رحیم‌پور ازغدی: صدا و سیما سکولاریزم عملی را با حسن ظن و حسن نیت ترویج می‌کند
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسن رحیم پور ازغدی ، سکولاریزم ، صدا و سیما

حسن رحیم پور ازغدی در جمع مسئولان و کارمندان صدا و سیما سخنان جالبی مطرح کرد.

 
به گزارش کیهان، وی در بخشی از سخنان خود گفته است اگر این صداوسیما براین اساس دوباره مهندسی نشود، دهه سوم انقلاب را از دست خواهیم داد و از دست دادن این دهه، از دست دادن خود انقلاب است.
 
رحیم پور معتقد است گاها صدا و سیما سکولاریزم عملی را با حسن ظن و حسن نیت ترویج می کند.
 
وی می گوید: از یک طرف با سکولاریزم نظری مبارزه می کنیم و از طرف دیگر به سکولاریزم عملی در جامعه و در خود رسانه صداوسیما میدان می دهیم؛ یعنی خودمان به خودمان پشت پا می زنیم، با دست خودمان می زنیم پشت سر خودمان و بعد برمی گردیم خیلی جدی می پرسیم کی بود؟
 
متن این سخنرانی به شرح زیر است:
 
صدا و سیما با داشتن ایستگاه ها و کانال های رادیویی و تلویزیونی کار سختی را در تامین برنامه های این ایستگاه ها و کانال ها برعهده دارد بستن دهان همیشه باز و معده فراخ این همه فرستنده، مطلبی است که واقعا مولدان بسیار پرکاری می طلبد؛ به خصوص که شما به دلایل اخلاقی و به اقتضای آنچه شرافت و فضیلت این ملت ایجاب می کند، از بسیاری جاذبه های اصلی رسانه ها در دنیای معاصر به الزام و التزام اخلاقی دستتان کوتاه است؛ یعنی به سراغ خشونت، سکس، مالیخولیا، لهو و لعب های افراطی، هتک حرمت افراد برای مضحکه، دمیدن در شعله ابتذال و تجمل، نباید بروید و این معنی اش آن است که در بازار رسانه ها که بازار کمیت است، شما باید با دستی خالی، دست به ریسک های بالا زنید و وارد یک رقابت نابرابر با رسانه های دنیا بشوید و افکار عمومی را از همه آن جاذبه های صوری منصرف کنید و متوجه کنید به جمال حقیقت که کار بسیار سخت و البته انبیایی است.
 
آن وقت شدت تولید دو کلمه حرف حساب و قابل شنیدن به نحوی که گوش های مردم را زخمی نکند، کار بسیار کمرشکنی است.
 
بنابراین، بنده با قدردانی و تشکر شروع می کنم. دلیل دیگر که شاید به نفع اهمیت کار شما عزیزان بشود اقامه کرد، اهمیت «افکار عمومی» است و اعتمادی که افکار عمومی به کسی یا نهادی می کنند که به دیگران نمی کنند و هرآن ممکن است جای آن دو نفر با هم عوض بشود.
 
چون درست است که مردم گوش دارند، اما مردم گوش نیستند و ما هم می دانیم که خودمان نمی توانیم این طور تصور کنیم که بالاخره گوش های مردم بخواهیم یا نخواهیم باز است و کافی است که فضای خالی گوش اینها را پر کنیم، چون ممکن است مردم خیلی چیزها را بشنوند، اما گوش نکنند. اگر شنیدن غیرارادی است، گوش دادن و گوش کردن ارادی است.
 
اگر واقعا شما فکر می کنید ذهن، زبان و دل میلیون ها انسان در اختیار شماست، آیا می شود چنین ادعایی کرد که مستمعان منفعلند و متکلمان فاعل، یا اینکه قضیه این قدرها هم مکانیکی و قابل تحلیل نیست.
 
مخاطبان شما هر آینه ممکن است که رویشان را از شما برگردانند؛ یعنی گوششان را روی حرف بنده و شما ببندند، هرچند حرف حساب بشوند و گاهی به روی زید و عمرو این گوش را باز کنند، ولو حرف ناحساب بشنوند.
 
اگر به گوش و چشم مردم و فرصتی که به ما (رسانه) می دهند احترام نگذاریم، ممکن است پس بگیرند و آن کسانی که قدر این اعتماد را بیشتر بدانند و با این اعتماد عمومی بازیگوشی نکنند، آنها موفق اند.
 
بنابراین باید آن شیوه های حرف زدن با مردم- به خصوص مردمی که چند میلیون نفر آنها را می توان جزو نخبگان شمرد و تحت تاثیر تربیت های امام(ره) و ارتقای سطح فرهنگ پس از انقلاب اسلامی قرار دارند- دائما ترمیم و جراحی بشود و دائم معماری بشود و ببینیم که کجای کار ما احیانا نشتی دارد که گاهی برخی حرف ها در فاصله دهان ما تا گوش مردم، مثل اینکه بخار می شود و به هوا می رود یا اینکه یخ می زند و وارد فاهمه آنها نمی شود.
 
بازی کردن با اعتماد شنیداری و دیداری مردم از بازی کردن با دم شیر خطرناک تر است و این نکته ای است که مولدان در یک رسانه باید به آن توجه داشته باشند.
 
جامعه اگر ببیند رسانه ای چند بار آژیر بی خودی می کشد، یا نسبت به یک خطر و یک فساد واقعی کم لطفی و کم اعتنایی می کند، یا فلان واقعیت را با ابعاد کاریکاتوری و غیرواقعی ارائه می دهد، آن جامعه ممکن است سامعه و باصره خودش را از رسانه و صاحبان رسانه پس بگیرد.
 
ما با مردمی بسیار هوشیار مواجهیم. من فکر می کنم، حتی همین عوام ما، دارای یک قوه پنهانی غیرقابل پیش بینی هستند.یک شعور و هوش دسته جمعی، یک حس ششمی که از آن پنج حس دیگر بیشتر و دقیق تر کار می کند، ولو اینکه خیلی ها جدی اش نمی گیرند، درست سر وقت درک می کند و وارد عمل می شود و تصمیم می گیرد و غافلگیر می کند و اقبال و ادبارش، به نظر من، حساب شده است، ولو اینکه ما به آن بی توجه باشیم و گاهی چه بسا مستمع از متکلم داناتر است و گوینده که فکر می کند دارد حرف های خیلی مهمی پشت تریبون می زند، شنونده زیر لب به آن می خندد؛ اگر این اتفاق خدای ناکرده برای رسانه های ما بیفتد که بیننده و شنونده زیرلب به گوینده بخندد و او متوجه نشود و فکر کند که جدی به او گوش می کنند، بسیار خطرناک تر از جاهای دیگر و کشورها و رسانه های دیگر است. چون رسانه دینی یا رسانه منتسب به دین، تمام سرمایه اش اعتماد و ایمان مردم است.
 
از میان قوای بشری، بیشترین تمرکز یک رسانه دینی در جامعه دینی به جای قوه غضبیه و قوه شهویه، باید به قوه عاقله و درک مردم و احساس آنها باشد.
 
صداوسیما باید نسبت به حقوق مردم با دقت و توجه به اقتضائات دهه سوم انقلاب وارد عمل بشود و اگر این صداوسیما براین اساس دوباره مهندسی نشود، دهه سوم انقلاب را از دست خواهیم داد و از دست دادن این دهه، از دست دادن خود انقلاب است.
 
