تصاویر منتشرنشده از اعتراض یزدی‌ها به خاتمی در تشییع مرحوم صدوقی
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، سیدحسن خمینی ، عکس

محمد خاتمی دو روز پیش در حالی برای حضور در مراسم تشییع و تدفین حجت‌الاسلام صدوقی نماینده ولی‌فقیه و امام‌جمعه فقید یزد به این شهر رفت که حضور وی در شهر یزد با اعتراض‌های شدید مردمی مواجه شد.

به گزارش رجانیوز، مردم یزد در حالی اعتراض شدیدی به حضور خاتمی در این مراسم کردند و شعارهایی علیه وی به‌عنوان یکی از سران داخلی فتنه سر دادند که وی تصور چنین برخوردی را در زادگاه خود نداشت. معترضان همچنین نسبت به سید حسن خمینی نیز مواردی را بیان کردند.

با این حال، این اولین بار نیست که خاتمی غافلگیر می‌شود، به‌طوری که در انتخابات 88 نیز استقبال تاریخی مردم یزد در جریان سفر استانی احمدی‌نژاد به این شهر در آستانه انتخابات، شرایط ویژه‌ای را ایجاد کرد. 

 


شعارهای اعتراضی؛ از سید حسن تا احمدی نژاد
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سیدحسن خمینی

شاید اتفاقی که در سالگرد رحلت امام(ره) در سال گذشته و هنگام سخنرانی سیدحسن خمینی رخ داد و امسال نیز تکرار شد، با وجود برخی انتقاداتی که به آن وارد بود، اما درس های زیادی را نیز در پی داشت.
 
درس هایی که اگرچه در مقاطع بعد، برخی آگاهان سیاسی نسبت به لزوم عبرت گیری از آنها هشدار دادند اما اتفاقاتی که از آن روزها تا امروز رخ داد حکایت از آن دارد که درس های آن واقعه عجیب هنوز آن چنان که باید بازخوانی نشده است.
 
مردم در سالگرد رحلت امام در سال گذشته، هنگام آغاز سخنرانی سیدحسن خمینی، نوه امام راحل، با سر دادن شعارهای مختلف انتقاد خود را از انحراف از خط امام(ره) بیان داشتند.
 
دیشب نیز در مراسم سالگرد ارتحال امام راحل، مجدداً شاهد بروز دوباره همین اتفاق از جانب مردم بودیم.
 
مردم امسال در هنگام سخنرانی احمدی نژاد باز هم انتقادات خود را از انحراف از خط امام نشان دادند. با این تفاوت که امسال انتقاد از ماجرای گروه انحرافی و برخی انتقادات پیرامون انحراف از خط ولایت نیز در شعارهای مردم مستتر بود.
 
شعارهایی که مردم ما در هنگام سخنرانی احمدی نژاد و سیدحسن خمینی در حمایت از راه ولایت سر دادند حرفهای سربسته زیادی را با خود دارد که اگرچه شاید رویه شدن این مسئله و شعار دادن مستمعین در هنگام سخنرانی چهره هایی که به عملکردهای آنان نقدهایی وجود دارد کار صحیحی نباشد اما نباید عکس العمل مردم در قبال برخی انحرافات را فراموش کرد.
 
در واقع همانگونه که مقام معظم رهبری نیز در سخنرانی امروز خود تصریح کردند "امام به مردم تفهیم کرد آن‌ها صاحب و مالک این کشور هستند." و این نکته ایست که چهره ها و آنها که انتسابی به رأی مردم یا خط امام دارند هیچگاه نباید از یاد ببرند.
 
البته شاید برای عده ای غیر قابل باور باشد که پشتوانه هایی مثل نوه امام و وابسته به بیت امام بودن و یا برخورداری از رأی بیست و چند میلیونی مردم نتواند در مقابل این انتقادات صریح مردم که در بزنگاه های خاصی مجال طرح می یابد، ایستادگی کند اما حقیقت آن است که همین امتیازات بزرگ را نیز کسی غیر از مردم به وجود نیاورده است.
 
این مردم بودند که بر گرد شمع وجود آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست حضور یافتند و با به وجود آوردن انقلاب اسلامی کاری کردند که ندای اسلام ناب محمدی(ص) به جهان طنین انداز شد.
 
