تحقق پیش‌بینی دو سال قبل حسن عباسی در مورد گلشیفته فراهانی
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: دکتر حسن عباسی ، گلشیفته فراهانی ، سینما

مشرق: اخبار متعددی درباره اکران فیلم جدید گلشیفته فراهانی در سایتها به چشم می خورد.

مرجان ساتراپی، کارگردان سیاه این فیلم که با پوششی سفید و نیمه عریان پا روی فرش قرمز رونمایی فیلمش گذاشته ، بار دیگر ثابت کرد دلارهای غربی و لقمه حرام کمپانی صهیونیستی هالیوود خوب به او ساخته تا نقش اول در به فحشا کشیدن زن ایرانی در مقابل دوربین داشته باشد.

گزارش این مجال به بررسی فیلم نمی پردازد بلکه به هشدارهای مردی توجه دارد که نه دو هفته پیش بلکه دو سال پیش درباره گلشیفته فریاد شد و مورد بی توجهی قرار گرفت.

در فیلمی که به تازگی تماشای آن در اینترنت رونقی دوباره گرفته ، آقای عباسی در جمعی به سخنرانی پرداخته و با اشاره به فیلم "جایی دیگر" به نویسندگی و کارگردانی مهدی کرم پور و با بازی گلشیفته فراهانی، می گوید:

روزی که داستان فرار گلشیفته به عنوان یک دختر فراری جنوبی (که از راه غیرمشروع باردار شده است) به عنوان یک فیلم اکران شد این پیام هشدار وجود داشت که سناریوی بزرگتری طراحی شده است.

به گزارش البرز، حسن عباسی همچنین دو سال پیش، از اینکه چند کارگردان گلشیفته را به عنوان شخصیت اصلی در فیلمهای دفاع مقدس بازی دادند نیز انتقاد نمود.

این استراتژیست در تحلیل فیلم "پیکره دروغین" که در آن لئوناردو دیکاپریو به این بازیگر زن ایرانی ابراز علاقه می کند توضیح می دهد که "زن نماد سرزمین و عقیده است" و ابراز علاقه یک غربی از بیرون بیمارستان به این فرد ، وانمود کردن علاقه غرب به میهن ایران است.

عباسی هشدار می دهد که:

این فیلم فقط برای جلب اعتماد مخاطب داخلی ساخته شده و به زودی زن ایرانی را به صورت عریان در رختخواب مرد غربی خواهند خواباند!


نکته تاسف برانگیز این فیلم همینجاست. دو سال قبل عباسی هشدار داد اما مدیران و مسئولان فرهنگی چه کردند؟ منتقدان سینمایی که در نشریات تیتر زددند: "بالاخره دیده شدیم!" آیا حالا باز جرات دارند بگویند دیده شدیم؟!


بازی گلشیفته‌فراهانی‌درفیلم‌مستهجن + عکس
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦  کلمات کلیدی: گلشیفته فراهانی ، سینما ، عکس

 گلشیفته فراهانی در فیلم های دست چندم بازی می کند و با مجله های مد- و نه سینمایی- مصاحبه می کند و در این سو پدرش یادداشت های ملتمسانه می نویسد؛ اما خود کرده را تدبیر نیست!

 

به گزارش مشرق، فیلم جای اژدها (There be dragons) فیلمی به کارگردانی رولند جفی و بازیگری گلشیفته فراهانی در نقش لیلا محصول سال ۲۰۱۱ است.
فراهانی در پروژه تازه کارگردان رولند جافی که یک فیلم درام است،در نقش لیلا با او همکاری می‌‌کند. 
فیلم There Be Dragons محصول سال 2011 میلادی– اسپانیا و در ژانر بیوگرافی، درام به مدت 122 دقیقه می باشد و دیدن این فیلم به افراد زیر 13 سال در خارج از ایران نیز به هیچ وجه توصیه نمی شود.
 
