"حجاب" دستور الهی است ، آن را دستمایه منازعات سیاسی نکنید
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجاب ، علی اکبر جوانفکر ، اسفندیار رحیم مشائی

سیاسیونی که ای بسا از وضعیت حاضر در ته دل شان خوشحال هم هستند ، تقوا پیشه کنند و در شرایطی که مراجع قضایی ،‌طبق وظیفه قانونی خود برای شفاف سازی قضیه پیگیر پرونده هستند ،‌ اینان پیش از قاضی حکم محکومیت و حتی ارتداد این و آن را صادر نکنند.

عصرایران - روزنامه ایران،‌ علی اکبر جوانفکر، اسفندیار رحیم مشایی و گروهی که چند ماهی است عنوان "جریان انحرافی"‌ را با خود یدک می کشد ،‌به طور جدی مورد نقد عصرایران بوده اند و البته از سوی آنان نیز هجمه هایی متوجه ما بوده است.
اما هیچ کدام از این ها ،‌دلیل نمی شود مشی عقلمدارانه و منصفانه خود را که همواره در سایت عصرایران به دنبالش بودیم کنار بگذاریم و از "فرصت"‌به وجود آمده برای نواختن ضربه ای بر پیکر حریف "سوء استفاده"‌کنیم و "خاتون"‌را وسیله ای برای تسویه حساب نماییم.

ماجرای خاتون که این روزها به عنوان ویژه نامه ای ضد حجاب و عفاف معروف شده ،‌ عمدتاً‌ بر روی مصاحبه مهدی کلهر ،‌ مشاور پیشین احمدی نژاد متمرکز است و جالب اینجاست که نه از خود نشریه خاتون که از تیتر یک سایت منتقد جریان انحرافی آغاز شد.
این سایت به نقل از خاتون تیتر زده بود:‌ "چادر مشکی‌ اشرافی و متکبرانه است، از مجالس‌عیاشی شبانه‌ اروپا درآمد!" ؛‌طبیعی است که چنین ادبیاتی واکنش هایی هم به دنبال داشته باشد ولی واقع مطلب این است که آنچه کلهر گفته و خاتون منتشر کرده بود ،‌ناظر به اصل حجاب و چادر نبود بلکه نقدی بود بر رنگ "مشکی" چادر که مصاحبه شونده معقتد بود می توان با رنگ های دیگری نیز حجاب اسلامی را رعایت کرد.
در این مصاحبه ،‌ کلهر در یک نگرش تاریخی -  و نه فقهی - درست یا غلط  ،‌مدعی شده بود که رنگ مشکی برای پوشش زنان را ناصرالدین شاه از فرنگ آورده بود. عین جمله کلهر این است:‌"ناصرالدین شاه شب که به مجالس عیاشی در اروپا می رفت،‌می دید آن جا لباس مردها مشکی است. کلاه سیلندری مردها مشکی است و زن ها هم با لباس مشکی می آیند. این به نظرش آمد که یک نوع سنگینی و وقار دارد وگرنه در اسلام به صراحت از حضرت رسول داریم که لباس تیره ژوشیدن مکروه است.این رنگ مشکی متکبرانه را ناصرالدین شاه آورد ."

به درستی یا نادرستی این گزاره تاریخی کاری نداریم و آن را به مورخان و اهل فن می سپاریم ولی خدا را ناظر و شاهد بدانیم و انصاف دهیم که روی سخن کلهر ،‌اصل حجاب نبود بلکه رنگ مشکی آن بود.

این البته اولین باری نیست که بحث رنگ مشکی حجاب زنان ایرانی مورد بررسی قرار گرفته و درباره آن اظهاراتی شده است. مثلا چندی پیش خبرگزاری قرآنی "ایکنا"‌تیتر زد: "رنگ سیاه در طرح جدید چادر جایگاهی ندارد"‌یا نوشت: "اسلام رنگ خاصی برای پوشش و حجاب تعیین نکرده است." و نیز به نقل از خطیب جمعه کرمان آورد:‌"استفاده از رنگ‌های متین و متنوع در انتخاب رنگ چادر خانم‌ها به جای رنگ مشکی منع شرعی ندارد و بانوان باید خود، آن رنگ را انتخاب کنند."
حتی ایسنا هم به نقل از عزت الله ضرغامی ٰ‌رئیس سازمان صدا و سیما در اختتامیه اجلاس رسانه و حجاب و عفاف با تاکید بر تنوع مدل های لباس های زنانه اسلامی نوشت که رسانه ملی آماده برای حمایت از فروشگاه‌ها و مراکز تولیدی است که "مدل‌های متنوع"ی از لباس اسلامی را ارائه می دهند.
لذا بحث این که رنگ چادر خانم ها مشکی باشد یا خیر ،‌موضوع جدیدی به شمار نمی آید و روا نیست چون این بحث امروز در رسانه ای منتشر شده که منتسب است به جریان انحرافی ، آن را در بوق و کرنا کنیم و سبیل تقوا را زیر پا گذاریم.

البته ادبیات کلهر هم در بیان این مطلب چندان جالب نبود و می توانست با شرح و بسط بیشتری سخن بگوید و مواظب جملات خود باشد تا بحث حجاب با بحث رنگ تداخل نیابد و تیترهای ناروا از آن استخراج نشود ولی چه کسی می تواند خودش را اقناع وجدانی و الهی کند که جوانفکر یا کلهر خواسته اند در نشریه رسمی دولت ، حجاب و مشخصاً حجاب برتر یعنی چادر را زیر سوال ببرند؟! حتی اگر کسی معتقد به حجاب هم نباشد ولی اندکی عقل در سرش باشد ،‌ هرگز این کار نمی کند و خود را به دردسر نمی اندازد.
درست است که جوانفکر متعلق به یک طیف سیاسی خاصی است که ما نسبت به آن نقد داریم ولی مسلمان که هست و آنقدر دین و عقل دارد که حجاب را آن هم در رسانه تحت مدیریتش نفی نکند و مگر نه این است که خانواده خود جوانفکر هم چادر به سر می کنند؟ انصاف داشته باشیم.

حجاب از ضروریات دین است و چادر نیز حتماً حجاب کاملی است اما اگر کسی بگوید که رنگ چادر می تواند مشکی نباشد و به رنگ مشکی انتقاد کند که مستحق این همه مجازات نیست. تاسف انگیز است ولی واقعیت دارد که یکی از نمایندگان مجلس در واکنش به این مساله آن را "مصداق بارز رد ضروریات دین" دانسته است که می دانید این جرمی مترادف ارتداد است و حکمش مرگ! به راستی مگر رنگ مشکی از ضروریات دین است؟!

