





















| جشن تولد کروبی در کنار نزدیکانش+عکس |
| ساعت ٢:۱٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، عکس |
|
مهدی کروبی شب گذشته به جمع خانواده و نزدیکانش رفت و چندین ساعت به شب نشینی با آنان پرداخت. جهان: آنچنان که محمدحسین کروبی، پسر شیخ در صفحه فیس بوک خود نوشته است: شب گذشته در منزل من همزمان با شب تولد پدرم به مناسبت ورود دخترم به دانشگاه با حضور مادر و برادرانم مهمانی گرفته بودیم. اتفاق جالب اینکه هنگام صرف شام زنگ منزل به صدا در آمد و ماموری از آن سوی آیفون گفت "آقای کروبی رو آوردیم". عملا باورکردنی نبود و خوشحال شدیم که پدر را سر زده آورده بودند.
وی سلامت پدرش را "خیلی خوب" توصیف کرده و نوشته است: از حال ایشان پرسیدیم و گفتند چند شب قبل مرا به یک مرکز درمانی برای چکاب بردند و تقریبا یک چکاب کامل صورت گرفته است. مهدی کروبی ماه گذشته هم با اعضای خانواده اش دیدار کرده بود.
دیدارها و ملاقات های شیخ و شب نشینی های او با خانواده و نزدیکانش در حالی است که رسانه های اپوزیسیون و حتی تریبون های متعلق به کروبی و میرحسین موسوی همواره مدعی اند که سران فتنه نه در حبس خانگی که زندانی اند و محافظان او اجازه هیچ ملاقات و دیداری را به او نمی دهند.
البته پسر کروبی در نوشته خود این را هم عنوان کرده است که "مسئولین جدید امنیتی که به تازگی منصوب و پدرم به اینها تحویل داده شده است، قول دادند که وضعیت پدرم بهتر شود و طی ۱۰ روز آینده ایشان را به منزلی در منطقه شمیران منتقل کنند. همچنین قول دادند که هفته ای یک بار اعضای خانواده به صورت چرخشی با پدر ملاقات نمایند." |
|
| رهبر انقلاب در دیدار دو ساعت و نیمه با نخبگان جوان |
| ساعت ۱۱:٢٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، عکس |
|
کرسیهای آزاداندیشی را که حدود 100 بار تأکید کردهام راه بیندازید/ رئیسجمهور به دولت دستور دهد کالای خارجی نخرند
ایران، برای دستیابی به قله های پیشرفت و عزت و افتخار، نیازمند دانشمندان و نخبگانی است که عاشق کشور و مردم و عاشق هویت و سرنوشت ملت باشند.این جمله، توصیه اصلی رهبر انقلاب به هزار نخبه جوانی بود که صبح امروز بیش از دو ساعت و نیم با ایشان دیدار و تبادل نظر کردند. در این دیدار، ابتدا 12 نخبه دانشگاهی، حدود یک ساعت و 45 دقیقه دیدگاه های جامعه نخبگانی را درباره مسائل دانشگاهی، علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی بیان کردند. حضرت آیت الله خامنه ای پس از شنیدن و یادداشت برخی نکاتِ سخنان نخبگان، این نکته اساسی را خطاب به جامعه نخبگانی کشور، چه سیاسی و چه علمی ـ فرهنگی، خاطرنشان کردند که: نخبه باید با احساس دلبستگی معنوی به کشور و ملت، در عرصه کاری خود، تلاش و فداکاری کند چرا که بدون عشق به سرنوشت کشور و ملت، نخبه نمی تواند در جامعه خود، تأثیری واقعی و راهگشا داشته باشد. رهبر انقلاب با اشاره به برخی تجربیات تاریخی و معاصر، "قدرت بدون اتکا به دین" را منجر به ظلم و وحشیگری دانستند و بر این واقعیت تأکید کردند که اگر ملتی می خواهد در دنیای پُرتلاطم کنونی، خود را حفظ کند و مانع از ”هجوم نظامی ـ امنیتی" و "هجوم نرم افزاری، فرهنگی و اخلاقی مراکز قدرت جهانی" شود، احتیاج به نخبگانی دارد که "همّ و غمّ" اصلی آنها، "پیشرفت و عزت و افتخار" کشور و ملتشان باشد و ایمان، مهمترین عاملی است که میتواند این احساس درونی را، عمیقاً ایجاد کند.
ایشان، پیشرفتهای ملت ایران را در 33 سال اخیر، ناشی از ایمان و احساس دلبستگی نخبگان به کشور بر شمردند و خاطر نشان کردند: با وجود فشارهای همه جانبه بیگانگان، صدها شخصیت و نخبه برجسته نظیر شهید شهریاری در رشته های مختلف، به تلاش فداکارانه و کارهای برجسته و ماندگار مشغولند. رهبر انقلاب اسلامی، بیگانه ستیزی را در مباحث علمی مردود خواندند و افزودند همانگونه که بارها گفته ایم حاضریم برای دستیابی به دانش، شاگردی کنیم اما نباید همیشه شاگرد بمانیم بلکه می خواهیم ملت ایران به جایی برسد که دیگران، شاگردی او را بکنند. حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به احساس حقارت و خود باختگی سیاستمداران و عناصر حکومت پهلوی در مقابل غرب افزودند: آنها، ایران را با این سابقه درخشان و ذخایر عظیم فکری و فرهنگی، در مقابل غرب به هیچ می انگاشتند اما انقلاب، این تفکر ارتجاعی را از بین برد و کشور ضمن برخورداری از پیشرفتهای چشم گیر، در پرتو احساس مسئولیت و عزم و اراده جامعه نخبگانی و عموم مردم، انشاءالله به پیشرفتهای بیشتری دست خواهد یافت. رهبر انقلاب در ادامه سخنانشان، دولتمردان را به سرمایه گذاری هر چه بیشتر در تولید علم و نوآوری علمی فرا خواندند و خاطر نشان کردند: این کارِ بسیار ضروری، باید با ارتقای مدیریتی در دانشگاهها و مراکز و نهادهای علمی همراه شود تا آثار درخشان خود را به بار آورد. ایشان همچنین در بحث ارتباط دانشگاه و صنعت، بر برنامه ریزی دولت برای ایجاد و گسترش پژوهشگاهها و مراکز علمی ـ تحقیقاتی تأکید و خاطر نشان کردند: این گونه مراکز می توانند نیاز بخش صنعت را به نوآوری و افزایش کیفیت تأمین کنند ضمن اینکه اینکار متقابلاً به افزایش شور و نشاط علمی در دانشگاهها، کمک خواهد کرد. حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به محصولات کیفی تولید داخل در برخی عرصه ها، خودداری دستگاههای دولتی از خرید تولیدات خارجی را، کاملاً الزامی دانستند و افزودند: رئیس جمهور به دستگاههای دولتی دستور دهد که در این موارد، مطلقاً کالای خارجی خرید نکنند. اقدام دولت برای وادار کردن دستگاهها و بانکها به حمایت از تولید کنندگان و صنعتگران داخلی و حمایت بیشتر دولت از بخش کشاورزی از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب، آنرا بسیار ضروری خواندند. حضرت آیت الله خامنه ای همچنین از رشد کمّی و گاه کیفی مقالات علمی ابراز خرسندی کردند، اما افزودند: نباید رشد کمّی مقالات هدف قرار داده شود بلکه کیفیت مقالات و مهمتر از آن جهت گیری مقالات در تأمین نیازهای کشور، باید اصل قرار گیرد. رهبر انقلاب اسلامی جوانان پُر طراوت، با ایمان و آماده بکار ایران را سرمایه ای ارزشمند و گرانبها برای پیشرفت خواندند و با استقبال از بیان ایرادها در سخنان نخبگان خاطر نشان کردند: ملت ایران و مسئولین راه دشواری را بسوی هدفی بزرگ آغاز کرده اند که وجود نقاط ضعف و یا بروز اشکال در این مسیر، طبیعی است ولی هیچگاه نباید به خاطر این گونه مسائل در مسیر حرکت به سمت هدف و ادامه پیشرفت، متزلزل شد. رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به سخنان یکی از نخبگان جوان در خصوص نبود مجال برای نقش آفرینی نخبگان جوان در مراکز تصمیم گیر و تأثیرگذار فرهنگی، تأکید کردند: این درخواست، منطقی است و حضور جوانان در بخشهایی، قطعاً بسیار پیش برنده است اما مهمتر از حضور اجرایی جوانان، تأثیرگذاری فکری و گفتمان سازی جوانان است چرا که این کار مسئولان و مدیران را هم به همان جهت مورد نظر جوانان، سوق خواهد داد. ایشان ضمن انتقاد از عدم اهتمام لازم به مسئله کرسی های آزاد اندیشی با وجود تأکیدهای مکرر، خاطرنشان کردند: جوانان باید با فکر کردن، نوشتن و انعکاس ایده های خود در کرسیهای آزاد اندیشی فضای گفتمانی بوجود آوردند. رهبر انقلاب تأکید کردند: حرکت علمی سالهای اخیر و تبدیل تولید علم به یک ارزش، نتیجه شکل گیری گفتمان علمی در بیش از یک دهه گذشته است. حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود، با قدردانی از تلاشها و اقدامات خوبی که در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان انجام گرفته بویژه انجام مراحل تدوین سند ملی نخبگان، افزودند: تهیه سند ملی نخبگان یکی از اقدامات بسیار ضروری و مهم است زیرا مسیر شناسائی استعدادها، پرورش استعدادها برای تربیت نخبگان، و مراحل بعد از احراز عنوان نخبه را، مشخص خواهد کرد.
ایشان اظهار امیدواری کردند: این سند هر چه زودتر تصویب و اجرایی شود. در ابتدای این دیدار، سخنگویان کمیسیونهای پنجگانه اجلاس نخبگان جوان، نتایج بحثهای فشرده صدها دانشجوی نخبه و استادان دانشگاهها را بیان کردند. اسامی این 5 نخبه دانشگاهی عبارت است از: دکتر نیما رضایی: عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران ـ سخنگوی کمیسیون سلامت سید سعید سرافراز : دارنده مدال طلای المپیاد 86 ـ سخنگوی کمیسیون انرژی حسن نیک آئین: دارنده مدال نقره المپیاد کامپیوتر ـ سخنگوی کمیسیون صنعت دکتر علیرضا شایسته: دارنده مدال طلای المپیاد جهانی شیمی ـ سخنگوی کمیسیون علوم انسانی و سعید صالحی پور: دارنده مدال طلای المپیاد دانشجویی ریاضی ـ سخنگوی کمیسیون علوم پایه شناسایی، جذب، پرورش نخبگان در رده های مختلف مدیریتی و مدیریت تحول در کشور از نکات اصلی مطرح شده در این بخش از دیدار بود. سخنگویان کمیسیون های اجلاس نخبگان جوان، یک انتقاد صریح و یک نکته مثبت مدیریتی هم مطرح کردند: انتقاد از مدیرانی که سیستم مدیریت فردی را دنبال می کنند و به نخبگان اهمیت لازم را نمی دهند و استقبال از دیدگاه مدیران و مسئولینی که خرد جمعی و استفاده از نخبگان را مبنای سیستم مدیریتی خود قرار داده اند. نیاز کشور به تدوین نقشه جامع در عرصه های مختلف، نکته مشترک دیگری بود که سخنگویان کمیسیون های سلامت، انرژی، صنعت، علوم انسانی و علوم پایه بیان کردند. اهمیت کار فرهنگی بر روی نخبگان با توجه به تاثیرگذاری و الگوسازی آنها در جامعه، ضرورت توجه همزمان نخبگان به کلان نگری و درک درست شرایط کشور، حل مشکلات شرکتهای دانش بنیان، ایجاد ارتباط میان نخبگان ایده پرداز و مراکز اجرایی و صنعتی، ضرورت توجه بیشتر به علوم پایه بعنوان مبنای توسعه و تکنولوژی برتر، فراهم شدن امکانات لازم برای ارتقای علمی استعدادهای برتر در داخل کشور، انتقاد از برخی نواقص بنیاد علمی نخبگان از جمله در زمینه پرورش نخبگان و اهمیت تولید الگوهای صحیح بومی در حوزه های هنری از جمله سینما از دیگر نکاتی بود که به عنوان جمع بندی اجلاس نخبگان مطرح شد. پس از بیان این جمع بندی، هفت نفر دیگر از نخبگان به بیان دیدگاههای مختلف خود پرداختند. این افراد به انتخاب خودِ نخبگان، از میان صد نفر که خواستار بیان نظراتشان در این دیدار بودند انتخاب شده بودند. اسامی این نخبگان جوان: * مهتاب ترک بیات: نفر سوم کنکور هنر ـ دانشجوی کارشناسی دانشکده هنر * سید محمد امین آقامیر: نفر سوم المپیاد فیزیک ـ کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه صنعتی شریف * جعفر حسنی: رتبه اول دکترای دانشگاه تربیت مدرس * آزیتا بلالی اسکویی: برگزیده جشنواره های خوارزمی و فارابی ـ عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز * میرهادی رهگشایی: طلای المپیاد فیزیک ـ دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف * خدیجه مظفری: رتبه سوم المپیاد حقوق ـ دانشجوی دانشگاه تهران و ناصر صباغ نیا: دارنده رتبه اول مهندسی کشاورزی نکاتی که نخبگان در این بخش از دیدار مطرح کردند طیف وسیعی از مسائل دانشگاهی، علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی ـ سیاسی و اقتصادی را شامل می شد.
انتقاد از درسهای قدیمی و عمدتاً غربی رشته های هنری، لزوم استفاده از جوانان نخبه در مراکز مدیریت فرهنگی بویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی و ضرورت توجه به معماری اسلامی ـ ایرانی در آرایش عمومی شهرها مهمترین نکاتی بود که چند نفر از نخبگان جوان در زمینه مسائل فرهنگی ـ اجتماعی مطرح کردند. نخبگان جوان همچنین از کمبود فضای تعامل حوزه و دانشگاه ـ حاکم شدن نگاه کمّی در حوزه پژوهشی و مقالات علمی ـ ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت ـ و کمبود حمایت های اجرایی، فرهنگی و اقتصادی از تولیدات داخلی سخن گفتند و خواستار ایجاد کرسی های پژوهشی اصلاح نظام قضایی با هدف سرعت یافتن روند رسیدگی به پرونده ها و توجه بیشتر دولت به بخش کشاورزی شدند. خانم دکتر سلطانخواه معاون علمی و فناوری رئیس جمهور نیز در این دیدار اعلام کرد: تهیه و تصویب آئین نامه تسهیلات جذب و نگهداری نیروهای نخبه در دستگاههای اجرایی، تشکیل هیأت های جذب نخبگان، بستر سازی برای ورود نخبگان به کسب و کار دانش بنیان، ایجاد زمینه ادامه تحصیل نخبگان در کشور، و تصویب آئین نامه اعطای بورس دکترا به نخبگان از جمله اقدامات بنیاد ملی نخبگان است. رئیس بنیاد ملی نخبگان همچنین از در دست تدوین بودن سند راهبردی کشور در امور نخبگان خبر داد و افزود: تدوین این سند ملی در مراحل نهایی است که پس از آماده شدن، به شورایعالی انقلاب فرهنگی ارائه خواهد شد. عکس:دیدار نخبگان و برگزیدگان علمی با رهبرانقلاب در ادامه مطلب
|
|
| برهان الدین ربانی به روایت تصویر |
| ساعت ۱:٢۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱ کلمات کلیدی: برهان الدین ربانی ، بیوگرافی ، عکس ، افغانستان |
|
سرویس عکس تابناک ـ عصر دیروز رئیس جمهور سابق افغانستان ساعاتی پس از بازگشت از اجلاس بیداری اسلامی در تهران مورد حمله انتحاری دو فرمانده طالبان واقع شد و بمبی که در عمامه یکی از آنها جاسازی شده بود، مرد صلح افغانستان را به کام مرگ کشاند. ![]() ![]() 1987، پیشاور پاکستان، ربانی و عدهای دیگر از فعالان اسلامگرا که تحت تعقیب حکومت داوود خان بودند، از افغانستان خارج شده و به پاکستان فرار کردند و در آنجا مبارزات را پی گرفتند. ![]() 1986، دیدار با رونالد ریگان رئیس جمهور پیشین ایالات متحده ![]() 1996، برهان الدین ربانی در کنار ژنرال عبدالرشید دوستم بنیانگذار و رهبر حزب جنبش ملی اسلامی ![]() 1996، دیدار با گلبدین حکمتیار ![]() 1998: ربانی در فرودگاه فیض آباد با خبرنگاران صحبت می کند، او در سال 1996 توسط طالبان از قدرت کنار گذاشته شد. ![]() 2001، تخار در شمال افعانستان، ربانی با نظامیان پایگاه دشت قلعه در تخار دیدار می کند. ![]() 2001: برهان الدین ربانی در جمع هوادارانش پس از اقامه نماز جمعه در مسجد پل خشتی کابل ![]() 2001: حامد کرزای و برهان الدین ربانی در خلال مراسم تحلیف دولت جدید افغانستان در کنار تصویر احمد شاه مسعود ![]() 2001، وزارت کشور افغانستان، ربانی پس از ادای سوگند توسط کرزای به او تبریک می گوید ![]() 2011، برهان الدین ربانی رئیس شورای عالی مسائل صلح افغانستان در یک کنفرانس خبری ![]() ![]() 20 سپتامبر 2011، ربانی بر اثر یک حمله انتحاری در خانه خود در اکبرخان کابل درگذشت.
|
|
| تصاویر دیده نشده از آیتالله طالقانی |
| ساعت ۳:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، عکس ، آیت الله طالقانی |
|
|
|
| عکس: شهید باهنر نخست وزیر دانشمند |
| ساعت ۱:٤٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، شهید باهنر ، عکس |
|
|
|
| عکس: شهید رجــــایی مقلد امام، فرزند ملـــــــت |
| ساعت ۱:۱۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢ کلمات کلیدی: شهید رجایی ، عکس |
|
|
|
| ارتباط دفتر شیخ حسین انصاریان با سایت مهدی هاشمی+عکس |
| ساعت ٢:٥۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، شیخ حسین انصاریان ، مهدی هاشمی ، عکس |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: سایت آینده در هماهنگی کامل با دفتر اطلاع رسانی استاد شیخ حسین انصاریان به تحریف سخنان وی پرداختند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، ماجرا از آن جایی شروع شد که آیت الله شیخ حسین انصاریان، در مراسم احیای شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان با اشاره بحث بیحجابیها و جریان انحرافی در باطن دولت از مردم عذر خواهی کرد.
پس از آن سایت آینده منتسب به مهدی هاشمی با جنجالآفرینی و دروغپراکنی اقدام به تحریف سخنان این عالم حوزه پرداخت به طوری که این طور القا می کرد که اظهار پشیمانی شیخ حسین انصاریان از انقلاب اسلامی بوده است!
سایت آینده به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شیخ حسین انصاریان با تیتر "پوزش واعظ مشهور از مردم: انقلابی که ما می خواستیم، اینها نبود" با تحریف سخنان وی نوشت: شیخ حسین انصاریان، شب گذشته در مراسم احیای شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان پس از چند بار قسم خوردن گفت: مایی که شعار دادیم، منبر رفتیم، بیانیه دادیم، شما رو فرستادیم جلو که انقلاب کنید، دنبال میز و پست نبودیم و نیستیم، اما این وضعی که پیش اومده رو نمی خواستیم. وی در میانه قرآن به سر گرفتن، با سوز و گداز خطاب به مردم اظهار کرد: مردم! ما رو ببخشید؛ ما به شما وعده هایی دادیم که نشد. نمی خواستیم شما تو فشار باشید..
تحریف سخنان وی توسط سایت منتسب به متهم لندن نشین فتنه 88 به نقل از حجتالاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان به سرعت با استقبال رسانههای بیگانه حامیفتنه مواجه شد.
یک روز بعد حجتالاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان در گفتوگو با یکی از خبرگزاری ها، به جنجالآفرینی و دروغپراکنی سایتهای ضدانقلاب که اقدام به تحریف اظهاراتش در مراسم احیای شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان در حسینههمدانیها کرده بودند، واکنش نشان داد.
وی با اشاره به اینکه منظورش از سخنانش در مراسم شب قدر، ندامت از انقلاب اسلامی نبوده است، افزود: دلیل عذرخواهی بنده از مردم، بحث بیحجابیها و جریان انحرافی در باطن دولت بوده است نه انقلاب اسلامی.
پس از این تکذیبیه پایگاه اطلاع رسانی شیخ حسین انصاریان که توسط دفتر وی اداره می شود در اقدامی جالب توجه اطلاعیه ای به این شرح صادر کرد که در ماه مبارک رمضان وخصوصا در روزهای اخیر حضرت استاد انصاریان هیچگونه مصاحبه و گفتگوی رسمی با رسانه ها وخبرنگاران آنها نداشته اند وسخنان استاد در شب قدر بیست و سوم رمضان عینا مطالبی است که در سایت ایشان آمده است و هر مطلب مغایر با آن مورد تایید نمی باشد.
بلافاصله سایت آینده معلق بین فیلترینگ در اقدامی هماهنگ این تکذیبیه را منتشر کرد و جالب تر اینکه این تکذیبیه را منتسب به استاد شیخ حسین انصاریان کرد و نوشت: واکنش صریح شیخ حسین انصاریان به تکذیب دروغین سخنانش+ فیلم!
این در حالی بود که صبح امروز شیخ حسین انصاریان در مراسم راهپیمایی روز قدس بار دیگر اعلام کرد که سایت های فتنه گر اقدام به تحریف سخنان وی کرده اند و او از انقلاب پشیمان نیست.
گفتنی است روز گذشته نیز یکی از خبرنگاران که قصد داشت با شیخ حسین انصارین مصاحبه کند توسط یکی از نزدیکان استاد انصاریان به نام (الف-الف) منع شد.
پیش از این در ایام فتنه 88 سایت های فتنه گر تلاش وافری در تحریف سخنان علما و مراجع عظام تقلید داشتند به طوری که سعی در پوشش مواضعی از ایشان در ضدیت با نظام و رهبری داشتند.
به نظر می رسد این اقدام پایگاه اطلاع رسانی شیخ حسین انصاریان و سایت آینده نیز در جهت تحریف سخنان این عالم عظیم الشان باشد.
![]() ![]() ![]() ![]() |
|
| بازی گلشیفتهفراهانیدرفیلممستهجن + عکس |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦ کلمات کلیدی: گلشیفته فراهانی ، سینما ، عکس |
|
گلشیفته فراهانی در فیلم های دست چندم بازی می کند و با مجله های مد- و نه سینمایی- مصاحبه می کند و در این سو پدرش یادداشت های ملتمسانه می نویسد؛ اما خود کرده را تدبیر نیست!
به گزارش مشرق، فیلم جای اژدها (There be dragons) فیلمی به کارگردانی رولند جفی و بازیگری گلشیفته فراهانی در نقش لیلا محصول سال ۲۰۱۱ است.
فراهانی در پروژه تازه کارگردان رولند جافی که یک فیلم درام است،در نقش لیلا با او همکاری میکند. فیلم There Be Dragons محصول سال 2011 میلادی– اسپانیا و در ژانر بیوگرافی، درام به مدت 122 دقیقه می باشد و دیدن این فیلم به افراد زیر 13 سال در خارج از ایران نیز به هیچ وجه توصیه نمی شود.
![]() داستان فیلم در بحبوحه ی جنگ داخلی اسپانیا و در حالی که وحشت همه جا را فرا گرفته، او توسط یک روزنامه نگار به ارتباطات عمیق پدرش و نفوذ عمیق و تاریک او در زندگی است، پی می برد.
![]() Charlie Cox, Wes Bentley and Dougray Scott
فیلمهای دیگری که گلشیفته در آنها بازی میکند و قرار است در آینده اکران شوند فیلم فرانسوی به نام (Si tu meurs, je te tue) و در نقش یکم به کارگردانی (Hiner Saleem) و در فیلم (Chicken with Plums) به کارگردانی (Vincent Paronnaud) و (Marjane Satrapi) حضور داشته است. فراهانی چندی پیش در اظهاراتی که همراه تصاویر وی در نشریه مد wox - که در نمایش عکس های عریان سابقه دارد- گفته بود که از حجاب متنفر است. ![]() ![]() از دیگر سو گلشیفته فراهانی در فیلم "جای اژدها" براحتی دوگاری اسکات بازیگر مرد فیلم را می بوسد و با لباس خواب در کنار وی در تختخواب هتل می خوابد و صحنه های نیمه برهنه وی با دوگاری اسکات که نقش دوست پسر وی را دارد، سکانس های دیگر فیلم را شکل داده اند. اینجاست معلوم می شود که چرا این هنرپیشه جوان پیش از این موفق، باید از حجاب متنفر باشد.
چندی پیش نیز جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد نیز در پاسخ به سوالی درباره احتمال بازگشت گلشیفته فراهانی به ایران گفته بود:«من در دوره مسئولیتم یک بار درباره گلشیفته فراهانی گفته بودم که میتواند برگردد. در آن مقطع این امکان وجود داشت. ولی بعدا اتفاقهای دیگری افتاد. ممکن است من ۲۰ سال پیش به کسی رأی داده باشم که الان قبولش نداشته باشم. در این یک سال و نیم شرایط تغییر کرد و دیگر مشکل گلشیفته فراهانی در حوزه اختیارات ما نیست. اخیرا هم شنیدهایم این بازیگر در فیلمی در کردستان بازی کرده که صحنههای ناجوری دارد. که در این صورت بعید است خود جامعه بازیگری علاقه به حضور ایشان داشته باشد.»
![]()
اما این داستان روی دیگری هم دارد، پیش از این و درست در زمانی که گلشیفته فراهانی در فیلم "ریدلی اسکات" بازی کرد و پس از آن عکس های بی حجابش در رسانه ها و سایت های اینترنتی پخش شد؛ برخی از صاحب نظران حوزه فرهنگ و هنر که سابقه غرب را در چنین پروژه هایی دیده بودند زبان به هشدار گشودند؛ آنها نمونه های مختلفی چون گلشیفته فراهانی را دیده بودند، چه از نوع وطنی آن که در سال های پس از پیروزی انقلاب نمونه های متنوع داشت و چه از انواع دیگر غیر وطنی اش. |
|
| روایت فرزندان شهید لاجوردی از روزهای آخر |
| ساعت ٢:٤٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، شهید اسدالله لاجوردی ، خاطرات ، عکس |
|
مسئولانوقت از دو هفته قبل میدانستند قرار است لاجوردی ترور شود/ مطمئنم پدرم قاتلش را اگر توبه کرده باشد شفاعت میکند
شهید لاجوردی در سال 1368 به ریاست سازمان زندانها برگزیده شد اما 8 سال بعد با توطئه محمدرضا عباسی فر، معاون وقت رئیس قوه قضاییه، شهید لاجوردی استعفا داد و چند ماه بعد در روز 1 شهریور 1377 و در بازار تهران توسط گروهک منافقین ترور شد و به شهادت رسید. آنچه در ادامه می خوانید، روایت دو فرزند شهید لاجرودی از روزهای آخر حیات ایشان و انگیزه های ترور دیدهبان انقلاب است:
«در نظام ما وقتی مسئولیتی دست به دست میشود، نفر بعدی میآید و میگوید که من یک مخروبه را تحویل گرفتم. وقتی حاج آقا مسئولیت را به آقای بختیاری واگذار کردند، همراه اعضای سازمان زندانها به دیدن مقام معظم رهبری رفتند. آقای لاجوردی به خاطر شکنجههایی که شده بودند، پایشان درد میکرد و رفته بودند انتهای سالن نشسته بودند که بتوانند پایشان را دراز کنند. آقای بختیاری شروع میکنند به صحبت. آیتالله خامنهای میگویند، "برای من جای بسی خوشحالی است، چون برای اولین بار میبینم که یک مسئولی دارد مسئولیتی را تحویل میگیرد و میگوید چقدر اینجایی که تحویل گرفتهام، جای خوبی است و چقدر زحمت در آن کشیده شده است. انشاءالله که این اخلاق خوب و حسنه به سایر مسئولان ما هم تسرّی پیدا کند." بعد شروع میکنند به تعریف از آقای لاجوردی که "من از اول ایشان را این طوری میشناختم و آدم با اخلاصی است" و خلاصه خصوصیات ایشان را میگویند و نهایتاً اضافه میکنند که کاش ایشان اینجا بود. از میان جمع اشاره میکنند که ایشان اینجاست. آقا میپرسند "سید! چرا نشستی آنجا؟" ایشان میگوید "من پایم درد میکند و نمیتوانم آن را جمع کنم. برای اینکه بیاحترامینشود، آمدهام و اینجا نشستهام". آقا میفرمایند "بیایید همین جا و پایتان را دراز کنید. اشکال ندارد". شهید لاجوردی وقتی میخواستند از کار بیایند بیرون، بیشترین حمایتها را از آقای بختیاری کردند و به همه توصیه مؤکد کردند که "آقای بختیاری را تنها نگذارید"، هیچ وقت از حمایت ایشان دست برنداشتند. هر کاری که از دست خودشان یا دوستان همراهشان برمیآمد، انجام میدادند. فکر میکنم هیچ تغییری در معاونان آقای بختیاری پدید نیامد که دقیقاً به اخلاق فردی ایشان برمیگردد. آقای بختیاری بارها تکرار کردند که "من راه آقای لاجوردی را ادامه میدهم" که این شاید به مذاق بسیاری از مسئولین قوه قضاییه خوش نمیآمد. هر جا مینشستند، میگفتند "من شاگرد آقای لاجوردی هستم، در حالی که ایشان خودشان استاد هستند". آقای لاجوردی در تمام مدتی که از دادستانی دادگاه انقلاب تهران کنار کشیدند، جز در یک مورد، هیچ وقت حاضر نشدند با کسی مصاحبه کنند. آن یک مورد هم با خبرگزاری جمهوری اسلامی، آن هم به مناسبت 22 بهمن بود که هر چه خبرنگار سعی کرد بحث را به موضوع دادستانی بکشاند، ایشان با نهایت هوشمندی، صحبت را به 22 بهمن کشاندند. همیشه وقتی در مورد این گونه موضوعات از ایشان سئوال میشد، میگفتند بنای من بر سکوت است و در زیر زمین خانه، به کار خیاطی مشغول میشدند. چه قبل و چه بعد از انقلاب خوابی به این راحتی نکرده بودم وی می افزاید: آقای لاجوردی ارادت بسیار ویژهای به آقای یزدی داشتند. یکی از آقایان معاونان قوه قضاییه آمده و به ایشان گفته بود که "آقای یزدی میگوید من دیگر نمیخواهم با شما همکاری کنم" این حرف را جلوی جمع به ایشان میگوید. ایشان میپرسند "آقای یزدی این طور خواستهاند؟" آن فرد جواب میدهد "بله" آقای لاجوردی در دو خط و خیلی مختصر استعفانامهشان را مینویسند. آقای یزدی واقعا خیلی ناراحت میشوند. این چیزی بود که من خودم با گوشهای خودم شنیدم. از آقای یزدی شنیدم که گفتند "من بسیار ناراحت شدم که چرا ایشان بدون اطلاع من استعفا نامه نوشتند" همین کسی که معاون ایشان بود، بعداً معلوم شد که جزو اصلاح طلبهاست. آن موقع تا معاونت بالاترین مسئولین کشوری هم رسیده بود. شاید باید پاسخگوی بسیاری از اتفاقاتی که در قوه قضاییه افتاد، باشد. آقای لاجوردی هم بارها احتمال شیطنت کردنهای وی را گوشزد کرده بودند. به هر صورت با شیطنتهای او، آقای لاجوردی استعفا دادند. روزی هم که از سازمان زندانها بیرون آمدند، گفتند "من تا آخر عمرم دیگر به هیچ عنوان مسئولیت دولتی قبول نمیکنم" و به ما هم توصیه مؤکد کردند که "به هیچ عنوان کارهای دولتی را قبول نکنید و خودتان روی پای خودتان بایستید".
اگر درایتهای ایشان در سال های 60 و 61 نبود، شاید بسیاری از مسئولین فعلی ما شهید شده بودند. ایشان در ریشه کن کردن گروهکها، نقش بسیار تعیین کنندهای داشت و به خاطر تلاشهای ایشان بود که منافقین به این نتیجه رسیدند که دیگر در داخل کشور جایی برای فعالیت ندارند و مردم هم با روشنگریهای ایشان، در مقابل منافقین گارد گرفتند. من فکر میکنم شهید لاجوردی با این رفتارشان به خیلی از سیاستمداران و مسئولین که همه تلاش و همّ و غمّشان این است که آن صندلیها را سفت و محکم بچسبند و تکان نخورند، معنا و مفهوم زندگی آزادتر را آموختند. ایشان هنگامیکه با مسئولین بالاتر از خود حرف میزدند، به هیچ وجه واهمهای نداشتند و حرفشان را خیلی راحت میزدند. الان میبینیم که خیلیها تلاش میکنند به جای جلب رضایت خداوند، رضایت بالادستیها را تأمین کنند. ایشان هیچ چیزی را به در میان مردم بودن ترجیح نمیدادند. مردم را بسیار دوست داشتند و دلشان میخواست همیشه مردم در آسایش باشند. صبح فردای شبی که برای آخرین بار از سازمان زندانها به خانه برگشتند، مادرم نقل میکنند وقتی ایشان از خواب بلند شدند، گفتند "تا حالا در عمرم، چه قبل و چه بعد از انقلاب خوابی به این راحتی نکرده بودم" یک مسئولیت سنگین از روی دوششان برداشته شده بود. کارهای یدی را خیلی دوست داشتند. بسیاری از روزها، شهرداری کوچه را جارو نمیکرد. همسایهها به یاد دارند که ایشان جارو را برمیداشت و تا سر کوچه، همه جا را جارو میزد و یا مثلاً درختهای کوچه نیاز به هرس داشتند. ایشان معطل نمیماند که شهرداری بیاید یا نیاید و خودشان دست به کار میشدند. در خانه هم خیلی کار میکردند. همه کارهای نجاری خانه را انجام میدادند و گاهی هم برای فروش اقلامی را میساختند. دوست داشتند از نظر اقتصادی روی پای خودشان بایستند. در وصیتنامهشان خطاب به ما نوشته اند که "به جای کمک گرفتن از دیگران، شما به دیگران کمک کنید. هرگز دستتان را به طرف کسی دراز نکنید، بلکه دست دیگران را بگیرید. این طور نباشد که بگویید من چه مشکلات بزرگی دارم، بلکه همیشه بگویید من خدای بزرگی دارم"، اینها چیزهایی بودند که خودشان هم به آنها عمل میکردند. از بچگی به ما یاد دادند که کارهای بازار را انجام بدهیم و در خرید و فروش روسریهایی که ایشان میدوختند، شرکت داشتیم تا برای امرار معاش، فشاری به برادرهای ایشان نیاید. میخواستند که ما خودمان کار کنیم، خودمان پول دربیاوریم و جنسها را برای مغازههای ایشان و برادرانشان آماده کنیم و این باعث میشد که زندگی به راحتی بچرخد و مشکلات مالی نداشته باشیم. ایشان حتی یک روز هم در زندگی تحمیل بر دیگران نبودند.
بعضیها دلشان می خواست لاجوردی ترور شود دکتر سید حسین لاجوردی همچنین می گوید: یادم هست در یک مهمانی که در حدود یک ماه قبل از شهادت پدر رفته بودیم، یکی از مسئولین کشوری به من گفت "به همین زودیها پدرت را میزنند. شما را به خدا نگذارید به بازار برود". به پدر گفتم و ایشان خندیدند و گفتند "پس دیگر نباید کار کنم و باید زندگیام از جای دیگری تأمین شود، چون میخواهند مرا بکشند. خب بکشند. مگر چه میشود؟" دیدگاهشان به مرگ این طور بود. همیشه حس میکردم که مردن در نظر ایشان خیلی راحت است. هیچ گونه ترسی نداشتند. در سال 60 محافظها دنبالشان میآمدند که همراه ایشان بروند اوین، ولی ایشان خیلی وقتها خودشان با تاکسی میرفتند. آشناها هم میآمدند و مینشستند و صحبت میکردند و همان انس گذشته را با ایشان داشتند. آنجا کانون عاطفه و محبت شده بود، درست مثل وقتی که ایشان مسئول انجمن اسلامیدادگستری بود. آقای فاضل که از مسئولین دادگستری بودند، به مغازه ایشان میآمدند و معمولاً رایزنیها در آنجا صورت میگرفت. فکر میکنم این رفتار ایشان، هم برای خانواده و هم برای دیگران پیام روشنی داشت و آن هم اینکه نباید به دنیا و مقام دلبستگی داشت. از طرفی هم ایشان میدانستند که بودنشان برای خیلیها سخت است و چندان بدشان نیاید که اتفاقی روی بدهد. انشاءالله این تصور من اشتباه است، ولی در بعضی از افراد حالتهایی دال بر این رضایت را مشاهده میکردم، وگرنه با گذاشتن یک محافظ برای ایشان، قضایا خیلی فرق میکرد. هر وقت این جور فکرها به ذهن من و افراد خانواده ام میرسد، فوراً به این فکر میکنیم که بعد از آقا امام زمان(عج)، یک کسی بالای سر این نظام و بالای سر ماست که در صداقت و پاکی اندیشه و رفتارش کوچکترین شبههای نیست و همین فکر، ما را آرام میکند. ما مطمئن هستیم که یک غفلتهای عمدی و چشم بستنهای ارادی به روی حفاظت از شهید لاجوردی بوده، ولی چون رهبرمان بسیار آدم پاکی است و ارزش آن را دارد که هزاران نفر امثال ما، جانمان را در راه ارزشهایی که معتقد او و ماست، فدا کنیم، همین فکر اسباب آرامش است. در مجموع، هم برای ایشان و هم برای شهید صیاد شیرازی میشد پیش بینیهای حفاظتی کرد. اگر در بولتن اطلاعات و امنیت کشور آمده که گروهی برای ترور لاجوردی وارد مملکت شده، حتماً مشخص است که این ترور در همین یکی دو هفته صورت میگیرد و طبیعی است که میشد با امکاناتی احتمال خطر را کاهش داد. تهدیدهایی که ایشان میشد، مسبوق به سابقه بود، چون ایشان از جوانی درگیر مبارزات بودند و زندگیشان به نوعی، اطلاعات امنیتی بود. در یک ماه آخر از ایشان در بازار، شناساییهای مختلفی انجام شده بود. خودشان میگفتند که یک بار یک کسی عکس مرا آورده بود و دنبال من میگشت و خودم به او گفتم که من هستم.
گفته بودند از دور تیراندازی کن وی در مورد نحوه ترور شهید لاجوردی می گوید: تروریست ها عکسهای جدیدشان را هم داشتند. تیمیکه مأمور ترور ایشان شده بود، شش ماه در بازار بغداد کار کرده بود. کسی که ایشان را ترور کرده بود، میگفت "اگر مرا با چشم بسته دم در مسجد شاه پیاده میکردند، آن قدر تمرین کرده بودم که میتوانستم چشم بسته مغازه ایشان را پیدا کنم." منافقین چون قبل از انقلاب با شهید لاجوردی در یک زندان بودند و ایشان را خیلی خوب میشناختند، به ضارب گفته بودند که "این آدم، قوی و تنومند است و اگر به او نزدیک شوی، تو را میپیچاند. از دور تیراندازی کن" واقعاً هم همینطور بود. ما هر وقت با ایشان کشتی میگرفتیم، مغلوب میشدیم. با اینکه مفاصلشان زیر شکنجهها صدمه خورده بود، ولی من و اخوی که با ایشان مچ میانداختیم، حریفشان نمیشدیم. خیلی قوی بودند. ورزش را خیلی دوست داشتند و زیاد پیادهروی میکردند. به هر صورت ایشان شش ماه بود که به بازار میرفتند و در این فاصله هم منافقین، آن تیم را دقیقاً تمرین داده و به ایران فرستاده بودند. در اطراف خانه هم رفت و آمدهای مشکوکی بود. ما خودمان شاهد این قضیه بودیم که مسئولین بالاتر را در جریان میگذاشتند که سر کوچه رفتهام و دو موتورسوار مشکوک منتظر من بودند و لذا برگشتم. مدتی موضوع ربودن ایشان مطرح بود. به قدری اینها نسبت به آقای لاجوردی کینه داشتند که فردای روز تدفین که به قطعه 72 تن رفتیم، دیدیم سرایدار آنجا میگوید اینها آمدهاند و به من یک رقم خیلی درشتی پیشنهاد کردهاند که دزدگیرها را قطع کنم که نبش قبر کنند و جنازه را ببرند. ببینید اوج کینه و حقارت تا چه حد است. یادم هست که فقط در دادگاه ضارب را دیدم. یک جوان کم سن و سال بود و بسیار از این کاری که کرده بود، متأثر بود. واقعاً توبه کرده بود. به او وعده وعیدهای زیادی داده و در اردوگاه هم بلاهای زیادی سرش آورده بودند که گفتنشان صحیح نیست و همه اینها در اعترافات او در پروندهاش هست. حتی به او گفته بودند تو خیلی مقامت بالاست که به بعضی از توفیقها دست پیدا کردهای و خلاصه از نظر شخصیتی او را کاملاً تسخیر کرده بودند. او نوجوانی بود که هیچ چیز نمیدانست. وقتی در زندان کتابهایی را به او دادند و صحبتهای ما را میشنید، واقعاً متأثر شده بود. وقتی هم که میخواستند اعدامش کنند، واقعاً روز خوشی برای ما نبود؛ ولی مسئله این بود که او دو نفر دیگر را هم کشته بود و خانوادههای دیگر گذشت نکرده بودند. برای ما روز خوبی نبود، چون یک خانواده دیگر هم عزادار میشد و صدمه میخورد. به او گفتم "اگر واقعاً قلباً توبه کرده باشی، خداوند از تو میگذرد، همان طور که اگر آقای لاجوردی خودشان هم بودند، شک ندارم که از تو میگذشتند، چون ایشان در مورد کسی که با اخلاص توبه کند، حتماً شفاعت میکنند"، پدر این روحیه را داشتند و ما بارها این را دیده بودیم. انتقام و سر به مهر ماندن اسرار
ایشان روز یکشنبه اول شهریور 77 شهید شدند. روز جمعه قبل از آن که ما با ایشان بودیم، به ما در خانواده گفتند بیایید عکس آخر را بگیریم. ما قبلاً هیچ وقت از ایشان چنین تعابیری را نشنیده بودیم. این اولین و آخرین باری بود که ما چنین تعبیری را از ایشان شنیدیم و الان ما این عکس آخر را داریم. حتی روز یکشنبه صبح که داشتند از منزل خارج میشدند، وصیتنامهشان را از دِراوِر درآورند و مجموعهای از کاغذهایشان را پاره کردند، بعضی از اصلاحات را انجام دادند و بسیاری از کارهایی را کردند که انسان موقعی که میخواهد به یک مسافرت طولانی برود، انجام میدهد. انگار داشتند آماده میشدند و بعد خانه را ترک کردند. من شب قبل از شهادت ایشان به دیدنشان رفتم. ساعت 11 شب بود و ایشان در زیرزمین مشغول کار بودند. یک الهام عجیب باطنی هم بر من مستولی شده بود و توی بحر ایشان رفته بودم. منزل ما از حاج آقا فاصله داشت و من بهرغم میل خودم، ناچار شدم پس از اندکی از ایشان خداحافظی کنم و بروم. وقتی خبر شهادت را دریافت کردم، در شرایط بسیار بدی قرار داشتم. یکی از دوستانم که الان هم با هم ارتباط داریم، به من تلفن زد و گفت "محمد! توی بازار چه خبر است؟ میگویند در اطراف مغازه پدرت تیراندازی شده است." من ناگهان تکان خوردم و شروع کردم به تماس گرفتن با بازار، ولی از آن طرف کسی جواب نمیداد. بالاخره بعد از تلاشهای بسار توانستم با پسرعمهام که در آن حوالی حضور داشت، تماس بگیرم و فهمیدم جداً خبرهایی هست. در میانه راه به من گفتند که پدرم زخمی شدهاند و بهتر است که بروم بیمارستان سینا. وقتی به آنجا رسیدم، کشوهای سردخانه را که بیرون کشیدند، پیکر ایشان را دیدیم که از ناحیه سر و چشم راست گلوله خورده و فرقشان شکافته شده بود. پیکرشان کاملاً غرق به خون شده بود. از این منظره فوقالعاده متأثر شدم و روزهای متوالی تحت تأثیر آن منظره بودم. به من گفتند که ایشان زخمی است و ناگهان در بیمارستان، مرا با چنین منظرهای روبرو کردند که اثر فوقالعاده عمیقی روی من گذاشت. درست است که ایشان از لحاظ فیزیکی خیلی در کنار ما نبودند، اما مظلومیتشان واقعاً روی من تأثیر عجیبی داشت. من یک ساله بودم که ایشان مبارزات سیاسیشان را آغاز کردند و ما دوستان ایشان را میشناختیم و ارادتی را که ایشان نسبت به آنها ابراز میکردند اما یکباره مواجه شدیم با سیلی از نامهربانیها، و به بهت و حیرت و بی عملی در مقابل جو منحرف حاکم ناجوانمرد که سوار خرمراد هوس ترکتازی می کردند آن هم بعد از این همه سال و امتحان پس دادنها و وضعیت عجیبی که ایشان پیدا کردند، واقعاً دل همه ما را به درد میآورد و من عمیقاً از این ناسپاسی سنگینی که در حقشان شد، رنج میبردم. اما بی انصافی است اگر به یاد نیاوریم و قدران نباشیم درایت و هوشمندی رهبری در تمام این دوران سخت میانی را که امام و یاران اصل و سابقه دارش را زیر خاکی میخواست یا حداکثر در موزه ها و در این موضوع خاص پیام رسای ایشان به مناسبت شهادت این سرباز نظام. شهادت لاجوردی حاصل توطئه جمعی بود حقیقت قضیه این است که ما باید برگردیم به وضعیت اطلاعاتی کشور در آن دوره و آن جریانی که در وزارت اطلاعات اتفاق افتاد و ماجرای سعید امامی و امثال آن. من اعتقاد دارم که یک کودتای اطلاعاتی سنگین اتفاق افتاد و دقیقاً این را در دادگاهی که منافقین را محاکمه میکردند، ابراز کردم. گفتم در اینجا منافق نیست که باید محاکمه شود، بلکه کسان دیگری باید بیایند و در جایگاه متهم بنشینند و پاسخگو باشند، به این عبارت که شاهد بودیم این دو نفری که در عراق با انواع اسلحه از قبیله کلت و امثال آنها آموزش دیده بودند، یک نوبت دیگر هم به این طرف مرز آمده و عملیاتی را علیه نیروهای ارتش اجرا کرده و به سلامت به پایگاههای خودشان برگشته بودند و این بار دوم بود که به این طرف اروند می آمدند. من موضوع را از طریق شرکتی که در آن کار میکردم و ارتباطی که با شرکت نفت و حراست شرکت نفت در آبادان داشت، پیگیری کردم. این منافق موقع برگشت به عراق، از شدت خستگی در آبادان، زیر درختی چرت میزد که مأمور حراست شرکت نفت او را دستگیر کرد و به تهران برگرداند. من با مسئول حراست آنجا صحبت کردم. او به مناسبت رابطهای که با مسئولین عالیرتبه شرکت وابسته به سازمان ما داشت، به شرکت ما آمد و من با او صحبت و از کم و کیف جریان اطلاعات بیشتری پیدا کردم و به استناد همین مستندات، به اعتقاد خودم نسبت به شهادت حاج آقا مبنی بر اینکه همه اینها حاصل یک توطئه از پیش طرح شده بود، یقین بیشتری پیدا کردم، چون مقارن همان ایام ما شاهد از میان برداشته شدن سردار شهید، صیاد شیرازی هم بودیم و در مورد ایشان، هیچ اثری از ضارب به جا نماند. وجه مشترک این دو نفر این بود که یکی در لباس نظامی و دیگری در کسوت امنیتی، مبارزه سنگین و قاطعانه ای را علیه منافقین اداره کرده بودند. در عملیات مرصاد، نقش اصلی را برای سردار شهید صیاد شیرازی قائل هستیم و برای حاج آقا، این شهید امنیتی نظام، در سالهای قبل و بعد از انقلاب، مبارزه علیه منافقین را سرنوشت ساز می دانیم.
