| واقعیت یهود چیست؟ / بخش یازدهم |
| ساعت ٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
اعلان استقلال/ اولین قیام/ شورای سان رمو خبرنامه دانشجویان ایران: بند چهارم از ماده 22 پیمان جامعه ملل ملت های عربی را که از دولت ترکیه جدا شده بودند، در انتخاب دولت مستشار آزاد گذاشته شده بودند. |
|
| واقعیت یهود چیست؟ / بخش دهم |
| ساعت ۱٢:٤۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
کنگره صلح
خبرنامه دانشجویان ایران: جنگ جهانی اول به پایان رسید و روز اول ژانویه 1919 کنگره صلح در شهر و رسای تشکیل گردید.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ فیصل از طرف پدرش، حسین شریف مکه پادشاه حجاز، در این کنگره شرکت کرد و در ضمن یک سخنرانی، عوامل فرهنگی و اقتصادی و جغرافیایی را، که مقتضی وحدت و استقلال بلاد عرب در قاره آسیاست، توضیح داد، وعده های موکد رسمی متفقین را یادآور و با اتکای به اینها خواستار ایجاد دولت واحد مستقل عربی در آسیا شد .
کنگره صهیونیستهاهم در ماه فوریه طی یاداشتی که به کنگره صلح تقدیم داشت تقاضا نمود حکومتی یهودی در فلسطین و اردن و جنوب لبنان به وجود آید.
ویلسون، رئیس جمهور آمریکا، پیشنهاد کرد که هیأتی مرکب از نمایندگان متفقین به شامات مسافرت و از عموم طبقات آن سامان درباره نحوه حکومت پرسش کند تا حکومت مورد علاقه آنان به آن ها داده شود و بدین ترتیب سرنوشت سرزمین هات به اراده خود مردم باشد .
شورای عالی متفقین (آمریکا، انگلیس، فرانسه و ایتالیا) این پیشنهاد را پذیرفت، ولی مقرر شد که انتخاب نماینده، اختیاری باشد. انگلستان و فرانسه و صهیونیست ها، که مطمئن بودند نتیجه همه پرسی برخلاف مقاصد شوم استعماری آن ها ست، عملاً در مقابل این فکر کارشکنی و مخالفت می نمودند و این دو کشور از انتخاب و اعزام نماینده هم خود داری نمودند.
آمریکا دو نماینده به نامهای دکتر کنگ و کرین برگزید و آن ها را همراه دو مستشار به طرف شامات فرستاد از این رو هیأت به نام این دو عضو آمریکایی، کمیسیون کنگ – کرین نامیده شد.
کنگره سوریه
فیصل لز فرانسه به دمشق مراجعت کرد و به انتظار رسیدن کمیسیون تحقیق و آماده کردن زمینه رای دادن، مشغول فعالیت شد. از مردم سوریه و لبنان دعوت کرد، نمایندگان مردن در دمشق کنگره ای در ژوئن 1919 م. به ریاست فیصل تشکیل دادند تا قبل از رسیدن بازرسان آمریکایی تصمیمات لازم در مورد اظهار خواسته مردن و تعیین نحوة حکومت و ... اخذ شود و قطع نامه کنگره در مورد خواسته های مردم به صورت ذیل صادر گردید :
1. قرار داد سایکس – پیکو باید لغو شود.
2. وعده بالفور غیر قانونی و غلط اعلام شود.
3. هر قانونی که منجر به تقسیم سوریه ،مطرود است.
4. تشکیل دولت یهودی در فلسطین به هیچ وجه مورد اجازه و رضایت مردم نیست.
ضمناً این کنگره یاداشتی تنظیم کرد تا به کمیسیون تحقیق داده شود، که در صدر آن تقاضای استقلال و مخالفت با تشکیلات صهیونیست ها و ایجاد دولت یهودی در فلسطین قرار داشت.
کمیسیون کنگ – کرین
بازرسان آمریکایی به شامات رفتند، با نمایندگان ملت و اصنالف مختلف تماس گرفتند، بعد به فرانسه بازگشتند و نتیجه مطالعات خود را به شرح ذیل به نمایندگان آمریکا در کنگره صلح گزارش دادند :
مردم سوریه همگی خواهان استقلالند و با سرپرستی هر کشور دیگر و تحت الحمایگی سوریه مطلقاً مخالفند، ترویج از صهیونیستها در فلسطین، تجاوز زشت و ظالمانه ای به حقوق مردم فلسطین و تخلف واضحی از مبانی و اصولی است که متفقین قبلاً اعلان و امضا کرده اند و مخالف با پیشنهادهای شخص ویلسون است.
مهاجرت یهود به فلسطین حتماً باید در حدود معینی، آن هم تا زمان محدودی، مجاز باشد و فکر ایجاد دولت یهودی در فلسطین باید به طور کلی از بین برود.
طبیعی است که چنین گزارش و نظری مورد پسند اعضای مؤثر کنگره صلح نبود. از این رو دستور دادند که این گزارش بایگانی شود . و تا کنون هم کوچکترین ترتیب اثری به دیدگاه ها و گزارش های این کمیسیون داده نشده است.
|
|
| واقعیت یهود چیست؟ / بخش نهم |
| ساعت ۱٢:٠٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
اطمینان دوباره به عرب
انتشار خبر وعده بالفور، ناراحتی بسیار شدیدی در جامعه عربی ایجاد کرد، شریف حسین فوراً دولت انگلیس را زیر سؤال برد و درباره این وعده توضیح خواست.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ انگلستان نماینده رسمی پیش شریف حسین فرستاد و با تاکیدات فراوان به او اطمینان داد: به هیچ وجه اجازه نخواهند داد که یهود در فلسطین مزاحم حقوق عرب شود و تا آنجا به یهودیان اجازه مهاجرت و سکونت در فلسطین می دهد که با آزادی سیاسی و اقتصادی عرب سازگار باشد و به حقوق آنان لطمه ای وارد نکند.
جمعی از اهالی سوریه که در مصر سرگرم تنظیم برنامه و سرو سامان دادن به قضیه عربی بودند و قرار داد سایکس – پیکو و وعده بالفور آنان را به شدت مضطرب ساخته بود، یاداشتی به دولت انگلستان تقدیم داشتند و طی آن درباره سیاست آن کشور در مورد کشورهای عربی پس از جنگ توضیح خواستند. روز 16 ژوئن 1918 م از طرف انگلستان رسما جواب آمد.
انگلستان به همان عهدی که با عرب بسته است وفادار و پایدار است و درراه آزادی و استقلال عرب سعی خواهد نمود و اطمینان دارد در آینده حکومت و اداره سرزمین های عربی طبق اراده و خواسته خود مردم آن سرزمین ها باشد.
فلسطین بعد از جنگ جهانی اول
نیروهای انگلیس به فرماندهی ژنرال آلن بی در اکتبر 1918 م اشغال فلسطین را به پایان برده و آن را تحت اداره نظامی مستقیم خود در آوردند. ژنرال بولز، رئیس حکومت نظامی فلسطین، متن وعده بالفور را منتشر کرد و صریحاً اعلام داشت که بریتانیا مسئولیت اجرای این وعده رادر ضمن قبول سرپرستی فلسطین پذیرفته است و موظف است که آن را اجرا کند. در مقابل این اعلام، در فلسطین مردم به مخالفت برخاستند. البته در آن هنگام هیچ گونه نشانه ای دال بر استعماری بودن این حرکت وجود نداشت زیرا که:
1) ویلسون رئیس جمهور وقت آمریکا در دسامبر 1915 م گفت: سیاست فتح و استیلا در برنامه های رژیم های دمکراتیک قرار نداشته و با عقاید مذهبی آنان نیز منافات دارد.