تفکیک مشکلات معیشتی و حقوق مردم، حقوق مادی مردم و حقوقی که شریعت برای مردم در جامعه لحاظ کرده، تفکیک اینها از دین و دغدغه دینی برادران و خواهران، این خودش عین سکولاریزم است.
 
متأسفانه، این سکولاریزم عملی را ما خودمان با حسن ظن و حسن نیت ترویج می کنیم. از یک طرف با سکولاریزم نظری مبارزه می کنیم و از طرف دیگر به سکولاریزم عملی در جامعه و در خود رسانه صداوسیما میدان می دهیم؛ یعنی خودمان به خودمان پشت پا می زنیم، با دست خودمان می زنیم پشت سر خودمان و بعد برمی گردیم خیلی جدی می پرسیم کی بود؟ خب، خودمان بودیم؛ یعنی بسیاری از این مشکلات ریشه اش، ریشه ای است که خودمان نشاء کرده ایم و ما باید حساسیت دینی را نسبت به مشکلات اجتناب ناپذیر مردم نشان بدهیم، والا تفکیک دین از زندگی را خودمان دامن می زنیم، بعد هم می گوییم اسمش را نیاورید، خودش را بیاورید.
 
ما اگر با تفکیک نظری بین دین و دنیا مبارزه می کنیم، برای این است که می ترسیم این نظر به عمل تبدیل بشود. اگر زیر لوای دین تبدیل شد، آن وقت بزرگ ترین اقدام برای ریشه کنی نظام دینی و دین لااقل در درازمدت برداشته شده است.
 
اگر رسانه های ما و صدا و سیما نسبت به وقوع خارجی این تفکیک حساس نباشند، نسبت به روال معیشت و اقتصاد و حقوق مردم و سیاست خارجی و قضاوت، دستگاه قضایی، دستگاه های اجرایی و وزارتخانه ها در این کشور حساس نباشند، معنای آن این است که تن به این تفکیک داده اند.
 
نظام ما نظامی صالح است و بحمدالله انسان های صالحی در بسیاری از مسندهایش تکیه زده اند. باید در همین رسانه روشن شود که شارع مقدس برای مردم حقوقی شرعی در نظر گرفته است، بدون تأمین این حقوقشان در عالم طبیعت و جامعه، اکثرا مردم دستشان از همان کمالات معنوی کوتاه خواهد شد.
 
بخش اندکی از مردم اند که شما حقوق شان را بدهید یا ندهید، به تکلیفشان عمل می کنند. در فقر و غنا آنها صادقانه می توانند بگویند وجهت وجهی للذی فطرالسموات والارض.
 
صدا و سیمای دینی اگر نسبت به حقوق شرعی مردم در جامعه حساس نباشد، نمی تواند فرهنگ را در جامعه منتشر بکند.
 
اصلی ترین راه حفظ دین و حکومت دینی تأکید بر عدالت دینی است. ما فکر نکنیم می شود نشست، دائم به شبهه جواب داد و کاری به عدالت نداشت و به نظام های حکومتی کاری نداشت، چون بسیاری از این سؤالات و شبهه ها، ریشه نظری ندارند.
 
نمی شود با زبان علی[ع] حرف بزنیم و به زندگی های عبدالرحمان بن عوفی در این جامعه دامن بزنیم و تن بدهیم و بعد بگوییم دین را هم حفظ بکنیم و معنویت را هم ابقا بکنیم.
 
معنویت اسلام معنویت مسیحی و بودایی نیست. عرفان اسلام عرفان کارلوس کاستاندا نیست، عرفان سرخپوستی نیست، عرفان اشرافی و روشنفکری و قهوه خانه ای نیست که نسبت به فقر و اشرافیت علی السویه باشد، و به حقوق و تکالیف مردم از نوع سیاسی، اقتصادی و حقوقی جامعه بی تفاوت باشد.
 
اسلام برخلاف بودیسم و مسیحیت با سکولاریزم قابل جمع نیست. اقتصاد اسلام با اقتصاد لیبرال سرمایه داری تفاوت دارد. قضاوت اسلامی با قضاوت غیرشرعی باید تفاوت داشته باشد. نظام ما هر جا از دین فاصله گرفته به همان میزان آسیب زده و آسیب پذیر شده است و رسانه ها باید این نقاط را پیدا کنند.
 
دین را اوراق نکنیم، به خصوص در صدا و سیما، هر تکه را دست یک جمع، یک جریان بدهیم و بدوند حلوا حلوا کنند و و یک مغازه برایش باز بکنند.
 
اگر مثله کردن انسان حرام است، مثله کردن اسلام به مراتب حرام تر است. صدا و سیمای دینی، باید دین را به همان میزان اولویت بندی کند که خود دین راجع به احکام و معارف و ارزش هایش کرده. با همان تناسب، دین را در جامعه مطرح کند و حساسیت نشان دهد.
 
حق الناس از مقدس ترین حوزه های فقهی در شریعت است و فقهای ما بیشترین حساسیت را به حق الناس یعنی حقوق بشر داشته اند؛ چه حقوق معنوی بشر که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:«شهید متعالی ترین انسان است که همه چیز خود را در یک لحظه به خاطر حقیقت معامله می کند، اما اگر حق الناس بر ذمه اش باشد، همه معاصی او بخشیده می شود، اما حق الناس بخشیده نمی شود». آن قدر فقه سنتی و شریعت ما روی آن حساس است. رسانه دینی ما نمی تواند روی آنها حساس نباشد.
 
نظام دینی بدون عدالت دینی یک نظام لائیک است با نام دین. این خطری است که در دهه سوم و چهارم این انقلاب را تهدید می کند و این یک خطر بالفعل است.
 
صدا و سیما باید برای مقابله با تلاش هایی که برای پایان بخشیدن به انقلاب و فراموشاندن شیوه عدل علی[ع] در این جامعه و ارتجاع اجتماعی به پارادایم های قبل از انقلاب دارد صورت می گیرد و توجیه روشنفکران نیز می شود، اقدام کند.
 
این مسئله در رأس وظایف صدا و سیماست که حاکمان و تصمیم گیران جامعه اقتصادی، سیاسی، فرهنگ قضایی، و همه اینها را باید در معرض نقد و سؤال مردم بیاورد، منتها براساس موازین شرعی و دینی نه با ادبیات لائیک.
 
با ادبیات دینی باید بیایند به مسئولیت شرعی شان جواب دهند. صدا و سیما مسئول ماست. اصلا شما هیچ مسئولیت نه شرعی و نه قانونی در این مورد ندارید که توجیه کنید خطای زید و عمرو را.
 
شما مسئول دین مردم هستید و دین مردم را فدای زید و عمرو نکنید. توجیه هر اتفاق که در این جامعه می افتد به نام دین و به نام حکومت دینی و از زبان یک رسانه دینی، به نظر من، بهترین راه برای دین زدایی است؛ یعنی سریع ترین راه برای سکولاریزه کردن حکومت. این راه است که کم کم افکار عمومی به این نتیجه برسند که ظاهرا باید بین اصلاحات یا دین یا حکومت دینی، یکی را انتخاب بکنند.
 
