| کدیور،سروش و ملکیان مثلث عرفان های کاذب |
| ساعت ۱:٥٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧ کلمات کلیدی: عرفانهای کاذب ، محسن کدیور ، عبدالکریم سروش ، مصطفی ملکیان |
|
روشنفکرنمایان دینی کشورمان از جمله: «سروش، ملکیان و کدیور»، در واقع به جنگ با خدا برخاستهاند. آنها به جای رفع مشکلات معرفتی مردم، اول حیات آدمی را تا حد زیست حیوانی فرو کاستند و سپس معنویت و دیانت را تا حد احساسات روانشناختی و حالات درونی، بریده از مبدأ، معاد و فارق از هستیبخش و معنابخش جهان، فرو میکاهند.
برهان/ ابوالفضل عنابستانی؛ تمامی ادیان در زمان خود، دینی نوظهور تلقی میشدند: «مسیحیت، زرتشت، اسلام، متودیسم و …» خصوصیت ویژهای که در ادیان نوظهور معاصر وجود دارد و آنها را از ادیان سنتی جدا میسازد، تکثر، تنوع و التقاطگرایی شدیدی است که در میان آنها یافت میشود. اولین موج ظهور فِرق جدید در غرب، نظیر «بیداریهای بزرگ» در آمریکا یا آیینهایی نظیر «علم مسیحی»، «شهود یهوه» و «مورمونها» که در قرن نوزدهم میلادی ظهور یافتند، تقریباًً همگی مشترکاتی با سنت یهودی- مسیحی داشتند، اما در موج جدیدتر، اول؛ به ادیان غیرابراهیمی نظیر هندوییزم، بودیزم و شینتو تمایل و تشابه فراوان نشان دادهاند و دوم؛ ترکیبی التقاطی از ادیان رسمی، مفاهیم اومانیستی و سایکولوژیک، در قالبی تجربهگرایانه مهیا ساختهاند. افزون بر این، جامعهشناسان دین، از نوعی ادیان بسیار جدید نیز یاد کردهاند که خصوصیت فروکاهشی دین در آنها بسیار ملموستر و مشهودتر است و به طور کلی سیری نزولی در ادیان جدید دیده میشود: ۱ـ از وحی لایتغیر الهی به دینی چونان عناصر معنوی و تجربی؛
۲ ـ از این دین معنوی فروکاسته به دین معنوی معطوف به غایات اومانیستی؛
۳ ـ از دین اومانیستی به دین مصرفی عرضه شده در بازار دینی؛
۴ ـ از بازار دینی به دینی مانند ابزاری معطوف به اهداف اقتصادی دون پایه.
در جامعهی ایران نیز برخی از روشنفکران، خواسته یا ناخواسته در همین راه گام برداشتهاند و در واقع با دین و خدا به جنگ برخاستهاند. میراث پیامبران الهی حذف «دنیاگرایی» بود، اما در عصر جدید، پیامبران «این جهانیگری» به دنبال حذف خدا و دین از شئون دنیوی بودند تا سکولاریسم و «این جهانیگرایی» بر حیات جمعی آدمی چیره شود و قلمرو حضور دین و معنویت، محدود به حوزهی خصوصی و آخرت شود، اما هماکنون موج سوم مخالفت با خدا در حال شکلگیری است، موجی که همچون کف روی آب است و سودای حذف خدا و دین از معنویت و سکولاریزاسیون امر آخرت را در سر میپروراند.
روشنفکر نمایان دینی کشورمان از جمله: «سروش، ملکیان و کدیور»، در واقع به جنگ با خدا برخاستهاند و نشان این مدعا نیز، ادعاهای خود ایشان است.ادعاهایی مبنی بر «دین سکولار»، «سکولاریسم دینی»، «معنا منهای خدا»، «معنویت بلا دیانت»، «معنویان بی دین» و…. این روشنفکر نمایان به جای اینکه به دنبال رفع مشکلات معرفتی مردم باشند، اول حیات آدمی را تا حد زیست حیوانی فرو کاستند و تمامی همت بشر را مصروف شکم و شهوات معرفی کردند و سپس معنویت و دیانت را تا حد احساسات روانشناختی و حالات درونی، بریده از مبدأ، معاد و فارق از هستی بخش و معنابخش جهان، فرو میکاهند.