2 ) ژنرال آلن بی در روز ورود خود به اسرائیل در تاریخ 29 /12 /1917 تصریح نمود که: هدف از سلطه یافتن بر فلسطین همان آزادی آن از زیر سلطه اتراک و برقراری دولتی ملی و آزاد در آن است.
3 ) لوید جورج نخست وزیر انگلیس سخنانی در جمع سندیکاهای کارگران انگلیسی گفت: بریتانیا به حق آزادی و استقلال فلسطین، سوریه، عراق و جزیره العرب اعتراف نموده و معتقد است دراین کشورها باید دولت های ملی تشکیل گردد.
4) بالفور طراح اعلامیه، طی تلگرافی به شریف حسین اعلام نمود که حکومت فخمیه بریتانیا بار دیگر وعده های سابق خود را مبتنی بر تایید استقلال اعراب و مساعدت کشورهای عربی برای دستیابی به استقلال پی از جنگ تاکید مینماید.
5 ) انگلیس و فرانسه طی بیانیه مشترکی در تاریخ 17 /11 /1918 تصریح نمودند که: علت ورود آنان به جنگ در خاورمیانه همانا آزادی ملت های عربی و برقراری دولت های مردمی است که با قدرت خود را از مردم می گیرد.
برهمین اساس تعهد صریح و آشکار متفقین مبنی بر تایید استقلال فلسطین و برقراری دولت ملی در آن که توسط مردم انتخاب می شود روشن می گردد، و همین مبنای پایبندی اعراب مبنی بر داشتن حق قانونی برای رسیدن به استقلال کامل فلسطین شده بود.
ولی متفقین این حقیقت مسلم را نادیده گرفتند. زیرا که با اهداف حقیقی آنان منافات داشت. هدف اصلی آنان این بود که جای سلطه عثمانی را بگیرند و مناطق تحت نفوذ آنان را میان خود تقسیم و مقدمات تبدیل فلسطین عربی به دولت صهیونیستی را فراهم نمایند.
اهداف پلید آنان در موافقتنامه مشهور سایکس – پیکو آشکار می گردد. آنان تصمیم گرفتند که فلسطین را تحت قیومت بریتانیا قرار داده تا به اهداف خود که همانا خدمت به صهونیسم است، جامه عمل بپوشانند.
نظام اداری در دوره اداره نظامی انگلیس
در دوره اداره نظامی کارمندان رده بالا همگی انگلیسی بودند و نه تن یهودی در میان آن ها به چشم می خوردند، اما به هیچ عربی ریاست مرکز اجرایی بزرگ داده نشد. این اداره در ماه اوت 1918 م مقدمات ورود هیات صهیونیست جهانی به رهبری وایزمن به فلسطین را برای آماده نمودن زمینه تاسیس وطن ملی یهود فراهم آورد.
با این که تمام جمعیت یهود در آن تاریخ از 6% تجاوز نمی کرد، این هیات ها به جهت اداره امور یهودیان، خواستار شرکت در اداره فلسطین گردید و یهودیان این امر را به عنوان حقی قطعی، با عجله مطالبه می کردند.
در همین اثنا یهودیان مشغول تهیه و تنظیم قوه نظامی شدند و برای خود جداگانه دستگاه قضایی ترتیب دادند و اداره اطلاعات و استخبارات را به وجود آورند. این عملیات برای اعراب زنگ خطری بود.
پی بردند که انگلستان برای فلسطین چه خوابی دیده است و باعث اضطراب و ناراحتی شدید نیز به وجود آمدن اعصاب ها شد و احساسات عربی را بر ضد این دیدار برانگیخت به طوری که لویس بولز اولین فرماندار کل نظامی در فلسطین اقدام به فرستادن گزارش کرد که در آن یادآوری شده بود که 90 درصد از ساکنان فلسطین چه مسلمان و چه مسیحیان به شدت با صهیونیست ها دشمنی می ورزند و خواستار لغو دیدار کمیته وایز من صهیونیست هستند. |
|
| واقعیت یهود چیست؟ / بخش هشتم |
| ساعت ۱۱:٤٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
اعلامیه بالفور
آرتور جیمز بالفور صدراعظم و وزیر خارجه انگلستان در 2 نوامبر 1917 م هنگامی که به عنوان وزیر خارجه کابینه لوید جروج خدمت می کرد، اعلامیه ای را به همراه یک نامه برای لرد راتشلید ارسال داشت که در تاریخ سیاسی جهان از آن به عنوان « اعلامیه بالفور » یاد می شود.
اهمیت اقدام تاریخی او به حدی برای جامعه یهود مهم ارزیابی می گردد که همه ساله رژیم اشغالگر قدس از نخست وزیر یا وزیر امور خارجة انگلیس دعوت می کند تا در مراسم اعلامیه بالفور ایراد سخن نمایند.
این وعده بالفور که آغاز مصائب و رنجهای عرب به حساب می آید در دوم نوامبر 1917 م . یعنی درست یک سال و نیم از شروع انقلاب عرب بر اساس وعده ها و عهدهای انگلستان در مورد استقلال بلاد عربی صادر شد .
انگلستان که از قبل وعده چنین عهدنامه ای را به آنها داده بود به وزرات جنگ کشورش دستور داد این عهد نامه را طوری تنظیم نماید که یهود را راضی کرده و در مقابل عواطف و احساسات عرب را تحریک نکند. اما عاملین تحریک کننده ها صدور این بیانیه ، جمعی از رهبرای یهود و در راس آنها دکتر و ایزمن استاد کرسی شیمی دانشگاه منچستر انگلستان ، بودند.
وایزمن – بر اثر کشف ماده اسیتون که برای بهره برداری از مواد منفجره ضروری بود ، در جامعه انگلستان نفوذ کلامی داشت - در مورد تشکیل این دولت ، با مقامات مربوط انگلیسی وارد مذاکره شدند و از انگلستان خواسند فوراً عهدنامه ای جهت حکومت یهود در فلسطین صادر کنند .
مالکوم در ادامه می نویسد :
من قبل از ثابت شدن و نوشتن این عهد نامه با مارشال حداد پاشا نماینده شریف حسین پادشاه عربستان ملاقات کرده ؛ موضوع ر اینگونه شرح دادم :
« می دانید که با کناره گیری آمریکا از این جنگ ما هر دو ضرر می بینیم . اکنون که روسای یهود و صهیونیست ها حاضر شده اند در مقابل عهد نامه ای که یهود را حاکم جزئی از فلسطین می داند ، آمریکا را وارد این جنگ نماید ...
خواهش من از شما این است که در این مورد از هر گونه تحریک عواطف و احساسات مردم جلوگیری نمایند . »
قبلاً گمان می رفت که این اعلامیه یک عمل محض انگلیسی است . ولی مدارک رسمی بعداً ثابت کرد که اعلامیه بالفور قبلاً به «وودروویلسون » رئیس جمهور آمریکا ارائه شده و او موفقیت خود را درباره آن اعلام کرده بود . در تاریخ 16 /10 /1917 م . کلنل هاوس ، دیپلمات آمریکایی ، تلگرامی به وزارت جنگ انگلیس فرستاد و در آن موافقت رئیس جمهور آمریکا و حکومت آن را با متن اعلامیه و صدور آن به نام انگلیس اعلام کرد . در تاریخ 14 /12/1918 م . فرانسه و در 9/5/1921 م . ایتالیا نیز موافقت خود را با اعلامیه مزبور اعلام کردند .
