خبرنامه دانشجویان ایران:خانواده شهید عبدالحسین برونسی، پیش از اذان ظهر، به بیت رهبری آمدند تا ساعتی با رهبر انقلاب به گفتوگو بنشینند.
چند دقیقه پس از حضور خانواده شهید، رهبر انقلاب وارد اتاق شدند و بعد از سلام و علیک گرم و خوشآمدگویی، دعوت کردند تا مهمانان صحبتهای خود را آغاز کنند. یکی از همراهان خانواده شهید، استاندار خراسان رضوی بود. کنگره بزرگداشت شهید برونسی در اسفندماه در حال برگزاری بود و آقای استاندار، گزارشی اجمالی از این کنگره داد. در ضمن گزارش، آقای استاندار دو خبر سینمایی هم داد: اکران فیلم «به کبودی یاس» که پیرامون زندگی شهید برونسی است و نیز خبر ساخت فیلمی درباره زندگی شهید کاوه.
رهبر انقلاب از فرزندان شهید برونسی خواستند که صحبت کنند. وقتی فرزند ارشد «اوستا عبدالحسین» صحبت میکرد، جلسه از حالت رسمی فاصله گرفت: «هروقت میخواهیم به دیدار شما بیاییم، من خواب شما را میبینم! اینبار هم خواب دیدم که عکس بابا را بر روی سینه گرفتهام و در آغوش شما قرار دارم».
جملات فرزند بزرگ شهید برونسی فضای جلسه را منقلب کرد. رهبر جواب داد که: «اینگونه خوابها را بارها در دیدار با خانواده شهدا و از زبان آنها شنیدهام که حمل بر کرامت بنده میکنند؛ درحالیکه اینگونه خوابها از کرامت و صفای خود خواببیننده است.»
دخترها و عروسهای شهید نیز به رهبرشان معرفی شدند. یکی از فرزندان شهید از آقا خواست تا برای نوه یک ساله «اوستا عبدالحسین» دعا کنند. آقا سراغ نوزاد را گرفتند که معلوم شد زیر چادر مادرش آرام گرفته است.
پس از پایان سخنان خانواده شهید، چندکلامی هم رهبر انقلاب صحبت کردند. ویژگیهای شهید برونسی از زبان آقا شنیدنی بود: «خیلی برای تاریخ و جامعه ما اهمیت دارد که این شهید که کارش بنّایی بوده، به جایگاهی میرسد که در جنگ با اینکه معلومات دانشگاهی نداشت چنان پیشرفت کند که از یک بسیجی معمولی به مقامات عالی نظامی برسد... مدیریت جنگ تنها نظامی نیست، بلکه فرماندهی جنگ نیاز به مدیریت سیاسی، فکری، انسانی و اخلاقی دارد و این شهید با شخصیت جامعالاطراف خود، از پس آن برآمد.»
علاوه بر رعایت حدود بیتالمال که رهبر انقلاب آن را از ویژگیهای مهم شهید برونسی دانستند، به نکته جالب دیگری هم اشاره کردند: «در زمان جنگ تحمیلی شنیدم که وقتی مجموعههای دانشگاهی با شهید برونسی دیدار داشتند، مجذوب صحبتهای او میشدند».
آقا درباره پرورش انسانهای بزرگ، شهید برونسی را مثال زد و گفت: «شهید برونسی و امثال او باید نماد حقیقتِ پرورش انسانهای بزرگ با معیارهای الهی و اسلامی و نه ظاهری و معمولی باشند.»
رهبر انقلاب از خانواده شهید برونسی تقدیر کردند و در مورد همسر شهید گفتند: «ایشان خیلی صبور هستند. بالأخره اگر کسی بتواند پنج پسربچه را بزرگ کند، خیلی هنر میخواهد!»
دیگر نزدیک اذان بود و آقا بلند شدند برای اقامه نماز. فرزندان شهید دورتا دور آقا را گرفته بودند و با رهبر حرف میزدند. فرزند ارشد شهید برونسی، چفیه آقا را گرفت و در نهایت هم، مهمان کوچک دیدار، نوه یکساله اوستا عبدالحسین برونسی آخرین نفری بود که آقا با نوازش و دعا از او خداحافظی کردند(1).
شهید عبدالحسین برونسی در سال 1321، در روستای «گلبوی کدکن»، از توابع تربت حیدریه، متولد شد. در کلاس چهارم دبستان، به خاطر بیزاری از عمل معلمی طاغوتی و فضای نامناسب درس و تحصیل، مدرسه را رها می کند. در سال 1341، به خدمت زیر پرچم احضار می شود که به جرم پایبندی به اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا، مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان طاغوتی قرار می گیرد.
