شهید رئیس‌علی دلواری؛ مردی که عزت ایران را به آب و نان نفروخت
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، شهیدرئیس علی دلواری
دانشجونیوز:در گذر زمان وقتی که تاریخ از ۱۲ شهریور عبور می‌کند ذهن تاریخی ملت ایران به سمت دلاوران تنگستانی می‌رود. آنهایی که طاقت نیاوردند تجاوز دشمن را ببینند و برای دفاع از آب و خاک میهن جان خویش را فدا کردند.
به گزارش دانشجونیوز انسان برای زندگی کردن و حرکت کردن به سمت هدف‌های ارزنده و والا به راهنما احتیاج دارد؛ انسانی که راهنما نداشته باشد و به راهنمایان الهی پشت بکند، زندگی شایسته انسانی و الهی را پیدا نخواهد کرد؛ مثل ملت‌هایی که به احکام الهی پشت کردند و گرفتار ظلم و ستم و زورگویی قدرت‌های بزرگ عالم، و گرفتار تفرقه و برادر کشی، و گرفتار ناراحتی های روانی و عصبی، و گرفتار مشکلات روز افزون زندگی شدند.

ممکن است برای این گونه آدم‌ها نان و آب هم فراهم باشد، اما زندگی شایسته انسان فقط به نان و آب نیست؛ انسان هدف می‌خواهد، انسان عشق و محبت می‌خواهد، انسان آرمان‌های متعالی می‌خواهد، انسان آزادی و عزت می‌خواهد. اگر شکم ملتی را هم سیر کردند، اما آقایی و عزت را از او گرفتند، او را گوش به فرمان کردند، ذلیل کردند، این ملت چگونه می‌تواند احساس آسایش و آرامش بکند؟ و این همان وضعی است که در زیر بار سلطه‌های ظالمانه پادشاهان، در قرن‌های گذشته بر ملت ما حاکم بود. همین شهر بوشهر شما، به مجرد این که پادشاهان و حکام خائن قاجاری، اندکی سر از اطاعت انگلیس می‌پیچیدند، محل پیاده شدن سربازان انگلیسی و اشغال این منطقه می‌شد! بارها انگلیسی‌ها به بوشهر آمدند و اینجا را اشغال یا تهدید به اشغال کردند(مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم بوشهر در تاریخ ۱۱ دی ماه ۱۳۷۰ ).

کلام رهبری گویای این واقعیت است که تاریخ ایران زمین پر است از مردان و زنانی که غیرت و ایمان خویش را با هیچ چیز معامله نکردند و برای حفظ هویت دینی و ملی خود از جان خویش گذشتند.

در گذر زمان وقتی که تاریخ از ۱۲ شهریور عبور می‌کند ذهن تاریخی ملت ایران به سمت دلاوران تنگستانی می‌رود. آنهایی که طاقت نیاوردند تجاوز دشمن را ببینند و برای دفاع از آب و خاک میهن جان خویش را فدا کردند.

آری حدود دو ماه قبل از اینکه قوای انگلستان بوشهر را اشغال کنند، ژنرال کاکس کنسول انگلستان در خلیج فارس، نامه‌ای به مرحوم شیخ «محمدحسین برازجانی» روحانی متنفذ و مجتهد معروف دشت‌ستان نوشت که جواب آن نامه انگیزه قیام «رئیس‌ علی دلواری» آن قهرمان نامی ایران و اسلام شد.

کنسول انگلستان در این نامه از شیخ «محمدحسین برازجانی» خواسته بود که از نفوذ خود استفاده کند و از هرگونه آشوب و قیام علیه اشغالگران جلوگیری کند. در این نامه تأکید شده بود که از دشمنی با دولت انگلستان هیچ سودی عاید ملت ایران نخواهد شد، بلکه در صورتی که ایرانیان وارد جنگ شوند، انگلستان یک سوم خاک ایران را به تصرف خود در خواهد آورد.

شیخ، در پاسخ به این نامه تمام مصیبت‌ها را از طرف دولت انگلستان برشمرده و اعلام کرده بود که چنانچه عملیات انتقام جویانه علیه اشغالگران صورت پذیرد، مسئولیت آن بر عهده انگلیسی‌ها خواهد بود.