در همان موقعی که ژنرال آلنبی در فلسطین به کمک عرب مشغول جنگ بود ، انگلستان وفادار ، برنامه ای نقیض وعده های موکد و عهدهای غیر قابل تخلف که به عرب داده بود با یهودیان در دست اجرا داشت ؛ نقیضی که موجودیت و ملیت عربها را به خطر انداخت . خوانندگان محترم در ذیل متن اعلامیه ای که به امضای بالفور ، وزیر امور خارجه برتانیا رسیده ، ملاحضه می فرمایند :
2 نوامبر م
عزیز لورد روچلد
بسیار مایه خوشحالی است که به نیابت از حکومت اعلی حضرت مطلب زیر را که تامین کننده آرزوهای یهودیان و صهیونیست هاست و به وزرات امور خارجه پیشنهاد و با آن موافقت شده است ، به اطلاع جنابعالی برسانم :
« حکومت اعلی حضرت به موضوع تاسیس ملی برای ملت یهود در فلسطین به دیده موافق می نگرد و نهایت سعی خود را برای تحقق این وضعیت به کار می گیرد ، مشروط بر این که هیچ گونه اقدامی که ناقض حقوق مدنی و دینی پیروان دیگر ادیان غیریهودی در فلسطین و حقوق و وضعیت سیاسی یهودیان در کشورهای دیگر باشد ، صورت نگیرد.
بسیار خرسندم اگر اتحادیه هیات های صهیونیستی را در جریان این مطلب قرار دهید .
ارادتمند شما
آرتور بالفور
متن وعده بالفور
عوامل سیاسی که انگلستان را وادار کرد چنین وعده ای بدهد در مطالب ذیل خلاصه می شود :
1. دولت انگلستان علاقه داشت عناصر قوی یهودی که در ممالک مختلف دنیا پراکنده بودند مخصوصاً یهودیان مقتدر آلمان و اتریش را به طرف خویش جلب کند.
2. در آن وقت هنوز دولت آمریکا به متفقین نپیوسته و وارد جنگ نشده بود و انگلستان می خواست نظر موافق و کمک یهودیان آمریکا را که در دستگاه حاکمه آمریکا نفوذ قابل توجهی داشتند، به جانب خود متوجه سازد.
3. مهمتر از همه آن که انگلستان از اول در نظر داشت منطقه فلسطین را ، که موقعیت آن کمتر از موقعیت کانال سوئز نیست . منطقه نفوذ خود قرار دهد ، چون فلسطین علاوه بر اینکه راه خشکی میان شرق و غرب است . در صورتی که تحت تصرف انگلستان در می آمد به منزله سدی بود که جلو نفوذ فراسنه را ، که به زودی در سوریه ایجاد می شد به منطقه کانال سوئز می گرفت و ضمناً همان طوری که یهودیان قول داده بودند این دولت دست نشانده استعمار ، نگهبانان و حافظ کانال سوئز برای انگلستان هم بود با توجه به این که وعده بالفور ، راه برای انگلستان آماده می ساخت که بخواهد فسطین جز سهم او قرار گیرد تا بتواند وعده بالفور به یهود را اجرا کند.
با انتشار این اعلامیه روزنامه هانیز از گردونه صهیونیستم پرستی جانمانده و به تحریک عواطف و احساسات عامه پرداختند به گونه ای که گویی همه منتظر چنین روزی بودند.
هیچ لحظه ای نمی توانست برای اعلام حمایت دولت بریتانیا از تاسیس موطن ملی برای قوم یهود در فلسطین از لحظه کنونی که « صلیبیون قرن بیستم » شهر مهم غزه را در فلسطین تصرف کرده اند و برای خارج ساختن شهر مقدس از دست کفار !1 ( منظور مسلمین می باشد ) تلاش می کنند، مناسبتر باشد. منافع بریتانیا از مدت ها پیش ایجاب می کرد که یک کشور حائل بین مصر و حکومت احتمالاً خصمانه ترکیه تشکیل شود و چنین به نظر می رسد که صهیونیستم این مشکل را حل می کند ( ایوینینگ استاندارد )
روزنامه گلاسگئو هرالد در مقاله دیگری در همان شماره خود به بررسی سیاست دولت در قبال صهیونیستم پرداخت و چنین نوشت: نامه آقای بالفور به لرد راتشیلد مبنی بر اعلام حمایت دولت بریتانیا از صهونیسم بسیار به موقع بوده است چون این اقدام با پیروزهای ارتش در غزه و تکریت مصادف شده است، با حفظ حقوق مدنی و مذهبی جوامع غیر یهودیان و خود داری از به خطر انداختن حقوق و موقعیت سیاسی یهودیان ساکن در کشورهای دیگر، فلسطین پس از فتح این سرزمین به موطن ملی قوم یهود تبدیل خواهد شد. این وعده ها در حالی داده می شد که اکثریت جمعیت فلسطین را مسلمانان تشکیل می دادند ، تبلیغات صهیونیستی نشان می داد که آنها به چیزی کمتر از اشغال تمام عیار فلسطین و اخراج مسلمانها از آن دیار رضا نمی دهند.
با برپایی کنفرانس سان رمو و انحلال رسمی دولت عثمانی ، قرار داد بالفور در دستور کار قرار گرفت. این اعلامیه در دوم نوامبر 1917 م به امضای انگلیس رسید و لی مسلمانان پس از سقوط خلافت اسلامی و متزلزل شدن فلسطین در 1918 م بعنی دقیقاً پس از تنظیم عهد نامه از آن باخبر شدند.
|
|
| واقعیت یهود چیست؟ / بخش هفتم |
| ساعت ۱٢:٥۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٧ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
اتحاد و ترقی همسو با صهیونیستی
خبرنامه دانشجویان ایران: فساد اداری،خود کامگی حکام، یورش استعمارگران به کشورهای اسلامی و نفوذ عوامل یهودی و مسیحی در دستگاه اداری، زنگ خطر فروپاشی خلافت عثمانی را به صدا در آورد و سرانجام پس از کودتای کمیته « اتحاد و ترقی » در سال 1908 م ، اهرمهای قدرت از دست سلطان عبدالحمید خارج و به کمیته مذکور واگذار گردید .
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سیاستی که کودتاگران در پیش گرفتند، براساس تقویت نژاد ترک و احیای مجدد «پان تورانیسم» استوار بود و به این منظور، اضمحلال ملل تابع خلافت عثمانی و نابودی زبان عربی را مدنظر داشتند.
در حقیقت، اعراب دیگر زیر سلطه خلافت اسلامی نبودند بلکه تحت سیطره ترکان در آمدند زیرا از نظر ترکان کمیته اتحاد و ترقی «عثمانی» یعنی ترک، و سیاست «عثمانی کردن» یعنی سرکوب نژادهای غیر ترک به وسیله ترکها و از بین بردن آنها.
یهودیان از طریق نفوذ در محافل ماسونری و رخنه در صفوف «ترکهای جوان» نقش عمده ای را در کودتای کمیته اتحاد و ترقی علیه سلطان عبدالحمید ایفا نمودند. در آن زمان مردم در تفسیر ماهیت این کودتا می گفتند: «این کودتا بیشتر یهودی است تا ترکی».
سفیر انگلیس در ترکیه در یاداشتی که در اوت 1910 م به وزیر خارجه دولت متبوعش ارسال نمود، می نویسد:
به نظر می رسد که تشکیلات داخلی کمیته اتحاد و ترقی آمیزه ای از همسویی یهودیان و ترکان باشد ... اینک یهودیان از موضع قدرت در دستگاه اداری دولت مسلط شده اند و با تشویق خط مشی قوم گرایی ترکی، قصد دارند بیش از بیش بر مراکز نفوذ خود بیفزایند.
