوق مردم می داند اخیرا برای جوسازی بیشتر رسانه ای استعفا کرده است .وی که بحث سوال از رئیس جمهور را از روز سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۹ در مجلس کلید زد و تا کنون آن را پیگیری می کند، در پنجم تیرماه امسال این سوال را با ۱۰۰ امضاء تقدیم هیئت رئیسه مجلس کرد.

بنا بر این گزارش در همان روزهای اول ۱۴ نماینده امضای خود را پس گرفتند. اما ۸۶ نماینده بر طرح سوال از رئیس جمهور تاکید دارند.طرح سئوال از رئیس جمهور مطابق آئین نامه داخلی مجلس حداقل به ۷۳ امضا نیاز دارد.مطهری تاکید زیادی بر اعلام وصول این سوال در مجلس داشت و خواستار حضور رئیس جمهور در مجلس برای پاسخگویی به سوالات نمایندگان بود.

از سوی دیگر هیئت رئیسه مجلس محمدرضا باهنر نایب رئیس اول مجلس را مامور کرد تا به این موضوع رسیدگی کند.در پی عدم اعلام وصول سوال از رئیس جمهور در مجلس، مطهری چهارشنبه ۲۰ مهر، از سمت نمایندگی استعفا داد و متن استعفای خود را تقدیم هیئت رئیسه مجلس کرد.

این نماینده در مصاحبه هایی که با رسانه ها داشت اعلام کرد که وقتی امکان استیفای حقوق موکلان خود را نداشته باشد، چاره ای جز استعفا ندارد.مطهری در حالی ادعا می کند که به خاطر استیفای حقوق مردم استعفا داده که وی اصلا در دفتر ملاقات مردمی خود در طبقه هفتم ساختمان ملاقات مردمی مجلس حاضر نمی شود و با هیچ یک از مردم حوزه انتخابیه خود که شامل مردم شهرهای تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر است، ملاقات ندارد.

تعداد مکاتبات تعداد مراجعین دفعات حضور در دفتر دفعات حضور برای ملاقات نام نماینده ردیف
۹۴ ۳ ۰ ۰ مرتضی آقا تهرانی ۱
۱۰۹ ۱۰۲ ۴ ۴ فاطمه آلیا ۲
۲۹۷ ۱۸۶ ۶ ۱ لاله افتخاری ۳
۲۰۰ ۱۳۱ ۷ ۰ زهره  الهیان ۴
۶۴ ۸۳ ۴ ۴ رضا اکرمی ۵
۶۱ ۴۵ ۰ ۰ محمدرضا باهنر ۶
۱۱۸ ۳۲ ۲ ۰ اسداله بادامچیان ۷
۰ ۰ ۰ ۰ احمد توکلی ۸
۰ ۰ ۰ ۰ حداد عادل ۹
۰ ۰ ۰ ۰ روح الله حسینیان ۱۰
۱۰۹ ۹۹ ۱ ۵ فاطمه رهبر ۱۱
۳۴ ۲۰ ۹ ۱ حمید رسایی ۱۲
۲۲ ۶۴ ۱۹ ۲ اصغر زارعی ۱۳
۲۷۵ ۳۹۳ ۰ ۳ علیرضا زاکانی ۱۴
۲۵۳ ۲۵۷ ۱۷ ۳ پرویز سروری ۱۵
۰ ۰ ۰ ۰ شهاب الدین صدر ۱۶
۴۲ ۵۹ ۰ ۲ طیبه صفایی ۱۷
۴۵۰ ۴۳۴ ۲ ۰ علی عباسپور ۱۸
۲۱۵ ۱۲۳ ۲ ۴ حسن غفوری فرد ۱۹
۴۸۶ ۳۰۲ ۰ ۴ حسین فدایی ۲۰
۸۲ ۱۴۵ ۱۰ ۳ اسماعیل کوثری ۲۱
۵ ۳۱ ۳ ۱ حمید رضا کاتوزیان ۲۲
۱ ۲۶ ۶ ۲ مهدی کوچک زاده ۲۳
۶۳ ۲۸ ۲ ۱ مصباحی مقدم ۲۴
۴۱۲ ۵۹۵ ۴ ۵ علیرضا محجوب ۲۵
۰ ۰ ۰ ۰ علی مطهری ۲۶
۰ ۰ ۰ ۰ علیرضا مرندی ۲۷
۵ ۰ ۲ ۰ بیژن نوباوه ۲۸
۰ ۰ ۰ ۰ حسین نجابت ۲۹
۱۵ ۸ ۱ ۰ الیاس نادران ۳۰
۳۴۱۲ ۳۱۶۶ ۱۰۱ ۴۵ ۳۰ نماینده جمع

به عنوان مثال مجمع نمایندگان تهران هر ماه « تعداد دفعات حضور نماینده برای ملاقات مردمی، تعداد دفعات حضور نماینده در دفتر، تعداد مراجعین به نماینده و تعداد مکاتبات یک نماینده» را در قالب یک لیست تهیه می کند که اگر نگاهی به این لیست شود، خواهیم دریافت که در هر چهار مورد برای مطهری صفر منظور شده است. یعنی این نماینده هیچ ملاقات مردمی نداشته و اصلا در دفتر خود حضور نمی یابد. همچنین وی هیچ مکاتبه ای هم برای موکلین خود نداشته است .

جالب اینجاست که این لیست از سوی مسئولان دفتر همین نمایندگان تهیه می شود. نکته دیگر در موضوع استعفای مطهری این است که وی بجای آنکه استعفای خود را تقدیم لاریجانی رئیس مجلس کند، تقدیم دهقان دبیر هیئت رئیسه مجلس می کند. قطعا مطهری بعنوان یک نماینده از آئین نامه داخلی مجلس مطلع است و می داند که این کار وی برخلاف آئین نامه مجلس است و با تقدیم استعفا به دبیر مجلس، موضوع در صحن مجلس مطرح نخواهد شد.

طبق ماده ۹۳ آئین نامه داخلی مجلس نماینده باید تقاضای استعفای مدلل خود را تقدیم رئیس مجلس کند تا رئیس مجلس آنرا در اولین جلسه مطرح کند.شاید هم مطهری با این کار خود نخواسته تا استعفای وی بصورت جدی در صحن مجلس مطرح شود، برخلاف آنچه که وی می گوید استعفایش یک ژست سیاسی نیست  این موارد به خوبی نشان می دهد که این یک استعفای سیاسی و برای فشار به مجلس بوده است و اساسا آقای مطهری دلش برای مردم نسوخته است .

البته برخی از نمایندگان از نیات مطهری مطلع بوده و این کار وی را تبلیغاتی می دانند به همین دلیل خواستار روشن شدن این موضوع هستند.بهروز جعفری نماینده سمیرم روز یکشنبه در جلسه علنی مجلس طی تذکری خواستار اعلام وصول این استعفاء و مطرح شدن آن در صحن مجلس شد.

گفتنی است طرح سوال از رئیس جمهور دارای چندین محور از جمله اظهارات رئیس جمهور در خصوص جایگاه مجلس و اینکه مجلس در راس امور نیست، عدم توجه به مسایل فرهنگی جامعه و مساله عفاف و حجاب، اظهارات اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور در خصوص مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی، عزل حیدر مصلحی وزیر اطلاعات و حکم حکومتی مقام معظم رهبری برای انتصاب مجدد وی  و عدم اجرای قانون اختصاص ۲ میلیارد دلار به مترو از جمله محورهای آن بود .


نامه هشدارآمیز نهضت آزادی و مشارکت به خاتمی
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، نهضت آزادی ، حزب مشارکت ، سیدمحمد خاتمی

شماری از اعضای گروهک های نهضت آزادی، ملی- مذهبی، و مشارکت در نامه مشترکی خطاب به خاتمی هشدار دادند که حداقل شرایط شرکت در انتخابات وجود ندارد و بنابراین نباید در انتخابات مجلس شرکت کرد.

http://www.jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/27-8-1389/IMAGE634256501278750000.jpg

به گزارش  کیهان این نامه پس از آن منتشر شده که خبرهایی مبنی بر تقلای خاتمی و برخی همراهان وی در جبهه اصلاحات برای بازگشت به فضای سیاسی و انتخاباتی انتشار یافته است. این نگرانی در میان گروه هایی از اپوزیسیون وجود دارد که انشقاق بیشتر در جبهه فتنه گران، رمق جبهه ضد انقلاب را هرچه بیشتر بگیرد به همین دلیل نیز تلاش هایی در جریان است تا خاتمی به گونه ای رفتار نکند که بوی پشیمانی و عقب نشینی و خالی کردن پشت فتنه گران را بدهد.
پای نامه یاد شده این امضاها دیده می شود: ابراهیم یزدی، ابوالفضل بازرگان، حبیب پیمان، وفا تابش، تاج زاده، جلایی پور، نجفقلی حبیبی، محمود حجتی، صفدر حسینی، سیدمحمود حسینی، هادی خانیکی، خلیل اردکانی، محمدعلی دادخواه، تقی رحمانی، رئیس طوسی، محمد ستاری فر، عبدالفتاح سلطانی، داود سلیمانی، سعید شیرکوند، احمد شیرزاد، هاشم صباغیان، محسن میردامادی، محمد نعیمی پور، سعید مدنی، شمس الدین وهابی، علوی تبار، شکوری راد، رمضان زاده و…
یادآور می شود حزب مشارکت و سازمان مجاهدین (انقلاب) از چند سال پیش به ائتلاف کامل با جریان های نفاق نظیر نهضت آزادی رسیده اند و همین انحلال و انفعال در برابر گروهک ها بود که باعث شد پادویی سرویس های جاسوسی بیگانه در فتنه و آشوب ۸۸ را برعهده بگیرند.


علت تاخیر درتعیین رئیس جدید دانشگاه آزادچیست؟
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر جاسبی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دانشگاه آزاد
نماینده تهران با انتقاد از تاخیر در برگزاری اولین جلسه هیات امنای دانشگاه آزاد، خواستار پاسخگویی دانشجو وزیر علوم به اهداف پشت پرده جریان خاص در دانشگاه آزاد اسلامی شد.

http://www.inn.ir/iran_media/image/2009/09/903760909_orig.jpg

زهره الهیان نماینده تهران در مجلس در گفت وگو با خبرنگار جهان با بیان اینکه اولین جلسه هیأت امنای دانشگاه آزاد قرار بود هفته گذشته برگزار شود، گفت: طبق اعلام قبلی وزیر و شورایعالی انقلاب فرهنگی زمان برگزاری جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد حداکثر تا هفته اعلام شده بود، اما متاسفانه این جلسه تاخیر افتاد و زمان برگزاری آن به بعد از انتخابات مجلس نهم موکول شد.

وی با تاکید بر اینکه کامران دانشجو وزیر علوم و تحقیقات باید درخصوص تاخیر در این زمینه پاسخگو باشد، افزود: وزیر باید توضیح دهد که علت عدم برگزاری اولین جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد و تعیین رئیس جدید این دانشگاه چیست ؟

چهره شاخص اصولگرایان مجلس تاکید کرد: وزیر علوم باید پاسخ دهد که با تاخیر در برگزاری این جلسه تا بعد از انتخابات مجلس نهم، چه اهداف پشت پرده ای توسط جریان خاص در دانشگاه آزاد دنبال می شود؟

الهیان گفت: در توجیه این تاخیر استناد به مصوبه ای از سوی وزارت کشور مبنی بر عدم تغییر مدیران تا قبل از انتخابات مجلس نهم شده است.

وی افزود: این امر سئوال جدی در افکار عمومی و در میان دانشجویان آگاه و عدالت طلب متبادر می‌نماید که آیا اهداف انتخاباتی و به دست آوردن کرسی هایی در مجلس آینده در جهت تأمین منافع جریانی خاص در دانشگاه آزاد مطرح است.

نماینده تهران اضافه کرد: به راستی این جریان چه منافعی در دانشگاه آزاد دنبال می‌کند که اینچنین با چنگ و دندان به دنبال حفظ موقعیت مدیر ۳۰ ساله دانشگاه آزاد می‌باشد.

الهیان تصریح کرد: قطعاً از نظر افکار عمومی و نمایندگان مردم استناد به مصوبه وزارت کشور امری غیر قابل قبول می باشد چرا که دانشگاه آزاد به عنوان یک مؤسسه غیر دولتی و غیر انتفاعی به هیچ عنوان مشمول این مصوبه نمی باشد.

وی افزود: اینجانب در همین رابطه سوالی از وزیر علوم و تحقیقات مطرح کردم که وزیر باید با حضور در کمیسیون آموزش و تحقیقات به آن پاسخ دهد.


استارت آتش بیاری هاشمی برای انتخابات
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، انتخابات

بولتن نیوز  : با نزدیک شدن به موعد انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز رایزنی های انتخاباتی و تلاش نخبگان سیاسی برای به کرسی نشاندن کاندیداهای مورد نظر خود برخی از چهره های مهم سیاسی این روزها فعالیت های گسترده ای را آغاز کرده اند که به یقین یکی از با نفوذ ترین آن ها اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است . گرچه دفتر هاشمی رفسنجانی تحرکات انتخاباتی وی را از اساس رد کرده است اما نوع برنامه ها و سخنرانی ها و فعالیت های هاشمی نشان دهنده موضوعی غیر از بیانیه دفتر وی است .

با نزدیک تر شدن به دوازدهم اسفندماه موعد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری طیف های اصلاح طلب که به دلیل عملکرد بسیار بد سردمدارانشان در انتخابات سال ۸۸ از کم ترین محبوبیت سیاسی برخوردار هستند مترصد کوچکترین فرصتی برای بازیابی خود هستند تا بلکه بتوانند تعدادی نماینده را روانه مجلس شورای اسلامی کنند . در این میان شاید هیچ کس به مانند هاشمی رفسنجانی که در انتخابات ۸۸ حامی جدی کاندیدای مورد حمایت آنان بود نتواند به عنوان مراد آن ها وارد عمل شده و راهکارهای پیش رو را برای آن ها تنظیم کند .

در این میان اما پس از انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری که هاشمی مجبور شد صندلی ریاست خود را به آیت الله مهدوی کنی تحویل دهد و سیاست گوشه نشینی را در پیش بگیرد ، رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام به اندازه ای که این روزها و در آستانه انتخابات فعال شده است فعال نبود . دیدارها و سفرها و اظهار نظر ها و تحرکات شدید سایت رسمی هاشمی رفسنجانی این روزها به شدت بوی انتخاباتی گرفته است که حتی بیانیه دفتر وی نیز نمی تواند سرپوشی بر این موضوع بگذارد .

http://up98.org/upload/server1/01/t/l2wq0ignp16yrgj0pfv3.jpg

هاشمی رفسنجانی یکی از مردودین اصلی فتنه ۸۸ است که به خوبی در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم از پشت نقاب خیرخواهی هایش بیرون آمد و شاید تنها به دلیل کینه ای که از سال ۸۴ از شکست به دل گرفته بود همه ظرفیت های خود را بسیج کرد که کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان یعنی میر حسین موسوی رای آورده و یا بهتر بگویم هر کاری کرد تا احمدی نژاد رنگ پیروزی را به خود نبیند . هاشمی رفسنجانی که تا نزدیک ترین روزهای ۲۲ خرداد هم سعی کرد خود را خیرخواه نظام و انقلاب نشان دهد و کینه تاریخی خود را بروز ندهد با نامه تاریخی اش به رهبر معظم انقلاب اسلامی که بدون سلام و والسلام و با لحن تندی خطاب به ایشان ارسال شده بود جرقه باروت جریان فتنه را زد و به برنامه ریزانی که مدت ها مترصد اثبات نوکری شان به غرب برای پیاده کردن موضوع انقلاب مخملی بودند چراغ سبز را نشان داد که اگر چه نمی تواند به طور آشکار همراه آنان باشد اما می تواند نقش یک پشتیبان را به خوبی ایفا کند .

مردودیت هاشمی در فتنه ۸۸ اما به همین جا ختم نشد و سکوت تعجب برانگیز وی در طول روزهای اغتشاش در تهران و پیام های آشکار و پنهان این سکوت یکی از نکات تاریک کارنامه سیاسی وی در طول انقلاب اسلامی را رقم زد . البته دور و اطرافیان هاشمی نیز در این راه وی را تنها نگذاشتند و از همسر وی عفت مرعشی تا مهدی هاشمی و فائزه هاشمی هریک نقش محوری خود را در تنها نگذاشتن راه پدر ایفا کردند .

اما حالا و در حالی که دو سال از انتخابات ۸۸ می گذرد و بار دیگر فضای غالب کشور به یک فضای سیاسی تبدیل شده است رنگ و بوی حضور هاشمی در عرصه سیاسی بیش از پیش می شود . هیچ تحلیلگر و فرد آشنا به سیاستی نمی تواند قبول کند که هاشمی رفسنجانی که در سال به سال انتخابات در همه عرصه های سیاسی حضور داشته و نشان داده از کوچکترین فرصتی برای کسب قدرت بی بهره نمی ماند در انتخابات ۹۰ و در حالی که مجلس هشتم به پایان راه رسیده است و دولت و شوراهای اسلامی هم سال های پایانی عمر خود را تجربه می کنند این کاردار سیاسی عرصه را خالی کند و حداقل اگر تمایلی به حضور خود ندارد به مهره چینی های افراد مورد نظرش و ارائه راه کارهای خود برای انتخابات نپردازد .

در این میان اما در روزهای گذشته دفتر روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت خبر هرگونه تحرک انتخاباتی رئیس خود را از قبیل معرفی نماینده رابط با جریان‌ها، معرفی لیست پیشنهادی انتخاباتی و یا محوریت یک جریان، جعل شعار “نجات ملّی” به گروهی خاص نسبت داده و از اساس آن را رد کرده است . اما هنوز جوهر پرینت این بیانیه خوش نشده است که خود هاشمی در دیداری غیر انتخاباتی هم به موضوع انتخابات اشاره می کند و تاکید می کند باید اعتماد عمومی مردم را به دست آورد و شرایط دلسوزان نظام را در عرصه انتخابات فراهم کرد تا مردم به انتخابات پا بگذارند . سخنان هاشمی که بالافاصله با ذوق زدگی رسانه هایی همچون روزنامه شرق ، فرهنگ آشتی، اعتماد و آرمان که مدت ها بود به دنبال شروط هاشمی می گشتند روبرو شد از اساس نشان دهنده اصرار هاشمی بر مواضع اشتباه خود و تکرار گذشته دارد .

در این میان چند نکته حائز اهمیت است که اولا نظام جمهوری اسلامی اعتمادی را از دست نداده است که بخواهد دوباره آن را به دست بیاورد چرا که این نظام مفتخر است در طول دوران کوتاه اما با برکت خود نزدیک به سال هایی که از عمرش گذشته است به مردمش فرصت انتخاب را در عرصه عمومی انتخابات داده است و در آخرین نمونه بارز آن با حضور حد اکثری و ۸۵ درصدی چشم جهانیان را متحیر کرده است . حال چه شده است که آقای هاشمی اسم رمز تقلب و عملیات روانی غرب برای  فریب عده ای عنصر داخلی و بی اعتماد کردن مردم به نظام را تحت عنوان اعتماد سازی تکرار می کند؟ سوال اساسی این است که این نظام کدام اعتمادی را سلب کرده است که حالا بخواهد برای بازگشتش تلاش کند .

ثانیا آقای هاشمی باید دیدگاه دقیق خود را از واژه دلسوزان انقلاب روشن کنند چرا که به نظر می رسد همه دلسوزان واقعی نظام به راحتی فرصت ارائه نظر و شرکت در انتخابات را دارند و حال که هنوز ماه ها با موعد انتخابات فاصله داریم به خوبی شور و نشاط و تحرک گروه ها و افراد و تشکل ها را برای برپایی انتخاباتی باشکوه مشاهده می کنیم . آیا دوستانی که در مجموعه جبهه متحد اصولگرایان و دیگر تشکل ها مشغول بستر سازی فضای پرشور انتخاباتی هستند جزو دلسوزان نظام محسوب نمی شوند و یا منظور آقای هاشمی عده ای قلیل است که با هیاهو و تشویش به دنبال به کرسی نشاندن واژه های موهومی چون صیانت از آرا، نظارت بین المللی و یا رفع نظارت شورای نگهبان هستند ؟

http://up98.org/upload/server1/01/t/gkvzntkuhil6sqzhpsw.jpg

البته در این میان هرچند هاشمی رفسنجانی فعلا قصد دارد در حاشیه احتیاط در مسائل انتخابات وارد شود ولی فعلا سایت خود را به محلی برای عرضه تفکرات انتخاباتی خود تبدیل کرده است . سایت هاشمی اکنون وظیفه اصلی شروع آتش بیاری هاشمی در انتخابات را بر عهده گرفته است و در اولین اقدام ها با انتشار دوباره نامه بی ادبانه وی در سال ۸۸ به رهبر معظم انقلاب به تاکید یکی بودن احمدی نژاد و جریان انحرافی پرداخته است . از سویی دیگر سایت وی با درج مطالبی با عنوان خیانت با رای مردم خیانت به نظام است و سخنرانی اخیر وی برای فرهم کردن شرایط دلسوزان نظام و اعتماد سازی عملا موضوع شبهه افکنی در سلامت انتخابات و صلاحیت دولت در برگزاری آن را کلید زده است . البته سایت رسمی وی به همین جا هم کوتاه نیامده است و بحث زیر سوال بردن نظارت شورای نگبان را هم با درج مطلبی به نقل از امام در خصوص نگرانی اعضای شورای تبلیغات اسلامی از انتصاب احمد جنتی به ریاست این شورا را آغاز کرده است .

هاشمی به خوبی می داند که دوران سیاسی وی به سر آمده و اگر در هر کشور دیگری غیر از ایران بود باید راه خانه نشینی و یا نهایتا کار اقتصادی را در پیش می گرفت اما وی هنوز عقیده دارد باید با دست و پا زدن در عرصه سیاسی بقا خودش را از دست ندهد و به خصوص در آستانه انتخابات اخیر خود را همچنان مقتدر نشان دهد  . آیا او موفق می شود؟


مشایی: ایرانیان بین پیام الهی و پیام انسانی تفاوتی نمی بینند
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

مشایی در ادامه پیام خود می‌آورد: ایرانی عاشق به دنیا آمده و عشق را فراموش نمی کند و همواره سروده است: دست در دست هم دهیم به مهر - میهن خویش را کنیم آباد

رئیس دفتر رئیس‌جمهور معتقد است که پیام الهی با پیام انسانی تفاوتی ندارد البته او اضافه می‌کند که انسان کامل شاهراه رسیدن به خدا است.

به گزارش فارس، اسفندیار رحیم مشایی رییس دفتر رئیس‌جمهور پس از ۱۶۵ روز، شب گذشته سکوت خود را شکست و بمناسبت بزرگداشت حافظ پیامی را صادر کرد.

وی در ابتدای پیام خود آورده است که به نام خدا، به نام خدای زیبایی ها، به نام خدای انسان ها. فرصت مغتنمی است تا در این محفل انس ایرانی – آلمانی در مقام پاسداشت حافظ شیرین سخن، پیام آور عشق و نور و معرفت، سهمی داشته باشیم. امروز که حافظ، حلقه ی وصل است و ما را با صمیمیت و عشق گرد آورده است، بر این حقیقت آگاهیم که گرچه آدمیان همه طلوعی دارند اما فروغ آن ها یکسان نیست.
فرهیختگانی هستند که هرگز غروب نمی کنند؛ ماندگار می مانند به یادگار. حافظ نیز پایدار و ماندگار است چون معلم عشق است و معلّمان عشق الزاماً عاشقند. حقیقتی که حافظ نیز آن را آشکارا فریاد کرده است.
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق - ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

در ادامه این پیام آمده است: عشق نزد حافظ، جان و حقیقت هستی است. عشق، ساز آفرینش را به نغمه در می آورد و آتش به نهاد هستی می زند. فهم حقیقت عشق در حوصله ی دانش بشری نیست؛ عقل را به حریم مقدس عشق راهی نیست:

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد - عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
عقل می خواست کز آن شعله چراغ افزود - دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد

نزد حافظ، عشق نردبان عروج آدمی است. با عشق می توان از خویش به درآمد و بلکه از تعلقات هر دو عالم. عشق دعوتی ست به شور و شعور و شکفتن و سوختن و جاودانه شدن.

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد - نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله ی عشاق مبادا خالی - که خوش آهنگ و فرح بخش نوایی دارد

مشایی در این پیام می افزاید: در ادبیات ایرانی عشق مقدس است و البته در ادبیات همه ی ملت های دنیا عشق مقدس است. کسی را به خاطر عشق نمی توان سرزنش کرد. زیرا آن جا که عشقی محقّق است دنیا در آنجا به مراتب بی پایه و بی قیمت است.

عاشق تسلیم رضای دوست است و متوکل به عنایت او.

آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم - اگر از خمر بهشت است و گر باده مست
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری ست - راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

وی انتظار و طلب موعود، را از مفاهیم عمیق دیگری دانست که در تفکر و جهان بینی حافظ آشکار و پنهان موج می زند و گاه به رمز و گاه به استعاره و کنایه. اندیشه ی حافظ تبلور خواسته ها و نیازهای متعالی بشر است.

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید - که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید

توفیق حافظ در رسیدن به زبانی آینه سان که در عین وفاداری به سنن ادبی، سرشار از خلاقیت و نوآوری است، حیرت انگیز و ستایش برانگیز است. در شعر وی هرکس به اقتضای حس و حال درونی به درک و دریافتی شخصی نائل می شود.

جانشین رییس جمهوری در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور ، فکر حافظ را زنده پویا و ریشه دار دانست و افزود: خروشی حماسی ست. شعر او بیت الغزل معرفت است. او به سبب انس مداوم با قرآن کریم، تأمل در متون عرفانی و درک محضر بزرگان دلسوخته روزگار خویش، به معرفتی غنی و عمیق از جهان و انسان دست یافته است. دیوان او که حاصل قریب شصت سال جهد و تدبر و رمزگشایی است،گنجینه ی تلفیق لطایف و ظرایف معانی است و دقایق و حقایق قرآنی. حکمت شاعرانه اش، چکیده معرفت عاشقانه اوست.

مشایی خاطرنشان ساخت: حافظ در مسیر درک خدا شاهراه را برمی گزیند. شاهراه رسیدن به خدا، انسان کامل است. انسان کامل، انسانی است که شایستگی جانشینی خدا را دارد. خداگونه است و زیر چرخ کبود، ز رنگ تعلق آزاد است. از زاویه ای دیگر، حافظ منتقدی اجتماعی و مصلحی بزرگ است که به مداوای جامعه ی بیمار می کوشد، ریاکاران را آماج طعنه های خود قرار می دهد؛ مردمان را به دوستی و درستی می خواند؛ از زهد فروشی بیزار است و تعلقات را مایه ی اسارت و ذلت آدمی می بیند. حافظ آزادی و آزادگی را ستایش می کند.

وی گفت : نظام هستی در اندیشه ی حافظ همچون دیگر متفکران عرفان مدار نظام احسن است. در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند؛ چراغ مصطفوی با شرار بولهبی ست و این همه به یمن نظر چمن آرایی است که به عنایت خویش برآفریدگان فیض وجود می بخشد:

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج - فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟
من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست - که از آن دست که او می کشدم می رویم

وی حافظ را ثمره ژرف و ریشه دار عرفان اسلامی دانست و خاطرنشان ساخت: عرفانی که مانایی حقیقی آدمی را در فنای فی الله جستجو می کند و بر آن است تا زنگار خود پرستی را در مکتب 'می پرستی' از سیمای جان بشوید. در چنین نگرشی ، هستی بیش از آن که حقیقتی بالذات داشته باشد، اشارتی و هدایتی به کوی دوست است. مقصد (چشم انداز) مرغان قاف پیما سرچشمه ی بقاست و سراب های دنیوی رضایت خاطر آنها را برنمی آورد. از این روی مرغان ملکوت، به جای آن که بر وهم خویش بتنند در جستجوی پروازند.

وی افزود: 'هم صحبتی' و 'لذت حضور' در پیشگاه دوست معنای عمیق زندگی است. هم در این مقام است که حافظ آواز می دهد:

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد - باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

آری؛ حافظ شیرازی زبان گویای ضمیر ناخودآگاه انسانی و نماینده شایسته ی فرهنگ بالنده ی اسلامی - ایرانی ست. شجره ی طیبه ای که ریشه در آبشخور قرآنی داشته و عطر گل های آن، سپهر این فرهنگ را آکنده و شاخسارهای پرثمر آن را در فضای ادبیات فاخر پارسی پراکنده است. بدون شک حافظ از درخشان ترین ستاره های فرهنگ فارسی ست. به جرأت می توان گفت تا امروز هیچ شاعری به قدر حافظ در اعماق و زوایای ذهن و دل ایرانیان نفوذ نکرده است.

حافظ ، شاعر تمامی قرن هاست و همه ی قشرها در کلام حافظ، سخن دل خود را یافته اند و به زبان او وصف حال خویش کرده اند.

یوهان ولفگانگ گوته (۱۸۳۲-۱۷۴۹ میلادی)، شاعر و نابغه شهیرآلمانی که بر قله ادبیات جهان تکیه زده است و سروده ها و نوشته هایی 'ساحرانه' و 'حکمت آمیز' دارد، شیفته خواجه شیراز می شود؛ بر او غبطه می خورد؛ با شهامت سر تحسین فرود می آورد و نام حافظ را به تکرار به زبان جاری می سازد، تا با بازگویی نام معجزآسای 'حافظ' به جام ازلی کلام دست یابد و همچون او غزل سرایی کند.

ای حافظ! هم چنان که جرقه ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپراتوران کافی ست، از گفته شورانگیز تو چنان آتشی بر دلم نشسته که سراپای این شاعرآلمانی را در تب و تاب افکنده است.

جانشین رییس جمهوری در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور تصریح کرد: 'ای حافظ! سخن تو همچون ابدیت، بزرگ است، زیرا آن را آغاز و انجامی نیست. کلام تو همچون گنبد آسمان، تنها به خود وابسته است و میان نیمه ی غزل تو با مطلع و مقطعش فرق نمی توان گذاشت، زیرا همه آن در حد جمال و کمال است. تو آن سرچشمه ی فیاض شعر و نشاطی که از آن، هرلحظه موجی از پس موج دیگر بیرون می تراود. دهان تو همواره برای بوسه زدن، طبعت برای نغمه سرودن و گلویت برای باده نوشیدن و دلت برای مهر ورزیدن آماده است.

رئیس دفتر رئیس‌جمهور یادآور شد: اگر هم دنیا به سرآید، ای حافظ آسمانی! آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم و چون برادری، هم در شادی و هم در غمت شرکت کنم. همراه تو باده نوشم و چون تو عشق ورزم، زیرا این افتخار زندگی من و مایه ی حیات من است. گوته در این گستردگی و ژرفاپذیری روح خود، از حافظ با نام استاد یاد می کند. از او می خواهد که گوته را ببخشد و اجازه دهد لحظه ای در بزم عشق حافظ بنشیند، حافظ را بنگرد، اجازه دهد در پی او روان شود و خویش را از وادی خطر برهاند و به سر منزل سعادت برساند. حیرت آور است اما حقیقت دارد. گوته در این وادی سرگشته و حیران است. با افتخار، لقب 'مریدی' حافظ را نصیب خود می سازد تا از این سرگشتگی رهایی یابد. دیوان شرقی' گوته را پیش رویتان بازخواهم کرد، آن جا که گفت: 'حافظ! خود را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست... با این همه، هنوز در خود جرأتی اندک می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم. براساس آنچه که خبرگزاری دولت منتشر کرده مشایی در ادامه پیام خود می‌گوید: حافظ برای گوته روحی تازه، دنیایی تازه و شور و شوقی تازه به ارمغان آورد. او را با روح واقعی شرق، زیبایی فلسفه و ذوق و حکمت ایران آشنا کرد.

مشایی در ادامه پیام خود به مراسم بزرگداشت حافظ می‌افزاید: گوته بعدها از دریچه ی چشم حافظ به ایرانیان می نگرد و خصیصه های شعر و ادب و ذوق و هنر را در مردمان این سرزمین می بیند؛ آنجا که می گوید: 'این خصایص عالی تنها متعلق به شعرای این کشور نیست، بلکه می توان گفت که اصولاً همه ی افراد ملت ایران با ذوق، نکته سنج و هوشمندند. تاریخ گذشته و داستان های ملی این کشور به خوبی نشان می دهد که چگونه گاه شعر یا سخنی دلپذیر که فی البداهه گفته شده، خشم پادشاهی مقتدر را فرو نشانده و جان عده ی بسیاری را خریده است ...

وی آورده است: آری، ایرانیان همیشه پیام های الهی و انسانی داشته اند. آن ها بین پیام الهی و پیام انسانی هم تفاوت قائل نبوده اند. ایرانی در همه جا از پایه گذاران اصلی تمدّن بشری بوده است. در بین همه ملّت های مسلمان، این ایرانیان بودند که حقیقت و جوهر اسلام را از صورت و ظاهر و پوسته جدا کردند. 'امروز ملّت ایران با انقلاب اسلامی اش به دنبال یک حقیقت بیشتر نیست؛ وآن این است که در جایگاه متعالی و بلندی که شایسته مردان و زنان ایرانی ست در مقیاس جهانی حضور پیدا کند. امروز ملّت ایران می خواهد با استفاده از ذخیره ی گران بهای فرهنگی خود، به مأموریت تاریخی اش عمل کند.'

رئیس دفتر رئیس‌جمهور با بیان اینکه ایران و ایرانی می خواهد پرچم دار صلح باشد؛ می خواهد پرچم دار عشق باشد، گفت: امروز در این جا شأن و مقام حافظ، یک پرچم صلح است و این جمع از سر عشق و برای تجلیل و تکریم عشق گرد هم آمده اند چرا که از حافظ هرچه ظاهر می شود مودّت است و دوستی و مروّت است و مدارا.

امروز در جهانی که بحران سراسر آن را فرا گرفته است ایران و ایرانی مصمم است پیام صلح، عشق، دوستی و مهرورزی را رساتر از پیش فریاد برآورد. و چه فرصتی مغتنم تر از این روز بزرگ که به نام شاعر عشق نام گذاری شده است.

مشایی در ادامه پیام خود می‌آورد: ایرانی عاشق به دنیا آمده و عشق را فراموش نمی کند و همواره سروده است: دست در دست هم دهیم به مهر - میهن خویش را کنیم آباد

و امروز جامعه ایرانی و آلمانی می توانند بگویند: دست در دست هم دهیم به مهر - تا جهان بشر کنیم آباد

به گزارش فارس، دفتر رئیس‌جمهور نیز ۲۳ مرداد ماه سال جاری اعلام کرده بود که اسفندیار رحیم مشایی رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور تا آن تاریخ سخنرانی نداشته است.


آیا تفکرات رئیس جمهور عوض شده یا برای خالی نبودن عریضه سخنی گفته است؟
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد

هنگامی که مردمانی متعلق به دو فرهنگ با حفظ احترام همدیگر ، در کنار هم زندگی کنند و آداب ، رسوم ،‌دانش ،‌باورها ، مناسک و رفتارهای مبتنی بر فرهنگ طرف مقابل را تحمل کنند و در عین حال به فرهنگ خود نیز پایبند باشند ، همزیستی فرهنگ ها متجلی می شود. مانند زندگی دوستانه اقوام و پیروان ادیان مختلف در ایران از دیرباز . مثلاً در شمال غرب ایران ترک شیعه ، کرد سنی و ارمنی مسیحی با فرهنگ ها - و خرده فرهنگ ها -ی مختلف با یکدیگر زندگی می کنند.

عصرایران ؛‌ سید ضیاءالدین احتشام - از آنجا که بحث حاضر در سطح رسانه مطرح می شود ،‌وارد مباحث آکادمیک فرهنگ و تعریف های 160 گانه آن نمی شوم و می کوشم به زبانی ساده این سخن رئیس جمهور محترم را نقد کنم که در اختتامیه نمایشگاه رسانه های دیجیتال اظهار داشته است :‌
«بنده اعتقاد ندارم جنگ فرهنگی در دنیاست. فرهنگ که با فرهنگ جنگ ندارد بلکه فرهنگ فصل مشترک انسان‌ها است.جنگ بی‌فرهنگی با فرهنگ است.»


1 - تعبیر "بی فرهنگ" اساساً‌ غلط است ؛ انسان ها و جوامع انسانی همگی فرهنگ دارند و تمایز آنها در گونه گونگی فرهنگ هایی است که بدان وابسته اند. مثلاً یک شهروند ژاپنی در شرق عالم فرهنگ جامعه خود را دارد و عضو فلان قبیله در جنگل های آمازون برزیل نیز متعلق به فرهنگ خود است و هیچ کدام نمی توانند به دیگری بگویند "‌بی فرهنگ"‌.

"بی فرهنگ"‌ ،‌ صرفاً ناسزایی است که برخی افراد یا برخی ملت ها آن را متوجه دیگران می کنند تا "فرهنگ" آنها را منکوب و تحقیر کنند. مثلاً‌ فردی از یک خانواده تحصیل کرده و مؤدب و متشخص ،‌ ممکن است به کسی که اخلاق را رعایت نمی کند ، دستش کج است و چشم چرانی هم می کند بگوید "بی فرهنگ"‌ ؛‌ در حالی که فرد دوم بی فرهنگ نیست بلکه فرهنگ (مجموعه دانسته ها ،افکار،رفتار و...) او چنین است.

لذا کسی که می گوید "جنگ بی‌فرهنگی با فرهنگ است" یا اساساً‌ معنی فرهنگ را به خوبی نمی داند و یا "بی فرهنگی "‌را در معنای عوامانه آن به کار می برد که این معنای عوامانه در دل خود تضاد فرهنگی را در بر دارد.

2 - فرهنگ های مختلف ،‌ می توانند در قبال همدیگر کنش ها و واکنش های مختلفی را داشته باشند. مانند همزیستی ، تلفیق و ادغام ، تعارض و جنگ.
هنگامی که مردمانی متعلق به دو فرهنگ با حفظ احترام همدیگر ، در کنار هم زندگی کنند و آداب ، رسوم ،‌دانش ،‌باورها ، مناسک و رفتارهای مبتنی بر فرهنگ طرف مقابل را تحمل  کنند و در عین حال به فرهنگ خود نیز پایبند باشند ، همزیستی فرهنگ ها متجلی می شود. مانند زندگی دوستانه اقوام و پیروان ادیان مختلف در ایران از دیرباز . مثلاً در شمال غرب ایران ترک شیعه ، کرد سنی و ارمنی مسیحی با فرهنگ ها - و خرده فرهنگ ها -ی مختلف با یکدیگر زندگی می کنند و هیچ کدام در صدد حذف فرهنگ طرف مقابل و استیلای فرهنگی خود بر دیگری نیست.

اما وقتی صاحبان یک فرهنگ به هر دلیلی بخواهند فرهنگ خود را بر جامعه ای با فرهنگ دیگر تحمیل کنند و جامعه دوم نیز با آن مقابله کند ، تعارض و جنگ فرهنگی پیش می آید.
این جنگ فرهنگی ، گاه از حد مباحثات و اقدامات فرهنگی مانند کتاب نویسی و فیلمسازی نیز فراتر می رود و به جایی می رسد که متعلقان دو فرهنگ ، حتی در صدد حذف فیزیکی همدگیر نیز بر می آیند ،‌کما این که در سال های گذشته شاهد درگیری های خونین بین سیک ها و مسلمان ها در هند بوده ایم که طی آن ،‌برغم این که طرفین همگی شهروندان هند و هموطنان همدیگر بودند ،‌به واسطه تعلق خاطرشان به فرهنگ های متفاوت ،‌علیه یکدیگر صف آرایی کردند.

لذا این که گفته شود جنگ فرهنگی وجود ندارد ،‌ در واقع ندیدن یکی از وجوه تعاملی فرهنگ ها با یکدیگر است و مبنای علمی ندارد.

3 - اما مروری بر سخنان آقای احمدی نژاد نشان می دهد که جناب ایشان از ادبیات متناقضی در این باره استفاده می کند.

به عنوان مثال وقتی برای روحانیون سخنرانی می کند می گوید: « در دوره ای که جنگ اصلی جنگ فرهنگی است و دعوای اصلی دعوای فکر، اندیشه و فرهنگ است، شما اگر توان و قدرت دولت را کنار بگذارید چه جور می شود در دنیا با آن مواجه شد؟ »


یا در دیدار با ائمه جمعه می گوید:‌ «اگر چه امروز دشمنان با پیچیده ترین و گسترده ترین ابزار به دنبال هجمه فرهنگی هستند اما بدون تردید به هر میزان که قلب یک انسان از عدالت، امام و ولایت بهره برده باشد به همان میزان در برابر هجمه دشمنان کمتر آسیب خواهد دید
( 7 مهر 1389 - سخنرانی در گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور)

یا وقتی با فرهنگیان سخن می گوید ،‌ تصریح می دارد:«در مقابل جنگ نرم نظام سلطه که مدل حکومتداری جهان‌شمولی و اندیشه را عرضه می کند، تنها با مدل فرهنگ انتظار و تبیین حکومت مصلح می توان به مقابله پرداخت، چرا که آشنایی با امام انگیزاننده ای است که می تواند قلوب انسان ها را به خروش درآورد.»
(2 آذر 1389 - کارگروه فرهنگ و هنر استان زنجان)

اما همین شخص وقتی با دست اندرکاران "دیجیتال"‌سخن می گوید ، تصریح می کند که جنگ فرهنگی اصلاً‌ وجود ندارد که با توجه به دهها سخنرانی ایشان در خصوص جنگ فرهنگی و جنگ نرم و تهاجم فرهنگی با یک تناقض بزرگ مواجه می شویم و این سوالات مطرح می شود:

- آیا تفکرات احمدی نژاد عوض شده است؟
- آیا سخن فعلی ایشان ،‌ تفکری است که از قبل بدان باور داشته ولی اکنون آن را علنی می کند؟
- آیا ایشان تفکرات خود را نمی گوید و صرفاً با توجه به خوشایند مخاطب چیزی را مطرح می کند؟
- آیا تصریح به این که "بنده اعتقادی به جنگ فرهنگی ندارم"‌ ، اساساً‌ یک سخن و پیام سیاسی است که معانی فراتری از یک بحث تئوریک را دنبال می کند؟
- و آیا مانند موارد متعدد دیگر ،‌ حرفی است که گفته شده است برای "خالی نبودن عریضه" و اندیشه خاصی در ورای آن نبوده است؟!


مرزبانی عقیدتی بسیار مهم‌تر از مرزبانی فیزیکی است
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسن رحیم پور ازغدی ، سخنرانی

سایت خبری تحلیلی دانشجو نیوز: استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به حملات عقیدتی و فرهنگی دشمن تأکید کرد که مرزبانی عقیدتی از مرزبانی فیزیکی بسیار مهم‌تر است.

به گزارش خبرنگار دانشجو نیوز، حسن رحیم‌پور ازغدی، استاد حوزه و دانشگاه در مراسم افتتاحیه حوزه‌های علوم اسلامی دانشگاهیان شهر تهران (دانشگاه‌های امیرکبیر، علم و صنعت، شریف، ‌شهید بهشتی، الزهرا و آزاد شهر ری) که در تالار وزارت کشور برگزار شد، با تأکید براینکه مرزبانی عقیدتی از مرزبانی فیزیکی بسیار مهم‌تر است گفت: اگر دشمن مرزهای فیزیکی را بگیرد اما مرزهای اعتقادی همچنان باقی مانده باشد می‌توان دشمن را خارج کرد اما اگر مرزهای اعتقادی متزلزل شوند بدون حمله فیزیکی افراد تسلیم می‌شوند.

وی با تأکید براینکه باید چگونه اندیشیدن مسلمانانه در عرصه‌های مختلف را تمرین کرد، گفت: گاهی فردی در حوزه یا دانشگاه تمام عمر خود را صرف این می‌کند تا مورد قبول دیگران قرار گیرد و افراد به وی عنوان خاصی بدهند که این کار هدر دادن عمر است.

رحیم‌پور ازغدی با تأکید براینکه باید روش و بینش داشت تا با انگیزه راه را ادامه داد، گفت: دین‌شناسی متفکرانه و مفید باید هدف قرار گیرد این قیدها چند مفهوم سلبی دارد.

وی با اشاره به معنای فقه گفت: فقیه یعنی دین‌شناس متفکر و کسی که قدرت استنباط دارد.

این استاد دانشگاه به فرمایش پیامبر اسلام اشاره کرد و گفت: از دید پیامبر اسلام دین‌شناس متفکر از هزار عابد و زاهد ضرر بیشتری بر شیطان وارد می‌کند.

رحیم‌پور ازغدی افزود: دین‌شناسان عوامانه با چهار مشکل نظری اعتقادات‌شان برباد می‌رود و باید توجه داشت که معرفت دینی از تعبد دینی مهم‌تر و ریشه‌دارتر است.

وی به روایتی از امام صادق (ع) اشاره کرد و گفت: امام صادق (ع) کسی را فقیه می‌داند که معاریض کلمات ائمه را بفهمد یعنی فقط به معنای لفظی کلمات توجه نکند بلکه بفهمد پشت این کلمات، مفاهیم عمیق‌تری وجود دارد و بداند که چه آیاتی را در چه زمانی باید بیان کند.

رحیم‌پور ازغدی افزود: ما به دنبال علم برای علم نیستیم باید علم فایده‌ای برای دنیای بشریت داشته باشد. اسلام طرفدار علم نافع است.

به گزارش دانشجو نیوز،وی با تأکید براینکه حقیقت و فایده قابل تفکیک نیستند، گفت: ما باید به حقایقی که برای ما قابل درک، مفید و کارآمد است بپردازیم. باید به سوی هر علمی که برای امت اسلامی نیاز است برویم این راه عبادت و جهاد است.

این استاد دانشگاه افزود: دانشگاه و حوزه باید روش آموزش‌ و پژوهش‌شان نافع باشد. باید کارآمد باشد و مشکلات معنوی، تکنولوژی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه را حل کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود در درباره روش نشر معرفت دینی با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) گفت: به فرمایش امام صادق (ع) ما سیاهی لشکر نمی‌خواهیم با زور، فریب، تهدید و خشونت نمی‌خواهیم مسلمان جمع کنیم. حتی جهاد در اسلام خشونت علیه دشمنان مردم است. به مردم نباید فشار آورد روش ما با مدارا و معاشرت اخلاقی خوب است. روش بنی‌امیه خشونت و زور است.

وی گفت: امام صادق (ع) فرموده‌اند مردم را عاشق مسیر خودتان کنید. علاقمند به دین کنید و کاری کنید که مردم خودشان علاقمند به دین شوند. به نظر من این حرف امام را باید سردر تمام حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های کشور نوشت.

وی با اشاره به دوران مبارزات امام خمینی (ره)‌ خاطرنشان کرد: تا قبل از امام خمینی در جهان اسلام هیچ‌کس حرف نمی‌زد در حال حاضر حرف‌های امام را در گوشه گوشه دنیا تکرار می‌کنند.

رحیم‌پور ازغدی با اشاره به عملگرایی در اسلام گفت: پیامبر همیشه در خطر جلوتر از مردم و زمان خوردن عقب‌تر از مردم بودند. صرف دانستن کافی نیست باید در برابر مسائل مختلف موضع گرفت گاهی یک بچه مسلمان باید جلوی ۱۰۰ نفر بایستد.


رسایی در نقش مدعی العموم اصولگرایی!
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، روح الله حسینیان ، حمید رسایی ، اصولگرایی

آیا این جمله روح الله حسینیان پاسخ به ندای رهبری است که «افشاگری‌های احمدی‌نژاد کاری ابوذری بود»؟ آیا از سر اتفاق این ابوذر‌شناس بزرگ!‌‌ همان کسی نیست که پذیرفته نشدن‌اش در ۷+۸ به عنوان نماینده جریان شما، عامل اصلی این بد و بیراه گوییتان است؟ آیا حسینیان بخشی از اصول شماست که این همه بر آن پافشاری می‌کنید یا اینکه حسینیان قرار است حافظ منافع شما باشد و نبودنش سبب ساز به حاشیه رفتن شما می‌شود؟

اخیرا یکی از خبرگزاری‌ها مصاحبه‌ای با حمید رسایی انجام داده است که متضمن نکات بسیار خواندنی است.  رسایی در این مصاحبه بی‌توجه به وزن و جایگاه سیاسی‌اش در جایگاه مدعی العموم اصولگرایی وارد شده و با عبور از توصیه‌ها و نصایح آیت الله مهدوی کنی کوشیده تا لباس اصولگرایی را به قامت جریانی وحدت شکن اندازه کند.

به گزارش سرویس سیاسی فردا، رسایی که البته همچنان به وکیل الدوله بودنش افتخار می‌کند، در ابتدای این مصاحبه در تعریف جبهه پایداری اعضای این جبهه را کسانی دانسته که به زعم خودش بر اصول انقلاب و نظام باقی می‌مانند و بر سر آن معامله نمی‌کنند. رسایی با بی‌پروایی تمام اصولگرایانی را که به جبهه پایداری نپیوسته‌اند مورد هجمه قرار داده و در توصیف آن‌ها می‌گوید: «ما معتقدیم که همه دوستانمان در جریان اصولگرایی بر این اصول پایداری نمی‌کنند.»

در این خصوص پرسش از رسایی این است که آیا شخصیت‌های جلیل القدری مانند حضرت آیت الله مهدوی کنی و بزرگان جامعتین چون به جبهه پایداری نپیوسته‌اند یا بعضا به این جبهه انذارهایی داده‌اند، در حال معامله بر سر اصولند و تنها رسایی و حسینیان و محصولی حافظ تام و تمام اصول مانده‌اند؟

رسایی در ادامه نقش مدعی العمومی اصولگرایی می‌گوید: «به نظر من اصولگرایی یعنی تکلیف‌گرایی، تکلیف را هم فقط یک جایگاه مشخص می‌کند. اینجایگاه هم که می‌تواند تکلیف برای ما تعیین کند فقط ولی فقیه جامع الشرایط است.»

این جمله رسایی کاملا درست است ولی بیان این جمله از فردی که سابقه او و دوستانش در حمایت کورکورانه از دولت آن هم در زمان سرکشی در برابر امر رهبری بر همه روشن است جای تعجب دارد. این رفتار رسایی البته الگوبرداری کودکانه از فرار به جلو افرادی است که اسمشان کرارا در پرونده اختلاس اخیر شنیده می‌شود ولی برای خود چاره‌ای نمی‌بینند جز اینکه بگویند همه مقصرند جز من!

تئوریسین‌های...

به نظر می‌رسد آقای رسایی گمان می‌کند چون مطبوعه‌ای به نام ۹ دی منتشر می‌کند می‌بایست در جایگاه مفسر و مقنن با بصیرت بودن و یا بی‌بصیرت بودن قرار بگیرد و ردای قاضی القضاتی دادگاه بصیرت را بر تن کند.

در ادامه این مصاحبه، رسایی با به کار بردن الفاظی خاص، به انتقاد‌های دلسوزانه اصولگرایان امتحان پس داده، از دولت حمله می‌کند و آن را «کینه شتری» قلمداد می‌کند و این انتقادهای دلسوزانه را به حسادت حواله می‌دهد. در این خصوص سوال این است که آیا انتقادهای دلسوزانه بزرگان و دلسوزان جریان اصولگرایی و هشدار آن‌ها نسبت به بروز انحراف که بعدا آثارش با وخامت هر چه تمام‌تر هویدا شد، ناشی از «کینه شتری» بود؟ آیا انتقادهای اصولگرایان از عملکرد اقتصادی دولت ناشی از حسادت بوده است؟

از منظری دیگر، آیا این حمایت کورکورانه شما و دوستانتان از برخی رفتار‌ها که هنوز هم ادامه دارد، بر اساس پایداری بر اصول است یا وامداری‌های سیاسی و...؟ آیا این افراط شما در پوشاندن همه اشتباهات دولت از این باب نیست که به دلیل بی‌وزنی سیاسی، حیات و مماتتان را در عالم سیاست به سرنوشت این گروه گره زده‌اید و برای مخفی نگاه داشتن منافع سیاسیتان، نوای نا‌موزون و بی‌ارتباط حفظ اصول سر می‌دهید؟

در ادامه این مصاحبه رسایی ادعا می‌کند که: «چهره‌هایی که در جبهه پایداری هستند در حوادث مختلف و بویژه در فتنه ۸۸ و بعد از آن در فتنه جریان انحرافی، امتحان خود را با صراحت و شفافیت پس داده‌اند.» «سوال ما از برخی افراد و اصولگرایان این است که چرا وقتی رهبری از شما فریاد خواست، سکوت کردید و چرا وقتی رهبری سیاست و جهت گیریشان مبتنی بر آرامش است، شما فریاد می‌زنید؟»

به نظر می‌رسد حافظه تاریخی آقای زسایی دچار خلل شده و یا خودشان را با کسان دیگری اشتباه گرفته‌اند! آن زمانی که مقام معظم رهبری در مذمت اتفاقاتی که در مناظره‌ها رخ داد و پرده دری‌هایی که صورت گرفت، صحبت کردند همین شخص شما نبود که نعوذبالله با اعطای نقش پیامبری به احمدی‌نژاد گفتید «افشاگری‌های احمدی‌نژاد تکلیف الهی و رسالت وی بوده است»؟ آیا واقعا در نظر شما احمدی‌نژاد صاحب رسالت الهی است؟ آیا همین تعابیر غلط اندر غلط و نابجای شما در وصف احمدی‌نژاد نیست که او را به جایی رسانده که کم کم برای خود جایگاه ویژه و خاصی را در عالم کائنات تصور می‌کند؟

جناب رسایی! در ماجرای فتنه، آن زمان که رهبری همه را دعوت به آرامش کردند، شما و دیگر دوستانتان چه می‌کردید؟ مگر غیر از این است که هر لحظه هیزمی نو بر آتش فتنه می‌افکندید؟
آیا این جمله روح الله حسینیان پاسخ به ندای رهبری است که «افشاگری‌های احمدی‌نژاد کاری ابوذری بود»؟ آیا از سر اتفاق این ابوذر‌شناس بزرگ!‌‌ همان کسی نیست که پذیرفته نشدن‌اش در ۷+۸ به عنوان نماینده جریان شما، عامل اصلی این بد و بیراه گوییتان است؟ آیا حسینیان بخشی از اصول شماست که این همه بر آن پافشاری می‌کنید یا اینکه حسینیان قرار است حافظ منافع شما باشد و نبودنش سبب ساز به حاشیه رفتن شما می‌شود؟

توجیه ساکتین اختلاس

اما شاید جالب‌ترین بخش این مصاحبه تلاش رسایی برای توجیه سکوت او و دوستانش در برابر بزرگ‌ترین اختلاس کشور باشد. رسایی در این رابطه می‌گوید: «صف جبهه پایداری از این موضوعات جدا است. ما که نباید با توجه به فضای جوگرفته کشور جوگیر شویم و چون همه یک ادعا را می‌کنند ما هم‌‌ همان ادعا را تکرار کنیم. در‌‌ همان روزهای اولی که خبر اختلاس در جامعه منتشر شد، در یکی از جلسات مشورتی جبهه پایداری موضوع اختلاس مورد بحث قرار گرفت اما به دلیل اینکه ابهاماتی وجود داشت قرار شد تا شفافیت موضوع بیانیه صادر نشود.»

واقعا آقای رسایی شما فکر می‌کنید این اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی صرفا یک ادعا است؟ یعنی شما اعتقاد دارید چنین اختلاسی صورت نگرفته است؟ آیا این اتفاقی است که تنها شما و شخصیت‌های جریان انحرافی هستید که این اختلاس را «ادعا» توصیف می‌کنید و می‌کوشید آن را ناچیز جلوه دهید؟

آیا موضع گیری یک جریان سیاسی که مدعی است تنها جریانی است که بر اصول نظام و انقلاب پایداری می‌کند، آن هم در باب بزرگ‌ترین سوء استفاده مالی تاریخ کشور، از سر ایستادگی و استقامت بر اصول است یا خدای نکرده...؟

رسایی در پایان این مصاحبه خطاب به اصولگرایان خارج از جبهه پایداری گفته است: «روزهای فتنه یوم العمل بود و امروز یوم الحساب است».

 جناب رسایی شما کاملا درست گفته‌اید که: «روزهای فتنه یوم العمل بود و امروز یوم الحساب است». شما به شهادت رفتار‌ها و صحبت‌هایتان در یوم العمل مردود شده‌اید. حال اگر امروز را یوم الحساب می‌دانید آیا لازم است با ریز شدن در کارنامه چند ساله‌تان، از ارشاد قم تا بحال و واکاوی بسیاری از مسائل پیدا و پنهان، ببینیم در یوم الحساب چه وضعی دارید؟

تشبیه منتقدان به حیوانات و ادعای کذب پیروی از علمای اخلاق مدار
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، فراکسیون انقلاب اسلامی ، سیدمحمدجواد ابطحی ، جبهه پایداری

ابتدا این سید محمد جواد ابطحی عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس و جبهه پایداری بود که در گفتگویی با خبرگزاری ایلنا منتقدان جبهه پایداری را به «گاو» تشبیه کرد! هنوز رسانه‌ها از شوک این اظهار نظر ادیبانه، ارزش مدارانه و اصول گرایانه! خارج نشده بودند که حمید رسایی انتقادات و تحلیل‌های مختلف اصول گرایان پیرامون تحرکات سیاسی اعضای جبهه پایداری و دولت را «کینه شتری» می‌خواند.

ابراهیم نامدار: هر چه از زمان تشکیل جبهه پایداری می‌گذرد، زوایای بیشتر و جدیدتری از ماهیت سیاسی و فکری اعضای آن مشخص می‌شود. این قلم پیش از این در یادداشت‌هایی به برخی ویژگی‌های این تشکل تازه تاسیس از جمله ارتباط آن‌ها با دولت و بخصوص ریشه فزون خواهی و سهم خواهی آن‌ها اشاره کرده است. در یادداشت‌های گذشته توضیح داده شد که سهم خواهی اعضای جبهه پایداری در یک توهم خود ساخته ریشه دارد.

این توهم هم چیری نیست جز ادعای مالکیت بر مولفه‌های ارزشمندی چون عدالت طلبی و ولایت پذیری و ساده زیستی و مبارزه با فساد. اعضای جبهه پایداری با روشن شدن عملکرد دولت در خصوص هر کدام از مولفه‌های یاد شده، تلاش دارد عملکرد دولت را از اصل مولفه‌ها یا گفتمان آن جدا کرده و گفتمان موسوم به سوم تیر همراه با مولفه‌های آن را به نام خود کند. در‌‌ همان یادداشت و در برابر این توهم تاکید شد که مولفه‌های یاد شده، شخصی و گروهی نیست و متعلق به گفتمان انقلاب اسلامی است.

طی مدت زمانی که از تشکیل جبهه پایداری می‌گذرد، اعضای این تشکل سیاسی ادعای ارتباط خود با بزرگانی چون آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت را برجسته کرده و از آن به عنوان یک نقطه قوت یاد کرده انددرحالی که با مشاهده رفتار و سکنات این قشر ارتباط و سنخیت این جبهه با مشی و منش آیت الله مصباح و آیت الله خوش وقت به کلی محل ابهام و تردید است.

در دو سه روز گذشته اظهار نظرهایی از طرف برخی اعضای جبهه پایداری در رسانه‌ها منتشر شده که کوچک‌ترین سنخیتی با فکر و مشی این دو بزرگوار ندارد. ابتدا این سید محمد جواد ابطحی عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس و جبهه پایداری بود که در گفتگویی با خبرگزاری ایلنا منتقدان جبهه پایداری را به «گاو» تشبیه کرد! او در پاسخ به این سؤال که برخی می‌گویند این جریان‌ها و از جمله کنارگذاشته شدن امثال آقایان باقری‌لنکرانی و محصولی از مدت‌ها قبل در خود دولت برنامه‌ریزی شده بود تا جریانی به ظاهر مخالف دولت را در انتخابات تشکیل دهند ولی در اصل می‌خواهند سیاست‌های دولت را پیش ببرند، گفت: «این تحلیل‌هایی است که گاو می‌کند، بروید این را بنویسید..»

هنوز رسانه‌ها از شوک این اظهار نظر ادیبانه، ارزش مدارانه و اصول گرایانه! خارج نشده بودند که حمید رسایی دیگر عضوفراکسیون و جبهه یاد شده در گفتگویی مفصل با خبرگزاری فارس انتقادات و تحلیل‌های مختلف اصول گرایان پیرامون برخی اتفاقات و تحرکات سیاسی معطوف به اعضای جبهه پایداری و دولت را «کینه شتری» می‌خواند.

 جالب اینکه رسایی ضمن اشاره به نظارت علمایی همچون آیات عظام مصباح یزدی و خوشوقت و یزدی بر فعالیت‌های جبهه پایداری، در توضیح و توجیه افتخار خود به وکیل الدوله بودن مدعی می‌شود: «در طول این سال‌ها ما همواره طبق مشی رهبری حرکت می‌کردیم و البته به آن افتخار می‌کنیم». او همچنین افزوده است: «جبهه پایداری همانطور که از اسمش مشخص است راه پایداری بر سر اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی را برای خود برگزیده است و اگر قرار بود بر اثر جوسازی و خبرسازی دست از ارزش‌ها و اصول بردارد هیچگاه وارد میدان نمی‌شد و مانند برخی‌ها معامله می‌کرد...»
حال نکته قابل تامل این است که آیا آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت موافق این برخورد با منتقدان و حتی مخالفان فکری و سیاسی خود هستند و پاسخ هر نقد و اظهار مخالفتی را این گونه می‌دهند؟

منش و تفکر ت آیت الله مصباح یزدی چندین سال است که از طرف برخی جریان‌های خاص سیاسی به نقد کشیده می‌شود و در این میان حتی گا‌ها هتاکی و القاب ناپسندی نیز به ایشان نسبت داده می‌شود. اما تا کنون دیده نشده ایشان از طریق ثواب و انصاف و مباحثات علمی و حوزوی خارج شده و پاسخ منتقدان را به نحوی دیگر بیان کند.

 حکایت آیت الله خوشوقت استاد مسلم اخلاق اسلامی هم در این خصوص نیاز به توضیح و تشریح ندارد که مثل روز روشن است.

مهم‌تر از این امر رفتار و عملکرد رهبر معظم انقلاب است که آقای رسایی و دوستان همفکر وی در جبهه پایداری مدعی پیروی محض از این سیره هستند. ایشان همواره بر رعایت مسایل اخلاقی و پرهیز از تهمت زدن‌ها و افترا بستن‌ها به یکدیگر تاکید داشته و دارند و بار‌ها هم بابت همین موارد از برخی جریان‌های سیاسی و برخی رسانه‌ها گلایه کرده‌اند.

حال با مروری به مواضع و رفتار برخی اعضای جبهه پایداری این سوال به ذهن می‌رسد، که این قبیل مواضع و اظهارات ادیبانه! که منتقدان و مخالفان را «گاو» می‌خواند چه سنخیتی با دیدگاه و مشی بزرگانی همچون آیت الله مصباح یزدی یا آیت الله خوشوقت می‌تواند داشته باشد و چگونه است برخی اینچنین بی‌مهابا در جاده بی‌انصافی و تهمت زدن و اهانت حرکت می‌کنند و خود را همچنان اصولگرا می‌دانند؟

سکوت این روزهای هاشمی نشانه چیست؟
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دوم خرداد ، فتنه 88

نیروهای سطح یک و سطح دو جریان دوم خرداد که در فتنه ۸۸ عملکرد عیان و آشکاری نداشتند با علم بر وجود حساسیت بر مواضع خاتمی و خویینی‌ها، این روز‌ها گرد آقای هاشمی حلقه زده‌اند و می‌کوشند با استفاده از موقعیت ایشان سیاست ورزی کنند و البته در این میان آیت الله هاشمی با آغوش باز این اینان استقبال کرده است. آرایش سیاسی- انتخاباتی جریان دوم خرداد با همراهی و رهبری هاشمی رفسنجانی اکنون به طور مشخص این است که ضعف‌ها و خطاهای اصولگریان دولتی به کلیت اصولگرایی تسری داده شده و جدال اصولگرایان با جریان انحرافی خود مسئله‌ای انحرافی جلوه داده شود.

آیت الله هاشمی این روز‌ها سکوت خاصی را پیشه کرده است و گویا صرفا به رصد اوضاع سیاسی می‌پردازد. این رصدکردن اما کناره طلبی و عزلت گزینی نیست بلکه برنامه ریزی برای «جهش سیاسی» است. جهشی که طی آن ضعف‌های عیان شده در بخشی از بدنه اصولگرایی که قوه اجرایی کشور را در دست دارد به پای کلیت اصولگرایان نوشته شده و از این رهگذار مقدمات احیای برخی جریانات خاص سیاسی فراهم شود.

به گزارش فردا، شرایط سیاسی کشور به گونه‌ای است که جریان دوم خرداد می‌کوشد به هر طریقی با تاکید کردن بر ضعف‌های دولت فعلی جای پایی برای خود باز کند و بکوشد با پیش کشیدن این ضعف‌ها عملکرد خود در فتنه ۸۸ را مسکوت بگذارد. این نیت را می‌توان در اعلام مواضع اخیر خاتمی و موسوی خویینی‌ها به عینه رویت کرد. در این میان اما نیروهای سطح یک و سطح دو جریان دوم خرداد که در فتنه ۸۸ عملکرد عیان و آشکاری نداشتند با علم بر وجود حساسیت بر مواضع خاتمی و خویینی‌ها، این روز‌ها گرد آقای هاشمی حلقه زده‌اند و می‌کوشند با استفاده از موقعیت ایشان سیاست ورزی کنند و البته در این میان آیت الله هاشمی با آغوش باز این اینان استقبال کرده است.

 آرایش سیاسی- انتخاباتی جریان دوم خرداد با همراهی و رهبری هاشمی رفسنجانی اکنون به طور مشخص این است که ضعف‌ها و خطاهای اصولگریان دولتی به کلیت اصولگرایی تسری داده شده و جدال اصولگرایان با جریان انحرافی خود مسئله‌ای انحرافی جلوه داده شود. این امر را اکنون به وضوح می‌توان در جراید منتسب به جناح دوم خرداد مشاهده کرد.

به هر روی این استراتژی اگر چه در ظاهر امر موفق جلوه می‌کند اما در عرصه سیاسی این روزهای کشور مابه ازایی نمی‌یابد. چه انکه اصولگرایان منتقد در کنار نقدهای جانانه‌ای که بر دولت فعلی دارند هیچ‌گاه مرزبندی‌های خود با قرائتی از توسعه که «مردم» را هیچ می‌انگارد فراموش نمی‌کنند و در عین حال در مسئولیت‌هایی هم که حضور داشته‌اند آنقدر خوب عمل کرده‌اند که مردم با آن ملاک به قضاوت درباره عملکرد آنان می‌پردازند نه با القائات خاص یک جریان خاص...


پیشنهاد هوشنگ امیراحمدی به مشایی در سفر آمریکا
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، هوشنگ امیراحمدی ، اسفندیار رحیم مشائی

هوشنگ امیر احمدی با تبرئه اسفندیار رحیم مشایی از اتهامات اقتصادی‌اش، به تحلیل سفر او به نیویورک پرداخت و به او پیشنهاد غیرمنتظره‌ای داد.

به گزارش جهان، امیر احمدی با اشاره به همراهی رحیم مشایی با رئیس جمهور در سفر آمریکا گفته است: جو علیه آقای رحیم مشایی سنگین و بسیار سیاه است. واقعیت این است که یک نیروهایی درون دولت، جو را علیه آقای مشایی ایجاد گرده‌اند و اگر من جای آقای مشایی باشم، با احتیاط می‌روم و با احتیاط بر می‌گردم و کاری نمی‌کنم که بهانه دست کسی بدهم."

او درباره کسانی که "نیروهای درون دولت" نامیده، توضیح بیشتری نداده است.

امیر احمدی به مشایی پیشنهاد داده است که "با آدم‌های جنجالی و بحث بر انگیز ملاقات نکند."

وی علت طرح این پیشنهاد غیرمنتظره خود را بیان نکرد اما اظهار داشت: من اگر جای آقای مشایی باشم، حساس خواهم بود و بهانه دست نیروهای "جوساز" نمی‌دهم!

تبرئه مشایی

بر پایه گزارش سایت اپوزیسیون خودنویس امیراحمدی همچنین مشایی را از اتهامات اقتصادی اش تبرئه کرده و گفته است: اگر رحیم مشایی پرونده اختلاس داشت، امکان خروج نداشت و ممنوع‌الخروج بود. سفر آقای مشایی نشان دهنده این است که وضعیت‌اش از نظر سیاسی عادی است و از نظر اقتصادی وضعیت‌اش باعث ممنوع‌الخروجی‌اش نشده است.

هوشنگ امیر احمدی رئیس شورای آمریکاییان-ایرانیان و معروف به دلال رابطه ایران و آمریکاست که گفته می شود مشایی را از نزدیک ملاقات کرده و می شناسد. او حتی به اولین همایش شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور در سال ۸۹ هم دعوت شده بود.

گرچه مشایی به عنوان جانشین رییس جمهور در این شورا دعوت از امیر احمدی را تکذیب کرد اما روزنامه کیهان متن دعوت نامه را منتشر ساخت.

در حاشیه سفر سال گذشته رئیس جمهور به نیویورک، مشایی در هتل وارویک میزبان هوشنگ امیر احمدی بعنوان یک ایرانی مقیم آمریکا بود که این دیدار با حضور یکی از مسئولان وزارت خارجه در روز یکشنبه، بیست و هشتم شهریور ماه ساعت ۱۸.۳۰ برگزار شد. 

سال ۸۸ هم خبر دیدار مشایی با امیر احمدی در ایران منتشر شد که البته دفتر امور رسانه های ریاست جمهوری آن را تکذیب کرد.


تحلیل شریعتمداری از تحولات جریان انحرافی
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، حسین شریعتمداری ، مقالات

حماسه اخیر پیام کوبنده ای برای جریان انحرافی نیز داشت که با بهره گیری انگل گونه از رانت های ثروت- بخوانید بیت المال- و قدرت، هر از چندگاه با حاشیه سازی های سفارشی، به دشمنان امید از دست داده بیرونی و اصحاب از نفس افتاده فتنه ۸۸، تنفس مصنوعی می دادند.

 کیهان: حسین شریعتمداری در یادداشت روز امروز دوشبنه با عنوان"تاریخ در چند قدمی پیچ بزرگ !" نوشت:
۱- روز سه شنبه ۲۹ مارس ۲۰۱۱- ۹ فروردین ماه ۱۳۹۰- «توماس دانیلون» مشاور امنیت ملی آمریکا طی سخنانی در «بنیاد کارنگی» در واشنگتن که بازتاب گسترده ای داشت با تاکید بر این که جمهوری اسلامی ایران اصلی ترین دشمن و کانون فعال تهدید علیه آمریکا در منطقه و عرصه بین المللی است، می گوید «مقابله با ایران اسلامی از فهرست اولویت های سیاست خارجی آمریکا حذف نمی شود».

دانیلون در بخش دیگری از سخنان خود به ترسیم چشم انداز برخورد آمریکا با جمهوری اسلامی ایران پرداخته و درباره چگونگی برنامه ریزی برای رسیدن به این هدف- به گفته او- استراتژیک توضیح می دهد «سیاست آمریکا در برخورد با ایران را تحولات درونی این کشور تعیین می کند. یعنی رخدادها و تحولاتی که در داخل ایران جریان دارد و یا در حال شکل گرفتن است به ما می گویند، چه بگوئیم، روی کدام نقطه تمرکز کنیم و از کدام حرکت و یا جریان سیاسی حمایت کنیم»! مشاور امنیت ملی آمریکا، حمایت از جنبش سبز!!- فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸- را در همین راستا ارزیابی کرده و از ناکامی این حرکت با تاسف یاد می کند.

توماس دانیلون در بخش دیگری از سخنرانی بیش از یکساعت و نیمه خود خطاب به کارشناسان و برنامه ریزان امنیتی آمریکا که در «بنیاد کارنگی» گرد آمده اند به «ضریب حمایت مردم» از رهبری اشاره کرده و آن را اصلی ترین فاکتور در محاسبات آمریکا می داند و پنهان نمی کند که غلظت این فاکتور برای آمریکا چیزی شبیه یک «کابوس» است.

۲- توماس دانیلون در همان نشست توجیهی که در گرماگرم انقلاب ها و تحولات اسلامی منطقه تشکیل شده بود و سقوط بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر را به دنبال داشت، تاکید می کند «امروزه برای آمریکا هیچ اولویتی بالاتر و بااهمیت تر از این نمی شناسیم که از تبدیل ایران به یک «الگو» برای ملت های مسلمان منطقه جلوگیری کنیم» و در توضیح این «اولویت» می گوید «به خاورمیانه و شمال آفریقا نگاه کنید، اندونزی و مالزی و پاکستان و حتی ترکیه را هم نادیده نگیرید.

ملت های مسلمان در کشورهای اسلامی بعد از تحولاتی که شاهد آن هستیم در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار گرفته اند و الگوی ایران را به عنوان «نقطه ایده آل» پیش روی خود دارند. و همین نگرانی جدی است که پیشگیری از الگو شدن ایران را به اولویت اصلی ما در خاورمیانه تبدیل کرده است».

۳- ساموئل هانتینگتون استراتژیست بلندآوازه آمریکایی و واضع نظریه معروف «جنگ تمدن ها» که چند سال قبل چشم از جهان فرو بست و در دیار باقی به اسلاف توطئه گر خود پیوست، در کتاب «موج سوم دموکراسی» به فرمولی برای ارزیابی میزان مشروعیت- اینجا به معنی مقبولیت- نظام های حکومتی اشاره می کند که صرف نظر از هویت هانتینگتون، یک فرمول علمی و قابل قبول است.

او در این باره می نویسد؛ کاهش مشروعیت گروه ها و احزاب سیاسی در یک نظام حکومتی فقط هنگامی نشانه کاهش مشروعیت آن نظام حکومتی در میان مردم است که مردم در این کشورها، اعتماد خود به کانون اصلی مشروعیت نظام را از دست داده باشند و در غیر این صورت یعنی چنانچه ملت ها به کانون اصلی مشروعیت نظام اعتماد و اعتقاد داشته باشند، گروه ها و احزابی که با نظام زاویه گرفته اند، روی قوس نزولی رفته و به پایان مشروعیت خود نزدیک می شوند.

۴- ساموئل هانتینگتون در اجلاس «دموگرافی» که اوایل سال ۲۰۰۵ در نیکوزیا، پایتخت قبرس تشکیل شده و کارشناسان و صاحبنظران بسیاری در آن حضور داشتند، از «ولایت فقیه» به عنوان کانون اصلی مشروعیت جمهوری اسلامی ایران یاد کرده و گفته بود، میزان مشروعیت و پایداری جمهوری اسلامی ایران با میزان اعتماد و اعتقاد مردم به ولی فقیه ارتباط مستقیم دارد و با تاسف(!!) یادآوری کرده بود «تمامی داشته ها و برداشت های ما از اعتماد و اعتقاد توده های عظیم مردم ایران به [آیت الله] خامنه ای [حفظه الله تعالی] حکایت می کند و همین رویکرد مردمی است که برنامه های برخورد با رژیم جمهوری اسلامی را دشوار و به مرز «ناممکن» رسانده است.

هانتینگتون در اجلاس نیکوزیا با اشاره به همین نکته نتیجه می گیرد که گروهها و احزاب سکولار و آمریکوفیل- طرفدار آمریکا- در ایران برای ادامه فعالیت خود و جذب طرفدار ناچارند که علی رغم میل و خواست درونی خود بر اعتقاد به ولایت فقیه تاکید کنند!

هانتینگتون زنده نبود تا ببیند که «بنی فتنه» و «بنی انحراف» چگونه توصیه او را وانهادند و به توصیه مشترک «ریچارد رورتی، جرج سوروس و جین شارپ» هویت واقعی و مشمئزکننده خود را بیرون ریختند و چه زود به آخر خط رسیدند.

۵- انبوه متراکم جمعیت در استقبال بی نظیر از رهبرمعظم انقلاب در سفر ایشان به کرمانشاه که پیش از این در سفر حضرت آقا به شهر مقدس قم و سایر نقاط این مرز و بوم نیز تجربه شده بود، برای هیچ ناظر بی طرف و حتی دشمنان نشان دار و بیماردل، کمترین تردیدی باقی نمی گذارد و اجازه کمترین تردیدی نمی دهد که قلب تمامی مردم ایران در پیوند با امام خامنه ای می تپد.

تا آنجا که امام خامنه ای آینه تمام نمای همه مردم ایران و همه مردم ایران در امام خامنه ای خلاصه می شوند. شرح این دلدادگی، مثنوی هفتادمن کاغذ است و به درازا می کشد بی آن که نقطه پایانی داشته باشد و کوتاه سخن «چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است»؟ چند سال پیش، خبرنگار شبکه تلویزیونی CNN از نگارنده پرسید، نسبت میان آیت الله خامنه ای و امام خمینی را چگونه می بینی؟ و پاسخ این بود که «روح مطهر امام خمینی از کالبد جوان امام خامنه ای طلوع کرده است» و به قول شاعر نکته سنج عرب «روح او، روح من و روح من، روح اوست و عجیب آن که یک روح در دو بدن حلول کرده است».

این نوشته اما، موضوع دیگری را پی می گیرد و آن، پیام روشن و خالی از ابهام این دلدادگی متقابل امت و امام است. اشاره ای در چند «بند» که فقط اندکی از بسیارهاست و بسنده کردن به مشتی از خروارها.

۶- پیوند یکپارچه و مثال زدنی امت با امام خامنه ای و پیروی برخاسته از شور و شعور و ریشه گرفته از دلدادگی توده های مردم به حضرت آقا، توهم پراکنی چندین و چندساله و مخصوصا چندماهه اخیر آمریکا و متحدانش را نقش بر آب کرد که با بهره گیری از غول های رسانه ای خود در منطقه و گروه ها و احزاب فسقلی و دم دستی خویش در داخل کشور، بر طبل پر سر و صدا و صد البته، توخالی «کمرنگ شدن رابطه مردم با نظام اسلامی می کوبیدند»!

مردم کرمانشاه در استقبال بی نظیر و مثال زدنی خود که نمونه ای بارها تکرار شده و بارها تکرار شدنی در جای جای ایران اسلامی است، به دشمنان بیرونی نشان دادند- بخوانید فهماندند- که نه فقط بر پیمان الهی خود با انقلاب اسلامی که وجود مبارک امام خامنه ای جلوه ملکوتی آن است، پابرجا هستند، بلکه با درک شرایط حساس کنونی بارها بیشتر و فراتر از همیشه بر این پیوند و پیمان تاکید می ورزند.

بنابراین در پی اظهارنظر مایوسانه «ریچارد هاس» مسئول شورای روابط خارجی آمریکا که بعد از حماسه ۹ دی گفته بود «مهندسی معکوس فوکویاما برای جدایی مردم از ولی فقیه نتیجه معکوس داده است» امروزه باید به قیافه دیدنی «توماس دانیلون» مشاور امنیت ملی آمریکا خندید که می بیند آنچه در ایران اسلامی در جریان است، تکرار همان کابوس همیشگی آمریکا و متحدانش است و به «لئون پانتا» رئیس سابق سازمان «سیا» و وزیر دفاع کنونی آمریکا تسلیت گفت که در ملاقات اخیرش با «نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی به وی دلداری داده بود «تضعیف پایگاه مردمی آیت الله خامنه ای می تواند از الگو شدن ایران برای کشورهای در حال تحول منطقه پیشگیری کند»!
این بخش از اظهارنظر مشترک «لئون پانتا» و «توماس دانیلون» قابل قبول است که کشورهای اسلامی در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار گرفته اند. رهبر فرزانه ما نیز در کرمانشاه از «پیچ بزرگ تاریخ» خبر دادند. اما بخش دیگر اظهارات آنها- بخوانید آرزوی آنها- نقش بر آب شده است. آنجا که از تلاش برای پیشگیری از الگو شدن ایران اسلامی برای انقلاب های منطقه سخن می گفتند.

۷- پیوند به نمایش درآمده مردم و رهبری بار دیگر و برای چندمین بار به اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ نشان داد که نه فقط کمترین پایگاهی در میان مردم ندارند، بلکه فقط از صدقه سر رهبری و به احترام ایشان است که علی رغم آنهمه وطن فروشی و خیانت و جنایت هنوز فرصت حضور- بخوانید زندگی نباتی- در کشور را دارند. آیا در این حال و هوا که به وضوح شاهد آنند، مسخره و خنده دار نیست که در یک جنگ زرگری و بازی کودکانه برای شرکت در انتخابات شرط و شروط هم می گذارند؟!

۸- حماسه بی نظیر کرمانشاه پاسخی دندان شکن به کسانی بود که از کاهش اعتماد مردم به نظام سخن می گفتند و با اظهارات بی پایه خود بر صدر اخبار رسانه های بیگانه می نشستند و به خیال خویش توصیه می کردند که باید اعتماد از دست رفته مردم به نظام بازگردانده شود! و برای بازگرداندن این اعتماد- به قول آنها کاهش یافته!- به نسخه ای اشاره می کردند که فلان تاریخ در نماز جمعه تهران ارائه کرده بودند! اکنون باید به این آقایان گفت؛ بهتر است در فکر نسخه ای برای توبه خود و پذیرش آن از سوی مردمی باشید که زلال اندیشه و بصیرت و استحکام پیمان آنان با ولی امر مسلمین را پاس نداشتید و در بزنگاه آزمون بزرگ فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ از دوستان گسستید و با دشمنان همنوا شدید!

۹- حماسه اخیر پیام کوبنده ای برای جریان انحرافی نیز داشت که با بهره گیری انگل گونه از رانت های ثروت- بخوانید بیت المال- و قدرت، هر از چندگاه با حاشیه سازی های سفارشی، به دشمنان امید از دست داده بیرونی و اصحاب از نفس افتاده فتنه ۸۸، تنفس مصنوعی می دادند.

۱۰- و بالاخره باید از پیام هشداردهنده دیگری یاد کرد که حماسه بی نظیر کرمانشاه و قم و... برای برخی از «خودباوران» در پی داشته و دارد. آنان که گاه به غفلت و یا به وسوسه اطرافیان، انگیزه رویکرد مردم به خویش را فراموش می کنند و به خاطر نمی آورند.

مردم- به قول ملای رومی- با «ترازوی احدخوی» رهبری به ارزیابی مسئولان در هر جایگاه و رده ای که باشند، می نشینند و هرجا که میان عملکرد و مواضع مسئولان با رهبر و مقتدای خویش زاویه ای ببینند، بدون کمترین تردیدی، راه رهبری را برمی گزینند.


سوابق اتهامات تروریستی غرب به ایران
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، تروریسم ، ایران

تحولات 30 سال اخیر نشان می دهد هر وقت ایران در برابر غرب پیروزی بزرگی بدست آورده یا هرگاه منافع بخشی از غرب به خطر افتاده، دولتهای غربی داستان و تهمت جدیدی علیه ایران علم کرده اند.

چند روزیست که مقامات امریکایی خبر از کشف یک توطئه طراحی شده از جانب ایران برای ترور سفیر عربستان در واشنگتن می دهند.

این خبر واکنشهای زیادی را در رسانه های جهان و در میان تحلیل گران مختلف برانگیخته است. تعداد زیادی از رسانه ها و شخصیت های مختلف ابتدا به بررسی صحت و سقم سناریوی طرح شده توسط مقامات آمریکایی پرداخته اند و پس از اینکه مشخص شد داستان طرح شده توسط مقامات آمریکایی دارای چفت وبسط مناسبی نیست به گمانه زنی در خصوص چرایی طرح شدن این داستان توسط دولت امریکا پرداخته اند.

عده ایی انحراف افکار عمومی از جنبش اعتراضی مردم آمریکا و یا تاثیر گذاری بر روی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را مطرح کرده اند و عده ایی دیگر اختلاف افکنی میان ایران وعربستان و یا اختلال در فرایند دخالت ایران در کشورهای منطقه که اوضاع بسیار حساسی را سپری می کنند و بعضی از آنها در مرحله دولت سازی قرار گرفته اند و یا حتی تاثیر گذاری بر روی انتخابات پیش روی ایران را به عنوان دلایل این موضوع ذکر کرده اند .

اما آنچه در این میان بسیارجلب توجه می کند . جنبه های تخیلی داستانیست که مقامات آمریکایی سرهم کرده اند . گویا شتابزدگی بسیار زیادی برای طرح این موضوع وجود داشته است و فرصتی هم برای سرهم کردن یک داستان سالم و تمیز برضد ایران وجود نداشته است . این همه گمان انفعالی بودن و واکنشی بودن موضوع را در پاسخ به مسئله ای خاص و فوری تقویت می کند . خصوصا اینکه سابقه چنین امری در کارنامه غربیها به دفعات قابل مشاهده است.
 
به عنوان نمونه پس از آنکه دولتهای ایران وانگلستان در میانه دهه ۹۰ میلادی تصمیمم به ارتقا روابط گرفتند و درست زمانی که ایران برای عملی کردن این موضوع مشغول بازسازی سفارت خود در لندن بود، ناگهان مقامات انگلیسی و از جمله جان میجر نخست وزیر وقت این کشور ایران را به حمایت از تروریسم متهم کردند و مدعی شدند که ایران ازارتش جمهوری خواه ایرلند حمایت می کند . این ادعا در طول یک هفته بارها و بارها تکرار شد و در رسانه های بین المللی و خصوصا انگلیسی دامن زده شد. حتی جان میجر در این خصوص به یک نطق آتشین در پارلمان پرداخت.

درست یک هفته بعد رئیس جمهور وقت ایران (آقای هاشمی رفسنجانی) در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که حدود یک هفته قبل و در جریان عملیات ساختمانی تعمیر سفارت ایران در لندن، یک دستگاه میکروفن سیستم اطلاعاتی انگلستان کشف شده است.

بلافاصله مقامات انگلیسی سکوت اختیار کردند و حاضر به پاسخگویی در مورد اتهامات قبلی شان نشدند و رسانه های انگلیسی هم که درگیر یک افتضاح دولتی شده بودند پس از چند روز قضیه را به اصطلاح ماست مالی کردند .

یا در اتفاقی دیگر، زمانیکه رئیس وقت سیا پس از جنگ آمریکا علیه افغانستان به صورت غیره منتظره استعفا کرد، بسیاری به گمانه زنی در خصوص این اقدام پرداختند. خصوصا اینکه با توجه به موفقیت نظامی و اطلاعاتی ایالات متحده در آن زمان، بسیاری تصور این تغییر را نداشتند . نهایتا چند ماه بعد مشخص شد که مقامات اطلاعاتی ایران در یک گاف مامورین امنیتی آمریکا به این موضوع واقف شده اند که مقامات آمریکایی به سیستم رمز گذاری پیامها میان تهران و سفارتخانه هایش دست پیدا کرده اند و این سیستم را بکلی تغییر داده اند . امری که شکستی فاحش برای سیستم اطلاعاتی آمریکا محسوب می شد و نهایتا رئیس آنرا وادار به استعفا کرد.
 
کمی دورتر در افتضاح ایران - کنترا که در ایران به ماجرای مک فارلین مشهور شد جهان شاهد چنین رویه ای از سوی مقامات آمریکایی بوده است . مقامات آمریکایی در آن جریان با تشکیل یک باند بین المللی اسلحه ، به ایران که در آن زمان درگیر جنگ بود پیشنهاد فروش سلاحهای مورد نیاز ایران را دادند و در مقابل از ایران خواستند تا وجوه خود را به شماره حسابی خاص واریز کنند. مقامات آمریکایی از پولی که در این حساب جمع می شد به شورشیان مخالف دولت اورتگا که در آن زمان از مخالفین دولت آمریکا و اتفاقا از دوستان ایران تلقی می شد کمک مالی می کردند.
 
با روشن شدن موضوع ابتدا دولت آمریکا به فرافکنی پرداخت اما نهایتا تاوان سنگینی بابت این موضوع پرداخت و نهایتا مک فارلین مشاور امنیت ملی آمریکا دست به خودکشی زد و بزرگترین افتضاح برای ریاست جمهوری تا آن موقع موفق ریگان رقم خورد.
 
درست به همین دلایل است که به نظر می رسد خبرسازی ناشیانه آمریکائیها به احتمال زیاد نشان از یک شکست فاحش اطلاعاتی دیگر برای سیستم اطلاعاتی ایالات متحده دارد .
 
نکته جالب در این میان سکوت مقامات اطلاعاتی دو طرف است. گرچه طرف آمریکایی عملا حرفی برای گفتن ندارد اما طرف ایرانی هم که در عین حال استاد جنگ روانیست سعی می کند با صبر و تحمل به دنبال وارد کردن و به اصطلاح تله گذاری برای واکنش مقامات کشورها و رسانهای مختلف به دامی باشد که توسط مقامات آمریکایی پهن شده است تا با فاش شدن مسائل پشت پرده بتواند حداکثر ضربه حیثیتی را به آنها وارد کند . گرچه داستانی که آمریکایی ها طرح کردند آنقدر بی سر وته بود .که تقریبا هیچ کس آنرا باور نکرد.

در این میان تنها معذوریت نهادهای اطلاعاتی ایران در خصوص فاش کردن موضوع آنست که مقامات سیاسی ایران علاقه ای به درگیر شدن در منازعات سیاسی داخلی آمریکا ندارند. خصوصا اینکه با فاش شدن ابعاد مختلف موضوع اوباما بیش از هر کس دیگری تاوان این موضوع را خواهد داد.

با توجه به اینکه دادستان کل و رئیس اف بی آی مستقیما درگیر این پرونده مضحک شده اند، می توان حدس زد آنچه دولت آمریکا را به طراحی و اجرای این سناریو واداشته، فشار و اضطرار بسیار شدیدی برای آمریکا ایجاد کرده است که حاضر شده چنین هزینه گزافی از آبروی دادستانی کل و اف بی آی بپردازد.


«محرمانه بود/ اعداد ممیز داشت/ امضای من نبود»
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، حمیدرضا افراشته ، دکتر محمود احمدی نژاد ، فساد اقتصادی

"اعداد و ارقام ممیز داشته، مطالب مهر محرمانه داشته و و او آن را امضا نکرده است".

حمیدرضا افراشته، داماد خانواده احمدی نژاد در واکنش به انتشار اسنادی در سایت های خبری (لینک) در مورد درخواست برگزاری همایش توسط وی، در مطلبی در وبلاگش با عنوان "جاعل محترم ممیزها را ندزدید"، به این اسناد پاسخ داده است. وی در این پاسخ نوشته که اعداد و ارقام ممیز داشته، مطالب مهر محرمانه داشته و اگرچه مطالب یا بخش زیادی از آن نوشته وی بوده اما اسناد منتشر شده متعلق به وی نبوده و او آن را امضا نکرده است. از آنجاییکه الف نیز یادداشتی بر مبنای اسناد منتشر شده در سایر رسانه ها درج کرده بود (لینک)، پاسخ وی نیز درج می شود. اگرچه بافرض صحت گفته های آقای افراشته نیز سوال های بسیار دیگری همچون این سوال باقی مانده است که وی اساسا چگونه و با چه شایستگی در دولت به منصب فعلی منصوب شده است که درخواست های اینچنینی نیز مطرح می کند. درخواست هایی که حتی با فرض یک صفر کمتر نیز به اندازه کافی بزرگ تلقی می شود. محرمانه کردن پیشنهاد برگزاری یک همایش! و ... نیز از جمله سوالات دیگر است که بهتر است داماد خانواده محترم احمدی نژاد به آن پاسخ دهد.
متن یادداشت آقای افراشته به شرح زیر است:
دیروز در یکی از سایتهای وابسته به نهادهایی که اصولاً نبایستی در مسائل سیاسی وارد شوند، مطلبی در خصوص برگزاری همایش ۵۱ میلیاردی درج نموده بود. هر چند رویه ما گذر بدون حاشیه و در کمال صحت و سلامت از کنار این بی خردان است ؛ اگر همچون عیسی بن مریم نباشیم که از انسان احمق فراری بود، لااقل می توانیم بدون اصطکاک از کنار ایشان عبور نمائیم. ولیکن از آنجایی که این بی خردان سعی در خدشه وارد نمودن به دامن پاک رئیس جمهور محترم دارند، لازم است مطالب زیر را بیان نمایم. هر چند ایشان به خیال خام خوش با انتساب مشتی اوهام و مطالب خلاف واقع تصویری دهشت بار از این حقیر ساخته اند، ولیکن اقبال و گرایش و محبت دوستان به این حقیر بیشتر شده است. هیچ گاه فراموش نمی کنم، در شروع موج جدید ناجوانمردی ها به رئیس دولت و یاران صدیقش تفألی به قرآن کریم زدم و این آیات مرهم جسم و جانم گردید و سوخت راه بنده تا امروز گردید.(سوره مبارکه یونس )
أَلا إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾ الَّذِینَ آمَنُواْ وَکَانُواْ یَتَّقُونَ ﴿۶۳﴾ َلهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیاةِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَةِ لاَ تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿۶۴﴾ وَلاَ یَحْزُنکَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِیعًا هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۶۵﴾
آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏شوند (۶۲)همانان که ایمان آورده و پرهیزگارى ورزیده‏اند (۶۳)در زندگى دنیا و در آخرت مژده براى آنان است وعده‏هاى خدا را تبدیلى نیست این همان کامیابى بزرگ است (۶۴)سخن آنان تو را غمگین نکند زیرا عزت همه از آن خداست او شنواى داناست (۶۵)
و اما بعد...
۱) نامه ای مجعول با امضاء این حقیر منتشر نموده اند که در آن شرط برگزاری همایش بین المللی جوانان، اختصاص مبلغ ۵۱ میلیارد تومان بوده است، نکته جالب آن است که فارغ از اهمیت همایش و شرح رویه ها و قسمت های مختلف آن از قبیل تدوین منشور ملی مدیریت مشترک جهانی، گفتمان سازی و ارائه آن در بیش از ۲۱ مرکز علمی در استانها و برگزاری ۴ همایش منطقه ای و در نهایت برگزاری همایش بین المللی جوانان با حضور ۵۰۰ میهمان خارجی؛ هیچ گاه از این گونه اعداد و ارقام ذکری به میان نیامده است. فلذا شاید قریب به ذهن عددی در حدود ۵/۱ میلیارد تومان بیاید که بایستی گفت جاعل محترم، یا فرق بین تومان و ریال را نمی دانسته و یا یک ممیز از ارقام را دزدیده است (گل بود به چمن نیز آراسته شد). لازم به توضیح است که در نامه مجعول تمام ارقام به صورت تومان ذکر گردیده است که در رویه های اداری تقریباً نامرسوم است.