به نظر من، این یک همدستی بین جریانهای مختلفی بود که دنبال انتقام از ایشان و سر به مهر شدن بسیاری از اسرار امنیتی برای همیشه بودند. هم بخشهایی از نقش آفرینان سیاسی وقت، هم سازمان منافقین انقلاب و هم البته آن جریان ناسالم که هنوز هم عقاید خودشان را دنبال میکنند، با مشارکت علیه نظام دست به تحصن زدند و به عنوان مسئولین نظام و در موضع نمایندگی مجلس، بسیار تلاش کردند نظام را ساقط کنند. آنها به رغم سمت و پست و مسئولیتی که در نظام داشتند، تبدیل به اپوزیسیون نظام شدند. اینها با همفکری یکدیگر، توطئه سنگینی را علیه نظام چیده بودند که بحمدالله دستشان رو شد، هر چند ایادی و عمله و اکره زیادی را هم برای خودشان فراهم کرده بودند، خیانتهای سنگینی را مرتکب شدند و هنوز هم دارند همان هدف ها را دنبال میکنند. گرچه دیگر دستشان از بسیاری دستاویزها کوتاه است اما غریق دنبال هر دست آویزی است. |
|
| تصاویری کمتر دیده شده از شعبان بیمخ |
| ساعت ۱٠:٥۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، شعبان بیمخ ، کودتا 28 مرداد ، عکس |
|
برنا : پهلوان پهلوی لقبی بود که فرح پهلوی به شعبان جعفری داد تا شاید تشکری ویژه از خدمتی ویژه کرده باشد. مردمی که صبح 28 مرداد سال 1332 فریاد درود بر مصدق سر داده بودند در غروب سیاه آن روز به واسطه فضای ارعابی که شعبان بی مخ و اراذل و اوباش آن روز تهران در حمایت از شاه ایجاد کردند، به صحنه نیامدند و سکوتی مرگبار پیشه کردند تا سقوط و کودتا بر ضد مصدق در فضای آرامی پیگیری شود.
|
|
| عکس های پرتره رهبر انقلاب در دیدار با شعرا |
| ساعت ۱٢:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦ کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، عکس |
|
|
|
| راهپیمایی آرام بود تا اینکه منافقین به پایگاهبسیج حمله کردند+ عکس |
| ساعت ۱۱:٥۱ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، سازمان منافقین ، جنبش سبز ، عکس |
|
مصاحبه جدید خبرنگار سابق نیوزویک و همکار فعلی تلویزیون دولتی انگلیس
مازیار بهاری خبرنگار سابق نیوزویک و همکار فعلی تلویزیون دولتی انگلیس برای دومین بار در روزهای اخیر تاکید کرد که اعضای گروهک تروریستی منافقین در جریان حوادث پس از انتخابات نقش پررنگی در آشوبها و آسیب رساندن به اموال عمومی و همچنین سردادن شعارهای تند علیه مسئولان کشور داشتهاند.به گزارش رجانیوز، از همان روزهای ابتدایی اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری و شکلگیری تجمعهای پراکنده در برخی از خیابانهای تهران، نسبت به سوءاستفاده گروهکهای تروریستی از این فضای اغتشاش و دامن زدن به گسترش خشونتها هشدارهایی داده شد. این هشدارها با وجود حمایت رسمی منافقین از ادامه آشوبها از سوی سران فتنه مورد توجه قرار نگرفت و آنان که از اقبال نکردن مردم به خود در جریان انتخابات ناراحت بودند، این مساله را رد کردند. با این حال، شباهت حوادثی که در تهران روی میداد، با سابقه تاریخی اعضای این گروهک تروریستی رد ابتدای انقلاب مانند کشتهسازی، اقامه نمازجمعه با کفش، دیوارنویسی، ترورهای موردی از جمله دلایلی بود که بر حضور و دخالت مستقیم این سازمان در اغتشاشهای پایتخت حکایت میکرد و در جریان بازداشتها بهویژه در روز عاشورای 88 نیز این موضوع کاملاً اثبات شد.
در عین حال، مازیار بهاری که در جریان فتنه 88 در ایران حضور داشت و نخستین فیلمها از حمله اغتشاشگران به پایگاه بسیج و درگیریهای این منطقه را منتشر کرد، در کتاب خاطرات خود که هفته گذشته از آن رونمایی شد، صراحتا اعضای سازمان مجاهدین خلق را عامل اصلی حمله به پایگاه بسیج و به خشونت کشیده شدن راهپیمایی 25 خرداد عنوان کرد. بهاری که در جریان آشوبها بازداشت نیز شده بود، منشأ شعارهای ساختارشکنانه را همین افراد دانست و نوشت: «مردم چند بار به این افراد هشدار دادند که ما برای مبارزه با نظام نیامدهایم و فقط به نتیجه انتخابات معترضیم، ما نمیخواهیم علیه جمهوری اسلامی فحاشی کنیم.»
بهاری در پاسخ به این سوال که چگونه متوجه شده این افراد از اعضای منافقین بودهاند، گفت: «بر اساس نوع رفتار؛ چون هیچکس کارت خودش را به من نشان نداد. من همراه با بسیاری دیگر از مردم در راهپیمایی سکوت شرکت کردم. از خیابان وصال تا آزادی و همه محترمانه حتی با مراکز بسیجی که در خیابان آزادی و انقلاب بود، برخورد میکردند. من یادم است که در مرکز بسیج قبل از دانشگاه شریف، بسیجیها با حیرت به مردم نگاه میکردند، حیرتشان از قدرت سکوت مردم بود. ما حدود ساعت هفت رسیدیم میدان آزادی که صدای تیر شنیدم و دوربین را آنجا روشن کردم و رفتم نزدیک میدان آزادی و دیدم یک سری دارند سنگ پرتاب میکنند سمت پایگاه بسیج و بعدش شروع کردند پرتاب کوکتل مولوتوف به سمت پایگاه. درست کردن کوکتل مولوتف راحت است اما شما نیازی به امکانات و آمادگی برای درست کردن آن دارید که درست کنید و آتش بزنید و پرت کنید. شعارهای این گروه هم مثل "مرگ بر جمهوری اسلامی" شعارهایی نبودند که با ماهیت آن روز نسبتی داشته باشند و مشخص بود که یک سازمان دیگری، من آن روز حدس زدم سازمان مجاهدین این تحریک را شروع کرده و جمعیت هم تحریک شد و به سمت پایگاه حمله کردند.» وی در ادامه، حضور موثر این افراد در اغتشاشهای روز عاشورا را که منجر به هتک حرمت ساحت امام حسین(ع) شد نیز تایید کرده و با بیان اینکه خشونت جزو جدانشدنی تحرکات منافقین است، گفت: «این سازمان در حقیقت میخواهد با کار خود از طریق تبلیغات، مردم را به خشونت بکشاند و از طریق عملی هم این نوع رفتار خشن با جوانانی که مبارزه مسالمتآمیز میکنند، باعث میشود که اینها هم به خشونت کشیده شوند.» موسوی در بیانیه خود که پس از حوادث روز عاشورا و اعلام انزجار گسترده مردم در راهپیمایی تاریخی 9 دی منتشر کرد، ضمن خداجو نامیدن اغتشاشگران عاشورا، از اساس حضور اعضای منافقین در جریان آشوبها را رد کرد و این مساله را توهمی نامید که موجب زنده شدن تروریستهای منافقین میشود.
|
|
| شبنامههای مشکوک: مرگ بر قالیباف+عکس |
| ساعت ۱٢:۳٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، عکس |
|
مرگ بر قالیباف، شهردار ریاکار، گران فروش، روباه پیشه، شهردار عوام فریب. اینها متن اعلامیه ها و شب نامههایی است که در مناطق جنوبی شهر تهران و همزمان با افتتاح برخی پروژه های شهرداری توزیع شده و به در و دیوار شهر چسبیده است ، با نام مجهول و هویت پنهانی !
پردهها افتاده و حجابها دریده شده که این چنین بیمحابا و لجام گسیخته ناسزا میگویند و شعار مرگ بر سر میدهند؟ اینها همه از احساس ترس است، از احساس ناتوانی در روبرو شدن با واقعیتها، آنهایی که شکستی ذهنی را از همین الان باور کردهاند، شکست در کارزاری که هنوز چیزی از آن معلوم نیست و ...
به گزارش «فردا» پس از گرد و خاک خبری و همراهی رسانههای حامی دولت و جریان انحرافی بر سر تخریب وجهه محمدباقر قالیباف، شهردار تهران با موضوعاتی نظیر ترویج ابتذال و بیبندباری در برنامههای فرهنگی، بیتوجهی به ارزشها، ریخت و پاش مالی و ... این جریان توفیق در این رویکرد غیر اخلاقی را در انتشار فحش نامهها، شعارنویسی، انتشار اعلامیه های در مناطق جنوبی شهر تهران دیده است که فعالیتها و پروژههای شهری در آنها متمرکز شده است. ![]() آنها که یک شبه ارزشی و حزب اللهی شدند یکی از اصلی ترین رویکردهای جریان تخریبی علیه قالیباف در ایام اخیر، روبرو نشان دادن قشر مذهبی ، حزب اللهیها و افراد ارزش مدار جامعه با منش، گفتار و رفتار شهردار تهران است، قرار و مدار عدهای جوان غافل و آب بازی مختلط در یکی از پارکها، حضور عدهای بدحجاب در جشنهای شعبانیه و انتشار اخبار و عکس های اغراق آمیز از آن و اینکه مدیریت شهری پایتخت و شخص شهردار مسئول همه این اتفاقها است از جمله موارد از این دست بوده است. از دید این جریان، قالیباف اصلی ترین مسئول بدحجابی و همه فعالیتهای خلاف عفت عمومی است، در این کشور دولت و نیروی انتظامی و دهها وزارت خانه و ارگان و سازمان بزرگ و کوچک وجود ندارند و هر چه هست از بدحجابی و فسادو فحشا زائیده مدیریت فرهنگی شهر است، و اینجا است که کارگران و کارمندان شهرداری باید بروند جلوی بدحجابی در پارکها را بگیرند. این جریان تخریبی که بر حسب موقعیت، ظاهری مذهبی، حزب اللهی و ارزشی به خود می گیرد با پاک کردن دولت و جریان انحرافی در ترویج لیبرالیسم فرهنگی و حمایت از جشنها و مراسمها و چهرههای بی بند و باری سعی دارد اذهان افکار عمومی را از سوال در مورد اظهارات و عملکرد مسئولین دولتی در زمینه حجاب و عفاف باز دارد ، چنانچه اگر جز این بود حتما میپرسیدند که چرا رئیس جمهور ارزش مدار مورد نظرشان ظاهر جوانان و حجاب را مسئله اصلی نمیداند؟ چرا به دفعات جلوی برخورد با پدیده بدحجابی در جامعه را گرفته است، در گفتگوی زنده تلویزیونی پلیس را به باد انتقاد می گیرد و در عصر پرچمداری فرهنگی جریان انحرافی در شاکله دولت حتی از خط قرمز های دولتهای قبلی هم فرسخ ها عبور شده است؟ ![]() آنها از جنوب شهر می ترسند قالیباف عوام فریب است، پروژهها تبلیغاتی است، این پروژهها را فامیلهایشان اجرا میکنند و ... همه این حرف و حدیث ها از زمانی مطرح شده است که پروژه های شاخصی در سالهای اخیر چهره جنوب شهر تهران را از منطقهای محروم و فقیر به منطقه ای برخوردار و توسعه یافته تبدیل کرده است. اینها در شرایطی است که علیرغم هم صدایی مدیریت شهری تهران با مطالبات رهبر انقلاب در زمینه تحقق عدالت در جامعه ، پروژه هایی نظیر تونل توحید، پل جوادیه، بوستان ولایت، BRT ، بزرگراه های مختلف ، مجموعه های فرهنگی و اجتماعی و ورزشی متعدد و ... که در جنوب شهر احداث شده اند به محلی برای تخریب، تهمت و نمایشگاهی از بداخلاقی های رسانه ای جریان مذکور مبدل شده است. این جریان که خود زمانی سابقه حضور در شهر تهران را داشته است به خوبی به محرومیت های مناطق جنوب پایتخت آگاه است، مردم جنوب شهر را می شناسند و می دانند که هرکس قدمی برای آنها بردارد چه پاسخی را دریافت می کند، مدیریت جهادی پایتخت هم در راستای خدمت به همین مردم است که پروژه های مختلف شهری را در این پهنه شهر متمرکز کرده و کارامدی در اجرای این پروژه ها ترس این جریان تخریبی را به دنبال داشته است. ![]() با اینکه خیلی زود این جریان بازی را به آخر کشانده و از ترس از شکست از همین حالا حرف های آخر را سر داده است ولی باید گفت این تخریبها پایانی ندارد، آنها از فرصتی استفاده میکنند و از هر مکانی برای انتشار تهمتها و دروغهای غیر اخلاقی بهره خواهند برد حال بخواهد آنجا خیابا های اطراف دانشگاه تهران و نمازجمعه باشد یا بوستان ولایت و مسجد و مترو ... در آخر لازم به یادآوری این جریان قبل ازانتخابات سال 1388 نیز خبرسازی میکردند که قالیباف همه کارها را برای کاندیدا شدن انجام میدهد. در حالی که چنین اتفاقی روی نداد. و فقط رو سیاهی برای دروغ پردازان ماند. |
|
| در دانشکده فیزیک دانشگاه شریف چه میگذرد؟+عکس |
| ساعت ۱٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، دانشگاه صنعتی شریف ، عکس |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: چندی پیش عکس رییس دانشکدهی فیزیک دانشگاه شریف در کنار یکی از شاگردانش که کشف حجاب کرده بود، در سایتهای خبری منتشر شد؛ عکسی که توسط خود ریاست دانشکدهی فیزیک در سایت دانشگاه به مدت چهار سال قرار داده شده بود.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، اقدامات رییس دانشکدهی فیزیک دانشگاه شریف تنها به این یک مورد محدود نمیشود و شرایط دانشکده به گونهای است که حتی تراسهای دانشکده تبدیل به پاتوق شده تا جایی که دختران و پسران در این محیط گاهی به صورت مختلط پاسور بازی میکنند یا به رقص و پایکوبی میپردازند! ادعای علمی بودن این اساتید و فخر فروشی آنان به دانشجویان درحالی است که این افراد از لحاظ علمی هم بسیار ناکارآمد بوده و فقط به این علت که از موقعیت خوب دانشگاه شریف و افراد نخبهای که به این دانشگاه وارد میشوند استفاده میکنند، موقعیت خود را حفظ کردهاند. گفته می شود مشی این افراد به جای قدردانی از دانشجویان، تحقیر آنان است و جو را به صورتی سامان دادهاند که یک دانشجو در حالت عادی تشویق میشود که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته و دیگر برنگردد. اساتید این دانشکده از لحاظ مذهبی هم تقیدات را رعایت نمیکنند. تماس دست استاد با دانشجوی دختر در کلاس، مطرح کردن حرفهای نامناسب (مثل شرابخواری و کیفیت فیزیکی شراب به عنوان مثال درسی) و روزهخواری در جلوی دانشجویان از این موارد است. پارچههای سیاه عزاداری ماه محرم هم معمولاً با اصطکاک و به صورت محدود در محیط دانشکده نصب میشود. محیط دانشکده و کتابخانه را طوری طراحی میکنند که به صورت اختلاط بیشتر باشد و اگر کسی اعتراضی کند انگار به اجرای یک پدیده به صورت عادی اعتراض داشته است. در سالهای گذشته کتابخانهی دانشکدهی فیزیک به صورت محیطی مجزا بود ولی یکی از اقدامات رییس جدید دانشکدهی فیزیک، آقای وحید کریمی پور، این است که کتابخانه که قبلاً به صورت مجزا بود (میز و صندلیهای دختران و پسران در دو طرف مجزای کتابخانه بود)، را به صورت مختلط و میزهای یکسان قرار داده است که دانشجویان دختر و پسر به صورت مختلط اطراف این میزها مینشینند و گاهی محیط کتابخانه به صورت پاتوق درمیآید. یکی دیگر از اقدامات رییس جدید این است که تراسهای دانشکده را به روی پسران و دختران بازگشایی کرده و گاهی دختران و پسران دانشکده در کمال وقاحت روی تراسها پاسور بازی میکنند و کسی هم اعتراضی نمیکند. دکتر رسول صدیقی از امضا کنندگان نامهی نگین جام زهر دوم در کسوت نمایندهی مجلس ششم بود و یا دکتر اعظم ایرجیزاد که در سال 2006 میلادی در یک کنفرانس علمی در جزیرهی مالت شرکت میکند که هدف از آن به رسمیت شناختن اسراییل در بین کشورهای خاورمیانه بوده است و یا دکتر رضا منصوری که در سال 1365 دبیر اجرایی کنفراسی در فلسطین اشغالی میشود و حتی آگهی آن را در دانشکده نصب میکند، که با اطلاع رییس دانشگاه با پادرمیانی رییس وقت سازمان انرژی اتمی و سپردن تعهدی مبنی بر پشیمانی به سر کار برمیگردد؛ همچنان در دانشکده فیرزیک دانشگاه شریف مشغول به کار هستند. ![]() رفتار این اساتید به حدی است که صراحتاً در سر کلاسهای درس و جمعهای علمی کشور را به تمسخر میگیرند چه اینکه به عنوان چند مثال خاص بارها دکتر فرهاد اردلان در جلسات عمومی به سران کشوری توهین کرده است یا اسلامی کردن دانشگاهها را زیر سؤال برده است. چند سال پیش عدهای از دانشجویان بسیجی به مناسبت روز معلم به دکتر کریمیپور کتابی از انتشارات بسیج دانشجویی با عنوان «نشت نشا» را تقدیم میکنند و وی جلوی همهی دانشجویان دانشجویان بسیجی را به تمسخر میگیرد. گفتنی است دو ماه پیش معاونت فرهنگی دانشگاه عکس امام و رهبری را برای نصب در مکان مناسبی در محیط دانشکده فرستادند؛ ولی وی زیر بار نرفته و اجازهی نصب آن را نداده است؛ حتی عکس شهدا به بهانه مکدر شدن روحیه دانشجویان! جمع آوری شده است. در ایام فتنه هم تعدادی از این افراد با دست بند سبز در دانشگاه ظاهر میشدند تا جاییکه دکتر اردلان با وجود ادعای عدم سیاسیکاری در محیط دانشکده (که با این دلیل واهی آقای دکتر گلشنی را به دلیل نصب عکس امام و رهبری زیر سؤال برده بود) در ایام فتنه در برخی سمینارها با دستبند سبز حاضر میشد. به عنوان نمونهای دیگر میتوان به آقای دکتر مصفا اشاره کرد که در ایام فتنه با دستبند سبز در دانشکده حاضر میشد یا به عنوان نمونهی دیگر آقای دکتر جعفری از اساتید تازه جذب شده که در دانشگاه صنعتی اصفهان در ایام فتنه به خاطر اقدامات تندروانه توبیخ شده است. این در حالی است که حتی پس از نماز جمعه تاریخی 29 خرداد و تاکید رهبر انقلاب بر حل و فصل عاقلانه قضایا و در ایام پس از انتخابات و مخصوصاً در 25 بهمن سال گذشته دانشجویان از سوی این اساتید به شورش تشویق میکردند. دکتر کریمیپور در صفحهی فیسبوک شخصی خود برای شرکت در تجمع غیرقانونی 25 بهمن فراخوان داده بود و سپس در حمایت از دانشجویان خاطی به مسؤولان دانشگاه به دلیل مجازات آنها اعتراض نمود. وی همچنین در مقالهای که در سایت احمد شیرزاد منتشر شد، به طور تلویحی نظام را به ترور دکتر علیمحمدی متهم کرد. آمار بالای خودکشی در دانشکده فیزیک دانشگاه شریف در حالی است که مسئولین به جای پاسخگویی در برابر این پدیده دانشجویان و مشکلات شخصی آنها را به عنوان عامل قضیه مطرح میکنند در حالی که اگر جو با نشاط و علمی و امیدوارانهای در دانشکده حاکم بود، اکنون شاهد چنین وضعیتی نبودیم. حتی یکی از خودکشی کنندگان در نامهای که از او به جا ماند، صراحتاً وضعیت نامناسب علمی دانشکده را به عنوان عامل خودکشی مطرح کرده بود. گفتنی است در طی نه ماه از اردیبهشت 89 تا اسفند 89 سه خودکشی در دانشکدهی فیزیک شریف صورت گرفته است که از حد متوسط خودکشی در دانشگاه شریف بسیار بالاتر است. از طرف دیگر در جذب نیروهای جدید هیأت علمی هم سیاسی بازی و نفع پرستی به وفور دیده میشود. اساتید ارزشی و مستقل نمیتوانند به حلقه بسته هیأت علمی راه پیدا کنند حتی اگر همه توانمندیهای علمی را داشته باشند. مکرراً مشاهده شده است که اساتیدی که تواناییهای علمی غیرقابل انکاری داشتهاند حذف شدهاند و اساتیدی که توانایی علمی چندانی ندارند ولی به لحاظ سیاسی و شخصیتی مورد تأیید اساتید قبلی هستند وارد میشوند. اساتید جدید معمولاً افرادی هستند که علی رغم نداشتن روحیه مستقل و مذهبی به علت حضور چند ساله در خارج از کشور (کعبهی آمالشان) معمولاً روحیاتی غیربومی دارند و دانشجویان را به سمت لاقیدیِ مذهبی و ملی سوق میدهند. برای لیست اساتیدی که به دلایل واهی از دانشکده حذف شدند میتوان از دکتر مهدی سعادت، دکتر مهدی خاکیان، دکتر محمدرضا ابوالحسنی اشاره کرد. حتی با وجود مخالفت اکثر دانشجویان دانشکده با اخراج دکتر سعادت وی از دانشکده اخراج شد. در سال 1374 مسئولین سکولار این دانشکده به شدت برای حدف دکتر گلشنی نیز تلاش کردند که با انتخاب وی به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی این موضوع منتفی شد. البته پس از آن دکتر گلشنی هرگز در جلسات شورای دانشکده شرکت نکرد. در مورد اساتید مستقل نیز میتوان به دکتر خرمی، یکی از شاخصترین فیزیکدانان ایران که پس از سه ترم در دانشکده او را تبدیل وضعیت ندادند و به همین دلیل از دانشکده رفت و دکتر پرویزی اشاره نمود. به عنوان نمونه میتوان به یکی از اساتید دانشکده، دکتر لالهی معمارزاده اشاره کرد که اخیراً عکس بیحجاب او در کنار استادش دکتر کریمیپور را روی سایت دانشگاه قرار داده بودند. ![]() پذیرش دانشجویان دکتری هم در کمال بی مسئولیتی صورت میگیرد در این دانشکده هر سال حدود 20 دانشجوی دکتری پذیرش میشود در حالی که نه تنها موضوع خاصی به عنوان زمینه تز آنها در نظر گرفته نشده بلکه حتی معلوم نیست با چه کسی قرار است کار کنند. |
|
| ساعت ۱٠:٢۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: معمر قزافی ، لیبی ، دیکتاتور ، عکس |
|
خودرو شخصی قذافی تفاوتی چندانی با دیگر کارهای عجیب و غریب وی ندارد. ![]() منابع آگاه تاکید دارند از خودرو شخصی قذافی که به صورت سفارشی تهیه شده تنها یک مدل در کره خاکی دارد که امن ترین خودرو جهان نیز محسوب می شود که آن را برای نخستین بار در کنفرانس وحدت آفریقا در سال 2009 در طرابلس رونمایی کرد. ![]() این خودرو که به «صاروخ الجماهیریه» (موشک لیبی) موسوم است، سالنی با 5 صندلی دارد. موتور این خودرو از نوع پیشرفته V6230bhp است. علاوه بر ایربگ دارای سیستم دفاع الکترونیک و ضربه گیرهای ویژه در هنگام تصادف است. «دوخیلی المغارف» رئیس شرکت سرمایه گذاری لیبی که این خودرو را برای قذافی سفارش داده است، تاکید دارد که این خودرو انقلابی در تاریخ اتومبیل جهان محسوب می شود. ![]() وی افزود: قذافی ساعات بسیاری درباره این خودرو سفارشی تفکر کرد و در نتیجه این خودرو امن ترین خودرو جهان شد. |
|
| اعتراف جالب سایت نزدیک به قالیباف درباره ضعف شدید مدیریت فرهنگی شهر تهران + عکس |
| ساعت ۱٠:۱۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، عکس |
|
یک سایت نزدیک به شهردار تهران که روز گذشته در واکنش به انتشار تصاویر آب بازی مختلط تعدادی از دختران و پسران در پارک حضرت ابراهیم(ع) در رجانیوز، تهران را شهری برای همه افراد با سلایق مختلف حتی همجنسگرایان نامیده بود، امروز نسبت به مدیریت نامناسب فرهنگی در شهرداری تهران اذعان کرد. به گزارش رجانیوز، سایت فردانیوز در خبری با عنوان "خزبازی در پارک پردیسان دور از چشم رجانیوز"، دست به انتشار تصاویری از حضور تعدادی جوان با ظاهر عجیب و خارج از شئون عرفی و اخلاقی جامعه زده است. البته فردانیوز تلاش کرده تا با "فیس بوکی" خواندن این تجمع، مسئولیت برگزاری چنین تجمعات هنجارشکنی را از مدیران فرهنگی شهرداری تهران رفع کند و این سایت اینترنتی را مسبب اینگونه اقدامات ساختارشکنانه معرفی کند.
این سایت در این مطلب که با ادبیاتی خارج از چارجوب حرفه خبرنگاری و اصول ابتدایی خبر نگاشته شده و بیشتر به مطالب طنز مطرح شده در شبکههای اجتماعی شبیه است تا یک گزارش تحلیلی - خبری، نوشته است: در میانه ی شادمانی دوستان شاغل در سایت رجانیوز از یافتن تصاویر «جنگ آبپاش ها» و آسمان ریسمان بافتن برای تخریب شهردار تهران به دلیل برگزاری یک قرار فیس بوکی، خبر وقوع یک قرار فیس بوکی دیگر در عصر همان روز از زیر چشمان تیز بین ایشان در شبکه های اجتماعی غافل ماند؛ که فردانیوز در راستای نمایش حسن نیت خود این دوستان را از قرار فیس بوکی «خز بازی» در پارک پردیسان مطلع می کند تا نکند ذره دستاویزی برای تخریب شهردار تهران را از دست دهند.
گفتنی است این تجمع روز جمعه همزمان با مراسم آب بازی مختلط در پارک حضرت ابراهیم(ع) و بدون هرگونه دخالت ماموران شهرداری در پارک پردیسان برگزار شد. |
|
| توجیه یک اقدام ضد فرهنگی با رگگردنی شدن برای خواهر فتنهگر! |
| ساعت ۱٠:۱٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، عکس |
|
روابط عمومی هم جوابیهداد رسانههای نزدیک به شهرداری تهران بهجای عذرخواهی از یک رخداد ضد فرهنگی در بوستان آب و آتش، حمله گسترده به رجانیوز را تیتر نخست رسانههای خود کردهاند. سایتهای شفاف و فردا که مأموریت خود را توجیه خط به خط اقدامهای مدیریت شهری تهران قرار داده و عملاً روابط عمومی غیررسمی این نهاد خدماتی بهشمار میروند، پس از انتشار یک خبر در ستون سمت چپ رجانیوز، خبر اصلی سایت خود را واکنش به این موضوع قرار داده و اخبار پر از تناقضی منتشر کردهاند.
یکی از این سایتها در نوشته با مزهای ابتدا بهنحوی این ماجرا را تقبیح کرده و مینویسد: «در این که بعضی شرکت کنندگان در این جشن خودجوش (با حضور حدود 800 نفر)، عرف و قوانین اسلامی مصوب را زیر پاگذاشته اند شکی وجود ندارد؛ اما سوال اصلی از دوستان مدعی بصیرت و اسلام چون دبیران پایگاه رجانیوز این است، که پیشنهاد شما به عنوان یک منتقد (بر فرض محال منصف) برای حل این قضایا چیست؟ در واقع وقتی مجموعه مدیریت فرهنگی شهرداری تهران نقشی در شروع قضیه چون «جنگ آبپاش ها» ندارد، چه کند که دوستان راضی شوند؟» اما همین سایت در ادامه این نوشته شبه بیانیه، ناگهان به افرادی که معترض اینگونه رفتارها هستند حمله میکند و با یک مغالطه عصبانی! مینویسد: « تهران شهری متعلق به همه است؛ از حزب اللهی ها تا غیر حزب اللهی ها، زنان، مردان، کودکان، کارگران، بیکاران، کارمندان، نظامیان، و حتی بیماران دوجنسیتی. آیا باید این شهر را در انحصار یک قشر و طبقه خاص در آورد؟ آیا باید بر درب های پارک نشان ورود غیر مذهبی ها ممنوع زد، تا در جشن مذهبی نیمه شعبان کسانی با پوششی متفاوت از نظر دوستان حضور نیابند؟ (در این جا آن حکایت اخراج چند جوان از هیئت امام حسین توسط خادم هیئت را یاد آوری می کنم.) قالیباف و شهرداری به چه سازی برقصند که برادران بنی اسرائیلی که در کالبدهای ریش دار و تسبیح به دست متجلی شده اند دست از عیب گیری های بی اساس و پشت هم و نمایش سطح شرافت شان دست بردارند؟» نکته جالب اینکه نویسنده این خبر شبه بیانیه! در ابتدای نوشتهاش نتوانسته علت اصلی این نوشته را که در عین حال، سایت دیگر نزدیک به شهرداری تهران نیز در خبر مشابهی که حتی ادبیات آن نیز مشابه همین نوشته است (البته با حذف قسمت رگ گردنی شدن برای خواهران فتنهگر!) توجیههایی را تکرار کرده و ترجیح داده این مسئله را که مدیریت شهرداری تهران در مقابل این اقدامهای ضد فرهنگی تدبیر مشخصی ندارد، با حمله به رجانیوز پوشش دهد. اما در کنار سایتهای غیر رسمی نزدیک به شهرداری تهران که نقش روابط عمومیهای غیررسمی و رسانههای توجیهگر تمام اقدامهای این نهاد را برعهده دارند، روابط عمومی شهرداری منطقه 3 تهران نیز توضیحی برای رجانیوز ارسال کرده که برخی از مطالب موجود در آن، هم متناقض با اظهارات مدیرعامل اراضی عباسآباد است هم بهجای توضیح در مورد تدابیر شهرداری برای جلوگیری از این اقدام ضد فرهنگی و عذرخواهی از قصور در این زمینه، نوعی شاخ و شانه کشیدن برای رسانهای میباشد که در این زمینه اطلاع رسانی کرده است. جوابیهنویس روابط عمومی شهرداری منطقه 3 نیز مانند جوابیهنویسهای سایتهای نزدیک به شهرداری تهران، ضمن توجیه این اقدام ضد فرهنگی با یادآوری موارد مشابه آن در کشورهای اروپایی، در مورد رجانیوز نیتخوانی و بازخواست کرده است که با چه نیتی این تصاویر را در معرض دید عموم قرار داده است! ضمن انتشار متن جوابیه روابط عمومی منطقه 3 به مدیران شهرداری تهران یادآور میشود که بهجای شریک شدن در گناه دیگران و فرافکنی در مورد قصور خود، بهتر است که برای تکرار نشدن چنین افتضاحهایی برنامهریزی کنند.
در این جوابیه آمده است: «1ـ از سایت محترم رجاء نیوز که با حساسیت مسایل فرهنگی را رصد و راهنمای مدیران است تشکر و قدردانی می کنیم. 2ـ رعایت انصاف و صداقت در انعکاس همه جنبه های یک خبر و یا پدیده شرط لازم دیانت و کار حرفه ای است که از سایت رجانیوز انتظار می رود که به آن عمل نماید. 3ـ نسبت دادن برگزاری مراسمی که به صورت مجازی در یکی از سایت ها از افراد دعوت به عمل آمده است تا به تقلید از کشورهای غربی نظیر اوکراین، اسپانیا و ایتالیا در یک روز پس از آن کشورها اقدام به مراسم آبپاشی نمایند به مدیریت شهری آیا دور از صداقت و انصاف نیست و مصداق «گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن زرگری» نمی باشد؟ 4ـ دست اندرکاران رجاءنیوز کافی است که در یکی از پایگاههای جستجوی اینترنتی موضوع مراسم آبپاشی را جستجو کنند تا همزمانی و استفاده از وسایل و امکانات مشابه در این مراسم و مراسم کشورهای غربی نظیر اوکراین و اسپانیا را دلیلی بر حرکتی تقلیدی این گروه محدود می دانستند و برگزاری آن را به مدیریت فرهنگی شهر نسبت نمی دادند. 5ـ برگزاری چنین مراسمی گناه خوانده شده و مدیریت فرهنگی شهر را مقصر قلمداد کرده اید. ترویج گناه و عمل یک جمع محدود که در عکس جمعی به 50 نفر هم نمی رسند در فضای مجازی با چه هدفی انجام می شود و آن را چه می توان نامید؟ واقعا سایت رجاء نیوز با ترویج و در معرض دید عموم قرار دادن یک چنین برنامه ایی چه هدف دینی و اصلاحی را دنبال می کند؟ در طلیعه ماه مبارک رمضان آرزو می کنیم که نیت آن عزیزان خیر باشد نه اهداف دیگر؟! 6ـ مدیریت فرهنگی شهر در عین اعتقاد جدی به فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر که در این موضوع به عنوان نهاد برگزیده انتخاب شده است. حق قانونی خود مبنی بر پیگیری حقوقی این اتهام را از مجاری قانونی برای خود محفوظ می دارد.» |
|
| عکس: جدیدترین دستهگل مدیریت فرهنگی شهر تهران! |
| ساعت ۱٠:۱٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، عکس |
|
تصاویر زیر مربوط به جشن آبپاشی در پارک آب و آتش تهران است. عملکرد مدیریت فرهنگی شهرداری تهران در برخی از موارد با انتقادهایی همراه بوده، بهطوری که در جریان جشنهای نیمه شعبان نیز برنامههای نامناسبی به نام امام زمان(عج) در برخی از محلات تهران اجرا شد.
|
|
| گزارش دیگر از ابتذال در جشنهای نیمه شعبان و عکس |
| ساعت ۸:٥۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، عکس |
|
سرویس فرهنگی پایگاه 598، اسطوره های دینی و اسلامی در طول تاریخ همواره در معرض تحریف قرار گرفته اند که در این میان نقش و عامل انسان های مغرض و بیمار دل بیش از همه به چشم می خورد. با ذکر این مقدمه جهت روشن تر شدن فضای جشن فوق برای خوانندگان نکاتی را از این جشن قید می نماییم که حاصل مشاهدات حضوری است : ![]() ![]()
![]()
|
|
| این برنامههای شهرداری که احتمالاً سیاسی نیست!؟ |
| ساعت ٩:۳۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، عکس |
|
برگزاری برنامههای ضد فرهنگی بهنام امام زمان(عج) و ماه شعبان +عکس
![]() تهران: "سامانه شادی" و "جشنهای شعبانیه" دو عنوانی است که در رسانههای پر شمار شهرداری تهران از آنها برای اطلاق به برنامههای هفتههای اخیر شهردای تهران در پارکها، میادین و مراکز فرهنگی تحت مدیریت این مجموعه استفاده میشود.
به گزارش رجانیوز، اما برخی از رفتارهای هنجار شکنانه در قالب این برنامهها در مورد اهداف برگزاری و انگیزههای طراحان آنها تردیدهایی ایجاد کرده است. در حالی که آحاد مردم در شهرها و محلههای مختلف با برگزاری جشنهای مولودی خوانی و مدیحهسرایی اهلبیت علیهم السلام در ایام شعبانیه و نیمه شعبان به شادمانی پرداختند، شهرداری تهران در برخی از محلههای شهر جشنهایی با دعوت از خوانندگان پاپ برای اجرای کنسرت برگزار کرد که اگر بنر مربوط به امام زمان(عج) در محل برگزاری مراسم نصب نشده بود، فضای برنامه بیشتر شبیه پارتیها بود.
بهعنوان نمونه، در یک محله شمال شهر تهران در آمفی تئاتر روباز این محله که تنها با مجری گری یکی از مجریان شناخته شده و اجرای کنسرت یکی از خوانندگان نوظهور پاپ بسته شده بود، به بی بندو باری، رقص و اختلاط غیر متعارف زن و مرد منجر شد، به نحوی که به دلیل وسعت این بیبند و باری، برنامه شبهای بعدی این آمفی تئاتر از سوی مسئولین شهرداری منطقه لغو شد. اما در کمال تعجب، چند شب بعد این برنامه مجدداً با حفاظت نیروی انتظامی و بهکارگیری برخی از اعضای باشگاههای بدنسازی منطقه برای مقابله با اعتراضهای احتمالی اهالی متعهد محل برگزار شد که در نهایت نیز به درگیری منجر گردید. برنامه هماهنگ این جشنها، فضای فرهنگی زننده حاکم بر آنها و اجرای برخی از برنامههای مغایر با شأن امام زمان(عج) به بهانه میلاد ایشان، شائبه دیگری را نیز ایجاد میکند که احتمالاً این برنامهریزی با اطلاع مسئولین فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران بوده است.
این در حالی است که مانور تبلیغاتی قابل توجه بر روی این برنامهها نیز با استفاده از رسانههای شهرداری و همچنین صداوسیما، شائبه تبلیغاتی بودن آنها برای بهرهبرداریهای سیاسی را پررنگ کرده است. برگزاری این برنامهها با سوء استفاده از ایام مورد احترام مردم و بیتوجهی به اعتقادهای مذهبی در این برنامهها، نگرانیهای جدی ایجاد کرده و در حالی که ترویج اینگونه رویکردها از سوی جریان نفوذی در دولت، با پوشش وسیع رسانهای و انتقاد گسترده شخصیتهای سیاسی و اجتماعی مواجه میشد، مشخص نیست علت سکوت در برابر این اقدام ضد فرهنگی شهرداری تهران در عرصه مدیریت فرهنگی شهر چیست؟ |
|
| توجیههای متناقض برای برنامههای ضد فرهنگی در شهر تهران ادامه دارد |
| ساعت ۸:٥۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، عکس |
|
پز تقدیر غربیها و ادعایخنداندنمردم پساز سالها! برایتوجیه سوءتدبیر
به دنبال بالا گرفتن انتقادات از برخی برنامههای (ضد) فرهنگی شهرداری تهران که در چند روز اخیر با ریخته شدن قبح شرعی در برنامهای در یکی از بوستانهای تهران به اوج رسیده است، ارگان مکتوب دوم شهردار تهران (تهران امروز) تلاش کرده با انتشار مصاحبهای از معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری در مورد توفیقات پرشمار شهرداری تهران در امور فرهنگی و اجتماعی اطلاع رسانی کند.به گزارش رجانیوز، در حالی که جمعی از شهروندان مومن و متدین تهران منتقدان اصلی برنامههای مثلا فرهنگی و مذهبی شهرداری تهران هستند، ارگان شهرداری برای اثبات ادعای "اجرای برنامههای تاثیرگذار در حوزه اجتماعی و فرهنگی توسط شهرداری" به تقدیر شدن از جانب مجامع بینالمللی متوسل شده است. تهران امروز نوشته است: «سید محمدهادی ایازی از جمله مدیران شهری است که از زمان فعالیتش در شهرداری تهران توانست برنامههای تاثیرگذاری را در حوزه اجتماعی و فرهنگی در کلانشهر تهران اجرایی کند. دلیل این ادعا نیز تقدیر مجامع بینالمللی مانند مجمع جهانی اوقات فراغت، سازمان بهداشت جهانی و غیره از طرحهایی بود که او بهعنوان معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران توانست اجرایی کند.» به نظر میرسد از دیدگاه مسئولان شهری تهران، تقدیر شدن از جانب نهادهای غربی که قاعدتا معیارهای آنها برای ارزیابی یک طرح فرهنگی بر مبنای فرهنگ غرب است و نه اسلام و انقلاب، بسیار مهمتر از دیدگاههای مومنین و دلسوزان کلانشهر تهران است. ایازی همچنین از انتقادات رسانههای اصولگرا نسبت به برنامههای فرهنگی شهرداری انتقاد کرده و گفته است: «من واقعا متاسف هستم که برخی از رسانهها به یکسری مسائل سخیف پرداخته بودند. مثلا برخی از رسانهها به جای اینکه به نقاط مثبت این برنامهها بپردازند با گرفتن عکسهایی از شرکت کنندگان در این جشن ها، اینگونه استدلال کردهاند که اباحهگری و بیحجابی رواج داده میشود و یا اخیرا در مورد بوستان آب و آتش نیز مطالبی نوشته بودند و عکسهایی در این خصوص منتشر کرده بودند در صورتی که در بوستان آب و آتش برنامهای نبوده و مردم برای تفریح به این بوستان مراجعه کرده بودند و به شهرداری تهران نیز مربوط نبوده است.... چرا نمی خواهیم بگوییم که بعد از سالها خنده به لب مردم تهران آمد؟ چرا تنها یاد گرفته ایم که نقاط منفی یک برنامه تاثیرگذار را باید استخراج کنیم؟ من همین جا باید تکدر خاطر خودم را به این گروه از آدمهایی که منفی نگر هستند اعلام کنم. چون که همیشه میخواهند اشکالات کار را بیان کنند.... متاسفانه برخی از رسانهها عادت دارند که تنها به همان یک درصد اشکالات میپردازند.این هم شاید ناشی از رویکردهای سیاسی برخی از رسانهها باشد که اینگونه به این مسائل می پردازند که جای تاسف دارد.» اظهارات آقای ایازی که نوعی توجیه این رفتارهای ضد فرهنگی و تئوریزه کردن آنها بهجای پاسخگویی در مورد راههای جلوگیری از تکرار آن است، در حالی بیان میشود که برخی از رسانههای زنجیرهای نزدیک به شهرداری در طی روزهای گذشته نیز مواضع متناقضی در این زمینه اظهار کردهاند. این رسانهها بهدنبال انتشار گزارشهایی از مراسمهای شبیه پارتیهای دختر و پسری در برخی از جشنهای نیمه شعبان که شهرداری تهران بهنام امام زمان(عج) برگزار کرده بود و سپس منتشر شدن تصاویر آببازی در بوستان آب و آتش، در ابتدا این رفتارها را غیرشرعی و بیارتباط با شهرداری عنوان کردند اما پس از مواجهه با انتقادها و طرح این پرسش که شهرداری بهعنوان متولی چنین مواردی، چه تدبیری برای جلوگیری از تکرار آنها دارد، بهطور ناگهانی تغییر نظر داده و گویا اکنون این توجیه بهطور سازمانی برای این رسانهها دیکته شده است که بگویند "این افراد جزیی از مردم تهران بودند"، "تهران متعلق به همه آنها حتی همجنسگراها است و نمیتوان دور شهر و پارکهای آن حصار کشید"، "عمده شهروندان همین نگاهها را دارند"، "بعد از سالها خنده بر لب مردم تهران آمده!" و... به هر حال، تیم آقای قالیباف بهتر است که بهجای توجیه مراسمهای ضد فرهنگی آنهم به نام مقدس امام زمان(عج)، بیتدبیری در قبال رفتارهای غیر شرعی اخیر در برخی از بوستانهای تهران و سپس مالهکشی با ذکر مواردی مانند تقدیر مجامع بینالمللی و ادعای خندهدار خنده آوردن به لب مردم پس از سالها که منت گذاشتن بر سر مردم نیز در آن مستتر است، با خاطیان برخورد کنند. نکته قابل توجه دیگر هزینههای برگزاری این جشنها است که تنها در مورد مراسم بوستان آزادگان برای هر شب بالغ بر 100 میلیون تومان برآورد شده و مشخص نیست آیا شورای شهر که وظیفه رسیدگی به هزینهها و درآمدهای شهرداری تهران را دارد آیا در این زمینه ورود خواهد کرد یا مانند نمونههای زیادی مثل تونل توحید که بدون مناقصه 148 میلیارد تومان واگذار شد اما پس از تبلیغات پر حجم در مورد بینظیر بودن اجرای آن، قیمت تمام شدهاش بیش از 600 میلیارد تومان اعلام شد، از کنار این موارد نیز خواهد گذشت.
نکته جالب دیگر تیتر مصاحبه آقای ایازی "راهکار گسترش فرهنگ حجاب و عفاف فرهنگی است، نه انتظامی" است. این در حالی است که رئیسجمهور نیز از سال 86 چند بار همین نظر را ابراز کرده بود و اتفاقاً مورد هجمه رسانههای همین جریان سیاسی قرار گرفت. این رسانهها در واکنش به اظهارات احمدینژاد، معتقد بودند که اینگونه اظهارنظرها تبلیغاتی است. |
|
| منازل شخصی مدیران مطرح جهان |
| ساعت ۱:۱٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠ کلمات کلیدی: اطلاعات عمومی ، مطالب خواندنی ، عکس |
|
به گزارش بولتن؛ در ماه می سال جاری میلادی مارک زوکربرگ مدیر عامل فیس بوک ملکی را در پائولو آلتو کالیفرنیا به قیمت 7 میلیون دلار خریداری کرد. جزئیات زیادی در رابطه با این ملک 5 هزار فوت مربعی که دارای 5 اتاق خواب و 5 حمام است منتشر نشده است. اگرچه این ملک با املاک برخی از چهره های سرشناس جهان قابل مقایسه نیست اما برای فردی که تا به حال در منازل کرایه ای زندگی کرده چندان بد هم نمی تواند باشد. برخی از مدیران عامل جهان در قصر هایی باشکوه و رویایی با امکاناتی بی نظیر اقامت دارند که چشم اندازهایی فوق العاده به اقیانوس، جنگل، کوه، رودخانه و ... برای آنها فراهم کرده است که در ادامه این مطلب نگاهی به برخی از این عمارت های رویایی خواهیم داشت. اپرا وینفری، هارپو پروداکشنز
مکان: مونتسیتو، کالیفرنیا - قیمت: 50 میلیون دلار مساحت: 23 هزار فوت مربع دارای 6 اتاق خواب و 14 حمام در سال 2010 اپرا وینفری یکی از شناخته شده ترین چهره های رسانه ای جهان عمارت فعلی خود در مونتسیتو را خریداری کرد. وی لقب "سرزمین موعود" را برای این مکان در نظر گرفته و بهایی 50 میلیون دلاری را برای خرید آن پرداخته است. این در حالی است که اپرا در این مدت میلیون ها دلار دیگر نیز صرف تغییر و بازسازی بخش های مختلف سرزمین موعود کرده است. ملک مذکور دارای چشم اندازهای بی نظیری به کوهستان و اقیانوس است. اپرا وینفری داشتن چنین مکانی را یکی از آرزوهای خود عنوان کرده است. هوبرت گوئز، اِد هاردی
مکان: هولمبی هیلز، لس آنجلس - قیمت: 23.5 میلیون دلار مساحت: 17 هزار و 171 فوت مربع دارای 7 اتاق خواب و 13 حمام زمانی که مایکل جکسون در سال 2009 فوت کرد وی عمارتی را با کرایه ماهیانه یک صد هزار دلار در اختیار داشت. در واقع مالک آن عمارت هوبرت گوئز بود. وی مدیر عامل اد هاردی است. این عمارت در سال 2002 ساخته شده و همانند یک قلعه فرانسوی طراحی شده است. گوئز در سال 2004 این عمارت را به قیمت 18.5 میلیون دلار خریداری کرده اما چندی پیش آن را به قیمت 38 میلیون برای فروش قرار داده بود. با توجه به بالا بودن این مقدار سپس قیمت 28 میلیون دلار و در نهایت 23.5 میلیون دلار را برای فروش آن در نظر گرفته است. مایکل دل، دل
مکان: آستین، تگزاس - قیمت: 18.5 میلیون دلار مساحت: 33 هزار فوت مربع دارای 8 اتاق خواب و 13 حمام مایکل دل مدیر شرکت دل دومین تولید کننده بزرگ کامپیوترهای شخصی در جهان است. عمارت محل اقامت وی در سال 1997 و در زمان اوج شکوفایی دنیای فن آوری ساخته شده است. امکانات رفاهی مختلف از قبیل اتاق کنفرانس، استخر روباز و مسقف، زمین بسکتبال و انواع اتاق های مختلف تنها بخشی از ویژگی های این عمارت مجلل 33 هزار فوت مربعی را که در زمینی به مساحت 20 هکتار واقع شده است را تشکیل می دهد.
استیو جابز، اپل
مکان: پائولو آلتو، کالیفرنیا - قیمت: 2.6 میلیون دلار مساحت: 5 هزار و 678 فوت مربع دارای 7 اتاق خواب و 4 حمام همانند بسیاری دیگر از چهره های سرشناس دنیای فن آوری استیو جابز نیز در کالیفرنیای شمالی اقامت دارد. وی اوقات فراغت خود را در عمارتی 5 هزار و 678 متری که آن را خانه می نامد می گذراند. این مکان در سال 1920 ساخته شده و در زمینی نیم هکتاری واقع شده است. بیل گیتس، مایکروسافت
مکان: مدینا، واشینگتون - قیمت: 122.4 میلیون دلار مساحت: 50.050 فوت مربع دارای 8 اتاق خواب و 25 حمام بیل گیتس ثروتمندترین فرد در آمریکا محسوب می شود. وی تا سال 2002 مدیر عامل مایکروسافت بوده اما در این سال مسئولیت خود را به استیو بالمر واگذار کرد. عمارت شخصی وی علاوه بر اتاق های مختلف دارای 6 آشپزخانه، اتاق ناهار خوری هزار فوت مربعی، استخر و یک کتابخانه با سقف گنبدی شکل است. اسکات بوراف، منابع انرژی میلر
مکان: ناکسویل، تنسی - قیمت: 8.5 میلیون دلار مساحت: 36 هزار و 720 فوت مربع دارای 8 اتاق خواب و 11 حمام در سال 2006 همسر بوراف پس از شش سال مبارزه با سرطان جان خود را از دست داد. از این رو اسکات برای آنکه تغییری در زندگی خود ایجاد کرده و فعالیتهایش را از سر بگیرد به ویلا کولینا نقل مکان کرد. این عمارت به دریاچه فورت لودن مشرف بوده و دارای استخر روباز و مسقف است. همچنین چشم اندازی زیبا به کوه های اسموکی و رودخانه تنسی دارد. کتابخانه ای سه طبقه و گاراژی با گنجایش 7 خودرو از دیگ ویژگی های این عمارت محسوب می شود. قیمت اولیه این مکان 21 میلیون دلار در نظر گرفته شده بود که در نهایت بوراف آن را به قیمت 8.5 میلیون دلار خریداری کرد.