داستان فیلم در بحبوحه ی جنگ داخلی اسپانیا و در حالی که وحشت همه جا را فرا گرفته، او توسط یک روزنامه نگار به ارتباطات عمیق پدرش و نفوذ عمیق و تاریک او در زندگی است، پی می برد.
 
 
 
 
Charlie Cox, Wes Bentley and Dougray Scott 
فیلم‌های دیگری که گلشیفته در آن‌ها بازی می‌کند و قرار است در آینده اکران شوند فیلم فرانسوی به نام (Si tu meurs, je te tue) و در نقش یکم به کارگردانی (Hiner Saleem) و در فیلم (Chicken with Plums) به کارگردانی (Vincent Paronnaud) و (Marjane Satrapi) حضور داشته است.
فراهانی چندی پیش در اظهاراتی که همراه تصاویر وی در نشریه مد wox - که در نمایش عکس های عریان سابقه دارد- گفته بود که از حجاب متنفر است.

 
 
 
 
از دیگر سو گلشیفته فراهانی در فیلم "جای اژدها" براحتی دوگاری اسکات بازیگر مرد فیلم  را می بوسد و با لباس خواب در کنار وی در تختخواب هتل می خوابد و صحنه های نیمه برهنه وی با دوگاری اسکات که نقش دوست پسر وی را دارد، سکانس های دیگر فیلم را شکل داده اند. اینجاست معلوم می شود که چرا این هنرپیشه جوان پیش از این موفق، باید از حجاب متنفر باشد.
 
 چندی پیش نیز جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد نیز  در پاسخ به سوالی درباره احتمال بازگشت گلشیفته فراهانی به ایران گفته بود:«من در دوره مسئولیتم یک بار درباره گلشیفته فراهانی گفته بودم که می‌تواند برگردد. در آن مقطع این امکان وجود داشت. ولی بعدا اتفاق‌های دیگری افتاد. ممکن است من ۲۰ سال پیش به کسی رأی داده باشم که الان قبولش نداشته باشم. در این یک سال و نیم شرایط تغییر کرد و دیگر مشکل گلشیفته فراهانی در حوزه اختیارات ما نیست. اخیرا هم شنیده‌ایم این بازیگر در فیلمی در کردستان بازی کرده که صحنه‌های ناجوری دارد. که در این صورت بعید است خود جامعه بازیگری علاقه به حضور ایشان داشته باشد.»
 

 

 
 

 

اما این داستان روی دیگری هم دارد، پیش از این و درست در زمانی که گلشیفته فراهانی در فیلم "ریدلی اسکات" بازی کرد و پس از آن عکس های بی حجابش در رسانه ها و سایت های اینترنتی پخش شد؛ برخی از صاحب نظران حوزه فرهنگ و هنر که سابقه غرب را در چنین پروژه هایی دیده بودند زبان به هشدار گشودند؛ آنها نمونه های مختلفی چون گلشیفته فراهانی را دیده بودند، چه از نوع وطنی آن که در سال های پس از پیروزی انقلاب نمونه های متنوع داشت و چه از انواع دیگر غیر وطنی اش. 
کم نبودند کسانی مانند فراهانی که امید هالییوودی شدن و تبدیل شدن به ستاره سینمای ینگه دنیا به سنت های وطنی اش پشت پا زدند و همه چیز را نادیده گرفتند.
 اما در نهایت وقتی استفاده تبلیغاتی این ستاره ها به پایان می رسد اندک اندک حتی نشریات مبتذل مد هم به سراغ آنها نخواهند رفت و تازه تلخی غربت و مزه گس آلت دست شدن حس می شود. احساس بدی آنقدر بد که تلخی آن را حتی می شود از یادداشت پدر گلشیفته یعنی بهزاد فراهانی حس کرد.
"این روزها بیش از هر چیز به یاد بچه هایی هستم که ایران نیستند و در خارج از کشور فعالیت می کنند، نقاشان، موسیقی دان ها، بازیگران، کارگردانان و... همه هنرمندانی که ایران را ترک کرده اند و دور از اینجا مشغول کارهای هنری شده اند، دلیل آنها برای ترک ایران هر چه باشد،ما باید به این فکر کنیم که چه راهی برای آنها وجود دارد. ما غربت را نمی شناسیم و وقتی از آن دور هستیم، درکی از آن نداریم، اما وقتی در آن قرار می گیریم، می فهمیم خیلی سخت تر از آن چیزی است که تصور می کرده ایم. من وقتی که در پاریس سکته کردم و چند روزی خوابیدم. ایرانی های مقیم آنها به دیدنم آمدند و بسیار به من لطف کردند. وقتی به این اتفاقها نگاه می کنم، می بینم جوانانی که ساکن خارج از ایران هستند،عاطفه شرقی شریف خود را دارند، اما غصه ناهنجارغربت هم در دلشان هست و آنها را رنج می دهد. وقتی از دور به آنها نگاه می کنیم، می بینیم دارند زندگی می کنند، کار می کنند و... اما غصه هایشان را نمی بینیم، چرا شرایط باید طوری باشد که هنرمندان اهل فکر ما ترجیح بدهند جای دیگری زندگی کنند؟ این موقعیت باید سامان داده شود. دولت باید با کسانی که از اینجا رفته اند، برخورد موجهی داشته باشد، چون هنرمندان ما، انسان های شریفی هستند. انسان هایی اهل فکر که به امور ناهنجار اشتغال دارند، بلکه اهل فکر و فرهنگ هستند. هم دولت و هم ما باید شرایطی را فراهم کنیم که هنرمندانمان برای بازگشت احساس امنیت کنند و به فکر برگشتن باشند. اما این اتفاق نمی افتد و این تلخ است... خیلی تلخ است."