او در سال 1347 با خانوادهای روحانی وصلت می کند و این ازدواج سرآغاز انسجام مبارزات بی وقفه او با نظام طاغوتی حاکم بر کشور بود. در همین سال، اعتراضات او به برخی خدعه های رژیم پهلوی ( مثل اصلاحات ارضی)، به اوج خود می رسد که در نهایت، به رفتن او و خانواده اش به شهر مقدس مشهد و سکونت در آنجا می انجامد.
شهید برونسی پس از چندی، به کار سخت و طاقت فرسای بنایی روی می آورد و رفته رفته، در کنار کار، مشغول خواندن دروس حوزه نیز می شود و بعدها به علت شدت یافتن مبارزات ضد طاغوتی اش و زندان رفتنهای پی در پی و شکنجه های وحشیانه ساواک، و نیز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ورود او در گروه ضربت سپاه پاسداران، از کار بنایی باز می ماند و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رهسپار می شود.
به خاطر لیاقت و رشادتی که شهید برونسی از خود نشان می دهد، مسوولیت های مختلفی برعهده او گذاشته میشود. وی قبل از عملیات خیبر به فرماندهی تیپ 18جوادالائمه(ع) منصوب می شود و دراین سالها رشادت و ایثارگری او زبانزد خاص و عام بود تا آنجا که دشمن چنان هراسی از شهید برونسی داشت که برای سرش جایزه تعیین کرد.
این سردار سرانجام در عملیات بدر، در چهار راه خندق در 25/12/63 به شهادت رسید؛ اما همچنانکه بارها به خانواده و دوستانش گفته بود پیکرش به خانواده بازنگشت و طی مراسم نمادینی در 9 اردیبهشت 64 پیکر پاکش در شهر مقدس مشهد تشییع و مزاری به یادبودش گلباران گردید تا اینکه گروه تفحص، از پیدا شدن پیکر مطهر او و تایید آن از سوی خانواده ایشان اطلاع دادند و پنج شنبه هفته گذشته، پیکر پاک آن شهید به همراه پیکر چند شهید گمنام دفاع مقدس در حرم مولایشان امام علی بن موسی الرضا(ع) و بر روی دستان مردم تشییع شد.
پی نوشت:
1- حاشیهنگاری از گپ وگفت صمیمانه رهبر انقلاب با خانواده شهید برونسی،4/7/1389 ، به نقل از پایگاه حفظ و نثر آثار رهبر فرزانه انقلاب
چند دقیقه پس از حضور خانواده شهید، رهبر انقلاب وارد اتاق شدند و بعد از سلام و علیک گرم و خوشآمدگویی، دعوت کردند تا مهمانان صحبتهای خود را آغاز کنند. یکی از همراهان خانواده شهید، استاندار خراسان رضوی بود. کنگره بزرگداشت شهید برونسی در اسفندماه در حال برگزاری بود و آقای استاندار، گزارشی اجمالی از این کنگره داد. در ضمن گزارش، آقای استاندار دو خبر سینمایی هم داد: اکران فیلم «به کبودی یاس» که پیرامون زندگی شهید برونسی است و نیز خبر ساخت فیلمی درباره زندگی شهید کاوه.
رهبر انقلاب از فرزندان شهید برونسی خواستند که صحبت کنند. وقتی فرزند ارشد «اوستا عبدالحسین» صحبت میکرد، جلسه از حالت رسمی فاصله گرفت: «هروقت میخواهیم به دیدار شما بیاییم، من خواب شما را میبینم! اینبار هم خواب دیدم که عکس بابا را بر روی سینه گرفتهام و در آغوش شما قرار دارم».
جملات فرزند بزرگ شهید برونسی فضای جلسه را منقلب کرد. رهبر جواب داد که: «اینگونه خوابها را بارها در دیدار با خانواده شهدا و از زبان آنها شنیدهام که حمل بر کرامت بنده میکنند؛ درحالیکه اینگونه خوابها از کرامت و صفای خود خواببیننده است.»
دخترها و عروسهای شهید نیز به رهبرشان معرفی شدند. یکی از فرزندان شهید از آقا خواست تا برای نوه یک ساله «اوستا عبدالحسین» دعا کنند. آقا سراغ نوزاد را گرفتند که معلوم شد زیر چادر مادرش آرام گرفته است.
پس از پایان سخنان خانواده شهید، چندکلامی هم رهبر انقلاب صحبت کردند. ویژگیهای شهید برونسی از زبان آقا شنیدنی بود: «خیلی برای تاریخ و جامعه ما اهمیت دارد که این شهید که کارش بنّایی بوده، به جایگاهی میرسد که در جنگ با اینکه معلومات دانشگاهی نداشت چنان پیشرفت کند که از یک بسیجی معمولی به مقامات عالی نظامی برسد... مدیریت جنگ تنها نظامی نیست، بلکه فرماندهی جنگ نیاز به مدیریت سیاسی، فکری، انسانی و اخلاقی دارد و این شهید با شخصیت جامعالاطراف خود، از پس آن برآمد.»