«معنویت» و طرح آن در ایران
«عبدالکریم سروش» با ترویج نسبیت معرفتی، پلورالیسم دینی، تجربهی دینی، ضدیت با اسلام فقاهتی و مرجعیت مدار، اخلاق نسبی، مخالفت با جهاد و شهادت، طرد حجیت دین، نفی دین در دنیای مدرن و … دقیقاً همان مدعاهای مروجان عرفانها و معنویتهای نوظهور را مطرح ساخت و راه را برای روشنفکران بعد از خود، باز کرد. «مصطفی ملکیان» در پروژهی عقلانیت و معنویت خود گفته است که معنویت یعنی احساس آرامش، شادی، امید و رضایت باطن داشتن و با درون خود کشمکش نداشتن. وی همچنین اظهار داشته است که دین و معنویت دو پدیدهی متعارض و متغایرند و شرط معنویت تعلق خاطر داشتن به یک دین و مذهب خاص نیست، بلکه معنویت از نظر تعلق خاطر و عدم تعلق خاطر به یک دین خاص، بیاقتضا و لا بشرط است.
شاخصهی بسیار اصلی معنویت، فاصله گرفتن از ادیان سنتی در اموری همچون تفاسیر آزاد متون دینی و خالی شدن از مناسک و شعایر است. خالی شدن ادیان مبتنی بر معنویت جدید، از محوریت وحی و اتوریتهی فوق بشری، موجب آن میشود که انواع «معنویت»، بیاندازه متکثر و غیرمشابه شود، بهگونهای که مفهوم «معنویت» همچون مثالی که ویتگنشتاین بهکار میبرد یعنی «بازی» و جز با «شباهت خانوادگی»، قابل بازشناسی نخواهد بود. به ظاهر همین امر است که جناب ملکیان را وا میدارد تا تعریفی کارکردی از «معنویت» ارایه دهد: «ما معنویت را بر اساس فونکسیون آن اینگونه تعریف میکنیم: فرآیندی که فرآوردهی آن، کمترین درد و رنج ممکن باشد.»
«عبدالکریم سروش» با ترویج نسبیت معرفتی، پلورالیسم دینی، تجربهی دینی، ضدیت با اسلام فقاهتی و مرجعیت مدار، اخلاق نسبی، مخالفت با جهاد و شهادت، طرد حجیت دین، نفی دین در دنیای مدرن و … دقیقاً همان مدعاهای مروجان عرفانها و معنویتهای نوظهور را مطرح ساخت و راه را برای روشنفکران بعد از خود، باز کرد.
افزون بر غایتی که بنا به اعتقاد ملکیان، عبارت است از کاستن درد و رنج انسان، نه بار یافتن به عبودیت و تهیگشتن از انیت و انانیت، بدایت معنویت نیز ناظر به انسان است. انسان روشنگری شده و غوطهور در نگرش اومانیستی، آغاز پروژهی «معنویت» را نه در خارج، بلکه در درون فرد انسانی میجوید. «معنویت»، دیانتی است در خدمت بشر، نه آنکه بشر در خدمت معنویت باشد. «معنویت» تا آنجا معتبر، قابل احترام و لازم الاطاعه است که فرد انسانی، آن را خادم و نه سر بار و مزاحم خویش بیابد. صبغهی اومانیستی «معنویت»، کاملاً غالب است و بنابراین معنویتهای نوظهور «مادیگرایی معنوی» است و شاخصهی اصلی آنها، تقویت نوعی خود محوری بهوسیلهی تکنیکهای معنوی است.
