نظر عباس عبدی درباره خواهش باهنر
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، عباس عبدی ، محمدرضا باهنر ، اصلاح طلبان

عباس عبدی می گوید «خواهش» محمدرضا باهنر از اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات اظهارنظر شخصی است و اعتباری ندارد.

دویچه وله با اشاره به «خواهش» باهنر نوشت: برخی اصولگرایان همچون عماد افروغ، علی مطهری، حمیدرضا ترقی و... از حضور اصلاح طلبان در انتخابات آینده صحبت کرده بودند. در یک نمونه، حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه در گفت وگو با دویچه وله، با رد حذف اصلاح طلبان از عرصه سیاسی ایران گفته بود: «آن ها در رقابت های گذشته حضور فعال داشتند و در رقابت های این دوره هم جا برای فعالیت شان وجود دارد. تا الان اصلاح طلبان در صحنه حاضر بوده اند. بنابراین هیچ اثری در رابطه با این نوع مسائل، ناشی از حذف آن ها یا کم رنگ شدن اصلاح طلبان نبوده است.»

عباس عبدی عضو مستعفی حزب مشارکت درباره خواهش باهنر گفت: در این باره دو موضع وجود دارد. یکی این که این افراد از طرف حکومت اظهارنظر می کنند، دیگری این که از طرف جناح داخلی اظهارنظر می کنند. اصول گرایان اگر می خواهند از طرف حکومت این سخنان را بگویند، قطعاً باید این اظهارنظر به شکلی به مقامات بالای نظام منتسب شود و تا وقتی که به مقامات بالای نظام منتسب نباشد، اعتباری ندارد. چون وقتی به مقامات بالای نظام انتساب پیدا کرد، طبیعی است که الزامات آن را هم فراهم می کنند. در این صورت حکومت باید به این نتیجه رسیده باشد که انتخابات بدون حضور اصلاح طلب ها سودمند نیست و باید تبعات این دعوت به شرکت را هم بپذیرد. ولی به نظر می رسد که اظهارات اخیر درباره حضور اصلاح طلبان در انتخابات از طرف حکومت نیست. اگر هم گوینده این سخنان چنین قصدی دارند، این افراد شخصاً نمی توانند الزامات حضور اصلاح طلبان در انتخابات را فراهم کنند.

وی با بیان اینکه «آن ها فکر می کنند تنها با حضور اصلاح طلب ها می توانند شانسی پیدا کنند و حضور مؤثرتری داشته باشند»، گفت: این اصولگرایان متوجه نیستند، اصلاح طلبان در رقابت گروه های اصولگرا وارد بازی نمی شوند. بلکه در تعامل با کل ساختار حاکمیت است که می توانند وارد شوند و حضور داشته باشند.

عبدی افزود: رد نمی کنم که آن ها دوست دارند از موضع نظام هم سخن بگویند. مهم نیست که از موضع نظام یا موضع شخصی اینگونه سخن می گویند زیرا در عمل آن ها قدرت تأمین این شرایط را ندارند و این فقط در حد یک ایده است. در حال حاضر آن ها آن چیزی را که نمی گویند و هیچ وقت هم نخواهند گفت، این است که متوجه شده اند در رقابت های داخلی با جناح دولت بدون حضور اصلاح طلبان بازنده می شوند(!)

یادآور می شود که هر چند محمدرضا باهنر از تعبیر «خواهش می کنم» برای دعوت طیف موسوم به اصلاح طلب استفاده کرده بود اما وی در همان مصاحبه بر لزوم مرزبندی روشن این طیف با فتنه گران برای احراز صلاحیت حضور در انتخابات تأکید می کند. در عین حال فعالان سیاسی باید در اظهارنظرهای خود دقت بیشتری به خرج بدهند همچنان که مصاحبه برخی فعالان سیاسی نظیر حمیدرضا ترقی با دویچه وله پسندیده نیست چرا که به اندازه کافی در داخل نشریات زنجیره ای وجود دارند!