رئیس‌علی، در نامه‌های متعدد به شیخ «محمدحسین برازجانی» برای جهاد و قیام علیه قوای انگلستان کسب تکلیف می‌کند که سرانجام، شیخ، صورتی از حکم جهادی که مراجع شیعه از نجف اشرف ارسال داشته بودند به ضمیمه حکم خود مبنی بر وجوب جهاد با کفار انگلیسی و جلوگیری از رخنه آنها به بنادر جنوب، دشتستان، تنگستان و لزوم همکاری خوانین این مناطق و بسیج مردم مسلمان برای رفتن به میدان جنگ صادر می‌کند و برای همه خوانین می‌فرستد.

«رئیس‌علی دلواری» همین که از حکم جهاد مرحوم شیخ «محمدحسین برازجانی» و دیگر مراجع دینی آگاهی می‌یابد، آماده نبرد با امپراطوری انگلستان می‌شود و مقدمات کار را در خانه حاج «سیدمحمدرضا کازرونی» فراهم می‌سازد. رئیس علی همراه دوستش خالو «حسین دشتی» در اوایل ماه رمضان ۱۳۳۳ هجری قمری، در عمارت حاج «سیدمحمدرضا کازرونی» پس از مذاکراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام می‌دارد.

رئیس‌علی پس از اظهار تشکر، قرآن مجید را می‌طلبد و همین که خادم، قرآن می‌آورد، برمی‌خیزد، تعظیم می‌کند و با احترام تمام آن را روی میز جلو خود می‌گذارد، آنگاه رو به حاضرین کرده و می‌گوید «ای کلام الله! گفتار مرا شاهد باش. من به تو سوگند یاد می‌کنم که اگر انگلیسی‌ها بخواهند بوشهر را تصرف کنند و به خاک وطن من تجاوز کنند، در مقام مدافعه برآیم و تا آخرین قطره خون من بر زمین نریخته است، دست از جنگ و ستیز با آنان نکشم و اگر غیر از این رفتار کنم، در شمار منکرین و کافرین به تو باشم و خدا و رسول از من بیزار شوند».

بعد از اشغال شهر بوشهر در ۲۶ رمضان ۱۳۳۳ هجری قمری، نیروهای انگلیسی قصد تصرف ناحیه دلوار را می‌کنند؛ دلوار محلی بود که پیش از آن چندبار سربازان انگلیسی به آن جا تجاوز کرده اما طعم تلخ شکست را در این ناحیه چشیده بودند.

رئیس‌علی و شیخ «حسین‌خان چاه‌کوتاهی» و «زایرخضرخان اهرمی» از این وقایع آگاه و در مقام دفاع از وطن برمی‌آیند.

قیام دلیران تنگلستان علیه اشغالگران آغاز می‌شود و نیروهای متجاوز انگلیسی که قریب به ۵ هزار نفر بودند، در دام دلیر مردان تنگستانی گرفتار می‌آیند و عده زیادی از متجاوزان انگلیسی در این حمله از بین می‌روند؛ قیام مردم تنگستان بر روی هم ۷ سال طول می‌کشد و در این مدت دلیران تنگستانی دو هدف عمده، پاسداری از بوشهر، دشستان و تنگستان به عنوان منطقه سکونت خود و جلوگیری از حرکت قوای بیگانه به درون مرزهای ایران و دفاع از استقلال وطن را دنبال می‌کنند.

«رئیس‌علی دلواری» که در حقیقت روح قیام شورانگیز مردم جنوب ایران به شمار می‌رفت و از حیث خصایص اخلاقی و نظامی بر سایرین تفوق داشت، قبل از اینکه زندگی را بدرود گوید، بارها مرگ خود را پیش‌بینی کرده بود تا اینکه سرانجام، در شب هجوم دشمن در ناحیه «تنگک صفر» هنگام شبیخون به دشمن از پشت سر توسط «غلامحسین تنگکی» در روز بیست و سوم شوال ۱۳۳۳ هجری قمری، به فیض شهادت نایل می‌آید.

درباره علل قتل رئیس علی به صراحت نمی‌توان چیزی گفت. چراکه وقایع‌نگاران و مورخان آن عصر به این موضوع اشاره نکرده‌اند اما «غلامحسین تنگکی» قبل از به شهادت رساندن «رئیس علی» خطاب به صاحب منصب انگلیس گفته بود «من تشنه خون رئیس علی هستم، چون جد او قاتل پسرعموی من است و مدت‌هاست که منتظر هستم با یک گلوله او را سوراخ کنم».