صدا و سیما باید به جامعه تفهیم کند که مردم حقوق و وظایف شرعی و دینی دارند و همین طور مسئولان و این رابطه متقابلی بین مردم و مسئولان است و باید رعایت شود و هر کس از این موازین شریعت تخلف کرد، باید نهی از منکر بشود؛ هرکس می خواهد باشد. هیچ دلیل و هیچ انگیزه شرعی برای محافظه کاری نداریم. صدا و سیمای ما برای محافظه کاری در این قبیل قلمروها هیچ حجت شرعی ندارد. نظام هم با آن مخالف است؛ یعنی رهبری فرزانه انقلاب. هر کس از راه دور و نزدیک با ایشان و با افکار ایشان آشنا باشد، می داند که اصلا طرز فکر ایشان اینجوری نیست که سیم خارداری کشیده شود و مفاسدی اگر وجود دارد اینها توجیه شود. اینها باید به طور شفاف در صدا و سیما عرضه و اصلاح شود.

سکته خفیف ضرغامی در کی‌اف و انتقال به ایران با هواپیمای رئیس‌جمهور
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدعزت الله ضرغامی ، سکته ، صدا و سیما

سفر هفته گذشته سید عزت الله ضرغامی به کی‌اف پایتخت اوکراین ظاهرا چندان برای وی خوش یمن نبوده و رئیس سازمان صدا و سیما به دلیل بروز عارضه و سکته خفیف قلبی، مجبور به ناتمام گذاشتن سفر و بازگشت به ایران با هواپیمایی اختصاصی رئیس‌جمهور شده است.

به گزارش رجانیوز، ضرغامی که هفته گذشته برای دیدار با رئیس تلویزیون ملی اوکراین و شرکت در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشجویان ایرانی مقیم اوکراین در دانشگاه مائوب شهر کی‌اف به این شهر سفر کرده بود، به‌دلیل بروز عارضه قلبی که بر اثر انسداد عروق صورت گرفته، دچار سکته خفیف شده است که این امر موجب انتقال وی به یکی از مراکز درمانی اوکراین شده است.

بر اساس این گزارش، پس از انجام درمان های اولیه در اوکراین، وی با هواپیمای شخصی رئیس جمهور و زیر نظر پزشک مخصوص وی به کشور منتقل شده و در یکی از بیمارستان‌های تهران تحت مداوا قرار گرفته است. پزشکان معالج وی اعلام کرده اند که خطری سلامتی ضرغامی را تهدید نمی کند.

گفتنی است در جریان بروز این عارضه قلبی برای ضرغامی، محمود احمدی‌نژاد از اولین عیادت کنندگان وی بوده است که عیادت وی از رئیس 52 ساله صدا و سیما نزدیک به سه ساعت طول کشیده است.

ضرغامی همچنین برای شرکت در همایش بیداری اسلامی با ویلچر به محل اجلاس منتقل شده و پس از آن مجددا برای ادامه معالجات سالن اجلاس را ترک کرده است.


راز "راز"هایی که طالب زاده روی آنتن می برد
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: نادر طالب زاده ، صدا و سیما

نادر طالب‌زاده هم که می‌توانست مثل خیلی از اشراف به زندگی خویش در ناز و نعمت غرب ادامه دهد اما خود را وقف انقلاب اسلامی کرده و با انتخاب موضوعات بکر و مورد اغفال این سال‌های رسانۀ ملی و با اجرای متعهدانه‌ای که حتی بیماری قلبی‌ هم سرش نمی‌شود، راز را جزء معدود آوازهای انقلابی صداوسیما تبدیل کرده...

1. عرصۀ فرهنگ و رسانه، اصلی‌ترین میدان جنگ فعلی:

اگر بخواهیم سابقه‌ای برای دشمنی معارضان انقلاب و جمهوری اسلامی در نظر بگیریم، باید آغاز آنرا پیش از انقلاب بدانیم. تقویت نظام پهلوی، طراحی و اجرای پروژه‌های سرکوب مردم و سنگ‌اندازی در روند پیروزی انقلاب اسلامی از جمله کارهای‌یست که دشمنان دین و سرزمین ایران اسلامی از سی‌واندی سال پیش در دستور کار خویش قرار د‌ادند و بعد از انقلاب نیز شاهد انواع ترورها و تفرقه‌اندازی‌ها بودیم تا اینکه به جنگ تحمیلی می‌رسیم و سنگین‌ترین مقابلۀ سخت علیه ایران را در سدۀ اخیر می‌بینیم. اما همۀ این دشمنی‌ها به جایی نرسید و بدخواهان کمربستۀ ما متوجه شدند که اگر قرار است به این ملت آسیبی برسانند باید از راه فرهنگ وارد شوند و این شد که به اشکال مختلف شاهد جنگی سنگین‌تر از جنگ تحمیلی بودیم و آن چیزی نیست جز جنگ نرم. به این ترتیب زیربنایی‌ترین میدان نبرد ما و دشمنان به عرصۀ فرهنگ و رسانه کشیده شد. در نتیجه حدود دو دهه است که شدیدترین گلوله‌های فرهنگی به این سرزمین سرازیر شده و از سینما و تلویزیون گرفته تا موسیقی و رمان را کانون حملۀ خود قرار داده.

2. تولید محتوای رسانه‌ای، بهترین سلاح ما:

اما باید برای مقابله با این جنگ سهمگین‌ ولی پنهان‌ از ادراک خیلی‌ها، کاری می‌کردیم. عدۀ زیادی که اصلاً قائل به این پدیده نبوده و نیستند. با این‌ها فعلاً کاری نداریم. عدۀ دیگری هم یا از سر اجبارِ کاری و یا بخاطر نابلدی فکر کردند دارند کاری می‌کنند و افتخار فتح عملیات‌ها را به نام خویش می‌زنند، اما در بهترین شرایط، سلاح‌های ایشان بی‌خاصیت بود و البته خیلی وقت‌ها نیروهای خودی را نشانه گرفتند و با اجازه ندادن به ورود افراد دغدغه‌مند و این‌کاره به سرزمین نبرد، خیانتی کردند که شاید کمتر از خیانت اصحاب رسول‌الله در نبرد احد و یا موافقان حکمیت در صفین نباشد. ولی هنوز مردان مردی وجود داشتند که با توجه به همۀ این ناسازگاری‌ها، درست تشخیص دادند و سعی کردند تا حد وسع‌شان دست به تولید محتوای رسانه‌ای بزنند و کاربردی‌ترین سلاح جنگ امروز را خلق آثار هنری- رسانه‌ای دانستند.

3. راز، شمعی در تاریکی:

در وضعیت جنگی فعلی، خیلی از ما دست روی دست گذاشتیم و کم کاری کرده و می‌کنیم. دشمن درون خانه‌های ما و جلوی چشمان‌مان فرزندانمان را قتل‌عام می‌کند و ما حتی دل‌مان هم به حال ایشان نمی‌سوزد. این چنین است که شرایط آلوده‌ای بوجود آمد اما در این وضعیت و در حالی که همۀ ما دنبال هوای تازه‌ای بودیم، با تعجب فراوان از رسانۀ ملی برنامه‌ای پخش شده و می‌شود که شاید آرزوی چندین سالۀ بچه حزب‌اللهی‌ها بوده و توانست تا حدودی ما را از آن کم‌کاری رسانه‌ای نجات دهد. برنامۀ هویت‌دار "راز" با اجرای از سر مسئولیت "نادر طالب‌زاده". برنامه‌ای که از هر سکانسش بوی انقلاب اسلامی برمی‌خیزد، اما نه انقلابی در محدودۀ بیلان کاری دولت‌ها و یا منحصر در مرزهای ملی. بلکه نشأت گرفته از اصلی‌ترین لایۀ اجتماعی ایران اسلامی که همان جریان حزب‌الله است و موضوع برنامه‌هایش که از فقدان شعائر شهدا در اهواز است تا فقر و قحطی در سومالی. نادر طالب‌زاده هم که می‌توانست مثل خیلی از اشراف به زندگی خویش در ناز و نعمت غرب ادامه دهد اما خود را وقف انقلاب اسلامی کرده و با انتخاب موضوعات بکر و مورد اغفال این سال‌های رسانۀ ملی و با اجرای متعهدانه‌ای که حتی بیماری قلبی‌ هم سرش نمی‌شود، راز را جزء معدود آوازهای انقلابی صداوسیما تبدیل کرده.