البته شاید آقایان مطالب دیگری را مصداق این ادعا دانسته اند ولی قضیه این است که تا کنون هر آنچه در مذمت این نشریه راجع به اصل حجاب بوده ،‌ مربوط به مصاحبه کلهر و همین چند جمله اش درباره رنگ مشکی بوده است و نوشتار حاضر نیز صرفاً‌ در این باره بحث می کند و الا اگر مطالب واقعاً مشکل دار دیگری وجود داشته باشد ،‌ می تواند در جای خود مورد بررسی جدی و منتقدانه قرار گیرد.

البته یکی دیگر از چیزهایی که در این گفت و گو علم کرده اند این جمله  است که نبرخی سایت ها نوشته اند: کلهر قانون حجاب و عفاف را با "یاسای چنگیز" -فرمانده خونخوار مغول- مقایسه کرده است.

اما در مراجعه به اصل متن می بینیم که کلهر چنین گفته است:‌ "در مورد قانون حجاب معتقدم قانون باید اجرا شود، هرطور که هست.حتی اگر ناقص باشد. من این را در نامه هایی به فرزندم در سال 77 در روزنامه جمهوری نوشتم"یاسای چنگیز" بهتر از نبودنش هست. اما آیا این حجاب ما جامع و کامل است؟ باید بگویم نه نیست.من پیشنهاد می کنم بنشینیم یک قانون حجاب خوب درست کنیم، ممکن است 100 تا ماده و تبصره هم بخورد. "
همان گونه که می بینید ،‌ در این جملات به هیچ عنوان یکسان پنداری قانون حجاب و عفاف و یاسای چنگیز وجود ندارد ، بلکه تاکید شده که این قانون هر چند ناقص است باید بدان عمل شود و البته و باید مراجع قانونی هم آن را اصلاح و تصویب کنند.

جوانفکر  و جریان سیاسی مشایی ،‌ اشتباهات و خطاهایی جدی دارند که می توان بر آنها خرده گرفت و به طور اصولی نقدشان کرد نه این که چند جمله تحریف شده را بدون در نظر گرفتن کلیت یک گفت و گو ، چماق کرد و بر سر حریف سیاسی کوبید.

البته در این میان ،‌حساب علمای دین که فارغ از محاسبات سیاسی دغدغه دین دارند و موظف اند کوچک ترین لغزش ها را فریاد بزنند و مانع از انحرافات بزرگ شوند ، از حساب سیاسیونی که شب و روز به دنبال مچ گیری از رقیب هستند جداست. لذا بهتر است سیاسیونی که ای بسا از وضعیت حاضر در ته دل شان خوشحال هم هستند ، تقوا پیشه کنند و در شرایطی که مراجع قضایی ،‌طبق وظیفه قانونی خود برای شفاف سازی قضیه پیگیر پرونده هستند ،‌ اینان پیش از قاضی حکم محکومیت و حتی ارتداد این و آن را صادر نکنند  چه آن که اگر جرمی رخ داده باشد ، دستگاه قضایی با رعایت عدل و انصاف حکم مقتضی را صادر خواهد کرد.
 
حجاب ،‌ دستور قطعی خداوند متعال است و چادر هم حجاب برتر - و نه تنها نوع حجاب- و این خیلی بد است که مسلمان این دستور الهی را وسیله ای برای بازی های سیاسی خود قرار دهند. بحث ،‌بحث جریان انحرافی و روزنامه ایران و ماجراهای جوانفکر نیست؛‌لب مطلب این است که بروید بازی های سیاسی تان را در جایی بساط کنید که از دین محمد(ص)‌ و احکام نورانی اش مایه گذاشته نشود؛همین!


اخراج‌خبرنگار"ایران"‌پس‌از انتشار یادداشت علیه‌جریان‌نفوذی در‌ رجانیوز
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه ایران ، علی اکبر جوانفکر ، جریان انحرافی

جواد حجتی خبرنگار روزنامه ایران یک روز پس از انتشار یادداشتی علیه جریان نفوذی در سایت رجانیوز از این روزنامه اخراج شد.

به گزارش رجانیوز، در این یادداشت که با عنوان "جریان نفوذی و حکم حکومتی" عصر روز شنبه در رجانیوز منتشر شد، با استناد به آیات قرآن کریم و سیره امام خمینی در مورد حکم حکومتی ولی‌فقیه توضیح داده شده و با نوع مواجهه جریان نفوذی در ماجرای وزیر اطلاعات مقایسه تطبیقی شده بود.

در عین حال، روز دوشنبه هنگام مراجعه حجتی به روزنامه ایران، به وی گفته شد که مؤسسه ایران نیازی به همکاری شما ندارد و نامه پایان کار به وی تحویل داده شد.

در این نامه، ادعای خلاف واقع حضور نیافتن او در روزنامه پس از اعلام اتمام مأموریتش در دفتر نمایندگی روزنامه ایران در شهرستان ری و فرمانداری ری مطرح شده است. این در حالی است که بر اساس سیستم ثبت حضور روزنامه، وی چند روز پس از بازگشت از مأموریت سفر به عراق همراه با فرماندار ری، در مؤسسه ایران حاضر شده است.

با این حال، به نظر می‌رسد جریان نفوذی که عملاً مدیریت روزنامه ایران را برعهده گرفته و طی هفته‌های اخیر از تریبون این روزنامه به شخصیت‌های برجسته‌ای از جمله آیت‌الله مصباح، رئیس قوه قضائیه و فرمانده سپاه توهین کرده است، شهامت اعلام این مطلب را که به‌خاطر درج یادداشت علیه باند نفوذی با این خبرنگار برخورد کرده نداشته و با طرح یک ادعای اداری وی را تسویه کرده است.

در دوره جدید مدیریت روزنامه ایران تعداد زیادی از خبرنگاران متعهد این روزنامه استعفا داده و یا اخراج شده‌اند و در مقابل افرادی که علی‌رغم کم‌بهره بودن از دانش و تجربه روزنامه‌نگاری، به جریان نفوذی تمایل و وابستگی دارند، جایگزین شده‌اند.

متن کامل یادداشت "جریان نفوذی و حکم حکومتی" در ادامه بازنشر داده می‌شود تا خوانندگان در مورد منطق موجود در این یادداشت و برخورد متقابل مجموعه در اختیار جریان نفوذی با خبرنگار نویسنده این یادداشت قضاوت کنند:

«ادبیات رایج سیاسی کشور پر است از واژگانی که هر کدام به فراخور حال و مقتضی زمان جعل و به کار گرفته شده است.

"حکم حکومتی" یکی از این واژگان است که این روزها از زبان اهل سیاست زیاد شنیده می شود. عمر استعمال این واژه شاید از دو دهه تجاوز نکند. این واژه برای اولین بار به طور رسمی توسط مهدی کروبی و آن زمان که ریاست مجلس ششم را بر عهده داشت و در وقتی که طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم به کار برده شد.