موضع روشن نظام که از جمله در کلمات رهبر انقلاب مورد اشاره قرار گرفته کاملاً روشن است و آن اینکه کسانی که به اراده و اختیار خود، از نظام جدا شده و خانه های جدول دشمن را پر کرده و بر این امر اصرار ورزیده اند، نمی توانند در دایره وسیع نظام و جذب حداکثری قرار بگیرند. و البته اگر می خواهند توبه و جبران کنند، راه آن هم کاملاً مشخص است.


عباس عبدی: پاییز و زمستان محشری خواهیم داشت
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، عباس عبدی ، انتخابات ، اصلاح طلبان

مردم بویژه طبقات پایین در این مورد منطقی فکر خواهند کرد، حتی اگر این فکر بلندمدت نباشد. مردم فکر می‌کنند که برای نخستین بار پول نقد قابل توجهی مستقیما به حساب آنان واریز شده است؛ پولی که برای بسیاری از طبقات پایین و فقیر حاشیه‌نشین، بیشتر از یک‌سوم تا نیمی از درآمد آنان است.

مشکلی که برای فعالان سیاسی کنونی وجود دارد این است که این مجموعه از افراد معمولا جزو طبقه متوسط به بالای جامعه هستند.

حتی بخش‌هایی از آنان که از طبقات پایین‌تر هستند، به دلایل متعدد و از جمله اولویت‌های فرهنگی و فکری برای آنان، در عمل همسو با مطالبات طبقه متوسط به بالا هستند این طبقه دارای تشکیلات و سخنگو و رسانه است، چه رسانه‌های حکومتی و چه رسانه‌های مستقل؛ اعم از مطبوعات، اینترنت، ماهواره و... در حالی که طبقات حاشیه‌یی و نیز کم‌درآمد جامعه فاقد تشکیلات و سخنگو و رسانه هستند و به دلیل انفعال تاریخی چندان هم در پی تحقق این اهداف نیستند و فقط مترصد این هستند که ببینند چه گروهی می‌تواند آنان را بسیج کرده و به آنها انگیزه تزریق کند و وعده‌های مناسبی به آنان دهد.

اصلی‌ترین مطالبه این گروه نیز مسائل معیشتی است، زیرا آزادی بیان یا سایر آزادی‌ها چندان برای آنان موضوعیتی ندارد. در میدان انتخابات ایران، رای قابل توجه و حتی متمرکز و بدون پراکندگی نزد این گروه است. هر گروهی که بتواند آنان را با خود همراه کند، برگ برنده را خواهد داشت.
 
این همراهی در انتخابات ریاست‌جمهوری در ذیل یک گرایش عمومی شکل خواهد گرفت، ولی در انتخابات مجلس ممکن است مسائل منطقه‌یی و محلی، به نحو بارزی تاثیرگذار باشد. مگر آنکه یک گروه سیاسی قادر باشد موضوعی کلان و عمومی را تبدیل به محور برنامه انتخاباتی خود کند.

در میان نیروهای فعلی، سه دسته کلی را می‌توان از یکدیگر متمایز کرد. دسته اول اصلاح‌طلبان هستند. اگر انتخابات همین الان برگزار شود، به این گروه اجازه مشارکت نخواهند داد، هرچند ممکن است بازیگرانی بدلی از آنان درست کرده و به میدان بیاورند؛ بازیگرانی که از پیش بازنده خواهند بود و فقط دستمزد بدلی خود را خواهند گرفت. ولی اگر شرایط موازنه قوا تغییر کند، این احتمال وجود دارد که آنان بتوانند در انتخابات شرکت کنند، حتی اگر با نیمی از توان تشکیلاتی خود هم وارد میدان شوند، قدرت بسیج‌کنندگی آنان چشمگیر خواهد بود.
 