4. و اینبار، تخریب راز:

اما با گل کردن این برنامه در بین عموم مردم حزب‌الله و تبدیل شدن آن به پاتوق رسانه‌ای ایشان، شاهد عکس‌العمل‌های مختلفی نسبت به این برنامه و از آن بیشتر به خود شخص نادر طالب زاده بودیم. خودی‌هایی که یا مورد سرزنش این برنامه قرار گرفتند و یا از سر حسادت، تحمل دیدن آنرا نداشتند بمانند. اما دشمنان نظام که برپا کنندۀ جنگ نرم امروزی علیه ما بودند جزء اصلی‌ترین مخالفان این برنامه شدند و سعی کردند به انحای مختلف، برنامۀ راز یا مجری آنرا تخریب کنند. و البته برخی از رسانه‌های داخلی ایشان در خط مقدم این کار قرار گرفتند.

5. چرا باید راز "راز" نماند:

این دشمنی‌ها خیلی دور از انتظار نبود زیرا این برنامه دست روی خط قرمزهای دشمن گذاشته و برملا کنندۀ هویت واقعی برنامه‌های رسانه‌ای ایشان است و یا به راحتی چهره از روی خیرخواهانۀ ایشان و سازمان‌های‌شان برداشته و سیاست‌های کثیف ولی ظاهرالصلاح قدرت‌های غربی را به چالش می‌کشد. معلوم است وقتی این برنامه در چند قسمت از استاد حسن عباسی دعوت می‌کند تا به تحلیل فیلم و سریال‌های هالیوودی بپردازد و معارف مبتذلی که در قالب پردۀ نقره‌ای ارائه می‌شود را نقد کند باید هم مورد تهاجم دشمنان قرار بگیرد. معلوم است وقتی در شب‌های رمضان که همه به فکر اصلاح شخصی خود هستند، یکی مثل نادر طالب‌زاده می‌آید و دست روی موضوع مستضعفان سومالیایی می‌گذارد و در قالب سوال و پرسش‌هایی از مهمان برنامه، سیاست‌های حقوق بشری غربی‌ها و ادعاهای خیرخواهانۀ ایشان را به استهزا می‌کشد، باید هم اینطور مورد هجمۀ دشمنان قرار بگیرد. وقتی کسی چندبار در برنامۀ تحت مدیریتش به موضوع مغفولۀ تاریخ شفاهی می‌پردازد و سعی می‌کند تا به وسع خویش از رسیدن آیندۀ بدون هویت انقلابی که در اثر این اغفال پیش‌روست جلوگیری کند، طبیعی‌ست که سیبل فحش‌ها و شایعات بدخواهان این نظام و مردم می‌شود.

6. "راز" در قلب حزب‌اللهی‌هاست:

تکلیف ما برای دفاع از این سنگر خط مقدم که مورد تهاجم قرار گرفته چیست؟ آیا باید گذاشت تا تخریب‌هایی که مثالش را زدیم کار خودش را بکند و این جبهۀ خودی تازه پاگرفته ضعیف شود؟ یا اینکه می‌‌توان از راز حمایت کرد و اگر آری، به چه شکل؟ به نظر می‌رسد همیشه اولین‌ها از آنجا که پیشتازند، سختی بیشتری را باید تحمل کنند و این است که رسالت اولین بودن، دشوار است. ما می‌دانیم که راز و نادر طالب‌زاده فکر این را کرده‌اند اما ما هم می‌توانیم با دیدن و تشویق دیگران به دیدن این برنامه، واکنش نشان‌دادن به مطالبی که در فضای سایبر در مورد آن نوشته می‌شود و از همه عالی‌تر، تولید برنامه‌های در راستای راز طالب‌زاده و متأثر از آن است و تکثیر و ایجاد راز‌های دیگر، از این برنامه و مجری آن حمایت کنیم تا نگذاریم این جبهۀ نوپا از پا نیافتد.

"راز" طالب زاده برنامه های آخر خود در ماه رمضان را روی آنتن می برد اما امیدواریم این رازها هم چنان پا برجا بمانند. چرا که هنوز رازهای زیادی مانده که طالب زاده از آنها سخن نگفته است. این رازها را تنها بچه حزب اللهی ها می توانند در رسانه بازگو کنند که یقینا طالب زاده یکی از آنها است.

سید مجتبی نعیمی


برنامه‏ هاى سیاسى سیما در قبض و بسط سیاست است
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، صدا و سیما

در دهه‏ هاى اول فتنه‏ هاى پس از انتخابات ۱۳۸۸، حتى فحش‏هاى مردم علیه کاندیداهاى مغلوب را پخش کرد و به التهاب در جامعه افزود، ولى پس از مدتى، به عکس آن حالت تبدیل شد و به جاى ذکر متهمان اصلى، به عباراتى چون م. ک یا م. م یا م. خ بسنده نمود.

برنامه‏ هاى سیاسى صدا و سیما نشان داده است که این برنامه‏ ها به تناسب ایام، قبض و بسط عجیبى می یابند؛ زیرا گاهى آن چنان باز و فعال و گاه چنان بسته و محدود و منفعل عمل می کنند، که هر تماشاگر اهل فکر را به تعجب وا می دارد. براى نمونه، در دهه ‏هاى اول فتنه‏ هاى پس از انتخابات 1388، حتى فحش‏هاى مردم علیه کاندیداهاى مغلوب را پخش کرد و به التهاب در جامعه افزود، ولى پس از مدتى، به عکس آن حالت تبدیل شد و به جاى ذکر متهمان اصلى، به عباراتى چون م.ک یا م.م یا م.خ بسنده نمود.

به گزارش "فردا"؛ دو هفته‌نامه پگاه حوزه از نشریات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در شماره اخیر خود در یک گزارش مفصل نسبت به برنامه ها و رویکردهای مختلف صدا و سیما انتقاد کرده است.

آنچه می‌خوانید مقاله‌ای است از یاسر عسگری که در این دو هفته‌نامه به رشته تحریر درآمده است.

قبل از بررسى انتقادى عملکرد صدا و سیما، لازم است مسائلى را به عنوان مقدمه بیان کنم؛ چرا که این مقدمات، کمک زیادى در جهت تحلیل و نقد عملکرد صدا و سیما داشته و منظر و مبناى ما را در این نوشتار انتقادى مشخص مى‏کند. البته نقدهاى موجود هم چند قسم است، که متأسفانه بعضى از آنها نقدهاى صرفاً سیاسى و جناحى است و برخى کاملاً سطحى و روبنایى است، که در این زمینه، مى‏توان نقدهاى روبنایى بسیارى مطرح کرد: از جمله این که، چرا حجاب مجریان یا بازیگران صدا و سیما خوب نیست؟ چرا فلان مجرى تپق زد؟ چرا وسط فلان برنامه زنده، اخلالى پیش آمد؟ و ده‏ها مورد دیگر. ولى در مواردى، ممکن است از بررسى عملکرد صدا و سیما به این نتیجه برسیم که صدا و سیما درصدد ترویج خانواده‏گریزى یا اشرافیت بوده و این ضدارزش‏ها و ناهنجارى‏ها را تبلیغ مى‏کند. ما این دسته را نقدهاى زیربنایى و مبنایى قلمداد مى‏کنیم و لذا ما در اینجا، به برخى از مهم‏ترین انتقادهاى بنیادى و زیربنایى بر عملکرد صدا و سیما می ‏پردازیم.