حکم حکومتی بی تردید از حقوق امام بر امت است و تبعیت از آن لازم؛ بنا بر نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که ولایت فقیه را همان ولایت انبیا و ائمه معصومین (ع) برمی شمارند و به استناد آیه 65 سوره نساء (1) "ایمان ندارد مسلمانی که نه تنها حکم که داوری رسول (ص) را با دل و جان و از عمق وجود نبذیرد" آن کس که حکم ولی فقیه را نه تنها نپذیرد که از عمق جان به آن باور نداشته باشد، مومن نیست.

روشن است بنای این نوشتار واکاوی و چرایی لزوم تبعیت از احکام حکومتی نیست که این خود امری است واضح و مبرهن؛ اما سوال اینجاست که آیا کافی است نگاه یک شیعه ولایت پذیر و آرمان گرا به موضوع تبعیت از ولی یک نگاه حداقلی باشد؟ بدین معنا که تنها گوش بر احکام حکومتی داشته تا با امتثال آن التزام خود را به ولایت ثابت کند یا برعکس پیروی از اوامر ولایی را که امروزه شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد، کف میزان ولایت پذیری خود قلمداد نمی کند؟

گفتار و رفتار حضرت روح‌الله و خلف صالح ایشان از زمانی که تکیه بر کرسی ولایت امری مسلمین زدند، پر است از نکات نغز و راهگشا که در قالب توصیه و اشاد در واقع مانیفست جمهوری اسلامی ایران را شکل داده است که این سلسله از گفتار و رفتار اگرچه در زمره مطالبات امام امت قلمداد می شود اما هیچ کدام در مرزهای احکام حکومتی و چه بسا ارشادی ولی فقیه جا نمی گیرد. آیا امت اسلامی می تواند با این توجیه که مطالبات ولی جزو احکام حکومتی نیست، از تلاش برای تحقق این مطالبات سر باز زند؟

بی شک امت نظام ولایی که با اختیار حدود و ثغور این نظام را پذیرفته و در تحقق آرمان هایش جان خویش را گرو گذاشته و نیل به مدینه فاضله خود را در اجرای بی کم و کاست منویات امام عادلش می داند، دیگر اسیر مرزبندی میان خواسته های ولی نمی شود و نه تنها مطالبات که تمایلات امامش را چراغ راه آینده موعود خود می داند.

دوستانی که در زبان و عیان ولایتمداری پر طمطراقی را ادعا می کنند، خوب است وجدان خود را به قضاوت گرفته و این پرسش پاسخ دهند که بر فرض مطالبه ای از سوی ولی امت بر همگان آشکار شد و این خواسته نیز در زمره احکام حکومتی نمی گنجید آیا باید آن را به کناری گذاشت؟

ماجرای اخیر وزارت اطلاعات شاهد خوبی است بر ادعای ولایتمداری حضرات؛اگرچه دوستان با غیر حکومتی خواندن دستور رهبر انقلاب مبنی بر ابقای وزیر اطلاعت انکار واضحات کرده و همچون کسی که با وجود آفتاب در روز تشکیک ایجاد می کند، میزان درک سیاسی خود را نشان دادند -اگر از نقش چرب و شیرین قدرت و ثروت با مسامحه بگذریم- اما باید برای افکار عمومی جامعه ولایی روشن کنند که در این ماجرا سرپیچی از خواسته ولی فقیه اگرچه در زمره حکم حکومتی هم نبوده باشد، جایز است؟

بی‌تردید امت حزب الله به ولایت فقیهی اعتقاد دارد که مبانی آن را حضرت روح‌الله پایه نهاده و توسط بزرگانی چون آیت الله مطهری و آیت الله مصباح تبیین شده است نه ولایت فقیهی که ازسوی هاشمی ترسیم و توسط جریان انحرافی که به اذعان تحلیلگران امروزه نقش پادوهای باندهای ثروت و قدرت را ایفا می کنند، تئوریزه می شود. ولایتی که می شود صدایش را به فراخور حال نشنید و یا در فرامینش تشکیک وارد کرد.

اینجاست که روشن می شود رمز توهین به بزرگانی چون علامه مصباح یزدی که از سوی جریان انحرافی و قلم به دستان رسانه ای آنها کلید خورده نه به سبب زبان انتقادی استاد است که سیره "مطهری زمان" آشکارا تایید می کند که هشدارهای راهگشا و بهنگام این عالم فرزانه نه از سر تمایلات نفسانی است و ونه از هوای اتصال به شبکه ثروت و قدرت. دلیل اصلی که آیت الله مصباح در میان دولبه قیچی جریان انحرافی و باند هاشمی و دوستان فتنه گرش، که دو روی یک سکه را تشکیل می دهند، قرار گرفته مبانی حقیقی ولایت فقیه است که با استدلال محکم و متقن ایشان ترسیم و تبیین می شود. پر واضح است راه ترویج ولایت فقیهی که هاشمی و جریان انحرافی می خواهند، تخریب شخصیت هایی چون آیت الله مصباح است.

مکتب اهل بیت(ع) سرشار است از شاگردانی که با نمایش تصویری کامل و گویا از یک شیعه مطیع خود را به عنوان الگویی جاودانه برای رهروان ائمه هدی (ع) معرفی کرده اند. آنها تبعیت از امام خود را نه تنها در اوامر که در تمام شئون زندگی بر خود فریضه ای واجب تلقی می کردند و برای همین بود که تمام توان خود را برای شبیه شدن به امام خویش به کار بستند.

رفتار بزرگ پرچمدار کربلا شاید بهترین نمونه در منش و روش زندگی یک شیعه واقعی باشد. قمر بنی هاشم (ع) که مدال پر افتخار "عبد صالح" را به سینه آویخته دارد، در معرکه کربلا تشنه کام به نهری از آب رسید اما از آن کامی نگرفت. او در حقیقت با زبانی خشکیده فریاد زد که عباس در احساس هم تابع ولی امر خویش است و تا وقتی حسین (ع) احساس تشنگی می کند، ساقی را با آب کاری نیست اگرچه در کنار دریا باشد و به هزار و یک دلیل عقلی می تواند اثبات کند که نوشیدن جرعه ای از آن آب در آن کارزار از شیر مادر هم حلال تر است.

پی نوشت:

1- "فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حتّی یُحَکِّمُوکَ فی ما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیمًا" (به پروردگارت سوگند که آنها مؤ من نخواهند بود، مگر اینکه تو را در اختلافات خـود بـه داورى طـلبـنـد؛ و سـپـس در دل خـود از داورى تـو احـساس ناراحتى نکنند، و کاملا تسلیم باشند.)»


انتقام گرفتن از وزیر اطلاعات با چه قیمتی؟
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی اکبر جوانفکر ، وزارت اطلاعات ، جریان انحرافی
آقای جوانفکر به اصلاح اقدامش رضایت نداد تا گزارش هایش مهمترین دستاویز رسانه های ضدانقلاب و بیگانه شود. این رسانه ها تفاوت خبر ایرنا و ایران به عنوان رسانه و سخنگوی دولت با گزارش سایر رسانه ها را دلیلی بر نادرست بودن مستند "الماسی برای فریب" عنوان کرده اند.
به گزارش جهان، مستند "الماسی برای فریب" که شب چهارشنبه ۱۸ خرداد از رسانه ملی پخش شد، حکایت نفوذ هوشمندانه و پیچیده وزارت اطلاعات در عمق دستگاه های جاسوسی غربی و بازی دادن سران کشور آمریکا و ضدانقلاب خارج نشین بود.