مصطفی ملکیان اولین بحث را که به طور رسمی گفتمان معنویت را شکل داد، آغاز کرد و «اسلام معنوی»، اصطلاحی که از سوی «محسن کدیور» در سال ۱۳۸۰ بهکار رفت، کاربردی متأخر بود. پیشتر از او، مصطفی ملکیان با پیگیری آنچه خود، آن را «پروژهی عقلانیت و معنویت» میخواند، از اواسط دههی ۷۰، جایگزینی «معنویت» بهجای دین را مطرح ساخته بود و پیش از این نیز، بحث صرطهای مستقیم (پلورالیسم) و تجربهی نبوی (تجربهی دینی) که از سوی عبدالکریم سروش مطرح شده بود، راه را برای ادعاهای تناقضآمیز و پیامبر گونهی معنویتهای نوظهور باز کرده بود. هر چند ملکیان از «معنویت»، به شدت حمایت کردهاست، ولی سخنی از «اسلام معنوی» به میان نیاورده است، شاید به این دلیل که در معنویت ملکیان، چندان تمایزی میان ادیان مختلف باقی نمیماند. پروژهی معنویت ملکیان و کدیور، یک نقطهی اساسی و جوهری مشترک دارند: «تشدید زدایی از دین»
حجم احکام، حدود انتظارهای بشر، شدت الزامآوری، میزان معرفتزایی و یقینآوری و ثقل اعتقادهای متافیزیکی، همه و همه تضعیف شده و به سوی محو شدن شتاب میگیرند. تشدید زدایی از دین، هر چند آشکارا در محصولات فکری دههی ۷۰ عبدالکریم سروش دیده نمیشود، اما وی در اوایل دههی ۷۰، با طرح تمایز میان بخشهای ذاتی و عرضی دین، یا قشر و لب و لب لب، فضایی گفتمانی را گشود که سالهای بعد، شاهد روشنفکران «معنویت» اندیش گشت. سخنرانی «محسن کدیور» در سال ۱۳۸۰ تحت عنوان «از اسلام تاریخی به اسلام معنوی» را میتوان آغاز مشخص مرحلهی دوم روشنفکری او دانست. کدیور که پیشتر به عنوان مثال در کتاب «حکومت ولایی»، مقالهی «بحث ارتداد» (عصر ما، ۱۳۷۷) و نوشتار «اسلام، مدارا و خشونت» (کیان، ۱۳۷۷)، از موضعی درون دینی و با اتکا بر مفاهیم و قواعد و ظرفیتهای فقه سنتی، به بررسی مسایلی همچون ولایت فقیه و حقوق بشر میپرداخت، در این مرحله به نوعی اجتهاد در مبانی گرایش یافت.
«مصطفی ملکیان» در پروژهی عقلانیت و معنویت خود گفته است که معنویت یعنی احساس آرامش، شادی، امید و رضایت باطن داشتن و با درون خود کشمکش نداشتن. وی همچنین اظهار داشته است که دین و معنویت دو پدیدهی متعارض و متغایرند و شرط معنویت تعلق خاطر داشتن به یک دین و مذهب خاص نیست، بلکه معنویت از نظر تعلق خاطر و عدم تعلق خاطر به یک دین خاص، بیاقتضا و لا بشرط است. محسن کدیور «رها کردن اسلام از آن دسته احکامی که مصلحتشان منقضی شده و تنها قالب، ظاهر و صورتشان باقی مانده و دیگر، وصول به اهداف و غایات متعالی دین را تأمین نمیکنند و تأکید مضاعف بر غایت، محتوا و مغز تعالیم دینی» را کار مشترک عالمان دین و اسلامشناسان بصیر دانسته است. وی پذیرفته است که این روند، سبب «کوچکتر شدن قلمرو دین» میگردد و ضرورت پیگیری این روند را در تناقضی میجوید که مفاهیم دینی با یافتههای عصر مدرنیته پیدا کردهاند. او معتقد است: «آرام آرام دستآوردهای تمدن جدید و محصولات مدرنیته به عرف زمانه و به اصطلاح فنیتر، به سیرهی عقلای این دوران تبدیل شده است» و همین سیرهی عقلا است، که باید گزارههای دینی متعارض با آن به صورتی حل شود. او در نهایت رویکرد اسلامی معنوی و غایتمدار را در نکات زیر خلاصه میکند: «اول: ملاک اعتبار احکام شرعی در هر زمان، عادلانه بودن و موافقت آن با سیرهی عقلا است.
دوم: احکام شرعی در عصر نزول عادلانه، عقلایی و بههنجار بودهاند. این ضوابط هم شرط حدوث و هم شرط بقای دینی بودن است.
سوم: شارع تنها خدا و رسول(صلیاللهعلیهوآله) است و غیر معصوم نمیتواند عهدهدار تشریع دینی شود. احکامی که به دلیل عدم احراز عادلانه بودن یا عقلایی بودن از حوزهی احکام شرعی خارج میشوند، هیچ حکم دینی جایگزین آنها نمیشود؛ بلکه در آن موارد به قوانین عقلایی بدون استناد متکلفانه به دین عمل میشود.
چهارم: در این رویکرد، از حوزهی فقه و شریعت به تدریج کاسته میشود؛ هر چند به عمق و ژرفای قلمرو دین افزوده میشود.»