مکان: سان فرانسیسکو - قیمت: 6.4 میلیون دلار مساحت: 10 هزار و 742 فوت مربع دارای 5 اتاق خواب و 6 حمام مدیر عامل اوراکل دارای شش منزل مسکونی بوده که یکی از آنها در سانفرانسیسکو واقع شده است. الیسون در سال 1988 این مکان را به قیمت 3.9 میلیون دلار خریداری کرده است. علاوه بر 5 اتاق خواب، این مکان چشم انداز بی نظیری به خلیج سان فرانسیسکو داشته که در سال 2013 می تواند محل مناسبی برای تماشای مسابقات جهانی قایقرانی باشد. ایوان ویلیامز، تویتر
مساحت: 3 هزار و یک فوت مربع دارای 5 اتاق خواب و 5 حمام ایوان ویلیامز موسس و مدیر عامل سابق شبکه اجتماعی تویتر که در حال حاضر تعداد کاربران آن از مرز صد میلیون نفر عبور کرده، است. در واقع وی در مرکز سان فرانسیسکو زندگی می کند. وی به تازگی از پنت هاوسی واقع در منطقه سوما به این محل نقل مکان کرده است. سبک خاص ویکتوریایی خانه های این منطقه یکی از دلایل شهرت آن است. ویلیامز منزل خود را به قیمت 2.4 میلیون دلار خریداری کرده و تنها 3 هزار فوت مربع مساحت دارد که نسبت به دیگر چهره های سرشناس در این زمینه منزل کوچکتری را در اختیار دارد. دنی اِسپنس، پروکورپ اَسوشیتز
مکان: وودلندز، تگزاس - قیمت: 19 میلیون دلار مساحت: 30 هزار و 717 فوت مربع دارای 10 اتاق خواب و 15 حمام پروکورپ اَسوشیتز یک شرکت مشاوره و مدیریت در زمینه های انرژی، امور مالی و تولیدی است که از مشتری های مطرح آن می توان به کوکاکولا و موتورولا نام برد. دنی اِسپنس در عمارت مجللی که به آن ملک DanMar گفته می شود و نشان دهنده اول نام وی و همسرش ماریان است اقامت دارد. وی اخیرا این مکان را با قیمتی برابر با 19 میلیون دلار برای فروش گذاشته است. این عمارت در زمینی به مساحت بیش از 4 هکتار واقع شده و گاراژی با گنجایش 6 خودرو، استخر و سینمای خانگی بخشی از ویژگی بی شمار آن را تشکیل می دهد.
مساحت: 6 هزار و 280 فوت مربع دارای 6 اتاق خواب و 7 حمام لئو آپوتکر در سپتامبر 2010 به عنوان مدیر عامل شرکت اچ پی برگزیده شد. این شرکت بودجه ای 4.6 میلیون دلاری را برای نقل مکان وی از آلمان به کالیفرنیای آمریکا پیشنهاد کرده و او این پول را برای خرید عمارتی 7 میلیون دلاری در آترتون مورد استفاده قرار داد. طی سال گذشته یک صد منزل مسکونی در این منطقه با میانگین قیمت 3 میلیون دلار به فروش رسیده که از این نظر عمارت آپوتکر در میان گران قیمت ترین املاک مسکونی آترتون قرار می گیرد. استخر، اتاق سرگرمی و بازی، کتابخانه و تعداد زیادی اتاق های مختلف بخشی از امکانات این عمارت مسکونی را تشکیل می دهد.
|
|
| رئیس دولت اصلاحات اعتراف کرد |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، عکس |
|
تهدید دانشجویان در سال 83 بهترین خاطره خاتمی
خبرنامه دانشجویان ایران: محمد خاتمی در دیدار با دانشجویان اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیراز به جدال لفظی با دانشجویان در سال 83 یکی از بهترین خاطرات خود خواند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، رئیس دولت اصلاحات در جمع دانشجویان انجمن فرهنگ و سیاست شیراز گفت:« یکی از بهترین خاطرات من سال ٨٣ بود که در دانشگاه تهران به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی و دومین مقام کشور صحبت می کردم و دانشجویان اعتراض های تندی کردند. و من مطمئن بودم جوانی که بلند شده و اعتراض می کند ذره ای نگران نیست که بیرون از این در با او برخورد خواهد شد. » آنچه در متن اتفاقات 16 آذر 83 در دانشگاه تهران میان خاتمی و دانشجویان اتفاق افتاد تنها از جنس تهدید به اخراج دانشجویان از جلسه توسط خاتمی و هوکردن رئیس شورای عالی امنیت ملی زمان اصلاحات توسط دانشجویان بود. در مراسم روز دانشجو در دانشکده فنی دانشگاه تهران سال 83 و در میان صحبتهای رئیس جمهوری وقتی عدهای با هو کردن، صحبتهای وی را قطع می کردند، رئیس جمهوری بر افروخته شد و گفت:«این خلاف دموکراسی است این چه وضعی است که ایجاد کردهاید، مگر شما چند نفر هستید که هو میکنید، کاری نکنید که بگویم بیرونتان کنند، آدم باشید، گوش بدهید و تحمل کنید.» گفتنی است در مراسم سال 83 حتی زمانی که نماینده تشکل حامی خاتمی و دوستانش در انجمن اسلامی دانشکده فنی دانشگاه تهران به عنوان نماینده آخرین تشکل برای بیان دیدگاههای خود به پشت تریبون فرا خوانده شد. عدهای از دانشجویان شعار دادند: « خاتمی...، رای ما رو پس بده، خاتمی ... مقصر خیانت، خیانت.» در میان صحبت های رئیس دولت اصلاحات وقتی عدهای با هو کردن صحبتهای وی را قطع می کردند، خاتمی بر افروخته گفت:«شمایی که هنوز به قدرت نرسیده تحمل دیگران را ندارید، خدا کند به قدرت نرسید.» خبرگزاری ایسنا که وابسته به جهاد دانشگاهی از ارگانهای پیرو دولت اصلاحات بود در این ضمینه نوشت:خاتمی در آن جلسه حامیان تندرو دانشگاهی خود را عده ای منحرف دانست و به آنها گفت:« در همه چیز انحراف ایجاد کردهاید اینجا هم نمیگذارید حرفی زده شود.» جالب آنکه در مراسم 16 آذر 83 خاتمی که با شعارهای تند دانشجویان که خواستار پاسخگویی وی بودند، روبه رو شد به حالت قهر مراسم را ترک کرد. سئوال اینجاست آیا خاتمی دچار آلزایمر تاریخی شده یا اتفاقی دیگر در آن جلسه رخ داده که موجب مسرت و به یادماندنی شدن آن اتفاقات در ذهن سید محمد خاتمی شد. گفتنی است انجمن فرهنگ و سیاست شیراز که از طیف های نزدیک به علی محمد دستغیب و مسجد قبای شیراز هستند، در آستانه انتخابات مجلس در اسفند ماه در قالب اردوهای تابستانی خود به صورت جداگانه پیش از خاتمی با آقای هاشمی و آقای هادی خامنه ای دیدار داشتند. هوکردن خاتمی توسط دانشجویان در آذر 83
![]() لحظات عصبانیت خاتمی در 16 آذر 83
![]() ![]() ![]() ![]() |
|
| عکس: تیتر عجیب سایت هاشمی |
| ساعت ۱:٢٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، عکس |
|
|
|
| عکسهای منتشرنشده از نخستین فرمانده سپاه |
| ساعت ٢:٢٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، ابوشریف ، سپاه پاسداران ، عکس |
|
عباس آقازمانی مشهور به ابوشریف اولین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از سالها اقامت در پاکستان هفته گذشته به کشور بازگشت.
هفته گذشته
منبع عکسها: مرکز اسناد انقلاب اسلامی |
|
| عبدالکریم سروش در نماز جمعه تهران |
| ساعت ۱٢:٥٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، عبدالکریم سروش ، آیت الله جعفرسبحانی ، عکس |
|
او با آن چهره نورانی، و بیان شیرین، روزگاری مدرس نهجالبلاغه بود. خطبه همام را به نحو دلپذیری تفسیر میکرد، چه شد که از این گروه این همه فاصله گرفت؟
به گزارش برنا، حسین حاج فرج دباغ زاده متولد سال ۱۳۲۴ خورشیدی مشهور به "عبدالکریم سروش" از روشنفکرانی است که پس از انقلاب اسلامی خود را از جریان عظیم مردم و نظام خارج و به جمع معارضان با نظام پیوست. او در، دانشگاه علوم پزشکی تهران داروسازی و در لندن در رشته شیمی تجزیه و فلسفهٔ غرب تحصیل کرده است. وی نظریات خودش را کلام جدید مینامد و مرام کلامی خود را نو معتزلی میداند.
![]() پس از انحراف فکری و اندیشه عبدالکریم سروش و بی احترامی نسبت به قرآن و پیامبر اعظم(ص)، برخی از عالمان وی را نصیحت کردند تا از این راه فاصله بگیرد و به صراط مستقیم هدایت شود اما وی همچنان بر اندیشه های نادرست خود تاکید می کند. در همین زمینه حضرت آیت الله جعفر سبحانی در سال 86 با نوشتن یادداشتی درباره او یادآور شد: او با آن چهره نورانی، و بیان شیرین، روزگاری مدرس نهجالبلاغه بود. خطبه همام را به نحو دلپذیری تفسیر میکرد، چه شد که از این گروه این همه فاصله گرفت؟ آیتالله جعفر سبحانی به نامه سرگشاده خود به سروش در آذر ماه 84 اشاره کردهاند که طی آن لغزشهای وی را گوشزد کردهاند و سپس اظهار امیدواری کردهاند که سروش بار دیگر به آغوش امت اسلامی بازگردد. قسمتهایی از این یادداشت به شرح زیر است: در اوج اسلامستیزی غربیان، که دیروز رسانههای هلندی، و امروز رسانههای دانمارکی جلودار آن هستند گزارش میرسد که گروهی در کشور دوم، از طریق هنرهای تجسمی به اسلامستیزی برخاسته و میخواهند از طریق کاریکاتورهای موهن و نمایش فیلم، پیامبر و قرآن را در انظار جهانیان نازیبا سازند، در چنین شرایط و اوضاع، مصاحبهای از آقای عبدالکریم سروش خواندم که در سایت «آفتاب نیوز» به تاریخ 14 بهمن 86 به نقل از رادیو هلند، بخش عربی، و ترجمه فارسی آن در رادیو زمانه آمده بود. من نمیتوانم بدون دلیل قاطع بگویم آنچه در این مصابحه خواندم نظریه صددرصد خود اوست، ولی سکوت او را میتوانم گناهی نابخشودنی در مقابل این گزارش به شمار آورم. در شرایطی که ملحدان غرب کمر به اسلامستیزی و منزوی ساختن مسلمانان بستهاند، فردی که در محیط اسلامی و در میان علما و دانشمندان پرورش یافته و مدتها سخنان او زینتبخش رسانههای ایرانی بوده، سخنانی به زبان آورد که نتیجه آن این است که قرآن موجود، ساخته و پرداخته ذهن پیامبر است! و پیامبر در آفرینش قرآن، نقش محوری داشته است! در آذرماه 84 نامه سرگشادهای به آقای سروش نوشته و در آنجا لغزشهای او را در مسئله امامت و خلافت گوشزد کردم و بار دیگر از او درخواست نمودم که به آغوش ملت اسلامی و بالأخص علما و حوزههای علمیه باز گردد و بداند که این نوع سروصداها و هیاهوها زودگذر است و به سان موج دریا، پس از اندی خاموش میشود، و آنچه باقی میماند، همان حق و حقیقت است و تصور میکردم که این نامه پدرانه درباره او مؤثر افتد. کسانی که این نامه را خوانده بودند، از نگارش آن، اظهار رضایت میکردند، ولی مصاحبه او درباره قرآن، بر تأسف و تأثرم افزود، و با خود فکر کردم که زاویه انحراف روز به روز بیشتر میشود و این سؤال به ذهنم رسید که چه عاملی در کار است که از این فرد دستپرورده حوزه و دانشگاه، چنین بهرهکشی میکنند؟ او با آن چهره نورانی، و بیان شیرین، روزگاری مدرس نهجالبلاغه بود. خطبه همام را به نحو دلپذیری تفسیر میکرد، چه شد که از این گروه این همه فاصله گرفت. از این مقدمه بگذرم، و با نگارش این نامه و نقد اندیشه او، روزنه امید به اصلاح او را بار دیگر باز بگذارم، به امید آن که با خواندن این نامه، بار دیگر به آغوش امت اسلامی باز گردد. تصویر زیر متعلق به عبدالکریم سروش است که پایگاه اطلاع رسانی اسناد انقلاب آن را منتشر نموده است. ![]() |
|
| رونمایی از دستهای مصنوعی دیکتاتور + عکس |
| ساعت ۱٠:٤٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، علی عبدالله صالح ، یمن ، عکس |
|
نحوه نشستن عبدالله صالح بر روی صندلی نشان می داد وی از دو پا فلج شده است. عبدالله صالح در این تصاویر هرگز سر خود را تکان نداد. چشمان وی نیز غیر طبیعی و بسیار سفید به نظر می رسید، طوری که حرکت دادن و پلک زدنش به افراد کور شبیه بود. مهر: انتشار تصاویر جدید "عبدالله صالح" در ریاض نشان می دهد وی از ناحیه دو دست دچار آسیب جدی شده به طوری که از دستهای مصنوعی استفاده می کند و به احتمال زیاد توانایی راه رفتن هم ندارد. ![]()
در تصویر دیگر وی در کنار "جان برنان" معاون اوباما در امور مبارزه با تروریسم دیده می شود. آمریکا از صالح خواسته است که توافقنامه انتقال قدرت را به امضا برساند. |
|
| گزارش لحظه به لحظه از آشوب های کوی دانشگاه تهران در سال 78/ قسمت دوم |
| ساعت ۱:٤٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، کوی دانشگاه ، 18 تیر ، عکس |
|
تلاش برای گسترش اغتشاش از کوی دانشگاه به خیابانهای تهران+عکس
گروه تاریخ: حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 یکی از حوادث ناگوار تاریخ معاصر است که ابعاد مختلفی از آن تاکنون مورد بررسی قرار گرفته است. ناآرامی کوی دانشگاه در تیرماه سال 78 که به بهانه توقیف روزنامه سلام آغاز شد و تا چند روز پس از آن نیز ادامه داشت، اینگونه رقم خورد که ساعت 21 پنجشنبه 17 تیرماه تعدادی افراد با هویت نامعلوم با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضمون اعتراض به توقیف «سلام» در مقابل سینمای کوی دانشگاه تجمع کردند و با تحریک دانشجویان و پخش اعلامیه جرقههای اولیه آشوب را ایجاد کردند و این عده با گذشت کمتر از یک ساعت با خروج از کوی اقدام به تجمع غیرقانونی و سردادن شعار در خارج از کوی کردند و با حمله به تعدادی خودرو، فضای رعب و وحشت ایجاد کردند. رجانیوز روز گذشته قسمت اول گزارش لحظه به لحظه آشوب های کوی دانشگاه تهران را منتشر کرد و اکنون قسمت دوم این گزارش را می خوانید: روز دوشنبه – تاریخ 21/4/87 ساعت 20/2 بامداد یک دستگاه خودرو با مشخصات معلوم در مقابل کوی دانشگاه حاضر گردیده و مقادیری تغذیه و شیشه (ظاهراً جهت ساختن کوکتل و ...) به آنها رسانیده است. ساعت 40/2 بامداد تعداد دو دستگاه خودرو یک دستگاه موتوسیکلت (با مشخصات معلوم) مقادیری چوب و چماق و تعدادی جعبه به دانشجویان کوی دانشگاه میرسانند. ساعت 15/10 تعدادی حدود 70 الی 80 نفر در مقابل سر در دانشگاه تهران حضور دارند و تعداد آنها رو به افزایش میباشد. ساعت 36/10 در مقابل در دانشگاه کارت افراد را بررسی مینمایند و افراد دانشجو را جهت تحصن به داخل مسجد دانشگاه هدایت مینمایند.
ساعت 30/11 تعدادی حدود 30 نفر در مقابل کوی دانشگاه حضور دارند و قابل توجه است که افرادی که وارد آن محدوده میشوند پس از شناسایی توسط کارت دانشجویی وارد کوی دانشگاه میشوند و سپس با اتوبوسهای داخل کوی به سمت دانشگاه تهران میروند. ساعت 35/11 در مقابل دانشکده فنی (داخل محوطه دانشگاه تهران) صدای انفجاری همراه با تجمع دانشجویان شنیده میشود. ساعت 45/11 در مقابل سردر دانشگاه تهران اطلاعیهای نصب شده است با این عنوان که ساعت 30/14 جهت مراسم عزاداری به کوی دانشگاه مراجعه نمایید. ساعت 15/12 اعلام میگردد مقام معظم رهبری پیام خاص و مهمی صادر فرمودهاند که در رأس ساعت 14 از اخبار صدا و سیما پخش خواهد شد. ساعت 30/12 داخل مسجد دانشگاه کاملاً مملو از دانشجو است و در اطراف محوطه مسجد تا فلکه آبنما نیز دانشجویان مستقر هستند و هر چند لحظه یک نفر برای دانشجویان سخنرانی مینماید. ساعت 35/12 در مقابل دانشگاه تهران تعدادی حدود ساعت 40/12 در مقابل سر در دانشگاه تهران پلاکاردهایی به مضامین ذیل دیده میشود: «حلول روح سعید امامی را در ناطق نوری، زادسر، باهنر، رسولینژاد تسلیت میگوییم. در مجلس ششم پوزه امامیها رابه خاک خواهیم مالید،انصار، دانشجوها را به خاک و خون کشیدند، ملت ایران درخت تنومند آزادی را با خون خود آبیاری میکند.» ساعت 50/12 تعدادی حدود 900 نفر از خیابان انقلاب به سمت میدان فلسطین در حرکت هستند و در حال حاضر به پمپ بنزین وصال رسیدهاند. ساعت 05/13 تعداد دانشجویان 1500 نفر از چهار راه ولیعصر به داخل خیابان ولیعصر در حرکت هستند. نیروی انتظامی قصد دارد عناصر اصلی راهپیمایی و کسانی که دوربین به همراه دارند را توقیف و دستگیر نماید و شعارهای ذیل را سر میدهند: «نیروی انظامی مرگت باد – میکشم میکشم آنکه برادرم کشت.» ساعت 25/13 خودرو (با مشخصات معلوم) از سمت کوی دانشگاه با سلاح سرد به سمت دانشگاه تهران در حرکت است و طی مسیر نیز چندین مورد درگیری این خودرو گزارش شده است.
ساعت 30/13 در میدان ولیعصر تعدادی حدود 1500 نفر با عوامل نیروی انتظامی درگیر میشوند و یک دستگاه خودرو نیروی انتظامی را واژگون مینمایند و ناجا نیز اقدام به تیراندازی هوایی نموده است. ساعت 35/13 دانشجویان اقدام به آتش زدن ماشین نیروی انتظامی مینمایند و دانشجویان (1500 نفر) به سمت شمال و غرب میدان ولیعصر در حال تخریب و فرار میباشند و همچنین در ابتدای خیابان ولیعصر مقابل سینما قدس اقدام به آتش زدن یک حلقه لاستیک نمودهاند. ساعت 45/13 در میدان ولیعصر داخل خودرویی که آتش گرفته شده، مقادیری مهمات وجود دارد که در حال انفجار میباشد. ساعت 50/13 یک دستگاه موتوسیکلت متعلق به فردی حزب الهی در بلوار کشاورز به آتش کشیده شده است. ساعت 10/14 تعدادی حدود هفت هزار نفر داخل محوطه دانشگاه تهران میباشند و تعدادی نیز حدود دو هزار نفر در حوالی دانشکده فنی تظاهرات نموده و شعارهای ذیل را سر میدهند: «ما پیرو حسینیم سازش نمیپذیریم – نیروی انتظامی تسلیت تسلیت.» ساعت 30/14 در حین سخنرانی مقام معظم رهبری که در تریبون دانشگاه پخش میشد تعدادی حدود دو هزار نفر اقدام به راهپیمایی و شعار دادن در حوالی دانشکده فنی مینمایند. ساعت 45/14 تعداد 500 نفر که از خیابان حجاب به سمت دانشگاه تهران آمده بودند به دانشگاه میرسند و ظاهراً قصد دارند که به داخل دانشگاه رفته و کل جمعیت را به بیرون بکشانند. ساعت 55/14 در جنوبی دانشگاه تهران شکسته شده و جمعی (حدود 1500 نفر) به داخل دانشگاه هجوم میبرند. ساعت 15 دانشجویانی که به داخل دانشگاه رسیدهاند قصد خارج کردن دانشجویان دیگر را دارند و شعارهای ذیل را سر میدهند: «تحکیمی سازشکار محکوم باید گردد.» عناصر دفتر تحکیم سعی مینمایند که دانشجویان را در داخل دانشگاه نگه دارند اما در مقابل، دانشجویان میگویند که اگر بمانیم لحظه لحظه تعدادمان کمتر میشود. ساعت 17/15 تعدادی در مقابل در دانشگاه (حدود 500 نفر) اقدام به پارهکردن عکس مقام معظم رهبری مینمایند.
ساعت 45/15 حدود 1500 نفر از چهارراه نواب به سمت آزادی در حرکتند و هر لحظه به تعداد آنها اضافه میشود و ناجا از کنترل آنها معذور است. ساعت 10/16 اغتشاشگران در مسیر آزادی در مقابل کلانتری، قصد تعرض داشتند که با برخورد ناجا متفرق شدند. ساعت 25/16 یکی از عناصر دفتر تحکیم وحدت پشت تریبون رفته و پس از تشکر از سخنان رهبری آن را کافی ندانسته و سپس اقدام به سر دادن شعارهای ذیل نموده و خواستار اعدام لطفیان شدهاند: «فرمانده کل قوا خاتمی خاتمی – مرگ بر استبداد – خمینی کجایی خاتمی تنها شده.» ساعت 15/18 در مقابل در اصلی دانشگاه تعدادی حدود 700 نفر حاضر هستند. ساعت 30/18 محورهای سخنان افراد داخل دانشگاه و دانشجویان به شرح ذیل میباشد: 1- توماری در خصوص مجلس خبرگان تهیه نماییم که از رهبری توضیح بخواهد و مجلس خبرگان به وظایف قانونی خود عمل کند. 2- ما باید کاری بکنیم که نیروی انتظامی در اختیار دولت قرار بگیرد. 3- اگر آقای خاتمی بخواهد در قضیه دانشجویان کوتاه بیاید ما از او حمایت نخواهیم کرد. ساعت 45/18 حدود 1200 نفر در سر در دانشگاه تهران اقدام به سوزاندن روزنامههای مخالف خود نموده و سپس اقدام به هوکردن مینمایند. ساعت 35/19، 3000 نفر در میدان انقلاب با ناجا درگیر شدند و ناجا گاز اشکآور پرتاب کرده و افراد متفرق شدند. ساعت 45/19 حدود 1500 تا 2000 نفر جلوی دانشگاه آتش روشن کردند و کوچهها توسط مردم مسدود شده و شعار ناسزا میگویند. ساعت 55/19 دانشجویان صندلیهای دانشگاه تهران را به بیرون آورده و آتش میزنند. ساعت 55/19 خیابان 16 آذر توسط مردم بطور کامل مسدود شده است. ساعت 57/19 شیشههای کیوسک پاسگاه راهنمایی و رانندگی در میدان انقلاب توسط اغتشاشگران بطور کامل شکسته و سپس به آتش کشیده میشود.
ساعت 05/20 در خیابان جمالزاده شیشههای یکی از مغازهها شکسته شده و وسایلش را نیز به بیرون آورده و آتش زدند. عوامل ناجا گاز اشکآور پرتاب مینمایند. ساعت 10/20 تعدادی حدود 2 هزار نفر از دانشجویان که مقابل دانشگاه بودهاند اقدام به تخریب شیشههای اماکن مقابل دانشگاه کردند و کیوسک سردر دانشگاه را نیز آتش زدند. ناجا نیز اقدام به پرتاب گاز اشکآور نموده است. ساعت 20/20 تعداد 300 نفر در مقابل کوی دانشگاه به سمت پائین در حرکتاند و این شعار را تکرار میکنند که «ما منتظر اسلحه هستیم!» ساعت 40/20 تعداد 100 الی 150 نفر از نیروهای مردمی در اطراف میدان حرکت مینمایند و شعارهای ذیل را سر میدهند: «الله اکبر، وای اگر خامنهای حکم جهادم دهد - منافق حیا کن دانشگاه را رها کن.» ساعت 50/20 تعدادی حدود 40 عدد کوکتل از داخل دانشگاه تهران در عرض چند دقیقه پرتاب شده است. ساعت 05/21 نیروهای ناجا به داخل دانشگاهگاز اشکآور زدهاند و یک درخت نیز توسط دانشجویان آتش گرفته است. ساعت 10/21 بانک ملت نرسیده به جمالزاده در خیابان آزادی توسط اغتشاشگران به آتشکشیده میشود و رایانههای بانک را به وسط خیابان پرتاب مینمایند. ساعت 25/21 در خیابان جمالزاده یکی از اتوبوسهای شرکت واحد به آتشکشیده شده است.
ساعت 25/21 تعدادی حدود 2هزار نفر که در مقابل دانشگاه بودند اقدام به تخریب کیوسک سر در دانشگاه میکنند. موکتهای محوطه سرپوشیده نماز جمعه توسط دانشجویان به آتش کشیده میشود. صندلیها و نیمکتهای دانشگاه و همینطور پلاکاردهای محوطه سرپوشیده نماز جمعه توسط دانشجویان به آتش کشیده می شود. ساعت 25/21 در مسجد جامع سه راه جمهوری تعدادی از عناصر حزباللهی (حدود 2هزار نفر) آماده جهت انجام هرگونه واکنش احتمالی میگردند و شعارهای ذیل را سر میدهند: «ماشاءاللهحزبالله- وای اگر خامنهای حکم جهادم دهد...» ساعت 45/21 سخنگوی دفتر تحکیم وحدت در طول درگیریهای دانشگاه دائماً با مسئولان از جمله تاجزاده در ارتباط میباشد. ساعت 00/22 آقای تاجزاده در تماس با دانشجویان، در شمال را جهت خروج دانشجویان تأمین امنیت نموده است. ساعت 25/22 بین توحید و چهارراه باقرخان لاستیک آتش زده شده است و تعداد 100 نفر نیز از اغتشاشگران تجمع نمودهاند. ساعت 40/22 حد فاصل چهارراه طالقانی و ولیعصر تعدادی از اغتشاشگران اقدام به پخش زباله و آجر در خیابان نموده و خیابان را مسدود کردهاند ساعت 40/22 یک کامیون خاک در خیابان باقرخان خالی شده و خیابان را مسدود مینماید. ساعت 23 خیابان کارگر تقاطع جلال آل احمد توسط 30 نفر از دانشجویان مسدود شده است. ساعت 23 میدان انقلاب به سمت آزادی حوالی نوفلاح یک دستگاه اتوبوس به آتش کشیده شده است. ساعت 10/23 در خیابان کارگر پائینتر از کوی دانشگاه 3 کامیون مصالح خالی نمودهاند.
ساعت 35/23 تعداد 200 نفر در مقابل بیمارستان شریعتی زباله خالی کردهاند. در ضمن این افراد که نقابدار هستند، با عناصر حزباللهی درگیر میشوند. ساعت 50/23 حدود 800 نفر از دانشجویان با تعدادی حدود 500 نفر از عناصر حزبالله در بیرون از خوابگاه درگیر شدهاند و دانشجوها از داخل دانشگاه چندین کوکتل به بیرون پرتاب مینمایند. ساعت 24 در امیرآباد، تقاطع اتوبان جلال آلاحمد یک دستگاه موتوسیکلت توسط چند نفر از اغتشاشگران که یکی از آنها مست بوده است به آتش کشیده میشود و صاحب موتور نیز فرار میکند.
روز سه شنبه 22/4/78 ساعت 00:25 تعدادی حدود 1500 نفر از عناصر حزباللهی در مقابل کوی دانشگاه برخی با چوب بعضاً موتوسوار حاضر هستند و عوامل ناجا نیز کاملاً محل را تخلیه نمودهاند. ساعت 1:10 بامداد ناجا عواملش را مجدداً به مقابل کوی دانشگاه آوردهاست. ساعت 1:15 بامداد روبه روی سر در دانشگاه، شخصی که شعار «مرگ بر منافق» سر میداد توسط یک دستگاه خودرو پیکان با 3 سرنشین ربوده میشود. ساعت 1:20 بامداد تعدادی از دانشجویان داخل کوی دانشگاه حدود 2400 نفر که تعداد 500 نفر از آنها در بیرون از دانشگاه بودند. لازم به ذکر است شخصی (با هویت نامعلوم) در حضور 500 نفر دانشجویان بیرون خوابگاه طی سخنانی بشدت تأکید مینمود که حتماً همگی در مراسم فردا ساعت 10 صبح به سمت دانشگاه تهران حاضر شوند. ساعت 10:15 تعدادی حدود 70 الی 80 نفر در مقابل سر در دانشگاه تهران حضور دارند و این تعداد رو به افزایش میباشند. تعداد سه برگ اطلاعیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر طوسی، بسیج دانشجویی دانشکده علوم پایه دانشگاه تهران و متن استعفای دکتر معین منتشر شد. ساعت 11 نیروهای امنیتی و انتظامی مستقر در اطراف دانشگاه تهران چند موتورسوار و فرد مظنون را بازداشت کردند. از آنجا که احتمال نفوذ عوامل بیگانه و خرابکار در میان اجتماع کنندگان وجود دارد نیروهای امنیتی بر عبور و مرور در خیابانهای اطراف نظارت میکنند.
ساعت 11:50 پس از هشدارهای مکرر نیروی انتظامی به جمعیت مقابل سر در دانشگاه تهران مبنی بر اینکه «تجمع شما براساس اطلاعیه شورای امنیت ملی غیر قانونی است.» هیچگونه اعتنایی به این هشدارها نمیشود و با وجود تأکیدات وزارت کشور مبنی بر ضرورت دریافت مجوز برای هرگونه راهپیمایی و تظاهرات اقدام گروههای اغتشاشگر برای دومین روز پیاپی موجب برهم خوردن برنامهریزی سازمان سنجش کشور در توزیع کارتهای داوطلبان آزاد سراسری امسال شده است و بسیاری از داوطلبان و خانواده آنها که امروز قصد دریافت کارت را دارند به دانشگاه تهران یکی از حوزههای اصلی توزیع کارت مراجعه کردهاند که به دلیل بروز ناامنی در محدوده دانشگاه تهران موفق به دریافت کارت شرکت در آزمون سراسری نشدند. ساعت 12 تعداد 7 عدد گاز اشک آور در ابتدای خیابانهای فروردین، اردیبهشت و انقلاب توسط ناجا شلیک شد. ساعت 12:05 تعداد بیشماری فرار نموده و به نقطه نامعلومی رفتند و تعدادی نیز به خیابانهای جنوبی مقابل دانشگاه (12 فروردین، اردیبهشت و فخررازی) فرار کردند و با پرتاب سنگ قصد مقابله با عوامل ناجا را داشتند. ساعت 12:10 نیروهای بسیج به کمک عوامل انتظامی آمده و در خیابانهای فرعی تا خیابان کارگر و میدان انقلاب به تعقیب اغتشاشگران میپردازند و هر لحظه تعدادی را که در حال تخریب اموال عمومی و پرتاب سنگ هستند دستگیر مینمایند. ساعت 12:15 حد فاصل خیابان انقلاب و خیابان کاوه یک خودرو جیپ زرد رنگ احتمالاً متعلق به وزارت نیرو به آتش کشیده میشود. ساعت 12:15خیابان کارگر شمالی به طرف میدان انقلاب و میدان انقلاب به سمت میدان آزادی، تعدادی حدود 200 نفر از اغتشاشگران حضور دارند و از کنترل ناجا خارج گردیده، قصد دارند بانک رفاه کارگران واقع در شمال غرب میدان انقلاب را تخریب نمایند.
ساعت 12:20 مسجد سیدالشهدا نبش ضلع شمالی میدان انقلاب توسط تعدادی از اغتشاشگران به وسیله سنگ مورد تهاجم قرار میگیرد و لحظاتی بعد عناصر بسیج با آنها مقابله نموده و آنها را متفرق مینمایند. ساعت 12:40 تعداد 500 نفر در خیابان فلسطین با ناجا درگیر شدهاند. تعداد عوامل انتظامی 50 نفر میباشد. ساعت 12:55 تعداد 500 نفر از خیابان جمهوری به طرف خیابان پاستور حرکت میکنند و به سمت عوامل انتظامی سنگ پرتاب مینمایند. عوامل ناجا با آنها برخورد نموده و گاز اشکآور پرتاب مینمایند. ساعت 12:57 تعداد 1500 نفر بین چهارراه ولیعصر تا چهارراه کالج شعار ذیل را سر میدهند که با تعدادی از بسیجیها درگیر میشوند: «وای از آن روزی که مسلح شویم.» ساعت 13:20 دقیقه درگیری میان اغتشاشگران و نیروهای بسیج و ناجا در خیابان کارگر شمالی روی داده است. در این درگیری، نیروهای ناجا برای متفرق کردن اغتشاشگران، اقدام به پرتاب گاز اشکآور کردهاند. در تقاطع جمالزاده- آزادی نیز، اغتشاشگران که مجهز به سنگ و آجرهای خرد شده هستند در بعضی از قسمتهای این خیابان اقدام به آتش زدن لاستیک و یا چوب کردهاند. ساعت 13:25 یک خودرو بسیج در خیابان جمهوری تقاطع اسکندری به آتش کشیده میشود. ساعت 13:25 در خیابان انقلاب تعدادی از نردههای وسط خیابان و صندوقهای صدقه توسط اغتشاشگران تخریب و به وسط خیابان پرتاب شد. ساعت 13:40 مقابل سر در دانشگاه توسط عوامل بسیج کاملاً تحت کنترل است و اغتشاشگران به سمت شرق دانشگاه متفرق شدهاند. ساعت 13:55 به یک دستگاه پژوه 405 در خیابان وصال توسط اغتشاشگران تخریب کلی وارد آمده و اموال داخل آن را نیز به سرقت بردند. ساعت 014 شیشههای یک بیمارستان در تقاطع وصال- بلوار کشاورز شکسته شد. ساعت 14:10 گروهی از اغتشاشگران در منطقه چهارراه مخبرالدوله، شیشههای چند بانک را شکستند. این گروه همچنین تمامی علائم راهنمایی و رانندگی را در سر راه خود میشکنند و از آن بهعنوان سلاح استفاده میکنند. در ابتدای خیابان سعدی تا خیابان لالهزار هیچ خودرویی مشاهده نمیشود. ساعت 14:17 اغتشاشگران شعارهایی علیه مقام عظمای ولایت در میدان فاطمی میدهند. برخی از افراد این گروه در حالی که سنگ نیز در دست دارند مردم را تحریک میکنند. ساعت 14:30 بازار کویتیها و بازار جعفری در ضلع پائین خیابان 15 خرداد دو نفر به مغازهها اخطار میدهند در صورتی که مغازهها را نبندند به آتش کشیده میشود. ساعت 14:45 یک دستگاه اتوبوس شرکت واحد و یک دستگاه پیکان در خیابان لالهزار به آتش کشیده میشود. ساعت 14:50 تعدادی از اغتشاشگران وارد مسجدی واقع در مخبرالدوله شده و بخشی از ساختمان مسجد را تخریب نمودند. ساعت 14:50 تعدادی لاستیک مقابل ساختمان کیهان واقع در کوچه شهید شاهچراغی توسط اغتشاشگران به آتش کشیده شد. ساعت 14:55 در تقاطع ناصر خسرو یک دستگاه اتوبوس به آتش کشیده شد. ساعت 15 چهار دستگاه خودرو بسیج و یک دستگاه موتوسیکلت در مقابل مسجد هدایت خیابان جمهوری توسط اغتشاشگران به آتش کشیده شده و تابلو مقابل مسجد نیز شکسته شد. همچنین به دو دستگاه آمبولانس نیز خسارت وارد شده است. ساعت 15 قسمت اعظم بازار تهران تعطیل شده است و همچنین از بلندگوها اعلام میشود که فردا بازار تعطیل است. ساعت 15 یک دستگاه مینیبوس در چهارراه گلوبندک توسط اغتشاشگران به آتش کشیده شده است. ساعت 15:07 در خیابان گلوبندک هزار نفر از اغتشاشگران حضور دارند و یک نفر مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. ساعت 15:20 اغتشاشگران قصد تخریب دادسرای انقلاب، واقع در میدان ارک را داشتند. ساعت 15:30 در میدان امام خمینی(ره) اغتشاشگران وارد بانک تجارت شده و اقدام به آتش زدن آن نموده و پولهای بانک را به سرقت میبرند. ساعت 15:30 خیابان کارگر جنوبی (حد فاصل میدان انقلاب و میدان حر) اوضاع در این منطقه کاملاً عادی و آرام است ولی برخی آثار به جا مانده از آشوب اغتشاشگران همچنان در این محل مشاهده میشود. ساعت 15:35 در سه راه امیرکبیر ابتدای خیابان ملت یک دستگاه آمبولانس توسط اغتشاشگران به آتش کشیده شد. ساعت 15:35 در خیابان گلوبندک یک دستگاه خودرو به آتش کشیده شده است. ساعت 15:45 تعدادی از اغتشاشگران از میدان ارک به سمت سبزه میدان حرکت کرده و قسمتی از این انبار کالا را در پامنار به آتش میکشند. ساعت 15:45 بانک ملی شعبه چهارراه گلوبندک مورد حمله قرار گرفته و به آتش کشیده میشود. ساعت 16 در اثر آشوبهای امروز بانک ملت شعبه «تکیه دولت» بیش از 80 درصد و بانک ملت شعبه «سبزهمیدان» بیش از 60 درصد خسارت دیدهاست. یک نفر از اغتشاشگران به دلیل دودگرفتگی ناشی از آتش سوزی در بانک در میان آتش و دود جان داد که تاکنون مشخصات وی معلوم نشده است. اغتشاشگران به بانک تجارت شعبه «شهید مصطفی خمینی» نیز حمله کرده و شیشههای آن را شکستند. این افراد به یک خودرو آتش نشانی نیز حمله کردند و شیشه هایش را شکستند. اغتشاشگران در خیابان شوش به یک دستگاه اتوبوس شرکت واحد حمله کردند و اقدام به ضرب و شتم راننده و مسافران نموده و سپس اتوبوس را به آتش کشیدند. ساعت 16:30 اغتشاشگران با حمله به کیوسک روزنامه فروشی در خیابان مصطفی خمینی آن را به آتش کشیدند. این افراد همچنین یک شعبه بانک تجارت در خیابان مولوی تهران را مورد تعرض قرار دادند. ساعت 16:30 در چهار راه مولوی تعدادی از اغتشاشگران با عناصر بسیج درگیر میشوند. ساعت 16:50 جمعیتی حدود هزار نفر از افراد حزباللهی در میدان انقلاب جمع شدهاند که مردم حزباللهی پس از راهپیمایی و سردادن شعار در حمایت از مقام معظم رهبری همراه با سینهزنی به سمت دانشگاه حرکت مینمایند. ساعت 17:10 در میدان انقلاب شعارهای زیر داده میشود: «حزب فقط حزب علی، رهبر فقط سیدعلی- منافق حیا کن دانشجو را رها کن- مرگ بر منافق- نیروی انتظامی تشکر تشکر- امریکا در چه فکریه ایران پر از بسیجیه.» ساعت 17:12 تعداد 200 نفر از عناصر یگان ویژه ناجا در مقابل سر در دانشگاه مستقر شدند. ساعت 17:20 حدود هزار نفر از بسیج و مردم حزباللهی در میدان مخبرالدوله حضور دارند و میدان را در کنترل دارند. ساعت 17:30 دو هزار نفر از مردم و نیروهای بسیجی در حالی که تصاویری از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را با خود حمل میکردند از میدان انقلاب به طرف در اصلی دانشگاه تهران آمدند. راهپیمایان در حالی که شعار میدادند «حزب فقط حزب علی، رهبر فقط سیدعلی- منافق حیاکن، دانشگاه را رها کن- وای اگر خامنهای حکم جهادم دهد» پساز توقف کوتاهی در مقابل در اصلی دانشگاه تهران به طرف میدان انقلاب بازگشتند. ساعت 18 عناصر دفتر تحکیم وحدت اعلام نمودند که مراسم خود را روز چهارشنبه ساعت 10:30 برگزار خواهند کرد. قبلاً عناصر حزبالله راهپیمایی خود را در همین ساعت اعلام نمودند که مکان راهپیمایی به سمت دانشگاه تهران خواهد بود. ساعت 18 خزانه بخارایی در جنوب تهران، تعدادی از اغتشاشگران در این محل تجمع کردند و حدود یک ساعت شعارهایی علیه مسئولان نظام سر دادند. این افراد که سنگ و چوب در دست داشتند، پس از مواجه شدن با نیروی انتظامی در حدود ساعت 19 پراکنده میشوند. ساعت 20:30در میدان انقلاب از سوی اغتشاشگران 3 عدد نارنجک دستی به سوی افراد حزباللهی پرتاب شد. ساعت 20:30 اغتشاشگران در خط ویژه میدان انقلاب به سمت نیروهای مردمی مواد آتشزا و کوکتل پرتاب کردند و متواری شدند. ساعت 20:45 در حال حاضر در مقابل دانشگاه تهران آرامش برقرار است و رفت و آمد خودروها به شکل عادی جریان دارد. نیروهای بسیج نیز به منظور حفظ نظم و آرامش در ضلع جنوبی دانشگاه تهران مستقر هستند. تعدادی از نیروهای بسیج در ضلع شمال شرقی میدان ولیعصر در حال روان کردن ترافیک خیابان و پیادهروهای این منطقه هستند. ساعت 20:50 تعدادی حدود هزار نفر از افراد حزباللهی از مقابل سر در دانشگاه به سمت میدان انقلاب در حال راهپیمایی با شعارهایی در حمایت از رهبری حرکت میکنند. ساعت 23:30 نیروهای بسیجی با ایجاد پستهای بازرسی در نقاط مختلف شهر تهران اقدام به شناسایی نیروهای اغتشاشگر میکنند. برخورد محترمانه بسیجیان با سرنشینان خودروها مشاهده میشود. در پی بروز اغتشاش در چند نقطه شهر تهران، از رواج شایعات زیادی که پایه و اساسی ندارند، خبر دادهاند. از جمله گفته میشود «راهپیمایی مردمی فردا صبح (چهارشنبه) لغو شده است.» و اینکه «امشب در تهران حکومت نظامی برقرار میشود و به همین منظور تانکها در نقاط مختلف شهر استقرار خواهند یافت.» همچنین ادعای تسخیر چند «کلانتری دهان به دهان میچرخد و در این رابطه مشخصاً از «کلانتری 16» نام میبرند و شایعه دیگر اینکه «گفته میشود بخشهایی از صدا و سیما به آتش کشیده شده و دهها نفر کشته شدهاند.» آخرین شایعات حاکی است که «میدان راه آهن شلوغ است» و «روزنامه کیهان به آتشکشیده شده است.» ادامه دارد.. |
|
| دیکتاتور فراری در صفحه تلویزیون ظاهر شد+عکس |
| ساعت ۱۱:٢٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، علی عبدالله صالح ، دیکتاتور ، عکس |
![]() فارس نوشت:
دیکتاتور یمن که چند هفته پیش به بهانه درمان به ریاض گریخته بود، عصر دیروز برای نخستین بار در صفحه تلویزیون یمن ظاهر شد. به گزارش پایگاه خبری "الجزیرة "، "علی عبدالله صالح " دیکتاتور یمن عصر دیروز پنجشنبه در اولین ظهور علنی خود پس از فرار به عربستان سعودی خواستار تقسیم قدرت در کشورش در چارچوب قانون اساسی شد. صالح از تمام گروههای سیاسی خواست تا برای حلوفصل قضایا و مشکلات موجود میان دولت و معارضان به قانون اساسی مراجعه شود. وی در ادامه خطاب به یمنیها گفت که از مشارکت سیاسی بر اساس اصولی دموکراتیک و آزادی بیان استقبال میکند. دیکتاتور یمن بدون اشاره به اینکه آیا به کشورش بازخواهد گشت، یا خیر گفت که از تلاشهای "عبدربه منصور هادی " معاون خود حمایت میکند. صالح: 8 بار جراحی شدهام وی در ادامه تایید کرد که طی مدتی که در عربستان بستری بوده، 8 بار زیر تیغ جراحی رفته که همه آنها موفقیتآمیز بوده است. واکنش مردم یمن به ظهور علنی دیکتاتور خبرنگار الجزیره در یمن درباره واکنش مردم یمن به ظهور علنی صالح اعلام کرد که بسیاری از مردم یمن اعلام کردند که پخش تصاویر صالح نشان میداد که او کاملا خسته و ناتوان شده است. "راجح البادی " رئیس تحریریه روزنامه "الصحوة " نیز اعلام کرد که ظهور علنی صالح همزمان با سالگرد حمله نیروهای او به استانهای جنوبی یمن در سال 1994 است و سوالی که اکنون مطرح است این است که پس از این سخنرانی چه خواهد شد؟ وی در ادامه بر ضرورت تسریع روند انتقال قدرت برای جلوگیری از افتادن یمن در سراشیبی سقوط تاکید کرد. "وسیم القرشی " عضو ائتلاف جوانان انقلاب اعلام کرد که دیگر به نفع صالح نیست که در راس قدرت بماند. خود او نیز با دعوت کردن به تقسیم قدرت اعتراف کرد که دیگر قادر به حکومت بر یمن نیست. خبرنگار الجزیره اعلام کرد که پس از سخنرانی صالح دهها تن از مردم یمن بدلیل تیراندازی پیاپی طرفداران دیکتاتور زخمی شدند. |
|
| تصاویر منتشرنشده از اعتراض یزدیها به خاتمی در تشییع مرحوم صدوقی |
| ساعت ۸:۱۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، سیدحسن خمینی ، عکس |
|
محمد خاتمی دو روز پیش در حالی برای حضور در مراسم تشییع و تدفین حجتالاسلام صدوقی نماینده ولیفقیه و امامجمعه فقید یزد به این شهر رفت که حضور وی در شهر یزد با اعتراضهای شدید مردمی مواجه شد. به گزارش رجانیوز، مردم یزد در حالی اعتراض شدیدی به حضور خاتمی در این مراسم کردند و شعارهایی علیه وی بهعنوان یکی از سران داخلی فتنه سر دادند که وی تصور چنین برخوردی را در زادگاه خود نداشت. معترضان همچنین نسبت به سید حسن خمینی نیز مواردی را بیان کردند. با این حال، این اولین بار نیست که خاتمی غافلگیر میشود، بهطوری که در انتخابات 88 نیز استقبال تاریخی مردم یزد در جریان سفر استانی احمدینژاد به این شهر در آستانه انتخابات، شرایط ویژهای را ایجاد کرد.
|
|
| عوامل فتنه 88 قم در کاخ مرمر چه میکنند |
| ساعت ۱۱:٤٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جنبش سبز ، عکس |
|
تجدید قوای فتنهگران در قم با تنفس مصنوعی هاشمی رفسنجانی + عکس
دیدار اخیر هاشمی رفسنجانی با برخی از اصلیترین روحانیون فعال در فتنه 88 در حوزه علمیه قم ابهامات جدیدی را در مورد اصرار مجدد هاشمی رفسنجانی بر موضع سیاسی چالشزای وی در دوران فتنه ایجاد کرده است. این در حالی است که مردم تا کنون واکنشهای شدیدی را به این نحوه عملکرد سیاسی هاشمی رفسجانی نشان دادهاند چنانکه آخرین واکنشها، موجب تغییر و تحول در مدیریت مجلس خبرگان رهبری شد.
به گزارش رجانیوز در حالی که رسانههای نزدیک به هاشمی رفسنجانی دیدار اخیر وی با برخی از روحانیون را دیدار با علمای قم! عنوان کردند، بررسیهای خبرنگار رجانیوز حاکی از آن است که برخی روحانین حاضر در این دیدار از عوامل فتنه 88 در قم بودهاند که نه تنها بارها مورد انتقاد طلاب قرار گرفتهاند بلکه در برخی از اغتشاشات خیابانی به دلیل هدایت و رهبری اغتشاشات، توسط نیروی انتظامی بازداشت شده بودند. اگرچه مواضع هاشمی رفسنجانی در همراهی با این جریان سبب شد تا در راهپیمایی تاریخی ۹ دی ۸۸، مردم شعارهای تندی را علیه او و فرزندانش سر بدهند اما به نظر میرسد نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم و همچنین پررنگ شدن اقدامات جریان نفوذی در دولت سبب شده تا هاشمی دور جدیدی از فعالیتهای سیاسی خود را با محوریت این افراد آغاز کند.
با اینحال شاید بتوان شناخته شدهترین چهرههای مرتبط با فتنه 88 در دیدار با هاشمی رفسنجانی را ضیاء مرتضوی، حمیدرضا شریعتمداری، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی و کاظم قاضیزاده دانست. تصاویر این افراد که در حوزه علمیه قم به عنوان حامیان فتنه 88 شناخته میشوند، پیش از این نیز در ایام حضور در اغتشاشات خیابانی، در رسانهها منتشر شده بود.