از جمله اسناد گویایی که همدستی یهودیان و کمیته اتحاد و ترقی در راه خدمت به اهداف یهودیان و چشم داشتهای نامشروعان را افشا می نماید، نامه ای است که سلطلن عبدالحمید در سال 1911 م به شیخ محمود ابوشامات نوشته و در آن گفته بود، علت خلع وی از سلطنت توسط کمیته اتحاد و ترقی، اصرار آنان بر موافقت با تاسیس میهن قومی یهود در سرزمین مقدس (فلسطین ) بود که سلطان ضمن رد آن، به آنان گفته بود: "اگر به اندازه سطح کره زمین به من طلا بدهید ، به این امر رضایت نخواهم داد."
صهیونیستها، بدون اتلاف وقت، از اوضاع پیش آمده حداکثر بهره برداری را به عمل آوردند. آنها در سایه حمایتهای رژیم تازه (کمیته اتحاد و ترقی)، دفتری به نام «دفتر فلسطین» در قسطنطیه تأسیس نمودند تا امتیازات بیشتری از حکومتعثمانی گرفته، برای پیشبرد اهداف صهیونیسم تایید لازم را کسب نمایند و مقدمات خرید اراضی از اعراب را فراهم می کنند.
در حالی که اعراب به مقاومت در برابر تحریکات صهیونیستها و همدستان آنان (کمیته اتحاد و ترقی) ادامه می دادند، ناگهان در تابستان 1912 م «اتحاد و ترقی» از دولت کناره گیری کرد و حزب «آزادی و ائتلاف» که در تریبونهای رسمی و همواره خطر صهیونیسم را گوشزد می نمود و اتحادی ها را به همدستی با صهیونیستها متهم می کرد ف براریکه قدرت تکیه زد.
لیکن حقیقت تلخ آن است که اراضی فروخته شده به یهودیان در طی حاکمیت سه ماهه کابینه ائتلافیون به مراتب بیش از اراضی فروخته شده به یهودیان در دوران سه ساله مسامحه کاریهای کارمندان دولت اتحاد و ترقی بود.
علت این امر، نیاز مالی شدید دولت «آزادی و ائتلاف» برای رفع احتیاجات خزانه تهی دولت پس از جنگهای بالکان بود. لذا مذاکرات محرمانه میان دولت «آزادی و ائتلاف» و صهیونیستها برای فروش زمینهای اعیانی در فلسطین و سوریه گشوده شد. دیری نپایید که دولت «اتحاد و ترقی» در 1913 م بار دیگر به قدرت رسید و با لغو محدودیت مهاجرت یهودیان، این بار عنایت و لطف بسیاری نسبت به صهیونیستها ابراز نمود. در مارس 1914 م نیز محدودیت تمکل اراضی در فلسطین برای یهودیان لغو گردید.
شایان ذکر است که ماه عسل روابط عثمانیها و صهیونیستها مدت زیادی به درازا کشید، زیرا یهودیان که همواره بنا به اقتضای منافعشان رنگ عوض می کنند، در جنگ جهانی اول در کنار متفقین، علیه عثمانیها موضوع گرفتند.
اتحادی ها – کمیته اتحاد و ترقی – نیز در قبال صهیونیستها تغییر موضع دادند. جمال پاشا فرمانده سپاه چهارم، طی فرمانی در مه 1916 م ، برافراشتن پرچم صهیونیستم و نصب هرگونه پلاکاردی به زبان عبری را منع و تمامی تمبرها و کاغذهای مخصوص حرکت صهیونیستی را مصادره کرد !! علاوه بر این، وی با اعلام انحلال تمامی نهادها و ارگانهای یهودی در فلسطین، پاسداران مستعمرات یهودی را خلع سلاح نمود.
در بیانیه ای که در این مورد از سوی دولت منتشر گردید، تصریح شده بود که دولت این تصمیمات را بر اساس اطلاعات به دست آمده از توطئه چینی برخی عناصر صهیونیستی جهت تشکیل کشور یهودی در فلسطین اتخاذ کرده است. در نتیجه این اقدامات، شمار زیادی از یهودیان به مصر مهاجرت کردند و از شدت موج فزاینده مهاجرت یهودیان به فلسطین کاسته شد.
اما در اینجا باید اضافه کرد که استکبار هرجا که بخواهد پا بگذارد و به چپاول منابع یک کشورو غارت اموال آن دست یازد، نخست رسمی در ایجاد تفرقه و جدایی در آحاد مردم دارد. و در مرحله دوم سعی در به فساد و تباهی و بی بند و باری کشاندن جوانان آن سرزمین دارد در قضیه فلسطین نیز اینگونه شد. صهیونیستها با به قدرت رساندن کمیته اتحاد و ترقی، راه ایجاد تفرقه ترکان و اعراب را فراهم ساختند و در مرحله بعد در واپسین روزهای خلافت عثمانی، به ترویج غربگرایی و تقلید کورکورانه از زندگی غربی ها، بی بند و باری اخلاقی و از هم گسیختگی معنوی در میان جوانان همت گماشتند. پس از آن مراکز فحشا و فساد در سر تا سر مناطق خلافت، یکی پس از دیگری سربر آورد. احسان نمر می گوید:
در اواخر خلافت عثمانی، دولت عثمانی گشایش مراکز فروش مشروبات الکلی و مراکز فحشا را مجاز نمود – کاری که قبلاً سابقه نداشت. اینگونه مشروب فروشیها در همه جا دایر گردید و شمار کثیری از جوانان کشور به شرابخوری معتاد شدند و پای آنان به مراکز فساد باز شد.
شرارت و فساد مانند قمار و اعتیاد به حشیش و غیره در میان جوانان باز نمود، به طوری که این امر یکی از مهمترین عوامل واگذاری اراضی و املاک به یهودیان بود. این مفاسد و پیامدهای ناشی از آن، منجر به وقوع بسیاری از جنایتها و حوادثی شد که در مشروب فروشیهای یافا – کانون گردهمایی یهودیان – و دیکر شهرها روی می داد . پولهایی که در چنین اماکنی خرج می شد، زبانزد مردم بود .
با ترور ولیعد اتریش – هنگری به تاریخ 1914 م میلادی در سارایوو و بروز جنگ میان اتریش و صربستان دسته بندی های سیاسی در اروپا شکل گرفت.
دولت اتریش دیروز به روس اعلان جنگ رسمی داد. ایطالی بی طرف مانده، سپس یک طرف انگلیس، فرانسه و بلژیک، روس، از طرف دیگر آلمان و اتریش در جنگ می باشند .
دولت عثمانی به نفع آلمان و اطریش – هنگری وارد جنگ شد و خود را در جبهه مقابل انگلستان و متحدانش قرار داد. این اقدام عثمانی فرصت مساعدی را برای صهیونیست ها فراهم ساخت تا با مجاب ساختن انگلستان و کسب حمایت سیاسی آن کشور به تضعیف موقعیت عثمانی که در جبهه مقابل قرار داشن بپردازند. پس بر همین اساس رایزنی های وتوافقات متعدد صی میان رهبران سیاسی بریتانیا و صهیونیست ها صورت گرفت که سرانجام منجر به انتشار اعلامیه بالفور شد.