علاوه بر رعایت حدود بیتالمال که رهبر انقلاب آن را از ویژگیهای مهم شهید برونسی دانستند، به نکته جالب دیگری هم اشاره کردند: «در زمان جنگ تحمیلی شنیدم که وقتی مجموعههای دانشگاهی با شهید برونسی دیدار داشتند، مجذوب صحبتهای او میشدند».
آقا درباره پرورش انسانهای بزرگ، شهید برونسی را مثال زد و گفت: «شهید برونسی و امثال او باید نماد حقیقتِ پرورش انسانهای بزرگ با معیارهای الهی و اسلامی و نه ظاهری و معمولی باشند.»
رهبر انقلاب از خانواده شهید برونسی تقدیر کردند و در مورد همسر شهید گفتند: «ایشان خیلی صبور هستند. بالأخره اگر کسی بتواند پنج پسربچه را بزرگ کند، خیلی هنر میخواهد!»
دیگر نزدیک اذان بود و آقا بلند شدند برای اقامه نماز. فرزندان شهید دورتا دور آقا را گرفته بودند و با رهبر حرف میزدند. فرزند ارشد شهید برونسی، چفیه آقا را گرفت و در نهایت هم، مهمان کوچک دیدار، نوه یکساله اوستا عبدالحسین برونسی آخرین نفری بود که آقا با نوازش و دعا از او خداحافظی کردند(1).
شهید عبدالحسین برونسی در سال 1321، در روستای «گلبوی کدکن»، از توابع تربت حیدریه، متولد شد. در کلاس چهارم دبستان، به خاطر بیزاری از عمل معلمی طاغوتی و فضای نامناسب درس و تحصیل، مدرسه را رها می کند. در سال 1341، به خدمت زیر پرچم احضار می شود که به جرم پایبندی به اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا، مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان طاغوتی قرار می گیرد.
او در سال 1347 با خانوادهای روحانی وصلت می کند و این ازدواج سرآغاز انسجام مبارزات بی وقفه او با نظام طاغوتی حاکم بر کشور بود. در همین سال، اعتراضات او به برخی خدعه های رژیم پهلوی ( مثل اصلاحات ارضی)، به اوج خود می رسد که در نهایت، به رفتن او و خانواده اش به شهر مقدس مشهد و سکونت در آنجا می انجامد.
شهید برونسی پس از چندی، به کار سخت و طاقت فرسای بنایی روی می آورد و رفته رفته، در کنار کار، مشغول خواندن دروس حوزه نیز می شود و بعدها به علت شدت یافتن مبارزات ضد طاغوتی اش و زندان رفتنهای پی در پی و شکنجه های وحشیانه ساواک، و نیز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ورود او در گروه ضربت سپاه پاسداران، از کار بنایی باز می ماند و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رهسپار می شود.
به خاطر لیاقت و رشادتی که شهید برونسی از خود نشان می دهد، مسوولیت های مختلفی برعهده او گذاشته میشود. وی قبل از عملیات خیبر به فرماندهی تیپ 18جوادالائمه(ع) منصوب می شود و دراین سالها رشادت و ایثارگری او زبانزد خاص و عام بود تا آنجا که دشمن چنان هراسی از شهید برونسی داشت که برای سرش جایزه تعیین کرد.
این سردار سرانجام در عملیات بدر، در چهار راه خندق در 25/12/63 به شهادت رسید؛ اما همچنانکه بارها به خانواده و دوستانش گفته بود پیکرش به خانواده بازنگشت و طی مراسم نمادینی در 9 اردیبهشت 64 پیکر پاکش در شهر مقدس مشهد تشییع و مزاری به یادبودش گلباران گردید تا اینکه گروه تفحص، از پیدا شدن پیکر مطهر او و تایید آن از سوی خانواده ایشان اطلاع دادند و پنج شنبه هفته گذشته، پیکر پاک آن شهید به همراه پیکر چند شهید گمنام دفاع مقدس در حرم مولایشان امام علی بن موسی الرضا(ع) و بر روی دستان مردم تشییع شد.
پی نوشت:
1- حاشیهنگاری از گپ وگفت صمیمانه رهبر انقلاب با خانواده شهید برونسی،4/7/1389 ، به نقل از پایگاه حفظ و نثر آثار رهبر فرزانه انقلاب
