اما چه باید کرد که الغریق یتشبث بکل حشیش- کسی که در حال غرق شدن است به هرچیزی چنگ می زند- و همین شد که هر روز گلشیفته بیش از دیروز پل های پشت سرش را خراب کرد و از آن سو هم نتوانست تا جای پای محکمی برای خودش دست و پا کند. حالا گلشیفته فراهانی در فیلم های دست چندم بازی می کند و با مجله های مد- و نه سینمایی- مصاحبه می کند و در این سو پدرش یادداشت های ملتمسانه می نویسد؛ اما خود کرده را تدبیر نیست!


تهمینه میلانی خطاب به محمد رضا هنرمند:
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  کلمات کلیدی: تهمینه میلانی ، سینما

آن‌ها تا من را دیدند جا خوردند. به‌شان گفتم من نه ادعایی دارم و نه نفوذی اما فیلمم دارد خوب می‌فروشد. شما اگر ادعای مسلمانی دارید چرا برخلاف باور‌هایتان عمل می‌کنید. این کار از نظر شما حرام نیست؟ آن‌ها گفتند زورمان رسید و کردیم... رو به سید ضیاء هاشمی که تا آسانسور مرا همراهی کرد، گفتم: شما فرزندی داری؟ گفت بله، یک پسر دارم. من هم بدون حرفی به خانه رفتم.‌‌ همان شب زلزله آمد. عکس پسر آقای هاشمی افتاده بود ...

شفاف:تهمینه میلانی که به بانوی کارگردانان ایرانی شهرت دارد، با تولید یا اکران هر فیلمش حاشیه‌های فراوانی می‌آفریند و ماه‌ها آب به آسیاب منتقدان و سینماگران می‌ریزد و دمی در تنور آتش آن‌ها می‌دمد و آن‌ها را از رخوت و خمودگی خارج می‌کند. اخیرا این خانم کارگردان در مجله رونا جوابی به اظهارات محمد رضا هنرمند داده است و اعلام کرده «اهل گریه و نفرین نیستم».
 


