خبرنامه دانشجویان ایران: شاید بتوان گفت زهرماری که برای شیرین کردن شکلات تلخِ افکار اومانیستی و نیل به اهداف جهانی سازی و بردگی روح انسان در دست جهان خواران، در نظر گرفتند واژهای شد که قرنها سراب آزادی را برای تمدن بشری از وحی بریده،مجسم کرده است: نهضت آزادی خواهی زنان یا فمینیسم.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به این جملات دقت کنید: "زن جنس سر به راه، مهربان، انعطاف پذیر، فروتن و نجیبی است. چنین تصویری در ذهن تمام بانوان وجود دارد؛ سر به راه بودن باید راهی به سوی کامیابی باشد اما در واقع چنین نیست."

"امروزه زنان نمی خواهند فقط سر به راه باشند. آگاهی زنان از خویشتن افزایش یافته است.با این حال تناقض ها ی فراوانی در ذهن زن امروزی نهفته است. زن می تواند کار کند، اما باید کار کند، همچون مادرانی سر به راه، فقط به نظافت خانه می پردازد و صبح ها هنگامی که شوهرشان سرکار می رود، برایشان دست تکان می دهند."
"استقلال و داشتن شغل برای آن ها به صورت چیزهایی فرعی و حاشیه در آمده است."
اینها قسمت از مقدمه و فصل اول کتاب "زن های خوب به آسمان می روند، زن های بد به همه جا می رسند" نوشته "اوته ارهارت" است. کتابی که در ویترین کتاب فروشیهای شهر ما جای خود را پیدا کرده و به تیتراژ بالایی دست یافته است. اما سؤال اینجاست که این تفکرات از کجا و کی به بدنه جامعه ما نفوذ کردهاست که برای رهیابی و پاسخ به پرسشهای آن باید کتبی مانند این در آن سوی مرزها تدوین شود تا دروازهای به سوی بهشت ندیده، ساخته افکار بشری برای جنسی که از او به ریحانه در وحی تعبیر می شود، باشد.
شاید بتوان گفت زهرماری که برای شیرین کردن شکلات تلخِ افکار اومانیستی و نیل به اهداف جهانی سازی و بردگی روح انسان در دست جهان خواران، در نظر گرفتند واژهای شد که قرنها سراب آزادی را برای تمدن بشری از وحی بریده،مجسم کرده است: نهضت آزادی خواهی زنان یا فمینیسم.
این نهضت از یکسو ریشه در مفاهیم جدید عصر روشنگری در حوزه فلسفه و علوم اجتماعی ،از جمله اومانیسم ،سکولاریسم، تساوی ،حقوق بشر و آزادی های اجتماعی ،که با پیروزی انقلاب فرانسه و تدوین حقوق بشر در این کشور رسمیت یافت و از سویی وامدار موج تحول گرایی اجتماعی و سیاسی ،حقوق محوری و فضای باز پس از انقلاب فرانسه و بالاخره از سوی دیگر متأثر از موج صنعتی شدن غرب و شکل گیری طبقه ای به نام سرمایه داران و کارفرمایان است.
اما این زرورق به دور زهر کشیده شده چگونه در جامعهای راه یافت که افکار دینی و وحیانی آن، زن را همچو ریحانهای می دید که باید از آن پاسبانی کرد تا به دام فی قلوبهم مرضً نیفتد.
جریان تخریب باورهای دینی،فرهنگی و سیاسی مردم با استفاده از مطبوعات اولین بار در سال 1358و1359هـ ش با پشتیبانی دشمنان انقلاب و به وسیله عوامل و مزدوران داخلی آنها صورت گرفت اما از همان ابتدا این توطئه با هوشیاری امام امت (ره) و قاطعیت دستگاه قضا در نطفه خاموش شد و نتوانست راه به جایی ببرد.
پس از پایان جنگ و آغاز دهه دوم انقلاب و دوران سازندگی به ویژه پس از دوم خرداد1376این جریان خزنده در دولتی نفس گرفت که سه شعار اصلی آن «آزادی در بیان، منطق در گفتوگو و قانون در عمل» بود. دولتی که سر رشته افکارات آن از عقلانیت دینی نشأت گرفته، که عبدالکریم سروش در حلقه کیان برای آنها نسخه پیچی می کرد.
مطبوعات رکن اساسی توسعه سیاسی و جامعه مدنی بوده و از آنها با عنوان رکن چهارم دموکراسی نام برده می شود. اطلاع رسانی، بیان صادقانه خواسته ها و مطالبات مردمی، نقدهای سازنده و راهکارهای مفید از کارکردهای مثبت یک جامعه مطبوعاتی توسعه یافته است و بی تردید اگر مطبوعات خود فاقد شاخص های توسعه یافتگی باشد، اگرچه در کوتاه مدت می توانند منشا اثر باشند اما در نهایت خود به ابزار رکود، عقب ماندگی و اغتشاش و اختلاف تبدیل می شوند و نه تنها کمکی به توسعه اجتماعی نمی کنند بلکه مانع پیشرفت آن هم می شوند.
با تشکیل حزب مشارکت و حلقه فکری کیان، آنها به این نتیجه رسیده بودند که هدایت جریان اصلاح طلبی را با ابزار مطبوعاتی خود به عهده بگیرند. اساسی ترین نکته در اهداف و انگیزه آن بود که عمدتاً توسط چهره های مطبوعاتی حلقه کیان و ملی_مذهبی ها و لیبرال ها هدایت می شد و از دیوار سیاسی جامعه بالا رفتند و درصدد قرار گرفتن در رأس هرم های قدرت برآمدند و برای پیروزی انقلاب سفید هرچه بیشتر تلاش می کردند.
اعضای حلقه کیان که ترکیبی از لیبرال ها و چپگرایان بودند، غرب پژوهی را استراتژی مطالعاتی خود قرار داده بودند و به این نتیجه رسیده بودند که تلفیقی از تجربیات تمدن غالب بشری(غرب) و درونی کردن آنها با ارزش های بومی و محلی، بهترین راهکار است و در همین راستا به تلفیق سه شکاف ملی، اسلامی و غربی تاکید کردند و با شعار توسعه سیاسی و پیوستن به نظام جهانی به سوی تمدن و تفکر غرب و لیبرالی حرکت کردند.
در این میان برای نشان دادن ناکارآمدی نظام اسلامی و حمله به باورهای دینی مردم، جامعه هدفی انتخاب شد که شکننده ترین و تاثیر پذیرترین قشر به حساب می آمدند.قشر زنان.
این طبقه که به دلیل ویژگی های خاص ساختاری و روحی جزو آسیب پذیرترین اقشار به حساب می آمد و به دلیل نقش کلیدی خود در سلامت روحی و ساخت آینده جامعه طعمه دلچسبی برای نیل به اهداف قرار گرفت.
از این میان می توان به انتشار مجله "زن روز" به سردبیری و مدیر مسئولی "شهلا شرکت" اشاره کرد. وی روزنامهنگاری را با مجله اطلاعات بانوان آغاز کرد و سپس به روزنامه کیهان رفت و سردبیری هفته نامه زن روز را به عهده گرفت.
وی که از اعضای اصلی و تنها عضو خانم حلقه کیان بود ۱۰ سال سردبیر و مدیر مسئول مجله زن روز را برعهده داشت. با تعطیلی این مجله وی بلافاصله در بهمن سال ۱۳۷۰شروع به انتشار ماهنامه زنان کرد. به گفته خود وی، مجله زن روز گروه مخاطب وسیعی داشت ولی ماهنامه زنان برای مخاطبان خاصتری بود. این گونه بود که وی همراه با هیت تحریره خود شامل "مهره انگیزه کار" به طرح مباحث فمینیستی در ایران پرداخت و آن را دریچه ای برای رهایی از خفقان اسلامی دانست. این مجله بیشترین هجم انتقادات آکادمیک را بر روی اقدامات انتظاماتی که در خصوص اراذل و اوباش و روابط دختر و پسر انجام داده است.
در این مجله با شیفتگی خاصی تمام مجله را به مسئله طرح خانه های عفاف اختصاص داده اند. نه از منظر یک پدیده اجتماعی بلکه از منظر تبیین جنبش فمینیستی. پیام این مجله این بود که "در حکومت دینی به این نتیجه رسیده اند که (خود فروشی)،مهم نیست که حرام است یا حلال باید جلوی رشد ایدز را بگیریم" یعنی به مسئله خود فروشی که حرام است یا حلال کار نداشته باشیم به آن رسمیت بدهیم، کارت بهداشت به اینها بدهیم، کنترل بهداشتی کنیم و اینکه هر کسی حق نداشته باشد که برخورد کند.
در کنگره 1999 فمینیسم در آلمان با شعار "انسان زن به دنیا نمی آید، زن می شود"، از ایران خانم "مینا احدی" در این کنفراس شرکت داشت. محور بحث مینا احدی به عنوان یک زن فعال ایرانی در این کنگره در زمینه وضعیت پوشش اجباری –چادر- و نقش و اثرات آن در زندگی شخصی و اجتماعی زنان ایران بود. این در حالی است که دیگر شرکت کنندگان مانند "کاتلین باری" از مخالفان جنبش پرونو بر عفاف هر چه بیش تر خانم ها تأکید می کند.
اما این نهله اکنون با چهره دیگری خود را جلو می برد.
این بار استفاده از 8مارس است.
چیستی 8مارس:
نخستین فعالیت سازمان یافته زنان کارگر جهان در 8مارس 1857 در شهر نیویورک به وقوع پیوست. در این اعتصاب صدها کارگر زن،کارگاه های نساجی در اعتراض به دستمزد اندک،ساعات کاری طولانی و شرایط غیر انسانی کار و نداشتن حق رای شرکت داشتند.با تجدید حیات موج سوم فمنیسم سازمان ملل در سال 1975،8مارس را به عنوان روز جهانی زن نام گذاری کرد.
در ایران ژس از انقلاب اسلامی در تاریخ 17/12/78 به مناسبت روز جهانی زن بزرگداشتی برگزار شد و ژس از آن هر ساله عده ای با شعار های فمنیستی با صدور قطنامعه های تجمعاتی پرداختند.
مواد قطعنامه انجمن دفاع از زنان در 8مارس1384:
جداسازی زن و مرد را در ایران محکوم می کنیم
خواهان لغو آپارتید جنسی هستیم
هر نوع پوشش اجباری را محکوم می کنیم
آزادی سقط جنینی (حق کنترل زنان بر بدن خویش)
اما با نگاهی عمیق تر به روند عملکرد این نهله در غرب روشن می گردد که این نهضت و پیشروان آن راه را به خطا رفته و بحران های جدید تری را متوجه جامعه زنان می نماید چرا که در تمام این جریانات نه تنها زنان به آزادی توام با آرامش دست نیافته اند بلکه به اعتراف خودشان خود را موجودی بی هویت و بدبخت یافته اند که روح لطیف زنانه شان نیز خدشه دار شده است و به بهای آزادی برابر آرامشی را فروخته اند که هرگز بازپس گیری نیست.