شوکی که بر پیکر سازمان سیا و کاخ سفید و دیگر سران کشورهای بازی خورده وارد آمده، تاکنون راهی جز سکوت را به آنان نشان نداده است.

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، جو بایدن معاون اوباما، دنیس راس، نماینده ویژه اوباما در خاورمیانه و نیز نمایندگان سران دولت‌های فرانسه و رژیم صهیونیستی از جمله مقامات ارشد غربی و صهیونیستی بودند که به همراه سران ضدانقلاب خارج نشین در جریان پروژه هوشمندانه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بشدت بازی خوردند.

موضوع این مستند، پروژه براندازانه غرب و رژیم صهیونیستی با مجری گری ضدانقلاب خارج از کشور علیه ملت ایران بود که با ورود محمدرضا مدحی به عنوان نیروی نفوذی ایران هرگز به سرانجام نرسید.

ضدانقلاب که نمی توانست افشاگری های مدحی از پنجره رسانه ملی و بازی خوردن چندین ماهه خود را باور کند، ابتدا سکوت کرد سپس با توسل به اقدام تامل برانگیز چند رسانه داخلی به رد محتوای این مستند روی آورد.

خبرگزاری ایرنا و روزنامه ایران که هر دو تحت مدیریت علی اکبر جوانفکر اداره می شوند، با انتشار گزارش هایی با عنوان اعترافات یک عنصر وابسته به "سیا"، کوشیدند محمدرضا مدحی را عنصری فریب خورده معرفی کنند که در خدمت سازمان های اطلاعاتی بیگانه بوده و به دلیل پشیمانی در حال اعتراف است.

این گزارش سوال برانگیز را ابتدا خبرگزاری ایرنا منتشر کرد اما پس از آنکه روزنامه ایران در شماره روز پنج شنبه خود از مدحی با عنوان "عنصر فریب‌خورده سیا" و "مهره نظام سلطه" یاد کرد، احتمال هرگونه اشتباه و سهل انگاری در انتشار جهت دار این خبر را از بین برد.

محصول این خبر ایرنا و روزنامه ایران این بود که مدحی پس از آنکه از اقدامات خود پشیمان شده به ایران برگشته و به اشتباهاتش اعتراف کرده است؛ خبری تلخ که در واقع چشم پوشی بر تمام زحمات و برنامه ریزی های زیرکانه و چندین ماهه وزارت اطلاعات که حتی متهم شدن این وزارتخانه به ناتوانی در نفوذ به دستگاه های اطلاعاتی و تشخیص و مقابله با اقدامات ضدایرانی آنان دشمن بود.

اصرار آقای جوانفکر بر "مهره سیا" خواندن مدحی در شرایطی بود که مسئولان وزارت اطلاعات و سایر رسانه ها همه از مدحی با عنوان نیروی نفوذی ایران برای بازی دادن غرب و عواملش در یک پازل سخت و دقیق یاد کردند.

با این حال آقای جوانفکر به اصلاح اقدامش رضایت نداد تا گزارش هایش مهمترین دستاویز رسانه های ضدانقلاب و بیگانه شود. این رسانه ها تفاوت خبر ایرنا و ایران به عنوان رسانه و سخنگوی دولت با گزارش سایر رسانه ها را دلیلی بر نادرست بودن مستند "الماسی برای فریب" عنوان کرده اند. در واقع آنها هیچ دلیل و مستند دیگری برای زیر سوال بردن سخنان مدحی نداشتند.

بر پایه این واقعیت بود که احتمال مخالفت با مدیریت وزارت اطلاعات و مخدوش کردن موفقیت ها و دستاوردهای شگفت انگیز آن از سوی آقای جوانفکر به عنوان یار نزدیک اسفندیار رحیم مشایی تقویت شد، بویژه آنکه تلاش این جریان برای برکناری حجت الاسلام حیدر مصلحی پیش تر با حکم رهبر معظم انقلاب ناکام مانده بود.

شاید در ادامه این مخالفت هاست که موضوع ناتوان نشان دادن وزارت اطلاعات در مقابله با دشمن و تنزل دادن دستاورد اخیر آن در حد اعترافات یک عنصر فریب خورده، به واقعیت نزدیک شده است؛ گمانه ای که بیش از آنکه گویای عمق کینه جریان مخالف مدیریت وزارت اطلاعات باشد، موجب تاسف از شیوه برخورد با منافع ملی است.

حمله تند جوانفکر به کیهان و فارس
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، خبرگزاری فارس ، علی اکبر جوانفکر

مدیرعامل ایرنا نوشت: به مدیر مسوول محترم روزنامه کیهان برادرانه توصیه می کنم که از ادامه روشهای مذمومی که برای بی حیثیت کردن افراد در پیش گرفته اید دست بردارید. این بیراهه ای که شما در پیش گرفته اید، به خسران و تباهی منتهی می شود و در آینده از شما به نیکی یاد نخواهد شد. ارزش قلم را پاس بدارید و آن را به گناه آلوده نکنید.

علی اکبر جوانفکر در وبلاگش با اشاره به مطلب چند روز پیش کیهان و عناوینی که این روزنامه درباره وی به کار برده است، نوشت: روزنامه فخیمه کیهان طی روزهای اخیر و در مقام پاسخگویی به یک سووال مطرح شده، ترجیح داده است به جای ارائه منطق عقلانی و قابل دفاع و اقناع مخاطبان خود، وجهه بنده را به عنوان یک مدیر نظام جمهوری اسلامی ایران که دارای سابقه روشنی از خدمتگزاری و دفاع از اصول و مبانی ارزشی نظام هستم ، تخریب نماید.

وی ادامه داد: رسانه های خبری که بخش عمده آنها به صورت زنجیره ای در مدار مخالفت با دولت حرکت می کنند، روز یکشنبه ۲۸ فروردین ماه خبری را در خصوص مخالفت مقام معظم رهبری با استعفای آقای مصلحی از سمت وزارت اطلاعات مخابره کردند و بعضا نیز مخالفت معظم له را به پذیرش استعفا از سوی رئیس جمهور مربوط دانستند. آنها نوشتند که آقای مصلحی با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب ماندگار شد. سووال بنده در مصاحبه با روزنامه شرق این بود که این حکم حکومتی کجاست و چگونه به دست رسانه های منتشر کننده آن رسیده است؟

مدیرعامل ایرنا نوشت: بلافاصله پس از انتشار این مصاحبه، سایت خبری فارس در گزارشی شتابزده و هجوگونه اقدام به پاسخگویی کرد ...در این گزارش که در تمامی رسانه های زنجیره ای طیف مدعی اصولگرایی انعکاس پیدا کرد، نامه مقام معظم رهبری به آقای مصلحی که روز ۳۰ فروردین ماه صادر و روز بعد از آن منتشر شده است، مستند حکم حکومتی قرار گرفته و تصریح شده که جوانفکر پس از سه هفته ، هنوز متوجه حکم حکومتی نشده است؟! روز دوشنبه نیز روزنامه کیهان مدعی شد که بنده حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب را در باره ابقای وزیر اطلاعات انکار کرده ام.