البته امام راحل بارها تأکید فرموده بود که با مردم یا بدون مردم در راه اسلام گام خواهد برداشت اما در عین حال بر نقش عمیق و تأثیرگذار مردم در پیشبرد نهضت و راه بلند انقلاب اسلامی نیز همواره تصریح داشت.
 
و این نکته ایست که چهره ها و آنان که برای خود در میان همین مردم پشتوانه هایی را قائل هستند هیچگاه نباید از یاد ببرند.
 
مردم حتی در مقیاس 40 میلیونی نیز در یک انتخابات حضور می یابند و به کاندیداهای دلخواهشان رأی می دهند. اما همین مردم به محض مشاهده فتنه و انحراف، حماسه ای همچون یوم الله 9 دی را در حمایت از ولایت فقیه خلق می کنند و همواره نشان داده اند که در راه ولایت با هیچ احدی مسامحه و مصالحه ندارند.


نقد مصاحبه آقای سید حسن خمینی با مهرنامه؛
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدحسن خمینی ، سیداحمد خمینی ، نقد
چه کسی با امام(ره) گزینشی برخورد می‌کند؟

پس از رحلت سید احمد خمینی(ره)، امین و همراه همیشگی امام(ره) در تاریخ 25 اسفند 1373، بنا بر وصیت ایشان، تولیت حرم بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و همچنین مسئولیت موسسه حفظ و نشر آثار رهبر کبیر انقلاب بر عهده حجت‌الاسلام سید حسن خمینی قرار گرفت. مسئولیتی که به دلیل حراست از یادگار امام خمینی(ره)، یعنی اندیشه و آثار ایشان نزد مردم ایران اسلامی که امام خمینی(ره) را بت شکن خویش می‌شمرند، از اهمیت و حساسیت بالایی برخوردار است.

اگر مصطفی نجار سیلی زده بود چه میشد ؟؟؟!
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدحسن خمینی