حضور در نماز جمعه ۲۶ تیرماه هاشمی رفسنجانی در کنار معترضان در حالی که همه گروههای ضدانقلاب نیز اعلام حضور کرده بودند، از دیگر اقدامات وی بود؛ این در شرایطی بود که وی و برخی از دوستانش حتی کمتر در نماز جمعه قم دیده میشوند.
حمیدرضا شریعتمداری از منصوبان حجتالاسلام نواب (مشاور فرهنگی رئیس مجلس) در دانشگاه ادیان بوده و در ساماندهی جریان فتنه در قم نقش مهمی را ایفا میکرد. وی در اغتشاشات و آشوبهای تهران رسما حضور داشت و رجانیوز پیش از این تصاویر حضور او در درگیریهای خیابانی را منتشر کرده است. وی که از پیروان طیف فکری مصطفی ملکیان و جریان تجدیدنظر طلب است، با فعالیتهای گسترده در ایام اغتشاشات توانست ضمن دیدارهای متعدد با برخی علما، دانشجویان و طلاب، ذهن برخی از آنان را نسبت به نظام مشوش کند. پس از آزادی دو نفر از عوامل فتنه یعنی عبدالرحیم سلیمانی که در درگیریهای بهشت زهرا بازداشت شده بود و ذبیحی یکی دیگر از عوامل فتنه، شریعتمداری و برخی دوستان همفکرش به منزل آنها رفته و تلاش کردند نشان دهند هنوز با این جریان همراه هستند. وی همچنین با انتشار نامهای به حجت الاسلام نواب تلاش کرد بازداشت این افراد را انکار و توجیه کند.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی از عناصر فعال در فتنه که در جریانات آشوبهای فتنه در تهران حضور فعال داشت. وی که از اساتید دانشگاه مفید قم است، به دلیل حضور در اغتشاشات بهشت زهرا (س) توسط نیروی انتظامی دستگیر و زندانی شده بود.
کاظم قاضیزاده نیز از عناصر حامی فتنه و فعال در بیانیههای حمایت از فتنهگران و مدیر موسسه فهیم است. این درحالی است که دفتر این موسسه محل تجمع عناصر فتنه است. گفتنی است در آبان ماه 88 جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در نامهای سرگشاده به آیتالله مهدویکنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران از ادامه حضور عوامل فتنه قم و حوادث پس از انتخابات در جایگاههای مدیریتی مرکز مطالعات ادیان و مذاهب و دانشگاه ادیان قم که تحت مدیریت "حجتالاسلام نواب" اداره میشود، گلایه کرده و خواستار اقدام ایشان شدند. پس از این ماجرا و افشای عوامل فتنه در قم، برخی از این عوامل درصدد بازسازی وجهه تخریب شده خود بر آمده و تلاشهایی را در این زمینه آغاز کردهاند؛ به طوری که این افراد در نظر دارند تا در آستانه سال تحصیلی امسال جدید طلاب و دانشجویان، دست به ایجاد موجی جدید برای ملتهب کردن مجدد فضای سیاسی کشور بزنند؛ مسالهای که دیدار آنان با هاشمی رفسنجانی، آغازگر این پروژه است.
|
|
| عکس:شهیدسیدعبدالحمید دیالمه دردوران کودکی |
| ساعت ۳:٤۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧ کلمات کلیدی: شهید دیالمه ، عکس |
|
|
|
| یادمان حماسه 3 تیر 84/ بخش سوم: گزارشی از آن یک هفته تاریخی |
| ساعت ۳:٤۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، عکس |
|
هاشمی: من خودم پایهگذار اصلاحات بودم / احمدینژاد: وارد محدوده ممنوعه قدرت شدهام
![]() گروه سیاسی: سوم تیرماه 84 یکی از مقاطع تاریخی بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای که در آن، گفتمان اصیل عدالتخواهی با کسب اکثریت قابل توجه آرای مردم توانست پس از سالها، مدل جدیدی از حاکمیت برآمده از دل مردم را ارائه کرده و اینچنین بود که دولت نهم به اذعان تمامی دلدادگان به آرمان های انقلاب اسلامی، توانست فصل نوینی از خدمت و توجه به مستضعفین را در جامعه پایه گذاری کند. اما شاید یکی از مهم ترین نکات مورد توجه، گفتمان عمومی حاکم بر مواضع و سخنان احمدی نژاد در فضای انتخاباتی سال 84 بود. برهه ای که هر یک از کاندیداها با توسل به شعارها و ادبیات خاص سیاسی خود سعی در جلب آرای ملت داشتند و در این بین از میان شعارهای "کار و سازندگی"، "50 هزار تومان برای هر ایرانی"، "دولت رفاه"، "دموکراسی"، "هوای تازه"، "زندگی خوب برای هر ایرانی" و... در نهایت انتخاب ملت شعار "دولت اسلامی" بود؛ گفتمانی که احمدی نژاد با شجاعت آن را مطرح کرد و بر خلاف دیگر کاندیداها نه به دام دوگانه گویی افتاد و نه شعارهای زردی که کمترین سنخیتی را با آرمان های اصیل انقلابی نداشت. از این رو اکثریت ملت با انتخاب تاریخی خود در دو مرحله (27 حرداد و 3 تیر) رییس جمهور جدید ایران اسلامی را برگزیدند. انتخابی که عمق فهم و درایت سیاسی ملت را نشان می داد و در دل خود فقط انتخاب یک رییس جمهور نبود، بلکه بازگشت به همه آرمانهایی بود که پیش از این مردم در بهمن ماه 57 آنها را فریاد زده بودند. در این زمینه، رجانیوز در دو بخش پیشین، به بازخوانی مواضع محمود احمدی نژاد و دیگر کاندیداها از اول تا 27 خرداد 84 و تفاوت چشمگیر آنها با هم پرداخت. اما در بخش سوم سلسله گزارش های یادمان حماسه سوم تیر، فضای انتخاباتی 27 خرداد تا سوم تیر ماه 84 مورد واکاوی قرار می گیرد. برهه ای که در میان شگفتی تمامی ناظران سیاسی، از میان کاندیداهای صاحب نام سال 84، محمود احمدی نژاد توانست با هاشمی رفسنجانی در دور دوم رقابت کند و سرانجام در سوم تیر با کسب بیش از 17 میلیون از آرای مردم در برابر 10 میلیون رای هاشمی، مولد جبهه جدیدی در تاریخ معاصر کشور با تکیه بر گفتمان اصیل انقلاب اسلامی باشد. برهه ای که چپ و راست در ائتلافی نانوشته به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداخته و در جایی که حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از لزوم حمایت از رفسنجانی سخن می گفتند، حزب موتلفه نیز هم هاشمی و هم احمدی نژاد را اصولگرا می دانست! و حتی در این بین قالیباف باز هم با توسل به تعابیر کلی و صحبت های دوگانه از مردم خواست به کسی رای بدهند که به یک اصولگرای اصلاح طلب نزدیک تر است! و لاریجانی نیز با تکذیب حمایت خود از شهردار تهران در برابر هاشمی، ترجیح داد به انتظار روزهای پس از سوم تیر بنشیند ... اما بازخوانی آن برهه علاوه بر همه خاطرات تلخ و شیرینش فوائد دیگری هم دارد و آن هم اینکه شاید بهتر بتوان ریشه فتنه 88 و طرح برخی اتهامات بی اساس همچون تقلب در انتخابات را پیدا کرد. برههای که کاندیداهای اصلاح طلب بدون توجه به اینکه برگزار کننده انتخابات، وزارت کشور دولتی است که مایل است یکی از اصلاح طلبان پیروز نهایی انتخابات باشد، چشم بسته مبحث تقلب در انتخابات را مطرح می کردند تا شاید مرحمی برای عدم اقبال مردم به خود پیدا کنند.
رفسنجانی: خاتمی قول داده انتخابات را سالم برگزار کند/ شایسته نظام ما نیست در آن اتهام تخلف مطرح شود اتهام تقلب در انتخابات تنها مختص انتخابات دهم و فتنه 88 نبود! چرا که پیش از این نیز هاشمی رفسنجانی در حالیکه فضای عمومی کشور حاکی از شکست سنگین وی در دور دوم انتخابات بود و حتی با توجه به اینکه وزارت کشور دولت خاتمی مسئول برگزاری انتخابات بود، غیر مستقیم زمینه اتهام تقلب به نظام را مطرح ساخت و در روز 27 خرداد پس از انداختن رای خود در صندوق گفت: "جناب آقای خاتمی قول دادهاند و تعهد کردهاند که انتخابات را سالم برگزار کنند و من فکر میکنم که ایشان به تعهدشان عمل میکنند" رفسنجانی تصریح کرد: "شایسته نظام ما نیست که در آن اتهام تخلف مطرح شود."
محمود احمدینژاد پس از انداختن رای خود به صندوق گفت: "مردم ما در طول 27 سال گذشته بارها در پای صندوقهای رای حاضر شده و نشان دادهاند به آرمانها و ارزشهای انقلاب پایبند هستند و این بار نیز وفاداری خود به انقلاب را نشان خواهند داد، نتیجه انتخابات خلق یک حماسه و شگفتی خواهد بود." کروبی: انتخابات با آزادی کامل در حال برگزاری است/ تمایل دارم پیروز شوم مهدی کروبی پس از انداختن رای خود به صندوق گفت: "از صبح تاکنون از دو سه استان به من خبر دادند که الحمدالله حضور خوب است و انتخابات با آزادی کامل در حال برگزاری است." وی اظهار داشت: "مهم برای من شرکت گسترده مردم در انتخابات است، اما طبیعی است که وقتی داوطلب هستم تمایل به پیروزی هم دارم."
28 خرداد: کروبی: همه چیز در عرض خواب یک ساعته اصحاب کهف من اتفاق افتاد! / وجود رهبر معظم انقلاب در راس کشور نعمتی بزرگ است مهدی کروبی در نشست خبری خود ضمن اعتراض شدید به نتیجه انتخابات گفت: "تا ساعت 5 بامداد روز شنبه مرتب از تمام استانها با من تماس گرفته میشد و حامیان من مرتب اعلام میکردند که بر اساس آراء مأخوذه، غالبا جزو نفرات اول هستم اما ناگهان از ساعت 7 صبح امروز سخنگوی شورای نگهبان در ساعات اولیه بامداد امروز شنبه درباره وضعیت آرا نامزدها اعلامنظر کرد. همه اینها در یک ساعت خواب من اتفاق افتاد و وقتی دوستان من را از خواب بیدار کردند فکر کردم که خواب اصحاب کهف داشتهام چرا که آنها بعد از 300، 400 سال که بیدار شدند دیدند که همه چیز عوض شده است. برای من هم ورق برگشت و یکی از رقبای من که تا قبل از این ساعت با اختلاف بسیاری از من قرار داشت، پیشی گرفت." وی، اختیارات مقام معظم رهبری بر طبق اصول قانون اساسی را مورد اشاره قرار داد و حضور رهبر معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا در راس امور کشور را نعمتی بزرگ خواند و گفت: "معتقدم هر جا مشکلی پیش آمده و رهبری وارد عمل شدهاند، مساله به راحتی حل شده است." اعتراض شدید معین به نتیجه انتخابات مصطفی معین دیگر نامزد شکست خورده انتخابات نیز که از میان 8 کاندیدا، رتبه ای بهتر از چهارم نتوانست کسب کند با صدور بیانیه ای از تخلف در انتخابات سخن گفت و بدون اینکه توضیح دهد در حالیکه وزارت کشور که برگزار کننده اصلی انتخابات است همسو با وی بوده، چه کسی در انتخابات تخلف کرده، به نتیجه نهایی اعلام شده اعتراض کرد. خاتمی: انتخابات خوب و سالم برگزار شد محمد خاتمی رییس جمهور با حضور در ستاد انتخابات کشور گفت: "در خصوص انتخابات نیز باید بگویم که آنچه که به ما مربوط میشود انتخابات سالم بوده و الان هم نهایت دقت در خواندن آرا انجام میشود و اگر کسی اظهار نظر بیجا و با جایی کرده است، حرف دیگری است. 29 خرداد: معین پس از عدم راهیابی به دور دوم انتخابات: اعتراض دارم و در دور دوم هم شرکت نخواهم کرد! کاندیدای حزب مشارکت در انتخابات پس از ناکامی در راهیابی به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه «من به ساختار انتخابات در کشور ایراد دارم»، گفت: "من همچنان که در انتخابات مجلس هفتم شرکت نکردم، در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری نیز شرکت نخواهم کرد و به نفع هیچ کس هم تبلیغ نخواهم کرد." نظر لاریجانی حمایت از احمدی نژاد نیست محسن آژینی در نمابری به خبرگزاری فارس اعلام کرد: "آنچه تحت عنوان مصاحبه با اینجانب در حمایت از محمود احمدینژاد نامزد انتخابات ریاست جمهوری در سایتهای خبری موجود است نظر شخصی اینجانب بوده و موضع دکتر علی لاریجانی یا ستاد انتخاباتی ایشان نمیباشد."
احمدی نژاد: وارد محدوده ممنوعه قدرت بعضی ها شده ام شهردار تهران در دیدار با جمعی از نمایندگان مجلس هفتم گفت: "ظاهراً بنده از نظر بعضیها وارد منطقه ممنوعه شدهام و جرم بزرگی مرتکب شدهام که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شدهام و علیرغم نظر برخی جناحها، مردم به من رای دادهاند که معتقدم این تلقی دیکتاتوری است و بالندگی کشور را دچار چالش میکند."
هاشمی به دعوت انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران به دانشکده فنی رفت در پاسخ به سوالی در مورد اصلاحات و ادامه آن تصریح کرد: "من خود پایهگذار اصلاحات بودم و معتقدم دولت آقای خاتمی مرحله پیشرفتهتری از آن را ادامه داد و این حرکت استمرار پیدا خواهد کرد." هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سئوالی در مورد وزارت اطلاعات و دغدغههایی که برای تغییر رویه فعلی این وزارتخانه در دولت بعدی وجود دارد گفت: "من روش و منش فعلی وزارت اطلاعات را میپسندم و آن را تقویت خواهم کرد." رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد زندانیان سیاسی گفت: "نباید فضایی ایجاد شود که مجرم در قبال ارتکاب جرم احساس کند که بازخواست نخواهد شد از طرفی دیگر اگر کسی بخواهد با زور و برخلاف قانون و با اعمال سلیقه خود آزادی مردم را سلب کند قابل قبول نیست." اعلام حمایت حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از هاشمی رفسنجانی سازمان مجاهدین و حزب مشارکت از احزاب عمده حامی مصطفی معین در آستانه مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری در بیانیهای حمایت خود را اکبر هاشمی رفسنجانی اعلام کردند. در بیانیه حزب مشارکت آمده است: "جبههی مشارکت ایران اسلامی از همه هموطنان درخواست میکند در روز جمعه با رای دادن به آقای هاشمی رفسنجانی مانع از بروز فاجعه شوند."
خاتمی: مردم به کسی رای دهند که در پی پیشرفت و سازندگی باشد رئیس جمهور در بیانیهای به مردم در خصوص نهمین دوره انتخابات از مردم خواست در ماههای پایانی دوران درخشان و سخت فعالیت وی منصب پرافتخار خدمتگزاری را به آن کس واگذارند که در پی پیشرفت و سازندگی و عدالت مبتنی بر توسعه و قادر به دفاع از عزت و حیثیت و منافع کشور در جهان کنونی باشد. قالیباف: مردم به کاندیدایی رای دهند که به ملاکهای اصولگرایان اصلاحطلب نزدیک است! در حالیکه رقابت میان هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد برای دور دوم انتخابات روز به روز حساس تر می شد و در این میان حتی چهره هایی همچون احمد توکلی نیز حمایت خود را از شهردار تهران اعلام کرده بودند، اما باقر قالیباف در این میان هیچ گاه حاضر نشد علنا از محمود احمدی نژاد حمایت کند و طبق معمول با دوگانه گویی و بکاربردن عبارات کلی اعلام کرد: "در اینجا در این برهه حساس لازم است مبانی خود را در جهت اعلام مواضع جبهه "اصولگریایان اصلاح طلب " اعلام نمایم." وی در ادامه از مردم، همفکران و حامیان خود خواست به کاندیدایی که به ملاکهای اصولگرایان اصلاح طلب نزدیک است رای دهند. موتلفه: هر دو نامزد حاضر در عرصه انتخابات را اصولگرا میدانیم حزب موتلفه اسلامی در بیانیهای در خصوص مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری هر دو نامزد حاضر در صحنه انتخابات را بنا به مصوبه نهایی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی اصولگرا خواند. 1تیر: کروبی:این انتخابات یکی از تاریکترین پروندههایی است که برای خاتمی میماند مهدی کروبی در نشست خبری خود اعلام کرد: در نتیجه انتخابات تقلب شده است و این انتابات یکی از تاریک ترین پرونده هایی است که برای خاتمی خواهد ماند.
3 تیر: رفسنجانی: پیروزی رقیب من مشکلی برای کشور ایجاد نمیکند چون ما در صحنه هستیم/ امیدوارم انتخابات سالم تر برگزار شود! هاشمی رفسنجانی پس از انداختن رای خود به صندوق گفت: "فکر نمیکنم اگر رقیب من در انتخابات پیروز شود مشکلی برای کشور پیش آید چون ما در هر حال در صحنه هستیم" هاشمی در خصوص تضمین سلامت انتخابات نیز گفت: "من در این دوره با استفاده از تجربه مرحله اول با وزارت کشور، ریاست جمهوری و شورای نگهبان مذاکراتی داشتهام و فکر می کنم ضعف های آن دوره تا حدودی برطرف شده و انتخابات این دوره سالمتر برگزار شود!" یونسی: کروبی بالاخره رای نیاورده و حق دارد ناراحت باشد وزیر اطلاعات پس از انداختن رای خود به صندوق با بیان اینکه آقای کروبی بالاخره رای نیاورده و حق دارد ناراحت باشد، گفت: "فرمایشات آقای کروبی را بعداً پاسخ خواهیم داد. البته مستندات ایشان برای خودشان محترم است." عطریانفر: اگر احمدی نژاد پیروز شود جبهه ملی به ریاست هاشمی تشکیل خواهد شد/ اگر هاشمی پیروز شود یعنی مردم سالاری در کشور وجود دارد! محمد عطریانفر پیش از پایان انتخابات با حضور در جمع خبرنگاران در ستاد انتخابات کشور از پیروزی هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری خبر داد. وی گفت: پیشبینی میکنم که در کل کشور بیش از 26 میلیون نفر در انتخابات شرکت کنند که از این میزان بیش از 14 میلیون به هاشمی رفسنجانی و بیش از 11 میلیون به احمدی نژاد رای داده باشند.
|
|
| گفتاری از استاد رحیمپور ازغدی در باب شخصیت شهید مظلوم بهشتی |
| ساعت ۳:٤۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، حسن رحیم پور ازغدی ، شهید بهشتی ، عکس |
|
فضا بقدری سنگین بودکه انقلابیها هم حاضر به دفاع از بهشتی نبودند/ بقای ارزشهای انقلابی تا حد زیادی محصول مقاومت بهشتی است
![]() متنی که در ادامه میخوانید گفتاری از استاد حسن رحیمپور ازغدی است که به مناسبت فرارسیدن هفتم تیر و شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی و 72 تن از یارانش ایراد شده است. استاد رحیمپور در این گفتار با اشاره به مقوله ترور از دیدگاه اسلام، به بررسی ابعاد شخصیتی شهید مظلوم بهشتی و همچنین ویژگیهای انقلابی، اندیشهای، تشکیلاتی و سیاسی وی پرداخته است. رجانیوز این گفتار را به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت آیت الله بهشتی و برای آشنایی هر چه بیشتر مخاطبین خود با ابعاد شخصیتی آن شهید مظلوم منتشر میکند. بسم الله الرحمن الرحیم در مورد آقای بهشتی و مسئله دیدگاه اقتصادی ایشان. ابتدا در باره انتقال مفاهیم از نسلی به نسل بعدی آسیبشناسی میکنم. خطاب من بهخصوص به جوانانی است که دهه اول انقلاب را درک نکردهاند و نمیدانند در آن دوران چه اتفاقی افتاد. ما مشکلی داریم که فقط هم مشکل ما نیست و آن امکان گفتگوی همذاتپندارانه و درک درونی نسلی با نسل بعد است. بسیاری از مفاهیم برای نسل قبل، عین زندگی بودند و برای نسل بعد فقط تاریخ هستند. نسل بعد نمیدانند که در نسل قبل چقدر زندگی جریان داشت و صحبت از مرگ نبود و سراسر زندگی و فعالیت و جهاد برای حقیقت بود. واقعه یکی است، ولی همان واقعه برای یک نسل، زنده است و برای یک نسل، مرده و باید زندهاش کرد. نسل ما با وقایع دهه اول انقلاب نفس میکشید و اصلاً آنها خود ما بودند، ولی نسل بعد میخواهد آن وقایع را کالبدشکافی کند. ما از شخصیت حرف میزنیم، نسل بعد فکر میکند ما داریم از شخص حرف میزنیم و میگوید تا کی میخواهید از مطهری و بهشتی و چه و چه صحبت کنید؟ ما از اشخاص صحبت نمیکنیم. ما از شخصیت حرف میزنیم و او از شخص میشنود. برای ما این شهدا و مجاهدین و این علما و متفکرین کلیشه نبودند، حتی یکدست و هماندازه نبودند. انسانهای متحول و زنده بودند، حتی با هم متفاوت بودند.
تفاوت تیپ فکری شهید محمد منتظری با شهید بهشتی چون اسم شهید بهشتی و محمد منتظری را آوردم، توضیح مختصری بدهم. تفاوت دو تیپ بود، در انقلاب که گاهی ممکن بود در همه چیز هم تفاهم مطلقه نداشته باشند، اما نهایتاً به هم میرسند و خونشان در یک جا و زیر یک سقف میریزد، برای اینکه هر دو علیالاصول در راه امام و اسلام و انقلاب بودند. تیپ شهید بهشتی تجسّم نظم، عقلانیت، واقعبینی، یک اصولگرای منطقی، آدمی با ایده فرهنگی به عرصه سیاست آمده، گرهها را متفکرانه و عملگرایانه باز میکند و برای رفع موانع، برنامه میریزد. بسیاری از خطرهای غیرضروری را دور میزند، برای اینکه استقبال آن خطر رفتن ضرورتی ندارد.
از جهاتی اینطور هم هست، ولی از جهات تفکر و خصوصیات بهشتی، ایران پر از بهشتی نیست. ما در ایران بهشتی کم داشتیم و کم داریم. ما همین الان هم مشکل کمبود و فقدان امثال بهشتی را داریم. ذهن منسجم، آدمی که قدرت اجتهاد دارد، در بعضی از سطوح قطعاً نظریهپرداز است، برخلاف اکثر نظریهپردازها که منزوی هستند، واقعبین نیستند، فقط آرزو میکنند، مأیوس و ناامید میشوند، این شخصیت علاوه بر اینکه نظریهپرداز است، عملگرا هم بود. ذهن منسجم، قدرت مدیریت و فرماندهی، ادب گفتگو، قدرت مناظره منطقی و اخلاقی با مخالف بدون هیچگونه ترس و انفعال، توصیههای عملی غیرانتزاعی، یک متفکر دینی که بهجای آرزو فکر میکرد و به جای حسرت خوردن عمل. قدرت طراحی و قانونگزاری داشت. کلّیباف نبود. خیلیها به اسم نظریهپردازی کلیبافی میکنند و حرفهای تکراری میزنند. کلیدی دارند که به همه قفلها میخورد، اما هیچ قفلی را باز نمیکند. اسم این نظریهپردازی نیست. بهشتی در عرصه اقتصاد و حقوق و سیاست نظریهپردازی میکرد و برای قفلها کلید مشخصی را ارائه میداد. به این میگویند نظریهپرداز. آدمی که کلیباف نبود، اما سیستمساز بود و در تدوین قانون اساسی، اداره شورای انقلاب، در حضور بزرگان انقلاب، در حضور مطهری، در حضور رهبران جریانهای دیگر مثل مهندس بازرگان، در حضور مرحوم آقای طالقانی، این قدرت را نشان داد و عملاً شورای انقلاب را اداره میکرد. قدرت شهید بهشتی اعتباری و بخشنامهای نبود. قدرت یک امر اعتباری نیست، یک امر حقیقی است. قدرتهای اعتباری هیچ مشکلی را حل نمیکنند، فقط قدرتنمایی میکنند. آن قدرت حقیقی است که مشکلات را حل میکند.
بهشتی از ناسزا شنیدن هراسی نداشت ارزش دیگر بهشتی این بود که در برابر سیل فحش و جوسازی از خودش دفاع نمیکرد. از فحش خوردن نمیترسید. وقت و سرمایهاش را صرف دفاع از خودش نمیکرد. تمام انرژی خود را صرف دفاع از اسلام و انقلاب و حقوق مردم میکرد و میگفت ما وقت اضافی برای دفاع از خودمان نداریم و اگر این کار را بکنیم، برای دفاع از حقوق مردم وقت کم میآوریم.
همه آنها مشترکات ماتریالیستی و مادی و سکولاریستی دارند که درست برخلاف انسانشناسی توحیدی است و نوعی انسانشناسی مادی با تعریفی حیوانی از انسان است و بر مبنای همین نگاه، نظریهپردازی کردهاند. هر کدام هم یکسری آمار و فرمولهای ریاضی را به کمک نظریه خود آوردهاند تا به این ترتیب تئوریهای غیرعلمی و ایدئولوژیکی خود را علمی جلوه دهند. در واقع ما چیزی به اسم اقتصاد محض نداریم. ما چند تا مکتب اقتصاد و چند تا ایدئولوژی اقتصادی در غرب داریم. اگر میخواهیم اقتصاد اسلامی داشته باشیم، باید اینها را بدانیم، اما نباید از آنها تقلید کنیم. ما باید تولید کنیم. باید این نظریهها را بدانیم و ندانسته رد نکنیم، اما در برابر آنها تسلیم و مقلد نباشیم. کپیبرداری کردن و تقلید کردن و ترجمه کردن که هنر نیست. اینکه روشنفکر صرفاً مقلد نظریههای دیگران باشد که روشنفکری نیست. این کار را میمونها هم بلدند. روشنفکر کسی است که بتواند تولید فکر کند، حرف تازه بزند...
این عبارت را حتماً از یاد نبرید که اسلامشناسی بهشتی، اسلامشناسی انقلابی است. عبارت او این است که دین، انقلاب است و این انقلاب باید دینی و انقلابی بماند، یعنی تفسیر ایستا، ارتجاعی و مردابی از اسلام را قبول نداریم. فقه اسلام برای متوقف کردن و منجمد ساختن ساختارها نیست. جهت کلی احکام اسلام، انقلابی است. اینها تعابیر آقای بهشتی است. برخی از فقهای ما این تفکر را قبول ندارند. در گعدهای که داشتیم یکی از این آقایان میگفت: «من نمیفهمم که آقای مطهری وقتی میگوید اسلام جسمی دارد و روحی و مغزی دارد و پوستی و یا آقای بهشتی که میگوید احکام فقهی آجرهای تکتک و پراکنده نیستند و فقط در ترکیب و کنار هم میتوانند ساختمان را تشکیل بدهند و لذا تمام احکام باید در جهت و غایت و هدف نهایی اسلام تفسیر شوند، به چه معنی است. این حرفها را نمیفهمم. ما فقط پیرو اسلام دلیل هستیم». من گفتم: «اتفاقاً شما دنبال اسلام دلیل نیستید. اتفاقاً اگر دنبال اسلام دلیل باشید و اسلام را محدود به یکسری احکام شرع نکنید، آن وقت خواهید دید که خود قرآن هدف شرع را بهروشنی بیان میکند و میگوید انبیا برای تزکیه نفس آمدهاند و سپس برای تعلیم کتاب و حکمت و نهایتاً اقامه قسط. بنابراین هدف مشخص است و لذا همه احکام اسلام از خمس و زکات و نجاسات و احکام حکومت و... باید در همین چهارچوب و راستا باشند». من قبول دارم که کسانی از تعابیر آقای مطهری و آقای بهشتی برای تحریف شریعت سوء استفاده کردهاند و به اسم اینکه ما دنبال روح دین هستیم، احکام شرع و جسم دین را پارهپاره کردهاند. جریانهای نواندیشان که همیشه بودهاند و حالا هم هستند. کسانی از این عبارات سوءاستفاده کردهاند و خواهند کرد. من با این افراد کاری ندارم، بلکه دارم از کسانی مثل بهشتی و مطهری صحبت میکنم که جزو این تیپ آدمها نبودند، بلکه به دست این تیپ آدمها کشته شدند. باید تعابیر آنها را درست بفهمیم. نظریه اقتصادی بهشتی در هفت بند آقای بهشتی در تحلیلی اقتصادی به 7 ویژگی اشاره میکند و میگوید اینها روح اقتصاد اسلامی هستند. بحث ما مطهریشناسی و بهشتیشناسی نیست. آنان بندگان صالح خدا بودند و رفتند. ما باید ببینیم چه مسیری را طی کردند و چرا کشته شدند؟ ما آدمهای ملاتر از بهشتی و مطهری داشتیم که کشته نشدند. چرا آنها را ترور نکردند؟ ما از بهشتی و مطهری فقیهتر، فیلسوفتر، اصولدانتر، سیاسیتر و در دسترستر داشتیم که ترور نشدند، غیر از کسانی که در دسترس بودند و خداوند آنها را برای ما حفظ کرد. بهخصوص مقام معظم رهبری که من اغلب فکر میکنم اگر ایشان یک روز قبل ترور نشده بودند و در دفتر حزب حضور پیدا میکردند، ما امروز ایشان را نداشتیم و من همه اینها را تقدیر الهی میبینم.
اینکه جامعه اسلامی نیست که یک عده مدام تفریح کنند و یک عده دائماً مشغول کار باشند و فرصت نکنند یک صفحه کتاب بخوانند و یک مهمانی بروند و وقتی بحثی پیش میآید اصلاً حال حرف زدن نداشته باشند، اقتصاد مهم است، ولی انسان ماشین نیست و باید فرصت اندیشیدن داشت باشد. البته مشکل ملت ما مشکل پرکاری نیست، بلکه برعکس مشکل تنبلی است. متأسفانه ملت ما یک ملت پرکار نیست. ما جزو ملتهایی طبقهبندی میشویم که عاشق تعطیلات و دنبال فرار از کار هستیم. فرهنگ کار در جامعه ما ضعیف است.
اگر قرار باشد دانشگاه ما فقط ترجمه و حوزه ما فقط تکرار کنند، کجا و چگونه به خلاقیت دست خواهیم یافت؟ در اسلام، انسان هدف است و در سایر مکاتب انسان در خدمت اقتصاد است. شهید بهشتی در تمام زمینههای اقتصاد اسلامی نظریهپردازی و تولید فکر کرده است، ولی متأسفانه بحث آن در هیچ جا مطرح نیست. نه در حوزه در این زمینه کار میشود نه در دانشگاه نه در رسانهها. ایشان فقط به بحثهای تئوریک اکتفا نکرد و وارد مرحله دوم شد، به همین دلیل است که میگوییم بهشتی در این زمینه الگوست. بهشتی فقط به تولید نظریه و تبدیل آن به استراتژی اکتفا نکرد و وارد مرحله سوم یعنی تبدیل آن به قانون و در مرحله بعد رهبری و مدیریت عمل در عرصه قانون بود. ایشان در خلاء نظریه نمیداد، بلکه وارد جزئیات میشد و بعد خودش هم رهبری پروژه را به عهده میگرفت، یعنی از نظریهپردازی علمی و فقهی تا مرحله اجرایی پیش میرفت.
|
|
| پایان یک مدعی مطیع رهبری + تصـاویر |
| ساعت ۱٢:۱٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدابوالحسن بنی صدر ، ولایت فقیه ، عکس |
|
در دشت عباس (یکی از مناطق دفاع مقدس) تعدادی از تانکهای ما خراب شده بود به همراه بنی صدر به آنجا رفتیم.یکی از افسران گفت: این تانک ها را نمی توانیم تعمیر کنیم.بنی صدر متلک وار به من گفت: "بگوئید تعهد رجائی بیاید این تانکها را تعمیر کند". زخم زبان می زد، روحش مملو و پر بود از تنفر نسبت به نیروهای اصیل انقلاب. / بنی صدر در یک شگرد تبلیغاتی سعی کرد که محبوبیت حضرت امام را به نفع خود مصادره کند، تلویزیون بنی صدر را در حالی نشان داد که برای دیدار حضرت امام می رود ، خبرنگار از او پرسید: "آیا برای ریاست جمهوری ثبت نام می کنید؟" وی پاسخ داد: "هنوز معلوم نیست." بنی صدر وارد بیت حضرت امام در جماران شد، پس از خروج از بیت حضرت امام همان خبرنگار پرسید: "آیا برای ثبت نام تصمیم گرفته اید؟" و بنی صدر در پاسخ گفت: "آری، قطعاً ثبت نام خواهم کرد!" / از بنی صدر پرسیدم ؛ آقای بنی صدر چه تضمینی وجود دارد که امروز کاندیدای ریاست جمهوری هستید و اگر رای آوردید به" سلطان ابوالحسن خان اول" تبدیل نشوید؟ بنی صدر به من گفت در آنصورت امثال هادی غفاری هستند که مردم را جمع کنند و آن وقت باید گفت سلطان ابوالحسن خان فرار کرد...
![]() بنیصدر در 17 شهریور ماه 1359 و در حالی که کمتر از 7 ماه از انتخاب او به ریاست جمهوری می گذشت، در یکی از سخنرانیهای عمومی خویش : «امام میگفت من همراه مردم هستم. من همان را می گویم که مردم می گویند. من همان را می خواهم که مردم می خواهند، آنها که خود را در خط امام (ره) می دانند بدانند که مشخصه خط امام (ره) احترام به خواست مردم است... خط اصلی امام (ره) خط وحدت است. وحدت مسلمان ها را با مرزبندی به هم نزنید و با به هم زدن وحدت، زمینه هجوم دشمنان را فراهم نیاورید.»
ابوالحسن بنی صدر در حال عیادت از مجروحین جنگی
![]() ابوالحسن بنی صدر در جمع مردم جنگزده جنوب کشور
![]() در میان رزمندگان... اولش مردم دوستش داشتند؛ اما این ملت با هیچ کس عقد اخوت نبسته است.
![]() در دشت عباس (یکی از مناطق دفاع مقدس) تعدادی از تانکهای ما خراب شده بود به همراه بنی صدر به آنجا رفتیم.یکی از افسران گفت: این تانک ها را نمی توانیم تعمیر کنیم.بنی صدر متلک وار به من گفت: "بگوئید تعهد رجائی بیاید این تانکها را تعمیر کند". زخم زبان می زد، روحش مملو و پر بود از تنفر نسبت به نیروهای اصیل انقلاب.
![]() ![]() پوستر تبلیغاتی ابوالحسن بنی صدر برای انتخابات ریاست جمهوری
![]() بنی صدر در یک شگرد تبلیغاتی سعی کرد که محبوبیت حضرت امام را به نفع خود مصادره کند، تلویزیون بنی صدر را در حالی نشان داد که برای دیدار حضرت امام می رود ، خبرنگار از او پرسید: "آیا برای ریاست جمهوری ثبت نام می کنید؟" وی پاسخ داد: "هنوز معلوم نیست." بنی صدر وارد بیت حضرت امام در جماران شد، پس از خروج از بیت حضرت امام همان خبرنگار پرسید: "آیا برای ثبت نام تصمیم گرفته اید؟" و بنی صدر در پاسخ گفت: "آری، قطعاً ثبت نام خواهم کرد!"
خود را متدین جلوه می داد ![]() در ظاهر مطیع رهبری بود اما ...
![]() اما سرانجام: ابوالحسن بنی صدر در حال سخنرانی در کنگره آمریکا (اردیبهشت 1370) ![]() |
|
| 33 خاطره از شهید چمران |
| ساعت ۱:۱٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱ کلمات کلیدی: شهید چمران ، عکس ، خاطرات |
|
آن وقت ها که دفتر نخست وزیری بود، من تازه شناخته بودمش . ازش حساب می بردم . یک روز رفتم خانه شان ؛ دیدم پیش بند بسته، دارد ظرف می شوید. با دخترم رفته بودم . بعد از این که ظرف هارا شست. آمد و با دخترم بازی کرد. با همان پیش بند. جهان نیوز- ۱) نشسته بود زار زار گریه می کرد. همه جمع شده بودند دورمان. چه می دانستم این جوری می کند ؟ می گویم « مصطفی طوریش نیس. من ریاضی رد شدم . برای من ناراحته .» کی باور می کند؟ |
|
| تصاویر: برکناری بنی صدر که قانون را قبول نداشت، در خرداد به روایت مطبوعات وقت |
| ساعت ۱۱:٥٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدابوالحسن بنی صدر ، عکس |
|
خرداد سال ۶۰ یکی از ماههای حساس و تاریخی انقلاب است که با حوادث مهمی همراه بود. نقطهی اوج این حوادث، برکناری اولین رییس جمهور اسلامی ایران است. البته ماجرای برکناری بنی صدر را باید با مقدمه ها و موخرههایش مورد بررسی قرار داد. مسائلی از قبیل عدم تمکین بنیصدر به قانون، مخالفت او با نهادهای انقلابی، اختلافاتش با سایر قوا، ماجرای ۱۴ اسفند ۵۹ و … همچنین سوالات زیادی هم در این رابطه وجود دارد. از جمله اینکه چرا مردم به بنیصدر رای دادند؟ چرا بسیاری از علما، روحانیون، ائمه جمعه و حتی افرادی از بیت امام خمینی در انتخابات از بنی صدر حمایت کردند؟ چرا گفتار و رفتار بنیصدر قبل و بعد از انتخابات با هم تفاوت داشت؟ چرا گروهکهای مختلف ضدانقلاب از جمله منافقین و جبهه ملی به حمایت از بنیصدر دست به آشوب زدند؟ رابطه بمب گذاری در مقر حزب جمهوری و شهادت شهید بهشتی و یارانش با برکناری بنیصدر آنهم تنها یک هفته بعد از برکناری او چیست؟ و دهها سوال دیگر … در این مطلب به طور خلاصه به برخی اخبار مهم آن روزها و اظهار نظر برخی شخصیتهای سیاسی و مذهبی علیه بنیصدر اشاره میکنم. جالب اینکه برخی از این افراد امروز خودشان تقریبا همان راه و روش بنی صدر را در پیش گرفتهاند! برکناری بنی صدر از فرماندهی کل قوا
هاشمی رفسنجانی: نظر من این بود که آقای رییسجمهور بپذیرند که در محدوده حقوق و تکلیفی که قانون اساسی برای رییسجمهور در همه ارگانها معین کرده است، عمل بکنند و ترجیح دارد که بنی صدر در این سمت باقی بماند
تجمعات گروهک های ضدانقلاب (جبهه ملی، منافقین و …) در حمایت از بنی صدر در روز ۲۵ خرداد
سخنان امام خمینی در واکنش به تجمعات و اغتشاشات روزهای اخیر و مخالفت جبهه ملی با حکم قصاص
فتوای مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی درباره ارتداد منکران قصاص
بهزاد نبودی « قوای انتظامی قاطعانه با مساله درگیری های خیابانی برخورد میکند»
هشدار سپاه پاسداران به ضدانقلاب (قابل توجه مدعیان خط امام که مدعی عدم دخالت سیاسی سپاه در زمان امام هستند!)
یادداشت کیهان درباره تجمعات غیرقانونی ضدانقلاب و مدعیان مبارزه با استبداد : چهره ها دقیقا مشخص شده بود، حنای عوامفریبیها، آزادیخواهیها و اسلامپناهیها رنگ باخته و با سخنان صریح و کوبنده امام، منافقان از مجاهدان باز شناخته شده بودند. مردم در غالب حزب الله به خیابانها آمده بودند تا تکلیف شرعی خود را در مورد متخلفین از قانون اساسی و گروهکهای فاسد، سرمایهداران مفسده جو، و آشوبگران به اجرا درآورند. بر موتورها سوار میشد، حرکت میکرد، پای میکوبید و شعار میداد تا منافقان و دشمنان جمهوری اسلامی را در زیر پاهای استوار خود له کند. نکته: (سید محمد خاتمی =سرپرست وقت کیهان)
کناره گیری مرحوم اشراقی از نمایندگی بنی صدر در هیات سه نفره حل اختلاف
بیانیه مشترک ائمه جمعه کشور و شهدای محراب درباره بنی صدر (چهار نفر از این ائمه جمعه، توسط عوامل منافقین و همدستان بنی صدر در عملیات تروریستی به شهادت رسیدند)
اطلاعیه شهید دستغیب درباره بنی صدر، جبهه ملی، و مخالفان قصاص
موضعگیری ائمه جمعه علیه بنی صدر
آیت الله طاهری اصفهانی: ۴ ماه پس از انتخابات اعلام کردم که به بنیصدر رای بیجا دادم! (دلیل ایشان هم جالب است، چون بنی صدر در اتاقش عکس مصدق را داشت و عکس امام را نداشت!)
طرح دوفوریتی عدم کفایت رییس جمهور در مجلس به اسامی نمایندگان توجه کنید: محسن رهامی، اسدالله بیات، موسوی خوئینیها، کروبی!
موسوی خوئینیها: رای به عدم کفایت سیاسی رییس جمهور، در حقیقت شکست خط سیاسی آمریکا در ایران است. (آن روزها به نهضت آزادی و ملیگراها، میگفتند خط سیاسی آمریکا در ایران!) نکته: برای درک بهتر اظهارات موسوی خوئینیها درباره شکست خط سیاسی آمریکا در ایران، به مقاله ۲۶ خرداد کیهان درباره نهضت آزادی و مرحوم مهندس بازرگان توجه کنید. البته خود سید محمد خاتمی هم چه در کیهان و چه در مجلس، مواضعی علیه شخص مهندس بازرگان داشت. انتقاد از عدم مرزبندی بازرگان با جبهه ملی، منکران قصاص و منافقین در کیهان
آیت الله خامنهای در نماز جمعه تهران: از شعار زننده بپرهیزید، فرد در این میان هیچکاره است، ما با یک جریان روبرو هستیم نه با فرد، گناه یک فرد گاهی به خاطر این بزرگ میشود که نماینده یک جریان میشود. همانطوری که امام فرمود یک جریان شکست خورده نه یک فرد.
رای مجلس به عدم کفایت رییس جمهور
۱۰ نماینده مجلس دلایل خود را برای رای به عدم کفایت بنی صدر اعلام کردند. در این میان، نام حسن یوسفی اشکوری جالب توجه است!
دهها کشته و زخمی در سراسر کشور در پی هجوم مسلحانه منافقین به مردم در حمایت از بنی صدر / هواداران بختیار در لندن، ممنوعیت تظاهرات در ایران را محکوم کردند!
بنی صدر تحت تعقیب قرار گرفت
و در نهایت، بنی صدر به دستور امام از ریاست جمهوری عزل شد
|
|
| بازخوانی مهمترین دهه انقلاب اسلامی4 |
| ساعت ٩:٢٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدابوالحسن بنی صدر ، انقلاب اسلامی ، عکس |
|
قدرتنمایی میلیشیا هم فایده نداشت برکناری از فرماندهی کل قوا ولی عقربه زمان به لحظه حذف بنی صدر بسیار نزدیک شده بود و منافقین بی سبب درجستوجوی چاره خود را به این در و آن در میزدند و قبل از اینکه درگیریهای خیابانی شکل کامل جنگ داخلی را به خود بگیرد اما بایک حکم دو جملهای کار را یکسره کرد: بسم الله الرحمن الرحیم حکم امام کافی بود که بنی صدر را به اختفای کامل ببرد و از لحظه انتشار حکم عملاً بنی صدر از کلیه اقتدارات خویش معزول گردید و محل سکونت و محل کار وی به تصرف سپاه و کمیته درآمد و در پی آن منافقین طی اطلاعیهای خواستار حراست از جان بنی صدر گردیدند.
درپی برکنار شدن بنی صدر از فرماندهی کل قوا از صبح پنجشنبه ۲۱/۳/۶۰ درگیریها و تشنجات پراکندهای در گوشه و کنار کشور به وجود آمد. گروهی در حالی که شعارهایی به طرفداری از بنی صدر میدادند به طرف میدان ولیعصر به راه افتادند و شب قبل هم این عده یک دکه کتابفروشی را آتش زده بودند. بعد از اجتماع در میدان، شعارهایی تند داده و فحاشی علیه مقامات دولت و مسئولین را شروع کردند که با دخالت مردم و عدهای پاسدار درگیری تن به تن شروع شد و ضمن درگیری به وسیله اسلحه یک ناشناس، یک پاسدار به قتل رسید. همچنین در نقاط دیگری از جمله خیابان جمهوری، میدان انقلاب، خیابان انقلاب، مقابل دانشگاه تهران و خیابان ولیعصر تقاطع جمهوری نیز گروهها سعی در ایجاد آشوب داشته و در عین حال شایعه راهپیمایی جبهه ملی که گفته میشد در روز ۲۵ خرداد انجام میگیرد قوت گرفته و سازمان منافقین نیز از این راهپیمایی اعلام پشتیبانی کرده بود. یکبار دیگر بنی صدر در بیانیه ۲۲ خرداد خود، طرفداران خود را به مبارزه علنی علیه جمهوری اسلامی دعوت کرد. متن بیانیه وی در آخرین شماره غیر قانونی انقلاب اسلامی و مجاهد شماره ۱۲۵ انتشار یافت. وی پس از سیاه نماییهای شدید از فضای کشور و آینده آن اگر او رئیس جمهور نباشد، نوشت «به شما میگویم اگر امروز که هنوز وقت باقی است نایستادید و استبداد را که هنوز قوام نگرفته دفع شر نکردید و استبداد با سلطه خارجی پیوند قطعی پیدا کرد، همه آنچه را که گفتم و بدتر از آن را برشما خواهند آورد و...» چندی بعد حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی نظریات خود را درباره عملکرد رئیس جمهور در تاریخ ۲۴/۳/۶۰ چنین اعلام کرد «پس از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا درمجلس فشار شدیدی وارد میآید که مسئله عدم کفایت سیاسی ایشان مطرح گردد و نمایندگان خواستهاند در این مورد جلسه غیرعلنی داشته باشیم. فکر میکنم مصلحت این باشد که ایشان (بنی صدر) بپذیرند در محدوده حقوق و تکالیفی که قانون اساسی برای رئیس جمهور و همه ارگانهای دیگر تعیین کرده است عمل بکنند و ترجیح دارد که ایشان در این سمت باقی بمانند؛ حتی اگر من بتوانم با تقاضا و توضیح مجلس را از طرح بحث درباره کفایت سیاسی ایشان منصرف کنم. مصلحت جمهوری اسلامی این است که کسانی که مسئولیت دارند قانون را مراعات کنند.» بیست و پنج خرداد ۶۰ روز بیست و پنج خرداد فرا میرسد. این روز را میتوان چهارده اسفند دیگری دانست با این تفاوت که در این روز ضد انقلاب فاقد انسجام و پیوستگی روز دانشگاه بود و حسب اخطار امام، نهادهای انقلابی با تمام سرعت و تمام نیرو، خود را آماده مقابله کرده بودند. جبهه ملی در پی صدور اعلامیهای بر انتقاد شدید از لایحه قصاص، مردم را جهت یک راهپیمایی در خیابان انقلاب به طرف دانشگاه در بعد از ظهر بیست و پنج خرداد فراخواند، صبح همان روز امام در جمعی از علما و روحانیون استان مازندران و جمعی از اقشار مختلف مردم سیستان و بلوچستان صریحاً شرکت در راهپیمایی را نفی فرموده، جبهه ملی را مرتد خواندند و به نهضت آزادی توصیه کردند طریق خود را مشخص نماید. در پی آن بلافاصله همه گروهها و نهادهای انقلابی خود را جهت رویارویی با راهپیمایی آماده نمودند و در اثر فشار شدید قبل از شروع راهپیمایی طی اعلامیهای قبول پیشنهاد راهپیمایی را از طرف نهضت منکر گردد. بعد از ظهر بیست و پنج خرداد، طیف ضد انقلاب نه چندان فراوان به خیابان انقلاب آمدند ولی ساکت و آرام و بدون برنامه شعار و حتی یک برگ تراکت؛ ولی توفان حزب الله فرارسید و یکباره راهپیمایی را علیه بنی صدر و جبهه ملی و اتحاد ضد انقلاب دگرگون کرد و شعار «ملیها کوشند؟ - تو سوراخ موشند» همان روز بر زبان حزب الله جاری شد و از حلقوم عاشقان انقلاب چون غرش رعد برمی خاست و اجتماع ملی گراها شکست خورده، به خانه بازگشتند و آخرین امید بنی صدر از اینکه امکان داشت اجتماع بیست و پنجم خرداد مفری برای وی در پی داشته باشد به یأس مبدل گردید. بنی صدر از همه راهها رانده و از همه مانده برای اینکه آخرین شانس خود را بیازماید و چه بسا بتواند قلب پرعطوفت امام را به طرف خود متمایل سازد نامه زیر را به محضر امام نوشت. او که در بیانیه بیست و دوم خرداد خود رسماً و علناً مردم را به قیام علیه انقلاب تحریک نموده بود، رئیس جمهوری که در همدان و در پایگاه یکم، مردم و ارتشیان را به استقامت و قیام دعوت کرده بود اکنون به دنبال بیانات روز بیست و پنجم خرداد امام و با پندار اینکه از عطوفت امام بهره بردارد. به دنبال نزدیک شدن سقوط بنی صدر، منافقین خلق حمایت خود را از وی علنی کرده و طی اطلاعیهای که در تاریخ ۲۶/۳/۶۰ انتشار یافت هواداران خود را به حمایت از جان بنی صدر دعوت کردند. طرح دوفوریتی روز حذف بنی صدر با تمام هیاهو به همراه درگیری های خیابانی فرارسید و طرح دوفوریتی آئین نامه چگونگی بررسی کفایت رئیس جمهور که از طرف یکصد و بیست نفر از نمایندگان مجلس تقدیم شده بود پس از صحبت های مخالف و موافق در جلسه ۲۷/۳/۶۰ مورد تصویب قرار گرفت.