جنگ جهانی اول (18 – 1914 ) شروع شد و دامنه آن به حدود فلسطین رسید. یکی از رهبران حزب صهیونیستم به نام هربرت ساموئل یادداشتی به اعضای کابینه انگلستان و نمایندگام مجلس عوام آن کشور عرضه داشت و پیشنهاد نمود: دولتی یهودی تحت نظارت انگلستان در فلسطین بوجود آید و بین سه تا چهار میلیون نفر یهودی پراکنده در اروپا به آن جا روند و بدین ترتیب انگلستان یک حکومت دست نشانده و حافظ منافع خود را در کنار مصر و کانال سوئز ایجاد کرده و نقظه حساسی را در دست خواهد داشت.
با شروع جنگ مردم فلسطین به جانبداری خود از خلافت عثمانی تداوم بخشیدند. مردم گمان می بردند که سرانجام عثمانیها بر دشمنانشان ( فرانسه، انگلیس و روسیه و ایتالیا ) چیره خواهند شد. آنان اطمینان داشتند روزی که جهاد عمومی اعلام گردد، پیروزی تام و تمام از آن خواهند بود در 1914 رسماً اعلام جهاد شد.
عثمانیها ابتدا در «جناق قلعه » از میدان نبرد پیروز خارج شدند. هئیتی متشکل از سی نفر از علمای فلسطینی و ادبا و روزنامه نگاران برای عرض تبریک این پیروزی رهسپار سرای سلطان (باب علی) در قسطنیطه شدند.
ظاهراً تشکیل این هئیت نشانه ای از نیرومندی جریان اسلامی طرفدار خلافت عثمانی تلقی شد. اما پس از گذشت یک سال از جنگ، چون مقامات عثمانی از اجرای وعده های اصلاحی شانه خالی کردند، از یک سوء مقبولیت و نیرومندی جریان مذکور روبه افول گذاشت و از سوی دیگر قدرت و نفوذ اسلام گرایان و ملی گرایان طرفدار استقلال و جدایی اعراب از دولت عثمانی ، رو به رشد و گسترش نهاد .
در اواخر تابستان 1914 م انگلیسیها جهت کسب حمایت اعراب در جنگ عثمانیها با شریف حسین ( حاکم مکه) تماسهایی را برقرار کردند. انگلیسیها چنان وانمود کردند که مایلند خلافت باردیگر به شخصی از سلاله پیامبر (ص) – شریف حسین – باز گردد و آماده اند که از اعراب در راه کسب استقلال پشتیبانی کنند، مشروط بر اینکه اعراب نیز متقابلاً علیه عثمانیها دست به شورش زنند. در واقع انگلیسیها می خواستند موقعیت نظامی عثمانیها را تضعیف نمود، از وحدت نظر مسلمانان در اجابت ندای سلطان عثمانی در مورد اعلام جهاد ، آن هم در مستعمرات مسلمان نشین انگلیس و فرانسه جلوگیری کنند.
شریف حسین عملاً از اعلام جهاد طفره رفت. او بهانه آورد که در صورت دخالت در جنگ، نیروی دریایی عثمانی برای حمایت از بنادر حجاز در برابر تعارض احتمالی ناوگان انگلیس، عاجز و ناتوان است. در این مرحله، عربیت و تعصب قومی به اوج خود رسیده بود و در بین مردم، ضرروت رهایی از حکومت ترکان و جدایی کشورهای عربی از خلافت عثمانی، به گونه سخن روز در آمده بود.
به هر حال سالهای 18 – 1917 م. شاهد تحولی در دیدگاه اعراب نسبت به انگلیسیها بود. اعراب با این پندار که نیروهای انگلیسی هم پیمان و دوست آنان اند! امیدوار بودند که انگلستان زمینه آزادی و استقلال اعراب را فراهم کند . ژنرال لیرمان فون – ساندرز، بازرس ارتش ترکان که در خلال جنگ به عنوان یکی از فرماندهان در اداره جنگ در فلسطین شرکت کرده بود، طی گزارشی به قرارگاه فرماندهی عمومی در مورد تغییر موضع فلسطنیان و رفتارشان با نیروهای ترک و آلمانی چنین می گوید:
من به فلسطین و سوریه آمدم و همه چیز را برخلاف انتظار یافتم. جو کشور مسموم شده و مردمان به ما پشت کرده اند. ما اینک بین دشمنان خود به سر می بریم، لذا تمامی فعالیتها و تلاشیهایمان به هدر می رود. ما در چنگ دو دشمن گرفتار شده ایم: اهالی این کشور و دشمنی که با آن می جنگیم.
در حالی که آرزوهای حاکمیت استقلال احساسات اعراب هم پیمان انگلیس را نوازش داد، انگلیسیهای متجاوز، گامهای عملی را برای اشغال و غصب فلسطین و پاره پاره کردن و تجزیه آن از پیکره امت بزرگ اسلام، بر می داشتند.
.
شریف حسین در یاداشتی 14 ژونیه 1915 که برای سرهنری مک ماهون فرستاد سرزمین مورد ادعای خود را چنین تعیین نمود :
از شمالی به خطی از بندر مرسین – ادرنه تا خلیج فارس در شمال ، از کشور ایران تا خلیج بصره در شرق، از اقیانوس هند تا جزیره ابن عمر در جنوب ( به استثنای عدن که به حال خودش می ماند ) و از دریای سرخ و دریای مدیترانه تا شبه جزیره سینا در غرب ، به رسمیت بشناسد.
اما پاسخ سر هنری چنین بود :
دو منطقه مرسین و اسکندرون و قسمتی از سوریه واقع در غرب دمشق حمصص، حماه و حلب را نمی توان صرفاً عرب نشین به حساب آورد و باید از محدوده فوق مستثنی شوند. با این تعبیر وبی آنکه به معاهدات ما و بعضی از شیوخ عرب لطمه ای وارد آید ، ما مرزهای پیشنهادی را قبول داریم.
استنباط اعراب از پاسخ سرهنری این بود که به زودی شاهد استقلال و آزادی سرزمین های اسلامی خواهند شد و به تصور آنان روشن بود که همه فلسطین جزء محدوده پیشنهاد آنها قرار دارد، زیرا جنوبی ترین نقطه که سرهنری در پاسخ به آن اشاره کرده، دمشق است.
اما رویای اعراب به حقیقت نپیوست. چرا که بریتانیا مدعی شد که فلسطین از آغاز جزء محدوده مورد نظر بوده است.
این در حالی است که آرزوی حاکمیت و استقلال احساسات اعراب هم پیمان انگلیس را نوازش می داد. انگلیسی های متجاوز ،گامهای عملی را برای اشغال و غضب فلسطین و پاره پاره کردن و تجزیه آن تدارک دیده بودند، در حالی که اعراب از درک واقعیات استعمارگران عاجز مانده و در خواب خرگوشی فرو رفته بودند.
هم زمان با مذاکرات شریف حسین – مک ماهون ، وزرای خارجه بریتانیا و فرانسه ، یعنی «سرمایک سایکس» و «جورج پیکو» مذاکرات محرمانه ای را انجام دادند: در 16 می 1916 م قرار داد سری « سایکس – پیکو » بین فرانسه و بریتانیا به امضا رسید. به موجب این قرار داد به پنج منطقه تقسیم می شدند. سوریه و لبنان به تحت الحمایگی فرانسه با رنگ آّبی و عراق، فلسطین و شرق اردن تحت قیومیت انگلیس به رنگ قرمز مشخص گردیدند.