به گزارش شفاف، ماجرا از آنجایی آغاز می‌شود که مجله رونا در پرونده‌ای به فیلم «دزد عروسک‌ها» ساخته محمد رضا هنرمند می‌پردازد. از آنجایی که این فیلم همزمان با فیلم «بچه‌های طلاق» ساخته تهمینه میلانی اکران می‌شود، محمدرضا هنرمند در مصاحبه خود عنوان می‌کند «میلانی به دفتر مهاب فیلم آمد و با گریه و نفرین، سینما قصه را که بهترین سینماهای تهران بود» را از اکران فیلم «دزد عروسک‌ها» بازداشت.

همان گونه که از میلانی انتظار می‌رفت، او در شماره اخیر (شماره مرداد) این مجله در مقام پاسخ برآمده و به اظهارات هنرمند پاسخ داده است. این یادداشت که تلفنی تنظیم شده است، میلانی در ابتدا از سخنان هنرمند انگشت حیرت گزیده و گفته «از حرف‌های آقای هنرمند حیرت زده شدم. واقعیت چیزی نیست که ایشان می‌گویند». میلانی در ادامه به ذکر ماوقع می‌پردازد که چگونه این فیلم «بچه‌های طلاق» چند هفته پیش از اکران فیلم محمد رضا هنرمند اکران می‌شود و با استقبال مردم مواجه می‌شود و یکی از این سینما‌ها سینمای «شهر قصه» بوده است.

اما طولی نمی‌کشد و فیلم محمد رضا هنرمند وارد این سینما و چند سینمای دیگر می‌شود. تهیه کننده فیلم «بچه‌های طلاق» حوالی ساعت ۱۱ شب با میلانی که در جشن فارغ التحصیلی یکی از دوستان بسر می‌برده، تماس می‌گیرد و خانم کارگردان را از ماجرا آگاه می‌کند. میلانی پس از آگاه شدن، آدرس دفتر مهاب فیلم را می‌گیرد و تنوره کشان روانه آنجا می‌شود. میلانی عنوان می‌کند «من هم آن موقع فیلم اولم بود و از نظر سیاسی قوی نبودم... به مهاب فیلم که رسیدم، آنقدر ترسیده بودم که به راننده آژانس شماره خانه‌ام را دادم و گفتم اگر تا ۱۰ دقیقه دیگر پایین نیامدم، به این شماره زنگ بزن». تهمینه میلانی در توجیه این کار خود می‌گوید «این کار من طبیعی بود. چون آن‌ها چهار مرد بودند و من یک زن تنها».

میلانی ماجرای حضور خود در دفتر مهاب فیلم را این طور نقل می‌کند «آن‌ها تا من را دیدند جا خوردند. بهشان گفتم من نه ادعایی دارم و نه نفوذی اما فیلمم دارد خوب می‌فروشد. شما اگر ادعای مسلمانی دارید چرا برخلاف باور‌هایتان عمل می‌کنید. این کار از نظر شما حرام نیست؟ آن‌ها گفتند زورمان رسید و کردیم... رو به سید ضیاء هاشمی که تا آسانسور مرا همراهی کرد، گفتم: شما فرزندی داری؟ گفت بله، یک پسر دارم. من هم بدون حرفی به خانه رفتم.‌‌ همان شب زلزله آمد. عکس پسر آقای هاشمی افتاده بود زمین و شکسته بود. آن موقع پسر و خانمش لبنان بودند. هر چقدر زنگ زده بود لبنان کسی جواب نداده بود. به من زنگ زد و گفت: چرا از من پرسیدید بچه دارم؟ بچه من را نفرین کرده‌اید؟ من گفتم اعتقادی به نفرین و این حرف‌ها ندارم. اما هاشمی گفتد نفرینیتان را بردارید. من فیلمتان را برگردانده‌ام».