مشروط بر اینکه رهبری متمرکز و منسجمی از خود نمایش دهند. این گروه توانایی بسیج طبقه متوسط را دارد و از آن طریق هم می‌تواند بخش‌هایی از طبقه پایین را با خود همراه کند.

دسته دوم گروه‌های مخالف دولت در میان جناح غالب اصولگرا است. گمان می‌کنم که این گروه به دلایل متعدد توان لازم برای بسیج‌کنندگی نیروها و مردم را حول یک مساله عمومی ندارد، ضمن اینکه به لحاظ ایده‌پردازی ضعیف و تناقض‌آمیز نشان می‌دهد و پیشینه ذهنی مناسبی هم میان مردم ندارد.
 
شاید سردمداران آنان در انتخابات، بخشی از اقشار سنتی باشند که به دلایل متعدد پایگاه خود را از دست داده‌اند و همین نقطه‌ضعف جدی آنان خواهد بود.

دسته سوم جناح دولت است که برخلاف دسته دوم، موضوعی مهم و محوری برای انتخابات دارد. «یارانه‌های نقدی»، کلیدی‌ترین موضوعی است که این گروه می‌تواند با تکیه بر آن هر مخالفی را از سر راه خود بردارد. متاسفانه منتقدین سیاست‌های دولت در زمینه یارانه‌ها فقط به یک بعد قضیه نگاه می‌کنند.
 
اخیرا هم در اظهارات رییس مجلس و سایر دوستانش این تعریض به پرداخت نقدی یارانه‌ها دیده شد. ولی این ساده‌انگاری است که تصور کنیم از طریق مخالفت با پرداخت نقدی یارانه‌ها می‌توان رای آورد.

مردمی که چند ساعت پیش از واریز شدن یارانه‌ها به حسابشان، جلوی خودپردازها صف کشیده‌اند، مطلقا حاضر نیستند که این حلوای نقد!! را با سیلی نسیه!! گروه‌های دیگر عوض کنند! دسته دوم همچنین قادر نیست که بخشی از طبقه متوسط به بالای شهری را حول شعارهای خود بسیج کند.

حتی شعارهای مذهبی آنان هم که درصد محدودی رای داشت، اکنون با تکیه دسته سوم به «مکتب ظهور» کم‌اثر شده است. من معتقدم حتی اگر اصلاح‌طلبان هم با تمام قدرت وارد میدان شوند، ولی با پرداخت نقدی یارانه‌ها مخالفت کنند، رای اول را نخواهند داشت، چه رسد به دسته دوم!

مردم بویژه طبقات پایین در این مورد منطقی فکر خواهند کرد، حتی اگر این فکر بلندمدت نباشد. مردم فکر می‌کنند که برای نخستین بار پول نقد قابل توجهی مستقیما به حساب آنان واریز شده است؛ پولی که برای بسیاری از طبقات پایین و فقیر حاشیه‌نشین، بیشتر از یک‌سوم تا نیمی از درآمد آنان است.
 
این برای نخستین بار در ایران است که پول نفت اینطور مستقیم در اختیار مردم قرار می‌گیرد. به همین دلیل هم من با وجود تمام اشکالات این طرح، همیشه از آن دفاع کرده‌ام. شاید خواهید گفت که اجناس گران شده است. پاسخ این است که کی گران نشده است؟

سال 72 و 73 که 50 و 35 درصد تورم داشته‌ایم. شاید بگویید که مردم این پول را صرف گرانی آب و برق و گاز و بنزین می‌کنند و هیچ منفعتی از آن ندارند. این هم غلط است.

دریافتی بسیاری از طبقات اقتصادی جامعه، بیشتر از پرداختی آنان در این موارد بوده است. ضمن اینکه مردم پیش خود حساب می‌کنند اگر گروه‌های مخالف پرداخت نقدی یارانه بیایند و آن را حذف کنند، از همین پول هم محروم می‌شوند، و حتما هم قیمت کالاها به وضع سابق بر نخواهد گشت. جالب اینکه دسته سوم برای جذب حداقل بخشی از طبقه متوسط هم می‌توانند شعارهایی بدهند، همچنان که تاکنون داده‌اند و در زمان انتخابات هم بیشتر خواهند داد.
 
در این میان دعوت‌هایی که از سوی برخی از اصولگرایان از اصلاح‌طلبان برای حضور در انتخابات می‌شود اگر برای وارد کردن آنان در این رقابت درونی است بدانند که نتیجه‌یی ندارد اما اگر برای اصلاح امور سیاسی باشد مفید است مشروط بر اینکه الزامات آن را فراهم کنند.

مشکل دسته سوم در آوردن رای نیست، در فعال بودن این رای‌دهندگان برای دفاع از آنان است که عملا هیچ فعالیت ایجابی از خود در دفاع از این دسته بروز نمی‌دهند. امسال به لحاظ سیاسی پاییز و زمستان محشری خواهیم داشت. آوردگاه اصلی نه انتخابات که پرداخت نقدی یارانه‌ها خواهد بود.


شرط گذاری اصلاح طلبان نشانه شکست پیش از موعد انتخابات
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، عباس عبدی ، اصلاح طلبان

خبرنامه دانشجویان ایران: شرط گذاری سران اصلاح طلب چون سید محمد خاتمی و محمد رضا خاتمی برای حضور در انتخابات مجلس نهم، یکی از موضوعاتی است که این روزها مورد نقد اصلاح طلبانی چون عباس عبدی قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، عباس عبدی در بخش باشگاه نویسندگان نشریه "شهروند امروز" شماره 5 دور جدید در مطلبی تحت عنوان "چراغ ها همچنان قرمز است" نقدهای خود را بر شرط گذاری اصلاح طلبان مطرح می کند.

عبدی به عنوان یکی از اعضای ارشد جبهه مشارکت شرط گذاری اصلاح طلبان را ناشی از نا آشنایی اصلاح طلبان به قواعد سیاسی دانست.

عضو معاون فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری دوران خاتمی شرط گذاری اصلاح طلبان را ناشی از تحلیل نادرست اصلاح طلبان می داند و می نویسد:«از سوی دیگر شرط و شروط منتقدین هم کمتر از شرط حکومتی ها نیست و مطالباتی را که مطرح می کنند که فقط در شرایط ضعف مفرط حکومت و قدرت منتقدین قابلیت تحقق دارد.»

عبدی که یکی از مشاوران اصلی ستاد انتخاباتی 88 کروبی به حساب می آید حتی به کنایه پذیرش شروط اصلاح طلبان را ناقض انتخابات می داند و می گوید:«وضعیتی که اگر ایجاد شود _پذیرش شروط انتخاباتی_ ممنتقدین بدون انتخابات هم قدرت را در دست می گیرند و زحمت شرکت در انتخابات را به خود نمی دهند.»

این شخصیت مقبول میان جبهه اصلاح طلبان پذیرش شروط اصلاح طلبان را با پیش شرط هایی چون محکوم کردن طرف مقابل و این که عدول از شروطی چون آزادی زندانیان سیاسی به منزله خیانت به تمامیت جبهه اصلاح طلبان است، اشتباه اصلی و بزرگ شروط گذاران می داند.

عبدی در تیر خلاص به اصلاح طلبان را در این مقاله می زند چون حضور و داشتن قدرت اصل فعالیت سیاسی است اصلاح طلبان یا قدرت دارند که دیگر نباید ترسی از نظارت استصوابی داشته باشند و یا اگر قدرت ندارند تحریم انتخابات نیز فشاری بر حکومت وارد نمی کند.

چهره روشنفکر اصلاح طلبان بر خلاف دوستان هم طیفش که روی آوردن به قانون و انتخابات آزاد را از شروط خود قرار داده اند و چون طیف 2خردادی قدرتی ندارد تمسک به این مقولات عین انحراف است.