مقدمه دوم، این است که نگاه آرمانى ما به صدا و سیما چگونه است؟ رسانه ملى ایده‏آل در نظر ما چگونه باید باشد؟ صدا و سیماى جمهورى اسلامى با صدا و سیماى دیگر کشورهاى اسلامى؛ مانند عربستان، مصر، تاجیکستان و کشورهای غیر اسلامى؛ مانند آمریکا، انگلیس یا هند چه تفاوت‏هایى باید داشته باشد؟ بنابراین ما تا آرمان‏هاى خودمان را از صدا و سیما بیان نکنیم، نمى‏ توانیم عملکرد صدا و سیماى را به درستى نقد و بررسى کنیم، یا این‏که انتقادات ما با مخالفت‏ هاى دیگران مواجه مى‏ شود. امام خمینى(ره) در جمله‏اى کوتاه و ارزشمند، رسالت صدا و سیما را بدین صورت بیان کرده و مى‏ فرماید: "صدا و سیما باید دانشگاهى عمومى براى هدایت و تربیت مردم باشد".

مقام معظم رهبرى نیز در توضیح دانشگاه بودن صدا و سیما گفته‏ اند: "صدا و سیما، مدرسه‏اى عمومى براى همه قشرها در سراسر کشور است. برداشت ما از صدا و سیما این است که آن را دانشگاهى براى تدریس اصول

اسلامى‏ انقلابى بدانیم. امام که فرمودند «دانشگاه»، در دانشگاه چیزى تدریس مى‏ شود؛ در این دانشگاه چه چیزى مى‏ خواهد تدریس شود؟ آنچه در این دانشگاه تدریس مى‏ شود، عبارت [است] از پیام‏ها، پایه‏ ها، مفاهیم و درس‏هاى اسلام ناب و اسلام انقلابى و اسلام واقعى. این، آن چیزى است که در صدا و سیما ایده‏ آل است".

همین جملات، رسالت اصلى صدا و سیما را مشخص مى‏ کند و آرمان ما را نشان مى‏ دهد. پس انتقادهایى که بر عملکرد صدا و سیما مى‏ کنیم، از این مبناست و با مبانى نقد رسانه‏ هاى دیگر فرق دارد. از طرفى دیگر، سازمان صدا و سیما از نهادهایى است که زیر نظر مقام معظم رهبرى اداره مى‏ شود، لذا به دلیل همین جایگاه حساس و تأثیرات فراوانى که بر فرهنگ، اجتماع و حتى سیاست جامعه ما دارد، انتظارات از آن نیز خیلى زیاد است. پس بدین دلایل، عملکرد این سازمان، براى بسیارى از دلسوزان، که پتانسیل و ظرفیت‏هاى این نهاد را براى ترویج و تعمیق فرهنگ، اندیشه و گفتمان انقلاب اسلامى مى‏ دانند، بسیار مورد انتقاد است. از سویى دیگر، عملکرد صدا و سیما در این دوره اخیر نشان داده که برنامه‏ هاى این سازمان، بیش از این که براى مردم و درصدد تحقق آرمان‏هاى اسلامى و امام(ره) باشد، براى مسئولین و قشر خاص و طبقه محدودى از جامعه است.

انتقاداتى بر رویکردهاى صدا و سیما

انتقادهاى وارد بر صدا و سیما، با توجه به رویکردهایى است که در برنامه‏ هاى این سازمان دیده شده و ما نیز صدا و سیما را ابزار تعلیم و تربیت و تعالى جامعه مى‏ دانیم، نه یک رسانه‏ صرفاً براى سرگرمى عمومى. البته این انتقادات، همه آن انتقادات وارده بر عملکرد این سازمان نیست و نگارنده این نوشتار نیز به صورت گذرا، به برخى از مهم‏ترین انتقادات وارده بر عملکرد این رسانه مى‏ پردازد.

1. غفلت از مفهوم عدالت

متأسفانه عدالت به مفهوم جامعه، به صورت کامل و اسلامى در سازمان صدا و سیما مورد اهتمام نیست و به همین خاطر و به دلایلى، چون حساسیت، سیاه‏ نمایى و یأس مردم! توجه، اهتمام و اراده‏اى به برخورد با مفاسد اقتصادى دیده نمى‏ شود و اصلاً برنامه و سیاستى براى تحقق این اصل مغفول انقلاب ندارد.

2. انفعال فکرى و عملى متولیان فرهنگى در برابر جریان روشن‏فکرى و غرب

انفعال و بی مایگى در برابر دو جریان روشن‏فکرى وارداتى و غرب و به عبارتى دیگر، احساس درماندگى در برابر جریان روشن‏فکرى و غرب و مرعوب مشهورات و رسانه ‏هاى آنها بودن، از جمله بزرگ‏ترین مشکل متولیان و مجریان صدا و سیما است. یکى از منتقدین فرهنگى معتقد است: "کسانى که مرعوب مشهورات هستند، اصلاً نباید هدایت رسانه‏ ها را به دست بگیرند، آن هم رسانه جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى که قرار است اساس آن شکستن رعب و خروج از انفعال و تحقق "نه شرقى، نه غربى" باشد. نه شرقى، نه غربى؛ یعنى انفعال نه! یعنى مرعوب نباید شد. دچار مشهورات نباید شد". البته ریشه این انفعال از عدم خودباورى، مبهوت تکنولوژى غرب بودن، بى‏اعتقادى به جنگ حق و باطل، جنگ اسلام ناب و اسلام آمریکایى، جنگ فقر و غنا، تقلیل دادن دیندارى و انقلابى‏ گرى به مقولاتى صرفاً فردى یا مناسبتى و... برمى‏ گردد. لذا منتقدین این سازمان معتقدند که این انفعال عملى و نظرى: "صدا و سیما را خود به خود تبدیل به رسانه‏اى با گرایش سرمایه‏ دارى غرب‏زده و تریبون محافظه‏ کاران منفعل کرده است. تقلید از شبکه‏ هاى بیگانه، فانتزى‏تر شدن ادبیات رسانه‏اى و حجم عظیم سریال‏ها و تبلیغات سرگرم کننده به نفع مصرف‏گرایى و تفاخر و تکاثر، نتیجه چنین فضایى است".

3. ناموفق در نمایش فرصت‏ها و قابلیت‏هاى کشور

یکى از کارکردهاى رسانه براى هر کشورى، نمایش فرصت‏ها و قابلیت‏هاى کشور است. به بیان منتقدى: "رسانه باید دو کار بکند: یکى این‏که داشته‏ هاى ملت را عرضه نماید و دیگر این‏که، نداشته ‏هاى جامعه را مطالبه کند، نه اینکه رسانه صرفاً نداشته‏ ها را به رخ بکشد. اعتراضى که ما الآن به‏ خصوص به عنوان رسانه ملى داریم این است که چرا داشته ‏هاى ملت را رو نمى‏ کند؟".

4. ترویج اشرافیت/ اشرافى‏ گرى و تحقیر مستضعفان

نگارنده معتقد است برنامه‏ هاى صدا و سیما، در عمل، به اشرافیت‏گرایى و تحقیر ارزش‏هایى؛ چون زهد، قناعت، تلاش و... دامن زده است. غالب برنامه ها، با نشان دادن خانواده‏ هایى مرفه و تجملاتى، جامعه را چنان نشان مى‏ دهد، که گویى اصلاً چیزى به نام خانواده معمولى و متوسط یا ضعیف وجود ندارد، خانه‏هایى با مبل، حیات وسیع، اتاق شخصى فرزندان، ماشین، و... غالب فیلم‏ها و سریال‏هاى تلویزیونى با پرداختن به مسائلى که برخى از آنها اصلاً ارزش و اهمیت طرح عمومى در فضاى کشور را ندارد، جامعه را از مسائل اصلى و مورد نیاز غافل کرده و به موضوعاتى پرداخته، که ارزشى نداشته است. یکى از انتقادات رهبر معظم انقلاب از صدا و سیما همین بى توجهى به عدالت‏خواهى و تشویق تجمل‏گرایى است. ایشان خطاب به مسئولان این سازمان فرمودند: "تجمل‏گرایى را تخریب کنید". یکى از منتقدین معتقدند: »رهبر معظم انقلاب نگفتند که تجمل‏گرایى نکنید، گفتند تخریب کنید؛ یعنى صدا و سیما باید تجمل‏گرایى را تخریب کند. چه کسى مى تواند تجمل‏گرایى را تخریب کند؟ کسى که تجمل‏گرایى را ترویج نکند و آن را مستحق تخریب بداند، ولى این صدا و سیمایى که ما مى‏ بینیم، نه تنها تخریب نمى‏کند، نه تنها موضعش در برابر تجمل‏گرایى، بى ‏طرف هم نیست، بلکه انواع و اقسام تجمل‏گرایى را ترویج مى‏ کند«.

5. تحقیر روستاییان، ترویج شهرنشینى و به ویژه تهران‏محورى

متأسفانه، در بیشتر برنامه‏ هاى صدا و سیما، نگاه و رویکرد این برنامه ‏ها، نگاه تحقیر مستضعفین و حذف روستائیان است: روستائیانى که بیش از 30 درصد جمعیت کشور را تشکیل مى‏دهند، چقدر از برنامه‏ هاى فعلى صدا و سیما سهم دارند؟ لذا نگاه غالب - علیرغم خواست قلبى مسئولان این نهاد - نگاه حذف مستضعفین، تحقیر روستا و روستائیان و بى ‏اعتنایى به ظرفیت‏هاى عظیم رسانه‏اى آنهاست که البته این امر ناشى از بى ‏توجهى و غفلت، و از سویى، گرایش به مشهورات و غربزدگى در نزد مسئولان و برنامه‏ سازان بارها مشاهده شده که اگر برنامه‏ هاى تلویزیون، به روستا و روستایى هم بپردازند، غالباً همراه با تحقیر، توهین و صرفاً سرگرمى براى شهرى‏ ها هستند. لذا جا دارد که اساتید مردم‏شناسى، جامعه‏ شناسى و حتى روان‏شناسى در این زمینه، تحقیقاتى انجام دهند که رسانه‏ ها، به ویژه تلویزیون، چه تصاویرى از روستا و روستایى نشان مى ‏دهد و چه تبعات منفى‏اى بر فرهنگ و هویت روستایى وارد کرده است.

6. خانواده ‏گریزى و اصالت تجرد

متأسفانه صدا و سیما بدون این که بخواهد یا سیاست‏اش باشد با برنامه‏ هایش و نشان دادن مشکلات زندگى متأهلى‏ و الگو ساختن از زنان و دخترانى که به صورت مجرد و بدون نیاز به شوهر و خانواده، به موفقیت مى ‏رسند، به مسئله خانواده‏ گریزى و تجردگرایى دامن زده است، که قطعاً باید یکى از عوامل افزایش طلاق و بالا رفتن سن ازدواج در جامعه را برنامه‏ هاى صدا و سیما، فیلم‏هاى سینمایی و سریال‏هایى دانست، که خواسته یا ناخواسته، کانون خانواده را متزلزل کرده است.

7. اصالت سرگرمى یا سرگرمى‏ محورى

متأسفانه در سال‏هاى اخیر توجه به انواع سرگرمى‏ها و بازى‏هاى بى‏هدف و کم ارزش در برنامه‏ هاى صدا و سیما بسیار رایج شده است و بزرگ‏ترین هدف آنها سرگرم کردن مخاطبان و نیز پر کردن ساعات پخش برنامه - حتى به هر قیمتى - شده است. متأسفانه علیرغم پرهیز از این مسأله در دهه اول انقلاب اسلامى، این بار گرفتار افراط شدیم و برنامه‏ ها به شدت سرگرمى محور هستند.

8. تبلیغ‏زدگى

متأسفانه صدا و سیماى کشورمان نتوانسته است به یک صدا و سیماى الگو در زمینه پخش آگهى ‏هاى تبلیغاتى ‏دست یابد. یکى از منتقدین مى‏ گوید: "هیچ توجیهى وجود ندارد که رسانه ملى با داشتن بودجه ‏هاى مصوب، به بهانه گرفتن هزینه تبلیغات به دامن مصرف‏زدگى، غرب‏زدگى و ایجاد بازار مصرف براى کالاهاى خارجى آن هم در شرایطى که بعضى از کشورهاى تولیدکننده در سال جارى در تحریم اقتصادى کشور شریک شده ‏اند بغلتد". متأسفانه صدا و سیما، بدون توجه به ترویج محصولات وطنى، به تبعات پخش محصولات غربى در زندگى و فرهنگ و روحیات مردم و به ویژه شرکت‏هاى تولیدى داخلى اعتنایى نمى‏ کند.

9. کمبود ابتکار و خلاقیت در تولید اخبار

متأسفانه پخش اخبار مورد نظر رسانه‏ هاى غرب و نیز استفاده از دسترنج دیگران و ضعف واحد مرکزى خبر این سازمان در بازتاب اخبار همه جانبه و جامع، یکى از انتقادات جدى به این سازمان است. بدین معنا که، واحد مرکزى خبر علیرغم داشتن نمایندگى‏ هاى متعدد در کشورهاى مهم جهان زحمت زیادى براى تولید خبر به خرج نمى‏ دهد و بسیارى از اخبار و حوادث را منعکس نمى‏ کند؛ اخبارى که براى کشور ما یا جهان اسلام و حتى جبهه جهانى مقاومت در مقابل نظام سلطه، بسیار پر اهمیت است. متأسفانه علیرغم بسترهاى فراهم شده در سراسر کشور و داشتن نمایندگى‏ هاى رسمى، این بخش از سازمان، از کادر خبرگیرى فعالى برخوردار نیست و غالب خبرنگاران ما در خارج از کشور، نیز به صورت کارمند در ساختمان‏هاى ادارى مستقر مى ‏شوند، مگر تعداد کمى که وجدان کارى دارند یا این که خودشان اهل ابتکار و خلاقیت هستند.