مصطفی ملکیان معتقد است که باید امروزه فهم سنتی از دین تاریخی را کنار نهاد و به معنویت روی آورد. به تعریف وی، «معنویت یعنی دین عقلانیت یافته و عقلانی شده»؛ معنویت ملکیان، غیرتعبدی، تجربهگرا و غیر مبتنی بر ما بعدالطبیعه و فاقد شخصیتهای مقدس و امور مقطعی و محلی است. در مقایسهی این مفهوم از معنویت با اسلام معنوی کدیور، آشکار میشود که به رغم اشتراک در تشدید زدایی از دین (به شرحی که گذشت)، تفاوتهایی جدی در میزان این تشدید زدایی میان آن دو وجود دارد. محسن کدیور با مد نظر قرار دادن نوعی روتوش دین برای سازگار ساختن آن با مدرنیته، این پروژه را در حوزهی فقه، آن هم تنها در بخش احکام معاملی، محدود و محصور ساخته است؛ حال آنکه مصطفی ملکیان، آن را به تمام ابعاد دین، از مبانی متافیزیکی گرفته تا روح تعبد، برکشانده است.
سخنرانی «محسن کدیور» در سال ۱۳۸۰ تحت عنوان «از اسلام تاریخی به اسلام معنوی» را میتوان آغاز مشخص مرحلهی دوم روشنفکری او دانست. کدیور که پیشتر به عنوان مثال در کتاب «حکومت ولایی»، مقالهی «بحث ارتداد» (عصر ما، ۱۳۷۷) و نوشتار «اسلام، مدارا و خشونت» (کیان، ۱۳۷۷)، از موضعی درون دینی و با اتکا بر مفاهیم و قواعد و ظرفیتهای فقه سنتی، به بررسی مسایلی همچون ولایت فقیه و حقوق بشر میپرداخت، در این مرحله به نوعی اجتهاد در مبانی گرایش یافت.
* سروش، ملکیان و کدیور به دنبال سکولاریتهکردن الهیات شیعه نچه از گفتههای بالا دریافت میشود این است که ترویج معنویتهایی که از سوی ملکیان، سروش و کدیور ترویج و تبیین شده است، در راستای سکولاریته و یا عرفی کردنالهیات شیعه است و غلبهی تفسیر سکولاریستی از الهیات، مانع از آن مىشود تا از دین به عنوان یک ایدئولوژى جهت تفسیر و توجیه رفتارهاى سیاسى استفاده شود و در نهایت دین را به عنوان یک امر شخصی و درونی فروکاهش داده است. تفسیرهای لیبرالیستى و عرفیگرایانه از معنویت و دیانت عمیقترین کار نظرى و تئوریکى است که غرب مدرن در شرایط فعلى براى استحالهی حرکت انقلاب اسلامی مىتواند انجام دهد. این نکتهی حایز اهمیت که روشنفکری و تحجر دو لبهی قیچی هستند که به اسلام ناب محمدی ضربه زدهاند و بنابراین غرب براى مقابله با حرکت اجتماعى و سیاسى دنیاى اسلام افزون به حمایت از تفسیرهاى لیبرالیستى و سکولاریستی از دین! از هر حرکت مذهبى دیگرى که بتواند در جهت تضعیف آن عمل نماید، نیز استفاده مىکند و به همین دلیل از حرکتهاى مذهبى قشرىگرایانه و متحجرانهاى که فارغ از تفسیرهاى مدرن حضور فعال سیاسى اسلام را تاب نمىآورند و یا آن که فعالیتهاى سیاسى دینى خود را در خدمت اختلافهای فرقهاى و مانند آن قرار داده و امت اسلامى را تضعیف مىکنند، حمایت مىکند.
ترویج معنویتهایی که از سوی ملکیان، سروش و کدیور ترویج و تبیین شده است، در راستای سکولاریته و یا عرفی کردنالهیات شیعه است و غلبهی تفسیر سکولاریستی از الهیات، مانع از آن مىشود تا از دین به عنوان یک ایدئولوژى جهت تفسیر و توجیه رفتارهاى سیاسى استفاده شود و در نهایت دین را به عنوان یک امر شخصی و درونی فروکاهش داده است. * ویژگىهاى معنویت سکولار و عرفانهای کاذب
در مجموع میتوان گفت که معنویتهای نوظهور و عرفانهای کاذب که حاصل تفسیر لیبرالیستى و عرفیگرایانه از دین است، داراى خصوصیات زیر میباشد:
۱ ـ حضور اجتماعى دین و از جمله اسلام را به صورت یک ایدئولوژى فعال اجتماعى تاب نمىآورد و آن را در سطح زندگى فردى و شخصى به رسمیت مىشناسد.
۲ ـ اصالت معرفت دینى و هویت هدایتگرایانهی آن را انکار نموده است.