جوانفکر ادامه داد: کیهان به همین بهانه هرگونه توهینی را به بنده جایز شمرده و در حد مقدورات، از الفاظ قبیح برای به نتیجه رساندن حمله ناجوانمردانه خود استفاده کرده است. اگر کسی با فرهنگ و ادبیات حاکم بر روزنامه کیهان و سایت خبری فارس آشنا نباشد، دچار شک و شبهه خواهد شد که چگونه ممکن است یک رسانه خبری، آن هم در قامت روزنامه با سابقه ای مانند کیهان یا سایت فارس که از بودجه عمومی کشور ارتزاق می کنند، تا این حد به ابتذال اخلاقی مبتلا شده و علیه حیثیت افراد حریم شکنی می کنند و چرا و به جای ترویج اخلاق، مروت، انصاف و ارزشهای دینی و انسانی، نمایه هایی از مواضع زشت و دون شان انسانی را به جامعه منعکس می کنند؟ به راستی مجوز انجام چنین رفتاری ، از کجا به دست آنها رسیده است؟

جوانفکر سپس در ادامه آورده است: سووال بنده که به صورتی کاملا محترمانه و به دور از شائبه مطرح شده است، پاسخ روشن و دقیقی را طلب می کند. آنها بهتر است به جای فرار از حقیقت، فرافکنی و هوچی گری، با شفافیت به این سووال پاسخ دهند که چگونه ممکن است حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب روز سه شنبه سی ام فروردین ماه صادر شده باشد و آنها روز یکشنبه ۲۸ فروردین ماه آن را منتشر کرده باشند؟! پر واضح است که این سووال به معنای انکار نامه مقام معظم رهبری به آقای مصلحی نیست. خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه ایران بلافاصله پس از صدور این نامه ، اقدام به انتشار آن کردند ، بنابراین معلوم نیست که روزنامه کیهان چرا به دروغ مدعی انکار نامه از سوی اینجانب شده است؟


آقای جوانفکر ! می دانید چرا به شما و طرفداران مشایی می گوییم جریان انحرافی ؟
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی اکبر جوانفکر ، اسفندیار رحیم مشائی ، جریان انحرافی

واقعاً مشخص نیست چرا یک جریانی که در دولت مسئولیت هم دارد دائم حرف های بی حساب و کتاب و بی سر و ته می زند ؟ مثلاً همین آقای جوانفکر می گوید ما نه اصلاح طلبیم نه اصولگرا . خیلی خب ، ما هم قبول می کنیم که شما هیچ کدام نیستید ، اما شما چه هستید ؟ حرف حسابتان چیست ؟ مرامتان چیست ؟ مگر دولت و قدرت دولت در اختیار شما نبوده ؟ می خواهید چه کاری انجام دهید که انجام نداده اید ؟ می خواهید چه حرف جدیدی بزنید که...

علی اکبر جوانفکر مشاور رسانه ای رئیس جمهور و مدیرعامل خبرگزاری رسمی دولت در جدیدترین یادداشتی که در وبلاگش منتشر کرده است بار دیگر صدور حکم حکومتی درباره ابقای وزیر اطلاعات از سوی رهبر انقلاب را رد کرده است و رسانه های مدعی صدور این حکم را بار دیگر به دروغگویی متهم کرده است .

این در حالی است که جوانفکر اساساً نامه رهبر انقلاب به آقای مصلحی را نیز مصداق حکم حکومتی نمی داند و از آن صرفا به عنوان نامه رهبر انقلاب به آقای مصلحی یاد می کند . اما پرسش اساسی از آقای جوانفکر به عنوان یک مقام دولتی در نظام جمهوری اسلامی ایران این است که وقتی رهبر انقلاب به وزیر اطلاعات نامه می نویسد و آقای مصلحی را به تداوم مقتدرانه فعالیت خود در وزارت اطلاعات امر می کنند ، یعنی چه ؟

مگر می شود رهبر انقلاب برای ابقای ویر اطلاعات حکم حکومتی صادر نکنند اما نامه ای به وزیر برکنار شده بنویسند و بگویند شما با اقتدار به فعالیت خود ادامه دهید . واقعاً معنای امر کردن رهبری به تداوم مقتدرانه فعالیت خود در وزارت اطلاعات یعنی چه ؟ آیا غیر از مفهوم حکم حکومتی از آن برداشت می شود ؟

نکته دیگری که آقای جوانفکر بارها بر آن تاکید کرده این است که تا پیش از نامه رهبر انقلاب به آقای مصلحی ، هیچ حکم حکومتی دیگری در کار نبوده است . این هم از آقای جوانفکر به عنوان یک مدعی فعالیت رسانه ای بعید است . مگر می شود رهبر انقلاب نظر خود را به رئیس جمهور نگوید اما چند روز بعد برای وزیر معزول نامه بنویسد که شما با اقتدار به فعالیت خودت ادامه بده ؟ کما اینکه خود رهبر معظم انقلاب نیز در سخنرانی مشهور خود در جمع مردم فارس بر این موضوع تاکید کرده اند که در ماجرای وزارت اطلاعات از مصلحتی بزرگ غفلت صورت گرفته بود و ایشان وارد شده اند .

آیا آقای جوانفکر این سخنان رهبر انقلاب را که بارها از شبکه های مختلف تلویزیونی منتشر شده و در خبرگزاری تحت نظر ایشان نیز منتشر شده است نشنیده و نخوانده است که هنوز هم اصرار می کند در ماجرای وزارت اطلاعات اساساً حکم حکومتی صادر نشده است ؟

واقعیت این است که به نظر می رسد آقای جوانفکر عمداً بر موضوعی اصرار می کند که هیچ منطقی در آن وجود ندارد . شاید آقای جوانفکر بگوید رهبر انقلاب در ماجرای وزارت اطلاعات در ابتدای کار نامه ای علنی به رئیس جمهور نداده اند . اما پرسش این است که مگر بناست همه آنچه در جلسات خصوصی سران نظام می گذرد علنی و رسانه ای شود ؟ شما که می دانید رهبر انقلاب نظرشان این بود که در ماجرای وزارت اطلاعات از یک مصلحت بزرگ غفلت شده است ، چرا کار را به جایی رساندید که ایشان نامه علنی و رسمی برای وزیر اطلاعات بنویسند که همین نوشتن نامه برای وزیر اطلاعات و مخاطب قرار دادن وی نیز خودش نکته ای است که آقای جوانفکر و دوستان دیگرش در دولت باید به آن با دقت بیشتر توجه کنند .