با توجه به مطالب فوق باید گفت، که متأسفانه شبکه‏ هاى ماهواره‏اى متعدد، تلویزیون ما را بسیار تنبل کرده است و ما از این نکته غافل شدیم، که شبکه‏هاى ماهواره‏اى، غالباً اخبارى را پوشش مى‏دهند که در راستاى سیاست‏هاى خاص کشورهاى خودشان یا تقویت نظام سلطه و تضعیف روحیه کشورهاى جبهه جهانى مقاومت، باشد. لذا اگر جمهورى اسلامى ایران بخواهد به عنوان یک کشور مستقل، سیاست‏هاى مستقل خودش را در راستاى اهداف، آرمان‏ها و منافع ملى‏اش داشته باشد، ناچار است به صورت میدانى و دقیق، کشورها و مناطق جهان را خوب رصد کند، نه این که به اخبار رسانه ‏هاى غربى بسنده نماید. متأسفانه همین ضعف رسانه ملى در نمایش واقعیت‏ها و فرصت‏هاى مناطقى، چون آفریقا، آمریکاى‏ لاتین، آسیاى مرکزى و... باعث شده است که غالب مسئولان، یا تجار یا اساتید ما شناخت صحیح و جامعى ‏از این مناطق نداشته باشند و این مناطق هم‏چنان مورد بى توجهى و بى اعتنایى ما باشد.

براى مثال، علیرغم کوتاهى‏ ها وکاهلى‏ هاى ما در حضور مستمر و در صحنه این انقلاب‏ها و بیدارى سیاسى مردم جهان عرب، امکان تهیه مستندهاى خوبى در این زمینه را از دست دادیم و نتوانستیم از این انقلاب‏ها در راستاى ترویج گفتمان استقلال‏ طلبى، آزادى‏ خواهى، بیدارى جهان اسلام و سیاست ضدآمریکایى خود به کار برده و خشم مردم را به سمت نظام سلطه سوق دهیم. البته هنوز هم دیر نشده است و ما مى‏ توانیم با اعزام ده‏ها و صدها گروه مستندساز به این کشورها، حقایق انقلاب‏ها و خیزش‏هاى مردمى آنها را ثبت و ضبط کنیم.

10. اصالت یافتن برنامه‏ هاى مستقیم و فى‏ البداه ه‏گویى و فقدان تأمل و تفکر در برنامه ‏ها

اگر چه پخش برنامه‏ هاى مستقیم در برخى زمینه‏ ها و زمان‏ها، از جمله نقاط قوت این رسانه محسوب مى ‏شود، ولى‏متأسفانه این برنامه‏ ها آن قدر گسترش و اصالت یافتند، که ممکن است در یک زمان واحد، سه شبکه تلویزیونى از این شیوه استفاده کنند. متأسفانه افزایش چنین برنامه‏ هایى که فقط متکى به خوش‏زبانى یا فن جذب مخاطب مجرى یا کارشناس برنامه است، تأمل، تفکر و دقت نظر را به مرور از این برنامه‏ ها مى‏ گیرد و افزایش چنین برنامه‏هایى، در بلند مدت، مخاطبانى سطحى را بار خواهد آورد.

11. برنامه‏ هاى سیاسى سیما در قبض و بسط سیاست

برنامه‏ هاى سیاسى صدا و سیما نشان داده است که این برنامه ‏ها به تناسب ایام، قبض و بسط عجیبى مى‏ یابند؛ زیرا گاهى آن چنان باز و فعال و گاه چنان بسته و محدود و منفعل عمل مى‏ کنند، که هر تماشاگر اهل فکر را به تعجب وا مى‏ دارد. براى نمونه، در دهه ‏هاى اول فتنه‏ هاى پس از انتخابات 1388، حتى فحش‏هاى مردم علیه کاندیداهاى مغلوب را پخش کرد و به التهاب در جامعه افزود، ولى پس از مدتى، به عکس آن حالت تبدیل شد و به جاى ذکر متهمان اصلى، به عباراتى چون م.ک یا م.م یا م.خ بسنده نمود. در آن ایام، شخصیت‏هایى به رسانه دعوت شدند که تا پیش از این فرصت حضور نمى‏ یافتند، ولى پس از آرامش نسبى فضا، قضیه منتفى شد. از سویى در همان برنامه‏ ها، برخى شخصیت‏هایى به آنجا دعوت مى ‏شدند که خود به فضاى ناآرام جامعه دامن مى ‏زدند، اما در این بین برخى شخصیت‏هاى معقول و منطقى، که مى‏ توانستند فضاى جامعه را آرام کنند، فرصت حضور نیافتند، که سخن در این باره، بسیار است. لذا افراط و تفریط در برنامه‏ هاى سیاسى و... بسیار دیده مى ‏شود.

12. تناسب نداشتن برنامه ‏ها و تضاد محتوایى در یک روز

تناسب نداشتن برنامه‏ ها و تضاد محتوایى در برنامه‏ ها، از جمله انتقادات وارد بر رسانه‏ هاى ملى است. ضریب یافتن بى جهت ورزش، به ویژه فوتبال یکى از انتقادات جدى به صدا و سیماست. در مورد وجوه دیگر عدم تناسب برنامه‏ ها باید گفت که در یک روز بارها شده است که تلویزیون برنامه‏اى خوب، عدالت‏ خواهانه، معنویت‏گرا و در یک کلام، تأثیرگذار ساخته، ولى بلافاصله پس از آن و یا در وسط همان برنامه، تبلیغات یا برنامه هایى پخش کرده، که باعث خنثى شدن تأثیرات برنامه قبلى شده است. گاهى پیش آمده که فیلم‏ها، سریال‏ها و غالب برنامه‏ هاى یک مقطع زمانى؛ مانند ماه رمضان یا مناسبت دیگرى، شاد، کمدى و لودگى و در سالى دیگر، همگى پر از صحنه‏ هاى خشونت، غم و ترس و.. است. لذا هیچ وقت آن تعادل لازم و منطقى را در برنامه‏ ها نداشتیم.

13. برنامه ‏هاى ضعیف از عوامل سوق یافتن مردم به رسانه ‏هاى غربى

متأسفانه برنامه‏ هاى ضعیف، غیرواقعى، کم ارزش و بى‏محتوا و نیز عدم توجه به نیازهاى واقعى مخاطبان و هم‏چنین تغییر ذائقه فرهنگى مردم در دوران‏هاى سازندگى، اصلاحات و... باعث شده است که مردم کشورمان به سوى رسانه‏ هاى خارجى و شبکه‏ هاى ماهواره‏اى سوق داده شوند، لذا تجربه نشان داده است که گاهى اوقات، صدا و سیما توانسته است با ساخت و پخش برنامه‏ هاى جذاب و مورد نیاز و هم‏چنین پخش اخبار واقعى، توجه مخاطبان را به این رسانه‏ هاى ماهواره‏اى بکاهد.

14. بى ‏توجهى به کتاب و ترویج فرهنگ مطالعه

متأسفانه تا سال‏هاى گذشته، فعالیت‏هاى چشم‏گیرى در حوزه معرفى و تبلیغ کتاب خوب و ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانى صورت نگرفت، ولى خوشبختانه در دو سه سال اخیر، حرکت قابل تقدیرى در این زمینه صورت گرفته، که امیدواریم حرکت آن مستمر و همه جانبه شود و به شبکه‏ هاى خاص؛ مانند شبکه چهار (شبکه فرهنگ) یا زمان‏هاى کم مخاطب یا پرت تلویزیونى محدود نشود. متأسفانه در دهه‏ هاى گذشته، نویسندگان و هنرمندان آثار ارزشمند و محتوایى، جایگاهى در رادیو و تلویزیون نداشتند، که این مشکل به گونه‏اى دیگر نیز ادامه دارد و تلویزیون میزبان عده خاصى از منتقدان ادبى و هنرى یا نظریه‏  پردازان شده و بقیه منتقدان و اساتید، این فرصت رسانه‏اى را پیدا نمى‏کنند. گرچه باید گفت، که صدا و سیما، هنوز هم آن حمایت لازم و مورد انتظار را از جبهه فرهنگ و فکر انقلاب اسلامى نکرده و فرصت براى اصحاب این جبهه نیز موقتى و گذراست!!