به دنبال تصویب طرح عده زیادی از مردم به مقابل مجلس آمده و تقاضای تصویب فوری عدم کفایت بنی صدر را داشتند. مسلم بود که کار بنی صدر تمام است و مردم بنی صدر را مردی درگذشته میدانستند و در پی طرح حیات سیاسی بعد از بنی صدر بودند لذا، دکتر بهشتی در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: در مورد شورای ریاست جمهوری این شورا فقط برای مدت ۵۰ روز وظیفه دارد که مسئولت رئیس جمهور را به عهده بگیرد و در این مدت مقدمات انتخاب رئیس جمهور جدید را فراهم کند. احمد توکلی در کتاب خاطراتش درباره مدیریت امام بر ماجرای بنی صدر و مجلس اول میگوید: با چند نفر دیگر، چندین بار پیش امام رفتیم و درباره بنی صدر با ایشان صحبت کردیم. یک بار که حدوداً ۴۰ نفر از نمایندههای جوان مجلس میشدیم، تصمیم گرفتیم پیش امام رفته چند موضوع از جمله مسئله جنگ و مسئله بنی صدر را با ایشان مطرح کنیم. قرار شد یکی از این موضوعات را مرحوم استکی و یکی دیگر را علی آقامحمدی مطرح کند. بدون تعیین وقت قبلی به دفتر امام، واقع در جماران رفتیم. حوالی ظهر بود. مسئول دفتر امام گفت: «شما بدون وقت قبلی آمدهاید.» من جوانی کردم و به پاسخ ایشان اعتراض نموده گفتم: «ما چهل نفر نماینده مجلس هستیم، نمیتوانیم ده دقیقه امام را ملاقات کنیم؟ اگر کار نداشتیم که نمیآمدیم.» آن بنده خدا با اوقات تلخی خدمت امام رفت و دوباره پیش ما برگشت و گفت: «بیایید بروید داخل.» وارد ساختمان شدیم و در یک اتاق کوچکی نشستیم. امام تشریف آوردند و دوستان حرفهایشان را زدند. سومین نفر، (نمیدانم من بودم یا استکی) که قرار بود در مورد اختلافات مجلس و بنی صدر صحبت کند، تا خواست بحث را آغاز کند، امام با خنده گفت: «ناراحت نباشید، درست میشود، الآن جنگ است، بروید دنبال ایجاد وحدت و سعی کنید اختلافات حل شود.» (تعابیری از این قبیل که در تاریخ نورانی انقلاب از امام بسیار شنیده شده است). ما همه عصبانی بودیم و آرامش و حرفهای امام مثل آبی بود که روی آتش عصبانیت ما ریخته شد و وقتی بیرون آمدیم، اصلاً التهابی نداشتیم. علی آقا محمدی به من گفت: «خیلی خوب شد، اگر امام چیزی علیه بنی صدر میگفت، ما فردا چهل شهر را در نماز جمعه علیه بنی صدر به هم میریختیم.» من هم دیدم واقعاً حرف خوبی میزند. روزی دیگر من و آیتالله خامنه ای و آقای هاشمی رفسنجانی و آیتالله یزدی و آقای پرورش و شهید رجایی و مرحوم شیخ محمد منتظری جلوی امام حلقه زدیم. موضوع هم درباره همان مشکلات بنی صدر بود، آیتالله خامنه ای آن روز غزلی از حافظ خواند و گفت: «بنی صدر پدر ما را درآورده است و اکنون هم در ارتش یارگیری میکند، این امر ممکن است در آینده خطراتی پیش بیاورد.» (چون آن موقع بنی صدر نماینده امام در شورای دفاع هم بود و در بین افسران عالیرتبه ارتش یارگیری میکرد.) پس از آن آقای هاشمیرفسنجانی، فصل مشبعی درباره مشکلاتی که بنی صدر برای مجلس ایجاد کرده بود، بیان کرد. پس از ایشان آیتالله یزدی قصه شورای حل اختلاف و کارشکنیهای بنی صدر را مطرح نمود. آقای رجایی چیزی نگفت و پس از آقای یزدی، آقای پرورش سخن گفت و حرفهای یزدی را تکمیل کرد. سپس نوبت به من رسید. من هم عرض کردم «آقا، شما به اتحاد و توافق دعوت میکنید و به ما میفرمایید حرف اختلافانگیز نزنیم، ولی بنی صدر که حرف شما را گوش نمیدهد، به مجلس نامه مینویسد، در روزنامه انقلاب اسلامی مقالات بحثبرانگیز مینویسد، نوارهای اختلاف برانگیز از تهران به دزفول میفرستد، گزارشهای اختلافانگیز به مردم میدهد و...» امام یک دفعه حرف مرا قطع کرد و فرمود: «شما هم میگویید.» با حرف امام جا خوردم و گفتم: «کی گفتیم؟» امام فرمود: «این نامهای که آقا شیخ محمد نوشت خوب بود؟» جریان از این قرار بود که یک روز قبل از آن ملاقات، شهید منتظری نامهای چند صفحهای خطاب به بنی صدر نوشته بود و این نامه او را اذیت کرده بود. این نامه محرمانه و خصوصی بود، اما همه جا پخش شد. امام هم با هوشیاری و فراست خاص خود، از همه جزئیات اطلاع دقیق داشت (که این موارد نشانه سیاستمدار بودن و اصولگرایی او بود.) آقای محمد منتظری هم پس از سخنان امام خیلی خونسرد گفت: «آقا، این همه او گفت، یکی هم ما گفتیم.» در خاتمه، امام همه جمع را نصیحت کرد. تاریخ گواه است که این شروع اختلافات، همیشه از جانب بنی صدر و طرفدارانش بود. بهشتی و رجایی در نوک پیکان حملات بنی صدر قرار داشتند. از همین نکته میتوان تصور کرد که تبعیت از رهبری (که شرط معقول حفظ یک نظام است) چقدر مراعات میشد. در رابطه با بنی صدر، حادثه شوم دیگری هم پیش آمد. روزی آقای هاشمی میخواست پیش امام برود، من و یارمحمدی و امیری هم با ایشان رفتیم. ما عضو هیأت رئیسه مجلس بودیم. یارمحمدی نماینده بم و کارپرداز مجلس بود. من منشی دوم مجلس و امیری منشی اول آن بود. چهار نفری پیش امام رفتیم. کسی نبود، این طور که یادم است، من گفتم: «این نحوه اداره مجلس مشکلاتی را برای مردم و انقلاب پیش آورده است.» در این لحظه آقای هاشمی موضوع صحبت را عوض کرد و خودش بحث بنی صدر را مطرح نمود. امام دوباره نصایحی کرد. البته آن ایام برای ما معلوم شده بود که دیگر میانه امام با بنی صدر خوب نیست. در آن جلسه من به امام گفتم: «مشی شما در قبال بنی صدر، شبیه رفتارتان در قبال مجاهدین خلق است، آن موقع جامعه مدرسین به محضر جنابعالی آمدند و شما فرمودید: «مداخله مستقیم نمیکنم، شما بروید روشنگری کنید. امروز هم کلیات را بیان میفرمایید و ما احساس وظیفه میکنیم که این موارد را تشریح کنیم.» امام در جواب، مقدمهای راجع به جنگ و ضرورت اتحاد بیان کرد و گفت: «البته کلیات را باید گفت.» به امام عرض کردم: «مجلس در اختیار ماست و کنترل میشود و نمیگذاریم شلوغ بشود، آیا اشکالی دارد که مصداق بیاوریم؟» امام دوباره چند جملهای درباره وحدت فرمودند و گفتند: «عمده این است که شلوغ نشود.» در واقع، ما در آن جلسه اولین جواز اعتراض و انتقاد صریح در قبال بنی صدر را از ایشان گرفتیم. طرفداران بنی صدر هنوز باور نداشتند که او در سرازیری سقوط افتاده و دیگر هیچ نیرویی قادر به نجات وی نیست. منافقین در ۲۷ خرداد طی اطلاعیهای خواستار شدند که مردم بر بالای بام هایشان به حمایت بنی صدر الله اکبر سر دهند که این طرح نیز مورد استقبال قرار نگرفت. ولی امر با دقت کامل جریانات را زیر نظر داشت و به مناسبت نیمه شعبان طی پیامی در مورد توطئه های جبهه داخلی ضد انقلاب هشدار داد. جمعه بیست و نهم خرداد شاهد تظاهرات وسیع و پرخروش نمازگزاران جمعه علیه رئیس جمهور بود. فریاد «بت شکن بت شکن، بت جدید را بشکن» یک لحظه قطع نمی شد. امام جمعه تهران درباره بنی صدر چنین گفت: «فرد در این میان هیچکاره است، ما با جریان مواجه هستیم نه با فرد. گناه فرد بخاطر این بزرگ میشود که نماینده جریان میشود. همانطور که امام فرمودند یک چنین جریان شکست خورد، نه یک فرد...» عزل بنی صدر و دعوت به جنگ مسلحانه شنبه سی ام خرداد روز طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس است. وقت مجلس با گفتوگوهای مقدماتی درباره رسیدگی به عدم کفایت بنی صدر گذشت. هاشمی رئیس مجلس گفت: «متأثرم که وقت گرانبهای مجلس شورای اسلامی صرف {رسیدگی به وضع} کسی میشود که بهتر بود برای حل مشکلات با ما همکار باشد ولی نشد.» سازمان که میپنداشت بهانه و فرصت مناسبی برای اعلام شورش علیه امام و نظام جمهوری اسلامی به دست آورده است، به سرعت به تدارک و آمادهسازی یک حرکت مسلحانه وسیع و گسترده در ۳۰ خرداد ۶۰ پرداخت. وابستگان ضد انقلاب و منافقین نه تنها در داخل کشور با پیوستگی کامل در خیابانهای شهرهای بزرگ و کوچک کشتار میآفرینند بلکه همه گروههای به اصطلاح اپوزیسیون با تظاهرات خود بنی صدر را یاری میدهند. بنی صدر کاملاً پنهان شده است. هیچکسی از محل اختفای او اطلاع ندارد. حتی دادستان انقلاب مرکز نیز در این مورد اعلام نمود از محل سکونت بنی صدر هیچگونه اطلاعی ندارد. در رهنمودهای درون گروهی به اعضا و هواداران تشکیلاتی سازمان در آن زمان، اینگونه اعلام موضع شد: «کارهای پراکنده کافیست و آمادگی لازم در مردم به وجود آمده است. راهپیماییهای مقطعی اثر خود را کرده و مرحله گذار کمی به کیفی رسیده است. زمینه عینی انقلاب آماده است و ما اگر زمینه ذهنی را آماده کنیم انقلاب انجام میشود. این قابل پیشبینی است که پس از قیام ۳۰ خرداد تمامی امکانات سرخ [= غیرقابل استفاده علنی] ما سفید بشود.»
عصر روز سیام خرداد درگیریهای وسیع و گستردهای توسط دستههای مسلح سازماندهی شده میلیشیا و هواداران سازمان در سطح شهر تهران رخ داد و در بعضی شهرستانها نیز اقدامات مشابهی از سوی عوامل سازمان انجام شد. با صدور اطلاعیه سیاسی نظامی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) از آن تاریخ این سازمان رسماً وارد جنگ مسلحانه و قتل و کشتار مردم وفادار و علاقهمند به نظام جمهوری اسلامی گردید. حضور خودجوش و گسترده مردم نقاط مختلف کشور در تظاهرات خیابانی روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد در تجدید پیمان با رهبری انقلاب و اعلام حمایت از مجلس شورای اسلامی ومخالفت با بنی صدر و سازمان عملیات ارعابی وشورشگرانه سازمان را با ناکامی مواجه ساخت. عصر روز سی ام خرداد، تهران شاهد خشونت های عظیمی از طرف منافقین بود و این خشونتها و زد وخوردهای خیابانی تا پاسی از شب ادامه داشت. در این درگیری منافقین با تمام قدرت خود به خیابانها ریخته بودند. یکی از اعضای گروهک منافقین بعدها در تحقیقات خود گفت در آن شب به ما دستور داده شده بود با هر سلاحی که در دسترس داریم به خیابانها بریزیم. درگیریها در آن شب فقط محدود به تهران نبود بلکه در اغلب شهرستانها زدوخوردهای شدیدی به وقوع پیوسته بود و نظر منافقین خلق از این درگیریها ایجاد ترس و هراس در دل دولتمردان و ترساندن آنان از نتیجه حذف بنی صدر بود. در پی این اتفاقات به کلیه واحدهای سپاه و کمیتهها دستور آماده باش داده شد و سپاه پاسداران از هسته های مقاومت مساجد و انجمن های اسلامی خواست تا با هوشیاری کامل حفظ و حراست مراکز مهم محله های خویش را به عهده بگیرند. اکنون دیگر شعار مردم چنین بود: «بت جدید شکسته شد، دست منافق بسته شد». نتیجه ضایعات آن شب آتش زدن نزدیک به بیست مینی بوس، شهید نمودن چند عابر و اعضای سپاه پاسداران و جرح بیش از صد نفر بود. در آن شب خانم بنی صدر در اتومبیل ضدگلوله خود به اتفاق سودابه سدیفی و چند نفر از نزدیکان بنی صدر، این درگیری را رهبری میکرد. گزارشها نشان داد عده زخمی هایی که به بیمارستان شهید مصطفی خمینی انتقال داده شده بود حدود سی نفر بودند که با وسایلی از قبیل پنجه بوکس و سلاح های سرد و گرم زخمی شده بودند که بعضی مورد عمل جراحی قرار گرفته و بستری شدند. صدها نفر دیگر نیز در این قیام مجاهدین خلق علیه خلق زخمی شدند. شکست منافقین با حضور مردم ساعت ۵/۴ بعدازظهر رأی مجلس بر تصویب عدم کفایت سیاسی بنی صدر با ۱۷۷ رأی موافق و یک رأی مخالف اعلام گردید. بلافاصله هزاران موتورسوار حزب اللهی در همه گوشه های شهر تهران با فریاد شوق این خبر را به گوش مردم رساندند و جلوی مجلس شورای اسلامی آنچنان ازدحامی از شور و شعف بپا بود که سردربهای مجلس این همه هیجان و ازدحام را کمتر به خود دیده بود. در روز اول تیر، امام امت حکم عزل بنی صدر را تنفیذ فرمودند. بعد از این روز موج ترورهای گسترده سازمان در نقاط مختلف کشور اقشار گوناگون مردم از پیر و جوان و کسبه جزء، کارمند، کارگر، جهادگر، سپاهی، نمازگزاران مساجد، نیروهای بسیجی و نوجوانان و جوانان اعضای انجمنهای اسلامی دانشآموزی و دانشجویی و نظایر آنها را آماج خود قرار داد. در این حملات تروریستی چند هزار تن طی سالهای دهه ۶۰ به شهادت رسیدند. حتی به اعمال فجیعی مانند آتش زدن کانکس نیروهای جهادگر در زاهدان با یک نوزاد شیرخواره، به آتش کشیدن اتوبوس حامل مردم در شهر شیراز، شکنجه و سوزاندن منجر به شهادت سه تن از پاسداران، قتلعام یک خانواده روزهدار بر سر سفره افطار و اقداماتی از این دست که در تاریخ گروههای تروریستی جهان کمسابقه و بعضاً بیسابقه بود، مبادرت نمودند. با ورود سازمان منافقین به فاز مسلحانه، نگاه مدارا محور امام با آنها نیز به پایان رسید و نظام کمر همت به برقراری امنیت بست. عزت مطهری (شاهی) در خاطرات خود میگوید: «در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ آنها راهپیمایی بزرگی در خیابان انقلاب صورت دادند. جمعیت نسبتاً زیادی هم به میدان آوردند، شعارهای تند و احساسی میدادند و اعلان جنگ مسلحانه کردند. اعلامیه «اعلان جنگ مسلحانه» آنها دو روز جلوتر پخش شد. ما راهپیمایی و اجتماع آنها را غیر قانونی اعلام کردیم. از این زمان به بعد دیگر من به تنهایی نبودم، من به عنوان کمیته و انتظامات شهر و لاجوردی و بهشتی و قدوسی به عنوان دادستان هم بودند. آنها در۳۰ خرداد ۶۰ در میدان انقلاب، ترمینال و چند جای شلوغ شهر درگیر شدند، اسید و مواد آتشزا و گوگردی به سر و صورت مردم ریختند، نمک به چشمها پاشیدند، با تیغ موکت بری تعدادی را زخمی کردند. از آن پس تصمیم گرفتیم تعدادی را که از قبل شناسایی کرده بودیم دستگیر کنیم. آنها را بازداشت، محاکمه و زندانی میکردیم. نظام تصمیم به برخورد با آنها گرفته بود.» بر خلاف تحلیل سازمان که گمان میکردند مردم مرعوب رفتار آنها خواهند شد، با دقت عمل مسئولین و مواضع ارشادی حضرت امام تا قبل از این مرحله، رفتار تروریستی این گروهک به شدت از سوی مردم طرد شد و با ابتکار شهید لاجوردی و تأسیس سازمان اطلاعات ۳۶ میلیونی بخش زیادی از منافقین به سرعت توسط نظام دستگیر شدند. مسعود بنی صدر، پسر عموی رئیس جمهور معزول و عضو وقت سازمان منافقین در کتاب خاطرات خود با اشاره به این موضوع مینویسد: «وجود انبوه افراد وفادار به آیت الله خمینی... بیانگر این نکته است که او در وضعیت غیر قابل تصوری قرار داشت و علاوه بر این میتوانست با یک سخنرانی، اطلاعیه یا دعوت عمومی افراد بسیاری را به پای تظاهرات و نمازهای جمعه بکشاند که بخصوص نمونههای بسیاری از آن در همان حوالی خرداد ۱۳۶۰ اتفاق افتاد و به آنها اشاره گردید. حتی بسیاری از خانوادههای اعضای فعال سازمان نیز معتقد بودند که آیت الله خمینی چون هم رهبر مذهبی است و هم از اولاد پیامبر، مخالفت با او یعنی مخالفت با پیامبر (ص) و لذا حتی با وجود بسیاری از مشکلات اقتصادی، مخالفت با او را نوعی فروختن دین به دنیا میدانستند و حاضر به مبارزه با او نمیشدند و بسیاری نیز نقش اطلاعات ۳۶ میلیونی مورد نظر او را بازی مینمودند و حتی فرزندان مجاهد خویش را به حکومت تحویل میدادند.» جالب آنکه مسعود رجوی نیز در بخشی از جمع بندی یکساله، یکی از علل سکوت سازمان در اوایل انقلاب را پایگاه ۹۹ درصدی [امام] خمینی ذکر کرده بود و معلوم نیست از کجا سازمان دریافت که این پایگاه در طول کمتر از دو سال و نیم یعنی از بهمن ماه ۱۳۵۷ تا خرداد ۱۳۶۰ شکسته شده و از بین رفته باشد تا سازمان بتواند به حرکتی ضد ولی فقیه وقت دست بزند؟ پس از شکست بزرگ در فراخوان عمومی به جنگ مسلحانه با نظام، بنی صدر که همزمان از مسئولیت عزل گردیده بود به اتفاق مسعود رجوی مخفیانه و با آرایشی زنانه توسط خلبان شاه از کشور گریختند. یکی از اعضای سابق سازمان منافقین در خاطرات خود میگوید: «رجوی بعد از قدرت نمایی میلیشیایی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و عدم سقوط رژیم، از تهران فرار کرد و به فرانسه گریخت. او همه هواداران را بدون هیچ گونه واهمهای گذاشت و فرار کرد... رجوی عاشق دختر بنیصدر شده بود و تصمیم به ازدواج با وی را در پاریس در سر میپروراند که ضمن آن رابطه بنیصدر را با شورای ملی مقاومت [نامی که سازمان برای فعالیتهای اروپایی خود برگزیده بود]، از این طریق مستحکم کند.» |
|
| بازخوانی مهمترین دهه انقلاب اسلامی/3 |
| ساعت ٩:۱٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدابوالحسن بنی صدر ، انقلاب اسلامی ، عکس |
|
آخرین روزها بر اولین رئیس جمهور چگونه گذشت
اگرچه بنی صدر انسانی خودشیفته و تمامیت خواه بود، اما اینک که پس از سه دهه به آن روزها مینگریم به خوبی هویدا است که بسیاری از اقدامات او تحت تأثیر القائات نزدیکانش بوده است. این موضوع به نیکی در یکی از اسناد یافت شده از خانه های تیمی منافقین آشکار شده است، آنجا که مسعود رجوی از بنی صدر خواهان معرفی یک رابط برای انتقال سریع مشورتهای ضروری به او میگردد و خاطرنشان میسازد که «نیازی به تذکر نیست که اگر مزاحتمی نباشد و مطبوعات نیز مانع نشوند و تبلیغات نکنند بسیار بسیار مرجح می دانیم که با خودتان در ارتباط باشیم.» او در ادامه این نامه پیشنهاد میدهد بنی صدر زودتر از هر شخص دیگری دعوت به راهپیمایی خیابانی به مناسبت ۱۲ فروردین نماید تا از پتانسیل این روز دیگران بهره نبرند و او جایگاه خود را تثبیت کند. جالب آنکه برای دیگر گروههای برانداز نیز اعمال هماهنگی مینماید «... می تواند به دنبال یک نشست تلویزیونی شما با چریکهای فدایی خلق فضای مسالمت و نظم و قانون و همزیستی دموکراتیک همه نیروها و اقشار را تداعی کند به ویژه اگر صلاح بدانید که راهپیمایی سراسری مزبور وحدت و تفاهم ملی نامگذاری شده و با همین مضمون پیامی از شخص خودتان را نیز همراه داشته باشد.»
این نامه به خوبی نشان می دهد که چگونه بنی صدر تحت تأثیر منافقین بود و مسعود رجوی به خود اجازه می داد در کوچکترین کارهای ریاست جمهوری دخالت نماید. بنی صدر بعد از چهارده اسفند کاملاً همچون مهرهای در اختیار منافقین و دیگر گروهکها بود و با امنیتی که او در دامن این گروهکها تصور می کرد این حال و هوا را به وجود آورده بود که کمترین اختیاری از بنی صدر سلب گردد. این همراهی برای بسیاری غیرقابل باور بود که بنی صدر به مکاتب لیبرال غرب تمایل داشت و منافقین بیشتر برخاسته از تفکرات چپ بودند. اما سازمان منافقین در توجیه رابطه خود با لیبرالیسم برای اعضایش، به این جمله لنین که در مجاهد شماره ۱۱۱ صفحه ۱۶ چاپ شده استناد کرده است: «از هر امکانی هرقدر هم که کوچک باشد برای به دست آوردن متفق توده ای حتی موقت، مردد، ناپایدار، غیرقابل اعتماد و مشروط حتماً و با نهایت دقت و مواظبت و احتیاط ماهرانه استفاده شود.» اما از سوی بنی صدر این ارتباط به شکلی دیگر حل شده بود. در یکی از ملاقاتهایی که در زمان فرماندهی کل قوای بنی صدر و بستری شدن امام در بیمارستان، شورای عالی سپاه با بنی صدر داشت، یکی از اعضای شورای عالی می پرسد: چرا هروقت ما می خواهیم با شما ملاقات کنیم باید روزها منتظر بمانیم ولی آقای مسعود رجوی هروقت اراده کند می تواند با شما ملاقات کند؟ بنی صدر جواب می دهد: من باید این گروهها را داشته باشم زیرا وقتی که ما از دولت آلمان علت شرکتشان را در تحریم اقتصادی نسبت به ایران پرسیدیم به ما گفتند ما با مطالعه بولتن های پزشکی امام به این نتیجه رسیدیم که امام بیش از سه ماه دیگر زنده نیست بنابراین امام سه ماه دیگر فوت می کند و روحانیت دسته دسته می شوند. تنها این گروهها هستند که به علت داشتن تشکیلات در ایران باقی می مانند و قدرت را دردست می گیرند من باید این گروهها را داشته باشم. همکاری بنی صدر با گروهکها محدود به مسعود رجوی نبود؛ حسب گزارش پاسدارانی که از محل سکونت بنی صدر محافظت می کردند، همیشه و حتی هر روز اشرف دهقانی، موسی خیابانی و سران فدائیان خلق در منزل به ملاقات بنی صدر می آمدند و ساعتها با او به گفتوگو می پرداختند. حتی او روابط نزدیکی با حزب دموکرات کردستان و شخص عزالدین حسینی برقرار کرده بود. تحریک مجدد افکار عمومی پس از سکوت یاران امام و برخورد با نشریات زمینهساز تشنجات، بنی صدر در یک مصاحبه رادیوتلویزیونی و مطبوعاتی با شرکت خبرنگاران خارجی و داخلی که در مطبوعات تاریخ ۵/۲/۶۰ منعکس شد، بار دیگر به تحریک افکار عمومی پرداخت. «ممکن نیست شما بتوانید جامعه را در بیخبری نگهدارید و جامعه بیخبر بتواند پاسدار موجودیت خویش و انقلاب خود و جامعه رو به رشد باشد... همه باید بایستیم و استقامت کنیم... دونوع سازماندهی سیاسی داریم. نوعی از آن بر توانایی رهبری و سفت و سخت بودن سازمان تکیه دارند که به قول فرنگیها توتالیتر یا خودکامه و قیم... نوع دوم که من طرفدار آن هستم نظم را با زور سازگار نمی بیند، سازمان را هم با زور سازگار نمی بیند و بر این عقیده است که رهبری، سازمان و نظم باید در سطح خود مردم، برای نگه داشتن مردم در صحنه بماند...» او در این سخنان علاوه بر آغاز تقابل با رهبری، بار دیگر قوه قضائیه را به عدم بیطرفی و یاران انقلاب را به چماقداری متهم کرد. هیأت سه نفری در ادامه جلسات خود در پایان جلسهای که در تاریخ ۶/۲/۶۰ داشتند اعلام کردند که در جلسه مسائل مربوط به مصاحبه اخیر بنی صدر مورد بحث قرار گرفته و طی نامهای از ایشان توضیح خواسته شد، همچنین به تقاضای نخست وزیر در مورد عدم امضا طرح مجلس در مورد وزارتخانه های بی سرپرست نامه دیگری به ایشان فرستاده شد و درباره تخلفات روزنامه های میزان، انقلاب اسلامی، جبهه ملی بحث شد و قرار شد مدارک مربوط به آن تحویل دادستانی گردد. بنی صدر جوابیهای داد که خبر از بنای برخورد لجوجانه وی داشت.
پس از بیانیه امام و آرام شدن نسبی جو در روز دوشنبه ۷/۲/۶۰ هواداران سازمان منافقین خلق از ساعت ۳ بعدازظهر بدون مجوز از وزارت کشور، در میدان فلسطین اجتماع کرده و حدود ساعت ۴ به طرف پیچ شمیران حرکت کردند و علت اجتماع را اعتراض به قتل چهارتن از اعضایشان در قائمشهر ذکر کردند. در ضمن عدهای هم به مخالفت با آنها با شعار الله اکبر خمینی رهبر و حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله در گوشه میدان اجتماع کرده بودند. همراهی دو گروه به زودی به شعار علیه یکدیگر و حتی پرتاب سنگ و آجر رسید و تعدادی اتومبیل نیز آسیب دیدند. در این موقع پاسداران کمیته و شهربانی دخالت کرده و گاز اشک آور شلیک کردند و منافقین هم شروع به آتش زدن لاستیک اتومبیل نمودند و کار به زدوخورد و آتش زدن لاستیک و شلیک تیر هوایی تا حدود ساعت ۷ الی ۸ بعد از ظهر کشید و مجروحان حادثه به بیمارستان امیراعلم و دیگر بیمارستانها انتقال پیدا کردند که بیشتر به طور سرپایی معالجه و مرخص شدند و دو کشته بر جای ماند. روزنامه انقلاب اسلامی بنی صدر به حمایت رسمی از این تجمع پرداخت و حتی شخص بنی صدر در حمایت از منافقین که فردی را سوزانده بودند تا وانمود کنند که شکنجه شده، این عمل آنها را دلیل بر قدرت قلمداد کرده و میگوید: «اگر این مقدار وفا و این مقدار ایستادگی در یک گروهی به وجود آید که برای ضربه زدن به حکومت اسلامی حاضر بشود با افراد خود این کار را بکند و افراد خودشان بپذیرند آنها ماندنی هستند و ما رفتنی.»
امام خمینی پس از آشوب و اغتشاش منافقین خلق در ۴ روز بعد خطاب به گروهکها گفتند: «شما چیزی نیستید که بتوانید در مقابل این موج خروشان، انسانهای برپاخاسته مقاومت کنید، پس صلاح شما و صلاح ملت شما و صلاح همه این است که اسلحهها را زمین بگذارید و این شیطنتها را بردارید و به آغوش ملت برگردید و مثل سایر برادران ما همراه با آنها به زندگی خودتان ادامه بدهید که این زندگی که الآن شما دارید زندگی شرافتمندانه نیست. زندگیای است که برای هواهای نفسانی دیگران، شما خودتان را به باد فنا میدهید... امروز بعد از دو سال جنایتکاری گروهکهای وابسته به قدرتهای خارجی، مشت آنان در پیشگاه ملت و بخصوص کارگران عزیز به خوبی باز و این گروهکهای نادان با کردار و گفتار خود ثابت کردند که دشمنان خلق و خالق و بازیگرانی ناشی در صحنه میباشند. این سوداگران در اعمال فتنه انگیز بچه گانه خود چهره قبیح خود را به ملت و بخصوص طبقه مستضعف که میرفت پشتیبانی آنان را باور کند، آنچنان ناشیانه نشان داند که برای کسی نباید جای شک و تردید باقی باشد که اینان جیره خواران کاخ سفید و کرملین میباشند و دشمن درجه یک کارگران و کشاورزانند.» ایجاد درگیریهای خیابانی و جوسازی گروهکها و لیبرالها به مذاق ضدانقلابیون خارج از کشور نیز خوش میآید و بنی احمد، وکیل مجلس شاه و از چهرههای شاخص سلطنت طلب میگوید: «به نظر میرسد تنها راه نجات کشور از این توطئه بین المللی تشکیل اجتماعی از تمام شخصیت های وابسته به گروههای ذکر شده در بالا؛ چریکهای فدایی خلق، مجاهدین خلق، حزب دموکرات کردستان است. اینجانب ضمن ادای احترام به جنبش های چپ در ایران از اتحاد با مجاهدین خلق ابراز خرسندی میکنم و از صمیم قلب خواستار تعالی حزب دموکرات کردستان و سازمان پیکار هستم.» علی امینی نخست وزیر شاه نیز به وقایع داخلی ایران امید بسته و مژده تشکیل شورایی از شخصیتها را میدهد. امینی در این اعلامیه تمام ایرانیان را مخاطب قرار داده و گفته است دیگر وقت آن گذشته است که دست به سینه و تماشاگر باقی بمانیم. اما بنی صدر در ادامه جوسازیها و سعی خود مبنی بر تضعیف دولت همچنان مصمم است. آنچنان که در مطلبی در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۰ در روزنامه انقلاب اسلامی عنوان کرد: «حساسیت کافی و ناراحتی عمیق احساس میکنم، کسر بودجه واقعی، بیشتر از سالهای قبل و تورم و وابستگی مثل خوره به جان مردم ما و حیات کشور افتاده است. مملکت را آزمایشگاه ندانم کاریها تصور کردن، اثرات وخیم و لطمات جبران نشدنی برای انقلاب به بار خواهد آورد.» آخرین اخطارهای امام در ضمن اختلافات سران کشور، جنگ و آشوبهای خیابانی نیز در اغلب شهرها بخصوص در مرکز کشور به حد تأسف باری رسیده بود. روزنامهها مملو از اخبار انفجار، زدوخوردهای گروهکها، کشف توطئهها و خانه های تیمی بود. این همه به هم ریختگی و پراکندگی، منافقین را به این فکر انداخت که از فرصت استفاده نموده مهر و عطوفت پدرانه امام را به طرف خود جلب کنند، به تصور اینکه در این بازار آشفته امام به خاطر تسکین قسمتی از اغتشاشات و گشایش در پارهای از معضلات، پارهای مزایا در اختیار منافقین قرار دهد.
در بخشی از این نامه آمده است «تا آنجا که انضباط آهنین تشکیلاتی ما کشش داشته باشد تلاش خواهیم نمود که همچون گذشته ولو به بهای جان خواهران و برادرانمان تا وقتی راه های مسالمت آمیز ابراز عقیده و فعالیت های انقلابی مطلقاً مسدود نشده و به اصطلاح حجت تمام نگردیده است، از عکس العملهای خشونت بار و قهرآمیز بپرهیزیم، چرا که یقیناً در شرایط موجود امپریالیسمها از چنین منازعاتی در جهت تجزیه انقلاب و خاک میهنمان سوء استفاده خواهند کرد... شما که پیوسته به رغم نقاهت جسمی با گروهها و جماعت و افراد مختلف به طور روزمره دیدار و ملاقات دارید، اکنون اگر سوء تعبیر نشود ما و کلیه هوادارانمان در تهران نیز که قشری از اقشار ملت هستیم بدین وسیله تقاضا میکنیم که برای بیان مواضع و تشریح اوضاع و عرض شکایات و اثبات مطلب فوق الذکر بدون هیچگونه تظاهر و در نهایت آرامش به حضورتان برسیم. به گمان ما این میتواند یک رویداد مهم تاریخی محسوب شده و انشاءالله سرآغاز بسیاری تدابیر و تفاهمات ملی و هر چه بیشتر زنده داشتن امید زندگی مسالمت آمیز و در نتیجه نافی تشنجات داخلی و حتی زمینه ساز اتحاد عمومی مهم سراسری برای دفع کامل تجاوز حکام دیکتاتور و جاه طلب بعثی به حقوق و زندگانی هموطنان ستم زده و رنج دیده ما باشد.» اما بازی آنها در برابر ولیفقیه پوچتر از آن بود که فریبنده باشد. امام خمینی در جواب به منافقین در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ فرمودند «ما به آنها کراراً گفته ایم و حالا هم میگوییم که ما مادامی که شما تفنگها را در مقابل ملت کشیدهاید یعنی در مقابل اسلام با اسلحه قیام کردهاید، نمی توانیم صحبت کنیم و نمی توانیم مجلسی با هم داشته باشیم، شما اسلحهها را زمین بگذارید و به دامن اسلام برگردید، اسلام شما را میپذیرد و اسلام هوادار همه شماهاست. فقط گفتن به اینکه ما حاضریم، در آن نوشتهای که نوشتهاید در عین حالی که اظهار مظلومیتها زیاد کردهاید لیکن باز ناشیگری کردید و ما را تهدید به قیام مسلحانه کردید، ما چطور با کسانی که قیام مسلحانه برضد اسلام میخواهند بکنند میتوانیم تفاهم کنیم؟... من اگر در هزار احتمال یک احتمال میدادم که شما دست بردارید آن کارهایی که میخواهید انجام بدهید، حاضر بودم که با شما تفاهم کنم و من پیش شما بیایم. لازم هم نبود شما پیش من بیایید و حالا هم به موجب احکام اسلام نصیحت به شما میکنم شما در مقابل این سیل خروشان ملت نمی توانید کاری انجام دهید. شما اگر یک وقت ملت قیام کنید، مثل یک ذره ای در مقابل این سیل خروشان هستید، برگردید به دامن اسلام، بیایید آن چیزی را که دیگران میخواهند به شما بدهند و وعده آن را به شما میدهند، در اسلام برای شما مهیاست. شما دست بردارید از قیام مسلحانه و آن چیزهایی که به غارت بردهاید از بیت المال مسلمین بازگردانید و با مسلمین دیگر با هم باشید و شما معزز و محترم هستید لیکن مادامی که اسلحه در دست شماست و شما در همین نوشته اظهار مظلومیت و اظهار اینکه میخواهیم کارها درست بشود و تفاهم بشود. وقتی در همین جا تهدید به قیام میکنید ما نمی توانیم این طور مسائل را قبول کنیم.» تندروی تا اعلام نظر هیأت سه نفره در این زمان واقعهای سبب گسترش وسیعتر اختلافات گردید، در پی چاپ مطلبی در روزنامه جمهوری اسلامی مبنی بر بازداشت دو نفر سارق در حین سرقت اسناد طبقه بندی شده و سری وزارت خارجه و در حالیکه گفته میشد منظور از این اقدام ربودن اسناد موجود علیه کاظم رجوی برادر مسعود رجوی در وزارت امور خارجه بوده است، این وزارتخانه اطلاعیهای صادر و موضوع را علنی کرد، اما در جواب دفتر رئیس جمهور نیز اطلاعیهای صادر کرد و مشخص گردید که مجری آن اقدام دفتر بنی صدر و دستور دهنده آن خود بنی صدر بود.
درحالی که وزارت خارجه فاقد وزیر بود، معاون اداری و مالی وزارت خارجه در رابطه با سرقت اسناد نامهای برای بنی صدر فرستاد و خاطر نشان کرد که فرد مذکور در حال خارج نمودن تعداد زیادی از اسناد سری و محرمانه به صورت بسته بندی شده در داخل یک کیف از ساختمان شماره ۳ وزارتخانه بوده است که دستگیر شده و هیچگونه مدرک و نشانهای دال بر وابستگی خود به دفتر ریاست جمهوری ارائه نکرد و اصولاً در رابطه با وابستگی خود به هر نهاد دولتی یا غیر دولتی دیگر سکوت نمود. به دنبال بازداشت ناطقی مدیر کل کنسولی که اطلاعات را در اختیار آن فرد قرار داده بود، به حکم شهید لاجوردی دادستان انقلاب تهران، این افراد در مراحل بازجویی و بازپرسی خود اعتراف به داشتن چند نفر همکار دیگر در مورد این سرقت کردهاند که رسیدگی به این موضوع در دستور فوری هیأت سه نفری حل اختلاف قرار گرفت. در همین زمان منافقین برای موجه جلوه دادن عدم اطاعت از دستور امام، با هماهنگی قبلی نامهای بسیار مفصل به بنی صدر نوشته و تحویل اسلحه را مشروط بر این نمودند که بنی صدر به عنوان عالیترین مقام رسمی اجرای قانون را تضمین نماید و در جواب این نامه، بنی صدر عدم توانایی خود را در مورد شرط بالا اعلام نمود. وی در مصاحبه مطبوعاتی در جواب خبرنگاری که نظرش را راجع به نامه منافقین پرسیده بود جواب میدهد که: «من نامه شان را خواندم نوشتهاند که آمادهاند اسلحه شان را تحویل بدهند منتها گفتهاند تضمین چیست که با ما با قانون اجرا شود؟ خب من چه جوابی بدهم؟ وقتی از دفتر ریاست جمهوری برادر فضلی نژاد را که همه شما میشناسید، در اروپا انجمن اسلامی بوده است فرستاده ایم تا کارمندهایی را که قرار است اینجا کار کنند شناسایی کند، با حکم (رسمی) به آنجا رفته است و به مقام خود وزارتخانه هم مراجعه کرده است او را گرفتهاند به عنوان اینکه شما سند دزدیدهاید و آمدهاید که سند بدزدید.» بنی صدر ۳۰/۲/۶۰ در ستون کارنامه رئیس جمهور که روزانه در روزنامه انقلاب اسلامی به چاپ میرساند، مینویسد «تلگرافی از آقای شیخ علی تهرانی که خطاب به من فرستاده شده بود خواندم که در آن آمده است شما گفتید با چماق داری مخالفت میکنید و میایستید و استقامت میکنید، ولی مثل اینکه کوتاه میآیید... به ایشان جواب میگویم خیر من ایستاده ام و کوتاه هم نمی آیم اما همه باید تلاش کنند شما مرا انتخاب نکردهاید تا به جای همه تلاش کنم. همه باید بایستند... مرا جز نیروی شما نیرویی نیست، ایستادگی شماست که به ایستادگی من معنا میبخشد. در همه جا، در همه شهرها باید در برابر این امور بایستید و به هرقیمت بایستید، تا ایستادگی مرا حس کنید. من ایستاده ام.» بنی صدر و رجوی به گمان اینکه توانسته اند به اندازه کافی در جامعه جو بدبینی و ناامیدی بوجود آورده و مردم را به سمت خود جذب کنند پیشنهاد رفراندوم و مراجعه به آرای عمومی را میدهند و با حروف درشت در صفحه اول روزنامه انقلاب اسلامی مینویسند: «برای خروج از بن بست کنونی سالمترین راه بدون بحران این است که همه موافقت کنند به مردم مراجعه کنیم و با رأی عمومی آنچه باید بشود، بشود.» نامه مسعود رجوی به بنی صدر در ۳۱/۲/۶۰، فردای چنان تیتری، دعوت او به ادامه این مسیر است «به این ترتیب آقای دکتر، شما تا این تاریخ از قضا دقیقاً آلنده ایران هستید و نه پینوشه... هیچکدام از حضرات را یارای حذف رسمی شما نیست چرا که خود به طور مضاعف متضرر خواهند شد... اما من یقین دارم که در هر صورت شما در موقعیت مناسب فی المثل با دعوت به اعتصاب هم که شده بسیاری کارها را قادرید بکنید... احتمالاً خودشان هم میدانند که اگر حکومتشان چه در داخل و چه به طور بین المللی تتمه آبرویی داشته باشد، اساساً منوط به شخص شماست. والا همه دنیا میدانند که بدون شما حکومت چند هفته نیز دوام ندارد.» همچنین رجوی به بنی صدر پیشنهاد میکند که از امام بخواهد برای انجام این رفراندوم از مردم خواسته شود یک راهپیمایی به طرف جماران انجام دهند و خواستار تغییرات اساسی باشند. جالب آنکه طی همان نامه به بنی صدر پیشنهاد میکند از امام بخواهد که شعارهایی به نفع امام یا حزب الله را منع کنند. «بدیهی است که حتی نفس این پیشنهاد انحصار طلبان را تا حدودی برجای خود خواهد نشاند...» امام خمینی ۶/۳/۱۳۶۰ در جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی به مناسبت آغاز دومین سال شروع کار مجلس سخنانی گفتند و در آن در مقابل حرکت های ضد اسلامی جبهه ضد انقلاب، موضع گیری قاطع کرده و علیه آنها افشاگری کردند. سپس فرمودند «این شیاطین که مىگویند که ملت دیگر چهطور و چهطور است، اینها توى اتاقهاى خودشان نشستهاند حساب مىکنند... این مملکت از بین نرفته؛ و این جمهورى اسلامى هم سر جاى خودش هست؛ و این مردم هم دنبال جمهورى اسلامى هستند؛ و این مردم هم از مجلس، مادامى که مجلس بر طریقه اسلام باشد، و از دولت، مادامى که دولت بر طریقه اسلام باشد، و از رئیس جمهور، مادامى که رئیس جمهور در طریق اسلام باشد، طرفدارى مىکنند. هر کدامتان بلغزید، مردم دیگر از شما طرفدارى نمىکنند... [دیکتاتورها] هم مثل سایر مردم [بودند.] بعد هم وقتى که به مقامى رسیدند، اینطور نبوده است که از اول دیکتاتورى کرده باشند. لکن قدم به قدم، ذره به ذره، رو به دیکتاتورى رفتند... هى نگویید که «ملت با من است»، «ملت با من است». ملت با اسلام است. نه با من است و نه با شما و نه با دیگرى. من اگر یک کلمهاى بر خلاف اسلام بگویم، همین ملت مىریزند و من را از بین مىبرند.» به دنبال سخنان امام مبنی بر به بن بست نرسیدن کشور اسلامی، منافقین درسر مقاله شماره ۱۲۲ روزنامه مجاهد تحت عنوان «در مفهوم و واقعیت بن بست» اصرار دارند که جامعه به بن بست رسیده و تنها راه آن رفراندوم است و حتی امام را که فرموده بودند بن بستی برای ملت وجود ندارد با شاه مقایسه مینمایند. در پی موضع گیری قاطع امام، بنی صدر که موقعیت خود را در خطر میدید و این احتمال را میداد که از فرماندهی کل قوا عزل شود، در مصاحبه خود درتاریخ ۹/۳/۶۰ سعی کرد مسئله جنگ را مسئله اصلی قلمداد کرده و همچنین برکناری خود را خطری جدی تلقی کند و ترس خود را از رویارویی مستقیم با امام اعلام مینماید: «اگر روزی جمهوری تا این حد خدای نکرده سقوط کرد که به دلیل ایستادگی رئیس جمهور برای اجرای قانون باید محاکمه شود، این خود انقلاب دیگری در مملکت ماست... برای آنها که این تلاش را میکنند سؤالی دارم که این تلاش را میکنید، فرض کنید که به نتیجه رسید و درخت، یا اره شد و یا خود به خلاف قاعده افتاد که نمی افتد آیا به قول معروف شما چاه کندهاید که منار میدزدید؟ آیا فکر بعدش را کرده اید؟ بنابر ادامه جمهوری است یا بنا بر چیز دیگری است؟ اگر بنا بر ادامه این جمهوری است، مردم کدام داوطلب دیگری را گیربیاورند و به او آن حد اعتماد را اظهار بدارند و از آن به بعد هم تا این لحظه که من در اینجا نشسته ام همواره از او حمایت بکنند و او ناتوان نشود؟ خوب آن دیگری که شما دارید میتواند بیاید و این اعتماد را هم جلب کند و توانا بشود کیست؟» بنی صدر همچنین در جمع پرسنل پایگاه هوایی شیراز سخنرانی تحریک آمیزی ایراد نمود که نقض کامل بیانیه امام بود. سرانجام، پس از بارها نقض فرمان امام هیأت سه نفره حل اختلاف در تاریخ ۱۲/۳/۶۰ اعلام کرد که سخنرانیها و مصاحبه مطبوعاتی بنی صدر تخلف از بیانیه ۱۰ مادهای امام و تخلف از قانون اساسی میباشد. امام خمینی به مناسبت ۱۵ خرداد ۱۳۶۰ پیامی فرستادند که طی آن علیه مخالفین جمهوری اسلامی که زیر چترهای مختلف علیه این جمهوری توطئه میکنند، روشنگری کردند «... اینان با نام آنکه در ایران قانونی نیست... میخواهند راه را برای اربابان خود یا ابرقدرت شرق یا بلوک کمونیست یا ابر قدرت غرب و بلوک سرمایه داری باز کنند و ایران عزیز را با اسم آزادی که مراد آنان بی بند و باری است به لجن بکشند و ملت مسلمان را از صحنه خارج کنند. اینان آزادی مسلح بودن را در مقابل حکومت اسلامی و آزادی در اغتشاش را میخواهند. اینان آزادی ژ۳ برای نابودی اسلام و جمهوری اسلامی را میخواهند و این آزادیها همان است که پیامبران و اسلام و رهبران آن در سرتاسر تاریخ با آن به جنگ برخاسته اند، خود را فدا کردهاند و ما نیز به حکم پیروی از آنان در صحنه هستیم و غرب زدگان آزادی به شکل غرب که حتی آزادی جنسی به حد فجیع آن و آزادی مراکز فحشا را طالبند اسلام و جمهوری اسلامی مخالف ایده های حیوانی آنان است...» سمپاشیهای بنی صدر علیه چهرههای شاخص خط امام و به مرور خود امام ادامه یافت و روزنامههای آن جریان ساماندهنده تحرکات این جریان بودند. به دنبال ایجاد تحریکات از سوی بعضی روزنامهها در اطلاعیهای که در تاریخ ۱۸/۳/۶۰ از سوی دادستان انقلاب اسلامی مرکز انتشار یافت آمده است: «به حکم دادستان انقلاب اسلامی مرکز نشریات آرمان ملت، انقلاب اسلامی، جبهه ملی، میزان، نامه مردم و عدالت به دلیل نشر مقالات تشنج آفرین تا اطلاع ثانوی توقیف شدند.» مقاومت کنید بنی صدر نیز به دنبال اطلاعیه دادستانی کل مبنی بر تعطیل روزنامهها اطلاعیهای به شرح زیر صادر کرد: خبر تعطیل چند نشریه دیگر از جمله روزنامه انقلاب اسلامی را شنیدید. شب گذشته نیز برنامه تلویزیونی دادستان کل کشور را که به منظور لکه دار کردن رهبر نهضت ملی ایران دکتر محمد مصدق و خدشه دار کردن رئیس جمهوری تنظیم شده بود تماشا کردید. اینها مراحل مختلف حرکتی است که حذف ریاست جمهوری شما را هدف قرار داده است.