چرا باید با نظر رهبر انقلاب به گونه ای برخورد می شد که ایشان نامه علنی بنویسند ؟ مگر حکم حکومتی حتماً باید علنی و روی کاغذ باشد ؟ وقتی رهبر انقلاب می گویند این برکناری به صلاح نیست و آقای مصلحی بمانند این یعنی حکم حکومتی . ولایتمداری نیز یعنی اینکه مخاطب رهبر انقلاب بلافاصله به نظر رهبری تن دهد و عملاً اطلاعت کند . ولایتمداری این نیست که بگویند تا رهبری نامه رسمی ننویسند قبول نیست ، بعد هم که ایشان نامه رسمی نوشتند بگویند که این هم نامه ای برای وزیر اطلاعات بوده و لذا حکم حکومتی وجود ندارد .

آقای جوانفکر اگر آنقدری که برای آقای مشایی سینه سپر می کند و از ایمان خودش و آقای احمدی نژاد به مشایی می گوید ، کمی به مصالح نظام ، موقعیت کشور و منافع ملی توجه می کرد حتماً می دانست که حتی یک ساعت تاخیر در اجرای حکم رهبری و اخم و قهرهای بعد از آن به صلاح نبود و هزینه بسیاری را به مملکت تحمیل کرد .

البته این یادداشت ها واصرارهای پی در پی مدیرعامل خبرگزاری رسمی دولت نشان می دهد که اساساً مشکل تنها در این زمینه خاص نیست ، بلکه نوع نگاه و تحلیل این افراد مشکل دارد .

آقای جوانفکر همان کسی است که برای اسفندیار رحیم مشایی نامه می نویسد و در نامه اش به او تاکید می کند : " اگر متفاوت از آنها، گفتی و اندیشیدی ، «برما» می شوی و اینجاست که تو را نشان می کنند و همه فریادها را بر سر تو فرود می آورند. فرقی نمی کند که تو کی هستی ، هرکه می خواهی باش. حتی اگر در «این عمار» مولا، عین عمار باشی باز هم فرقی نمی کند. عین عمار که نه، حتی خود عمار باشی! بازهم نه حتی خود مولا باشی!

چه فرقی می کند که کیستی ، مهم آن است که به گونه ای دیگر و متفاوت از ما سخن می رانی، راه را آنگونه که ما می گوییم نمی روی، با اندیشه و بینش و تحلیل ما همساز نیستی، روی دست ما بلند می شوی، نوآوری می کنی، حرفهای تازه می زنی ، آدرس ایران را برای دورماندگان از وطن می فرستی، شورآفرینی می کنی، به عمق تاریخ ، علم و فرهنگ ، نقب می زنی تا راههای ناپیموده را به دیگران نشان دهی ، از هنر و زیبایی روایت می کنی، نه فقط به حفظ و تلاوت آیات الهی ، بلکه به تفسیر آنها می پردازی، وارد عرصه هایی می شوی که منحصر به عده ای خاص است  ... "

جوانفکری که تردید دارد مشایی عمار است یا خود مولا و برای مهندس اسفندیار رحیم مشایی فارغ التحصیل رشته مکانیک از دانشگاه صنعتی اصفهان حق تفسیر قرآن و آیات الهی قائل می شود و او را در حوزه فرهنگ ، هنر ، تفسیر آیات قرآن ، تاریخ ، باستان شناسی و کلا همه مسائل کارشناس خبره و صاحب نظر می داند و مدعی است که مشایی راه های ناپیموده را به دیگران نشان می دهد ، معلوم است که در ماجرای حکم حکومتی رهبر انقلاب دچار انحراف و اشکال در تحلیل می شود . چون او هنوز نمی داند مولا کیست و از ایمان خودش و احمدی نژاد به مشایی سخن می گوید .

جوانفکر در بخش دیگری از همان نامه اش می نویسد : " یکی هست که تو را خوب می شناسد ، نه فقط می شناسد بلکه به تو ایمان و علاقه دارد. او تو را مانند یک چشمه زلال و یک آیینه شفاف می داند و معتقد است که تو همانی هستی که نشان می دهی ، یک ذره غش در وجودت دیده نمی شود زلال زلال."

معلوم است که وقتی جوانفکر از ایمان به مشایی سخن می گوید دچار انحراف شده است . مگر مشایی کیست که اینقدر زلال زلال باشد و راه های ناپیموده را به دیگران نشان دهد ؟ چه کراماتی از ایشان دیده اند که هیچ کس ندیده است ؟ چرا یک آدم معمولی را در حد یک بت بالا می برید و انتقاد از او را بر نمی تابید ؟ بیایید از مشایی بیشتر بگویید تا ما هم بدانیم آن راه هایی که مشایی طی کرده ودیگران طی نکرده اند چیست و این حرف ها از کجا چشمه می گیرد ؟ توضیح دهید چرا مشایی حق اظهار نظر در هر اموری را دارد ، حتی اموری که هیچ تخصصی در آنها ندارد .

این همان دلیلی است که به بعضی ها گفته می شود جریان انحرافی . جریان انحرافی یعنی انحراف از اصول . یعنی قائل شدن حق ویژه برای یک آدم معمولی و مولا خواندن وی . یعنی یک مهندس را نه در رشته تحصیلی اش بلکه در زمینه تفسیر آیات الهی در حدی معرفی کردن که گویی همه صاحب نظران و علما و مفسران هیچ نمی دانند و این یک نفر چیزهای جدیدی کشف کرده است ! این یعنی انحراف و قائلان به این تفکر یعنی منحرف . اگر امثال جوانفکر می گفتند مشایی مهندس خوبی است و مثلا در رشته تخصصی اش می تواند فلان اقدام مثبت را انجام دهد که کمتر مهندسی توانایی آن را دارد کسی به آنها نمی گفت منحرف . اما آدمی که تحصیلات و سابقه اش روشن است چنین بالا بردن و از ایمان به او سخن گفتن یعنی انحراف . بی تعارف کسی که مشایی را تا این حد بالا می برد منحرف است .

ضمن اینکه بهتر است آقای جوانفکر که رسانه دولت را نیز در اختیار دارند کمی بیشتر درباره افکار مشایی سخن بگویند . تا الآن که هیچ کس متوجه نشده حرف حساب مشایی چیست و چه میخواهد بگوید ؟ یک سری واژه ها را به صورت به هم ریخته و غیر علمی سر هم می کند و در مجالس نامربوط درباره موضوعاتی که اساساً به او مربوط نیست سخنانی می گوید که فقط ویژگی اش جنجالی بودنش هست و بس . نه مبنای علمی دارد ، نه تخصصی است نه یک عالم و مفسر دینی حاضر است پای حرف های بی سر و تهش بنشیند . واقعاً به چه چیز معلومات مشایی می نازید ؟ آیا چیزی هست که ما خبر نداریم ؟ آیا حرف هایی در نهان می زند که که ما مردم بی خبریم ؟ این حرف ها چیست ؟ واقعاً حرف حساب این آدمی که اینقدر به او ایمان دارید و از زلال بودنش می گویید چیست ؟ میخواهد بگوید چه ؟

واقعاً مشخص نیست چرا یک جریانی که در دولت مسئولیت هم دارد دائم حرف های بی حساب و کتاب و بی سر و ته می زند ؟ مثلاً همین آقای جوانفکر می گوید ما نه اصلاح طلبیم نه اصولگرا . خیلی خب ، ما هم قبول می کنیم که شما هیچ کدام نیستید ، اما شما چه هستید ؟ حرف حسابتان چیست ؟ مرامتان چیست ؟ مگر دولت و قدرت دولت در اختیار شما نبوده ؟ می خواهید چه کاری انجام دهید که انجام نداده اید ؟ می خواهید چه حرف جدیدی بزنید که تا کنون نگفته اید ؟ چند سال است که همین حرف های تکراری را می گویید . مگر حرف ناگفته ای هم باقی مانده است ؟

یا وقتی می گویید مشایی زلال زلال است یعنی چه ؟ مگر مشایی اعتقادش چیست ؟ اگر منظور شما نشستن وی در آن مجلس رقص مشهور در ترکیه است که خیلی ها با این حساب زلال زلال اند ! اگر منظور شما قدم زدن در خیابان های واشنگتن با خانم هاست که باز هم خیلی ها زلال زلال اند ! اگر منظور شما این است که گفته با مردم اسرائیل دوست هستیم ، باز هم خیلی ها در دنیا هستند که با مردم حکومت اشغالی دوست هستند ، اینها که امتیاز خاصی برای مشایی حساب نمی شود . میلیاردها نفر در دنیا بی حجابند ، این که امتیاز محسوب نمی شود و در ایران اسلامی خریداری ندارد .

اگر هم منظور شما این ها نیست پس بیایید بگویید واقعاً شما که هستید و چه می گویید ؟ واقعاً به چه چیزهایی اعتقاد دارید و به چه چیزهایی اعتقاد ندارید ؟ حرف حسابتان چیست ؟ بعد از چند سال بازی با کلمات یک بار هم شده بگویید تا ببینیم اصلاً حرفی برای گفتن دارید یا خودتان فقط خودتان را زیادی تحویل می گیرید واینقدر تحویل گرفته اید که باورتان شده خبری هست ؟


جمع‌آوری عکس‌های رهبر انقلاب از دفتر روزنامه ایران
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه ایران ، علی اکبر جوانفکر ، مقام معظم رهبری

خبرنامه دانشجویان ایران: اقدامات عجیب و تاسف بار کادر جدید مسئولان موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران که با اخراج خبرنگاران ارزشی و متعهد از این روزنامه آغاز شده بود، اکنون به اقدامات شرم‌آوری رسیده است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، مخالفت با نصب تصویر مقام معظم رهبری در دفتر این روزنامه تکمله دیگر اقدامات عجیب سردبیر جدید است.

یکی از خبرنگاران این روزنامه با بیان این مطلب، نوشت: سردبیر جدید سایت شبکه ایران که به عنوان ارگان اینترنتی این روزنامه فعالیت می‌کند، در روزهای اخیر ضمن تغییرات گسترده در دکوراسیون دفتر تحریریه این سایت و همچنین وضع قوانین بامزه‌ای مانند ممنوعیت نوشیدن چای در محل کار، دست به اقدامی عجیب زده و دستور به حذف تمامی عکس‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از دیوارهای تحریریه داده است!

"و.ش" که سابقه مطبوعاتی مشخصی ندارد و صرفا به دلیل ارتباط نزدیک با جریان انحرافی و همراهی با اسفندیار رحیم مشایی و علی اکبر جوانفکر به سردبیری شبکه ایران رسیده، پیش از این هم در جلسه معارفه خود از خبرنگاران ایران خواسته بود که روزنامه‌هایی مانند کیهان و سایت‌هایی مانند رجانیوز را مطالعه نکنند و تلاش داشته باشند تا از ادبیات و طرز تفکر اینگونه رسانه‌ها دوری کنند.

این فرد همچنین از روزنامه‌نگاران خواست تا به شبکه ماهواره ای «من و تو» به عنوان یک الگوی قابل قبول رسانه ای توجه کنند!
این اقدام تاسف بار مسئولان جدید روزنامه ایران در حذف عکس‌های رهبر معظم انقلاب از دیوارهای این مجموعه درحالی صورت گرفته که تیم تحریریه سابق این سایت به دلیل علاقه خاص و ویژه به آیت‌الله خامنه‌ای، تصاویر متعددی از ایشان را بر روی میز و دیوارهای محل کار خود نصب کرده بودند که به نظر می‌رسد اینکار به مذاق تیم رسانه‌ای آقای جوانفکر خوش نیامده است.


جوانفکر در توجیه افتضاح رسانه ایش:برخی دنبال براندازی دولتند
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی اکبر جوانفکر

علی اکبر جوانفکر که هفته گذشته به دلائل مختلف از جمله مقاله توهین آمیز و عملکرد مشکوک در برخورد با نامه رهبر انقلاب مورد انتقاد شدید رسانه ها قرار گرفت و بزودی شکایت از وی در دستگاه قضائی به جریان می افتد، امروز در سرمقاله روزنامه ایران از خود دفاع کرده  که توجیهات وی نیز خواندنی است:

به گزارش جهان  روزنامه ایران در سرمقاله خود با عنوان«مقابله با تحریف تاریخ انقلاب، تبعیت از منویات رهبری است» به قلم علی‌اکبر جوانفکر نوشت: "استعفای آقای مصلحی از مسئولیت خود در وزارت اطلاعات، پذیرش استعفا و انتصاب وی به سمت مشاور رئیس‌جمهور از جمله وقایعی هستند که روز یکشنبه ۲۸ فروردین ماه بوقوع پیوست و بلافاصله خبر آن در خبرگزاری‌ها و رسانه های خبری داخلی و خارجی منتشر شد. ساعاتی پس از انتشار این خبر، افرادی دست به کار شدند و اقدام به حذف این خبر از رسانه‌ها کردند؛ کاری که منطق و توجیه قابل قبولی برای آن وجود ندارد."

لازم به ذکر است این کار با درخواست دفتر رهبر انقلاب صورت گرفت که درغیر این صورت برداشتن خبر در همه رسانه ها به صورت هماهنگ، عملا غیرممکن بود و این همان کاری بود که ایرنا با علم از آن سرباز زد.با این حساب دستگاه قضائی باید ایرنا را مورد بازخواست و دستگاه امنیتی کشور باید مسئولین این خبرگزاری را مورد تفتیش قرار دهد چراکه بیم آن می رود، جریانی وابسته و انحرافی در این خبرگزاری نفوذ کرده باشند.