خانم کارگردان در انتها نیز می‌گوید «من آدم قوی‌ای هستم. این درست است که برای مسائل انسانی گریه می‌کنم اما برای اکران یک فیلم هرگز! تصورم بر این است که ایشان می‌خواستند با این حرف‌ها من را تخریب کنند».
آن‌ها تا من را دیدند جا خوردند. به‌شان گفتم من نه ادعایی دارم و نه نفوذی اما فیلمم دارد خوب می‌فروشد. شما اگر ادعای مسلمانی دارید چرا برخلاف باور‌هایتان عمل می‌کنید. این کار از نظر شما حرام نیست؟ آن‌ها گفتند زورمان رسید و کردیم... رو به سید ضیاء هاشمی که تا آسانسور مرا همراهی کرد، گفتم: شما فرزندی داری؟ گفت بله، یک پسر دارم. من هم بدون حرفی به خانه رفتم.‌‌ همان شب زلزله آمد. عکس پسر آقای هاشمی افتاده بود ...
ناگفته هایی از پرونده پدر معنوی جریان انحرافی/تفکر انحرافی در سینما و تلویزیون
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، علی یعقوبی ، سینما

علی یعقوبی قطب معنوی یکی از این جریانهای انحرافی است که در اواخر دهه هفتاد شمسی شکل گرفت.


نقاط ضعف سارکوزی +عکس
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: نیکلاس سارکوزی ، سینما ، عکس
قاط ضعف ˝نیکلا سارکوزی˝ رئیس جمهور فرانسه در فیلمی جنجال آمیزی که قرار است تا چند روز دیگر در سینماهای فرانسه اکران شود، نشان داده می شود.

 

به گزارش برنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، در فرانسه فیلمی ساخته شد که در آن به نقاط ضعف سارکوزی رئیس جمهور فرانسه اشاره شده است.



این فیلم که " لا کونکویت"- در دست گرفتن قدرت- نام دارد در حال حاضر در فرانسه قبل از اینکه اکران شود، سرو صدای زیادی ایجاد کرده است.


"کزافییه دورینجیه" کارگردان این فیلم، به داستان حقیقی پیروزی سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال 2007 و ماجرای طلاق همسر سابق وی " سیسیلیا" اشاره کرد.

این فیلم قرار است از روز 11 تا 22 ماه می در سینماهای این کشور اکران شود. شخصیتی که از رئیس جمهور کنونی فرانسه در این فیلم به نمایش گذاشته می شود، شخصیت یک انسان دو رنگ، عبوس و هوس ران است.



این فیلم نشان می دهد که ساکوزی، سیسیلیا را به دلیل ازدواج با دوستش به نام "کارلا برونی" که در حال حاضر همسر وی است، طلاق داد تا اولین رئیس جمهور فرانسه باشد که دوره ریاست جمهوری اش همسر خود را طلاق داد.

گفتنی است که نظر سنجی ها نشان می دهد که به احتمال قوی سارکوزی در انتخابات ریاست جمهور بعدی شکست خواهد خورد و بسیاری از تحلیلگران نیز معتقدند که با اکران این فیلم احتمال شکست وی دو چندان می شود.

یکی از ما دو نفر نسخه غلط میلانی برای عقده جوانان!
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱  کلمات کلیدی: تهمینه میلانی ، سینما

در میان افرادی که تصمیم به دیدن فیلمی از تهمینه میلانی می گیرند، دیگر کمتر کسی است که نداند قرار است به تماشای داستانی بنشیند پیرامون مظلومیت دختران یا زنان و پایمال شدن حقشان توسط مردان. و این اندیشه ای است که به آن فمنیسم گفته می شود.


تهمینه میلانی از آن سنخ کارگردانانی است که عقاید خودش را در قالب دیالوگهای بازیگران فیلمش بیان می کند؛ به نحوی که مخاطب در تشخیص اینکه چه محتوایی دارد به او القاء می شود، سختی زیادی را متحمل نمی شود. در جدیدترین ساخته وی-"یکی از ما دو نفر"- نیز چند جمله کلیدی وجود دارد که حرف اصلی فیلم، در آن زده شده است.