۲) بخش عمده نامه، از جمله کلیات، اهداف، مدعوین و ... (منهای مبالغ) از نوشته های اینجانب بوده که همواره با درج مهر محرمانه انتشار یافته است که صرف نظر از محق بودن اینجانب برای پیگیری قانونی، به نوعی انتشار برخی از اسناد دولتی بوده و تنظیم کننده بی خرد نامه مجعول به نیت ضربه زدن به این حقیر، بخشی از اسناد دولتی را در فضایی قرار داده است که علاوه بر مردم عزیزمان که محرم اسرار هستند، امکان دسترسی اجانب و بیگانگان را نیز بدان فراهم آورده است. البته این جماعت بی خردان قدرت تحلیل و ارزیابی مسائلی فراتر از مهملات و وهم بافی خویش ندارند!

۳) در برخی از متون آمده است احمقی گفت: شیری امامزاده بنیامین را در بالای گلدسته خورد؛ ظریفی عبور نمود و گفت اولاً پیامبر زاده بوده است و ثانیاً بنیامین و ثالثا برادرانش گفتند گرگ در قعر چاه وی را خورد. در ضمن از اینها نیز بگذریم اصل ماجرا از اساس کذب بود. فارغ از صحت و سقم ارقام هیچ گاه همچنین مبلغی در اختیار اینجانب قرار نگرفته و نخواهدگرفت زیرا همانطور که در قسمت اول نامه (قسمت صحیح آن) نیز درج گردیده است، موعد برگزاری همایش تیر ماه سال آتی است (نکته ای که جاعل محترم به آن دقت نکرده است)
در ضمن در قسمت امضای نامه نیز امضائی از این حقیر آمده است که به فرض صحت با امضای منتسب به این حقیر در ذیل درخواست بورسیه دکترا (که آن نیز خود ماجرایی دارد) متفاوت است. فلذا در پایان از تمام جاعلان محترم خواهشمند است اولاً در رقم سازی هر چند جانب اخلاق و انصاف را رعایت نمی کنید ولیکن لااقل مختصری عقل برای اینجانب قائل باشید و ارقامی را نسبت دهید که با عقل جور درآید، همچنین تمام جاعلان به یک اجماع رسیده و برای این حقیر یک دست خط و یک امضاء جعل نمائید.

و در پایان ذکر این آیه شریفه را مغتنم می دانم،
ولا تقف مالیس لک به علم، ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسولا(اسرا آیه ۳۶)
و هرگز بر آنچه بدان علم و اطمینان ندارید دنباله رویی نکنید که در پیشگاه خداوند چشم و گوش و دلها همگی مسوولند.


چرا دانه درشت ها مالیات نمی دهند؟
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، فساد اقتصادی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

خبرنامه دانشجویان ایران: در مباحث اقتصادی به خصوص در زمینه مالیات ها، همیشه این کارمندان بوده‌اند که مالیات آنان شاید زودتر از موعد کسر می شود و این درحالی است که حقوق این قشر با اخذ مالیات واریز می شود.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، دانه درشت های اقتصادی شاید به اندازه یک کارمند ساده هم مالیات نپردازند و معمولا این معضل ریشه در همان ضرب المثل دارد که "خشت اول چون نهد معمار کج" باید دید که بنای ناسازگاری دانه درشت های اقتصادی از چه زمان و چگونه پی ریزی شده است.

 
بنا به نظر اکثر کارشناسان سیاسی ریشه اصلی این معضل در دولت سازندگی و کارگزاران پی ریزی شده است.

یکی از نقاط تاریک عملکرد دولت کارگزاران بحث سرمایه ها و درامدها و اخذ مالیات ها است. در آن سال های سازندگی یعنی سال های بین 68 تا 76 رییس دولت مدام تکرار می کرد که مالیات ها خوب گرفته می شود. با همه این تعاریف وی ، مقام معظم رهبری اما  بخشی از فرمایشاتشان را به اخذ مالیات از دانه درشت ها اختصاص دادند که این نکته پس از بازنگری در عملکرد دولت کارگزاران در این بخش، بسی قابل تامل است.

در همین راستا  و بر خلاف صحبت های رئیس دولت ،  معاونین مالیاتی هم در اواخر دولت سازندگی  و هم در اوایل دولت اصلاحات مرتبا اقرار می کردند که در سال های گذشته نتوانستیم نظام مالیاتی را اصلاح کنیم و درست مالیات بگیریم که این سخنان ناقض صحبت های آقای هاشمی در خصوص اخذ درست مالیات ها بود.

از سوی دیگر نیز دولت کارگزاران در خصوص اخذ مالیات از سرمایه دارها هیچ تلاشی را در طول 8 سال انجام نداد وگویا دولت دغدغه ای برای اجرای منویات رهبری در خصوص اخذ مالیات از دانه درشت ها نداشت.

آقای هاشمی بعد از دوران ریاست جمهوری اش در مصاحبه ای درباره این تناقض میان صحبت های او و معاونین و مسولین امور مالیاتی کشور در خصوص اخذ صحیح مالیات از دانه درشت ها می گوید:  « آنچه قاعدتا در خصوص اخذ خوب مالیات ها گفتم این است که مالیاتی که در بودجه می بینیم گرفته می شود».

این اظهارات در کنار سخنان معاونین مالیاتی دولت کارگزاران که قرار می گیرد این موضوع را نشان می دهد که بر خلاف نظر مقام معظم رهبری هدف دولت کارگزاران صرفا اخذ مالیات از طبقه کارمند بود، چون بطور منظم و بدون کاست از حقوقشان کسر می شد، و صد البته آنهایی که دارای درآمدها و سرمایه هایی بودند به نوعی مغفول واقع می شدند...! و برنامه ای در خصوص گرفتن مالیات از دانه درشت ها در تفکر دولت کارگزاران وجود نداشته است...

و به نوعی با بی توجهی به منویات رهبر معظم انقلاب و به نوعی باج دادن به دانه درشت ها و سرمایه دارها  سعی شد که از سرمایه آنها  برای ایجاد یک نظام با مبنای سرمایه داری مشابه الگویی که بانک جهانی به کشورها دیکته می کرد بهره برداری شود که به دلایلی که در بخش عملکرد اقتصادی دولت هاشمی آورده خواهد شد، اهداف اقتصادی آن نیز محقق نشد...

یکی دیگر از مسائلی که در زمان دولت کارگزاران شروع شد و  به شدت شیوع و گسترش یافت بحث ثروت های بادآورده است. این مساله گسترش  زیادی در جامعه بالاخص در میان آدم های دست و پا داری که با دولت در رابطه بودند، داشت . افرادی  که به واسطه زرنگی ها و مسولیتهایی که داشتند و ... خیلی سریع به ثروت های عظیمی دست پیدا می کردند.

این مساله همواره یکی از وجوه تذکر رهبری به هاشمی بود. رهبر انقلاب معمولا در دیدارهایشان با اعضای دولت این مساله را گوشزد می کردند و آنرا جزء بزرگترین مفاسد در یک نظام اسلامی بر می شمردند.
هاشمی همواره به جای مواخذه مدیران و پیگیری مفاسد اقتصادی وثروت های بادآورده از عملکرد  ناصواب مدیران  و برنامه های غیر علمی دولت سازندگی که نتایجش  افزایش ثروتهای باد آورده و مفاسد بود دفاع می کند و در جایی می گوید :‌ «فکر می کنم ثروتهای باد آورده در دوران و قبل از سازندگی بیشتر بود . یعنی آنها که از راه تفاوت قیمتها سرمایه دار می شدند خیلی بیشتر بودند. اگر ثروتهای باد آورده در زمان سازندگی بود از یک جریان سازنده بود این باد آورده ها با آن دزدی ها فرق دارد».

این صحبتهای رئیس دولت کارگزاران اگرچه «این بادآورده ها» را در دوران سازندگی مورد اشاره قرار داده تلویحا آن را تایید می نماید اما همواره حساسیتی نیز برای مبارزه با این مفاسد نداشته است.

افرادی که به واسطه زرنگی‌ها، ارتباط با دولت‌مردان کارگزاران، رشوه و... یک شبه ره صد ساله طی می‌کردند از قبل بی‌تقوایی و فساد در عملکرد دولت و همچنین بعضا کمبود قانون در زمینه بر خورد با اینگونه مفاسد به ثروت هفگفتی به ناحق دست پیدا می‌کردند.

اگر چه فساد از هر نوعی که باشد در جامعه اسلامی محکوم است و قابل پیگیری، اما به شرطی که انگیزه لازم در مسئولان امر در مبارزه با فساد، وجود داشته باشد ولی متاسفانه با همه تفکراتی که مقام معظم رهبری به برخورد با این مفسده بزرگ و ارتباط مستقیم آن با تورم و فقر داشته دولت مردان کارگزاران یعنی همان عاملان اصلی بروز این مشکل بزرگ در جمهوری اسلامی، به دلیل ذینفع بودن خود و همحزبی‌ها و بستگان ، انگیزه‌ای در خصوص پیشگیری و اصلاح این مشکل نداشتند.

البته قوه قضائیه، با همه مشکلات موجود، با قضاتی مستقل بعضا توانست عده‌ای از اختلاس گران و متخلفان از شهرداری تا روءسای بانکها  و ‌معاونین دستگاههای اجرایی و ... را به دلایل مختلف فساد اقتصادی به دام قانون بیندازد که قطره‌ای بود از دریای مفاسد اقتصاد ی کارگزاران سازندگی..!

آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان در این باره در مصاحبه ای می گوید:

"این درست نیست که در جامعه اسلامی عده‌ای ثروتهای نجومی به دست بیاورند و عده‌ای دیگر به نان شب محتاج باشند. وضعیت توسعه و پیشرفتهای اقتصادی خود به خود زمینه‌ای را فراهم می‌کند که اگر مهار نشود جامعه به سوی دوقطبی شدن شدید پیش خواهد رفت که در آن طبقه‌ای دارای ثروتهای بادآورده شده و طبقه‌ای در فقر و محرومیت شدید به سر خواهند برد. رهبر انقلاب کانون خطر را به خوبی روشن کردند و  هشدار دادند که اگر به این موضوع توجه نشود، جامعه در آینده دچار مشکل خواهد شد"

آیت الله ری شهری رییس جمعیت دفاع از ارزشها نیز در همان دوره پیرامون همین موضوع می گوید:

"در داخل کشور، برخی شرکت‌ها ایجاد شده‌اند که هدف آنها واسطه‌گری در سطح کلان است و وجود آنها حقیقتاً برای جامعه زیان‌آور محسوب می‌شود، زیرا جز فقیرتر کردن فقرا و پولدارتر کردن یک عده و نیز به وجود آوردن یک طبقه مرفه جدید در کشور ثمره دیگری ندارند. با تعطیل کردن این شرکت‌ها، جلوگیری از دلال‌بازی و نیز مقابله با اسراف‌کاری و تجمل‌گرایی در دستگاه‌های دولتی می‌توان بسیاری از مشکلات را حل کرد"

روزنامه نگاران و نویسندگان نیز در مقاطعی ناچار به تذکر به این منش دولت کارگزاران شدند.

کسائیان از روزنامه‌نگاران کشور در این خصوص می گوید:

"مهمترین ضعف دولت ایشان، چسبیدن بیش از حد لزوم به توسعه همه‌جانبه کم، و غافل شدن از گسترش امور فرهنگی و ارزشی بوده که در شأن و منزلت جمهوری اسلامی نمی‌باشد. از اول هم روشن بود که تزریق انبوه پول برای اجرای این همه طرح‌های بزرگ و کوچک، به کوچکتر شدن ضعیفان و لاغر شدن کارگران و کارمندان و بزرگتر و چاق و چله شدن ثروتمندان، و به وجود آمدن طبقه دلالان نوکیسه و برخی مدیران کم تقوا و مال‌اندوز و تورم کمرشکن و کم‌رنگی ارزش‌ها منجر خواهد شد"

باهنر دبیر جامعه اسلامی مهندسین و نماینده مجلس در مصاحبه ای درباره عملکردهای غیر مسولانه دولت سازندگی می گوید:

"ما انتقادهایی نسبت به عملکرد دولت داریم. سیاستهای اقتصادی ترسیم شده و همچنین سیاستهای اجرایی هر دو مشکلاتی داشتند که مشکلاتی را هم برای مردم به وجود آوردند و نمونه بارز آن تورم و نمونه خطرناکش، ثروتمند شدن عده‌ای خاص است. در اجرا، ما معتقدیم دولت می‌بایست نظارت بیشتری را به کار می‌برد. اگر دولت با مسایل جدی‌تر برخورد می‌کرد تا تخلفهایی در اجرای سیاستها پیش نیاید، خیلی از مشکلات به وجود نمی‌آمد. این که سیاست تعدیل اقتصادی صحیح بود یا صحیح نبود، یک حرف است و نحوه درست اجرا و نظارت دقیق بر اجرای آن، حرف دیگری است. شما دیدید آنهایی که دست‌اندرکار فروش صنایع و به اصطلاح مردمی کردن اقتصاد دولتی بودند خیلی از آنها را در اختیار فامیلها و اشخاص نزدیک خودشان گذاشتند و گزارشی هم که سازمان بازرسی کل کشور برای دفتر مقام معظم رهبری فرستاده، مؤید این امر است. مسأله بازرگانی خارجی نمونه دیگری است. ما آمار داریم و می‌دانیم به جای اینکه تجارت خارجی ما پخش و توزیع شود تا منافعش برای کل مردم باشد، در دست عده‌ای خاص قرار دارد و رقمهای بسیار بالای صادرات و واردات مربوط به افراد خاص و شناخته‌ شده‌ای می‌شود. مطابق آماری که بانکها از میزان پس‌اندازها می‌دهند، نزدیک به ثلث پس‌اندازها، مربوط به خانواده‌های معدودی است و این واقعاً یک امر خطرناک برای جمهوری اسلامی است که ثروت، اینگونه در دست عده خاصی بچرخد"
منبع: نشریه هزاردستان


سلامت انتخابات را به کروبی ثابت کردم
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، علی یونسی ، انتخابات
خبرنامه دانشجویان ایران: وزیر اطلاعات دولت خاتمی می گوید چندبار با دلیل به کروبی ثابت کرده بود که انتخابات ریاست جمهوری سال 84 سالم برگزار شده است.
کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 ادعا کرده بود که چند ساعت در شب شمارش آرا خوابیده و وقتی بلند شده دیده که انتخابات را واگذار کرده و به مرحله دوم راه نیافته است!
 
علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات که همچنان ارتباطات نزدیکی با خاتمی دارد، در مصاحبه با روزنامه زنجیره ای اعتماد گفته است: انتخاباتی را که زمان آقای خاتمی صورت گرفته است من تایید می کنم، آقای کروبی چندین بار اعتراض داشتند که ما با دلیل ثابت کردیم انتخابات سالم برگزار شده است. سالم برگزار شدن به این معنی نیست که ایراد ندارد، اگر ایراد هم داشته باشد در مجموع انتخابات سالم بوده است. در دوره اول آقای احمدی نژاد برنده انتخابات بود و وزارت کشور هم وظیفه خود را انجام داد و ما هم وظیفه خود را انجام دادیم حالا اگر کسی انتخاب شد و ما نمی پسندیدیم این دلیل نمی شود که انتخابات اشکال داشته است، انتخابات درست انجام شد و آقای احمدی نژاد رای آورد.
 
یونسی درباره احتمال نامزدی در انتخابات مجلس نیز گفته است که به هیچ وجه نامزد نمی شود و اگر تاکنون سمتی داشته براساس تکلیف بوده و شخصا داوطلب هیچ سمتی نبوده است.
 
یادآور می شود کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 شماری از عناصر تندرو و ساختارشکن را در ستاد خود جمع کرد که مشورت های غلط آنان باعث سقوط شدید آرای وی (به حدود 330 هزار رأی و کمتر از آرای باطله) شد. با این حال، وی پس از آن که هیجان زدگی و استعداد میرحسین موسوی برای فتنه انگیزی را دید، بلافاصله از فرصت استفاده کرد و مدعی شد در انتخابات تقلب شده است.
 
پیش از این خاتمی و موسوی لاری بر صحت و سلامت انتخابات برگزار شده در دوران خود تاکید کرده اند.
 
روز گذشته نیز کواکبیان عضو فراکسیون اقلیت گفت:من بارها گفتم در انتخابات سال 88 تقلب نشده اما تخلف شده است.

اینها مستحق این سخت گیری ها نیستند
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، فساد اقتصادی ، اختلاس

خبرنامه دانشجویان ایران: چیزی حدود یک هفته پیش هاشمی رفسنجانی در خصوص اختلاس اخیر با "بزرگ و بی‌سابقه" خواندن آن "ابراز نگرانی و تأسف" کرد و البته وی تقریبا در دسته آخرین مسئولانی قرار گرفت که به این اختلاس در سیستم بانکی واکنش نشان داد.


اولین موضع گیری رسمی او در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در روز شنبه نهم مهرماه اتخاذ شد.

گفتنی است؛ در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسجانی در سال 74، یکصد و بیست و سه میلیارد تومان از بانک صادرات اختلاس شد که کارشناسان با توجه به رشد اقتصادی در کشور، ارزش آن را با ارزش رقم اختلاس اخیر نزدیک یا برابر دانسته‌اند.

خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»،‌ در خصوص اظهار نظرهای آقای هاشمی درباره اختلاسهای دوران سازندگی کسب اطلاع کرده و نظرات جالبی را بدست آورده است.

آقای هاشمی در خطبه های نماز جمعه آن سالها به این موضوع اشاره کرده و می گوید: "این قدر بحث اختلاس ها و دزدی ها را نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید، وقتی یک سدی می سازیم مثلا 10 میلیارد خرج می کنیم ممکن است از قبل آن پانصد میلیون هم اختلاس شود، اما این سد برای کشور می ماند و هیچ کس نمی تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند."(!)

این اظهار نظرها در حالی در کتاب "بی پرده با هاشمی رفسنجانی" آمده است که وی علاوه بر اینکه با تخلفات گسترده مدیران و وزرایش برخورد نمی کرد مایل نبود که با آنها از سوی قوه قضائیه یا دیوان عدالت اداری برخوردی صورت گیرد.

او در جائی به سفارش خود به رئیس سازمان بازرسی اشاره می کند و می گوید: "من فقط یک بار به آقای رئیسی از سازمان بازرسی توصیه کردم که وقتی دیدید این مدیران ما سوء استفاده شخصی می کنند؛ قاطع برخورد کنید ولی اگر می بینید در مدیریت برای پیشبرد کار تخلفی انجام می دهند  اینجا جای سخت گیری نیست. اینها مستحق این سخت گیری ها نیستند... تنها کسانی مستحق سخت گیری اند که سوءاستفاده شخصی می کنند."

رئیس دولت سازندگی در مصاحبه ای هم گفت: "یک بار آقای عابدزاده رئیس هواپیمایی آسمان را سر هواپیمایی که سقوط کرده بود گرفتند و من از همین حساب 210 دولتی که در اختیارم بود 2 میلیارد تومان ضمانت کردم که او را آزاد کنند. او مدیر خوبی بود..."

سوالاتی از هاشمی که هنوز بی جوابند


"علی مطــهری" در دو ســالی که گذشـت
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری
خبرنامه دانشجویان ایران: علی مطهری استعفای خود از نمایندگی مردم به دلیل آنچه عدم وصول طرح سوال از رئیس جمهور می خواند بیستم مهر ماه به هیئت رئیسه مجلس داد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، این استعفا که برخلاف آنچه تصور می شود از سوی دانشجویان با استقبال مواجه شد.

در متنی که علی مطهری به عنوان استعفا نامه به هیئت رئیسه داده 15 بار از لغت "سوال" از رئیس جمهور استفاده کرده است تا جائیکه می نویسد: "اکنون عرض می‌کنم که ما حاضریم حتی یک سؤال از آن ده سؤال به کمیسیون مربوط ارجاع شود و اگر منجر به حضور رئیس جمهور در صحن علنی گردید و آن نگرانی‌ها وجود داشت باز حاضریم درخواست جلسه غیرعلنی بدهیم. آیا بیش از این می‌توان کوتاه آمد؟!"

اما اینکه چه شد علی مطهری در فضای سیاسی اجتماعی کشور به نماینده بی بصیرت مجلس شهره شد را بابیستی در روند انتخابات سال 88 تاکنون بررسی کرد.

در ذیل اخبار مربوط به عملکرد 2 ساله علی مطهری را بخوانید.
 
























مطهری درباره نهضت‌آزادی: خبر ندارم!


تحقق پیش بینی‌های 10 سال پیش رهبر معظم انقلاب درباره آمریکا
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، آمریکا

خبرنامه دانشجویان ایران: در دیدار اخیر مقام معظم رهبری با مردم کرمانشاه نکته ای که درخلال بحث ها بسیار توجه را جلب می کند، دقت نظر ایشان به مساله آمریکا و تاکید ایشان بر نابودی و به بن بست رسیدن نظام سرمایه داری است.اما سابقه این مباحث در کلام رهبری به همین چند سال اخیر محدود نمی شود.

خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در  بازخوانی فرمایشات ایشان در این دیدار و فرمایشات ایشان در سالهای گذشته نکاتی را به اختصار آورده است:

*نظم ظالمانه جهانى، قابل زوال است و ابدى نیست؛ مى‏شود با آن مبارزه و در مقابل آن ایستادگى کرد.(30/7/81 دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلّاى تهران‏)

*پرچم دمکراسى و آزادیخواهى یک دروغ آشکار است.امریکا ملتها را با فجیعترین وضع به بدبختى سوق مى‌دهد(6/12/81 دیدار با مردم سیاستان)

*شکست اوّل آنها در شعار دمکراسى و آزادى غربى است. همین لیبرال دمکراسى‏اى که این‏گونه در دنیا ترویج مى‏کنند، با این کار شکست خورد. آنها نشان دادند که لیبرال دمکراسى نمى‏تواند یک ملت را به آن جایى برساند که به معناى حقیقى کلمه به آزادى انسان معتقد باشند. شکست دوم آنها شکست سیاسى است. امروز آمریکا در دنیا از لحاظ سیاسى منزوى است.

سومین شکست آمریکاییها، شکستِ ابهّت نظامى آنهاست. شکست چهارم، شکست اعتبار رسانه‏اى آنهاست. در دنیا اعتبار خبررسانى و رسانه‏اى آنها به‏کلّى درهم شکست. همه دنیا فهمیدند که آمریکاییها آشکارا سانسور مى‏کنند و خبرنگاران را مى‏زنند.(22/1/82 نماز جمعه)

*این استبداد جهانی (مکتب لیبرال دموکراسی آمریکا) نیز همانند دیگر استبدادها در کشور ها ، به سرخواهد آمد و نشانه های آن آشکار شده است. (21/5/83در جمع رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران)

*در شرایطی که مکتب مارکسیسم، فروپاشیده است و فریادهای اضمحلال مکتب لیبرال دموکراسی غرب نیز به گوش می رسد، حرکت اسلامی روز به روز در حال گسترش است و انقلاب اسلامی به عنوان موتور محرک این مکتب فکری بزرگ باید عوامل پیشرفت و ایستادگی خود را بیش از پیش تقویت کند. (22/7/87 دیدار ائمه جمعه)

*ادعاهای سیاسی و شعارهای دروغین حقوق بشر و دموکراسی این مکتب در گوانتانامو، ابوغریب، حمله به عراق، حمله به افغانستان، و بمباران مناطق مختلف برملا شد و امروز نیز حباب کاذب حاکمیت پول در دنیای غرب شکسته شده و فریادهای آنان به آسمان بلند شده است. (22/7/87 دیدار ائمه جمعه)

*امروز حباب کاذب پول در دنیای غرب شکسته شده و فریادهای آن به آسمان بلند شده و خود آنها می گویند دوران حاکمیت مطلق امریکا به پایان رسیده است. (22/7/87 دیدار ائمه جمعه)
و.....

زمانی که این بیانات را در کنار وقایع امروز جهان می گذاریم به عمق آینده نگری و تحلیل های ژرف ایشان پی خواهیم برد .

حدود 9 ماه از شروع بیداری اسلامی کشورهای عرب منطقه می گذرد.

این حوادث با رویدادهای مهمی روبرو بوده است و در شرایطی که ملتهای مسلمان از اوج گیری ناگهانی این بیداری به شگفت آمده بودند رهبر انقلاب در اردیبهشت ماه  امسال سخنانی را ایراد فرمودند که همگان را ازعمق جهت گیری ها و نظرات ایشان مطلع ساخت.

ایشان با بیان این که "این حرکت مسلما تا قلب اروپا پیش خواهد رفت. ریشه‌های این حرکت (اعتراضات در اروپا) در آینده آن چنان گسترش خواهد یافت که نظام سرمایه‌داری آمریکا و غرب را زمین خواهد زد." دامنه اعتراضات ضد دیکتاتوری و ضداسلامی به وجود آمده را محدود به این کشورها ندانستند. و مساله اعتراضات در کشورهای اروپایی را پیش بینی نمودند.

دقیقا ده روز پس از ایراد این بیانات کشورهای اروپایی ازجمله یونان پرتغال و اسپانیا دست به اعتراضات مردمی گسترده برای انتقاد ازسیاستهای اقتصادی دولتهای خود زدند.

پس از آن گسترش این اعتراضات به انگلیس هم رسید. این اتفاقات در حالی است که همواره آمریکا قصد داشت با دخالت های خود از فرستادن نیرو های ناتو گرفته تا هجمه های تبلیغاتی و نیز فرستادن افراد وابسته و نفوذی در قلب این انقلاب ها برای انحراف آن بتواند این انقلاب ها را به نفع خود مصادره کند و رهبر انقلاب اولین فردی است که از این سناریو پرده برمی دارد ایشان در دیدار های مختلف اشاره کردند که "نمود اصلی حرکتهای اخیردر مصر، تونس، لیبی، بحرین، یمن، و دیگر مناطق، شکست سیاستهای آمریکا در منطقه است. البته آمریکائیها تلاش زیادی دارند تا بر تحولات منطقه مسلط شونداما ملتها بیدار شده اند وسیاستهای استکبار به نتیجه نخواهد رسید. گر چه مقامات آمریکایی در ابتدا تلاش کردند تااین حرکت اعتراضی را کوچک نشان دهند اما اکنون مجبور به اعتراف شده اند."

و اما امروز وعده ایشان برای مردم آمریکا به دلیل دفاع از حقوق خود و اعتراض به صرف شدن بودجه های دولت آنان در لشکرکشی به افغانستان و عراق؛ مورد هجوم پلیس ونیروهای حکومتی قرار می گیرند، این است که: "ممکن است حکومت آمریکا با شدت عمل، این جنبش اعتراضی را سرکوب کند اما نمی‌تواند ریشه‌های آن را از بین ببرد... نظام سرمایه‌داری در بن‌بست کامل قرارگرفته و بحران غرب بطور کامل شروع شده است."( کرمانشاه مهر 90)

از طرفی با نگاهی دقیقتر به تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی ایران می توان مشابه این سخنان را در جای دیگر و از زبان امام دیگری یافت.

همانجایی که صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر شوروی درحالی که فکر می کرد مکتبش باید در تمام دنیا فراگیر شود از سوی امام خمینی(ره) نامه مهمی دریافت کرد. پیامی که گورباچف را به جای جستجوی راه حل در بین مشکلات اقتصادی، سیاسی و غیره به روی آوردن به خدا و دین دعوت می کرد. همان نامه ای که مکتب کمونیسم را رو به زوال دانست وکشف آن را به موزه های تاریخی جهان سپرد.

در قسمتی از این پیام آمده بود: "برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجوکرد؛ چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد."


نکته خوانی شریعتمداری برای دانیلون، هانتینگتون، رورتی، سوروس، شارپ و فوکویاما
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسین شریعتمداری ، روزنامه کیهان ، مقالات
خبرنامه دانشجویان ایران: چندی پیش مشاور امنیت ملی آمریکا طی سخنانی در «بنیاد کارنگی» در واشنگتن گفت: «مقابله با ایران اسلامی از فهرست اولویت های سیاست خارجی آمریکا حذف نمی شود».
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشت:

1- روز سه شنبه 29 مارس 2011- 9 فروردین ماه 1390- «توماس دانیلون» مشاور امنیت ملی آمریکا طی سخنانی در «بنیاد کارنگی» در واشنگتن که بازتاب گسترده ای داشت با تاکید بر این که جمهوری اسلامی ایران اصلی ترین دشمن و کانون فعال تهدید علیه آمریکا در منطقه و عرصه بین المللی است، می گوید «مقابله با ایران اسلامی از فهرست اولویت های سیاست خارجی آمریکا حذف نمی شود».
 
دانیلون در بخش دیگری از سخنان خود به ترسیم چشم انداز برخورد آمریکا با جمهوری اسلامی ایران پرداخته و درباره چگونگی برنامه ریزی برای رسیدن به این هدف- به گفته او- استراتژیک توضیح می دهد «سیاست آمریکا در برخورد با ایران را تحولات درونی این کشور تعیین می کند. یعنی رخدادها و تحولاتی که در داخل ایران جریان دارد و یا در حال شکل گرفتن است به ما می گویند، چه بگوئیم، روی کدام نقطه تمرکز کنیم و از کدام حرکت و یا جریان سیاسی حمایت کنیم»! مشاور امنیت ملی آمریکا، حمایت از جنبش سبز!!- فتنه آمریکایی اسرائیلی 88- را در همین راستا ارزیابی کرده و از ناکامی این حرکت با تاسف یاد می کند. توماس دانیلون در بخش دیگری از سخنرانی بیش از یکساعت و نیمه خود خطاب به کارشناسان و برنامه ریزان امنیتی آمریکا که در «بنیاد کارنگی» گرد آمده اند به «ضریب حمایت مردم» از رهبری اشاره کرده و آن را اصلی ترین فاکتور در محاسبات آمریکا می داند و پنهان نمی کند که غلظت این فاکتور برای آمریکا چیزی شبیه یک «کابوس» است.

2- توماس دانیلون در همان نشست توجیهی که در گرماگرم انقلاب ها و تحولات اسلامی منطقه تشکیل شده بود و سقوط بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر را به دنبال داشت، تاکید می کند «امروزه برای آمریکا هیچ اولویتی بالاتر و بااهمیت تر از این نمی شناسیم که از تبدیل ایران به یک «الگو» برای ملت های مسلمان منطقه جلوگیری کنیم» و در توضیح این «اولویت» می گوید «به خاورمیانه و شمال آفریقا نگاه کنید، اندونزی و مالزی و پاکستان و حتی ترکیه را هم نادیده نگیرید. ملت های مسلمان در کشورهای اسلامی بعد از تحولاتی که شاهد آن هستیم در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار گرفته اند و الگوی ایران را به عنوان «نقطه ایده آل» پیش روی خود دارند. و همین نگرانی جدی است که پیشگیری از الگو شدن ایران را به اولویت اصلی ما در خاورمیانه تبدیل کرده است».

3- ساموئل هانتینگتون استراتژیست بلندآوازه آمریکایی و واضع نظریه معروف «جنگ تمدن ها» که چند سال قبل چشم از جهان فرو بست و در دیار باقی به اسلاف توطئه گر خود پیوست، در کتاب «موج سوم دموکراسی» به فرمولی برای ارزیابی میزان مشروعیت- اینجا به معنی مقبولیت- نظام های حکومتی اشاره می کند که صرف نظر از هویت هانتینگتون، یک فرمول علمی و قابل قبول است. او در این باره می نویسد؛ کاهش مشروعیت گروه ها و احزاب سیاسی در یک نظام حکومتی فقط هنگامی نشانه کاهش مشروعیت آن نظام حکومتی در میان مردم است که مردم در این کشورها، اعتماد خود به کانون اصلی مشروعیت نظام را از دست داده باشند و در غیر این صورت یعنی چنانچه ملت ها به کانون اصلی مشروعیت نظام اعتماد و اعتقاد داشته باشند، گروه ها و احزابی که با نظام زاویه گرفته اند، روی قوس نزولی رفته و به پایان مشروعیت خود نزدیک می شوند.

4- ساموئل هانتینگتون در اجلاس «دموگرافی» که اوایل سال 2005 در نیکوزیا، پایتخت قبرس تشکیل شده و کارشناسان و صاحبنظران بسیاری در آن حضور داشتند، از «ولایت فقیه» به عنوان کانون اصلی مشروعیت جمهوری اسلامی ایران یاد کرده و گفته بود، میزان مشروعیت و پایداری جمهوری اسلامی ایران با میزان اعتماد و اعتقاد مردم به ولی فقیه ارتباط مستقیم دارد و با تاسف(!!) یادآوری کرده بود «تمامی داشته ها و برداشت های ما از اعتماد و اعتقاد توده های عظیم مردم ایران به [آیت الله] خامنه ای [حفظه الله تعالی] حکایت می کند و همین رویکرد مردمی است که برنامه های برخورد با رژیم جمهوری اسلامی را دشوار و به مرز «ناممکن» رسانده است. هانتینگتون در اجلاس نیکوزیا با اشاره به همین نکته نتیجه می گیرد که گروهها و احزاب سکولار و آمریکوفیل- طرفدار آمریکا- در ایران برای ادامه فعالیت خود و جذب طرفدار ناچارند که علی رغم میل و خواست درونی خود بر اعتقاد به ولایت فقیه تاکید کنند!

هانتینگتون زنده نبود تا ببیند که «بنی فتنه» و «بنی انحراف» چگونه توصیه او را وانهادند و به توصیه مشترک «ریچارد رورتی، جرج سوروس و جین شارپ» هویت واقعی و مشمئزکننده خود را بیرون ریختند و چه زود به آخر خط رسیدند.

5- انبوه متراکم جمعیت در استقبال بی نظیر از رهبرمعظم انقلاب در سفر ایشان به کرمانشاه که پیش از این در سفر حضرت آقا به شهر مقدس قم و سایر نقاط این مرز و بوم نیز تجربه شده بود، برای هیچ ناظر بی طرف و حتی دشمنان نشان دار و بیماردل، کمترین تردیدی باقی نمی گذارد و اجازه کمترین تردیدی نمی دهد که قلب تمامی مردم ایران در پیوند با امام خامنه ای می تپد. تا آنجا که امام خامنه ای آینه تمام نمای همه مردم ایران و همه مردم ایران در امام خامنه ای خلاصه می شوند. شرح این دلدادگی، مثنوی هفتادمن کاغذ است و به درازا می کشد بی آن که نقطه پایانی داشته باشد و کوتاه سخن
«چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است»؟ چند سال پیش، خبرنگار شبکه تلویزیونی
CNN از نگارنده پرسید، نسبت میان آیت الله خامنه ای و امام خمینی را چگونه می بینی؟ و پاسخ این بود که «روح مطهر امام خمینی از کالبد جوان امام خامنه ای طلوع کرده است» و به قول شاعر نکته سنج عرب «روح او، روح من و روح من، روح اوست و عجیب آن که یک روح در دو بدن حلول کرده است».
این نوشته اما، موضوع دیگری را پی می گیرد و آن، پیام روشن و خالی از ابهام این دلدادگی متقابل امت و امام است. اشاره ای در چند «بند» که فقط اندکی از بسیارهاست و بسنده کردن به مشتی از خروارها.

6- پیوند یکپارچه و مثال زدنی امت با امام خامنه ای و پیروی برخاسته از شور و شعور و ریشه گرفته از دلدادگی توده های مردم به حضرت آقا، توهم پراکنی چندین و چندساله و مخصوصا چندماهه اخیر آمریکا و متحدانش را نقش بر آب کرد که با بهره گیری از غول های رسانه ای خود در منطقه و گروه ها و احزاب فسقلی و دم دستی خویش در داخل کشور، بر طبل پر سر و صدا و صد البته، توخالی «کمرنگ شدن رابطه مردم با نظام اسلامی می کوبیدند»!مردم کرمانشاه در استقبال بی نظیر و مثال زدنی خود که نمونه ای بارها تکرار شده و بارها تکرار شدنی در جای جای ایران اسلامی است، به دشمنان بیرونی نشان دادند- بخوانید فهماندند- که نه فقط بر پیمان الهی خود با انقلاب اسلامی که وجود مبارک امام خامنه ای جلوه ملکوتی آن است، پابرجا هستند، بلکه با درک شرایط حساس کنونی بارها بیشتر و فراتر از همیشه بر این پیوند و پیمان تاکید می ورزند. بنابراین در پی اظهارنظر مایوسانه «ریچارد هاس» مسئول شورای روابط خارجی آمریکا که بعد از حماسه 9 دی گفته بود «مهندسی معکوس فوکویاما برای جدایی مردم از ولی فقیه نتیجه معکوس داده است» امروزه باید به قیافه دیدنی «توماس دانیلون» مشاور امنیت ملی آمریکا خندید که می بیند آنچه در ایران اسلامی در جریان است، تکرار همان کابوس همیشگی آمریکا و متحدانش است و به «لئون پانتا» رئیس سابق سازمان «سیا» و وزیر دفاع کنونی آمریکا تسلیت گفت که در ملاقات اخیرش با «نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی به وی دلداری داده بود «تضعیف پایگاه مردمی آیت الله خامنه ای می تواند از الگو شدن ایران برای کشورهای در حال تحول منطقه پیشگیری کند»!

این بخش از اظهارنظر مشترک «لئون پانتا» و «توماس دانیلون» قابل قبول است که کشورهای اسلامی در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار گرفته اند. رهبر فرزانه ما نیز در کرمانشاه از «پیچ بزرگ تاریخ» خبر دادند. اما بخش دیگر اظهارات آنها- بخوانید آرزوی آنها- نقش بر آب شده است. آنجا که از تلاش برای پیشگیری از الگو شدن ایران اسلامی برای انقلاب های منطقه سخن می گفتند.

7- پیوند به نمایش درآمده مردم و رهبری بار دیگر و برای چندمین بار به اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 نشان داد که نه فقط کمترین پایگاهی در میان مردم ندارند، بلکه فقط از صدقه سر رهبری و به احترام ایشان است که علی رغم آنهمه وطن فروشی و خیانت و جنایت هنوز فرصت حضور
- بخوانید زندگی نباتی- در کشور را دارند. آیا در این حال و هوا که به وضوح شاهد آنند، مسخره و خنده دار نیست که در یک جنگ زرگری و بازی کودکانه برای شرکت در انتخابات شرط و شروط هم می گذارند؟!

8- حماسه بی نظیر کرمانشاه پاسخی دندان شکن به کسانی بود که از کاهش اعتماد مردم به نظام سخن می گفتند و با اظهارات بی پایه خود بر صدر اخبار رسانه های بیگانه می نشستند و به خیال خویش توصیه می کردند که باید اعتماد از دست رفته مردم به نظام بازگردانده شود! و برای بازگرداندن این اعتماد- به قول آنها کاهش یافته!- به نسخه ای اشاره می کردند که فلان تاریخ در نماز جمعه تهران ارائه کرده بودند! اکنون باید به این آقایان گفت؛ بهتر است در فکر نسخه ای برای توبه خود و پذیرش آن از سوی مردمی باشید که زلال اندیشه و بصیرت و استحکام پیمان آنان با ولی امر مسلمین را پاس نداشتید و در بزنگاه آزمون بزرگ فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 از دوستان گسستید و با دشمنان همنوا شدید!

9- حماسه اخیر پیام کوبنده ای برای جریان انحرافی نیز داشت که با بهره گیری انگل گونه از رانت های ثروت- بخوانید بیت المال- و قدرت، هر از چندگاه با حاشیه سازی های سفارشی، به دشمنان امید از دست داده بیرونی و اصحاب از نفس افتاده فتنه 88، تنفس مصنوعی می دادند.

10- و بالاخره باید از پیام هشداردهنده دیگری یاد کرد که حماسه بی نظیر کرمانشاه و قم و... برای برخی از «خودباوران» در پی داشته و دارد. آنان که گاه به غفلت و یا به وسوسه اطرافیان، انگیزه رویکرد مردم به خویش را فراموش می کنند و به خاطر نمی آورند. مردم- به قول ملای رومی- با «ترازوی احدخوی» رهبری به ارزیابی مسئولان در هر جایگاه و رده ای که باشند، می نشینند و هرجا که میان عملکرد و مواضع مسئولان با رهبر و مقتدای خویش زاویه ای ببینند، بدون کمترین تردیدی، راه رهبری را برمی گزینند
 

مهمترین سخنان رهبر انقلاب در کجا مطرح شد؟
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی

خبرنامه دانشجویان ایران: "من پیشنهاد ‌می‌کنم که آقای آقا سیدعلی آقا بیایند، خامنه‌ای... ایشان بیایند به‌جای آقای مطهری. بسیار خوب است ایشان، فهیم است، ‌می‌تواند صحبت کند،‌ می‌تواند حرف بزند." این‌ها سخنان امام خمینی است خطاب به دانشجویانی که بعد از شهادت استاد مطهری به دیدار ایشان آمده بودند تا امام از میان شخصیت‌های آن روز کشور و اطرافیان‌شان کسی را به آنان معرفی کنند تا جای شهید مطهری را به‌عنوان یک فقیه و اسلام‌شناس آگاه به مسایل روز و علوم جدید برای آنان پر کرده و شبهات عقیدتی و پرسش‌های سیاسی آنان را در آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی پاسخ دهد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، رهبر انقلاب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حضور مستمری در دانشگاه داشتند. سخنرانی، مناظره، جلسات پرسش و پاسخ هفتگی متناوب در دانشگاه های مختلف و دیدار و ارتباط مستمر با مجموعه‌ها و گروه ‌های دانشجویی از جمله نشانه‌های حضور گسترده آیت‌الله خامنه‌ای در دانشگاه‌ها بود.

دیدار رهبر انقلاب با دانشجویان، اساتید، نخبگان و پژوهشگران که هرساله به مناسبت های مختلف و دفعات گوناگون انجام می‌شود، و علاوه بر این رهبری نظام معمولا به اجلاس‌های سالانه تشکل‌های دانشجویی فراگیر مثل انجمن اسلامی دانشجویان(دفتر تحکیم وحدت و اتحادیه مستقل)، جامعه اسلامی دانشجویان، جنبش عدالت‌خواه دانشجویی و بسیج دانشجویی پیام‌هایی می‌دهند و نقطه نظرات خود را در خصوص فعالیت‌های جنبش دانشجویی مطرح می‌کنند.

ایشان به دانشگاه‌های مختلف رفته و دیدارهایی را با دانشجویان برگزار کرده‌اند. حضور ایشان در دانشگاه‌های افسری امام علی(ع) و امام حسین(ع) معمولا به طور سالانه بوده است و در سفرهای استانی هم ایشان همواره دیدار با دانشجویان استان را دربرنامه‌های خود داشته‌اند.

با این حال به نظر می رسد رهبر انقلاب نکات بسیار مهم و کلیدی در خصوص مسائل مختلف کشوری را در دیدار با دانشجویان مطرح می کنند.

در این میان و از بین دیدارهای صورت گرفته سه دیدار را می توان جز دیدار های خاص و زنجیره ای دانست و آن هم دیدار صورت گرفته در دانشگاه علم و صنعت در سال 87، دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب در ماه رمضان 90 و حضور اخیر ایشان در دانشگاه رازی کرمانشاه.

تاکید بر سیرت و صورت انقلاب، ثبات انقلاب و مردمی بودن انقلاب اسلامی ایران همان زنجیریه ای است که حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با دانشجویان مطرح فرمودند.

ایشان در دانشگاه علم و صنعت تاکید کردند که آنچه مهم است این است که نظام جمهورى اسلامى یک ساخت حقوقى و رسمى دارد که آن قانون اساسى، مجلس شوراى اسلامى، دولت اسلامى، انتخابات - همین چیزهائى که مشاهده میکنید - است، که البته حفظ اینها لازم و واجب است؛ اما کافى نیست. همیشه در دلِ ساخت حقوقى، یک ساخت حقیقى، یک هویت حقیقى و واقعى وجود دارد؛ او را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقى در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقى در حکم روح است؛ در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بماند، نه فایده‌اى خواهد داشت، نه دوامى خواهد داشت؛ مثل دندانى که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولین برخورد با یک جسم سخت در هم میشکند. آن ساخت حقیقى و واقعى و درونى، مهم است؛ او در حکم روح این جسم است. آن ساخت درونى چیست؟ همان آرمانهاى جمهورى اسلامى است: عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزشها، سعى براى ایجاد برادرى و برابرى، اخلاق، ایستادگى در مقابل نفوذ دشمن؛ اینها آن اجزاء ساخت حقیقى و باطنى و درونى نظام جمهورى اسلامى است. اگر ما از اخلاق اسلامى دور شدیم، اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزواء انداختیم، اگر مردمى بودنِ مسئولان کشور را دست‌کم گرفتیم، اگر مسئولین کشور هم مثل خیلى از مسئولین کشورهاى دیگر به مسئولیت به عنوان یک وسیله و یک مرکز ثروت و قدرت نگاه کنند، اگر مسئله‌ى خدمت و فداکارى براى مردم از ذهنیت و عمل مسئولین کشور حذف شود، اگر مردمى بودن، ساده‌زیستى، خود را در سطح توده‌ى مردم قرار دادن، از ذهنیت مسئولین کنار برود و حذف شود؛ پاک شود، اگر ایستادگى در مقابل تجاوزطلبى‌هاى دشمن فراموش شود، اگر رودربایستى‌ها، ضعفهاى شخصى، ضعفهاى شخصیتى بر روابط سیاسى و بین‌المللى مسئولین کشور حاکم شود، اگر این مغزهاى حقیقى و این بخشهاى اصلىِ هویت واقعى جمهورى اسلامى از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهرىِ جمهورى اسلامى خیلى کمکى نمیکند؛ خیلى اثرى نمیبخشد و پسوند «اسلامى» بعد از مجلس شورا: مجلس شوراى اسلامى؛ دولت جمهورى اسلامى، به تنهائى کارى صورت نمیدهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است.

اما رهبری انقلاب در دیدار با دانشجویان در ضیافت افطاری امسال نیز بحث جدیدی تحت عنوان ثبات انقلاب مطرح کردند که به نظر دنباله همان بحث سیرت و صورت انقلاب باشد.

ایشان فرمودند: آن مطلبى که من میخواهم عرض بکنم، در واقع شروع یک بحث است، که حالا این بحث را بعد خود شما جوانها ان‌شاءاللَّه در محافلتان باید دنبال کنید. در این شش هفت ماه گذشته، من در چند سخنرانى به ثبات نظام و انقلاب اشاره کردم و گفتم که ثبات و استمرار و استقرار نظام جمهورى اسلامى از جمله‌ى مهمترین عواملى بوده است که ملتهاى منطقه و ملتهاى مسلمان را امیدوار کرده و میتوان گفت نقش مؤثرى در ایجاد این حرکت عظیم اسلامى منطقه و آزادى و بیدارى ایفاء کرده. امروز میخواهم یک مقدارى راجع به ثبات و استمرار و استقرار انقلاب مطلبى را عرض کنم؛ یک مقدارى آن را باز کنم.

روز گذشته نیز رهبر انقلاب در جمع دانشجویان استان کرمانشاه و در دانشگاه رازی نیز بحث بسیار مهمی را عنوان کردند: من امروز اینجا یک بازخوانى‌اى از هویت کلى و شاکله‌ى کلى انقلاب مطرح میکنم. براى خود ما هم مهم است. ما نمیتوانیم سرمان را پائین بیندازیم و نفهمیم در دنیا چه میگذرد، همین طور جلو برویم. اینجور حرکت کردن که انسان چشم و گوش بسته، بدون توجه، بدون نگاه به اطراف، بدون نگاه به واقعیتها، بدون نگاه به افقهاى دوردست حرکت کند، غالباً به گمراهى و اشتباه منجر خواهد شد. پس خودمان هم باید یک نگاهى بکنیم، یک بازخوانى‌اى بکنیم.

ایشان در سال 77 نیز در دانشگاه تهران بحث مفصلی درباره مسئله روشنفکری بیان کردند و در بخشی از فرمایشاتشان فرمودند: من دوست دارم این بحث را نه به عنوان یک مسؤول، بلکه به عنوان یک روحانى و یک طلبه و به عنوان کسى که تقریباً همه جوانیم را در فضاى روشنفکرىِ زمان خودم گذرانده‏ام و با خیلى از این چهره‏هاى معروف روشنفکرى ایران، یا از نزدیک آشنا بوده‏ام، یا با آثارشان آشنا بوده‏ام و درست آنها را مى‏شناسم - از شاعرشان، نویسنده‏شان، هنرمندشان - مطرح کنم و با شما حرف بزنم. دلم مى‏خواهد شما جوانان این دوره، قدرى فضاى فرهنگ کشورتان را بشناسید؛ چون شما جزو قشرهاى روشنفکر هستید. ببینید کجا قرار دارید، چه بوده و چه شده و مى‏خواهند چه بشود. مایلم شما این نکته را توجّه کنید.

رهبر فرزانه انقلاب در سال 78 در دانشگاه شریف ویژگی های جنبش دانشجویی را تبیین و در بخشی از سخنان خود فرمودند: آرمانگرایى در مقابل مصلحت گرایى است؛ عشق به آرمانها و مجذوب آرمانها شدن. انسان وقتى که در محیط تلاش و کار معمولى زندگى قرار مى‏گیرد، گاهى موانع جلوِ چشم او را مى‏گیرد؛ آرمانها را دور دست و غیرقابل دستیابى به انسان نشان مى‏دهد و این خطر بزرگى است.

اما جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه امیرکبیر در سال 79 را باید اوج تعامل ایشان با دانشگاهیان دانست از جمله مهم‌ترین مطالب مطرح شده در این دیدار از سوی رهبر انقلاب تأکید ایشان بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم در مراکز دانشگاهی و آموزشی بود که برای اولین‌بار در دیدار با دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر مطرح شد.

دانشگاه شهید بهشتی در سال 82 نیز میزبان رهبر انقلاب بود و در این دیدار رهبری هم برای اساتید و دانشجویان در دو جلسه مجزا سخنرانی کردند و بعد هم به سؤالات تقریباً مفصل دانشجویان در جلسه‌ی پرسش و پاسخ، جواب گفتند.


تفرقه خود «فتنه» است / کمیته 8+7 نردبان وحدت اصولگرایان است
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: حجت الاسلام مهدی طائب ، سیاسی ، جبهه پایداری ، اصولگرایی

وی با تاکید بر اینکه کمیته ۸+۷ اصولاً برای این بود که اصولگرایان به وحدت برسند، خاطر نشان کرد: این کمیته به عنوان نردبانی برای وحدت اصولگرایان است.همان‌گونه که فتنه‌گران را در فتنه مردود می‌دانیم اگر خود بر سر مسائل غیرضروری، هواهای نفسانی یا کوته‌فکری‌ها با یکدیگر تفرقه پیدا کنیم

به گزارش شفافاز خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب رئیس قرارگاه راهبردی عمار در گفت‌وگو با این خبرگزاری فارس، به ضرورت وحدت اصولگرایان اشاره کرد و اظهار داشت: اصل وحدت مسئله‌ای است که خداوند آن را بیان فرموده و متحد شدن اصولگرایان در واقع تبعیت آن‌ها از مکتب اسلام است.

رئیس قرارگاه راهبردی عمار تصریح کرد: وحدت اصولگرایان یک وظیفه است چه فتنه‌گران باشند چه نباشند؛ چرا که تفرقه خود فتنه است؛ همانگونه که فتنه‌گران به دنبال ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی بودند، خود تفرقه نیز فتنه است.

وی با تأکید بر اینکه همان‌گونه که فتنه‌گران را در فتنه مردود می‌دانیم اگر خود بر سر مسائل غیرضروری، هواهای نفسانی یا کوته‌فکری‌ها با یکدیگر تفرقه پیدا کنیم، در واقع آنجا فتنه از خود ما شروع می‌شود؛ از این رو صرف‌نظر از فتنه‌گران باید توجه داشت که اصل وحدت بر سر مسائل اصلی و پرهیز از مسائل جانبی که موجب تفرقه می‌شود یک وظیفه بوده و واجب است.

حجت‌الاسلام طائب با تأکید بر اینکه عدم وحدت گناه بزرگی است و زمینه را برای تحقق گناه بزرگ‌تر فراهم می‌کند، یادآور شد: اینکه فتنه‌گران از تفرقه ما بهره برده و از انتخابات مجلس سوءاستفاده کنند برای نظام، متدینین و حرکت بیداری اسلامی منطقه مزاحمت ایجاد خواهد کرد.

رئیس قرارگاه راهبردی عمار در ادامه سخنان خود به کمیته ۷+۸ اشاره و آن را در راستای تحقق وحدت اصولگرایان عنوان کرد. وی با تاکید بر اینکه کمیته ۷+۸ اصولاً برای این بود که اصولگرایان به وحدت برسند، خاطر نشان کرد: این کمیته به عنوان نردبانی برای وحدت اصولگرایان است.

به گزارش شفاف، درحالی رئیس قرارگاه راهبردی عمار به حمایت از ۷+۸ ایستاده است که گروه پایداری هر چه می‌گذرد از ۷+۸ دور‌تر می‌شوند؛ و عقبه سایبری این جریان و نویسندگان ارگان‌های این گروه، در وبلاگ‌ها و صفحات خود در شبکه‌های اجتماعی به نوعی فعالیت می‌کنند که گویی پیوستن به گروه ۷+۸ را منتفی می‌دانند. همچنین روند جدید پایگاه‌هایی چون رجانیوز، ارگان صادق محصولی، در هم‌افزایی و بازنشر اخبار پایگاه‌های جریان انحرافی، و بازنشر اخبار رسانه‌هایی چون روزنامه ایران علیه دیگر اصولگرایان، پیش‌زمینه شفاف شدن نوع رابطه واقعی این گروه با جریان انحرافی است.


راز کفشهای پاشنه بلند قذافی
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، معمر قزافی ، لیبی ، دیکتاتور

وزیر امور خارجه سابق لیبی در گفتگو با یک شبکه عربی اظهار داشت: قذافی در اکثر دیدارها با مقامات خارجی کفشهای پاشنه بلند به پا می کرد تا در مقایسه با این مقامات بلندقدتر به نظر برسد!

مهر:"عبدالرحمن شلقم" در گفتگویی با العربیه که به زودی به صورت کامل پخش خواهد شد به افشای جزئیاتی تازه از زندگی دیکتاتور سرنگون شده لیبی پرداخت.

وی در بخشی از این گفتگو که به احتمال فراوان جنجال بسیاری بر پا خواهد کرد، گفته است: معمر قذافی در اکثر دیدارها با  مقامات خارجی کفش پاشنه بلند به پا می کرد تا نسبت به آنها بلندقدتر به نظر برسد.

وزیرامو خارجه سابق لیبی تاکید کرد: راز لباسهای آفریقایی و بسیار بلند قذافی که روی زمین کشیده می شد نیز در همین مسئله نهفته بود که وی نمی خواست کفشهای پاشنه بلند وی در معرض دید رسانه ها و مقامات خارجی قرار گیرد.

وی در بخشی دیگر از اظهاراتش تاکید کرد: زمانی که در جریان انقلاب مردم لیبی می خواستم از رژیم قذافی جدا شوم با خانواده ام مشورت کردم و از آنان خواستم که هر احتمالی را برای "محمد" پسرم که در طرابلس زندگی می کرد، در نظر بگیرند،چون شاید وی از سوی رژیم قذافی به قتل برسد.

خاطرنشان می شود شلقم از مقامات ارشد رژیم قذافی بود که در همان آغاز انقلاب در این کشور به صف انقلابیون علیه رژیم قذافی پیوست.


طائب: نیاز باشد،ملک عبدالله را ترور می کنیم
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، عربستان سعودی ، ملک عبدالله

ما اگر نیاز به ترور کسی را داشته باشیم، آنقدر توان داریم که خود ملک عبدالله را ترور کنیم، اصلا مورچه چیه که کله پاچش چی باشه! در ابتدای این دیدار سردار تقی ملک ضمن نقل خاطراتی از شهدا، یاد و خاطره آن عزیزان را گرامی داشت.

باشگاه خبرنگاران: رئیس قرارگاه راهبردی عمار، ادعای بی اساس امریکا مبنی برترور سفیرعربستان را دستپاچگی مقامات آن کشور در واکنش به جنبش وال استریت عنوان و تصریح کرد: ما نیاز به ترور سفیر عربستانی نداریم ما اگر نیاز به ترور کسی را داشته باشیم آنقدر توان داریم که خود ملک عبدالله را ترور کنیم اصلا مورچه چیه که کله پاچش چی باشه!

حجت الاسلام والمسلمین مهدی طائب در آخرین شب از پنج شنبه سالگرد شهدای مسجد طوس تهران به اهمیت هشت سال دفاع مقدس از منظر ایدئولوژیکی آن اشاره داشت و گفت: بهترین درسی که از دفاع مقدس می توان گرفت این است که یقین داشته باشیم که خداوند "راست می گوید" و "به وعده هایش عمل می کند" یعنی تصدیق به وعده های الهی و ایمان به وعده های او که همان "صادق" بودن و "قادر" بودن خداوند تعالی است.فایده دانستن و ایمان این موضوع اینست که می شویم "متقی"

حجت الاسلام طائب افزود: ما زمانی که به قرآن عمل می کنیم که متقی شویم و در سوره بقره آمده که این کتاب بی تردید هر کس که متقی شده را هدایت می کند متقی کیست "الذین یومنون بالغیب" یعنی کسی که نه خداوند تبارک و تعالی را می بیند و نه وعده های او را به دستورات او عمل می کند که این همان عالم غیب است.

مشکل برخی مردم با خدا هم در اینست که رابطه ندارند یعنی فقط آنچه که با چشم می بینند باور می کنند.

عضو هیئت موسس جمعیت رهپویان، دفاع مقدس را مرتبط با این حقیقت عنوان کرد و گفت: این همان ان تنصراله ینصرکم است که تجلی توان و عمل خداوند تبارک و تعالی به یک وعده را نشان می دهد اگر خداوند نبودند ما همان روز اول باید شکست می خوردیم چرا که اصلا در جنگ برابری نبود.

وی که از رزمندگان جنگ تحمیلی بوده، به نقل خاطراتی از عدم برابری کمی و کیفی چه از لحاظ سلاح و مهمات و چه از لحاظ نیروی انسانی نظامی پرداخت و گفت: پشتیبانی استکبار جهانی از نیروهای بعثی و قدرت دشمن از یک طرف، نبود سلاح و مهمات و ادوات نظامی برای ایران، همچنین کارشکنی های داخلی که حزب توده و منافقین در راس آنها قرار داشت، از طرف دیگر این نابرابری را به وضوح محسوس کرده بود، اما تنها چیزی که عامل پیروزی ما در این جنگ شده بود همان "وعده الهی" است و ما باید قدر این مملکت را بدانیم.

رئیس قرارگاه راهبردی عمار، ادعای بی اساس آمریکایی ها مبنی بر ترور سفیر عربستان را دستپاچگی مقامات آن کشور در واکنش به جنبش وال استریت عنوان و تصریح کرد: کجاست آن افراد که برای آمریکا به به و چه چه می کردند. جنبش وال استریت چگونگی عملکرد ضعیف سیاستمداران و اوضاع امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و ... مردم آمریکا را به جهانیان نشان داد و این کشور مثل شوروی سابق رو به اضمحلال است.

طائب خاطر نشان کرد:امریکا با ادعای ترورسفیر عربستان، می خواهد مسیر نگاهها را به ایران برگرداند. والا ما نیاز به ترور سفیران عربستانی نداریم. ما اگر نیاز به ترور کسی را داشته باشیم، آنقدر توان داریم که خود ملک عبدالله را ترور کنیم، اصلا مورچه چیه که کله پاچش چی باشه!
در ابتدای این دیدار سردار تقی ملک ضمن نقل خاطراتی از شهدا، یاد و خاطره آن عزیزان را گرامی داشت.


داماد احمدی‌نژاد: پنجاه و یک میلیارد بدهید همایش برگزار کنم!
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، فساد اقتصادی ، حمیدرضا افراشته

افراشته، داماد احمدی‌نژاد طی نامه‌ای خطاب به بقایی برای برگزاری همایش بین المللی جوانان در تیرماه سال آینده درخواست تأمین بودجۀ ۵۱ میلیارد تومانی از محل بودجۀ نهاد نموده است.

 افراشته، داماد احمدی‌نژاد طی نامه‌ای خطاب به بقایی برای برگزاری همایش بین المللی جوانان در تیرماه سال آینده درخواست تأمین بودجۀ ۵۱ میلیارد تومانی از محل بودجۀ نهاد را نموده است

به گزارش شفاف به نقل از تعامل نیوز همانگونه که حدس زده می‌شد حمیدرضا افراشته به همراه همسرش برای شرکت در اجلاس جهانی ان. جی. او‌ها در ژنو حضور یافت.

هرچند سهمیه شرکت در این اجلاس جهانی جزو سهمیه‌های سازمان ملی جوانان بوده ولی مشخص نشد افراشته از جانب چه ارگانی در این اجلاس شرکت کرده است.
حمید رضا افراشته، داماد احمدی‌نژاد پس از بازگشت از سفر ژنو به مدیریت آموزش مرکز ملی جهانی شدن منصوب شده است.
 «افراشته» داماد خانم پروین احمدی‌نژاد است که علاوه بر عضویت در گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری از جانب رییس دفتر رییس جمهور به عنوان دبیر همایش بین المللی جوانان نیز منصوب شده است.

همچنین طی چند روز اخیر خبرنگار تعامل نیوز به سندی دست یافته است که در آن آقای افراشته طی یک نامه خطاب به آقای بقایی برای برگزاری همایش بین المللی جوانان در تیرماه سال آینده درخواست تأمین بودجۀ ۵۱ میلیارد تومانی از محل بودجۀ نهاد را نموده است.
نظر خوانندگان محترم را جلب می‌کنیم به محتوای این درخواست و ارقام درخواستی کاملا غیرواقعی آن؛ از جمله برای سفرهای احتمالی (!!) ۱۵میلیارد تومان، ایجاد و مدیریت پایگاه اطلاع رسانی ۵ میلیارد تومان (!) و...

آنچه که از رئیس جمهور مکتبی و انقلابی انتظار می‌رود اینست که در اجرای عدالت، عادل باشند. ما در اینجا اصلاً قصد نداریم که اقدامات و شعارهای عدالت طلبانۀ شخص رئیس جمهور را نفی کنیم. اما نکته اینجاست که چون انتظارات از ایشان بالا‌تر است، اقدامات ایشان بیشتر زیر ذره بین قرار می‌گیرد و آنچه که در جواب نامۀ منتشر شده از دفتر رئیس جمهور توسط حمیدرضا افراشته گفته شده توجیهی بیش نیست. وی مدعی شده بود که «مخالفان گفتمان عدالت دکتر احمدی‌نژاد به این نتیجه رسیده‌اند که... گفتمان وی را با مثال‌های نقض زیر سؤال ببرند.» و «مردم به رئیس جمهور اعتماد دارند و چنین وصله‌ای به رئیس جمهور نمی‌چسبد».

بله، نمی‌چسبید! با آنچه که در مناظرات از ایشان دیدیم واقعاً هم چنین وصله‌ای به ایشان نمی‌چسبید. اما نامۀ منتشر شده حقیقت دارد هرچند که به نتیجه نرسیده باشد. مسلماً اجرای عدالت مهم است نه حرف از اجرای آن و فرقی بین رئیس جمهور و نزدیکان ایشان با دیگران وجود ندارد.
این یک نصیحت برادرانه به رئیس جمهور محترم جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد است تا مبادا قصور و خدای ناکرده تقصیر ایشان در اجرای شعار‌هایشان به پای نارسا بودن شعار‌ها نوشته شود و اعتماد مردم نسبت به شخص ایشان و دولت محترم که به واسطۀ شعارهای انقلابیشان شکل گرفته، کاهش یابد.











روایتی از دیدار مشایی و لیلا زند
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی

سایت مشرق امروز عکسی منتشر کرد و آن را دیدار نماینده یکی از همکاران لابی نایاک (شورای ملی آمریکاییان ایرانی) با مشایی عنوان کرد.

سایت مشرق امروز عکسی از دیدار لیلا زند که از آن با عنوان «یکی از همکاران لابی نایاک (شورای ملی آمریکاییان ایرانی)» یاد کرده است منتشر و خبر داد که این دیدار با حضور آلن ایر (سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا) و در یک رستوران انجام گرفته است.


به گزارش مشرق، در این عکس لیلا زند ـ نفر سمت چپ ـ یکی از همکاران لابی نایاک در کنار آلن ایر (سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا) در ضیافتی که در رستوران برگزار شده، دیده می شود.

 

مشرق نوشت، این عکس لیلا زند را در کنار مشایی در تهران نشان می دهد.


گفتنی است، از لیلا زند با عنوان یکی از فعالان صلح طلب مقیم آمریکا و مسئول بخش ایران در سازمان آمریکائی موسوم به «رهپویان صلح» نام برده می شود.

وی در سال 1385 برای نخستین بار در قالب جمعیت رهپویان صلح به ایران سفر کرد و با تنی چند از مقامات کشورمان نیز دیدار دیدار و گفت‌وگو کرد.



در این عکس لیلا زند در سفر سال 1385 به تهران که دعوت رئیس‌جمهور انجام گرفت نشان داده شده است.





در این عکس نیز لیلا زند در دیدار صلح طلبان آمریکایی با احمدی‌نژاد هنگام سفر سال گذشته وی به نیویورک حضور دارد.

متن استعفای علی مطهری از نمایندگی مجلس
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری

علی مطهری که از نمایندگی مجلس استعفا داده بود، متن استعفانامه خود را منتشر کرد.

به گزارش «خبرآنلاین»، متن مذکور بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر علی لاریجانی
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

با اهداء سلام، همان طور که مستحضر هستید نامه سؤال از رئیس جمهور با امضای صد تن از نمایندگان محترم در تاریخ 5/4/90 - پس از یک انتظار طولانی برای فرا رسیدن وقت مناسب از نظر رعایت شرایط کشور- به رئیس وقت جلسه علنی مجلس جناب آقای مهندس باهنر تحویل داده شد و ایشان نیز در بالای آن اعلام وصول نمودند. اما روز بعد، در جلسه هیئت رئیسه، یکی از اعضا مأمور شد که امضاها را پس بگیرد و عضو دیگر نیز مأمور شد که طی مصاحبه‌ای مخالفت هیئت رئیسه مجلس با سؤال از رئیس جمهور را در رسانه‌ها اعلام کند. یعنی به جای آنکه هیئت رئیسه محترم پس از دریافت نامه سؤال، طبق قانون آیین‌نامه داخلی مجلس بلافاصله آن را به جریان اندازد و سؤالات را به کمیسیون‌های مربوط ارسال کند، درصدد انهدام طرح سؤال برآمد.

 البته پس از نامه محرمانه اینجانب به جناب عالی- که رونوشت آن به سایر اعضای هیئت رئیسه تقدیم شد- و تهدید به استعفا در صورت ادامه این روند، این عملیات ویژه متوقف شد. در آن یورشِ هیئت رئیسه 14 نفر از امضاکنندگان امضای خود را پس گرفتند و غالبا افرادی بودند که از ابتدا هم محکم نبودند. البته برخی از همان افراد اکنون می گویند ما آن زمان را مناسب نمی دانستیم و امروز را مناسب می دانیم و در واقع امضای خود را پس نگرفته ایم.

به هر حال، پس از مذاکره با هیئت رئیسه بنا شد این سؤال در فرصت مناسب به جریان افتد اما مدتی گذشت و خبری نشد. کم‌کم بهانه‌هایی مطرح شد که مثلا آقای احمدی‌نژاد اکنون زخم خورده است و ممکن است در صحن علنی پروژه‌ای مانند مناظرات انتخاباتی را پیاده کند و شاید رهبر انقلاب نیز به خاطر همین ملاحظات مخالف باشند. برای رفع این نگرانی‌ها تعدادی از امضاکنندگان پیشنهاد دادیم که هیئت رئیسه سؤالات را به کمیسیون‌ها ارجاع نماید تا طبق آیین‌نامه، نماینده رئیس جمهور در حضور نماینده سؤال‌کنندگان پاسخ گوید. اگر همچنان 72 نفر از امضاکنندگان قانع نشدند و قرار بر حضور رئیس جمهور محترم در صحن علنی شد، آنگاه می‌توان برای رفع آن نگرانی‌ها به درخواست چندتن از امضاکنندگان و تصویب مجلس، رئیس جمهور در جلسه غیرعلنی حضور یابد.

این پیشنهاد را تقدیم جناب عالی کردم و شما تلقی به قبول نمودید و قول دادید که اقدام نمایید. تا این که از چند روز پیش زمزمه‌هایی از سوی برخی اعضای هیئت رئیسه در رسانه‌ها به گوش می‌رسد که تعداد امضاها از حد نصاب کمتر است و هرگاه به حد نصاب برسد مطرح می‌شود. در حالی که اساسا امضاکنندگان به فکر پس گرفتن امضا نبوده‌اند و اگر امضای جدیدی پس گرفته شده باز با طراحی هیئت رئیسه بوده است که به جای اجرای آیین‌نامه درصدد انهدام طرح سؤال برآمده است. همچنین گفتند بسیاری از امضاها در زمان خانه نشینی آقای رئیس جمهور جمع شده و بعد از آن، امضاکنندگان منصرف شده اند، در حالی که تنها دوازده امضا از صد امضا در آن روزها گرفته شد.

اکنون عرض می‌کنم که ما حاضریم حتی یک سؤال از آن ده سؤال به کمیسیون مربوط ارجاع شود و اگر منجر به حضور رئیس جمهور در صحن علنی گردید و آن نگرانی‌ها وجود داشت باز حاضریم درخواست جلسه غیرعلنی بدهیم. آیا بیش از این می‌توان کوتاه آمد؟!

در مقابل رئیس جمهوری که علنا می‌گوید فلان قانون را اجرا نمی‌کنم، آیا ما حق یک سؤال نداریم؟! آن هم سئوالی که رای گیری برای قانع شدن یا نشدن مجلس ندارد. آیا امضای صد نماینده ارزش توجه ندارد؟! تحقق سئوال از رئیس جمهور در هر شرایطی، نشانه استحکام نظام جمهوری اسلامی و وجود دموکراسی واقعی در این نظام است.

اصلاح امور تنها با استقلال و اقتدار مجلس تحقق می یابد. مجلس قوی به نفع کل نظام است. این که برخی سخن از مخالفت رهبر انقلاب به میان می آورند، مخالفت ایشان برای من قطعی نیست و بعید است که ایشان برای امضای صد نماینده ارزشی قائل نباشند. فرضا مخالف باشند، باید نظر ایشان با توجه به سهل‌گیری فوق‌الذکر ما معلوم شود و البته دخالت دادن رهبر انقلاب در این گونه مسائل را به صلاح کشور نمی‌دانم. در عین حال برای دفع بهانه این گونه افراد، اینجانب نامه‌ای را حدود یک ماه پیش برای معظم‌له ارسال داشتم و از ایشان تقاضا کردم که دست مجلس را در موضوع سئوال از رئیس جمهور باز بگذارند. تا کنون پاسخی نیامده و سکوت ایشان را دلیل رضایت و لااقل بی نظری می‌دانم.

اصولا اگر رهبر انقلاب در چنین موضوعاتی نظر مخالف داشته باشند در نطق عمومی خود اعلام می نمایند و همه از طریق صداوسیما و سایر رسانه ها با خبر می شویم. ایشان مسئله ای پنهان از مردم ندارند و اگر نظری در چنین اموری داشته باشند مانند امام خمینی(ره) مسئولیت انجام یا عدم انجام امر مورد نظر را به عهده می گیرند. علاوه بر این که اساسا اجرای طرح سؤال از رئیس جمهور موجب تفاهم بیشتر دولت و مجلس خواهد شد و حتی بیشتر به نفع رئیس جمهور است که فرصتی می‌یابد تا سوء تفاهمات وکدورتها را برطرف نماید. قبلا گفته‌ام دو گروه با طرح سؤال از رئیس جمهور مخالفند، یکی دوستان نادان رئیس جمهور و دولت و دیگر دشمنان دانای آنها.

به هرحال با توجه به این که هیئت رئیسه محترم بر خلاف قانون آئین نامه داخلی مجلس همچنان درصدد منتفی کردن طرح سؤال است و مجلس قادر به استفاده از اختیارات قانونی خود در انجام کارهای اساسی نیست، بدین وسیله استعفای خود را از نمایندگی مردم تهران، شهرری، اسلام‌شهر و شمیرانات – که قادر به استیفای حقوق آنها نیستم – اعلام می‌نمایم. مستدعی است اقدام قانونی انجام گردد.

با تقدیم احترام
20/7/90
علی مطهری


آیت‌الله مصباح: برخی پس از انتخابات 84 شکر نعمت را فراموش کردند
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، انتخابات ، سخنرانی

عضو خبرگان رهبری با اشاره به انتخابات سال ۸۴ و روی کار آمدن دولت جدید، گفت: کسانی که در آن انتخابات باعث روی کار آمدن دولت جدید شدند افراد تهی دست، مظلوم، متدین و دلسوز انقلاب بودند، ولی آدمیزاد شکر نعمت را فراموش کرد.

به گزارش فارس، آیت الله محمد‌تقی مصباح‌ یزدی رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در دیدار با معاونین و  مدیران سیاسی سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و مدیران ارشد سازمان صنایع هوا فضا که ‌در موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار شد، در سخنانی به تشریح ویژگی‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پرداخت و اظهار داشت: تفاوت انقلاب ما با سایر نظام‌ها در عنصر ایمان است.

وی افزود: این عنصر پیش از انقلاب هم به صورت کمرنگ وجود داشت ولی در همان اوائل انقلاب خودش را به بروز و ظهور رساند و منشاء برکات زیادی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شد.

عضو خبرگان رهبری در ادامه با اشاره به دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: در آن دوران با وجود کمبود سلاح و ادوات نظامی، کمتر متخصص نظامی بود که به پیروزی ایران امیدوار باشد.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم افزود: در آن شرایط بحرانی و حساس که ناامیدی در قشرهای مختلف موج می‌زد، برخی از سیاسیون داخلی، از ناتوانی ایران در مقابله با ر‍‍ژیم صدام و همپیمانانش دم می‌زدند و امام خمینی (ره) بود که در مقابل همه این فشارها و تهدیدها ایستاد و فرمود باید دفاع کنیم و حتماً پیروز می‌شویم و دنیا دید که وعده خدا محقق شد و کشور ایران با آن همه کمبودها و سختی‌ها توانست از خاک خود دفاع کند.

مصباح یزدی با بیان اینکه در صحنه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و علمی کشور نیز نمونه‌هایی از این دست وجود دارد، اظهار داشت: کارهایی در کشور ما انجام شده که به تصدیق متخصصین مربوطه وقوعشان امکان ناپذیر بوده و مهم‌ترین عاملی که باعث موفقیت نظام ما شد بدون شک ایمان به خدا و توسل به اولیای الهی است.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم وقوع این حوادث را اتمام حجت خدا بر بندگانش دانست و افزود: این بدین معنی است که غیر از اسباب مادی چیزهای دیگری هم در این عالم وجود دارد و ما نباید از آنها غافل باشیم و موفقیتمان را از عمل خود بدانیم.

وی ادامه داد: یکی از نقاط ضعف انسان این است که بعد از مدتی حوادث را فراموش کرده و از احسان و لطفی که خدا به وی عطا کرده بود غافل می‌شود و باید بدانیم که این آفتی بزرگ است که باید از ابتلای به آن پیشگیری کنیم.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه به بحث عقب نشینی‌های ایران در مذاکرات هسته‌ای در دوره‌های قبل اشاره کرد و اظهار داشت: هر چه نرمش ما در آن مذاکرات بیشتر می‌شد، فشارهای وارده بر کشور نیز چند برابر می‌شد و همین امر موجب شد تا کشور ما به دلیل عقب نشینی‌ها برای مدتی از پیشرفت‌های اتمی باز ماند.

مصباح یزدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به انتخابات سال ۸۴ و روی کار آمدن دولت جدید، خاطرنشان کرد: کسانی که در آن انتخابات باعث روی کار آمدن دولت جدید شدند افراد تهی دست، مظلوم، متدین و دلسوز انقلاب بودند، ولی آدمیزاد شکر نعمت را فراموش کرد.

عضو خبرگان رهبری ادامه داد: اگر می‌خواهیم به این آفت بزرگ دچار نشویم باید همواره به یاد خدا باشیم و باور کنیم که دست خدا بر همه دست‌ها غالب و پیروز است و اگر لغزش و خطایی از ما سر زد بازهم به درگاه خداوند متعال بازگردیم و رابطه خود را با خدا برقرار کنیم تا به سعادت و آرامش برسیم.


رحیم‌پور ازغدی: صدا و سیما سکولاریزم عملی را با حسن ظن و حسن نیت ترویج می‌کند
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسن رحیم پور ازغدی ، سکولاریزم ، صدا و سیما

حسن رحیم پور ازغدی در جمع مسئولان و کارمندان صدا و سیما سخنان جالبی مطرح کرد.

 
به گزارش کیهان، وی در بخشی از سخنان خود گفته است اگر این صداوسیما براین اساس دوباره مهندسی نشود، دهه سوم انقلاب را از دست خواهیم داد و از دست دادن این دهه، از دست دادن خود انقلاب است.
 
رحیم پور معتقد است گاها صدا و سیما سکولاریزم عملی را با حسن ظن و حسن نیت ترویج می کند.
 
وی می گوید: از یک طرف با سکولاریزم نظری مبارزه می کنیم و از طرف دیگر به سکولاریزم عملی در جامعه و در خود رسانه صداوسیما میدان می دهیم؛ یعنی خودمان به خودمان پشت پا می زنیم، با دست خودمان می زنیم پشت سر خودمان و بعد برمی گردیم خیلی جدی می پرسیم کی بود؟
 
متن این سخنرانی به شرح زیر است:
 
صدا و سیما با داشتن ایستگاه ها و کانال های رادیویی و تلویزیونی کار سختی را در تامین برنامه های این ایستگاه ها و کانال ها برعهده دارد بستن دهان همیشه باز و معده فراخ این همه فرستنده، مطلبی است که واقعا مولدان بسیار پرکاری می طلبد؛ به خصوص که شما به دلایل اخلاقی و به اقتضای آنچه شرافت و فضیلت این ملت ایجاب می کند، از بسیاری جاذبه های اصلی رسانه ها در دنیای معاصر به الزام و التزام اخلاقی دستتان کوتاه است؛ یعنی به سراغ خشونت، سکس، مالیخولیا، لهو و لعب های افراطی، هتک حرمت افراد برای مضحکه، دمیدن در شعله ابتذال و تجمل، نباید بروید و این معنی اش آن است که در بازار رسانه ها که بازار کمیت است، شما باید با دستی خالی، دست به ریسک های بالا زنید و وارد یک رقابت نابرابر با رسانه های دنیا بشوید و افکار عمومی را از همه آن جاذبه های صوری منصرف کنید و متوجه کنید به جمال حقیقت که کار بسیار سخت و البته انبیایی است.
 
آن وقت شدت تولید دو کلمه حرف حساب و قابل شنیدن به نحوی که گوش های مردم را زخمی نکند، کار بسیار کمرشکنی است.
 
بنابراین، بنده با قدردانی و تشکر شروع می کنم. دلیل دیگر که شاید به نفع اهمیت کار شما عزیزان بشود اقامه کرد، اهمیت «افکار عمومی» است و اعتمادی که افکار عمومی به کسی یا نهادی می کنند که به دیگران نمی کنند و هرآن ممکن است جای آن دو نفر با هم عوض بشود.
 
چون درست است که مردم گوش دارند، اما مردم گوش نیستند و ما هم می دانیم که خودمان نمی توانیم این طور تصور کنیم که بالاخره گوش های مردم بخواهیم یا نخواهیم باز است و کافی است که فضای خالی گوش اینها را پر کنیم، چون ممکن است مردم خیلی چیزها را بشنوند، اما گوش نکنند. اگر شنیدن غیرارادی است، گوش دادن و گوش کردن ارادی است.
 
اگر واقعا شما فکر می کنید ذهن، زبان و دل میلیون ها انسان در اختیار شماست، آیا می شود چنین ادعایی کرد که مستمعان منفعلند و متکلمان فاعل، یا اینکه قضیه این قدرها هم مکانیکی و قابل تحلیل نیست.
 
مخاطبان شما هر آینه ممکن است که رویشان را از شما برگردانند؛ یعنی گوششان را روی حرف بنده و شما ببندند، هرچند حرف حساب بشوند و گاهی به روی زید و عمرو این گوش را باز کنند، ولو حرف ناحساب بشنوند.
 
اگر به گوش و چشم مردم و فرصتی که به ما (رسانه) می دهند احترام نگذاریم، ممکن است پس بگیرند و آن کسانی که قدر این اعتماد را بیشتر بدانند و با این اعتماد عمومی بازیگوشی نکنند، آنها موفق اند.
 
بنابراین باید آن شیوه های حرف زدن با مردم- به خصوص مردمی که چند میلیون نفر آنها را می توان جزو نخبگان شمرد و تحت تاثیر تربیت های امام(ره) و ارتقای سطح فرهنگ پس از انقلاب اسلامی قرار دارند- دائما ترمیم و جراحی بشود و دائم معماری بشود و ببینیم که کجای کار ما احیانا نشتی دارد که گاهی برخی حرف ها در فاصله دهان ما تا گوش مردم، مثل اینکه بخار می شود و به هوا می رود یا اینکه یخ می زند و وارد فاهمه آنها نمی شود.
 
بازی کردن با اعتماد شنیداری و دیداری مردم از بازی کردن با دم شیر خطرناک تر است و این نکته ای است که مولدان در یک رسانه باید به آن توجه داشته باشند.
 
جامعه اگر ببیند رسانه ای چند بار آژیر بی خودی می کشد، یا نسبت به یک خطر و یک فساد واقعی کم لطفی و کم اعتنایی می کند، یا فلان واقعیت را با ابعاد کاریکاتوری و غیرواقعی ارائه می دهد، آن جامعه ممکن است سامعه و باصره خودش را از رسانه و صاحبان رسانه پس بگیرد.
 
ما با مردمی بسیار هوشیار مواجهیم. من فکر می کنم، حتی همین عوام ما، دارای یک قوه پنهانی غیرقابل پیش بینی هستند.یک شعور و هوش دسته جمعی، یک حس ششمی که از آن پنج حس دیگر بیشتر و دقیق تر کار می کند، ولو اینکه خیلی ها جدی اش نمی گیرند، درست سر وقت درک می کند و وارد عمل می شود و تصمیم می گیرد و غافلگیر می کند و اقبال و ادبارش، به نظر من، حساب شده است، ولو اینکه ما به آن بی توجه باشیم و گاهی چه بسا مستمع از متکلم داناتر است و گوینده که فکر می کند دارد حرف های خیلی مهمی پشت تریبون می زند، شنونده زیر لب به آن می خندد؛ اگر این اتفاق خدای ناکرده برای رسانه های ما بیفتد که بیننده و شنونده زیرلب به گوینده بخندد و او متوجه نشود و فکر کند که جدی به او گوش می کنند، بسیار خطرناک تر از جاهای دیگر و کشورها و رسانه های دیگر است. چون رسانه دینی یا رسانه منتسب به دین، تمام سرمایه اش اعتماد و ایمان مردم است.
 
از میان قوای بشری، بیشترین تمرکز یک رسانه دینی در جامعه دینی به جای قوه غضبیه و قوه شهویه، باید به قوه عاقله و درک مردم و احساس آنها باشد.
 
صداوسیما باید نسبت به حقوق مردم با دقت و توجه به اقتضائات دهه سوم انقلاب وارد عمل بشود و اگر این صداوسیما براین اساس دوباره مهندسی نشود، دهه سوم انقلاب را از دست خواهیم داد و از دست دادن این دهه، از دست دادن خود انقلاب است.
 
تفکیک مشکلات معیشتی و حقوق مردم، حقوق مادی مردم و حقوقی که شریعت برای مردم در جامعه لحاظ کرده، تفکیک اینها از دین و دغدغه دینی برادران و خواهران، این خودش عین سکولاریزم است.
 
متأسفانه، این سکولاریزم عملی را ما خودمان با حسن ظن و حسن نیت ترویج می کنیم. از یک طرف با سکولاریزم نظری مبارزه می کنیم و از طرف دیگر به سکولاریزم عملی در جامعه و در خود رسانه صداوسیما میدان می دهیم؛ یعنی خودمان به خودمان پشت پا می زنیم، با دست خودمان می زنیم پشت سر خودمان و بعد برمی گردیم خیلی جدی می پرسیم کی بود؟ خب، خودمان بودیم؛ یعنی بسیاری از این مشکلات ریشه اش، ریشه ای است که خودمان نشاء کرده ایم و ما باید حساسیت دینی را نسبت به مشکلات اجتناب ناپذیر مردم نشان بدهیم، والا تفکیک دین از زندگی را خودمان دامن می زنیم، بعد هم می گوییم اسمش را نیاورید، خودش را بیاورید.
 
ما اگر با تفکیک نظری بین دین و دنیا مبارزه می کنیم، برای این است که می ترسیم این نظر به عمل تبدیل بشود. اگر زیر لوای دین تبدیل شد، آن وقت بزرگ ترین اقدام برای ریشه کنی نظام دینی و دین لااقل در درازمدت برداشته شده است.
 
اگر رسانه های ما و صدا و سیما نسبت به وقوع خارجی این تفکیک حساس نباشند، نسبت به روال معیشت و اقتصاد و حقوق مردم و سیاست خارجی و قضاوت، دستگاه قضایی، دستگاه های اجرایی و وزارتخانه ها در این کشور حساس نباشند، معنای آن این است که تن به این تفکیک داده اند.
 
نظام ما نظامی صالح است و بحمدالله انسان های صالحی در بسیاری از مسندهایش تکیه زده اند. باید در همین رسانه روشن شود که شارع مقدس برای مردم حقوقی شرعی در نظر گرفته است، بدون تأمین این حقوقشان در عالم طبیعت و جامعه، اکثرا مردم دستشان از همان کمالات معنوی کوتاه خواهد شد.
 
بخش اندکی از مردم اند که شما حقوق شان را بدهید یا ندهید، به تکلیفشان عمل می کنند. در فقر و غنا آنها صادقانه می توانند بگویند وجهت وجهی للذی فطرالسموات والارض.
 
صدا و سیمای دینی اگر نسبت به حقوق شرعی مردم در جامعه حساس نباشد، نمی تواند فرهنگ را در جامعه منتشر بکند.
 
اصلی ترین راه حفظ دین و حکومت دینی تأکید بر عدالت دینی است. ما فکر نکنیم می شود نشست، دائم به شبهه جواب داد و کاری به عدالت نداشت و به نظام های حکومتی کاری نداشت، چون بسیاری از این سؤالات و شبهه ها، ریشه نظری ندارند.
 
نمی شود با زبان علی[ع] حرف بزنیم و به زندگی های عبدالرحمان بن عوفی در این جامعه دامن بزنیم و تن بدهیم و بعد بگوییم دین را هم حفظ بکنیم و معنویت را هم ابقا بکنیم.
 
معنویت اسلام معنویت مسیحی و بودایی نیست. عرفان اسلام عرفان کارلوس کاستاندا نیست، عرفان سرخپوستی نیست، عرفان اشرافی و روشنفکری و قهوه خانه ای نیست که نسبت به فقر و اشرافیت علی السویه باشد، و به حقوق و تکالیف مردم از نوع سیاسی، اقتصادی و حقوقی جامعه بی تفاوت باشد.
 
اسلام برخلاف بودیسم و مسیحیت با سکولاریزم قابل جمع نیست. اقتصاد اسلام با اقتصاد لیبرال سرمایه داری تفاوت دارد. قضاوت اسلامی با قضاوت غیرشرعی باید تفاوت داشته باشد. نظام ما هر جا از دین فاصله گرفته به همان میزان آسیب زده و آسیب پذیر شده است و رسانه ها باید این نقاط را پیدا کنند.
 
دین را اوراق نکنیم، به خصوص در صدا و سیما، هر تکه را دست یک جمع، یک جریان بدهیم و بدوند حلوا حلوا کنند و و یک مغازه برایش باز بکنند.
 
اگر مثله کردن انسان حرام است، مثله کردن اسلام به مراتب حرام تر است. صدا و سیمای دینی، باید دین را به همان میزان اولویت بندی کند که خود دین راجع به احکام و معارف و ارزش هایش کرده. با همان تناسب، دین را در جامعه مطرح کند و حساسیت نشان دهد.
 
حق الناس از مقدس ترین حوزه های فقهی در شریعت است و فقهای ما بیشترین حساسیت را به حق الناس یعنی حقوق بشر داشته اند؛ چه حقوق معنوی بشر که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:«شهید متعالی ترین انسان است که همه چیز خود را در یک لحظه به خاطر حقیقت معامله می کند، اما اگر حق الناس بر ذمه اش باشد، همه معاصی او بخشیده می شود، اما حق الناس بخشیده نمی شود». آن قدر فقه سنتی و شریعت ما روی آن حساس است. رسانه دینی ما نمی تواند روی آنها حساس نباشد.
 
نظام دینی بدون عدالت دینی یک نظام لائیک است با نام دین. این خطری است که در دهه سوم و چهارم این انقلاب را تهدید می کند و این یک خطر بالفعل است.
 
صدا و سیما باید برای مقابله با تلاش هایی که برای پایان بخشیدن به انقلاب و فراموشاندن شیوه عدل علی[ع] در این جامعه و ارتجاع اجتماعی به پارادایم های قبل از انقلاب دارد صورت می گیرد و توجیه روشنفکران نیز می شود، اقدام کند.
 
این مسئله در رأس وظایف صدا و سیماست که حاکمان و تصمیم گیران جامعه اقتصادی، سیاسی، فرهنگ قضایی، و همه اینها را باید در معرض نقد و سؤال مردم بیاورد، منتها براساس موازین شرعی و دینی نه با ادبیات لائیک.
 
با ادبیات دینی باید بیایند به مسئولیت شرعی شان جواب دهند. صدا و سیما مسئول ماست. اصلا شما هیچ مسئولیت نه شرعی و نه قانونی در این مورد ندارید که توجیه کنید خطای زید و عمرو را.
 
شما مسئول دین مردم هستید و دین مردم را فدای زید و عمرو نکنید. توجیه هر اتفاق که در این جامعه می افتد به نام دین و به نام حکومت دینی و از زبان یک رسانه دینی، به نظر من، بهترین راه برای دین زدایی است؛ یعنی سریع ترین راه برای سکولاریزه کردن حکومت. این راه است که کم کم افکار عمومی به این نتیجه برسند که ظاهرا باید بین اصلاحات یا دین یا حکومت دینی، یکی را انتخاب بکنند.
 
صدا و سیما باید به جامعه تفهیم کند که مردم حقوق و وظایف شرعی و دینی دارند و همین طور مسئولان و این رابطه متقابلی بین مردم و مسئولان است و باید رعایت شود و هر کس از این موازین شریعت تخلف کرد، باید نهی از منکر بشود؛ هرکس می خواهد باشد. هیچ دلیل و هیچ انگیزه شرعی برای محافظه کاری نداریم. صدا و سیمای ما برای محافظه کاری در این قبیل قلمروها هیچ حجت شرعی ندارد. نظام هم با آن مخالف است؛ یعنی رهبری فرزانه انقلاب. هر کس از راه دور و نزدیک با ایشان و با افکار ایشان آشنا باشد، می داند که اصلا طرز فکر ایشان اینجوری نیست که سیم خارداری کشیده شود و مفاسدی اگر وجود دارد اینها توجیه شود. اینها باید به طور شفاف در صدا و سیما عرضه و اصلاح شود.

چون انتخابات است، بیایید رئیس جدید دانشگاه آزاد را بعداً انتخاب کنیم!
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر جاسبی ، دانشگاه آزاد
زمینه‌سازی برای ماندن استخوان لای زخم دانشگاه آزاد با بهانه عجیب
در شرایطی که همه خبرها از تشکیل قریب الوقوع جلسه هیئت امنای جدید دانشگاه آزاد پس از سال‌های سنگ اندازی هیئت موسس این دانشگاه برای تعیین رئیس جدید این دانشگاه حکایت دارد، فرهاد دانشجو که به تازگی به عضویت هیئت امنای دانشگاه آزاد در آمده است با یک استدلال عجیب زمینه را برای ماندن استخوان لای زخم دانشگاه آزاد فراهم کرد.

به گزارش رجانیوز، فرهاد دانشجو برادر وزیر علوم که بسیاری علت استعفای سال گذشته وی از ریاست دانشگاه تربیت مدرس را آماده شدن برای تکیه بر صندلی جاسبی عنوان کرده بودند اما وی بارها این مسئله را رد کرد، امروز در گفت‌وگویی با یادآوری نزدیک بودن زمان انتخابات، گفت احتمالا بهتر است اولین جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد پس از برگزاری انتخابات مجلس برگزار شود.

وی در عین حال توضیح نداد که ارتباط انتخاب رئیس جدید دانشگاه آزاد با انتخابات مجلس چیست، اما ادامه داد: "هنوز زمان برگزاری این جلسه مشخص نشده اما به نظرم با توجه به اینکه انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نزدیک است، بهتر است اولین جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد پس از برگزاری انتخابات انجام شود و در این خصوص اطلاعیه‌ای مبنی بر این صادر شده که مدیران کشور تا قبل از انتخابات مجلس نهم تغییر پیدا نکنند."

دانشجو در پاسخ به این سؤال که این اطلاعیه را کدام نهاد یا ارگان صادر کرده است، افزود: «وزارت کشور اطلاعیه‌ای صادر کرده مبنی بر اینکه بهتر است مدیران نظام حتی‌الامکان تا قبل از انتخابات مجلس نهم تغییر پیدا نکنند و دانشگاه آزاد نیز چون در ایران سراسری است، شاید قصد این باشد که ریاست دانشگاه آزاد پس از انتخابات مجلس تغییر پیدا کند.» وی همچنین اعلام کرد که این بحث تنها پیشنهاد وی بوده و صحبتی در این زمینه در میان مسئولان مطرح نشده است.

تشکیل هیئت امنای جدید؛ "تا دو سه هفته آینده "

زمانی که محمدرضا مخبر دزفولی 25 شهریور ماه جاری در حاشیه همایشی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر از مأموریت وزیر علوم برای دعوت از هیئت امنای جدید دانشگاه آزاد و تصمیم‌گیری برای معرفی رئیس جدید این دانشگاه "تا دو سه هفته آینده " خبر داد، بسیاری از فعالان دانشجویی که سابقه بیش از شش سال تبیین و مقابله با پدیده مدیریت مادام العمر و خانوداگی در این دانشگاه بزرگ و سراسری را داشتند، قانع شدند که هر چند دیرهنگام ولی سرانجام این روشنگری‌ها نتیجه داده است و اکنون قرار است مدیریت دانشگاه آزاد متحول شود.

این در حالی بود که دو روز قبل از این اظهارنظر، شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه سه شنبه 23 فروردین ماه 90 از میان 22 عضو هیئت علمی پیشنهادی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی اقدام به انتخاب سه نفر از آنها برای عضویت در ترکیب جدید هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی کرد.

فرهاد دانشجو، بهمن یزدی صمدی و فریدون عزیزی سه عضور هیئت علمی با رتبه دانشیار بودند که در کنار وزرای علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی، در کنار اکبرهاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی و حمید میرزاده به عنوان نمایندگان هیئت موسس دانشگاه آزاد، مامور تعیین، بررسی و معرفی رئیس جدید دانشگاه آزاد اسلامی به شورای عالی انقلاب فرهنگی شدند.

در این جلسه وزیر علوم موظف شد ظرف دو ماه یعنی تا اواخر آبان‌ماه جاری با دعوت از اعضای هیئت امنای جدید این دانشگاه، اولین جلسه هیئت امنا را تشکیل داده و زمینه تعیین و معرفی رئیس جدید این دانشگاه را فراهم کند.

در شرایطی که پس از ماه‌ها کش و قوس قانونی و سنگ اندازی‌های مختلف باند هیئت موسس دانشگاه آزاد برای عملیاتی نشدن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره این دانشگاه و حتی به میدان کشیدن مجلس و گرفتن مصوبه از آن برای لغو تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی، سرانجام اساسنامه جدید این دانشگاه ابلاغ شده و در اواخر شهریور نیز رئیس‌جمهور اسامی سه عضو انتخابی هیئت امنای جدید را ابلاغ کرد و در حالی که شورای عالی انقلاب فرهنگی اصرار دارد تا وزیر علوم طی دوماه هیئت امنای این دانشگاه را تشکیل دهد، مشخص نیست، این پیشنهاد عضو جدید هیئت امنا با چه اهدافی مطرح شده است.

بهانه قرار دادن یک اطلاعیه وزارت کشور که هنوز در مورد اصل آن نیز مناقشه وجود دارد در مقابل مصوبه عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری برای امور آموزشی کشور، شائبه زمینه سازی‌هایی پشت پرده برای سنگ اندازی مجدد و چند باره در اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره دانشگاه آزاد را ایجاد می‌کند.

همچنین استناد به اطلاعیه وزارت کشور برای تغییر مدیریت دانشگاه آزاد، این سؤال را ایجاد می‌کند که مگر مدیران دانشگاه آزاد جزو برگزارکنندگان یا مجریان انتخابات هستند و آیا این مساله ارتباطی با اخباری مبنی بر دخالت دانشگاه آزاد در انتخابات‌های قبلی و رفتارهای عجیبی مانند تصویب نیم ساعته وقف 250 هزار میلیارد تومانی دانشگاه آزاد و به رأی گذاشتن نظر رهبر معظم انقلاب در یکشنبه سیاه مجلس دارد یا خیر؟

به نظر می‌رسد موضع‌گیری صریح و شفاف وزیر علوم در مقابل پیشنهادات عجیب برادرش، می‌تواند از این انحراف جلوگیری کند.

به هر حال مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر لزوم تشکیل هیئت امنای جدید دانشگاه آزاد اسلامی تا پایان آبانماه و توسط وزیر علوم پابرجاست و به نظر نمی‌رسد جریان عدالتخواهی که طی شش سال اخیر به‌دنبال تحقق این هدف بوده است، با اینگونه بهانه‌تراشی‌ها به تدوام ریاست جاسبی رضایت دهد.


موج تکذیبیه‌ها در قبال خبرسازی‌های سایت قالیباف علیه جبهه پایداری
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، دکترعلی لاریجانی ، جبهه پایداری
یحیی‌زاده هم بعد از سالک تکذیب کرد/ بعضی سران جبهه پایداری را از صالح‌ترین نمایندگان دانسته و بارها به حال آن‌ها غبطه خورده‌ام!

اصرار سایت نزدیک به قالیباف برای انتشار اخبار کذب علیه جبهه پایداری به نقل از نمایندگان مجلس و شخصیت‌های موجه جریان اصولگرا به‌جایی رسیده که تنها در طی یک هفته اخیر دو تکذیبیه در قبال اظهارات منتشر شده از قول آن‌ها منتشر شده است.

به گزارش رجانیوز، در حالی که منطق مخدوش سهم ویژه آقایان لاریجانی و قالیباف در گروه موسوم به 8+7 کاملاً‌ محرز شده و کسی حاضر نیست به‌طور روشن دلیل این سهم‌خواهی را توضیح دهد و حتی برخی از اعضای 8+7 مانند حدادعادل و فدایی نیز توضیح درباره این ماجرا را به آیت‌الله مهدوی‌کنی حواله می‌دهند و می‌گویند نظر خودشان نیز چنین چیزی نبوده است، رسانه‌های پرشمار منسوب به این دو نفر به‌طور مستمر و روزانه در حال فضاسازی علیه جبهه پایداری هستند، چراکه جبهه پایداری بیشترین تلاش را برای حذف این افراد از مرکزیت تصمیم‌گیری برای اصولگرایان با دلایل سه‌گانه کرده است.

صادق محصولی عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز پنج‌شنبه گذشته در یک نشست دانشجویی در مورد این دلایل سه‌گانه توضیح داد:

«بعضی ها از بس که حرفی برای گفتن ندارند، می گویند جبهه پایداری سهم خواهی می کند. ما چه سهم خواهی‌ای می کنیم؟ ما می گوییم رهبری فرمودند که قوا در انتخابات دخالت نکنند و احترام انتخابات را داشته باشند، خب اگر یکی از رؤسای قوا یک نماینده داشته باشد، رؤسای قوای دیگر هم می توانند مدعی داشتن نماینده باشند و این درست نیست. ما روی این موضع مقام معظم رهبری تاکید داریم و از این اصل کوتاه نمی آییم؛ شاید از افراد کوتاه بیاییم و بگذریم، شاید از ترجیحات کوتاه بیاییم اما از مواضع رهبری و منویات ایشان و از اصول کوتاه نمی آییم.

در دوره قبل، قرار این بود که غیر از جبهه متحد کسی لیست ندهد و یکی از اعضای 6+5 بنده حقیر بودم. شش نفر به عنوان اجرایی داشتیم و پنج نفر که با اجماع شش نفر برای حکمیت انتخاب شده بودند؛ حکم یعنی داور و داور دعوای بین آن‌هایی را که اختلاف دارند، حل می کند. منتهی داور باید مرضی‌الاطراف باشد نه اینکه اول هفت نفر به عنوان داور انتخاب شود، بعد بیایند و بگویند نفرات دعوا را تعیین کنیم، به نظر شما جالب نیست؟ حتما هست! یعنی چند نفر اول به عنوان حکم تعیین شوند، بعد اضلاع را تعریف کنند، در حالی که این اضلاع باید حَکَم را تعیین کنند، چون می خواهند به حُکم آن‌ها پایبند باشند. این مسئله در 6+5 اتفاق افتاد و با اجماع سه ضلع پنج نفر را به عنوان حَکَم انتخاب کردند.

مطلب دیگر ینکه در آن دوره گفته شد که لیست دیگری ارائه نشود اما برخی از این آقایان که شخصا در 8+7 نماینده دارند، آمدند و لیست اصولگرایان فراگیر را در مقابل لیست جبهه متحد اصولگرایان ارائه دادند.

مطلب دیگر اینکه، این‌ها که در جریان فتنه موفق نبودند، مردود شدند یا ساکت بودند، آیا به عنوان یک معلم شما برای این سه غلط فرد را تشویق می کنید یا تنبیه؟ یعنی دو نفر الان اضافه شده اند به صورت تکی و نه از اضلاع نه گروه ها و نه جریان ها که در 5+6 گذشته نبودند، از آن موقع تا حالا سه مورد ابتلا پیش آمده و آنها رفوزه شده اند، حالا بگوییم بیایید شما را تشویق کنیم و به شما سهم ویژه بدهیم!

اینکه جبهه پایداری در معرض فحش، ناسزا و انواع تهمت ها قرار می گیرد، به خاطر این است که ما در مواردی که نظر حضرت آقاست، پایداری می کنیم و نظر ایشان هرچه بود ما مطابق آن عمل خواهیم کرد. تا به حال هم به تناسب مواضعی که داشتیم، سعی کردیم که بر خلاف طرف مقابل نظری نگوییم که وحدت را خدشه دار کند.»

اما در مقابل این استدلال‌ها، رسانه‌های پرشمار منسوب به دو فرد محل مناقشه به‌جای ارائه پاسخ قانع کننده تخریب جبهه پایداری را در دستور کار ثابت خود قرار داده‌اند و جالب اینجاست که از انتشار مطالب کذب آن‌هم به نقل از شخصیت‌های جریان اصولگرا هیچ ابایی ندارند.

در حالی که هفته گذشته حجت‌الاسلام احمد سالک مصاحبه خود را با یک سایت وابسته به قالیباف تکذیب کرد، امروز نیز حجت‌الاسلام یحیی‌زاده در نامه‌ای خطاب به گردانندگان این سایت نوشت:

«احتراماً به استحضار می‌رساند روز 21/7/90 خبری از اینجانب با تیتری دال بر اینکه من ادعا کرده‌ام در انتخابات آینده مجلس بعضی از کاندیداهای جریان انحرافی و جبهه پایداری مشترک است، نقل کرده‌اید که البته من تاکنون هرگز چنین اعتقادی نداشته و هرگز نگفته‌ام و کاملاً تکذیب می کنم و تقاضا دارم به شکل مطلوب هرچه سریع‌تر در آن سایت منعکس فرمایید.

لازم به ذکر است اینجانب در گفت‌وگوهایی که بارها با بعضی از فعالین و نخبگان داشته‌ام همواره تأکید نموده‌ام که جریان انحرافی بسیار زیرکتر از آن است که کاندیدای خود را برای مجلس نهم معرفی کند و به زعم من با چراغ خاموش شرکت خواهد کرد، حال چطور گوینده این سخنان می‌تواند مدعی وجود کاندیداهایی مشترک بین جریان انحرافی و اصولگرایی باشد!

ضمناً اینجانب همواره بعضی از سران جبهه پایداری را از بهترین، صالح‌ترین، موفق‌ترین نمایندگان مجلس هشتم دانسته و بارها به حال آن‌ها غبطه خورده‌ام!

امیدوارم همواره در اطلاع‌رسانی، اصل صداقت و سلامت را مبنای فعالیت‌های خود قرار دهید.»

همین سایت هفته گذشته نیز به نقل از حجت‌الاسلام سالک عنوان "قدرت جذب «پول» جریان انحرافی برای جبهه پایداری" را انتخاب کرد اما وی یک روز بعد در گفت‌وگویی اظهارات منتشر شده به نقل از خود را کاملاً‌ تکذیب کرد.

وی با انتقاد شدید از نحوه انتشار سخنان خود در یک سایت خبری منتسب به اصولگرایان، تیتر انتخابی این سایت (قدرت جذب «پول» جریان انحرافی برای جبهه پایداری) را حرکتی ژورنالیستی خواند و اظهارداشت: من این سایت و برخی دیگر از سایت‌هایی را که به دنبال اغراض سیاسی خود هستند را نصحیت می‌کنم که دست از این کارها خود بردارند.
 
سالک گفت: مطالب بیان شده در این گفت و گو کاملا روشن است من گفته‌ام که من شنونده این اخبار هستم و اطلاع دقیق از این اخبار ندارم، اما طوری مطالب منتشر شد که گویا من یقیناً این مطلب را گفته‌ام.
 
سخنگوی جامعه روحانیت مبارزه ادامه داد: بنده اعضای جبهه پایداری را قطعا از اطلاع جبهه اصولگرا می‌دانم و شاگردی و همراه اساتید بزرگی مانند حضرت آیت الله مصباح یزدی را در این 40 سال برای خود افتخار می‌دانم؛ آیت الله مصباح یزدی شخصیتی است که رهبر معظم انقلاب درباره معظم له فرمودند که ایشان جای شهید مطهری رادر عصر حاضر پر کرده‌اند.
 
سالک گفت: این اتهامات منتشر شده به نقل از من، توهین به اعضاء جبهه پایداری است. اعضا جبهه پایداری را بنده می‌شناسم آنها افرادی ولایی، معتقد، اصولگرا ودلسوز انقلاب اسلامی هستند. نقش تعیین کننده آنها در مقابله و مبارزه با جریان برانداز دوم‌خرداد و اصلاح طلبان در فتنه 88 و حتی ساکتین بر کسی پوشیده نیست.
 
وی افزود: منشور اصولگرایی سند راهبردی همه طیف‌‌های اصولگرایی است و همه اضلاع بر آن پایند هستند.
 
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز گفت: جریان انحرافی جریان خطرناکی است که همه ما باید در مقابل آن هوشیار باشیم و افکار انحرافی آنها را تبیین کنیم و این مسائل ربطی به جبهه پایداری ندارد.

حدود سه ماه قبل نیز در واکنش به توقیف نشریه 9 دی، همین سایت اقدام به خبرسازی‌هایی کرد که آیت‌الله مجتهد شبستری امام جمعه تبریز و حجت‌الاسلام آشتیانی نماینده قم اظهارات منتشر شده به نقل از خود را از اساس تکذیب کردند.

حجت‌الاسلام و المسلمین آشتیانی در تکذیبیه خود نوشت: «ششم تیرماه از طرف آن پایگاه خبری با بنده تماس گرفته شد و خبرنگار مربوطه در سئوال خود اصرار زیادی داشت تا در خصوص توقیف هفته نامه 9 دی از اینجانب تأییدی بگیرد.

بنده در پاسخ با اشاره به توجیه کسانی که روزنامه را توقیف کردند، گفتم که هیأت نظارت بر مطبوعات علت را کاریکاتور عنوان می‌کند ولی این بهانه است. بنده با توقیف هفته نامه 9 دی مخالف هستم و جنس جملاتی را که در مصاحبه آورده شده، از اینجانب نیست و آن‌را تکذیب می‌کنم و به طور کلی اعتمادم از این خبرگزاری سلب شد و به هیچ‌وجه دیگر اعتمادی به آن ندارم.

لطفاً طبق قانون مطبوعات این تکذیبیه را در همان قسمت و به همان میزان زمانی که خبر کذب و دروغ قرار گرفته بود، قرار دهید.»

این سایت به نقل از حجت‌الاسلام آشتیانی نوشته بود: «حجت الاسلام رضا آشتیانی نماینده مردم قم در این باره به «فردا» گفت: متاسفانه نشریه ۹ دی با انتشار چنین کاریکاتورهایی راه را برای دیگران هم باز کرد. این اقدام مسئولان به هیچ وجه قابل توجیه نیست. وی با اظهار خشنودی از نحوه برخورد با این نشریه، گفت: باید با چنین اعمالی در حوزه خبر برخورد کرد تا مبادا دیگران هم بر این باور شوند که می‌توانند به راحتی به لباس مقدس روحانیت توهین کنند.»

آیت‌الله مجتهد شبستری نیز همان زمان با رد برداشت جانبدارانه از صحبت‌هایش اعلام کرد: «صحبت‌های اینجانب با مرکز خبر حوزه که در برخی خبرگزاری‌ها نیز نقل شده، ارتباطی با جریان توقیف نشریه 9 دی نداشته و در سؤال خبرنگار هم هیچ اشاره‌ای به جریان مذکور نشده بود. اینجانب در مقابل سؤال خبرنگار به طور کلی از حفظ جایگاه روحانیت و از آثار و خدمات روحانیت مطالبی گفتم و تعیین مصداق درباره صحبت‌های اینجانب، تکذیب می‌شود.»


آقای وزیر این سند توصیه یک میلیارد دلاری‌ است، پشت‌پرده‌اش را شما بگویید
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، اختلاس ، سیاسی

شرکت توسعه سرمایه‌گذاری امیر منصور آریا، مجموعه سرمایه گذاری خصوصی است که این روزها انتشار اخبار سوء استفاده‌های عجیب و نجومی مؤسسان آن از مجموعه بانکی کشور که رسانه‌ها رقم آن را تا 3000 میلیارد تومان برآورد کرده‌اند، همه را شگفت‌زده کرده است.

این در حالی است که اسناد به دست آمده توسط خبرنگار رجانیوز پیرامون سفارش برخی از وزرای دولت دهم به بانک مرکزی برای افزایش سقف اعتباری شرکت‌های زیرمجموعه این گروه اقتصادی، سوالات مختلفی را از نحوه نفوذ و سفارش‌های پشت پرده برای این شرکت به وجود آورده است.

دو سند به دست آمده توسط خبرنگار رجانیوز، حاکی از نامه‌نگاری وزیر وزارت وقت بازرگانی با رئیس کل بانک مرکزی، برای افزایش سقف اعتباری یک میلیارد دلاری در بانک ملی برای یکی از شرکت‌های اقماری گروه امیرمنصور آریا و همچنین مستثنی شدن یکی دیگر از این شرکت‌های اقماری از شمول بسته سیاستی- نظارتی شبکه بانکی در سال 89 شده است.

این در حالی است که شگرد شرکت توسعه سرمایه‌گذاری امیر منصور آریا که برادران امیرخسروی موسسان آن را تشکیل می‌دهند، تاسیس شرکت‌های اقماری و فعالیت گسترده اقتصادی به‌واسطه این شرکت‌ها و با استفاده از ارتباطات گسترده خود بوده است.

در همین حال، مهدی غضنفری وزیر وقت بازرگانی با صدور درخواست نامه‌ای به محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی، از وی درخواست کرده است که با توجه به اینکه شرکت "تجارت گستران منصور" از شرکت‌های اقماری موسسه امیرمنصور آریا، به عنوان مباشر وزارتخانه متبوعش در امر تامین گوشت قرمز، مرغ، کنجاله سویا و ذرت نزد بانک ملی به شمار می‌رود وبا توجه به اینکه سقف اعتباری تخصیص یافته برای این شرکت نزد بانک ملی تکمیل شده و به اتمام رسیده است، بانک مرکزی با گشایش اعتبار مجددی به سقف یک میلیارد دلار خارج از سقف اعتباری موجود در بانک ملی برای این شرکت موافقت کند. متن این درخواست به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر بهمنی

رئیس کل محترم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

از آنجا که شرکت تجارت گستران منصور، مباشر این وزارتخانه در امر تامین گوشت قرمز، مرغ، کنجاله سویا و ذرت نزد بانک ملی می‌باشد و از طرفی سقف اعتباری مجاز برای این شرکت موصوف در بانک مذکور تکمیل گردیده، لذا خواهشمند است دستور فرمایید تا سقف یک میلیارد دلار بنام شرکت فوق خارج از سقف اعتباری موجود در بانک ملی ایران، گشایش اعتبار صورت گیرد.

مهدی غضنفری

رونوشت:

جناب آقای دکتر خاوری مدیرعامل محترم بانک ملی ایران، خواهشمند است با توجه به سوابق دستور فرمایید مراتب مورد اقدام قرار گیرد. بدیهی است مجوز لازم برای افزایش سقف اعتبار شرکت مذکور در اسرع وقت از طریق مراجع ذیربط اخذ و ارائه خواهد شد.

این در حالی است که غضنفری در نامه‌ای دیگر، به رئیس بانک مرکزی، از وی خواسته است که شرکت "نهان گل"، یکی دیگر از شرکت‌های اقماری امیرمنصور آریا، که باز هم به عنوان مباشر وزارت بازرگانی در خصوص ذخیره‌سازی کالاهای اساسی معرفی شده است، جهت اخذ تسهیلات، از بسته سیاستی ـ نظارتی شبکه بانکی کشور مستثنی شود.

غضنفری در این نامه نوشته است:

جناب آقای دکتر بهمنی

رئیس کل محترم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

با عنایت به مصوبه شورای عالی پول و اعتبار مورخ 30/6/1389 در خصوص اصلاح مواردی از ضوابط سیاستی ـ نظارتی شبکه بانکی کشور، نظر به اینکه شرکت نهان گل به عنوان مباشر وزارت بازرگانی در خصوص ذخیره سازی کالاهای اساسی به بانک ملی ایران جهت اخذ تسهیلات معرفی گردیده و با توجه به بررسی و اعلام بانک مذکور مبنی بر اینکه شرکت یاد شده مشمول تبصره‌های (1) و (2) ماده 18 بسته سیاستی ـ نظارتی شبکه بانکی می‌باشد. خواهشمند است جهت مستثنی شدن شرکت فوق از ضوابط بسته مزبور دستور اقدام لازم صادر فرمایید.

مهدی غضنفری

دستور بهمنی بر این نامه:

(فوری)

باسمه تعالی

جناب آقای دکتر پورمحمدی

باسلام

لطفا تلفنی وضعیت بدهی و تعهدات نهان گل از بانک ملی استعلام شود. و همچنین میزان تسهیلات پرداختی با سررسید آن. 30/ 8/89

این در حالی است که بررسی‌های خبرنگار رجانیوز حاکی از آن است که محمد رضا رژیمند عضو هیات مدیره شرکت توسعه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا نائب رئیس هیات مدیره شرکت تجارت گستران منصور است.

موسسه حسابرسی و خدمات مالی آریا نیز به عنوان بازرس شرکت نهان گل به ثبت رسیده است.

رجانیوز با خودداری از هرگونه گمانه زنی مبنی بر تلاش برای ایراد اتهام، با وجود این توصیه نامه‌ها و اذعان وزیر وقت بازرگانی مبنی بر مباشرت دو شرکت از شرکت‌های گروه امیر منصور آریا برای این وزارتخانه در امر واردات کالاهای اساسی پاسخ سوالات زیر را به عنوان سوالاتی اساسی از وزیر محترم صنعت، معدن و تجارت خواستار است:

1. مجموعه آریا با کدام صلاحیت یا پشتوانه و توصیه‌نامه موفق به اخذ جایگاه مباشرت وزارت بازرگانی در امر واردات کالاهای اساسی برای تنظیم قیمت‌های در بازار شده‌ است.

2. آیا توصیه وزیر محترم به رئیس بانک مرکزی برای افزایش سقف اعتبارات این شرکت نزد بانک ملی به مبلغ ریالی هزار میلیارد تومان، خارج از سقفی که پیش از این نزد بانک ملی برای شرکت تجارت گستران منصور در نظر گرفته شده بوده است، با علم به وضعیت مالی شرکت و عدم امکان تامین وثیقه از جانب این شرکت از یک سو و نیاز  بسیاری از واحدهای تجاری و تولیدی به مبلغی بسیار کمتر از این برای جلوگیری از ورشکسته شدن صادر شده است؟

3. ملاک وزیر وقت بازرگانی برای انتخاب یک شرکت به عنوان مباشر این وزارتخانه در امر واردات تنظیم بازار و درخواست از بانک مرکزی برای افزایش سقف اعتباری شرکت‌ها چیست؟

4. آیا هر شرکتی می‌توانسته به‌عنوان مشاور وزارت بازرگانی از چنین توصیه‌هایی برخوردار باشد و یک تولید کننده سالم که افتضاحات مالی گروه امیر منصور آریا را ندارد، می‌تواند در سیستم چنین رشدی کند؟

5. آیا توصیه وزیر بازرگانی متعاقب توصیه یک مقام دیگر بوده است یا وی رأساً تشخیص داده که باید چنین توصیه‌ای بکند؟


علامه مصباح یزدی در مدرسه معصومیه قم
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مصباح یزدی ، عرفانهای کاذب ، امام زمان (عج)
برخی شیادان سیاست‌باز برای مقاصدشان ادعای ارتباط با امام زمان(ع) می‌کنند

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: شاید یکی از زمینه‌های ترویج عرفان‌های کاذب و ادعای ارتباط با امام زمان(عج) این باشد که کسانی که با روحیه بسیجی در جبهه‌ها حضور یافتند و حاضر شدند در راه خدا از ثروت و راحتی چشم بپوشند، پس از جنگ، این عطش رسیدن به سعادت در آنها وجود داشت و از آنجا که شرایط بعد از جنگ به گونه‌ای نبود که این عطش فروکش کند، دشمن وقت را غنیمت شمرد و دست به ابداع عرفان‌های کاذب زد، چرا که مربیان کافی در دسترس نبودند و از طرفی آنها که عطش رسیدن به سعادت داشتند وآب زلالی نیافتند، جذب عرفان‌های کاذب و مدعیان ارتباط با امام زمان(عج) شدند.

به گزارش رجانیوز، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در مراسم افتتاحیه سال تحصیلی مدرسه علمیه معصومیه با اشاره به آیاتی از قرآن کریم گفت: همه انبیای الهی وظیفه دعوت مردم به سوی خدای یگانه را به عنوان یک وظیفه کلی برعهده داشتند، اما برخی از آنها با توجه به اوضاع و احوال و شرایط خاص زمانی و اجتماعی وظایف خاصی نیز بر عهده داشتند.

علامه محمد تقی مصباح یزدی با اشاره به نمونه‌هایی از وظایف خاص انبیا گفت: اگر کسانی وارثان انبیا باشند نیز یک وظیفه عام دعوت مردم برای عبادت خدای متعال و دفع شبهات در زمینه‌های مختلف اعتقادی، اجتماعی، عبادی و... را در حد توان بر عهده دارند و گاهی نیز با توجه به اوضاع و احوال، دارای وظایف خاصی خواهند بود که گاه فراموش شدن قسمتی از دین و گاه رواج فساد و تباهی در جامعه سبب ایجاد این تکلیف می‌شود.

وی با اشاره به لزوم شناخت وظیفه گفت: باید ببینیم اگر امروز پیامبری مبعوث می‌شد، وظیفه‌اش چه بود. با توجه‌ به این‌که دین اسلام کامل‌ترین دین است همین معارف دین اسلام را زنده می‌کرد و از آن محافظت می‌نمود، پس ما نیز باید در این زمینه کوشا باشیم.

علامه مصباح یزدی با اشاره به شرایط امروز و گستردگی و کثرت وظایف خاطر نشان کرد: برای رسیدن به مطلوب باید تقسیم کار کرد و با تعریف رشته‌های تخصصی، افراد با توجه به استعداد و موقعیت‌های خاص اجتماعی‌اشان در رشته‌های تخصصی فعالیت کنند و هر چقدر این رشته‌ها تخصصی‌تر، علمی‌تر و با برنامه‌تر باشد، وقت و نیروی کمتری هزینه می‌شود.

وی با اشاره به وظایف خاص علما ادامه داد: همانگونه که بیان شد، گاهی مغفول ماندن بخشی از دین ایجاب می‌کند که بر آن بخش تأکید بیشتری شود. به عنوان نمونه، قبل از نهضت حضرت امام(ره) فرهنگ عمومی جامعه این بود که مسلمانی و تدین در عمل به واجبات و ترک محرمات معمولی خلاصه می‌شود و ورود به مسائل اجتماعی و سیاسی نه تنها خارج از دایره دین تعریف می‌شد، بلکه ورود به این عرصه امری قبیح و ضد دین تلقی می‌شد، به گونه‌ای که اگر استکبار، عالمی را برای خود خطرناک می‌دید، اتهام سیاسی بودن به او زده و مردم هم از گرد او متفرق می‌شدند.

وی ادامه داد: اما حضرت امام خمینی(ره) این قسمت فراموش شده دین را زنده کرد و به مردم فهماند که وظیفه عالم تنها نوشتن رساله عملیه و اقامه نماز نیست، بلکه عالم باید دربرابر ظلم قیام کرده و برای حمایت مظلوم به پا خیزد.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه با اشاره به رواج برخی فسادها و تباهی‌ها که سبب وجود وظیفه خاص برای طلاب و علما می‌شود، تهاجم فرهنگی دشمن را یادآور شد و خاطر نشان کرد: امروز وارثان انبیاء باید فعالیت‌های اخلاقی و فکری را سرلوحه کار خود قرار دهند، چرا که امروز خطر تهاجم فرهنگی با این وسعت و حجم با یک فتوا حل نمی‌شود.

وی ادامه داد: امروز با یک تلفن همراه می‌توان با مهمترین مراکز فساد مرتبط شد و امکاناتی مانند ماهواره و اینترنت زمینه را برای دستیابی راحت به فساد میسر کرده است در حالی که 20 سال پیش هرگز خطری از این جهت وجود نداشت.

استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: متأسفانه آلودگی این موج فساد حتی به مقدس‌ترین و پاک‌تری نهادها نیزسرایت کرده و باعث از هم پاشیدگی خانواده‌ها شده است.

علامه مصباح یزدی با تأکید بر این‌که نمی‌توان از دولت انتظارداشت که به تنهایی با این موج فساد مقابله کند و همه باید در راه تحقق هدف تلاش کنند، خاطر نشان کرد: در اسلام دولت یک شخص جدای از امت نیست، بلکه دولت بخشی از امت است که بر اساس تقسیم کار، برخی امور را بر عهده می‌گیرد و حتی اگر بر عهده دولت بود، با وجود حجم گسترده موج فساد، همه موظف بودند به کمک دولت بیایند و او را در این امر یاری کنند، همانگونه که در دفاع مقدس هرچند علی الظاهر دفاع از کشور بر عهده ارتش بود، اما از آنجا که بعد از انقلاب ارتش هنوز مستقر و قدرتمند نشده بود، مردم در صحنه حضور یافتند و جبهه‌ها را پر کردند.

عضو خبرگان رهبری افزود: البته تفکرات خیال پردازانه و آرمانی نیز نباید داشته باشیم، بدین معنا که اصلا زمینه گناه برای کسی پیش نیاید و در جامعه کسی گناه نکند، چرا که این گونه موارد و اجرای حد، حتی در زمان پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله و حضرت علی علیه‌السلام نیز وجود داشته و اصلا فلسفه وجود احکام جزایی همین است، اما باید با کج‌اندیشی‌ها و کج‌روی‌ها در حد توان مقابله کرد و تنها نباید به توان فردی تکیه کرد، بلکه با توجه به گستردگی کار باید توان گروهی و همکاری تشکیلاتی را نیز در نظر گرفت و حتی گاهی تشکیل گروه از باب مقدمه واجب، واجب است.

این استاد اخلاق حوزه علمیه با بیان این مثال که کسی که خود حامل میکروب وباست، نمی‌تواند برای مداوا داخل اجتماع شود، خاطر نشان کرد: در صورتی می‌توانیم با فساد‌های اجتماعی و تهاجم فرهنگی مقابله کنیم که در وهله اول خودمان را حفظ کنیم و از هرگونه آلودگی مبرا نگه داریم و حتی از گناهان کوچک پرهیز کنیم.

وی در ادامه گفت: یکی از مهمترین آفات که باعث ایجاد وظیفه خاص وارثان پیامبران می‌شود، وجود انحرافات دینی بین متدینین است، بدین توضیح که از آنجا که دشمنان دریافتند بهترین راه برای تضعیف مسلمانان و استثمار آنان، تضعیف ایمان مسلمانان و گرفتن دین از آن‌هاست، به ایجاد اختلاف بین مذاهب توحیدی و فرق اسلامی و حتی اختلاف در گرایش‌های معنوی با ترویج عرفان‌های کاذب پرداختند.

علامه مصباح یزدی در ادامه خاطر نشان کرد: شاید یکی از زمینه‌های ترویج عرفان‌های کاذب و ادعای ارتباط با امام زمان(عج) این باشد که کسانی که با روحیه بسیجی در جبهه‌ها حضور یافتند و حاضر شدند در راه خدا از ثروت و راحتی چشم بپوشند، پس از جنگ، این عطش رسیدن به سعادت در آنها وجود داشت و از آنجا که شرایط بعد از جنگ به گونه‌ای نبود که این عطش فروکش کند، دشمن وقت را غنیمت شمرد و دست به ابداع عرفان‌های کاذب زد، چرا که مربیان کافی در دسترس نبودند و از طرفی آنها که عطش رسیدن به سعادت داشتند وآب زلالی نیافتند، جذب عرفان‌های کاذب و مدعیان ارتباط با امام زمان(عج) شدند.

وی خاطر نشان کرد: حتی برخی شیادان سیاست‌باز برای رسیدن به مقاصدشان از ادعای ارتباط با امام زمان استفاده می‌کنند و این وظیفه طلاب و علماست که با این نوع انحرافات مقابله کنند تا مردم و متدینین در دام این شیاطین گرفتار نشوند.

گفتنی است این مراسم 12 مهرماه در مدرسه علمیه معصومیه برگزار شد.


رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم مردم کرمانشاه
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، جریان فتنه
گناه اصلی فتنه‌گران تمکین نکردن به قانون و رأی مردم بود/ نماینده‌ای انتخاب شود که غیر مرتبط به‌کانون‌های ثروت و قدرت باشد
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در جمع پُر شور هزاران نفر از مردم کرمانشاه در ورزشگاه آزادی این شهر، در سخنان مهمی به تبیین نقش، جایگاه و حضور و عزم مردم در نظام جمهوری اسلامی بعنوان معیار اصلی و تأثیرگذاری استفاده از ظرفیت و تواناییهای برجسته مردم برای مقابله با چالش های سخت و نرم و حرکت شتابان در مسیر پیشرفت علمی، اقتصادی، صنعتی و کشاورزی پرداختند.

حضرت آیت الله خامنه ای گسترش و موفقیت تحولات و جنبش های گوناگون اجتماعی را، همواره وابسته به ارتباط و نزدیکی آن جنبش با مردم دانستند و افزودند: در تاریخ معاصر ایران، دو تجربه مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت  وجود دارد که نقش بی بدیل "مردم" عامل مؤثر در موفقیت ابتدایی این دو تجربه تاریخی بودند اما چون این دو حرکت، از مردم فاصله گرفتند، نهایت و سرانجام آنها، استبداد رضاخانی و کودتای 28 مرداد شد.

ایشان خاطر نشان کردند: هیچ حادثه ای در تاریخ ایران همانند انقلاب اسلامی وجود ندارد که "مردم" در پیروزی و ادامه آن نقش مستقیم و اساسی داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی مهمترین ویژگی انقلاب اسلامی را، تمام نشدن نقش مردم با پیروزی آن، ارزیابی کردند و افزودند: استمرار نقش و حضور مردم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، از حکمت، تدبیر و ژرف نگری امام بزرگوار (ره) بود که ملت ایران را بدرستی شناخته و باور کرده بود و به تواناییها و عزم راسخ ملت ایران، ایمان داشت.

حضرت آیت الله خامنه ای با مروری گذرا به تدابیر امام خمینی(ره) در فاصله کوتاهی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از جمله رأی گیری از مردم برای تعیین نوع نظام، برای تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی، تأیید قانون اساسی و انتخاب اولین رئیس جمهور، تأکید کردند: در طول 32 سال گذشته همواره و بدون وقفه همه مسئولان نظام اسلامی اعم از رهبری، خبرگان رهبری، رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و نمایندگان شوراهای اسلامی با رأی و نظر مردم برگزیده شده اند.

ایشان افزودند: در 32 سال گذشته، سلائق و ذائقه های مختلف سیاسی نیز بر سر کار آمدند که حتی برخی از آنها با اصول نظام زاویه داشتند، اما ظرفیت عظیم مردمی نظام اسلامی، بدون ناشکیبائی، از همه این مسائل عبور کرد که اصلی ترین علت آن، همان حضور و ایمان مردم و پایبندی مردم به نظام اسلامی است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به آرمانهای بلند نظام جمهوری اسلامی و مخالفت آن با نظام استکبار و بی عدالتی بین المللی و چالشهای دشمنان برای این نظام، خاطرنشان کردند، اگر چنین نظامی بخواهد بماند و به مسیر حرکت خود ادامه دهد، نیازمند نیرو و ظرفیت عظیم مردمی است که با تدبیر امام خمینی(ره) از متن اسلام گرفته شد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند بر اساس این تدبیر و به پشتوانه ایمان، عزم و حضور مردم ، نظام جمهوری اسلامی ایران بر همه چالشهای سخت و نرم فائق آمده است و به لطف خداوند، در آینده نیز بر هر چالشی پیروز خواهد شد.

رهبر انقلاب در ادامه سخنان خود، برخی چالشهایی را که نظام اسلامی توانسته با اتکاء به مردم بر آنها فائق بیاید، بیان کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به جنگ تحمیلی 8 ساله بعنوان یکی از چالشهای بزرگ در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، افزودند: دفاع مقدس را مردم اداره کردند و نظام اسلامی بواسطه ایمان، عشق و صفای مردم، در این جنگ نابرابر پیروز شد. ایشان تأکید کردند: جا دارد که آن حوادث ممتاز و زیبای دوران دفاع مقدس برای نسل جوان بازخوانی شود.

رهبر انقلاب اسلامی، فشارها و تحریم های اقتصادی را که از ابتدای پیروزی انقلاب از جانب دشمنان اعمال شد، یکی دیگر از چالش های پیش روی نظام اسلامی خواندند و افزودند: تحریم و فشار اقتصادی برای ملت ایران، مسئله جدیدی نیست زیرا نظام اسلامی با صبر و بصیرت مردم بویژه جوانان توانسته است از همه این محدودیتها بعنوان یک فرصت استفاده کند و در میدانهای نوآوری، و ابتکار به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا کند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به فتنه 18 تیر سال 78 و فتنه سال 88 در تهران بعنوان یکی از چالش های پیچیده پیش روی نظام، خاطر نشان کردند: حضور مردم، این دو فتنه را نیز به شکست کشاند بگونه ای که پنج روز بعد از فتنه 18 تیر، حرکت عظیم 23 تیر در سراسر کشور بوقوع پیوست و در فتنه 88، دو روز بعد از حوادث عاشورا، حرکت عظیم و کم نظیر مردم در 9 دی روی داد.

ایشان مسئله هسته ای را یکی دیگر از چالش های پیش روی نظام برشمردند که مسئولان توانستند با اتکاء به پشتیبانی و اقتدار مردمی، در مقابل تهدیدهای دشمنان ایستادگی کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، پیشرفتهای علمی و فناوری کشور را یکی از عرصه های بسیار مهم نقش آفرینی مردم بویژه جوانان دانستند و افزودند: امروز در سراسر کشور بخصوص در مراکز علمی و حساس، جوانان ایرانی، کارهای بزرگی را از لحاظ علم و فناوری انجام می دهند که زمینه ساز اعتماد به نفس ملت ایران و همچنین رونق اقتصادی کشور است.

حضرت آیت الله خامنه ای در جمع بندی این بخش از سخنان خود به دو نکته مهم اشاره کردند: 1ـ سیاستگذاران غربی واقعیت نظام اسلامی ایران را که همان نقش، حضور و بافت مردمی است، متوجه شوند. 2ـ مسئولان از ظرفیت های بزرگ و ابتکارات و حضور مردمی در همه عرصه ها استفاده کنند.

ایشان خطاب به سیاستگذاران استکبار خاطرنشان کردند: ایران را با برخی کشورهای دیگر اشتباه نگیرید، زیرا در ایران اسلامی اراده و عزم مردم نقش اصلی را دارد و مردم در انقلاب، صاحب سهم هستند.

رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: بر همین اساس دنیا بداند، اگر مسئولی هم در کشور بخواهد، کج روی کند و حرکت دیگری در قبال انقلاب اسلامی براه بیاندازد، مردم او را حذف خواهند کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای حضور گرم و پُرشور امروز مردم کرمانشاه را نمونه ای از پشتیبانی مردمی نظام اسلامی برشمردند و ضمن تشکر از این حضور پُرشکوه  خاطر نشان کردند: من راضی به رنج و زحمت مردم در چنین استقبال هایی نیستم.

ایشان همچنین خطاب به مسئولان تأکید کردند: نظام اسلامی در هر عرصه ای که مسئولان با شناخت توانایی‌های مردم از آن بهره گرفته اند، موفق و پیروز بوده است اما در هر عرصه ای که مسئولان نتوانسته اند زمینه حضور مردم را فراهم کنند، ناکامی هایی بروز کرده است.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مهم آن است که مسئولان بتوانند در عرصه های مختلف با مهارت، دقت و ابتکار، مدل و فرمول حضور مردم را پیدا کنند.

ایشان با اشاره به نامگذاری دهه آینده بعنوان دهه پیشرفت و عدالت و تعیین سیاستهای کلان نظام در چارچوب سند چشم انداز 20 ساله، سیاست‌های اصل 44 و سیاستهای برنامه پنج ساله که با واقع نگری انجام شده است، خاطرنشان کردند: اگر زمینه حضور مردم برای تحقق این هدف‌ها تأمین شود، این هدف‌ها زودتر از زمان تعیین شده به نتیجه خواهند شد.

رهبر انقلاب اسلامی، ترسیم مدل‌های قابل فهم برای حضور مردم در عرصه های مختلف به‌ویژه عرصه اقتصادی و تولید را از وظایف مسئولان برشمردند و تأکید کردند: قوای مجریه، قضائیه و مقننه باید زمینه حضور مردم را فراهم و از نیرو و نشاط مردم بویژه جوانان استفاده کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای این نکته را هم به مسئولان گوشزد کردند که هرگونه سازو کار برای حضور مردم در عرصه های اقتصادی و تولیدی باید شفاف باشد.

ایشان، مسئولان را به قدرشناسی مردم و نیت خدمتگزاری خالصانه توصیه کردند و در خصوص توقعات مردم از مسئولان افزودند: تعامل و همکاری و وحدت مسئولان بویژه در رده های بالا، تمرکز بر اولویت های کشور و پرهیز از مسائل فرعی و حاشیه ای، کار و تلاش بی وقفه، صداقت، عمل به وعده ها، دوری از مناقشات، امانت و پاکدستی،  برخورد با متخلف خائن ،حل مسئله اشتغال ، تقویت تولید ،کشاورزی و صنعت از مطالبات اصلی مردم هستند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر در جایی مسئولان نتوانند کاری را انجام دهند و صادقانه به مردم بگویند، مردم حرفی ندارند اما مشکل و ناراحتی مردم در مواقعی است که در برخورد با متخلف و پیگیری عدالت کوتاهی می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اهمیت مبارزه قاطعانه و مدبرانه با فساد مالی و اداری خاطر نشان کردند: خوشبختانه در قضیه فساد بانکی اخیر، مسئولان سه قوه با یکدیگر همکاری خوبی دارند و این قضیه باید تا رسیدن به نتیجه ادامه یابد و متخلف، هر که باشد با آن برخورد شود تا درس عبرتی برای دیگران شود.

رهبر انقلاب اسلامی، پیشگیری را اولویت اصلی مبارزه با فساد خواندند و خاطر نشان کردند: اگر به هر دلیلی، فساد بدلیل کوتاهی در پیشگیری محقق شد، در این شرایط، پیگیری مقابله با فساد، نباید مورد غفلت قرار گیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای رعایت فرهنگ اسلامی و حفظ ارزشهای انقلاب را از جمله توقعات مهم عموم مردم برشمردند و تأکید کردند: بسیاری از مردم توقع دارند که ظواهر اسلامی و فرهنگ اسلامی در جامعه رعایت شود و مسئولان باید این موضوع را مورد توجه جدی قرار دهند.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه با اشاره به انتخابات مجلس شورای اسلامی که در اسفند ماه برگزار خواهد شد، انتخابات را مظهر حضور مردم و دمیده شدن روح تازه در کالبد کشور دانستند و افزودند: انتخابات در همه دوره ها برای مردم، کشور و نظام یک دستاورد بزرگ بوده است و به همین دلیل دشمن همواره تلاش کرده است که یا انتخابات برگزار نشود و یا انتخابات کمرنگ باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر جایگاه رفیع مجلس شورای اسلامی بعنوان محور اصلی تصمیم گیریهای کشور ، خاطر نشان کردند : در انتخابات دو موضوع مهم باید مورد توجه قرار گیرد : 1- حضور وسیع و گسترده مردم 2- قانونگرایی و احترام به رای مردم.

رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری قضایای فتنه سال 88 افزودند: گناه اصلی آتش افروزان فتنه 88 ، تمکین نکردن به قانون و رأی مردم بود.

حضرت ایت الله خامنه ای تأکید کردند، اگر بعد از انتخابات هم، اعتراضی وجود داشته باشد، مسیر قانونی آن مشخص است.

ایشان انتخاب نماینده را هم موضوعی مهم خواندند و افزودند: باید نماینده ای انتخاب شود که دلسوز، مؤمن، علاقه مند، و غیر مرتبط به کانونهای ثروت و قدرت باشد و بر اساس وجدان، دین و وظایف انقلابی عمل کند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین به تحولات اخیر منطقه و جنبش "وال استریت" در آمریکا اشاره کردند و افزودند: نمود اصلی حرکتهای اخیر در مصر، تونس، لیبی، بحرین، یمن، و دیگر مناطق، شکست سیاستهای آمریکا در منطقه است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: البته آمریکائیها تلاش زیادی دارند تا بر تحولات منطقه مسلط شوند اما ملت‌ها، بیدار شده اند و سیاست‌های استکبار به نتیجه نخواهد رسید.

ایشان به مسئولیت مهم مردم ایران در قبال تحولات منطقه اشاره کردند و افزودند: ملت ایران بعنوان الگوی حرکت‌های اخیر منطقه تأثیر زیادی در جهت گیری این حرکت ها دارد و پیشرفت، امنیت، مشارکت عمومی، اعتماد به نفس ملی و وحدت ملی ایران، قطعاً تأثیر مثبت و پیشبرنده خواهد داشت.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به جنبش "وال استریت" در آمریکا، آن را مسئله مهمی خواندند و افزودند: اگر چه مقامات آمریکایی در ابتدا تلاش کردند تا این حرکت اعتراضی را کوچک نشان دهند اما اکنون مجبور به اعتراف شده اند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سکوت چند هفته ای رسانه ها و مقامات آمریکایی در قبال جنبش اعتراضی "وال استریت" خاطر نشان کردند: مدعیان آزادی بیان بعد از آنکه مجبور به اعتراف به این حرکت اعتراضی شدند، با آن به شدت برخورد کردند و چهره واقعی آزادی بیان، حمایت از حقوق بشر و حمایت از آزادی اجتماعات در نظام سرمایه داری و لیبرال دموکراسی را نشان دادند.

ایشان با اشاره به دست نوشته های چندین هزار معترض در آمریکا که خود را نود و نه درصد و اکثریت ملت آمریکا معرفی می کنند ، افزودند: مردم آمریکا در واقع به حاکمیت اقلیت یک درصدی بر اکثریت نود و نه درصدی  معترض هستند که مالیات و پول مردم آمریکا را هزینه براه انداختن جنگ در افغانستان و عراق و حمایت از رژیم صهیونیستی می‌کنند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ممکن است حکومت آمریکا با شدت عمل، این جنبش اعتراضی را سرکوب کند اما نمی تواند ریشه های آن را از بین ببرد.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: ریشه های این حرکت در آینده آن چنان گسترش خواهد یافت که نظام سرمایه داری آمریکا و غرب را زمین خواهد زد.

ایشان شدت عمل در برخورد با معترضان در انگلیس را نیز نمونه دیگری از عملکرد مدعیان حمایت از حقوق بشر و آزادی بیان دانستند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه واقعیت های امروز نظام سرمایه داری، درس عبرت برای کسانی است که خواستار عمل به روشهای نظام سرمایه داری غرب هستند، افزودند: نظام سرمایه داری در بن بست کامل قرار گرفته و بحران غرب بطور کامل شروع شده است.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: جهان در یک مقطع حساس و تاریخی قرار گرفته است که ملت ایران و همچنین ملتهای مسلمان می توانند نقش آفرینی کنند و نظام اسلامی ایران می تواند الگو بودن خود را اثبات کند.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود ، استان کرمانشاه را از لحاظ جایگاه انسانی، طبیعی و جغرافیایی یکی از استانهای ممتاز کشور برشمردند و با اشاره به ویژگیهای جوانمردی، سلحشوری، وفاداری و صفات نیک پهلوانی مردم کرمانشاه، افزودند: زندگی همراه با همدلی و مدارای اقوام، مذاهب و گویش‌های مختلف در استان کرمانشاه یکی از ویژگی های برجسته مردم این استان است.

رهبر انقلاب با اشاره به نقش ممتاز و ایستادگی مردم کرمانشاه در دوران دفاع مقدس و همچنین وجود شخصیت های ارزشمند دینی، علمی، ادبی و هنری و ورزشی در استان کرمانشاه، نقش زنان این استان را نیز برجسته خواندند و تأکید کردند: در هیچ استان و شهری در ایران بغیر از یک نمونه ، تعداد زنان شهیده و جانبازان زن به تعداد استان کرمانشاه نیست.

حضرت آیت الله خامنه ای شرایط طبیعی، آب‌های فراوان سطحی، زمین های مستعد کشاورزی، قابلیت های گردشگری و نزدیکی با مراکز مهم اقتصادی کشور را از دیگر ویژگی های استان کرمانشاه برشمردند و خاطر نشان کردند: با وجود همه این امتیازات و و ویژگیها، مشکلات متعددی در استان کرمانشاه وجود دارد که در رأس همه آنها موضوع اشتغال است.

ایشان تأکید کردند مسئولان باید همه همت و تلاش خود را برای برطرف کردن مشکلات استان کرمانشاه بکار گیرند.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی حجت الاسلام و المسلمین علماء نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمانشاه به حضرت آیت الله خامنه ای خیر مقدم گفت.


دیدار سرشار از عشق و دلداگی بسیجیان کرمانشاه با رهبر معظم انقلاب
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
لازمه دیپلماسی‎هوشمند و ابتکاری، روحیه بسیجی/ بسیج مقابل هر انحراف در حرکت مستقیم انقلاب و نظام خواهد ایستاد
حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در سومین روز از سفر به استان کرمانشاه صبح امروز با هزاران نفر از بسیجیان سرافراز و دلاور این استان دیدار کردند. دیداری که سرشار از عشق و دلدادگی بسیجی به انقلاب و ولایت بود.


به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار به تبیین خاستگاه بسیج و ویژگی‌های منحصر به‌فرد آن، به‌عنوان یکی از ابتکارهای ماندگار و معجزه آسای امام راحل(ره) و همچنین نیاز همه عرصه های کشور به روحیه بسیجی برای ادامه مسیر حرکت پیشرفت نظام اسلامی و مقابله با چالش ها، پرداختند و تأکید کردند: روحیه بسیجی باید روز به روز در همه ارکان و بخش‌های مختلف کشور گسترش و تعمیق یابد و ملت ایران به لطف خداوند با همین روحیه بسیجی قله های اقتدار جهانی را فتح خواهند کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای، سپاه را شاخه برومند برآمده از ریشه انقلاب دانستند و در تشریح چگونگی شکل گیری بسیج به‌عنوان یک حادثه بدیع و بی نظیر در مجموعه حوادث انقلاب اسلامی، افزودند: از آنجا که لازمه هر نهضت و حرکتی، واژه سازی و نهادسازی متناسب با اهداف آن نهضت است، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، امام بزرگوار (ره) با مطالبه سازماندهی بسیج، عمق و ژرفای نگاه خود به نیاز آینده را نشان دادند.

ایشان با اشاره به آرمان‌های بلند نظام اسلامی و ایستادگی این نظام در مقابل نظام سلطه و استکبار، خاطر نشان کردند: چنین نظامی قطعاً همواره با چالش‌های مختلفی مواجه خواهد شد و بر همین اساس امام خمینی(ره) بسیج را بعنوان یکی از ارکان آمادگی دفاعی دائمی کشور پایه گذاری کردند و در آن زمان فرمودند اگر کشوری 20 میلیون انسان آماده دفاع داشته باشد، هیچ قدرتی توانایی طمع ورزی به آن را نخواهد داشت و آن کشور شکست ناپذیر خواهد بود.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه بسیج 20 میلیونی مورد نظر در سال 58، اکنون بسیج ده‌ها میلیونی مورد نظر است، افزودند: البته مسائل نظامی و دفاعی فقط یک بُعد بسیج است و ابعاد متنوع دیگری همچون علم، نوآوری و ابتکار را نیز در بر می گیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پیام امام خمینی(ره) در سال 67 مبنی بر تشکیل بسیج دانشجو و طلبه، آن را نشان دهنده نیاز کشور به روحیه بسیجی در حوزه‌های علمیه و دانشگاه ها دانستند و خاطر نشان کردند: عشق و ایمان و اعتماد به نفس همراه با ابتکار مهمترین ویژگی‌های روحیه بسیجی در عرصه های مختلف است که هم در بُعد دفاعی و هم در بُعد سیاسی و مدیریتی کارایی برجسته ای خواهد داشت.

ایشان در عرصه دفاعی به ابتکار در فرماندهی، سازماندهی، جنگ آوری و جنگ‌افزار اشاره کردند و افزودند: در بُعد سیاسی نیز ابتکار در عرصه گسترده دیپلماسی نیز که با انواع شیطنت ها همراه است، کارآمدی بالایی دارد و لازمه دیپلماسی هوشمند و با ابتکار عمل، روحیه بسیجی است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر گسترده بودن دایره روحیه بسیجی خاطر نشان کردند: روحیه بسیجی می تواند شامل عرصه های مختلفی همچون پیشرفت علمی و علم آموزی بسیجی، تولید ثروت و اقتصاد بسیجی، سیاست ورزی بسیجی، مدیریت بسیجی و سازماندهی بسیجی، است.

حضرت آیت الله خامنه ای، گمنامی و اخلاص در کار را از دیگر ویژگی‌های برجسته روحیه بسیجی برشمردند و افزودند: روحیه بسیجی با این مختصات، می تواند در همه عرصه های کشور بروز و ظهور یابد و البته این روحیه بسیجی به معنای غافل شدن از بسیج آمادگی دفاعی نیست.

ایشان با اشاره به ایستادگی 32 ساله ملت ایران و ظهور تدریجی تفکر اسلامی و انقلابی این ملت در منطقه و توطئه چینی دائمی قدرت‌های جهانی، خاطر نشان کردند: تا رسیدن به پیروزی نهایی، قطعاً چالش و مبارزه وجود خواهد داشت، بنابراین نظام اسلامی همواره نیازمند یک نیروی دفاعی توانا، بیدار، مستحکم و آماده بکار است که همان روحیه بسیجی در عرصه دفاعی است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه صبر و استقامت و ایمان به وعده پیروزی خداوند، عوامل اصلی پیروزی جبهه حق است، افزودند: روحیه بسیجی در عرصه های دفاعی، انتظامی، دولتی و دیپلماسی، این پیروزی را سرعت خواهد بخشید.

حضرت آیت الله خامنه ای دفاع از اصول تغییر ناپذیر اسلامی را از مهم‌ترین وظایف بسیج دانستند و تأکید کردند: بسیج نسبت به حرکت عمومی انقلاب و نظام اسلامی، یک نقش فرا دوره ای دارد و اگر انحرافی در حرکت مستقیم انقلاب و نظام دیده شود، بسیج در مقابل آن خواهد ایستاد.

ایشان پایبندی به قوانین و ضوابط را از لوازم بسیج و روحیه بسیجی برشمردند و تأکید کردند: همانگونه که بسیج و بسیجی باید قانون را رعایت کند، از طرف دیگر، اگر قوانین و ضوابط دست و پاگیری مقابل بسیج و گسترش روحیه بسیجی وجود داشته باشد، باید کسانی که تغییر قوانین بعهده آنان است، این موانع را بر طرف کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، جوانان بویژه جوانان بسیجی را به تعمیق معارف دینی، گسترش تأثیرگذاری در محیط پیرامونی و تقویت ارتباط معنوی توصیه کردند و افزودند: پایبندی نسل جوان امروز به اعتقادات و ارزش‌های اسلامی بیشتر و عمیق‌تر از سال‌های اول انقلاب است.

حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از افرادی که چشم خود را بر نقاط مثبت و پیشرفت‌ها بسته اند و فقط برخی ناهنجاری‌ها را می بینند، خاطر نشان کردند: این روش غلط است. البته ناهنجاری وجود دارد اما اگر سیر این ناهنجاری‌ها، به سمت علاج باشد، باید آنرا علامت درست بودن کارها دانست.

ایشان آینده کشور را بر خلاف میل دشمنان و انسان‌های غرض ورز و بدخواه، بسیار روشن ارزیابی و خاطر نشان کردند: حرکت انقلاب اسلامی، حرکتی موفق بوده است و دلیل آن هم تجربه های عینی و واقعیات موجود و پیشرفت‌های برجسته 32 ساله ملت ایران است.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: حرکت رو به جلو و پیشرفت انقلاب به معنای نبود مشکلات نیست اما اکنون تجربه های متراکمی در عرصه های گوناگون وجود دارد که می تواند الهام بخش مدیران بخش‎های کلان و بخش‎های مختلف دیگر باشد.

در ابتدای این دیدار جمعی از ورزشکاران بسیجی سپاه نبی اکرم(ص)، به اجرای ورزش باستانی و پهلوانی پرداختند.

در این دیدار همچنین سردار سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به آمادگی بالای دفاعی تمام یگان‌های سپاه در منطقه غرب کشور گفت: نیم میلیون بسیجی ضمن تعمیق معارف دینی خود، دژی مستحکم در برابر تهدیدهای سخت و نرم، تشکیل داده اند.

سردار سرتیپ دوم عظیمی فرمانده سپاه نبی اکرم(ص) نیز ضمن خیر مقدم به فرمانده کل قوا، گزارشی از آمادگی های دفاعی این سپاه ارائه کرد.


رهبر معظم انقلاب در دیدار با روحانیون و علمای کرمانشاه
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
حرکت‌های‌منطقه و مأیوس‎شدن از سرمایه‌داری؛ موج‌سوم گرایش به‌اسلام
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی امشب (چهار شنبه) در دیدار علماء، فضلا، روحانیون و طلاب شیعه و اهل تسنن استان کرمانشاه، با اشاره به موج سوم گرایش به اسلام بعد از حرکت‌های اخیر منطقه و جنبش ضد سرمایه داری در غرب، وظیفه روحانیت را مضاعف دانستند و تأکید کردند: امروز که سخن جمهوری اسلامی مبنی بر بی نتیجه بودن نظام مارکسیستی تحقق یافته و در مورد نظام سرمایه داری نیز در حال تحقق است،  علما و روحانیون باید با استفاده از مبانی مستحکم عقلی و متناسب با نیازهای روز، معارف منطقی و ریشه دار اسلام را برای مشتاقانی که در سراسر دنیا، در حال افزایش است، ارائه کنند.

رهبر انقلاب اسلامی روحانیون را به کسب آمادگی های معنوی و علمی برای ورود به عرصه های جدید و سخت توصیه کردند و افزودند: نباید از دشواریهای کار بهراسید بلکه همواره باید به سراغ کارهایی رفت که به ظاهر محال و نشدنی است.

حضرت آیت‌الله خامنه ای، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و همچنین پیروزی بزرگ‌ترین انقلاب دوره کنونی در مصر را از اتفاقات به‌ظاهر محال دانستند و افزودند: روحانیت در تبلیغ دین و انجام وظیفه باید اهداف بزرگ را مد نظر قرار دهد.

ایشان کسب آمادگی برای مقابله با شیوه های تهاجم مخالفان دین اسلام را از جمله ضروریات ورود به عرصه اهداف بزرگ خواندند و تأکید کردند: امروز مخالفان از سخت افزارها و نرم افزارهای مدرن برای تهاجم به اسلام و ایجاد شبهه افکنی در میان جوانان استفاده می کنند که باید برای مقابله با آنها، از شیوه ها و روش‌های متناسب با نیازهای نسل جوان استفاده کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی یکی از روش‌ها برای تضعیف اسلام است افزودند: علمای شیعه و اهل سنت باید به شدت مراقب توطئه‌ها باشند و با برگزاری جلسات مشترک و همکاری با یکدیگر راه‌های مقابله با طراحی های مخالفان را بیابند.

حضرت آیت الله خامنه ای مقابله با تکفیری ها را یکی از وظایف علمای شیعه و اهل سنت برشمردند و با اشاره  به وظیفه مهم روحانیت برای تبلیغ خاطر نشان کردند: بهترین روش برای تبلیغ شناخت مخاطب و آماده کردن مطالب مورد نیاز او، با زبان روز است.

ایشان با تأکید بر لزوم ارائه مستدل و منطقی معارف اسلامی به منظور تأثیرگذاری در لایه های عمیق ذهن مخاطب افزودند: یکی دیگر از وظایف روحانیون، حضور در مسائل اجتماعی است که باید همراه با اخلاق، نصیحت و ارائه طریق باشد.

رهبر انقلاب اسلامی با تقسیم بندی امواج گرایش به اسلام در دنیا به سه مقطع ،خاطر نشان کردند: موج اول گرایش به اسلام، همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد و موج دوم نیز بعد از شکست نظام مارکسیستی شکل گرفت.

حضرت آیت الله خامنه ای حرکت‌های مردمی اخیر در منطقه و مأیوس شدن مردم غرب از نظام سرمایه داری را موج سوم گرایش به اسلام دانستند و تأکید کردند: در چنین شرایط حساس و سرنوشت سازی، روحانیت اسلام، باید به سلاح معنویت و علم مجهز باشد تا بتواند معارف دین را با استفاده از کتاب و سنت به‌صورت عقلانی و قابل فهم برای نسل امروز ارائه کند.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به علمای دینی بزرگ کرمانشاه و حضور خانواده‌های علمی بزرگ در این استان، از مقام علمی و معنوی شهید محراب آیت الله اشرفی و برخی علمای بزرگ کرمانشاه تجلیل کردند.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام و المسلمین علماء نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمانشاه با اشاره به سابقه دینی مردم این استان و حضور علما و شخصیت های دینی برجسته در کرمانشاه گفت: در استان کرمانشاه زمینه گسترش مدارس دینی و تربیت علمای بزرگ همچنان وجود دارد که نیازمند بر طرف شدن برخی مشکلات است.

آیت الله ممدوحی نماینده مردم استان کرمانشاه در مجلس خبرگان نیز در سخنانی با اشاره به معارف عقلانی و منطقی دین اسلام که از کتاب و سنت استخراج شده است، گفت: حوزه های علمیه نقش اساسی را در ارائه الگوی مدیریتی فقه اسلامی، براساس نیازهای روز دارند.


10 نکته درباره سناریوی ضد ایرانی امریکا
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آمریکا ، مقام معظم رهبری
خوش‌خدمتی اوباما به‌صهیونیست‌ها/ انتقام‌گیری از رهبرانقلاب برای برهم زدن نقشه‌تجزیه‎فلسطین/ اختلاف میان FBI و CIA

سه‌شنبه شب گذشته به وقت تهران، دولت امریکا برای اولین بار یک کشور و دولت را به طراحی برای عملیات تروریستی در خاک ایالات متحده متهم کرد تا بر اساس مدل‌های تجربه شده و سناریوهای تخریبی جنگ سرد، رسانه‌های امریکایی بار دیگر در خط مقدم جنگ روانی حاضر شوند.

به گزارش رجانیوز، در حالی که در طی هفته‌های اخیر داد مردم امریکا از رسانه‌هایشان درآمده و بر خلاف ادعای "رسانه‎های آزاد"، رسانه‌ها در امریکا با بایکوت جنبش وال‌استریت نشان داده‌اند که کاملاً‌ در خدمت سیاست داخلی و خارجی امریکا قرار دارند و حاضر نیستند منافع گردانندگان‌شان را که همان سرمایه‌دارهایی هستند که در 1200 شهر امریکا علیه آن‌ها شعار داده می‌شود، با منافع مردم عوض کنند، ناگهان ادعای تروریستی علیه ایران مطرح می‌شود.

ادعای طراحی سپاه پاسداران ایران برای ترور احمد الجبیر سفیر عربستان در امریکا در حالی است که هر چقدر رسانه‌های امریکایی این موضوع را برجسته می‌کنند، بر تردیدهای نخبگان جامعه امریکا که هنوز رودستی را که از دولت بوش در ماجرای حمله به عراق با استناد به اظهارات کالین پاول وزیر امور خارجه وقت دولت امریکا فراموش نکرده‌اند؛ اظهاراتی که پاول بعدها و در حالی که از قدرت کنار گذاشته شده بود، با روشن شدن کذب بودن آن‌ها عذرخواهی کرد.

اما در شرایطی که رسانه‌های امریکایی مانند همیشه نداشته‌های دولت امریکا را جبران می‌کنند، شناسایی اهداف و برآورد از آینده این گستاخی دولت امریکا علیه کشورمان مهم‌تر از هر چیز دیگری است.

1- امریکایی‌ها برآورد دقیقی از داخل ایران ندارند و به‌دلیل اشتباه اطلاعاتی، اشتباه‌های محاسباتی پی در پی‌ای از آن‌ها دیده می‌شود. این را می‌شود از آنچه که در همین چند روز در رسانه‎هایشان نوشته‌اند، فهمید. برخی از تحلیلگران امریکایی که عمدتاً‌ وابسته به منابع دیپلماتیک یا جاسوسی ایالات متحده هستند، ادعا کرده‌اند که افشای طرح ترور به اختلاف‌های داخلی میان رهبری و رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور و سپاه منجر شده است. فهم نادرست از داخل ایران همان نقطه ضعفی است که امریکایی‌ها هنوز علاج آن را پیدا نکرده‌اند و گویا نمی‌خواهند از این رویه غلط خود هم درس بگیرند.

2- اما در بعد خارجی، دولت امریکا همواره یک خط ثابت اتهام‌زدن به ایران در چارچوب "تروریسم" را در طول سال‌های پس از انقلاب دنبال کرده است. این اتهام در چارچوب حمایت از حزب‌الله لبنان و گروه‌های مقاومت فلسطینی مانند حماس و جهاد اسلامی بوده است، اما این ادعا به اندازه کافی برای جامعه امریکا جذابیت ندارد و به اقدامات احتمالی مشروعیت کافی نمی‌دهد، بلکه این اتهام بیشتر مورد توجه جامعه صهیونیستی است.

3- صهیونیست‌ها به‌ویژه بعد از جنگ 33 روزه لبنان تلاش زیادی برای ایجاد وحدت استراتژیک و محور منطقه‌ای با عربستان علیه دشمن مشترک منطقه‌ای یعنی ایران کرده‌اند و در موضوع اخیر نیز ادعای ترور هم‌زمان سفیران عربستان و رژیم صهیونیستی مطرح شده است.

4- صهیونیست‌ها در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری به ایجاد جنجال و هیاهوی رسانه‌ای برای تحت‌الشعاع قرار دادن موضوع فلسطین دارند. برخی معتقدند که این طراحی صهیونیستی اساساً برای انتقام‌گیری از رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌دلیل برهم زدن نقشه مطلوب غرب در زمینه فلسطین 12 درصدی که غربی‌ها مدت‌ها روی آن کار کرده بودند.

5- در ادعای اخیر علیه ایران، اختلاف نظر میان FBI (پلیس فدرال) و CIA (سازمان اطلاعات و امنیت) کاملاً‌ واضح است. FBI از گذشته موضع خصمانه‌تری علیه کشورمان داشته و رئیس سابق آن، مدت‌ها در کمپین منافقین به همراه جان بولتون شرکت می‌کرد.

این در حالی است که سیا به‌دلیل حضور در منطقه و آشنایی بیشتر با ایران، واقع‌گرایی بیشتری در قبال کشورمان دارد، به‌طوری که تاکنون نیز موضع رسمی در این زمینه نگرفته است و در عین حال، برخی مقام‌های سابق این سیستم که اکنون به‌عنوان روزنامه‌نگار و تحلیلگر فعالیت می‌کنند اما در واقع مواضع غیررسمی سیا را منعکس می‌کنند، تردیدهای جدی در مورد این سناریوی ضد ایرانی مطرح کرده‌اند.

به‌عنوان نمونه "رابرت بایر" در مقاله‌ای که هفته‌نامه "تایم" منتشر کرد، می‌نویسد امریکا باید به صهیونیست‌ها نشان دهد که در سیاست خارجی خود مقابل ایران قدرتمند و با اراده است. عربستان هم مشکلات داخلی خود را دارد و باید با مخالفان و تظاهرکنندگان برخورد کند، همچنین خود رژیم سعودی در معرض اتهام تروریسم است. وی ادامه می‌دهد که عربستان به تنهایی قادر به برخورد با ایران نیست و همیشه خود را پشت دیگران مخفی می‌کند مانند ماجرای حمله صدام به ایران. این مقام سابق سیا می‌افزاید سفیر عربستان در امریکا فردی از خاندان سلطنتی نبوده که کشتن او برای ایران فایده‌ای داشته باشد.

یک جاسوس دیگر سیا نیز تأکید می‌کند که اوباما و هیلاری کلینتون نیاز دارند به صهیونیست‌ها نشان دهند که مقابل ایران جدی هستند و از طرف کمپین‌های انتخاباتی که تأمین کننده اصلی منابع آن‌ها صهیونیست‌ها و لابی‌هایشان در امریکا هستند، تحت فشارند.

6- در سناریوی ادعایی علیه ایران، طرف امریکایی یک قاچاقچی سابق مواد مخدر و طرف ایرانی بر اساس آنچه رویترز نیز گزارش داده یک مشروب‌خوار، دزد و چاقوکش است که صورت او پر از جراحت‌های ناشی از درگیری با چاقو است. طرف امریکایی برای کاهش مجازاتش حاضر به هر گونه خوش‌خدمتی بوده و طرف ایرانی نیز برای نیاز مالی خود هر کاری می‌کرده است.

7- روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشت که سناریوی مطرح شده علیه ایران بخشی از یک فیلمنامه هالیوودی بوده است که در دفاتر فیلم‌سازی امریکا بررسی و رد شده بود. بر اساس این سناریو، یک ایرانی صاحب آژانس اتومبیل به همراه یک کارتل مکزیکی به‌دنبال انفجارهای تروریستی است.

8- مهم‌ترین سند امریکایی‌ها در این ماجرا، انتقال 100 هزار دلار از یک حساب به حساب دیگر است. ابتدا مدعی شدند که این پول از یک حساب درا یران منتقل شده است اما پس از مطرح شدن ابهام‌ها مبنی بر اینکه چگونه ممکن است علی‌رغم تحریم‌ها چنین وجهی منتقل شود، گفتند که این وجه از داخل ایران منتقل نشده است. گاف دیگر این سناریوی هالیوودی این است که برای چنین عملیات‌هایی هیچ‌گاه از حساب‌های بانکی، تلفن و... برای ارتباطات و تبادلات استفاده نمی‌شود.

9- گریس پورتر تحلیلگر دیگر امریکایی نیز که در حوزه‌های امنیتی و جاسوسی متخصص است و دسترسی‌های خوبی دارد، در مقاله‌ای می‌نویسد که تمام ادعاها را نماینده مبارزه با مواد مخدر امریکا مطرح کرده است. مأمور امریکایی تأکید داشته که باید سفیر سعودی را به همراه 100 نفر بکشیم و طرف ایرانی سکوت می‌کرده است. هیچ سندی نیست که طرف ایرانی جوابی داده باشد. طرف ایرانی احتمالاً به‌دنبال مواد مخدر بوده ولی طرف امریکایی می‌خواسته او را به سمت نیازهای خود بکشد.

10- علاوه بر جنبش وال استریت که امریکایی‌ها نیاز به انحراف افکار عمومی و رسانه‌ها از این ماجرا داشتند، در بحث منطقه نیز به‌دنبال بد نام کردن ایران برای جلوگیری از تسری الگوی جمهوری اسلامی هستند. پیش از این، مقام‌های سعودی به‌شدت از امریکایی‌ها و تنبلی آن‌ها گلایه داشتند.


در اجتماع عظیم مردم گیلانغرب مطرح شد
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سخنرانی ، مقام معظم رهبری ، تروریسم ، سیاسی
هشدار شدید رهبر معظم انقلاب به امریکایی‌ها در قبال توطئه مهمل جدید و تهمت تروریسم علیه ایران
رهبر معظم انقلاب با تصریح بر اینکه ایستادگی ملت در حفظ هویت ملی ، کشور را در برابر دشمنان فائق خواهد ساخت ، تاکید کردند جمهوری اسلامی در برابر دشمنان می ایستد و عقب نشینی هم نمی کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری چهارمین روز سفر رهبر معظّم انقلاب اسلامی به استان کرمانشاه به عطر دیدار با مردم مومن، مقاوم و وفادار گیلان غرب معطر شد.

حضرت آیت الله خامنه ای در اجتماع عظیم و پرشور مردم گیلان غرب، آحاد ملت پر استقامت ایران به ویژه جوانان را،'مدافعان هوشیار مرزهای هویت، شخصیت و شرف ملی و دینی' خواندند.

ایشان با اشاره به تهمت های تروریستی اخیر آمریکا به جمهوری اسلامی ایران تأکید کردند: دشمن برای منزوی کردن ملت ایران و گسترش ایران هراسی یقه می دَرّاند و جان می کند اما همانند گذشته جز نفرت بی پایان ملتها از رژیم آمریکا و افزایش علاقه مردم به شعارهای پر افتخار ملت ایران هیچ نتیجه ای بدست نمی آورد.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار که صبح امروز(شنبه) در ورزشگاه شهدای گیلان غرب برگزار شد، پایداری پرشکوه مردم غیور و عزیز این شهر را در دوران هجوم رژیم بعثی، مایه افتخار جوانان این منطقه دانستند.

ایشانو با اشاره به بازدید چند باره خود از گیلان غرب و مناطق اطراف در طول هشت سال جنگ تحمیلی افزودند: جوانان این منطقه بدانند که در دامان خانواده هایی پرورش یافته اند که شجاعت و دلاوری توأم با غربت آنها در دفاع مقدس، حقیقتاً جای افتخار دارد و نشان دهنده وجود زمینه های با ارزش معنوی و انسانی است.

حضرت آیت الله خامنه ای، دوران کنونی را دوران دفاع مقدس از 'هویت و عزت ملی و اعتقادات مستحکم اسلامی' برشمردند و خاطر نشان کردند: همه دختران و پسران جوان و زنان و مردان مومنی که دوران دفاع نظامی از کشور و ملت را درک نکرده اند اکنون با همان روحیه ملی در میدان پر افتخار دفاع از شرف و شخصیت عظیم ملی و اسلامی به نقش آفرینی بپردازند.

ایشان حفظ خاطرات پر معنای دفاع مقدس را از عوامل موثر در حفظ هویت ملی برشمردند و با تجلیل از بانوی مسلمان و شجاع گیلان غربی که در آن دوران تعدادی از نظامیان دشمن را به هلاکت رساند و اسیر کرد، افزودند: حفظ خاطرات پایداری مردم گیلان غرب، قصر شیرین و اسلام آباد، سرپل ذهاب و دیگر مناطق کشور در حفظ هویت ملی، دارای چنان اهمیتی است که شخصیت های برجسته، دانشمندان و عناصر فعال و متفکر باید در این زمینه احساس مسئولیت کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، انکار هویت اسلامی ملت مبارز و قهرمان ایران و منزوی کردن جمهوری اسلامی را مهمترین هدف هجوم مستمر جبهه استکبار خواندند و خاطر نشان کردند: آمریکا، اروپا و دولت‌های وابسته برای درهم شکستن مقاومت ملت ایران به آب و آتش می زنند و خود را می کشند و این واقعیت نشان می دهد که ارزش تاریخی پایداری این ملت عزیز بر سر آرمانها، تا چه حد است.

حضرت آیت الله خامنه ای جنجال روزهای اخیر رسانه های وابسته به شبکه صهیونیستی بین الملل را درباره حمایت ایران از تروریزم، حلقه ای از توطئه های پی در پی مستبدان جهانی خواندند و افزودند: آنها با نسبت دادن یک تهمت مُهمَل و بی معنا به چند ایرانی تلاش کردند بهانه ای به‌دست آورند و جمهوری اسلامی ایران را به‌عنوان مدافع تروریزم مورد هجوم تبلیغاتی سیاسی قرار دهند اما این توطئه نیز نگرفت و نخواهد گرفت و مانند دیگر اقدامات آنها بی فایده و بی اثر می ماند و بر خلاف تصورشان به انزوای بیشتر خود آنها منجر خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به واقعیات و حوادث منطقه و جهان، رژیم آمریکا را در چشم ملت‌های جهان حکومتی منزوی و منفورترین دولت‌ها برشمردند و خاطرنشان کردند: رئیس جمهور کنونی آمریکا دو سال قبل برای فریب افکار عمومی منطقه، در مصر به تملق گویی پرداخت اما امروز در همان کشور و دیگر کشورهای منطقه، مردم شعارهای ضد آمریکایی سر می دهند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به هراس رئیس جمهور آمریکا از مردم منطقه افزودند: این شخص حتی هنگام سفر به افغانستانِ تحت اشغال نیروهای آمریکایی و ناتو نیز، از پایگاه هوایی بگرام خارج نشد و جرأت نکرد به کابل برود چرا که در میان ملت‌ها منزوی است و از آنها می ترسد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گسترش جنبش وال استریت به شهرهای مختلف امریکا خطاب به مقامات این کشور تأکید کردند: شما در میان ملت خود نیز منزوی هستید و از اکثریت مردم می هراسید، آن وقت می خواهید با حرف‌های بیهوده ایران هراسی را عمومی کنید؟

ایشان با تحسین و تجلیل از پایداری ملت ایران به سردمداران استکبار خاطر نشان کردند: این نکته را بخاطر بسپارید که جمهوری اسلامی ایران طرفدار ملت‌های مظلوم است، با ظالمان مخالفت و مبارزه می کند و در مقابل زورگویی و زیاده خواهی شما با همه وجود می ایستد و از هیچ آرمانی عقب نشینی نمی کند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به علاقمندی و طرفداری ملتها از شعارهای جمهوری اسلامی افزودند: در مقابل این اشتیاق روزافزون، سردمداران آمریکا طرفدارانی اقلیتی و یک درصدی دارند و این واقعیت، درست در نقطه مقابل جایگاه جمهوری اسلامی ایران است.

ایشان جوانان کشور را به قدرشناسی از این جایگاه و ظرفیت عظیم توصیه کردند و افزودند: کشور متعلق به جوانان عزیز ایران است و نسل جوان و پر شور، باید با حضور هر چه گسترده تر در میدان‌های علم و فناوری و دیگر عرصه ها، و مقابله هوشیارانه با نفوذ دشمن، خود را برای آینده درخشان ایران آماده کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گسترش روز به روز نهضت اسلامی در منطقه بسیار مهم خاورمیانه تأکید کردند: جوانان فهیم کشور، اسلام را به‌عنوان عامل نجات بخش مادی و معنوی، پاسداری کنند چرا که هیچ تردیدی نیست که آینده متعلق به اسلام است و پرچم اسلام ان‌شاءالله در همه منطقه به اهتراز در خواهد آمد و مجموعه ای مقتدر متحد و با عزت از ملت‌های منطقه تشکیل خواهد داد.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان‌شان با اشاره به وجود زمینه های مستعد در استان کرمانشاه، افزودند: میزان بیکاری در منطقه بالاست و دولت باید با استفاده از امکانات و توانایی های خود برای حل مشکلات استان اقدام کند و جوانان عزیز نیز با پیامدهای اجتماعی بیکاری از جمله اعتیاد و فساد اخلاقی مبارزه کنند.

در ابتدای این دیدار امام جمعه گیلان غرب، ضمن تشکر و خیر مقدم به رهبر انقلاب اسلامی به سابقه درخشان مبارزات مردم این منطقه در جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: تقدیم 750 شهید از جمله 100 زن شهیده و چند کودک خردسال و بیش از 2300 جانباز و آزاده نمره ممتازی را در کارنامه رشادت مردم این خطه به ثبت رسانده است.

حجت الاسلام رضوانی در ادامه بر ضرورت رفع مشکل بیکاری جوانان، کمبود آب کشاورزی و توجه به مقوله فرهنگی تاکید کرد و خواستار توجه بیشتر مسئولان به این منطقه شد.


آخرین تحولات‌سوریه پس از وعده‌اصلاحات/چهار گروه‌مخالفان چه‌می‌گویند
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، سوریه

مسئولان روسیه و چین پس از وتو کردن قطعنامه شوراى امنیت علیه سوریه در هفته گذشته و روبرو شدن با انتقادهای امریکا و غرب اقدام به ارائه طرح جدید تعدیل شده به منظور برخورد با بحران سوریه کردند. همچنین آنان در اظهارات جدید خود بر ضرورت تسریع در انجام اصلاحات در این کشور و متوقف کردن کلیه مظاهر خشونت تاکید کردند. اقدام مسئولان دو کشور در وتوی قطعنامه شورای امنیت با استقبال فراوان مسئولان سوریه روبرو شد.

اقدامات دولت

اظهارات اخیر مسئولان دو کشور موجب شد که مسئولان سوریه تصمیمات جدیدى را در جهت تسریع در اصلاحات اتخاذ کرده که از مهم‌ترین آنها اعلام محمد بختیان دبیر شوراى ملى حزب بعث در روز پنج‌شنبه مبنى بر تصمیم رئیس‌جمهور سوریه در تشکیل کمیته تدوین قانون اساسى جدید ظرف دو روز آینده است. طرح قانون اساسی جدید قرار است پس از تصویب توسط دو سوم اعضای مجلس به همه پرسى مردم گذاشته شود.

اقدامات مخالفان

از سوى دیگر، اقدام مخالفان دولت سوریه در داخل و خارج در روزهاى اخیر به ساماندهى تشکیلات و نیروهاى خود نیز موجب تسریع دولت در اتخاذ تدابیر جدید شد.

تشکیل "مجلس ملی انتقالى" توسط مخالفان مقیم خارج از کشور پس از ماه‌ها کشمکش، در کشور ترکیه و استقبال سران غرب از تشکیل آن و نیز اقدام مخالفان مقیم داخل در ساماندهى تشکیلات خود در داخل و تأسیس "شورای هماهنگی نیروهای تغییر" و "جریان تغییر واصلاح" و "جریان سوم" نشان دهنده ورود کشور  به مرحله جدیدى از تحولات است.

* "مجلس ملی انتقالی" که روز یکشنبه 10 مهرماه در شهر استانبول ترکیه موجودیت خود را اعلام کرد، نمایندگانی را از اعضای بیانیه دمشق، اخوان المسلمین و لیبرال ها در خود جای داده است، در حالی که "شورای هماهنگی" که در برگیرنده مخالفان داخل است، مشتمل بر احزاب شش‌گانه دموکرات و چهار حزب کُرد و شخصیت‌های مخالف مستقل است.

* "جریان تغییر و اصلاح" نیز که شورای آن مشتمل بر هفت نفر است و چهار نفر از آنان به تازگی از زندان آزاد شدند، افراد برجسته زیر را در خود جای داده است:

- علی حیدر رئیس الحزب القومی السوری الاجتماعی

- قدری جمیل از کمیته ملی اتحاد کمونیست‌ها

- طیب تیزینی سوسیالیست مستقل

- پدر تونی دوره مسئول روابط عمومی مارونی‌های سوریه و...

اعضای این جریان  اخیرا به روسیه رفته و مورد استقبال مسئولان روسیه قرار گرفتند. این گروه اختلاف زیادی بادولت نداشته و بیشتر به دنبال انجام اصلاحات است.

* اقدام گروه دیگرى از مقامات سیاسى به تشکیل "جریان سوم" نیز از جمله رویدادهاى سیاسى دو هفته اخیر است. این جریان که مشتمل بر 40 شخصیت سیاسی و فرهنگی به رهبرى دکتر محمد حبش و طیب تیزینی و تعدادی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس مانند عبد العزیز معگالی و عبد الکریم السید و عدنان دخاخینی و شیخ حسن کفتارو است، با هدف ارائه راه حل میانه جهت خروج از بحران کشور شکل گرفت.

اغلب اعضای این جریان از طرفداران نظام بوده که به دنبال دخالت نکردن ارتش و سازمان امنیت در زندگی شخصی مردم و مجازات شرکت کنندگان در کشتارهای اخیر و بازگشت اعتماد میان مردم و دولت و آغاز اجرای اصلاحات در قانون اساسی هستند.

* جریانات جدیدی نیز در حال شکل گیری است که از مهم‌ترین اعضای این گروه "المبادرة الوطنیة الدیمقراطیة" می‌توان به رهبری محمد سلیمان وزیر اسبق اطلاع رسانی و جمال سلیمان هنرمند برجسته کشور را نام برد.

همچنین شخصیت‌های دیگری مانند میشیل کیلو، عارف دلیله و لؤی حسین که از مخالفان به شمار می روند، اخیرا در جلسات گفت‌وگوی ملی با دولت شرکت و از مواضع گذشته خود عقب نشینی کردند.

ویژگی‎های شورای هماهنگی نیروهای تغییر

شورای هماهنگی ملی نیروهای تغییر اخیراً استقبال مشروط خودرا جهت پیوستن به مجلس ملی انتقالی اعلام کرده است. درعین حال، این شورا بر خلاف مجلس ملی انتقالی، تنها برای تأسیس نظام دموکراسی حاضر است با دولت مذاکره کند اما مجلس ملی انتقالی با هرگونه مذاکره با دولت مخالف است. ضمنا مجلس ملی با دخالت نظامی بیگانگان به ویژه نیروهای سازمان ملل وشورای امنیت موافق است اما شورای هماهنگی با دخالت نظامی بیگانگان به هر شکل مخالف است.

شورای هماهنگی مخالفان در داخل، اجلاس مرکزی خود را در پنج‌شنبه گذشته تحت عنوان چهار "نه" بزرگ برگزار کرد. (نه برای استبداد و فساد... نه برای دخالت نظامی بیگانگان... نه برای فتنه‌های مذهبی وقومی... نه برای خشونت و مسلح کردن انقلاب مردم). این شورا همچنین اعضا کمیته اجرایی خود را که بالغ بر 27 نفر است، انتخاب کرد. از مهم‌ترین شخصیت‌های انتخاب شده:

1- حسن عبد العظیم: دبیرکل اتحاد سوسیالیست دمکرات (سفیر امریکا چندی پیش از وی دعوت نمود که به سفارت امریکا برود اما بامخالفت وی روبرو شد و سفیر مجبور شد به دیدار وی برود)

2- حسین العودات: مخالف سوری که باگرایش چپ.

3- فایز ساره: لیبرال

حسن عبد العظیم هماهنگ کننده شورای هماهنگی در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که در هیچ یک از انتخابات شرکت نخواهد کرد مگر در سایه امنیت و توقف کلیه مظاهر خشونت و گفت‌وگو به‌منظور بررسی راه‌های انتقال قدرت به افراد منتخب توسط مخالفین و نیروهای دولتی که دست خود را به خون افراد بی‌گناه آلوده نشده است و تدوین قانون جدید برای احزاب و انتخابات و قانون اساسی و برگزاری انتخابات سالم.

عبد العظیم همچنین افزود که شورا آمادگی خود را جهت پیوستن افرادی از مجلس ملی انتقالی که با دخالت نظامی بیگانگان مخالف هستند، اعلام کرد.

در بیانیه اختتامیه این اجلاس، کمیته مرکزی شورای هماهنگی هشدار داد که استفاده از نیروی نظامی در برخورد با تظاهرات منجر به دخالت نظامی بیگانگان و آشوب داخلی خواهد شد.

شورای هماهنگی در پایان این اجلاس حسن عبد العظیم را به‌عنوان رئیس شورا و حسین العودات به‌عنوان نائب رئیس و رجاالناصر به‌عنوان دبیر شورا منصوب کرد.

مرحله دوم عملیات مخالفین

از مظاهر دیگر چهره سیاسی کشور در هفته اخیر، اجراى مرحله دوم اعتراض‌هاى مخالفان مسلح در داخل یعنی انجام عملیات تروریستى و تخریبى است.

بسیارى از صاحب‌نظران بر این عقیده هستند که این اقدام مخالفان نشان دهنده موفقیت نداشتن آنان در مرحله اول اعتراض‌ها است که شاهد برپایى تظاهرات خیابانى و به دست گرفتن موقت کنترل برخى از شهرهاى مهم کشور مانند حمص و حماه بوده است.

موقعیت دولت

به هر حال، همانگونه که دولت دارای نقاط ضعف فراوانی اعم از تکیه بر نظام تک حزبی، مذهبی و قومی که منجر به فساد اقتصادی، سیاسی واجتماعی شده بود، مخالفان آن نیز به دلیل عدم انسجام و توانایی در ارائه جایگزین مقتدر موفق به جلب افکارعمومی نشدند.

حوادث روزهاى اخیر همگى حاکى از تصمیم دو طرف بر حرکت به سمت به دست گرفتن سررشته امور و گرفتن گوى سبقت است.

اما در مجموع باید گفت که دولت سوریه به دلیل برخوردارى از ارتش وفادار مجهز و تشکیلات نظامى و انتظامى و امنیتى و حزبى مقتدر تاکنون موفق به کنترل اوضاع به نفع خود شد.

تصمیم جدی بشار جوان، پر شور و اصلاح‌طلب بر اجراى اصلاحات اعم از تغییر کابینه و تصویب قانون جدید انتخابات که مراحل اولیه آن مانند تشکیل کمیته‌ها در حال شکل گیرى است و تصویب قانون جدید رسانه‌ها و قانون تشکیل احزاب و برگزارى جلسات گفت‌وگوی ملى در سراسر کشور با شرکت نخبگان سیاسى، اقتصادى و اجتماعى و همچنین برگزارى جلسات گفت‌وگوى ملى در سطح جوانان و عشایر و شناسایى خواسته‌هاى مردم و اقدام در افزایش حقوق و استخدام بیکاران و افزایش میزان یارانه سوخت (على رغم مخالفت برخى از شخصیت‌های پا به سن گذاشته و محافظه کار حزبى و امنیتى) باعث شد که سررشته اوضاع کشور را همچنان در اختیار داشته باشد.

اشتباهات مخالفان

از سوى دیگر اشتباه‌های فاحش مخالفان در گذشته و نبود برخوردارى از سازماندهى و تشکیلات منسجم و انجام عملیات خشونت آمیز وحشیانه و اظهارات دستگیرشدگان مبنى بر دریافت کمک‌هایى از بیگانگان و تشریح اقدامات آنان در مثله کردن اجساد قربانیان و... همگى به شکل گیرى تصویر نه چندان مناسب از آنان نزد افکار عمومى اعم از نخبگان و توده‌هاى مردمى کمک کرد.

نتیجه‌گیری

به نظر می‌رسد روزهاى آینده شاهد اقدامات جدیدى از سوى دو طرف خواهیم بود.

دولت آمریکا و غرب پس از وتوى قطعنامه شوارى امنیت از سوى  روسیه و چین ناگزیر به روى آوردن به اقدامات جدیدى اعم از اعمال فشارهاى سیاسى و اقتصادى یک طرفه و یا انجام معامله با روسیه و چین خواهد شد، در عین حال، روسیه و چین نیز با وتوى قطعنامه اخیر و ارائه طرح متعادل جهت برخورد با بحران سوریه سررشته امور را در حال حاضر به‌دست گرفته و منتظر اقدامات آمریکا و غرب خواهند نشست.

شکست طرح امریکا و غرب در منزوی کردن سوریه پیامدهای دیگری خواهد داشت. نگرانی  امریکا از اوج‌گیری قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه پس از خروج نیروهای خود از عراق و طرفداری مالکی از قیام مردم بحرین و شکست طرح محکومیت سوریه در شورای امنیت موجب عصبانیت آن‌ها شد.

اقدام اخیر امریکا در اتهام‌زنی ایران در مورد طرح ریزی جهت ترور "جبیر" سفیر عربستان در امریکا نیز در همین راستا است. آن‌ها نگران آینده موقعیت خود پس از خروج  از عراق و به‌دست گرفتن سررشته امور توسط جبهه مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران است. طراحی این توطئه در شرایط فعلی باهدف افزایش تشنج در  روابط ایران با کشورهای خلیج فارس بوده و بهانه تراشیدن جهت ماندن در این منطقه حیاتی خواهد بود.

همچنین موافقت نکردن دولت عراق با ابقای نیروهای امریکا در این کشور موجب عصبانیت بیشتر امریکا شد و انفجارهای شدید روز گذشته عراق در این راستا قلمداد می‌شود.


جشن تولد کروبی در کنار نزدیکانش+عکس
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، عکس

مهدی کروبی شب گذشته به جمع خانواده و نزدیکانش رفت و چندین ساعت به شب نشینی با آنان پرداخت.

جهان: آنچنان که محمدحسین کروبی، پسر شیخ در صفحه فیس بوک خود نوشته است: شب گذشته در منزل من همزمان با شب تولد پدرم به مناسبت ورود دخترم به دانشگاه با حضور مادر و برادرانم مهمانی گرفته بودیم. اتفاق جالب اینکه هنگام صرف شام زنگ منزل به صدا در آمد و ماموری از آن سوی آیفون گفت "آقای کروبی رو آوردیم". عملا باورکردنی نبود و خوشحال شدیم که پدر را سر زده آورده بودند.

وی سلامت پدرش را "خیلی خوب" توصیف کرده و نوشته است: از حال ایشان پرسیدیم و گفتند چند شب قبل مرا به یک مرکز درمانی برای چکاب بردند و تقریبا یک چکاب کامل صورت گرفته است.

مهدی کروبی ماه گذشته هم با اعضای خانواده اش دیدار کرده بود.

دیدارها و ملاقات های شیخ و شب نشینی های او با خانواده و نزدیکانش در حالی است که رسانه های اپوزیسیون و حتی تریبون های متعلق به کروبی و میرحسین موسوی همواره مدعی اند که سران فتنه نه در حبس خانگی که زندانی اند و محافظان او اجازه هیچ ملاقات و دیداری را به او نمی دهند.

البته پسر کروبی در نوشته خود این را هم عنوان کرده است که "مسئولین جدید امنیتی که به تازگی منصوب و پدرم به اینها تحویل داده شده است، قول دادند که وضعیت پدرم بهتر شود و طی ۱۰ روز آینده ایشان را به منزلی در منطقه شمیران منتقل کنند. همچنین قول دادند که هفته ای یک بار اعضای خانواده به صورت چرخشی با پدر ملاقات نمایند."


احمدی نژاد: خدا مزدی به مشائی دهد که همه متحیر شوند
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، جریان انحرافی

او همچون شهید بهشتی مظلوم است و شک ندارم خداوند مزد مظلومیت او را طوری خواهد داد که همه متحیر خواهند شد.

مشرق: دکتر احمدی نژاد در اجلاس استانداران سراسر کشور با انتقاد شدید از منتقدان جریان انحرافی گفته است؛ ۲۵ سال است که مشایی را می شناسم و در این مدت نماز شبش ترک نشده، او همچون شهید بهشتی مظلوم است و شک ندارم خداوند مزد مظلومیت او را طوری خواهد داد که همه متحیر خواهند شد.


اخراج احمد باطبی از VOA
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، احمد باطبی ، صدای آمریکا

روزنامه کیهان نوشت: پلیس فدرال آمریکا ضمن بازجویی از همسر سابق باطبی(تارا نیازی)، به باطبی درباره تماس با ایران و لو دادن برخی عناصر مخالف ظنین شده بود. امیرعباس فخرآور که ظاهرا ارتباطات بیشتری با اف بی آی دارد، در این باره نوشت: احمد باطبی و کورش صحتی از صدای آمریکا اخراج شدند. به دنبال افشای پرونده همکاری باطبی با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و تشکیل پرونده از سوی پلیس فدرال آمریکا برای وی در این خصوص، باطبی که از پاییز سال 2008 در بخش فارسی صدای آمریکا به کار مشغول بوده و به عنوان کارمند قراردادی دولت آمریکا حقوق دریافت می کرد، به همراه تعدادی از دوستانش اخراج شدند.

فخرآور اضافه کرد: پرونده همکاری باطبی با وزارت اطلاعات، در پی انتشار نامه ای از ارژنگ داوودی از درون زندان اوین که آشکارا مدارکی را در خصوص همکاری باطبی با وزارت اطلاعات به دست می داد، به رسانه ها کشیده شد. ورود نامزد سابق باطبی به ماجرا و افشای بخشی دیگر از جزئیات این همکاری هم بر صحت ماجرا تاکید داشت. نامه های معروف به 102 نفر هم که با هدف تغییر صورت مسئله از سوی همپیمانان باطبی یعنی سازگارا و افشاری منتشر شده بود، کمکی به وی نکرد و ارسال دومین نامه، که نقض آشکار قوانین در آمریکا بود، موجب سرعت بخشیدن به پرونده اخراج وی شد.


کواکبیان: مطهری، عباسپور و کاتوزیان می توانند در لیست اصلاح طلبان باشند
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصطفی کواکبیان ، علی مطهری ، حمیدرضا کاتوزیان

عضو فراکسیون اصلاح‌طلبان مجلس گفت که اشکالی برای حضور علی مطهری، عباس‌پور و کاتوزیان در لیست اصلاح‌طلبان نمی‌بیند.

به گزارش فارس، روز گذشته در دومین سلسه جلسات "نقد واقع بینانه، عدالت سیاسی، انتخابات مجلس" که توسط اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور برگزار شد، مصطفی کواکبیان نماینده اصلاح طلب مجلس هشتم در جمع دانشجویان حاضر و به سوالات دانشجویان پاسخ گفت.

وی در ابتدا طی سخنانی به طرح مسئله عدالت سیاسی پرداخت و در ادامه به سوالات دانشجویان پاسخ داد.

کواکبیان با بیان اینکه من معتقد هستم اگر عقلانیت را پیش بگیریم خیلی از مشکلات حل می شود، گفت: هرچه سطح دانش ما بیشتر باشد مشکلات کمتر خواهد بود وهرچه علم بالاتر رود عقلانیت نیز افزایش می یابد.

* ممکن است جامعه‌ای دینی نباشد اما عادلانه‌تر باشد

وی با اشاره به عدالت سیاسی گفت: خیلی از ما امروزه به دنبال تشریح مفاهیم هستیم در حالی که مشکل امروزه ما مصداق هاست هرچند که بنده معتقدم نیاز ما امروز به عدالت سیاسی بیشتر از عدالت اجتماعی و اقتصادی است یعنی شکی در اصل عدالت قضایی نیست و من باورم این است هرچه حکومت عادلانه تر باشد دینی تر است ممکن است جامعه‌ای دینی نباشد اما عادلانه‌تر باشد لذا دینی تر است بارها در قرآن نیز به آن اشاره شده است خدا فرمود همه پیامبران را فرستادیم و میزان را همراهشان کردیم همه این‌ها برای قسط و عدل بود و معتقدم هرچه قوه قضاییه عادلانه تر باشد حکومت عادلانه تر است.

کواکبیان با تاکید بر اینکه من اولویت را در عدالت سیاسی می دانم، اظهار داشت: راجع به عدالت می گویند که حق را به حق دار رساندن یعنی عدالت و عدالت سیاسی هم به همین معناست و هرکس در هر پستی نشست، در حالی که شایستگی آن را ندارد خلاف عدالت رفتار کرده است. ما باید از مفاهیم بگذریم و باید در عرصه مصداق‌ها وارد شویم البته در بحث نظریه پردازی همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند و تاکید دارند بر کرسی های آزاد اندیشی باید به این مسئله پرداخت. هرچند که ما در مجلس بودجه اش را می گذاریم اما کجا می رود نمی دانیم. یعنی وزارت علوم تاکید دارد که کرسی های آزاد اندیشی راه اندازی بشود و ما باید از شفافیت نترسیم باید مسائل شفاف تر شود یکی از دلایلی که این اختلاس ها صورت می گیرید، عدم شفافیت در مسائل است در مملکتی که آزاد اندیشی و فضای باز باشد این مسائل کمتر صورت می گیرد.

نماینده اصلاح طلب مجلس ادامه داد: در مسائل سیاسی هم همین طور است ما نباید بنگریم کی با ما بیشتر سلام و علیک دارد لذا صلاحیتش بیشتر است و فلانی با ما رابطه خوبی ندارد لذا به درد مجلس و انتخابات نمی خورد. ما افتخارمان به امثال شهید بهشتی هاست و من مفتخرم که در سمنان دبیر حزب جمهوری اسلامی بوده‌ام گاهی در مباحث ما، ایشان شرکت می کردند و گاهی می گفتند که اگر دو نفر از تمام جهات و توانمندی ها مشابه هم دیگر هستند و یکی عضو حزب ماست، ما به هم حزبی خودمان رای می دهیم اما اگر بدانیم فردی که خارج مجموعه از توانمندی بهتری برخوردار است باید به او رای دهیم.

کواکبیان گفت: ما مقلد امامیم و ولایت پذیریم در حد تقلید. این که در آموزه های دینی ما آمده اگر یک کارگر معمولی را استخدام می کنید در حالی که کارگر ماهر تر و متخصص تر وجود دارد به خدا و رسول خدا و همه مومنین خیانت کردید این در باره کارگر ساده است چه برسد به مسئولین نظام. این ها همه آموزه های دینی ماست برخی از ما در نظریات تشکیلاتی گیر می کنیم حتی خود بنده که دبیر کل حزب مردم سالاری هستم.

وی ادامه داد: حرف این است که اگر ما عدالت سیاسی داشتیم اختلاس میلیاردی به وجود نمی آید، برخی می گویند این بحث اقتصادی است در حالی که اشتباه می کنند این ها سیاسی است آن امضاهای طلایی که می تواند قوانین را دور بزند باعث گرفتاری شده است یک نفری از گاوداری شروع کرده و پولی نداشته و بعد دیدند خوب است یک شرکت به نامش ثبت کردند و بعد دیدند بهتر است یک پروژه برایش تعریف کنند بعد پروژه وام می خواهد و بعد یک حساب برایش باز می کنند اینها ادامه پیدا می کند تا می بینند چه خوب است به خاطر خوش حسابی یک بانک به نامش باز کنیم.

کواکبیان در ادامه گفت: نامه ها به دست مجلس می رسید که این فرد ساعت 10 نامه به بانک می فرستادند، ساعت 11 وام و جواب نامه ایشان فرستاده می شد و 20 هزار متر زمین به ایشان دادند متری 16 ریال! بله خود آقای احمدی‌نژاد این پول را برای خانه خودش نبرده است اما نامه های توصیه ای از دفتر ایشان بوده که این مسائل را به بار آورده ایشان می گوید ما سر سفره پدرمان نان حلال خوردیم درست است اما وقتی جلو این بی انضباطی گرفته نشود این اتفاقات طبیعی است البته آن چه که از این مبالغ باقی که مانده است 1800 میلیارد است.

کواکبیان در بحث انتخاباتی خود نیز گفت:  واقعیت امر این است که به عنوان گروه اصلاح‌طلب تعریف می شویم  و بین اصلاح طلبان دو دیدگاه وجود دارد یک دیدگاه می گوید نباید در انتخابات شرکت کنیم و طرفدار نظریه سکوت هستند؛ دیدگاه بعدی می گوید ما باید حتما در انتخابات شرکت کنیم و از فرصت های به وجود آمده استفاده کنیم و در جهت اهداف نظام خدمت کنیم و من به شخصه طرفدار نظریه دوم هستم و ما حوادثی داشتیم بعد از انتخابات 88 و عده ای سرخورده شدند و بالاخره ما باید آنها را بیاریم پای انتخابات تا مشارکت حداکثری داشته باشیم و این به نفع نظام است و من معتقدم که استقبالی که از اصلاح‌طلب‌ها می شود به مراتب بیشتر از استقبال از بقیه گروه‌هاست و طبیعتا ما نمی توانیم بگوییم که پایگاه مردمی برای اصلاح طلب‌ها وجود ندارد و مطمئنا خود اصولگراها نیز سه لیست دارند این را من از قبل گفته بودم و مطمئنا 7+ 8 و جبهه پایداری و جبهه ایستادگی نمی توانند با هم جمع شوند. نمی توان علی مطهری را کنار رسایی و بقیه گذاشت و این امکان ندارد.
 
"بنده معتقدم که این آمارهایی که داده می شود اگر نگویم خلاف واقع است، محسوس نیست. 41 درصد فرصت شغلی اصلا محسوس نیست. من در مجلس گفتم اگر قرار باشد 2000 فرصت شغلی ایجاد کنیم به 40 میلیارد بودجه نیاز داریم در حالی  که کل بودجه ما 39 میلیارد بود با حرف امام مخالفت کردن که مجلس درراس امور است و باید از این مباحث سوال کنند نه اینکه بعد از فاجعه یاد تشکیل کمیته تفحص بیافتند."

سوال: از آنجایی که شما به عنوان نماینده اصلاح طلب شناخته شده اید اخیراً بحث هایی مبنی بر شرط و شروط انتخابات مطرح می شود که احزاب اصلاح طلب برای شرکت در انتخابات مطرح می کنند به عنوان مصداق خاتمی شرط و شروطی برای برای شرکت در انتخابات گذاشته اند، آیا این شرط و شروط ها با هماهنگی افرادی مثل شما صورت می گیرد و این حرف شما هم هست یا نه؟ و آیا ایشان سخنگوی اصلاحات هستند؟

کواکبیان: همان گونه که در بحث‌هایم هم گفته ام ما یک شرط اساسی داریم آن هم انتخابات براساس مُرّ قانون است و شرط دیگری نداریم، یعنی دستگاه‌های نظارتی، اجرایی، تبلیغاتی همه بر اساس مُرّ قانون رفتار کنند. به این منظور که انتخاباتی و عادلانه و  رقابتی و قانونمدار باشد. ما همین شرط را داریم. ولی واقعیت این است شما نشستی به عنوان عدالت سیاسی - انتخابات مجلس برگزار کرده اید ولی آیا واقعاً صدا و سیما عدالت را رعایت می کند؟

هرکسی از آن جناح باشد، می تواند بیاید. تبلیغش را می کنند اما یک نفر هم از این جناح را اجازه ندهند که حاضر شود و یا برای مثال مطبوعات باید حرف‌های خود بزنند و یا سایت ها فیلترینگ نشوند این براساس قانون است. من معتقدم بدون شرط نمی توانیم چیزی را مطرح کنیم حتی در مورد آزادی زندانی های سیاسی؛ همه باید این را بپذیریم که اگر بخواهیم فضا انتخاباتی‌تر شود و باشور و نشاط بیشتری برگزار شود گفتن این حرف‌ها  لازمه کار است. من خودم معتقدم که نباید بگوییم که شرط ورود ما این هست اما باید برای اینکه فضای با نشاطی داشته باشیم این ها لازمه فضاست.

سوال: اگر اصولگرایان در لیست اختلاف دارند، اصلاح طلبان در شرکت در انتخابات اختلاف دارند اما سوال بنده این است که باتوجه به این فرموده مقام معظم رهبری که یک عده ای در جناح چپ بودن که تقوای فردی داشتند اما تقوای جمعی نداشتند، و با توجه به اینکه ما قبلاً افرادی را در جناح چپ داشتیم که موضع خاصی دارند مثل موسوی خوئینی ها و محتشمی پور که ایشان در مورد طرح شعار نه غزه نه لبنان موضوع بدی داشت، به نظر شما مصداق آن کسانی تقوا را رعایت نکردند چه کسانی بودند؟

کواکبیان: من سخنگوی افرادی که اسم بردید نیستم. اما در مور فرمایشات مقام معظم رهبری به هر حال ایشان از سال‌های شکل‌گیری مجمع روحانیون و انشعابشان از جامعه روحانیت بحث می کنند. با توجه به اینکه در آن زمان حضرت امام در منشور برادری اجازه دادند، اما به هرصورت این ها دو جریان شدند. یکی جامعه روحانیت به ریاست آیت الله مهدوی کنی و مجمع روحانیت که قبلاً کروبی بودند و الان موسوی خوئینی ها هستند. من معتقد هستم که جریان چپ اگر به مفهوم بعضی از احزاب چپ درنظر بگیریم ممکن است بی تقوایی هایی هم بوده باشد اما اگر به مفهوم بدنه چپ در نظر بگیریم معتقد هستم که این گونه نبوده است.

در تعابیر مقام معظم رهبری هم بیشتر به آن افراد مشخص تری که در آن قضایا نقش ایفا کردند برمی‌گردد وگرنه ما خط امام را به عنوان یکی از مبانی اساسی از اول در شاخص های چپ قدیم می شناسیم. بحث خط امام نیز همه چیز را در خود دارد یعنی بحث ولایت فقیه و رهبری را جزو مسلمات در خط امام می‌بینیم. لذا هرچه در مورد موسوی و محتشمی مد نظر است از خودشان بپرسید.

سوال: به نظر می رسد که اصلاح طلبان برای ورود به انتخابات با یک تناقض روبه رو هستند و آن اینکه از طرفی برای عبور از شورای نگهبان ناچاراند نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند و توبه کنند و این مساوی فروریختن آن پایگاه اجتماعی است که متصور این جریان است. و برای اینکه این اتفاق نیافتد تقسیم کاری در اصلاحات صورت گرفته که عده ای سخنان ساختار شکنانه بزنند تا آن پایگاه را حفظ کنند مثل تاج زاده و عده ای مثل شما در قدرت بماند و برای حفظ تعادل خاتمی حد وسط باشد. با توجه به شخصیت تردیدگرای آقای خاتمی ایشان می تواند چنین نقشی را بازی کند و آیا شما آقای خاتمی را به عنوان راس جریان اصلاحات قبول دارید؟

کواکبیان: به هر حال من از بحث های بعضی از اصولگرایان هم خبر دارم مثل اینکه آقایان سه لیست یا سر لیست دارند، خیلی خبر ندارم، چون فعلا قرار است ما در مورد لیست ها بحث نکنیم. اینکه شما یکی از افتخارات اصولگرایان این را می دانید که انها چند لیست دارند؛ مسئله ای نیست. اما بحث سر این است که ما بر سر لیست دعوا نداریم چون اگر اتفاقی بیافتد ما می توانیم با هم باشیم یا اصلا اتفاقی نمی افتد و شرکت نمی کنیم و من معتقد هستم که همان دیدگاهی که گفتم هست.

دو دیدگاه وجود دارد که یکی طرفدار نظریه حضور در انتخابات و دیگری طرفدار نظریه سکوت در انتخابات هست. عرض کردم، بنده سخنگوی خودم هستم و طرفدار نظریه حضور هستم و دلائل خودم را هم عرض می کنم البته آنها هم دلائلی دارند و می گویند انهایی که حبس هستند اول باید تکلیفشان مشخص شود و بعد ما وارد انتخابات شویم.

سوال: اول اینکه این هدفمندی یارانه ها که شما در حد یک تخم مرغ به آن نگاه می کنید شانزده سال هاشمی و خاتمی جرأت نکردند طرف آن بروند و سؤال اصلی این است بالاخره شما رأس جریان اصلاح طلبان را چه کسی می دانید؟
 
کواکبیان: طرح هدفمندی را ما در مجلس تصویب کردیم، هیچ شکی در آن نیست که این طرح لازم بوده اینکه می گویید در دولت های قبل جرأت نکردند بحث دیگری است ولی بالاخره یک بخش آن مربوط به مجلس هشتم است اما ای کاش این جور اجرا نمی شد ما طرح را پنج ساله تصویب کردیم نگفتیم که در عرض یکی دوسال اجرا شود. الان همه منابع را جمع می کنند که سر موقع یارانه بریزند با این حال همه مشکلات دیگر را هم خواهیم داشت.
 
"ما نگفتیم هدف مندی در عرض یکی دوسال؛ گفتیم در طول پنج سال قیمت ها واقعی شود و این یک زائده اقتصادی بود که قطعا هم باید بر طرف می شد و در برنامه های قبلی هم عمل نشده بود من معتقد هستم که تورم ناشی از هدفمندی یک بخش، تورم جهانی یک بخش ناشی از تورم ساختار اقتصادی ما است. اینها را باید کنترل کنیم."

دیروز احمدی‌نژاد می گوید که یارانه ها را ریختیم ولی خواهشاً تا دو سه ماه دست نزنید که بیرون نیاید و نقدینگی اضافه نشود. گفتیم طوری کار شود که تولید کنندگان از بین نرود الان تولیدکنندگانی هستند که اگر به دادشان نرسیم تعطیل می شوند طرح هدمندی طرح مثبتی بود اما نه به قیمت تعطیل شدن صنعت و تولید؛ اما اگر خواستید می توانیم در مورد طرح هدف مندی صحبت می کنیم بعد هم ما الان را نباید با قبل مقایسه کنیم چون ما در اجرا به دلیل تخلف از قانون مشکل داریم.

در مورد مسئله ای که شما مطرح کردید اینکه که بیایید بگویید باید شما از فتنه برائت بجویید این جور صحبت کردن  قشنگ است اما اتفاقاً در آن زمانی که بسیاری از اصولگرایان ساکت بودند ما اولین افرادی بودیم که در مجلس گفتیم که انتخابات تمام شده و باید بر اساس قانون عمل کنیم اگر این طور باشد این بحث ها مطرح می شود که آنهایی که در انحراف سکوت کردند چی؟

سوال: یعنی شما فتنه و انحرافی را یکسان می دانید پس چرا مقام معظم رهبری طرح اصلی فرعی را مطرح کردند؟

کواکبیان: مشکل ما همین است من معتقدم که هر فتنه ای یک پروژه تعریف می شود اما انحراف یک پروسه است. یکی ممکن است بگوید ما اصلاً این انحراف را نمی بینیم یکی از دوستان می گوید یازده روز احمدی نژاد جاده خاکی رفت، حالا برگشته اما حالا برگشته در سر جای خودش اما بحث این نیست که کسی که مقام معظم رهبری چندین مرتبه اعلام کردند که آقای مصلحی در مقام خود بماند، حتی این بحث را رسانه ای کرد و حتی نامه ای در این زمینه نوشتند اما ما اجازه حضور را به ایشان در جلسات هیئت دولت دادیم.

آیا این ولایت پذیری است حالا می گوییم که اصلا اشتباه شده است در مورد آنهایی که سکوت کردند و همچنان هم سکوت می کنند چه می توان گفت البته من گفتم که سخنگوی خودم هستم.

چون دوستان سؤال کردند، عرض می کنم من نمی خواستم وارد بحث شوم و دوست هم نداشتم وارد شوم اما اگر شما بخواهید در مقام مناظره و بحث وارد شوید نباید از اینها حمایت بکنید. من می خواهم بگوییم که اگر قرار است اعلام برائت شود باید از انحراف اعلام برائت شود چون بحث فتنه یک حادثه ای بود که بعد از انتخابات اتفاق افتاد و به نظر من هم خوشبختانه مواضع ما معلوم است ما تا روز انتخابات محکم یک موضعی داشتیم که نه تنها موضعمان را ننگ و عار نمی دانستیم بلکه می گوییم که آن را تکلیف تشخیص دادیم و براساس آن عمل کردیم.

* کسانی که بعد از انتخابات آمدند سطل آشغال ها را آتش زدند و شیشه شکستند از آن طرف آب‌ها بودند

اتفاقاً این کسانی که بعد از انتخابات آمدند سطل آشغال ها را آتش زدند و شیشه شکستند از آن طرف آب‌ها بودند که بعضی مواقع مابین آنها از گروهک‌ها هم پیدا میشد؛ نه آن جریان سالم معترض به نتیجه انتخابات تا وقتی که شما می گویید شرط ورود به انتخابات این است که بگویید انی ابری منی حسین الموسوی فضا فضای انتخاباتی نمی شود باید فقط دوباره درباره تقلب و تخلف صحبت شود . باید مباحث را به آینده ببریم و با دیدگاه ایجابی بحث بکنیم و اتفاقاتی افتاده و کسانی اشتباه داشتند و قطعاً هم اشتباه کردند ولی نباید این چیزها را به عنوان گارد گرفت و شمشیر کشی کنیم.

سوال: آقای کواکبیان شما فرمودید که اقبال جامعه به اصلاح طلبان بیشتر است شما در مجلس هفتم از همه استان ها لیست دادید و از تهران دو تا لیست دادید و یک نفر وارد مجلس شد بعد هم شما گفتید احمدی نژاد جاده خاکی می‌رود اما شما بیایید و یک جاده آسفالت مثال بزنید که اصلاح طلبان رفته باشند! واقعاً اصلاح طلبان زیر بیرق چه کسی سینه می زنند؟

کواکبیان: می می خواهم بگویم که اصولگرایان احزاب مختلفی دارند؛ الان حضرت آیت الله مهدوی کنی هستند ولی هیچ کس به حرف ایشان گوش نمی دهد ولی الان 8+7، ایستادگی، پایداری هرکدام یک چیز می گویند بنده هیچ وقت نگفتم که لیدر های ما چه کسانی هستند ما همیشه خودمان لیدر خودمان بودیم لذا این که الان شما می گویید جاده آسفالتی بوده یا خاکی ما بحثی نداریم عرضم این است که مسیر حرکت امام و خط رهبری را با هر آن کس که انحرافی رفته و خطا کرده.

سوال: آن کسی که فردای انتخابات می آید و می گوید باید رفراندوم کنیم و مدام بر این موضع پافشاری می کنند، آیا این انحراف نیست؟

*ما در سراسر کشور در سبد کالای انتخاباتی خود حداقل باید 200 نفر داشته باشیم که معرفی کنیم

کواکبیان: مثل اینکه شما در فضای مجازی به سر نمی برید، دائم به ما فحش می‌دهند که هر کس از اصلاحات بگوید که ما باید در انتخابات شرکت کنیم خائن است، حالا من باید به تعهدات آن طرفی ها گوش بدهم. من می خواهم بگویم هرکس حرف هایی زده و من مسئول حرف های خودم هستم. من بحث رفراندوم را مطرح نکردم و الان هم مطرح نمی کنم البته من معتقد هستم که در بحث قانون اساسی یک ظرفیتی گفته شده که در قانون اساسی می گوید غیر از مجلس از کارهایی که قانون گذار می تواند داشته باشد یک بخشش این است که رفراندوم بگذارد.

بحث ما این است که اصل 59 قانون اساسی این ظرفیت را دارد؛ یا مثلاً در مورد انرژی هسته ای رفراندوم باشد منظور ایشان هم این است که اگر باشد براساس خود قانون اساسی باشد بنابراین این طور بیان نکنید اگر در چارچوب قانون اساسی باشد چه اشکالی دارد. پیشنهاد مطرح می شود و در مجلس باید دو سوم تصویب بکند و رهبری هم باید فرمان همه پرسی را صادر کند. یکی از دوستان اصولگرا بعد از اتفاقات جریان انحرافی آمدند گفتند که ما اطلاعاتی داریم که از دفتر ریاست جمهوری با CIA و موساد ارتباط دارند ما ایشان را نصیحت کردیم و گفتیم که این طور نگویید و این طور نیست.

سؤال: اولا این حرفای ساختارشکنانه را آقای خاتمی می گوید و آقای خاتمی هم در ایران است و نه در خارج! ولی به عنوان سوال اگر امثال آقای مطهری، کاتوزیان و عباسپور را در لیست جریان اصولگرا قرار ندهند آیا شما این ها را در لیست اصلاح طلبان معرفی می کنید؟

* هیچ اشکالی نمی‌بینیم که علی مطهری که در لیست ما هم قرار بگیرد

کواکبیان: ما باید تکلیف اجماع لیست اصلاح طلبان را به یک جایی برسانیم ما در سراسر کشور در سبد کالای انتخاباتی خود حداقل باید 200 نفر داشته باشیم که معرفی کنیم ما در حزب مردم سالاری تصمیم گرفتیم که وسط میدان بیاییم. من الان سخن گوی مردم سالاری هستم. ادعایی هم نمی کنم که سخن گوی تمام اصلاحات هستم از اول هم گفتم دو دیدگاه وجود دارد و دیدگاهم را هم مشخص کردم. بنده به اندازه بحث خودم باید حرف بزنم. درباره این سوال شما اگر ما به لیست رسیدیم اسامی که شما گفتید به طور مشخص علی مطهری هیچ اشکالی نمی بینم که در لیست ما هم قرار بگیرد.

شما که انتظار ندارید که من خلاف واقع حرف بزنم و من بار ها اعلام کردم که من حاضر به مناظره هستم و اگر وفت داشته باشیم حاضریم که مناظر کنیم و موافق یک طرفه حرف زدن نیستم درباره موضع هم من عرض کردم که اگر ما بخواهیم بگوییم که آقای هاشمی لیدری انتخابات را برعهده گرفته است، در واقع این طور نیست و من اطلاع ندارم  و درباره خانواده ایشان را هم من می دانم که اصلا بنا نیست که پسر ایشان هم در این عرصه وارد شود. اما اگر بپرسید که مجمع روحانیون در این عرصه فعالیتی ندارند، باید بگویم که خیر آن ها در عرصه انتخابات وارد می شوند و حرف برای گفتن دارند اما هنوز اعلام نکردند که می خواهند حضور داشته باشند یا خیر.

مجمع روحانیون جزو شورای هماهنگ کنندگان جبهه اصلاحات نیست اما ما جزو شورای هماهنگ کننده جبهه اصلاحات هستیم در این جبهه هم برخی می گویند نباید شرکت کنیم و گروهی می گویند باید با تمام قوا حاضر شویم. ما طرفدار حضور هستیم. برخی از تشکل‌ها هم هستند که ما به عنوان جبهه مردمی اصلاحات یاد می کنم که همان ها هم هنوز به جمع بندی کامل نرسیدند و معتقدند که باید با وحدت عمل کنیم.


عبرت چرخش‌های صانعی
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، شیخ یوسف صانعی ، ولایت فقیه

سید مصطفی میرمحمدی

آقای یوسف صانعی، کتابی دارد با عنوان "ولایت فقیه یا حکومت اسلامی از دیدگاه قرآن، حدیث و قانون اساسی". نسخه ای که من از این کتاب دارم، چاپ مهرماه سال ۱۳۶۶ است. گویا این کتاب به عربی هم چاپ شده و اسم آن را "الولایه" گذاشته اند.

البته درباره موضع‌گیری‌های متناقض آقای صانعی درباره ولایت فقیه در دهه های ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ نکته های زیادی گفته شده اما در این نوشته می خواهم بپردازم به دو موضع‎گیری ایشان درباره رابطه ولی فقیه با قانون اساسی و نیز منبع مشروعیت ولی فقیه.

او در صفحه ۱۵۰ کتاب خود درباره قانون اساسی سال ۱۳۵۸ می گوید: «باید توجه داشت که قانون اساسی نسبت به رهبر و ولایت فقیهی که ما ثابت می کنیم کوتاه آمده است یعنی حق ولایت فقیه به معنایی که مورد اعتقاد ماست در قانون اساسی نیامده است.»

البته چند ماه پس از تصویب قانون اساسی شبیه به این مضمون را امام خمینی(ره) نیز اشاره فرمودند: «این که در قانون اساسی یک مطلبی بود ولو به نظر من ناقص است و روحانیت بیش از این در اسلام اختیارات دارد و آقایان برای این که خوب دیگر خیلی با این روشن‏فکرها مخالفت نکنند، یک مقداری کوتاه آمدند، این که در قانون اساسی هست این بعض شؤون ولایت فقیه است نه همه شؤون ولایت فقیه.»

اشاره امام خمینی(ره) و آقای صانعی ِ دهه۶۰ به اشاره نکردن صریح قانون اساسی ۱۳۵۸ به ولایت مطلقه فقیه است. این اجمال و صراحت نداشتن، بعدها مشکلات زیادی را برای کشور ایجاد کرد که به نظر می رسد یکی از دلایل اصلی بازنگری در قانون اساسی و ایجاد تغییراتی در اصل ۵۷ قانون اساسی، ناظر به همین بوده است.

اما قضیه زمانی جالب‌تر می شود که به صفحه ۲۴۶ کتاب آقای صانعی می رسیم. او در این صفحه می گوید: «قانون اساسی که خون‌بهای صدها هزار شهید و معلول است، تا آن موقعی ارزش دارد که مقام رهبری آن را می پذیرد اما اگر روزی مقام رهبری در جامعه قانون اساسی را نپذیرفت، دیگر این قانون اساسی با همه محتویاتی که دارد، نمی تواند حکومت را اسلامی کند، چون اساس این قانون، ولایت فقیه است.»

وی در ادامه می گوید: «آنچه برطبق این قانون توسط نمایندگان تصویب می شود و از مجلس شورای اسلامی می گذرد، مانند رساله باید به آن عمل نمود، چون قانونی که از مجلس می گذرد به عنوان حکم حکومت رعایتش بر همه واجب است و این تا جایی است که مقام رهبری آن را پذیرفته باشد، ممکن است که رهبران آینده جمهوری اسلامی، قانون اساسی فعلی را قبول نکنند... طوری شود که مقام رهبری نخواهد و بگوید: من این قانون اساسی را قبول ندارم که در این صورت، قانون اساسی از ارزش قانونی اسلامی افتاده است. تمام ارزش این قانون به آن است که ولی عصر(عج) آن را پذیرفته ما نیز می پذیریم.»

آقای صانعی در ادامه در پاسخ به این سوال که "آیا ولایت فقیه از طرف خداوند است یا از طرف مردم؟" در جوابی کوتاه و صریح می گوید: «از طرف خداوند است» و چند سطر بعد این گونه توضیح می دهد: «مردم چه رأی بدهند و چه ندهند، فقیه آگاه به زمان، ولی است و حکم او واجب و اینکه در قانون اساسی رای را پیش بینی کرده به خاطر این است که پایگاه مردمی پیدا کند.»

به قرینه مواضع و رفتارهای دیگر آقای صانعی، تقریبا مسجل است که نظرات امروز وی، اینهایی نیست که در سطور بالا ذکرش آمد اما از نظر روانشناسی چرا مواضع امثال آقایان صانعی، عبدالله نوری، موسوی خوئینی ها، آذری قمی و... پس از رحلت امام خمینی(ره) تا این اندازه تغییر پیدا کرد؟

یک تحلیل این است که اینها همان زمان هم امام خمینی(ره) را قبول نداشتند و مزورانه برای آنکه در سطوح بالای حکومت باقی بمانند، چنین موضع‌گیری‌های انقلابی‌ای می کردند. شاید این تحلیل درباره برخی از این شخصیت‎ها از جمله "مرد خاکستری" صحیح باشد اما به نظر می رسد همه‌ی آن‌ها را نمی توان این گونه تحلیل کرد.

به عقیده من، مشکل امثال آقای صانعی و عبدالله نوری در این است که آنان صرفا محبت و کشش "قلبی" نسبت به شخص امام خمینی(ره) داشته اند و هیچ‌گاه جایگاه ولی فقیه را از شخص امام خمینی(ره) تفکیک نکردند. به خاطر همین هم وقتی مصداق ولایت فقیه تغییر یافت، نرم افزار آنان کشش درک و همراهی با امام خامنه ای را پیدا نکرد.

ماجرای امثال صانعی و عبدالله نوری برای ما باید عبرت باشد تا با مراجعه به خود به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که آیا ما امروز نسبت به امام خامنه ای صرفا محبت و علقه شدید قلبی داریم یا اینکه از این مرحله عبور کرده و علاوه بر قلب، با "عقل" خود، جایگاه ولایت امر را که میراث گران‌قدر پیامبر و ائمه هدی(ع) است، درک کرده‌ایم؟


بازخوانی مواضع شفاف و انقلابی آیت الله یزدی در فتنه 88
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله یزدی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی
نامه هاشمی توهین و جسارت بود، بذر تردید را افشاند، مواضعش از سه پهلو هم گذشته/ موسوی جوهره اش را نشان می‌دهد
گروه سیاسی- آیت‌الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم این روزها به‌عنوان یکی از دو محور اصلی برای وحدت اصولگرایان تلاش می‌کند. در عین حال، مواضع انقلابی وی از سال‌های دور قابل بازخوانی است؛ چه زمانی که در قامت رئیس قوه قضائیه پا به‌پای رهبر معظم انقلاب انتقادهای خود از جریان اشرافی وقت را به صراحت بیان می‌کرد و چه در شورای نگهبان جزو فقهای برجسته حافظ چارچوب‌های دینی بود و هست.

در عین حال، آن‌چنانکه فتنه 88، به‌عنوان نزدیک‌ترین آزمون بزرگ در انقلاب اسلامی می‌تواند معیار ارزیابی مواضع افراد و جریان‌ها باشد، در بازخوانی مواضع آیت‌الله یزدی نقاط بسیار روشنی به چشم می‌خورد که نشان از بصیرت این فقیه انقلابی است.

آیت‌الله یزدی هم از جایگاه فقیه عضو شورای نگهبان، هم به‌عنوان رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، هم در قامت یکی از یاران امام و السابقون انقلاب اسلامی سخنان روشنگرانه، به‌جا و مؤثری در مقاطع حساس فتنه بیان کرد.

عضو فقهای شورای نگهبان جلوتر و قاطع‌تر از سایرین، پنبه کمیته صیانت از آرای فتنه‌گران را زد، پیش و بیش از خواص درجه اول نظام، مقابل نامه هاشمی و اظهارات او در خطبه‌های نمازجمعه 36 تیر موضع گرفت، در ماجرای بی‌صلاحیت معرفی کردن صانعی در مرجعیت غیورانه ورود کرد و در مقابله با فتنه کم نگذاشت.

اکنون حضور این فقیه بزرگوار در رأس فعالیت سیاسی اصولگرایان برای انتخابات مجلس نهم نیز مایه دلگرمی بدنه نیروهای انقلاب اسلامی است تا از نفوذ همگنان جریان‌های فتنه و انحرافی در مرکزیت و لیست نهایی اصولگرایان جلوگیری شود و در نهایت یک ترکیب ولایت‌مدار و مورد قبول مردم مؤمن و انقلابی ارائه شود.

رجانیوز در ادامه بازخوانی مواضع چهره‌های شاخص، اظهارات آیت‌الله یزدی در مقطع سرنوشت‌ساز فتنه 88 را مرور می‌کند:

کمیته صیانت از آرا برای این است که اگر رای نیاوردند بگویند تقلب شده است/ شورای نگهبان موظف نیست تک تک افراد را راضی کند، وظیفه دارد قانون را درست اجرا کند

آیت الله یزدی در 9 خرداد 88 درست در همان زمان که طرح کمیته صیانت از آرا از سوی ضد انقلاب خارجی و هواداران موسوی و کروبی با هدف خدشه در سلامت انتخابات مطرح شد، پیشنهاد ایجاد نهاد موازی برای نظارت بر انتخابات را خلاف قانون و عقل دانست و اظهار داشت: انجام این کار، خلاف شرع و قانون و در حقیقت یک خلاف عقل است.

وی افزود: قانون اساسی ما، نظارت بر انتخابات را برعهده شورای نگهبان گذاشته است و اجرای انتخابات بر اساس قانون انتخابات به وزارت کشور واگذار شده است.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با یادآوری وظیفه قانونی شورای نگهبان در مورد تفسیر قانون اساسی نیز گفت: تفسیر قانون اساسی هم طبق قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است. شورای نگهبان بر اساس تفسیر خود، نظارت بر انتخابات را نیز استصوابی می‌داند.

یزدی، نظارت استصوابی را نظارتی مؤثر و کارآمد توصیف کرد و گفت: نظارت استصوابی شورای نگهبان از اولین مرحله تا آخرین مرحله انتخابات، ساری و جاری است. پس مسئولیت نظارت بر حسن اجرای قانون انتخابات بر عهده شورای نگهبان گذاشته شده است.

عضو فقهای شورای نگهبان در مورد تلاش برخی از افراد برای دخالت در کار نظارت بر انتخابات نیز اظهار داشت: دخالت دیگران در امر نظارت، دخالت نابجا و ناحق است؛ مانند اینکه یک نفر غیر قاضی بیاید در محکمه و در کار قاضی دخالت کند. یا مثل این که یک شخص غیر اداری در یک کار اداری دخالت ‌کند. اگر کار، آن اداره مشخص است و شرح وظایف و قانون و حساب و کتاب دارد؛ کس دیگری حق ندارد در آن کار وارد شود.

وی در ادامه با اشاره به پیشنهاد کمیته صیانت از آرا، تصریح کرد: مسئله‌ای که این روزها برخی افراد مطرح می‌کنند یک کار سیاسی و کار غلطی است.

عضو فقهای شورای نگهبان این پیشنهاد را یک طرح سیاسی برای توجیه شکست احتمالی افراد خاص در انتخابات دانست و گفت: این در واقع، پیش بینی برای یک اتهام است. آنها این کار را می‌کنند تا در آینده اگر نامزد مطلوب‌شان رأی نیاورد، بگویند آرا، تقلبی است.

وی ادامه داد: این موضع‌گیری‌های سیاسی مثل همین حرف‌هایی است که برخی رسانه‌های بیگانه می‌زنند؛ مثلا چند میلیون جمعیت در یک راهپیمایی حضور می‌یابند ولی فلان خبرگزاری خارجی می‌گوید حدودا چند صد نفر آمده بودند. گروهی از هم‌اکنون می‌خواهند شکست احتمالی خود را در انتخابات تحت‌الشعاع قرار دهند و مثلا بگویند این رأی‌ها را چنین و چنان کردند.

یزدی تصریح کرد: بنابراین به نظر من تشکیل این کمیته اصولا یک کار خلاف قانون است و برای کسانی که قانون را می‌دانند، خلاف شرع هم هست. چون مخالفت با قانون، شرعا اشکال دارد و کسی که با قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و مورد تائید شورای نگهبان، دانسته مخالفت می‌کند خلاف شرع عمل می‌نماید.

عضو فقهای شورای نگهبان در پاسخ به ادعای برخی افراد که می‌گویند ما اعتماد کافی به امر نظارت و اجرا نداریم، گفت: شورای نگهبان موظف نیست تک تک افراد را راضی کند. وظیفه شورای نگهبان این است که قانون را درست اجرا کند. اگر کسی بر حسن اجرای قانون از سوی یک نهاد اعتماد ندارد باید از مجاری قانونی، بگوید اینجا مجری انتخابات یا ناظر، خلاف قانون عمل کرده است. اما حق دخالت در کار کسی را ندارد.

یزدی خاطر نشان کرد: دخالت در کار شورای نگهبان، نه شایسته شورای نگهبان و شایسته مقامات دولتی و حکومتی و نه شایسته افراد و گروه‌های سیاسی است.

وی با اشاره به یک مثال درباره نحوه رسیدگی به اعتراضات در دستگاه قضایی گفت: کسی که می‌گوید به کار نظارت، اعتماد ندارد و می‌خواهد کار ناظر را انجام دهد، مثل کسی است که می‌گوید: من به رای قاضی اعتماد ندارم. آیا مجاز است در کار قاضی دخالت کند؟

عضو فقهای شورای نگهبان افزود: افراد مجبورند به حکم قاضی اعتماد کنند و اگر کسی اشکالی در کار قاضی ‌ببیند راه حل قانونی و عقلائی برای پیگیری آن ایراد این است که از مجرای قانونی، موضوع را مطرح کند. بعد دادگاه تجدیدنظر در مرحله دوم، اعتراض او را رسیدگی می‌کند و معلوم می‌شود که آیا رای قاضی اول خلاف بوده یا نه.

دود و آتشی وجود ندارد مگر عده ای بخواهند فتنه به‌پا کنند/ آقای هاشمی رییس مجمع تشخیص است نه رهبر انقلاب

آیت الله یزدی تنهابه فاصله 24 ساعت پس از نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب اسلامی در 19 خردادماه 88، در گفتگو با فارس درباره صحت و سقم این جمله هاشمی رفسنجانی که خطاب به رهبری نوشته بود: «رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، رسما اعلام پاکی و منزه بودن خانواده رئیس جمهور و حتی کم شدن دارایی ها در دوران مسئولیت را نمودند» گفت:

 این سئوال در جاهای دیگر هم از من سوال شده که این جمله که آقای هاشمی در نامه سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبری نوشته‌اند که فلانی یعنی من به عنوان رئیس قوه قضائیه گفته است که مثلا درباره اموال ایشان بحثی نبوده است مربوط به 10 سال قبل است.

وی اضافه کرد: از ده سال به این طرف، من دیگر در دستگاه قضایی نبودم. این انتساب برای 10 سال پیش است. در زندگی هم می دانیم و تاریخ نشان می‌دهد خیلی حوادث مختلف پیش می‌آید. بنابراین باید مشخص شود که این جمله مال الان نیست و نباید الان مورد استناد قرار گیرد.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره برخی تعابیر در نامه هاشمی مبنی بر آتشفشان های سوزان و اجتماعات خیابانی یادآور شد: مردم ما به راحتی می‌توانند قضاوت کنند. وقتی مقام معظم رهبری در آخرین سخنرانی‌شان در روز 14 خرداد در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) با صراحت همه مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند و امر به خودداری از درگیری و برخوردها فرمودند و تصریح کردند که اگر جایی کسانی دنبال ایجاد درگیری هستند یا خائن یا غافل هستند، دیگر چه عبارتی بالاتر از این است؟

وی اظهار داشت: این عبارت خیلی مفهوم دارد. مردم ما از این عبارات به راحتی می‌توانند بفهمند که منظور چیست؟ بنابراین هر کس در جریان انتخابات به عنوان تبلیغات انتخاباتی بخواهد در هر گوشه مملکت تشنجی با هر درجه‌ای ایجاد کند، به تعبیر مقام معظم رهبری یا خائن است و یا غافل.

وی افزود: من در صدد پاسخگویی به حرف‌های ایشان و نامه ایشان نیستم. من به طور کلی می‌توانم بگویم که کشور رهبر دارد، مسئول کشور رهبر است و مسلما مردم و همه علما ، روحانیت و مسئولان نظام به رهبری ایشان اعتقاد داشته و جملگی تابع فرامین و منویات ایشان هستند. وی یادآور شد: آقای هاشمی رفسنجانی مسئولیت مجمع تشخیص مصلحت را دارند و سمتی به عنوان رهبری ندارند. رهبر کشور مسئول کل کشور است و امنیت کشور به عهده ایشان است. آرامش کشور به عهده ایشان است. ایشان دستورات لازم را صادر فرموده‌اند و می‌فرمایند: اگر کسی هم خلافی کرده یا خلافی کند، در جای خود تذکرات لازم را به او می‌دهند.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یادآور شد: مقام معظم رهبری اقدامات لازم را انجام می‌دهند. ایشان در جریان انتخابات برای پیشگیری از هرگونه التهاب و درگیری به صراحت دستوراتی به مقتضای رهبری‌شان داده اند. اجرای آنچه ایشان فرموده اند، وظیفه همه ماست و دیگر ما نباید در این جریانات تابع آنچه در برخی کشورهای خارجی و جاهای دیگر می‌گذرد که در ایام انتخابات درگیری، زد و خورد و کشت و کشتار به راه می اندازند، باشیم.

وی گفت: مردم ما هر سال یک انتخابات برگزار کرده اند که همه این انتخاب ها با آرامش و صحت و سلامت برگزار شده است. مقام معظم رهبری چندی پیش هم راجع به اظهارات برخی افراد که انتخابات گذشته را خلاف دانسته بودند، تصریح کردند؛ انتخابات با صحت و سلامت برگزار شده است.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت:من هم به عنوان عضو شورای نگهبان عرض می‌کنم شورای نگهبان ناظر است، بر اساس وظیفه شرعی خود و وظیفه قانونی خود حاضر در انتخابات است و نظارت کامل خواهد داشت. اگر شورا تخلفی ببیند این تخلف را به قوه قضائیه منعکس می‌کند و قوه قضائیه مسئولیت دارد و رسیدگی می‌کند. ما نباید بدون جهت جو را ملتهب کنیم.

وی یادآور شد: فرض کنید کسی هم جمله‌ای گفته است و نمی‌بایست می‌گفت، پیگیری آن روال قانونی دارد. معمولا شکایت می‌کنند و شکایت به دستگاه قضایی می‌رود؛ دستگاه‌ قضایی هم رسیدگی می‌کند و آنچه که تکلیف است انجام می‌دهد. به هر حال تصور من این است در حال حاضر هر نوع تشدید التهاب در جامعه مقابله و مخالفت با نظام و اهداف مقدس آن است.

وی در پاسخ به این سئوال که هاشمی در نامه اش خطاب به مقام معظم رهبری نوشته است که «برای رفع فتنه های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هر گونه که صلاح می دانید اقدام موثری بنمایید»گفت: ما چیزی به عنوان آتش و دود و این چیزها نمی‌فهمیم. مگر خدای ناکرده کسانی بخواهند فتنه‌ای برپا کنند. فتنه بر پا کردن غیر از این است که انسان بخواهد تبلیغ فتنه بکند.

موسوی دارد جوهره اش را نشان می‌دهد/ حیثیت هاشمی را رهبر انقلاب حفظ کرده است

31 خرداد 88، همان مقطعی که موسوی و کروبی با کمک رسانه های پرشمار غربی، دروغ بزرگ تقلب را در افکار عمومی مطرح کرده بودند و با لشگرکشی های خیابانی سعی در باج گیری از نظام را داشتند، و همزمان بسیاری از خواص و نخبگان سیاسی نیز با سکوت معنادار خود به تقویت مواضع سران فتنه پرداخته بودند، آیت الله یزدی در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت:

میرحسین موسوی دارد جوهره خود را معرفی می‌کند و نظام موظف نیست که در‌باره سلامت انتخابات وی را قانع کند و مردم ما به اجبار به کسی رای نداده‌اند و رای همه مردم اختیاری بوده است.

وی افزود: آقای موسوی هنوز زمانیکه صندوق‌ها باز نشده بود اعلام پیروزی کرده‌است و این کار خلاف قوانین بود.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه مقام معظم رهبری مدیران کشور و نخبگان، علما و مراجع عظام تقلید اکثر قریب به اتفاق به تشخیص درستی رسیده‌اند تصریح کرد: در چنین فضایی تعدادی اندک از آدم‌هایی که از هویت درستی برخوردار نیستند به اسم آشوب و فتنه قصد جان نظام را کرده‌اند و البته این فتنه‌ها نیز مثل ده‌ها فتنه کوچک و بزرگ تاریخ 30 ساله انقلاب با حضور ملت مقتدر ایران خنثی می‌شود.

آیت‌الله یزدی شرایط کنونی کشور را آزمایشی جدید برای همگان توصیف کرد و افزود: همانگونه که رهبر معظم انقلاب در خطبه تاریخی نماز جمعه بیان فرمودند ملت از آزمون انتخابات سربلند بیرون آمده است.

وی با اشاره به مهلت سه روزه کاندیداها طبق قانون برای ارائه شکایات به شورای نگهبان گفت: حتی برخی شکایات بعد از پایان مهلت سه روزه پذیرفته شد و شورای نگهبان نیز ظرف 10 روز طبق قانون شکایات وارده را بررسی کرده و بزودی نظر شورای نگهبان اعلام می‌شود.

وی ادامه داد: شورای نگهبان وظیفه‌ای ندارد تا از کاندیداها دعوت کرده و سخنان آنها را بشنود، ولی به پیروی از رهبر معظم انقلاب برای روشن‌شدن افکار عمومی توسط شورای نگهبان برای حضور در جلسه رسمی از کاندیداها دعوت به عمل آمد. یزدی گفت: غیر از آقای رضایی دیگران در جلسه تشریف نیاوردند و آقای رضایی ضمن تأیید موقعیت قانونی شورای نگهبان موضع‌گیری متینی اتخاذ کرد.

وی افزود: شورای نگهبان در این انتخابات نمی‌تواند بدعت جدیدی ایجاد کند چون در کشور در سال‌های آینده نیز باید انتخابات دیگری برگزار شود. وی با اشاره به برخی راهکارهای قانونی برای بررسی وضعیت انتخابات تأکید کرد: در طول مدت باقی‌مانده از فرصت 10 روزه شورای نگهبان به تمام شکایات با دقت بررسی خواهد کرد.

هم چنین وی در بخش دیگری از اظهاراتش با اشاره به موضع‌گیری میرحسین موسوی پس از مشخص شدن نتیجه آرا گفت: موسوی باید به احمدی‌نژاد تبریک می‌گفت و دوره‌های بعد را حفظ می‌کرد، اینکه 24 میلیون نفر در انتخابات اشتباه کردند، هیچ عاقل و غیرعاقلی این حرف را نمی‌پذیرد، منشاء شبهه‌های ایجاد شده نادانی برخی از افراد است و شورای نگهبان شبهه‌ها را تا آخر رفع می‌کند.

وی در پاسخ به سئوال خبرنگاری در خصوص آقای هاشمی رفسنجانی گفت: آقای هاشمی روحانی محترم، شناخته شده و سابقه‌داری هستند، متاسفانه در ایام انتخابات چه صحبت‌های مطرح شده در مناظرات و چه نامه به رهبری وضعیت خوبی را پیش نیاورد، البته مقام معظم رهبری حیثیت ایشان را حفظ کردند.

آقای هاشمی چه کسی جز شما بذر تردید را افشاند؟/ شما چه کاره هستید که می‌گویید بازداشت‏شدگان آزاد‏شوند؟/ درباره مشایی به رییس جمهور تذکر داده ام

اما مواضع صریح، شفاف و انقلابی آیت الله یزدی طی فتنه هشت ماهه پس از انتخابات ادامه داشت و بخصوص نقش پر رنگ ایشان در برابر مواضع چندپهلو و دشمن شادکن هاشمی رفسنجانی بسیار پر رنگ بود، بگونه ای که در 27 تیر 88 و تنها یک روز پس از اقامه نماز جمعه تهران توسط هاشمی که وی سخنانی بر زبان آورد که مورد استقبال گسترده رسانه های ضدانقلاب صورت گرفت، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جمع خبرنگاران اظهار داشت:

در حکومت اسلامی مشروعیت و مقبولیت با یکدیگر متفاوت است و همراهی مردم، برای حکومت مشروعیت ایجاد نمی‌کند. آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌ی اول و دوم خود زیربنای دیگری را مطرح کرده است که می‌خواهم بگویم حتما ایشان اشتباه کرده و اشتباه می‌کنند. به آنچه مورد اتفاق فقهای اسلامی و شیعه‌ی اثنی عشری است توجه نشده است و آن مسئله‌ی حق حاکمیت در نظام جمهوری اسلامی ایران است که ناشی از مردم و خداوند متعال است.

وی با بیان این‌که مشروعیت با مقبولیت تفاوت دارد، تاکید کرد: مشروعیت حاکمیت در اسلام از طرف خداوند است و مقبولیت حاکمیت با همراهی مردم است. درست است که بدون همراهی مردم هیچ حاکم اسلامی نمی‌تواند کاری انجام دهد اما همراهی مردم، مشروعیت حکومت را ایجاد نمی‌کند حتی در مورد پیامبر اسلام (ص) هم این‌گونه بود.

وی در بخش دیگری از اظهاراتش خاطرنشان کرد: پیامبر همه‌جا رافت و مهربانی و رحمت نمی‌کرده است. در جایی که لازم بوده جنگ کرده و دستور تخریب مسجد ضرار را داده است و این امر لازم بوده است.

وی در ادامه به بخش دیگری از سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی مبنی بر این‌که بذر تردید در این انتخابات افشانده شد اشاره کرد و گفت: هاشمی از مردم تجلیل کرد و این واقعیت درستی است که همه می‌دانند اما ایشان گفتند بذر تردید در این انتخابات افشانده شد و این یکی از ویژگی‌های انتخابات این دوره بود.

وی در پاسخ به این جمله خطاب به هاشمی رفسنجانی این سوال را مطرح کرد که چه کسی بود که اولین بذر تردید را افشاند. قبل از انتخابات چه کسی به مقام معظم رهبری نامه نوشت و گفت که در خیابان‌ها آتش فتنه ایجاد شده و دود آن به چشم این و آن می‌رود. چه کسی جز خود ایشان( رفسنجانی) بذر تردید را افشاند.

یزدی در دفاع از عملکرد وزارت کشور و شورای نگهبان گفت: این وزارت کشور همان وزارت کشوری است که ریاست جمهوری هاشمی را اداره کرد.ریاست جمهوری خاتمی را اداره کرد. این شورای نگهبان همان شورای نگهبانی است که انتخابات ریاست جمهوری ایشان و آقای خاتمی را نظارت کردند. چطور آن زمان این بحث‌ها و حرف‌ها پیش نیامد اما قبل از انتخابات این دوره این مسئله و این بحث پیش آمد.

وی خطاب به هاشمی رفسنجانی گفت: مسئله خیانت و تقلب در انتخابات را چه کسی مطرح کرد و کجا مطرح شد؟ در زمانی که هنوز انتخابات اعلام نشده بود! این چه معنا دارد؟ بذر تردید را چه کسی افشاند؟ باید با آنها برخورد شود. چه گروه‌هایی کمک کردند تا این بذر آبیاری شود و این همه فساد و فتنه در خیابان‌ها ایجاد شده و امنیت کشور را زیر سوال بردند.

وی در ادامه به دیگر سخنان هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه دیروز تهران اشاره کرد و گفت: ایشان در نماز رسما پیشنهاد آزادی بازداشت شدگان را می‌کنند. مگر ایشان رییس مجمع تشخیص مصلحت نیستند؟ ایشان به خوبی می‌دانند که این کار مربوط به دستگاه قضایی کشور است. ایشان مسئله پایبندی به قانون را مطرح می‌کنند در حالی که این گفته ایشان با دیگر سخنان و رفتارهای او تناقض دارد.

رییس دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: اگر شما قانون مدار هستید، نباید پیشنهاد آزادی بازداشت شدگان را بدهید اما می‌توانید توصیه کنید که با دقت به جرایم آنها رسیدگی کنند.

وی در خصوص علت بازداشت کسانی که در بازداشت هستند؟ گفت: کسانی که در بازداشت هستند پول‌هایی گرفته‌اند، کارهایی کرده‌اند و در متن تحریک مردم گرفته شده‌اند لذا نباید آزاد شوند. اگر کشور قانون دارد و لازم است قانون حاکم باشد اگر از من پرسیده شود من می‌گویم نباید آزاد شوند.

وی خطاب به رفسنجانی گفت: شما چه کاره هستید که می‌گویید باید بازداشت شدگان آزاد شوند؟ اگر شما خیرخواه مردم هستید که مطمئنا همین طور است باید بگویید به مسئله آنها دقیقا رسیدگی شود. در این فتنه آدم‌ها کشته شده‌اند چه کسی باید جواب آنها را بدهد.

یزدی ادامه داد: بعد از انتخابات و فتنه‌ها و سخنرانی رهبری سکوت معنادار آقای هاشمی یعنی چه؟ آیا این تنها فقط یک سکوت است؟ این سکوت نوعی حمایت و طرفداری از جبهه مخالف و تایید صحنه‌های خیابانی است.

این عضو فقهای شورای نگهبان ادامه داد: من می‌پرسم رییس مجلس خبرگان چرا سکوت کردید و نگفتید نباید خیابان بیایید و شیشه‌ها را بشکنید؟ در حالی که شما در سطح بالایی هستید.

وی از عملکرد شورای نگهبان در بحث انتخابات دفاع کرد و گفت: ایشان (هاشمی) گفت که شورای نگهبان به وظیفه خود عمل نکرد، من در شورای نگهبان بودم ودر پیشگاه خداوند شهادت می‌دهم که آنچه انجام گرفت با دقت و صحت بود.

وی ادامه داد: این همان شورایی است که خبرگان هم از آن عبور کرده‌اند. چطور ایشان می‌گوید شورای نگهبان عمل نکرد و در مقابل پیشنهاد می‌کند برای اعتمادسازی کاری کنید.

وی خاطرنشان کرد: شورای نگهبان بیش از هر دوره در این دوره با کاندیداها همراهی کرد که بتوانند حرف و شکایتشان را بگویند. این پنج روز مهلت را ما از رهبری درخواست کردیم اما کاندیداها نیامدند و بازشماری صندوق‌ها با پیشنهاد خود شورای نگهبان بود.

وی خطاب به آقای هاشمی گفت: این‌که می‌گویید فضا را طوری آماده کنید که هر کس حرفش را بزند یعنی چه؟ یعنی موسوی بگوید باید انتخابات باطل شود؟ چون در مناظره در مورد آقای هاشمی صحبت شده است؟ در واقع نمی‌دانم منظور ایشان چه بوده است؟

وی گفت: آقای هاشمی با آن همه سوابقی که دارید و موقعیت کنونی آیا مصلحت کشور این طور ایجاب می‌کند؟

یزدی به جلسه روز پنج شنبه با هاشمی رفسنجانی و توصیه‌های حوزه خبرگان و شورا به ایشان اشاره کرد و گفت: همه توصیه کردند این نماز باید ایجاد وحدت کند اما شما آمدید ایجاد اختلاف کردید و آن حرف‌ها و حدیث‌ها را برگرداندید. این جریانات روشن کرد که جریان چیز دیگری بود که از قبل از انتخابات طرح آن ریخته شده بود. جریانی که با حمایت انگلیس بود و به دنبال ساقط کردن رهبری، واژگون کردن نظام و انقلابی به قول برخی مخملی بود.

وی در ادامه به حاشیه‌های نماز جمعه دیروز اشاره کرد و گفت: اکثریت قریب به اتفاق کشور اسلام را می‌خواهند اما یک عده‌ای که جوان هستند و تحت تاثیر برنامه ماهواره‌ای هستند بیایند شعار دهند که چه؟ با آن وضعیت پارچه سبز به دست بسته و یا لباس سبز پوشیده؟ آیا ما باید اینها را تقویت کنیم یا اکثریت را و نظام را تقویت کنیم؟

وی موکدا به جلسه روز پنج شنبه با هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و گفت: ما با ایشان صحبت کردیم و گفتیم که در نماز دنبال چیزهایی که برخی مسایل را زنده می‌کند نباشید. رهبری خطر را رفع کردند. شما مجددا در صدد بودید که خطر را برگردانید اما این خطر دامن شما را می‌گیرد.

وی خاطرنشان کرد: من توقع نداشتم شما از رهبری تجلیل کنید. تجلیل نکردید آن نامه‌ای که نه سلام و نه علیک در آن بود یک طرف این هم سخنرانی شما از طرف دیگر. کشور در سایه رهبری امنیت دارد. مردم دنبال رهبری هستند مثل روز برای شما روشن است که اگر رهبری حمایت نکند شما نمی‌توانید کشور را اداره کنید.

وی از عدم تشکر هاشمی از رهبری به شدت انتقاد کرد و گفت: حداقل به اندازه حمایت رهبری از شما، شما از رهبر حمایت می‌کردید متاسفانه این روش‌ها و برخوردها از شما خلاف انتظار بود.

وی در پایان سخنان اولیه خود گفت: ایشان در مقابل این صحبت‌ها، صحبت‌های مثبتی کردند که از جمله آن بحث پایبندی به قانون بود. ایشان باید خودشان ابتدا به قانون عمل کنند و احترام رهبری را حفظ نمایند.

وی در ادامه خصوص سوال دیگری در مورد انتصاب رحیم مشایی به سمت معاونت اول رییس جمهور گفت: رییس جمهور با عده‌ای کار می‌کند. همکاران وی دو دسته هستند یک دسته به اختیار ایشانند و یک دسته باید به تایید مجلس برسند. ایشان آمده‌اند عده‌ای را انتخاب کرده‌اند که مورد نظرشان بوده است و کسانی از دوستان هم با آمدن آنها مخالف بودند و حتی به ایشان توصیه کردند که با او همکاری نکند. ایشان تنها امر و نهی را از رهبری می‌داند و امر و نهی را از شخص دیگری قبول ندارد.

یزدی ادامه داد: من به طور مستقیم با ایشان این مسئله را در مورد مشایی مطرح کردم که همکارانی که حساسیت روی ایشان است نباید به همکاری به این نزدیکی قبول کرد. به ایشان در قالب نصیحت و موعظه این صحبت‌ها و این تذکرات داده شده است و داده خواهد شد.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری در مورد قسمتی از سخنان آقای هاشمی که عنوان کردند نامه‌ای را در خصوص انتخابات در مجلس خبرگان مطرح کرده‌ است؟ گفت: تمام سخنان آقای هاشمی ظاهرا بی‌سند بوده است و تنها ادعاست.

حتی اگر اطلاعات‌شان منحصر به دانشگاه آزاد هم باشد، تحلیل شان اشتباه است

آیت الله یزدی هم چنین در دوم دی ماه 88 نیز با تاکید بر اینکه ولایت فصل‌ الخطاب است و هر گاه نظرات ما همخوانی نداشت، ولایت راهگشاست، افزود: در همین قضایای اخیر خدمت ایشان عرض کرده‌ایم که فرمایشات شما با صحبت‌های برخی مسئولان جمع نمی‌‌شود و نمی‌دانیم باید چه کار کنیم، اما ایشان با درایت راه درست را نشان دادند.

وی با تاکید بر اینکه انسان در زندگی مانند کاغذ شطرنجی در هر لحظه سر یک چهار راه قرار دارد، ادامه داد: خط مستقیم یکی بیشتر نیست و امکان ندارد دو خط راست باشد اما در سر چهارراه‌ها عواملی درونی و بیرونی وجود دارد که انسان را به این سو و آن سو می کشاند و بر همین اساس در قضایای اخیر، دیدیم عده‌ای حکم رهبری را نشنیده گرفتند.

آیت‌الله یزدی با اظهار تعجب از سخنان یکی از مسئولان (هاشمی) که در مشهد گفته بود "حکومت بسیجی و سپاهی دارد و آنها دانشگاهیان و نخبگان را دارند"، افزود: آنها نمی ‌دانند بسیاری از دانشگاهیان در خط رهبری و فدایی امام هستند؛ حتی اگر اطلاعات ایشان منحصر به دانشگاه آزاد هم باشد، در آنجا هم اینطور نیست.

وی در پایان با تاکید بر اینکه انسان با شناخت و حرکت در خط مستقیم به هدف نهایی می رسد، خاطر نشان کرد: تا وقتی که ما دنبال اسلام و حاکمیت اسلام هستیم، دنیا دنبال برخورد با ماست.

پس از جلسات متعدد جامعه مدرسین به عدم صلاحیت آقای صانعی در مرجعیت رسید/ روایتی تاریخی از برخورد زننده صانعی با آیت الله صافی

ایشان همچنین در 13 دی ماه 88 و درست همان برهه ای که شیخ یوسف صانعی با فتواهای شاذ و عجیب خود، موجی از خوشحالی را در میان ضدانقلاب داخلی و خارجی ایجاد میکرد و سرانجام جامعه مدرسین نیز عدم صلاحیت ایشان در امر مرجعیت را اعلام کرد، در خصوص تصمیم جامعه مدرسین حوزه علمیه گفت: این موضوع در کمیسیون مربوطه جامعه مدرسین بحث شده و به نتیجه هم رسیده بود منتهی طبق آیین نامه های مربوطه مبنی بر اینکه مسایل مهم باید به تصویب نهایی جامعه مدرسین برسد، چندی قبل گزارش کمیسیون در این خصوص در اجلاس عمومی جامعه مدرسین به اتفاق تصویب شد.

استاد دروس خارج حوزه علمیه قم اضافه کرد: بعد از انتشار اطلاعیه جامعه مدرسین مبنی بر اینکه بر اساس تحقیقات بعمل آمده در یکسال گذشته و پس از جلسات متعدد جامعه مدرسین به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاک های لازم برای تصدی مرجعیت می باشد، برخی مسئولان با ما تماس هایی داشتند؛ و ما اعلام کردیم ما وظیفه خودمان را انجام دادیم شما وظیفه خودتان را انجام بدهید.

آیت الله یزدی ادامه داد: البته من از نظر شخص خودم گفتم تعرض به محل سکونت و درس و بحث ایشان به هیچ وجه مناسب نیست و نباید از اینگونه کارها باشد. چون مقام معظم رهبری همواره جامعه را دعوت به آرامش کرده اند.

آیت الله یزدی در ادامه با اشاره به برخی از دیدگاه های فقهی آیت الله صانعی اظهار داشت: برخی از اعضای جامعه مدرسین که با من صحبت می کردند گفتند ایشان مبدع است و بدعت گذاری امری است که رد آن بر همه واجب است.

وی در ادامه با اشاره به برخورد نامناسب آیت الله صانعی با حضرت آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید گفت: در یکی از مواردی که ایشان فتوایی صادر می کند، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به ایشان تلفن می کنند و می گویند این چه فتوایی است که شما داده اید؟ اما ایشان عصبانی می شود و با این مرجع تقلید تند می شود که ما همان موقع از این برخورد آقای صانعی با حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به شدت ناراحت شدیم و گفتیم ایشان که خودش را مرجع می داند، حداقل باید احترام بزرگ تر را حفظ کند و نباید با این مرجع تقلید اینگونه برخورد کند.

رییس شورای عالی حوزه های علمیه همچنین به بررسی بعد فقهی آرای آیت الله صانعی پرداخت و گفت: آرای فقهی ایشان خلاف شأن و مقررات است و ان شاءالله که خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر نموده و ما را از شرور نفس حفظ کند.

مواضع هاشمی از سه پهلو هم گذشته است/ هر جای آقای خامنه ای بروند دنبالشان خواهیم رفت، نه دنبال هاشمی

رییس جامعه مدرسین حوزه علیمه قم در 5  بهمن ماه  88 نیز در دیدار مسئولان صدا و سیما با اشاره به سخنرانی اخیر هاشمی رفسنجانی در جمع اعضای حزب اعتدال و توسعه اظهار داشت: به نظر من سخنان هاشمی با آن نوع بیان به جای اینکه احترام به رهبری باشد، نوعی توهین و جسارت به آیت‌الله خامنه‌ای بود.

وی ادامه داد: ‌فرمایشات مقام معظم رهبری را که می‌شنویم ‌بسیار روشنگرانه و حاوی مطالب مهمی است اما در مقابل هاشمی با اظهارات دو پهلو معلوم نیست چه هدفی دارد.

آیت‌الله یزدی با انتقاد شدید نسبت به مواضع اخیر هاشمی گفت: من این نوع اظهارات را نمی‌فهمم؛ شما با حکم رهبری مسئولیت گرفته‌اید آن وقت این طوری صحبت می‌کنید. وی افزود: هر چه با خودم مباحثه کردم نتوانستم خودم را نسبت به مواضع هاشمی قانع کنم.

وی اظهار داشت: هاشمی در دیدار با اعضای حزب اعتدال و توسعه که من می‌دانم چه کسانی هستند گفته است که برای برون رفت از شرایط موجود کشور راه‌حل‌هایی را که با توجه به تجربیاتم در نماز جمعه بیان کردم به آن پایبندم و باید اجرا شود.

آیت‌الله یزدی ادامه داد: آقای هاشمی مگر شما در این 30 سال از رهبر جدا بوده‌اید. هر کجا که رهبری بوده‌اند شما نیز بوده‌اید. تجربیات شما چه تفاوتی با تجربیات آقای خامنه‌ای دارد؛ شما در نماز جمعه گفتید نسبت به نتیجه انتخابات تردید دارید ولی مقام معظم رهبری ضمن تاکید بر سالم بودن نتیجه انتخابات فرمودند اگر مشکلی است قانونی عمل کنید.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اظهارات اخیر اوباما در کنگره آمریکا ادامه داد: چقدر این دشمان نظام نادان هستند که با اختصاص مبالغی می‌خواهند نظام اسلامی ایران را سرنگون کنند. آنها کور خوانده‌اند نظام اسلامی ایران مقتدر با رهبری آیت‌الله خامنه‌ای پا برجاست و دشمان هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.

وی با اشاره به جسارت به ساحت امام حسین (ع) در روز عاشورا اظهار داشت: مردم با آن اجتماع عظیم که به گفته کارشناسان در طول 30 ساله انقلاب بی‌نظیر بود، جواب آنها را دادند آیا این مردم می‌گذارند نظام سقوط کند؟

آیت‌الله یزدی گفت: آقای هاشمی اگر امروز می‌خواهید صحبت کنید جسارت به عکس امام و توهین روز عاشورا را محکوم کنید. معنی ندارد که بیایید و دوباره بر مواضع خود پافشاری کنید.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: آقای هاشمی در دیدار اعضای حزب توسعه و اعتدال گفته است در شرایط فعلی باید افرادی از دو جناح مشکلات را در کنار رهبری حل کنند.

وی با انتقاد شدید از این سخنان آقای هاشمی اضافه کرد: کسانی که در مقابل حکومت قرار دارند، از نظام جدا هستند، آن وقت شما می‌گویید افرادی معتدل از دو جناح باید در کنار رهبری مشکلات را حل کنند؟ بگویید افراد معتدل جناح مخالف چه کسانی هستند؟

وی با بیان اینکه سخنان هاشمی از دو پهلو صحبت کردن هم بدتر است، گفت: معتقدم سخنان هاشمی از سه پلو هم گذشته است.

آیت‌الله یزدی اضافه کرد: رهبری بارها و بارها بر خودداری خواص از دو پهلو حرف زدن تاکید کرده‌اند و ایشان در سخنان خود بارها خواسته‌اند که هاشمی به آغوش نظام باز گردد، ولی هاشمی با موضع‌گیری‌های خود هر روز از نظام دورتر می‌شود.

وی در پایان تاکید کرد: در هر جا که آیت‌الله خامنه‌ای بروند ملت و ما دنبال ایشان خواهیم بود؛ اما آقای هاشمی این را بدانید که دنبال شما نمی‌آییم.

از روشنگری عقب‌نشینی نمی‌کنیم

آیت الله یزدی هم چنین در 12 بهمن 88 و تنها چند روز پس از انتخاب مجدد خود به ریاست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم توسط این تشکل با سابقه، در دیدار با جمعی از فضلا و محققین حوزه علمیه گفت: خدا کند ما کوتاهی نکرده باشیم و آنچه کرده ایم در راستای وظیفه بوده است. چنانکه حضرت امام همواره این نکته را تذکر داده اند که ما موظف به تکلیف هستیم و مکلف به نتیجه نیستیم.

آیت الله محمد یزدی در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: به رهبری باید مشاوره داد ولی وقتی به درجه تصمیم رسید حتی اگر با سلیقه ما هماهنگ نباشد تبعیت از این حکم انفع به حال مصالح حکومت و جامعه است تا اینکه فضای جامعه دچار تردید و نگرانی شود. بنابراین، من گاهی احساس کوتاهی می‌کنم که به جهت وضع جسمی توان بیش از این ندارم که به وظایف خودم عمل کنم و به هر حال امیدوارم که بتوانیم وظیفه خودمان را در انقلاب انجام دهیم.

رییس جامعه مدرسین همچنین در پاسخ به سوال یکی از حاضران در مورد نگرانی از توقف جریان روشنگری، هرگونه عقب نشینی از روشنگری را تکذیب کرده و گفت: ما وظیفه نداریم سکوت کرده و بی تفاوت باشیم و جریان روشنگری وظیفه‌ای است که در برابر خداوند باید انجام دهیم.


بازخوانی مواضع علی عباسپور تهرانی؛
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی عباسپورتهرانی ، سیدمحمد خاتمی ، میر حسین موسوی
مواضع خلاف نظام از خاتمی ندیدم/ تک رأی به موسوی برای دانشگاه آزاد
در فاصله هفت ماه مانده تا انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی، جریان اصولگرایی در تلاش است تا ساز و کاری را برای وحدت و حضور در انتخابات حول این محور بیابد. جلسات سال گذشته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران در نهایت منجر به نگارش منشور 12 بندی اصولگرایی شد.

به گزارش رجانیوز، در بند یازدهم از این منشور بر "موضع‌گیری صریح در برابر دشمنان و فتنه‌ها" تأکید شده بود و مجموعه جریان اصولگرایی نیز معتقد است که فتنه 88 یک آزمون و غربال کم‌نظیر در طول تاریخ انقلاب بود و این آزمون باید کارکردی مشابه یک فرقان و جداکننده را داشته باشد، یعنی همان‌طور که فتنه 88 در تاریخ انقلاب جداکننده است و این تاریخ مشابه مقاطعی مانند دفاع مقدس، به مقطع قبل و بعد از آن قابل تقسیم است، رفتار و مواضع جریان‌ها و افراد نیز قابل ارزیابی با همین محک است.

در این زمینه، به نظر می‌رسد افرادی که امتحان خوبی در جریان فتنه پس ندادند و جزو ساکتین یا کسانی بودند که کلی و دوپهلوگویی می‌کردند، نه تنها نباید در مرکزیت تصمیم‌گیری برای مجموعه اصولگرایی باشند بلکه حتی نباید در لیست اصولگرایان قرار بگیرند.

در این زمینه، همانطور که رجانیوز پیش از این در گزارشی به بازخوانی مواضع محمدرضا باهنر و حمیدرضا کاتوزیان پرداخت، در گزارش زیر نیز به منظور تأکید بر اصول و چارچوب‌های وحدت که از اصل آن مهم‌تر است، مواضع علی عباسپور تهرانی نماینده تهران در مجلس هشتم را پیرامون فتنه 88 بازخوانی می کند. به‌ویژه که وی امروز در گفت‌وگویی از انحراف‌های جبهه پایداری سخن گفته، بنابراین،‌ بر اساس موارد زیر شاید شفاف شود که چه کسی مواضع انحرافی دارد.

اولین موضع گیری پس از 63 روز؛ دوپهلو و مبهم/ سکوت مطلق در مورد عملکرد سران فتنه و انتقاد تفصیلی از دولت

علی عباسپور تهرانی، فردی که عملکردش پس از انتخابات و فتنه 88 نشان داد بهترین لقب برای وی "مرد سکوت" است، سرانجام 63 روز پس از 22 خرداد 88 و در برهه ای که اوج حملات ضد انقلاب به اصل نظام و ولایت فقیه صورت می‌گرفت، روزه سکوت خود را شکست و در 5 مرداد 88 در جمع اصناف و بازاریان در مسجد امام(ره) بازار تهران گفت: با توجه به اقتدار بالایی که ایران در صحنه‌های بین المللی دارد، تلاش بیگانگان بر این است تا به این مسئله چه از بعد سیاسی یا اقتصادی و یا بین المللی خدشه‌ای وارد شود و نمونه آن مسئله حقوق بشر است که در این روزهای اخیر مطرح کرده اند.

اما وی بلافاصله ترجیح داد پیکان حملات خود را متوجه دولت و جریان فرعی مشایی کند:

در ابتدای حرکت دولت دهم، متاسفانه شاهد یک انتخاب غلط بودیم زیرا آقای مشایی با توجه به خصوصیاتی که دارند در مجلس شورای اسلامی دارای مقبولیت نبودند که در نهایت با توجه به بحث‌های مطرح شده ظرف یک هفته اخیرمقام معظم رهبری با درایت هرچه تمام‌تر حکم برکناری ایشان را صادر کردند.

وی با بیان اینکه بحث اصلی بر سر این است که باتوجه به اینکه حداکثر بیست روز تا پایان دولت نهم باقی مانده آقای رئیس جمهور با چه دیدگاهی اقدام به این مسائل نمودند زیرا عمر 20 روزه یک کشور وقت کمی نیست که یک وزارتخانه با سرپرست 20 روزه اداره شود و سه وزیر دیگر با دلسردی مشغول باشند.

عباسپور تاکید کرد: در قانون اساسی ذکر شده که اگر نصف بعلاوه یک وزیران یک کابینه به هر دلیلی برکنار و عزل شوند آن کابینه وجاهت قانونی ندارد و باید دوباره از مجلس رای اعتماد بگیرد، به همین دلیل بود که مجلس استیضاح بعضی از وزرا را با میانجگری هیئت رئیسه مجلس به تعویق و یا کنسل نمود زیرا کابینه از وجاهت قانونی ساقط می‌شد.

این فعال اصولگرا با طرح سوالی مبنی بر اینکه آیا رئیس جمهور مشاوری ندارد که این مورد را به ایشان گوشزد نمایند؟، ابراز داشت: ما انتظار نداریم کسی را که مقام معظم رهبری چنین نظری در رابطه با ایشان دارد بعنوان ریاست دفتر رئیس جمهور که یکی از پستهای مهم میباشد انتخاب شود.

این نماینده مجلس تاکید کرد: در دولت نهم 10 وزیر از 21 وزیر دولت توسط شخص رئیس جمهور عزل شدند که اگر بخواهیم نمره ای به آن بدهیم بین 10 تا 11 میباشد.

نباید فضای دانشگاه را امنیتی کرد/ وزارت علوم پاسدار حرمت دانشگاهیان باشد

اما عباسپور که از روز آغاز فتنه 88 تا ابتدای مهرماه تنها یک‌بار موضع گیری کرده بود و طی آن نیز دولت را مورد حمله قرار داده بود، 7 مهرماه 88 در نطق میان دستور خود در مجلس گفت: باید از ایجاد فضای امنیتی در دانشگاه خودداری شود و و دانشگاه را باید به دست دانشگاهیان سپرد و نظارت نیز باید با هماهنگی و از طریق وزارت علوم صورت بگیرد نه از طریق ارکان دیگر.

عباسپور اضافه کرد: وزارت علوم باید پاسدار حرمت دانشگاهیان باشد و با مدیریت فرهنگی صحیح فضای با نشاط سیاسی را جهت آزاد اندیشی در دانشگاه‌ها فراهم کند.

وی با بیان اینکه احزاب و جناح‌های سیاسی نباید محیط دانشگاه را بستری برای فعالیت‌های خود کنند، تصریح کرد: دانشگاهیان نیز نباید اجازه دهند جریانات سیاسی از آنها استفاده ابزاری کنند، چراکه یک دانشگاهی متعهد آزاد می‌اندیشید و آزاد تصمیم می‌گیرد و جز مصلحت نظام و مردم موضوع دیگری را مدنظر قرار نمی‌دهد.

رسایی: برای انتخاب هیات موسس دانشگاه آزاد فقط عباسپور به موسوی رای داد
عباسپور: به موسوی رای دادم تا فضای بسته شورایعالی انقلاب فرهنگی را بشکنم!

عباسپور در این شرایط، با دو موضع گیری کلی و مبهم در طول فتنه 88 نشان داد، سکوت را بر هر چیز دیگر ترجیح می دهد.

اما عملکرد وی در سال 89 نیز تعریف چندانی نداشت تا جایی که به علت حمایت های همه جانبه وی از عبدالله جاسبی و تشکیلات دانشگاه آزاد در مجلس هشتم، وی به عنوان نماینده دانشگاه آزاد در مجلس در میان بسیاری از نخبگان سیاسی شهرت یافت.

از این رو، حمید رسایی نماینده مردم تهران 2 خرداد 89 در این زمینه گفت: در جلسه شورایعالی انقلاب فرهنگی در زمان رأی‌گیری برای اعضای جدید هیات موسس دانشگاه آزاد، آقای موسوی تنها یک رأی آورد و آقای عباسپور تنها کسی است که به او رأی می‌دهد.
 
رسایی با اشاره به جلسه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی گفت: با وجود اینکه برخی از آقایان اصلاح‌طلب مثل آقای عارف و مابقی افراد هم در این جلسه حضور داشتند اما هیچ کدام از آنها به دلیل عملکرد بد و غلط آقای موسوی که دیگر آبرو برای کسی نگذاشته، حاضر نشدند به او رأی دهند و آقای عباسپور تنها کسی است که به او رأی داد.

وی تصریح کرد: این مساله را بنده در جلسه علنی گفتم، آقای عباسپور بعد از رأی گیری به من مراجعه کرد و گفت: «علت اینکه بنده در جلسه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به آقای موسوی رأی دادم، این بود که می‌خواستم فضای بسته شورایعالی انقلاب فرهنگی را بشکنم، چون این فضا به شکلی ساخته شده بود که کسی نمی‌توانست به موسوی رای دهد.»

وی ادامه داد: من به ایشان گفتم «این عذر شما بدتر از گناه است و به ایشان تأکید کردم که این فضای بسته را شورای‌عالی انقلاب فرهنگی نساخته، بلکه عملکرد بد موسوی و نفرتی که نسبت به موسوی در جامعه ساخته شده، باعث به وجود آمدن این جو شده است.»

عباسپور در ادامه در گفت‌وگو با فارس به دلیل دیگری برای رای خود به موسوی اشاره کرد و با بیان اینکه اعتراض من به عمل نکردن شورایعالی انقلاب فرهنگی به قوانین داخلی بود، در پاسخ به این سوال که آیا موسوی را واجد شرایط برای ادامه ریاست بر فرهنگستان هنر می‌دانید؟ اظهار کرد: موسوی را واجد شرایط برای ادامه ریاست بر فرهنگستان هنر نمی‌دانم بلکه اعتراض من به نحوه رای‌گیری بود.

چتر اصولگرایی گسترده شود!

اما عباسپور در سال 89 نیر ترجیح داد سکوت خود را ادامه دهد تا جایی که حتی پس از فتنه 25 بهمن نیز که چهره هایی همچون حسن روحانی، علی لاریجانی، محسن رضایی، باقر قالیباف، ناطق نوری و... نیز این فاجعه را محکوم کردند، سکوت خود را نشکست و سرانجام در 19 تیر ماه 90 و درست در روزهایی که به تدریج موضوع انتخابات مجلس نهم داغ می شود، در گفت‌وگو با خبرآنلاین که نزدیک به علی لاریجانی است، با اشاره به در پیش بودن انتخابات مجلس نهم راهکار جلوگیری از دو لیستی شدن اصولگرایان را "گسترده شدن چتر اصولگرایی" دانست و گفت: قطعا چتر اصولگرایی گسترده تر از نام کسانی است که الان به عنوان اصولگرا مطرح هستند.

وی با اشاره به برخی اخبار درباره تشکیل کمیته 15 نفره از اصولگرایان برای تصمیم گیری درباره لیست های انتخاباتی مجلس، افزود: ما هم به دوستان این نکته را منعکس کردیم که این اسامی همه طیف ها را در بر نمی گیرد و باید چتر اصولگرایی گسترده شود.

وی با تاکید بر اینکه رمز پیروزی اصولگرایان وحدت آنان است، تصریح کرد: ما جامعتین را محور اصلی حرکت اصولگرایان می دانیم و معتقدم در کنار این موضوع باید همه طیف‌های اصولگرا مد نظر قرار بگیرند.

عباسپور با بیان اینکه ممکن است تشکلی در مجلس اصولگرا باشد ولی سر و صدای زیادی داشته باشند، اظهار داشت: در عین حال اصولگرایانی هستند که در مجموعه فراکسیون اصولگرایان قرار می گیرند، اما چون سرو صدای ندارند از قلم می افتند، ولی مشخص است که ایده آنها در جامعه نماینده دارد. بنابراین نباید این گونه باشد که ما تشکلی مانند جبهه پیروان خط امام و رهبری را در کنار تشکل هایی قرار دهیم که فقط سرو صدا دارند.

نگرانی عباسپور از وحدت و سهم خواهی اصولگرایان؛ نقطه ضعف 7+8 این است که موتلفه در آن نماینده ندارد!

اما نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم عباسپور را بیش از همیشه رسانه ای کرده است. وی که در کل فتنه 88 دو بار آن هم در مواضعی دو پهلو، اظهار نظر کرده بود، این روزها بیش از همیشه تبدیل به یکی از چهره های خبری گفتگو کننده با سایت نزدیک به رییس مجلس شده است، به گونه ای که تنها 10 روز پس از گفتگوی قبلی خویش پیرامون انتخابات آینده، این بار در 29 تیر 90 و در گفتگو با خبرآنلاین از سهم خواهی انتقاد کرد! و گفت: اگرکمیته 7+8 به سمت سهم خواهی برود، اصولگرایان به نتیجه مطلوبی برای وحدت در بین خود دست نخواهند یافت.

وی افزود: کمیته 7+8 به همان سمتی می رود که کمیته 5+6 در مجلس هشتم به آن سمت رفت و منجر به "سهم خواهی" برخی طیف های اصولگرا شد.

عباسپور با انتقاد از سهمیه بندی موجود در اعضای 8 نفره، ادامه داد: حزب موتلفه اسلامی به عنوان یکی از قدیمی ترین احزاب کشور در این کمیته هیچ نماینده ای ندارد، در حالی که یکی از تشکل های مهم جبهه پیروان خط امام و رهبری است و ما این امر را یکی از نقاط ضعف این کمیته می دانم.

تاکنون مواضع خلاف نظام از خاتمی ندیده ایم!/ طیف گسترده ای از اصلاح طلبان متخصص، عاقل و دلسوزند

وی در 15 مرداد 90 نیز در گفتگو با آریا گفت: طیف گسترده ای از اصلاح طلبان افرادی متخصص، عاقل هستند که در چارچوب نظام حرکت می کنند لذا این گروه قطعا به اصول و چارچوب نظام وانقلاب پایبند هستند از این رو قطعا در انتخابات شرکت می کنند.

وی خاطر نشان کرد: باید زمینه حضور سلایق متعدد را در انتخابات فراهم ساخت تا اصلاح طلبان معتقد به نظام با حضورشان مشارکت سیاسی مردم را افزایش دهند.

وی افزود: البته طیفی ازاصلاح طلبان مطرود جامعه هستند و مردم این افراد را قبول ندارند در واقع همین دسته از اصلاح طلبان هستند که برای شرکت در انتخابات شرط و شروط می گذارند.

این نماینده مجلس تصریح کرد: اصلاح طلبان واقعیت جامعه سیاسی ما هستند لذا این واقعیت را نمی توان انکار کرد بنابراین من معتقدم این طیف سیاسی حتما در انتخابات شرکت می کنند.

نماینده مردم تهران در باره مواضع خاتمی گفت: آقای خاتمی دو دوره رییس جمهور کشور بوده و تا کنون مواضع خلاف نظام از ایشان ملاحظه نکردیم قطعا خاتمی در انتخابات آتی در کنار اصلاح طلبان قرار می گیرد اما اینکه بازهم عنوان لیدراصلاح طلبان را بتواند به دست آورد یا نه بستگی به نظر این طیف دارد.


باهنر با این مواضع در مرکزیت تصمیم‌گیری اصولگرایان؟
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدرضا باهنر ، میر حسین موسوی ، اصولگرایی
موسوی را نمی توان خارج از خانواده اصولگرایی ترجمه کرد/ خاتمی با موسوی و کروبی فرق دارد و نباید علیه او شعار داد!
در فاصله هفت ماه مانده تا انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی، جریان اصولگرایی در تلاش است تا ساز و کاری را برای وحدت و حضور در انتخابات حول این محور بیابد. جلسات سال گذشته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران در نهایت منجر به نگارش منشور 12 بندی اصولگرایی شد.

به گزارش رجانیوز، در بند یازدهم از این منشور بر "موضع‌گیری صریح در برابر دشمنان و فتنه‌ها" تأکید شده بود و مجموعه جریان اصولگرایی نیز معتقد است که فتنه 88 یک آزمون و غربال کم‌نظیر در طول تاریخ انقلاب بود و این آزمون باید کارکردی مشابه یک فرقان و جداکننده را داشته باشد، یعنی همان‌طور که فتنه 88 در تاریخ انقلاب جداکننده است و این تاریخ مشابه مقاطعی مانند دفاع مقدس، به مقطع قبل و بعد از آن قابل تقسیم است، رفتار و مواضع جریان‌ها و افراد نیز قابل ارزیابی با همین محک است.

در این زمینه، به نظر می‌رسد افرادی که امتحان خوبی در جریان فتنه پس ندادند و جزو ساکتین یا کسانی بودند که کلی و دوپهلوگویی می‌کردند، نه تنها نباید در مرکزیت تصمیم‌گیری برای مجموعه اصولگرایی باشند بلکه حتی نباید در لیست اصولگرایان قرار بگیرند.

این در حالی است که به‌نظر می‌رسد با فاصله گرفتن از فتنه علی‌رغم تأکید رهبر انقلاب بر این توطئه براندازانه و زنده بودن ادبیات تبیین آن در بیانات رهبری، برخی از حساسیت‌ها نسبت به این موضوع کم شده است، به‌طوری که آقای باهنر که به شهادت برخی از افراد موثق در انتخابات به موسوی رأی داده و در دوره فتنه نیز مواضع دوپهلویی اظهار کرد و حتی برخی از اعضای جامعه اسلامی مهندسین نیز به او اعتراض داشتند، قرار است در کمیته وحدت حضور داشته باشد.

به منظور تأکید بر اصول و چارچوب‌های وحدت که از اصل آن مهم‌تر است و در حقیقت وحدت ابزار رسیدن به همان اصول است، برخی از مواضع آقای باهنر بازخوانی می‌شود:

مهندس موسوی را نمی توان بیرون از خانواده اصولگرایی ترجمه کرد

محمد رضا باهنر  روز دوم خرداد 88 و درست همان برهه ای که انحراف‌های موسوی روشن‌تر و حتی خبر دیدارهای وی با نهضت آزادی و سازمان مجاهدین و دیگر گروهک‎های تندرو منتشر شده بود، همچنان بر اصولگرا بودن موسوی اصرار داشت تا آنجا که در گفتگو با ایسنا  اعلام کرد: "ما در هر صورت مهندس موسوی را بیرون از خانواده اصولگرایی ترجمه نمی‌کنیم و من خود براین عقیده هستم که مهندس موسوی را نمی‌توان از خانواده اصولگرایی ترجمه جدایی کرد."

حضور در نماز جمعه هاشمی رفسنجانی

اما علاوه بر سکوت و بعضا مواضع دوپهلوی باهنر در فتنه 88، حضور وی در نماز جمعه 26 تیر ماه به امامت جمعه هاشمی رفسنجانی نیز بسیار معنادار بود. نماز جمعه ای که بسیاری از بزرگان و دلسوزان انقلاب به علت رفتارهای غیر قابل قبول هاشمی رفسنجانی در آن شرکت نکردند اما محمد رضا باهنر به همراه حسن غفوری فرد، حسن روحانی، مجید انصاری، محسن رضایی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی و ... در آن شرکت کرد.

از تشکیل جبهه سیاسی توسط موسوی استقبال کرده و به او کمک می کنیم

سکوت محمد رضا باهنر برای مدت زمانی طولانی ادامه داشت. در حالی که از آغاز روز بیست و دوم خرداد ماه 88، حملات ضد انقلاب و جریان فتنه به اصل نظام جمهوری اسلامی، شورای نگهبان و ولایت فقیه به بهانه تقلب در انتخابات اوج گرفته بود، نایب رییس مجلس اصولگرای هشتم نیز مانند تعداد زیادی از خواص ترجیح داد سکوت پیشه کند و سرانجام درحالی روزه سکوت خود را شکست که قریب به 40 روز از 22 خرداد می گذشت.

باهنر باز هم ترجیح داد در سخنان خود علیه جریان فتنه و شخص موسوی موضع گیری قاطعی نداشته باشد تا آنجا که در 29 تیر ماه 88 و در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا که ارتباط نزدیکی با فتنه گران دارد، گفت: «در دیداری که اخیرا با آقای موسوی داشتیم از ایشان خواستیم تا از همه امکانات قانونی موجود از جمله برخورداری از سایت شخصی، روزنامه و حزب استفاده کنند.»

وی در پاسخ به اینکه پاسخ موسوی به پیشنهاد آنها چه بوده است، گفت که "ایشان همچنان اعتراضاتی نسبت به مسایل به وجود آمده در انتخابات داشتند که ما تاکید کردیم بهتر است این اعتراضات را در چارچوب قانون پیگیری کنند."

باهنر تشکیل جبهه سیاسی از سوی موسوی را در راستای فعالیت های وی در چارچوب قانون دانست و با استقبال از آن گفت که "در دیدارمان با آقای موسوی گفته بودیم که چنانچه در چارچوب قانون فعالیت کنند، از اقدامات ایشان حمایت کرده و نهایت کمک را به ایشان خواهیم کرد."

30 روز پس از نامه کروبی: ازسوابق و تجربیات کروبی بعید بود!

سیر مواضع دو پهلوی نایب رییس مجلس هشتم در ماجرای نامه کروبی نیز ادامه یافت. باهنر در 19 شهریور ماه 88 در حالی که یک ماه از نگارش نامه سرگشاده سراسر کذب مهدی کروبی پیرامون تجاوز جنسی در زندان ها می گذشت، سرانجام تصمیم به موضع گیری گرفت و در نشست خبری خود با حضور خبرنگاران، با تاخیر 30 روزه و ادبیاتی تقریبا خنثی تنها به گفتن همین چند جمله اکتفا کرد که " آقای کروبی طی نامه‌ای اظهاراتی را مطرح کرده‌اند که متأسفانه پس از گذشت چند ماه هنوز مستندات آن را ارائه نکرده است تا مشخص شود این اتهامات مستند است و یا اینکه صحت ندارد. بعد از مدت زمانی که قرار بود آقای کروبی مستندات خود را ارائه کند در اقدامی عجیب دیدیم که چند نفر در یک‌جا جمع شده و اقدام به طراحی یک سی‌دی کرده بودند که نمی‌شود با استناد به این اینگونه موارد، نظام را زیرسؤال برد. از سوابق و تجربیات آقای کروبی بعید بود که وی اقدام به نوشتن چنین نامه‌ای کند، در حالی که این نامه اتهاماتی را علیه نظام مطرح می‌کند اما مستندات آن موجود نیست."

موسوی و کروبی دست از تندروی بردارند تا وحدت کنیم!

روز قدس سال 88 نیز سپری شد و در این میان روزه خواری های علنی فتنه‌گران در خیابان های تهران و ادامه حمایت های سران فتنه از اوباش حامی خود نیز موجب نشد تا آقای باهنر علیه آنان موضع گیری قاطعی اظهار کند. وی 12 مهر 88 در حالی که دو هفته از روز قدس 88 می گذشت، در حاشیه مراسم افتتاح نمایشگاه "بسم‌الله‌الرحمن الرحیم" در خانه مجلس در جمع خبرنگاران حاضر شد و بدون یادآوری افتضاحات روز قدس جریان فتنه، غیر مستقیم موضوع وحدت با موسوی و کروبی را مطرح کرد.

باهنر گفت: "در همه جناح‌ها و گروه‌های سیاسی برخی افراد دارای تفکرات تندروانه هستند که کار را مشکل می‌سازند و باید جناح‌های سیاسی درون نظام در جهت متعادل کردن فضا تلاش کنند محور کار از دست تندروها خارج شده و در حاشیه قرار گیرد."

باهنر با یادآوری مذاکراتی که با طرف‌های مختلف برای ایجاد وحدت در کشور صورت می‌گیرد، در عین حال گفت که مذاکره‌ای با افرادی چون مهدی کروبی و میرحسین موسوی نداشته است ولی پیشنهاداتی برای رسیدن به وحدت ارائه داده که می‌تواند مورد توجه افراد مذکور هم باشد.

باهنر با تاکید بر اینکه شرط اول این است که افرادی چون کروبی و موسوی دست از تندروی‌ها و ساختارشکنی‌ها بردارند، گفت که "آنها نه تنها تلاشی در این جهات نکرده‌اند بلکه تندروی‌ها و ساختارشکنی‌ها را ادامه داند و در مقابل رفتارهای تندروانه و ساختارشکنانه دیگران سکوت کردند."

برخی مواضع هاشمی مورد نقد است اما تلاش هایش برای ایجاد وحدت افتخارآمیز است!

به موازات اوج گرفتن عملکرد فتنه گران در 13 آبان و 16 آذر 88، سرانجام 26 آذر ماه و در حالی که بیش از 40 روز از وقایع 13 آبان و 10 روز از اتفاقات  16 آذر و افتضاحات سران فتنه می گذشت، باهنر ضمن مرزبندی با موسوی و کروبی و محکومیت جریان فتنه، این بار از آقای هاشمی رفسنجانی اینگونه دفاع کرد: "بالاخره مواضع آقای هاشمی در طول این پنج  یا شش سال گذشته به خصوص از اول دوره دولت نهم زیر و بم‌های زیادی داشته است و بعضی جاها کاملا قابل نقد است و خیلی جاها هم که تلاش‌هایی برای ایجاد وحدت داشته‌اند، قابل تمجید و افتخارآمیز است!"

آقای باهنر! چرا یکی به نعل و یکی به میخ می زنید؟

12 دی ماه 88 خبرگزاری ایلنا به نقل از  محمدرضا باهنر خبر جنجالی را منتشر ساخت. باهنر در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین گفت: "ما دیدارهایی با آقای هاشمی داشتیم و نامه‌هایی به ایشان نوشتیم، ما این تحلیل را که آقای هاشمی باید محاکمه شود، قبول نداریم البته به برخی مواضع ایشان نقد جدی داریم. باید مواضع افراطی را کنار بگذاریم باید به سمتی برویم که هزینه‌هایی را که به نظام تحمیل می‌شود، به حداقل برسانیم."

باهنر در مورد این پرسش که آیا زمان محاکمه موسوی نرسیده است، گفت: «ضرورت ندارد که فکر کنیم نظام به دنبال فشارهای ماست تا بخواهد این مساله را حل کند. نظام جمهوری اسلامی آن‌قدر تسلط بر اوضاع دارد که بخواهد خود تشخیص دهد آیا زمان محاکمه آقای موسوی رسیده است یا خیر. اگر زمانی دیدند که این به نفع نظام است حتما این کار را انجام خواهند داد ولی اینکه ما بخواهیم شعار اعدام باید گردد را سر دهیم ضرورتی ندارد.»

در ادامه این نشست یکی از اعضا خطاب به باهنر گفت که "چرا در اظهار نظرهایتان یکی به نعل و یکی به میخ می زنید؟"

خاتمی با موسوی و کروبی فرق دارد و نباید علیه او شعار داد!

اما روند مواضع دوپهلوی محمد رضا باهنر حتی تا آخرین روزهای سال 89 نیز ادامه داشت، تا آنجا که وی در هفته آخر اسفندماه، در گفتگو با هفته نامه مثلث ابراز داشت: "اینکه ما بگوییم کار خاتمی مثل کروبی و موسوی تمام شده است درست نیست. تا این نقطه ای که امروز در آن قرار داریم بنده اعتقادی به این ندارم که ما به عنوان سر فتنه علیه خاتمی شعار بدهیم. اما رفتار خاتمی بایستی خیلی شفاف تر و روشن تر باشد و آنجایی که مرز رفتار ضدانقلابی و جریان سبز و کروبی روشن می شود، خاتمی باید موضع بگیرد، یعنی خاتمی اگر فکر کند که می تواند همینطور در سکوت به کار خود ادامه دهد، این قابل قبول نیست ... ایشان صد درصد از جریان سبز حمایت می کند اما من این تحلیل را ندارم ایشان بسیار محافظه کارانه برخورد می کند."

و این اظهارات در حالی بود که خاتمی به عنوان یکی از سران فتنه 88 نه تنها هیچ گاه حاضر به اعلام برائت از جریان موسوم به سبز نشده بود بلکه در عمل با رفتارهای خود؛ یکی از پشتوانه های معنوی فتنه گران محسوب می شد تا آنجا که علاوه بر راهپیمایی روز قدس و 22 بهمن 88 که مورد اعتراضات جدیمردم تهران قرار گرفته بود، در راهپیمایی 9 دی نیز یکی از شعارهای جمعیت میلیونی مردم علیه خاتمی بود.


بازخوانی مواضع لاریجانی در پی تعبیر از برخی روشنگری‌ها در قبال فتنه به تجارت؛
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکترعلی لاریجانی ، دانشگاه آزاد ، جریان فتنه
دفاع از مجلس‌در ماجرای دانشگاه آزاد و نهایی نشدن طرح نظارت؛ 16ماه پس از دستور رهبر انقلاب/ چه کسی با فتنه تجارت کرد؟
رئیس مجلس شورای اسلامی در حالی که شب گذشته گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس‌جمهور با مردم لغو شد، امروز در جمع خبرنگاران حاضر شد و هنگامی که با سؤالی در مورد سکوت و مواضع مبهم خود در فتنه 88 مواجه شد، کسانی را که به او چنین اتهامی می‌زنند، کم‌بصیرت خواند که به‌دنبال تجارت سیاسی بودند.

به گزارش رجانیوز، علی لاریجانی گفت: در فتنه‌ی 88 عده‌ای فقط داد زدند و حرف زدن پیرامون آن را دنبال کردند. در واقع این عده فقط دل خود را خنک کردند؛ در حالی که فتنه ظلم به نظام بود که باید داهیانه حل می‌شد.

وی افزود: فتنه‌ی سال 88 با دو سبک مورد برخورد قرار گرفت؛ فتنه باید ذاتا خاموش یا اداره شود اما گویا عده‌ای در فتنه 88 دنبال تجارت سیاسی بودند، تا حل اصولی آن.

رئیس مجلس مواردی مانند کوی دانشگاه، کوی سبحان و کهریزک را نام برد و اضافه کرد که فکر می‌کنم کسانی که ابعاد این فتنه را ندیدند بصیرت کافی نداشتند. باید نگاه حل فتنه را داشت، نه تجارت سیاسی.

در بخش دیگری از این نشست، نماینده‌ی مردم قم با سؤالی در مورد نماینده داشتنش در کمیته موسوم به 8+7 نیز مواجه شد و در حالی که انتقادهای زیادی با توجه به بیانات رهبر انقلاب مبنی بر دخالت نکردن قوا در انتخابات و نزدیک نشدن نمایندگان به کانون‌های قدرت و ثروت وجود دارد،‌ وی برای توجیه حضور کاظم جلالی نماینده‌اش در این گروه، گفت که برخی از طیف‌های کوچک‌تر در این گروه نماینده نداشتند و از او خواستند که از طرف آن‌ها به 8+7 نماینده معرفی کند، بنابراین، جلالی نماینده او نیست.

خبرنگاری نظر رئیس مجلس را در مورد اقدام مجلس در ماجرای وقف غیرقانونی دانشگاه آزاد که برخی از نمایندگان از آن به "یکشنبه سیاه" یاد کردند، جویا شد که وی از این اقدام نادرست مجلس و شخص خود در به رأی گذاشتن نظر رهبر معظم انقلاب (ورود نکردن مجلس به موضوع‌های در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی) دفاع کرد و اظهار داشت: مجلس و نمایندگان حق اظهارنظر در مورد مسائل مختلف کشور از جمله دانشگاه آزاد را دارند. عده‌ای در مجلس هشتم گیری نمی‌بینند بنابراین در پی مساله‌سازی برای این مجلس هستند. طبق آیین‌نامه‌ی مجلس، اخطار قانون اساسی باید به رای نمایندگان گذاشته شود و رای مجلس نمی‌تواند موضوع را کنار بگذارد. در موضوع دانشگاه آزاد نیز بنده همین روش را در پیش گرفتم.

لاریجانی به منتقدان خود در زمینه اداره مجلس نیز کنایه زد و گفت:‌ مجلس هشتم نشان داده است نگاه متعادلی برای اداره کشور دارد و هرگز گرفتار هیجانات کاذب نمی‌شود. کسی هم نمی‌تواند با این رفتارها آن را مخدوش کند. در مجلس عقاید مختلفی وجود دارد ولی اکثریت روش اداره‌ی آزاد مجلس را می‌پسندند.

وی به اظهارنظر اخیر احمد توکلی در دانشگاه شیراز را نیز که ریاست مجلس حدادعادل را بهتر از لاریجانی دانسته بود، اشاره کرد و گفت: برخی در مجلس معتقدند روش اداره‌ی مجلس هفتم روش خوبی بود. عده‌ای دیگر غیر این نظر را دارند تا جایی که برخی از نمایندگان می‌گفتند مجلس هشتم فرمان ندارد. بنده معتقد نیستم که فرمان مجلس در دست هرکسی قرار گیرد. روش بنده اداره‌ی آزاد مجلس است. رای‌گیری‌هایی که در مجلس انجام می‌شود آن را نشان می‌دهد. اکثریت مجلس آن را می‌پسندند. از ابتدا هم با قرار گرفتن فرمان مجلس در دست عده‌ای خاص مخالف بودم.

همچنین در حالی که انتقادهای زیادی به نهایی نشدن طرح نظارت بر مجلس علی‌رغم گذشت حدود 16 ماه از دستور رهبری می‌گذرد، لاریجانی در پاسخ به سوالی که درخصوص سرنوشت طرح نظارت مجلس پرسیده بود، گفت: ظرف دو هفته رسیدگی به طرح نظارت مجلس بر مجلس انجام و این طرح به اجرا درمی‌آید. یقینا طی هشت، نه ماه باقی‌مانده از عمر مجلس هشتم، این طرح به اجرا درمی‌آید.

وی به‌جای پاسخ شفاف در این زمینه و انتقاد از تعلل در طرح نظارت، از برخی رسانه‌ها و صدا و سیما درخصوص طولانی شدن فرآیند رسیدگی به طرح نظارت مجلس بر مجلس گفت: از برخی رسانه‌ها و صدا و سیما به دلیل این‌که می‌گویند این طرح در مجلس عقب افتاده است، گلایه دارم. طرح فوق در دست بررسی است و طی دو هفته‌ی آینده در مرحله‌ی رسیدگی قرار خواهد گرفت.

لاریجانی در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه فرهنگ آشتی در مورد اظهارات اخیر احمد توکلی مبنی بر تخلفات مالی نمایندگان نیز گفت: من فکر می‌کنم مرکز پژوهش‌های مجلس جایی نیست که به این کارها بپردازد، بلکه باید تحقیقات عالمانه کند و طرح و لایحه در اختیار مجلس قرار دهد اگر هم اطلاعاتی وجود دارد باید به رییس و حراست مجلس ارائه شود.

وی افزود: البته آقای توکلی برادر خوبی است و برای مرکز پژوهش‌ها هم مناسب است اما من با این عقیده ایشان موافق نیستم این امور روال خود را دارد و به نمایندگانی که زحمت می‌کشند لطمه می‌زند، ضمن اینکه گفتن این سخنان به این نحو تصورات دیگری را به وجود می‌آورد که برای خود ایشان خوب نیست.

در ادامه نشست خبری، خبرنگار روزنامه قدس در مورد شروط جبهه پایداری برای پیوستن به گروه 8+7 پرسید که لاریجانی در پاسخ گفت: ظاهرا جبهه پایداری شرط و شروطی گذاشته است ولی بنده سخنگوی آنها نیستم که بخواهم به این سوال پاسخ بگویم. باید از خودشان سوال کنید.

وی در عین حال در توصیه‌ای به اعضای جبهه پایداری گفت: به آنها توصیه می‌کنم که با خویشتن‌داری به وحدت اصولگرایان کمک کنند چرا که همیشه همه مسائل به تمایل افراد نیست ولی با این وجود این بحث خودشان است و من مسئولیتی در 8+7 ندارم.

لاریجانی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا موافقید که اعضای جبهه پایداری متشکل از مدافعان دولت هستند، گفت: خودشان در این رابطه باید اظهارنظر کنند ولی قاعدتا در این جبهه موضوع دفاع از دولت قوی است.

وی به فراکسیون انقلاب اسلامی نیز طعنه زد و با جدا کردن تلویحی آنان از بدنه تلویحی اصولگرایان گفت: یکی از شعبات فراکسیون اصولگرایان در مجلس شورای اسلامی نیز از نمایندگانی است که در دفاع از دولت پایداری دارند. البته برخی دیگر از نمایندگان همچون آقای توکلی و دوستانشان در ایثارگران با روش خود نگاه انتقادی به دولت دارند. بدنه وسیعی نیز در مجلس از اصولگرایان مستقل تشکیل شده است که بر آرمان‌های اصولگرایان تاکید دارند و روش خود را دنبال می‌کنند اما همه این اصولگرایان در مجلس در بسیاری از جهات با یکدیگر اشتراک نظر دارند.

از آنجایی که شاید مهم‌ترین بخش از اظهرات آقای لاریجانی مربوط به فتنه و توجیه وی برای سکوت و مواضع مبهمش باشد، رجانیوز مواضع او را در دوره پر التهاب هشت ماهه فتنه که رهبر معظم انقلاب بر صریح و بدون پهلو صحبت کردن نخبگان و روشنگری آن‌ها تأکید داشتند، بازخوانی می‌کند، تا معلوم شود آیا کسانی که با سخنان روشنگرانه در پاسخ به ندای "این عمار" رهبری وارد شدند و نتیجه‌گرایی نکردند، تجارت سیاسی کردند یا افرادی که با تحرکات چند پهلو و سکوت خود این موضع را تقویت کردند.

سکوت مطلق در برابر آشوب های 23 خرداد و کلی گویی پیرامون انتخابات

24 خرداد 88 در حالی که تنها دو روز از انتخابات تاریخی و با شکوه ریاست جمهوری می گذشت و جریان فتنه با توسل به دروغ بزرگ "تقلب" در انتخابات، فتنه را کلید زده بود، علی لاریجانی در آغاز جلسه علنی مجلس بدون اشاره به ناآرامی ها و آشوب های هواداران موسوی و کروبی در روز 23 خرداد در خیابان های انقلاب، فاطمی و میدان ولی عصر و همچنین طرح اتهام تقلب به نظام، صرفاً گفت: مجلس شورای اسلامی انتخابات 22 خرداد را نقطه عطف مبارکی می‌داند و از ملت عزیز سپاسگزار است چرا که انصافا وظیفه خود را به بهترین وجه به انجام رسانند و اینک زمانه فعلیت رساندن این استعدادها در متن و کار و تلاش است."

وزیر کشور پاسخگوی حوادث کوی دانشگاه و مجتمع سبحان باشد/ شورای نگهبان با دقت به شکایت ها رسیدگی کند/ همه مسیر قانونی را در پیش بگیرند

لاریجانی 26 خرداد و یک روز پس از لشکرکشی غیرقانونی هواداران موسوی و کروبی در خیابان های انقلاب و آزادی تهران که در نهایت با حمله به پایگاه بسیج و کشته و زخمی شدن 10 نفر از هموطنان همراه شد، در صحن علنی مجلس ترجیح داد به جای محکوم کردن شفاف و صریح اقدامات فتنه گران در آشوب های خیابانی، شورای نگهبان را مخاطب قرار دهد و پس از آن نیز با تکیه بر حواشی کوی دانشگاه و مجتمع سبحان که ریشه آنها نیز در آشوب‌های هواداران موسوی بود، به وزیر کشور توصیه‌هایی کند.

رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: برخی برخوردهای نسنجیده و نادرست در کوی دانشگاه و مجتمع مسکونی سبحان و مجتمع مسکونی نمایندگان و چند نقطه دیگر باعث ناراحتی دانشجویان عزیز و ساکنان این مناطق شده است.

وی با اشاره به اینکه وزیر کشور مسئول است و باید پاسخگو باشد، گفت: در این موارد باید چارچوب قانونی رعایت شود و مجلس شورای اسلامی نیز با جدیت این خواست آرا دنبال می‌کند.

برخی از مناقشات به بعضی از افراد شورای نگهبان بر می گردد/ باید قانون را رعایت کرد اما به سخن مردم که در تظاهرات‌ها شرکت‌ کرده‌اند هم گوش کرد

یکی از مواضع نامناسب رییس مجلس در طی فتنه بعد از انتخابات، مربوط به 30 خردادماه 88 است. زمانی که وی در استودیوی شبکه دوم سیما حضور یافت تا در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری مواضع خود را پیرامون حوادث پر تب و تاب آن روزها بیان کند؛ روزهایی که خیابان های تهران شاهد آشوب و ناآرامی های هواداران موسوی و کروبی بود و طی آن چند نفر از مردم عادی و نیروهای بسیج توسط اوباش کشته شده بودند اما لاریجانی ترجیح داد بعد از محکوم کردن رفتارهای غیرقانونی هواداران موسوی و کروبی، شورای نگهبان را هم در به‌وجود آمدن فتنه، بطور تلویحی مقصر قلمداد کند.

لاریجانی در این برنامه گفت: منتقدان نتیجه انتخابات، باید مرز خود را با آشوبگران جدا کنند و کسانی که در خیابان‌ها اقدام به آتش‌زدن مغازه‌های مردم کرده و به پلیس و نیروهای بسیج که حافظ کشور هستند، صدمه می‌زنند را باید از مرز منتقدان نتیجه انتخابات جدا کرد.

لاریجانی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه هیچ‌کدام از کاندیداها خارج از نظام نیستند، تصریح کرد: هیچ‌کدام از کاندیداها حاضر نیستند که به اموال عمومی صدمه بخورد و بنده مطمئن هستم که کاندیداها از وضعیت پیش‌آمده راضی نیستند.

اما وی بلافاصله مواضع خود علیه نهادهای انقلابی از جمله شورای نگهبان، بسیج و... را بیان کرد. لاریجانی با بیان اینکه برخی از مناقشات به بعضی از افراد شورای نگهبان که در انتخابات موضع‌گیری کرده‌اند برمی‌گردد، تصریح کرد: به نظر من اگر برخی از اعضای شورای نگهبان در خصوص نامزدها اعلام موضع‌گیری نمی‌کردند، بهتر بود اما همه باید بدانند که اعضای شورای نگهبان افرادی متدین هستند که حاضر نیستند حقوق هیچ نامزدی ضایع شود.

وی ادامه داد: چه معنایی دارد که کسانی به کوی دانشگاه حمله کنند؟ حتی اگر با هر شعاری باشد و امکانات مردم را به آتش بزنند که اینها به دنبال اهداف دیگری هستند، باید با آنها برخورد شود.

لاریجانی با بیان اینکه اگر کاندیدایی مطالباتی داشته باشد باید در فضای امنیت آن را پیگیری کند و اگر فضای امن حاکم نباشد، هیچ مطالبه‌ای پیگیری نمی‌شود، یادآور شد: نیروهای انتظامی و بسیج تلاش می‌کنند که امنیت را برپا کنند و این امنیت به خاطر خود مردم است.

رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: همیشه شورای نگهبان به عنوان ناظر اگر تخلفی صورت گرفته پس از بررسی اعلام نظر کرده است. البته مکانیزم‌های قانونی، فضایی ایجاد کرده که جلوی تقلب را بگیرد لذا با فریاد کردن تقلب و غبارآلود کردن فضا و کشاندن به خیابان‌ها، خوب نمی‌توان موضوع را پیگیری کرد.

لاریجانی اضافه کرد: اگر ما نقصی می‌بینیم، نباید قانون را زیرپا بگذاریم و به نفع همه ملت است که قانون چه در این انتخابات و چه در مسائل دیگر رعایت شود و به نام حقوق ملت نباید قانون را زیر پا گذاشت. البته باید به سخن مردم که در تظاهرات‌ها شرکت‌ کرده‌اند هم گوش کرد.

لاریجانی با اشاره به انقلاب مخملی اظهار داشت: حرفهایی که در خصوص انقلاب مخملی می‌زنند به نظر من مردم ما این‌قدر متحد هستند که انقلاب مخملی نمی‌تواند در ایران بروز پیدا کند. البته اطلاعاتی بوده که عد‌ه‌ای می‌خواستند از فضا و شوک پس از انتخابات استفاده کنند ولی مردم ما از یک هوشیاری خوبی برخوردارند و اجازه نمی‌دهند انقلاب مخملی در ایران بوجود بیاید.

تکرار کلی‌گویی‌ها و سکوت مطلق در برابر دروغ بزرگ تقلب در انتخابات/ کوفتن بر طبل اختلافات حتی از سر حق طلبی مورد قبول نیست

31 خرداد 88 لاریجانی در صجن علنی مجلس گفت: رفتار کاندیداها باید از منظر ملی قابل دفاع باشد و کوفتن بر طبل اختلافات اگر چه از سر حق‌طلبی هم باشد، در شرایط امروز ایران که همگان شاهد ماجراجویی عده‌ای در داخل و خارج هستیم، باید در طراز ملی تبلور یابد.

لاریجانی با بیان اینکه همه حقوق ملت نتیجه انتخابات نیست و امنیت ملی کشور نیز جزو اولین حقوق ملت است، خاطرنشان کرد: یک سیاست‌مدار بصیر کسی است که امور بر حق و همه جانبه‌گری بر منافع ملی را پیگیر باشد.

وی در ادامه افزود: نمایندگان مجلس با تمرکز و استواری به فرمایشات مقام معظم رهبری بر پیمودن راه قانونی حتی در این شرایط را مهم‌ترین هدیه برای تحکیم مبانی نظام می‌دانیم و از همه کاندیداهای معترض می‌خواهیم به این نکته توجه داشته باشند و هر روشی که از مسیر قانون منحرف شود، اگرچه دستاوردی کوتاه مدت داشته باشد اما پایه‌های مدنیت عادلانه را به هم می‌ریزد.

مسئولین از هر تحرک قلمی و بیانی پرهیز کنند/ تکرار کلی گویی ها و پرهیز از محکومیت شفاف سران فتنه پس از سکوت یک ماهه

رییس مجلس در شرایطی که جمع زیادی از نیروهای انقلاب که به میدان آمده و فتنه و عوامل آن را به شدت مورد محکومیت قرار دادند، نهایتا در 4 مرداد ماه 88 در صحن علنی مجلس گفت: در اینجا جا دارد سوالی مبنی بر اینکه چرا سیاست‌مداران چنین مجالی را فراهم نموده‌اند که غرب گزنده سخن بگوید و تصورات واهی پیدا کند، مطرح شود. اخیرا وزیر امور خارجه آمریکا گفته است آمریکا مجالی با ایران فراهم کرده لکن آنها آنقدر درگیر مسائل داخلی خود هستند که نمی‌توانند تصمیم بگیرند؛ البته بد نیست در چنین تخیلاتی غوطه ور باشند و مناسب و بلکه ضروری است نقادانه به این مسائل بپردازیم.

لاریجانی در بخش دیگری از سخنانش خاطر نشان کرد: آرامش فضای امن اولویت قرار گیرد که کشور توسعه پیدا کند و مسئولین از هر تحرک قلمی و بیانی پرهیز کنند و این به معنای نادیده انگاری حقوق ملت نیست بلکه زمینه سازی برای حقوق اساسی ملت است.

چپ و راست بدون تمسک به رهبری دچار سقوط می شود

لاریجانی 7 مرداد ماه و در آغاز صحن علنی چهارشنبه مجلس شورای گفت: عناوین مختلف سیاسی چپ و راست اعم از اصلاح طلب و اصولگرا بدون تمسک به رهبری دچار سقوط و تبدیل به بیگانه می‌شود.

رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه برای مجلس شورای اسلامی افتخاری است که پایگاه جمهوریت نظام دفاع واقعی از ملت را در پیروی از آیت الله خامنه‌ای تعریف می‌کند، افزود: هر کژی را باید با این معیار سنجید.

لاریجانی با اشاره به دستورات رهبری نسبت به مسائل دستگیر شدگان در این زمینه تشکر و تصریح کرد: دفاع از حقوق افراد هر چند خاطی در منطق رهبری است.

نماینده مردم قم گفت: از ابتدای این حوادث در مجلس کمیته‌ای جهت مسائل دستگیر شدگان تشکیل شد که همه همت این دو کمیته در چارچوب نظارتی مجلس و رسیدگی و جلوگیری از این گونه تخلفات و تکرار آن است و انشاءالله آقایان ریشه ها را پیگیری می‌کنند و به اطلاع نمایندگان مجلس و مردم خواهند رساند.

اولین موضع‌گیری شفاف؛ 61 روز پس از آغاز فتنه/ محتوای نامه کروبی کذب است

اما 21 مرداد سرانجام رییس مجلس پس ازنزدیک به دو ماه، مواضع صریح خود را کلید بزند و سه روز پس از انتشار نامه سراسر کذب مهدی کروبی خطاب به هاشمی رفسنجانی که طی آن مدعی تجاوز جنسی به زندانیان سیاسی در بازداشتگاه ها شده بود، در صحن علنی مجلس اعلام کرد: چند روز پیش نامه‌ای از طرف حجت‌الاسلام والمسلمین کروبی خطاب به هاشمی رفسنجانی نوشته و در رسانه‌ منتشر گردید و هر چند در فضای افکار عمومی تکان‌دهنده بود و فورا در رسانه‌های بیگانه به آن پرداخته شد اما از نظر کار کمیته ویژه بررسی حوادث اخیر مجلس این نکته از قبل مورد توجه قرار گرفته بود.

وی ادامه داد: از حدود یک ماه پیش در چند سایت این نکته اشاره شده بود و ما لازم دیدیم کمیته مجلس موضوع را پیگیری کند و پس از طرح نامه کروبی از کمیته درخواست نمودیم که نتیجه بررسی شده را ارائه کند.

وی در ادامه نیز ضمن کذب دانستن محتوای نامه کروبی، اعلام کرد: از طرف دیگر این مطالب نیز بار دیگر زنگ‌های آگاهی بخش به سیاست‌مداران به صدا در می‌آید که مقام نخبگی هشدار سیاسی نسبت به منافع ملی را ضروری می‌داند و هر چند گروه‌های سیاسی به این رفتار بیگانگان مزورانه حساسیت دارد اما توجه به این امر ضروری است که دوز اختلافات وقتی رعایت نشود دشمنان میهن مجال حیات می‌یابند.

تکرار مواضع دوپهلو: دخالت بیگانگان و بدسلیقگی برخی سیاسیون باعث از بین رفتن آرامش کشور شد

26 مرداد 88 لاریجانی در همایش بین المللی گرامیداشت هفته جهانی مساجد در ساختمان سابقه مجلس شورای اسلامی با اشاره به اتفاقات بعد از انتخابات با بیان اینکه بد سلیقگی برخی از سیاسیون و دخالت بیگانگان که با یکدیگر دست به هم دست هم دادند باعث شد آرامش کشور از بین برود، گفت: مردم مطمئنا در آرامش می‌توانند به رشد و پیشرفت برسند.

لاریجانی با تاکید بر اینکه خیلی از آدم‌ها باید از بعضی از مسائل گذشت کنند افزود: سیاسیون و احزاب باید به این نکته توجه داشته باشند که دامن زدن به این مشاجرات آرامش کشور را از بین می‌برد و چه اشکالی دارد برخی از سیاسیون به اشتباهات خود اقرار کنند.

اما وی هیچ گاه توضیح نداد منظورش از "برخی سیاسیون" چه کسانی است؟

سکوت در برابر موج جدید تحرکات فتنه گران و دفاع از ولایت فقیه

اما شهریور ماه 88 نیز برهه ای بود که طی آن لاریجانی باز هم با سکوت معنا دار خود، عملا منجر شد تا بسیاری از رسانه ها و چهره های اصلاح طلب، از وی به عنوان فردی معتدل یاد کنند. شهریوری که طی آن روز قدس و حرمت شکنی های کم سابقه هواداران موسوی، موج جدیدی از خشم ملت علیه فتنه گران را رقم زده بود. هم چنین با اینکه در روزهای اولیه مهرماه 88 برخی از دانشگاه های اصلی کشور از جمله تهران وشریف شاهد دور جدید تحرکات فتنه گران بود، لاریجانی در 6 مهرماه در جشنواره ربع قرن کتاب مقدس تنها به گفتن این جمله در دفاع از ولایت فقیه اکتفا کرد: ولایت فقیه در کشور عامل وحدت ملی، مبارزه با دیکتاتوری و بالندگی در کشورمان است.

تقدیر و انتقاد همزمان از نیروی انتظامی

15 مهرماه در حالی که یک روز قبل، سایت فراکسیون اقلیت از گفت‌وگوی رییس این فراکسیون با لاریجانی و اعلام امیدواری مبنی بر گشایش هایی مبنی بر آزادی بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات خبر داده بود، در مراسم بزرگداشت هفته نیروی انتظامی در تالار وزارت کشور گفت: در حوادث رخ‌داده پس از انتخابات خدمات نیروی انتظامی کم نبود اما مباحثی مثل کهریزک ضایعه‌ای در درون نیروی انتظامی بود که باید نیروی انتظامی بحث سیستم خود کنترلی را در درونش جدی بگیرد.

هاشمی همیشه یار امام و رهبری بوده است/ احمدی نژاد فردی خدوم

اما آبان ماه 88 نیز همچون تیر ماه و شهریور ماه، برهه ای بود که طی آن لاریجانی سکوت در برابر اقدامات فتنه گران را بر هر نوع موضع گیری در این باره ترجیح داد و در حالی که اوباش سبز در 13 آبان با حضور دربرخی خیابان های تهران اقدام به اغتشاش و حمله به اماکن عمومی کرده بودند و شعار جمهوری ایرانی سر دادند، رییس مجلس سکوت در برابر این وقایع را برای خود بهتر از موضع گیری می دانست.

وی 20 روز بعد، در 3 آذر ماه در تالار وحدت تهران گفت: به حق ولی فقیه وحدت ملی کشور است و ما هیچ عاملی مهم تر از ولی فقیه برای وحدت ملی نداریم. لاریجانی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه البته قبول دارم که عده ای می‌خواهند این مسئله را به صورت دیگری تفسیر کنند، تاکید کرد که دغدغه‌های رهبری همواره موجب حفظ و صیانت از اصل انقلاب اسلامی و منافع ملی شده و از دیکتاتوری جلوگیری کرده است.

رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس با تاکید بر اینکه عده‌ای ممکن است بخواهند با جوسازی ظرفیت‌های سیاسی را در کشور تک ساحتی کنند، گفت: این واقعیت مسئله نیست و نمی‌تواند کشور را در این فضا تک ساحتی کرد چرا که این امر ظلم بزرگی به انقلاب و نظام است.

وی در ادامه با تاکید بر اینکه متاسفانه در کشور در فضای سیاسی درشت گویی ایجاد شده است، نسبت به زدن اتهامات ناروا و تخریب در کشور که به راحتی زده می‌شود ابراز گلایه کرد.

رئیس مجلس شورای اسلامی با طرح این پرسش که این همه تحقیر و تهمت به آقای هاشمی رفسنجانی به چه انگیزه‌ای زده می‌شود؟ تصریح کرد: آقای هاشمی بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی است و امام (ره) درباره ایشان فرمودند "هاشمی زنده است بنابراین انقلاب زنده است" هاشمی همیشه یار امام و رهبری بوده است چنانچه که وی یک سال پیش در دانشگاه شریف گفت که عشق من رهبری است و به این مسئله افتخار می‌کنم.

لاریجانی افزود: اگر درباره خانواده هاشمی حرفی زده می‌شود، باید از مسیر خودش دنبال شود.

وی ادامه داد: صحبت ما درباره تخریب او است اگر چه نمی‌گویم هاشمی مطلق است، همه کسانی که در وادی سیاست وارد می‌شوند، باید این انتظار را داشته باشند که مورد نقد قرار بگیرند اما صحبت من این است که چرا از نکات مثبت افراد بحث به میان نمی‌آید و برخی به دنبال تخریب هستند.

رئیس مجلس شورای اسلامی به تخریب‌ها و تهمت‌ها علیه دولت و شخص رئیس جمهور اشاره کرد و گفت: در مورد دولت هم همین طور است، از طرفی هر نقدی که به دولت می‌شود، برخی نمی‌گذارند در فضای آرام تخصصی شکل بگیرد و از طرفی هر اقدام احمدی نژاد را برخی تخریب می‌کنند.

لاریجانی تاکید کرد: احمدی نژاد فردی خدوم، پر تلاش و دغدغه مند برای انقلاب است. اما چرا باید عده ای به دنبال تخریب او باشند.

دم زدن از وحدت، بدون اشاره به اصول و طرفین وحدت

9 آذر 88 لاریجانی در اولین نشست خبری خود در سال 88 با نمایندگان رسانه‌های داخلی و خارجی در تالار شهید مدرس مجلس سخن می‌گفت، بیان داشت: مسئولین باید تلاش کنند فضای مودت آمیز ایجاد شود، مخصوصاً در حال حاضر که در آستانه عید غدیر که عید برادری است، قرار داریم.

لاریجانی ادامه داد: گاهی عده‌ای با برجسته کردن مسائل خرد فضا را تخریب می‌کند زیرا مسائل مهمی در دنیای امروز مطرح است. ولی شما می‌خواهید ذهن‌های جامعه را به سمت این مسائل ببرید. ممکن است یک سیاستمداری در زمانی در یک تصمیم‌گیری اشتباه کند اما باید به وی مجال بازگشت داد اگر قصد خدمت داشته باشیم، در مسائل پس از انتخابات نیز همین طور است افرادی که در صحنه انتخابات حاضر شدند افرادی بودند که در کارنامه گذشته آن‌ها خدمت به انقلاب و نظام وجود دارد، در اتفاقات پس از انتخابات برخی اشتباهات برای عده‌ای رخ داد اما باید از این فضا استفاده می‌کردند و مطابق قانون اساسی و قوانین عمل می‌کردند در حال حاضر نیز توصیه بنده به این دوستان این است که به فضای تندروانه در کشور دامن نزنند، زیرا فضای تندروانه به نفع منافع ملی کشور نیست.

هر کس با انجام یک اشتباه، خائن نیست و این به وحدت ضربه می زند

12 آذر 88 لاریجانی در مراسم دومین سالگرد مرحوم آیت‌الله طاهری نماینده خبرگان رهبری که در امامزاده عبدالله شهر گرگان برگزار شد، حضور یافت. وی در بخشی از سخنان خود با بیان اینکه باید راه راستین امام و رهبر معظم انقلاب را طی کرده و به صورت واقعی از اوامر ایشان اطاعت کنیم، با تاکید بر اینکه راه علما، مراجع تقلید و مقام معظم رهبری امروز پیشرو است، خاطرنشان کرد: باید کمک کنیم تا این جریان پیشرو از گردنه‌ها عبور کند؛ چرا که هیچ کس مثل رهبری انقلاب نمی‌تواند این جریان توفنده اسلامی را به پیش ببرد و آن را هدایت کند.

لاریجانی تاکید کرد: کسانی که به هر دلیلی با ادبیات تحقیرآمیز به دنبال اختلاف ایجاد کردن هستند عملی خائنانه و غیرانقلابی انجام می‌دهند. همه کسانی که قانون اساسی، چارچوب فکری امام، راه شهدا و ولایت فقیه را قبول دارند باید از آنان استفاده شود اگر چه ممکن است اشتباهاتی در زندگی سیاسی‌شان کرده باشند اما هر کس به مجرد اینکه اشتباه کرد نباید آن را خائن نامید؛ چرا که این امر به وحدت در کشور ضرب می‌زند.

این سخنان در حالی ایراد می شد که لاریجانی توضیح نداد آیا اقدامات شش ماه گذشته فتنه‌گران که هیچ‌گاه نیز حاضر به عذرخواهی از رفتارهایشان نشدند، آیا قابل اغماض است؟ و اساسا وحدت با آنها معنایی دارد؟

تاکید دوباره بر وحدت

15 آذر 85 لاریجانی با حضور در مراسم دومین یادواره سرداران و 60 شهید فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان آمل از همه مسئولان خواست تا با درک درست شرایط راه وحدت را که به نفع کشور منجر می‌شود، دنبال کنند.

وی با تاکید بر اینکه ولایت فقیه کشور را هدایت می‌کند، به هدایت‌های امام و مقام معظم رهبری طی 30 سال گذشته در کشور اشاره کرد و افزود: پیام سیاسی امام این بود که کشور به غرب و شرق گرایش پیدا نکند و در مقابل دسیسه‌های بیگانگان ایستادگی کند که این امر موجب عزت‌مندی ایران شد و نهایتاً‌ جوهری شد که ملت ایران بتواند در کار خود پیشرفت کند.

سکوت در برابر اهانت به تمثال امام و رهبری در دانشگاه تهران و تکرار مکررات

20 آذر 88 تنها چند روز پس از توهین بی سابقه هواداران موسوی و کروبی به تمثال امام و رهبر انقلاب در دانشگاه تهران، لاریجانی در گفت‌وگو با فارس بازهم از محکوم کردن صریح و شفاف سران فتنه خودداری کرد و تنها به گفتن این جملات اکتفا کرد: هر کس می‌خواهد به آرمان‌های امام(ره) و منافع ملی کشور پایبند باشند، بهترین راه حل توجه و عمل به قانون اساسی است.

لاریجانی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی در مقاطع مختلف راه را برای این دسته از افراد نشان می‌دهند، متذکر شد: ایشان مانند پدری هستند که همه فرزندانش رادوست می‌دارند؛ حالا اگر فردی اشتباهی کرد، ایشان علاقمند هستند که به راه اصلی بازگردد و این امر تنها منوط به جریان خاصی نیست چرا که بعضی هم با تندروی‌هایشان فضای کشور را مخدوش کردند.

وی تاکید کرد: امروز موقعی است که سیاسیون با میزان رهبری خود را بسنجند و اگر دیدند که جایی اشتباهی دارند و راه نادرست رفته‌اند، مواضع‌شان را تصحیح و تعدیل کنند.

موضع گیری در مورد توهین فتنه گران به تمثال امام و رهبری؛ پس از شش روز

لاریجانی 22 آذر 88 در آغاز جلسه صحن علنی مجلس طی سخنانی با اشاره به اهانت عده‌ای به ساحت مقدس حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، اظهار داشت: امروز ملت ایران قبل از فرا رسیدن محرم و گریستن بر مظلومیت امام حسین(ع) به خاطر مظلومیت حضرت امام خمینی(ره) عزادار شد.

وی بر همین اساس ادامه داد: اهانت ناجوانمردانه به نماد صلابت و بیداری مسلمانان در عصر حاضر، نماد استقلال ملت ایران، نماد قدرتمندی مسلمانان در برابر استکبار قلب همه امت را جریحه‌دار نمود.

مواجهه جدی با امام کار کوچکی نیست و بدانید که امریکایی ها دنبال این استراتژی هستند

23 آذر88، لاریجانی در مراسم بزرگداشت سی‌امین سالگرد شهادت استاد شهید آیت‌الله مفتح طی سخنانی اظهار داشت: فرض کنید انتخاباتی انجام دادیم و در این انتخابات سوال وجود داشت، بحث‌هایی شد، گفت‌وگو شد اما چرا آن را به یک منازعه بزرگ تبدیل می‌کنید؟

رئیس قوه مقننه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهانت عده‌ای از حامیان میرحسین موسوی در روز 16 آذر به حضرت امام خمینی (ره) و ضمن محکوم کردن هتاکان به ساحت مقدس حضرت امام، تاکید کرد: امام خمینی(ره) قطب انقلاب اسلامی هستند که این صحنه نشان داد که امریکایی‌ها در همان شطرنج در حال بازی کردن هستند، چرا که مواجهه جدی با قدر و منزلت امام(ره) کار کوچکی نیست، بنابراین بدانید که امریکایی‌ها بدنبال استراتژی این چنینی هستند.

وی با تاکید بر اینکه نباید به مشاجرات دامن زد عنوان کرد: آقایانی که در این مسئله راهی را دنبال کردند باید توجه داشته باشند که منافع ملی ایران از این سنخ عبور نمی‌کند.

با اقدامی که در روز عاشورا انجام دادید، عملا جنگ با خدا و ولی خدا را آغاز نمودید/ حساب جریان چپ را از این وقایع جدا می دانیم!

سرانجام 6 دی ماه 88 فرا رسید و پیاده نظام دشمن با حضور در خیابان های تهران؛ ضمن فریاد زدن شعارهایی در حمایت از سران فتنه و حمله به اماکن عمومی، حرمت عاشورا را شکست و ماهیت حقیقی خود را نشان داد. از این رو، لاریجانی رییس مجلس در 8 دی ماه و در صحن علنی مجلس گفت: ماهیت آنچه در این ایام رخ داد چیزی جز اقدام ضد دینی و ضد انقلابی نبود؛ اینکه مراسم تشییع یک عالم بهانه‌ای شود جهت دفع کینه نسبت به اصل انقلاب، آیا جز فرصت‌طلبی نام دیگری دارد؟ همه کسانی که حتی نقدی بر آراء سیاسی آیت‌الله منتظری وارد می‌دانستند حرمت فقاهت را پاس داشتند و به مقام علمی وی احترام گذاشتند و حکمت و ادب حوزه فکری امام باقر (ع) و امام صادق (ع) را نشان دادند، آیا پاسخ این متانت سیاسی و ادب اجتماعی و دینی چنین گستاخی‌ها آن هم در شهر کریمه اهل بیت بود؟ هر چند مردم انقلابی و آگاه استان قم با حضور در صحنه پاسخ این شنائت سیاسی را دادند اما وجه ضد ملی ماجراجویی‌های اخیر را بیشتر روشن نمود.

لاریجانی با اشاره به حوادث روز عاشورا عنوان کرد: حادثه روز عاشورا یک باره بخش اعظم هویت این جریان را علنی کرد، بعید است کسی در توهین سهمگین اعمال سبک ضد دینی ظهر عاشورای این عده را با همه وجود درک نکرده باشد؛ چرا ظهر عاشورا که همه به احترام سید‌الشهدا و در سوگ ایشان و در عمق وجود خود عزادار هستند شما به آرمان یک ملت توهین نمودید؟ شما توجه دارید که به چه مقامی بی‌احترامی کردید؟ به ولی خدا، به واسطه فیض الهی، مگر این امری است بتوان به راحتی از آن گذشت، امروز همه ما در مقابل ساحت مقدس امام‌ حسین (ع) خجل و شرمنده هستیم و عذرخواهیم از محضر ولی‌الله اعظم، امام زمان (عج) که عصر عاشورا چنین حوادث بی‌سابقه‌ای در کشور اهل بیت رخ داد.

لاریجانی در ادامه سخنان خود با اشاره به حوادث روز عاشورا و حرمت‌شکنی عده‌ای در این روز خطاب به این افراد، اظهار داشت: با اقدامی که در روز عاشورا انجام دادید، عملا جنگ با خدا و ولی خدا را آغاز نمودید.

وی ادامه داد: جدایی از عقوبت ابدی، اینجا موضعی است که به هیچ وجه از آن نمی‌گذریم شما نسبت به ولایت فقیه که میراث فکری امام خمینی (ره) و ثمره خون صدها هزار شهید است توهین نمودید و با سخافت، درشت‌گویی کردید و به تخریب امکانات مردم و دولت پرداختید حال به خوبی عیان نمودید که مسئله انتخابات بهانه بود و خوب است این را هم بدانید که ما در راه امام‌حسین (ع) و صیانت از معارف عاشورا و حفظ حرمت اهل بیت و دفاع از ولایت فقیه تا پای جان ایستاده‌ایم و با هیچ کس مماشات نخواهیم کرد.

رئیس مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود عنوان کرد: مجلس شورای اسلامی از مسئولان امنیتی دولت اعم از وزارت کشور و وزارت اطلاعات و قوه قضائیه می‌خواهد این گونه افراد هتاک نسبت به ساحت دین را دستگیر و با چنین افراد ضد انقلابی بدون هیچ ملاحظه‌ای، اشد مجازات را جاری نمایند.

اما وی در حالی که پس از مدتها، مواضع صریح و شفافی در قبال رفتارهای فتنه گران اتخاذ کرده بود، بلافاصله ترجیح داد در نقش جناح چپ ظاهر شود و در حالی که سرشناسان این جناح حاضر نبودند موضع خود را نسبت به تحرکات حامیان شان در این روز اعلام کنند، لاریجانی گفت: ما حساب جریان‌های سیاسی داخل انقلاب نظیر جریان‌های موسوم به چپ در نظام را از چنین افراد ضد انقلاب جدا می‌نماییم، چه آنان که عموما حسن سابقه در دیانت از انقلاب و تعلق خاطر به انقلاب و آرمان‌های امام خمینی (ره) داشتند اما انتظار هم داشتیم برخی از آقایان که در حوادث انتخابات اعتراضاتی داشتند به هوش بیایند، با این همه عماره و بینه مسیر خود را به طور روشن از این جریان زشت‌ کار جدا کنند.

وقتی ملت دیدند عده ای به دنبال بازی با آرمان ها هستند، با صدای بلند جواب آنها را دادند

10 دی ماه 88 علی لاریجانی در جمع مردم فریمان طی سخنانی گفت: بررسی حوادث چندماه اخیر فریبکاری آمریکاییها را نشان می‌دهد، آنها به محض بروز اتفاقاتی سرویس‌های خود را فعال می‌کردند و زمانی که روز عاشورا آن حادثه رخ داد و عده‌ای دل مردم ایران را خون کرده و به ولایت فقیه و امام حسین (ع) توهین کردند موضع‌گیری‌های کشورها از جمله موضع‌گیری شخص اوباما بسیار قابل توجه است.

لاریجانی اضافه کرد: آمریکاییها توهین‌کنندگان به امام حسین (ع) و ولایت فقیه را مورد حمایت خود قرار دادند ولی زمانی که مردم وارد صحنه شدند شاید غرب تصور نمی‌کرد که وقتی مردم ببینند غربی‌ها مقابل آرمانهای دینی ملت ایستاده‌اند، مردم یکصدا و همدل خواهند شد.

وی با بیان اینکه مردم به راه انقلاب ایمان دارند، اظهار داشت: وقتی که ملت احساس کرد که عده‌ای دنبال بازی کردن با آرمان‌های امام و شهدا هستند با صدای بلند جواب آنها را دادند و باید بدانیم که ملت پای آرمانهای انقلاب ایستاده و اجازه نمی‌دهد که کسی کوچکترین جسارتی به انقلاب بکند.

کشور در شرایط فعلی دچار فتنه شده است/ علیه ولایت فقیه شعار می دهید تا دیکتاتوری به پا کنید

11 دی 88 علی لاریجانی طی سخنانی کم نظیر، نسبت به فتنه 88 بسیار شفاف و صریح موضع گیری کرد. هر چند در این برهه 7 ماه از آغاز فتنه می گذشت و صاحب نظران معتقد بودند مواضع انقلابی لاریجانی و بسیاری دیگر در این برهه، حاکی از حضور تاریخی مردم در 9 دی ماه 88 در خیابان های سراسر کشور بود اما در هر صورت، این سخنان برای دوستداران انقلاب بسیار نوید بخش و امیدوار کننده بود. وی پیش از آغاز خطبه‌های نماز جمعه مشهد مقدس گفت:
کشور در شرایط فعلی دچار فتنه شده و فتنه نوعی امتحان و آزمون سخت است البته اگر ملت با بصیرت و آگاهی از این آزمون بیرون بیاید بهره های فراوانی برای انقلاب در پی خواهد داشت.

لاریجانی با بیان اینکه در فتنه با آزمایش دشواری مواجه می‌شویم، ادامه داد: همیشه این آزمون‌ها پیش پای ملت قرار دارد و هر چه که ملت ما قوی تر باشد در معرض آزمون‌های سخت تری قرار می‌گیرد.

وی تصریح کرد: در طول حوادث اخیر شبهه افکنی کردند البته در 6 ماه اخیر از همه ابزارها هم استفاده شد که بین سطوح مختلف اعم از مردم و مسئولان تفرقه ایجاد شود. حتی افتخارات گذشته را نیز زیر سئوال برده و از شعارهای خوب و جذاب استفاده کردند.

رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به شعارهای جذاب فتنه گران اظهار داشت: آنها از شعارهای خوب و جذاب استفاده کردند اما ظاهر این شعارها زیبا بود ولی باطنش علیه دین حرکت می‌کرد. لذا در شرایط غفلت حتما فتنه پیامدهای بدی خواهد داشت اما زمانی که بصیرت داشته باشیم فتنه‌ها پیامدهای مثبتی در پی خواهند داشت.

وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: شما علیه ولایت فقیه شعار می‌دهید که دوباره دیکتاتوری برپا کنید بدانید که فرزند آن بدبخت دیکتاتور از شما حمایت کرد حتی آن خانم منافق هم اعلام کرد که افراد ما در خیابان‌ها اموال را آتش می زدند این منافق فکر می‌کرد که با این حرف ها می‌تواند به آمریکا ثابت کند که در این اغتشاشات نقش داشته و پولی از آنها بگیرد.

لاریجانی در ادامه سخنان خود تاکید کرد: اوباما هم دستپاچه وارد معرکه شد و انگلیس و اسرائیل هم گفتند که حقوق بشر است و باید اجازه داد که این حرف بزنند بنده به آنها می‌گویم شما حتی در کشورهای خودتان از مناره مسجد نگذشتید آن وقت عده ای به امام حسین توهین کنند حقوق بشر است، شما در افغانستان و عراق بیشتر جنایات را کردید آنها حقوق بشر نبود.

رهبر انقلاب راضی نیستند به نام ایشان به دیگران تعدی شود/ بهتر بود اعضای شورای نگهبان قبل انتخابات موضع گیری نمی کردند

30 دی 88 لاریجانی در جلسه اداری شهر اراک اظهار داشت: رهبری همواره تاکید داشته و دستور داده است که کسانی که در حوادث پس از انتخابات با توجه به وابستگی به سازمانی کارهای را انجام داده است که باعث تعدی به حق مردم شده است، باید مورد پیگیری قرار گیرند.

لاریجانی با تاکید بر اینکه مردم در 9 دی اراده خود را نشان دادند که خوب نیست با اراده ملت مقابله صورت بگیرد، خاطرنشان کرد: کسی که دل در گرو کشور دارند باید شرایطی را فراهم کنند که مدیران کشور بتوانند توسعه کشور را فراهم کنند. ممکن است برخی از حوادث ناگوار باشد اما حد این امور آن طور نیست که ذهن همه ملت را بگیرد.

وی افزود: متاسفانه برخی مسائل در کشور با آرمان و عنوان حمایت از رهبری انجام می‌شود اما بنده می‌دانم که ایشان راضی نیست که به نام ایشان به دیگران تعدی شود.

لاریجانی این موضوع را لبه دیگر تیغ دانست و گفت: باید به آن توجه کرد و باید همان راهی را که رهبری توصیه می‌کنند اجرا نمود.

وی در بخش دیگری از سخنانش بازهم به شورای نگهبان تعریض کرد و گفت: از ابتدای کار که بحث شورای نگهبان مطرح شد باید به این موضوع توجه می‌شد. آقایان مطرح کردند چون برخی اعضای شورای نگهبان در مورد انتخابات اعلام موضع کردند ما رای آنها را نمی‌پذیریم البته بهتر بود اعلام نمی‌کردند زیرا مهم اعمال رای است. وی ادامه داد:‌ افراد شورای نگهبان افراد متدینی هستند و کسی نمی‌تواند در کشور این وضع قانونی را کنار بزند.

امام خمینی همواره ملت را به اتحاد و برابری با هم سفارش می‌کرد

13 بهمن 88 لاریجانی در آغاز صحن علنی مجلس گفت: اگر امروز عده‌ای به تعارض غلط شعار علیه روسیه می‌دهند، کم توجهی و غفلت از یکی از ارکان انقلاب دارند که نظام جمهوری اسلامی از ابتدا بر استقلال از شرق و غرب راه خویش را آغاز کرده و حتی در سخت‌ترین شرایطی باجی به هیچ یک از قدرت‌ها نداده است و ضد استعماری بودن و ضد استثماری بودن از ویژگی‌های انقلاب ما است.

وی بر همین اساس ادامه داد:‌امام‌خمینی(ره) به ما آموخت که آزادی موتور محرک بالندگی استعدادها و عامل پایداری جامعه است، تعالی کشور جز در مسیر آزاداندیشی رخ نمی‌دهد و جهت آزادی با رسیدن به کمال ذاتی انسان‌ها است که همین مسئله ناقض دیکتاتوری کشورها است.

لاریجانی در ادامه عنوان کرد: ‌امام‌خمینی(ره) همواره ملت را به اتحاد و برادری با یکدیگر و وحدت جهان اسلام سفارش فرمود؛ این دو امر کلید فتوحات انقلاب در 31 سال گذشته و راه رستگاری آنان است. در آستانه 22 بهمن همگان باید به وصیت آن مرد الهی دل سپارند و بین نفوس به جا مانده از امام هیچ امری به اندازه وحدت و برادری بین ملت سفارش نشده است.

چرا عده ای وسیله ای برای استفاده ضد انقلاب می شوند؟

20 بهمن 88 لاریجانی در سیزدهمین همایش پیشکسوتان جهاد و شهادت طی سخنانی گفت: چرا عده‌ای وسیله‌ای برای استفاده ضد انقلابیون می‌شوند؟ خودتان صف خود را چدا کنید. پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید از جدال گری بپرهیزد حتی اگر حق با شماست. اگر به مسائل جاری کشور نگاه کنید متوجه خواهید شد که این گونه فرسایش‌ها به نفع کشور نیست. فریادهایی که با غضب انجام می‌شود راه و مسلک اسلامی نیست،امتحان الهی برای رشد کینه ورزی در جامعه نیست.


واکنش‌ها به بازخوانی مواضع ساکتین فتنه در رجانیوز:
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، جبهه پایداری
شما تنگ نظر و شبه اصولگرا هستید ما اصولگرای ناب!
گروه سیاسی- در هفته های گذشته نهضت بازخوانی مواضع چهره های سیاسی در فتنه 88 و حوادث دو سال گذشته، واکنش های گسترده ای را پی داشت. ساکتین فتنه 88 که مخاطب اصلی این گزارش ها بودند، به کمک برخی رسانه ها که به چهره های دارای سهمیه ویژه وابسته اند، در روزهای اخیر کوشیدند تا با هتاکی به جبهه پایداری و علم کردن مباحثی همچون ساکتین انحراف و یا ساکتین اختلاس، بار سنگین مردودی در امتحان بزرگ سال 88 را به فراموشی بسپارند.

از سوی دیگر این نکته که برخی چهره های سیاسی خود را مصداق خواص مردود و ساکتین می دانند و در مقابل محکوم کردن خواص مردود فتنه 88 واکنش نشان می دهند نیز قابل توجه است. آنچه در ادامه می خوانید برخی از واکنش های اشخاصی است که یا مواضع‌شان در فتنه 88 مورد بازخوانی قرار گرفته و یا خود را مصداق خط قرمزهای جبهه پایداری می بینند.

باهنر: معلوم است که جبهه پایداری تنگ نظر است و من را با خودشان نمی دانند/ از جبهه پایداری به خاطر مرزبندی با جریان انحرافی ممنونم!

"جبهه پایداری مدعی هستند اصولگرایی باید هر چه ناب‌تر و خالص‌تر باشد ... دید تنگ و بسته‌ی امثال این آقایان طبیعی است که باهنر را در خود جای نمی‌دهد و توصیه‌ی ما به اینها آن است که دیدشان را بازتر کنند و عمیق‌تر نگاه کنند و مسائل را واقع گرایانه تحلیل کنند."

این تعابیر بخشی از اظهارات محمد رضا باهنر دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین است که در 12 مرداد ماه 90، در نشست خبری خود اعلام کرد. وی در این نشست که تنها شش روز پس از همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری و با حضور آیت الله مصباح یزدی برگزار شد، ترجیح داد ضمن کلی گویی پیرامون مواضع مبهم و چندگانه خود در فتنه 88، نشان حملات خود را به سمت جبهه پایداری ببرد که اعضای آن در فتنه 88 با تحمل بیشترین هزینه ها، صریح ترین مواضع را علیه فتنه گران اتخاذ کرده بودند و از سوی دیگر از نخستین افرادی بودند که با تشخیص هوشمندانه تحرکات جریان نفوذی در دولت، پس از تمام حجت با رییس جمهور و به دور از جنجال ها و هیاهوهای رسانه ای از آن اعلام برائت کرده و در عمل مرزبندی خود را با دوگانه فتنه و انحراف نشان دادند.

اما حمله باهنر به جبهه پایداری بهانه عدم مرزبندی با جریان انحرافی! تنها به این مورد نیز خلاصه نشد تا آنجا که وی در 5 شهریور در جمع همفکرانش در قم گفت: "این جبهه (پایداری) از عماریون قم و اخراجیهای دولت تشکیل شده که باید رابطه چهار راس مشائیون، دولت، جبهه پایداری و جریان فتنه مشخص شود تا ببینیم رابطه جبهه پایداری با جریان انحرافی چیست؟ آیا آنها را محکوم می‌کنند؟"

باهنر تنها 24 ساعت پس از این اظهارات، وقتی در برابر سوالات متعدد خبرگزاری فارس قرار گرفت که مگر شما بیانیه های جبهه پایداری و مواضع موسسین این جبهه مبنی بر مرزبندی با جریان انحرافی را ندیده اید؟ گفت: "اگر جبهه پایداری مواضع خودش را نسبت به جریان انحرافی بیان کرده، خوب است؛ خیلی ممنون!"

باهنر باز هم ترجیح می داد حمله به اعضای جبهه پایداری و بطور غیرمستقیم تطهیر عملکرد خود و همفکرانش طی فتنه 88 را که با سکوت، مواضع دیرهنگام و دوپهلو به فتنه گران یاری رسانده بودند، در دستور کار قرار دهد، آنجا که که در 12 شهریور 90 در گفتگوی تفصیلی خود با خبرگزاری مهر اعلام کرد:

"یکی از اختلافات اساسی ما با برخی از افراد تندرو در میان اصولگرایان همین بود، یعنی ما در میان اصولگرایان نباید اصلاح طلبان درون مجلس را تحریک کنیم و در مقابل آنها مرگ بر فتنه گر بگوییم ... هنگامی که ما این استدلال خود را مطرح می‌کنیم آنها در جواب می‌گویند شما به دلیل اینکه به رای آنها نیاز دارید با آنها درگیر نمی‌شوید. معتقدم ما باید مجلس را مدیریت کنیم."

و اینگونه بود که خبرنگار مهر، در وصف حاشیه های این گفتگو نوشت: "بعد از گذشت 30 دقیقه از مصاحبه و گذر سوالات به انتقادات از مواضع و عملکرد باهنر در روزهای ابتدایی پس از انتخابات و شکل گیری فتنه، وی عجله زیادی به رفتن داشت و این بخش از سوالات را با این توضیح که وقت کافی برای پاسخ به همه سوالات ندارد به نوعی ناتمام گذاشت..."

کاتوزیان؛ باز هم کلی گویی و سکوت در برابر سران فتنه

عکس العمل حمید رضا کاتوزیان نیز در این باره شباهت زیادی با محمد رضا باهنر دارد. کاتوزیان که در طی فتنه 88 حاضر نشد علیه اقدامات و مواضع سران فتنه موضع گیری کند و در مقابل با پر رنگ کردن مسایل حاشیه ای و فرعی، خوراک قابل توجهی برای رسانه های ضدانقلاب تهیه کرد تا آنجا که در پروژه کشته سازی سعیده پور آقایی نیز نقش داشت، از جمله افرادی بود که پس از انتشار مواضعش در فتنه 88 در رجانیوز، در عکس العملی شتاب زده به یکی از سایت های معلق بین خبرسازی و توقیف  ماموریت داد در یادداشتی سفارشی، به تطهیر وی بپردازد.

وی در این مطلب که به نظر می رسد متن آن را نیز خودش نوشته است، مدعی شد در طی فتنه 88 عملکرد خوبی داشته و با پیگیری پرونده هایی همچون کوی دانشگاه و مجتمع سبحان خدمت قابل توجهی به نظام داشته است اما توضیح نداد چرا در مقابل پروپاگاندایی که در راستای سوژه های ضدانقلاب پسند انجام داد، هیچ گاه حاضر نشد حتی یکبار علیه سران فتنه موضع گیری کند؟

اما این در حالی بود که وی در تاریخ 26 مرداد به جای توضیح عملکرد خود در فتنه 88، ترجیح داد در اظهاراتی بی اساس حمله به جبهه پایداری را در دستور کار قرار دهد: "جبهه پایداری نیز رهبری اصلی و هدایتش بر عهده  آقایان مشایی و بقایی است." اما وی توضیح نداد چگونه جبهه پایداری که یکی از علل تشکیل خود را مرزبندی با جریان انحرافی ذکر کرده است، توسط مشایی مدیریت می شود؟!

عباسپور: نو اصلاح طلب نیستم/ شبه اصولگرایان می خواهند خودشان را اصولگرای ناب جا بزنند!

علی عباسپور فرد تهرانی نیز که طی فتنه 88 علیه سران فتنه موضع گیری مستقیم نکرد و حتی چندی پیش در گفتگو با خبرگزاری آریا اعلام کرد تاکنون از خاتمی مواضع ضد نظام ندیده است! از جمله افرادی است که بعد از بازخوانی مواضع خود در رسانه های مختلف، به جای پاسخگویی و تبیین علت سکوت و رفتار مبهم خود در فتنه، کلی گویی و حمله به جبهه پایداری را در دستور کار قرار داد.

عباسپور  که به‌واسطه عملکردش در مجلس و ارتباط نزدیک فامیلی با عبدالله جاسبی، به حامی وی در صحن مجلس هشتم شهرت دارد، در آخرین هفته شهریورماه سال جاری در گفت‌وگو با هفته نامه حزب موتلفه، در اظهاراتی مبهم و کلی، حمله به جبهه پایداری را در دستور کار قرار داد: "تلاش بعضی از جریان های متصل به دولت این است که افراد را به انواع مختلف از چارچوب نظام خارج حساب کنند. به عنوان نمونه بنده در انتخابات ریاست جمهوری از هیچ کاندیدایی حمایت نکردم، این امر در رسانه ها موجود است. بعد از انتخابات هم مواضعم را صریحا بیان کرده ام. بنده رهنمودهای حضرت امام، قانون اساسی، و اصل ولایت مطلقه فقیه و پاسداری از این اصول را در چارچوب رهنمودهای مقام معظم رهبری که فصل الخطاب در همه امور است مسیر حرکت خود قرار دادم و این را هم بارها اعلام کردم."

اما وی توضیح نداد اگر این مبنا را قبول دارد، چگونه حتی یک موضع گیری صریح و شفاف طی فتنه 88 علیه سران فتنه و ضدانقلاب نداشته است و مگر رهبر انقلاب بارها از خواص نخواستند تا مواضع خود علیه فتنه گران را شجاعانه و صریح بیان کرده و از سکوت و دوگانه گویی پرهیز کنند؟

این عضو حزب موتلفه در ادامه ضمن گلایه شدید از اینکه اخیرا برخی از فعالان سیاسی وی و دیگر همفکرانش را "نواصلاح طلب" نامیده اند، گفت: "دوستانی که ما را به نواصلاح طلبی متهم می کنند اگر روی اصول حرکت کنند، اینها باید شدیدتر از ما نسبت به حرکت های دولت نهم و دهم معترض باشند!"

عباسپور در ادامه نوک پیکان را به سمت جبهه پایداری گرفت و می گوید: "این شبه اصولگرایان یا به تعبیر دیگر اصولگرانمایان برای مردم شناخته شده اند و آنها نمی توانند از سابقه یی که دارند فرار کنند و خودشان را به عنوان اصولگرای ناب جا بزنند. اصولگرای ناب، اصولگرایی است که منشور جامعتین را در حقیقت بپذیرد ... بعد از جریانات اردیبهشت سال 90 که دولت دهم رو به افول گذاشت این افراد که پرچم شان در جهت باد خوب حرکت می کند به دنبال فرد دیگری می گردند که به دنبال او حرکت کنند و با سوار شدن بر موج آن فرد ادامه مسیر دهند. همین افرادی که در رسانه ها با اتهام زدن خود را بالامی کشند، کسانی هستند که در دوران اصلاحات با جریان اصلاحات همخوان شدند و هنگامی که دولت اصلاحات رو به افول رفت و دولت نهم و دهم پا به عرصه گذاشت با این دولت نیز همراه شدند تا جایی که در مجلس نیز همین افراد کار را مشکل کردند." اما وی توضیح نداد کدام یک از اعضای جبهه پایداری در زمان اصلاحات با اصلاح طلبان همسو بودند؟ آیت الله مصباح؟ آیت الله خوشوقت؟  غلامحسین الهام؟ باقری لنکرانی؟ روح الله حسینیان؟ و...

بادامچیان: جبهه پایداری سهم خواهی می کند اما قالیباف و لاریجانی...

اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب موتلفه نیز طی ماه های اخیر نقش قابل توجهی در تخریب جبهه پایداری داشته است، به‌گونه ای که از همان روزهای ابتدایی تاسیس جبهه پایداری، وی در گفت‌وگوهای مختلف به یکی از چهره های ثابت حمله به این تشکل انقلابی تبدیل شده است.

در این زمینه وی 26 مرداد در گفت‌وگو با سایت نزدیک به علی لاریجانی مدعی سهم خواهی جبهه پایداری شد اما توضیح نداد اگر منطق سهم خواهی از دید وی مردود است، چرا این اشکال را به قالیباف و لاریجانی وارد نمی داند که علی‌رغم تذکر صریح رهبر انقلاب در خرداد ماه سال جاری در دیدار با نمایندگان مجلس مبنی بر دخالت نکردن قوا و کانون های قدرت و ثروت در انتخابات، همچنان بر مقوله نماینده ویژه در 8+7 اصرار دارند؟

بادامچیان هم چنین در گفتگوی دیگری با همین سایت نیز حمله به جبهه پایداری را در دستور کار خود قرار داد.

غفوری فرد: مخالفان حضور نماینده قالیباف و لاریجانی در 7+8 اصلاح طلبان هستند/ جبهه پایداری عقبه کافی ندارد!

حسن غفوری فرد، دیگر عضو حزب موتلفه است که عملکرد مبهم و غیر قابل قبولش در فتنه 88 موجب شد بیش از گذشته زیر ذره بین رسانه ها قرار بگیرد.

وی که به گفته خودش به موسوی رای داد، هر چند بعدها از این رای اعلام پیشمانی کرد اما جزو کسانی بود که سکوت معنادارش در فتنه 88 برای همیشه در کارنامه سیاسی وی حک شد.

غفوری فرد نیز همچون برخی دیگر از ساکتین فتنه، یکی از اقدامات ثابتش در طی ماه های اخیر حمله به جبهه پایداری بوده است. از این رو وی در 27 مرداد سال جاری در گفتگو با سایت حامی علی لاریجانی گفت: "جبهه پایداری همان رایحه خوش خدمت است که در حال حاضر هم خودشان دچار انشعاب و تفرقه هستند. فکر نمی‌کنم با توجه به اینکه این تشکل سیاسی به تازگی اعلام موجودیت کرده از عقبه اجتماعی کافی برخوردار باشد."

این روند ادامه داشت تا آنجا که وی در دوم مهرماه 90 در گفتگو با فارس، نکته جالبی را مطرح کرد و با دفاع همه جانبه از وجود نمایندگان قالیباف و لاریجانی در 7+8 مدعی شد: "آقای لاریجانی رئیس قوه مقننه است و سابقه وی در اصولگرایی برای همگان معلوم است و بنابراین از طرف وی در کمیته 7+8 یک نفر شرکت می‌کند."

وی در پاسخ به این سئوال که (طبق هشدارهای رهبر انقلاب) آیا حضور نمایندگان لاریجانی و قالیباف در کمیته 7+8شائبه دخالت کانون‌های قدرت و ثروت در انتخابات را به وجود نمی‌آورد؟ با رد این موضوع گفت: "کی قدرت دارد؟ کی ثروت دارد؟ به نظر من این مباحث اصلا مطرح نیست؛ اینگونه بحث‌ها را اصلاح‌طلبان مطرح می‌کنند!"

وی درباره این سئوال که اساساً مطالبات جبهه پایداری از کمیته 8+7 شامل همین موضوعات می‌شود نظر شما چیست، اظهار داشت: "اینکه گفته شود این‌ها به عنوان عوامل قدرت و ثروت هستند، اهانت به کل اصولگرایی است!"

اما این پایان اظهارت غفوری فرد علیه جبهه پایداری نبود بگونه ای که وی در گفتگو با آخرین شماره منتشر شده از هفته نامه حزب موتلفه نیز به نوعی محتوای صحبت های قبلی خود را تکرار کرد و خواستار حضور نمایندگان این جبهه در 7+8 شد اما توضیح نداد آیا شروط این جبهه برای جضور در این مکانیسم برقرار شده است یا خیر؟


لنکرانی در واکنش به فساد بزرگ مالی مطرح کرد:
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر کامران باقری لنکرانی ، جبهه پایداری ، حجت الاسلام محسنی اژه ای
سابقه درخشان اژه‌ای در مقابله با مفاسد/ نقش حاشیه‌سازان دولت در زمینه‌سازی برای فساد/ طلبکاری بد سابقه‌ها با اتهام‌زنی به کلیت دولت

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در واکنش به فساد بزرگ مالی رخ داده در شبکه بانکی کشور با یادآوری سوابق درخشان حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای در مقابله با مفاسد اقتصادی مورد حمایت بخش‌هایی از قدرت، به نقش جریان حاشیه‌ساز دولت در زمینه‌سازی برای این فساد نیز اشاره و در ادامه تأکید کرد که جریان‌های بد سابقه که در دوره‌های گذشته از بیت‎المال سوء استفاده کرده بودند در حال متهم کردن کلیت دولت هستند.

به گزارش رجانیوز، دکتر کامران باقری لنکرانی در این نوشته که به‌طور اختصاصی در اختیار رجانیوز قرار گرفت، نوشت:

«اگرچه سر زبان افتادن امثال این حقیر مربوط به حضور در مناصب اجرایی تلقی می‌شود، اما برادر ارزشمند و متعهدم حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا محسنی اژه ای سال‌ها پیش از کسوت وزارت به‌دلیل قهرمانی در عرصه مبارزه با فساد محبوب قلوب مردم حزب اللهی ایران اسلامی شده بود.

نقش برجسته او در مبارزه با فساد در سال‌هایی که اسراف و تجمل‌گرایی موجب تفاخر برخی از صاحب منصبان شده بود و به ویژه رأی قاطع او در پرونده ای که بسیاری از صاحبان قدرت برای رهایی متهمش تلاش کردند و حتی برای محکوم دادگاه، سوغات حکومتی اهدایی آل سعود از بیت الله الحرام را آوردند، فراموش ناشدنی است.

خاطرات آن روز جزو افتخارت امروز است و سرمایه ای در نبرد بی امان با مفسدان. از حاشیه های به یاد ماندنی نماز جمعه آن سال های تهران، اظهار محبت های قدر شناسانه مردم، به قاضی قاطع آن روزها و دادستان کل کشور امروز بود.

امروز نیز نظام در برخورد با یکی از پرونده های بزرگ فساد مالی، این قهرمان را به میدان آورده. برخلاف خیلی ها که خیلی دیر به یاد تکالیف خود می افتند وهمین عمل دیر هنگام را هم با منت و تفاخر و غرور انجام می‌دهند (که خاطرات دردناکی از این سنخ برخوردها را در سال 88 و جریان فتنه همگی در ذهن داریم)، حجت الاسلام والمسلمین محسنی اهل برخورد به هنگام، قاطع و ولایت مدارانه است. حضورش در سیما بلافاصله بعد از رهنمودهای رهبری عظیم الشان انقلاب اسلامی روحی فداه در پرونده فساد مالی اخیر و گزارش دقیق و شفافی که ارایه داد، شاهدی بر همین مدعاست. شیرینی این گفت‌وگوی صمیمی این بود که از خودش چیزی نگفت و هر چه گفت، از عمل به تکلیف بود و این که در این پرونده به حساب همه متهمان رسیدگی خواهد شد و ضعیف کشی نخواهد شد و لایه های پنهان نیز به سزای اعمال خود خواهند رسید و همه حقوق بیت المال استرداد خواهد شد.

البته باید پذیرفت در این پرونده فقط با فساد مالی سروکار نداریم. هرچند که این فساد بزرگ در بستری از فساد مدیران میانی شکل گرفته اما این بسترخود محصول اهمال در نظارت و بازرسی، ساده انگاری و حسن ظن های بی‌مورد و اشکالات اساسی نظام بانکداری و سیستم مالی و پولی فعلی است.

روی کار آمدن دولت نهم همانگونه که رهبری معظم انقلاب فرمودند مفسدین را مرعوب کرد. بررسی های متعدد توسط سازمان های مسئول نشان می‌دهد در فاصله سال های 85 تا 88 میزان تخلفات در دستگاه‌های دولتی و شبه دولتی نسبت به زمان‌های قبل به‌نحو چشمگیری کاهش یافت و در برخی موارد به صفر نزدیک شد.

برخوردهای قاطع دولت به ویژه رییس‌جمهوری محترم حتی با شائبه های فساد، نقش اصلی را در این کاهش داشته است. اما به‌هم‌ریختگی ناشی از جریان فتنه و مسایل بعد از انتخابات مفسدین را بار دیگربه میدان آورد و حاشیه سازان نیز که فرمول تدبیرشان همان فرمول های دولت های سازندگی و اصلاحات بود، با سوء استفاده از حسن ظن‌ها، زمینه ساز این مفاسد شدند.

کسانی که به بهانه این پرونده کلیت دولت رابه فساد مالی متهم می‌کنند، بسیار بی انصاف هستند. از آنجا که برخی از آنها خود در پرونده هایی از این جنس، سوء سابقه طرفداری همه جانبه از مفسدان را به دلیل برخورد قبیله ای با همه موضوعات از جمله در برخورد با مفاسد اقتصادی، در پیشینه دارند، صحبت های امروزشان در نگرانی از فساد مالی و توصیه به مبارزه با آن، نوعی فرصت طلبی ناشیانه آن‎هم در آستانه انتخابات مجلس تلقی می‌شود که در پیشگاه مردم فهیم ایران اسلامی جایی ندارد.

اما هیچ کس از فتنه شیطان رهایی ندارد و همه باید بر خود ظنین باشند تا مطمع شیطان قرار نگیرند. همراهی دولت با قوه قضاییه در برخورد قاطع با فساد و زمینه سازان فساد در این پرونده، ان‌شالله تلخی این واقعه را با شیرینی اقامه قاطع حدود الهی جایگزین خواهد کرد.

پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند "ساعة من امام عدل افضل من عباده سبعین سنه و حد یقام لله فی الارض افضل من مطر اربعین صباحا" (الکافی ج 17 ص175) یک ساعت حکم‌رانی پیشوای عدالت مدار از عبادت 70 سال برتر است و برکت اقامه حد در زمین آنگاه که برای خدا باشد از 40 روز بارندگی بیشتر است.»


رهبر انقلاب در دیدار دو ساعت و نیمه با نخبگان جوان
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، عکس
کرسی‌های آزاداندیشی را که حدود 100 بار تأکید کرده‌ام راه بیندازید/ رئیس‌جمهور به دولت دستور دهد کالای خارجی نخرند
ایران، برای دستیابی به قله های پیشرفت و عزت و افتخار، نیازمند دانشمندان و نخبگانی است که عاشق کشور و مردم و عاشق هویت و سرنوشت ملت باشند.

این جمله، توصیه اصلی رهبر انقلاب به هزار نخبه جوانی بود که صبح امروز بیش از دو ساعت و نیم با ایشان دیدار و تبادل نظر کردند.

در این دیدار، ابتدا 12 نخبه دانشگاهی، حدود یک ساعت و 45 دقیقه دیدگاه های جامعه نخبگانی را درباره مسائل دانشگاهی، علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی بیان کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای پس از شنیدن و یادداشت برخی نکاتِ سخنان نخبگان، این نکته اساسی را خطاب به جامعه نخبگانی کشور، چه سیاسی و چه علمی ـ‌ فرهنگی، خاطرنشان کردند که: نخبه باید با احساس دلبستگی معنوی به کشور و ملت، در عرصه کاری خود، تلاش و فداکاری کند چرا که بدون عشق به سرنوشت کشور و ملت، نخبه نمی تواند در جامعه خود، تأثیری واقعی و راهگشا داشته باشد.

رهبر انقلاب با اشاره به برخی تجربیات تاریخی و معاصر، "قدرت بدون اتکا به دین" را منجر به ظلم و وحشیگری دانستند و بر این واقعیت تأکید کردند که اگر ملتی می خواهد در دنیای پُرتلاطم کنونی، خود را حفظ کند و مانع از ”هجوم نظامی ـ امنیتی" و "هجوم نرم افزاری، فرهنگی و اخلاقی مراکز قدرت جهانی" شود، احتیاج به نخبگانی دارد که "همّ و غمّ" اصلی آنها، "پیشرفت و عزت و افتخار" کشور و ملت‌شان باشد و ایمان، مهمترین عاملی است که می‌تواند این احساس درونی را، عمیقاً ایجاد کند.

ایشان، پیشرفت‌های ملت ایران را در 33 سال اخیر، ناشی از ایمان و احساس دلبستگی نخبگان به کشور بر شمردند و خاطر نشان کردند: با وجود فشارهای همه جانبه بیگانگان، صدها شخصیت و نخبه برجسته نظیر شهید شهریاری در رشته های مختلف، به تلاش فداکارانه و کارهای برجسته و ماندگار مشغولند.

رهبر انقلاب اسلامی، بیگانه ستیزی را در مباحث علمی مردود خواندند و افزودند همانگونه که بارها گفته ایم حاضریم برای دستیابی به دانش، شاگردی کنیم اما نباید همیشه شاگرد بمانیم بلکه می خواهیم ملت ایران به جایی برسد که دیگران، شاگردی او را بکنند.

حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به احساس حقارت و خود باختگی سیاستمداران و عناصر حکومت پهلوی در مقابل غرب افزودند: آنها، ایران را با این سابقه درخشان و ذخایر عظیم فکری و فرهنگی، در مقابل غرب به هیچ می انگاشتند اما انقلاب، این تفکر ارتجاعی را از بین برد و کشور ضمن برخورداری از پیشرفت‌های چشم گیر، در پرتو احساس مسئولیت و عزم و اراده جامعه نخبگانی و عموم مردم، انشاءالله به پیشرفتهای بیشتری دست خواهد یافت.

رهبر انقلاب در ادامه سخنانشان، دولتمردان را به سرمایه گذاری هر چه بیشتر در تولید علم و نوآوری علمی فرا خواندند و خاطر نشان کردند: این کارِ بسیار ضروری، باید با ارتقای مدیریتی در دانشگاهها و مراکز و نهادهای علمی همراه شود تا آثار درخشان خود را به بار آورد.

 ایشان همچنین در بحث ارتباط دانشگاه و صنعت، بر برنامه ریزی دولت برای ایجاد و گسترش پژوهشگاهها و مراکز علمی ـ تحقیقاتی تأکید و خاطر نشان کردند: این گونه مراکز می توانند نیاز بخش صنعت را به نوآوری و افزایش کیفیت تأمین کنند ضمن اینکه اینکار متقابلاً به افزایش شور و نشاط علمی در دانشگاهها، کمک خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به محصولات کیفی تولید داخل در برخی عرصه ها، خودداری دستگاههای دولتی از خرید تولیدات خارجی را، کاملاً الزامی دانستند و افزودند: رئیس جمهور به دستگاه‌های دولتی دستور دهد که در این موارد، مطلقاً کالای خارجی خرید نکنند.

اقدام دولت برای وادار کردن دستگاهها و بانکها به حمایت از تولید کنندگان و صنعتگران داخلی و حمایت بیشتر دولت از بخش کشاورزی از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب، آنرا بسیار ضروری خواندند.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین از رشد کمّی و گاه کیفی مقالات علمی ابراز خرسندی کردند، اما افزودند: نباید رشد کمّی مقالات هدف قرار داده شود بلکه کیفیت مقالات و مهمتر از آن جهت گیری مقالات در تأمین نیازهای کشور، باید اصل قرار گیرد.

رهبر انقلاب اسلامی جوانان پُر طراوت، با ایمان و آماده بکار ایران را سرمایه ای ارزشمند و گران‌بها برای پیشرفت خواندند و با استقبال از بیان ایرادها در سخنان نخبگان خاطر نشان کردند: ملت ایران و مسئولین راه دشواری را بسوی هدفی بزرگ آغاز کرده اند که وجود نقاط ضعف و یا بروز اشکال در این مسیر، طبیعی است ولی هیچ‌گاه نباید به خاطر این گونه مسائل در مسیر حرکت به سمت هدف و ادامه پیشرفت، متزلزل شد.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به سخنان یکی از نخبگان جوان در خصوص نبود مجال برای نقش آفرینی نخبگان جوان در مراکز تصمیم گیر و تأثیرگذار فرهنگی، تأکید کردند: این درخواست، منطقی است و حضور جوانان در بخشهایی، قطعاً بسیار پیش برنده است اما مهمتر از حضور اجرایی جوانان، تأثیرگذاری فکری و گفتمان سازی جوانان است چرا که این کار مسئولان و مدیران را هم به همان جهت مورد نظر جوانان، سوق خواهد داد.

ایشان ضمن انتقاد از عدم اهتمام لازم به مسئله کرسی های آزاد اندیشی با وجود تأکیدهای مکرر، خاطرنشان کردند: جوانان باید با فکر کردن، نوشتن و انعکاس ایده های خود در کرسی‌های آزاد اندیشی فضای گفتمانی بوجود آوردند.

 رهبر انقلاب تأکید کردند: حرکت علمی سالهای اخیر و تبدیل تولید علم به یک ارزش، نتیجه شکل گیری گفتمان علمی در بیش از یک دهه گذشته است.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود، با قدردانی از تلاش‌ها و اقدامات خوبی که در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان انجام گرفته بویژه انجام مراحل تدوین سند ملی نخبگان، افزودند: تهیه سند ملی نخبگان یکی از اقدامات بسیار ضروری و مهم است زیرا مسیر شناسائی استعدادها، پرورش استعدادها برای تربیت نخبگان، و مراحل بعد از احراز عنوان نخبه را، مشخص خواهد کرد.

ایشان اظهار امیدواری کردند: این سند هر چه زودتر تصویب و اجرایی شود.

در ابتدای این دیدار، سخنگویان کمیسیون‌های پنجگانه اجلاس نخبگان جوان، نتایج بحثهای فشرده صدها دانشجوی نخبه و استادان دانشگاهها را بیان کردند. اسامی این 5 نخبه دانشگاهی عبارت است از:

دکتر نیما رضایی: عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران ـ سخنگوی کمیسیون سلامت

سید سعید سرافراز : دارنده مدال طلای المپیاد 86 ـ سخنگوی کمیسیون انرژی

حسن نیک آئین: دارنده مدال نقره المپیاد کامپیوتر ـ سخنگوی کمیسیون صنعت

دکتر علیرضا شایسته: دارنده مدال طلای المپیاد جهانی شیمی ـ سخنگوی کمیسیون علوم انسانی

و  سعید صالحی پور: دارنده مدال طلای المپیاد دانشجویی ریاضی ـ سخنگوی کمیسیون علوم پایه

شناسایی، جذب، پرورش نخبگان در رده های مختلف مدیریتی و مدیریت تحول در کشور از نکات اصلی مطرح شده در این بخش از دیدار بود. سخنگویان کمیسیون های اجلاس نخبگان جوان، یک انتقاد صریح و یک نکته مثبت مدیریتی هم مطرح کردند: انتقاد از مدیرانی که سیستم مدیریت فردی را دنبال می کنند و به نخبگان اهمیت لازم را نمی دهند و استقبال از دیدگاه مدیران و مسئولینی که خرد جمعی و استفاده از نخبگان را مبنای سیستم مدیریتی خود قرار داده اند.

نیاز کشور به تدوین نقشه جامع در عرصه های مختلف، نکته مشترک دیگری بود که سخنگویان کمیسیون های سلامت، انرژی، صنعت، علوم انسانی و علوم پایه بیان کردند.

اهمیت کار فرهنگی بر روی نخبگان با توجه به تاثیرگذاری و الگوسازی آنها در جامعه، ضرورت توجه همزمان نخبگان به کلان نگری و درک درست شرایط کشور، حل مشکلات شرکتهای دانش بنیان، ایجاد ارتباط میان نخبگان ایده پرداز و مراکز اجرایی و صنعتی، ضرورت توجه بیشتر به علوم پایه بعنوان مبنای توسعه و تکنولوژی برتر، فراهم شدن امکانات لازم برای ارتقای علمی استعدادهای برتر در داخل کشور، انتقاد از برخی نواقص بنیاد علمی نخبگان از جمله در زمینه پرورش نخبگان و اهمیت تولید الگوهای صحیح بومی در حوزه های هنری از جمله سینما از دیگر نکاتی بود که به عنوان جمع بندی اجلاس نخبگان مطرح شد.

پس از بیان این جمع بندی، هفت نفر دیگر از نخبگان به بیان دیدگاههای مختلف خود پرداختند. این افراد به انتخاب خودِ نخبگان، از میان صد نفر که خواستار بیان نظراتشان در این دیدار بودند انتخاب شده بودند. اسامی این نخبگان جوان:

* مهتاب ترک بیات: نفر سوم کنکور هنر ـ دانشجوی کارشناسی دانشکده هنر

* سید محمد امین آقامیر: نفر سوم المپیاد فیزیک ـ کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه صنعتی شریف

* جعفر حسنی: رتبه اول دکترای دانشگاه تربیت مدرس

* آزیتا بلالی اسکویی: برگزیده جشنواره های خوارزمی و فارابی ـ عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز

* میرهادی رهگشایی: طلای المپیاد فیزیک ـ دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف

* خدیجه مظفری: رتبه سوم المپیاد حقوق ـ دانشجوی دانشگاه تهران

و ناصر صباغ نیا: دارنده رتبه اول مهندسی کشاورزی

نکاتی که نخبگان در این بخش از دیدار مطرح کردند طیف وسیعی از مسائل دانشگاهی، علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی ـ سیاسی و اقتصادی را شامل می شد.