جوانفکر در بخشی دیگر از یادداشت خود می نویسد:"ساعتی بعد نیز همین رسانه ها اقدام به انتشار خبری مبنی بر مخالفت رهبر معظم انقلاب با استعفای آقای مصلحی کردند. این در حالی است که طبق قاعده جاری، هرگونه خبر مربوط به رهبری عزیز بویژه آنجا که مطلبی به ایشان نسبت داده می‌شود باید به یک مرجع ذیصلاح و قانونی، مستند گردد. "
 
فردی که مدیریت خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه ایران را در دست دارد هنوز نمی داند که انتشار خبری در چنین سطح، حتما با دفتر مقام معظم رهبری هماهنگ شده است و اینکه جناب جوانفکر خود را به غفلت یا تغافل بزند گناه و بی اخلاقی هفته گذشته وی را پاک نمی کند.
نکته جالب این است که ایرنا مانند همه رسانه های دیگر این خبر را با یک روز فاصله منتشر ساخت و بعد البته مجبور به حذف خبر شد.

جوانفکر در ادامه تلاش کرده است منتقدان به عملکرد دولت در این برهه را دشمن رئیس جمهور معرفی کند و نوشته است:در جامعه امروز ما جریانی وجود دارد که بشدت مایل است دوره مشعشع خدمتگزاری در دولت احمدی نژاد را به طور کلی از تاریخ انقلاب اسلامی حذف نماید .این جریان که منش و ممشای آن، آشکارا در تضاد با اصول و ارزش‌های اسلامی است و با بی‌پروایی تمام، هتاکی و بی‌حرمتی به دیگران را در دستور کار خود قرار داده است و بدون آنکه دل نگران واکنشی از سوی دستگاه قضایی باشد، همکاران صدیق و دلسوز رئیس‌جمهور را که هیچ دغدغه‌ای جز تحقق آرمانهای والای انقلاب اسلامی ندارند، عناصری فاسد، منحرف، فتنه‌گر، فراماسونر، مخالف ولایت فقیه و... می‌نامد. نمی‌توان از نظر دور داشت که تداوم این هجمه ناجوانمردانه به دولت، خواسته یا ناخواسته می‌تواند فراهم کننده مقدمات اجرای یک طرح براندازی باشد.

ذکر این نکته ضروری است که برخی از این تعابیر را بزرگانی چون آیت الله مصباح یزدی که به فرمایش رهبر انقلاب مطهری زمان هستند درباره اطرافیان رئیس جمهور به کار بردند با این حال باید پرسید واقعا چه کسی فحاش است؟


یک عکس در پاسخ به جوانفکر!
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی اکبر جوانفکر

مشاور رئیس جمهور که اخیرا با تقسیم سخنان رهبر انقلاب به ارشادی و مولوی، اجرا نکردن دستور رهبری در کنار گذاشتن مشائی توسط رئیس جمهور را مجاز دانسته بود، باز هم بر ادعای خود تاکید کرد.

به گزارش جهان وی اینبار در وبلاگ خود نوشته است که نامه رهبری درباره مشائی را ابوترابی منتشر کرده و رهبری تصمیم نداشته این نامه را منتشر سازد.

جهت اطلاع آقای جوانفکر نامه رهبر انقلاب نه تنها از سوی دفتر ایشان در اختیار صدا و سیما قرار گرفت بلکه در سایت شخصی ایشان هم منتشر شده است.

با این حساب معلوم نیست چطور رهبری علاقه مند به انتشار این نامه نبودند اما حاضر شدند نامه را در سایت اطلاع رسانی خود قرار دهند.


گرچه اشکال سخن آقای جوانفکر این بحث ها نیست.مشکل وی فهم درست از ولایت فقیه است که ظاهرا به جریان انحرافی دولت نیز پیوند خورده است.

ظاهرا آقای جوانفکر سخنان رهبری را تنها مولوی و ارشادی نمی کنند بلکه معتقدند سخنان رهبری 2 بخش دارد.آنهائی که منتشر شده و آنهائی که منتشر نشده اند و اگر سخنی از رهبر انقلاب منتشر نشده باشد دلیلی هم برای اجرای آن وجود ندارد.


جوانفکر:خاتمی منویات رهبری را بهتر تحقق بخشید
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه ایران ، علی اکبر جوانفکر

علی اکبر جوانفکر که امروز به عنوان مدیرعامل جدید موسسه و با ماموریت ویژه(!) وارد روزنامه ایران شده است، همان کارشناس همیشگی روزنامه ایران در دولت آقای خاتمی است که هر از گاهی با او درباره مسائل مختلف کشور گفت وگو می شد.

به گزارش جهان وی اخیرا به یکی از رسانه ها گفته بود که دستورات و منویات رهبر انقلاب 2 بخش دارد؛ ارشادی و مولوی.وی در ادامه تحلیل کرده بود که نامه رهبر انقلاب درباره برکناری مشائی ارشادی است و رئیس جمهور محترم می توانسته این دستور را اجرا نکند.

وی پس از اینکه اظهاراتش در جهان و برخی دیگر از رسانه های اصولگرا مورد انتقاد قرار گرفت در جوابیه ای تلاش کرد نشان دهد که افراد دیگری هم هستند که مثل او فکر می کنند؛ هر چند که برای ادعای خود دلیل و سند قابل اعتنائی ارائه نکرد.

البته این سخنان آقای جوانفکر خیلی عجیب نبوده و نیست و اساسا نگاه وی به منویات و دستورات رهبر انقلاب خاص و شاذ و البته تامل برانگیز است؛ چرا که زمانی که در دوران اصلاحات همه فعالان متدین رسانه ای و اصولگرا در حال افشاگری جریان انحرافی اصلاحات و تیم خاتمی بودند، وی به عنوان کارشناس روزنامه ایران از خاتمی و دولت اصلاحات دفاع می کرد.

وی در گفت وگوئی که متن آن کلیشه این خبر شده است تاکید می کند که در دولت خاتمی منویات رهبر انقلاب روان تر تحقق یافته است و اتفاقا همین بخش سخنان وی نیز مورد توجه خبرنگار و سردبیر وقت روزنامه ایران قرار می گیرد و تیتر اصلی می شود.

این درحالی است که همان دوره، فعالان رسانه ای جریان متدین و اصولگرا، خاتمی و دولت وی را به عنوان جریان نفوذی در انقلاب که مقابل سخنان رهبر انقلاب قرار گرفتند می دانستند.

 وقتی خاتمی برای آقای جوانفکر به عنوان فردی ولایت پذیر الگو است، طبیعی است که در جایگاه مشاور به احمدی نژاد پیشنهاد دهد که برخی سخنان رهبری ارشادی است و باقی قضایا...!