آنچه اهمیت دارد رئیس جمهور نیست مهم آن است که غول استبداد و اختناق میخواهد بار دیگر حاکمیت خود را به شما مردم بپاخاسته تحمیل کند و اثر خونهای گرانبار عزیزان شما را که در سرنگونی رژیم سیاه پهلوی نثار اسلام و آزادی شد از بین ببرد و این در شرایطی است که کشور ما خود را برای انجام انتخابات میان دورهای آماده میکند. رئیس جمهوری شما همچنان در انجام رسالت خطیری که شما ملت مسلمان ایران به عهده او گذاردهاید استوار ایستاده است. پیام و کارنامه خود را به هر شکل از آن جمله نوار، اعلامیه و... به اطلاع شما خواهم رسانید و به دعوت شما که هر روز او را به مقاومت و استقامت میخوانید صمیمانه لبیک میگوید. شاد و پیروز باشید. دایره فعالیت بنی صدر روز به روز تنگ تر میگردید. هنوز فرماندهی کل قوا نیرویی بود که میتوانست در سایه آن نفسی بکشد. روزنامه اش به محاق توقیف افتاده بود دیگر آن اقبال و شور برای دیدن بنی صدر در مردم دیده نمی شد. به ناچار به همشهریان خود روآورد و باحضور عده ای از مردم همدان دفتر همکاریهای مردم با رئیس جمهور را افتتاح و طی سخنانی مردم را علناً به ایستادگی و مقاومت و شورش علیه جمهوری اسلامی دعوت کرد.
در پایان مراسم شرکت کنندگان شعارهایی به حمایت از بنی صدر و علیه حزب جمهوری اسلامی و دکتر بهشتی و نخست وزیر میدادند. در این مراسم به علت ازدحام بیش از حد جمعیت در محل دفتر، بنی صدر نتوانست از مینی بوس پیاده شود و از داخل اتومبیل با بلندگوی دستی برای مردم سخنرانی کرد و در پایان به شعارهای ذکر شده در بالا تا ساعت ۸ بعدازظهر تظاهرات ادامه داشت و پس از آن نیز گروههای مخالف و موافق با دادن شعارهایی علیه یکدیگر و پرتاب سنگ به طور پراکنده در سطح شهر همدان به تظاهرات پرداختند و درگیریها تا ساعت ۹ شب ادامه داشت و طرفداران بنی صدر به یکی از مغازهها حمله کردند و تمام شیشهها را شکسته و وسایل آن را بردند. فرصت ضیق بود و بنی صدر در شرف حذف قرارگرفته بود و منافقین ناگزیر به سیم آخر زده بودند. |
|
| بازخوانی مهمترین دهه انقلاب اسلامی/1 |
| ساعت ۱:۳۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، امام خمینی(ره) ، انقلاب اسلامی ، عکس |
|
حکم حکومتی امامخمینی در صبح روز 25خرداد1360/جبههملی مرتد شد
گروه تاریخ- اگرچه شکل گیری جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق به سال 1328 و قبل از انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی برمیگردد، اما فراز و نشیبهای زیادی بر سر راه این جبهه وجود داشته تا آنجا که برخی بازه فعالیت آن را به چهار دوره تقسیم میکنند؛ چهار دورهای که با معلق شدن نسبتاً کامل فعالیتهای جبهه ملی و احیای دوباره آن از هم تفکیک میشود. بازه فعالیت جبهه ملی چهارم از سال 1356 آغاز میشود و تا برخورد قاطع امام با آنها ادامه مییابد. در تابستان 1356 سه تن از رهبران جبهه ملی یعنی کریم سنجابی، داریوش فروهر و شاپور بختیار طی نامه سرگشادهای به شاه تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر را از وی خواستار شدند. اما با شکل گیری مقدمات نهضت، جبهه ملی درصدد برقراری ارتباط با انقلابیون برآمد. رهبران جبهه ملی خواهان مواجهه با اصل سلطنت شاه نبودند، بلکه هدف خود را مقابله با استبداد البته در چارچوب ساختار حاکم معرفی میکردند. این رویکرد تا ملاقات کریم سنجابی با امام در پاریس در آبان ماه 57 ادامه یافت. بعد از این ملاقات جبهه ملی با صدور بیانیه ای سه ماده ای نظام پادشاهی را غیرقانونی اعلام کرد. در این بازه زمانی البته امام از اینکه راه جبهه ملی با انقلابیون متفاوت است سخنان به میان آوردند و تأکید کردند:«اینجانب نمی توانم از جبهه ایها و نه از بزرگشان اسمی ببرم و ترویجی بکنم؛ راه آنها با ما مختلف است.» این مدارا ادامه یافت تا آنکه کار به مواجهه جبهه ملی با لایحه قصاص رسید. جبهه ملی که رویکردی لیبرال داشت در مقابل لایحه قصاص که برآمده از قرآن و شریعت بود، ایستاد و مردم را دعوت به راهپیمایی کرد. امام در واکنش به این فعالیتها که در واقع قیام در مقابل قرآن دانسته میشد، موضع شدیدی گرفتند و «ارتداد» جبهه ملی را اعلام کردند تا این جبهه برای همیشه با حضور مردم در خیابانها از صحنه سیاسی کشور حذف شود. جبهه ملی، طی اعلامیه ای، که بهانه آن نفی و حمله شدید به لایحه قصاص بود، مردم را به یک راهپیمایی در مسیر خیابان انقلاب به سمت دانشگاه تهران، در بعدازظهر روز 25 خرداد 1360فراخواندند. قرار بود در جلسه 26 خرداد مجلس شورای اسلامی پیرو درخواست 120 نماینده، دو فوریت طرح بررسی کفایت سیاسی رئیس جمهور به بحث و رأی گیری گذارده شود. به نظر می رسید راهپیمایی جبهه ملی اولاً به عنوان مقدمه و آزمون موفقیت شورش اجتماعی طراحی شده بود (که در صورت موفقیت زمینه را برای یک حرکت گسترده براندازانه و خشن در ادامه درگیریهای پراکنده تهران و شهرستانها، فراهم میساخت) و ثانیاً مانوری بود برای تقویت جایگاه اجتماعی و افزایش روحیه گروههای متحد بنی صدر در آستانه اقدام نهایی؛ صبح 25 خرداد، بازرگان، یدالله سحابی و کاظم سامی طی یک نامه مشترک اعلام کردند به دلیل عدم امنیت و وجود سانسور و ادامه توقیف چند روزنامه ، از شرکت در جلسات علنی مجلس خودداری خواهند نمود. شیخ علی تهرانی در این نامه حملات شدیداللحنی به امام نموده و کوشش کرده بود اعتبار و استناد دینی و فقهی بیانات امام را ازجمله در مورد حکم ارتداد منکرین حکم ضروری قصاص نفی کند.
در پی عدم پاسخ جبهه ملی به درخواست امام خمینی(ره) مبنی بر نفی موضع گیری ضددینی اعلامیه قبلی خود و تلاش گروههای اندک و پراکنده ای برای اجابت به دعوت راهپیمایی آشوبگرانه 25 خرداد، حضور گسترده مردم تهران در خیابانها به حمایت از رهبری انقلاب، شرایط را به زیان این گروه و حامیان پشت پرده آن تبدیل نمود. روزنامه کیهان در شرح وقایع عصر روز 25 خرداد نوشت: مردم انقلابی و مبارز تهران، دیروز در اجتماعات پرشکوه خود و با حضور در صحنه ، توطئه راهپیمایی را که از طرف جبهه ملی اعلام شده بود، خنثی کردند... سرتاسر حدفاصل میدان فردوسی تا میدان انقلاب مملو از جمعیت بود. ملت یکصدا فریاد میزدند: فرمانده کل قوا خمینی، سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن، لبیک لبیک یا امام ، حزب الله پیشمرگ روح الله، مرگ بر بنی صدر... در پی اعلام راهپیمایی جبهه ملی که قرار بود ساعت 4 بعدازظهر دیروز از میدان فردوسی آغاز شود، گروه دیگری از مردم برای جلوگیری از برقراری این میتینگ در ساعات قبل از موعد تعیین شده در میدان فردوسی اجتماع کردند... جمعیت سپس مسیر خیابان انقلاب را به سوی میدان انقلاب و دانشگاه تهران در پیش گرفت و شعارهایی علیه جبهه ملی و بنی صدر سر داد. از سوی دیگر مهدی بازرگان طی اطلاعیهای که بعدازظهر 25 خرداد به خبرگزاری پارس ارسال نمود، صرفاً آنچه شایعه دعوت نهضت آزادی به راهپیمایی مینامید، تکذیب کرد. روزنامه کیهان روز بعد این اعلامیه بازرگان را یک اقدام زیرکانه و رندانه برای اجتناب از موضع گیری صریح مورد درخواست امام توصیف نمود.
|
|
| مدحی در روزهای مأموریت |
| ساعت ۱٠:٢٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، مدحی ، عکس |
|
|
|
| پهلوان علی اکبر ناطق نوری در زورخانه (عکس) |
| ساعت ۱:۱۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧ کلمات کلیدی: ناطق نوری ، عکس |
|
حاج علی اکبر ناطق نوری رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی ازجمله ورزشکاران با سابقه ورزش زورخانه است. در این تصاویر وی در جمع ورزشکاران شهرستان نور به همراه برادرش دیده می شود. |
|
| یادمان فاتحان بیت المقدس3/ خاطرات قاسم سلیمانی از سردار شهید احمد کاظمی |
| ساعت ۱٢:٤۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: شهید احمد کاظمی ، جبهه وجنگ ، عکس |
|
انتظار داشتم روزنامه ها بنویسند فاتح خرمشهر شهید شد+ متن بیسیم احمد کاظمی در لحظه آزادی خرمشهر
![]()
سردار قاسم سلیمانی فرمانده وقت لشگر ثارالله معتقد است که سردار شهید احمد کاظمی فاتح واقعی عملیات بیت المقدس و آزادی خرمشهر بوده است. در ادامه برخی خاطرات قاسم سلیمانی از احمدکاظمی درباره عملیات بیت المقدس را می خوانید.
فاتح خرمشهرشهید شد من تصورم این بود که وقتی خبر شهادت حاج احمد گفته شد ، حداقل تیتر همه روزنامه های ما این جمله باشد که : فاتح خرمشهرشهید شد همان طوری که وقتی بزرگی از ما در ادبیات ، هنر ودر هر چیزی ، از بین ما می رود و فوت می کنـد ما بلا فاصله تیتـر می زنیم برایش که مثلا "پدر علم ریاضی" ایران از دنیا رفت . فکر می کنم حقی که احمد به گردن ملت ایران داشت با حقی که دیگر اندیشمندان مختلفی که مورد تجلیل هستند و به حق هم باید مورد تجلیل باشند، کمتر نباشد و شاید هم در ابعادی بیشتر باشد. یعنی خیلی ها باید خودشان را مدیون شهید کاظمی بدانند.حقیقتا اگر بخواهیم حاج احمد را تشریح بکنیم باید برگردیم به جنگ . از جمله کسانی که غریب بود شهید کاظمی بود، شهید کاظمی محور چند تا فتح بزرگ بود . در جنگ می توانیم بگوئیم که شاه کلید این فتوحات او بود . یکی از برجستگی های شهید کاظمی هم همین بود. یعنی اگر گفته بشود زیرک ترین فرمانده ما در جنگ احمد بود؛ حتما سخنی به گزاف گفته نشده و احمد به این معنا زیرک بود که با تدبیر ترین بود. احمد قابل جایگزین نبود احمد به نیروی زمینی مقام داد نه نیروی زمینی به احمد. لذا در هر کجا قرار می گرفت او تأثیرات معنوی اش، تأثیرات رفتاری واخلاقی اش بی نظیر بود، ما در تاریخ انسانها کمتر داریم آدم به این خوبی جامع باشد، آدمهای جامع نادرند، اینطوری نیست که ما فکر می کنیم جامعه ما پر از احمد است و کسانی جای این خلأ ها را پر می کنند، نه اینطور نیست، امکان ندارد که این خلأها به سادگی پرشود، طول می کشد در جامعه بشری کسانی مثل احمد متولد شوند. سیصد سال، پانصد سال طول کشید که یک فردی مثل امام خمینی(ره) در جامعه ظهور کرد، به سادگی نمی تواند مثل امام خمینی(ره) متولد شود. هر پانصد سالی، هر چهارصد سالی و هر دویست سالی جامعه یک چنین انسانی را تحویل می گیرد. اینها چیزهایی نیست که ما فکر کنیم به سادگی قابل بدست آوردن است، قابل جایگزین شدن هستند، نه اینجوری نیست. نکته دیگر، هرکسی ممکن است تأثیری داشته باشد اما تأثیرات با هم فرق می کند و مشکل این است که ما در زمان حیات آنها قدر این تأثیرات را کمتر می دانیم. یک شخصیتی می آید مثل علامه امینی و الغدیر را می نویسد. مرحوم آقای شیخ عباس قمی می آید مفاتیح الجنان را می نویسد آنها یک تأثیری دارند و یک هدایتی دارند و امام خمینی(ره) که نظام جمهوری اسلامی را تأسیس می کند یک تأثیر دیگردارد. شخصیت شهید کاظمی را هم در این بعد باید مورد جستجو قرار داد. احمد فقط فرمانده لشکر نبود، ما با او نزدیک بیست و هفت سال زندگی کردیم، رشد کردیم. در ظاهر او فرمانده لشکر بود و ما هم فرمانده لشکر بودیم و خیلی از دوستانمان هم که شهید شدند فرمانده لشکر بودند، اما تأثیرات کاملاً متفاوت بود. تأثیرات شهید کاظمی در جنگ صرفاً تاثیر یک فرمانده لشکر نبود، که مثل ده یا دوازده تا لشکری که در جنگ وجود دشتند او هم سهمی دارد نقشی داشت و آن نقش را ایفا می کرد، اینگونه نبود.اجزاء لشکر مثل یک بناست همه اعضای این بنا در آن تأثیر دارند، اما محور ومبنای اساس این بنا ستونهای این بنا هستند. در جنگ احمد جزء ستونهای این بنا بود، هم در آن ارزشهایی که در جنگ بوجود آمد که من اشاره به آنها می کنم. او نقش یک مربی را داشت.چند نفر در جمع ما بودند، نقش مربی داشتند، نه مربی به معنای مربی نظامی که آموزش نظامی بدهند، نه، مربی جامع تر از این حرفها، و بدون اینها و یا در هرجلسه ای که اینها نبودند نقص بود و وقتی که بعضی هاشون شهید شدند.این نقص تا آخر جنگ باقی ماند و این سه نفر نقش مربی را داشتند، حسن باقری، حسین خرازی واحمد کاظمی. اگر همه ما می نشستیم در جنگ حرف می زدیم، تصمیم گیری می کردیم، سکوت هر یک از این سه نفر، حتماً امکان تصمیم گیری را مشکل می کرد، حرف آخر را می زدند، اگر مخالفت می کردند با عملیاتی، حتماً یک مسأله و دلیل داشت و اگر اصرار می کردند همینطور بود، ما در 10 عملیات بزرگ جنگ، یعنی عملیات ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، بدر، خیبر، والفجر 10، کربلای 5، والفجر 8 در هر ده عملیات بزرگ جنگ، شش عملیات ناجی تصور محورش احمد بود. درثامن الائمه(ع) ایستاد تا دشمن آبادان را نگرفت، برای شکست محاصره آبادان، احمد و حسین دو محور اصلی واساسی بودند. در عملیات بیت المقدس در شب نوزدهم یا هیجدهم وقتی همه خسته شده بودیم همه وسواس داشتند که عملیات برای دو هفته به تأخیر بیفتد، آنجا حسن باقری صحبت کرد،گفت ما به مردم قول داده ایم. گفتیم خرمشهر در محاصره است چطور می توانیم برگردیم همه خسته بودند چون ما چهل روز بعد از عملیات فتح المبین، عملیات بیت المقدس را شروع کرده بودیم دو لشکر خرمشهر را تصرف کردند هر کدام با پنج گردان یعنی سه هزار نفر در مقابل بیست هزار نفر دشمن، لشکرهای احمد و حسین بودند. در عملیات خیبر همه دستاوردها منحصر به آن چیزی شدکه احمد مهیا کرد یعنی جزایر.در بدر مثل یک شهاب، جبهه را شکافت رفت داخل. من یادم نمی رود وقتی آخر شب مهدی باکری شهید شده بود همه رزمندگان جبهه را تخلیه کرده و عقب نشینی کرده بودند، فقط ده نفر مانده بودند که اصرار می کردند با التماس احمد را از منطقه بدر خارج کنند، نمی آمد. می گفت: چرا جنگ ما اینطور شد؟ به اینصورت در آمد؟شخصیتی مثل احمد کاظمی، تأثیرات یک فرمانده لشکر که فقط خرمشهر را آزاد کرد، نبود، پرورش چنین فضایی بود که امروز 17 سال از جنگ می گذرد اما هر روز این نام، نام بسیجی فرهنگ جنگ و توجه به آن در جامعه ما ضروری تر به چشم می خورد و احساس می شود.این نقش احمد بود، نقش حسین بود نقش حسن باقری بود، نقش مهدی زین الدین بود، نقش شهید علی رضائیان بود و دهها فرمانده ای که شهید شدند و اینها محور های اصلی اش بودند. خرمشهر مرهون رشادت شهید کاظمی مکالمه بی سیم سرداران شهید خرازی و احمد کاظمی با سردار رشید در لحظه آزادی خرمشهر حسین حسین رشید : حسین جان ببین ، ببین ، شما الان داخل خود شهرید؟ رشید رشید حسین : چی ؟ کی؟ پیام شما مفهوم نیست رشید جان دوباره بگید؟ حسین جان : شما شمارو میگم خودتون ، کجائید الان داخل شهرید؟ رشید رشید حسین : ببین رشید جان ما داریم می ریم جلوشما با احمد کاظمی هماهنگ کنید مفهومه ؟ ما تو شهر نیستیم مفهومه؟ احمد احمد رشید:احمد ببین الان حسین منتظر هماهنگی شماست تا کارشونو شروع کنند و عملیاتو با هماهنگی اجرا کنید شما کجائیدالان؟ رشید رشید احمد : آقا جان ، ما داخل خود شهریم ، واینا که تو شهرن اومدن پناهنده شدن مفهوم شد!!! احمد احمد رشید: احمد جان قطع و وصل می شه ! دوباره بگو؟ چی گفتی؟ رشید رشید احمد : رشید با اون یکی دستگاه صحبت کن مفهوم شد؟ باشه احمد همین الان... همی الان. رشید رشید احمد : آقا ما تو شهریم بهش بگو ، به محسن بگو ما تو شهریم ، ما تو شهریم و پنج شش هزارنفرم اومدن پناهنده شدن ما تو شهریم ما داریم اونارو تخلیه می کنیم ما تو شهریم و تمام نیروهامون تو خود شهرن !!! رشید رشید احمد : رشید جان مفهوم شد؟ احمد احمد رشید: قابل فهم نبود ! شما کجائید احمد ؟!! ببین اگه یه پستی در مسیر راه صدای شمارو رله کنه من صداتونو متوجه می شم و به محسن پیامتونو می گم ، به محسن پیامتونو می گم ... رشید رشید احمد: رشید جان می گم من تو شهرم و همه نیروها تو شهر اومدن اسیر و پناهنده شدن مفهوم شد؟ احمد جان ! بله بله من فهمیدم چی گفتید می گید من تو شهرم و کلیه نیروها پناهنده شدن !! ببین برادر احمد مراعاتم کنید چوبی ، چیزی نخوریدا . رشید رشید: بابا نترس ، نترس الان بیش از شش هزار نفربه ما پناهنده شدن بیش ازشش هزار نفر مفهوم شد رشید جان ؟ احمد جان : چقد ؟ نفهمیدم دوباره بگو چند هزار نفر؟ رشید: بابا گفتم بیش از شش هزار نفر شش هزار نفر مفهوم شد؟ ودارن هی زیاد می شن. مفهوم شد؟ احمد احمد رشید : بیش از شش هزار نفر؟ بله ؟ خدا اجرت بده مفهوم شد بله فهمیدم . رشید رشید احمد : رشید جان بله بله تو شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات بود ، تظاهرات بود،وکلیه اسرا یا حسین می گفتند والله اکبر و تسلیم می شدن. خوب مفهوم شد؟ احمد جان : این یه قسمت حرفت نا مفهوم بود دوباره تکرار کن ؟ رشید رشید احمد: می گم تو شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات بود وکلیه اسرای عراقی الله اکبر و یا حسین می گفتنو تسلیم می شدن. احمد احمد رشید: بله بله ، مام اینجا فهمیدیم تشکر آقا الله اکبر،الله اکبر، الله اکبر همه چیو فهمیدیم. رشید رشید احمد : رشید جان خداوند خرمشهر و آزادش کرد. آزادش کرد.... احمد پیام توکاملا دریافت شد به امید پیروزی واقعی بر استکبار جهانی. |
|
| یادمان فاتحان بیت المقدس2 |
| ساعت ۱٢:۳۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: شهید حسن باقری ، جبهه وجنگ ، وصیتنامه ، عکس |
|
عملیات بیت المقدس از زبان سردار شهید حسن باقری + یک صد خاطره
حوادث و پدیده های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، اگر از زبان فرماندهان نظامی درگیر در صحنه عملیات بیان شود، حاوی اطلاعات و واقعیات مهمی است که در شناخت ابعاد جنگ اهمیت خاصی دارد، به ویژه آن که این بررسی در متن حادثه صورت گرفته باشد. بدین منظور مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ جمع بندی و تحلیل شهیدحسن باقری را در عملیات بیت المقدس که از سند شماره 6025 این مرکز تهیه شده، ارائه می کند.
پس از روزهایی که قرار بود عملیات خرمشهر انجام شود، طرح عملیات به این صورت شد که از آبادان به سمت خرمشهر نیرو بیاید، قرارگاه فتح، خرمشهر را محاصره کند و قرارگاه فجر، عرایض را تأمین کند و قرارگاه نصر، در امتداد دژ پایین بیاید و منطقه اروندرود را تأمین کند.
نکته ای که وجود داشت و از نظر نظامی حدس زده میشد، این بود که عراق در سه کیلومتری شلمچه - که ما هستیم - هیچ گونه ضدحمله ای انجام نمی دهد و خیلی راحت رفت و آمد می کند و اهمیت زیادی به رفت و آمدها نمی دهد، تخمین زده میشد که عراق اقدام به احداث پلی روی اروندرود کرده، طول و عرض آن هم زیاد است، ولی قطعاً در این حد فاصل، پلی برای عراق وجود دارد. عراق مطمئن است منطقه تحت اشغالش را حفظ میکند، البته، صدام شمال خرمشهر را که بین مارد و جاده آسفالتی بود، رها کرد و از طرف جنوب به یک خاکریز آمد و در آن جا مستقر شد و دیگر هیچ نشانه ای از این که عراق عقب نشینی کند و خرمشهر را تخلیه کند وجود نداشت، به خصوص با عکس هوایی که گرفته شد، این حدس به یقین مبدل شد که عراق در (اروند) در حدود شش کیلومتری شرق شلمچه پلی احداث کرد.
![]() شناسایی هایی نسبت به سربند عراقی ها انجام شد، در بعضی محورها، سیم های تلفن در خط خودمان و خط دشمن کشیده شد و میدان های مین پاکسازی و قرار شد که عملیات در مرحله آخر انجام شود، عملیات در ساعت 22:30 شب آغاز شد. مشکل این مرحله از عملیات به آن دلیل بود که خط عملیات سراسری بود، یعنی در حدود دوازده، سیزده کیلومتر حدود شش نفر نیرو که می خواستند به این خط بدهند به هیچ وجه مسائل هماهنگی رعایت نمیشد. نیرو هم صبر نمی کرد، برای این که بقیه نیروها در منطقه بودند، عراق هم جلوی سربند سیم خاردار و مین گذاشته بود... .
تیپ حضرت رسول (ص) اولین نیرویی بود که به سربند رسید و با تیپ 22 عراق درگیر شد و به داخل نفوذ کرد. تیپ دزفول با مشکلاتی از قبیل میدان مین و آتشی که عراق روی دشت داشت با یک مقدار تأخیر توانست به مواضع دشمن نفوذ بکند و در ادامه دژ حرکتش را به سمت پایین انجام داد و در تقاطع دژ و جاده آسفالت به صورت نیروهای پدافندی مستقر شد.
تیپ حضرت رسول (ص) به دلیل این که کمی صبر کرد تا تیپ دزفول بیاید، نتوانست خودش را به پل عراق در روی اروند برساند و تمام سعی بر این شد که خاکریز در شمال خین زده بشود و به موازات خین پدافند بکنیم، به دلیل این که امکانات کم بود، نیروها زیر پل بودند، برای همین در فاصله 48 ساعت بعد از آغاز عملیات، زیر جاده آسفالت مجدداً به تیپ دزفول واگذار شد، در ضمن دژ تا جاده آسفالت بلند و قابل قبول بود، به سمت خین، فاصله دژ بیشتر از سه سانتی متر نبود و لازم بود که جنوب جاده آسفالت به تیپ دزفول و قسمت غربی و جنوبی جاده که به موازات خین بود به نصر دو واگذار شود.
در سمت جنوب جاده آسفالت - که دژ و خاکریزش را بلند کردند - تیپ دزفول مستقر شد، بعد تیپ حضرت رسول (ص) با تیپ دو لشکر یک خط موازی را در خین تشکیل دادند، در حدود سه شب بعد از آغاز عملیات، قرار شد که تهاجمی برای انهدام پل و تأمین خین صورت گیرد، اما تهاجم دیر آغاز شد، بنابراین، نیروها به پل حمله کردند و توانستند پل را پیدا کنند و به داخل جزیره (بوارین) بروند، ولی عراق در جزیره بوارین، نیروی پیاده زیادی گذاشته بود؛ زیرا حدس زیادی میزد که ما بخواهیم از سمت پل به بصره برویم، ولی از طرفی نمی خواست که پل را خراب کند.
در این جا، دو حدس زده میشد، نخست این که حفظ جزیره بوارین برای عراق مفید بود و اگر ما به این جزیره می رسیدیم، عراق تأمین شط العرب را از دست میداد، مسئله دوم این بود که عراق درصدد بود همیشه یک جناح جنوبی را در صحنه عملیات داشته باشد که اگر خواستیم عملیات را به سمت غرب ادامه دهیم او بتواند برای تهدید نیروهای اسلام از جناح جنوبی استفاده کند، آنها نیروها را با فشار بیرون زدند، ولی گفته می شد که روی پل، پنجاه کیلو مواد گذاشته اند که با پرتاب یک توپ و انفجار مواد منفجره پل نیز منفجر شده است.
مسلم است که پل اصلی اروند در اختیار عراقیهاست، عراقیها برای رفت وآمد تا جزیره بوارین از پل استفاده میکنند، وضعیت کنونی عراق در شمال خین خط خیلی ضعیفی است، نیروی پیاده مقابل خودش را مین گذاری کرده و به آن صورت آن جا را خطری تهدید نمیکند، عراق بیشتر برای تهدید جناح جنوبی عملیات، شمال خین را نگه داشته است، کار دیگری که درباره خین کرده بود این که خاکریز جنوب خین را - که سمت خودش است - حدود سه متر بلند کرده و خاکریز سمت ایران را یک مقدار تراشیده و به پایین آورده بود، به طوری که نیروها نمی توانستند برای شمال خین مستقیماً خط پدافندی داشته باشند.
گزارش وضعیت تیپ 46 فجر
مسئله ای که من داشتم، این بود که قضیه خرمشهر با اطمینان انجام شود، مشکلاتی که در طول این عملیات داشتیم به دلیل وجود حالت اضطراب در بین بچه ها بود، این نظر که اگر عملیات خراب شود قضیه چه خواهد شد این بود که همه تلاشها برای این بود که مسئله به صورت محکم انجام شود. ما مطمئن بودیم به حول و قوه خداوند، قضیه خرمشهر حل خواهد شد، طرحی که داده می شد طوری نبود که یک فرد فقط برای انجام آن کار کند، نه، چیزهای دیگری است که باید به خاطر آنها کار کرد.
خلاصه قرار شد که ما از عملیات (برون مرزی) صرفنظر کنیم، اگر تیپ قرارگاه فتح کارآیی دارد، بیاید خرمشهر را محاصره کند، طوری که ممکن است محاصره قوی شود و مطمئن شوند که کسی از خرمشهر بیرون نمیرود. از طرف دیگر، قرارگاه فتح بیاید نهر عرایض را تأمین کند، برای این که کار تأمین بدون اشکال باشد و با ضد حملههای عراق از سمت غرب مواجه نشوند، قرارگاه نصر هم یک مدت ادامه منطقه دژ را تأمین کند که عراق نتواند عکسالعملی یا عملیاتی انجام بدهد.
عراق با این که می دانست چهارده هزار نفر از نیروهایش در خرمشهر هستند، نتوانست هیچگونه ضد حملهای را در منطقه غرب و شلمچه انجام دهد، برای این که نیروهای ما این اجازه را به (عراق) نمیدادند. البته، طرح به صورت کلاسیک نبود، برای همین هم برادران ارتش با این طرح موافق نبودند، هنوز هم که هنوز است میگویند طرح، طرح خوبی نبود.
شرح مسائلی که در طول این عملیات مطرح بود
قرارگاه فتح مسئول محاصره خرمشهر بود. هم چنین، فاصله دژ و مرز عراق حدود دو کیلومتر بود که این دو کیلومتر از نظر زمین هیچ اجازهای را به عراق نمی داد. شنیدیم که عراق نتوانست ضدحملهای را برای آزاد کردن خرمشهر انجام بدهد و نیروها را از المنصور به منطقه می آوردند، در ضمن لشکر هفت پیاده عراق هم بود، ولی دیدیم که لشکر هفت پیاده را نتوانست وارد عمل بکند، می خواست از طریق پل اروند بیاورد وارد عمل کند، ولی به دلیل باریک بودن معبر منطقه و تشکل کامل نیروهای اسلام ،از نیروهای پیاده نیز نتوانست استفاده کند و به لطف خداوند خرمشهر آزاد شد.
یک صئ خاطره از سردار شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری)
1- بچه را لا پنبه گذاشتند . آن قدر ضعیف بود که تا بیست روز صداش در نمی آمد . شیر بمکد. برای ماندنش نذر امام حسین کردند. به ش گفتند « غلامِ حسین.»باید نذرشان را ادا می کردند. غلام حسین دو ساله بود که رفتند کربلا.
2- آمده بود نشسته بود وسط کوچه . نمی شد بازی کرد. هر چی چخه کردیم و با توپ پلاستیکی و سنگ زدیم ، نرفت غلام حسین رفت جلو . نفهمیدیم چی گفت ، که گذاشت رفت.
3- کلاس هشتم بود. سال چهل و هشت ،چهل و نه . فامیل دورشان با چند تا بچه ی قد و نیم قد از عراق آواره شده بود. هیچی نداشتند ؛ نه جایی ، نه پولی . هفت هشت ماه پا پی صندوق دار مسجد لرزاده شده بود. می گفت« بابا یه وام بدین به این بنده ی خدا هیچی نداره . لا اقل یه سرپناهی پیدا کنه گناه داره. » حاجی هم می گفت « پسرجون ! وام میخوایی ، باید یه مقدار پول بذاری صندوق. همین.» آن قدر گفت تا فامیل پول گذاشتند صندوق . همه را بدهکار کرد تا یکی خانه دار شد.
4- سر راه مدرسه رفتیم کتاب فروشی .هرچی پول داشت کتاب خرید. می خواند؛ برای دکور نمی خرید.
5- سال آخر دبیرستان بود. شب با مهمان غریبه ای رفت خانه شام به ش داد و حسابی پذیرایی کرد. می گفت «ازشهرستان آمده. فامیلی تهران نداره. فردا صبح اداره ی ثبت کار داره. می ره »دلش نمی آمد کسی گوشه ی خیابان بخوابد.
![]() 6- دوست های هم دانشگاهیش را برده بود باغ دماوند. تابستان گرم و جوان های شیطان. باید بودی و می دیدی چه بلایی سر خانه و زندگی آمد . آب بازی کرده بودند همه ی رخت خواب های سفید و تمیز مامان زرد شده بود .
7- خیلی مواظب برادر کوچکش ،احمد ،بود. نامه می نوشت، تلفن می کرد، بیش تر باهم بودند. حرف هاش را گوش می کرد. گردش می رفتند. در دل می کردند. همیشه می گفت « فاصه ی سنی بابا و احمد زیاده . احمد باید بتونه به یکی حرفاشو بزنه .خیلی باید حواسمون به درسو کاراش باشه.»
8- سرباز که بود، دو ماه صبح ها تاظهر آب نمی خورد. نماز نخوانده هم نمی خوابید. می خواست یادش نرود که دوماه پیش یک شب نمازش قضا شده بود.
![]() 9- مامان و باباش دلشان می خواست پشت سرش نماز بخوانند. هرچی می گفتند، قبول نمی کرد. خجالت می کشید.
10- بیست و دوی بهمن . پادگان شلوغ بود. سربازها قاطی مردم شدند. اسلحه خانه به هم ریخته بود. گلوله های خمپاره با خرج و چاشنی پخش زمین بود. دولا شد. جمع و جورشان که کرد، گفت« اگه یکیش منفجر بشه، کلی آدم تکه تکه می شن.»جعبه ها را که چیدند، با بقیه رفتند طرف دیگر پادگان.
11- از نماز جمعه ماجرای طبس را شنیدم . چون توی سرویس خبر روزنامه بود. صبر نکرده بود ؛ صبح زود با عکاس روزنامه رفته بود طبس.
12- روزها اول جنگ کسی به کسی نبود. از سوسنگرد که برمی گشتم، استان دار خوزستان را با حسن دیدم.نمی شناختمش . هرچی سؤال می کرد، من رو به استاندار جواب می دادم. همین طور که حرف میزدم، اسم بعضی جاها را غلط می گفتم. خودش درستش را می گفت. تند تند هم از حرف هام یادداشت برمی داشت.
13- چهار ماه از جنگ می رفت. بین عراقی های محور بستان و جفیر ارتباطی نبود .حسن بعد از شناسایی گفت« عراقی ها روی کرخه و نیسان و سابله پل می زنند تا ارتباط نیروهاشون برقرار بشه. منتظر باشین که خیلی زود هم این کارو بکنن.» یک هفته بعد، همان طور شد. نیروهای دشمن در آن محور ها باهم دست دادن.
14- باشگاه گلف اهواز شده بود پایگاه منتظران شهادت . یکی از اتاق های کوچکش را با فیبر جدا کرد ؛ محل استراحت و کار. روی در هم نوشت « 100% شناسایی، 100% موفقیت.» گفت «حتا با یه بی سیم کوچیک هم شده باید بی سیم های عراقی را گوش کنید. هرچی سند و نامه هم پیدا می کنید باید ترجمه بشه.» از شناسایی که می آمد ، با سر و صورت خاکی می رفت اتاقش . اطلاعات را روی نقشه می نوشت. گزارش های روزانه رانگاه می کرد.
15- ریز به ریز اطلاعات و گزارشها را روی نقشه می نوشت.اتاقش که می رفتی ، انگار تمام جبهه را دیده باشی. چند روزی بود که دو طرف به هوای عراقی بودن سمت هم می زدند. بین دو جبهه نیرویی نبود. باید الحاق می شد و ونیروها با هم دست می دادند . حسن آمد و از روی نقشه نشان داد.
16- خرمشهر داشت سقوط می کرد. جلسه ی فرمانده ها با بنی صدر بود .بچه های سپاه باید گزارش می دادند. دلم هری ریخت وقتی دیدم یک جوان کم سن و سال ، با موهای تکو توکی تو صورت و اورکت بلندی که آستین اش بلند تر از دستش بود کاغذ های لوله شده را باز کرد و شروع کرد به صحبت.یکی از فرماندهای ارتش می گفت «هرکی ندونه ،فکر می کنه از نیروهای دشمنه.» حتی بنی صدر هم گفت «آفرین ! » گزارشش جای حرف نداشت.نفس راحتی کشیدم.
17- دیدم از بچه های گردان ما نیست، ولی مدام این طرف و آن طرف سرک می کشدو از وضع خط و بچه ها سراغ می گیرد. آخر سر کفری شدم با تندی گفتم« اصلا تو کی هستی ان قدر سین جیم می کنی؟» خیل آرام جواب داد «نوکر شما بسیجی ها.»
18- اولین بار بود کنارم خمپاره منفجر می شد همه از ماشین پریدیم بیرون حسن گفت« رود خونه رابگیرید و برید عقب، من می رم ماشینو بیارم .» تانک های عراقی را قشنگ می دیدیم . حسن فرز پرید پشت فرمان و دور زد . گلوله ی توپ و خمپاره بود که پا به پای ماشین می آمد پایین. چند کیلومتر عقب تر، حسن با ماشین سوراخ سوراخ منتظرمان بود.
19- سوار بلیزر بودیم. می رفتیم خط . عراقی ها همه جا را می کوبیدند. صدای اذان را که شنید گفت « نگه دار نماز بخونیم.» گفتیم «توپ و خمپاره می آد، خطر داره .»گفت «کسی که جبهه می یاد ، نماز اول وقت را نباید ترک کنه.»
20- به رضایی و باقری گفتم « نوارهایی که دادیم تا مکالمات بی سیم فرمانده ها را ظبط کنند ، پس ندادند. می گن محرمانه ست. خب نیت ما ثبت لحظه لحظه ی جنگه .» حسن همان موقع گفت « اگه اینا مورد اطمینان اند ، چرا این کار را نکنن؟» از آن روز به بعد ، اسناد و مدارک و نقشه ها را بعد از هر عملیات می گرفتیم .
21- کنار هم نشسته بودند. سلام نماز را که داد، گفت « قبول باشه.» احمد دلش می خواست بیش تر با هم حرف بزنند. ناهار را که خورند. ، حسن ظرف ها را شست . بعد از چایی ، کلی حرف زدند.خندیدند. گفت « حسن بیا به مسئول اعزام بگیم ما می خوایم با هم باشیم. می آی ؟ » - باشه این طوری بیش تر باهم ایم. – آقا جون مگه چی میشه ؟ ما می خوایم باهم باشیم. – باکی؟ - اون پسره که اون جا نشسته . لاغره . ریش نداره. مسئول اعزام نگاه کردو گفت «نمی شه .» - چرا ؟ - پسرجون ! اونی که تو می گی فرمانده س. حسن باقریه. من که نمی تونم اونو جایی بفرستم. اونه که ما رو این ور و اون ور می فرسته . معاون ستاد عملیات جنوبه.
22- نزدیک خط دشمن گرا می دادم . گلوله ی توپ و خمپاره بود ک سوت می کشید و تند و یک ریز، مثل باران بهاری می بارید . خاکریز عراقی ها به هم ریخته بود. با دوربین نگاه کردم دو نفر، برانکار به دست، از خاکریز عراقی ها سرازیر شدند. حسن راشناختم . یک سر برانکار را گرفته بود، هی دولا راست می شد و به دو می آمد.
23- نزدیک ظهر بود. از شناسایی بر می گشتیم. از دیشب تا حالا چشم روی هم نگذاشته بودیم.آن قدر خسته بودیم که نمی توانستیم پا از پا برداریم ؛ کاسه زانوهامان خیلی درد می کرد. حسن طرف شنی جاده شروع کرد به نماز خواندن . صبر کردم تا نمازش تمام شد. گفتم « زمین این طرف چمنیه ، بیا این جا نماز بخوان .» گفت « اون جا زمین کسیه، شاید راضی نباشه.»
24- جلسه داشتیم . بعضی ها دیر رسیدند. باقری را تا آن روز نمی شناختم دیدم جوانی بعد از خواندن چند آیه شروع کرد به صحبت . فکر کردم اعلام برنامه است. بعد دیدم قرص و محکم گفت « وقتی به برادرا می گیم ساعت نه این جا باشن، یعنی نه و یک دقیقه نشه.»
25- کارهای گردان را سپردم به معاونم . چند روزی رفتم پایگاه پیش حسن. مجروح بودم. حسن گفت« برو جبهه ی شوش ، پیش معاون عملیات. بگو باقری فرستاده. » چند ماه بعد پیغام فرستاد « بیا ببین حالا میتونی یه خط رو با یه تیپ فرماندهی کنی ؟»
26- اوج گرمای اهواز بود. بلند شد، دریچه کولر اتاقش رابست. گفت: به یاد بسیجی هایی که زیر آفتاب گرم می جنگند.
27- رفتن و ماندن بچه های جبهه معلوم نبود. فقط سه نفرمان ماندیم. بعد از آن همه غذای جبهه،شام مامان حسن خوش مزه بود؛ باقالی پلو با گوشت.سیر که شدیم، هنوز کلی غذا باقی مانده بود. حسن می خندیدکه « من نمی دونم. باید یا بخورید،یا بریزید تو جیباتون ببرید.»
28- نمی شناختمش . گفت « نوبتی نگهبانی بدین . یکی بره بالای دکل ، یکی پایین ، پشت تیربار. یکی هم استراحت کنه.» به ش گفتم« نمی ریم. اصلا تو چه کاره ای؟» می خواست بحث کند. محلش نگذاشتیم. رفتیم. تا دیدمش ، یاد قضیه ی نگهبانی افتادم معرفی که می کردند بیش تر خجالت کشیدم. بعد ها هر وقت از آن روز می گفتم ، انگار نه انگار . حرف دیگری می زد.
29- چراغ اتاقش روشن بود. نشسته بود روی زمین . پاش را جمع کرده بود زیرش، دفتر را گذاشته بود روی پای دیگرش. اسم گردان ها و گروهان و جاهایی راکه باید عمل کنندف جزءبه جزء نوشت؛ طرح عملیات . دو دقیقه ای بالا تا پایین چند صفحه را پر کرد . به من گفت « طبق اینا سلاح و مسئولیت می دی.»
30- اگر بین بسیجی ها حرفی می شد می گفت « برای این حرف ها بهم تهمت نزنید. این تهمت ها فردا باعث تهمت های بزرگتری می شه. اگه از دست هم ناراحت شدید،دورکعت نماز بخوانید بگویید خدایا این بنده ی تو حواسش نبود من گذشتم تو هم ازش بگذر . این طوری مهر و محبت زیاد می شه. اون وقت با این نیروها میشه عملیات کرد.»
31- سه تا تیپ درست کرده بود؛کربلا امام حسین ،عاشورا و چند گردان مستقل. پشت بی سیم به رمز می گفت « کربلا ! امام حسین اومد؟ عاشورا ! امام حسین تنها است. » برای جا به جایی نیروها از منطقه ی آهودشت به گرم دشت می گفت « آهو ها رو بفرستین اون جاییکه هواش گرمه .» نیروی کارکشته که می خواست می گفت «کنسرو پخته بفرستین ، نه خام .»
32- عملیات طریق القدس بود. بچه ها بی سیم پشت بی سیم می زدندکه «کار گره خورده. چه کار کنیم؟» شب بود و معلوم نبود خط خودی کجاست ،خط دشمن کجا است . منتظر کسی نشد. سوار ماشین شد و رفت طرف خط.
33- کف اتاق توی یکی ازخانه های گلی سوسنگرد نشسته بود. سه نفر به زحمت جا می شدند. نقشه پهن بود جلوش. هم گوشی بی سیم روی شانه اش به توپ خانه گرا می داد ، هم روی نقشه کار می کرد. به من سفارش کرد آب یخ به بسیجی ها برسانم.به یکی سفارش الوار می داد برای سقف سنگر ها. گاهی هم یک تکه نان خالی بر می داشت می خورد.عصری از شناسایی برگشت . می گفت « باید بستان رو نگه داریم .اگه این ارتفاع رو نگیریم و آفتاب بزنه ، این چند روز عملیات یعنی هیچ» با این که خسته بود, دو ساعته چهار تا گردان درست کرد. خودش هم فرمانده یکی از گردان ها . از سر شب تا صبح حسابی جنگیدند. چهار صبح بود که حسن را بی حال و نیمه جان بردند عقب. ارتفاع را که گرفتند خیال همه راحت شد.
![]() 34- نصفه شب خبرهای جور واجور از جنوب سابله می رسید. صبر نکرد. تنها رفت . تصادفش هم از بی خوابی سه روزه اش بود. چیزی می گفت . گوشم را بردم دم دهانش .
35- نصفه شب خبر های جور واجور از جنوب سابله می رسید. صبر نکرد. تنها رفت . تصادفش هم از بی خوابی سه روزه اش بود. چیزی می گفت . گوشم را بردم دم دهانش. – کارپل سابله به کجا رسید؟ - حسن جان ! حالت خوب نیست . استراحت کن .- نه . بگو چی شد. می خوام بدونم.
36- اصرار داشت. که پیام رادیویی بفرستیم.اعلامیه بریزیم توی عراقی ها اثر داشت. هر روز توی کرخه کور کلی عراقی تسلیم می شد.
37- بعد ار عملیات ، یک سطل گرفته بود دستش و فشنگ های روی مین را جمع می کرد. می گفت «حیفه اینا روی زمین بمونه ، باید علیه صاحباش به کار بره.»
38- افسر رده بالای ارتش عراق بود. بیست روز پیش اسیر شده بود. با هیچ کدام از فرماندها حرف نمی زد. وقتی حسن آمد، تمام اطلاعاتی را که می خواستیم دو ساعته گرفت. بچه های به شوخی می گفتند « جادوش کردی ؟» فقط لبخند می زد. می گفت « به فطرتش برگشت.»
39- هی می رفت و می آمد . برای رفتن به خانه دو دل بود. یادش رفته بود نان بگیرد. به ش گفتم « سهمیه ی امروز یه دونه نان و ماسته . همینو بردار و برو. » گفت «اینو دادن این جا بخورم ، نمی دونم زنم می تونه بخوره یا نه.» گفتم « این سهم توست. می تونی دور بریزی ، یا بخوری.» یکی دو باری رفت وآمد . آخر هم نان و ماست را گذاشت و رفت.
40- خیلی فرز بند پوتینش را بست. نه شب بود. باید می رفت یکی از محور ها. گفتم « برادر حسن ! فرمانده یه محور، خودش مهر اعزام نیرو درست کرده. حرف من رو هم گوش نمی ده. چه کار کنم؟» گفت« الان می ریم.» گفتم «تا دارخوین سی کیلومتر راهه. فردا بریم.» گفت « الان می ریم.» - بیدارش کن. هنز گیج خواب بود که حسن با تندی به ش گفت «مصطفی ! چرا ادعای استقلال می کنید؟ باید زیر نظر گلف باشید. اون مهر رو بیار بینم.»مهر را که گرفت، داد به من . خودش رفت اهواز.
![]() 41- رخت خوابش دو تا پتو سربازی بود. همینطور که دراز کشیده بود، با صدای بلند می خندید. – یه کمی یواش تر. بغل دستتون اتاق فرمان دهیه . – بابا عراقی ها اومده اند تو مملکت ما می خندن، ما سر جا مون نمیتونیم بخندیم؟
42- ترکش ها که به آب می خورد، ماهی ها می آمدن بالا .تقریبا هر روز بساط ماهی کباب به راه بود. ماهی دشتی از سقف سنگر آویزان بود. بوی ماهی که به گربه خورد ، روی دوتا پا بلند شد. بدنش را حسابی کش داده بود. حسن هم دوربین عکاسی گردنش بود، عکسش را انداخت. زیر شیشه ی میزش عکس های قشنگی داشت، همه کار خودش . انگار کارت پستال .
43- نوشتن یاد داشت روزانه را اجباری کرده بود.می گفت« بنویسید چه کارهایی برای گردان، تیپ واحد و قسمتتون کردید. اگه بنویسید، نفر بعدی که میآد می دونه چه خبره. ان موقع بهتر می تونه تصمیم بگیره.»
44- گزارش های شناسایی رفت بچه ها را با دقت می خواند . یک جاهایی خط می کشید و چیز هایی مینوشت. گفت « این جا نوشتی از دست چپ تیر اندازی شد. یعنی چپ خودت یا دشمن؟ شما روبه روی هم دیگه اید، باید از قطب نما استفاده کنید. سعی کنید جهت ها را از روی قطب نما بنویسید.»
45- تعداد نفرات هر تیپ ، گرداتن، گروهان و دسته رانوشت.با توپ و تانک غنیمتی هم گردان زرهی درست کرد. ده دوازده تا گردان ، شد بیست تا تیپ . می گفت «برای تازه واردهای جنگ هم جزوه ی آموزشی می خواهیم.نیروها باید تشکیلاتی فکر کنند. بسیجی هایی که بر می گردند شهر باید گروهان و گردان هر مسجد رادرست کنند اعزام مجدد ها هم باید برگردند به یگان های خودشان، مثل مسافری که برمی گردد به خانه ش. این طوری سازمان رزم درست و حسابی داریم.»
46- فرمان ده یکی از لشکرهای ارتش بود. طرح های حسن را که می دید.می گفت« این باقری انگار چند سال دانشکده ی افسری بوده.طرح هاش کلاسیکه.حرف نداره.»
47- چند تا بسیجی کنار جاده منتظر ماشین بودند. حسن گفت «ماشینو نگه دار اینا رو سوار کنیم.» به شان گفت « اگه الان فرمان دهتون رو می دیدید ، چی می گفتید؟» یکیشان گفت« حالا که دستمون نمی رسه، اما اگه می رسید می گفتیم آخه خدار و خوش می یاد تو این گرما پیاده بریم؟ تازه غذاهایی که برامون می آرن اصلا خوب نیستو...» حسن با خنده گفت « می گم رسیدگی کنن. دیگه ؟» آن ها هم می گفتند و می خندیدند. به مقرشان که رسیدیم، پیاده شدند رفتند.
48- مقدمات عملیات فتح المبین را می چید. از بس ضعیف شده بود زود از حال می رفت. سرم که می زدند،کمی جان می گرفت و پا می شد. کمی بعد دوباره از حال می رفت، روز از نو روزی از نو.
49- بچه ها خسته بودند، خط هم شلوغ . بسیجی سن و سال داری بود. به بهانه ی بردن مجروح، راه افتاد برود عقب . حسن سرش داد زد «هی حاجی! کجا ؟ ننه ات را می خوای؟ اگر دلت شیر می خواد ، بگم برات بیارن.» طرف خنده اش گرفت. حسن را بغل کرد و برگشت خط.
50- از خستگی هر کس طرفی ولو بود. از خط برگشته بودند و منتظر برگه های مرخصی حسن وسط آسایشگاه با صدای بلند گفت « برادرا ! فرمان ده عملیات جنوب اومده ، می خواد صحبت کنه . همه تو محوطه جمع شید ! » به هم می گفتند «این همونیه که بیدارمون کرد. پس کو فرمان ده عملیات جنوب ؟ » بعد از حرف هاش ، بچه ها قید مرخصی رفت را زدند و شدند نیروی احتیاط.
51- زمین زیر گلوله های توپ می لرزید . رو به رو ؛ ردیف تانک های عراقی . گوشه ی خاکریز با چند تا بسیجی نشست دعای توسل خواند.
52- - امام صادق اشاره می کرد، اصحابش می رفتند توی تنور داغ . بسیجی ها هم این جوری اند . منطقه ی دشمنه ، تاریکه ، سی کیلومتر پیاده روی داره ، با همه ی موانع . اما بسیجی ها می رن . هر جا حرف بسیجی ها بود، می گفت «این ها پدیده ی جدید خلقتند .»
53- دیشب رفته بودند شناسایی . امشب می گفتند « دیگه نمی ریم. فرماده گردان گفته یه شب برید ، اونم برای این که شب حمله گردان رو ببرید.» سرشان داد کشید « پس فردا عملیات داریم. حرف گردان و تیپ نیست، حرف اسلامه.شما شرعا مسئولید امشب هم خلاف کردید نرفتید. برید واقعا استغفار کنید. حالا پاشید زودتر راه بیفتید، به بچه ها برسید!»
54- حسن به ش گفته بود برود خط ، ولی تازه بیدار شده بود و خواب آلود حرف می زد. از دستش عصبانی بود. می گفت «چی به ت بگم ؟ اعدامت کنم ؟ یا گوشت رو بگیرم بگم آقا برو گم شو؟ چه قدر بگم فلانی برو دنبال فلان کار ؟ وقتی نمی رید، خودم مجبورم برم. هی باید بگم آقای ایکس برو با آقای ایگرگ هماهنگی کن. تو رو به امام زمان باهم بسازید ! تو کوتاه بیا. بذار بگن فلانی کوتاه اومد . اصلا بابا ما به بهانه ی جنگ وگردان وخاک ریز باهم رفیق شدیم تا هم دیگه رو بسازیم.»
55- پشت بیش تر نامه هایی که می رسید نوشته بود« اهواز – گلف – حسن باقری .» بچه هایی که مرخصی می رفتند خیلی براش نامه می نوشتند.
![]() 56- می گفت « فرمان ده تیپ گفته توپ صد و هفت نداریم که بدیم . حالا چه کار کنیم؟» تند گفت « یعنی چی که نداریم؟ اگه می خوان گربه برقصونن، ما هم بلدیم. بابا جنگه ، سمج باشین. برو به اون فرمانده پدر سوخته بگو اگه ندی ، گردان برای عملیات نمی آرم .اون وقت ببین داره بده یا نه؟ »
57- تیر بار عراقی ها همه را کلافه کرده بود. آمده بود پشت خاکریز نقشه را پهن کرده بود و فکر می کرد.کسی باور نمی کرد فرماده لشکر آمده باشد خط.
58- برگشتنی موتورش خراب شد. بیابان و گرما کلافه ش کرده بود. باید زودتر فرم های شناساییش را می نو شت. حسن گزارش را که می خواند ، زیر چشمی نگهش کرد. برگه ها را پس داد و گفت « معلومه خسته بودی . دوباره بنویس ، ولی این دفعه با حوصله ، با دقت.»
59- از سنگرش خوب می شد، عراقی ها را شناسایی کرد. ولی دو پاش را کرده بود توی یک کفش که « نه . نمی شه .» جوشی شدم داشتم می گفتم « بابا! این فرماده دهته حسن...» ، که آستینم را کشید و گفت« ولش کن! می ریم یه جا دیگه بذار راحت باشه.»
60- عصر بود که از شناسایی آمد.انگار با خاک حمام کرده بود. از غذا پرسید. نداشتیم. یک از بچه ها تندی رفت ، از نزدیکی شهر چند سیخ کوبیده گرفت . کباب ها را که دید ، داد زد « این چیه ؟» زد زیر بشقاب و گفت« هرچی بسیجی ها خورده ، از همون بیار. نیست، نون خشک بیار.»
61- از کردستان آمده بودند. حسن نقشه را به دیوار زد و شروع کرد « این جا بلتای پایین ، این بلتای بالا ، اینم دهلیز شاوریه ... » متوسلیان با دست یواش به همت زد و جوری گفت که باقری بشنود « حاجی ! اینا رو نقشه می جنگن یا رو زمین؟»بردشان منطقه و گفت اینجا غرب نیست . تپه و قله هم نداره. زمین صافه. بچه های شناسایی چند ماه وقت گذاشتن تا این نقشه های یک پنجاه هزارم رو درست کردند. » حساب کار دستشان آومد که جنوب چه طوری است.
62- ده روز پیش گفته بود جزیره را شناسایی کنند ، ولی خبری نبود. همه ش می گفتند « جریان آب تنده ، نمی شه رد شد. گرداب که بشه، همه چیز رو می کشه تو خودش. » -خب چه بکنیم؟ می خواید بریم سراغ خدا بگیم خدایا آب رو نگه دار؟ شاید خدا روز قیامت جلوت رو گرفت، پرسید تو اومدی ؟ اگه می اومدی ، کمک می کردیم. اون وقت چی جواب می دی؟ - آخه گرداب که بشه.. . – همه ش عقلی بحث می کنه. بابا تو بفرست، شاید خدا کمک کرد.
63- بهانه می آور . امروز و فردا می کرد. می گفت« من اکه الفبای توپ رو نمی دونم ، نمی تونم ادعا کنم توپ راه می اندازم. » حسن از دستش کلافه شده بود. عصبانی گفت« برو ببین اینایی که الفبای توپ رو بلدند، از کجا یاد گرفتند .الفبا نداره که تو هم . گلوله رو بنداز توش، بزن دیگه . حالا فکر کرده قضیه یه فیثاغورثه! » - آخه باید بدونم مکانیسمش چیه ؟ چند نفری که بودند خنده شون گرتف. حسن ریز خندید «مکانیسم مال شیرینیه ، بابا . قاطی نکن.»
64- تو یکی از اتاق های سه در چهار تاریک گلف جلسه داشتند. متوسلیان ، خرازی ، ردانی پور و همت و ... خیلی سرو صدا می کردند. از تدارکات بگیر تا طرح عملیات و گله از آموزش بسیجی ها . حسن به شان گفت « می خواید بریم آمریکا از تکاورایی آموزش دیده ی قوی هیکلشون براتون بیاریم؟ بابا باید با همین بچه بسیجی های شهری و دهاتی کار کنید. اگه می تونید، این ها را بسازید. » فقط حسن حریفشان بود.
65- بچه ها از این همه جابه جایی خسته شده بودند. من هم از دست بالایی ها خیلی عصبانی بود. به حسن گفتم « دیگه از جامون تکون نمی خوریم، هرچی می شه ، بشه . بالاتر از سیاهی که رنگی نیست.»حسن خیلی شمرده گفت« بالاتر از سیاهی سرخی خون شهیده که رو زمین می ریزه.» گفتم «خسته شدیم قوه ی محرکه می خوایم.» دوباره گفت« قوه ی محرکه خون شهیده.»
![]() 66- خرمشهر رو به رومان بود. نصفه های شب با حسن از کارون رد شدیم. به چند قدمی گشتی های عراقی رسیدیم . حسن با دقت سنگر ها و جابه جایی دشمن رادید. گفت« مثل اینکه هیچ تغییری نداده ن. » گفتم « پس بار اولت نیست که می آیی این جا؟» گفت « نه. از عملیات فتح المبین دارم می آم و می رم. الان خیالم راحت شد، معلومه هنوز متوجه جابه جایی های ما نشدند. عملیات بیت المقدس را باید زود تر شروع کنیم.»
67- با این که بچه های شناسایی تی تیش مامانی نبودند، اما تاول پاها خیلی اذیتشان می کرد. حسن با سوزن تاول هاشان را ترکاند. گفت« باند پیچی کنید. شب دوباره باید برید شناسایی.»
68- پیش نهادشان برای آزادی خرمشهر ، جنگ شهری و کوچه به کوچه بود . حسن گفت« نه. اول شهر را محاصره می کنیم، بعد عراقی ها را تو خناب اسیر می کنیم.» صف طولانی اسرا رد می شد؛ روی دست هاشان زیر پوش های سفید.
69- تک عراقی های نزدیک پل خرمشهر شدید بود و فرمان ده خط با حسن چند متر عقب تر ، توی یک گودال ، گرم بحث . – آقا من می گم همه برگردند عقب. – بابا تو برو قرارگاه ، جای من. فرماندهی تیپ با خودم. همه همین جا می مونیم. جنگ خلاصه شده تو همین محور . اگه عقب بیاییم که یعنی شکست عملیات.
70- گنبد سوراخ سوراخ مسجد جامع خرمشهر دیده می شد. تانک و نفر برهای عراقی سالم تو بیابان جا مانده بود. بچه ها می خواستند غنیمت بگیرندشان ، حسن پشت بی سیم گفت « همه شو آتیش بزنید. دود و آتیش ترس عراقی ها را چند برابر می کنه. زود تر عقب نشینی می کنند.»
71- به دو می آمد قرارگاه ، بی سیم را برمی داشت ، وضعیت را می پرسید و می رفت. موقع عملیات خواب و خوراک نداشت. گرسنه که می شد، هرچه دم دست بود می خورد؛ برنج سرد یا نصف کنسروی که یک گوشه مانده ، یا نان خشک و مربا.
72- همهمه ی فرماندها در قارکه بلند بود که «عملیات متوقف بشه.» حسن یک دفعه قرمز شد و با عصبانیت داد زد «خجالت نمی کشید ؟ بیست روزه که به مردم قول دادیم خرمشهر آزاد می شه. ما تا آزادی خرمشهر این جاییم.»پس فردا خرمشهر آزاد شده بود.
73- یک روز قبل از اذان صبح رفتم وضو بگیرم. دیدم تنهایی دستشویی های مقر را می شست. گاه هم ، دور از چشم همه ، حیاط را آب و جارو می زد.
74- فرم گزارش را که خواند ، گفت « آقا جون وقتی می گم خودت برو شناسایی ، باید خودت بری ، نه کس دیگه ای رو بفرستی.» نمی دانم از کجا فهمیده بود که خودم نرفته ام شناسایی .
75- بعضی ها خسته که می شدند ، جا می زدند. از محل خدمتشان شاکی بودند . حسن به شان می گفت « می خوای تو بیا جای من فرماندهی ، من می رم جای تو . خوبه؟»طرف دیگر جوابی نداشت . سرش را می انداخت می رفت.
76- من تو اعزام نیرو بودم. دم وضو خانه . خیلی وقت ها موقع اذان می دیدم آستین هاش را بالا زده و روی صندلی کنار در نشسته . می گفت « بچه ها مواظب باشید ! مشتری های شما همه بسیجی اند. یه وقت تند باهاشون حرف نزنید.»
77- « نمی شه » تو کار نیارید. زمین باتلاقیه که باشه برید فکر کنید چه طور میشه ازش رد شد. هر کاری راهی داره.
78- حرفشان این بود که قرار گاه برنامه ریزی درست و حسابی ندارد. نیرو را مثل مهره ی شطرنج جا به جا می کند . می گفتند « نیرو مگر چه قدر توان داره ، بچه ها مرخصی می خوان.منطقه باید تعیین تکلیف کنه.» از دستشان عصبانی بود. – تیپ و لشکر مگه وزارت خونه ست؟ بابا هیچ کس غیر از خودتون جنگ رو پیش نمی بره . اگه فکر می کنین منطقه می گه قضیه رو بررسی می کنیم و کادر می فرستیم، نه خیر هیچ چی نمی شه . محکم می گم باید برگردید و خودتون کارها رو درست کنید . همین.»
79- ساعت دو سه نصفه شب بود. کالک را گذاشت و گفت « تا صبح آماده ش کنید.» کمی مکث کرد و پرسید « چیزی برا خوردن دارید؟» گوشه ی سنگر کمی نان خشک بود همان ها را آب زد و خورد.
80- همه ی کارهاش تند و تیز بود. حتی رانندگی کردندش . به دژبانی که رسیدیم ، به من اشاره کرد و خیلی جدی گفت « فرماده عملیات جنوبه .» دژبان در را باز کردند. وقتی رد شدیم ، باز شوخی و خنده اش شروع شد. « فرمان ده عملیات جنوب.»
81- خودش رفته بود سرکشی خط . خاک ریز بالا نیامده ، لودر پنچر شده بود. سراغ فرمانده گردان را هم از ستاد لشکر گرفت.خواب بود. – یعنی چی که فرماده گردان هفت کیلومتر عقب تر از نیروها شه؟ اگه قراره گردان با بی سیم هدایت بشه، از مقر تیپ این کار رو می کردیم. وقتی فرمانده گروان از پشت بی سیم می گه سمت راست فشاره ، فرمان ده گردان باید با گوشت و خونش بفهمه چی می گه . باز توقع داریم خدا کمک کنه. این جوری نمی شه. فرمانده گردان باید جلوتر از همه باشه.»
82- از پشت خط باید فرماندهی می کرد. اما قرار را که برده بود توی خط. بچه ها نرسیده بودند. پشت خاکریز ، یک گردان هم نمی شدیدم.هم با کلاش تیراندازی می کرد، هم با بی سیم حرف می زد.
83- تانک های عراقی داشتند بچه ها را محاصره می کردند. وضع آن قدر خراب بود که نیروها به جای فرمانده لشکر مستقیما به حسن بی سیم می زدند. – همین الان راه می افتی، می ری طرف نیروهات ، یا شهید می شی یا با اونا برمی گردی. خیلی تند و محکم می گفت.- اگه نری باهات برخورد می کنم . به همه ی فرمانده ها هم می گی آرپی جی بردارند مقاومت کنن. فرمانده زنده ای که نیروهاش نباشن نمی خوام.
84- اگر هوا روشن می شد، بچه ها درو می شدند. همه شان از خستگی خواب بودند. با سر و صدا بچه ها را بیدار کردند. باقری و رشید دست و پای بعضیشون رو می گرفتند که از سنگر بذارن بیرون.بیدار که می شدند می گفتند «وسایلمون ؟» . حسن می گفت « شما برین عقب ، یه کاریش می کنیم.» رنگ صورتش پریده بود. اشک می ریخت . مدام می گفت «من فردا جواب مادرای اینا رو چیبدم؟»
![]() 85- توپش پر بود. هه ش می گفت « من با اینا کار نمی کنم.اصلا هیچ کدومشون رو قبول ندارم. هرچی نیوی با تجربه ست ، گذاشتن کنار . جواب سلام نمی دن به آدم.» آرام که شد حسن به ش گفت « نمی تونی همچین حرفی بزنی. یا بگی حالا که آقای ایکس شده فرمانده ، ما نستیم.اگه می خوای خدا توفیق کارهات رو حفظ کنه، هیچ کاری به این کارا نداشته باش.اگه گفتن برید کنار، می ریم .خدا گفت چرا رفتی؟ می گیم آقای ایکس مسئول بود گفت برو، رفتیم .» دیگه عصبانی نبود. چیزی نگفت . پا شد و رفت.
86- گردان محاصره شده بود. تانک ها از روی بچه ها رد شدند. فقط هشتاد نفر برگشتند . عصبانی عصبانی بود. می گفت « مگه نگفتن اون گردانی که هشت کیلومتر پیش روی کرده ، سریع بگین بیاد عقب؟ گفتید اومده . چرا فرمانده لشکر و گردان اجتهاد می کنن گردان بمونه ؟ عملیات تموم شد، یه کلمه به ما نگفتید بابا این گردان محاصره س . ما می گیم ساعت نه و نیم اسم رمز رو می گیم . نگو دو ساعت و نیم گذشته ،نیرو حرکت نکرده ؛ شما هم لازم نمی بینی یه اطلاع بدی . چه قدر تا حالا گفتیم گزارش اشتباه برامون مسئله داره؟» چند لحظه ای هیچ کس حرفی نمی زد . همه ساکت بودند. گفت « از وقتی این خبر رو شنیدم ، به خدا کمرم شکسته .»
87- عملیات رمضان تازه تمام شده بود. همه خسته بودند . حسن وسایلش را می گشت ؛ دنبال چیزی بود . گفتم « چی می خوایی؟» گفت « واکس . می خوام کفشامو واکس بزنم، باید بریم جلسه .»
88- سی چهل درصد نیروهای تیپ شهید شده بودند؛ بقیه هم می خواستند برگردند. این جوری همه باید عوض می شدند؛ چه ستاد، چه طرح و برنامه و چه مهندسی. حسن گفت« خب ، کی می مونه تو تیپ ؟ این طوری باید هر سه ماه یک تیپ درست کنیم،که فقط اسمش تیپه . بابا! جنگیدن موقتی نیست . باید با جنگ اخت شد. جنگیدن برای سپاه واجب عینی صد در صده به تک تک شما هم احتیاجه . کادر تیپ باید ثابت باشه. غیر از این راه دیگه ای نیست.»
89- رفته بودیم شناسایی . فاصله ی ما با نفربرهای عراقی کمتر از صد متر بود. از بالای خاکریز خط عراقی ها را نگاه می کردم . هرچه می دیدم، می گفتم . یک دفعه حسن گفت « زود بیا پایین بریم » شصت هفتاد متر دور نشده بودیم که یک خمپاره خورد همان جا .
90- باید می رفت تهران . فرمان ده ها جلسه داشند. خانمش را بردند بیمارستان. هرچه گفتم« بمان، امروز پدر می شی. شاید تو را خواستند.» گفت «خدایی که بچه داده،خودش هم کاراش رو انجام می ده.»
![]() 91- طرف وقتی رسید که دفتر مخابرات بسته بود. حالش گرفته شد . با اخم و تخم نشست یک گوشه . – چرا اینقدر ناراحتی. چی شده ؟ - اومدم تلفن بزنم. می بینی که بسته اس. – خوب یا بریم از دفت فرماندهی تلفن کن. – فرمان دهت دعوا نکنه. برات مشکل دست می شه ها. – نه ، تو بیا . هیچی نمی گه . دوستیم باهم. می گفت « مسئول تداکتم. اگهنرومبچه ها کارشون لنگ می مونه.» - نگران نباش . می رسونمت. – تو چه کار می کنی این جا ؟ اسمت چیه ؟ - باقر . راننده ی فرمان ده ام . بچه ی میدون خراسونم. – اسم تو چیه ؟ بچه ی کجایی ؟ - مهدی. منم بچه ی هفده شهریورم. – پس بچه محلیم. کلی حرف زدند، خندیدند. وقتی می خواست پیاده بشه ، به ش گفت « اخوی ،دعا کن ما هم شهید بشیم.»
92- حسن مزه می ریخت . با بگو و بخند صبحانه می خردند . می خواست عکس بگیره . به جعفر گفت « بذار ازت یه عکس بگیرم ، به درد سر قبرت می خوره .» بعد گفت « ولی دوربین که فیلم نداره.» - آخه می گی فیلم نداره. اون وقت می خوای ازم عکس بگیری؟ گفت « خوب اسلاید می شه برای جلو تابوتت. خیلی هم قشنگ می شه.»
93- داشتم براین نماز ظهر وضو می گرفتم، دست ی به شانه ام زد. سلام و علیک کردیم. نگاهی به آسمان کرد و گفت« علی ! حیفه تا موقعی که جنگه شهید نشیم. معلوم نیست بعد از جنگ وضع چی بشه. باید یه کاری بکنیم . » گفتم «مثلا چی کار کنیم؟» گفت « دوتا کار ؛ اول خلوص،دوم سعی و تلاش .»
94- دیر می آمد ، زود می رفت وقتی هم که می آمد چشم هاش کاسه ی خون بود . نرگس برای باباش ناز می کرد. تا دیر وقت نخوابید . گذاشتش روی پاش و بابایی خوند تا می خواست بگذاردش زمین ، گریه می کرد. هرچی اصرار کردم بچه رابده، نداد . پدر و دختر سیر هم دیگر را دیدن.
![]() 95- فرمان ده های تیپ ها بودند؛ خرازی ، زین الدین ، بقایی و.... حرف های آخر را زدند و شب حمله مشخص شد. حسن شروع کرد به نوحه خواندن. وقتی گفت « شهادت از عسل شیرین ترست» هق هقش بلند شد. نشست روی زمین و زار زد. از اول روضه رفته بود سجده . کف سنگر سه تا پتو انداخته بودند. سر که برداشت از اشک ، تا پتوی سوم خیس شده بود.
96- باران تندی می بارید. خیس آب شده بود. آب رود خانه تا روی پل بالا آمده بود. بچه ها باید برای عملیات رد می شدند. خودش آمده بود پای پل ، بجه ها را یکی یکی رد می کرد.
97- تا رکعت دوم با جماعت بود.نماز تمام شد، اما حسن هنوز وسط قنوت بود.
98- مثل همیشه صبح زود نرفت . ناخن های نرگس را گرفت. سر به سرش گذاشت و بازی کرد. می گفت « ببین پدر سوخته چه قدر شیرین شده. خودشو لوس می کنه .» یکی دوبار رفت بیرون،دوباره برگشت . چند تا کاست داد و گفت « حرف های خوبی داره. گوش کن، حوصله ات سر نمی ره.» همیشه می گفتم « به دوستات بگو اگه شهید شدی، من اولین نفری باشم که باخبر می شم.» از صبح اخبار گوش نکرده بودم . دوستم تلفن کرد و گفت « اخبار گفته چند نفر شهید شدند.اسم مجید بقایی رو هم گفتن.نفر اول را نشنیدم کیه .» نخواستم باور کنم نفر اول غلام حسین است.
99- روزهای آخر بیش تر کتاب « ارشاد » شیخ مفید را می خواند . به صفحات مقتل که می رسد، های های گریه می کرد. هرچه گفتند «تو هم بیا بریم دیدن امام» گفت « نه، بیام برم به امام بگم جنگ چی ؟ چی کار کردیم ؟ شما برید، من خودم تنها می رم شناسایی » گلوله ی توپ که خورد زمین ، حسن دستی به صورتش کشید . دو ساعتی که زنده بود، دائم ذکر می گفت. فکر نمی کردم که دیگه این صدا را نشنوم.
100- بلند بلند گریه می کردند . دخترش را که آوردند، گریه ها بلند تر شد. شانه های فرمانده سپاه می لرزید. بازوش را گرفتم گفتم « شما با بقیه فرق دارین. صبور باشین.» طاقتش طاق شد . گفت «شما نمی دونین کی رو از دست دادیم. باقری امید ما بود، چشم دل وامید ما....»
|
|
| یادمان شهدای بیت المقدس1/زندگی و وصیت نامه سردار شهید محسن وزوایی |
| ساعت ۱٢:٢٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: جبهه وجنگ ، شهید محسن وزوائی ، بیوگرافی ، عکس |
|
بزرگترین خطر انقلاب آفت نفوذ خطوط انحرافى در خط امام است/ جنازه ام را روی مین ها بیاندازید
|
|
| سند: توصیه مشایی برای شرکت العقیلی |
| ساعت ۱٢:٢٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، عکس ، فساد اقتصادی |
|
|
|
| مجری سابق صدا و سیما نامزد انتخابات مجلس می شود+ عکس |
| ساعت ٩:۱٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر وحید یامین پور ، عکس |
|
وی قرار است کاندیدای نمایندگی مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه دزفول شده و با این مسایل در صدد جنجال سازی درباره حضورش در رسانه ملی است...
آتی نیوز : طی روزهای اخیر اخباری مربوط به یکی از مجریان سابق رسانه ملی در سایت های خبری منتشر و اعلام گردید که از اول خرداد برنامه ایی به نام رو به فردا با اجرای وحید یامین پور از شبکه سه پخش خواهد شد.این اخبار غیر رسمی در حالی منشر شده است که خبرنگار آتی نیوز در تماس با چند تن از مسئولین سیما در رسانه ملی از وجود این برنامه اظهار بی اطلاعی نموده و گفته اند که حتی طرح چنین برنامه ای هم در سیما مطرح نشده است چه رسد به اینکه تصویب شده و بخواهد پخش گردد! برخی منابع آگاه نیز اعلام کرده اند که وی قرار است کاندیدای نمایندگی مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه دزفول شده و با این مسایل در صدد جنجال سازی درباره حضورش در رسانه ملی است. |
|
| کشف حجاب دخترمدیر ایرانی +تصاویر |
| ساعت ٢:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، حجاب ، عکس |
|
رادیو و تلویزیون ملی آمریکا در برنامهای اقدام به نمایش کشف حجاب تعدادی از دختران مسلمان میکند که در میان آنها دختر یکی از مدیران دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن نیز دیده میشود. |
|
| انتقاد تند دختر ملک عبدالله از وهابیت + عکس |
| ساعت ٢:٠٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦ کلمات کلیدی: عربستان سعودی ، ملک عبدالله ، دیکتاتور ، عکس |
|
دختر پادشاه عربستان که پدرش رئیس یکی از دیکتاتوریترین حکومتهای حال حاضر در سطح جهان است که در آن زنان حق رای، انتخاب همسر و رانندگی ندارند، در حالی که تقریبا از رعایت حجاب صرفنظر کرده و تنها یک روسری به شکلی نامناسب بر سر کرده بود، ضمن انتقاد از نقاب و روبنده گفت: ازدواج دختران زیر 16 سال احمقانه و باعث عقبماندگی آنهاست. ه گزارش جهان، "عادله"، دختر ارشد ملک عبدالله، پادشاه عربستان در مصاحبهای با روزنامه فرانسوی لوفیگارو قوانین وهابیت را مورد انتقاد قرار داد. ![]()
![]()
|
|
| خانواده عجیب بن لادن در یک نگاه؛ جمع اضداد در خاندان اسامه |
| ساعت ۱٢:٢۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
||||||||
|
| امریکا به دنبال زنان بن لادن +عکس |
| ساعت ۱۱:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
یک هفته پس از شکار بنلادن، رسانههای پاکستانی نام رئیس سیا در اسلام آباد را فاش کردند. یوسف رضا گیلانی نخستوزیر پاکستان پس از یک هفته سکوت اتهامات امریکا در مورد امکان مخفی ماندن بن لادن در پاکستان را مسخره خواند... به گزارش خبرنگار بین الملل شبکه خبری آتی نیوز؛ یک هفته پس از شکار بنلادن، رسانه های پاکستانی نام رئیس سیا در اسلامآباد را فاش کردند. یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان پس از یک هفته سکوت اتهامات امریکا در مورد امکان مخفی ماندن بن لادن در پاکستان را مسخره خواند. هفته نامه اشپیگل آنلاین، اعتراض رئیس سازمان اطلاعاتی و امنیت پاکستان (آی. اس. آی) را واکنشی به عملیات شکار بن لادن دانست که باعث تحقیر پاکستان شده و شنیدن این ادعا را برای پاکستانیها بسیار سخت کرده است. این بدان معنا است که دولت، ارتش و سازمان امنیت این کشور یا ناتوان و یا همدست بن لادن بودهاند. واشنگتن اکنون خواستار تماس با سه بیوه بن لادن است که گفته می شود کماندوها به خاطر از کار افتادن یکی از هلیکوپترها آنها را با خود نبرده اند. سه بیوه بن لادن، همراه با چند کودک، به وسیله سربازان پاکستانی بازداشت شده اند. ظاهرا "امل احمد عبدالفتاح" یکی از بیوه های بن لادن گفته است، خانواده سرکرده القاعده ۵ سال در ابیت آباد و دو سال آن را در روستای "شک شاه محمد" زندگی کردهاند. یوسف رضا گیلانی نخستوزیر پاکستان در مقابل نمایندگان مجلس این کشور گفت: القاعده در پاکستان متولد نشده است. چرا کشور خود او مسئول اعمال شبکه تروریستی شناخته نشده است؟ و منظور گیلانی عربستان سعودی است که بنلادن در آنجا متولد شده است. |
|
| "حمزه" پسر 19 ساله بن لادن مفقود شده یا گریخته؟ +عکس |
| ساعت ۱۱:٠٠ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
قامات امنیتی پاکستان فاش ساختند که یکی از پسران اسامه بن لادن در شبی که نیروهای امریکایی به پناهگاه او یورش بردند ، مفقود شده است. به گزارش انتخاب، انها نگران این هستند که ان پسر مفقودی، کوچکترین پسر بن لادن یعنی حمزه 19 ساله باشد که به او لقب "ولیعهد ترور" را داده اند. |
|
| مهر مشایی چگونه در دل این زن جای گرفت؟ +تصاویر |
| ساعت ٢:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، عکس |
|
به گزارش آینده جریان مشایی ـ دست راست احمدی نژاد - با وجود آن که از نگاه معترضان در وقایع پس از انتخابات 88 مقصر و متهم شناخته می شود، اینک با استفاده از آبروی دکتر فاطمی نزد طیف دارای گرایش ملی گرایانه، برای خود پایگاهی دست و پا کرده است؛ امری که با "شعار" مکتب ایرانی و آوردن منشور کوروش نیز همسوست. البته آنان این امر را وظیفه دولت و در راستای جذب ایرانیان خارج از کشور به بازگشت به کشور اعلام میکنند. این عجیب نیست، پیش از این نیز همسر دکتر فاطمی در جریان رخدادهای سال 88، سپر بلای انتقادات شده بود. پریوش سطوتی که از قاتل همسرش با عنوان «اعلی حضرت همایونی» یاد کرده، سالها پیش از انقلاب از حقوق شاهنشاهی ایران استفاده می کرد و حالا هم دفترچه یادداشتش را به احمدی نژاد تقدیم میکند و در مدح مشایی لب باز می کند. اما نکته اینجاست که همزمان با برخی رخدادهای اخیر و بازداشت برخی مرتبطان طیف مشایی، شایع شد که همسر دکتر فاطمی نیز بازداشت شده است تا به این گمانه که آیا او که سالها در خارج از کشور اقامت داشته، زمینه ساز ارتباطاتی بین طیف مشایی با افراد خارج نشین بوده است، دامن زده شود. البته دادستان تهران تلاش کرد بدون تکذیب بازداشت وی، از کنار موضوع عبور کند.
بیش از دو سال از اقامت پریوش سطوتی در ایران می گذرد. وی در یکی از سوئیت های لوکس هتل لاله(متعلق به سازمان میراث فرهنگی) اقامت دارد. اما این بار نه به خرج پهلوی ها، بلکه ... ، او برای رفت و آمد گاه از خودرو های تشریفات ریاست جمهوری استفاده کرده است. او که این امکانات را در اختیار دارد، گفته است: «وقتی به ایران آمدیم اولین ملاقاتمان با آقای رحیم مشایی بود که ایشان را در آن زمان نمی شناختم و از همان روز مهر بزرگی از آقای مشایی در دل ما جای گرفت و بعد از آن با آقای احمدینژاد دیدار کردیم و آن دیدار نیز همه به گریه گذشت. در تمام دوران قبل و بعد از انقلاب تمام آقایان نهایت محبت و احترام را به دکتر فاطمی گذاشتند، ولی من احساس نزدیکی بیشتری با آقای احمدینژاد میکنم و تنها موقعی که به ایران آمدم و خاطرات تلخی از آن ندارم، این مقطع زمانی است»
اقامت 80 میلیونی در هتل لاله ؟
پرداخت این هزینه در حالی است که خانم پریوش منکر هرگونه انگیزه مالی برای حمایت از احمدی نژاد شده و نوشته مطبوعات را که در آن گفته شده وی برای باز پس گیری اموال مصادره ای خانواده خود به ایران آمده و با کمک مشایی قصد بازپس گیری آنها را دارد، رد کرده است. با این حال روابط عمومی شورای ایرانیان خارج از کشور، در جوابیه ای که به یکی از رسانه های فارسی زبان در سال 88 داده است، مدعی شده که خانم سطوتی برای پیگیری مسائل حقوقی و املاک شخصی در ایران اقامت کرده است. هرچند وی در مصاحبه ای با خبر آنلاین گفت هنوز یک چهار دیواری هم برای زندگی ندارد.
پریوش: پیروزی احمدی نژاد در انتخابات زندگیم را متحول کرد!
احمدی نژاد پس از دریافت دفترچه یادداشت های شهید فاطمی در آن دیدار گفت: این خاطرات و یادداشتها سندی ارزشمند و متعلق به ملت بزرگ ایران است که در اختیار مورخین قرار خواهد گرفت. او در ادامه با بیان اینکه: «با انتخاب دکتر احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور، زندگی او دچار تحول شده است» برای وی در خدمت هر چه بیشتر به ملت ایران آرزوی سلامتی و تندرستی کرد.
پس از سه سال تکلیف انتشار یادداشت های شهید فاطمی چه شد؟ آبان ماه سال گذشته خبر در این باره نوشت: در حالی که بسیاری از ناشران حوزه تاریخ در پی انتشار این دفترچه خاطرات بوده اند، همسر دکتر فاطمی گفت :«این دفترچه به عنوان اسناد تاریخی، یادداشت های منتشر نشده ای بود که با حضور رئیس جمهور در منزلم، خواستم آن را به ایشان هدیه بدهم.» مدیر نشر سفید که به انتشار آثار تاریخ معاصر می پردازد، گفت با پی گیری های انجام گرفته در تلاش بودیم تا این یادداشت ها منتشر شود اما هنوز با موافقت روبه رو نشده است.
در اولین دیدار مهر مشایی به دلم نشست، احمدی نژاد همان فاطمی است! تنها تصویری که از دفترچه یادداشت ادعایی دکتر فاطمی منتشر شده است. علی رغم وعده احمدی نژاد در مورد چاپ دفترچه، پس از گذشت بیش از سه سال، هنوز مطالب آن حتی در حجم محدود منتشر نشده است. از سوی دیگر، انتساب این دفترچه به شهید دکتر فاطمی توسط هیچ کارشناسی تایید نشده. پریوش سطوتی در مصاحبه ای در پاسخ به خبرنگاری که از او پرسیده بود هیچ یادگاری از همسر سابقتان دارید یاخیر؟ گفته بود هیچ یادگاری از وی ندارد، با این حال ادعا میکند این دفترچه توسط یک پرستار به دست او رسیده و متعلق به دکتر فاطمی است. برای دیدن در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید.
جسد بی جان دکتر فاطمی، شهید راه استقلال میهن پس از اعدام توسط مزدوران محمدرضا پهلوی
شهید دکتر فاطمی در جلسه غیر علنی دادگاه که در آن به اعدام محکوم شد * آقای مشایی را در دیدار با آقای احمدی نژاد برای بار اول دیدم و تحت تاثیر صمیمیت، وطن پرستی، ادب و متانت ایشان قرار گرفتم. من این خصوصیت را به مقدار بیشتری در آقای احمدی نژاد و مشایی دیدم.
اعلی حضرت همایونی قاتل همسرم!
منیژه سطوتی (همسر تیمسار رحیمی) از لیدرهای جریان سلطنت طلب در لندن است. جریان وی در سال 84 مدعی شد که ابراهیم یزدی از چهره های سرشناس نهضت ازادی به دلیل سیلی خوردن از تیمسار رحیمی(همسرش) دست وی را قطع کرده است او از کسی با لفظ «اعلیحضرت همایونی» یاد می کند که در پاسخ به کرمیت روزولت _ فرمانده کودتای 28 مرداد _ که از شاه در مورد سرنوشت مصدق و یارانش سوال کرده بود می گوید: «در این مورد زیاد فکر کرده ام. مصدق محاکمه می شود.(در این موقع لبهای شاه می لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت... ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد. ولی یک استثنا وجود دارد و آن، حسین فاطمی است. او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می کنند. فاطمی، بیش ازهمه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده ایها را واداشت مجسمه های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.»
نفر بالا سمت راست، تیمسار رحیمی پس از اعدام جریان مشایی تاکنون ضمن حمایت از بیوه دکتر فاطمی، از مبارزان بزرگ علیه دیکتاتوری محمدرضا پهلوی که نقش موثری در ملی شدن صنعت نفت داشته است، تلاش کرده برای خود در بین ملی گرایان پایگاهی ایجاد کند. طی این سه سال، اظهارات پریوش در مدح احمدی نژاد و بالاتر دانستن وی از دکتر فاطمی، ضربه هایی را بر پیکر ملیون وارد کرده است، ولی ایشان همواره در برابر این اظهارات ـ احتمالا به حرمت دکتر فاطمی ـ سکوت پیشه کرد. تمام اینها در حالیست که هنوز بازداشت پریوش سطوتی به طور رسمی اعلام نشده است. دادستان تهران درباره بازداشت پریوش سطوتی، همسر دکتر فاطمی که گفته می شود ارتباط خوبی با دولت دارد، توضیحات مبهمی ارائه داد. این مقام قضایی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه عنوان شده همسر دکتر حسین فاطمی بازداشت شده است گفت: گزارشهایی در این زمینه رسیده است اما موضوع همچنان در دست بررسی قرار خواهد دارد. |
|
| فرار مخفیانه همسر بشار اسد به لندن + عکس |
| ساعت ٢:٠٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱ کلمات کلیدی: بشار اسد ، سوریه ، عکس ، سیاسی |
|
| نقشسگهایجنگیدرارتشآمریکاوحملهبهخانهبنلادن + تصاویر |
| ساعت ٢:٠٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، سگهای آموزش دیده ، عکس |
|
بسیاری از ارتش های جهان و نیروهای پلیس از سگ ها به عنوان دستیاران باهوش و کارا استفاده می کنند. این موجود باهوش در یافتن افراد زیر آوار بر اثر بمب و یا زلزله بسیار خوب عمل می کند و می تواند حتی در یافتن مین های زمینی و ضد نفربر به نیروهای نظامی کمک رسانی کند. همچنین پلیس های ویژه ضد مواد مخدر و پلیس های مستقر در فرودگاه ها نیز برای کشف مواد مخدر و بمب و سلاح های نظامی استفاده می کنند. به گزارش دادنا، در حمله اول می نیروهای کماندویی ارتش آمریکا به خانه ای که بن لادن در ابیت آباد پاکستان زندگی می کرد، سگ های نیروی ارتش نیز در عملیات یافتن و کشتن بن لادن و چهار همراهش شرکت داشتند. هر چند جزییات دقیق این عملیات منتشر نشده است اما پنتاگون اعلام کرده که یکی از دلایل موفقیت ارتش آمریکا در این عملیات و ماموریت های مشابه استفاده از نیروی ذهنی و بویایی سگها بوده است. این سگها در ارتش دارای رتبه و درجه نظامی نیز هستند و با توجه به میزان موفقیت شان در عملیات ها تشویق می شوند و ارتقای درجه می شوند. نشریه فارین پالیسی گزارشی تهیه کرده درباره کارکرد این سگها در عملیات نظامی آمریکا. ![]() سگها نقش ویژه ای در نیروهای هوابرد ارتش دارند و از سال 1930 استفاده از آنها در عملیات هوایی آغاز شد. اخیرا رکورد پریدن سگ ارتش از هواپیمای نظامی آمریکا با چتر و در فاصله 31 هزار چایی زمین شکسته شد. این سگ متعلق به نیروی های ویژه Navy Seals است که عملیات کشتن بن لادن را اجرا کردند.
![]() سگها در نیروی نظامی آمریکا مستقر در عراق نقش ویژه ای در عملیات های ردیابی دارند و مهمترین کاربرد آنها به خاطر حس قوی بویایی شان است. سگها دارای 225 میلیون گیرنده بویایی در بینی شان هستند و مرکز دریافت بو در مغز سگها 40 برابر بزرگتر از این مرکز در انسان است. در عملیات جستجو برای یافتن صدام حسین در عراق سگها کمک بزرگی در یافتن محل اختفای او داشتند. سگها می توانند از طریق بینی شان ببینند!
![]() در عملیات های تعقیب و گریز در مکانهای شهری با شبه نظامیانی که از آپارتمانها برای جنگ چریکی استفاده می کنند، این سگها با قابلیت ردیابی و فرار و مخفی شدن به موقع از دید دشمنان می توانند نقش ستون پنجم و نفوذی را در نیروهای متخاصم ایفا کنند. در این عکس سگی برای فیلم برداری و تعیین موقعیت مکانی دشمن که داخل آپارتمانی پناه گرفته اند دیده می شود. وی با ردیابی بو به سمت دشمن می رود و با دوربینی که به پشت وی نصب شده نیروهای ارتش را از آنچه در ساختمان می گذرد آگاه می کند. ![]() این سگها ارزش فراوان دارند. عکس سگی که در بالا می بینید یکی از بهترین سگهای دست آموز ارتش آمریکاست و حدود 86 هزار دلار ارزش دارد. هرچند طبق قانون فروش آنها ممنوع است و باید تا آخر عمرشان در ارتش باشند. در عکس فوق این سگ در حالی که به او جلیقه ضد گلوله پوشانده اند در حال اجرای عملیات نظامی در عراق است. ![]() این سگها تنها برای عملیات ردیابی و کشتن دشمن تربیت نمی شوند بلکه در برخی موارد ارتش نیاز دارد تا دشمن را زنده دستگیر کند و به همین دلیل برخی از سگها تنها برای دستگیری مظنونین به کار می روند و آموخته اند که آسیب زیادی به نیروی دشمن نزنند. این سگها بیشتر از نژاد آلمانی "ژرمن شپرد" هستند که فکشان قادر است 400 تا 700 پوند فشار وارد کند. در عکس فوق مربی تربیت سگ در حال آموزش این سگها در قندهار افغانستان است.
![]() سگهای ارتش با مربیشان ارتباط بسیار خوبی دارند و این امر برای اطاعت پذیری و کسب آموزشهای نظامی لازم است. نیروهای طالبان در افغانستان بسیار در پی آن هستند که اول این سگها را بکشند و این امر به دلیل کارایی بالای این سگها است. از این سگها همچنین برای یافتن بمب های کنار جاده ای و بمب هایی که در کنار ریل ها کار گذاشته می شود استفاده می کنند.
![]() برخی از سگهای ارتش فقط به منظور یافتن بمب آموزش می بینند. در سفر باراک اوباما رییس جمهور آمریکا به آسیا تنها 30 سگ یابنده بمب به همراه اوباما به آسیا سفر کردند و در هتلهای پنج ستاره اسکان یافتند. این سگها حتی توانسته اند شخصی را که به خود بمب بسته و آماده عملیات انتحاری بوده را در چندین مورد قبل از اینکه شخص بمب گذار موفق به اجرای عملیات انتحاری شود پیدا کنند. این سگ در حال یافتن بمبهای کار گذاشته در دیوار در قندهار افغانستان است. ![]() بعد از ورود سگ به عملیات نظامی ارتش آمریکا در افغانستان، سخنگوی ارتش اعلام کرد که میزان موفقیت ارتش علیه طالبان افزایش یافته است. پنتاگون در سال 2009 اعلام کرد که بعد از شش سال و صرف هزینه 19 میلیارد دلاری برای یافتن تکنولوژی مناسب برای یافتن بمب، هنوز سگها مطمئن ترین وسیله برای یافتن بمبها هستند. ![]() از دو سال پیش به این سو تعداد سگهای ارتش در افغانستان و عراق توسط ارتش آمریکا افزایش چشمگیری یافته و این افزایش بدون تلفات نیز نبوده است. تابحال 170 سگ در عملیات های نظامی کشته شده اند. سگهایی که کمترین ارزش برآورده شده آنها 20 هزار دلار است. تنها در افغانستان اخیرا 35 میلیون دلار دیگر برای پرورش این سگها در افغانستان به بودجه نظامی ارتش آمریکا در افغانستان افزوده شده است. |
|
| مخفی گاه بن لادن زیارتگاه شد+عکس |
| ساعت ۱۱:٢٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
روزانه بسیاری از طرفداران بن لادن از سراسر جهان خود را به عمارت محل اختفای بن لادن میرسانند تا آن را مانند زیارتگاه پرستش کنند.
به گزارش برنا به نقل از الجزیره، روزنامهنگاران کشورهای مختلف روزانه به محل اختفای بن لادن می روند تا خود با گزارشی عینی به توضیح این مسأله بپردازند. برخی نکاتی که توجه روزنامهنگاران را به خود جلب کرده، این است که چگونه رهبر بزرگترین سازمان تروریستی جهان توانسته چندین سال به آرامی در محلی زندگی کند که در نزدیکی آن سینما، بیمارستان زنان و کودکان دیده میشود و حتی یک پاسگاه پلیس نیز در ۳۰۰ متری آن است. ![]() البته ارتش پاکستان تاکنون در مورد مرگ رهبر شبکه تروریستی القاعده چیزی نگفته، اما واحدهای ضد ترور ارتش این کشور که در مناطق مرزی با افغانستان فعالیت میکنند، معمولا خانه مخالفان خود را ویران میکنند. در واقع ارتش پاکستان نباید علاقهای به باقی ماندن مخفیگاه رهبر سازمان القاعده داشته باشد، البته اگر بپذیریم که ارتش و دولت پاکستان از وجود بن لادن و زندگی چندین سالهاش در نزدیکی پایتخت پاکستان اطلاعی نداشتهاند. دولت آمریکا درست به همین علت که محل اختفای بن لادن زیارتگاه هوداران او نشود، جنازه رهبر القاعده را در دریا دفن کرد. ارتش آمریکا همچنین به خاطر این که بعدها گفته نشود بن لادن در این ویلا حضور نداشته، عمارت را از راه دور بمباران نکرد و کماندوهایش را به آنجا فرستاد. |
|
| نقاط ضعف سارکوزی +عکس |
| ساعت ۱:٥٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠ کلمات کلیدی: نیکلاس سارکوزی ، سینما ، عکس |
|
قاط ضعف ˝نیکلا سارکوزی˝ رئیس جمهور فرانسه در فیلمی جنجال آمیزی که قرار است تا چند روز دیگر در سینماهای فرانسه اکران شود، نشان داده می شود.
به گزارش برنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، در فرانسه فیلمی ساخته شد که در آن به نقاط ضعف سارکوزی رئیس جمهور فرانسه اشاره شده است.
![]() این فیلم که " لا کونکویت"- در دست گرفتن قدرت- نام دارد در حال حاضر در فرانسه قبل از اینکه اکران شود، سرو صدای زیادی ایجاد کرده است. ![]() "کزافییه دورینجیه" کارگردان این فیلم، به داستان حقیقی پیروزی سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال 2007 و ماجرای طلاق همسر سابق وی " سیسیلیا" اشاره کرد. این فیلم قرار است از روز 11 تا 22 ماه می در سینماهای این کشور اکران شود. شخصیتی که از رئیس جمهور کنونی فرانسه در این فیلم به نمایش گذاشته می شود، شخصیت یک انسان دو رنگ، عبوس و هوس ران است. ![]() این فیلم نشان می دهد که ساکوزی، سیسیلیا را به دلیل ازدواج با دوستش به نام "کارلا برونی" که در حال حاضر همسر وی است، طلاق داد تا اولین رئیس جمهور فرانسه باشد که دوره ریاست جمهوری اش همسر خود را طلاق داد. گفتنی است که نظر سنجی ها نشان می دهد که به احتمال قوی سارکوزی در انتخابات ریاست جمهور بعدی شکست خواهد خورد و بسیاری از تحلیلگران نیز معتقدند که با اکران این فیلم احتمال شکست وی دو چندان می شود. |
|
| یک کامپیوتر در سایز فلش مموری با قیمت ۲۵ دلار+عکس |
| ساعت ۱٢:٠۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠ کلمات کلیدی: اطلاعات عمومی ، رایانه ، عکس |
|
دیوید بربن، توسعه دهنده ی بازی هایی همچون Elite و Kinectimals بوده است و یکی از خود رای ترین و رک ترین افراد در صنعت بازی های ویدئویی به شمار می رود. اگر چه نظرات و رویکرد های او ممکن است همواره پرطرفدار نباشد، اما تجربه چندین ساله اش در این عرصه، باعث می شود که به نظراتش توجه کرده و آن ها را حداقل کمی جدی بگیرید. حتی اگر موفقشان نباشید. نارنجی: دیوید بربن (David Braben) یکی از توسعه دهندگان بازی های کامپیوتری است که به خاطر نظرات رک و راستش در این عرصه، شهرت دارد. اما اکنون به نظر می رسد او در حال کار روی چیزی است که بدون شک روی میکرو تکنولوژی تاثیر بسیار خواهد داشت. ![]()
|
|
| عکس/جزئیات کامل آخرین روزهای اسامه |
| ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
خبرگزاری فرانسه اخیرا در گزارشی به جزئیات زندگی رهبر القاعده اشاره کرد و نوشت: سه زن و ۱۳ بچه به همراه بن لادن در نزدیکی مزرعه ای که ۱۰۰ مرغ، دو گاو و چند خرگوش داشت در منطقه خوش آب و هوای ابوت آباد زندگی می کردند. |
|
| جاروجنجال منافقین پس از شهادت مجید شریف واقفی+گزارش تصویری |
| ساعت ۱۱:۱٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩ کلمات کلیدی: سازمان منافقین ، شهیدمجید شریف واقفی ، ترور ، عکس |
|
خبرنامه دانشجویان ایران: مجید شریف واقفی دانشجوی رشته مهندسی برق دانشکده صنعتی (آریامهر) شریف پذیرفته شد. وی در این دوران فعالیتهای مبارزاتی خود را در سطح فزایندهتری گسترش داد. و سپس در سال 1347 به عضویت سازمان مجاهدین خلق در آمد اما پس از تغییر ایدئولوژیک سازمان و پذیرفتن مارکسیست وی توسط اعضای سازمان به شهادت رسید.