انتقاد از درسهای قدیمی و عمدتاً غربی رشته های هنری، لزوم استفاده از جوانان نخبه در مراکز مدیریت فرهنگی بویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی و ضرورت توجه به معماری اسلامی ـ ایرانی در آرایش عمومی شهرها مهمترین نکاتی بود که چند نفر از نخبگان جوان در زمینه مسائل فرهنگی ـ اجتماعی مطرح کردند. نخبگان جوان همچنین از کمبود فضای تعامل حوزه و دانشگاه ـ حاکم شدن نگاه کمّی در حوزه پژوهشی و مقالات علمی ـ ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت ـ و کمبود حمایت های اجرایی، فرهنگی و اقتصادی از تولیدات داخلی سخن گفتند و خواستار ایجاد کرسی های پژوهشی اصلاح نظام قضایی با هدف سرعت یافتن روند رسیدگی به پرونده ها و توجه بیشتر دولت به بخش کشاورزی شدند.

خانم دکتر سلطانخواه معاون علمی و فناوری رئیس جمهور نیز در این دیدار اعلام کرد: تهیه و تصویب آئین نامه تسهیلات جذب و نگهداری نیروهای نخبه در دستگاههای اجرایی، تشکیل هیأت های جذب نخبگان، بستر سازی برای ورود نخبگان به کسب و کار دانش بنیان، ایجاد زمینه ادامه تحصیل نخبگان در کشور، و تصویب آئین نامه اعطای بورس دکترا به نخبگان از جمله اقدامات بنیاد ملی نخبگان است.

رئیس بنیاد ملی نخبگان همچنین از در دست تدوین بودن سند راهبردی کشور در امور نخبگان خبر داد و افزود: تدوین این سند ملی در مراحل نهایی است که پس از آماده شدن، به شورایعالی انقلاب فرهنگی ارائه خواهد شد.

عکس:دیدار نخبگان و برگزیدگان علمی با رهبرانقلاب در ادامه مطلب

سؤال‌های حمید رسایی در مورد مکانیسم وحدت؛
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، حمید رسایی ، دکتر جاسبی ، اصولگرایی
اگر منطق سهم ویژه این‌هاست، چرا جاسبی در 8+7 نماینده نداشته باشد؟

منطق مبهم سهم ویژه در مکانیسم 8+7 که قرار است منجر به وحدت اصولگرایان شود، همچنان مورد انتقاد برخی از شخصیت‌های جریان اصولگرا است. در این زمینه، میتینگ انتخاباتی هفته گذشته لاریجانی در ساختمان مجلس قدیم نیز نه تنها نتوانست منطق سهم ویژه را توجیه کند، بلکه این معما را پیچیده‌تر کرد.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام حمید رسایی عضو جبهه پایداری انقلاب که پیش از این نیز ابهاماتی را در مورد سهم ویژه مطرح کرد، این بار با یادآوری میتینگ انتخاباتی هفته گذشته، موارد جدیدی را مطرح کرد و این شبهه را پیش کشید که توجیه‌هایی که برای جا انداختن سهم ویژه لاریجانی بیان می‌شود، همگی در مورد شخص جاسبی نیز صادق است و اگر قرار بر این است که با این توجیه‌ها به کسی سهم داده شود، چرا به جاسبی نباید داده شود.

وی با ارائه این منطق و کاریکاتوری نشان دادن توجیه‌های سهم ویژه نوشت:

در میان حکایت های ایرانی به حکایتی بر می خوریم که بی ارتباط با میتینگ انتخاباتی هفته گذشته آقای لاریجانی و برخی از همراهان وی در مجلس نیست. ضرب المثل مشهوری که می گوید اول منار را بتراشید و بعد چاه آن را بکنید!

از حدود چندماه قبل در حالی که اصولگرایان می رفتند تا به وحدت حداکثری برای انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی برسند، با اصرار آقای لاریجانی و قالیباف برای حضور در این مکانیزم مواجه شدند. از همان ابتدا این اصرار بر هیچ منطقی استوار نبود و به همین دلیل با مخالفت شخصیت هایی مانند دکتر حداد عادل و برخی از اصولگرایان دیگر مواجه شد. در ادامه مسیر وقتی امکان اضافه شدن این دو چهره به هیات هفت نفره داوری میسر نشد، اصرارها برای حضور نمایندگان آنها در کنار نمایندگان سه جریان دیگر شدت گرفت و نهایتا نیز با اضافه شدن دو نماینده از طرف آنها به هیات شش نفره ، ترکیب 8+7 به عنوان مدل انتخاباتی اصولگرایان تبلیغ شد. این مدل هم با اعتراض گسترده برخی از چهره های سیاسی و همچنین جریان جبهه پایداری و بدنه جریان اصولگرایی مواجه شد تا جایی که تاکنون هیچ جلسه ای با ترکیب هشت نفره تشکیل نشده و همین موضوع وحدت اصولگرایان را با یک چالش جدی مواجه کرد.

در طول چند ماه گذشته البته این شخصیت های سیاسی تلاش کرده اند تا با بهانه های مختلف، حضور نمایندگان خود را در این مکانیزم توجیه کنند. تا چندی پیش مهمترین دلیل برای حضور انتخاباتی لاریجانی در روند وحدت اصولگرایان، رأی حدود 200 تن از نمایندگان به وی در انتخابات هیات رییسه خرداد ماه بود که مدافعان حضور وی، این رأی را نشانه پایگاه اجتماعی او می دانستند. این توجیه خیلی زود رنگ باخت، آنجا که اصلاح طلبان مجلس در بیانیه ای رسمی حمایت خود از لاریجانی را برای ریاست مجلس اعلام کرده بودند.

فشار افکار عمومی و اعتراض ها به این سهم خواهی، اما باعث شد تا آقای لاریجانی ابتدا در جلسه ای اعلام کند که وحدت اصولگرایان و 8+7 مشکل اصلی مردم نیست وسپس در مصاحبه خبری دیگری ادعا کند که نماینده ای در این مکانیزم ندارد و فرد معرفی شده (کاظم جلالی) بر اساس درخواست گروه های اصولگرایی است که در مکانیزم شش نفره نماینده ای ندارند.

اما ظاهرا همه این توجیهات افاقه نکرده که در هفته گذشته ، لاریجانی تصمیم گرفت به نام اصولگرایان مستقل، میتینگی انتخاباتی را در سالن مجلس قدیم ترتیب دهد و در حالی که 150 نفر را برای این نشست دعوت کرده بود، فقط توانست 70 نفر را در زیر یک سقف جمع کند، هر چند برخی از آنها نیز اعلام کردند که از محتوای و اهداف این جلسه اطلاعی نداشتند.

با این همه در خصوص این میتینگ انتخاباتی نکاتی به نظر می رسد که باید گفت:

1 . تشکیل جلسه ای با حضور برخی از نمایندگان اصولگرایی که خود عضو یک تشکل سیاسی یا فراکسیون دیگر هستند و نام گذاری آن با عنوان اصولگرایان مستقل، به خودی خود آغاز دو دستگی و انشقاق در اصولگرایان است که با شعار وحدت آنها نمی سازد.

2 . همانطور که در آغاز این یادداشت ذکر شد، این جلسه برای فرار از پاسخ به ابهامات بسیاری است که در افکار عمومی نسبت به غیر قابل توجیه بودن حضور نمایندگانی از طرف افراد و اشخاص در هیات 8+7 ایجاد شده. در حقیقت مناره ای تراشیده شده اما باید برای جای آن فکری شود! در حالی که بر اساس عقل و منطق اول باید جای مناره را اندازه گرفت و بعد به تناسب آن مناره ای را برای آن تراشید.

3 . آقای لاریجانی تا چند هفته قبل، مشکل اصلی مردم را وحدت اصولگرایان و مدل 8+7 نمی دانستند اکنون چه شده که ایشان به این نتیجه رسیده و برای توجیه حضور خود در 8+7 به دنبال برگزاری جلسه انتخاباتی است؟!

4 . در حال حاضر مهم‌ترین توجیه لاریجانی برای این که نماینده ای از جانب وی در 8+7 حضور داشته باشد، حمایت 70 نفر از نمایندگان مجلس از وی -و حتی بر فرض حمایت 150 تن از نمایندگان مجلس - است. اما این توجیه نیز ابهامات افکار عمومی را برطرف نمی کند، چرا که اگر برای حضور آقای لاریجانی در 8+7 بتوان توجیهی منطقی تصور کرد، این توجیه در خصوص حضور آقای جاسبی، رییس دانشگاه آزاد در ترکیب 8+7 بیشتر و قوی تر است.

آقای جاسبی از شاخصه های آقای لاریجانی و حتی در مواردی بیشتر از ایشان برخوردار است. ریاست دانشگاه آزاد ادعا میکند که چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبری را قبول دارد! و از سوابق انقلابی برخوردار است، نیست؟

آقای جاسبی هم پشتیبان رسانه های متعدد مطبوعاتی و اینترنتی است و بالطبع از حمایت آنها برخوردار است، نیست؟

ارتباطات او نیز با آقای هاشمی رفسنجانی به اندازه ای است که به آن افتخار می کند، نمی کند؟ آقای جاسبی هم برای اداره دانشگاه آزاد گوشه چشمی به سیاست های هاشمی دارد، ندارد؟

عبدالله جاسبی هم در انتخابات دهم از مواضع دو پهلو برخوردار بود و در مواقعی حتی او هم ساز خود را با اصلاح طلبان کوک می کرد، نمی کرد؟ اصلاح طلبان نیز بر ریاست وی بر دانشگاه آزاد اصرار دارند و برای ریاست وی بر دانشگاه آزاد 250 هزار میلیارد تومانی، از هیچ تلاشی دریغ نکرده اند، کرده اند؟

او هم زمانی کاندیدای ریاست جمهوری بوده و حدود یک میلیون رای آورده، نیاورده؟ بسیاری از شخصیت ها و چهره های سیاسی و حزبی به دلیل خدمات ویژه وی از او حمایت می کنند، نمی کنند؟ جاسبی همه این ویژگی ها را دارد با این تفاوت که به جای 150 نماینده مجلس هشتم، بیش از 200 نماینده مجلس هشتم و حتی بسیاری از نمایندگان ادوار مختلف به دلیل همان خدمات ویژه، از وی تجلیل کرده اند و قبولش دارند. شما قضاوت کنید بر اساس منطقی که امثال آقای لاریجانی و قالیباف را مستحق برخورداری از نماینده ای ویژه در ترکیب 8+7 می کند، عبدالله جاسبی لایق‎تر نیست؟ شاید ملاک های ما برای تشکیل 8+7 نیاز به بازبینی دارد، ندارد؟


انتقادهای اصولگرایان به 8+7 و جدیدترین نظرات جبهه پیروان
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، محمدحسین صفارهرندی ، جبهه پایداری
احتمال تغییر در 8+7/ این ساز و کار جامع‌ترین نیست و تغییر در آن را باید به عقلانیت اضلاع اصولگرایی سپرد

گروه سیاسی- جریان اصولگرایی همان‌طور که در انتخابات مجلس هشتم با مدل 6+5 و جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات حاضر شد،‌ در پی آن است که برای انتخابات مجلس هشتم نیز به ساز و کار واحدی دست یابد.

به گزارش رجانیوز، در حال حاضر، از ساز و کار 8+7 به‌عنوان یک مدل اولیه یاد می‌شود، اگرچه برخی اصرار دارند که این مدل را نهایی بخوانند اما برخی از اصولگرایان که حتی در این مدل نیز نماینده اضلاع اصولگرایی هستند به این ساز و کار انتقاد دارند.

شاید مهم‌ترین این انتقادها مربوط به اختصاص نماینده ویژه برای لاریجانی و قالیباف باشد. برخی از جمله محمد حسین صفارهرندی معتقد هستند که منطق اختصاص سهم مجزا از اضلاع اصولگرایی به این دو نفر روشن نیست، چرا که آن‌ها در قالب جریان سنتی و تحول‌خواه جای می‌گیرند، بنابراین، نباید نماینده جداگانه داشته باشند.

حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران نیز از این روش انتقاد کرده و گفته است اگر قرار باشد افراد به‌طور مجزا از جریان‌ها نماینده داشته باشند، فردی مانند احمد توکلی به‌دلیل سوابقش بر بقیه اولویت دارد.

برخی از نزدیکان محسن رضایی هم پس از آنکه دیدند قرار است به لاریجانی و قالیباف سهم ویژه داده شود اما برای رضایی در این فرآیند سهمی در نظر گرفته نشده است، شاکی شده و جبهه ایستادگی را به راه انداختند. حسین کنعانی از نزدیکان رضایی نیز تهدید کرده که چنانچه نظرات‌شان تأمین نشود، احتمال ارائه لیست جداگانه وجود دارد.

اما شاید جدی‌ترین انتقادها به این فرآیند را جبهه پایداری انقلاب اسلامی داشته باشد که نظرات خود را اوائل هفته جاری به‌صورت مکتوب نیز به آیت‌الله مهدوی‌کنی و آیت‎الله یزدی ارائه کرد.

این جبهه که معتقد به تبعیت کامل از ولایت فقیه و مرزبندی با جریان‌های فتنه و انحرافی است، معتقد است که بر اساس معیار اول، رهبر معظم انقلاب در دیدار هشتم خرداد ماه با نمایندگان مجلس، بر رعایت احترام انتخابات با دخالت نکردن قوا تأکید کردند که همان‌طور که قوه مجریه و قضائیه نباید در این قضیه دخالت کنند، رئیس قوه مقننه نیز نباید شأن خود را در حد دخالت در ساز و کار انتخاباتی فروبکاهد، آنچنانکه در انتخابات مجلس هشتم نیز حدادعادل رئیس وقت مجلس از دخالت در مدل جبهه متحد خودداری کرد.

حدادعادل نیز هفته گذشته در حاشیه همایش جبهه پایداری وقتی که خبرنگار با یادآوری بیانات رهبر انقلاب در مورد دخالت نکردن مسئولان در انتخابات کشور از وی پرسید "شما در زمانی که ریاست مجلس هفتم را بر عهده داشتید، به این توصیه رهبر معظم انقلاب عمل کردید، آیا در این دوره نیز ریاست مجلس هشتم به این توصیه عمل خواهد کرد"، گفت: هنوز اتفاقی نیفتاده در این دوره هم توصیه های رهبر انقلاب رعایت می شود.

جبهه پایداری همچنین با یادآوری هشدار دیگری از رهبر انقلاب مبنی بر نزدیک نشدن نمایندگان به کانون‌های قدرت و ثروت، شهرداری تهران را یکی از این کانون‌ها می‌داند و تأکید دارد که بر همین اساس، وزن دادن به شخص شهردار تهران مغایر بیانات رهبری است.

این جبهه همچنین با یادآوری سابقه فعالیت‌های انتخاباتی مجلس هشتم که لاریجانی و قالیباف از لیست موازی ائتلاف اصولگرایان با عنوان "ائتلاف فراگیر اصولگرایان" بر خلاف توافق اصولگرایان مبنی بر حضور در انتخابات با لیست واحد حمایت کردند، تأکید می‎‌کند که با توجه به این سابقه عهد شکنی سیاسی نباید با سهم دادن به این افراد به نوعی به آن‌ها جایزه داد!

در عین حال، برخی با اصرار بر مدل 8+7 به نوعی القا می‌کنند که این فرآیند نهایی شده و به منزله وحی منزل همه باید به آن تن بدهند. اما علاوه بر انتقادهای فوق، حبیب‌اله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز می‌گوید که احتمال تغییر در ساز و کار 8+7 وجود دارد.

وی در گفت‌وگو با شماره امروز (پنج‌شنبه)‌ هفته‌نامه شما در پاسخ به این سؤال که "چشم‌انداز آینده وحدت و همگرایی اصولگرایی را چگونه می‌بینید؟"، می‎گوید:

«چشم‌انداز آینده اصولگرایان بسیار روشن است. آنها بر اساس عقل جمعی به تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری می‌رسند. در انتخابات مجلس هشتم با ساز و کار 6+5 به تصمیم خوبی رسیدند اکنون هم با ساز و کار 8+7 که ممکن است در آینده اندکی تغیر کند روند همگرایی خود را طی می‌کنند.

اصولگرایان همه زعامت آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی و جامعتین را پذیرفته‌اند. در جامعه خودشان در انتخابات آینده نامزدی ندارند. آنها دغدغه حفظ انقلاب و حفظ وحدت اصولگرایان را دارند. خالصانه و متواضعانه پای پیش نهادند تا این امر محقق شود. اولین اقدام آنها صدور منشور اصولگرایی بود که مورد استقبال همه اصولگرایان قرار گرفت. اکنون نیز بحث‌های ابتدایی صورت گرفته است و یک پایداری برای اتحاد و همگرایی اصولگرایان شکل گرفته است و انشاءالله این پایه هر روز محکمتر می‌شود.

سازمان اصولگرایان هیچ مشکلی برای شکل‌گیری خود ندارند. هر رجل سیاسی و مذهبی در این سازمان و هر حزب و گروهی جایگاه خاص خود را دارند.

هیچ کس جای دیگری را تنگ نمی‌کند. هر کس به اندازه توان و استعداد خود در مسیر گفتمان خدمت، پیشرفت و عدالت گام برمی‌دارد. مردم ناظر این فعالیت‌ها هستند و هر کس را فعال‌تر، مخلص تر دیدند به آن کمک می‌کنند.

اصولگرایان اکنون در حال باز تولید گفتمان خود هستند. ما در آینده شاهد نوعی نوسازی در این گفتمان بر اساس نیازهای مردم و مطالبات مردم به‌ویژه اقشار محروم هستیم.»

در ادامه این گفت‌وگو نیز وقتی خبرنگار مجدداً می‌پرسد که "ساز و کار 8+7 چقدر جامع است؟"،‌ عسگراولادی بار دیگر بر احتمال تغییر در این ساز و کار تأکید می‌کند و می‌گوید: «ما معتقد نیستیم این ساز و کار جامع‌ترین است، ممکن است در آینده بر اساس آخرین برآوردها مورد قبض و بسط قرار گیرد ما باید این قبض و بسط را به سیاست‌ورزی و عقلانیت اضلاع اصولگرایی بسپریم.»

در عین حال، به‌نظر می‌رسد اکثریت جریان اصولگرا ساز و کار فعلی را قابل اصلاح بدانند تا بتواند چتر فراگیرتری ایجاد کند و احتمال چندگانگی در این جریان را کاهش دهد، اگرچه ممکن است یک بخش اقلیت با اصرار بر این ساز و کار و مطلق و بی‌عیب دانستن آن، بخواهد زمینه انشقاق را ایجاد کند اما همان‌طور که عسگراولادی تأکید کرده باید قبض و بسط در این ساز و کار به عقلانیت اضلاع اصولگرایی سپرده شود و اجازه نداد برخی با سهم‌خواهی‌های بی‌‌منطق و بدون انعطاف مخل وحدت شوند و برونداد این ساز و کار را نیز به نفع خواص مردود به پیش ببرند.


غلامعلی حدادعادل در گفت‌وگویی مطرح کرد:
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، حداد عادل ، جبهه پایداری ، دکترعلی لاریجانی
مخالف نماینده‌ویژه لاریجانی و قالیباف بودم/باید به مذاکرات‌مان با جبهه پایداری ادامه دهیم
غلامعلی حدادعادل عضو گروه هفت نفره کمیته موسوم به 8+7 برای وحدت اصولگرایان نظر شخصی خود را مخالفت با حضور نمایندگان اشخاص (لاریجانی و قالیباف) در کمیته وحدت اصولگرایان عنوان و در عین حال خاطرنشان کرد که صرفاً‌ به‌دلیل نظر آیت‌الله مهدوی‌کنی از نظر خود صرف‌‌نظر کرده است.

به گزارش رجانیوز، در حالی که حدود دو ماه قبل حبیب‌الله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری که یکی از اعضای کمیته هفت نفره نیز هست، احتمال تغییر در کمیته 8+7 را مطرح کرد و گفت که این ساز و کار جامع‌ترین نیست و تغییر در آن را باید به عقلانیت اضلاع اصولگرایی سپرد، حدادعادل نیز در گفت‌وگویی اعلام کرد که احتمال دارد 8+7 به 9+8 تغییر یابد.

وی با یادآوری سوابق وحدت اصولگرایان و پیروزی‌های ناشی از این وحدت، خاطرنشان کرد که از شکل‌گیری وحدت ناامید نیست و اظهار عقیده کرد: ما باید به مذاکرات‌مان‌ با دوستان‌مان در جبهه پایداری ادامه داده و دیدگاه‌هایمان را توضیح بدهیم، صحبت‌های آنها را بشنویم و تلاش کنیم تا همه زیر یک چتر واحد جمع شویم و مثل گذشته از اعتمادی که مردم به بدنه اصول‌گرایان دارند، حُسن استفاده را بکنیم تا بتوانیم پیروزی‌های به دست آمده در سال‌‌های گذشته را حفظ و تکرار کنیم.

حدادعادل در گفت‌وگو با نشریه شما در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا در صورت به وحدت رسیدن با جبهه پایداری، احتمال شکل‌گیری لیست‌های دیگری نیز وجود دارد، به انتخابات شورای شهر سوم و لیست جبهه پیروان اشاره کرد و گفت: در انتخابات شوراهای سوم در دقیقه نود جبهه پیروان امام و رهبری هم لیست متفاوتی دادند که ما معترض بودیم و ضررش را هم دیدیم.

در ادامه از وی پرسیده شد که جبهه پایداری می‌گوید شما چه منطقی برای دعوت دو چهره شاخص جریان اصول‌گرایی دارید؟ بعد انتقاداتی هم متوجه این دو چهره دارند. یعنی قسمت اول سئوال‌شان این است که چرا این دو چهره؟ دوم اینکه معتقدند آقایان قالیباف و لاریجانی به جهت منع حضور مسئولین رسمی در انتخابات، نباید در ترکیب 8+7 باشند.

حدادعادل در پاسخ تأکید کرد: حقیقت این است که بنده هم با حضور نمایندگان افرادی که دارای یک تشکل رسمی سیاسی اعلام‌شده نیستند، در جبهه متحد اصول‌گرایان موافق نبودم، هنوز هم موافق نیستم، ولی من مصلحت‌اندیشی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بر نظر خودم ترجیح دادم. وقتی نظرم را به آیت‌الله مهدوی‌کنی گفتم و بعد دیدم نظر ایشان این است که این دو نفر هم نماینده داشته باشند، من به احترام ایشان تمکین و فکر کردم حفظ وحدت یعنی اینکه اگر در جایی با هم اختلاف داشتیم، اختلاف را کنار بگذاریم و ببینیم که اگر بر اختلاف پافشاری کنیم، ضررش بیشتر است یا اگر وحدت را حفظ کنیم.

وی در ادامه با یادآوری برخی سوابق انقلابی آیت‌الله مهدوی‌کنی افزود: آقای قالیباف جدا از اینکه شهردار تهران هستند، یک چهره فعال سیاسی هم هستند، در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند و به عنوان یک چهره فعال شناخته شدند. کسی نمی‌تواند ایشان، فکر ایشان و طرفداران‌شان را از شرکت فعال در انتخابات مجلس نهم منع کند. آقای لاریجانی هم همین‌ طور. من احتمال می‌دهم یک جهت اینکه آیت‌الله مهدوی‌کنی موافق بودند که این دو نفر در این جمع نماینده‌ای داشته باشند، این است که اینها هم جدای از بقیه اصول‌گرایان به فکر یک فهرست جداگانه‌ای نباشند. اگر این تدبیر در ذهن آیت‌الله مهدوی‌کنی به فرض من صحت داشته باشد، توجیه‌پذیر است. بالاخره اینکه دوستان جبهه پایداری اگر به این جریان بپیوندند، ما معتقدیم که آنچه همه ما به دست می‌آوریم، بیشتر از آن چیزی است که هر کداممان از دست می‌دهیم.

در ادامه این گفت‌وگو، موارد دیگری از استدلال جبهه پایداری برای حضور نداشتن افرادی مانند لاریجانی، قالیباف و باهنر در مرکزیت تصمیم‌گیری برای اصولگرایان مطرح شد. از وی پرسیده شد: علاوه بر اینکه جبهه پایداری به نقش نماینده داشتن این دو نفر انتقاد دارند، انتقاد دیگری را نسبت به آقای لاریجانی، آقای قالیباف و آقای مهندس باهنر دارند و آن، این است که این سه نفر را افرادی می‌دانند که در جریان فتنه آن‌ طور که باید وارد نشدند و موضع‌گیری درستی نداشتند. جنابعالی در خصوص این انتقاد جبهه پایداری و مخصوصاً این سه نفر چه نظری دارید؟

حدادعادل در پاسخ با پذیرش تلویحی این انتقاد و اینکه برخی مواضع این افراد در فتنه مناسب نبوده است، گفت: مسلماً مواضع همه ما که تحت عنوان جبهه متحد اصول‌گرایان دور هم جمع شده‌ایم در برابر جریان فتنه یکسان نبوده است. بعضی‌ها خیلی سریع‌‌تر واکنش نشان دادند و اعلام موضع کردند، خیلی‌ها صریح‌تر و شفاف‌تر به میدان آمدند. بعضی‌ها دیرتر آمدند یا دوپهلو صحبت کردند، بعضی‌ها هم سکوت کردند. ما همان موقع به این روش و رفتار آنها انتقاد داشتیم، الان هم انتقاد داریم. ولی سئوال این است که حالا باید با اصرار بر سر این انتقادات کاری کرد که دو باره جریان فتنه پیروز شود یا نه؟ حرف این است. اگر خیلی نگران جریان فتنه هستیم، باید بدانیم که با ادامه کشمکش در بین اصول‌گرایان ممکن است همان جریان فتنه‌ای که ما این حرف‌ها را در باره آن می‌زنیم، پیروز شود. ما باید در اینجا با یک واقع‌بینی متوجه شویم که داریم چه کار می‌کنیم. مسئله مهم این است. حالا ما این اشخاصی را که در جبهه متحد اصول‌گرایان هستند، متعلق به جریان فتنه که نمی‌دانیم. هیچ‌ کدام از اینها متعلق به جریان فتنه نیستند، بلکه عموم‌شان مخالف بوده و هستند و در این شکی نیست. در نوع موضع‌گیری‌شان متفاوت بودند و ما به بعضی مواضع خودمان انتقادهایی داریم. با حفظ همه این حرف‌ها معتقدیم در شرایط فعلی باید دور هم جمع بشویم و فهرست واحد بدهیم.

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری یادآور شد: همه ما معتقدیم که نباید جنگ لفظی بین ما آغاز شود و باید خویشتن‌دار باشیم. به فرض اینکه جبهه پایداری هم ملحق نشود، نباید عرصه، عرصه رقابت ما با جبهه پایداری شود. همیشه هم باید اعلام کنیم که ما آماده استقبال از پیوستن آنها به مجموعه هستیم؛ در عین حال که نباید معطل بمانیم و زمان را از دست بدهیم. در حال حاضر هم این‌ طور است که کارها آغاز شده و پیش می‌رود و در هم به روی جبهه پایداری باز است.

وی در ادامه احتمال ارتقای ترکیب 8+7 به 9+8 را مطرح کرد و گفت که پیشنهاد شده که به اتفاق آرا به 8 نفر یک نفر دیگر هم اضافه کنند که ممکن است به هیچ گروهی تعلق نداشته باشد و قدری خیال همه راحت‌تر شود که همه‌ی افراد مورد قبول در این هیئت حضور دارند و یک نفر هم از جبهه پایداری در هیئت داوری باشد که دیدگاه‌های آنها را بیان کند. اینها جزو پیشنهادهای مطرح بوده است و می‌تواند در جلب نظر جبهه پایداری مؤثر باشد.

خبرنگار نظر حدادعادل را در مورد قالیباف با توجه به حمایت از او در انتخابات سال 84 پرسید که وی با بیان اینکه مخالفت با نماینده داشتن قالیباف به معنای مخالفت با شخص وی نیست، اظهار داشت: مخالفت من با نماینده داشتن ایشان به معنی مخالفت من با شخص ایشان نیست. من در وجود آقای قالیباف جهات مثبت زیادی سراغ دارم. معتقد بودم که مثل انتخابات مجلس هفتم و هشتم، بهتر است که تصمیم‌گیرندگان فقط اضلاع سیاسی باشند که معرف تشکل‌های اصلی اصول‌گرایان هستند و فکر می‌کردم اگر جبهه پیروان که نوبتِ گذشته هم حضور داشته، ره‌پویان که در کنار ایثارگران در این چهار سال موجودیت خودش را اثبات کرده‌اند و تشکل جاافتاده‌ای است و جبهه پایداری که شکل تحول‌یافتة رایحه خوشِ خدمت است، در کنار هم جمع شوند، کم و بیش همان مدل مجلس قبلی تکرار می‌شود. ما در مجلس قبلی از اینکه اشخاص نماینده نداشتند، ضرر نکردیم. اصلاً از روز اول گفتند رئیس مجلس که بنده بودم، لازم نیست که حضور داشته باشد یا نماینده داشته باشد؛ بنده هم قبول کردم.

رئیس سابق مجلس، تقسیم بندی‌هایی مانند اصول‌گرایان تحول‌خواه شامل جمعیت ایثارگران و حزب ره‌پویان را که وی و قالیباف را نیز برخی جزو آن‌ها می‌دانند، الفاظی دانست که اعتبار چندانی برای آن‌ها قائل نیست و گفت: بعضی از سلیقه‌هایم به ایثارگران و رهپویان، بعضی‌ها به آقای قالیباف و بعضی‌ها هم به جبهه پیروان خط امام و رهبری نزدیک است. خیلی هم این اسامی را ریشه‌دار نمی‌دانم. هر کسی از یک لفظی خوشش می‌آید، آن را اعلام می‌کند. این اسم‌ها مثل جرقه‌هائی هستند که از روی آتش بلند می‌شوند. یک جرقه، چند ثانیه بیشتر دوام ندارد، بالا می‌آید، خاموش و سپس فراموش می‌شود. برگردید به این 32 سال و ببینید در فصل انتخابات چند تا اسم عَلَم شده و امروز همه آنها به فراموشی سپرده شده‌اند. این اسامی هم همین ‌طورند.

حدادعادل در پاسخ به این سؤال که پسر شما در مصاحبه‌ای گفته بود راست سنتی به‌ویژه مؤتلفه با مشارکت برخی گروه‌های دیگر پدرم را کنار گذاشتند و لاریجانی را رئیس مجلس هشتم کردند،‌ از خبرنگار خواست که اجازه دهد به این ماجرا نشود و سکوت کند.


شهادت‌جوان 16ساله بحرینی به‌دست نیروهای‌سرکوبگر آل‌خلیفه
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، بحرین ، شهادت ، آل خلیفه
شهادت‌جوان 16ساله بحرینی به‌دست نیروهای‌سرکوبگر آل‌خلیفه+ عکس
نیروهای امنیتی آل خلیفه با حمله به تظاهرات جوانان بحرین که در اعتراض به سرگوبگری رژیم آل سعود و منامه برگزار شده بود، یک جوان 16 ساله را به شهادت رساندند.

فعالان بحرینی اعلام کردند که "احمد جابر قطان" جوان 16 ساله بحرینی به ضرب گلوله نیروهای امنیتی آل خلیفه در روستای "الشاخوره" به شهادت رسید.

این جوان درحالی که در تظاهرات مردم این منطقه در اعتراض به سرکوب شیعیان عربستان توسط رژیم آل خلیفه حضور پیدا کرده بود به ضرب گلوله به سرش به شهادت رسید.

فعالان بحرینی اعلام کردند که نیروهای امنیتی آل خلیفه حتی برادر این جوان را در بیمارستان سلیمانیه دستگیر کرده‌اند و مانع از دیدن پیکر وی توسط پدر و مادرش شده اند.

قرار است امروز پس از نماز جمله مراسم تشییع این شهید بحرینی برگزار شود.


پرسش و پاسخ دانشجویان با صادق محصولی:
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، صادق محصولی ، جبهه پایداری
آنچه برای جبهه پایداری از نماز و روزه مهم‌تر است/ پاسخ به شبهه "ساکتین انحراف"/ نتیجه وحدت بدون اصول می‌شود دولت سازندگی
صادق محصولی عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز پنج‌شنبه میهمان دومین جلسه از سلسله نشست‌های "نقد واقع بینانه، عدالت سیاسی، انتخابات مجلس" بود که اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار کرد.

به گزارش رجانیوز، دانشجویان حاضر در این نشست، پرسش‌ها و شبهات خود را در مورد نوع نگاه جبهه پایداری به شرایط و مبانی اصولگرایی، اتهام زنی برخی جریان‌ها به این جبهه مبنی بر سکوت در مقابل انحراف، علت حمایت از ریاست مجلس لاریجانی، تنازل برای وحدت، لیست جداگانه در انتخابات جواب داد که متن این پرسش و پاسخ‌ها را خبرنامه دانشجویان منتشر کرد.

این روزها در فضای مطبوعاتی و رسانه ای از جمله فضای مجازی بحث های مختلفی در رابطه با اصول گرایی و جبهه پایداری و انتخابات مجلس صورت می گیرد می خواهیم ببینیم نگاه جبهه پایداری چه نگاهی است؟

اصولاً درتخصص های مختلف و کارهای مرتبط با آن، نسبت به مسائل دینی نگاه ها و توجهات در یک حد نیست، مثلا در رشته های فنی مثل مهندسی عمران و... خیلی به موضوع نگاه دین مدارانه توجه نداریم یا در بعضی رشته ها مثل رشته های پزشکی خیلی به اینکه نقش دین در نیازهای ما چیست، توجهی نداریم. اگر کسی بخواهد برجی بسازد به سراغ مهندسی متبحر می رود، نه الزاما متدین. شاید در شرایط مساوی، مهندس دین‌دارتر را اگر حق الزحمه‌اش گران تر نباشد، انتخاب کنیم. همچنین، اگر شخصی نیاز به جراح قلب داشته باشد، سعی می کند بهترین جراح قلب قابل دسترسی را پیدا کند.

ولی هرچه به سمت رشته هایی می رویم که علوم انسانی در آن بیشتر مطرح است، دین مداری در آنها پررنگ‌تر می‌شود؛ مثلاً در معماری به دلیل اینکه بحث زیست، اسکان و آرامش  انسان مطرح است نگاه دین جلب توجه می کند. رعایت نکاتی مثل اندرونی- بیرونی یا رو به قبله بودن و... در روانشناسی هم همینطور. همین موضوع را در نظر بگیریم و برسیم به مباحثی که به عنوان تکالیف فردی ما مطرح می شود.

از منظر اصول عقاید، در بحث تکالیف فردی هر شخص، توصیه دین این است که ما آن‌قدر مسلط به اصول عقاید باشیم که بتوانیم خودمان استدلال کنیم و تقلید در اصول عقاید جایز نیست. یعنی باید در مسائل اصول عقاید کاملاً دین مدارانه برخورد کنیم و بتوانیم خودمان استدلال و اثبات کنیم.

در تکالیف فردی و واجبات مثل نماز و روزه و جهاد و زکات و خمس و... که از اهمیت بالایی برخوردارند، باید یا مجتهد باشی یا مقلد. وقتی مقلد باشیم، دنبال این هستیم که رساله‌ی مرجع تقلید خود را مو به مو عمل کنیم و در امور عبادات و تکالیف فردی -یعنی در امور فقهی- انسان باید یا شخصا مجتهد باشد و یا مقلد. حال ما که عموما مقلد هستیم، واجب است که احکام رساله را بلد باشیم تا مثلا یک فریضه‌ای مثل نماز را درست انجام بدهیم؛ از غسل و وضو گرفته (مقدمات نماز) تا خود نماز، چگونگی و ترتیب جزییات نماز، چگونگی و دقت در مخارج حروف، حتی توجه به مواردی که واجب نیست و مستحب است، مثل قنوت و بعضی از اذکار مستحب، توجه به نماز یعنی علاوه بر خواندن نماز به صورت صحیح با خواندن نماز ارتباط با خدا برقرار شود تا این نماز ما را از فحشا و منکر باز دارد. در روزه و حج و خمس و زکات و... هم همین گونه است.

حال می رسیم به چیزی که در اسلام از نماز هم مهم‌تر است و در شرایط عمومی، موضوع مهم بحث ولایت است. امام باقر(ع) می فرمایند: "دین به پنج پایه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت" و در ادامه می فرمایند: "برای چهار مورد دیگر به جز ولایت، رخصت و تخفیف قائل شدند ولی برای ولایت تخفیفی وجود ندارد"، یعنی اینکه اگر شما مریض هستی، می توانی نماز را نشسته بخوانی، یا اگر مریضی، می توانی روزه نگیری، اگر پول نداری زکات نمی دهی، اگر استطاعت نداری حج نمی روی، ولی ولایت اهل بیت(ع) واجب است و تخفیف بردار نیست و این اهمیت ولایت را می رساند.

مشابه این روایت هم می فرماید که شما به هیچ چیزی مانند ولایت توصیه نشده اید؛ "لم یناد بشی کما نودی بالولایة"، یعنی ما به اندازه ولایت در مورد هیچ چیز دیگری دعوت نشده ایم. بنابراین ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که در شرایط عمومی، مهم‌تر از نماز، تبعیت از ولایت است.

در شرایط فعلی که حاکمیت نظام اسلامی است، موضوع مهم حفظ نظام است؛ طبق فرموده امام(ره) و فرموده حضرت آقا در سالگرد رحلت امام(ره)، حفظ نظام اوجب واجبات است، نظامی که در حال حاضر بر پایه ولایت است.

وقتی در نماز حتی در مستحبات آن آن‎قدر دقت می کنیم که ببینیم خداوند و نبی او چه فرموده و دستور داده اند که مانند آن عمل کنیم، مسلم است که در حفظ نظام که فریضه ای واجب تر است، باید دقت بیشتری کنیم؛ هم برای انجام آن و هم برای چگونگی آن، یعنی در مقدمات، نیات، جزئیات و... .ما در نماز مراقب هستیم که همه چیز را رعایت کنیم، مخارج حروف را رعایت کنیم؛ خوب این دقت ها برای چیست؟ مگر نه برای اینکه خدا از ما راضی باشد؟ حال که ما این همه توجه داریم، همان خدا و پیغمبر(ص) و همان ائمه(ع) به ما دستور داده اند که ولایت مهم‌تر است.

امام راحل که اسلام را دوباره احیا کرد، فرمود که حفظ نظام، اوجب واجبات است. حفظ نظام هم کار فرهنگی سیاسی‌ای را که شما انجام می دهید، نیاز دارد و ارزش آن کمتر از نماز نیست. دشمن می‌خواهد ما به این جنبه مهم‌تر اسلام، کمتر توجه کنیم. ما نیز باید اهمیت این موضوع را برای دوستان روشن کنیم تا مطابق تکلیف‌مان عمل کنیم. چیزی که الان برای جبهه پایداری مهم است، کار فرهنگی و سیاسی‌ای است که از نماز واجب تر است و باید مرّ نظر ولی فقیه باشد.

اگر ولایت نباشد، هر چیزی که به عنوان فریضه است، مقبول واقع نمی شود. فرایض همه مثل جسم ما و ولایت مانند روح و جان در بدن است. اگر ولایت نباشد، این چشم این دست و پا و دیگر اعضای بدن فاقد ارزش می شود. اگر روح در بدن باشد، جسم ارزش دارد ولو اینکه اعضا ضعیف باشند. وقتی روح از بدن خارج شد، آن را زیر خاک می کنند، چون فساد و بوی نامطبوع‌اش همه را آزرده می کند. بنابراین بدون ولایت، کارها مانند این بدن می ماند که جان ندارد و فاقد ارزش می شود و بوی نامطبوع‌اش همه را آزرده می کند و باید آن را زیر خاک کرد.

پس قبولی فرائض به شرط داشتن ولایت با مراتبش است، یعنی ولایت الهی، ولایت نبوی، ولایت امام معصوم و در زمان غیبت ولایت فقیه. بنا بر همین اصل است که امام خمینی(ره) می فرمایند: "ولایت فقیه همان ولایت رسول الله(ص) است." لذا ما در جبهه ی پایداری با این نگاه به تکالیف اجتماعی‌مان شعارهایمان را تنظیم کردیم. وقتی که مقام معظم رهبری در سالگرد حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) سه شاخص اصلی را برای مکتب امام معرفی کردند، ما دیدیم که در فرهنگ اسلامی، شاخص های اصلی با الهام از فرمایشات رهبری عبارت است از عقلانیت، معنویت و عدالت البته همه حول محور ولایت. لذا شعارمان را این سه شاخص قرار دادیم.

منظور از عقلانیت این است که هر کاری می‌کنیم، بر مبنای خرد و عقل باشد. درباره این موضوع در قرآن دیده می شود که ما تبعیت کورکورانه نداریم و در اسلام تبعیت بر مبنای عقلانیت و بصیرت است و خداوند می‌فرماید: "قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی" (سوره یوسف آیه 108) یعنی ای پیغمبر بگو من و آنهایی که پیرو من هستند (یعنی مؤمنین) دعوت می کنیم به سوی خدا بر مبنای عقلانیت و بصیرت.

در جای دیگر امام علی(ع) می فرماید: "عقل محکم‎ترین پایه ها است." و در جایی دیگر می فرمایند: "عقل پیام آور حق است" لذا شما که می خواهید حق را به دیگران برسانید، باید بر مبنای عقل و بصیرت و همان روشی که راه پیامبر(ص) هست، باشد. در جای دیگر حضرت علی(ع) می فرماید: "ثمرة العقل الاستقامة" یعنی ثمره و میوه عقل و خردورزی، پایداری در راه خداست. مشکل اینجاست که دوستانی داشتیم که "قالوا ربنا الله" خوبی گفتند اما در استقامت‌شان مشکل پیدا کردند.

اما چیزی که برای ما اصیل است و اهمیت دارد، گفتمان سوم تیر یعنی همان گفتمان انقلاب است، نه آن کسی که پرچم گفتمان سه تیر را بلند می کند. تا روزی که کسی پرچم را بلند کرد و در آن راه ماند، ما نیز حمایتش می کنیم. به هیچ کدام ما تضمینی تا آخر داده نشده و خداوند با هیچ کس تا روز آخر عقد اخوت نبسته است که منحرف نشود. بنابراین این نکته باید مد نظر باشد که در خردورزی و عقلانیت، پایداری نشان دهنده این است که شما عقلانیت را به درجه ای رسانده اید که میوه اش به‌دست آمده است و عقلانیت تاکید بر پایداری در سیر الی الله دارد.

کلمه پایداری جبهه‌ی پایداری هم به خاطر این توصیه است که ما قصد داریم انشاء الله در این مسیر پایدار بمانیم.

شاخص دیگر مکتب امام(ره) معنویت است؛ معنویت به معنای ضرورت وجود روح در بدن است که اگر روح در بدن نباشد، آن بدن باید دفن شود چون فساد و بوی آن همه را آزرده می کند. معنویت در مکتب امام(ره) یعنی هر چیزی اعم از اندیشه، گفتار و کردار باید با ملاحظه رضای خدا و نیت قرب خدا باشد وگرنه فاقد ارزش است. خداوند متعال در قرآن می فرماید: "الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر" (سوره حج آیه 41) یعنی آنهایی که هرگاه قدرت و توانایی در روزی زمین به آنها دادیم، نماز را برپا می دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند. این آیه به دنبال آیه‌ی "ولینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز" آمده است یعنی اینها کسانی هستند که خداوند را یاری می کنند و خداوند هم ایشان را یاری می کند. بنابراین اگر خداوند به این افراد توانایی و قدرت دهد، اقامه نماز می کنند، زکات می دهند و...  این یعنی معنویت و همه کارها را در جهت قرب الی الله و در راه خدا می‌کند.

شاخص دیگر مکتب امام(ره) و فرهنگ اسلامی، عدالت است. امام علی(ع) می فرماید: عدل پایه و شالوده‌‌ای است که بنیاد هستی بر آن استوار است. در جای دیگر می فرمایند: "هیچ چیز مانند عدالت، شهرها را آباد نمی کند" که به همان حکومتداری بر می گردد. عدالت هم یک شاخص برای سنجش است تا ببینیم چه کسی به مکتب امام و یا به عبارتی به فرهنگ اسلامی نزدیک‌تر است. خود حضرت حجت(عج) وقتی ظهور می‌کنند، برای برپایی عدالت و قسط است و این اهمیت عدالت را می‌رساند. خداوند در قرآن می فرماید: "قل امر ربی بالقسط" (سوره اعراف آیه 29) یعنی بگو پروردگارم مرا به قسط و عدالت دستور داده است و در جای دیگر می فرماید "یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهدا بالقسط"(سوره مائده آیه 8) و...

تمام این سه شاخص حول محور ولایت معنی دارد. یعنی اگر این روح در این کالبد نباشد، باید در قبر مدفون شود. آنهایی که می گویند ما عدالت را برپا می کنیم، خردورزانه عمل می کنیم و می گویند که ما معنویت داریم ولی راه های انحرافی را می روند، در هر سه شاخص مشکل‌شان ولایت است. هر کاری در حیطه خارج از ولایت فقیه در زمان غیبت، حبط و نابود است.

جبهه‌ی پایداری در صدد ایجاد فضای فرهنگی و سیاسی مناسب جهت حاکمیت گفتمان انقلاب اسلامی یعنی گفتمان امام و مکتب امام و فرامین مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله) به احسن وجه است. از خداوند تبارک و تعالی مسئلت داریم که همه ما را در این مسیر در راه پیاده کردن، بسط دادن و حاکمیت گفتمان انقلاب اسلامی پایدار فرماید.

زمانی که  جبهه پایداری انقلاب اسلامی شکل گرفت، اعضای این جبهه سه شرط را به عنوان مرزبندی ذکر کردند یعنی مرزبندی با فتنه، جریان انحرافی و ساکتین فتنه. اما اکنون برخی افرادی که احیانا در مظان این سه شرط هستند و به عنوان ساکتین فتنه شناخته شده اند، جنابعالی و دوستان شما را به ساکتین انحراف متهم می کنند. آیا شما در برابر انحراف سکوت کردید؟

البته اول بهتر است یادآوری کنم که سه شاخص و مرزبندی عبارت بود از مرزبندی با جریان فتنه، مرزبندی با جریان انحراف و ولایتمداری کامل.

جبهه پایداری به این صورت نیست که عضو گیری خاصی داشته باشد بلکه هرکسی  این گفتمان را قبول داشته باشد، ولو اینکه در هر گروهی هم باشد، ما او را از خودمان می دانیم. یعنی جبهه پایداری یک حزب نیست، یک جریان گفتمانی است.

البته یک عده موسس این جبهه بوده اند که بحثش جداست اما به این معنی نیست که به صورت فردی عضو گیری کند و بعد از میان این افراد، یک عده را به عنوان نماینده مجلس معرفی کند؛ نه این طور نیست برای ما ملاک ها مهم است.

در این فضا می بینیم از سال 88 تاکنون، مقام معظم رهبری فقط سال 88 و دو سه ماه اول درمورد فتنه صحبت نکرده اند، بلکه در هر برهه ای که سخنرانی مهمی دارند، بر این موضوع فتنه، اشاراتی دارند. این اهمیت فتنه را نشان می دهد و ما نباید از موضوع فتنه غافل شویم. جبهه پایداری یکی از نکاتی که بر آن تاکید دارد مسئله مرزبندی ها با فتنه و ساکتین فتنه است و البته برخی خوش‌شان نمی آید و می گویند فتنه تمام شده است و دیگر به آن چه کار داریم؟

ولی بحث فتنه تمام نشده است. بیایید فرض کنیم یک بیماری داریم که این بیمار مثلا سرطان داشته باشد و هم‌زمان با سرطان بیماری ام اس هم بگیرد، حالا به خاطر ام اس که نمی شود از سرطان غافل شد! البته از بیماری دوم هم نباید غافل شد و دارویی را که لازم است باید مصرف کرد.

اینکه مقام معظم رهبری فرمودند باید اصلی و فرعی کرد، از سر همین مسئله است. از نظر ما هم فتنه خطرناک است هم انحراف ولی ما به خاطر انحراف اجازه نمی دهیم که فتنه فراموش شود.

استرتژی آنهایی که جزو ساکتین در فتنه بودند این است که ما را به ساکتین در برابر انحراف متهم کنند ولی اگر ما جز ساکتین انحراف بودیم، پس چرا الان در خارج از مجموعه و جز مغضوبین هستیم؟

ببینید آنهایی که در جریان ماجرا هستند، خودشان بهتر می دانند اعضای جبهه پایداری از اولین روزهایی که این موضوع انحراف پدیدار شد، نه امروز و دیروز و چند ماه پیش، بلکه از چند سال پیش جلوی این جریان انحرافی  ایستادند. موارد متعددی دارد. به‌عنوان مثالی که در رسانه ها هم مطرح شده، نماینده دولت در مجلس، یک چک هایی در بین برخی نمایندگان مجلس پخش می کرد، برای اینکه در حوزه انتخابیه خودش خرج کند. تنها کسی که در واکنش به این موضوع یک سیلی محکم به گوش نماینده دولت گذاشت، آقای زارعی از اعضای جبهه پایداری بود که البته آن فرد از آقای زارعی شکایت کرد و وی به دادگاه رفت برای اینکه معتقد بود این گفتمان و گفتمان 3 تیر این چیزها را ندارد. این برای چند سال پیش است و موضوع جدیدی نیست. از کسانی که در دولت هستند، بپرسید که وقتی در دولت ماجرای مکتب ایرانی و منشور کوروش و... پیش آمد، چه کسانی بلکه تنها چه کسانی بودند که درمقابل اینها ایستادند و استدلال کردند و فرمایش حضرت امام را به عنوان سند آوردند؟ کسی نبود جز اعضای جبهه پایداری.

البته استراتژی افرادی که در فتنه ساکت بودند، این است که به جای عذرخواهی از عملکردشان و جبران گذشته‌شان، به اعضای جبهه پایداری بگویند که شما هم ساکتین انحراف هستید، در حالی که اعضای جبهه پایداری بیشترین مقابله را با جریان انحرافی داشتند و هزینه اش را هم پرداخت کردند.

اگر بحث خوردن و بردن باشد که دست‌شان همگی در یک کاسه است. فتنه و انحراف سرانجام‌شان یکی است. هر کس که در مسیر ولایت و گفتمان انقلاب نباشد، به نوعی با هم دیگر معامله می کنند و در اصل ناخوشایندی آنها از این است که ما در جبهه پایداری اهل معامله با انحراف و فتنه نیستیم.

شما ببینید در سایت ها از جریان انحرافی تا ساکتین فتنه و اصحاب فتنه و ضد انقلاب خارج از کشور همگی با یک رویکرد واحد در صدد تخریب جبهه پایداری هستند و حتی بعضی از گروه هایی که نسبتاً اصولگرا هستند، به خاطر نگاه حزبی فقط شایعات و شائبه ها را علیه جبهه پایداری در رسانه های خودشان مطرح می کنند و اخبار مثبت جبهه مانند بیانیه ها و پاسخ به شایعات را سانسور می‌کنند.

بنابراین هیچ کس به اندازه دوستان جبهه و در راس آن حضرت آیت الله مصباح و حضرت آیت الله خوشوقت که هدایت‌گر معنوی این جریان هستند، در مقابل انحراف نایستاده و اعلام موضع نکرده است. اشراف و شناخت این بزرگواران از انحراف و اعلام مواضع صریح‌شان بیانگر موضع جبهه پایداری است و اعضای جبهه نه تنها ساکت نبودند، بلکه بیشترین مقابله را در برابر جریان انحرافی داشته اند و این موضع گیری ها حتی در بیانیه اعلام موجودیت و بیانیه دوم جبهه نیز کاملا مشهود است.

سوالی در خصوص آقای لاریجانی مطرح است اینکه عملکرد آقای لاریجانی سوالات بسیاری در خصوص او پدید آورد اما برخی اعضای حاضر در کمیته موسوم به 8+7 این مسئله را مطرح می کنند که شما که لاریجانی را رئیس مجلس کردید، الان نمی توانید عملکرد وی را نقد کنید و حالا در مقام منتقد ظاهر شده اید. آیا شما آقای لاریجانی را رئیس مجلس کردید؟ پاسخ شما چیست؟

این سوال مسئله ای است که برخی در جهت تخریب جبهه پایداری مطرح می کنند. ببینید میزان برای ما حال فعلی افراد است البته این به این معنی نیست که اگر کسی انحرافی داشت، یا در فتنه بد عمل کرده و مردود بود، بگوییم الان او را مساوی کسی که در مقابل فتنه ایستاد، قرار بدهیم. نه این هم عرض و هم وزن آن نیست ولی اگر کسی توبه کند ما توبه را برای کسی که در فتنه بوده یا ساکت بوده است قابل قبول می دانیم ولی هم وزن کسی که در فتنه با بصیرت و محکم عمل کرده قرار نمی دهیم.

این سوال شما دو فرض دارد.

در فرض اول؛ در نظر بگیریم که دوستان ما آقای لاریجانی را رییس مجلس کرده باشند که به طور قطع بنده جزو آنها نبودم و نظر  مخالف خود را به آقای احمدی نژاد هم عرض کرده بودم و ایشان در جریان بود و الان با صراحت عرض می کنم ولی فرض کنید که بنده یا یکی از دوستان ما با استدلالی به این نتیجه رسیده باشد، خوب وقتی که عملکرد ایشان را در جریان فتنه دیدند، آن را اعلام می کنند و نظرشان تغییر می کند و این توصیه اسلام است.

ببینید اگر ملاک وضع قبلی افراد باشد و نه وضع فعلی‌شان در این صورت که از آقای لاریجانی نزدیک تر به دوستان ما، آقای احمدی نژاد بود! بالاخره خداوند با آزمایش ها و فتنه ها آزمایش می کند و امتحان می گیرد. آقای لاریجانی در زمان ریاست صدا و سیما خدمات خوبی کرد و ما قدردان این زحمات هستیم؛ بنده و آقای لاریجانی 22 سال پیش هم‌زمان در یک وزارت‌خانه، معاون وزیر و رفیق بوده و هستیم اما به این معنی نیست که مواضع او را در جریان فتنه تایید کنم. پس این که می فرمایند بعضی آقای لاریجانی را تایید کرده اند، خب هر جا که ببینند خلاف آن تایید اثبات شد، درستش این است که از نظرشان برگردند که برگشتند.

اما فرض دوم این است که چون دولت از ریاست آقای لاریجانی دفاع کرد -که این موضوع صحت دارد- لذا تصور غلط ایجاد شد که این موضع تمام افراد داخل دولت است که این غلط است و بعضی از افراد دولت موافق ریاست ایشان نبودند که اعضای جبهه پایداری که در دولت بودند، از این دست هستند.

تصوری مطرح است و آن اینکه اگر وحدتی بین اصولگرایان به سبب حضور نیافتن جبهه پایداری به وجود نیاید، این وحدت نکردن و اجماع نداشتن در نهایت به نفع جریان انحرافی و فتنه است؟

ما حتما وحدت را مهم می دانیم، حتما استراتژی جبهه پایداری وحدت است و به سمت وحدت هم پیش می رویم، اما باید منظور از وحدت روشن شود. صرف کلمه وحدت، ارزش آفرین نیست، بلکه باید حبل الهی ملاک وحدت باشد نه هر ریسمانی؛ همچنان که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: "واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا". بنایراین ما در وحدت آن مرزبندی ها را می گوییم باید ملاک باشد و اگر نباشد، نتیجه کار این خواهد شد که حزب اللهی‌هایی که به اصولگراها رویکرد مثبت داشتند، به آن لیست اعتماد نکنند؛ اگر در 7+8 افرادی باشند که در فتنه موفق نبودند و برخلاف منویات رهبری عمل کردند، مردود شدند و با گفته ها و تشویق ها و پیغام دادن ها و بعضی ها هم با سکوت‌شان پازل دشمن را کامل کردند، اینها اعتماد مردم را جلب نمی‌کنند تا مردم به آن لیستی که توسط این افراد در مرکزیت وحدت اصولگرایان قرار گرفتند، اعتماد کنند و به آن لیست رای بدهند لذا ما می گوییم که نباید بزرگان‌مان را برای چیزی که نتیجه عکس می دهد، هزینه کنیم؛ ولی از طرف دیگر هم بر این هستیم که آن منشوری که خود این عزیزان قبول دارند و نوشته اند و ما هم قبول داریم و البته قابل ارتقا و تکمیل می دانیم اما ما به همان مقدار هم قبول داریم تا به همان مقدار هم عمل کنند، می بینیم که بر طبق همان هم برخی از این کسانی که در 7+8 هستند، نمی توانند در آن جا حضور داشته باشند و این اصلاحات ان شا الله صورت بگیرد تا وحدت طوری حاصل شود که از درونش پیروزی اصولگراها در آید اگر هم پیروزی ظاهری در نیاید مهم نیست، چرا مهم نیست؟ چون "احدی الحسنین" است، ما به دنبال عمل به تکلیفیم نه نتیجه؛ ما به دنبال نتیجه نیستیم، نتیجه دست خداست "ما رمیت اذا رمیت و لکن الله رمی" او صلاح می داند که چه شود. ولی اگر به تکلیف عمل نکنیم، هرچند در عمل ظاهرا پیروز شده باشیم اما در باطن چه؟ اگر فقط ظاهر اصولگرایی باشد و باطن چیز دیگری باشد، مثل دولت سازندگی و یا اصولگراهایی می‌شود که در فتنه مردود شدند. مگر چه فرقی بین به‌اصطلاح اصلاحات و سازندگی بود؟ باطنش این می شود. مگر عملکرد دولت سازندگی باعث نشد که اصلاحات (آمریکایی) پیروز شود؟ یعنی در نهایت به ضرر اصولگرایی می شود. پیروزی ما در عمل کردن به تکلیف است.

تشکیل جبهه پایداری قوت قلبی برای دوستداران انقلاب بود اما به نظر می رسد که عقلانیت ایجاب می کند که به سمت وحدت در اصول گرایان برویم. به نظر شما بهتر نیست که برای نتیجه مطلوب به سمت وحدت اصوالگرایان برویم؛ چه اینکه حتی حضرت علی(ع) هم برای این مسئله از حق مسلم خود گذشته اند؟

عرض کردم جبهه پایداری حزب نیست؛ ما به دنبال این نیستیم که بگوییم افرادی که در لیست قرار می گیرند، چند نفر از ما باشند. ما به دنبال این هستیم که افرادی که در لیست هستند، باید این مرزبندی‌ها و شاخصه ها را در آن ها لحاظ شده باشند تا مورد تائید جبهه باشند ولو اینکه یک نفر هم از ما نباشد.

واقعا باید ببینیم ولی فقیه چه می گوید؟ هیچ کسی نباید دیدگاه ها و نظرات شخصی خود را در رابطه با انتخابات و 8+7 به مقام معظم رهبری نسبت دهد و نباید برخی برای تشکل خاصی از رهبر معظم انقلاب مایه بگذارند؛ ولی در این که وحدت، دغدغه تمام مومنین و شخص مقام معظم رهبری است، تردیدی نیست. پس اینها را باید از هم جدا کنیم.

بعضی ها از بس که حرفی برای گفتن ندارند، می گویند جبهه پایداری سهم خواهی می کند. ما چه سهم خواهی‌ای می کنیم؟ ما می گوییم رهبری فرمودند که قوا در انتخابات دخالت نکنند و احترام انتخابات را داشته باشند، خب اگر یکی از رؤسای قوا یک نماینده داشته باشد، رؤسای قوای دیگر هم می توانند مدعی داشتن نماینده باشند و این درست نیست. ما روی این موضع مقام معظم رهبری تاکید داریم و از این اصل کوتاه نمی آییم؛ شاید از افراد کوتاه بیاییم و بگذریم، شاید از ترجیحات کوتاه بیاییم اما از مواضع رهبری و منویات ایشان و از اصول کوتاه نمی آییم.

در دوره قبل، قرار این بود که غیر از جبهه متحد کسی لیست ندهد و یکی از اعضای 6+5 بنده حقیر بودم. شش نفر به عنوان اجرایی داشتیم و پنج نفر که با اجماع شش نفر برای حکمیت انتخاب شده بودند؛ حکم یعنی داور و داور دعوای بین آن‌هایی را که اختلاف دارند، حل می کند. منتهی داور باید مرضی‌الاطراف باشد نه اینکه اول هفت نفر به عنوان داور انتخاب شود، بعد بیایند و بگویند نفرات دعوا را تعیین کنیم، به نظر شما جالب نیست؟ حتما هست! یعنی چند نفر اول به عنوان حکم تعیین شوند، بعد اضلاع را تعریف کنند، در حالی که این اضلاع باید حَکَم را تعیین کنند، چون می خواهند به حُکم آن‌ها پایبند باشند. این مسئله در 6+5 اتفاق افتاد و با اجماع سه ضلع پنج نفر را به عنوان حَکَم انتخاب کردند.

مطلب دیگر ینکه در آن دوره گفته شد که لیست دیگری ارائه نشود اما برخی از این آقایان که شخصا در 8+7 نماینده دارند، آمدند و لیست اصولگرایان فراگیر را در مقابل لیست جبهه متحد اصولگرایان ارائه دادند.

مطلب دیگر اینکه، این‌ها که در جریان فتنه موفق نبودند، مردود شدند یا ساکت بودند، آیا به عنوان یک معلم شما برای این سه غلط فرد را تشویق می کنید یا تنبیه؟ یعنی دو نفر الان اضافه شده اند به صورت تکی و نه از اضلاع نه گروه ها و نه جریان ها که در 5+6 گذشته نبودند، از آن موقع تا حالا سه مورد ابتلا پیش آمده و آنها رفوزه شده اند، حالا بگوییم بیایید شما را تشویق کنیم و به شما سهم ویژه بدهیم!

اینکه جبهه پایداری در معرض فحش، ناسزا و انواع تهمت ها قرار می گیرد، به خاطر این است که ما در مواردی که نظر حضرت آقاست، پایداری می کنیم و نظر ایشان هرچه بود ما مطابق آن عمل خواهیم کرد. تا به حال هم به تناسب مواضعی که داشتیم، سعی کردیم که بر خلاف طرف مقابل نظری نگوییم که وحدت را خدشه دار کند.

ما با این آقایان یعنی با این هفت نفر جلسه داشتیم، بعد از جلسه از ما خواستند مطالب جلسه را به خاطر اینکه بعضی از دوستان کمیته هفت نفره حرف‌هایی را گفتند و فضای جلسه را خراب کردند و ما نتیجه نگرفته ایم، شما دیگر این‌ها را طرح نکنید، چون موجب خدشه وارد شدن به وحدت می شود و شما چیزی نگویید و ما هم گفتیم چشم. بعد می بینیم که یکی از آقایان آمده و بر خلاف واقع، اخباری را منتشر کرد. خب باز هم ما چیزی نگفتیم که این مسائل چطور بوده است. اگر بخواهیم بگوییم یک جمله کافی است که نوار مذاکرات آن جلسه را منتشر کنند و ببینند چیزی خلاف وحدت گفته ایم یا نه؟ استدال قوی تر از این هست؟ مردم خود قضاوت می‌کنند.

به هر حال ما عرض کردیم به تکلیف‌مان مطابق شرایط و فرمایشات مقام معظم رهبری عمل خواهیم کرد. البته ما تلاش های همه عزیزان در جهت وحدت را ارج می نهیم و حضرات آیات مهدوی کنی و یزدی را از استوانه های انقلاب و فقیهانی دلسوز و مجاهد می دانیم. همه اعضا جبهه پایداری از ارادتمندان واقعی این حضرات هستند و برای سلامتی و توفیق بیشترشان دعاگو هستند و قدردان زحمات سروران.

اگر 7+8 لیستی دهد که آقای باهنر و امثال ایشان در آن باشد، چه می کنید؟

ما مطابق تکلیف عمل می کنیم، می خواهیم کاری کنیم فضا برای پیاده شدن نظر مقام معظم رهبری فراهم شود نه که هرجا از سخن رهبری خوش‌مان آمد، از ایشان مایه بگذاریم و آنجایی که خوش‌مان نیامد، فرافکنی کنیم. ان‌شاء الله مطابق جمع بندی آن موقع اقدام می کنیم.

آیا جنس "جبهه‌ی پایداری" با "رایحه‌ی خوش خدمت" متفاوت است و برای جلوگیری از انحراف در آینده چه کار می کنید؟

"رایحه‌ی خوش خدمت" دوستانی بودند که در انتخابات قبلی طرف‌دار دولت بودند و عمل کردند. بعد از یک سری قضایا یک عده بر گفتمان 3 تیر باقی ماندند و بعضی نماندند. البته از 3 تیر تاکنون رویش ها بیش تر از ریزش هاست، چون ملاک ما افراد نیستند، بلکه ملاک گفتمان 3 تیر است. وقتی مطالبات دانشجویی را می بینیم، می فهمیم رویش ها خیلی بالاست.

تلاشمان در جبهه پایداری این است به هیچ وجه صرفا انتخاباتی نگاه نکنیم. هیچ کسی اعم از اعضای جبهه پایداری هم مصون از شر شیطان نیست؛ همچنان که در قرآن آمده است: "ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی"

البته عمل جبهه زیر نظر حضرات آیات و تحت هدایت معنوی آن ها جبهه را کم تر در معرض آسیب های شیطانی قرار می دهد و دوستان همدیگر را در جبهه به حق و  صبر دعوت می کنند. شما هم هر کجا خطا دیدید، فورا تذکر و اخطار بدهید.

امیدواریم همان‌طور که سفارش بزرگان است، دوستان جبهه پایداری با توسل روزانه در صدد جلب هر چه بیشتر رضای الهی و ائمه اطهار (علیهم السلام) و نائب امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری (ادام الله ظله العالی) برآیند.


رأی دادگاه فرمایشی به بهانه اعتراض به ممنوعیت حجاب اعلام شد
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجاب ، اسلامگرایان
تداوم سیاست‌های صهیونیستی آذربایجان: 66سال حبس برای اسلامگرایان
گروه بین‌الملل- دادگاهی که از مدت‌ها قبل بر اساس سفارش‌های سیاسی تشکیل شده بود، امروز بالاخره پس از صحنه سازی های فراوان به پایان رسید و دکتر صمداف رئیس حزب اسلامی جمهوری آذربایجان به دلیل اعتراض به ممنوعیت حجاب به 12 سال حبس محکوم شد.

به گزارش رجانیوز، سرانجام پس از چندین ماه کش و قوس در دادگاه‌های سیاسی جمهوری آذربایجان، روز گذشته، احکام محکومیت رئیس، معاون، دو تن از منسوبین رئیس و سه نفر از روحانیون حزب اسلامی این کشور صادر شد.

قاضی دادگاه جنایات سنگین باکو "الدار اسماعیل اف" احکام  اسلامگرایان را که به دلیل اعتراض به ممنوعیت حجاب اسلامی در مدارس از حدود 9 ماه پیش تا کنون در زندان به سر می برند، به شرح ذیل اعلام کرد:

دکتر صمداف رئیس حزب اسلامی جمهوری آذربایجان: 12 سال حبس

فردوسی محمد رضایف برادر زن رئیس حزب اسلام: 10 سال حبس

دیانت صمداف پسر عموی رئیس حزب اسلام: 10 سال حبس

واقف عبدالله یف معاون حزب اسلامی جمهوری آذربایجان: 12 سال حبس

روح الله آخوندزاده رئیس حزب اسلامی شعبه آستار: 11 سال و شش ماه حبس

سید عباس فرامیز روحانی برجسته آذری: 11 سال حبس

ذوالفقار میکائیل زاده روحانی و حافظ قرآن: آزادی مشروط

آخرین جلسه محاکمه رئیس و اعضای حزب اسلام آذربایجان در حالی روز گذشته برگزار شد که یکی از شهودی که علیه اسلامگرایان شهادت داده بود، در نامه ای به رئیس جمهور نوشت: من را فریب داده اند و کاغذ سفیدی را امضا کردم تا تمایل خود را به پایان یافتن فعالیت یکی از شبکه های تلویزیونی اعلام کرده باشم اما بعد متوجه شدم که علیه افرادی که تاکنون آنها را ندیده ام، سند اتهامی را امضا کرده‌ام. این شاهد فریب خورده در پایان نامه اش از رئیس جمهوری کشورش در مقابل تهدید ماموران پناه خواسته است.

سیاسی بودن این دادگاه‌ها موضوعی بود که دکتر صمداف در اولین جلسات دادگاه به آن اشاره کرده بود. وی با بیان اینکه "این دادگاه سفارشی است، احکام نه در دادگاه بلکه در نهاد ریاست جمهوری تنظیم شده اند"، خطاب به قاضی پرونده گفت: «بی خود ما و خانواده هایمان را به دادگاه نکشانید، احکام را بخوانید و خود را خلاص کنید.»

براساس این گزارش، هفته گذشته دادستان آذربایجان در لایحه ای پیشنهاد 12 سال حبس را برای دکتر محسن صمداف ارائه کرده بود که این پیشنهاد با اعتراض وکیل رئیس حزب اسلام همراه شد. "انار قاسم اف" پس از پایان جلسه دادگاه وی و تعدادی از فعالان اسلامی جمهوری آذربایجان در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: از ابتدا مشخص بود که دادگاه نه بر اساس موازین حقوقی بلکه بر اساس مسائل سیاسی تشکیل شده و درخواست دادستان مبنی بر 12 سال برای رئیس حزب اسلام این واقعیت را آشکار کرد.

صدور این احکام در حالی بود که قبل از برگزاری دادگاه رئیس، معاون و برخی اعضای حزب اسلام، جلسه فوق العاده این حزب برگزار شد که در طی آن، فساد اداری در کشور مورد انتقاد قرار گرفت و همچنین از احتمال صدور حکم زندان طولانی مدت در خصوص اعضای این حزب ابراز نگرانی شد.

در این جلسه، پایان یافتن فساد ادرای و فضای خفقان سیاسی و اجتماعی در خواست شد. در همین زمینه جمع کثیری از دین‌داران آذری در اعتراض به حکم این دادگاه و هم‌راستایی بودن احکام آن با سیاست‌های صهیونیستی در مقابل دادگاه تجمع کردند که این تجمع منجر به بازداشت تعداد 15 نفر از آنان شد.

اتخاذ سیاست‌های ضد اسلامی در آذربایجان، مسبوق به سابقه است. تعطیلی و تخریب برخی مساجد، انتشار بخش‌هایی از کتاب موهن "آیات شیطانی"، توهین به ساحت پیامبر(ص) و اخیراً ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان نمونه‌هایی از این دست است.

هرچند برخی از این اقدامات به اندیشه‌ی سکولار برخی طیف‌های داخلی در جامعه‌ی آذربایجان باز می‌گردد اما تحلیل‌گران بر این باورند که برخی رژیم‌های خارجی از جمله اسرائیل در تشدید این فضا تأثیر ویژه دارند.

هدف اصلی تل آویو ممانعت از توسعه‌ی اندیشه‌های اسلامی در این کشور است؛ چرا که جمعیت 80 درصدی شیعه در صورت بروز اندیشه های اسلامی، حکومت را وادار به تمایل به سمت تهران می کند و این هم‌راستایی موجب ایجاد سیاست‌های ضد صهیونیستی در جمهوری آذربایجان خواهد شد. از همین رو رژیم صهیونیستی در تلاش است تا با ایجاد زمینه برای گسترش نفوذ خود در آذربایجان، علاوه بر "قداست‌زدایی از اسلام"، نفوذ نرم ایران در این کشور را محدود کند.

اما آنچه که در این دادگاه‌ها قابل تامل است، رویارویی دو اندیشه صهیونیستی و اسلامی در این کشور است، اینکه باکو احکام سنگین علیه معترضین به بی حجابی وضع می کند، نشان دهنده نگرانی سران این رژیم نسبت به افزایش موج اسلامی در این کشور مسلمان نشین است.


نگاهی به سطح ولایت پذیری دولت ها
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، ولایت فقیه

مفهوم "میزان ولایتمداری" همیشه در میان عام و خاص، شاخصی برای ارزیابی دولت ها بوده و هست.

شاخصی که اذهان منصف، به ظن خود و به میزان شناختی که از ولایت دارند، آن را با ذره ذره عملکرد دولت ها تطبیق می دهند و فراتر رفتن ها و عقب ماندن ها را جستجو و نقد کرده و البته حرکت های منطبق بر این شاخص را نیز می ستایند.

و حقیقت دیگر آنکه خط شاخص گفته شده، هم اینک و پس از گذشت بیش از 32 سال از تاریخ انقلاب اسلامی ما، حتی برای دشمنان و معاندین داخلی و خارجی هم عینیت یافته و برای آنان نیز معیاری برای انتقاداتشان (اگرچه ناحق!) از دولت های بر سر کار آمده در جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود.

در طول سال های عمر نظام جمهوری اسلامی ایران، 3 نفر به طور عام و 3 نفر به طور خاص، به عنوان روسای 10 دولت بر مسند نشسته، در معرض قضاوت های ما در باب میزان ولایتمداری هستند.

ابوالحسن بنی صدر، محمدعلی رجایی، آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای، اکبر هاشمی بهرمانی، سیدمحمد خاتمی و محمود احمدی نژاد.

در تاریخ سیاسی عمر انقلاب، 3 نفر اول که پس از دولت موقت بر سر کار آمده اند، همواره و به دلیل قوانینی پذیرفته شده در اذهان، چندان در منصه قضاوت ها برای میزان ولایتمداری جای نگرفته اند. چه اینکه اولی مصداق خیانت و عبرت تاریخ و آیندگان شد، نفر دوم عمر ریاست جمهوری کمی داشت و مدت کوتاهی پس از حضور در این سمت به شهادت رسید و آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای نیز علاوه بر مدیریت مطلوب خود که در پرتو دوران جنگ تحمیلی قرار گرفته است؛ بعدها سکان ولایت و رهبری ایران را به دست گرفت و ما نیز به دلیل همه آنچه که از او دیده و فهم کرده ایم، ایشان را نفر اول التزام به آرمان راه الهی امام(ره) و ولایت فقیه می دانیم.

البته همواره از منش و روش طردشدگانی مثل ابوالحسن بنی صدر یا میرحسین موسوی (نخست وزیر دولت سوم) که در بزنگاه هایی در تضاد با امر ولایت قرار گرفته و واکنش هایی نیز داشته اند؛ سخنانی می رود که باید به آنها به عنوان درس و عبرت نگریست اما مجمل آنکه دولت های دوران ثبات (منظور، دوران پس از جنگ تحمیلی است) در مظان قضاوت های جدی و ملموس تری در رابطه با میزان تمکین از ولایت و اطاعت از فرمان ولی امر قرار داشته اند.

در باب اینکه از میان هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد، کدامیک ولایتمدارتر بوده اند، شاید بهترین تحلیل، تحلیلی باشد که سالها بعد ارائه شود. حتی برای مایی که از نزدیک شاهد رخدادهایی مثل فرمان "مالک ها برگردید" مقام معظم رهبری در دوران اصلاحات که خطاب به طلبه های معترض به وزیر فرهنگ دولت خاتمی صادر شد و یا خانه نشینی 11 روزه محمود احمدی نژاد در پافشاری بر سر برخی خواسته هایش از یک سو و خدماتش از سوی دیگر بوده ایم.

باید دانست که گذشت سالیان، می تواند چهره های واقعی تری را از آدم هایی که قرار است در معرض بررسی و نقد باشند ارائه کند. چه اینکه شاید هیچیک از ما هیچگاه خیال نمی کرد مردی مثل آقای هاشمی که امام امت(ره) در وصف او فرمود "هاشمی زنده است چون نهضت زنده است"؛ 8 سال پس از اتمام دولت دومش در رسانه ظاهر شود و در یک برنامه تبلیغاتی، در مقابل خواسته های ناحق دخترکی نادان، اشک حسرت بریزد.

در بحث تعامل مطلوب با ولایت، همواره معتقد بوده ام اتفاقات و رخ دادها به صورت تک به تک، ملاک خوبی برای ارزیابی ولایتمداری دولت ها به معنای خاص کلمه نیستند. در حقیقت اینگونه قضاوت کردن را همان مغالطه ای می دانم که طرفداران متعصب و متصلّب دولت ها از آن بهره می گیرند.

مثل اینکه عده ای مثلاً تعلل های محمود احمدی نژاد در قبال اوامر رهبری را در کنار تعاریف و حمایت های بی دریغ حضرت آقا (دامت ظله) از اقدامات خوب دولت قرار می دهند و در نتیجه خیلی ساده اقدام اولش (تعلل ها) را یک "اشتباه" و نه یک گناه که عملی مکروه می پندارند و دسته دیگری نیز در سال های قبل تر، تعاریف رهبری از هاشمی و یا حتی خاتمی را دستگیره هایی فرض می کردند برای رهاندن این دو چهره از نقد هایی که به عملکرد آنها در قبال تمکین از امر ولایت وارد بود.

از بحث اصلی دور نشویم. اینکه این مسئله، مغلطه فرض شد. حتی با اینکه همین مغالطه گران دائماً از عبارت "ملاک حال افراد است" برای دفاع ها و حتی انتقادات خود بهره می گیرند؛ معتقدم آسیب هایی که این نگاه غلط آنها برای نحوه تحلیل ولایی بودن دولت ها دارد، بسیار تا بسیار زیاد و ایجاد کننده راه و رسم های غلطی در مشی های سیاسی کشور است.

در واقع به زعم نگارنده، یک رئیس جمهور از زمانی که حکمش از سوی رهبری تنفیذ می شود تا زمانی که دولت را در محضر مقام معظم رهبری به رئیس جمهور بعدی واگذار می کند، باید به صورت کلی، ولایتمدار ارزیابی شود. یک رئیس جمهور را (با شرایطی که گفته شد) به مثابه یک دانشجو می توان فرض کرد که از یک دانشگاه مدرک فارغ التحصیلی می گیرد اما شاید همین آقای فارغ التحصیل در بعضی درس هایش نمرات پایین گرفته و یا حتی در بعضی ها مردود شده باشد.
 
البته باید تصریح داشت که یک دانشجو اگرچه ممکن است در برخی واحدهای درسی اش ضعیف باشد اما مردودی در واحدهای اصلی و تخصصی نیز نکته مهمی است که در ارزیابی یک دانشجوی فارغ التحصیل حتما جزو جدی ترین ملاک ها برای سنجش خواهد بود.
 
در برآیند کلی تمام آنچه که گفته شد، باید اذعان کرد که ظرفیت های ولایتمداری دو دولتی که احمدی نژاد بر مسند ریاست آنها تکیه زده بیش از دولتهای سازندگی و اصلاحات است. در واقع همانطور که رهبری نیز تصریح داشته اند، احمدی نژاد، زنده کننده شعارهای اصلی انقلاب بوده است و از طرفی نگاه ما به رویکرد مواضع احمدی نژاد در آغاز کارش اینطور می گوید که ظرفیت ها و مفاهیم ایجاد شده در حوالی تفکر او توانست سیستم اجرایی کشور را به سمت تعاملات مطلوب تری با جایگاه ولایت سوق داد.
 
و البته به تلخی نیز باید گفت که همین دولت در چند امتحان ولایتمداری چنان مردود شد که حتی در تاریخ انقلاب نیز بی سابقه بود. و در واقع احمدی ن‍ژاد باید شانس آورده باشد که این مردودی ها، سابقه اش در زمینه امر ولایت را حبط نکرده است...؟!
 
تعلل در قبال برخی دستورات رهبری که به عرصه علنی کشیده شد و یا خانه نشینی 11 روزه رئیس دولت آیا به باور کسی خطور می کرد...؟!
 
در میان سه رئیس جمهوری که از آنان نام برده شد، باید کمترین نمره را در ولایتمداری واقعی و تعلل از مواقف مورد تأکید رهبری به دولت اصلاحات و سیدمحمد خاتمی داد.
 
حرف از دولتی است که تفکرات رئیس جمهورش و اطرافیان او، دو فتنه بزرگ را در دو مقطع سال 78 و 88 در ایران اسلامی ما رقم زد.
 
دولتی که طی 8 سال، خفیف ترین مواضع را در دیپلماسی خارجی ما اتخاد کرد و بدتر از آن، به این اتخاذهای خفیف کننده نیز می بالید.
 
البته همین دولت و با همین اشکالات عمده نیز در مقاطعی در بیان رهبری با این کلام که "اقدامات آقای خاتمی مورد حمایت بنده است" و یا "آقای خاتمی عقلانیت و تدیّن به خرج داد" مورد تقدیر قرار گرفت و یا اگر نخواهیم بی انصافی کنیم، ذنب های شاید لایغفری! که در دولت احمدی نژاد در بحث ولایتمداری رخ داد در دولت اصلاحات و توسط خاتمی، لااقل در عرصه علنی رخ نداد.
 
دولت سازندگی نیز نمره ای بهتر از خاتمی نمی گیرد. این حرف صریح را ناظر به اباالاصلاحات بودن آقای هاشمی مطرح می کنم و کیست که نداند این اعتراف صریح، بارها توسط نزدیکان سردار سازندگی بیان شده است.
 
در حقیقت، دولت سازندگی و شخص آقای هاشمی، شجره های نامیمونی را در فضای کشور غرس کردند که آسیب های آن از اواسط دولت سازندگی، اندک اندک رونمایی شد و صد البته تمام آنها نیز از نهی شده های مقام معظم رهبری بودند. و اگر بگوییم آقای هاشمی این مسائل را نمی دانست یا نمی فهمید، حتماً در حق آیندگان که مشتاق دانستن حقایق اند ظلم کرده ایم.
 
از یاد نبریم که حتی هاشمی رفسنجانی نیز در مقطعی در هیئت دولتش به صراحت می گوید که رهبری با یکی از تصمیمات دولت مخالف است و حتی در مقابل ان قلت ها نیز می ایستد.
 
در واقع حتی آقای هاشمی هم جرأت ورود به حیطه یک، دو اتفاق علنی که در چند سال اخیر رخ دادند و در وادی ولایتمداری نمره قبولی نگرفتند را نداشت.
 
اما در کنار تمام این مقایسه ها و نگاه به ظواهر کلی دولتها در بحث ولایت پذیری، از مدیریت خردمندانه مقام معظم رهبری نیز نباید غافل ماند. معظم له همواره در طول این سال ها به گونه ای عمل کرده اند که ولایتمداری ها و حتی خطاهای دولت های گفته شده در تمکین از امر ولایت، جملگی به نفع اسلام و انقلاب تمام شده است.
 
این نکته بدیع را در هیچ نظام سیاسی دیگری نمی توان یافت. در واقع ما به مدد نفس قدسی امام روح الله(ره) و بهره مندی از سایه سار ولایت رهبری فرزانه و خردمند، مفهومی و قانونی به نام ولایت فقیه را در کشور ایران داریم که با درس گیری از مکتب اهلبیت (ع) توانسته است خط شاخصی را در نظام سیاسی و حکومتی ما ایجاد کند که هم عمل منطبق با آن دارای برکات جلیّه و خفیّه است و هم تخطی از آن. و این گنج جز با بهره مندی ما از "ولایت مطلقه فقیه" حاصل نمی شد.
 
دولت های ما البته از منظری دیگر نیز باید در راستای شاقول ولایت پذیری قرار داده شوند و آن دوستی با دوستان «ولی» و دشمنی با دشمنان اوست.
 
به این تعبیر که ولایتمداری، اطاعت از فرامین مستقیم رهبری و در عین حال دشمنی و مجادله با جلوه های مورد رضایت مقام ولایت نیست.
 
شاید این مفهوم گسترده را بتوان در کلام امام روح الله(ره) که در وصف شهید بهشتی فرمود: "بهشتی مظلوم بود" بهتر تلمّذ کرد.
 
و این مسئله دیگر را مجالی دیگر باید تا بتوان به بررسی مطلوب ابعاد آن پرداخت.


مشایی در حمله ناشیانه به کیهان دولت دهم را بدهکار زورگو نامید !
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، روزنامه کیهان ، دکتر محمود احمدی نژاد

حمله ناشیانه سایت مشایی به کیهان

همانگونه که ملاحظه می کنید آقای احمدی نژاد نیز، کاری که امروز، آقای مشایی علیه کیهان انجام داده است را اقدامی ناجوانمردانه و توهم پراکنی می داند. به بیان دیگر آقای مشایی از شدت دستپاچگی برای انتقام از افشاگری های مستند کیهان، آقای احمدی نژاد را زیر سؤال برده و به «گردن کلفتی» و سوءاستفاده متهم کرده است!! و حال آن که مطابق ادعای ایشان اگر کیهان به خاطر بدهی خود به سازمان تامین اجتماعی قابل ملامت باشد

کیهان:
جریان انحرافی که از تطمیع کیهان نا امید است، در سایت وابسته به مشایی ادعا کرد که روزنامه کیهان مبلغ 12 میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است! و کوشید با این ترفند ناشیانه از افشاگری کیهان درباره روابط پشت پرده حلقه انحرافی و دست های آلوده آنان در غارت بیت المال مخصوصا ارتباط این جریان با رسوایی 3هزار میلیارد تومانی، جلوگیری کند و حال آن که آقای مشایی با این ادعا بدون آن که متوجه باشد بر حقانیت و سلامت کیهان تاکید ورزیده است. چرا که؛
-1بدهی کیهان به سازمان تامین اجتماعی اولا؛ بسیار کمتر از مبلغی است که آقای مشایی ادعا کرده است و ثانیا؛ این بدهی از نوع دریافت وام و یا خرید و فروش کالا و موارد دیگری از این دست نیست، بلکه در حالی که روزنامه هایی نظیر ایران و چند روزنامه و نشریه اجاره ای و سایت های راه اندازی شده از سوی آقای مشایی همه ماهه از بیت المال مسلمین مبالغ میلیاردی دریافت می کنند، روزنامه کیهان به دلیل «استقلال» خود و عدم وابستگی به جریانات انحرافی و یا مفسدان سیاسی و اقتصادی در تسویه همزمان و کامل تعهدات ایجاد شده از سوی سازمان تامین اجتماعی با دشواری روبرو بوده و مانند بسیاری از مؤسسات دیگر و به روال جاری و قانونی بدهی خود را به صورت اقساط پرداخت کرده و می کند.
گفتنی است در اوایل سال جاری اعلام شده بود که دولت آقای دکتر احمدی نژاد نزدیک به 24هزار میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است و آقای احمدی نژاد ضمن اعتراض شدید به اینگونه خبررسانی گفته بود؛ «وقتی گفته می شود که دولت بدهی دارد یعنی از جایی قرض گرفته و پس نداده است در حالی که این طور نبوده و این تعهداتی است که دیگران- یعنی تامین اجتماعی- برای دولت ایجاد کرده است و دولت هم، هر موقع پول داشت این تعهد را می دهد.»
همانگونه که ملاحظه می کنید آقای احمدی نژاد نیز، کاری که امروز، آقای مشایی علیه کیهان انجام داده است را اقدامی ناجوانمردانه و توهم پراکنی می داند. به بیان دیگر آقای مشایی از شدت دستپاچگی برای انتقام از افشاگری های مستند کیهان، آقای احمدی نژاد را زیر سؤال برده و به «گردن کلفتی» و سوءاستفاده متهم کرده است!! و حال آن که مطابق ادعای ایشان اگر کیهان به خاطر بدهی خود به سازمان تامین اجتماعی قابل ملامت باشد
- که نیست- آقای احمدی نژاد به همین علت، دوهزار برابر، بیشتر قابل ملامت است! با این تفاوت که دولت پرداخت بدهی خود را به زمانی که پول داشت موکول کرده است ولی کیهان به صورت قسطی در حال پرداخت بدهی خود می باشد. آیا غیر از این است؟! به روزنامه های 16 فروردین ماه1390 مراجعه بفرمائید. بدیهی است که ما این تهمت حلقه انحرافی به دولت دهم را ناروا می دانیم و برای رئیس جمهور محترم برخورداری از « دوست دانا» را آرزو می کنیم.
-2برخلاف ادعای حلقه انحرافی و مطابق اسناد موجود، کیهان علی رغم تحمل فشارهای اقتصادی که از دوران دولت سازندگی آغاز شده، در دولت اصلاحات شدت یافته و در دولت آقای احمدی نژاد این فشارها به اوج خود رسیده است، هرگز اجازه نداده که این فشارهای اقتصادی به کارکنان شریف مؤسسه منتقل شود. گفتنی است که مطابق اسناد موجود، تصمیم دولت کنونی در اختصاص آگهی ها به روزنامه ایران، عمدتاً با هدف فشار اقتصادی به کیهان بوده است. ما اظهارات برخی از مسئولان دولتی را در اختیار داریم که می گویند« اگر به کیهان آگهی بدهیم احتمالا با برکناری از دولت روبرو می شویم» و در همان حال از دادن آگهی به نشریات وابسته به فتنه 88 منع چندانی در میان نبوده است که صفحات روزنامه ها و نشریات وابسته به فتنه 88 موجود است و می تواند گواه خالی از ابهامی در این زمینه باشد. همین مسئولان دولتی از کیهان تقدیر کرده اند که با وجود این همه کینه توزی حلقه انحرافی، از حمایت دولت دست نمی کشد. و پاسخ شنیده اند که کیهان به خاطر تمامیت نظام از دولت حمایت می کند و ضمنا امیدوار است که آقای احمدی نژاد به خود آید و آراء صادقانه مردم را پای حمایت از یک جریان انحرافی وابسته و غارتگر بیت المال نریزد.
-3 اخبار دریافتی کیهان حکایت از آن دارد که تلاش حلقه انحرافی برای جلب همکاری ریاست محترم سازمان تامین اجتماعی و مدیران ایشان با مقاومت ستودنی آنها روبرو شده و نهایتا خبر کذب مورد اشاره با رقم من درآوردی 12 میلیارد تومان تهیه شده و به روال معمول از ویرایش و تنظیم نهایی آقای مشایی گذشته است ولی از آنجا که ایشان از تنظیم کننده خبر ناشی تر است، ضمن آن که مبلغ بدهی کیهان به تامین اجتماعی را به 12 میلیارد تومان افزایش داده است، خبر را به گونه ای ویرایش کرده که گویی مدیر مسئول کیهان 12 میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است! و به قول جناب مشایی «با گردن کلفتی از پرداخت آن خودداری می کند»! این در حالی است که اولا؛ سازمان تامین اجتماعی به کسی وام نمی دهد. ثانیا؛ بدهی یاد شده - با شرحی که گذشت- مربوط به مؤسسه کیهان است نه شخص شریعتمداری. ثالثا؛ این بدهی به قول آقای احمدی نژاد از نوع دریافت وام نیست و رابعا؛ شخصی می گفت؛ امامزاده یعقوب را بالای مناره مصر، شغال دریده است که به وی گوشزد کردند، اولا؛ امامزاده نبود و پیغمبرزاده بود، ثانیا یعقوب نبود و یوسف بود، ثالثا، بالای مناره مصر نبود و کنعان بود و رابعا شغال نبود و گرگ بود و خامسا؛ این خبر از اساس دروغ است و حضرت یوسف را گرگ نخورده بود و برادران یوسف- بخوانید جریان انحرافی آن دوران- این دروغ را ساخته و پرداخته و نهایتا هم رسوا شده بودند.
-4در این باره اگرچه گفتنی های فراوان دیگری نیز هست ولی به همین اندازه بسنده کرده و تاکید می کنیم که کیهان کمافی السابق و به لطف خدای سبحان، از افشاگری و نشان دادن هویت واقعی حلقه انحرافی دست نمی کشد و همانگونه که برای اولین بار پرده نفاق از چهره این جریان وابسته کنار زد، از این پس نیز گریبان آنها را رها نخواهد کرد و به یقین، گفتنی های مستند کیهان مانند همیشه برای ملت ایران شنیدنی خواهد بود


سایه روشن‎‎های سبک زندگی آمریکایی در ایران
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر حسن عباسی ، گفتگو و مصاحبه

گفتگو پیرامون سبک زندگی با استاد حسن عباسی

به گزارش بولتن نیوز متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است:

شما همواره به سبک زندگی به‎مثابه یک موضوع استراتژیک نگریسته‎اید! چرا؟

بسم الله الرحمن الرحیم. طبیعی است که هر کس از منظر تخصص خود موضوعات مبتلابه را بنگرد و تکلیف مخاطب خود را مشخص کند که با چه رویکردی مواجه است. من هم به ندرت ممکن است در یک حوزه خاص و موضوعی به خصوص درگیر مطالعه و تحقیق شوم که به آن حوزه از منظر علوم استراتژیک ننگرم. در واقع در موضوعی مانند سبک زندگی، اگر نمی‎بایست با رویکردی استراتژیک وارد می‎شدم که ضرورتی نداشت به بررسی بپردازم؛ دیگران که از منظر‎های گوناگون به آن می‎پرداختند، لذا کفایت می‎کرد.

اما پاسخ اصلی به پرسش شما این است که جامعه‎شناسان، جامعه را آن‎گونه که هست مطالعه می‎کنند. روان‎شناسان و پزشکان نیز، انسان را آن‎گونه که هست بررسی می‎کنند. اما در رویکرد استراتژیک، بایستی جامعه و فرد را «آن‎گونه که باید» مطالعه کرد. از این‎روست که «کلر» و دیگران، بخش اتوپیانگاری در فلسفه را، دانش و هنر استراتژی می‎خوانند، زیرا اتوپیا در این تلقی، یعنی «جامعه و ساکنان آن، آن‎گونه که باید باشند».

روان‎شناسان و پزشکان، سبک زندگی را در سطح فردی یا اصطلاحا در سطح «تکنیکی» بررسی می‎کنند. جامعه‎شناسان، سبک زندگی را در سطح «تاکتیکی» مطالعه می‎کنند. اما سبک زندگی فرد در «جامعه» از حیث «آن‎چه که باید»، در سطح «استراتژیک» مطالعه می‎شود. لذا تمایز در این است که در تلقی نخست، سبک زندگی در «جامعه‎شناسی» مطرح است، اما در تلقی دوم، یعنی رویکرد استراتژیک، سبک زندگی در «جامعه‎سازی» مورد مطالعه قرار می‎گیرد.

 

تمایز جامعه‎شناسی از دانش استراتژی در این است که دومی به‎جامعه‎سازی می‎پردازد؟

 

بله! جامعه‎شناس بدون طرح جامعِ Master Plan آینده، جامعه را مطالعه می‎کند. اما استراتژیست‎‎ها برای جامعه‎سازی نیازمند طرح جامع پیشینی هستند. از این‎رو، تخصص آن‎ها در حوزه‎ای محک می‎خورد به نام Strategic Planning یا طرح‎ریزی استراتژیک، که ابزار جامعه‎سازی است. برای ساختن یک جامعه، از زوایای گوناگون می‎توان وارد شد. یکی از این زوایای نوین جامعه‎سازی در غرب، زاویه تبیین و تنظیم سبک زندگی یا Life style است. البته تلقی قرآنی کاملی نیز در این زمینه، برای جامعه‎سازی وجود دارد که همان تفکیک دو نوع زندگی یا حیات است: حیات طیبه و حیات خبیثه. پس در یک تلقی قرآنی نیز می‎توان از زاویه زندگی و حیات برای جامعه‎سازی وارد عرصه شد. اما این موضوع در غرب قدمت کوتاهی دارد، که علی‎رغم آن، به مسأله طراز نخست فرهنگی غرب تبدیل شده است. در نتیجه، اگر موضوع سبک زندگی را یکی از مدخل‎‎های جامعه‎سازی، یعنی جامعه از حیث آن‎چه که «باید» باشد، بدانیم، پس چیستی، چرایی و چگونگی سبک زندگی، یک موضوع استراتژیک است.

 

گفتید که سبک زندگی با تلقی جدید از آن، قدمت کوتاهی در غرب دارد. این قدمت به چه هنگام برمی‎گردد و مقوله سبک زندگی در آن هنگام چگونه مطرح شد؟

 

زندگی و چگونگی آن، همواره دغدغه بشر بوده است. مفاهیم «حیات» در قرآن، «Life» در انگلیسی، و «زندش» یا «زندگی» در فارسی، مبین این قدمت هستند. اما سبک زندگی که امروز بر زبان‎ها جاری است، اغلب منظور سبک زندگی مهاجم و هژمون آمریکایی است که با عنوان American Lifestyle یا An American Way of Life که «راه و روش زندگی آمریکایی» است، معرفی می‎شود. سبک زندگی آمریکایی با این تلقی، مبتنی بر بررسی «آدام کورتیس»، در حدود 40 سال پیشینه دارد.

 

یعنی از دهه 1970 به این سو.

بله! آدام کورتیس، دریک بررسی مستند، تحت عنوان «قرن خود» The Century of the Self، در دوره‎ای یک قرنی، از 1901 تا 2001، تاریخ حیات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آمریکا را بررسی می‎‎کند. بررسی مبسوط او، روند شکل‎گیری و تحقق «نیوایندیویژوالیسم» یا «نوفردگرایی» و تفرد جدید را نشان می‎دهد. مدرنیته، در قرون اخیر، «اصالت فرد» را بشارت داده بود، و پس از تحقق آن، جامعه آمریکا، در نیمه دوم قرن بیستم، قدم به مرحله نوین اصالت فرد گذارد.

 

کورتیس روند تحقق این «تفرد جدید» را چگونه ترسیم می‎کند؟

روند متفردسازی نوین افراد جامعه آمریکا که «نیوایندیویژوالیزاسیون» خوانده می‎شود، در قرن بیستم، دو عصر پیاپی را در برمی‎گیرد: عصر فرویدیسم و عصر ریچیسم. عصر فرویدیسم فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در آمریکا از 1910 آغاز و تا اواسط دهه 1960 در دوره ریاست‎جمهوری جان اف کندی استمرار می‎یابد.

 

مبدع عصر فرویدیسم در آمریکا کیست؟

 

خواهرزاده زیگموند فروید، مرد جوانی به نام «ادوارد برنیز» است. او که جوان جویای نام و فرصت‎طلبی است، در جریان جنگ جهانی اول، به «ویلسون» رییس‎جمهوری وقت آمریکا نزدیک شده و در سفر پیروزی جنگ جهانی، در شهر پاریس فرانسه، با او همراه می‎شود. وقتی مردم پاریس، رییس‎جمهوری آمریکا را به‎عنوان یکی از رهبران پیروز جنگ می‎پذیرند و به دور او حلقه می‎زنند، ادوارد برنیز با خود می‎اندیشد که از این اقبال و توجه مردم، چگونه می‎توان مدلی ساخت برای سایر حوزه‎ها! مثلا در حوزه سیاست و اقتصاد چگونه می‎توان اقبال و توجه مردم را جلب کرد؟

برای یافتن پاسخی برای این دغدغه خود، به‎سراغ دیدگاه‎‎های علمی دایی خود، زیگموند فروید می‎رود. فروید، انسان را واجد دو بخش کلی معرفی می‎کرد: بخش خردورز، و بخش غیرخردورز. انسان‎‎ها اغلب اسیر بخش غیرخردورز خود هستند. این بخش، در بر گیرنده قوه غضب و شهوت بشر است. لذا فروید مدعی بود که توده انسان‎ها، اسیر بخش خشم و شهوت خود هستند. کورتیس اذعان می‎کند که این نگاه بدبینانه فروید به انسان تا آخر عمر او همراهش بود و می‎انگاشت انسان حیوانی غیرقابل‎اصلاح است. خواهرزاده او ادوارد برنیز، کلید حل معما را یافته بود:

اگر توده‎‎های انسان‎ها، چیزی جز توده خشم و شهوت بالقوه نیستند، راه جلب‎اعتماد و توجه آن‎ها، کنترل و جهت دادن به این قوه آن‎هاست؛ یعنی جهت دادن به امیال و تمناها. او دیدگاه‎‎های فروید را برای جهت دادن به امیال و خواهش‎‎های انسان به‎کار بست و در تلفیق آن با روش‎‎های جامعه‎شناس سیاسی معروف آن دوران یعنی «والتر لیپمن»، بنای یک نظریه نوین در روان‎شناسی سیاسی را نهاد: نظریه مهندسی رضایت!

 

تئوری مهندسی رضایت، حاکی از آن بود که از راه جهت دادن به خواسته‎‎ها و امیال و آرزو‎های غیرعقلانی انسان‎ها، می‎توان رضایت سیاسی - اجتماعی آن‎ها را جلب کرد. پروژه مشترک برنیز - لیپمن، به‎شدت مورد توجه کاخ سفید واقع شد. در این مرحله، ادوارد برنیز، در رقابت با سازمان تبلیغات ژنرال دکتر گوبلز در آلمان نازی، طرح ایجاد مؤسسه روابط عمومی را ارائه نمود. نهاد روابط عمومی Public Relation، نهاد تبلیغات ویژه‎ای است که درصدد مهندسی رضایت مخاطب سازمان متبوع آن است. آن‎چه امروز در جهان و در ایران به نام نهاد روابط عمومی شناخته می‎شود، ساخته و پرداخته ادوارد برنیز، با این مبانی ویژه است: مبانی فرویدی، که قائل به برتری و تفوق بعد غیرعقلانی انسان است و با مدیریت این بعد انسان، می‎توان خواسته‎‎ها و آرزو‎های او را پروراند و جهت داد.

 

عصر روابط عمومی که تا دوره روزولت در اواسط دهه 1930 ادامه یافت، یک دکترین قطعی فرهنگی را تعقیب می‎کرد: انسان حیوان غیرقابل اعتمادی است، لذا باید ذهن او توسط جامعه کنترل شده و به امیال و تمنا‎های او جهت داده شود. پیامد اقتصادی این دکترین، رواج مصرف‎گرایی بود. آن‎گونه که آدام کورتیس نشان می‎دهد، ادوارد برنیز، با دستگاه روابط عمومی خود، تبلیغات رسانه‎ای را برای جهت دادن به خواسته‎‎های مردم سامان داد و مبدع تکنیک‎‎های تبلیغاتی گسترده‎ای شد که شما اکنون در تلویزیون‎ها، روزنامه‎‎ها و بیلبورد‎ها می‎بینید.

 

در یک مورد که خود برنیز تعریف می‎کند، رییس کمپانی تنباکو در ایالات متحده به‎سراغ او آمده و می‎پرسد چه راهی برای جلب توجه زنان جهت کشیدن سیگار پیشنهاد می‎کند! او شکوه می‎کند که نیمی از جمعیت آمریکا که زنان هستند، سیگار نمی‎کشند و این یعنی نیمی از بازار. ادوارد برنیز پاسخ می‎دهد که این‎گونه تبلیغ کنید که سیگار علامت رجلیت است و با یک ترفند تبلیغاتی، زنان را به صحنه آورده و در مدت کوتاهی، کشیدن سیگار در بین زنان آمریکا رایج و عادی می‎شود.

 

«هوور» رییس‎جمهوری آمریکا در دهه 1920 از این دکترین فرهنگی - اقتصادی استقبال کرد و شعار «مصرف‎گرایی، موتور محرک اقتصاد آمریکا» را مطرح کرد. کورتیس از این دوره، به عصر تبدیل دموکراسی به کان‎سیومرکراسی یاد می‎کند، یعنی عصری که در آن مفهوم رایج «حاکمیت توده مردم»، جای خود را به «حاکمیت توده مصرف‎کننده» می‎دهد.

 

آلفرد کینزی در دهه بعد، یعنی در دهه 1930 بر پایه ترکیب تلقی فروید با تلقی داروین از حیات، نوع دوم مهندسی امیال و خواهش‎‎های توده‎‎های انسانی را ارائه می‎کند: مهندسی مناسبات جنسی. کینزی، دو مجلد کتاب هنجارشکنانه می‎نویسد: مناسبات جنسی مردان و مناسبات جنسی زنان. او با یک نمونه‎گیری گسترده 6 هزار نفری در سطح آمریکا، روابط جنسی آحاد جامعه آمریکایی را طبقه‎بندی می‎کند؛ اقدامی که راه را برای انقلاب جنسی در آمریکای دهه 1960 هموار کرد.

 

در عصر هوور، رکود بزرگ اقتصاد آمریکا رقم خورد، شبیه آن‎چه اکنون در آمریکا پدید آمده است. پس پذیرش دکترین ادوارد برنیز در مهندسی رضایت و کان‎سیومرکراسی خیلی مؤثر نبود.

بله! همین‎طور است. اما موفقیت دکترین برنیز در آن زمان نبود و خود را بعدا نشان داد. به تبع رکود عظیم اقتصاد آمریکا در دوره «هوور»، قدرت به «روزولت» رسید. او دهه 1930 را با تغییر دکترین قطعی فرهنگی دوره «ویلسون تا هوور» آغاز کرد. در دوره روزولت اعلام شد که انسان، حیوان غیرقابل اعتمادی نیست، بلکه «حیوان قابل اعتمادی» است. لذا جامعه برای کنترل ذهن و خواسته‎‎های این حیوان قابل‎اعتماد، بایستی از خودش کمک بگیرد. یعنی در این کنترل ذهن، باید نظر خود او نیز لحاظ شود. مبتنی بر این دکترین فرهنگی - سیاسی - اقتصادی، روزولت به تضعیف پدیده روابط عمومی ادوراد برنیز پرداخت و راه را برای «جورج گالوپ» هموار کرد تا سیستم جای‎گزینی ایجاد کند به نام «مؤسسه سنجش افکار عمومی». در واقع مؤسسه سنجش افکار عمومی با مراجعه به خود مردم و اخذ نظرات آن‎ها، راه‎‎های کنترل ذهن و جهت دادن به امیال و تمنا‎های آن‎ها را مهندسی می‎کرد. به این ترتیب، عصر سنجش افکار عمومی جایگزین عصر روابط عمومی شد.

اکنون در کنار پدیده روابط عمومی، نهاد سنجش افکار عمومی نیز در جهان نهادینه شده است، که رهاورد عصر پذیرش تلقی «انسان، حیوان غیرقابل» در دوره 33 ساله دوم قرن بیستم (1966 - 1933) در آمریکاست.

 

ادوارد برنیز چه شد؟

 

جنگ جهانی دوم و هجوم نخبگان یهودی و غیریهودی ساکن اتریش و آلمان به آمریکا از یک سو، و روی کار آمدن «ترومن» و «آیزنهاور» به‎جای روزولت در کاخ سفید از سوی دیگر، زمینه را برای بازگشت ادوارد برنیز به صحنه مهیا کرد. او با سرمایه‎گذاری کمپانی جنرال موتورز، شهرکی ساخت که در آن ترکیب اقتصاد سرمایه‎داری با دموکراسی توده‎ای را به نمایش گذارد. برنیز نام این شهرک را هوشمندانه «دموکرا - سیتی» نهاد.

 

شهر دموکرا - سیتی، شهر سرمایه‎داری بازار بود: چشم‎اندازی از آمریکای آینده. در این «دموکراسی» او اتوپیای کاپیتالیسم را ارائه کرد. در این دوره، دختر دایی برنیز، یعنی آنا فروید، دختر فروید، در کنار فوج عظیمی از دانشمندان علوم پایه –مانند انیشتین که بمب اتم را برای آمریکا به ارمغان آورد - تا دانشمندان علم روان‎شناسی، به آمریکا رسید و سردمدار پروژه‎‎های روان‎کاری در آمریکای ماتم‎زده شد. دانشمندان روان‎کاو آن دوره، به آدام کورتیس گفتند که عمق نابه‎سامانی روانی و ماتم‎زدگی توده‎‎های انسانی جامعه آمریکای دهه 1950 - 1940 حیرت‎انگیز بوده است.

 

عصر طلایی روان‎کاوی در آمریکا، در این دوره است. ثروت و منزلت روان‎کاوانی که دستورالعمل کنترل ذهن و رفتار انسان آمریکایی را تجویز می‎کنند، برای آن‎ها موقعیت ممتاز یک صنف برگزیده و خوش‎اقبال را پدید آورد.

 

این موقعیت ممتاز اجتماعی روان‎کاوان فرویدی، موجب بهره‎گیری هم‎زمان مدل برنیز در مهندسی رضایت مبتنی بر روابط عمومی، و مدل گالوپ در نظرسنجی است. این ترکیب را کسی به نام ارنست دیکتر کامل کرد. او با روش گالوپ به‎سراغ مصرف‎کننده رفته و انگیزه افراد را در خرید و مصرف بررسی کرد. سپس مبتنی بر مهندسی رضایت، انگیزه‎‎های فهرست‎شده را مبنای تولید کالا و تبلیغات قرار داد.

 

این روند، زیاد طول نکشید که با واکنش نخبگان و مردم مواجه شد. جرقه آن با خودکشی مرلین مونرو، ستاره محبوب سینمای آمریکا زده شد. بنابر گزارش کورتیس، در اواسط دهه 1960 مردم به فریب‎کاری روان‎کاوان اعتراض کردند و آن‎ها را شیاد خواندند. البته نیم قرن بعد یعنی در ابتدای دهه 1390 در ایرانِ امروز، روان‎شناسان به‎جای معلمان اخلاق نشسته‎اند و از منزلت مشابه دهه‎‎1950 ایالات متحده برخوردارند؛ یعنی نیم قرن عقب‎ماندگی، که بروز آن را در سریال ساختمان پزشکان دیدید.

 

نتیجه اعتراض‎‎ها به روان‎کاوان در آمریکا چه شد؟

 

اعتراض‎‎ها صرفا به روان‎کاوان نبود، بلکه به هیأت حاکمه آمریکا نیز بود که مبتنی بر ایدئولوژی فرویدیسم در فرهنگ، سیاست و اقتصاد، قائل به کنترل ذهن تک تک افراد، توسط جامعه بودند. در هیأت حاکمه آمریکا، گروهی انسان را حیوان غیرقابل اعتماد و گروهی دیگر، او را حیوان قابل اعتماد می‎دانستند، اما هر دو گروه معتقد بودند که باید ذهن افراد جامعه را کنترل کرد. گروه روان‎شناسان CIA پس از این دوره نتایج تحقیقات خود را منتشر کرده و رییس آن‎ها، به کورتیس می‎گوید: باورکردنی نیست، اما ما در شناخت ذهن انسان‎‎ها اشتباه کرده بودیم.

 

این رویکرد کاخ سفید با دستیاری روان‎کاوان، از سوی نخبگانی چون «هربرت مارکوزه» مورد نقد و اعتراض واقع شد. مارکوزه کتاب «انسان تک ساحتی» را نوشت و در این کتاب چهره انسان کنترل‎شده مزبور را نشان داد.

 

نتیجه اعتراض‎‎ها به روان‎کاو‎ها و هیأت حاکمه آمریکا به اغتشاش‎‎های خیابانی انجامید. جنبش‎‎های دانشجویی در 1968 در دانشگاه‎‎های گوناگون از شیکاگو تا واشنگتن‎دی‎سی به حرکت درآمدند. تنها در یک برخورد پلیس با آن‎ها، چهار دانشجو کشته شدند. شعار دانشجویان واژگون ساختن هیأت حاکمه آمریکا بود. کورتیس می‎گوید که جنبش دانشجویی به بدترین شکل سرکوب شد و پس از این مرحله، استراتژی خود را تغییر داد: «به‎جای تغییر جهان، خود را باید تغییر داد». دانشجویان که از سرکوب جنبش خود سرخورده و مأیوس شده بودند، برای درمان افسردگی سیاسی خود به محلی به نام اسلان در کالیفرنیا کوچ کردند. آن‎ها به این نتیجه رسیدند که اکنون که نمی‎توانند جهان را تغییر دهند، پس باید خود را تغییر دهند و با شرایط کنار آیند. مشابه یک ضرب‎المثل فارسی که می‎گوید «زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!»

 

پس عملا اعتراض‎‎ها به روند کنترل ذهن شهروندان از طریق تبلیغات شکست خورد؟!

 

نه! شدت سرکوب جنبش و انزوای آن، یک راه‎کار برای سیا و اف‎بی‎آی پدید آورد: باید از روش فشار مستقیم، برای استحاله از درون جنبش‎‎های اجتماعی استفاده کرد. مثلا جنبش سیاهان آمریکا در جست‎و‎جوی احقاق حق خود بودند. مارتین لوترکینگ و مالکم ایکس پیش‎تاز این جنبش بودند. آدام کورتیس نشان می‎دهد که چگونه سیاهان را نیز به درون بازی کشیدند و جنبش آن‎ها را خنثی کردند. در این دوره، در رد کنترل ذهن، سازمان سیا به انتشار تحقیقات در حوزه کنترل ذهن پرداخت و در سطح عموم آن را بد جلوه داد. اکنون کتاب معروف Mind Control که در دهه 1970 در تقبیح آن دوران منتشر شد در فضای سایبر موجود است. این کتاب حدود 30 سال قبل به فارسی نیز ترجمه شد.

 

ایدئولوژی فرویدیسم با این شکست، آیا بدیل و جایگزین یافت؟

 

رقیب زیگموند فروید، یعنی ویلهلم ریچ نیز به آمریکا گریخته بود. تئوری او برخلاف ایدئولوژی فرویدیسم که قائل به کنترل ذهن انسان‎‎ها بود، یک ایدئولوژی غیرممانعتی بود. او معتقد به «رهاسازی» به‎جای کنترل بود. «لسه‎فر» Laissez Faire یا «بگذار هرچه می‎خواهد بکند»، دکترین رایج فرهنگی - اجتماعی شد، دکترینی که در اقتصاد، قلب تئوری‎‎های اقتصاد بازار را شکل می‎داد.

عملا از 1968 به این سو، ایدئولوژی فرهنگی - سیاسی - اقتصادی - اجتماعی ریچیسم، جایگزین فرویدیسم شد. دکترین فرهنگی این دوره، نفی دکترین انسان حیوان قابل اعتماد یا غیرقابل‎اعتماد بود، و در مقابل، قائل به این شد که «انسان، حیوان خودشکوفا» است. انسان، به‎عنوان حیوان خودشکوفا، به‎جای تغییر جامعه، به تفسیر خود پرداخت. این انسان، خود را ر‎ها کرد»؛ هرگونه دوست می‎داشت پوشید، نوشید، خورد، زیست و مرد.

 

در این دوره، جنبش فلسفی اگزیستانسیالیسم در آلمان و فرانسه و آمریکا، بروز اجتماعی داشت. در آلمان، هایدگر، در فرانسه آشوب‎زده 1968، ژان پل سارتر، و در آمریکا، کسی به نام «اِرهارد»، سران این «برآمدن از خود» و این اگزیستانس بودند. اِرهارد به کورتیس گفت، وجود خود را چون پیازی ببین. سپس لایه لایه آن را کنار بزن. در لایه نهایی و مرکزی پیاز، به هیچ می‎رسی. انسان نیز این‎گونه است: هیچ و پوچ! خود را واکاو، و لایه لایه کنار بزن، در نهایت به هیچِ خود می‎رسی. اکنون پروژه EST اِرهارد در سراسر جهان از جمله ایران دارای مؤسسات گوناگونی است: مؤسسات خودشکوفایی اگزیستانسیالیستی و نیهیلیستی EST.

بر اساس اگزیستانسیالیسم ارهارد در آمریکا، در دهه‎‎های اخیر جنبش‎‎های اجتماعی متعددی در حوزه خودشکوفایی پدید آمد: جنبش بیتل‎ها، جنبش هیپی‎ها، جنبش پانک، جنبش رپ، جنبش سدومین‎‎ها و جنبش سیطنیزم.

همچنین در این دوره، در ادامه اقدامات آلفرد کینزی در مهندسی مناسبات سکس در جامعه آمریکا، خانم نانسی فرایدی، مشابه اقدامات کینزی را با رویکرد فمینیستی در حوزه زنان انجام داد و انقلاب جنسی دهه 1960 را در دهه 1970 نهایی کرد. تسهیل‎کننده این انقلاب در سکس، روند خودشکوفایی ارهارد و دیگران در آمریکای دهه 1970 – 1960 بود.

 

این‎روند نسبتا طولانی چگونه به مقوله تبیین و تثبیت «سبک زندگی» انجامید؟

 

مفهوم سبک زندگی را ابتدا جامعه‎شناس آلمانی ماکس وبر در دهه 1920 و سپس یک روان‎شناس اروپایی «آلفرد آدلر» در دهه 1930 در متن قاره اروپا مطرح کرده بودند، اما از منظری صرفا جامعه‎شناختی و روان‎شناختی. در دهه 1970 سران اقتصاد سرمایه‎داری برای نجات دلار دست به دامن روان‎شناسی به نام «آبراهام مازلو» شدند. پس از رکود عظیم اقتصادی دهه 1920، پشتوانه دلار آمریکا، فلزات گران‎بها از جمله طلا بود. این پشتوانه در 1970 دچار مشکل شد و با اعلام نیکسون مبنی بر قطع ارتباط دلار با طلا، چند سال بعد بر اساس پروژه «ایگنوتوس» که از سوی هنری کیسینجر مطرح شد، پشتوانه دلار، منابع نفتی و روند استخراج و فرآوری و فروش این پدیده به‎عنوان طلای سیاه شد. سرخوردگی شکست ویتنام و جنگ 1973 اعراب و صهیونیسم که منجر به قطع صادرات نفت به غرب شد، ضرورت «بازمهندسی» مصرف در اقتصاد مصرف‎گرای آمریکا را نشان داد. اقتصاددانان نظام سرمایه‎داری در جوار روان‎شناسان از جمله «مازلو» به چاره‎جویی نشستند. نتیجه این چاره‎جویی، تشکیل تیم تحققاتی SRI در دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا بود. آبراهام مازلو، جدولی را در قالب کارت پستالی طراحی کرد و از طریق پست، به خانه شهروندان آمریکایی فرستاد. او در این کارت پستال، نیاز‎های انسان را طیف‎شناسی کرده بود. پاسخ‎‎ها که برگشت، گروه SRI آن‎ها را به سوپرکامپیوتر دانشگاه استنفورد در ایالت کالیفرنیا سپردند. نتیجه پردازش سوپرکامپیوتر مزبور، پدید آمدن «هرم نیاز‎های انسان خودشکوفا» موسوم به هرم نیاز‎های مازلو شد. تیم تحقیقاتی SRI به سرپرستی مازلو، اطلاعات به دست آمده از این هرم را در دسته‎‎هایی خاص مبتنی بر انواع نیاز‎ها و تمایلات، طبقه‎بندی کرده و عنوان کلی «سبک زندگی» را به آن اطلاق کردند. نام این هرم و روش‎‎های جهت‎دهی به نیاز‎ها و امیال افراد را «سبک زندگی» نهادند. در این تلقی، دیگر طبقه اجتماعی معنی نداشت. آن‎چه مطرح بود، طبقه‎بندی افراد بر حسب نیاز‎ها و خواهش‎‎‎های آن‎ها بود.

 

همین هرم نیاز‎های معروف مازلو؟!

 

بله! همین هرم نیاز‎های معروف مازلو که به تعبیر کورتیس اساس شکل‎گیری مفهومی به نام «سبک زندگی آمریکایی»، یا «راه و روش آمریکایی برای زندگی» شد. هرچند این هرم در ایران یک پدیده روان‎شناختی ارزیابی می‎شود، اما در واقع یک مقوله اقتصادی، برای بقای نظام کاپیتالیستی بوده و هست، که تلفیق تئوری مهندسی رضایت و پدیده روابط عمومی مورد نظر ادوارد برنیز، با مهندسی مناسبات جنسی کینزی و سیستم سنجش افکار گالوپ، با عمل‎کرد ارنست دیکتر در بررسی انگیزه افراد در خرید و مصرف، سپس ترکیب این موارد با انسان خودشکوفای ارهارد، و در نهایت هرم نیاز‎های مازلو محسوب می‎شود. پس آن‎چه شما سبک زندگی می‎نامید و برخی در ایران آن را به میزان نمک و کلسترول در غذا، یا مدل مو و لباس، یا طراحی دکوراسیون منزل فروکاست می‎کنند، یک پدیده استراتژیک است که با مطالعه و برنامه و طرح استراتژیک توسط برنیز و ارهارد و مازلو، برای کاربرد‎های اقتصاد استراتژیک آمریکا تهیه و تدارک شده است. ادوارد برنیز در طول عمر قریب به یک‎صد ساله خود، مشاور تبلیغات و روابط عمومی هفت رییس‎جمهوری آمریکا بود.

 

سبک زندگی از عصر آبراهام مازلو به این سو، یک پدیده استراتژیک، در سیاست و فرهنگ و اقتصاد است، و آن‎گونه که آدام کورتیس نشان می‎دهد، رونالد ریگان، بیل کلینتون و جرج بوش در آمریکا، و مارگارت تاچر، جان میجر و تونی بلر در انگلیس، از روش‎‎های مربوط به مدیریت خواهش‎‎ها و امیال انسان‎‎ها استفاده کرده و با تکیه بر گزاره‎‎های سبک زندگی، توانسته‎اند در انتخابات پیروز شده و بر کرسی قدرت بنشینند. در واقعه 11 سپتامبر 2001 که برج‎‎های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک فرو ریخت، جورج دبلیو بوش اذعان کرد: اکنون سبک زندگی آمریکایی زیر حمله است. این جمله بوش یک انگاره استراتژیک است نه جامعه‎شناختی و روان‎شناختی. جالب است که بدانید در سال 1993 نیز در زیرزمین برج‎‎های دوقلوی نیویورک یک حمله، در حد یک انفجار زیرزمینی صورت گرفت و در آن زمان نیز رییس‎جمهوری وقت آمریکا، بیل کلینتون اعلام کرد: سبک زندگی آمریکایی مورد حمله واقع شده است. چرا سبک زندگی آمریکایی یک گزاره استراتژیک است؟ چون هرم نیاز‎های مازلو با مقاصد اقتصاد سرمایه‎داری تهیه شد و مبتنی بر آن هرم، حیات یک انسان بورژوا طبقه‎بندی و طیف‎شناسی شد. در واقع سبک زندگی آمریکایی یک عنوان دقیق‎تر دارد: «سبک زندگی بورژوایی». سیر سبک زندگی بورژوایی، سیر تحقق فردگرایی جدید با نیوایندیویژوالیزاسیون است. این همه راز مسأله سبک زندگی آمریکایی است.

 

سبک زندگی بورژوایی از زوایای جامعه‎شناختی، روان‎شناختی و حتی استراتژیک مورد اشاره واقع شد، اما از منظر دین‎پژوهی چگونه می‎توان آن را دید؟

 

منظر دین‎پژوهی نیز به همان منظر استراتژیک می‎رسد. ببینید؛ سوپرپارادایم جامعه آمریکا را چیزی جز «اومانیسم» شکل نمی‎دهد. جامعه آمریکا یک جامعه اومانیست است، یعنی اصالت را به بشر می‎دهد. وقتی بشر اصالت یافت، همه چیز با بشر تعریف می‎شود، حتی خدا. در این صورت بشر حق دارد نه کس یا چیز دیگری. لذا مبتنی بر اومانیسم Humanism، مفهومی پدید می‎آید تحت عنوان Human Rights که در ایران به غلط به حقوق بشر ترجمه شده است. وقتی بشر اصالت یافت و حق او مبنا قرار گرفت، از این حق، پدیده‎ای شکل می‎گیرد به نام سبک زندگی. در واقع هفت میلیارد بشر ساکن کره زمین، هفت میلیارد «حق خود» مبتنی بر «لسه‎فر» را در پی دارد، یعنی هفت میلیارد سبک زندگی. مهم‎ترین و کامل‎ترین تعریفی که در میان تعاریف متعدد از دین در فلسفه دین وجود دارد این است که «دین، راه و روش زندگی است». پس دین، یعنی سبک زندگی. اکنون قاعده برعکس است، یعنی با اصالت یافتن انسان، حق انسان موجب شکل‎گیری حدود و ثغور زندگی شده، و این حدود، سبک و استیل زندگی را شکل می‎دهند. وقتی استیل و سبک زندگی شکل گرفت اکنون آن زندگی یک دین است: سبک زندگی به مثابه دین. پس سبک زندگی بورژوایی، به تنوع و تکثر دین برآمده از آن می‎انجامد، از این‎جا پلورالیسم دینی و کثرت‎گرایی در دین، مبتنی بر کثرت در سبک زندگی پدید می‎آید.

 

اگر به‎جای این‎که سبک زندگی را منشأ دین بدانیم، ما دین را منشأ سبک زندگی بشناسیم، قاعده چگونه خواهد شد؟

 

در این تلقی سنتی که اشاره کردید، اصالت از آن خداست نه بشر. در این صورت، به تعبیر غربی‎ها، سوپرپارادایم تئوئیسم رقم می‎خورد. وقتی اصالت خدا مطرح باشد، حق از آن خداست نه غیر خدا، یعنی غیر خدا حق ندارد حدود را تعیین کند. برخی از حدود الهی سلبی هستند مانند «ربا نخورید» و برخی ایجابی مانند «روزه بگیرید». مرجعی که این حدود را وضع کرده، ابتدا حق با اوست و حقوق او مقدم بر حقوق دیگران است. پس وقتی اصالت از آن خداست و خدا، محور است، حقوق الهی مطرح می‎شود. حقوق الهی در قالب حدود الهی، که در قواره دین ظهور و بروز می‎یابد. چون خدا یکی است، پس حق او نیز واحد است. حق واحد یک خدا، به یک دین منتهی و منتج می‎شود «إنّ الدینَ عِندَ اللهِ الإسلام». از یک دین واحد با احکام و حدود مشخص، یک سبک و روش زندگی پدید می‎آید. پس در این‎جا «سینگولاریسم دینی» مطرح می‎شود نه پلورالیسم دینی.

 

سیر حرکت از اومانیسم تا هیومن رایتز، سپس سبک زندگی بورژوایی، و در نهایت دینِ زمینیِ متکثر مبتنی بر آن سبک زندگی، در تلقی دینی به «حیات خبیثه» معروف است، چون ریشه در شرک و عدم توحید دارد و کسی مانند بشر با خدا شریک و حتی جای‎گزین شده است. ضمن این‎که با نفی حدود الهی، او خود، حد و حدود مشخص کرده است. اما سیر حرکت از خدامحوری به حق خدا، و سپس به دین، و در نهایت به سیره و روش زندگی برآمده از دین حنیف، «حیات طیبه» نامیده می‎شد. در سبک زندگی بورژوایی، سبک زندگی به‎مثابه دین است، اما در اسلام، دین به مثابه سبک زندگی است.

 

اگر سبک زندگی آمریکایی یا به تعبیر شما بورژوایی بر ایران سیطره پیدا کند چه می‎شود؟

 

اکنون در جمهوری اسلامی، بیش از 50 درصد نهاد‎های رسمی، مروج و مقوم سبک زندگی بورژوایی هستند و اتفاق خاصی نیفتاده است. اقتصاد ایران امروز، یک اقتصاد پول‎مبنا در برزخ کینز - فریدمن است، یعنی یک اقتصاد بورژوایی. سه نهاد اساسی اقتصاد بورژوایی که شاکله آن‎ها را «ربا» رقم می‎زند یعنی بیمه، بورس و بانک، تار و پود زندگی ایرانیان را در بر گرفته است. هر قدر برای این سه نهاد ضریب نفوذ قائل هستید، همان ضریب نفوذ اقتصاد بورژوایی و سبک زندگی بورژوایی در ایران است. ریشه نظام دو حزبی یا اصطلاحا «بای‎پارتیزان» در توده مردم، در تیم‎‎های فوتبال دو قطبی است. آمریکا از دهه 1960 به بعد این مدل را برای همه کشور‎های وابسته به خود تجویز کرده است. در واقع تیم‎‎های فوتبال دو قطبی مانند آبی و قرمز در ایران که برگرفته از رنگ دو حزب دموکرات و جمهوری‎خواه در آمریکا هستند و با همان تلقی دو حزبی در عصر پهلوی دوم در ایران سامان داده شدند، اجزای زندگی سیاسی دو حزبی در سبک زندگی بورژوایی هستند. به آن اضافه کنید رسانه دو حزبی آبی و قرمز عصر پهلوی که اکنون با عنوان کیهان و اطلاعات، با دو رنگ آبی در کره مرکز کلمه کیهان و قرمز در نام روزنامه اطلاعات چاپ می‌شود. دو تیم ورزشی و دو تیم رسانه‎ای، اساس نظام دو حزبی را در توده رقم زده و می‎زنند، و حتی جمهوری اسلامی نیز اکنون دو جناح چپ و راست، رفرمیست و اصول‎گرا دارد، که از مظاهر سبک زندگی بورژوایی در نظام دو حزبی محسوب می‎شوند.

از سوی دیگر، بیش از 50 درصد علوم انسانی موجود در دانشگاه‎‎های ایران، مقوم بنیان‎‎های حیات بورژوایی هستند: جامعه‎شناسی در ایران، بیش از 70 درصد لیبرالی و بورژوایی است. روان‎شناسی در ایران، بیش از 80 درصد (از فروید، یونگ، هورنای، اریکسون، پیاژه، تا مازلو و دیگران) لیبرالی و بورژوایی است. علم اقتصاد در ایران بیش از 90 درصد لیبرالی و بورژوایی است. در علم مدیریت نیز از تیلور تا میتزبرگ بیش از 90 درصد لیبرالی و بورژوایی است. اکنون دانش استراتژی به‎جای فقه نشسته است، این خطرناک نیست؟ در علوم سیاسی، ارتباطات، فلسفه و غیره نیز وضع کمابیش به همین منوال است. نگاهی به وضعیت آگهی‎‎های بازرگانی در تلویزیون، روزنامه‎‎ها و بیل‎بورد‎های سطح شهر‎ها بیندازید، تا عمق عمل شاگردان ادوارد برنیز در ترغیب مردم به مصرف‎گرایی و تعمیق سبک زندگی بورژوایی را ببینید. هنر در ایران امروز، به‎ویژه پدیده «لیبرال‎سینما»، بیش از پیش بر سبیل بورژوازی می‎تازد. نهاد دین در یک عقب‎نشینی آشکار جایگاه اخلاق و موعظه و ارشاد مردم را به شاگردان مکتب فروید واگذارده و در ایران امروز روان‎شناسان، معلم اخلاق شده و به‎جای روحانیان نشسته‎اند. آیا این‎جایگزینی روان‎شناسی بورژوایی (به تعبیر مرحوم شریعتی) با علم اخلاق دینی، مشهود و نگران‎کننده نیست؟

 

سبک زندگی بورژوایی، معماری ایران امروز را نابود کرده است. آپارتمان‎‎های کوچک با آشپزخانه‎‎های اُپن، حرم و حریم خانواده را به چالش کشیده است. این پیشروی بورژوازی و انگاره‎‎های لیبرالیسم در مجلس شورای اسلامی نیست که وزارت مسکن را به‎عنوان یک نهاد معماری و فرهنگی، به مثابه توده‎ای از گچ و خاک و آهن و آجر، با وزارت راه و ترابری، به‎مثابه خرواری از آسفالت و بتن و ریل راه‎آهن ادغام کرده‎اند؟ حکمای معماری دو پرسش را مطرح می‎کنند: غایت خلقت پدیده (در این‎جا غایت خلقت انسان)، و ظرفیت شکل حیات آن! پاسخ به این دو پرسش، معمای معماری را رقم می‎زند. اگر غایت خلقت پدیده (یعنی انسان) در تلقی فرویدی، حیوان غیرقابل اعتماد، یا در تلقی ارهارد و مازلو، حیوان خودشکوفاست، که چنین حیوانی را طویله بس است. اما اگر غایت خلقت انسان، به تعبیر قرآن «عبودیت» است، آپارتمان و سوئیت چگونه ظرفیت شکل حیات او را رقم خواهد زد؟ این مباحث البته در دولت و مجلس شورا که نگاه سخت‎افزاری به مسکن دارند نه نگاه فرهنگی و نرم‎افزاری، غریب و عجیب است. آن‎قدر که مسئولان، دغدغه کاهش مصرف انرژی با شیشه‎‎های دوجداره و عایق‎بندی لوله‎‎ها را دارند، دغدغه نرم‎افزاری حفظ و صیانت از حرم و حیای ساکنان خانه‎‎ها را ندارند.

 

به آموزش و پروش بنگرید: همان‎گونه که ابطال‎پذیری پوپر مبنای تحقیق در نظام آموزش عالی است (البته بدون تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی!)، ژان پیاژه و مازلو نیز مبنای عمل تعلیم و تربیت هستند، باز هم بدون تصویب شورای عالی مزبور. در وزارت بهداشت نیز داروینیسم، نفَس قلب سلیم قرآنی را بریده است. پرسش شما ناظر به جمهوری اسلامی بود، یعنی سبک زندگی آمریکایی یا بورژوایی چه تأثیری بر جمهوری اسلامی خواهد داشت! باید گفت اکنون سبک زندگی بورژوایی بخش‎‎های عمده‎ای از ساختار جمهوری اسلامی را تشکیل داده و انقلاب فرهنگی مورد‎نظر امام راحل (رحمت‎الله‎علیه) در زدودن بورژوازیِ باقی مانده از عصر پهلوی هنوز محقق نشده است. اما این‎که این التقاط میان اسلام و بورژوازی چه تأثیری بر مردم دارد، هرچند بی‎تأثیر نبوده و نیست اما نگران نیستم. زیرا بر این باورم که مردم دین خود را از نهاد‎های گوناگون جمهوری اسلامی ندارند، بلکه جمهوری اسلامی را از ایمان خود دارند. مادامی که این‎گونه باشد، می‎توان امیدوار بود که انقلاب فرهنگی مردمی شکل گیرد و بورژوازی موجود در نهاد‎ها و دستگاه‎‎های جمهوری اسلامی را بزداید.

 

موقعیت سبک زندگی آمریکایی یا بورژوایی، در حال حاضر در خود آمریکا یا در سایر نقاط جهان چگونه است؟

 

1- بستر سبک زندگی بورژوایی، یعنی بیمه و بورس و بانکِ ربامبنا. ربا که جنگ با خداست، موجب فروپاشی اقتصاد ربوی ایالات متحده شده و شکست آمریکا در جنگ با خدا قطعی و حتمی است. نظام سرمایه‎داری بدون اقتصاد خود چه بُعد الهام‎بخشی در سبک زندگی بورژوایی برای ارائه خواهد داشت؟ آشوب‎‎های یونان، فرانسه، آلمان، اسپانیا، و انگلیس، نمایان‎گر چهره واقعی سبک زندگی بورژوایی هستند.

 

2- بدهی 5/14 تریلیون دلاری آمریکا، چهره واقعی سبک زندگی آمریکایی است.

 

3- به گزارش تلویزیون راشاتودی در سال قبل، که در رسانه‎‎های داخلی انعکاس گسترده‎ای یافت، ایالات متحده 25 میلیون وب‎سایت رسمی پُرن ایجاد کرده است. یعنی به ازای هر 13 نفر آمریکایی، یک وب‎سایت پُرن. این بُعد اجتماعی - اخلاقی انسان خودشکوفای ارهارد - مازلو در سبک زندگی بورژوایی است که کلام خمینی کبیر (رحمت‎الله‎علیه) را تداعی می‎کند: آمریکا، ام‎الفساد قرن. تمدن بورژوایی آمریکا، مادر همه فساد‎ها در جهان است که گزارش راشاتودی تنها یک برگ و جلوه از آن است.

 

4- حمایت آمریکا به‎عنوان مهد سبک زندگی آمریکایی از دیکتاتوری‎‎ها در بحرین، یمن، مصر، عربستان، اردن، مراکش و غیره، خوشبختانه چنان‎چهره او را در میان مردم این کشور‎ها مخدوش کرده که زدودن خاطره آن از نسل‎‎های کنونی و آتی این سرزمین‎ها، دهه‎‎ها به طول می‎انجامد. اکنون دو نوع طغیان علیه سبک زندگی بورژوایی در حال انجام است: طغیان مردم اروپا علیه این سبک زندگی ناکارآمد، و طغیان مردم مسلمان در جهان عرب علیه این سبک زندگی هژمون و متجاوز.

 

5- وجود بیش از 15 هزار کلاهک اتمی در دست ارتش آمریکا، از مجموع 27 هزار کلاهک اتمی موجود در جهان، معرف چهره سبک زندگی بورژوایی این کشور و تمدن غرب است.

 

6- این‎که در 160 سال اخیر، تنها نمایندگانی از دو حزب در آمریکا به کاخ سفید راه یافته‎اند، نمایانگر چهره واقعی سبک زندگی بوروژوایی است.

 

7- نهاد فروپاشی شده خانواده در غرب، چهره رئال سبک زندگی بورژوایی است.

 

8- سبک زندگی بورژوایی نیز همچون سبک زندگی مارکسیستی به تاریخ خواهد پیوست. اما حسرت آن برای کسانی می‎ماند که اکنون در ایران آن را دو دستی چسبیده‎اند. البته موارد متعددی را می‎توان برشمرد. اما واقعیت این است که سبک زندگی بورژوایی، همچون یک قالب یخ که در ظهر تابستان در آفتاب قرار گرفته است، به‎سرعت در حال ذوب شدن است.

 

از شما نقل شده است که در مکتب چهارم امنیتی، همچون عمل‎کرد صدف که وقتی سنگ کوچکی به درون آن می‎غلتد، از جوهر خود به آن ترشح می‎کند و آن را به مروارید تبدیل می‎کند، در تهدید‎های فرهنگی کنونی مانند سبک زندگی آمریکایی نیز، مردم ایران، آن را مصادره می‎کنند؟!

 

بله! این تلقی در مورد ظرفیت فرهنگی مردم مسلمان ایران در مطالعات امنیتی در جهان زبان‎زد است. مدل ایران در مواجهه با تهدید همواره این بوده است که تهدید را درمی‎یابد و می‎بلعد، و به مرور با ترشح جوهر و ذاتیات خود به آن، از تهدید یک مروارید گران‎بها برای خود می‎سازد. اسکندر پس از حمله به ایران با لباس ایرانی از این سرزمین بیرون رفت. مغول‎‎ها در ایران مسلمان شدند و سپس به‎سمت هند برای حکومت رهسپار شدند. عرب‎ها، اسلام را که به ایران آوردند هیچ‎گاه فکر نمی‎کردند نخستین جمهوری اسلامی پس از صدر اسلام در این سرزمین شکل بگیرد و مردم این کشور، مدافعان حقیقی اسلام شوند. در دوره اخیر نیز، تهدید رژیم بعثی صدام، موجب شکل‎گیری و قوام شجره بسیج مستضعفین بود که در جهان کنونی، مقتدرترین ارتش معنوی و ایمانی نرم‎افزاری و سخت‎افزاری است. در مقابل شیوع بیماری سبک زندگی بورژوایی، در درون نهاد‎های جمهوری اسلامی نگران باشید، اما با این ظرفیت فرهنگی، از شیوع این بیماری در میان خود مردم، هیچ دل‎واپسی به خود راه ندهید. تا ایمان این مردم هست، جمهوری اسلامی هم خواهد بود. ان‎شاءالله

نشریه پنجره/ لعیا اعتمادسعید


القاعده دولت آمریکا را تبرئه کرد
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، القاعده ، اسامه بن لادن ، آمریکا

مقاله مجله انگلیسی زبان اینسپایر می نویسد:القاعده خواستار آن شده که احمدی نژاد، بهانه جویی آمریکا از 11 سپتامبر برای اشغال را تکرار نکند. احمدی نژاد، این عقیده را مطرح کرده که دولت آمریکا در جریان حمله به برج های دوقلو و حمله القاعده بوده است و از این طریق، بهانه جویی برای اشغال افغانستان و عراق را پیگیری کرده است...

بولتن نیوز: به دنبال سخنرانی دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و تکرار این سوال سال گذشته ایشان، مبنی بر ضرورت تشکیل کمیته حقیقت یاب حادثه 11 سپتامبر و نقش دولت آمریکا و بهانه جویی نظامیان آمریکایی برای اشغال چند ساله افغانستان و عراق و خسارت های انسانی ومالی جنگ و اشغال چند ساله آمریکا و متحدانش،  که با انتقاد حامیان غرب و آمریکا مواجه شد، برخی اعضای القاعده نیز واکنش نشان داده اند و خواستار آن شده اند که آقای احمدی نژاد از تکرار این سوال خودداری کند.
                                                    
القاعده طی پیام تندی به رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد، از وی خواست که از اشاعه تئوری های توطئه درمورد یازده سپتامبر و ادعای اینکه این حملات توسط دولت آمریکا اجرا شده است، پرهیز نماید.

 درآخرین شماره مجله انگلیسی زبان اینسپایر،  " الهام" یکی از نویسندگان القاعده،  این تئوری احمدی نژاد که دولت آمریکا برای بهانه تراشی  جهت اشغال خاورمیانه، حملات تروریستی یازده سپتامبر را عملیاتی نموده را مورد انتقاد قرارداده است.

                     
این مقاله می نویسد: " رئیس جمهور احمدی نژاد،  این عقیده دولت ایران را مطرح کرده است که آنها باور ندارند که القاعده مسئول مستقیم حملات یازده سپتامبر بوده بلکه معتقدند این دولت آمریکا بود که در جریان برنامه حمله به برج های دوقلو  و برنامه ریزی حمله القاعده و... بوده است و از این طریق، بهانه جویی برای اشغال افغانستان و عراق را پیگیری کرده است."
 
 
نویسنده این مقاله اینسپایر می افزاید: " باید سوال کرد که چرا با وجود منطق و شواهد موجود، ایران چنین باوری را دارد و رئیس جمهور احمدی نژاد آن را اعلام کرده است؟
 
                      

 بر اساس اخبار ای بی سی، نویسنده مقاله از این فراتر می رود و ادعا می کند که ایران در مواضع ضد آمریکایی، خود را رقیب القاعده می داند و نسبت به حملات یازده سپتامبر حسادت می ورزد.

این مقاله ادعا کرده است: " برای ایران، القاعده یک رقیب برای بدست آوردن قلوب و افکار مسلمانان محروم در اقصی نقاط جهان است. القاعده در چیزی که ایران نتوانست موفق شود،  از ایران پیشی گرفته است. بنابراین برای ایرانیان ضرورت داشت که یازده سپتامبر را بی اعتبار جلوه دهند و برای این منظور چه راهی بهتر ازمطرح کردن تئوری توطئه ".                

 بر اساس این گزارش، این مجله، مقاله کوتاهی را که ادعا می کند پیش از مرگ اسامه بن لادن بنیان گذار القاعده توسط وی نوشته شده است را منتشر نموده که در آن به جنگجویان و مجاهدان خود توصیه کرده "اجازه ندهند سربازان آمریکایی در نظرشان بزرگ جلوه نمایند".


از «تقلب»، اسم رمز آشوب تا ادعای «سوءتفاهم» موسوی خوئینی ها
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، سیدمحمد خاتمی ، میر حسین موسوی

بولتن نیوز: انتخابات 88 که یادتان هست؟ حوادث و آشوب های بعد از آن چی؟ یادتان که نرفته؟ اصلا مگر می شود فراموش کرد! روزها و ماه های تلخی که مشتی آشوب طلب اجیر شده از سوی طراحان غربی، به بهانه «تقلب» در انتخابات دست به شورش زدند و برای روزها، شهر تهران را ناامن کردند.

                                            

آشوب طلبان به بهانه اینکه انتخابات نظام جمهوری اسلامی یک انتخابات فرمایشی است و در نتیجه نظام یک نظام مردم سالار نیست، خود دست به اقدامات غیر مردم سالارانه و دموکراتیک زدند. آنها حتی راضی نشدند برای احقاق خواسته های خود (فرض محال) در یک حالت دموکراتیک و در چارچوب قوانین و قواعد موجود در نظام حقوقی کشور، مطالبات خود را پیگیری کنند.

چه مضحکانه و یا بهتر بگوییم احمقانه است اقدام کسانی که در ابتدا در انتخابات شرکت می کنند و پس از آنکه رأی نمی آورند کلّ نظام انتخاباتی کشور را زیر سوال می برند! باید از این دسته از افراد پرسید آیا اگر نتیجه انتخابات چیزی شبیه دوم خرداد می شد و کاندیدای جریان شما رأی می آورد باز هم ادعا می کردید که در انتخابات تقلب شده است؟ چگونه است آن موقع که خاتمی با رأی 20 میلیونی منتخب شد ادعای تقلب در انتخابات نداشتید؟

اینها نشان دهنده این موضوع است که اساسا ادعای تقلب در انتخابات دروغی بیش نبوده است. در حقیقت به زعم این افراد، تقلب یعنی زمانی که جریان و کاندیدای ما در انتخابات رأی نیاورد. درست مثل کاری که شیخ منتظری کرد. مادامی که خود به عنوان جانشین ولایت فقیه مطرح بود کتاب قطوری اندر اثبات ولایت «مطلقه» فقیه نوشت و تا آنجا پیش رفت که حتی قائل به اصالت ریاست جمهور هم نشد. اما به محض اینکه از این سمت کنار گذاشته شد از نظریات خود عدول کرد و بسیاری از آنها را پس گرفت.

در فتنه 88 اصلاح طلبان نشان دادند برای آنکه به خواسته های خود برسند حتی حاضرند روزها و ماه ها کشور را نیز به آشوب بکشانند، ماهیت شعارهای سی ساله نظام را تغییر بدهند (تغییر شعار مرگ بر آمریکا به مرگ بر روسیه)، به ارکان اصلی جمهوری اسلامی حمله کرده و آن را زیر سوال برند (ولایت فقیه) و به مقدس ترین اعتقادات مردم توهین کنند. (ماجرای روز عاشورای 88) به همین علت است که ابطحی در اعترافات خود عنوان کرد که «تقلب»، اسم رمز آشوب بود. و گرنه کسی چون مصطفی تاج زاده که خود در دوران اصلاح طلبان به عنوان مجری برگزاری انتخابات بود بهتر از هر کس دیگری می داند تقلب در انتخابات ایران در شرایطی که انتخابات توسط «مجریان مردمی» و نمایندگان هر کاندیدا بر سر صندوق های رأی برگزار می شود آن هم به تعداد 11 میلیون! اساسا ادعای کودکانه و ساده لوحانه ای بیش نیست.

                                                  

حال، با فرا رسیدن انتخابات مجلس شورای اسلامی، مجددا بوی کباب به مشام اصلاح طلبان رسیده و هر روزه سعی دارند با اظهار نظرها، افکار عمومی را برای ورود خود در عرصه انتخابات آماده کنند. اگر چه سیاست آنها تا به حال بر مبنای یکی به نعل و یکی به میخ بوده است و با دست پس می زنند و با پا پیش می آورند اما کدام عقل سلیمی است که منکر علاقه شدید آنها برای ورود به مجلس و تصاحب کرسی های سبز آن شود؟!

اصلاح طلبان در چند ماه اخیر نشان دادند حتی حاضرند برای ورود به انتخابات مجلس، یکدیگر را متهم کنند و با یکدیگر دعوا راه بیاندازند. چنانچه در سخنان این چند وقته خاتمی که به عنوان یکی از محورهای اصلی فتنه 88 بود نیز این امر کاملا مشهود است. خاتمی حتی حاضر شد دوستان قدیمی خود - موسوی و کروبی - را هم فدا کند.

چند روز پیش نیز لیدر اصلی مجمع روحانیون، آقای موسوی خوئینی ها در مطالبی که در نوع خود جالب بود بیان کرد که ماجرا و حوادث بعد از انتخابات تنها یک «سوءتفاهم» بوده است! اگر چه هنوز هم از سران فتنه با عنوان «دو عزیز گرامی» یاد کرد.

                                                

موسوی خوئینی ها در پاسخ به سوال یکی از مخاطبان وبلاگش با ابراز امیدواری برای آزادی سران و فعالان جریان فتنه گفت: «امیدوارم سوءتفاهم ها از میان برداشته شود و نه تنها این دو عزیز گرامی بلکه تمام زندانیان سیاسی در رابطه با انتخابات هشتاد و هشت آزاد شوند، علّت اینکه می گویم سوءتفاهم این است که همه آنها در یک انتخابات قانونی شرکت کرده اند و به نتایج اعلام شده اعتراض داشته و دارند و اعتراض هم حقّ آنان بوده است، ولی آنان ناروا متّهم به براندازی و … شده اند، در حالیکه یقیناً آنان مبرّا از چنین اتّهامی هستند.»

پیش از این نیز ایشان شعار «جمهوری ایرانی» را که بارها و بارها از سوی حامیان شان بر زبان جاری شد را از اصل منکر شده و خود و جریانش را معتقد به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نشان داد. موضوعی که حتی از سوی رسانه ها و سایت های وابسته به اپوزیسیون چون کلمه و جرس و نوروز سانسور شد و برخی از سایت های دیگر ضد انقلاب نیز برای چنین اظهار نظری به شدت به او تاختند.

برای مثال سایت ضد انقلاب ایران گلوبال در تاریخ 28 آگوست (6 شهریور) در مطلبی که حاکی از یاس و ناامیدی شدید حاکم بر جریانات اپوزیسیون بود با اشاره به موفقیت های پیاپی انقلاب های منطقه نوشت: «در این میان اما آنچه نصیب ما شد موجی از سرخوردگی بود که در خلاء یک تشکل درست و حسابی و فقدان یک رهبری همسو با نیازهای واقعی مردم عاید شد! ما ماندیم و یک شورای مجهول الهویه تحت عنوان "هماهنگی راه سبز امید" که نه معلوم است از چه کسانی متشکل شده است و نه معلوم است حرف حسابش چیست. یک روز به نعل می کوبد و روز دیگر به میخ. سخنگویش هم تاکنون کاری غیر از کلی گویی و زدن حرفهای قشنگ نکرده است.»

این سایت سپس با اشاره به اظهارات اخیر موسوی خوئینی ها نوشت: «از طرف دیگر موسوی خوئینی ها هم که مطمئنم در فردای ایران آزاد و در محضر یک دادگاه عادل به کمتر از حبس ابد محکوم نخواهد شد، با تکان دادن دم و خودشیرینی، آن هم در آستانه انتخابات مجلس نهم، باز هم بوی داغ کردن خر را با بوی کباب اشتباه گرفته و به نمایندگی از اصلاح طلبان حکومتی ادعا کرده است که "آنها با شعار علیه رهبری مخالفند"!»

                                                      

ایران گلوبال در ادامه به وضعیت اسفناک اپوزیسیون خارج از کشور پرداخت و افزود: «در خارج از کشور هم متأسفانه پس از گذشت بیش از سی و سه سال از پیدایش پدیده نامبارک جمهوری اسلامی هنوز که هنوز است حتی دو گروه - تکرار می کنم حتی دو گروه - از مخالفین رژیم نتوانسته اند بر سر یک میز بنشینند و با کنار گذاشتن اختلافاتشان، به جنگ دشمن مشترک بروند و با این کار همیشه آب به آسیاب همان دشمن ریخته اند. اینها را که می بینم افسرده می شوم.»

این امر نشان دهنده این موضوع است که اولا اصلاح طلبان و کسانی چون موسوی خوئینی ها و خاتمی و... حاضرند برای منافع سیاسی- اقتصادی آینده خود از مواضع گذشته و همه هم پالگی های خود عدول کنند. ثانیا سانسور و اعتراض رسانه های اصلاح طلب و اپوزیسیون به سخنان موسوی خوئینی ها موید این مطلب است که بر خلاف ادعای وی، آنها هیچ اعتقادی به «جمهوری اسلامی» و مبانی و قوانین آن ندارند. و البته باز هم دم این افراد گرم که حداقل حرف دل شان را زده و رو راست می گویند که اعتقادی به نظام ولایت فقیه ندارند.

القصه، اگر چه مردم هوشیار و با سیاست ایران دیگر گول حرف های زیبا و دهن پر کن اصلاح طلبان را نمی خورند و شکست مکرّر اصلاح طلبان در سال های اخیر موید همین مطلب است اما بر نخبگان و مسئولین کشور نیز فرض است که مراقب رفتار و گفتار آنها بوده و تحرکات آنها را به طور مستمر زیر نظر بگیرند.


پیش بینی خارق العاده سی سال پیش رهبر انقلاب:
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، انقلاب اسلامی

انقلاب ایران، مادر همه انقلاب‌های اسلامی خواهد شد

ولتن نیوز: سخنان زیر را با هم بخوانیم. این آینده نگر توانا که بیش از سی سال پیش جنبشهای امروز جهان عرب و اسلام را به روشنی پیش بینی کرده است کیست؟ این ذهن تحلیلگر که ایران را به درستی «مادر انقلاب»های جهان عرب و اسلام نام می نهد چگونه توانسته بیش از سه دهه قبل اعلام کند که فرزندان انقلاب اسلامی در جهان عرب، روزی به پا خواهند خواست و به یاری ایران انقلابی خواهند آمد!

این سخنان، سخنان سیدنا القائد در نماز جمعه 17/5/1359 است. البته فرازهایی شبیه این سخنان در برهه های زمانی اخیر هم از سوی ایشان بیان شده است. بخوانید و بر آینده نگری این بزرگ مرد درود فرستید:

«ملت ایران هفتاد هزار شهید داده است. ملت ایران باز هم آماده است که شهید و مجروح دهد. ملت ایران برای خاطر خدا و برای اقامه‌ی نام خدا و برای احیاء اسلام، برای اقامه یک دولت بزرگ اسلامی، یک قدرت عظیم اسلامی که بینی آمریکا و شوروی را به خاک بمالد و ابرقدرتها را از این منطقه مأیوس کند باز هم حاضر است فداکاری کند و باز هم حاضر است شهید بدهد.

انقلاب ایران، انقلاب ایران مادر همه انقلاب‌های اسلامی در سراسر این منطقه شده است و خواهد شد. بعد از پیروزی انقلاب شما احساسات اسلامی و ایمانی در سراسر این منطقه به جوش آمده است امروز جنبش‌های آزادی‌بخش بر مبنای ایدئولوژی اسلام درمنطقه، اینجا و آنجا به وجود آمده و آتش‌ها شعله‌ور شده است. اما شما باید ادامه بدهید، ملت ایران باید بداند که این فرزندان به کمک او خواهند شتافت.

 

 

ای مادر انقلاب‌های اسلامی جهان عرب و جهان اسلام، ای انقلاب اسلامی ایران و ای ملت بزرگ مسلمان در ایران و ای رهبر عظیم الشأن، بی گمان آن کسانی که زاییده‌ی این انقلابند یعنی انقلاب‌های دیگری که در سراسر کشورهای مسلمان‌نشین به وقوع پیوسته است و به وجود آمده است و خواهد آمد اینها به کمک انقلاب اسلامی ایران می آیند، اما انقلاب اسلامی ایران باید راه خود را ادامه دهد. ما باید آمریکا را مأیوس کنیم و دیدیم که می‌توانیم مأیوس کنیم. «اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرین‏»(بقره153) خدا با صابران است خدا با دانشجویان مسلمان است. خدا با مبارزان مسلمان است.»

آری این سخنان رهبر انقلاب در سی سال پیش است. وقتی به این سخنان گوش می کردم بی اختیار این ابیات به خاطرم آمد و ایشان را عاشقی شوریده دیدم که عشق را به آواز بلند فریاد می زنند:

عشق را دیدم میان عاشقان ساقی شده

جان ما را دیدن ایشان مبادا بی​شما

جان​های مرده را ای چون دم عیسی شما

ملک مصر و یوسف کنعان مبادا بی​شما

امروز مردم مصر و یمن و تونس و بحرین و... به فراخور خود از نشئات این عشق بهره گرفته اند و به مانند رهبر ما عشق را به آواز بلند فریاد می کنند و در فراق جمال آزادگی و استقلال می سرایند که:

درد ما را در جهان درمان مبادا بی​شما

مرگ بادا بی​شما و جان مبادا بی​شما

سینه​های عاشقان جز از شما روشن مباد

گلبن جان​های ما خندان مبادا بی​شما

امروز دیگر ایران اسلامی به مدرسه انقلابهای ضد استعماری جهان تبدیل شده است. ایران انقلابی می رود تا بتواند تشکیل فدراسیون هایی از کشورهای مسلمان همسایه را پیشنهاد کند. ایران تحت رهبری امام خامنه ای می رود که به پایتخت فرهنگی و سیاسی جهان اسلام تبدیل شود. یقینا این میوه ی سه دهه مقاومت و صبر و ایستادگی مردم انقلابی ایران است که "بهشت را به بها می دهند نه به بهانه". فی الحال بایستید و سقوط دیکتاتوری لیبرال دموکراسی را نظاره گر باشید که آن پیر خمین وعدع صدق داد که قرن پانزدهم، قرن اسلام و غلبه حق بر باطل است.


بحران جنسی مجریان BBC؛ اینبار سیاوش اردلان!
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، bbc ، فساد اخلاقی

خبرنامه دانشجویان ایران:در پی انتشار اخبار متعدد از انحرافات اخلاقی در بی بی سی فارسی، این بار یکی از نوشته های غیراخلاقی سیاوش اردلان مجری بی بی سی در صفحه فیس بوکش خبرساز شد.

به گزارش خبرنگار«خبرنامه دانشجویان ایران»؛هنوز چند روز از انتشار اخباری درباره انحرافات اخلاقی برخی مدیران و مجریان بی بی سی فارسی نگذشته است که این بار سندی به دست آمده است که نشان می دهد سیاوش اردلان مجری و خبرنگار برنامه نوبت شما بی بی سی فارسی هم در صفحه ی فیس بوکش علاقه ی خود به بحث و نیاز های غیراخلاقی اش را بروز داده و هر از چند گاهی به قول خودش بحث های "سکسی - اخلاقی"! راه می اندازد.


عکس زیر نمونه ای از نوشته ها و اقدامات غیراخلاقی سیاوش اردلان مجری بی بی سی در صفحه فیس بوکش است:

 
همینطور مدتی پیش سیاوش اردلان برای دوستان فیس بوکی اش مسابقه برترین ناف برپا کرده بود! که از اعضاء صفحه خواسته بود که با گرفتن عکس از ناف های خود در این مسابقه شرکت کنند علی الخصوص خانم ها!


بادامچیان دیدار با هاشمی را با دیدار با "عمر سعد" مقایسه کرد!
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اسدالله بادامچیان ، جمعیت موتلفه اسلامی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

خبرنامه دانشجویان ایران: اسدالله بادامچیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و قائم مقام حزب موتلفه اسلامی در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، به سؤالات مختلفی درباره، لزوم وحدت اصولگرایان، ساز و کار وحدت و منشور جامعتین، 8+7، جبهه پیروان و جبهه پایداری پاسخ گفت که متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است:

  آقای دکتر ابتدا خدمت‌تان عرض می‌کنیم که برخی سؤالات درباره شما و رفتار حزب موتلفه در افکار عمومی مطرح است که سخن‌گفتن درباره آنها از سکوت مناسب‌تر به نظر می‌رسد، چون قطعاً شما پاسخ‌هایی درباره آنها دارید. لذا از حضرت‌عالی درخواست داریم که عذر ما را بپذیرید تا بتوانیم سؤالات صریح و شفافی از شما بپرسیم.

 -بادامچیان: بله، شما این حق را دارید که سؤال‌هایتان را شفاف بپرسید و بنده نیز انشاءالله به این سؤال‌ها پاسخ خواهم داد.

ابتدا سوالاتی را درباره فضای سیاسی کشور مطرح و در ادامه به سوالات جزئی‌تری خواهیم رسید انشاءالله. انتخابات در تمامی کشورهای دنیا به ابزاری برای مقبولیت نظام‌های سیاسی تبدیل شده و بعضا یکی از مؤلفه‌های اقتدار ملی تعریف می‌شود به نظر شما چه تفاوتی بین انتخابات در کشور ما با دیگر کشورها وجود دارد. 

- بادامچیان: اصولاً انتخابات ایران همانند سایر کشورها نیست چرا که انتخابات در ایران، انتخابات کشوری است که انقلاب عظیمی را در جهان ایجاد کرده و یک نظامی را که در راس آن ولی فقیه عادل قرار دارد به جهان معرفی کرده است. از طرفی نظام جمهوری اسلامی ایران دست مستکبرین را قطع کرده و آنها را به وحشت انداخته است. تمام نظام‌های لیبرال دموکراسی و تمامی حکومت‌هایی که در جهت غیر ارزش‌های انسانی و الهی هستند اذعان دارند که نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام جدیدی است که حرف جدیدی می‌زند. به طور طبیعی نظام‌های غیر انسانی و غیر الهی به دنبال فرصت برای ضربه به جمهوری اسلامی هستند و انتخابات از جمله شرایطی است که نظام سلطه برای ضربه به نظام از آن استفاده می‌کند.
از طرف دیگر انتخابات مظهر قدرت و اقتدار ملی است چرا که مردم سالاری دینی را در جمهوری اسلامی سامان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت که انتخابات در ایران، ویژه است و مثل دیگر کشورها نیست که در آن دعواها و رقابت‌ها بر سر مسائل سیاسی و اقتصادی باشد. در نظام جمهوری اسلامی رقابت بر سر ارزش‌ها است.
نظام سلطه تمام تلاش خود را برای سامان نگرفتن انتخابات سالم در ایران انجام می‌دهد و تلاش می‌کند تا انتخابات در ایران پرشور نباشد.

  آیا نظام سلطه از فرصت انتخابات برای براندازی نظام جمهوری اسلامی استفاده می‌کند؟
- بادامچیان: آنها تلاش می‌کنند فرصت انتخابات را تهدیدی برای ایران کنند و در نهایت نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کنند که نمونه آن دوره قبل بود. بنابراین ما باید هوشیار بوده و مراقب شبیخون سیاسی دشمن باشیم.

  وحدت جریان‌های سیاسی در آستانه انتخابات و نحوه آرایش آنها از جمله موضوعات مهمی است که می‌تواند در سرنوشت مردم تاثیرگذار باشد؟ اکنون بحث وحدت اصولگرایان در کمیته 7+8 مطرح است. فکر می‌کنید این مدل چقدر می‌تواند به پیروزی اصولگرایان در انتخابات آتی کمک کند؟
- بادامچیان: در انتخابات اگر دو برادر نامزد شوند، این برادر می‌خواهد برادرش رای نیاورد و خودش پیروز باشد. مثل مسابقه کشتی می‌ماند که اگر دو برادر با یکدیگر کشتی بگیرند هر دو به دنبال پیروزی هستند؛ پس ماهیت انتخابات رقابت است که نهایتاً منجر به پیروزی یک طرف و شکست طرف دیگر می‌شود. ابتدا باید مشخص شود که طرف ما در انتخابات کیست؟ استکبار، ضد انقلاب و مخالفان داخلی؟، رقبای داخلی نیز حضور دارند و بعضا برخی التقاطی‌ها نیز حضور دارند. در گذشته حزب توده که به خدا اعتقاد نداشت می‌گفت که می‌خواهد خط امام را گسترش دهد،
اما بعد از گذشت زمان بحث چپ و راست، خط سوم و سپس اصولگرا و اصلاح طلب مطرح شد. برخی‌ها قدرت‌طلب هستند و حتی خدمت می‌کنند تا به قدرت برسند. این طیف افراد معمولاً در انتخابات‌ها حضور دارند. در مجموعه اصولگرایان نیز در داخل خودش برخی طیف‌ها رقیب طیف‌های دیگر هستند.به طور مثال، یک گروه اصولگرا می‌گوید که گروه دیگر حق نیست و من حقم و یا گروهی می‌گوید اگر در انتخابات حاضر نشود، گروه‌های دیگر رای نمی‌آورند. لذا در مجموعه اصولگرایان برای وحدت لازم است که گروه‌ها گذشت داشته باشند و یکدیگر را تحمل کنند. اصولگرایان همیشه با یکدیگر همراه می‌شوند و همین باعث می‌شود که برخی گروه‌های قدرت‌طلب از همدیگر جدا شوند.
به طور مثال، یک فرد که هیچ اعتقادی به جبهه پایداری ندارد برای مقابله با گروه دیگر می‌گوید که طرفدار جبهه پایداری است که البته این گونه اقدامات در هر انتخاباتی طبیعی است. لذا پاسخ ما به سؤال شما این است که اصولگرایان در کلان ذیل منشور جامعتین و نظرات آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی به وحدت می‌رسند و ممکن است در کنار این وحدت برخی گروه‌های کوچک شکل بگیرد.

آیا عمل به تمامی بندهای منشور جامعتین که تصریح می‌کند افرادی که علیه فتنه و جریان انحرافی موضع‌گیری نکرده‌اند،‌نباید در مرکزیت اصولگرایی باشند برای وحدت شایسته اصولگرایی کفایت نمی‌کند؟
-بادامچیان: البته تنها منشور جامعتین مطرح نیست بلکه نظرات آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی نیز بسیار اهمیت دارد.برخی‌ها تصور می‌کنند تنها منشور اصولگرایی مطرح است و لاغیر. لذا باید در نظر گرفته شود که نظرات آیت‌الله مهدوی کنی و محمد یزدی نیز همانند منشور اهمیت دارد.
  شما فرمودید منشور جامعتین محور وحدت اصولگرایان است. یکی از بندهای این منشور تاکید می‌کند که افرادی که علیه فتنه و جریان انحرافی موضع‌گیری نداشتند، نباید در مرکزیت وحدت اصولگرایان باشند؟ آیا این بند اجرایی شده است؟
-بادامچیان: این نظر برخی از دوستان است. منشور اصولگرایی تصریح می‌کند کسانی که در فتنه بوده‌اند نباید در مرکزیت باشند، فرض بر اینکه این بحث هم باشد الان در سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی چه کسی باید این موضوع را اجرایی کند. جز دو آیت حق؟

  برخی می‌گویند آقای لاریجانی در فتنه 88 موضع صریحی نداشته و بنابراین نباید در مرکزیت اصولگرایی باشد؟ نظر شما چیست؟
- بادامچیان: این نظر آنهاست. بنده معتقدم آقای لاریجانی در فتنه خیلی موضع‌گیری قوی داشتند. منتهی برخی جاها اقتضا می‌کرد که رئیس مجلس مقداری فراتر از بنده که نماینده مجلس هستم، عمل کند و مداراهایی را داشته باشد. مشخص است که آقای لاریجانی در فتنه نبوده.

تا آنجا که ما شنیده‌ایم کسی آقای لاریجانی را به فتنه‌گری متهم نکرده بلکه گفته‌اند آقای لاریجانی در ماه‌های ابتدائی فتنه موضع محکمی علیه فتنه‌گران نداشت.
- بادامچیان: این طور نیست که می‌گویند. آقای لاریجانی قبل از 9 دی موضع‌گیری‌هایی درباره فتنه 88 داشتند و این صحبت‌ها به تهمت شبیه است. آقای لاریجانی جزو کسانی است که در دوران فتنه نقش خنثی‌کننده داشتند.

  می‌گویند اگر قرار است علی لاریجانی در 8+7 نماینده داشته باشد چرا آیت‌الله آملی لاریجانی، محسن رضایی و دیگر شخصیت‌ها نباید نماینده داشته باشند. 
- بادامچیان: من پاسخ این سؤال را نمی‌دانم. چون آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی به عنوان محور اصولگرایان مدل وحدت را چیده‌اند.

  برخی اصولگرایان می‌گویند آقای لاریجانی جزو جبهه پیروان خط امام و رهبری است و نباید به طور مجزا در 8+7 نماینده داشته باشد؟ شما به عنوان عضو این جبهه چه پاسخی به این منتقدان دارید؟
- بادامچیان: این حرف‌ها از همان حرف‌هایی است که ذهن انسان را خسته می‌کند. شما تصور کنید که همه اعضای 8+7 عضو مؤتلفه باشند و یا اینکه هیچ کدام عضو مؤتلفه نباشند چه تاثیری می‌گذارد. اینها افراد متدینی هستند.

  اگر همه عضو مؤتلفه باشند، آیا در خروجی تاثیرگذار نخواهد بود.
- بادامچیان: آیا بنده که دور گذشته عضو 6+5 بودم، رعایت امانت و عدالت را نکردم؟

  یعنی اگر شما عضو 8+7 بودید، بین نیروهای حزب مؤتلفه با دیگران فرقی نمی‌گذاشتید؟
- بادامچیان: نه هیچ فرقی نخواهم گذاشت. وقتی بنده نماینده جبهه پیروان خط امام و رهبری باشم، نمی‌توانم تنها نمایندگی حزب مؤتلفه را داشته باشم. بلکه باید امانت‌دار 15 تشکل باشم. فلذا باید حتی اگر لازم باشد از حزب مؤتلفه گذشت کنم تا حقوق دیگر تشکل‌ها پایمال نشود. بنابراین ما معتقدیم اگر در یک شهرستان فردی نامزد شود که بهتر از دبیر کل حزب مؤتلفه در آن شهرستان باشند باید به او رای داد. در حزب جمهوری اسلامی هم همین طور بود اگر فردی بهتر از نماینده حزب بود، شایسته‌سالاری حاکم می‌شد.

  بنابراین پاسخ شما این است که مردم نگران نباشند حتی اگر روزی در 8+7 پانزده عضو از حزب مؤتلفه حضور داشتند هیچ تاثیری روی خروجی و نامزدها نخواهد گذاشت؟
- بادامچیان: بله، قطعا همین است. عضویت مهم نیست شایسته‌سالاری مهم است. البته شهید بهشتی می‌گفت اگر بین یک فرد حزبی و فرد غیرحزبی شرایط مساوی بود، مسلما ما فرد حزبی را انتخاب می‌کردیم چون مشخص است فرد حزبی از یک کار تشکیلاتی و جمعی وارد شده و یک امتیاز بیشتر دارد.
در انتخابات دوره قبل و در یکی از شهرستان‌ها یکی از دبیران ما نامزد شد تا با نامزد جبهه اصولگرایان رقابت کند. اما ما بعد از بررسی‌های لازم رقیب دبیر کل خود را انتخاب کردیم. حتی به دبیر خود گفتیم که اگر نمی‌خواهد از رقیبش حمایت کند، در حزب نماند که همین‌طور شد و این آقا از حزب مؤتلفه رفت. 

  در شرایط کنونی جبهه پیروان یک نماینده در کمیته داوری و 2 نماینده در گروه 8 نفره دارد.

- بادامچیان: اول بگویم آقای عسگراولادی در حکمیت نماینده حزب مؤتلفه نیست. ایشان را آقای احمدی‌نژاد برای وحدت اصولگرایان همراه با دو نفر دیگر انتخاب کرده بود. در ثانی آقای عسگر اولادی به عنوان یک چهره معتبر و مورد تائید جامعتین در حکمیت حضور دارند. اینکه درباره 8+7 می‌گوییم به خاطر نظرات آیت‌الله مهدوی کنی است.

یعنی آیت‌الله مهدوی کنی هر نظری داشته باشند، در جبهه پیروان اعمال می‌شود و شما به آن گوش می‌دهید؟
- بادامچیان: قطعا همین طور است. ما سال‌هاست که آیت‌الله مهدوی کنی را می‌شناسیم و ایشان را آزموده‌ایم.

ولی می‌گویند به نظر ایشان درباره عدم معرفی آقای محمدرضا باهنر به  کمیته 7+8 تمکین نکردید؟
-بادامچیان: ایشان چنین بحثی را مطرح نکردند. آیت‌الله مهدوی فرمودند، جبهه پیروان 4 نفر را انتخاب کند ما دو نفر را انتخاب می‌کنیم. جبهه پیروان آقای باهنر، آقای متکی، آقای کوهکن و آقای حبیبی را انتخاب کردیم که بعدا گفتند که باید خودمان انتخاب کنیم. بنابراین ما چون آقای باهنر رای زیادی داشت ایشان را همراه با آقای متکی معرفی کردیم. البته رای آقای حبیبی و متکی مساوی بود، قرعه‌کشی کردیم و سپس آقای متکی را معرفی کردیم. ما آقای متکی و باهنر را افرادی امین می‌دانیم و مطمئنیم در امانتی که دارند خیانت نخواهند کرد.

پس آیت‌الله مهدوی کنی درباره عدم معرفی آقای باهنر هیچ پیغامی به شما ندادند؟
- بادامچیان: نظر آقای مهدوی کنی درباره عدم معرفی باهنر، تمایلی بود. آیت‌الله مهدوی تمایل داشتند بین 4 نامزد جبهه پیروان آقای متکی و حبیبی معرفی شوند یعنی به جای آقای باهنر، آقای حبیبی باشند.

  بنابراین شما می‌پذیرید که اینجا برخلاف نظر آیت‌الله مهدوی‌کنی عمل کرده‌اید؟
- بادامچیان: نه این طور نیست اگر آقای مهدوی امروز بگوید که نظر من این نیست، ما تبعیت می‌کنیم.

  آیت‌الله مهدوی کنی یک بار به شما توصیه کردند؛ شما گوش نکردید حال چگونه انتظار دارید دوباره به شما نظر بدهند؟
- بادامچیان: نه این طور نیست. هر موقع ایشان بگوید جبهه پیروان و مخصوصا حزب مؤتلفه اطاعت می‌کند. چون ما آیت‌الله مهدوی را سال‌هاست که آزموده‌ایم. ایشان خلاف رضای خدا یک کلمه حرف نمی‌زند.

  چرا ایشان تمایلی به حضور آقای باهنر در کمیته 8+7 نداشتند؟
- بادامچیان: این چه بحثی است که شما می‌کنید. این آقایان (باهنر) یاران خوب ما هستند.

  این بحث‌ها بالاخره در بدنه اصولگرایان مطرح است. نپرسیم؟
- بادامچیان: اصولگرایی سیمرغ است و از سی مرغ تشکیل می‌شود. مثل این می‌ماند این طاووس است، آن مرغ، آن خروسه یا این گنجشک است.

  شما از مرغ و خروس می‌گویید. در حالی که قطعا قبول دارید بحث انتخابات رقابت‌ بر سر ارزش‌هاست. چه طور می‌توان ارزش‌ها را اینگونه که شما می‌گویید، سنجید؟
-بادامچیان: بله. رقابت بر سر ارزش‌هاست. منتهی درجات ارزشی در انسان‌ها یکسان نیست. ما در احکام شرعی داریم که اگر به طور مثال برادری درجه ایمانش 10 درجه باشد، اما کسی که درجه بالایی دارد، نباید به زیرمجموعه‌اش بگوید که تو عددی نیستی. چون درجه من بالاتر است. بین سلمان، ‌ابوذر، عمار و مقداد این حرف‌ها‌ مطرح نیست. حزب مؤتلفه اسلامی در سال 41 پدید آمده و تا سال 68 دبیر کل نداشته. تاکنون فکر کرده‌اید که چرا اینگونه بوده؟ چون عراقی، امانی،‌عسگراولادی و لاجوردی برایشان فرقی نمی‌کرد که چه کسی دبیر کل و چه کسی قائم مقام حزب مؤتلفه باشد.
به طور مثال در حزب مؤتلفه که بنده قائم مقام هستم، بارها گفته‌ام که به دلیل متدین و خدا خواه بودن آقای حبیبی بنده خاک پای ایشان هم نیستم. 7 سال است که بنده قائم مقام آقای حبیبی هستم ولی یک لحظه هم بحث جدایی بین ما مطرح نبوده است. اصلا خود بنده 4 صفحه نامه نوشتم تا آقای حبیبی دبیر کل شود.
قائم مقام در حزب غیر از قائم مقام اداری و فرماندهی است. قائم مقام مانند هارون نسبت به موسی است. بنابراین باید بگویم که آیت‌الله مهدوی‌کنی، آقای لاریجانی یا آقای باهنر انسان‌های ارزشی و سرمایه‌های مملکت هستند و نباید ما این سرمایه‌ها را بشکنیم. من بدون رو دربایستی می‌گویم درست نیست که برخی‌ها خودشان را حق مطلق بدانند و بگویند هر کسی را که ما قبول داریم حق است و هر کسی که ما قبول نداریم حق نیست.

  کدام گروه خودش را حق مطلق و مقابلش را باطل مطلق دانسته است؟
- بادامچیان: چه کسی؟ شما بگویید چه کسی ضعف ندارد. خطا ندارد. چه کسی دیکته بدون غلط می‌نویسد. چرا ما باید درباره همدیگر اینگونه بگوییم. من کسی را معصوم پانزدهم نمی‌دانم و کسی مبرا از اشتباه و خطا نیست.ما برای موفقیت باید دور هم جمع شویم تا با هم کار کنیم.

  در اینکه حزب مؤتلفه یک تشکیلات قوی، انقلابی و متدین بوده و در پیروزی انقلاب اسلامی نقش فراوانی داشته، کسی تردید ندارد اما بالاخره انتقاداتی هم بعضا به شما وارد می‌شود. مثلاً برخی‌ها می‌گویند چرا حزب مؤتلفه اسلامی بعد از فتنه 88 با عوامل موثر و خواص مردود در فتنه دیدار کرده است. مثلا برخی از دیدار اخیرتان با آقای هاشمی انتقاد می‌کردند.

- بادامچیان: باید بگویم که ما طبق وظیفه با آقای هاشمی دیدار کردیم.

  کدام وظیفه؟
- بادامچیان: استنباط ما این است که ولی امر مسلمین مایل نیستند کسی آقای هاشمی را در خط فتنه تعریف کند. وقتی تمایل ایشان برای ما حجت می‌شود ما به وظیفه خود عمل می‌کنیم. حالا اگر وظیفه ما هزینه‌های سیاسی هم داشته باشد مهم نیست. وقتی انسان تکلیفش را انجام می‌دهد، دیگر برایش هزینه مطرح نخواهد بود. برخی می‌گویند چرا دیدار کردید. ما به آنها می‌گوییم چرا دیدار نکنیم.

دیدار با سران فتنه بعد از مشخص شدن موضع آنها در برابر نظام اسلامی هم جزء وظیفه شما بود؟
- بادامچیان: بله. آقای حبیبی ما، همراه با همسرش بعد از فتنه به منزل آقای کروبی رفت. با خانمش رفت تا خانوادگی باشد. حالا اگر کسی بگوید چرا با کروبی ملاقات کردی، می‌گوییم که وظیفه ما بود.

  با موسوی چه طور؟‌ با او هم دیدار داشتید؟
- بادامچیان: به طور مستقیم نه، اما گروهی را برای ملاقات با ایشان فرستادیم. تا اگر توانستیم آنها را یک قدم نگه داریم.

بنابراین شما برحسب امر به معروف و نهی از منکر با آقای هاشمی دیدار داشتید؟
بادامچیان: مگر امام حسین(ع)حضرت ابوالفضل(ع) را برای رایزنی با عمر سعد مامور نکرده بود. این چه بحثی است که شما می‌کنید؟
 
  به نظرتان تشبیهی که کردید درست بود؟
- بادامچیان: من می‌گویم امام حسین (ع) صبح با عمر بن سعد فرمانده لشکر ابن زیاد مذاکره کرد. امر به معروف بود. امام حسین (ع) بر اساس وظیفه عمل کرد و اگر ما نیز جایی برویم امر به منکر نخواهیم کرد. قطعا و حتما امر به معروف خواهیم کرد.

  یعنی بعد از شهادت امام حسین (ع) راهی برای بازگشت شمر وجود داشت، که برای فتنه‌گران بعد از اقدام عملی علیه نظام اسلامی راه بازگشتی وجود داشته باشد.
- بادامچیان: یزید بن معاویه از امام سجاد پرسید که من بخواهم توبه کنم چه کار می‌توانم بکنم؟ امام سجاد فرمودند نماز جعفر طیار بخوانید. حضرت زینب به امام سجاد فرمودند چه طور چنین راهنمایی کردید که امام سجاد فرمودند ایشان چنین توفیقی نخواهند داشت.

  آقای بادامچیان بحث توصیه امام سجاد(ع)به یزید برای بخشش گناهانش بود که البته توفیق هم حاصل نشد اما دیدار با سران فتنه و خواص مردود به مثابه بازگرداندن آنها به عرصه سیاسی کشور است. به نظر شما این تفاوت در قیاس‌های شما مشهود نیست؟

- بادامچیان: بهانه نتراشید؛ حرف امام حجت است. اگر امروز حزب مؤتلفه را می‌بینید حزبی است که 50 سال سابقه دارد و کارها و اقدامات لازم را انجام می‌دهد. اما در عین حال کسی را به سازشکاری متهم نمی‌کنیم. چرا که تهمت به افراد درست نیست.

درباره پیوستن جبهه پایداری به کمیته 7+8 اصولگرایان تا به حال نظرات مختلفی مطرح شده و رایزنی‌هایی صورت گرفته است، بعد از رایزنی‌های انجام شده، نظر آیت‌الله مهدوی کنی چه بوده است؟
- بادامچیان: نظر آیت‌الله مهدوی کنی کاملا روشن است. ایشان فرمودند که جبهه پایداری باید با دو نماینده‌اش در جلسه 8+7 شرکت کند. یکی از مسائل منفی در این ماجراها تصور غلط رویارویی آیت‌الله مصباح حفظ الله با آیت‌الله مهدوی کنی است که این کاملا منفی است.
وقتی این طور شود یک عده افراد احساسی در حمایت از جبهه پایداری علیه آیت‌الله مهدوی کنی و عده‌ای در مخالفت با جبهه پایداری علیه آیت‌الله مصباح یزدی موضع‌گیری خواهند کرد که این بسیار منفی است. نمایندگان جبهه پایداری دو ساعت با آیت‌الله مهدوی کنی جلسه داشتند با گروه 7 هم تشکیل جلسه دادند و نظراتشان را گفته‌اند حالا بهتر است در جلسات شرکت کنند.

راهکار شما برای پایان دادن به این اختلاف‌نظرهای سیاسی برای رسیدن به وحدت حداکثری در جبهه اصولگرایی چیست؟
- بادامچیان: دو راه بیشتر وجود ندارد. اول اینکه جبهه پایداری به 8+7 بپیوندد و دوم اینکه اگر نمی‌خواهند به جبهه 8+7 بپیوندند تنظیم ترکیب با جبهه پایداری نیست. جبهه پایداری پیشنهادات خود را مطرح می‌کند و نمی‌توانند نظراتشان را تحمیل کنند. اینکه بگویند ما هر چه می‌گوییم شما بگویید چشم، اینکه تفاهم نیست. تحمیل است. تفاهم یعنی ما حرف بزرگان را گوش کنیم.

احترام و حمایت شما از آیت‌الله مهدوی کنی ستودنی است اما سؤال این است که چرا شما چندی پیش از رقیب آیت الله مهدوی کنی برای ریاست مجلس خبرگان رهبری حمایت کردید؟ آیا اتفاق جدیدی رخ داده که شما تغییر موضع داده‌اید؟
- بادامچیان: این هم یک دروغ دیگر است.

  اما مصاحبه‌های شما در حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی در سایت‌های نزدیک به آقای هاشمی  موجود است؟

- بادامچیان: در آن مصاحبه من گفتم اگر آیت‌الله مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی رفسنجانی کاندیدای ریاست مجلس خبرگان نشود،‌‌ آقای هاشمی نامزد خواهد شد. این مصاحبه کجا معنای حمایت از آقای هاشمی و مخالفت با آقای مهدوی‌کنی را می‌دهد.

  اما شما در مصاحبه‌ای گفتید که آقای مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی نامزد ریاست خبرگان نخواهد شد.
- بادامچیان: از قول بنده سایت‌ها و روزنامه فرهنگ آشتی این موضوع را نوشته بودند در حالی که بنده آن را تکذیب کرده و حتی به خبرگزاری فارس هم فکس کردم که شما هم آن را منتشر نکردید.

  شما با یک سایت مصاحبه کردید آنوقت انتظار دارید خبر تکذیبیه شما را خبرگزاری فارس منتشر کند؟
-بادامچیان: وقتی تکذیبیه من را فرهنگ آشتی و خبرگزاری فارس منتشر نکردند، آقای میرلوحی مسئول دفتر آیت‌الله مهدوی کنی با بنده تماس گرفت و گفت شما چرا از عدم نامزدی آیت‌الله مهدوی کنی برای ریاست خبرگان خبر داده‌اید که من به ایشان هم گفتم چنین حرفی نزده‌ام.ما که بدون منت خدمت می‌کنیم به نسل جوان توصیه می‌کنیم که کوبیدن و تخریب افراد جدای از انتقاد از آنهاست. ما اگر افراد را بکوبیم، خلیفه کشی باب می‌شود ما به مواضع افراد انتقاد داریم اما کسی را نمی‌کوبیم. و اگر بخواهیم کسی را بکوبیم حزب مؤتلفه با 50 سال تجربه کار سیاسی بلد است چگونه افراد را بکوبد.

با تشکر از سعه‌صدری که در پاسخ به سؤالات ما داشتید، به عنوان سؤال پایانی مباحثی درباره جلسه اخیر آقای لاریجانی با نمایندگان مطرح شده مبنی بر اینکه ایشان به عنوان رئیس مجلس نباید جلسه انتخاباتی برگزار کنند، تعدادی از نمایندگان می‌گویند اگر جلسه فراکسیون اصولگرایان بوده چرا برخی از اعضای هیئت رئیسه دعوت نشدند و برخی دیگر از نمایندگان گفته‌اند جلسه انتخاباتی آقای لاریجانی در مجلس شورای اسلامی وجهه مناسبی نداشت، پاسخ شما به عنوان فردی که در این جلسه سخنرانی کردید به این انتقادات چیست؟
- بادامچیان:جلسه آقای لاریجانی با نمایندگان مربوط به فراکسیون اصولگرایان نبود از مجموعه‌ای از اصولگرایان دعوت شده بود تا مباحث انتخابات را پیگیری کند. بله جلسه انتخاباتی بود اما اینکه برخی گفته‌اند اشکال شرعی داشته تعجب می‌کنم. فراکسیون انقلاب اسلامی در کمیسیون تلفیق اخیراً جلسه انتخاباتی گذاشته بود و به این جلسه هم نمی‌توان گفت استفاده نامشروع از بیت‌المال. اینها نمایندگان مجلس هستند و حق دارند جلسه داشته باشند. جلسه اخیر آقای لاریجانی با نمایندگان، انتخاباتی بود اما نه برای شخص، بلکه برای تعدادی اصولگرایان. همین آقایانی که انتقاد می‌کنند جلسه‌ای در کمیسیون تلفیق گذاشته بودند و ما اعتراضی به آنها نکردیم. ما جلسه فراکسیون حزب موتلفه را در بیرون از ساختمان مجلس برگزار می‌کنیم اما اگر بخواهیم یک روز در مجلس جلسه بگذاریم چه کسی می‌تواند بگوید ما از اموال بیت‌المال سوءاستفاده کردیم. چرا ما باید همدیگر را متهم کنیم. جلسه اخیر جلسه خوبی بود که برخی علیه جبهه پایداری و برخی نیز در حمایت از آن سخن گفتند.


"سحابی" و "گنجی" از مبارزه تا معاشقه
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز

خبرنامه دانشجویان ایران: روز گذشته رسانه های بیگانه و ضد انقلاب با انتشار خبری مبنی بر کشته شدن نهال سحابی او را از شهیدان راه سبز دانستند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، معصومه قمی شهره به مسیح علی نژاد سیاهه نویس روزنامه اعتماد و همکار امروز رسانه های جرس و بی بی سی در وبلاگ خود مدعی شد این دو تن به سبب فشار روحی ناشی از زندان خودکشی کرده اند.

در این خبر ها آمده بود که بهنام گنجی عاشق نهال سحابی نیز در شهریور ماه کشته شده است؛ اما واقعا این دو نفر چه کسانی هستند؟


نهال سحابی زن 37 ساله ای که معلم مهدکودک است که رابطه مشکوکی با بهنام گنجی داشته است و به گفته‌ی پدر وی: خانم سحابی فعالیت سیاسی و کار تشکیلاتی سیاسی نمی کرده است.

همچنین پدر نهال سحابی در مورد رابطه ی وی با بهنام گنجی می گوید دخترم 37 ساله بوده و بهنام گنجی 22 سال داشته است و یک احساس مادرانه نسبت به بهنام داشته است؛ دخترم متاهل بوده و هیچ رابطه ای شبیه دوست پسر یا عاشقی بین او و بهنام نبوده است.

اما نظر دوستان و مطالب وبلاگ شخصی خانم سحابی چیز دیگری می گوید؛ مطالبی که مدام از رابطه‌ی عاشقانه‌ی وی و بهنام گنجی حکایت دارد.

وبلاگ نهال اما چیز دیگری می گوید آنجا که می نویسد: "اگه بودی میدونستی چرا اینجا برات مینویسم. هی بهنام. لعنتی. نامرد. ... آره ! آخه بچه با نبودنت چه کنم؟"

یا در مطلب دیگری قبل از آخرین مطلب وبلاگ نوشته است: "دیروز  سر رو سینه ء تو خوابم برد وقتی دستم رو روی اسمت گذاشته بودم که از آن زاویه ء تند،  آفتاب داغ تب دارت نکنه. دستهای سوختم منو  یاد تن داغ ات انداخت  که انگار همیشه تب ناک بود ... بهنام دیروز مسخ شده بودم کنارت. کجا بودی که تعجب کنی و بگی تو چرا یه دقیقه نمی تونی بشینی؟ نشسته بودم بهنام...حدود شش ساعت. وقتی پاشدم سر شده بودم. چرا نمی تونستم برگردم؟ این بار هم یهو اونقدر شلوغ شد که فرصت خداحافظی نداشتم...برگشتم باز هم نشد ...بعد گفتم خداحافظی در کار نیست. رفتی که تموم نشی؟ باشه منم تموم ش نمی کنم."

بهنام گنجی نیز اهل مشهد بوده ولی در تهران درس می‏خوانده است. دوستان نزدیک خانم سحابی و آقای گنجی بر این باورند که خودکشی نهال سحابی و بهنام گنجی عاشقانه است و علت تکذیب آقای سحابی(پدر نهال سحابی) از این رابطه را هم حفظ آبروی خودش می داند چرا که خانم سحابی یک زن متاهل بوده است.

دوستان نهال سحابی و بهنام گنجی همچنین می گویند: بهنام از آنجا که می دانست خانواده نهال راضی نمی شوند آنها به هم برسند خودکشی کرد و نهال سحابی هم بخاطر خودکشی بهنام خودکشی کرده است.

شواهد حاکی از است بهنام گنجی دانشجوی ۲۲ ساله، دوست پسر نهال سحابی نیمه شب پنجشنبه ۱۰ شهریور با خوردن قرص به زندگی خود خاتمه داده بود.

بهنام سحابی در اغتشاشات بعد از انتخابات حضور فعال داشت و یکبار نیز در یک خانه تیمی دستگیر و بازداشت شده و بعد از چند روز آزاد شد اما دوستان او می گویند؛ نهال سحابی دوست صمیمی بهنام گنجی و در واقع معشوق او بود.

آن‏ها عاشق هم بودند. زمانی که بهنام خود کشی می کند و علت مرگش را جویا می شوند، نهال سحابی میگوید: مرگ بهنام یک مرگ عاشقانه بود و مرگ سیاسی نبود و بعضی ها می خواهند بخاطر اینکه او یکبار بازداشت شده مرگش را سیاسی جلوه دهند.

به گفته دوستان نهال سحابی، وی نیز یک شخصیت سیاسی نبود. نهال با این‏که در زمان انتخابات یکی از فعالان ستاد میرحسین موسوی بود ولی یک فعال سیاسی نبود.

خبر ها حاکی از آن است که نهال سحابی نیز همزمان در همان خانه تیمی با بهنام گنجی بازداشت شده بود اما بعد از آن که معلوم می شود علت حضور او مسائل سیاسی نیست آزاد می شود.

نهال سحابی، آخرین پستی که در صفحه فیس‏بوک و وبلاگ خود گذاشته، پنجشنبه هفتم مهر (۲۹ سپتامبر) بوده است. ظاهرا بهنام گنجی و نهال سحابی روزهای پنجشنبه با هم قرار داشتند و هر پنجشنبه را به‏طور کامل با هم می‏گذراندند.

بهنام گنجی در روز پنجشنبه 10 شهریور دست به خودکشی زده است و نهال سحابی هم برای این‏که عشق خود را ثابت کند، دقیقا روز پنجشنبه صبح، حدود ساعت پنج‏ونیم، شش صبح با خوردن قرص خودکشی کرده است.


عبور از بحران با رفراندوم 95 درصدی
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، جبهه وجنگ

خبرنامه دانشجویان ایران: سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری  در شرایطی برگزار شد که کشور در اوج بحران سیاسی قرار داشت‌؛ تداوم جنگ تحمیلی و نیاز نیروهای جبهه به حمایتهای لجستیکی، انسانی و همچنین تشدید ترورهای کور منافقین علیه مردم عادی کوچه و بازار دو بحران عمده کشور بود؛ رئیس جمهور پیشین، محمد علی رجایی به تازگی در یک سوقصد به شهادت رسیده بود.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، پس از فاجعه هشتم شهریور 1360 که منجر به شهادت مظلومانه شهیدان رجایی و با هنر گردید، با تصویب مجلس شورای اسلامی آیت الله مهدوی کنی به سمت نخست وزیری موقت منصوب شد و اولین مأموریت او برگزاری انتخابات سومین دوره ریاست جمهوری بود.

اوضاع و احوال سیاسی و امنیتی کشور کاملاً تحت شعاع فضای جنگ تحمیلی و ترورهای کروهک منافین قرار گرفته بود.

یاران اصلی امام (ره) و انقلاب هر چند روز یک بار یکی پس از دیگری ترور می شدند و شخصیت های بزرگی چون مطهری، بهشتی، قدوسی، مفتح، عراقی، رجایی و باهنر از صحنه تحولات سیاسی کشور حذف شده بودند و از طرفی رزمندگان جبهه و جنگ خود را آماده انجام عملیات ثامن الائمه (ع) و شکستن حصر آبادان می کردند.

در این بحبوحه که آیت الله خامنه ای در ماجرای مسجد ابوذر مجروح گردیده بودند و در بیمارستان بستری بودند، نامزدی ایشان برای کاندیداتوری سومین دوره ریاست جمهوری اعلام شد که با استقبال احزاب و تشکل های متعدد مواجه گردید، بخصوص با حمایت مشترک جامعه مدرسین حوزه های علمیه قم، حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانیت مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وقت و... موج حمایت ها از سوی انجمن ها و گروه های سیاسی و صنفی از کاندیداتوری ایشان آغاز شد.

روز جمعه دهم مهرماه به عنوان تاریخ برگزاری انتخابات اعلام گردید و تعداد 46 نفر ثبت نام کردند که در بین آنها چهار نفر واجد صلاحیت تشخیص داده شدند که عبارت بودند از حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای ، سید علی اکبر پرورش ، حسن غفوری فرد، سیدرضا زواره ای.
 
مردم با شور و هیجانی دیگر اقدام به فعالیت های تبلیغی انتخابات نمودند و انتخابات در وقت مقرر انجام گردید و نتایج قطعی آن در روز 14 مهرماه سال 60 اعلام شد. و در نهایت آیت الله سید علی خامنه‌ای با کسب بیش از 16 میلیون  رای (۹۵٪) از مجموع ۱۶ میلیون و ۸۴۷ هزار و ۷۱۷ رای ماخوذه رئیس جمهور ایران شدند.

در تاریخ 17مهرماه که حکم تنفیذ ریاست جمهوری مقام معظم رهبری توسط امام راحل صادر گردید، مصادف با عید سعید قربان بود. حضرت امام (ره ) مرقوم فرمودند: «اینجانب به پیروی از ملت عظیم الشأن و با اطلاع از مقام و مرتبت متفکر و دانشمند محترم جناب حجت الاسلام آقای سیدعلی خامنه ای ایده الله تعالی رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب نمودم و رأی ملت مسلمان متعهد و تنفیذ آن محدود است به اینکه ایشان به همان نحو که تاکنون خدمتگزار اسلام و ملت و طرفدار قشر مستضعف و به حکم قرآن کریم «اشداء علی الکفار، رحماء بینهم» بوده اند، از این پس نیز به همان تعهد باقی باشند و از طریق مستقیم انسانیت و اسلام انحراف ننمایند که ان شالله نمی نمایند... آقای رئیس جمهور و سایر دست اندرکاران و دولتمردان در جمهوری اسلامی باید بدانند که ملت شریف ایران بر همه آنان محبت و منت دارند؛ چرا که این ملت فداکار است که در اول انقلاب با نثار خون جوانان خود و زحمات طاقت فرسا پیروزی را به دست آورد و همه را از زندان ها و تبعیدها و انزواها و اختتاق ها نجات داد و حکومت را از ستمگران بازستاند و به آنان تحویل داد.»


حضرت آیت الله خامنه ای در این انتخابات توانستند بالاترین درصد آرأ مردم را در جریان ده مرحله انتخابات ریاست جمهوری تاریخ ایران به خود اختصاص دهند. ایشان که در سالهای پس از پیروزی انقلاب مسؤولیتهایی چون عضویت در شورای انقلاب‌، نمایندگی امام در شورایعالی دفاع‌، امامت جمعه تهران و نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشت‌، دو دوره چهار ساله در سمت ریاست جمهوری خدمت کرد.

البته شایان ذکر است در این دوره از انتخابات، آیت‌ا... مهدوی‌کنی یک روز قبل از اخذ آراء از نامزدی انصراف داد، همچنین آقایان علی موحدی ساوجی و علی‌اکبر ولایتی از جمله داوطلبان این دوره از انتخابات بودند که به دلیل حضور مقام معظم رهبری وارد میدان رقابت نشدند.

از جمله مسائل درخور توجّه در این دوره از انتخابات نسبت به انتخابات دوره‌های قبل آن است که رئیس‌جمهور منتخب، با بیش از16 میلیون رأی یعنی  بیش از  95درصد از کل آراء به ریاست جمهوری انتخاب شدند. این تعداد رأی تابه‌حال بیشترین میزان رأی در خلال انتخابات‌های ریاست جمهوری ایران می‌باشد. لازم به توضیح است پس از شهادت آقای محمدعلی رجائی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران علی‌رغم نظر قبلی، شرط غیرروحانی بودن رئیس‌جمهور را برداشته و با این اقدام امکان حضور روحانیون در پست‌های اجرایی نظام فراهم شد.

افراد واجد شرایط رأی در این دوره بالغ بر بیست‌ودو میلیون نفر بوده‌اند. از دیگر ویژگی‌های بارز این دوره از انتخابات ریاست جمهوری افزایش آراء نسبت به دوره‌های قبلی بود. به طوری که نسبت به دورة دوم تعداد آراء 20 درصد افزایش یافت و مشارکت 75 درصدی مردم و کسب 95% از کل آرای مأخوذه توسط رئیس‌جمهور منتخب علی‌رغم اینکه انقلاب نوپای ایران اسلامی به دلیل اتخاذ مشی مسلحانه و ترورهای کور توسط منافقین و گروه‌های ضدانقلاب در درون درگیر و در جبهه‌های دفاع مقدس وارد یکی از بحرانی‌ترین مقاطع تاریخی شده بود، نشان داد که اولاً وحدت و همبستگی نیروهای انقلاب رمز پیروزی است، ثانیاً مردم به هر کنش مذبوحانه‌ای از آنچه و آنکه دشمن می‌پنداشت واکنش سترگ و حماسه ‌وار نشان داده و می‌دهد. علاوه بر آن انتخاب شخصیتی دانشمند و انقلابی و  از نزدیکترین  یاران حضرت امام روح تازه ای به مقاومت های ملت بخشید و کشور وارد مرحله ی جدیدی شد.

فرماندهی سپاه پاسداران آن زمان می گوید: «با انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رئیس جمهور چیدمان جنگ و نیروهای آن نیز تغییر یافت و افرادی مانند شهید خرازی، شهید احمد کاظمی و مهدی باکری و شهید صیاد شیرازی که در اوایل جنگ به حاشیه رفته بودند به صحنه بازگشتند. »


قرارگاه عمار عضو جبهه پایداری نیست
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، جریان انحرافی ، اصلاح طلبان

جریان اصلاحات و جریان انحرافی در بخش غیرخودی آبشخور یکسانی دارند. غیرخودی یعنی کسی که از دشمن خط می‌گیرد، بنابراین او دشمن اصلی است، چون در جریان انحرافی هم مثل جریان اصلاحات دو بخش داریم، یکی منحرف بازی خورده و دیگری منحرف. منحرف یعنی کسی که اساساً برای انحراف آمده. بازی خورده یعنی کسی که منحرفش کرده‌اند و باید او را بیاورید داخل جاده...

حجت الاسلام و المسلمین مهدی طائب از جمله مدرسین حوزه است که در عرصه سیاست هم شناخته شده است. علاوه بر تدریس در قم، سخنرانی در اقصی نقاط کشور با هدف جریان شناسی در موضوعات مختلف روز از جمله فعالیت های وی است. نام او در سال های قبل به عنوان عضو موسس و شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب و اخیرا نیز به عنوان رییس قرارگاه عمار - که البته دومی بر خلاف نامش نهادی نظامی نیست – مطرح شد. اما او بر خلاف دیگر فعالان سیاسی نگاه دیگری به این عضویت ها دارد.

به گزارش شفاف، ابعاد مختلف انتخابات مجلس نهم، ترکیب حاضران در عرصه این انتخابات و وحدت اصولگرایان از مهمترین بخش های گفت و گو با مهدی طائب با هفته نامه شما است.

گزیده ای از این گفتگو به شرح زیر است:


*در کشور ما برخلاف تقریباً تمام کشورهای دیگر، انتخابات خیلی به نظام و مردم گره خورده، یعنی در اینجا انتخابات، واقعی و صددرصدی است. در انتخابات اینجا ممکن است احزاب در به میدان آوردن مردم نقش داشته باشند، ولی در اصل انتخابات نقش ندارند. در انتخابات اینجا ممکن است اقدامات مسئولین در به میدان آوردن مردم، مؤثر باشد، ولی مسئولین در اصل انتخابات دخالتی ندارند. در اینجا انتخابات صددرصد مردمی است. مردم رأی‌ خودشان را مستقیماً در صندوق می‌اندازند و شمارش می‌شود.در ایران انتخابات صددرصد مردمی است. وقتی که مردمی باشد، یعنی این نظام توسط مردم حفظ می‌شود و ممکن است توسط مردم هم از بین برود، یعنی اگر مردم از این‌ نظام روی گردان بشوند، دیگر این نظام باقی نمی‌ماند.

*دشمن هنگامی اقدام می‌کند که جرئت داشته باشد. می‌گویند فلانی جرئت اقدام ندارد، یعنی ترسیده است. بنابراین در اینجا می‌توانیم اصلی را به دست بیاوریم. هرگاه ما در برابر دشمن آماده و هوشیار باشیم، او اقدام نمی‌کند، هرگاه غافل باشیم، او اقدام می‌کند.

*غیرخودی کسی است که با دشمن مرتبط است، گرچه گاهی بیاید و در پازل خودی‌ها بازی کند. ما باید این تعاریف را حفظ کنیم، بنابراین اگر می‌گوییم دشمن، داخلی‌ها کوچک‌تر از این حرف‌ها هستند که ما آنها را دشمن حساب کنیم. ما طیفی از استکبار جهانی را در برابر خود داریم.لکن در آن تعبیر خودی و غیرخودی بیاییم داخل. اولاً تعبیر اصلاح‌طلب‌ها غلط است. همیشه بگویید مدعیان اصلاحات، چون اصلاح‌طلب واقعی، مقام معظم رهبری است. انبیا مصلحین هستند، اولیای الهی مصلحین هستند.

*اگر در یک جایی مردم در مورد شناخت دشمن دچار ناکامی بشوند، تقصیرش به گردن کسانی است که متصدی معرفی دشمن بوده‌اند، یعنی سیستم‌های امنیتی و نظارتی. آنها که نمی‌خواهند به‌جای مردم تصمیم بگیرند، بلکه می‌خواهند به مردم آگاهی بدهند، یعنی سیستم امنیتی در ایران وظیفه‌اش این نیست که بیاید و به‌جای مردم رأی در صندوق بیندازد، بلکه وظیفه‌اش این است که بیاید و به مردم بگوید که این دشمن است و حق شرکت در انتخابات را ندارد، فلان‌جا جاسوسی کرده، فلان‌جا با آمریکایی‌ها ارتباط گرفته، در فرانسه با فلان آقای یهودی جلسه گذاشته، با دشمن ارتباط دارد.

* به اعتقاد من در این انتخابات اصول‌گرایان به بهترین نقطه وحدت و معرفی خیرخواهانه به مردم حضور پیدا خواهند کرد، گرچه طرف مقابل به‌گونه‌ای نیست که انتخابات، دوقطبی شود. گروه‌های دیگری هستند و می‌آیند و افرادی را معرفی می‌کنند و جریان انتخابات در این دوره، جریان واقعاً متنوعی خواهد بود. آن جریان اصول‌گرایی که مردم به معرفی‌های آنها اطمینان دارند، به اعتقاد من در این دوره در اوج همگرایی و همسویی با هم ان‌شاءالله وارد میدان می‌شود.

* جریان اصلاحات و جریان انحرافی در بخش غیرخودی آبشخور یکسانی دارند. غیرخودی یعنی کسی که از دشمن خط می‌گیرد، بنابراین او دشمن اصلی است، چون در جریان انحرافی هم مثل جریان اصلاحات دو بخش داریم، یکی منحرف بازی خورده و دیگری منحرف. منحرف یعنی کسی که اساساً برای انحراف آمده. بازی خورده یعنی کسی که منحرفش کرده‌اند و باید او را بیاورید داخل جاده. جریان انحرافی هم مثل جریان اصلاحات، یک خودی دارد و یک غیرخودی. آبشخور غیرخودی‌های هر دو جریان یکی است و در یک روزی هم علی‌الاجبار و به اقتضای زمینه کار، یگانه بودنشان را نشان خواهند داد تا بیایند و متحد شوند و وارد میدان شوند.

* من نمی‌خواهم بگویم تمام کسانی که تحت عنوان اصول‌گرا به میدان می‌آیند، اصول‌گرای واقعی هستند. خیر، من دارم روی مفهوم صحبت می‌کنم، چون اصول‌گرا کسی است که به اصول پایبند است. فلسفه، منطق و حکمت در اصول است. در انحراف که فلسفه و حکمت و منطقی وجود ندارد. انحراف و ادعای اصلاحات یعنی دروغ. اصلاحات حق است، اصلاحات یعنی اصول‌گرایی، یعنی عمل به قرآن، اما ادعای اصلاحات یعنی چه؟ یعنی پوششی از کلمه اصلاحات و زیر این پوشش هرچه تخریب است انجام بدهید. تخریب که اصول و فلسفه و حکمت ندارد.

*اگر با توجه به سه اصلی که اصول‌گرایانی که 1) مورد قبول مجامع علمی و الهی ما هستند و 2) در جریان امور، بصیرت‌های لازم را از خود نشان داده‌اند و 3) ارتباطشان با اقشار مختلف مردم، ثابت شده است، 7+8 بسته شود، آن اطمینان و طیب خاطر و علقه متن جامعه را می‌تواند به‌خوبی جذب کند و تلاش هم بر این است که به این سه وضعیت یعنی جنبه علمی و الهی، بصیر بودن و ارتباط با مردم تأمین شود. چون به هر تقدیر خود اصول‌گرایی هم که یک طیف واحد نیست و صفر تا صدی دارد. اصول‌گرایی از صفر شروع می‌شود و بالا می‌رود تا می‌رسد به صد که رهبر معظم انقلاب هستند. همه شاخص‌ها باید به سمت ایشان باشد. کسانی که شاخص آنها بیش از همه به رهبری نزدیک است و از نظر علمی و بصیرتی به ایشان نزدیک‌تر هستند، معتمدترین آدم‌ها هستند و ارتباط مردم با آنها هم از همه بیشتر است.

*مقام معظم رهبری و امام هم فرمودند شاخص و میزان، حال فعلی افراد است، یعنی توبه را هم باید قبول کنیم. تمام این آقایانی که اسم بردید و هر کس دیگری، اگر در مقطعی از کسی حمایت کرده‌اند، باید به آن مقطع مراجعه کنیم و ببینیم این آقا خودیِ بازی خورده بوده یا دشمن خودی‌نما. اگر خودی بازی خورده بوده، هر موقع که از بازی بیاید این طرف، می‌شود خودی، اما اگر دشمن بوده، هزاران بار هم که در میان خودی‌ها اقدامی کرده باشد، دشمن و غیرخودی است، پس میزان، حال فعلی است.

* برای اینکه کسی وارد 7+8 بشود یا نشود، میزان حال فعلی افراد است. باید ببینید در حال حاضر با شاخص‌هایی که مقام معظم رهبری گفته‌اند انطباق دارد یا نه؟ اگر انطباق دارد، راه بدهید، اگر ندارد بگویید برود بیرون. او هم اگر اصول‌گراست، بپذیرد. برای مثال راجع به فلان آقا بحث است که آیا ایشان در 7+8 بیاید یا نیاید؟ چرا؟ بحثشان این است که آقا جایگاه اجتماعی شما چقدر است؟ خب! بگو نمی‌آیم. اینکه من اصرار داشته باشم بیایم، اصول‌گرایی را خدشه‌دار می‌کند، چون حرف اول اصول‌گرایی این است که «ان تقوموا الله» باشد و انسان برای خدا کار کند.

*به عنوان کسی که در قرارگاه عمار یک اسمی برایش گذاشته‌اند، می‌دانم که قرارگاه عمار تا اینجا این تصمیم را گرفته که در خدمت همه اصول‌گرایان باشد، اما فعلاً نام هیچ تابلویی روی قرارگاه عمار نیاید. قرارگاه عمار همه اینها را اصول‌گرا می‌داند، اما جزو جبهه پایداری نیست و فراتر از آن هست. به عبارت دیگر فعلاً قرارگاه عمار باید مواضع را تبیین کند، نه تعیین مصداق. قرارگاه عمار الان بصیرت‌دهی در جهت مواضع و مفاهیم را به عهده دارد.جبهه پایداری به عنوان یک جبهه مطرح شد که متشکل از گروه‌های متعددی است و گفتند ما حزب نیستیم و اعلام شد که یکی از ارکان آن قرارگاه عمار است.

*اگر در رسانه‌ها اعلام کرده‌اند، اشتباه بوده است. خود جبهه پایداری چنین چیزی را نگفتند و نگفتند که قرارگاه عمار جزو ماست. اگر گفته شده، فردی گفته و ایشان هم شاید برداشتش این بوده که به هر تقدیر کسانی که در قرارگاه عمار هستند، حضرت آیت‌الله مصباح را قبول دارند، پس لاجرم جزو جبهه پایداری هستند.

*قرارگاه عمار به عنوان قرارگاه عمار اصلاً در جریان تأسیس این جبهه پایداری نبوده، هر چند ممکن است افرادی از این قرارگاه جزو آقایان باشند. آقایان هم برای ما قابل احترامند. ما به عنوان قرارگاه عمار جزو مؤتلفه نیستیم. جزو 7+8 هم نیستیم، یعنی شما بزرگ‌ترین و فراگیرترین را به عنوان 7+8 تشکیل داده‌اید، ولی قرارگاه عمار در آن نیست. چرا؟ چون قرارگاه عمار قرار نیست مصداقی وارد شود. ما آن روزی که قرارگاه عمار را ایجاد کردیم، به‌طور ضمنی بین دوستان شرطی گذاشتیم که هر کس در قرارگاه عمار هست کاندیدا نشود. هر وقت خواست کاندیدا شود، از قرارگاه خدحافظی کند و بعد برود که این شائبه پیش نیاید که این جریان قرار است قدرت را برای خودش یا فرد دیگری قبضه کند. قرارگاه عمار مجموعه کسانی است که وظیفه خود را دادن بصیرت به جامعه می‌داند. فعلاً هم وارد این عرصه‌ها نمی‌شود. نمی‌گویم که هرگز از بصیرت به مصداق وارد نمی‌شویم. هر جا احساس کنیم باید بصیرت‌دهی کنیم، می‌آییم، اما فعلاً تصمیم قرارگاه بر این است که مواضع و مفاهیم توضیح داده شوند، نه مصادیق.

فرار به جلو به سبک سربازان اسفندیار
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

با پروژه تخریبی علیه شهرداری فاز اول افشاگری های مضحک جریان انحرافی کلید خورد

سوال را با سوال جواب دادن مدتی است که دربین حلقه یاران دکتر احمدی‌نژاد رواج یافته است. این شیوه‌ای است که با کمک آن به سادگی می‌توان افکار عمومی را از انحرافات و اشتباهات دور کرد و برای مدتی آن‌ها را سرگرم کرد تا شاید مسائل اصلی فراموش شود و یا حداقل زمان ایجاد می‌کند تا مقداری به کار‌ها سر و سامان داده شود و انتقادات فروکش کند ...

شفاف: سوال را با سوال جواب دادن مدتی است که دربین حلقه یاران دکتر احمدی‌نژاد رواج یافته است. این شیوه‌ای است که با کمک آن به سادگی می‌توان افکار عمومی را از انحرافات و اشتباهات دور کرد و برای مدتی آن‌ها را سرگرم کرد تا شاید مسائل اصلی فراموش شود و یا حداقل زمان ایجاد می‌کند تا مقداری به کار‌ها سر و سامان داده شود و انتقادات فروکش کند.

اخیرا نیز با رسانه‌ای شدن وقوع اختلاس ۳هزار میلیاردی، حجم عظیمی از انتقادات و سوالات به سوی دولت مردان روان شده است. سوالاتی که با سفر دکتر احمدی‌نژاد به نیویورک، پاسخی به آن‌ها داده نشد و دولتی‌ها و طرفدارانشان هم نسبت به این اتفاق که شوک بزرگی را به افکار عمومی وارد کرد، سکوت کرده‌اند و حال این ساکتین اختلاس، کسانی که در برابر دزدی این حجم عظیم از بیت المال سکوت کرده‌اند، سعی دارند اتهامات مالی خود را به شهرداری تهران برگردانند.

 البته به نظر می‌رسد این مطلب، شروع پروژه‌ای است که جریان انحرافی پیش از این وعده آغاز آن را داده بود و اعلام کرده بود به زودی اسنادی درباره مسائل اقتصادی رو خواهد کرد! همین چند روز پیش بود که محمد جعفر بهداد معاون سیاسی دفتر رییس جمهور طی یادداشتی در روزنامه ایران، از افشاگری احمدی‌نژاد در آینده نزدیک خبر داد و به نظر می‌رسد بالاخره افشاگری‌ها آغاز شده است اما این به قول بهداد افشاگری‌ها اگر به این شکل ادامه داشته باشد، بیش از آنکه این ارگان دولتی مدعی شده، بی‌سند و مدرک است!

ارگان جریان انحرافی که زیر نظر سرباز اسفندیار رحیم مشایی یعنی علی اکبر جوانفکر اداره می‌شود، امروز در گزارشی شهرداری تهران را متهم به اختلال در بازار ارز و طلا کرد. روزنامه ایران در مطلبی با عنوان «اخلال در بازار طلا و بورس با سوء استفاده از منابع شهرداری تهران» مدعی شده که تغییرات قیمت طلا در داخل کشور متأثر از تحرکات داخلی برخی جریان‌های اقتصادی در شهرداری تهران بوده است که تا حد زیادی بر بازار داخلی قیمت سکه و طلا اثرگذاشته است!

ادعایی پوچ که از نظر کار‌شناسان اقتصادی که تحولات اخیر بازار طلا و ارز را دنبال می‌کنند، خنده دار به نظر می‌رسد. بسیاری از کار‌شناسان از مدت‌ها پیش به نقش برخی مراکز خاص دولتی در افزایش نرخ دلار و سکه اشاره کرده بودند و هشدار داده بودند که ایجاد شائبه تامین منابع مالی هدفمندی یارانه‌ها از محل افزایش نرخ ارز اقدامی غیر اصولی است.

حتی در بسیاری از موارد به نقدینگی بدون پشتوانه نیز اشاره شده بود که مجال پرداختن به آن نیست اما نکته مهم و اساسی اینجاست که به نظر می‌رسد باند بزرگ جریان انحرافی که دولت را در سیطره خود دارد به دنبال سرپوشی برای انحرافات اقتصادی- سیاسی و فرهنگی خود است، سعی دارد اذهان افکار عمومی را از انحرافات دولتی‌ها دور کند.

سوال‌های بسیاری درباره جریان انحرافی، اختلاس ۳هزار میلیاردی، ۱۲ هزار میلیارد مازاد درآمد نفتی، قاچاق عتیقه، استقراض ۵ هزار میلیارد از بانک مرکزی برای پرداخت یارانه، آمارهای اقتصادی ضد و نقیض مانند نرخ تورم و نرخ بیکاری و اعلام نکردن رشد اقتصادی، وضعیت سهام عدالت و... از دولت مطرح است که هنوز به هیچ از آن‌ها پاسخ قانع کننده‌ای داده نشده است.

هنوز مشخص نشده، چرا با وجود مشخص شدن انحرافات حلقه‌ای از یاران دولت، آن‌ها هنوز در بدنه دولت و پست‌های کلیدی مشغول فعالیت هستند؟ هنوز پاسخی برای تخلفات اقتصادی جریان انحرافی که بخش‌هایی از آن رسانه‌ای شد، از سوی دولتی‌ها ارائه نشده است مثلا هنوز مشخص نیست نقش جریان انحرافی در قاچاق عتیقه چه بوده است و داستانی که اخیراً درباره قاچاق عتیقه حتی در سرمقاله روزنامه کیهان مطرح شد دقیقاً چه بوده، چه زوایایی دارد و چگونه کسانی که دم از فرهنگ و تمدن ایرانی می‌زنند در قاچاق نمادهای فرهنگی به خارج کشور دست داشته‌اند؟

هنوز سوالاتی بسیاری درباره اختلاس ۳ هزار میلیاردی و نقش سربازان اسفندیار در آن بی‌پاسخ مانده و معلوم نیست چگونه فردی توانسته است بدون پشتوانه دولتی این مبلغ عظیم را از بانک‌های دولتی کشور اختلاس کند؟ چگونه مرجع این اختلاس بانکی است که مدیر عامل آن وزیر سابق کار دولت آقای احمدی‌نژاد است؟ چرا نامه‌هایی با سربرگ دفتر رئیس جمهور و امضای رئیس دفتر ایشان در حمایت از این گروه اختلاس گر صادر شده است؟ این حامیان اختلاس از دفتر رئیس جمهور تا چه حد در این اختلاس دست داشته‌اند و اصلا برنامه ریزی این اختلاس با این حجم مالی کار چه جریانی یا افرادی بوده است؟هنوز ابهامات مردم  درباره ثروت صادق محصولی رفع نشده است! هنوز مشخص نیست دلیل تناقضات آمارهای اقتصادی مانند نرخ تورم و نرخ بیکاری چیست؟ و مهم‌تر اینکه هنوز تکلیف ۱۲ هزار میلیارد مازاد درآمد نفتی مشخص نشده نشده است، درآمدی که باید طبق وعده‌های انتخاباتی دکتر احمدی‌نژاد سر سفره‌های مردم می‌رفت اما هنوز خبری از آن نیست که نیست!

آنچه مسلم است، سوال‌های بی‌پاسخ زیادی درباره مسائل اقتصادی و مالی و حتی فرهنگی و سیاسی از دولت مردان، بی‌پاسخ مانده است. سوال‌هایی که یا با سوال پاسخ داده شده‌اند یا در بر ابر آن‌ها سکوت شده است. به نظر می‌رسد با بالا رفتن حجم انتقادات، سربازان اسفندیار عزم خود را برای پیاده کردن پروژه جدید خود عزم کرده‌اند تا از این طریق نظر افکار عمومی را به سوی شهرداری تهران و سایر نهاد‌های غیر دولتی متمرکز کنند. البته این اولین باری نیست که اتهامات خنده دار به شهرداری تهران زده می‌شود مثلا پیش از این نیز روزنامه تریبون اسفندیار، مدعی شده بود، شهرداری برای درآمد زایی پل عابر پیاده می‌سازد نه برای رفاه مردم!

این روزنامه در بخشی از این گزارش آورده بود: «به نظر می‌رسد هدف از احداث پل عابر پیاده بیشتر به نفع درآمدزایی مدیران شهری است تا راحتی عابر پیاده، چون استانداردهای مناسب در آن اعمال نشده است. وقتی عابر پیاده به حقوق شهروندی احترام می‌گذارد و از پل عبور می‌کند خود را در ارتفاع بالا محصور می‌بیند و حتی حق دیدن اطراف را ندارد. این امر سبب می‌شود که پل‌ها بلااستفاده شوند و تنها عده معدودی از آن استفاده کنند.»

در هر حال، نکته‌ای که سربازان اسفندیار تا به حال نسبت به آن بی‌تفاوت بوده‌اند و آن را دست کم گرفته‌اند، بیداری افکار عمومی است.

افکار عمومی، برخلاف تصور حامیان انحراف، بیدار و هوشیار است و تمامی انحرافات و تخلفات اقتصادی را دنبال می‌کند و می‌داند کدام نهاد برای خدمت به مردم آماده است و کدام نهاد برای خدمت به جیب خود پیش قدم است!

آیا حاج صادق محصولی نماد ابوذر و عمار جبهه پایداری است ؟!
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه پایداری ، روح الله حسینیان ، صادق محصولی

بسیاری از اعضای جبهه پایداری از کسانی هستند که بدون توجه به توصیه‌های نخبگان سیاسی در 5 سال گذشته و با بی‌بصیرتی نسبت به فتنه جریان انحرافی باعث رشد و باروری این جریان شدند تا جاییکه امروز شاهد ارتباط برخی فسادهای اقتصادی کلان با جریان انحرافی هستیم.این جریان که توسط صادق محصولی، میلیاردر شهیر راهبری می شود...

روح‌الله حسینیان در همایش جبهه پایداری خراسان رضوی گفت:

«ما که می‌گوییم "کسانی که رویکرد فرهنگی‌شان انقلابی نیست، رویکرد خانوادگی‌شان تمایز خواهانه است، زندگی‌شان، رفتار و منش‎شان اشرافی است، نباید جلو بیفتند"، به خاطر همین است که ولایت مصون بماند. ولایت علوی سلمان، اباذر، مقداد و عمار پرچم دارش است که انشا الله مقدمه ظهور حضرت مهدی هم آماده شود.»


به گزارش سایت رجانیور، عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه نباید ساکتین فتنه در پیشانی اصولگرایان قرار بگیرند و مدیریت کنند، اظهار داشت:

«اگر ساکتین در برابر حق حضرت امیر سکوت نمی‌کردند و حمایت می‌کردند، مسیر تاریخ عوض می‌شد؛ مگر قاعدین چه کسانی بودند همان‌هایی که در برابر حق حضرت امیر بی اعتنایی کردند.»


ارگان صادق محصولی گزارش داد که پس از سخنرانی حسینیان، جلسه با پرسش و پاسخ از صادق محصولی با عنوان جبهه پایداری ادامه پیدا کرد.


بسیاری از اعضای جبهه پایداری از کسانی هستند که بدون توجه به توصیه‌های نخبگان سیاسی در 5 سال گذشته و با بی‌بصیرتی نسبت به فتنه جریان انحرافی باعث رشد و باروری این جریان شدند تا جاییکه امروز شاهد ارتباط برخی فسادهای اقتصادی کلان با جریان انحرافی هستیم. این جریان با اصرار بر روی اینکه رییس جمهور و اطرافیان اون دو جریان جدا از هم هستند، سبب شدند تا فتنه جریان انحرافی فرصت کافی برای نفوذ در ارگانهای مختلف دولتی-اقتصادی را پیدا کند. جالب اینجا است که اعضای جبهه پایداری بدون اشاره به ریشه‌های جریان انحرافی، از آن برائت می‌جویند.

انشقاق در اصولگرایان، آخرین دسته گل این جریان است. جبهه پایداری که اصرار می‌کند «جبهه و پرچم اصلی ما فرهنگی است»، علت اصلی تشکیل آنها گرفتن کرسی‌های مجلس و مقابله با عقلای جریان اصولگرا است.

به نظر می رسد، استراتژی جدید جریان انحصار طلب که پیش از این با بصیرتی و انحصار طلبی، جریان انحرافی به عنوان نماینده اصولگرایی به حزب الله تحمیل کرده بود و مقدمه وضعیت فعلی بود، امروز برای فرار از پاسخگویی در برابر این خیانت به حزب الله به دنبال فرافکنی است.

این جریان که توسط صادق محصولی، میلیاردر شهیر راهبری می شود، با استناد به آن جمله معروف صهیونیستی که «تکرار دروغ، آن را راست می کند»، تلاش دارد از سویی با مطرح کردن مسائلی چون ساده زیستی، بصیرت و ... خود را نماد و مدعی آن نمایش داده؛ و از سویی دیگر با تکرار تهمت های واهی به رقبای خود آنان را در تضاد با ارزش های ربوده شده نشان دهد.

در حالی این جریان که خود متهم به سکوت در قضیه اختلاس سه هزار میلیاردی است، شخصیت های اصولگرا را متهم به سکوت در فتنه می کند، شخصیت‌هایی چون محمدباقرقالیباف و حداد عادل، از اولین افرادی بودند که در هفته اول پس از انتخابات به حمایت از اصل انتخاب و ساختارهای نظارتی انتخاباتی پرداختند؛ اما بر خلاف رفتار عصبانی این جریان، به جای سواستفاده از این موقعیت برای انحصارطلبی و تسویه حساب های سیاسی، به نتیجه آن برای جمهوری و تلاش برای مدیریت آن می اندیشیدند.

اما سابقه اعضای این جریان، همچون ائتلاف با اصلاح طلبان در دوره های گذشته، نشان می دهد، ارزشی بالاتر از «قدرت» برای ایشان مطرح نیست، این چنین است که از تحلیل از خود گذشتگی سیاسی با هدف مدیریت فضا در راستای منافع بلند مدت و حفظ آبروی نظام و جمهوری عاجزند. این چنین است که علی رغم مخالفت رهبری که به آرامش فضا می اندیشد، همچون رقیب انتخاباتی، به بی پروایی در مناظره ها چنگ می زنند، و بدون داشتن اخلاق پیروزی، در فضای ملتهب داخلی به تحریک شکست خوردگان در مراسمات پیروزی اقدام می کنند و در نهایت در فضایی که نظام قصد آرام سازی شکست خوردگان را دارد در تلاش برای افزایش فاصله و تشدید رادیکالیسم جریان شکست کم نمی گذارند.

خاطرنشان کنیم که آیت الله مهدوی کنی بارها اعضای این جبهه را به خویشتن داری و وحدت با عقلای اصولگرا دعوت کرده‌‌اند که با پاسخ منفی بسیاری از آنها مواجه شده است.


آیت الله مکارم: ترکیه از پشت به مسلمانان خنجر می زند
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله ناصر مکارم ، ترکیه

این اختلاس نشانه بی عقلی افراد است. فرض کنید انسانی بخواهد سه هزار میلیارد را مصرف کند اگر سالی یک میلیارد برای زندگیش خرج کند باید سه هزار سال عمر کند تا این پول تمام شود.

مهر: مرجع تقلید شیعیان با انتقاد شدید از مواضع و عملکرد ترکیه اظهار داشت: ترکیه اگر چه در ظاهر با اسرائیل جنگ زرگری دارد، اما از پشت به مسلمانان خنجر می زند.

آیت الله مکارم شیرازی در آغاز درس خارج فقه در مسجد اعظم قم به انتقاد شدید از مواضع و عملکرد ترکیه پرداخت و گفت:همه مسلمانان و مردم ترکیه باید در مقابل این عملکرد بخروشند و آن را محکوم کنند.

وی با انتقاد از سکوت مردم و مسئولان در داخل کشور در قبال این رفتارها گفت: کار زشت دیگر دولتمردان ترکیه این است که دست در دست عربستان و آمریکا گذاشته اند و علیه سوریه اقدام می کنند تا آنجا را مانند لیبی به جنگ داخلی بکشانند تا تعداد زیادی از مسلمانان را به کشتن دهند.

آیت الله مکارم تاکید کرد: اگر چه سوریه باید در اصلاحات شتاب کند و از خشونت بپرهیزد اما ظاهرا گناهی جز مقابله با اسرائیل نداشته که ترکیه با همدستی عربستان و آمریکا به مقابله با او پرداختند.

وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به هفته دفاع مقدس گفت: در این هفته یاد و خاطره دفاع مقدس تجدید شد اما لازم است به این حقیقت توجه شود که چه اندازه دستاوردهای دفاع مقدس را حفظ کرده ایم.

رسواییهای اقتصادی اخیر معارض دستاوردهای دفاع مقدس است

مرجع تقلید شیعیان جهان ادامه داد: آیا مفاسد اخلاقی و فرهنگی و رسوایی های اقتصادی اخیر و زمزمه اختلاف میان برخی از اصولگرایان با دستاوردهای دفاع مقدس همخوانی دارد.

برای مصرف 3000 میلیارد سه هزار سال عمر لازم است

وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اختلاس سه هزار میلیاردی گفت: این اختلاس نشانه بی عقلی افراد است. فرض کنید انسانی بخواهد سه هزار میلیارد را مصرف کند اگر سالی یک میلیارد برای زندگیش خرج کند باید سه هزار سال عمر کند تا این پول تمام شود.

آیت الله مکارم ادامه داد: اگر فرض کنیم 10 نفر باشند باز هم باید هر کدام باید 300 سال عمر کنند تا این مبلغ را مصرف کنند آیا نشانه بی عقلی و بی خردی نیست.


تحلیل محتوای پایگاه اینترنتی حمید رسایی:
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، حمید رسایی ، جبهه پایداری

آقای رسایی! لطفا از شهرستان پایداری کاندیدا شوید، مردم تهران را به شما امیدی نیست!

نگاهی به ۱۰ مطلب اخیر سایت رسمی حمید رسایی به عنوان نماینده بخش بزرگی از تهران، نشان می‌دهد که در چند ماه اخیر وی هیچ برنامه‌ای برای رفاه مردمی که به او رای داده‌اند، به مجلس ارائه نکرده و حتی از هیچ پروژه عمرانی یا فرهنگی به نفع مردم تهران دفاع نکرده است ...

شفاف: ‌حمید رسایی، نماینده مردم تهران، ‌ری، ‌شمیرانات و اسلامشهر و عضو کمیسیون فرهنگی و رییس کمیته رسانه و هنر این کمیسیون است. در محافل سیاسی بیشتر او را به عنوان یک عضو سیاسی حامی دولت می‌شناسند تا نماینده مجلسی که به عنوان رئیس کمیته رسانه و هنر به فکر ارتقاء فرهنگ رسانه‌ای و هنر کشور باشد. موضوع گیری‌ها تند او در قبال منتقدین دولت ورد زبانهاست و تذکرات و نطق‌های او در صحن علنی مجلس در حمایت از دولت مشهور است.
 
نگاهی به ۱۰ مطلب اخیر سایت رسمی حمید رسایی به عنوان نماینده بخش بزرگی از تهران، نشان می‌دهد که در چند ماه اخیر وی هیچ برنامه‌ای برای رفاه مردمی که به او رای داده‌اند، به مجلس ارائه نکرده و حتی از هیچ پروژه عمرانی یا فرهنگی به نفع مردم تهران دفاع نکرده است و تنها کارفرهنگی که انجام داده است حمایت از نشریه ۹ دی بوده که آن هم فعالیت سیاسی محسوب می‌شود تا فرهنگی و نفع شخصی حمید رسایی نیز در آن دخیل بوده است.


در طی ۳ ماه اخیر، ۴ یادداشت، ۴مصاحبه، ۲ مورد مطرح کردن وقایع صحن علنی و ۲مورد بازتاب مصاحبه‌ها و یادداشت‌های حمید رسایی مهمان تیتر یک سایت رسمی حمید رسایی بوده است.

آخرین یاداشتی که تیتر یک این سایت است با عنوان «عذر خواهی از روحانیت» در تاریخ ۲۷ شهریور روی خط این سایت رفته است که در آن از جامعه روحانیت به خاطر کم کاری ۹ دی عذر خواهی شده است. حمید رسایی در این یادداشت نوشته است:


«مدیرمسئول ۹ دی خود را ملزم می‌داند بابت هر گونه قصور و کوتاهی در دفاع از حریم روحانیت معزز و انقلابی عذرخواهی کند؛ به ویژه ما از روحانیت معزز عذرخواهی می‌کنیم که همچنان لباس روحانیت بر تن کسی است که بر خلاف احکام صریح اسلام و در حالی که لباس روحانیت به تن داشت با دخترکان ایتالیایی دست می‌دهد.»


آخرین مصاحبه رسایی با خبر گزاری فارس نیز در تاریخ ۲۴ شهریور درباره نشریه ۹ دی بوده است. عنوان این مصاحبه، «۹دی بدون تغییر خط مشی از شنبه منتشر می‌شود» است.

مدیر‌مسئول هفته‌نامه ۹ دی در این مصاحبه یادآور شده است:

«سردبیر و تیم این هفته‌نامه‌‌ همان تیم سابق است و هیچ تغییری در آن ایجاد نشده اما نیروهای جدیدی که تأثیرگذاری هفته نامه ۹ دی را به واسطه توقیف آن شاهد بودند تمایل زیادی برای همکاری با این نشریه دارند و این نیروهای جدید به جمع اعضای تحریریه ۹ دی افزوده خواهند شد.»


در تاریخ ۱۲ شهریور نیز یاداشتی از رسایی با عنوان، «آقای باهنر مواضع آن روز‌ها یادتان هست» روی خروجی سایت رسمی رسایی قرار گرفت. در این یادداشت به مسائل پیش آمده بعد از انتخابات دهم و فتنه ۸۸ پرداخته شده وسعی شده انتقاد‌های باهنر از جبهه پایداری به وقایع آن روز‌ها ارجاع داده شود.
 
در این یادداشت آمده است:


«از آنجا که اخیرا باهنر در مصاحبه با هفته نامه‌ای یادآوری تاریخ را به رخ اعضای جبهه پایداری کشیده، مناسب بود تا خاطره‌ای را به یادشان بیاورم و چند سئوال را که پیش از این نیز در اذهان نقش بسته را مجددا بازخوانی کنم و قضاوت را به خوانندگان واگذارم بویژه دوستان اصولگرایی که در بدنه این جریان عظیم اجتماعی همواره هزینه داده‌اند و امثال آقای باهنر نیز همواره از هزینه‌های داده شده برای خود ردای ریاست و مسئولیت دوخته اند.»


درتاریخ ۱ شهریور نیز ایشان در یاداشتی با عنوان، «خواهش می‌کنم نوار سخنرانی‌ام را منتشر نکنید» به انتقاد ازسایت‌های خبری پرداخته که به انتقاد از وی درباره سخنرانی‌هایش پرداخته‌اند.

وی در این یادداشت آورده است:

«روز دوشنبه در یکی از اتاق‌های مجلس در جلسه‌ای که با حضور برخی از مشاوران و سربازان آقای خاص برگزار شده تصمیم بر این شده تا خبر سازی خود را به شکل دیگری ادامه دادند از جمله سایت آینده نیوز، تابناک و چند سایت دیگر خبرسازی کنند و از جمله تیتر‌هایشان این بود: «نگرانی رسایی از انتشار نوار سخنرانی‌اش». من از این دوستان خواهش می‌کنم بیشتر از این دست و پای ما را نلرزانند و سخنرانی‌ام را منتشر نکنند که قالب تهی می‌کنم.»


در ۲۶ مرداد ماه نیز رسایی در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس درباره همین مساله انتشار نوار سخنرانی‌هایش، مواردی را مطرح کرد. وی در مصاحبه‌ای با عنوان «انتقاد رسایی از توزیع یک متن درباره وی در صحن علنی مجلس»، گفت:

«امروز دوستانی به بنده مراجعه کرده و متنی را نشان دادند که سخنرانی و صحبت‌های اینجانب در جمعی بود. برخی از همکاران نیز بدون مراجعه راجع متن نوشته شده قضاوت کردند.»


رسایی همچنین در مصاحبه‌ای که درتارخ ۲۷مرداد ماه داشته است انتقاداتی را به علی لاریجانی رئیس مجلس بیان کرده است. وی در این مصاحبه که با عنوان، «لاریجانی به استعلامات اصل ۹۰ پاسخ نمی‌دهد» روی خط سایت رسمی‌اش رفت، گفت:

«تا آنجایی که بنده اطلاع دارم چند مورد شکایات نمایندگان از آقای لاریجانی بابت رفتارهای وی و نقض آئین‌نامه داخلی و بی‌توجهی‌های وی و گاهاً رفتارهای غیرقابل قبول آقای لاریجانی با اشخاص و نمایندگان بوده، وجود دارد و چند مورد هم هست که تعداد شاکیان بیش از ۳۰ نفر است که یک مورد آن مربوط به لایحه حمایت از خانواده بود که آقای لاریجانی برخلاف آیین‌نامه این لایحه را از دستور کار خارج کرد.»

 
وی همچنین در مصاحبه‌ای در تیر ماه خواستار صراحت و سرعت عمل در مجازارت ضاربان طلبه‌ای شد که به قصد امر به معروف و نهی از منکر آسیب دیده بود. وی در این مصاحبه با عنوان، «صراحت و سرعت عمل در مجازات ضاربان آمران به معروف ضروری است»، گفت:

«صراحت و سرعت عمل در مجازات متعرضان به آمران به معروف و ناهیان از منکر و اطلاع‌رسانی گسترده در این باره، از تکرار این جنایات جلوگیری می‌کند.»


همچنین در عنوان‌هایی چون «جبهه پایداری به زودی اعلام موجودیت می‌کند»، «یادداشت رجا نیوز درباره آیت الله مصباح و ۹ دی»، «پاسخ ندادن لاریجانی به مکاتبات اصل ۹۰ درباره شکایت نمایندگان جرم است» و... مواردی از همین دست، به عنوان بازتاب و وقایع صحن علنی مجلس به عنوان تیتر یک روی خروجی وب سایت رسمی رسایی رفته است که از تیترهای آن پیداست که حمید رسایی به عنوان نماینده تهران در مجلس تنها به دفاع از مواضع سیاسی و گروه سیاسی که به آن وابسته است پرداخته و هیچ پروژه فرهنگی- عمرانی برای مردم تهران، در این چند وقت اخیر مورد حمایت ایشان نبوده است و هیچ اقدام و نطقی در مجلس در حمایت از مردم حوزه انتخابیه خود انجام نداده است.

اهم مواردی که وی به آن‌ها پرداخته جبهه نوپای پایداری در حمایت از دولت و نشریه ایست که خود مدیر مسئول آن است و مهم‌ترین کار آن انتقاد از منتقیدن دولت است! حال سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا مردم به نمایندگان رای می‌دهند تا از حقوق آن‌ها دفاع کند یا با رایشان افرادی را بهارستان نشین می‌کنند تا از مواضع سیاسی و نفع شخصی خود دفاع کند؟ آیا وظیفه نماینده مجلس این نیست که گوش شنوای مردم حوزه انتخابیه خود باشد و تریبونی باشد برای مطرح کردن مشکلات آن‌ها در قوه مقننه یا اینکه نه نماینده وارد مجلس می‌شود تا وکیل الدوله باشد؟


آیا اختلاس 3هزار میلیاردی فراتر از یک پروژه مالی بوده است؟
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧  کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، اختلاس ، سیاسی

در حالی که در میانه بحث های مربوط به اختلاس، جو غالب فضای خبری و سیاسی پیرامون یافتن علت و مقصرین این اتفاق، از نتایج این واقعه و تاثیر آن بر افکار عمومی و اقتصاد غافلیم؛ متنی که در پی می آید مصاحبه ای قدیمی است که به بررسی تاثیرات متقابل تروریسم و اقتصاد اشاره دارد ...

شفاف: در حالی که در میانه بحث های مربوط به اختلاس، جو غالب فضای خبری و سیاسی پیرامون یافتن علت و مقصرین این اتفاق، از نتایج این واقعه و تاثیر آن بر افکار عمومی و اقتصاد غافلیم؛ متنی که در پی می آید مصاحبه ای قدیمی است که به بررسی تاثیرات متقابل تروریسم و اقتصاد اشاره دارد. هرچند این موضوع رابطه مستقیمی با وقایع این روزهای کشورمان ندارد، اما برانگیزاننده تحلیل های متفاوتی درباره این اتفاق خواهد بود؛ تحلیل هایی چون اینکه شاید این اختلاس، موضوعی فراتر از یک پروژه مالی، و در واقع عملکردی در راستای ضربه زدن به نظام و اقتصاد کشور بوده باشد:

آلبرتو ابادی استاد سیاست گذاری عمومی دانشکده کندی دانشگاه هاروارد است. او مدرک خود را از موسسه تکنولوژی ماساچوست گرفته و هم اکنون در کمبریج ماساچوست زندگی می‌کند. زمینه اصلی تحقیقاتی او عبارتند از استفاده از روشهای آماری برای بررسی مسایل اقتصادی، اقتصادهای کارگری و مالیات عمومی. علاوه بر این، به عنوان فردی با ملیت باسک اسپانیا را دارست در زمینه تروریسم تلاشهای بسیاری کرده است.

او در تحقیقاتش از نمونه‌های آماری و اطلاعاتی برای تحلیل دلایل و نتایج تروریسم استفاده کرده است. هیچ تعجبی نداشت که بعد از حملات ۱۱ سپتامبر، آمریکا دچار مشکل اقتصادی شود. آثار نا‌مطلوب این اتفاق در سراسر جهان دیده می‌شد. اما بسیاری از اقتصاد دانان آمریکا احتمال هر گونه تاثیر دراز مدت این اتفاق بر اقتصاد آمریکا را بسیار کم می‌دانستند.
در حال حاضر مدارکی وجود دارد که آن اظهارات را رد می‌کند. ابادی اقتصاد‌دان آمریکایی، آثار اقتصادی تروریسم را مورد بررسی قرارداده است. متن زیر مصاحبه‌ای است که او در ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۵ انجام داده است.



سوال: تحقیق آخر شما نشان می‌دهد که تروریسم تاثیر گسترده‌ای بر اقتصاد می‌گذارد حتی اگر خطر تروریسم یک جز کوچک از اقتصاد را در بر گیرد. ممکن است در اینباره توضیح دهید؟


پاسخ:
این مساله بسیار مورد بحث قرار گرفته است. تروریسم نمی‌تواند بر اقتصاد تاثیر زیاد و دراز مدت بگذارد زیرا حملات تروریستی تنها با عث تخریب بخش کوچکی از سرمایه مولد یک کشور می‌شود. این نظریه حتی در مورد حملات فاجعه انگیزی چون ۱۱ سپتامبر درست به نظر می‌رسد. در مورد ۱۱ سپتامبر تخمین زده شده که تنها حدود ۶۰ درصد از موجودی مولد اقتصاد آمریکا نابود شده است. البته این قسمتی از داستان است. در یک اقتصاد باز جهانی، سرمایه گذاران قادرند در مقابل تفاوت‌های کوچکی که در نتیجه قدرت تروریسم در کشور‌ها به وجود می‌آید، عکس العمل نشان دهند. همچنین درچنین شرایطی می‌توانندسرمایه به کشورهایی با تهدید تروریستی کمتر سرازیر می‌شود. لذا میزان بالای فرصت‌های سرمایه گذاری گوناگون که به وسیله بازارهای سرمایه بین المللی خلق می‌شود، به سرمایه گذار فرصت کاهش خطر سرمایه گذاری را می‌دهد. بنابراین در یک اقتصاد باز تروریسم به طور خاص برای اقتصاد مضر است حتی اگر یک بخش کوچکی از کل اقتصاد کشور را به خطر بیاندازد.


سوال: چه شواهد و مدارکی باعث شد شما به این نتیجه گیری برسید که تروریسم تاثیری عمیق بر جریان سرمایه بین الملل دارد؟

پاسخ:
شواهد زیادی براین موضوع دلالت دارند. ما از طریق پرسشنامه‌هایی که بین سرمایه گذاران بین المللی پخش شد، می‌دانیم تروریسم یکی از مهم‌ترین عوامل در تصمیم گیری برای اختصاص سرمایه گذاری مستقیم خارجی در بین کشورهاست علاوه بر آن می‌دانیم که بعد از ۱۱ سپامبر سرمایه گذاری خارجی در آمریکا به شدت کاهش یافت. البته معیار‌ها و فاکتورهای دیگری براین سقوط سرمایه گذاری هم تاثیر گذاشت. در ‌‌نهایت با نظر به اطلاعات بین المللی ما به این نتیجه می‌رسیم که سطح بالای تروریسم با کاهش میزان سرمایه گذاری مستقیم خارجی ارتباط دارد. این وابستگی منفی بین افزایش تروریسم و کاهش سرمایه گذاری خارجی بسیار قوی است، حتی اگر اهمیت سایر عوامل را در کاهش سرمایه گزاری در نظر بگیریم.


سوال: بسیاری از تحقیقات قبلی شما بر رژیم باسک اسپانیا جایی که خشونت و تروریسم بین دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی به امری عادی تبدیل شده بود متمرکز بوده است. ایرلند شمالی هم برای سالیان دراز کانون تمرکز تروریسم است؛ اما امروز به نظر می‌رسد تروریسم به یک پدیده عمومی تبدیل شده است که تمام کشور‌ها را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار داده است. به نظر شما مفهوم اقتصادی گسترش جغرافیایی تروریسم چیست؟


پاسخ:
اگر تروریسم یک پدیده محلی باشد به این سمت پیش می‌رود که تاثیر جدی بر اقتصادهایی داشته باشد که تحت تاثیر آن قرار دارند. در مطالعات قبلی در مورد تاثیر تروریسم ذر کشور باسک ما به این نتیجه رسیدیم که تروریسم باعث سقوط ۱۰ درصدی درآمد افراد در یک دوره ۲۰ ساله شده است. اما ما هیچ تاثیری از تروریسم در سایر نقاط اسپانیا نیافتیم.
اگر تروریسم یک پدیده جهانی باشد این امر منجر به تقلیل تاثیر تروریسم بر اقتصادهایی می‌شود که بیشترین تاثیر را از تروریسم می‌گیرند. این حقیقت که تروریسم یک پدیده جهانی است، تاثیر اقتصادی تروریسم را بر اقتصادی‌هایی که بیشترین تاثیر را از تروریسم دارند، تقلیل می‌دهد.


سوال: نتایج تحقیق شما نشان می‌دهد که تروریسم، از طریق تاثیرش بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی، به طور گسترده‌ای کامیابی و موفقیت اقنصادی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. آیا از این امر استنتاج می‌شود که تحرک و پویایی سرمایه بین المللی تفکری اشتباه است؟

پاسخ:
خیر اینطور نیست. اقتصادهایی که بر روی سرمایه گذاری مستقیم خارجی بسته است، نه هزینه‌های پویایی سرمایه را درک می‌کند و نه مزایای آن را. سرمایه گذاری مستقیم خارجی موتوری مهم برای رشد اقتصادی است هم چنین این سرمایه گذاری باعث فراهم کردن سرمایه و دست یابی به تکنولوژی برای کشورهای پیشرفته می‌شود.


سایه روشن‌های یک ترور
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، برهان الدین ربانی ، ترور ، افغانستان

برهان الدین ربانی با وجود تلاشی که برای اشتی ملی و پروژه گفت و گو با طالبان انجام داد، دوازده روز پیش در سخنرانی بی‌سابقه ای به انتقاد شدید از ایدئولوژی جریان افراط پرداخت و تعریف آنها از اسلام را زیر سوال برد. بازتاب این سخنان آنقدر زیاد بود که حتی تعجب مقامات افغانستان را برانگیخت. ربانی صراحتا قرائت جریان افراط از اسلام را زیر سوال برد ...

احسان تقدسی، سرویس بین الملل و امت اسلامی شفاف؛

یک: حضور برهان الدین ربانی در کنفرانس بیداری اسلامی و دیدار وی با مسئوولان ارشد نظام، بازتاب مثبتی در میان رسانه ها و مردم افغانستان داشت و همه از آن به نیکی یاد کردند. در این میان طیفی از روزنامه نگاران افغانستان که دارای وابستگی های خاصی به سفارت آمریکا و انگلیس در کابل دارند با تقسیم کار مشترکی اقدام به سم پاشی علیه ربانی کردند. بخشی هم با پخش شایعاتی درباره نقش ایران در افغانستان، به جو ضدایرانی افغانستان دامن زدند.

دوم: برهان الدین ربانی با وجود تلاشی که برای اشتی ملی و پروژه گفت و گو با طالبان انجام داد، دوازده روز پیش در سخنرانی بی‌سابقه ای به انتقاد شدید از ایدئولوژی جریان افراط پرداخت و تعریف آنها از اسلام را زیر سوال برد. بازتاب این سخنان آنقدر زیاد بود که حتی تعجب مقامات افغانستان را برانگیخت. ربانی صراحتا قرائت جریان افراط از اسلام را زیر سوال برد و از علمای اسلام خواست تا تعریف واحدی از اسلام و افراطی گری ارایه کنند. سخنان صریح ربانی سبب از پرده برون افتادن بخش تاریک ایدئولوژی طالبان و جریان افراط شد.


سوم: در ماههای گذشته بسیاری از چهره های مشور مجاهدین افغان توسط جریان افراط به شیوه ای مشترک کشته شده اند. یکی از قربانیان این جریان احمد والی کرزی برادر حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان بود که وی نیز به همین سبک و با نفوذ جریان افراط به درون حلقه امنیتی‌اش کشته شد. نقطه مشترک همه این ترورها، پیگیری نشدن آن از سوی مقامات امنیتی افغانستان و نیز نیروهای آمریکایی است. این نکته تاریک و سوال برانگیز دستگاه امنیتی افغانستان است که هیچ وقت خبری درباره آن منتشر نشد.

چهارم: آمریکایی ها در یک سال گذشته تلاش زیادی کرده اند تا همزمان با آغاز کاهش نیروهای خود در افغانستان، مجوز احداث پایگاه نظامی دائمی در افغانستان را از دولت و مجلس این کشور بگیرند. امنیت افغانستان مهمترین دلیلی می تواند باشد که این تلاش آمریکا را با شکست مواجه کند. ناامنی مهمترین درخواست سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس برای بقا در افغانستان است. پروژه گفت و گو با طالبان هم اگر قرار بود به امنیت افغانستان منجر شود به هیچ وجه مطلوب سرویس های امنیتی غرب نیست و آنها در ظاهر از این روند حمایت کرده و می کنند.

پنجم: برهان الدین توسط همان جریانی کشته شد که 10 سال پیش احمد شاه مسعود یکی از نیروهای برهان الدین ربانی کشته شد. در ادامه همان روند نهایتا خشونت ها به جان نزدیکان کرزی نیز افتاد. جریان افراط در سالهای گذشته توانسته با شکست خوردن استراتژی غرب در افغانستان، وجهه از دست رفته خود را بازیابد. در دو سال گذشته تلاش زیادی از سوی آمریکا و دولت کرزی صورت گرفت تا پروژه گفت و گو با طالبان و تقسیم افراطیون به دو جریان خوب و بد صورت بگیرد. ترور برهان الدین ربانی به عنوان مشهورترین چهره ای که پروژه گفت و گو با طالبان را پیش می برد، ضربه نهایی به پروژه صلح با طالبان وارد کرد. اینک باید دید دولت کرزی و آمریکایی ها چگونه خواهند توانست پروژه از قبل شکست خورده خود را مدیریت کنند.


محل اختفای قذافی مشخص شد
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، معمر قزافی ، لیبی ، دیکتاتور

خبرگزاری رویترز در خبری فوری به نقل از "هشام ابو حجر"، یکی از مسئولان بلند پایه شورای انتقالی لیبی اعلام کرد که به نظر می‌رسد قذافی در شهر غدامس پنهان شده باشد.

یکی از مسئولان شورای انتقالی لیبی اعلام کرد که به نظر می‌رسد، قذافی در شهر مرزی غدامس پنهان شده و تحت حمایت مردانی از قبیله طوارق قرار دارد.

به گزارش فارس، خبرگزاری رویترز در خبری فوری به نقل از "هشام ابو حجر"، یکی از مسئولان بلند پایه شورای انتقالی لیبی اعلام کرد که به نظر می‌رسد قذافی در شهر غدامس پنهان شده باشد.

شهر غدامس در شمال غربی لیبی قرار دارد و مرکز استانی است به نام غدامس و هم‌مرز با کشور الجزایر است.

این مقام مسئول لیبی گفت که وی تحت حمایت مردانی از قبیله طوارق قرار دارد که همچنان از قذافی حمایت می‌کنند.

از سوی دیگر یک مقام مسئول دیگر در شورای انتقالی گفت که اخباری مبنی بر حضور سیف الاسلام قذافی در شهر بنی‌ولید و برادرش معتصم در شهر سرت بدست انقلابیون رسیده است.

این درحالی است که تلویزیون الرای که از شهر دمشق برنامه‌های خود را پخش می‌کند، روز گذشته تصاویری از سیف‌الاسلام قذافی، پسر معمر قذافی پخش کرد که وی را در میان هواداران خود در یکی از جبهه‌های جنگ علیه انقلابیون در لیبی نشان می‌داد.


بازخوانی تحولات سیاسی نظامی 8 سال دفاع مقدس
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: جبهه وجنگ ، سیاسی
سرویس دفاع مقدس «تابناک» ـ در بهمن ماه سال 1357، مبارزات چندین ساله مردم ایران با ظلم و ستم حکومت‌های مستبد به نتیجه رسید و حضرت امام(ره) در 12 بهمن ماه 1357 پس از پانزده سال تبعید به میهن بازگشت. تن دادن حکومت به اجازه دادن برای ورود امام(ره) به ایران، به معنای اجتناب‌ناپذیری وقوع انقلاب و اعتراف حکومت شاهنشاهی به این امر بود. با وجود این، باید گفت که حضرت امام(ره) و مردم در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی از هیچ انقلابی الگو نگرفتند، ولی انقلاب، خود به الگویی برای مردم منطقه و جهان تبدیل شد.

انقلاب اسلامی، از پیروزی تا جنگ تحمیلی

هرچند ساختار کلی نظام در سال 58 شکل گرفت، چالش‌های سیاسی ـ امنیتی نیز پیش روی کشور قرار گرفت. حضرت امام(ره) که در همان ماه‌های نخست پیروزی انقلاب در اندیشه تدبیر برای آینده انقلاب و طراحی پایه‌های مستحکم برای آن بود، دستور برگزاری نخستین همه‌پرسی درباره حکومت جمهوری اسلامی ایران را دادند که با رأی مثبت 2/98 درصدی مردم در تاریخ دوازدهم فروردین 1358 روبه‌رو شد.

مشارکت دادن جامعه در تشکیل نهادهای مردمی مانند مجلس شورای ملی، انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان و... برای استقرار نظام در سال 58 قابل توجه است. حضرت امام(ره) اداره امور حکومت را به جامعه سپردند و تأکید و شتاب ایشان در این تصمیم از یک سو و میزان ریسک‌پذیری آن از سوی دیگر، چندان زیاد بود که حتی مورد انتقاد بسیاری از دوستان انقلاب نیز قرار گرفت.

البته استقرار نظام بسته به امر مهم دیگری نیز بود و آن، ایجاد یکپارچگی ملی و همسویی میان گروه‌ها و اقوام بود، چرا که در این مقطع، شاهد شکل‌گیری تحولات امنیتی در قالب شورش، کودتا، تجزیه‌طلبی و... در نقاطی چون خوزستان، کردستان، تبریز و ... با حمایت خارج بودیم. توطئه‌ها و آشوب‌ها، موجب ایجاد چالش‌های سیاسی و امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران شد، به گونه‌ای که وحدت ملی و تمامیت ارضی در این مقطع، تهدید شد.

بی‌نظیرترین انقلاب در تاریخ معاصر جهان در این سال با تحولات قابل توجه دیگری نیز همراه بود که البته ریشه بسیاری از این رخدادها به این موضوع برمی‌گشت که درک ریشه‌ها، عمق، و ابعاد انقلاب اسلامی برای بسیاری از کشورهای جهان و از جمله ایالات متحده آمریکا ـ که تا آن زمان، بیشترین نفوذ را در ایران داشت ـ مشکل بود. آمریکا برای به کنترل درآوردن انقلاب، تلاش‌های خود را افزایش داد. جامعه و رهبر انقلاب با حساسیت ویژه ای به این موضوع نگاه کردند و تسخیر لانه جاسوسی در سیزدهم آبان 58 ـ که به تعبیر امام «انقلاب دوم» نامیده شد ـ واکنش طبیعی و منطقی به این حوادث بود.

در درون کشور نیز برخی گروه‌های سیاسی مانند حزب توده، در صدد سهم خواهی از حکومت برآمدند، به ویژه  اینکه درک درستی از رویکرد انقلاب اسلامی نبود و از سوی دیگر، تلاش‌های بسیاری هم برای ایجاد انحراف در اصول و اهداف انقلاب انجام شد. شکل‌گیری گروهک‌های انحرافی و تروریستی در این راستا بود و انقلاب از وجود برخی شخصیت‌های برجسته خود مانند شهید مطهری، سپهبد قرنی و آیت‌الله مفتح در سال 58 محروم شد.
 
آغاز جنگ تحمیلی (سال 1359)

انقلاب اسلامی ایران در سومین سال خود با یک جنگ تحمیلی و همه جانبه روبه‌رو شد. این جنگ در 31 شهریور ماه 59 از سوی رژیم بعث عراق و یک جانبه علیه ایران آغاز شد. غیر مترقبه بودن جنگ، موجب از هم پاشیدگی زندگی مردم در ابعاد گوناگون شد، ولی با وجود کاهش قدرت بازدارندگی نظامی ایران، استراتژی دفاعی کشور در برابر تجاوز دشمن مبتنی بر سه محور اسلام، مردم و سرزمین در همان ماه‌های آغازین جنگ شکل گرفت.

درباره ریشه‌های جنگ نیز باید گفت که ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی در بیان مواضع و دیدگاه‌های انتقادی نسبت به تحولات نظام جهانی با صراحت بیشتری گفته شد، به گونه‌ای که غرب و آمریکا به این نتیجه رسیدند که رویکرد انقلاب اسلامی در راستای توازن منطقه ای مورد نظر آنان نیست. به همین دلیل، آمریکا در فروردین 59 رابطه خود را با ایران قطع کرد.

در این باره باید گفت که رویداد طبس، منجر به شکست عملیات نجات گروگان‌های آمریکایی شد. کودتای نوژه همدان برای متوقف ساختن انقلاب بود و از سوی دیگر، کشورهای منطقه که از صدور انقلاب اسلامی نگران شده بودند، باید برای متوقف کردن آن کاری می‌کردند.

در میان کشورهای منطقه و در دهه‌های گذشته منتهی به انقلاب، عراق بیشترین چالش‌های امنیتی و نظامی را با ایران داشت. رژیم بعث عراق در آغاز سال 59 با انجام تحرکات مرزی و ایذایی، تمایل خود را به انجام جنگ علیه ایران نشان داد، اما پیش‌بینی جنگ برای مقامات سیاسی کشور سخت بود.

در این راستا، گویا مسئولین در برابر آغاز جنگ تحمیلی در پایان شهریور 59 غافلگیری شده بودند. جامعه نیز به دلیل نداشتن آمادگی در رویارویی با چنین واقعه‌ای، دچار نوعی بهت و حیرت شد. با وجود این، مسأله «اجتناب ناپذیری جنگ»، هنوز یکی از پرسش‌های مهم و اساسی نزد نخبگان و صاحب نظران است و پاسخ به آن برای آینده کشور، از اهمیت راهبردی برخوردار است.

در تاریخ 31 شهریور ماه 59 تهاجم سراسری عراق به ایران با بمباران هوایی فرودگاه مهرآباد آغاز شد. در همان روزها و ماه‌های نخست جنگ، بخش زیادی از سرزمین ایران به اشغال ارتش بعث درآمد و نبود انسجام و هماهنگی در درون ارتش و نبود تجربه راهبردی برای مقابله با تجاوز نظامی عراق، موجب ناتوانی ارتش در دفاع موثر از سرزمین ایران شد. ضعف در فرماندهی کلان و اجرای طرح‌های دفاعی ناقص ـ که عمدتا به تأیید بنی صدر می‌رسید ـ موجب شد تا مشکلات بسیاری برای شکل‌گیری راهبرد دفاع همه جانبه مردمی ایجاد شود.

مردم مناطق جنگی، به ویژه در خوزستان به فکر تشکیل هسته‌های دفاع مردمی افتادند و در برابر پیشروی ارتش مسلح عراق جانانه دفاع کردند. با وجود این، خرمشهر در همان ماه‌های آغازین جنگ سقوط کرد.

در درون کشور نیز اختلافات ادامه داشت و تأثیر منفی بر جبهه‌های جنگ گذاشت.

روند آزادسازی مناطق اشغالی (سال 1360)

تحولات و رخدادهای سال 60 در قالب دو محور عمده «تشدید بی‌ثباتی‌های سیاسی در داخل» و «شکل‌گیری روند آزادسازی بخشی از مناطق اشغالی در جبهه خارجی» تعریف می‌شوند.

اختلافات درونی در آغاز سال 60 تشدید شد و گروهک منافقین و هواداران چریک‌های فدایی خلق، درگیری‌های خیابانی را به اوج رساندند. همچنین شکست بنی صدر در سازماندهی دفاع موثر در جبهه خارجی، موجب تأثیرگذاری منفی در میدان درونی شد. وی در 20 خرداد از فرماندهی کل قوا عزل و به دنبال آن، دو فوریت طرح بی‌کفایتی سیاسی رئیس جمهوری وی در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و سرانجام، شورش‌های خیابانی، به آغاز مبارزه مسلحانه گروهک مجاهدین خلق با جمهوری اسلامی و واقعه 30 خرداد 60 انجامید.

ایجاد همسویی در درون پس از عزل بنی صدر، تقویت جبهه خارجی را به همراه داشت، به گونه‌ای که اجرای عملیات فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا در منطقه دارخوین، به افزایش روحیه مقاومت و دفاع در جامعه انجامید. در ماه‌های میانی و پایانی این سال و در پی تغییر استراتژی جنگ، عملیات‌های مهمی چون ثامن الائمه و طریق القدس، طراحی و اجرا و بخش‌هایی از سرزمین‌های اشغالی آزاد شد.

سال 60 از جنبه وقوع ترورهای هدفمند ضد انقلاب نیز قابل توجه است. متأسفانه در جریان این ترورها، شماری از رهبران و کارگزاران موثر نظام به شهادت رسیدند؛ انفجار حزب جمهوری و شهادت 72 تن از اعضای این حزب، ترور ناموفق حضرت آیت‌الله خامنه ای در مسجد ابوذر و انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت رجایی و باهنر از جمله این ترورها بود.

البته برآیند مجموعه این تحولات در راستای تحکیم موقعیت کشور در برابر رویدادهای درونی و بیرونی ارزیابی شد، به گونه‌ای که انقلاب اسلامی در صحنه داخل از نشان دادن رفتارهای دمکراتیک بازنماند و در جبهه‌های جنگ، سلسله عملیات‌های موفقیت آمیزی به اجرا گذارد.

تغییر موازنه سیاسی و نظامی به سود ایران (سال 1361)

تداوم پیروزی‌های رزمندگان در جبهه‌ها، موجب تغییر موازنه سیاسی و نظامی به سود ایران شد. در آغاز سال 61 رزمندگان اسلام موفق شدند دو عملیات مهم و سرنوشت ساز را به اجرا گذارند؛ یکی، عملیات فتح‌المبین با رمز یا زهرا(س) و دیگری عملیات بیت المقدس با رمز یا علی(ع) بود. فتح خرمشهر در سوم خرداد 61 موجب شد تا کشور در شرایط منحصر به فرد و تاریخی قرار گیرد. فشار روحی و روانی سنگینی تا این تاریخ روی مسئولین بود و آزادسازی خرمشهر، تا اندازه‌ بسیاری در کاهش این فشار موثر بود. سخنان حضرت امام(ره) درباره اهمیت این واقعه، مبنی بر اینکه فتح خرمشهر، فتح خاک نیست، بلکه فتح ارزش‌های اسلامی است، حکایت از اهمیت آن دارد.

دولت وقت ایران نیز خود را موظف دانست تا بودجه کشور را به گونه ای هزینه کند که مردم از نظر روانی با کمترین مشکلات، زندگی کنند؛ افزون بر اینکه شورای‌عالی بازسازی مناطق جنگی نیز در کشور تشکیل شد.

اما درباره صحنه خارجی و جنگ، تحت تأثیر مسأله ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، اختلاف نظر در درون کشور ایجاد شد؛ رفت و آمدهای منطقه ای برای برقراری آتش بس میان ایران و عراق شکل گرفت، ولی ایران از پذیرش پیشنهادهای ناقص آنها ـ که در بردارنده حقوق کشور نبود ـ خودداری کرد. ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، مهمترین پرسشی بود که مطرح شد. با وجود اعلام نظر قطعی حضرت امام(ره) به ادامه جنگ و پیشروی در خاک عراق، فرماندهان نظامی و مسئولین سیاسی درباره چگونگی اجرا، دارای دیدگاه‌های متفاوتی بودند و این اختلاف، تأثیر بسیاری بر نحوه ادامه دفاع گذاشت.

جمهوری اسلامی ایران با این تفکر که امکان دستیابی به پیروزی زودهنگام بر عراق مبتنی بر همان تاکتیک‌های پیشین وجود دارد، عملیات رمضان را طراحی و اجرا کرد که دارای نتایج قابل قبولی برای ایران نبود. رژیم بعث عراق، سرنوشت سیاسی خود را در نتیجه این عملیات می‌دانست و به همین دلیل، با همه توان دفاع کرد.

پس از عملیات رمضان، به تدریج این موضوع روشن شد که استراتژی جمهوری اسلامی بر دستیابی به صلح با یک پیروزی بزرگ استوار است؛ بدین شکل که ایران با پیروزی در یک عملیات بزرگ، دشمن را در وضعیتی گذارد که به ارایه امتیاز به ایران و پایان دادن به جنگ تن دهد. این تفکر به تدریج بر استراتژی نظامی و سیاسی ایران در جنگ سایه افکند و تا پایان جنگ همچنان حاکم بود.

تغییر ماهیت جنگ از تهاجمی به فرسایشی (سال 1362)

 جنگ در سال 62 به بن‌بست رسید و ماهیت آن از تهاجمی، به فرسایشی تبدیل شد. اراده برای پایان جنگ بر کلیه طرح‌های دفاعی سایه افکنده بود. اجرای عملیات‌های محدود به عنوان مقدمه اجرای عملیات‌های بزرگ در ماه‌های پایانی 61 و اوایل 62 ناموفق بودند؛ بنابراین، انجام عملیات در مناطق غربی کشور مانند عملیات والفجر در دستور کار قرار گرفت.

جنگ در خطوط نبرد مستقیم دارای نتایج روشنی نبود؛ بنابراین، عراق اقدام به بمباران هوایی و موشکی شهرهای ایران و نیز برای متوقف ساختن پیشروی‌های احتمالی ایران، از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرد.

نگرانی‌های غرب و منطقه درباره وضعیت حکومت صدام، موجب شد تا سیل کمک‌های مالی و تسلیحاتی به عراق سرازیر شود و در همین هنگام بود که روابط سیاسی آمریکا و عراق، برقرار شد.

دولت نخستین برنامه پنجم توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور را تقدیم مجلس و تلاش می‌کرد تا صحنه جنگ را از صحنه زندگی مردم جدا کند؛ بنابراین، سیاست‌ها و برنامه‌ها در راستای عادی کردن زندگی مردم و اجرای فعالیت‌های اقتصادی و فرهنگی بود.

همچنین ضرورت جلوگیری از فرسایشی شدن جنگ، ایجاب می‌کرد تا فرماندهان نظامی به اجرای طرح‌هایی که در بردارنده ابتکار عمل نظامی باشد، بیندیشند. به همین دلیل در پایان سال 62 عملیات خیبر در منطقه «هورالهویزه» اجرا و منجر به تصرف جزایر مجنون شد.

مهمترین ابتکار عمل در این عملیات، تغییر وضعیت صحنه نبرد از خشکی به آبی بود؛ قابلیت‌های نظامی ایران در نتیجه موفقیت‌های این عملیات مورد توجه ناظران خارجی قرار گرفت.

گسترش ابعاد غیر نظامی جنگ (سال 1363)

در سال 63، حوزه جغرافیایی جنگ گسترش یافت و در ابعاد غیر نظامی نیز گسترده شد. هدف نهایی از این اقدام عراق که با حمایت وسیع غرب و منطقه همراه شده بود، تشدید فشار به ایران بود، چرا که ایران نشان داده بود به رغم محدودیت‌ها در زمینه تجهیزات و امکانات، قابلیت رخنه در دیواره دفاعی عراق و تغییر توازن نظامی به سود خود را دارد.

در این باره باید گفت، عراق که از پشتیبانی غرب و شرق اطمینان حاصل کرده بود، با استفاده از هواپیماهای فرانسوی «سوپر اتاندارد»، ضمن حمله به جزیره خارک، نفتکش‌های حامل نفت ایران را مورد حمله قرار داد. این اقدام عراق در چهارچوب استراتژی تشدید فشار به ایران ارزیابی می‌شود. اقدام مقابله به مثل ایران و تهدید به بستن تنگه هرمز، موجب تشدید نگرانی‌های منطقه و غرب شد؛ نتیجه این امر، افزایش تحرکات دیپلماتیک و ضرورت مداخله غرب برای تعیین سرنوشت جنگ بود.

عراق برای غلبه بر ناکامی‌هایش در اجرای استراتژی جنگی در صحنه نبرد و همچنین تشدید فشار روانی بر افکار عمومی جامعه ایران، به بمباران هوایی و موشکی شهرها و اماکن غیر نظامی ادامه داد و در جبهه‌های جنگ نیز به صورت گسترده از سلاح‌های شیمیایی بهره برد.

جمهوری اسلامی ایران نیز برای ادامه جنگ با محدودیت‌های مالی و تسلیحاتی زیادی روبه‌رو شد. طراحی هر گونه عملیات برای خارج ساختن جنگ از وضعیت بن بست، تحت فشارهای روحی سنگین صورت می‌گرفت. مشکلات ادامه جنگ و تردیدهای مطرح، موجب شد تا دو نوع دیدگاه عمده درباره نحوه ادامه جنگ پدید آید.

خروج از بن بست و تغییر موازنه به سود ایران ( سال 1364)

جنگ در سال 64 و در پنجمین سال خود، در حالی ادامه یافت که شاهد خارج شدن آن از وضعیت بن بست و تغییر موازنه به سود ایران هستیم. از سوی دیگر، تداوم جنگ در سال 64 نشان دهنده ناکامی عراق در اجرای استراتژی فشار به ایران و از پا درآوردن آن بود.

البته عراق در این سال همچنان بر انجام حمله به شهرها و اماکن غیر نظامی اصرار ورزید و به حمله به تاسیسات نفتی ایران ادامه داد. شورای امنیت سازمان ملل نیز برای نخستین بار اقدام عراق در استفاده از سلاح‌های شیمیایی را محکوم کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه ای به عنوان رئیس‌جمهور وقت ایران به کشورهای سوریه، لیبی، چین و ژاپن سفر کرد؛ این سفرها بیانگر در پیش گرفتن رویکردی جدید در حوزه سیاست خارجی ایران بود. جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت در مجامع بین المللی حضور پر رنگتری داشته باشد. سفر سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان به تهران، بخشی از نتایج شکل گیری روند جدید در سیاست خارجی ایران بود.
همچنین دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی به مواضع اشتباه این سازمان درباره جنگ تحمیلی اعتراف کرد و دبیرکل سازمان ملل نیز بر حق بودن مواضع ایران صحه گذارد.

در میدان نبرد نیز فرماندهان به این نتیجه رسیدند که با تجربه عملیات‌های رمضان، والفجر، خیبر و بدر، نمی‌توان عملیات‌های گسترده انجام داد. در عین حال، اجرای عملیات‌های محدود برای زنده نگه داشتن جنگ و فشار نظامی بر دشمن در دستور کار بود؛ افزون بر اینکه دیرکرد در اجرای عملیات گسترده، پذیرفته نبود. به همین دلیل، بحث و بررسی در مورد منطقه فاو از خرداد 64 و عملیات والفجر 8 در بهمن ماه 64 آغاز و بدین ترتیب بندر فاو فتح شد؛ این عملیات موجب شد تا توازن نظامی به سود ایران تغییر کند.

فتح فاو از این جهت نیز اهمیت داشت که بر خلاف تصور برخی مسئولین جمهوری اسلامی ایران ـ که آن را به نوعی برای ارایه امتیاز به ایران و پایان جنگ قلمداد می‌کردند ـ موجب افزایش حمایت‌ها از عراق شد.

تصویب قطعنامه 598 (سال 1365)

در سال 65، دامنه جنگ با هدف مقابله با برتری ایران تشدید شد. به همین دلیل، امام خمینی(ره) با درکی که از نتایج احتمالی ناشی از پیروزی ایران در عملیات فاو، مبنی بر فشار به ایران داشتند، سال 65 را به نام «سال استقامت» نام نهادند.

پس از فتح فاو، هیچ گونه تغییری در روش قدرت‌های حامی عراق ایجاد نشد و فشار به ایران را در ابعاد جدیدی دنبال کردند. صدام که در بازپس گیری فاو ناامید شده بود، استراتژی «دفاع متحرک» را آغاز کرد؛ اشغال دوباره مهران در اردیبهشت 65 بر اساس این استراتژی انجام گرفت.

افشای ماجرای مک فارلین در سیزدهم آبان 65، کلیه تحولات سیاسی و نظامی جنگ را تحت تأثیر قرار داد. آمریکایی‌ها در گفت‌وگوهای محرمانه با ایران، امیدوار بودند از اختلاف نظر جناح‌های سیاسی ایران برای تحکیم موقعیت خود استفاده کنند، ولی افشای این ماجرا موجب شد تا موقعیت آمریکا حتی در منطقه هم دچار بحران شود.

تلاش ایران برای حفظ برتری و در مقابل، کوشش عراق‌ها برای تغییر این وضعیت منجر به تصمیم ایران به اجرای عملیات موفقیت آمیز کربلای 5 شد. این عملیات  هرچند به دلیل مقاومت عراق نتوانست منجر به فتح بصره شود، موجب تثبیت توازن به سود ایران شد. عراق نیز برای غلبه بر فضای به وجود آمده، با حمله به نفتکش‌ها و پایانه‌های نفتی و مراکز صنعتی و اقتصادی ایران، هدف بین‌المللی کردن جنگ را دنبال کرد.

با وجود این، فشارهای بین المللی برای پایان جنگ با تصویب قطعنامه 588 شورای امنیت سازمان ملل ادامه یافت؛ این قطعنامه بدون اشاره به نام کشور متجاوز، خواستار توقف فوری جنگ بود.

آغاز پایان جنگ (سال 1366)

آغاز روند شکل‌گیری پایان جنگ با تصویب قطعنامه 598، مهمترین تحول مربوط به سال 66 بود.

هفتمین سال جنگ در حالی ادامه یافت که فشارهای نظامی عراق در خلیج فارس بر ایران تشدید و موجب شد تا برتری ایران در جنگ زمینی تحت تأثیر قرار گیرد. جنگ نفتکش‌ها به طور گسترده‌تری در این سال ادامه یافت. سیاست مقابله به مثل ایران و اجرای استراتژی قایق‌های تندرو، عملا آمریکا را به میدان نبرد وارد کرد.
آمریکا سکوهای نفتی نصر و سلمان را نابود و کشتی ایران اجر را غرق کرد، به گونه‌ای که در بعد نظامی، اساسا شش ماهه نخست سال 66 به درگیری ایران و آمریکا در خلیج فارس معطوف شد و سرانجام با برخورد موشک به اسکله «الاحمدی» کویت در سی‌ام مهر ماه، آمریکا رسما از ادامه دادن نبرد عقب نشست.در بعد سیاسی و بین المللی، قطعنامه 598 تصویب شد و ایران با تلاش‌های دیپلماتیک به دنبال تعدیل مفاد آن بود.

در بعد منطقه ای، کویت حمایت رسمی خود را از عراق اعلام کرد و عربستان نیز جمعه خونین را آفرید. در این حادثه، پلیس عربستان در یک حمله از پیش طراحی شده به حجاج ایرانی حمله کرد و 222 نفر را به شهادت رساند.
در بعد داخلی نیز کاهش توان دولت در تأمین هزینه‌های جنگ به شکل محسوسی خود را نشان داد. با وجود این، هیچ کدام از این تحولات منجر به پایان جنگ نشد.

پایان جنگ (سال1367)

جنگ در سال 67 پایان یافت، ولی چگونگی آن قابل توجه است؛ به عبارت دیگر، نحوه پایان جنگ و اینکه چرا جنگ به این شکل پایان یافت، یکی دیگر از پرسش‌های اساسی است که در پاسخ به آن نظریات متفاوتی طرح شده است؛ با وجود این، برخی تحولات پایانی سال در فهم چرایی پایان جنگ موثر هستند.

آمریکا در آغاز سال 67، به دو سکوی نفتی ایران در خلیج فارس حمله و همچنین ناوچه جوشن، ناو سهند و یک قایق تندروی ایران را نابود کرد. عراق نیز که در سال 66 به بازسازی ارتش و تغییر استراتژی نظامی پرداخته بود، در همان آغاز سال 67، در صدد بازپس‌گیری بندر فاو از ایران برآمد و با غافلگیر کردن نیروهای ایران در عرض 36 ساعت این کار را انجام داد.

به این ترتیب، منافقین که از سال 65، همه فعالیت‌های خود را از فرانسه به عراق منتقل کرده بودند، خود را کامل در اختیار ارتش عراق گذاردند؛ آنان با حمله به مهران، شعار امروز مهران، فردا تهران را مطرح کردند.

آمریکا هواپیمای مسافربری ایرباس حامل 290 سرنشین را بر فراز آب‌های خلیج فارس سرنگون کرد.

حضرت امام(ره) در درون کشور دو اقدام اساسی انجام داد: نخست، انتصاب آقای ‌هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرمانده کل قوا به منظور ایجاد ستاد فرماندهی کل، هماهنگی ارتش و سپاه، تمرکز صنایع دفاعی و تأمین تجهیزات، تمرکز امور تبلیغی و فرهنگی و بهره‌برداری از کمک‌های مردمی و دوم، اعلام بسیج عمومی برای دفاع در برابر تهاجمات عراق بود.

رئیس جمهوری اسلامی ایران طی نامه ای در 27 تیر ماه، پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران را به دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد؛ پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ، بحث‌هایی را درباره رویکرد سیاست خارجی ایران مطرح ساخت و این احساس پدید آمد که هزینه‌های جنگ، موجب دست کشیدن ایران از اصول انقلابی شده است؛ اما حکم تاریخی امام درباره اعدام سلمان رشدی در بهمن ماه 67 خط بطلانی بر این گونه تحلیل‌ها بود.

تهیه و تنظیم: رضا مؤمن‌زاده