15. فقدان تشکیل جبهه رسانه‏اى علیه نظام سلطه و عدم همکارى صنفى با رسانه‏ هاى خارجى هم‏سو

یکى از فرصت‏هاى تلویزیون و نیز تأثیرگذارى بر مخاطبان منطقه‏اى و اسلامى، تولید فیلم‏ها و سریال‏هاى مشترک است. اگرچه براى تشکیل جبهه رسانه‏اى علیه نظام سلطه، تدابیرى اندیشیده شده و اتحادیه رسانه‏ هاى کشورهاى اسلامى تشکیل شده است، ولى تاکنون این اتحادیه نیز اقدام عملى قابل ذکرى نداشته و تنها به برگزارى همایش‏هاى سالانه بسنده کرده است. برخى برنامه‏هاى تلویزیونى، که در داخل ایران تهیه مى ‏شوند، به دلیل جذابیت‏هاى محتوایى یا تاریخى و توجه به خانواده و تحولات اجتماعى، از مزیت‏هاى نسبى در بازارهاى تلویزیونى کشورهاى منطقه برخوردارند، اما امرى که تاکنون کمتر به آن توجه شده، ساخت فیلم‏هاى مشترک در راستاى‏ اهداف و سیاست‏هاى این سازمان و کشورمان است. متأسفانه غالب تفاهم نامه ‏هاى همکارى در این زمینه، بر روى صفحه کاغذ باقى مانده و اجرایى نشده است. از سویى دیگر، یکى از راه‏هاى ورود به بازارهاى تلویزیونى‏ دیگر کشورها، تولید برنامه‏ هاى مشترک است و این سیاست جزو سیاست‏ هاى مصوب صدا و سیماست!

16. بى ‏توجهى به مسائل بنیادى و شناخت غیر جامع پدیده‏ ها

بى‏ توجهى به مسائل و مشکلات بنیادى و شناخت غیر جامع پدیده‏ ها در غالب برنامه ‏هاى تلویزیونى دیده مى ‏شود، که این امر حتى در برنامه‏ هاى ورزشى هم دیده نمى ‏شود. متأسفانه در کشورمان، نگاه جامعه‏ شناختى، سیاسى، مردم‏ شناختى و روان‏شناسى به ورزش در مجموعه برنامه‏ هاى ورزشى تلویزیون دیده نمى‏ شود و تنها برنامه ‏هاى نادرى به این مسأله پرداخته‏ اند.

17. نادیده گرفتن شعور مخاطبان/ مسابقات تبلیغات محور و بى ‏محتوا

مسابقات تلویزیونى، از جمله برنامه‏ هاى پر بیننده در میان توده مردم است و این امر باعث مى ‏شود، که شرکت‏ها و بنیادهاى تبلیغاتى به این مسئله توجه زیادى نشان بدهند. البته صرف مسابقه بودن باعث شده است که سئوالات ضعیف، بى‏ محتوا و غیرضرورى در آن مطرح شود و شعور مخاطبان را نادیده بگیرد.

انتقاداتى از جنس دیگر

1. عدم نظارت بر برنامه ‏هاى صدا و سیما

عدم نظارت و عدم شفافیت، جزو مسائل طبیعى هر اداره و سازمانى در کشور ما شده و همین امر باعث گردیده تا امکان رانت‏خوارى‏ ها، فسادهاى اقتصادى، کم کارى، فقدان وجدان کارى و... در ادارات نیز افزایش یابد. گذشته از عدم نظارت بر امور مالى، فقدان نظارت محتوایى جدى و غیر فرمایشى هم بر برنامه‏ هاى این سازمان حکم فرماست. نهادهاى متولى نظارت بر صدا و سیما به ویژه شوراى نظارت بر سازمان صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران، که بر اساس اصل 175 قانون اساسى جمهورى اسلامى تشکیل شده‏است بسیار ضعیف و تشریفاتى عمل مى‏ کنند.

2. بى توجهى به شایسته‏ سالارى در انتصابات درون سازمانى

نکته انتقادى به عملکرد این سازمان، بى توجهى به شایسته‏ سالارى در انتصابات درون سازمانى است. دیگر این که، در انتخاب مدیران ممکن است تخصص‏هاى رسانه‏اى، فرهنگى و هنرى نیز به کار گرفته نشود و این افراد، به علت فقدان تخصص و ... ظرفیت‏ها و فرصت‏هاى فرهنگى کشور را غالباً با نگاه تهدیدات فرهنگى نگاه کرده و همه این گونه فرصت‏ها را تهدید به حساب آورند، که در آن صورت فرصت‏ سوزى‏ هاى زیادى رخ خواهد داد.

3. عزل و نصب‏هاى مکرر

سرعت و تعداد نصب و انتصابات به ویژه در خصوص مدیران شبکه‏ هاى رادیو و تلویزیونى و دیگر مدیران میانى در این سازمان بسیار بالاست و همین امر نشان مى‏دهد که به خاطر همین امر نمى‏ توان برنامه‏هاى بلندمدت و تأثیرگذارى براى این سازمان در نظر گرفت.

4. عدم پویایى مراکز وابسته به سازمان صدا و سیما

الآن صدا و سیما داراى مراکز متعدد مطالعاتى و تحقیقاتى؛ مانند مرکز پژوهش‏هاى اسلامى، دانشکده صدا و سیما، اداره آموزش و پژوهش سیما، مرکز تحقیقات صدا و سیما، باشگاه خبرنگاران جوان و... است که غالب آنها فعالیت قابل اعتنا و چشم‏گیرى ندارند. غیر از مرکز پژوهش‏هاى اسلامى، که طى چند سال گذشته، کتاب‏هاى فراوانى را تولید و فقط منتشر کرده و مشخص نیست که تا چه حد کاربردى بوده و چقدر برنامه‏ سازان از آنها استفاده کرده‏اند، غالب تحقیقات و سیاست‏هاى آنها در لابه‏لاى قفسه ‏هاى کتابخانه‏ ها مانده و اجرایى نشده است. انتشارات سروش وابسته به این سازمان هم غیر از تعداد خاصى کتاب، در عرصه تولید کتاب و حتى توزیع آنها نیز حرفى براى گفتن ندارد.

روزنامه "جام جم" - به عنوان پر تیراژترین روزنامه کشور - در فضاى کشور، روزنامه‏ اى خنثى و تبلیغات محور محسوب مى ‏شود، که گویا منعکس کننده اخبار فیلم‏ها و سریال‏هاى تلویزیونى یا روزنامه آگهى‏ هاى تبلیغاتى است. متأسفانه اتکاى خاص به بحث تبلیغات و درآمد بالاى آگهى‏ هاى بازرگانى باعث شد تا صدا و سیما و دیگر نهادهاى وابسته، هیچ‏گونه تلاش دیگرى براى خودکفایى مالى برندارند.

طبق مثل معروفى که "شکم سیرى باعث تنبلى مى ‏شود" آگهى ‏هاى تبلیغاتى و تهیه بودجه از این طریق، باعث شده تا خیلى از پتانسیل‏ها و ظرفیت‏هاى این سازمان، بلااستفاده باقى بماند و مسئولان براى خرج پول بیت‏ المال در ساختن فیلم‏ها و سریال‏هاى بى‏ محتوا یا لهو، احساس شرمندگى و سرافکندگى نداشته باشند.