همچنین قرار داد سایکس – پیکو به اطلاع دولت روسیه و آن دو لت نیز با گرفتن امتیازاتی با بستن قرار داد موافقت نمود. در 16 آوریل 1916 م . موافقتنامه ای بین سه دولت انگلیس ، فرانسه و روس، سه قدرت اصلی اروپا به امضا رسید و به پیملن سازونوف معروف شد و مکمل پیمان یایکس – پیکو گردید. و بالاخره اراضی دولت عثمانی بین سه دولت انگلیس در این قرار داد، نواحی جنوبی عراق ، شهر بغداد، بندر حیفا و عکا در فلسطین بود.
ماده ششم این قرار داد دلالت بر بین المللی شناختن مساله فلسطین داشت. این پیمان که از دولت انگلیس به خاطر متصرفات جدید خود بیش از همه از آن حمایت می کرد، از دولت ایتالیا که مدعی دیگر این ماجرا بود و همچنین از شریف حسین مخفی نگه داشته شد ، اما بعداً به خاطر منافع ایتالیا ، قرار داد دیگری به نام «شن ژاندومورین» انعقاد یافت. و نیز طبق قرار داد دیگری به نام قرار داد «کلمانسو- للوید جرج » سهم متصرفی دولت انگلیس وسعت بیشتریمی یافت.
به همین علت نیز به دنبال انقلاب بلوشیکی در 1917 ، انگلستان که چندی بعد آن پیمان را مغایر با سلطه خود بر کانال سوئز دید در 1917 م میلادی با استفاده از ضعف روسیه و انقلابی که در آن کشور به وقوع پیوست، از پیمان سرباز زد. فلسطین را تحت قیومت خود در آورد.
حکومت روسیه قرار داد سایکس – پیکو را فاش ساخت. این موضوع نگرانی شدید نیروهای عرب را که در آن هنگام با ترکها در نبرد بودند برانگیخت. اعراب تهدید کردند که با دولت عثمانی تماس خواهند گرفت و قرار داد صلح جداگانه ای با آن منعقد خواهند کرد . آن گاه انگلیسی ها بلافاصله به اعراب اطمینان دادند و از نو وعده های خود را تکرار کردند.
فیصل (پادشاه عراق) پسر شریف مکه به پدرش پیغام داد که نمیتواند تحت این شرایط بجنگد. شریف حسین با لندن تماس گرفت و پیغام اطمینان بخشی دریافت داشت و آن را به پسرش در سوریه تلگراف کرد.
این جنگ که نسبت به بریتانیا بسیار وحشتناک به نظر می رسید یک نوید بسیار درخشنده ای برای یود بود و در همان وقت که رهبران انگلیسی از ترس، خواب نمی رفتند، یهود در کمال آرامش و خوشحالی به سر می بردند، زیرا بریتانیا سعی می کرد آمریکا را داخل جنگ کند و از این راه جبهه خود را نقویت نماید ولی چون سیاست آمریکا به دست یهود بود ، احتیاج شدیدی به آنها پیدا کرد. یهود که برای یک چنین روزی دقیقه شماری می کردند، فرصت را غنیمت شمرده و متعهد شدند که در مقابل آنکه بریتانیا دولتی برای یهود در فلسطین تشکیل دهد، آمریکا را هر طوری شده وارد جنگ کنند.
جیرالدکی اسمیت می گوید: «بدون شک یگانه کسی که توانست آمریکا را وارد جنگ کند، صهیونیست بود. نقشه این دسیسه بزرگ را در یک خانه بسیار کوچکی واقع در حومه شهر لندن به دست آقای ( جیمس مالکوم ) کشیده شد و سرانجام به پیروزی رسید که با این عمل دو پیروزی به دست آمد، یکی برای یهود و دیگری برای انگلستان.
جیمس مالکوم در خاطرات خود می نویسید :
من در وارد شدن آمریکا به جنگ جهانی اول، نقش مهمی را ایفا کردم و با سفرهای مختلفی که به آمریکا ، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی داشتم و مقاله های مفصلی که در مجله تایمز لندن و روزنامه های آمریکا نشر نمودم، توانستم نظر رهبران این کشورها را به یهود جلب کنم. از سوی دیگر رابطه های بسیار دوستانه ای با روسای یهود در آمریکا و رهبران سیاسی این کشور برقرار کردم که سرانجانم در بهار سال 197 م آمریکا را وارد جنگ نمودم |
|
| واقعیت یهود چیست؟ / بخش ششم |
| ساعت ٤:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
کنگره یهود: فقط به فلسطین می رویم
خبرنامه دانشجویان ایران: در 18 مه 1901 م هرتزل پس از پنج سال تلاش مداوم، موفق به دیدار با سلطان گردید. در برابر سرسختی سلطان عبدالحمید، هرتزل پیشنهاد پرداخت 5 میلیون لیره طلا را به وی نمود، ولی این امر منجر به اخراج هرتزل از کاخ سلطنتی گردید. |
|
| واقعیت یهود چیست؟ / بخش پنجم |
| ساعت ۱:۳٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
اقدامات عملی هرتزل
خبرنامه دانشجویان ایران: هرتزل برای عملی شدن پروژه صهیونیستم بر تماس با دیپلمات های کشورهای جهان حریص بود و تلاش می کرد که موافقت قدرت های بزرگ جهانی به خصوص انگلستان را با این طرح خود جلب کند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ لازم به ذکر است از سالها قبل تئوری اعمال هرتزل توسط مسیح صهیونیست ها نوشته شده بود. با توجه به منافعی که این طرح برای استعمار صلیبی غرب داشت، هرتزل تلاش نمود تا دولت عثمانی را به فروش بخشی از فلسطین به یهودیان و دادن خود مختاری به آن ها – تحت حاکمیت حکومت عثمانی – و اجازه به یهودیان برای مهاجرت به فلسطین اقناع کند.
همانطور که در ابتدای کتاب عنوان گردید صهیونیست را اصولاً افکار هرتزل تفیقی از استعمار و نژاد پرستی دید. وی در سال 1896م . می نویسد: « چنان چه به محلی منتقل شویم که در آن حیوانات درنده ای باشد که یهودیان به آن ها عادت نداشته باشند – مانند افعی های بزرگ – من کوشش خواهم کرد از مردم بومی برای از بین بردن این حیوانات استفادع کنم.
زمانی که وابسته نظامی آلمان در وین از هرتزل پرسید که آیا کشور مطلوب بیروت را نیز در بر خواهد گرفت ؟ پاسخ داد که : « زود است آن چه را که به آن احتیاج داریم و همة آن نیازهای افزایش یافته به زمین را مطالبه کنیم. » همچنین هرتزل در یاداشت های روزانه اش پنهان نکرده است که سرزمین مطلوب ،گستردة پهناوری بین مصر و رود فرات است.
اصرار هرتزل جهت اسکان و امتناع پادشاه عثمانی
قبل از کنگره بال هرتزل مشتاقانه کوشیده بود سلطان عبدالحمید را وا دارد تا فلسطین را به یهودیان دهد در ژوئن 1896 م. هرتزل به قصد ملاقات با سلطان به قسطنطیه رفت . اما سلطان او را نپذیرفت و به نماینده او فیلیپ مایکل نیوزلینسکی جواب داد :
«اگر آقای هرتزل به همان اندازه که شما دوست من هستید ، با شما دوست است ، به او نصیحت کنید که دیگر هیچ قدمی در این راه برندارد . من نمی توانم حتی یک وجب از این سرزمین را بفروشم . بگذارید یهودیان پولهایشان را برای خود نگه دارند. هر زمانی که امپراطوری من تجزیه شد ، آنها هم می توانند فلسطین را به رایگان تصاحب کنند .»