سارا، قهرمان یکی از ما دو نفر است. قهرمان هر فیلمی، باید الگوی مخاطب آن فیلم قرار بگیرد. باید دید "سارا" نمونه مناسبی برای الگوگیری نسل جوان، بخصوص دختران هست یا خیر؟

حضرت امیر علیه السلام می فرماید: سه خصیصه است که وجودش در مردان مذموم است ولی در زنان لازم: ترس، تکبر و بخل (البته در مقابل جنس مخالف). مخاطب در شخصیت "سارا"ی یکی از ما دو نفر، ترسی نمی بیند؛ چرا که او همواره سعی دارد که در عمل و در حرف، ثابت کند زن شجاع و نترسی است؛ در عمل حتی حاضر است به تنهایی قدم به خانه مرد مجردی بگذارد که آدمی است خوش ظاهر، دارا، چشم ناپاک و مشروب خور که در هر موقعیتی که سارا را تنها گیر بیاورد، شروع به زدن حرفهای نامربوط می کند و سپس با لحنی خاص، مرموز و تحقیرآمیز از وی می پرسد که: تو می ترسی؟! و او در پاسخ با تعجبی که کمی هم خونسردی در خود دارد، پاسخ می دهد: نه، چرا باید بترسم؟! گویی اگر ترسی در وجودش باشد، آن وقت است که غیر عادی و غیر طبیعی است! و اصلا اهمیتی هم ندارد که عدم وجود ترس در او مانع از این می شود که در قبال آسیبهای احتمالی از سوی طرف مقابلش، خصوصا آدمی با آن مشخصات، پیشگیرانه و با احتیاط بیش تری عمل و رفتار کند. اصلا برای دختری مثل سارا جز موفقیت کاری و اجتماعی، دیگر این مسائل اهمیت چندانی ندارد؛ در حالی که در واقعیت، این دغدغه ای جدی برای دختران می باشد. لذا هر دختر سالم و عادی، با این نوع نگاه و رفتار سارا به هیچ وجه هم ذات پنداری نمی کند.

                               
در عمل نیز در پاسخ پسر جوان که می پرسد: تو از اون دخترایی هستی که تا وارد خونه یه مرد مجرد می شن، زود میگن تکلیف منو روشن کن؟! می گوید: نه، من یک قدم جلوترم؛ من اسم بچه ها را هم انتخاب می کنم...!! واین یعنی اینکه تو باید با شجاعت تمام و بدون ذره ای ترس(ترسی مثبت که از تو مراقبت کند) و حیا، با نامحرمان برخورد کنی تا به ایشان ثابت کنی که خودت از پسشان برمی آیی و حتی اگر با آنان تنها هم شوی، اصلا چیز غیرعادی و خطرناکی نیست!

و به تمام اتفاقات ناگواری که در پی روابط بی در و پیکر دختران و پسران، نه تنها در این جامعه، که در تمام دنیا، بخصوص گریبان دختران را می گیرد، به دیده اغماض بنگری که: چه باک!، من دختر نترسی هستم. غافل از اینکه خداوند ترس را در وجود آدمی قرار داد تا گاهی که باید، بترسد؛ ترسی که بدنبال آن، تو اقدامی انجام دهی و منفعلانه برخورد نکنی که دست آخر که خودت دستی دستی خودت را در موقعیتی حساس و بدون امنیت، گیر انداختی، مجبور شوی از تراس به پایین بپری!

تکبر در مقابل نامحرمان نیز در زنان این چنین است. در حدیثی دیگر می خوانیم: شایسته ترین مرد برای تواضع یک زن، همسر خودش است. ولی در رفتار سارا با جنس مخالف، اثری از تکبر دیده نمی شود. او با همه آدمها( اعم از زن و مرد) به نحوی عادی رفتار می کند. یعنی همان طرز رفتاری را که با همکار خانمش دارد بدون ذره ای تفاوت با همکار مردش نیز دارد و با رفتار و کلامش به طرف مقابلش-که در اینجا پسر جوان مشروب خور است- اجازه می دهد که از چارچوب خود خارج شود.