این عکس را در دبستان پرورش سال ۱۳۳۶ بتوسط یکی از معلم های خود بنام بزرگزاد برداشته ایم.
این عکس از باتّفاق معلّمان و همشاگردانم در کلیسا جلفای اصفهان در سال ۱۳۳۶ خورشید بیادگار برداشته ایم.
|
|
| عکس منتشر نشده از مشائی با خانم روس ! |
| ساعت ۱:۳۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، سیاسی ، عکس |
|
یک فرد مسئله دار که فعالیت های زیر زمینی گسترده ای را با حمایت شخص اول جریان انحرافی آغاز کرده است، تحت تعقیب قرار گرفت. به گزارش جهان، مشائی ضمن توجه ویژه به عرصه فعالیت های فرهنگی و ارتباط گیری و هم نظر نمودن و جذب افراد مختلف و حتی مخالفین خود اقدام به راه اندازی تیم فرهنگی و رسانه ای با محوریت و مدیریت حسین .نون نموده و این شخص نیز با تشکیل تیم مورد نظر و با بهره گیری از توانمندی افراد دیگری، گروههای مختلفی را ایجاد و فعال کرده و با اخذ امکانات مورد نیاز از جمله خودرو و ساختمان در میدان ونک خیابان ونک و همچنین هزینه های مختلف در قالب حقوق افراد فعال و سایر هزینه ها از محل بودجه دولتی ساختمان چند طبقه را در اختیار گرفته و همچنین دفاتری را در خیابان سهروردی و در میدان فردوسی راه اندازی و اقدام به انجام فعالیت های مختلف در راستای مطرح نمودن مشائی نموده است. ![]() (این عکس متعلق به یکی از سفرهای مشائی به بلاروس می باشد.) حسین .نون در این رابطه به صورت مستمر و هفتگی جلساتی را برای هماهنگی و اخذ خطوط کاری با آقای مشائی برگزار کرده و در راستای شناسائی و جذب افراد مستعد و توانمند در زمینه فعالیت های فرهنگی و تبلیغاتی (ظاهرا به نفع دولت و در واقع برای آقای اسفندیار میم) فعال می باشد که یکی از این اقدامات دعوت از افراد صاحب نفوذ در بین اقشار مختلف و دارای موقعیت اجتماعی برای شرکت در جلسات هفتگی آقای مشائی است که در ساختمان کوثر ریاست جمهوری برگزار می شود . در این جلسات افراد حاضر به طرح نقطه نظرات خود راجع به موارد مختلف می پردازند و در ادامه بنا بر دستور مقرر می شود که فیلم هائی که از این جلسات تهیه و قسمت های مختلف مربوط به مباحث مطرح شده انتخاب و برای استفاده در وقت مناسب آماده گردد. تفکرات این جریان به گونه ای است که حتی فعالیت سایت مختلف علیه مشائی را نیز مغتنم شمرده و به نفع وی ارزیابی می نمایند و معتقد هستند که این مسائل منجر به افزایش محبوبیت وی می شود و انجام این اقدامات تخریبی و یا پخش مطالبی مبنی بر شرکت وی در مجالس و جلسات غیرمتعارف باعث ایجاد محبوبیت وی نزد گروهها و اقشار مختلف اجتماع می شود. حسین نون علاوه بر استفاده از ارتباطات قوی خود با افراد فعال در دستگاه های مختلف اقدام به شناسائی و معرفی اشخاص توانمند در حوزه رسانه نموده و در عرصه های مختلف از آنها بهره برداری می نماید و در این راستا طرح های مورد نظر را تهیه و ضمن ارائه به اقای مشائی و اخذ نظر ایشان آنها را به مرحله اجرا نزدیک می کند.این افراد، مهره چینی خصوصا در دستگاههای رسانه ای نظیر ایرنا را مورد توجه قرار داده و می توان با نگاه و تحقیقی از مجموعه افراد با سابقه در این خبرگزاری به حضور نیروهای کم سن و سال در مناصب مختلف از جمله تحت عنوان مدیر کل و مشاور که البته به عنوان اعضای تیم آقای مشائی معروف می باشند اشاره نمود. این افراد همچنین اقدام به تهیه دستگاه ارسال پیام کوتاه نموده تا نسبت به ارسال پیامک در قالب مضامین و موارد مورد نظر خود فعالیت نمایند که در این رابطه اقدام به اخذ جملاتی همانند کلمات قصار نموده و در مناسبت های مختلف به پخش آنها در قالب پیام کوتاه بر روی تلفن همراه می پردازند. وی علاوه بر انجام اقدامات رسانه ای به جمع اوری اخبار و نیز فعالیت در راستای ترویج سخنان مشائی در حوزه علمیه و در میان علما می پردازد. گفتنی است این جریان رسانه ای پس از انتشار مطالب تحریک امیز و حتی دعوت به شورش های خیابانی پس از عزل ماجرای وزیر اطلاعات، در سایت های وابسته به اسفندیار مشائی مورد تعقیب و پی گیرد قرار گرفتند. |
|
| تصاویر اجساد همراهان بن لادن + 18 |
| ساعت ۱:٢٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
خبرگزاری رویترز عکسهایی از اجساد خونین سه همراه و محافظ اسامه بن لادن که در جریان حمله کماندوهای آمریکایی به خانه مجلل پناه گرفته وی در ابیت آباد در یکصد کیلومتری شمال اسلام آباد کشته شده اند منتشر کرده است. به بینندگان هشدار می دهیم که این عکسها حاوی تصاویر دلخراش است. خبرگزاری رویترز عکس هایی از اجساد خونین همراهان بن لادن که در حمله کماندوهای ویژه ضد تروریسم آمریکا به همراه اسامه بن لادن در خانه ای در پاکستان کشته شدند را منتشر کرده است. رویترز ادعا کرده که این عکسها را از سرویس اطلاعات پاکستان ( ISI ) خریده است و عکسها ساعاتی پس از حمله نیروهای آمریکایی به پناهگاه مجلل بن لادن گرفته شده است. این تصاویر جسد خونین سه مرد را نشان می دهد که لباس سنتی پاکستان به تن دارند و از گوش، بینی و دهانشان خون جاری است.
در عکسها هیچ گونه نشانی از مسلح بودن همراهان بن لادن دیده نمی شود با این وجود رویترز اذعان کرده که این عکسها قبل از فروش به این خبرگزاری توسط سرویس اطلاعاتی پاکستان ویرایش و بخش هایی کناری آن بریده شده است.
گفتنی است اوباما در گفتگو با شبکه سی.بی.اس گفته که هیچ عکسی از جسد بن لادن منتشر نخواهد شد.
رویترز صحت عکسها را تایید کرده است.
![]() تصویر لاشه هلیکوپتری که در جریان ماموریت سقوط کرد و توسط نیروهای امریکایی کاملا منهدم شد. لاشه در حیاط مجتمع پناه گرفته بن لادن پیدا شد.
![]() عکس نفر اول از سه همراه و محافظ کشته شده اسامه بن لادن
![]() عکس نفر دوم از سه همراه و محافظ کشته شده اسامه بن لادن
![]() عکس نفر سوم از سه همراه و محافظ کشته شده اسامه بن لادن
|
|
| جانشین واقعی بن لادن مشخص شد+عکس |
| ساعت ۱:۱٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
گزارش های رسیده حاکی از آن است که علی رغم گمانه زنی ها جانشین بن لادن برای رهبری القاعده فرد دیگری غیر از ایمن الظواهری است. به گزارش برنا به نقل از پایگاه خبری العربیه، دستگاههاى اطلاعات و امنیت امریکا، با سرعت و به شدت در جستجوى محتویات کامپیوتر و اسنادى هستند که از رهبر سابق القاعده برجاى مانده است. |
|
| اعلام مرگ بنلادن توسط بوتو قبل از ترور+تصویر |
| ساعت ۱٢:٤۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، بی نظیر بوتو ، عکس |
|
نخست وزیر اسبق پاکستان قبل از ترور در اظهاراتی عنوان کرده بود که بن لادن سرکرده القاعده توسط فردی به نام "خالد شیخ محمد " کشته شده است.
نخست وزیر اسبق پاکستان قبل از ترور در اظهاراتی عنوان کرده بود که بن لادن سرکرده القاعده توسط فردی به نام "خالد شیخ محمد " کشته شده است.
به گزارش فارس به نقل از شبکه العالم، بی نظیر بوتو قبل از ترور تاکید کرده بود بن لادن توسط خالد شیخ محمد کشته شده و این فرد اکنون در زندانهای آمریکا است.
![]() تصویر بالا مربوط به زمان افشاگری بوتو درباره مرگ بن لادن است که از شبکه های خبری پخش شد
برخی از ناظران معتقدند، این اظهارات یکی از دلایل ترور بوتو است. باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا اواسط هفته جاری اعلام کرد بن لادن در عملیات نیروهای آمریکایی اطراف اسلام آباد پاکستان کشته شد. خبر کشته شدن بن لادن درحالی توسط اوباما مطرح می شود که طی سالهای گذشته داستانهای مختلفی درباره مرگ سرکرده القاعده توسط رسانهها و منابع مختلف منتشر شده است. |
|
| عکس های خانوادگی بن لادن |
| ساعت ۱٢:۳۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
عکس های خانوادگی بن لادن
خبرنامه دانشجویان ایران:اکنون اطلاعات دقیقی از تعداد زنان و فرزندان «أسامه بن لادن»، رهبر کشته شده سازمان تروریستی القاعده در دست نیست، ولی روایت های گوناگونی در این باره هست که ما در این گزارش به بیان یکی از آنان می پردازیم.
به گزارش تابناک، «رشاد محمد سعید»، معروف به «أبو الفداء»، یکی از نزدیکترین اعضای سابق شبکه القاعده بوده که برخی ها او را محافظ شخصی و گروهی دیگر او را راننده شخصی بن لادن می دانستند؛ او که یک یمنی تبار است، چند سال پیش به دست نیروهای آمریکایی بازداشت و به زندان گوانتانامو انتقال داده شد. ![]() وی پس از مدتی حبس در آنجا توبه کرد و در چندین گفت وگو به بیان برخی اسرار و اطلاعات محرمانه از زندگی شخصی أسامه بن لادن پرداخت. ![]() عبدالله بزرگترین پسر بن لادن دیگر فرزندان وی عبارتند از: عبدالرحمن، سعد، عمر، عثمان، علی، محمد، خالد، حمزه، عامر و لادن. ![]() دختران بن لادن در کنار الیسا ![]() عمر اسامه بن لادن ـ سال 1992، سودان ![]() سعد و عثمان و محمد سه فرزند دیگر بن لادن ![]() عمر و همسرش «رشا» ![]() عمر و فرزندش احمد ـ شهر جده در عربستان ![]() محمد بن لادن، پدر اسامه بن لادن ![]() تصویر اسامه بن لادن در سن 16 سالگی ـ سال 1973 ![]() اسامه بن لادن در افغانستان ـ سال 198 |
|
| استاد شهید مطهری به روایت تصویر (2) |
| ساعت ٢:٢٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: شهید مطهری ، عکس |
|
|
|
| استاد شهید مطهری به روایت تصویر (1) |
| ساعت ٢:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: شهید مطهری ، عکس |
|
|
|
| افبیآی هنوز به دنبال بنلادن میگردد(+عکس) |
| ساعت ۱:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
هنوز مشخص نیست 25 میلیون دلار جایزهای که برای ارائه اطلاعاتی درباره محل اختفای این تروریست تعیین شده بود، نصیب چه کسی میشود.
با وجود این که اسامه بن لادن، رهبر القاعده توسط نیروهای آمریکایی در پاکستان کشته شده، اما هنوز نام او همچنان در صدر لیست 10 تروریست خطرناک وبسایت افبیآی قرار دارد و وبسایت پلیس فدرال آمریکا به روز نشده است. به گزارش میراث آریا (Chtn)، هنوز مشخص نیست 25 میلیون دلار جایزهای که برای ارائه اطلاعاتی درباره محل اختفای این تروریست تعیین شده بود، نصیب چه کسی میشود. در عملیات ویژه نیروهای نظامی آمریکایی، بنلادن که همراه خانوادهاش در بیرون از اسلامآباد بود، ترور و کشته شد. باراک اوباما، رییسجمهوری ایالات متحده آمریکا نیز در یک پیام تلویزیونی گفت بعد از گذشت 10 سال، بالاخره مسبب مرگ 3 هزار آمریکایی در حادثه 11 سپتامبر کشته شد. |
|
| عکس:بن لادن 5ماه قبل کشته شده؟! |
| ساعت ۱:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
سایت عربی الجوار هم به انتشار دو تصویر از این جسد مربوط به امروز و 5 ماه قبل پرداخت. با اعلام رسمی خبر کشته شدن بن لادن، برخی رسانه ها با اشاره به نمایش عکس جسد وی در تلویزیون پاکستان که 5 ماه قبل رخ داد، معتقدند رهبر القاعده 5 ماه پیش کشته شده است.
|
|
| تصاویری از شهید همت که کمتر دیده اید |
| ساعت ۱:۱٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: حاج همت ، جبهه وجنگ ، عکس |
|
|
|
| بررسی گرافیکی تصویر جنازه بن لادن+ عکس |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
خبر کشته شدن "اسامه بن لادن" سرکرده گروه القاعده در پایتخت پاکستان باعث شد تا امروز دوشنبه این خبر به پربازدیدترین خبر جهان تبدیل شود و بسیاری از رهبران جهان به این خبر واکنش نشان دهند. بررسی گرافیکی تصویر منتشر شده از جنازه "اسامه بن لادن" که ساعاتی پیش توسط تلویزیون پاکستان پخش شد ابهامات درباره صحت خبر مرگ وی را افزایش داده است.
در این تصویر فقط دهان و بینی تصویر منتشر شده با تصویر واقعی بن لادن همخوانی دارد اما بقیه قسمت های صورت وی با ترفندهای نرم افزار فتوشاپ تغییر پیدا کرده است. |
|
| روز کشتن بن لادن در کاخ سفید چه گذشت؟ ( آلبوم تصویری) |
| ساعت ۱٢:٥٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس ، اوباما |
|
عصر ایران - کاخ سفید آمریکا در روز 1 می 2011 روز پرکاری را پشت سر گذاشته است . در این عکس ها صحنه هایی از دور هم جمع شدن اعضای تیم امنیت ملی دولت اوباما برای تعقیب لحظه به لحظه عملیات کشتن بن لادن دیده می شود . ( منبع : بی بی سی فارسی) ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
| تصاویر/مسحیان افراطی درفیلیپین+18 |
| ساعت ۱٢:٤٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: مطالب خواندنی ، مسیحیت ، عکس |
|
این چیزایی که میبینید در قرن 21 رخ میده! باور کنید. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
| ساختمان شگفت آور دبی! (عکس جالب) |
| ساعت ۱٢:٢٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: مطالب خواندنی ، عکس |
|
|
|
| نخستین تصویر از جنازه بن لادن/ شلیک تیر به سر رهبر القاعده |
| ساعت ۱٢:٠٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، القاعده ، عکس |
|
شبکه خبری سی ان ان گزارش داد که سرکرده القاعده با شلیک مستقیم تیر به سرش کشته شده است. به گزارش مهر، شبکه خبری سی ان ان لحظاتی پیش در خبری فوری اعلام کرد که اسامه بن لادن با شلیک مستقیم تیر به سرش کشته شده است.وی در یک عملیات به فرماندهی آمریکا و نیروهای اطلاعاتی پاکستان و در یک منطقه نظامی در این کشور کشته شد. در همین حال تلویزیون رسمی پاکستان نیز تصاویری از محل قتل بن لادن را نشان داد. |
|
| سایت الف نوید افشاگری داد+تصویر |
| ساعت ۱۱:٥٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: اسفندیار رحیم مشائی ، افشاگری ، عکس |
|
سایت الف نوشت: گزارشی در مورد یک رانتخواری بزرگ، فردا سه شنبه منتشر می شود. در این گزارش به مسایل مرتبط با سوء استفاده های بزرگ یک حلقه اقتصادی پیوند خورده با قدرت سیاسی پرداخته شده است. این گزارش مستند بوده و به ضمیمه عکسهای مرتبط منتشر خواهد شد.
|
|
| عکس ویلای اجاره ای بن لادن در آبوت آباد در روز بعد از حادثه |
| ساعت ۱۱:٤٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، عکس ، القاعده |
|
|
|
| گزینه اصلی جانشینی بن لادن را بشناسید+ عکس |
| ساعت ۱۱:٤٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، عکس ، القاعده |
|
|
|
| اوباما و کلینتون در حال تماشای زنده کشته شدن بن لادن از طریق ماهواره +عکس |
| ساعت ۱۱:٢٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: اسامه بن لادن ، آمریکا ، اوباما ، عکس |
|
تصاویر منتشر شده نشان می دهد اوباماو کلینتون با هیجان و استرس در کنار تیم امنیتی از پنتاگون و مشاورانش در کاخ سفید در حال تماشای عملیات حمله و کشتن بن لادن به صورت زنده از طریق ماهواره هستند. به گزارش خبر، گفته می شود دوربینهای نصب شده روی کلاه سربازان اس تی سیکس و وصل آن به ماهواره امکان پخش زنده تصاویر را فراهم کرده است.
جعبه داروهای بن لادن
|
|
| زنی که به اسامه بن لادن پیشنهاد رابطه نامشروع داد + عکس |
| ساعت ۱٠:۳٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳ کلمات کلیدی: روابط نامشروع ، اسامه بن لادن ، عکس ، القاعده |
|
یکی از مهمترین اتفاقاتی که در زندگی بن لادن افتاد و مورد تحلیل بسیاری از رسانه های غربی قرار گرفت پیشنهاد "ایلونا استالیر" مدل سرشناس ایتالیایی به بن لادن برای برقراری رابطه جنسی به منظور گسترش صلح در دنیا بود.
|
|
| بازیگران زن چگونه به هالیوود وارد شدند؟+ عکس |
| ساعت ۱۱:۳٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱ کلمات کلیدی: مطالب خواندنی ، هالیوود ، عکس |
|
نخستین فیلمی که او به عنوان یک بازیگر کلیدی، ایفای نقش کرد فیلم با ژانر زندگینامه به نام سلنا بود که به سال ۱۹۹۷ ساخته شد، در این فیلم جنیفر لوپز به عنوان یک بازیگر برجسته و متمایز موفق شد جایزه آلما را دریافت کند. نگاهی به چگونگی ورود سوپر استار های سینمای هالیوود به عرصه سینما، که شهرت جهانی دارند. بازیگرانی چون آنجلینا جولی، مریل استریپ و .... ![]() آنجلینا جولی:
آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آوارگان و پناهندگان مشغول است.
![]() مریل استریپ:
او تاکنون شانزده بار کاندید جایزه اسکار شده است و دو بار آن را دریافت کرده است . یکبار به عنوان بهتربن بازیگر نقش اول زن برای فیلم انتخاب سوفی و بار دیگر بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم کرامر علیه کرامر . او پر افتخارترین هنرپیشه تاریخ امریکا از لحاظ دریافت جایزه است. از فیلمهای مشهور او میتوان به شکارچی گوزن، انتخاب سوفی، خانه ارواح، اتاق ماروین و ساعتها اشاره کرد.
![]() مگان فاکس: مگان دنیس فاکس (به انگلیسی: Megan Denise Fox) (زاده ۱۶ مه ۱۹۸۶) مدل و بازیگر آمریکایی است. حرفه بازیگری و مانکنی برای فاکس از زمانی آغاز شد که او توانست چندین جایزه مختلف را بین مدلهای آمریکایی در سال ۱۹۹۹ بدست آورد. او کار بازیگری را با فیلم تعطیلات در آفتاب آغاز کرد و اولین مجموعه تلویزیونی او کمک میباشد، مگان فکس بیشترین شهرتش را برای شرکت در سریال آرزو و ایمان بدست آورد. ![]()
او پس از اجرای نقشهای موفقی در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی همچون سرعت و وقتی تو در خوابی به شهرت رسید. پس از آن او حرفهاش را به عنوان یک بازیگر هالیوودی نقش اول مشهور با فیلمهایی مانند خانم موافقت و تصادف که تحسین منتقدان را دریافت کردند، آغاز کرد. در سال ۲۰۰۷ او با داشتن سرمایهٔ ۸۵ میلیوندلاری در ردهٔ ۱۴ ثروتمندترین اشخاص نامدار زن قرار گرفت. همچنین در سال ۲۰۱۰ 'پردرآمدترین' بازیگر زن هالیوود نام گرفت بین ژوئن ۲۰۰۹ تا یک سال بعد حدود ۵۸ میلیون دلار بابت فیلمهای پیشنهاد و نقطه کور دریافت کردهاست.
![]() جنیفر هادسون:
او پس از اینکه به خاطر نقشآفرینی در فیلم دختران رویایی، چندین جایزه بهدست آورد، تبدیل به یک ستاره شد. جایزهها شامل جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن در هفتاد و نهمین اسکار، جایزه جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن، «جایزه صنف بازیگران سینما» و «جایزه آکادمی فیلم و هنرهای تلویزیونی بریتانیا» بودند. ![]() کتی هولمز: هلمز دوران دانشگاهی خود را در دانشگاه کلمبیا آغاز کرد. پدر هلمز خواستار این بود تا دخترش یک پزشک بشود. در ژانویه ۱۹۹۷ او به لس آنجلس کوچ کرد و در سال ۱۹۹۸ در فیلم طوفان یخ بازی کرد که این سریال در کانال تلویزیونی برادران وارنر پخش شد. این اولین فیلم حرفهای او است. در سال ۲۰۰۵ میلادی او رابطه خود را با تام کروز اسطوره سینمای جهان آغاز کرد و در سال ۲۰۰۶ (میلادی) آنها در ایتالیا با یکدیگر ازدواج کردند. هزینه مراسم ازدواج آنها ۲٫۵ میلیون دلار تخمین زده شده بود که بر این اساس دومین مراسم ازدواج پرخرج جهان بوده است.
![]() جنیفر لوپز: نخستین فیلمی که او به عنوان یک بازیگر کلیدی، ایفای نقش کرد فیلم با ژانر زندگینامه به نام سلنا بود که به سال ۱۹۹۷ ساخته شد، در این فیلم جنیفر لوپز به عنوان یک بازیگر برجسته و متمایز موفق شد جایزه آلما را دریافت کند. فیلم خارج از دید به سال ۱۹۹۸ فیلمی بود که او توانست دومین جایزه آلما را به خاطر نقش آفرینی در آن کسب نماید. پس از آن در فیلمهای طنز برنامهریز ازدواج خدمتکاری در منهتن مایلید برقصیم؟ و مادرشوهر هیولا به ترتیب در سالهای ۲۰۰۱، ۲۰۰۲، ۲۰۰۴، ۲۰۰۵ نقش آفرینی باکرد. فیلمهای مایلید برقصیم؟ و مادرشوهر هیولا برای جنیفر لوپز از لحاظ اقتصادی دستاوردی بزرگ محسوب میشدند.
![]() هیلاری داف: هیلاری ارهارد داف (به انگلیسی: Hilary Erhard Duff) معروف به هیل متولد ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۷، هنرپیشه، خوانندهٔ پاپ، ترانهسرا و تاجر آمریکایی است. او پس از به شهرت رسیدن با ایفای نقش اصلی یک برنامهٔ تلویزیونی به نام «لیزی مکگوایر»، به بازی در فیلمهای سینمایی روی آورد و در سه فیلم به نامهای «دوجینش ارزانتر است» و «لیزی مکگوایر» در سال ۲۰۰۳ و «داستان یک سیندرلا» در سال ۲۰۰۴ خوش درخشید. داف به سرعت پلهای ترقی را طی نمود به طوری که گفته میشود در سال ۲۰۰۵ بالغ بر ۱۵ میلیون دلار از فعالیتهای خود در هالیوود بدست آوردهاست.
![]()
وی در دبیرستان سیدنی نـیـز بـه تـعـلـیـم تـئاتر پرداخت اما از آنجایی که مادرش به سرطان سینه مبتلا گشـت بـرای مـراقبت از مادرش ناچار بـه تـرک تـحـصـیل شد. نخستین حضور وی در تلویزیون در مـوزیـک ویدئوی PAT WILSON در ترانه ای بنام BOP GIRL صـورت گـرفـت هنگامی که وی تنها 15 سال سن داشت.
او سپس در چندین فیلم و سریال تلویزیون استرالیا ایفای نقش کرد. سـرانـجـام سال 1989 در نقش آفرینی در فیلم DEAD CALM توجه جهانیان را بخود معطوف ساخت. ![]() مونیکا بلوچی: چهره خاص ایتالیایی او باعث میشود که تهیهکنندگان به عنوان بازیگر از او دعوت به همکاری کنند. اولین حضور هالیوودی او در نقش عروس دراکولا در فیلم دراکولای برام استوکر فرانسیس فورد کاپولا بود. درخشش جهانی بلوچی اما با فیلم مالنا جوزپه تورناتوره رخ داد، به هر حال بازی او در مالنا یک مشخصه منحصر به فرد داشت. او بدون داشتن دیالوگی و تنها با حرکات بدن و صورت خود تا حد یک ستاره درخشید.
![]() کامرون دیاز: کامرون دیاز از شانزده سالگی وارد شغل مانکنی شد و استعدادش او را به مجلاتی مانند مادمازل، هفده و فعالیتهای تبلیغاتی برای شرکتهایی مانند کالینا کلین و کوکا کولا کشاند. موفقیت حرفهای او را به ژاپن، استرالیا، مراکش و پاریس برد. کامرون در سن ۲۱ سالگی به کالیفرنیا برگشت. در سال ۱۹۹۴ کامرون اولین نقش خود را در فیلم کمدی اکشن ماسک بدست آورد و با کمدین بزرگ جیم کری روبرو شد. او نقش اصلی را بدون هیچ تجربه قبلی در این فیلم بازی کرد. بعد از بازی در فیلم ماسک کامرون دیاز درخواستهای زیادی از طرف چند فیلمساز برجسته برای بازی در فیلمهایشان دریافت کرد. در پاییز سال ۲۰۰۰ او در «فرشتگان چارلی» ظاهر شد و پروژه بعدی او فیلمی بود از مارتین اسکورسیزی که در برابر لئوناردو دی کاپریو ایفای نقش کرد. |
|
| بن لادن چگونه از چنگ آمریکایی ها گریخت؟ + تصاویر |
| ساعت ۱٠:۳٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱ کلمات کلیدی: آمریکا ، اسامه بن لادن ، عکس |
|
وی می گوید: او از پشت درخت ها بیرون امد و من فکر می کردم که غاری در نزدیکی انجا باید وجود داشته یاشد. بن لادن هرگز نمی گذارد که دیدارهایش بیش از 45 دقیقه طول بکشد به این دلیل که می ترسد که امریکایی ها محل او را پیدا کنند. امکان نداشت که اشتباهی باشد، همچنان که صدای ترق تروق از درون امواج رادیویی می آمد: الان زمانشه. فرزندانتان و زنانتان را علیه کافران مسلح کنید. ![]()
![]()
![]() تورا بورا
![]() تورا بورا
![]() یکی از پناهگاه ها در تورا بورا
|
|
| تصاویری از شهید حاج عبدالحسین برونسی |
| ساعت ۱٢:٢۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٥ کلمات کلیدی: جبهه وجنگ ، شهید عبدالحسین برونسی ، عکس |
|
سردار شهید حاج عبدالحسین برونسی، فرمانده تیپ جواد الائمه(ع) از لشکر 5 نصر- شهادت 25 اسفند 1363، عملیات بدر
|
|
| عکس: صیادشیرازی از فرماندهی تا ترور |
| ساعت ۱٠:٢٩ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۳ کلمات کلیدی: عکس ، امیر صیادشیرازی ، بیوگرافی |
|
«امیر سپهبد علی صیاد شیرازی» فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و عضو شورای عالی دفاع بوده است. |
|
| اباحه گری در کنسرت ها و سکوت مسئولین فرهنگی+عکس |
| ساعت ٢:٢٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ کلمات کلیدی: عکس ، خبر |
|
یکی از مصادیقی که به تازگی رواج پیدا کرده برگزاری کنسرتهایی است که نوع حضور افراد در این محافل ترویج اباحه گری در جامعه است. سایت خبری تحلیلی ندای انقلاب در نظر دارد از این به بعد مروری داشته باشد به برخی حواشی غیر اخلاقی که در محیطهای به ظاهر فرهنگی رخ می دهد. مکانهایی نظیر کنسرتهای موسیقی ،تئاترها و سینماها و.... که در اصل قرار است محیطی برای ترویج فرهنگ و آرامش روانی خانواده ها باشد ولی تبدیل به مکانی برای ترویج فرهنگ منحط غرب شده است. در زیر مروری داریم بر برخی حواشی کنسرت احسان خواجه امیری در برج میلاد که چندی پیش برگزار شد. |
|
| عکس:رونمایی از نخستین توپ هویتزر 155 م.م |
| ساعت ۱:٢٤ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦ کلمات کلیدی: عکس ، نظامی |
|
با حضور سردار "احمد وحیدی "وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نخستین توپ هویتزر 155 م.م. خودکششی چرخدار در سازمان صنایع دفاع رونمایی شد.
|
|
| تصاویر مخالفان در بند رژیم سعودی |
| ساعت ۱۱:٥۳ ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، عکس ، عربستان سعودی |
|
تحولات اخیر در عربستان سعودی پرونده آزادی زندانیان سیاسی در این کشور به ویژه شیعیان را زنده کرده است، مسئله ای که در تظاهرات روز خشم به خواسته اصلی مخالفان در ریاض، الاحساء و قطیف تبدیل شد.
به گزارش مهر، رژیم آل سعود در دهه های اخیر تنگ ترین دایره اختناق را علیه شیعیان اعمال کرده است. به واقع شیعیان در این سالها از آزادیهای مدنی محروم بوده و حق ابراز عقیده و نظر خود را نداشته اند.
البته مقامات آل سعود از هر گونه درز اخبار سرکوب شیعیان به خارج از این کشور در سالهای اخیر ممانعت به عمل آورده و به شدت با رسانه ها و نویسندگان آگاه و مستقل برخورد می کنند.
در این سالها شیعیان ساکنان منطقه شرقیه عربستان که بیشترین منابع نفتی شبه جزیره را در خود جای داده است، به شدت سرکوب شده و به زندان انداخته می شوند.
مقامات سعودی در بازداشت و زندانی کردن شیعیان نیز به هیچ کدام از قوانین حقوق بشری پایبند نبوده و بدون هیچ ابایی سرکوب خاموش و بی صدای شیعیان را ادامه می دهند.
البته این مسئله تنها منحصر به شیعیان عربستان سعودی نمی شود. در سالهای اخیر رژیم آل سعود هر گونه صدای مخالفی را که حتی از زبان اقشار اهل سنت مطرح شده است در نطفه خفه کرده و اجازه شکل گیری هر گونه جریان اعتراضی را نداده اند.
بر این اساس، مشاهده می شود که در تظاهرات روز جمعه خشم در عربستان علاوه بر شیعیان ساکن شرق شبه جزیره، اقشار اهل سنت ساکن ریاض (مقر حکومت آل سعود) پس از نماز جمعه به خیابان ها آمده و مخالفت خود را با این رژیم دیکتاتوری که تحت نظر وهابیت فعالیت می کند، ابراز می دارند.
اما مسئله زندانیان شیعه که برخی از آنان قریب به 20 سال بدون هر گونه محاکمه ای در زندان به سر می برند، موضوعی بسیار مهم است.
رسانه های خبری مستقل اخیرا تصاویری منتشر کرده اند که در آن زندانیان شیعه در منطقه الاحساء معرفی شده اند. برخی از این زندانیان مدت محکومیت خود را گذرانده اند اما همچنان در بازداشت هستند.
در این گزارش تصویری که از سوی شبکه الراصد با عنوان "الاحساء در بند" منتشر شده است، تصاویر جوانانی حضور دارد که شاید سن آنان از 18 سال نیز فرا تر نرود.
بر این اساس، خانواده های زندانیان شیعه در این سالها همواره در پی خبری از فرزندان در بند خود بوده و برخی پرونده این شیعیان را "زندانیان فراموش شده" می خوانند.
آخرین مورد از بازداشت شیعیان در الاحساء نیز به چند روز پیش باز می گردد که رژیم آل سعود، "شیخ توفیق العامر" عالم دینی برجسته این منطقه را به علت اظهاراتش بازداشت و به زندان افکند. شیخ عامر اخیر خواستار بر چیدن تبعیض قومیتی و تغییر ساختار حکومتی در عربستان سعودی شده بود که رژیم آل سعود این اظهارات را بر نتافت و بلافاصله این عالم دینی را بازداشت کرد.
اما شیعیان منطقه شرقیه عربستان در برابر این اقدام سکوت نکرده و تظاهراتی گسترده در شهرهای مختلف این منطقه نفت خیز در راستای آزادی زندانیان سیاسی ترتیب دادند. نکته مهم دیگر اینکه مخالفان تاکید کرده اند که این تظاهرات را تا رسیدن به مطالبات خود ادامه خواهند داد و جمعه آتی نیز به تظاهرات اعتراضی خود را دامه می دهند. خاطرنشان می شود الاحساء از شهرهای مهم شیعه نشین در شرق عربستان سعودی و در کرانه های جنوبی خلیج فارس است. در سالهای اخیر صدها شهروند شیعه به اتهامات واهی تفرقه افکنی مذهبی و قومیتی بازداشت شده و دهها مسجد و حسینیه نیز به دستور آل سعود تعطیل شده است. |
|
| معمرقذافی به روایت تصویر |
| ساعت ۱۱:٢٧ ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥ کلمات کلیدی: معمر قزافی ، عکس |
|
|
|
| ظهور و سقوط یک دیکتاتور به روایت تصویر |
| ساعت ۱:٤٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، حسنی مبارک ، عکس |
|
"مُحَمَّد حُسنی سید مُبارَک" چهارمین رییس جمهوری مصر بود که پس از ترور "انور سادات" در سال 1981، به قدرت رسید و مدت 30 سال بر مصر حکومت کرد.مبارک در تاریخ 11 فوریه 2011 (22 بهمن 1389) با گسترش اعتراضات مردمی از سمتش استعفا داد.
|
|
| عکس: اثر جدید استادفرشچیان با نام "پرچمدارحق" |
| ساعت ۱:٤٤ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٢ کلمات کلیدی: عکس ، استاد فرشچیان |
|
عکس: اثر جدید استادفرشچیان با نام "پرچمدارحق"
|
|
| بازداشت هادی غفاری بهدنبال کشف اسلحه و مهمات در مؤسسه وی+عکس |
| ساعت ٢:٥٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، عکس |
|
بهدنبال کشف اسلحه و مهمات در انبار مؤسسه تحت مدیریت هادی غفاری، وی روز گذشته بازداشت شد.
![]() به گزارش رجانیوز، کشف این اسلحه و مهمات پس از آن رخ داد که روز پنجشنبه گذشته مأموران وزارت بازرگانی پس از دریافت گزارشهای مردمی از احتکار برنج در مؤسسه الهادی به این محل واقع در تهراننو مراجعه کردند و در تحقیقات مشخص شد این برنجها توسط غفاری احتکار شده است. با این حال، مأموران در ادامه بازرسیهای خود به یک انبار دیگر نیز مشکوک شدند که پس از اصرار و پیگیریهای بعمل آمده و باز کردن قفل ورودی، تعداد 57 قبضه سلاح کمری، 98 قبضه کلاشینکف و مقدار زیادی فشنگ در آنجا کشف شد. در ادامه و با مجوز محاکم قضایی در مورخ 9/11/88 از منزل خادم مسجد مذکور نیز بازرسی بعمل آمده و اقلام تسلیحاتی ذیل کشف گردید: یک قبضه سلاح یوزی، دو قبضه سلاح کمری، یک قبضه کلاشینکف ، یک قبضه ژ3 و یک قبضه قناسه و 7 عدد خشاب. غفاری روز گذشته در اظهارنظری ادعای تحت اجاره بودن این انبار را برای رهایی از اتهام سنگین انبارکردن حجم زیادی از اسلحه و مهمات کشف شده از مؤسسهاش مطرح کرد.
گفته میشود بخشی از تسلیحات انبار شده در مؤسسه هادی غفاری به دوره اول انقلاب باز میگردد. تصاویر موجود از هادی غفاری در آن دوره معمولاً در حالی است که وی اسلحه در دست دارد. هادی غفاری بعد از ظهر روز گذشته و پس از کشف این انبار سلاح، توسط دستگاه های قضایی امنیتی بازداشت شده است.
|
|
| تا به حال عکس بچگی های بازیگران سینما و افراد مشهور کشورمان را دیدید |
| ساعت ٥:٠٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ کلمات کلیدی: عکس ، متفرقه |
|
تا به حال عکس بچگی های بازیگران سینما و افراد مشهور کشورمان را دیدید
|
|
| ملکه زیبائی کودکان |
| ساعت ٥:٠٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ کلمات کلیدی: عکس ، متفرقه |
|
تا به حال عکس ملکه زیبایی کودکان را دیده اید خیلی زیبا و معصوم هستند
|
|
| پُر موترین مرد دنیا |
| ساعت ٤:۳٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ کلمات کلیدی: عکس ، متفرقه |
|
نام این مرد چینی به عنوان پرموترین مرد جهان در کتاب گینس ثبت شده است ولی مشکل بزرگ او دستگاه ریشتراش است که او را مجبور میکند از لیرز استفاده کند
|
|
| عکس جنجالی از مشایی و هدیه تهرانی |
| ساعت ٢:٢٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، اسفندیار رحیم مشائی ، عکس |
.
![]() |
|
| اتومبیل ژیان از دیروز تا امروز |
| ساعت ٥:٤٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۱ کلمات کلیدی: مطالب خواندنی ، عکس |
اتومبیل ژیان از دیروز تا امروزامسال شصتمین سالگرد تولید نخستین اتومبیل فرانسوی سیتروئن Citroen 2CV (یا همان ژیان که در سال ۱۳۴۷ توسط شرکت سایپا در ایران مونتاژ شد) است. خودروی ژیان در فرانسه با نام “دوژوو” (”Deux Chevaux”) معروف است، دو ژوو در زبان فرانسوی به معنای “دو اسب” است که بیانگر قدرت دو اسبی این خودرو در مقیاس فرانسوی است.
شاید هنگامی که این خودرو برای اولین بار در نمایشگاه خودروی پاریس در هفتم اکتبر سال ۱۹۴۸ رو نمایی شد هیچ کس فکر نمی کرد تا بیست سال این خودرو از محبوب ترین و پر فروش ترین خودروهای فرانسه باشد. کارشناسان در آن زمان ورود و موفقیت این خودروی دو سیلندر در بازار را بسیار خنده دار می دانستند اما پس از موفقیت چشمگیری که این خودرو در عرصه بازار اتومبیل به دست آورد همگان را شگفت زده کرد.
شرکت سیتروئن طی سالیان متمادی یا ایجاد تغییراتی مدل های جدید ژیان را به بازارها معرفی کرد تا بالاخره آخرین مدل آن در سال ۱۹۹۰ به جهان خودرو معرفی شد. از روز ۷th October 1948 که برای نخستین بار در ۳۵ امین نمایشگاه اتول پاریس به نمایش گذاشته شد و امریکاییها به طعنه به آن “tin can” (قوطی حلبی - یا بقول ما ایرونیها: لگن) ، آلمانی ها به آن اردک کوچک ، و انگلیسی ها به آن حلزون نام نهادند، تا سال ۱۹۹۰ میلادی در حدود ۵ میلیون دستگاه ژیان را فروختند و یک صف طولانی ۵ ساله برای خرید دستگاه نو آن در بین خانواده ها و مردم کم درآمد و اکثرا کشاورز یا جوان فرانسوی وجود داشت و بهمین دلیل بود که ژیان های دست دوم را گرانتر و حتی دو برابر قیمت نوی ان می خریدند تا ۵ سال در نوبت نمانند!! نمونه های اولیه ( Prototype ) ژیان را فرانسوی ها از ترس اینکه آلمان ها و هیتلر از آتها بعنوان نمونه های ماشیتهای نظامی استفاده نکنند در چند مزرعه قایم کرده بودند که بعداز جنگ چندتاشون از زیر خاک بیرون آورده شدند!
مدل های اولیه ژیان فقط یک چراغ جلو داشت و با هندل روشن میشد (جلوی پایین کاپوت)، بعدها دوچراغه شد و دارای استارتر مدل امروزی.. ظاهرا آینه بغل هم نداشته .. . روش کلیک و بزرگتر ببینید…
عکسی از روز پرده برداری از ژیان (سیتروئن) در پاریس - زمان جنگ جهانی دوم
ژیان فرانسوی و فولکس قورباغه ای ( بیتل BEETLE ) آلمانی : دو قارقارک کوچولوی ارزان قیمت زمان جنگ جهانی دوم بودند که تقریبا هیچ نیازی به تعمیر نداشتند و همین باعث کسادی بازار کارخانه های اتومبیل سازی شده بود و ازین بابت ناراحت بودند و بهمین دلیل بود که تولیدش را متوقف کردند. . اما برای مردم اکثرا روستایی و فقیر فرانسه زمان جنگ دوم جهانی بسیار هم مناسب بود و میتوانستند هم باهاش سبد های تخم مرغ و گوسفند ها را کیلومترها در جاده های خاکی و پر دست انداز به بازار ببرند و هم باهاش به گشت و گذار و پیک نیک بروند و هم اینکه صندلی عقبش را دراورده و در پارکها و پیک نیک ها بعنوان نیمکت از ان استفاده کنند. ژیان که نام فرانسوی اش ۲ CV است امروزه بعنوان یک کالای آنتیک و بسیار گرانقیمت و در عین حال نوستالژیک و خاطره انگیز و اسطوره و افسانه ( myth و legend ) بشمار می رود. از آنجا که هیچ نیازی به تبلیغات نداشت روز اول از روزنامه نگاران برای مراسم پرده برداری از آن دعوتی نشد بهمین دلیل بود که ژورنالیست ها که بهشون بر خورده بود سعی در مسخره کردنش کردند و مثلا امریکاییها که زیاد هم با فرانسوی ها آبشون توی یک جوی نمی ره - بخاطر ضعفی که فرانسوی ها در مقابل هیتلر نشان دادند- متلک پراکنی کرده و به ژیان لقب قوطی باریک ( و یا چتری که ۴ چرخ داره ‘Umbrella on wheels’ ) داده و به طعنه می گفتند : Does it come with a can opener? ( در قوطی بازکن هم باهاش میاد؟)…
ژیان نه تنها اولین اتومبیل سازگار با محیط زیست بود ( از لحاظ مصرف خیلی کم بنزین ) بلکه صنعت اتومبیل سازی آن زمان را هم متحول کرد و لقب اتومبیل مردمی ( THE people’s car ) را از آن خود کرد. حتی در سال ۱۹۵۸ مدل جدیدی بنام صحرا ( “Sahara” ۴×۴ ۲CV ) با دو انجین - یکی برای چرخ های عقب و یکی برای جلو - ساخته شد. ژیان ها اولش فقط در یک رنگ خاکستری تولید می شدند ولی بعدها رنگهای شاد و متنوع - زرد و قرمز و غیره - هم اضافه شدند. داشیرد بسیار ساده، صندلی های بدون پشتی ، و انجینی که با آب سرد میشد… ( ۱۱ تصویر را ببینید ) … عکسی از یک مدل سال ۱۹۶۳ یک ژیان فرانسوی دو انچینی Citroen 2CV Sahara 4×4
تاریخچه و معرفی شرکت سایپا ( مونتاژگر ژیان در ایران) : در سال ۱۳۳۷ به دنبال افزایش روز افزون تقاضای خرید خودرو اندیشه ساخت البته به صورت مونتاژ در کشور شکل گرفت… اقدامات عملی در این زمینه با صدور مصوبه ای در سال ۱۳۴۲ از سوی وزارت اقتصاد در خصوص چگونگی شرایط پروانه ساخت خودرو صورت پذیرفت . از تقاضاهای پذیرفته شده در ان زمان می توان به شرکت های ایران ناسیونال (ایران خودرو) شرکت سهامی سیتروئن (سایپا) و جنرال موتورز ایران (پارس خودرو) نام برد. شرکت سهامی ایرانی سیتروئن در سال ۱۳۴۴ در زمینی به مساحت ۲۴۰ هزار متر و زیر بنای ۲۰ هزار متر و با سرمایه اولیه ۱۶۰ میلیون ریال توسط(( آلفرد آیسه)) تاسیس شد… با صدور پروانه تاسیس و تعیین اعضای هیئت مدیره در اواخر سال ۱۳۴۵ به صورت رسمی فعالیت شرکت آغاز شد … تهیه زمین احداث نخستین سالن تولید(سالن بدنه و رنگ فعلی) تهیه و تدارک لوازم مورد نیاز و ثبت علامت به همراه کلمه saipc که ماخذ ان فرانسوی بود و همچنین تقاضای ثبت کلمه ژیان از جمله اقداماتی بود که تا سال ۱۳۴۷ یعنی زمان بهره برداری از شرکت صورت گرفت. اولین محصول تولیدی شرکت آکا نام داشت که طی چهار سال (از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۰) تعداد ۱۰۳۵ دستگاه تولید گردید … سپس اتومبیل ژیان ازین شرکت به بازار عرضه و در سال ۱۳۵۵ طی قرداد با شرکت فرانسوی رنو رنو ۵ هم به تولیدات شرکت افزوده شد…. عکسی از ژیان فرانسوی مدل سال Citroen 2CV - 1948
اینروزها کارخانه فولکس واگن آلمان اتومبیل بیتل ( قورباغه ای) را، کارخانه فیات مدل ۵۰۰ را، پورش مدل ۹۱۱ را، کارخانه فورد مدل تی بن T-bon را، و حالا هم فرانسوی ها ژیان ( سیتروون) را که همگی برای میلیونها نفر خاطره انگیزند دوباره به بازار برگردانده اند با شکل و شمایل مدرن تر.. .. .. عکسی از یک ژیان بدون بدنه
چند عکس از زوایای مختلف
این هم یک مدل معروف که در ایران هنوز هم هست
اینم جدیدترین مدل سیتروئن ( ژیان قدیمی) citroen_2cv_2009 سال ۲۰۰۹
|
|
| بخشنامه موسوی برای جمع آوری عکس های منتظری |
| ساعت ٤:۳٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، شیخ یوسف صانعی ، عکس |
|
درحالی که میرحسین موسوی و حامیان وی در این روز ها به شدت روی درگذشت آیت الله منتظری کار می کنند تا حدی خود را عزادار وی معرفی می کنند، یک سند تاریخی نشان می دهد که موسوی در دوران نخست وزیری خود بخش نامه ای به ادارات دولتی صادر می کند که طی آن ادارات ادرای موظف به جمع آوری تصاویر آیت الله منتظری از ادارات می شوند.
|
|
| کشف حجاب سبزها در بازی ایران و سنگاپور |
| ساعت ٤:٠۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، عکس ، میر حسین موسوی |
|
|
| محسن مخملباف از دیروز تا امروز . . . |
| ساعت ۳:۱٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٠ کلمات کلیدی: عکس ، محسن مخملباف |
|
|
|
| در16آذر رخ داد: دستگیری سر دسته آشوبگران دانشگاه امیرکبیر با آرایش و پوشش زن |
| ساعت ۱٢:۱۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧ کلمات کلیدی: عکس ، خبر ، سیاسی |
|
سردسته آشوبگران دانشگاه امیرکبیر با آرایش و پوشش زنانه دستگیر شد. پس از آنکه حضور دانشجویان حزب اللهی و متعدد را پررنگ تر از همیشه دید احساس خطر کرده و با حضور در دستشویی این دانشگاه ضمن تراشیدن صورت خود و انجام آرایش زنانه با پوشش ویژه خانم ها قصد خروج از دانشگاه را داشت که شناسایی و دستگیر شد.توکلی از اعضای طیف غیرقانونی و افراطی علامه است که غیر از رادیوها و تلویزیونهای بیگانه با گروهک تروریستی منافقین در ارتباط هستند و اغتشاشات در دانشگاهها را ساماندهی میکنند. به گزارش ایرنا مجیدتوکلی از سرکردگان معروف تحرکات غیر قانونی و آشوب طلبانه دانشگاه امیرکبیر در جریان تحرکات امروز عده ای از دانشجو نماها - که به بهانه روز 16 آذر صورت گرفته بود. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |