بسیاری از متفکرین شفاهی از جهات مختلفی با یکدیگر متفاوتند. اما در یک چیز مشترک هستند. آن هم این که حاضر نیستند هیچ کتاب و یا مجموعهی مکتوبی از ایشان منتشر شود. این افراد معمولا نظرات خود را در غالب مصاحبه و یا سخنرانی بروز میدهند، که گاهی با نظر قبلیشان نیز متفاوت است. ولی به دلیل شفاهی بودن قابل نقد و بررسی نیست.
به
گزارش خبرنگار«فردا»از طرفی این افراد مدعی آوردن نقشی جدید در دایره تفکر معاصر ایرانی هستند. اما به مانند متفکرین قبل از میلاد مسیح مکتوبات را قابل خود نمیدانند. همچنین این افراد تفکرات غامض و گاه خاص خود را ابتدا در جمع عوام مطرح میکنند و بعد منتقدان را به بیسوادی متهم میکنند. در صورتی که یک متفکر برای بسط و آزمون خطای اندیشه خود باید ابتدا در یک جمع تخصصی نظرات خود را ارائه کند. تا با نقد و بررسی ایرادات آن رفع شود.
مشهورترین متفکر شفاهی معاصر سید احمد فردید است که مهمترین بخش تفکرش تجدد ستیزی و پر و بال دادن بی حد و حصر به سنت است. احمد فردید با توجه به نوع تفکر خاص فلسفیاش اعتقادی به مکتوبات نداشت و به همین دلیل پس از گذشت سالها از مرگش شاگردان وی حلقه وسیعی از افراد متفاوت و متناقض را شامل میشوند که از لندن نشینان متفرعن گرفته تا سنتگرایان متصلب را در بر میگیرد. به قولی هر کسی از ظن خود یار این تفکر است. این شاگردان غالبا دیدگاه نزدیکی به یکدیگر ندارند. اما برخی از آنان علل الخصوص در قضایای سیاسی اخیر پشت جریان انحرافی ایستادهاند و از آن حمایت کردهاند.
این مدل تفکر شفاهی بعد از دنیای فلسفه اکنون وارد دنیای سیاست نیز شده است. اسفندیار رحیم مشایی داعیه دار فکری دولت از این دسته است. وی در سالهای اخیر هر روز حرفی میزند و فردایش آن را تکذیب میکند که منظور من این نبوده است و برخی غرض ورزانه آن را تعبیر کردهاند. البته پشت این شفاهی بودن نوعی ترس از افشا شدن نیز وجود دارد.
در این رابطه به عنوان مثال یکی از مسائل مهمی که در ابتدای انقلاب اسلامی بروز پیدا کرد همین ابراز نظرات دانشمندان در مکتوبات بود. تا مردم از این طریق جریان مقبولشان را انتخاب کنند. نه این که مثلا یک مناظره تلویزیونی سرنوشت یک ملت را مشخص شود. کتابهای افرادی مانند شهید مطهری، مقام معظم رهبری، آیت الله امینی، آیت الله شهید بهشتی، آیت الله شهید باهنر، دکتر علی شریعتی و بسیاری از شخصیتهای تاثیرگذار نظام که در زمان خود پرفروش نیز بودهاند از این نوع است.
به قول یکی از نویسندگان جوان معاصر بترسیم از جماعتِ بیکتاب، فیلسوفِ شفاهی، استراتژیستِ تلویزیونی، متفکر رسانهای هفتگی و مکتبِ بیمکتوب...