امتیازاتی که هرتزل به سلطان پیشنهاد نمود ، به شرح ذیل بود :
تاسیس ناوگان دریایی عثمانی
کمک به سلطان در تنظیم سیاست اروپایی وی
تاسیس دانشگاه عثمانی در بیت المقدس ،تا دیگر نیازی به اعزام دانشجو به اروپا نباشد .
باز پرداخت کلیه بدهیهای دولت عثمانی
تقدیم کمک مالی جهت اجرای طرح های عمرانی
پرداخت مالیات سالیانه برای کمک به دولت جهت سرو سامان بخشیدن به اوضاع درهم اقتصادی
تمام اینها به خاطر آن بود که یهودیان در فلسطین زمینی به دست آورند و تحت حمایت عثمانی (! ) در آن سکونت گزینند.
|
|
| واقعیت یهود چیست؟ / بخش چهارم |
| ساعت ۱:۳۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
ماجرای دریفوس یهودی
در سال 1894 م یک مامور ضد اطلاعات وزارت جنگ فرانسه در میان نامه های باطله وابسته نظامی آلمان در پاریس به نامه ای بدون امضا برخورد که خبر از ارسال اطلاعاتی طبقه بندی شده در خصوص توپخانه فرانسه و به ویژه توپ 120 میلی متری جدیدی می دهد که نقش بسزایی در برتری ارتش فرانسه داشت.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مقامات امنیتی فرانسه برپایهبرخی قرائن، یک سروان یهودی به نام دریفوس را عامل این جاسوسی شمرده و متهم کردند. این واقعه در وسایل ارتباط جمعی فرانسه با دیدگاه های مختلفی سنجیده شد و اسباب جناح بندی مردم را در دو گروه مخالفین و موافقین دریفوس فراهم ساخت.
ماجرا ی دریفوس به صورت یک افتضاح سیاسی در اروپا جلوه گر شد. این ماجرا در حقیقت وسیله ای شد برای نشان دادن احساسات ضد یهودی و در حکم مثالی است از آثار منفی این گونه احساسات این عمل ناخواسته موجب همبستگی اقلیت های یهودی مقیم اروپا شد.
هرتزل دولت یهود را می نویسد
قضیه دریفوس باعث شد تا شخصی یهودی به نام تئودور هرتزل به فکر ایجاد یک کشوری برای اسکان یهودیان بیفتد. از این رو وی با تشخیص مناسب زمانی به انتشار کتاب « دولت یهود » در سال 1896 م . پرداخت. این کتاب اگرچه در ظاهر نامه ای است به خانواده راتشلید، اما روی سخنش با تمام رؤسای کشورهای جهان است.
تئودور هرتزل در کتابش از یهود در خواست نمود تا دولتی در فلسطین یا آراژانتین تاسیس کنند. وی در این کتاب مساله ای را مطرح می کند و راه حل آن را نیز ادامه می دهد. او می گوید: «مردمی هستند بدون زمین، یعنی یهودی ها و سرزمینی وجود دارد بدون سکنه، که همان فلسطین است، راه حل روشن است ؛ سرزمین بدون سکنه باید به مردم زمین برسد.
سازمانی جهانی صهیونیسم و اولین کنگره
کتاب دولت یهود توانست که سر و صدای زیادی در جهان آن روز به پا کند و هرتزل را متوجه این مطلب سازد که این پیشنهاد موافقان زیادی دارد به همین دلیل سازمان جهانی صهیونیسم را تشکیل داد.
اولین کنگره حزب صهیونیسم در شهر بال، سوئیس در تاریخ 27 تا 29 آگوست تشکیل و پس از مشاورات و مذاکرات زیاد قطع نامه ای صادر شد. در این قطع نامه برنامه نهضت مشخص و فلسطین منطقه مهاجرت و محل تشکیل ملت واحده یهودی معلوم گشت.
اسم فلسطین به سرزمین اسرائیل تبدیل و پرچم صهیونی و شعار ملی یهود هم معلوم شد. هرتزل در حقیقت خود را بانی کشور یهود می داند و کنگره بال سوئیس را محلی می داند که نطفه این طفا نامشروع را در آن منعقد نموده است.
برنامه این کنگره را هرتزل تدوین کرد و رهبر صهیونیست های آلمان، بودنهایمر آرم کنگره را طراحی کرد که یک سپر آب با حاشیه ای سرخ رنگ بود و برروی آن جمله « تاسیس دولت یهود تنها راه حل مساله یهودی است » حک شده بود. در میان سپر، شیر یهودا و پیرامون آن ستاره داوود و 12 ستاره دیگر به نشانه شمار فرزندان حضرت یعقوب نقش بسته بود .
طبق دستور همین کنگره قرار شد یک شرکت یهودی برای خرید و عمران اراضی فلسطین به وجود آید و هر یهودی صهیونی، در هر سال مبلغی به عنوان حق عضویت بپردازد، حق رای برای انتخاب کنگره عمومی صهیونیسم داشتهباشد .
کنگره بال بسیار موفقیت آمیز بود. چناچه هرتزل در دفتر یاداشت روزانه اش در سوم سپتامر 1897 م . چنین می نویسد :
«در بال در راه بازگشت به خانه، خسته تر از آن بودم که چیزی یاداشت کنم، اگرچه بیش از هر زمان دیگری لازم بود. حتما دیگران هم این را ثبت خواهند کرد که نهضت ما در مسیر تاریخ قرار گرفت. کنگره بال را می توانم در یک کلام به این صورت خلاصه کنم: در بال دولت یهود را بنیاد نهادم. اگرچه این را به صدای بلند برای همگام عنوان نکردم. زیرا اگر امروز آن را عنوان کنم دنیا به من خواهد خندید. احتمالاً تا 5 سال دیگر و یقینا تا 50 سال دیگر ، همه از آن آگاه خواهند شد . »
|
|
| واقعیت یهود چیست؟ / بخش سوم |
| ساعت ٢:۱۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٧ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
آغاز دعوت از یهود به فلسطین
خبرنامه دانشجویان ایران: در سال 1856 یک نویسندهی انگلیسی ناشناس با انتشار کتابی به نام « بحران و راه گریز » برای اولین بار عملاً در محیط مسیحی آن زمان به تمجید از یهودیت پرداخت و بازگشت به سرزمین موعود را به لحاظ اخلاقی مورد تاکید قرار داد . |
|
| واقعیت یهود چیست؟ / بخش دوم |
| ساعت ٢:۱٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٧ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
ناپلیون ناجی یهود
خبرنامه دانشجویان ایران: در سال های آغازین قرن 19 جهان شاهد ظهور یک نابغه ی نظامی و جاه طلب به نام ناپلیون بناپارت بود . بناپارت که کار خود را به عنوان افسر توپخانه با درجه ی ستوان دومی در ارتش انقلابی فرانسه آغاز کرده بود ، به سرعت مدارج ترقی را طی نمود و با پیروزی هایی بر ارتش اتریش و سپس پروس ، در مدت کوتاهی امپراتور فرانسه شد و جمهوری را ملغی کرد .
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ناپلئون پس از استقرار امپراتوری و حمله به کشورهای اطراف و به زانو در آوردن آنها ، عزم خود را جزم کرد تا بر انگلستان رقیب دیرینه فرانسه غلبه کند . به دنبال این امر به مصر لشکر کشید تا انگلستان را از طریق مستعمراتش تحت فشار قرار دهد .
در این مسیر نیاز به پشتوانه مالی فراوانی بود که تنها لابی های یهودی واجد آن بودند . از این رو با تلاش وی در سال 1803 م . نخستین مجمع ملی یهودیان با نام باستانی سنهدرین در پاریس گشایش یافت .