۳ ـ قرائتی عرفیگرایانه و لیبرالیستی از دین که منجر به شکلگیری معنویتهای نوظهور در جامعه میشود در قیاس با نظم جهانى موجود صورتى محافظهکارانه دارد و در قیاس با حرکت تمدنى دنیاى اسلام صورتى برانداز دارد و در ابعاد داخلى به رغم داعیههاى محافظهکارانه و اصلاحطلبانهاى که دارد، خشونتزا و براندازانه است.(*)
*ابوالفضل عنابستانی؛ کارشناس مسایل فرهنگی
|
|
| اهانت سروش به مردم لرستان/تاج زاده دستور دستگیری و تعقیب داد |
| ساعت ۱:٥۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، عبدالکریم سروش ، مصطفی تاج زاده ، دفترتحکیم وحدت |
|
برنامه دانشجویان ایران:13ماه پس از غائله 18 تیر، در یازدهم مرداد ماه 1379 مسئول برگزاری هفتمین اجلاس دفتر تحکیم وحدت طی نامه ای از استاندار لرستان درخواست همکاری در خصوص اردوی دانشجویان با عنوان « آینده اصلاحات در ایران » از تاریخ 1/6/79 تا تاریخ 8/6/79 را مطرح نمود اما با توجه به سوابق نامطلوب و اقدامات ساختارشکنانه دفتر تحکیم وحدت طی سالهای 79-76 و تصویر مخدوش از این تشکل سیاسی و شبه دانشجویی در اذهان عمومی، انتشار این خبر در خرم آباد عکس العملهای اعتراضی از سوی توده های مردمی را منجر شد. |
|
| عبدالکریم سروش در نماز جمعه تهران |
| ساعت ۱٢:٥٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، عبدالکریم سروش ، آیت الله جعفرسبحانی ، عکس |
|
او با آن چهره نورانی، و بیان شیرین، روزگاری مدرس نهجالبلاغه بود. خطبه همام را به نحو دلپذیری تفسیر میکرد، چه شد که از این گروه این همه فاصله گرفت؟
به گزارش برنا، حسین حاج فرج دباغ زاده متولد سال ۱۳۲۴ خورشیدی مشهور به "عبدالکریم سروش" از روشنفکرانی است که پس از انقلاب اسلامی خود را از جریان عظیم مردم و نظام خارج و به جمع معارضان با نظام پیوست. او در، دانشگاه علوم پزشکی تهران داروسازی و در لندن در رشته شیمی تجزیه و فلسفهٔ غرب تحصیل کرده است. وی نظریات خودش را کلام جدید مینامد و مرام کلامی خود را نو معتزلی میداند.
![]() پس از انحراف فکری و اندیشه عبدالکریم سروش و بی احترامی نسبت به قرآن و پیامبر اعظم(ص)، برخی از عالمان وی را نصیحت کردند تا از این راه فاصله بگیرد و به صراط مستقیم هدایت شود اما وی همچنان بر اندیشه های نادرست خود تاکید می کند. در همین زمینه حضرت آیت الله جعفر سبحانی در سال 86 با نوشتن یادداشتی درباره او یادآور شد: او با آن چهره نورانی، و بیان شیرین، روزگاری مدرس نهجالبلاغه بود. خطبه همام را به نحو دلپذیری تفسیر میکرد، چه شد که از این گروه این همه فاصله گرفت؟ آیتالله جعفر سبحانی به نامه سرگشاده خود به سروش در آذر ماه 84 اشاره کردهاند که طی آن لغزشهای وی را گوشزد کردهاند و سپس اظهار امیدواری کردهاند که سروش بار دیگر به آغوش امت اسلامی بازگردد. قسمتهایی از این یادداشت به شرح زیر است: در اوج اسلامستیزی غربیان، که دیروز رسانههای هلندی، و امروز رسانههای دانمارکی جلودار آن هستند گزارش میرسد که گروهی در کشور دوم، از طریق هنرهای تجسمی به اسلامستیزی برخاسته و میخواهند از طریق کاریکاتورهای موهن و نمایش فیلم، پیامبر و قرآن را در انظار جهانیان نازیبا سازند، در چنین شرایط و اوضاع، مصاحبهای از آقای عبدالکریم سروش خواندم که در سایت «آفتاب نیوز» به تاریخ 14 بهمن 86 به نقل از رادیو هلند، بخش عربی، و ترجمه فارسی آن در رادیو زمانه آمده بود. من نمیتوانم بدون دلیل قاطع بگویم آنچه در این مصابحه خواندم نظریه صددرصد خود اوست، ولی سکوت او را میتوانم گناهی نابخشودنی در مقابل این گزارش به شمار آورم. در شرایطی که ملحدان