در میان هیاهوی رسانه‌ای مربوط به حواشی سخنرانی ناتمام سیدحسن خمینی، خبری ابتدا دهان به دهان در میان اهالی سیاست و رسانه زبان به زبان گشت و بعد از آن به آرامی بر روی خروجی برخی از سایت‌های خبری قرار گرفت؛ خبری بسیار کوتاه و البته حیرت‌انگیز. طبق این خبر که روایت آن از سوی مراجع موثق خبری تأیید شد، در پی درگیری لفظی سیدحسن خمینی و محمدعلی انصاری با محمد نجار وزیر کشور، انصاری از شدت عصبانیت و سایر خصائص اخلاقی که خواننده می‌تواند در ذهن خود برای این اقدام متصور شود، سیلی محکمی به گوش وزیر کشور دولت قانونی جمهوری اسلامی ایران نواخته است.
نگارنده اساساً به کیفیت دعوا، هویت و سابقه طرفین و میزان حقانیت دو طرف نمی‌پردازد و در این چند روز گذشته تنها به یک سوال می‌اندیشد.
 اگر این سیلی در جهت عکس نواخته می‌شد، چه می‌شد؟ یعنی اگر به جای اینکه محمدعلی انصاری در معیت سیدحسن خمینی به صورت مصطفی نجار وزیر کشور می‌کوبید، این وزیر کشور بود که از روی عصبانیت و عدم کنترل صحیح و بر نفس خود، سیلی محکمی نثار گونه محمدعلی انصاری ـ نه حتی سید حسن خمینی ـ می‌کرد، چه اتفاقی می‌افتاد؟
بررسی روش‌های رسانه‌ای و سیاست‌ورزی اصلاح‌طلبان در طول دوران دوم خرداد و در ادامه آن روش‌های ژورنالیستی فتنه‌گران در فضای پس از انتخابات سال 88، نویسنده این سطور را به این باور یقینی رسانده است که در صورت حدوث این اتفاق:
 محمدعلی انصاری به سرعت در یکی از بیمارستان‌های شهر تهران تحت مداوای «جسمی» و «روحی» پزشکان متخصص قرار می‌گرفت. ابتدا پزشکان متخصص نسبت به حال وی ابراز نگرانی کرده و اثرات و عواقب این درگیری و مضروب شدن «رئیس ستاد برگزاری مراسم سالگرد بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (قدس)» را وخیم توصیف می‌کردند.
سپس سیل بیانیه‌ها، نامه‌ها و اعتراض‌ها در محکومیت این اقدام وزیر کشور دولت محمود احمدی‌نژاد بر سر و روی رسانه‌های فارسی زبان داخل و خارج کشور سرازیر می‌شد. سران داخلی فتنه و برخی از چهره‌های شاخص سیاسی و حتی استوانه‌های نظام نیز به عیادت انصاری در بیمارستان می‌شتافتند و با اهدای گل و طلب عافیت برای این یار دیرین بیت امام، برای مسببان واقعی این قضیه که -از نظر آن‌ها- بی‌شک در رأس آن رئیس دولت دهم قرار دارد، کلی خط و نشان کشیده و ابراز انزجار می‌کردند.
از دیگر سو رسانه‌های بیگانه و ضد انقلاب نیز هم چون دایه مهربانتر از مادر به صحنه آمده و با یادآوری این اصل که «هر انقلابی فرزندان خود را می‌خورد»، برای هتک حرمت بیت امام و یاران ایشان آن هم تنها پس از گذشت 21 سال از وفات ایشان ابراز تأسف می‌کردند.
از دیگر سو، گزارش‌های خبری گوناگونی به رشته تحریر درمی‌آمد تا از حادثه کوی دانشگاه 78 تا فاجعه کهریزک و از سعید عسگر تا لباس شخصی‌های مجتمع سبحان را با سریش ژورنالیسم حرفه‌ای به هم بچسباند و چون واگن‌های به هم پیوسته یک قطار برای زنده کردن تمام این اتفاقات در پیش روی خوانندگان و مخاطبان رژه برود.
در مرحله بعد، «نخبگان مردود»، «خواص مسکوت» و «اصولگرایان مستقل» به نوبت به صحنه آمده و چونان مردانی  که رسالتی سترگ بر گرده دارند و مجدانه در صدد رفع این بار از دوش خود هستند، اگر توان نگاشتن بیانیه را ندارند، حداقل با انجام یک مصاحبه کوتاه و محکومیت اقدام ددمنشانه وزیر کشور دولت دهم، دین خود را به خط امام و بیت امام راحل ادا می‌کردند.
بخشی از چهره‌های شاخص اصولگرایان نیز با تأکید بر حفظ وحدت کلمه و وحدت ملی و یا حتی دولت ائتلافی(!) سعی در به هم آوردن این زخم نموده و بر حسب همرنگ شدن با جماعت برای رسوای جماعت نشدن، این حادثه را به صورت کمرنگ محکوم می‌کردند.
اما همه این بلواها و هیاهوها تنها برای یک سیلی است. ضربه‌ای که از طرف فردی وابسته به یکی از جریان‌های سیاسی کشور به صورت فردی وابسته به جریان دیگر سیاسی کشور نواخته شده است.

آیا جز این است که این اتفاق در عالم واقع، صورت پذیرفته است؟ آیا جز این است که محمدعلی انصاری از مسئولین موسسه تنظیم به نفر سوم اجرایی مملکت، یعنی وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران با زدن سیلی ظلمی بزرگ روا داشته و به نوعی به دولت برآمده از رأی میلیون‌ها ایرانی با هتک حرمت به مهمترین وزیر آن دهن‌کجی کرده است؟
این اتفاق، حواشی و بازتاب‌های ناقص و کمرنگ بعد از آن را در مقایسه به حوادث احتمالی برای واقعه عکس آن، چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟ آیا مظلومیت اصولگرایان موجب شده تا این اتفاق بزرگ و ظلم آشکار حتی در رسانه‌های اصولگرا نیز بازتاب درخور توجهی نداشته باشد؟ آیا اصولگرایان دچار ضعف‌های اساسی در سیاست ورزی و فعالیت رسانه‌ای هستند؟ و یا این فتنه‌گرانند که علی‌رغم اداعاهای روشنفکری و خط امامی خود از روش‌های خاص ماکیاویستی برای سیاست‌ورزی بهره‌ می‌گیرند؟ و یا شاید هم هر سه؟