پس از آن ناپلئون شعار بازگشت به سرزمین موعود را برای جلب نظر یهودیان متمول سرلوحه ی برنامه های تبلیغی خود قرار داد . اما این امر چندان مورد توجه یهودیان واقع نشد و حتی زمانی که او قصد داشت تا بیت المقدس را تصرف کرده و آن در اختیار یهودیان قرار دهد ، یگانهای لشگر او که در مصر مستقر بودند ، باید با یهودیان بومی فلسطین نیز پیکار می کردند و بسیاری از این یهودیان بومی دوشادوش مسلمانان و مسیحیان جنگیدند . به هر نحودوران ناپلئون با حمله به روسیه به سرآمد . او را به سنت هلن تبعید کردند و در ناامیدی محض به مرض سرطان در گذشت . عمل او منجر شد تا برای اولین بار یهودیان اروپایی گردهم جمع شوند و اولین نشستهای مستقل یهودی را در اروپا برپا دارند .
اما با این وجود سفر یهودیان به فلسطین همچنان به خاطر احساسات و عواطف دینی آن ها برای زیارت اماکن متبر که و یا اقامت در مجاورت آن ها و تأسیس نهادهای خیریه بود و به شکل سازمان یافته و در قالب برنامه سیاسی آشکاری صورت نمی گرفت . جمعیت یهودیان در فلسطین در سال 1799 م. تنها حدود پنج هزار نفر بود و این تعداد هم مالک درصد خیلی کمی از زمین های فلسطین بودند .
اواسط قرن 19 دوران مهمی را در تاریخ خاورمیانه شامل می شود . آغاز دوران سقوط و اضمحلال دولتهای قدرتمند مسلمان ، ایرانی و عثمانی .
در ایران سلسه قاجار با حکومت خود صدها سال ایران را به عقب برد و عثمانی با فساد گسترده درباری خود نیز دچار چنین وضعی گردید . در مصر محمد علی پاشا ، که اصالتاً آلبانیایی بود ، قدرت را به دست گرفت و سپاه عثمانی رااز منطقه راند . عثمانی در شمال آفریقا تنها نامی بی استفاده بیش نبود . در این زمان فلسطین گاهی تحت سیطرة مصر و گاهی حوزة نفوذ عثمانی بود . اکثریت قریب به اتفاق مردم ساکت فلسطین مسلمان بودند و در آن یک اقلیت چند صد نفری یهودی نیز ساکن بود .
انگلستان تنها حامی یهود
اما اولین حمایت استعمار از یهودیان به سال 1840 م . باز می گردد . انگلستان – رقیب دیرپای فرانسه – برای حفظ منافعش دست به کار شد و در سال 1848 م بیانیه ای صادر کرد که انگلستان تنها کشور حمایت کننده از اتباع یهودی
روسی الاصل مقیم فلسطین است . مغز متفکر تاسیس کشور یهودی در فلسطین ، لرد پالمرستون نخست وزیر انگلستان در
11 اوت 1840 م . به سفیر انگلستان در استانبول نوشت :
« اگر بازگشت یهودیان به فلسطین با موافقت عثمانی صورت بگیرد ، مانع بسیار خوبی را در برابر تهاجم های محمد علی پاشا والی سرکش مصر و بازماندگانش به وجود خواهد آورد . باید سلطانی عثمانی و اطرافیان او را قانع سازی که اکنون فرصت مناسبی برای گشایش درهای مهاجرت به فلسطین پیش آمده است . »
البته انگلستان با تحت حمایت قرار دادن یهودیان در 1850 م ، تزار را بر علیه یهودیان تحریک کرده بود ، اما این دخالت جدید به منظور تاثیر گذاری بر سیاستهای اروپایی عثمانی محسوب می شد . در سال 1851 م . لرد پالمرستون نخست وزیر وقت انگلستان که در آن زمان در اوج قدرت استعماری به سر می برد ، اولین بهانه را برای دخالت و دست اندازی در اراضی فلسطین به دست آورد و این بهانه چیزی جز اعتراض صوری به وضعیت یهودیان نبود .
به دنبال این دخالت انگلستان امتیاز حمایت کنسولی از یهودیان فلسطین را به دست آورد و نخستین کنسولگری خود را در بیت المقدس راه اندزای نمود و سرپرستی آنها به « ادوارد توماس راجرز » و « مینزی » که هر دو یهودی بودند سپرد . در ادامه انگلستان مجوز خرید یک قطعه زمین برای یهودیان مستمند را از عثمانی به دست آورد و به دعوت لرد پالمرستون ، در سال 1855 م . سرموس مونته فیوری جوانی از یک خانواده یک قطعه زمین یهودی ایتالیایی ملکی را در نزدیکی یافا خرید و رعیتهای مسلمان آن را بیرون راند و اولین مزرعه کشاورزی صنعتی پدید آورد که کارگران آن همگی یهودی اروپایی بودند . از این زمان بود که استعمار فلسطین توسط یهودیان آغاز شد .
انگلستان در ادامه دخالتهای خود در همان سال انجمن ادبیات انگلیسی کتاب مقدس را در اورشلیم بنا نهاد که تماماً به دست یهودیان اداره می شد .
آغاز دعوت از یهود به فلسطین
همزمان با این وقایع که در 1856 یک نویسنده ی انگلیسی ناشناس با انتشار کتابی به نام « بحران و راه گریز » برای اولینبار عملاً در محیط مسیحی آن زمان به تمجید از یهودیت پرداخت و بازگشت به سرزمین موعود را به لحاظ اخلاقی مورد تاکید قرار داد .
در سال 1861 م انجمن اسرائیلی لندن برای مهاجرت به سرزمین مقدس در لندن پا گرفت . در این سال موسسه ای به نام اتحاد جهانی اسرائیل تاسیس گردید که هدفش پیشرفت و حمایت یهودیان ، به ویژه یهودیان ساکن سرزمین های اسلامی بود .
از آغاز سال 1870 م . دعوتهای محدودی در میان یهودیان اروپایی در مهاجرت به فلسطین آغاز شد و بذرهای توطئه انگلستان برای تجمع یک اقلیت غیر بومی برای تاثیر گذاری بر منطقه وارد مرحله ای تازه ای گردید .
در 1882 م . نهضتی به نام عشق به صهیون با هدف احیای زبان عربی ، دعوت یهود به مهاجرت به فلسطین ،تملک و آباد نمودن اراضی ، در روسیه تشکیل شد . در این زمان اسکان یهودیان نظر بارون راتشلید را به خود جلب کرد و نتیجه آن شد که تا سال 1899 ، تعداد نه مهاجرنشین که بیش از دو سوم سرزمین های متعلق به یهودیان در فلسطین را در بر می گرفت ،تحت حمایت او بودند .
در سال 1875 ، اتحادیه اسرائیل ، در مدرسه کشاورزی Mikven Israel را در نزدیکی یافا تاسیس کرد که اسکان یهودیان در فلسطین از جمله هدفهای اصلی آن به شمار می رفت .
|
|
| واقعیت یهود چیست؟ / بخش اول |
| ساعت ۱۱:٢٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۱ کلمات کلیدی: قوم یهود |
|
رویای بازگشت به سرزمین موعود
خبرنامه دانشجویان ایران: این ادعا که تهدید صهیونیستها علیه فلسطینی ها به طور ناگهانی پس از صدور اسلام اعلامیه بالفور در 1917 به وجود آمد، متضمن نادیده گرفتن وقایع و جریاناتی مهمی است که مقدم بر صدور این اعلامیه می باشد. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