با این همه، اما از پسر جوان در مورد مسائل کاری، ضربه می خورد. پسر جوانی که چشم ندارد موفقیت کاری او را ببیند ولی در عین حال او را به شکل بیمارگونه ای دوست دارد. در این لحظه، دختر زبان به گلایه می گشاید و با بغض فروخورده ای خطاب به پسر می گوید: همه عقده ای هستن ...! در این جا باید دید که عقده ای بودن به چه معناست؟ و داستان، در پایان برای این مشکل چه راه حلی پیشنهاد می کند؟ اگر عقده را آن آرزوها و علایق سرکوب شده ای بدانیم که شخص چون به نحوی درست به آن دست نیافته، در او جمع شده و باعث بروز رفتارهایی ناسالم از وی می شود، به نظر می رسد نسخه ای که برای این مشکل پیچیده شده است، واقع بینانه نبوده و فرد را به بیراهه می کشاند... . نسخه ای که می گوید روابط دختر و پسر، عادی سازی شود تا عقده هاشان تخلیه گردد؛ مثل رابطه عادی سارا و پسر هم بازی دوران کودکی اش که باهم خیلی دوست و مهربانند و در عین حال به چشم ازدواج به یکدیگر نمی نگرند(!)، علاجی برای مشکلات جوانان جامعه ما نیست.

موضوع این است که برای از بین بردن عقده جوانان، می بایست راه ازدواجشان هموار شده و امکانات ازدواج آسان برایشان مهیا شود و خودشان نیز در این زمینه تقوا و صبر پیشه کنند. نه اینکه برای خالی شدن این عقده ی غالبا غریزی و طبیعی، متوسل به روابط آزاد زن و مرد شد.

تازه در خود فرض عقده ای بودن جوانان ما نیز حرف است؛ جوانی که مانند امثال خودش، شرایط ازدواج ندارد اما بنابر دستور الهی و دینی خود، در موقعیتهای گوناگون، تقوا پیشه می کند و صبر، این جوان عقده ای است؟ یا جوانی که در همین شرایط است اما دامن از کف می دهد و عقده گشایی می کند؟

خانم میلانی! چرا سارا در پایان فیلم، اشتباه پسر جوان را بیان می کند اما به اشتباهات خودش پی نبرده و به آن اعتراف نمی کند؟ چرا با قیافه و لحن حق به جانب و گویی به نمایندگی از همه زنان جامعه، ادعا می کند که: سعی کرده مثل "آدم" رفتار کند و این مردانند که با عقده هایشان نمی گذارند زنان در محیط اجتماعی پیشرفت کنند؟؛ ولی فراموش می کند که: درست است که باید به زن و مرد به چشم یک انسان نگاه کرد؛ ولی نباید واقعیت را نادیده گرفت که در محیط اجتماع، او مرد است و تو زن؛ و میان شما تفاوت آن قدر هست که گفتن از این تفاوتهای بدیهی، کاری بیهوده است و تو باید با او با در نظر گرفتن مرد بودنش، و زن بودن خودت و رعایت همه نکات مهم پیرامون رابطه درست و سالم زن و مرد، رفتار کنی.

در واقع سارا در پایان فیلم از مشکلاتی می نالد که خود او یکی از مسببین اصلی آن است ولی در فیلم سعی شده بی گناهی سارا و در مقابل، صرفا اشتباه مردان به تماشاگر القاء شود. که دست آخر، پسر جوان تحت تأثیر سارا قرار گرفته، متحول می شود؛ ولی این بار با نگاهی تازه، بدنبال او راه می افتد...!

و نکته آخر اینکه:

خانم میلانی! چرا در فیلمهای نوشته و ساخته شما، هیچ گاه زنان اشتباه نمی کنند؟ و همیشه قربانی خلافکاری های مردان هستند؟ آیا در واقعیت نیز اینچنین است؟!

ای کاش ایشان لااقل برای اثبات توصیه خود به خانم ها مبنی بر شجاعت و فعالیت پویا در اجتماع به عنوان یک "انسان"، این گونه سوالات را با اعتماد به نفس پاسخ می داد؛ نه اینکه با عکس العملهای غیر منطقی نشان دهد انتقادات وارد بر ساخته هایش را برنمی تابد.