غرب کمر به اسلامستیزی و منزوی ساختن مسلمانان بستهاند، فردی که در محیط اسلامی و در میان علما و دانشمندان پرورش یافته و مدتها سخنان او زینتبخش رسانههای ایرانی بوده، سخنانی به زبان آورد که نتیجه آن این است که قرآن موجود، ساخته و پرداخته ذهن پیامبر است! و پیامبر در آفرینش قرآن، نقش محوری داشته است! در آذرماه 84 نامه سرگشادهای به آقای سروش نوشته و در آنجا لغزشهای او را در مسئله امامت و خلافت گوشزد کردم و بار دیگر از او درخواست نمودم که به آغوش ملت اسلامی و بالأخص علما و حوزههای علمیه باز گردد و بداند که این نوع سروصداها و هیاهوها زودگذر است و به سان موج دریا، پس از اندی خاموش میشود، و آنچه باقی میماند، همان حق و حقیقت است و تصور میکردم که این نامه پدرانه درباره او مؤثر افتد. کسانی که این نامه را خوانده بودند، از نگارش آن، اظهار رضایت میکردند، ولی مصاحبه او درباره قرآن، بر تأسف و تأثرم افزود، و با خود فکر کردم که زاویه انحراف روز به روز بیشتر میشود و این سؤال به ذهنم رسید که چه عاملی در کار است که از این فرد دستپرورده حوزه و دانشگاه، چنین بهرهکشی میکنند؟ او با آن چهره نورانی، و بیان شیرین، روزگاری مدرس نهجالبلاغه بود. خطبه همام را به نحو دلپذیری تفسیر میکرد، چه شد که از این گروه این همه فاصله گرفت. از این مقدمه بگذرم، و با نگارش این نامه و نقد اندیشه او، روزنه امید به اصلاح او را بار دیگر باز بگذارم، به امید آن که با خواندن این نامه، بار دیگر به آغوش امت اسلامی باز گردد. تصویر زیر متعلق به عبدالکریم سروش است که پایگاه اطلاع رسانی اسناد انقلاب آن را منتشر نموده است. ![]() |
|
| افشای پشتپرده ماجرای داماد سروش توسط "یک دوست " |
| ساعت ٢:٠٥ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠ کلمات کلیدی: عبدالکریم سروش ، سیاسی |
|
یکی از دوستان داماد عبدالکریم سروش در نامهای خطاب به وی، برخی مسائل مربوط به دامادش را افشا کرد. |
|
| آقای سروش! به این آدم هم لعنت بفرستید |
| ساعت ۱٢:٢٦ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، عبدالکریم سروش |
|
علتش به نظر من ، منشی ایشان بود.یک خانم توانست همه چیز آقای سروش ، حتی زن و فرزندانش را از او بگیرد و این برای خیلی ها ممکن است پیش بیاید به گزارش جوان آنلاین ، دکتر سروش از اعضای اتاق فکر 5 نفر فرقه سبز که به دلیل نقش ویژه اش در پاکسازی گروه های چپ گرا در سال های اولیه پیروزی انقلاب ، به رغم تغییرات مبنایی در تفکراتش ، هنوز هم مورد غضب اپوزیسیون قرار دارد؛ برای عقب نماندن از قافله ، طی نامه ای که منحصرا" در اختیار تلویزیون دولتی انگلیس(بی بی سی) قرار داد ، ادعا کرد که ماموران امنیتی ایران ، دامادش را بازداشت و تحت فشار قرار داده اند و دامادش که اکنون در یکی از کشورهای اروپایی به سر می برد، به دلیل همین فشارها به این باور رسیده که خدایی وجود ندارد! |
|
| سخنان فیروزآبادی درباره سروش، مهاجرانی و بهزاد نبوی |
| ساعت ۱:۳٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، عبدالکریم سروش ، عطاءالله مهاجرانی ، بهزاد نبوی |
|
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گفت: امروزه قاعدتا سروش، مهاجرانی و بهزاد نبوی به درد اینها نمیخورند، امروز میآیند از صحنه فعال اجتماعی، سیاسی، برای خودشان مهره انتخاب میکنند، هم برای انحراف از دشمن شناسی و هم ابهام و ایهام نسبت به اسلام ناب محمدی (ص). به نقل از دفتر ویژه رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح طی سخنانی در مراسمی در دانشگاه عالی دفاع ملی و در میان اساتید و اعضای هیئت علمی آن دانشگاه با اشاره به حماسه 9 دی گفت: ما در اسلام ناب محمدی (ص) یک نظریه امامت و امت داریم و یومالله نهم دی ماه روز تجلی امت بر محور امامت است و امروز که مبحث علوم انسانی در جامعه اسلامی انقلابی ما مطرح است و یکی از چالشهای بزرگ عرصههای علمی، دانشگاهی و حوزوی است، روز نهم دیماه را که ملت ایران روز بصیرت نامید، باید روز گشودن راه علوم انسانی، اسلامی، بومی نامید. وی افزود: اساس نهضت انبیاء (ع) بر این است که کسی از جانب خدا برانگیخته میشود که او بندگان خدا را هدایت کند و بندگان خدا اگر به او روی آورند و دور محور او جمع شدند امت و امامت شکل میگیرد. از این چه استفادهای میتوانیم بکنیم، بصیرت ما به عنوان دانشگاه عالی دفاع ملی و یا به عنوان یکی از مراکز علمی بزرگ جمهوری اسلامی در روز نهم دیماه چیست؟ این پیوند مردم با رهبری است و صحنه نهم دیماه میتواند برای دانشمندان حوزه سیاسی، حقوقی، اجتماعی، روانشناسی و مسئولان دایره حکومتی، راهنمای تعریف همه واژههای علمی باشد که در حوزه علوم انسانی مطرح است. "9 دی" روز رضایت ملی است رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه روز نهم دیماه پیوند دولت و ملت را نشان میدهد، تصریح کرد: 9 دی روز رضایت ملی است، رضایتمندی عمومی را نشان میدهد. نهم دیماه امنیت ملی را تعریف میکند. نهم دیماه میگوید که بصیرت موجب استحکام ایمان در افراد و موجب امنیت فردی، خانوادگی، شغلی و سیاسی میشود. نهم دیماه میگوید که بصیرت عمومی ملت و استحکام ایمان آنها حول محور رهبر امت، امنیت ملی را ایجاد میکند. اعتماد بنفس ملی ایجاد میکند و اعتماد به نفس ملی، امنیت ملی و اجتماعی میآورد، امنیت سیاسی میآورد، امنیت اقتصادی میآورد، نهم دیماه میگوید مشروعیت روانی و اصول اجتماعی را از من بگیرید. یومالله "9 دی" میتواند اساس علوم انسانی را در جامعه تعریف و ارائه کند فیروزآبادی ادامه داد: همین که در قانون اساسی است، سیاستهای کلی را رهبری تعیین میکند. بر اساس سیاستهای کلی سه قوه کارهایشان را انجام میدهند. مجلس قانونگذاری میکند، قوه مجریه اجرا میکند و قوه قضائیه بر اجرای صحیح قوانین نظارت میکند. بنابراین، اهمیت یومالله "9 دی" یک اهمیت محوری است که میتواند اساس علوم انسانی را در جامعه انقلابی ایران و جامعه نجاتبخش بشریت تعریف و ارائه کند. وی در ادامه خاطرنشان کرد: کافی است که ما این واژهها را به سیستم وارد کنیم، به تعاریف حقوقی و عملیاتی واژههای امنیتی، سیاسی، حقوقی و بقیه علومی که در عرصه علوم انسانی مطرح است برسیم. امنیت روانی جامعه و فرد را میخواهیم در نهم دیماه جستجو کنیم، کسانی در نهم دیماه حاضر شدند که آرامش روانی داشتند، آرامش شخصی داشتند، آرامش خانوادگی و آرامش اجتماعی داشتند حتی مبانی ایمان و دینشناسی را باید در نهم دیماه جستجو کرد، نهم دیماه ثمره اسلام ناب محمدی (ص) است. استراتژی ابر سرمایهداری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در بخش دیگر سخنانش در خصوص استراتژی ابر سرمایهداری اظهار داشت: نقشه ابرسرمایهداری و استراتژی آنها برای مقابله با نعمتهای بزرگ نهم دیماه چیست؟ طراحی و معرفی تئوریسینهایی به جز امام جمعه در کنار امام جامعه، بزرگ کردن عکسها و نامهایی در کنار رهبری و در کنار امامت، این در طول 30 سال گذشته هم وجود داشته است. وی ادامه داد: شروع کار با علم کردن جبهه ملی بود در برابر امام، بعد نهضت آزادی در برابر امام علم شد و بعد در هر دولتی تلاش استکبار جهانی و ابر سرمایهداری غربی بر این بود که بگوید در ایران دو نظری است و تک نظری نیست. کسی را در زمان امام در برابر امام مطرح کنند و در زمان رهبر عزیزمان حضرت آیتالله العظمی خامنهای، فرد دومی را معرفی کنند. از نهم دیماه باید درس بگیریم رئیس ستاد کل نیروهای مسلح افزود: از نهم دیماه باید درس بگیریم و برویم مبانی را از نهم دیماه دربیاوریم. یک مورد هم نیست، نهم دیماه به خاطر ویژگی تاریخی که دارد مورد مثال ما قرار میگیرد. مشابه نهم دیماه، ما 23 تیر گذشته را هم داریم در دوران دوم خرداد، همین صحنه بود. تمام 22 بهمنها همین صحنه است، تمام روزهای قدس هم همین صحنه بوده است. پدیده اجتماعات میلیونی ملت ایران در سراسر کشور در هر یومالله که بنام خدا و دین و قرآن و رهبری است، این مبانی علوم اسلامی ما را میسازد، علوم اسلامی یعنی تکیه بر کتاب خدا از طریق قرآنشناسان و اسلام شناسان، تکیه بر روایات معصومین (ع) از طریق تکیه بر روایتشناسان و دانشمندان و فقها و تکیه بر نظریه اساتید و دانشمندان علمی دوره اسلامی که تعدادشان هم بسیار زیاد است، هم در گذشته داشتیم و هم در امروز و البته و صد البته استفاده از نتیجه تجربه بشری در علوم انسانی در جهان و در عصر حاضر، منظور علوم اسلامی که در مکتب اسلام ناب تعریف میشود. وی ادامه داد: عبارت "لا اله الا الله " به ما میگوید اول دشمنشناسی، بعد بصیرت برای استحکام حاکمیت خودی، ما بایستی در علوم انسانی کفر و شرک و نفاق و دشمنان اسلام و ملت و منافع ملی خودمان را بشناسیم، بعد بر مبنای مکتب اسلام ناب (ص) هم برنامهریزی کنیم. ابر سرمایهداری، جنگ روانیاش این است که ملت ایران اهداف پلید او را نشناسد و در مکتب مترقی و انقلابی و نجات بخش اسلام ناب محمدی (ص) ایجاد شبهه و ابهام و ایهام کنند در ذهن مردم و در هر دوره تاریخی هم میآیند، میگردند. عنصری را در فضای سیاسی پیدا میکنند که بتوانند تاثیرگذار باشند از آن طریق، چون عنصری که تاثیرگذار نباشد، به چه درد میخورد؟ سروش، مهاجرانی و بهزاد نبوی؛ مهرههایی برای ابهام و ایهام نسبت به اسلام ناب محمدی (ص) فیروزآبادی در ادامه اظهار داشت: آنها زمانی سروش را انتخاب کردند که سروش کتابهای درسی نظام جمهوری اسلامی ایران را مینوشت، حالا سروش هیچ کاره است، یک عمله روزمره آمریکا است. یک روزی مهاجرانی را استخدام کردند که معاون حقوقی نخست وزیر بود، نماینده مجلس بود، وزیر ارشاد بود. الان چی؟ هیچکاره است، یک بازنشسته در فرنگ که به قول خودش دارد زبان عبری یاد میگیرد تا از فرهنگ مترقی تورات بیاموزد. امروزه قاعدتا سروش، مهاجرانی و بهزاد نبوی به درد اینها نمیخورند، امروز میآیند از صحنه فعال اجتماعی، سیاسی، برای خودشان مهره انتخاب میکنند، هم برای انحراف از دشمن شناسی و هم ابهام و ایهام نسبت به اسلام ناب محمدی (ص). برای نهم دیماه دهها کتاب میتوان نوشت و عرضه کرد رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در پایان با بیان اینکه محتوا و مبانی و اساس و علوم عظیم درون یوم الله 9 دی، ملت ایران را هدایت و این دو دسته عملیات روانی را خنثی خواهد کرد، تصریح کرد: دانشگاه عالی دفاع ملی به عنوان بالاترین رده مباحث راهبردی در کشور باید نهم دیماه را تحلیل علمی کند و باید ابعاد علمیاش را بیرون بیاورد، برای نهم دیماه دهها کتاب میتوان نوشت و عرضه کرد و امیدوارم این کار را انجام دهند. من هم از ملت بزرگ ایران به عنوان یک بسیجی خادم تشکر و قدردانی میکنم که امضاء خودشان را بر پای نهم دیماه گذاشتند و مجددا میثاق خودشان را با اسلام ناب محمدی (ص) و رهبر عزیز محکم کردند. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |




